کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19
[1396/06/01]

جلسه: 140 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 19 آذر ماه 1336  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2-بیانات آقاى نایب رئیس به مناسبت روز 21 آذر ماه

3-بیانات قبل از دستور آقایان: حشمتى- نورالدین امامى- (اجراى یک دقیقه سکوت) محمدعلى مسعودى- پرفسور اعلم- دیهیم- دشتى بزرگ‌ابراهیمى- علامه وحیدى- دولت‌آبادى و تیمورتاش به مناسبت روز 21 آذر

4- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى ابتهاج

5-طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به موافقت نامه فرهنگى بین ایران و لبنان

6-تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

 

 

جلسه: 140

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 19 آذر ماه 1336

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2-بیانات آقاى نایب رئیس به مناسبت روز 21 آذر ماه

3-بیانات قبل از دستور آقایان: حشمتى- نورالدین امامى- (اجراى یک دقیقه سکوت) محمدعلى مسعودى- پرفسور اعلم- دیهیم- دشتى بزرگ‌ابراهیمى- علامه وحیدى- دولت‌آبادى و تیمورتاش به مناسبت روز 21 آذر

4- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى ابتهاج

5-طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به موافقت نامه فرهنگى بین ایران و لبنان

6-تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى عماد تربتى (نایب رئیس) تشکیل گردید

1- تصویب صورت‌ مجلس

نایب رئیس- صورت اسامى غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: یارافشار. دکتر اصلان افشار. سنندجى سعیدى. مجید ابراهیمى. مرتضى حکمت. صفارى. اکبر. محمودى. فضایلى. مهندس فیروز. دکتر اسدى. کاظم شیبانى. مهندس شیبانى. صراف‌زاده. مهندس بهبودى. فرود. کدیور. خرازى. پردلى. دولت‌شاهى. اورنگ. صدرزاده. تیمورتاش. توماج. رامبد. اعظم زنگنه.

غائبین بى‌اجازه- آقایان: دکترطاهرى. دکتر جهانشاهى. اریه. مشار. اخوان. قبادیان. شادمان.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه-آقایان: بزرگ‌نیا. مهندس فروغى. پرفسور اعلم. دکتر سعید حکمت. اسفندیارى. دولت‌آبادى. دکتر شاهکار. سراج حجازى.

نایب رئیس- اعتراضى به صورت مجلس نیست (اظهارى نشد) چون اعتراضى به صورت مجلس نشد صورت جلسه تصویب می‌گردد.

2-بیانات آقاى نایب ‌رئیس به مناسبت روز 21 آذر

نایب رئیس- به طوری که آقایان محترم استحضار دارند روز 21 آذر ماه در پیش است و چون در آن روز مجلس تعطیل خواهد بود جمعى از آقایان محترم درخواست نمودند به جاى سؤالات امروز نطق قبل از دستور باشد مجلس شوراى ملى همیشه مظهر احساسات وطن‌پرستانه بوده است (صحیح است) و حق همین است که به مناسبت چنین روز تاریخى و فرخنده‌یى در تمام کشور و به ویژه در مجلس شوراى ملى احساسات پاک مبهنى ابراز شود (صحیح است) روز 11 آذر بزرگترین روز آمیخته به افتخارى است که براى همیشه در تاریخ ایران زنده و جاوید خواهد بود (صحیح است) در این روز به عموم جهانیان ثابت شد که ملت ایران که صدها سال قبل از میلاد مسیح تاریخ زنده و گویا و مضبوط دارد هرگز افتخارات و استقلال و آزادى خود را از دست نخواهد داد و با هر گونه مشکلاتى مبارزه خواهد کرد (صحیح است، صحیح است) روز 21 آذر روزى است که در سایه رهبرى شاهنشاه عظیم‌الشان ملت شریف ایران عموماً مردم غیور آذربایجان خصوصاً با هم‌آهنگى با ارتش نیرومند شاهنشاهى براى حفظ شرفو استقلال و آزادى با اخلال گران و تجزیه طلبان مبارزه شرافتمندانه نمودند (صحیح است) و عظمت ملت ایران براى بار دیگر در تاریخ دنیا با خطوط روشن ثبت شد (صحیح است) قربانیان روز نجات آذربایجان و شهداى این روز که در راه دفاع از ناموس و شرف و ایمان و مذهب و میهن و شه شربت شهادت را با کمال گوارایى نوشیدند برابر عقاید ملى و مذهبى ما با روح شاد و سرافرازى براى همیشه زنده و جاوید خواهند بود (صحیح است) این روز فرخنده و مبارک را با کمال افتخار و مباهات مجلس شوراى ملى محضور رهبر عالیقدر شاهنشاه عظیم‌الشان و ملت عزیز ایران تبریک می‌گوید.

3- بیانات قبل از دستور آقایان: حشمتى- نورالدین امامى (اجراى یک دقیقه سکوت) مسعودى- پرفسور اعلم- دیهیم- دشتى- بزرگ‌ابراهیمى- علامه وحیدى- دولت‌آبادى و تیمورتاش به مناسبت روز 21 آذر

نایب رئیس- اینک به همین مناسبت نطق‌هاى قبل از دستور شروع می‌شود آقاى حشمتى

حشمتى- 21 آذر 1325 براى میهن‌پرستان ایران و آزادى‌خواهان جهان از پر افتخارترین روزهاى تاریخى محسوب شده و هر قدر بگذرد و پرده اسرار دریده شود عظمت آن واضحتر خواهد شد با نهایت تأسف باید گفت که تاکنون آن طورى که شاید و باید بسیارى از مردم دنیا و عده هم میهنان عزیز به اهمیت این روز تاریخى و تأثیرى که در تثبیت موقعیت جهان آزاد داشته است پى نبرده‌اند. (صحیح است) از همکاران محترم اجازه مى‌خواهم که براى نشان دادن اهمیت این واقعه و اثبات ادعاى خود چندى به عقب برگشته ایام تیره و محیط حزن‌انگیز و خفقان‌آور آن زمان را یادآورى نمایم (احسنت)

+++

من از روزهاى شوم شهریور 20 و حمله پر قدرت‌ترین ارتش‌هاى جهان به کشور ایران که روزى پرچم‌دار تمدن به شر بوده و از این لحاظ حق بزرگى به گردن عالم انسانیت دارد حرفى نمى‌زنم و حتى میل ندارم از تأثیر مهمى که در پیروزى نهایى کشورهاى دموکرات داشته‌ایم سخنى به میان بیاورم و برخ متفقین عزیز بکشم که اگر در غائله شهریور راه‌هاى ارتباطى و منابع نفتى خود را که عامل اساسى فتح آنها بوده دست نخورده تحویب نداده بودیم مسلماً سرنوشت جنگ صورت دیگرى پیدا می‌کرد (صحیح است) خیر من دوست ندارم وارد این بحث بشوم و هنوز هم که هنوز است نفهمیده‌ام که در صورتى که ما حاضر بودیم همه با آنها کنار بیاییم منظورشان از اشغال کشور ما و ایجاد هرج و مرج چه بود و چرا اشتباه معاهده 1907 با این صورت زننده تکرار گردید. هر چه بود گذشت و از این که نخواستند و یا نتوانستند ضررهاى هنگفتى که از این راه به ما وارد آمده بود جبران کنند گله نداشته و تنها منظورى که از اشاره به این خاطرات غم‌انگیز دارم این است که تکلیف براى آینده روشنتر شده و ضمناً با تجسم آن روزگار اهمیت 21 آذر بهتر معلوم شود و درک حقایق آسانتر گردد آقایان محترم به خاطر دارند که هنگامى که متفقین پیروز شده و به قول معروف بر مرکب مراد سوار شدهد ارتش‌هاى انگلیس و امریکا طبق وعده که در قرارداد سه جانبه تهران داده بودند در رأس موعد مقرر خاک کشور ما را ترک نمودند. تنها ارتش سرخ بود که براى حداکثر استفاده از موقعیت تخلیه مناطق شمالى کشور را به تأخیر انداخته و تا جایى که توانستند به تقویت وطن‌فروشان و تربیت شدگان مکتب خدا ناشناسى پرداخته و تا وقتی که از هر جهت به قدرت آنها اطمینان پیدا نکردند سربازان خود را عقب نکشیدند. راستى وضع عجیبى بود و با جدا شدن آذربایجان از پیکر ما در وطن دنیا در مقابل یک عمل انجام شده قرار گرفته و با ایجاد حکومت پوشالى فرقه دمکرات که با فشار سر نیزه بیگانه به وجود آمد قسمتى از وصایاى پطر کبیر به مرحله اجرا درآمده بود. درست بیاد دارم که در عده‌اى از جراید آن روز دنیا که مسئله آذربایجان را خاتمه یافته فرض می‌کردند جسته و گریخته از حریم امنیت شوروى صحبت به میان آورده و حتى اگر فراموش نکرده باشم بوین وزیر خارجه انگلستان نیز در یکى از مصاحبه‌هاى مطبوعاتى خود به این موضوع اشاره نموده تلویحاً تصدیق کرده بود. باید با نهایت انصاف به همه آنهایی که در مقابل حقیقت جز تسلیم چاره‌اى نداشتند حق داد زیرا آنها که به رأى‌العین دیده بودند که کشورهاى اروپاى شرقى با داشتن قدرت کافى بدون هیچ مقاومتى به پشت پرده آهنین کشیده شده و در عده بسیارى از کشورهاى دیگر احزاب کمونیست قدرت غیرقابل انکارى را به دست آورده بودند نمى‌توانستند باور کنند که ایران با وضعین مخصوص به خود و صدماتى که در هنگام جنگ بر پیکر ناتوانش وار آمده بود بتواند با سهولت دست اجنبى پرستان را از ساحت مقدس میهن کوتاه نماید و چنین عملى را از جمله محالات مى‌دانستند. در آن روزهاى سخت میهن‌پرستان ایران در منتهاى یأس و ناامیدى با پیروى از سنن به استانى و توسل به غرور ملى خود را براى هر گونه جانبازى و فداکارى مهیا کرده و آمادگى خود را به وسیله نامه و تلگرافات و حتى درج در جراید به سمع اولیاى امور می‌رسانیدند.

ولى براى آنهایی که به باطن قضایا آشنا و کم و بیش به اهمیت موضوع پى برده بودند وضع صورت دیگرى داشته و نمى‌توانستند به عاقبت کار بد بین نباشند، در همان موقعى که وضع صورت به غرنجى را به خود گرفته و نزدیک بود امیدها تبدیل به یأس شوند پادشاه محبوب و خردمند ما که همواره سرمشق از خود گذشتگى بوده‌اند با اطلاع از احساسات میهن‌پرستانه مردم دلیر آذربایجان و شجاعت سربازان فداکار ارتش در میان بهت و حیرت عمومى به نام بزرگ ارتشتاران فرمانده فرمان تهورآمیز و تاریخى خود را براى نجات آذربایجان عزیز صادر فرمود و برخلاف انتظار گونه نظران در مدت بسیار کوتاه و باور نکردنى ساحت مقدس وطن از لوت وجود اجنبى پرستان و جیره خواران بیگانه پاک و مصفا شده و براى یک بار دیگر در تاریخ پرافتخار ایران ثابت گردید که کشور ما اگر هم که لقمه چربى باشد ولى تردیدى نیست که گلوگیر است و فرزندان هخامنش و اردشیر بابکان و آنها که روزى پدرانشان به دنیا حکومت کرده و آقایى مى‌نمودند هر قدر بیچاره بشوند معذلک حاضر نخواهند شد که طوق اسارت و بندگى به گردن بیندازند (احسنت- صحیح است)

در اینجا مناسب می‌دانم از کمک‌هاى بى‌شائبه جامعه ملل و حسن‌نیت کشورهاى غربى و مخصوصاً انگلستان و امریکا که معنا در حل قضیه آذربایجان کمک کرده و با میهن‌پرستان ایرانى هم دردى کرده بودند تشکر نمایم. (صحیح است) معما چه حل گشت آسان شود بنده به جریان نبرد قافلان کوه و حوادث آذربایجان و دلاورى‌هاى ارتش که با جانبازى‌هاى مردم غیور آن سامان توأما صورت گرفته بود عرضى نکرده و شرح و بسط آن را به نمایندگان محترم آذربایجان که در بیشتر مراحل حاضر و ناظر بوده واگذار و تنها به نتایج این واقعه مهم تاریخى اکتفا می‌کنم. قبل از تشریح اصل موضوع و نشان دادن اهمیتى که این واقع از لحاظ دنیا و استحکام جبهه دموکراسى داشته یادآورى یک نکته بسیار مهم که از نظر خائنین به وطن و یا قریب خوردگان واجد نهایت اهمیت است لازم به نظر می‌آید. آنهایى که به تاریخ انقلابات آشنا بوده و مى‌دانند که بیشتر این انقلابات در به دو امر به دست یک عده از مدعیان کسب شهرت و مقام صورت گرفته و بعداً همه آنها فداى جهالت و جاه طلبى خود شده‌اند از سرنوشت نکبت بار سران فرقه دموکرات و آنهایی که تحت تأثیر تبلیغات سو قرار گرفته بودند تعجب نخواهند کرد. در وقایع آذربایجان نیز وقتى که عده معدودى از افسران خیانتکار ارتش و چند نفر از روشن فکران قلابى که به امید گنج رنج این سفر پر مخاطره را به خود هموار نمودند و به تبریز رفتند و عملاً آنها را برخلاف انتظارشان زیر دست اشخاص بی‌سوادى مثل بى‌ریاى ریاکار و بندباز و غلام یحیى سورچى قرار دادند و دیگر دست‌شان از همه جا بریده شده بود تازه فهمیدند که مرتکب چه اشتباه بزرگى شده و این عاقبت که سرنوشت منطقى هر وطن فروشى است سر مشق خوبى براى بی‌گانه پرستان دیگر و آنهایی که خیالات خام در سر می‌پروراندند گردید. نتیجه دیگرى که گرفته شد این بود که هنگام بحران و نزدیک شدن خطر همه آنهایى که به خیال کسب جاه و مقام موهوم به وطن خود خیانت نموده بودند بدون آن که کمکى به آنها بشود به سرنوشت شوم خود رها گردیده و بر ایشان مسلم شد که براى بیگانگان جز یک وسیله ننگین چیز دیگرى نبوده و در نظر اربابان خود به اندازه پشیزى ارزش ندارند. اما در مورد اصل قضیه باید بگوییم که میهن ما تحت سرپرستى شاهنشاه محبوب مقام بسیار شایسته و ممتازى را که در دنیا از نظر مبارزه با ایده‌ئولوژى مخرب کم نظیر است احراز کرده بود (صحیح است- احسنت)

با یک نظر اجمالى به تاریخ وقایع چند سال اخیر و نقشه دنیا صدق این گفتار ثابت مى‌گردد. بعد از جنگ دوم جهانى در اکثر کشورهاى جهان و حتى آنهایى که از صحنه اصلى فرسنگ‌ها دور هستند احزاب قوى کمونیستى به وجود آمدند. عده بسیارى از کشورهاى اروپاى شرقى عملاً به پشت پرده آهنین کشیده شده و تحت رژیم جدید قرار گرفتند. در یونان چندین سال جنگ‌هاى وحشتناک داخلى و خانمان برانداز ادامه پیدا نمود. ششصد میلیون مردم چین که در گذشته به وطن و خانواده خود علاقه‌مند بوده و در تمدن جهان سهم بسزایى داشتند با وجود کمک‌هاى بى‌شمارى که به چیان کاى چک شد از هر گونه مقاومتى عاجز و تسلیم سرنوشت وحشت‌زاى خود گردید. در کره میلیاردها دلار امریکا و هزاران سرباز ارتش‌هاى جامعه ملل نابود شده به خاک و خون کشیده شدند. وضع کشور و یتمین ز آنها به هیچ‌وجه بهتر نشد. تمام میلیاردها دلارى که خرج استحکام جبهه دموکراسى شده و تمام خون‌هاى بیگناهى که ریخته شد به پشیزى نیرزید و با توجه به مراتب بالا و صدها نمونه‌هاى دیگر می‌توان با جرئت گفت که میهن ما یگانه کشورى است که توانست با اتکا به قدرت و با استفاده از فداکارى‌هاى فرزندان خود در منتهاى فقر و پریشانى ایستادگى نموده و با حفظ موجودیت و استقلال خود دنیا را از یک فاجعه بزرگ رهایى بخشد.

شاید ذکر کلمه فاجعه بزعم بعضى بى‌خبران ثقیل بیاید بسیار خوب ناگزیرم با ذکر دلایل متقن و شواهد انکارناپذیر این موضوع را ثابت نمایم: چنانچه توجه مختصرى به جغرافیاى دنیا و موقعیت کشور خود و وضع سیاسى و اقتصادى جهان بفرمایید عرایض بنده مورد تصدیق قرار خواهند گرفت و مسلم خواهد گردید که موقعیت جغرافیایى کشور ما از نظر مجاورت با اقیانوس هند و وصع اقتصادى ما از لحاظ منابع سرشار زیرزمینى که مورد احتیاج حتمى کشورهاى صنعتى جهان است براى دنیا تا چه اندازه مهم بوده و تأثیرى که در سرنوشت دنیاى آزاد دارد تا چه حد است و اگر روزى کشورهاى اروپا که به منزله محور مقاومت بوده و براى گردانیدن چرخ‌هاى صنعتى خود به نفت ایران و خاورمیانه احتیاج داشته و تنها وسیله ارتزاق آنها دست داشتن به بازارهاى عظیم آسیایی است از این نعمات محروم شوند چه فاجعه بزرگى رخ خواهد داد (صحیح است)

تردیدى نیست که چنین پیش آمد ناگوارى موجب آن خواهد شد که چرخ‌هاى صنعتى اروپا از کار افتاده و میلیون‌ها کارگران بى‌کار و از خود راضى این مناطق تحت تأثیر تبلیغات احزاب کمونیسم محلى چه بدبختى‌هایى را به وجود خواهند آورد ولى ایران با دارا بودن بزرگترین

+++

منابع نفتى به منزله کلید خلیج فارس و خاورمیان‌ها و بازارهاى تجارتى دنیا است و هر کس نخواهد به این حقیقت بارز توجه بکند مثل این است که خواسته است منکر محسوسات شده و در چنین صورتى در مقابل نسل‌هاى آینده دنیا مسئولیت بزرگى را به گردن گرفته است پس از غائله مصر و بسته شدن کانال سوئز کم و بیش کشورهاى آزاد جهان از خواب غفلت بیدار شده و رفته رفته دارند با همت کشور ما پى برده و لزوم کمک به آن را قبل از آن که کار از کار بگذرد و پشیمانى سودى نداشته باشد احساس می‌کنند کشور ما با دارا بودن این موقعیت ممتاز جعرافیایى و استعداد کشاورزى و معادن دست نخورده خود آینده درخشانى را در پیش دارد و یقین داریم که در سایه راهنمایى‌هاى خردمندانه پادشاه مدبر خود به تمام مشکلات فائق آمده عاقبت به خیر خواهیم شد (صحیح است) و امیدواریم همان طوری که به رهبرى پادشاه محبوب خود در سیاست خارجى توفیق حاصل نموده و روابط خود را با کشورهاى دنیا مخصوصاً کشورهاى همجوار بهبودى بخشیده و از نظر رفع اختلاف مرزى با همسایه شمالى موفقیت بزرگى به دست آورده‌ایم در قسمت اصلاحات داخلى نیز که وجه همت شاهنشاه قرار گرفته به نتایج درخشانى رسیم و ریشه عوام فریبى و نهال بدبختى را از بیخ و بن سوزانیده در سایه کار و کوشش افتخارات به استانى خود را تجدید نماییم (احسنت)

خیلى از مطلب دور شدم منظور من از مزاحمت آقایان محترم تجلیل این روز بزرگ و تاریخى بود و میل دارم که به مناسبت این روز میمون و مبارک به پیشگاه شاهنشاه عظیم‌الشأن و ارتش دلیر ایران به عنوان یک نفر سرباز قدیمى تبریک عرض نموده و به نام نماینده مردم تهنیت عرض نمایم (احسنت) و همچنین به هم‌میهنان عزیز آذربایجانى شاد باشد گفته و با عرف شاعر میهن‌پرست هم صدا شده عرض کنم: چه آذرها به جان از عشق آذربایجان دارم من این آتش خریدارش به جانم که تا جان دارم پرستشگاهش هم این آتش بود گو هستیم سوزد که اش زاتشکده زرتشت در این دودمان دارم یه بى‌پروایى من کس در این آتش نمی‌سوزد مرا پروانه چون پروانه کى پرواى جان دارم مرا قومیت از زرتشت و گشتاسب بود محکم یه پیشانى باز این فخر از پیشینیان دارم (احسنت، احسنت)

نایب رئیس- آقاى نورالدین امامى

نورالدین امامى- با عرض تشکر از جناب آقاى محمدعلى مسعودى که نوبت خودشان را به مخلص خودشان دادند و با اظهار سپاسگزارى و تشکر از تمام مدیران محترم جراید که در این چند روزه نسبت به این جشن فرخنده 21 آذر، جشنى که از طرف اهالى آذربایجان معذرت می‌خواهم ملت ایران فردا عصر در پارک شهر بر پا خواهد شد اظهار لطف کرده‌اند تشکر و سپاسگزارى مى‌کنم همکاران معظم به واسطه تصادف روز پنجشنبه با عید بزرگ و ملى 21 آذر و تعطیل عمومى امروز با حال کسالت براى عرض تبریک به پیشگاه نمایندگان معظم شرفیاب شده‌ام

یازده سال است 21 آذر را هم‌میهنان عید گرفته و شادمانى مى‌کنند.

نام مقدس این روز تاریخى با خون رادمردان و سربازان و جانبازان پاک سرشت ایران نوشته شده و زیب صفحات تاریخ ثبت و تا ابد باقى خواهد ماند. (صحیح است)

مرده آن است که نامش به نکویى نبرند هرگز نمی‌رد آن که دلش زنده شد به عشق

چنانچه همکاران محترم اطلاع دارند فردا چهارشنبه 20 آذر از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر جشنى از طرف هم‌میهنان و سروران و همشهری‌هاى عزیز در پارک شهر گرفته خواهد شد.

البته نمایندگان معظم براى پذیرایى تشریف فرما خواهند شد. چون اطمینان دارم هم‌میهنان گرامى و قاطبه اهالى پایتخت کشور شاهنشاهى براى زنده نگاهداشتن نام مقدس 21 آذر در این جشن ملى شرکت خواهند فرمود تا دنیا بداند به فضل قادر متعال ایران تا ابد زنده و ایرانى سرافراز خواهد بود. تاسیه روزى شود هر که دروغش باشد اگر عمرى باقى باشد ممکن است فردا چند کلمه‌اى از طرف خدمتگزار به عرض برسد این است که امروز مزاحمت خود را بیش از این لازم نمی‌دانم.

درود و رحمت فراوان به روان پاک گلگون کفنان و جانبازان (احسنت)

اى رادمردان اى شهدا راه آزادى خاک مقدس میهن عزیز.

آسوده بخوابید چه خواب خوشى شماها نمرده‌اید.

مرده آن است که نامش به نکویى نبرند. (احسنت)

یکى از همشهری‌هاى عزیز که جوان پرشور و احساساتى و حقیقتاً خون پاک ایران است را صددرصد حفظ کرده در آن موقع اشعارى سروده که چند شعر را براى افتخار خود می‌خوانم

(آقاى بسیج خلخالى)

من آن خاک بلاخیز و بلاگزدان ایرانم من آذربایجانم پرورشگاه دلیرانم

من از چنگیزیان مشت فراوان خوردم و اینک نه چنگیز است نى مشتش من آن دیرینه سندانم من آذربایجان لایموتم من نمیمیرم اگر ایران ما جسم است من در جسم او جانم من آذربایجانم مهد زرتشت بهى کیشم صمیمى پاسدار دودمان آل ساسانم نباشد در نهادش غیر مهر پرچم ایران هر آن طفلى که نوشد شیر پاک از نوک پستانم اگر در کوى جانبازان نشانى دارم و نامى من آن نام و نشان بر شهریار خود گروگانم (احسنت)

شاهنشاها

ملت کهنسال ایران نام مقدست را همیشه در سر لوحه جشن 21 آذر این عید ملى زیارت می‌کند چون همگى می‌دانند و می‌دانیم این افتخار و سربلندى به دست توانایت نصیب ملت شده است‏

 (صحیح است)

که ای شاه نیک اختر و نیک دل به دل برده‌اى هم تو از شیر دل همه یک به یک پیش تو بنده‌ایم ز مهر توشاها سرافکنده‌ایم پاینده و برقرار ایران

خداى بزرگ حافظ و نگاهدارتان (احسنت)

با اجازه مقام ریاست تقاضا مى‌کنم به احترام شهداى این واقعه تاریخى آقایان یک دقیقه سکوت فرمایند

نایب رئیس- یک دقیقه سکوت اعلام می‌شود (در این موقع عموم حضار با احترام قیام نموده و یک دقیقه سکوت کامل برقرار گردید)

نورالدین امامى- از عموم آقایان تشکر مى‌کنم و بقیه وقتم را به آقاى دیهیم می‌دهم

نایب رئیس- آقاى محمدعلى مسعودى

محمدعلى مسعودى- مسلماً تجلیل از روز بزرگ 21 آذر بیش از همه ما حق برادران عزیز و غیرتمند آذربایجانى ماست. آنها بوده‌اند که در اثر ایمان خلل‌ناپذیر و راسخ خود به رهبرى شاهنشاه معظم و محبوب طى سالیان تیره و تار اشغال خارجى متحمل همه گونه فشارها و ستم‌ها شده و سرانجام در پرتو همکارى با ارتش دلیر و فداکار ما به آغوش مشتاق و پر از مهر برادران و خواهران خود بازگشتند (صحیح است) صحبت از تحمل و فشار و ستم آسان است در حقیقت مانند آن است که از دوردستى بر آتش داشته باشیم ولى شخصاً متحمل حبس و زجر و محرومیت گشتن و شاهد نابودى و نیستى نزدیکان بودن چیزى است که انسان باید کشیده و دیده باشد تا بتواند به حدود خصایل برجسته و ایمان مرمانى محکم و پایدار واقف و معتقد گردد. برادران آذربایجانى ما در دوره‌هاى مختلف چنین خصایل برجسته‌اى را از خود عرضه داشته‌اند ولى در هیچ موردى شدت فشار و شدت مقاومت متقابل مانند دوره سیادت مزدوران خارجى در عصر اخیر نبوده است (صحیح است) بدین جهت بود که در آغاز عرایضم گفتم که تجلیل از 21 آذر بیش از همه ما حق برادران عزیز آذربایجانى است ولى البته در عین حال نباید فراموش کرد که مقاومت و فعالیت‌هاى برادران آذربایجانى در اثر چه موجبات دیگرى به نتیجه رسید. به عقیده همه ما دو جهت اساسى وجود داشته که در حقیقت و معنى یکى بوده‌اند و آن رهبرى خردمندانه شاهنشاه آمیخته با وطن‌پرستى و ملت‌خواهى غیر قابل وصف معظم له بوده (صحیح است) که با تمام قوا و وسایل از طرف ملت ایران پشتیبانى شده است‏ (صحیح است) در آن ایام خود من افتخار کسب این موهبت را داشته که در اهتمامات و مجاهدات براى نجات آذربایجان عزیز شرکت داشته باشم. در مرکز و در بین ایلات و عشایر میهن‌پرست و غیور آذربایجان همکار و شاهد فعالیت‌ها بوده‌ام و عرضى را که می‌کنم متکى بر واقعیات است هیچ یک از ما درباره ایمان ملى ملت قهرمان خود تردید نداریم همه می‌دانیم که ایرانى با وجود همه نشیب و فرازهاى یک تاریخ طولانى و بزرگ با وجود مصائب و سختی‌هاى روز همیشه و همواره به فکر میهن خود بوده و هست و خواهد بود اما ایمان ملى بوده که مشعل استقلال موجودیت ما را حفظ کرده و حقوق مدنیت آن جهانی را تا به ناک ساخته است ولى همه این احساسات در مورد نجات آذربایجان بدون نتیجه می‌ماند اگر در چنان موقع حساس و خطرناکى شخصیت بزرگ و تاریخى اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوى در رأس رهبرى کشور قرار نمی‌داشت. (صحیح است- صحیح است) بدون تعارف و بدون مبالغه باید اعتراف کنیم که مقاومت و خونسردى و تحمل و تدبیر و نبوغ معظم له توفیق یافت احساسات و مجاهدات همه ما را به سلاح ایرانى مبدل سازد (صحیح است) که لازمه نجات آذربایجان در سخت‌ترین شرایط بود و باز هم باید گفت که آنچه در سیاست جهانى نصیب ما گشت و سازمان ملل متحد و دیگران براى ما کار کردند آن هم باز نتیجه و اثر نبوغ و استقامت شاهنشاه معظم بود

(صحیح است) ضمن ذکر این حقایق نباید یک نکته اساسى دیگر را از نظر دور داشت و آن این که اثر 21 آذر تنها نجات آذربایجان نبوده است بلکه در این روز اعلیحضرت همایون شاهنشاهى ناسیونالیسم نوین ایران را پى‌ریزى فرمودند همین ناسیونالیسم که الهام بخش خاورمیانه گردید و نهضت و تحول

+++

این منطقه را به وجود آورده است (صحیح است) قدیر افرازى که شاهنشاه در برابر نفوذ و استعمار خارجى برافراشت به دیگران جرأت بخشید که قیود چند صد ساله را به گسلند و عصر جدید آزادى و پیشرفت پا بگذارند (صحیح است) با توجه به این مراتب اجازه می‌خواهم ضمن طلب آمرزش براى قرتانیان در راه نجات آذربایجان عزیز از این تریبون بار دیگر درود سپاسگذارانه ملت ایران را به حضور شاهنشاه تقدیم دارم که انشاءالله در آنچه هنوز براى اعتلاى وطن و سعادت ملت ما در نظر دارند توفیق کامل و سریع حاصل خواهند فرمود در پایان لازم می‌دانم زحمات کسانى را که به امر شاهنشاه محبوب در حین اشغال آذربایجان به وسیله قواى متجاوز امثال سرلشگر ارفع و آقایان محمود و مصطفى ذوالفقارى که در مبارزات جنگى شرکت داشتند و آقایان محمد و ناصر ذوالفقارى که در تهران کارها را اداره می‌کردند یادآور شوم و همچنین تذکر بدهم که فقید سعید شهید سپهبد رزم آراء در موقع حمله به آذربایجان تحت فرمان شاهنشاه محبوب نهایت فداکارى و از خود گذشتگى را نموده که خداوند او را رحمت کند همچنین فداکارى جناب آقاى عباسى نمایندگان فعلى مجلس در کردستان را یادآورى نمایم.

نمایندگان- صحیح است، احسنت

نایب رئیس- آقاى سلطان‌مراد بختیار ثبت نام کرده‌اند و نوبت خودشان را به آقاى پرفسور جمشید اعلم واگذار کرده‌اند آقاى پرفسور اعلم بفرمایید

پرفسور جمشید اعلم- یک مطالبى هست که تاریخ آنها را با قلم طلایى در صفحات خودش ثبت کرده و این مطالب هر چه گفته شود و هر چه راجع به این مطالب بحث شود باز هم کم شده چون اهمیت این مطالب به اندازه‌ای است که از زبان بنده و امثال بنده قاصر است که بتواند حق مطلت را ادا کند (دکتر امین- ماشاءالله بیانتان خیلى عالى است) متشکرم 11 سال پیش ابرهاى تیره و تاریک برفراز این مملکت خطراتى ایجاد کردند که آن خطر با هستى و نبودن ما بازى مى‌کرد و اگر سیاست مدبرانه‌اى و روش بسیار متین و عاقلانه‌اى نبود حتماً نتایج به این خوبى به بار نمى‌آورد ولى در نهاد هر ایرانى و در قلب هر ایرانى و آذربایجانى یک نور امیدى در پشت این ابرهاى تیره و تار پیدا بود و آن نور امید و شعله تابناک شخص شخیص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى است (صحیح است) همه مى‌دانستند و امیدوار بودند که در پشت این پرده صبر و تحمل و تدبیر سیاست بسیار عاقلانه‌اى کار خودش را در موقع انجام خواهد داد (صحیح است)

چنان که انجام دادند. آذربایجان به منزله سر ایران است هر ایرانى می‌داند که اگر آذربایجان نباشد بهتر است که یک فرد ایرانى نباشد آذربایجان اگر از این مملکت جدا می‌شد مثل این که هر فرد ایرانى سرش از بدن جدا می‌شد در این روز اعلیحضرت همایونى یک بار دیگر به اتکا ناسیونولیسم ایرانى امرى صادر فرمودند به قشون شجاع ایرانى و این امر نتیجه‌اش این شد که یک مشت خائن مزدور فهمیدند که بایستى هر چه زودتر از این مملکت بروند (دکتر امین- فرار بکنند)

نه فقط بروند بلکه از این دنیا بروند و اگر امروز یک روز نامه‌اى می‌نویسد که کى تبریک فرستاده است دروغ محض است و بى‌اساس است و آنانی که خیال می‌کردند که دموکرات آذربایجان را یک روزى ممکن است تشکیل بدهند بدانند که چنین چیزى وجود خارجى ندارد (صحیح است)

بنده از پشت این تریبون با تشکر از سیاست مدبرانه شاهنشاه ناچارم از ارتش شجاع ایران و مردمان غیور آذربایجان که به محض این که فرمان حمله و گذشتن ارتش را از قزوین حس کردند خودشان با دست خالى جزاى این خاینین را دادند تشکر کنم و درود فراوان باد برگذشتگان و آنهایی که در این راه جانبازى کرده‌اند و از جان خودشان گذشتند و امروز در جز شهداى این مملکت هستند می‌فرستم بنده از آقایان ذوالفقاری‌ها و از تمام آنهایی که در این راه خدمت به وطن و شاه کرده‌اند تشکر می‌کنم (احسنت)

نایب رئیس- آقاى دیهیم

دیهیم- به نام نماینده آذربایجان روز تاریخى 21 آذر را به پیشگاه مبارک بندگان اعلیحضرت همایونى و به فرد فرد ملت رشید ایران تبریک عرض می‌نمایم و موفقیت ملت ایران را در حفظ استقلال و عظمت ایران از ‌درگاه خداوند خواستارم از روزی که نیروى بیگانه سرتاسر آذربایجان را اشغال نمودند عده‌اى مهاجر متجاسر و ماجراجو به نام حزب توده در آذربایجان به فعالیت پرداختند چه جنایاتى نمودند چه ظلم‌ها و خیانت‌هایى از خود نشان دادند ولى در اندک مدتى مفتضح شدند رهبران و کارگردانان حزب توده متوجه شدند که دیگر به بن بست رسیدند پرده از روى اسرار خائنانه آنها برداشته شده دیگر حناى آنها رنگى نخواهد داشت مجبور شدند حزب توده را در لباس حزب دموکرات در آذربایجان نشان بدهند حزب دموکرات قلابى آذربایجان با دست یک فرزند ناخلف آذربایجانى به نام پیشه‌ورى‏ (دکتر امین- آذربایجانى نبود ایرانى نبود) (دکتر بینا- قفقازى بود از قفقاز آمده بود) فرزند آذربایجان تربیت شده مکتب قفقاز اداره حزب دموکرات آذربایجان را به عهده گرفت حزب قلابى یک عده مهاجر و خائن و ماجراجو  و تجزیه طلب را بدون خود جمع کرده با متینگ‌ها و یخنرانی‌هاى مهیج و عوامفریبانه خودشان آنها را گمراه و بدنام و بدبخت کردند مجلس متینگ و سخنرانی‌ها تشکیل دادند برعلیه حکومت وقت مردم را تحریک کردند از ضعف مأمورین دولت وقت و از پشتیبانى قواى بیگانه سو استفاده کرده در آذربایجان بناى هرج و مرج و ناامنى گذاشته کار به جایى رسید که روز 21 آذر 24 که روز ننگین بود و روز بد آذربایجان است در سرتاسر آذربایجان قیام نمودند فداییان مسلح با کمک و مساعدت نیروى بیگانه لشکر آذربایجان و سربازان آذربایجان را خلع سلاح کردند میهن‌پرستان و مردان رشید آذربایجانى را زندانى کردند در محکمه صحرایى آنها را محکوم به اعدام نمودند شنیدن کى بود مانند دیدن نمایندگان محترم ملت آقایان عرایضى که حضورتان عرض مى‌کنم فرض نفرمایید که شنیده‌ام همه را با چشم خودم دیده‌ام و وقایع را به عرضتان می‌رسانم ظلم و تعدى و جنایات از حد گذشت کاسه صبر و حوصله لبریز شد و عده‌هایى که داده بودند همه‌اش را زیر پا گذاشتند به دهاتى و عده قند و شکر و چلوار می‌دادند در دهات می‌خواستند مدرسه باز کنند فرزند دهاتى را به تحصیل وا دارند از رشوه ناله می‌کردند می‌گفتند در ادارات باید به روى مردم باز شود و به شکایات و عرایض مردم رسیدگى شود از این وعده‌هاى پوچ از این وعده‌هاى ظاهراً حق و باطناً پوچ به مردم دادند وعده‌اى ساده لوح و بى‌سواد بی‌چاره را غفال کردند و به دور خود جمع نمودند یک سال تمام در آذربایجان مهد شیران جاى فرزندان رشید در این سرزمین حکومت می‌کردند ولى متأسفانه وقتى که حکومت به دست آنها رسید علاوه بر این که به دهات قند و شکر و چلوار ندادند قند و شکر شهرستان‌ها را هم به قیمت آزاد در بازار آزاد فروخته و پول آن را صرف عیاشى و خوشگذرانى خود کردند در ادارات به روى مردم باز نشد حتى سر خیابان‌هایى که تشکیلات قلابى در آن خیابان‌ها بود به روى مردم و به روى وسائط نقلیه بسته شد.

وقتى که رؤساى آنها وزیر او باش وزیر در اتومبیل‌هاى شخصى مى‌نشستند پرده به شیشه‌هاى اتومبیل مى‌بستند که چشم مردم به روى ناپاک آنها نیفتد هر چه گفته بودند هر چه که وعده داده بودند همه را زیر پا گذاشتند دموکرات‌هاى ضد آزادى یک محیط وحشت و ترور را ایجاد کردند تا این که شاهنشاه محبوب رعیت پرور ایران فرمان حرکت نیروى اعزامى را صادر فرمودند.

زنده باد شاهنشاهى که آذربایجان ایران را نجات داد (احسنت)

نیروى اعزامى به فرماندهى تیمسار سرتیپ هاشمى آن افسر رشید آذربایجان و با همراهى عده‌اى از افسران رشید تیمسار سر لشگر همایونى، تیمسار امین. تیمسار وفا. تیمسار فولادوند. تیمسار سرلشگر و‌رهرام سایر افسران رشید که اسامى آنها را در خاطر ندارم (خرازى- تیمسار سرلشگر زنگنه) تیمسار سرلشگر زنگنه به آذربایجان حرکت کردند ناگفته نماند که فرماندهى این نیرو مستقیماً با شاهنشاه بود. شاهنشاه با هواپیما به زنجان تشریف آوردند نقشه حمله تیمسار سرتیپ هاشمى را ملاحظه فرمودند خودشان آن روز فرمان یورش و حمله به طرف آذربایجان دادند آذربایجانى تا زنده است این تفقد و لطف شاهنشاه را فراموش نکرده و نخواهند کرد آن روز فرمانده واقعى نیروى اعزامى شاهنشاه بودند تیمسار سرتیپ هاشمى را به میدان فرودگاه خواستند فرمان دادند هر چه زودتر باید حرکت کنید آن افسر رشید آذربایجان با یک عده افسران رشید و سربازان فداکار جان به کف گرفته به طرف آذربایجان یعنى مهد شیران حرکت کردند ولى آذربایجانى چه کرد؟ وقتى که آذربایجانى فرمان شاهنشاه را شنید قبل از ورود نیروى شاهنشاهى قیام مسلحانه کردند یعنى با مشت‌هاى آهنین خود به دهان‌هاى نامحرمان کوفتند. اسلحه فداییان و مهاجرین را در دست گرفته وجود عناصر ناپاک را از خاک پاک آذربایجان دور افکندند آذربایجانى با همت و فداکارى خود ثابت کرد که آذربایجان جز لاینفک ایران بوده آذربایجانى به زیر بار ذلت و بیگانه‌پرستى نمی‌رود به قول تیمسار سرلشگر وفا که در آذربایجان به مخبرین جراید داخله و خارجه گفتند آذربایجان در جهنمى که با دست خودش در خاک خودش ساخته حاضر به سوختن است ولى به بهشتى که با دست بیگانه بنا شود حاضر نیست برود (احسنت)

آذربایجانى تاریخ پر افتخار گذشته خودش را تذهیب کرد افارد رشید و فداکاران آذربایجان جمعیتى که امروز در سرتاسر آذربایجان در حدود 33 هزار نفر عده دارد جمعیتى که تا امروز در اجراى اوامر شاهانه کوچکترین تصورى نکرده و نخواهد کرد جان به کف گرفت و مردانه قیام کرد با پشتیبانى ارتش شاهنشاهى عناصر ناپاک و ماجراجو و تجزیه طلب را از خاک پاک آذربایجان بیرون راندند این است که با کمال صمیم قلب این روز تاریخى پر افتخار را بر پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایونى تبریک گفته و توفیق ملت رشید ایران را از درگاه خداوندى خواستارم. زنده و پاینده باد شاهنشاه رعیت پرور ایران. (احسنت احسنت)

نایب رئیس- آقاى دشتى از بقیه وقت آقاى مسعودى استفاده می‌فرمایند.

عبدالله دشتى- از آقاى مسعودى که به بنده وقت دادند خیلى متشکرم. بنده یک روزى رفتم به آذربایجان که در آنجا دیدم جمعیت مثل سیل به نقاط مرکزى سرازیر می‌شد ولى بنده رفتم به من گفتند نرو گفتم می‌روم رفتم در

+++

میانه، میاندوآب (یک نفر از نمایندگان- میانه) در میانه، در آنجا خیلى ناراحت شدم و خدا عمر بدهد به یک قهوه‌چى اگر زنده است، خدا رحمتش کند اگر مرده است خیلى به من کمک کرد زیرا در آنجا اوضاع براى من تنگ شده بود و ناراحت، ترکى بلد نبودم سه کلمه به من یاد داد که من با آن سه کلمه رفع حاجت کردم خلاصه رفتم آذربایجان و تا اردیبهشت 1321 آنجا ماندم و لازم نیست عرض کنم چه کردم در تمام شئون دخالت کردم خدا رحمت کند مرحوم فهیمى را که او و دیگران هم بودند که شاهد بودند بنده از آنجا برگشتم رفتم به فارس در فارس بماند چه کارهایى کردیم چون صحبت از 21 آذر است چون من مخصوصاً کلمه آذر را که ابتداى آذربایجان است دوست دارم 21 آذر به دو جهت یکى می‌شوم است و یکى جشن است و مثل عاشورا براى ما یک خاطره‌اى الى‌الابد باقى گذشته است در هر صورت بنده در خلال این مدت کارهایى داشتم می‌رفتم مى‌آمدم تا سال 23 که به بنده امر شد بوم مغرب به کرمانشاه در آنجا حزب توره دیشه دوانیده بود دو سه نفر جانى به نظر من یکى از آنها یک دکترى بود که پرونده‌هاى قتل زیاد داشت رفته بود به مازندران قتل‌هاى زیادى کرده بود بعد شده بود دکتر و رفته بود به کرمانشاه جناب آقاى علامه رهبر حزب عدالت بود در هر صورت این جناب آقاى علامه را این طور نبینید اینجا نشسته در آنجا بساطى داشته و با کمک او کردیم آنچه کردیم و آنچه باید بکنیم. اینها را فهرست مانند می‌گویم براى جناب آقاى بزرگ‌ابراهیمى که به بنده توجه بفرمایند، صحبت از 21 آذر است عرض کنم که آمدم و سال 24 رفتم بیش از آنجا گفتند که اوضاع بد است و ناراحت کننده است شخصى از رجال آذربایجان گفت دیگر امیدى براى ما باقى نمانده است مگر فارس براى ما کارى بکند گفتم چه شده است؟

گفت کارهایى دارند مى‌کنند که عنقریت سر ایران بریده مى‌شود، آذربایجان سرایران است (خرازى- آرزو بود) اجازه بفرمایید در هر صورت رفتم به شیراز وطن‌پرستان، همیشه کلمه وطن‌پرستان که می‌گویم جنبه اخصى ندارد همه ایرانى‌ها وطن‌پرستند، شیرازی‌ها هم که بنده شب و ‌روزم را در میان آنها می‌گذراندم و در آن وقت تمام جبهه جنوب و غرب را از لحاظ حزبى اداره مى‌کردم ما کارهایى کردیم، جمال امامى هم آمد در شیراز برایش جشن گرفتیم متأسفانه روزى که جشن گرفته شد یک سرهنگى که حالا سرلشگر است نمی‌دانم چیست آمد اشاره‌اى کرد که آذربایجان در حال سقوط است مجلس جشن ما مجلس جشنى که در شیراز گرفته بودیم براى یک نفر مهمان عزیز یک دفعه مبدل به عزا شد ضجه و ناله و فغان و فریاد از میان این جمع شیرازى بلند بود و این احساسات تنها از شیراز کرمانشاه نبود، آقایان آذربایجانى‌ها تمام ایران عزادار بود، عرض کنم که بنده یک نفر فارسى هستم دشتى هستم، اما آذربایجانى هم هستم، آن روز که رفتم به خاک مقدس آذربایجان که عرض کردم جمعیت مانند سیل از آنجا مى‌آمد من جلو خودم شکم باره دیدم بنده در کوچه‌هاى تبریز دیدم که جلویم تررو کردند ولى نترسیدم زیرا که ما در آن روز و طى را می‌خواستیم ببخشید وطن نمى‌دانم حالا می‌گویند میهن، چه می‌گویید به هر حال بنده تمام این سال 24 را که در آذربایجان یک عده اجنبى برش مسلط شده بودند و خودشان را دایه مهربان‌تر از ما در مى‌دانستند بنده در فارس بودم تا 25 که در آنجا بودم اینها هیچ کدام اغراق نیست، ادعا نیست تنها یک تاریخ کوچولویى عرض می‌کنم یکى از اقوام و بستگان بنده که اکنون در اهواز است و عضو دارایى است محمد رزمجو، شبى خواب مى‌بیند در منزل بنده اجازه بفرمایید آقایان این را عرض کنم خیلى شیرین است خوابى مى‌بیند اعلیحضرت فقید رضاشاه کبیر مى‌آید تا نزدیک بنده منزل که در آنجا شخص بزرگى پدر بنده و تازگى مرده بود مى‌پرسند که شیخ محمد حسین کجاست عرض می‌کند که مرده می‌گوید می‌دانم مرده اما من و او نمى‌میریم مطلبى دارم که چون این خانه محرم من است به روى و این را به اعلیحضرت به فرزند من به گودى اما باید به خودش عرض کنى، مى‌فرمایند که به محمدرضا شاه به فرزند من بگو برو آذربایجان را برگردان، خودت جلو بیفت همه مردم پشت سر تو هستند، عرض می‌کنم که این تاریخ مستور بین 3 نفر است محمد زنده نام که عضو آقاى مزینى است در فرهنگ او هم می‌داند. ایشان صبح می‌رود به دربار به رئیس تشریفات مرحوم سمیعى مى‌گوید حالا چه مى‌گوید نمى‌دانم چون من آنجا نبودم که چه به عرض رسانیده است مطالب محرمانه‌اى بود که بین او بوده است و دستگاه اعلیحضرت همایونى در هر صورت شاه قیام فرمودند به نام یک نفر سمبل ملت ایران بنده تعارف بلد نیستم بنده شاه را صاحب حقیقى مملکت می‌دانم و یک فردى است که به تمام معنى همه مملکت مال او است یا شدند و رفتند آذربایجان را بدان نحوى که دیدید برگرداندند حالا می‌خواهم یک عرضى بکنم این نکته را که این بلا تنها نیست تمام ایران است براى این که یک نفشه‌اى یکى از شیرازى‌هاى ما کشیده است و اصل آن دردراراست این مملکت را به شکل یک صورتى و آذربایجان را سر او قرار داده است انسان بى‌سر می‌شود؟

مملکت بى‌سر می‌شود؟ سرش که از دست رفته بود تمام مملکت از بین رفته بود ما آقا ناراحتی‌هاى آذربایجانى‌ها را کشیدیم ما فارس‌ها بلایى که بر سرمان آمد شاید جاى دیگر مملکت هم بوده بنده اطلاع زیادى ندارم من در فارس بودم در شیراز بودم می‌دانم که چه بلایى بر سر مملکت آمده است آقا یک عده‌اى به قول آذربایجانى‌ها دبه بودند نمی‌دانم مال کجا بودند آمدند و بر سر ما مسلط شدند و گفتند ما براى شما آزادى آورده‌ایم نمی‌دانم این آزادى چیست و در کدام قاموس است و عجیب‌تر این که یک عده‌اى می‌گفتند برادر کشى نشود به قول آقاى تقى‌زاده سنگ را بسته و سگ را آزاد کرده‌اند که پدر مملکت را در بیاورند ما در آن روز این آهنگ را از آذربایجان می‌شنیدیم این نواى قلبى را از آذربایجان مى‌شنیدیم امروز بازار شعر زیاد شده و شعر زیاد داشتیم اما این را عرض می‌کنم آذربایجان آن روز این طور می‌گفت:

منم آن تاجر کشتى شکسته

برهنه بر سر لوحى نشسته

رباید هر زمان از جاى موجم

برد گه بر حضیض و گه بر اوجم

گه ناگه زورقى آمد پدیدار

شدم خوش دل کز و آسان شود کار

چو نزدیک من آمد بى‌درنگى

بدى قصد هلاک من نهنگى

آقا اینها ما را می‌خواستند ببلعند، آمده بودند ما را بخورند اشک تمساحى داشتند و با یک وضع عجیب و غریبى براى ما دایه دارى می‌کردند این وضع بود این پیش آمد بود آقا مملکت را داشتند تجزیه می‌کردند نمى‌دانم چه بگویم در هر صورت بنده در آن روز شاهد افکار و احساسات مردم ایران غرب و جنوب و بالاخص فارس بودم، زیرا که ما هم در همان حین هر چه اسمش را بگذارید نهضت، انقلاب، حقیقت خواهى این تیمسار صفارى بوده است آمده است تیمسار زاهدى بوده است آمده است ریاست ما هم که حالا نیستند چه فعالیت‌ها که ما در فارس کردیم زیرا که ما خودمان را آذربایجانى و ایرانى می‌دانیم و هر وقت باشد چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار چه فرق می‌کند که من بگویم در مازندران پیش آمدى کرده است یا در بندرعباس یا در بحرین، به همان دلیلى که شما آذربایجانی‌ها پا مى‌شوید راجع به بحرین من صحبت می‌کنید بنده با نهایت خوشوقتى امروز راجع به سر مملکت صحبت می‌کنم و همین طورى که فاجعه عاشورا براى ما یک خوبى و یک ناراحتى گذاشته است همین طور است 21 آذر 21 آذر هم براى ما عزا است و هم جشن است خیلى متشکرم از کسى که به من وقت مرحمت کرده است و امیدوارم راجع به پیش آمد بحرین هم که بنده صاحب دردم و خانه من است بعدها صحبت می‌کنم (احسنت)

نایب رئیس- اصولاً نطق‌هاى قبل از دستور امروز به مناسبت روز 21 آذر استثنایى بوده چند نفر دیگر از آقایان درخواست سخنرانى کرده‌اند چون همان طورى که قبلاً عرض شد مجلس شوراى ملى باید مظهر احساسات وطن‌پرستانه ملت ایران باشد لذا آقایان موافقت بفرمایند که 3 نفر دیگر هم که نام نویسى کرده‌اند سخنرانى کنند (صحیح است)

آقاى بزرگ‌ابراهیمى بفرمایید.

بزرگ‌ابراهیمى- بنده باید از آقایان تشکر کنم که اجازه فرمودند بنده چند کلمه عرض کنم.

و از مقام ریاست هم متشکرم که این عنایت را فرمودند در کائنات و طبیعت اسرارى است که تا انسان دفت نکند متوجه نمی‌شود بسا هست که راز خیلى آشکار باش ولى دقت نشده باشد. تصادف اسم ماه آذر با آذربایجان یک موضوع عجیبى است من به تاریخ گهن آن‌قدر آشنا نیستم ولى چند اتفاق در آذربایجان افتاده است که همه‌اش در آذر ماه بوده در زمان سلطنت صفویه قشون آل‌عثمان وارد خاک تبریز شده و تبریز اصولاً کوچ کرده و وقتى ارتش بیگانه وارد این شهر شده است جز خرابى هیچ چیز ندیده است و این واقعه در آذر ماه بوده است بعد از یک سال یا دو سال پادشاه صفوى شاه عباس صفوى حرکت کرده این ارتش را خارج کرد. باز آذر ماه بوده قواى تزار وارد خاک تبریز شده روز عاشورا ثقه‌الاسلام را اعدام کرده شهداى آن روز را بدار کشیده شاهزاده امان‌الله میرزا مرحوم انتحار کرد این در 14 آذر است انقلاب اکتبر شده است قواى تزار آذربایجان را تخلیه کرده روز اولى که فرمانده آن کمیته آمده است با آزادی‌خواهان آذربایجان مذاکره کرده اسلحه تسلیم کرده و رفته است باز آذر ماه بوده اینها یک تصادفاتى است نمی‌دانم اسرار طبیعت است نمی‌دانم اینها که عرض کردم یک مقدمه‌اى بود صحبت زیاد شد بنده خیال مى‌کنم در موقعى که حزب دمکرات قلابى به آذربایجان تحمیل شد یک فرد آذربایجانى نه گول خوده بود و نه با آنها همکارى کرده بود تحمیلى بود به وسیله قدرت بیشترى که یک عده ایادى از خارج آورده بود بلباس ایرانى ملبس کرده بود و می‌گفت دمکرات آذربایجانى، آذربایجانى نه وعده قند گوش می‌داد نه وعده پارچه گوش می‌داد نه مدرسه و نه آزادى، او می‌گفت هر چه می‌خواهم از ایران می‌خواهم از دست خارجى هیچ چیز قبول نمی‌کنم (احسنت) دیدید در تمام این مدت حتى دهاتى و زارع آذربایجانى که به او آمدند گفتند مى‌خواهم براى تو تقسیم ملک بکنیم قبول نکرد چرا؟ براى این که به دست خارجى می‌شد بعد دیدید که همان آذربایجانى

+++

در موقعی که اراده پادشاه ما اجازه فرمود که تو را به طرف آذربایجان برود اولین ساعت با دست خالی از دست دشمن مسلح اسلحه را گرفت و خودش به جای او تیراندازی کرد، اینها نمونه شهامت ملت ایران است اینها نمونه قدرت روحی این ملت است (صحیح است) که در مقابل دشمن مسلح بی‌اسلحه می‌آید و تفنگ را از دست او می‌گیرد و منکوبش می‌کند و از بین می‌بردش حتی کسی که خودش را در آذربایجان فریب خورده می‌داند این فرد فریدون ابراهیمی از کسانی بود که فریب این دستگاه را خورد و خیال کرد که با دست انصا در آذربایجان در ایران آزادی تولید می‌کند، وقتی در محاکمه صحرایی رضاییه عده‌ای از متجاسرین را می‌آوردند برای محاکمه این فرد این بیان را خودش می کند هم میهنان من در اثر اشتباه خیانت کرده بر شما است که من را اعدام کنید، اگر من بمانم اشخاص دیگر اشخاص دیگر هم ممکن است فریب بخورند و خیانت کنند. این نمونه روح یک ایرانی است که اگر خیانت هم کرد خودش داوطلب تنبیه می‌شود در یکی از از روزنامه‌ها دیدم نهضت ملت آذربایجان را که در تحت سرپرستی و هدایت شخص اعلیحضرت همایون شاهنشاه بود به یک حزب کوچکی منتسب کرده‌اند.

که فلان حزب باعث این نهضت آذربایجان شد و آذربایجان را نجات داد باید انصافاً گفت اگر در آذربایجان نهضتی به وجود آمد این نهضت همیشه بود مکتوم بود منتظر امری در تاحدار خودش بود که بتواند عمل کند آذربایجان در تحمل ید طولانی دارد یک سال نحمل گرد خانه داد، زندگانی داد، جان داد، خون داد من نمی‌خواهم روضه بخوانم شاهدی گفته رفتم بررسی کردیم معلوم شد سروان ژاندارم را در قصبه نمین گرفته آوردند به چهار میخ کشیدند عبال او از ترس سقط جنین کرد بچه او را در مقابل به در چهار میخ کشیدند عبال او از ترس سقط جنین کرد بچه او را در مقابل به در چهار میخ کشیده و مادر متزلزل بشین لو دادند خورد بعد این بدبخت افسر را با تبر و اره تکه‌تکه کردند (دکتر بینا- با اره بریدند) آذربایجانی این را هم دید متحمل شد تا روزی که اولیاء مملکتش به او دستور بدهند چه بکند آن روز کی بود؟ ساعتی بود که به امر شاهنشاه ما قشون وارد خاک میانه شد آذربایجانی در هر کجا خود به خود به نیروی اوامر مبارک پادشاهش با دست خالی به طرف دشمن رفت و دشمن را از بین برد پس نباید منتسب کرد به یک حزبی و گفت آن حزب همچو کرد آن روزنامه‌ای که نوشته است اسمش را نمی‌آورم امیدوارم که در زندگی همیشه قضاوت را بی‌طرفانه و عادلانه بکنیم اگر درست نگاه بکنیم به وضعیت آن روزها تنها کسی که پافشاری در مقابل این پیش‌آمدها می‌کرد شخصیتی که من حکم ترفیع افسران دمکرات را امضاء کنم، بعداً انصافاً مرحوم قوام‌السلطنه که من با ایشان چندان مناسباتی نداشتم تیمسار سرتیپ صفاری شاهدند که من در آن ایام خیلی به ایشان پرخاش می‌کردم. در این خدمتگزاری که به رهبری شاهنشاه اعلیحضرت همایونی‌ شد، حق این بود که اسم او را می‌بردیم او از دنیا رفته است ولی یک روزی پس از پرخاش‌های من آن مرحوم را خواست پس از این که صحبت کرد و به عقیده من و به درد من آشنا شد فهمید که زمن من از پیشه روی سیلی خورده گفت مطمئن باشید که من و اعلیحضرت توافق داریم و کوشش داریم که آذربایجان برگردد توافق فکری داریم من مطیع اراده شاه هستم او رهبر است و من مجری سومین کسی که واقعاً باید از او تجلیل کرد مرحوم رزم‌آرا است رزم‌آرا خیلی خدمت کرد (دکتر امین - خدا رحمتش کند) او کسی بود که توانست در آن موقع وسایل ارتش را فراهم بکند که بتوانند به آذربایجان بروند یادی از کشتگان آذربایجان نکردیم در آذربایجان روز 21 آذر 24 تلفات فوق‌العاده داده شد، افسران و ژاندارمری‌هایی که در پاسگاه‌ها مقاومت کرده‌اند آنها را سوزانده با وسائل فنی ارتش اجنبی مواد محترقه آورده‌اند و از دور پاشید‌ه‌اند یک پاسگاه ژاندارمری را در سراب از بین برده‌اند حتی امر کردند که افسر را با اره تکه‌تکه کردند اینها برا‌ی آنها افتخار است اینها نمونه بارز ایران و ایرانیت است اینها چیزهایی است که تاریخ این مملکت را از سه هزار سال به این طرف تاکنون یکی‌یکی تشکیل داده و اگر خدای نخواسته در بین آنها کسانی هم پیدا بشود که گول بخورند و فریب ظاهر بخورند زود عدول می‌کنند در ایران هر کسی گول خورده است زود عدول کرده است، چون امرهایی به بنده در این کاغذها شده (یادداشت‌هایی را نشان دادند) خیلی مختصر صحبت می‌کنم من آمدم بی‌مقدمه صحبت کردم به این جهت یک قدری طول دادم یکی از بهترین نمونه‌های آذربایجانی و مخالفت ا و را با نوع خارجی اگر درست نگاه بکنیم در 28 مرداد عرض اندام می‌کند وسائلی که برای تضییع حق ایران برای ایجاد بدبختی در محیط در زمان حکومت دکتر مصدق فراهم شد در آذربایجان به قدری شدید بود که نمی‌گویم مثل زمان دمکرات قلابی اما شدید بود (احسنت) یعنی رئیس شهربانی آن روز آذربایجان باور بفرمایید به هیچ کس ابقا نمی‌کرد هر کسی می‌گفت آقای دکتر مصدق از قانون اساسی و ملیت منحرف است فوراً تبعیدش می‌کرد اما 28 مرداد رسید آذربایجانی انقلاب کرد آذربایجان باعث سقوط حکومت شد بدون این که از دماغ یک نفر خون بیاید چرا؟ آذربایجانی ادعایش این بود که اگر من می‌جنگم، اگر من می‌کشم اجنبی می‌کشم و اگر در داخل مملکتم هر کس اشتباهی کرد، منحرف شد او را به قانون و مقامات قضایی می‌سپارم این عقیده آذربایجانی بود که در 21 آذر 25 هزاران مهاجر را با تفنگ خودش از بین برد ولی در 28 مرداد نگذاشت از دماغ یک نفر خون بیاید و همیشه از پیشگاه شاهنشاه استدعا کرد که مجرمین را به محاکمه بدهند که آنها را تنبیه قضایی بکنند این نمونه‌ای بود از طرز فکر آذربایجانی که نمونه فکر همه ایرانی‌ها است ایرانی این طور است در مقابل خارجی از جان و مال و خون و زندگی می‌گذرد و در مقابل منحرف داخلی قانون را حاکم می‌داند بیش از این دیگر عرضی نمی‌کنم چون جناب محمدعلی خان مسعودی از عده‌ای از فداکاران در راه آذربایجان و  خدمت به آذربایجان در این موقع نامی بردند من متذکر می‌شوم که آقای عباسی فراموش شد من عرض می‌کنم که ایشان از کسانی بودند که تمام هستی خودش حتی جان و مال و فرزندان خودش را گذاشت و در سقز با ارتش همکاری کرد هر چه داشت از بین رفت و من حقاً باید در اینجا از ایشان تحلیل کنم (احسنت - احسنت)

نایب رئیس- آقای علامه

علامه وحیدی- بنا بود که بنده امروز در پیرامون 21 آذر ماه مطالبی را به عرض همکاران محترم می‌رساند ولی نامه‌های متعددی از همکاران محترم به من رسید که اظهار احساساتی بکند اما امروز بنا این جور شده است که دیگران شعر بگویند و من نثر در حقیقت آنها هم داد سخن دادند تمام شد.

‏ بیانات شیوا انشاء‌ نمودند و اشعاری رسا انشاء فرمودند و من خودم را محق می‌دانم که امروز ابراز احساسات کنم به شهادت جناب آقای عبداله دشتی که در اینجا حضور دارند و تشریف‌فرما به کرمانشاه شدند من عده‌ای را در آنجا رهبری می‌کردم و حتی یک روز اگر نظرشان باشد دستور دادم که یک آرم جهاد را افرادی که نسبت به من لطف داشتند تصب کنند و خودشان را معرفی کنند آن روز اجتماع کم نظیری بود که می‌توان گفت که ابراز احساسات غربی‌ها از ابراز احساسات سایر ایرانی‌ها کمتر نبوده است (دولت‌آبادی- همه ابراز احساسات می‌کردند) همه ابراز احساسات کردند و همه دارای احساسات بوده‌‌اند اما چیزی را که من تصور می‌کنم باید اظهار کنم و بسیار هم به جاست این است که آقایان البته تبریک به عرض مبارک شاهنشاه رساندند و من می‌خواهم به این عنوان تبریک عرض کنم ای شاهنشاه ایران، ای زعیم بزرگ شرق چون موقعیت و مقام اعلیحضرت همایون شاهنشاه علاوه بر آن که پادشاه کشور که زعیم بزرگ شرق هم هستند و گمان نمی‌کنم از نظر امتحاناتی که داده شده است کسی در این مورد تردیدی نداشته باشد، در این مورد تردیدی هم نداریم در این روز که اهریمن جور، اهریمن ظلم دست تعدی از آذربایجان برداشت و عملاً ثابت شد که این رهبری را هم پادشاه ایران زعیم بزرگ شرق می‌کند فعلاً می‌خواهم بشارت بدهم که تمام قدم‌هایی که شاهنشاه برمی‌دارد تمام قدم‌های مثبت است و در آتیه نزدیکی به تمام آقایان بشارت می‌دهم که پرچم سه رنگ ایران در جزیره ایرانی بحرین به اهتزاز در می‌آید (انشاءالله) (احسنت)

نایب رئیس- آقای دولت‌آبادی

دولت‌آبادی- چرا ایران عزیز در سوانح گذشته و تاریخ بر انقلاب و بر تحول گذشته پایدار مانده است و تا دنیا هست پایدار خواهد ماند؟ (انشاءالله) برای این است که در این سرزمین خداپرستی و میهن‌پرستی لایزول لایزال است (احسنت) علت این که ایران مانده است و خواهد ماند و سربلند و با افتخار خواهد زیست اینجاست و وجود شاه در مملکت ما شیرازه کتاب زندگی ماست (صحیح است) اگر این شیرازه نباشد آن اوراق خدای نکرده پراکنده خواهد شد من اهل تملق و چاپلوسی نیستم همه‌تان می‌دانید رفقای عزیز از این لحاظ می‌گویم که شاه را مردم این مملکت دور و نزدیک سمبل حیات واقعی و استقلال ما می‌دانند (صحیح است) به وجود او می‌شود تفرقه‌ها را جمع کرد، خودتان به چشم خودتان مکرر دیده‌اید با وجود مسافرت تعرض‌آمیز و اضطراری که از ایران کرد باز هم برای چاره‌جویی این مملکت وقتی که برگشت من در فرودگاه شخصاً ناظر ورود و فرود او بودم تعاطی احساسات مردمی که آنجا بودند بدنام و می‌دیدم چگونه تعاطی احساسات می‌شود این نیروی ایمان است که در تمام مردمان این مملکت هست که بعد از خداپرستی و دوستی میهن وجود شاه و بقای او موجب بقای مملکت است (صحیح است) و همیشه امتحان خودش را داده است (صحیح است)

اما آذربایجان امروز آقایان نمایندگان محترم راجع به آذربایجان سخن می‌گفتند، من با کمال علاقمندی و به نمایندگی مجلس و به نام ملت ایران می‌گویم که اگر درباره آذربایجان روزها صحبت بشود کوچکترین خسته کنندگی را ندارد و حق مقام باز هم ادا نشده است آذربایجان سر مملکت است، جان مملکت است قلب مملکت است قدیمی‌ترین نقطه‌ای که در ایران یعنی این سرزمین امروزی خوانده شده است ایران ما است یعنی آذربایجان این تاریخ است ببینید حساس‌ترین نقطه‌ای که هنوز بزرگ‌ترین صفات بارز آدمیت و افتخار آدمیت درش زنده است آذربایجان است، پارسال این نعمت نصیب من شد که از آنجا گذشتم و

+++

آذربایجان را دیدم، با کمال سربلندى و فصاحت بیان می‌گویم که هنوز در او فقر اخلاقى راه نیافته است این خیلى سرمایه بزرگى است باید به او بالید در خطه آذربایجان فقر اخلاقى که دامنگیر بسیارى از نقاط مملکت شده است رسوخ نکرده است‏

(دکتر امین- رسوخ نخواهد کرد) و رسوخ نخواهد کرد اگر رسوخ می‌کرد با حوادثى که بر او گذشته است پایدار نمى‌ماند ولى من بشارت می‌دهم که باید از این سرمایه‌اى که در آنجا بارور شده و زنده است بر دو مثل یک باغبان لانقى در سایر نقاط به عنوان نمونه نشاء کرد چنانچه مهر و صفا را هم باید از شیراز به تمام مملکت برد و چنانچه سعى و کار را باید از اصفهان برد (صحیح است) اما آنچه که من دیدم اینجا می‌گویم که یک جمله از تاریخ بود تاریخ براى چیست؟ براى این است که از تجارب تلخ گذشته براى زندگى آینده سرمشق بگیریم و به کار ببریم. در سال 25 بعد از این که مجلس بسته شد من و بعضى از رحال این مملکت که نالایق‌ترشان و کوچک‌ترین عضوشان بنده بودم ما را به محبس سیاسى افکندند، آن روزها بسیار لازم بود که فعالیت بشود براى کار و می‌شد در آذر 25 من در مجلس بودم، مریض هم بودم و خسته بودم ولى به حوادث روز وارد بودم و تنها چیزى که همه خستگی‌ها را از من رفع کرد خداى بزرگ را به شهادت می‌طلبم استقلال آذربایجان و راندن آن عناصر پست و رذل از آذربایجان بود. آن مقاله تاریخى که خواستم براى آقایان بگویم و جا دارد اینجا گفته شود در آذر 24 حوادث خونین آذربایجان پیش آمد و جناب آقاى حکیم‌الملک که فرزند آذربایجان است و یکى از مردان شریف این مملکت است آمد مجلس و اعلام کرد که من مى‌خواهم حوادث آذربایجان را به شوراى امنیت شکایت کنم عده‌اى اینجا حاضرند منجمله جناب آقاى امیر نصرت اسکندرى جناب آقاى عماد تربتى که در آن موقع بودند و می‌دانند که بر ما چه می‌گذشت و چه روز کارى داشتیم شاهدند که دکتر مصدق از این کار جلوگیرى کرد مخالفت کرد که شما به سازمان ملل متحد شکایت نکنید در همین اطاق رئیس، رئیس مجلس وقت که جناب آقاى سید محمد صادق طباطبایى بود این عده‌اى که من اسم بردم به اضافه عده‌اى از دوستان ما که نیستند و مرده‌اند و من از آنها به نیکى یاد می‌کنم آنها را دعوت کرد گفت این مرد یعنى دکتر مصدق ببخشید گفت مرد را من بیجا استعمال کردم، این مرد باز هم استعمال کردم، جلوى حکیم‌الملک را گرفته است و می‌گوید تو این گزارش را به مجلس نده و ما همه آنجا فرستادیم و حکیم‌الملک را تشجیع کردیم آمد پشت این تریبون و گفت که من شکایت کردم و من از‌ آن مرد و دیگر افرادى که با فداکارى خدمت کرده‌اند و از سازمان ملل متحد که به حفظ حقوق ما توجه کرده است من به نیکى یاد می‌کنم‏.

(دکتر فریدون افشار- آقاى علامه هم خیلى زحمت کشیدند) نجات آذربایجان با تدبیر شاهنشاه و فداکارى اینان بعد از خواست خداوند شروع شد و قوام‌السلطنه با این که شخصاً مرا در آن محبس تاریک انداخت ولى من از او به نیکى یاد می‌کنم قوام‌السلطنه با این که شخصاً مرا در آن محبس تاریک انداخت ولى من از او به نیکى یاد می‌کنم قوام‌السلطنه مردى بود و قیمت مملکت به رجال آن است آن مملکتى فقیر است که مرد فداکار ندارد (صحیح است) قوام‌السلطنه همت کرد و رلى را بازى می‌کرد که بسیار دشوار بود و بر خودش فحش و نا سزا می‌خرید ولى نیت او نجات آذربایجان بود و هیچ کس مثل قوام‌السلطنه پرده ریاى حزب توده خائن را ندرید زیرا به آنها فرصت داد که خودشان را نشان بدهند باز اینجا لازم می‌دانم از اشخاصى که اینجا نام برده نشده است از مرحوم شهید رزم آرا که سرباز این میدان بود یاد کنم و امیدوارم که انشاءالله خداوند مملکت را باقى بدارد و به ما توفیق خدمت به میهن و شاهنشاه بدهد و در مقابل میهن و ملت بتوانیم سربلند باشیم (احسنت، احسنت)

نایب رئیس- آقاى تیمورتاش

تیمورتاش- مثل این که امروز مجلس شوراى ملى جلسه علنى خودش را اختصاص به آذربایجان و بیست و یکم آذر داده است به نظر بنده بسیار به جاست زیرا روزهایى در تاریخ ملل هست که هیچ وقت نباید به دست فراموشى سپرده شود زیرا این روزها هستند که ارزش واقعى ملل را در طى تاریخ نشان می‌دهند پس اگر شما امروز این جلسه را وقف آذربایجان کردید عمل بسیار صحیح و به جایى بوده است و باید درود به روان پاک شهدایى فرستاد که در این راه جان دادند (احسنت) و اما برادران عزیز امروز من را بیاد جلسه دیگرى در همین مجلس مى‌اندازد. اواخر دوره چهاردهم بود فرقه دمکرات تازه دست به خیانت زده بود، (یکى از نمایندگان- لعنه‌الله علیه) در آن دوره عده‌اى از همکاران کنونى من هم در آن مجلس بودند و ما جمعیتى بودیم که با هم کار مى‌کردیم بنده عضو اقلیت دوره شانزدهم تا قبل از واقعه آذربایجان با آقاى دکتر مصدق کار مى‌کردم روزى بود مخوف و سهمگین نفس‌ها در سینه گرفته بود براى این که فرقه آذربایجان تا پشت دروازه قزوین رسیده بود (دکتر امین- فرقه قلابى) اسمش بدبختانه این شد که گفتند فرقه دمکرات آذربایجان در آن روز مخوف و سهمگین که همه متحیر بودند چه باید کرد و به چه ترتیب و به چه تدبیر باید مام مبهن را از خطر گذراند، یک بابایى هم که تا آن وقت با همین جمعیت کار می‌کرد بلند شد و گفت که چو ایران نباشد تن من مباد و مورد تأیید همه مجلس و همچنین تشویق تماشاچیان قرار گرفت آن بابا بعد هم همین طور در طى ادوار مختلف و آنجا که خیال می‌کرد ایران میهن عزیز ما در خطر است هر چه که در عهده داشت کرد هیچ هم از این رهگذر خیال نمى‌کنم کار مهمى انجام داده باشد منظور من از تذکر این موضوع فقط و فقط این بود که آقایان عزیز این مجلس این محوطه این ملت روزهاى بسیار بسیار سخت و خطرناک دیده است و لیکن خوشبختانه خداى ایران همیشه به ما توفیق داده است که خدمت بکنیم و با آن حسى که در آن دقایق واقعاً حساسى تاریخ یک مملکتى عملى می‌کند بر مشکلات فائق بیاییم اینجا از چه بگویم؟

از فداکارى از فداکاری‌هاى شاه خیلى صحبت شد من فقط یک نکته کوچک را می‌خواهم عرض بکنم شاید بعضی‌هاتان ندانید در تمام مدتى که آذربایجان دچار سر پنجه ظلم و تعدى بود، شخص شاه هر روز با آن ملخ‌هاى کوچکى که به نام طیاره آن وقت بود بر فراز تمام آذربایجان حرکت می‌کرد و گذشته از تمام فکر و دقتى که در این کار می‌داشت احساساتش قلبش ایجاب مى‌کرد که این قطعه از خاک وطنش را هر روز از فراز آسمان ببیند (صحیح است) و من خیال می‌کنم که من حیث یک سیاستمدار، من حیث یک شاهى خدمت کرده است، به حق خدمت کرده است، ولى چیزى که مؤثر است این است که من حیث یک فرد من حیث یک کسى که دلش براى ایران بوده است هر روز خواسته است یک قسمت از خاک وطنش را از بالاى آسمان ببیند و من این را در مقابل تمام خدماتى که به آذربایجان کرده است مى‌گذارم راجع به آذربایجان و شهامت و فداکارى آذربایجانی‌هایى که در آذربایجان بوده‌اند بسیار صحبت شد و به جا بود، من خیال مى‌کنم جز همان عده معدود خائن که می‌خواستند از این نمد کلاهى براى خودشان داشته باشند، هر ایرانى در هر جایى که بودند کار کردند و خدمت کردند ولى بدبختانه شما فرزندان آذربایجان و ما ایرانی‌ها باید یک نکته را بدانیم و آن این است که تجربه‌اى که از تمام این فداکاری‌ها کرده‌ایم یک چیز باید باشد و آن این باشد که خائن هیچ وقت خدمت‌گزار نخواهد شد و خدمت‌گزار هیچ وقت خائن نخواهد شد (احسنت) بدبختانه بدبختانه این اصلى است که در بسیارى موارد از انظار دور می‌شود. بدبختانه این اصلى است که توجه کافى و وافى به آن نمی‌شود شما مطبوعات، شما کسانى که قلم زده‌اید در راه آذربایجان، شما کسانى که فداکارى کردید در راه آذربایجان بدبختانه هنوز بین شما کسانى هستند که مدال 21 آذر را به سینه‌شان می‌زنند ولى از کسانى بودند که مسبب این اوضاع بودند شما باید آنها را از خودتان طرد کنید براى این که اصل خدمت‌گزارى باید مراعات بشود باید تشویق بشود جز این عرضى ندارم‏

4- تقدیم چند فقره سؤال به وسیله آقاى ابتهاج

نایب رئیس- آقاى ابتهاج

ابتهاج- سؤالاتى داشتم از وزارت کشور که تقدیم می‌کنم.

5- طرح و تصویب یک فوریت و اصل گزارش کمیسیون فرهنگ راجع به موافقت‌نامه فرهنگى بین ایران و لبنان‏

نایب رئیس- مجلس وارد دستور می‌شود گزارشى است از کمیسیون‌هاى فرهنگ و خارجه به مجلس درباره موافقت نامه فرهنگى بن دولت ایران و لبنان که قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون فرهنگ به مجلس شورای ملى کمیسیون فرهنگ در جلسه 6 آذر ماه 1336 با حضور آقاى وزیر فرهنگ لایحه ارسالى از مجلس سنا راجع به موافقت‌نامه فرهنگى بین دولت ایران و لبنان مشتمل بر ماده واحده متضمن یک مقدمه و سیزده ماده را مطرح و عیناً تصویب نمود اینک گزارش آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد

ماده واحده- موافقت نامه فرهنگى بین دولت شاهنشاهى ایران و دولت جمهورى لبنان را که مشتمل بر یک مقدمه و سیزده ماده می‌باشد و در پنجم مهر ماه 1335 در تهران به امضا نمایندگان مختار دولتین رسیده است تصویب می‌نماید.

گزارش از کمیسیون امور خارجه

به مجلس شورای ملى

کمیسیون امور خارجه در جلسه 1336/ 9/ 11 با حضور آقاى وزیر امور خارجه لایحه ارسالى از مجلس سنا راجع به موافقت نامه فرهنگى بین دولت شاهنشاهى ایران و لبنان را مطرح و گزارش کمیسیون فرهنگ را تصویب نمود اینک خبر آن را به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌دارد

نایب رئیس- از طرف عده‌اى از آقایان درخواست یک فوریت براى این لایحه شده است که قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

امضاکنندگان زیر پیشنهاد می‌نماییم که موافقت‌نامه فرهنگى ایران و لبنان به قید یک فوریت در مجلس مطرح شود

مهدوى. طباطبایى. ابتهاج. قرشى. دکتر ضیایى. بزرگ‌نیا. بوربور. کدیور. دکتر رضایى. عامرى. دادگر. شادلو و چند امضاى دیگر

+++

جمعى از نمایندگان- مخالفى نیست.

نایب رئیس- آقاى مهدوى

سعید مهدوى- چون مخالفى نیست بنده هم مختصر عرض می‌کنم که این موافقت‌نامه فرهنگى جریان خودش را در تمام کمیسیون‌ها طى نموده و با حسن روابطى که بین ما و دولت لبنان هست در همه کمیسیون‌ها با حسن قبول تلقى شده است این است که خواهش می‌کنم آقایان موافقت کنند که با قید یک فوریت تلقى بشود

نایب رئیس- جناب آقاى اردلان مخالفید

اردلان- موافقم

نایب رئیس- آقاى صارمى مخالفید؟

صارمى- خیر موافقم

نایب رئیس- چون مخالفى نیست لذا رأى می‌گیریم به فوریت این لایحه آقایانى که با فوریت آن موفقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد کلیات مطرح است آقاى دکتر شاهکار (عده‌اى از نمایندگان- تشریف ندارند) مخالف دیگرى نیست بنابراین رأى گرفته می‌شود به ورود در ماده واحده آقایانى که با ورود در ماده واحده موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد خود ماده واحده مطرح است مخالفى نیست؟ (گفته شد خیر) چون مخالفى نیست لذا رأى گرفته می‌شود به ماده واحده آقایانى که با ماده واحده موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد کلیات آخر مطرح است مخالفى نیست؟ (گفته شد، خیر) چون مخالفى نیست رأى گرفته می‌شود به مجموع ماده آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد براى اجرا به دولت ابلاغ می‌شود

6- تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه‏

نایب رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده چون پنجشنبه به مناسبت بیست و یکم آذر ماه تعطیل است به روز یکشنبه موکول می‌شود دستور بقیه لوایح موجوده‏

(مجلس یک ربع ساعت پیش از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى- عماد تربتى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295204!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)