کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 14 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پانزدهم شهریور ماه 1326  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان مهندس فولادوند- فرامرزی - سفرزاده- کشاورزصدر

3- اجرای مراسم تحلیف

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 14

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه پانزدهم شهریور ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان مهندس فولادوند- فرامرزی - سفرزاده- کشاورزصدر

3- اجرای مراسم تحلیف

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و بیست دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

صورت مجلس روز پنجشنبه دوازدهم شهریور ماه را آقاى معتمد دماوندى (منشى) قرائت کردند.

صورت مجلس روز پنجشنبه دوازدهم شهریور 1326

یک ساعت و چهل دقیقه به ظهر روز پنجشنبه 12 شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائبین بااجازه- آقایان: بهادرى، عبدالله وثوق، دکتر شفق، محمد ساعد.

غائبین بى اجازه- آقایان: محمد ذوالفقارى. محسن گنابادى، هدایت پالیزى، مهندس هدایت، محمد قوامى، گلبادى، على وکیلى، خوئی‌لر، تقى‌زاده، لیقوانى.

دیرآمدگان بااجازه- آقایان: امیرتیمور، منصف، محمدعلى مسعودى، دکتر عبده، شریعت‌زاده، صادقى،

دیرآمدگان بى اجازه- آقایان: حسین اکبر، دکتر طبا، دکتر اعتبار، جواد عامرى، تولیت، عزیز زنگنه، نیکپور، احمد دهقان.

آقایان ایلخان و دکتر مجتهدى و آصف راجع به علل تعویق تشکیل جلسات مذاکراتى کردند و معتقد بودند که روزهاى مقرر در تشکیل جلسه تسریع شود تا براى عرض مطالب لازم و نطق‌هاى قبل از دستور فرصت بیشترى باشد.

آقاى رئیس بیان داشتند اگر آقایان موافق باشند هر هفته یک جلسه روزهاى چهارشنبه به طور فوق‌العاده براى نطق قبل از دستور تشکیل شود و بعضى مخالف بودند. صورت مجلس تصویب گردید و نطق قبل از دستور در این جلسه به تصویب نرسید و اجراى مراسم سوگند آغاز شد.

نخست آقاى رئیس سوگندنامه را قرائت و امضاء نمودند، من که در ذیل امضاء می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن مجید قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستى و درستى وجد و جهد انجام داده و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع معظم عادل و مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جزء فوائد و مصالح دولت و ملت ایران.

سپس نواب رئیس و منشیان هیئت رئیسه و بعد چند تن از نمایندگان به ترتیب تصویب اعتبارنامه سوگند‌نامه را قرائت و امضاء نمودند.

آقایان: قشقایی، کفایی، ملک مدنى، دکتر بقایی، آشتیانى‌زاده، ظفرى، مکى، مهدى ارباب. شادلو، ضیاء ابراهیمى، عامرى، قبادیان، کشاورز صدر، مرآت اسفندیارى، اعظم زنگنه، محمد سلطان‌العلماء.

پس از خاتمه مراسم تحلیف این عده از نمایندگان نتیجه استخراج آراء و اسامى اعضاء کمیسیون‌ها به عرض مجلس رسید و براى کسرى اعضاء کمیسیون‌های دارایی، بازرگانى، نظام و کمیسیون خارجه قرار تجدید انتخاب شد و آقاى دکتر معظمى چون در سه کمیسیون انتخاب شده بودند از کمیسیون بهدارى مستعفى شدند و آقاى رضوى طبق نظامنامه تذکر دادند که عده دیگرى از نمایندگان نیز در سه کمیسیون انتخاب شده‌اند که باید از هر کمیسیونى مخواهند مستعفى شوند.

+++

 آقاى نبوى طبق تبصره ماده 9 اساسنامه بانک ملى تذکر دادند که مجلس دو نفر ناظر بانک را انتخاب کند.

در این موقع اعتبارنامه‌ها مطرح و گزارش شعبه ششم راجع به انتخاب آقاى محمد ساعد از رضائیه قرائت و به اعتبارنامه ایشان اخذ رأى و تصویب شده و بعد گزارش شعبه ششم راجع به انتخاب آقاى اسدى از مشهد قرائت و به واسطه مخالفت آقاى اسلامى موکول به بعد شد و سپس گزارش شعبه چهارم راجع به انتخاب آقاى بوداغیان از حوزه انتخابیه ارامنه آذربایجان و گزارش شعبه دوم راجع به انتخاب آقاى على اکبر امامى اهرى از شهرستان اهر و گزارش شعبه پنجم راجع به انتخاب آقاى على اکبر سالار بهزادى از بم قرائت و به اعتبارنامه هر یک از آقایان اخذ رأى و تصویب شد. گزارش شعبه ششم راجع به انتخاب آقاى حسن ارسنجانى از لاهیجان قرائت و به مناسبت مخالفت آقاى ناصر ذوالفقارى و چند تن از نمایندگان به بعد موکول شد و آقاى نبوى توضیح دادند که چون شعبه فقط جریان انتخاب را تصدیق نموده و نسبت به صلاحیت آقاى ارسنجانى موکول به نظر مجلس نموده و این امر بی‌سابقه و برخلاف ترتیب است باید به شعبه برگردد و مثبت یا منفى صریحاً اظهار نظر شود. بنا به تقاضاى تلگرافى آقاى خوئی‌لر اعتبارنامه ایشان مطرح گردید و آقاى محمدعلى مسعودى مخالفت خود را با توضیحاتى پس گرفتند و اعتبارنامه آقاى خوئی‌لر تصویب شد. آقاى رئیس بیان داشتند که آقاى دهقان از رئیس دولت سؤالى نموده‌اند که ابلاغ می‌شود تا در موقع براى جواب حاضر شوند ساعت 12 ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده به روز یکشنبه پانزدهم موکول و دستور انتخاب نظار بانک و کسرى کمیسیون‌ها و اجراى مراسم تحلیف مقرر گردید.

رئیس- نسبت به صورت جلسه نظرى نیست؟ (گفته شد: خیر) صورت مجلس تصویب شد.

کشاورز‌صدر- بنده قبل از دستور اجازه خواستم.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: مهندس هدایت، آزاد، فرامرزى، صدرزاده، کشاورزصدر.

رئیس- یک عده از آقایان: مهندس خسرو هدایت، آقاى عبدالقدیر آزاد، آقاى فرامرزى و آقایان دیگر اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند مخالفى نیست (جمعى از نمایندگان: اشکالى ندارد بفرمایید) آقاى مهندس خسرو هدایت.

مهندس خسرو هدایت- بنده این مطلبى را که به استحضار آقایان می‌رسانم تقاضاى توجه مخصوص دارم چون می‌بایستی از نکات اساسى عملیات ما در دوره پانزدهم باشد. یک اتحادیه کارگرى به نام اتحادیه سندیکاى کارگران ایران در مهر ماه سال 1325 در تهران تأسیس شد. سرلوحه عملیات این دستگاه کارگرى این است که سه اصل را قبول دارد: اصل ملیت را قبول دارد، اصل این که کشورها بایستى سرحدات خودشان را داشته باشند قبول دارد و اصل میهن خواهى را هم پذیرفته است و این را هم بنده از این لحاظ اینجا رویش اصرار دارم که در بعضى از دستگاه‌های کارگرى که ماده تشکیل می‌شود این سه اصل مراعات نشده، پس از این، این دستگاه درصدد است کارى بکند که وضع کارگران بهبودى پیدا بکند. فعلاً قانون کار اجرا شود و بعد هم در همین مجلس قانون کار اصلاح بشود و اجرا شود. یک مطلب دیگر هم که بنده می‌خواهم به استحضار آقایان برسانم این است که در 1324 دراین کوره پزخانه‌هاى آجرپزى براى هر هزار خشت 4 تومان می‌دادند یعنى پنج نفر می‌بایستی کار کنند تا هزار خشت تهیه کنند و براى این پنج نفر کارگر که هزار خشت می‌بایستی تهیه کنند اگر خیلى کار کند 4 تومان می‌دادند در 1325 آمدند بر اثر اقداماتى که آقایان می‌دانید براثر فشارهایى که بود همین فخارها حاضر شدند و در آبان 1325 شش تومان و نیم دادند یعنى چهار تومان 24 را کردند شش تومان و نیم یک پیش آمد و یک تحولاتى شد آن دستگاهى که موجبات بهبود این کار و وضع کارگران را فراهم کرده بود ازبین رفت و در اردیبهشت 1326 امسال گفتند که ما همان شش تومان و نیم آجر را هم از 40 تومان کردند 60 تومان ولى در 26 گفتند آجر همان 60 تومان حقوق همان 4 تومان. این دستگاهى که در آن شرایط پیدا شده بود رفت خواهش کرد، التماس کرد گفت آقا به پنج نفر نمی‌شود این پول را داد آمدند و نشستند و اقدام کردند گفتند ما این پول را می‌دهیم. اتحادیه به شورای عالى کار شکایت کرد، شوراى عالى کار کمیسیونى فرستاد، رسیدگى کرد وتصویب کرد که از اول اردیبهشت براى تهیه هزار خشت به پنج نفر 64،5 ریال داده شود یعنى چهار قران و دهشاهى اضافه کرد از اول اردیبهشت ولى تا این دقیقه فخارها نپذیرفتند گفتند 64،5 ریال هم نمی‌دهیم همان 60 ریال را می‌دهم و براى این چهار ریال و پنجاه دینار تقاضاها شد، اقدام‌ها شد، توسط‌ها و اقدامات و غیره شد تا این که بالاخره روى تقاضاى سندیکاى کارگران کوره پزخانه سندیکایى که اسمش را بردم تصمیم به اعتصاب گرفت. این اعتصاب را مطابق قانون وزارت کار ابلاغ کرده اعتصاب را قانونى شناخت به فخارها نوشت، به فرمانداری نظامى نوشت، به شهربانى نوشت که در کوره پزخانه اعتصاب خواهند کرد این اعتصاب قانونى است ما در سه‌شنبه پانزده روز پیش اعتصاب کردیم همان صبح سه‌شنبه ... این را هم عرض کنم تعداد این کوره‌ها سى و یکى است همان صبح روز سه‌شنبه 16 نفر صاحب کوره آمدند گفتند ما شرایطى را که شوراى عالى کار گفته است قبول می‌کنیم یعنى قانون کار را قبول می‌کنیم و برای هر هزار خشت به دستمزد روزانه 64،5 ریال می‌دهیم ماند پانزده صاحب کوره که قبول نکردند و شروع کردند به تحریکات، به نشر اکاذیب گفتند کوره‌ها را آتش زده‌اند و حال آن که کوره‌ها قابل احتراق نیست گفتند که آجرها را خراب کرده‌اند خلاصه این حرف‌ها را زدند ولى اعتصاب ما در کمال نظم در جریان بود حتى روز جمعه بعد از سه‌شنبه که معاون فرماندار نظامى رفته بود به محل تقدیر کوره بود از انضباط کارگرها. این اعتصاب را کارگران کوره پزخانه کرده بودند در مقابل هر کوره ایستاده بودند نه می‌گذاشتند آجر پخته شود، نه می‌گذاشتند آجر حمل شود و نه مواد دیگر حمل شود براى این که کوره آتش بشود. البته وقتی که یک سندیکایى اعلام اعتصاب می‌کند یک عده مأمورین انتظامى تعیین می‌کند این مأمورین انتظامى هم از کارگرانى که اعتصاب می‌کنند نیستند از خارج است ده نفر از دخانیات داشتیم، ده نفر از سیمان و ده نفر از راه آهن و غیره این‌ها مأمورین حفظ نظم بودند روز سه‌شنبه هم که رأى تمایل به آقاى قوام‌السلطنه داده شده بود قرارشده بود که ساعت 5 بعد از ظهر در منزل ایشان کمیسیونى بشود در حضور یک عده کارگر و کارفرما و یکى دو نفر اشخاص دیگر که از جمله از جناب آقاى ملک‌الشعراء بهار هم دعوت شده بود که ایشان هم تشریف داشته باشند و این موضوع حل بشود ولى همان روز شنبه یک بعد از ظهر یعنى چهار ساعت قبل از کمیسیون از فرماندارى نظامى‏ دو گروهان سرباز و ژاندارم و چندین نفر افسر می‌روند و دعوت می‌کنند که اعتصاب شکسته شود. اگر آقایان توجه داشته باشند روزنامه که بخوانید روزى نیست که در یک مملکتى اعتصاب نشده باشد اعتصاب 80 هزار نفر، اعتصاب 200 هزار نفر، 400 هزار نفر، این چهار هزار نفری که در تهران در کمال نظم اعتصاب کرده بودند با وجود مجلس شوراى ملى فرماندارى نظامى می‌گوید اعتصاب را بشکنید (محمدعلى مسعودى: فرماندارى نظامى را باید ملغى کرد) اعتصاب قانونى نیست. آخر شکستن اعتصاب هم یک مقررات قانونى دارد. در غیر این صورت ممکن نیست نمی‌شود، می‌گویند اعتصاب را بشکنند و چون نمی‌توانستند بشکنند بلافاصله شروع کردند به حبس کردن، به مضروب کردن. به مجروح کردن، به کتک زدن، این اشخاصى که می‌آیند خشت می‌زنند این‌ها همه‌شان مرد نیستند فرض کنید یک کسى از سپاه دهن قزوین با 20 نفر از قوم و خویش و خانواده‌اش که در بین آنها مرد وزن و بچه هست می‌آید و این‌ها را می‌گذارد سر کار و خشت می‌زنند و آن مزدى را که می‌گیرند خشت تهیه می‌کنند پس طرف‌های این‌ها مرد هم نبوده‌اند، یک عده زن بودند، یک عده بچه بودند، بچه‌ها را زده بودند و مضروب کرده بودند. صرف‌نظر از این که آنها را هم توقیف کردند (مکى: بسیار عمل وحشیانه‌ای کردند) بنده آنچه که می‌خواهم اینجا نتیجه بگیرم حالا آقاى مسعودى می‌گویند حکومت نظامى ملغى شده (محمدعلى مسعودى: عرض کردم باید ملغى شود) بله باید ملغى گردد عرض می‌کنم هیچ ارتباطى با حفظ نظم نداشته فقط یک آثارى بوده است از زور و قلدرى و این قلدرى از براى یک افرادى به عمل آمده است که آنها واقعاً برهنه هستند، شاید کارگر کوره پزخانه را ندیده‌اید کارگر سایر جاها پیش کارگر کوره پزخانه بگذارید می‌بینید که کارگر کوره پزخانه گداى برهنه‌ای است که کفش اصلاً ندارد و دست‌هایش هم بر اثر خشت مالى مجروح است این‌ها را به این ترتیب می‌برند و اعتراض ما هم با تمام اقداماتى که به عمل آوردیم کافى نبوده است که دستورى صادر شود تا آنها آزاد شوند. نشد و در آن روز هم هیچ مقامى نبوده است که گفته شود دستور داده است. تمام این کار از طرف فرماندارى نظامى شده و بنده صرف‌نظر از این که ضرورى می‌دانم حکومت نظامى می‌بایستی با بودن مجلس ملغى شود، ضرورى می‌دانم که از

+++

طرف مجلس هم به این کار رسیدگى شود. وقتی که ما اساساً به وجود کارگر معترفیم و قانون کار هم وضع شده (مهندس رضوى: وزارت کار چه می‌کند آقا؟) می‌بایستی ترتیبى داده شود که تعهدات قانون عمل شود و اگر قانون کار گفته است که رفع اعتصاب چه جور است دیگر فرماندارى نظامى نمی‌تواند یک ریخت تازه‌ای براى شکستن اعتصاب پیدا کند یعنى وسیله حبس و جرح و ضرب، بنده مطلب دیگرى را هم که اینجا خیلى قابل توجه می‌دانم و بایستى عرض کنم که آن موضوع احترام به رکن چهارم مشروطیت است در اینجا. اما متأسفانه در هیچ یک از جراید تهران این مطلب به نیکی منتظر نشده است در روزنامه و‌زین و کثیرالانتشار دوست محترم بنده آقاى محمدعلى مسعودى همان روز بنده خواندم که در سرخس انگشت دخترى را یک بز خورده ولیکن در آن روز نوشته نشده که 60 نفر کارگر مجروح شده و 47 نفر حبس شده‌اند. یک عده به غلط حبس شده‌اند و حالا واقعاً قصور با دستگاه خبرنگاریتان است و یا این که در یکى از جراید به نفع کارفرمایان این مطلب مذاکره شده است بنده در روزنامه آتش خواندم که در آمریکا هر کارگرى هر روز یک دفعه حمام می‌رود (اقبال: هر روز حمام می‌رود) خوب ما که حمام نخواستیم ولیکن می‌خواستم بگویم این کارگرهاى کوره پزخانه روزى یک دفعه آب ندارند که بخورند و بنده خیال می‌کنم که ضرورت دارد مجلس پانزدهم یک قسمت از وقتش را صرف حال این کارگران بکند. براى این که این‌ها بالاخره یک طبقه‌ای هستند که اگر این مملکت بایستى پیشرفتى بکند باید با این طبقه بکند بنده دلیل می‌آورم دلیلش این است که ما با این وسعتى که داریم جمعیت کم داریم یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع زمین داریم با پانزده میلیون جمعیت که سه میلیونش قابل کار کردن است و کافى نیست خود ما اساساً ازدواج نمی‌کنیم یا اگر ازدواج کردیم دو بچه که پیدا کردیم دیگر جلوگیرى می‌کنیم. (یک نفر از نمایندگان: شاید شما این طور بکنید) و فقط طبقه‌ای که اولاد زیاد دارد، خانواده زیاد دارد، 8 تا 10 بچه دارد، و یک قسمت از این ده تا بچه را نمی‌تواند تحویل جامعه بدهد

همین کارگرها هستند با این اختلاف که این‌ها را نمی‌تواند بزرگ کند ده تا بچه درست می‌کند و بر اثر عدم ارتزاق و عدم بهداشت می‌میرند. ما صرف‌نظر از تمام حرف‌ها، صرف‌نظر از این که بخواهیم دماگوژى بکنیم، صرف‌نظر از این که بخواهیم حرف بزنیم بایستى کارى بکنیم و وسائلى فراهم کنیم که این‌ها مزدى که می‌گیرند با آن مزد بتوانند زندگى کنند (صحیح است) به این‌ها عذا بدهند. بهشان لباس بدهند بعد هم که ناخوش شدند یک دستگاهى باشد که این‌ها را معالجه بکند. فعلاً این ترتیب نیست اگر که دوره پانزدهم به این قسمت توجه نکند بنده خیال می‌کنم بزرگ‌ترین غفلت‌ها را کرده چون فقط ضرری که بر مجلس و مملکت خورده و آن منظور اساسى که ازدیاد جمعیت است عملى نشده بلکه این‌ها بیک سمتى متوجه می‌شوند و یک مرامى را قبول می‌کنند که به هیچوجه به صلاح کشور ما نیست. بنده خیال می‌کنم دولتى که در این جا برنامه‌اش را خواهد آورد می‌بایستی در برنامه‌اش توجه به حال کارگر و رفاه کارگر باشد براى این که بتواند از این مجلس رأى اعتماد بگیرد (صحیح است) بنده البته می‌دانیم خواهند گفت آقایان اقتصاددان که ازدیاد دستمزد موجب گرانى اجناس خواهد شد بنده اصلاً طرفدار دستمزد نیستم بنده معتقد هستم که این دولت یا وزارت کار یا هر چه که هست این‌ها می‌بایستی که یک دستگاه‌هاى کئوبراتیف درست کنند که اجناس را به نرخ اولیه‌ای که به دست می‌آید به کارگرها بفروشند تا با این مزد هم آنها بتوانند لباس بخرند، اغذیه سالم تهیه بکنند و هم این که در این مملکت نشو و نما بکنند بنده بنابراین در این جا که بزرگ‌ترین مرجع ملى ایران است اولاً نسبت به عملیات فرماندارى نظامى معترضم دوم این عملیات توأم بوده با توقیف روزنامه کارگران ایران و بنده می‌بایستی در اینجا اعتراف بکنم که توقیف این روزنامه خیلى اسباب شکایت نشده است زیرا که ما نمی‌توانستیم اداره‌اش بکنیم این سندیکایى که آقایان اسمش را گذاشته بودند سندیکاى دولتى بنده همان موقع یعنى سه روز قبلش یک چک دو هزار تومانى از بانک ملى می‌خواستم که روزنامه را اداره کنم امضاى بنده را کافى ندانستند و دادیم که سه نفر امضا کنند. توقیف این روزنامه از لحاظ ما مانند صرفه‌جویی هم شد ولى یک اصلى هست کوچک‌ترین روزنامه، هر روزنامه‌ای که در اینجا، در طهران توقیف شد تمام روزنامه همچنین روزنامه کیهان و روزنامه اطلاعات برداشتند نوشتند که متأسفانه روزنامه فلان توقیف شده است ولى دراین مورد روزنامه اطلاعات اظهار تاسف هم نکرد و اساس از توقیف روزنامه ما خبرى ننوشت اعتراض به این امر چه از لحاظ توقیف کارگران و چه از لحاظ توقیف روزنامه است و تقاضا دارم که می‌بایستی مجلس اقدام کند اولاً حکومت نظامى لغو شود، ثانیاً مسببین این عمل جدا تعقیب بشوند.

رئیس- آقاى عبدالقدیر آزاد

عبدالقدیر آزاد- عرض کنم بنده یک مطالبى داشتم که از نقطه‌نظر اصول می‌خواهم عرض کنم که این مطالب به هیچ وجه من‌الوجوه جنبه نظریات خصوصى ندارد. براى این که من معتقد هستم که نظریات خصوصى فرع برنفع خصوصى است پس اگر کسى نفع خصوصى در نظر نداشته باشد نظر خصوصى هم ندارد. بنده مطالبى را که می‌خواهم عرض کنم این است که بایستى قانون را در مملکت محترم شمرد، هر مملکتى که قانون در آنجا حکمروایی نداشته باشد، هر کسى به میل و اراده خودش یک عملیاتى بکند و بعد هم دیگرى که آمد آن عملیات را لغو بکند و مطابق سلیقه خودش یک قواعد و مقرراتى برقرار بدارد غیر از هرج و مرج چیز دیگرى نیست. (صحیح است) بنده معتقد هستم که تمام ممالکى که حکومت‌های خوب دارند و مردم در آنجا آسایش و رفاه دارند فقط روى این اصل است که قانونى که در آنجا وضع می‌شود آن قانون را محترم می‌شمرند ما هم که در اینجا آمده‌ایم به عقیده من غیر از این که قانونى وضع بکنیم کارى دیگر نداریم. ما این جا باید قانون وضع بکنیم و نظارت هم در اجراى قانون داشته باشیم. بنابراین اگر ما یک قوانینى را که وضع می‌کنیم در نظر داشته باشیم که آن قوانین اجرا بشود و آن قوانینى راکه آمده‌اند این جا وضع کرده‌اند عادت نداشته باشیم که احترام بگذاریم پس آمدن ما در اینجا و صرف وقت در اینجا و وضع کردن قوانین به عقیده من هیچ نتیجه‌ای ندارد (صحیح است) بنده در کتاب‌های تاریخ خوانده‌ام که در 509 یک حکومتى در روم تشکیل شد. یک نفر برتوس نامى چون آمد سلسله کارتن را از ریشه برانداخت دو تا پسرداشت این پسرها رفتند با سلسله کارتن ارتباط پیدا کردند، برتوس دو پسرش را دستور داد آوردند و جلوى خودش سر آنها را بریدند و گفت وقتی که در یک مملکتى یک قوانینى وضع می‌شود و یک رژیمى برقرار می‌شود هر کس که مخالفت با آن رژیم بکند و قوانین مملکت را محترم نشمارد ولو این که فرزند من باشد سرش را باید برید و بر اثر آن خشونت و احترام به قانون بود که جمهورى رم در 509 قبل از میلاد مسیح که تشکیل شد تا زمان آنتوان 500 سال طول کشید و نصف دنیا را گرفت و به محض این که در اخلاق و روحیات ملت روم قید احترام به قانون سلب شد، فوراً حکومت مستبدى آمد و در آنجا برقرار شد و تمام وضعشان را به هم زد. مقصودم از این تذکر این بود که باید قانون در مملکت محترم شمرده شود و اگر ما امروز یک اکثریتى داریم و یکى از طرفداران اکثریت یک عمل خلاف قانونى کرد و چون اکثریت طرفدار او است نباید به او کار داشت و حرفى زد من اصولاً معتقدم که اصل باید برخلاف این باشد و هر کسى که برخلاف قانون اساسى رفتار کرد ولو این که فرزند من باشد براى حفظ جامعه فوراً باید او را تسلیم محکمه کرد براى این که حقوق مردم و حقوق خود ماها در آتیه محفوظ بماند (صحیح است) من در دوره چهاردهم با چند نفر از آقایانى که در اکثریت بودند چند مرتبه مذاکره کردم گفتم آقایان این ماده 5 و 8 قانون حکومت نظامى را ملغى کنید براى این که باعث دردسر مردم می‌شود. چندین مرتبه من شکایت کردم به آنها گفتم آنها چون استفاده می‌کردند از آن ماده قانون در آن زمان حاضر نشدند که آن ماده 5 را لغو بکنند. حکومت و بالاخره وضعی‌ات برگشت و بالاخره آقاى قوام‌السلطنه نخست وزیر شد و همان اشخاصى که از همان ماده 5 استفاده می‌کردند رفتند توى زندان براى چه؟ براى این که اصل را محترم نشمردند چون محترم نشمردند آن روز به منفعت خودشان بود حاضر نشدند آن اصل را قبول بکنند و روز دیگر وضعیت برگشت و خودشان رفتند به زندان، حالا هم بنده معتقد هستم که اگر ما اصل را رعایت نکنیم بالاخره حکومت این پنجاه شصت نفر تمام می‌شود فردا ممکن است که قضیه معکوس بشود همین اشخاصى که الان پنجاه شصت نفر هستند فردا می‌شوند 30 نفر و یک اکثریتى در مقابل آنها درست بشود بیایند و همان طور که این اکثریت اصل را رعایت نمی‌کنند آنها هم رعایت نکنند. بنابراین بنده خواهش می‌کنم اگر ما می‌خواهیم در این مملکت خودمان زندگى بکنیم و حقوقمان محترم باشد باید قانون را محترم بشماریم (صحیح است) بنده یک خلاف قانون‌هایی از طرف آقاى قوام‌السلطنه در این هیجده ماهه مشاهده کردم (کلبادى: این طور نیست

+++

 آقا) و به عنوان اعلام جرم تنظیم کرده‌ام که امروز در حضور آقایان می‌خوانم و تقدیم ریاست مجلس می‌کنم.

رئیس- آقاى آزاد اعلام جرم را باید به من لطف کنید و من بفرستم به کمیسیون عرایض که گزارش آن به مجلس بیاید (صحیح است)

آزاد- خوب من می‌خوانم.

رئیس- خیر لطف کنید به من در نطق قبل از دستور آزادید هرچه می‌خواهید بگویید ولى اعلام جرم باید برود به کمیسیون عرایض.

آزاد- عرض کنم یک مطالبى است باید آقایان مستحضر شوند.

رئیس- گوش بدهید آقا هر چه لایحه یا طرح باید از راه خودش وارد شود، تأمل بفرمایید آقا این ماده خوانده شود آقایان نمایندگان متوجه بشوند.

 (ماده دوم قانون محاکمه وزراء به وسیله آقاى دادور (منشى) قرائت گردید)

ماده دوم- موجبات تعقیب وزراء از طرف مجلس شورای ملى به قرار ذیل است: اول اعلام کتبى یکى از نمایندگان در مجلس شوراى ملى دایر به وقوع جنحه و جنایت، دوم راپورت‌هاى واصله به مجلس شورای ملى از طرف مأمورین و صاحب‌منصبان کشف جرایم. سوم شکایات و راپورت‌هاى واصله از افراد مردم و اعلانات مطلعین از وقوع جرم که توسط نمایندگان به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌شود. تبصره در موارد فوق باید توضیحات نمایندگان با راپورت‌ها و یا شکایات و اعلامات واصله مبنى بر قرائت و اماراتى باشد که دلالت به وقوع جرم نماید.

ماده سوم- در هر یک از موارد مذکور در ماده قبل رئیس مجلس شورای ملى در ظرف یک هفته نوشته‌جات و اسناد و مدارک موجوده راجعه به اتهام را به کمیسیون عرایض مجلس ارجاع می‌نماید. کمیسیون مزبور مکلف است در ظرف پانزده روز تحقیقات بدوى را به عمل آورده خبر خود را دائر به لزوم یا عدم لزوم ادامه تحقیقات به رئیس مجلس شورای ملى تقدیم نماید و این خبر در ظرف یک هفته در مجلس قرائت شده و پس از قرائت بدون مذاکره و مباحثه اعم از این که خبر دایر به تعقیب یا عدم تعقیب متهم باشد به کمیسیون عدلیه ارجاع می‌شود.

رئیس- بنابراین اعلام جرمتان را لطف کنید من همین امروز به کمیسیون عرایض می‌فرستم.

آزاد- بله، خوب فرق نمی‌کند که بنده اعلام جرم را اینجا بخوانم یا نخوانم.

رئیس- شما اینجا نمی‌توانید بخوانید باید آن را به بنده بدهید این دو سابقه هم بود و بنده گفتم آوردند یکى اعلام جرم راجع به آقای منصور که آقاى مدعى‌العموم نسبت به ایشان کرده بود و اینجا آوردند و به کمیسیون رفت بدون قرائت، یکى هم راجع به آقای افشار.

آزاد- خیلى خوب بنده موافقت کردم که به شما تقدیم کنم.

رئیس- لازم نیست شما موافقت بکنید قانون باید اجرا شود.

آزاد- در هر صورت چه خوانده شود و چه نشود یکى است، عرض کنم تخلفاتى را که بنده از آقاى قوام‌السلطنه مشاهده کرده‌ام که برخلاف قانون بوده است یکى موضوع تصویب‌نامه بوده است که ایشان صادر کردند در موقعی که نخست وزیر شدند در 1321 که پیله‌ها خروجش به خارجه ممنوع است بعد از آن که این تصویب‌نامه را صادر کردند آقاى شیخ احمد سیگارى (یکى از نمایندگان: شامل مرور زمان شده) رفتند پیله‌ها را خریدند به کیلویی شش هفت تومان و بعد از یک ماه دیگر تصویب‌نامه صادر کردند که پیله‌ها آزاد است بعد پیله‌ها را فروختند هفده تومان (سید هاشم وکیل: آقا این حرف‌ها را نباید بزنید. اعلام جرم کتبى یا شفاهى فرق نمی‌کند) بنده می‌خواهم صحبت کنم بنده اعلام جرم نکردم بنده تخلفاتى را که می‌دانم می‌خواهم به عرض آقایان برسانم (یکى از نمایندگان: قصه می‌گوید آقا) موضوع دیگر یکدستگاه چاى خشک کنى بوده است که متعلق به وزارت کشاورزى بوده است که به لاهیجان برده‌اند و حالا آورده‌اند اینجا. یکى دیگر قضیه 17 آذر است که اغلب آقایان در اینجا بودند که روز 15 یا 16 آذر در همین مجلس می‌خواستند رأى عدم اعتماد بدهند به آقای قوام‌السلطنه ودر روز 17 آذر ایشان یک عده را فرستاده‌اند اینجا و در نتیجه 163 نفر مقتول شدند، در حدود نصف شهر را هم غارت کردند یک موضوع دیگر تصویب‌نامه‌هایى است که آقاى قوام‌السلطنه برخلاف اصل 94 قانون اساسى صادر کرده‌اند و یک مقدارى از مردم مالیات گرفته‌اند، موضوع دیگر قرضه است که ایشان از آمریکا گرفته‌اند (عده‌ای از نمایندگان: قرضه گرفته نشده قرضه چیست؟) بله ایشان می‌خواهند از آنجا قرضه‌ای بگیرند و یک میسیونى هم فرستاده‌اند (یکى از نمایندگان: قصاص قبل از جنایت می‌کنید) یک موضوع دیگر موضوع قرارداد نفت است (همهمه نمایندگان) (ارسنجانى: قراردادى در بین نیست) (سزاوار: از قرارداد اطلاعى نداریم، قراردادى نیست) (محمدعلى مسعودى: حق نداشته است کسى قرارداد ببندد چرا شما عنوان می‌کنید) موضوع دیگر آقا گرفتن رشوه است که آقاى نخست وزیر (جواد عامرى: گناه قوام‌السلطنه انتخاب شما است والله) (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى آزاد شما حق ندارید، شما مطابق نظامنامه چیزهایی که دولت می‌کند حق ندارید حرف بزنید، حرف‌هایتان را بزنید ولى با نزاکت.

آزاد- اجازه بدهید آقایان من صحبت‌هایم را خاتمه می‌دهم (محمود محمود: ایشان به حال طبیعى نیستند) شما قیاس به نفس می‌کنید، عرض کنم موقعی که من این مطالب را نوشته بودم چند نفر از آقایان به من گفتند که این مطالب و این اعلام جرمى را که شما نوشته‌اید البته ممکن است کمیسیون عرایض و کمیسیون عدلیه آقاى قوام‌السلطنه را تبرئه کند شما بی‌جهت نوشته‌اید من گفتم هر کس در مقابل قانون وظیفه‌ای دارد و من مطابق وظیفه‌ای که دارم در مجلس اعلام جرم می‌کنم. هر کسى که بخواهد آقاى قوام‌السلطنه را با این که اطلاع دارند برخلاف رفتار می‌کند ایشان را تبرئه کند. (ارسنجانى: قوام‌السلطنه مجرم نیست که تبرئه بشود)

رئیس- این ماده قرائت می‌شود شما توجه کنید اگر رعایت نکنید آن وقت ناچارم عمل کنم. گوش بدهید (به وسیله آقاى دادور (منشى) قرائت گردید)

ماده 129- مؤاخذه یا منع حضور در موارد ذیل است:

اولاً- نماینده‌ای که پس از مؤاخذه در همان جلسه مجدداً از دایره نظم خارج می‌شود.

ثانیاً- نماینده‌ای که در ظرف شش ماه دو مرتبه مؤاخذه شده باشد.

ثالثاً- نماینده‌ای که مردم را در مجلس علنى بزد و خورد یا جنگ خانگى یا به ضدیت یا به نقض قوانین اساسى دعوت نماید.

رابعاً- نماینده‌ای که نسبت به مجلس یا قسمتى از مجلس یا قسمتى از مجلس یا به رئیس هتک شرف نماید.

خامساً- نماینده‌ای که نسبت به یک یا چند نفر از هیئت دولت فحش داده یا تهدید نماید.

سادساً- نماینده‌ای که نسبت به دولت توهین نماید.

رئیس- حالا مطالب خودتان را بفرمایید با رعایت این ماده نظامنامه که بنده مجبور نشوم اخطار کنم.

آزاد- توهین به دولت نشده، نقض قانون نشده، آقاى سردار من عرض می‌کنم اگر یک کسى با دلیل و مدرک یکى از وزراى دولت را متهم کرد و گفت که خلاف قانون عمل کرده این توهین نیست.

رئیس- آن را که شما دادید و به کمیسیون هم می‌رود، نظامنامه این طور گفته است.

آزاد- اگر با دلیل بگویم که فلان وزیر یا رئیس‌الوزراء برخلاف قانون عمل کرده یا نقض قانون کرده است این که توهین به دولت نیست توهین به دولت این است که یک فحش عرض و ناموسى به دولت بدهند (خنده نمایندگان)

رئیس- جاى آن فحش‌ها در مجلس نیست جایش در قهوه خانه است نه در اینجا که فحش بدهند.

آزاد- بنده عرض می‌کنم که اگر بی‌غرضى آمد و یک سندى را تنظیم کرد که یک وزیر یا یک رئیس‌الوزراء یک عمل خلاف قانون کرده این توهین محسوب نمی‌شود حالا به هر صورت من کار ندارم. بنده البته خوب از محیط مجلس اطلاع دارم و به هیچوجه نمی‌توانم اصرار بکنم در این موضوع مطالب دیگر هم اگر فرصت بشود وقت دیگر خواهم گفت مقصود من این است که من چون خیلى دچار زحمت و شکنجه شده‌ام با خداى خود تعهد کرده‌ام که همیشه با ظالمین مبارزه کنم و برعلیه هر کسى که دزدى می‌کند مبارزه کنم. و تا وقتى که زنده باشم دست از این عمل برنمی‌دارم و تاوقتى که در مجلس باشم هر وقت عملى برخلاف قانون شد و تا وقتى ببینم یک کسى برخلاف نظر من یک کارى می‌کند خواهم گفت خواه آقایان گوش نکنند خواه نکنند خواه بنده را تخطئه بکنند خواه نکنند از بنده گفتن است من مطالب خودم را می‌گویم و از آقایان گوش نکردن و مجرم را تبرئه کردن.

رئیس- آقاى فرامرزى.

فرامرزى- عرایض بنده مختصر است. احتیاج نیست که بیایم آنجا آن عرایض را که قبلاً می‌خواستم بکنم راجع به نطق قبل از دستور بود که چون حالا

+++

اجازه داده شده بنده دیگر عرض نمی‌کنم. بنده آن روزى که می‌دیدم چند جلسه که اقلیت می‌خواهد حرف بزند و اکثریت راى به دستور می‌دهد و نمی‌خواست بگذارد اقلیت حرف بزند خواستم تذکرى عرض کنم که این صحیح نیست بنده خودم جزء اقلیت نیستم ولى اساساً اصول پارلمانى را باید رعایت کرد (صحیح است) بنده آن زمانى که این ابستروکسیون شده بود روش پارلمآنهای دنیا را مطالعه کردم که ببینم یک چنین ابستروکسیونى سابقه دارد یا ندارد. در دنیا، و در چه مواردى اقلیت می‌تواند ابستروکسیون بکند دیدم در یکى از مواردى که همه به اقلیت حق داده‌اند که ابستروکسیون بکند و مجلس را از اکثریت بیندازد موردى است که به اقلیت اجازه ندهد که حرف بزند براى این که اقلیت از مجلس هیچ چیز ندارد غیر حرف (صحیح است) عملش مال اکثریت است اگر بنا شد که اکثریت نگذارد اقلیت حرف بزند، دیگر مجلس بدرد اقلیت نمی‌خورد و وقتى اکثریت می‌خواهد اقلیت را از حرف بیاندازد آن موقع اقلیت حق ابستروکسیون دارد این را تذکراً عرض کردم که آقایان اتکا به اکثریتشان نکنند به اقلیت حق حرف زدن بدهند (آفرین) اما عرض کنم حضور مبارکتان آنچه را که حالا می‌خواهم عرض کنم فرمایش‌هایی است که آقاى مهندس خسرو هدایت فرمودند و یک مقداریش به بنده مربوط بود. براى این که فخارها آمده بودند پیش من و توضیحاتى داده بودند و من هم بعضى از این قسمت‌ها را در روزنامه نوشتم. آقاى مهندس خسرو هدایت هم شفاها این تذکر را به بنده دادند هم نامه‌ای نوشتند که در روزنامه کیهان چاپ شد و اینجا پشت تریبون تشریف آوردند و نطق کردند. یک قسمت ایشان راجع به اعتصاب فرمودند اعتصاب این نیست که کارگرهاى فخارخانه وقتى که خواستند اعتصاب بکنند کارگرهاى دخانیات و راه آهن هم بیایند به کمک ایشان وآنجا در فخارخانه یک عملیاتى بکنند. معناى اعتصاب این است که کارگرهاى یک کارگاهى دست از کار بکشند عملى نکنند که آن عمل موجب اختلال امنیت باشد اگر کردند وظیفه دولت است که از آن اختلال و بى نظمى جلوگیرى بکند (صحیح است) عرض کنم که در صورتى که فخارها دولت را متهم می‌کنند به این که دراین کار خود دولت هم شرکت داشته دلیلشان این است که وقتى به فرماندارى نظامى و شهربانى مراجعه کردند و گفتند بیایید جلوگیرى بکنید آنها اول امر امتناع کردند از دخالت در کار و گفتند وزارت کار به ما گفته است این عمل مطابق قانون کار صورت گرفته است و شما یعنى شهربانى و فرماندارى نظامى اداره امن و نظم در این کار دخالت نکند تا کارگرهاى راه آهن و کارگرهاى دخانیات در فخارخانه هر کارى دلشان بخواهد بکنند. آن وقت این اعتصاب هم که جناب آقاى مهندس خسرو هدایت فرمودند که زن هست و بچه هست این اعتصاب از قرارى که فخارها میگویند به نفع کارگر نبوده بلکه به نفع چند نفر مقاطعه کار بوده یعنى یک چند نفرى از کارخانه‌ها از کارگاه‌ها این کار را اجاره می‌کنند که مسلماً هزارى سه تومان یا دو تومان را یا پنج تومان خشت می‌زنیم آن وقت خود آنها می‌روند کارگر استخدام می‌کنند با میزانى که خودشان با آنها قرار می‌گذارند و هر مقاطعه کارى از این بابت روزى 60، 70، 80 تومان عاید دارد این اعتصاب را کارگرها نکردند که ما سه قران می‌گیریم و به ما سه قران و دهشاهى بدهند این کار را آن مقاطعه کارهایی که کارگر را استخدام می‌کند کرده‌اند، براى این که بیشتر بگیرند و معلوم نیست به اینهایى که خشت می‌زنند می‌دهند یا نمی‌دهند. پس این به نفع مقاطعه کارها بود نه به نفع کارگر البته کارگرها یعنى سندیکاى کارگران یک چیزى می‌گوید و صاحبان فخارخانه‌ها یک چیز دیگرى می‌گویند فخارها می‌گویند این اعتصاب براى این صورت گرفته که بابت گذشته خواسته‌اند از ما پولى بگیرند. وزارت کار به ما گفته است این مبلغ را بدهید شما به کارگرها قبول کردیم این را ولى بعد گفتند از بابت ماه‌های گذشته در حدود سیصد یا چهارصد هزار تومان یا چقدر پولش می‌شود نمی‌دانم به منفعت سندیکارى کارگرها نه براى کارگر عراقى که آمده در طهران کار کرده بدهند چون این‌ها این طور می‌گویند و آقایان جور دیگر می‌گویند بنده تأیید می‌کنم آقاى مهندس خسرو هدایت را و معتقدم که مجلس تحقیق بکند ببینند حقیقت حق با فخارها است یا حق با کارگرها است یا حق با کارگرها است در این ملکت همیشه یک چیزى مد می‌شود حالا مد شده به اسم کارگر هر کار دلشان می‌خواهد بکنند یا دفاع بکنند دفاع از کار هم باید کرد دفاع از عمل هم باید کرد در این مملکت هیچ کار نیست این است که من هم ایشان را تأیید می‌کنم که مجلس رسیدگى بکند به این قسمت ولى متأسفانه روزنامه کارگران ایران که توجه نکرده که ممکن است بعدها آنها هم شکایت بکنند وشکایت آنها در جراید و مجلس هم منعکس بشود در ضمن حماسه سرایی از طرز اعتصاب کارگران خیلى از عرایض فخارها اقرار کرده که در روزنامه کارگران ایران چاپ شده است توى چاپخانه کیهان هم چاپ نشده است پس براى رسیدگى بنده تأیید می‌کنم فرمایش ایشان را که باید به این امر رسیدگى بکنند که به این بى امنى واختلال که به اسم کارگرى در مملکت می‌شود رسیدگى بشود. اما راجع به روزنامه کارگران ایران که توقیف شده و ما اظهار تأسف نکردیم حالا یک آدمى وقتی که مرد اگر یک کسى بگوید انالله وانا الیه راجعون که او را زنده نمی‌کند (حاذقى: قیاس مع‌الفارق است) عرض کنم اگر ما اظهار تأسف نکردیم که روزنامه کارگران ایران توقیف شده از توقیف خارج نمی‌شد حالا فارقش را شما بفرمایید چیست؟ پس باید یک کارى کرد که روزنامه را بدون حکم قانون و بدون حکم محکمه توقیف نکنند (صحیح است) شما که اکثریت دارید شما که دولت دارید بفرمایید حکومت نظامى را براى چه نگهداشته اید که هر وقت دلش خواست روزنامه را توقیف بکند؟ (صحیح است) حکومت نظامى وقتى روزنامه مخالف را توقیف می‌کند خیلى خوب چیزی است اما آن موقعى که مجبور می‌شود در مقابل فشار افکار روزنامه خودتان را توقیف کند آنجا دیگر جنایت کرده است؟ (خنده نمایندگان) آقایان همه می‌دانند حکومت نظامى هیچ وجودش موضوع ندارد (صحیح است) امروز در حبشه و زنگبار حکومت نظامى نیست (صحیح است) حکومت نظامى فقط در جنگ در ممالک دو مینیون شد در ممالک تحت‌الحمایه شده حکومت نظامى در جنگ حتى در مملکت انگلیس و فرانسه هم که وارد جنگ بودند نشد فقط در مستعمرات شد حالا در مستعمرات هم ملغى شده. رئیس دولت اقرار کرد شهربانى اقرار کرده است که نه بى ادبى هست نه بى نظمى فقط براى این که هر وقت خواستند هر روزنامه‌ای را توقیف بکنند یا هر که را دلشان می‌خواست توقیف بکنند حکومت نظامى را نگهداشتند (صحیح است) بناء علیهذا مجلس باید الان رأى بدهد که حکومت نظامى برچیده شود براى این که اگر بنا باشد حکومت نظامى براى این باشد که اختیار مطلق یک فرد را نگهدارد دیگر مجلس و مشروطیت موضوع ندارد.

رئیس- براى اطلاع آقایان قریباً حکومت نظامى ملغى خواهد شد. آقاى صدرزاده.

مهندس خسروهدایت- آقاى رئیس اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- مطابق ماده 109 آقاى خسروهدایت اجازه خواسته‌اند.

نورالدین امامى- قبل از دستور که 109 ندارد.

مهندس هدایت- بیاناتى را که آقاى فرامرزى فرمودند تمام را بنده تکذیب می‌کنم. و گله نمی‌کنم. براى این که آنچه گفتند تمام بر اثر بى‌اطلاعی‌‌شان ست. آنچه را که اینجا گفتند عین مطالبى است که فقط یک نفر از فخارها گفته است (فرامرزى: تکذیب می‌کنم) در صورتی که 16 نفر از فخارها آمدند براى موافقت نهایى و پانزده نفر دیگر بودند که مایل به اجرای این ترتیب نبودند و آن یک نفر تمام مطالب خود را دور حافظه آقاى فرامرزى جاى داده که ایشان اینجا تحویل بدهند ولى آنچه که فرمودند راجع به مقاطعه کار باید عرض کنم مقاطعه کار نیست این یک سر عائله است 20 نفر 30 نفرند زنش، خواهرش، دخترش است، و این پول را می‌گیرد و براى آنها وسایل رفاه فراهم می‌کند. لباس می‌دهد و حتى وقتى که ناخوش شد دوا به رأیش تهیه می‌کند. این را نمی‌شود مقاطعه کار گفت صرف‌نظر از این که ما گفتیم که این اضافه دستمزد پیشنهاد سندیکا بود و به شورای عالى کار هم ارجاع شد آقاى حاذقى هم عضو هستند در آنجا آقاى دکتر عبده هم هستند گفتیم یک کمیسیونى از شورای عالى کار انتخاب می‌شود اگر کارگرى ...

رئیس- آقاى مهندس فقط در حدود ماده 109 بفرمایید.

مهندس هدایت- ایشان اهانت کردند گفتند این پول به نفع سندکا است بنده می‌خواهم عرض کنم که نیست چون خود سندیکا پیشنهاد کرد که کمیسیون برود پول را به نفع کارگر بگیرد. اگر کارگرى باشد که محل خدمتش را ترک کرده باشد به صندوق تعاون مشترک کارگرها بدهد. (صحیح است) بنابراین آنچه را که ایشان گفتند از روى یک بى اطلاعى بوده و به هیچوجه قصد نبوده است که اضافه دستمزد به سندیکا برسد مخصوصا سندیکا اصرار داشته است که آن پول به دست همان زن و بچه و مرد داده شود و هر کارگرى که غایب بوده پول او هم داده بشود به بنگاه رفاه اجتماعى که براى رفاه حال کارگر است براى بیمارستان و برای مداواى حال کارگرهاى مریض و به عکس آنچه

+++

 که گفته شد سندیکاى کارگران هم به هیچوجه از حمایت دولت برخوردار نبوده و دلیل ما شش هفت نفر مجروح است که هنوز در مریضخانه خوابیده‌اند.

رحیمیان- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس- شما که نطق نکردید.

رحیمیان- مطابق ماده 112 اخطار دارم‏

رئیس- بفرمایید.

رحیمیان- ماده صد و دوازدهم می‌گوید: کلیه قطع کلام و استعمال الفاظ زشت و تعرضات شخصى و هر گونه حرکات و نمایشی که موجب بى نظمى مجلس بشود ممنوع است بنده راجع به آقاى آزاد عرض می‌کنم یک نفر نماینده به مجلس می‌رود پشت تریبون نظر خودش را اظهار می‌کند بنده با نظر ایشان 00

رئیس- آقا بنده نظامنامه را خودم رعایت می‌کنم. بنده به قدری نظامنامه را رعایت می‌کنم که آقایان شکایت دارند.

رحیمیان- راجع به آقای آزاد یک نفر نماینده مجلس می‌رود پشت تریبون نظر خود را اظهار می‌کند بنده با نظر ایشان و سیاست ایشان موافق نیستم. و نه با بنده مذاکره‌ای کرده‌اند و نه مشورتى کرده‌اند ولى بنده طرفدار اصولم. یک نفر نماینده هم مطلبى که به نظرش می‌رسد باید بگوید و ممانعتى نشود.

رئیس- هیچ یک از آقایان خارج از حدود نظامنامه نمی‌توانند مطالبى بگویند این را بنده رعایت می‌کنم و اجرا می‌کنم. آقاى صدرزاده.

صدرزاده- عرض کنم اجازه‌ای را که بنده خواستم براى عرض مطلب دیگرى بود ولى به مناسبت مندرجات شماره 739 روزنامه رسمى کشور نسبت به مذاکرات مجلس در جلسه یازدهم لازم دانستم که تذکرى را در مجلس بیان کنم. و آن نسبت به اظهارات جناب آقاى تولیت نماینده محترم و محبوب قم است. عباراتى که بایشان نسبت داده شده و در اینجا درج شده است که فرمودند

 «آقاى اسکندرى در ضمن بیاناتشان اسمى از حضرت آیت الله بروجردى بردند که راجع به انتخابات بروجرد امر یا نهى فرموده‌اند خواستم عرض کنم همچو چیزى نیست و شأن حضرت آیت الله اجل از این است که در این امور دخالت بکنند» (یمین اسفندیارى: صححى است) به نظر بنده این عبارت درست رسا و وافى به مقصود آقاى تولیت نیست زیرا که روحانیین یعنى از نقطه‌نظر این که اسلام یک دین اجتماعى است روحانیون ما در امور اجتماعى مداخله دارند و مسائل مهم را ملاحظه می‌فرمایند ملاحظه می‌فرمایید که یک نفر روحانى در محراب پیشوا و مقتداى ملت است و برفراز منبر ناصح و واعظ ملت است و در میان جنگ هم باید مثل یک سرباز فدکار مجاهده بکند و دفاع از میهن بکند بنابراین نمی‌توان گفت که روحانیون ما در مصالح اجتماعى و یکى از بزرگ‌ترین امور ملى که عبارت از انتخابات است مداخله ندارند و یا شأن آنها اجل از این است که مداخله بفرمایند. همه ماها شاهد و ناظریم که در دوره چهاردهم جناب آقاى آیت الله بهبهانى مداخله در انتخابات فرمودند و مخصوصا در انجمن نظارت حاضر شدند و اظهار رأى فرمودند بنده می‌خواستم این تذکر را بدهم که این عبارت نارسا است و حالا اگر آقاى آیت الله بروجردى به خصوص در انتخاب شخص معینى اظهار نظر نفرموده باشند نه نفیاً نه اثباتاً این دلیل بر این نیست که در امور اجتماعى مردم نظر ندارند این یک موضوع، اما مطلبى که براى عرض آن اجازه خواستم گمان می‌کنم همه آقایان محترم مخصوصاً نمایندگان آن شهرهایى که دور از مرکز است با بنده متفق باشند در این که مردم در کمال سختى و مصیبت به سر می‌برند. (صحیح است) و بیش از این هم نمی‌تواند مردمرا در این حالت سختى دید خاصه در مملکتى که از حیث مواهب الهى غنى است. دوره پانزدهم یکى از وظایف مهمى که برعهده دارد اینستکه به این وضعیت سخت باید خاتمه بدهد (صحیح است) و وقتى موافق خواهد شد که پشتیبانى ملت را به خودش جلب کند و پشتیبانى ملت هم به این وسیله جلب می‌شود که به افکار و تمایلات آنها احترام بگذاریم. در آغاز انتخابات دوره پانزدهم اکثر جرایدى که مبین افکار و تمایلات مردم هستند در اطراف چند مسئله بحث می‌کردند که یکى از آنها قانون انتخابات است یکى اصلاح قانون انجمن‌های ایالتى و اجراى آن در حضور مجلس و دیگرى هم قانون مطبوعات است البته در موقعى که برنامه دولت مطرح خواهد شد اجازه خواهند فرمود یا بنده یا دیگرى در این زمینه‌ها صحبت خواهیم کرد و اگر هم جزء برنامه دولت نباشد باید خود وکلا دراین مجلس طرحى بگذارند. بنده در قسمت مطبوعات که الان هم مذاکره شد تذکر می‌دهم دو اصل ما در قانون اساسى داریم یکى اصل 7 و یکى اصل 20 در اصل 20 آزادى مطبوعات به طور کلى قید شده است ولى در اصل نهم هم می‌گوید که مردم کشور از حیث جان. مال، مسکن و شرف و آبرو باید مصون باشند (صحیح است) بنده تصدیق دارم که مطبوعات رکن چهارم مشروطیت است و شکى نیست اما شرف و احترام مردم هم باید محفوظ باشد از یک طرف باید روزنامه آزاد باشد از یک طرف هم باید روزنامه آزاد باشد از یک طرف هم باید شرف و احترام مردم از تجاوزات محفوظ باشد. آقایانى که اهل دادگسترى هستند اهل حقوق و قانون هستند می‌دانند که قوانین ما و طرز رسیدگی‌های ما درست وافى به این منظور نیست یعنى هیچ یک از این دو اصل را به آن طوری که مورد نظر است تعبیر نکرده است.

 (محمدعلى مسعودى: هست ولى اجرا نمی‌شود) و ما باید در اجرا و در اصلاح قانون اقدام کنیم که در دوره پانزدهم این دو اصل اساسى مصون و محفوظ بماند و مطلب دیگرى که مورد توجه عامه مردم بوده است و اکثر می‌خواهند در آغاز دوره پانزدهم نسبت به آن صحبت بشود مسئله اصل دوم متمم قانون اساسى راجع به حضور علماء طراز اول در مجلس شوراى ملى است، چون چندین دوره است که این مسئله در مجلس شوراى ملى متروک مانده اجازه می‌خواهم که مختصرى در اطراف این موضوع صحبت کنم. ملاحظه فرمایید که در اصل اول متمم قانون اساسى مذهب رسمى ایران اسلام مقرر شده است و در اصل دوم مقرر شده است که پنج نفر از علماء طراز اول و مراجع تقلید به انتخاب مجلس به قرعه یا به اتفاق باید حضور داشته باشند از نقطه‌نظر این که قوانین برخلاف مقررات اسلام از مجلس نگذرد و نتیجه دیگرى هم که دارد این است که اشخاصى که مقتداى مردم ومورد احترام مردم هستند در مجلس حضور خواهند داشت و قوانینى که از مجلس با حضور آنها می‌گذرد طبعاً مورد احترام جامعه واقع خواهد شد و ما از حضور آنها در مجلس گذشته از این که زیانى نمی‌بریم نفعى هم خواهیم برد و آن تمایل عامه مردم است به مجلس شوراى ملى منتهى یک نکته ممکن است به خاطر بعضى از آقایان خلجان کند و آن این است که اشخاصی که به مجلس دعوت می‌شوند شاید آشناى به مقتضیات عصر نباشد.

قانون اساسى این نکته را هم پیش‌بینى کرده است و گفته است اشخاصى که در مجلس دعوت می‌شوند باید کسانى باشند که آشنا به مقتضیات عصر باشند به اضافه ما می‌دانیم و می‌شناسیم که در طبقه روحانیین امروز اشخاصى هستند که واقف به امور سیاسى هستند دانشمند هستند و با حضور آنها در مجلس علاوه از این که رعایت یک اصل قانون اساسى کرده‌ایم، کمال فایده را هم برده‌ایم و بنده براى این که عامه مردم بدانند که دوره پانزدهم حافظ قانون اساسى و مجرى آن است انتظار دارم که تمایل خود را به اجرای این قانون و این اصل از قانون اساسى در مجلس با صداقت اعلام بدارد تا همه مردم بدانند که به افکار آنها احترام گذاشته شده است (احسنت) (نورالدین امامى: آقا امروز از دستور خبرى نیست)

رئیس- آقاى کشاورز صدر.

کشاورز صدر- بنده راجع به موضوع کارگران کوره پزخانه دو سه جلسه اجازه می‌خواستم و خوشبختانه آقاى مهندس هدایت آمدند و تا حدى توضیح دادند ولى مطلب روشن نشد قدر متیقن از نطق آقاى فرامرزى و بیانات آقاى مهند خسرو هدایت این طور برمی‌آید که تقصیر کارگرها بهر تقدیر نبوده یعنى آقاى مهندس خسرو هدایت فرمودند به این که کارگران را بهشان وعده کردند و شوراى عالى کار یک ترتیبى داده است در کار آنها که کارفرمایان قبول نکرده‌اند و البته به دستور شوراى عالى کار و وزارت کار و سندیکاى کارگران اعتصاب کردند و بعد ... (در این موقع عده براى مذاکره کافى نبود و بعد کافى شد)

رئیس- بفرمایید

کشاورز‌صدر- به هر تقدیر بنده خلاصه می‌کنم. دیگران صحبت کردند و آقایان خسته شده‌اید حالا که نوبه بنده است که می‌خواهم صحبت کنم شاید به اختصار می‌شود. از مجموع فرمایشات آقایان این طور استنباط می‌شود که کارگرها به هیچوجه من‌الوجوه وضعیت خوبى ندارند و یک نکته‌ای که آقاى مهندس خسرو هدایت فراموش کردند بگویند و آن اینست که شوراى عالى کار علاوه بر این که تعیین کرده است از اردیبهشت ماه سال جارى به بعد به کارمزد این‌ها افزوده بشود. یک تصمیم دیگرى هم گرفته شده است و آن این بوده است که این‌ها را از کارمزدى به روزمزدی تبدیل کنند که اگر این تصمیم شوراى عالى کار را اجرا می‌کردند آقایان کارفرمایان دیگر این محظورى که جناب آقاى فرامرزى فرمودند پیش نمی‌آمد که یک دسته‌ای بیایند و مقاطعه کار بشوند و آنها را مزدور خودشان بکنند و این مفید به حال آنها

+++

 است و تقاضا می‌کنم که این موضوع مورد توجه مقام ریاست قرار گیرد که به هر صورت اگر این ترتیب اجرا بشود حل می‌شود و یک نکته دیگر هم که آقاى مهندس خسرو هدایت اعتراض کردند که آن حکومت نظامى بود که بنده در جاى دیگر هم عرض کردم و حالا هم شدیداً اعتراض می‌کنم به این قضیه و استدعا می‌کنم به این که مخصوصاً معلوم بشود که حکومت نظامى خودسرانه رفته است که کارگرانى را که به هر تقدیر هیچ گونه تقصیرى نداشته‌اند (آشتیانى‌زاده: توقیف کردند برخلاف قانون) توقیف کرده‌اند یا خواهند کرد یا دستور جاى دیگر بوده است. در هر حال در مقابل مجلس حکومت نظامى مسئولیت ندارد دولت راجع به اعمال حکومت نظامى در مقابل مجلس مسئول است و باید جواب بدهد که چرا حکومت نظامى این کار را کرده است. و همین طور که آقا فرمودند بنابراین است وقتی که ما می‌آییم اینجا صحبت می‌کنیم به عرایض ما ترتیب اثرى داده شود خاصه وقتى که آقایان می‌گویید صحیح است مثلاً راجع به توقیف جراید و حکومت نظامى که همه آقایان می‌گویید صحیح است و باز می‌بینیم که روزنامه قیام ایران و روزنامه‌های دیگر توقیف است و استدعا می‌کنم از آقایان و مقام ریاست که دراین کار اقدام بکنند اگر کسى واقعاً تقصیر کرده بفرستند به دادگستری و اگر نکرده واقعاً شر این بلا را از سرما بکنند و یکى دیگر موضوع کمیابى نان است و آن روز بنده می‌خواستم صحبت کنم و آقاى دکتر بقایی هم به من تذکر دادند این وضعیت خیلى بد شده است چند روز است این آقایانی که نان در منزل ندارند آرد درمنزل ندارند و می‌فرستند از بیرون نان تهیه می‌کنند و اکثراً هم این طورند بعد از ظهر نان بآنها داده می‌شود وگرسنه می‌مانند یکى از آن اشخاص خود آقاى دکتر بقایی بود که ساعت 5/3 بعد از ظهر ایشان گفتند که توانستند براى ما مختصرى نان تهیه کنند و بیاورند که ایشان بخورند. بنده می‌خواستم راجع به این موضوع خاطر آقایان را مستحضر بکنم و از مقام ریاست هم تقاضا بکنم که دستور بفرمایند سؤال بشود علت این قضیه چیست از خارج می‌شنویم گندم خوب است اداره سیلو اعلان می‌کند آگهی‌ها می‌دهد که سیلو پر از گندم است ولى چرا نان پیدا نمی‌شود. این یا تقصیر خبازها است یا موجب دیگرى دارد که دولت به آنها گندم نمی‌دهد در هر حال به این موضوع توجه بیشترى بکنند که در طبقه سوم بسیار تأثیر دارد (صحیح است) یک کارگر بدبختى وقتى می‌آید از طر کار یا از اداره آن شخص فقیر بدبخت این نبایست 3 ساعت هم بعد از ظهر معطل بشود و به این وضعیت دچار بشود (صحیح است)

رئیس- دو پیشنهاد رسیده که مجلس وارد در دستور شود (کشاورز صدر: هنوز تمام نشده) بیاناتى دارید بفرمایید.

کشاورز صدر- یکى از آقایان تذکر دادند و خود بنده هم معتقد هستم همان طور که تذکر راجع به فرماندار نظامى دادید در‌باره مرد امروز هم تذکرى بفرمایید که از آن روزنامه هم رفع توقیف بشود.

رئیس- دو پیشنهاد رسیده که مجلس وارد در دستور بشود یکى از آقاى رضوى و یکى از آقاى حاذقى مخالفى نیست آقا (مکى: بنده مخالفم)

آصف- بنده هم مخالفم.

رضوى- پس قرائت بفرمایید تا توضیح عرض شود.

رئیس- آقاى حاذقى بفرمایید.

حاذقى- بنده خواستم عرض کنم این که مجلس اجازه نمی‌داد براى نطق قبل از دستور براى این است که ما در هر‌کارى رعایت اعتدال نمی‌کنیم و افراط و زیاده روى می‌کنیم و نتیجه این می‌شود که مجلس موافقت با نطق قبل از دستور نمی‌کند درحالیکه اگر آقایان حد اعتدال را در نظر بگیرند از بعضى کارهاى فورى که پیش می‌آید (که ممکن است هفته سه مرتبه هم نطق قبل از دستور پیش بیاید) و آنجا آقایان تشریف بیاورند به اختصار یکى دو یا سه دقیقه صحبت کنند و کارهاى مهم هم انجام بشود نیست که بنده پیشنهاد می‌کنم که امروز کفایت می‌شود و بگذارند در جلسه‌های آینده هم ممکن است به همین نسبت آقایان صحبت بکنند که هم کارهاى مجلس انجام بگیرد و هم نطق‌های قبل از دستور.

رئیس- آقاى مکى.

مکى- بنده می‌خواستم توجه آقایان نمایندگان محترم را به دو سه موضوع مهم و فورى جلب بکنم یکى موضوع قانون تعدیل مال‌الاجاره‌ها بود و یکى هم موضوع قانون کیفر گرانفروشان.

رئیس- راجع به کفایت مذاکرات صحبت کنید.

مکى- اجازه بفرمایید. عده که کافى نبوده براى رأى خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید.

رئیس- بفرمایید.

مکى- بنده عرایضى که می‌خواستم عرض کنم یکى قانون کیفر گرانفروشان بود که جنگ در موقعى که در این کشور دامنه‌اش کشیده شده بود یک قانونى به نام قانون کیفر گرانفروشان گذراندند و همین قانون امروز اسباب زحمت و ابتلاى یک عده از مردم بیچاره این مملکت شده است و باز آن مردمى که گران می‌فروشند نمی‌برند آنها را مجازات بکنند (صحیح است) و یک بیچاره بدبختى را که دستش به جاى نمی‌رسد او را می‌گیرند حبس می‌کنند و چند شلاق می‌زنند که بروند از آن اشخاصى که متمکن هستند یک پولى بگیرند و این قانون اسباب زحمت مردم بیچاره این مملکت شده یک بیچاره که مقدارى بادنجان در کنار خیابان ریخته شلاقش می‌زنند و آن بار فروشى که کنار میدان نشسته باید پنج هزار تومان بدهد و کارى بهش ندارند و یکى هم موضوع حکومت نظامى بود.

رئیس- آقا راجع به مخالفت با کفایت مذاکرات صحبت کنید. این بیانات نطق قبل از دستور هست (عده از نمایندگان: رأى، رأى)

مکى- عده کافى نیست براى رأى جناب آقاى رئیس مجلس اجازه بدهید که بنده صحبت کنم.

رئیس- نوبت سرکار نیست آقاى مکى.

مکى- یکى هم موضوع حکومت نظامى بوده که بنده می‌خواستم استدلال کنم براى آقایان که این حکومت نظامى غیرفانونى است مجلس یک مرتبه بیشتر این را اجازه نداده است، در دوره پنجم هم آقاى حائرى‌زاده پشت همین تریبون و آقاى ملک‌الشعرا هم که جزء اقلیت بودند استدلال کردند که حکومت نظامى هر دفعه که اعلام بشود باید با نظر مجلس شوراى ملى باشد یک مرتبه رئیس دولت، به عنوان این که .... (زنگ رئیس)

رئیس- این مربوط نیست راجع به ورود در دستور پیشنهاد کرده‌اند علت مخالفت خودتان را بفرمایید.

مکى- بنده می‌خواهم به دلایل خودم برسم اجازه بفرمایید. علت مخالفتم همین مواردى است که عرض می‌کنم. (یمین اسفندیارى: اجازه بفرمایید صحبت کنند) استدعا می‌کنم آقاى رئیس اجازه بفرمایید. رئیس دولت وقت برعلیه آزادى و برعلیه دموکراسى می‌خواست قیام بکند مجلس شوراى ملى ایران اجازه داد که حکومت نظامى بشود که رئیس دولت را بگیرند و در آن روز حکومت نظامى اعلام شد فقط براى این بود که آنها می‌خواستند به کمک شاه مستبد حکومت دموکراسى را از مجراى خودش منحرف کنند و بعد هم قرار شد ... (زنگ ممتد رئیس)

رئیس- این مربوط نیست من که اینجا نشسته‌ام باید نظامنامه را رعایت بکنم.

مکى- بنده می‌خواستم عرضى بکنم تمنى می‌کنم ازآقایان ...

رئیس- رأى می‌گیریم براى ورود در دستور چون مخالفت شده است باید رأى گرفت. آقایانى که با ورود در دستور موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. دنباله مراسم سوگند انجام می‌شود.

3- اجراى مراسم تحلیف‏

یک نفر از نمایندگان- آن جلسه که مراسم سوگند به عمل آمد یک عده‌ای براى قسم خوردن حاضر نبودند.

رئیس- اسم‌های آنها نوشته شده آقاى افخمى بودند که حالا نیستند آقاى مهندس رضوى بودند که کسالت داشتند و نیستند آقاى ابوالقاسم امینى بفرمایید.

 (در این موقع از طرف آقایان زیر مراسم تحلیف به عمل آمد و هر یک از قسم‌نامه را به شرح زیر قرائت و امضاء کردند)

من که در ذیل امضاء می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم وبقرآن مجید قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام داده و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع معظم عادل و مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فوائد و مصالح دولت و ملت ایران. آقایان: ابوالقاسم امینى، غضنفرى، معین‌زاده، لاهوتى، وثوق، نورالدین امامى، ارباب رستم گیو، رحیمیان، حاج آقا رضا رفیع، کامل ماکویی، محمد ذوالفقارى، دکتر معظمى، منصف.

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه.

رئیس- جلسه ختم می‌شود جلسه آینده روز

+++

سه‌شنبه 17 و دستور هم دنباله مراسم سوگند اعتبارنامه‌های اعتراض شده و اگر وقت رسید انتخاب بقیه کمیسیون‌ها و نظار بانک.

 (جلسه ساعت 12 ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت.

اخبار مجلس

روز چهارشنبه 11/6/1326 کمیسیون مخصوص استخراج آراء کمیسیون‌های مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر تشکیل شد بقیه آراء کمیسیون‌های استخراج نتیجه آن به قراری است که در جلسه روز پنجشنبه 12 شهریور مجلس شورای ملی قرائت شده است.

روز پنجشنبه 12 شهریور دو ساعت و نیم قبل از ظهر شعبه سوم به ریاست آقای اقبال تشکیل شد پرونده انتخابات مراغه و نمایندگی آقایان فتحعلی افشار و دکتر ابوالحسن ملکی مطرح گردید شکایات واصله مردود تشخیص و به صحت نمایندگی آقایان رأی گرفته تصویب و قرار شد گزارش آن به مجلس تقدیم شود.

روز پنجشنبه 12 شهریور 26 کمیسیون محاسبات مجلس برای انتخاب هیئت رئیسه خود تشکیل شد و به شرح زیر هیئت رئیسه خود را انتخاب نمود

آقای سبزوار                                 رئیس

آقای ابوالقاسم بهبهانی       نائب رئیس

آقای اردلان                                  مخبر

آقای لاهوتی                                 منشی

جلسه آتیه کمیسیون قرار شد در صورتی که کاری باشد روز یکشنبه صبح تشکیل گردد.

رئیس اداره کمیسیون‌ها و شعب

روز یکشنبه 10/6/26 دو ساعت و نیم قبل از ظهر کمیسیون بودجه مرکب از 18 نفر منتخبه از شعب با حضور 14 نفر جلسه خود را تشکیل داده و هیئت رئیسه خود را به قرار زیر انتخاب نمود.

آقای میر سید علی بهبهانی                         رئیس

آقای دکتر بقایی                            نائب رئیس

آقای مصباح‌زاده                             مخبر

صاحب‌جمع - شهاب خسروانی          منشی

غائبین آقایان - دکتر شفق - افخمی - مهندس رضوی - وثوق

کمیسیون خارجه منتخبه از مجلس شورای ملی جلسه خود را قبل از ظهر روز یک شنبه 15 شهریور 26 تشکیل داده و هیئت رئیسه خود را از این قرار انتخاب نمود.

آقای دکتر شفق                رئیس

آقای یمین اسفندیاری         نائب رئیس

آقای دکتر معظمی                         مخبر

آقای حسین قشقایی                     منشی

سایر کمیسیون‌ها برای روز دوشنبه 16 شهریور قبل از ظهر دعوت شده‌اند که هیئت رئیسه خود را انتخاب نمایند.

رئیس اداره کمیسیون‌ها

روز دوشنبه 16 شهریور 26 کمیسیون‌های دادگستری - کشور - نظام - فرهنگ - پست و تلگراف بنا به دعوت قبلی قبل از ظهر تشکیل گردیده و هیئت رئیسه خودشان را از قرار ذیل انتخاب نمودند.

دادگستری -         آقای عامری         رئیس

آقای امامی اهری              نائب رئیس

آقای سزاوار                                 مخبر

آقای فولادوند و نراقی                      منشی

 

پست و تلگراف - آقای اعزاز نیک پی     رئیس

آقای حسین وکیل                          نائب رئیس

آقای دماوندی                               مخبر

آقای شریف‌زاده                             منشی

 

کشور - آقای امیر نصرت اسکندری      رئیس

آقای فرامرزی                                نائب رئیس

آقای رضوی                                  مخبر

آقای صفا امامی                            منشی

 

فرهنگ - آقای بهار             رئیس

آقای دکتر بقایی                نائب رئیس

آقای فرامرزی                    مخبر

آقای قوامی                      منشی

 

نظام - آقای عزت الله بیات     رئیس

آقای حسین قشقایی         نائب رئیس

آقای کشاورز صدر              مخبر

آقای غضنفری                   منشی

رئیس اداره کمیسیون‌ها

 از ظهر تشکیل شد بقیه آراء کمیسیون‌های استخراج نتیجه آن به قراری است که در جلسه روز پنجشنبه 12 شهریور مجلس شورای ملی قرائت شده است.

روز پنجشنبه 12 شهریور دو ساعت و نیم قبل از ظهر شعبه سوم به ریاست آقای اقبال تشکیل شد پرونده انتخابات مراغه و نمایندگی آقایان فتحعلی افشار و دکتر ابوالحسن ملکی مطرح گردید شکایات واصله مردود تشخیص و به صحت نمایندگی آقایان رأی گرفته تصویب و قرار شد گزارش آن به مجلس تقدیم شود.

روز پنجشنبه 12 شهریور 26 کمیسیون محاسبات مجلس برای انتخاب هیئت رئیسه خود تشکیل شد و به شرح زیر هیئت رئیسه خود را انتخاب نمود

آقای سبزوار                                 رئیس

آقای ابوالقاسم بهبهانی                   نائب رئیس

آقای اردلان                                  مخبر

آقای لاهوتی                                 منشی

جلسه آتیه کمیسیون قرار شد در صورتی که کاری باشد روز یک شنبه صبح تشکیل گردد.

رئیس اداره کمیسیون‌ها و شعب

روز یک شنبه 10/6/26 دو ساعت و نیم قبل از ظهر کمیسیون بودجه مرکب از 18 نفر منتخبه از شعب با حضور 14 نفر جلسه خود را تشکیل داده و هیئت رئیسه خود را به قرار زیر انتخاب نمود.

آقای میر سید علی بهبهانی                         رئیس

آقای دکتر بقایی                            نائب رئیس

آقای مصباح زاده                            مخبر

صاحب جمع - شهاب خسروانی                     منشی

غائبین آقایان - دکتر شفق - افخمی - مهندس رضوی - وثوق

کمیسیون خارجه منتخبه از مجلس شورای ملی جلسه خود را قبل از ظهر روز یکشنبه 15 شهریور 26 تشکیل داده و هیئت رئیسه خود را از این قرار انتخاب نمود.

آقای دکتر شفق                رئیس

آقای یمین اسفندیاری                     نائب رئیس

انتصابات و احکام. در وزارت کشور

آقاى محمدحسن انصارى معاون فرماندارى ملایر از تاریخ اول شهریور ماه 326 به سمت ریاست دفتر استاندارى هشتم منتقل شدند.

آقاى مهندس اسدالله اعلم از تاریخ12/6/326 به سمت فرماندار کل بلوچستان و زابل منصوب شدند.

آقاى اسدالله سرحددار فرماندار شاه آباد از تاریخ اول شهریور 26 به سمت فرماندارى قصرشیرین منتقل شدند.

آقاى عبدالله اشرفى فرماندار قصر شیرین ازتاریخ اول شهریور 26 به سمت بازرس استاندارى پنجمن منتقل شدند.

آقاى زین العابدین واعظى هیر

به موجب این ابلاغ دفتر شما رادر قریه هیر حومه اردبیل براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد. وزیر دادگسترى‏

آقاى محمد وحیدى واعظ سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق بندرگز.

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به شهر گرگان تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید. وزیر دادگسترى‏

آقاى سید احمد نبوى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق گرگان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به بندر گز تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید. وزیر دادگسترى‏

آقاى على سمیعى سردفتر اسناد رسمى درجه سوم فاروخ قوچان‏

چون بنا به گزارشی که از عملیات دفترخانه شما رسیده تحت تعقیب دادگاه انتظامى سردفتران قرارگرفته‌اید طبق ماده 39 قانون دفتراسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى به تخلفات شما از شغل سردفترى اسناد رسمى معلق می‌شوید. وزیر دادگسترى‏

آقاى محمد تقى تهرانى سردفتر ازدواج و طلاق تهران‏

به موجب این ابلاغ به علت کثرت ثبت وقایع طلاق که حاکى از عدم دقت و بى مبالاتى شما در انجام این امر است رسمیت دفتر طلاق شما ملغى می‌شود. وزیر دادگسترى‏

آقاى محمد شریفى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق نورامل‏

به موجب این ابلاغ به علت ترک محل کار از تصدى دفاتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق معاف می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

آقاى حسین مروجى سردفتر اسناد رسمى درجه سوم سبزوار

به موجب این ابلاغ به کفالت درجه سوم منصوب می‌شوید و اجازه ثبت معاملات ملکى هم به شما داده می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید. وزیر دادگسترى‏

آقاى حسین مروجى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در شهر سبزوار براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

آقاى عطاء الله اشرفى سردفتر اسناد رسمى دهکده‌های کوشک، جواباد، جعفرآباد دستجرد، هرستان، ادریان، حومه اصفهان.

به موجب این ابلاغ دفاتر شما در قراء نامبرده براى ثبت ازدواجهم رسمیت می‌دهد. وزیر دادگسترى

+++

یادداشت ها
Parameter:294323!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)