کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18
[1396/05/30]

جلسه: 14 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه 1333.  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور، آقایان- استخر، دکتر بینا، دکتر سعید حکمت.

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى خلعتبرى.

4- بیانات آقاى قنات‌آبادى طبق ماده 90 آیین‌نامه.

5- سئوال آقاى بهبهانى راجع به گرانى اجناس و وضع اتوبوسرانى و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر.

6- تقدیم لایحه بودجه 1333 کل کشور به وسیله آقاى وزیر دارایی.

7- تقاضاى تعقیب شور چند فقره لوایح سابق به وسیله آقاى وزیر امور خارجه.

8- تقدیم یک فقره لایحه به قید دو فوریت به وسیله آقاى وزیر جنگ.

9- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ.

10- طرح و تصویب دو فوریت لایحه مربوط به مجازات سارقین.

11- طرح و تصویب لایحه تمدید حکومت نظامى در هشت نقطه خوزستان به مدت سه ماه.

12- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره‏18

 

 

جلسه: 14

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و ششم اردیبهشت ماه 1333.

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس.

2- بیانات قبل از دستور، آقایان- استخر، دکتر بینا، دکتر سعید حکمت.

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى خلعتبرى.

4- بیانات آقاى قنات‌آبادى طبق ماده 90 آیین‌نامه.

5- سئوال آقاى بهبهانى راجع به گرانى اجناس و وضع اتوبوسرانى و جواب آقاى معاون نخست‌وزیر.

6- تقدیم لایحه بودجه 1333 کل کشور به وسیله آقاى وزیر دارایی.

7- تقاضاى تعقیب شور چند فقره لوایح سابق به وسیله آقاى وزیر امور خارجه.

8- تقدیم یک فقره لایحه به قید دو فوریت به وسیله آقاى وزیر جنگ.

9- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ.

10- طرح و تصویب دو فوریت لایحه مربوط به مجازات سارقین.

11- طرح و تصویب لایحه تمدید حکومت نظامى در هشت نقطه خوزستان به مدت سه ماه.

12- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و بیست دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- اسامى غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد.)

غائبین با اجازه آقایان- صراف‌زاده، صادق بوشهرى، اریه، افشار صادقى، رضایی، احمد فرامرزى، ثقه‌الاسلامى.

غائبین بى‌اجازه، آقایان- کى‌نژاد، اخوان، سلطانى، قوامى، مسعودى. دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه، آقایان- دولتشاهى چهل دقیقه، ابراهیمى چهل دقیقه، عباسى پنجاه دقیقه، اورنگ یک ساعت، شوشترى یک ساعت، موسوى یک ساعت، خلعتبرى یک ساعت.

رئیس- آقاى شوشترى.

شوشترى- در صورت جلسه عباراتى نوشته شده است که در نطق اینجانب که آن روز عرض کردم مجبورم مسافرتى بکنم و رفع تصدیع از آقایان محترم کرده باشم (یک نفر از نمایندگان- انشاءالله) اینجا نوشته شده است نمایندگان به طور جمعى گفتند انشاءالله، در صورتى که فقط یکى از آقایان شوخى کرده و این جمله را گفت و آقایان نسبت به من نظر بى‌مهرى ندارند (صحیح است) زیرا این عبارت مفهوم مخالفش نظر بى‌مهرى است، من نسبت به همه ادب می‌کنم و البته یقین دارم آقایان هم نسبت به بنده بى‌لطفى نمی‌کنند، دیگر این که جناب آقاى رئیس فرمودند عین نطق را نوار می‌دهیم از رادیو پخش کنند، پخش هم کردند، ولى آن قسمت از نطق این خدمتگذار که مربوط به انحراف تبلیغات و اداره رادیو بود، آن را قطع کردند و حذف کردند، این را باید تذکر بفرمایید تبلیغات نطق نمایندگان را تحریف نکنند (صحیح است)

رئیس- اولاً این که بنده اینجا می‌گویم آقایان کلماتى را که حمل بر شوخى بشود نگویند براى همین است که ایجاد اشکالى نکند (صحیح است) اما این که اداره رادیو قسمتى از نطق را قطع کرده باشد، این مخالف ترتیب است و من مؤاخذه خواهم کرد (شوشترى- متشکرم) آقاى دولتشاهى.

دولتشاهى- متوجه نشدم که بنده را غایب بى‌اجازه یا دیر آمده بى‌اجازه نوشته‌اند.

رئیس- دیر آمده با اجازه است، آقاى صدرزاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

صدر زاده- یک اصلاحات عبارتى هست در صورت جلسه اصلاح می‌کنم می‌دهم به تندنویس.

رئیس- بسیار خوب، آقاى صفایی.

عبدالصاحب صفایی- اشتباهات مطبعه‌اى در نطق بنده هست که اصلاح می‌کنم و می‌دهم به تندنویسى.

رئیس- بسیار خوب، اصلاح می‌شود. آقاى عرب شیبانى.

عرب شیبانى- فرهنگیان اصطهبانات نامه‌اى به وسیله بنده فرستاده‌اند که تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس- آقاى پور سرتیپ.

پورسرتیپ- در جلسه گذشته در موقع مخالفت جناب آقاى صدرزاده با فوریت لایحه سلب اختیارات و فسخ لوایح آقاى دکتر مصدق جناب آقاى رئیس بیانى فرمودند که البته منظور اظهار نظرشان این نبود که خداى نخواسته نسبت به گذشته‌ها بى‌مهرى شود، ولى فرمودید که اگر من در مجلس بودم اجازه طرح این لایحه را نمی‌دادم، باید عرض کنم که آیت الله کاشانى هم رسماً نوشتند به مجلس که نباید این لایحه در مجلس طرح شود (قنات‌آبادى- گفتند اجازه نمی‌دهم) و اجازه ندادند، ولى یک عده‌اى همان طور که می‌دانید همه چیز را ملعبه قرار دادند به این نظر صریح رئیس مجلس هم ترتیب اثر ندادند و آنچه را که می‌خواستند کردند.

رئیس- من نظرى نداشتم، قصدم این است که آنچه مخالف قانون اساسى است قابل طرح در مجلس نیست (صحیح است) هیچ یک از نمایندگان هم نباید راضى بشوند لوایح و طرح‌هایى مخالف قانون اساسى در مجلس طرح بشود (صحیح است) انشاءالله) دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مذاکرات جلسه گذشته تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور، آقایان- استخر، دکتر بینا، دکتر سعید حکمت

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل ازدستور کرده‌اند، آقاى استخر.

استخر- داریوش کبیر شاهنشاه پارس، سومین شهریار از خاندان هخامنشى در یکى از سنگ- نوشته‌هاى تخت جمشید یک عبارتى دارد به این مضمون- می‌گوید خداى بزرگ کشور مرا از خطر قطحى، از خطر فتنه

+++

و از خطر دروغ در پناه خودش نگاهدارد، بنده هم در این نخستین نطقى که می‌کنم به نام همان خداى بزرگى که کشور ما را از خطر دروغ و از خطر فتنه و از خطر قحطى که مولود حکومت دکتر مصدق بود، نجات داد، آغاز سخن می‌کنم (احسنت) اگر چه بنده اجازه نطق خواسته بودم براى موضوع دیگرى که البته به عرض آقایان خواهم رسانید، ولى براى من خیلى ناگوار است و نهایت بى‌انصافى است که در اولین نطق پارلمانى خودم فارس را فراموش کنم و یادى از شیراز نکنم، زیرا شیراز مرا تعلیم داده، مرا تربیت کرده، بر من حق حیات دارد، حوزه انتخابیه شیراز با کمال صمیمیت مرا انتخاب کردند، براى این که بارى از دوش آنها بردارم، خدمتى به آنها بکنم، این نهایت بى‌انصافى است که من در اولین نطقم شیرازی‌ها را فراموش کرده باشم، آقایان فارس یک عضو کوچکى نیست که اگر روزى از سوزش درد صدایش بلند شود، این صدا در سایر نقاط کشور بى‌اثر بماند، خاطر آقایان مسبوق است که فارس در دوره بیست ساله شاهنشاه فقید به یک جهاتى از یک مزایایى محروم ماند (سالار بهزادى- همه شهرستان‌ها محروم ماندند) آن طور آبادی‌ها و توجهاتى که نسبت به سایر نقاط دیگر شد هیچ گونه توجهى نسبت به فارس نشد جز یک کارخانه قند مرودشت که البته او را هم تشکر می‌کنم، علاوه بر این که در دوره بیست ساله فراموش شد، متأسفانه در دوره گذشته دوره هفدهم شیراز فاقد وکیل بود یعنى نماینده در مجلس شوراى ملى شیراز نداشت، این هم یکى از آثار شوم دوره حکومت دکتر مصدق بود که شیراز را از داشتن نماینده محروم کرد (پیراسته- احسنت) بنابراین این فقدان نماینده هم بر بدبختی‌هاى فارس علاوه شد و شیراز عقب افتاد آقایان- فارس و شیراز محلى نیست که من بخواهم آنجا را به همه آقایان معرفى کنم فارس از دوره‌اى که تاریخ در سنگ نوشته‌ها نوشته می‌شده در تاریخ ایران به عنوان پارس عنوان درد در تاریخ جهان آنچه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام فارس یکى از جمله مراکزى است که افتخار ایرانی‌ها است (صحیح است) فارس مرکز شاهنشاهى ایران بوده از همین تخت جمشید بود که لشکریان فارس تا سواحل رود نیل و تا آتن و تا اسپارت طنطنه شاهنشاهى ایران را در آن طرف دریاى سفید طنین‌انداز می‌کردند همان فارس است که بنا بفرموده پیغمبر اکرم که فرمود لوکان العلم فى الثریا لناله رجال الفارس اگر علم آویخته به ستاره ثریا باشد فارس بالاخره دست دراز می‌کند و علم را از ثریا می‌گیرد (احسنت- صحیح است) آقایان این فارس به این کیفیت از بسیارى مزایا محروم است از وقتى که راه بوشهر قطع شد و راه آهن از طرف خرمشهر و بندر شاهپور آمد حیات اقتصادى فارس قطع شد اگر شهر شیراز را آقایان رفتند و یک شهر زیبا و قشنگى دیدند این ربطى به دولت ندارد این همت عالى خود شیرازی‌ها است (صحیح است) این مربوط به دولت و بودجه دولت نیست اهالى شیراز از نان‌شان از لباس‌شان گرفته‌اند شهرى را زیبا تحویل داده‌اند و یک مرد خیر، شریفى (شوشترى- نمازى) از نجباى فارس در خانواده‌هاى شریف فارس پیدا شده و با ریختن سى میلیون پول آب شیراز را لوله‌کشى کرده (شوشترى- خدا حفظش کند انشاءالله) اینها مربوط به دولت نیست اینها مربوط به خود شیرازی‌ها است بنده بر حسب وظیفه‌اى که داشتم و دارم چندى پیش به اتفاق آقایان نمایندگان فارس رفتیم خدمت آقاى نخست‌وزیر با ایشان البته راجع به اوضاع فارس صحبت کردیم آقاى سپهبد زاهدى موقعی که سرتیپ زاهدى بودند سوابق ممتدى در فارس و شیراز دارند البته تصدیق می‌کنم که ایشان نسبت به شیراز و فارس علاقه و محبت خاصى دارند فراموش نکرده‌اند آن سوابق را تمام اوضاع فارس را با ایشان صحبت کردیم مذاکره کردیم احتیاجات فارس را یکایک از نظر ایشان گذراندیم ایشان هم به ما وعده داند و وعده نزدیک هم دادند ولى آنچه بنده اطلاع دارم گویا هنوز موقع وفاى به آن وعده‌ها نشده چون بنده مقصودم مطالب دیگرى است می‌ترسم از آن دور بیفتم لذا اجازه بدهید که خلاصه کنم دردهاى شیراز را به دو جمله آقایان شما نمایندگان محترم نماینده هر جا که باشید بایستى که‏ در این صدا با ما نمایندگان فارس در دو کلمه است تمام رنج و بدبختى فارس در دو کلمه است ایلات و عشایر و مسلح بودن آنها است (صحیح است، احسنت) تا زمانی که تفنگ به دوش عشایر است منتظر آبادى فارس نباشید (احسنت، صحیح است) (امیدسالار- هزار آفرین) گیرم که دولت توجه کرد بندر آزاد را درست کرد، گیرم که ملاکین و کشاورزان حاضر شدند ملک و آبادى خودشان را آباد کنند آیا با مسلح بودن ایلات و عشایر ممکن است کسى اطمینان به فرداى خودش داشته باشد (امیدسالار- ابداً امکان ندارد) (شوشترى- این ضررش بیشتر است) من استدعا می‌کنم که آقایان نمایندگان فارس هم در این قسمت عمومى به ما کمک بدهند (صدرزاده- نه در فارس در تمام نقاط باید اسلحه را از مردم بگیرند) کمک بکنید این لکه بدنامى که مربوط به یکى از آثار ننگین قرون وسطایى است از دامن فارس پاک شود (صحیح است، احسنت) بنده در این موضوع دیگر بیشتر صحبت نمی‌کنم و اجازه می‌خواهم بروم بر سر مقصودى که داشتم (صدرزاده- ولى هر چه در این باب صحبت کنید کم است) البته اگر توفیقى باشد براى جلسات بعد هم فرصتى در دست هست اجازه بدهید که بنده چون یک نفر نویسنده اجتماعى هستم براى نطقى که می‌خواهم در اینجا ایراد بکنم آقایان را هم همان طورى که اینجا جلوس فرموده‌اند به یک سفر خیالى تاریخى ببرم یعنى شما را از دوره هجدهم قانون‌گذاری همین طور به عقب ببرم این پرده‌هاى تاریخ را بالا بزنیم تا بیاییم در دوره‌هاى به دو مشروطیت و در دوره‌هاى دوم و سوم مشروطیت آن ادوارى که از این بساط آثارى نبود یعنى از این میزها، از این صندلى‌ها، از این میزهاى مرصع از این قالب‌هاى گران قیمت هیچ اثرى و آثارى نبود یک عده نماینده، آخوند، سید، کلاهى، لباده‌اى، دراز و کوتاه دور هم می‌نشستند این مجلس ما بود و اینها نمایندگان ما بودند اینها نبود این تظاهرات و این تعینات نبود ولى یک چیز بود و آن ایمان و عشق به آزادى بود و شور به آزادى (یک نفر از نمایندگان- حالا هم هست) حتى بنده از مرحوم حاج آقاى شیرازى که البته معروف خدمت آقایان هستند (شوشترى- رحمت الله علیه) رحمت الله علیه شنیدم گویا مجلس این طورى بوده که حتى چاى و قلیان هم آزاد بوده مرحوم آقا شیخ على ابوالوردى که یکى از علماى ما بود و در یکى از ادوار اولیه یا دوم یا سوم گویا نماینده بود مرحوم مؤتم الملک رئیس مجلس بودند و چاى مخصوصى می‌خوردند مرحوم حاج شیخ على به طور مزاح گفته بود که این چایى مشکین پررنگ مخصوص رئیس مجلس است و یا این که گیر ماها هم می‌آید غرض این است که یک دوره‌اى که قلیان هم می‌کشیدند و چایى هم می‌خوردند ولى یک ایمان ویک عقیده‌اى بوده در همین دوره‌اى که بنده عرض می‌کنم از ادوار مختلف از جوانب اربعه به این مجلس در این دارالشورا حمله شده محمدعلى میرزاى مخلوع از بندر انزلى وارد گوموش تپه شده با شش هزار استبداد سالار الدوله برادش در همدان با سى هزار لشگر خیال حمله به تهران داشت در همین اثنا دولت امپراطورى روسیه دو فقره دنبال هم پروتیست و اولتیماتوم می‌کند به مجلس شوراى ملى ایران براى بیرون کردن مستر شوستر همین موقع بود که فریاد شاعر ملى شادروان عارف بلند می‌شود و می‌گوید ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود جان فدایش کن و مگذار که مهمان برود. گر رود شوستر از ایران رود ایران بر باد اى عزیزان نگذارید که ایران برود (احسنت) شعر این شاعر ملى طهران را تکان داد، مجلس آن طورى با آن مختصرى با نداشتن هیچ گونه قدرت و قوه‌اى در برابر این سه قوه ایستاد حالا چطور است حالا یک شاهنامه بخوان یک دل تکان نمی‌خورد. من تأسفم از این است چرا ما به قهقرا سیر کنیم (یک نفر از نمایندگان- به جلو هم می‌رویم) آقا شوخى نکنید اجازه بفرمایید حقایق را بى پرده بگوییم. (صحیح است) آقایان اگر آن عقیده و ایمان بود در دوره هفده این بدبختی‌ها را نمی‌کشیدیم (صحیح است) می‌خواهم این نتیجه را بگیرم حالا باز شما را برمی‌گردانم همان طورى که بردم به قهقرا همین طور می‌رویم به جلو از دوره 2 و 3 شروع می‌کنیم حوادث را عقب سر می‌گذاریم تا بیاییم به دوره 17 گذشته، دوره 17 قوه قانون‌گذاری در اثر ارعاب در اثر تولید وحشت حقى را که‏ قانون براى او واگذاشته بود و می‌بایستى به دیگرى ندهد و نمی‌توانست بدهد به دست خودش دو دستى تقدیم دکتر مصدق کرد، در دو دوره دو شش ماه به این مرد اختیارات تامه داد (پیراسته- یک شش ماه و یک یک سال) بله یک شش ماه و یک یک سال بر خلاف قانون اساسى، روح مشروطیت تفکیک قوایى داده است یعنى قوه قضائیه و قوه مجریه و قوه قانون‌گذاری باید از هم تفکیک باشد من نمی‌دانم واقعاً اینها چه فکرى کردند چطور توانستند جسارت کنند به قانون اساسى و یک چنین خیانتى را به مملکت بکنند.

رئیس- آقاى استخر وقت شما تمام شد.

شوشترى- یک ربع بنده پیشنهاد کردم اضافه شود.

رئیس- شما حق پیشنهاد ندارید. خودشان باید بگویند. چقدر وقت می‌خواهید آقا ى استخر؟

استخر- یک ربع.

رئیس- رأى می‌گیریم آقایانی که با یک ربع تقاضایى که خود آقاى استخر کردند موافقت دارند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

امید سالار- بیشتر اگر بخواهید می‌دهیم.

رئیس- به شما مربوط نیست.

استخر- متشکرم، خلاصه دوره 17 اختیارات را از خودش سلب کرد به یک آدم‌سرکشى داد و او سوار بر اسب چموشى کرد یا بالعکس، او هم تاخت و تاز کرد قیقاج رفت و گرد و کولاک کرد دیگر هر چه گفتند که آقا صبر کن پیاده بشود مهلا مهلا اعتنا نکرد، ابداً فایده نکرد (شوشترى- از زیر پتو) در اینجا می‌خواستم یک جمله معترضه هم عرض کنم، و آن راجع به این قوانین بود که در مجلس طرح شده براى الغاى قوانین دوره دکتر مصدق، براى فهم خودم است این عرضى که می‌کنم به طور استفهام است اگر چنانچه مجلس شوراى ملى اختیارات را برخلاف قانون اساسى بداند و چنانچه هست و باید بداند به عقیده بنده تمام آنچه را که مولود این اختیارات است خلاف قانون است. (صحیح است) این طور نیست؟ (صحیح است) وقتى که بنا باشد اختیارات را ما خلاف قانون تشخیص دادیم آنچه را که مولود ایام اختیارت است از اعتبار قانونى ساقط است (صحیح است) براى چه؟ براى این که طفل حرام‌زاده

+++

بالاخره حرام‌زاده است، خواه خوشگل باشد خواه بدگل باشد، خواه بلند باشد خواه کوتاه، اینها بالاخره از موالید غیرقانونى است که مثل حرام‌زاده هستند آن قوانینى که طرح شده است بر طبق آن اختیاراتى است که داده شده که آن اختیارات قانونى نبوده (صحیح است) بنابراین به عقیده بنده دوره 18 یک قلم باید بردارد و روى تمام این قوانین بکشد، آن وقت به یک کمیسیون مراجعه بکند آنجا ببیند قوانینى که اجرا شده قوانینى که به کار مردم می‌خورد این را به یک صورت قانونى بیاورند به مجلس. و مجلس به آنها یک صورت قانونى بدهد بالاخره باید حفظ اصول قانون را کرد، ما این مجلس و این قانون را این طور مفت به دست نیاورده‌ایم که مفت از کف بدهیم، جوان‌ها به کشتن دادیم، مملکت ما خراب شد، بدبختی‌ها کشیدیم، قحطی‌ها دیدیم، بالاخره خون بهاى ما این چند قانون اساسى است، این را نمی‌شود به این معنى از کف داد، آقایان محترم اجازه بفرمایند یک موضوعى را که می‌خواهم خدمت‌تان عرض کنم ناچارم براى تمهید مقدمه و روشن شدن مطلب این را عرض کنم یک مطلب تقریباً فلسفى و تاریخى است، استدعا می‌کنم درست توجه بفرمایید، در یونان قدیم در شهر آتن پایتخت یونان یک معبدى بود به نام معبد آپولن در سردر این معبد یک خط خیلى قدیمى نوشته شده بود، دو کلمه (خودت را بشناس) البته تاریخ این نوشته معلوم نیست، شاید خود یونانی‌ها هم نمی‌دانستند و این را شاید نسبت به ارباب انواع می‌دادند، سال‌ها گذشته بود، میلیون‌ها مردم از جلوى این عبارت عبور کرده بودند کسى دقت نکرده بود، این کلمه خودت را بشناس را، سقراط از جلوى این معبد عبور کرد، توجه کرد به این جمله خودت را بشناس روى این کلمه فشار آورد و فکر کرد یعنى چه خودت را بشناس؟ خلاصه فلسفه سقراط بر اساس جمله خودت را بشناس تأسیس شد. (شوشترى- من عرف نفسه همین است) قبل از سقراط، فلاسفه قبل ازاو، براى فلسفه از کائنات شروع کرده بودند، باد، باران و آفتاب و ماه و ستاره، این طور چیزهاى جوى، سقراط آمد و گفت همه اینها اشتباه شده است، باید فلسفه از خود انسان شروع شود، خودت را بشناس ما هم داریم، چنانچه آقاى شوشترى اشاره فرمودند- من عرف نفسه فقد عرف ربه، جمله دیگرى داریم اعرف نفسک به نفسک، خودت را به خودت بشناس، شعرى هم که نسبت به حضرت امیر می‌دهند که آقا اشاره کردند. اتزعمن انک جرم ثقیل. و فیک انطوى العالم الاکبر. تو خیال می‌کنى که جرم کوچکى هستى، در حالی که دنیا در تو ممتلى است، اجازه بدهید که باز یادى از حافظ شیرازى بکنم (شوشترى- رحمت الله علیه) سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد- آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می‌کرد، گوهرى کز صدف کون و مکان بیرون بود- طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد، این مصرعى که عرض می‌کنم مبناى حکمت و فلسفه سقراط است- آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد، بنده می‌خواهم از این حکایت این طور نتیجه بگیریم که آقایان نمایندگان دوره هفدهم به استثناى یک اقلیتى که البته حق آنها محفوظ است و بنده به آنها احترام می‌گذارم، آن چند نفرى که تا پاى جان و فداکارى در برابر این مرد مستبد و لجوج قیام کردند احترام آنها محفوظ است (پیراسته- اول اقلیت دوره شانزدهم قیام کردند) بالاخره می‌خواهم این طور نتیجه بگیرم که این آقایان دوره 17 خودشان را نشناختند و نفهمیدند که کى هستند و چى هستند و چه وظیفه‌اى دارند، استدعا می‌کنم که از این پرده عبرت، عبرت بگیریم، حیرت کنیم از این پیشامدها، و بشناسیم خودمان را که چه وظیفه‌اى داریم، آقایان این مملکت با این وضع و با این کیفیتى که بنده می‌گویم از وضع این چند جلسه خیلى متأسف هستم که عرض می‌کنم، خداى نخواسته امیدى ندارم اول کار است که امیدوارم که وسایلى پیش بیاید که امیدوارى بشویم (صحیح است) بتوانیم خدمتى به این مملکت بکنیم، دوره هفدهم یک پرده عبرت و حیرتى است براى دوره هجده، دوره 18 مولود یک تحول عمیقى است. ما بیخود در اینجا وارد نشدیم دور هم جمع نشدیم ما را یک تحولى انتخاب کرده ما باید قدر این تحول را بدانیم ما باید قدر و حیثیت این نهضت ملى را بشناسیم، این دوره هجده امتیازاتى دارد نسبت به ادوار گذشته، گمان نمی‌کنم در هیچ دوره‌اى عده وکلا به این شماره شده باشد یا خیلى کم خیال نمی‌کنم اشخاصى از اساتید، نویسنده‌ها، روشنفکرها بیشتر از این و بهتر از این در یک پارلمانى جمع شده باشند، آقایان من استدعا می‌کنم که در عوض پاره‌اى مطالب که خداى نخواسته کار ما را به تأخیر بیاندازد، خداى نخواسته مبناى افتراق باشد، ما با یکدیگر باید اتفاق و اتحاد بکنیم و براى مردم بیچاره فکرى بکنیم، (انشاءالله) یک موضوع دیگرى براى بنده باقى است و اجازه می‌خواهم به طور اجمال عرض کنم، آقایان نمایندگان پارلمان محترم، مبعوثین ملت شما نمایندگان هستید، شما اطباى اجتماعى ملت هستید، شما باید درد این مملکت را تشخیص بدهید و دوا بکنید، شما به منزله اطباى اجتماعى هستید، و این قوانین نسخه‌هایى است که به دست دولت می‌دهید و دولت به منزله پرستار این مملکت است، باید این قوانین از دست شما بیرون بیاید و به دست دولت داده شود، و مراقبت کنید بر اى اجراى این قوانین، تا زمانی که یک چنین جریانى آماده شود، یعنى ملت خودش را حاضر کرده باشد، براى این که بداند یک مجلس دارد که این مجلس دردهاى او را دوا می‌کند آقایان- این مردم در قحطى گرفتارند، در گرفتارى هستند، و در بدبختى و سختى دارند زندگانى می‌کنند، من خیال نمی‌کنم اینها براى تماشا می‌آیند اینجا مجلس تئاتر و سینما نیست، اینجا می‌آیند که ببینند ما چه می‌کنیم، ما چه خدمتى به این ملت می‌کنیم، ما چه بارى از دوش ملت برمی‌داریم، چه فکرى براى این گرانى سرسام آور می‌کنیم، بنده در قسمت خودم نسبت به دردهاى اجتماعى این ملت و این مملکت یک دردى سراغ کردم. یک دردى که به عقیده بنده این دردام الخبائث این مملکت است، و تا این درد دوا نشود، علاج نشود، این مملکت روى تندرستى و صحت و سلامت نخواهد بود، این درد را عرض می‌کنم چه چیز است آن درد، خلاصه سیاست بین‌المللى دولت است، این را بنده صریح عرض می‌کنم، یعنى تا زمانی که سیاست ما، سیاست بین‌المللى دولت، روشن نباشد، تکلیف دولت روشن نباشد. دوست ما معلوم نباشد، دشمن ما معلوم نباشد، ما نمی‌توانیم زندگى کنیم، بقیه دیگر شوخى است، امروز دنیا به دو بلوک مختلف تقسیم شده است، شرقى و غربى، ما چکاره‌ایم؟ شرقى هستیم یا غربى؟ (کاشانى- آزاد هستیم) در دنیاى امروز نمی‌توانیم تنها زندگى کنیم، ممکن نیست در دو جنگ بین‌المللى که اتفاق افتاد ولى بی‌طرف بودیم، چه طرفى از این بی‌طرفى بردیم؟ چرا می‌خواهید مردم را گول بزنید؟ (محمدعلى مسعودى- صحیح است هر آدم با وجدانى باید تأیید کند، چرا تظاهر می‌کنیم، آزادیم یعنى چه؟) باید این مملکت را از این وضعیت نجات داد، باید از این سیاست به نظر من مشئوم مملکت را، روزگارش را تباه و بدبخت کرده، باید نجات داد، باید یک طرفى شد، که من استدعا می‌کنم از پیشگاه محترم جناب آقاى سردار فاخر، استدلال بیشتر من نسبت به بیاناتى که دارم روزى رااز دولت دعوت کنید، از وزیر خارجه دعوت کنید که بیایند اینجا (چند نفر از نمایندگان تشریف دارند اینجا) یا ایشان مرا قانع کنند، یا من ایشان را قانع می‌کنم، دیگر عرضى ندارم (احسنت).

رئیس- آقاى دکتر بینا.

دکتر بینا- به نام یزدان عادل و پاک و توانا و مهربان، خیلى معذرت می‌خواهم جناب آقاى استخر تاریخ فرمودند ولى چون بنده معلم تاریخ هستم خواستم مطلبى از تاریخ بگویم براى این که تاریخ آیینه گذشته است و درس حال. البته تحصیلات بنده در تاریخ بوده و افتخار دارم که مدت 10 سال است که تاریخ تدریس می‌کنم و الان هم شغلم همان است (یک نفر از نمایندگان- خودتان هم تاریخى هستید) خودم هم تاریخى هستم بنابراین چیزهایى که استدلال می‌کنم از همان ممارست با تاریخ است و بس، و شاید همین اقتضاى شغل است که بنده را وادار کرد امروز مطالبى به عرض نمایندگان محترم برسانم زیرا بنده عقیده دارم که کلیه مطالب باید در مجلس شوراى ملى فحص و بحث شود (صحیح است) تا ملت و مردم ایران خود قضاوت کنند و چنان که عرض کردم چون کارم با قرون تاریخى است به همین جهت به هیچ وجه عجله ندارم و تنها اهمیت و اعتبارى که به گذشت زمان قائل هستم، از لحاظ عبرت، از گذشته و روشن شدن آینده است و به اشخاص نیز از نظر تاریخ نگاه می‌کنم و می‌دانم و یقین دارم که کلیه اعمال قهراً عکس‌العمل‌هایى به دنبال خواهد داشت و تاریخ قضاوت خواهد کرد و چون ایمان به صحت قضاوت تاریخ دارم به همین مناسبت در کرسى نشاندن افکار و عقاید خود تعصبى ندارم و اگر آقایان قبول نکنند رگ گردنم شق نمی‌شود و اگر قبول هم نفرمودند متأثر نخواهم بود، نظر به این که در این دو سه جلسه اخیر مطالبى در اینجا بیان شد، بنده می‌خواهم از اظهار این مطالب نتیجه‌اى بگیرم و به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم، که تاکنون همکاران گرامى چنان که لازم بود پرده از روى حقایق برنداشتندو یا به اندازه کافى جریانات سیاسى را شرح ندادند، همکار ارجمند بنده جناب آقاى قنات‌آبادى مطالبى راجع به نهضت و مبارزات ملت ایران فرمود ند که مورد تأیید اکثریت نمایندگان محترم و عموم ملت ایران است، البته آقاى قنات‌آبادى صفات پسندیده بسیارى دارند، یکى از این صفات پسندیده ایشان دوستى و ارزشى است که به دوستى قائل هستند، و چون ایشان با آقاى دکتر مصدق در یک سنگر کار کرده بودند و براى پیشرفت یک هدفى همکارى فرموده بودند به همان جهتى که عرض کردم ارزش به دوستى قائلند حتى نمی‌خواهند و نمی‌شوند که در اینجا ازاشتباهات گذشته تذکر داده شود (شمس قنات آبادى- توضیح بفرمایید) بنده می‌خواهم بفهمم چرا از آقاى دکتر مصدق جدا شدید و چرا دوستان سابق خودتان را کوبیدید؟ (شمس قنات آبادى- ماده 90) همین جاست که عرض می‌کنم، پس از ذکر خدمات آقاى دکتر مصدق تا موقعى که در مسیر خواسته‌هاى ملت ایران گام برمی‌داشت لازم بود راجع به قسمتى هم که ایشان از مسیر نهضت منحرف شدند توضیحات بیشترى داده می‌شد تا مردم از جریانات سیاسى روز روشن شوند، زیرا کسانى که وارد جریانات سیاسى هستند و در روزهاى آخر مردادماه پارسال در تهران بوده‌اند کم و بیش حقایق را درک کردند ولى براى آن کسانى که آشنایى کامل به جریانات سیاسى ندارند و تنها وسیله آنها روزنامه‌ها و رادیو و غیره می‌باشد، بسیارى از مطالب برایشان هنوز مجهول است (محمد على مسعودى- کاملا صحیح است براى این که روزنامه‌ها آن وقع هم ننوشته‌اند) پس از جریانات 28 مرداد هم متأسفانه به علل مختلفه‌اى نه تنها واقعیت اوضاع بر همه معلوم نشد، بلکه در نتیجه ایجاد تعصب‌هایى

+++

که زاییده قضایاى بعد از 28 مرداد بود سرپوشى هم روى بسیارى از حقایق گذاشته شد و امور دگرگون جلوه‌گر گردید و این خود در حقیقت عکس‌العمل‌هاى قهرى و اجبارى کارهاى دوره زمامدارى جناب آقاى دکتر مصدق بود، بى‌آنکه بخواهم زیاد وارد در جزییات و جریانات بشوم، یا به مرحله انتقاد و حساب‌گیرى برسم، خدمت آقایان نمایندگان محترم عرض می‌کنم که در جریان محاکمه آقاى دکتر مصدق و ضمن صحبت‌هایى که در مجلس شد، به جاى این که موضوع محصور به کارهاى خلاف قانون و عملیات دوره اخیر زمامدارى آقاى دکتر مصدق گردد، دانسته یا ندانسته نهضت مقدس ملى ایران و تمام مبارزات صحیح ملت را با اقدامات خلاف اخیر حکومت آقاى دکتر مصدق مخلوط کردند، و خواستند همه را به یک چوب برانند و در یک محکمه همه را محکوم کنند، نتیجه این شد که آقاى دکتر مصدق از علاقمندى عمیق ملت ایران نسبت به نهضت مقدس ملى بهره‌مند شد و حال آن که اگر چنین جریاناتى پیش نیامده بود، ایشان در برابر افکار عمومى محکوم بودند، بهترین دلیل استفاده آقاى دکتر مصدق از این مخلوط شدن کارهاى خلاف ایشان با جریان صحیح نهضت مقدس ملى ایران آن است که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى با علاقه وافرى که به موضوع و ادامه و بقاى نهضت ملى ایران دارند و در این راه از هیچ گونه فداکارى مضایقه نفرمودند به خاطر خدماتى که آقاى مصدق السلطنه از لاهه کرده بود، از تقصیرات بعدى ایشان آنچه که مربوط به شخص اعلیحضرت همایونى بود، گذشتند، و ایشان را عفو کردند، آقایان چنان که عرض کردم باید مردم از کلیه جریانات مطلع گردند، از نظر تاریخى باید بی‌طرفانه قضاوت کرد، محاسن و معایب را در ترازوى عدل و انصاف سنجید. بنده به جرأت عرض می‌کنم اگر این جریانات پیش نیامده بود و اعمال خوب از کارهاى بد تفکیک شده بود، چنین وضعى پیش نمی‌آمد و کسى براى خوشایند مردم مجبور نمی‌شد حقایق را مکتوم نگهدارد و اعمال ناشایسته آقاى دکتر مصدق را پرده‌پوشى بکند، نهضت مقدس ملى ایران را، مردم ایران پایه‌گذارى کردند (صحیح است) و این نهضت عمیق‌تر و ریشه‌دارتر از آن است که ما فکر بکنیم، باز از نظر تاریخى بنده عرض می‌کنم نهضت مقدس ملى ایران پس از جنگ‌هاى اول و دوم ایران و روس شروع شد، وقتى دولت ایران در نتیجه سیاست روز، یعنى دوستى انگلستان و روس مجبور شد مواد کمرشکن معاهده گلستان را قبول کند تا روس‌ها و انگلیس‌ها آسوده در اروپا بر علیه ناپلئون اقدام بکنند و سپس در ترکمانچاى وقتى ملت و دولت ایران مواد طاقت‌فرساى معاهده ننگین و شوم ترکمانچاى را قبول نمود استقلال مالى و ادارى و قضایی کشور ما از بین رفت (شوشترى- یعنى متزلزل شد) از بین رفت و رژیم کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولى براى دولت‌هاى بیگانه در ایران برقرار شد، از همان وقت ملت ایران را بیدار کرد و مردم این مملکت به فکر افتادند که در مقابل نفوذ روزافزون اجنبى مقاومت کنند، دلیل این عرایض بنده حادثه قتل گریبایدوف به دست مردم تهران و بر علیه روس‌ها و سپس موضوع رژى و تحریم تنباکو بر ضد انگلیسی‌هاست و این دو عمل از عکس‌العمل‌هاى قهرى معاهده ترکمانچاى می‌باشد، این حس بدبینى نسبت به بیگانه و قطع نفوذ بیگانه به تدریج قوت گرفت و طورى مردم کشور ما در این خصوص تعصب نشان دادند که حتى در مقاوله نامه‌ها و یا معاهداتى که به ضرر ایران نبود و شاید واقعاً نافع هم بود، تعصب به خرج دادند و رد کردند، تا این که قراردادهاى شوم هزار و نهصد و هفت و هزار و نهصد و نوزده این احساسات را متبلور و متمرکز کرد و با سقوط وثوق‌الدوله ملت ایران مشت محکمى بر دهان بیگانگان و بیگانه پرستان زد (دکتر عمید- احسنت) تا این که بالاخره در زمان اعلیحضرت شاه فقید و در نتیجه زحمات طاقت فرساى این سرباز بزرگ وطن، ملت ایران کاپیتولاسیون با یا اختیارات بیرون مرزى و قضاوت کنسولى را براى دولت‌هاى بیگانه از بین برد (صحیح است) (محمدعلى مسعودى- خدا رحمتش کند) آقایان چنانچه به عرض‌تان رسید جنبش و نهضت مردم ایران عمیق‌تر است (پورسرتیپ- یادى هم از مرحوم صمصام السلطنه بفرمایید) ایشان هیچ وقت استعفا نداند و باید اذعان نمود که شأن دموکراسى هم همین است که گفته شود در اثر ملى شدن نفت یک فرد و یا دسته اى ذیسهم و دخیل نبوده سات (بهادرى- صحیح است، تمام ملت ایران این کار را کردند) و این نهضت نتیجه تحول افکار مردم ایران بود که اعلیحضرت همایونى حداعلاى پشتیبانى را از آن فرمودند و ملت رشید و مبارز ایران در کمال آزادى و بی‌طرفى و متانت و مناعت و بردبارى این جنبش را تقویت کرد و همه محرومیت‌ها را در این را تحمل نمود، متأسفانه آقاى دکتر مصدق السلطنه در عوض با طرز عمل خود و با متزلزل کردن پایه و اساس مشروطیت ایران و بى اعتنایى به قانون اساسى و رژیم مشروطه سلطنتى ایران از مسیر نهضت منحرف شد و اعمال خلافى انجام داد که بالاخره به ضرر مملکت ایران تمام شد، آقاى دکتر مصدق در دوره زمامدارى خود بازار هوچیگرى زنده باد و مرده باد (شوشترى- و آدم‌کشى را) را رواج داد، اینجا براى رفع خستگى آقایان قصه‌اى را که براى خودم اتفاق افتاده براى آقایان نقل می‌کنم. یک روزی منزل می‌رفتم یک پیرمردی را دیدم راه می‌رود و زنده باد و مرده باد می‌گوید، هى می‌گوید زنده باد (مرده باد) زنده مرده باد. مرده زنده باد، گفتم چرا

اینها را می‌گویید، گفت آقا هفته گذشته زنده باد گفتم مرا زدند بعد گفتم مرده باد باز هم مرا زدند، این دفعه می‌گویم زنده مرده باد، مرده زنده باد تا از اینجا بگذرم این عقیده یک فرد عادى بود که در کوچه راه می‌رفت سوار تاکسى شدم شوفر گفت یک ماه است که درست راه می‌روم گفتم چرا؟ گفت قبل از این مرتباً هر روز با این شیشه ماشین را می‌شکستند یا این شیشه دیگر را و تا آخر ماه هم هیچ کار نمی‌کردیم، هر چه کار می‌کردیم و همه را خرج تعمیر ماشین می‌دادیم، ما دیدیم تمام فعالیت و قدرت و انرژى این مملکت براى هیچ و پوچ صرف می‌شد و از این انرژى که از نظر مادى و معنوى باید استفاده کنیم دینارى استفاده نمی‌شد (نورالدین امامى- انرژى زیر پتو بود) آقاى دکتر مصدق در دوره زمامدارى خود به نام آزادى اعمالى مرتکب شد که دست دیکتاتورها را از پشت بست (صحیح است) و اشخاصى روى کار آورد که خود آنها عامل بیگانه بودند، ثابت خواهم کرد، آقایان باید این نکته را نیز متذکر شد که نهضت و جنبش ملت ایران نه فقط براى دفع نفوذ بیگانه به وجود آمد... (رئیس- وقت شما تمام شده است) قربان 10 دقیقه دیگر اجازه بفرمایید.

رئیس- آقایانى که با ده دقیقه ادامه نطق آقاى دکتر بینا موافقند قیام بفرمایند، (اکثر برخاستند) تصویب شد، بفرمایید.

دکتر بینا- این نکته نیز نگفته نماند که ملت ایران فقط براى رفع نفوذ بیگانه قیام نکرد ما که می‌خواهیم این نهضت ادامه یابد باید همان قدر که در مقابل بیگانه ایستادگى می‌کنیم در ریشه کن کردن فساد و استثمار داخلى نیز اقدامات جدى و مؤثرى به عمل بیاوریم (احسنت) دست غارتگران داخلى را از بیت‌المال ملت کوتاه کنیم (احسنت) زیرا ادامه چنین وضعى و وضع خراب و فاسدى که در داخله هست، غیر قابل تحمل است (صحیح است) و در خارج نیز باعث تقویت و پیشرفت نفوذ بیگانه خواهد شد (عبدالصاحب صفایی- از کجا شروع کنیم؟) در این مملکت باید به اصلاحات اساسى اخلاقى و اجتماعى و ادارى دست زد (شمس قنات‌آبادى- و اقتصادى) و نباید تصور کرد که فقط با ذکر عملیات خلاف دولت سابق کارها اصلاح می‌شود باید با همان ایمان راسخ در بر انداختن ریشه فساد که روز به روز تقویت می‌گردد جهاد نمود و دست یغماگران و رشوه‌خواران که مانند و با به جان مردم افتاده‌اند کوتاه کرد، آقایان باید فکر بکنیم. چو دیوار فرسود زیر و زیر، سرانجام روزى درآید به سر. (احسنت) آقاى دکتر مصدق که خود را رهبر و پیشواى ملت ایران و ضد استعمار می‌دانستند ببخشید بنده با این کلمه استعمار اصلاً مخالفم براى این که ملت ایران هیچ وقت و هیچ زمانى مستعمره نشده است، (احسنت) و حتى در حمله مغول و عرب اراده خود را به آنها تحمیل کرد و تمدن خود را به آنها نشان داد و هر کس در ایران کلمه مستعمره به کار برد خودش استعمارچى است، عرض کردم آقاى دکتر مصدق (شوشترى- در دوره 16 هم بنده گفتم) که خود را رهبر و پیشواى ضد استعمار می‌دانستند ببخشید استعمال کردم و در شوراى امنیت براى اثبات دخالت دولت انگلستان در امور داخلى ایران اسناد متقن به شوراى امنیت ارائه داد در این اسناد دو سند فوق‌العاده جالب توجه است که حالا عرض می‌کنم یکى سندى است که در آن نشان داده شده قانون کارى به وسیله انگلیس‌ها تهیه شد و توسط آقاى دکتر بختیار که در آن زمان رئیس اداره کار استان خوزستان بوده، تقدیم دولت شده، سند دوم تلگرافى است که نورتگرافتthe tchief representative ofex A.i.o.co رئیس هیئت نمایندگى شرکت سابق نفت ایران به لندن مخابره کرد، این تلگراف موقعى مخابره شده که کنفرانس کار در ژنو تشکیل بود و آقاى دکتر بختیار به سمت نماینده دولت ایران، توجه داشته باشید به سمت نماینده دولت ایران در کنفرانس کار شرکت کرده بود، البته خیلى خیلى سابق قبل از آن که آقاى دکتر مصدق بر سر کار بیایند، براى این که آقاى دکتر مصدق خودش این دو سند را نشان داد آقاى نورتگرافت در تلگراف خودش می‌گوید محمدى نماینده کارگران شرکت نفت ممکن است مطالبى علیه شرکت نفت در کنفرانس ژنو اظهار کند نظر به این که در اینجا ما فرصت نخواهیم داشت که متن نطق او را به دست بیاوریم و جواب بدهیم در همان جا جواب لازم را تهیه کنید و به آقاى دکتر بختیار بگویید که بخوانند، آقایان البته جواب انگلیس‌ها داده شد و آقاى دکتر بختیار خواند و آن جواب در کنفرانس ژنو مطرح شد، بنده سؤال می‌کنم آقاى دکتر مصدق شما که خودتان این شخص را خوب می‌شناختید، چطور شد همین آقا نوردیده حکومت شما و معاون وزارت کار جنابعالى شد (صحیح است) (میراشرافى- پسرش را از اینجا فرستاد به بغداد با انگلیس‌ها تماس بگیرد) یعنى شخصى که مأمور تسلیم قانون کار تهیه شده به وسیله انگلیس‌ها بود و موظف بود در مذاکرات ژنو در مقابل اظهارات نماینده کارگران ایران که می‌خواست مظالم عمال شرکت سابق نفت ایران را به گوش جهانیان برساند مدافع و سخنگوى دولت انگلستان باشد چگونه در دولت جنابعالی که خود واقف به اعمال او بودید پست معاونت وزارت

+++

کار را دارید از این اشخاص مکرر بودند موضوع این شخص یک مثالى است از مثال‌ها در دولت آقاى دکتر مصدق راجع به حسین فاطمى و سایرین عرضى ندارم (پیراسته- آقا اسم او را نیاورید در مجلس) (رئیس- آقا چرا نمی‌گذارید ناطق صحبت خودش را بکند هى پارازیت میدهید) خوب بود لااقل در انتخاب چنین همکارانى دقت می‌فرمودند، در خاتمه باید گفت که حکومت سابق نه تنها برنامه مالى و اقتصادى نداشت (تجدد- حالا هم نیست) و دولتى که می‌خواست با دولت انگلستان مقابله کند، لازم بود برنامه‌هاى صحیح و دقیق داشته باشد و نمی‌بایست در سه ماهه اول حکومت خود تمام ارز مملکت را مدت دو سال بدون کمترین استفاده‌اى سربار بودجه کشور نماید، بنده می‌گویم این شصت‏ هزار نفر را اگر دستور داده بودند از کارون آب توى جوى ریخته بودند جنگ‌ها ایجاد می‌شد البته این اشتباهات مالى قابل جبران است، به عقیده بنده دولت آقاى دکتر مصدق چند اشتباه جبران ناپذیر مرتکب شد که بنده آنها را ذنب لایفقر می‌دانم، اول خیانت به قانون اساسى و رژیم سلطنتى ایران که مورد نهایت علاقه فرد فرد افراد این مملکت است، دوم تأسیس مدرسه اتهام و عوامفریبى که الحق دیپلمه‌هاى خوبى هم از این مدرسه بیرون آمدند (صفایی- فارغ‌التحصیل‌ها هم فعلاً مشغولند)، سوم متزلزل کردن عقیده و ایمان مردم، بنده کاره‌اى نبودم آقاى صفایی (شوشترى- با شما نبودند) (رئیس- قطع کلام نکنید)، چهارم عدم استفاده از پشتیبانى افکار عمومى ملت ایران و حمایت بی‌حد و حصر اعلیحضرت همایونى که خود دکتر مصدق در تلگرافى که از نیویورک مخابره کرده آن را اذعان نموده و چنین می‌گوید. من آنچه کرده‌ام و موفقیتى که نصیب ملت ایران شده در نتیجه پشتیبانى و راهنمایی هاى ذی قیمت اعلیحضرت همایونى بوده است، پنجم مأیوس کردن و دلسرد نمودن مردمى که آن همه محرومیت‌ها را تحمل کردند و مقاومت نمودند البته این اشتباهاتی که عرض کردم شمه‌اى از اشتباهات ایشان است و اگر وقت شد حاضرم باز اینجا دنبال بکنم با وجود این باید گفت که ملت ایران یکى از ملت‌هاى باایمان و عقیده‌ای است که در موارد عدیده امتحان وطن‌پرستى و شاه‌دوستى را داده و اجازه نخواهد داد که بیگانگان این حس و این جنبش و این نهضت مقدس ملى ایران را تخطئه کنند و دنیاى متمدن باید بداند و تصور نکند که با آمدن و رفتن اشخاص و دسته‌هایى عقاید و افکار مردم ایران تغییر پیدا خواهد کرد (صحیح است) البته باید گفت از تمام خساراتی که دولت سابق در دوره آخر حکومت خود به کشور و ملت ایران وارد آورد تنها یک نتیجه مفید براى ملت ستمدیده ایران به دست آمده است و آن این است که معلوم شد بعد از این باید درب مکتب عوامفریبى را تخته کرد و با اتفاق و اتحاد کامل کار و کوشش را وجهه همت قرار داد و همچنین مردم متوجه شدند که دیگر نبایستى دنبال شخص بروند یا که باید افکار خوب را تعقیب کنند (احسنت).

رئیس- آقاى دکتر سعید حکمت بفرمایید.

دکتر سعید حکمت- به طوری که آقایان همکاران محترم کراراً تذکر دادند که باید از گذشته صرف‌نظر شود و به فکر حال و آینده من در نوبت خودم لازم می‌دانم با در نظر گرفتن اوضاع و و احوال نظریات و مشاهدات خود را از وضع زندان و زندانیان و لزوم توجه مخصوص به آن را به عرض آقایان همکاران محترم رسانیده و از اولیا محترم دولت اصلاح حال و رفاه آنان را خواستار بشوم، سال‌هاست که به مناسبت تخصصى که در پزشکى قانونى دارم و تماس مستقیمى که با این طبقه داشته‌ام نواقص کار را در طرز اداره و لزوم اصلاحات اساسى زندان که به نظرم رسیده است به عرض اولیا محترم دولت رسانیده‌ام و آنان نیز کم و بیش موفق در اصلاح آن شده‌اند، ولى امروز که وظیفه مهمترى را به عهده دارم جداً از دولت وقت خواستارم رسیدگى کامل و اصلاح اساسى این کار را معمول دارند بی‌موقع نیست محض یادآورى مذاکراتى را که در چندى پیش با یکى از آقایان نمایندگان محترم به عمل آمده است به عرض آقایان برسانم، اگر جناب آقاى عمیدى نورى در نظر داشته باشند و اجازه بفرمایند به عرض آقایان می‌رسانم ایشان در زمان حکومت سابق مدتى در زندان بودند، پس از خلاصى از زندان، موقعى که مقام معاونت نخست وزیرى را داشتند براى رفع احتیاجات ادارى اغلب به خدمت‌شان شرفیاب می‌شدم از وضع نامتناسب زندان و زندانیان تذکراتى می‌دادند آن قدر که آن موقع براى بنده مقدور بود در اصلاح زندان و وضع زندانیان اقدامات لازمى به عمل آوردم و جناب معظم له که برأى العین ملاحظه می‌فرمودند اظهار می‌فرمودند که لازم است لوایحى از طرف وازرت دادگسترى تهیه شود و من خودم سعى می‌کنم که این لوایح زودتر به مرحله اجرا درآید انتخابات پیش آمد ایشان هم استعفا دادند از مقام خودشان و آن وعده و نویدهایى که داده شده بود عملى نشد البته اگر بین آقایان نمایندگان اشخاصى اینجا وجود داشته باشند که در جریان زندگى سیاسى‌شان گذر به زندان کرده باشند آن موقع توجه فرموده‌اند که بنده چه عرض می‌کنم البته اشخاصى که به حکم قانون زندانى می‌شوند باید اولیاى امور توجه به این مطلب داشته باشند تنها منظور از این عمل سلب آیادى و محکومیت وى نیست، بلکه منظور قانونگذار این بوده که با این ترتیب اعمال و افعال شخص محکوم را تحت نظر قرار داده در اصلاح و تربیت او در تحت نظر متخصصین فن سعى لازم به عمل آورند که در مدت محکومیت اصلاحى در وضع اخلاق و رفتار وى به عمل آید تا پس از استخلاص به علت تهذیبى که در اخلاق وى شده دیگر گرد منهیات نگردد و چون از نعمت آزادى برخوردار شده پس از استخلاص مجدد اصول آزادى را ببیند و دیگر به فکر جرم و جنایتى نیفتد البته اطلاعاتی که از وضع زندانیان ممالک دیگر دارم اگر مختصرى از وضع آنان را به عرض آقایان محترم برسانم تصدیق خواهند فرمود که وضع زندانیان ما با آنها خیلى فرق دارد، وضع زندانیان ما تقریباً مثل زندانیان قرون وسطى است در خارج معمول است آنها مدتى زندانیان را نصیحت می‌کنند اعمالى را که عمل کردند و به علت آن به زندان افتاده‌اند به آنها متذکر می‌شوند که بعداً وقتى از آنجا خلاص شدند دیگر مجدداً مرتکب جرم و جنایتى نشوند متأسفانه در زندان ما وقتى کسى براى دزدى به زندان می‌افتد علاوه بر این که نصیحت نمی‌کنند علاوه بر این که تربیتى نمی‌بینند با معاشرت و ممارستى که می‌کنند وقتى که از زندان می‌آید بیرون اگر دزد بوده یک جنایت‌هاى دیگرى هم یاد می‌گیرد، و بیرون می‌آید راجع به این موضوع در چندى پیش در سال 26 یا 27 راجع به همین کار زندان مذاکره‌اى به عمل آمد در زمان حکومت جناب آقاى قوام‌السلطنه بود و آقاى پیرنیا معاونت نخست‌وزیرى را داشتند یک شب نشینى در کاخ گلستان تشکیل دادند و در آنجا شخص اعلیحضرت همایونى در حدود پنجاه هزار تومان پول دادند و یک سرمایه‌اى تشکیل شد و نیز یک هیئتى از مردمان خیر مأمور شدند که انجمن حمایت زندانیان را تشکیل دادند هم انجمن حمایت زندانیان بود و هم تربیت زندانیان، البته آنچه که بیاد دارم در آن وقع یک مقدار اثاثیه خریدند یک ساختمانى براى دارالتأدیب درست کردند کارخانه‌اى تأسیس شد و یک مقدار لوازم کار و ابزار و وسایل نجارى و گل کارى درست شد یک چندى این دستگاه چرخید ولى بعداً حیف و میل شد و حتى سرمایه‌اى که به تمام معنى مجانى و بدون تحمیل به بودجه دولت به دست آمده بود تماماً از بین رفته و مقدارى هم متضرر شدند و الان هم همان کارخانه‌جات عاطل و باطل مانده است و هیچ نفعى از آن کارخانه‌جات به دست نمی‌آید البته راجع به این موضوع علاقمندم که جناب آقاى وزیر دادگسترى توجهى بفرمایید و به آقاى رئیس شهربانى دستورات لازم صادر بفرمایید چون خود بنده در حدود پنج سال عضو همین انجمن حمایت زندانیان بودم و از سرمایه و کارش کاملاً مطلع هستم در حدود 27 هزار تومان سرمایه این شرکت الان در بانک است و هیچ تحمیلى به بودجه دولت نیست سرمایه اولیه موجود است کارگر مجانى است، محل کار آماده است کارگر حاضر فقط عاملى می‌خواهد که این کار را بکند البته نه آن مدیر عامل که ماهى دوهزار تومان پول بگیرد و آخرش سرمایه را از بین ببرد (مهندس اردبیلى- یک اتومبیل شیک هم زیر پایش باشد) تصور می‌کنم آقایان مسبوق هستند در همین تهران در حدود هشت یا نه زندان داریم زندان مرکزى قصر، زندان موقت شهربانى، بازداشتگاه کاخ، زندان زنان دارالتأدیب و دو زندان دیگر در باغ شاه و لشکر 2 زرهى غیر از دو زندان، یکى زندان مرکزى و یکى زندان موقت و کم و بیش بازداشتگاه کاخ که آن را براى نگاهدارى و بازداشتى 24 ساعتى ساخته بودند سایر ساختمان‌ها براى زندان و با اصول زندان‌دارى ساخته نشده اکثر اینها یک اطاق‌هایى هستند اجاره‌اى یا اطاق‌هاى سربازخانه هستند که وسایل بهداشتى برا ى آنها در نظر گرفته نشده است البته زندانى نباید در هواى آزاد آزاد و غیر محصور باشد و هم نباید در یک اطاق کوچکى سربسته بدون هواى آزاد باشد البته اگر به زندان و زندانیان ممالک دیگر توجهى داشته باشید اکثراً آنهایى که محکوم می‌شوند براى مدت‌هاى متمادى آنها را در یک جاهایى که آزادی‌هاى محدودى دارند می‌برند اکثر آنها شهر می‌سازند، ده می‌سازند، بنایى می‌کنند باغبانى می‌کنند، در کارخانه کار می‌کنند و در ضمن از آن آزادى محدود عبرت می‌گیرند که بعداً از آزادى مطلق برخوردار باشند، یکى از مثال‌هایى که دارم و باید توجه بیشترى به آن بشود زندانیان مسلول است بعضى از زندانی‌ها مسلول هستند فعلاً در زندان مرکزى می‌دانم در حدود 12 نفر زندانى مسلول هست و در چندى پیش یک ساختمانى برا ى آسایشگاه زندانیان مسلول ساخته شده ولى کوچک‌ترین دارو درمان و معالجه آنها نیست بایستى وزارت کشور و شهربانى نسبت به این موضوع توجه کنند چند روز پیش که براى سرکشى به زندانیان سیاسى رفته بودم، و آنها یک قسمت‌شان به علت ماده 5 فرماندارى نظامى در توقیف هستند بعضی‌هاشان اظهار می‌کنند که مدت یک ماه و دو ماه است در زندان هستند و از روزى که آنها را گرفته‌اند به کارشان رسیدگى نشده، البته پس از مراجعت رفتم با آقاى سرتیپ بختیار فرماندار نظامى ملاقاتى کردم و به ایشان تذکر این موضوع را دادم، ایشان هم مأمورین امر را خواستند و دستوراتى دادند البته من نمی‌گویم که مجرمین را از

+++

زندان بیرون بیاورید البته آن کسانى که مجرم هستند آنها را محکوم کنید ولى بى‌تکلیف‌ها را بیاورید بیرون یا تکلیف آنها را معین کنید قسمت دیگر عرایضم رسیدگى به وضع دارالتأدیب است البته این قبیل اطفال را مطابق قانونى که داریم از 15 تا 18 سالگى براى تربیت و تهذیب اخلاق می‌فرستند به دارالتأدیب. این دارالتأدیبى که ما داریم به هیچ عنوان صلاحیت نگهداشتن این بچه‌ها را ندارد (دکتر شاهکار- اصلاً ما دارالتأدیب نداریم) چرا هست ولى ساختمانى مجهز و خارج از محیط زندان نیست بنده دائماً هفته‌اى یکى دو بار آنجا هستم می‌دانم. آنجا یک محلى براى نگاهدارى این بچه‌ها نیست باید یک محل دیگرى که خارج از آن محیط باشد دولت براى آنها بسازد همان ترتیب که جناب آقاى وزیر فرهنگ آن روز فرمودند که اراضى هست که براى کارمندان وزارت فرهنگ می‌خواهیم بگیریم. شهربانى کل از همان اراضى بگیرد و به دست زندانیانى که محکوم به زندان با کار شده‌اند، از آنها استفاده بکند و یک ساختمانى براى دارالتأدیب بسازد چندى پیش آقاى پروفسور بروسى که طبق دعوت انجمن حمایت دیوانگان به تهران آمده بودند از من خواهش کردند که با هم برویم این دارالتأدیب را ببنیم رفتیم دارالتأدیب را دیدیم 25 نفر طفل زندانى بودند اینها را معاینه کردند از این 25 نفر یک طفل سالم تشخیص دادند البته این تذکر را داده بودم ولى آن معاینه سبب شد که مجدداً به اولیاى امور هم متذکر شدم که بچه‌هاى خطاکار مریض هستند. این بچه‌هایى که آنجا هستند باید تحت نظر متخصصین به آنها رسیدگى کرد براى این که اگر اینها را به همین حال بگذاریم و یک مدتى هم بگذرد اینها بیشتر خسته و عصبانى می‌شوند و بیماری‌شان بیشتر می‌شود وقتى از زندان بیرون می‌آیند مجدداً مرتکب می‌شوند و تا آخر عمر در زندان می‌مانند، اینها اکثرشان یا داراى سفلیس ارثى هستند یا مبتلا به بیمارى روحى می‌باشند و آن مدتى که در آنجا هستند و موقع رشد و نمو اعضاى آنهاست باید هم معالجات روحى و هم معالجات جسمى بکنند البته قسمت مهمى که در اینجا لازم است به عرض آقایان برسانم این است که اگر باین بچه‌ها رسیدگى نشود از آنها جنایت‌هایى برمی‌آید که از اشخاصى که بعداً موجب جنایت می‌شوند خیلى بیشتر خواهد بود (صحیح است) یکى دیگر هم راجع به وضع زندانیان و خانواده‌هاى آنهاست اغلب اتفاق افتاده که من در جریان کار خودم دیده‌ام یک راننده‌اى یک تصادفى برایش رخ می‌دهد او را می‌برند زندان و ما چون قانون بیمه اجبارى براى رانندگان نداریم، این کسى که تصادف اتومبیلى می‌کند راننده را می‌برند زندانى می‌کنند یک خانواده‌اى بیچاره می‌شود، نان که نداده... همه می‌شود، آن هم که خودش هست تکلیفش روشن است آنها هم که بیرون هستند نان ندارند یا به دزدى می‌پردازند یا به چیزى. ما هم باید مثل سایر ممالک دنیا یک قانونى براى بیمه اجبارى رانندگان وسایل نقلیه داشته باشیم که اگر راننده‌اى مرتکب خطایى شد و زندان رفت خانواده او بیچاره نشوند در ایران یک مرد نان‌آور یک خانواده ده 12 نفرى است این که از دست می‌رود دیگران تکلیف‌شان معلوم نیست، من در جریان کارهاى روزانه دیده‌ام اغلب اتفاق افتاده یک تصادفى رخ داده هنوز آن کسى که مرتکب این اشتباه شده بیچاره شده‌اند و چند نفر از بین رفته‌اند البته آقایان به این قسمت از عرایضم توجه کافى می‌فرمایند.

عده اى از نمایندگان- صحیح است، احسنت.

3- تقدیم یک فقره سؤال از طرف آقاى خلعتبرى

رئیس- وارد دستور می‌شویم، آقاى ارسلان خلعتبرى.

ارسلان خلعتبرى- بنده یک سؤالى داشتم از دولت راجع به انحصار صدور برنج که آن را تقدیم می‌کنم.

4- بیانات آقاى قنات‌آبادى طبق ماده 90

رئیس- آقاى قنات آبادى.

قنات‌آبادى- بنده قبلاً از اظهار لطفى که جناب آقاى دکتر بینا نسبت به بنده فرمودند تشکر می‌کنم اما فکر می‌کنم که در عرایضى که در جلسه یکشنبه گذشته کردم و مطالبى که به عرض آقایان نمایندگان محترم رساندم بعضى مطالب را حل کردم آن روز یکى از مطالب این بود که بنده عرض کردم که من دنبال فکر هستم و من با شخص سر و کارى ندارم زیرا معتقدم که اگر بنا باشد در یک مملکتى مردم دنبال شخص باشند چه بسا که ممکن است که شخص از بین برود و آن بنایى که ساخته شده است روى شخص از بین برود، نظایرش هم در تاریخ خیلى زیاد است بنابراین ما مرزمان و حساب‌مان با اشخاص این است وقتى انسان یک اعتقادى داشت و به یک چیزى احترام گذاشت و یک فکرى را پسندید، هر شخص و هر مقامى تا آن روزى که به آن فکر احترام گذاشت و اعتقاد داشت و عمل می‌کند آن شخص نسبت به آن احترام می‌کندو عمل می‌کند و من در عرایض خودم در جلسه گذشته عرض کردم خوبست در باره گذشته جوانمرد باشیم، معناى جوانمردى این است که خوب گذشته را خوب بدانیم و بد گذشته را بد بگوییم (احسنت) اینجانب می‌خواهم یک نکته‌اى را تذکر بدهم که هفت شهر عشق را عطار گشت و بعضی‌ها هنوز اندر خم یک کوچه‌اند. آن روزى که در گذشته بعضى کارهاى بد در این مملکت در جریان افتاده و نزدیک بود که شیرازه مملکت از هم گسیخته شود و خصوصاً من این طور درک کرده بودم و براى من قطعى شده بود که کشور ما چیزى نمانده بود که در آغوش یک عده‌اى کمونیست بلشویک دشمن همه چیز مملکت بیفتد آن روز عمل کردیم ما آن روز مبارزه کردیم، یعنى این مطالبى که امروز بعضی‌ها در محیط نسبتاً آزاد و امن به آن اعتراض می‌کنند، آن روزى که واقعاً محیط خیلى سخت بود، خیلى تاریک بود و واقعاً خیلى خیلى محدود بود، آن روز با آن مبارزه کردیم و جنگیدیم و استقامت کردیم و نگذاشتیم در این مملکت یک راهى رفته باشند که آن راه به ضرر قانون اساسى مملکت و استقلال مملکت ما تمام شود و در گذشته هم در آن زمانى که بنده از موافقین جناب آقاى دکتر مصدق بوم و چه بعد که نسبت به یک اعمال و رفتار و کردار و رویه‌هایى اعتراض جدى داشتم، هیچ موقع بنده از انتقاد خوددارى نکردم نسبت به همین آقاى شاهپور بختیار که جناب آقاى دکتر بیا اینجا امروز انتقاد می‌کنند و اعتراض می‌کنند به شهادت صورت جلسات مجلس شوراى ملى و پیشنهاد مندرجات روزنامه ملت ما آن روزى که رفقاى آقاى دکتر شاهپور بختیار توى این مملکت حکومت می‌کردند و همه نوع کارها دست آنها بود ما اینجا در مجلس و در خارج از مجلس اعتراض کردیم و مبارزه کردیم و گفتیم که یک همچو آدمى که یک چنین سندى از او در آن گونی‌هایى که یک عده از مردم این مملکت را متهم کرد درآمده نباید به مقام معاونت وزارت کار منصوب شود، بنابراین یک نکته‌اى، یک استفاده‌اى می‌خواهم بکنم از این ماده 90 که آمدم اینجا منظورم این نبود که اسائه ادبى بکنم به جناب آقاى دکتر بینا، قصدم این بود که آقایان در گذشته آنچه که خوب بود باید دنبال خوبی‌هاى گذشته برویم و اگر کسى نرود خائن به مملکت است و هیچ معطلى هم ندارد و اما آنچه بد است باید سعى بکنیم که بدی‌هاى گذشته را جبران بکنیم، سعى کنیم که بدی‌هاى گذشته اثرش را از بین ببریم نه این که بنده و آقا و سایر آقایان بیاییم اینجا پشت تریبون و در باره بدی‌هاى گذشته سخنرانى بکنیم و کنفرانس بدهیم، بنده معتقدم که با این گفته‌ها هیچ دردى از دردهاى مملکت اصلاح نمی‌شود و هیچ مرضى علاج پیدا نمی‌کند و هیچ مریضى شفا پیدا نمی‌کند، ما در یک وضعیت حساس تاریخ مملکت قرار گرفتیم و باید یک کارى بکنیم که عملا بدی‌هاى گذشته جبران بشود و وضع مملکت ما خوب شود والا امروز محیط باز است و ما هى می‌توانیم چوب بزنیم به کسانى که نمی‌توانند از خودشان دفاع بکنند (احسنت، صحیح است).

5- سؤال آقاى بهبهانى راجع به گرانى ارزاق و وضع اتوبوسرانى و جواب آقاى معاون نخست وزیر

رئیس- آقاى بهبهانى سؤالى که داشتید دولت براى جواب حاضر است، بفرمایید.

جعفر بهبهانى- امیدوارم که در راه خدمت به خلق و انجام وظیفه نمایندگى عنایت پروردگار توانا شامل حالم شده و به پیروى از سنت خانوادگى موفق شوم که در بیان مطالب خود از راه حق و انصاف منحرف نشده، آنچه مصلحت مردم مسلمان ایران است به عرض نمایندگان محترم برسانم.

مورد سؤال بنده، یکى مربوط به ترقى خواربار عمومى، و دیگرى مربوط به وضع اتوبوسرانى شهر و خرید آنها است که هر دو از اهم مطالب و مورد احتیاج ضرورى مردم است و بایستى کاملاً مورد توجه اولیا امور واقع شود. متأسفانه باید عرض کنم از چند ماه به این طرف قیمت ارزاق و مایحتاج ضرورى مردم روز به روز ترقى نموده و همه آقایان نمایندگان محترم از نزدیک ناظر وضع رقت بار اکثریت قاطع مردم این مملکت می‌باشند و یقیناً هر کدام روزانه محل مراجعه عده از موکلین خود هستند که از گرانى روزافزون قیمت اجناس شکایت دارند و با یک درآمد بسیار ناچیز و ثابت قادر نیستند و حتى حد اقل معیشت خود و خانواده‌شان را تأمین نمایند و چه خانواده‌هایى هستند که در تهیه نان و پنیر عاجز بوده و یک وعده غذا سد جوع می‌نمایند، نمی‌دانم آقااین اطلاع دارید که در همین تهران محصلى در کلاس درس، از شدت گرسنگى ضعف نموده و سرپرست او قادر نبوده است که حتى براى یک به چه محصل خود قوت لایموت تهیه نماید، باید دانست در مقابل این همه فقر عمومی و ضعف بنیه مالى هر روز و هر ساعت قیمت خواربار یعنى نان و گوشت و سایر مایحتاج افزایش یافته و قدرت خرید ازافراد بدبخت این مملکت سلب می‌گردد. حساب بفرمایید براى یک کارگر ساده که روزى چهل ریال مزد می‌گیرد و یا یک کارمند صدیق دولت که متوسط ماهى چهارصد تومان حقوق دارد با یک عائله دو یا سه نفرى چگونه ادامه زندگى میسر خواهد بود و اکثر این مردم به جاى زندگى عادى مرگ تدریجى را طى می‌نمایند و معلوم نیست عاقبت این اوضاع چه خواهد شد و اولیا امور جواب ین مردم را که به انواع مختلف مالیات بر آنها تحمیل می‌کنند چه خواهد داد.

با کمال تأسف باید عرض کنم که دولت حاضر هیچ گونه توجهى به این گونه امور نداشته

+++

و وقتى به ایشان تذکر داده می‌شود، می‌فرمایند این صحبت‌ها را دشمنان من می‌کنند و من غیر مستقیم به شما القا شده است.

بنده نمی‌دانم اگر قرار باشد که دولت از پیش پا افتاده‌ترین وظیفه خود که تأمین احتیاجات عمومى است، عاجز باشد و نتواند ترتیبى اتخاذ کند که قوت مردم بدبخت هر روز دستخوش هوسبازى مردم شیاد و سوداگر و دلال بى‌وجدان که بدبختانه گاهى خودشان را هم به دستگاه حاکمه نزدیک می‌کنند قرار نگیرد و ارزاق عمومى به لطایف الحیل به اسم ازدیاد صادرات یا به طور قاچاق از کشور خارج نشود، چطور می‌تواند به وظایف عالیه که فعلاً زبانزد خاص و عام و مورد بحث کلیه محافل داخلى و خارجى است، صحیحاً توفیق یابد.

بنده تصدیق می‌کنم که دولت جناب سپهبد زاهدى در شروع به کار مواجه با مشکلاتى بود، ولى انتظار می‌رفت با پول معتنابه که به او کمک می‌شود و پشتیبانى مردم در اول امر از جناب ایشان نمودند، در این مدت نسبتاً زیاد جلو ترقى فاحش قیمت‌ها به خصوص خواروبار عمومى را گرفته و نگذارند آن قدر مردم در سختى معیشت زندگانى باقى بمانند.

آقایان اطلاع دارند که امسال شش استان در عراق عرب را آب گرفته و می‌بایستى احتیاج خودشان را ار خارج و به خصوص دولت همجوار تأمین نمایند، آیا دولت فکرى نموده که بتواند از قاچاق اجناس مورد احتیاج جلوگیرى کند؟ و یا این که مثل زمان گذشته و حال خواربار و گوسفند به حد وفور از سرحدات خارج شده و فقط ملت تحمل مخارج دستگاه عریض و طویل گمرکات سرحدى را بنماید و چنان که ملاحظه فرموده‌اید به همین نسبت واردات قاچاق مانند سیگار و ورق بازى، پارچه‌هاى ابریشمى، چینى آلات به حد اعلاى وفور بدون هیچ ملاحظه در معرض فروش عمومى گذاشته شده و بدون گمرک وارد می‌شود در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که دولت این گونه امور را ببیند و توجهى ننماید.

بنده خیال می‌کنم اگر دولت بخواهد به حل معضلات خارجى خود توفیق حاصل نماید اولین قدم باید توجه عاجل به امور داخلى داشته و اقلاً براى تنزل قیمت مایحتاج عموم ترتیب آنى داده و جلب اعتماد مردم را بنماید تا بتواند فارغ و آسوده کارهاى دیگر خود را فیصله دهد و ترتیبى اتخاذ کند که احتیاج ما به خارج تا حد مقدور کمتر شود، نه این که هر روز فقر عمومى بالا رفته و احتیاج ممالک خارجى افزایش یابد. به هر حال اگر در مورد سؤال اول چنانچه عرض شد، عوامل دیگر بى تأثیر در قیمت‌ها نباشد، باید عرض کنم که در مورد خرید 500 دستگاه اتوبوس و یا تغییر مسیر آن غیر از دولت، دستگاه شهربانى و یا سازمان برنامه عامل دیگرى وجود نداشته و این دو عمل بر خلاف اصل تشویق صنایع داخلى و حمایت از کارگران ایرانى و تسهیل عبور و مرور انجام گردیده است، زیرا اولاً طبق قانون اگر واقعاً دولت تشخیص داد و ضرورت حتمى ایجاب نمود که اتوبوس از خارج خریدارى شود، باید شهردارى به این عمل مبادرت می‌نمود، نه شهربانى و سازمان برنامه.

رئیس- آقاى بهبهانى مدت مذاکره در سؤال هم یک ربع است و وقت جنابعالى منقضى شده و از موضوع سؤال هم نباید خارج شد (بهبهانى- بنده یک ربع دیگر اجازه می‌خواهم) رأى گرفته می‌شود به یک ربع وقت مورد تقاضا، آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد، بفرمایید.

بهبهانى- فلسفه تشکیل سازمان برنامه و شأن نزول آن این بوده که پس از شهریور 20 چون ممکن بود دستگاه عمرانى و تولیدى کشور با تغییر دولت‌ها دوام نداشته و دستخوش امیال آنها گردد، و موجبات ضعف و فتور در آبادانى کشور ایجاد شود، دستگاه فعلى سازمان برنامه به وجود آمد که با نقشه صحیح و معین مشغول کار شود، متأسفانه مشاهده می‌شود که نقض غرض شده و سازمان برنامه به جاى تهیه برنامه‌هاى مفید و اساسى مشغول خرید اتوبوس و واسطه معامله اتومبیل‌هاى سوارى و ریل گردیده و به وسایل مختلف پول مملکت را تبدیل به ارز خارجى نموده و از کشور خارج می‌نماید. طبق مدارک و پرونده‌هایى که در وزارت بهدارى موجود است، وزارت نامبرده اتومبیل‌هایى را که با گازوئیل کار می‌کنند براى سلامت مردم مضر تشخیص داده و تأکید نموده است که گازوئیل موجب امراض مختلف خواهد شد. و در مملکت خارجه هم اجازه کار کردن در شهر به این قبیل ماشین‌ها نمی‌دهند، ثانیاً- اتوبوس‌هایى که سابقاً در شهر کار می‌کرد به استثناى شاسى، بقیه آن اعم از شیشه، اطاق، دستگیره و چوب و سایر لوازمات دیگر به دست کارگر ایرانى ساخته می‌شد و از این راه عده زیادى کارگر مشغول کار بودند و پول ایرانى به جیب خود ایرانى می‌رفت و حقاً باید تصدیق کرد که از لحاظ سلیقه و طرز ساختمان هم دست کمى از اطاق خارجى نداشت و حتى در بعضى ممالک خارج هم اطاق‌هاى ساخت ایران معمول و متداول است و چنانچه ملاحظه فرمودید در عرض همین مدت کم، کارگران ایرانى اطاق اتوبوس‌هاى جدید را طبق فابریک آن ساخته و جناب آقاى نخست وزیر بعد از عمل انجام شده کارگران را مورد تقدیر قرار داده و از صنایع داخلى کشور تشویق فرموده‌اند.

بالاخره با خرید این اتومبیل‌ها عده زیادى از کارگران بیکار سربار جامعه شده و خدا می‌داند که چه مفاسدى از بیکارى آنها مترتب خواهد شد آقایان محترم با خرید این اتومبیل‌ها شش میلیون دلار یعنى شصت میلیون تومان براى خرج زینت بی‌موقع از دارایی این مملکت به جیب ممالک سرمایه‌دار رفته که بنده خیال می‌کنم می‌توانستیم با این پول یکى از دردهاى مملکت را دوا کنیم و مردم را تشویق به امور عمرانى نماییم.

در مورد تغییر مسیر اتوبوس‌ها باید عرض کنم که خط سیر سابق طبق موازین طبیعى و بر حسب قانون احتیاج عمومى بوده و در هر نقطه از شهر که جمعیت زیاد می‌شد و احساس احتیاج می‌گردید، در آن محل خط سیر ایجاد می‌شد و چنانچه ملاحظه فرموده بودید به هیچ وجه نارضایتى از معطلى در کار نبود، ولى فعلاً بر حسب هوس بازى دستگاه شهربانى یا رئیس رانندگى که یادگار دولت گذشته است، یک مشت مردم در آفتاب سوزان یا هواى سرد بایستى مدتى معطل و با پرداخت دو یا سه برابر قیمت سابق و عوض کردن ماشین از اصلى به فرعى تازه به موقع به کار خود نرسند و حقیقتاً موجب شرمندگى ناظرین را فراهم نمایند و تعجب این است که هر چه داد می‌کنند کسى به داد آنها نمی‌رسد و همین طور دولت به جاى این که صاحبان اتوبوس‌هاى سابق را در این موقع حساس در کسب و کار محروم نکرده باشد و موجبات عدم رضایت آنها را فراهم ننموده باشد، برعکس عده‌اى را که از حاصل یک یا چند دانگ اتوبوس ارتزاق می‌نمودند محروم نموده است. در پایان عرایضم از جناب آقاى فولادوند معاون محترم دولت که خود سوابق ممتدى در خدمت پارلمانى و در حقیقت به مردم دارند و خانواده ایشان در مبارزات آزادی‌خواهانه ملت ایران سهم بزرگى دارد، انتظار دارم که به آنچه گفته شد کاملا توجه فرموده و تصور نکنند که لازمه جواب سؤالات نمایندگان تکذیبى است که حسب المعمول ضمن چند جمله و عبارت به هم پیچیده بیان شود، بلکه به عقیده بنده دولت‌ها باید از سؤالات نمایندگان و ارتباطات بدون غرض جراید کمال استفاده را نموده و به جاى رنجش و دلتنگى یا تکذیب موارد سؤال یا توقیف روزنامه در رفع نواقص و جبران اشتباهات کوشش کنند تا بتوانند مفید فایده و منشا اثر باشند، والا تکذیب حقایق و پرده‌پوشى معایب قضاوت عمومى را تغییر نخواهد داد.

رئیس- آقاى فولادوند بفرمایید.

غلامرضا فولادوند- (معاون نخست‌وزیر)- عرض می‌کنم جوابى براى سؤال اول آقاى بهبهانى به طور خلاصه، همان طور که سؤال‌شان خلاصه بود، بنده تهیه کردم که به عرض و استحضار نمایندگان می‌رساند ولى البته آقاى بهبهانى در اینجا مطالب و فرمایشات دیگرى کردند که در سؤال‌شان نبود و البته مطابق قاعده بایستى در حدود همان سؤالى که براى دولت فرستاده می‌شود به همان میزان نماینده هم صحبت بکند تا از طرف دولت پاسخ مقتضى داده شود، به هر صورت راجع به اتوبوس‌ها فرمودند مقدمتاً عرض کنم نه فقط نمایندگان محترم، بلکه اهالى محترم تهران ملاحظه کرده‌اند که واقعاً وضعیت اتوبوسرانى تهران به قدرى رقت‌آور و به قدرى کثیف بود (میراشرافى- صحیح است) که هیچ دولت بینایى حاضر نبود که یک میلیون و کسرى نفر اهالى پایتختش را بگذارد که چند نفر اتوبوسران را آزاد بگذارد که به هر وسیله‌اى که می‌خواهند جلب منفعت کنند و هر بلایى که می‌خواهند سر اینها بیاورند. وضع اتوبوسرانى تهران یک میدان مسابقه‌اى بود براى چند نفر سرمایه‌دار کوچک که براى تحصیل سرمایه اینها (بهبهانى- حالا هم به همان صورت است) اینها براى تحصیل سرمایه از صبح تا شام و از شام تا صبح در خیابان‌هاى پایتخت کورس می‌گذاشتند و جان و حیثیت و عرض و ناموس مردم در معرض تجاوز آنها بود. آقایان کاملاً ملاحظه فرموده‌اند که این اتوبوس‌ها اکثر ترمزشان خراب می‌شد، پاره می‌شد و در پیاده روها و یا در مغازه‌ها افراد بی‌گناهى که در مغازه مشغول کسب و کار بودند از بین می‌برد، حتى در خانه‌هاى مردم وارد می‌شد و اشخاص را میکشت، بنده خیال می‌کنم که هیچ دولتى اگر واقعاً یک ذره علاقه به مردم مملکت داشته باشد مخصوصاً به پایتخت که جلوى انظار خارجى و داخلى بتواند تحمل بکند که یک چنین وضعیت رقت بار و کثیفى در مملکت اجرا شود. دولت تیمسار سپهبد زاهدى که به شهادت ملت ایران و آقایان نمایندگان محترم از روز طلوع که شروع به کار کرده است، تحت توجه اعلیحضرت همایونى این موضوع کوچک را هم در نظر گرفت و خواست براى آسایش و رفاه اهالى پایتخت به این وضعیت سر و صورتى بدهد، به طوری که آقایان ملاحظه فرمودند در دوره هفدهم براى وضعیت اتوبوسرانى چند ماه وقت مجلس گرفته شده بود، اگر واقعاً یک چیز لازمى نبود آن قدر وقت مجلس صرف آن نمی‌شد و اگر این طرز اتوبوسرانى یک طرز آبرومندى بود، لازم نمی‌شد که وقت دولت‌ها و مجلس‌ها گرفته شود. بنابراین گمان می‌کنم که نماینده محترم همان طور که واقعاً خودشان و خانواده‌شان همیشه براى رفاه و آسایش مملکت و مردم کوشا بوده‌اند، در این امور جزئى هم یک اغماضى بفرمایند و صبر بکنند تا نواقص این کار رفع شود و وضعیت این اتوبوسرانى به یک وضع آبرومندى همان طور که در تمام ممالک مترقى دنیاست برسد اما جوابى که بنده به طور خلاصه تهیه کرده بودم این بود که چون به واسطه خرابى اتوبوس‌هاى پایتخت و چون در چند سال اخیر به علت گرانى ارز مدت‌ها بود که اتوبوسى وارد نشده بود و شاسى کامیون‌هایى را که اطاق شبیه اطاق اتوبوس روى آنها گذارده و به نام اتوبوس معروف بودند و اغلب خراب و فرسوده شده بود وسیله نقلیه دیگرى مثل سایر ممالک دنیا از قبیل ترامواى و اتومبیل‌هاى الکتریکى و غیره در تهران نبود و یگانه وسیله نقلیه در تهران اتوبوس است که به واسطه خرابى و

+++

فرسودگى اغلب موجب تصادف در شهر می‌گردید به جهات مزبور براى این که اتوبوس‌هاى صحیحى که لایق پایتخت باشد در تهران فراهم گردد، شهربانى کل لازم دید تعدادى اتوبوس که حداقل آن پانصد دستگاه تخمین زده شد براى شرکت‌هاى اتوبوسرانى تهران تهیه نماید و از طرفى چون خرید اتوبوس با وجه نقد براى شرکت‌هاى اتوبوسرانى غیر ممکن بود و به مدت هم کمپانی‌ها نمی‌فروختند، لذا بنا به پیشنهاد شهربانى کل تصمیم گرفت توسط سازمان برنامه و شرکت بیمه تسهیل وسیله براى خریداران فراهم نماید و پس از مذاکره با نمایندگان کمپانی‌هاى فروشنده کمپانى مرسدس بنز که معروفیت جهانى دارد یک نمونه از اتوبوس‌ها را به تهران آورد و مورد پسند قرار گرفت ضمن شرایط خرید مقرر گردید اولا به هیچ عنوان کمیسیونى به احدى داده نشود، ثانیاً قیمت آنها را ظرف چهار سال دریافت دارد، ثالثاً در عرض چهار سال هر قدر ارز تنزل کند که قطعاً هم خواهد کرد به نفع خریداران باشد، رابعاً اداره بیمه سفته‌هاى خریداران را در مقابل سودى که به نفع دولت است‏، بیمه نموده و در سررسید وجه آن را از بدهکاران اخذ و به کمپانى فروشنده بپردازد. بنابراین چون از بودجه دولت وجهى خارج نشده جاى نگرانى براى نمایندگان محترم باقى نخواهد بود، ملاحظه فرمودید آقایان که دولت یک دینار پولى نداده دولت چون دیده است وضع اتوبوسرانى به این درجه خرابی است و مردم هم قادر نیستند براى تهران یک مقدار اتومبیل لازم تهیه کنند وسیله اداره بیمه و به وسیله سازمان برنامه تسهیل وسیله‌اى براى خریداران فراهم کرده و این اشخاص اتومبیل‌هایى با اقساط چهار ساله خریده‌اند که ارز هم هر چقدر تنزل کند به نفع خریداران ایرانى باشد و دولت خلاصه در این کار یک تسهیل وسیله فراهم کرد و دینارى از بودجه دولت داده نشده و بدیهى است که ملت ایران ضررى هم نکرده است اما فرمودند این اتوبوس‌ها براى این که با گازوئیل کار می‌کند از جهت سلامتى مضر است اولاً اینها این طور که به عرض‌تان رسانده‌اند نیست یک موتور مخصوصى در این اتومبیل‌ها کار گذاشته شده که آن معیوب بودن گازوئیل مضر بودن گازوئیل را از بین میبد این مثل کامیون‌هایى نیست که در بیرون شهرها در گردش است و از لحاظ صرفه‌جویى هم براى خریداران خیلى مفیدتر است ضمناً باید اضافه شود که صرفه و صلاح دارندگان اتوبوس‌ها و خریداران نیز مورد توجه دولت بوده و به آنها که اتوبوس‌هایشان از خط خارج شده و یا می‌شود نهایت مساعدت خواهد شد اما راجع به این که مردم براى سوار شدن اتوبوس‌ها مدتى انتظار می‌کشند چون از 500 اتوبوس خریدارى شده نزدیک یک پنجم آنها رسیده و تحویل شده و دو پنجم دیگر در بین راه است و به همین زودى خواهد رسید با ورود آنها رفع زحمت اهالى محترم خواهد شد راجع به تغییر خطوط اتوبوس‌ها این تصمیم با نظر و دخالت شهردارى تهران و رئیس کل شهربانى به وسیله شرکت‌هاى اتوبوسرانى اتخاذ گردید و مطالعه و دقت زیادى هم در این امر شده است و براى منافع نامشروع عده قلیلى نمی‌توان منافع عمومى را از نظر دور داشت، نمایندگان محترم و اهالى پایتخت خود شاهد وضع تأسف‌آور سابق بوده‌اند و چون در سابق هر یک از اتوبوس‌ها متعلق به یکى دو نفر بود و راننده وظیفه حتمى خود می‌دانست که تا آخر شب 50 شصت تومان تحویل بدهد و گر نه بیکار می‌شد به این جهت در تمام مدت روز و شب با یکدیگر مسابقه می‌گذاشتند و خود را پایبند مقررات راهنمایى و رانندگى نمی‌دیدند و اغلب اوقات اتوبوسى در حین حرکت ترمزش بریده در پیاده رو پس از زیر گرفتن چند نفر وارد مغازه عطارى و بقالى می‌شد و نتیجه به مرگ اشخاص منتهى می‌گردید به جهات مزبور و براى این که رانندگان اتوبوس‌ها اطمینان داشته باشند در مقابل کمى درآمد روزنامه کسى به آنها تعرضى نخواهد کرد شهربانى کل کشور مثل تمام ممالک دنیا به تشکیل شرکت‌هاى اتوبوسرانى مبادرت نمود و طبعاً عده قلیلى از اینها ناراضى شده و تشبثاتى می‌کنند ولى شهربانى مطمئن است در مدت کمى رفع هر گونه نواقص شده و با حفظ حترام و رعایت نظم و مقررات رفاه حال اهالى محترم تهران فراهم خواهد گردید و در این مدت 7 درصد تلفات و تصادفات کم شده و بعداً به طور تحقیق به کمتر از این مقدار هم خواهد رسید ممکن است آقایان واقعاً به راهنمایى و رانندگى مراجعه بفرمایند بنده تحقیق کردم در ماه‌هاى پیش 25 تا 30 نفر در تهران یا کشته می‌شدند یا بر اثر تصادف یک نقطه‌اى از بدن‌شان معیوب می‌شد و واقعاً امروز تا هفتاد یا 60 درصد تنزل پیدا کرده است چون در هر کارى که دولت می‌خواهد به نفع جامعه قدمى بردارد قطعاً عده قلیلى متضرر می‌شوند و ممکن است نمایندگان محترم مراجعه نمایند انتظار دولت آن است که نمایندگان محترم با نصایح لازم به مراجعه کنندگان دولت را تقویت بفرمایند. تا با مرور زمان پیشرفت‌هاى بیشترى در تمام شئون کشور حاصل گردد یک نکته فرمودند که کارگران ایرانى اخیراً اتوبوسى ساخته‌اند شبیه به این اتوبوس‌هاى مرسس بنز، صحیح است، بنده هم در حضور جناب آقاى نخست وزیر این اتوبوس را دیدم ولى باید عرض کنم که این اتوبوس را کارگران اتوبوس ساز ایرانى با کمک سازمان صنایع کشور در ظرف سه ماه ساخته‌اند اینها از روزى که اتوبوس‌هاى مرسدس بنز آمده سه ماه تمام است که نشسته‌اند و دقت کرده‌اند و این را ساخته‌اند بسیار هم خوب است، قابل تشویق است، واقعاً هم خوب است اما ملاحظه بفرمایید اگر هر سه ماهى یکى از آنها ساخته شود این به‏

چند سال دیگر درست می‌شد (محمدعلى مسعودى- 150 سال دیگر) البته لازم بود که یک اتوبوسى براى تهران حاضر شود تا اتوبوس‌هاى ساخته شده ایرانى هم وارد بازار تهران بشود (بهادرى- تشویق بفرمایید) البته دولت تشویق کرده است و این کامیونى که آنها روى آن اطاق اتوبوس ساخته بودند این را دولت داده اولاً آقایان می‌دانند که شاسى اتوبوس با شاسى کامیون دوتاست، این اتوبوس‌هاى ما که در قدیم در تهران بود تمام شاسى کامیون است نه شاسى اتوبوس و با این حال دولت آنها را تشویق کرد که توانستند یک چنین چیزى بسازند که هنوز هم تمام نشده. اما راجع به سؤال دوم نماینده محترم به این مضمون که از چندى قبل به این طرف قیمت ارزاق عمومى رو به ترقى رفته است و یکى دیگر هم آیا در سرحدات ایران به طور اطمینان بخشى مأمور وجود دارد که ارزاق به طور قاچاق خارج نشود، بنده باید عرض کنم که ارزاق عمومى به طور کلى واقعاً رو به ترقى نرفته یک گوشت و روغن در تهران ترقى کرده بود که دولت همه جور کوشش (تجدد- چطور همه چیز گران نشده؟ سبزى هم گران شده چیزى نیست که گران نشده باشد) (میراشرافى- این گرانى همیشه بوده) (زنگ رئیس) دولت هم همه گونه کوشش کرده است این قسمت از ارزاق که گران بوده یا گران شده یا گران بوده وادامه داشته درست بشود و به طورى که ملاحظه فرمودید الان با یک ماه و دو ماه پیش قیمت‌ها پایین‌تر رفته و چرا آن اجناس که در زمان دولت فعلى ارزان شده آقایان اسم نمی‌برید باید از آنها هم مذاکره‌اى بفرمایید، ضمناً هم فرمودید که در سرحدات ایران اقدامات اطمینان بخشى شده است یا نه دیگر از این اطمینان بخش‌تر چه که دولت دستور داد بازرسان مخصوصى به سرحدات ایران رفته و مأمورین خاطى را گرفته و از کار برکنار کرده اند، اینها را گرفته و تعقیب کردند و مشغول رسیدگى به کار اینها هستند (صحیح است) (میراشرافى- رئیس گمرک خرمشهر را دست بسته آورده‌اند) بنده سؤال می‌کنم تا امروز کدام دولتى این کار را کرده است که به کار مأمورین این طور رسیدگى دقیق بکند در آنجا به هیچ وجه ارفاق و اغماضى نشده و بنده به نماینده محترم کاملاً اطمینان می‌دهم که دولت تیمسار سپهبد زاهدى کاملا بیدار است و با پشتیبانى نمایندگان محترم البته توفیق‌هاى بیشترى هم نصیب دولت خواهد شد (انشاءالله).

6- تقدیم بودجه 1333 کل کشور به وسیله آقاى وزیر دارایی

رئیس- آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی (آقاى دکتر امینى)- با اجازه آقایان نمایندگان محترم لایحه بودجه کل کشور را تقدیم می‌کنم و از آقاى رئیس کمیسیون بودجه و آقایان اعضاى کمیسیون بودجه تقاضا می‌کنم که هر چه زودتر کمیسیون را تشکیل بدهند و یک تسریعى بفرمایند در تصویب بودجه که حتى‌المقدور از تقدیم لایحه یک دوازدهم خوددارى شود (احسنت، صحیح است).

رئیس- به کمیسیون بودجه فرستاده می‌شود.

7- تقاضاى تعقیب شور چند فقره لوایح سابق به وسیله آقاى وزیر امور خارجه

رئیس- آقاى وزیر امور خارجه فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر امور خارجه (آقاى عبدالله انتظام) - یک عده لوایحى بود که از دوره 16 و 17 مانده از جمله قراردادهایى است که با دولت مختلف است که دولت حاضر هم تقاضا دارد زودتر رسیدگى بشود و تصویب بشود صورتش را تقدیم می‌کنم.

رئیس- به کمیسیون امور خارجه فرستاده می‌شود.

8- تقدیم یک فقره لایحه به قید دو فوریت به وسیله آقاى وزیر جنگ

رئیس- آقاى وزیر جنگ (میراشرافى- جنگ خوب است.)

وزیر جنگ (سرلشکر هدایت)- با کمال تأسف بنده بایستى به عرض آقایان محترم برسانم که اخیراً چندین مورد در تهران و در سایر شهرستان‌ها دیده شده است که سارقین وارد منزل اشخاص می‌شوند و این سارقین چون مسلح هستند علاوه بر این که سرقت می‌کنند حتى هتک ناموس می‌کنند، بنابراین به موجب لایحه‌اى که الساعه تقدیم مجلس می‌کنم استدعا شده است مجازات این سارقین مسلح و اگر حتى مسلح نباشند و هتک ناموس بکنند این مشمول دادرسى ارتش باشند و مجازات آنها هم مطابق مجازات سارق مسلح در طرق و شوارع باشد. به نظر بنده آن سارق مسلحى که در راه می‌باشد و تفنگ در دست دارد (میراشرافى- مثل قشقایی‌ها) و خودش هم با هزار خطر روبه‌رو است، به غیر از آن سارقى است که در شهر وارد خانه می‌شود و صاحب خانه هیچ وسیله دفاع ندارد این لایحه را با قید دو فوریت تقدیم می‌کنم و استدعاى تصویب دارم‏

9- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقاى وزیر فرهنگ

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ مطلبى دارید بفرمایید.

وزیر فرهنگ (آقاى جعفرى)- بنده می‌خواستم با اجازه آقایان نمایندگان محترم لایحه سوم را که مربوط به تغییر حقوق آموزگاران

+++

و کمک آموزگاران است تقدیم مجلس شوراى ملى بکنم و اطمینان دارم که با تقدیم این لایحه نگرانى که براى آقایان نمایندگان محترم ایجاد شده بود به کلى مرتفع خواهد شد (احسنت) و تمنى می‌کنم که به این دو لایحه‌اى که در دستور کمیسیون فرهنگ است زودتر رسیدگى بفرمایید براى این که زودتر به تصویب برسد و موجبات رفاه معلمین فراهم بشود.

رئیس- به کمیسیون فرهنگ فرستاده می‌شود.

محمودى و مهندس جفرودى- هفت هشت ماه است که عده‌اى از معلمین معطل هستند.

10- طرح و تصویب دو فوریت لایحه مربوط به مجازات سارقین

رئیس- لایحه وزارت جنگ قرائت می‌شود. چون آقاى وزیر جنگ با دو فوریت داده‌اند مطرح می‌شود (نادعلى کریمى- وزیر دفاع ملى) در آیین‌نامه وزیر دفاع ملى نیست وزیر جنگ است (صحیح است) (به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

چون غالباً مشاهده شده سارقین مسلح در موقع ارتکاب سرقت متعرض نوامیس اشخاص و بدین وسیله موجبات وحشت و اضطراب عمومى را فراهم می‌آورند و نظم عمومى را مختل می‌سازند و اقتضا دارد به این قبیل جرایم با جریان سریع‌ترى رسیدگى و مرتکبین به مجازات شدیدترى محکوم گردند لذا ماده واحده زیر تقدیم و با قید دو فوریت تقاضاى تصویب آن می‌شود.

ماده واحده- هر گاه یک یا چند نفر براى سرقت وارد منزل و یا مسکن اشخاص شوند، اگر چه یک نفر آنها حامل سلاح باشد و یا در موقع سرقت در مقام هتک ناموس برآیند و هیچ یک از آنها هم مسلح نباشند، در دادگاه‌هاى نظامى محاکمه و مجازات مقرر در بند الف ماده 408 قانون دادرسى و کیفر ارتش محکوم خواهند شد.

تبصره- در صورتى که ساکینن محل‌هاى مزبور در مقام مدافعه از مال و جان و یا ناموس و یا جلوگیرى از بردن مال در محل سرقت مرتکب قتل و جرح و یا ضرب سارقین بشوند از مجازات معاف خواهند بود و همچنین اگر متهم و یا متهمین به اخطار مأمورین انتظامات تسلیم نشوند و در نتیجه فرار آنها و تیراندازى مأمورین مجروح و یا مقتول گردند، مأمورین انتظامات از مجازات معاف میباشند.

نخست وزیر- سپهبد زاهدى- وزیر دفاع ملى- سرلشگر هدایت.

میراشرافى- باید وزیر جنگ نوشته شود بدهید امضاشان را تصحیح کنند.

رئیس- فوریت ول لایحه مطرح است آقاى محمدعلى مسعودى مخالفید؟

محمدعلى مسعودى- بنده موافقم.

رئیس- آقاى شوشترى مخالفید بفرمایید.

شوشترى- بسم الله الرحمن الرحیم، آقایان توجه بفرمایید قرآن است می‌خوانم انما جزا الذین به حاربون الله و رسوله و یسعون فى الارض فساداً ان یقتلوا او بصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض، در تفسیر نظر من این است که نفى از ارض تبعید نیست باید بگذارندش روى تخته پاره‌اى ولش کنند در دریا غرق بشود و ماهی‌ها بخورند. من تشکر می‌کنم از دولت که بعد از سالیانى متوجه شده و این لایحه را آورده و در فوریت از این نظر مخالفم که دولت متوجه شده که آسایش مسلمین، امنیت عمومى این باید از صورت و وضعیت خراب سابق بیرون بیاید و به صورتى در بیاید که مسلمین، مردم، اقلیت‌هایى که حیثیت آنها باید در ایران طبق قانون اساسى محفوظ باشد اینها بتوانند مرفه بشوند و آسایش پیدا کنند آقایان قوانین مقدسه اسلام مسئله بریدن چهار انگشت دست و فلان (خنده نمایندگان) و در دفعه چهارم قتل اینها همه براى آسایش مردم بوده، آقایان نخندید چون هر چه می‌گویم از تفسیر و فرمایشات رسول الله و قرآن کریم دارم عرض می‌کنم، امروز دولت سعودى که شاید غیر مسلمین در اطراف همچو تصور می‌کنند که آنها صورتى دارند مورد احترام واقع شده‌اند براى چه؟ براى این که در آن صحراى سوزان دزدخیز تعدى بیز قطاع الطریق امنیتى ایجاد شده که آن امنیت ضرب المثل دنیا شده، مثلاً من آنچه تحقیق کردم در زمان پادشاه سابق سعودى که چندى قبل 7، 8 ماه قبل فوت شد.

رئیس- آقاى شوشترى راجع به فوریت بفرمایید.

شوشترى- عرض بنده هم راجع به فوریت است، صحبت من راجع به فوریت است.

رئیس- شما به عنوان مخالف با فوریت اجازه خواسته‌اید در باره مخالفت توضیح بفرمایید.

شوشترى- این کافى نیست فورى نیست من باید تشریح بکنم و آن وقت می‌گویم چرا با فوریت مخالفم تا تشریح نکنم آقایان توجه پیدا نمی‌کنند. دولت سعدى در تمام مدت 18 سال 21 سر برید، 19 دست می‌زند که یک سر هم ابوطالب یزدى بود (دکتر شاهکار- کار غلطى کردند) (زنگ رئیس) اجازه بفرمایید گفتم یکى آن بود و یک شست پا (رئیس- بگذارید حرف بزند) مردى آمد و رفت به شرطه گفت یک کیسه آلو افتاده است در هفتاد فرسخى ابن سعود گفت تو از کجا فهمیدى که توى آن کیسه آلو است، جواب داد شست پا را زدم، ابن سعود حکم کرد شست او را قطع کنند که او حق نداشت پا به آن کیسه بزند و باید باشد مال مسلمان است. جناب آقاى سپهبد زاهدى، آقایان وزرا لایحه‌اى را آوردید، من تقدیم می‌کنم ولى این را توجه بفرمایید به تمام معنى که دزدى که دفعه چهارم دزدى کرد با پرونده‌هاى موجود در شهربانى طبق اسلام مهدورالدم است و باید اعدام بشود، آن دزدى که شب در خانه مردم وارد شد و به ناموس مردم و یا به مال مردم بدون تعدى به ناموس تخطى کرد این را اسلام حکم کرده این آیه یفسدون فى الارض مفسد فى الارض الذین یسعون فى الارض فساداً، اینها فساد می‌کردند، بنده تصدیق می‌کنم که باید مجازات بشود ولى عرض می‌کنم با فوریتش مخافم از این جهت که این را برگردانید تعمیم بدهید طبق پرونده‌هاى موجود اشخاصى هم که بیش از سه مرتبه دزدى کرده‌اند، باید این طور بشود این که وضعیت نشد در مملکت که هیچ کس امنیت نداشته باشد (نمایندگان- پیشنهاد بدهید) حالا، حالا چه فرق می‌کند اگر دولت ما این حرف‌هایى که می‌زنیم دزدها بفهمند که نمایندگان محترم و دولت متوجه به این معنى شده که قانون شدیدى یعنى قانون اسلام باید درباره آنها حکومت می‌کند همین بیانات هم تأثیر می‌کند در سارقین و از سرقت جلوگیرى خواهد شد و بنا علی‌هذا بنده تسلیم براى مجلس هستم و به عقیده من آن دزدها هم باید بر طبق این قانون بیایند محکوم و مجازات شوند.

میراشرافى- آقاى شوشترى پس بگیرید مخالفت خودتان را.

شوشترى- پس می‌گیریم.

رئیس- پیشنهادى نکردند که حالا پس بگیرند مخالف با فوریت بودند یک مخالف و یک موافق صحبت می‌کند آقاى مسعودى.

نراقى- پس گرفتند.

رئیس- چى را پس گرفتند آقاى نراقى.

بهادرى- نمی‌دانند تازه به مجلس آمده‌اند.

محمدعلى مسعودى- آقاى شوشترى مخالفت‌شان به نظر بنده از موافقت بنده شدیدتر بود، مطلب خیلى روشن است دولت می‌خواهد به کسانى که به حیثیت اجتماع لطمه وارد می‌آورند چه در خیابان‌ها، چه در منازل، فرقى قائل نباشد و حیثیت و شرف افراد و ناموس افراد را می‌خواهد حفظ کند با شدت بیشتر طبق ماده 408 قانون دادرسى اینجا فقط کسانى در محاکم نظامى محاکمه می‌شدند که اینها راهزن‌هایى بودند که در طرق و شوارع با اسلحه سرقت می‌کردند و یا به ناموس مردم تعدى می‌کردند، حالا دولت می‌خواهد این را تعمیم بدهد، به نظر بنده هم مانعى ندارد، بنده می‌خواهم تقاضا بکنم از آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر جنگ که با قید سه فوریت باشد.

میراشرافى- سه فوریت را باید مجلس پیشنهاد کند.

محمدعلى مسعودى- این را مجلس پیشنهاد می‌کند چون این یک موضوعى است که به نفع اجتماع است.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به فوریت اول، آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. فوریت دوم مطرح است آقاى دکتر شاهکار مخالفید بفرمایید.

دکتر شاهکار- بنده متأسفم که آقاى وزیر دادگسترى حاضر نیستند و تیمسار سرلشگر هدایت که خودشان مرد واردى هستند امیدوارم که از نظر قضایی هم راجع به فوریت این لایحه توجه بفرمایند عرض کنم قوانینى که در تمام دنیا نوشته می‌شود مقنن آن مملکت یکى از این دو فکر را می‌کند یا قانون تهیه می‌شود با توجه و اعتمادى که قانون‌گذار به افراد مردم دارد قوانین وضع می‌شود دستورات کلى و امرانه‌ای است که خواسته‌هاى مردم، طرز تفکر مردم تطبیق می‌کند با اصول و موادى که اسمش می‌شود قانون یا درست بعکس ممالکى هستند که مقنن در نتیجه عدم اعتماد به مردم قوانین می‌نویسد تا جلوگیرى بکند از انحرافات و خرابکاری‌هاى مردم، وقت محترم مجلس شوارى ملى را من نمی‌گیریم از براى این که مثال بزنم منظور خارج از ایران است که کدام طبقات این جور قانون می‌نویسند و کدام طبقات جور دیگر ما ممالکى داریم که قوانین‌شان فوق‌العاده محدود است و قانون یک چیز استثنایى است و بقیه می‌رود روى سنت و عرف و ترادیسیون و مردم عمل می‌کنند، ممالکى هم هستند مثل مملکت فرانسه که این قدر قانون روی هم انباشته شده است که هیج ژوریستى نمی‌تواند آنها را بداند، بر خلاف قوانین آسمانى که همیشه ارشاد مردم است این امورى است که براى مردم است و ارشادى است قوانین زمینى از این دو صورت خارج نیست یا با اعتماد به مردم است یا بدون اعتماد به مردم است تیمسار (خطاب به آقاى وزیر جنگ) قانون به نفسه هیچ وقت عیب ندارد، اگر تیمسار قانون مجازات عمومى را باز کنند از ماده 223 تا 226 می‌بینید تمام این موارد در قانون مجازات عمومى پیش‌بینى شده است گیرم چه طور می‌شود که این قدر سرقت می‌شود و هیچ خانه‌اى نیست که در ظرف 2 سال اقلاً یک بار سرقت نشده باشد عیبش از مقنن و قانون نیست عیبش از طرز اجرا است کدام یک از آقایان می‌توانند بفرمایند که خانه‌شان سرقت شده و دزد هم پیدا شد ولى مال به دست شما آمد عیب از قانون نیست از طرز اجرا است می‌فرمایید چه کار کنیم می‌فرمایید که اگر اشخاصى

+++

رفتند در خانه مردم هم به مالشان خیانت کردند و هم به ناموس‌شان تجاوز کردند به طرز شدیدى مجازات شوند چه از این بهتر ولى موضوع فوریت که من با آن مخالفت کردم غیر از اصل مطلب است که مورد خواسته تمام آقایان است، اما تیمسار با کمال معذرت باید عرض کنم که اگر تا حالا دستگاه انتظامى ضابطین دادگسترى ما درست کار نمی‌کردند و سارقین بمجازات نمی‌رسیدند دستگاه انتظامى شما یعنى ضابطین نظامى هم به وظیفه خودشان عمل نمی‌کنند این است علت مخالفت بنده با فوریت این لایحه، بنده به حضور آقایان نمایندگان محترم عرض می‌کنم بآقاى فرماندار نظامى چند روز پیش تلفن کردم که یک طفل 15 ساله را (جناب آقاى شوشترى- دقت بفرمایید) یک طفل 15 ساله را 15 سال کامل هم ندارد گرفته‌اند و توقیفش کردند به اتهام این که اوراقى پخش کرده روز اول ماه مه بنده عرض کردم در هیچ جاى دنیا بچه 15 ساله را حبس نمی‌کنند خوب توجه بفرمایید آقاى فرماندار نظامى گفتند قانون ما غیر از قانون شمااست مگر ما چند تا قانون داریم؟ چند روز پیش یک وکیل دادگسترى را، فرماندارى نظامى گرفت و توقیف کرد راجع به قضیه تخلیه خانه‌اى، چه مربوط است این امر به فرماندارى نظامى؟ این جور مطالبت است که بنده حضور آقایان عرض کردم، البته قانون بسیار بسیار خوبى است که سارق شدیداً مجازات بشود، من خدا می‌داند از رئیس دولت خجالت می‌کشم که این قدر گرفتارى دارد و این قدر شب و روز کار می‌کند، مع‌ذلک این جزییات باید به عرض او برسد، معذلک من مزاحم شما و آقاى وزیر جنگ نشدم، ولیکن بنده به عنوان یکنفر نماینده و یک نفر وکیل عدلیه بدنم می‌لرزد وقتى که فرماندار نظامى می‌گوید قانون ما غیر از قانون شما است، یعنى چه، مگر غیر از این مملکت مملکت دیگرى هم داریم (دکتر عدل- قانون حکومت نظامى منظورشان بود) من هم همان قانون را می‌گویم، هر قانونى مقدس است از این جهت از آقایان تمنى می‌کنم بعد از یک فوریت که تصویب شد، اجازه بفرمایند که این قانون که صددرصد به صلاح است و وظیفه ما است که عرض و ناموس و مال مردم را حفظ کنیم برود به کمیسیون دقت کنیم و تطبیق کنیم با مقررات قانون مجازات عمومى و یک قانونى بیاوریم که واقعاً بدرد مردم بخورد و طورى نشود که بعد مجبور بشویم و بربخوریم به بعضى که بگوییم سلب فوریت‏ بشود و از نمایندگان محترم استدعا می‌کنم براى این که این مطلب با دقت و به نفع مردم تمام شود برود به کمیسیون والا با اصل مطلب بنده موافقم بسیار کار صحیحى فرمودند و از کمیسیون هم هر چه زودتر برگردد و از فوریت دوم هم صرف‌نظر بشود.

رئیس- آقاى قنات‌آبادى موافقید؟

قنات آبادى- خیر مخالفم.

فولادوند (معاون نخست وزیر)- بنده یک توضیحى داشتم.

رئیس- آقاى وزیر جنگ.

وزیر جنگ- مطالبى که جناب آقاى دکتر شاهکار فرمودند البته بنده نهایت جدیت را می‌کنم که به موقع اجرا بگذاریم، همین طور که فرمودند هر قانونى بسیار خوب و به صلاح جامعه تهیه می‌شود ولى تمام خوبى و بدى قانون بسته به طرز اجراى آن قانون است، به هر حال چون تشخیص داده شده است که به این وضعیت باید خاتمه داده شود و مردم در خانه‌هاى خودشان آسوده باشند دولت در صدد برآمد و این قانون را تدوین کرده است که تقاضاى تصویب دو فوریتش را دارد، ولى در ضمن این مذاکره اشاره‌اى فرمودید به آنچه بین جنابعالى و سرتیپ بختیار فرماندار نظامى تهران گذشته است، بنده از این موقع باید استفاده کنم که چند کلمه به عرض مجلس محترم برسانم، بنده اطمینان دارم که مقصود سرتیپ بختیار همان بوده است که اشاره‌اى به حکومت نظامى کرده باشد و مسلماً قانون ما وجود ندارد (صحیح است) ولى بنده از این توضیح این استفاده را می‌کنم که خدمت آقایان محترم یادآور شوم که سرتیپ بختیار و همکاران او و سربازان و افسران که آنها برادران شما هستند و مورد احترام شما هستند (صحیح است) چند ماه متوالى است که شب و روز نخوابیده‌اند (صحیح است) اگر یک کلمه سرتیپ بختیار بدون اراده و برخلاف آنچه که میل شما بوده است، گفته است، که بنده اطمینان دارم که یک همچو حرفى نزده است، بنده معذرت می‌خواهم (احسنت) ولى استدعا می‌کنم که توجه بفرمایید که شما و من هر دو نسبتاً راحت زندگى می‌کنیم و این سربازها که همان برادران شما هستند از رود ارس تا بلوچستان زیر سرما و زیر گرما با شکم گرسنه با وضعیت نامطلوب خانواده ایستاده است و وظیفه مقدس خودش را نسبت به میهن و شاهنشاه و ملت انجام می‌دهد (احسنت).

بهبهانى- نظامی‌ها مورد احترام ما هستند.

یک نفر از نمایندگان- سرتیپ بختیار مرد شریفى است.

فولادوند- بنده یک توضیحى می‌خواستم بدهم.

رئیس- آقاى نقابت موافقید؟

نقابت- با فوریت مخالفم.

رئیس- مخالف آقاى دکتر شاهکار بودند، آقاى بهادرى موافقید (گفته شد- نیستند) آقاى حشمتى موافقید بفرمایید.

فولادوند- جناب رئیس یک توضیح مختصرى می‌خواستم بدهم.

حشمتى- آقایان همه توجه دارند که قانون براى مصلحت کشور باید باشد هر قانوى که نتواند منظور کلى را انجام بدهد طبیعتاً باید آن قانون عوض شود (شوشترى- و تجدید شود) بنده در این چند سال اخیر افتخار مأموریت‌هائى داشتم و این که جناب آقاى دکتر شاهکار فرمودند که تنها تقصیر متوجه مجریان است، بنده می‌خواهم عرض کنم که غیر این است و در بعضى موارد قوانین ما براى انجام این مقصود کافى نیست، در قسمت‌هاى شمالى جناب آقاى مسعودى که کاملاً وارد هستند می‌دانند که مردم تما اموال خودشان را رها می‌کنند در جنگ‌ها، مثل گاو و گوسفند و غیره و این را هم من عرض کنم که در دنیا نظیر ندارد که این قدر مردم به هم اعتماد داشته باشند، بنده غالباً می‌شنیدم که در فنلاند شیر فروش مى‌آید شیر می‌دهد، پولش را هم می‌گذارند آنجا، ولى این قضیه را در قسمت‌هاى شمالى ایران بنده دیده‌ام و در دنیا سابقه ندارد، ولى متأسفانه بعضى گاودزدها هستند اینها می‌آیند گاوها را می‌دزدند، مأمورین انتظامى زحمت می‌کشند، آنها را می‌گیرند، قضات که واقعاً اکثرشان مردمان نیکى هستند آنها را می‌گیرند، ولى یک نفر اکثر اوقات آنهایى که تحریک می‌کنند، اعمال نفوذ می‌کنند، چون در آنجاها به این ترتیب اعمال دشمنى می‌کنند یک متنفذى دو نفر دزد را وادار می‌کند می‌رود گاو دیگرى را می‌دزدد و بعد خودش می‌رود ده هزار تومان، بیست هزارتومان ضمانت می‌دهد و آن قاضى مجبور است به حکم قانون آن را مرخص کند. باز آن آقا پول می‌دهد که دو مرتبه دزدى کند این قوانین باید عوض شود و این قدر هم نباید طول و تفصیل بدهیم براى حفظ حیثیت و شرف مردم و ناموس مردم اجازه بفرمایید در یک مملکت اسلامى که زود تمام بشود.

صفایی- محرکین گاودزدها مازندرانى و گیلانى نیستند.

رئیس- آقاى فولادوند.

فولادوند (معاون نخست وزیر)- پاسخ فرمایشات جناب آقاى دکتر شاهکار را جناب آقاى وزیر جنگ فرمودند، ولى خواستم عرض کنم این که فرمودند که طفل کمتر از 15 سال را توقیف نمی‌کنند خواستم عرض کنم که در عدلیه طفل کوچک‌تر از 15 سال توقیف می‌شود ولى محکوم نمی‌شود والا براى رسیدگى به جرم او باید توقیف شود، ولى محکوم نمی‌شود.

دکتر شاهکار- نه به استناد ماده پنج.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به فوریت دوم، آقایانی که با فوریت دوم موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد، براى طبع و توزیع فرستاده می‌شود.

11- طرح و تصویب تمدید حکومت نظامى در هشت نقطه خوزستان به مدت سه ماه

رئیس- لایحه تمدید حکومت نظامى خوزستان مطرح است، قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد.)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى.

نظر به این که وضع حساس مناطق نفت خیز خوزستان لزوم برقرارى مقررات فرماندارى نظامى را در آن حدود ایجاب می‌نماید، لذا ماده واحده ذیل تقدیم و تقاضاى تصویب آن را دارد.

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود مقررات فرماندارى نظامى را در هشت نقطه از منطقه خوزستان به شرح زیر- آبادان، گچساران، لآلى، بندر معشور، آغاجارى، خرمشهر، مسجد سلیمان، هفتگل از تاریخ ساعت 5 صبح 6/2/33 براى مدت سه ماه تا تاریخ 5 صبح روز 6/5/33 برقرار نماید.

نخست وزیر- سپهبد زاهدى- وزیر دفاع ملى- سرلشگر هدایت‏

میراشرافى- وزیر جنگ نه وزیر دفاع ملى.

رئیس- آقاى سعید مهدوى مخالف ثبت نام کرده‌اید، بفرمایید.

مهدوى- بنده با حکومت نظامى اصولا مخالف نیستم بلکه راجع به حکومت نظامى البته دولت‌هاى وقت تشخیص‌هایى می‌دهند و یک موجباتى فراهم می‌شود که باید حکومت نظامى اعلام شود ولى دیشب بنده مطلبى دیدم در روزنامه کیهان یا پست تهران خواستم به عرض آقایان برسانم، اصولاً آقا در قوانین حکومت نظامى یک ماده پنجى هست که این ماده پنج هیچ ضامن اجرا ندارد، در یک شهرستانى که حکومت نظامى ایجاد می‌کنیم دیگر هیچ به فکر این نیستیم که این حکومت نظامى به دست چه اشخاصى اجرا می‌شود، در همین شهر تهران همه آقایان شاهد هستند که ماده 5 شامل اشخاصى می‌شود و یک اشخاصى را 24 ساعت، دو روز، سه روز، چند روز توقیف می‌کنند بدون این که بعد معلوم شود که چه تقصیرى داشته‌اند به هر حال به این ماده پنج هیچ گونه تأمین براى مردم نمی‌توانیم قائل شویم، به دست اشخاص نامناسب که افتاد از این قانون همه جور سوءاستفاده می‌شود، اما دراین خبر اطلاعات یا کیهان که من دیدم دیشب در این مبارزه با قاچاق که شروع شده است در خوزستان و بسیار کار خوبى هم هست و باید همیشه این جور باشد، به عقیده بنده ما قوانین زیادى داریم براى تعقیب قاچاقچى، براى تعقیب مأمورین خاطى و رؤساى ادارات، کارمندان دولت و تصور نمی‌کنم که قانونى نباشد که ما آنها را نتوانیم تعقیب کنیم در آنجا این طور شده است که آن اشخاص را که از کار

+++

برکنار شده‌اند و توقیف شده‌اند به تهارن آورده‌اند، تازه در تهران مشمول حکومت نظامى و ماده پنج این قانون می‌شوند و توقیف می‌شوند. بنده عرض می‌کنم که اگر در آن شهرستان حکومت نظامى است بهتر این است که ماده پنج همان جا شامل‌شان بشود و توقیف بشوند و اگر حکومت نظامى نیست یک نفر را از دویست فرسخى نمی‌شود آورد و او را توقیف کرد و اگر ما روى این اصل قائل شویم و بشود این کار را کرد، حکومت نظامى تهران کافى است و اگر خداى نخواسته دولت سوءاستفاده چى هم باشد در خراسان یک کسى با یک کسى غرضى داشته باشد او را احضار می‌کنند اینجا و مشمول ماده پنج می‌کنند این را یک توضیحى بفرمایید چون یک تفسیرى لازم دارد.

رئیس- آقاى نقابت موافقید؟ جواب بنده را بدهید چون اگر موافق نباشید باید جز مخالفین اسم آقا باشد.

نقابت- موافقم، محضر آقایان محترم به قدرى شریف است که هیچ کس حق ندارد اگر مخالف است بگوید موافقم و اگر موافق است بگوید مخالفم (صحیح است) کسى که می‌گوید مخالفم و می‌آید در موافقت صحبت می‌کند این صحیح نیست حق دیگرى را ضایع می‌کند (صحیح است) و منطقى نیست این نکته را من مکرر تذکر داده‌ام استدلال را از بین می‌برد در بسیارى از پیشنهادات است که یک موافق و یک مخالف باید صحبت بکنند دو تا نمی‌شود آن وقت یک نفر به نام مخالف می‌آید مطالبى می‌فرماید بعد هم می‌گوید موافقم، آن مخالف با منطقش جا می‌ماند مثل لایحه قبلى، چون ما نمی‌گوییم که جلوى کسى را بگیرید، ولى می‌گوییم دولت فعلى و مجلس فعلى داراى یک متانت کاملى است باید با کمال آرامش وجدان نسبت به مسائل رسدیگى شود و کمیسیون‌ها نظر بدهند قوانین را با مقررات قبلى و بعدى وفق بدهند به عجله یک مسائل را نگذرانند، هیچ تردیدى هم ندارد اما راجع به حکومت نظامى خوزستان بدیهى است هنوز متأسفانه وضعیت مناطق نفت خیز ایجاب می‌کنند که حکومت نظامى باقى باشد، نه تنها براى حفظ دستگاه و کارخانه‌جات و ماشین‌ها، بلکه براى این که مقررات حکومت سیویل هنوز در مناطق نفت خیز به اطلاع و استحضار مردم نرسیده، این مناطقى که اسم برده شد لآلى، مسجد سلیمان، آبادان، آغاجارى، خرمشهر و توابع آنها یک مناطقى است که هنوز از فرهنگ محرومند، هنوز مدرسه نیست. ما یک عوارض وضع کردیم، هشت سال است خروارى هشت ریال از خرماى خوزستان بگیرند صرف ساختمان فرهنگى بکنند، لایحه متکى باختیارات، دولت سابق نام تشویق صادرات گفت که از صادرات چیزى نگیرند این حرف ایجاد این توهم را کرد که این خروارى هشت ریال که در حقیقت مبلغ ناچیزى است و تمام مردم خوزستان به میل و اراده خود مایل بودند این پول را بدهند و هفت، هشت مدرسه هم ساخته شد و تا زیر سقف هم رفت و براى هر مدرسه 70 و 80 هزار تومان هم خرج شد، حالا این عوارض را وصول نمی‌کنند و آن مدارس نیمه تمام مانده ما به تمام آقایان وزرا عریضه نوشته‌ایم واین موضوع را تذکر داده‌ایم آنها را متوجه این مسائل کرده‌ام که توجه کنند، این حکومت نظامى و مقرراتش وارد بحث نمی‌شوم، اساساً یک حالت استثنایى است در هر مملکتى به طور موقت یک هفته یا یک ماه، دو روز، 24 ساعت حکومت نظامى می‌شود، النهایه در کشور ما از لحاظ دور افتاده بودن نقاط و از لحاظ این که تبلیغات و تهیج احساسات متکى به یک مبانى غیر صحیحى به قدرى شایع و نافذ است که یک قسمتى از مردم اساساً در حال غلیان هستند، مردم خود باید رعایت احترام قانون را بکنند. مردم باید بدانند که سرقت بد است، مزاحمت بد است، راهزنى بد است و قوانینى هست که آنها را تعقیب می‌کند و دستگاه و مقررات حکومت سیویل ما باید طورى باشد که به سرعت امور جزایی را تعقیب کند و به نتیجه برسد و مردم تصور نکنند که یک مقرراتى در مملکت نیست ولى متأسفانه حکومت سیویل و دستگاه و قوانین و تشکیلات دادگسترى به خصوص در آن مناطق به قدرى ضعیف است که می‌شود گفت صفر، چهارده هزار پرونده در دادگسترى آبادان معطل است هم جزایی و هم حقوقى به آقاى وزیر عدلیه عرض کردیم فکرى بکنید به ما جواب دادند که این قضات کبوتر حرمند با لایحه اصلاحى هیچ کارى نمی‌شود کرد، من شنیدم در یکى از ولایات آذربایجان یک قاضى دادستانى و یک قاضى دادگسترى یعنى قاضى نشسته و ایستاده هر دو را مردم بیرون کردند (زنگ رئیس).

رئیس- آقا در موضوع لایحه صحبت کنید.

نقابت- بنده هیچ وقت خارج از موضوع صحبت نمی‌کنم.

رئیس- همین خارج از موضوع است.

نقابت- منطق بنده بر این است که حکومت ملى و سیویل ضعیف است و احتیاج به حکومت نظامى داریم و براى این کار دارم اقامه دلیل می‌کنم به بنده‌اى که محصل قدیمى این دبستان هستم تذکر نفرمایید.

رئیس- من تذکر می‌دهم و اخطار هم خواهم کرد و آیین‌نامه برایتان خوانده می‌شود که هیچ موضوعى را نمی‌شود با چیز دیگرى مختلط کرد.

نقابت- این قدرت ناشى از قانونى است که به آقا داده شده است و امیدورام که اجرا بفرمایید على ایحال این مردم آنها را بیرون کردند چرا؟ براى این که گفتند اینها متکى به عناصر اخلالگرى هستند، از ستاد ارتش به دادگسترى نوشتند دادگسترى نوشت که چرا اینها را بیرون کردند، ستاد جواب موجهى داد نوشت مردم بیرون کردند، دادگسترى نوشت که ما قانونى نداریم که اینها را از آنجا بخواهیم و تغییر بدهیم ستاد نوشت‏

رئیس- ماده 86 قرائت می‌شود توجه بفرمایید.

(به شرح ذیل خوانده شد.)

ماده 86- ناطق نباید از موضوع مباحثه خارج شود، در صورتى که از موضوع خارج شود، رئیس او را متذکر می‌سازد و اگر بخواهد توضیحاتى بدهد که از موضوع خارج نشده است یا آن که خروج او از موضوع دلایلى داشته است اجازه داده نخواهد شد.

رئیس- صحبت‌تان را تمام بفرمایید در موضوع که رأى بگیریم.

نقابت- دادگسترى نوشت که چرا بیرون‌شان کردند ستاد نوشت مردم بیرون کردند و ما قانونى نداریم بگردید توى قوانین ببینید چیزى هست که ما همه مردم شهر را بیرون بکنیم و یک قاضى شما را آنجا بگذاریم واقعاً یک جواب موجهى است و حقیقت هم بود بالاخره وزارت دادگسترى باید کارى بکند که دستگاه قضایی حیثیت خودش را به دست بیاورد یعنى اشخاصى که سهل‌انگارى در ایفاى وظیفه می‌کنند اشخاصى که از این مسئولیت سوءاستفاده می‌کنند آنها را در موقع خود بتواند رسیدگى کند و تنبیه کند به این جهت چون در مناطق خوزستان ما تشکیلات قضایی‌مان ضعیف است در آن مناطق تحریکات و تبلیغات بسیار شده است و به مناسبت این که ما در آن مناطق ثروت ملى مهمى که داریم بایستى حفظ بکنیم (صحیح است) بنده با حکومت نظامى خوزستان موافقم، ولى استدعاى بنده از دولت این است که موجباتى فراهم بشود که در ظرف این مدت که باقى هست در تقویت دستگاه سیویل و برداشتن دستگاه نظامى که یک حالت فوق‌العاده است، کوشش کنیم و توفیق حاصل کنیم.

رئیس- چون دیگر کسى اجازه صحبت نخواسته رأى می‌گیریم به لایحه دولت راجع به حکومت نظامى خوزستان، آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

12- تعیین موقع و دستور جلسه بعد، ختم جلسه

رئیس- جلسه را ختم می‌کنیم، جلسه آینده روز سه‌شنبه دستور دنباله لوایح حکومت نظامى. (یک ساعت بعد از ظهر مجلس ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

یادداشت ها
Parameter:294839!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)