کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 137 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه پنجم بهمن ماه 1327  

فهرست مطالب:

1 - قرائت صورت مجلس

2 - قرائت نامه تقدیمی آقای حائری‌زاده به امضای عده زیادی از افراد راجع به انقضای مدت امتیاز بانک شاهی

3 - بقیه استیضاح آقای عباس اسکندری

4 - موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 137

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه پنجم بهمن ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1 - قرائت صورت مجلس

2 - قرائت نامه تقدیمی آقای حائری‌زاده به امضای عده زیادی از افراد راجع به انقضای مدت امتیاز بانک شاهی

3 - بقیه استیضاح آقای عباس اسکندری

4 - موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و پنج دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت صورت مجلس

صورت مجلس‏ جلسه قبل ر ا آقاى فولادوند منشى به شرح زیر قرائت نمودند.

چهل دقیقه به ظهر روز یکشنبه سوم بهمن مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏.

غائبین با اجازه آقایان آشتیانى‌زاده. حسن اکبر. عامرى. اورنگ. دکتر معظمى. على اقبال. عبدالرحمن فرامرزى. حسین وکیل. صاحب دیوانى باتمانقلیچ‏.

غائبین بى‌اجازه آقایان بیات. دکتر بقایی . تولیت. سلطانى. اخوان. منصف ابوالقاسم بهبهانى. ابوالحسن رضوى. آصف. ناصرى. بهار. یمین اسفندیارى. قهرمان‏.

دیر آمدگان بااجازه آقایان دکتر طبا. دکتر آشتیانى. مسعود ثابتى‏.

دیر آمدگان بى اجازه آقایان دکتر اعتبار. نراقى. آقاخان. محمد‌على مسعودى. خسروهدایت. امیر تیمور. شهاب خسروانى. دکتر مصباح‌زاده. دکتر امینى. مشایخى. على وکیلى. گلبادى‏.

آقاى مکى در تعقیب بیانات جلسه پیش راجع به امیر‌کبیر تقاضا نمودند که از طرف دولت وسائل یادبود رسمى فراهم شود و یکى از خیابان‌های بزرگ پایتخت نیز به نام امیر‌کبیر اختصاص یابد.

آقاى حائرى‌زاده نامه‌ایى که راجع به انقضاء مدت امتیاز بانک شاهى وسیله ایشان به مجلس شوراى ملى نگاشته شده بود تقدیم داشتند

آقاى عباس اسکندرى راجع به پیشامد روز شنبه در محوطه مجلس نیست به آقای مهندس رضوى اظهار تأسف نمودند و از اقدامات ریاست مجلس در تعقیب مرتکب سپاسگزارى کردند.

سپس دنباله بیانات جلسه پیش به موضوع جنگ 1914 اشاره نموده گفتند پیشامد آن براى ملت ایران اسباب خوشوقتى بود که حکومت تزارها فرو ریخت و انقلاب اکتبر قیودى که به دست و پاى ملت ایران پیچیده بود از بین برد همچنین پیشامد جنگ اخیر موجب شد که مشروطیت تعطیل شده بعد از کودتا تجدید شود و بعد با اشاره به نظامنامه جدید و تحدید مدت نطق نمایندگان گفتند چنین تشخیص داده شده است که بساط امروز ما مانع منافع دیگران است و بدین وسیله ممکن است عملاً قانونگذارى تعطیل شود

در اینجا آقاى اسکندرى به سیاست عمومى دولت اشاره کرده گفتند دولت‌هایی به وجود می‌آیند که امتحان خود را مکرر داده‌اند و در طى چهل سال آزموده‌ایم که تغییر لباس و صندلى و اسم تشکیلات ناقص مملکت را اصلاح نکرده و هیچ یک از برنامه‌ی دولت‌ها صورت عمل به خود نگرفته است و ضمن تشریح سیاست عمومى دولت به ساختمان‌هاى مجلل و گرانقیمت بانک ملى و پیشنهاد نشر دویست میلیون اسکناس بدون تصمیم و توافق قبل دولت همچنین بناى کاخ دادگسترى که ارکان اساسى آن ناقص است و عدالتى در آن نیست اشاره و اظهار عقیده نمودند که موقعیت جغرافیایی ما حکم می‌کند براى اصلاح وضع مملکت سیاست

+++

موازنه را با احترام متقابل رعایت کنیم چه گفته‌اند میانه‌رو که گذرگاه عاقبت تنگ است و در این کشمکش جهانى و وضع آشفته دنیا با رعایت استقلال سیاسى و اقتصادى کشور و حسن تفاهم کامل با نخست وزیر فعلى اتحاد جماهیر شوروى قضایاى معوقه بین دو کشور حل و عقد شود و بین اصول سرمایه‌دارى و رژیم شوروى ما وضعیت خود را حفظ کنیم سپس در موضوع نفت به کتاب جنگ مخفى براى نفت و قتل ماژور ایمبرى در ایران و کشمکش هاى گوناگون دیگر درسایر نقاط اشاره نموده گفتند به هر صورت ما باید قیمت واقعى نفت خودمان را دریافت کنیم و دراین مورد محض استناد به مواد قرار‌داد نفت از این که موارد نقض و ابطال آن را نشان دهند به نطق آقاى تقى‌زاده در جلسه پنجشنبه دهم آذر 1312 اشاره و قسمتى از آن را قرائت نموده گفتند امتیاز قدیم لغو شد ولى امتیاز جدیدى وجود ندارد زیرا مجلسى که باید آن را تصویب کند در آن موقع تعطیل بود.

آقاى دکتر طبا با تقدیم پیشنهاد تنفس از پیشامد روز قبل نسبت به آقای مهندس رضوى اظهار تأسف نمودند

و آقاى رئیس بیان داشتند که این حادثه باعث تأثر عموم نمایندگان محترم بوده و به محض وصول گزارش سرهنگ برخورد‌دار توقیف شده و امروز با پرونده امر به دادستانی تسلیم گردیده است که تعقیب و مجازات شود

آقاى عباس اسکندرى در تشریح واد و موارد نقض قرار داد و تضییع حقوق ایران به مندرجات لندن نیوز اشاره نموده گفتند چون نوشته‌اند سه میلیون لیره براى انجام این قرار‌داد داده‌اند خود دلیل مخدوش بودن آن است بالاخص که به یک دولت خارجى در ایران نمی‌توان امتیاز داد ملت ایران راضى نیست آقاى نخست وزیر هم راضى نباشند سپس با اشاره به مواد 11 و 21 و 22 و 26 و 15 و 16 و 17 شرحى ایراد نموده در قسمت کارگران نیز گفتند آن‌ها هم مانند حیوانات در لانه‌هایی مسکن کرده‌اند.

بعد در وصف احوال فرماسون‌ها و تشکیلات و عملیات آن‌ها در هند و ایران وارد صحبت شدند.

 یک ساعت بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و به صبح روز سه‌شنبه موکول گردید.

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست اظهارى نشد بعداً تصویب می‌شود

2- قرائت نامه تقدیمى آقاى حائرى‌زاده به امضای عده زیادى از افراد راجع به انقضای مدت امتیاز بانک شاهى‏

رئیس- بر طبق ماده 104 آقاى حائرى‌زاده یک مطلبى را به اطلاع مجلس می‌خواهند برسانند نامه‌ای است برطبق ماده 104 فقط قرائت می‌شود براى اطلاع آقایان به شرح زیر قرائت گردید.

سی‌ام آذر ماه 1327 ساحت مقدس مجلس شورای ملى شصت سال قبل زمانى که ظلمت استبداد سراسر کشور ما را فرا گرفته و پدران ما در تعیین سرنوشت خود و کشور خود کمترین سهمى نداشتند هنگامی که ملل استعمار طلب بیگانه میهن عزیز ما را میدان تاخت و تاز سیاست‌های شوم و زیان آور خود قرار داده هر روز به نوعی و به بهانه‌ای در امور داخلى ما مداخله می‌نمودند و زمامداران نالایق و فاسد ما با پیروى از سیاست تسلیم و مدارا در میدان سیاست بین‌المللى هر روز از سنگرى به سنگر دیگر عقب‌نشینى می‌کردند و بالاخره موقعی که پادشاهى عیاش و فاسد و بى‌اعتنا‌ به مصالح ملک و ملت در ایران حکومت می‌کرد امتیازى برای مدت شصت سال به یکى از اتباع انگلستان به نام بارون ژولیوس دورویتر داده شده که حتى به تصدیق نویسندگان انگلستان بدان وسیله سند رقیت و بردگى ایرانیان به امضاء رسید از این امتیاز بانک شاهنشاهى به وجود آمد و این مؤسسه بیگانه براى مدت چهل و دو سال برخلاف هر اصل و منطق مالى و اقتصادى انحصار صدور اسکناس را در این کشور دردست داشت تا این که بالاخره این حق در سال 1309 با پرداخت دویست هزار لیره انگلیسى از آن منتزع و به بانک ملى ایران واگذار شد فجایعى که این بانک در مدت شصت سال در این کشور مرتکب شده منافع سرشارى که این مؤسسه بیگانه در این مدت از کشور فقیر ما خارج ساخته دخالت‌هایی که این بنگاه صرافى در امور اقتصادى سیاسى و اجتماعى ما نموده و زیان‌هایی که این عامل اجراى سیاست خارجى به کاخ آزادى و استقلال ملت ایران وارد آورده هریک داستانى دارد که کم و بیش بر افراد روشنفکر و میهن‌پرست ایران آشکار و مبرهن می‌باشد پس از شصت سال عمل در ایران اکنون عمر این امتیاز شوم به سر آمده و این بانک باید طبق مواد امتیاز‌نامه کلیه مؤسسات خود را برچیده و استقلال پولى و اقتصادى را که مدت شصت سال از ملت ایران سلب نموده بار دیگر به ملت ایران باز گرداند امروز بیش از هر روز وجود این بانک استقلال پولى و اقتصادى ما را مورد تهدید قرار می‌دهد به طوری که با وجود این مؤسسه خارجى درایران استقلال پولى ومال معنى ندارد وجود بانک شاهنشاهى در میدان اقتصادیات ایران با اختیارات کنونى به پادگان نظامى خارجى می‌ماند که هر آن می‌تواند استقلال اقتصادى ما را از درون کشور مورد تهدید قرار دهد با وجود بانک شاهنشاهى در ایران بانک ملى ایران نمی‌تواند بر بازار پول و سرمایه ایران تسلط داشته برنامه‌های اصلاحى عمرانى و اقتصادى را به نحو اتم و اکمل به مورد اجرا گذارد بانک شاهنشاهى مدعى است که اکنون که عمر امتیاز آن به سر آمده می‌تواند مانند مؤسسات بازرگانى بیگانه در مملکت ما به فعالیت‌هاى خود ادامه داده و مانند بنگاه‌های خارجی تابع قوانین کلى کشور باشد در صورتی که بانک خود بهتر از هرکس می‌داند که هیچ کشورى بانک‌ها با مؤسسات عادى بازرگانى در دیک ردیف قرار نگرفته ودرکشورهاى ازاد ومستقل بانک‌های بیگانه تابع قوانینى می‌باشند که فعالیت انهارا فوق العاده محدو د می‌سازد درمملکتى که افراد آن خواهان استقلال پولى واقتصادى می‌باشند هرگز ببانکهاى بیگانه اجازه داده نمی‌شود که درشهرهاى مختلف انکشور شعبات جداگانه به وجود آورده به قبول سپرده ازاشخاص اعطاى وام به بازرگانان وصنعتگران ودخول درمعاملات ارزى پرداخته وبدینوسیله تسلط بانک مرکزى را بربازار پول وسرمایه ان مملکت ضعیف وبلااثر گردانند در انگلستان درامریکا درفرانسه وبالاخره درهیچ کشور ازارد ومستقلى بانک‌های بیگانه نمی‌توانند بااختیارات کنونى بانک شاهنشاهى به عمل پردازند تاکنون ملت ایران به علت اعطاى امتیاز شصت ساله دردوره تاریک استبداد محکوم به تحمل مداخلات نامشورع این بانک درامور داخلى اقتصادى وبازرگانى مملکت خودبود لیکن اکنونکه عمر این امتیاز به سر امده هیچ دلیل اقتصادى ومنطقى وجود ندارد که مادربرابر اقثدامات وتهدید اتاین بانک خاموش نشسته وبرخلافکلیه کشورهاى ازاد ومستقل دنیا به این بانک بیگانه ازادى عمل دهیم وظیفه بانک شاهنشاهى باید فقط وفقط تسهیل امور بازرگانى مابین ایران وانگلستان باشد وبس این بانک بایداز قبول سپرده به طور کلى اعطاى وام داشتن شعبات درشهرهاى ایران وخرید وفروش ارزهاى خارجى مانند کلیه کشرهاى دنیا محروم گردد به عقیده ما چون بانک ملى ایران برخلاف بانک‌های مرکزى امریکا وانگلستان هنوز درمراحل صباوت به سر می‌برد ونیازمند تقویت می‌باشد باید به طور کلى از عمل بانک‌های بیگانه درایران جلوگیرى نموده درهر کشورى براى حفظ صنایع ومؤسسات ملى و قوانین مخصوصى وضع و مورد اجرا گذارده می‌شود عوارض سنگین گمرکى و گاه منع ورود کالاهاى بیگانه وسائل لازم جهت وصول به این هدف مقدس ملى می‌باشند دلیل ندارد که بانک‌ها که در اقتصاد مملکت عهده‌دار مهم‌ترین و حساسترین نقش‌ها می‌باشند از این روش کلى مستثنى باشند آقایان نمایندگان امروز که عمر امتیاز بانک شاهنشاهى به سر آمده و ملت ایران فرصت مناسبى جهت به دست آوردن استقلال پولى و اقتصادى خود به دست آورده است ما به نام ملت ایران توجه شما را به مسئولیت و وظیفه‌ای که به عهده دارید معطوف داشته و انتظار داریم که براى حفظ استقلال پولى و اقتصادى ایران به تصویب قانون لازم جهت محدود ساختن عملیات بانک‌های بیگانه در ایران بپردازید امروز روز عمل و کوشش شما است کارى نکنید که نام شما در تاریخ ایران به خیانت بى‏ارادگى و عدم توجه به مصالح ملک و ملت ثبت شود ما از نقطه‌نظر لزوم تقویت بانک ملى ایران معتقدیم که بانک‌های بیگانه باید در ایران طبق قانون معین و مشخصى عمل نمایند و با آنها باید به همان طریقى عمل شود که کشورهاى دیگر با بانک‌هاى بیگانه رفتار می‌نمایند یعنى این بانک‌ها باید حداقل از قبول سپرده اعطاى وام در ایران افتتاح شعبات در شهرهاى کشور خرید و فروش ارزهاى خارجى محروم گردند.

فولادوند- به امضای جمع زیادى‏

دهقان- چند تایش را بخوانید

فولادوند- یکى نیست صد تا بیشتر است امضاء آقاى نریمان یک امضاء اول هست که من نمی‌توانم بخوانم دانشپور، دکتر محمود کیهان، دکتر جزائرى، مهدى کامکارف مهندس رفعتى‏

رئیس- خوب امضاى خیلى زایدى است یک عده از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند

بعضى از نمایندگان- دستور، دستور

دهقان- بسیار جالب توجه است‏

رئیس- موافق هستند آقایان؟( جمعى از نمایندگان- خیر آقا دستور، دستور) بسیار خوب آقاى عباس اسکندرى بفرمایید

+++

 3- بقیه استیضاح آقاى عباس اسکندرى‏

عباس اسکندرى- بنده قبل از شروع به دنباله استیضاح خودم لازم می‌دانم بدون این که اسمى یک اشخاصى را ببرم که از من تقدیر و تشویق نموده‌اند از همه آن‌ها سپاسگذارى کنم ولى البته در قسمت جناب آقاى دکتر مصدق مجبور هستم که به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و تشویقى که از بنده کردند از ایشان تشکر بکنم ایشان به بنده این طور فرمودند که در موضوع آئین‌نامه من مشروطیت ایرا‌ن را از خطر نجات دادم و همچنین با اظهار علاقه فرمودند این موضوعى که با این فداکارى تعقیب می‌شود بستگى به حیات ملت ایران دارد (نمایندگان- صحیح است) و بنده هم امیدوار هستم مردم نه نسبت به من بلکه باید نسبت به آقای دکتر مصدق قدردانى و تشویق بکنند و ایشان امروز پیشواى آزادى این مملکت‌اند و من هم آنچه که می‌گویم درحساب این استا‌د است (مکى- به همین مناسبت ایشان در خانه‌شان نشسته‌اند و خانه نشینند) در مجلس چهاردهم آنچه که ایشان از دستشان برآمد مجاهده کردند (مکى- صحیح است) و خدمات ایشان منظور ملت ایران هست و بنده هم خوشنودم که این سنگر بالاخره یک پاسبان دارد و من امیدوارم هستم که همه نمایندگان پاسبان سنگر آزادى و حقوق ملت ایران باشند (مکى- انشاء الله) در عین حال من از کسالتى که آقاى نخست وزیر دارند می‌بینم که به آقایان وزراتشان هم سرایت کرده است و جاهاى آن‌ها هم خالى است خیلى اظهار تأسف می‌کنم نگرانى بنده این است که اگر امروز گفتار من تمام نشد یک دفعه می‌بینید که همه آقایان ناخوش می‌شوند و بنده میل دارم که امروز استیضاح را تمام بکنم چون به بد آقایان راضى نیستم و میل دارم اقلاً این چند نفر صحیح و سالم بمانند (خنده نمایندگان) وضعیت بنده آقایان نمایندگان مثل همه آنهایی است که علاقه و میل دارند اگر از دستشان برآید یک خدمتى بکنند با یک مختصر تفاوت و این تفاوت را در این دو بیتى که مربوط به سخن‌پرداز شیرین شیرازى ما حافظ و جلال‌الدین رومى است عرض می‌کنم و این مختصر تفاوت را دارد در یکى از عزل‌های حافظ که البته توى خانه همه هست و همه دیده‌اند حافظ می‌گوید که‏ الا یا ایها الساقى ادر‌کاساً و ناولها که عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشکل‌ها

یعنى وارد شد به آن مرحله‌ی عشقى که داشت یعنى عشق وحدت یا هر چه شما تفسیر کنید ولى بعد دید عشق کار مشکل است عقب رفت ولى جلال‌الدین رومى می‌گوید:

عشق از اول سرکش و خونى بود

تا گریزد هر که بیرونى بود

بنده می‌دانم نتیجه آنچه که می‌گویم به اعلم به تمام آن عواقبى که دارد تعقیب می‌کنم این را و مشکلى هم برایم نیست و عقب هم نمی‌روم زندگى براى همین خوب است که آدم وظیفه خودش را انجا‌م بدهد مذاکراتى که در جلسه قبل ما کردیم دلائل بررد قرار‌داد تمدیدى و تحمیلى بود از نظر حقوقى و بعد دلائلى را که در خود قرار‌داد بود ذکر می‌کردم به مناسبتی مجبور شدم که تذکر بدهم تشکیلات وسیعى را که امپراطورى انگلستان در دنیا دارد و یکى از آن‌ها هم براى کارهایی که در خاورمیانه و مخصوصاً ایران داشته است و به کار انداخته در یک قرن اخیر بلکه یک قرن و نیم اخیر صحبت می‌کردم و او را جمع به فراماسون بود البته دلایلى که براى رد قرار‌داد در داخل قرارداد است به واسطه توضیح این مقال معوق و متوقف مانده که بعداً به اطلاع آقایان خواهم رساند تند نویسى مجلس هم بایستى دقت بکند که تاریخ‌ها ومطالى که گفته می‌شود آن‌ها را اشتباه نکند از براى این که یک وقتى صحبت عادى می‌کنیم این صحبت معمول اگر اشتباه بشود اهمیت ندارد اما یک صحبت‌هایی که ارتباط تاریخى دارد وقتى که اشتباه شد هم براى مجلس شوراى ملى خوب نیست هم براى گوینده گفته می‌شود که یک چیزى همین طورى بى‌مطالعه گفته این طور گفتم که در تاریخ 1727 اداره کشور‌گشایی انگلستان به نام فراماسیون در پشت سرکمپانى هند شرقى وارد هندوستان شد در 1727 در کلکته و آکرا 27 لژ و در بمبئی هشت لژ در 1728 و در 1752 در مدرس 20 لژ تأسیس گردید قدم اولى را که این برادر‌ان طریقت در قرون وسطى پیش می‌گرفتند براى این بود که واقعاً به مردم کمک بکنند اما در این زمان خواستند در طبقات عالیه هندوستان در پیش راجه‌ها مهاراجه‌ها به نام فراماسون اقدامات سیاسى را موفق شوند و آنها را به نوع دوستى تشویق کردند در نتیجه در 1752 آن آخرین قسمتى را که توانستند انجام دادند و از پشت سر این مردمان خیر و نیکوکار سایه مهیب و شیطان مستعمراتى انگلستان پدیدار شد و هندوستان براى یک قرن ونیم متجاوز در چنگال آن‌ها بود که خوشبختانه روز‌گار جدید یک آثار و اماراتى نشان می‌دهد که شاید دست از گریبان آن‌ها بردارند در 1800 همین کمپانى کمپانى فراماسون و کمپانى هند این دو تا را باید همه جا با هم مترادف بدانیم و یک معنى دارد این‌ها به ایران آمدند در تهران و در اصفهان سه لژ تشکیل دادند چنانکه گفتیم ایران به واسطه موقعیت جغرافیانى و وضعیتى که دربار آن زمان داشت زیاد زمین حاصلخیزى نبود محصولى نگرفت در زمان سلطنت ناصر‌الدین شاه یک قدرى وسیع‌تر شد باز جلوگیرى شد تا این که منتهى شد به 1904 قبل از مشروطیت ایران در این اوان و در مشروطیت ایران توسعه زیادى پیدا کرد قبلاً باید بفهمیم که فراماسیون چه چیز است این‌ها یک اصولى را تبعیبت می‌کنند و با هم بستگى و صداقت و تعهدى دارند که مطالبى که هست از هم پنهان نکنند و در هر کجاى دنیا هستند تبعیت بکنند از رئیس خودشان مطابق علائمى که دارند هر کس و اهل هر کشورى باشند فرق نمی‌کند در هر کشورى هم که آن‌ها هم وارد شدند آن‌ها از متنفذین درباری‌ها رجال کشور را عضویت دادند چون کار داشتند (مکى- حقوق هم می‌گیرند) این‌ها سه درجه دارند شاگرد یکى رفیق و یکى استاد استاد غالباً می‌تواند پیشوا و رهبر باشد و یک درجاتى هم پیدامیکند وبالاخره مرشد بزرگ موسوم به روشنایی لومیر است تشریفاتشان را کارى نداریم و زیاد مفصل است به چه طریق می‌آیند چه جور قسم می‌خورند که وفادار باشند و بد نکنند و مطیع رئیس و اصول خود باشند و آنچه از شهر پاک به قول خودشان می‌گویند مدینه طیبه از آنجا به آنها الهام می‌شود و آنچه دستور از آنجا بهشان داده بشود مکلفند که اجرا بکنند شما ایرانى هستید شما هندى هستید شما هر چه که هستید مجبور هستید آن مردمى که در استرالیا در هندستان در فرانسه هستند و جزء فراماسیون می‌باشند او را نزدیکتر بدانید از هموطن خودتان و اگر به شما از بالاتر دستور دادند مجبورید دستور او را اطاعت بکنید اگر چه مخالف با قوانین شما باشد اگر آنهایی که هستند و من می‌گویم تکذیب کردند قبول می‌کنم که بگویند ما تعهداتی که داریم اجبار نداریم که اجرا بکنیم آقایان نمایندگان وطن آن‌ها فراماسون است و تبعیت آن‌ها از فراماسون است هیچ چیز دیگر درمقابل ان‌ها رادع ومانع نیست هرچه هستانست فراماسونى که به ایران آمد همانطور که درزمان قدرت انگلستان مستقیماً از لندن به اینجا مراجعه نمی‌شد و هندوستان همیشه در این کار دخالت می‌کرد و کتابى که اسناد دولتى انگلیس را منتشر کرده و بنده دارم به شما نشان می‌دهم معلوم می‌دارد که همیشه وزیر خارجه انگلیس مراجعه می‌کند به نایب‌السلطنه هند که در این موضوع شما چه می‌گویید او هم جواب می‌دهد و نظر موافق و مخالف خود را می‌گوید و همیشه مأمورینى که در هندوستان بوده‌اند مستقیماً نظر می‌دهند فراماسونى هم که در ایران آمد این فراماسون شعبه هند بود و مستقیم نبود (رحیمیان- ممکن است چند نفر از فراماسون‌های ایران را اسم ببرید؟) (مکى- وزراى سابق و اسبق) آقایان نمایندگان اصولاً من با افکار  و عقاید مردم کارى ندارم به عقیده من هر کسى آزاد است هر قسم فکرى بخواهد بکند ما در قرنى زندگى نمی‌کنیم که عقاید و افکار مردم را بخواهیم سانسور بکنیم اعمال مردم مورد تعقیب ما است (یکى از نمایندگان- صحیح است) والّا هر کسى هر فکرى دارد می‌تواند فکر خودش را پیروى بکند و ما هم طبق منشور ملل متفق طرفدار این عقیده هستیم مردم آزادند و به هر قبله‌یی می‌خواهند نماز بخوانند ولى اعمال آن‌ها موردنظر ما است بنده عقیده شخصی‌ام این است که کسانی که در کشور ایران بستگى و تعهدى با هر دولت خارجى و با هر مردمى مطابق این اصول داشته باشند آن‌ها نباید متصدى امور شوند عده‌یی از نمایندگان (صحیح است) آن‌ها در ایران در برابر لژ بزرگ انگلستان و در برابر لژهاى سن ژان اسکاتلند زانو می‌زنند و هر چه آن‌ها بگویند عمل می‌کنند و اداره‌اى که در مقام خودش در کشور خودش مورد تمجید و تحسین جهانیان است یعنى اینتلیجنت سرویس انگلستان اداره کننده لژهاى انگلستان است من مکرر گفته‌ام که ما راجع به مملکت خودمان صحبت می‌کنیم مردمى که انگلیسى هستند مردمى که براى بقاء و عظمت کشور خودشان سعى می‌کنند و زحمت می‌کشند آن‌ها مورد تمجید منند و من همیشه آرزو دارم که در این شکور هم مردمى باشند که بتوانند همان نوع خدمات را براى کشور خودشان بکنند (حاذقى- خوشبختانه ما افراد وطن پرست زیاد داریم که براى وطنشان خدمت می‌کنند بنده چون میل دارم که سعى بکنم امروز استیضاح را تمام بکنم و نمی‌خواهم که به جملات معترضه جواب

+++

 بدهم ولى این نکته را باید فهمید در صورتی که ما اینقدر مردم وطن‌پرست داریم اینقدر مردم خوب داریم همه هم حسن‌نیت دارند پس می‌خواهیم ببینیم وضع مردم کشور ما چرا به این بدی است؟ می‌خواهم ببینم مسئولش کیست (عده‌ای از نمایندگان- صحیح است صحیح است) حالا خواهید فرمود که خدا خواست اداره‌کننده‌ها آن‌ها هستند آدم‌هاى خوب هم که هستند همه هم که وطن‌پرستند خوب پس چرا این طور است مملکت؟ (مکى- مملکت هم که امن و امان است توى مجلس وکیل را می‌زنند مملت امن و امان است. راحت بخوابید مردم تهران یک جایی که مصون از تعرض است وکیل را می‌زنند...) مرشد فراماسون براى آقاى حکیم‌الملک است و آقاى نجم‌الملک هم که اخیراً به رتبه استادى رسیده‌اند ایشان هم هستند و تمام کسانى که با ایشان کار کنند و با هم همکارى می‌کنند اسامى همه را می‌دانم محتاج به ذکر نیست مگر این که خودشان بردارند در روزنامه اعلان کنند که بنده نیستم جزء فراماسون و تشکیلاتى ندارم  و یا با آن مخالفت دارم اگر این کار را کردند خوب این بحث جداگانه است و بنده آن وقت با دلائلى که دارم به عرض آقایان می‌رسانم و اگر این کار را نکردند با این دلائل کتبى که من دارم آئین‌نامه و نظامنامه فراماسون‌ها بنده به ملت ایران توصیه می‌کنم از تمام آن‌ها احتراز بکنند (اکثر نمایندگان- صحیح است) من می‌شناسم اشخاص دیگرى را که از نظر رعایت ادب میل ندارم حتى اسمشان را ببرم از براى این که می‌گویند که غرضرانى می‌کند نه وقتى که بنده در ایران نبودم اطلاع پیدا کردم و در روزنامه‌های قاهره خواندم که متفقین در ایران یعنى مداخله در امور ایران آقاى حکیمى که آن موقع نخست وزیر بودند ایشان قبول می‌کنند و همین آقاى نجم‌الملک وزیر خارجه بود و داخل مذاکره شدند و اگر مصدق‌السلطنه نبود در آن موقع و یک عده مردم آزادیخواه در آن زمان نبودند یک دفعه دیگر به طور‌مار سیاسى این مملکت نوار سیاه بسته بودند (حاذقی- این طور نبود آقا ایشان جزء مردم وطن پرست این کشور است)(‌امامى- مرد باشرفى است) باید خودشان تکذیب بکنند آقاى امامى که جزء فراماسون هستند یا نیستند اگر هستند تابع این مقرراتند و اگر نیستند اعلان بکنند در فراماسون کسى که این انگشت چپش را برمی‌گرداند و علامت می‌دهد رئیس او است و بایستى تبعیت بکنند از او نگویید نیستند مرا وادار نکنید که از ادب خارج شوم (امامى اهرى- شما نسبت می‌دهید دلائل را هم باید اقامه کنید) دلائل را الان می‌گویم آیا موضوع نظارت بین‌المتفقین را در حکومت ایشان کسى هست بتواند تکذیب کند؟

رئیس- این موضوع طبق ماده 110 از موضوع خارج است‏

دهقان- وقتى که شما یک کسى را متهم می‌کنید دلائلش را هم بگویید باید ما هم بشناسیم والّا همین طور رجال مملکت را بدنام کردن که مصلحت نیست بگویید (خنده ممتد نمایندگان) دلائلش را هم بگویید من علاقه به این موضوع دارم‏

رئیس- ساکت باشید آقایان مخبرین جرائد مواظب باشند که نظم مجلس را رعایت بکنند آقاى اسکندرى خواهش می‌کنم ماده 110 همان طور که ذکر شده ناطق نباید از موضوع خارج شود این را رعایت بکنید این بیانات اصولاً مربوط به کار نفت نیست‏

اسکندرى- بنده باید بگویم که چرا این قرار‌داد مردود است باید بگویم که چرا این طور قرار دادها بسته می‌شود باید بگویم متصدیان اموری که این کار را کردند چرا کردند این‌ها جزء دلائل است حالا آقایان میل دارید که گفته بشود یا میل ندارید مختارید بدون دلیل همین طورى که قبول نمی‌کنید می‌بینید این اشخاصى که در اینجا هستند لجاج می‌کنند واى به این که من دلیلش را نگویم از این روشن‌تر چیست که 1200 میلیون تومان دارایی این مملکت را همین طور یک سره در سال می‌دهند به بیگانگان و این مردم گرسنه و برهنه را آقا آخرین لباس و شلوارشان را ازشان می‌گیرید به اسم مالیات این را می‌بینید و حرف نمی‌زنید اما در برابر وقتى که من می‌گویم شما می‌گویید دلیل بیاورید چه دلیلى بالاتر از این اعمال که می‌بینید دلیل می‌خواهید آئین‌نامه و نظامنامه فراماسون است در صفحه 768 دائرة‌المعارف فرانسه جلد هشتم در کتابخانه مجلس بفرستید بیاورید به شما نشان بدهم دلیل همین آئین‌نامه است آن وقت دگر این جا اشخاصى هستند به حرف خودشان قبول دارم نجم‌الملک بگوید نیستم جزء فراماسیون (فولادوند- نجم‌الملک ازرجال باشرف است) هرکس در زمان تصدى وزارت خارجه‌اش یا متفقین وارد مذاکره شد براى نظارت بین‌المتفقین در ایران قدم برداشت وطن‌پرست نیست به عقیده بنده آدم درستى نیست می‌گویید پاکدامن است میگویم شما هم که می‌گویید درست نیستید (مکى- صحیح است) همین کارها است که کار این مملکت را به اینجا رسانیده کسى که راجع به نظارت خارجى در ایران داخل مذاکره شده درست نیست شما مرا مجبور می‌کنید که بگویم این روزها یک میلیون لیره خرج کرده‌اند حالا خواهید گفت این مبلغ زیاد است براى این مردم نه زیاد نیست باید فهمید که در طول مدت 45 سال چقدر می‌خواهند استفاده ببرند در سال چندین میلیون لیره دارایی این مملکت را می‌برند آن وقت می‌بینید که یک میلیون لیره براى چهل و پنج سال الان دارد مصرف می‌شود و می‌گویند به هر نفرى 200 هزار تومان می‌دهند ملتفت می‌شوید آن وقت معلوم می‌شود که زیاد نیست این یک میلیون لیره براى بنده و سرکار و دیگران ممکن است زیاد باشد ولى صد نفر را حساب کنید و به این صد نفر وقتى یک دویست هزار تومان بدهند می‌شود 20 میلیون تومان و این 20 میلیون تومان را حساب کنید کمتر از یک میلیون لیره می‌شود این را تقسیم می‌کنند و دارایی این مملکت را می‌برند بنده به شما تصریح می‌کنم که این کار را دارند می‌کنند (فولادوند- موضوع استیضاح را بفرمایید) شما که باحوصله بودید آقا بنده راجع به معایب و علل و بطلان قرار‌داد تحمیلى تمدیدى سال 1933 دلائلى اینجا به اطلاع مجلس شوراى ملى رسانیدم و دلیل قاطع بر فساد این قرار‌داد دارم و از جناب آقاى تقى‌زاده خواهش می‌کنم پیشنهاد طرحى را که چند نفر از نمایندگان در این مجلس امضاء کرده‌اند براى این که این قرار‌داد وجود خارجى ندارد امضاء بکنند آقاى مکى کجا رفت خواهش می‌کنم آن طرح را ببرید خدمت آقاى تقى‌زاده امضاء بفرمایند و اگر امضاء نمی‌کنند من تصدیق کتبى ایشان را دارم ومیل ندارم بدون اجازه ایشان بخوانم اگر امضاء نمی‌کنند بنده مجبور هستم آن را بخوانم که ایشان خودشان تصدیق کرده‌اند که این قرارداد فاسد است و به ضرر کشور ایران است (امامى اهرى- این معنى دارد؟) بلى آقاجان معنى دارد بسیار معنى دارد آقا حیثیت و زندگى این مملکت را من نخواهم گذاشت از بین برود بسیار معنى دارد جواب این است که یا امضاء می‌کنند و یا امضاء نمی‌کنند اگر امضاء نکردند من سند را اینجا می‌خوانم شما خیال می‌کنید که من از اینجا صحیح و سالم و زنده پائین نخواهم آمد که بگذارم هر کس هر کارى دلش خواست بکند؟ این طور نیست. من به شما گفتم‏

عشق از اول سرکش و خونى بود

تا گریزد هر که بیرونى بود

این قرار‌داد قرار‌داد نیست.(‌نمایندگان- صحیح است) (آزاد- این قرار‌داد لغو است) بنده همین طور بنشینم اینجا نگاه بکنم بنده ناخوش هستم که امروز با 7 عشر تب اینجا آمدم و حالا هم مریض هستم نه آقاى ساعد دکتر اقبال آقاى ساعد مریض است آقایان استیضاح را بگذارید تا آقا‌ى ساعد بیاید این قائم‌مقام‌الملک اینجا حاضر است سردار سپه رئیس‌الوزرا مقتدر را در 17 محرم مدرس استیضاح کرد و وقتى خواست صحبت بکند او را‌ه افتاد و خواست برود با وزرایش به رئیس مجلس گفتند آقاى رئیس‌الوزرا می‌خواهد برود رئیس مجلس گفت رئیس‌الوزرایی که جواب استبضاح را نمی‌دهد معلوم است که استعفا کرده و همان جا نشست ناخوشى هم حرف شد این آقاى مامقانى هم 26 درجه فشار خون دارد (دکتر اقبال- آقا ایشان تب دارند بسترى هستند) البته آقا این طور کارها تب مى‌آورد می‌دانم تب مى‌آورد (خنده ممتد نمایندگان) (باتمانقلیچ- شما حرف‌های حسابى دارید اما سعى کنید ناحسابش نکنید) آقایان نمایندگان مدت 15 سال بدون این که تماس مستقیم با آقای تقى‌زاده داشته باشم مرید ایشان بودم و شب‌ها خواب می‌دیدم که این شخص آمده است و من هم پشت سر او جهاد می‌کنم شوخى نمی‌کنم جهاد به معنای امروز یعنى دوندگى می‌کردم من هنوز اعلان‌هایش را دارم که به رله او منتشر کرده‌ام من با پول خودم در موقعى که براى انتخابات مجلس زد و خورد شد و اوضاع هم طورى بود که به کسی اجازه نمی‌دادند 60 تومان پول دادم به روزنامه ایران که این اعلان را چاپ بکند که پنج نفر براى این مملکت انتخاب بشوند و یکى از این اشخاص آقاى تقى‌زاده بود و اگر موضوع این قرار داد نبود براى تمام آن چیزهایی که من مکرر گفته‌ام محملى قائل می‌شدم در این قسمت هم دو راه دارد چون در فساد این قرار‌داد هیچ صحبتى نیست یا بایستى مجبور باشند که در این صورت در مقام اختیار باید فوراً بگویند که مجبور بودم آقا همان طور که در صحراى

+++

 کربلا حر برگشت و گفت من تا اینجا با این سعد آمدم و دیگر نمی‌آیم (خنده ممتد نمایندگان) و آمد و رفت و ایستاد و کشته شد و بسیار مرد خوبى هم در تاریخ شد این نوع زد و خوردها از 1300 سال قبل تا حالا شده است بدبختى این است که روى گندم رى و حکومت رى بوده قضایاى انجا هم راجع به همین سرزمین رى بود حالا هم راجع به نفت رى است بنده آقا دلم می‌خواهد که ایشان باور بکنند دلم می‌خواهد که این قلب شکسته من را ایشان ترمیم بکنند بیایند و دنبال ما را بگیرند همین عملى را که ما می‌کنیم بکنند من قول به شما می‌دهم تا هستیم از ایشان تبعیت کنیم براى این که من غرضى با کسى ندارم بر علیه کسى حرف نمی‌زنم فقط باید ایشان اگر مجبور بودند بگویند که این راهى که رفته‌اند غلط بود اگر غلط است عمل نکنند براى خودش اگر نیست فساد او بر من مسلم است و من با اجازه خود ایشان که خود ایشان این کار را فاسد می‌دانند من به عرض مجلس شورای ملى می‌رسانم حالا می‌گذارم تا آخر صحبت من و البته ایشان هم تجدید‌نظر بکنند بنده بسیار دلم می‌خواهد مردم در این مملکت کم هستند ما احتیاج به رجال داریم من میل ندارم کسى که در سنین کمال عمرش است من نسبت به او اسائه ادب بکنم و نه خارج از رویه صحبت بکنم خدمتى را که هیچ کس نمی‌تواند بکند باید ایشان بیایند و بگویند که این قرار داد باطل است و غلط است و من هم پشت سر او و همه مجلس پشت سر او می‌رویم و با او همکارى می‌کنیم اما این حرف معنى ندارد و غیر از این راه دیگرى ندارد این مملکت است با مملکت نمی‌شود شوخى کرد یکى از دلائل رد این قرار داد و الغاء او قضیه‌ای است که اخیراً در بیرمانى اتفاق افتاد که دولت ما برطبق همین سندی که واقع شده است می‌تواند اتخاذ سند بکند و عمل بکند بیرمانى دو سال است که از زیر سلطه انگلستان اسماً خارج شده و انشاء الله رسماً خارج شده است زمامداران بیرمانى تمام منابع و تمام معادن را یک مرتبه ناسیونالیزه کردند ملى کردند 1500 میلیون لیره بیشتر دارایی انگلستان و اتباع انگلستان در بیرمانى است یکى از وکلاى مجلس عوام به یک تورن از وزیر خارجه سؤال می‌کند مطابق اطلاعى که ما داریم دارایی اتباع انگلیس را در آنجا ملى کرده‌اند شما چه اقدامى کرده‌اید که این خسارت متوجه آن‌ها نشود می‌گوید بلى ما اطلاع داریم در آنجاهایی که ملى شده است بعضى جاها صد در صد و بعضى جاها اکثریت سهام هم متعلق به اتباع انگلیسى است ولى ما نمى‌توانیم در امور داخلى کشورهاى دیگر مداخله کنیم دولتى است تصمیم گرفته که این صنایع را ملى کند ما فقط می‌توانیم خسارت بطلبیم متأسفانه با این که روزهاى اول حاضر بودند خسارت بدهند ولى حالا در موضوع خسارت هم حرف دارند ولى حالا در موضوع خسارت هم حرف دارند ولى حالا ما اقدام می‌کنیم این متن نطقى است که او کرده است و این جوابى است که او داده است حالا شما مردمى که اینجا نشسته‌اید بالاتر از این که‏ خود وزیر خارجه می‌گوید معطل چه هستید آقایان معطل چه هستند درست فکر کنید عقب چه می‌گردید دستتان عقب کى دراز است اینک متن مذاکره مجلس انگلستان مستر به یک تورن پس از مراجعه به صحبت به وین راجع به اصول دموکراسى و سوسیالیزم از وزیر خارجه سؤال کرد آیا مستر به وین اطلاع دارد که در بیرمانى دولت فعلى آنجا می‌خواهد اصول سوسیالیزم را رواج دهد و کارخانه‌جات و صنایع و شرکت‌هاى انگلیسى و آن قسمتى که انگلیس‌ها در آن سهام دارند چه خواهد شد و سرنوشت آن چیست مستربوین جواب داد آن‌ها کاملاً تصمیم دارند که کارخانه‌جات و صنایع را ملى کنند و با پرداخت خسارت صاحبان سهام موافقت کرده‌اند و در تمام بیانات خود این موضوع را همیشه گفته‌اند و سیاستى را که می‌خواهند تعقیب نمایند اعلام نموده‌اند و مؤسسات را هم تصرف نموده‌اند ولى در موضوع پرداخت خسارات اخیراً چنین مستفاد می‌شود که می‌خواهند آن را هم تغییر دهند من خیال می‌کنم که این مجلس هیچ وقت نخواهد خواست که با دولت بیرمانى داخل مذاکره شویم و طبق مقررات منشور ملل متفق موادخام در هر کشور متعلق به خودش می‌باشد در صورتی که خسارات را به طریق صحیح و عادلانه بپردازند ما موافقت داریم ما مداخله در امور داخلى کشور دیگرى نداریم این نطق به وین است در مجلس انگلستان می‌خواهم ببینم که دیگر جاى عذرى و مفرى براى نمایندگان ما هست دولت ایران بلافاصله بایستى صنعت نفت را ملى کند و البته خساراتى هم اگر دولت انگلیس و کمپانى نفت جنوب دارد در این موضوع داخل مذاکره بشوند و حل بکنند من می‌دانم که هرکسى خانه‌ای دارد قرضى دارد زندگى دارد این‌ها را تمام من می‌فهمم ولى باید براى خاطر کشور از همه آن‌ها بگذرد دو موضوعى را که از اول مجلس گفتم و تعقیب کردم و حالا هم تعقیب می‌کنم یکى موضوع بحرین بود و یکى موضوع نفت جنوب من تقریبا آنچه داشتم یعنى آنچه که دارایی من و بچه‌هاى من هست او را دو تا پانصد هزار تومان تعیین کردم جایزه براى کسانى که این قدم را بردارند و آن قسمت را به ایران بازگشت بدهند و این ننگ را هم از سر ملت ایران بردارند (باتمانقلیچ- چکش را مرقوم بفرمایید) و برای این قسمت هم سند رسمى تهیه کرده‌ام آقاى دکتر مصدق‌السلطنه و آقاى بهاء‌الملک آن مرد نامى و آقاى سیدابوالقاسم کاشانى هم وکالت تام‌الاختیار دارند کسانى که طبق ورقه منتشره در روزنامه‌ها این کار را می‌کنند به آنها این پول را بدهند من عقیده‌ام این است که این آقایان اگر تصور می‌کنند مورد تعقیب می‌شوند مورد بی‌مهرى می‌شوند دچار زندگى بد می‌شوند این را تأمین می‌کنم در حدودى که من می‌توانم بیش از این نمی‌توانم این کار را من کردم با کمال میل هم می‌کنم براى نیکنامى خودمان اینقدر دیگر راه کج و کوله نروید (باتمانقلیج- سندش کجاست؟) اینجا که به شما می‌گویم دیگر هیچ جایی بالاتر از این نیست این سند است که داده شده است هیچ جایی بالاتر از این نیست که در مجلس شورای ملى می‌گویم این سه نفر هم وکالت تام‌الاختیار دارند که آن کسى که این کار را می‌کند به او بدهند بیشتر از این نداشتم می‌دانم چیزى نیست در برابر مخارجى که دیگران می‌کنند ولى من همین را داشتم و اما اگر دولت انگلستان بخواهد در این حقوق حقه ما ایستادگى کند من به نطقی که مسترچرچیل در ادینبورگ در موقعى که مصدر کار نبود و چمبرلن رئیس حزب محافظه کار حکومت را در دست داشت به نطق خود او مراجعه می‌کنم و همان نطق خود او را دلیل خواهم آورد او از اوضاع و بساط اشفته انگلستان و کوتاهى چمبرلن صحبت می‌کنید و اشاره می‌کند به یک قسمت از تورات در باب پنجم تورات می‌گوید که بالتازار پادشاه بابل در دریاى شهوت و عیاشى غوطه‌ور بود و هیچ درفکر کشور خودش نبود در یکى از روزها دستى از غیب بیرون آمد و به دیوار چیزى نوشت هیچ کس نتوانست او را بخواند دانیال که جزء اسراى بابل بود او را آوردند گفت این که به دیوار نوشته است می‌نویسد که منامناثقل فارس منا یعنى حکومت امپراطورى تو و سلطنت تو شمرده شده و به انتها رسیده است ثقل یعنى در ترازو گذاشتیم و سبک درآمد فارس هم یعنى که حکومت تو تقسیم می‌شود بین مدی‌ها و پارسی‌ها این را وینستون چرچیل در نطق خودش در ادینبورگ می‌گوید من هم به امپراطورى انگلستان می‌گویم که با ملل ضعیف که قدرتى ندارند بر روى اصول عدالت رفتار بکنید و بیش از این فشار و تحمیل به یک ملتى نکنید (باتمانقلیج- احسنت) به این نطق شما ممکن است که ما ضعیف باشیم و ما مسلماً نتوانیم احقاق حق خودمان را بکنیم در اماگیتى همیشه دست بالاى دست بسیار است (باتمانقلیج- صحیح است) و به هر حال اگر انگلستان نخواست حقوق ایران را بشناسد و اگر مردمى چون مردان یافت نشدند حقوق ایران را چنانچه باید و شاید حفظ بکنند من به شماها می‌گویم که ملت ایران آن اندازه‌ها که تصور شده است ضعیف نیست من یک بار در کابینه آقاى هژیر اینجا در پشت همین کرسى خطابه اخطار کردم و گفتم نکنید این کار را و این بار دوم است که می‌گویم و بدانید براى دفعه سوم اگر گفتم ما هستیم و وجود داریم و مردمى داریم که‏ آن چاه‌های نفت را بر سر مأمورین امپراطورى انگلستان که نفت ما را می‌برند و پول آن را هم به ما نمی‌دهند و خوشبختى خود را در زورگویی و بدبختى ایران می‌دانند خراب بکنند انگلستان از تشنگى و فراق این نفت خواهد سوخت و پیکره امپراطورى‌اش و بقاى آن که از این نفت است بر باد خواهد رفت انگلستان چاره ندارد جزء این که نفت را از ما بخرد و پولش را هم به ما بدهد و ما هم آن نفت را به آنها می‌فروشیم تا بتوانند هواپیماهایشان را دریا‌نوردیشان را کشتى‌هاشان را وسائل تقلیه و کارخانه‌جاتشان را به کار انداخته واستفاده بکنند ولى به همان خرید نفت باید قناعت بکنند و ما هم به آنها می‌فروشیم حتما باید امتیازات خارجى المملکتى درایران وجود نداشته باشد ما نمی‌توانیم قبول بکنیم که کشور ما میدان مبارزه و مجادله و رقابت‌هاى سیاسى بشود این براى این غیر قابل امکان است (گلبادى- صحیح است) این دفعه دوم است می‌گویم و بدانید دفعه سوم در فراق این نفت خواهند سوخت (گلبادى- صحیح است ، صحیح است) من امیدوار هستم مطالبى را که من عرض می‌کنم این‌ها را با دیده تحقیق نگاه بکنید و می‌دانم که خواهید کرد نگفته نماند که این ممالک بزرگ وسایل استخباراتى در درجه اول و به حداکثر دارند با داشتن این وسائل که در دست تمام این دول بزرگ هست همه می‌دانند که عباس اسکندرى ملهم

+++

 به غیر نیست (نمایندگان- صحیح است) و آنچه می‌گوید فقط و فقط براى خاطر کشور خودش است (دکتر طبا- صحیح است) و به این دلیل امیدوارى دارم که آن‌ها بپذیرند این را سیاست خارجى انگلستان در ایران و خاورمیانه و ممالکى که عقب افتاده ونظیر این کشوررها هستند به نظر من عموماً بد و کهنه و قدیمى است و باب دنیاى امر نیست به جاى این که حق ما را به ما بدهند با سیاست کهنه خود این کار را خواهند کرد من حالا به شما می‌گویم یادداشت کنید و ببینید اگر شماها گوش نخواستید به حرف ما بکنید این کار را خواهند کرد اولاً در فکر می‌افتند و خواهند گفت خوب آقا چه مجلسى مجلس شوروى براى ایران به چه درد می‌خورد این‌ها را باید جلوى صحبتشان را گرفت ده روز دیگر پانزده روز دیگر بیست روز یک مؤسسان براى شما خبر می‌کنند که دیگر حرف نزنید یک رفراندوم می‌کنند و بالاخره این مجلس موقت را هم از شما خواهند گرفت اما ملت ایران نمی‌میرد (نمایندگان- صحیح است ، احسنت) زنده است و تمام آنهایی که این کارها را بکنند تمام آن‌ها مجازات خواهند شد (صادقى- صحیح است) ببخشید آقاى دهقان یادداش نوشته‌اید به یاد داشت شما توجه کنم چیست؟ (دهقان- همان جا است) پیدا کردم به شما عرض می‌کنم نقشه‌ای که اینجا نشان داده شده است چیست آقاى دهقان به من تذکر داده‌اند نقشه‌ای که نشان داده شده به طوری که باید و شاید نیست و بیانى که کردید آن را اصلاح بکنید آقاى دهقان بدانید این نقشه‌ای که اینجا است نقشه‌ای است که الان تحت عمل کمپانى نفت جنوب است این نقشه را بنده نکشیده‌ام این نقشه‌ای است که کمپانى نفت جنوب دارد و روى آن عمل می‌کند این نقشه را که ملاحظه می‌کنید (و ناطق نقشه را نشان داد) این جا کرمانشاه است و نفت شاه اینجا آبادان است و از اینجا تمام کرانه خلیج‌فارس را می‌گیرد و وارد بحر عمان می‌شود در این قسمت فقط یک قسمت بلوچستان خالى است که آن هم در این نقشه نشان داده شده ملاحظه می‌کنید این اصل نقشه است و این تقشه را کمپانى نفت جنوب رویش عمل می‌کند و وارد آب‌هاى ساحلى می‌شود یعنى آب‌هاى ساحلى ما را هم دارند و من خیلى خوشحالم که می‌بینم این روزها شما همچو متفکرانه این مطالب را بحث می‌کنید (خنده نمایندگان) اسباب خوشنودى است خیلى از شما راضی‌ام (خنده‌ی ممتد نمایندگان) یک کسى در ظرف این چند روز دوست من است همین جا هم هست این شخص همیشه براى من غمخوارى می‌کند می‌گفت آقا وجود شما خوب است در مجلس اما این کارهایی که می‌کنید اینها به دیوانگى ماند این داورى آقا فکر بکنید که شما که دیگر وکیل نخواهید شدید می‌کنید غیر از شما خیال می‌کنید کسى نیست دیگران هم هستند و می‌فهمند صلاح و مصلحت خودشان را لابد در نظر گرفته‌اند بنده جواب او را در همین جا می‌گویم من اگر می‌خواهم روى صندلى بنشینم براى این است که آن حرف‌هایی که مفید می‌دانم براى ملت ایران بزنم والّا چه دو سال چه بیست سال بروم روى صندلى بنشینم و اسمم وکیل باشد به عقیده من جرم است گناه است و من امروز در این مجلس می‌گویم که اگر این مجلس به وظیفه خودش عمل نکرد من این مجلس را ترک می‌کنم او براى دوره آینده به من گفت من این مجلس را اگر چنین خطایی مرتکب شد قبل از دوره دیگر ترک خواهم گفت و من در این بدکاری‌ها دخالت نمی‌کنم (نمایندگان- احسنت) و آنهایی که بکنند این بدکارى را من به آنها خبر می‌دهم همان طور که پیغمبر یهود آن خبر را به قوم خود داد آن‌ها زندگى خودشان خانواده‌شان تمام ملت ایران را در خطر می‌اندازند خودشان هم جزء آن‌ها خواهند رفت و در همان گودال‌ها دفن خواهند شد این چیزهایی‏ که شما الان می‌بینید این نهالى که الان کاشته شده است این نهال با خون مردم کاشته شده با خون ملت ایران آبیارى می‌شود بدانید میوه‌ای هم جزء خونریزى و بدبختى براى این مردم ندارد و آنهایی که این کار را می‌کنند روزى سیلى از خون تمام آن‌ها را زیر خودش دفن خواهد کرد من در بسیارى از موارد با کارهایی که آقاى قوام‌السلطنه در حکومت خودش کرده است مخالف بودم و مخالفت داشتم اما دلیل سقوط قوام‌السلطنه هیچ کدام از اینها نبود یک اشتباهى مفید روى سایر اشتباهات کرد یعنى یک اعلامیه‌ای دا‌د راست و دروغ من کارى ندارم گفت من بحرین را می‌خواهم برگردانم و نفت جنوب را هم تجدید‌نظر می‌کنم و این طور قبول ندارم این ذنب لایغفر بود و من به شماها می‌گویم با این بساط که هست قوام‌السلطنه باید محکوم شود قوام‌السلطنه باید برود در زندان و در زندان هم بمیرد این است روشى که این مملکت دارد اما در کارهایی که او کرد اگر پرونده او اینجا مطرح بشود بنده به شما بگویم مخالفم با بسیارى از کارهایی که برعلیه احزاب کرده است من مخالف هستم با بسیارى از اعمالی که او کرده است بر علیه حزب توده بر علیه حزب اراده ملى دو حزب مخالف با یکدیگر هر دوى آن‌ها براى من فرق نمی‌کند به عقیده من بسیار کار خبطى است به عقیده من دو حزب با این که در دو قطب مخالف است افکار خودش را باید داشته باشد عمل اگر مخالف قوانین موضوعه بود باید تعقیب بشود قوام‌السلطنه و رفقاى دموکرات ایران او برعلیه حزب توده عمل کردند من با چشم خودم دیدم تابلوی حزب توده را کندند و پائین آوردند و باچشم خودم دیدم درب حزب اراده ملى را بستند چرا بستند به نظر بنده بسیار کار بدى کرده‌اند و این دلایل به عقیده بنده همیشه موجود است و من جزء یک ورقه کبودى ندارم هروقت که متصدى کار بشوند فقط چهار تا از آن زمامداران این اشتباه وطن‌پرستى را کردند یکى علاء‌السلطنه است یکى قوام‌السلطنه است قوام‌السلطنه تاکنون هیچ سندى برعلیه ایران امضاء نکرده است (نمایندگان- صحیح است) و همین با جریان فعلى جرمى است مشهود و قوام‌السلطنه باید در زندان بماند و بمیرد و این تنها علاج او است همه می‌دانند که بنده نه جزء حزب دموکرات ایران نه هیچ وقت شرکت کردم و همیشه انتقاد کردم و کسانى هستند که انواع و اقسام تمجیدها کردند عکس‌ها رسم کردند به شهر ودیارها فرستادند براى کارهاى شخصى خودشان اسم نمی‌برم از آنها از براى آن که نمی‌خواهم داخل خصوصیات بشوم من دارم یک کسى هست که در طى یک سخنرانى بلند شد و گفت که پدر ثانوى من است قوام‌السلطنه و من نمی‌دانم که یا باید اولا‌د ناخلف باشد. (محمد‌على مسعودى- اولاً اولاد ناخلف خودتان هستید)چه طور مگر شما صحبت کردید؟( محمد‌على مسعودى- به من اشاره کردید)( خنده ممتد نمایندگان) ابداً مگر شما صحبتى کردید؟

محمد‌على مسعودى- اولاً اولاد ناخلف خودتى‏

رئیس- آقاى مسعود نظم مجلس را رعایت کنید (زنگ ممتد رئیس)‏

محمد‌على مسعودى- من گفتم اینجا می‌گویم تمام خیانت‌ها و جنایت‌هایی که شده است این جا می‌گویم پشت تریبون تو آرزوى وکالت را باید به گور ببرى (زنگ ممتد رئیس‏)

عباس اسکندرى- ولى بنده که اسمى نبردم نفهمیدم شما چرا جواب دادید؟

محمد‌على مسعودى- بلى شما اشاره به من کردید به من گفتى قربان‏.

عباس اسکندرى- شما یک چیزى پیش خودتان فکر کردید

محمد‌على مسعودى- من از میدان امثال شما بیرون نمی‌روم شما نمی‌توانید نظیر آن حکومت را در دست بگیرید ما با این موضوع مبارزه می‌کنیم و طبق ماده 109 اجازه می‌خواهم من می‌آیم تمام جریانى که آن شب بود می‌گویم‏

عباس اسکندرى- واقعاً شما گفتید (خنده‌ی نمایندگان‏)

محمد‌على مسعودى- شما که گفتید با حزب دموکرات مخالفم خودت آمدى آنجا به خاک می‌افتادى

رئیس- آقاى مسعودى ساکت باشید به شما اخطار می‌کنم اسمى که از شما نبرده‌اند اجازه بخواهید بعداً صحبت کنید

محمد‌على مسعودى- اجازه خواستم بعد جواب می‌دهم‏

رئیس- آقا بنشینید نظم مجلس را رعایت کنید بعد اجازه بخواهید بفرمایید آقاى اسکندرى‏

عباس اسکندرى- در بعضى از جراید بنده دیدم که براى اختلاف ما راجع به موضوع این قرار‌داد تمدیدى و تحمیلى از روى حسن‌نیت البته نوشته‌اند ما به داورى بین‌المللى مراجعه می‌کنیم من براى اطلاع آقایان می‌گویم که چنین امرى غیر ممکن و خطا است در این گیتى که ما زندگى می‌کنم این گیتى مال زورمندان جهان است (مکى- صحیح است) و هرکس مختصر قوه عاقله داشته باشد می‌داند که ایران و انگلستان اگر رفتند به دیوان داروى آنجا چه رأى خواهند داد این را همه می‌دانیم نظیر این را نقراشى پاشا نخست وزیر مقتول مصر کرد براى حفظ حدود و ثغور مصر راجع به سودان رفت به شورای امنیت در جلساتى هم حضور داشت بعد به او اول یواش و بعد هم به صدای به بلند گفتند آقا بروید خودتان حل کنید در صورتى که آنجا براى همین کار است یعنى شوراى امنیت و مجمع ملل متحد را در صورتی که به معنی صحیح باشد تنها راه حل مسائل جهانى و آسایش دنیا می‌دانیم ولى وضعیت فعلى این مجمع ملل متحد و روش و تصمیمى که اتخاذ می‌کند و نظایر آن را هم می‌بینیم در آسیا خاورمیانه قسمت‌های مختلف الان اندونزى چه وضعیتى دارد این‌ها تمام حدیث صادق و ناطق است مثل یک قسمتى از انتخابات (البته

+++

مقصودم این دوره نیست دوره‌های دیگر) تصور بفرمایید یک مالکى می‌خواهید رأى داشته باشد در یک جایی مباشر خود را می‌فرستد می‌گوید بگویید بیایند رأى بدهند مباشر می‌رود در ده سه شب می‌ماند شمش را هم می‌خورد و بعد رعیت را هم راه می‌اندازد با خرج خودشان می‌آیند و رأى می‌دهند و بعد هم که رأى دادند از هر نفرى یک تومان می‌گیرد معلوم می‌شود هم رأى باید بدهند و هم یک تومان پول و هم ناهار مثل آن مثل مشهور ما هم در این مجمع ملل متحد کارمان این است که بایستى نماینده بفرستیم پول هم بدهیم بعد یک رأى مفت هم بدهیم زورمندان جهان آنجا نشسته‌اند در دو کفه ترازو حاجت براى دارند ملل دیگر ضعفا باید برود انجا هم رأى مطابق میل آن‌ها بدهند هم مخارج آنجا را بپردازند و تحمل کنند 65 هزار دلار پرداختیم در همین دفعه‌ای که آقاى نورى اسفندیارى رفتند حاصل عمل چه شد یک مصاحبه و ملاقات باآقاى به وین یک رادیولندن راجع به تفسیر قانون اساسى واى به حال آن وقتى که مؤسساتى درست بشود ویک رفراند می‌شود آن وقت می‌بینیم قبل از وقت رادیو لندن خبرش راداده ولى من امیدوارم دنیاى اینده از مجلس شوراى جهانى که باید به این اسم باشد بیشتر ازاین استفاده بکنند واگر روزى زورمندان گیتى مطامعشان راکنار گذاشتند وواقعا خواستند خودشان زندگى بکنند وبدیگران هم اجازه زندگى بدهند البته آن روز روز نیکبختى جهان است من تصریح می‌کنم و عقیده مسلم من این است که نبایستى ما در این موضوع به هیچ کجا مراجعه بکنیم ما بایستى عملاً بگوییم این قرار‌داد تحمیلى است و تمدید او صحیح نیست و دلائلش هم در این قرار‌داد هست و با بیان این که همه بدانند قصد خرابکارى نیست نفت را هم می‌فروشیم به انگلستان به قیمتی که در قوب مکزیک است و کمى هم طرف آن‌ها را نگاه می‌داریم یک خرده هم ارزان‌تر می‌دهیم که نگویند چرا به این قیمت می‌دهید چون خیلى دوستى داریم با آنها ارى یک خرده ارزان می‌فروشیم غیر از این صورت نمی‌توانیم و باید این قرا‌رداد لغو و کان لم یکن باشد برود امپراتور انگلستان به شورای امنیت مراجعه کند ما چرا برویم بگذارید به شما جبر و زور بگویند غاز وحشى بیاورند در کناره خلیج فارس کشتى جنگى براى چه آمد درکناره خلیج‌فارس الان در خلیج‌فارس دارند بازى می‌کنند چطور کشتى جنگى آمد لنگر انداخت در کناره خلیج‌فارس و دولت هم نشسته است نگاه می‌کنید چطور اجازه می‌دهید که بیاید ما از غاز وحشى و اهلى نمی‌ترسیم و حق هم ندارد در آب‌هاى ساحلى ایران لنگر بیندازد این چهار تا کشتى کوچک را که دارید دستور بدهید مقاومت کند بزنید خرابش کنید بیندازید دور بگذارید آن‌ها شما را بزنند به چه مناسبت کشتى جنگى آمد به خلیج‌فارس به چه مناسبت در بوشهر لنگر انداخت این مخالف صریح مقررات بین‌المللى است (نمایندگان- صحیح است) به هر عنوان و به هر اسمى که باشد کشتى جنگى نمی‌تواند وارد آب‌هاى ساحلى بشود و در آنجا لنگر بیندازد (صحیح است ، صحیح است) حق لنگر انداختن ندارد (مکى- صحیح است) آیا می‌ترسید غاز وحشى نوک بزند شما در بطون این قرار‌داد وارد بشوید و نگاه کنید می‌بینید که اگر ما ما لک نفت نبودیم و آن تکه جزء ایران نبود و فقط از اینجا نفت خارج می‌کردند و باید از گمرک ایران خارج بشود و برای آنجا مواد مورد احتیاج را می‌خواستند بیاورند شما آن پولى را که بابت این صادر و وارد می‌گرفتید به مراتب بیشتر از این بود که شما به اسم حق‌الامتیاز می‌گیرید به گمرک شما هر تاجر بدبخت ایرانى به طور متوسط ده درصد براى صادرات می‌دهد از وارداتش هم صدى چهل می‌دهد آن وقت تعهدات ارزى هم دارد که باید عین ارز را آنجا بدهد این‌ها نفت را می‌برند گمرک نمی‌دهند وارداتشان را هم گمرک نمی‌دهند کاملاً مطابق آن مثل مشهور است (فولادوند- آن مثل چیست آقا؟) بنده از ادب خارج نمی‌شوم ولى همه تا نمی‌دانید حالا با این مقدمات برویم سر مصاحبه جناب آقاى نخست وزیر و یک قدرى آن را تجزیه و تحلیل بکنیم آقای نخست وزیر اشاره نمودند مذاکراتى که آغاز گردیده است و دولت من نیز صمیمانه می‌کوشد که در این مورد از حقوق ملت ایران حمایت نموده و نسبت به اجرای پاره‌ای از مواد امتیاز‌نامه شرکت نفت ایران و انگلیس پافشارى کند در این مجلس هیجده ماه صحبت کردیم در این مجلس قانون گذشت براى استیفاى حق ایران در تمام این صحبت‌ها از اول تا آخر یک روز آقاى نجم‌الملک امدند اینجا بنابر معمول خودشان گفتند که من از این قانون این طور فهمیدم که راجع به این امتیاز‌نامه ما باید کار بکنیم و عمل بکنیم هیئت جامعه مجلس یک دفعه فریاد کرد گفت این طور نیست (نمایندگان- صحیح است) و بعد آقاى هژیر که عضو همان کابینه هم بودند مجبور شدند آمدند اینجا و گفتند آقا عملى هم که شد غیر از این است ملت ایران که قبول ندارد در این قرار‌داد تعدیلى بشود دولت انگلستان هم به قول نخست وزیر ناراضى است معلوم نشد چرا نخست وزیر چکمه‌ها را پر از ریگ کرده و رفته می‌گوید تو را خدا بیایید این قرار داد را اجرا بکنید چه زحمتى است که ایشان بکشند که این قرار‌داد را اجرا بکنند چه لزوم دارد دو طرف قضیه اگر نخواهند تفاسخ می‌شود این اصل حقوقى است خواهید گفت معنى این جمله چیست معنى این حرف این است که در ملت ایران هیچ کس نیست که از این قرارداد راضى باشد معنى این حرف این است که یک مردانى یا متعمد و یا مشتبه به ضرر مملکت کار می‌کنند یعنى قبل از این که ما مذاکراتمان را شروع بکنیم قبل از وقت می‌گوییم که می‌خواهیم چه کار بکنیم یعنى به طرف می‌گوییم بلى آقا ما مطابق میل شما می‌خواهیم عمل بکنیم با اصل قرار دادکارى نداریم فقط راجع به چند ماده می‌خواهیم صحبت بکنیم و من تصریح می‌کنم اگر هیئت دولت در این قضیه مشارکت داشته  و افراد این دولت در این کار دخالت داشته‌اند و مصاحبه را تصویب کرده‌اند تمام ان‌ها والّا شخص آقاى ساعد از براى همین کارى که کرده است از براى این که حقوق ملت ایران محفوظ بماند قطعاً بایستى کنار پرونده کسى که می‌گوید که من این قرار‌داد را می‌خواهم مجبور بکنم موادش را اجرا کنند به هیچ صورتى نمی‌تواند رئیس‌الوزراى ایران باشد باتمانقلیج قانون به این نحو گذشته بود می‌خواهید لغوش کنید ایشان لغو کنند نمی‌خواهم بگویم که از کى شنیدم این حرف‌ها راولى دهانتان را اب بکشید اصلاً قراردادى وجود ندارد (باتمانقلیج- بسیار خوب بنده هم با شما موافقم) (مکى- احسنت) امپراتورى انگلستان در دنیاى امروز در همه جا از حفظ حقوق ملل و آزادى ملل و داخل مرزهاى خوزستان صحبت می‌کند در همه جا بلندگوهاى آن‌ها وزراى آن‌ها تکرار می‌کنند که هیچ قسم نظر ارضى و خارج‌المملکتى ندارند حاجت انگلستان را همه می‌دانند که به نفع است ما حرفى که می‌زنیم بر فرض این که اگر این قرار‌داد تحمیلى نبود باز می‌توانستیم از نظر موقعیت جغرافیایى از نظر سیاست خارجى از براى این که ما دچار هیچ قسم مزاحمت نباشیم و از نظر این که گیتى دچار مزاحمت نباشد این قرار‌داد را لغو کنیم شما نفت می‌خواهید ما این نفت را به شما می‌فروشیم تضمین می‌خواهید که در آنجا خرابکارى نباشد این کار را هم می‌کنیم شما حاجت به پول این نفت آن اندازه که ملت ایران نیازمندى دارد ندارید که بگویم سى چهل میلیون لیره که عایدى این نفت است قیمت این نفت است شما براى او حاجتمند هستید من عقیده دارم این نظر را وزرا و دولت‌هاى انگلستان از نظر صلح گیتى مسلماً بایستى تبعیت بکنند و این رویه را بپذیرند من هم به هیچ کس نصیحت نمی‌کنم که بگوید نفت را نفروش به انگلستان نه این جنگ است انگلستان نه این جنگ است انگلستان از براى حیات خودش به هر صورتی که هست این نفت را لازم دارد اما قرار‌داد خارج‌المملکتى را ما نمی‌توانیم قبول کنیم کمپانى نفت یعنى دولت انگلیس و ما نمی‌توانیم به یک دولتى اجازه بدهیم که در داخل مملکت ما یک حق خارج‌المملکتى داشته باشد هیچ کجا این طور نیست ما نفت را به آنها باید بفروشیم و هر دولتى که بخواهد این کار را بکند مورد تأیید ما است و هر دولتى که بخواهد خلاف این کار را بکند با او مخالفت می‌کنیم امروز و فردا که حکومت را به دست گرفتیم آن‌ها را محاکمه می‌کنیم و به عنوان مقدمین برعلیه صلاح مملکت پس از محکومیت طبق قانون آن‌ها را آویزان می‌کنیم (آزاد- فرار می‌کنند می‌روند) نخیر نگران نباشید حالا هیئت دولت را تکلیفش را معلوم بکنیم که در این مصاحبه شرکت داشته است و تصویب کرده است که این کار را بکنند یا این که این عمل نخست وزیر خودسرانه بوده است اگر آن‌ها تصویب کرده‌اند نمی‌توانند به نام مردم نیکنام در پشت کرسی‌های وزارت بنشینند و بیایند در مجلس ما با آنها هم‏ حسابمان را تصفیه می‌کنیم و اگر آقاى ساعد اشتباه کرده و نفهمیده است و عظمت و اهمیت این عمل غلط خودش را واقف نبوده از نظر مصالح عالیه کشور بلا‌فاصله باید استعفا بدهد یک مملکت را برایخاطر یک مردى وبری خاطر چند نفر نمی‌فروشند چوب حراج نمی‌زنند این حراج کشور ایران است این مرگ کشور ایران است درست این مصاحبه مثل آن آئین‌نامه کذایی به موقع بود که آمد اینجا، درست این‌ها با

+++

همدیگر مترادف بود من وقتى که این آئین‌نامه آمد باز تصور نکنید که نظر خاصى دارم باور بکنید که نظر خاصى ندارم معایب آن را گفتم و دلائلى هم فوراً به وقوع پیوست از جمله موضوع دو میلیون لیره فشنگ بود وقتى مذاکره شد و بنده مخالفت کردم و رأى داده شد و بعد رفت به کمیسیون جناب آقاى تقى‌زاده تشریف آوردند اینجا و فرمودند که من ملتفت نشدم این لایحه راجع به چه بود و رأى دادم و اگر امروز کارش تمام نشد خواهش می‌کنم که آقاى رئیس دستور بفرمایند چاپ بکنند که ما دفعه دیگر بخوانیم با داشتن این آئین‌نامه موجود به این که می‌آییم اینجا یک ساعت یک ساعت و نیم حرف می‌زنیم و این حرف‌ها زده می‌شود یک چنین اشتباهى را ممکن است یک نماینده مجربى بکند واى بر آن که بگویند یک وکیل 5 دقیقه یا 15 دقیقه فقط می‌تواند حرف بزند و استیضاح یک ساعت باشد و استیضاحى هم که استیضاح کننده می‌کند باید تمام دلائلش را جمع آورى بکند فقط یک ساعت وقت داشته باشد و بعد هم استیضاح را اکثریت رأى بدهند اکثریت پشتیبان دولت است و همیشه توى دهن اقلیت می‌زند اکثریت کى رأى می‌دهد که اقلیت استیضاح بکند در هر حال آن را هم بدون این که بدانید و بفهمید می‌گویم مسبوق باشید میوه‌ای است که از ماوراء بهار در این فصل زمستان براى ماسوقات آورده‌اند...

رئیس- آقاى اسکندرى یک دقیقه تأمل بفرمایید اکثریت نیست (پس از چند لحظه عده کافى شد )بفرمایید

عباس اسکندرى-... یکى از آقایان اینجا به من توجه می‌دادند راجع به آن کتابى که در موضوع نفت نوشته شده است من خواستم به آن‌ها بگویم که از آقاى محمود محمود هم استفاده بکنند ایشان هم به این موضوع توجه دارند و اطلاعاتى دارند و پهلوى دستشان نشسته‌اند و لزومى ندارد که از من تحقیق بکنند این کتاب را با دست نشان دادند بایستى همه بخوانند به همه توصیه می‌کنم که بخوانند و ببینند چطور کشورها وران شد ببینند که چطور مردم کشته شدند سکته کردند بی‌خود حالشان به هم خورد و مردند تمام این‌ها را تشریح کرده است و بعد می‌بینید که تمام این‌ها در دریاى نفت غوطه خوردند و من هیچ گاه خارج نمی‌شوم و می‌خواهم آن خدمتگزارانى که براى کشورهاى خودشان اعم از انگلستان یا امریکا یا شوروى و ترکیه و ایران آنهایی که خدمت کردند براى مملکت خودشان بایستى که همیشه تکرار کرد وقتى که شما می‌بینید یک نفرى که در شصت درجه عرض شمالى یعنى در انگلستان با آن آب و هوا خو گرفته براى خدمتگزارى به آب و خاک خودش می‌آید می‌رود در کنار خط استوا کفش‌هایش را از پایش درمی‌آورد از دین اباء و اجدادش خودش دست می‌کشد عبدالله می‌شود و بعد از آن با پاى برهنه می‌رود آنجا بیست و دو سال روز شب ریاضت می‌کشد به را عظمت کشور خودش این آدم قابل تقدیر است این آدم را بایستى همیشه تمجید کرد وقتى که شما نگاه می‌کنید می‌بینید که پادشاه بى تاج و تخت عربستان و خاورمیانه یعنى لورنس که به 27 صورت مختلف در می‌آید و به 17 زبان صحبت می‌کند براى خاطر مملکت خودش تمام کوه‌های کردستان ما را پیاده زیر پاى خودش می‌گذاشت و روزى هم خواب آشفته‌اى براى کردستان ایران دیده بود که خوابش شکر الله تعبیر نشد او می‌خواست یک کردستانى درست بکند براى نفت موصل و همه این قدم‌هایی را هم که می‌زدند براى نفت بود من دلم می‌خواست که ازاین صحبت‌ها آقایان نتیجه بگیرند آقایان نمایندگان شما آدم‌هاى فانى به حکم آن که قبل از شما دیگران اینجا نشسته بودند و می‌دانید که نخواهید ماند و اگر هم دو مرتبه آمدید و وکیل شدید ولى بالاخره یک روزى خواهد رسید که از میان می‌روید بیایید یک آثار جاودانى از خودتان بگذارید دلیل این که شماها فقط تا مدتى اینجا می‌نشستند و حالا از آنها کسى نمانده این دلیلش است بیایید یک کارى بکنید که در یک روزى یک مردمى در این مملکت یا در کشورهاى دیگر بگویند که یک مردمی بودند از خودگذشتگى داشتند منفعت مملکتشان را دیدند از هیچ چیزى نهراسیدند و اقدام کردند به نفع مملکت شما فرض کنید که حقوقى گرفتید عنوان داشتید روز عید هم رفتید عید مبارکى کردید مردم آمدند از شما دیدن کردند روزهاى پذیرایی داشتید و یک کارهایی کردید نمی‌گویم که اهل سوء استفاده هستید نمی‌گویم که کارهاى دیگرى کردید نه همین چیزهایی را که هر انسانى میل دارد داشته باشد این‌ها کوچک‌تر از این است که شما این حقایق را از نظر بگذرانید و گوش ندهید و بدبخت خواهید بود اگر شما حرف‌های من را گوش نکرده باشید به خانواده‌ خودتان به کشور خودتان به مردم و هم‌کیش‌های خودتان به همه این‌ها ظلم کرده این من برخلاف یک بیانى که حافظ می‌گوید

به جد و جهد چو کارى نمی‌رود از بیش

 به کردگار رها کرده به مصالح خویش‏

من گفته دیگر او را سرمشق قرار داده‌ام و می‌گویم‏:

بر سر آنم که گر ز دست برید

دست به کارى زنم که غصه سرآید

غصه این مملکت و طلسم این مملکت همین موضوع نفت جنوب است اگر این حل شد مردم این مملکت آسوده خواهند بود اگر این حل شد مردم این مملکت آسوده خواهند بود (نمایندگان- صحیح است، صحیح است) همان طور که کتاب آرزو نوشته‌ام ما و رفقاى ما هم آرزو داریم که براى این مملکت بهتر از هر کسى خدمت بکنیم و کار بکنیم و حکومت رادردست بگیریم مادرنظر داریم دردرجه ى اول ازین هشتصد میلیون تومان مالیاتى که آقاى وزیر دارایی این روزها خواب می‌بینند دو هزار میلیون بکنند‌ش چون عدد صحیح بهتر است (خنده‌ی نمایندگان) ما پانصد میلیون تومان این را نخواهیم گرفت برخلاف نظر کسانى که هى می‌گویند که مردمى هستند بردند خوردند دارایی دارند ثروت دارند به عقیده من توى این مملکت کسى چیزى ندارد این‌ها دارایی نیست و می‌شود سه برابر مردم فعلى در این مملکت زندگى بکنند این عقیده‌ی من است که حداقل دارایی آن‌ها درآمدشان در سال حد متوسطش بین هشت و دوازده هزار تومان می‌باشد یعنى هیچ کس دیگر به لقمه کسى نگاه نکند (نمایندگان- صحیح است) شما در این مملکت با این طرز حکومت ناقصى که دارید اول به اسم مالیات خانه مردم را می‌گیرید مزرعه‌اش را می‌گیرید دیگر فردا خانه و مزرعه ندارد وسط خیابان می‌ماند بعد هم دست می‌کنند توى جیب او صد تومان از جیب او در مى‌آورند و اسمش را مالیات می‌گذارند وقتى دیگر چیزى ندارد لباسش را می‌گیرند نتیجه این می‌شود که این‌ها لخت و برهنه می‌مانند و این اشخاصى که حالات می‌بینید در وسط خیابان لخت و برهنه هستند آن‌ها دو سال قبل مثل دیگران خانه و زندگى داشته‌اند (نمایندگان- صحیح است) و شما آقایان که حالا خانه دارید و داراى زندگى می‌باشید و لباس برتنشان است و مردمى که فعلاً در این کشور داراى خانه و زندگى هستند و لباس بر تنشان است دو سال دیگر با این طرز آن‌ها هم لباس از تنشان درمى‌آورند این معنى حکومت نیست معنى حکومت این است که شما سعى کنید وسائل تولیدى براى مردم فراهم کنید (نمایندگان- صحیح است، احسنت) مردم را امنیت بدهید کار بکنند تا دارایی پیدا کنند و زندگى خوبى داشته باشند با این وضع جان می‌کنند و می‌میرند منتها یکى زودتر یکى دیرتر همین وزرایمان آن‌ها که آدم‌هاى خوب و صالح باشند چه کار کنند چه دارند این طباطبایی اشاره به معاون نخست وزیر بالاخره یک روز می‌بینید گوشه خیابان چشمش را بسته و دستش را در از می‌کند (خنده نمایندگان) چه کار کند بالاخره چه می‌شود کرد حالا در دولت است فردا دیگر در دولت راهش نمی‌دهند فردا خانه‌اش را می‌فروشد و بعد که خانه‌اش را فروخت دیگر چیزى ندارد چه کار کند زندگی‌اش را بردند بالاخره یک کاغذ می‌نویسد می‌گوید قربان صد تومان بدهید این هم تمام می‌شود این معامله است که که با مردم این مملکت می‌کنند اما ماها یک پروگرامى داریم مطابق برنامه‌ای که داریم این مالیات‌ها را اگر بگویم بیشتر از پانصد میلیون تومان لااقل تا پانصد میلیون تومان را برمى‌داریم تا مردم این مملکت بدانند این کار شدنى است ما در حدود هزار و دویست میلیون تومان عایدى نفت داریم و هفتصد میلیون تومان آن متوسطاً بایستى به این مملکت برسد و با پانصد میلیون تومان آن هم یک کارهاى یک عمرانى شروع می‌کنیم مستخدمینى که در همین ادارات هستند آن‌ها زایدند و ادارات ما را فلج کرده‌اند ما آنها را بی‌کار نمی‌کنیم آن‌ها جزء این مملکت هستند ما را‌ه را بلدیم که چه کار کنیم این دولت‌هایی که می‌آیند این‌ها می‌خواهند صبح را ظهر و ظهر را شام کنند این‌ها قصد کار کردن ندارند من به شما گفتم نخواستم به آنها طعن و ملامتى بکنم گفتم شما که پروگرام می‌آورید و هشتاد پروگرام قبل از شما آورده‌اند گفتم که شما اگر توانستید فقط

+++

 بگویید که مواد این پروگرام چیست اگر راست می‌گویید یک یک پا شوید تند بگویید مثل شاگرد مدرسه که 12 ماده پروگرام چه بود فقط بگویید چى آوردید که می‌خواهید عمل کنید (خنده ممتد نمایندگان) یادشان نبود نگفتند طبیعى است چیزی که خودشان آوردند چاپ کردند یادشان نبود برا‌ی مردم چه کار می‌کنند این کار شدنى نیست اما این کار را نمى‌کنیم ما از این پروگرام‌هاى دور و دراز خسته کنند‌ه صرف‌نظر می‌کنیم در ماده اول برنامه حکومتمان عدالت اجتماعى به معنای اعم است ما محکمه تشکیل می‌دهیم ولى به شما بگویم که زیاد میل کشتن نداریم چون آدم کم است در این مملکت ما بدکاران را از کار دور می‌کنیم‏.

رئیس- آقاى اسکندرى اینهایی که می‌فرمایید دیگر هیچ مربوط به استضاح نیست یک موضوع جداگانه است مربوط به بحث شما نیست و از موضوع خارج نشوید.

عباس اسکندرى- راجع به این موضوع است که اگر نفت را لغو بکنیم این کارها را می‌شود کرد (دهقان- این را ممکن است به برنامه دولت خودتان موکول بفرمایید شما در هر دو صورت راحت خواهید بود (خنده ممتد نمایندگان‏)

رئیس- مجلس را از نظم خارج نکنید آقایان ارباب جراید هر کدام خندیدند دستور بدهید خارجشان کنند در هر دو لژ طرفین آقایان باید ساکت باشند شما هم در موضوع خودتان صحبت کنید و از موضوع خارج نشوید

عباس اسکندرى- بایستى عایدات نفت به ما برگردد باید حقوق خارج‌المملکتى هیچ دولتى در ایران نداشته باشد بنده متأسفم که راجع به منافع ثروت ما بدون حضور ما حل و عقد می‌شود البته هر قسم حل و عقدى بین دو دولت یا چند دولت برعلیه منافع و منابع کشور ما باشد از نظر ما هیچ اهمیت ندارد کان لم یکن است و هیچ گاه مورد قبول ما نیست (نمایندگان- صحیح است) ولى خوب من به آنها تصحیح می‌کنم که این طور کارها را خوب است قبلاً با صاحبش صحبت بکنند نه این که خودسرانه بروند قرارداد با هم بیندند که ما در خاور‌میانه چه می‌خواهیم بکنیم منابع آنجا را تقسیم می‌کنیم البته همه این‌ها می‌گویند از نظر حفظ آسایش وضع گیتى است از براى آسایش و رفاه آن مردم است ولى ما از ان‌ها خواهش می‌کنیم فکر آسایش ما را نکنند قرار‌دادى در سال گذشته بین ممالک متحده آمریکاى شمالى و انگلستان منعقد شده است راجع به نفت این قرار‌داد داراى هشت ماده است و یک و یک مقدمه البته هر ماده‌اش هم سه چهار رکن دارد من می‌خواهم از دولت آقاى ساعد سؤال کنم آقایان یک همچو موضوع مهمى در دنیا هست شما هیچ در این مذاکره شرکت کرده‌اید اصلاً می‌دانید که این قرار‌داد کى منعقد شده است می‌دانید چند ماده دارد می‌دانید چند تبصره دارد و یک و دو و سه دارد همین طورى ما می‌رویم و مقایسه می‌کنیم و داخل صحبت می‌شویم که چى و اخیراً هم چنانکه همه شنیدند رادیوها جهان هم خبر داد یک توافقى راجع به ذخایر و منابع خاور‌میانه شده است این روش همان روشى است که دنیا را به جنگ دوم جهانى می‌کشید آزمندى و زورمندى حد و حصرى دارد وقتى دولت‌ها زیاد سرمست شدند از غرور باده فتح این کارها را می‌کنند و گرفتار همان نتایجى می‌شوند که سابقین آن‌ها شدند این کارها منتهى به جنگ خواهد شد من به آنها توصیه می‌کنم قبل از وقت فکر بکنند و بدانند از دو طرفى که هر دو حاضر براى جنگ می‌شوند شاخ و شانه براى هم می‌کشند یک کدام از این‌ها مسلماً در مفروض خودش اشتباه کرده‌اند بی‌خود خودشان و ملت‌هاى دیگر را در خاک و خون می‌کشانند و برای مردم بیچاره آسوده صلح‌جویی مثل ایران و سایر مللى که در خاور‌‌میانه هستند خواب آشفته می‌بینند ما نخواهىم گذاشت کسى راجع به منابع ما پیش‌بینى بکند (دهقان- صحیح است) می‌بینم همه آقایان در این (صحیح است) غفلت می‌کنند (نمایندگان- صحیح است) بر هر کسى که روزی قبول مسئولیت زمامدارى یا مسئولیت وزارت را می‌کنند بر او شرط و لازم است که اول بداند چه می‌خواهد بکند و قبول چه مسئولینى می‌کند بعد شرکت کند به یک کسى بگویید آقا بیا آشپزى بکن و او از آشپزى سررشته نداشته باشد این بى‌انصافى است اگر هم رفت غیر از مملکت ما در یک جایی دوسه روزى ده روزى کارکرد بعد از چند روز یک ،7 ، 8 ده تومانى به او می‌دهند و روانه‌اش می‌کنند و می‌گویند بعد خبرت می‌کنیم متأسفانه کسانى که در این مملکت در سالیان دراز قبول مسئولیت کرده‌اند بسیارى از آنها می‌دانستند ولى نخواستند وقت خودشان را صرف صرف بکنند براى به هر جهت کردند آنچه کردند گفتند خوب حالا می‌رویم آنجا و برمی‌گردیم می‌روند یک چند تا ورقه هم امضاء می‌کنند و آخر هم می‌گویند که این تصویب‌نامه را ما واقعا نخواندیم راست می‌گویید که این تصویب‌نامه را ما واقعا نخواندیم راست می‌گویید یکى دیگر از آقایان همان طور سرپایی امضاء می‌کند و می‌رود بعد که به او می‌گویند در جواب گفته می‌شود که فلانى داد و ما امضاء کردیم رسم است البته می‌گویند که رفیقمان که نمی‌خواهد کلاه سر ما بگذارد (صحیح است) ولى گاهى هم ناصحیح درمی‌آید بعد هم دیدید که یک چیز بى‌قاعده‌ی است شما آقایان اینجا که نشسته‌اید اولاً عقیده بنده این است که کسى به شما رأى نمی‌دهد و اگر مفروض به این که اگر یک چنین عمل گناهى شد شما باید بدانید که براى این مملکت باید خدمت بکنید تمام اعمال شما اگر امروز دادرسى ندارد روزی خواهد آمد که دادرسى خواهد شد من مکرر گفته‌ام آن روز اگر به این زودى هم که شما خیال می‌کنید نیست به آن دیری‌ها هم نیست می‌رسد مقام محترم ریاست که من کمال احترام را به ایشان دارم دستور نفرمودند که استیضاح بنده را یک مرتبه دیگر قرائت کنند تا معلوم بشود که سه ماده است و یکى از موارد استیضاح بنده نفت بود در سیاست عمومى دولت مطالبى که بنده گفتم مربوط به استیضاح بود اما من چون واقعاً دلم می‌خواهد که هم مجلس منظم باشد و نسبت به ایشان هم مخصوصا چون این ایام بسیار ارادت دارم این است که به هیچ صورتى میل ندارم مخالف نظر ایشان عملى بشود و عقیده دارم که مجلس شورایملى باید به رئیس خودش کمال احترام را داشته باشد (نمایندگان- صحیح است) و بالاخره این مجلس نماینده واقعى این ملت باشد حالا اگر آقایان وکلا قدر خودشان را ندانند و ندانند که چه گوهر گرانبهایی‏ در دستشان است اختیارش با خود آقایان است (فولادوند- ما کمال احترام و تعظیم را به رئیس مجلس داریم) (نمایندگان- صحیح است) آقایان نمایندگان اگر فکر کنید مردمى انسان دوست در نقاط مختلفه عالم نشسته‌اند و ملت‌هاى خودشان را فدا و نثار مردم دیگری می‌کنند از دارایی خودشان صرف‌نظر می‌کنند که دیگران آسایش و راحتى داشته باشند همچو چیزى وجود ندارد این فکرى است که کم و بیش از سادگى مردم ما ناشی می‌شود این طرز نیست در دنیا امروز هیچ کس حاضر نیست منافع کشور خودش را دارایی خودش را مردم وطن خودش را به زحمت بیندازد براى یک مردم دیگرى مگر این که منفعتى در آنجا داشته باشد البته بعضى از دولت‌ها هستند منافعشان تماس پیدا می‌کند و روى آن منافع یک قدم‌هایی برمی‌دارند ولى ما باید پند بگیریم از حوادثى که می‌بینیم در گیتى به وجود می‌آید می‌بینیم که روزى منافع کشورهاى بزرگ این طور می‌خواست که دولت آسمانى چین با این که دو سال هم از جنگ جهانى گذشت بعد از 23 سال جنگ را ادامه بدهد هزار میلیون دلار هم خرج کردند اما روزى آمد که دیدند دیگر منفعتشان اقتضا نمی‌کند و آن‌ها را هم در پناه خداى متعال فرستادند و الان می‌بینیم سیلى که از شمال شرقى آسیا سرازیر شده است تمام سرزمین یازده میلیون کیلومتر مربع که مساحت چین و مغولستان خارجى است فرا گرفته است این موضوع براى ما یک درس عبرتى هست که باید سیاست مداران ما بدانند که هیچ قسمى جزء حفظ منفعت و استقلال کشور ایران و به هیچ حرفى سوارى این که منفعت ایران باشد نبایستى فریب حرف‌های ظاهرى را بخورند و به خیال این که یک اشخاصى به ما کمک می‌کنند (نمایندگان- صحیح است) احسنت یک قدم‌هایی براى ما برمی‌دارند یک وضعیت خاص و غیر مطبوعى براى مردم بدبخت و فلک‌زده این کشور تهیه کنند و بعد خودشان هم که فرصتى داشتند حرکت کنند و بروند اگر چه در این سرزمین ما هم دیگران درخاک و خون بیفتد (آشتیانى‌زاده- صحیح است) من به همه تذکر می‌دهم که ما در سیاست خارجى لازم می‌دانیم که بایستى با همسایه شمالى خودمان اتحاد جماهیر شوروى که 2700 کیلومتربا او هم خاک هستیم روى اساس استقلال و شرایط متقابل ما بایستى دوستى او را جلب کنیم و کدورت‌هایی اگر هست مرتفع کنیم (نمایندگان- صحیح است) این صلاح ملت ایران است و اگر به عقیده من ما و دولت‌هاى ما توانستند سیاست موازنه را حفظ کنند به محض این که فهمیده شود و مسلم باشد که این امر صورت خارجى دارد و بنده خیال می‌کنم این امر امکان پذیر هست و همچنین ما بایستى روابط خودمان را با ممالک متحده امریکاى شمالى و انگلستان بر روى همین پایه و اساس متقابل و تساوى نگاهدارى کنیم و به حکم همین فرضیه‌ای است که می‌گویم امروز بایستى این قرار‌داد ملغى و کان لم یکن شناخته شود (نمایندگان- صحیح است) تا در آسمان دوستى و مودت ایران و انگلستان دیگر ابر کدورتى باقى نماند چون ملت ایران نمی‌تواند تحمل بکند ما یک دولت باید داشته باشیم اشخاص دیگرى که خودسرانه در داخله کشور تصدى امور را دارند و آن‌ها برخلاف مصالح عمومى اقدامى می‌کنند که رئیس دولت بگوید من هنوز از موضوع

+++

 خبر نداشتم این اشخاص نمی‌توانند متصدى امور باشند دولت باید سیاست عالیه عمومى کشور را بگرداند و نمی‌تواند اگر متصدى امرى در یک کار خبط کرد دخالت نکند و به او نگوید و بعد خود دولت هم از آن قضیه اظهار بى‌اطلاعى بکند موضوع دو هزار میلیون ریال اسکناس که باید چاپ بشود اصولاً من کار ندارم دولت اگر یک وقتى با مسئولیت خودش گفت من می‌خواهم اسکناسى چا‌پ کنم مجلس شوراى ملى هم تصویب کرد ما داخل آن بحث نمی‌شویم اما آقا تا وقتى که چنین امرى نشده است به هیچ صورت نبایستى در یک کنفرانس یک نفر رئیس بانکى بگوید که بانک همچو کارى می‌خواهد بند شما مگر چه کاره هستید شما کارتان فقط صرافى است براى چاپ اسکناس دولت باید تصمیم بگیرد آقا این قدر اسکناس چاپ بکنید (نمایندگان- صحیح است) این‌ها که عرض می‌کنم همه نقص تشکیلات ما است و بالاخره ضعف دولت‌های ما که حکایت می‌کند که دولت‌های ما قادر نیستند بار گران این مملکت را بکشند و روز به روز بر بدختى این مردم اضافه می‌کنند (رحیمیان- صحیح است) و همین رئیس بانک اگر رئیس دولت بود و شما به جاى او بودید اجازه مداخله نمی‌د‌اد (مکى- دولت در داخل دولت تشکیل داده‌اند) شما مدت‌ها است که صحبت از برنامه می‌کنند بنده هم از مخالفین برنامه هستم کارى به او ندارم ممکن است بنده در مخالفت باشم حرف‌هایم را هم بزنم اکثریت مجلس هم بگوید که این طور نیست اما شما آمده‌اید و قدمى برداشته‌اید و مطالعه می‌خواهید بکنید چند صد هزار دلار هم این روزها خرج می‌کنید مأمور خواسته‌اید متخصص خواسته‌اید متخصص شما از یک طرف وارد شده است و از طرف دیگر رئیس برنامه را برداشته‌اید و همچنین اعضاء برنامه شما استعفا کرده‌اند و روز‌ى چند هزار دلار هم دارید خرج می‌کنید (نمایندگان- صحیح است) (دکتر امینى‏- عمداً این کار را کردند که برنامه اجرا نشود) اگر این طور باشد من حرفى ندارم آقاى مکى آن ورقه را آقا بدهید بیاورند بدهند به بنده (مکى- هنوز امضایش تمام نشده است باشد بدهید بیاورند من کارى دارم‏.

رئیس- آقاى اسکندرى اگر امضایش تمام باشد باید بدهید اینجا قرائت بشود

اسکندرى- نخیر امضایش تمام نشده است‏

4- موقع و دصتور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- آقاى اسکندرى یک پیشنهادى رسیده است براى ختم جلسه یک ساعت هم از ظهر گذشته است‏

اسکندرى- بنده تمنى می‌کنم که بعد از ظهر جلسه بفرمایید تشکیل شود ممکن است یک ساعت سه ربع دیگر تمام شود

بعضى از نمایندگان- پنجشنبه‏.

رئیس- جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9

(در این موقع مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى- رضا حکمت‏‏‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294453!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)