کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 136 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 136

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و هفتم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس جلسات 23 و 24 و 25 فروردین ماه 1330

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشتری - نورالدین امامی - و دکتر طبا

3 - بیانات آقای دکتر هدایتی به عنوان ماده 183 آیین‌نامه

4 - بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - دکتر مصدق

5 - بیانات آقایان: فرامرزی و فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

6 - بقیه مذاکره و ابراز رأی اعتماد به دولت آقای علاء نخست وزیر

7 - معرفی آقای دکتر عباس نفیسی به وزارت بهداری به وسیله آقای نخست وزیر

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت 10 و 15 دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه گذشته قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: پالیزى. دکتر علوى. اورنگ. ظفرى. دکتر مصدق. دکتر شایگان.

غایبین بى‌اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. شکرایی. منصف. نصرتیان. قهرمان. خسرو قشقایی. ابریشم‌کار. گنجه. دکتر معظمى. گرگانى. ناظرزاده. تولیت. شهاب خسروانى. دکتر سید‌امامى. قرشى. عماد تربتى. محسن طاهرى. رضوى. دکتر طاهرى. پیراسته. کوراوغلى. هراتى. امیر افشارى. سلطانى. طباطبایی. حمیدیه‏

دیرآمدگان با اجازه - آقایان: دکتر طبا یک ساعت. امیرقاسم فولادوند یک ساعت. محمد ذوالفقارى یک ساعت.، وهاب‌زاده 2 ساعت‏

دیرآمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر یک ساعت. محمد‌على مسعودى 45 دقیقه‏

رئیس - نسبت به صورت جلسه قبل نظرى هست؟ آقاى آشتیانى‌زاده نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - خواستم از مقام ریاست استدعا کنم که به اداره محترم تند‌نویسى دستور فرمایند که یک قدرى در تنظیم صورت جلسات دقت بیش‌ترى بشود چون بعضى جاها افتاده دارد و بعضى جاها عوض عبارت بنده یک چیزهاى دیگرى تدوین شده است‏.

رئیس - اینها را ممکن است به تند‌نویسى بدهید اصلاًح بشود.

آشتیانى‌زاده – و یکى دیگر هم می‌خواستم عرض کنم که دولت خیلى دموکرات آقاى علاء با این که گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است وارث پدر هیچ کس نیست هم رادیو متعلق به ملت ایران است و هم گوینده رادیو متعلق به ملت ایران است دستور داده‌اند که نطق مخالفین را در رادیو نشر ندهند (جمعى از نمایندگان- بر عکس است) و چون نطق بنده و آقاى نریمان را در رادیو نشر داده‌اند دستور دادند و گوینده را از کار برکنارش کردند این دولت‌هاى خیلى دموکرات از اول این طور هم از آب در می‌آیند.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نیست آقاى نریمان.

نریمان - براى این که نطق بنده را در رادیو گفته بودند هم آقاى حجازى و هم آقاى سجادى را از کار برکنار کرده‌اند این است معنى آزادى در مملکت؟

رئیس - اینها مربوط به صورت مجلس نبود اگر نسبت به صورت مجلس نظرى دارید بفرمایید آقاى اردلان.‏

اردلان - عرض کنم به طوری که در صورت جلسه اسبق مندرج است مقام ریاست اعلام فرمودند که تصمیمى از طرف مجلس در جواب نامه بانک ملى ایران اتخاذ بشود دیروز در هیئت نظارت اندوخته اسکناس که این وظیفه قانونى به عهده او محول شده است به بنده مأموریت دادند که از مقام ریاست استدعا کنم که تکلیف این موضوع هر چه زودتر معلوم شود براى این که مردم راجع به تعویض اسکناس صد تومانى و پانصد ریالى مراجعاتى می‌کنند ما هم عوض می‌کنیم ولى باید انقضاى مدتش معین بشود و این را خواهش می‌کنم که زودتر تعیین بفرمایند.

رئیس - تکلیف این کار بعد از برنامه دولت معین می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس‌هاى گذشته تصویب شد.

2 - مذاکره ورود در دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: شوشترى نورالدین امامى و دکتر طبا

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل

+++

از دستور کرده‌اند یعنى در ورقه ثبت‌نام نموده‌اند.

جمال امامى - بنده پیشنهادى کرده‌ام.

رئیس - آقاى شوشترى و آقاى نورالدین امامى و آقاى کاظم شیبانى در ورقه قبل از دستور ثبت‌نام کرده‌اند پیشنهادى هم آقاى جمال امامى‌کرده‌اند که نطق قبل از دستور به آخر جلسه موکول بشود و برنامه دولت مطرح بشود.

شوشترى - مخالفم .

رئیس - آقاى جمال امامى توضیحى دارید بدهید.

جمال امامى - بنده پیشنهاد کردم که به کفایت مذاکرات در برنامه دولت رأى گرفته بشود و نطق‌هاى قبل از دستور موکول به آخر جلسه بشود پریروز بنده اینجا به کفایت مذاکره رأى ندادم (صحیح است) و دلیلش را عرض می‌کنم که حالا که پیشنهاد کفایت مذاکرات می‌کنم موجب تعجب آقایان نشود (دکتر طبا - پیشنهاد شما چیز دیگر است) ( امینى - اگر تغییر دستور باشد قابل طرح نیست 15 امضا می‌خواهد) پیشنهاد بنده پریروز رأى ندادم چرا؟ براى این که فرض مى‌کردم نمایندگان محترم متوجه وخامت اوضاع کشور هستند ناطقین محترم خواهند آمد پشت تریبون همه‌اش از اتحاد و اتفاق صحبت خواهند کرد و این مفید است براى مجلس و مملکت براى این که آقا غریزه هر ذیر وحى است که در موقعى که خطر متوجهش می‌شود به هم فشرده می‌شود و متحداً در مقابل آن از خود دفاع مى‌کند حتى یک وقت شنیدم فیل‌ها هم همین کار را می‌کنند تا خطرى متوجه‌شان مى‌شود به هم فشرده مى‌شوند و در مقابل مخاطره از خود دفاع مى‌کنندحالا ما متوجه این شده‌ایم که خطر خارجى در مملکت ما هست عوض این که به هم فشرده بشویم مى‌آییم اینجا نفاق مى‌کنیم و حتى اعتراض به مقام سلطنت مى‌کنیم آخر امروز موقع این کار است؟ هیچ وقت موقع این کار نیست بالاخص امروز (نریمان - همیشه موقع است) آن کسى که این کار را بکند ضرر به مملکت می‌زند (حائری‌زاده - تشخیص‌ها مختلف است) مختلف نیست آقاى حائری‌زاده شما هم می‌دانید بنده هم مى‌دانم تشخیص این است که در موقع خطر دور آن مرکزشان را بگیرند و به هم فشرده بشوند و با هم از خطر خارجى دفاع بکنند امروز ما می‌آییم تخم نفاق مى‌پاشیم و حتى به مقام مقدس سلطنت هم اعتراض می‌کنیم بنده آقاى علاء روز پنجشنبه گذشته به آقا اعتراضاتى داشتم و عرض کردم اینجا ملاحظه فرمودید که اعتراضات بنده چند ساعت بعد تحقق پیدا کرد عرض کردم تزلزل کابینه و دولت شما ممکن است بدبختى‌هاى زیادى بار بیاورد، ملاحظه مى‌فرمایید بنده اگر مملکت در حال عادى بود به همان دلایل که عرض کردم به دولت جنابعالى رأى نمى‌دادم ولى بدبختانه چه بکنم اوضاع غیر عادى است و مملکت در خطر است و من شخصاً نمی‌توانم مسئولیت ایجاد بحران را به گردن بگیرم ( آشتیانى‌زاده - دولت ایشان خودش موجب بحران است) من مجبورم و بالاجبار باید امروز به هر دولتى که سر کار هست رأى بدهم چون خداى نکرده اگر من امروز دولت را متزلزل بکنم نمی‌دانم که این بحران چقدر طول خواهد کشید و اگر خداى نکرده در این مدت پیشامد سویی براى مملکت بکند این مسئولیتش به گردن مجلس و مجلسیان خواهد بود (صحیح است) این است که امروز بنده بالاجبار باید به جنابعالى و به دولت شما رأى بدهم (اردلان - خیلى‌ها هم به میل رأى مى‌دهند) این است که پیشنهاد کردم که بیش از این در این موقع بحرانى این سؤال و جواب‌ها را نکنید چون ما تضمین صحبت‌هاى آقایان را نمی‌توانیم بکنیم مى‌آیند اینجا یک چیزهایی مى‌گویند عوض این که این بحران را حالا خاتمه بدهند بیش‌تر آتش می‌زنند (صحیح است) این است که مجبوریم بالاجبار این قضیه را هر چه زودتر تمام بکنیم و دولت آقا هم انشاء‌الله متوجه وضعیت کارش را بکند و اگر خداى نکرده اشتباهاتى هم کرده‌اند آنها را مرتفع بکنند پیشنهاد بنده به این دلیل بود و حالا که آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند به بعد از دستور بگذارند.

رئیس - آقاى حائری‌زاده.

حائرى‌زاده - وقت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذار می‌کنم و جناب آقاى دکتر مصدق حرف می‌زنند.

رئیس - این که قابل واگذارى نیست اینجا راجع به مخالفت با پیشنهاد است اگر شما نمی‌خواهید صحبت کنید دیگرى که اجازه خواسته است صحبت مى‌کند.

کشاورز‌ صدر - چه اشکال دارد واگذار می‌کند نوبتش را.

رئیس - آقاى شوشترى‏

حائرى‌زاده - من اجازه مخالفت را گرفتم حالا نوبت خودم را به آقاى دکتر مصدق واگذارمی‌کنم که ایشان صحبت بکنند.

دکتر مصدق - چون ایشان کسالت پیدا کرده‌اند نمی‌توانند صحبت کنند نوبت‌شان را به بنده می‌دهند.

رئیس - اسم آقا را مرقوم فرموده‌اند نوبت آقا می‌رسد آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم بنده با اظهاراتی که جناب آقاى جمال امامى ‌فرمودند همان بیانات دلیل است بر این که ما بیاییم حرف بزنیم براى این که آن اظهاراتى که در آن جلسه واقع شد که بنده نبودم و بعد در خارج خواندم و بعضى از افراد از من به طور استدراک سؤال کردند با این که بعد از موضوع ملى شدن نفت و توجه ملت ایران به این که این رأى مبتنى بر افکار عده معدود نبوده و بلکه مجلسین به اتفاق آرا این رأى مقدس را داده‌اند این یک صورتى پیدا کرد که ملت ایران متوجه شدند آن وحدت کلمه‌اى که یک روزى اینجا گفتم موجود است و اگر از این حرف‌ها بوى اختلاف مى‌آید من بوى وفاق مى‌شنوم بناء علیهذا مقتضى است که آقایان این فکرى که ملت پیدا کرده حسن نظرى که پیدا کرده این را حفظ کنیم که جزو مایه و سرمایه بشود و جلوگیرى از نفاق بکند در جلسه قبل بیانات متناقض اینجا طورى شد که مجدداً در خارج از مجلس و پیش مردمان بى‌نظر این فکر پیش آمد و فکر کردند که یک هسته اختلاف دیگر که مرکزش همان سیاست مرموز است مجدداً دارد کاشته مى‌شود من نه به شاه تملق می‌گویم نه به اقلیت نه به اکثریت باید از خدا بترسم و مسئول خدا باشم و ملت ایران، اما موضوع شاه را عجالتاً مطرح کردن و به این صورت هسته اختلاف را کاشتن برخلاف مصلحت و قانون اساسى است (صحیح است) باید صحبت کنیم باید علت را بگوییم شاید از این مطالب از این حرف‌ها بین دولت و شاه می‌خواهند کدورت ایجاد کنند (صحیح است) شاید بین دولت و مردمان بی‌غرض مى‌خواهند کدورت ایجاد کنند.

رئیس - اینها مربوط به مخالفت با پیشنهاد نیست.

شوشترى - اجازه بدهید به همین دلیل مذاکرات باید بشود و نطق قبل از دستور باید بشود و حقایق باید گفته بشود که ملت ایران بداند که در روح اکثریت ملت ایران هیچ تحریک اجنبى نیست، من نه روس می‌شناسم نه آمریکا نه انگلیس هر کس به ما نظر تمکین داشت با او رفیقم وگرنه با او مخالفم پس باید این مطالب را بگوییم و باید حرف بزنیم و مذاکرات باید بشود (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى جمال امامى‌دو قسمت است یکى راجع به نطق قبل از دستور است که بعد از دستور باشد و یکى هم راجع به کفایت مذاکرات است در برنامه دولت اول رأى می‌گیریم که نطق قبل از دستور به بعد از دستور موکول بشود.

دکتر معظمى - نظامنامه این اختیار را به رئیس مجلس داده چرا رأى بگیرید؟ بزرگ‌ترین کار مجلس تعیین تکلیف دولت است مملکت در آتش می‌سوزد باید تکلیف دولت را معین بکنید نطق قبل از دستور چیست تکلیف دولت را معین کنید.

شوشترى - شب اینجا خوابیده‌ام با حال ناخوشى قبل از دستور اسم‌نویسى کرده‌ام .

آشتیانى‌زاده - این دولت نمی‌تواند آتش را خاموش کند.

رئیس - آقاى دکتر معظمى حق با شما است که نظامنامه به رئیس اختیار داده و نطق قبل از دستور با اجازه رئیس است ولى بنده باز به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

دکتر معظمى - از قدرتى که قانون به شما داده است به نفع مملکت استفاده کنید این موضوع با اجازه رئیس است که بدهد یا ندهد.

جمال امامى - نطق قبل از دستور چه لزومى‌دارد.

رئیس - چون هر روز همین اوضاع است لزومش این است که هر روز آقایان اسم می‌نویسند گمان می‌کنند که من نظر شخصى اعمال می‌کنم این است که من به نظر مجلس واگذار می‌کنم آقایانى که با نطق قبل از دستور موافق نیستند که نطق قبل از دستور نشود قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد آقاى شوشترى بفرمایید.

کشاورز صدر - آقاى رئیس رأى منفى که نباید گرفت‏.

شوشترى - باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم باز هم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

+++

هر عملى می‌کنم انشاء‌الله امیدوارم با رضاى خدا و رضایت دین اسلام و رضایت ملت ایران باشد من باید مطالب را بگویم، فحش هم بدهند ناسزا بگویند از هیچ چیز نباید بترسم خاکستر به سرم ریختند بریزند سنگ زدند بزنند بد می‌گویند بگویند من می‌گویم مادامى‌که وکیلم در مجلس شورا و آنچه را که ملت ایران می‌خواهد می‌گویم والله با حالت بیمارى و مرض آمدم خوابیدم که نطق کنم‏.

رئیس - این بلندگو را بگذارید کنار، گوش من رفت بفهمم چه می‌گویند.

شوشترى - این را بگذار کنار آقا .. این غول بى‌شاخ و دم را بگذار کنار (خنده نمایندگان) آقایان محترم، نمایندگان عزیز، اکثریت، اقلیت، سالیانى ملت ایران .. از مخبرین جراید استدعا می‌کنم منجمله به جمله حرف می‌زنم، با علم هم آشنا هستم ولى با سبک تقریر اگر آشنا نیستم و یا مزاجم کسل است شما جملات را استدعا دارم با آن کرم خودتان اصلاًح فرموده و یک چیزى که منتسب به من نبود و نیست جزیی شود و اگر لغزشى در من سراغ فرمودند لغزش را هم بکاهند هر ملتى، هر مملکتى که از نظر ایمان و عقیده ضعیف شد دست سیاست و دست تأثیر قوى در او سارى و جارى می‌شود این ملازمه دارد همیشه جزو ضعیف را قوى از بین می‌برد جنس ضعیف را قوى از بین می‌برد. طبیعى است از دویست سال قبل آقا، آقا، جناب آقاى فرامرزى والله هر وقت شما صحبت می‌کنید از نظر فواضل و فضائل و نطق استدلالى شما من تمام توجهم آن است که حواس شما پرت نشود و استفاده بکنم (فرامرزى - آخر دولت دویست تن کاغذ شما را که مصادره نکرده است، بیست هزار تومان بیعانه‌اش را داده‌ایم دولت مى‌خواهد مصادره کند) نمی‌کند. (فرامرزى - حالا که کرده) نمی‌کند، حالا درست می‌شود. در برنامه دولت (فرامرزى - آن وقت شما می‌گویید که معامله کردى ولى بدانید که دولت می‌خواهد از ما بگیرد)

رئیس - آقاى فرامرزى اجازه بدهید..... (فرامرزى - آخر دولت به گوشش فرو نمی‌رود حرف حساب که پیش نمی‌رود)

شوشترى - در برنامه دولت جناب على منصور موضوع سیاست مرموز دویست ساله که علت غایی ضعف ایمانى در بعضى افراد ایران بود مذاکره کردم و گفتم دولتین روس و انگلیس هر یک به تفاوت در زمان‌هایی رخنه می‌کردند و تحمیل می‌کردند افکارى را به ملت ما. مادام که دولت دولت امپراطورى عثمانى هم بود گاهى ما مواجه با سه سیاست می‌شدیم. بدبختانه. متأسفانه همان دست مرموز امپراطورى با عظمت عثمانى را که مبنایش محمد رسول‌الله بود متلاشى کرد و از هم پاشید و ما گیر دو سیاست افتادیم. در یک مدت هم گیر یک سیاست افتادیم براى این که داخل شوروى یک وضعیت مخصوصى داشت فقط سیاست جنوب بود که معاهده مرحوم وثوق‌الدوله را که ملت ایران به اتفاق او را مردود شناخت و رد کرد. دچار آن سیاست شدیم. بعد از این هم دولت شوروى که اول دولتى که آن رژیم را به رسمیت شناخت دولت ایران بود. باز خورد خورد و نرم نرم گیر دو سیاست افتادیم. این جنگ پیش آمد حالا گیر سه تا سیاست افتاده‌ایم. روس است و انگلیس است و آمریکا. به به به به گل بود و به سبزه نیز آراسته شد (کشاورز ‌صدر - امان از آن سبزى) خوب اما واقعاً آن آقایان. که نمی‌دانم ما که این درس‌ها را نخوانده‌ایم آیاراستى راستى باطناً با هم متحدند و نعل وارونه می‌زنند ما را به این زحمت مى‌اندازند یا واقعاً با هم اختلاف دارند و سر نصف منفعت لوله نفت جنوب یک تحریکاتى درست می‌کند یا این که بین جنوب و شمال اتفاق و اتحادى است می‌خواهند پاى او را کنار بگذارند. ما که اینها را نمی‌دانیم البته یک دولتى که آشناى با سیاست خارجى، با رعایت این اصول، با مطلع بودن از این افکار شیطانى که ملل کوچک ضعیف بى‌دست و پا را به زحمت مى‌اندازد باشد باید روى کار باشد تا آن دولت با درایت. با تأمل با توفیق و با استعانت به باری‌تعالى و ملت‌پرور مشکلات را حل کند به طوری که که در مخالفت با فرمایش جناب آقاى جمال امامى عرض کردم این وحدت کلمه‌اى که در ملى شدن نفت از طرف مجلسین پیش آمد و ظاهر شد که انعکاس آن در خارج از ایران هم به صورت عجیبى تلقى شد این در ملت ایران حسن اثر عجیبى نمود که ملت ایران توجه کردند که وکلاى مجلسین و زعماى ملت در موقع خطیر ولو آن که در اصل موضوع ممکن است اختلاف نظرى داشته باشند با هم متفق و متحد هستند من خودم. اینجا است الان توى بغلم است. در آن تاریخ راجع به نفت پیشنهادى کرده بودم که در آن پیشنهاد مطرح کردم که کمیسیون محترم هر تصمیمى‌که می‌گیرد حتماً باید راجع به بحرین هم باشد زیرا بحرین را من جزو لاینفک ایران مى‌دانم (صحیح است) ولى به من گفتند که آقا ممکن است این پیشنهاد به این تندى تو عجالتاً یک قدرى به اشکالات بر بخورد والبته من صرف‌نظر کردم همین طور گذاشتم جیبم تا عقلاى قوم تصمیم را بگیرند و با آن تصمیم براى این مملکت براى این مردم برهنه براى این بیچارگانى که روى طلا هستند و ستر عورت ندارند شاید ما بتوانیم یک فکرى بکنیم این پیشنهاد را ندارم و خوش‌وقت شدم به این که اگر دچار حمله‌اى شدیم دچار زشت‌گویی شدیم، لااقل یک وحدت کلمه‌اى در ایران پیدا شد این وحدت کلمه عرض کردم همین طور بود و بود و بود عکس‌العملش در خارج، چه عرض کنم، من که نرفتم، نمى‌دانم با زبان خارجى هم آشنایی ندارم نمى‌خواهم هم آشنا باشم، اگر زرنگم زبان مادرى خودم را زبان پدرى خودم را زبان دین خودم را حفظ بکنم همین پیشکشم دیگر اسبى که در پیرى ببرند براى تربیت و این چیزها به درد صبح قیامت می‌خورد بنده به درد آن کارها دیگر نمی‌خورم متأسفانه این تحریکات و این دستاویزها در تمام شهرستان‌ها جنوب. شمال. همه جا دارد به صورت مخصوص ولى با اتصال به هم در مى‌آید که هر آشناى به سیاست می‌فهمد در یک روز، در یک ساعت به یک وضعیت. در آبادان در کاشان در بابل در گرگان در گیلان در فلان جا این یک دست متصل به همین است، یک سیاست زیر پرده و آتش زیر خاکسترى است که از یک جایی مى‌خواهد شعله در گیرد ولى یک ملت هوشمند، یک ملت با درایت متوجه این است که در اینجا خونسردى خودش را از دست ندهد و حفظ کند این چند روزه متأسفانه در خود مجلس در خارج از مجلس یک حرف‌هایی زده مى‌شود که مجدداً بنده نمى‌گویم اتفاق بدى پیش مى‌آید انشاء‌الله براى ملت ایران هیچ وقت اتفاق بدى پیش نمى‌آید ولى اذهان را به شبهه انداخته‌اند من در برنامه دولت منصور مخالفت کردم، به او هم رأى ندادم، در برنامه مرحوم رزم‌آرا مخالفت کردم و رأى ندادم‏ رأى اعتماد هم که مجدداً گرفت من رأى ندادم من عقیده‌ام این بود. سیره‌ام این بود و قرارم این است که به لایحه‌اى که از نظر اصول فکرم منطبق باشد رأى بدهم ولى در موقع پیشامد تشنج آقایان محترم ملاحظه فرمودند در مجلس خصوصى به جناب آقاى حسین علاء گفتم براى اولین مرتبه براى رفع تشنج براى این که ما بتوانیم سامانى پیدا بکنیم به شما رأى مى‌دهم زیرا شما را خائن به مملکت نمى‌شناسم. خدمتگزار مملکت مى‌شناسم (صحیح است) و بی‌جهت تا پیش من از نظر قضایی و از نظر حکم شرعى و محکمه کسى خائن شناخته نشود او را طرد نمی‌کنم. من فکرم بنا دارد. به شما رأى مى‌دهم، خوب دیدم اغلب اشخاص بی‌غرض همین فکر را دارند بعد دیدم در یادداشتى که جواب داد از یادداشت فهمیدم که آن منظوری که ملت ایران دارد ایشان رعایت کردند کور از خدا چه می‌خواهد، دو چشم بینا مجلسین چه مى‌خواهند. دولت خدمتگزار. متأسفانه خیلى معذرت مى‌خواهم از جناب آقاى دکتر مصدق و من باید بگویم یا در جبهه ملى، این جبهه ملى و این اقلیت محترم آن سبک و آن سیره و آن چیزهاى اقلیت‌هاى سابق را ما نمى‌دانستیم یا از دست داده جبهه ملى یک سبکى داشت و آن سبک هم از طرف جناب آقاى دکتر مصدق و آقاى مکى و اغلب آقایان رعایت شد و آمدند جناب آقاى دکتر مصدق فرمودند که شخص آقاى حسین علاء سى سال است با من دوست است و آقاى حسین علاء را تنزیه کردند و گناهکار نشناختند آقاى پسرعموى عزیزم که در پشت پنجم ما ...ایشان هم اولاد آقاى آقا سید اسماعیلند، نوه سید نورالدینند حالا خوب اسم فامیلى را هر کسى انتخاب می‌کند هر چه می‌خواهند می‌گذارند ایشان گذاشتند نریمان، پسر سام و پسر گرشاسب را اختیار کردند به آن کارى ندارم (دکتر بقایى - شما هم جزایرى را برداشتید) نه، من شوشترى جزایرى هستم سجلم را ببینید، منتهایش علم بالغلبه هستم، علم بالغلبه را می‌دانید؟ (خنده نمایندگان) شهرت علام بالغلبه است، به قدرى مشهور است که علم بالغلبه است عرض کنم به حضور مقدستان که آقا بیاناتى فرمودند، البته یک قسمت از بیانش را، آن قسمتى را عرض کردم که هرگونه حمله در این موقع به مقام سلطنت، یا در هر موقع، به مقام سلطنت که مسئولیت ندارد، این اذهان را مشوب می‌کند و نباید بشود و مورد تصدیق ما واقع نمی‌شود اما ایشان یک عبارتى فرمودند که به مجلس برخورده، من یکى از افراد مجلسم، فرمودند رئیس‌الوزراى تحمیلى، نه ایشان رئیس‌الوزراى تحمیلى نبودند، زیرا اگر تحمیلى بودند آقاى خلیل فهیمى را ما چرا رد کردیم، ما رد کردیم مگر، رد نکردیم؟ وقتى هم که رد کردیم از طرف مقام سلطنت که حق عزل و نصب با او بود، بلاتأمل، برخورد هم نکرد آمدند گفتند آقاى حسین علاء ایشان هم آمدند 50 رأى (صفوى- 70 رأى) 70 رأى هم مجلس به ایشان اظهار تمایل کرد. این را آمدن گفتن تحمیلى و به ما اهانت

+++

وارد کردن و ناروا مورد حملات قرار دادن به عقیده من پسندیده نیست من ناچارم این موضوع را رد کنم.‏

رئیس - وقت شما تمام شده است اکثریت هم نیست .

شوشترى - اجازه بفرمایید بنده پنج دقیقه دیگر عرض دارم .

رئیس - باید رأى گرفت و عده هم براى رأى کافى نیست‏.

شوشترى - آقا خاصه خرجى نکنید اگر اجازه به من نمی‌دهند به هیچ کس ندهید من چه می‌گفتم چرا نمی‌گذارید حقایق را بگویم چرا نمی‌گذارید حرف بزنم دارم حقایق را می‌گویم .

رئیس - تأمل کنید بسته به رأى مجلس است. آقاى شوشترى 5 دقیقه بیش‌تر است؟ (شوشترى- خیر) آقایان اگر مخالف نیستند 5 دقیقه ایشان به بیانات خودشان ادامه دهند؟

پناهى - باید رأى بگیرید .

مجتهدى - باید رأى بگیرید. بنده مخالفم .

ذوالفقارى - این که کار نشد تمام وقت مملکت همه‌اش به حرف می‌گذرد .

حاذقى - ما موافق نیستیم بعد از رأى اعتماد به دولت بفرمایید هر چقدر صحبت کنید.

کشاورز‌ صدر - خود آقاى شوشترى موافقت بفرمایند براى جلسه بعد.

رئیس - رأى می‌گیریم به این که آقاى شوشترى پنج دقیقه بیانات‌شان را تکمیل کنند آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بفرمایید.

شوشترى - بناء علیهذا من عرایضم را کم‌تر می‌کنم تمام می‌کنم اولاً از کمیسیون محترم نفت جناب آقاى دکتر مصدق استدعا دارم براى این مدت دو ماه هر عملى که می‌کنید زودتر تصمیم بگیرید مى‌بینید که دست مرموزى هر جایی را به یک جور متشنج می‌کند آقاى جمال امامى هر کارى می‌کنید یک دفعه بکنید زودتر تمام کنید ملت را از انتظاربیرون بیاورید و از اینجا صدایم را به تمام ملت ایران می‌رسانم مردم ضعیف ایران بدانید دشمن در کمین است یک دفعه تحریکات اجنبی اوضاع شهرستان‌هاى ما را مغشوش می‌کند اگر حساب خرده دارید اگ که اعتراضاتى دارید بگذارید بعد از این که رأى کمیسیون تمام شد و ملت ایران رأى خودش را به دنیا اعلام کرد آن وقت وارد این حرف‌ها بشوید در غیر این صورت هر کس به تشنج ایران به اختلاف ایران دست بزند دولت مملکت ملت اگر یک وضعیتى را ایجاد بکنند که به تشنج بیفزاید خیانت به عالم اسلام و ایران است (صحیح است- احسنت)

رئیس - آقاى نورالدین امامى‏

امامى - عرض کنم که در موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى علاء بنده ساعت چهار بعد از نصف شب آمدم مجلس که در برنامه اسم‌نویسى کنم وقتى که دیدم آقایان رفقا و همقطاران محترم یک عده‌اى شب تشریف آورده‌اند در مجلس و مانده‌اند براى اسم‌نویسى به بنده فرمودند که شما قبل از دستور می‌توانى اسم‌نویسى بکنى من موافقت نکردم براى این که عقیده داشتم تا موقعى که برنامه مطرح است قبل از دستور صحبت نشود و در این موقع بحران و کشمکش و آشوب هر چه زودتر تکلیف دولت تعیین بشود و دولت هم شروع به کار کند بهتر است من اگر بخواهم از افراد دولت یکى یکى اسم ببرم تصور می‌کنم خوب نیست و صلاح نیست همین قدر عرض می‌کنم و من مى‌خواهم اصلاً نطق قبل از دستور خودم را به همین جا درز بگیرم براى این که وارد در دستور بشویم همین قدر عرض می‌کنم علاء کسى است که آذربایجانى افتخار مى‌کند که اسم علاء را می‌برد و چون آقاى دکتر طبا هم مطالب مختصرى دارند یک قسمت از وقتم را به ایشان واگذار مى‌کنم.

رئیس - آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده هم عرایض زیادى داشتم راجع به حوزه انتخابیه‌ام ولى چون تکلیف دولت را می‌خواهیم معلوم بکنیم بنده خیلى کوتاه عرایضى خواهم کرد یکى راجع به سیل مهیبى است که اخیراً در عقدا که یکى از قرای پرجمعیت نائین است اتفاق افتاد و آقایان هم لابد اطلاع دارند در رادیو و جراید راجع به این سیل شنیده‌اند و متأسفانه تمام مزارع و باغات خراب شده است یک عده از منازل مسکونى از بین رفته است و لازم است که دولت و شیر و خورشید سرخ اقدام عاجلى هر چه زودتر به عمل بیاورند. عرض دیگر هم راجع به نظر خودم و رفقاى من در فراکسیون جوان راجع به دولت آقاى علاء بود ما در همان اوان تشکیل دولت جلسه‌اى تشکیل دادیم و به اتفاق بدون جزیی نظر مخالفى تماماً تصمیم به تقویت ایشان گرفتیم (احسنت) بنده وارد این نمی‌شوم که چه دلایلى داشتیم چون نظر شخصى که البته ما و سایر اعضای فراکسیون جوان نداریم (جمعى از نمایندگان - همه ندارند) صحیح است هر چه فکر کردیم راجع به شخص آقاى علاء و شرافت و وطن‌پرستى‌شان تردیدى ندیدیم راجع به سایر آقایان هم به همین طریق (صحیح است) یک رئیس دولتى را که 71 نفر از نمایندگان به ایشان اظهار تمایل کردند جا دارد که زودتر دست دولت را باز بگذاریم تقویت بکنیم متفقاً تقویت کنیم که انشاء‌الله در رفع معضلات کشور بکوشند در عرض جلسات گذشته یک بیاناتى آقایان کردند که حداقل آنچه که می‌توانم بگویم این است که هم نسبت به شخص آقاى علاء و هم نسبت به دولت دور از انصاف بود (غلامرضا فولادوند - موضوع اختلاف کاغذتان رفع شد) بنده از کاغذ اطلاعى ندارم (فولادوند - تحقیق کنید ببینید موضوع اختلاف کاغذ در فراکسیون جوان رفع شد) (فرامرزى- آقا بنده طبق ماده 90 مى‌خواهم جواب بدهم) بنده اطلاعى ندارم نه اختلافى با آقایان دارم نه موضوع کاغذ را اطلا‌ع دارم بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ نظرى به دولت ندارم و نه مختصر تقاضایی دارم اگر هم نظرى داشته باشم راجع به حوزه انتخابیه خودم است آقایان اطلاع دارند خودشان واردند که وضع مملکت خطیر است خطر در حقیقت در پشت در خانه من و شما است بنابراین جا دارد که همه متفقاً و متحداً بکوشیم و دولت را تقویت کنیم زیرا در چنین وضع خطیرى تنها ضامن موفقیت ما در رفع مشکلات مملکت اتحاد و اتفاق کامل است‏.

(صحیح است- احسنت)

فرامرزى - بنده دو کلمه عرض دارم .

ناصر ذوالفقارى - می‌خواهند شما را تحریک کنند.

رئیس - وارد دستور که شدیم دو کلمه را بفرمایید.

3 - بیانات آقاى دکتر هدایتى به عنوان ماده 83 آیین‌نامه

دکتر هدایتى - بنده به موجب ماده 83 عرضى دارم .

فرامرزى - من به دولت علاء رأى می‌دهم اگر تمام اموالم را مصادره کند رأى می‌دهم آنهایی که به دولت نظرى دارند می‌خواهند که دولت را عوض کنند این نظر را دارند .

دکتر هدایتى - بنده اخطار دارم طبق ماده 83

رئیس - از همان جا بفرمایید.

دکتر هدایتى - حق بنده پشت تریبون است.

فولادوند - اجازه بفرمایید توضیح راجع به دویست تن کاغذ بدهند که قضیه روشن شود.

رئیس - آقاى دکتر هدایتى بفرمایید.

دکتر هدایتى - راجع به نطق قبل از دستور در آیین‌نامه مى‌نویسد هر یک از نمایندگان که مطلب مهمى‌داشته باشد و بخواهد به استحضار مجلس برساند می‌تواند قبل از شروع دستور و یا آخر جلسه با اجازه رئیس و رعایت نوبت به عنوان نطق قبل از دستور یا بعد از دستور مطلب خود را اظهار نماید مجموع این قبیل نطق‌ها در یک جلسه به طور کلى نباید از سه ربع ساعت تجاوز کند در اینجا دو تخلف آیین‌نامه‌اى شده یکى این که نطق‌هاى قبل از دستور را کسى که اسم نوشته حق ندارد یک ربع خودش را یعنى یک قسمت از یک ربع خودش را به دیگرى واگذار کند براى این که نوشته است منحصراً به سه نفر ......

بعضى از نمایندگان - این ماده اصلاًح شده.

دکتر هدایتى - این اصلاًحیش است که من دارم می‌خوانم این چایى نیست اصلاًحى است بنابراین فقط سه نفر قبل از دستور می‌توانند صحبت کنند و یک نفر نمی‌تواند یک قسمت از وقتش را خودش صحبت کند و یک قمستش را دیگرى و این خلاف آیین‌نامه است این یک تخلف آیین‌نامه‌اى یکى دیگر این که مجموع نطق‌هاى قبل ازدستور نباید از 3 ربع ساعت تجاوز کند ما ساعت ده و ربع شروع کردیم الآن ساعت 11 است (کشاورز صدر - یکى هم آن جلسه گفته شد به این که تابلوى قبل از دستور نمی‌گذاریم) به هر حال بر فرض تمام اینها که صحت داشته باشد الآن سه ربع از وقت مجلس صرف نطق قبل ازدستور شده است و زائد بر این خلاف آیین‌نامه خواهد بود.

رئیس - البته هر وقت از 3 ربع تجاوز کرده با رأى مجلس بوده مجلس رأى داده نباید بدهد من هم عقیده‌ام این است که رأى نباید بدهد.

دکتر هدایتى - عوض کردن آیین‌نامه تشریفات دارد با رأى مجلس که نمى‌شود آیین‌نامه را عوض کرد.

4 - بیانات قبل از دستور - آقایان: شیبانى و دکتر مصدق

رئیس - آقاى شیبانى

کاظم شیبانى - آقایان نمایندگان محترم

+++

اطلاع دارند که من تا کنون مصدع اوقات شریف‌شان نشدم و شهوت کلام هم ندارم (صحیح است) یک عمر زندگانى سربازى خود را طى کرده و تصور می‌کنم در انجام وظیفه‌اى که به من محول بوده حتى‌القوه جدیت کرده‌ام با حسن وجه آن را انجام داده‌ام (صحیح است) (مهدى ارباب - در قسمت سیستان را بنده شاهد هستم) (اردلان - کردستان را هم بنده) (فرامرزى - فارس را هم بنده) حالا هم که به سمت نمایندگى انتخاب شده‌ام وظیفه خودم می‌دانم که وقتى حس خطرى کردم عقیده‌ام را به عرض آقایان برسانم آقایان یک عمل مهمى را بالاتفاق انجام دادیم یعنى صنعت نفت را ملى کردیم باید تا انتهاى اجراى این عمل هم با هم متحد باشیم (احسنت) (جمال امامى - همیشه باید متحد باشیم) یک همچو موقعى که این کشور در آستانه انقلاب است مشاهده می‌شود که مذاکراتى در مجلس می‌شود که به عقیده بنده چندان به موقع نیست (صحیح است) یک دولتى به مجلس معرفى شده است که به عقیده بنده یک قسمتى از آقایان حالا نمی‌دانم اکثریت یا اقلیت این دولت را شایسته اعتماد می‌دانند (صحیح است) این حملاتى که این دو روزه به دولت جناب آقاى علاء شده تصور می‌کنم موقعیت نداشته است (صحیح است) و آقاى علاء مبرا و منزه از این اتهامات هستند (صحیح است) و بنده عقیده دارم این شعر شیخ اجل سعدى شیرازى درباره ایشان مصداق دارد.

گر حسود از سر بی‌مغز سخن راند چه باک

طهر مریم چه تفاوت کند از خبث حسود

اما مطلب دیگرى که بنده را مجبور کرد امشب ساعت چهار بعد از نصف شب بیایم و اسم‌نویسى کنم فرمایشات بعضى از آقایان درباره شخص اول مملکت بود آقایان این عرایضى که بنده اینجا عرض می‌کنم حمل به تملق نکنید زیرا الآن ثابت می‌کنم بنده یک عمر مرحله سربازى خودم را طى کردم به شهادت پرونده خدمتم تصور نمى‌کنم هیچ افسرى در ایران داراى پرونده‌اى مثل من باشد از سربازى تا سرتیپى تمام درجاتم را در غیر موقع و در زد و خورد گرفتم به واسطه دسیسه‌هایی که در نزد شخص اول مملکت شد بنده را در سنى که نبایستى بازنشسته شوم بازنشسته کردند (کشاورز صدر - براى این که جلوى قاچاق جنوب را گرفتید) حالا در این خصوص بنده هیچ عرضى ندارم و عرضى هم نمی‌کنم زیرا شاه را مظهر ملت (صحیح است) و پیش خودم مقدس‌ترین چیزها مى‌دانم (صحیح است - احسنت) آن هم چه شاهى شاهى که ده سال با این انقلاباتى که در مملکت ما به وجود آورده‌اند و مى‌آورند در صحت‌مندى در تندرستى ایستادگى کرده و از هر تزلزلى مملکت را نگاه داشته‌اند این انصاف نیست که به چنین شاهى حمله بی‌موقع بشود (صحیح است) بالاخره شاه است بالاخره تمام ملت او را برگزیده‌اند او مظهر ملت است (صحیح است) ما اگر بخواهیم به مظهر ملتمان بد بگوییم چى خواهیم داشت؟ و چه افتخارى می‌توانیم داشته باشیم؟ چه خواهیم کرد؟ بنده عقیده دارم وظیفه ملى امروز ما همان طورى که متحداً رأى دادیم و صنعت نفت را ملى کردیم و پیش‌بینى این انقلاب‌ها را هم می‌کردیم و دور هم مى‌نشستیم و می‌گفتیم که مردم را باید در آرامش تشویق و ترغیب نمود حالا هم بیاییم دور هم بنشینیم دولت را تقویت بکنیم از شخص اول مملکت استمداد بکنیم تا با کمک یکدیگر متحداً این عملى را که کرده‌ایم به انجام برسانیم و برویم کنار و عرض بنده همین بود و دیگر عرضى ندارم و بقیه وقتم را خدمت آقاى دکتر مصدق تقدیم می‌کنم (احسنت- آفرین)

رئیس - آقاى دکتر مصدق‏

دکتر مصدق - بنده قسمتى از اجازه آقاى کاظم شیبانى استفاده مى‌کنم به شرطی که آقایان نمایندگان محترم مدتى را که از آنجا به اینجا آمده‌ام حساب نفرمایند (خنده نمایندگان) بعد از ملى شدن صنعت نفت یک سلسله عملیاتى در معادن نفت جنوب روى داده که نه تنها برخلاف مصالح آن دولى بوده که از محصول معادن نفت ما استفاده می‌کنند.

کمپانى این طور خواست که به دنیا بفهماند اگر صنعت نفت ملى بشود دولت ایران قادر به بهره‌بردارى از آن نخواهد بود در صورتی که همه می‌دانند اگر دولت ایران بالفرض نتواند تأسیساتى مثل تأسیسات کنونى شرکت نفت بر پا کند بدون تردید حتماً قادر است که مثل معادن نفت قفقاز که سال‌ها مصرف آن نقطه دول اتحاد شوروى و ایران را تأمین کرده بود از معادن خود بهره‌بردارى نموده و دست کمپانى غدار و ستمکار را از سیاست استقلال‌شکنانه ایران کوتاه کند (صحیح است)

من عرض مى‌کنم هر کس که از ابتداترین حق خود که داشتن یک لقمه نان براى امرار حیات است محروم شد حق دارد از حقوق دفاع مشروع یعنى « لژى تیم دفانس » (شوشترى - نفهمیدم) (جواد مسعودى - دفاع مشروع) استفاده نماید (صحیح است) که آن اعتصاب است و به این وسیله با هم متفق شوند تا بتوانند حق خود را استیفاء نمایند و البته هیچ کس نمى‌تواند منتظر و امیدوار باشد که عده‌اى با شکم خالى کار کنند (صحیح است) و کیسه سرمایه‌داران انگلیس را مملو از لیره‌هاى طلا نمایند (آشتیانى‌زاده - باگلوله شکم کارگران را پر کردند) و من در این موضوع وارد نمى‌شوم چه اشخاصى سبب شده‌اند که آنها اعتصاب کنند و چه اشخاصى با آنهایی که هیچ نداشتند کمک کنند که تلگراف شکایات خود را به مرکز مخابره نمایند.

فقط به این ضرب‌المثل متوسل می‌شوم که گفته‌اند شکم گرسنه عقیده و ایمان ندارد و هر آدم غریق یا بیچاره‌اى ناچار است به حشیش توسل نماید.

من از جناب آقاى نخست وزیر سؤال می‌کنم آیا وظیفه دولت این نبود که پس از ملى شدن صنعت نفت چه موجباتى پیش آمده که شرکت نفت از حقوق حقه کارگران بکاهد یا این که تن به اعلان حکومت نظامى بدهد و به طوری که شایع است پس از انتشار خبر حکومت نظامى از رادیو لندن حکومت نظامى را اعلان نماید.

من چون با بعضى از اصول کمونیسم از آن جمله مخالفت با آزادى فردى که حق غیر قابل انکار افراد هر جامعه است و به طورى که گفته‌اند « براى آزادى حدى نیست مگر آنجایی که آزادى دیگران شروع می‌شود » موافق نیستم خصوصاً این که پیروان این اصول براى پیشرفت عقیده و مرام خود از بعضى مراکز استفاده مى‌کنند که با ما نه وحدت زبانى نه نژادى نه مذهبى و نه هدف مشترک که استقلال ایران است دارند ولى صاف و پوست کنده و بى‌پروا عرض می‌کنم در آنچه مربوط به حقوق کارگری است از صمیم قلب موافقت و هیچ وقت نمى‌توانم حتى کوچکترین مخالفتى بنمایم.

و این اصل اختصاص به کمونیسم ندارد که آنها براى خود یک مفاخرى قرار دهند بلکه از بدو اجتماع بشر هر فرد با عاطفه و هر شخص با‌ وجدانى راضى نشده که یک فردى براى ادامه زندگى از نان خالى محروم شود و عده دیگر آن قدر بخورند که از سیرى شکم خود را بترکانند (احسنت) (حاذقى - خودش می‌ترکد نمی‌ترکانند)

مگر نبود که مولاى متقیان و امیر مؤمنان صلى‌الله علیه و آله و سلم شب‌ها نان به کول خود می‌گذاشت و به خانه اشخاص ناتوان تسلیم می‌کرد (صحیح است)

اصول حمایت از کارگران در ممالک اروپا با اختراع ماشین توأم است و چنانچه در ایران این اصول رعایت نشده علت این است که مملکت ما از کار با ماشین محروم بوده است و اکنون که ماشینیسم در این مملکت رو به توسعه مى‌گذارد چه مانعى دارد که ما خود این اصول را همچنان که ملت انگلیس و بعضى از ملل مترقى نموده‌اند اجرا نماییم.

ممکن است بگویند که دکتر مصدق واعظ غیر متعظ است لذا عرض می‌کنم من که از بدو زندگى در یک خانواده اشرافى متولد شده و به صورتى که همه مى‌دانند پرورش یافته‌ام چگونه می‌توانم رویه‌اى غیر از این اتخاذ و خانواده‌ام را با خود دشمن نمایم.‏

بر فرض این که من یکى آمدم و عقیده خود را به مرحله اجرا گذاردم به قول معروف از یک گل بهار نمى‌شود و آیا غیر از این که خود را دچار جماعتى متعرض قرار دهم نتیجه دیگرى مى‌توانم از آن بگیرم پس ناچارم از این وضعیت کنونى اکل میته کنم تا بتوانم آنچه در صلاح مردم است به عرض جامعه برسانم.

رئیس - آقاى دکتر اجازه بفرمایید آقایان با ادامه صحبت آقاى دکتر مصدق مخالف نیستند؟ (نمایندگان- خیر) بفرمایید.

دکتر مصدق - دلیل این که نمایندگان جبهه ملى از دادن رأى به لایحه دولت راجع به برقرارى حکومت نظامى خوددارى کرده‌اند غیر از این نبود که دولت بدون تحقیق و بدون رسیدگى که آیا این اعتصاب به جا است یا بی‌جا است آن را اعلان نمود.

جناب آقاى نخست وزیر از بدو تشکیل حکومت نظامى تلگرافات عدیده‌اى از مردم بیچاره و از کارگران بدبخت و مظلوم نواحى نفت‌خیز رسیده است که همه به اطلاع و استحضار آن جناب رسیده و مخصوصاً یکى از آنها با این که مخابره کنندگان آن به این هیئت حاکمه عقیده ندارند حاضر شده‌اند عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بروند در محل تحقیقات و رسیدگى نمایند که آن را روز قبل به جنابعالى تقدیم کرده‌ام و همه نالآن و گریانند که عاقبت سرنوشت

+++

آنها چه خواهد شد و آیا شرکت نفت خواهد گذاشت که دولت ایران احقاق حق آنها را بکند یا نه در این صورت لازم است به شکایات حقه آنان رسیدگى شود و رفع ظلم را از مظلوم را به جان خود بنشانند.

لازم مى‌دانم که نظریات دولت را به این مطالب توجه دهم که مأمورین فعلى متصدى کار خصوصاً در مناطق نفت‌خیز کسانى هستند که یا کمپانى آنها را سر کار برده و یا از سابق با کمپانى سر کار داشته‌اند.

در این صورت شما چگونه اطمینان می‌کنید که به گزارش یک طرفى آنها که غیر از حمایت از عملیات نامشروع کمپانى نیست اعتماد نمایید.

من توجه شما را به این مطلب جلب مى‌کنم که آنها داراى شخصیتى نیستند که بتوانند در مقابل حرف‌های ناحساب کمپانى مقاومت نمایند در این صورت مقتضى است هر چه زودتر به تقاضاى آنها ترتیب اثر داده شود تا دامنه این اعتصاب به نقاط دیگر سرایت نکند و کمپانى نتواند تصمیم مجلس شوراى ملى را که در مصالح ملک و ملت اتخاذ شده است عقیم و بلا‌اثر نماید.

اگر کارگران شرکت نفت براى نداشتن نان اعتصاب می‌کنند سایر مردم ایران هم به آنها وجه اشتراک دارند راست و بى‌پرده عرض مى‌کنم که ادامه رویه‌اى که کمپانى اتخاذ کرده نه در صلاح خود او و نه در صلاح ما و آن مللى است که از محصول نفتى ما استفاده مى‌نمایند.

اکنون اجازه مى‌خواهم بیانیه‌اى که در جلسه شب قبل جبهه ملى براى نصیحت به کارگران و براى این که آنها به کار خود ادامه دهند بخوانم.

عده‌اى از نمایندگان - بفرمایید .

جمال امامى - آقاى دکتر آنها به حرف شما گوش نمی‌دهند به حرف مسکو گوش می‌دهند.

هموطنان:

در حیات ملت‌ها روزهاى خطیر حساس و در عین حال گران‌بهایی یافت می‌شود که اگر قواى عاقله ملت حقایق اوضاع را درک کند می‌تواند کارهاى بزرگ و مؤثر به نفع مملکت و مصلحت ملت انجام دهد ایامى را که در حال حاضر ملت ایران می‌گذارند از همان روزهاى حساس و گرانبهاى تاریخ او است که باید با نهایت هوشیارى و مالآندیشى مراقب کیفیت جریان حوادث باشد امور اجتماعى و کارهایی که در زندگى اقتصادى و سیاسى میلیون‌ها نفر آثار جاودان دارد جز به نیروى همت اجتماع و کمک مؤثر یکایک افراد و طبقات فهمیده و عناصر روشن‌دل کشور انجام‌پذیر نیست.

امروز افکار عمومى با هیئت سیاسى و اقتصادى مسئله نفت و ملى شدن این صنعت مهم در سراسر کشور و آثار حیاتى برچیدن دستگاه سیاست باز و مخرب شرکت نفت جنوب و برانداختن این پایگاه سیاسى استعمار به خوبى واقف است هموطنان عزیز می‌دانند که شکستن این طلسم پنجاه ساله و واژگون ساختن این لانه فساد کار آسانى نبود زیرا از یک طرف حریف حیله گر به انواع کارشکنى و اخلال و دسیسه و تحریک و هر وسیله‌ای که به مشغول کردن و عصبانى و منحرف ساختن ملت ایران منجر گردد متشبث می‌شود و از طرف دیگر انجام خواسته ملت ما جز با همکارى هماهنگى کلیه نیروهاى مقتدر طبقات و افراد مردم امکان‌پذیر نبوده و نیست.‏

جبهه ملى که خود را نماینده صدیق آمال و مظهر افکار عمومى ملت ایران می‌داند و به مبارزه در راه تحقق آمال جامعه ایرانى مباهات مى‌کند به خود حق مى‌دهد در این ایام گران‌بها و حساس لحظاتى که سیاست استعمارى و عامل کهنسال آن یعنى شرکت نفت جنوب از توسل به وسایل و تحریکاتى که موجب عصبانیت و انحراف ملت ایران و باعث آشوب و آشفتگى اوضاع وطن عزیز ما مى‌شود فروگذار نمى‌کند از مردم مبارز و هوشمند ایران تمنا کند متانت و خونسردى خود را که اولین شرط لازم به پایان بردن این جهاد عظیم ملى است از دست ندهد تا به سیاست‌هاى دسیسه‌کار که می‌خواهند اوضاع ایران را آشفته و مایه نگرانى بین‌المللى جلوه دهند مجال هیچ گونه تبلیغ مضر به منظور اخلال داده نشود.

هموطنان کارگر.

شرکت نفت این بار مستقیماً و بدن حاجت به پرده‌پوشى شما کارگران هنرمند ایرانى را که در سخت‌ترین شرایط زندگى به حساب یغماى پنجاه ساله او به استخراج طلاى سیاه مشغول بوده‌اید با کسر مبلغى از حقوق ناچیزتان به اعتصاب واداشته و در ادامه موجبات اعتصاب و عصبانى نمودن شما از هر گونه اقدام تحریک‌آمیز خوددارى نکرده و طبعاً دامنه این نگرانى و ناراحتى را اگر به او مجالى داده شود به نقاط دیگر کشور نیز سرایت خواهد داد تا از طرفى با تبلیغات مغرضانه افکار عمومى قسمتى از دنیا را از لحاظ سیاست کلى و احتیاج قطعى که به نفت دارند بر ضد خواسته ملت ما و تصمیم مجلسین ایران برانگیزد و از طرف دیگر با در هم ریختن اوضاع سیاسى و اقتصادى ایران و انتشار اخبار وحشت‌انگیز ما را به خود مشغول و از وقوع حوادث احتمالى مرعوب سازد.

جبهه ملى در عین حال که جداً از دولت می‌خواهد هر چه زودتر شرکت نفت را مکلف کند آن قسمت از حقوق و اضافات کارگران را که برخلاف حق به منظور ایجاد نگرانى و به اجرای نقشه‌هاى شوم خود کسر کرده بپردازد از هموطنان و برادران کارگر خود تمنا دارد با نهایت هوشیارى و بیدارى و در کمال آرامش و خونسردى مراقب این تحریکات و دسائس مدام حریف کهنه‌کار باشند و متانت خود را به هیچ صورت از دست ندهند و همواره متوجه باشند که فقط در پناه حفظ نظام و تسلط بر اعصاب ملت ایران موفق خواهد شد از اوضاع دنیا که براى تحقق آمال و خواسته‌هاى او فوق‌العاده مناسب و مساعد است استفاده کامل کند.

جبهه ملى اطمینان دارد که با اتخاذ و اتفاق و پشتکار و مقاومت ملت ایران مى‌تواند به زودى به اجراى هدف بلند و بزرگ خود یعنى ملى کردن صنعت نفت که متضمن نجات از استعمار و تحصیل استقلال واقعى سیاسى و سیادت اقتصادى درک مشروطیت حقیقى و حکومت ملى و تمام آثار و مزایایی که در داشتن چنین حکومتى مترتب است نائل و کامیاب گردد.

جبهه ملى تا به امروز امتحان داده است که در مبارزات اصولى و منطقى با سرسختى و مقاومت از هیچ مانع داخلى و خارجى وحشت نداشته و هرگز نخواسته است مردم را فریب دهد و یا آلت بى‌اراده سیاست‌هاى ضد ملى بشود.

به همین جهت آنچه را که به صلاح و خیر مملکت بوده به موقع خود با کمال صراحت و بى‌پرده ابراز داشته است امروز هر تشنج و هر توطئه و تحریک و هر تشتت و نفاق به نفع کمپانى نفت تمام خواهد شد هر کس ایرانى است و براى سعادت ایران و مردم این سرزمین کار مى‌کند باید خود را از فریب عوامل کمپانى که در هر لباس وزیر لواى هر مسلک و مرام پنهان هستند برحذر نگاه دارد و فراموش نکند که در اوضاع حاضر سرنوشت و مقدرات امروز و فرداى ایران در گرو رشد ملى و تربیت اجتماعى او است.‏

جبهه ملى برای تضمین و تأثیر حقوق حقه کارگران تعهد می‌کند که از هر اقدام مفید خوددارى نکند و به منظور این که این تعهد جنبه رسمى و قانونى داشته باشد طرحى از طرف وکلاى جبهه ملى به قید فوریت به مجلس تقدیم خواهد شد که پس از اجراى اصل ملى شدن صنعت نفت تمام حقوق و مزایایی را که بعد از تصویب قانون اخیر کمپانى نفت از کارگران ایرانى به بهانه‌هاى مختلف کسر کرده است به آنان بپردازد.

چاه‌هاى نفت ایران ودایعى است از فرزندان و نسل‌هاى آینده این کشور که حفاظت آنها به دست توانا و حس کاردانى و لیاقت شما سپرده شده است این ودایع ملى را بر شما فرض است که حفظ و حراست نمایید.

موضوع دیگرى که لازم است عرض کنم این است که در بعضى از جراید مرکزى که با من هم روابط حسنه دارند این سوء‌تفاهم حاصل شده که گفته‌ام آقاى علاء چون مأمور دولت بوده‌اند نمى‌دانستند از امر دولت مخصوصاً دولت دیکتاتورى امتناع کنند در صورتى که نظر من این نبود اگر دولت امرى برخلاف افکار عمومى و مصالح عمومى بکند مأمور دولت یا وزیر باید آن را اجرا نماید من نگفته‌ام اگر دولت یا شاهنشاه به وزیر گفت امتیاز نفت را امضا کند او مجبور است که امر دولت را اجرا نماید چون که « الامتناع بالاختیار لا ینافى‌الاختیار» چه لزوم است که شخصى ترسو و علاقمند به کار کار حساسى را قبول کند و امرى برخلاف مصالح مملکت بنماید بلکه گفته‌ام که آقاى علاء مأمور بوده که در جامعه ملل از الغاى قرارداد دارسى دفاع کند اگر دفاع ایشان مؤثر واقع می‌شد و قرارداد دارسى از بین رفته بود آیا ایشان غیر از خدمت کار دیگرى کرده بودند ما هیچ وقت موافق این دولت نبوده‌ایم چون که وظیفه اقلیت این است که شأن خود را حفظ کند و از دست ندهد و وضعیت خود را براى خدمات و اصلاًح مملکت هیچ وقت متزلزل ننماید من از این دولت که به واسطه دستور بعضى اشخاص هر که باشند براى انتشار نطق یکى از نمایندگان اقلیت گوینده را منتظر خدمت کند و رئیس اداره تبلیغات را وادار به استعفا نماید بسیارى گله دارم و من نمی‌دانم عاقبت این مملکت به کجا خواهد رسید که یک دولتى اگر تابع بعضى اشخاص نشود از بین برود و اگر نشود و با منویات ملت ایران موافقت نکند به واسطه مخالفت افکار عمومى باز سقوط کند و به هیچ‌وجه نتواند به خدمت ادامه دهد و به واسطه بى‌دوامى‌کم‌ترین عملى در حفلظ وضعیات و حیثیات مملکت ننماید .

+++

5 - بیانات آقایان: فرامرزى و غلامرضا فولادوند طبق ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - وارد دستور می‌شویم آقاى فرامرزى بفرمایید.

دکتر مجتهدى - آقاى فرامرزى به چه مناسبت صحبت می‌کنید؟

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید بنده حرف بزنم موضوع خیلى مهمى راجع به اعتصاب کارگران است خیلى حیاتى و مهم است اگر مجلس اجازه داد حرف می‌زنم صحبتم راجع به اعتصاب کارگران خوزستان است و خیلى مهم است.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه صحبت کرد. آقاى فرامرزى طبق ماده 90 اجازه خواسته‌اند.

فرامرزى - عرض کنم از دوره چهارم به این طرف که بنده در سیاست مملکت وارد بودم (شوشترى - آن وقت سنتان چقدر بود؟) و روزنامه می‌خواندم همیشه دیده‌ام هر وقت یک دولتى در مملکت پیدا شد که اشخاص فکر کردند این دولت تحت تأثیر تهدید و بند و بست قرار نمی‌گیرد و یک عده‌اى فوق‌العاده ناراحت می‌شوند و از هر طرف انگشت مى‌کنند که یک عناصر مخالف به هر وسیله براى دولت بتراشند به هر وسیله‌اى که باشد من متوجه بودم که اشخاص در اینجا می‌خواهند مرا عصبانى بکنند که بیایم بر ضد دولت حرف بزنم (صحیح است) ولى یک دولتى که به عقیده من در این هنگام تنها دولتى است که مرهم درد مملکت است یعنى وجود او ضمناً ایجاد تشنج نمى‌کند و در حدود امکان با ملایمت رفع درد مى‌کند فعلاً کسى دیگر به نظر نمى‌آید و براى خاطر مملکت نه تنها اگر دویست تن کاغذ کیهان را این دولت بگیرد و توى دریا بیندازد مخالفت نمى‌کنم بلکه اگر تمام این دستگاه را هم ببندد مخالفت نمى‌کنم براى این که مملکت بود و امنیت و آرامش و عدالت اجتماعى بود کم کم من می‌توانم جبران خسارتم را بکنم آن یکى هم همین طور چه رسد به این که روزنامه کیهان و دخل و خرجش، نفع و ضررش اصلاً با من نیست با دکتر مصباح‌زاده است چون او نیست من در غیاب او این حرف را می‌زنم ولى متأسفم این عناصرى که در دولت هستند طورى عمل مى‌کنند که وضع را بر دولت مشکل مى‌کنند قضیه کاغذ کیهان این است (جمال امامى - چرا دولت دخالت مى‌کند) براى این که اخلال کنند روزنامه کیهان به طورى که آقایان دیده‌اند همین که یک ساعت و یک ساعت و نیم از انتشارش گذشت دیگر روزنامه گیر نمى‌آید و براى شهرستان‌ها هم تا دو ثلث از فرستاده‌های‌مان اصلاً کم کرده‌ایم و همچنین براى شهرستان‌ها بیش‌تر از چهار صفحه نمى‌فرستیم براى آن که کاغذ نیست با این حال براى این که من درست از تیراژ کیهان اطلاع و خبر ندارم ولى معذلک در حدود 20 تن در ماه با وجودى که مقدارى کم کرده‌ایم مصرف کیهان است نمی‌دانم حتماً این مقدار صحیح باشد روزنامه کیهان 200 تن کاغذ توسط عبدالله مقدم خریده و بیست هزار تومان هم با بیعانه داده با او قرارداد بسته سند هم موجود است حالا که کاغذ می‌خواهد بیاید وزارت اقتصاد ملى و اداره تبلیغات گفته‌اند این باید بین جراید دیگر تقسیم بشود من نمی‌دانم چه چیز به دولت حق می‌دهد که کاغذى را که روزنامه کیهان خریده و بیعانه‌اش را داده و تمام تشریفات معامله‌اش انجام شده چه حقى دارد که این را بگیرد و تصرف بکند اگر ما سایر جراید، مال اطلاعات (محمد‌على مسعودى - بنده عرض دارم) (حاذقى - یاالله حالا مدتى وقت مجلس باید صرف این حرف‌ها بشود) مال همه را گرفت و تقسیم کرد مال ما را هم تقسیم بکند اگر دولت این حق را دارد و اگر مجلس می‌داند که دولت حق دارد معامله را که کسى کرده جنسى را وارد کرده بیعانه‌اش را داده معامله‌اش تمام شده می‌تواند تصرف بکند ما حرفى نداریم این حقیقت جریان کاغذ کیهان است که آقایان می‌گویند و دیگر عرضى ندارم.‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - ماده 90 ژ

محمدعلى مسعودى - بنده هم طبق ماده 90 عرضى دارم

رئیس - مگر از شما اسم بردند

محمد‌على مسعودى - بله اسم بردند.

دکتر مجتهدى - آقاى رئیس چرا اجازه می‌دهید اینها صحبت کنند. یعنى چه! آقا یک نفر کاغذ گرفته یک نفر نگرفته ما باید اینجا بنشینیم و هر چى می‌خواهند بگویند؟ آقا برنامه دولت مطرح است‏.

جمال امامى - آقاى رئیس این چه وضعى است این حرف‌ها به ما چه .

رئیس - پس آیین‌نامه و ماده 90 را از بین ببرید .

جمال امامى - مجلس باید وقتش را صرف این بکند که تکلیف دولت معلوم بشود. این وضعیت یعنى چه؟

غلامرضا فولادوند - چرا شنیدن حقایق برایتان مشکل است گوش بدهید آقا. من وقتى که آقایان حرف می‌زنند ساکت هستم و گوش می‌دهم .

جمال امامى - والله و بالله صلاح نیست .

رئیس - آقاى فولادوند مختصر بفرمایید.

غلامرضا فولادوند - آقاى دکتر عبدالحسین طبا در ضمن صحبت‌شان برخوردند به تذکرى که بنده دادم بعد شرحى به بنده نوشتند که « از شما هیچ انتظار نداشتم وسط نطق من اعتراض کنید و مخصوصاً تولید سوء‌تفاهم شود من ابداً راجع به موضوعى که اشاره شد نه اطلاعى دارم و نه وارد جریانى هستم خواهشمندم در مجلس توضیح بدهید و اقلاً بفرمایید نظرى به من نداشته‌اید گمان می‌کنم این حداقلى است که مى‌توانید بفرمایید» آقاى دکتر عبدالحسین طبا نه روزنامه دارند و نه تجارت دارند ونه کاغذ وارد می‌کنند مردى هستند که شأنشان نزد بنده اجل و اعز است و همه هم ایشان را می‌شناسند و بنده هم ارادت دارم و دیدم آقاى ناصر ذوالفقارى هم عصبانى شدند البته ایشان هم از نظر فراکسیون جوان (ناصر ذوالفقارى - صحیح است) و من به آقاى ناصر ذوالفقارى هم همیشه ارادت داشتم (ذوالفقارى - متشکرم) و من منظورى هم نداشتم مطلب هم مخفى نبود خود آقاى فرامرزى در اینجا قبلاً در ابتداى جلسه عنوان کردند موضوع دویست تن کاغذ را و آقاى رئیس به ایشان اعتراض کردند که آقا چرا گوش نمی‌دهید گفتند که با وزیر اقتصاد ملى راجع به دویست تن کاغذ که از بین برده‌اند صحبت می‌کنم ....

صفوى - دویست تن کاغذ مال تمام مطبوعات و جراید کشور است و باید بین همه تقسیم شود.

فرامرزى - آقا این همه شما سوء‌استفاده کردید مگر ما با شما شریک شدیم؟ کاغذ مال کسى است که خریده.‏

غلامرضا فولادوند - بنده به این جهت که جنابعالى یکى از افراد فراکسیون جوان هستید و نوبه صحبت به شما رسیده بود خواستم این موضوع کاغذ را که مربوط به آقاى فرامرزى در روزنامه کیهان است اینجا روشن بفرمایید و الّا هیچ گونه مقصود و منظورى نسبت به سرکار نداشتم (حکیمى - موردى نداشت که شما این تذکر را دادید) من آقاى حکیمى به شما برای دفعه آخر عرض می‌کنم که من اگر با آقاى حکیم‌الملک اختلاف سیاسى دارم به شما مربوطش نیست با شما همکارم رفیقم همیشه هم احترام کرده‌ام خواهش مى‌کنم شما من را اذیت نکنید و وادار نکنید که یک وقت خداى نکرده جسارت بکنم.‏

6 - بقیه مذاکره در برنامه و ابراز رأى اعتماد به دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است، آقاى دکتر معظمى پیشنهاد کفایت مذاکرات کرده‌اند. آقاى دکتر بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - بنده مخالفم

کشاورز صدر - بنده قبلاً نوشته‌ام و اجازه خواسته بودم.‏

رئیس - اجازه خواسته بودم که نمى‌شود اجازه کتبى هیچ وقت نمى‌شود باید حالا اجازه خواست.‏

کشاورز صدر - الان اجازه خواسته‌ام.‏

رئیس - آقاى کشاورزصدر بنشینید هر وقت که مطرح می‌شود باید اجازه بگیرید.

کشاورز صدر - این براى حالا است یا براى همیشه است؟ براى این دولت است یا براى دولت قوام‌السلطنه هم همین کار را می‌کنید؟

رئیس - آقاى کشاورزصدر مزخرف نگویید این چه جوابى است به من می‌گویید اسم شما را نوشته‌اند و اول شما هستید.

کشاورز‌ صدر - اخطار دارم آقاى رئیس من به شما اهانت نکردم ولى شما می‌گویید مزخرف می‌گویی پا شوید عذر بخواهید و الا من هم می‌گویم.‏

رئیس - چى را می‌گویی؟ اسم کسى را چرا می‌آورى اسم شما هم ثبت است دیگر اینها هم فایده ندارد اول هم اسم شما را نوشته‌اند دیگر چه می‌گویید؟

کشاورز صدر - با کمال احترام اجازه می‌خواهم تا بعد جوابتان را بدهم‏.

دکتر معظمى - آقایان مسبوق هستند که بنده چندى از مملکت دور بودم و به خارج مسافرت کردم و در آنجا وقتى که اوضاع مملکت خودمان را از دور دیدم مخصوصاً از جریانى که در این چند روزه اخیر اتفاق افتاد من همه روزه رادیو را می‌گرفتم و خیال مى‌کردم که وکلاى ملت مصمم‌تر از این باشند و من قصدى هم نداشتم که در برنامه دولت صحبت کنم یا طرفدارى

+++

از دولت بکنم ولى وقتى که وارد صحنه مجلس شدم به اندازه‌اى حالم منقلب شد که گفتم وظیفه وجدانى من است یک خطایى به آقایان نمایندگان بکنم و بگویم آقایانى که شما اعتبارنامه به نام ملت ایران گرفته‌اید و اینجا نشسته‌اید براى تفنن نیست.

شما مسئولیت بزرگى دارید مملکت شما در حال انقلاب است، تحریک خارجى در این مملکت زیاد است (صحیح است) شما اینجا نشسته‌اید راجع به جراید حرف می‌زنید راجع به کاغذ حرف می‌زنید این کوچکى را شما را به خدا کنار بگذارید (صحیح است) شما مسئولیت خودتان را در نظر بگیرید این مردى که رئیس دولت است یک عده را براى همکارى خودش انتخاب کرده است و آقایان را به شما معرفى کرده است و اگر هم بهتر رأى ندهید باور بفرمایید که هیچ غصه نمی‌خورد، براى این که یک مسئولیت بزرگ را بر عهده او گذاشته‌اید شاه مملکت فرمان صادر کرده است مسئولیت خودش را به عهده گرفته است، گفته است من در آن موقع مملکت ایشان را صلاح می‌دانم مجلس سنا رأى تمایل داده، مجلس شورای ملى رأى تمایل داده (آشتیانى‌زاده - آن رأى تمایل نبود، تمایل نبود) اجازه بفرمایید آقاى آشتیانى‌زاده مجلس سنا به اتفاق آراء رأى داده است. امروز موقعى است که شما با دادن رأى سفید یا کبودفرق نمی‌کند تکلیف ایشان را معلوم کنید (آشتیانى‌زاده - ایشان رئیس‌الوزراى آقاى تقى‌زاده هستند) با مقدرات مملکت آقایان شوخى نکنید (صحیح است) از خارج مملکت ناظر اعمال شما هستند. این دولت را به عقیده من باید بهش رأى داد چرا؟ به جهت این که الآن وضعیت مملکت کاملاً مغشوش است (آشتیانى‌زاده - مسؤلیتش را هم به عهده می‌گیرید) این نطقى که من اینجا می‌کنم نه بر له کسى است نه بر علیه کسى، راجع به موقعیت مملکت است و هر کدام کوچکترین تردیدى دارید یا این که نسبت به اشخاص ایراد دارید اینها را بگذارید به کنار به اتفاق به دولت رأى بدهند، بگذارید برود منتها از دولت یک چیزى بخواهید که مملکت را آرام کند، من خدا می‌داند که وقتى شنیدم چند نفر از کارگران هموطن من کشته شده‌اند فوق‌العاده متأثر شدم (عده‌اى از نمایندگان - همه متأثر شدند) فوق‌العاده متأثر شدم، چون وضع آنها را در جنوب رفتم خودم دیدم وضع کارگر ایرانى خیلى رقت‌آور است، بنابراین آقا اجازه بدهید به دولت رأى بدهید بعد مسئولیت بخواهید و اگر براى شما کار کرد تقویت کنید (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - کارگرها را کشته آقاى دکتر معظمى) و اگر کار نکرد آن وقت مخالفت کنید. بنابراین تمنا می‌کنم امروز تصمیمتان را انجام برسانید و بگذارید دولت مسئولیت را به عهده بگیرید.

غلامرضا فولادوند – ما از بعد از تعطیل آمده‌ایم انجام وظیفه کرده‌ایم آنهایی که تازه دیروز آمده‌اند حق ندارند به ما دستور بدهند.

رئیس - آقاى کشاورزصدر

قاسم فولادوند - من اجازه خواسته بودم آقا.

کشاورز صدر - بنده راجع به کفایت مذاکره هیچ حرفى ندارم عرض می‌کنم که کار مملکت به جایی رسیده است که خودمان داریم خودمان را لجن‌مال می‌کنیم انتظار همه از مقام ریاست این است که حفظ شئون همه را بکنند، ایشان به من گفتند مزخرف می‌گویم من اهانت نمی‌کنم ولى توى مجلس مزخرف‌گو نمى‌ماند من الآن مستعفیم و مرخصم و عرضى ندارم (در این موقع آقاى کشاورزصدر از جلسه خارج شد)

رئیس - اعلام رأى می‌شود، اعلام رأى کردم

قاسم فولادوند – او مخالف نبود بنده اجازه خواسته بودم .

رئیس - مخالف بود پس آقاى کشاورز صدر به چه عنوان صحبت کرد؟ تازه بعد از ایشان نوبت با آقاى برومند است، آقاى برومند به عنوان مخالفت با پیشنهاد می‌خواهید صحبت کنید؟ بفرمایید.

برومند - عرض کنم که بنده موافق دولت هستم و جزء موافقین دولت هم اسم نوشته‌ام ولى علت این که با کفایت مذاکرات مخالفت می‌کنم برای این است که با این که یک ماه هست که دولت جناب آقاى علاء روى کار است، هر روز در گوشه و کنار مملکت اتفاقاتى می‌افتد که بسیار موجب تأسف است. منجمله در اصفهان بنده با کفایت مذاکرات این است (نمایندگان - رأى، رأى)

رئیس - اعلام رأى کردم باید عده بیایند (در این موقع آقاى کشاورز صدر را چند نفر از نمایندگان به مجلس آوردند)

شوشترى - (خطاب به کشاورز صدر) یک قدرى خونسردى داشته باشید ببینید من چقدر فحش می‌شنوم.‏

رئیس - خود آقاى کشاورزصدر می‌دانند که من به ایشان علاقه دارم و احترام می‌گذارم رأى گرفته مى‌شود به کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد رأى گرفته مى‌شود به برنامه دولت ....

نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید؟

یکى از نمایندگان - آقاى نخست وزیر بیاناتى داشتند.

رئیس - اعلام رأى شده اگر بیانى می‌خواهند بکنند بایستى قبل از اعلام رأى می‌کردند .

جمال امامى - آقاى نخست وزیر مى‌توانند صحبت کنند

رئیس - حالا که اعلام رأى شده، با این وصف بفرمایید.

نخست وزیر (آقاى ‌علاء) - آقایان نمایندگان محترم: در جلساتى که برنامه دولت مطرح بود اینجانب و همکاران من با کمال دقت به تذکرات و توضیحات آقایان گوش دادیم و به خاطر خود سپردیم تا آن نظریات نمایندگان که در خیر و صلاح جامعه باشد به موقع اجرا بگذاریم دولت اینجانب معتقد است که بدون پشتیبانى کامل مجلس شورای ملى و سنا در این شور و غوغایی که در نقاط مختلف کشور بر پا شده نمی‌تواند کارى از پیش ببرد و چون وقت تنگ است و اوضاع بسیار خطیر میل داریم مجلس هر چه زودتر تکلیف دولت را معین کند اتحاد کلمه و تقویت کامل نمایندگان شرط اصلى پیشرفت و موفقیت ما است امروز بیش از هر چیز کشور احتیاج به یگانگى و اتحاد دارد تا به امید خداوند بتوان کشتى استقلال مملکت را به ساحل نجات رسانید.

دولت اینجانب که با تمایل مجلسین و بنا به فرمان اعلیحضرت همایونى طبق اصل 46 متمم قانون اساسى که از حقوق مسلمه پادشاه است روى کار آمده امیدوار است که بتواند در این موقع خطیر بر مشکلات فایق آید و نظریات اصلاح‌طلبانه نمایندگان ملت و منویات اعلیحضرت همایونى را که همه بر خیر و صلاح ملت ایران است به موقع اجرا بگذاریم و از خداوند توفیق خدمت می‌خواهم در این بیان تملقى وجود ندارد عین حقیقت است مقام سلطنت را که مظهر اتحاد ملت و نگهبان استقلال و تمامیت کشور ایران باید محترم و مقدس شماریم اکنون قضاوت با آقایان نمایندگان ملت است و اختیار با مجلس است هر طور صلاح دانستند رأى خواهند داد ولى تصدیق خواهند فرمود که تا تعیین تکلیف دولت نمی‌توانیم مسئولیت بحران کنونى را به عهده بگیریم اگر به ما اظهار اعتماد نمایید با جان و دل در اصلاح امور در موقع بسیار مشکلى با حسن‌نیت و از خود گذشتگى کوشش خواهیم کرد دولت قصد دارد مطابق قوانین با کمال قدرت حکومت نماید و بر اوضاع مسلط باشد اما در جواب آقاى دکتر مصدق می‌خواستم عرض کنم که ما در موضوع اعتصابى که در پاره‌اى نقاط خوزستان متأسفانه پیش آمده است نهایت مراقبت و دقت را از اول امر داشته‌ایم و داریم و همه جور کوشش کردیم براى حفظ حقوق این کارگران ما با شرکت، با اولیاى امور به طور کلى و جدى در این مسائل صحبت کردیم اقدام کردیم، مکاتبه کردیم و پافشارى کردیم براى این که حقوق حقه این کارگران بهشان داده شود (آشتیانى‌زاده - بهشان گلوله گرم دادید، گلوله گرم) و خودمان هم یک هیئتى فرستادیم آنجا براى مذاکره با کارگران و براى رسیدگى به اوضاع کارگران و براى مذاکره با نمایندگان شرکت و آن هیئت هم در تمام نقاط رفته و اقدام کرده و سعى کرده که یک موافقت‌هایی به میان بیاورد، و هیچ مانعى هم نمى‌بینم همان طوری که جناب آقاى دکتر مصدق عقیده دارند از طرف مجلس و سنا هم هیئتى برود براى تحقیق اوضاع ‏

دکتر مصدق - پیشنهاد بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - راجع به قرارداد 33 و اظهارات آقاى تقى‌زاده اینجا اقرار کنید و رأى اعتماد بگیرید.

فرامرزى - این حرف‌ها چیست آقا براى منظورى که دارید مملکت را متشنج نکنید.

آشتیانى‌زاده - دویست تن کاغذ می‌خواهى بگیرى، دویست هزار تومان است، هم‌قطارانت اینجا هستند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده، آقاى فرامرزى به هر دو آقایان تذکر می‌دهم.

نخست وزیر - و اما راجع به موضوع استعفاى رئیس تبلیغات هیچ صحت ندارد که او را مجبور به استعفا کرده باشیم، ایشان مشغول کار هستند سر کار خودشان هستند، فقط اعتراضى داشتیم که ایشان نطق آقاى نریمان را از اول تا آخر با یک شدت و حدتى بیان کردند ولى نطق این اشخاص که موافق بودند با دولت خلاصه کردند و درست بیان نکردند

+++

آشتیانى‌زاده - قرارداد 33 را شما دخالت داشتید. مردم شما شاهد باشید قرارداد 33 را ایشان دخالت داشتند. حالا رأى بگیرید. حاذقى - این حرف‌ها یک غاز ارزش ندارد .

آشتیانى‌زاده - تو باید 50 لیره بگیرى بروى سفر، خفه شو.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید خواهند داد.

( آقایان نمایندگان در محل نطق به ترتیب ذیل حاضر و رأى دادند)

اسامى رأى دهندگان - آقایان: آشتیانى‌زاده - جمال امامى - دکتر بقایى – فرهودى – اردلان - دکتر مجتهدى - عبدالحسین مجتهدى. پناهى. بهادرى شیبانى. کشاورزصدر. دکتر هدایتى. دکتر معظمى. محمد ذوالفقارى. دکتر طبا. ابوالحسن حکیمى. کهبد. فرامرزى. صفوى. شوشترى. اعظم زنگنه. دولتشاهى. جواد مسعودى. امینى. سرتیپ‌زاده. امامى‌اهرى. وهاب‌زاده. افشار. اسکندرى. دکتر نبوى. حاذقى. بوداغیان. نورالدین امامى. مهدى ارباب. گنابادى. نبوى. سلطان‌العلما محمدعلى مسعودى. اقبال. صفایی. فقیه‌زاده. گودرزى. دکتر جلالى. ملک‌مدنى. ثقة‌الاسلامى. سودآور. خزیمه علم. شادلو. مکرم افشارصادقى. موسوى. عباسى. آصف. صاحب‌جمع. بزرگ‌نیا. اسلامى. دکتر کاسمى. ناصر صدرى. امیرى قراگوزلو. عرب‌شیبانى. حسن اکبر. سلطانى. دکتر راجى. آبکار. شکرایی. موقر. مخبر فرهمند. دکتر کیان. برومند معین‌زاده. صدر میرحسینى. سالار بهزادى. مرتضى حکمت. علی‌محمد دهقان. معدل. گیو. دکتر برال. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده‏

( شماره آرا به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل بود)

ورقه سفید 77 ورقه کبود 1

رئیس - 84 نفر عده حاضر به اکثریت 77 رأى موافق دولت آقاى علاء رأى اعتماد داده شد.

اسامى موافقین- آقایان: مهدى ارباب. نورالدین امامى. حاذقى. دکتر نبوى. محمدعلى مسعودى. صدر میرحسینى. حسن اکبر. سلطانى. امیرى قراگوزلو. افشارصادقى. نبوى. گنابادى. عرب شیبانى. ثقة‌الاسلامى. اقبال. دکتر جلالى. سودآور. خزیمه علم. صاحب‌جمع. گودرزى. شادلو. ملک‌مدنى. حسن مکرم. عباسى. دکتر کاسمى. آصف. بزرگ‌نیا. صدرى. فقیه‌زاده. فرامرزى. پناهى. امینى. امیر نصرت اسکندرى. بوداغیان. صفوى. دکتر معظمى. سرتیپ‌زاده. دکتر هدایتى. بهادرى. شوشترى. شیبانى. دکتر طبا. عبدالحسین مجتهدى. اردلان. معدل. فرهودى. سالار بهزادى. دکتر مجتهدى. دکتر کیان. جمال امامى. دکتر برال. گیو. کشاورزصدر. دولتشاهى. کهبد. اعظم زنگنه. فتح‌على افشار. امامى‌اهرى. جواد مسعودى. محمد ذوالفقارى. وهاب‌زاده. حکیمى. معین‌زاده. مخبرفرهمند. آبکار. برومند. اسلامى‌شکرایی. رفیع. دکتر راجى. مرتضى حکمت. سنندجى. ناصر ذوالفقارى. صدرزاده. دهقان. موسوى. موقر

مخالف - آقاى آشتیانى‌زاده‏

رئیس - آقاى نخست وزیر بفرمایید .

نخست وزیر – از این رأى اعتماد آقایان تشکرمی‌کنم. امیدوارم که این هیئت دولت لایق این اعتماد مجلس باشد...

جمال امامى - ما هم امیدواریم پشیمان نشویم‏.

نخست وزیر – و امیدوارم در انجام وظیفه با پشتیبانى آقایان انشاء‌الله توفیق حاصل خواهیم کرد یک خبر خوشى الآن آمد از خوزستان که اوضاع بهبودى حاصل کرده است و در اغلب نقاط نفتى کارگران برگشته‌اند سر کار و تا 15 اردیبهشت این مزایا را به آنها بدهند.

7 - معرفى آقاى دکتر نفیسى به وزارت بهدارى به وسیله آقاى نخست وزیر

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - آقاى دکتر نفیسى را به سمت وزارت بهدارى معرفى می‌کنم (مبارک است)

8 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - جلسه را ختم مى‌کنیم، جلسه آینده روز پنجشنبه دستور اول انتخاب کمیسیون‌ها بعد هم لایحه اصلاح ماده 20 قانون مالیات بر درآمد.

( جلسه بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:294655!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)