کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 135 صورت مشروح مذاکرات مجلس روزیکشنبه بیست‌ و پنجم فروردین‌ ماه 1330  

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس

2) مذاکرات در ورود دستور و بیانات قبل از دستور- آقایان: آشتیانی‌زاده – حاذقی - دکتر کاسمی – تیمورتاش – فرامرزی - معدل

 3) بیانات آقایان: مکی و آشتیانی‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه .

4) بقیه مذاکره در برنامه دولت آقای علاء نخست‌وزیر

5) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 135

صورت مشروح مذاکرات مجلس روزیکشنبه بیست‌ و پنجم فروردین‌ ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1) تصویب صورت مجلس

2) مذاکرات در ورود دستور و بیانات قبل از دستور- آقایان: آشتیانی‌زاده – حاذقی - دکتر کاسمی – تیمورتاش – فرامرزی - معدل

 3) بیانات آقایان: مکی و آشتیانی‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه .

4) بقیه مذاکره در برنامه دولت آقای علاء نخست‌وزیر

5) تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

 (مجلس ساعت ده و بیست دقیقه به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

(1- تصویب صورت مجلس)

رئیس - صورت اسامی غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه: آقایان: پالیزی. دکتر علوی، اورنگ، محمدعلی مسعودی، عسکر، صاحب‌جمع، ظفری، اسکندری، ناصر صدری، وهاب‌زاده.

غایبین بی‌اجازه: آقایان: حسین خاکباز، محمود محمودی، دکتر مصباح‌زاده، قبادیان، منصف، قهرمان، خسرو قشقایی، ابریشم‌کار، گنجه، ملک‌مدنی، دکتر معظمی، گرگانی، ناظرزاده، تولیت، صفایی، دکتر سیدامامی، شهاب خسروانی، حمی‌دیه، قرشی، عماد تربتی، محسن طاهری، سالار بهزادی، رضوی، دکتر طاهری، پیراسته، هراتی، امیر افشاری، رستم گیو، طباطبایی، معین‌زاده.

دیرآمدگان با اجازه: آقایان: ثقت‌الاسلامی، غلام‌رضا فولادوند یک ساعت آقایان فرامرزی و مکرم 30 دقیقه. آقای امیرقاسم فولادوند یک ساعت .

دیرآمدگان بی‌اجازه: آقایان: حسن اکبر برومند - سلطانی 30 دقیقه.

حاذقی - راجع به صحیح نوشتن بیانات آقایان نمایندگان در روزنامه رسمی مکرر صحبت شده ولی کم‌تر توجه شده اشتباهاتی که در بیانات من هست در جلسه گذشته زیاد است ولی یکی که خیلی معنی را عوض کرده در صفحه 5 راجع به بیانات من نوشته شده است که گفتم دولت راجع به نفت مردود معرفی کردند آقای آشتیانی‌زاده اینجا نوشته‌اند به ملت مردود معرفی کردند و این معنا را به کلی عوض کرده.

رئیس - به تندنویسی بدهید اصلاًح کنند آقای فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده - بنده جلسه قبل عرض کردم وقتی که چند روز قبل رفته بودم قزوین به حوزه انتخابیه‌ام اهالی قزوین تقاضا داشتند که چون سال قبل سمپاشی مالاریا شده است و نتیجه مطلوبه حاصل شده است امسال هم تجدید بکنند مخصوصاً در شهر و شهر را هم ضمیمه بکنند و من تقاضای اهالی را به آقای کفیل وزارت بهداری ابلاغ کردم ایشان به بنده نوشتند که اعتبار نداریم به این جهت از آقای رئیس‌الوزرا تقاضا کردم که اعتبار لازم به وزارت بهداری بدهند و اینجا قضیه را به عکس نوشته‌اند نوشته‌اند که اهالی نوشته‌اند استدعا می‌کنم اصلاًح بفرمایند.

رئیس – بسیار خوب اصلاًح می‌شود دیگر نظری نیست (گفته شد خیر) صورت مجلس تصویب شد.

(2- مذاکره در ورود و دستور و بیانات قبل از دستور آقایان: آشتیانی‌زاده - حاذقی - دکتر کاسمی- تیمورتاش- فرامرزی- معدل

رئیس - سه نفر از آقایان تقاضای نطق قبل از دستور کرده‌اند(نمایندگان- دستوردستور) آقای آشتیانی‌زاده، آقای حاذقی ، آقای کهبد.

آشتیانی‌زاده- آقای رئیس بنده دیشب تمام شب را اینجا بودم و نخوابیدم برای این که امروز صحبت کنم.

شوشتری - اجازه بفرمایید حرف بزنند.

رئیس - مخالف با نطق قبل از دستورید؟

فرامرزی - بنده موافق با نطق قبل از دستورم.

رئیس - آقای فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده – پریروز آقای فرامرزی اعتراض کردند به نطق قبل از دستور حضرتعالی فرمودید فقط چون شروع کردیم اجازه می‌دهیم جلسه بعد را به بحث در برنامه می‌پردازیم.

فرامرزی – نطق قبل از دستور در نظامنامه

+++

هست و جز با طرح نمی‌شود تغییرش داد.

رئیس - پیشنهادی رسیده از آقای ذوالفقاری که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملی- پیشنهاد می‌نمایم به‌جای نطق قبل از دستور برنامه دولت مطرح شود- ناصر ذوالفقاری

ناصر ذوالفقاری-اجازه می‌فرمایید توضیح عرض کنم.

رئیس - بفرمایید.

ناصر ذوالفقاری - الان ساعت ده ونیم است آقایان می‌دانند برای هر نفری باید یک ربع صحبت بشود این سه ربع از روزی که دولت آمده با این اوضاع و احوال مملکت هر روز تا نیم بعدازظهر صحبت می‌شود و به برنامه دولت رسیدگی نمی‌شود بنده خواستم استدعا کنم که برنامه دولت را ادامه بدهید و آقایانی که اسم‌نویسی کرده‌اند صحبت نکنند تا تکلیف دولت امروز معلوم شود(عده‌ای از نمایندگان- صحیح است).

رئیس - آقای فرامرزی

فرامرزی - این نطق‌های قبل از دستور حالا در واقع خودش بحث در اطراف برنامه دولت است برای این‌که با این ترتیب یک نفری که مخالف یا موافق حرف می‌زند همه آن کسانی که نظر دارند حرف دارند بزنند برایشان میسر نیست(عده از نمایندگان- صحیح است) آنهایی که می‌خواهند نطق قبل از دستور بکنند هم در اطراف برنامه دولت است بنده مخالف با این پیشنهاد هستم برای این‌که من اول دفعه که در سیاست اسم استقلال ایران را شنیده‌ام اسم آقای علاء را با خدمت شنیده‌ام یعنی شنیده‌ام که یک شخصی به اسم آقای علاء در آمریکا استو او از استقلال ایران دفاع می‌کند و انگلیسی‌ها جزو شروط‌شان قرار داده‌اند که این را از آمریکا بخواهند تا دولت ایران در آمریکا دست نداشته باشد بعد از جنگ بین‌المللی دوم باز این آدم در مقابل انگلیسی‌ها در مقابل روس‌ها ایستاده از وحدت و استقلال ایران دفاع کرده (عده‌ای از نمایندگان - صحیح است) این آدم را در مجلسی که من نشسته‌ام می‌بینم که بدترین خیانت را که از آدم‌کشی هم بدتر است به او نسبت می‌دهند من نمی‌توانم بشنوم و سکوت بکنم باید حرف بزنم یا در برنامه حرف بزنم یا در نطق قبل از دستور و اشخاصی مثل من هم که بندوبست ندارند برای این که این بیفتد و کسی دیگری بیاید اینها همه شان می‌خواهند حرف بزنند آنهایی که بندوبست ندارند و استقلال و وحدت و حیثیت مملکت را در نظر دارند و از تشنج بعد می‌ترسند آنها علاقمند هستند که این دولت بماند(عده‌ای از نمایندگان- صحیح است) بنابراین از کسانی که می‌خواهند حرف بزنند یکی من خودم هستم.

رئیس - رأی گرفته می‌شود به این پیشنهاد اشخاصی که با نطق قبل از دستور موافقند قیام کنند(اکثر برخاستند) تصویب شد آقای آشتیانی‌زاده.

آشتیانی‌زاده- دیروز به من اجازه داده نشد تا منویات طبقات زحمت‌کش مردم ایران را راجع به حکومت سرنیزه و زدوخورد در سرتاسر خوزستان به اطلاع مجلس برسانم دولت آقای علاء با یک سلسله اقدامات به نفع کمپانی نفت جنوب موفق شد در مقابل مطالبات حقه کارگران نفت سرنیزه به آنها تحویل دهد با این عمل وحشیانه و تروریستی خود صورت قانونی بدهد وقتی می‌شنوم که عده وحشت دارند مبادا قشون انگلیس وارد ایران شود تعجب می‌کنم این اشخاص نمی‌دانند وقتی که دستگاه حاکمه مملکت سرنیزه سربازان و چماق پلیس را در راه حفظ منافع انگلستان به کار می‌برند انگلستان چه احتیاجی دارد خود را زحمت انداخته و متجاوز معرفی کند؟ من از شما می‌پرسم اگر قشون انگلیس از موقع حساس ایران ملاحظه نمی‌کرد و خوزستان را بر فرض محال اشغال می‌نمود فرمانده نظامی انگلیس با کارگران ایرانی جز همان معامله‌ای را که دولت علاء می‌کند انجام می‌داد شرکت نفت بدون هیچ مجوز سی درصد از حقوق کارگران را کسر کرده است کارگران هم بر استرداد حقوقشان از یک حق قانونی بین‌المللی یعنی اعتصاب استفاده کردند تا کمپانی را مجبور به پرداخت حقوق خودشان کنند دولت به‌جای این‌که به کمپانی فشار بیاورد و از حقوق کارگران دفاع کند در سرتاسر خوزستان حکومت نظامی اعلام کرده است و با تحریکات عمدی و تیراندازی به طرف کارگران حوادثی به وجود آورده که خون چندین نفر زحمت‌کش و زنان و اطفال آنها پایمال شده است.  

دیروز کارگران به‌وسیله تلگراف اطلاع دادند که کوچکترین عمل تحریک‌آمیزی از طرف کارگران نشده بلکه سربازان برای مجبورکردن کارگران به شکستن اعتصاب به طرف آنها شلیک کرده‌اند مسئول خون کارگران و زن و بچه بی‌گناه آنها جز دولت آقای علاء و اشخاصی که با او زد و بند کرده‌اند چه کسی می‌تواند باشد؟

تا پیش از اعلام حکومت نظامی در خوزستان با وجود اعتصاب هیچ حادثه اتفاق نیفتاده بود و به‌ طوری که مشاهده شد و تمام این اقدامات تحریک‌آمیز و این وقایع خونین مربوط به بعد از اعلام حکومت نظامی است.

پس مسئول تمام حوادث و وقایع اسف‌انگیز خوزستان دولت آقای علاء است و لاغیر. و تمام این جنایات فقط به منظور حفظ منافع کمپانی نفت جنوب به وقوع پیوسته است.

بی‌خود نیست که در یک چنین موقع حساسی آقای علاء همکار آقای تقی‌زاده و شریک او در انشاء قرارداد 33 زمامدار می‌شود و تعجب است که چه‌طور جناب آقای دکتر مصدق بدون پروا از وجهه و شخصیت به‌عنوان یک وکیل مدافع از علاء دفاع می‌کنند و در همان حالی ‌که تقی‌زاده را خیانتکار می‌شناسند و شرکت اعلاء در مقدمات تنظیم قرارداد اعتراف دارند و جهل او را نسبت به عواقب کار دلیل بی‌گناهی او می‌دانند.

در صورتی که جناب آقای دکتر به خوبی می‌دانند اگر جرم و جنایتی واقع شد مجرم و شرکاء وی هر دو تحت تعقیب قرار می‌گیرند و هر دو مجازات می‌شوند و اگر شریک جرم از عواقب کار جرمی که انجام داده اظهار بی‌اطلاعی و جهل کند موجب تبرئه او نخواهد شد فقط مجازات شریک یک جرمی از مجرم اصلی خفیف‌تر خواهد بود.

آقای دکتر مصدق با یک اصرار غریبی سعی در تبرئه آقای علاء دارند و من‌جمله دلیل می‌آورند که مأمورین دولت در زمان دیکتاتوری نمی‌توانستند از امر دولت تخلف و سرپیچی کنند در صورتی که اگر این بهانه کافی برای تبرئه از جرم باشد تقی‌زاده هم که صریحاً به همین عذر اشاره کرده مستوجب عفو خواهد بود هم جناب آقای دکتر هیچ‌گاه حاضر نیستند تقی زاده را مشمول چنین حکمی قرار دهند بنابراین مسلماً شریک او هم مشمول عفو نخواهد بود.

عجب است که آقای دکتر مصدق آقای علاء را به عنوان یک شخص بی‌اراده معرفی کردند و فرمودند که قیم لازم دارد و این قیم با نفوذ در حال حاضر آقای تقی‌زاده است که حتی آقای علاء از آقای دکتر مصدق هم قبول نکرده است که او خیانتی به وطن کرده باشد.

بنده نمی‌دانم چه موجبی داشته است که جناب آقای دکتر مصدق بدون پروا از عواقب این مدافعات بنام جبهه ملی مانند یک وکیل مدافع کوشش بی‌فایده برای تبرئه آقای علاء به‌کار برند و تنها دلیلی که ایشان بالاخره برای طرفداری جبهه ملی از دولت علاء آقامه فرمودند این بود که مبادا قوام‌السلطنه یا شخص دیگری مانند او روی کار بیاید و روی این منطق فردا ممکن است شمر و خولی هم مورد حمایت جناب آقای دکتر واقع شوند.

وظیفه بنده نیست راجع به آقای قوام‌السلطنه حرفی بزنم ولی اگر آقای دکتر مصدق ایشان را تا این درجه فاقد صلاحیت می‌دانند و اعتقاد دارند که کابینه ایشان برخلاف قانون و مصلحت ممکلت عمل کرده و حزب دموکرات ایران در انتخابات مداخلات غیرقانونی نموده و هزاران عیب شرعی و عرفی دیگر داشته است پس چه‌طور در جبهه ملی حاضر به همکاری با کسانی شدند که یا در کابینه آقای قوام‌السلطنه عضویت داشته‌اند مانند جناب آقای دکتر شایگان و آقای صالح و آقای امیرعلائی و یا از اعضا فعال و برجسته حزب‌ دموکرات ایران بوده‌اند (امیر علائی- بنده در کابینه قوام‌السلطنه کار بدی نکرده‌ام) از قبیل آقای مکی و دکتر بقایی.

وقتی آقای دکتر مصدق با این شدت قوام‌السلطنه و حزب دموکرات را تکفیر می‌کنند پس چه‌طور حاضر می‌شوند با کسانی در جبهه ملی همکاری کنند که با عنوانی از عناوین با قوام‌السلطنه همکاری داشته‌اند.

برای این‌که قضاوت همکاران جبهه ملی جناب آقای دکتر با آقای قوام‌السلطنه روشن شود من فقط چند جمله از مقاله آقای حسین مکی را که در روزنامه دموکرات ایران نوشته‌اند می‌خوانم.

در خانواده مرحوم میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه در تهران مولودی پا به عرصه وجود نهاد که در آن روز تصور می‌شد موارد جدید تنها از آن خانواده خود می باشد ولی بعد سیر تاریخ و گذشت زمان و مرور ایام نشان داد که آن وجود شریف تنها از آن خانواده خویش نبوده بلکه تعلق به کشوری دارد که مشاهیر و نوابغ و بزرگان زیادی را در آغوش خود با جان و دل پرورش داد.(کشاورز‌ صدر- منظور آقای معتمدالسلطنه بوده است) و برای اصلاًح شئون مادی و معنوی کشور در بحبوحه مشکلات و شداید و در سختت‌ترین ادوار مأمور کرده است.

مکی - جمله آخر مقاله را بخوانید خودم مقاله‌ای

+++

را که نوشته‌ام می‌آورم.

دکتر بقایى - همه‌اش را به ایشان نداده‌اندکه بخواند.

آشتیانى‌زاده - بفرمایید آن روزنامه دموکرات ایران را از کتابخانه مجلس بیاورند این عیب جنابعالى نیست جنابعالى رئیس کمیسیون تبلیغات حزب بودید مدیر کل شهردارى بودید حالا مى‌نشینید تکذیب می‌کنید (صفوى - تکذیب می‌کنم) شما حقتان است ولى ایشان نباید بکنند و بیخود می‌کنند یک تیکه دیگر آن را می‌خوانم.

فرمان مشروطیت ایران به خط و امضاى معظم له می‌باشد که گراور و عکس آن را در غالب مجلات و جراید و تواریخ منتشر نموده‌اند.

این فرمان بدون شک موجب یک تحول عظیم و شگرفى در ایران می‌باشد چه پس از صدور این فرمان نهضت آزادى و آزادی‌خواهى در کشور ایجاد گردید که تا امروز هم دنباله همان جنبش پیش می‌رود و البته انشا کننده و نویسنده چنان فرمانى مقام بس ارجمند و شامخى را در قلوب آزادی‌خواهان و صفحات پر‌افتخارى را از تاریخ مشروطیت ایران به خود اختصاص داده است.

اگر آن روزی که آقاى احمد قوام پا به عرصه وجود گذاشت فامیل جلیل ایشان تصور مى‌نمودند که این مولود از آن، آن خانواده می‌باشد شاید گمان ایشان به خطا نرفته بود ولى ورود آقاى احمد قوام به جامعه و ابراز لیاقت و شایستگى‌هایی که پشت سرهم از خود بروز دادند ثابت کردکه معظم له بعدها مشاغل مهم وخطشیرى را عهده دار خواهند گردید ودرسخت ترین ادوار تاریخى ایران زمام و مهار کشور ایران را به ید قدرت خود خواهند گرفت و با نیروى کاردانى و تدبیر و حسن کفایت و درایت خویش ناخداى کشتى طوفان‌زده ایران خواهند شد و برای رسانیدن آن به ساحل نجات شب و روز قرار و آرام را بر خود حرام خواهند کرد.

بنده لازم نمی‌دانم مقاله آقاى دکتر بقایى را در شاهد اینجا قرائت کنم و اظهارات جناب آقاى دکتر شایگان را در همین مجلس تکرار کنم همین قدر عرض می‌کنم که وقتى آقاى دکتر مصدق با همکاران آقاى قوام‌السلطنه کار می‌کنند و با آنها در جبهه واحدى هستند اگر مطلبى راجع به ایشان بگویند خداى نکرده حمل بر غرض خواهد شد و به علاوه در جواب این بنده که وجه ارتباطم با آقاى قوام‌السلطنه بیش از اغلب آقایان اعضای جبهه ملى نیست به چه مناسبت موضوع ایشان را مطرح مى‌فرمایند مگر این که ترساندن بعضى آقایان نمایندگان و تقویت آقاى علاء چنین تاکتیکى را انتخاب فرموده باشند که البته ممتازند در هر صورت آقاى علاء در عوض اخذ حقوق کارگران از کمپانى (آزاد - آقا کمپانى دیگر وجود ندارد بعد از ملى شدن صنعت نفت) سرنیزه به شکم‌شان فرو برد و زن و فرزندشان را داغدار کرد و نشان داد که على‌رغم اصرار جناب آقاى دکتر مصدق هنوز هم براى ادامه این جریان آماده است دولتى نتواند یک کمپانى را مجبور به پرداخت حق کارگران بنماید چگونه قدرت خواهد داشت از منافع ملت ایران دفاع کند و من تعجب می‌کنم که جبهه ملى چه اصرارى در تقویت چنین دولتى دارد خیلى مضحک است که آقاى ناپلئون وطنى که از تمام نقشه‌هاى جنگى ناپلئون فقط می‌دان (واترلو) را خوب یاد گرفته است قبل از این که کاملاً تثبیت شده و بمانند به پرونده‌سازى براى مخالفین خود مشغول شده عرض می‌شود که این موضوع پرونده‌سازى در مملکت ما متأسفانه الآن آقاى فرامرزى حرف خوبى اینجا زدند. وقتی که من می‌کنم خوب وقتى که تو می‌کنى بد است اشخاصى که مدت‌ها کریتیک و انتقاد و آتاک می‌کنند این رویه و طرز فکر وقتی که خودشان وزیر می‌شوند خودشان این عمل را شروع می‌کنند با وضع بدترى روز اول یکى از رفقاى جناب آقاى علاء یعنى یکى از دوستان دولت ایشان بنده را تهدید کرد که تو اگر مخالفت بکنى با این دولت، دولت نمی‌گذارد وکیل بشوى و من به جاى تو وکیل خواهم شد و من اینجا عرض کردم. حال از راه دیگرى شروع کرده‌اند، بنده وقتى این جریان را فهمیدم یعنى به من خبر دادند که یک چنین جریانى در شرف تکوین است بى‌اختیار متوجه به آتاک دوستان محترم ایشان شدم بنده به آقایان و دوستان خودم ارادت دارم. آقاى مکى و آقاى دکتر بقایى در جلسه فوق‌العاده مجلس که فرمودند خواهیم گفت که چه اشخاصى کارگران را به سفارت شوروى سوق دادند من نفهمیدم، من آن شب معنى فرمایش آقایان را نفهمیدم و توجه نکردم روز بعد به من خبر دادند که اشخاصى که من اسم‌شان را نمی‌برم با شهربانى تازه‌اى که آمد بهتر بشود بدتر شد یعنى با همان همکاران مختارى که از نو همانها آمدند و دارند کار می‌کنند حتى به شاه مملکت گزارش دادند که آشتیانى‌زاده با اتومبیل سبز رنگش را یک عده‌اى از ورامین به تهران آورده و این عده را در اطراف سفارت شوروى آورده بودند که در آنجا پناهنده شوند و متحصن گردند (نورالدین امامى - رنگ اتومبیلت را عوض کن) حال این اهمیت ندارد. بنده از این حرف‌ها شدنى نیست و این کارها شدنى عاقبت ندارد. فقط عرضم این است که آقاى علاء شما مرد واردى نیستید شما از جریان کارهایتان اطلاع ندارید شما مملکت را نمی‌شناسید.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده مراعات کنید.

آشتیانى‌زاده - بنده که توهین نمی‌کنم مى‌گویم اطلاع ندارند شما در این مملکت نبودید شما سفیر کبیر خوبى بودید شما مترجم خوبى بودید. شما چه می‌دانید در کریدورها و راهروها و سوراخ سمبه‌هاى مملکت چه فجایع را بدون این که شما کوچک‌ترین خبرى داشته باشید از این وضعیت انجام خواهند داد چرا؟ براى این که شما قادر نیستید احاطه بر وضعیت پیدا کنید و مسلط بر اوضاع باشید. شما این کاره نیستید شما آن بالا نشسته‌اید پشت میز کاغذ امضا می‌کنید شما چه خبر دارید (کشاورز ‌صدر - رئیس‌الوزراى قانونى هستند این عیب ایشان نیست) این بود که بنده خواستم این موضوع را به عرض مجلس برسانم و عرض کنم از این جریانات خیلى پیش خواهد آمد در همین دولت که آقاى دکتر مصدق‌السلطنه تشتببانش هستند.

رئیس - وقت شما تمام شد.

آشتیانى‌زاده - این مقاله را اجازه بدهید بخوانم.

رئیس - باید رأى گرفت .

آشتیانى‌زاده - اینجا آقاى دکتر مصدق‌السلطنه رأى نگرفته صحبت کردند .

رئیس - مخالفى نبود حالا هم اگر مخالفى نیست (نمایندگان- خیر) بفرمایید 5 دقیقه دیگر صحبت کنید.

آشتیانى‌زاده - در هر صورت هم آقاى علاء و هم طرفداران سرى ایشان بدانند که من با این پاپوش‌دوزی‌ها از میدان در نمی‌روم و دوران حکومت پلیسى هم طولى نخواهد کشید و خیلى زود در و دیوار آن بر سر بانیان آن خراب خواهد شد بنده از اظهار خیلى از مطالب خوددارى می‌کنم تا مبادا حمل بر سوء‌نیت یا مبارزه‌طلبى کنند ولى بار دیگر عرض می‌کنم که این کابینه صلاحیت زمامدارى را موقعى که موضوع ملى شدن نفت مطرح است ندارد جبهه محترم ملى هم با سازش با این دولت جز ضرر و زیان چیزى عایدش نخواهد شد چون آقایان محترم در عین حال که دولت‌مدار هستند خیلى میل دارند اقلیت مبارز و اصولى هم باشند خاطر محترم آقایان را به این وضع متوجه می‌سازم این مقاله را آقاى دکتر فاطمى‌کاندید نجف‌آباد که الان زمینه انتخاب ایشان هم در کابینه آقاى علاء از نجف‌آباد فراهم می‌شود نوشته‌اند « اقلیت اگر دیوانه و خائن نباشد باید روش خود را تغییر دهد - در این چند روزه یک نکته قاعده بر اقلیت « من در‌آوردى » مجلس شوراى ملى ثابت و مسلم شده باشد و آن این که استبداد به رأى و روش دیکتاتورى در دنیاى امروز به ویژه در کشور ما که 20 سال زهر جانگزاى استبداد و دیکتاتورى را در کام داشته است پیشرفت ندارد و کاملاً حرف مفت است که در یک پارلمان ازهر قبیل که باشد یک اکثریت 80 نفرى در مقابل یک اقلیت ده بیست نفرى که عده‌اى از آنها هم افراد معلوم‌الحال هستند سپر بیندازند و تسلیم رأى و نظر ناصواب آنها شوند؟ الى آخر»

عرض می‌کنم که:

ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند

بانگ و فریاد برآرى که مسلمانى نیست‏

اکنون روى سخن من با آقایان نمایندگان محترم است‏

آقایان محترم رأى دادن به این کابینه که رئیس آن از تنظیم کنندگان قرارداد 1933 و اعمال بیست روزه آن فقط در راه حفظ منافع کمپانى می‌باشد متضمن قبول مسئولیت تمام خونریزى‌هاى جنوب و پایمال کردن حقوق ستم‌کشان ایران و اهانت به مقدسات ملى محسوب می‌شود.

جز این که با روش‌هاى پلیسى در سر تا سر ایران به منظور تهیه زمینه جهت اعلان حکومت نظامى آشوب و بلوا راه می‌اندازند قادر به برداشتن کوچکترین قدم اصلاًحى نخواهد بود.

آقایان محترم:

اوضاع کشور ما بر اثر عدم کفایت زمامداران و ضعف و عدم توانایی دولت حاضر رو به وخامت است من می‌ترسم که خداى ناکرده این گونه طفره‌زدن‌ها از فهم حقایق کشور ستمدیده ما را دچار مخاطرات سهمگینى بکند که نجات از آن براى ما خیلى گران تمام شود

+++

در یک چنین وضعى باید دولتى مصدر کار باشد که اولاً بتواند حس اعتماد را به مردم تلقین کند و بر اوضاع واقعاً مسلط باشد و قدرت ایستادگى در مقابل تجاوزات خارجى را از خود نشان داده باشد و بتواند در یک چنین بحرانى که براى کشور پیش آمده است از سیاست‌هاى متضاد بین‌المللى به نفع میهن ما استفاده کند.

قیافه این دولت و سوابق سیاسى رئیس و بعضى از اعضای آن مسلم می‌دارد که این دولت نه قادر به اداره مملکت خواهد بود و نه صلاحیت زمامدارى دارد.

حکومتى که بر سرنیزه تکیه کند و به زور سرنیزه خودرا بر مردم تحمیل کند قادر به اداره امور مملکت نخواهد بود.

رئیس - آقاى حاذقى

حاذقى - من خدا را به شهادت می‌طلبم در این عرایضى که می‌کنم جز صلاح و سعادت مردم (عده‌اى ازنمایندگان - از مجلس خارج می‌شدند)

رئیس - طورى آقایان بیرون تشریف ببرید که جلسه از اکثریت نیفتد.

حاذقى - و مملکت ایران و مردم ایران و جز اداى وظیفه وجدانى که به کلام‌ا‏لله مجید قسم خورده‌ام که آن را رعایت بکنم هیچ منظورى ندارم آقایان همکاران محترم شاهد هستند که من همیشه طرفدار نظم مجلس هستم طرفدار این هستم که مجلس بدون تشنج و بدون تشتت کارهاى مهمى را تصویب بکند و وظایفى که قانون اساسى به عهده او گذاشته است انجام بدهد. به نام یک وکیل ملت از طرف خودم و از طرف مردمى‌که نماینده آنها هستم از بیانات همکار خودم آقاى آشتیانى‌زاده اظهار اشمئزاز و تنفر می‌کنم. زیرا این بیاناتى که ایشان داده بودند خواندند آن چیزهایی که به شخص جناب آقاى علاء و دولت ایشان نسبت داده‌اند من قویاً تکذیب می‌کنم براى این که شخص آقاى علاء عمرى را به پاکدامنى و تقوا و خدمت به مملکت گذارنده‌اند (صحیح است) و مردم ایران با کمال هوشیارى منتظر تصمیم عاقلانه مجلس شورای ملى هستند که با رأى مثبت خودشان مشت بر دهان آن کسانى که براى پیروى از هوا و هوس خودشان مملکت را به آتش می‌کشند بزنند (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه تشکیل اکثریت شد) آقایان محترم تاریخ به ما نشان می‌دهد همیشه یک مبارزه‌اى بین طرفداران حق و باطل وجود داشته و اشخاص باطل‌طلب همیشه زیر ماسک حق‌طلبى زیر لفافه مغالطه و سفسطه با حق مبارزه می‌کرده‌اند که حق را بیرون کنند و باطل را جایگزین آن سازند. الان ما در مقابل ملت ایران در مقابل تاریخ معاصر مواجه با یک مسأله حیاتى هستیم، وضع مملکت ما همه آقایان بهتر ازمن واقفند که ایجاب می‌کند که مجلس شورای ملى یک تصمیم عاقلانه‌اى که مبنى بر مصلحت‌اندیشى مملکت باشد بگیرد. این بیاناتى که همکار ما آقاى ‏آشتیانى‌زاده به قصد اغفال ما و به قصد اخلال در تصمیم ما و به قصد اشتباه‌کارى مى‌فرمایند من امیدوار هستم که در تصمیم آقایان هیچ تأثیرى نداشته باشد. آقایانى که خودشان طرفدار صحبت قبل از دستور هستند حرف خودشان را که زدند بیرون می‌روند این نشانه این است که آقایان به آنچه که می‌فرمایند عقیده ندارند قرآن مجید می‌فرماید یا ایها‌الذین آمنولم تقولون مالا نفعلون کبر مقتاعندالله ان تقولوا مالا نفعلون خوب بود آقایان هرچه می‌گفتند خودشان معتقد بودند ولى حرف‌هایی که معتقد نیستند در تصمیم مردم هیچ تأثیرى ندارد و مردم نمى‌پسندند آن حرف‌ها را. اسنادى که به جناب آقاى علاء دادند راجع به مردود بودن مسأله نفت من باز هم می‌خواهم اینجا تکذیب بکنم براى این که جواب دولت به سفارت انگلیس یک جوابى است روشن که دیگر هیچ جاى تأویل و تغییر باقى نمی‌ماند من خواستم عرض کنم که دولت ایشان مصمم است که بر طبق قانون حقوق ملت ایران را تأمین کند من خواستم عرض کنم که حکماً مى‌گویند که براى هر چیز چهار وجود، وجود ذهنى، وجود لفظى، وجود کتبی و وجود خارجى است مسأله مهم نفت که مدت‌ها وقت مجلس شورای ملى صرف آن شده سه مرحله وجودى اولیه نفت را تحقق داده در ذهن اشخاص بوده که نفت ایران در سراسر ایران ملى شود در زبان همه افتاده و به لفظ گفته شده و روى کاغذها آمده است و آن مرحله که مرحله وجود خارجى است مانده است و همین یک مرحله وجود خارجى نفت است که آقایان باید با متانت و درایت و عاقبت‌اندیشى و دقت دولت و مجلس انجام بگیرد آقایان یک کسانى هستند که نمی‌خواهند بگذارند این تصمیم مقدس مجلس شورای ملى و سنا به دست یک دولت مصلح و علاقمند به وطن انجام پذیرد. آقایان روشن هستند واقف هستند که شخص آقاى علاء و دولت ایشان کسانى نیستند که بگذارند یک ذره از حقوق ملت ایران گم شود آقاى فرامرزى همکار محترم فرمودند وقتى انگلستان به دولت ایران فشار مى‌آورد که آقاى علاء نباید در واشنگتن مدافع حقوق ملت ایران باشد و وقتى همین شخص آقاى علاء در مقابل تجاوز همسایه شمالى در سازمان ملل متحد با کمال شدت از منافع ایران و از استقلال مملکت ما دفاع کرد (نمایندگان- صحیح است) یک همچو دولتى چگونه حاضر می‌شود حالا که موجبات و وسایل کامل ملى شدن صنعت نفت فراهم شده در این مسئله حیاتى کوتاه بیاید من خواستم به آقایان اطمینان بدهم افکار ملت انگلستان بر له ملت ایران مجهز است، افکار ملت آمریکا بر له ملت مجهز است مردم انگلستان و مردم آمریکا شخص آقاى علاء را با پاکدامنى و وطن‌دوستى و علاقمندى به مملکت خوب مى‌شناسند (کشاورز‌ صدر - یادداشت آقاى انتظام را که بنا به دستور ایشان بوده بگویید) آن هم البته یکى از خدمات پرافتخار ایشان است که در تاریخ ایران ثبت می‌شود آقاى آشتیانى‌زاده به من گفتند که من بدون مطالعه و بدون قصد انشا با هر دولتى موافقت می‌کنم والله این طور نیست من شخصى هستم مسلمان و موحد؛

موحد چه زر ریزى اندر برش

چه فولاد بندى نهى بر سرش‏

امید و هراسش نباشد ز کس

بر این است بنیاد توحید و بس‏

من یک مردى هستم مستغنى و بى‌نیاز ازتمام خلق خدا فقط محتاج به خدا هستم وهیچ توقعى از هیچ کس و از هیچ دولتى ندارم ولى من معتقدم که در پشت این تریبون همیشه از حق باید دفاع کرد و دفاع کرده‌ام آقایان شاهد هستند حتى بعضى از اشخاصى که بر سر کار نبودند و از کار برکنار بودند و افکار عامه و حتى اغلب مجلس‌ها علیه آنها بوده من اینجا به پاس خاطر حق و حقیقت از آنها دفاع کرده‌ام بدون هیچ بیم، وقتی که دولت سابق یک رئیس تبلیغاتى که غیر شایسته بود انتخاب کرد من با شدت هر چه تمام‌تر اینجا علیه دولت نطق کردم و صحبت کردم و وقتى که دوره 16 تشکیل شد آقاى ساعد رئیس دولت بود وقتى که آمد اینجا اول کسى که علیه دولت صحبت کرد من بودم که آمدم اینجا با شدت هر چه تمام‌تر علیه آقاى ساعد صحبت کردم که ایشان قانون اساسى را زیر پا گذرانده‌اند 7 ماه دوره فترت در مملکت به وجود آوردند پس ملاحظه مى‌فرمایید که من هیچ وقت بدون قصد انشا موافقتى با دولت‌ها نکرده‌ام من نسبت به این دولت عقیده دارم و ایمان دارم و معتقدم هر وکیلى که به احساسات ملت توجه دارد و به وظیفه خطیر حفظ مملکت توجه دارد با کمال علاقه و ایمان به این دولت رأى می‌دهد و از این دولت پشتیبانى می‌کند و مابقى وقتم را همان طور که عرض کردم به آقایان می‌دهم‏.

رئیس - چهار دقیقه وقت‌شان باقى مانده دو دقیقه به آقاى دکتر کاسمى و دو دقیقه به آقاى تیمور‌تاش داده‌اند ولى عملى نیست (دکتر کاسمى - اجازه بفرمایید) خوب است یک نفر از آقایان فقط استفاده کند آقاى دکتر کاسمى بفرمایید.

دکتر کاسمى - بنده می‌خواستم توجه جناب آقاى علاء را به این حریق فوق‌العاده موحشى که در کیاسر مازندران اتفاق افتاده است جلب کنم در چند روز پیش حریق فوق‌العاده سختى در کیاسر مازندران اتفاق افتاد و کلبه‌هاى دهاتى که از چوب و گاله اینها ساخته می‌شود سوزانید و الآن در حدود دو هزار نفر زن و مرد و بچه بی‌خانمان در آنجا هستند البته اقداماتى شد و جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران از روى کمال لطف و مرحمت 10 هزار تومان حواله کرده‌اند و در خود محل هم کمیسیون اعانه تشکیل شد و اعانه‌اى جمع‌آورى شد و توانگران مبلغى داده‌اند ولى اینها کفاف این عده بی‌خانمان را نمی‌کند و دولت باید حتى قضیه را مورد توجه قرار بدهد و در همین جلسه امشب هیئت دولت تقاضا مى‌کنم این موضوع را مطرح بفرمایید و در حدود 20 هزار تومان یا 10 هزار تومان من زیادتر تقاضا نمى‌کنم حواله بفرمایید که در همان جا یک کمیسیون اعانه‌اى که از معتمدین محل تشکیل شده است دوا و روانداز براى مردم آنجا تهیه بشود خیلى تشکر مى‌کنم موضوع چون خیلى فوریت داشت آقاى حاذقى دو دقیقه از وقتشان را به بنده دادند و از ایشان هم تشکر مى‌کنم.‏

رئیس - آقاى تیمور‌تاش

تیمور‌تاش - با تشکر از جناب آقاى رئیس و آقایان محترم عرضى که بنده داشتم می‌خواستم اولاً

+++

بگویم اشتباه نشود به هیچ‌وجه مربوط به موافقت با دولت یا مخالفت با دولت نیست عرض بنده از لحاظ روشن شدن یک جریان تاریخى است که بنده مطلع هستم و آن مربوط به شخص جناب آقاى علاء است بنده در اینجا با کمال صراحت عرض مى‌کنم که در وطن‌پرستى و ایران‌دوستى و شهامت و شرافتمندى شخص جناب آقاى علاء هیچ کوچک‌ترین تردیدى ندارم (صحیح است) اما موضوعى که مربوط به مأموریت ایشان در ژنو بود ودر اینجا مکرر صحبت شده است بنده اجازه می‌خواهم چند دقیقه این موضوع را روشن کنم اگر آقایان اجازه بفرمایید ولو این که یکى دو دقیقه هم از وقت بگذرد (نمایندگان - بفرمایید) اینجا گفته می‌شود که جناب آقاى علاء به علت مأموریتى که براى رفتن به ژنو پیدا کردند مداخله داشته‌اند در عقد قرارداد 1934 و مى‌خواهند ایشان را هم‌ردیف مسئول مستقیم و عاقد قرارداد 1933 جلوه دهند (آشتیانى‌زاده - هم‌ردیف نه شریک) این به هیچ‌وجه من‌الوجوه با حقیقت تطبیق نمى‌کند حقیقت محض و حقیقت تاریخى آن است که بنده اینجا عرض می‌کنم بعد از مسافرت دوم مرحوم تیمور‌تاش به لندن و مذاکرات راجع به نفت هنگامى‌که ایشان مراجعت کردند و در خانه تحت نظر بوده‌اند اعلیحضرت فقید به مرحوم داور و جناب آقاى علاء فرمودند که با ایشان تماس بگیرند (آشتیانى‌زاده - آقاى علاء تحت نظر بودند؟) خیر پدر من تحت نظر بودند اعلیحضرت فقید فرمودند که با مرحوم پدرم تماس بگیرند و از جریان مذاکراتى که شده است اطلاع حاصل کنند خاطر شریف آقایان شاید مستحضر باشد که در همان اوان هم جشن و چراغانى براى الغای قرارداد دارسى در سراسر ایران برقرار بود، جناب آقاى علاء حاضر که یکى از شهود زنده هستند با مرحوم داور رفتند تماس گرفتند و این مربوط به زمانى بود که شکایت کمپانى از ایران در جامعه ملل مطرح بود تا آن زمان به هیچ‌وجه من‌الوجوه صحبتى از طرح و جریان قراردادى که در سال 1933 تنظیم شد در میان نبود این را آقایان بدانید و تاریخ‌ها را با هم تطبیق بفرمایید تا آن زمان، شکایتى شده بود و دولت ایران باید جواب مى‌گفت به نظر بنده الحق و الانصاف بهتر از جناب آقاى علاء که عمرى را در سیاست و در دیپلماسى گذرانده‌اند و همچنین مرحوم داور که البته در جریان بوده‌اند (فقیه‌زاده - خدا رحمتش کند) بهتر از آنها پیدا نمى‌کردند که به جامعه ملل بفرستند این بزرگوار رفت آنجا صحبت کرد گفت و شنید ولى نتیجه آن همان تصمیمى بود که گرفتند و بنش را به عنوان حکم قرار دادند و گفتند بروید با هم بنشینید صحبت کنید مأموریت و نقش آقاى علاء آنجا تمام شد، آقاى علاء در مذاکرات بعدى راجع به قرارداد منحوس ننگین 1933 شد به هیچ‌وجه دخالتى نداشته‌اند و من اینجا به ضرس قاطع عرض می‌کنم (آشتیانى‌زاده - اظهارات تقى‌زاده است در مجلس پانزدهم) آقاى تقى‌زاده از این بیانات بسیار دارند (آشتیانى‌زاده - چرا دروغ می‌گویید) آقاى علاء شریف‌تر از آن است که به آن نتیجه رسید و عاقدش آنها را انکار می‌کند مداخله داشته باشد (آشتیانى‌زاده - این حرف‌ها براى مردم بیرون ملتفت جریان هستند در موقع دفاع از رزم‌آرا همین حرف‌ها را می‌زدید) اگر بنا باشد ما هم بگوییم من حاضرم آقاى آشتیانى‌زاده من همیشه براى مبارزه حاضرم.‏

فرامرزى - بفرمایید بیرون مبارزه کنید اینجا جایش نیست .

رئیس - آقاى فرامرزى‏

فرامرزى - جناب آقاى آشتیانى‌زاده در اینجا چند نطق متوالى کردند که البته نطق اول‌شان که بنده بودم از لحاظ فن خطابه، بسیار خوب بود بسیار خوب ادا شده بود و اگر یک قدرى ادب نگه می‌داشتند در الفاظ از نظر من که یک قدرى هم مطالعه ادبى کرده‌ام هیچ عیب نداشت اما اینها همه‌اش را به اصطلاح اهل فن بهش می‌گویند دلایل خطابى یعنى آن دلایلى که حرف‌هاى خیلى خوب مؤثر، پشت هم مى‌اندازد و اغلب شنوندگانى که ذهن‌شان خالى است بهشان اثر می‌کند ولى آن منطقى نیست یعنى اهل منطق وقتى آمدند مقایسه کردند مى‌بینند نه هیچ کدامش صحیح نیست عرض کنم بدبختانه در مملکت یک تحریکاتى می‌شود، هر کس روى نظر شخصى حرف می‌زند و اگر این ادامه پیدا کند توى این مملکت سنگ روى سنگ بند نمی‌شود براى این که هر دولتى آمد یک عده زیاد دیگرى باز کاندید دارند باز دست مى‌دهند به هم تهمت می‌زنند عملى می‌کنند تا آن دولت را مى‌اندازند زیادتر از آنهایی هستند که مى‌خواهند دولت را نگاه بدارند براى این که الان ممکن است ده نفر آدم کاندید باشند طرفدارهاى تمام کاندید‌ها دست به هم می‌دهند براى انداختن این دولت آن وقت این دولت که رفت یکى به حمایت دولت برمى‌خیزد طرفدارهاى نه دولت دیگر با این ترتیب دوباره براى برانداختن آن دولت جدید کار می‌کنند آخرش دائماً این کار باید ادامه پیدا کند و سنگ روى سنگ بند نمی‌شود آن وقت غالباً هم آن کسى که عمل می‌کند کاندیدش موفق نمی‌شود ولى بناى موجود را خراب می‌کند خاطرم هست در دوره چهارم من اینجا بودم (اشاره به جایگاه جراید) و مرحوم مستوفى‌الممالک یک عده‌اى بر ضدش عمل کردند توطئه‌چینى کردند براى این که آقاى قوام‌السلطنه بیاید آقاى قوام‌السلطنه نیامدند البته براى این که یک وقتى دولتى را با آن تشنج و مبارزه با افکارعمومى انداختند دیگر آن شخص نمی‌تواند بیاید یعنى وضعیت بهش اجازه نمی‌دهد مستوفى را انداختند مجلس چهارم را بدنام کردند ملت را رنجانیدند کاندید خودشان هم نیامد جناب آقاى آشتیانى‌زاده خیلى خوشم آمد که اینجا چند بار اقرار کردید به این که دولت موجهى پیدا کرده‌اند براى آن منظورى که دارند این را اقرار کردید که این دولت موجه‌تر از باقى است (آشتیانى‌زاده - از نظر خودشان) از نظر ملیت قصدتان بود؟ موجه یعنى مردم قبول‌شان دارند آقاى آشتیانى‌زاده؟ امیرالمؤمنین على می‌فرماید الناس اکیس من ان یمدحوا رجلاحتى یرواعنده آثاراحسان، مردم عاقل‌تر از این هستند که 50 سال گول تدلیس بخورند پیغمبر مى‌فرماید لن تجتمع امتى على ضلالت اجتماع و اتفاق ملت من بر گمراهى ممکن نیست و محال است که پنجاه سال ملت ایران راجع به یک اشخاص گمراه شده باشند این فرمایشى که شما می‌کنید به یاد من می‌آورد وقتى المعز بدین الله قاهره را تسخیر کرد و خواست بیاید به مصر به پسر‌عمویش گفت جاى من بنشین، پسر‌عمویش گفت به شرطى مى‌نشینم که مالیات اینجا را نخواهى، به من مراجعه بکنى شکایت راجع به من را قبول نکنى دستورى هم به من ندهى، گفت فکر می‌کنم بعد به وزیرش گفت وزیر گفت نه تو باید قبول کنى گفت اگر مجبورم قبول کنم باید فلانى فلانى را بگذارى اینجا که به من کمک کنند من خودم به تنهایی از عهده برنمی‌آیم گفت فکر می‌کنم جواب می‌دهم یک مشاورى داشت از او پرسید او گفت این دومى تدلیس می‌کند دروغ می‌گوید بعد ممکن است یاغى شود و آن که صریح می‌گوید او راست می‌گوید به او ارجاع کند گفت ممکن است آن که به شما می‌گوید راست باشد ولى این را می‌توانى حاشا کنى که آخر این مثل اول آن مى‌شود؟ یعنى تازه یاغى می‌شود؟ این اولش یاغى است حالا شما تصدیق نمی‌فرمایید که در مقابل آقاى علاء در میان این رجال که حالا شما می‌خواهید ثابت کنید که بعد از 50 سال علاء درست نبوده آنها کسانى هستند که در تمام این 50 سال درست نبوده‌اند (احسنت) آیا کسى که 50 سال ملت ایران او را شریف و درست و امین شناخته بهتر ار کسانى نیست که 50 سال ملت ایران آنها را نادرست و نا‌امین شناخته؟ (آشتیانى‌زاده - این حرف درست است ولى اینجا صدق نمی‌کند و این هم خطابه است) پروپاکاند فرمودید نشسته‌اند براى فلان و به همان دور هم پروپاکاند کرده‌اند پروپاکاند وقتی که عمل همراهش نباشد اثر ندارد ابوالعینا یک شاعر عرب بود یک جایی نشسته بود یکى از امرا گفت این سخاوت امراى سابق را که روایت نمی‌کنند این کار دراق‌ها است دراق یک جماعتى بودند مثل روزنامه‌نویس‌هاى امروز افسانه جعل می‌کردند، حکایت می‌نوشتند و می‌فروختند.

گفت این داستان‌هاى سخاوت و کرم امراى گذشته کار دراق‌ها است ابولعینا گفت پس چرا یک افسانه و حکایتى براى جنابعالى وضع نکرده‌اند، اگر آنها پروپاکاند است اینهایی که روزنامه تأسیس می‌کنند مخارج می‌کنند که به ایشان پروپاکاند بکند آن پروپاکاندها چطور اثرندارد؟ چطور این همه در روزنامه منتشر کرده‌اند که خوشنام‌شان کنند بدنام‌تر شدند؟ پس باید عملى هم باشد تا پروپاکاند اثر داشته باشد (صحیح است) و آنهایی که پروپاکاند درباره‌شان اثر داشته. یقین بدانند که عمل هم همراهش بوده است همان طوری که من اینجا عرض کردم بنده اولین دفعه که نام آقاى علاء یا آقاى علایی را شنیدم بعد از جنگ بین‌المللى اول بود و من بچه بودم تازه اخبار مى‌شنیدم و می‌خواندم و آن موقع هم می‌شنیدم (امامى‌اهرى - پس معلوم شد که سن شما چقدر است) سن من از شما کمتر است و آن وقت می‌گفتند جزو شروطى که انگلستان می‌خواهد به ایران تحمیل کنند این است که علایی را از آمریکا بخواهند براى این که او در آمریکا زیاد فعالیت می‌کند و آمریکا براى پاره کردن قرارداد 1919 که یکى از آن رجالى که عرض کردم بسته بود و بعضى از آن رجالى که شما طرفدارشان هستید با سرنیزه خواستند عمل کنند علاء براى پاره کردن آن قرارداد عمل می‌کرد (آشتیانى‌زاده - بنده طرفدار نیستم و شما طرفدار بدتر از آنها هستید حالا مى‌آیم جاى آقا

+++

خوب پرده‌ها را پاره می‌کنم) من اتفاقاً بدم نمی‌آید (رئیس - صحبت خودتان را بفرمایید) (آشتیانى‌زاده - 200 تن کاغذ را هم من نگرفتم) الان می‌گیریم آقاى علاء باید جواب بدهید دویست تن کاغذ روزنامه کیهان خریده پولش را هم قبلاً داده است به مقدم 20 هزار تومان بیعانه داده است حالا دولت می‌خواهد مصادره کند اعلام جرم می‌کنم کاغذ را روزنامه کیهان از خارج وارد کرده شما می‌خواهید مقدم را مجبور کنید و کاغذ کیهان را مصادره بکند، اعلام جرم می‌کنم اینجا کاغذ را روزنامه کیهان پولش را داده و قبلاً خریده از خارج خریده (شوشترى - تجارت آزاد است) عرایض من زیاد است.

رئیس - آقاى فرامرزى پنج دقیقه از وقت شما باقى مانده است.

فرامرزى - بله، عرض کنم عرایض من زیاد است آقایان اجازه بفرمایند بنده عرایضم را عرض کنم (بعضى از نمایندگان - بفرمایید، بفرمایید) عرض کنم این طور اشخاص را لجن‌مال کردن و یک نفر آدم را در این مملکت باقى نگذاشتن (آشتیانى‌زاده - خدمت به مملکت است یک نفر از این آدم‌ها را باقى نگذاریم) خدمت به مملکت نیست چون ممکن است روى حسن‌نیت نباشد بنده عرض نمى‌کنم خیانت است ولى خطا است، اشتباه است الان اگر کسى روزنامه‌هاى ایران را بخواند، نطق‌هاى ماها و مردم ایران را جمع بکند نتیجه‌اى که می‌گیرد این است که تمام ایرانی‌ها مزدور اجانب هستند براى این که من به شما این را می‌گویم، شما این را به من می‌گویید دوتایی‌مان به این آقا می‌گوییم و سه تایی‌مان به آن آقا می‌گوییم از محصول این گفته‌ها ونوشته‌هاى ما تمام مردم فهمیده این مملکت نوکر اجنبى در مى‌آیند و این صحیح نیست (صحیح است) در صورتی که نوکرى اجنبى یعنى جاسوسى اجنبى از تمام گناه‌ها بدتر است یعنى از آدم‌کشى که در قرآن آن را بزرگ‌ترین گناه دانسته حتى مجازاتش را در ردیف کفر قرار داده از آدم‌کشى هم بدتر است وابستگى به اجنبى و به دستور اجنبى خیانت کردن به مملکت (صحیح است) و آن وقت شما به شریف‌ترین اشخاص این نسبت را می‌دهید این کار صحیح نیست. جنالعالى در تمام صحبت‌هایی که فرمودید راجع به آقاى علاء روى دو موضوع دور می‌زند یکى قرارداد 1933 و یکى فراماسونى هى گفتید فراماسون، هى گفتید قرارداد 1933 عرض کنم راجع به قرارداد 1933 آقاى تیمور‌تاش اینجا توضیح می‌دهند ولى جنال آقاى آشتیانى‌زاده این را بدانید که رشد سیاسى ترقى فکرى اینها کم کم حاصل مى‌شود بنده خودم از کسانى بودم که تا این اواخر قرارداد 1933 را به نفع ملت ایران می‌دانستم من نمی‌دانستم که این بد بوده است همین ملت ایران جشن گرفت براى این قرارداد (آشتیانى‌زاده - ملت نگرفت شهربانى گرفت) البته شهربانى گرفت، من هم تصدیق مى‌کنم ولى ماها هم نمى‌دانستیم، همین راجع به ملى شدن صنعت نفت با این که آقاى مکى و آقایان دیگر که در کمیسیون نفت بودند می‌دانند که وضع را در ملى کردن صنعت نفت امضاى من تغییر داد یعنى دو جبهه بود یک عده امضا کرده بودند رویش فشار مى‌آوردند یک عده هم ایستاده بودند امضا نمی‌کردند من که امضاء کردم به هم خورد آن بالایش من قبل از این که امضا بکنم معتقد بودم کار صحیحى نیست و مدت‌ها مبارزه مى‌کردم مباحثه مى‌کردم جلساتى با آقاى دکتر مصدق مباحثه کردم جلساتى با آقاى دکتر بقایى در خارج کمیسیون مباحثه کردم، گناهى ندارم اگر اول نفهمیدم که باید این کار را کرد اول آن طور تصور مى‌کردم روى عقیده‌ام ایستاده بودم بعد آنها مرا قانع کردند امضا کردم (تیمور‌تاش- ولى کهنه رنود می‌دانستند) عرض کنم نمی‌خواهم از حالا دفاع کنم، ولى می‌خواهم بگویم فرمایش شما و فرمایش آقاى آشتیانى‌زاده را درباره آن شخصى که می‌گویید یعنى آقاى تقى‌زاده مجلس دور 16 و دوره 15 و مجلس سنا رد کرد (امامى‌اهرى- و حق با حضرتعالى است) ( تیمورتاش - همیشه حق با آن کسى است که نشسته است) اما قبول مأموریت آقاى علاء، آقاى علاء جزو کابینه که نبودند، مأموریتى قبول کردند قبول مأموریت دولت را انجام دادم این گناه نیست (کشاورز ‌صدر - فشار زور انگلیس‌ها در آن موقع بر دنیا حکومت می‌کرد) ولى این جور همه را متهم کردن سبب می‌شود که هیچ کس مأموریت قبول نکند، هیچ کس مسئولیت قبول نکند کم کم شیرازه امور از هم گسیخته بشود و مملکت دچار هرج و مرج بشود این صحیح نیست و اما راجع به این قرارداد 1933 که ترتیبش این طور بود که عرض کردم آقاى تیمور‌تاش توضیح دادند خود آقاى علاء هم توضیح خواهند داد شرکتى در این قسمت نداشته‌اند خوب یا بد من کارى ندارم راجع به ملى شدن من از خود جنابعالى دلم می‌خواست سؤالى که مى‌خواهم بکنم، سؤال استفهامى و استیضاحى است و سؤال وکیل از وکیل باشد نیست، خود جنابعالى معتقد هستید به این که حقیقتاً نفت ملى بشود یا نه؟ چون من عقیده خودتان را در این قسمت نمی‌دانم ( آشتیانى‌زاده - نه این جورى که الان ملى شده) شما موافقید که ملى بشود؟ (آشتیانى‌زاده - بله، بله، نه اینجورى که الان ارتش ایران تمام چاه‌هاى نفت را حفظ کند.) البته قول اشخاص را در مورد یکدیگر قول بزرگان را بر یکدیگر تاریخ قضاوت مى‌کند شما که خودتان از خانواده علم هستید می‌دانید که در سابق یک علمى بود به اسم علم رجال که رجال خودشان از یکدیگر حرف می‌زدند ولى بسیارى از رجال ثقه خودشان از یکدیگر حرف می‌زدند ولى بسیارى از رجال ثقه خودشان ‏از یکدیگر حرف زده‌اند اما از مجموع آنها علما و مطلعین ثقه قضاوت کرده‌اند و مثلى می‌زنم براى شما مثلاً در اهل تسنن می‌دانید که شافعى یکى از ائمه اربعه اهل تسنن است ابن معین یکى از محدثین بزرگ اهل تسنن است ابن معین گفته است که شافعى طرف اعتماد نیست در حدیث اما دیگران که قضاوت کرده‌اند هم این معین را طرف اعتماد دانسته‌اند هم شافعى را، خوب او این طور حدس زده این طور فهمیده تصوراتى که او کرده مردم می‌گویند صحیح نیست. او هم غرضى نداشته است خواسته است تحقیق کند من هم به آقاى دکتر مصدق احترام می‌گذارم وهم به بعضى دیگر از رجال که از جمله آقاى علاء هستند، هر دو مورد احترام من می‌باشند و اما مطلب دیگر این که فرمودید که آقاى علاء اول قبول نکردند و بعد چطور شد که قبول کردند این را شما هم می‌دانید این مجلس هم می‌داند، آقاى علاء که آن قدر حب جاه و مقام نداشتند یک نقشه‌اى براى این که استفاده از این مقام‌شان نکنند نداشتند حیثیت و احترام هم داشتند وزیر دربار هم بودند کسى فحش‌شان نمی‌داد براى چه بیایند اینجا که جنابعالى تشریف بیاورید یا کسى مثل من یا شما بیاید اینجا آنچه لجن در دنیا هست به رویشان بریزد. (کشاورز ‌صدر - من از طرف آقاى رئیس با ایشان صحبت کردم قبول نکردند) (آشتیانى‌زاده - براى این که رئیس لژ بهشان دستور داد) این افسانه است براى این که وضع مملکت ایجاب می‌کند که قبول بکنند و دیدند شانه خالى کردن از زیر بار این مسئولیت به نفع مملکت نیست و این عمل ایشان که بدون این که احتیاجى به این مقام داشته باشند جزو خدمات ایشان در تاریخ ثبت خواهد شد (صحیح است) ولو این که فحش هم به ایشان بدهند ولو این که وقتى که در آمریکا جلو کرومیکو ایستاده بودند خیلى از روزنامه‌های این مملکت بهشان فحش دادند ولی آن روزنامه‌ها مرد و خدمت ایشان در تاریخ ایران باقى ماند (احسنت)

رئیس - آقاى فرامرزى وقت شما تمام شد

فرامرزى - اجازه بفرمایید دو، سه دقیقه دیگر حرف بزنم

رئیس - مذاکرات شما شیرین است آقاى معدل هم مى‌خواهند صحبت کنند (بعضى از نمایندگان - بفرمایید آقا) 5 دقیقه دیگر بفرمایید.

فرامرزى - عرض کنم که چند دفعه تکرار فرمودند که تنها اقلیت در این مجلس من هستم کاش این طور بود ولى به طورى که من می‌بینم مجلسى که به رزم‌آرا 91 رأى داد مثل این که می‌خواهد آن قدر رأى به آقاى علاء ندهد و این را من براى مجلس ننگ می‌دانم چرا؟ براى این که ممکن است که مجلس به یک رئیس‌الوزرایی مثل رزم‌آرا عقیده و علاقه داشته باشد و صد رأى هم بدهد ولى اگر این رئیس‌الوزراى صد رأیى کشته شد آن هم در مسجد و خانه خدا، آن هم سر ختم یکى از علماى بزرگ، لااقل باید دو نفر برایش اشک بی‌افشانند ولى من غیر از خنده چیزى ندیدم اینجا بعد از مرگ رزم‌آرا یکى از علماى روحانى در مجلس ختم او حاضر نشد یک واعظ سر منبر نرفت، در تاریخ ایران این قضیه سابقه ندارد شما 91 رأى به این آدم دادید و حالا به آقاى علاء به نظر من اگر این رأى را ندهید همان تاریخ مجلس چهارم می‌شود به آقاى مستوفى رأى نداد و تمام این تماشاچی‌ها که اینجا بودند گریه کردند وقتى که مستوفى از این مجلس رفت بیرون و گفتند مرده باد این مجلس خراب سر این عمل عده‌ای را توقیف کردند عرض کنم بنده یک کلمه‌اى که مى‌بینم اینجا زیاد تکرار می‌شود راجع به این است که دولت آقاى علاء با جبهه ملى ساخته است (یکى از نمایندگان - خیلى خوب کارى کرده) جبهه ملى البته، پنج، شش نفر آدم بیش‌تر نیست اینجا نشسته‌اند ولى آقایان به خاطر بیاورید که در خارج این چهار دیوارى مجلس یک مردم و یک ملتى هستند من اگر آقاى مکى آمد پشت این تریبون و به من مثلاً اهانت کرد و من چیزى نگفتم خیلى رعایت او را نکرده‌ام فکر کرده‌ام که مردم پشت سر مردم خارج اینجا پشت سر کى هستند عرض کنم که

+++

آیا بهتر نیست که یک دولتى بیاید که جبهه ملى هم آن مبارزاتى که سال‌ها کرده بودند راجع به این نکند (آشتیانى‌زاده - صحیح است) و اظهار رضایتى بکند توافقى داشته باشد با عمل او ولو این که کمکى هم بهش نکند که دولت موفق بشود آیا اگر این دولت رفت و دولت دیگرى که منظور آقایان دیگر بود آمد آیا آن تشنجات، آن مبارزه‌ها تجدید نخواهد شد؟ و آیا پیش می‌بریم ماها؟ (دکتر مجتهدى - پس رأى بدهد اقلیت بهتر است) بنده وکیل آنها نیستم عرض کنم این حرف را من زیاد می‌شنوم یعنى ممکن است این جور نباشد من این طور خیال می‌کنم که اشخاص کاندید‌هایی دارند، بند و بست‌هایی دارند حالا براى کسانى که بند و بستى ندارند به وسایل تبلیغ متشبث می‌شوند یکى از وسایل تبلیع این است که بگویند این دولت با این که با جبهه ملى ساخته است آنها چرا به او رأى نمی‌دهند؟ کسانى که کاندید دارند بند و بست دارند آنها حق‌شان است ولى کسانی که ندارند من از آنها تعجب می‌کنم گول این تبلیغات را می‌خورند براى این که کلاه سرشان می‌رود باید بند و بستشان را کرده باشند و اطمینان هم پیدا کرده باشند چون غالبش هم بعد دروغ در می‌آید اگر ندارند با دولتى بسازند که اصلاً اهل بند و بست نیست براى این که انداختن این دولت به معنى آوردن یکى دیگر این را هم حساب‌شان را بکنند. یک تذکرى که می‌خواهم به آقاى وزیر جنگ بدهم این است که مطابق تلگرافى که شیخ جابر اصولى کرده حتماً به خودتان هم رسیده است معلوم می‌شود که در یک قسمت از بوشهر یعنى در بخش کنگان که الآن جنگ است بین خوانین و رؤساى آنجا اخنگ و دهنو و یک قلعه دیگر محاصره است وارد و طرف جنگ و خونریزى است مثل قبل از ظهور اعلیحضرت پهلوى این را می‌خواستم بگویم که دولت چه اقدامى ‌کرده براى خاموش کردن آن قضیه‌اى که بین مردم رخ داده است عرض دیگرى هم ندارم.‏

رئیس - آقاى معدل بفرمایید.

معدل - بنده در برنامه دولت فرصتى نیافتم که صحبت بکنم و حالا هم با تشکر از جناب آقاى کهبد که قسمتى از وقت خودشان را به بنده دادند راجع به دو سه فقره کارهایی می‌خواستم صحبت بکنم ولى مذاکراتى را که یکى دو مرتبه جناب آقاى آشتیانى‌زاده فرمودند مرا بر آن داشت که در این باب هم چند کلمه‌اى عرض کنم من براى آقاى علاء نگران نیستم در این صحبت‌هایی که درباره ایشان شده ولى دلم می‌خواست که همکار محترم آقاى آشتیانى‌زاده چنین صحبت‌هایی را نمی‌داشتند با این که اعتقاد دارم که تمام نمایندگان می‌بایستى آزادى تام داشته باشند براى این که انتقادات خودشان و نظریات خودشان را صریحاً ابراز کنند و اعتقاد دارم همیشه دولت‌ها می‌بایستى یک اقلیتى رو به روی‌شان باشد و همیشه در معرض انتقاد باشند و پایه حکومت ملى روى انتقاداتى است که اقلیت‌ها در مجالس از دولت‌ها می‌کنند و همچنین اعتقاد دارم که اشخاصى که وارد سیاست می‌شوند باید تاب حملات را داشته باشند و اگر کسى نمی‌تواند تاب این را داشته باشد که از او خرده‌گیرى کنند باید به میدان نیاید و خوشبختانه آقاى علاء این ارزش را در اجتماع دارند که از این حملات نلرزند (فقیه‌زاده - چسبندگى ندارد به ایشان) اما چرا دلم نمی‌خواست که همکار محترم ما چنین صحبتى بکنند براى این که در بیابان‌ها دیده‌ام بسیارى از درخت‌ها را مردم به آن کهنه بسته‌اند و این از دستبرد اشخاص مصون و محفوظ مانده است آن کسى که اول به آن پارچه بسته است نیت داشته که یک سر سایه‌اى براى مردم باقى بماند ولى دیگران از توجه عمومى ترسیده‌اند و به آن دست نزده‌اند دوستان عزیز و همکاران محترم من در این باب سخن گفته‌اند و حق معنى را ادا کرده‌اند و من زیاده‌روى نمی‌کنم ولى باید همه معتقد بشویم که آنهایی که مورد توجه هستند نباید مورد حمله واقع بشوند باید از خشم و غضب عمومى ترسید (صحیح است) بسیارى از مردم هستند که خودشان گناهى ندارند ولى آنها به حریم حرمت اشخاصى تجاوز کرده‌اند که آنها مورد توجه عمومى هستند باید توجه داشته باشیم که به همه نمی‌شود حمله کرد علاء مرد شریف و پاکدامن و از خانواده محترم و کسى است که هیچ وقت گرد یدى نگشته و مردم به او احترام می‌کنند ما باید در اطراف عملیات دولت او بعد از این سخن بگوییم که من کار ندارم که حالا افرادى را هم که جمع کرده مردمان شریفى هستند ولى در را به روى خودمان نمى‌بندیم واز فردا مواظب قدم‌هایی هستیم که بر می‌دارند اما چطور می‌شود این قسمت را زیر پا بگذاریم به مردى که آن همه براى خودش محرومیت قائل شده تا شایسته این احترام بشود ما سخنى در اطرافش بگوییم مگر مستوفى‌الممالک مخالف نداشت ولى نشد که به مستوفى‌الممالک بگویند دزد است (آشتیانى‌زاده - قیاس مع‌الفارغ است) حقایق را که نمی‌شود انکار کرد من هر قدر مخالف باشم می‌توانم بگویم قدش کوتاه است؟ مگر کسى توانست بگوید که وثوق‌الدوله نالایق است حقایق را که نمی‌شود انکار کرد مثل آفتاب می‌درخشد و از آن گذشته نقص کشور ما این است که رجال کم دارد وقتى سخن از مملکت می‌گویید به درودشت و کوه و صحرا که اطلاق نمی‌شود به رجال آن مملکت اطلاع می‌شود و ما متأسفانه رجال کم داریم و ابداً زیبنده نیست که آنهایی را که داریم و با طهارت و پاکدامنى گذرانده‌اند آنها را آلوده کنیم این حرف‌ها که پشت این تریبون گفته می‌شود در رادیو گفته می‌شود در روزنامه‌ها نوشته مى‌شود اطفال ما آنها را در مدارس می‌شنوند و می‌فهمند اینها درسى است براى آنها اگر خداى نکرده در این مملکت شهرت یافت که زشت و زیبا با هم یکى است و اگر فهمیدند که خوب و بد یکسان است مگر مردم دیوانه‌اند که گرد طهارت بگردند و به ناکامى بگذرانند (صحیح است) من دیگر بیش از این در این باب عرضى نمی‌کنم و این حق را براى خودمان محفوظ می‌داریم که کوچک‌ترین قد‌مى‌که این دولت و یا دولت‌ها برخلاف درستى و پاکدامنى برخلاف وطن‌پرستى بردارند به آنها اعتراض کنیم انتقاد کنیم من ضمناً دیدم که جنابعالى جرأت کردید که نامى هم از جبهه ملى ببرید جبهه ملى هر چه بوده بوده ولى مگر این مطلب نبود که من و خود شما به دنبال آنها رفتیم و رأى دادیم اینها مظهر امروزى این تز هستند چطور جرأت می‌کنید؟ مگر جبهه ملى را آن روز من و شما به دنبال آنها نرفتیم و رأى ندادیم؟ چطور امروز در گلدسته‌ها و مساجد به نام محمد صلوات می‌فرستند براى این است که مظهر یک عقیده‌اى بود براى این که توحید را انشا کرد اینها هم آمده‌اند یک تزى‏

آورده‌اند که من و شما هم به آن معتقد هستیم چطور جرأت می‌کنید که به دکتر مصدق بد بگویید (آشتیانى‌زاده - کسى بد نگفت) چطور امروز می‌توانید به جبهه ملى سخنى ناشایست ادا کنید من امیدوارم که همه هم را محترم بداریم ما باید رجال خود را عزیز و محترم بداریم اینها را براى روز فردا نگاه داریم که مملکت محتاج به مردان لایق و پاکدامن است (احسنت) بنده موردى را هم می‌خواستم عرض کنم راجع به صفحه جنوب و از شما نمایندگان استدعا کنم که در این باب به دوستان جنوبى خودتان بیشتر توجه کنید. آقایان ملخ تمام جنوب ایران را فرا گرفته و اگر قضیه نفت نبود اگر این اتفاقات واقع نشده بود توجه شما در درجه اول به بدبختى برادران کرمانى و خوزستانى و فارسى بود من از پیشگاه اعلیحضرت همایونى تشکر می‌کنم که اوامر موکدى به ارتش صادر فرمودند و کمک ذی‌قیمتى کردند دولت هم با گرفتاری‌هاى بزرگى که داشته در این باب قدم‌هاى مهمى برداشته از دولت می‌خواستم که در اینجا در اولین فرصت توضیحات زیادى بدهد تا افکار نمایندگان و مردم متوجه به این موضوع بشود و باز هم تقاضا و تمنا می‌کنم که اگر از شما کمک مالى می‌خواهند بدهید و اساساً توجه خود شما و توجه ایران به مردم جنوب خودش مؤثر است در دفع این بلاى بزرگ و خطر عظیم‏....

رئیس - آقاى معدل وقت شما تمام شد.

معدل - چشم اطاعت می‌کنم توجه دیگر دولت را هم بنا به وظیفه نمایندگى از مردم فارس به این ایالت محروم متوجه می‌کنم و او ایجاد راهى از شیراز به خلیج فارس و ارتباط این منطقه براى این که در یک بلاى اقتصادى بزرگ برادران ما می‌سوزند همه آقایان باید به ما کمک کنید حمایت کنید اعتبارش را تصویب کردید به همه ما حق دارید ولى از دولت می‌خواهیم که این راه را باز کند و اولین قدم را در این راه بردارد و متوجه باشید که برادران فارسى شما کسانى هستند که در اولین مرتبه هدایت می‌کنند از هر اتفاقى که در این مملکت واقع می‌شود (صحیح است) اما مورد دیگرى که من توجه دولت را جلب می‌کنم موضوع دیوان محاسبات است. آقایان وضع اقتصادى مملکت ما خراب است، خرابست، خراب است هر نقشه‌اى بخواهید بکشید اگر پول نباشد، سرمایه و اعتبار نباشد عملى نیست و این کار نمی‌شود مگر این که اختیارات دیوان محاسبات را به صورت اول برگردانید یعنى هر خرجى که می‌خواهید بکنید اول آنجا تسجیل شود یعنى ببینید که اعتبارى وجو دارد یا ندارد و وقتى آن اعتبار تصویب شد آن خرج بشود باید دیوان محاسبات آخر هر سال تفریغ بودجه تهیه کند و تصدیق کنید یک ملت ورشکسته یک مملکت ورشکسته یک خانواده ورشکسته یک فرد ورشکسته استقلال ندارد ما باید از این خرج‌هاى بیهوده جلوگیرى کنیم از این افراط و تفریط‌ها جلوگیرى کنیم تا براى پول دستمان به طرف بیگانه و کمپانى و غیره دراز نشود اول کارى که دولت می‌کند و اول حسن‌نیتى که به خرج می‌دهد باید این باشد که دیوان محاسبات را به صورت اصلى در بیاورد.

3 - بیانات آقایان مکى و آشتیانى‌زاده به عنوان ماده 90 آیین‌نامه

رئیس - آقاى مکى از ماده 90 می‌خواهند

+++

استفاده کنند و در جلسه قبل اجازه خواسته بودند.

مکى - شاید همکاران محترم در این دو سه جلسه اخیر به سر حملات آقاى آشتیانى‌زاده پى برده باشند و اگر پى نبرده باشند بنده عرض می‌کنم آقاى آشتیانى‌زاده تصور می‌کند که جبهه ملى با حملات ایشان عصبانى می‌شود و همان طوری که براى کابینه رزم‌آرا توپ و تفنگ می‌کشید و مبارزه می‌کرد با کابینه علاء هم همان طور خواهد کرد خیر آن روزى که ما با کابینه رزم‌آرا مخالفت می‌کردیم اواخر دوره پانزدهم براى روى کار آمدن دست و پا می‌شد و همکار عزیز و ارجمندم دکتر بقایى (نورالدین امامى- ارجمند افتاد توى چاه) (خنده نمایندگان) سر شما سلامت آقاى امامى از پشت تریبون با ملت ایران صحبت کرد و مخالفت مى‌کردیم با عملیات آن شخص بر فرد فرد ملت ایران پوشیده نبود، جبهه ملى نمى‌تواند برخلاف افکار عمومى و برخلاف اراده ملت ایران قدم بردارد زیرا ما هیچ سرمایه‌اى نداریم جز محبت و عواطف ملت ایران و این سرمایه را هم حاضر نیستیم بدو حمله آقاى آشتیانى‌زاده یا امثال ایشان (حاذقى - آقاى آشتیانى‌زاده امثال ندارد) به رایگان از دست بدهیم ما این سرمایه را در اثر فداکاری‌هاى زیاد. زندان رفتن تبعید شدن به دست آورده‌ایم و اگر 24 ساعت دیرتر دستى از غیب بیرون نمى‌آمد و این طور نمی‌شد ما امروز نبودیم و شاید خیلى از رجال این مملکت امروز هفت کفن پوسانده بودند ما با آن همه فداکارى و از خود گذشتگى این سرمایه بزرگ ملى را تحصیل کردیم و حاضر نیستیم کوچک‌ترین چک حتى چک صد دینارى از این سرمایه خرج کنیم و این سرمایه را داریم و براى احیاء و آبادى این مملکت مى‌خواهیم مصرف کنیم هر روزى لازم شد از جانمان مى‌گذریم با کفن خونین به خاک برویم ولى حاضر نیستیم این سرمایه را به مفت و رایگان از دست بدهیم و هیچ وقت هم چه دولت آقاى علاء و چه هر دولتى، شدید‌ترین دولت‌ها دولت آقاى ساعد بود که آن سرتیپ صفارى آمد چطور صندوق‌ها را عوض کرد و یا آن دکتر اقبال با ما چه جور مبارزه کرد ولى وقتى که اراده ملت ایران تعلق گرفت ما انتخاب شدیم براى ما دولت علاء و دولت ساعد از لحاظ انتخابات تهران براى این هفت و هشت نفر تأثیرى ندارد زیرا اگر پشتیبانمان مردمند انتخاب خواهیم شد و اگر پشتیبانمان مردم نباشند ما فقط ماهى هزار و صد تومان از لحاظ حقوقى ضرر کرده‌ایم زیرا ما رئیس مالیه‌اى نداریم که ماهى هفتصد تومان بگیریم یا از فلان رئیس شهردارى ماهى پانصد تومان بگیریم ما اینهارا نداریم این پرونده‌ها را نداریم مى‌دانیم براى کت فقط هزار و صد تومان ضرر حقوقى است جانمان را سلامت برداشتیم و رفتیم بیرون سرمایه و آبروى ما محفوظ است و پیش خدا و خلق هم رو سفید هستیم.

آقاى آشتیانى‌زاده منظورشان این است که ما توپ و تفنگ بکشیم و با کابینه‌اى مثل کابینه آقاى علاء که جواب یادداشت انگلیس را با آ ن شدت داده است مبارزه کنیم که در خارج بگویند پس جبهه ملى نوکر انگلستان بوده و به دستور انگلستان براى این یادداشت با کابنیه علاء مخالفت می‌کند ما از نظر اصولى روز اول گفتیم آقاى علاء چون برخلاف سنن پارلمانى به مجلس آمده در جلسه خصوصى عرض کردم با این کابینه نمى‌توانیم اصولاً موافق باشیم ولى طبق سیره کابینه منصور‌الملک چنانچه لوایح مفیدى بیاورند رأى خواهیم داد و با لوایح مضرشان مخالفت خواهیم کرد و هرگاه ببینیم از اصول دموکراسى و قانون اساسى می‌خواهند منحرف شوند تا آخرین قوا با ایشان می‌جنگیم و کارت کبود به ایشان می‌دهیم منتها آن روزى که ما با کابینه رزم‌آرا با آن شدن عمل می‌کردیم آقاى آشتیانى‌زاده ساکت بودند و هر شب با ایشان طرف مشورت بودند ما پیش‌بینى مى‌کردیم که حیات مملکت ما مورد تهدید است براى این مبارزه مى‌کردیم که مى‌دانستیم رزم‌آرا مى‌آید پشت تریبون و می‌گوید که ملت ایران استعداد لولهنگ‌سازى را هم ندارد می‌آید به استعداد و هوش و لیاقت ملت ایران توهین مى‌کند مى‌دانستیم که اگر رزم‌آرا بماند قانون حکومت فدراتیو مى‌آورد می‌دانستیم که استان‌هاى مملکت تجزیه می‌شود چون می‌دانستیم و پیش‌بینى مى‌کردیم و عملاً هم آقایان یک یک بهشان ثابت شد که آنچه ما مى‌گفتیم درست در آمد و از ساعت اول هم رزم‌آرا را کوبیدیم و وقتى که او راه دیگر سراى را پیش گرفت سکوت کردیم و گفتیم ما با مرده جنگ نداریم و به پهلوان مرده چوب نمی‌زنیم ولى امروز کسانى که آن روز جزء دوستان او بودند و امروز نمى‌دانم چه عرض کنم براى کسب وجاهت‏..... ( آشتیانى‌زاده - وجاهت مال خودتان خواهد بود در اجاره شما باشد دربست در اجاره جنالعالى) براى کسب وجاهت می‌گویند که تو طرفدار قوام‌السلطنه بودى. آقاى آشتیانى‌زاده به جبهه ملى و افراد خارج از مجلس جبهه ملى حمله کردند به دکتر فاطمى حمله کردند که ایشان در دوره چهاردهم آن عقیده را داشتند و در دوره پانزدهم عقیده‌شان چطور شد دوره شانزدهم چطور شد بنده عرض می‌کنم که این امضاى خود آقاى آشتیانى‌زاده است که قسم خورده است با ما این را می‌خوانم

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. امضا کنندگان ذیل به منظور حفظ دموکراسى و قانون اساسى و دفاع از مشروطیت متعهد می‌شویم که بالاتفاق با یکدیگر شرافتمندانه همکارى کرده و فراکسیونى به نام آزادى به همین منظور تشکیل دهیم بدیهى است که در تمام موارد اقلیت فراکسیون تابع اکثریت خواهد بود مگر در مواردى که به موجب تصمیم قبلى فراکسیون اعضاى خود را آزاد گذاشته باشد کلیه کارهایی که در مجلس باید انجام گیرد الزام است قبلاً به اطلاع فراکسیون برسد. به هر حال خداوند را شاهد و ناظر اعمال و رفتار خود قرار می‌دهم که همیشه نسبت به یکدیگر صداقت و امانت را مراعات و از هر نوع فداکارى نسبت به یکدیگر مضایقه ننماییم. این تعهد‌نامه انشاء‌الله تا آخر دوره پانزدهم برقرار خواهد بود 31- 5- 27. عبدالقدیر آزاد، حائرى‌زاده. حسین مکى- آشتیانى‌زاده. ما چهار نفر این اتحاد راداشتیم و متعهد شده بودیم که برخلاف قانون اساسى و مشروطیت قدمى بر نداریم ولى ایشان رفتند برخلاف اصلى که در فراکسیون بود جزو مجلس مؤسسان شدند رأى هم دادند، ما هم به زندان رفتیم و بعد به جاى ایشان دکتر بقایى تا آخر دوره پانزدهم با ما آمد این خط ایشان است آن وقت یک چنین کسى نسبت می‌دهد به آقاى دکتر حسین فاطمى‌ که مسلماً مقالات دکتر حسین فاطمى براى ملى کردن صنعت نفت و دفاع از آزادى به اندازه چند سیاه به این مملکت خدمت کرده است (صحیح است) و البته من تقدیر می‌کنم غالب جراید و نویسندگان آزاد این مملکت راکه قلم‌هاى رشید و حساس آنها افکار عمومى مملکت را باز کرد جا دارد که از همه آنها تشکر کرد ولى در رأس آنها و فرمانده سپاه آنها دکتر حسین فاطمى بود (صحیح است) و او بود که افکار عمومى را روشن کرد که ملت ایران چرا صنعت نفت را در ایران ملى می‌کند و حال آن که یک چنین نسبتى را به او دادن خلاف انصاف است وانگهى از روزى که جبهه ملى تشکیل شد تا امروز خدا را شاهد می‌گیرم که صمیمى‌ترین فرد جبهه ملى دکتر حسین فاطمى بوده که بدون چون و چرا آنچه را جبهه ملى به او گفته است تا کنون به موقع اجرا گذاشته است حال اگر در دوره چهارده یا آن تاریخى که ایشان مى‌گویند در سال 1334 که دکتر فاطمى‌ در اروپا بوده است به فرض هم که در ایران بوده ‏یک مقاله‌اى را برادر ایشان نوشته است باید به حساب دکتر حسین فاطمى ‌گذاشت یا می‌گویند چرا ارسلان خلعتبرى رفته شهردار تهران شده (آشتیانى‌زاده - کى همچو حرفى زد) ارسلان خلعتبرى از شخصیت‌هاى اول مملکت است به شهادت رأیی که کانون وکلاى دادگسترى ایران داده است او چندین دوره است که نایب رئیس کانون وکلا است و رئیس کانون هم که وزیر دادگسترى است او چند دوره است که نایب رئیس کانون وکلاى دادگسترى ایران است افتخار قضایی این مملکت است در دوره زندگى وکالتش جز شرافت و حقیقت درستى چیزى ندارد (صحیح است) اگر او شهردار تهران نشود پس آقاى آشتیانى‌زاده کاندید شما کیست (آشتیانى‌زاده - آقاى ارسلان خلعتبرى) اگر به این وسایل می‌خواستید توهین کنید که فایده‌اى ندارد رزم‌آرا او را براى وزارت دادگسترى دعوت کرد او رد کرد او اگر جاه‌طلب بود وزارت دادگسترى او را قبول مى‌کرد (صدر‌زاده - تقاضایی که براى تشکیل انجمن شهر کرده دلیل شرافت و درستى او است) (صحیح است) اما وزرایی را که نسبت به جبهه ملى می‌دهید بنده باید روشن کنم که شخص آقاى علاء با جبهه ملى فقط راجع به یک وزیر صحبت کرد و آن هم آقاى صالح بود و ما با تمام قوا در جبهه ملى با این فکر متحد و متفق شدیم خصوصاً که خود آقاى صالح هم زیر بار نمی‌رفتند و مى‌گفتند من از طرف مردم کاشان براى وکالت مجلس انتخاب شدم نمى‌خواهم رأى مردم را به هوا و هدر داده باشم و نگویند وزارت را به رأى مردم ترجیح دادم من تا وکیلم در مجلس خواهم بود (صالح- صحیح است) و جبهه ملى کاندیدى به ایشان نداد و کاندیدى هم از طرف جبهه ملى آقاى علاء ندارد و اگر یک چنین چیزى را کسى بخواهد از طرف جبهه ملى بگوید بنده جداً و قویاً تکذیب مى‌کنم حالا شخصیت آقاى امیر علایی که وزیر دادگسترى هستند و در درستى و پاکى ایشان حرفى نیست و با بوذرى مثقالى هزار تومان تفاوت قیمت دارد و در زندگیش نقاط ضعفى ندارد چون عضو جبهه ملى است گناه است ایشان هم بدون مراجعه به جبهه ملى خواسته‌اند از شخصیت‌هاى خارج از محیط مجلس یک افرادى را بیاورند اگر رفته‌اند آقاى امیر علایی را دعوت کرده‌اند این جرم جبهه ملى است، وانگهى

+++

معذرت مى‌خواهم مگر جبهه ملى دختر کور معرفى کرده یک فرد شایسته و برجسته و یک مردم شایسته‌اى را نشان داده دیگر از جبهه ملى در کابینه‌ای که ایشان به نام جبهه ملى می‌نامند چه کسى است (آشتیانى‌زاده - آقاى ارفع) آقاى ارفع به جبهه ملى ارتباط ندارد آقاى ارفع اگر خودش شخصیتى داشته است در کابینه آمده‌اند و با سوابق پدرشان با پدر آقاى علاء که علاء‌السلطنه بوده است اگر سوابق و ارتباط خانوادگى را به حساب جبهه ملى بیاورید اینها بى‌لطفى است و همه کس می‌دانند که آقاى سرلشگر ارفع مدت‌ها رئیس ستاد ارتش ایران بوده‌اند با جبهه ملى ارتباط ندارد (امامى‌اهرى - براى خدمت‌شان به آذربایجان هم بگویید) و هم خواستم عرض کنم شما که اطلاع دارید بفرمایید جبهه ملى تمام افرادش هیجده نفر هستند که هشت نفرشان در مجلس است چند نفر روزنامه‌نویس هستند و چند نفر هم امثال آقاى امیر علایی و ارسلان خلعتبرى هستند که هیچ کدام‌شان امبیسیون و تمایلى ندارند که بخواهند با زور خودشان را به یک کابینه‌اى تحمیل کنند (اسلامى - آقاى سرلشگر ارفع مازندران را هم نجات دادند بنده ممکن است در جلسه خصوصى براى آقایان تشریح کنم) اما

شب‌پره گر وصل آفتاب نخواهد

رونق بازار آفتاب نکاهد

اگر آقاى آشتیانى‌زاده به جبهه ملى حمله بکند قدر و قیمت جبهه ملى کاسته نمی‌شود قدر و قیمت موقعى کاسته می‌شود که منشأ خیانت و مصدر خیانتى واقع بشود مادامى‌که جبهه ملى تبعیت از افکار عمومى می‌کند مطمئن باشید

آن کس که ز شهر آشنایی است

داند که متاع ما کجایی است‏

ما می‌دانیم که تا چه حدود می‌توانیم با هر دولتى موافقت یا مخالفت بکنیم ما اگر به این دولت آتاک نمى‌کنیم براى این است که می‌خواهیم مصدر سیاست شرکت نفت واقع نشویم رأى جواب یادداشتى که دولت آقاى علاء داده‌اند ولى ما از روز اول گفتیم با این کابینه‌ای که برخلاف سنن پارلمانى آمده است موافق نیستم.

بنده این را عرض کردم قبل از این که ایشان کابینه‌شان را تشکیل بدهند حالا هم به همان عقیده‌ای که در جلسه خصوصى عرض کردم ودر روزنامه‌ها عقیده بنده به عنوان جبهه ملى منتشر شده است به همان عقیده باقى هستیم و اما عقیده آقاى آشتیانى‌زاده راجع به همکارى بنده با آقاى قوام‌السلطنه، مدینه گفتى و کردى کبابم. مارشال پتن عمرى به مملکت فرانسه خدمت کرد ولى وقتى که اوضاع برگشت ملت فرانسه او را به این جرم محاکمه‌اش کرد که شاید امروز و فردا به این جرم در زندان بمیرد و حالش هم خیلى بد است یک نفر فرانسوى هیچ وقت حاضر نخواهد شد یکى از رجالش که به نام زمامدار در رأس ملت او قرار گرفته برود با دشمن فرانسه معاهده ببندد برود با دشمن فرانسه کار بکند او محکوم به اعدام است منتها سن او تخفیف در کارش داد.

بنده خودم وقتى عضو کمیسیون عرایض بودم مخبر کمیسیون عرایض بودم آن پرونده به آن قطورى را مشاهده کردم و چند پرونده دیگر را به قول آقاى حسن اکبر که نمی‌دانم اینجا تشریف دارند یا خیر؟

(حسن اکبر - اینجا هستم) و یا آن قضیه هشتصد هزار تومانى و دو صورت حساب باز کردن در بانک شاهى را دیدم اگر واقعاً بنده وکیل مردم و ملت باشم و اگر وجدان و عاطفه و شرافتى در بنده باشد آیا سزاوار است که باز به چنین کابینه‌اى بیایم و رأى بدهم که مردم را بیایند و غارت بکنند ممکن است که بنده روز اول اشتباه کرده باشم حر ریاحى هم رفت سر راه حضرت سید‌الشهدا را گرفت این که جرم من نیست روز اول هم شاید بنده اشتباه کرده باشم شاید بنده خطا کرده باشم که چرا رفته‌ام با آقاى قوام‌السلطنه همکارى کرده‌ام ولى چه کارى کرده‌ام و چه خیانتى کرده‌ام یک سیاست خانمان براندازى آن روز در اینجا توسعه پیدا می‌کرد هستى و استقلال این مملکت را به باد می‌داد بنده رفتم در ملایر آقاى ملک‌مدنى مشاهده کردند که من چه کردم.

شما می‌دانید که بنده با حزب توده در ملایر و اراک و کرمانشاه چه کردم این خدمت بود یا خیانت بود که کردم؟ (ملک‌مدنى- خدمت کردید) اما در شهردارى آن روزی که من معاون شهردارى شدم شما مدیر کل شهردارى بودید آقاى آشتیانى‌زاده و بنده هم در شهردارى بودم شما آن روز با من هم قسم بودید که هرگاه بخواهند در شهردارى فلان بکنند ما کنار بیاییم مگر شما آن وقت مدیر کل نبودید چرا ساعتى که من استعفا کردم شما نکردید چون من علاقه‌اى به این پست نداشتم بنده خدمت به مملکت را می‌خواستم بنده سه ماه معاون شهردارى بودم وقتى که دیدم نمى‌توانم ول کردم و مدت‌ها بیکار بودم بعد حزب دموکرات درست شد به علاوه بنده عضو وزارت راه بودم وقى که رفتم به شهردارى یا وزارت کار به عنوان مدیر کلى با حفظ سمت رفتم سمت و حقوق من در وزارت راه کمتر ار مدیر کلى نبود براى بنده حقوق اضافه‌تر نبود و افتخارى نداشت که بروم در وزارت کار یا شهردارى در وزارت کار اگر صد دینار استفاده کرده‌ام بگویید چیزى که من سوء‌استفاده کرده‌ام چیست؟

رئیس - آقاى مکى خیلى از وقت شما می‌گذرد.

مکى - بنده براى آخرین مرتبه عرض می‌کنم که جبهه ملى با کابینه آقاى علاء توپ و تفنگى ندارد بکشد روشش همان است که قبلاً عرض کردم و آن کسانى که تصور می‌کنند با این فکرها می‌توانند امثال قوام‌السلطنه را بیاورند ما به مراتب شدید‌تر و بدتر از آنچه که با رزم‌آرا عمل کردیم با امثال آقاى قوام‌السلطنه هم عمل خواهیم کرد.

نمایندگان - دستور دستور

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده هم طبق ماده 90 اجازه می‌خواهند

بعضى از نمایندگان - این دور تسلسل پیدا می‌شود آقا.

رئیس - آقایان با نطق قبل ار دستور موافقت می‌کنند وقت دستور از موعد مقرر می‌گذرد.

نورالدین امامى - اگر بنا باشد که قبل از دستور صحبت شود دو ساعت دیگر صحبت می‌شود.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - الحرب اول‌ها کلام اما جناب آقاى مکى بنده به جبهه ملى آتاکى نکردم بد نگفتم و به عنوان یک وکیل این انتقادى که در مجلس شد مطرح می‌کنم به عنوان یک نفر موکل آقایان بنده یک مطالبى را اینجا مطرح کردم و چون جنابعالى در مدافعات خودتان وارد امور شخصى و شخصیات شدید بنده لدى‌الاجبار باید دفاع کنم ولى بنده از خود مطالبى نمی‌گویم (حاذقى - مطالب کلى بفرمایید جاى مطالب شخصى نیست) عرض کنم این که فرمودید به بنده نسبت‌هایی می‌دهند تمام اهل این مملکت فامیل بنده و بنده را می‌شناسند جنابعالى و فامیلتان را هم می‌شناسند وضع زندگى من معلوم است و واضح است که چه بوده‌ام و چه هستم وضع زندگى جنابعالى هم معلوم است شما در پنج، شش سال پیش پول تاکسى نداشتید سوار بشوید الان جنابعالى یک اتومبیل سوارى آخرین سیستم ماشین زیر پایتان است این را از کجا آوردید؟

مکى - یک کنترات از روس‌ها قبول کردم و پولش را گرفتم رفتم یک تاکسى خریدم

جمال امامى - آقاى آشتیانى‌زاده این چیزها را اینجا مطرح نفرمایید.

آشتیانى‌زاده - ...چشم اطاعت می‌کنم اما راجع به این که به بنده ایراد کردید که بنده یک آدم عهد‌شکنى هستم و نقض عهد مى‌کنم و چندین مرتبه قسم خورده‌ام با جنابعالى و قسم می‌شکنم من این آقاى حائرى‌زاده را سى سال است به ایشان ارادت دارم و با این مرد دوستى دارم و شخص مبارز و سیاستمدار و وطن‌پرستى می‌دانم به شهادت می‌طلبم این مرد را روزى که ما خواستیم فراکسیون را در دوره پانزدهم تشکیل بدهیم و این امضا را کردیم بنا بود که آقاى رحیمیان و آقاى گلبادى و آقاى اسکندرى هم در این فراکسیون وارد شوند و آنها وارد نشدند و بعد من آمدم از جناب آقاى حائرى‌زاده و از خود جناب آقا در اطاق اقلیت فعلى تقاضا کردم که این موضوع از بین برود آقایان هم اجازه فرمودید که بشکنم این عهد را بیش از این من عرضى ندارم غیر از این بود آقاى حائرى‌زاده؟ (حائرى‌زاده - صحیح است) (مکى - آقاى حائرى‌زاده این طور نبود) (حائرى‌زاده - این طور بود) این حائری‌زاده مردی است محترم و دروغ نمی‌گوید اما راجع به قوام‌السلطنه و مارشال پتن و مقایسه آنها و این که آقایان هر چه خواستند حرف می‌زنند و هر مطلبى اینجا طرح می‌شود و روى قوام‌السلطنه متوقف می‌شود این را بنده روز اول عرض کردم و باز هم عرض مى‌کنم که مطلقاً بنده طرفدار قوام‌السلطنه نیستم ولى مردى نیستم که مثل بعضى‌ها از پشت به قوام‌السلطنه خنجر بزنم یک روز هم شاه از من پرسید که تو راجع به قوام‌السلطنه عقیده‌ات چیست گفتم که من محال است از اعلام جرم قوام‌السلطنه کمک بکنم با تمام قوا مبارزه مى‌کنم و از او دفاع مى‌کنم جنابعالى نسبت به من مشتبه هستید خلاف واقع است باز هم عرض مى‌کنم که بنده طرفدار قوام‌السلطنه نیستم و اگر یک روزى هم بنا بشود که قوام‌السلطنه سر کار بیاید شاه و مجلس باید او را سر کار بیاورند پس این موضوع را هم استدعا می‌کنم دیگر مطرح نکنید موضوع قوام در بین نیست و من مدافع او نیستم راجع به قیاس قوام‌السلطنه با مارشال پتن و قضاوتى که ملت

+++

فرانسه درباره مارشال پتن مى‌کند و ملت ایران باید درباره قوام‌السلطنه بکند این قیاس مع‌الفارق است جناب آقاى مکى موقعى که با قوام‌السلطنه همکارى مى‌فرمودید این موارد خیانت و دزدى و ارتشا و جواز این موارد آن وقت بود (مکى - هیچ کس اطلاع نداشت) جنابعالى رئیس تبلیغات حزب دموکرات ایران بودید من و شما ده دفعه با هم راجع به اطرافیان قوام‌السلطنه کرتیک می‌کردیم بود یا نبود؟ حقش بود که با همدیگر قیام می‌کردیم چنان که بنده به شهادت خود شما و آقاى حائری‌زاده و وکلاى دیگر مثل همین آقاى ارباب و آقاى نبوى در جلسه حزب دموکرات ایران در اولین جلسه فراکسیون اول کسى که به قوام‌السلطنه آتاک کرد بنده بودم آقایان غیر از این است؟ (صحیح است) حقش بود که آقا هم در همان موقع به قوام‌السلطنه حمله می‌کردید نه این که بعد از این که آمدید البته با رأى ملت و من هم از آن افرادملت هستم که به شما رأى دادم آقاى حائرى‌زاده می‌دانند و خود آقاى دکتر مصدق می‌دانند که من در انتخابات تهران اعلى درجه کمک را به آقایان کردم (جمال امامى - دلیل بى‌ذوقى‌تان است) پس این انتقاداتى که من از آقایان مى‌کنم به عنوان یک وکیل مجلس و یا به عنوان طرفدار یک جبهه و یا یک دولتى که در حال تکوین است یا می‌خواهد بیاید نیست از این نظر که ما این قدر زحمت کشیدیم مردم این مملکت این قدر زحمت کشیدند، این همه فداکارى کردند مبارزه کردند آمدند یک مشت وکیل ملى انتخاب کردند هنوز آن دولتى که هدف اینها بود ساقط نشده است آقایان آمدند با چهار پنج تا وزیر ساخت و پاخت کردند از زیر دولت آوردند و آن آمال و آرزوهایی که بود نسبت به اینها از بین رفت در ضمن با دولت این طور قرار گذاشتند که ما در ظاهر براى حفظ وجهه‌مان موافقت نمی‌کنیم و کمک نمی‌کنیم اما در باطن با شما هستیم، بنده که آقاى مکى عرض نکردم آقاى ارسلان خلعتبرى مرد بدى است مرد فوق‌العاده خوب و نجیب و فاضلى است اما می‌گویم شما که ایشان را آوردید شهردار کردید می‌خواهید انتخابات تهران را هم اداره کنید می‌خواهید با این دولت انتخابات سایر جاها را هم اداره بکنید پس بلند شوید علناً و رسماً ورقه سفید خودتان را بدهید و از دولت حمایت کنید بنده عرض نکردم آقایان بدهند. آقاى ارفع من گفتم که شما بدید؟ بفرمایید مگر شما بد هستید؟ همه آقایان خوبند اصلاً در این مملکت این وزرایی که مى‌آیند و می‌روند همه خوبند همه شیرین‌زبان و نیک‌دهان، مردم بدند مردم خطاکارند و الّا هیئت ‏حاکمه که عیبى ندارند من نمى‌خواهم شما آقاى مکى با هیئت حاکمه شریک شوید نه من بلکه ملت ایران نمی‌خواهد ما می‌خواهیم شما از هیئت حاکمه فاصله داشته باشید و این فاصله همچنین باشد تا آنجا که با یک تشکیلات حزبى منظم با یک دکترین معینى حکومت را در دست باشید اقلیت باید این قدر مقاومت و مبارزه بکند تا خودش دولت را به وسیله انتخابات پارلمالى تشکیل بدهد اگر کسى با این ترتیب و با این مقدمات متشکل و مؤسس یک اقلیت است با این همه زحمت می‌آید در پارلمان محتاج نیست پارلمان را اشغال بکند در روز اول فرصت از زیر ساخت و پاخت بکند ( آزاد - خلاف حقیقت است این طور نیست آقا) من شما را عرض نمی‌کنم شما را کنار گذاشته‌اند اگر شما هم بودید آقاى دکتر آل‌بویه لابد معاون نخست وزیر بود (خنده نمایندگان) تو کنار هستى من می‌دانم که تو کنار هستى، پس می‌دانید آقاى مکى من به یقین به شما با تمام فحش‌هایی که به من دادید ارادت دارم همین طور نسبت به سایر آقایان ارادت دارم این آقاى نریمان که من به ایشان ارادت دارم مرد محترمى می‌دانم آقاى دکتر مصدق را احترام می‌گذارم و حائرى‌زاده را مرید هستم اما بیایید همت کنید و ول کنید این دولت را خوتان باید دولت را تشکیل بدهید ول کنید آقا، این جور ساخت و پاخت کردن موجب سستى عقیده مردم مى‌شود و مردم مى‌گویند هر کسى را که رفتیم بیاوریم با ما نیامد آن وظیفه‌ای که خدا و وجدان برایشان تعیین کرده بود تعقیبش نکردند و ما را فروختند با ساخت و پاخت چهار تا وزیر این صلاح مملکت نیست، صلاح پارلمان نیست صلاح ملت نیست صلاح مشروطیت و قوه مقننه نیست و صلاح خودتان هم نیست عرض دیگرى بنده ندارم.

‏نمایندگان - دستور دستور

4 - بقیه مذاکره در برنامه دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - اگر اجازه بدهید بعد از دو ساعت و ربع وارد دستور شویم بنده مى‌خواهم به اطلاع آقایان برسانم که روز سه‌شنبه صبح ورقه نطق قبل از دستور نگذارند.

غلا‌مرضا فولادوند - این حق نمایندگان است چرا نگذارند .

رئیس - بسیار خوب به شرطى که از آیین‌نامه تجاور نکنند سه ربع ساعت وقت دارند آقایان براى نطق قبل از دستور

صفایی - این را آقا نباید بگذارید تجاوز بکنند.

غلامرضا فولادوند - اگر مجلس خواهد باید رأى بدهد آیین‌نامه قانونى است‏

رئیس - آقایان رأى می‌دهند که صحبت شود آقایان موافق هستند .

دکتر جلالى - در هر حال اگر بخواهید نگذارید باید رأى گرفته شود.

رئیس - باید مطابق آیین‌نامه باشد و از آیین‌نامه نباید تجاوز بکند حتى یک دقیقه هم موافقت نمى‌کنم رأى هم بخواهید بدهید مطابق آیین‌نامه رأى را قبول می‌کنم آقاى نریمان بفرمایید.

نریمان - بزرگترین و مهم‌ترین دلیل مخالفت من با دولت جناب آقاى علاء با این که اشخاص خوش‌نام در این کابینه زیاد شرکت دارند این است که ایشان برخلاف روح و مفاد و اصول قانون اساسى و مشروطیت یعنى بدون رعایت سابقه دیرینه و سنت تاریخى رأى تمایل آزاد مجلس شوراى ملى سر کار آمده‌اند و در واقع ایشان نخست وزیرى هستند که از طرف اعلیحضرت شاه برگزیده شده‌اند نه مجلس شوراى ملى و این برخلاف اصول مشروطیت و حکومت مردم بر مردم است و من از این جهت ایشان را یک نخست وزیر مملکت مشروطه نمی‌توانم بشناسم. این مطلب به قدرى بارز و هویدا است که خود جناب آقاى علاء هم در صدر خطابه و برنامه خودشان می‌نویسید

« چون به فرمان اعلیحضرت همایون شاهنشاهى مأموریت تشکیل دولت به اینجانب محول گردید...»  فرد فرد ما در این مکان مقدس سوگند یاد کرده‌ایم که حقوق مجلس و مجلسیان را حفظ کنیم تعیین و انتخاب نخست وزیر از حقوق مسلم مجلس شوراى ملى است و من نمی‌توانم به این کار تن در دهم که این حق از مجلس سلب گردد و به این جهت از پشت این تریبون به آواز بلند بر علیه این رویه شدیداً اعتراض می‌کنم.

روى همین اصل هم بوده وقتى راجع به نخست وزیرى جناب آقاى علاء به آن کیفیت در تالار مجلس اخذ رأى به عمل آمد من و رفقاى فراکسیون وطن در رأى شرکت نکردیم و تالار جلسه را به عنوان اعتراض ترک گفتیم. من خیلی متأسفم که باید اینجا رسماً عرض کنم که این مرتبه سوم است که به این حق مجلس شوراى ملى تجاوز شده است.‏

اصل دوم قانون اساسى می‌گوید

« مجلس شوراى ملى نماینده قاطبه اهالى مملکت ایران است که در امور معاشى و سیاسى وطن خود مشارکت دارند» و به موجب اصل شصتم قانون متمم قانون اساسى وزرا مسئول مجلسین هستند و طبق اصل شصت و هفتم همان قانون در صورتی که مجلس شوراى ملى یا مجلس سنا عدم رضایت خود را از هیئت وزرا یا وزیرى اظهار نماید آن هیئت یا آن وزیر از مقام وزارت منعزل است- من می‌پرسم چه مشارکتى در امور سیاسى و معاشى مملکت بالاتر ازحق تعیین نخست وزیر و هیئت دولت است که باید مستقیماً این امور سیاسى و معاشى مردم ایران را اداره و تصدى نمایند از طرف دیگر وقتى شاه از مسئولیت مبرا شد و وزرا هم مسئول مجلسین شدند و اگر مجلسین از آنها ناراضى شدند منعزل مى‌شوند طبعاً تعیین و انتخاب هیئت دولت هم از حقوق مجلسین است منتها تشریفات انتصاب آنها با صدور فرمان شاهانه انجام مى‌شود این مطلب به قدرى مسلم و بدیهى است که احتیاجى به استدلال و اقامه دلیل نیست و بهترین شاهد صحبت این اصل مسلم همانا رویه و طریقه‌ای است که از بدو مشروطیت ایران در اجراى این اصل مسلم مجرى و معمول بوده است.‏

قانون اساسى یک پیمان و قرارداد اجتماعى مى‌باشد که مبنا و پایه وجود استقرار قواى سه‌گانه مملکت را تشکیل می‌دهد و اگر این قانون و یا اصول از طرف هر یک از قواى ثلاثه نقض بشود به خودى خود مبنا و پایه وجود هر یک از این سه قوه متزلزل می‌شود و در ارکان این پیمان و قرارداد اجتماعى سستى راه می‌یابد بنابراین نه مصلحت سلطنت و نه مصلحت مجلسین است که در اجراى این اصول انحراف و تهانى پیشامد کند.

جاى تأسف است که دولت‌هاى ماکه مسئول اداره امور مملکت هستند به جاى این که نقشه‌هاى ثبت و مطالعه شده داشته و متکى به نیات و مقاصد خیرخواهانه و اصلاًح کننده خودشان باشند براى خوش‌آمد‌گویی همیشه دم از اجراى منویات مقامات غیر مسئول می‌زنند و هیچ وقت هم کارى از پیش نمى‌برند من نمی‌دانم این روح تملق‌گویی و مداهنه چه وقت از بین ما رخت بر خواهد بست و ما کى به جاى توجه به الفاظ و القاب و

+++

عناوین توخالى این حشو و زواید را دور انداخته به حقیقت زندگى و امور خواهیم پرداخت همین الفاظ و جملات است که امر را بر مقامات غیر مسئول مشتبه مى‌سازد.

قبل از گذشتن از این مبحث و ورود در قسمت‌هاى دیگر ایرادات خودم لازم می‌دانم یک نکته را هم عرض کنم و آن این است که اگر مظفرالدین‌شاه با اعطای مشروطیت از خود نام نیکى در تاریخ ایران گذاشت همین قانون اساسى مبنا و پایه استقرار سلطنت در خاندان پهلوى مى‌باشد به این جهت اعلیحضرت شاه و خاندان سلطنت باید بیش از همه پاى‌بند و علاقمند به این قانون باشند و راضى نشوند که در ارکان آن تزلزلى حاصل شود و این ودیعه مردمان فداکار صدر مشروطیت و خون‌بهاى شهدای راه آزادى را سعى بفرمایند دست نخورده و محفوظ نگاه بدارند.

من خیلى متأسفم که دولت آقاى علاء به کنه و باطن اوضاع ایران و جریان افکار عمومى ‌دست پى نبرده‌اند. من جداً مخالفم با این که آثار عصبانیت و تشنج افکار عمومى مردم ایران را که نتیجه اعمال و افعال هیئت حاکمه نالایق این مملکت است در لباس تمرد و عصیان نسبت به قوانین و مقررات و انتظامات معرفى کند. مردمانى که به مصداق جهاد فى سبیل‌الله جان خودشان را در کف دست می‌گذارند و ملتى را از شر مردمى خیانتکار می‌رهانند داراى روح تمرد و عصیان نیستند (صحیح است). اینها هم از بزرگترین شهدای راه آزادى این مملکت هستند و تا دنیا دنیا است خاطره فداکارى و از خود گذشتگى این رادمردان در دل ایرانیان زنده خواهد ماند (صحیح است). وقتى شما ملتى را به زور سرنیزه در اعماق بدبختى فرو می‌برید و ابواب نجات را بر روى آنها مى‌بندید و ابداً توجهى به منافع و مصالح و عقاید و افکار آنها نمى‌کنید وقتى شما خودتان را مالک‌الرقاب این مردم می‌دانید و خیال مى‌کنید آنها براى کامرانى و حکمروایی شما خلق شده‌اند نه شما براى خدمت آنها بر مسند صدارت و وزارت و بالاتر نشسته‌اید آیا این مردم چاره‌اى دارند جز این که انتقام خود را با فدا کردن جان شیرین خود از شماى نوعى بگیرند آقاى کریم آبادى مدیر روزنامه اصناف را جلب کردند جناب آقاى علاء این است که من با ماده اول برنامه شما مخالفم. اگر در این مملکت روح تمرد و عصیانى هست آن را باید در بین هیئت حاکمه ایران جستجو نمود در بین ملت ایران این روح تمرد و عصیانى است که هیئت حاکمه بر علیه ملت ایران دارد وقتى شما مردمى را از بزرگ‌ترین حق اجتماعى آنها که انتخابات آزاد است محروم مى‌کنید وقتى شما اصرار دارید اراذل و اوباشى را که کمر به خدمت اجانب بسته‌اند در رأس کارها نگاه دارید وقتى زبان مردم را مى‌برید و قلم‌ها را مى‌شکنید و تا صدای‌شان بلند شد به زور حکومت نظامى ‌دمار از روزگار آنها بر مى‌آورید وقتى با تمام وسایل و از تمام جوانب ابواب سعادت و آسایش را بر روى آنها بستید آیا باز توقع دارید این مردم براى همیشه و تا ابد پشت خودشان را براى سوارى شما خم کنند. و اگر از بین این مردم اشخاص حساس تاب تحمل را از دست دادند و به روى شما پنجه زدند باید بگویید روح تمرد و عصیان در این مردم پیدا شده است حقیقت دادن یک چنین نسبتى به ملت بردبار و صبور و نجیب ایران خجلت‌آور است اگر شما درهاى اطاقى را بر روى گربه‌اى مسکین ببندید و او را با چوب بیازارید این گربه مسکین با دندان و پنجه بر گلوى شما خواهد پرید آیا انتظار دارید ملت ایران از گربه هم بیچاره و ناتوان‌تر باشد خیر جناب آقاى علاء نخست وزیر تحمیلى ماده اول برنامه دولت شما توهینى است به ملت ایران و من جداً به آن اعتراض دارم من بر عکس شما معتقدم ملتى که دست از آستین بردبارى و صبر و تحمل بیرون آورد و سزاى بدکاران را در کنار آنها گذاشت این ملت زنده است و نخواهد مرد و این ملت بیدار است و دیگر سوارى نخواهد داد و اگر شما با این ماده اول برنامه خودتان می‌خواهید باز چندى این مردم را براى سوارى دادن حاضر کنید اشتباه بزرگى فرموده‌اید هم شما اشتباه فرموده‌اید و هم آنهایی که جنابعالى را براى نخست وزیرى انتخاب کرده‌اند ممالکى که تا به حال از بردبارى و تحمل این مردم را بر مرکب مراد سوار بودند و ثروت خدادادى این مردم را به یغما مى‌بردند می‌خواهند مثل جنابعالى این جنبش‌ها و ابراز وجودهاى ملت ایران را به حساب روح تمرد و عصیان و کمونیزم بگذارید من نمی‌دانم چرا جنابعالى و دولت جنابعالى باید با این یغماگران هم‌صدا و هم‌آواز شوید من نمى‌فهمم شماها چه نفعى دارید که خودتان را در صفوف مخالفین مردم قرار بدهید راجع به سیاست خارجى که در برنامه دولت گفته شده است روشن مى‌باشد به نظر من این طور نیست در این دنیاى پر آشوب با موقعیت جغرافیایی بسیار حساس و مشکلى که ایران دارد من تصور نمی‌کنم ما یک سیاست خارجى روشن و مطالعه شده‌اى داشته باشیم مسالمت و دوستى با تمام همسایگان به جاى خود صحیح است ولى در سیاست خارجى یک کشورى مطالب و مسائلى هست که ارتباطى با موضوع مسالمت و دوستى ندارد اگر دولت ایران سیاستى داشته باشد این سیاست حتماً چیزى نیست که با مشورت و تبادل افکار و همکارى مجلسین اتخاذ شده باشد و حال آن که موضوع سیاست خارجى مملکت مسئله‌ای است که در زندگى و مقدرات فرداً فرد اهالى این کشور مؤثر است و امنیت مردم بستگى به چگونگى این سیاست و روش دارد سیاست خارجى یک کشورى مثل ایران مسئله‌اى نیست که به فکر یک نفر و یا چند نفر واگذار شود اغلب مسافرت‌هایی از کشورهاى خارجه‏ به ایران و از ایران به خارجه می‌شود مثلاً چندى پیش بود که پادشاه شرق اردن به ایران آمد و قرار بود اعلیحضرت شاه هم بازدید ایشان بروند من نمی‌دانم این دید و بازدیدها و آمد و شدها روى چه حساب و نقشه‌ای است و کجا طراحى می‌شود و مشاورین شاه در مورد این مسافرت‌ها چه اشخاصى هستند شاید آقا خان باشد و آیا مراکز صلاحیت‌دار مجلسین از این امور و جریان این مسائل آگاه و مستحضر هستند یا خیر به طور کلى باید سیاست خارجى کشور و آنچه با این سیاست تماس و ارتباط دارد با مشورت و صلاحدید و تصویب مجلسین باشد و الّا هر عملى که دولت یا مقامات دیگر در این باب بدون موافقت مجلسین بنمایند به هیچ‌وجه مصلحت و صحیح نخواهد بود.

و اما راجع به نفت که باید یکى از مواد بسیار مهم برنامه دولت را تشکیل دهد متأسفانه این مسئله به طور ابهام‌آمیزى برگذار شده است من خیلى متأسفم که اعلیحضرت در نطقى که در موقع تحویل به وسیله رادیو پخش شد از ملى شدن صنعت نفت که مورد علاقه ملت ایران مى‌باشد و یکى از مهم‌ترین وقایع سال کهنه و یکى از مهمترین مسائل سال نو است صحبتى نفرمودند (صحیح است)- همچنین آقاى نخست وزیر هم باز در نطق خودشان این موضوع مهم را به سکوت برگذار نمودند این که عرض کردم این مسئله مهم در برنامه دولت به شکل ابهام‌آمیزى مندرج است براى این مى‌باشد که دولت می‌نویسد

«با در نظر گرفتن تمام جهات و جوانب آن (یعنى تصمیمات مجلسین درباره ملى شدن صنعت نفت) و با مطلع شدن از تصمیمات و مطالعات آتیه کمیسیون نفت روشى اختیار خواهد کرد که مصالح ایران به حداکثر در آن مراعات شده باشد»

بنده نمى‌فهمم دولت غیر از اجراى تصمیمات مجلسین چه اقدام دیگرى می‌تواند بکند و مقصود از جمله با در نظر گرفتن تمام جهات و جوانب این تصمیمات چیست؟ اگر روشى باید اتخاذ شود که مصالح ایران به حداکثر در آن مراعات شود این کار وظیفه کمیسیون مخصوص نفت است که با در نظر گرفتن تمام جهات و جوانب کار یک روش و طریقه‌اى اتخاذ و به مجلس پیشنهاد نماید که مصالح ایران به حداکثر در آن مراعات شده باشد ملى شدن صنعت نفت یک اصل قانونى است و دولت باید هر تصمیمى را که مجلس براى طریقه اجراى این اصل تصویب نموده اجرا کند از خودش رأیى ندارد آقایان باید توجه بفرمایید، بنابراین دیگر جایی براى این که دولت تمام اطراف و جوانب آن تصمیمات را در نظر بگیرد و روشى که مصالح ایران به حداکثر در آن مراعات شده باشد اتخاذ نماید نمى‌ماند این وظیفه کمیسیون مخصوص نفت است نظر آقاى نخست وزیر از این جملات هر چه می‌خواهد باشد نیت و منظورى که براى بنده روشن نیست چیست در برنامه گنجانده شده است به جاى این که کلمات پیچ در پیچ جا داشت که دولت درماده اول برنامه خود می‌نوشت:

« ماده 1 - اجراى تصمیم قانونى راجع به ملى شدن صنعت نفت در سراسر کشور ایران به هر طریقى که قانون بعداً معین بنماید.»

من به حکم وظیفه مجلس شوراى ملى را برحذر می‌کنم که اگر خواستند به برنامه دولت رأى بدهند به آن قسمت از برنامه که راجع به نفت جملات ابهام‌آمیزى دارد رأى ندهید زیرا ممکن است این رأى را دولت به عنوان اجازه و تصمیم در این باب تلقى و براى خود رد این کار اختیاراتى قائل بشود.

همه مردمان حساس و خیرخواه و بشردوست انتظار داشتند که در برنامه دولت جناب آقاى علاء یکى از مواد برجسته موضوع اصلاًح وضع رقت‌بار و شرم‌آور زندان‌هاى ایران باشد ولى متأسفانه در این مسئله ذکرى نشده است و من امیدوارم این سکوت دولت در این باره دال بر عدم توجه دولت به وضع خیلى بد زندان‌ها بر حال رقت‌بار زندانیان و ساکنین دارالتأدیب‌ها نیست جناب آقاى علاء من به نام انسانیت از جنابعالى و از جناب آقاى وزیر دادگسترى و سایر وزرا که باید دارالفساد اسم آنها را گذارد توجه فرمایند آقایان بدبختى و فلاکت و فساد اخلاق و ظلم و ستم به قدرى در این اماکن

+++

حکمفرما است که در حقیقت براى ایران و ایرانى موهن است ملاحظه بفرمایید فساد اخلاق تا چه حد در این اماکن شیوع دارد که خوابیدن کنار دیوار در اطاق‌هاى زندان سرقفلى دارد این اوضاع که در پایتخت دولت شاهنشاهى به این شکل باشد واى به حال زندان‌هاى شهرستان‌ها.

جناب آقاى علاء نخست وزیرى خودشان را با برقرارى حکومت نظامى‌ در تهران و تعطیل قوانین و در سایه قدر نظامى و زور سرنیزه آغاز نمودند البته دولت‌هایی که متکى به مردم نباشند و آزادانه از طرف نمایندگان ملت برگزیده نشوند و در این قرن اتم در این دنیایی که عقب‌مانده‌ترى اقوام عالم دارند زنجیرهاى استبداد و استعمار را پاره می‌کنند بخواهند مجرى نیات و اوامر حکومت‌هاى انفرادى باشند چاره‌اى ندارند جز این که به زور سرنیزه و سیاه‌چال‌هاى شهربانى و محاکم فرمایشى و دستورى نظامى توسل بجویند،این گونه دولت‌ها و شرکت نفت همان طور که در چند روز آخر سال گذشته و اوایل سال نو دیدیم سعى مى‌کنند با کسر کردن حقوق کارگران و ایجاد وحشت در بین مردم و انتشار دادن اخبار ساختگى و دروغى قتل و ترور و ایجاد کم‌پولى تصنعى و عدم پرداخت حقوق مستخدمین و تعطیل تلگرافخانه‌ها و بستن گیشه‌هاى بانک به روى مردم به عقل و نظر خودشان زمینه را برای برقرارى حکومت نظامى آماده نمایند و چندین ساعت بعد از آن که رادیوى لندن مژده برقرارى حکومت نظامى غیر قانونى را در شهر تهران اعلام کنند ولى مردم تهران و ایران بیدارتر از آنند که فریب این صحنه‌پردازى‌ها و زمینه‌سازی‌های بی‌مزه و مبتذل را بخورند مردم ایران به خوبى می‌دانند که حکومت نظامى از ترور و گرفتن حق ملت جلوگیرى نمی‌کند اگر کسى حاضر شد براى رهانیدن ملت از شر عناصر خطرناک جان شیرین خود را در کف دست بگذارد و فدا نماید مسلماً یک چنین شخصى از حکومت نظامى باکى نخواهد داشت البته دولت آقاى علاء هم این حقیقت را به خوبى می‌دانند که حکومت نظامى از قتل‌هاى سیاسى که منشأ و مأخذ آن عصبانیت مردم می‌باشد جلوگیرى نمی‌تواند بکند به علاوه اصولاً قتل نفس از وقایعى است که در همه جاى دنیا اتفاق می‌افتد مگر براى یک چنین اتفاقاتى که هر روز ممکن است بیافتد کسى حکومت نظامى اعلان می‌کند مگر بین قتل رزم‌آرا و دکتر زنگنه و قتل‌هاى دیگرى که واقع مى‌شود از حیث رسیدگى و تعقیب تفاوتى است؟ سوء‌قصد نسبت به آقاى دکتر زنگنه و حتى آقاى رزم‌آرا هم از همین گونه وقایع است که به همین وجه از حیث تعقیب مظنونین و مجرمین با قتل‌هاى دیگر که به وقوع می‌پوندد تفاوتى ندارد و ابداً مجوز و دلیل براى برقرارى حکومت نظامى‌ نمی‌شود قانون حکومت نظامى‌ که تقریباً در چهل سال پیش به تصویب مجلس رسید برای حفظ مشروطیت در مقابل مستبدین و جلوگیرى از قیام آنها بر ضد ملت و رژیم مشروطیت ایران بوده این قانون براى این وضع شد که دولت مشروطه ایران بتواند قیام سالار‌الدوله‌ها و محمد‌على میرزاها را بر علیه مشروطیت فرو نشاند این قانون براى این وضع نشده که امروز حکومت ایران آن را درکشمکش و نبردى که با ملت ایران مدتى است شروع کرده و یا بر علیه کارگرانى که حق خود را مطالبه مى‌کنند مورد استفاده قرار دهند قانون حکومت نظامى براى این وضع نشده بود در یک موقعى که ملت ایران بلند‌ترین و محکم‌ترین قدم‌هاى خود را در راه پاره کردن زنجیرهاى استعمار و استثمار و برقرارى حاکمیت و استقلال سیاسى و اقتصادى واقعى خود برداشته است و این تصمیم تاریخى و نجات دهنده باید در این دو ماه مرحله اجرایی خود را بپیماید یک دولتى بیاید و براى خفه کردن صداى مردم و شکستن قلم‌ها از این قانون بر علیه ملت ایران و رژیم مشروطیت سوء‌استفاده نماید هر کس خیال بکند با این وسایل مى‌تواند ملت ایران را از گرفتن حق خود محروم سازد (حاذقى - دشمن شاد کردید آقاى علاء را) و لقمه را از گلوى مردم بیرون بکشد و بگذارد ثروت ملى ما در دست بیگانگان باقى بماند تا وسایل راحتى کاخ‌نشینان یک چند روزى بیشتر فراهم شود خیال باطلى کرده است اعتصاب کارگران و یا ترور رزم‌آرا و یا گلوله‌اى که به طرف دکتر زنگنه رها شد به هیچ‌وجه نمى‌توانست مجوزى براى برقرارى حکومت نظامى بشود.

این دو نفر و یا کمپانى نفت حکومت مشروطه ایران نبودند که یا قیام بر علیه آنها یا مطالبه حق کارگران از آنها مخالفت با حکومت و دولت مشروطه ایران تعبیر و تلقى شود دولتى که متجاوز از (15) روز است از مقررات حکومت نظامى سوء‌استفاده کرده‌اند به من بگویید کدام توطئه و قیام دامنه‌دار را بر علیه رژیم مشروطیت ایران کشف کرده‌اید به من بفرمایید کدام شورش و انقلاب و قیام عمومى‌ در حال تکوین و پیدایش بوده است که موجب شود مردم را تسلیم عمال شهربانى و حکومت نظامى بنمایید من منکر نیستم که بر علیه رژیم مشروطیت ایران توطئه‌اى بر پا هست.

آقاى نخست وزیر جنابعالى که مرد مجرب دنیا دیده‌اى هستید باید تشخیص داده باشید که بر علیه مشروطیت ایران بر علیه حکومت قانون و قانون اساسى ایران از چندى پیش مقاصد و نیاتى اعمال می‌شود عدم رعایت سنت پارلمانى رأى تمایل و تحمیل دولت‌هاى فرمایشى بر مملکت و پافشارى در نگاهدارى این گونه دولت‌ها و طرفدارى از کسانى که بیش‌تر و بهتر بتواند بر علیه آزادى حق مردم اقدام و قیام نمایند و تشکیل مجلس مؤسسان قلابى براى گرفتن اختیار انحلال مجلسین و تعطیل مشروطیت و کوشش در گرفتن حق وتو و مداخله مستقیم در کارهاى دولت و در دست گرفتن سیاست خارجى کشور و به خود راه دادن اشخاص مشکوک و به طور خلاصه سعى در ایجاد حکومت فردى و دیکتاتورى و تجاوز و تخلف از روح و مفاد قانون اساسى تمام اینها مقاصد و نیاتى می‌باشد که مشروطیت ایران را در خطر بزرگى قرار داده است امروز ملت بیدار ایران دیگر حاضر نیست زیر بارحکومت‌هاى فردى برود هنوز مردم دنیا بدبختی‌ها و فلاکت‌ها وناکامی‌هایی را که حکومت‌هاى دیکتاتورى و فردى هیتلرها و موسولین‌ها براى ملت‌هاى خودشان فراهم نمودند فراموش نکرده‌اند هنوز مردم ایران خاطره‌هاى وحشت‌انگیز و بزرگترین خبط حکومت بیست ساله که ایران را به وضع کنونى و روز سیاه انداخت فراموش ننموده‌اند امروز دیگر میلیون‌ها نوع بشر حاضر نمى‌شوند مقدرات خود را در کف یک نفر و به رأى و فکر یک نفر بسپارند حکومت کردن بر یک ملت ناراضى و سعى در تحمیل فکر و رأى فردى بر یک ملت (18) میلیونى بیدار و نکته‌سنج عاقلانه نیست و موجب همین تشنجات می‌شود اگر رزم‌آرا با رأى اعتماد دستورى و سفارشى در مسند نخست وزیرى باقى نمی‌ماند اگر دکتر زنگنه برخلاف تمایل مردم در کابینه تحمیل نمی‌شد چه بسا امروز از نعمت حیات محروم نبودند باید منشأ و سرچشمه این وضع نامطلوب را جستجو کرد و آن هم در کشمکش حفیفه‌ای است که بین مردم و طالبین و طرفداران حکومت فردى درگیر است ولى دولت آقاى علاء آقاى سرتیپ حجازى آن روز و سرلشگر امروز را که می‌گویم مورد توجه اعلیحضرت است (ناصر ذوالفقارى - بسیار مرد شریفى است) و ظاهراً در دوران فرماندارى نظامى خود در خوزستان خوب انجام وظیفه کرده است به ریاست شهربانى منصوب نمودند احساس می‌شد که فکر برقرارى حکومت نظامى‌در تهران در دماغ دستگاه حکومت زود به نتیجه می‌رسد هنوز این دولت تشکیل نشده بود و به مجلس هم معرفى نشده بود که حکومت نظامى را در تهران اعلان نمود منتها چند ساعت بعد از آن که این مژده را رادیوى لندى در دنیا پخش نمود البته اعلان حکومت نظامى‌در تهران براى تکمیل پرونده بین‌المللى اغتشاش و هرج و مرج ایران و همچنین براى ریختن در خانه‌هاى مردم در دل شب و برداشتن لحاف از روى زن‌هاى مردم و به زندان انداختن عده کثیرى و توقیف روزنامه‌ها و ایجاد ترور پلیسى در شهر و پاک کردن خرده حساب‌ها و تجاوز به حقوق مردم خیلى مفید بود هر قدر این حمله خیلى پر از شجاعت و رشادت دولت بر علیه روح تمرد و عصیانى که جناب آقاى علاء به پیروى از نیات غیر شخصى براى مردم ایران قائل شدید یک عقب‌نشینى مشعشعانه‌اى هم خیلى زود در دنبال داشت حکومت نظامى‌در تهران مرحوم شد ولى در محل نشو و نماى اصلى خود که خوزستان است هنوز باقى است و براى خفه کردن صداى کارگران و فراهم نمودن موجبات حمله عشایر به کارگران بى‌فایده نیست آن دفعه هم همین طور شد من نمی‌دانم این رسم گماشتن افسران ارتش به ریاست شهربانى مملکت به چه علت مدتى است متداول شده اگر واقعاً در همه جاى دنیا رؤساى شهربانى از افسران ارتش انتخاب می‌شوند بیایید و شهربانى ایران را هم یک باره جزء تشکیلات ارتش بکنید تا مردم تکلیف خودشان را بدانند اگر سابق بر این شهربانى و ژاندارمرى از ارتش مجزا و جزو وزارت کشور بودند روى یک مصلحتى بود مصلحت مملکت در این است که ارتش و ژاندارمرى و شهربانى سه قوه مجزا و از هم تفکیک باشند چه مانعى دارد که از افسران لایق و شایسته شهربانى به ریاست این اداره مهم بگمارید یا یک نفر از مأمورین شایسته عالى‌رتبه کشورى را در رأس این اداره بگذارید و یکى دو نفر از افسران خوب شهربانى را معاون بکنید.

اعلان حکومت نظامى‌در تهران و خوزستان برخلاف قانون است تمام عملیاتى که به استناد اعلان حکومت نظامى انجام شده غیر قانونى است (صفوى - مجلس رأى داده است) مال تهران را عرض می‌کنم و مرتکبین و مجریان

+++

قابل تعقیب هستند تمام اشخاصی که در اثر این اعلان توقیف شده‌اند باید فوراً آزاد شوند و تمام روزنامه‌هایی که توقیف شده‌اند باید از توقیف خارج شوند تمام کسانی که به هر نحوى از انحاء مورد مزاحمت حکومت نظامى واقع شده‌اند باید نسبت به مأمورین و متصدیان مربوطه اقامه دعواى جزایی بنمایند و اعلام جرم کنند من از جناب آقاى وزیر دادگسترى خواهش می‌کنم و انتظار دارم ترتیبى بدهند که مقامات صالحه وزارت دادگسترى و قضایی به این جرایم رسیدگى بکنند (صفایی - خودشان شرکت داشتند در اعلام حکومت نظامى به قراری که شایع است در زمان نخست وزیرى آقاى رزم‌آرا نقشه یک کودتا و یک عمل شدیدى طراحى شده بوده است گفته می‌شود قرائین و آثارى هم از این توطئه و نقشه در دست است این موضوع باید مورد رسیدگى جدى واقع شود جناب آقاى علاء اگر روح تمرد و عصیانى در کار باشد باید آن را در دستگاه دولت جستجو نمود موضوع کمبود اسکناس و عدم پرداخت حقوق هم با این نقشه و طرح شاید بستگى داشته باشد به این قسمت هم باید رسیدگى کامل بشود دولت جناب آقاى علاء دولتى نیست که موضوع اشکال ساختگى اسکناس و کسر بودجه تصنعى و عمدى دولت را مطابق مصالح مردم این کشور حل نماید بالاخره این دولت را از این اشکالات همان نتیجه را خواهد گرفت که کمپانى نفت مدت‌ها انتظار آن را دارد خود دولت به طور ضمنى اذعان دارند که اسکناس‌ها جمع‌آورى شده است موش‌ها برده‌اند موش‌هاى معین کسر بودجه هنگفت دانسته و فهمیده و عمدى چندین سال دولت‌هاى ایران هم چیزى نیست که کسى نداند منظور از این مقدمات آن است که اولاً دولت و ملت ایران چنان گرفتار بدبختى‌ها و اشکالات مالى و اقتصادى باشند که نتوانند از حقوق خود دفاع و جلوى یغماگرى آنهایی را که براى دلار و مواد نفتى ایران جگرشان لک زده است بگیرد ثانیاً با انتشار اسکناس بیش از پیش وسایل انحراف مستخدمین دولت و فقر اقتصادى مردم ایران و ترقى ارزهاى کمپانى نفت ‏

و بالنتیجه نفع کمپانى نفت را فراهم نمایند وجود کنترل ارز و داشتن نرخ طبعاً از تنزل قهرى لیره جلوگیرى خواهد کرد و مأمورین دولت خواهند توانست با بالا نگاه داشتن قیمت لیره خدمت بزرگى به کمپانى و گرانى زندگى مردم ایران که آن هم کمال مطلوب این کمپانى است بنمایند. اوضاع اقتصادى ما به قدرى رونق گرفته و فعالیت اقتصادى چنان در مملکت بالا گرفته است که این اسکناس محسوس نشد ولى امروز ملت ایران به قدرى پولدار و متمول شده است که 780 میلیون تومان اسکناس در جریان برایش کافى نیست این است استدلال و طرز فکر این دولت و دستگاهى که دانسته و فهمیده یا ندانسته و نفهمیده بالاخره در همان خط سیر و راهى را که نقشه ماهرانه از ما بهتران از مدت‌ها پیش ترسیم نموده و خواهى نخواهى باید در آن طى طریق نماید سیر خواهد نمود کو آن شهامت که چاقوى برنده جراحى بودجه دولت را به دست بگیرد؟ (جمال امامى - آقاى نریمان خوب بود با آقاى دکتر مصدق قبلاً توافق می‌کردید بعد این صحبت‌ها را می‌فرمودید) و بدون ترس و ملاحظه خرج‌هاى زائد را حذف کند. کو آن احساسات خدمتگزارى صادقانه به ملک و مملکت که جرأت کنند نرخ لیره را تنزل دهند و بگذارند بازار آزاد و عرضه و تقاضا نرخ حقیقى این بلاى ایران را تعیین نماید و مشکل دولت و اسکناس را حل کند (صفایی - بسیار خوب بود) (معدل - آقاى نریمان این نطق هیچ شبیه نطق شما نبود.

5 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - چون وقت گذشته جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه‌شنبه خواهش می‌کنم آقایان اول وقت تشریف بیاورند (یک نفر از نمایندگان - ساعت 9 ) دستور هم برنامه دولت‏

( مجلس یک ساعت و ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294654!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)