کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/16]

جلسه: 134 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه دوم اسفند ماه 1321  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - شور در برنامه دولت آقاى سهیلى‏

3 - تقدیم یک فقره لایحه از طرف کارپردازی مجلس

4 - بقیه شور در برنامه دولت و تصویب آن

5 - تصویب گزارش کمیسیون بودجه و خارجه و فرهنگ راجع به تجدید استخدام آقاى پروفسور ابرلین‏

6 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 134

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه دوم اسفند ماه 1321

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - شور در برنامه دولت آقاى سهیلى‏

3 - تقدیم یک فقره لایحه از طرف کارپردازی مجلس

4 - بقیه شور در برنامه دولت و تصویب آن

5 - تصویب گزارش کمیسیون بودجه و خارجه و فرهنگ راجع به تجدید استخدام آقاى پروفسور ابرلین‏

6 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

)مجلس یک ساعت و نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید(

صورت مجلس روز 28 بهمن ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند. (اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است

غایب با اجازه - آقای: فاطمی

غایبین بی­اجازه - آقایان: منصف، مرآت اسفندیاری، رهبری، شهدوست، ارگانی، مشیردوانی، امیر ابراهیمی، شجاع، دبستانی، آصف، سلطانی، صادق وزیری، شباهنگ، اردبیلی، کامل ماکو

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان: مسعودی خراسانی، اکبر، نیک­پور)

1 - تصویب صورت مجلس‏

رئیس - در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2 - طرح و تصویب برنامه دولت آقاى سهیلى‏

رئیس - برنامه دولت مطرح است. آقاى روحى‏

فریدونى - بنده قبل از دستور عرض لازمى داشتم‏

عده‌ای از نمایندگان - دیگر گذشت. وارد دستور شدیم‏

روحى - عرض کنم نظامنامه مجلس داراى یک نقیصه است و آن این است که در موقع طرح برنامه دولت براى تذکراتى که ممکن است که نمایندگان به دولت بدهند و ذهن دولت را روشن کنند مجالى براى سخن جز به عنوان مخالف باقى نگذاشتند و حال آن که عنوان تذکر است و مخالفت نیست و این نقیصه در نظامنامه داخلى مجلس است. عرض کنم البته آقایان می‌دانند که نماینده فقط در دو مورد می‌تواند ذهن دولت را روشن کند متوجه به قضایا بکند یکى در برنامه دولت است و دیگر در مورد بودجه. و من می‌خواستم

+++

عرض کم اگر من و همکارانم اینجا یک تذکراتى می‌دهیم صرفاً براى این است که فقط توجهات دولت را جلب کنیم بالنسبه به یک قضایایى که باید نسبت به آنها توجه و اهمیت بیشترى مبذول گردد تا رفع یک رشته بیچارگی‌هایى از مردم و از جامعه بشود (صحیح است) و الا مخالفت نیست.

قسمت اول عرایض بنده در درجه اول راجع به این وضعیت گرانى کشور است آقاى نخست وزیر و سایر آقایان وزرا باید توجه داشته باشند که پایه زندگى در این کشور به جایى رسیده است که بنده نمی‌توانم آن را تشریح کنم آقایان: ما بالاخره جزو طبقات متوسط این کشور هستیم و وضع‌مان این است حالا آن طبقه پایین‌تر چه می‌کنند و در حقیقت چطور گذران می‌کنند این براى بنده و همه مجهول است (صحیح است) مخصوصاً کارمندان دولت و آن کسانی که از خزانه دولت و از صندوق دولت اعاشه می‌کنند امروزه بدبخت‌ترین طبقات مردم این کشور را تشکیل می‌دهند (صحیح است) زیرا که بالا خره کاسب یا تاجر یک متاعى دارد می‌خرد و گران‌تر مى‌فروشد هر قدر زندگى گران‌تر شد او هم بر قیمت متاع و کالاى خودش مى‌افزاید ولى آن بیچاره‌اى که یک بودجه محدود و معینى دارد این نمى‌تواند زندگانى کند و بودجه او تکاپوى این زندگى گران و طاقت فرسا را نمى‌کند (صحیح است) و با این ترتیب تصور می‌کنم که اگر یک قدر پاکى و تقوایى هم در میان آنها به جا مانده است با این وضعیت قهراً از بین خواهد رفت (صحیح است) و این وضع مردم را آقا به بدکارى و تبهکارى وادار می‌کند و این برخلاف آن چیزى است که مجلس شوراى ملى و دولت در نظر دارد و عکس آن به عمل خواهد آمد زیرا که از قدیم گفته‌اند که شکم گرسنه ایمان ندارد. علاج هم ندارد جز این که دولت یکى از کارهاى مهمش این باشد و توجه خودش را به این قسمت مبذول دارد که فکرى عاجل براى این مردم بکند این را هم ناگفته نگذارم که این راهى را که تا حالا پیموده‌اند راهى نیست که بتواند رفع نگرانى از جامعه بکند بایست یک فکر نوینى بکنند بایستى یک کارى بکنند که این اصول کهنه که ما داریم که سال به دوازده ماه به آن عمل می‌کنیم این را از بین ببرند و الا اگر بخواهیم روى این اصول کهنه کار بکنیم روز به روز بر بدبختى مردم مخصوصاً بر بدبختى کارمندان دولت و آنهایى که از خزانه کشور حقیقتاً اعاشه می‌کنند افزوده خواهد شد زیرا اینها بیچاره‌تر و پریشان روزگارتر و بدبخت‌تر می‌شوند و این یک توجه خیلى عاجلى لازم دارد ملاحظه بفرمایید پس فردا شب عید است. عید نوروز که سه هزار سال است به یادگار از نیاکان ما باقى مانده است و ما به آن احترام می‌کنیم ولى من فکر مى‌کنم که این مردم گرسنه اگر بخواهند واقعاً براى اطفال‌شان یک متر پارچه مناسب یک متر چیت بخرند در این سال نو چطور می‌توانند این کار را بکنند این قضیه خیلى مهم است آقا و باید ببینید و توجه کنید و طرز کار را عوض کنید و چاره‌اى براى آن بیندیشید بلکه بتوانید علاجى براى آن پیدا کنید (صحیح است) عرض دوم بنده مسأله مازاد است همه می‌دانید که به حدى راجع به مازاد ما در سال گذشته بد عمل شد و به حدى در این کار سو‌استفاده شد که حدى بر آن متصور نیست و نتوانستند آن مأمورینى که براى این کار معلوم شده بودند خوب کار بکنند بنده صریح عرض می‌کنم رفتند و جیب خودشان را پر کردند و انبارهاى دولت را خالى کردند و باور کنید میلیون‌ها سو‌استفاده شد بنده مکرر گفتم و به وزراى وقت تذکر دادم به آقایان نخست وزیران عرض کردم یک هیئت بازرسى بفرستند ببینند که اینها چقدر و چطور سو‌استفاده کرده‌اند چهار نفر را بفرستند تحقیق و بازرسى کنند تا دیگر این کار را نکنند ملاحظه بفرمایید الان هنوز نه حاصل به دست آمده نه محصولى وجود دارد بنده صریح عرض می‌کنم اگر در این کار چاره‌اى نیندیشید پس فردا بدبختى کشور بیشتر خواهد شد ملاحظه کنید آیا واقعاً سزاوار است که سال نو هم ما با این بدبختى زندگى کنیم و این زندگانى کنیم و این زندگانى عادى ما باشد؟ این قابل تحمل نیست آقا این زندگانى خوبى نیست آقا (صحیح است) باید

+++

دولت در این باب اقدام کند بنده کار به جای دیگر ندارم کرمان امثال می‌زنم در کرمان یک دهات خورده مالک هست آقای مؤید و آقای هاشمی و آقایان دیگر می‌دانند در این خورده مالک‌ها یک دو دانگ پانزده خروار و دو دانگ چهار خروار داده. ملاحظه می‌فرمایید؟ اینها را باید بهش توجه کرد و جلوگیری کرد و اصلاح کرد (صحیح است) ما نبایستی واقعاً تسلیم بشویم به اعمال زشت مأمورین تبهکار و بدکار دولت و همین طور بنشینیم و چاره‌ای نیندیشیم. از حالا سلم‌خری و سلف‌خری و پیش‌خری و این کارهایی که به ضرر دولت و ملت و کشور است شروع شده و در جریان است (صحیح است) این چیزها را باید دولت متوجه باشد ما از دولت هیچ چیز نمی‌خواهیم جز این که دقیقاً به این امور متوجه باشند و مردم را اسیر نگاه دارند چیزی که ما توقع داریم همین است ولی با این روش و رویه باز بنده می‌ترسم سال نومان بدتر از امسال باشد و همین طور قحط و غلا و بدبختی در جامعه فراوان باشد و این اصلاح نیست و نباید گذاشت مردم از گرسنگی بمیرند و به عقیده بنده اگر جلوگیری و اقدام نشود هر کسی که از گرسنگی بمیرد در درجه اول دولت و مجلس شورای ملی به عقیده بنده مسئولند چرا؟ برای این که باید توجه بیشتری در این قسمت مبذول دارند این نسبت به مازاد محصول سال آینده بود.

عرض دیگر بنده راجع به وزارت خواربار است عرض کنم که دولت‌ها نباید کارهایی که در پیش از آنها شده است بگویند این اعمال مال گذشته است و به ما مربوط نیست این صحیح نیست. من می‌گویم آقا باید رسیدگی کرد و تحقیق کرد تعقیب کرد تا معلوم شود مثلاً می‌گویند این پانصد میلیون ریال اعتباری که به وزارت خواربار داده شده این پول از بین رفته باید دید کجا رفته اگر جنس خریده‌اند و فروخته‌اند باید باز این پول برگردد به صندوق دولت اگر اعانه به یکی داده‌اند آن را هم اعلام کنند بگویند والا پانصد میلیون ریال که نباید یک ‌مرتبه از بین برود به طوری که بنده شنیدم در آخرین ساعتی که آقای نخست‌وزیر به این کار معین شده‌اند مراجعه کرده‌اند به مقام نخست‌وزیری که ما پول نداریم و اگر تا فردا پول به ما ندهید کار ما معطل می‌ماند این هم طرز نان دادنشان به مردم است بعد از این که آن پانصد میلیون ریال از بین رفته است این هم وضعیت افراد و گرسنگی مردم است که می‌بینید بنده استدعا می‌کنم که در این کار یک رسیدگی شود و حتی به جامعه در روزنامه‌ها و به مجلس شورای ملی یک صورت زبان‌دار صحیح بدهند از این پول که معلم شود وزارت خواربار آن را چه کرده و به چه مصرف رسانده است این البته بنده و همکاران بنده به نوبه خودمان منتظر هستیم. عرض دیگر بنده یک قسمتی است که بنده شنیده‌ام شاید حالا تردید کند ولی در هر حال باید تحقیق بشود و آن این است که شنیده می‌شود فرش‌های وزارت خواربار را فروخته‌اند و به جایش زیلو خریده‌اند. البته اطلاع دارید که دولت آنچه را که می‌خرد باید به مناقصه بخرد و آنچه را می‌فروشد باید به مزایده بفروشد و در مورد فروش فرش‌های وزارت خواربار می‌گویند به دوازده هزار تومان فروخته‌اند و جایش زیلو خریده‌ و انداخته‌اند البته در جایی که جمعیت زیاد است آمد و رفت زیاد است فرش زود خراب و فاسد می‌شود ولی این فرش اگر بنا است فروخته شود باید به مزایده فروخته شود برای چه اینها را به دوازده هزار تومان فروخته‌اند؟ کی فروخته است این خلاف قانون از چه راه شده است؟ من توجه دولت را به این موضوع جلب می‌کنم و باید توجه بشود به عرایض من تا در آتیه محتاج نشوم سؤال بکنم و استدعا می‌کنم این موضوع را تحقیق و توجه بفرمایند که چرا برخلاف قانون رفتار شده و چرا به مزایده فروخته نشده و این عل خلاف قانون را کی مرتکب شده است؟ عرض دیگرم این است: یک نفر از اشخاص بس محترم که شخص آقای نخست‌وزیر و اگر اسم ببرم همه آقایان وزیران او را می‌شناسند و به صحت عملش اطمینان دارند و آدم درستی است می‌گفت من از وزارت خواربار تقاضی کردم ششصد کیسه شکر از شیراز به طهران بیاورم برای تسهیل کار وقتی که

+++

من این اظهار را کردم استیحاش کردند و گفتند که به هیچ وجه نمی‌شود و باید شکر هر محل در همان محل مصرف شود و نمی‌شود حمل شود ما اگر از آن طرف بیاوریم باید از این طرف به آنجا حمل کنیم و این برخلاف قانون و سود و صرفه دولت و مردم است و ما هرگز این کار را نخواهیم کرد بعداً همین وزارت خواربار دو هزار کیسه شکر از شیراز اجازه دادند و وارد کردند حالا چقدر در این کار سو‌استفاده شده است چه عرض کنم از هر کیسه سیصد چهارصد تومان استفاده شده است آنها را یادداشت کنید اینها را بپرسید بگویید بیایند اینجا جواب بدهند. چرا این عملیات در این وزارتخانه‌ها می‌شود؟ چرا باید بشود؟ و چرا نباید جلوگیرى بکنند؟ الان که مى‌شنوید باید جلوگیرى کنید اگر حقیقت دارد مرتکب را مجازات کنید محاکمه کنید که چرا این اشخاص این کارها را می‌کنند؟ اگر حقیقت دارد مرتکب را به جامعه به مجلس معرفى کنید بدهید به دادگاه تا به کیفر برسد. یک همچو سو‌ء استفاده و سو‌ءنیتى در یک همچو موقعى که کشور دچار بدبختى شده است چرا باید بشود؟ چرا این عملیات خلاف قانون تا این پایه نسبت به یک جامعه فقیر و بدبختى باید بشود؟ (صحیح است) یکى دیگر از عرایض بنده موضوع وزارت بهدارى است اتفاقاً در کارهاى ما در این کشور رعایت تناسب کار به هیچ وجه نمی‌شود و همه‌اش مبتنى بر یک اغراض شخصى است همه مطلع هستند که وزارت بهدارى از نظر کار دادن به یک نفر ایجاد شد و این پست این جور جعل شد. همه می‌دانید کشورى که دارو ندارد وسایل حمل و نقل ندارد در یک همچو موقعى چه ضرورت داشت که وزارت بهدارى داشته باشیم حقیقتاً؟ اگر ما بیمارستان‌هاى مختلف و متنوع در کشور داشتیم انواع و اقسام بیماری‌هاى واگیردار سریعاً از هر طرف به ما رو کرده بود مقتضى این بود که وزارت بهدارى تأسیس بشود بنده عرض می‌کنم که ما البته احتیاج داریم به موازات بهدارى ولى نه در این موقع که نه دارو داریم و نه وسایل باربرى. این وزارتخانه در هر صورت ایجاد شد نتیجه‌اش چه شد؟ الان چندین ماه است از عمر این وزارتخانه که داراى شش نفر مدیر کل است و چهل نفر دکتر پشت سر هم در توى این اتاق‌هایش نشسته‌اند می‌گذرد و ابداً یک کار هم انجام نداده‌اند (صحیح است) یک دینار فیده ندارد سربار جامعه هم شده است و ابداً سودمند واقع نشده است آن وقت ملاحظه بفرمایید در کمره گلپایگان خوانسار نهاوند ملایر تویسرکان و این قسمت‌ها دو نفر طبیب دیپلمه پیدا نمی‌شود دو نفر هم نیست...

دکتر سنگ - چرا نیست آقا. هست.

روحى - نه خیر. نیست آقا. نیست. دو نفر هم نیست در این جاى خودتان در تویسرکان در نهاوند معرفى کنید اگر هست بگویید دو نفر طبیب دیپلمه هست؟....

عده‌ای از نمایندگان - صحیح است آقا. نیست.

روحى - بلى نیست آقا اینها را که می‌گویم دلیل دارم بی‌خود که عرض نمی‌کنم....

دکتر سنگ - چرا. نیست آقا.

روحى - سند دارم. حالا شما از نظر همکارى می‌فرمایید هست بنده عرض می‌کنم اطلاع دارم که نیست بنده از نظر جامعه و از نظر مردم عرض می‌کنم و می‌گویم نیست حقیقتاً نیست آقا (صحیح است) یک طبیبى که مسئول وزارت بهدارى باشد در سراسر کشور نیست. اداره گمرک الان هم بزرگیش و هم اهمیتش بیشتر است خوب با یک مدیر کل اداره می‌شود خوب چه ضرورت دارد که در این موقع براى این که می‌خواهیم به یک نفر یک کار بدهیم این بدبختى براى کشور درست کنیم که کارش به این فضاحت برسد که من شرم دارم در اینجا عرض کنم که چه شده است (صحیح است) و چه کثافت کارى کرده‌اند در آنجا (صحیح است) بلکه آقاى اردلان بتواند این کار را سر و صورتى بدهند چون بنده به لیاقت و کفایت ایشان حقیقتاً یک ایمان و اعتقادى دارم بلکه ایشان بتوانند اینجا را سر و صورتى بدهند و الا باز هم به همان عقیده خودم باقى هستم که اصلاً در این موقع چه ضرورتى دارد که ما وزارت بهدارى داشته باشیم؟...

(همهمه نمایندگان خیر خیر لازم است)

+++

افشار - چرا آقا ضرورت دارد لازم است...

روحى - بنده خودم اول طرفدار بهدارى هستم بنده می‌گویم باید کشور ایران گلستان بشود ولى شما که امروز یک اتومبیل یک کامیون ندارید که دارو به یک نقطه از کشور بفرستید خجالت آور است...

شما الان قند در کارخانه‌جات‌تان هست ولى وسیله ندارید بفرستید به تهران و نمی‌توانید حمل کنید

دکتر سنگ - شما دارو بخرید براى مردم طبیب بى‌دارو نمی‌شود. این حرف‌ها چیست؟

روحى - این را آقا باید یک فکرى برایش کرد ما این پول را نباید بدهیم به این افراد بخورند و بنشینند آنجا این پول باید صرف مردم بشود باید یک چاره در این کار اندیشید که این پول صرف جامعه بشود الان می‌بینیم آبله و سرخجه و سایر امراض سرتاسر کشور را فرا گرفته است چه اقدام از طرف وزارت بهدارى شده است؟ هیچ. این جور به درد نمی‌خورد آقا. این طور نمی‌شود آقا یکى دیگر از عرایض بنده موضوع باربرى است این را مى‌توانم به طور قطع عرض کنم مکرر هم در اینجا در ادوار مختلفه که افتخار سمت نمایندگى را داشتم عرض کردم و گفته‌ام در درجه اول کشور امنیت می‌خواهد بعد باربرى و حمل و نقل و بعد چه و چه و چه زیرا این دو قسمت امنیت و حمل و نقل سلسله اقتصادیات و رشته اقتصادیات کشور را هم مى‌پیوندد (صحیح است) و هر کشورى که اقتصادیاتش لنگ بشود تمام جریانش لنگ می‌شود این حاجت بگفتن ندارد (صحیح است) و مترصد بودم در برنامه دولت از باربرى هم عنوانى باشد که به ما نوید بدهد که یک تسهیلاتى در امر حمل و نقل فراهم کرده‌اند ولى اتفاقاً هیچ ندیدم بنده این قسمت را باید عرض کنم که ما یک قسمت چیزهایى است که خودمان در داخله مى‌توانیم حل کنیم ولى یک قسمت هم هست که باید با متفقین خودمان حل کنیم این قضایا را و ما هر نوع کمکى که به متفقین و متحدین خودمان می‌کنیم متوقع هستیم آنها هم با ما مساعدت کنند. مثلاً آمریکا، ممالک متحده آمریکاى شمالى که از سالیان دیر با ما مناسبات خوبى داشته‌اند وسایل باربرى باید به ما بدهند این وسایل را براى ما فراهم کنند تا در این موقع به کار ببندیم ما براى روز جنگ و سختى کمک و مساعدت می‌خواهیم براى روز بیچارگى کمک می‌خواهیم و الا براى موقع صلح که ما خودمان وسایل فراهم می‌کنیم (صحیح است) ولى امروز نباید کار این کشور به اینجا برسد که همان طور که عرض کردم قند را از کارخانه‌هاى داخلى خودمان می‌توانیم به این شهر و آن شهر برسانیم و صریحاً وزارت خواربار بگوید که من وسیله حمل و نقل ندارم. اینجا به خاطر دارم خود آقاى سهیلى فرمودند که ما مشمول قانون وام و اجاره آمریکا شده‌ایم و هر نوع استفاده می‌توانیم بکنیم. ولى امروزه با این حرف‌ها هیچ چیزى نداریم و قسمت باربرى ما که پایه اقتصادیات است لنگ و خراب است و چرخ مملکت ما خوابیده است و و ممکن است قحط و بلا تمام جاهاى ما را فرا گیرد و ما در صورت داشتن گندم هم نتوانیم به هیچ جایى حمل کنیم و برسانیم (صحیح است) این قسمت را بنده خیلى میل داشتم یک توجهى بفرمایند و یک تسریعى در این کار بکنند و از حرف پا به عمل بگذارند اشتباه نشود این را اینجا بنده امروز بزرگ‌ترین تذکرم می‌دانم و عرضم این است که دولت برود وسایل فراهم کند برود موجود کند نگوید نمی‌شود لفظ (نه) از دهان هیچ وزیرى در کشور ایران از این به بعد نباید شنیده شود و سعى کنند در جامعه که تمام مقاصد جامعه را لباس عمل بپوشانند و به همان مواد برنامه استفاده کنند و عمل کنند مشکلات البته خیلى زیاد است ولى به حرف نمی‌شود رفع کرد باید اقدام کند دولت و با کمک مجلس شوراى ملى این مشکلات را برطرف کند نه این که به صرف حرف و گفتار باشد. عرض دیگرم این بود که خواستم آقاى وزیر پیشه و هنر و بازرگانى را تذکر بدهم بالنسبه به اقدامى که چندین بار هم در مجلس شوراى ملى مطرح بوده است و آقاى هژیر وزیر سابق بازرگانى و پیشه و هنر هم الحق در این کار خیلى اقدام کرده‌اند و قضیه به بن رسیده بود که کابینه سقوط کرد و آن موضوع تحدید

+++

قیمت‌هاى کارخانه‌هاى داخلى است. من دیشب یک اعلانى در روزنامه خواندم که یک قیمتى براى پنبه معین کرده بودند حالا ببینید چه مى‌کنند این پنبه را به این قیمت می‌خرند و همین را نخ می‌کنند و به چه قیمتى می‌فروشند؟

چرا آقا بایستى کارخانه‌ها این قدر ستم و تعدى را بر مردم روا دارند ملاحظه بفرمایید چه می‌کنند؟ (صحیح است) در هیچ جاى دنیا در هیچ مؤسسه و بنگاهى این قدر سود نمی‌برند ملاحظه بفرمایید در آمریکا دو و نیم در انگلستان صدى یک و نیم و در اینجا مجلس رأى داد صدى دوازده سود ببرند بعد آمدند و گفتند نمی‌شود قانون را اصلاح کنید اصلاح کردند و بعد گفتند اگر غیر از این ترتیب شد مازاد به نفع کشور ضبط بشود و این همین طور مانده است صدى شصت صدى هفتاد صدى هشتاد و بیشتر می‌برند در هیچ جاى عالم این طور نیست آقا (صحیح است) این را جلو بگیرید الان براى مردم زندگى با این وضع غیرممکن و طاقت فرسا شده است (صحیح است) یک نفر کارگر یک کارمند دولت نمی‌تواند با این ترتیب به زندگانى خود و عایله‌اش ادامه بدهد این کار را توجه بفرمایید رسیدگى بکنند که حدى قائل بشوند (صحیح است) مجلس شوراى ملى دو نوبت به یک اصلى رأى می‌دهد اینها را باید بهش ترتیب اثر داد و رسیدگى کرد (صحیح است) و من مخصوصاً توجه آقاى نخست وزیر را جلب می‌کنم که خودشان بیایند و حقیقتاً به این کار رسیدگى بکند که لااقل مردم پس از چندین سال بتوانند یک جفت جوراب و یک جفت کفش در این آخر سال براى خودشان و بچه‌شان بخرند دو متر پارچه بتوانند بخرند. (صحیح است) هر صبح که پا می‌شوند این کارخانه‌هاى کبریت سازى ما روزى ده دینار بیست دینار سى دینار بر قیمت کبریت اضافه می‌کنند همین طور سایر شئون زندگى. هر روز بر قیمت زندگى افزوده می‌شود و هر روز سطح زندگى دارد بالا می‌رود و مردم بیچاره و بدبخت این جامعه دیگر درمانده شده‌اند (صحیح است) و روز به روز این بدبختی‌ها فراوان‌تر و زیادتر می‌شود (صحیح است). یک عرض دیگر بنده راجع به اعتبار دولت است و دولت در بودجه خودش تقریباً سى هزار تومان (سیصد هزار ریال) اعتبار دارد این اعتبار اگر خاطر آقایان محترم باشد صورت مصرفش هر ماهى براى ماه بعد چاپ می‌شد و به نمایندگان داده می‌شد که بدانند صرف چه چیز شده است و دیگر چاپ نشد این صورت باید چاپ بشود (صحیح است) رسیدگى بشود که اینها به چه مصرف رسیده همین طور که پیش از این هم این عمل را می‌کرده‌اند حالا هم بنده لطفاً خواهش دارم این صورت اعتبار سى هزار تومان دولت را چاپ کنند که ما بدانیم این اعتبار به چه مصرفى و چه هزینه رسیده است (صحیح است) یک موضوع عرض دیگر بنده که خیلى کوچک است ولى شاید توجه بهش ندارند و این را هم آقایان وزرا باید توجه دقیق داشته باشند موضوع صرفه‌جویى است صرفه‌جویى در وزارتخانه‌ها. الان در وزارتخانه‌ها اکثراً یک بخارى می‌سوزد دو بخارى برقى هم در آن کنار اتاق می‌سوزد روز روشن است و چراغ هم می‌سوزد. یک ورق یادداشت را یک خط می‌کشد رویش بعد کاغذ را پاره می‌کند و می‌اندازد دور دیگر فکر نمی‌کند که این چیزها چقدر براى کشور گران تمام می‌شود و از همین صرفه‌جویى‌هاى کوچک چقدر کشور می‌تواند سود ببرد و استفاده کند. الان وزارت پست و تلگراف براى هر تلگرافى یک پاکت مصرف می‌کنند این دیگر ضرورتى ندارد همان تلگراف را که می‌نویسند دورش را چسب بزنند و بچسبانند و همان را بفرستند براى صاحب تلگراف. امروز بیچارگى است آقا. امروز به این گرانى این طور تفریط کردن به زیان جامعه و کشور تمام می‌شود (صحیح است) پس فردا هم تابستان می‌شود پنج تا بادبزن برقى یکى این ور می‌سوزد یکى هم آن ور کار می‌کند چراغ برق هم بالا روشن است اینها معقول و پسندیده نیست آیا اگر از جیب خودشان بود باز این کارها را می‌کردند؟ سؤال می‌کنم آیا از جیب خودشان این جور ولنگ و بازى می‌کردند؟ (صحیح است) اینها همه یک نوع تفریط و اختلاس و ول‌خرجى است که باید جلوگیرى بشود (صحیح است) اینها خراب کارى است باید جلو گرفت. باز هم عرایضى دارم ولى کوتاه می‌کنم و خاتمه می‌دهم و استدعا می‌کنم این عرایضى

+++

که کردم مورد توجه قرار گیرد و امیدوارم آقاى نخست وزیر و آقایان وزیران متوجه باشند و از کارهاى بد گذشته نباید بگذرند زیرا بدکار اگر کیفر نبیند مانند او در جامعه فراوان پیدا خواهد شد. (صحیح است، احسنت(

رئیس - آقاى ملایرى‏

ملایرى - برنامه دولت که تقدیم مجلس شوراى ملى شده و فعلاً مطرح است بسیار پسندیده و قابل تمجید است زیرا به طور خلاصه متضمن احتیاجات مورد نیاز عامه در حال حاضر و تضمین منافع کشور از لحاظ سیاست همکارى نزدیک با متفقین می‌باشد و چون به پاکى طینت و صراحت لهجه و گفتار و جوانمردى شخص رئیس دولت معتقدم و در ایشان و همکاران محترم و اطرافیان‌شان تأمین منافعى از قبیل فروش برنج و چایى و ابریشم و توتون سراغ ندارم یقین کامل دارم که بتوانند برنامه خود را که یگانه مقصود همگى است عملى نمایند

فراموش نمی‌کنیم چند روز قبل از استعفاى کابینه قبلى آقاى سهیلى موقعی که حضور حضرت اشرف آقاى مؤتمن‌الملک شرفیاب شدم و از رأى صایب و بى‌آلایش آن وجود محترم راجع به روش خود استمداد نمودند فرمودند آقاى سهیلى را تقویت نمایند چون عقد پیمان را با دول دوست و هم‌جوار ما امضا نموده‌اند و به علاوه موقع برداشت خرمن هم نزدیک است. بگذارید انبارها را پر نمایند و اسباب اطمینان جامعه را فراهم سازند و به همکاران عزیزم آقایان بیات و صدر و رفیعى هم عین همین فرمایش را فرموده بودند که به وسیله آقاى رفیعى در جلسه خصوصى به عرض آقایان محترم رسانیده شد.

همان طور که در مواقع سخت و روزهاى تیره هر کشورى دیده می‌شود که افراد از هر دسته و حزب و با هر مرام و مقصدى که هستند نظریات خصوصى را کنار گذارده و دست به دست هم داده و تنها هدف خود را حفظ مصالح کشور قرار می‌دهند امیدوارم ما هم از وکیل و وزیر و روزنامه‌نویس و ادارى و بازارى از روى خلوص عقیده و ایمان و دست اتحاد به یکدیگر داده و در لواى توجهات شاهنشاه محبوب و جوان خود از رادمردى که بر اثر تمایل مجلس و افکار عامه روى کار آمده‌اند بالاتفاق پشتیبانى نموده بلکه بتوانیم با یارى خداوند متعال برادران خود را از چنگ فقر و فلاکت برهانیم و رجا واثق است که همسایگان عزیز و معظم ما هم که از منظره دلخراش گرسنگان متأثرند نهایت کمک و مساعدت را در راه پیشرفت این مقصود با دولت و ملت ایران مبذول خواهند داشت. (صحیح است. احسنت(

رئیس - آقاى نوبخت

نوبخت - پیش از اظهار نظر درباره برنامه دولت لازم می‌دانم خاطر آقایان نمایندگان محترم و دولت آقاى سهیلى را یادآورى کنم که آنچه بیان خواهم کرد نسبت به رئیس دولت یا شخصى از اشخاص این هیئت که به مجلس معرفى شده‌اند جنبه مخالفت خاصى ندارد نه با تشکیل هیئتى معین مخالف هستم و نه با تعین هیئتى دیگر موافق بلکه دولت‌هایى که در این دوره تقنینه یعنى دوره سیزدهم به مجلس معرفى شده‌اند همه در نظر من یکسان بوده‌اند زیرا برنامه آنها یکنواخت و در کلیات سیاست داراى یک روش بلکه هم عقیده بوده‌اند و تا تغییر دولتى در امور کشور مؤثر نباشد و در اثر تبدیل دسته با دسته دیگر تحولى ایجاد نشود به سلیقه من موافقت یا مخالفت جنبه عمومى نخواهد داشت از این جهت نباید تصور بشود که بیانات من از این لحاظ است که با دولت سابق یا هیئتى دیگر موافقت داشته یا دارم یا ایجاب کند که با دولت فعلى مخالف باشم. اعتراف صریح دولت در مقدمه برنامه نیز مؤید نظریه من است که اظهار نموده‌اند: (اصول وظایف هر دولت وطن‌خواه همان است که همواره در ضمن برنامه دولت‌ها در طول مدت دوره تقنینه حاضر تقدیم مجلس شوراى ملى شده است. ضرورت تعقیب همان مواد را ایجاب می‌نماید) در ضمن براى من کافى است که از جملات فوق چنین استنباط کنم که در تمام این مدت هیچ گونه بهبودى در اوضاع و احوال کشور ما راه نیافته و گرنه طبعاً ایجاب می‌کرد که تغییرى در برنامه دولت

+++

حاصل شود و چون توقف به حکم عقل محال است ناچار رو به انحطاط رفته‌ایم و بدون شبهه این انحطاط معلول روش سیاسى دولت‌هاى ما است زیرا اصولى که اتخاذ کرده‌اند اگر به صواب نزدیک بود نتیجه‌اش جز این بود که مشاهده می‌کنیم. شاید در اثر همین انحطاط فکرى است که یک کشور فلاحتى چنان در تنگناى قحطى افتاده است که مهم‌ترین مواد برنامه دولت او (اقدام سریع براى تأمین مواد غذایى و ایجاد وسایلى است که امر خواربار را تنظیم نماید) آنها که به جغرافیاى چند سال پیش آشنایى دارند می‌دانند که ایران همان کشورى است که از پشت دروازه اصفهان تا پشت دروازه مرد شاه جهان یک وجب زمین خشک نداشته و آنها که از این مقوله بی‌خبرند شاید بدانند که در همین دو سال پیش مردم این کشور در اثر وفور و فراوانى همه نوع خواربار براى ممالک خارجه حمل می‌کردند اما در ظرف این مدت کم به واسطه سو‌ء سیاست ما یا حسن سیاست دیگران روزگار کنونى به جایى رسیده است که تنظیم امور خواربار براى او مشکل بزرگى ایجاد کرده است. با اظهار تأسف از وقوع چنین بدبختى اگر در واقع دولتى مایل است این مشکل را حل نموده حوایج مردم را تأمین نماید نباید کوچک‌ترین انتظارى داشته باشد که دیگران به حوایج اقتصادى او نظرى کرده مساعدتى نمایند دیگر چه رسد به این که براى رفع مشکلات اقتصادى این کشور متعلق به خود او است اگر این انتظار را نتیجه عاید می‌شد قطعاً در طول این مدت مشهود شده بود و چنانچه به خاطر دارم در یک سال و چند ماه پیش آقاى وزیر نخست وزیر فعلى که وزیر خارجه آن زمان بودند در ضمن مذاکره یا مصاحبه با آقاى مدیر محترم تجدد فرمودند (به مناسبت جنگ و بسته شدن راه‌هاى خشکى و دریایى براى آن که حیات اقتصادى خود را تأمین کنیم احتیاج داریم با متفقین قراردادى منعقد نماییم که احتیاجات ضرورى ما را تأمین کنند) مدت‌ها است از این مصاحبه می‌گذرد و این مفهوم که به زبان وزیر خارجه وقت به طور قطعى ایراد شده است امروز به زبان آقاى نخست وزیر صورت امید و انتظار را دارد زیرا در پایان نامه خود می‌فرمایند (و نیز اطمینان دارد که متفقین ما که روابط مستقیم و منافع مشترک‌شان با دولت ایران روز افزون است براى رفع مشکلات اقتصادى مخصوصاً امر خواربار همواره مساعدت سریع و مؤثرى خواهند نمود) هر کس مفهوم این دو جمله را در نظر خود مجسم نماید ناچار اعتراف خواهد کرد که روش سیاسى دولت‌هاى ما تاکنون بر روى نظریه صایبى استوار نبوده است و اگر به هستى ما دست نیازند کشور ما را به مساعدت هیچ کس نیازى نیست. من در مسافرت اخیر خودم به هر نقطه که رسیدم خواربار فراوان دیدم و این دوشی‌اى متضاد که با تمام معنى در غالب نقاط این کشور مشاهده می‌شود به ما می‌فهماند و صریح می‌گوید که همه چیز هست اما به شما نمی‌رسد. بنابراین آن دولت وطن‌خواه که تنظیم امور خواربار و رفع احتیاج مردم را در نظر دارد با اتخاذ این سه امر می‌تواند بدون انتظار مساعدت دیگران این مشکل را حل کند. اول آن که دولت از آنها که گندم نروییده و جو هنوز سبز نشده را به طور سلف می‌خرند و از آنها که کشته نرسته خود را پیشکى می‌فروشند با شدتى هر چه تمام‌تر جلوگیرى نماید. دوم از آنها که انواع خواربار مخصوصاً گندم و برنج را از این کشور خارج می‌نمایند ممانعت کند و راستى اگر متفقین را با دولت روى مساعدتى است بگذارند که این کار عملى بشود. سوم خواربار کشور را به مصرف اهالى کشور برساند و در عوض آنچه را که متفقین مدعى هستند که گاهى براى ما مى‌آورند براى مصرف خودشان وارد نمایند. اگر دولت بتواند این سه نکته را رعایت نموده و اجراى آن را پافشارى نماید حوایج این کشور را از لحاظ تأمین خواربار برآورده است و احتیاجى نیز به مساعدت دیگران نیست. و گرنه مال خود را از کف دادن و منتظر همسایه بودن و آنچه کشور دارد از بیگانه تمنا کردن خواربار

+++

مورد احتیاج را تأمین نخواهد کرد و اگر این منظور برآورده نشود طبعاً ماده سوم این برنامه که حاکى از اصلاحات لازم نسبت به مسائل اساسى و از آن جمله بهدارى است معنى نخواهد داشت زیرا در امور صحى بیش از همه چیز خواربار و تهیه آن بر روى وسایل صحى مورد بحث است. شکم گرسنه مردم را شن­ریزى کردن با اصلاحات امور بهدارى چه تناسبى با هم دارد؟ درباره ماده چهارم که نوشته شده است (همکارى نزدیک با دول متفق ایران و دولت متحده آمریکاى شمالى و تضمین منافع طرفین با رعایت کامل مصالح کشور) عقیده من همان‌ها است که در ضمن بیان خود درباره برنامه‌هاى سابق و در ضمن مخالفت با قرارداد اظهار نمودم و تکرار آنها را لازم نمی‌دانم زیرا معلوم است که با این اتفاق خوش‌بین نبوده و نیستم و آنچه را که پیش‌بینى کرده و بیان نمودم متأسفانه غالباً صورت عمل یافته پریشانى احوال مملکت و قحطى روز افزون و هزاران مصایب دیگر که پدید آمده است نظریه صایب مرا تأیید می‌کند. درباره کلمه همکارى نمی‌دانم یا دولت تمام معانى این کلمه را در نظر داشته است یا آن که مقصود همراهى است زیرا دولت ایران در این جنگ جهانگیر با دول متفقه البته همکار نیست و چنانچه عقیده دارید برطبق قراردادى که بسته‌اید همراه هستید نه همکار. این نکته را نیز متذکر می‌شوم که در برنامه‌هاى سابق نه تنها اسم دولت شوروى و دولت انگلیس در میان بود و نامى از آمریکا به قید همکارى به نظر نرسید و اکنون در این برنامه نام دولت متحده آمریکاى شمالى افزوده شده است.

انوار - خیلى بهتر

یمین اسفندیارى - بسیار خوب است....

نوبخت - این عطف زائد به نظر من قدرى موضوع را مبهم و تاریک‌تر کرده است زیرا اولاً نمی‌دانم دولت ایران برطبق کدام قرارداد این همکارى را متقبل شده است و کدام پیمان ایجاد کرده است که دولت ایران منافع آمریکا را تضمین کند؟ ثانیاً موضوع ورود سربازان آمریکایى است که نمی‌دانم برطبق چه قاعده و از روى چه قراردادى است هنگامى که اینجانب از مسافرت فارس برگشتم در پایتخت وقایعى روى داده بود که از لحاظ عقیده خودم مى‌بایستى اعتراض خود را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم اما در آن وقت در مرکز نبودم و پس از ورود تقریباً یک ماه و چند روز پیش از اینجا نخست وزیر سابق آقاى قوام این موضوع را تذکر دادم و چنین اعتراض کردم که دولت ایران با دولت انگلیس و شوروى قراردادى بسته و معین کرده‌اند که پس از شش ماه بعد از جنگ خاک ایران را ترک نمایند به من بفرمایید که سربازان آمریکایى برطبق کدام قانون آمده‌اند و برطبق چه قراردادى خواهند رفت و مسئول خروج آنها کیست؟ آقاى قوام جواب دادند که درباره این موضوع مشغول مذاکره هستیم مهلتى بدهید بعد جواب خواهم داد بالاخره ایشان جواب ندادند تا مستعفى شدند و اکنون مورد این سؤال آقاى سهیلى نخست وزیر فعلى هستند که این مسئولیت را عهده‌دار می‌باشند و از ایشان خواهشمندم که هر گونه اقدامى در این باره شده است یا خواهد شد مجلس را مستحضر فرمایند.

رئیس - آقاى بیات

بیات - البته در برنامه دولت موقعى است که آقایان نمایندگان مى‌توانند نظریاتى که راجع به اصلاحات دارند به دولت تذکر بدهند و مخالف یا موافقى که نوشته می‌شود براى همین قسمت است که اصلاحات و نظریاتى که هست تذکر داده شود مطالبى است که مربوط به جامعه است که باید از طرف دولت اقدام و یا جلوگیرى شود و البته توضیحاتى که داده می‌شود همان طور که عرض کردم هر کس نظریاتى دارد و صریحاً اظهار مى­کنند و امیدوار هستم که دولت حاضر این نظریات و تذکرات را در نظر بگیرند و هر کدام را که تذکر می‌دهند در نظر بگیرند و به موقع عمل و اجرا بگذارند. البته خاطر آقا این نمایندگان محترم مستحضر است که قبل از تشکیل کابینه آقاى قوام آقاى سهیلى زمام

+++

امور کشور را در دست داشتند و چند ماهى به اجراى برنامه دولت خود کمر همت بستند اما دولت آقاى سهیلى پس از چند ماه فعالیت مستعفى گردید و قضاوت مجلس شوراى ملى درباره آن کابینه و طرز عملش موافق نبود امروز براى مرتبه دوم آقاى سهیلى زمام‌دار امور دولت هستند و به اظهار خود ایشان برنامه دولت تعقیب همان برنامه دولت سابق ایشان است ولی البته براى طرز عمل و اجراى برنامه امیدواریم نظریات دیگرى اتخاذ نموده باشند که نتایج مطلوبى در زمام‌دارى جدید ایشان به دست آمده که اسباب رضایت خاطر نمایندگان و عموم ملت فراهم گردد آقایان نمایندگان محترم دولت حاضر تصدیق می‌فرمایند که برنامه کلیه دولت‌ها مجموع یک سلسله اصول و قواعد مفید و مسائلى است که اجراى آنها از هر جهت براى کشور ضرورى می‌باشد لیکن تمام اشکالات در اجراى برنامه و عملى ساختن آن است در اینجا نه فقط باید به اجراى برنامه و توجه نمود بلکه طریقه اجراى و راه به نیل به مقصود خود اهمیت خاصى را حائز است به هرحال برنامه هر دولت مادام که لباس عمل نپوشد آرزویى بیش نیست و با آرزوى صرف کار کشور اصلاح نمی‌شود اگر کابینه آقاى سهیلى موفق به اجراى برنامه خود نگردید و انتظارات مردم ایران را نتوان برآورد و بالاخره اگر مشکلاتى در اجراى مقاصد و منویات رئیس دولت موجود باید متوجه گردید که برنامه فعلى دنباله همان برنامه و انتظارات مردم ایران از دولت فعلى بیشتر از انتظار آنان از دولت اسبق و بالاخره مشکلات و موانع به درجات بیشتر و از حد و حصر فزون است. پس اگر نظر آقاى رئیس دولت تعقیب همان رویه اولیه مثبت باشد و ما تصور می‌کنیم که آقاى سهیلى در طرز اجراى برنامه خود و راه تأمین آسایش مردم از گذشته و حوادث اخیر اوضاع سراسر بحران دنیا و بالاخره تجربیات عملى خود رویه عملى لازم را مورد توجه مخصوصاً قرار داده‌اند و این مرتبه راهى را خواهند پیمود که دولت ایشان را به سر منزل مقصود برساند و کشتى مملکت ایران را که جنگ و بحران جهانگیر دچار طوفان حوادث ساخته است با حسن تدبیر و فعالیت خود و همکاران‌شان با اتکا به مراحم شاهنشاه جوان‌بخت و نمایندگان محترم ملت به ساحل نجات برسانند.

پس از ذکر این مقدمه بحث مختصرى در مورد مواد برنامه دولت را لازم می‌دانم ماده اول.

برنامه دولت به این مضمون است. « اقدام سریع براى تأمین مواد غذایى که آناً مورد حاجت و نیاز عامه است و ایجاد وسایل مؤثر براى انتظام امر خواربار در سال آینده این ماده شامل دو قسمت است: قسمت اول تأمین مواد غذایى که آناً مورد حاجت عامه می‌باشد آقاى قوام رئیس دولت سابق روزى در جلسه عمومى شوراى ملى اظهار داشتند که ایشان قادر به اعجاز نبوده و نمی‌توانند براى رفع نیازمندى مردم گندم خلق نمایند ما نه از آقاى قوام و نه از آقاى سهیلى انتظار اعجاز و خلق کردن گندم نداریم انتظار مجلس شوراى ملى و قاطبه مردم ایران حس اداره امور و سازمان کشور است نسبت به موضوع خواربار می‌گوییم براى دولت دو عمل در درجه اول اهمیت قرار دارد اول استفاده از کلیه منابع موجوده کشور و تنظیم امور اقتصادى متناسب با وضعیت فعلى کشور دوم اقدامات قبلى براى جلوگیرى از مخاطرات و ضررهاى محتمل‌الوقوع نسبت به تأمین مواد غذایى که مورد نیاز فورى امور است باید به اصول اقتصادى توجه ویژه مبذول داشت باید متذکر شویم که تنها کشور ایران دچار بحران نیست بسیارى از کشورها هستند که از نایره جنگ برکنار نیستند و بلکه به طور مستقیم یا غیرمستقیم دچار آتش جنگ شده‌اند با این همه اصول اقتصادى و خط‌مشى آنها در تأمین احتیاج عمومى و خواربار طورى است که به سرنوشت ما دچار نشده‌اند البته در آن کشورها فداکارى افراد با حسن تدبیر دولت توأم است مثلاً در اجراى قوانین منع احتکار یا جیره‌بندى نهایت دقت به عمل مى‌آید که اولاً اجراى او به دست مأمورین صالح پاکدامن عملى گردد و ثانیاً در این قسمت تبعیض به کار نرود و از همه بالاتر شدت عمل است در ایران انتظارى که در اجراى قوانین نام برده از دولت می‌رفت مقرون به عمل نگردید نتیجه آن شد که قیمت‌ها روز به روز سیر صعودى

+++

خود را تعقیب کرد. از طرفى کالاهایى مورد جیره‌بندى واقع گردید و از طرف دیگر در بازار آزاد مورد معامله قرار گرفت و معلوم نیست به چه مجوزى وقتى مردم در خرید و مصرف کالایى به عنوان جیره‌بندى محدود شده باید در تحصیل آن در عین حال آزاد باشند و اگر جیره‌بندى نتیجه قلت تولید است چرا باید اجازه داده شود کالاى نایاب در دست اشخاص متمراکز شده آزادانه خرید و فروش شود؟ و وجود بازار آزاد در صحت معاملات خلل وارد سازد و در بهاى کالاهاى دیگر اثر سوء بخشد. به علاوه کالایى که نرخ آن تثبیت گردیده و احتکار آن ممنوع است به بهاى فوق‌العاده گران در بازار معامله شود و ذخیره کنندگان در عملیات نامشروع خود آن طور که باید مورد مؤاخذه قرار نگیرند و اگر مؤاخذه در کار باشد ناقص عملى گردد و در این کار قانون آن طور که انتظار ملت ایران است به موقع اجرا گذاشته نشود هنگامى که نان جیره‌بندى شد دولت چنین تشخیص داد که مردم ایران موظفند در مصرف نان تقلیل کنند و این محرومیت را به طور تساوى تحمل نمی‌کند باید انصاف داد که این اصل با آزادى مصرف نان مغایرت دارد و برخلاف نظم طبیعى و اصول اقتصادى است توضیح آن که با جیره‌بندى نان تمام افراد کشور باید به موجب قانونى ملزم شوند آرد یا گندم ذخیره خود را فوراً به دولت تسلیم نمایند تا مطابق قاعده ظروف مرتبطه در این موقع بحران همه به یک نسبت در سختى معیشت شریک یکدیگر باشند و از موجودى خواربار کشور به یک میزان بهره‌مند شوند اولاً این موضوع به نظر بنده می‌بایست در تمام کشور عملى شود و الا در یک قسمت طرز جیره‌بندى مجری و در قسمت‌هاى دیگر آزاد این امر غیر قابل اجرا است و تصور می‌کنم چنانچه اجراى این موضوع را دولت در نظر داشته باشد نقشه عملى کردن آن را در تمام مملکت باید براى آتیه در نظر گرفته تا نتیجه مطلوبه از آن به دست آید قانون جانشین یکى از اصول اقتصادى است که در موقع بحران عمومى مورد اجرا قرار می‌گیرد مثلاً اگر تولید گندم کم شد برنج یا سیب‌زمینى باید جاى گیر آن شود دولت اگر به تولید موادى که بتواند جانشین مواد اصلى شود نظر خاصى مبذول می‌داشت اگر در تثبیت بهاى این قبیل مواد لااقل توجه می‌نمود بهاى مواد اصلى تا این درجه رو به ترقى نمی‌رفت زیرا مصرف کننده در این حال از خرید ماده اصلى صرف‌نظر مى‌نمود و اختلاف فاحشى که بین ماده اصلى و ماده فرعى وجود داشت مصرف کننده را به خرید ماده دوم متوجه میساخت و تقلیل تقاضا موجب پایین آمدن بهاى ماده اصلى می‌گردید از طرف دیگر تثبیت قیمت‌ها امرى است ساده و طبیعى و تنها یک عامل شرط اخذ نتیجه تثبیت بود و آن همان اجراى امر یعنى عمل بود و بس گفتند معاملات دلالى (اسپکولاسیون) ممنوع است و باید جلوگیرى شود اما در عین حال در طى پنج شش ماه باز قیمت‌ها پنج شش مرتبه ترقى نموده است و معلوم نیست حسن تدبیر دولت سابق چه بوده است؟ و آیا عمل ادارى دولت و سیاست اقتصادى او را نمی‌توان خود یک نوع (اسپکولاسیون) دانست! بالاخره اگر راهى که دولت‌هاى اخیر رفته‌اند غلط بوده است باید دیگر آن راه انتخاب نشود و اگر اشخاصى که مسئول امور بوده‌اند نتوانسته‌اند آن طور که انتظار مردم بر آن است انجام وظیفه نمایند دیگر تصدى آنان به آن مقام و تجدید مطلع به زیان کشور است و اگر واقعاً اصلاح امور غیرممکن است قبول مسئولیت غیرمنطقى است خلاصه آن که تأمین آذوقه مردم ایران در این موقع با جمع‌آورى موجودى کشور و افراد و توزیع آن به نسبت به اجراى این امر به وسیله مأمورین صالح طبق مقررات و اصول صحیح ممکن است و در عین حال وارد نمودن حوایج اولیه از خارج به ویژه با مساعدت متفقین ما امرى است ضرورى و ما از دولت آقاى سهیلى انتظار اجراى این موضوع را داریم. نسبت به سازمان وزارت خواربار و این دستگاه عریض و طویل و هزینه زیاد و نتیجه عمل این مؤسسه و طرز عمل مأمورین آن و بیلان حاصل از عملیات آنها انتظار رسیدگى دقیق و گزارش لازم را داریم اما در مورد قسمت دوم ماده اول برنامه دولت یعنى (ایجاد وسایل مؤثر براى انتظام امر خواربار در سال آینده) در اینجا نه فقط دولت را به کلیه

+++

اصول اقتصادی که براى ازدیاد تولید محصول کشاورزى و بهبودى آن است از قبیل تهیه بذر کمک مادى به زارعین به وسیله بانک کشاورزى و تشویق آنان مطابق قواعد علمى تأمین منافع و حقوق آنها بالاخره توجه به کمیت و کیفیت کشت‌هاى مختلفه به اعتبار فصل و محل متوجه می‌سازم بلکه نکته مهمى لازم به توضیح است توجه به تجربه تلخى است که از رویه دولت‌هاى سابق بر ما حاصل گردید که به موقع نتوانستند خرمن جمع آورى نمایند و آن را در دست خود متمرکز سازند و این وضع موجب شد که زارع و کشاورز محصول خود را به بهاى گران‌ترى از میزان مقرر به دیگران بفروشد و بعد خود نیز از نقطه‌نظر بازرگانى در عمل خود پشیمان گردد و در ماه چهارم سال همه محتاج به گندم شویم و تاکنون هم در مضیقه باشیم اینک انتظار می‌رود دولت فعلى از گذشته سرمشق گیرد و قانوناً عموم تولیدکنندگان را مجبور نمایند محصول خود را منحصراً به دولت بفروشند و مأمورین جدى و صحیح‌العمل براى رسیدگى بگمارند اما بهاى محصول آنان را به میزان عادلانه بپردازند و این عمل که انحصار در خرید و فروش نامیده می‌شود نباید مورد تعجب و ایراد قرار گیرد این که انحصار مورد تنقید قرار می‌گیرد غرض عمل به انحصار در موقع جنگ و بحران نیست آقایان خود متذکر هستند که اگر براى انحصار بتوان مجوز قائل گردید این مجوز خود بحران و جنگ است در این موقع نیز انحصار خرید و فروش کالاهاى ضرورى باید در دست دولت باشد دولت فداکارى کند مقصود آن است که نظم و ترتیب برهم نخورد و با کمال دقت و روى اصول علمى که متناسب با اوضاع محیط باشد انحصار دولت عملى شود پس دولت باید نسبت به تأمین آذوقه سال آینده نهایت دقت را ملحوظ داشته تدابیر لازمه بیاندیشد و از خبط­هاى گذشته جلوگیرى کند در تکثیر تولید بکوشد و از مصرف تعادل لازم برقرار شود و بالنتیجه بهاى کالا تنزل نماید.

ماده دوم برنامه دولت عبارت است از « مجاهده در تنزل دادن هزینه زندگانى و مبارزه با غلا و گرانى اجناس و اهتمام در تثبیت قیمت آنها جاى تردید نیست مادام که براى تنزل دادن هزینه زندگى رعایت اصول علمى نشود نتیجه منتظره حاصل نخواهد گردید بدواً باید به علل ترقى بها پى‌برد و سپس در علاج آن اقدام نمود. آیا دولت و هم آقایان نمایندگان یا بنده هم عقیده نیستند که تقلیل تولید و عدم تقلیل مصرف در بالا رفتن بهاى کالاها اثر خاصى داشته است؟ آیا تصدیق نمی‌فرمایید که عملیات دلالى (اسپکولاسیون) یکى از عوامل مؤثر ترقى بهاى کالاها بوده؟ آیا می‌نگرید که ازدیاد انتشار اسکناس و سیاست پولى دولت که بدون مطالعه کامل بوده و نیز عدم توازن بودجه مملکتى تأثیر خاصى در افزایش قیمت‌ها نموده است؟ بالاخره آیا نباید اذعان کنیم که عامل روحى به نوبه خود به چه میزان زیادى در بهاى کالا اثر نموده رفتار دولت سابق با مردم اختلال کابینه آقاى قوام ترس و اضطراب مردم واقعه 17 آذر و نتایج آن توقیف جراید رفتار وزارت خواربار با مردم و بالاخره عدم تأمین مردم از دولت گذشته و از حوادثى که بر آنان می‌گذشته است در روحیه آنان اثر سوء نبخشیده و موجب سلب اعتماد عمومى و گرانى بهاى کالاها نگردیده. اینها و یک سلسله عوامل دیگر که ذکر آن موجب اطاله کلام می‌شود موجبات حدوث اشکالات و گرانى هزینه زندگانى شدند. دولت فعلى باید به این مسائل توجه خاصى مبذول دارد و عملاً پس از تشخیص مرض به معالجه بپردازد تا خدمتى انجام دهد. کمک به بینوایان و مستمندان کشور نیز از وظایف دولت به شمار می‌رود و در اینجا بسیارى از مردم واقعاً به حسن نیت و ایمان خود را عملاً نشان داده‌اند. دولت باید بیکاران به کار بگمارد نه فقط از وجود بسیارى از جوانان تحصیل کرده که براى امروزه کشور گوهر گرانبها هستند حداکثر استفاده را بنماید. بلکه باید وجود عموم مردم را مثمر ثمر ساخته و از بیکارى جلوگیرى نمایند

دولت در ماده سوم برنامه خود مقرر می‌دارد «اهتمام در اصلاحات لازم نسبت به مسائل اساسى مانند پیشرفت امور

+++

کشاورزى و بهدارى و فرهنگ و رفع نواقص قوانین دادگسترى و همین سعى در بهبودى زندگانى مستخدمین دولت و کارگران و کشاورزان و تأمین رفاهیت آنان با وضع قوانین و مقررات لازم» مندرجات این ماده ما را به مسائل مهمى متوجه مى‌سازد که اصلاح آنها مورد نظر دولت فعلى است ولى به طورى که عرض کردم منظور و مقصود دولت خیلى خوب انشا شده لیکن اجراى آن اصل و اساس است در مورد کشاورزى امروز ما محتاج به سازمان صحیح و برنامه دقیق هستیم باید با نظر متخصصین برنامه عمل تنظیم شود. من و یک عده از رفقاى پارلمانى در مورد املاک واگذارى طرحى تهیه نمود و سابقاً در مجلس مطرح ساختیم امروز آن طرح را مجدداً به دولت یادآورى می‌کنم که مورد مطالعه قرار دهند زیرا صرفه و صلاح کشور و کشاورزان و خرده مالکین را در اجراى آن طرح می‌دانم.

کشاورزى اساس و بنیان زندگانى اقتصادى ایران است به خصوص در این موقع که ما تنها وابسته به سعى و فعالیت خودمان هستیم و نمی‌توانیم حوایج خود را از خارج تأمین کنیم. اهمیت بهدارى را در دو کلام خلاصه می‌کنم آمار در گذشتگان همه روز معرف وضع بهداشت مردم و زندگانى مادى آنها است و مجلس شوراى ملى به طور قطع انتظار اقدامات مجدانه براى اصلاح بهداشت عمومى دارد برای پیشرفت امور فرهنگ و دادگسترى مجلس شوراى ملى همه گونه همکارى و تسهیلات طبق وظایف خود می‌نماید عملیات دولت را براى توسعه این قسمت قضاوت خواهد کرد.

اما وضع مستخدمین و کارگران و کشاورزان قابل مطالعه و تحقیق زیادى است زندگانى این طبقه از مردم مختل است از مستخدمین دولت استفاده لازم به عمل نمى‌آید حقوق آنها براى تأمین زندگانى مادى آنان کافى نیست دسته‌اى از آنان روز به روز به ضعف می‌روند جمعى رخ خویشتن را با سیلى سرخ نموده‌اند اما دسته‌اى هم بدون استحقاق زائد بر صلاحیت خود منتفع می‌شوند بعضى از آنها چنانچه شنیده می‌شود به طرق نامشروع متشبث شده و در اندک مدتى ثروت هنگفتى جمع‌آورى می‌نمایند عجب در آن است که به حال و وضعیت هیچ یک از این دسته‌جات رسیدگى نمی‌شود نه از بیچارگان دستگیرى می‌شود نه از وظیفه‌شناسان قدردانى و نه راجع به طراران احتمالى تحقیق به عمل آمده است چون فعالیت دولت باید به وسیله عمالش انجام شود پس در این مورد دولت باید فوق‌العاده دقیق شود و به وضعیت کارمندان خود از نزدیک بازرسى نماید و در بین آنان حس مسئولیت را تقویت کند. بالاخره ماده چهارم برنامه دولت ناظر بر حفظ و تحکیم مناسبات صمیمانه با دول متفق ایران و دول متحده آمریکای شمالى و تضمین منافع طرفین با رعایت کامل مصالح کشور است‏ ، جاى تردید نیست که دولت ایران با دول همسایه و متفقین خود و دولت آمریکا مناسبات دیرینه داشته و حسن تفاهم و روابط موجود هر روز تقویت شده است و بدیهى است ملت ایران هم که طالب صلح و آرامش جهان و آرزومند به سعادت آن ملل می‌باشد نسبت به متفقین خود و مهمانان آمریکایى و دیگر آنان که تا آنجا که ظرفیت مادى او اجازه می‌داده است خدمتگزارى نموده و می‌نماید و بدیهى است انتظار دارد که دول نامبرده نیز در موضوع خواربار و حوایج اولیه ایران در این موقع مساعدت کامل بنمایند و دولت نیز در این قسمت اقدام لازم به عمل آورد تا معاضدت واقعى از جانب هر دو طرف عملى گردد.

در خاتمه عرایض خود این نکته را نیز تذکر می‌دهم که مجلس شوراى ملى در هر حال ناظر اعمال دولت است و در این مورد قضاوت خواهد کرد و نسبت به انجام مسائل مفیده در حدود وظایف خود با نهایت علاقه‌مندى ابراز موفقیت خواهد نمود

نخست وزیر - همان طور که آقاى روحى در ابتداى بیانات خودشان اظهار فرمودند البته مجلس شوراى ملى در موقع طرح برنامه دولت یا طرح بودجه موقعى به دست دارد

+++

که راجع به مسائل کلى و عمومى کشور تذکراتى بدهد بنده از طرف خودم و رفقاى خودم خیلى خوشوقت هستم که این مورد به دست آمده است که تذکرات آقایان نمایندگان محترم اعم از موافق یا مخالف بشنویم. به طور کلى آنچه بیان شد حکایت از اشکالات و معضلاتى می‌کند که بر هیچ یک از ماها پوشیده و پنهان نیست چه بنده یا هر دولت دیگرى هم که در اینجا به سر کار بیاید نمی‌تواند منکر شود که اوضاع جنگ و عواقب ناشیه از آن ما را دور از اثرات آن بگذارد و آن اثرات امروز مبتلا به ما شده و ما را از هر جهت احاطه کرده است و تا جنگ باقى است البته باید اعتراف کرد که مدار عمل هر دولتى در اطراف این قضایا چرخ می‌زند اگر دولت من در تنظیم برنامه خود راه اختصار پیموده براى این بوده که با احاطه و اطلاع کاملى که نمایندگان محترم در کلیه شئون مملکت دارند و با همان دقتى که در مطالعه امور کشور می‌کنند و صرف وقت مى‌فرمایند اطلاع کامل به معضلات و مشکلات دارند دیگر ما نخواستیم که زیاد به شرح و توضیح بپردازیم و سعى کردیم برنامه را کوتاه کنیم و یک مسائلى را اینجا بگنجانیم که در درجه اول اهمیت مبتلا به عموم است و در برنامه بنده معتقدم همان طور که آقاى روحى و آقاى نوبخت و همین طور سایر آقایان فرمودند از حرف و نوشتن به اجرا و به عمل بپردازیم (صحیح است) حال لازم است به طور کلى در اطراف برنامه چند کلمه عرض کنم و نسبت به بیاناتى که آقاى روحى و سایر آقایان دیگر فرمودند توضیحاتى بدهم دولت ایران با سیاستى که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و به موجب آن پیمانى با متفقین خود (دولتین شوروى و انگلستان) بسته البته همکارى ما با متفقین مسلم شده و خوشبختانه باید اعتراف کنیم که این سیاست و شالوده آن کاملاً به مصلحت کشور ایران بوده است (صحیح است) از طرف این دولت هم سعى وافى خواهد شد که موجبات تحکیم و اجراى این پیمان از هر حیث و هر جهت فراهم بشود و مدام بر صفاى و داد و حسن مناسبات افزوده شود و یقین دارم متحدین ما هم در این مدت اطمینان قطعى پیدا کرده‌اند که دولت‌ها و مردم ایران در اجراى پیمان از هر جهت با صفاى نیت کمر همت بسته‌اند و به هیچ وجه آنچه مربوط به ما بوده خوددارى نشده است (صحیح است) و آنچه در قوه داشته‌ایم و در حیطه اقتدار و اختیارمان بوده است اقدام کرده‌ایم (صحیح است) و حتى با تحمل مصایب و مشقات و مشکلات همه گونه زحمت و رنجى را بر خود در این راه هموار ساخته‌ایم (صحیح است) و بنده مطمئن هستم متحدین ما هم به تعهدات خودشان وفا دارند (صحیح است) در امر خواربار که اینجا اشاراتى شد همین قدر باید عرض کنم مطابق اطلاعاتى که در ظرف این دو روزه بنده تحصیل کرده‌ام مقدارى که قطع شده است که از طرف متحدین به ما برسد خواهد رسید و ضمناً هم متعهد شده‌اند که کمبود ما را تا اول خرمن به هر وسیله که شده است به ما برسانند (صحیح است - انشا‌الله(

البته یک نکته هم که باید عرض شود این است که ما در جنگ نیستیم ولى مقتضیات و خصوصیاتى که جنگ گذارده است تمام عالم اعم از ممالک متخاصم یا بى‌طرف را در برگرفته و همان مقتضیات در اینجاها هم استقرار یافته و ما هم ناچاریم آن مقتضیات را به موقع عمل و اجرا بگذاریم و عموم مردم بایستى از این اصول تبعیت کنند از جمله مبارزه شدید با احتکار و مجازات سخت محتکرین (صحیح است) جلوگیرى و مجازات نفع‌پرستان (صحیح است) و منافع بى‌جا و بى‌موقع صاحبان کارخانه (صحیح است - احسنت) برقرارى جیره‌بندى تعیین نرخ‌هاى ثابت در تمام شئون زندگانى مردم می‌باشد البته این اقدامات و عملیات به هر نحو و به هر قیمتى که ممکن باشد باید به عمل بیاید هر چند دولت‌هاى سابق در این باب اقدامات کرده‌اند ولى بنده هم اعتراف می‌کنم که متأسفانه به جایى نرسیده و اگر دولت‌هاى سابق که خود من هم جزو آنها بودم در جلوگیرى از عملیات و اقدامات نفع‌پرستان به مسامحه و اغماض عین گذرانده‌اند معلوم می‌شود متأسفانه آنها هم متوجه نشده‌اند که به خلق خدا باید رحم کرد و حال باید اینجا به طور صریح و جدى عرض کنم که دیگر به هیچ وجه جاى هیچ نوع مسامحه نیست و تعلل و اغماض در این باب

+++

ابداً نباید رواداشت (صحیح است) دولت من با کمک و مساعدت نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى امید قطعى دارد که در انجام این امر موافقت کامل حاصل کند (صحیح است انشا‌الله) البته به اینها رحم و شفقت نباید کرد (صحیح است) زیرا که اینها هلاکت عامه را به هیچ مى‌شمارند (صحیح است) من باید در اینجا برحسب وظیفه که دارم عرض کنم که قضیه نان متأسفانه تا به حال خوب نبوده این دو سه روزى هم که خودم وارد بودم و دیدم مشاهده کردم خوب نیست و می‌توان گفت به مناسبت نرسیدن گندم یک قدرى هم بدتر شده (صحیح است) این را من اعتراف می‌کنم ولى مطابق اطلاعاتى که دارم و امیدوارى که داریم به هیچ وجه جاى این نیست که ما در این باب تصور کنیم گندم به ما نخواهد رسید مقدار متنابهى گندم به بنادر ما همین چند روزه وارد خواهد شد و بنده امیدوارم که بعد از یکى دو روز دیگر خیلى وضع نان بهتر بشود (صحیح است - انشا‌الله)

در باب وزارت خواربار هم مطالعاتى شده و اقداماتى خواهد شد و یقین دارم به زودى این موضوع سر و صورتى بگیرد که نگرانى از هر جهت از ما دور شود (صحیح است)

علاوه بر میزانى که قرار است از خارجه خواربار برسد اقداماتى هم در باب خرید غله در داخله کشور شده است و جمع‌آورى هم شده است و امید است خیلى به زودى به تهران برسد. مطلب دیگرى که دولت باید در نظر بگیرد یکى موضوع کشت آینده است که باید به عقیده بنده زمین‌هایى که زیر کشت می‌رود به کشت موادى اختصاص داده شود که مورد نیاز مردم است و از کشت‌هاى تفننى خوددارى شود دیگر موضوع جمع‌آورى غله است این هم مطلب فوق‌العاده مهمى است که باید به آن توجه بشود که بایستى تا بتوانیم غله را جمع­آورى بکنیم که هم قبلاً خودمان تأمین پیدا کنیم و هم این که دیگران نگویند که به مناسبت مسامحه یا سستى یا سو اداره دولت نتوانست گندم را جمع‌آورى کند و وسایل این کار را فراهم آورد. موضوع دیگر که باید عرض کنم راجع به تثبیت نرخ‌ها (صحیح است) که یکى از مسائل مهمى است که مورد توجه کامل دولت است بنده در این باب و سایر مسائل مالى و اقتصادى که همه از مسائل مهمه است و فعلاً نمی‌خواهم توضیح زیادى بدهم مخصوصاً با آقاى دکتر میلیسپو مذاکره کردم ایشان هم مشغول مطالعه خیلى دقیقى هستند و نقشه‌ها و پروژه‌هایى در دست دارند که امیدوار هستیم به نتیجه خیلى مطلوبى برسیم آنچه که تحت مطالعه می‌باشد موضوع امور مالى است. بودجه هست، موضوع پول هست، تثبیت نرخ هست و مسائل دیگر هم هست که در موقع خودش همه اینها به اطلاع آقایان خواهد رسید و مطلع خواهند شد. در برنامه دولت به دو موضوع اشاره شده بود و لازم است این را هم عرض کنم که به عقیده بنده و همکارانم اعم از این که اوضاع ما یک حالت فوق‌العاده داشته باشد یا عادى باشد باید تمام دولت‌هایى که سر کار مى‌آیند به خودشان حتم کنند که باید اصلاح وضع زندگانى کارگران و کشاورزان را در مد نظر بگیرند (صحیح است) این یکى از مسائل اساسى است که بایستى همیشه ما وجهه همت خودمان قرار بدهیم و از نظر دور نداریم البته در این ضمن بنده موضوع آسایش زندگانى مستخدمین دولت را هم از نظر دور نمی‌کنم و خوب وارد هستم که به آنها (همان طور که آقاى روحى هم تذکر دادند)

چه می‌گذرد یقین است با مطالعات آقاى دکتر میلسپو به یک نتیجه مطلوبى برسد (صحیح است) و وسایل راحتى مستخدمین دولت هم فراهم شود. اینجا یکى دو موضوع را هم آقایان تذکر دادند که هر چند همان طور که فرمودند یک شایعاتى هست ولى لازم است بعضى نکات عرض شود. آن چیزى را که آقاى روحى فرمودند راجع به فرش‌هاى وزارت خواربار و کیسه‌هاى شکر اینها البته یک تذکراتى بود و چون اطلاعى ندارم فعلاً نمی‌توانم در این باب چیزى عرض کنم و می‌گذارم براى بعد. همچنین قضیه باربرى تمام اینها را من یادداشت کردم و در اطراف همه اینها تحقیقات می‌کنم و اقدام می‌کنم و جوابش را بعد عرض می‌کنم.

روحى - خیلى متشکرم‏

نخست وزیر - آقاى نوبخت اشاره فرمودند به موضوع

+++

آمریکایی‌ها و اینجا تذکراتى دادند لازم است عرض کنم که ما با متفقین خودمان یعنى دولتین شوروى و انگلستان البته یک پیمانى داریم دولت آمریکا هم یکى از عوامل مهمه‌ای است امروزه براى کمک رساندن به مستخدمین خود البته یک رشته کارهایى در دست دارد و یک مساعدت‌هایى باید بکند در بعضى قسمت‌ها خودشان هم مباشرت در عمل دارند آنچه را که آقاى نوبخت فرمودند تحقیق می‌کنیم ببینیم آقاى قوام نخست وزیر سابق چه اقداماتى کرده‌اند نخست ولى می‌خواهم عرض کنم و یک موضوع کلى را تذکر بدهم و آن این است که یک دولتى که بستگى کامل به منشور آتلانتیک دارد یک دولتى که پرچم آزادى و دمکراسى را در دست دارد و پیشاپیش می‌کشد از این دولت ما به هیچ وجه نگرانى نباید داشته باشیم (صحیح است) از این که این دولت اینجا از لحاظ کمک به متفقین خودش وارد شده و اقداماتى کرده باشد. جاى نگرانى نیست بلکه دولت آمریکا و ملت آمریکا از آن دولت‌ها و ملت‌هاى نوع دوست و آزادی‌خواهى هستند از هیچ نوع مساعدت و کمک به سایر ملل مضایقه نکرده‌اند (صحیح است) بنده در خاتمه عرایضم راجع به یک موضوعى که آقاى روحى فرمودند راجع به اعتبار دولت اشاره می‌کنم که البته اینها با نظر آقاى میلسپو و نظارت کاملى که ایشان در مخارج دارند و با وقتى که در کارها دارند در آتیه روى یک متد و اسلوب صحیحى حل خواهد شد و منظور آقایان تأمین خواهد گردید در خاتمه باید عرض کنم و موقع را مغتنم بشمارم که اتکا دولت به نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى است (صحیح است) و این که آقاى بیات فرمودند در گذشته کارى صورت داده نشد و صورت ندادیم این را بنده در سهم خود قبول ندارم و آن روزى که اینجا آمدم براى خداحافظى از آقایان نمایندگان محترم جریان عملم را به عرض آقایان در همین مجلس رساندم اگر ملاحظه فرموده باشید این طور نیست که در سه چهار ماه ما کارى نکرده باشیم (صحیح است) حالا هم امیدوارم با توفیقات الهى و مساعدت آقایان نمایندگان محترم بتوانیم خدماتى را که به ما مراجعه شده است به خوبى انجام بدهیم (صحیح است. انشا‌الله)

جمعى ازنمایندگان - مذاکرات کافى است‏

نقابت -کافى نیست. بنده با کفایت مذاکرات مخالفم‏.

جمعى از نمایندگان - رأى رأى‏

نقابت - آقا باید اول توضیح بدهم بعد رأى بگیرید. بنده با کفایت مذاکرات مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

نقابت - علت مخالفت بنده با کفایت مذاکرات این است که در برنامه قدرى باید بیشتر بحث و مذاکره بشود ما که نمی‌خواهیم احتجاج کنیم. ما قصد مباحثه و معارضه که نداریم. یک موقعى است که پیدا شده است و پیش‌آمده است براى این که ملت با دولت خودش حرف بزند دل‌ها تمام پر از درد است مردم تمام گرفتارند. اجازه بدهید ملت با دولت حرف بزند. راه نشان بدهد و ارایه طریق کند اظهار عقیده کند که مردم بدانند مجلس کار می‌کند (صحیح است)

جمعى ازنمایندگان - بفرمایید. بفرمایید

عده‌ای دیگر - رأى رأى‏

دشتى - نوبت کیست؟

رئیس - نوبت آقاى امیر تیمور است. آقاى امیر تیمور

امیرتیمور - در این چند روزه که دولت آقاى سهیلى زمام کار را در دست گرفته‌اند از آشنایان و رفقا هر یک که با من تصادف کرده‌اند پرسیده‌اند که آیا به نظر شما دولت چقدر دوام خواهد کرد (خنده نمایندگان) بنده جواب این سؤال را مقتضى دیدم که در اینجا عرض کنم که دوام دولت و دوام دولت‌ها در گذشته مربوط به خود دولت و عمل دولت بوده است اگر این دولت یا هر دولتى که تقوا و ایمان را شعار خودش قرار بدهد و از قدم اول احتیاجات عامه را تشخیص و دردها را بفهمند و آنها را تأمین بکند و طبق او اقدام بکند به عقیده بنده همیشه دوام دارد از این قضیه که بگذریم البته باید وارد بحث در پرگرام و مواد برنامه شد و تمام بحث و مذاکرات این کشور و جامعه هم عجالتاً روى مواد خواربار و غذایى و امر نان قرار گرفته یعنى تقدیر براى ما این طور پیش آورده است که تمام طبقات کشور از عالى و دانى طورى گرفتار شوند که تمام بیست و چهار ساعت اوقات آنها صرف تأمین

+++

معاش و تهیه قوت روزانه بشود و به کار دیگرى نرسند و هرکار هم بکنند و نتواند معاش زندگى خود را تأمین کنند مقدر ما این طور بوده است حالا این تقدیر را خداوند براى ما مقرر داشته است ما با خودمان به دست خود تهیه دیده‌ایم مطلبى است که قابل بحث نیست و به نظر من تقصیر از خودمان است و ما نخواسته‌ایم که بهتر باشیم از اول مال کار را در نظر نگرفتیم فکر حساس و اندیشه صحیح نداشتیم و به این بدبختى رسیدیم درست است که عالم براى ما هم ابتلاهاى بسیارى داشته است و ما را بسیار در شکنجه و عذاب قرار داده است ولى همیشه بیشتر این شکنجه‌ها از بى‌فکرى خودمان ناشى شده است و تقصیر با خودمان بوده است و من حاضر هستم این عرضى که می‌کنم در هر محکمه که تشکیل بدهند اثبات بکنم که تمام کسانى که زمام امور را در دست داشته‌اند حقیقتاً قصور و کوتاهى کرده‌اند و شایسته آن مقام و آن درجه نبودند و متأسفانه بعضى‌ها هم به قدرى جاه‌طلب بودند که مضایقه نداشتند مملکت را فداى منافع و جاه‌طلبى خودشان نمایند و حاضر بودند که مملکت از بین برود و خودشان باقى باشند.

یمین اسفندیارى - عفى‌الله عما سلف‏

امیرتیمور - بلى بنده هم عرضى ندارم به مرده لگد نمی‌زنم کاملاً نظر و فرمایش حضرتعالى صحیح است (عفى‌الله عما سلف) بارى براى تهیه خواربار و مواد غذایى و تعدیل زندگانى متوسل به قانون منع احتکار شدیم وزارت خواربار درست کردیم مستخدم خواربار یا مستشار خواربار آوردیم ولى باید اذعان کرد هیچ یک از اینها علاج درد ما را نکرد و دواى حقیقى درد نبود. (دولتشاهى - این نان هم مستشار نمى‌خواهد) قانون منع احتکار نتیجه‌اش این بود که اگر اجناس یا موادى از غذایى و غیره در کشور باشد و در نزد مردم باشد از ترس قانون پیش‌کشى نمایند و مقدر باشد خارج شود که در دسترس دولت و مردم هیچ وقت قرار نگیرد و به عقیده بنده بهتر بود که به جاى قانون منع احتکار جایزه احتکار در مملکت داده شود یعنى دولت اعلان می‌کرد که هر کسی که مثلاً در تهران هزار خروار گندم بیاورد و هزار خروار لوبیا انبار کند چه بیاورد چه بیاورد من فلان قدر به او جایزه می‌دهم و واقعاً جایزه بدهند تا به این وسیله مردم تشویق شوند و مواد غذایى و خواربار جمع کنند نه این که به وسیله قانون هیچ کس جرأت نداشته باشد پنج من قوت لایموت را در خانه و منزل خودشان نگهدارند که امروز نه در دسترس مردم باشد نه در دسترس دولت و دست گدایى ما هم بیشتر به بیگانگان دراز شود و این یک بدبختى است که خودمان تولید کرده‌ایم از قدم اول و تقصیر با هیچ کس نبوده است. پنجاه میلیون تومان پول برای خرید خواربار اینجا دادیم که تمام از بین رفته است و علاوه من اطلاع دارم که مقدار زیادى هم پول از مواد انحصارى دولت که وزارت خواربار متصدى آن بوده و بهاى آن را دریافت داشته به عنوان خرید خواربار گرفته است از بین رفته است و از نتیجه این وزارت خواربار و بیچارگى و بدبختى مردم شاید ده، پانزده نفر میلیونر شوند آقاى مستشار خواربار را هم باید عرض کنم که واقعاً در این کار هیچ گونه تخصصى نداشته (صحیح است) و به درد این کار مطلقاً نمى‌خورد (صحیح است) ممکن است ایشان مرد تاجرى باشد مرد اقتصادى باشد یا همان طور که شنیدم در مصرف دوا فروش بوده (خنده نمایندگان) یک دوا فروش خوبى باشد اما باید اذعان کرد که به درد وزارت خواربار نمى‌خورد و با تفنن نمى‌شود یک مملکتى را از بین برد و مردم را از گرسنگى کشت بنده تمنا می‌کنم از آقاى سهیلى اولین قدم شرطش این است به آقاى شریدان یک کار دیگرى رجوع کنند نگاهش بدارند پنج مرتبه حقوق هم زیادتر بهش بدهند و بنده هم حاضرم به نام خود هر روز به ایشان سلام تقدیم کنم ولى از این کار ایشان را بردارند چون شایستگى این کار را ندارند ممکن است یک مرد اقتصادى خوبى باشد ولى به درد این کار نمى‌خورد این که عیب نیست بنده یک مرتبه دیگر هم در موقع بحث لایحه خواربار در مجلس عرض کردم هر مقرراتی که می‌خواهید براى شهر تهران قرار بدهید نان را هم اگر مى‌خواهید به صورت کوپن در‌آورید در بیاورید و کار خودتان را بکنید اما اجازه بدهید که پخت نان آزاد در این شهر برقرار باشد و مردم هم بتوانند از خارج آذوقه وارد کنند متأسفانه روى

+++

لجاجت آقاى فرخ عملى نشد. الان هم همان عقیده را دارم آقاى سهیلى شما هر مقرراتى دارید انجام بدهید ولى در عین حال اعلان کنید و خبر بدهید که اشخاصى که می‌خواهند پخت آزاد در تهران دایر کنند و آردشان را خودشان از خارج تهیه خواهند نمود دولت به آنها کمک می‌کند من به شما قول مى­دهم با این وسیله چندین دکان نانوایى آزاد ایجاد می‌شود که از این وضعیت بدبختى و پریشانى تا حدى جلوگیرى خواهد کرد و به مردم کمک خواهد بود از این موضوع که بگذریم موضوع خود نان است آیا از وقتى که وزارت خواربار با کوپن را مقرر داشته واقعاً این نان است که به مردم می‌دهند؟ بنده از اشخاصى هستم که در امر خواربار در جلسه علنی شوراى ملى هیچ وقت نخواسته‌ام عرضى بکنم براى آن که در مردم ایجاد وحشت نشود و براى دولت نگرانى و اضطراب فراهم نشود و مجال داشته باشند که فکر خود را بکنند اما ناچار عرضى کنم که این نان کوپن را حقیقتاً به سگ بدهند نمی‌خورد و قابل هضم نیست تمام مردمى که مى‌خورند تدریجاً از بین می‌روند مردمى که قوت غالب آنها نان است و باید با این نان شکم خود و اطفال بی‌گناه و معصوم خود را سیر کنند چطور می‌توانند این نان را بخورند اگر چهارصد گرم نمی‌توانید بدهید ندهید همان که می‌توانید بدهید ولو روزى صد گرم باشد اما مأکول باشد نان خالص باشد که بتوانند بیچاره مردم سد جوع کنند و توى نان فعلى تمام مواد خارجى هست شاید صدى پنجاه صدى شصت‏ خاک اره و هزار کثافت دیگر این نتیجه عدم شایستگى آقاى شریدان است بنده هیچ عقیده به آقاى شریدان ندارم جمعیت یک مملکتى این قدر بانزاکت نباید نیست و فداى عدم شایستگى امثال شریدان بشوند بروید غسالخانه احصاییه را در دست بگیرید و ملاحظه کنید که مردم بدبخت که فقط و فقط با این نان باید سد جوع کنند روزى چند صد نفر رهسپار دیار عدم و به غسالخانه می‌روند مسئول مردن اینها کى‌ها هستند در وهله اول دولت است و بعد هم ما مسئول هستیم که ما تذکر بدهیم و راهنمایى بکنیم و از دولت بخواهیم که حتماً فکر صحیحى بکنند و قدم صحیحى بردارند و این کار را به درستى انجام دهند بعد از موضوع خواربار عرض بنده در مسأله اداره باربرى است در وزارت خواربار بنده آقاى سهیلى جنابعالى و تمام هیئت دولت را به نام کشور و به نام پادشاه و به نام ملت و به نام مجلس ایران قسم می‌دهم این آیین‌نامه که براى اداره باربرى به تصویب هیئت دولت آقاى قوام رسیده و به موقع اجرا می‌گذرانند یک دفعه در هیئت دولت بخوانید به شرط آن که یک ساعت همه‌تان گوش بدهید یک ساعت وقت خودتان را صرف این کار بکنید (به نام مملکت از شما استدعا می‌کنم) خواهید دید این آیین‌نامه از عهدنامه ترکمن­چاى بدتر است این موضوع را براى این متذکر شدم که در نظر داشته باشید کد موضوع حمل و نقل مملکت اعم از موتورى و حیوانى با این آیین‌نامه بدتر از موضوع خواربار می‌شود مقصود این است که یک ایرانى قادر نباشد صد من بار از این شهر به آن شهر ببرد (صحیح است) ما چرا این قدر بدبخت و بیچاره هستیم ما چرا این قدر کر و کور هستیم که با دست خودمان با تصویب خودمان با قلم خودمان موجبات بیچارگى خودمان را فراهم کنیم این آیین‌نامه را الان آورده‌ام براى شما بخوانم تا ملاحظه بکنید از صد عهدنامه ترکمن‌چاى بدتر است ولى براى احتراز از تضییع وقت مجلس و براى این که رفقا و همکاران محترم را متأثر نکنم از قرائتش خوددارى می‌کنم و استدعا می‌کنم در هیئت دولت توجه بفرمایید و آن را لغو کنید و از بین ببرید که سر تا پا مضر و برخلاف قانون است و بدتر از مواد این آیین‌نامه این است که موضوع حمل و نقل را به صورت انحصار درآورده‌اند انحصار یکى از حقوقات مسلمه مجلس شوراى ملى است بدون تصویب مجلس شوراى ملى هیچ چیز را نمی‌شود انحصار کرد نمی‌شود باربرى یا غیر آنها را انحصار کرد اگر انحصار براى کشور مصلحت است قانون بیاورید به مجلس و مجلس هم همه طرف‌دار شما هستند با شما موافقت می‌کنند که طبق صلاح مملکت این کار از مجلس بگذرد ولى بدون تصویب مجلس شوراى ملى هیچ کس نمی‌تواند انحصار کند این کار برخلاف قانون اساسى است (صحیح است) و

+++

همچنین برخلاف قانون یک شخص خارجى را آورده‌اند در رأس اداره باربرى قرارداده‌اند من این شخص را نمى‌شناسم ممکن است آدم خوبى باشد ممکن است آدم بدى باشد و به درد ما نخورد و اسمش بر گل است ولى مسلم این است که استخدام او باید از تصویب مجلس شوراى ملى بگذرد پس از تصویب مجلس آن وقت کار بکند بنده از آقاى سهیلى استدعا می‌کنم همین امروز که تشریف می‌برند اول دستورى که می‌دهند این باشد که این آدم را از اینجا خارجش کنند (صحیح است) این برخلاف قانون اساسى است که یک نفر اجنبى را براى کار باربرى بدون تصویب مجلس شوراى ملى بگذارند اگر لازم است او را نگاه بدارند اول باید قانون استخدام او را بیاورند به مجلس تا مجلس تصویب کند بدون تصویب مجلس که نمی‌شود از این مسأله که بگذریم می‌رویم سر ماده چهارم برنامه دولت البته همان طور که آقاى نخست وزیر هم فرمودند بنده هم اضافه می‌کنم پس از این که مجلس شوراى ملى پیمان همکارى با متفقین را تصویب کرد و بین ما و دو همسایه معظم ما روس و انگلیس پیمان منعقد شد تا الى حال از طرف تمام اهالى این کشور و از طرف مجلس شوراى ملى و از طرف دولت در انجام و اجراى این پیمان نهایت اهتمام و سعى به عمل آمده و کوچک‌ترین قدمى هم از طرف هیچ یک از افراد کشور برعلیه متفقین برداشته نشده اما این پیمان که تمام از طرف ما نباید اجرا شود و پیمان یک طرفى نیست دو دولت معظم و بزرگ با ما پیمان بسته‌اند متوقع هستیم از طرف آنها هم مقررات پیمان انجام شود و انجام تعهدات یک طرفه آن هم از طرف ما نباشد و در خاطر بنده کلمه­ای هست که باید اینجا عرض کنم و آن راجع به رفتارى است که برخلاف دوستى و برخلاف پیمان و برخلاف اتحاد و برخلاف شئون یک کشور مستقلى چون ایران شده است و آن مسأله دستگیرى و تبعید سرلشگر زاهدى است از ایران سرلشگر زاهدى یک ژنرال ایرانى است و اگر آن ژنرال‏ برخلاف سیاست کشور و برخلاف متفقین کارى کرده باید تقاضاى تعقیبش را با مدارکى که دارند به دولت بدهند و دولت بایستى او را تعقیب کند و رسیدگى کند و اگر تقصیرى دارد مجازات کنند نه این که بدون اطلاع قبلى به دولت او را دستگیر و از ایران خارج کنند بنده به نام یک فرد ایرانى به این عمل دولت دوست و هم پیمان خودمان انگلستان اعتراض مى‌کنم و یکى از علل قوى مخالفت من با کابینه آقاى قوام سر همین قضیه بود که لازم بود آقاى قوام براى حفظ شرافت دولت به این عمل اعتراض بکند اگر اعتراض او مورد توجه واقع نمی‌شد باز از نقطه‌نظر حفظ شرافت دولت لازم بود فورى استعفا بدهد و تا جایى که بنده اطلاع دارم در این امر اقدام کرده‌اند نتیجه نگرفتند و آن روز استعفا ندادند و از همان وقت بنده در صدد مخالفت با دولت آقاى قوام برآمدم براى این که برخلاف پرستیژ دولت رفتار کرده‌اند راجع به همکارى با دولت آمریکا البته اهالى این مملکت یک حسن نظر مخصوصى نسبت به آمریکایی‌ها دارند (صحیح است) و بنده هم آرزومندم که این حسن نظر و حسن مناسبات روز به روز تحکیم بشود اما این تحکیم مناسبات و دوستى باید روى یک مقررات و اصولى تعیین شود اگر هر چقدر ما با هم دوست باشیم باز مسائلى در بین داریم که باید روى یک مقررات و اصولى باشد البته اگر ما پیمانى با دولت روس و انگلیس داریم به آنها مربوط نیست و شامل آمریکا نمی‌شود و چنین پیمانى که با آمریکا هنوز منعقد نکرده‌ایم قواى مسلح آمریکا که یک مملکت دمکراسى و آزادی‌خواهى است بدون مجوز و برخلاف قانون بین‌المللى حق نداشته‌اند قدم به خاک مملکت ما بگذارند می‌خواستند قبلاً با ما یک پیمانى منعقد کنند و اجازه بگیرند و روى یک اصولى این مناسبات را دوستانه تضمین کنند و بنده تصور می‌کنم که دولت گذشته از فرط اطمینانى که به دوستى بین ایران و آمریکا داشته است در این کار اقدامى نکرده و حرفى نزده است ولى این اعتراض از نظر حقوقى باقى می‌ماند و باید بشود و اینک من اعتراض می‌کنم و خواهش می‌کنم کابینه آقاى سهیلى این موضوع را در نظر بگیرند این حفظ مناسبات روى یک اصولى مقرر شود و یک مقرراتى برایش تنظیم گردد و بالاخره اگر می‌خواهند بهتر با ما پیمانى منعقد کنند اما اگر

+++

بخواهند بدون هیچ مقرراتى و بدون مجوز قانونى قوا داشته باشند و بعد هم که جنگ تمام شد به سلامتى یک لبخندى به ما بزنند و بگویند متشکریم و بروند براى ما کافى نیست و تحمل‌پذیر نیست این کار را شما باید حتماً انجام دهید. بنده بیش از این عرضى ندارم و موفقیت شما را آقاى سهیلى در خدمت به دولت خواستارم.

نمایندگان - صحیح است - احسنت‏

رئیس - آقاى هاشمى

هاشمى - بنده با این برنامه دولت موافقم و معتقدم که اگر همین چهار ماده عملى شود اکثر اعتراضات مرتفع خواهد شد در کلیات و این قولى است که همگى برآنند و هیچ تردیدى نیست. چطور است که کلیات بد از آب در می‌آید عقیده بنده این است که به جزهایى که کل را تشکیل می‌دهند توجه در ایران کم می‌شود بدون توجه به این که هر کلى از یک اجزایى تشکیل شده امور کوچک کوچک به تسامح مى‌گذرد توجه به امور کوچک نمى‌شود و همیشه به کل توجه مى‌کنند اصل نکته این است که تسامح در گذشته زیاد شده امروز هم هیچ علاجى ندارد جز این که همه قواى آمره و حاکمه کشور با یک وحدت نظرى به دفع مشکلات بکوشند و به عمل بکوشند در واقع وظیفه بزرگى که مجلس شورای ملى دارد این است که با یک اکثریت قاطع و روشنى از دولت پشتیبانى کند و مجال دهد که دولت با یک طول مدتى که می‌خواهد بر مشکلات فایق آید اکثریت هم به دولت یاد‌آورى بکند که آن روح اصلاح‌طلبى را که در روح این مجلس مخى مانده است در این مجلس و در بین ملت ایران یک روح اصلاح‌طلبى حقیقى موجود است همین مجلس و افراد آن نظر به عملیاتى که دولت به عهده دارد هنگامى که عملیات خوب شد بالطبع مى‌بینید آرا دولت نسبت به لوایح آن بالا می‌رود و شاهد عرض بنده این دو ماهه آخر است که مى دیدید موقعى که دولت تزلزل‌آمیز بود. هر وقت به هشتاد و نود ولى هر وقت یک موضوع دیگرى به مجلس می‌آمد و غیروارد تلقى می‌شد آرا دولت تنزل می‌کرد پس یک موضوع اصلاح‌طلب حقیقى در مجلس وجود دارد. این مجلس هم مظهر افکار ملت ایران است در عین حال ملت ایران هم در هر جمعى که مى‌نشینند (چند نفر از آقایان نمایندگان - صحبت می‌نمودند) بنده نباید آداب سخن گفتن و شنیدن را به آقایان یاد بدهم.

حکیم فردوسى می‌فرماید: سخن را شنیدن بباید نخست چو دانا شدى پاسخ آرى درست. این مجلس دولت قبلى آقاى سهیلى را از کار نینداخته است توجه بفرمایید. آقاى سهیلى هر وقت اعمال دولت‌ها خوب بوده است طبعاً این مجلس پشتیبان آن دولت بوده و اگر اعمال دولت‌ها خوب تلقى نمى‌شده است فورى آثارش در این مجلس مشهود می‌شد و از محیط این مجلس هم گذشته به تمام توده ایران سرایت می‌کرده است امروز در تمام ملت ایران این روح اصلاح‌طلبى وجود دارد و اگر کسى بخواهد از این روح استفاده کند مورد تمایل و طرف میل اکثریت ملت ایران است و اگر یک افرادى منافع خصوصى دارند و در ضمن هم سد راه اصلاحات مى‌باشند باید اینها را پامال بکنید اهمیت ندارد اگر افرادى راضى شوند که در هر شهرستانى چند صد نفر آدم از گرسنگى بمیرند یک دولت مقتدرى می‌خواهد که با زور و مشت قوى حقیقتاً آنها را بین ببرند اگر از بین هم نروند آنها را بنشانند سرجای‌شان زیرا این وضعیت بیش از این قابل تحمل نیست براى زندگانى ایرانى. عرض شود به عقیده بنده ماده 2 ماده بسیار خوبى است که دولت باید یک مدتى ولو با صرف یک مبلغ سرشارى هم باشد با گرانفروش مبارزه کند زیرا زندگانى براى افراد واقعاً غیرقابل تحمل شده است. نسبت به باربرى که آقاى روحى هم فرمودند تصور می‌کنم که در ماده اول دولت آورده است که اقدام سریع براى تأمین مواد غذایى که آناً مورد حاجت و نیاز عامه است و ایجاد وسایل مؤثرى براى انتظام امر خواربار در سال آینده یک رکن آن یاربرى اسنت و بدون وسیله باربرى امکان‌پذیر نیست. یک نقش بزرگى از دوره گذشته مانده است براى ما به یادگار که دوره گذشته شاید حسن

+++

بود ولى اینک عیب است و باعث نکس است دوره گذشته تمام امور جز و کل همه شهرستان‌ها را دولت هدایت به مرکز کرده قدرت هم داشته اما مدتى است که آن قوه و آن موتور خاموش شده است دولت‌هاى بعد که می‌خواهند روی آن اصول رفتار کنند غافل از آن که مأمورین متمرد شده‌اند و به فکر استفاده خود افتاده‌اند و با همدیگر به طرز مخصوص سازش دارند و در همه جا باعث زحمت مردم و دولت شده‌اند بعضى احکام و اوامر دولت مرکزى را اطاعت نمی‌کنند بالاخره این تشکیلات که براى رفع احتیاجات مردم است با اصل منظور مطابق نیست مگر این که دولت در مرکز همان قدرت دولت سابق یعنى قدرت رضا شاه را پیدا کند و آن هم با مقتضیات امروز سازشى ندارد یعنى باید یک قدرى قوه شهرستان‌ها را زیاد کرد و توجه نمود به امور شهرستان‌ها و رعایا را برگردانند به شهرستان‌ها در گذشته تمام قصبات و شهرستان‌ها براى عمل از بین رفت یعنى متجاوز از یک صد قصبه از بین رفته و به جاى آن خیابان و عمارت در شهر ساخته شده دولت هم به فکر جبران آن نبوده دولت باید اقلاً امر خواربار مردم را در نظر داشته باشد و این اندازه وقت دولت در مرکز گرفته نشود یواش یواش شهرستان‌ها را تقویت کنند و امورشان را از راه کشاورزى آبادى املاک و مزارع از همان جا که خراب شده است قصبه را از آنجا سد ببندند و شروع به اصلاح کنند، هوش از سر انسان می‌رود وقتى که از استان هشتم و هفتم دست‌شان را دراز مى کنند به مرکز که نان بده گندم بده درحالى که کنار سرشان انبار غله ایران سیستان بوده است که در فاصله ده سال از صد و ده هزار خروار غله حاصل آنجا رسیده است به شش هزار خروار که آن هم به خودشان نمی‌رسد؟ این همه فقیر از کجا پیدا شده! ایران بود نان داشت مردم نان داشتند، پنجاه نفر اگر ظهر به کلبه زارع فقیرى وارد می‌شدند غافل و بى‌اطلاع بهتر از یک لرد انگیسى از آنها پذیرایى می‌کرد ولى امروز سرایت کرده آتش خانمان سوز و قحط و غلا به این مملکت و از روزى که ملت ایران قد برافراشته و مقدرات آتیه چند ساله خودشان را دارند تأمین مى کنند ملت شریف ایران را لاینقطع صدایش براى نان بلند باشد؟! همین است وضع مملکت دارى؟ مملکتى که می‌تواند سه مقابل این جمعیت را نان بدهد می‌تواند ده میلیون وارد را نان بدهد و در نتیجه سوء تشکیلات ده دوازده ساله اخیر این خرابى پیش‌ آمده است حالا عکس آن را عمل کنند اولاً در زمان گذشته تمام توجهشان به شهرستان‌ها بود و مى‌رفتند یک عده رجال بالاى بلندى و مى‌دیدند مردم دارند خیابان می‌سازند و چند صد دهکده آباد ویران شد تا یک خیابان شاه رضا درست شد، شما می‌دانید جیرفت که ده هزار خروار برنج داشت برنجش ممنوع شد در برابرش یک چیزى در مملکت درست شد که سالى چند هزار تومان خرج دارد در مقابل آن چقدر دهکده‌هاى کوچک و مزارع و قصبات ویران‏ شد و از طرفى هم در شهرستان‌ها طبقات کشور از بین رفتند این است که کار به اینجا رسیده است پس تقویت بفرمایید از جاهاى حاصل‌خیز و توجهى بفرمایید به امور شهرستان‌ها بلکه جنگ سه سال طول کشید چهار سال طول کشید بنده اذغان دارم و اعتقاد دارم و صحیح است که حوادث جنگ یک مشکلاتى درست مى‌کند ایرانى‌ها ایرانى‌هاى ساده تصور می‌کنند که تمام این اوضاع براى آنها فراهم شده خوب حق دارند از روى حکمیت خودشان قضاوت می‌کنند و در صورتى که این طور نیست چنانچه شاعر گفته دریا به وجود خویش موجى دارد و خس پندارد که این کشاکش از او است یک طوفانى در دنیا پیدا شده است هر ملتى که حسن استنباط داشته باشد می‌تواند خودش را از گرداب بلا رهایى دهد اگر نداشته باشد غرق می‌شود. شک و شبه‌هاى نیست که جنگ براى ما یک صعوبت‌هایى ایجاد کرده ولى بیشتر مشکلات ما از قامت ناساز بى‌اندام خودمان است بالاخره آیا جنگ به مأمورین ما گفت که از آن کسى که هزار خروار جنس دارد پل ازش بگیرید ولش کنند و آن کسى که براى خوراک خودش دو خروار حاصل دارد ازش بگیرند و به عنوان تأمین غذاى شهرى از گلوى دهاتى بیرون بیاورند. این تمرد را جنگ یاد داده است؟ مجازات بفرمایید کیفر کنید! با کمال جدیاً! هیچ رحم نکنید با آنهایى

+++

که با خون مردم بازى می‌کنند این مجلس شوراى ملى و این هیئت دولت که اینجا نشسته است بالاخره مسئولیت کامل دارد و بالاخره پیرو آن آیینى است که رئیس آن آیین می‌گفت که من چطور به اسم ولایت و به اسم امارت راضى بشوم و حال آن که در یک بلاد دور دست یک نفر گرسنه بخوابد در مملکت شما در مرکز مملکت شب و روز ببینید چند صد نفر تلفات می‌فرمایند در مجلس شوراى ملى بنده هم راجع به خواربار صحبت می‌کردم باعث استیحاش می‌شده است آقا چه استیحاشى! این نان است که مى‌بینید! از این دکان نانوایى بدتر؟ استیحاش صحیح است، اوایل استیحاش بود ولی دولت در مقابل هزاران متعدی که در مملکت و جان مردم را گرفته بودند بالاخره چسبید گلوى چند نفر ارباب مطبوعات و روزنامه‌نویسان را! ملاحظه کنید این اشخاص مقصر بودند؟ گوش ما حاضر براى شنیدن حرف نبود، همه را ول کردند آمدند اینها را گرفتند. به هرحال این یکى از آن خراب‌کاری‌هاى گذشته بوده است و از گذشت هم بنده صحبت نمی‌کنم، در خاتمه هم آقاى دکتر سنگ خیلى به سینه می‌زند و در واقع هم حق دارند، امسال ملت ایران ابراز لیاقت کرد و در عین حالى که بیست سال به گوش او آیه مادیت خوانده شده بود معنویت به خرج داد ولى با این حال با دادن پول و کمک به عامه مردم بدون این که کارى در برابر داشته باشد بنده مخالفم، احیاى نفس خوب است از طریق این که یک بیکارى را وارد کار بکنند بنده پیشنهاد می‌کنم کارى بکنند که این انجمن‌هاى خیریه یک رویه صحیحى به خودش بگیرد بدیهى است امسال هم مشکل بود اگر این اقدامات را نمی‌کردند عده تلفات بیشتر بود تمام اینها را اذعان دارم ولى یکى از محاسن دوره گذشته ما این بود که داشت فقیر وسایل به کف کم می‌شد و حالا دارد زیاد می‌شود خوب است به جاى این هر چه مى توانند این انجمن‌هاى خیریه و تجار محترم در برابر کار بدون این که نظر داشته باشند که کار این فرد تکافؤ به مزد او می‌کند یا نه به آنها کمک بکنند یعنى بداند که در برابر کار نان می‌خورد و مناعت طبع یک نفر ایرانى از بین نرود در این قسمت توجه کنید و بیشتر توجه کنید.

رئیس - آقایان پیشنهاد ختم جلسه کرده‌اند. آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى - عرض کنم که موقعیت مملکت ایجاب می‌کند که هر چه زودتر تکلیف دولت معلوم شود (صحیح است)

دولت می‌خواهد کار بکند به حرف که عمل نمی‌شود نان باید تهیه شود کارهاى مملکت باید انجام بشود (جمعى از نمایندگان - عصر جلسه بشود) به عقیده بنده مجلس نشان داده است همان طور که بعضى آقایان اینجا صحبت کردند صد در صد همکارى با دولت دارد و حاضر است با دولت همکارى بکند و تقویت بکند دولت را الان بیانات آقایان همه حاکى از مشکلاتى است که در پیش است این مشکلات را با نیروى دولت باید از بین برد، مجلس شوراى ملى در این موقع باید دولت را تقویت بکند به نظر بنده این بیاناتى را که می‌خواهند آقایان بکنند به نظر دولت بیشتر واضح و روشن است امروز احتیاجى نداریم که از مشکلات بیاناتى بکنیم خود آقاى نخست وزیر هم اینجا اشاره فرمودند که مشکلات به اندازه‌اى محسوس شده که همه متوجه هستند به عقیده بنده باید کارى بکنیم که دولت کارش یک روز هم لنگ و معطل نشود یا موافقت بفرمایند تا دو بعد از ظهر هم شده است بنشینیم (یک روز هم ما مثل مأمورین دولت تا سه بعد از ظهر در مجلس باشیم چه عیب دارد) آقایان بیانات خودشان را بکنند برنامه دولت تمام بشود تکلیف دولت معلوم شود و مشغول کار بشود یا این که تنفس بدهیم سه ساعت بعد از ظهر آقایان تشریف بیاورند اینجا و این کار را امروز تمام کنیم.

نخست وزیر - خواستم استدعا کنم چون کارهایى در دست است که باید تکلیف آن معلوم بشود اگر آقایان خسته شده‌اند تصویب بفرمایید که حالا تنفس بشود بعد از ظهر جلسه ادامه پیدا بکند.

رئیس - براى خستگى آقایان نیست آقایان خسته نشده‌اند ولى به قدرى اجازه‌ها مانده است که تا ساعت سه بعد از ظهر هم بیشتر طول می‌کشد اگر اجازه می‌فرمایید سه ساعت بعد از ظهر را قرار بگذاریم. آقاى فریدونى مطلب لازمى دارید بفرمایید.

+++

فریدونى - عرض کنم از طرف وزارت پیشه و هنر پیشنهادى به دولت شد که حقوق کارگران را دو مقابل کنند نسبت به مهر 1320 این ترتیب نسبت به کارگران کارخانه‌هاى خودشان عمل هم شده کارگرهاى چاپخانه مجلس که چون قانونى نداشت به آنها داده نشده ولى هر کدام اینها سى و پنج تومان و چهل تومان یا پنجاه تومان حقوق دارند این است که لایحه اصلاح بودجه براى دو ماه تقدیم مى شود که آقایان تصویب بفرمایند.

(در این موقع جلسه براى تنفس تعطیل و ساعت چهار و سه ربع بعد از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

رئیس - آقاى نقابت‏

نقابت - بنده یک یادداشت‌هاى بالنسبه مفصل ولى کوتاه کوتاهى تهیه کرده بودم به عنوان یادآورى و تذکر به آقایان وزرا منتها کسالت مزاج باعث شد که به کوتاهى بپردازم. البته این که عرض کردم در یک همچو فرصت و موقعى میل دارد ملت با دولت خودش حرف بزند عنوان لجاج و احتیاج نیست، عنوان محاجه نیست، عنوان این نیست که بنده یک عرایضى بکنم و انتظار یک جوابى از دولت داشته باشم، چون در مقام سؤال نیستم، در مقام استیضاح نیستم بلکه در مقام بیان یک حقایقى و یک دردهایى و یک ارایه طریقى هستم، گاهى هست که بنده اشتباه می‌کنم تذکر می‌دهند که اشتباه است گاه هست که تذکرات بنده صحیح است اجرا می‌شود پس بنده قصد همکارى دارم قصد کمک دارم و معتقدم هیئت دولت یعنى یک هیئت دوازده نفرى یا چهارده نفرى بدون پشتیبانى مجلس، بدون پشتیبانى ملت، بدون پشتیبانى مطبوعات، بدون پشتیبانى یک جامعه نمی‌تواند کار را از پیش ببرد. کار کردن یعنى اسباب کار داشتن، کار کردن یعنى موانع کار را از بین بردن و بالاخره بایستى که تمام موجباتى که کارى را ایجاب می‌کند فراهم بشود تا یک کارى پیشرفت کند.

در برنامه ذکر شده است طى ماده یک «تهیه مواد غذایى که آناً مورد حاجت است» یک قدرى دقت بفرمایید مثلاً اگر بنده مدعى بشوم که آناً کیمیا تهیه و تقدیم می‌کنم شاید باور نفرمایید پس اشخاصى که می‌دانند مشکل است تهیه کردنش حق دارند که از بنده بپرسند چگونه تهیه می‌کنى. مواد غذایى که سمبل یا سر دسته آنها گندم است باید دید چطور تهیه می‌شود گندم یکى از محصولات فلاحتى است اول باید کاشته شود بعد باید یک دوره زمان طبیعى را طى کند، سبز بشود تا زارع گندم داشته باشد، این که الان، آناً تهیه شود ممکن نیست، در هیچ مزرعه نمى­شود. پس چاره چیست؟ ناچاریم فرض کنیم که دولت یک مبلغى از مواد غذایى در اختیار خودش دارد که آناً در دسترس عامه می‌گذارد؛ این متبوع کجا است؟ در داخل ایران است یا در خارج است؟ اگر شایعاتى هست، اگر گفته می‌شود که ایران گندم دارد و بیش از حاجت دارد و احتکار می‌کند ما این شایعات را تکذیب می‌کنیم (صحیح است) گندم در ایران نیست، حالا که نیست باید رفت سراغ منابع خارجى و گندم را از خارج آورد، خارجى‌ها مردمان درستى هستند اروپایى عادت کرده است به قول خودش عمل کند به شرط این که قول بدهد، گاهى ما اشتباه می‌کنیم قول داده شده است، درست دقت بفرمایید اگر قول داد، اگر قبول کرد اگر تعهد کرد و اگر باور کرد قطعاً انجام می‌دهد، قطعاً اجرا می‌کند. چند روز پیش در روزنامه خواندم مستر روزولت بیانیه‌اى داده است و گفته است که من با مستر چرچیل صحبت کردم که بعد از این که کار فلان کشور مشترک را خاتمه دادیم به اتفاق برویم سراغ فلان دشمن مشترک دیگر ایشان گفتند که با هم قرارداد ببندیم من گفتم که من با ملت نجیب انگلستان قرارداد لازم نمى‌دانم ببندم حرف قول کافى است. این طرز کار آنها است حرف قبول کافى است اما ما اسنادى در دست داریم که ما بد عمل کردیم و به آنها حالى نکردیم که ما گندم نداریم ما ثابت نکردیم، بنده سند دارم، سندش کدام است؟ در کابینه سابق یک پرتکلى امضا شده، یک صورت مجلس در کابینه سابق امضا شده، در جراید هم انتشار دادند که در آن صورت مجلس نوشته شده بود که هر گاه نمایندگان چهار دولت تصدیق کردند و قانع شدند بر این که مواد ضرورى

+++

و گندم در ایران مطلقاً وجود ندارد آن وقت مساعدت‌هاى لازم خواهند کرد. این را البته آقایان در روزنامه‌ها خواندند، این صورت مجلس دلیل قطعى بر این است که خارجى‌ها، متفقین ما، دوستان ما هنوز اعتقاد ندارند که ما گندم نداریم. دولت‌هاى ما با خلوص نیت، با شجاعت، با بیان واقع سفره دل ما را باز نکردند پیش آنها و حال این مملکت را به آنها آشکار نکردند اگر کرده بودند ... (همهمه نمایندگان) (دکتر طاهرى - آنها قول که دادند اقدام هم کرده‌اند) آقایان اجازه بدهند من عرایضم را بکنم ما نمى‌خواهیم از دوستان خودمان گله بکنیم، شکایت بکنیم، ما مى‌خواهیم از دولت خودمان، از فرزندان برومند مملکت خودمان که اسم‌شان وزیر است گله کنیم بگوییم آقا ما که در تماس با آنها نیستیم، ما که نمى‌توانیم اسناد را ببریم و به آنها نشان بدهیم شما میان ما و آنها فاصله هستید، شما با خلوص نیت این مسائل را به آنها ثابت کنید. این صورت مجلس را به دست هر کس بدهید که انتشار یافته دلیل سو‌ظن است این دلیل بر این است که مطلب کاملاً حالى نشده است، آقایان نمایندگان محترم آیا گندم به قدر کافى در این مملکت هست (نمایندگان - خیر هیچ نیست) پس حالا که نیست دولت از قول مجلس شوراى ملى، از قول اکثریت، از قول مناظر دکان‌هاى نانوایى از قول خانه‌دارها، از قول اشخاص از قول فقرا، از قول رنجبران، از قول کارگران، از قول اعیان، از قول همه به متفقین ما بگویند که ما گندم به قدر کفایت نداریم، وقتى که نداریم باید به ما کمک بکنند و کمک هم می‌کنند (انوار - نمی‌دهند آقا!) خواهش دارم چوبش نزنید آقاى انوار، آقا طرز زندگانى و عمل آنها طرز قول آنها با ما تفاوت دارد. بنده در اینجا اجازه می‌خواهم یک مثالى هم عرض کنم این مثل این است که یک مهمانى به خانواده‌اى برسد ...

رئیس - آقاى نقابت دولت‌هاى سابق هم از تذکر و اقدام مقتضى قصور نکرده‌اند چنانچه از مقالات جراید خارجى هم معلوم است متفقین ما هم از تنگى وضع خواربار داخلى ایران بی‌خبر نیستند.

جمعى از نمایندگان - آقا بگذارید حرف‌شان را بزنند. بفرمایید آقا.

نقابت - عرض کنم البته آنها هم زحمت خودشان را کشیده‌اند ما هم داریم زحمت خودمان را مى‌کشیم. مى‌فرمایید ما زحمت خودمان را نکشیم؟؛ از بنده چه کارى ساخته است جز بیان حقایق. فرض بفرمایید مهمانى به خانواده یک ایرانى رسید شب است چیزى هم در دستگاه ندارد ایرانى عادتش این است که مهمان را رد نمی‌کند به خانه همسایه می‌رود قرض می‌کند، حتى این که غذاى بازار می‌خرد و در دیگ‌هاى خانگى می‌گذارد و آبرودارى می‌کند پذیرایى می‌کند، اما اگر احیاناً با این مهمان یک قرارداد دوستى هم داشت این مهمان حق دارد از صاحبخانه گله کند که آقا اگر نداشتى چرا به من نگفتى من به تو کمک مى‌کردم این است که ناچار باید در این طور مواقع حقایق امر را آشکار کرد (صحیح است) مگر دولت آمریکا که به این مملکت در آن سال قحطى این همه کمک کرد، این همه گندم داد، این همه مساعدت کرد مگر با ما قرارداد داشت قراردادى نداشت و کمک کرد. یک مملکتى که براى آزادى ملل دیگر وارد جنگ می‌شود اینها هیچ قراردادى هم که نداشته باشند براى یک مملکتى زحمت می‌کشند جنگ می‌کنند. مگر چند روز پیش نبود که شنیدید صد هزار تن گندم براى ترکیه رفت البته براى ما هم مى‌آید (هاشمى - تکذیب کردند) مگر فراموش فرمودید که در جلسه خصوصى گذشته گفته شد که گندم و برنج از ما خواسته‌اند ولى در مقابل وعده شده است که پنجاه و شش هزار تن هم عن‌قریب وارد می‌شود (صحیح است) اینجا هم آقاى نخست وزیر فرمودند قرار است بیاید منتها مقدارش را نگفتند، حالا اگر عرایض بنده صحیح نیست رئیس دولت فعلى تشریف بیاورند اینجا بفرمایند که ایران تا سر خرمن گندم دارد اگر ندارد خوب بگویند ثابت بکنند اسناد بدهند این همه حمله کردن و گوساله بسته را کتک زدن و به عنوان احتکار دوسیه‌ها بستن و مزاحم مردم شدن چیست؟! آقایان ما خودمان این کارها را می‌کنیم، خودمان تهیه سند

+++

می‌کنیم می‌گوییم آقا ما همه چیز داریم (صحیح است) بگویید که نداریم آنها هم کمال همراهى را با ما دارند ...

(محیط لاریجانى - آن روز که داشتیم گفتیم نخریدند) این یک نکته است که بنده خواستم به عرض برسانم و به این وسیله هم یک حقیقتى را گفته باشم و هم همکارى کرده باشم با دولت که اتخاذ سند بکنند و اگر مطالبى لازم است تذکر داده شود قبلاً بعضى آقایان گله کردند که در اطراف تهران مشغول هستند بعضى زراعت‌ها را حتى قبلاً می‌خرند (صحیح است) حتى زارع می‌گوید ممکن است آفت به گندم من بزند می‌گویند خوب اگر آفت زد ما ازش نمی‌گیریم و مساعدت می‌کنیم باز از این حرف ما یک مرتبه متوجه ماده چهار برنامه دولت می‌شویم که عنوان تثبیت قیمت‌ها است، که عنوان پایین آوردن سطح زندگانى است باز بنده مى‌بینم هر دولتى که این ادعا را بکند مثل همان تهیه کیمیا است و باز بنده مى‌بینم که اسباب کار جور نیست مگر این که یک فکر اساسى دارند (که بنده تکذیب نمى‌کنم و البته باید صحیح باشد) الان فکر را مى‌خواهند تکمیل بکنند اما تثبیت قیمت در این مملکت فرضش این است که دولت تمام ضروریات مملکت را در دست داشته باشد و خریدار را محدود بکند نه فروشنده را، هر کس هر جنسى تولید می‌کند بدهد به دولت هر کس جنس وارد می‌کند بگذارد در اختیارات دولت، دولت هم یک تقسیم عادلانه بکند بعد هم غدغن بکند که هیچ کس حق ندارد بخرد، طبعاً وقتى فروشنده مشترى نداشت به دولت می‌فروشد و وقتى این موضوع به تمام کلمه از ضروریات زندگى مجرى شد آن وقت نتیجه مى‌گیریم و قیمت‌ها را تثبیت می‌کنیم می‌گوییم شکر مثلاً کیلویى فلان قدر ریال این عملى است اما اگر شما دو مشترى سه مشترى توى بازار داشتید که یکى از آنها مثل بنده محدود بود، محدودیت من محدودیت به عایدات من است محدودیت به حقوق من است محدودیت به ثروت و توانایى من است اما اگر یک مشترى دیگر توى بازار بودکه محدودیت نداشت، آزاد بود درخرید آزاد بود در پیش خرید، آزاد بود در زیادى در مصرف آن وقت دیگر شما تثبیت قیمت نمی‌توانید بکنید. در چندین ماه قبل بنده اینجا حرف را مطرح کردم و مثال هم زدم که وقتى ما می‌رویم به دکان کفاش یک جفت کفش بخریم در آن تاریخ می‌گفت سى و پنج تومان ولى بلافاصله یک نفر خارجى وارد می‌شد و می‌خرید هفتاد تومان این ترتیب یک عیبی دارد که اخلاق تولید کننده را فاسد می‌کند وقتى که تولید کننده مى‌بیند با زحمت کم‌تر می‌تواند نفع بیشتر ببرد و تینه و تنبل مى‌شود کار نمی‌کند به جاى ده جفت تولید جنس چهار جفت تولید می‌کند بالاخره موجودى یک کشورى کم می‌شود. این موضوع اقتصادى است فکر بنده نیست اینها در تمام کتب اقتصادى هست که در مورد سور پوپولاسیون عمل می‌کند چه عیبى دارد که دولت با متفقین ما با دوست‌هاى ما وارد مذاکره بشوند بگویند که آقا تمام این عده که شما دارید تمام وارداتى که شما دارید حاجات اینها را احصا بکنید تمام اینها را روى یک صورتى بیاورید ما خودمان تهیه می‌کنیم به شما می‌دهیم آنچه را که شما دارید به ما بدهید ما در انبار خودمان نگاه می‌داریم به شما هم می‌دهیم، آنها دیگر پول نداشته باشند توى بازار آزادانه بخرند، پول نداشته باشند در کارخانه‌ها بروند، در کفاشى بروند، در پارچه فروشى بروند، در ساعت فروشى بروند، مشترى متفرق که در بازار آمد مشترى غیر محدود خودش بازار را به هم می‌زند و آن وقت دولت هر حکمى که صادر مى کند و مجلس هر قانونى که تصویب مى کند ولو با مجازات اعدام (ممکن است که چند نفر هم اعدام بشوند) ولى تأثیر نمى‌کرد، قاچاق داخلى شروع می‌شود و آن وقت جلو قاچاق را نمی‌شود گرفت اینها یک مسائل خیلى بارز و روشنى است بنابراین وقتى بنده مى‌بینم و مى‌شنوم تهیه گندم آنى براى حوایج آنى کشور و بعد تثبیت نرخ و تعین یک مقرراتى براى پایین آوردن سطح زندگى در برنامه ذکر شده منعقد می‌شوم که اگر اسباب کار را جور نکرده باشند و بیان نکنند که با چه اسبابى می‌خواهند این کار را بکنند به طور قطع و یقین بنده می‌گویم این عمل مثل کیمیاسازى است و یک قدرى مشکل است و بنده ناچارم یعنى امیدوارم که دولت حاضر تمام این مسائل را پیش‌بینى کرده باشند و یک چاره اندیشیده باشند که این کارها را بکنند و به عقیده بنده (همیشه این مطلب را تکرار کرده‌ام باز هم می‌کنم)

+++

این مملکت دفاع اقتصادى می‌خواهد پس باید یک هیئتى مرکب از متخصصین، از فضلا، از تجار فهمیده دعوت شوند (چون یک فرمول‌هایى هست در مملکت ما این را هم عرض مى کنم در پرانتز که این فرمول‌ها اسباب زحمت شده مثلاً ما می‌خواهیم ملکى را یا قناتى را بازدید کنیم نگاه می‌کنیم اطراف آن مى‌بینم کى ملک زیادى دارد آن وقت براى دیدن آن قنات دعوتش مى‌کنیم در صورتی که این صحیح نیست ممکن است یک کسى خیلى ملک داشته باشد اما خبره نباشد اما فلان استاد مقنى که یک متر زمین هم نداشته باشد خبره باشد)

این را هم بنده عرض می‌کنم که از متخصصین فنى و از کسانى که اهل اطلاع هستند از کسانى که کار کرده و زحمت کشیده‌اند باید دعوت شوند صرفاً اتکا به میسیون آمریکایى نکنیم این قدر بار روى دوش آنها نگذاریم که نتواند حمل کنند و از آنها بپرسیم که چه جور مى‌خواهند کار کنند یک روزى ما یک عده از دکتر هاى اروپا برگشته نداشتیم، یک روزى ما تماس با ممالک دنیا نداشتیم، امروز رادیو ما را با دنیا متصل کرده است برق هست، تلفن هست، مسافرت کتاب هست، رفت و آمد هست بالاخره ایران هم یک گوشه از ممالک متمدنه است با تمام این اسباب کار که داریم باید با آنها بحث کنیم که با چه نوع اسبابى شما مى‌خواهید این نتیجه را بگیرید، در یک کمیسیونى مورد بحث قرار بدهید این را حل کنید مطلب را بررسى کنید بعد از آن ترتیب آن رویه‌اى را که می‌شود اجرا و عمل کرد آن را به دست دولت بدهند دولت اجرا می‌کند، این دماغ اقتصادى باید سنجیده و فهمیده مسائل را بررسى کند و یک فرمول‌هایى داشته باشد که قابل عمل و اجرا باشد و الا هر چه قال و قیل کنیم دعوى کنیم توى سر همدیگر بزنیم، بنده آقا را متهم کنم، آقا به من حمله کند اینها دردى از دل مردم برنمی‌دارد روز به روز هم بدتر می‌شود، آخرین شش ماه یا آخرین هشت ماه دوره مجلس شوراى ملى است بنده می‌ترسم یک روزى این کرسی‌ها را ما ترک کنیم (البته بعضى‌ها الا آقایانى که داراى زمینه‌هاى کامل هستند خواهند بود) و نتوانیم بگوییم که دردى را دوا کرده‌ایم، آن وقت یک قدرى باید به عمر از دست رفته تأسف خورد به هر صورت اینها یک مسائلى است که براى امور اقتصادى درنظر هست و بایستى بشود. اما در سیاست داخلى و اوضاع ادارى‌مان خراب است من نمی‌خواهم بگویم که حقیقتاً خراب است البته وقتى که در یک وزارتخانه فرض کنید بهدارى چهار تا مدیرکل بروند به معاون حمله کنند یا در یک جایى بگویند چون دیروز فلان وزیر رفته امروز حکمش ارزش ندارد یا فلان جا بگویند چون آقاى قوام‌السلطنه مستعفى شد هر حکمى که داده است باطل است اینها یک سو‌انتظامى تولید مى‌کند و اثبات می‌کند عدم رشد این افراد را (نه عدم رشد مملکت را) مملکت ایران پیش از تمام این جریانات رشید بوده امروز هم هست و ما مردمان متفکر داریم و خواهیم داشت و این افکار در ما هست یعنى عوامل حیات در ما هست اگر احیاناً مرض پیدا شده یک گریپ اجتماعى مبتلا شده‌ایم امیدواریم با این دوازده نفر با چهارده نفر طبیب حاذق که به نام دولت مى‌پذیریم معالجه بشویم. یک مسأله که خیلى به عقیده بنده طرف اهمیت است در درجه اول قضیه مطبوعات است. مطبوعات را بایستى دولت در دست داشته باشد مجلس هم در دست داشته باشد. مطبوعات باید جز لاینفک مجلس و دولت باشد (صحیح است) اگر احیاناً در بین آنها بعضى ناجور هستند آنها را هم در تخت لواى تربیت اجتماعى جمع‌آورى بکنند و این قوه را که قوه تبلیغات است براى تشحیذ اذهان براى رفع شایبه براى عدم تشویش به کار بریم. بنده خیلى متأسفم که گاهى قبل از هفدهم آذر در بعضى مطبوعات شروع کردند به این که استشمام انقلاب می‌کردند که الان انقلابى پیدا می‌شود و بعد هم یک حوادثى رخ داد که به شوخى بیشتر شبیه بود بعد از آن هم باز شروع شده به این حرف‌ها. بنده خواهش می‌کنم، تمنا مى‌کنم از فرزندان برومند این مملکت که مدیران جراید و صاحبان مطبوعات هستند یک خرده توجه بکنند، یک ملت بیچاره گرفتار در دهلیز جنگ واقع شده‌اى را منقلب نکنند و آبى به احساسات آنها بپاشند (صحیح است) اگر توى خانه‌هامان گندم داریم باید با دیگران بخوریم بالاخره به هم کمک بکنیم و همه ما مجموعاً یک صدا داشته باشیم و آن صدا استقلال ایران و حیات

+++

ایران است (صحیح است احسنت).

رئیس - آقاى طوسى

طوسى - یک تابلویى در اینجا گذاشته شده است که موافق و مخالف در آنجا اسامى خود را یادداشت کنند (جمعى از نمایندگان - کسى مخالف نیست آقا) بسیار خوب اجازه بفرمایید و چون در مذاکرات آقایان چیزى ندیدم جز یک سلسله تذکراتى از گذشته و تأسف از این که چرا یک مدتى از عمر ایران با سو‌‌ء نیت خداى نخواسته تلف شده و باید جبران کنیم پس صحبت مخالفت نبود و تذکراتى بود (صحیح است) البته بنده هم به سهم خودم امیدوارم دولت کنونى با تجربیاتى که از سابق دارند اقدامات مؤثرتر و بهترى بکنند بلکه این فکرى را که در بعضى از مغزها هست به طورى که مطلوب خاطر همه آقایان باشد انجام بدهند این است که بنده هم به همکاران محترم خودم تأیید مى‌کنم و تذکراتى می‌دهم و سعى می‌کنم خیلى مختصر عرض کنم. در ماده 3 برنامه دولت اشاره شده است به اصلاح به امور کارمندان دولت همچنین جناب آقاى نخست وزیر هم قبل از ظهر در همین جا این وعده را فرمودند که دفع اینها مرتب خواهد شد بنده یک نکته را در نظر دارم که آقایان هم توجه بفرمایند و آن این است که با وضعیت فعلى کشور هر قدر هم به کارمندان دولت اضافه داده شود جز این که سطح زندگى را بالا ببرد و بر بدبختى مستخدمین بیافزاید هیچ اثر دیگرى نخواهد داشت (صحیح است) باید کارى شود که وسایل معاش آنها از هر حیث مرتب باشد که آنها تشتت و نگرانى از وضع زندگانى و خانه و عایله و اطفال‌شان نداشته باشند (صحیح است) حالا آن چه جور باید باشد البته بنده نمی‌توانم و نمی‌خواهم روى آن اظهار عقیده بکنم و البته در مقابل توجهات عمیقى که دولت داشته و دارند اقدام مؤثر خواهند نمود (صحیح است) یکى دیگر موضوع اجحافاتى است که نسبت به مطبوعات شده است البته باز نمی‌خواهم ذکر کرده باشم اسامى بعضى از روزنامه‌هاى مهم را که خدمات زیادى به این کشور کرده‌اند و همین طور تاکنون در محاق توقیف و بلاتکلیفى مانده‌اند (صحیح است) و بنده ناچارم اینجا استدعا کنم که به این کار یک صورتى بدهند که تعیین تکلیف این جراید شده باشد و بهتر از این موقع براى این موضوع به دستم نیامد (صحیح است) دیگر این نکته است که خیلى بنده معتقد به آن و تصور می‌کنم اغلب آقایان در این قضیه با بنده هم عقیده باشند و آن راجع به رسیدگى به قضیه روز 17 آذر است این را استدعا می‌کنم دولت یک قدرى توجه بیشترى مبذول فرمایند تا واقعاً مسببین اصلى این واقعه معلوم شود کیست زیرا یک حرف‌هایى در خارج و داخل حتى در همین مجلس هم گاهى تک تک شنیده می‌شود ولى اینها هیچ کدام مارا به مقصود نمى‌رساند و نتیجه ندارد ملاحظه بفرمایید آقایان چه روز بدى بود آن روز چه روز شومى بود براى ملت ایران (صحیح است) چه روز ننگینى بود که هیچ وقت قابل فراموشى نیست (صحیح است) براى هیچ کس و آبروى ما را بالمره در داخل و خارج برد بنده مخصوصاً استدعا می‌کنم از آقاى نخست وزیر و هیئت محترم دولت که این قضیه را مورد توجه قرار بدهند که مسببین چه اشخاصى بوده‌اند و به زودى کشف بشود و بیشتر مجلس شوراى ملى از این قسمت متشکر خواهد شد (صحیح است) یک موضوع دیگرى که چندى قبل هم تذکراً عرض کردم اگر چه قابل تذکر هم نیست و خیلى کوچک است .... چندى قبل نسبت به بعضى از کارمندان از جمله کارخانه‌جات که قرار بود آن دو ماه مساعدت بشود و نشده بود بنده با آقاى وزیر پیشه و هنر وقت تذکراً عرض کردم ایشان هم وعده فرمودند اقدام در این قضیه خواهم کرد ولى باز امروز به توسط بنده شرحى به مقام ریاست مجلس شوراى ملى نوشته و تقدیم کرده‌اند که هنوز در این موضوع اقدامى نشده و انجام نشده است در صورتى که اینها هم از خدمتگزاران این مملکت هستند و باید با آنها هم مثل سایرین مساعدت بشود (صحیح است) عرض دیگر بنده که باز هم کوچک و ناقابل است آن موضوع نفت است که عمل نفت هم در این شهر مثل عمل نان شده است در هر دکان نفت فروشى ملاحظه می‌فرمایید پشت سر هم چقدر جمعیت ایستاده‌اند به طورى که نمی‌شود آنها را از هم جدا کرد و ردشان نمود و این را هم بنده خواستم تذکراً حضورتان عرض کنم که در این باب هم توجهى مبذول

+++

بشود. این تذکر بنده بوده و تمام رفقا هم که تذکر دادند همه موافق بودند یک قسمت دیگر هم که باید تذکر بدهم این است که دوره سیزدهم مجلس شوراى ملى بلاشک مطابق صورت مجلس‌ها اگر ملاحظه بفرمایید یک افتخارات خیلى بزرگى براى خودش باقى گذاشته است حالا هم تقریباً دو ثلث این دوره گذشته و باقى مانده است هفت هشت ماه خیلى خوب کار کرده است حالا هم البته همین طور هست و امیدوارى می‌رود با یک نظر متفق و متحد و صمیمانه طورى بشود که این هفت هشت ماه را هم برگزار کنیم و همان طور که آقاى نقابت هم فرمودند کرسى‌ها را با افتخار ترک کنیم.

رئیس - آقاى مؤید احمدى‏

مؤید احمدى - بنده در ماده اول اجازه خواسته بودم (بعضى از نمایندگان - در برنامه دولت که مواد مطرح نمی‌شود)

رئیس - بفرمایید

مؤید احمدى - یک کلمه اول در تعقیب بیانات آقاى طوسى می‌خواهم عرض کنم که اینجا نظامنامه مجلس پیش‌بینى نکرده است و الا روى دو ستون می‌نویسیم موافق و مخالف. بنده موافق هستم و می‌خواهم تذکرات خودم را در برنامه دولت بدهم حالا در کجا باید بنویسم موافق یا مخالف (نبیل سمیعى - در حاشیه بنویسید آقا) (خنده نمایندگان) مخالفى نیست آقا لیکن چون علاج نیست اجازه که می‌خواستم بنویسم توى ستون مخالف است و الا کسى که مخالف نیست که کسى چیزى بنویسد. عرض کنم همین طور که فرمودند قصد ما از این که اجازه می‌گیریم یک تذکراتى است که به فکرمان می‌رسد که به دولت عرضه داریم که اگر ممکن است انجام دهند ملاحظه بفرمایید بنده به شهادت آقاى رئیس چون در اطاق ایشان بود که نخست وزیر سابق هم بود که یک پیشنهادى یک نفر فرستاده بود از قم به اسم بنده آوردم در آن اتاق همه تحسین کردند که به‌به چه فکر خوبى است بدهید به ما ما اقدام می‌کنیم همگى این را گفتند ولى بعداً اصلاً اقدام نکردند و آن موضوع سلف خرى است آقا این شوخى نیست در تمام این کشور شروع شده است (در شهرها) بخرید جو و گندم از حالا پول نقد هم پیش می‌دهند گندم خروارى 250 تومان و جو 160 تومان اوراقش هم هست راهش را عرض می‌کنم استدعا می‌کنم که آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر دادگسترى مخصوصاً توجه بفرمایند تمام اسنادش هم از دفاتر رسمى صادر می‌شود. استدعا می‌کنم آقاى وزیر دادگسترى به دفاتر رسمى بخش‌نامه صادر بکنند که معاملات سلف و جنس را ثبت نکنند و صورت آن اشخاص (بایع و مشترى) را هم براى دولت بفرستند ببینند اینها چه اشخاصى هستند که جنس سلف می‌خرند این یک حرف‌هاى صحیح است و به عقیده بنده این کار خیلى نافعى است و خیلى جلوگیرى می‌کند (صحیح است) عرض کنم موضوع دوم چون آقاى نقابت فرمودند مجلس دوره 13 اگر سر برسد باید ببینیم چه کارهایى کرده‌ایم و خجالت نکشند آن اشخاصى که نمی‌شوند. عرض کنم آقا مجلس دوره سیزدهم به عقیده بنده که چند دوره هم پیش از پهلوى بوده‌ام بعدش هم بوده‌ام به نظر بنده خدماتى این دوره کرده که هیچ دوره‌اى نکرده است. شما ملاحظه بفرمایید کدام دوره‌اى... بنده الان براى شما حساب می‌کنم شما در این دوره دویست میلیون ریال یعنى 20 میلیون تومان به دولت سابق اعتبار دادید براى خواربار در کابینه آقاى قوام‌السلطنه 500 میلیون ریال اعتبار دادید که من همان روز پشت تریبون گفتم من در عمر پارلمانى خودم هم چه اعتبارى ندیدم. پانصد میلیون ریال براى خرید خواربار اعتبار به ایشان دادیم و یک استدعاى دیگرى دارم که آقاى وزیر دارایى باید در نظر بگیرند و آن این است که بنده شنیدم که عایدات قند و شکر و چاى و تریاک و سیگار که آنها را وزارت خواربار جز انحصار خودش در آورده بود عایدات آنها را هم به خزانه برنگردانده‌اند (دکتر طاهرى - آقا این جز بودجه است چطور می‌شود برنگردانده باشند) خزانه‌دار گفته به ما نرسیده است (دکتر طاهرى - خلاف گفته) اشکال ندارد خزانه‌دار گفت نیامده است (دکتر طاهرى - خلاف عرض کرده) الان سرکار توجه بفرمایید معلوم می‌شود که خلاف عرض کرده است یا نه

+++

اصلاً پولش را هم نداده است.

دکتر طاهرى - نیست همچو چیزى آقا

مؤید احمدى - عجب حکایتى است آقا (مستشار - تحقیق آن که ضررى ندارد آقا) بلى تحقیق آن ضرر ندارد که این روزها که نان فروخته می‌شود و قند و چاى فروخته می‌شود پول اینها می‌رود به خزانه دولت یا نمی‌رود اشکالى ندارد توجه فرمودید این هم یکى از عوامل بود که باید آنها را دقت بکنید پس مجلس از حیث پول به عقیده بنده نهایت سخاوت را کرده است و اما از حیث همراهى قانون منع احتکار گذارنده آیین‌نامه گذرانده و بهش داده است دیگر مجلس شوراى چه کار کند مجلس در اجرائیات که نمی‌تواند دخالت کند ما این کار را کردیم که این وضعیت که در این شهر و سایر شهرها است تکرار نشود لکن اجرایش که ما نیست آقا. الان ببینید چه خبر است دکان نفت فروشى که الان مى‌آمدم چه خبر است در دکان نانوایى چه خبر است. بروید ببینید از متوفیات چه خبر است در کرمان عرض کنم در یک شهرى که 55 هزار جمعیت دارد ببینید در روز چهل پنجاه گوسفند کشته می‌شود به بنده نوشته بودند که سر خون آنها دعوا است و روزى چند نفر می‌میرند. بنده می‌خواهم از آقاى نخست وزیر استدعا کنم این که فرمودند گندم مى‌آید به بنادر یک مقدارى هم از آن را اختصاص بدهند به کرمان مردم دارند تلف می‌شوند و می‌میرند آقا عرض کنم خدمت شما اینها عرایضى بود که بنده یادداشت کرده بودم به عرض برسانم یک موضوع دیگر این است که در تمام شهرها دو جور نان است الان در خراسان در کرمان دو جور نان است و در جاهایى که بنده اطلاع دارم یک قسم نانى است که دولت می‌دهد و نان خوبى نیست جو دارد ارزان دارد و یک قسم نان هم می‌پزند که گندم خالص است و یک من دو تومان اشخاصى که وسعت دارند می‌روند و می‌خرند الا تهران که این را مانع می‌شوند نمی‌گذارند اگر بخواهیم یک من نان آزاد بخریم نمی‌گذارند. این را که عرض می‌کنم به جان شما یک بسته از کرمان براى من فرستاده بودند خوردنى هم نبود یک طاقه ‌شال کرمانى بود رفتم به پستخانه بگیرم گفتند باید وزارت خواربار اجازه بدهد. رفتم وزارت خواربار گفتند باید منع احتکار اجازه بدهد. یک ماه معطل کردند که بالاخره بنده از آن گذشتم. آقا نمی‌گذارند براى چه؟ بگذارید که هر کس هر چه می‌خواهد خوراکى وارد این شهر بکند بگذارید بیاید آقا حالا یک طاقه ‌شال کرمانى بیاید و ندهند اما خوراکى را بگذارید وارد شود. این بود عرایض بنده و تذکرات که بنده لازم دانستم عرض کنم البته ما امیدواریم که دولت حاضر تذکراتى که آقایان می‌دهند و اطلاعاتى که دارند با کمال جدیت تعقیب بکنند و این مصایب را از پیش بردارند و ما هم بتوانبم کمک مى کنیم.

نخست وزیر - (آقاى سهیلى) همان طورى که عرض کردم البته این تذکرات همه به موقع و به جا و مورد توجه کامل بنده و همکارانم خواهد بود. خیلى هم لازم است و چه بسا مطالبى بود که حقیقتاً شاید ما متوجه نشده بودیم و در اینجا متوجه شده‌ایم و البته در اصلاح آنها خواهیم کوشید و سعى خواهیم کرد که مطابق منظور عمل شود. این یک موضوع موضوع دیگرى که بنده لازم دانستم چند کلمه در اطراف آن توضیح بدهیم موضوع آمریکایی‌ها بود که صبح در این بابت یک مذاکراتى شد و بنده لازم دانستم یک تحقیقات بیشترى کنم و ببینم که سابقه عمل چه بوده و چه اقدامى شده و نتیجه‌اى که به دست آوردم به اطلاع آقایان برسانم اینک خلاصه گزارش وزارت امور خارجه این است که به عرض می‌رسانم به مناسبت نظرى که دولت آمریکا در بابت اعزام افراد مسلح به ایران اتخاذ نموده بود و اظهار می‌شد که این اقدام اصولاً از لحاظ انجام تعلیماتى براى تسریع در کار حمل و نقل به وسیله راه آهن ایران ضرورت دارد دولت ایران به استناد منشور آتلانتیک و کلیه اصول دموکراسى که مبناى سیاست دولت آمریکا را تشکیل می‌دهد همواره مسلم می‌دانسته است که دولت آمریکا به هیچ وجه اقدامى را که منافعى با استقلال و تمامیت ایران باشد به عمل نمى‌آورد براى این که اعزام این نیرو به ایران به مقررات منشور آتلانتیک و به موافقت دولت ایران که مبتنى بر قرارداد مرضى‌الطرفین بشود مستند

+++

باشد از دولت آمریکا تقاضا کرد که قراردادى در این باب منعقد شود و در این خصوص به دولت آمریکا مراجعه شده از سفارت شاهنشاهى در واشنگتن پاسخى رسیده دایر بر این که دولت آمریکا اصولاً با نظر دولت شاهنشاهى در اینجا که باید صورتى به این کار داده شود موافق هستند و به همین جهت در صدد تهیه طرحى براى موافقت‌نامه بین دولت ایران و آمریکا در این موضوع می‌باشند حال ما هم امیدواریم به زودى این طرح حاضر و موافقت‌نامه منعقد گردد.

هاشمى - بسیار خوب است‏

نخست وزیر - در میان فرمایشاتى که شد و آقاى مؤید احمدى هم فرمودند مسأله پیش خرید بود این را بنده اقدام کردم با آقاى وزیر دادگسترى هم مذاکره کردم بخشنامه بدهند به تمام مأمورین و دفاتر ثبت اسناد که به هیچ وجه این موضوع و این معاملات را ثبت نکنند آنچه هم که ثبت شده است البته بایستى ترتیبى داده شود تا ملغى‌الاثر شود. (بعضى از نمایندگان - باید یک قانون باشد) دیگر بنده عرایضى بیش از این ندارم و همین طور که عرض کردم تمام مذاکرات آقایان را یادداشت کردم و نظریاتى که آقایان فرمودند و تذکراتى که دادند البته به وزارتخانه‌هاى مربوطه داده می‌شود و اقدام خواهد شد و امیدواریم در آتیه نتیجه آنها به عرض آقایان نمایندگان محترم برسد. (صحیح است)

بعضى از نمایندگان - کافى است کافى است.

اوحدى - بنده مخالفم با کفایت مذاکرات (بعضى از نمایندگان - رأى رأى) اگر بنابر کفایت مذاکرات بود که بایستى قبل از ظهر که گفتند مذاکرات کافى است مجلس روى همان مذاکرات کافى است رأى بدهد. وقتى که مجلس قبول کرد که نمایندگان عرایض خودشان را با دولت بکنند و ارائه طریق بکنند مجلس نمی‌تواند بعد از آن دیگر مذاکرات را کافى بداند. (همهمه نمایندگان - مجلس می‌تواند)

بعضى از نمایندگان - رأى رأى‏

رئیس - اولاً این ایراد شما وارد نیست مجلس نمی‌تواند و این وارد نیست مجلس وقتى که لازم دید که مذاکرات کافى باشد می‌تواند رأى بدهد هر نوع که دلش بخواهد و با رأى مجلس کافى خواهد بود (صحیح است) آقایانى که موافقت دارند که مذاکرات کافى است برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

رأى گرفته می‌شود به برنامه دولت موافقین ورقه سفید خواهند داد.

(اخذ آرا به عمل آمد 89 اوراق رأى و 2 ورقه سفید شماره شد)

رئیس - عده حاضر در موقع اعلام رأى 99 نفر برنامه دولت با 89 رأى تصویب شد.

(اسامی رأی دهندگان - آقایان:اعتبار - مرتضی قلی بیات - نراقی - ملک­مدنی - نمازی - مشار - اورنگ - افشار - نیک­پور - تولیت - معینی - امامی - فرمانفرماییان - محیط لاریجانی - رضوی - صفوی - گرگانی - ذوالقدر - گودرزنیا - معدل مسعودی - مکرم - افشار - دهستانی - پناهی - مخبر فرهمند - لیقوانی - نواب یزدی - دکتر تاجبخش - رحمت سمیعی - تهرانچی - دکتر طاهری - امیرتیمور - مجید موقر - ناصری - همراز - انوار - دکتر سنگ - فریدونی - اسکندر مقدم - معتصم سنگ - مستشار - جعفر اصفهانی - پالیزی - کازرونیان - یاراحمدی - مهدوی - سزاوار - جهانشاهی - منشور - دکتر غنی - موید ثابتی - ثقة­الاسلامی - فرخ - دکتر ملک­زاده - خلیل حریری - منصف - ابراهیم سمیعی - حسنعلی دولتشاهی - پارسا - حمزه­تاش - شیرازی - نقابت - هاشمی - ساکینیان - اقبال - هدایت­الله پالیزی - ملایری - اکبر - معتضدی - عزیزی - اصفهانیان - طوسی - خسرو شاهی - شاهرودی - یمین اسفندیاری - صفاری - ملک­زاده آملی - فتوحی - فرشی - رفیعی - ریگی - بوداغیان - مهذب - جلیلی - دکتر نهورای - جلایی - اردبیلی - گیو - دکتر ضیا.

ورقه سفید بدون امضا - 3 رأی)

5 - تصویب گزارش کمیسیون بودجه و خارجه و فرهنگ راجع به تجدید استخدام آقاى پروفسور ابرلین‏

رئیس - بعضى از آقایان پیشنهاد می‌کنند که قرارداد استخدام پرفسور ابرلین مطرح شود (صحیح است) گزارش کمیسیون بودجه خوانده می‌شود. گزارش از کمیسیون بودجه: کمیسیون بودجه لایحه شماره 47639 دولت راجع به تجدید استخدام آقاى پروفسور شارل ابرلین را مطرح نموده با پیشنهاد دولت موافقت و اینک گزارش آن را که عین ماده

+++

واحده پیشنهادى است تقدیم می‌دارم.

رئیس - گزارش کمیسیون امور خارجه:

گزارش از کمیسیون امور خارجه: کمیسیون امور خارجه لایحه شماره 47639/ 29485 دولت راجع به تجدید استخدام آقاى پروفسور شارل ابرلین تابع دولت فرانسه را مورد شور قرار داده از نقطه‌نظر تابعیت با استخدام ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - گزارش کمیسیون فرهنگ

گزارش از کمیسیون فرهنگ:

کمیسیون فرهنگ لایحه شماره 29485/ 47639 دولت راجع به استخدام آقاى پروفسور ابرلین را مورد شور و مطالعه قرار داده و با لایحه نامبرده موافقت نمود اینک گزارش آن تقدیم به مجلس شوراى ملى می‌گردد.

رئیس - عین ماده واحده پیشنهادى خوانده می‌شود.

ماده واحده - وزارت فرهنگ مجاز است قرارداد استخدامى آقاى پروفسور شارل ابرلین براى مدت دو سال با شرایطى که در قانون نهم بهمن ماه 1318 راجع به استخدام ایشان به تصویب رسیده است تمدید یا تجدید نماید

رئیس - آقاى ملک مدنى

ملک مدنى - خدمات و سوابق پروفسور ابرلین بر همه ماها پوشیده نیست و ایشان به عقیده بنده خدمت خودشان را به خوبى انجام داده‌اند و معلوم است که در گذشته خوب انجام داده‌اند و تجدید کنترات ایشان هم دلیل بر این است که در گذشته خوب توانسته است انجام وظیفه کند (صحیح است) البته همین طور هم انتظار داشتیم چون ایشان از آن مردم خیلى وظیفه‌شناس هستند و وظیفه خود را به خوبى انجام می‌دهند موضوعى را که بنده خواستم یادآور شوم تهیه بودجه براى سال آتیه که نزدیک است می‌باشد و مطلب دیگرى که می‌خواستم عرض کنم این است که درسال آتیه (آقاى دکتر سیاسى وزیر فرهنگ هم سابقه دارند) خطاب بنده به آقاى صالح وزیر دارایى است در این موقع که بودجه تدوین می‌شود باید یک مساعدت بیشترى و یک اعتبار بیشترى در نظر بگیرد که قسمت دانشکده پزشکى توسعه بیشترى پیدا کند. به یاد داشته باشید چند نفر از کمیسیون بودجه آمدیم در وزارت فرهنگ در آنجا یک عده زیادى داوطلب ورود به دانشکده پزشکى بودند و توضیحاتى که آقاى دکتر امیر اعلم دادند فرمودند که جا در سالن تشریح کافى نیست و باید یک اعتبارى در بودجه سال آتیه پیش‌بینى شود که ما بتوانیم شاگردان بیشترى در آنجا قبول کنیم. تصور می‌کنم موضوع بهداشت و بهدارى هم جاى بحث نیست چون ما متأسفانه طبیب کافى نداریم. بنده یاد دارم موقعى که آقاى نخست وزیر وزیر کشور بودند در همین موضوع در کمیسیون بودجه ایشان توضیحاتى دادند و من خاطرم هست که صورتى که از تمام کشور آورده بودند در کمیسیون خاطرم می‌آید که شاید در حدود چهارصد و خورده‌اى بود و فرمودند در کرمان چون در آنجا استاندار بودم یک ایالت به این پهناورى فقط چهار نفر طبیب دیپلمه دارد در این موقع که بودجه سال آتیه تهیه می‌شود بنده خواستم استدعا کنم از آقای نخست وزیر و آقاى وزیر دارایى و از هیئت دولت که به این امر حیاتى یک توجه بیشترى بفرمایند و از هر جا شده یک اعتبارات زیادترى براى توسعه دانشکده پزشکى پیش‌بینى کنند زیرا مملکت ما خیلى بیشتر از این احتیاج به طبیب دارد متأسفانه یکى از آقایان در خاطرم هست در برنامه دولت تذکراتى راجع به نبودن بهداشت و نبودن طبیب در ولایات دادند، البته هیچ شک و تردیدى نیست که اصل رسیدن به این منظور قضیه طبیب است و اگر دانشکده‌مان ترتیب پیدا کند یعنى دانشکده پزشکى البته این منظور بهتر عملى می‌شود. این است که استدعا می‌کنم براى این موضوعى که مورد توجه همه است دولت حاضر یک قدم‌هاى اساسى بردارد و این رشته حیاتى را تقویت کند که ما بتوانیم درسال‌هاى بعد یک عده بیشترى طبیب از دانشکده بیرون بیاوریم که به ولایات فرستاده شود.

رئیس - آقاى دکتر طاهرى موافقید؟

دکتر طاهرى - بنده موافقم ولى یک تذکرى دارم.

+++

روحى - پس صبر بعد از یک مخالف.

دکترطاهرى - بنده موافق هستم با ماده واحده ولى این عبارتى که نوشته شده براى اجازه تجدید استخدام پروفسور ابرلین که واقعاً از مستخدمینى بود که خدمت مهمى کرد براى دانشکده پزشکى و تجدید استخدام ایشان هم به منظور قدردانى ایشان است لیکن خیلى مبهم و گنگ نوشته شده است و بنده هم اتفاقاً در آن روز در کمیسیون بودجه نبودم که اصلاح کنم از چیزهایى که در لوایح استخدامى مستخدمین خارجى بایست مجلس شور بکند یکى مدت استخدام است و مدت استخدام هم ابتدا و انتهایى لازم دارد اینجا در لایحه نوشته شده که استخدام پروفسور ابرلین را تمدید و تجدید بکند. معنى تجدید عبارت از این است که وقتى مدت خدمت تمام شد بعد استخدام شروع می‌شود تمدید عبارت از آن است که اگر فاصله پیدا نشد از نو شروع شود. بنده حالا استدعا می‌کنم از آقاى وزیر فرهنگ که استخدام ایشان چون در شهریور خاتمه یافته و ایشان اینجا نبودند از این جهت استخدام ایشان باید تجدید شود. بنابراین کلمه تمدید را بردارند و بنویسند استخدامش تجدید می‌شود البته مدت استخدام‌شان از موقع ورود به ایران است این را حالا پیشنهاد می‌کنم.

وزیر فرهنگ (آقاى دکتر سیاسى) - این دو کلمه تمدید و تجدید که در اینجا ذکر شده است اتفاقاً در کمیسیون فرهنگ که خود آقاى دکتر طاهرى تشریف داشتند همین اظهار را کردند و تمدید را حذف کردند و بنده موافقت کردم با حذف آن چون البته تجدید می‌شود استخدام ایشان و اما مبدأ استخدام او هم روزى است که تصویب می‌شود. قرارداد او هم حاضر است و به محض این که تصویب شد حرکت خواهند نمود. (صحیح است)

رئیس - آقاى دشتى

دشتى - بنده موافقم

رئیس - آقاى دکتر سنگ (دکتر سنگ - بنده موافقم) آقاى اورنگ (اورنگ - موافقم) آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور - همان طور که همکار محترم بنده آقاى ملک مدنى اظهار نمودند پروفسور ابرلین از اشخاصى است که حقیقتاً با صداقت خدمت کرده است و توانسته است که جلب رضایت وزارت متبوعه و کشور ما را بکند. البته این تجدید استخدام هم صرفاً از نظر قدردانى است که یک شخص خارجى که در ایران خدمت کرده است استخدام او را تجدید کنیم. (صحیح است)

رئیس - آقاى یمین اسفندیارى

یمین اسفندیارى - بنده موافقم

رئیس - آقاى افشار

افشار - موافقم

رئیس - آقاى رضوى

رضوى - البته استخدام آقاى پروفسور ابرلین که اغلب از آقایان هم مذاکره فرمودند و آقایانى هم که مذاکره نفرمودند معلوم شد موافق هستند و حاکى از قدردانى نسبت به یم مستخدمى که با صداقت انجام وظیفه نموده است و از زحمات و از عملیاتش رضایت داریم و به هیچ وجه هم در تمام دوره خدمتش از هیچ یک مراحلى که تماس داشت کلمه‌اى که حاکى از عدم رضایت باشد از او شنیده نشده است ولى عرضى که بنده داشتم این بود که چون در ماه اسفند موقع تقدیم بودجه‌ها است و دارند بودجه مى‌آورند بنده خواستم از فرصت استفاده کنم و از آقاى وزیر فرهنگ استدعا کنم که در سال حاضر به موجب وعده که شده بود قرار بود یک دانشکده پزشکى در بعضى از ایالات من جمله در فارس تشکیل شود که احتیاج و ضرورت بسیارى بر‌طرف شود با نظرى که راجع به اضافه کردن بودجه‌هاى بهدارى براى امسال هست و با نبودن پزشک معالج به خصوص در دهات و قرا و قصبات وضعیت آنجاها در خطر است. عرض کنم باید یک خدمتى بکنیم که به این وسیله بتوانیم افرادى که در محل مهیا از براى درس خواندن هستند و نمی‌توانند از براى سختى و گرانى معیشت‌شان به تهران بیایند آنجا وسیله تحصیل‌شان فراهم شود و دیگر این که همان طور که وعده شده

+++

بود ایالات هم از بودجه بیشتر برخوردار شوند و استفاده بیشترى از این راه براى آنها قرار بدهند.

رئیس - آقاى روحى

روحى - عرض کنم در این موقع خواستم یک تذکرى مخصوصاً به هیئت محترم دولت راجع به خارجى‌هاى روزمزد عرض کنم. این طرز طرز خوبى نیست آقا اگر مستخدمین خارجى مستخدم ایران هستند که بایستى لایحه استخدام آنها بیاید به مجلس و صلاحیت آنان در کمیسیون امور خارجه محرز شود (کنترات بشوند و اگر غیر از این باشد معلوم می‌شود اینها صلاحیت ندارند اگر یک آدم روزمزدى است و صلاحیت ندارد نباید استخدام شود).

افشار - این مربوط به ابرلین نیست و او روز مزد نیست.

روحى - آقا صحبت ابرلین نیست بنده کاملاً با ایشان موافقم آقا خوب گوش بدهید بعد حرف بزنید توجه نمی‌کنید بعد می‌گویید صحبت ابرلین است. صحبت از مستخدمین روزمزد خارجى است مخصوصاً به دولت تذکر می‌دهم که این قسمت را موافقت بکنند اگر یک خارجى است بیاورند یک سال یا دو سال استخدام بکنند و هویت او را مجلس تصدیق کند و صلاحیت او را هم قبول کند آن وقت حقوقى بهش بدهیم. و اگر غیر از این باشد معلوم نیست چه مسئولیتى دارد و اگر پس فردا یک کار خلافى از او سر زد مسئولیتش معلوم نیست با کجا است در صورتی که دولت در مقابل مجلس مسئول است پس باید به این کار ترتیبى بدهند.

رئیس - آقاى اعتبار

اعتبار­ - عرض کنم البته بروز این احساسات از طرف آقایان نمایندگان محترم بد نبود پروفسور ابرلین یک سرمشقى است براى تمام مستخدمین خارجى ما که چون مورد توجه نمایندگان مجلس است امیدواریم که آنها هم سعى بکنند همین وضعیت را احراز بکنند نکته‌اى را که آقاى روحى فرمودند این ارتباط دارد به قانون بودجه دوره ششم و متمم بودجه که در ماده 25 است. خیال می‌کنم به دولت اجازه داده شده است که مستخدمین خارجى را لدى‌الاقتضا به طور روزمزد استخدام بکند

روحى - مال راه آهن بود مال عملیات راه آهن بود سو‌ء استفاده شده.

اعتبار - البته در آن موقع دلایلى بود که دولت این اختیار را لازم می‌دانست و همین طور که فرمودند مربوط به موضوع راه آهن بود که یک مستخدمینى را احتیاج داشتند که نمی‌توانستند قرارداد آنها را به مجلس بیاورند ولى امروز به نظر بنده آن قسمت مرتفع شده و البته دولت بایستى توجه بکند در قانون متمم بودجه که مربوط به سال 1305 می‌باشد و ماده 25 آن مربوط به این امر است آن را الغا بکنند و بعد به بهترین صورت عمل کنند البته دولت می‌تواند هر مستخدم خارجى را استخدام بکند ولى بایستى مطابق قانون اساسى لایحه استخدام او را به مجلس شوراى ملى تقدیم کند و ما هم در کمیسیون این تصمیم را داشتیم و این تصمیم را هم کمیسیون گرفته است و البته هر لایحه‌اى که مطابق این نظر باشد و از طرف دولت پیشنهاد شود مورد موافقت است و این را خواستم مخصوصاً عرض کنم که این نظر بوده است و انشا‌الله عمل خواهد شد (صحیح است)

رئیس - آقاى معدل فرمایشى داشتید؟

معدل - عرضى ندارم

رئیس - آقایانی که موافقند با قرارداد...

ملک مدنى - اجازه بفرمایید تذکرى که آقاى دکتر طاهرى دادند وارد بود باید کلمه تمدید حذف شود

رئیس - آقایانی که موافقت دارند با قرارداد آقاى پروفسور ابرلین با اصلاحى که شد و آقاى وزیر فرهنگ هم قبول کردند ورقه سفید خواهند داد.

+++

(اخذ آرا به عمل آمده 84 ورقه رأى شماره شد)

رئیس - عده حاضر در موقع اعلام رأى 92 نفر پیشنهاد دولت به اکثریت 84 رأى تصویب شد.

(اسامی رأی دهندگان - آقایان: نراقی - افشار - موقر - اقبال - ملک­مدنی - معدل - گرگانی - مهدوی - اورنگ - نمازی - جلیلی - بیات - کازرونیان - عبدالحسین نیک­پور - معینی - مکرم افشار - محمود ناصری - احمد بهبهانی - یمین اسفندیاری - جلایی - دکتر طاهری - روحی - لاریجانی - اعتبار - ذوالقدر - لیقوانی - امامی - موید احمدی - نائینی - مهذب - هدایت­الله پالیزی - فرخ - دکتر سنگ - فرمانفرماییان - رضوی - معتصم سنگ - تاجبخش - فیاض - پالیزی - شیرازی - حمزه­تاش - ثقةالاسلامی - ملک زاده آملی - بوداغیان - اردبیلی - مسعودی - یاراحمدی - اسکندر مقدم - دادور - سزاوار - عطاالله سمیعی - دکتر لقمان - احمد صفاری - دکتر ملک­زاده - معتضدی - فتوحی - رفیعی - پارسا - تولیت - ساگینیان - شاهرودی - هدایت - خسروشاهی - ابراهیم سمیعی - جعفر اصفهانی - رحمت سمیعی - اصفهانیان - علی دشتی - دکتر قزل ایاغ - گیو - منشور - گودرزنیا - دهستانی - ملایری - موید ثابتی - نواب یزدی - ریگی - عزیزی - هاشمی - فرشی - دکتر ضیا - لاریجانی - منصف - امیر تیمور.)

رئیس - آقاى نخست وزیر فرمایشى دارید؟

نخست وزیر - بنده با اجازه از همکاران خودم خواستم سپاسگزارى و تشکر کنم از آقایانی که با ورقه سفید اظهار اعتماد به دولت کردند و امیدواریم با تاییدات الهى و توجهات و مساعدت‌ها و کمک‌هاى آقایان نمایندگان محترم در انجام خدماتى که به ما رجوع شده است توفیق حاصل شود.

وزیر دارایى - به طوری که خاطر آقایان مستحضر است دوره قانونى دیوان محاسبات مدتى است خاتمه یافته و در این قسمت بى‌تکلیف هستیم این است که خواهش می‌کنم که نظر مجلس راجع به اعضاى جدید زودتر اعلام شود.

چند نفر از نمایندگان - بماند براى اول جلسه آینده‏

6 - موقع و دستور جلسه آتیه ختم جلسه‏

رئیس - در جلسه آتیه تمام می‌شود. اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است)

روز پنجشنبه 6 اسفند ماه سه ساعت قبل از ظهر دستور هم لوایح موجوده.

(مجلس 6 ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى

+++

قانون‏

تصمیم قانونى‏

دایر به ابراز رأى اعتماد به کابینه آقاى سهیلى نخست وزیر

مجلس شوراى ملى در جلسه دوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک برنامه کابینه آقاى على سهیلى نخست وزیر را با اکثریت عده حاضره (89 رأى از 99 نفر حاضره) تصویب و در نتیجه به کابینه نامبرده ابراز رأى اعتماد نموده است.

این تصمیم در جلسه دوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است‏

رئیس مجلس شوراى ملی - حسن اسفندیارى‏

+++

قانون

اجازه تجدید استخدام آقاى پروفسور شارل ابرلین‏

ماده واحده - وزارت فرهنگ مجاز است قرارداد استخدامى آقاى پروفسور شارل ابرلین را براى مدت دو سال با شرایطى که در قانون نهم بهمن ماه 1318 راجع به استخدام ایشان به تصویب رسیده است تجدید نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه دوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294005!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)