کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/28]

جلسه: 132 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و یکم دی ماه 1327  

فهرست مطالب:

1- قرائت صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان صدرزاده -مهندس رضوی- دکتر اعتبار- دکتر راجی- مامقانی- سزاوار

3- بقیه‌ سؤال آقای حائری‌زاده از آقای نخست وزیر

4- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 132

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و یکم دی ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1- قرائت صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان صدرزاده -مهندس رضوی- دکتر اعتبار- دکتر راجی- مامقانی- سزاوار

3- بقیه‌ سؤال آقای حائری‌زاده از آقای نخست وزیر

4- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و ده دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1- قرائت صورت مجلس‏

صورت مجلس جلسه قبل را آقاى صدرزاده منشى به شرح زیر قرائت نمودند

یک ساعت به ظهر روز یکشنبه نوزدهم دی ماه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت شد

اسامى غائبین جلسه‌ی گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏

غائبین با اجازه آقایان ملک مدنى- حسن اکبر- پالیزى- سلطانى- رحیمیان- اورنگ- دکتر معظمى- گرگانى- اقبال- فرامرزى- رضوى- قهرمان شریف‌زاده‏.

غائیبین بى‌اجازه آقایان محمد حسین قشقایی- بیات- آشتیانى‌زاده -تولیت- کامل ماکویی- اخوان- منصف- ابوالقاسم بهبهانى- امیر تیمور-قوامى- آصف ناصرى- بهار- یمین اسفندیارى- حسن مکرم- حاج امین صفا امامى‏.

دیر آمدگان بى‌اجازه آقایان عامرى- زنگنه- معتمد دماوندى- نراقى- محمد‌على مسعودى- سزاوار- ثابتى- دهقان- شهاب خسروانى- خوئیلر هراتى- نیک پى- صاحب دیوانى- باتمانقلیج‏

آقاى مهندس رضوى راجع به موضوع برده فروشى و آقاى دکتر اعتبار راجع به ختم جلسه به عنوان تنفس تذکرى دادند و صورت مجلس تصویب شد.

آقاى دکتر عبده اظهار داشتند مطالبى راجع به سازمان ملل که به نمایندگی ایران در آن عضویت داشته‌اند به عرض مجلس می‌رسانند از این قرار که مجمع عمومى سازمان ملل به شش کمیسیون تقسیم می‌شود و دستور کار سازمان ملل دراین کمیسون‌ها مورد شور قرار می‌گیرد و ایشان در کمیسیون ششم یعنى کمیسیون حقوقى به نمایندگی ایران حضور داشته‌اند و معتقدند که هیئت نمایندگى ایران لااقل باید هفت نفر باشد و این که گفته شده است یک نفر کافى است چنین نیست همچنین اگر تصور کنیم که با وجود سازمان ملل امنیت مملکت ما محفوظ است اشتباه است ولى اگر به دول ضعیف ظلمى شود از کرسى بین‌المللى که درسازمان دارند استفاده خواهند کرد چنانه مجمع عمومى هم در کارهاى سیاسى موفقیت کامل پیدا نکرده ولى افکار عمومى جهانى به طور کلى در سرنوشت ملل مؤثر است و سازما‌ن ملل در قسمت امور اجتماعى اعلامیه حقوق بشر را که که اکنون در شئون بین‌المللى قرار داده شده است و در صلح عمومى دنیا مؤثر می‌باشد صادر کرد ولى در کشور ما تا وقتی که تفاوت طبقاتى تا این اندازه موجود باشد روح اجتماعى درملت ما به وجود نمی‌آید و اگر در این موضوع کارى نکنیم موجودیت ملت و مملکت ایران در خطر است سپس در باب مذاکرات آقاى مهندس رضوى نسبت به خودشان توضیحاتى دادند و ارواق کارهایی که در مجمع عمومى سازمان ملل انجام داده‌اند در اختیار آقایان قرار دادند و عطف به امور اجتماعى جهان گفتند که ملت‌ها از لحاظ جغرافیایى و مصالح مشترک به اهم متحد هستند چنانکه بین افعانستان و ترکیه و ایران هم همکارهایی بوده ولى جنبه‌ی رسمى نداشته است و علت عدم موفقیت ما در کارهاى بین‌المللى آن است که منزوى هستیم در

+++

حالى که باید بین ما و همسایگانمان همکارى و تشریک مساعى بیشترى وجود داشته باشد.

در این موقع با موافقت آقاى حائرى‌زاده بودجه وزارت جنگ قبل از طرح سوال و بیان بقیه مطالب ایشان مطرح گردید و پیشنهاد آقاى مهندس رضوى در کسر شش میلیون از بودجه وزارت جنگ تصویب نشد.

آقایان نبوى و مسعود ثابتى پیشنهاد نمودند که قسمت احتیاجات ارتش مور‌د رأى قرار گیرد و قسمت دوم با پیشنهادها به کمیسیون ارجاع شو‌د و در اطراف آن آقاى نبوى توضیحاتى دادند

آقاى حائرى‌زاده پیشنهاد نمودند ماده واحده از تبصره تفکیک شود

آقاى وزیر جنگ توضیح دادند که دو ثلث اعتبار این لایحه مربوط به تعمیر کارخانه‌جات اسلحه سازى و موضوع خرید فشنگ را موافقند که به کمیسیون احاله شود و پیشنهاد آقاى نبوى تصویب شد

آقاى اردلان پیشنهاد کردند که مابه‌التفاوت لایحه پیشنهادى با بودجه وزارت جنگ معلوم و تصویب شود

آقاى وزیر دارایی گفتند مابه‌التفاوت دویست و سى و چهار میلیون و پانصد هزار ریال است‏.

آقاى مهندس رضوى پیشنهاد نمودند که سه میلیون تومان صرف تعمیر کارخانه‌جات اسلحه‌سازى شود و توضیحات مبسوطى نیز دادند

آقاى کشاورز صدردر اطراف آن اظهار‌نظر نموده گفتند وزارت جنگ یک میلیون و نیم لیره اعتبار می‌خواهد و پیشنهاد آقاى مهندس رضوى سه میلیون تومان است و قابل استفاده نخواهد بود به پیشنهاد آقاى مهندس رضوى اخذ رأى به عمل آمد و تصویب نشد

آقاى مهندس خسرو هدایت پیشنهاد کردند که وزارت جنگ مکلف است مایحتاج افراد را از کفش و لباس از محصول داخلى کشور تهیه کند و آقاى وزیرجنگ این پیشنهاد را قبول کردند و به ماده اول و توضیحى که وزیر دارایی داد و پیشنهادى که وزیر جنگ قبول کرد با ورقه اخذ رأى به عمل آمد از 88 نفر عده حاضر به اکثریت 18 رأى تصویب گردید.

آقاى وزیر جنگ با ابراز تشکر تقاضا نمودند کمیسیون زود‌تر براى مطالعه و تصویب بقیه لایحه تشکیل شود

آقاى حائرى‌زاده در تعقیب بیانات جلسه پیش گفتند دستگاه حکومت ما صورت و معنایی دارد که فقط صورت آن حکومت می‌کند و چنین حکومتى در هیچ جاى عالم نیست‏.

 50 دقیقه بعد از ظهر چون عده براى مذاکره کافى نبود جلسه ختم و به روز سه‌شنبه محول و دستور بقیه سؤال آقاى حائرى‌زاده و طرح مربوط به مالیات بر درآمد مقرر گردید.‌

رئیس- نسبت به صورت مجلس جلسه پیش نظرى نیست صورت مجلس بعداً تصویب می‌شود چون عده حالا کافى نیست چند نفر از آقایان یعنى دو سه نفر تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند.

بعضى از نمایندگان- دستور دستور

صدر‌زاده- اجازه بفرمایید بنده پیش از ده دقیقه مزاحم آقایان نیستم تمنى می‌کنم موافقت بفرمایید آقایان پنج دقیقه بنده بیشتر عرض ندارم‏

رئیس- باید رأى گرفته شود و عده کافى نیست براى رأى آقاى صدر‌زاده بفرمایید.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: صدر‌‌زاده، مهندس رضو‌ى، دکتر اعتبار، دکتر راجى، مامقانى، سزاوار

صدر‌زاده- آخر آقایان یک تلگرافاتی از شهرستان‌ها براى نمایندگان می‌رسد که ما باید به اطلاع مجلس برسانیم اقلاً مجال و فرصت باید به ما داده شود که این وظیفه‌مان را نسبت به حوزه انتخابیه خودمان به عرض مجلس شوراى ملى برسانیم بنده می‌خواهم از این فرصتى که به بنده داده شده خاطر محترم نمایندگان مجلس و دولت را به چند موضوع متوجه سازم‏

یکى از آن موضوعات مسئله انجمن شهر تهران است و شاید بعضى آقایان تصور کنند که در میان این همه موضوعات مهم چرا در این وقت مسئله انجمن شهر تهران را به میان می‌کشم ولى اگر اندکى دقت و حوصله فرمایند به منظور اصلى و اساسى بنده پى خواهند برد ظاهراً چند سال است که پایتخت کشور ما انجمن شهر ندارد در صورتی که اصل مشروطیت و حکومت دموکراسى اقتضا دارد که مردم به وسیله نمایندگانى که انتخاب می‌کنند در کارها و مصالح و امور اجتماعى خود مداخله و نظر داشته باشند و من متحیرم که چرا دولت‌ها از این که مردم را در امور منافع خود مداخله دهند تا این اندازه امساک می‌کنند وقتى که دولت‌ها در پایتخت کشور از انجام یک چنین وظیفه‌ای که تماس با حقوق یک میلیون سکنه پایتخت و میلیون‌ها درآمد و هزینه دارد خوددارى می‌کنند چگونه توقع داشته باشیم که همین دولت‌ها مرم بخش و شهرستان‌های کوچک و دور افتاده از مرکز را در امور خود مداخله دهند بنده بر روى همین نظر در دولت جناب آقاى حکیمى سؤالى نمودم و در دولت جناب آقاى هژیر این سوال را تکرار کردم و گفتم چرا مردم پایتخت را از این حق قانونى محروم داشته‌اند ولى متأسفانه جوابى ندادند اینک به دولت جناب آقاى ساعد یادآورى و عرض می‌کنم امروز همه مردم ایران نگران انتخابات آتیه مملکت هستند و از حالا در جراید کشور از این موضوع بحث و گفتگو می‌شود و همه مردم خیرخواه و آزادى طلب می‌خواهند که انتخابات پارلمانى به وجهی صحیح و آزاد و دور از هرگونه اعمال نفوذ و تهدید و تطمیع انجام پذیرد و از خود می‌پرسند که آیا دولت جناب آقاى ساعد قادر بر انجام چنین مهمى هست یا نه من شخصاً به حسن نیست و درستى جناب آقاى ساعد کمال اطمینان را دارم صحیح است ولى قدرت و توانایی خود را هم می‌توانند به طور نمونه و امتحان در امر انتخابات انجمن شهر تهران در معرض افکار عمومى قرار دهند و به این وسیله مزید اطمینان ملت ایران را به سوى خود جلب نمایند.

موضوع دوم لوایح بهدارى و فرهنگ بالاخره لایحه تأسیس دانشگاه در مرکز استان‌های مهم کشور است که قانون آن را جناب آقاى دکتر اقبال به مجلس تقدمى و چند ماه است که کمیسیون فرهنگ و بودجه گزارش آن را تهیه و به مجلس شورای ملى تقدیم کرده‌اند اینک از طبقه فرهنگى فارس تلگرافات متعددى رسیده و تصویب این لایحه را خواستار شده‌اند یکى از جهاتى که مردم شهرستان‌ها رو به مرکز آورده و شهرها از سکنه خالى می‌شود همین مسئله عدم تعمیم فرهنگ و نبودن وسائل تحصیلات عالیه در نقاط مختلفه کشور است که اکثر مردم شهرستان‌ها به تبعیت فرزندان خود که براى ادامه تحصیل به تهران می‌آیند ناگزیرند که از شهر خود مهاجرت کرده به سختی زندگى پر خرج مرکز تن در دهند و چه بسا جوانان لایق و با قریحه که اصلاً امکان ادامه تحصیل پیدا نمی‌کنند و استعداد آن‌ها ضایع و عاطل می‌ماند و مخصوصا جناب آقاى حکمت وزیر امور خارجه که افتخاراً سرپرستى محصلین فارس را در تهران به عهده گرفته‌اند به این مطلب توجه کامل کرده‌اند به هر حال مجلس شوراى ملى با تصویب این لایحه یک کمکى بزرگى به فرهنگ کشور خواهند فرمود و چون لوایح فرهنگى مورد توافق عموم نمایندگان محترم است ممکن است موافقت فرمایند که این لایحه و چند لایحه دیگر نظیر آن با تصویب کمیسیون فرهنگ به موقع اجرا گذارده شود امرو‌ز آذربایجان داراى دانشگاه است و ما هم کمال خوشوقتى را داریم ولى سایر نقاط کشور هم از جمله فارس که قرن‌ها مهد علم و صنعت بوده و دانشمندان بزرگى که جنبه جهانى دارند و در آغوش پر مهر خود پرورانیده و نباید از این فیض محروم بمانند.

موضوع دیگر مسئله تریاک و الکل است که سه روز قبل تلگراف متعددى از شیراز و نقاط دیگر رسیده از جمله از ناحیه حضرت آیت‌الله آقاى حاج سیدنورالدین مجتهد به توسط بنده و به عنوان مجلس و تلگراف دیگر به امضای دو هزار و پانصد مجلس و تلگراف دیگر به امضای دو هزار و پانصد نفر از اهالى محترم فارس است که براى استحضار عموم می‌دهم آقاى مسعودى و آقاى دکتر مصباح‌زاده که در روزنامه اطلاعات و کیهان درج فرمایند و نیز بیانیه‌ای به امضای یک هزار و پانصد نفر از دکترها و مهندسین و سایر معاریف و دانشمندان طهران از هر طبقه رسیده است و نسبت به هر دو موضوع طرحى هم تنظیم که یکى درکمیسیون کشاورزى و دیگرى در کمیسیون مبتکران است‏.

من از اعضاى محترم این دو کمیسیون تمنى می‌کنم که هر چه زودتر گزارش خود را به مجلس تقدیم فرمایند سزاوار نیست که یک چنین طرح‌های مهمى که افکار طبقه جوان و تحصیل کرده مملکت متوجه آن است به بى‌اعتنایى تلقى شود و یا از قبول درخواست‌های مردم که با اصول و قواعد آئین مقدس ما تطبیق می‌نماید تهاون ورزیم و البته دولت جناب آقاى ساعد هم از هم اکنون پیش‌بینی‌های لازم را براى اجراى این منظور عمومى خواهند فرمود

یک موضوع دیگر مسئله قاچاق‌هایی است که در خرمشهر شده و در دولت جناب آقاى هژیر مذاکره آن در مجلس به میان آمد و از آن گفتگوها شد و با اعزام آقاى لطفى و تعقیب قضیه تا حدى افکار تسکین یافت و همه به انتظار نتیجه‌ی رسیدگى بودند اخیراً شنیده می‌شود که براى از بین بردن دلائل ارتکاب با مأمور اعزامى مزاحمت‌هایی شده و حتى بعضى از پرونده‌ها را ربوده‌اند من که سالیان دراز به مناسبت شغل وکالت با دادگسترى سر و کار داشته‌ام این قضیه دوم را به مراتب مهم‌تر از اول می‌دانم اگر جرم اول تخلف یک نفر یا چند نفر از قانون است جرم دوم اخلال و تجرى نسبت به دستگاه قضایی است که می‌بایست آن جرم و هزاران جرم‌های دیگر

+++

 را کشف و تعقیب کند و من به اکمال بى‌صبرى انتظار دارم که دولت جناب آقاى ساعد تمام نیروى معنوى و قانونى خود را نسبت به تعقیب مرتکبین و تقویت دستگاه قضایی به کار برند و جریان قضایا را هم تا آنجا که ممکن است در مجلس بیان کند صحیح است احسنت استدعاى دیگر بنده این است که جناب آقاى مهندس رضوى همکار محترم بنده به مرخصی می‌روند و عازم کرمان هستند و می‌خواهند چند دقیقه از آقایان محترم تودیع بکنند و بیاناتى بکنند از آقایان استدعا می‌کنم که چند دقیقه هم به ایشان فرصت بدهند که مثل بنده عرایضشان را به طور اختصار بیان کنند.

رئیس- بسیار خوب آقا من پنج دقیقه به شما وقت می‌دهم‏

مهندس رضوى- پنج دقیقه آقا بنده صبح آمدم نوشته‌ام امروز هم نوبت آقاى صدرزاده بود و آقاى حاذقى و بنده حاذقى من می‌خواستم مخالفت با نطق قبل از دستور بکنم ولى چون نوبت جنابعالى است صرف‌نظر می‌کنم از جنابعالى خیلى تشکر می‌کنم و همچنین از جناب آقاى صدرزاده و جناب آقاى رئیس تشکر می‌کنم که اجازه فرمودند بنده فقط به طور مختصر چند دقیقه‌ای عرایضى دارم چون اینجانب به اتفاق همکار محترم آقاى دکتر بقایی با اجازه مجلس عازم بودیم که به عنوان مرخصى قانونى چند هفته‌ای در کرمان و حوزه انتخابى طبیعى یا غیر طبیعى خودمان بگذرانیم (حاذقى- انشاء الله طبیعى است) بنده خواستم ابتدا از حضور آقایان نمایندگان محترم نسبت به محبت و مرحمت‌هایی که در تمام این یک سال و نیم گذشته نسبت به ما فرموده‌اند تشکر بکنم و بعد چند موضوع که به نظر خودم لازم است و لازم به تذکر بود و حتى یکى دو قسمت براى بنده وظیفه وجدانى ایجاد شده است با اجازه نمایندگان محترم در ظرف چند دقیقه توضیح عرض کنم موضوع اول مربوط است به آنچه راجع به فقر بى‌اندازه قسمتى از مردم که بنده عرض کردم براى توجه مطلب و توضیح امر نه براى جلب احساسات بلکه براى جلب نظر و کمک دولت از نظر قانون عرض کردم که مردم قسمتى از این مملکت در نتیجه فشار اقتصادى گاهى افراد خانواده خودشان را که به آن‌ها البته محبت پدر و مادرى دارند آن‌ها را به دست افرادى می‌سپارند براى کار کردن و در حقیقت آن‌ها را می‌فروشند اما هیچ ارتباطى با برده‌فروشى به معنایی که در تاریخ صدساله اخیر دنیا مسطور است ندارد صحیح است و می‌خواهم حضور مبارک آقایان هم عرض کنم که دول بزرگ دنیا امروز دیگر به بهانه‌های برده‌فروشى و جنگ تریاک و غیره به جان ممالک ضعیف نخواهند افتاد و خوشبختانه با وسائل علمى که دارند احتیاجى به این بهانه‌ها ندارند امروز نفوذها جنبه اقتصادى پیدا کرده و هر کشوری که بتواند از استقلال و تمامیت خودش به نحو شایسته دفاع بکند و ایران هم یقین دارم در زمره این کشورها واقع خواهدشد هیچ کشور بزرگ و کوچک جهان نخواهد توانست در امور ما مداخله کنند (صحیح است‏) و از این حیث خواستم مخصوصاً رفع هرگونه سوء تفاهم بشود و معذلک چون یک نفر آموزگار از شیراز به من یک کاغذى نوشته و من اجازه ندارم که اسم او را بگویم ولى به همکاران محترم شیراز عرض می‌کنم بدانند که این آموزگار با نام و نشان به من مراجعه کرده و آدرس خریدارى بچه‌های خودش را از من خواسته و نوشته است که من چون حقوقم از صد و پنجاه تومان کمتر است و بیش از چهار نفر اولاد و چند نفر بستگان دیگر هم دارم و باید به آن‌ها نان بدهم و نان ندارم و لخت و گرسنه بودن بچه‌های خودم را نمى‌توانم ببینم راضى هستم اگر مؤسسه‌ای باشد و بخواهد این بچه‌ها را به رایگان به آن مؤسسه واگذار می‌کنم و بعد البته نسبت به مؤسسات ایتام و اینها توضیحاتى داده که بنده میل ندارم به آنها اشاره‌ای بکنم و مقصودم این است که آقایان توجه داشته باشند البته اگر آقایان میل داشته باشند این عرایضى که بنده عرض کردم به خدمت آقایان نوشته شده واسم وادرس ومحل آقامت انرا بنده دارم مقصود این است که شیراز یکى از پر ثروت‌ترین و آبادترین ایالات ایران است از نظر استعدا‌د و متأسفانه از نظر بى‌توجهى دولت بدبخت‌ترین و بدترین و فلاکت زده‌ترین (صدرزاده- سال‌ها است) همسایه‌های خود ما است که با کرمان هم‌درد است و از آقاى صدر‌زاده هم تشکر می‌کنم و سایر آقایان نمایندگان فارس که منتهای توجه را به این امور دارند.

موضوع دیگر موضوع دادگسترى است بنده چون برده‌فروشى را به این صورت توجیه کرم و عرض کردم و موضوع آن را به صورتی که در کتاب‌های دروغى اروپا نوشته و روى آن جنگ کرده و همین طور جنگ تریاک درست کدرند و این طورها نیست باید عرض کنم که موضوع دادگسترى ایران بزرگ‌ترین عامل رفاه یا بدبختى کشور است (صحیح است) کشور از قشون آباد نمی‌شود به عقیده بنده از فرهنگ هم به تنهایی آباد نمی‌شود (صحیح است) از بهداشت هم آباد نمی‌شود از غله و کارخانه و آبیارى هم آباد نمی‌شود کشور فقط از دادگسترى و عدالت آباد می‌شود (صحیح است) اگر کشورى عدالت و دادگسترى داشته باشد آن کشور به اکمال سهولت باقى عوامل استقلال و آبادى خودش را فراهم می‌کند (صحیح است) من کمال تأسف را دارم که باید گاهى یک مطالبى را عرض کنم که به نزدیکترین اشخاص زندگانى من تماس دارد بنده وقتى که شروع به انجام وظیفه وکالتى کردم ملاحظه کردم توجه به مطالب ملى با تعارفات شخصى وفق نمی‌دهد مثلاً ملاحظه بفرمایید الان وزارت دادگسترى زیر نظر شخص رئیس‌الوزرا است هر چند در مورد وزارتخانه نسبت به مجلس برخلاف مقررات رفتار شده باشد یعنى نه آقاى ساعد خودشان را به عنوان کفالت وزارت دادگسترى به مجلس معرفى کرده و نه دوست عزیز من آقاى دکتر اقبال را به نام تصدى وزارت کشور معرفى فرمودند ولى عملاً همه آقایان می‌دانند که از این حیث معرفى به حضور اعلیحضرت همایونى شده و هم هر دو آقایان مداخله می‌کنند آقاى ساعد البته کارشان زیادتر است و مداخله‌شان هم غیر مستقیم است ولى من چون حقیقت ایشان را وزیر دادگسترى می‌دانم خطابم به ایشان است و از آقایان وزرا مخصوصاً آقاى معاون نخست وزیر خواهش می‌کنم که یادداشت بفرمایند آقاى بوذرى هم 30 سال است آقا با بنده دوست است وقتى بنده با ایشان دوست بودم که مولوى برسر داشت و از مدرسه الیانس با تحصیلات خوب خارج شده بود و اولى روزنامه فرانسه را هم در تهرا‌ن منتشر می‌کردند ولى چه بکنم آقا وظیفه ملى با وظیفه دوستى وفق نمی‌دهد بنده اطلاع حاصل کردم که در دیوان کشور همان دیوانى که تمام این مملکت به عدالت بر روى آن دیوان پناهنده است یک کار بسیار غیر قانونى شده که نه تنها به قوانین عادى مملکت صدمه می‌زند بلکه قانون اساسى این مملکت را نقض می‌کند (دکتر اعتبار- به نوذرى چه مربوط است وزیر دادگسترى در دیوان کشور نفوذى ندارد) الان عرض می‌کنم در شعبه پنج دیوان کشور که همه اشخاص شریفى هستند و همه دیوان کشور را بنده عموماً اشخاص شریف می‌دانم آقاى جوان رئیس شعبه هستند آقاى محمد عاصم دادیار هستند آقایان صفى‌نیا و دکتر قاضى مستشار هستند و همین طور آقاى دکتر غیاثى خیال می‌کنم مستشارند که مریضند و فعلاً گاهى آقاى عرفان یا دیگرى حضور پیدا می‌کنند یکى از پرونده‌های این مملکت که در دیوان کیفر مطرح بوده و آن پرونده را دیوان کیفر به صورتی که لازمه قانونى آن بوده درآورده براى تمیز به این شعبه ارجاع شده است بنده اطلاع حاصل کردم که چند روز است شاید حالا ده روز است این پرونده در این شعبه تقریباً چند ماه است مطرح است روى این پرونده گزارشى هست گمان می‌کنم از آقاى دکتر قاضى است روى این گزارش هیچ تصمیم گرفته نشده آقایان می‌دانند که به اصطلاح اروپایی‌ها وقتی که عدلیه در کارى دخالت کرد هیچ قوه‌ای نمی‌تواند دخالت کند و عدلیه یعنى آن محکمه صالحه عدلیه در اروپا می‌گویند «لاژو‌ستیس اسبزى» این یک اصطلاح مخصوصى است یعنى مطلب رفت به محکمه صالحه مثلا اگر وزیر یا وکیلى یا هر امرى که در اطرافش جنجالى پیدا شود پرونده در شهربانى درست می‌شود تحقیقات آگاهى می‌شود تحقیقات ژاندارمرى می‌شود همه‌اش از روى قانون است البته و بعد مثلا محکمه ابتدایی فرض بفرمایید که «من پلیه» به این کار رسیدگى می‌کنند حتى کوچک‌تر دیگر از این تاریخ از رئیس جمهور گرفته تا کوچکترین ثبات هیچکس نمی‌تواند نسبت براى این محکمه مداخله بکند ومادام که محکمه رأیش را نداده این پرونده را از آن محکمه نمی‌توانند خارج بکنند و اعضا محکمه را هیچ کس در هیچ جا نمی‌توانند تغییر بدهد بنده البته قضیه را به خوبی یادم هست و خوب یادم هست که آن «ژوژدنستروکسیون» یک آدم ضعیفى بود اینجا هم بایستى یا نقض بکنند یا تأیید بکنند پس رأى می‌بایستی بدهند آقاى بوذرى معاون محترم این پرونده را از شعبه‌ی دیوان کشور گرفته و فعلاً در میز خودشان نگاهداشته‌اند این عین حقیقت است و طبق قانون هم اعلام جرم می‌کنم(‌یکى از نمایندگان- چه پرونده‌ای هست) پرونده متعلق است به یکى دیگر از دوستان بنده دوستان ظاهرى و غیره اجتماعى البته آقاى حسین نفیسى چون بنده این جا شخصیت خودم راز دست داده‌ام بنده اینجا باید وظائف خودم را انجام بدهم بنده یک سؤالى هم دارم نسبت به آقاى بوذرى اعلام جرم می‌کنم نسبت به آقایان اعضا این شعبه و همچنین جناب آقاى جهانشاهى‏ و جناب آقاى هیئت که کمال ارادت هم به هر به دو نفر آقایان دارم و همچنین کسانى که باید عادتاً مطلع شده باشند عجالتاً این دو نفر علاوه بر شعبه هستند بنده از این دو نفر آقایان هم تقاضا می‌کنم یا در اطلاعات امشب و فرداشب این

+++

موضوع را با دلائل تکذیب بفرمایند و بنده البته در این صورت قانع می‌شوم با امضا مشترکشان و یا اگر می‌خواهند ساکت بماند جواب ملت ایران را در روزی که ملت ایران رسیدگى خواهد کرد بدهند( یکى از نمایندگان- از وزارت عدلیه بپرسید آقا ) بنده از آقاى ساعد پرسیدم بعد آقاى بوذرى را هم اعلام جرم کردم بعد از دیوان کشور که شاید از این آقایان که احترام و حیثیتشان ده برابر و صد برابر از بنده بیشتر است و خود بنده به اکمال میل اختیار جان و مال و خانواده‌ام را به هر یک از آقایان واگذار می‌کنم تقاضا کردم اگر صحت ندارد تکذیب بفرمایند (صدر‌زاده- جناب آقاى مهندس رضوى براى رعایت اصول قضایی این طور پیشنهاد بفرمایید که آقایان قبلاً تشریف بیاورند توضیح بدهند زیر‌ا قبل از روشن شدن مطلب اعلام جرم موضوعى ندارد و اعلام جرم را هم فعلاً مسترد بفرمایید) بسیار خوب طبق پیشنهاد آقاى صدر‌زاده بنده اعلام جرم کتبى هم که تهیه کرده بودم نمی‌دهم و منتظر توضیح می‌شود (صدر‌زاده- آفرین احسنت) بنده براى این که معلوم شود که هیچ تبعیضى در اطلاعات خودم قائل نیستم ولى به دلائلی می‌خواستم یک موضو‌ع دیگر را مسکوت بگذارم چون آقاى دکتر اعتبار به بنده تذکر دادند که آقاى بوذرى چه ارتباطى دارد بنده ناچار هستم آقاى دکتر اعتبار سالیان دراز است که پدر شما رئیس برمن بود وزیر من بود به طرز کار او از نظر حدت و استنباط علاقه‌مند هستم در سایر جنبه‌های شخصى با او البته همکارى نمی‌توانم بکنم اما حالا چون فرمودید به شما عرض می‌کنم اطلاع ثانوى و جرم قانونى حقیقى را که ممکن است ظاهراً جرم نباشد ولى هر مرد با شرفى که الان خواهم گرفت یقین دارم خواهد لرزید در بروجرد مردى رئیس دادگسترى است که از شریف‌ترین قضات این مملکت است به نام عظیما (صحیح است) در بروجرد یک خانواده‌ای که علاقه‌مند هستند که فرزندشان را به مجلس بفرستند خانواده من هم در کرمان شاید این علاقه را دارند اگر چه پدر ندارم ولى برادر دارم پس تا این حد بنده حرفى ندارم آقایان خانواده‌های ثقة‌الاسلامى و حاجى میرزا ابوالقاسم و بشیر معظم هر سه خانواده از متنفذین محل هستند هر سه خانواده طرفدار آقاى اعتبار‌الدوله هستند این آقایان یک عملى می‌کنند که در سابقه مشروطیت ایران اصلاً نظیر ندارد آقا نجفى اصفهانى باید بیاید و از این آقایان درس بگیرید و دوباره به این دنیا برگردد این آقایان می‌بینند عظیما مرد درستکار به هیچ عنوانى در تبانی‌هاى آن‌ها وارد نمی‌شود می‌بینند آقاى وزیر دادگسترى ممکن نیست عظیما را احضار بکند(‌اسلامى- آقاى مهندس رضوى ما چه بکنیم) شما وکیل ملت هستید آقا متأسفانه(‌اسلامى- وقت مجلس را نگیرید)‌(آزاد- بگذارید این صحبت‌ها گفته بشود)(‌اسلامى- قسمت‌های مهم‌تری هست سه ماه وقت داریم که کار کنیم) می‌آیند یک روضه‌خوانى ترتیب می‌دهند آقاى مسعودى شما که بیست سال است به قلم خودتان در این مملکت نفوذ کرده‌اید و من باید تصدیق کنم که امروز یک نفوذ قلمى در ظرف بیست سال دارید و می‌توانید در ظرف چند روز یک مطلبى آن طور را که شما می‌پسندید القا کنید توجه بفرمایید روضه‌خوانى تشکیل می‌دهند رئیس دادگسترى رابآن روضه خوانى دعوت می‌کنند باتبانى از اومیپرسند آقاى عظیما شما با همه سخت گیرى می‌کنید می‌گوید نه من چرا سخت‌گیرى بکنم هرکس قانوناً تخلف بکند من تعقیب می‌کنم می‌گویند اگر از ارادتمندان حضرت آقاى بروجردى در اینجا خلافى بکند چه می‌کنید می‌گوید که من یقین دارم که از ارادتمندان آقاى آیت‌الله بروجردى کسى خلاف نمی‌کند ولى اگر خلاف بکند طبق قانون رفتار می‌کنم می‌گویند اگر از بستگان حضرت آیت‌الله خلافى بکند چه می‌کند می‌گوید من یقین دارم بستگان حضرت آیت‌الله خلافى نمی‌کنند ولى اگر خلافى بکنند من باید طبق قانون رفتار بکنم حالا این‌ها همه تبانى و این مجلس ساختگى است‏.

می‌گویند اگر خیلى نزدیک به حضرت آیت‌الله باشد چه می‌کنید می‌گویند والله قانون نمی‌نویسد که نزدیک باشد یا دور باشد من هرچه وظیفه‌ام باشد انجام می‌دهم می‌گویند اگر حضرت آیت‌الله بروجردى جرم بکند چه می‌کنی ببینید عظیمای بیچاره چه جواب می‌دهد می‌گوید آقاى مجتهد سر محل پیش نماز گناه کبیره نمی‌کند و از گناه صغیره احتراز می‌کند پس کسی که مرجع تقلید شیعه است البته وجودش ذاتش فکرش مبرى از جنایات و جرائم است من تصور نمی‌کنم که ایشان تخلفى بکنند اصرار می‌کنند این اعضا خانواده‌ها که حالا اگر اتفاق افتاده او همان جوابى را می‌دهد که بنده اینجا به نام ملت ایران می‌دهم می‌گوید اگر اتفاق افتاد و آن اتفاق را من می‌دانم که نمی‌افتد اگر اتفاق افتاد و ایشان جرمى طبق قانون بر ایشان محرز شد طبق قانون هم عمل می‌کنم مطلب تمام می‌شود به یکى از آقایان در تلگرافخانه از یک ساعت پیش جریان از می‌گفتند و فوراً به تهران تلگراف می‌کنند رئیس نظمیه و فرماندار که جوان خوبى است و او هم در این توطئه شرکت کرده او از نزدیک‌ترین دوستان من است برادرش رفیق‌ترین اشخاص به من است این را هم بدانید رفیق‌ترین اشخاص به من برادر همان فرماندار است و فقط او هم دوست بنده است ولى آقا چه بکنم فقط شما این دستگاه را پرورش داده‌اید آقایان محترم تلگراف می‌شود به تهران گوش بکنید رئیس نظمیه فوراً این آقا را‌پورتش می‌کند آقاى وکیلى شما که دلسوخته دادگسترى هستید گوش بدهید می‌گوید مردم می‌خواهند شما را بکشند شما به مقام آیت‌الله جسارت کردید این بیچاره چه بکند فقط از دوستى و پاکى خودش به خدا پناه می‌برد می‌روند در خانه‌اش می‌گویند آقا امشب دستور است شما اگر نروید شما را بکشند می‌گوید من کارى نکرده‌ام که مرا بکشند بگذارید مردم بروجرد مرا بکشند می‌گویند نه آقا ماشما را حفظ می‌کنیم گروهان می‌گذارند ژاندارم می‌گذارند آژان می‌گذارند این مرد پاکدامن را می‌خواهند در مقابل مردم بروجرد حفظ بکنند این‌ها همه تصنعى است این‌ها همه تظاهر است همه آنهایی هم که می‌کردند می‌دانستند تلگراف به تهران می‌شود قبل از آن که موضوع در آنجا خاتمه پیدا کند ثقة‌الاسلامى با آقاى دکتر اعتبار به واسطه اختلافات انتخاباتى که با اشخاص دیگرى دارند البته بنده کار به اختلاف انتخاباتشان ندارم امیدوارم که ملت بروجرد هم بداند که باید یکى رأى بدهد ولى با اقدامات قانونى و غیر قانونى یعنى نفوذ نامشروع که در دستگاه پوسیده این مملکت اعمال می‌کنند در این موقع عظیما را احضار می‌کنند با تلگراف و مى‌گویند بیا آقا عظیما بعد از سه روز چه می‌کند می‌رود قم در قم کجا می‌رود می‌رود نزد آیت‌الله بروجردى مرجع تقلید شیعه و به ایشان عرض می‌کند می‌گوید آقا این است جریان من بلى آقا آیت‌الله بروجردى که الحمد‌الله از وزیر دادگسترى دادگستر‌تر است مرجع تقلید شیعه می‌گوید من من شماى پاکدامن را به دست مردم بدهم که شما را تکه تکه کنند اگر من جرم کردم البته شما هم باید تعقیب کنید این حرف فرمایش بزرگى است از آیة الله بروجردى می‌فرماید به روای مرد پاکدامن برو و بدان که من آلت دست این مقاصد پلید نمی‌شوم این حرف را می‌گوید و مى‌نویسد آیت‌الله بروجردى ولى وزیر دادگسترى چه می‌کند عظیما را اینجا نگه می‌دارد و دیگرى را به بروجرد می‌فرستد تا این خانواده‌ها در بروجرد بچایند. آقاى بوذرى دوستى من با شما اى آقاى بوذرى سى سال دوستى من با شما که تو گرسنه بودى در این مملکت و با این همه اصرار معاون وزارت دادگسترى شدى؟ برای چه شدى؟ چرا معاونت قبول کردى باید براى حفظ حقوق مملکت باشد من به فضل او به سابقه‌ى او به مهربانى بوذرى به این که سى سال تمام سلام و علیک با او گوارا‌ترین سلام و علیک است توى این شهر من به او احترام می‌کنم ولى امروز دیگر او بوذرى نیست امروز معاون وزارت دادگسترى و در حقیقت جانشین وزیر دادگسترى است بلى آقا این دو قسمت باز براى این که بدانند آقاى دکتر اعتبار...

رئیس- آقاى مهندس رضوى مختصر بفرمایید.

مهندس رضوى- ... چشم اطاعت می‌شود بنده باز یک چیز دیگر می‌گویم که بدانند بنده هیچ تبعیضى نمی‌کنم آقاى موسوى و آقاى دکتر راجى از دوستان قدیمى بنده هستند با آقاى دکتر راجى سابقه‌ی زیادى دارم و با آقاى موسوى و آقاى سلطانى و آقاى بهبهانى هم ارادت پیدا کردیم ارادت مجلس ولى ببینید آقاى بوذى به واسطه‌ی فساد همین محیط چه می‌کند می‌اید یک نفر به نام آل محمد که فقط رتبه‌ی پنج قضایی دارد و شیوع دارد که کاملاً مرد بدسابقه و غیر مطمئنى است او را مدعى‌العموم استیناف استان شش می‌کند (موسوى- نیست همچو چیزى) در چه موقعى درموقعى که در آن حوزه شخصى مثل آقاى فاضل کاشانى نشسته است مقصوم این است که من فرق نمی‌گذارم (دهقان- این‌ها ممکن است اشتباه باشد) تمام این‌ها حقایق است (دهقان- آخر آقاى موسوى تکذیب می‌کنند) آقا‌ى موسوى هرچه بگویند من قبول می‌کنم ولى فقط در پشت تریبون‏.

رئیس- فرمایشاتتان تمام نشد آقاى مهندس رضوى؟‏

مهندس رضوى- اجازه بفرمایید راجع به وزارت امور خارجه هم من یک وظیفه وجدانى دارم و آن این است که بنده در بین عرایضم نسبت سوء استفاده و چپاولگرى به قنسولگرى سوریه و استانبول و بیروت و قنسولگری‌هاى دیگر دادم و نسبت به اشخاصی

+++

که آنجا بودند دو مرتبه تأیید می‌کنم و تأیید می‌کنم و تأیید می‌کنم چون پرونده دارد، در محرمانه وزارت خارجه پرونده دارد در نظمیه فرانسه پرونده دارد البته بنده به آن کار ندارم اما نسبت به آن 5 نفر از آقایانی که این جا بنده نگفتم که این‌ها هم با سوء استفاده کنندگان شریک مالی هستند گفتم آن‌ها را تقویت می‌کنند ولی بعد از آن که مطالعه کردم این موضوع را دیدیم آن چه در کلیات گفته بودم راجع به بیرون و جریان حقیقت است اما آن چه درباره این اشخاص گفتم متاسفانه یک جوان تحصیل کرده که من به او تا کنون احترام داشتم ولی از آن روز احترامم به او سلب شده این نسبت را مغرضانه به من داده بود و من وظیفه وجدانیم بود که این را به شما عرض کنم در آن صورت سه نفر هستند که این سه نفر از نظر مالی در این مملکت پاک‌ترین اشخاص هستند یکی آقای شاهرخی است که حتماً مرد پاکی است یکی دیگر آقای عبدالحسین مفتاح است که حتماً مرد پاکدامنی است و نفر سوم آقای دل پاک است که حتماً مرد پاکدامنی است فقط از نظر پاکدامنی مالی و مادی بنده تأیید می‌کنم نسبت به دو نفر دیگر آقایان نمی‌توانم فعلاً نظری عرض کنم یعنی نسبت به آقای زنجانی مردم و نسبت به آقای پیرنظر ساکتم این طرز قضاوت من است و از این سه نفر اخیر یعنی آقایان شاهرخی. دل پاک و عبدالحسین مفتاح وجداناً من عذر می‌خواهم ولی قضاوت اصلی من همان بوده است که این آقایان به مناسبت سیر و روش خود از این اشخاص ناصالح تقویت می‌کردند اما شنیدم بعضی از آن‌ها خودشان مبارزه می‌کرده‌اند با تا صالحین و این بیشتر بر شرمندگی من افزود (محمد ذوالفقاری - راجع به زنجانی هم تردید نفرمایید او هم مرد درستی است) فرمایش شما را من قبول دارم آقای زنجانی را هم به گفته آقای محمد خان ذوالفقاری قبول می‌کنم که از ایشان هم رفع سوء تفاهم بشود ولی اگر تحقیقی بشود و بعداً معلوم شود که مطالب من صحیح نیست خود من فردا می‌آیم و می‌گویم. وقت بنده تمام شد از مقام ریاست هم خیلی تشکر می‌کنم که به بنده اجازه صحبت دادند و مطالب بسیاری داشتم راجع به بنگاه آبیاری که این خیلی قابل توجه است و شاید برای کرمانی‌ها هم نشان می‌داد که چطور دولت پول‌ها را بیرون می‌ریزد ولی به کرمان توجهی نمی‌کند ولی با چهار جمله عرایض خودم را خاتمه می‌دهم. اولاً با تشکر تمام از مجلس شورای ملی  با اجازه آقایان به مرخصی به کرمان می‌روم و امیدوارم همان طوری که تواماً در مجلس بودیم کمال صحبت را فرمودید در غیاب بنده هم اگر این مطالب مطرح شد آقایان از روی وجدان هر طور که صلاح دانستند اقدام بکنند ثانیاً بنده اهل التماس نیستم. کرمانی‌ها را هم گرسنه می‌دانم، یعنی ملت کرمان را اما آن‌ها یک طبع خاصی دارند (یک نفر از نمایندگان - همه ایرانی‌ها این طورند) همه ایرانی‌ها این طورند این صحیح است و از دولت هم عقیده دارم که التماس معنی ندارد چون دولت را خادم مردم می‌دانم و البته حقوقی که شما به آن‌ها می‌دهید البته این حقوق‌ها فعلاً جزیی است حقوقی که شما به یک رئیس الوزراء می‌دهید در هیچ جای دنیا این قدر نمی‌دهند شما به یک رئیس الوزراء که خانه می‌دهید نه حقوق کافی می‌دهید نه وسیله تشریفات او را معین می‌کنید (یک نفر از نمایندگان - مدتش کوتاه است) مقصودم این است که این حقوق‌ها را بنده کافی نمی‌دانم برای خدمتشان اما در مقابل یک مقام و قدرتی را می‌دهید که وقتی کسی قبول می‌کند قبول این قدرت و مسئولیت یعنی قبول خدمتگذاری مردم و گمان نمی‌کنم هیچ کدام از آقایان صبح زود در منزل خودشان تقاضا کنند که بروید و برای ما نان بخرید من که گمان نمی‌کنم که آقایان در خانه‌ای که سرپرستی و ریاست داشته باشید تقاضا می‌کنید به همین جهت چون ریاست مملکت اساساً و سرپرستی زیر نظر اعلیحضرت همایونی بر ملت ایران است و ما هم نماینده ملت ایران هستیم پس ما در واقع تا‌ اندازة همان طور که یک وقتی یکی از نمایندگان محترم فرمودند در مجلس در ابتدای دوره در واقع اگر ما خالق دولت نیستیم اقلاً می‌توانیم بگوییم که ما آورنده و نگاهدارنده دولت هستیم بنابراین من التماس نمی‌کنم ولی به دولت اعلام می‌کنیم که استان کرمان در تمام دوره اعلیحضرت فقید از هرگونه توجهی به کلی محروم ماند و امروز این استان پراستعداد و تاریخی به شما تذکر می‌دهد آقا که اگر می‌خواهید به نام من یعنی به نام کرمان در دنیا حکومت کنید آخر باید به نام مملکت ایران حکومت کرد و ایران هم یعنی آذربایجان، یعنی کرمان، یعنی فارس، یعنی بروجرد، یعنی خوزستان، یعنی سایر نقاط، پس اگر می‌خواهید در نقشه جغرافیایی ایران نام کرمان را هم حقیقت داشته باشید باید بدانید که کرمان محتاج به توجه عاجل و قوی و فوری است آن هم نه با الفاظ، نه با تعارف و تشریفات آقایان من استدعا می‌کنم هیچ وقت احوال گرسنه‌های کرمان را با تلگراف و تعارف حقیقت نپرسید. اگر می‌خواهید به کرمان توجهی بفرمایید، این را به دولت تذکر می‌دهم یکی از وزرا را مأمور کنید که آقا بیا برو کرمان مطالعه بکن آن هم نه این که سه روز در کرمان بمان سلام کن، تعارف کن (صدر زاده - با هواپیما) بلی آن هم با هواپیما نه یک وزیری که اولاً بیابان گرد باشد مثل مرحوم داور و مثل اولاد داور مثل کسانی که از آن طبقه آمده‌اند بیرون اگر وزیر مالیه را بفرستید که اصلاً همان جا حل می‌کند چون همه شکایت‌های ما را هم وقتی به دولت می‌گوییم دولت می‌گوید بروید وزیر دارایی را راضی کنید اما من جناب آقای ساعد پنج جلسه انتقاد کردم در کار شما و روش شما و رای ناقابل خودم را به شما هم دادم و تمام ملت کرمان هم از راه رای به وکلای کرمان و مجلس و به خصوص رفتار وکلای کرمان نشان دادند که هیچ وقت تضعیف کننده دولت نیستند پس آقایان یکی از وزرا را مامور بفرمایید بروند کرمان من حرفی ندارم بگذارید این سرما هم بگذرد بعد بروند به کرمان و در آن جا بروند ببینند در هفته سه هفته در این کرمان در تمام استان کرمان بگردند و ببینند چه مخزنی چه جواهری و چه قسمت‌های گرانبهایی در این کشور است که در روی ثروت حقیقی مردم آن جا به پست‌ترین وجهی و کم شان‌ترین ترتیبی از حیث مادی در آن جا زندگی می‌کنند و لس شئون معنوی و حیثیات ملی آن‌ها محفوظ است و شما بدانید روزی که ایران در خطر باشد همراه و همپای تمام استان‌ها همان گرسنگان کرمان به هر طرف که صلاح باشد همراه شما هستند.

رئیس - آقای دکتر اعتبار

جمعی از نمایندگان - دستور دستور

دکتر اعتبار - عرض شود که بنده از آقای مهندس رضوی هم تمنی می‌کنم تشریف داشته باشند این جا…

مهندس رضوی - بنده خیلی خسته هستم و هرچه بفرمایید من در صورت جلسه نگاه می‌کنم استدعا می‌کنم طوری بفرمایید که در صورت جلسه قید شود.

دکتر اعتبار - عرض شود که بنده از آقای مهندس رضوی گله مندم که وقتی یک موضوعی راجع به حوزه انتخابی من می‌شنوند بدون این که از خود من سوال بکنند که موضوع چه بوده می‌آیند این جا مطرح می‌کنند (صحیح است) و حالا بنده برای این که حقیقت این موضوع را که واقعاً آن طور که بوده است آقایان بشنوند اجازه می‌خواهم که به عرضشان برسانم، اولاً اطلاعات ایشان نسبت به بروجرد خیلی خیلی ناقص است و کسی هم که این اطلاعات را به ایشان داده او هم اطلاعاتش ناقص بوده است ایشان در بدو فرمایشاتشان فرمودند که در بروجرد سه فامیل هستند یکی فامیل ثقه الاسلامی، یکی فامیل بشیر معظم و یکی فامیل حاج میرزا ابوالقاسم که این‌ها هر سه از طرفداران بنده‌اند. عرض شود که اولیش صحیح است فامیل آقای ثقه الاسلامی‌وجود دارد و بسیار فامیل متنفذی هستند آن جا و از دوستان بنده هستند. فامیل بشیر معظم اصلاً نداریم و فامیل گودرزی هست آن جا (صحیح است) فامیل حاجی میرزا ابوالقاسم هم نداریم سلسله جلیله طباطبایی هست که ایشان هم جزء آن سلسله است این مربوط به اشتباهی بود که به ایشان اشتباه گفته بودند. اما این جریان عرض کنم این آقای حاجی میرزا ابوالقاسم که ایشان هم بودند در انتخابات گذشته بروجرد به شهادت آقای فولادوند که تشریف داشتند آن‌ها از مخالفین سرسخت بنده بودند و نهایت مخالفت را با بنده داشتند (فولادوند - از آقای سلطان‌العلماء سوال بفرمایید بنده اطلاعی ندارم) اما جریان رئیس دادگستری بروجرد عرض شود که در آن ایام رئیس دادگستری بروجرد توجه بفرمایید آقایان در بروجرد ما سال‌ها است یک رئیس دادگستری داشتیم به نام آقای رشید گودرزی از فامیل گودرزی همان فامیلی که در انتخابات به ما رای دادند و به آقای سلطان‌العلماء رای دادند و نهایت احترام را هم ما به آن فامیل داریم منتهی برای آن که ما تشخیص دادیم که یک رئیس دادگستری محلی در بروجرد صلاح نیست باشد جناب آقای سلطان العلماء و بنده اقدام کردیم که رئیس دادگستری آن جا عوض بشود و با وجود این که آقای گودرزی محظورات فامیلی خیلی زیادی داشت ایشان را از آن جا در زمان وزارت دادگستری آقای سروری بود که عوض کردیم و خود ما هم اقدام کردیم که یک شخص بی‌نظری و صحیح و درستی یعنی آقای عظیما آن جا فرستاده شود و ما از ایشان کمال رضایت را داشته و داریم این را هم بنده و آقای سلطان‌العلماء رفتیم و اقدام کردیم. بعد این چند روز روز چهارشنبه هفته قبل یعنی همان روزی که آقای حکیم الملک اتفاقاً وارد شدند و بنده

+++

 هم به دیدن ایشان رفته بودم از بروجرد با تلفن می‌خواهند با بنده صحبت کنند بنده نبودم دسترسى پیدا نمی‌کنند از رفقاى ما آقاى اعتبار پدر بنده را خبر می‌کنند که آقا در اینجا این اتفاق افتاده در یک مجلس روضه‌خوانى بوده است که در آنجا بحثى می‌شود بین آقاى عظیما و آقاى حاج میرزا ابوالقاسم و آن بحث منتج می‌شود به این که آقایان با همدیگر خیلى تند می‌شوند و چون بحث روى آقاى بروجردى بوده است این است که وضع آقاى عظیما در بروجرد خوب نیست اقدام بکنید که ایشان فعلاً از اینجا احضار شوند تا این نزاع خاتمه پیدا کند عرض کنم که حضرت آیت‌الله بورجردى که مورد تکریم و احترام تمام مسلمین هستند (صحیح است) در بروجرد یک جنبه مخصوصى دارند در تمام این مدتى که در مملکت آشوب‌هایی بوده است قحط و غلاهایی بوده است به حمدالله شهر بروجرد از برکت وجود ایشان همیشه مصون بوده است و به این جهت در بروجرد نفوذ ایشان و اسم ایشان یک معنى مخصوصى دارد این موضوع آقاى اعتبار تلفن می‌کند به آقاى بوذرى که آقاى بوذرى یک چنین جریانى هست و به عقیده من مصلحت در این است که ایشان را از آنجا موقت احضار بکنید تا این موضوع حل بشود و آقاى بوذرى هم به عقیده بنده بسیار عمل خوبى کردند و فورى ایشان را احضار کردند و آمدند و خود آقاى عظیما هم که بسیار مرد مسلمانى هستند رفته بودند قم حضرت آیت‌الله را ملاقات کرده بودند و رفع سوء تفاهم هم شده بود و کسى هم به جاى ایشان فرستاده نشده و خود ایشان می‌بایستی برگردند به بروجرد و آن هم اشتباه بود که آقاى مهندس رضوى فرمودند.

کسى به جاى ایشان نرفته است به بروجرد عرض شود با این موضوعی که بنده عرض کردم خدمت آقایان آن عکسى که در نظر آقایان مجسم شده بود امیدوارم که به کلی عضو شده باشد بوذرى کار خلاف قانونى نکرده است و بنده هم اعمال نفوذ غیر قانونى در این کار نکرده‌ام مصلحت یک شهرى و یک شخصى بوده است که این طور عمل بشود و این طور عمل هم شده و به عقیده من هیچ کار خلاف قانونى هم نبوده است‏.

عده‌ای از نمایندگان- دستور دستور

رئیس- خیلى از آقایان هم به همین ترتیب راجع به دادگستری و قسمت‌هاى دیگر اجازه خواسته‌اند مانند آقاى مامقانى آقاى سزاوار آقاى سلطان‌العلما صحبت کنند پس امروز راختصاص می‌دهیم به آقایان بنده قبلاً هم گفته بودم که یک روز هم براى این قبیل مطالب اختصاص بدهیم حالا آقاى سلطان‌العلما بفرمایید

سلطان‌العلما- آقاى مهندس رضوى یک بیاناتى کردند که مربوط به حضرت آیت‌الله بود بنده از جنبه این که می‌خواستم از طرف حضرت آیت‌الله‏...

سزاوار- روى مبارک را هم این طرف بفرمایید

سلطان‌‌العلما- بنده می‌خواهم این معنى را به آقایان عرض کنم که حضرت آیت الله به هیچوجه من‌الوجوه در امور دوائر دولتى و یا عدلیه دخالت ندارند (صحیح است) و این قضیه را هم در بروجرد مستند کرده بودند به این که در بروجرد نسبت به حضرت آقاى آیت الله توهینى شده است‏ در صورتى که بعداً بنده به وسیله تلفن اطلاعاتى که از بروجرد کسب کردم و تلگرافاتى که شده بود بی‌جهت بوده خود ایشان هم رفته بودند خدمت آقا و مطابق اطلاعى که امروز صبح بنده دارم ایشان فرموده بودند به هیچوجه نه نگرانم از این که تو بروى و نه میل دارم که تو نروى و امر با خود دولت است و البته بروى هم بهتر است این بیان ایشان است که بنده عرض می‌کنم و به هیچ وجهى هم حضرت آیت الله نه دخالتى در امور ادارات بروجرد دارند نه در امور انتخابات که جناب آقاى دکتر اعتبار فرمودند به هیچوجه مربوط به حضرت آیت‌الله نفرمایند حضرت آیت الله از این چیزها مبرى هستند

رئیس- آقاى دکتر راجى‏

دکتر راجى- بنده هم دو دقیقه وقت مجلس را می‌گیرم خیلی آرزو می‌کردم آقایانی که مى‌آیند اینجا راجع به اشخاص اظهاراتى می‌فرمایند قبلاً تحقیقاتى می‌فرمودند تا بعداً نمی‌آمدند تکذیب بکنند عرض کنم از قرارى که بنده شنیدم افارد مقامات بالاى دادگسترى بین خودشان اختلافاتى است و این اختلافات هم شاید از این جا سرچشمه گرفته قسمتى که آقاى مهندس رضوى فرمودند و اسم بنده و آقاى موسوى و چند نفر از نمایندگان را بردند شاید آقایان بخواهند چنین استنباط بکنند که در انتصاب مأمورین دادگسترى و با سایر ادارات بنده یا رفقاى بنده دخالتى کرده باشیم بنده می‌خواستم صریحاً عرض کنم در انتصابات دولتى بنده یا رفقاى بنده دخالتى نمی‌کنیم (صحیح است) عرض کنم که راجع به قاچاقی که درخرمشهر شده و این قاچاق مبلغش به میلیون‌ها دلار و لیره می‌رسد (صحیح است) و اسنادی را به امضای بانک‌های امریکا و انگلیس جعل کرده‌اند می‌خواهم این جا عراض کنم که اصلاً قاچاقچى هیچ وقت در ایران گرفته نمی‌شود و یک مشت لخت و برهنه را به اسم قاچاقچى می‌گیرند که چرا یک چیزى را از این ور به انور می‌برند می‌گیرند به عنوان قاچاقچى مردم را بیهوده اذیت می‌کنند اگر می‌خواستند قاچاقچى را بگیرند قاچاقچى اصل و مرکزش در تهران است در مقامات عالى است و می‌شناسم که شاید در همین جا حاضر باشد عده‌ای از نمایندگان بگویید چون تحقیقاتم کامل نیست اسم نمی‌برم که سوء تفاهم نشود وقتى تحقیقاتم روشن شد حتماً خواهم گفت عده‌ای از نمایندگان بفرمایید آقا بفرمایید اجازه بفرمایید یک دسته‌ى معدودى در مرکز که اسمى آن‌ها هم بربنده مسلم نیست یکى دو تا نماینده مجلس هم هست و اسمشان را خواهم گفت بعد از تحقیق دکتر طبا تقریبى بگویید تقریبى حرف نمی‌زنم که بعد بیایند تکذیب کنند آقاى دکتر طبا به کمک یک دسته یهودى سوریه و عرب انبى در کلیه امور قاچاق شرکت کردند و مبالغ فوق‌العاده زیادى را بردند دست دولت و عمال دولت و دادگسترى به دامان آن‌ها نمی‌رسد و یک عده لخت و بدبخت را گرفته‌اند که شما قاچاقچى هستید و آن‌ها را در زندان زیر شکنجه و فشار قرار داده‌اند که شما قاچاقچى هستید استدعا می‌کنم به بنده اجازه بفرمایید می‌خواهم که جناب آقاى نخست وزیر که وزیر دادگسترى هم هستند راجع به این موضوع توضیح بدهند

یک نفر از نمایندگان- سؤال هم کرده‌اند.

رئیس- حالا دیگر اجازه بدهید که وارد دستور شویم آقاى مامقانى جنابعالى راجع به چه موضوع می‌خواهید صحبت بفرمایید

مامقانى- راجع به دیوان کشور یک دو سه کلمه می‌خواهم عرض کنم‏

رئیس- دو سه نفر از آقایان به عنوان ماده 109 صحبت کردند

مامقانى- عرض کنم بنده عقیده‌ام این است که در مجلس شوراى ملى نباید یک طورى صحبت بشود که به شخصیات مردم مداخله بکنند یعنى البته اگر خلاف قانون تخلفاتى شده است مرجعش معلوم است (صحیح است) اگر کسى دزدى کرده به دیوان کیفر اگر تخلفات قانونى شده است مرجعش مجلس است اسم اشخاص در مجلس به عناوین مختلفه ذکر می‌شود بعداً هم می‌آیند می‌گویند که ما نفهمیدیم مسئله این طور نبود ولى حیثیت آن شخص از بین رفته است اصولاً نباید اشخاص را مورد حمله قرار داد اگر واقعاً دزدى کرد باید موارد را معین کرد و از ایشان شکایت کرد که این مورد است و بدیهى است باید تعقیب بشود نه آن که اینجا بیایند این حرف‌ها را بزنند و بعد هم بیایند بگویند که ما اشتباه کردیم ولى او حیثیتش رفته است اما راجع به دیوان کشور بنده از جریان قضیه اطلاع ندارم ولى هیچ‌وقت پرونده را یک وزیر نمی‌تواند از دیوان کشور بگیرد و بگوید تو حق رسیدگى ندارى من عرض می‌کنم که این عملى نیست به دلیل این که نه معاون وزیر هم نمی‌تواند بگوید نه خیر شما دیوان کشور حق ندارید این پرونده را رسیدگى نمایید و بگیرد ضبط کند(سزاوار- ممکن نیست) دیوان کشور حقیقه قضات خیلى خوب دارد صحیح است که مقید در حفظ حقوق مردم هستند البته این قضیه هم مورد علاقه عموم آقایان است که باید حیثیت آن‌ها محفوظ باشد سابقاً هم راجع به دیوان کشور یک صحبت‌هایی شد دیوان کشور محکمه نیست آقایان خیال می‌کنند که دیوان کشور محکمه است دیوان کشور فقط تخلفات محاکم را رسیدگى می‌کند ممکن است فرض بفرمایید یک شخص فاسدى را شهادت او را محکمه رسمى قبول کرده باشد دیوان کشور حق ندارد بگوید که این شخص فاسد است قانون به او حق نداده است به نظر محکمه در این قسمت مداخله بکند آن وقت می‌گویند که دیوان کشور چرا این را نقض کرد یا ابرام کرد این را باید فهمید که دیوان کشور فقط موارد قانونى را رسیدگى می‌کند و به نظر هیئت حاکمه مداخله نمی‌کند بنابراین هر وقت تخلفاتى دیدند خیال نکنند که قضات دیوان کشور تخلفاتى می‌کنند اگر با قوانین مملکت آشنا باشند می‌دانند که اینها در حدود وظائف خودشان تخلف نکرده‌اند (صحیح است) اگر قصورى هست در قوانین مملکت است او را رفع بکنید والّا قاضى چه تقصیرى دارد؟

عده‌ای از نمایندگان- دستور دستور

سزاوار- بنده اجازه می‌خواهم‏

رئیس- دیگران هم همین طور اجازه می‌خواهند

سزاوار- ده دقیقه بنده بیشتر عرض ندارم اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- بفرمایید اما خواهش می‌کنم مختصر باشد.

+++

 سزاوار- چون بنده وابسته به دادگستری هستم و علاقه‌مندم البته هر وقت نقصى در دادگسترى باشد باید از طریق خودش اصلاح شود دیوان کشور آخرین مرحله نهایی رسیدگى قضایی است و توضیحى که جناب آقاى مامقانى فرمودند که اگر در محاکم نقص قانون یا نقض قانون چیزى باشد دیوان کشور رسیدگى می‌کند در رأس دیوان کشور جناب آقاى جهانشاهى و جناب آقاى هئیت تشریف دارند که از مردمان شایسته این مملکت هستند (صحیح است) و همچنین همه قضات دیوان کشور از مردمانى هستند که غالبشان سوابق سى سال در دادگسترى دارند (صحیح است) و اینها غالباً روى بوریا زندگى می‌کنند و با عزت نفس با حقوقشان زندگى می‌کند (صحیح است) و حتماً بنده هیچ وابستگى به آن پرونده به خصوص ندارم اما اگر کسى اعتراضى دارد باید از وزیر دادگسترى سؤال بکند و اسم اشخاص را نمی‌بایستی ببرند (صحیح است) که آیا نسبت به این پرونده چه کرده‌اند یا می‌کنند زیرا آن‌ها شایستگى و صلاحیت دارند و وقتى رأى دادند هیچ مقامى نمی‌تواند مداخله کند (صحیح است) حتى مقام اعلیحضرت همایونى جز آنچه را که قانون اساسى اجازه داده است یک درجه تخفیف در امور جزایی دیگر هیچ مقامى شایستگى و صلاحیت ندارد در کارهاى دیوان کشور مداخله بکند(صحیح است) بنابراین به نظر بنده ما باید احترام دیوان کشور را نگاه داریم و هیچ وقت اعتراض به اشخاص نباید وارد کرد وزیر دادگسترى مسئول این جریان است.‏

رئیس- پیشنهادى رسیده است قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم طرح راجع به مالیات‌ها که به قید دو فوریت تقدیم شده در دستور مقدم باشد مسعودثابتى( صحیح است‏)

مسعود ثابتى- اجازه می‌فرمایید

رئیس- توضیحى ندارد اگر کسى مخالف باشد می‌توانید صحبت کنید

کشاورز صدر- بنده مخالفم بنده پیشنهاد جلوتر دادم‏

رئیس- شما پیشنهادتان این است که بعد از سؤال آقاى حائرى‌زاده‏...

کشاورز صدر- بله بله ایشان که سؤالى نکردند همان پیشنهاد را تقاضا می‌کنم که مطرح بفرمایید

رئیس- شما پیشنهاد کردید بعد از ختم سوال آقاى حائرى‌زاده لایحه مالیات مطرح شود ایشان می‌گویند مقدم باشد

کشاورز صدر- بنده مخالفم‏

(معاون پارلمانى نخست وزیر آقاى سید محمد طباطبایی در این موقع براى اظهار مطالبى پشت تریبون آمدند)

رئیس- آقاى بدون اجازه نمی‌شود بیایید پشت تریبون قبلاً اجازه بگیرید

طباطبایی- از طرف دولت توضیحى داشتم می‌خواستم عرض کنم‏

رئیس- بفرمایید بنشینید تکلیف این پیشنهاد مطرح شود قبلاً اجازه بگیرید بعد تشریف بیاورید پشت تریبون آقاى مسعود ثابتى بفرمایید در پیشنهاد‌تان مختصراً توضیح بدهید

مسعود ثابتى- بنده عرضم این است که مهم‌ترین وظیفه ما در نمایندگى تعیین تکلیف دولت و مردم است راجع به مالیات گفته شد اکثریت نیست پس از لحظه‌اى اکثریت حاصل شد

رئیس- بفرمایید

مسعود ثابتى- منظور بنده این است که این مهمترین وظیفه ما است و آقایان نمایندگان هم اکثریتشان به این موضوع توجه دارند دلیل این توجه هم این است که الان در اینجا به طریق مختلف به عنوان تبصره ماده واحده بیشتر از هشتاد نفر از آقایان طرحى را امضاء کرده‌اند (کشاورز صدر- هیچ کس به کمیسیون قوانین دارایی اجازه نمی‌دهد) شما آقا بعد تشریف بیاورید و اظهاراتی که دارید بفرمایید و توجه بفرمایید که اصلاً چه پیشنهاد شده این لایحه که الان در اینجا است یک سال بیشتر در کمیسیون قوانین دارایی زحمت کشیده شده تنها کمیسیونى که بیش از پنجاه مرتبه در مجلس تشکیل شده همین کمیسیون بوده است دکتر راجى کمیسیون بودجه هم همین طور نشسته‌اند تمام مالیات دهندگان این مملکت اصناف مختلف آمده‌اند اظهاراتشان را کرده‌اند و بالاخره این لایحه تنظیم شده است ولى متأسفانه چون مدتى است در دستور باقى مانده در کابینه سابق این لایحه تنظیم شده است ولى متأسفانه چون مدتى است در دستور باقى مانده در کابینه سابق این لایحه تمام شده بود و حالا آقاى وزیر دارایی جدید که تشریف آورده‌اند نظریاتى داشته‌اند ما با احترام نظریات ایشان و همچنین سایر آقایان نمایندگان اگر نظریاتى داشته باشند طرحی که داده‌ایم باز یک ماه وقت تعیین شده است تا این که آقایان بیایند نظریاتى که دارند بدهند و با توجه به نظریات آقاى وزیر دارایی تکلیف مردم روشن شود (صحیح است) بیش از این نمی‌شود مردم را بلا‌تکلیف گذاشت تمام مردم منتظرند که ببینند بالاخره چطور باید مالیات بدهند آقا من از خود این آقاى وزیر دارایی پرسیدم گفتم بعضى می‌گویند این مالیات قانونى است بعضى می‌گویند قانونى نیست ایشان گفتند به نظر من مجوز قانونى می‌شود برایش پیدا کرد زیر‌ا در یک جلسه آقاى نبوى پیشنهاد کردید که 50 تومان بقایاى مالیاتى بخشیده باشد بنابراین مالیاتى باید وجود داشته باشد آیا مالیات یک مملکتى را می‌شود این طور مجوز برایش پیدا کرد بنابراین پینشهاد کردم این مقدم باشد (صحیح است)‏

رئیس- آقاى حائرى‌زاده مشغول صحبت بودند الان هم براى رأى اکثریت نیست من تصور می‌کنم همان طور که در دستور امروز هم معین شده است آقاى حائرى‌زاده صحبت‌هایشان را بکنند بعد هم موضوع مالیات مطرح شود بفرمایید آقاى طباطبایی‏

طباطبایی (معاون پارلمان نخست وزیر)- بنده که آمدم اینجا مطلب مختصرى بود که خواستم به عرض آقایان برسانم بهادرى ولى باید از رئیس اجازه بگیرید و آشنا به مقررات و نظامنامه مجلس هم هستم گفته شد که جناب آقاى نخست وزیر تشریف ندارند خواستم به عرض آقایان برسانم که ایشا‌ن کسالت دارند و بسترى هستند قبلاً هم به عرض آقاى رئیس رسید که اگر بنا شود آقاى حائرى‌زاده بخواهند سؤالشان را ادامه بدهند بنده از طرف آقاى نخست وزیر جوابى که مقتضى است وتهیه شده به عرض مجلس خواهم رساند

اردلان- بسیار خوب‏

رئیس- به آقای حائرى‌زاده گفته شده و ایشان هم قبول کردند که صحبت کنند شما که آشنا به مقررات هستید مطابق قانون اساسى چه وزیر چه وکیل باید اجازه بگیرند و بیایند پشت تریبون (صحیح است) شما که آشنا به نظامنامه هستید و چند دوره هم وکیل بودید باید مقررات را بیشتر رعایت کنید.

اردلان- موقعى هم که وکیل بودند بى‌اجازه صحبت می‌کردند

3- بقیه سؤال آقاى حائرى‌زاده از آقاى نخست وزیر

رئیس- آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده- موضوع سؤال بنده هرچه تأخیر می‌شود یک مطالب و اسناد و اطلاعاتى می‌رسد که ممکن است طولانی‌تر بکند سوال را اگر در اول جلسه اجازه داده بودند تا حالا تمام شده بود ولى حالا که مدتى از ظهر هم ممکن است گذشته باشد و مجلس را نطق‌های قبل از دستور خسته کرده است عرایض بنده شروع بشود حمل بر پرگویی نشود من بر سر هم اگر دقایق و ساعاتى که صحبت می‌کنم روى هم بگذاریم به ربع جلسه هم نخواهد رسید حالا چند جلسه به همین جور وقت را مشغول کرده‌ایم یک یادداشتى به من رسیده بود راجع به محبس تهران که یک افسر شهربانى روز یکشنبه رفته است آنجا براى رسیدگى به کار محبوسین و علت حبس آن‌ها به آنها توهین کرده است و عده‌ای هم از محبوسین سیاسى اعتصاب گرسنگى کرده‌اند این اطلاعاتى است که حالا به من رسیده است و یقین است که دولت توجه می‌کند (دهقان- کى رفته است) یکى از افسران شهربانى رفته است آنجا به جاى رسیدگى به اوضاع محبس به آن اشخاصى هم که حبس بوده‌اند توهین کرده است (امیر تیمور- بلندتر بفرمایید) مجلس آرام باشد یواش یواش هم که من صحبت بکنم حضرتعالى استماع خواهید فرمود در جلسه سابق مختصرى بنده راجع به یک بام و دو هوا بودن این مملکت صحبت کدرم مأمورین دولت ما بعضى تقریباً اولاد کنیزند بعضى اولاد بى بى در مسافرتى که بیست سال پیش به عنوان بازرسى من رفتم به خراسان و یک هیئتى بودیم براى بازرسى کلیه ادارات این هیئت اعزارم شده بود بنده هم از طرف وزیر دادگسترى مأمور بودم عرض کردم که ادارات درش براى این تفتیش و بازرسى مفتوح بود و مانع و رادعى نبود فقط دو دستگاه بود که اجازه تحقیق و تفتیش و بازرسى به این هیئتى که مأمور بازرسى بود نمی‌دادند یکى اداره قشونى بود یکى آن اداره جاسوسى شهربانى که اشخاص را همین جورى می‌گرفتند حبس می‌کردند علتش را هم می‌پرسیدند می‌گفتند جنبه سیاسى دارد من فراموش نمی‌کنم یک شخص بود که اگر اسمش را فراموش نکرده باشم درویش على میرزاى نادرى از شاهزاده‌های نادرى بود این آمده بود به مشهد از حدود بجنورد آمده بود شکایت می‌کرد خیال می‌کنم می‌گفت مبلغ سى هزار تومان آن رئیس قشون وقت آنجا که جان محمد خان بوده است از او گرفته بوده است رشوه که چه عملى

+++

 را انجام بدهد نمی‌دانم این یک خانه‌ای داشته پول نداشته و خانه نزدیک همان کوچه‌ی دادگسترى این را در عوض در محضر رسمى انتقال داده بود به یکى از این‌ها و این شاکى بود قضایاى بجنورد که در آنجا شهرت داشت که عموهاى همین آقاى شادلو را با یک جمع دیگرى گرفتند و اموالشان را غارت کردند گوسفندهایشان را بردند مشهد و فروختند صحبت بود در حدود 6 میلیو‌ن و نیم غارت کردند ما خواستیم رسیدگى کنیم ببینیم این‌ها راست است دروغ است چیست گفتند این‌ها تحت نظر مستقیم شاه است شما حق رسیدگى ندارید من یک تلگرافى به داور که آن وقت وزیر دادگسترى بود کردم البته رمز که هست آن تلگراف جوابى هم که او داده است هست جریان را گفتم که این است اوضاع ایشان هم جواب دادند که شما دخالت نکنید در کار قشونى این‌ها یک مملکت مستقلى است تقریباً توى شکم مملکت ایران این مملکت مستقل هنوز هم مثل این که هست (صدر‌زاده- انشاء الله) نیست به فرمایش جناب وزیر جنگ در مجلس (قشون خدمتگزار است یا آژان در شهرها یا ژاندار‌مرى در بیابان مشغول خدمت است) من نیز تصدیق دارم ولى می‌گویم در فرهنگ باید کمک قشون باشد در دادگسترى نیز باشد ولى نه به شکل امروز بلکه باید بودجه محاکمات قشون جزء دادگسترى شود و بودجه فرهنگى جزء فرهنگ شود نفرات کمکى به ژاندارم و آژان ضمیمه ژاندارمرى و شهربانى گردد حقیقتاً در ایران یک دستگاه حکومت کند تحت رهبرى قوانین نه این که بعضى اولاد کنیز و معدودى اولاد عقدى باشند باید قشون مثل سایر تشکیلات مطیع دولت باشد یک نفر که کفیل استاندارى بود با من گفت راجع به موضوعی از رئیس قشون توضیح خواستم جواب فحش شنیدم گفته شد شما حق ندارید توضیح بخواهید ما مستقیماً مسئو ل شاه می‌باشیم‏.

من با این طریق مخالفم و این قشو‌ن را قشون ملى نمی‌دانم این اشخاص را قابل تعقیب و مجازات می‌دانم‏

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت باید قشون ملى باشد قشون مال مملکت است شاه مال مملکت مجلس مال مملکت است باید همه ماها انجام وظیفه نماییم و این مرم را از این بدبختى نجات دهیم ما همه از حاصل دسترنج این مردم حقوق می‌گیریم باید در مقابل حقوق خدمت کنیم ما مالک و صاحب اختیار این مردم نیستیم اگر این مملکت پانزده میلیون سهم شود فقط یک سهم من مالک هستم یک سهم شاه یک سهم حمال یک سهم زارع هر یک از ماها بیشتر موفق به خدمت جامعه شویم محترم‌تر و عزیزتر خواهیم بود( زنگ رئیس‏)

رئیس- این کدام یک از مواد دهگانه‌اى بود‌ه که سوال کرده‌اید سؤال‌هایی که کرده‌اید ده قسمت بوده کدام یکیش است این‌ها مربوط به سؤال نمی‌شود.

حائرى‌زاده- اساس سؤال من سیاست داخلى ایران است و آنها را به عنوان شاهد عرض کردم و این مقدمه را باید براى توضیح عرض کنم‏

رئیس- آخر باید یکى یکى سؤال کنید تا جواب بدهند سؤال معلوم باشد جواب هم معلوم باشد اینجا دوازده فقره سؤال هست‏

حائرى‌زاده- صحیح است. این‌ها شاهد سؤال من است اساس سؤال من دو سه ماه بیشتر نیست دولت چه کرده  چه نمی‌کند اساس سؤال من این است که دولت با این اوضاع چه کرده است (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد)

با ذکر این مطالب مجدد عرض می‌کنم که من علاقه‌مند به قشون و مقام سلطنت بوده و هستم و پرسش من از مقام جناب نخست وزیر با ارادتى که به ایشان دارم فقط دو کلمه بیشتر نیست و برای سوال بهتر است اولاً سوالى که رسماً فرستاده شده قرائت کنم اگر توضیحاتى لازم داشت در مقدمه عرض کنم بدبختانه از به دو مسئولیت این جانبان در پیشگاه ملت و قبول عضویت مجلس مقدس شوراى ملى حوادثى ناگوار یکى پس از دیگرى براى ملت ایران رخ داده که ممکن است فرد فرد آن حوادث از نظر نیک‌بینى چندان قابل اهمیت سیاسى نباشد ولى مجموع من حیث‌المجموع این حوادث بر این جانبان مسلم شده است که در پشت این پرده تاریک ابهام‌آور نقشه خطرناک و شومى براى این ملت ستمکش طرح‌ریزى شده و یا می‌شود اگر چه به عقیده این جانبان کسانى که به امید لقمه و نوایی این دام را براى ملت ایران گسترده‌اند خود در این دام افتاده و دوره قلدرى و غارتگرى به شکل بیست ساله گذشته تجدید نخواهد شد و چون ما علاقه‌مندیم که اصول عدالت و آزادى در تحت لواى قانون اساسى موجود و برقرار باشد و مملکت دچار انقلاب خطر‌‌ناکى که منجر به تغییر رژیم بشود نگردد لذا از ریاست دولت توقع داریم اقداماتى که تا به حال شده راجع به وقایع ذیل به عرض مجلس شوراى ملى برسانند.

1- قضیه قتل مرموز و سیاسى محمد مسعود و اقدامات مسخره آمیزى که از طرف دستگاه شهربانى و پارکه تهران شده است‏

بدیهى است ارباب قلم خصوص محمد مسعود دشمنان زیادى دارند و ممکن است قتل محمد مسعود یک قتل عادى باشد ولى عملیات شهربانى و پارکه بدایت ایجاد سوء ظن در جامعه نمود زیرا که در تهران اگر دوستى محمد مسعود داشت برادران لنکرانی بودند آن‌ها را متهم ساخته و پس از مدتى چون دلیلى نیافتند رها ساختند در صورتی که دلیل اتهام را فقط بودن اتومبیل و اسلحه نزد برادران لنکرانى قرار دادند در صورتی که امثال این اتومبیل و این اسلحه در دربار و قشون بیشتر بود و حملات اخیر محمد مسعود در روزنامه مرد امروز بیشتر متوجه آن مقامات بود و این عملیات شهربانى و پارکه بدایت بیشتر اذهان را مشوب ساخت وحد‌سیات دیگرى زده شد مردم می‌گویند دو سرباز سبزوارى یکى محمد‌قلى رحمانى و دیگرى پرویز مرشد لوگروهان 4 گردان یک هنگ دژبان که در عباس آباد روز 16-1-27 و 18-1-27 کشته شدند براى محو آثار جرم بوده حقیقت را خدا می‌داند

خود من دیدم در روز بعد از قتل محمد مسعود که جماعتى نعش مقتول را درب مجلس آورده بودند و با سربازها منازعه کرده و خون مجروح به درب مجلس ر‌یخته بود آقاى رئیس دژبان براى محو آثار در سرماى زمستان سربازها را مأمور شستن درب مجلس ساخته بود

بیش از این در این موضوع توضیح نمی‌دهم‏

(در این موقع مجلس از اکثریت افتاد)

4- موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

رئیس- آقایانى که بیرون هستند و نمى‌آیند اسامیشان صورت برداشته می‌شود و در جلسه آینده قرائت خواهد شد چون حالا اکثریت ندارد که بشود صورتى خواند یا عملى کرد به عقیده بنده بهتر است پانزده دقیقه تنفس داده شود و جلسه بعد صورت آقایانى که نیامده‌اند اینجا قرائت می‌شود.

نیم ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس ختم و دیگر تشکیل نگردید

رئیس مجلس شوراى ملى: رضا حکمت‏

اخبار مجلس

روز چهارشنبه 15 دی ماه 1327 کمیسیون بودجه چهار بعد از ظهر به ریاست آقای بهبهانی تشکیل و با حضور آقای وزیر دارایی و عده‌ای از آقایان وزرا تبصره‌های پیشنهادی لایحه 4 دوازدهم و تبصره‌های پیشنهادی آقایان نمایندگان در مجلس مطرح تبصره 16 لایحه دولت با اصلاحی تصویب و نسبت به سایر پیشنهادات پس از مذاکراتی قرار شد جلسه بعد با حضور خود آقایان مطرح شود و ضمناً تبصره‌های مزبور هم دسته‌بندی شده و آنهایی که مشابه است دفعةً مطرح گردد و جلسه بعد به روز یکشنبه بعد از ظهر موکول شد روز 18 دی ماه 327 ساعت 5 بعد از ظهر کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر با حضور آقای مهندس نفیسی نماینده دولت و آقای مهندس هدایت نماینده مجلس به ریاست آقای دکتر امینی تشکیل و لایحه کار که در سو کمیسیون تصویب شده بود مطرح در اطراف ماده 8 آن مذاکراتی شده رأی قطعی به جلسه بعد روز چهارشنبه قبل از ظهر موکول و ساعت شش و نیم جلسه ختم شد

 

روز یکشنبه 19-10-27 چهار بعد از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقایان وزیر دارایی و راه به ریاست آقای میر سید علی بهبهانی در مجلس تشکیل و تبصره‌های لایحه چهار دوازدهم مطرح گردید تبصره‌های 3و 5 لایحه با اصلاحی تصویب و تبصره‌های پیشنهادی آقایان هدایت راجع به تهیه مسکن برای کارگران و دکتر عبده و ضیاء ابراهیمی راجع به ترفیع قضات و آقای حاذقی راجع به رتبه استادی معلمین تصویب و ساعت 7 بعد از ظهر جلسه ختم شد.

+++

یادداشت ها
Parameter:294448!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)