کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 131 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیستم فروردین ماه 1330  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

-2 بیانات قبل از دستور - آقایان: کهبد - فرامرزی- حائری‌زاده- اردلان - شوشتری

3 - قرائت‌نامه بانک ملی راجع به تاریخ اجرای قانون تعویض اسکناس

4 - طرح برنامه دولت آقای علاء نخست وزیر

5 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 131

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیستم فروردین ماه 1330

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

-2 بیانات قبل از دستور - آقایان: کهبد - فرامرزی- حائری‌زاده- اردلان - شوشتری

3 - قرائت‌نامه بانک ملی راجع به تاریخ اجرای قانون تعویض اسکناس

4 - طرح برنامه دولت آقای علاء نخست وزیر

5 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت ده و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

صورت غیبت و دیر‌آمدگى آقایان نمایندگان در جلسه صبح 18 فروردین ماه 1330

غایبین با اجازه- آقایان: اورنگ. پالیزى. ظفرى. دکتر علوى. امیر‌نصرت اسکندرى. حاذقى. غایبین بدون اجازه آقایان: خاکباز. محمودى. دکتر مصباح‌زاده. قبادیان. موسوى. مرتضى حکمت. منصف. موقر. قهرمان. خسرو قشقایى. ابریشم‌کار. گنجه. ملک‌مدنى. دکتر معظمى. گرگانى. ناظر‌زاده. تولیت. صفایى. شهاب خسروانى. اسلامى. دکتر سید‌امامى. حمیدیه. قرشى. عماد تربتى. صدرزاده. محسن طاهرى. سالار بهزادى. رضوى. دکتر طاهرى. هراتى. پیراسته. امیر افشارى. رستم گیو. مکى. جمال امامى. طباطبایى. خزیمه علم. معین‌زاده. دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان: حسن اکبر. سلطانى‏

رئیس - آقاى اسلامى.

اسلامى - بنده روز جلسه گذشته غیبت داشتم چون دیشب از عتبات عالیات مراجعت می‌کردم (یکى از نمایندگان - زیارت قبول) ولى از آقایان اجازه می‌خواهم به اندازه یک ثانیه به بنده اجازه بدهند که یک نکته‌ای را تذکر بدهم (چند نفر از نمایندگان - بفرمایید) بنده از چهار کشور عربى دیدن کردم مسائلى بود که دیشب همان طور پس از مراجعت یک سر آمدم مجلس چون برنامه در مجلس مطرح بود آمدم اسم‌نویسى کنم مطالبى را صحبت کنم متأسفانه‏ آقایان زودتر از بنده آمده بودند موفق نشدم ولى یک نکته را می‌خواستم عرض کنم که دولت باید توجه کند در خارج از ایران به قدرى راجع به ایران مسائل و صحبت‌هاى عجیب و غریب هست که اصلاً ایرانی‌ها که هیچ مردم آنجا هم نگرانند و مأمورین وزارتخارجه هم اطلاع ندارند چند نفرشان تلگراف کردند به تهران که آیا موضوع صحت دارد کسى جواب نداد و بنده و آقاى مکى در آنجا وقتى روزنامه‌ها با ما مصاحبه کردند و به مجالس لبنان و آنجاها رفتیم خودمان تکذیب کردیم در مجالس شخصى و خصوصى هم که صحبت می‌شد خودمان تکذیب می‌کردیم بنده استدعا می‌کنم از دولت که فوراً دستور بدهند که رادیوى خراب شده یک سلسله تکذیب درباره این مسائل که در خارج منتشر شده منتشر بکند که عموم مردم به خصوص ایرانی‌هاى بیچاره که در خارج هستند از این موضوعات مستحضر بشوند با این که در خارج نمی‌شود نه روز نه شب از رادیو تهران استفاده کرد ما که نتوانستیم استفاده کنیم البته بنده صحبت‌هایم را در موقعش عرض می‌کنم چون این موضوع خیلى مهم بود در اینجا جسارتاً عرض کردم، بعداً هم عرض می‌کنم.‏

فرامرزى - کار صحیح است.

رئیس - دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست (گفته شد خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2 - بیانات قبل از دستور آقایان کهبد- حائرى‌زاده‏- اردلان و شوشترى‏

رئیس - چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى کهبد بفرمایید.

کهبد - به طوری که نمایندگان محترم استحضار دارند دولت جناب آقاى علاء در جلسه قبل به مجلس شوراى ملى معرفى و یکى از مواد برنامه ایشان توجه و اصلاح امور اقتصادى و کشاورزى کشور است بنده در این مورد لازم دانستم تذکراتى بدهم مخصوصاً در مورد تصویب‌نامه‌اى که اخیراً راجع به منع صدور

+++

پشم و پنبه صادر شده است و مشکلاتى فراهم و زیان جبران‌ناپذیرى که بر اثر اجراى این تصویب‌نامه براى کشور مشهود است توضیحاتى به عرض برسانم و چون به حسن نیت و وطن‌پرستى و بى‌غرضى آقاى نخست وزیر و افراد کابینه ایشان که اغلب مجرب و لایق و وطن‌پرست هستند معتقد هستم خواهش کنم عرایض مرا که با نهایت صداقت و خلوص نیت و به صرفه و صلاح دولت و کشور است مورد توجه مخصوص قرار بدهند.

قبل از ذکر بیان مطلب این نکته را به عرض برسانم که اینجانب چه مستقیم و چه غیر مستقیم وارد معاملات پنبه و پشم نبوده و نظر خاصى با کارخانه‌جات و صادر کنندگان پشم و پنبه ندارم عقیده و علاقه شخص بنده مثل سایر آقایان محترم تشویق صادرات و حمایت از مولدین امور کشاورزى و تهیه کار جهت بیکاران و اصلاح امور معیشت کشاورزان است و با هر تصمیم و تصویب‌نامه که به امور تولید و صادرات کشور لطمه وارد کند شدیداً مخالفم. به طوری که در مجلس شوراى ملى و محافل مختلف و نزد مقامات مؤثر به کرات اظهار عقیده و بیان داشته‌ام اصلاح امور اساسى کشور را فقط و فقط در سایه امنیت و عدالت اجتماعى و از طریق اصلاح و توجه امور اقتصادى و تولیدى کشور می‌دانم و بس و اگر این دو قسمت اصلاح شود تمام بدبختى‌ها از این کشور رخت مى‌بندد. متأسفانه‏ دولت‌هاى وقت نخواسته یا نتوانستند یک روش و سیاست اقتصادى که به حال کشور مفید باشد و این کشور را از فقر اقتصادى نجات بخشد اتخاذ نمایند. تصمیمات خلق‌الساعه طورى رشته امور اقتصادى این کشور را از هم گسیخته و چنان هرج و مرجى ایجاد نموده که هیچ بازرگان و کشاورزى جرأت اقدام به امور تولیدى را ندارد و این عمل چنان موجب یأس و سلب اعتماد و اطمینان را از افراد نموده که هیچ کس قادر نیست دست به این گونه امور بزند و بالنتیجه موجب این همه بدبختى را فراهم نموده است دولت از طرفى تصویب‌نامه صادر می‌کند و وعده می‌دهد که بدون مشورت با شوراى عالى اقتصاد و محافل مطلع و خبرگان امور اقتصادى در امور اقتصادى تصمیمى اتخاذ نکند از طرف دیگر تحت تأثیر‏ عده معدودى منفعت‌پرست قرار گرفته و بدون تأمل و تعمق و مشورت بر‌خلاف مصالح عمومى‌کشور مبادرت به صدور تصویب‌نامه می‌نماید که میلیاردها موجب ضرر و زیان کشور است. آقاى نخست وزیر آقاى وزیر دارایى آقاى کفیل وزارت اقتصاد یک سرى به بازار بزنید و به چشم خودتان ببینید چه وحشت و اضطرابى سر تا سر محیط صادراتى را فرا گرفته است (صحیح است) و هر تاجر و پنبه‌دارى منتظر سرنوشت درودى یعنى انتحار و خودکشى می‌باشد شما که یوسف دریده نیستید چرا دهان خود را با عدم تعمق آلوده می‌کنید امروز در ذهن غالب تجار این فکر جا افتاده است که دولت علاء هم تعمداً وضع اقتصادى کشور را مخصوصاً وضع مالى کشاورزان را از خراب به خراب‌تر می‌کشاند اگر همچه نظرى نیست همین امروز بایستى تصویب‌نامه مربوط به منع صدور پنبه و پشم را ملغى کنید (صحیح است) و الّا پیش خدا و وجدان و جلوى رأى ‏عام مشغول خواهید بود. در مورد تصویب‌نامه اخیر شرحى از طرف عده از بازرگانان و محترمین و خبرگان امور اقتصادى به مجلس شوراى ملى عرض شده پس از قرائت عیناً تقدیم مقام ریاست می‌کنم و از دولت جداً و مصراً تقاضا و تمنا می‌کنم اولاً به فوریت تصویب‌نامه مورد بحث را لغو و در این موقع که کشاورزان مشغول کشت و زرع محصول هستند آنها را دلسرد نکنند ثانیاً هر تصویب‌نامه یا تصمیمى مربوط به امور اقتصادى را بدون مطالعه و مشورت با شوراى عالى اقتصاد که از مردمان مجرب و حتى وزیر دارایى و وزیر اقتصاد و رئیس بانک‌هاى وقت و سایر خبرگان و از اشخاص بی‌نظیر و مصالح تشکیل شده و همچنین اطاق بازرگانى و کمیسیون اقتصاد مجلس شوراى ملى اتخاذ نفرمایند که موجب این همه زیان و خسارت کشور فراهم شود دولت باید متوجه باشد که جهات ارزى و سیاسى دنیا موجباتى فراهم نموده و قادر متعال هم عنایت فرموده که پنبه و پشم و صادرات ایران در دنیا خریدارى پیدا کرده و ما باید بدون جهت این فرصت را از دست داده و موجب از دست دادن و موجب از بین رفتن این صادرات مهم به دست خودمان و به خیال موهوم باشیم صادرات پنبه مصر در حدود 600 هزار تن در سال می‌باشد در صورتى که تمام محصول ما در سال قریب 42 هزار تن بالغ می‌شود و با این زمینه که فراهم شده است شاید محصول امسال به 150 تن بالغ گردد همچنین صادرات پشم سال گذشته قریب 5 هزار تن پشم صادر شده است و امسال در نتیجه این ترقى قیمت شاید محصول پشم به دو یا سه برابر ترقى نماید و اگر در این خصوص موجب دلسردى فراهم شود بعید نیست سازمان اغنام و احشام که در مرزهاى ایران هستند از ترس این اشکالات اغنام خود را به آن طرف مرز برده و موجب ندامت و ضرر کشور فراهم شود سوم دولت باید تمام توجه خود را صرف امور اقتصادى و تولیدى نموده و از هر قسم کمک و مساعدت نسبت به مولدین و صادر کنندگان فروگذار نکند و دولت باید امور اقتصادى را در رأس تمام مسائل قرار دهد چون وقت نیست بیش از این مزاحم نمی‌شوم بعداً انشاء‌الله اگر مجالى شد مطالب مفصلى در مورد امور اقتصادى به سمع اولیای امور خواهم رساند در خاتمه عرایضم توجه دولت و سازمان برنامه را به اوضاع ساوجبلاغ و شهریار معطوف و خواهش می‌کنم در این مورد دستورات اکیداً صادر فرمایند.

1 - راجع به راه شهریار و ساوجبلاغ متأسفانه‏ بسیار بد و کوچک‌ترین توجهى نشده است استدعا دارم وزارت راه در این خصوص اقدام شایسته بفرمایند.

2 - در مورد بهدارى متأسفانه‏ وضع بهدارى آن حدود بسیار بد دوا و طبیب به قدر کافى نیست تمنا مى‌کنم وزارت بهدارى موجب رفاهیت اهالى را از حیث دوا و طبیب فراهم کند.

3 - وزارت بهدارى در دو سال قبل با کمک بنده مقدارى گرد د- د- ت با نفت براى از بین بردن مالاریا پاشید نتیجه مفیدى هم به دست آمد ولى متأسفانه‏ سنه گذشته سازمان برنامه مقدارى گرد د- د- ت فاسد با آب پاشید و نتیجه به دست نیامد و موجب عدم رضایت اهالى فراهم شد مالاریا جان هزاران نفر را مورد تهدید قرار داده است تمنا می‌کنم تا موقع نگذشته اقدام عاجلى بفرمایند.

4 - وزارت کشاورزى کوچک‌ترین توجهى به امور کشاورزى و مبارزه با آفات نباتى نمی‌کند و هر قدر مردم فریاد می‌زنند گوش نمی‌دهند از شخص آقاى وزیر کشاورزى خواهش دارم در این خصوص اقدام بفرمایند ضمناً سؤالى راجع به اعتبار 4 میلیون ریال براى دفع ملخ شده که تقدیم مقام ریاست می‌شود.

5 - وضع توزیع قند و شکر اهالى شهریار و ساوجبلاغ نامرتب و موجب عدم رضایت مردم است و قریب 7 ماه است که سهمیه به اهالى شهریار نرسیده توجه جناب آقاى وزیر دارایى را در این خصوص جلب می‌کنم عرایض خود را خاتمه داده و از خداوند متعال توفیق می‌طلبم بقیه وقتم را هم به آقاى فرامرزى می‌دهم، هفت دقیقه مانده است این عریضه تجار است و کشاورزان که مفصل نوشته‌اند تقدیم مقام ریاست می‌کنم‏.

رئیس - آقاى فرامرزى‏

فرامرزى - بنده عرض زیادى ندارم براى این که من اول آمده بودم در برنامه دولت اسم بنویسم و حرف بزنم طبعاً هم وقتی که دولتى رئیسش آقاى علاء باشد و هیأتش این آقایان طبعاً جزو موافقین اسم می‌نوشتم ولى چون ما یک فراکسیونى داریم به اسم فراکسیون جوان که فراکسیون جوان (چند نفر از نمایندگان- شما که جوان نیستید) من رفتم آنجا ثابت کنم که من جوان هستم، چون فراکسیون ما هنوز تصمیمى نگرفته است بنده در دولت حرفى نمی‌زنم فقط در جواب فرمایش‌هاى آقاى آشتیانى‌زاده‏ و دو کلمه عرض می‌کنم و آن این است که ایشان حرف‌هایى که راجع به آقاى علاء زدند یادم آمد که وقتى بایزید بسطامى را تکفیر کردند و از شهر بیرون کردند گفت خوش به حال شهرى که کافرش من باشد، خوش به حال مملکتى که خائنش علاء باشد (احسنت) و این هیئت دولت که الحمدالله از هیچ کدام‌شان نمی‌شود ایرادى گرفت بیش از این حرف نمی‌زنم براى این که فراکسیون ما تصمیمى نگرفته نمى‌خواهم در موضوع دولت عرضى بکنم فقط خواستم راجع به ملخ جنوب تذکرى بدهم به دولت که این هیئتى که فرستاده‌اند و وسایلى نداده‌اند و ملخ در این نواحى جنوب و مخصوصاً لارستان معرکه می‌کند و باید فکرى کرد. دیگر این که راجع به آقاى کهبد تذکرى داده‌اند من نمی‌دانم این راه شیراز به لار چه نفرینى بهش شده که دولت هر خرجى بکند باید همیشه نزدیک لار از هر سه اتوبوسى که برمی‌گردد می‌آید شیراز دو تایش بیفتد و آن وقت هم لار به لنگه هم هر قدر پول خرج مى‌کنند هیچ‌ وقت درست نمی‌شود (شوشترى - مثل راه رشت و قزوین) نه قربان از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است شما اگر لار را ببینید راه آنجا که شما می‌گویید شانزلیزه است یکى هم راجع به این قسمت صادرات پنبه و پشم است آقایان دولت براى حمایت آزادى نیست (صحیح است) دولت براى بستن مزارع به نفع چند تا سرمایه‌دار نیست شما فکرش را بکنید مدیر عامل شرکت پنبه را می‌خرد به اسم خودش، دولت را مجبور می‌کند که قیمت پنبه را نگاه دارد پنبه صادر نشود کیلویى سه قران دو قران این می‌خرد به اسم خودش بعد کیلویى دو تومان یا سه تومان یا ده تومان پاى صاحب سهم حساب بکند این راهزنى است که اول راه صاحب سهام خودش را می‌زند پشم هم همین طور یعنى چه دولت نه پنبه مردم را می‌خرد نه اجازه می‌دهد که صادر شود و اداره توسعه پنبه این کار را می‌کند چرا اسمش را اداره حمایت دزدهاى کارخانه نمی‌گذارند و

+++

اسمش را اداره توسعه پنبه می‌گذارند؟ این که پنبه را محدود می‌کنند، این که پنبه را می‌کشد (احسنت. صحیح است) پس همان طور که مدیر کارخانه جنسش را به زارع می‌فروشد با قیمتى که خودش می‌خواهد زارع هم باید جنسش را به صاحب کارخانه بفروشد با قیمتى که خودش می‌خواهد (صحیح است احسنت) یعنى به قیمت بین‌المللى همان طوری که آنها رعایت این را نمی‌کنند این هم نباید بکند اگر می‌گوییم کارگر را سر می‌دهد به خیابان اگر زارعین قیام کردند چه کار می‌کنید؟ همین طور قسمت پشم بیش از این هم اینجا تذکر لازم نمی‌دانم براى این که اگر در خانه کس است یک حرف بس است هیچ کس حق ندارد دیگرى را اسیر و لخت کند (صحیح است) و به نام‌هاى مختلف خودش را مسلط به او بکند، (نمایندگان - صحیح است، احسنت) (کشاورز‌صدر - احسنت) باید تصویب‌نامه منع صدور پشم و پنبه ابطال شود آقاى نخست وزیر این براى چهار تا کارخانه‌چى گردن کلفت محتکر است.‏

رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏ بفرمایید.

حائرى‌زاده ‏- امروز براى اسم‌نویسى در برنامه دولت آمدم، دیدم کسانی که دیروز و دیشب تشریف آورده‌اند پنج شش نفر جلوتر از من هستند و ممکن است هفتم هشتم باشم، از این جهت از یکى از رفقا خواهش کردم که اجازه نطق قبل از دستور به من بدهند که براى چند موضوع مطالب مختصرى به عرض برسانم یکى موضوع سؤال‌هایی است که نمایندگان از دولت مى‌کنند این سؤال‌ها معوق و معطل می‌ماند تا موقعش می‌گذرد پنج ماه شش ماه طول می‌کشد و من کراراً این موضوع را عرض کرده‌ام که اگر هفته‌اى یک روز دولت و مجلس فقط صرف جواب سؤال‌ها بکند این نطق‌هاى قبل از دستور قهراً از بین خواهد رفت براى این که دردهاى بی‌درمان که می‌رسد وکلا را مجبور می‌کند که بیایند پشت این تریبون و ناله موکلین خودشان را به سمع دیگران برسانند ولى اگر سؤال و جواب شد و این یک روز براى جواب سؤالات منظم باشد این مطالب به صورت سؤال مطرح می‌شود، دولت جواب می‌دهد و یک قضایایى حل می‌شود و یک صورتى پیدا می‌کند و این دولت جدید امیدوار هستم که این نظر را موافق باشد و هفته‌اى یک روز اختصاص داشته باشد به سؤال و جواب من در ظرف یک سال و کسرى که به مجلس آمده‌ایم شش سؤال از وزارتخارجه کرده‌ام و آن جناب وزیر خارجه که من معتقدم وزارت خارجه را با ایشان باید همه‌اش را منحل کرد براى این که یک شاهى براى مملکت فایده ندارد ایشان نمى‌آمدند براى جواب سؤال‌ها گاهى پشت پرده می‌رفتند آنجا حکومت فلسطین درست می‌کردند گاهى نمی‌دانم چه کار می‌کردند؟ هر روز یک بازى بود ولى جواب به سؤالات را نمی‌آمدند بدهند شش سؤال من داشتم که حالا تجدید می‌کنم براى دولت جدید که آن سؤال‌هایى که از دولت سابق شده است آقایان مطالعه بفرمایند و زودتر تشریف بیاورند براى جواب سؤال‌ها. از وزارت دادگسترى دو موضوع من سؤال کرده بودم. یکى راجع به ارتباط مالک و زارع،، یک قانونى در زمان شاه سابق گذشته بود و احاله شده بود اجراى این قانون به تنظیم آیین‌نامه‌ای که حقوق زارع و مالک مشخص و معلوم باشد که تخطى به حقوق یکدیگر نکنند. البته مملکت خیلى وسیعى است و هر ناحیه‌اى یک وضعیت خاصى بین مالک و زارع هست و ارتباط‌شان متفاوت است. در نقاط ییلاقى در نقاط قشلاقى متفاوت است در نقاطى دیم است،، از مازندران که آب و زمینش را هر دو خداوند در تحت اختیارشان گذاشته نباید شخصى آب یا وضعیت اراضى را متحمل بشود این نقاط مختلف است در بهره‌بردارى و باید حدود و حقوق مالک و زارع روشن و مشخص باشد. و این آیین‌نامه‏ همین جورى معوق مانده است. من نمی‌دانم چرا باید یک طبقه زحمت‌کش مملکت همین طور دست‌خوش هوا و هوس حوادث نامطلوب باشد. البته قانون اسلام بهترین اصول را براى ارتباط زارع و مالک قرار داده است (صحیح است) و آن اصل توافق و رضایتى است که براى اینها هست (احسنت) ولى چون طبقه زارع از قسمت علم و کمال وسیله‌ای که مجهز باشد نداشته و اغلب در جهل و نادانى هستند. طبقه مالک و سرمایه‌دار می‌توانند از مستشارهاى حقوقى هم استفاده بکند و شرایطى در اجاره‌نامه و مقررات بگنجاند که بالأخره منتهى به نیستى و نابودى این طبقه زارع بشود. یک مالک عمده‌اى در خراسان داریم که اگر اجاره‌نامه‌هاى او را ببینید خواهید فهمید وضعیت زارعى که با این آدم معامله می‌کند از برده هم بدتر است چون آن زارع بدبخت وسایل ندارد علمش را ندارد راست است که روى رضایت است ولى جریان او را مجبور می‌کند که به یک همچو چیزهایى رضایت بدهد. رضایت بدهد به چیزهایى که به ضرر خودش است،، باید یک قانونى در این موضوع که قانون هم گذاشته است آیین‌نامه‏ مانده این آیین‌نامه‏ را هم باید وزارت دادگسترى با نظر وزارت کشاورزى تنظیم بکند. البته این کار آسانى نیست که چهار تا ماده بنویسند. نقاط مختلف مملکت فرق دارد و از حیث برداشت و کشت و زحمات مالک و زارع خیلى متفاوت است. باید یک آیین‌نامه‏ جامع و صحیحى،، حتى براى نواحى مختلف ممکن است آیین‌نامه‏‌هاى مخصوص تهیه شود،، براى نواحى خوزستان یک جور،، براى مازندران یک جور،، اراضى قشلاقى یک جور آنجایی که قنات است یک جور،، رودخانه یک جور،، تمام اینها باید پیش‌بینى شود راجع به این سؤال هنوز جوابى به من داده نشده،، یکى راجع به وضع زندانیان است که خود بنده افتخار همکارى با این زندانیان را چندى‏ پیش داشتم. منتها بنده در مریضخانه بودم و راحتتر زندگى می‌کردم. هر وقت می‌رفتم در داخل زندان آن هم در تمام بندها من نرفتم‌، خیلى وضعیت آنها بد بود اخیراً که دادستان دیوان کشور که همش را صرف دیدن زندان‌ها کرده است یک قضایایى نقل می‌کرد که حقیقتاً تأثر‌آور بود و اینجا حقیقتاً باید یک توجه مخصوصى بشود راجع به قضایاى زندان من یک روز گفتم که دوره استبداد فکرشان براى اصلاح امور جامعه با آن که هیچ چیز نبود فقط یک شاهى بود فرمانرواى مطلق طبقاتى براى عذاب دادن براى تنبیه قائل می‌شدند براى تنبیه نمی‌شود همه را مثل هم قرار داد یک عده مقصرین سیاسى را می‌فرستادند به اردبیل،، می‌فرستادند به کلات ولى در آنجا آزاد بودند بعضى دیگر که وزیر بود مورد غضب شاه که واقع می‌شد این را می‌گفتند که برود حاکم کاشان بشود این یک توهینى بود که تنبیه بشود که کار غلط نکند ولى اگر اشخاص تحصیلکرده اشخاص فاضل به عنوان مقصرین سیاسى اینها را بگذارند آنجایی که چاقوکش و دزد و جیب‌بر و اینها هستند اینها همه را با اسم و با یک چوب برانند این بر‌خلاف اصول است‌، بر‌خلاف مصلحت است (صحیح است) و این زندان‌ها یک کلاس‌هایى براى تهیه کردن مجرمین است و یک مرگ تدریجى است براى یک طبقه و باید اینها در آیین‌نامه‏ و در مقرراتش تجدید نظر اساسى بشود و این اصول باید به کلى اصلاح بشود و وزارت کشور و وزارت دادگسترى باید در این موضوع با دقت بیش‌ترى به وضعیت این بدبخت‌ها توجه بکنند و وسیله تربیت و ترقى این طبقه را فراهم بکنند در بعضى نقاط هست که حقیقتاً دولت کلاس باز کرده یکى زندان است باید کلاسى باشد که مجرم وقتى آنجا می‌آید اخلاق حسنه تحصیل بکند بیاید بیرون نه این که یک شخص بی‌گناهى را ببرند آنجا مثل آقاى آزاد 14،‌ 15 سال بلاتکلیف این آقاى آزاد حبس نبود 14‌، 15 سال در مجلس براى تعیین تکلیف مانده بود از این طبقه ما خیلى داریم در مجلس که براى تعیین تکلیف اشخاص را بردند اینها یک مدتى ماندند کم کم خوى بد همنشین در آنها اثر کرده است اگر مردمان صالحى بودند خراب هم شده اند،‌ حالا آقاى آزاد اگر با ما همنشین شده است خراب شده است این بحث دیگری است این موضوع را باید مخصوصاً وزارت کشور و وزارت دادگسترى توجه بکنند بنده افتخار دارم که من را دعوت کنند چون هم در دادگسترى بودم هم در مجلس می‌توانم یک نظریاتى بدهم به آقایان یک راه اصلاحى باشد و این بیچاره‌ها نجات پیدا کنند یکى این وزارت کار است که ما چندین سؤال کردیم راجع به کارگیرى نفت وضعیت مسلولی‌شان وضعیت اخراج دسته‌جمعى آنها و براى جواب هیچ کدام حاضر نشدند دسته دسته آمدند در مجلس متحصن شدند و بعد رفتند و حالا یک نغمه‌هاى دیگرى هم اضافه شده است و من خیلى متأسفم که یک جمله‌اى را باید بگویم که مأمورین دولت به جاى این که از طبقه ایرانى و کارگر و عمله خودمان حمایت بکنند وقتى اقتدارات به آنها داده شد حکومت نظامى‌در آنجا اعلام کردند آنها منافع خارجى‌ها را حمایت مى‌کنند و کارگرهاى ما را تحت فشار قرار می‌دهند یک محمدى بختى است این را من می‌شناسم این آدم که آنجا نماینده کارگرها بود در آبادان موقعى که نماینده به خارج مى‌فرستادند دو تیپ بوده‌اند توده‌ای‌ها نماینده‌اى داشتند این نماینده ضد توده‌ای‌هاى کارگرهاى کمپانى نفت بوده از وقتى که رفته آنجا مدافع حقوق کمپانى غاصب نفت نبوده مدافع حقوق کارگرهاى کمپانى بوده این دفعه که رفت آنجا او را مورد بغض قرار دادند و دیگر نگذاشتند در آنجا کار و زندگى بکند و از آنجا بیرونش کردند در اهواز تحت تعقیبش قرار داده‌اند به شوفرى هم راضى شده است نمى‌گذارند کار بکند اخیراً هم که وارد هیچ جریانى نبوده باز در این حکومت نظامى ‌شنیده‌ام که این بیچاره را گرفته‌اند و توقیف کرده‌اند شنیده‌ام که چند نفر دیگر امثال اینها را گرفته و توقیف کرده‌اند این فشارى است که به طبقه کارگر ایرانى وارد می‌آید در صورتی که امروز این بازی‌هایى که در کمپانى نفت هست این اعتصاب‌ها

+++

من معتقدم که صدى صد محرک و مسببش خود کمپانى غارتگر نفت است شب عید نوروز می‌آیند صدى سى حقوق کارمند و کارگر را کم می‌کنند قهراً که ناراضى می‌شود و سر و صدایشان ‏بلند مى‌شود و براى این که در خارج تبلیغات سوئى علیه ایران بکنند و براى آنتریک زمینه‌اى درست بکنند که مثلاً فلان کس زد توى گوش حسن‌على‌جعفر اینجا امنیت نیست اینجا چنین نیست و یک بدنامی‌هایى براى ما درست بکنند مقدمه‌اش تهیه همین زمینه‌هاى اعتصاب و دردسرهایى است که ایجاد می‌شود من اگر مطمئن بودم که مأمورین ما که می‌روند آنجا مدافع حقوق ایران و کارگر هستند و جلو آنتریک و تقلب مأمورین کمپانى را مى‌گیرند تقاضا می‌کردم که یکى دو لشکر دیگر هم بروند به خوزستان براى این که ما راجع به نفت خیلى کار داریم و غارت‌هایى که کمپانى نفت از ایران می‌کند باید دستش را کوتاه بکنیم باید مهیاى خیلى مبارزه باشیم باید قواى دولتى در آنجا بروند جلوگیرى بکنند هر فرد انگلیسى را در آنجا باید مواظبش باشند که یک کارهایى براى تخریب نکنند باید اینها را دولت خیلى مواظبت کند تا در کمیسیون نفت تعیین تکلیف نفت بشود این یکى دو ماهى که تعیین تکلیف نفت در کمیسیون نشده و دنیا هم با ایران مساعد است که ملى شدنش را زودتر عملى بکنند درست تخریب در کار است این اعتصاب و این بازی‌ها و هیاهویى که کمپانى درست کرده براى تخریب این دستگاه و بد‌نام کردن ملت ایران است در صورتی که ملت ایران یک ملتى است که روزگار متمادى فشارهاى زیادى دیده تجارب زیادى آموخته و حس مقاومتش شدید است در مقابل شداید با صبر و حوصله مقاومت می‌کند یک ملتى نیست که یک کارهاى بی‌ربط و وحشی‌گرى بکند وقتى که آنها وحشى بودند و صید ماهى راه معاش‌شان بوده تمدن در این مملکت بوده در همین خوزستان آثار تمدن قدیم هست و به یک همچو ملت قدیمى‌دارند در دنیا رادیو و روزنامه‌هایی که با پول کمپانى اداره می‌شوند هى حمله می‌کنند و توهین می‌کنند و وزارت خارجه مرده ما ساکت و صامت نشسته و هیچ مدافعه نمی‌کند یک کلمه حرف نمی‌زند من این وزارت کار را فکر می‌کنم که منحلش بکنیم براى این که مدافع کمپانى است عملش به نفع کمپانى است حقوق‌شان را بروند از کمپانى بگیرند و ما صرفه‌جویى بکنیم و در مملکت از شر اینها راحت باشیم یک موضوع دیگرى را هم که می‌خواهم عرض بکنم موضوع حکومت نظامى مرحوم است مرحوم حکومت نظامى موقعی که روى کار آمد روزنامه‌هایى را که قبل از حکومت نظامى یک چیزهایى نوشته بودند که ممکن بود مورد تعقیب واقع بشوند او آمد براى حرف‌هاى گذشته اشخاص را گرفت در صورتی که خارج از صلاحیت حکومت نظامى بوده حکومت نظامى براى این است که اگر بلوایى انقلابى جریان پیش آمد جلوگیرى بکند نه این که انتقام بگیرد که تو پریروز به فلان کس فحش دادى حالا من می‌خواهم پس گردنت بزنم حق نداشت حکومت نظامى این عمل را بکند در همان روز اول و دوم عید بود که جوانى آمد منزل من گفت من رازانى هستم روزنامه‌اى دارم و نمی‌گویم که روزنامه من معصوم است کار غلط کردم ولى قبل از حکومت نظامى عمل شده حکومت نظامى فرستاده پدر من و برادر من را گرفته و حبس کرده شما اگر می‌توانید اقدامى بکنید من خودم می‌رو‌م به محبس آنها را ولشان بکنند گفتم من ارتباطى با حکومت نظامى ندارم و حکومت نظامى را قانونى نمی‌شناسم که وارد مذاکره بشوم این بود که تلفن خدمت آقاى وزیر دادگسترى کردم ایشان هم اظهار مرحمت کردند و آمدند آنجا این موضوع را هم خدمتشان عرض کردم شرحى آن شخص نوشته است به وسیله جناب آقاى دکتر شایگان به مجلس شوراى ملى در تاریخ پانزده فروردین راجع به همین جریان نوشته ولى پریروز که مجلس تعطیل شد من منزل رفتم بخوابم دیدم تلفن صدا کرد برداشتم گفت من رازانى هستم برادر من که بیگناه بوده او را به شش ماه حبس محکومش کردند چون حکومت نظامى‌که ملغى شده بود دیگر وحشتى نداشتم رفتم در شهربانى که احوال برادرم را بپرسم به امر حکومت نظامى مرحوم پلیس مرا گرفته و آورده حبس کرده من نمی‌دانم به کى مراجعه بکنم حکومت نظامى اعلام شده که ملغى است ولى به امر اوامر گرفته‌اند و الساعه در توقیف‌گاه هستم و من از آنجا به شما تلفن می‌کنم که شما سابقه وضعیت مرا که می‌دانید کمک کنید که به کارم رسیدگى بکنند من گفتم که شما به وزیر دادگسترى و آقاى دادستان مراجعه بکنید من چه کار می‌توانم براى شما بکنم این از آثار شوم حکومت‌هاى بى‌مطالعه و خودسر

است در این مملکت باید در این قسمت دقت بشود و جلوگیرى بشود که نظایر پیدا نکند من این کاغذ را به مقام ریاست تقدیم می‌کنم و دولت هم لابد توجهى به این قسمت می‌کند در موضوع این تصویب‌نامه‌هاى اخیر هم من یک عرایضى داشتم که از موقع استفاده می‌کنم عرض می‌کنم امور اقتصادى یک امورى است خیلى دقیق مثل حساب و ریاضى است یک ریاضى خیلى قوى که هر کس نمی‌تواند مسائل مشکل را حل بکند و باید علماى بزرگى باشند که آن را حل بکنند در زمان شاه سابق آمدند به انحصار تجارت معتقد شدند و به دولت اختیاراتى دادند ولى همیشه از این اختیارات سوء‌استفاده می‌شود در کابینه سابق چندین دفعه تصویب‌نامه‌هایى صادر شد و با هر صدور تصویب‌نامه‌اى اشخاص میلیون‌ها متضرر شدند در این چند روز باز دو تصویب‌نامه صادر شد راجع به صدور پنبه و پشم که البته یک جماعتى در این کار حتماً متضرر می‌شوند ممکن است ورشکست بشوندجماعتى هم از این موضوع منتفع خواهند شد و این کارها بدون مطالعه دقیق اقتصادى به عقیده من مقتضى نیست و دولت باید هیئت علمى براى امور اقتصادى خودش دعوت بکند و اگر چه براى یک ماه چهل روز دو ماه هم باشد استخدام بکند که اینها در این قسمت‌ها مطالعه بکنند مثلاً فلان کس جنسى را باربندى کرده آورده در خرمشهر گذاشته و کشتی‌هاى انگلیسى که آمده بارش را خالى کرده پنبه این را قبول نکرده مثل این که تعمدى است که مال‌التجاره صادراتى ایران بماند و گفته من در بصره کار دارم بار در آنجا انداخته این است جریان امر حالا هم یک تصویب‌نامه دولت صادر می‌کند که صدور پنبه ممنوع است البته دولت یک قسمت کارخانه‌جات را در نظر می‌گیرد ما هم مخالف نیستیم ولى مصرف کارخانه‌جات نسبت به زراعت و محصول پنبه خیلى کم است پنبه انواع مختلف دارد فقط یک نوع پنبه بومى است که طرف حاجت کارخانه‌جات داخلى است کلیه پنبه را ممنوع‌الصدور کردن این البته به نفع یک طبقه و به ضرر یک طبقه دیگر است و این بالا و پایین بردن سطح زندگى مردم بدون مطالعه مقتضى نیست این کارها بدون مطالعه دقیق از طرف اشخاصى که اطلاعات ندارند به هیچ‌وجه صلاح نیست من که اطلاعات در این قسمت ندارم و می‌دانم آقایان وزرایى هم که در اینجا تشریف دارند مثل من در امور پنبه و پشم بى‌اطلاع هستند باید اشخاص عالم و مطلعى باشند که بدانندکه چه بکنند نه به صرف این که دو نفر یا چند نفرى که در اینجا منتفعند و براى صدور پنبه می‌آیند فلان آقاى وزیر را ببیند و روى خواهش و تمنا که وضعیت چنین و چنان است یک تصویب‌نامه‌اى صادر بشود و اینها استفاده کنند یکى از رفقا می‌گفت جمعى تعهد داشتند براى امور پنبه و نتوانستند‌اند تعهدشان را انجام بدهند نرخ پنبه بالا رفته بود قراردادشان ضرر می‌کرده در قراردادشان شرط بوده است در صورتی که وضع فوق‌العاده پیش بیاید تعهدشان را انجام ندهند این تصویب‌نامه به این اشخاص منفعت می‌رساند چون پنبه را روى آن تعهدى که کرده‌اند باید به آن قیمت سابق پنبه را تحویل بدهند این تصویب‌نامه عذرى می‌شود که آنها از زیر تعهد خود شانه خالى کنند و یک عده‌اى به زحمت می‌افتند و یک عده نفع می‌برند اینها یک چیزهایى است که باید درش مطالعه شود چون وقت من تمام شده نمی‌خواهم زیاد وقت آقایان را بگیرم مطالب دیگر را می‌گذارم به موقع دیگر که برنامه دولت مطرح می‌شود امیدوارم اگر نوبت به من رسید مطالبى را که دارم به عرض آقایان برسانم‏.

رئیس - سؤالاتى که آقایان نمایندگان از دولت پیش کرده‌اند اگر مایل باشند که دنبال بشود یک یاداشتى به اداره قوانین بدهند تا به آقایان وزیران ابلاغ شود که براى جواب هر یک از سؤالاتى که مایلند تعقیب بشود حاضر بشوند آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان - بنده از آقاى ارباب مهدى تشکر می‌کنم که وقت خودشان را تنصیف فرمودند و به آقاى شوشترى و بنده مرحمت فرمودند بنده چند کلمه عرضى داشتم که مى‌خواستم به عرض آقایان نمایندگان محترم و هیئت دولت برسانم البته مسائل گفتنى بسیار زیاد است و ما در موقعى که برنامه مطرح باشد اگر به بنده نوبت رسید بنده عرایض خودم را عرض می‌کنم فعلاً مطلبى که بنده می‌خواستم عرض کنم این بود که در این ایام عید چند نفر از محترمین کردستان که بنده افتخار نمایندگى آنجا را دارم به تهران تشریف آورده بودند و از جناب آقاى آصف و جناب آقاى عباسى و سایر آقایان نمایندگان کردستان تقاضاهایى داشتند که امروز بنده مستدعیات آقایان را در اینجا به عرض می‌رسانم و از هیئت محترم دولت مخصوصاً مخاطب بنده جناب آقاى سرتیب ارفع وزیر محترم راه خواهد بود که در این قسمت توجه بفرمایند (عده از نمایندگان - آقاى سرلشکر ارفع نه سرتیپ) ببخشید آقاى سرلشکر ارفع و انشاء‌الله سال دیگر سپهبدیشان را بنده خودم عرض خواهم کرد عرض کنم رئیس انجمن شهر کردستان و هم چنین شهردار آنجا اخیراً به تهران آمده بودند و راجع به قانونی که از مجلس شوراى ملى گذشته بود استدعا داشتند که دولت در این خصوص توجهى بفرمایند آقایان نمایندگان محترم مستحضر هستندکه در چند سال قبل یک قانونى از مجلس گذشت که مالیات نفت و بنزین را بگیرند براى آسفالت و این پول جمع شده در چند ماه پیش در یک تبصره‌اى ما به مجلس پیشنهادکردیم و مجلس شوراى ملى هم تصویب فرمود که در صورتی که شاهراه‌هاى عمومى از

+++

وسط شهرها عبور بکند آن قسمتى که از شهر عبور مى‌کند مشمول این قانون بشود و آنجا را آسفالت بکنند (صحیح است) یک شاهراه بزرگى است که از کرمانشاه شروع می‌شود و می‌رود به آذربایجان و از سنندج و سقز هم رد می‌شود این است که ما تقاضاى اهالى کردستان را در این قسمت که یک تقاضاى قانونى و مشروعى است به عرض می‌رسانم و بنده از جناب آقاى وزیر راه تمنا می‌کنم که توجه بفرمایند که از این عایدات آسفالت قسمتى از این شاهراه که از سنندج و سقز عبور می‌کند آسفالت بشود ما سابقاً در این خصوص مکاتبه کردیم و در سال گذشته وزارت راه به موجب نامه رسمى‌که به خود بنده نوشته تعهد کرده در سال 1330 این قسمت را عملى بکند این است که من از جناب آقاى تیمسار سرلشکر ارفع تقاضا می‌کنم که به این موضوع توجه بفرمایند و اما عرض دوم بنده هم که آن را هم راجع به یک شاهراهى است که از کرمانشاه شروع می‌شود و می‌رود به آذربایجان به اسم راه کرمانشاه به میاندوآب و چندین سال است که ما راجع به این موضوع صحبت می‌کنیم هفت میلیون تومان برآورد این راه شده نقشه‌برداریش هم شده در خود شهر سنندج هم نقشه ساختمان یک پل بزرگى تهیه شده که قرار بود این راه از آنجا عبور کند و از داخل شهر عبور بکند بنده از جناب آقاى وزیر راه استدعا می‌کنم و خودشان موقعیت کردستان را مسبوق هستند که یک حوزه سردسیرى می‌شود تصورش کرد و قسمت عمده راه سقز و بانه و سنندج در زمستان مسدود می‌شود تنها از حالا به بعد می‌شود در آنجا کار کرد این است که بنده استدعا می‌کنم توجهى بفرمایند که این قسمت شاهراه کرمانشاه به میاندوآب که از سنندج رد می‌شود همان طوری که نقشه‌هایش برآورد شده و تنظیم گردیده شروع به ساختمان بشود که ما در مقابل موکلین خودمان لااقل سرافکنده نباشیم و ایام تعطیل عید که انشاء‌الله مجلس اجازه می‌دهد برویم کردستان و جناب آقاى عباسى تشریف می‌برند به سقز آنجا ما بتوانیم بگوییم که ما به دولت پیشنهاد کردیم وجناب آقاى نخست وزیر هم به جناب آقاى وزیر راه سفارش فرمودند که این کار انجام شود.

رئیس - آقاى شوشترى‏

شوشترى – بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. من یک شوخى هم می‌خواهم بکنم یک کسى نوشته بود که فلانى روضه‌خوانى کرده است بلى افتخار می‌کنم اگر روضه‌خوان باشم و افتخار می‌کنم همان طور که عکس پهلوانى مرا توى روزنامه چاپ کرده بودند پهلوان باشم بلى پهلوان بودم ولى جام باده و لوله وافور دستم نبود که جزو ادبا محسوب شوم پهلوان بوده‌ام و روضه خوانده‌ام عرضى که می‌خواهم بکنم جناب آقاى دکتر مصدق آقایان نمایندگان محترم هیئت دولت توجه بفرمایند ما یک رأیى به اتفاق آرا در مجلس شوراى ملى و مجلس سنا براى استیفاى حقوق از دست رفته ملت ایران داده‌ایم و این رأى قوى و مستحکم و هیچ محفل و هیچ دولت و هیچ کس در هیچ جاى دنیا غیر از خود ایرانى حق ندارد درباره او اظهار نظر بکند. براى گرفتن نتیجه مطلوبه و رسیدن به آن غایت میل و منظورى که ملت ایران دارد ممکن است با تشنجات مخصوصى توأم بشود و نگذارند که ما در دو ماه استیفا بکنیم و نقشه اساسى بریزیم از این جهت ناچارم از پشت این میز به آقایان ارباب جراید تذکر بدهم که هر قدر نسبت به من بى‌لطفى بکنند فرقى نمی‌کند بعد هذاالیوم یوم بین من و هر کسى که به من افترا می‌زند در آن وادى محاکمه می‌شود چه وکیل بشوم چه نشوم خلع لباس هم اگر بکنم باز سید محمد‌على شوشترى هستم به شما می‌گویم آقایان ارباب جراید. آقایان نمایندگان محترم و هیئت محترم دولت دست‌هاى مرموز می‌خواهند نگذارند ملت ایران از حق مشروع خود استفاده بکند چه می‌کنند؟ به نحوه‌اى، به شکلى، به طرزى بر وفقى وارد می‌شوند که به درک ولا وصف است آقا با حیات مملکت دارد بازى می‌شود این که آقاى اسلامى می‌آیند می‌گویند که در بین‌النهرین یا در فلان جا فلان نسبت را به ملت ایران به دولت ایران و ایرانیان می‌دهند همین حرف‌ها باید با یک بیانى فصیح با یک صداى قوى پشت این تریبون گفته شود تشریح بشود موضوع پنبه و پشم به عقیده من یکى از آن مرموزات است این شاهکار روضه‌خوانى است چرا ما پارسال نه هزار و کسرى تن پشم داشتیم جناب آقاى وارسته وزیر محترم دارایى به شما ارادت دارم با شما رفیقم امسال روى حساب 15 هزار تن پشم داریم کیلویى دو دلار در خارج خریدارى می‌شود تنش را حساب بفرمایید چقدر می‌شود قیمتش را حساب کنید براى مملکت 150 میلیون تومان می‌شود یا نمی‌شود؟ پریروز آقاى اخوی یکى از تجار محترم بندر گز آمده بود تهران به من اظهار کرد فلان مقدار پشم و 48 تن پنبه را در اسفند ماه بخرم شهر بردم و آنجا خواستم بار بکنم روى این تصویب‌نامه در صورتی که من 150 هزار تومان تعهد بانک دارم و اینها قیمتش پانصد هزار تومان است من ورشکست می‌شوم چرا این کار را می‌کنند امروز تجار محترم و نمایندگان اطاق بازرگانى تهران تشریف آوردند مجلس در هیئت رئیسه حضور جناب آقاى رئیس مجلس این شرح را نوشته امضا کردند بنده معتقد نیستم کارخانه خوابیده شود بنده معتقد نیستم کارگر کارخانه از کار بیفتد ولى این نکته را صریح می‌گویم که فلان کارخانه‌چى که شب می‌خواهد چند هزار تومان پول قمار بدهد پولش را ملت ایران نباید بدهد (صحیح است) آقا توجه بکنید اگر آنها می‌خواهند به قیمت عادله بازار بین‌المللى پنبه مردم پشم مردم را بخرند به زور دولت کسى مانع نیست ولى با این ترتیب به صورتى در می‌آید که امسال سطح کشت گرگان را ببینید والله یک دفعه دارد راکد می‌شود چرا؟ براى این که فلان کارخانه‌چى می‌خواهد جنس را به هر قیمتى که می‌خواهد بخرد فلان کارخانه‌چى چه می‌گوید اگر راست می‌گوید اگر با ملت سر و کار دارد باید جنس مردم را 30 درصد 40 درصدش را در بانک تعهد بسپارد و روى قیمت عادله بخرد مردم را بیچاره نکند و سطح کشت مملکت را پایین نیاورید در این قسمت چون آقایان محترم مطالب را فرمودند و من در اطراف فرمایشات آقایان نمی‌بایستى توضیحى بدهم فقط به عنوان رمز تشنج در مملکت این مطلب را عرض کردم و چون جناب آقاى علاء را شخصاً و سفراً و حضراً شناخته‌ام و به ایشان ارادت دارم استدعا می‌کنم توجه مخصوصى بفرمایند علاوه از لغو این تصویب‌نامه طورى بشود که کارخانه‌ها هم اداره بشوند که نه سیخ بسوزد نه کباب این نامه را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم (احسنت)

3 - قرائت نامه بانک ملى به تاریخ اجراى قانون جمع‌آورى اسکناس

رئیس - نامه‌اى از بانک ملى رسیده که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت می‌شود)

ریاست مجلس شورای ملى‏

به طوری که استحضار دارند در جلسه مورخه 17 اسفند ماه 1329 مجلس شورای ملى طرحى به قید سه فوریت راجع به جمع‌آورى اسکناس‌هاى پانصد هزار ریالى و تعویض آنها با سایر اسکناس‌ها در ظرف مدت 3 ماه به تصویب رسیده است که تاریخ اجراى آن تصریح نشده از این جهت بانک ملى ایران هنگام اجراى قانون مزبور با اشکالاتى مواجه شده است با توجه به مفاد طرح لایحه دولت که در آن قید شده بود" از تاریخ تصویب این قانون تا...." اسکناس‌ها از جریان خارج خواهد شد و لایحه مزبور هم حتى به تصویب کمیسیون‌ها‏ى دارایى و اقتصاد رسیده است و با امعان نظر به این که در جلسه سه‌شنبه مورخ 15 اسفند ماه 1329 مجلس موقع طرح لایه اجازه انتشار اسکناس طى سایر پیشنهادات مدت تعویض شش ماهه لایحه پیشنهادى دولت به چهار ماه از تاریخ تصویب تقلیل داده شده و آن هم به تصویب رسیده است و با در نظر گرفتن مذاکرات نمایندگان مجلس در جلسه مورخ اسفند ماه 1329 که از فحواى آن فوریت قضیه و تسریع در اجراى متن قانون مستفاد می‌شود تقاضا دارد براى رفع محظورات بانک ملى به هر وسیله‌اى که مقتضى می‌دانند اقداماتى معمول فرمایند که تاریخ قطعى اجرای لایحه قانون مزبور معلوم و معین شود تا بانک ملى بتواند تاریخ انقضاى مهلت قانونى را به اطلاع عامه برساند.

بانک ملى ایران‏

کشاورز‌ صدر - کى نوشته؟

رئیس - بانک ملى نوشته است .

کشاورز‌ صدر - بانک حق ندارد بنویسد من اخطار قانونى دارم.

رئیس- آقاى فولادوند.

غلامرضا فولادوند- اشکالى که براى بانک پیش آمده روى پیشنهادى است که یکى از نمایندگان دادند که از تاریخ تصویب ظرف چهار ماه و آن پیشنهاد رد شد بعداً قانون گذشت که در ظرف 3 ماه اسکناس‌هاى پانصد ریالى و هزار ریالى جمع‌آورى بشود بدون قید این که از تاریخ تصویب باشد اما ماده 2 قانون مدنى تکلیف این کار را به طوری که استحضار دارید روشن کرده است و این ماده را بنده عیناً قرائت می‌کنم ماده 2 می‌گوید که" قوانین در تهران‏ ده روز پس از انتشار و در ولایات بعد از انقضاى مدت مزبور به اضافه یک روز براى هر 6 فرسخ مسافت تا تهران‏ لازم‌الاجرا است مگر این که خود قانون ترتیب خاصى براى موقع اجرا مقرر کرده باشد" (صحیح است) چون ترتیب خاصى براى این قانون مقرر نشده است این قانون مطابق ماده 2 قانون مدنى بایستى اجرا شود یعنى بعد از تصویب مجلسین و توشیح ملوکانه و انتشار در روزنامه ده روز بعد از انتشار در تهران‏ و در ولایات بعد از این ده روز به فاصله هر 6 فرسخ یک روز قابل اجرا است (شوشترى - خارج از کشور چطور؟) آقاى شوشترى هر کس به هر یک از شعب بانک ملى ایران بخواهد پولش را تحویل بدهد بعد از انتشار و پس از 10 روز در تهران‏ و در ولایات بعد از همان 10 روز به اضافه یک روز براى هر 6 فرسخ (تیمورتاش - آقا این غلط است ممکن است بگوید در لندن بودم دو سال بعد بیاورد) به عنوان این که

+++

بگوید اسکناس من در لندن بوده است به او وقت نمی‌دهند چون خارج از کشور است و خارج کردن اسکناس از کشور ممنوع است.‏

چند نفر از نمایندگان - آن اصلاً قاچاق است

رئیس - اگر آقایان موافقند همین طور جواب بانک را بدهیم

کشاورز ‌صدر - اخطار نظامنامه‌اى دارم .

رئیس - طبق چه ماده‌اى؟

کشاورز‌ صدر - بر طبق ماده‌اى که راجع به طرح‌ها و لوایح و تفسیر است و اخطار بنده این است که رئیس بانک ملى در مجلس عنوانى ندارد

رئیس - بر طبق ماده 79 من خودم تشخیص دادم که لازم است این نامه قرائت شود.

کشاورز ‌صدر - عرض بنده هم همین است که تفسیر هم در مجلس به این کیفیت نمی‌شود کرد و نباید معمول شود و باید تفسیر هم همان طوری که آیین‌نامه‏ مقرر داشته مطرح بشود موافق و مخالف حرف بزنند و نامه بانک هم جز به عنوان این که یک فرد عادى نامه‌اى فرستاده اثرى ندارد یا دولت چیزى بنویسد تا مطرح شود و یا نمایندگان بنویسند و الان این نامه مطلقاً اثر ندارد و جواب فرستادن هم مورد ندارد.

رئیس - بنده بر طبق ماده 79 چون موضوع مهمى بود به اطلاع مجلس رساندم و حالا هم بحثش به میل مجلس است که بخواهد مورد بحث قرار بدهد یا نه چون بانک در یک وضعیتى قرار گرفته که نمی‌داند چه روزى را مبدأ سه ماهه قرار بدهد این را باید مجلس تعیین بکند به هر حال باید این معین بشود اگر میل دارید امروز مطرح بشود یا بعد.

کشاورز‌ صدر - قانون مدنى تعیین کرده است

اردلان - براى بعد نمی‌شود قانون تکلیفش را معلوم کرده است

رئیس - طرح می‌کنیم و نظر مجلس را به بانک ابلاغ می‌کنیم من مطابق ماده 79 هر مطلب مهمی‌باشد به اطلاع مجلس می‌رسانم. آقاى کشاورز‌ صدر متوجه باشید که طبق ماده 79 این عمل شد .

کشاورز ‌صدر - بنده نظرم این بود که باید مطرح شود و الا به خواندن مراسله اعتراضى نداشتم.‏

4 - طرح برنامه دولت آقاى علاء نخست وزیر

رئیس - برنامه دولت مطرح است و چون طبع و توزیع شده است دیگر قرائت کردن هم لازم نیست آقاى آشتیانى‌زاده‏ بفرمایید.

آشتیانى‌زاده ‏- خداوند بزرگ متعال را به شهادت مى‌گیرم که در راه انجام وظیفه خطیر و مهمى‌که به منظور حفظ حقوق ملت ستمکش ایران بر عهده گرفته‌ام تا آنجا که در ید امکان من است کوتاهى نکنم و تا پاى مرگ نسبت به این اصل مقدس وفادار باشم‏.

آقایان محترم من از پشت این تریبون تنها شما را مورد خطاب قرار نمی‌دهم من می‌خواهم صداى ضعیف و ناتوان من از ستون‌هاى ضخیم این تالار عبور کند و همراه امواج هوا به گوش میلیون‌ها مردم فقیر و زحمتکش و بى‌پناهى برسد که چشم امیدشان در حال حاضر به ما دوخته شده و از ما انتظار دارند که احساسات پاک و صمیمانه و میهن‌پرستانه آنها را مورد معامله قرار ندهیم و به نام دلسوزى و غمخوارى ملت بر سر نعش او معامله نکنیم و همین طور که شروع کرده‌ایم شرافتمندانه این مبارزه مقدس را تا آخرین لحظه براى ملت ایرن و براى استیفاى حقوق مردم ستم‌کش ادامه دهیم و شهوت جاه و مقام چشم‌هاى ما را ذخیره نکند.

اکنون در مجلس مجموع این وظایف سنگین که روزى بر دوش چندین نفر تقسیم می‌شد فقط باید بر دوش لاغر و ناتوان من بار شود و من از خداوند متعال مسئلت دارم که آن قدر توانایى به من بدهد که بتوانم این بار وجدانى را به سلامت به مقصود برسانم (انشاء‌الله)

در مقابل دولت حاضر اقلیت سابق و اکثریت هر دو سکوت موافقت‌آمیز دارند. آقاى دکتر مصدق از دوست سى ساله خودشان یعنى آقاى علاء اظهار تشکر می‌کنند که بعد از ارتکاب یک جرم یعنى اعلام حکومت نظامى‌در روزی که مجلس باز می‌شد و مسلماً این اقدام جنایتکارانه مورد اعتراض نمایندگان محترم قرار مى‌گرفت از روى خدعه و تدلیس حکومت نظامى را لغو کرده‌اند اقلیت محترم سابق مجلس که فریاد ملت‌خواهى و اعتراض‌شان پشت خائنین را می‌لرزاند چنان با اعصاب آرام و خیال راحت این دولت مرموز و ماسک‌دار را استقبال کردند و چنان به آرامى از او استقبال نمودند که همه فهمیدند دولت آقاى اعلاء آنچنان دولتى است که مسلمانش به زمزم شوید و هندو بسوزاند هم دکتر طاهرى طرفدار او است. و هم مورد تقدیر دکتر مصدق می‌باشد. یعنى این دولت دولت ایده‌آل است و تمام آمال کسانى که چند ماه جنگ کردند روى کار آوردن چنین حکومتى بود.

اگر حقیقتاً چنین است من عقیده ندارم که اقلیت محترم در عین حال که با دولت حاضر موافقت دارند تظاهر به مخالفت کنند بلکه خوب است علناً ورقه‌هاى سفید خود را به دولت بدهند و مسئولیت اعمال او را نیز به عهده بگیرند زیرا در حال حاضر از اعضاى محترم جبهه ملى در هیئت دولت آقاى علاء شرکت دارند و سکوت گران‌بهاى آقایان در مقابل دولت حاضر بسیار موفقیت‌آمیز است آنآن که به صد زبان سخن می‌گفتند آیا چه شنیدند که خاموش شدند.

در هر صورت مقصود من خداى نکرده ایراد به سبک کار آقایان محترم جبهه ملى نیست زیرا بنده همه آقایان را به استادى قبول دارم و امیدوارم در تشخیص کنونى خود نسبت به دولت آقاى اعلاء مصاب باشند و این دولت همان دولت ایده‌آلى باشد که تصمیم ملت ایران را دائر به ملى شدن صنعت نفت به موقع اجرا بگذارد. (جمعى از نمایندگان - آقاى ملى شده) بلى ما اینجا نشسته‌ایم و نفت هم دارد خارج می‌شود ولى گناه نیست که بنده جور دیگرى فکر کنم و این تشخیص را قبول نداشته باشم و معتقد به فرمایش شهید کبیر سید حسن مدرس باشم مرقوم فرموده بود با عمله یهودى مسجد و با عمله مسلمان کلیسا نباید ساخت بنده عقیده ندارم که یک فراماسون که خود قرارداد 1933 بوده به اتفاق کسانی که عضویت فراماسونى دارند یا در مجلس تصویب قرارداد عضو کمیسیون امور خارجه بوده‌اند و یا مارک شخص انگلیسى به پیشانى مبارک‌شان هست بشود نفت را ملى کرد جناب آقاى علاء جواب بفرمایید جزو هیئت امضا کننده قرارداد بودید یا خیر؟

چند نفر از نمایندگان - بعداً جواب مى‌دهند.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده‏ صحبتتان را بفرمایید.

آشتیانى‌زاده ‏- مگر آن که خداى نکرده معتقد باشیم که ملى شدن صنعت نفت مساوی است یا قرارداد 1933 ... در هر صورت بنده در اظهار مخالفت نسبت به کابینه آقاى علاء تنها هستم ممکن است عده‌اى از موافقین ایشان هم در ردیف مخالف اسم بنویسند ولى می‌دانم که در این مبارزه مشکل فعلاً کسى با من نیست کسی که عضو هیئت امضا کننده آن قرار داده بوده حالا که نفت ملى شده باید نخست وزیر بشود؟

آقایان محترم اکثریت قاطع دارید مى‌توانید مانع از حرف زدن من بشوید می‌توانید از اظهارات من جلوگیرى کنید می‌توانید در میان صحبت من شلوغ بفرمایید (عده‌اى از نمایندگان - ابداً) می‌توانید مرا کتک بزنید سرم را بشکنید (بهادرى - استغفرالله) از مجلس اخراجم کنید هزار نسبت ناروا به من بدهید تمام اینها در قدرت شما هست و من هم هیچ وسیله دفاعى ندارم و با این وصف به میدان آمده‌ام و از هیچ مخاطره‌اى نمی‌ترسم و به هر کیفیت باشد آنچه می‌اندیشم به سمع ملت ایران خواهم رساند (حاذقى‌- نهایت آزادى است و خبرى هم نیست) جنابعالى چهار سال است که اینجا هستید و می‌گویید هیچ خبرى نیست و هر کس هم آمد فرمودید مبارک است.

چون در جلسه پیش چند نفر زمزمه کردند که مخالفت من با کابینه آقاى علاء به خاطر علاقمندى به زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه است (صحیح است) من صریحاً در اینجا اظهار می‌کنم که ابداً چنین نیتى ندارم وانگهى معقول نیست که آقایان یعنى اکثریت قاطع مجلس موافق این دولت و مخالف قوام‌السلطنه باشید و من یک نفر بخواهم این دولت را ساقط کنم و دولت دیگرى بیاورم. اگر قوام‌السلطنه یا دیگرى بخواهند زمامدار شوند باز خود شما هستید که باید رأى ‏بدهید و شاه مملکت است که باید به او فرمان بدهد. من ضعیف چه کاره هستم که در مقابل این قدرت عظیم بخواهم ایستادگى کنم. این است که خواهش می‌کنم عرایض مرا حمل به غرض شخصى نکنید و براى هو کردن من وسایل دیگرى اختراع فرمایید (حاذقى - هو در بین نیست)

دیروز روزنامه شاهد ارگان جبهه محترم ملى جواب بیانات روز یکشنبه مرا در مورد حمله به اعمال بى‌رویه دولت آقاى علاء به صورت کنایه و مسخره در آورده بود (یکى از نمایندگان - چى نوشته بود) مرقوم فرموده بودند که من گفته‌ام با مخالفت با دولت می‌خواهم مثل دکتر بقایى وجیه‌المله شوم ولى با هر سبزى نمی‌شود قرمه سبزى درست کرد.

بنده کار ندارم که وجاهت ملى در اصطلاح روزنامه شاهد چه شد که در انحصار آقایان درآمد و اگر دیگران براى حفظ حقوق ملت صمیمانه فداکارى کنند از آن سبزى نخواهند بود و آقایان این کارها را به صورت دکانى بالاى دکان خودشان تلقى می‌فرمایند.

بنده پشت این تریبون عرض می‌کنم که مقصود من از ذکر حقایق کسب وجاهت ملى نیست- این وجاهت ارزانى آقایان باشد و امیدوارم موفق شوند وجاهت خودشان را همیشه حفظ کنند- همچنین بنده مى‌دانم که مخالفت با دولتی که آقایان وجهات ملت طرف‌دار آن هستند کار خطرناکى است زیرا امروز اگر آقایان ما است را سیاه و ذغال را سفید بگویند عده

+++

باور خواهند کرد و گاهى تذکر این گونه مطالب ممکن است با نیش چاقوى هواخواهان آقایان مواجه شود ولى همان طور که روزنامه محترم شاهد به کنایه مرقوم داشته‌اند بنده یک تنه وارد میدان مبارزه می‌شوم و چشم‌داشتى هم به سرمایه وجاهت ملى آقایان ندارم و از خداوند مسئلت دارم که همیشه آقایان را در نبات خیر موفق بدارد گر چه به من فحش بدهند مرا مورد عذاب و شتم قرار دهند.

از روزنامه وزین شاهد و دوست محترم آقاى دکتر بقایى هم ابداً نمی‌رنجم زیرا وظیفه روزنامه طرفدار دولت حمله به مخالف دولت است به علاوه به قول شاعر شیرازى.

فحش از دهن تو طیبات است نیش از قبل تو نوش‌دارو است‏

بنده با دولت آقاى علاء مخالفم. مخالفت من با شخص ایشان و با دولتى که تشکیل داده‌اند مبنایى جز علاقه به حفظ منافع مملکت و صیانت حقوق ملت ایران ندارد.

هیچ سابقه کدورتى میان بنده و آقاى علاء یا وزرای ایشان وجود ندارد و با غالب آقایان سوابق دوستى و ارادت دارم ولى هیچ‌ وقت دوستی‌هاى شخصى را وسیله اغماض در خطاکارى‌هاى سیاسى و مملکتى قرار نمی‌دهم.

قضاوت من راجع به آقاى علاء پیش از قبول مقام نخست وزیرى تا این درجه تند نبود یعنى من متوجه نیات باطنى ایشان نبودم یکى دو روز بعد از ترور رزم‌آرا قبل از زمامدارى آقاى علاء از ایشان سؤال کردم که جنابعالى چه نظرى دارید؟

ایشان گفتند عاجز از قبول یک چنین مسئولیتى هستم و ضعف مزاج من هم اجازه قبول چنین کارى را نمی‌دهد به خیلى از آقایان دیگر هم که با ایشان صحبت کرده بودند و آقاى علاء رد کردند.

من وقتى استنکاف آقاى علاء را شنیدم خوشحال شدم و پیش خود گفتم لااقل در میان فراماسون‌ها یک نفر پیدا شده است که سوابق اقدامات خود را فراموش نکرده و نمی‌خواهد بار دیگر موجب زیان بدى براى مملکت بشود. هنوز 24 ساعت از این مذاکرات نگذشته بود که شنیدم آقاى تقى‌زاده به آقاى علاء تکلیف قبول زمامدارى کرده‌اند و ایشان که حرف شاه را رد کرده بودند ناچار فرمایش مرشد خود را پذیرفته‌اند و در جلسه‌ای که همان شب در حضور اعضاى فراماسونرى (شوشترى - آقا اصلاً فراماسیون چى هست؟ فارسیش را بفرمایید) تشکیل شده بود تصمیم قطعى بر قبول زمامدارى گرفته شد اینها حقایق است.‏

براى این که دانسته شود موضوع عضویت ایشان در تشکیلات فراماسونرى اتهام نیست و حقیقت است کسانی که علاقمند به تحقیق هستند می‌توانند به مقاله محققان آقاى سعید نفیسى مراجعه کنند که در آن سوابق پدر آقاى علاء یعنى مرحوم محمد‌على علاء‌السلطنه را از شاگردى ملکم خان و عضویت در تشکیلات فراماسونرى و مراحل ترقى و تعالى ایشان را در تمام ادوار زندگى سیاسى‌شان شرح داده و آقاى میرزا‌حسین معین‌الوزرا یعنى همین آقاى علاء را نیز حلاجى کرده است آنچه به زمان همه ما نزدیک است عضویت آقاى علاء در حزب ترقى یعنى شعبه علنى فراماسونرى ایران می‌باشد که در رأس آن آقاى حکیم‌الملک و آقاى تقى‌زاده بوده‌اند.

بنده اینجا وارد تفصیل نمی‌شوم و نمی‌خواهم وقت آقایان را تضییع کنم.‏

این که چرا آقاى علاء نخست وزیرى را با وجود اصرار شاه و سایرین اول قبول نکردند و بعد بنا به توصیه تقى‌زاده و حکیم‌الملک قبول نمودند دلیل واضحى دارد و آن این است که ایشان از اجراى اوامر رؤساى لژ فراماسونى قدرت سرپیچى ندارند و ناچار باید اطاعت کنند.

این که چرا آقاى علاء را در چنین ایامى براى خدمتگزارى انتخاب کرده‌اند علتش آن است که جناب ایشان یکى از ذخائر معدود تشکیلات فراماسونى ایران هستند که هنوز سر زبان‌ها نیافتاده‌اند و سال‌هاى سال از محیط ایران دور بوده‌اند و تبلیغات کافى در غیاب به نفع ایشان شده است و به عنوان یک ماسک به خوبى می‌شد از وجود مبارک‌شان استفاده کرد.

در باب وطن‌پرستى و آزادی‌خواهى آقاى علاء خیلى حرف‌ها زده اند بنده هیچ شکى ندارد که ایشان با همان مفاهیم تقى‌زاده و حکیم‌الملک و ساعد مراغه‌اى وطن‌پرست هستند.

آقایان محترم باید توجه داشته باشید که در صدر مشروطیت تقى‌زاده یکى از برجسته‌ترین احرار ایران بود اقدامات انقلابى او تشکیل کمیته ترور و تأسیس حزب دموکرات به کمک عده دیگر از آزادی‌خواهان همه زیان زد خاص و عام بود.

حکیمى - جفنگ می‌گویید آقا شما فرامرزى برنامه تقى‌زاده که مطرح نیست.

آشتیانى‌زاده ‏- به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم. و این حکایت را آقاى عبدالقدیر آزاد در روزنامه آزاد به عنوان بیانات سردار اسعد با یکى دیگر از بختیارى‌ها چاپ کرده‌اند اینها تاریخ است تاریخ را که نمی‌شود عوض کرد.

حکیمى - کى می‌نویسد این تاریخ را بى‌خود نوشته‌اند.

آشتیانى‌زاده ‏- پس هر کس هر چه نوشته است دروغ و بى‌خود است

بعضى از نمایندگان - آقاى آزاد تشریف آوردند.

آشتیانى‌زاده ‏- آقاى آزاد راجع به جاسوسى آقاى تقى‌زاده در برلن است یک عبارتى در اینجا بنده دارم و این حکایت را آقاى عبدالقدیر آزاد در روزنامه آزاد به عنوان بیانات سردار اسعد با یکى از بختیارى‌ها چاپ کرده است (آزاد - صحیح است) باید بار آورد اول شست بعد توى سرکه ریخت درش را گذاشت چند وقت که ماند بشود بادنجان ترشى سى سال تمام طول کشید تا مردم ایران فهمیدند این سید انقلابى براى چه روزى در انبار فراماسون‌ها ذخیره شده بود. در کابینه قرارداد 1933 غالب فراماسون‌ها عضویت داشته‌اند مرحوم فروغى از رؤساى لژ وزیر خارجه بود تقى‌زاده مدیر دارایى کاظمى وزیر راه نجم‌الملک مدیر کل وزارت دارایى علاء رئیس بانک ملى داور وزیر دادگسترى (بعضى از نمایندگان - رئیس بانک ملى که عضو کابینه نیست) بانک از کابینه مهم‌تر است (شوشترى - مرحوم فروغى خدمت به ایران کرد) بلى اصلاً پنجاه شصت سال است همه مشغول خدمت به این مملکتند (شوشترى - خدمت فروغى روشن است) ما که به فروغى بد نگفتیم گفتم وزیر خارجه بود بنده خودم مرحوم فروغى را معتقدم مرد فاضل و ادیبى بود ولى در 1933 وزیر خارجه بودند (بعضى از نمایندگان - باشد) ابن زیاد هم خوب بود سر امام حسین را هم بریده باشد (شوشترى - چرا توهین می‌کنید آقا) من به فروغى توهین نکردم داور و علاء از طرف دولت مأمور مذاکره در جامعه ملل گردیدند و همان جا طبق دستور سرجان سیمون مقدمات آشتى را فراهم کرده‌اند و بنا به اعتراف تقى‌زاده حسین علاء یعنى این آقاى رئیس‌الوزرا وجیه‌المله طرف شور و شخصاً مؤثر در انعقاد قرارداد 1933 بوده است (حاذقى - گفتند ما مجبور بودیم امضاء کنیم که تا بتوانیم ملى کنیم) من مردم را به شهادت می‌گیرم براى این حرف‌هاى شما پس دعوایتان سر چیست پس این مبارزه‌ها براى چیست؟ مقصود این است که فراماسون‌ها براى انجام کارهاى بزرگ همیشه اشخاص را ذخیره دارند که نامشان به زشتى معروف نشده باشد و مثل خود تقى‌زاده سى سال غلط مشهور می‌شود تا یک روز قرارداد را امضا کند و چنان که ملاحظه می‌کنیم هیچ‌ وقت هم این افراد بیکار نبوده‌اند تقى‌زاده و علاء و دکتر مصدق هر سه مخالف تغییر سلطنت قاجاریه بودند دکتر مصدق در حکومت پهلوى زندانى و تبعید شد ولى تقى‌زاده سفیر لندن و بعد وزیر دارایى و باز سفیر لندن و بالاخره استاد فارسى دانشگاه کمبریج گردید و بعد از شهریور نیز سفیر لندن شد تا آن که از لندن یک سر به مجلس شوراى ملى آمد (حاذقى - مردم تهران انتخابش کردند) (پناهى- از تبریز انتخاب شدند) به خدا این چیزها خجالت دارد اگر ما بگوییم ماست سفید است شما می‌گویید این طور نیست براى این که آقا دلتان نمی‌خواهد این جور باشد دلتان می‌خواهد آقاى تقى‌زاده قرارداد 1933 را امضا نکرده باشد خودش هم گفت من امضا کردم پس خوب است پس باید نفت ملى شود این که جور در نمى‌آید این که با هم تطبیق نمى‌کند. علاء حتى یک روز بیکار نماند و پست‌هاى سفارت لندن و پاریس و واشنگتن به اجاره او داده شده بود مدت‌ها رئیس بانک ملى بود با آن که هیچ گونه تخصصى در امور اقتصادى نداشت و بعد از او هم فرزین یکى دیگر از فرماسون‌ها در این پست مستقر شد (حاذقى - خدمت کرد به مملکت) من تاریخ اینها را ول کن نیستم و تا آخر مجلس خواهم گفت تا وقتى که می‌خواهند مجلس را ببندند همین وزراى ملى مجلس را خواهند بست حالا خواهید دید همین‌ها با این قیافه‌هاى پاک و تمیز مجلس را خواهند بست (حاذقى - مردم ورامین و شهریار واقف می‌شوند به انتخاب) شما حقتان است هر چه می‌خواهید بفرمایید شما موافق‌الدوله هستید عاشق حاکم عراق. تقى‌زاده و علاء از طرف همان سلسه‌اى که مخالف سلطنت آن بودند در تمام مدت مأموریت‌هاى سیاسى و اقتصادى مهم داشته‌اند و علاء دو بار به وزارت دربار همین سلسله منصوب شد. چطور شد که مصدق‌السلطنه تبعید شد به خراسان و همیشه خانه‌اش تحت نظر بود و شما

+++

روزى بیکار نبودید همیشه سفیر کبیر بودید همیشه این جور مخالف خوب است از این راه‌ها براى ما هم پیدا کنید یاد بگیریم اینها هنر دارند اینها می‌آیند اینجا یک بلوف میز‌نند بعد بیست سال سفیر لندن و سفیر پاریس واشنگتن و اینها (محمد‌على مسعودى - همین رویه را ادامه بدهید می‌رسید) صحیح است آقاى مسعودى در صورتى که دکتر مصدق در تمام مدت‏

تبعید بود و مرحوم سید حسن مدرس اعلى‌الله مقامه را با جرم مخالفت با تغییر سلطنت کشتند بلى وقتى که آقا در واشنگتن بودید مدرس را خفه کردند شما و مدرس هر دو مخالف بودید او را خفه کردند آقا سفیر کبیر شدید اینها را ما باید بفهمیم ملک‌الشعراى بهار در تمام مدت سلطنت پهلوى دچار حبس و تبعید و گوشه‌نشینى بود. این حقایق را از این جهت عرض می‌کنم که مردم ایران گذشته را به خاطر بیاورند و بدانند که چگونه این غلط‌هاى مشهور را امپریالیزم ذخیره می‌کند تا یک روز که به وجودشان احتیاج دارد روى کار بیاورد هنر آقاى علاء که از طرف فراماسون‌ها در باره آن تبلیغ می‌شود این بوده است که به دستور دولت ایران و به عنوان سفیر کبیر در شوراى امنیت و سازمان ملل راجع به قضیه آذربایجان شکایت ایران را تعقیب کرد یعنى کارى که تقى‌زاده در لندن انجام می‌داد علاء در واشنگتن کرد (تیمور‌تاش‏- همین هنر بس است) (فقیه‌زاده‏- اگر علاء نبود آذربایجان رفته بود) عده‌اى بى‌اطلاع تصور کردند که علاء على‌رغم دولت ایران مبادرت به یک چنین کارى کرده است در صورتى که هر بچه ابجد‌خوان می‌داند که سفیر یک دولت بدون دستور دولت متبوع خود کارى نمی‌تواند انجام دهد و حرف‌ها و نوشته‌هاى او را در غیر این صورت رسمیت ندارد و اگر بر‌خلاف دستور دولت مبادرت به یک چنین اقدامى‌کند فرا خوانده می‌شود. (سنندجى - خدمت علاء را نمی‌شود انکار کرد) اینها همه‌اش خدمت است (فرامرزى - خدمت نیست؟) قرارداد 1933 که خدمت است پس چرا به ساعد و گلشاییان فحش می‌دهید اگر قرارداد گس- گلشاییان بد است قرارداد آقاى تقى‌زاده و داور و علاء که بدتر است این قرارداد 1933 که بدتر است تمام بدبختى‌هاى این ملت ناشى از امضای این قرارداد است سرچشمه بدبختى‌هاى این مملکت آنجا است (اسلامى - صحیح است آقا حالا خاموش شده) (حاذقى - نفت باید ملى شود) نفت باید ملى شود ولى قرارداد خوب است. وطن‌پرستى آقاى علاء در این مورد (اگر خارج از حدود وظیفه رسمى او مطالعه کنیم) مانند وطن‌پرستى تقى‌زاده و ساعد همه در کادر دستورات فراماسونرى می‌باشد یعنى تقى‌زاده تا جایى که پاى منافع انگلستان در بین نباشد ایرانى است و ایرانى بودن او هم مفهوم حفظ منافع انگلستان را می‌دهد ولى همین که پاى قرارداد 1933 پیش می‌آید تقى‌زاده مسلوب‌الاختیار مى‌شود و بى‌اراده پاى سند خیانت به وطن را امضا می‌کند ساعد مراغه‌اى هم چیزى شبیه به جناب علاء و تقى‌زاده بود در سال 1323 همه به یاد دارند که موقع مسافرت کافتارادزه چگونه وطن‌پرست شده بود و طرح تحریم امتیاز نفت به شوروى را به عنوان تصمیم کابینه خود در مجلس اعلام کرده بود ولى همین ساعد در سال 1327 قیافه واقعى خود را نشان داد و جایی که پاى منافع ارباب به میان آمد باز مسلوب‌الاختیار شد و قرارداد گس- گلشاییان را امضا کرد و می‌گویند پانزده هزار لیره هم انعام گرفت و به جیب زد این طور می‌گویند العهده على‌الراوى فقط همان آفتابه‌دزدها را باید به دار زد من تحسین می‌کنم آن زلف‌على آن دزد گردنه را که آن طور با شهامت از خودش دفاع کرد بلى آنها دزدند ولى این دزدهاى با چراغ این فراماسون‌هاى با ماسک همه وطن‌پرست و خادمند اسرارى دارم که بعد بگویم (یکى از نمایندگان - همه را بفرمایید) نه همه را نمی‌شود گفت خرد خرد می‌گویم اکنون اوضاع و احوالى شبیه سال 1933 و شبیه سال 1327 در پیش است کمپانى نفت احتیاج به یک ماسک فریبنده و یک قیافه ساکت و آرام دارد که زیر آن قیافه بند و بست‌ها کامل شود و آثار مبارزات ملت ایران خنثى گردد آقاى حسین علاء عضو تشکیلات فراماسونرى شریک عقد قرارداد 1933 دوست صمیمى آقاى تقى‌زاده و حکیم‌الملک در یک چنین شرایطى بنا به دستور لژ فراماسون قبول زمامدارى کرده است در میان وزرا او کسانى که با ایشان هم مسلک و هم فرقه هستند وجود دارند اسم نمی‌برم می‌گذارم وزرا را براى بعد چون وزرا همه‌شان ملى هستند بیش‌ترشان ملى هستند عناصر ملى هستند هیچ کدام تا حالا سر کار نبودند همه ملیند ولى اینها براى کار نفت بهترین اشخاص نعم‌المطلوب همین‌ها هستند. عامل قرارداد 1933 به انضمام اشخاص از همان قماش دور هم جمع شده‌اند تا ریشه کمپانى نفت جنوب را قطع کنند! این را هر بچه دو ساله‌اى می‌فهمد باور نمی‌کند (آزاد - مجلس قرارداد را لغو کرده است و اینها عملى می‌کنند) نفت را ملى کرده قرارداد را لغو نکرده (فقیه‌زاده ‏- یادداشت هم که دادند) آقایان محترم چهار سال تمام ملت ایران براى پاره کردن زنجیر‌هاى اسارت اقتصادى و نجات از چنگال کمپانى نفت مبارزه کرده است سراسر مجلس پانزدهم را تشنجات مربوط به نفت به استیضاحات عباس اسکندرى که منجر به اعترافات تقى‌زاده شد و همچنین مبارزات اقلیت براى خنثى گذاشتن قرارداد گس- گلشائیان قرار گرفت مجلس شانزدهم با جنگ نفت افتتاح شد و ملت ایران این بار سهم خیلى مؤثرى در مبارزات مزبور داشت مجموعه این مبارزات و مجاهدات آقایان و کمک حوادث بین‌المللى به ما مجال داد که رأى ‏به ملى شدن صنعت نفت در سراسر ایران بدهیم من از آقایان نمایندگان مجلس که آیا با حلوا گفتن دهان شیرین می‌شود؟ آیا با رأى ‏دادن به ملى شدن صنعت نفت صنعت نفت در ایران واقعاً ملى خواهد شد؟ (بعضى از نمایندگان - بلى، البته) مجلس شوراى ملى و سنا از لحاظ وظیفه قانونگذارى اصل ملى شدن را وضع کردند ولى اجراى این اصل باید به وسیله قوه مجریه به عمل آید (حاذقى - هنوز که کمیسیون نظر نداده است) معلوم می‌شود جنابعالى هم مدافع هستید باش تا صبح دولتت بدمد. من آقا سر سپرده این مرد هستم من سر سپرده به دکتر مصدق هستم و هیچ کس به اندازه من فداکارى براى این مرد محترم نکرده 8 تا تیر براى خاطر این مرد من خوردم (بعضى از نمایندگان - کجا) همین جا جلوى مجلس (جواد مسعودى - ولى اصابت نکرد) (شوشترى - تیر شهاب بوده) قوه مجریه مملکت باید فوراً براى تحقق این اصل اقدامات لازم را مبذول دارد باید فوراً صنعت نفت را به تصرف در آورد باید فوراً به عملیات کمپانى نفت خاتمه بخشد.

قوه مجریه که در رأس آن دولت قرار دارد باید این وظیفه قانونى خود را در کمال حسن نیت به مرحله اجرا بیاورد. آیا اتفاق افتاده است که یکى از حجج اسلام براى تبلیغ دین مبین و ساختن مسجد یک یهودى یا یک عیسوى را مأمور کند؟ آیا می‌شود تصور کرد یک کمونیست براى تحکیم مبانى سرمایه‌دارى بکوشد آیا می‌شود فکر کرد که یک فاشیست براى تحکیم مبانى کمونیزم جان‌فشانى کند؟ مسلماً محال است. چرا؟ براى این که عامل اجرا اگر مؤمن و معتقد به اجرای حکم و اصل فکر نباشد اگر صدیق و امین نباشد جز خرابکارى کارى نخواهد کرد وقتى در یک کشور رژیم تغییر می‌کند وقتى استبداد تبدیل به مشروطیت می‌شود مسلماً عوامل در رأس امور قرار می‌گیرد که حامى رژیم جدید باشد و اگر غیر از این بود محمد‌على میرزا تا آخر عمر سلطان ایران بود.

حالا که مجلسین رأى ‏به ملى شدن صنعت نفت داده‌اند باید دولتى به سرکار باشد که معتقد به بطلان قرارداد 1933 و مؤمن به استیفاى حقوق ملت ایران و ملى شدن صنعت نفت باشد.

اگر این اصل را قبول داریم پس آقاى علاء مشاور و مؤثر در امضای قرارداد 1933 صلاحیت زمامدارى را در یک چنین شرایطى ندارد.

هنوز سه روز از گرفتن فرمان نخست وزیرى علاء نگذشته بود که در مصاحبه با مخبر یونایتدپرس آقاى علاء نظریه صریح خود را راجع به قرارداد 1933 اظهار داشت این مصاحبه در تمام جراید تهران چاپ شد و عین جمله آقاى علاء این است که: ما سعى می‌کنیم تعهدات خود را محترم شماریم.‏

تعهدات آراى علاء و شرکای او و ذکر این تعهدات در موقعی که فقط جنجال نفت ایران بلند است جز قرارداد 1933 چه می‌تواند باشد.

اگر موافقت با قرارداد 1933 دلیل عدم صلاحیت علاء براى زمامدارى و ملى کردن صنعت نفت نمی‌شود ممکن است آقایان بفرمایند پس چه دلیلى بر عدم صلاحیت سایرین از جمله تقى‌زاده ممکن است اقامه شود؟ پس چرا این قدر به تقى‌زاده فحش می‌دهید؟ رئیس دولت عضو ثبت اسناد نیست که هر روزى هر دستورى به او دادند بدون چون و چرا اجرا کند علاء بنا به اعتراف تقى‌زاده طرف مشورت و یکى از شرکای تنظیم قرارداد 1933 بوده است در این صورت دوست 30 ساله آقاى دکتر مصدق شایستگى و صلاحیت زمامدارى ملتى را ندارد که علیه عاقدین قرارداد مزبور اعلام جرم کرده است و همه آنها را خیانتکار به وطن شناخته است.‏

عجب است که همکاران علاء غالباً داراى رنگ انگلیسى شخص و روشنى هستند دل آقاى دکتر مصدق خوش است که وزرای رزم‌آرا از نظر آقاى دکتر مصدق این بوده است که چون در کابینه مدافع قرارداد گس - گلشاییان بوده‌اند پس صلاحیت نظارت ندارند.

پس چطور آقاى دکتر مصدق کسى را که به اعتراف امضا کننده قرارداد شریک و طرف مشورت و مؤثر در انشای قرارداد 1933 بوده است صالح براى مقام نخست وزیرى تشخیص داده‌اند.

همین حقایق است که موجب انتشار شایعاتى در

+++

میان مردم شده است و عده‌اى اظهار می‌دارند که آقایان جبهه ملى با دولت از زیر ساخته‌اند و راه حل کار نفت را به طوری که نه سیخ بسوزد و نه کباب تضمین کرده‌اند.بنده نمی‌دانم تا چه اندازه این شایعات صحیح است ولى اگر خداى نکرده یک روز این پیش‌بینى درست درآید حساب ملت ایران پاک است‏. ملت ایران به هیچ قیمت مایل نیست نفت خود را در انحصار یک دولت یا یک کمپانى خارجى قرار دهد (صحیح است)

تأسیسات نفتى باید از طرف دولت ضبط شود و به حساب گذشته شرکت رسیدگى کنند و نفت تصفیه شده را به مزایده بگذارند هر دولت و هر کمپانى که بیش‌تر رعایت حال ما را کرد با این معامله خواهیم نمود بنده فعلاً بیشتر از این در این باب توضیح نمی‌دهم تا وقتى که موضوع نظر کمیسیون نفت معلوم شود و آن وقت حقایقى را افشا خواهم کرد که مجال هیچ گونه بند و بست و سازشى را بر ضرر منافع ملت ایران براى کسى باقى نگذارد.

اگر حقیقتاً جبهه ملى راه حلى براى نفت پیدا کرده است و به راستى در صدد ملى کردن صنعت نفت می‌باشد راه کار ساختن مخفیانه با دولت علاء نیست بلکه بهتر این است که آقاى دکتر مصدق یا دیگرى داوطلب زمامدارى بشود و همه به او کمک کنند و مسئولیت مملکت را به عهده بگیرند و نظر مثبت خود را اعلام دارند در این صورت هم خدمتى ممکن است به مملکت بشود و هم مسئول قضیه معلوم است و الا با این سیستم که دولتى را بیاورند و چهار نفر عضو یا سمپاتیزان جبهه ملى در آن عضویت داشته باشند و تمام کارهاى کابینه بنا به صوابدید آقایان باشد یک‌، دو،‌ سه آقاى مهندس زنگنه هم که عضو حزب ایران هستند و مسئولیتى هم در کار قبول نکنند و فحش و مسئولیت دولت هر دو نصیب اکثریت باشد و حکومت با اقلیت کار پیش نخواهد رفت بى‌مناسبت نمی‌دانم که براى رفع خستگى آقایان حکایت تاریخى را نقل کنم.

عرض می‌شود که افسوس که آقاى ملک‌مدنى اینجا تشریف ندارند چون مربوط به ملایر است (شوشترى - شیره که نیست) شاهزاده شیخ‌الملوک یا شیخ‌الملوک میرزا یکى از پسران طرف توجه و محترم مرحوم فتحعلى‌شاه بوده است و این والى و فرمانفرماى غرب آن وقت بوده است و مقرش هم ملایر بود این یکشب آخر شب که امرا و بزرگان و محارمش دورش بودند به عده‌اى از محارم مخصوص از اشخاص که طرف اعتمادش بودند گفت شما بمانید من کار خیلى محرمانه و مهمى‌دارم خوب ماندند بعد از آن که همه رفتند گفت درها را ببندید به یکى گفت پشت در نگاه کن توى راهرو کسى نباشد گفت خیر قربان کسى نیست گفت بیایید جلو آمدند جلو گفت جلوتر آمدند دور شاهزاده را گرفتند و شاهزاده دستى به ریش کشید و گفت آقایان می‌خواهم یک موضوع خیلى مهمى را براى شما بگویم و این موضوع خیلى مهم و خطرناک است و از شماها خواهش می‌کنم که در هیچ جا از این موضع صحبت نکنید و این بین خودمان باشد گفتند بلى قربان بفرمایید گفت باید مواظب باشید که کسى نفهمد گفتند نخیر قربان گفت من تصمیم گرفتم شاه بشوم و باید این کار درست بشود گفتند قربان چطور می‌خواهید شاه شوید گفت بلى می‌خواهم شاه شوم و تصمیم گرفتم و کار هم تمام است و باید شاه شوم یکى از آنها که خیلى صمیمى بود و خیلى فداکار بود و رشیدتر هم بود گفت قربان این کارى ندارد امر بفرمایید همین الآن سوار می‌شوم و با نوکرهایم می‌رو‌م کرمانشاه و کردستان و ایلات را تجهیز می‌کنم بعد می‌رویم تهران‏ و فتح‌على‌شاه خاقان را مى‌گیریم حبس مى‌کنیم و کارى ندارد بعد حضرت والا شاه می‌شوید گفت چطور؟ همین الان بنده می‌رو‌م این کار را تمام مى‌کنم سى چهل هزار سوار تجهیز می‌کنم و بسیج مى‌کنم تهران‏ را مى‌گیریم ارگ را هم متصرف می‌شویم خاقان را هم حبس می‌کنیم گفت چطور این کار را می‌خواهید بکنید؟ گفت بلى براى شاه شدن راه همین است و راه دیگرى نیست و کسى که می‌خواهد شاه بشود باید این طور شاه بشود باید برود و بگیرد و ببندد و جایش بنشیند و شاه شود و راهش همین است گفت نه نه من می‌خواهم شاه شوم اما شاه‌بابا نفهمد حالا با دولت ساختن این جورى نمی‌شود یا باید گفت و آمد اینجا رأى ‏سفید هم داد دفاع هم کرد گوش آتاک و حمله را هم باید داشت طاقت انتقاد را هم داشت و دست به اصلاحات زد یا باید از زیر و رو با دولت زد غیر از این راهى ندارد به عقیده بنده این طرز اقلیت مبهم که بلى ما رأى ‏سفید نمی‌دهیم ولى آقاى علاء بهترین دولت‌ها است این نمى‌شود براى این که ما و مردم می‌دانیم که اقلیت محترم مجلس که وجودشان براى مملکت لازم و مهم و ضرورى است با این دولت ائتلاف دارد اگر خوب است چرا از رو با دولت همکارى نمی‌کنید (فرامرزى - سؤال وکیل از وکیل همین است) بنده شنیدم که بعضى از پرتفوی‌هاى این دولت با آقایان محترم جبهه ملى از حالا نقشه انتخابات آینده را طرح کرده‌اند و قرار است کم کم مأمورین وزارت کشور را عوض کنند و انتخابات آینده را به دست بگیرند. این خبرحقیقتاً مایه خوش‌وقتى مردم است و امیدوارم این نقشه عملى شود و دوره آینده مجلس را وکلاى یک دست جبهه ملى تشکیل بدهند و امیدوارم همان طور که شخصاً در انتخابات تهران به آقایان کمک کردم در این مقصود خیر نیز با ایشان همراهى کنم.

بنده از اولین اشخاصى بودم که به رفقاى جبهه ملى عرض کردم و استدعا کردم که بیایید آقایان حزب تشکیل بدهید ما هم می‌آییم شعبه ازاین حزب می‌شویم یا هیچ چیز نمی‌شویم ولى شما حزب را تشکیل بدهید باید یک تشکیلاتى توى این مملکت باشد با تغییر این بخشدار آن قاضى و با تغییر آن والى ابداً غیر ممکن است این مملکت به جایى برسد تشکیلات می‌خواهد اگر جبهه ملى از روز اول ورود به مجلس تشکیل حزبى داده بود حالا مردم این مملکت آسوده بودند و می‌دانستند که یک تشکیلاتى هست و یک روز حکومت را به دست می‌گیرد.

به طوری که عرض کردم آقاى علاء چون شریک در انشای قرارداد 1933 بوده است و آقاى تقى‌زاده شرکت ایشان را در تنظیم قرارداد اعتراف کرده‌اند و از طرف ایشان تکذیبى به عمل نیامده است و همچنین چون در مطلع زمامدارى خود ضمن مصاحبه با مخبر یونایتدپرس قول داده‌اند که تمام تعهدات دولت را محترم بشمارند و جزو این تعهدات قرارداد 1933 می‌باشد که ملت ایران به هیچ‌وجه در آن تعهدى ندارد بنابراین آقاى علاء فاقد صلاحیت زمامدارى در چنین موقعى که موضوع نفت مطرح است می‌باشد.

از میان وزرای ایشان آقاى فرمند عضو حزب عامیون و تشکیلات فراماسونى ایران هستند (فرمند - تکذیب می‌کنم)

بنده به هیچ‌وجه مصلحت نمی‌دانم در موقعی که ملت ایران می‌خواهد شخصیت خودش را به دنیا نشان بدهد و استقلال رأى ‏خویش را اثبات کند دولتى بر سر کار باشد که این داغ‌هاى باطله بر پیشانى آن خورده باشد.

علاء اگر مرد وطن‌پرستى چنان که ادعا می‌کند باشد باید فوراً استعفا بدهد و خودش به مرشدهاى فراماسون بگوید که این لباس را براى قامت دیگرى بدوزند.

این دولت براى ما است مالى کردن مبارزات ایران در راه استیفاى حقوقش از منافع نفت روى کار آمده است. و کار دیگرى ندارد. آقایان اینها را یاداشت کنید یادتان باشد.

نقشه کار این است تا نتیجه کنفرانس واشنگتن معلوم نشده دست به دست کند و بعد که نتیجه کار کنفرانس معلوم شد آهسته به آقایان ابلاغ بفرمایند و آن وقت با یک چراغانى دیگر یک کلاه غالبى سر ملت ایران بگذارند.

این دولت دولتى است که مجلس را اگر مقاومت کند خواهد بست و زمینه را براى روى کار آوردن یک مجلس فرمایشى جهت تصویب قرارداد نفت فراهم خواهد ساخت.

آقاى علاء چیزى از ساعد کم یا زیاد ندارد. همان باری که بر دوش ساعد گذاشتند و به نام او تمام جنایات را مرتکب شدند بر دوش این شخص خواهند گذاشت و خیانت‌هاى بزرگى مرتکب خواهند شد.

بنده راجع به برنامه دولت علاء جز چند کلمه عرضى ندارم. چون برنامه جز یک مشت الفاظ چیزى نیست و همه می‌دانند که برنامه دولت‌ها فقط روى کاغذ آن هم موقع رأى ‏اعتماد آورده می‌شود. ولى برنامه دولت علاء این مزیت را دارد که ماهیت اعضای کابینه و طرز تفکر آقایان را نشان می‌دهد.

ماده اول برنامه دولت علاء این است:

(( از بین بردن این روح تمرد و عصیانى که نسبت به قوانین و مقررات و انتظامات پیدا شده و امنیت و آسایش را تهدید می‌کند ))

این ماده نشان عالی‌ترین درجه انحطاط فکرى و کهنه‌ترین طرز تفکر در دنیاى قرن بیستم می‌باشد.

این ماده چه معنایى دارد؟ شما با نوشتن این ماده اعتراف کرده‌اید که ملت ایران نسبت به مقررات و انتظامات شما روح عصیان دارد. از یک طرف شما براى جلوگیرى از ابراز احساسات ملت ایران بر ضد اجانب حکومت نظامى اعلام می‌کنید و از طرف دیگر جبهه ملى یعنى دوستان شما مردم را تشویق مى‌کنند که براى احقاق حق ملت در مورد نفت جنوب باید فداکارى کرد. مردم بدبخت بی‌خبر تحت تأثیر‏ احساسات میهن‌

+++

پرستانه خود و بر ضد اعلام حکومت زور و قلدرى طغیان مى‌کنند و سربازان شما شکم مردم را در جلو بازار پاره مى‌کنند. (یکى از نمایندگان - شکم کى را پاره کردند؟) جلوى بازار دستفروش بدبخت را زدند با سرنیزه خوب به حمدالله که آقاى علاء آمدند و دولت ابدالمدت ایشان هم دولت پاک و صالحى است. کارگران گرسنه اصفهان مطالبه حقوق‌شان را از صاحب کارخانه دارند سربازان شما به طرف آنها شلیک مى‌کنند و شش نفر آنها را مى‌کشند.

( برومند- هیچ همچو چیزى نیست) راجع به این صدور پشم و پنبه که فرمودند صدور پشم و پنبه خیلى خوب است صادر بکنند ما هم موافقیم هر چه پشم و پنبه بیش‌تر از مملکت برود بهتر است اما این نباید موجب بشود که این سرمایه‌دارها و گردن‌کلفت‌هاى اصفهان که در موقع جنگ میلیون‌ها به جیب زدند و این مردم بدبخت را استثمار کردند و میلیونر شدند اینها بیست درصد سى درصد اجناسشان بکشند دولت باید دقت بکند.

شرکت نفت سى درصد از حقوق کارگران را کسر می‌کند و کارگران دست به اعتصاب قانونى می‌زنند و شما به جاى آن که عمال شرکت را موظف به پرداخت حقوق کارگران کنید سرنیزه به شکم کارگران محروم و گرسنه فرو مى‌کنید و آن وقت در کمال بى‌شرمى انتظار دارید که وقتى سرنیزه شما شکم گرسنگان را پاره مى‌کند زنجیرهاى اسارت کمپانى به دست شما بر سر و گردن مردم ستمکش ایران بیفتد و حتى فریاد اعتراض از کسى بلند نشود.

شما می‌خواهید بر قبرستان حکومت کنید روح تمرد و عصیان نسبت به بى‌عدالتى‌ها و خیانتکارى‌ها در یک ملت زنده وجود دارد.

این روح تمرد و عصیان اگر در میان ملت ایران نبود امروز این سیل خروشان احساسات بر ضد غارتگری‌هاى کمپانى نفت بر نمی‌خواست و دنیا را تکان نمی‌داد.

این روح تمرد و عصیان اگر در میان مردم زنده ایران نبود خادمین استعمار مانند عنکبوت‌هاى مردنى خون مردم ستمدیده ایران را نمی‌مکیدند.

این آرزو را به گور خواهند برد که بار دیگر روح تمرد و عصیان در مقابل بی‌عدالتى و قانون‌شکنى را در مردم ایران خفه کنند..

این آرزو را به گور خواهند برد که در مقابل یک مأمور شیره‌اى شما مدرس‌ها و فرخی‌ها و عشقی‌ها به خاک و خون بغلطند.

آن ممه را لولو برد دیگر نمی‌شود از این حرف‌ها که می‌زنیم و مى‌بندیم و می‌کشیم اینها فایده ندارد نه با حکومت نظامى و نه با زور و نه با فشار نه با سرنیزه به مردم دیگر نمی‌شود حکومت کرد حکومت مردم باید حکومت عادل باشد و هر کس داراى هر عقیده و هر فکرى هست بتواند آزادانه اظهار کند.

اینجا قبرستان نیست که صداى اعتراض کسى در مقابل جنایات هیئت حاکمه بلند نشود.

اینجا ایران است و یک ملت زنده و با خون در آن وجود دارد. این روح عصیان و تمرد ملت ایران است که منفور امپریالیزم و پست و فرومایه آن می‌باشد ممدوح وطن‌خواهان و آرزومندان ایران مستقل و مقتدر می‌باشد.

این روح عصیان و تمرد آن قدر تقویت خواهد شد تا ریشه حکومت‌هاى فاسد شما را از بیخ کنده شود و ملت ایران حاکم بر سرنوشت خویش گردد.

این روح عصیان و تمرد مبتنى بر عدم عدالت اجتماعى و تجاوز به حقوق ملت ایران از طرف هیئت حاکمه و ناتوان فرومایه خارجى می‌باشد و تا وقتى که عدالت اجتماعى و تساوى حقوق و حکومت قانون برقرار نشود و دست نوکران خارجى قطع نگردد این عصیان و تمرد باقى خواهد بود.

این روح عاصى و متمرد این روح زنجیر گسل و شکننده در مردم ایران بیدار شده است و قیافه مضحک و ناتوان و انگشت‌هاى شیطانى قادر به خفه کردن آن نخواهد بود آقاى علاء در همان جایی که شما نشسته‌اید یک روز هژیر و رزم‌آرا مى‌نشستند و امروز دیگر اثرى از آنها باقى نیست بدانید که پنجه انتقام ملت قوى و نیرومند است بدانید که چشم‌هاى مردم تیز‌بین‌تر و روشن‌تر از آن است که خیال کرده‌اید.

بدانید که ملت ایران با قیافه حق به جانب شما و این قبیل قایم‌موشک‌بازی‌ها فریب نخواهد خورد و سر بزنگاه نفت گریبان شماها را خواهد گرفت و هنگامی‌که در سکرات مرگ هستید فریاد لرزاننده ملت آخرین ضربت را بر پیکر حیات شما خواهد زد و حکم خائن روى پیشانى شما نقش خواهد بست.

من ارواح شهدای آزادى و استقلال ایران را در این مکان به شهادت می‌طلبم و به حقیقت سوگند یاد می‌کنم که در آنچه اظهار داشتم شائبه غرض شخصى وجود نداشته است من به آقایان نمایندگان مجلس خطاب می‌کنم و می‌گویم.

آقایان شما که با دادن رأى ‏به ملى شدن صنعت نفت ذخیره نام نیکى براى خود کرده‌اید به دولتى که رئیس آن بر ضد منافع مملکت در قرارداد 1933 شرکت داشته است رأى ‏ندهید مسئولیت حوادث آینده و خلاف‌هایى که این دولت مرتکب شود به عهده همه شما خواهد بود.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده‏ وقت شما تمام شد. (بعضى از نمایندگان – بیانات‌شان هم تمام شد) آقاى ارباب‏

ارباب - شانس بنده همیشه آخر وقت می‌رسد امروز هم نوبت بعد از نمک‌پاشى‌هاى آقاى آشتیانى‌زاده‏ به بنده رسیده می‌ترسم آقایان توجه نکنند به عرایض بنده (نمایندگان- بفرمایید) عرایض بنده روى مصالح عمومى است روى نظر خاص شخصى نیست تمنا می‌کنم آقایان توجه بفرمایند رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر ضمیر نجابت و اصالت و وطن‌پرستى از قیافه آقاى نخست وزیر مشهود و هویدا است امیدوارم یک مقدارى بر شهامت خودشان افزوده و در اول کار متأثر نشوند و و وظیفه سنگینى را که به عهده دارند با نهایت شهامت انجام و اجرا نمایند آقایان اگر کسى در موقع حساس در کشور بیگانه به نحو احسن انجام وظیفه کرده است و ما بخواهیم امروز آن خدمات را بدون توجه به اوضاع و احوال سوء تفسیر کنیم من نمی‌دانم کى و به چه اتکا می‌تواند در آتیه به این مملکت خدمت کند و باید به چه اصلى متکى باشد همین حالا موقعى است که دولت وطن‌پرست با کمال شهامت وظایفى را که به عهده دارد و در تاریخ کم‌تر به عهده دولتى قرار می‌گیرد ایفا نماید (بعضى از نمایندگان - اکثریت نیست)

( بعد از چند دقیقه اکثریت حاصل شد)

رئیس - بفرمایید.

ارباب - اگر بخواهیم با تهمت و بعضى حملات ناروا دولت را تضعیف کنیم بفرمایید کى باید بیاید و این وظایف را از عهده برآید ... رئیس - آقاى ارباب تأمل بفرمایید اکثریت نیست (بعد از چند لحظه اکثریت حاصل شد)

بعضى از نمایندگان - تنفس بدهید

ارباب - اگر تنفس بدهید خیلى متشکر می‌شوم .

رئیس - تنفس حالا به منزله ختم جلسه است بفرمایید آقاى ارباب‏

ارباب - بعضى از ما همیشه نسبت به زمانى قضاوت می‌کنیم که مشکلات و اوضاع و احوال آن زمان فراموش شده است و موجود نیست ما به خودى خود هیچ زمان قادر به اجراى منویات ملى در وضع بین‌الملل نبوده‌ایم براى وطن‌پرستى هر ایرانى همین بس که هر موقع وضع بین‌المللى اندکى مساعد شد آنچه مقدور بود در حفظ حقوق ملى کوشیدند و کوشیدیم. بنده تصور نمی‌کنم جناب آقاى علاء در عمر سیاسى خود از هیچ فرصتى غفلت کرده باشند و چون همه اذعان به این اصل داریم بنده در این اصل اجازه می‌خواهم دیگر چیزى عرض نکنم! اما در قسمت دولت جناب آقاى علاء انصافاً در انتخاب همکاران خود کمال سلیقه و موقع‌شناسى را به کار برده‌اند عناصرى را به همکارى دعوت کرده که داراى حسن شهرت و مورد علاقه اغلب نمایندگان محترم مجلس هستند که چنانچه بخواهم در اطراف یک یک آقایان و وصف سوابق هر یک عرایضى بکنم ممکن است باعث ریا شود در موقع ابراز تمایل این بنده نیز موافق بوده‌ام و حالا هم موافق دولت هستم مشروط بر این که تذکراتى که در اینجا از لحاظ اصلاح امور مملکت در حدود تشخیص خود و به عرض هیئت محترم دولت می‌رسانم یادداشت فرمایند، توجه فرمایند تا تعقیب و در اصلاح آن کوشش فرمایند آقایان تصدیق می‌فرمایند کشور ایران تنها تهران نیست و مردم ذیحق ایران هم تنها اهالى تهران یا صاحبان چهار کارخانه یا عده مأمور دولت یا کارگر نخواهند بود در نقاط دور از مرکز هزاران هستند که در تمام سال یک لقمه نان گندم به ذائقه آنها آشنا نمی‌شود و در نقاطى مسکن دارند که طبیب سال به سال به طور سیار هم عبور نمی‌کند. یک قرص دوا وجود ندارد آن طبقه از مردم که اکثریت ایران را تشکیل می‌دهد مواجه با هر بلا و وضعیتى می‌شوند هیچ زبان عصیان دراز نمی‌کنند دست عصیان دراز نمی‌کنند مطیع محض هستند، ایرانى هستند، در ایران به سختى می‌گذرانند و می‌میرند و خلاف مصلحت کشور قدمى بر نمی‌دارند و حرفى نمی‌زنند، هیئت محترم دولت امیدوارم شما هم خود را بیش‌تر مصروف به آن طبقات بفرمایید که اجر دنیا و آخرتى که معتقد هستید در بر خواهید داشت در این موقع گفتنى زیاد است اما آیین‌نامه‏ مجلس شورای ملى

+++

فرصت عرض تمام عرایض را که در نظر دارم نداده است‏.

رئیس - یک ساعت وقت دارید- آقاى فرامرزى تأمل کنید تشریف نبرید

فرامرزى - اجازه بدهید آقاى ارباب یک دقیقه تأمل کنند تا من دو سه نفر بیاورم (خنده نمایندگان عده کافى نبود) (پس از چند لحظه عده کافى شد)

رئیس - آقاى ارباب اکثریت هست بفرمایید صحبت کنید.

ارباب - سرلوحه برنامه دولت موضوع امنیت قضایى است بنده عرایضى را خواهم کرد علاقمند بودم که در همین قسمت و در قسمت اقتصادى باشد و بعد به طور اختصار تشریح اجمالى نسبت به وضع حوزه انتخابیه‌ام که جزء لاینفک ایران و برادران ما در آنجاها زندگى می‌کنند که فاقد تمام مزایاى حیاتى است بکنم (شوشترى - بحرین را می‌فرمایید؟) بحرین هم جزو لاینفک ایران است در بحرین اگر یک آدم معتدى متجاوزى هست یک کمکى به مردم می‌کند ما جاهایى داریم که آن هم مثل بحرین جزو خاک ایران است و کسى کمک نمی‌کند بیشتر خوشبینى اینجانب نسبت به برنامه تقدیمى‌دولت این است که از الفاظ خوددارى شده و به رؤس اصلاحات پرداخته‌اند که از جمله از بین بردن روح تمرد و عصیان است اقدام به این امر مستلزم ایجاد محیط مساعدى است براى دستگاه قضایى کشور و تربیت قاضى باشهامت و فداکار. تا در این کشور کیفر براى خائن و پاداش براى خادم مفهوم پیدا نکند هیچ یک از این اصلاحات به عقیده من عملى نخواهد بود (صحیح است) مگر به طور موقت که هیچ چیز موقت هم براى آتیه کشور سعادتى در بر نخواهد داشت اگر این اصل مسلم شد قاضى فداکار هم خیلى داریم که حاضر به فداکارى حتى جانبازى خواهند شد اگر زندگانى سخت و مشکلى را بگذرانند اقلاً مطمئن هستند که اگر در راه انجام وظیفه جان سپردند یک دستگاهى هست که عائله و اعقاب و احفای آنها را نگهدارى کند اما اگر این اطمینان را نداشته باشند و محیط هم مساعد نباشد آقایان از این دستگاه چه می‌خواهیم؟ یک قاضى بى‌بضاعت که سرمایه‌اش حق‌گزارى است لابد اولاد،، زندگى،، عائله دارد، مرعوب و متزلزل می‌شود وقتى متوجه می‌شود که عائله او را فردا کسى نگاهدارى نمی‌کند یا اگر خائن جاى خادم را بگیرد آن حس فداکارى تقویت نخواهد شد و ایجاد محیط مساعد شرط اول اصلاحاتى است که دولت در سرلوحه عمل خود قرار داده است. استقرار امنیت قضایى که سر منشأ تمام اصلاحات است سال‌ها است از قالب حرف خارج نشده و تا این اصل مسلم و عملى و مستقر نشود تمام نقشه‌هاى اصلاحى موقتى و نقش بر آب است. چاره گرسنگى و بیکارى و عمران و آبادى کشور و استفاده از مخازن طبیعى جلب سرمایه خارجى و هرگونه اصلاح دیگرى منوط به ایجاد مفهوم واقعى این اصل است که امنیت قضایى باشد یکى از عواملى که این اصل را متزلزل کرده وجود دادگاه‌هاى اختصاصى است (صحیح است) (اردلان - نظر صحیحى است) یک نفر یعنى یک خانواده مظلوم بیچاره‌اى که در دادگاه دادرسى دارایى طرف‌شان بانک کشاورزى است مکرر به بنده مراجعه کرده‌اند تحقیق کرده‌ام وکیل دولت صریحاً قاضى را تهدید می‌کند و تا به حال براى این موضع به خصوص سه قاضى را عوض کرده‌اند آقایان،‌ این است امنیت؟ دادگاه‌هاى ما باید تبدیل به دادگاه عمومى بشود (صحیح است) دادگاه دیوان کیفر کارکنان دولت،‌ دادگاه دارایى‌، و دادگاه دیگرى که خلق‌الساعه تشکیل می‌شود اینها تمام باید جزو دادگاه‌هاى عمومی‌ باشد دادگاه اختصاصى اصل امنیت را متزلزل کرده وقتى در مرکز ایران یک خطاهایى علناً در جریان است چه انتظار دارید در اقصى نقاط کشور ایران حقوق مردم محفوظ بماند؟ بنده موافق دولت هستم مطالبى را که عرض می‌کنم مربوط به این دولت نیست از لحاظ تذکر و جلب توجه دولت عرض می‌کنم سوء‌تعبیر نشود (کشاورز ‌صدر - مربوط به آن دولت‌هایى است که هى به آنها رأى ‏دادید) ما اول هر دولتى که می‌آید صالح می‌دانیم بلکه خدمت به مملکت بکند و خلافش را اگر ببینیم بعد خواهیم گفت ما با نظر سوء‌ظن به هیچ دولتى نمی‌توانیم نگاه بکنیم. در تهران،، پهلوى خیابان شاهرضا یک زردشتى ملکى دارد داراى سند مالکیت است‌، یک افسر ارتش علناً صریحاً قباله صادر مى‌کند غیر رسمى و ملک مردم را تحویل می‌دهد و درش خانه ساختمان می‌کنند،، سه سال است مالک این به هر کجا شکایت کرده است و هر کس مأمور تعقییب قضیه شده خود او هم رفته با آن افسر شریک شده حالا شده یک محله‌اى (یک نفر از نمایندگان - محله اسمش چیست؟) همین اول خیابان شمیران است و سند مالکیتش اینجا است. بنده این را می‌دهم خدمت جناب آقاى وزیر دادگسترى که بنده به بى‌نظرى ایشان کمال اعتقاد را دارم توجه کنند. آقا خانه شما را مى‌آیند تویش خانه می‌سازند شما نمی‌توانید بیرونش کنید مأمور دژبانى مأمور می‌شود او هم می‌رود پایینش می‌سازد مأمور کلانترى مأمور می‌شود او هم مى‌شود شریک‏ او و یک گوشه‌اى را می‌سازد (جمال امامى - پس حالا وزیر دادگسترى شریک نشود) من استدعا می‌کنم جناب آقاى وزیر دادگسترى این موضوع را شخصاً توجه بفرمایند،، شخصاً رسیدگى کنند ببینند آیا این سند جعل است،، این شخص مالک نیست؟ هست،، آیا اگر کار بر این قرار شود کى دیگر تأمین‏ دارد؟ ما می‌خواهیم سرمایه‌هاى خارجى را جلب کنیم و معادن ایران را کشف بکنیم: ما محتاج به میلیون‌ها نفر هستیم علاوه از عده‌اى که درکشور ایران موجود است براى کان‌هایى که در ایران زیر زمین خفته و روى زمین پنهان است،، با این اصل که نمى‌شود (کشاورز ‌صدر- ولى نتیجه زحمت آنها را پنج نفر ده نفر نبردند این را هم بفرمایید) آقایان وزارت دادگسترى از وزارتخانه‌هایى است که وقتى یک شخصى با شهامت صالحى را که تشخیص دادید این را به صورت یک نوع کنتراتى باید پنج ساله به او داد و اصلاحات را از او خواست و مزاحمش هم نشد و الّا غیر از این مسیر نیست یک قدم اصلاحى اگر برداشته شد و یک ماه بعد پاى او را بستند،، دست او را بستند این به نتیجه نمی‌رسد. اگر قانون در مملکت خوب و بی‌طرفانه اجرا بشود این مصائب موجود یکیش وجود ندارد. اینها تمام ناشى از سوء جریان قضایى است که ناچار هم هستند قاضى به چه اتکایى خودش را به خطر بیندازد؟ پاداش هست؟ نه بعد از بیست سال می‌گویندش فراماسون بودى یا یک نوع دیگرى می‌شود. من نمی‌فهمم، این طور درست نیست. دولت هم، این دولت صالح هم که به نظر بنده واقعاً صالح است اگر وضع به این منوال باشد حکم یک آسپرینى دارد که مریض وقتى خورد موقع احساس درد نمی‌کند، بعد شدیدتر می‌شود دردش (در این موقع عده براى مذاکره کافى نبود و بعد از چند دقیقه کافى) (کشاورز ‌صدر - آقا خلاصه بفرمایید) بنده باید بقیه‌اش را جلسه بعد بگویم با اجازه جناب رئیس چون مطالبى راجع به حوزه انتخابیه خودم دارم.

رئیس - آقایان چرا جلسه را شلوغ می‌کنید؟ تأمل بفرمایید. آقاى ارباب تقریباً 35 دقیقه صحبت کردند. جلسه هم سه ساعت است. وقت هنوز تمام نشده و می‌توانند صحبت‌شان را بکنند.

فرامرزى - آقا اجبارى نیست که آدم یک ساعت تمام حرف بزند.

ارباب - اگر ممکن است تنفس بدهید

رئیس - بیست و دو سه دقیقه به آخر وقت مانده ایشان می‌گویند تنفس باشد که این 20 دقیقه وقت‌شان را در جلسه آینده حرف بزنند.

ارباب - الان یک ربع ساعت از وقت بنده را یا عده کافى نبوده در مجلس و یا صحبت شده این را استدعا می‌کنم مقام ریاست توجه بفرمایند یکى از دادگاه‌ها دادگاه ارز است بنده عرض نمی‌کنم که این دادگاه خوب است یا بد است ولى عملى که به او ارجاع می‌شود بسیار بى‌رویه است اولاً موضوعاتى که ارجاع می‌شود غالباً مربوط به آن کسى که سهم او را تشخیص می‌دهند نیست.

ثانیاً یک صادر کننده در موقع مقرر حاضر مى‌شود ارز خود را بفروشد ارز خود را بفروشد، بانک‌هاى مجاز براى واریز نمی‌خرند و می‌گویند ما ارز این کشور را نمی‌خریم مطلب می‌ماند بعد از 6 سال در موقعى اینها را به دادگاه می‌کشند که در آن موقع دولت ارز زیاد دارد می‌خواهد بفروشد، نمی‌تواند. از آن طرف با فشار به دادگاه می‌کشند که بیا ارز بده، دستگاهی که هماهنگى ندارد همیشه همین طور است بنده در این قسمت هم توجه جناب وزیر دادگسترى را جلب می‌کنم در این سفرى که براى بررسى به داخله بلوچستان رفتم و گزارش آن را استدعا می‌کنم که آقایان اجازه بفرمایند که فردا به عرض برسانم چون به یک موضوعى برخوردم زیرا آقایان که خوش ندارند توجه کنند.

5 - تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنیم. جلسه آینده روز پنجشنبه ساعت 9،، بیست دقیقه هم از وقت آقاى ارباب باقى مانده است.

( مجلس 40 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت

+++

شماره 708          17- 1- 30

قوانین‏

وزارت جنگ‏

فرمان همایونى راجع به اجراى طرح مربوط به مقررات اعلان حکومت نظامى به انضمام طرح مزبور که به تصویب مجلسین شوراى ملى و سنا رسیده است ذیلاً ابلاغ می‌گردد.

با تأیید‏ات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم.‏

محل صحه مبارک‏

ماده اول - طرح مربوط به مقررات اعلان حکومت نظامى‌که در جلسه شانزدهم اسفند ماه یک هزار و سیصد و بیست و نه به تصویب مجلسین سنا و شورای ملى رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند.

به تاریخ هفتم فروردین ماه 330

طرح مربوط به مقررات اعلان حکومت نظامى‏

ماده واحده - دولت نمی‌تواند جز در مواقع فوق‌العاده که ضرورت ایجاب می‌کند اعلان حکومت نظامى بدهد و آن هم باید با تصویب مجلس شورای ملى و مجلس سنا باشد.

اگر وقتى در جایى ضرورت فورى ایجاب کرد دولت می‌تواند آن را اعلام کند ولى باید در ظرف یک هفته پیشنهاد آن را با ذکر علت به مجلس شورای ملى و مجلس سنا بدهد و موافقت آنان را بخواهد. مجلسین به محض پیشنهاد دولت هر یک جلسه فوق‌العاده تشکیل و تصمیم خود را اعلام می‌دارند.

مدت حکومت نظامى نیز باید در اعلان معین گردد و تمدید آن اگر لازم شود محتاج به اجازه جدید است‏.

تبصره - اعلان حکومت نظامى‌در مدت انتخابات اکیداً ممنوع است.

طرح مزبور در جلسه روز چهارشنبه 16 اسفند 329 به تصویب مجلس سنا رسیده است.

رئیس مجلس سنا

اصل فرمان همایونى و طرح مزبور در دفتر نخست وزیر است.

م- 391 نخست وزیر

اخبار مجلس

چون به فرمان اعلیحضرت همایون شاهنشاهی مأموریت تشکیل دولت به اینجانب محول گردیده اینک افتخار دارم آقایان وزیران همکاران خود را به مجلس شورای ملی معرفی نمایم:

1- آقای وارسته وزیر دارایی

2- «امیر علایی وزیر دادگستری

3- «دشتی وزیر مشاور

4- تیمسار - سپهبد نقدی وزیر جنگ

5- تیمسار سرلشگر زاهدی وزیر کشور

6- آقای آموزگار وزیر فرهنگ

7- عبدالله انتظام وزیر امور خارجه

8- تیمسار سرلشگر ارفع وزیر راه

9- آقای فرمند وزیر کشاورزی

10- مهندس زنگنه وزیر پست و تلگراف

11- دکتر عباس نفیسی کفیل وزارت بهداری

12- مهندس حبیب نفیسی کفیل وزارت کار

13- دکتر مفخم کفیل وزارت اقتصاد ملی

آقای قدس معاون وزارت امور خارجه تا ورود آقای عبدالله انتظام امور مربوطه را کفالت می‌نمایند.

در این موقع خطیر که زمام امور را به دست می‌گیریم از همه طرف علایم و آثار آشفتگی و تشویش و نگرانی هویدا است وافق جهان و بالنتیجه آمان ایران بس تاریک است. حتی می‌توان گفت بدون اغراق که یکی از باریک‌ترین و حساس‌ترین مراحل تاریخ گیتی و این کشور کهنسال را می‌پیماییم. بنابراین تصدیق خواهید فرمود که جای سخن و تطویل کلام نیست. موقع عمل و سعی و فداکاری و اتخاذ تدابیر سریع و متین است تا بعون‌الله و به توجهات ذات اقدس شاهانه و مخصوصاً با تقویت و پشتیبانی صمیمی مجلس شورای ملی و مجلس سنا این دولت بتواند لااقل چند قدم مؤثر در راه اصلاح احوال ناگوار وطن عزیزمان بردارد. شکر خدا را ملت نجیب صبور هوشیار ایران در طی 2500 سال زندگانی پر افتخار خویش همیشه بر انواع مشکلات و مصائب و بحران‌ها فائق آمده این دفعه هم به شرط  اتحاد و اتفاق و حسن‌تفاهم بین قوه مقننه و قوه مجریه بر فساد و یأس و انقلاب غلبه خواهیم کرد و با احترم موازین دین مبین اسلام از انحطاط اخلاقی و عدم انضباط که فعلاً حکمفرما است جلوگیری خواهیم نمود و انشاءالله در اجرای منویات ملوکانه که همه در خیر ملت است توفیق حاصل خواهیم نمود.

پیوسته از قرائن و احوال چنین استنباط کرده‌ام که بیشتر خرابی‌ها و بحران‌ها از عدم تفاهم کامل بین مجلس و دولت پیدا شده و جلب اعتماد و تأمین همکاری مجلس برای دولتی که علاقه‌ای جز به مصالح حقیقی کشور نداشته باشد و بدون شائبه و تظاهر یا جاه‌طلبی فقط خدمت به ایران را نصب‌العین خود قرار دهد چندان دشوار و سخت نباشد.

و از همین لحاظ در تنظیم برنامه از حرف به عمل پرداخته و هدف اولیه را در این چند جمله به عرض مجلس می‌رساند و تصویب آن را از آقایان محترم تقاضا می‌نمایم:

1- از بین بردن این روح تمرد و عصبانی که نسبت به قوانین و مقررات و انتظامات پیدا شده و امنیت و آسایش را تهدید می‌کند.

2- توجه فوری به دستگاه قضایی کشور به منظور تأمین استقلال قضات و استقرار امنیت قضایی و جلوگیری از اعمال نفوذ.

3- سعی و اهتمام در ایجاد توازن و تعادل حقیقی بودجه و جلوگیری از هر گونه اسراف و تبذیر در مصارف وجوه عمومی و تجدیدنظر در قانون استخدام کشور و اصلاح مقررات مالیاتی براساس عدالت اجتماعی به نحوی که حتی‌الامکان فشار مالیات‌های غیر مستقیم بر طبقات ضعیف و مصرف کننده کاهش یافته و مشمولین مالیات‌های مستقیم نیز به تناسب درآمد واقعی و میزان استفاده آنها از سازمان‌های دولتی در پرداخت هزینه عمومی کشور شرکت نمایند

4- به کار انداختن و تقویت قوه تولید کشور در قسمت استخراج معادن و مخصوصاً در کشاورزی و صنایع کشاورزی که طبعاً مستلزم اصلاح اوضاع معاشی اکثریت مردم و ازدیاد رفاه و آسایش عمومی است.

ترویج خرده مالکین به وسیله ایجاد شرکت‌های تعاونی و تأسیسات کشاورزی و آبیاری و اعطای اعتبارات با شرایط سهل به کشاورزان.

5- اصلاح و توسعه تعلیمات عمومی و اجرای قانون تعلیمات اجباری و تعمیم بهداشت عمومی و ارتباطات کشور.

6- سیاست خارجی دولت روشن است

علاوه بر مسالمت و دوستی با تمام همسایگان و سایر ملل براساس احترام متقابل علاقه مخصوص داریم به منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بزرگ جهانی که شعار آن احترام آزادی و استقلال سیاسی و تمامیت ارضی ملل دنیا و تأیید دموکراسی و حقوق ملل کوچک است باید حقوق‌مان را از این سازمان استیفا نماییم و وظایف‌مان را نسبت به آن دقیقاً انجام دهیم. بدیهی است اهتمام خواهیم کرد لوایح مفیدی از قبیل اصلاح قانون انتخابات و استقلال شهرداری‌ها که سابقاً تقدیم شده به تصویب مجلس برسد. اگر راجع به نفت در مواد برنامه اشاره نشده برای این است که مجلس شورای ملی و سنا در این باب تصمیماتی اتخاذ فرموده‌اند و بدیهی است دولت با در نظر گرفتن تمام جهات و جوانب آن و با مطلع شدن از تصمیمات و مطالعات آتیه کمیسیون نفت روشی اختیار خواهد کرد که مصالح ایران به حداکثر در آن مراعات شده باشد.

در خاتمه به آقایان اطمینان می‌دهم که این دولت نهایت علاقه و ایمان و از خودگذشتگی آنی در انجام وظایف سنگین خود غفلت نخواهد کرد.

امید است با دوام و ثبات بتوان مصالح کشور را محفوظ داشت. در عین حال ما دلبستگی به کرسی وزارت نداریم چون منظورمان جز خدمت صادقانه به کشور و شاهنشاه معظم چیز دیگری نیست یقین داریم مجلس شورای ملی از تشریک مساعی خالصانه با ما برای حفظ مصالح ایران در موقع بسیار مشکلی مضایقه نخواهد کرد. با دوام و ثبات و حسن‌تفاهم یقیناً قدم‌های مفیدی در انتظام و عمران و ترقی کشورمان برداشته می‌شود و در رفاه حال مردم کامیاب خواهیم شد.

به طوری که به اطلاع مجلس رسانیدیم به واسطه ناامنی و تحریک و تخریب در خوزستان دولت لازم دانست در بعضی نقاط آن استان حکومت نظامی برای دو ماه برقرار نماید اکنون بر طبق قانون پیشنهادی در این باب به مجلس تقدیم می‌شود.

نخست‌وزیر - حسین علاء

سؤالات نمایندگان‏

ریاست محترم مجلس شورای ملى‏

استدعا دارم سؤال ذیل را به کفیل محترم وزارت اقتصاد ملى ابلاغ فرمایید که براى جواب حاضر شوند.

به درخواست وزارت اقتصاد ملى اخیراً هیئت

+++

دولت صدور پنبه و پشم را ممنوع کرده‌اند در حالی که این اقدام زیان فراوان به اقتصاد کشور و مخصوصاً به کشاورزان دارد، خواهشمند است توضیح دهند که منظور از این اقدام چه بوده است.

حسین نبوی نماینده مجلسژ

جناب آقای رئیس محترم مجلس شورای ملی

متمنی است به هیئت دولت اطلاع دهید که برای جواب سؤال ذیل در مجلس حاضر شوند.

معدل

سؤال ـ ملخ دریایی چه اندازه و در چه نقاط می باشد و احتمال چه خساراتی از این طریق داده می‌شود. برای مبارزه با این آفت بزرگ چه تدارکی به عمل آمده و چه اقدامی تاکنون شده و چه نظر و نقشه برای آینده در کار است .

معدل

ریاست محترم مجلس شورای ملی

اینجانب دو سؤال از دولت سابق کرده بودم که متأسفانه بدون جواب ماند خواهشمند است دستور فرمایند که به اطلاع دولت جناب آقای علاء برسد برای جواب به دو سؤال زیر در مجلس شورای ملی حاضر شوند.

1- جریان فرار سران توده از زندان شهربانی.

2- تسلیم پناهندگان سیاسی به شوروی.

ناصر ذوالفقاری

ریاست محترم مجلس شورای ملی

متنمی است به جناب آقای وزیر کشاورزی اعلام فرمایید در ظرف مدت مقرر به سؤال ذیل در مجلس شورای ملی حاضر شده جواب دهد.

در آذر ماه 1329 مجلس شورای ملی طبق پیشنهاد دولت وقت تصویب نمود مبلغ چهل میلیون ریال اعتبار به وزارت کشاورزی برای مبارزه با ملخ داده شود از فرار اطلاعی که دارم وزارت دارایی در همان موقع ا زنظر فوریت نه تنها تمام این مبلغ را در اختیار وزارت کشاورزی گذاشت بلکه حتی قبل از تصمیم قانون نیز مبلغی به عنوان وام به وزارت کشاورزی پرداخت لازم است وزارت کشاورزی توضیح دهد مبلغ چهل میبلیون ریال تصویبی را به چه مصرفی رسانده صورت ریز مخارج را از هر حیث به استحضار مجلس شورای ملی برساند.

با تقدیم احترامات ـ بهاءالدین کهبد

انتصابات و احکام

شماره 32914/103662                                                      21/12/1329

آقای محمد باقرینی اقبال فرماندار زابل از تاریخ اول فروردین ماه 1330 با پایه 7 و3870 ریال حقوق و 774 ریال فوق‌العاده اشتغال خارج از مرکز به سمت فرماندار شهرستان نیشابور منتقل و منصوب می‌شوید هزینه سفر و فوق‌العاده انتقال شما طبق مقررات پرداخت خواهد شد هزینه پذیرایی به موجب حکم جداگانه تعیین و ابلاغ می‌شود.

وزیر کشور

شماره 31971/103667                              19/12/1329

آقای محمدعلی روشن، سرپرست فرمانداری قزوین به موجب این ابلاغ سمت شما با حقوق و مزایای فعلی فرماندار قزوین خواهد بود.

وزیر کشور

شماره 31470/39678                                3/12/1329

آقای غلامرضا گودرزی، فرماندار شهرستان قم از تاریخ اول اسفند ماه 29 با پایه 9 و 4900 ریال حقوق و 980 ریال فوق‌العاده اشتغال خارج از مرکز به سمت کفالت فرمانداری سمنان منتقل می‌شوید ضمناً ماهیانه مبلغ دو هزار ریال به عنوان هزینه پذیرایی مادام که در محل خدمت توقف دارید درباره شما برقرار و پرداخت خواهد شد.

وزیر کشور

شماره 31472/49151                                2/12/1329

آقای احمد کروبی، بازرس وزارت کشور از تاریخ اول اسفند ماه 1329 با پایه9 و 4900 ریال حقوق و یکصد ریال هزینه کمک لیسانس به سمت کفالت فرمانداری قم منتقل ومنصوب می‌شویدضمناً ماهیانه مبلغ سه هزار ریال به عنوان هزینه پذیرایی مادام که در محل خدمت توقف دارید پرداخت خواهد شد ابلاغ فرمانداری پس از انجام تشریفات صادر خواهد شد.

وزیر کشور

شماره 31231/48786                                2/12/1329

آقای محمدعلی روشن، بازرس وزارت کشور از تاریخ اول اسفند ماه 1329 با پایه9 و 4900 ریال حقوق و 980 ریال فوق‌العاده اشتغال خارج از مذکز سرپرستی فرمانداری قزوین به عهده شما واگذار می‌شود ضمناً ماهیانه 4 هزار ریال به هزینهپذیرایی از تاریخ اشتغال و مادام که در محل خدمت توقف دارید درباره شما پرداخت خواهد شد.

وزیر کشور

شماره 33070/107477                              28/12/1329

آقای محمد اسماعیل، از تاریخ اول فروردین ماه1330 با پایه6 و 2360 ریال حقوق و استفاده از حق مقام حداقل پایه 8 و 1180ریال فوق‌العاده، اشتغال خارج از مرکز . 472 ریال فوق‌العاده بدی آب و هوا به سمت فرماندار شهرستان زابل منتفل و منصوب می‌شوید، ضمناً از تاریخ ورود به محل مأموریت مادام که در محل خدمت توقف دارید ماهیانه چهار هزار ریال هزینه پذیرایی به شما خواهد شد هزینه سفر و فوق‌العاده انتقال شما از تهران تا زابل قابل پرداخت است.

وزیر کشور

شماره 736/ 1087 اصلاح آیین‌نامه.

ماده 4 آیین‌نامه قانون دلالان مصوب 319 به شرح زیر اصلاح می‌گردد:

ماده 4- اطلاعات فنی درخواست‌کننده به سه طریق زیر احراز می‌شود.

1- ابراز مدارک رسمی مربوط به داشتن اطلاعات فنی متناسب با شغل دلالی از قیبل پروانه کارشناسی املاک مزروعی ومستغلات.

2- داشتن سه سال پیشنیه در عمل دلالی ملکی.

3- ابراز اطلاعات فنی دلالان به وسیله آزمایش در جلسه امتحان مرکب از رئیس ثبت تهران و رئیس امور اسناد و دادستان شهرستان تهران و دو نفر کارشناس رسمی در تهران و از رئیس دادگاه و دادستان شهرستان و رئیس ثبت و دو نفر کارشناس رسمی در شهرستان‌ها.                                                               م 647

وزیر دادگستری

در وزارت دادگستری

شماره 37411/2188                                  2/12/1329

آقای علی عطایی بلهری

سردفتر اسناد رسمی درجه سوم و ازدواج و طلاق شاندیز

محل رسمیت دفاتر شما به شهر مشهد تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزارت دادگستری

شماره 20515/35976                                19/11/1329

آقای سید جعفر فاطمی

سردفتر اسناد رسمی و ازدواج دهستان خشگبجار رشت

به موجب این ابلاغ به سر دفتری طلاق خشکبجار منصوب می‌شوید.

وزیر دادگستری

شماره 20658/35980                                19/11/1329

آقای عنایت‌الله شاهنده

سردفتر اسناد رسمی شماره 102 تهران

به موجب این ابلاغ به سر دفتری ازدواج شهر تهران منصوب می‌شوید.

وزیر دادگستری

شماره 35964/20441                                19/11/1329

آقای اگرمت پوارن

سردفتر ازدواج سابق مسیحیان کاتولیک تهران

نظر به این که محاکمه انتظامی شما منتهی به صدور حکم قطعی به یک سال انفصال از تصدی دفتر ازدواج بوده که درباره شما اجرا شده به موجب این ابلاغ تعلیق رفع شما را اعلام می‌دارد.

وزارت دادگستری

+++

شماره 36920/ 21640       2/ 12/ 29

آقاى هیبت‌الله شیخ‌محمدى‏

به موجب این ابلاغ به سردفترى ازدواج شهر قزوین منصوب مى‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 36922/ 20927       2/ 12/ 29

آقاى سید عباس حاج سید‌ جوادى سردفتر ازدواج و طلاق شهر قزوین‏

نظر به این که مورد تعقیب دادگاه انتظامى سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى انتظامى‌ شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 36944/ 21666       2/ 12/ 29

آقاى روح‌الله ولائى دفتریار درجه اول سارى‏

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى‌ درجه سوم قصبه کردکوى حومه گرگان منصوب مى‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 36930/ 21518       2/ 12/ 29

آقاى محمد‌على مولانا سردفتر اسناد رسمى و ازدواج قصبه دماوند

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به گلپایگان تبدیل می‌شود طبق مقررات به سردفترى اسناد رسمى ‌شماره یک آنجا مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 40033/ 22994 6    2/ 12/ 29

آقاى محمد‌تقى تهرانى سردفتر ازدواج و طلاق تهران‏

به موجب این ابلاغ به علت کسالت و کناره‌گیرى از کار از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معاف می‌شوید.

وزیر دادگسترى ‏

شماره 40035/ 22995 6    2/ 12/ 29

آقاى محمد‌حسین طاهرى سردفتر اسناد رسمى ‌شماره 35 تهران‏

به موجب این ابلاغ به سردفترى ازدواج و طلاق 16 - 5 تهران منصوب مى‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 23058/ 39875       24/ 12/ 29

آقاى سید محمد‌مهدى احمدى سجادى سردفتر اسناد رسمى‌ شماره 26 و گواهى امضای تهران‏

استعفاى شما از تصدى دفاتر اسناد رسمى و گواهى صحت امضای تهران پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 23049/ 39877       24/ 12/ 29

آقاى سید مرتضى رضوانى دفتریار درجه اول تهران‏

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى ‌درجه سوم تهران منصوب مى‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 39074/ 22206       22/ 12/ 29

آقاى ابوطالب مدرسى سردفتر ازدواج نویندگان فسا

به موجب این ابلاغ از تصدى دفتر ازدواج معاف می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره  21999 /39076      12/ 12/ 29

آقاى سید طاهر حسینى سردفتر ازدواج خوردیماق حومه گرگان‏

به موجب این ابلاغ به سردفترى طلاق خوردیماق منصوب مى‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 21925 /39056       22/ 12/ 29

آقاى محمد‌حسن فقیه‌مرندى سردفتر طلاق سابق تهران‏

نظر به این که محاکمه انتظامى‌شما منتهى به محکومیت جزاى نقدى شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را اعلام می‌دارد طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 39565 /20871       22/ 12/ 29

آقاى نعمت‌الله اشتى‏

به موجب این حکم به سردفترى اسناد رسمى‌ درجه اول شاه‌آباد شمیران منصوب می‌شوید که با حفظ درجه به سمت سردفترى اسناد رسمى‌ درجه سوم و اجازه ثبت معاملات ملکى تا میزان ده هزار ریال مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره  22110 /39066      22/ 12/ 29

آقاى حسن خیرخواه عین‌الدینى سردفتر ازدواج و طلاق قریه عین‌الدین تبریز

استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره  21613/ 39058      22/ 12/ 29

آقاى مهدى مهدى‌زاده سردفتر ازدواج قریه قوهه و شریف‌آباد و ورامین‏

به موجب این ابلاغ به سردفترى طلاق قریه قوهه و شریف‌آباد و منصوب می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره  22146/ 39090      22/ 12/ 29

آقاى ابراهیم علمى‌سرابى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق قراء حکم‌آباد و قراء ملک تبریز

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به قصبه عجب‌شیر تبدیل می‌شود طبق مقررات به سمت سردفترى اسناد رسمى‌شماره 11 و ازدواج و طلاق 8 و 7 آنجا مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره شماره22145 / 39092          22/ 12/ 29

آقاى عزیز مجدیه سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق عجب‌شیر مراغه‏

به موجب این ابلاغ از تصدى دفاتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق معاف می‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره شماره 21316 /36918          2/ 12/ 29

آقاى سید رضا نورى سردفتر ازدواج سابق ایلام‏

نظر به این که محاکمه انتظامى‌شما منتهى به محکومیت جزاى نقدى شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را اعلام می‌دارد.

وزیر دادگسترى‏

شماره شماره39895 / 22288          24/ 12/ 29

آقاى على مختارى سردفتر ازدواج قریه شیره‌چین سراب‏

به موجب این ابلاغ به سردفترى ازدواج و طلاق سراب منصوب مى‌شوید.

وزیر دادگسترى‏

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:294650!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)