کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 19
[1396/05/31]

جلسه: 13 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست‌وچهارم تیرماه 1335  

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقای دکتر راجی

3 - بیانات قبل از دستور‌ - آقایان: بهبهانی‌ - شفیع‌امین‌ - دولت‌آبادی

4 - تصویب اعتبارنامه آقایان: مهران و غلامحسین فخرطباطبایی - نمایندگان بروجرد

5 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای عمیدی‌نوری

6 - معرفی تیمسار سرلشگر مرتضی زاهدی به معاونت وزارت جنگ به وسیله آقای وزیر جنگ

7 - ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره 19

 

 

جلسه: 13

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست‌وچهارم تیرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقای دکتر راجی

3 - بیانات قبل از دستور‌ - آقایان: بهبهانی‌ - شفیع‌امین‌ - دولت‌آبادی

4 - تصویب اعتبارنامه آقایان: مهران و غلامحسین فخرطباطبایی - نمایندگان بروجرد

5 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای عمیدی‌نوری

6 - معرفی تیمسار سرلشگر مرتضی زاهدی به معاونت وزارت جنگ به وسیله آقای وزیر جنگ

7 - ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس یک ساعت و پنجاه و پنج دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت‌مجلس

رئیس‌ - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه‌ - آقایان: اردلان‌ - قرشى‌ - باقر بوشهرى‌ - دکتر آهى‌ - مهندس اردبیلى‌ - شادلو‌ - مشار‌ - محمود ذوالفقارى‌ - جلیلى‌ - دکتر عدل‌ - دکتر سعیدى‌ - حکمت‌ - صفارى‌ - نصیرى‌ - عباسى‌ - مهندس فروغى‌ - اورنگ‌ - امامى‌خویى‌ - کشکولى‌ - فرود.

غایبین بى‌اجازه‌ - آقایان: دکتر طاهرى‌ - تجدد‌ - دکتر امیراصلان‌ - افشار‌ - دکتر رضایى‌ - خزیمه‌علم‌ - قنات‌آبادى‌ - تیمورتاش‌ - قراگزلو.

زودرفتگان با اجازه‌ - آقایان: خرازى‌ - محمودى‌ - کاظم شیبانى‌ - دکتر نفیسى‌ - صادق بوشهرى‌ - موسوى‌ - صراف‌زاده‌ - دکتر عمید.

رئیس‌ - چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند، آقاى دکتر راجى مطلبى دارید؟

2 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر راجى‏

دکتر راجى‌ - بنده دو تا سؤال داشتم یکى از وزارت دارایى و یکى از وزارت بهدارى تقدیم می‌کنم.‏

رئیس‌ - لطف کنید ولى همیشه وقتى وارد دستور شدیم بعد از نطق قبل از دستور بدهید.

3 - بیانات قبل از دستور آقایان بهبهانى‌ - دکتر شفیع‌امین‌ - دولت‌آبادى‏

بهبهانى‌ - آن روز که در برنامه دولت صحبت کردم مصادف با تشریف‌فرمایى اعلیحضرت همایونى به کشور اتحاد جماهیر شوروى بود و اینکه معظم‌له به سلامت معاودت فرموده‌اند وظیفه خود می‌دانم به نام ملت ایران از پذیرایى و تجلیلى که دولت و ملت همجوار ما از شاهنشاه به عمل آورده‌اند سپاسگذارى کنم. بدیهى است تجلیل از پادشاه ایران تجلیل از ملت ایران است (صحیح است) و احترامى را که آن دولت معمول داشته موجب تشکر خواهد بود (صحیح است) و یقین است با تغییر مشى سیاسى اولیای دولت شوروى و اعتراف به خبط‌هاى گذشته، در آینده امکان همزیستى بر اساس منشور ملل متفق و احترام متقابل که شایسته مقام دو کشور و حسن روابط همجوار است، بیش از پیش مقدور و میسر خواهد بود مخصوصاً فرمایشات ملوکانه در مراحل مختلف خطاب به زمامداران شوروى مؤید این نظر و تاریخ گذشته ما، شاهد صادقى است که ایران همواره علاقه داشته با تمام ملت‌ها و بالاخص کشورهاى همسایه روابط حسنه داشته باشد (صحیح است) تا با فراقت از وضع خارج به اصلاح کارهاى داخلى بپردازد. مسافرت‌های متوالى شاهنشاه به خارج از کشور و تحمل رنج سفر علاوه از آثار و نتایج معنوى و تاریخى داراى یک رشته نتایج اصولى است که باید دولت از ثمرات آن به نفنع مردم و مملکت استفاده و بهره‌بردارى کند ولى متأسفانه دولت ما نه توجهى به این امور معطوف می‌دارد و نه گوش شنوایى دارد تا حرف حق در آن اثر داشته باشد (قنات‌آبادى‌ - صحیحى است) و عکس‌العملى که در قبال راهنمایى و دلسوزى افراد بى‌غرض و علاقمند به کشور و مظاهر آن نشان می‌دهد فقط یک مشت سفسطه و خلط مبحث و تشدید رویه مورد انتقاد است. در این صورت کمتر باید حرف زد ولى چون ما براى حفظ حقوق و منافع مردم در اینجا اجتماع کرده‌ایم حتى‌الامکان و تا آنجا که میسر است باید وظیفه وجدانى و قانونى خود را ایفا و حقایق را بى‌پرده و صریح بگوییم و مصداق‏:

اگر بینى که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینى گناه است‏

را بر: چندین چراغ دارد و بیراه می‌رود بگذار تا بیفتد و بیند سزاى خویش‏

ترجیح دهیم (قنات‌آبادى‌ - دومیش صحیح است) اگر این مطلب صحیح باشد که سیاست خارجى ما خوب یا به قول یکى از وزرا روشن و روشنى را حمل بر خوبى کنیم باید در قبال آن اعتراف نماییم که خرابى وضع داخلى و صعوبت زندگى مردم و عدم رضایت از دستگاه دولت و اعمال بى‌رویه و خلاف مصلحت با آنجا رسوخ یافته که پیش‌بینان سیاسى علاج آن را یک تصحیح سریع و قاطع می‌دانند و معتقدند که اگر قدرى تأخیر شود دیر خواهد شد. البته نمی‌توان منکر شد اوضاعى مشابه امروز در یک مواقع استثنایى و بحران‌هاى خاص پیش نیامده باشد ولى شرایط و امکاناتى که از چندى بیان طرف و

+++

مخصوصاً از ابتداى تشکیل این دولت موجود و مهیا بوده، مسلماً در تاریخ معاصر نظیر نداشته است و عواملى که براى ایجاد یک تحول رفرم اساسى سال‌ها مردم به انتظار آن بودند در زمان تشکیل دولت آقاى علاء همه یک‌جا در اختیارشان بود ولى متأسفانه پول و قدرت و فرصت و موقعیت را به واسطه عدم لیاقت و شایستگى و سرگرم بودن به کارهاى غیرلازم از دست دادند و نتیجتاً علاوه بر اینکه قدمى به جلو نگذاردیم، یک روح یأس و بدبینى و بى‌اعتمادى بر جامعه تسلط یافته است تا جایى که امروز مى‌بینیم کارهاى جدى که به صورت مسخره و مضحکه در جراید تجلى می‌کند و دولت اتمیک می‌خواهد وزرای شیره‌اى و تریاکى را بازدید و تفتیش کند. بر اثر این اعمال بی‌رویه و بى‌ترتیبى و تشتت دستگاه‌ها و بلاتکلیفى عمومى تمام مردم و حتى کسانى که به دولت نزدیکند به وضع فعلى بدبین و از آینده بیمناک و متوحش و همه در انتظارند که از طرف ذات همایونى یک تصمیم قاطع نسبت به امور مملکت اتخاذ و به این سهل‌انگارى و بى‌ترتیبى دولت خاتمه داده شود. امروز در هر محفل و مجلسى صحبت از سوء‌جریانات و به‌هم‌ریختگى اوضاع است و حتى موافقین با این وضع نیز على‌الظاهر با استمداد از فلسفه موافقت خود را با اعمال دولت منطبق ساخته ولى همان‌ها هم در خارج با اعتراف به رویه غلط دولت براى توافق خود به دلایل دیگرى توسل می‌جویند و آن‌قدر این انتقادات در جامعه رسوخ یافته و در اطراف علل و جهات آن بررسى شده که افراد عادى نیز معتقد شده‌اند که اصلاح کشور و اوضاع مردم بسیار ساده و عدم توفیق صرفاً مولود بى‌اعتنایى، سستى، بى‌لیاقتى و نداشتن علاقه به مردم و خود را مکلف ندانستن در قبال مردم است. تشکیلات ادارى که به منزله‌ی  ابزار و لوازم کار و هر اصلاحى باید از آنجا ناشى شود هرکس نادان‌تر و نالایق‌تر و بى‌عرضه‌تر و بى‌کفایت‌تر و بى‌اراده‌تر باشد، پیشرفت و ترقى او سریع‌تر و بلامانع‌تر است، مهره‌ها را به‌هم‌ریخته و همه را بى‌جا قرار داده‌اند فقط به ظواهر امر آن هم به حرف توجه دارد، لفظ و معنى در جهت مخالف هم واقع شده‌اند. آنچه اصلا به آن توجه ندارند و کسى روى آنها حساب نمی‌کند مردم و خیر و شر آنهاست، بدبختى اینجاست که حرف دیروز و امروز و حتى یک‌ساعت قبل و بعد خودشان هم با هم نمی‌خواند و پس از آن همه وعده که در برابر فشار و تحمل به مردم در مورد اصلاحات مالى دادند، تازه وزیر کابینه می‌گوید خزانه‌ی  دولت بحرانى‌ترین ایام را می‌گذراند و عجیب آن که همان روز نخست‌وزیر مملکت چون اتومبیل مدل 55 را کهنه و مناسب با شئون و وضع خود نمی‌داند دستور خرید کادیلاک 56 صادر می‌کند و وزیر دیگر نیز به ایشان تأسى کرده دستورى مشابه آن می‌دهد، 18 ماه از بهترین و مناسب‌ترین اوقات مملکت را با آن همه مواهب و مزایاى کم‌نظیر از دست دادند و در حال حاضر یک شبح مخوف یأس و ناامیدى، گرسنگى و بدبختى بر ما سایه افکنده و هر روزى که با این وضع جلو برویم آن سایه تاریک‌تر و مخوف‌تر می‌شود. با ملاحظه ترقى و تعالى کشورهاى همسایه که مبشر آن پادشاه مملکت هستند، این بدبختى عمومى با رشک و تأسف در هم آمیخته است. آنها هر روز قدم تازه‌اى براى بهبود زندگى افراد ملت خود برمی‌دارند ولى سازمان برنامه ما با اعمال مسخره و فضاحت‌بار و تلف کردن پول‌هاى مملکت و انجام امور غیرلازم و سطحى و حتى خرج‌تراشى براى آینده جهت نگاهدارى و حفظ اعمال بى‌تناسب کشور ما را در افواه موهون جلوه داده و معلوم نیست براى نابودى ما چه نقشه‌اى توسط این عنصر ترسیم شده است. چون فعلاً وقت نیست که به طور تفصیل صحبت کنم، همین قدر به اختصار و اجمال توجه آقایان را به بحران خزانه، عدم موازنه دخل و خرج، هزینه‌اى گزاف و غیرلازم بى‌ترتیبى وضع تجارت، نقصان فاحش صادرات، بالارفتن میزان واردات، تبدیل کشور به یک نمایشگاه کالاى خارجى، بى‌بند و بارى مرزها و نداشتن گمرک منظم، ورود اجناس قاچاق، صدور مایحتاج عمومى به طور قاچاق، عدم توجه به کشاورزى، تنزل سطح تولیدى و بیکارى عمومى، عدم شیرازه‌ی  امور اقتصادى و تهدید کارخانه‌هاى موجود به تعطیل و ورشکست، رقابت شدید اجناس خارجى با امتعه‌ی  مشابه داخلى و سرپوشى همه این ناملایمات، توسعه‌ی  نفوذ مامورین نظامى براى اسکات و ارعاب مردم و ایجاد نارضایتى‌هاى عمیق جلب و اگر این وضع ادامه یابد دنباله عرایضم را به یک وقت دو ساعته موکول خواهم ساخت.‏

رئیس‌ - آقاى دکتر شفیع‌امین.‏

دکتر شفیع‌امین‌ - با استفاده از فرصت ورود موکب مسعود بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه را به میهن عزیز به نمایندگان محترم مجلسین و عموم ملت نجیب و فداکار ایران تبریک عرض می‌نماید، ملت ایران می‌داند که شاهنشاه معظم و دانشمند و فرهنگ‌دوست ما براى سعادت ملت و کشور ایران فداکارى فرموده و زحمت این مسافرت‌هاى دور و دراز را قبول می‌فرمایند، امیدوارم این مسافرت نیز مانند سایر مسافرت‌ها شاهانه براى کشور و ملت ایران محصول و نتیجه خوبى داشته باشد. مطالبى در خصوص امور فرهنگ و بهداشت می‌خواستم با آقایان و وزرای مربوط مذاکره نموده و شفاهاً تذکر بدهم چون فرهنگ و بهداشت دو قسمت مهم حیاتى هستند، متأسفانه جناب آقاى وزیر فرهنگ هنوز در مسافرت هستند و جناب آقاى وزیر بهدارى را در مجلس زیارت نمی‌کنم به این جهت به مقام تصدیع‌تر آمده و از نطق قبل از دستور استفاده می‌کنم. اساس تمدن امروزه جهان و ملل متمدنه را فرهنگ و بهداشت تشکیل می‌دهد، میهن عزیزمان که روزى پرچمدار علم و دانش و فرهنگ بوده به واسطه علل عدیده از کاروان عقب مانده بود که از سى سال به این طرف فعالیت براى پیشرفت و رفع عقب‌ماندگى شروع نموده‌اند و نتایجى هم گرفته شده، اغلب آقایان وزرای فرهنگ اشخاص پاک و عالم بوده و خدماتى نموده‌اند ولى به واسطه عدم وجود برنامه ثابت و صحیح و حسابى نتیجه کامل و کافى گرفته نشده است، هر وزیر فرهنگ که می‌آید یک طرز تفکر و یک طرز عمل دارد که وزیر بعدى روى سطح فکر خود و منطق خودش آن را تعقیب نمى‌نماید و تا حال برنامه ثابت نبوده محصلین و معلمین همیشه در تعویض برنامه‌ها ناراحت می‌باشند (صحیح است). آقاى وزیر فرهنگ به امورات فرهنگى وارد بوده‌اند و مدتى و معاونت‌شان امتحانات خوبى داده بودند و انتظار می‌رفت که در وزارت‌شان باقدرت کافى که دارند، خدمات اساسى بیشترى انجام دهند ولى تا حال اقدام نشده و اگر اقدامى به عمل می‌آورند روى اساس نمی‌باشد، باید برنامه تحصیلى با نظر متخصصین فرهنگى و تعلیم و تربیت و روان‌شناسى تهیه و با تصویب کمیسیون‌ها مجلس اقلام براى چندین سال ثابت بماند، وزارت فرهنگ باید روى اساس محکم و ثابت فرزندان این آب و خاک را براى زندگى و خدمت امروز و آینده تربیت نماید و مخصوصاً باید فرهنگ دور از سیاست قرار بگیرد، تعلیمات اجبارى که در همین مجلس تصویب شده تا حال جز با ساختن چند دبستان و دبیرستان دارد، آذربایجان با در نظر گرفتن اوضاع عمومى و وضعیت جغرافیایى و سرحدى و زبان و پنج میلیون نفوس به یک فرهنگ کامل و مدارس زیاد که روى اصول صحیح علمى و روان‌شناسى استوار باشد احتیاج دارد و بیاید فرصت را از دست داد. در بعضى از بخش‌های آذربایجان مانند هشترود، قوریچاى، اوجان عباس، رود قات و دیگران که هرکدام بیش از صد هزار نفوس دارد جز یکى و دو باب دبستان ناقص مدرسه وجود ندارد و اطفال زارعین و دهاقین از نعمت فرهنگ به کلى محروم هستند، بنده چون به اوضاع فرهنگى و بهداشتى آذربایجان بیشتر تماس داشته از آنجا مثال آوردم وگرنه تمام شهرستان‌ها مثل آنجا هستند، به عقیده اینجانب وزارت فرهنگ باید با تمام قوا در انجام اجراى این وظیفه مقدس کوشا باشد و وزارت دارایى هم با نظر کمیسیون محترم بودجه در ترمیم بودجه وزارت فرهنگ اقدام نماید نه اینکه بودجه فرهنگ را کم نموده و بلوکه کند. در وزارت فرهنگ عناصر پاک و فعال خیلى زیاد است آقاى وزیر فرهنگ باید فعلاً که حقوق فرهنگیان ترمیم شده و حق هم داشته‌اند از آنها حداکثر استفاده تدریس را به عمل آورده و اجازه ندهند عده زیادى به عناوین مختلف و به اسامى مختلف و بازرسى در تهران راه بروند و کار نکنند از وجودشان در شهرستان‌ها و بخش‌ها و دهات باید تعلیمات ابتدایى عمومى مجانى و راحت تهیه گردد و باید مدرسه، کتاب، کاغذ و قلم و حتى یک وعده غذا به اطفال بى‌بضاعت داده شود. باید بودجه وزارت فرهنگ به نسبت بین شهرستان‌ها و مرکز تقسیم گردد تا در جاهاى مختلف کشور و قصبات و دهات دورافتاده، فرزندان طبقه سوم و چهارم که قسمت عمده و زحمتکش این کشور را تشکیل مى‌دهند از فرهنگ اولیه و نعمت خواندن و نوشتن برخوردار شوند به طورى که عملاً مى‌بینیم اغلب فرزندان طبقات پایین به واسطه نداشتن کتاب و لباس نمی‌توانند در مدارس تحصیل نمایند، نتیجه‌اش ولگردى و چاقوکشى در خیابان‌هاست‏، در مدارس متوسطه با وجود ساعات زیاد تدریس متأسفانه به واسطه نداشتن برنامه حسابى و در سال‌هاى اخیر روى علل عمومى سطح معلومات دانش‌آموزان در فسمت‌هاى زیادى از برنامه دبیرستان مخصوصآً فیزیک و شیمى و طبیعى و زبان خارجه خیلى عقب هستند، با اصلاح برنامه تحصیلى و کنترل کامل باید مقدار دبیرستان‌ها را زیاد نمایند و به اطفالى که پدر و مادرشان قدرت تأدیه شهریه و مخارج را ندارند، کمک مالى به درجات مختلفه از قبیل معافیت از شهریه کمک به کتاب و لوازم‌التحریر و حتى پول جیب و زندگى پرداخت نماید، همین‌طور براى تحصیلات عالیه باید به طوری که در تمام دنیا معمول هست از دانشجویان متمکن پول زیاد گرفته و به عده‌اى که در دبیرستان داراى نمرات خوب بوده و از نظر اخلاقى از هر حیث صلاحیت دارند، کمک‌هاى مالى به شکل بورس مقررى پرداخت کنند (صحیح است) و این قسمت از دانشجویان را که به خرج دولت تحصیل می‌کنند وارد استخدام دولتى نموده تا بعد از اتمام تحصیلات در رشته‌هاى مختلف در شهرستان‌ها و بخش‌هاى کشور از آنها استفاده

+++

بشود مخصوصاً در قسمت فرهنگ و بهداشت بهترین وسیله تکمیل کادر فنى می‌باشد به طوری که ارتش از چند سال قبل این قسمت را عملى نموده و کادر پزشک و فنى خود را پر نموده است. در سال 1326 بعد از خاتمه دوره‌اى سیاه و تاریک آذربایجان که با مراحم و علاقه و تدبیر شاهنشاه و فداکارى ارتش شاهنشاهى و فرزندان دلیر ایران آذربایجان در آذر ماه 25 نجات یافت، دانشگاه تبریز به امر شاهنشاه دانش‌پرور تأسیس شد، استادان و معلمین و کارمندان و علاقه‌مندان دانشگاه تبریز روى ایمان و اطمینان به مراحم شاهانه و علاقه به میهن و فرهنگ کشور شب و روز مشغول شدند و از تمام نقاط کشور جوانان علاقه‌مند به علم و دانش در این مجمع علمى گرد آمدند، امروز که 9 سال از عمر این مؤسسه جوان می‌گذرد صدها دکتر و لیسانسیه و دیپلمه عالم و میهن‌پرست و شاهدوست و با ایمان تقدیم جامعه ایرانى نموده و 1015 نفر در نتیجه 75 شهرستان و بخش‌هاى مختلفه کشور مشغول تحصیل می‌باشند در بیمارستان‌ها 420 تختخواب دارد و کوشش شده که همیشه دور از سیاست و هوابازى به تحصل خود ادامه دهند و مرامى جز خدا و شاه و میهن و تحصیل ندارند، با اطمینان کامل عرض می‌کنم که در این مؤسسه علمى جوان استاد و معلم دانشمند در تمام 24 ساعت براى تعلیم و تعلم فداکارى می‌نمایند، محصولى که تا حال داده و در تمام شهرستان‌ها هستند بسیار خوب و رضایت‌بخش می‌باشد. از سال 1328 روى اراده شاهانه و تصویب مجلس شوراى ملى دانشکده‌هاى پزشکى در شیراز و اصفهان و مشهد تکمیل و تأسیس شده که با علاقه و فداکارى و همت آقایان همکاران محترم و دکتر‌ها این مؤسسات روزبه‌روز پیشرفت نموده و دکتر‌ها و پزشکان عالم و شاهدوست و میهن‌پرست تقدیم جامعه می‌نماید، بنده اطلاع کامل دارم که اولیا و استادان تماماً زحمت می‌کشند و فداکارى می‌نمایند ولى آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایید که تنها فعالیت و فداکارى کافى نمی‌باشد وسایل زیاد، بودجه کافى، ساختمان، اختیارات بیشترى لازم است باید آن ابزار کار وسایل خدمت آماده شود با این بودجه‌هاى کم و بى‌اعتنایى که هر روز وزارت فرهنگ روى عدم توجه به قوانین و مقررات دانشگاهى به عمل مى‌آورد، کار را بر همه مشکل و دشوار ساخته است. دانشگاه تبریز و سایر دانشکده‌ها که طبق قانون 3 خرداد ماه 1328 تأسیس شده باید طبق قانون و مقررات مستقل شود دبستان و دبیرستان نمى‌باشد، آقایان تصدیق می‌فرمایید استاد و دانشیار و معلمى که دیپلم و دکترا و لیسانسیه هستند صلاحیت دارد که طبق قانون و در داخل خود استقلال داشته باشد و حقیر نمی‌باشد و قیم هم لازم ندارند، آقایان تصدیق می‌فرمایید که دستگاه دانشگاهى و دانشکده‌هاى شهرستان‌ها هم حق حیات دارند، وزارت فرهنگ اقلاً حق قانونى آنها را باید محترم بشمارد، البته جناب وزیر فرهنگ طبق قانون ریاست عالیه به تمام دستگاه‌هاى فرهنگى را دارند، دو روز قبل خبرى در روزنامه‌ها خواندم خیلى متأسف شدم که دانشجویان سایر دانشکده‌ها نباید به تهران بیایند، امیدوارم موضوع اشتباهى بوده سوءتفاهم شده است، جناب آقاى دکتر اقبال و عموم دانشگاهیان راضى به دلسرد شدن دانشجویان نخواهند بود، ان‌شاءالله با بودن جناب آقاى دکتر اقبال رفع شود، دانشگاه تبریز تا حال صدها دکتر و لیسانسیه و دیپلمه تقدیم جامعه نموده و آنها هم عملاً صلاحیت خود را از حیث معلومات و خدمت و میهن‌پرستى و شاهدوستى داده‌اند، دور از انصاف است که در وزارت فرهنگ یک عضو ادارى کوچک با مقدرات و درخواست‌هاى یک عده دانشگاهى که استاد و دانشیار و دکترند اظهارنظر نموده و دستور دهد. اداره تعلیمات عالیه اغلب و مخصوصاً حالا خیلى مرتب کار می‌کند ولى با مقررات و قوانین استقلال دانشگاه اشکال زیادى در عمل دیده مى‌شود، اینجانب مدت نه سال در قسمت‌ها مختلف در دانشگاه تبریز افتخار خدمتگزارى داشته و دارم و به این مؤسسه بزرگ علمى که از نظر علم و دانش و ملى و اجتماعى خدمات زیادى نموده است علاقه دارم و عموم آذربایجانی‌ها و فرهنگ‌دوستان کشور به آنجا علاقه دارند، اینجانب از طرف آقایان نمایندگان آذربایجان متأسفانه باید عرض نمایم در این مدت به اصرار و خواهش و تمناى بنده و همکارانم و اوامر و دستورات مؤکد شاهنشاه معظم و علاقه و اصرار و فشار آقایان نمایندگان در ادوار گذشته توانسته‌ایم بودجه ناچیز و وسیله بگیرم والا خود وزارت فرهنگ متأسفانه به فکر کمک کردن به این دستگاه‌هاى فراموش شده نمی‌باشد یعنى دانشگاه‌هاى تبریز و شیراز و مشهد و اصفهان مثل دستگاه‌هاى فراموش شده می‌باشد که باید با اصرار و خواهش گرفت و اینها را اصلاح کرد. آقاى وزیر فرهنگ دانشگاه تبریز را مانند دبستان و دبیرستان فرض می‌کنند و چه بسا روى عدم توجه اصلاً به موضوعات دانشگاهى وارد نبوده‌اند، به هر جهت این دانشگاه‌ها بایستى از نظر بودجه و از نظر استاد و قسمت‌هاى دیگر تأمین بشود، متأسفانه هنوز تأمین نشده است. دانشگاه کشاورزى از سال قبل با اوامر شاهانه در تبریز تأسیس شده هنوز وزارت فرهنگ به بودجه استخدام معلمین آنجا توجه نمی‌کند و دانشجویان را بلاتکلیف گذارده‌اند، ساختمان بیمارستان و دانشکده پزشکى تبریز از سال 1328 روى اوامر شاهانه شروع شده و بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاه خودشان 56 میلیون ریال براى بیمارستان مرحمت فرمودند، با وجود علاقه شاهانه و دستوراتى که در سال 1333 صادر فرمودند که وزارت فرهنگ و سازمان برنامه زودتر ساختمان را تمام بکنند متأسفانه تا حال تمام نشده است، سازمان برنامه تعهدى نموده ولى توجهى نکرده است، من مخصوصاً از جناب آقاى ابتهاج که علاقه‌مند به عمران، به فرهنگ و بهداشت و آبادانى کشور هستند جداً تقاضا دارم در این قسمت اقدام فورى به عمل آورند. اخیراً از طرف وزارت فرهنگ مبلغ هفت میلیون تومان براى بوجه سال 1335 دانشگاه تبریز و سایر دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها منظور و ابلاغ شده بود بعد از تنظیم بودجه و ارسال آن به مرکز، آقاى وزیر فرهنگ دستور داده‌اند که این هفت میلیون نصف شود، بعد از تحقیق معلوم گردید که جناب آقاى وزیر دارایى و یا هیئت دولت براى ترمیم کسر بودجه کشور مبلغ فرهنگ را بلوکه نموده‌اند، جناب آقاى وزیر فرهنگ ضعیف‌تر از محل دانشگاه تبریز و دانشکده‌هاى شهرستان‌ها پیدا نکرده و دیوارى کوتاه‌تر از این دیوار نیافته‌اند و دستور داده‌اند سه میلیون و نیم تومان کسر بودجه از 11 میلیون تومان را از بودجه تبریز و مشهد و شیراز و اصفهان ترمیم نمایند. آقایان محترم تصدیق می‌فرمایند که این کم‌لطفى و عدم توجه صحیح نیست، اولاً باید بودجه فرهنگ زیاد شود نه کم، در ثانى اگر مجبور شدند این پول را کم کنند باید از تمام بودجه وزارت فرهنگ کسر کنند نه فقط بودجه دانشگاه تبریز.

رئیس‌ - آقاى دکتر شفیع‌امین وقت شما تمام شد.

دکتر شفیع‌امین‌ - پنج صفحه دیگر از عرایض من باقى مانده از آقاى دولت‌آبادى خواهش کردم پنج دقیقه وقت‌شان را به من بدهند (دولت‌آبادى‌ - بفرمایید اشکالى ندارد).

رئیس‌ - بسیار خوب بفرمایید.

دکتر شفیع‌امین‌ - در استخدام استادان خارجى فعلاً یک نفر استاد خوب در دانشگاه تبریز تدریس می‌کند و براى استخدام سه نفر براى رشته‌هاى مختلفه دو سال هست اقدام شده و بنده مکرر استادان خوب از آلمان و اطریش پیدا نموده و معرفى کرده‌ام ولى وزارت فرهنگ روى عدم توجه اقدام نکرده است و سوابق زیادى در اداره تعلیمات عالیه و سفارتخانه‌هاى ایران در فرانسه و آلمان و اطریش موجود است، امیدوارم مورد توجه آقاى وزیر فرهنگ قرار گیرد. خیلى روشن عرض می‌کنم گرفتارى‌هاى زیاد اغلب آقایان وزرا توجه دارند و می‌خواهند تمام کارها را در مرکز متمرکز نموده و اگر توانستند انجام دهند و به شهرستان‌ها اهمیت نمی‌دهند، من از 15 ماه قبل چندین مرتبه از آقاى وزیر فرهنگ خواهش نموده‌ام که براى بازدید و مشاهده دانشگاه تبریز و بیمارستان‌ها و مؤسسات فرهنگى آذربایجان که قسمت عمده از کشور است اقلاً یک هفته به آذربایجان مسافرت فرمایند، متأسفانه تا حال وقت نکرده‌اند. فعلاً رئیس فرهنگ آذربایجان زحمت کشیده کنفرانس تشکیل داده و آقاى وزیر فرهنگ و معاون‌شان نتوانسته‌اند بروند، به طور کلى با شرحى که گفته شد در دستگاه فرهنگى اشخاص بصیر و علاقه‌مند زیاد است ولى متأسفانه روح همکارى و‌ هارمونى و صمیمیت بین ادارات کم بوده و نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود، امیدوارم جناب آقاى وزیر فرهنگ توجه زیاد به این موضوعات بفرمایند. جوانان لیسانسیه و دیپلمه اغلب براى انجام کار‌هاى کوچک ادارى و یا محصلین براى اخذ دیپلم و یا مسافرت به اروپا و یا ارز به ادارات وزارت فرهنگ مراجعه می‌کنند با جواب‌هاى سر بالا و تند و خشن متصدیان مواجه می‌شوند، تصدیق می‌فرمایید موجب رنجش جوانان خواهد بود، بالاخره بى‌جهت رنجیده‌خاطر شده و مراجعت می‌کنند و اگر به اروپا یا امریکا می‌روند موقع وداع کشور با دل مجروح ایران را ترک می‌کنند و از دستگاه ادارى دولت خاطرات بدى همراه می‌برند، در موضوع ارز محصلین و سرپرستى آنها که در اروپا و امریکا تحصیل می‌کنند روى تجربه بنده نظریاتى دارم که بعداً به طور تفصیل به اطلاع مجلس خواهم رسانید، در وضعیت فعلى که سالیانه مبالغى هنگفت به بودجه دولت تحمیل می‌شود و وضعیت سرپرستى آنها در اروپا و امریکا بحث مفصلى دارد که شرح آن موجب دردسر خواهد بود، خلاصه اینکه اکثریت تهران‌نشینان و یا اشخاصى که در تهران شخصى براى تعقیب تحصیل در اروپا و امریکا اگر همت فرض کنیم برخوردار بشوند چون محصل باید گواهى تحصیل از خارجه بفرستد و چند روزى در وزارت دارایى موافقت ننماید و پول داشته باشند تا به کمیسیون ارز اعزام شوند و بعد از مدتى تعقیب از آنجا به بانک ملى می‌فرستند، اگر در آنجا حواله از خزانه‌دارى داده باشند ارز بفروشند، تازه کسانى که در شهرستان‌ها ارز بگیرد مجبور است یک کسى را در تهران براى گرفتن ارز و تعقیب کارهاى ارزى داشته باشد، اخیراً عده‌اى به من مراجعه نموده‌اند که مدت 15 روز است حواله وزارت فرهنگ در دست‌شان باقی‌مانده بانک

+++

پول نمی‌دهد (اکبر‌ - الان یک هفته ده روز است که می‌دهند). پس از دیروز و امروز دارند می‌دهند، آیا انصاف دهید نمی‌توان همه اینها را جمع نموده و روى هیئت سرپرستى اتوماتیک به قسمت‌هاى مربوطه حواله داد که بی‌خود مردم و جوانان ناراضى نباشند، اما در قسمت بهدارى و بهداشت با تصدیق اینکه جناب آقاى وزیر بهدارى شخص دانشمند و فعال و باهوشى بوده و استاد عالیمقامى هستند و در ورود مبارزه با ترک تریاک زحمات زیادى متحمل شده‌اند، باید عرض نمایم که برنامه بهداشتى که اساس کار وزارت بهدارى است خوب انجام نمی‌شود، سازمان بهداشت خدماتى انجام می‌دهند ولى باید دستگاه بهداشتى کشور مراقب سرحدات، دهات، قصبات و شهرستان‌ها باشد، در سال‌ها و ماه‌هاى اخیر آبله و دیفترى رسیده بود، تصدیق می‌فرمایید که وجود آبله صرفاً به واسطه عدم توجه و عدم تلقیح مایه آبله است، در اغلب بخش‌هاى آذربایجان مخصوصاً هشترود، اوجان عباس، قورى چاى، آلان براغوش، دیزمار، اصلاً از بهدارى و بهداشت خبرى نیست، اگر هم باشد یک پزشک یا بهدار و یک آبله‌کوب بسیار بى‌سواد است. در هر یک از این بخش‌ها صدها هزار مردم ساکن هستند که اساس اقتصادیات و زندگى این کشور را تهیه می‌کنند بدون پزشک و دارو هستند در آذربایجان و قسمتى از کردستان که بیش از پنج میلیون نفوس دارد مرض سل متأسفانه زیاد دیده می‌شود تا حالا اقلاً یک آسایشگاه ساخته نشده است یک بیمارستان حسابى‏ و مجهز از طرف بهدارى در آذربایجان وجود ندارد و مردم دسته‌دسته از بى‌طبیبى و بى‌دوایى تلف می‌شوند و وضعیت بنگاه دارویى خیلى بد است، اغلب دارو دست سوم و چهارم خریدارى می‌شود. جناب آقاى وزیر بهدارى و هیئت محترم دولت باید آقایان پزشکان را تشویق و ترغیب فرمایید که به بخش‌ها و قصبات و شهرستان‌ها بروند و مخصوصاً از مجلس محترم سنا تقاضا دارم که با تصویب قانون ترمیم حقوق پزشکان که مجلس شوراى ملى در دوره 18 تصویب نموده‌اید طبقه فداکار را تشویق بکنند، پزشکان دانشکده پزشکى کشور خدمات زیادى انجام می‌دهند که بعضاً روى عدم توجه مورد سوءتفاهم قرار می‌گیرد حالا که حقوق دبیران و قضات و افسران ترمیم شده، جا دارد که حقوق پزشکان و ماماها را و پرستاران که با وضعیت ناگوارى خدمت می‌کنند ترمیم شود، البته باید حقوق تمام کارمندان دولت نیز ترمیم گردد، البته تصویب و ترمیم حقوق پزشکان مانعه‌الجمع نیست که حقوق کارمندان مخصوصاً بازنشستگان زیاد شود، مخصوصاً از جناب آقاى وزیر بهدارى تقاضا دارم که مرتب فوق را توجه فرمایند و دیگر اینکه بین دستگاه‌هاى بهدارى و بهداشتى کشور یک حس همکارى صمیمانه موجود باشد، در قسمت‌هاى مختلفه وزارت بهدارى سازمان بهداشت و سازمان برنامه مؤسسات دانشگاهى، شهرداری‌ها، شیروخورشیدسرخ، سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى که جمعاً بیش از 5 برابر بودجه وزارت بهدارى را خرج می‌کنند، اگر همکارى باشد خیلى خدمات بزرگ و معظم و مهمى به بهداشت کشور انجام خواهند داد. در خصوص اوضاع عمومى به نام یک فرد ایرانى و نماینده ملت که با تمام طبقات تماس داشته و درد دل آنها را شنیده و حس نموده‌ام به استحضار هیئت محترم دولت جناب آقاى علاء که خودشان و اعضای دولت‌شان از هر حیث پاک می‌باشند می‌رساندم، بنده حتم دارم آقایان می‌خواهند خدمتى به میهن خود انجام داده و نام نیکى از خود باقى گذارده و در انجام اوامر شاهنشاه معظم که جز رفاه و آسایش ملت نجیب و فداکار ایران مى‌باشد موفق شدند، باید آقایان وزرا از نزدیک با ملت و طبقات مختلف تماس داشته باشند، تصور می‌کنم در دولت‌هاى قبل نیز به این امر حیاتى اهمیت داده نشده است و اغلب متصدیان امور به واسطه کار زیاد کمیسیون‌ها و کم‌حوصله‌گى فرصت رسیدگى به درد دل مردم ندارند، آقایان وزرا و معاونین و مدیرکل‌ها اگر بخواهند خدمتى به مردم انجام بدهند باید به شهرستان‌ها و قصبات کشور خود مسافرت نموده، اولاً مملکت‌شان را از نزدیک بشناسند و با قسمت‌هاى مختلف تماس بگیرند بیایند مثلاً آقایان وزرای محترم به نوبه و در وقت‌هاى مختلف اقلاً 3 ماه سال را در خارج از تهران باشند و خود با مردم صحبت دارند، با طبقات مختلفه مالک، تاجر، کسبه، ادارى، زارع و خرده‌مالک تماس حاصل نموده و رفع ظلم و تعدى نمایند و در فصول مختلفه بازرس‌هاى پاک و درست به شهرستان‌ها اعزام دارند، در آذربایجان معمول است که می‌گویند بازرس براى آذربایجان در تابستان براى استفاده از آب و هوا و فوق‌العاده است، حتماً بازرس جنوب هم در زمستان خواهد بود، بنده حتم دارم اگر رسیدگى به درد مردم و شنیدن درد دل‌های‌شان شود نارضایتى ازبین‌رفته و یا اقلاً کم خواهد شد و برنامه مبارزه با فساد بهتر انجام خواهد گرفت. این جریانات غیرمعقول و تخریبى سابق و توده‌بازى اغلب از ناراضى‌ها درست می‌شود که یک عده معدود خائنین و نوکر خارجى از پاکى اشخاص ناراضى استفاده نموده و برعلیه مملکت اقدام می‌کنند، بنده اطمینان می‌دهم ایرانى پاک‌نژاد روى تعالیم اخلاقى و مذهبى به طرف مرام اشتراکى و مخالف ملت ایرانى خود نمی‌تواند برود. به حمدالله روى فعالیت دستگاه‌هاى انتظامى بساط آنها برچیده شده، جوانان و ملت به حق و مصلحت پى برده، حالا باید افکار جوانان را که پاک و تمیز است براى همیشه پاک و روشن نگاهداشت و از نارضایتى و انحراف جلوگیرى به عمل آورد. وضعیت زندگى کارمندان دولت که تمام دستگاه‌هاى ادارى و اقتصادى و فرهنگى و بهداشتى و قضایى و با دست آنها می‌چرخد خیلى بد است، حقوق آنها ابداً با زندگى امروزه آنها قابل مقایسه نمى‌باشد. از هیئت محترم دولت جداً تقاضا دارم هرچه زودتر روى اصول صحیح و مبانى اقتصادى زندگى آنها را ترمیم نمایند. ممکن است دادن پول مشکل باشد و عقیده دارم تأمین مایحتاج زندگى از قبیل مسکن و خوراک و پوشاک بهتر از پول به زندگى آنها کمک نماید، امیدوارم عرایض فوق مورد عمل قرار گرفته تا نتیجه کامل از خدمت خود بگیرند (احسنت) و براى سعادت میهن مؤثر باشد.

رئیس‌ - آقاى دولت‌آبادى.

دولت‌آبادى‌ - در این ایامى که مجلس شروع به کار می‌کرد و محال بود که در اطراف بعضى از امور مهمه مملکت صحبت بشود، خوشبختانه عده‌اى از آقایان همکاران استفاده کردند و تذکرات بجایى دادند و در این موقع که فرصت نصیب بنده می‌شود، خوشبختانه مصادف است با بازگشت اعلیحضرت همایونى از یک مسافرت تاریخى که از لحاظ مملکت بسیار حایز اهمیت است (صحیح است)، همه خیر مقدم گفته‌اند و بنده نمی‌خواهم در این باره چیزى بگویم اما نکته‌اى که بسیار جالب توجه بود و بدون هیچ مجامله و مداهنه جان مرا به شوق آورد و رویه اعلیحضرت همایونى در مملکت همسایه بود مخصوصاً چنانچه آقایان رفقا در اخبار ملاحظه فرموده‌اند و شنیده‌اند روزى که خبرگزاری‌ها انتظار داشتند که اعلامیه مشترکى منتشر بشود، شاه با تدبیر و آزادیخواه و عاقل ما متوجه موقعیت و مسئولیت خودش شد و اظهار کرد که من مقام غیرمسئولم و رئیس دولت نیستم که اعلامیه بدهم. این نکته یک نکته‌ی  جان‌افروز (صحیح است) و یک مطلب بسیار مهم از نظر تاریخ مملکت است (صحیح است) و یک درس بسیار بجا و بزرگ براى تربیت نژاد حاضر و نسل آتیه مملکت است (صحیح است)، اگر ما این سعادت را داشتیم و امیدوارم داشته باشیم که همگى به وظایف خودمان این‌طور عمل کنیم، یعنى هر فرد عادى بداند که در مقابل مملکت و میهنش چه وظیفه‌اى دارد، یک وکیل مجلس بداند که چه بار مسئولیت سنگینى را بر دوش دارد و آن وظیفه را حتماً بایستى با فداکارى انجام بدهد یا یک عضو دولت یا دولت‌ها می‌دانستند و متوجه مسئولیت خطیر بودند که برعهده داشتند و متوجه باشند که در این محیط طوفانى یعنى در یک دنیاى متشنج مملکتى که انواع مصایب بر او وارد شده است، زندگى ما کمال شباهت را دارد با دریاى متلاطمى که بر روى آن کشتى آسیب‌دیده‌اى می‌خواهد خودش را به ساحل برساند، بنابراین دولت باید بداند که سکان چنین کشتى را در دست دارد و هیچ‌گونه غفلت، تسامح، هیچ‌گونه تعلل در اداى وظیفه‌اش جایز نیست (صحیح است). بنده اگر فکر می‌کردم که عیب‌جویى و حمله چاره‌جو بود براى کارها و ما را یک جو، یک ذره سود می‌داد به جاى این تذکراتى که اینجا می‌دادم، عیب‌جویى میکردم ولى عیب‌جویى کافى نیست بلکه ما وظیفه داریم دولت را ارشاد کنیم، وظایفش را صاف و باز بگوییم بدون اینکه او را بر سر لجاج بیاوریم زیرا ما و او داراى یک وظایفى هستیم، او در قسمت انجام وظایف قوه‌ی  مجریه بار سنگینى بر دوش دارد، ما هم بار سنگین قوه مقننه را که یکى از وظایفش نظارت در کار قوه‌ی  مجریه است برعهده داریم (صحیح است). طرز قضاوت شخصى بنده این است و گمان می‌کنم رفقاى عزیز این قضاوت بنده را تأیید کنند و آن این است که انسان اگر منصف باشد بایستى سعى کند قصور با تقصیر را اول در وجود خوش ببیند و آن را رفع کند، بعد به عیب‌جویى از دیگران بپردازد. ما نمایندگان مجلس شوراى ملى وارث خون‌فشانی‌ها، فداکاری‌ها، جان‌بازی‌ها یک ملتى هستیم که فقط و فقط روى عقیده و ایمان خواستند وضعیت دولت جابر مستبدى را تبدیل کنند به یک حکومت ملى مشروطه، حکومت ملى یعنى چه؟ یعنى حکومت مردم بر مردم از مجراى مجلس، این حقیقت حکومت ملى است، اگر ما که امروز به نام نماینده‌ی  مجلس در اینجا جمع شده‌ایم به این وظیفه خطیر متوجه باشیم فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از آقایان نمایندگان یا دولت راضى بشوند یک دقیقه از وقت چنین مملکتى که گرفتار این آشفتگى‌ها و نگرانی‌ها است به بطالت بگذرد، اوضاع و احوال ما چیست؟ بنده میل دارم کمى تشریح بکنم که ببینیم چه جور است و باید بگویم زیرا گفتن همین‌ها تأثیر دارد بر دلجویى مردمى که صاف و ساده باید گفت زیر بار فشار زندگى روزانه خرد شده‌اند، کیست در این مملکت که امروز بتواند بگوید یک روز را با آسایش و رفاه گذرانیده‌ام و پیرامون هزار عمل نادرست نگشته‌ام، آقایان امروز افرادى در این مملکت از زندگى متمتعند که بدبختانه باید بگویم اکثراً از راه نادرستى و تجاوز به حقوق و اموال مملکت زندگى می‌کنند و به آنجا رسیده‌اند که قدرت زندگى را از دیگران سلب کرده‌اند. همکار عزیز و محترم بنده جناب آقاى خلعتبرى خیلى از معایب مملکت و نگرانى‌هاى مردم را ضمن بیانات‌شان گفته‌اند (صحیح است) و بنده یک جمله می‌خواهم

+++

به آن اضافه کم در قدرت خرید این مملکت تعادل نیست (صحیح است)، به این نکته توجه کنید کسى که از راه نادرستى می‌تواند ده هزار تومان، صد هزار تومان، یک میلیون تومان از راه فروش زمین مجمول کلاهبردارى کند براى او خرید گوجه‌فرنگى کیلویى 3 تومان، پرتقال دانه‌اى 3 تومان مشکل نیست (صحیح است). وقتى که یک نفر بی‌حساب به دکان میوه‌فروشى رفت و گفت این میوه‌ها را بیاور و بدون اینکه نگاه کند و از حیبش دویست تومان درآورد به او داد، دیگر آن میوه‌فروش به آن مشترى بدبختى که به او مراجعه می‌کند و احتیاج دارد 5 سیر سیب بگیرد براى بیمارش، می‌خواهید چه جور اعتنا بکند؟ سیب را کیلویى 4 تومان بیشترى فروخته و به شخصى که با چهار تومان باید چهار هزار درد بی‌درمانش معالجه کند نمى‌فروشد، این درد بی‌دواى روزانه زندگى ما است که ما را گرفتار کرده و به این وضع در آمده است (بنده از وقت آقاى سالار بهزادى استفاده می‌کنم تمام وقت‌شان را به بنده داده‌اند). یک موضوع دیگر هم هست که در پشت این تریبون در دوره هجدهم یک جمله هم عرض کردم و عده‌اى از آن آقایان نمایندگان در این مجلس شرف حضور دارند، عرض کردم اگر ما بخواهیم دردهاى بی‌درمان این مملکت را خلاصه کنیم در یک جمله می‌توانم بگویم که ما را فقدان کار تولید مؤثر به این روز سیاه انداخته است (صحیح است) ولى بر آن جمله‌اى افزودم که مورد توجه قرار گرفت، در چند روزنامه هم دیدم درج کرده‌اند و آن این بود که آفت بیکارى به بلاى بیکارگى در این مملکت تبدیل شده است یعنى مردم دیگر قدرت کار کردن ندارند، هرکس که آمد می‌خواهد برود پشت میز اداره بنشیند در صورتی که این قبیل اشخاص براى کار و فعالیت خلق شده‌اند، ما براى کار خلق شده‌ایم تا بتوانیم از راه فعالیت مشروع نان خود و عائله‌مان را تأمین بکنیم ولى متأسفانه مردم از یادشان رفته است، فراموش‌شان شده است و این چه بدبختى بزرگى است که بلاى بیکارگى سرآمد بیکارى شده باشد، بنابراین از دولت که من هدفى جز ارشاد او ندارم، اهل تهتک و تندروى و عیب‌جویى هم نیستم و به آن معنى می‌خواهم که براى این کار یک چاره‌جویى بکند، اگر این مملکت در این ده پانزده سال اخیر دچار بلاى بیکارى نشده بود، این همه مصایب و شداید به ما روى نمی‌کرد، این را تصدیق بکنید هنوز شما در روزنامه‌اى نیست که شب نخوانید چند نفر از افراد منتسب به حزب توده اظهار انفعال و شرمندگى و ندامت نکنند، این مردم عوام چرا رفته‌اند دنبال افکار پریشان و تبلیغات شوم آقایان می‌دانید که جز بیکارى هیچ‌نظر دیگرى در کار نبوده است فقط بیکارى، بیکارى و اوضاع سخت زندگى که در آن میان ترانه‌هاى خائنانه‌اى که به گوش آنها می‌رسد و به گوش آنها ملایم بود، به قلبشان راه یافت و به این روز سیاه‌شان نشانید (صحیح است). ما از نظر وضعیت سیاست خارجى در بهترین اوضاع زندگى می‌کنیم چرا؟ نگرانى ما از کجاست؟ البته ما یک نگرانى داشتیم از همسایگان در تمام 50 سال و صد سال اخیر و آن اکنون البته مرتفع شده است اولاً موقعیت دنیا اجازه تجاوز به حقوق دیگران نمی‌دهد، دیگر اینکه ما در یک پیمان دفاعى شریک هستیم که ارزش دفاعى بسیار دارد که هر تهمت و پیرایه‌اى هم بر او ببندند دور از انصاف است زیرا کى می‌گوید ایران قصد تجاوز به همسایه دارد؟ از نظر وضعیت همسایه شمالى من نمی‌خواستم تاریخ‌هاى تأثرآور گذشته را تکرار کنم زیرا با خوش‌بینى باید وضع امروز را ببینیم و مشاهده کنیم اما می‌بینم یک مملکتى که با آن صورت و با آن اعمال و رویه گذشته می‌خواهد وضع گذشته خودش را جبران کند، در مورد خودمان دیدیم پادشاه ما که در جلوى چشم ما به جان او تجاوز شده و قصد جان او شده بود از او در خاک شوروى با کمال عزت و احترام پذیرایى کردند، ما باید اینها را غنیمت بشماریم و اساس برنامه حسى روابط با همسایه‌ها بدانیم. از این مرحله که بگذریم بایستى از این فرصت حداکثر استفاده را بکنیم و اوضاع رقت‌بار داخلى را اصلاح کنیم، اولین کارى که ما باید بکنیم ما باید براى این مردم نان تهیه کنیم، این مملکت احتیاج دارد به سه میلیون تن‏ گندم و دانه‌هاى مختلف و برنج براى اینکه تمام مردم بتوانند حد متوسط رزق را به دست بیاورند، به آقایان صریحاً بگویم تهیه سه میلیون تن غله در داخله این مملکت بسیار آسان است، آن‌قدر آسان است که از آن ساده‌تر نیست (صحیح است). یک نمونه کوچکى را براى آقایان عرض کنم خوشبختانه امسال در ناحیه گرگان که یکى از نواحى زراعتى این مملکت است الان در وضع حاضر ما چهارصد هزار تن غله موجود داریم در پشت این تریبون مجلس می‌گویم، با سند می‌گویم الان در صحارى گرگان امروز ما چهارصد هزار تن غله موجود داریم، آیا ظلم نیست که ما باز دست گدایى به خارج دراز کنیم و اینها تأثرآور است. این مملکت پر از نعمت است، روى زمین، زیر زمین، هوا، آب همه‌جا نعمت فراوان است نباید زیر بار منت برویم که نسل آینده مملکت ما را متهم به بى‌لیاقتى کند، این مردم با این همه سرمایه‌هاى خدادادى لیاقت اداره نداشتند و گرسنگى خوردند، چند روز پیش از این به آقاى وزیر کشاورزى گفتم، آقاى وزیر کشاورزى چون شما مرد واردى هستید، من به شما یک نصیحت می‌کنم بیایید تمام فعالیت وزارت کشاورزى را منحصر کنید در دو قسمت، صدى هشتاد انرژى خودتان را با تمام ممکناتى که در دست دارید صرف تهبه این سه میلیون تن گندم در این مملکت بکنید که من یک گوشه‌اش را به شما گفتم که امسال یک فعالیت کوچکى شده است، امسال چهارصد هزار تن جنس موجود است، شما چطور نمی‌توانید، به آسانى نمی‌توانید سه میلیون تن غله تهیه کنید؟ من به شما فول می‌دهم با یک نقشه صحیح ما می‌توانیم در ظرف 5 سال اضافه بر تأمین چندین میلیون تن غله مورد احتیاج خودمان، چندید میلیون تن هم صادرات غله داشته باشیم (صحیح است). قسمت دوم هم وقت‌شان را صرف دفع آفات کنند، خواهش می‌کنم به همه کارهاى مردم دخالت نکنید این بى‌انصافى است، یک عده مردم که دارند کار می‌کنند دولت دخالت کند، این حرف شده که دولت تمام کارها را بکند این جز بدبختى براى مردم و گرفتارى براى خودش نتیجه‌اى ندارد، دولت خودش را در کارهاى تجارى، ارزى و انحصارى داخل می‌کند. بگذارید مردم در کارهاى تجارى آزاد باشند و قواى فعاله مملکت رشد کند (صحیح است). دیروز یک کاغذى داشتم از چایخانه‌هاى اصفهان، باور کنید وقتى خواندم مرا متأثر کرد، نوشته بود که اداره تدارکات کل کشور درست کرده‌اند و تمام مایحتاج ادارات را در طهران تهیه می‌کنند و در تهران می‌دهند، اینجا ما ماشین آورده‌ایم، کارگر داریم و مانده‌ایم، نمی‌دانیم چه بکنیم؟ چه جوابى هست به این حرف؟ من می‌گویم شما قیمت را به دست بیاورید، شرایط مناقصه را به طور صحیح به دست بیاورید بدهید خود مردم (صحیح است). این چه زندگى است، این چه بدبختى است، واگن می‌خواهند بخرند دولت می‌خواهد خودش بخرد وسایطش کیست؟ خارجى است همین‌طور دولت چرا دخالت در امور تجارى می‌کند؟ دولت شرایطش را بدهد، دولت باید در تمام کارها کایه دوشارژ داشته باشد اگر راست مى‌گوید، اگر صدیق است، بایستى نظارت کند. تمام مو به مو آن مقرراتش را اجرا کند (صحیح است). این حرف شد یکى مردى چهل سال پیش رفته در اصفهان و یا فلان شهر دور از مرکز تأسیساتى درست کرده نباید زندگى او را به‌هم‌ریخت (یک نفر از نمایندگان‌ - همه همین‌طور است). الان به شما می‌گویم این مطلب را درد بی‌درمان همه‌جاست، مربوط به اصفهان تنها نیست، مربوط به همه شهرستان‌ها است (صحیح است). دولت باید کار را تهیه کند بدهد به چایخانه‌ها، بد کرد جریمه‌اش کنید، اطمینان می‌خواهید از او وثیقه بگیرید اما حاضر نشوید که تمام کارها را به مرکز بیاورید و مردم را گرفتار دردسر بکنید والله یکى از دردهاى بی‌درمان مملکت این تجمع غلطى است که در تهران شده، هرکس از هرکجا باشد می‌آید تهران، اینجا چه است، سعى کنید شهرستان‌ها را با تهران در یک عرض نگاه دارید، آنچه در گذشته در تهران شده است یک مقدارى را بدهید به شهرستان‌ها، کمک کنید تا مردم برگردند آنجا و اوضاع‌شان خوب بشود، ما اینجا می‌نشینیم صحبت می‌کنیم از مشکلات آقایان مجلس شوراى ملى یکى از بزرگ‌ترین وظایفش رسیدگى بودجه است، یعنى رسیدگى به جمع و خرج مملکت. این حرف شد که ما اینجا بنشینم ناظر این همه مناظر کشنده ناگوار باشیم، زندگى ما فداى امور تجملى بشود. والله من مطمئنم در ممالک مشابه ما هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهند این‌قدر اتومبیل لوکس وارد شود، من شرم دارم که به شما بگویم ولى می‌گویم این مملکت سالى سیصد میلیون خرج خرید اتومبیل می‌کند که بیشتر از صد میلیون ضرورت ندارد، اینکه حرف نشد من رئیس یک بانکى را چند روز پیش دیدم که اسم نمی‌برم سوار اتومبیل 55 بیوک بود، پریروز دیدم سوار اتومبیل 56 رودماستر بود، این حرف یعنى چرا شما می‌گذارید، چطور حساب می‌کنید، من آرزو می‌کنم که تمام عناصر و افراد این مملکت هر یک دو اتومبیل داشته باشند اما امکانات زندگى عمومى مردم را در نظر بگیرید بلکه ان‌شاءالله وقتى وارد رفاه و آسایش شدید، وقتى نان داشتید، وقتى صداى ناله یتیم‌ها و بدبخت‌ها به گوش‌تان نرسید، آن‌وقت براى همه اتومبیل بخرید (صحیح است). مملکت بایستى حتماً از افراط‌هاى تفریحى و تفنن جلوگیرى کند، بدون قید و شرط. پارسال در کمیسیون بودجه صحبت شد که اتومبیل نخرند اما نمی‌دانم اینها را که خریده‌اند از کجا خریده‌اند (یکى از نمایندگان‌ - محرمانه خریده‌اند) (یکی دیگر از نمایندگان‌ - سازمان برنامه خریده) محرمانه خریده‌اند اینکه حرف نشد، زندگى نشد، ما به جاى اینکه بنشینیم عیب‌جویى کنیم، ما وظیفه نظارت در خرج داریم، در کمیسیون بودجه من با کمال صراحت و صداقت به استحضار جناب آقاى نخست‌وزیر و آقایان وزرا رساندم و خدمت‌شان عرض کردم که وظیفه ما تعادل بودجه است، وظیفه ما نظارت در خرج است، وظیفه ما در تجمع و تمرکز عایدات مملکت است، هر روز می‌آییم صحبت می‌کنیم آقایان می‌دانند بنده شهرت کلام ندارم و تا ایجاب نکند تا الزام نکند نمی‌خواهم این تریبون مجلس را اشغال کنم ولى تا کى می‌شود ناظر این اوضاع بد بود.

+++

تا کى می‌شود این بدبختى را تحمل کرد، من یک نفر از مردم متوسط این شهر را نمی‌بینم که در رویش رنگى دیده شود و آبى مانده باشد، مگر شوخى است که بادمجان فرنگى، تومات در این مملکت کیلویى 3 تومان باشد (یکى از نمایندگان‌ - 15 قران شده است) 15 قران شده باشد آن هم زیاد است، مگر این قابل تحمل است که در این شهر بادمجان پژمرده را بفروشند 2 قران و و بادمجان تازه را بفروشند 3 قران من از جناب آقاى وزیر کشور که خودشان قلب‌شان گواه است به ارادت من می‌خواهم بروند در بازار اسلامبول مرغ را از 6 تومان می‌فروشند تا 17 تومان، اصلاً رادعى نیست، جلوگیرى نیست و البته هیچ‌وقت این‌طور نبوده است، من خودم شهردار این شهر بودم، شهردارى بود که تمام عناصر برعلیه من کار می‌کردند، دولت هم با من مخالف بود، این حرف شد؟ نمی‌گذاشتیم کار به اینجا برسد. والله بى‌اعتنایى به کار مردم دور از انصاف است، فرض کنید این مردم تمام مرده‌اند نفس از دل کسى در نمى‌آید اما براى مرده هم کفن لازم است (پرفسور جمشید اعلم - می‌خواهید چه بکنیم؟) الان عرض می‌کنم چه بکنیم، بنده طرفدار این عقیده نیستم که از مخارج ضرورى زندگی‌مان می‌شود یک حساب شدیدى کاست به آقایان هم گفته‌ام این مملکت امروز یک گوشه از دنیایى است که با سرعت برق به جلو حرکت می‌کند بنابراین ما هم بایستى نیروى تولیدمان را قوى کنیم، من پارسال عرض کردم، پیرارسال عرض کردم، ما باید براى کارهاى مملکت حساب داشته باشیم، اگر در این مملکت یک استاتیستیکى بود من جواب آقاى پروفسور جمشید اعلم را می‌دادم، اگر در این مملکت یک آمارى بود یک احصاییه داشتیم که اینجا اصلاً چقدر تولید هست و چقدر مصرفى آن‌وقت شما می‌توانستید بگویید (پرفسور جمشید اعلم‌ - حالا که نیست چه بکنیم؟) الان عرض می‌کنم موقعى که من شهردار بودم این پیشنهاد را به وزارت کشور تقدیم کردم، پارسال هم به عرض نخست‌وزیر رساندم حالا هم عرض می‌کنم، باید یک کمیسیونى تشکیل بشود از شهردار تهران، از رئیس ژاندارمرى، از رئیس شهربانى، از مامورین مطلع وزارت کشور، از مامورین وزارت اقتصاد، اساساً یک احصاییه‌اى در این مملکت تهیه بکنند که معلوم شود منابع تولید غله، حبوبات، گندم و جو کجاست و چقدر است و مصرفش هم کجاست، الان چنین احصاییه‌اى نداریم باید این را تهیه کنیم تا معلوم شود از کجا باید آورد و در کجا باید مصرف کرد، بنده در تمام بیاناتى که عرض کردم نه قصدم تجاوز به شهردارى است، نه قصدم اهانت به وزیر است، نه قصدم تعرض به دولت است زیرا تمام اینها را مثل خودم می‌دانم این طرز قضاوت من است، من خودم که اینجا به نام نماینده مجلس و به نام نماینده مردم صحبت می‌کنم بار مسئولیت خودم را بسیار سنگین‌تر از آقاى علم می‌دانم زیرا تعلل، تسامح و سهل‌انگارى، بى‌توجهى به اوضاع مرا را به این روز نشانده است، ما چه قدمى در راه نظارت قانونى برداشته‌ایم؟ چه قدمى برای تعدیل بودجه مملکت برداشته‌ایم؟ هیچ‌قدمى برنداشته‌ایم هیچ، هیچ ما باید اینجا وظایف‌مان را با کمال رشادت انجام بدهیم، از ما جز این نمی‌خواهند، شاه مملکت مشروطه یعنى اعلیحضرت محمدرضاشاه، شاه سخى، شاه باگذشت، شاه آزادیخواه از ما چه می‌خواهد؟ از ما می‌خواهد که من و شما وکیل مطلع و لایق باشیم و از حقوق مردم دفاع بکنیم، هر کسى هم جز این بگوید دروغ می‌گوید (صحیح است). روح شاه جز این نمى‌خواهد (صحیح است). من به شما می‌گویم شما مجتمع و متحد بشوید، مدافع حقوق مردم باشید، مردم شما را از جان و دل دوست دارند، شما بنشینید در جاى خودتان قوانین را تجزیه و تحلیل کنید، هر قانون به مصالح مملکت عموم و دور از منافع عمومى اجتماع گذشته است بریزید دور و هرچه قانون به مصالح مملکت دارید آنها را عمل کنید، شاه و خدا از شما راضى خواهد شد. این تغییرات ابداً فایده ندارد، چاپلوسى و ریا ملت ما را به نیستى خواهد کشانید. بدانید:

توکز هر باد چون بیدى بلرزى                          اگر کوهى شوى کاهى نیرزى‏

مستقل باشید، جاى خودتان بنشینید، حرفتان را بزنید، کى به شما حرف می‌زند؟ کى جلوى شما را می‌گیرد؟ اگر من و شما امساک بکنیم از اداى وظیفه‌مان، چه انتظار از دیگران داریم؟ ما وارث مردمى هستیم که با خون‌شان اینجا را ایجاد کردند، ما پشه به گردن‌مان بزند سه ماه مى‌خوابیم، چطور می‌توانیم آزادى را حفظ کنیم؟ ما می‌توانیم حقوق مردم را حفظ کنیم؟ ما می‌توانیم به شاه و مملکت صدیق باشیم؟ خدمت شرایط دارد فرض بکنیم یک وکیل مجلس نه یک سرباز مطیع، سرباز مطیع است و خوبست وقتى که صداى تیر بلند شد تفنگ را بیندازد و فرار کند یا اینکه فوراً برود در سنگر با جانش دفاع کند، بنده عرض می‌کنم این مملکت، مملکت مشروطه است، این مملکت بایستى به دست ما اصلاح بشود، هر چه عیب‌جویى هست رفقاى عزیز اول از خودمان باید شروع کنیم، حمله به اشخاص چه تأثیرى دارد؟ دولت مگر کیست؟ دولت چه نیرویى در دستش هست که مضایقه کند براى اصلاح اوضاع؟ چرا عیب‌جویى می‌کنیم؟ چرا حسن برود و حسین بیاید، حسین برود رضا بیاید؟ تا ما اصلاح نشویم، تا ما نظارت نکنیم، تا ما به تعادل بودجه اقدام نکنیم، تا ما از حرف‌هاى زاید جلوگیرى نکنیم، اگر انتظار روز بهبود را داشته باشید این انتظار به کلى بیهوده و باطل است. این همه صحبت از اصلاح کشاورزى می‌شود کدام اصلاح؟ من الان به شما می‌توانم صورتى عرض کنم که چه اشخاصى آمده‌اند از اعتبار قنایى استفاده کرده‌اند، آقایان همه می‌دانند که سه سال است قنوات اطراف اصفهان و یزد در نتیجه سیل خراب شده و هستى همه را از بین برده، سه سال است می‌گوییم براى تعمیر این قنوات پول بدهید یک شاهى دادند؟ ما هم به مجامله گذراندیم فایده‌اش چیست؟ اگر شهر تهران مسئول نداشت وضع شهر این‌طور نمی‌شد، بیایید حساب کنید این شهر براى یک میلیون یا یک میلیون و نیم جمعیت که دارد، دو میلیون جمعیت که دارد احتیاج به فضایى دارد که ده کیلومتر در ده کیلومتر باشد، هرکس از زمین‌هاى پشت کوهستان‌ها اعلان می‌کند مترى 8 تومان ده تومان می‌فروشد و پولش را بعد جمع می‌کند در یک بانک اروپا و در خارج خرج می‌کند و مردم بدبخت می‌شوند، خیال می‌کنید این بدبختى از کجا است؟ توى این مملکت می‌گویند کار نیست هرکس در بانک اعتبارى داشته اعتبارش را گرفته زمین خریده (صحیح است)، مردم فقیر صد دینار سه شاهى داشته‌اند آورده‌اند داده‌اند بابت پیش‌قسط زمین، نه آنها کار می‌کنند، نه آن پول‌ها به بازار برمی‌گردد، تمام این بدبختى‌ها به زیان مملکت است، آقا اوضاع تجارى ما رقت‌آور است، وقتى که مملکت امریکا با آن همه تشکیلات صنعتى در روزنامه‌ها نوشته بود که ظاهراً از وفور اجناس قماش ژاپنى تهدید می‌شود، از یک مملکت بى‌در و بى‌سرحد چه انتظارى دارید، شما بروید در بازار ببینید چقدر اجناس قاچاقى ریخته، یک قدم بردارید یک کیلومتر تا بازار راه است، تمام این دستگاه پر است از اجناس قاچاق (خرازى‌ - تریاک هم اضافه شده است). اینکه زندگى نشد من عرض می‌کنم که چون مجلس دارد تعطیل می‌شود یک فرصت دوماهه براى اصلاح و بهبود امور کشاورزى بیاورد (صحیح است)، تردید ندارد دولت باید نقشه شهرداریش را بدهد، اینجا همکار عزیز از وضع فرهنگ صحبت کردند، آقایان این فرهنگ ما را به این روز نشانده است، اگر من و شما جز ادعاى پشت میز نشستن ادعایى نداریم براى این است که این فرهنگ غلط و بى‌جا و بى‌جهت ما را به این روز نشانده است، بیایید در اصلاح برنامه فرهنگ اقدام کنید مردم عملى براى زندگى درست کنید، مگر این مملکت چقدر مدیر کل می‌خواهد؟ اگر برنامه فرهنگ درست شود و زمان کارهاى تولیدى بیاید، کارهاى صنعتى بیاید تا حالا آن همه صنایع‌مان ازبین‌نرفته بود که به روز بدبختى بنشینیم و درصدد چاره هم نباشیم، من عرایضم را تمام می‌کنم و امیدوارم عرایض صادقانه و صمیمانه مرا دولت توجه کند، این بیان از زبان یک عیب‌جو نبود، از زبان یک دوست خیرخواه بود، باید تحمل بکنید دست ناکس‌ها را از گریبان مردم کوتاه کنید و این مردمى که نان ندارند به آنها رحم کنید (احسنت).

4 - تصویب اعتبارنامه آقایان احمد مهران و غلامحسین فخرطباطبایى، نمایندگان بروجرد

رئیس‌ - وارد دستور می‌شویم، آقاى مسعودى بفرمایید (آقاى مسعودى - مخبر شعبه ششم گزارش انتخابات بروجرد و نمایندگى آقاى احمد مهران را به شرح زیر قرائت نمودند)

خلاصه پرونده انتخاباتى نوزدهمین دوره قانونگذارى شهرستان بروجرد حاکى است که به موجب ماده 14 قانون انتخابات در تاریخ 21 خرداد ماه 1335 فرماندارى از سى‌و‌شش نفر طبقات شش‌گانه و معتمدین در فرماندارى دعوت به عمل آورده و پس از رئیسه انجمن نظارت انتخابات و تعیین شعب فرعى و انجام سایر تشریفات قانونى در روز‌هاى شنبه دوم و یکشنبه سوم و دوشنبه چهارم تعیین و در خلال این مدت 21000 تعرفه توزیع شده و پس از استخراج و قرائت آرا، آقایان احمد مهران با اکثریت 20776 رأى و آقاى غلامحسین فخرطباطبایى با اکثریت 20071 رأى به نمایندگى نوزدهمین دوره قانونگذارى شهرستان بروجرد انتخاب و در خلال مدت وصول اعتراضات چند فقره شکایت به دفتر انجمن واصل که چون مستند به دلیل نبوده، انجمن آن را مردود و در تاریخ چهاردهم تیر ماه 1335 اعتبارنامه به نام آقایان صادر و انحلال خود را اعلام می‌دارد، پس از ارجاع به شعبه ششم و مطالعه آن چنین اعتراضى نرسیده بود، صحت جریان انتخابات نوزدهمین دوره قانونگذارى شهرستان بروجرد و نمایندگى آقاى احمد مهران را که با 20776 رأى از 21000 رأى انتخاب شده‌اند تأیید، اینک گزارش آن را جهت تصویب تقدیم می‌دارد.

رئیس‌ - نمایندگى آقاى مهران از بروجرد تصویب شد (مبارک است).

(آقاى مسعودى - گزارش انتخاب آقاى غلامحسین فخرطباطبایى را به شرح ذیل قرائت نمودند)

پیرو گزارش شماره 21 دایر به صحت جریان انتخابات نوزدهمین دوره قانونگذارى شهرستان بروجرد و نمایندگى آقاى احمد مهران، آقاى غلامحسین فخرطباطبایى با اکثریت 20071 رأى از

+++

21000 رأى مأخوذه در درجه دوم به نمایندگى انتخاب و صحت اعتبارنامه ایشان تأیید و اینک گزارش آن را تقدیم می‌دارد.

مخبر شعبه ششم‏

رئیس‌ - نمایندگى آقاى فخرطباطبایى از بروجرد تصویب شد (مبارک است)

5 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى عمیدى‌نورى‏

رئیس‌ - آقاى عمیدى‌نورى.‏

عمیدى‌نورى‌ - یک سؤالى دارم از آقاى وزیر دارایى که تقدیم مى‌کنم‏.

6 - معرفى آقاى تیمسار سرلشگر مرتضى زاهدى به معاونت وزارت جنگ به وسیله آقاى وزیر جنگ‏

رئیس‌ - آقاى وزیر جنگ.

وزیر جنگ (سرلشکر وثوق)‌ - با اجازه مقام ریاست و آقایان نمایندگان محترم، تیمسار سرلشکر مرتضى زاهدى را به سمت معاون پارلمانى وزارت جنگ معرفى می‌کنم (مبارک است).

7 - ختم جلسه به عنوان تنفس

رئیس‌ - 15 دقیقه تنفس داده می‌شود.

(پنجاه دقیقه پیش از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

رئیس مجلس شوراى ملى‌ - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295075!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)