کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى دوره 14
[1396/05/22]

جلسه: 126 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 25 اردیبهشت ماه 1324  

فهرست مطالب:

1 - قرائت و تصویب صورت خلاصه جلسه پیش

2 - قرائت تلگراف واصله از گرمسار مربوط به حادثه مؤلمه زلزله.

3 - اجراى مراسم تحلیف از طرف عده از آقایان نمایندگان

4 - قرائت گزارش وضعیت اسکناس و پشتوانه آن از طرف آقاى بوشهرى ناظر ذخیره اسکناس.

5 - اخذ رأى جهت انتخاب دو نفر ناظر ذخیره اسکناس.

6 - مذاکره در گزارش مربوط به آقاى تدین‏

7 - همهمه و خروج عده‌اى از آقایان نمایندگان و ختم جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى دوره 14

 

 

جلسه: 126

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 25 اردیبهشت ماه 1324

 

فهرست مطالب:

1 - قرائت و تصویب صورت خلاصه جلسه پیش

2 - قرائت تلگراف واصله از گرمسار مربوط به حادثه مؤلمه زلزله.

3 - اجراى مراسم تحلیف از طرف عده از آقایان نمایندگان

4 - قرائت گزارش وضعیت اسکناس و پشتوانه آن از طرف آقاى بوشهرى ناظر ذخیره اسکناس.

5 - اخذ رأى جهت انتخاب دو نفر ناظر ذخیره اسکناس.

6 - مذاکره در گزارش مربوط به آقاى تدین‏

7 - همهمه و خروج عده‌اى از آقایان نمایندگان و ختم جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس یک ساعت و نیم پیش از ظهر به ریاست آقاى دکتر معظمى نایب رئیس تشکیل گردید.

1 - قرائت و تصویب صورت خلاصه جلسه پیش

صورت مجلس روز یکشنبه 23 اردیبهشت ماه 1324 را آقاى (طوسى) منشى به شرح زیر قرائت نمودند

مجلس یک ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى سید محمد‌صادق طباطبایى تشکیل و صورت مجلس قبل قرائت و تصویب شد

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است،

غایبین بى‌اجازه- آقایان: مرآت- افخمى. صفوى- امینى- دکتر اعتبار- شجاع- گیو- مؤید- قوامى- کفایى- دولت‌آبادى- صدر‌قاضى- امیر ابراهیمى- صمصام- فتوحى- سلطانى- ساسان- سیف‌پور- دکتر شفق- دکتر عبده- عباس مسعودى- تهرانى- معدل- دهقان- آشتیانى- عدل- گله‌دارى- ذکایى

دیر‌آمدگان بى‌اجازه - آقایان، خاکباز عامرى- تیمور‌تاش- دکتر زنگنه- حکمت- تیمورى- اریه- پوررضا.

بدواً بر حسب تصمیم متخذه در جلسه سابق اسامى 23 نفر آقایانى که سوگند یاد نکرده بودند قرائت و مقرر گردید پس از خاتمه دستور جلسه فعلى و یا در جلسه آتیه آقایان نامبرده مراسم تحلیف را طبق قانون اساسى به جا آوردند. پس ازآن آقاى ابراهیم حکیمى نخست وزیر با اظهار تشکر از حسن ظن نمایندگان محترم دائر ابراز تمایل نسبت به ایشان و قبول این خدمت خطیر براى اجراى منویات مجلس شوراى ملى در خدمت به کشور برنامه دولت را مشعر به لزوم استقرار کامل حکومت ملى و اجراى اصو ل مشروطیت و قانون اساسى و قوانین مصوبه با تقویت و پشتیبانى مجلس شوراى ملى تشریح و با اشاره به لزوم تأمین و جبران مصائب و خسارات حوادث جنگ در اثر اجرا و انجام تعهدات ناشى از پیمان سه‌گانه بر طبق عدالت از طرف متحدین معظم و ضرورت اتخاذ ترتیبى به مقتضاى استقلال کامل دولت ایرن در برگشت اوضاع عمومى به وضع عادى به طور کلى مواد عملى برنامه دولت را از قبیل تحکیم مناسبات حسنه بین دولت ایران و کشورهاى دوست و متفق براساس احترام متقابل و توسعه روابط تجارتى و اقتصادى در پرتو اصول منافع طرفین و استقرار تشکیلات اقتصادى متناسب با وضع کنونى و اصلاح وضع کشاورزى و صناعت و تهیه کار و بهبود وضع کارگران و کشاورزان و تجدید نظر در مالیات‌ها و تعدیل بودجه و تجدید نظر در قانون استخدام با رعایت الاهم فالاهم به عرض مجلس شوراى ملى رسانیده و هیئت دولت را به ترتیب زیر معرفى نمودند:

آقایان: دکتر مرزبان- وزیر بهدارى- حسن‌على کمال هدایت وزیر مشاور- نصرالله خلعتبرى وزیر کشاورزى- عبدالحسین هژیر وزیر دارایى- مصطفى عدل وزیر مشاور- ابراهیم زند وزیر جنگ- نادر آراسته وزیر راه- انوشیروان سپهبدى وزیر امور خارجه- ابولقاسم نجم وزیر بازرگانى و پیشه و هنر- غلام‌حسین رهنما وزیر فرهنگ- الله‌یار صالح وزیر دادگسترى ضمناً اضافه نمودند وزارت کشور بر عهده خود ایشان بوده و وزیر پست و تلگراف و تلفن بعداً تعیین و معرفى خواهد شد آقاى محمد طباطبایى پیشنهاد نمودند برنامه دولت در همین جلسه مطرح و تعیین تکلیف آن به عمل آید پس از توضیح ایشان و اظهارات آقاى دکتر مصدق، پیشنهاد خود را مسترد و گزارش کمیسیون دادگسترى راجع به آقاى تدین وزیر سابق خواربار مطرح و آقاى فرخ با استناد ماده 109 آیین‌نامه داخلى در جواب اظهارات جلسه اسبق آقاى نقابت مخبر کمیسیون قوانین دادگسترى توضیحاً اظهار داشتند در مراجعت از آذربایجان گزارشى به عرض اعلیحضرت همایونى نرسانده و گزارش تقدیمى به هیئت دولت و مجلس شوراى ملى نیز مبتنى بر گزارشات

+++

رؤساى دارایى شهرستان‌هاى آذربایجان بوده و نامه آقاى فروزان پیشکار سابق دارایى، آذربایجان را در رد اظهارات جلسه اسبق آقاى نقابت قرائت و علاوه با بودن غله در سراسر آذربایجان و عدم ورود گندم و جو از نقاط مختلفه به آن استان بدیهى است بعضى از مأمورین با محتکرین تبانى و سازش نموده و به ضرر خزانه عمومى ‌کشور مبالغى سوء‌استفاده نموده‌اند که موضوع از هر حیث شایسته تعقیب قضایى در مراجع صالحه مى‌باشد.

آقاى دکتر مصدق به عنوان مخالف عطف به بیانات گذشته آقاى نقابت مخبر کمیسیون ودر تأیید اظهارات مفصل جلسه 23 فروردین ماه خودشان توضیح دادند بنا به اظهارات آقاى فرخ و ارائه اسناد رسمى از طرف ایشان در نقاط مختلفه آذربایجان در اسفند ماه 1321 غله موجود بود و ایجاد بلواى 24 اسفند و انعقاد قرارداد خریدن بدون مناقصه و با قیمت گزاف براى استفاده شخصى بوده و مسافرت آقاى تدین به آذربایجان و عدم اعتراض به قرارداد منعقده با خدیوى و انعقاد قرارداد با ابراهیمى بدون رعایت صرفه خزانه و تشریفات مناقصه و تأدیه یکصد و پنجاه هزار تومان مساعده و همچنین عدم تحویل جنس در تبریز موجبات رسیدگى را الزام و ایجاب نموده و گزارش کمیسیون دادگسترى دائر به صدور قرار منع تعقیب به عقیده ایشان بر‌خلاف مصالح کشور بوده و عقیده داشتند با توجه به اصل 69 و 75 متمم قانون اساسى رسیدگى مجلس شوراى ملى جنبه قضایى نداشته و وظیفه شوراى ملى است در صورت ورود اتهام رسیدگى نشده موضوع قابل تعقیب و ارجاع به دیوان کشور خواهد بود.

در این موقع آقاى رئیس کشور مجلس را ترک و آقاى ملک‌مدنى کرسى ریاست را اشغال و آقاى نقابت مخبر کمیسیون دادگسترى در پاسخ اظهارات آقاى فرخ با توجه به نامه آقاى فروزان چنین نتیجه گرفتند که موضوع گزارش مربوط به ارقام تعهدات اشخاص بوده و حکایت از موجودى غله نداشتند و با جمع‌آورى اعانه از طرف آقایان نمایندگان و محترمین آذربایجان نبودن غله و مضیقه شهر از حیث نان محرز و مسلم بوده و عزیمت وزیر خواربار به محل مانند سلف خود براى تأمین موضوع اشکال قانونى و قضایى نداشته و در قسمت بیانات آقاى دکتر مصدق نیز توضیح دادم عدم رعایت مقررات مربوط به مناقصه با توجه به مفاد قانون 24 خرداد جرم شناخته نشده و تمام قسمت‌هاى مورد نظر ایشان از طرف کمیسیون دادگسترى و بازپرس اعزامى ‌دیوان کیفر به محل کاملاً رسیدگى و تدقیق شده و از نظر قضایى با توجه به محتویات و مستندات پرونده جرم انتسابى به آقاى تدین وارد نبوده و از نظر ارتشاء نیز دلیلى اقامه نگردیده و در قسمت معامله مورد بحث با رعایت اوضاع و احوال قضیه و اسناد موجوده خساراتى متوجه دولت نشده و در هر حال اتخاذ تصمیم قطعى موکول به نظر مجلس شوراى ملى است. آقاى هاشمى ماده 110 آیین‌نامه داخلى را تذکار و تقاضا نمودند آقایان ناطقین از موضوع خارج نگردند. دو فقره پیشنهاد از طرف آقایان: صادقى و دکتر رادمنش راجع به کفایت مذاکرات قرائت و پس از توضیح آقاى صادقى دائر به کفایت مذاکرات و ضرورت ارجاع پرونده امر به دیوان کشور براى رسیدگى و کشف حقیقت چون عده براى اخذ رأى کافى نبود و پیشنهاد ختم جلسه نیز شده بود اخذ رأى به کفایات مذاکرات و اصل گزارش دادگسترى و شور در برنامه دولت به روز سه‌شنبه 25 اردیبهشت ماه 3 ساعت قبل از ظهر موکول و مجلس سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد.

نایب رئیس - آقای فرخ نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

فرخ - در جلسه قبل بنده اخطار نظامنامه‌اى داشتم چون مجلس از اکثریت افتاد نتوانستم به عرض مجلس برسانم، حالا اجازه مى‌خواهم عرض کنم که ضمیمه صورت مجلس بشود آقاى نقابت در جلسه قبل به بنده نسبت عدم رعایت قانون دادند در حالی که غله و حبوباتى که خریدارى شده براى دیگران بوده است و محتاج به مناقصه نبوده است و غله‌اى هم که براى دولت خریده مى‌شود محتاج به مناقصه نیست به علاوه یک تصمیم دیگرى که اتخاذ شده است و آن این است که غله‌اى را که ما به دولت شوروى دادیم 23 هزار تن بوده است و در مقابل 22 هزار تن تا 27 هزار تن به ما رد کردند دو هزار تن از سر حد ترکستان از مشهد به تهران آمد و بیست یا 25 هزار تن هم از راه پهلوى دولت شوروى در سال 1322 در مقابل آن 23 هزار تن به ما رد کردند.

نایب رئیس - این مربوط به صورت مجلس نبود- چون مربوط به صورت مجلس نیست اصلاح نمی‌شود. آقاى بهبهانى

بهبهانى - در صورت مجلس آقاى تهرانى غایب بى‌اجازه ثبت شده است و حال آن که اغلب آقایان مى‌دانند که قریب یک ماه است که آقاى تهرانچى بسترى هستند و نمى‌توانند در مجلس حاضر شوند خواستم تذکر بدهم ایشان را با اجازه محسوب دارید غفلت شده بود تذکر داده شود حالا تذکر مى‌دهم.

نایب رئیس - معمول این است که آقایانى که کسالت پیدا مى‌کنند کتباً مى‌فرستند و اجازه داده مى‌شود در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد

2 - قرائت تلگراف واصله از گرمسار مربوط به حادثه مؤلمه زلزله.

نایب رئیس - تلگرافى رسیده است قرائت مى‌شود

فداکار - بنده اعتراض داشتم به صورت مجلس

نایب رئیس - بنده ملتفت نشدم و اعلام کردم صورت مجلس تصویب شد.

محمد طباطبایى - حالا تذکرى دارند اجازه بدهید تذکرشان را بدهند.

نایب رئیس - صورت مجلس تصویب شده است.

فداکار - در جلسه گذشته اعلام رأى شد نسبت به گزارش آقاى تدین ....

نایب رئیس - اجازه بفرمایید تلگرافى که رسیده است خوانده مى‌شود تلگرا ف واصله به وسیله آقاى هاشمى (منشى) به شرح زیر قرائت شد:

از گرمسار به وسیله مقام ریاست مجلس شوراى ملى. حضور محترم آقایان نمایندگان:

حادثه مؤلمه زلزله گرمسار موجب انهدام کلیه ابنیه و خانه‌ها قریب 15 هزار نفر اهالى به باغات و صحرا متوارى، از نمایندگان محترم ملت استرحاماً انتظار دلجویى و همه گونه و مساعدت را دارند- ابراهیم هاشمى.

3 - اجراى مراسم تحلیف از طرف عده‌اى از آقایان نمایندگان

نایب رئیس - شروع مى‌شود به اجراى مراسم تحلیف (در این موقع به احترام ورود کلام‌الله مجید عموم حضار برخاستند و آقایان ذیل به شرح آتى قسم‌نامه را قرائت و امضا نمودند). من که در ذیل امضا مى‌نمایم خداوند را به شهادت مى‌طلبم، و به قرآن مجید قسم یاد مى‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستى و درستى وجد و جهد انجام داده و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشد و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران آقایان: آقاى سید ضیاء‌الدین طباطبایى (چون قسم‌نامه را آهسته قرائت می‌نمودند و جمعى اظهار مى‌نمودند بلندتر قرائت شود.

آقاى هاشمى اظهار نمودند: امضا ورقه قسم‌نامه سندیت دارد) دکتر رادمنش- رفیعى- دکتر آقایان (با انجیل قسم یاد نمودند) مجد- تجدد- جمال امامى- دکتر کیان- دکتر فلسفى- دکتر مجتهدى- آوانسیان (به انجیل مقدس قسم یاد نمودند) مراد اریه (به توریت مقدس قسم یاد کردند) ایپکچیان- لنکرانى (آقاى لنکرانى قبل از شروع به قرائت قسم‌نامه اظهار نمودند رژیم مشروطه قسم مشروط و پس از امضاى قسم‌نامه اظهار داشتند قیود و صفى را هم متوجه بودند) پوررضا- درى (مجدداً کلام‌الله مجید را با احترامات لازمه و قیام عموم حضار از مجلس خارج نمودند)

4 - قرائت گزارش وضعیت اسکناس و پشتوانه آن از طرف آقاى بوشهرى ناظر ذخیره اسکناس.

نایب رئیس - آقاى بوشهرى‏

بوشهرى در اردیبهشت ماه 1323 یعنى یک سال قبل بنده و مرحوم ابو‌القاسم نراقى از طرف مجلس شوراى ملى به سمت نمایندگى در هیئت نظارت اندوخته اسکناس انتخاب شدیم. مرحوم نراقى به سهم خود زحمات بسیارى متحمل و خدمات برجسته به پول این مملکت نموده است و در تمام مدتى که این مأموریت به عهده آن مرحوم واگذار بود با جدیت فوق‌العاده و خستگى‌ناپذیدى انجام وظیفه نمود به طوری که مى‌توان گفت جان خود را بر سر این مأموریت و خدمت به مملکت گذارد و براى این که سال‌هاى متمادى همه روزه چند ساعت از وقت خود را در زیرزمین‌ها و خزانه بانک ملى که از نعمت هواى آزاد و آفتاب محروم است به سر مى‌برد و در نتیجه سلامتى خود را تدریجاً از دست داد و به رحمت ایزدى پیوست و حال ما از خداوند تبارک و تعالى خواهانیم که روح پاک آن مرحو م را غریق رحمت‌هاى بى‌پایان خود بفرماید.

قبل از آن که شروع به تجدید انتخاب دو نفر نماینده براى هیئت نظارت اندوخته اسکناس بشود اجازه مى‌خواهم راپورت مختصرى از وضعیت اسکناس و پشتوانه آن براى آقایان نمایندگان محترم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم: در 28 آبان ماه 1321 قانونى از مجلس شوراى ملى گذشت که اجازه انتشار اسکناس را تحت شرایط مخصوصى به هیئت نظارت اندوخته اسکناس واگذار نمود که اینک براى اختصار فقط یک ماده از قانون مزبور را به عرض آقان محترم می‌رسانم:

+++

ماده چهارم - اسکناس‌هایى که به موجب این قانون منتشر مى‌شود باید داراى پشتوانه به شرح ذیل باشد

الف - شصت درصد زر به بهاى رسمى این تاریخ در بازار بین‌المللى و یا لیره و دلارى که قابل تبدیل به زر باشد.

ب - چهل درصد لیره و دلارى که تنزل آنها نسبت به زر به بهاى امروز تضمین شده باشد.

بعد از تصویب این قانون یعنى از 28 آبان ماه 1321 کلیه اسکناس‌هایى که هیئت نظارت اندوخته اسکناس تا این تاریخ منتشر کرده است بالغ بر چهارصد و شش میلیون و نهصد و چهل و چهار هزار و چهارصد و بیست و سه تومان ونیم مى‌باشد که طبق قانون فوق‌الذکر داراى صد در صد پشتوانه طلا و یا ارز قابل تبدیل به طلا مى‌باشد. به رقم فوق باید سیصد و پنجاه میلیون تومان اسکناس را که قبل از قانون 28 آبان ماه به موجب قوانین جداگانه از طرف بانک ملى ایران انتشار یافته اضافه نمود که پشتوانه آن مقدارى نقره و طلا و کسرى آن تا میزان پشتوانه قانونى از محل جواهرات سلطنتى تأمین شده است بنابراین کلیه اسکناس‌هاى منتشره بالغ بر هفتصد و پنجاه و شش میلیون و نهصد و چهل و چهار هزار و چهارصد و بیست و سه تومان و نیم مى‌باشد. اجازه مى‌خواهم تغییراتى را که از اول اردیبهشت ماه 1323 الى پانزدهم فروردین ماه 1324 یعنى در ظرف یک سالى که این جناب افتخار عضویت هیئت نظارت اندوخته اسکناس را از طرف مجلس شوراى ملى داشته‌ام در وضع اسکناس منتشره و پشتوانه قانونى آن پیدا شده به طور خلاصه به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم اسکناس منتشره در ظرف سال 1323 نزدیک به 53 میلیون تومان اضافه شده و موجودى طلا در خارجه نیز هفده تن و هفتصد و بیست و چهار کیلو و کسرى تقریباً برابر پنجاه و نه خروار هشت من و یازده سیر به ارزش قانونى تقریباً شصت و چهار میلیون و هفتصد هزار تومان زیاد شده است و تفاوت بین میزان طلا اضافه شده و اسکناس منتشر شده از موجودى ارزى قسمت نشر اسکناس کم شده است ضمناً در ظرف همان مدت به موجب قانون تبدیل نقره به طلا مقدار دویست و پنجاه و دو تن و 384 کیلو نقره خالص از پشتوانه کسر به جاى آن سه تن و 992 کیلو طلاى خالص به طلاى موجود در تهران افزوده شده است به طورى که موجودى طلاى پشتوانه که در آخر فروردین 1323- 93 تن مى‌بود اکنون قریب 114 تن برابر 376 خواربار مى‌باشد بنابراین توضیحاتى که به عرض آقایان محترم رسید وضع کلیه اسکناس‌هاى منتشره تا تاریخ 15 فروردین 1324 و پشتوانه قانونى آن به این قرار است:

طلا - صد و سیزده میلیون و نهصد و هشتاد هزار و چهارصد و هفتادو دو گرم و نهصد و سیزده هزارم گرم به ارزش قانونى چهار میلیارد و یکصد و پنجاه و هشت میلیون و صد و هفتاد هزار و پانصد و نود و هشت ریال و هشتاد و پنج دینار.

نقره - هفتصد و هشتاد و شش میلیون و دویست و پنجاه و چهار هزار و چهارصد و سى و شش گرم و سیصد و هفتاد هزارم گرم به ارزش قانونى سیصد و بیست میلیون و نهصد و هشتاد و چهار هزار و صد و سه ریال و هشتاد و پنج دینار. لیره و دلارى که تنزل آن نسبت به طلا تضمین شده است جمعاً به ارزش قانونى یک میلیارد و سیصد و چهل و شش میلیون و هشتاد و هفت هزار و نهصد و پنجاه و یک ریال و ده دینار. جواهرات تا میزان سیصد و چهل و چهار میلیون و دویست و یک هزار و پانصد و هشتاد و یک ریال و بیست دینار.

بدهى دولت به وثیقه مازاد بهاى جواهرات یک میلیارد و چهار صد میلیون ریال. جمع کل هفت میلیارد و پانصد و شصت و نه میلیون چهارصد و چهل و چهار هزار و دویست و سى و پنج ریال و جمع کل اسکناس‌هاى منتشره نیز بالغ بر هفت میلیارد و پانصد و شصت و نه میلیون و چهارصد و چهل و چهار هزار و دویست و سى و پنج ریال مى‌باشد. در خاتمه تذکراً این نکته را نیز به عرض آقایان نمایندگان محترم مى‌رسانم که مبلغ نهصد و هشتاد میلیون که از تفاوت ارزیابى طلا و نقره موجود به دست آمده است به نام اندوخته مخصوصى حفظ شده است تا در صورتى که تنزلى در بهاى طلا و نقره پشتوانه حاصل شود از اندوخته فوق‌الذکر جبران و در پشتوانه مؤثر واقع نگردد.

مطلب دیگرى که امروز مى‌توانم مژده آن را به آقایان نمایندگان محترم بدهم این است که از ابتدایى که بانک ملى شروع به انتشار اسکناس نمود تا نیمه سال 1323 که میزان اسکناس منتشره به هفتصد و هفتاد و هشت میلیون تومان رسید دائماً انتشار اسکناس رو به تزاید و بانک ملى ایران در هیچ موقع موفق نشده بود مقدارى از اسکناس‌هاى منتشره را از جریان خارج نماید ولى خوشبختانه از مهر 1323 تا اول فروردین 1324 یعنى در ظرف شش ماه اخیر مبلغ دویست و بیست میلیون ریال براى اولین مرتبه از تاریخ تأسیس بانک ملى ایران از میزان اسکناس منتشره کسر و از جریان خارج گردیده و به تدریج نیز خارج مى‌گردد و این به ما نوید مى‌دهد که در آتیه نزدیکى موفق خواهیم شد مقدار زیادى از اسکناس‌هاى منتشره جمع‌آورى نموده و هزینه زندگى را که به میزان محیر‌العقولى در ترقى و تعالى است به حالت معتدلى عودت دهیم. بنابر آنچه که به عرض رسید جاى بسى خوش‌حالى است که امروزه پول ایران بر روى یک چنین اساس محکمى استوار و مى‌توان گفت اول مملکتى است که پول رایجش داراى ارزش حقیقى و صد در صد پشتوانه قانونى مى‌باشد و چنانچه صحبت‌هایى در اطراف سستى و تنزل پول این مملکت مى‌شود صرفاً از طرف اشخاص بى‌اطلاع مغرض فقط براى مشوب کردن اذهان عمومى مى‌باشد و حال آن که جاى آن دارد به ملت ایران با داشتن یک چنین اندوخته‌اى در موقعى که جنگ جهانى به نفع متفقین ایران خاتمه پذیرفته است تبریک گفته شود در عین حال از این قسمت هم نباید غفلت نمود که دولت‌هایى که سر کارند یا بعداً زمام امور را در دست مى‌گیرند باید نهایت قدرت و مراقبت را داشته باشند که این ثروت ملى که با شک چشم و خون جگر بیوه‌زنان و بیچارگى یک ملتى اندوخته شده است در مقابل تمایلات بى‌جا و هوا و هوس عده‌اى منفعت‌پرست از دست نرفته و صرفاً به احتیاجات ضرورى ملت و مملکت برسد و در غیر این صورت چنانچه زمامداران وقت جزئى تسامح از خود نشان بدهند به آقایان نمایندگان محترم قول قطعى مى‌دهم که تمام این ثروت تا دینار آخر خیلى زودتر از آن مدتى که به دست ما رسید از دستمان خارج خواهد گردید.

5 - اخذ رأى جهت انتخاب دو نفر ناظر ذخیره اسکناس.

نایب رئیس - شروع مى‌شود به انتخاب دو نفر ناظر ذخیره اسکناس.

بعضى از نمایندگان - چرا کار دوسیه آقاى تدین را انجام نمى‌دهید؟

نایب رئیس - این کار هم الزام قانونى دارد و باید امروز انتخاب شوند بعد به آن کار مى‌پردازیم. بدواً 5 نفر با قرعه براى نظارت در استخراج آرا معین مى‌شوند.

( آقاى جواد مسعودى اقتراع نموده آقایان صادقى- بوشهرى- آوانسیان- ظفرى- سنندجى- نبوى معین شدند)

نایب رئیس - آقاى طوسى هم از طرف هیئت رئیسه نظارت خواهند کرد. آقاى دکتر کیان.

دکتر کیان - بنده از اشخاصى بودم که بعضى از دوستان در نظر داشتند بنده را انتخاب بفرمایند خواستم از آقایان استدعا کنم که بنده را انتخاب نکنند و آقاى صادق بوشهرى را مرقوم فرمایند.

نایب رئیس - شروع مى‌شود با اخذ رأى براى دو نفر ناظر ذخیره اسکناس (ملک‌مدنى- با رأى جمعى) بلى با رأى جمعى

(در این موقع عده حضار مجلس 83 نفر بود به اخذ رأى به عمل آمد)

نایب رئیس - از آقایان حضار تمنا می‌کنم که بعد از جلسه یا بعد از ظهر آرا را استخراج بفرمایند.

6 - مذاکره در گزارش مربوط به آقاى تدین.

نایب رئیس - در جلسه گذشته موضوع پرونده آقاى تدین مطرح بود. پیشنهاد کفایت مذاکرات از طرف آقاى صادقى شد و توضیح هم دادند (تهرانچى- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم) حالا نمى‌شود مخالفت کرد، چون در آن جلسه مخالفى نبود و بعد هم آقاى نایب رئیس اعلام رأى فرمود و کسى هم در آن جلسه مخالفت نکرده است بنابراین به پیشنهاد آقاى صادقى نسبت به کفایت مذاکرات باید رأى گرفته شود آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر نمایندگان قیام نمودند) تصویب شد. حالا باید رأى به گزارش کمیسیون گرفته شود در اینجا دو پیشنهاد راجع به رأى به پرونده آقاى تدین رسیده است عده‌اى تقاضاى رأى با ورقه کرده‌اند اولاً قرائت مى‌شود. و بعداً هم پیشنهاد دیگرى است راجع به رأى مخفى خوانده مى‌شود.

هاشمى - پیشنهاد آقاى دکتر مصدق و شش هفت نفر دیگر از آقایان قرائت مى‌شود. امضا کنندگان پیشنهاد مى‌نماییم که راجع به گزارش کمیسیون دادگسترى رأى با ورقه اخذ شود- دکتر مصدق- مهندس فریور- دکتر شفق ( یک نفر از نمایندگان - ایشان که اینجا نیستند) مظفر‌زاده- شریعت‌زاده- فرمند- بهادرى- رحیمیان- دکتر عبده- فرخ

محمد طباطبایى - رأى مخفى مقدم است

نایب رئیس- اجازه بفرمایید بنده تکلیف خودم را عمل مى‌کنم آقا یک پیشنهاد دیگرى هم رسیده

+++

است راجع به این که رأى مخفى گرفته شود خوانده مى‌شود و امضاها هم تطبیق مى‌شود.

مهندس فریور- بنده یک توضیحى در این خصوص دارم اجازه هم گرفته‌ام.

(آقاى هاشمى به شرح ذیل قرائت کردند)

امضا کنندگان پیشنهاد مى‌کنیم راجع به پرونده آقاى تدین با مهره سیاه و سفید رأى مخفى گرفته شود. تهرانچى- شریعت‌زاده نمازى به ضمیمه تقریباً 20- 30 نفر دیگر

مهندس فریور - اسامى را بخوانید آقا

نایب رئیس - تمنا مى‌کنم آقایان اجازه بفرمایند ما وظیفه خودمان را انجام مى‌دهیم

(آقاى هاشمى بقیه اسامى را به شرح ذیل قرائت نمودند)

آقایان: دکتر طاهرى- تجدد- ذوالقدر- مخبر فرهمند- امیر تیمور- یمین اسفندیارى- مجد- مجد ضیایى- تهرانى- محیط- فرهودى- پوررضا- روحى

مجد ضیایى - بنده امضا نکرده‌ام

هاشمى - اجازه بفرمایید یکى امضاها است یکى هم بالاى امضاها به خط جلى توضیح امضاها نوشته شده است و اسم آقاى مجد ضیایى هم هست خطشان هم است

فداکار - اغلب‌شان نیستند.

بعضى از نمایندگان - اسامى را تطبیق بفرمایید

نایب رئیس - بنده خودم مى‌خواستم همین کار را انجام بدهم اجازه بفرمایید اسامى به ترتیب خوانده مى‌شود و تطبیق مى‌شود. (آقاى هاشمى اسامى را به ترتیب ذیل مجدداً خواندند)

آقایان: تهرانچى- شریعت‌زاده- نمازى- (غایب هستند) دکتر طاهرى- تجدد- ذوالقدر- مخبر فرهمند- امیر تیمور- یمین اسفندیارى (گفته شد نیستند) مجد- مجد ضیایى (مجد ضیایى- بنده نمى‌دانم این مال سابق است)- تهرانى (نیستند) محیط (بعضى از نمایندگان نیستند- بعضى دیگر از نمایندگان- نیستند) فرهودى- پوررضا- روحى.

مجد ضیایى - بنده مسترد می‌کنم

نایب رئیس - آقاى مجد ضیایى مسترد مى‌کنید؟

مجد ضیایى - بله مستر مى‌کنم.

مهندس فریور - آقاى مجد ضیایى مسترد کردند و 14 نفر هستند.

نقابت - 14 نفر شد بنده هم امضا مى‌کنم 10 نفر مى‌شود.

سنندجى - بنده هم قبول مى‌کنم

خاکباز - بنده هم قبول مى‌کنم.

نایب رئیس - مطابق نظامنامه در اینجا رأى مخفى مقدم است، چون اعلام رأى هم شده است صحبتى ندارد اگر اجازه بفرمایید ممکن است رأى گرفته شود-

مهندس فریور - آقا وکیل مجلس باید بتواند عقیده‌اش را اظهار بکند.

نایب رئیس - اجازه بفرمایید یک توضیحى راجع به رأى بدهم گزارش کمیسیون دادگسترى دائر است به این که اتهام واردنیست بنابراین آقایانى که (مظفر‌زاده - آقا بنده هم پیشنهاد داده‌ام اجازه بفرمایید توضیح بدهم) اجازه بفرمایید آقایانى که موافق هستند به این که اتهام وارد نیست بایستى مهره سفید بدهند و آقایانى که موافقند با اتهام مهره سیاه خواهند داد ...

7 - همهمه و خروج عده‌اى از آقایان نمایندگان و ختم جلسه به عنوان تنفس.

( در این مهره عده‌اى از آقایان نمایندگان با همهمه از مجلس خارج شدند)

مهندس فریور - (در حال خروج) این که وضع مجلس نیست وکیل باید آزادانه حرفش را بزند؟ حمایت مى‌کنید از دزدها ؟

دکتر مصدق - ( در حال خروج) این که وضع مجلس نیست اینجا دزد بازار است

(ابراز احساسات و کف زدن و همهمه تماشاچیان مجلس)

دکتر کشاورز - ( در حال خروج ) وکیل باید شهامت داشته باشد رأى خودش را باید علناً بدهد.

هاشمى - این حرف‌ها را بدون عصبانیت هم مى‌شود گفت

نایب رئیس - عده کافى نیست اگر آقایان موافقند پنج دقیقه تنفس داده مى‌شود (صحیح است)

(در این موقع 10 دقیقه قبل از ظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى - دکتر معظمى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم

شماره 2229/       15/ 1324

وزارت دارایى

قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه دو ماهه اول سال 1324 کل کشور به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده و فرمان همایونى در اجراى آن صادر شده است و به شرح ذیل ابلاغ می‌گردد

(محل صحه همایونى)

فرمان ملوکانه

با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهنشاه ایران

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر مى‌داریم‏

ماده اول - قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه دو ماهه اول سال یک هزار و سیصد و بیست و چهار کل کشور که در جلسه 30 فروردین ماه 1324 به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ نهم اردیبهشت ماه 1324 قانون اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه دو ماهه اول سال 1324 کل کشور

ماده واحده - مدلول قانون اول اسفند ماه یک هزار و سیصدو بیست و سه به اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق و هزینه وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى و قانون پنجم بهمن و تبصره اول ماده دوم قانون سى‌ام آذر ماه یک هزار و سیصد و بیست و سه براى فروردین و اردیبهشت ماه یک هزار و سیصد و بیست و چهار قابل اجرا است این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه سى‌ام فروردین ماه یک هزار و سیصد و بیست و چهار به تصویب شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى - محمد صادق طباطبایى

اصل قانون در دفتر نخست وزیر است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اخبار کشور،

اخبار دربار شاهنشاهى روز 22 اردیبهشت 1324

1 - به مناسبت پیش‌آمد زلزله گرمسار ورامین بر حسب فرمان مطاع مقرر است کمیسیونى با مشارک نماینده دربار شاهنشاهى تشکیل و به محل حادثه رفته که کمک‌هاى لازم را به آسیب دیدگان به عمل آورند.

2 - وزیر امور خارجه ساعت 11 در کاخ مرمر افتخار شرفیابى حاصل نمود.

3 - پرزیدان هریو به اتفاق خانم خود و وزیر مختار فرانسه امروز ساعت 12 در کاخ اختصاصى به پیشگاه ملوکانه شرفیاب شده و ناهار نیز را در پیشگاه مبارک صرف نمودند آقاى علاء وزیر دربار شاهنشاهى نیز در این موقع حضور داشتند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انتصابات و احکام،

انتصابات وزارت بهدارى در نیمه دوم و اول اردیبهشت ماه به قرار زیر است: آقاى دکتر محمد‌حسین حکیم‌زاده به سمت رئیس بیمارستان ساوه از تاریخ 27/ 1/ 24.

آقاى دکتر بیژن به سمت ریاست بهدارى بیمارستان قوچان 26/ 1/ 24.

بانو وجیهه مقبل‌السلطانى به بیمارستان نجات منتقل شد 3/ 2/ 24.

آقاى سید جلال یزدانى پزشک اسفراین به سمت پزشک سرولایت منصوب گردید 3/ 2/ 24.

آقاى اکبر مجتبى‌الحسینى احمدى سجادى از سارى به سولده منتقل گردیده است 6/ 2/ 24.

آقاى محمود آقاى پزشک بهدارى خوى به سمت پزشک بهدارى شهردارى خوى منصوب گردیده 9/ 2/ 24.

آقاى دکتر حسین رحیمى‌زاده به سمت پزشک بهدارى خرمشهر برگزیده شده است 9/ 2/ 24.

آقاى عبد‌الله اخبارى به سمت پزشک تیمارگاه شهردارى تربت‌حیدریه برقرار است 9/ 2/ 24.

آقاى دکتر کریم پویا از مرکز به همدان منتقل شده است 11/ 2/ 24.

بانو عزت جهانگیر به سمت ماشین‌نویس بهدارى استان 3 برقرار گردیده 12/ 2/ 24.

آقاى دکتر على‌اکبر طاهرى از نهاوند به فیروزکوه منتقل گردید 12/ 2/ 24.

آقاى جواد سعادت کیانى از ایوانکى به نهاوند منتقل گردید 12/ 2/ 24.

آقاى محمد اسدى به سمت ریاست دفتر کل فنى 27/ 1/ 24.

آقاى غلام‌حسین نظرى به سمت حسابدار بهدارى نوشهر 27/ 1/ 24.

آقاى محمد محسنى آذر از کرمانشاهان به مهران 15/ 2/ 24.

+++

بقیه جلسه: 126

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز شنبه 29 اردیبهشت ماه 1324

 

فهرست مطالب:

1‌-‌ اعلام نتیجه اخذ رأی نسبت به دو نفر ناظر ذخیره اسکناس

2- طرح برنامه دولت

3- موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

 

مجلس نیم ساعت پیش از ظهر به ریاست آقای سیدمحمدصادق طباطبایی تشکیل گردید.

رئیس - چون جلسه به طور تنفس ختم شده و دستور هم موضوع دوسیه اعلام جرم بوده و می‌بایستی رأی هم گرفته شود نظر به اینکه فعلاً عده برای رأی کافی نیست و صورت جلسه هم نداریم شروع می‌کنیم به برنامه دولت.

بعضی از نمایندگان- بسیار خوب.

1-‌ اعلام نتیجه اخذ رأی نسبت به دو نفر ناظر ذخیره اسکناس

رئیس - برای استحضار آقایان عرض می‌کنم نتیجه استخراج آرا برای دو نفر ناظر بانک عده 87 نفر بوده آقای مخبر فرهمند به اکثریت 48 رأی انتخاب شدند آقای صادق بوشهری 40 رأی داشته‌اند آقای صادقی 39 رأی آقای اردلان 24 رأی اقای ایرج اسکندری 17 رأی بنابراین برای نفر دوم باید تجدید انتخاب شود (صحیح است) مجاله شروع می‌شود به برنامه دولت

روحی - عرض کنم موافقت بفرمایید آن یک نفر دیگر هم انتخاب شود.

جمعی از نمایندگان - عده برای رأی کافی نیست.

2- طرح برنامه دولت

فاطمی - برنامه دولت مطرح است.

رئیس - برنامه دولت قرائت می‌شود:

(آقای (صادقی) منشی به شرح زیر قرائت نمودند) آقای محترم

بنا به تمایلاتی از طرف مجلس شورای ملی اظهار شده بود اعلیحضرت همایونی اینجانب را مأمور تشکیل دولت فرمودند حسب‌الامر این جانب دولت را تشکیل داده به حضور همایون معرفی نمود و اینک نیز به امتنان از حسن نظری که نمایندگان محترم در این خصوص نسبت به بنده ابراز داشته‌اند برای معرفی دولت به مجلس شورای ملی شرف حضور یافته و مقدمه برنامه عمل دولت را به عرض مجلس می‌رسانم.

بر خاطر عموم نمایندگان محترم مکشوف است که اینجانب از مدتی قبل به کلی از مشاغل دولتی کناره گرفته بودم و شخصاً هیچ‌گاه در صدد قبول مقامی نبودم و حتی در جریان مطالعات و مذاکرات دو هفته نمایندگان محترم نیز که بی‌مقدمه منجر به اظهار تمایل مجلس شورای ملی نسبت به این جانب گردید به هیج‌وجه دخیل نبودم با این وصف بدیهی است که این تصمیم مجلس را نسبت به خود بی‌نهایت گرانبها دانسته و به همین جهت بر خود فرض دید که با وجود مشکلات از قبول خدمت استنکاف نکنم و آنچه در قوه دارم برای حسن اجرای منویات مجلس شورایعالی در راه خدمت به مملکت به کار ببرم.

نکته دیگری که از این اظهار تمایل مجلس شورای ملی دستگیر اینجانب شد این بود که نمایندگان محترم در موقع اتخاذ این تصمیم در خاطر خود داشته‌اند که این جانب در تمام عمر آسایش و رفاه ملت و استقلال کامل مملکت و قوام و قدرت دولت را همواره موقوف به استقرار کامل اصول مشروطیت و حکومت ملی دانسته‌ام و همیشه در این راه عملاً‌ قدم برداشته‌ام و در هیچ دوره‌ای از ادوار از این اصل اساسی منحرف نشده‌ام و بنابراین مسلم است که در این دوره نیز که نمایندگان محترم می‌خواهند اصول مشروطیت همه در جای خود پایدار گردد سعی در پیروی از این رویه دیرینه وجهه همت این جانب خواهد بود و به اینجهت امیدوارم که همکاری صمیمانه‌ای که نمایندگان محترم در این زمینه به دولت خواهند فرمود گردش دستگاه حکومت را بر محوری قرار دهند که در سایه استقرار اصول حکومت مشروطه مصالح عالیه مملکت را از هر جهت تأمین کند و در این زمینه برای نمایندگان محترم و سایر عقلای قوم جای هیچگونه نگرانی باقی نماند و از این بابت هرگونه اختلاف نظری که پیشروان افکار و علاقه‌مندان به اصول در طرز اداره امور کشور دارند مرتفع شود زیرا که به اعتقاد اینجانب عموم ملت د راین اصل اتفاق دارند که ضیافت استقلال نام ایران و سایر مصالح عالیه مملکت باید به وسیله اجرای واقعی اصول مشروطیت تأمین شود و با این وصف اگر در اذهان و افکار اختلافی در طرز اداره امور مملکت وجود داشته باشد منشأ آن غالباً اختلاف رویه در طریقه اجرای اصول مزبور است نه اختلاف عقیده در خود آن اصول ما از آنجا که مخصوصاً‌ در این ایام حتی اینگونه اختلاف نظرها هم غالباً موجب ضعف دولت می‌شود

+++

و سکته به ارکان مملکت وارد می‌آورد جای آن دارد که بالفعل تا وقتی که مصالح اساسی مملکت را از بیم هر گونه گزند و آسیب فراغت دست دهد هادیان افکار از هر گونه اختلاف نظر چشم بپوشند و صمیمانه دست بیگانگی ووداد بهم بدهند و از اقداماتی که دولت برای تأمین آن مقصود اصلی می‌کند به قوت تمام پیشتیبانی نمایند تا توجه به فروع بیش از حد لزوم نباشد و در نتیجه مجلس و دولت از جهدی که شبانه روز باید در راه حفظ و تقویت اصول بکنند باز نمانند و بحث در اموری که از لحاظ اهمیت در درجه دوم و سوم قرار دارد به موقعی که مجلس و دولت را از حل و تسویه مسائل درجه اول مملکت فراغت نصیب شده باشد موکول گردد. بنابراین مقدمات تصمیم اینجانب از بدو قبول این خدمت این شد که برای اجرای کامل اصول مشروطیت دولت در حین انجام وظایفی که به موجب قانون اساسی بر عهده دارد به ترتیبی عمل کند که مسئولیت نام و تمام کلیه آنها را به عهده خود داشته باشد تا مجلس شورای ملی هم بتواند حقوقی را که به موجب قانون اساسی برای نظارت کامل در عملیات قوه مجریه بر عهده دارد اعمال کند. حاجب به توضیح ندارد که اجرای دقیق قوانین مصوب مجلس شورای ملی وظیفه اساسی دولت خواهد بود و مجلس هر جا که انحرافی از آنها دید دولت را متذکر خواهد نمود و علاوه بر این مسلم است که اینجانب در هر امری که متضمن مصالح عالیه مملکت باشد بلکه بدون نظر مجلس قدمی برنخواهم داشت بلکه بدون تقویت کامل مجلس شورای ملی به حسن خاتمه اقداماتی که در این زمینه خواهم کرد نمی‌توانم امیدوار باشم.

هرگاه نمایندگان محترم با تصویب برنامه دولت این رویه عملی را قبول فرمایند اعتقاد اینجانب بر این است که بسیاری از مشکلات مملکت که حل آن به عزم و همت مجلس و دولت بسته است آسان خواهد شد علی‌الخصوص که در این چند روزه جنگ اروپا خاتمه یافتهو پایان آن خاتمه یک قسمت از مشکلاتی را که در مملکت ما مولود جنگ بوده است بشارت می‌دهد پیمانی که متجاوز از سه سال قبل دولت ایران با متحدین معظم خود دولت شوری و دولت انگلستان بست بر عهده هر یک از سه دولت تعهداتی گذاشت. از روز امضای پیمان دولت ایران تعهدات خود را کاملاً انجام داد و آنچه در قوه ملت و مملکت ایران بود تمام و کمال برای غلبه بر دشمن به کار انداخت به طوری که خود متحدین ما نیز همواره به این حقیقت واقف بودند و ه کرات آن را یادآوری و تصدیق نمودند با این وصف اکنون که ستاره صلح در افق طالع شده است و بنا به آثاری که طبیعت بر آن مرتبت می‌باشد من بعد بسیاری از آنچه در ایران در طول مدت جنگ متحدین ما آن حاجت داشتند و موافقت دولت ایران در آن باب به موجب مقررات پیمان سه گانه معلوم شده بود علی‌الاصول دیگر طرف احتیاج ایشان نخواهد بود و علیهذا دولت ایران با توجه کامل به مقررات پیمان سه گانه که مراعات آن همیشه اوقات نصب‌العین ما بوده و هست امید و انتظاری که در این موقع دارد این است که هر چه زودتر به جلب موافقت کامل متحدین معظم خود در باب ترتیب سهل و ساده‌ای که بر آن اساس مناسبات عادی ایام صلح جانشین مقررات پیمان سه گانه بشود توفیق حاصل کند و بنا به اصل مساعدت و همکاری صمیمانه‌ای که فیمابین ایران با دول شوروی و انگلستان و امریکا برقرار است و شالوده آن مخصوصاً در ظرف سنوات اخیر استحکام یافته است با توافق دول مزبور ترتیبی بدهد که در تمامی شئون مملکت اوضاع عمومی به مفتصای استقلال کامل دولت ایران به حال عادی برگردد و مصائب و تلفات و خسارات و ضررهایی که در نتیجه حوادث جنگ به ایران توجه کرده است بر طبق آنچه حق و عدالت حکم می‌کند و در مورد نظایر آن در روابط بین‌المللی مرعی شده باشد جبران پذیرد و حسن مناسبات ایران با عمومی ممالک دوست و مخصوصاً با سه دولت سابق‌الذکر بر اساس احترام متقابل بسط و توسعه یابد و روابط اقتصادی و معاملات تجارتی ما با ایشان در پرتو اصولی که ضامن منافع و مصالح هر دو طرف باشد رو به افزایش و رونق برود و به این وسیله در امر معیشت مردم و گذران یومیه افراد ملت نیز که مخصوصاً‌ در نتیجه جنگ سخت به مضیقه افتاده است گشایش و آسایشی فراهم شود البته دولت به نیت انجام این مفاصد بدون فوت وقت در این ابواب با متحدین خود وارد مذاکره خواهد شد و بدون ذره‌ای تردید یقین دارد که در این اقدام مجری تصمیم قطعی و عزم ثابت عموم مملکت می‌باشد و به استظهار حسن نظری که همواره متحدین عظیم‌الشان ما درباره فداکاری‌های ملت ایران در راه معاضدت با ایشان ابراز نموده‌اند دولت امیدواری کامل دارد که متحدین ما امروز به فتح و پیروزی نایل آمده‌اند این تقاضاها و انتظارات ملت ایران به سمع رضا شنیده و به حسن قبولی تلقی خواهند نمود.

بدیهی است که دولت در ضمن مذاکراتی که در باب مناسبات اقتصادی و تجارتی مملکت با متحدین خود به عمل خواهد آورد وضع اداره امور اقتصادی و مالی مملکت را نیز مورد مطالعه قرار خواهد داد تا کم و کیف آن را با توجه به وضعی که به مناسبت خاتمه جنگ اروپا پیش خواهد آمد بسنجد و اقداماتی را که به اقتضای اوضاع فعلی مملکت و به منظور تعدیل بودجه و تجدید نظر در مالیات‌ها و تهیه کار و بهبودی فلاحت و صناعت و وضع مستخدمین دولت و بهبودی وضع کارگران و کشاورزان و نظایر آن ضروری شمرده شود معین نماید و البته در ضمن اموری که همواره توحه خاص دولت مصروف آن خواهد شد استقرار امنیت و اصلاح و تکمیل قوای تأمینه مملکت است که مخصوصاً در این اوقات حائز اهمیت می‌باشد. شاید تکرار این مطلب زاید نباشد که امروز در نتیجه وقایعی که از چگونگی آن نمایندگان محترم خود به خوبی آگاه هستند حتی یک رشته از امور مملکت را هم نتوان نام برد که محتاج اصلاحات نباشد و ناچار دولت در ضمن برخورد به هر یک از آنها آنچه در حیطه مکان باشد برای بهبودی کیفیت آن بذل جهت خواهد نمود لکن از آنجا که امور مزبور همه در عرض یکدیگر نیستند بلکه بعضی مقدم بر بعض دیگر شمرده می‌شوند و از طرف دیگر توجه به جامع و کامل نسبت به همه آنها در آن واحد با اوضاع فعلی مقدور نیست بالفعل دولت بالخاصه مسائل ذیل را شایان دقت و توجه و مراقبت و تصمیم عاجل می‌داند.

1-‌ حفظ و تحکیم مناسبات حسنه بین کشور ایران و کشورهای دوست و متفق همیشه هدف اصلی دولت ایران بوده و دولت این جانب نیز از وظایف مهمه و اولیه خود می‌داند که تمام مساعی خود را برای تشیید و تأیید آن به کار برد مساعی این دولت برای رسیدن به مقصود صمیمانه و صادقانه و نسبت به هر یک از متفقین بزرگ ما یکسان و صرفاً‌ بر اساس استقلال کامل سیاسی و اقتصادی ایران و احترام متقابل و بر طبق مقررات پیمان سه گانه و منشور آتلانتیک و اعلامیه تهران انجام خواهد گرفت.

2- مطالعه فوری در امور اقتصادی برای استقرار اصول و تشکیلاتی که متناسب با اوضاع اقتصادی فعلی مملکت باشد.

3- تجدیدنظر در مالیات‌ها و تعدیل بودجه.

4- اصلاح و تکمیل قوای تأمینه برای استقرار امنیت کامل در کشور.

5- اجرای طرح‌هایی که متضمن اصلاحات فلاحتی و صنعتی و تهیه کار برای بی‌کاران باشد.

6- بهبودی وضع کارگران و کشاورزان بر طبق قوانین مخصوصی که از مجلس شورای عالی خواهد گذشت.

7- تجدیدنظر در قانون استخدام دولتی.

پس از بیان برنامه دولت کیفیتی که به عرض رسید اکنون هیئت دولت را به شرح ذیل به مجلس شورای ملی معرفی می‌نمایم.

ملک مدنی - آقا دیگر آن قسمت‌ها را نخوانید احتیاجی به خواندن آنها نیست.

قبادیان - توضیحی دارم؟

رئیس - توضیح آخر جا ندارد.

قبادیان - راجع به همین قسمت است.

رئیس - بفرمایید.

قبادیان - عرض کنم بنده جزو موافقین دولت در لایحه اسم نویسی کرده‌ام و حالا شنیده‌ام که اسم بنده را از آنجا حذف کرده‌اند علت آن را نمی‌دانم چیست؟

رئیس - اگر جزو موافقین نوشته‌اید که کسی حذف نمی‌کند. آقای آوانسیان اسم خودشان‌ را جزو مخالفین ثبت کرده‌اند ولی نوبه خودشان‌ را به آقای دکتر رادمنش داده‌اند آقای دکتر رادمنش بفرمایید.

دکتر رادمنش - بنده با دولت آقای حکیم‌الملک مخالف هستم و مخالفت من هم نه از لحاظ شخصی است بلکه از لحاظ کلی است من با این قبیل دولت‌ها مخالف هستم و همیشه هم به رفقای هم فراکسیونیم در این قبیل موارد مخالفت کرده‌ام. کوتاه بودن عمر دولت‌ها خودش یک نشانه تزلزل در دستگاه‌ حاکمه است همین مبارزاتی را که ما امروز در داخله مجلس مشاهده می‌کنیم خود این مبارزه و اینها انعکاس اوضاع خارج است در خارج مجلس شورای ملی همین مبارزه و مباحثات هست و بدیهی است که بایستی آن مبارزات خارج در مجلس شورای ملی که مرکز ثقل کشور است منعکس بشود بنده همیشه این قضیه را متوجه بوده‌ام و متذکر شده‌ام که بایستی در سیاست و آلیست بود بایستی حقایق را آن طوری که هست دید و قضاوت کرد نه آن طوری که ما خودمان فکر می‌کنیم تطبیق بکنیم و سعی می‌کنیم اوضاع را موافق فکر خودمان تطبیق بکنیم و جریان بدهیم این طور نیست بایستی اوضاع را در خارج دید عیوب کار را دید آن طوری که هست مشاهده کرد آن وقت حل مشکلات خیلی آسان به نظر می‌آید در ریاضی هم این قضیه مطرح است که وقتی شما یک مسئله ریاضی را به بنده دادید من بایستی معلومات و مجهولات آن مسئله را مورد توجه خودم قرار بدهم تا تمام مجهولات آن مسئله بر من روشن بشود و تا آن معلومات و مجهولات مقدماتی مسئله

+++

بر من روشن نشود نمی‌توانم آن مسئله را حل کنم برای رفع بحران امروزی هم بایستی علل اصلی آن بحران را جستجو و رسیدگی کرد این بحران بحران موقتی نیست این بحران مدتی است که در این کشور وجود دارد و بایستی سعی کرد و علت آن بحران را جستجو کرد بعد رویش تصمیم گرفت به نظر اینجانب اوضاع فعلی ایران معلول دو علت است در درجه اول عکس‌العمل اوضاع 20 سال گذشته است 20 سال در این کشور به مردم زور گفتند بیست سال در این کشور حکومت پلیسی بود.

رحیمیان - حالا هم همین طور است.

دکتر رادمنش - بیست سال از مردم سلب آزادی کردند و مشروطیت را عملاً‌ تعطیل کردند بنده حالا وارد جزئیات نمی‌شوم همین قدر عرض می‌کنم که ما در گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسیم ما می‌ترسیم که مجدداً‌ آن اوضاع تکرار شود آن اوضاع تجدید بشود این است که مبارزه می‌کنیم و تا جان داریم مبارزه را ادامه می‌دهیم و تا موقعی که در این کشور یک ایران آزاد و تمام مستقلی باشد عوامل دوم در اوضاع فعلی جنگ و اثرات سیاسی و اجتماعی جهان است ما در این جنگ متحمل مصائب و خسارات زیادی شده‌ایم (یمین اسفندیاری - صحیح است) و در نتیجه عدم لیاقت دستگاه حاکمه گرفتاری‌هایی بیشتر از حد جنگ برای ما تهیه کرده‌اند ممکن بود ما به آسانی این مرحله تاریخی را طی بکنیم ولی اشتباهاتی مرتکب شدند خرابکاری‌هایی کردند عدم لیاقت‌هایی نشان دادند ضعف نشان دادند و نتیجه این شد که ما بیش از حد مصائب را متحمل شده‌ایم از طرف دیگر همه می‌دانیم که مستقل از این نهضت‌ها فکر بکنیم در دنیایی که آتیلاهای قرن بیستم را تیرباران می‌کنند موسولینی را صدا کردند و گفتند اسمت چیست گفت موسولینی گفتند همین کافی است بدادر. در دنیایی که در یک روز در یکی از پایتخت‌های اروپایی 70 نفر وزیر و وکیل خائن را تیرباران کردند خواه ناخواه این افکار و این نهضت‌ها در کشور ما هم منعکس خواهد شد و ما نمی‌توانیم دور کشورمان را حصار آهنین بکشیم نهضت فکر که گمرک ندارد می‌آید این معلول اوضاع اجتماعی و اقتصادی است همان اوضاع و احوالی که در سایر ممالک موجود است و این حوادث را پیش می‌آورد و این نهضت‌ها را پیش می‌آورد این اوضاع و احوال می‌آید باشد وضعش در مملکت ما در چنین شرایطی زندگی می‌کنیم و در چنین شرایطی دولتی متناسب با این اوضاع باید وجود داشته باشد متأسفانه هرچند وقت یک بار دولت‌ها می‌افتند و یک مدتی ما مباحثه می‌کنیم یک مدتی مشاجره می‌کنیم و بالاخره یک رأی تمایل می‌دهیم و این رأی تمایلات هم همیشه جنبه خصوصی دارد و جنبه کلی کمتر توجه می‌شود و مشکلات و مقتضیات روز هیج توجه نمی‌شود بنده اول عرض کردم که به هیچ یک از آقایان نظری ندارم و قصد بی‌ادبی و جسارت به هیچ یک از آقایان ندارم حتی آقای رهنما استاد من هم که در اینجا تشریف دارند خیلی متأسف هستم که به عنوان مخالف دارم صحبت می‌کنم ولی اصولی صحبت می‌کنم و گمان می‌کنم خود آقایان هم با بنده موافق باشند که باید صلاحیت این را که در این موقع چنین شخصی آیا می‌تواند این بار سنگین را تحمل کند در نظر بگیرند ولی ما این امر را در نظر نمی‌گیریم ممکن است یک شخصی برای یک موقعی خوب بوده است ولی برای یک موقعیت دیگری مناسب نباشد و یک مسئله دیگر که ما توجه نمی‌کنیم عقیده و نظریات آن شخص است ما نمی‌دانیم این شخصی را که داریم می‌آوریم چه نظری دارد باورد که نمی‌شود این مملکت را اصلاح کرد باید نقشه داشت باید مقدماتش را تهیه شده باشد بایستی یک طرح حسابی داشته باشد و ما این ها را توجه نمی‌کنیم و روی یک خصوصیاتی و دوستی‌هایی یک کسی را می‌آورند سر کار پس از مدتی سر و صدا و جار و جنجالی به یک کسی رأی تمایل می‌دهیم بعد او می‌رود و یک کس دیگر را می‌آوریم عوض این رفت و آمدها، به عوض اینکه وقت یک کشور را در یک چنین موقعیت تاریخ تلف نکنیم خوب است یک دقیقه بنشینیم دور هم و یک تصمیمی بگیریم ببینیم که ما چه می‌خواهیم؟ چهل سال از عمر مشروطیت در این مملکت می‌گذرد چهل سال به استثنای یکی دو سال بایستی گفت واقعاً‌ مشروطیت در این مدت دارای صفحات تیره بوده است و در دو مورد کاملاً‌ سیاه است یکی در مورد توپ بستن مجلس شورای ملی و یکی هم در کودتای 1299 که در این دو بار مشروطیت ایران تمام و کمال تعطیل بوده است از چهل سال وقتی که بیست و دو سه سالش را کم بکنیم هفت هشت سال هم صرف هرج و مرج و غیره شده می‌بینیم فقط چند سال در این مملکت مشروطیت بوده آن هم مشروطیت به معنای شرقی نه مشروطیت نه معنای مشروطیت به معنای حقیقی و قانون اساسی مردم بعد از حوادث شهریور انتظار داشتند یک تغییراتی بشود و مشروطیت پس از این همه صدمات و زحمات مردم یک سر و صورتی به خودش بگیرد آزادی و دموکراسی به معنای واقعی در این کشور حکمفرما بشود ولی متاسفانه دستگاه حاکمه ایران حاضر نشد که کوچکترین تغییری در روشش بدهد همان خشگی مساعد وضع خودشان است نه مساعد به آزادی و استقلال کشور این خشگی و لاقیدی را دامن می‌زنند و هم به ضرر آزادی و استقلال کشور ما است بنده چند مثال می‌زنم که بعد از حوادث شهریور این اوضاع بوده است می‌خواهم متذکر بشوم به دولت حاضر تا دولت حاضر متوجه بشود که با چه مملکتی سر و کار دارد و آیا با این وضع مسئولیت را به عهده می‌گیرد یا خیر؟ همه کم و بیش اوضاع اصفهان را شنیده‌اید در آنجا البته کارگران اتحادیه داشتند ولی از چندی به این طرف تحریکاتی بر علیه این اتحادیه شروع شد بنده در همان موقع رفتم به اصفهان در اول بهمن با حضور آقای استاندار و سایر رؤسای ادارات، رئیس شهربانی رئیس قشون رؤسای ادارات و یک عده از نمایندگان کارگران موافق و مخالف نشستیم و گفتیم آقا یک اصل را همه قبول کنیم و آن اصل این است که بگوییم و بنویسیم و اعلان کنیم که کارگر آزاد است به هر اتحادیه‌ای و هر حزبی که دلش می‌خواهد برود این اصل اساسی است اصل قانون اساسی و دیگر کسی نباید از آن تجاوز بکند. ظاهراً‌ همه قبول کردند اما آیا اجرا کردند؟ خیر شروع کردند به تحریکات و یک روزی یک کارگر جوانی آمد پهلوی من گفت آقا گردن من را طناب انداختند از این سالن به آن سالن بردند گفتند استغفار کنم که من عضو حزب هستم این در قرن بیستم است در صورتی که در قرون وسطی هم کمتر این کار را می‌کردند در روز روشن آمدند یک کلوپ یک حزب سیاسی را آتش زدند و عده‌شان هم سی چهل نفر بیشتر نبود مأمورین دولت هم مانند تماشا کردند پس از یک ماه از یکی از این کارگرها که فرار کردند آمده بود تهران پرسیدم که خوب بالاخره آن کمیسر نزدیک حزب که دیوار به دیوار است او چه کرد؟ گفت آن رئیس کمیسری که آنجا بود فقط به آن چاقوکش‌ها می‌گفت آقا عجله کنید زودتر کارتان را تمام کنید اینها مأمورین انتظامی این کشور هستند اینها هستند مدافع حق و عدالت بالاخره از اینجا بازرس فرستاده شد شاید چند تن صد فقره پرونده هم در آنجا تشکیل شد ولی یکی از این پرونده‌ها هم تعقیب نشد بازرس رفت آنجا گزارشی داد و گزارش او را هم بنده اطلاعی ندارم چطور بود ولی آثاری از آن گزارش ما ندیدیم یکی از عاملین مؤثر این تحریکات شاپور مختاری رئیس شهربانی بود که خواهرزاده همان مختاری جانی معروف بود اگر بعد از شهریور این قبیل مختاری‌ها را بدار می‌زدند اینطور به حقوق و آزادی مردم تجاوز نمی‌کردند (پوررضا - برادر را به جای برادر نمی‌کشند) خودش از او بدتر است

کامبخش - مدافعی‌نشان را هم بشناسید خوب است.

پوررضا - هو نکنید

دکتر رادمنش - شما لازم بهو نیست. بنده یک شبی در اصفهان در هتل نشسته بودم و دیدم ساعت 4 بعد از نصف شب در باز شد و یکی از رفقای من مدیر روزنامه دنیای امروز آمد و سر و کله‌اش شکسته است گفتم چه شده؟ گفت الان از یزد آمده‌ام و همین الان باید بروید به یزد بنده هیچ نظری ندارم و قصد حسادت هم به کسی ندارم این مشاهدات خودم است که عرض می‌کنم، آقایان تصمیم بگیرند ما تصمیم خودمان را گرفتیم، گفت اتومبیل حاضر است باید بروید به یزد من از یزد داشتم می‌آمدم یک اتومبیلی آمد با 10 نفر از اراذل و اوباش در 10 فرسخی یزد و جلوی اتومبیل ما را گرفتند تا می‌توانستند ما را کتک زدند تا بالاخره دل یکی رحم آمد و گفت ولش کنید مرده است بعد من وارد اتومبیل شدم آمدم این وضع آنجا است شما باید بلافاصله خودتان را به یزد برسانید، برف هم می‌بارد بنده رفتم به یزد ساعت 4 بعد از نصب شب وارد یزد شدم رفتم آن خانهِ ای که رفیق من یعنی نماینده حزب آنجا بود در را زدم دیدم یک نفر آژان و یک صاحب منصب آمدند بیرون گفتم چه شده است گفتند آمده بودند اینجا را غارت بکنند و صاحبخانه فرار کرده است یک نفر پیر زن آنجا بود آمد گفت آقا در موقع بهایی کشی هم اینطور مردم را اذیت نمی‌کردند در این شهر، بالاخره ما مانده‌ایم آنجا و فرستادیم این طرف و آن طرف تا آن آقایی که فرار کرده بود آوردند. و تا صبح نشستیم به همین طور تا ساعت 7 نزدیک ساعت هفت که گفتند آقا هجوم کرده‌اند به این خانه بروید تماشا کنید ما رفتیم پشت‌بام برای تماشا دیدیم بله یک عده‌ای در حدود صد و پنجاه نفر با زنجیر و کارد طرف این خانه می‌آیند و فحش می‌دهند و سنگ می‌اندازند اتفاقاً در آن خانه تلفون بود و من تلفون کردم به فرماندار و به رئیس شهربانی هم خودم را معرفی کردم و گفتم من در اینجا منزل دارم اقلاً به مصونیت من احترام بگذارید و

+++

یک مأمور شهربانی هم آنجا بود و حتی چند نفر از آن زنجیر زن‌ها را گرفتند و تحویل همان مأمور شهربانی با حضور من دادند بالاخره وقتی که متوجه شدند چنین اوضاعی است و من هم آنجا هستم جمعیت را متفرق کردند و گفتند بروید بعد من رفتم به فرمانداری آنجا مطالب را مطرح کردیم گفتند بله یک عده‌ای بودند و یک مبارزه‌ای است بنده چند روز آنجا ماندم و دیدم بله به من احترام می‌گذارند و هیچ عصیانی هم بر علیه حزب توده نیست ولیکن بنده را تا ساعت 4 بعد از نصف شب تنها نمی‌گذاشتند و می‌آمدند راجع به اوضاع آنجا با من صحبت می‌کردند حتی بیرق ایران را بالای سر کلوپ زده بودند در روز جشن پایین آوردند و یک وکیل‌باشی شهربانی رفت آنجا و بیرق را پایین آورد بنده با چند نفر رفتیم پهلوی دادستان یزد جایی که در و پنجره‌اش را آتش زده بودند صورت مجلس تنظیم کردیم صورت مجلس هم اینجا حاضر است اگر آقایان لازم داشته باشند ممکن است قرائت کنم این صورت مجلس و بعد از صورت مجلسی که خودش تنظیم کرده است محرکین این هیئت را تعقیب می‌کند ولی یک نفر هم تعقیب نشد حالا بنده در این موقعی که رفته بودم به اصفهان و یزد و این صفحات یک چیزهای دیگری هم دیدم و به طور قطع این چیزها به نفع این کشور نیست به نفع آزادی و استقلال این کشور نیست و اگر ما به موقع جلوی این جریانات را نگیریم خواه ناخواه به جای بدی خواهد کشید.

سید ضیاءالدین - صحیح است، (خنده نمایندگان)

دکتر رادمنش - خیلی تشکر می‌کنم یکی از آنها تسلیح عشایر است (صحیح است) همه‌مان می‌دانیم که در قانون اساسی کشور هیچ نوع اختیاری برای هیچ شخصی یا هیچ دسته قائل نشده‌اند ما معتقدیم که در صدر مشروطیت عده زیادی از عشایر ایران به نفع آزادی ایران و به نفع مشروطیت خدمت کرده‌اند (صحیح است) ما معتقدیم که در دوره شاه سابق عشایر ایران خسارات و مصائب فراوانی را تحمل کردند و خودم شاید خیلی از این موارد را وجه داشتم ولی این دلیل نمی‌شود که در چنین موقع بحرانی یک عده از اهالی این کشور در تحت تأثیر عواملی قرار بگیرند و عملیاتی بکنند که به ضرر آزادی و استقلال و مرکزیت این کشور باشد (صحیح است) (قبادیان- هیچ اشکالی ندارد دوباره آنها را قلع و قمع بکنید) این کنفرانس‌ها کنفرانس سمیرم کنفرانس پل آبگینه و جریانات دیگری که امروز دیده می‌شود اینها درست نیست اینها بد است (ذوالقدر - اینها مزخرفات است اراجیف است) (صدای زنگ رئیس - آقا اجازه بدهید) رفتند و نشستند و حتی در کنفرانس اشخاص خارجی هم حضور داشتند و حتی بعضی از نمایندگان هم حضور داشتند (اسکندری - صحیح است) (ذوالقدر- صحیح نیست) (دکتر کشاورز - نوبت به شما هم می‌رسد بعد حرف بزنید) (صداز زنگ رئیس - دعوت به سکوت) (قبادیان - آقا اینها ایلات هستند و ایلات حافظ مشروطیت هستند) دولت و اعضای دولت این جریانات را دیدند و ساکت نشستند و حتی با این جریانات هم کمک کردند (فرهودی - دولتی بود که خودتان بهش رأی اعتماد دادید) بله آن دولت که ما بهتر رأی اعتمام دادیم گفت که مسئول این جریانات کیست (سیدضیاءالدین- من بر علیه و اعلام جرم خواهم کرد) (کام‌بخش - ملت ایران بر علیه شما اعلام جرم کرده است) (در این موقع یک نفر از تماشاچی‌ها گفتند خفه شو)

فداکار - آقا این شخص را دستور بفرمایید توقیف کنند.

رئیس - کی بود آقا هر کسی هست توقیفش کنید.

ایرج اسکندری - باید مردم بفهمند که باعث عدم انتظامات کیست؟

دکتر رادمنش - اگر آقاین به من اعتراض دارند بنده حاضرم اعتراضات آقایان را گوش کنم (ذوالقدر - مزخرف می‌گویید) مزخرف شما می‌گویید من این حرف‌ها را می‌زنم برای اینکه در تاریخ ایران ثبت شود که ما گفتیم (سیدضیاءالدین - ما خواهیم گفت) (پوررضا- خطاب به آقای دکتر رادمنش شما برخلاف حقیقت صحبت می‌کنید) (ایرج اسکندری - خطاب به جناب آقای پوررضا تو دیگر حرف نزن مرد که متفضح خفه شو) (صدای زنگ رئیس)

رئیس - آقای چرا در بین صحبت ناطق حرف می‌زنید بگذارید ایشان حرف‌شان را بزنند بعد هم شما بیایید جواب بدهید.

دکتر رادمنش - بنده در اصفهان یک عده از اهالی بختیاری را دیدم که شکایت از صمصام داشتند از قرار معلوم آقای صمصام برای خودشان یک کشور مستقلی تشکیل داده‌اند نه مأمور دارایی و نه بخشدار و نه هیچ کس را قبول نمی‌کنند غل و زنجیر می‌کنند تبعید و حبس و هر کاری که ایشان بخواهند می‌کنند مالیات‌های منسوخ قدیم را وصول می‌کنند. همه کار می‌کنند این مملکتی است که برای ما درست کرده‌اند در فیروزآباد عیناً همین وضع هست (فرمند - آقا فیروزآباد که جزو پرگرام نیست) بنده دارم وضع دولت را می‌گویم و در پروگرام هر قسمت صحبتی می‌توانم بکنم (دکتر کشاورز - آقای فیروزآبادی اعتراض می‌کنند که کدام فیروزآباد است) فیروزآباد شما نیست ما اگر یک دهقان بیچاره تفنگ سر پر داشته باشد او را به عنوان راهزنی می‌گیریم و تیر بارانش می‌کنیم ولی ده‌ها هزار نفر مسلح هستند در این کشور که دور به دوش سرباز و ژاندارم راه می‌روند و اینها همانهایی هستند که سربازان ما را کشتند و تفنگ‌هایشان را گرفتند و عوض اینکه دولت‌های ما از آنها جلوگیری کنند با آنها صلح کردند و یک نوع استقلال داخلی به آنها دادند (قشقایی - اینطور نیست) از آنجا بروند (سنندجی - آنجا خانه‌شان است کجا بروند؟) مملکت که ارث پدری کسی نیست (فیروزآبادی - خواهش می‌کنم مختصر بکنید) چشم خلاصه می‌کنم خواستم عرض کنم که این وضع مشروطه و دموکراسی به معنای واقعی در این کشور وجود ندارد (صحیح است) ما می‌گوییم نه تنها باید مشروطیت و قانون اساسی صددرصد در این کشور حکمفرما شود بلکه باید مشروطیت خود را هم آهنگ مشروطیت‌های دنیا بکنیم و روز به رو آزادی‌های بیشتری به مردم بدهیم (فرخ - از این بیشتر؟) بله آقای فرخ نه اینکه روز به روز به آزادی مردم تجاوز کنیم ما نبایستی چندین میلیون نفوس این مملکت را زیر شکنجه و عذاب بگذاریم آنها داد می‌کنند فریاد می‌کشند بستوه آمده‌اند از دست این قلدرها. از چهل سال به اینطرف در مملکت ما تغییراتی پیدا شده است و دنیا هم تغییراتی کرده است و البته بایستی با تغییرات دنیا جلو رفت اگر واقعاً ما ملت زنده هستیم باید رو به جلو برویم باید حرکت کنیم نه اینکه رو به قهقرا برویم اجتماع را باید از لحاظ حرکت در نظر بگیریم ما اجتماع راکد نیستیم باید همیشه حرکت کرد و به جلو رفت نه به عقب ولی دولت و دستگاه حاکمه با این بدیهیات مخالفت کرد و حتی با تمام قوا با مشروطیت و با رشد و با نمو آن مبارزه می‌کند. دستگاه قضایی با به نفع قلدرها و مرتجمین است همیشه شاکی محکوم است همیشه مظلوم محکوم است (شریعت‌زاده - اینطور نیست) آقای حکیم در مقدمه برنامه خود فرموده‌اند صیانت استقلال تمام مملکت ایران و سایر مصالح عالیه مملکت باید به وسیله اجرای واقعی اصول مشروطیت تأمین شود من نمی‌دانم چگونه می‌خواهد اصول مشروطیت را با این قبیل مأمورین انتظامی با این قبیل مأمورین قضایی که خودشان به حقوق مردم و به اصول مشروطیت و به آزادی مردم تجاوز می‌کنند تأمین کنند اگر مشروطیت را به وسیله امثال شاپور مختاری‌ها می‌خواهید تأمین کنید (فرمند - اشخاص صالح را به جای اینها بگذارند) به شما قول می‌دهم و قسم می‌خورم که تا این قبیل مختاری‌ها در مملکت هستند محال است ممکن نیست بنده متأسفانه چنین قدرتی هم در آقایان سراغ ندارم و نمی‌دانم چه کار خواهید کرد آیا تصمیم قطعی گرفته‌اید؟ ملت ایران مسئولین واقعی اوضاع را خوب می‌شناسند و شما حافظ قانون اساسی و مشروطیت ایران و خود مردم ایران هستند اگر دولت‌ها می‌خواهند به نام ملت ایران بر این کشور حکومت کنند باید آمال و آرزوهای آنها را در نظر بگیرند. نه آنان و آرزوهای اشخاص و دستجات و محافل را باید دید مردم ایران چه توقعاتی دارند آنها آزادی می‌خواهند برای مملکت و کشور خودشان استقلال و آزادی می‌خواهند اینها طرفدار یک عدالت اجتماعی هستند (صحیح است) غالباً دیده می‌شود که اشخاص را به نام عضویت یک حزب یا یک اتحادیه از کار بر کنار می‌کنند مثال زیاد دارم و مبتلا به روزانه ماست (سید ضیاءالدین - مخصوصاً‌ در شمال) (اردلان - آقا شمال و جنوب یعنی چه) مملکت ایران برای بنده شمال و جنوب ندارد تمام خاک این کشور کشور ایران است (صحیح است) هر کاری بکنیم برای تمام ایران است (صحیح است) هر حادثه‌ای که رخ بدهد برای تمام ایران است (سید ضیاءالدین - صدها نفر را از شمال تبعید کردند) انشاءالله شما را هم تبعید می‌کنند (سید ضیاءالدین - من کشته می‌شوم ولی تبعید نمی‌شوم) (پوررضا - آرزو به جوانان عیب نیست) ایشان که جوان نیستند (صدای زنگ رئیس) (رئیس- از آقایان استدعا می‌کنم داخل صحبت نشوید) (سید ضیاءالدین - صدها آذربایجانی را تبعید کردند در مجلس‌های شوروی)

رئیس - آقا استدعا می‌کنم در بین حرف دیگران صحبت نکنید (اسکندری - مجلس جای

+++

این صحبت‌ها نیست)

رئیس - آقا صحبت نکنید و الا به شما هم اخطار می‌کنم (ایرج اسکندری - به ایشان اخطار کنید که تحریک می‌کنند «خطاب به آقای سید ضیاءالدین مارا پرت کلنکل فیچر را داریم که شما جاسوس او هستید دستیار او هستید سندش حاضر است و ما داریم)

دکتر رادمنش - از این مبحث که بگذریم وارد مسائل اقتصادی می‌شویم. در ماه 2 برنامه دولت این جمله نوشته شده است: «مطالعه فوری در امور اقتصادی برای استقرار اصول و تشکیلاتی که متناسب با اوضاع اقتصادی فعلی مملکت باشد.» به عقیده من آقای حکیم‌‌الملک می‌بایست قبلاً مطالعات خود را در این مورد می‌کرد و با نقشه می‌آمد می‌گفت من راجع به این مسائل که امروز مطرح است چه نظری دارم برای اینکه آقا این مجلس گمان نمی‌کنم به شما فرصت بدهد که شما مطالعه بکنید.

حاذقی - ما حاضریم زودتر رأی بدهیم که زیاد صحبت نشود.

دکتر رادمنش - امروز اوضاع و احوال این کشور بسیار خراب است برای اینکه وضع اقتصادی مردم خوب نیست. در دوره شاه سابق تمام ثروت این کشور به جیب یک عده محدودی رفته است و یک عده مقاعه کار یک عده او نتوریه در حقیقت تمام ثروت و تجارت و کسب منحصر به این دسته مخصوص بوده است (صحیح است) که پارک‌ها ساختند و میلیون‌ها خرج کردند و حالا هم به صورت دلار می‌فرستند به خارج و حاضر هم نیستند بمانند و تماشا کنند که ما توی سر هم می‌زنیم. پس از شهریور آمدند با سلام و صلوات آقای دکتر میلسیو را آوردند او را هم دیدیم نصف دوره چهاردهم هم صرف دکتر میلسیو شد ایشان هم تشریف بردند برای ما چیزهایی گذاشته‌اند یک خزانه خالی و یک دستگاه عریض طویل و یک هرج و مرج کامل (صحیح است) می‌گویند دولت تاجر نیست و انحصار تجارت خوب نیست و دولت نمی‌تواند خوب اداره کند دولت چه چیز را خوب اداره می‌کند؟ مگر مدرسه خوب اداره می‌کند؟ مگر بیمارستان‌ها را خوب اداره می‌کند؟ مگر خود دولت خوب اداره می‌شود‍‍؟ مگر مجلس خوب اداره می‌شود؟ پس در همه اینها را باید ببینیم؟ با اصل موضوع نباید مخالفت کرد باید دست دزد ما را بر کنار کرد بایستی از یک روش حسابی وارد شد باید یک راه حسابی پیدا کرد و الا اصل یک اصل خوبی است و یک اصلی است که به نفع عموم مردم است البته ممکن است به ضرر چند نفر تاجر باشد ولی یک اصل است که امروز طرفدار زیاد دارد و اغلب ممالک دنیا به طرف این اصل می‌روند (اردلان - این طور نیست) می‌گویند این موجب گرانی اجناس می‌شود و موجب اسپکولاسیون می‌شود مگر یخ در مملکت انحصار است که قیمتش اینقدر بالا است؟ مگر سبزی در این مملکت انحصار است که قیمتش اینقدر بالا است؟ (صحیح است) این در نتیجه سوء جریان و سوء عدالت است به عقیده بنده باید کارخانه‌جات را توسعه داد برخلاف عقیده یک عده‌ای که می‌گویند بایستی کارخانه‌جات دولتی را فروخت بیست سال مردم صدمه کشیدند خون خوردند تا برای جامعه ایرانی چند تا کارخانه مانده است حالا یک عده شکم‌ها را صابون زده‌اند برای همین چند تا کارخانه و می‌خواهند این کارخانه‌ها را بخرند نمی‌دانم می‌خواهند چه کار بکنند و اسمش را هم گذاشته‌اند عمل ملی ملت معلوم می‌شود همین چند نفر هستند (فیروزآبادی - یک نفرش هم بنده هستم) بله بنده هم برای همان فرمایش جنابعالی عرض کردم این فکر فروش کارخانه‌ها را باید از سر بیرون کرد باید کارخانه‌جات پنج شش هزار نفر کارگر دارد ماشین‌هایش هم آخرین سیستم است و در زمان جنگ هم واقعاً خدمات زیادی به نفع متفقین ما کرده است اسلحه ساختند و فروختند ولی حالا کم کم زمزمه بستن این کارخانه‌جات است و همان کارگرهایی که باعث این پل پیروزی شده‌اند و همان کارگرانی که با کار آنها ما افتخار می‌کنیم که به متفقین خودمان کمک کرده‌ایم و در آن کنفرانس‌های کمی هم افتخار می‌کنیم الان همان کارگران دارند گرسنگی می‌کشند توی خیابان‌ها برای اینکه دارند از این کارخانه‌جات بیرون می‌کنند و ماه به ماه حقوق بهشان نمی‌دهند در صورتی که درست است که ما حالا اسلحه نمی‌خواهیم ولی می‌شود این کارخانه‌ها را تبدیل کرد به یک کارخانه‌ای دیگر چون ما میلیون‌ها خرج آن کرده‌ایم (صحیح است)

فرمند - ماشین‌های فلاحتی درست کنند.

دکتر رادمنش - معادن را هم باید استخراج کرد معادن را نباید گذاشت به عکس در همین چند ساله جنگ به عوض این ما استخراج معادن خودمان را توسعه بدهیم معدن‌هایمان یکی بعد از دیگری تعطیل شد در صورتی که محصولات داخلی را باید تشویق کرد (صحیح است) بنده می‌خواهم فقط راجع به چای که مال حوزه انتخابیه خودم است عرض کنم. در این مملکت در حدود هفت هزار تن انتخابیه بنده تولید می‌کند مثل لاهیجان - لنگرود - رودسر و اینجاها همه نوع خرابکاری با این چای می‌شود به هر وسیله‌ای متشبث می‌شوند که این محصول را از بین ببرند (یکی از نمایندگان - مثل پنبه) مثل پنبه مثل سیگار مثل برنج مثل همه چیز دیگر

اردلان - علتش انحصار است

دکتر رادمنش - من منتظر نبودم شما که خودتان را مقتصد می‌دانید این حرف را بزنید. بنده می‌گویم آقا شما یک نفر به نشینید ببینید چقدر جنس در این مملکت مصر دارید آنقدری‌که در کشور تولید می‌شود که دارید و آنقدر که تولید نمی‌شود مازادش را از خارج وارد کنید نه اینکه بازار را آزاد بگذارید و آنقدر بیاورند که زارعین گیلان گرسنگی بکشند و معلوم بشوند از بین بروند (صحیح است) چند روز قبل در یک حوزه کفاشان تهران بود در حدود چندین صد نفر بودند بنده هم آنجا بودم می‌گفتند آقا چندین صد میلیون کفش دوخته وارد ایران شده است وقتی این کفش‌ها وارد می‌شود دیگر از کجا ما نان بخوریم (یک نفر از نمایندگان - آقا کفش ایرانی را می‌دهند صد تومان) همین حرف را خیاط‌ها هم می‌گویند آقای که لباس‌های دوخته می‌آوردند در این شهر و می‌فروشند (حالا پارچه که می‌آورند هیچ لباس دوخته هم می‌آورند) اگر این وضع ادامه پیدا بکند دیگر خیاط‌ها باید بروند گدایی بکنند (بعضی از نمایندگان - خیاط‌ها دویست توما مزد لباس می‌گیرند) کشور ما آقا به زار هرج و مرج امتعه خارجی شده است یک قسمت دلال‌ها هم از این هرج و مرج دارند استفاده می‌کنند (صحیح است) حالا ببینیم بودجه این مملکت تکلیفش چه می‌شود همین طوری که در این مملکت هرج و مرج جاری است در بودجه مملکتی ما هم هرج و مرج برقرار است. اطلاع دارم که غالب شهرهای ایران شاگردهای دبستان را از مدارس خارج می‌کنند برای اینکه برای خالی کردن دبستان‌ها اجرائیه صادر می‌شود یعنی دولت اینقدر قدرت مالی ندارد که یک مدرسه که ده هزار تومان خرج ساختمانش می‌شود بسازد آن وقت می‌بینیم ده‌ها میلیون صرف یک چیزهایی می‌شود که یک جو ارزش ندارد برای این مملکت (صحیح است) همین اعلیحضرت شاه شصت هزار تومان برای لاهیجان به عنوان عطبه ملوکانه برای خارج ساختمان یک مریض‌خانه عطا کردند این پول را هم که اعلیحضرت داده بودند وزارت دارایی در زمان دکتر میلسیو خورد نه اینکه از خود بودجه خرج نمی‌کنند از جای دیگر هم که می‌رسد آن را می‌خورند. در حدود هفتصد هزار تومان (آقای آراسته تشریف دارند می‌دانند) از پول برنج صدی دو یا چقدری از مردم گرفتند برای مخارج عمومی از همین گیلان یعنی از لاهیجان لنگرود رودسر در حدود هفتصدهزار تومان داده شد آن پول را هم گرفتند و خوردند و یک شاهی ندادند در صورتی که ما می‌توانستیم با آن پول باطلاق‌ها را خشک کنیم که صدها هزار نفر مردم مالاریا نگیرند باطلاق‌ها را خشک کنیم مریض‌خانههاس ناقص را تعمیر کنیم ولی این پول را هم گرفتند و خوردند و هر چه از این وزارت‌خانه به آن وزارت‌خانه می‌رویم اهمیت نمی‌دهند (فرمند - کدام وزارت‌خانه خورد؟) وزارت دارایی - بنده یقین دارم اگر دستگاه اقتصادی کشور ما خوب کار بکند چندین برابر نقوس فعلی ایران ما مردم سیر و سالم و صحیح خواهیم داشت (نمایندگان - صحیح است) ولی متاسفانه بد کار می‌کنند (صحیح است) از همه بدتر وضع سیاست خارجی ما است. حالا جنگ تمام شده و موقع آن است که به سیاست خارجی خودمان سر و صورتی بدهیم همه می‌دانیم که پس از کودتای 1299 پس از آمدن شاه سابق بر سر کار در این کشور یک نوع سیاست یک طرفی و یک جانبه حکمفرما بوده است و زیان این سیاست را هم دیدیم این مسئله یک مسئله نیست که کسی منکرش بشود کتاب‌ها نوشته شده روزنامه‌ها نوشته شده سر و صدایش خیلی زیاد است به حدی معروف شده است که لازم به دلیل نیست و این طور تصور می‌شد که پس از حوادث شهریور تغییرات اساسی و کلی در سیاست خارجی ما به عمل بیاید متأسفانه دولت‌های پس از شهریور به این مسئله مهم کمتر توجه کردند و اکثرا‌ً همان رویه سابق را ادامه دادند دلیل عدم تغییر در سیاست خارجی ما هم باقی ماندن همین سفرهای خارجی هستند که امروز در پایتخت‌های کشورهای بزرگ هستند اینها همان سفرایی هستند که در حکومت‌های سابق بوده‌اند در صورتی که اگر ما می‌خواستیم به سیاست خارجی خودمان کوچکترین تغییری بدهیم لااقل بایستی آنها را تغییر بدهیم یا جایشان را عوض

+++

کنیم، سفارت‌خانه‌های ما در خارجه یک جنبه تشریفاتی دارد آقایان و تمام بدبختی‌های ما از همین است روابط ما بین ملل به وسیله معاهدات و قراردادها معین و مشخص می‌شود اگر از این قرارداد سه دولت که در زمان جنگ با انگلستان و شوروی ما بستیم صرف‌نظر کنیم که فقط مال زمان جنگ است می‌بینیم که از زمان فتح هرات با ما انگلیسی‌ها قراردادی نداریم. در 1919 خواستند یک قراردادی را به ما تحمیل کنند ولی به واسطه احساسات عمومی آزادی‌خواهان ایران حاضر نشدند که این قرارداد را قبول کنند. با شوروی‌ها هم پس از سقوط تزارها در 1921 یک قرارداد داریم آن هم بیست و چند سال از عمرش می‌گذرد بایستی در سیاست خارجی خودمان تجدیدنظر بکنیم و یک سر و صورتی بدهیم و اوضاع و احوال بین‌المللی هم برای این تجدیدنظر به عقیده من مناسب است، در یک چنین موقعی که همه کشورها همه ملت‌ها داد آزادی و استقلال می‌کشند موقع این است که ما با همه کشورها یک قرار صحیح که متکی به احترام متقابل باشد و حافظ آزادی و استقلال کشور ما هم باشد عظیم است (سید ضیاءالدین - اینها موجود است باید عمل شود)......

(در این موقع از طرف تماشاچیان طرف چپ مجلس همهمه شد)

ایرج اسکندری - آقا اینجا یک عده آمده‌اند که حرکات غیرطبیعی می‌کنند، مشغول تحریک هستند.

فداکار - آقا یک عده باید از اینجا خارج شوند

هاشمی - چیزی نیست آقا

رئیس - آقا این تماشاچی حق صحبت ندارد ساکت باشید چیزی نیست آقای بفرمایید.

دکتر رادمنش - یکی از آن مسائل روابط ما با اتحادیه جماهیر شوروی است همه آقایان می‌دانند که در دوره شاه سابق این روابط خوب نبوده است در تمام دوره شاه سابق روابط سیاسی و اقتصادی ما با کشور اتحادیه شوروی بسیار محدود بوده است و حتی‌المقدور سعی می‌شده است که از این روابط کاسته شود و همه تصدیق داریم که این سیاست صحیحی نبوده است. زمامداران ما از نهضت اجتماعی و سیاسی که در همسایگی ما انجام گرفته است کمتر اطلاع داشتند و اگر هم اطلاع داشتند میل نداشتند که ملت ایران هیچ گونه اطلاعاتی پیدا کند در دنیای جدید نمی‌شود دور یک کشوری را دیوار کشید سکو یکی از بزرگترین مراکز سیاسی بین‌المللی شده است همه می‌بینیم که بزرگترین سیاستمداران دنیا به این شهر مسافرت می‌کنند از نزدیک تماس پیدا می‌کند و اگر سو تفاهماتی هم هست مرتفع می‌کنند ولی دولت‌های ما تا کنون حاضر نشده‌اند حتی یک مامور هم آنجا بفرستند ما یک مامور آنجا داریم و او هم همیشه ناخوش است و در مریض‌خانه خوابیده است. دستگاه حاکمه به هر کسی که این حرف را بزند فوراً هزار نسبت و افترا و تهمت می‌بندد به عقیده بنده خائن آنهایی هستند که این حقایق را متوجه نمی‌شوند یا متوجه می‌شوند و عملاً اقدام نمی‌کنند مقتضیات فعلی را به هیچ وجه در نظر نمی‌گیرند ما در سیاست خارجی خودمان هیچ گونه ابتکاری نداریم خیلی کارها را می‌کنیم ولی دیر همیشه دنبال غافله می‌رویم ما این قدر برای اعلان جنگ به ژاپن صبر می‌کنیم تا سعودی و فلسطین و عراق همه اعلان جنگ بدهند، در کنفرانس سانفرانسیسکو نمایندگان ما راجع به آرژانتین رویه درستی نداشته‌اند....

سید ضیاءالدین - آقا ما مملکت آزادیم

دکتر رادمنش - ای کاش

پوررضا - حتماً هستیم

رئیس - آقا این‌ها ربطی به مطلب ندارد بگذارید حرف بزنند

دکتر رادمنش - حالا که جنگ خاتمه پیدا می‌کند و در روابط بین‌الملل تغییراتی کلی حاصل می‌شود ما باید نیز در دروابط خارجی خودمان تجدیدنظر عمیق بکنیم. یکی از جرایم مهم انگلستان می‌نویسد که ایران داردانل قرن بیستم است یعنی همان قدر که داردانل در قرن نوزدهم اهمیت داشت ایران در قرن بیستم دارای اهمیت است و پیشنهاد می‌کند که باید بزرگترین سیاستمداران خودمان را به تهران بفرستیم، ایران محل تماس دو سیاست بزرگ و دو قدرت شگرف یعنی انگلستان و شوروی است ما باید به وسیله استقرار یک سیاست توازن تعادل کامل بین این دو سیاست برقرار کنیم (صحیح است) ما باید سعی کنیم که اسباب سوء‌ تفاهمات به ضرر ما است و به ضرر آنها است و به ضرر تمام دنیا است (صحیح است) دنیا پا به مرحله جدیدی از تاریخ خود می‌گذارد و ما به مناسبت وضع جغرافیایی خود یکی از مهمترین عوامل تعادل بین‌المللی محسوب می‌شویم. کج سلیقه بودن در سیاست و تعقیب روش سابق بر ضرر آزادی و استقلال این کشور است توازن معنایش روش فعلی نیست رجعت به اوضاع قبل از شهریور هم معنیش توازن نیست.

سید ضیاءالدین - حریم هم توازن نیست (زنگ رئیس)

دکتر رادمنش - بنده تذکرات خود را به اینجا خاتمه می‌دهم و عرایضم را خلاصه می‌کنم که در داخل کشور باید اصل مشروطیت و آزادی و دمکراسی کاملاً برقرار بشود (صحیح است) باید آزادی‌های تازه به مردم داد (فرخ - از این بیشتر چه؟) باید دست خائنین و دزدان و قلدرا را از کار کوتاه کرد این کار را باید کرد آقای فرخ (صحیح است) در سیاست خارجی باید توازن کامل برقرار شود (صحیح است) ما باید عمل تعادل بشویم نه بر هم زننده تعادل (صحیح است) به سیاست باری به هر جهت خود اگر هیئت حاکمه بخواهند ادامه بدهند قطعاً‌ مملکت ما را به نیستی و فنا می‌کشاند، اگر این تذکراتی که بنده دادم به مرحله عمل نرسد یعنی ما یک آزادی واقعی یک دموکراسی واقعی یک تعادل اجتماعی حقیقی در کشور برقرار نکنیم و در سیاست خارجی کشور خود یک توازن اساسی و حسابی اجری نکنیم قطعاً‌ کشور ما را به انقلاب می‌کشاند و من یقین می‌دانم که این انقلاب به ضرر آن اشخاص خواهد بود که این جریانات را دامن می‌زنند (صحیح است)

3- موقع دستور جلسه بعد - ختم جلسه

بعضی از نمایندگان - ختم جلسه

فرهودی - آقا من یک پیشنهادی داده‌ام

رئیس - پیشنهاد ختم جلسه شده است و پیشنهادی هم آقای فرهودی داده‌اند قرائت می‌شود:

پیشنهاد می‌کنم جلسه فردا صبح تشکیل و تا خاتمه بحث برنامه دولت جلسات همه روزه صبح تشکیل شود.

مهندس فریور - همین امروز اولش

بعضی از نمایندگان - صبح‌ها فقط کافی است (صحیح است)

رئیس - عجالتاً‌ جلسه را ختم می‌کنیم جلسه فردا صبح دستور هم بقیه برنامه دولت

(مجلس 50 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی - سید محمد صادق طباطبایی

 

اخبار دانشگاه

مراسم اعطای درجه دکتری افتخاری دانشگاه تهران به آقای ادوار هریو

در دویست و پنجمین جلسه شورای دانشگاه مورخ یکشنبه 23 اردیبهشت ماه 1324 به اتفاق آراء تصویب گشت که عنوان دکتری افتخاری دانشکده ادبیات به جناب اقای ادوار هریو رئیس سابق مجلس شورای ملی فرانسه اعطا گردد. به این مناسبت روز سه‌شنبه 25 اردیبهشت ماه دعوتی از هیئت دولت و نمایندگان مجلس شورای ملی و استادان و دانشیاران و دبیران دانشگاه و فرهنگیان و رجال برای حضور در مراسم مزبور به عمل آمد و مدعوین ساعت 4 بعد از ظهر در تالار دانشکده حقوق حضور یافتند نخست آقای رهنما معاون دانشگاه اخطار ذیل را ایراد کردند:

امروز دانشگاه تهران بسیار مفتخر است که یکی از مردان نامی کشور دوست خود فرانسه را که سراسر زندگیش پر از افتخار و خدمت به وطن خویش و عالم انسانیت است در محل علمی و مجلس انس می‌بیند قرن‌هاست که در کشور ایران و فرانسه با یکدیگر در ارتباط دوستانه می‌باشند این ارتباط که از اوان سلطنت شاه‌‌ عباس کبیر صفوی آغاز گردید تا کنون بلا انقطاع محفوظ مانده در ملت ایران و فرانسه یکی در شرق و دیگری در غرب فراز و نشیب تاریخ را سیر کرده و در برابر موانع و دشواری‌های سیاسی و گیرودارهای زندگی مردانه ایستاده و همواره دوستی آنان محکم‌تر شده است. هیئت‌های مذهبی و سفیران و نمایندگان سیاسی و اقتصادی و علما و دانشمندان و محققان دو ملت از راه دور و صعوبت سفر نهراسیده همواره با رفت و آمد خود ارکان مودت و صمیمیت را بین دو کشور و دو ملت هر روز از روز پیش استوارتر کرده و با پشت‌کار و فعالیت سخت‌تر از پیش کردند.

گویی که روحیات و نهاد و هستی مردمان این دو سرزمین را از یک خمیره ریخته‌اند هرچه بیشتر تماس حاصل گردید نزدیکی فکر و اخلاق و تمدن میان آنان واضح‌تر شد - درهای گلشن ادبیات ایرانی بر روی مسافرین و محققان فرانسوی بازگردید روح لطیف و ذوق ظریف ایرانی در اعماق قلب ادبا و نویسندگان و شعرای برگزیده فرانسوی اثر کرده

فردوسی صاحب احساسات عالیه و نمونه بارز وطن‌پرستی طرف توجه نویسنده نامی مشهور ژول موهل (j.Mohl) گردید و اشعار نغز حافظ و نلر معجزه آسای سعدی کار خود را در دل پرشور نویسندگانی مانند Voltaire - Montesqieu - Saint Lambert- Diderot که هر یک از آنها افتخار تاریخ و ملت فرانسه می‌باشند کرد کار به جایی رسید که یکی از این نویسندگان می‌نویسد سعدی در حقیقت عضوی از اعضای ما و از ما جدا نیست کسی ذوق و سلیقه فرانسویان در دریای پهناور و بی‌پایان ادبیات ایرانی در جولان افتاد و تا آنجا که اوضاع و احوال مقتضی بود نویسندگان فرانسوی مواضیع ادبی و ذوقی و تاریخی ایرانی را گلچین کرده در بوستان آثار خود یادگاری از آن

+++

باقی گذاشتند و وسیله شدند که ذوق سرشار و روح بلند ایرانی به مردمان مغرب که جز شبحی از آن چیزی نمی‌دانستند معرفی شود.

آثار گذشته و پرافتخار ایران باستان کمتر از ادبیات مورد توجه دوستان فرانسوی ما قرار نگرفت.

محققاتی مانند سیلو ستر دوساسی Sylvestre de Sacy وانکتیل دوپرن Anquetil du perron و بورنوف Burnouf و دارمستتر Darmesteter در پی این افتادند که گنجینه‌های نهفته ادبیات ما را از گمنامی بیرون آوردند و با زحمات و مشقات به شمار بخواندن اوستا همت گماشتند، در حقیقت باید گفت که گره این کار به دست فرانسوی‌ها گشوده شد و راه برای تحقیقات بیشتری برای دیگران باز گردید.

تا اواسط قرن 19 میلادی این جنبش آمیخته با ارتباطات سیاسی و اقتصادی بود ولی از آن پس به واسطه پاره‌ای پیش آمدها که بستگی کامل به اوضاع سیاسی آن زمان داشت فرانسه تمام هم خود را مصرف استحکام روابط فرهنگی و تمدنی بین دو ملت کرد به خصوص که خود ایرانیان نیز برای آشنایی به تمدن مغرب زمین و افکار اروپایی پاشیده شده بود علاقه مفرطی نشان می‌دادند و دوری مسافت و قدرت استبداد نتوانست مانع و عایقی برای این کار بشود.

از یک طرف دانشمندانی مانند Eugene Bore استاد کار در فرانسه و پیش ورانی مانند Flandin و فیلسوفان و جامعه‌شناسان و نویسندگان و باستان‌شناسان و مهندسان مانند دیولافوآود مرگان و افسرانی مانند ژنرال کاردان و غیره که اگر بخواهیم اسامی آنها را یک یک در اینجا متذکر شویم موجب طول مقاله خواهد بود به ایران مسافرت کرد هر یک به هم خود در روشن کردن فکر ایرانیان و معرفی آثار تاریخی و ادبی و صنعتی این کشور باستان به دنیای متمدن زحمات فوق‌الطاقه متحمل شدند و سعی کردند که آثار بدبختی و ضعفی را که در طی حادثات تاریخی گریبانگیر این ملت شده بود در پس پرده مخقی کرده گذشته درخشان و عظمت و افتخار ایرانیان را به رخ جهانیان بکشند.

از طرف دیگر سلاطین ایران هر یک به همراهانی کثیر به فرانسه مسافرت کرده مورد استقبال و پذیرایی‌های شایان از طرف دولت و ملت فرانسه واقع شدند و پس از مشاهده آثار تمدن و پیشرفت‌های علمی و صنعتی در مراجعت علاوه بر همراه آوردن عده‌ای از علما و دانشمندان و پزشکان نامی فرانسوی جوانان ایران را تشویق کردند که به کشور فرانسه رفته و توشه‌ای از علوم و صنایع آن کشور به وطن خود ارمغان آوردند.

آموزشگاه‌های فرانسه در بسیاری از نقاط کشور افتتاح یافت زبان و فرهنگ فرانسه رونقی به سزا گرفت تا آنکه در سال‌های اخیر هر سال صدها نفر دانشجو راه فرانسه را پیش گرفتند و در زیر دست استادان مبارز و ماهری که نمونه آنها در این انجمن شمع مجلس ما می‌باشند مانند شما جناب آقای هریو و آقای پرفسور ماسینیون به تحصیل تمام رشته‌های علوم و ادبیات و نظام پرداختند.

امروز در این مجلس بسیاری از استادان و مهندسان و پزشکانی که ملاحظه می‌فرمایی و در دانشگاه تهران به کار تدریس و یا انجام وظیفه مشغول می‌باشند تریبت شده دانشگاه‌ها و مدارس مختلفه کشور شما هستند. البته فرهنگ ایران و دانشگاه تهران این خدمات و زحمات را منظور نظر دارد و هیچگاه آن را فراموش نخواهد کرد.

جناب آقای ادوار هریو که تصادف روزگار شما را میهمان عزیز ما کرده است شما هم دوره پرافتخار زندگانی خودتان را با تربیت جوانان هم میهن خود و نیل به مقام استادی آغاز گردید و پس از آن هم که قدم در میدان شور و شر سیاست گذاشتید و برای حفظ شماره ملی خود یعنی آزادی برابری و برادری در نبرد افتادید با اینکه به وکالت مجلس شورای ملی و مجلس سنا رسیده و مقام نخست وزیری و ریاست مجلس شورای فرانسه را احراز فرمودید معذلک دست از تحقیق و تتبع برنداشته و با آثار قلمی جذاب خود مانند:

1-‌ فیلون یهودی (1897)

2- مادام و کامیه دوستانش (رساله دکتری) (1904)

3- عمل (1915)

4- ایجاد شده (1919)

5- روسیه جدید (1923)

6- در جنگل نرماندی (1925)

7- زندگانی بتهوون (1929)

8- تاریخ ادبیات فرانسه

9- زیر درخت زیتون (شرح سفر به یونان) (1930)

10- مشرق (1933)

11- لیون دیگر نیست (راجع به انقلاب فرانسه در لیون) چهار جلد

12- مشاهد

و سخنرانی‌های نافذ و ممتع خود مشعلدار ادب و فرهنگ جهانی شده خدمات شایانی به این فنون کردید.

بنابراین دانشگاه تهران به پاس خدمات مذکور درجه دکترای افتخاری به جنابعالی داده و از این راه مراتب تقدیر و تحسین خود را اظهار می‌دارد.

در خاتمه خواهشمند است قبول زحمت فرموده پیام دوستانه عموم فرهنگیان و دانشگاهیان ایران را به فرهنگیان و دانشگاهیان فرانسه برسانند.

زنده و پاینده باد دوستی

و سعادت فرانسه و ایران

سپس آقای دکتر سپهبدی معلم دانشگاه ترجمه نطق جناب آقای رهنما را به زبان فرانسه خواندند

پس از آن لباس استادی دانشکده ادبیات که برای آقای ادوار هریو تهیه شده بود به توسط جناب آقای رهنما معاون دانشگاه و آقایان رؤسا دانشکده‌ها به ایشان پوشانده شد و دانشنامه دکتری افتخاری که در رویان سه رنگ پیچیده شده بود از طرف معاونت دانشگاه به ایشان اعطا گردید.

این مراسم با کف زدن‌های ممتد و شادی بسیار توأم بود و بعد جناب آقای ادوار هریو پشت میز خطا به رفته  و از اقدام دانشگاه تهران سپاسگذاری کردند و شرحی مبسوط راجع به سوابق دوستی و روابط فرهنگی دو کشور به شرح ذیل اظهار داشتند.

آقایان محترم

من با سپاسگذاری بی‌پایان، افتخاری را که نصیب یک دکتر قدیمی دانشگاه «سوربون» می‌فرمایید استقبال می‌کنم.

این دکتر قدیمی درست در چهل سال پیش یعنی همان سالی که به سمت شهردار «لیون» برگزیده شده از پایان نامه دکترای خود دفاع نموده و تا کنون این عنوان گرانبها را به سایر عناوینی که در طول خدمات متمادی در چندین دانشگاه خارجی به خصوص دانشگاه قاهر بدان مفتخر شده است علاوه می‌نماید هنگامی که در جریان جنگ کنونی اروپا که خوشبختانه خاتمه پذیرفت پایان عمرم را به وسیله غریزه مرموزی احساس کردم پیغامبری که مأمور اعلام این خبر بود با کمال میل تصدیق کرد که با وجود زندگانی متمادی سیاسی ذوق ادبیات و هنر را در خود محفوظ داشته‌ام و اکنون ملاحظه می‌کنم که شما همان عقیده را با طرز مهربان‌تر و مشفقانه‌تری اظهار می‌دارید.

آقایان - با اجازه شما می‌خواهم این طور فکر کنم که قدرداری شما از شخص فانی من بیشتر مربوط به فرانسه است فرانسه‌ای که شما به خوبی می‌شناسید و بسیاری از شما برای آن کار و در آن زندگای کرده‌اید فرانسه‌ای که در روابط با شما نظریات مادی را به مراتب کمتر از نظریات معنوی و روحی مورد توجه قرار داده است.

«دیولافوا» و «مورگان» درست فرانسویانی بوده‌اند که برای نخستین بار به مجائب تاریخی شوش که نشانه و گواه تمدن باستانی و باشکوه شماست اشاره کرده‌اند.

مسیو گدار هم یکی دیگر از فرانسویانی است که شما را در ایجاد و تشکیل موزه تاریخی با شکوهی که آقای دکتر بهرامی به من نشان دادند کمک کرد و همچنین «پرشیل» و «مک لنمن» و «کنتنمو» که آثارش را در طول اسارتم در آلمان خواندم و «فوسی» رفیق تحصیلی من در دانش‌سرای‌ عالی از کسانی هستند که برای کشف یک قسمت از گنجینه‌های تاریخی شما که تحصیل و بررسی آنها بر متمدنین و دانشمندان جهان فرض است کار کرده‌اند و بعلاوه یکی از بهترین پزشکان ما پروفسور ابرلین دانشکده پزشکی شما را سازمان داده است.

من به خوبی می‌دانم که عنوان با علم ارتباطی ندارد باید نبوغ مونتسکیو را داشت تا در اظهار عقیده در مطالبی که شخص کمی از آن معلومات دارد مورد استهزا و تمسخر واقع نشود.

با وجود این مطمئن نیستم که نویسنده معروف ما یعنی «مونتسکیو» در اظهار این سئوال ساده و سطحی «چطور می‌ِتوان ایرانی بود؟» مورد سرزنش واقع نشده باشد

مورخین شما اغلب اشتباهات و خلاف گویی های تقریباً‌ مهم ما را به رخمان کشیده و با وجود این شاید شهردار لیون اجازه داشته باشد که با کمی نخوت و سربلندی یادآوری کند که برای نخستین بار در قرن سیزدهم یک جلسه مذهبی در شهر لیون تحت ریاست پاپ اینوسان پنجم تصمیم گرفت که سفیر و نماینده به خاور اعزام دارد و روی همین اصل به عقیده آقای دکتر علی اکبر سیاسی بعدها عضو هر هیئت مذهبی که می‌خواست از مرزهای کشور شما عبور نماید مجبور بود به زبان فرانسه تعلیم دهد و از همین جا نفوذ هیئت‌های نمایندگی ما در کشور شما سرچشمه گرفت.

اما کشور ما در قرن هفدهم منافع مستقیم و دایمی با کشور شما و با تمدن شما پیدا کرد تا ورنیه جهانگرد معروف ما که به جواهر و سنگ‌های قیمتی خیلی علاقه داشت و به همین دلیل برای زن‌های زیبای ایرانی ارزش بسزایی قائل بود پنج بار در کشور شما مسافرت نمود و تصور نمی‌کنم کسی معترض باشد که شاردن هم بهترین سیاحت کننده آن روز ایران باشد.

+++

کلبر وزیر معروف لوئی چهاردهم نمایندگان سیاسی به کشور شما اعزام داشت و کمپانی فرانسه در هند خاوری فروشگاه‌هایی در کشور شما تأسیس نمود لویی چهاردهم پیمان معرفی با شما امضا کرد و این پیمان نخستین پیمانی بود که میان فرانسه و یک دولت خارجی امضا شده و مابین طریق برای زبان ما ارزش سیاسی و بین‌المللی قائل گردیده است.

اینها وقایعی است که در تاریخ دو کشور ایران و فرانسه دیده می‌شود و اگر روابط‌ها گاهی در اثر حوادثی قطع گردیده و اگر اقدامات ناپلئون و هیئت نظامی وی روی نظر مخصوصی بوده ولی روابط ما از زمان لویی فیلیپ روی نقشه کامل محترمانه و در حدود احترام متقابل تجدید شده است.

همچنان که ناپلئون بناپارت در مورد کشور مصر عمل کرده بود نماینده ما هنگام عزیمت به کشور شما چند نفر دانشمند یک نقاش چند خاورشناس یک معمار با خود به ایران آورده بود و پیش از آمد ماسینیون به کشورتان که برای او جشن‌هایی بر پا گردید یک استاد دیگری به نام وژن بوزه به ایران آمده بعدها کنت دو گوبینو دبیر اول سفارت فرانسه به اینجا آمد و من در این روزها روی دیوار یکی میهمانخانه‌های قدیمی شما (لقانطه) عکس و تمثال تقریباً‌ تاریخی او را مشاهده کردم.

ما فرانسوی‌ها کنت دو گوبینورا مورد سرزنش‌های سخت قرار می‌دهیم زیرا او در کتاب عدم تساوی سخت قرار می‌دهیم زیرا او را در کتاب عدم تساوی نژادها این فرضیه نژادی را که آدولف هیتلر آن را به حد بیرحمی پیروی کرد پرورانیده است.

در جنگ گذشته فرضیه غلط گوبینو با نفوذ «استون استوارت چمبرلن» و امپریالیست‌های آلمانی همراه بود به حدی که در آلمان انجمن‌هایی به نام «انجمن‌های گوبینو» وجود داشت.

مسلماً نژادهای مختلفی وجود دراد ولی به عقیده ما فرانسوی‌ها وظیفه تمد نزدیک کردن این نژادها به یکدیگر است نه تفرقه انداختن میان آنها. باید نژادها را به منظور رفاه و ترقی عالم بشریت با هم متحد ساخت.

معذالک با وجود این سرزنش‌ها و حتی با وجود عقیده گوبینو باید بگوییم که او هنرمند بسزایی بوده و حتی در کتاب «عدم تساوی نژادها» صفحاتی یافته می‌شود که بی‌اندازه جالب توجه است.

کنت دو گوبینو فوق‌العاده به کشورهای خاور علاقهمند بود و کتاب «سه سال در آسیا» که در زمان جمهوری دوم فرانسه به چاپ رسید تأثیر زیادی برای او داشت و موجب گردید که با سمت وزارت به پاریس مراجعت کند.

در این وقت سفارت ایران در پاریس تأسیس شد و در آنجا من سیاستمدارانی را که یکی جانشین دیگری می‌گشت مشاهده کردم.

سپس دانشجویان شما راه فرانسه را که هنوز فراموشش نکرده‌اند و امیدوارم که هرگز فراموش نخواهند کرد پیش گرفتند. آنگاه استادان و پزشکان ما به طرف کشور شما روانه شدند و هیئت‌های مذهبی یعنی هیئت «لازاریست‌ها» و «خواهران نیکوکار» با فعالیت خود در کشور شما توسعه دادند و اکنون به نام فرانسه از آنها تشکر می‌کنم و بعد از «الیانس فرانسه» و «الیانس ایزائیلت» و «میسیون لائیک» به نوبه خود آموزشگاه‌هایی تأسیس نمودند و به این ترتیب اجازه بدهید بگویم که زبان فرانسه زبان دوم ملی شما گردید.

دانشمندانی که نام آنها را بردم زمین‌های شوش را حفر نمودند و «مورگان» ریاست هیئت حفاری باستانی شما را عهده‌دار گشت. موزه لور پاریس و موزه باستان شناسی شما هر دو نمونه و گواه این فعالیت آنهاست و بالاخره برای این که همکاری دو کشور بیشتر باشد یک «بنگاه پاستور» هم در کشور شما تأسیس شده

کم کم شعرا ما ادبای ما و هنرپیشگان و هنرمندان ما در شناساندن فرهنگ ما کمک کردند دیگر در فرانسه ایران مد شده بود و اکنون یک بار دیگر اجازه می‌خواهم که بگویم یک نفر از هم شهریان لیونی من به نام «ژان ژاک آمپر» پسر فیزیکدان نابغه مشهور که عاشق و شیفته مادام رکامیه نویسنده معروف بوده و من پس از مرگ این خانم عاشقش بودم و پایان‌نامه دکترای خود را به نام او تقدیم نمودم، در مجله (دودونه) مقاله راجه به شاهنامه انتشار داد که از شاهنامه ترجمه (ژول مول) اقتباس کرده بود و همین مقاله زندگانی و شاهکار فردوسی را به مردم فرانسه شناساند و موجب یک رشته بررسی‌های عمیق دیگری در مورد این مرد بزرگ گردید و نوشته‌های شیرین و شیوای (پی پر لوتی) در کتاب (به طرف اصفهان) در خصوص کشور شما شایان هر گونه توجه است.

به طوری که ملاحظه می‌فرمایید رفته رفته روح و فکر دو کشور ایران و فرانسه را مانند بافت‌های ابریشمی نرم و ظریف اما محکم به هم بافتند و شعرا و موسیقی‌دان‌های فرانسوی آسمان فیروزه گون و گل سرخ‌های یاقوت فام و گلستان و بوستان پر از گل‌های شما مثل باغستان‌های اصفهان را توصیف کردند و اکنون امیدوارم این رسم و روش نه فق نگاهداری بلکه تقویت هم بشود.

شما حق دارید و میل دارید در کشور خودتان همه چیز را ملی کنید و فرانسه هم خواهان دوستی شماست و من به سهم خود در تمامی عمر و یا به قول گلستان سعدی در این «پنج روزی که از عمر باقی مانده» خاطرات روزهای شیرینی را که پس از خلاصی این لحظه‌ای را که به دریافت دکترای افتخاری دانشگاه شما مفتخر شدم هرگز فراموش نخواهم کرد.

سخنرانی معظم‌له بارها با کف زدن‌های پرشور و شعف حضار قطع می‌گردید.

پس از پایان خطا به آقایان مدعوین به سالن پذیرایی دانشکده رهنمایی شده دفتر یادبود دانشگاه امضا کردند و آقای هریو مخصوصاً با چند کلمه محبت‌آمیز مراتب امتنان خود را در دفتر خاطرات دانشگاه یادداشت کردند و مجلس پس از پذیرایی معمول پایان یافت.

چاپخانه مجلس

 

 

 

 

 

 

 

یادداشت ها
Parameter:294241!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)