کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏124
[1396/05/16]

جلسه: 124 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 17 دى ماه 1321  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى معاون وزارت جنگ‏

3 - بقیه شور و تصویب لایحه مربوط به جنگل‏

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏124

جلسه: 124

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 17 دى ماه 1321

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى معاون وزارت جنگ‏

3 - بقیه شور و تصویب لایحه مربوط به جنگل‏

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مجلس دو ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید

صورت مجلس روز یکشنبه 13 دى ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند.

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بی­اجازه - آقایان: رضوی، منصف، مرآت اسفندیاری، تولیت، مهدوی، مؤید احمدی، ارگانی، مشیر دوانی، ناصری، اکبر، امیر ابراهیمی، حمزه­تاش، دکتر سنگ، فاطمی، فریدونی، دبستانی، صادق وزیری، دولتشاهی، آصف، معینی، گرگانی، پناهی، آزادی، مسعودی، مستشار، اعتبار، دکتر ملک­زاده، کامل ماکو

دیر آمدگان بی­اجازه - آقایان: موقر، نصرتیان.

1 - تصویب صورت مجلس‏

رئیس - در صورت مجلس نظرى نیست (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد.

2 - تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى معاون وزارت جنگ‏

رئیس - آقاى سرتیب ریاضى فرمایشى داشتید؟

سرتیب ریاضى - در قانون بازنشستگى ارتش که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است در ماده 19 براى سربازان و سرجوخه‌هایى که در خدمت وظیفه مجروح یا معلول می‌شوند پیش‌بینى کرده بود که بر طبق آن افرادى که به این وضعیت مى‌افتند تا حدود 45 ریال حقوق بازنشستگى به آنها تعلق مى‌گرفت و برطبق قانون افزایش حقوق که اخیراً گذشت در آن قانون صدى 25 بر حقوق آنها اضافه شد روى هم رفته مرتباً 52 ریال عاید آنها می‌شود ولى براى افراد داوطلب پیش‌بینى نشده و این اشخاصى که در واقع در انجام وظیفه از کار افتاده‌اند و هیچ کارى نمى‌توانند بکنند وضع آنها به یک حال اسفناکى رسیده است.‏

و از طرفى هم چون از کار افتاده‌اند نمى‌توانیم کار مهمى به آنها رجوع بکنیم این است که لایحه‌اى تهیه شده است که اینها را هم مثل افراد سرباز وظیفه که در قانون آنها پیش‌بینى شده معامله شود و بازنشستگى روى اشل بازنشستگى پیش‌بینى شود که با این وضعیتى که

+++

گرفتار هستند بتوانند ادامه حیات بدهند. موضوع دیگر این است که در قانون بازنشستگى منظور نشده بود و آن راجع به افسران وظیفه است. افسران وظیفه چنانچه خاطر محترم آقایان مستحضر است اینها اغلب وارد خدمت نشده‌اند و مى‌آیند خدمت وظیفه را انجام مى‌دهند گاهى مأمور مى‌شوند و در اثر آن مأموریت اتفاق افتاده است که معلول مى‌شوند و در وضعیتى واقع مى‌شوند که مجبوریم از قانون بازنشستگى استفاده کنیم گرچه سابقه خدمت ندارند ولى ما مجبوریم. گرچه در قانون افسران حاضر‌السلاح پیش‌بینى شده است که سابقه خدمت براى این اشخاصى که در نتیجه جروحات از کار مى‌افتند محفوظ مانده و به آنها حقوق بازنشستگى هم تعلق می‌گیرد ولى این را در قانون براى افسران وظیفه پیش‌بینى نکرده‌اند این است که یک ماده هم در این زمینه پیش‌بینى شده است که با افسران وظیفه هم که در حین انجام وظیفه جروحاتى به آنها وارد می‌شود همان معامله بشود که با افسران دیگر می‌شود و اگر سابقه خدمتى هم در ادارات دیگر دارند روى سابقه خدمت در اداره خودشان معامله بشود که آنها هم مستأصل و بیچاره نشوند.

3 - بقیه شور و تصویب لایحه جنگل‏

رئیس - به کمیسیون رجوع می‌شود. به طوری که آقایان مسبوقند در ماده 6 مربوط به جنگل مذاکرات انجام شد فقط یک پیشنهادى رسیده است که خوانده می‌شود و به عرض آقایان می‌رسد و بعد به ماده رأى گرفته می‌شود. پیشنهاد آقاى دکتر سمیعى‏

ریاست مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌نمایم که در سطر آخر ماده ششم بعد از وزارت کشاورزى اضافه شود یا رؤساى کشاورزى. دکتر سمیعى‏

مخبر - وزیر کشاورزى هم با این پیشنهاد موافقت کرده بودند بنده هم موافقم‏

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ماده ششم با این اصلاحى که به عمل آمد موافقین برخیزند (اکثراً برخاستند)

تصویب شد. ماده هفتم‏

ماده هفتم - هر کس از روى بى‌احتیاطى مرتکب عملى شود که در نتیجه آن جنگل آتش بگیرد به حبس تأدیبى از دو ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ماده هفتم موافقین با این ماده برخیزند. (اکثراً برخاستند)

تصویب شد ماده هشتم.

ماده هشتم - در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت و اهالى که در نزدیک آن محل باشند موظف به کمک در آتش نشانى هستند.

رئیس - آقاى انوار

انوار - این موضوعى است موضوع اخلاقى و ما نمی‌توانیم در موضوع اخلاقى دخالت کنیم درست است که قوانین بشر را به موضوع‌هاى اخلاقى راهنمایى می‌کند ولى ما نمى‌توانیم بدون مجازات آنها را موظف کنیم. اینجا خواستم آقاى مخبر توجه کنند اینجا نوشته است که افراد موظف به کمک هستند ولى ما به این جور که نمى‌توانیم این است که خواستم که آقاى مخبر اگر قبول کند این یک التزامى یک کیفرى قائل شویم که مثلاً جنگل که آتش بگیرد مأمور در آنجا هست یا کدخدا هست اینها توجهى نمی‌کنند این را نباید قناعت کنیم که بگوییم که تخلف کرده‌اند معلوم است که آتش گرفته است ولى کدخدا اقدام نکرده است یا مأمور دولت در آنجا بوده است دخالت در فرونشاندن آتش نکرده است و اینجا یک کیفرى براى او در نظر گرفته نشده

مخبر - عرض کنم مأمورین دولت وظایف مختلفى دارند و وظایفى دارند که از نظر امور مربوطه اهمیت آن البته تصدیق می‌فرمایید که مهم‌تر از این موضوع است به این جهت است که یک مجازاتى براى آنها پیش‌بینى نشده است. البته به طور کلى مأمورین دولت مجازات‌هاى عمومى دارند اگر تخلف از مقررات قانون بکنند این هم یکى از مقررات است در صورتی که عمل نکرد طبق مقررات و قوانین استخدامى تعقیب

+++

خواهد شد دیگر اینجا لزومى ندارد که مجازات براى آنها قائل شویم مخصوصاً این که شامل حال تمام افراد خواهد شد و تصور نمی‌کنم که کسى باشد که خودش برود و آتش‌سوزى بکند. اگر یک مقررات و مجازاتى در اینجا برقرار کنیم تصور می‌کنم در آتیه اسباب زحمت مأمورین بشود و بنده تصور می‌کنم که این ماده کافى است و طبق این ماده و نظامنامه‌اى که بر طبق همین قانون تنظیم خواهد شد البته ممکن است در همان نظامنامه هم قید بکنند که این عمل انجام شود که به کلى رفع نگرانى آقا بشود.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - بنده تصور می‌کنم بدون این که براى اهالى تکلیف قانونى معلوم کنند همان طور که در گذشته خودشان از خانه و لانه و جنگل مراقبت می‌کردند باز هم در آتیه خواهند کرد و مصلحت نیست که در اینجا آنها را موظف بکنیم. اما این که نوشته شده است کلیه آنها موظف هستند که مواظبت و کمک کنند این کلیه اهالى شامل زن می‌شود بچه می‌شود مرد مى‌شود بزرگ می‌شود کوچک مى‌شود و بالاخره در موقع اجرا سوء‌تعبیر ممکن است که پیش آید و اسباب زحمت می‌شود بنده استدعا می‌کنم موافقت بفرمایند. اصلاً این قسمت حذف شود و بنده قول قطعى می‌دهم که هر وقت آتش‌سوزى بشود خود اهالى با نهایت علاقه‌مندى و کمال رغبت می‌روند و خاموش می‌کنند اما این که تکلیف تعیین می‌کنند این کار خوبى نیست و بنده تمنا می‌کنم که حذف شود.

مخبر - عرض شود این که می‌فرمایند کلمه کلیه شامل حال همه است عرض کنم که کلمه کلیه شامل حال همه مأمورین دولت است و کلمه کلیه شامل اهالى نیست اینجا می‌نویسید کلیه مأمورین دولت و اهالى که در نزدیکى جنگل واقع شده‌اند. این که می‌فرمایند اهالى می‌روند که آتش‌سوزى را خاموش می‌کنند اگر مقررات قانونى نباشد به چه وسیله می‌توانیم بگوییم که شما بیایید و کمک کنید در اطفا حریق و در تمام دنیاى متمدن در قانون مدنى این مقررات هست اشخاصى که نزدیک جنگل واقع شده‌اند و از همه چیز جنگل استفاده می‌کنند و از هر نوع محسنات جنگل بهره برمی‌دارند البته وقتى که خطر بزرگى متوجه جنگل می‌شود بدیهى است اشخاصى که در جواز جنگل واقع شده‌اند موظفند یعنى باید موظف شوند براى اطفا حریق و اینجا هم کلیه نیست نوشته است اهالى که در مجاورت جنگل هستند و البته اهالى شامل آن اشخاص می‌شود که می‌توانند کمک بکنند بنده تصور نمی‌کنم این اسباب زحمتى براى مردم فراهم شود خصوصاً این که در اینجا مجازاتى هم پیش‌بینى نشده این یک نوع التزام اخلاقى است که اخلاقاً اینها مجبور هستند که کمک کنند با مأمورین دولت حالا بنده تمنا می‌کنم که حضرتعالى هم موافقت بفرمایید.

رئیس - آقاى دکتر سنگ‏

دکتر سنگ - بنده هم با این ماده مخالفم و عقیده‌ام این است که کسى نیست که یک جایى را ببیند آتش سوزى است و نرود جلو براى اطفا آن و نظر بنده این است که تمام مردم هر کس ببیند که یک جایى آتش سوزى است می‌رود در آنجا آتش را خاموش می‌کند. مثلاً در یک جایى آتش گرفت آن وقت به شما گفتند چرا این اتومبیل را که مثلاً احیاناً آنجا هست شما خاموش نکردید. هزار جور زحمت ممکن است فراهم شود اسباب زحمت بشود آقا. مردم عموماً همین طور هستند اگر شما یک همسایه‌اى داشته باشید ولو دشمن شما هم باشد اگر خداى نکرده دکترى لازم داشته باشد خودتان تشریف می‌برید و کمک می‌کنید. بنده عقیده‌ام این است که این ماده زیادى است و باید حذف شود. اگر آقاى وزیر کشاورزى بودند حتماً با حذف ماده موافقت می‌کردند و حالا هم تمنا دارم آقاى افشار موافقت بفرمایند.

رئیس - آقاى اورنگ‏

اورنگ - آقاى دکتر سنگ استدعا می‌کنم توجه کنید اول لازم است که ماده را قرائت کنم می‌نویسد:

«در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت و

+++

اهالى که نزدیک آن محل باشند موظف به کمک در آتش نشانى هستند». خود حضرتعالى این مقدار بلکه بیشتر در ادبیات مهارت دارید که لفظ کلیه که به اول جمله گذارند عطف به اول جمله می‌شود و عطف به آخر جمله هم می‌شود مثلاً کلیه اهالى مجلس و ساکنین مدرسه سپهسالار این کلمه مستخدمین مجلس و کلیه ساکنین مدرسه سپهسالار. اینجا دو تا کلیه را تکرار نمى‌کنند این کلیه عطف به دو مطلب که در آن جمله ذکر شده می‌شود این تمام شد. حالا موضوع چیست؟ موضوع این است که نوع ما مردم سبک­مان این است که در عمل اجتناب نداریم اگر آن عمل ناشایست باشد ولى از لفظ آن عمل اجتناب داریم و او را برخلاف نزاکت می‌دانیم ولى عمل کردنش را موافق نزاکت. این سبک ما است آتش­فشانى اگر اتفاق بیفتد در جنگل یا خانه‌ها مأمورین دولت را شما بخواهید تکلیف برایشان معلوم کنید خوب بکنید مأمورین باید تلمبه بزنند و غیره ولى اهالى را بخواهید مکلف کنید نتیجه چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود که هر آتش نشانى و هر آتش فشانى یا هر آتش گرفتن که در تهران یا یک جاى دیگر واقع می‌شود چهل روز بعد از آن مردم اطراف گریبان­شان دست مأمورین است این سر می‌کشند و آن سر می‌کشند که آقا سطل اینجا بود تو چرا سطل را برنداشتى ببرى یا طشت آب نزدیک تو بود چرا نبردى آب بپاشى و آنها را مى‌بردند مى‌اندازند توى هولدونى. دو تا مطلب است جنگل آتش می‌گیرد قبول آتش را هم مأمورین خاموش می‌کنند قبول یک آتش سوزى در اطراف جنگل بر پا شده یک آتش فشانى هم با این رأیى که ما الان می‌دهیم درست می‌شود آقا بنده اهل این مملکت هستم شما هم اهل این مملکت هستید آقا مردم مکلف هستند اگر مردم مسلمان هستند می‌روند می‌کنند هر کس دل دارد البته هر که داشت احساسات دارد من خودم در رودسر گیلان بودم دیدم که کشتى‌ها را موج دریاى خزر به کناره انداخت. 34 تا کشتى در آنجا در رودسر آتش سوزى بود. اهالى کشتى که کشتى‌شان آمده بود روى گل نشسته بود آن کشتى روى گل را رها کرده و رفته براى آتش نشانى شرکت کرده بودند آمده بودند آتش را خاموش می‌کردند. اما شما که می‌آیید اینجا و پاى اهالى را در اینجا پیش می‌کشید و کلیه اهالى را مکلف می‌کنید نتیجه‌اش این است که آن اهالى که باید بروند خاموش کنند می‌آیند آنها را مى‌چسبند و می‌گویند خطا کردى و کمک نکردى و اسباب زحمت آنها را فراهم مى‌نمایند این را واقعاً باید بدانید شوخى نمی‌کنم (امیر تیمور - کاملاً صحیح است)

رئیس - آقاى نقابت‏

نقابت - عرض کنم که بنده خیلى خوش‌وقتم از بیان آقاى اورنگ که مطلب در عین این که این ماده یک ماده‌ای است که به قول آقاى افشار مجازاتى ندارد (استدعا می‌کنم توجه بفرمایند آقاى پارسا) با این که این ماده مجازاتى ندارد در این قانون ولى یک قدرى از حیث اصول قابل توجه است. البته در احکام شرع و در احکام قانون و در هر احکام دیگرى ما دو جور حکم داریم یک حکم واجب عین است که اگر عمل نشود مجازات و عقوبتى دارد. یک جور حکم کفایى است که اگر عمل نشود مجازات ندارد و اگر یک نفر عمل کرد از گردن دیگرى ساقط است و به این جهت براى اقدام به واجبات کفایى مجازاتى پیش‌بینى نمی‌شود. مثلاً تکفین و دفن کردن میت به گردن همه است و اگر بنده کردم یا آقا کرد از دیگرى ساقط می‌شود. این را در شرع بهش واجب کفایى می‌گویند و در قانون این را بهش التزام اخلاقى و اجتماعى می‌گویند. اگر مى‌خواست که تکلیف بشود واجب عینى بشود در مقابلش یک مجازات هم نوشته می‌شد که هر کس نکرد چه جرمى بشود هر کس نکرد چه عملى با او بشود. اما چون در قانون مجازات نوشته نسده است نوشته می‌شود که هر کس این شعله حریق را دید مجبور است کمک کند این یک حکم کفایى است و مجازات ندارد در مقابلش البته این تکلیف به عهده کسى است که حاضر باشد. چون از نظر کلى بحث کردید که وحشت دارید از کلمه کلیه از نظر اخلاقى

+++

و شرعى همیشه تکلیف متوجه به اشخاصى است که مکلف هستند یعنى قدرت دارند و می‌توانند اعمال تکلیف بکنند یعنى رشد آنها مساعد است یا قدرت مزاجى آنها اجازه می‌دهد والا این تکلیف آپلى کابل به اشخاص نیست به این جهت وقتى که گفته می‌شود اهالى مقصود آن اهالى است که قدرت دارند. حالا ممکن است زن هم باشد مرد هم باشد بعضى از زن‌ها در دهات کمک بیشتر مى‌کنند دو تا کوزه می‌توانند بیاورند و یا بچه‌ها می‌توانند بروند خبر کنند. این طور اعمال را می‌شود کرد و چون مجازات در مقابلش ندارد یک واجب کفایى است و عنوان ارشاد دارد در قانون و ضررى ندارد. حالا آمدیم یک نکته دیگرى است که ممکن است مأمورین در مقابلش بکنند و آن این است که بیایند اذیت‌شان بکنند و این مأمورین بیایند و با شلاق اهالى را به بیگارى بکشند و بزنند که بیا آتش خاموش کن این فرض است این فرض از این ماده بر نمی‌آید این تخلف مأمور است این مطلب را ما در تمام قوانین ممکن است بگوییم که مأمور ممکن است سوء‌استفاده بکند اما مقنن که نوشته است این مطلب را یک نکته‌ای است که ما بفهمیم چه کار بکنیم و چه کار نکنیم چه علتى دارد که ما بگوییم کلیه اهالى مکلفند فلان عمل خیر را انجام دهند البته آقا همه ما مکلفیم از گرسنگان و بیچارگان دستگیرى کنیم اگر لباس زیادى داریم به آنها بدهیم اگر نان زیادى هم داریم به آنها بدهیم مگر این را در قانون نداریم در قانون احتکار نداریم؟ منتها بعضى‌ها عمل نمی‌کنند بعضى‌ها هم عمل می‌کنند بعضى‌ها زاید بر استطاعت‌شان عمل می‌کنند اینها یک وظایف اخلاقى است و چون ضررى هم به جایى نمی‌زند خواهش می‌کنم آقایان قبول بفرمایید که به همین صورت باشد

رئیس - آقاى دکتر طاهرى‏

دکتر طاهرى - بنده موافقم‏

رئیس - آقاى انوار

انوار - بنده موافقم

رئیس - آقاى منشور

منشور - موافق هستم و توضیحاتى که آقاى اورنگ دادند کاملاً به جا است زیرا در ماده 14 دولت را موظف کرده است که آیین‌نامه براى اجراى این قانون تنظیم بکنند در آن آیین‌نامه ممکن است هر جور که دلش می‌خواهد مجازات لازم را براى اجراى این قانون وضع کنند منتها در ماده نوشته شده است که کلیه اهالى موظف هستند کمک بکنند در آتش نشانى این وظیفه در حدود اخلاق است که اگر هم کمک نکردند کسى متعرض آنها نخواهد شد پس ما ممکن است یک کارى بکنیم که اسباب زحمت نشود یعنى بعد از کلمه مکلفند نوشته شود در حدود امکان. اخلاقاً اگر توانستند کمک می‌کنند اگر نتوانست کمک کند رفع تکلیف از او می‌شود

بعضى از نمایندگان - کافى است. کافى است‏

رئیس - آقاى یمین اسفندیارى‏

یمین اسفندیارى - با مذاکرتى که آقایان مخالفین ماده فرمودند بنده احتیاجى نمى‌بینم عرض کنم ولى بیانى که آقاى نقابت فرمودند که این ارشاد ضررى نمى‌رساند اگر این ارشاد را از آقاى راشد که در رادیو فرمایشاتى مى‌کنند تقاضا کنیم و ایشان بگویند، بلى خیلى نافع است ولى وقتى که در این قانون که از مجلس می‌گذرد و همین طور که آقاى منشور گفتند یک آیین‌نامه‌اى دولت براى این کار باید معین بکند قطعاً با آن اطلاعى که ما از اخلاق بعضى از مأمورین و یا اطلاعى که از بی­اطلاعی مردم داریم اینجا یک سوء‌استفاده خواهد شد براى مأمورین و یک زحمتى را قطعاً براى اشخاصى که در محل هستند ایجاد خواهد کرد بنده استدعا دارم پیشنهادى را که آقاى امیرتیمور تقدیم کرده‌اند اگر موافقت بفرمایند که خوانده شود و رفع اشکال می‌شود

رئیس - آقاى دکتر طاهرى‏

دکتر طاهرى - اجازه بفرمایید ما موافق بودیم بعد از مخالف باید صحبت کنیم.

بعضى از نمایندگان - کافى است.

مخبر - ایشان مخالف بودند بنده هم مجبور هستم جواب عرض کنم.

+++

بعضى از نمایندگان - پیشنهاد ندادند

یمین اسفندیارى - پیشنهاد آقاى امیرتیمور است بنده هم قبول دارم.

مخبر - عرض کنم غالباً وقتی که قوانین از مجلس می‌گذرد و یکى از صحبت‌هایى که در اطراف آن بیشتر بحث می‌شود همین قضیه مأمورین دولت است یعنى بیم و اندیشه این است که مجریان قانون قانون را طورى اجرا کنند که اسباب زحمت مردم بشود اگر این نظریه را ما پیش بگیریم پس باید هیچ قانونى را وضع نکنیم براى این که هر قانونى با مردم تماس دارد قانون مالیاتى قانون‌هایى که در عدلیه مقرر است آنها مجرى است پس تمام قوانین با مردم تماس دارد ولى از طرف دیگر این را نباید از نظر دور داشت که مملکت ما بایستى پا به مرحله حقیقى و اجتماعى وارد شویم یعنى عادت کنیم که کارهاى خودمان را از نظر اجتماعى و از نظر دسته جمعى انجام بدهیم یکى از مقررات فلاحتى این است که مردم را در مواقع بروز خطرات فلاحتى، از قبیل هجوم حشرات و غیره وادار به کمک بکنیم و همچنین در قسمت جنگل مردم هر ناحیه‌اى را مجبور می‌کنند مطابق مقررات قانون که با مأمورین دولت همراهى و کمک کنند در رفع خطر بنمایند. یکى از چیزهایى که خیلى لازم است و تا به حال وزارت کشاورزى انجام نداده است این است که باید یک قانونى بیاورند براى رفع حشرات که به کشاورزان و به مملکت ایران چه مقدار صدمه می‌زند از قبیل لیسه. فرض بفرمایید اشخاصى که در نزدیکى آنجا زندگى می‌کنند می‌دانند جایی که لیسه اثر می‌کند ملیون‌ها صدمه می‌زند و اگر یکى دو نفر هم پیدا شوند که بخواهند جلوگیرى کنند چون دیگران کمک نمی‌کنند این توجه و دقت یکى دو نفر مؤثر نمی‌شود پس ما باید عادت بکنیم که مردم را به کمک دسته جمعى به انجام امور اجتماعى عادت بدهیم و یکى از این مقررات هم همین است که می‌گوید اگر در یک جایى آتش سوزى شد همه مردم اخلاقاً موظف هستند به اطفا حریق این که کار بدى نیست به قول آقاى نقابت یک جریمه هم براى این کار نیست که اگر نکردند جریمه بکنند یا حبس بکنند ولى مأمور می‌گوید آقا شما مکلفید و وجودتان هم سلامت است قدرت هم دارید قوت هم دارید اگر بیایید با مأمورین دولت کمک کنید چه ضرر دارد به این جهت بنده استدعا می‌کنم که این ماده را تصویب کنید که خیر همه در آن است.

رئیس - پیشنهاد آقاى امیر تیمور.

پیشنهاد می‌کنم ماده هشتم به طریق ذیل اصلاح شود.

ماده هشتم - در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت مؤظف به کمک در آتش نشانى هستند و اهالى محل هم از کمک دریغ نخواهند نمود.

عده‌ای از نمایندگان - خوب است قبول کنید.

نقابت - بنده که مخبر کمیسیون دادگسترى هستم با این پیشنهاد موافقم و قبول می‌کنم و البته نظرم این بود که مردم ارشاد به کمک بشوند و این پیشنهاد هم به همان منظور است.

رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر سنگ هم همین جور است آن را هم بخوانید؟

بعضى از نمایندگان - بلى. بخوانید.

پیشنهاد آقاى دکتر سنگ

ماده 8 را به طریق ذیل پیشنهاد می‌نمایم.

در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت که در نزدیک آن محل هستند مؤظف می‌باشند در آتش نشانى کمک نمایند و اهالى را نیز به کمک بطلبند.

اورنگ - پیشنهاد آقاى امیر تیمور را یک مرتبه دیگر قرائت بفرمایید (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده هشتم به طریق ذیل اصلاح شود.

ماده هشتم - در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت مؤظف به کمک در آتش نشانى هستند و اهالى هم از کمک دریغ نخواهند نمود (اورنگ - این بهتر است. این پیشنهاد خیلى خوب است)

طالش - این پیشنهاد خیلى خوبى است ولى یک کلمه

+++

لازم دارد آن این است که حدود را هم معین کنند.

رئیس - اهالى محل نوشته شده است و حدود لازم ندارد

بعضى از نمایندگان - پیشنهاد آقاى دکتر سنگ دو مرتبه خوانده شود (به شرح سابق خوانده شد)

دکتر سنگ - بنده این پیشنهاد را که کردم براى این است که منظور آقاى افشار هم تأمین شود که در اینجا مأمورین علاوه از این که خودشان مکلفند کمک بکنند این وظیفه را هم دارند که به اهالى هم خبر کنند که شما هم براى کمک بیایید.

روحى - عرض کنم که این ماده هیچ اشکالى ندارد و باید همگى موافقت کنید من هم رأى می‌دهم و می‌دانم هم که مانعى ندارد بسته به نظر مجلس است (اورنگ - به پیشنهاد آقاى امیر تیمور رأى بگیرید.

طباطبایى - به عقیده من آقاى اورنگ توجه بفرمایید این تشتت فکرى که ملاحظه فرمودید در این باب از تناقضى بود که بین دو جواب از طرف دو مخبر کمیسیون داده شد آقاى انوار معتقد بودند که در ماده مجازاتى معین نشده بنابراین یک چیزى است که صورت قانونى ندارد و معلوم نیست که اگر کسى تخلف کرد با او چه معامله خواهد شد جوابى که از طرف آقاى افشار داده شد این بود که توجه فرمودید؟ آقاى نقابت که مخبر کمیسیون دادگسترى هستند جوابشان غیر از این بود فرمودند که جنبه ارشادى دارد و مجازاتى هم براى کسانى که تخلف کنند در قانون نیست على اىّ حال بنده خیال می‌کنم که تغییر ماده با هر شکلى که فرض بفرمایید لازمه‌اش این است که وزیر هم باشد و نماینده دولت هم نظرش جلب شود تا این که بشود همه را تغییر داد (دکتر سنگ - دولت حتماً موافق است) و ممکن است خود دولت موافق باشد على اىّ حال به نظر بنده با توضیحاتى که آقاى نقابت دادند و در صورت جلسه هم هست و اینجا هم تصریح می‌کند که براى متخلفین مجازاتى نیست و این کافى است.

امیرتیمور - اجازه می‌فرمایید بنده در پیشنهاد خودم توضیح عرض کنم؟

رئیس - بفرمایید.

امیر تیمور - بنده اولاً در پیشنهاد خودم توضیحى عرض نکردم و مخبر محترم دادگسترى آقاى نقابت هم موافقت فرمودند از این جهت دیگر لازم نمى‌بینم که توضیحات زیادى در این قضیه به عرض برسانم حقیقتاً این که خودشان تصدیق دارند که اگر ملکات ور شد مأمورین دولت ما کامل بود البته براى بنده و براى هیچ کس نگرانى باقى نمی‌ماند و قانون هم نمی‌خواستیم ولى مأمورین حقیقتاً داراى آن رشد و ملکات نیستند که بگویند آقا چون این ماده مجازات ندارد و جنبه ارشادى دارد آن کس که توانایى ندارد اگر نیامده است مانعى ندارد و ما نباید این بیچاره را تعقیب کنیم خیر مثلاً یک پیر زن نود ساله و یک بچه هفت ساله در اینجا مکلف هستند که کمک کنند حالا اگر نیامد مجازات نمی‌کنند؟ در صورتی که اینها به وظیفه خودشان حتماً آشنا هستند تا یک آتش­سوزى شد در یک جایى آنها فوراً تمام مردم را از زن و مرد و بزرگ و کوچک تا پیرمرد هشتاد ساله را مکلف می‌کند براى این کار و اسباب زحمت براى مردم فراهم می‌شود اینجا با کمال بى‌طرفى ما یک قانونى وضع می‌کنیم و نمی‌دانیم در نتیجه چه تأثیراتى ممکن است ایجاد شود بنابراین چون مخبر محترم کمیسیون موافقت کردند بنده هم مستغنى از توضیحات بیشترى هستم و خواهش می‌کنم رأى بگیرید یا پیشنهاد را بخوانید چون آقاى وزیر کشاورزى هم تشریف آوردند.

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى هم آمدند پیشنهاد آقاى امیر تیمور دو مرتبه خوانده می‌شود آقاى جهانشاهى.

جهانشاهى - اجازه خواستم تذکراً عرض کنم که وقتى یک وکیل پیشنهاد داد و دولت هم قبول کرد جز قانون می‌شود دیگر رأى لازم ندارد.

بعضى از نمایندگان - پیشنهاد آقاى امیر تیمور دو مرتبه خوانده شود (به شرح سابق خوانده شد)

وزیر کشاورزى - اگر اینجا کمک اهالى را تقاضا نکنند مثل این است که خانه بنده آتش گرفته است سایرین

+++

بیایند کمک کنند ولى بنده بنشینم تماشا کنم وقتی که جنگل آتش گرفته براى خود اهالى هم خطر دارد و مجبور هستند که بیایند و کمک بکنند در آتش نشانى و مثل سایرین کمک کنند.

رئیس - آقاى سزاوار

سزاوار - بنده می‌خواهم عرض کنم اگر توجهى شود بین پیشنهاد آقاى امیر تیمور با ماده هیچ اختلافى نیست براى این که در همان پیشنهاد هم ایشان منظورشان این است که اهالى را ارشاد کنند برای کمک و در ماده هم همان طور است و به هیچ وجه براى متخلف آنها کیفرى نیست و این که آقاى منشور گفتند که ممکن است در آیین‌نامه بعداً کیفرى معین کنند گمان می‌کنم که در اینجا توجه نفرمودند براى این که وقتی که یک آیین‌نامه را در هیئت وزیران تصویب می‌کنند البته با مواد قانون تطبیق می‌نماید یک عملى را که قانون جرم تشخیص نمی‌دهد و به نظر بنده با همین ماده منظور آقایان هم تأمین می‌شود.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى امیر تیمور موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد

طوسى - پیشنهاد آقاى دکتر سنگ دو مرتبه قرائت می‌شود: (به شرح سابق خوانده شد)

رئیس - موافقین با پیشنهاد آقاى دکتر سنگ برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد رأى گرفته می‌شود به ماده 8 پیشنهادى دولت موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده 9

ماده نهم - هر کس به واسطه اعمالى مانند کت‌زدن یا پى‌زدن درخت یا روشن کردن آتش در تنه درخت و غیره سبب خشکانیدن درخت‌هاى جنگل شود به حبس تأدیبى از هشت روز تا دو ماه و به پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا سیصد ریال به خزانه دولت براى هر درختى که خشکانیده باشد محکوم خواهد شد

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - اگر بنده اینجا یک لغتى را بگویم نمى‌فهمم بر بنده اشکال نفرمایید اولاً بنده کلمه کت‌زدن که در اینجا نوشته است تا حالا نشنیدم و نمی‌دانم چیست این را اولاً بفرمایید که این کلمه فارسى است یا خیر؟ دیگر این که آیا مشخص این تخلفاتى که در ماده تعیین شده کى خواهد بود و ممیز این تشخیصات کى است؟ آیا به صرف این که یک مأمورى بگوید تو تنه درخت را آتش زدى باید سیصد ریال جریمه بدهى این کافى است مشخص خود آن مأمور است یا محکمه است این را توضیح بفرمایند و همچنین معنى آن لغت را

وزیر کشاورزى - کت‌زدن یک لفظ محلى است در گیلان به عملى می‌گویند که یک حلقه پوست از دور درخت می‌گیرند و درخت خشک می‌شود و این عمل در قسمت گیلان معمول است که یک چوپانى مى‌آید یک حلقه پوست از درخت می‌زند و درخت می‌خشکد و در قسمت مازندران هم اصطلاح پى‌زدن هست و مخصوصاً این کلمه را گذاشتیم که مردم بهتر بفهمند اما قسمت دوم سؤال آقاى امیرتیمور اگر مأمور یک شخصى را در حین ارتکاب جرم ملاحظه بکند طبق همین قانون که بازرسى جنگلبانى جز ضابطین دادگسترى محسوب می‌شوند گزارش او مدرک خواهد بود تا خلاف آن ثابت شود

رئیس - پیشنهاد آقاى هاشمى‏

پیشنهاد می‌کنم لفظ کت‌زدن را به لفظى معمول‌تر که در همه کشور مفهوم شود تبدیل نمایند.

هاشمى - توضیح بدهند کت‌زدن را ضمن تبصره و یا ماده چون قانون فقط براى مازندران و گیلان که وضع نمی‌شود جنوب هم جنگل دارد و نمی‌شود یک لفظى که در یک محل معمول است براى همه مملکت در قانون نوشت.‏

پیشنهاد دکتر ادهم‏

پیشنهاد می‌کنم که بعد از کلمه کت زدن بین‌الحلالین نوشته شود پوست کندن.

طالش - پوست کندن نیست. آقا

وزیر کشاورزى - پوست کندن نیست چون ممکن است یک درختى را به درازاى پوست بکنند این صدمه نمی‌زند. کت زدن مقصود این است که تمام تنه درخت را پوست بکنند.

+++

رئیس - آقاى نقابت

نقابت - استدعا می‌کنم توجه بفرمایید آقاى اورنگ. عرض کنم که صرف کت زدن مجازات ندارد یا صرف پى زدن مجازات ندارد زیرا نوشته شده است. هرکس به واسطه اعمالى مانند کت زدن یا پى زدن درخت یا روشن کردن آتش در تنه درخت و غیره که سبب خشکانیدن درخت‌هاى جنگل شود آن وقت مجازات می‌شود یعنى عملى که منتهی به مجازات می‌شود خشکانیدن درخت است حالا خشکانیدن درخت به چه وسیله است؟ یکى این است که دردل درخت آتشى ایجاد می‌کند و آن الیافى که شیره نباتى را از زمین به بالا مى‌کشد می‌سوزاند یا پوست می‌کند یا بر انژیکسیون مى‌کند یا اختراع دیگرى می‌کند که به وسیله آن اختراع ممکن است درخت از زمین خشک شود یا یک وسیله فراهم گردد که اینجا ذکر نشده و به هر حال آن چیزى که مستلزم مجازات است عملى است که کارى بکند که موجب خشکانیدن درخت شود در هر حال صرف کت زدن که منتهى به خشک کردن نشود مجازات ندارد بنابراین وحشت از اصطلاح محلى نباید داشت زیرا که دنبالش توضیح داده است که هر اقدامى که منتهى به خشکانیدن شود جرم است و این را هم که همه آقایان تصدیق دارند (پارسا - پوست کندن بنویسند) ممکن است پوست کندن یکى از شقوق آن باشد ممکن است که ریختن سموم در پاى درخت یکى از شقوقش باشد کود دادن اضافه که ممکن است درخت متحمل آن نشود و منتهى بشود به خشکانیدن درخت یکى از شقوقش باشد بنابراین چون نتیجه مطلوب حاصل است اشکالى ندارد فقط دو عمل فنى است یکى کت زدن که عبارت است از تبر زدن به تنه درخت و تنه درخت را ازهم سوا کردن دوم پى زدن. پى زدن عبارت است از ریشه زدن.

بعضى از نمایندگان - کافى است - کافى است رأى - رأى.

رئیس - آقاى محیط لاریجانى

محیط لاریجانى - کت زدن عبارت است از قطع کردن تنه درخت و تنه درخت را جدا کردن و به اصطلاح محلى کت زدن معروف است دوم پى زدن، پى زدن عبارت است از ریشه زدن ریشه‌هایى که شاه ریشه درخت است کسى که مقصود دارد و می‌داند اگر دو شاه ریشه درخت را بزند درخت خشک می‌شود چون درخت از ریشه تغذیه می‌کند و از تنه درخت هم که کت بزند این هر دو موجب خشک شدن درخت است.‏

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ماده نهم موافقین با ماده نهم برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده دهم‏

ماده دهم - قطع شاخه‌هاى بزرگ درخت‌هاى جنگل به جز در مواردى که این قانون استثنا کرده است ممنوع است و متخلف به پرداخت دو تا پنج ریال به خزانه دولت براى هر شاخه که بریده است محکوم خواهد شد.

تبصره - شاخه بزرگ شاخه‌اى است که قطر آن در محل اتصال به تنه درخت بیش از هشت سانتیمتر باشد.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - بنده همان طور که در مواد قبل مجازات را براى متخلفین یا تکالیف را براى مردم زیاد و غیر وارد می‌دانستم در این ماده قطع شاخه درخت را که فقط دو ریال جریمه معین کرده‌اند که شاخه بزرگ را 2 تا 5 ریال جریمه قائل شده است جریمه‌اش را کم می‌دانم فرض بفرمایید که در بعضى جاها غالباً اشجار صنعتى در آنجا پیدا می‌شود و شاید از نقطه‌نظر صنعت دویست تومان قیمتش می‌شود و یا پانصد تومان قیمتش می‌شود و یک کسى ممکن است از نقطه‌نظر صنعت یا از نظر سوء‌نیت بیاید و چهار تا شاه شاخه درخت را قطع کند آن وقت چهار دو ریال به شما می‌دهد مرحمت زیاد. به عقیده بنده این ماده با این طرز نقض غرض می‌شود بنده خواهش می‌کنم همان طور که آقاى وزیر کشاورزى در مواد دیگر پافشارى می‌کنند اینجا هم نقض غرض نکنند در اینجا هم یک نظرى بگیرند که اسباب زحمت و از بین بردن درخت‌ها نشود و همان طور که آقاى مخبر کمیسیون دادگسترى آقاى نقابت هم فرمودند بیشتر قوانین منظور ارشاد است قطع بکن و دو قران جریمه‌اش را بده یک چنین ارشادى را مجلس اجازه ندهد بنده استدعا می‌کنم موافقت

+++

بفرمایند اصلاً این ماده حذف شود این ماده یا یک مجازات بیشترى برایش قائل شوند و از این ارشاد ضمنى جلوگیرى بفرمایند و مقصود جلب کردن نظر آقاى وزیر کشاورزى بود که توضیح بفرمایند.

وزیر کشاورزى - البته ممکن است به طوری که آقاى امیر تیمور فرمودند یک سوء‌استفاده‌هایى هم بشود یعنى این دو ریال که ما پیشنهاد کردیم به مجلس براى خسارت این عمل کافى نباشد ولى چون ممکن است در یک درخت چندین شاخه بریده شود در واقع میزان جرایمى که گرفته می‌شود چندین برابر این دو ریال است از آن طرف منظور ما از شاخه غیر از تنه درخت است ممکن است تنه درخت را ببرند آن شاخه نمی‌شود ولى شاخه آن است که روى آن تنه‌هاى درخت چسبیده و بیش از هشت سانتیمتر نباشد و اگر آقایان تصور می‌فرمایند این میزان کافى نیست زیادتر پیشنهاد کنند بنده هم موافقت می‌کنم‏.

رئیس - آقاى انوار

انوار - اینجا بنده اولاً از آقاى امیر تیمور که آن جنبه ارفاقى را دارند قدرى گله دارم ثانیاً این دست همه را بسته است زیرا اینجا به طور کلى شاخه‌هاى بزرگ درخت را گفته است اگر جنگل جنگل دولتى باشد بلى ممنوع است ولى اگر جنگل شخصى خودش است نزدیک خانه خودش واقع شده است شخصى که جنگل مال خودش است البته می‌تواند شاخه را قطع کند و اگر با آن بریدن درخت ناقص می‌شود البته درخت خودش را ناقص نمی‌کند و بنده در اینجا نظر دارم که نوشته شود جنگل دولتى و در جنگل شخصى خودش عیبى ندارد.

وزیر کشاورزى - اولاً چندین بار بنده تذکر دادم که استثنا نشده است یعنى دولتى و غیر دولتى تفاوت ندارد منتها مواردى که براى تهیه هیزم و سوخت لازم است دولت تعیین می‌کند که مجاز است بنابراین آنچه براى مصرف محلى است اگر کم‌تر از هشت سانتیمتر باشد مانعى ندارد و از طرف دیگر این قانون کلى است دولتى و غیر دولتى ندارد زیرا براى حفظ جنگل است و توضیحاتش را هم به عرض آقایان رساندم.‏

رئیس - آقاى اورنگ‏

اورنگ - بنده عرضى ندارم (بعضى از نمایندگان - کافى است. رأى بگیرید)

رضوى - بنده عرض دارم.‏

رئیس - بفرمایید.

رضوى - این مجازات که اینجا معین شده براى بعضی‌ها به نظر بنده زیاد است و براى بعضی‌ها به طوری که آقاى امیر تیمور فرمودند کم است. مثلاً صاحب جنگل اگر تصرفى در جنگل خودش بکند و شاخه‌اى را ببرد مجازاتش اصلاً زیاد است و به نظر بنده این عمل مجازات ندارد ولى درخت‌هاى صنعتى اگر قطع شود گمان می‌کنم که مجازاتش کم باشد بنده عقیده دارم که نسبت به درخت‌هاى غیرصنعتى در جنگل‌هاى شخصى یک استثنایى شود و در نسبت به درخت‌هاى صنعتى یک قدرى مجازات را زیادتر قرار بدهند که سوء‌استفاده نشود. به این جهت بنده پیشنهاد می‌کنم که مجازات زیادترى در نظر گرفته شود.

امیر تیمور - بنده پیشنهادى تقدیم می‌کنم.

رئیس - آقاى طالش

طالش - این ماده که دولت پیشنهاد کرده است بهترین فکرى است که کرده‌اند اصلاً چرا شاخه را می‌برند آن شاخه که به این قطر معین شده است اصلاً قابل بریدن نیست لذا بنده استدعا می‌کنم با همان ماده که دولت پیشنهاد کرده است آقایان موافقت بفرمایند.

پیشنهاد آقاى امیر تیمور

پیشنهاد می‌کنم ماده 10 به طریق ذیل اصلاح شود.

ماده 10 - قطع شاخه‌هاى بزرگ درخت جنگل‌ها به جز در مواردى که این قانون استثنا کرده ممنوع است و متخلف به پرداخت غرامت محکوم می‌شود.

امیر تیمور - بنده منظورم از این پیشنهاد و عرایضى که کردم فقط براى این است که از قطع اشجار صنعتى جلوگیرى

+++

شود و براى آنها مجوزى در دست‌شان نباشد که اشجار را قطع کنند و یک جرایم کوچکى باشد که با پرداخت آن این عمل را بکند و این که بنده پیشنهاد کرده‌ام و جریمه را معین نکرده‌ام و پرداخت غرامات نوشته‌ام براى این است که معلوم می‌شود که این شاخه صنعتى داراى چه قیمتى است ممکن است دو قران جریمه‌اش بشود یا پنج قران یا بیشتر همان طور که در موارد دیگر جنگل خبره دارد در محل و خود اهلى محل هم خبرویت دارند که این درخت صنعتى داراى چه قیمتى است و به هریک از اهالى آنجا مراجعه کنند قیمت آن را می‌دانند که چقدر است بنابراین اشکالى ندارد و این طور باشد بهتر است.

مخبر - عرض کنم پیشنهاد آقاى امیر تیمور بسیار خوب و به جا است و متناسب است با ضررى که به جنگل وارد می‌شود ولى یک عیبى دارد چون این قانون را تصدیق می‌فرمایید که یک عمل ابتدایى است چون مردم گیلان و سایر جاهاى ایران و کسانى که از جنگل استفاده می‌کنند از مقررات قانون بى‌اطلاعند و با بى‌اطلاعى مردم بنده می‌ترسم اسباب زحمت زیادى براى مردم فراهم شود و دولت مجبور شود براثر شکایات مردم قانون را اصلاح کند بنابراین استدعا می‌کنم پیشنهادشان را مسترد فرمایید و با همین ترتیب که دولت پیشنهاد کرده و در کمیسیون هم مطالعه شده موافقت بفرمایند.

امیر تیمور - بنده مسترد می‌کنم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ماده دهم آقایان موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده یازدهم‏

ماده 11 - در جنگل‌هایى که سوخته و یا از آنها بهره‌بردارى شده و به موجب آگهى‌هاى منتشر از طرف وزارت کشاورزى حدود آنها معین گردیده چراى دام تا مدت پانرده سال ممنوع است. متخلف به پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا پنج هزار ریال به خزانه دولت محکوم خواهد شد.

رئیس - آقاى اوحدى‏

اوحدى - در این ماده به نظر بنده یک اجمالى می‌رسد که لازم است وزیر کشاورزى توجه بفرمایند این قانون مربوط است به عموم جنگل‌ها البته آقاى وزیر کشاورزى متوجه شده‌اند که یک قسمت از جنگل‌ها متعلق به دولت است یک قسمت از آنها متعلق به اشخاص است و مالک خاص این قاعده براى تمام جنگل‌ها معین شده استثنایى نیز بین جنگل متعلق به دولت یا اشخاص بنابراین حدى را که معین می‌کنند ممکن است آن حد مالک خصوصى داشته باشد که این مالک خاص داراى ده تا گوسفند است ده تا گاو است ده تا دام دیگر است حالا مطابق این قانون ممنوع است که در آن محل معینه که آتش سوزى و یا بهره‌بردارى شده چراى دامدار آن محل بشود عرض می‌کنم این مالک خصوصى که ده تا گوسفند دارد اینها را باید از آن حد خارج کنند که برود در یک جایى خارج از این حد مسأله چرا را که می‌دانید اگر گوسفند ندارید البته دیده‌اید این گوسفند همین طور که راه می‌رود می‌چرد و می‌رود دم دهانش را که نمی‌شود بست این حال چرا است وقتى هم که برمی‌گردد به همین حال چرا برمی‌گردد می‌خواستم ببینم این حال و این رفت و آمد هم جزو ماده است که باید مجازات شود یا مستثنى است و اگر اجازه بفرمایید بنده یک تبصره تقدیم می‌کنم که رفتن و برگشتن دام و از این محل به محل دیگر براى چرا مستثنى است و جز ماده نخواهد بود والسلم و الاکرام.

وزیر کشاورزى - سؤال آقاى اوحدى کاملاً صحیح است اولاً بنده عرض می‌کنم همین طور که چندین مرتبه عرض کردم این قانون مربوط به جنگل دولتى و غیر دولتى نیست این را یک مرتبه تمام کنیم که دیگر تکرار نشود این قانون جنبه عمومى دارد خواه مال دولت خواه مال موقوفه خواه مال مردم عموم جنگل‌ها بعد از این باید مطابق این قانون عمل شود اما جنگلى که سوخته یا بهره‌بردارى شده است گفتیم که تا مدت پانزده سال از چرا معاف باشد که آن شاخه‌هاى جوان نمی‌کنند البته این ایراد هم وارد است ولى نظر ما این است که در این قبیل جنگل‌ها که سوخته یک حدى را معین می‌کنیم که گله‌هایى که براى چرا می‌روند

+++

از آن محل بروند براى چرا و برگردانند و مثلاً پنجاه متر صد متر معین می‌کنیم بسته به وسعت آن منطقه که از آن جاده معینه بتوانند عبور کنند و از حد خارج نشوند اصلاً نظر ما هم همین است.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - بنده مقصود از این ماده را نفهمیدم چون اینجا ذکر می‌کند در جنگل‌هایى که سوخته یا از آنها بهره‌بردارى شده به موجب آگهى ممنوع است و متخلف به پرداخت فلان قدر محکوم خواهد شد چرا چرا ممنوع است باید علتش ذکر شود، معلوم شود آیا براى این است که یک جنگلى از بین می‌رود در آنجا دو مرتبه ایجاد جنگل می‌شود بنده کاملاً موافقم ولى باید اینجا توضیح داده شود و الا اگر جایى هست که جنگل سوخته شده و صاف شده و پاک شده و جنگل هم ایجاد نشده چرا مانع می‌شوند که مردم استفاده کنند ولى البته اگر از نوع می‌خواهند ایجاد جنگل کنند بنده کاملاً موافقم ولى بایستى توضیح داده شود.

وزیر کشاورزى - وقتى که یک جنگلى سوخت یا بهره‌بردارى شد به هر جهت ممکن است که در آنجاها جنگل احداث شود یکى این که اگر هوا مساعد شد خود جنگل می‌روید و جنگل احداث می‌شود براى این که ممکن است که ریشه‌اش نسوخته باشد و از بین نرفته باشد ولى اگر چراى دام در این جنگل‌ها آزاد باشد گاو و گوسفند و مخصوصاً بز که بزرگ‌ترین خطر را براى جنگل نمو بکند و تمام شاخه‌هایى که تازه روییده شده می‌چرند این است که این طور پیش‌بینى شده.

امیر تیمور - بنده هم موافقم با این ماده.

رئیس - آقاى انوار

انوار - عرض می‌کنم در اینجا نوشته است پانزده سال و این مدت عبور گله را ممنوع بکنند به عقیده بنده زیاد است ده سال معین کنید بهتر است‏.

وزیر کشاورزى - ما این پانزده سال را که معین کردیم از نظر این است که درخت در این مدت به اندازه کافى نمو کند و بتوانند درخت بکارند.

رئیس - یک سؤالى هم بنده از وزیر کشاورزى دارم. پانزده سال زیاد نیست؟

نقابت - بنده پیشنهاد کردم که به جاى مدت پانزده سال قید کنیم تا مدتى که وزارت کشاورزى مقتضى می‌داند و آگهى منتشر کند.

وزیر کشاورزى - بسیار خوب‏

رئیس - آقاى طالش‏

طالش - بنده عقیده دارم که پانزده سال کم است و بایستى بیشتر شود ولى اینجا پیشنهادى را که آقاى نقابت مى‌کنند چون تا هر وقت که دولت مقتضى بداند خوب است و نظر بنده هم تأمین می‌شود.

پیشنهاد آقاى اوحدى‏

بنده تبصره زیر را به ماده یازده پیشنهاد می‌کنم‏.

تبصره - جنگل‌هاى سوخته و یا بهره‌بردارى شده که مالک خصوصى دارد عبور دام‌هاى مالکین براى چراى در خارج حد مجاز خواهند بود.

وزیر کشاورزى - این پیشنهاد را نمی‌شود قبول کرد اگر بنا باشد عبور آزاد باشد این ماده قانون فایده ندارد بنابراین بهتر این است که آقاى اوحدى پیشنهاد خودشان را مسترد فرمایند.

اوحدى - بنده درست ملتفت توضیح آقاى وزیر کشاورزى نشدم که مسترد کنم پیشنهاد خودم را یا نکنم.‏

وزیر کشاورزى - عرض می‌کنم یک جنگلى سوخته است آقا می‌فرمایید که در مدت پانزده سال یک گله ده بیست هزار گوسفند صبح و عصر از اینجا برود و بیاید آن وقت براى این جنگل چه می‌ماند؟

اوحدى - پس می‌گیریم.‏

رئیس - پیشنهاد آقاى انوار

انوار - پیشنهادى که آقاى نقابت کردند بنده موافقم با آن پیشنهاد

+++

پیشنهاد آقاى نقابت‏

تا مدتى که وزیر کشاورزى مقتضى بداند و آگهى نماید.

وزیر کشاورزى - بنده هم موافقم.‏

رئیس - موافقین با ماده یازده با این قسمت اصلاح شده برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده دوازدهم‏

ماده 12 - نسبت به بزه‌هاى مذکور در این قانون مأمورین جنگلبانى وزارت کشاورزى جز ضابطین دادگسترى به شمار آمده و گزارش آنها مطابق تکالیفى که در فصل دوم از باب یکم قانون آیین دادرسى کیفرى معین شده معتبر خواهد بود.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - طبق این ماده مجلس اجازه می‌دهد که گزارش مأمورین جنگلبانى و کشاورزى حکم گزارش دادگسترى را دارد و گزارش آنها هم معتبر خواهد بود و داراى اثرات قانونى است یعنى مطابق گزارش آن مأمور ممکن است حبس شود و جریمه شود و ممکن است متخلف شناخته شود البته وزیر کشاورزى هم جز اتخاذ این طریق براى اجراى این دستور وسیله ندارد بنده در آن باب عرضى نمی‌کنم و بلکه موافق هم هستم ولى اگر معلوم شد که یک مأمورى براى استفاده شخصى گزارش داده و اسباب زحمت یک بیچاره شده است و معلوم شود که گزارش این مأمور برخلاف واقع یا براى نفع شخصى بوده آن مأمور از خدمت منفصل شود.

وزیر کشاورزى - در قانونى که ما پیشنهاد کرده بودیم پیش‌بینى کرده بودیم که اگر مأمورى یک گزارش برخلاف واقع داد یک مجازاتى براى آنها قائل بشویم دیدیم در قوانین فعلى یک کیفر‌هایى براى مأمورین دولت هست که اگر براى استفاده شخصى یا اضرار کسى راپورتى بدهند یک مجازات‌هایى قائل شده‌اند این است که اینجا ننوشته‌ایم و همان مواد کفایت می‌کند و دیگر لزومى ندارد.

امیر تیمور - با این توضیح آقاى وزیر کشاورزى نظر بنده تأمین است ولى خواهش می‌کنم که آقاى مخبر کمیسیون دادگسترى هم یک توضیحى بفرمایند که اگر مأمورى برخلاف واقع یک گزارشى داده و بر اثر گزارش او یک بیچاره به زحمت افتاده است و در قوانین دیگر مجازاتى براى آنها قائل شده‌اند آن وقت نظر بنده کاملاً تأمین می‌شود.

رئیس - آقاى منشور

منشور - این ماده دوازده به عقیده بنده موردى ندارد براى این که ما مأمورین جنگلبانى را نمی‌دانم چه اشخاصى هستند و در کدام مدرسه جنگلبانى تحصیل کرده‌اند که ما بخواهیم گزارش آنها را جز گزارش ضابطین عدلیه بیاوریم و البته مطابق قوانین جزایى یک راپورتى که مأمور قضایى داد در حکم سند رسمى است و باید آن شخص برود در محکمه و مدت‌ها وقت تلف کند تا محکوم شود یا برائت حاصل کند دلیلى که بنده دارم این است که ماده 9 ذکر شده است (هر کس به واسطه اعمالى مانند کت زدن یا پى زدن درخت یا روشن کردن آتش در تنه درخت و غیره سبب خشکانیدن درخت‌هاى جنگل شود) فرض بفرمایید یک کسى آمد یک درخت را کت زد و رفت پنج ماه شش ماه از این عمل گذشت مأمور می‌آید مى‌بیند که این درخت خشک شده است بنده نمی‌دانم حالا بعد از پنج شش ماه آن کسى که اسباب خشک شدن درخت شده است یا به وسیله کت زدن یا به وسیله آتش روشن کردن از کجا پیدا می‌کند و حالا آمده است تازه می‌گوید من در جنگل فلان وقت کشیک می‌دادم و رد شدم فلان عابر یا فلان زارع به واسطه آتشى که روشن کرده بود این درخت را سوزانده است در صورتی که این شخص را متهم به این عمل کرده اصلاً خبر از این قضیه ندارد بنابراین بایستى براى این کار مأمورین باصلاحیتى تربیت کنید که بدون جهت مزاحم کسى نشود بنابراین به عقیده بنده ذکر این ماده در این قانون لزومى ندارد

وزیر کشاورزى - نظر آقاى منشور تأمین شده و بنده هم توضیح دادم در موقعى که شور اول قانون بود ما براى جنگلبانى فعلاً دو مدرسه داریم یک مدرسه کشاورزى که دبیرستان را تمام کردند می‌رود آنجا و یکى هم مدرسه کمک

+++

مهندس که اشخاصى که سه ساله دبیرستان را تمام کرده‌اند به آنجا می‌روند و جنگلبان‌هایى که از این دو دسته هستند تحصیلات‌شان به نظر بنده خوب است و اسباب نگرانى نیست و این که فرمودند ممکن است که یک مأمورى بی‌جهت اسباب مزاحمت شود و بگوید شش ماه پیش فلان کس این درخت را این طور کرد این عمل خودش قابل مجازات است بنابراین نگرانى نیست و اگر این ماده نباشد اساساً هیچ ماده راجع به جلوگیرى و تخریب جنگل ما نداریم.‏

رئیس - آقاى اوحدى‏

اوحدى - وقتى که مذاکره می‌شود به این که مأمور جنگلبانى جز مأمورین ضابطین تصور می‌کنند آقایان شنوندگان که ضابطین عدلیه حتماً و وجوباً و لزوماً بایستى در مدرسه حقوق تحصیل کرده باشند و داراى دیپلم باشند این اشتباه است همه ضابطین عدلیه یک سنخ نیستند ژاندارمرى و امنیه ضابط عدلیه است کلیه آژان و پاسبان‌ها ضابطین عدلیه هستند مأمورین جنگلبانى هم ضابطین عدلیه هستند نتیجه براى توجه دعوا و تعقیب آن گزارش است که به وسیله آنها به مقام صلاحیت‌دار تقدیم می‌شود این فقط براى تعقیب است حالا می‌خواهید این آدم درس خوانده باشد یا نخوانده باشد سواد داشته باشد یا نداشته باشد این گزارش که موجب محکومیت نخواهد بود صرف گزارش آنها مورد تصدیق نخواهد بود این همه درجات در دستگاه قضایى براى چه بوده چون باید برود دربار که مستنطق تحقیقات بکند حکمى هم که رئیس دادگاه می‌دهد او هم تازه مؤثر نیست و باید برود در جاى دیگر که استیناف می‌گویند او هم باز این قدرها مؤثر نیست مگر این که برود در دیوان کشور و آنجا ابرام شود خیال می‌کنید که همین طور یک آژان یا یک امنیه یا یک مأمور جنگلبانى راپورتى داده همان است که او گفته خیر آقا این طور نیست حالا اگر این مأمور برخلاف هم محقق است و مسلم است و ثابت است که اگر یک مأمورى برخلاف واقع گزارش داد او را تعقیب می‌کنند و یک مجازاتى هم دارد که بر جاى خودش معلوم است من علاوه می‌کنم که حالا آقاى وزیر کشاورزى قبل از این که قانون جنگلش را بگذراند دانشکده‌اش را تأسیس کرده است و آنجا شاگردان در آنجا هستند منتظرند که فردا آنها را بفرستند به جنگل و هیچ نگرانى نیست بنابراین بنده خواهش می‌کنم که آقایان هم موافقت کنند و این ماده همان طور که هست تصویب گردد

پیشنهاد آقاى امیر تیمور

چنانچه گزارش مأمورین جنگل معلوم شود برخلاف واقع یا براى استفاده بوده است آن مأمور محکوم به انفصال از خدمت خواهد بود.

امیر تیمور - بنده این پیشنهادى را که کرده‌اند مسترد می‌کنم و با پیشنهادى که آقاى نقابت کرده‌اند موافقت می‌کنم‏

پیشنهاد آقاى نقابت‏

تبصره - در صورتی که گزارش مأمورین برخلاف واقع و براى نفع شخصى یا اعمال غرض بوده باشد مأمور گزارش دهنده به دو برابر کیفر جرمى که موضوع گزارش خلاف واقع بوده است محکوم خواهد شد

نقابت مخبر کمیسیون داد گسترى - این پیشنهاد را آقاى امیر تیمور و بنده امضا کرده‌ایم و قبلاً هم موافقت آقاى وزیر را جلب کرده‌ایم علتش هم این است گزارشى که مأمور می‌دهد ممکن است برخلاف واقع یا از روى غرض شخصى باشد این براى این است که گزارش دهنده برخلاف واقع مجازات شود که بعد از این حرف نارسا نزند (یکى از نمایندگان - در ماده سیزده پیشنهاد کنید) این که می‌فرمایید محلش ماده سیزده است ماده سیزده می‌گوید مأمور جنگل باید در اجراى مقررات این قانون مراقبت نمایند اما اینجا صحبت گزارش است و محلى که مأمور به عنوان ضابط دادگسترى معرفى می‌شود و کسى که به عنوان ضابط دادگسترى معرفى می‌شود ناچار باید این تکلیف قانونى را هم داشته باشد.

رئیس - آقاى وزیر کشاورزى موافقند با این پیشنهاد

وزیر کشاورزى - بله موافقم

+++

رئیس - رأى گرفته می‌شود به ماده دوازدهم با این تبصره که آقاى وزیر هم موافقت کردند موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد ماده سیزدهم‏

ماده 13 - هرگاه مأمورین جنگلبانى در اجراى مقررات این قانون و آیین‌نامه‌هاى مربوطه مراقبت کامل ننمایند و متخلفین از مقررات قانون را تعقیب نکنند به حبس تأدیبى از یک ماه تا سه ماه محکوم خواهند شد.

رئیس - آقاى انوار

انوار - بنده اساساً با این ماده مخالفم براى این که ما براى مأمورین متخلف در قوانین عدلیه تکلیفى معین کرده‌ایم و تمام موارد را معین کرده‌ایم حالا در اینجا هم یک ماده مخصوصى ذکر کردن این به عقیده بنده معنى ندارد ما در یک ماده معین کردیم که مأمورین جنگلبانى جز ضابطین عدلیه هستند حالا خواه مأمور جنگلبانى باشد یا مأمورین دیگر چون قید شده است دیگر اینجا لازم نیست که ماده علی­حده ذکر شود من تعجب از آقاى نقابت دارم با این تبحرى که در قانون دارد باید طورى کنیم که قوانین یکنواخت باشد در آن ماده قانون آیین کیفرى تکلیف این مأمورین معین شده است حالا دیگر چه لزومى دارد که در اینجا هم ما یک ماده قانون علی­حده ذکر کنیم.

رئیس - آقاى نقابت

نقابت - عرض کنم فقط یک تأسف هست آقاى انوار ما که وقتى یک نکته را می‌فرمایید و می‌بایستى جواب داده شود بنده که اینجا مى‌آیم مى‌بینم همه آقایان با هم صحبت می‌کنند و توجه نمی‌کنند اگر آقایان توجه بفرمایند التفات می‌فرمایند که ما نمی‌خواهیم قوانین را به هم بزنیم اصولاً کسى که ضابط عدلیه است کسى که مستنطق است کسى که مأمور شهربانى است کسى که وکیل عمومى است تا برسد به آن کسى که سمت دادستانى دارد اگر کسى را خیال کردند از راست گرفتند و تعقیب کردند دیدند دزد نیست این اشخاص تعقیب نمی‌شوند براى این که اگر کسى تعقیب شد و منتهی شد آن تعقیب به حکم برائت آن متهم بخواهند از سر بگیرند و همه را تعقیب کنند دیگر کسى زیر بار این قبیل کارها نمی‌رود در صورتى می‌توانیم آنها را تعقیب کنیم که اعمال آنها از نظر غرض دزدى و براى جلب نفع شخصى بوده است آن وقت البته آن تعقیبی را که از نظر نفع شخصى و از لحاظ غرض کرده‌اند البته قابل تعقیب است اینجا ما می‌گوییم مأمورین جنگلبانى ضابطین دادگسترى هستند امتیاز ضابطین دادگسترى در حدود قانون فقط این است که گزارش او صحیح است تا خلاف آن ثابت شود اصل صحت است تا خلاف آن ثابت شود این موضوع صحیح است و در قوانین سابق کاملاً مشخص است ولى یک مبانى دیگرى است که ما بایستى به آن مبانى هم توجه کنیم ما اینجا می‌خواهیم بگوییم که هر مأمورى که در وظیفه خودش مسامحه بکند نگاه کند ببیند درختى را دارند قطع می‌کنند و بگوید شتر دیدى ندیدى او را ول کند و برود این متخلف است یک وقت در مقابل این مسامحه استفاده هم می‌کند و از طرف پول هم می‌گیرند آن وقت طرفین راشى و مترشى محسوب می‌شوند و تعقیب می‌شوند در دیوان جزا به طوری که آقاى انوار اشاره کردند ولى یک وقتى رفیق هستند با همدیگر و مأمور جنگل سست عنصرى می‌کند و طرف را ول می‌کند و وظیفه خودش را اعمال نمی‌کند این مسئولیت ادارى دارد و مطابق قانون مسامحه از وظیفه جنحه است و باید تعقیب شود اما در خلال این عمل اگر جرم دیگرى هم کرد که شدیدتر بود یا رشوه گرفت جرمى که به او تعلق می‌گیرد شدیدتر است و البته مجازاتش هم به تناسب آن جرم شدیدتر خواهد بود و بنابراین این ماده مخالفتى با قوانین دیگر ندارد و خوب است آقا هم موافقت بفرمایند.

رئیس - آقاى انوار

انوار - استدعا می‌کنم آقایان توجه به عرض بنده بفرمایند و به زرنگى و خوش بیانى آقاى نقابت تحت تأثیر واقع نشوند شما آمدید یک قسمتى را بیان کردید که آن مورد ابداً مورد توجه نبود شما آمدید گفتید که اگر یک مأمور جنگل گزارش داد که کسى درخت کنده و بعد آن

+++

مقصر تبرئه شد دیگر نباید آن مأمور جنگل را چون ما اینجا او را سمت ضابط عدلیه داده‌ایم مورد تعقیب قرار بدهند بنده نگفتم که او را مجازات نکنید بنده می‌گویم مطابق این ماده قانون که می‌گوید: هر گاه مأمورین جنگلبانى در اجراى مقررات این قانون و آیین‌نامه‌هاى مربوطه مراقبت کامل ننمایند و متخلفین از مقررات این قانون را تعقیب نکنند به حبس تأدیبى از یک تا سه ماه محکوم خواهند شد یعنى اگر عمل به وظیفه خودشان نکنند به موجب این ماده تعقیب می‌شوند بنده عرض کردم در قوانین جزایى ما معین شده است که اگر مأمورى به وظیفه خودش عمل نکند مجازات می‌شود و حتى در قوانین جزایى تکلیف این کار معین شده است و کیفرشان را معین کرده‌اند ذکر کردن یک ماده علیحده در این قانون معنى ندارد که به این وسیله ما بیاییم یکنواخت بودن قوانین جزایى را به هم بزنیم چه فرقى دارد یک مأمور جنگل با یک مأمور مالیه که در کار خودش مسامحه کند و تخلف کند؟ تخلف از قانون سه مرتبه دارد خلاف است جنحه است و جنایت و هر کدامش تکلیف مجازاتش معین است و هر چیزى را برایش یک قانون علیحده آوردن معنى ندارد به موجب این قانون او موظف است کار خودش را بکند اینجا می‌نویسد اگر او از وظیفه خودش تخلف کرد به موجب این ماده مجازات می‌شود بنده هم قبول دارم ولى کیفر متخلف در قانون دیگر معین شده و ماده مخصوص و علیحده نمی‌خواهد.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - پیشنهادات قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان:

پیشنهاد می‌شود شش ماه حبس تأدیبى و در صورت تکرار انفصال از شغل جنگلبانى.

رئیس - آقاى فرمانفرماییان‏

فرمانفرماییان - این نظر را در کمیسیون کشاورزى هم بنده عرض کردم آقاى وزیر کشاورزى هم تشریف داشتند به عقیده بنده براى این کار باید مجازات بیشترى معین شود چون جنگلبان‌ها در شهرها نیست در صحرا است و دور دست هستند و ایفا وظیفه در جایى می‌کند که چندان کسى نیست وقتى شما گزارش مأمور جنگل را رسمیت می‌دهید وقتى که او گزارش داد جریان قانونى پیدا می‌کند به عقیده بنده مجازاتش باید شدیدتر باشد از این جهت بنده پیشنهاد کردم شش ماه حبس تأدیبى و اگر تکرار شود به انفصال ابد از خدمات دولتى محکوم شود.

نقابت - با این پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان نمى‌شود موافقت کرد براى این که شدت مجازات همیشه باید متناسب با جرم باشد و این مجازاتى که در این ماده معین شده است به عقیده بنده کافى است البته همان طور که عرض کردم اگر تخلف او مستلزم مجازات بیشترى باشد مطابق قوانین جزایى به آن مجازات بیشتر محکوم می‌شود و در مورد تکرار جرم هم البته خود محکمه طبق مقررات جزایى مجازات بیشترى در نظر می‌گیرد بنابراین بهتر است که آقاى فرمانفرماییان هم پیشنهاد خودش را پس بگیرد.

فرمانفرماییان - مسترد می‌کنم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به هماده سیزدهم موافقین برخیزند (اغلب برخاستند) تصویب شد. ماده چهاردهم.

ماده چهاردهم - آیین‌نامه‌هاى مربوط به اجراى این قانون را وزارت کشاورزى تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا خواهد گذارد. وزارت کشاورزى مجاز است که به متخلفین از مواد آیین‌نامه‌هاى این قانون تا مدتى که مقتضى بداند پروانه قطع درخت ندهد.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - اگر آقاى وزیر کشاورزى مصلحت می‌داند و برایشان مانعى نباشد یک جمله اضافه شود که این آیین‌نامه با تصویب کمیسیون کشاورزى مجلس شوراى ملى به موقع اجرا گذارده شود و اگر زحمتى است که عرضى ندارم‏

وزیر کشاورزى - به نظر بنده تصویب هیئت وزیران کافى است چون آیین‌نامه هم مفصل است ممکن است مدتى طول بکشد خوب است آقا هم موافقت بفرمایند که

+++

در هیئت وزیران تصویب شود و به موقع اجرا گذارده شود

رئیس - موافقین با ماده چهاردهم برخیزند (اکثراً برخاستند) تصویب شد. ماده پانزدهم:

ماده پانزدهم - مواد 2 و 4 و 10 این قانون در حوزه‌هایى که وزارت کشاورزى اجراى آن را لازم بداند یک ماه پس از آگهى در هر حوزه قابل اجرا است‏

رئیس - موافقین با ماده 15 برخیزند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده 16

ماده شانزدهم - هیچ یک از مأمورین جنگلبانى در حوزه مأموریت خود حق نخواهند داشت مستقیماً یا به واسطه دیگرى به معاملات بازرگانى چوب مبادرت کنند اقوام طبقه اول و دوم آنها نیز مشمول این حکم خواهند بود

رئیس - آقاى دکتر طاهرى‏

دکتر طاهرى - بنده با این ماده موافقم فقط منظورم این است که اگر آقاى وزیر کشاورزى قبول بفرمایند این جمله (در حوزه مأموریت را) بردارند چون ممکن است مأمورین جنگلبانى با هم تبانى کنند هر کدام در قسمت‌هاى دیگر مشغول معامله چوب شوند

وزیر کشاورزى - بنده موافقم با حذف این جمله‏

رئیس - موافقین با این ماده با حذف عبارتى که موافقت شد برخیزند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد ماده 17:

ماده هفدهم - در جنگل‌هایى که اقدام به بهره‌بردارى و قطع اشجار می‌شود مالکین باید مطابق دستور وزارت کشاورزى درختکارى نمایند و نیز در جنگل‌هاى دولتى و بلاصاحب دولت مستقیماً مکلف به انجام مقررات این ماده می‌باشد.

رئیس - آقاى امیر تیمور

امیر تیمور - الان چند دقیقه قبل خود آقاى وزیر کشاورزى در جواب بنده فرمودند که بعضى از قطعات جنگل که اشجارش قطع می‌شود یا برطرف می‌شود به واسطه موقعیت طبیعى و تأثیر آب و هوا خود به خود به شکل اول در می‌آید و محتاج به درختکارى نیست ولى در اینجا مکلف کرده‌اند که هر جا درخت قطع می‌شود صاحبان جنگل و مردم باید به دستور وزارت کشاورزى درختکارى نمایند و این دو موضوع با هم جور در نمى‌آید

وزیر کشاورزى - متأسفانه به طور کلى درخت‌هاى مرغوب و صنعتى خودرو نیستند و باید آنها را کاشت و این قسمتى که در اینجا نوشته شده بیشتر از این نظر است و در جاهایى که درخت‌هاى صنعتى داشته باید درختکارى شود

امیر تیمور - پس خود دولت هم باید این کار را بکند

مخبر کمیسیون کشاورزى - این تکلیف براى دولت در خود ماده هست‏

رئیس - موافقین با ماده هفدهم برخیزند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده هجدهم‏

ماده هجدهم - مقررات کیفرى مربوط به این موضوع در قسمتى که مخالف این قانون است نسخ می‌شود

رئیس - آقاى نقابت‏

نقابت - این ماده 18 یک مطلب خلاف اصلى دارد و خواهش می‌کنم آقاى وزیر توضیح بفرمایند که این منظور چیست‏

وزیر کشاورزى - وقتى که ما این قانون را پیشنهاد می‌کردیم سعى کردیم ببینیم در تمام قوانینى که در این سى ساله راجع به مقررات کیفرى است مقرراتى براى کسانى که جنگل را بسوزانند و از بین ببرند هست یا خیر دیدیم فقط یک ماده 250 در آن قانون هست که هر کس کشتى و جنگل را آتش بزند به فلان مجازات محکوم می‌شود کشتى و جنگل نمی‌دانم با هم چه مناسبت دارند؟ جنگل را ممکن است هزار جور از بین برد در سابق این مسائل اصلاً مورد نظر نبود حالا ما آمده‌ایم از روى مطالعه یک قانونى پیشنهاد کرده‌ایم و براى هر یک از انواع این عمل یک مجازاتى قائل شده‌ایم و ضمناً در این ماده پیشنهاد کرده‌ایم که اگر قوانینى برخلاف مقررات کیفرى در این قانون ذکر شده است باشد در قسمتى که مربوط به جنگل است نسخ می‌شود

+++

چون وقتى یک کسى یک کشتى را بسوزاند با کسى که در مازندران یک جنگلى را بسوزاند تناسبى با هم ندارد که مجازات او یک جور معین شود

رئیس - آقاى نقابت‏

روحى - مذاکرات کافى است. رأى بگیرید. آقاى نقابت خودشان که مخبر کمیسیون هستند مخالفت می‌کنند

نقابت - تصور می‌کنم آقاى روحى بنده حرف مزخرف نمی‌زنم توجه بفرمایید اول که نمی‌دانید چه می‌خواهم بگویم بعد که گفتم بگویید مخبر کمیسیون چرا مخالف است مخبر البته نظر کمیسیون را به عرض می‌رساند و مراقبت می‌کند که یک مطلبى را که اشکالى درش پیدا مى‌شود توضیح بدهد که دچار اشکال نشود حالا از کجا این عیب پیدا شده است چون ماده آخر است عرض می‌کنم. این لایحه در کمیسیون دادگسترى و کمیسیون کشاورزى مطرح شد و خبر شور اول آن آمد به مجلس و هر دو کمیسیون نظر دادند ولى در شور دوم در کمیسیون کشاورزى بدون این که نظر کمیسیون دادگسترى را بخواهد نظر داد و به این جهت کمیسیون دادگسترى نظر متممى در شور دوم در این قضیه نداده لهذا به بنده هم بحثى نیست. اینجا قید می‌شود که مقررات کیفرى که مخالف این قانون باشد نسخ می‌شود یعنى مقصود آقاى وزیر کشاورزى این است که در مورد بخصوص این قانون اجرا نشود با این ترتیب نسخ نمی‌شود و در اینجا اگر به این ترتیب تصویب کند مسامحه است و بایستى نوشته شود مقررات کیفرى مربوط به این موضوع در قسمتى که مخالف این قانون است و در مورد جرایم مذکور در این قانون اجرا نمی‌شود (صحیح است)

رئیس - آقاى سزاوار

سزاوار - به نظر بنده این توضیحى که آقاى نقابت دادند صحیح است ولى چیزى که هست در قسمت اخیرش که فرمودند بنویسیم اجرا نمی‌شود این درست نیست براى این که ما نمی‌توانیم یک قانونى داشته باشیم که در تمام کشور اجرا شود ولى در این مورد بگوییم که بلااثر است و اجرا نمی‌شود و در اینجا استثنا است این نمی‌شود زیرا که تا وقتى قانونى هست نمی‌شود گفت قاضى آن مواد را در نظر بگیرد ولى تطبیق کند با مقررات مربوط به قانون جنگلبانى و اگر قانونى برقرار باشد این سابقه بدى است که در عمل بگوییم آن قانون اجرا نمی‌شود.

رئیس - آقاى دکتر سنگ

دکتر سنگ - سینه بنده گرفته است و نمی‌توانم درست عرایضم را عرض کنم. اظهار عقیده کردن نه تنها وظیفه ما است بلکه بر ذمه ما است که اگر نظرى داریم عرض کنم اگر صحیح است آقایان بپذیرند اگر ناصحیح است که پذیرفته نمی‌شود ولى اگر بنده ببینم یک مطلبى برخلاف اصل است اگر نگوییم برخلاف وجدان و وظیفه خود رفتار کرده­ام. اینجا آقاى نقابت فرمودند که این لایحه در شور دوم به کمیسیون دادگسترى نرفته است و دلیلش هم این است که مخبر کمیسیون دادگسترى امضا نکرده است اگر این عمل برخلاف جریان عمل است چرا ما باید یک قانونی را بگذرانیم که جریان عمل او به خوبى اجرا نشده است؟ پس باید مجلس این مطلب را حل کند اگر مدتى هم وقت صرف این کار بشود اشکالى ندارد اگر این موضوعى که بنده عرض می‌کنم وارد است که باید حل شود اگر وارد نیست که رأى بدهید.

وزیر کشاورزى - در شور اول این قانون در کمیسیون کشاورزى و دادگسترى هر دو مطرح شد و آمد به مجلس بعد در مجلس نسبت به قسمت‌هاى که مربوط به کشاورزى بود یک پیشنهاداتى شد ولى نسبت به موادی که مربوط به دادگسترى بود هیچ تغییرى داده نشد این بود که آقایان اعضا کمیسیون کشاورزى گفتند که چون در قسمت‌هاى مربوط به دادگسترى تغییرى پیشنهاد نشده نظر کمیسیون دادگسترى همان نظر شور اول است این بود که این لایحه در شور دوم به کمیسیون دادگسترى نرفت.

رئیس - آقاى روحى

روحى -بنده خواستم آقاى نقابت همکار محترم بنده متذکر

+++

باشند که بنده با ارادتى که خدمت ایشان دارم لازم است عرض کنم که اصول مشروطیت و طرز عمل نظامنامه نباید خدشه به آن وارد شود و با این عملى که شده است به طرز اجراى نظامنامه خدشه وارد می‌شود اینجا ما مى‌بینیم آقاى نقابت نشسته‌اند و از لایحه دفاع می‌کنند و پیشنهاد قبول می‌کنند اگر این لایحه به کمیسیون دادگسترى نرفته است ایشان چرا دفاع می‌کنند و اگر ایشان لازم است روى سابقه که در شور اول این لایحه به کمیسیون دادگسترى رفته و مواد جزئى دارد دفاع کنند مخبر نبایستى دیگر پیشنهاد بدهد و به موجب نظامنامه مجبور است از موادى که از کمیسیون گذشته دفاع کند و این نقض غرض می‌شود و ضمناً خواستم نظر آقاى وزیر کشاورزى را جلب کنم که با این ترتیب که این ماده نوشته شده است تولید اشکال می‌کند و این که نوشته است هر قانونى که با این قانون تصادم دارد از این تاریخ قابل اجرا نیست این براى قاضى و براى مجریان تولید اشکال می‌کند شما که دولت هستید سرویس منظم دارید نمی‌داند و نتوانسته‌اید صریحاً در قانون معین کنید این را خواهش می‌کنم اشکالش را رفع بفرمایید اگر باید به کمیسیون دادگسترى برود ولو این که همان رأى اول را بدهد ارجاع به کمیسیون دادگسترى بشود و اگر لازم نیست و به کمیسیون دادگسترى نرفته است آقاى نقابت بی‌خود اینجا نشسته‌اند.

رئیس - آقاى نقابت

نقابت - کسى که کمال دقت را در انجام وظیفه دارد نباید متهم به عدم انجام وظیفه بشود با این که آقاى روحى در آخر بیاناتشان با این ماده مخالفت کردند و نظرشان این بود که با این ترتیب تنظیم ماده ممکن است تولید اشکال کند نمی‌دانم به چه جهت نظر بنده را که با نظریه ایشان موافق بود می‌خواهند رد کنند در صورتی که بنده خواستم خدمتى به قوانین کرده باشم و در این مورد نتوانستم تحمل کنم ناچار به ذکر پیشنهاد اصلاحى شدم و اگر مراعات اصول باید بشود از ریشه باید بشود نه در فرمول عمل و ایشان نباید پا بند ظاهر باشند.

جمعى از نمایندگان - مذاکرات کافى است.

رئیس - پیشنهاد آقاى نقابت:

مقررات کیفرى دیگرى که مخالف با مقررات کیفرى مذکور در این قانون باشد در مورد جرایم مذکوره در این قانون بى‌اثر است.

وزیر کشاورزى - اگر با این مضمون منظورى که عرض کردم تأمین می‌شود بنده این پیشنهاد را قبول می‌کنم.

مخبر کمیسیون کشاورزى - بنده هم موافقم.

رئیس - موافقین با ماده هیجدهم به نحوى که اصلاح شد برخیزند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد. ماده الحاقیه پیشنهاد آقاى مجد ضیایى.

پیشنهاد می‌نمایم ماده 19 به عنوان ماده الحاقیه ضمیمه شود:

ماده 19 - قطع اشجار ثمره که کاشته شده مادامى که خشک نشده باشد ممنوع است مرتکب به ده روز حبس تأدیبى یا تا دیه دویست ریال محکوم خواهد شد.

تبصره - در صورتی که قطع درخت براى پیوند زدن لازم باشد از مقررات این ماده مستثنى خواهد بود.

بعضى از نمایندگان - آقاى مجد ضیایى نیستند.

رئیس - ماده الحاقیه پیشنهادى آقاى رضوى:

ماده الحاقیه - اشخاصى که بر طبق مقررات اداره جنگلبانى پیوند پسته و بادام در جنگل‌هاى دولتى بزنند و لااقل پنجاه درصد آنها را به ثمر برسانند آن جنگل به ملکیت آنها قرار خواهد گرفت. حدود و اطراف قسمت ملکى باید از طرف وزارت کشاورزى تحدید و واگذار شود.

رئیس - آقاى رضوى

رضوى - الان یک مقرراتى هست که اداره کشاورزى با اغلب از مردم در قسمت‌هاى خارج و در جنگل‌هاى دولتى یک قراردادهایى منعقد می‌کنند و به موجب آن اجازه می‌دهند با یک شرایطى که در حدود بیست و دو ماده است یک درخت‌هاى جنگل که میوه‌دار نیست از درخت‌هاى میوه‌دار پیوند می‌زند و به خصوص در قسمت کرمان این عمل زیادتر واقع شده است بنده خواستم پیشنهاد کنم که از نظر تشویق این قبیل اشخاص که می‌آیند و حاضر می‌شوند این کار را

+++

انجام بدهند و این جنگل‌هاى فراوانى که در قسمت‌هاى مختلف مملکت هست و از بین رفته است اگر کسى پیدا شد این درخت‌ها را پیوند بزند و پیوندهایى که زده است لااقل پنجاه درصد آنها به ثمر رسید آن وقت دولت موافقت کند که آن جنگل متعلق به خود او باشد و بنده تصور می‌کنم از نظر تشویق احیاى جنگل پیشنهاد بنده پیشنهاد خیلى مناسبى باشد.

وزیر کشاورزى - بنده با این پیشنهاد موافقم

هاشمى - بنده مخالفم.

دشتى - دو مرتبه پیشنهاد را بخوانند.

(به شرح سابق خوانده شد)

رئیس - آقاى هاشمى بفرمایید.

هاشمى - چون آقاى رضوى مخصوصاً قسمت کرمان را مثل زدند و این عمل در کرمان جلوتر از سایر جاها شروع شده است و یک نفر هم مقدم به این کار شده است راجع به است موضوع بنده وقتى که نگاه می‌کنم و خرابى کرمان را که مى‌بینیم علت خرابیش منحصر به این است که یک عده انگشت شمار و معدود محتکر املاک شده‌اند و حالا اگر این املاک به این وسیله از دست دولت بیرون برود باز ممکن است با این سرمایه دولت بتواند عده زیادى را تشویق کند و قسمت کرمان را که بنده مى‌بینم شاید این عمل شامل یکى دو نفر بشود و به این جهت با این پیشنهاد بنده مخالف هستم.

وزیر کشاورزى - اساساً این فکر خیلى خوب است براى این که جنگل‌هاى خیلى زیادى در کرمان و فارس هست که الان هیچ استفاده از آنها نمی‌شود (امیر تیمور - در خراسان هم هست) در خراسان هم هست و اگر این طور بشود یک تشویق زیادى از اشخاص می‌شود و یک خدمت مهمى به ثروت مملکت خواهد شد. بنده از این لحاظ با این پیشنهاد موافقت کردم ولى اگر آقایان موافقت بفرمایند براى این کار لایحه مخصوصى بیاوریم بهتر است.

رضوى - چون در نظر دارند قانون مخصوصى براى این کار بیاورند و بنده هم قبلاً تصور می‌کردم که بتوانم با عرایض خودم آقایان را قانع کنم ولى فعلاً چون مى‌بینم نظر مخالفتى در این قسمت هست بنده که خودم که جنگل خصوصى ندارم و براى این کار هم داوطلب نخواهم بود که مورد نظر واقع شود بنابراین با نظر را در ضمن لایحه دیگرى تأمین کنند و پیشنهاد خودم را مسترد می‌کنم.

رئیس - مذاکره در کلیات است. آقاى انوار

انوار - آقاى نقابت یک موضوعى را در اینجا ذکر کردند و آقاى دکتر سنگ هم یک صحبتى کردند بنده خواستم این موضوع اینجا حل شود. این لایحه اول قرار بود به کمیسیون کشاورزى برود چون این قضیه مربوط و مختص به کمیسیون کشاورزى بود بعد از نظر مقررات کیفرى قرار شد به کمیسیون دادگسترى هم برود و در شور دوم چون تغییرى در قسمت‌هاى کیفرى داده نشد و پیشنهادى نشد فقط به کمیسیون کشاورزى رفته است و اساساً نظر جدایى در بین کمیسیون‌هاى مجلس نیست و بالاخره موضوع در مجلس هم مطرح می‌شود و این عمل طورى نیست که قانون را متزلزل کرده باشد (صحیح است) و مجلس هم کاملاً به وظیفه خودش عمل کرده است حالا کسى تصور نکند که اگر آقاى نقابت ایرادى کردند و آقاى دکتر سنگ هم بیابانى کردند این جریان خلاف نظامنامه نیست و کاملاً مطابق نظامنامه عمل شده (صحیح است)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به مجموع این قانون موافقین برخیزند (اکثر نمودند) تصویب شد.

رئیس - بنده از آقایان رفقاى خودم اظهار تشکر می‌کنم براى این که قرارى که خودشان دادند در کمال خوبى رعایت کردند و امیدوارم که این قرار در جلسات بعد هم همین طور از طرف آقایان رعایت شود و به علاوه این که موافقت فرمودند که یک قانونى به زودى گذشت موجب خوش‌وقتى است و آقایان وزرا هم زودتر در جلسه حاضر شوند.

تهرانچى - بنده خواهش می‌کنم مقرر فرمایید

+++

آقاى وزیر کشاورزى در جلسه بعد براى جواب سؤال بنده حاضر شوند.

وزیرکشاورزى - در اول جلسه بعد جواب سؤال آقاى تهرانچى عرض می‌شود.

4 - موقع ودستورجلسه بعد - ختم جلسه

رئیس - موافقت می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آتیه روز یکشنبه.

20 دی ماه سه ساعت پیش از ظهر دستور لوایح موجوده‏

(مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى

+++

قانون‏

راجع به جنگل‌ها

ماده اول - مراقبت در حفظ و احداث جنگل‌ها و نظارت در بهره‌بردارى آنها به عهده وزارت کشاورزى می‌باشد.

تبصره مالکین جنگل‌هاى خصوصى مکلفند دستورهاى وزارت کشاورزى را براى حفاظت جنگل‌هاى خود و تجدید جنگل‌هاى از بین رفته و بهبود آنها رعایت و به موقع اجرا بگذارند.

ماده 2 - بریدن درخت از جنگل و تهیه هیزم و ذغال و تبدیل هر جنگل به زمین زراعتى اعم از این که جنگل ملک اشخاص یا دولت باشد بدون داشتن پروانه از وزارت کشاورزى ممنوع است. وزارت کشاورزى با در نظر گرفتن احتیاجات عمومى پروانه‌هاى لازم را به موقع صادر خواهد کرد.

تبصره 1 - تهیه هیزم از درخت‌ها و شاخه‌هایى که وزارت کشاورزى براى مصرف سوخت مناسب می‌داند و به آگهى عموم خواهد رسانید براى مصرف محلى جنگل‌نشینان و ساکنین دهکده‌هاى مجاز نیازمند به صدور پروانه نیست.

تبصره 2 - قطع درخت براى مصارف روستایى از قبیل خانه‌سازى - سدسازى - پادنگ - تلمبار - آبدنگ و سه پایه زنى و غیره ساکنین جنگل و دهکده‌هاى مجاور آن به میزانى که وزارت کشاورزى تعیین می‌نماید آزاد است مشروط بر این که قطع کنندگان قبلاً اظهار‌نامه به مأمورین جنگلبانى محل داده و با نظارت آنها اقدام به قطع درخت بنمایند

تبصره 3 - قطع اشجار در محوطه خانه‌هاى روستایى درحدود یک هزار و پانصد متر مربع براى ساکنین آزاد است.

ماده سوم - صدور پروانه قطع درخت در مرز جنگل‌ها به عرضى که وزارت کشاورزى تعیین خواهد کرد و از یک کیلومتر کم‌تر نخواهد بود براى همیشه ممنوع است.

ماده چهارم - هر کس برخلاف این قانون بدون پروانه وزارت کشاورزى درخت از جنگل‌ها بیندازد به پرداخت جریمه از پنجاه و یک ریال تا پنج هزار ریال و حبس تأدیبى از هشت روزتادو ماه محکوم خواهد شد

تبصره -مأمورین کشاورزى مکلفند پس از وصول اظهارنامه و تقاضاى پروانه براى قطع درخت در ظرف 15 روز رسیدگى نمایند و در صورت استحقاق پروانه لازم صادر کنند.

ماده پنجم - استفاده از درخت‌هاى افتاده جنگل براى مالکین آنها پس از معاینه و گواهى مأمور جنگلبانى مجاز است و مأمور موظف است پس از وصول اظهارنامه در مدتى که زیاده از پانزده روز نباشد معاینه و گواهى دهد.

ماده ششم - هرکس جنگل یا قسمتى از آن را عمداً بسوزاند به حبس مجرد از دو سال تا ده سال محکوم می‌شود و اگر براى جنگل­کارى یا تبدیل جنگل به زراعت یا هر اقدام دیگرى سوزانیدن جنگل ضرورت داشته باشد اجراى آن منوط به اجازه وزارت کشاورزى یا رؤسای کشاورزى خواهد بود.

ماده هفتم - هر کس ازروى بى‌احتیاطى مرتکب عملى شود که در نتیجه آن جنگل آتش بگیرد به حبس تأدیبى از دو ماه تا یک سال محکوم خواهد شد.

ماده هشتم - در مواقع آتش سوزى جنگل‌ها کلیه مأمورین دولت و اهالى که در نزدیک آن محل باشند موظف به کمک در آتش نشانى هستند.

ماده نهم - هرکس به واسطه اعمالى مانند کت‌زدن یا پى‌زدن درخت یا روشن کردن آتش در تنه درخت و غیره سبب خشکانیدن درخت‌هاى جنگل شود به حبس تأدیبى از هشت روز تا دو ماه و پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا سیصد ریال به خزانه

+++

دولت براى هر درختى که خشکیده باشد محکوم خواهد شد.

ماده دهم - قطع شاخه‌هاى بزرگ درخت‌هاى جنگل به جزدر مواردى که این قانون استثنا کرده است ممنوع است و متخلف به پرداخت دو تا پنج ریال به خزانه دولت براى هر شاخه که بریده است محکوم خواهد شد.

تبصره - شاخه بزرگ شاخه‌ایى است که قطر آن در محل اتصال به تنه درخت بیش از هشت سانتیمتر باشد.

ماده یازدهم - درجنگل‌هایى که سوخته و یا از آنها بهره‌بردارى شده و به موجب آگهى منتشر از طرف وزارت کشاورزى حدود آنها معین گردیده چراى دام تا مدتى که وزیر کشاورزى مقتضى بداند و آگهى نماید ممنوع است متخلف به پرداخت غرامت از پنجاه و یک تا پنج هزار ریال به خزانه دولت محکوم خواهد شد.

ماده دوازدهم - نسبت به بزه‌هاى مذکور در این قانون مأمورین جنگلبانى وزارت کشاورزى جز ضابطین دادگسترى به شمار آمده و گزارش آنها مطابق تکالیفى که در فصل دوم از باب یکم قانون آیین دادرسى کیفرى معین شده معتبر خواهد بود. تبصره - در صورتی که گزارش مأمورین برخلاف واقع و براى نفع شخصى یا اعمال غرض بوده باشد مأمور گزارش دهنده به دو برابر کیفر جرمى که موضوع گزارش خلاف واقع بوده است محکوم خواهد شد.

ماده سیزدهم - هرگاه مأمورین جنگلبانى در اجراى مقررات این قانون و آیین‌نامه‌هاى مربوطه مراقبت کامل ننمایند و متخلفین از مقررات این قانون را تعقیب نکنند به حبس تأدیبى از یک تا سه ماه محکوم خواهند شد.

ماده چهاردهم - آیین‌نامه‌هاى مربوط به اجراى این قانون را وزارت کشاورزى تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا خواهد گذارد وزارت کشاورزى مجاز است که به متخلفین از مواد آیین‌نامه‌هاى این قانون تا مدتى که مقتضى بداند پروانه قطع درخت ندهد.

ماده پانزدهم - مواد 2 و 4 و 10 این قانون در حوزه‌هایى که وزارت کشاورزى اجراى آن را لازم بداند یک ماه پس از آگهى در هر حوزه قابل اجرا است.

ماده شانزدهم - هیچ یک از مأمورین جنگلبانى حق نخواهند داشت مستقیماً یا به وسیله دیگرى به معاملات بازرگانى چوب مبادرت کنند اقوام طبقه اول و دوم آنها نیز مشمول این حکم خواهند بود.

ماده هفدهم - درجنگل‌هایى که اقدام به بهره‌بردارى و قطع اشجار می‌شود مالکین باید مطابق دستور وزارت کشاورزى درختکارى نمایند و نیز در جنگل‌هاى دولتى و بلاصاحب دولت مستقیماً مکلف به انجام مقررات این ماده می‌باشد.

ماده هیجدهم - مقررات کیفرى دیگرى که مخالف با مقررات کیفرى مذکور در این قانون باشد در مورد جرایم مذکوره در این قانون بى‌اثر است.

این قانون که مشتمل بر هیجده ماده است در جلسه هفدهم دی ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى - حسن اسفندیارى

+++‏

یادداشت ها
Parameter:293994!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)