کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/16]

جلسه: 120 صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه اول دى ماه 1321  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه شور و تصویب لایحه اصلاح قانون مطبوعات

3- تعیین موقع براى جواب استیضاح از طرف آقاى نخست وزیر

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 120

صورت مشروح مجلس روز سه‌شنبه اول دى ماه 1321

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه شور و تصویب لایحه اصلاح قانون مطبوعات

3- تعیین موقع براى جواب استیضاح از طرف آقاى نخست وزیر

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت دو سه ربع پیش از ظهر به ریاست آقاى اسفندیارى تشکیل گردید

صورت مجلس روز چهارشنبه 2 دى ماه را آقاى (طوسى) منشى قرائت نمودند. (اسامی غایبین جلسه کذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین بی­اجازه - آقایان: دکتر سمیعی، منصف، مرآت اسفندیاری، تولیت، سزاوار، ارگانی، گودرزنیا، مشیردوانی، ناصری، امیر ابراهیمی، حمزه­تاش، دکتر سنگ، فرشی، فاطمی، دکتر ادهم، دهستانی، دبستانی، آصف، صادق وزیری، دولتشاهی، مقدم، گرگانی، پناهی، آزادی، مستشار، کامل ماکو)

1- تصویب صورت مجلس

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- بقیه شور لایحه اصلاح قانون مطبوعات

رئیس- بقیه پیشنهادات ماده اول ماده اول لایحه مطبوعات خوانده می‌شود. پیشنهاد آقاى هاشمى:

بنده پیشنهاد می‌کنم از آخر ماده از لفظ و هیچ کس حذف شود و به جاى آن تبصره ذیل نوشته شود.

تبصره- اگر کسى داراى دو امتیاز روزنامه است و به حکم محکمه یکى از روزنامه‌هاى وى توقیف شد در مدت توقیف حق استفاده از امتیاز دیگر خود و نشر روزنامه دیگر را ندارد.

رئیس- آقاى هاشمى‏

هاشمى- چون دیروز آخر جلسه مجلس قدرى خسته بود لهذا بنده توضیحات خودم را در اطراف این پیشنهاد حالا عرض می‌کنم. دولت در این لایحه قائل شده است که به یک فرد دو امتیاز داده نشود به این فرض و به این جهت دو امتیاز قائل نشده‌اند که اگر یک روزنامه مورد تعقیب واقع شد این شخص ممکن است از امتیاز دیگر خودش استفاده کند و فورى بیاید روزنامه خودش را منتشر کند حالا روى این نظر بنده همین را پیشنهاد کردم که اگر کسب صلاحیت دارد و امتیاز داشته باشد به او امتیاز داده شود ولى اگر یک روزنامه او به علت تخلف از مقررات قانون تحت تعقیب درآمد

+++

حق نداشته باشد در آن مدت از امتیاز دیگر خودش استفاه کند و روزنامه دیگر را منتشر کند

رئیس- رأى گرفته شود به پیشنهاد آقاى هاشمى موافقین برخیزند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد. از آقایان خواهش می‌شود توضیحاتى که نسبت به پیشنهاد خودشان می‌دهند مطابق نظامنامه مختصر بدهند بعد هم البته نسبت به پیشنهاد رأى گرفته می‌شود بعد از این که رأى گرفته شد البته رأى مجلس مطاع است. پیشنهاد آقاى رضوى:

بنده پیشنهاد می‌کنم در ذیل ماده اول جمله زیر اضافه شود:

اشخاصى که از هفت سال به این طرف مشغول انتشار روزنامه یا مجله بوده‌اند و فعلاً هم روزنامه و مجله دایر دارند مشمول جدید نظر مندرج در این ماده نخواهند بود.

بعضى از نمایندگان- این پیشنهاد رد شده است‏

رئیس- آقاى رضوى‏

رضوى- این موضوع مطرح نشده بود تا رد و قبول آن معلوم شده باشد. عرض کنم در تمام مواردى که در قسمت‌هاى مختلف و قسمت‌هاى علمى بحث می‌شود علم و تجربه با همدیگر ذکر می‌شود و ماهم سابقه که در قوانین گرفته‌ایم تجربه و سابقه را همیشه دخالت داده‌ایم در قانون قضاوت در قانون وکالت دادگسترى و امثال اینها علاوه بر آن که مزایاى علمى از قبیل لیسانس و تصدیق دکترا را قدر برایش قائل شده‌ایم سوابق در کار را هم منشأ اثر قرار داده‌ایم اینجا هم یک موضوعى است که مربوط به ارشاد و هدایت جامعه است که هم بالاخره در ضمن خود کار یک تجارتى اندوخته شده که در ضمن تحصیلات ممکن است آن تجارب اندوخته شده که در ضمن تحصیلات ممکن است آن تجارب مراعات نشده باشد به این مناسبت بنده پیشنهاد کردم که همراه دانش قسمت سابقه را هم مورد نظر قرار دهند مدت را هم البته بنده به اختیار مجلس واگذار می‌کنم ممکن است از این مدت که بنده پیشنهاد کرده‌ام کم‌تر یا زیادتر قرار دهند فقط چیزى که هست می‌خواستم این موضوع را عرض کرده باشم که قسمت تجربه و سابقه در کارنامه‌نگارى دخالتش خیلى زیاد و فراوان است و از این جهت نبایستى آن را از نظر دور داشت و از این جهت بنده تصور می‌کنم که بهتر این است آقایان با این پیشنهاد موافقت کنند.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى رضوى موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) رد شد پیشنهاد آقاى نقابت (بعضى از نمایندگان- آقاى نقابت غایبند) پیشنهاد آقاى مؤقر خوانده می‌شود:

بنده پیشنهاد می‌کنم قید این که شخصى که داراى مزایاى اخلاقى و سرمایه لازم مادى و معنوى باشد فقط مى‌تواند داراى امتیاز روزنامه یا مجله باشد برداشته شود زیرا در سایر کشورهاى مترقى اشخاص صلاحیت‌دار حق دارند روزنامه و مجله هفتگى یا ماهیانه و یا سالیانه نیز داشته باشند.

رئیس- آقاى مؤقر

مؤقر- به عقیده بنده تمام اشکالات از این ناشى شد که این لایحه به قید دو فوریت به مجلس شوراى ملى آمد و اگر دولت موافقت کرده بود که این لایحه یک فوریت داشته باشد و به کمیسیون فرهنگ برود مطالعه مى‌شد و شاید بهتر و منقح‌تر مى‌شد و به مجلس مى‌آمد. اولاً این را عرض کنم که بنده شخصاً از این لایحه به هیچ وجه باک ندارم و آن شرایط و جهاتى که از نظر اخلاقى یا جنبه مادى و معنوى به موجب این لایحه بایستى محفوظ باشد بنده در خودم سراغ دارم و مدعى هستم که می‌توانم داراى روزنامه باشم (صحیح است) اگر بنا باشد که لازم است جلوگیرى از هتاکى بشود بنده در خودم هتاکى سراغ ندارم (صحیح است) و سابقه بیست ساله بنده در امر نامه‌نگارى و مزایاى خانوادگى بنده بهترین شاهد بر این امر است (صحیح است) ولى عرض می‌کنم این لایحه با این وضع به عقیده بنده زیبنده نیست براى این که وقتى ما مراجعه کنیم به باقى دول دموکراسى و حتى غیر دمکراسى هیچ همچو شرط‌هاى به این سختى نیست (تهرانچى- در هیچ جاى دنیا نیست) عرض کنم ما در باقى کارهامان داریم از امریکا مستشار مى‌آوریم و از آنها اقتباس می‌کنیم

+++

و آنها را سرمشق دمکراسى مى‌شناسیم ببینیم در امریکا در انگلستان در فرانسه در سوئیس چه مقرراتى براى این کار هست و ماه هم همان طور رفتار کنیم. عرض کنم در دوره مرحوم فروغى هم خواستند این کار را بکنند با این که کابینه مرحوم فروغى در آن موقع اکثریت داشت و خیال می‌کرد که شاید قانون مطبوعات به این ترتیب بگذرد ولى موافقت نشد و رد شد سهیلى هم همین کار را خواست بکند و شاید می‌خواست به این وسیله مداخله در امر مطبوعات بکند ولى مورد موافقت مجلس واقع نگردید بنده شنیدم خود آقاى قوام هم قصد داشتند این لایحه را با یک فوریت بیاورند ولى بعضى از آقایان نمایندگان (که نمی‌خواهم بنده اسم‌شان را ببرم) اظهار نظر کردند که با دو فوریت باشد که زودتر بگذرد فعلاً در آن قسمت عرضى ندارم همین قدر عرض می‌کنم که ما سابقه بدى داریم راحع به مطبوعات اگر بعضى از آقایان نمایندگان تصور مى‌کنند که بعضى از اشخاص و بعضى از آقایان نمایندگان تصور مى‌کنند که بعضى از آقایان نمایندگان مورد بى‌احترامى واقع شده‌اند این عکس‌العمل دوره‌ای است که حتى ناموس مردم هم مورد تعرض بود (مشار- همچو چیزى نبود) آبروى مردم در معرض تهدید بود (مشار- دوره پهلوى همچنین چیزى نبود) آقا می‌دانید منتها می‌خواهید اسم‌شان را ببرم اینجا زن‌هاى مردم را اسم‌شان را اینجا ببرم؟! از این بالاتر مأمورین تأمنیات بى‌عرضه دو پولى که می‌توانستند به عرض و ناموس مردم اعتراض کنند مگر فراموش کرد‌ه‌اید!؟ عرض کنم بالاخره بنده مدعى هستم که این لایحه بدون مطالعه تهیه شده و به عقیده بنده اگر بخواهید لایحه صحیحى بشود وقت بدهند مراجعه کنند مطالعه کنند و با مراجعه به قوانین مطبوعات سایر کشورها یک قانون صحیحى تهیه شود که از هر جهت کامل باشد. حالا آمدیم راجع به موضوع این پیشنهاد در اینجا می‌گوید یک نفر حق گرفتن بیش از یک امتیاز ندارد این را ثابت می‌کنم که وزارت فرهنگ اشتباه کرده‌اند. ایشان از آن طرف نگاه می‌کنند که اگر یک نفر داراى چند امتیاز باشد و بخواهد هتاکى بکند می‌تواند ولى این طور نیست کسى که هتاکى را بد می‌داند اگر چندین امتیاز هم داشته باشد اساساً هتاکى نمی‌کند و اگر کسى چندین امتیاز هم نداشته باشد هر وقت بخواهد هتاکى بکند می‌کند و بنده البته عقیده ندارم و به هر ترتیب این عمل را بد می‌دانم خودم من باب مثال عرض می­کنم که بنده چندین امتیاز داشتم در بیست سال قبل روزنامه خوزستان را می‌نوشتم و این موقعى بود که خزعل رفته بود و در خوزستان قشون بود و اشخاصى که طرف‌دار خزعل بودند بر علیه ایران اقداماتى می‌کردند و عرب بازى بود و قشونى‌ها می‌خواستند با سر نیزه آنها را آرام کنند ولى بنده عقیده داشتم که با قلم باید به آنها حالى کرد که شما ایرانى هستید و عرب نیستند روزنامه خوزستان را نوشتم و با مدارک گفتم که خوزستان و خوزستانى جز ایران است و شاهد ما سد کارون و بندر شاهپور و خود شوش است که مرکز سلاطین ایران بوده و با این ترتیب ثابت کردم که خوزستان ایرانی است و مال ایران است این موضوع امتیاز روزنامه خوزستان بود قضیه مجله مهر بنده این بود که بنده در خوزستان فکر کردم که در مصر مجلات خوبى می‌نویسند در ترکیه مجلات خوب دارند حتى افغان و عراق هم مجله دارد و ایران مجله ندارد بند‌ه آمدم مجله مهر را نوشتم و اشخاصى که اطلاع دارند می‌دانند که مجله مهر یک مجله خیلی خوبی است بعد دیدم مجله مهر یک مجله‌ای است براى خواص و عده خواص کم است سر و کار بیشتر با عوام است مجله مهرگان را براى عوام نوشتم که آن هم خیال می‌کنم مجله مفیدى بود حتى این اواخر بنده فکر کردم که ما باید با امریکا نزدیک‌تر شویم امریکایى که امروز علمدار آزادى است و ما هم عاشق آزادى هستیم باید از او پیروى کنیم روى اصل بود که بنده فکر کردم که یک مجله بنویسم به زبان انگلیسى و به امریکایى‌ها حالى بکنم که شما عیب آلمان را می‌کنید که دارند بلژیک را از گرسنگى می‌کشند این را نوشتم که علت ندارد ما در آذربایجان گندم داشته باشیم و شما راضى شوید که ما در جاهاى دیگر از حیث آذوقه در زحمت باشیم..

رئیس- آقاى مؤقر در حدود پیشنهادتان صحبت کنید مسائل شخصى را صحبت نکنید آقا.

+++

موقر- غرضم این بود که فکر کردم ثابت کنم.

رئیس- در مسائل شخصى صحبت نکنید.

موقر- شخصى نیست بنده مقصودم این است عرض کنم که یک نفر می‌تواند داراى چند امتیاز باشد و هر کدام هم می‌تواند براى جامعه مفید باشد بنده این را خدمت آقاى قوام عرض کردم که یک نفر می‌تواند داراى چند امتیاز باشد بنده دیپلمه مدرسه نامه‌نگارى انگلستان هستم و بنده می‌توانم این مطلب را به امریکایى‌ها حالى کنم چرا بنده نبایستى مجلاتى که که مفید باشد بنویسم؟ بنده معتقدم که این لایحه از روى عجله نوشته شده و خوب تنظیم نشده و ناقص است و یکى از چیزهایى که لازم است بنده عرض کنم این است که بنده جداً طرف‌دار آقاى قوام هستم و خیال می‌کنم شاید به جا بوده است زیرا لیاقت ایشان در رفع همین غایله که پیش آمد ظاهر شد ولى باید مطالبى که به نظر خودم می‌رسد و اگر اشتباهى شده باشد باید عرض کنم و راجع به این لایحه مقصودم این است که جلوگیرى از مطبوعات در هیچ کجاى دنیا سابقه ندارد دولت‌هاى آزاد مثل امریکا و انگلستان حتى دولت‌هاى دیکتاتورى هم جلوگیرى نمی‌کنند و هیچ کجاى دنیا سابقه ندارد دولت‌هاى دیکتاتورى هم جلوگیرى نمی‌کنند (مشار- کى جلوگیرى کرده؟) کاملاً جلوگیرى می‌کنند و هیچ سابقه ندارد که روزنامه را توقیف شود مگر این واقعه که اتفاق افتاد بهانه می‌شود که روزنامه را توقیف کنند؟ واقعه در تولون بود که آن اتفاقات افتاد و فرانسه اشغال شده بود ولى روزنامه‌ها توقیف نشد در هندوستان امر گاندى صادر می‌شد که تمام قیام کنید بر علیه حکومت همه حبس می‌شوند عده‌اى هم کشته می‌شوند و روزنامه‌ها جلوگیرى نمی‌شوند و توقیف نمی‌شوند در هر حال بنده معتقدم که جلوگیرى از روزنامه‌ها مضر به حال مملکت است و هیچ صلاح نیست.

وزیر کشور- بند عرض کردم که به هیچوجه من‌الوجوه در این لایحه تضییقى راجع به روزنامه‌ها ندارد و دیروز هم آقاى تهرانچى باز یک سوء‌تفاهمى برای شان پیدا شده بود که فرمودند وزیر کشور گفته است که ما قانون را زند کرده‌ایم حالا هم بنده عرض می‌کنم که ما این قانون را زنده کرده‌ایم (تهرانچى- قانون زنده بوده است) خیر خیلى قانون‌ها هست که مرده است و این به واسطه بى‌اطلاعى به قوانین است از دوره اول تاکنون مراجعه کنید ببینید چندین هزار قانون گذشته است و خیلى از آن قوانین اجرا نمی‌شود گاهى مى‌آیند قانون را صراحتاً در مجلس نسخ می‌کنند ولى بعضى از قوانین هست که به واسطه مقتضیاتى به کلى اجرا نمی‌شود و ما در مقدمه این لایحه براى این که گفته نشده باشد کم‌ترین نظرى نسبت به مطبوعات هست اشاره کردیم به آن قانون و حتى یک چیز را هم براى آقایان سهل‌تر کردیم بعضى از آقایان تصور کردند که ما آمدیم و شرایط سختى گذاشته‌ایم در صورتی که شرایط سخت و تازه هم پیش‌بینى نشده در قانون شوراى عالى معارف 1300 گفته‌اند صلاحیت روزنامه‌نویس را باید شوراى عالى فرهنگ تصدیق بکند و در آنجا اختیاراتى به دست شوراى عالى فرهنگ داده شده بود که خیلى بود ما گفتیم با این که این یک چیزى است که همه آقایان با آن موافقتند ولى شرطی را که قائل شدیم فقط یک تمکن مالى و یک سرمایه علمى و یک فضیلت اخلاقى که باشد امتیاز داده می‌شود. براى رفع سوء‌تفاهم نسبت به بیانات آقاى مؤقر لازم است عرض کنم این که گفتند در ممالک آزاد هر کس دلش می‌خواهد می‌تواند روزنامه بنویسد هیچ این طور نیست این به کلى سوء‌تفاهم است در آن ممالک کسى که داراى سواد کافى و داراى تحصیلات مربوطه ادبى و اطلاعات کافى نباشد خودش اصلاً روزنامه نمى‌نویسد. مگر درجاهاى دیگر وقتى اشخاص سواد کافى نداشته باشند می‌توانند روزنامه‌نویس باشند؟ تازه تحصیلات ابتدایى و متوسطه هم که داشته باشند نمی‌توانند روزنامه‌نویسى کنند در اروپا کسی را سراغ ندارید که تحصیلات عالیه نداشته باشد و روزنامه‌نویس باشد (تهرانچى- در اینجا هم بى‌سواد نمی‌تواند روزنامه بنویسید) اینرا هم براى رفع سوء‌تفاهم از آقاى مؤقر عرض کردم که فرمودند در سایر جاها شرایطى براى روزنامه‌نویسى نیست و هر کس می‌تواند

+++

روزنامه بنویسد این طور نیست آقا خود آقاى مؤقر هم در این شرحى که اینجا نوشته‌اند و پیشنهاد کرده‌اند خودشان اشاره کرده‌اند به صلاحیت و در ضمن بیانات‌شان هم صلاحیت را در حقیقت توضیح دادند البته اشخاص صالح همه جا حق دارند روزنامه بنویسند خودشان هم توضیح دادند که مقصود از صلاحیت چیست.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى مؤقر برخیزند (عده کمى قیام نمودند) تصویب نشد. پیشنهاد آقاى نقابت:

پیشنهاد می‌نماید: به منظور حسن اجراى این قانون شوراى عالى فرهنگ آیین‌نامه تنظیم خواهد نمود که پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا گذارده خواهد شد. رأى شوراى عالى فرهنگ به اکثریت قاطع است و هیچ یک از اعضاى شوراى عالى فرهنگ حق ندارد رأى خود را به دیگرى واگذار نمایند.

ملک مدنى- این پیشنهاد توضیح لازم ندارد صحیح است.

رئیس- آقاى نقابت‏

نقابت- همان طورى که آقاى ملک مدنى اشاره فرمودند این پیشنهاد توضیح لازم ندارد آقایان مستحضر هستند که نقایصى در این ماده ملاحظه می‌شود که این نقایص باید ضمن یک آیین‌نامه تکمیل شود و دولت هم وعده داده است که این نقایص باید ضمن یک آیین‌نامه تکمیل شود و دولت هم وعده داده است که این نقایص یعنى مجموع نظریاتى که آقایان نمایندگان محترم به نفع روزنامه‌ها بیان فرمودند در آن آیین‌نامه پیش‌بینى کنند و بنده این پیشنهاد را که براى تأمین آن منظور است به نظر جناب آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر فرهنگ رساندم و قبول هم فرمودند و حالا هم اگر قبول می‌کنند موافقت خودشان را در مجلس اظهار بفرمایند.

بعضى از نمایندگان- این پیشنهاد به عنوان ماده الحاقیه باشد بهتر است.

وزیر فرهنگ- با پیشنهاد آقاى نقابت دولت موافق است بدیهى است از لحاظ این که این قانون کلى است یک آیین‌نامه لازم خواهد داشت در آن آیین‌نامه هم همان تذکراتی را که فرمودند براى تشخیص تمکن مالى و سرمایه علمى باید ذکر شود و صالح‌ترین مقام هم براى تنظیم آن آیین‌نامه شوراى عالى فرهنگ است بنابراین دولت این پیشنهاد را قبول می‌کند ولى به عنوان ماده سوم.

رئیس- پیشنهاد آقاى منشور:

در ماده اول پس از تمکن مالى نوشته شود براى انتشار پنجاه شماره مجله و سیصد شماره روزنامه.

رئیس- آقاى منشور

منشور- عرض کنم نگرانى که این قانون تولید کرده است دو جهت دارد یکى این که یک عده خیال می‌کنند به واسطه نداشتن سرمایه ملى استفاده از مقام علمی‌شان هم نمی‌توانند بکنند و البته این حرف صحیح است براى این که بسیارى از نویسندگان دنیا ابتدا هیچ سرمایه نداشته‌اند و سرمایه آنها فقط قلم­شان بوده است و از آنچه نوشته‌اند مردم از قلم آنها استفاده کرده‌اند به این جهت نمی‌شود گفت که یک اشخاصى به واسطه نداشتن سرمایه مالى حق ندارند روزنامه بنویسند. اغلب نویسندگان بزرگ دنیا از قبیل ویکتور هوگو و سایرین شاید ابتدا داراى سرمایه نبوده‌اند فقط مطالب خود را می‌نوشته‌اند و منتشر می‌کرده‌اند. (افشار- روزنامه نمى‌نوشتند مقاله در روزنامه می‌نوشته‌اند) حالا در مملکت ما متأسفانه وضعیت طورى شده که یک عد‌ه آمده‌اند روزنامه‌نگارى را وسیله اعاشه خود قرار داده‌اند همان طور که آقای دشتی بیان فرمودند شاید تا اندازه­ای به تکدى رسیده است امتیاز را گرفته است و امتیاز روزنامه را وسیله قرار داده و نماینده فرستاده و آدم فرستاده است که شما بیایید فلان روزنامه را آبونه شوید و اگر طرف حاضر نشده است آبونه شود از او بدگویى کرده است با این حال ما نباید تمکن مالى را طورى پایه‌اش را بگذاریم که اشخاص نتوانند روزنامه بنویسند البته این استطاعت مالى که اینجا گفته شده تا اندازه­ای لازم است و در سایر جاها هم نظایرش را ما دیده‌ایم ولى باید تا این حدى باشد که مانع اشخاص فاضل نشود (فرخ- ماده 63) بنده خواهش می‌کنم شما عوض این که

+++

در حرف بنده بدوید بعد از بنده تشریف بیاورید صحبت کنید شما که رئیس نیستید (فرخ- ماده 63) این که نمی‌شود یک عده خودشان صحبت بکنند ولى تا یک نفر پا می‌شود صحبت کند توى حرفش می‌دوند (فرخ- آقا ماده 63 را باید رعایت کنید) این اشخاصى که سرمایه مالى ندارند نمی‌توانند روزنامه‌نویسى کنند ولى البته یک اشخاصى را پیدا می‌کنند که با آنها کمک مالى بکنند بنده روزنامه تایمز انگلستان را یک وقت می‌خواندم شاید در سال‏...

فرمانفرماییان- اینجا مگر انگلیس است؟ خاک بر سر اینجا مگر انگلستان است؟!

منشور- بالاخره روزنامه‌نویس باید سرمایه داشته باشد و آنچه که بنده فکر کردم اشخاصى که می‌خواهند روزنامه بنویسند سرمایه آنها را که بنده حساب کردم در جراید باید طورى باشد که بتواند سیصد شماره بیرون بدهد همین طور که نسبت به صاحبان محاضر در قانون معین کردیم که صاحب دفتر باید استطاعت مالى داشته باشد البته یک نفر روزنامه‌نویس هم آن قدر باید تمکن داشته باشد که بتواند یک سال روزنامه خودش را اداره کند به همین جهت بنده پیشنهاد کردم که اگر روزنامه باشد سیصد نمره و اگر مجله باشد پنجاه نمره بتواند منتشر بکند و پنجاه نمره مجلیه را وقتى حساب کردم معادل یک سال روزنامه می‌شود. عرض دیگر بنده این است که این قانون یک نقصى دارد و توجه نشده است شما مجازات را تا سه سال معین کرد‌ه‌اید ولى صلاحیتش را با محکمه جنحه قرار داد‌ه‌اید در صورتی که محکمه جنحه بیش از دو سال نمی‌تواند حکم حبس بدهد و این یک موضوع مهمى است (عده‌ای از نمایندگان- ماده 63) خوب اینها یک تذکرات لازمى است که باید اینجا گفته شود حالا بسته به نظر مجلس است.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى منشور برخیزند (چند نفر قیام نمودند) رد شد. پیشنهاد آقاى تهرانچى.

اینجانب پیشنهاد می‌کنم به ماده اول اضافه شود: اشخاصى که سه سال سابقه روزنامه یا مجله‌نویسى داشته‌اند از این قاعده مستثنى می‌باشند.

رئیس- آقاى تهرانچى‏

تهرانچى- عرض کنم که البته دیروز در قسمت روزنامه‌هایى که تاکنون انتشار مى‌یافت نطق مفصلى در ضمن بیانات‌شان آقاى دشتى فرمودند بعضى از آقایان هم به واسطه تنقیدى که بعضى از جراید از آنها کرده‌اند عصبانى هستند البته در تمام امور یک موضوع و یک امور جزئى را نباید به طور کلى گرفت به این معنى که اگر فرضاً یک جرایدى هم پیدا شده باشند یکى دو تا که اصلاً خودشان کوچک هستند و اظهارات‌شان کوچک است این نباید سبب شود که آقایان نمایندگان محترم که مقام نمایندگى ملت را دارند این را ملاک قرار دهند و عصبانى شوند نسبت به آنها و آن وقت نسبت به کل جراید عصبانى باشند پس بهتر این است که آقایان بدانند جرایدى که فعلاً در این مملکت منتشر می‌شده چه زحماتى را در این مدت تحمل کرده‌اند مدیران و سردبیران و اولیاى آنها با این بى‌وسائلى و با این کم سرمایه‌گى این مملکت که کسى بیاید سرمایه خودش و وقت خودش و کار خودش را صرف روزنامه بکند که در حقیقت یک کار پر زحمتى است آن وقت قدردانى که از آنها نشود هیچ دولت هم بیاید در یک چنین موقعى تمام آنها را یک مرتبه توقیف کند و یک چنین قانونى هم بیاورد و آنها را هم شامل همین قانون کند و بگوید آنهایى هم که سالیان دراز روزنامه نوشته‌اند و جان کنده‌اند و زحمت کشیده‌اند و مرارت کشیده‌اند آنها را هم کان لم یکن فرض کنند.

به عقیده بنده یکى از دلایلى که موجب شده است دولت آمده است یک مرتبه تمام روزنامه‌ها را توقیف کرده است یکى از دلایلش این قسمت بوده است (چون در قضایاى اخیر لزومى نداشت توقیف روزنامه‌ها) که در این موقع که این لایحه را براى روزنامه‌ها آورده‌اند همان طور که گفته شد که به عقیده بنده برخلاف قانون است و نباید در این موقعى که آنها غایل هستند ما قانونى براى این که بگذرانیم که

+++

یک کسى غایب است در آتیه گفته شود که در غیاب یک کسى حق او را ادا نکرده‌ایم این است که به عقیده بنده اگر مطابق این قانون لازم است که صلاحیت یک اشخاصى محرز شود من حضور آقایان عرض می‌کنم و از آقایان سؤال می‌کنم کسى که سه سال توانسته باشد یک روزنامه را بنویسد و اداره کند و مرتب بیرون بدهد این آیا صلاحیت روزنامه‌نویسى ندارد؟ بعد از این شوراى عالى معارف همه‌اش را باید روى پیش‌بینى رأى بدهد و متقاعد شود نه روى تجربه و عمل اینهایى که تجربه و عمل خودشان را به خوبى نشان داده‌اند آیا صلاحیت ندارند؟ آقایان می‌دانند در این مملکت یک کسى که می‌خواهد کارى را شروع کند هر قدر کار کوچک باشد اول یک زحمت و مرارت‌هایى دارد وقتى که کرد معلوم مى‌شود لیاقت دارد به طور مثل عرض می‌کنم‏...

رئیس- کوتاه کنید آقا. مختصر باید صحبت کرد.

تهرانچى- بنده پیشنهادى داد‌ه‌ام و باید توضیح بدهم بنده هر وقت که صحبت می‌کنم بین حرف من که جنابعالى صحبت می‌کند رشته مطلب از دست من قطع می‌شود نمی‌خواهید حرف نزنم.

رئیس- آخر باید در پیشنهاد مختصر صحبت کرد.

تهرانچى- نمی‌خواهید حرف بزنم حرف نمی‌زنم می‌روم بیرون (با حال عصبانى از مجلس خارج شدند)

رئیس- رأى که می‌توانیم بگریم مانعى ندارد شما بیرون بروید. رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى تهرانچى موافقین برخیزند (عده کمى قیام نمودند) رد شد. این پیشنهادهایى که داده می‌شود غالباً واضح است منتها اگر مطلبى باشد که قبلاً درش مذاکره نشده باشد مختصراً باید توضیح بدهند و رأى گرفته می‌شود مجلس را که نمی‌شود سه روز دیگر براى این کار معطل کرد. پیشنهاد آقاى مؤید احمدى تبصره زیر را به ماده اول پیشنهاد می‌کنم.‏

اشخاصى که ده سال متوالى یا پانزده سال متناوب سابقه روزنامه‌نویسى یا مجله‌نویسى داشته‌اند از تحدیدات ماده فوق مستثنى هستند.

رئیس- آقاى مؤید احمدى‏

مؤید احمدى- همان طور که بنده معتقد به خونسردى هستم استدعا می‌کنم آقایان هم عصبانى نشوند و ماده 63 را هم بنده در نظر دارم. عرض کنم بنده دیروز یک پیشنهاد جمعى را امضا کرده بودم نوبت به بنده نرسید که عرایض خودم را در آن پیشنهاد عرض کنم. ما در تمام قوانینى که گذرانده‌ایم قانون استخدام کشورى، قانون استخدام قضات قانون وکلاى عدلیه قانون طبابت در تمام اینها سابقه را ملحوظ کردیم الان هم آن قوانین هست حتى در قانون سردفتر‌ها گفتیم اشخاصى که هفت سال سردفتر بوده‌اند دیگر آنها امتحان دادند لام ندارند بنده سه سال را البته کم می‌دانم لیکن یک آدمى که ده سال متوالى روزنامه را اداره کرده یا پانزده سال روزنامه را متناوباً اداره کرده است به عقیده بنده این نباید امتحان بدهد و امتیاز بگیرد این بود که بنده پیشنهاد کردم که اگر دولت موافقت کنند اشخاصى که ده سال متوالیاً به شغل روزنامه‌نگارى اشتغال دارند یا پانزده سال متناوب اجازه بدهند روزنامه بنویسند اگر دولت این پیشنهاد را نمى‌پذیرد بسته به رأى مجلس است‏

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى مؤید احمدى برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد آقاى صفوى‏

تبصره- روزنامه‌هایى که در شهرستان‌ها تاکنون مرتباً منتشر شده و حالیه هم منتشر می‌شود مشمول ماده اول این قانون نخواهند شد.

رئیس- آقاى صفوى‏

صفوى- عرض کنم که بنده خیلى متأسف هستم که بعضى از همکارهاى بنده بعد از بیست سال که تحت یک فشارهایى بودند و آزاد شدند یک چیزهایى را برخلاف ادب و نزاکت نوشتند که بنده هم مخالف بودم و عکس‌العمل آن هم این حال عصبانى است که ‌امروز مجلس شوارى ملى از خود نشان می‌دهد (بعضى از نمایندگان- کسى عصبانى نیست) فعلاً مجلس شوراى ملى نسبت به مطبوعات این نظر را پیش گرفته است و بعضى از آقایان نسبت به آنها عصبانى هستند...

+++

عده‌ای از نمایندگان-کسى عصبانى نیست. (زنگ رئیس)

صفوى- عرض کنم حضورتان تا اینجا یک قانونى مى‌گذرانیم براى کلیه مطبوعات و باید مجلس شوراى ملى نظر کلى داشته باشد آقایان: شما نماینده تمام ملت ایران هستید که اینجا نشسته‌اید این روزنامه‌ها هم زبان ملت هستند بنده اشخاص عفیف را می‌گویم دانشمندان و فضلایى را می‌گویم که با یک مقاله خدماتى به مملکت و اصلاحات مملکت می‌کنند. بنده قلم‌هاى ناپاک را نمی‌گویم شما باید حامى اشخاصى باشید که قلم‌هاى پاک و عفیف دارند (جمعى از نمایندگان- هستیم هستیم) شما امروز یک قانونى می‌گذرانید و دادن امتیاز را محدود می‌کنید به یک شرایطى که حد معینى ندارد و واگذار می‌کنید به شوراى عالى فرهنگ که انشاء‌الله آنها هم تحت تأثیر واقع نخواهد شد تمکن مالى و سرمایه علمى اشخاص برود آنجا (نایینى- پس کجا برود؟) توجه بفرمایید آقاى نایینى. اینجا معین نشده است که تمکن مالى چه مبلغى است اگر یک مدیر روزنامه سرمایه شش ماه مخارج روزنامه را داشت ممکن است بهش امتیاز بدهند یا یک کسى که مخارج روزنامه را ده روز داشت امتیاز بدهند ولی یک کسی که مخارج سه سال را داشته باشد ندهند براى این که در این قانون مبلغ این شرط معین نشده است یا یک کسى که معلوماتش شاید تا کلاس سه متوسطه باشد بهش امتیاز بدهند ولى یک کسى که دیپلم دکترا هم داشته باشد دکتر در فلسفه باشد ندهند زیرا حدى معین نشده (بعضى از نمایندگان- خیر می‌دهند) انشاء‌الله این طور باشد ولى قانون مجمل است یک پیشنهاداتى هم می‌شود و می‌گویند اشخاصى که سابقه خدمت روزنامه‌نویسى داشته‌اند بهشان داده شود آقایان یک قانونى از مجلس گذشته است و تصویب شده است نه از طرف آقایان مجالس گذشته با یک روح پاکى تصویب کرده‌اند و به آنها امتیاز داده‌اند و رفته‌اند پنج سال شش سال ده سال پانزده سال بیست سال بیست و پنج سال روزنامه نوشته‌اند صلاحیت علمى و اخلاقى خودشان را ثابت کرده‌اند.

فرخ- حالا هم جایى نمی‌روند آقا...

صفوى- استدعا می‌کنم آقاى فرخ. توجه بفرمایید پیشنهاد می‌شود اینجا آنهایى که پنج سال وارد روزنامه‌نگارى هستند اجازه داده شود قبول نمی‌شود پیشنهاد می‌شود آنهایى که ده سال یک مجله را منتشر کرده‌اند و یک کتابخانه جامعى از روزنامه و مجله خود درست کرده‌اند با آنها موافقت شود مجلس رأى نمی‌دهد پیشنهاد می‌کنند...

فرخ- شاید فضل نداشته باشند.

صفوى- اجازه بفرمایید. آقاى فرخ. شما اهل فضل هستید خواهش می‌کنم که شما هم کمک بکنید به فضل و دانش کسى که این مدت یک روزنامه یا مجله‌اى را اداره کرده است.

فرخ- حالا هم بکند مانعى ندارد.

صفوى- نمی‌دهند بهش‏

فرخ- می‌دهند. می‌دهند.

صفوى- شما ازش سلب حق می‌کنید.

(زنگ رئیس)

رئیس- آقا صحبت بین‌الاثنین نکنید.

صفوى- استدعا می‌کنم. توجه بفرمایید آقاى فرخ این ماده را بنده برایتان مى‌خوانم ماده اول: از تاریخ تصویب این قانون کسانى مى‌توانند صاحب امتیاز یت مدیر یا سردبیر روزنامه یا مجله باشند که علاوه بر شرایط مقرره در قانون مطبوعات مصوب 6 محرم 1326 صلاحیت آنان را از لحاظ تمکن مالى و سرمایه علمى‏...

ملاحظه مى‌فرمایید این یک عبارت خیلى کشدارى است یک عبارت خیلى قابل تفسیر و تعبیرى است البته اگر حسن نیت باشد یک کسى که داراى تصدیق شش ابتدایى هم باشد باید بدهند براى این که می‌گوید من سرمایه مالى دارم و سرمایه علمى‌ام هم این تصدیق است ولى اگر خداى نکرده خداى نکرده اشخاص تحت تأثیر دولت‌ها و وزرا و اولیاى امورو یک عواملى واقع شدند اگر به والله قسم مطابق پیشنهاد یکى از آقایان که دیروز کرده بودند دکترا در فلسفه و حقوق هم داشته باشد

+++

باز هم بهش نمی‌دهند و می‌گویند سرمایه تو کافى نیست. توجه مى‌فرمایید؟ آن وقت می‌گوید که سرمایه علمى و اخلاقى او را شوراى عالى فرهنگ با رعایت نوع روزنامه یا مجله که مى‌خواهد منتشر کند و سمتى که در آن خواهند داشت تصدیق نماید. بعد مى‌نویسد: صاحبان امتیاز و مدیران و سر دبیران فعلى روزنامه‌ها و مجلات نیز مشمول این قانون مى‌باشند. آنهایى هم که ده سال پانزده سال سرمایه علمى داشته‌اند سرمایه اخلاقى داشته‌اند سرمایه مادى و معنوى داشته‌اند خرج کرده‌اند زحمت کشیده‌اند و امروز یک کتابخانه معظم از افکارشان از نشریاتشان دارند امروز این سلب حق را این جور مجلس شوراى ملى از آنها مى‌کند.

فرخ- چرا مى‌فرمایید سلب حق؟ اگر سرمایه علمى دارند بروند و بنویسند. کسى سلب حق نمی­کند از آنها.

صفوى- اجازه بفرمایید. آقاى فرخ مجلس شوراى ملى این سلب حق را از آنها مى‌کند و می‌گوید شما هم باید بروید مثل اشخاص دیگر اگر صلاحیت علمى و سرمایه داشتید از شوراى فرهنگ امتیاز بگیرید در شورا هم می‌گویند قبل از شما امتیاز گرفته‌اند. این برخلاف اصل قانون اساسى است. آقایان شما نمایندگان ملت هستید. چشم و چراغ این مملکت مجلس شوراى ملى است و الله بالله ‌امروز مردم زبان‌شان بسته است. آقا هفده روز است در این شهر روزنامه نیست که شما نتیجه افکار عمومى را بدانید...

(زنگ رئیس)

رئیس- آقاى صفوى... یعنى چه. در موضوع پیشنهادتان صحبت کنید. چرا خارج از موضوع صحبت مى‌کنید؟

صفوى- اجازه بفرمایید. بگذارید عرایضم تمام شود. بنده نماینده ملت هستم و اینجا قسم خورد‌ه‌ام باید وظیفه خودم را انجام بدهم آقاى رئیس مجلس شوراى ملى شما هم قسم خورد‌ه‌اید من هم خورد‌ه‌ام. امروز هفده روز است زبان ملت بسته شده است. ما براى ملت ایران قانون وضع مى‌کنیم. بنده نماینده ملت ایران هستم ما قوانینى وضع مى‌کنیم که مطبوعات که ناشر افکار ملت هستند زبان ملت هستند مطبوعات بالاخره آن چیزى است که افکار عمومى را منتشر مى‌کند شما هنوز نفهمید‌ه‌اید که افکار عمومى راجع به این لایحه چه نظرى دارد؟ حالا کارى به این کارها ندارم. قانون اساسى می‌گویدحقوق ملت ایران در هر مورد محفوظ است بنده و یک صد و بیست و یک نفر از رفقاى بنده در پشت این تریبون قسم به کلام­الله مجید خورده‌ایم که حقوق ملت ایران را حفظ کنیم. یک امتیازى که دولت داده است بند زحمت کشید‌ه‌ام روزنامه نوشته‌ام آقاى مؤقر پانزده سال است مجله مهر را منتشر کرده است خرج کرده‌ایم تا نصف شب بی­خوابی کشیده­ایم یک مجله یا یک روزنامه منتشر کرده‌ایم اگر فردا آقاى مؤقر مطابق این قانون رفت به شوراى عالى معارف امتیاز مجله مهر را خواست پس فردا بهش گفتند آقا شما متأسفانه دیرتر تقاضا کردید آقاى میرزا حسین على‌خان آمدند و این تقاضا را کردند ما هم دادیم به او...

نخست وزیر- نیست همچو چیزى. همچو چیزى نمى‌گویند آقا.

صفوى- این قانون است آقاى نخست وزیر اگر نکنند ارفاق کرده‌اند اگر کردند قانون این جور می‌گوید که بنده که بیست و یک سال است روزنامه کوشش را با نهایت صراحت و صداقت و متانت و پاکدامنى منتشر کرد‌ه‌ام بند‌ه امروز یا یک روز دیگر رفتم در شوراى عالى فرهنگ و خدمت آقاى وزیر فرهنگ و تقاضا کردم که‌ امتیاز مرا بدهید این قانون هم تصویب شده است...

شانزده هفده روز هم هست که روزنامه نیست روزنامه کوشش هم نیست مهر ایران نیست هیچ روزنامه نیست همه تعطیل هستند یک شهر خاموشان هیچ صدایى از هیج جایى بلند نیست توى هر اداره روزنامه دو تا مفتش تأمینات هست و توی هر مطبعه دو تا مفتش اداره آگاهى هست که هیچ کس دست به حروف نزند آن وقت فردا که بنده رفتم به وزارت فرهنگ و گفتم آقاى وزیر فرهنگ بنده صفوی هستم مدیریت روزنامه کوشش را به بنده بدهید گفتند خیلى خوب به جریان مى‌اندازیم پیشنهاد کنید به جریان مى‌اندازیم پیشنهاد می‌کنم و به جریان می‌افتد می‌گویند ده روز دیگر بیایید و بعد از

+++

ده روز که رفتم می‌گویند که قبل از شما یک کس دیگر آمده است و امتیاز را گرفته است. برخلاف قانون که نکرده‌اند این قانون است و این طور می‌گوید اگر غیر از این بکنند ارفاق است اگر گفتند بیایید امتحان بدهید سرمایه علمى معلومات علمى اخلاقى زیادى را نشان بدهید ارفاق است و الا مطابق قانون هر کس که زودتر رفت و تقاضا کرد به او می‌دهند حالا پیشنهاد بنده راجع به روزنامه‌هایى است که در ولایات منتشر می‌شود ملاحظه بفرمایید از روز 17 آذر که یک وقایع ناگوارى اتفاق افتاد.

رئیس- مختصر‌تر بفرمایید. آقا

صفوى- الساعه تمام می‌شود. از روز هفدهم آذر که متأسفانه یک واقعه ناگهانى و ناگوارى در تهران اتفاق افتاد و تمام رفقاى بنده و تمام وطن پرستان را متأثر کرد که آن مربوط به یک موضوعى است که بعداً اینجا مورد بحث خواهد شد تمام روزنامه‌ها توقیف شدند خوب و بد قلم عفیف و قلم ناپاک صحیح و سقیم همه در یک ردیف و در یک خط واقع شدند و تمام توقیف شدند هیچ نگفتند کدام خوب است و کدام بد است کدام صالحند و کدام طالحند در ولایات این کار را نکردند...

مشار- در ولایات که جراید این جریان را نداشت.

صفوى- آقاى مشار من به شما ارادت دارم استدعا می‌کنم عرایض مرا گوش بدهید. در ولایات این کار را نکردنند فقط تهران را درحال تاریکى و بى‌خبرى گذاشتند که صدایى از تهران در نیاید و یک روزنامه هم منتشر نشود اما در ولایات روزنامه هست. در اصفهان روزنامه منتشر می‌شود در رشت روزنامه منتشر می‌شود در آذربایجان روزنامه منتشر می‌شود آقاى مشار دیشب خودم داشتم در کرمان روزنامه منتشر می‌شود در خراسان منتشر می‌شود حالا ما آمدیم یک قانونى وضع کرده‌ایم ما قانون را براى تهران که وضع نمی‌کنیم براى تمام مملکت وضع مى‌کنیم فردا روزنامه­ای که در کرمان چاپ می‌شود یا اصفهان چاپ می‌شود مطابق این قانون بایستى آنها را استثنا بکنند و بنده پیشنهاد کردم آنها مشمول مقررات ماده اول نباشند آقایان آنها انتظار خدمت و مساعدت را از شما دارند آنها را هم می‌آیند و توقیف می‌کنند آن وقت بعد از یک عمر که مثل بنده روزنامه آنها را توقیف کردند تازه باید بیایند و تقاضاى امتیاز کنند.

رئیس- بگذارید براى مجلس.

صفوى- توجه می‌فرمایید.

رئیس- آقا اخطار می‌کنم به شما که بس است.

صفوى- روزنامه که در ولایات الان منتشر می‌شود مستثنى باشد.

رئیس- چیز غریبى است اخطار هم به شما اثر نمی‌کند یعنى چه؟ شما به اخطار هم متقاعد نمی‌شوید.

جمعى از نمایندگان- رأى رأى.

رئیس- موافقین با پیشنهاد آقاى صفوى برخیزند (عده قلیلى قیام نمودند) ردشد. پیشنهاد آقاى فرمانفرماییان: بنده پیشنهاد می‌دارم جرایدى که قبل از سال 1304 داراى امتیاز بوده‌اند امتیاز آنها محفوظ بوده و شوراى عالى معارف با در نظر گرفتن مطلب و شرایط دیگر این قانون عمل نمایند. فرمانفرماییان‏

فرمانفرماییان- همه آقایان صحبت کردند. اجازه بفرمایید بنده هم توضیح بدهم. در اینجا یک مسأله‌ای است یک اصل مسلمى است که‌ امتیاز هیچ یک از آقایان نه‌ امتیاز آقاى صفوى دوست محترم بنده و سایر نمایندگان دیگر از بین نمی‌رود همه ما هم بنده اصولاً شخصاً خودم را عرض می‌کنم همه ما علاقه‌مند هستیم که جراید با طرزى مطلوب چنانچه به یک قسمتى از آنها هیچ ایرادى هم نبوده دایر باشند در این تردیدى نیست ولى در اینجا دلیل نمی‌شود که این قانونى که آورده‌اند و این همه آقایان اظهار تأسف می‌فرمایند اجازه داده نشود این قصاص قبل از جنایت است آقا. ملاحظه بفرمایید مجلس هفت هشت روز براى وضعیت داخلى خودش تعطیل بود در خارج منتشر شده بود که در مجلس بسته شده است و این حرف تأثیرى هم نداشت براى این که مجلس براى کارهاى داخلى

+++

خودش مشغول بوده است و مخالفت نظرى هم بین دولت و مجلس نبود رئیس دولت و هیئت دولت هم هیچ نظریه سویى نداشته‌اند چنانچه عملاً ثابت گردید. راجع به جراید هم از کجا معلوم که فردا همین شوراى عالى معارف همین پیشنهادى که بنده عرض می‌کنم و سایر نظریات نمایندگان را که اینجا اظهار داشته‌اند در نظر نگیرند و امتیازات آقایان را که چندین سال است دارند و این روزنامه را اداره کرده‌اند ندهند؟ بنده خوب تشخیص دادم که هیچ همچو چیزى نیست. این قانون را شما قرائت بکنید بنده هم خیلى دقت کردم این طور که آقاى صفوى فرمودند نیست که شوراى عالى فرهنگ به آقاى صفوى بگوید مثلاً که روزنامه کوشش را نباید منتشر کنید. بنده شخص خودم را عرض می‌کنم که اگر شوراى عالى معارف یک چنین غرض ورزى کرد بنده حاضرم و در اینجا بنده اولین کسى هستم که یک طرح قانونى پیشنهاد بکنم و همه ‌امضا مى‌کنیم و این قانون را نسخ می‌کنیم قانونى که ما به موجب مقتضیات وضع مى‌کنم دلیل ندارد که سه ماه دیگر نتوانیم آن را اصلاح کنیم این است که بنده تمنا می‌کنم که آقایان به این اندازه اظهار وحشت و نگرانى نکنند همه در این قسمت اصولاً با آقایان موافق هستیم.

رئیس- رأى می‌گیریم‏...

فرمانفرماییان- بنده براى توضیح عرض کردم. پس می‌گیرم.

رئیس- پیشنهادات این ماده تمام شد. موافقین با ماده اول برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. ماده دوم قرائت می‌شود:

ماده دوم- ماده سى و چهارم قانون مطبوعات مصوب 6 محرم 1326 به طریق ذیل اصلاح می‌شود:

ماده 34- توهین و ناسزا و هتک احترام و شرف و کسر اعتبارات افراد با هیئت‌ها و مطلقاً هرگونه تخفیف و تحقیر نسبت به آنها با شکایت مدعى خصوصى در دادگاه جنحه (و خارج از نوبت) مطرح و محرک و نویسنده و ناشر از هشت روز تا یک سال حبس و از هزار تا یک صد هزار ریال جریمه نقدى و از هشت روز تا سه سال به توقیف روزنامه محکوم خواهد شد و دادگاه می‌تواند متخلف را به یک یا هر سه مجازات مذکوره محکوم نماید.

در صورتی که جرایم مذکوره به وسیله اوراق چاپى یا هرگونه اوراق دیگر به عامل آمده باشد با مراجعه مدعى خصوصى آن اوراق ضبط و محرک و نویسنده و ناشر آن نیز مشمول مقررات فوق خواهند بود.

رئیس- در این ماده عده از آقایان اجازه خواسته‌اند مخالف و موافق صحبت خواهند کرد. اول آقاى دکتر ملک‌زاده

دکتر ملک‌زاده- عرض کنم که موضوع مطبوعات یکى از مهم‌ترین قضایایى است که همیشه درمجلس شوراى ملى و در پارلمان‌هاى دنیا وقتى مورد بحث می‌شود نه فقط افکار عمومى را به خود جلب می‌کند بلکه تمام جراید دنیا متوجه می‌شوند به این موضوع و در اطراف آن بحث می‌کنند همین طور در این موقع که این لایحه در مجلس شوراى ملى مورد بحث و شور قرار گرفت آقایان متوجه­اند که تمام افکار مخصوصاً افکار طبقه مشروطه خواه مملکت و طبقه آزادی‌خواه مملکت متوجه هستند به این قانون و کیفیت اجراى این قانون و وضعى که مجلس شوراى ملى این قانون را تلقى خواهد کرد حق هم با آنها است زیرا همه می‌دانند که مطبوعات و جراید یکى از پایه‌ها و یکى از ستون‌هایى است که حکومت ملى و مشروطیت در روى آن قرار گرفته است این هیج جاى شبهه و تردید نیست از طرف دیگر جاى شبهه نیست که مجلس شوراى ملى مظهر آزادى و مشروطیت است و نگهبان مشروطیت است و نمی‌تواند طرف‌دار آزادى مطبوعات نباشد این قضیه هم براى همه روشن است و این یکى از وظایف قانونى و وجدانى نمایندگان ملت است که از آزادى مطبوعات طرف‌دارى کنند چرا؟ براى این که هر حکومتى در دنیا یک مظاهرى دارد و اگر آن مظاهر و کیفیاتش حفظ نشود اصل فلسفه خودش را از دست می‌دهد حکومت ملى که بزرگ‌ترین مظهر آن مجلس شوراى ملى است یکى از خواصش حفظ

+++

آزادى و حفظ امنیت و عدالت است و البته مجلس شوراى ملى باید که این اصل مسلم و اساسى را حافظ باشد چون به عقیده بنده هر قدر در اطراف این موضوع بحث شود و مسأله روشن بشود این ارزش دارد به واسطه اهمیتى که مطبوعات دارد. موضوع آزادى مطبوعات در عالم مشروطیت در دنیاى مشروطیت در دنیاى مشروطیت اهمیتش بیشتر از این است که دو جلسه سه جلسه چهار جلسه در مجلس شوراى ملى در اطراف آن بحث بشود بنده از اول خواستم حقیقتاً از مدیران جرایدى که در مجلس شوراى ملى عضویت دارند تشکر کنم از رویه متین و عاقلانه که آنها از اول در ظرف این مدت پیش گرفته‌اند و اگر سایر روزنامه‌ها هم همین رویه را پیش گرفته بودند تصدیق مى‌فرمایند که نه محتاج به وضع یک همچو قانونى می‌شد و نه اصلاً همچو قانونى پیشنهاد می‌شد متأسفانه بعضى از جراید از موقعیت خودشان سوء‌استفاده کردند و از حدود طبیعى خارج شدند و هر چیزى وقتى از حدود طبیعى خارج شد نتیجه معکوس می‌دهد و هر چیزى که نتیجه معکوس بدهد اثر و نتیجه‌اش همین خواهد بود و به یک وضعیت حقیقتاً ناگوارى منتهی می‌شود. آقایان نظرشان هست که در کابینه مرحوم فروغى روز آخر دوره دوازدهم ایشان یک لایحه آورده بودند و یک قسمت آن لایحه راجع به مطبوعات بود و بنده کسى بودم که راجع به آن لایحه اظهار مخالفت کردم در همان وقتى هم که این صحبت را می‌کردم ایشان پس گرفتند و من امیدوار بودم در سهم خودم که در نتیجه این وضعیتى که این بیست سال پیش آمد براى مملکت ما مدیران جراید و ارباب قلم متوجه شده باشند که باید رویه را که بر صلاح مملکت و بر صلاح مشروطیت و بر صلاح حکومت ملى است پیش بگیرند براى این که یک جریان عکس‌العملى در مقابل رویه نارواى آنها پیش نیاید بنده مطبوعاتى را که حقیقتاً از حدود وظایف ملى خودشان تجاوز بکنند و به جاى این که آن حقى را که یک ملت و مملکت از آنها حقیقتاً توقع و انتظار دارند و آن این است که روزنامه‌ها باید یک مدرسه باشند که در آن درس اخلاق و درس وطن پرستى میهن دوستى صحت عمل و تقوا به مردم یاد بدهند این باید وظیفه و رویه یک روزنامه که خودش را مظهر افکار عامه در مملکت مى‌دانند باشد حالا اگر آمد و یک رویه معکوسى را پیش گرفت و سبب فساد افکار عمومى شد به اندازه­ای که جراید البته در زندگانى عمومى فایده دارند به همان اندازه هم مضر براى جامعه و مضر براى مملکت واقع مى‌شوند. آقایان فراموش نفرموده‌اند که سى و شش سال از دوره مشروطیت ایران می­گذرد و در این سی و شش سال دو دوره گذراندیم یک دوره که دوره مشروطیت باید گفت و یک دوره دوره شاه سابق که دوره دیکتاتورى باشد اگر ما تمام امور را منکر شویم یک عمل‏را نمی‌شود منکر شد و آن این است که منطق را کسى نمی‌تواند منکر بشود چون اصول منطقى یک اصول طبیعى است یک امر طبیعى است که منکر ندارد نتیجه یک امرى وقتى غلط شد مسلم است که مقدمات امر غلط بوده است آقایان همه تصدیق می‌کنند که رویه سست و عدم امنیت و وضعیت جراید و فحاشى و سستى دولت و بالاخره هزار عیب دیگر در آن هفده ساله موجب و مؤسس حکومت دیکتاتورى بود. چرا؟ چون مردم به جان آمدند دیدند نه‌ امنیت جانى دارند نه ‌امنیت مالى دارند نه حیثیت دارند نه شرافت دارند بالاخره خواستند یک راه دیگرى برایشان بکنند که بشود تأمین حیثیت و زندگانی و جان و شرافت بشود پس باید تصدیق کرد که مؤسس حکومت دیکتاتورى که در آن دوره پیش آمد یکى از عوامل مؤثر آن دوره و آن پیش آمد جراید بود که فحش را از زنده‌ها گذراندند و به مرده‌ها رساندند که همه‌تان دیدید که حتى حافظ و سعدى و غیره هم مصون نماندند از فحش روزنامه‌ها (صحیح است) پس آقا امنیت امنیت حقیقى بزرگ‌ترین مظهر حکومت ملى است و این هیچ جاى شبهه نیست (صحیح است) هرکس در وطنش در مملکتش مى‌خواهد آقا باشد. چرا آدم وطنش را مى‌خواهد و دوست دارد؟ چرا آلمان‌ها و انگلیس‌ها این قدر فدارکارى مى‌کنند؟

+++

براى این که آقا باشند. عزیز باشند جان مال عقیده و حیثیت در مملکت‌شان در وطن‌شان محفوظ باشد براى این مملکتش را می‌خواهد و دوست دارد. بنابراین اگر بنا باشد حیثیت اشخاص حیثیت مشروطیت حیثیت مملکت حیثیت مجلس شوراى ملى دست‌خوش اغراض واقع شود و لطمه به شرافت و حیثیت اشخاص وارد آید البته آن وقت حکومت ملى و مشروطیت آن فلسفه حقیقى خودشرا از دست می‌دهد (صحیح است) و بالاخره صورتى پیدا می‌کند که در این مملکت پیدا شده است در اینجا نکته را هم مخصوصاً نظر مجلس شوراى ملى را به آن جلب کنم و خواهش می‌کنم که دقت کنید به طوری که مکرر هم گفته شده بود در موضوع قانون به عقیده من هشتاد درصد مسأله حسن اجرا و سوء اجرا در قانون تأثیر دارد اگر قانون به دست مردمان با تقوا و معتقد به حکومت ملى افتاد و قانون خوب اجرا شد به عقیده بنده نافع واقع می‌شود و اگر قانون به دست مردمان ناپاک و عناصرى افتاد که داراى سو عقیده هستند و بد اجرا شد اثرات خیلى بدى مى‌بخشد مثل این که دیدید قانون نظام وظیفه که یکى از مهم‌ترین و بهترین قوانینى است در کشور (سرباز شدن یکى از مکتب‌هاى ملى محسوب می‌شود) به دست یک مشت اشخاص بد سابقه و دزد و استفاده چى افتاد و این اثرات درش پیدا شد این قانون هم همین طور است و من عقیده‌ام این است که مجلس شوراى ملى راجع به این قانون که هیچ چیزى زائد نشده است به آن باید کارى بکند و به دولت تذکر بدهد که به دست مردمان پاک و وطن پرست و مشروطه‌خواه و صالح اجرا بشود توجه بفرمایید بنده الان یقین دارم که اگر یک چنین دولتى باشد تمام اشخاصى که سابقه روزنامه‌نویسى و سابقه آزادی‌خواهى و شرافت و پاکدامنى دارند نه فقط خودشان باید بیایند و تقاضا کنند بلکه حق دولت است که به آنها بگویند که شما بیایید و قبول کنید این کار را این یک چیزى است که مجلس شوراى ملى باید سعى کند که مجریان قانون مردمان پاک مردمان با ایمان و خوب باشند چرا؟ به واسطه این که این قانون دو چیز می‌گوید که به عقیده من تمام مجلس شوراى ملى در اصل موافقند اولش این است براى یک کسى که قلم را در دست می‌گیرد یک شرایطی را در نظر می­گیرد کسی که قلم در دست می­گیرد و بالاخره خود را مظهر افکار ملى مملکت معرفى می‌کند اگر داراى یک مقام خیلى خیلى ارجمندى نباشد اقلاً بایستى شایستگى این کار اجتماعى را داشته باشد شما اگر بخواهید مطبوعات‌تان همان مقام و حیثیتى را که مطبوعات ممالک متمدنه عالم دارند دارا بشوند و آن مقام حقیقى را در جامعه حائز بشوند تصدیق بفرمایید تا اشخاص شایسته و با حیثیت اشخاص سیاست‌مدار درجه اول مردمان بزرگ و محل اعتماد ملت آنها شغل روزنامه‌نویسى را قبول نکنند شما مطبوعات‌تان نمى‌تواند آن مقام را احراز کند که مطبوعات دنیا احراز کرده‌اند. در تمام ممالک دنیا رئیس‏الوزرا‌ها رئیس‌جمهورها وقتى که از ریاست جمهورى یا ریاست وزرا کنارگیرى می‌کنند و دوره ریاست‌شان را طى مى‌کنند مى‌آیند و روزنامه‌نویس مى‌شوند چرا؟ براى این که می‌دانند مقام مطبوعات در مملکت مشروطه و حکومت مشروطه چیست پس ما هم باید سعى کنیم که مطبوعات ما آن مقامى را که در خور او است همان مقام را احراز کند. دوم مسأله مجازات است بنده نمی‌دانم چطور است که اگر کسى به بنده فحش بدهد بنده حق دارم که بروم به محکمه و او را تعقیب کنم و ادعاى شرف بکنم ولى اگر برداشت و توى روزنامه‌ها به حیثیت و شرافت و همه چیز انسان تعرض و حمله کرد نشود تعقیب کرد؟ آخر همه کار را که انسان براى آخرتش نمى‌کند صاف و پاک و پوست کنده عرض می‌کنم آدم با شرف و درستکار در یک مملکت از پول می‌گذرد از نفع می­گذرد از مقام می­گذرد براى این که عزیز باشد برای این که آقا باشد یک دفعه در یک ورق پاره برداند و آبرو و حیثیت یک خانواده را ببرند شما هم حق نداشته باشید او را تعقیب کنید نتوانید او را در دادگاه تعقیب کنید این خیلى حرف است و این طور نمی‌شود آقا (صحیح است) بنده در خاتمه عرایضم از مجلس شوراى ملى خواهش می‌کنم و به دولت تذکر می‌دهم که مراقبت داشته باشند که حتى‌الامکان

+++

اشخاص شایسته این مقام عهده‌دار مقام روزنامه‌نویسى بشوند و اشخاصى که صلاحیت ندارند و به حیثیت مردم و شرافت مردم توهین و تجاوز می‌کنند مورد تعقیب قانونى واقع شوند و از آنها جلوگیرى بکنند. (صحیح است)

رئیس- آقاى صفوى‏

صفوى- عرض کنم که ماده دوم مطرح است و بنده هم عرایضى دارم در اطراف ماده دوم که به عرض مجلس شوارى ملى می‌رسانم و خیلى میل دارم که قلب‌هاى پاک آقایان که همه داراى احساسات و عواطف وطن­پرستى و آزادی‌خواهى هستند کاملاً توجه داشته باشد و عادلانه قضاوت کنند و نسبت به مطبوعات که رکن چهارم مشروطیت است و اشخاصى که قلم را از لحاظ سیاسى و اجتماعى و مذهبى در دست می‌گیرند و خدمت مى‌کنند نسبت به آنها ظلم و بى‌عدالتى نشود عرض کنم که بنده یکى دو مرتبه در قسمت ماده اول یک عرایضى کردم و در کلیات این قانون هم یک عرایضى کردم و تأسفاتى خوردم که نمى‌خواهم تکرار کنم که اگر یک قلم‌هاى آلوده نبود هیچ وقت نه دولت مجبور مى‌شد که این مواد را به مجلس شوارى ملى پیشنهاد کند و نه مجلس شوراى ملى راضى می‌شد که از مجلس که نماینده و مظهر ملت ایران محسبوب می‌شود و وکلای آن نمایندگان ملت ایران هستند یک قوانینى به این شدت و حدت بگذرد. اینجا در ماده دوم حالا ماده اول هر چه بود کارى ندارم ودر ماده دوم آمده است و ماده 34 قانون مطبوعات را تفسیر مى‌کند بنده دوم لایحه را که ماده 34 قانون مطبوعات را اینجا اصلاح کرده و پیشنهاد کرده‌اند براى این که ذهن آقایان را روشن کرده باشم اجازه مى‌خواهم آن را عیناً بخوانم:

ماده دوم- ماده 34 قانون مطبوعات مصوب 6 محرم 1326 به طریق ذیل اصلاح می‌شود.

(ماده 34- توهین و ناسزا و هتک احترام و شرف و کسر اعتبارات افراد یا هیئت‌ها) تا اینجا صد در صد موافقم بعد مى‌نویسد (و مطلقاً هرگونه تخفیف و تحقیر نسبت به آنها) این عبارت خیلى کش‌دار است (با شکایت مدعى خصوصى در دادگاه جنحه و خارج از نوبت مطرح مورد رسیدگى هم نیست ها می‌نویسد (مطرح و محرک و نویسنده و ناشر) همه اینها را دارد همه اینها را...

لیقوانى- عبارت صریح است آقا چه عیب دارد؟

صفوى- بلى آن کسى هم که صبح زود روزنامه را می‌آورد در خانه شما او را هم حبس بکنند هیچ عیب ندارد بگیرند بزنند او ناشر است که صبح براى شما روزنامه می‌آورد و ماهى هم سى تومان می‌گیرد...

لیقوانى- او موزع است ناشر نیست.

صفوى- او ناشر است پس ناشر کیست؟ بنده مدیر هستم او ناشر است ناشر روزنامه کسى است که آن را می‌فروشد.

افشار- خیر او موزع است.

وزیر کشور- خیر اشتباه می‌کنید او موزع است.

افشار- جنابعالى که نمی‌دانید موزع و ناشر کیست چه می‌فرمایید؟

صفوى- نه آقا اینجا هر سه نفر را نوشته‌اند محرک و نویسنده و ناشر نویسنده که‌ امضا می‌کند او مسئول است وقتى که او امضامی‌کند او مسئول است به من چه؟

افشار-آن وقت به شما مربوط نیست ولى چرا چاپ می‌کنید؟

صفوى- محرک و نویسنده، و ناشر از هشت روز تا یک سال حبس و از هزار تا یک صد هزار ریال جریمه نقدى یعنى اسم آقا را نوشت حالا آقایش را ننوشت این شد تحقیر؟

افشار- چرا نباید بنویسد؟ باید بنویسد آقاى فلان‏

صفوى- این شد تحقیر؟ حالا حروف‌چین فراموش کرد. (خنده نمایندگان)

افشار- نباید فراموش کند.

صفوى- فراموش کرد این تحقیر است و از هشت روز تا یک سال حبس و فلان مقدار جریمه و تا سه سال به توقیف روزنامه محکوم بشود؟ بعد هم نوشته و دادگاه می‌تواند متخلف را به یک یا هر سه مجازات مذکوره محکوم نماید یعنى هم یک سال حبس هم یک صد هزار جریمه و هم سه سال توقیف روزنامه؟ عرض کنم حضورتان که همان طور که‏...

+++

مؤید احمدى ماده 34 سابق را هم بخوانید.

صفوى- بلى چشم می‌خوانم: ماده 34 هتک احترام و شرف و کسر اعتبارات و کسر اعتبارات شخصیه افراد یا هیئت مادامى که مرتکب از ثبوت آن عاجز باشد و مطلقاً هرگونه تخفیف و تحقیر خواه به معنى باشد خواه به الفاظ نالایق مستوجب تهدید و سیاست خواهد بود.

نائینى- سیاست یعنى چه؟

صفوى- این هم آن ماده سابق. عرض کنم حضورتان آقاى نایینى البته همه رفقا و سرکار داراى ادب و فضل و کمال هستید و همه اهل فضل و کمال که شایستگى دارند وابسته به مطبوعات هستند جنابعالى و آقایانى که داراى مقام فضل و دانش هستند و نویسنده هستند و به یکى دو زبان خارجه آشنا هستند مترجم هستند جنابعالى خودتان ترجمه می‌کنید و مترجم هستید همه وابسته به مطبوعات می‌باشید همه بایستى حامى مطبوعات باشید شما می‌دانید که اگر یک مقاله که از روى حقیقت و از روى بى‌غرضى نوشته شود تأثیرات خیلى عمیقى دارد بالاخره اگر یک وقتى آمدید و شما از طرفى محاسنش را در نظر گرفتید و دیدید که مطبوعات چه خدمات شایان توجهى به این جامعه می‌کنند...

مصدق جهانشاهى- مقاصدش را هم بگویید آقا.

صفوى- آن وقت در مقابل اگر آقاى جهانشاهى عیب کوچکى هم در مطبوعات بود باید آن را صرف‌نظر بفرمایید البته بنده منافعش را عرض می‌کنم که مطبوعات در مقابل انتقاد حکم پلیس مخفى جامعه را دارد شما یک مأمورى را که می‌فرستید به فلان جا برود و رئیس اقتصاد آنجا را که در حدد ده پانزده کیسه قند بهش داده‌اند که این را چهارصد گرم چهارصد گرم با کوپن تقسیم کند و به مردم بدهید یا برنج را می‌فرستند و می‌گویند که تقسیم کن بین مردم وقتى که بگیرد یک کیسه‌اش را تقسیم کند و بقیه‌اش را ببرد به رفقایش بدهد این از چه وهم دارد از چه بیم دارد که مبادا این موضوع کشف شود؟ از این که یک مخبر روزنامه این را بردارد و بنویسد آن وقت وزارتخانه جلویش را بگیرد و او را تحت محاکمه و بازخواست قرار دهد و بگوید چرا برخلاف مقررات عمل کرده‌اى. این یکى. ولى وقتی که شما تمام این راه‌ها را مسدود کردید وقتى که این زبان‌ها را قطع کردید وقتی که نخواستنید مردم تظلم خودشان را بدهند و دادخواهى کنند و عرضحال خودشان را به وزرا و به مجلس بدهند آن وقت نمی‌شود از این هرج و مرج‌ها از این خلاف ترتیب‌ها از این بى‌رویه‌گى‌ها از این بى‌عدالتى و از همه این چیزهایى که ما می‌دانیم و دیده‌ایم و هر یک از آقایان نمایندگان ولایات هر کدام سه چهار تا پنج تا تلگراف توى جیب‌شان است و از این محضورات همیشه دارند و آن وقت یک کسى هیچ وقت نمی‌آید خودش را در محظور بیندازد و به آقا یک گزارشى بدهد بعد هم برود یک سال حبس بشود و به محض این که فلان مأمور گمرک به محض این که فلان مأمور اقتصاد به محض این که فلان مأمور شهردارى بر علیه خودش یک خبرى یک گزارشى دید فوراً مطابق این قانون یک عرضحال به محکمه می‌دهد بعد هم مى‌بینیم که پیشنهاداتى هم آقایان نمایندگان ضمیمه می‌کنند که خبرش را هم وقتى رفت به محکمه باز هم نتوانند بنویسند آن وقت باید برود به محکمه یک سال حبس بشود و یک صد هزار ریال جریمه نقدى و سه سال هم به توقیف روزنامه محکوم بشود. توجه می‌فرمایید آقا؟ اینجا همان طور که عرض کردم مطبوعات حکم یک پلیس مخفى را دارد و همین قدر که یک هیئت تفتیشیه که با یک مبلغ خطیرى وزارت راه یا پیشه و هنر و بازرگانى انتخاب می‌کند براى این که بروند به محل و ببینند عملاً دولت در فلان شهرستان با رعایا و با مردم چه عملى می‌کنند چه نوع رفتار مى‌کنند اینجا از طرف وزارت کشور از طرف وزارت دادگسترى یک هیئت تفتیشیه را مى‌فرستند به آذربایجان براى این که تفتیش کنند و آقاى نخست وزیر ببینند که عمال دولتى و مأمورین با مردم چه جور معامله می‌کنند همین حکم را دارد یک روزنامه یک روزنامه بى‌غرض و بى‌نظر یک روزنامه که مقصود و منظور شخصى و خصوصى نداشته باشد حکم همان هیئت تفتیشیه را دارد و همان طور که هیئت تفتیشیه با یک مخارج

+++

سنگینى این وظیفه را انجام می‌دهد آن روزنامه‌ها همین عمل را بدون خرج انجام می‌دهند پس دولت باید تشویق کند روزنامه‌ها را دولت باید به روزنامه‌ها کمک کند دولت باید روزنامه‌ها را پشتىبان خودش بداند براى این که نواقص را بگویند تا رفع شود نه این که اگر فرضاً در یک محلى از بى‌آبى سوختند. اگر روزنامه‌ها بنویسند که آقاى شهردار فلان محله تهران از بى‌آبى سوخت فورى بگویند توهین کرده است (نخست وزیر- بنویسند) آخر اگر بنویسند ممکن است بگویند این توهین به شهردارى است اگر گفتند بلدیه یک محله شهر را تاریک گذارده است اگر گفتند بعد از بیست روز سى روز چهل روز سرشمارى بالاخره الان هزاران اشخاص در شهر گرسنه و بى‌نان هستند این توهین به ادار‌ه آمار است (نخست وزیر- این طور نیست آقا) بنابراین نمی‌تواند اینها را بنویسد بگذارید جراید آزاد باشد در قسمت توهین و ناسزا در قسمت اول ماده که می‌نویسد ناسزا و هتک احترام و کسر اعتبارات اشخاص تا اینجا بنده موافقم ولى قسمت دیگر.

و مطلقاً هر گونه تحقیر و تخفیف یک نفر مأمور جز یا سر تحصیل‌دار فلان بلوک ابرقو رفت یک تعدى کرد و به جاى این که مازاد گندم فلان جا را به دولت تحویل بدهد فلان مقدارش را فروخت براى خودش دیگر نمی‌توانند بنویسند براى این که تحقیر است و مستوجب مجازات‌هایى است مستلزم یک سال حبس است این راه را باز نگذارید براى این که مردمان بد عمل و آن کسانى که از موقعیت همیشه سوء‌استفاده کرده‌اند ما دست آنها را باز می‌گذاریم براى این که اگر در سابق یک ترس و بیمى داشتند که مبادا فلان روزنامه برداشت نوشت در این محل که بنده هستم آبله مثل برگ درخت بچه‌هاى مردم را می‌کشد و سرم آبله نیست فوراً می‌گویند به اداره بهدارى توهین کرده‌اند (نخست وزیر- بنویسند آقا) مثلاً برداشت نوشت در آذربایجان آبله مردم را کشت و سرم نفرستادند (مصدق جهانشاهى- آذربایجان نیست) آقاى جهانشاهى خدا نکند در آذربایجان چنین خبرى باشد من بر فرض مثال عرض می‌کنم مقصودم این نبود که در آذربایجان خبرى شده به طور مثال عرض کردم این عبارت کش‌دار آخر ملاحظه بفرمایید هتک شرف نباید بکند خوب روزنامه باید قلمش پاک و عفیف و بى‌غرض باشد و بى‌نظر باشد و هتک شرف نکند بى‌احترامى نکند ناسزا نگوید ولى اگر به یک نفر اجازه بدهند بکند و به یک نفر هم اجازه ندهند که یک نقطه ضعفى که در جاى دولت هست بگوید یک چیزى را یادم آمد در سه چهار روز قبل خدمت آقاى نخست وزیر عرض کردم مردم بوشهر از گرسنگى می‌میرند جنازه‌ها توى کوچه‌ها افتاده است فرمودند دستور دادیم برنج بفرستند خیلى من امیدوار شدم که عجالتاً تا چند روزى بخور و نمیرى به آنها خواهد رسید به انبیا و اولیا دیشب کاغذ داشتم که هشتاد تن برنج بردند به شیراز و بعد از بیست روز معلوم شده که در خود شیراز برنج‌ها را فروخته‌اند تازه مأمورین را گرفته‌اند حبس کرده‌اند و تشفى قلب ما تنها این است که آنها را گرفته‌اند حبس کرده‌اند و تشفى قلب ما تنها این است که آنها را گرفته‌اند حبس کرده‌اند خوب دیگر ما نمی‌توانیم یک همچو تلگرافى را در روزنامه چاپ کنیم شما نمی‌توانید مطلع باشید که آن مردمى که دور از مرکز چشم‌شان به دست مجلس شوراى ملى است و به دست دولت است چه به حالشان می‌گذرد شما دیگر نمی‌توانید اطلاع داشته باشید که این مأمور که باید هشتاد تن برنج براى مردمان گرسنه ببرد برده است فروخته است براى خودش یک وقتى که مطبوعات در مضیقه و در فشار بودند اداره سانسور برایشان درست کردند همین اداره نامه‌نگارى که چنانچه همه مطلع هستند این اداره در نهایت شدت مطبوعات را زیر فشار گذاشت حتى اسم کسى را نمی‌گذاشت بنویسند (مشاور- خیر آقا این طور نبود) اجازه بدهید آقا شماها نماینده ملت هستید اینها درد دل ملت است ملاحظه فرمودید که همه دفترهاشان را بستند و جمع کردند و گذاشتند براى روزهاى آزادى براى این که آن قدر مته به خشخاش می‌گذاشتند در اداره نامه‌نگارى که الان این که عرض می‌کنم سندش در اداره روزنامه کوشش هست در ضمن یک شرحى که نوشته بودند این شعر گنجانده بودند که

+++

(رضا به داده بده وز جبین گره بگشا) مأمور سانسور که چشمش به این نام افتاده بود و نام رضا را دیده بود روى نام رضا خط قرمز کشیده بود و به جایش نوشته بود حسن به داده بده وز جبین گره بگشا (خنده نمایندگان) ملاحظه بفرمایید آقاى نخست وزیر مطبوعات دوره‌هایى گذراندند که حقیقت سخت بود آقاى اقبال رضا را زده بود به جایش نوشته بود حسن به داده بده یک همچو دورانى را مطبوعات طى کردند از شهریور به این طرف که آن روح آزادى دمیده شد بنده هم تأسف می‌خوردم که بعضى از جراید آن طور کرند و با شما هم هم عقیده هستم اما شما هم باید گذشت داشته باشید رسول اکرم صل الله علیه و آله می‌فرماید خوب‌هاشان را براى خدا بخواهید بدهاشان را براى ما (مشار- خدا پدرشان را بیامرزد به رسول اکرم هم وقعى نگذاردند) شما از نظر مقام ارجمندى که دارید از نظر مقام شامخى که دارید باید با نظر عفو و اغماض اینها را نگاه کنید اگر به شما خداى نخواسته یک ناسزایى گفتند من از طرف آنها پوزش می‌خواهم ولى بیایید این اصل کلى را اعمال کنید مطبوعات خدمتگزار مملکت هستند بنده مطبوعات خوب را عرض می‌کنم مطبوعات می‌توانند یک مقاله بنویسند و هزارجور خدمت بکنند آن وقت در خلال آن سطور هم ممکن است یک چیزى به کسى خوش نیاید آن وقت بگویند هتک احترام از فلان کس شده است که مثلاً فلان مأمور برنج را در شیراز فروخته و نگذاشته است به بوشهر برسد آن وقت ناشر آن روزنامه که روزنامه را مى‌آورد در خانه اشخاص می‌دهد او را هم می‌خواهید حبس کنید فرض کنید یک تلگرافى از بوشهر آمده است صاحب تلگراف و امضا کنندگان تلگراف نویسنده هستند به علاوه ناشر و نویسنده هر سه را تعقیب می‌کنید بنده تعجب می‌کنم مجلس شورای ملى توجه بفرمایند اگر حقیقت این برنج را برد در شیراز فروخت و حمل نکرد بارى مردم گرسنه آنجا این مأمور باید مجازات شود نه این که هم ناشر و هم نویسنده و هر سه این برخلاف عدالت است برخلاف انصاف است آن هم از هشت روز تا یک سال حبس آن هم به نظر دادگاه گذاشتن این خیلى زیاد است عرض کنم مطبوعات براى دولت می‌توانند یک مفتش بى‌خرجى باشند که خوب انجام وظیفه بکنند و اصلاحات را نشان بدهند و از این بى‌ترتیبى مأمورین گزارش به شما بدهند بنده در نتیجه بیست سال زندگى روزنامه‌نویسى چیزها دید‌ه‌ام و چیزها دارم افسوس می‌خورم که جایش در مجلس شوراى ملى نیست ولى یک وقتى ممکن است که بنده اینها را منتشر کنم که چه بى‌عدالتى‌هایى در ولایات و در نقاط دور دست به مردم مى‌شود و تنها راهى که دارند یک تلگرافى هم به یکى دو تا روزنامه و در این مقام دادخواهى بکنند و از آقایان نمایندگان استرحام می‌کنند که آقایان این طور به ما ظلم کرده‌اند حالا آقایان چرا آن قدر عصبانى هستید چرا بعضى از رفقاى عزیز من براى یک نیش کوچکى آن قدر عصبانى هستند به انبیا و اولیا قسم است که قلم‌هاى پاک هیچ وقت منظورى ندارند و خدمتگزار هستند چرا می‌خواهید این عمل را بکنید که نویسنده و ناشر را تحت تعقیب قرار بدهید ناشر و مدیر که گناهى نکرده است همیشه مرتکب را باید در نظر گرفت (افشار- پیشنهاد بدهید) بله بنده پیشنهاد می‌کنم ولى منظورم این است که زبان ملت را نباید بست این عمل یک راکسیونى خواهد داشت و عکس‌العمل خواهد داشت و براى دوره سیزده که تا امروز خدمات مهمى کرده و به خوبى انجام وظیفه کرده است که از هر جهت بهترین دوره‌هاى مجلس شوراى ملى بوده است به عقیده بنده پسندیده نیست که یک چنین قانونى را برعلیه مطبوعات بگذارند

وزیر کشور- بنده سه کلمه توضیح می‌دهم خیلى مختصر چنانچه روز گذشته توضیح دادم این عین ماده 34 سابق است با همان کلمات و جملات سابق بنده قرائت می‌کنم (هتک احترام و شرف و کسر اعتبارات شخصیت افراد یا هیئت مادامى که مرتکب از ثبوت آن عاجز باشد و مطلقاً هر گونه تخفیف و

+++

تحقیر خواه به معنى خواه باشد خواه به الفاظ نالایق مستوجب تهدید و سیاست خواهد بود. تعیین مجازات نشده (بعضى از نمایندگان - مواد بعد معین می‌کند) اگر میزان مجازات منظور آقایان است میزان را هم به هیچ وجه اضافه نکرده‌ایم در قانون مطبوعات که در سابق گذشته مجازات را تا پنج سال معین کرده ولى در این ماده معین نکرده در ماده بعدش براى توهین و ناسزا نسبت به انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى از یک روز تا هشت روز گذاشته است عین آن مدتى که در قانون سابق بوده اینجا گذارده‌ایم و چیزى نسبت به قانون سابق اضافه نشد‌ه اما این که آقاى صفوى نگرانى داشتند که ممکن است ما یک روزى توى روزنامه یک خبرى بنویسیم که تحقیر باشد براى کسى الفاظ یک معنایى دارد توهین یک معنایى دارد ناسزا یک معنایى دارد مثلاً اگر راجع به آب فلان محل نوشتند این تحقیر نیست البته شما نمی‌توانید بنویسید که فلان کس دزدى کرده است و البته قهراً این آدمى که می‌خواهد یک چنین چیزى را بنویسد بایستى یک تحقیقاتى کرده باشد آیا ممکن است بنویسد فلان استاندار دزدیده است این را بدون تحقیق باید گفت؟ مثلاً قضیه برنج بوشهر را البته باید بنویسند با نهایت صراحت که این برنجى که دولت تخصیص داده است به بوشهر از بین رفته است هیچ ممکن است تعقیب نکنند اما اگر بدون مطالعه نوشت که فلان استاندار دزدى کرده است و این طور نباشد این باید تعقیب شود چرا بایستى که بدون تحقیق نوشته باشد که بعد دچار زحمت شود و همین‌ها بوده است تاکنون که به اینجا رسیده است ممکن است یک خبرى برسد به آقاى صفوى بدون این که معلوم شد صحیح بوده است یا خیر بنویسند این البته مسئولیت دارد ولى وقتى که تحقیق کردند و خبر صحیح بود البته یک همچو خبرى را هر کس حق دارد به مدعى‌العموم بگوید اگر مدعى‌العموم هم تعقیب نکردخود مدعی­العموم تعقیب بشود این مانعی ندارد اما اشکال دیگرى که برایشان پیدا شده که نوشته شده است محرک. نویسنده. ناشر ملاحظه بفرمایید در تمام دنیا در تمام جراید یک مباشر اصلى دارد یک معاونى دارد و به موجب قانون مجازات عمومى همیشه محرک و کسانى که معاونت در جرم مى‌کنند اینها هم تعقیب باید بشوند الان هستند در این شهر که در یک گوشه نشسته‌اند و بچه‌هاى کوچک را می‌فرستند بروند دزدى کنند این محرک مسئولیت ندارد؟ تمام مسئولیت روى دوش محرک است یک کس دیگرى از این بچه اسباب دزدى را می‌گیرد و می‌برد بازار و می‌فروشد این مسئولیت ندارد آنچه هم که در اینجا نوشته شده است از اصول مسلمه قانونى است و هیچ انحرافى نشده است.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

مسعودى- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات (جمعى از نمایندگان- رأى رأى)

رئیس- رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهادها خوانده می‌شود)

پیشنهاد آقاى نقابت:

در صورتی که نویسنده یا مدیر روزنامه بتواند از عهده اثبات نسبتى که داده است برآید از مجازات معاف خواهد شد.

وزیر فرهنگ- این پیشنهاد را دولت قبول می‌کند.

نقابت- بنده خوش‌وقتم که دولت قبول کردند پیشنهاد بنده را.

پیشنهاد آقاى منشور:

پیشنهاد می‌شود به آخر ماده دو افزوده شود در دادگاه جنایى رسیدگى شود.

منشور- آقاى وزیر کشور تذکر دادند این قانون چیزى از آن قانون سابق نکاسته است و چیزى اضافه نکرده است و بنده تصدیق می‌کنم و با مراجعه به قوانین سابق بنده دیدم چیزى اضافه نشده است و فقط همان ماده اول است و بنده از موافقین این لایحه هستم و قبلاً هم خدمت آقاى نخست وزیر شخصاً عرض کردم که بایستى روزنامه‌ها محدود باشد و این موافقت براى این است که هر کس نباید در

+++

روزنامه هر چه دلش خواست بنویسد اما این محدودیت هم باید طورى باشد که از آن طرف هم هیچ نتوانند چیز بنویسند از آن طرف مسأله مجازات این مجازاتى که در اینجا معین شده براى روزنامه یک چیز فوق‌العاده زیادى است (نخست وزیر- از هشت روز است) بله از هشت روز تا سه سال وقتى که موضوع در یک محکمه کوچک‌تر مطرح می‌شود که قاضى آن قدر داراى تجربه نیست این خیال می‌کند که اگر مجازات را ببرد روى هشت روز تا یک ماه یا دو ماه این عدم انجام وظیفه کرده است می‌رود روى یک سال و دو سال به اضافه سابقاً مطابق قانون هیئت منصفه موضوع در دادگاه جنایی مطرح می­شد با حضور هیأت منصفه ولى اگر مواردى بود که محتاج نبود هیئت منصفه حاضر شوند و آن موقعى بود که توهین به اشخاص می‌شود که مربوط به مقام­شان نباشد ولى بنده معقتقدم که اگر موضوع به محکمه جنایى نرود و به محکمه جنحه برود قاضى رسیدگى کند و با کمال عجله رسیدگى کند اینجا یک نگرانی‌هایى پیش خواهد آمد که تصور شود قاضى ممکن است سرسرى رسیدگى بکند و البته وقتی که در محکمه رفت و ثابت کرد تبرئه خواهد شد بنابراین آنچه که از هشت روز مجازات دارد بایستى به محکمه جنحه برود ولى وقتی که تجاوز کرد شاید تا سه سال هم باید به محکمه جنایى برود و این که در اینجا نوشته شده برخلاف اصل است.

رئیس - خطاب به آقاى وزیر فرهنگ پیشنهاد آقاى نقابت را قبول کردید؟

وزیر فرهنگ - به قدرى واضح و روشن است که لازم به ذکر نیست و مسلم است.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى منشور موافقین برخیزند (تصویب شد).

پیشنهاد آقاى نراقى:

پیشنهاد می‌کنم در ماده دو در سطر سوم پس از جمله: هر گونه تخفیف و تحقیر نسبت به آنها این عبارت در پرانتز نوشته شود (در صورتی که صرفاً مربوط به زندگى شخصى و خصوصى و سیاسى آنها نداشته باشد که در آن حال رسیدگى با حضور هیئت منصفه به عمل خواهد آمد)

نراقى - در قانون اساسى تصریح شده است که جرایم مطبوعات و سیاسى با حضور هیئت منصفه باید رسیدگى به عمل آید در اینجا می‌خواهند به موجب این قانون یک ماده که تصویب شده است در سابق یک مقدارى از جرایم را می‌خواهند از آن زمره خارج کنند و با حضور هیئت منصفه قرار ندهند و یک محکمه کوچک‌ترى براى او قائل شوند این اصولاً صحیح نیست در قانون اساسى به طور کلى نوشته شده است که جرایم مطبوعات باید در حضور هیئت منصفه باشد حالا نظر آقایان این است که بعضى از این اتهامات که جنبه سیاسى و عمومى ندارد باید در محکمه عادى رسیدگى شود بنده عرضى ندارم و موافقت می‌کنم ولى تا آن حدى که توهین و حمله به شخصیت اشخاص شده باشد یعنى به یک شخصى بگویند تو در زندگى خصوصى خودت مرتکب این خبط‌ها شده‌هاى یا این معایب از تو سر زده است البته این در دادگاه‌هاى جنحه رسیدگى خواهد شد اما به یک فردى اگر گفتند که تواز وضعیت ادارى خودت سوء‌استفاده کرده‌اى و تجاوز کردى دیگر این را نمی‌شود به این دادگاه کوچک مراجعه شود و رسیدگى شود اگر حمله به زندگانى شخصى و حقوقى شده باشد طبق این قانون مانع نیست که رسیدگى شود در محکمه عادى جنحه اما اگر از نقطه‌نظر ادارى و سیاسى حمله شده باشد که آن شخص از مقام سیاسى و ادارى خودش سوء‌استفاده کرده این را نمی‌شود احاله داد به همین دادگاه‌ها به یک محکمه ساده کوچکى که یک نفر در آنجا قضاوت می‌کند در آن موقع لازم است که افکار و احساسات ملت ایران به وسیله هیئت منصفه در آنجا دخالت بکند این است که بنده پیشنهاد کردم بعد از جمله هر گونه تخفیف و تحقیر نسبت به آنها این عبارت توى پرانتز نوشته شود: در صورتی که صرفاً مربوط به زندگى شخصى و خصوصى آنها نداشته باشد در این صورت باید در دادگاه جنحه رسیدگى شود و این اتهامات بستگى با موقعیت سیاسى و ادارى آنها

+++

نداشته باشد که در آن حال با حضور هیئت منصفه طبق قانون اساسى باید به عمل بیاید این است که از آقایان استدعا می‌کنم با این پیشنهاد موافقت بفرمایند و الا با گذشتن این قانون هر نوع حمله به آقایان نمایندگان یا کسان دیگرى که متصدى مقامات بزرگ سیاسى و ادارى هستند بشود می‌کشند به محکمه ساده جنحه و آن اصل قانون اساسى و آن منظورى که در قانون اساسى است که باید احساسات عامه در این موقع دخالت بکند این از بین خواهد رفت‏

امیر تیمور- بنده با پیشنهاد آقاى نراقى مخالفم و تصور می‌کنم که منظور نماینده محترم آقاى نراقى کاملاً حاصل است و این پیشنهاد هم مورد ندارد زیرا این اصل مسلم و محرز است که آن اصل قانون اساسى سرجاى خودش محفوظ است و هیئت منصفه تشکیل می‌شود و ما نمی‌توانیم ملغى کنیم و این قانون به قوت خودش باقى است و قانون مطبوعات و قانون هیئت منصفه سر جاى خودش باقى است البته آن جرایم خاصى که مطابق قانون مطبوعات باید با حضور هیئت منصفه باشد همین طور هم عمل خواهد شد بنابراین منظور حاصل است و استدعا می‌کنم پیشنهاد خودتان را مسترد بفرمایید.

نراقى- در صورتی که دولت توضیح بدهد استرداد می‌کنم‏

امیرتیمور- دولت توضیح ندارد بدهد قانون اساسى که ملغى نمی‌شود آن جرایمى که باید برود به هیئت منصفه خواهد رفت و استدعا می‌کنم که این پیشنهاد را مسترد بفرمایند.

رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقاى نراقى موافقند قیام فرمایند (عده قلیلى قیام نمودند) تصویب نشد.

نراقى- خطاب به وزیر فرهنگ آقا شما مسامحه می‌کنید در توضیح دادن‏

پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند

امتیاز روزنامه را که قبل از این تاریخ کسى داشته تا وقتى که بعد از تصویب این قانون به او داده نشده دیگرى به نام آن روزنامه حق گرفتن امتیاز آن را نخواهد داشت.

مخبر فرهمند- در اطراف این موضوع بحث و مذاکره زیاد شده است و به عقیده بنده توضیح خیلى بیش از اینها لازم بوده است براى این که همین طورى که گفته شد قانون مطبوعات در واقع یک قانون اساسى است ما مطلب را روى سطح و وضعیت فعلى مطبوعات نگاه می‌کنیم فرض بفرمایید اگر یک روزنامه به یک نفر اهانتى کرده است ما قضاوت را می‌بریم روى آن نویسنده و آن شخص و حال این که مطلب این طور نیست مجلس شوراى ملى باید قانونى بگذارند براى مطبوعات کشور بایستى به طورى در اطراف این قضیه مطالعه شود که هیچ گونه نظرى در کار نباشد ما همین طورى می‌خواهیم قانون بگذرانیم بنده عقید‌ه‌ام این است که روزنامه‌هاى ما باید طورى باشد که اگر در جامعه روزنامه‌هاى دنیا بگذارند براى ما یک مقام پستى را قائل نشوند براى این که روزنامه نماینده افکار و رشد سیاسى یک ملتى است همین طور هم بایستى که در قانونگذارى این نظر تأمین شود و نگویند قانونى براى مطبوعات مملکت وضع می‌شود آن وقت در اطرافش دقت می‌کنند که نگویند مجلس روى احساسات رفت یا دولت یک نظریات خاصى داشت بنابراین ملاحظه بفرمایید اگر همان روز اول به قید یک فوریت تصویب شده بود و به کمیسیون می‌رفت در روز بعد از کمیسیون آمده بود و تصویب می‌شد آن عمل نشد و سه روز گذشته است و امروز به تصویب می‌رسد در صورتى که ممکن بود همان دیروز به تصویب برسد و کسى هم مخالفتى نکرده باشد و وقت مجلس و دولت هم که بایستى صرف کارهاى دیگرى بشود گرفته نشده باشد ما عجله و شتاب کردیم و مطلب همین طور ماند و وقت هم زیاد گرفته شد.

فرخ- ماده 63:

یک اشکال دیگر هم اینجا است که مجال صحبت داده نمی‌شود در مجلس هى گفته می‌شود ماده 63 ماده 63 (خطاب به آقاى فرخ) آقا ماده 63 براى بنده است (فرخ- براى همه است) بایستى مطالب گفته شود مجلس شوراى ملى براى بحث و مذاکره است بنده تصور می‌کنم که این شتاب و عجله بعد از گذشتن قانون و بعدها براى خود آقایان پشیمانى بیاورد

+++

و بنده تبصره پیشنهاد کردم که آن آقایانى که امتیاز روزنامه را قبل از این تاریخ داشته‌اند دیگرى به نام آن روزنامه حق گرفتن آن امتیاز را نخواهد داشت براى آن که داراى ارزش است و این را نمی‌شود از او گرفت بنده پیشنهاد کردم که این امتیاز را به کسى دیگر نمی‌توانند بدهند تا وقتى که آن صاحب از حق خودش صرف‌نظر نگند به دیگرى بدهند و اگر کس دیگرى آمد و خواست امتیازش را بگیرد و آن شرایط درش ملحوظ بود به نام دیگرى بهش روزنامه بدهند نه یک نامى که بنده سال‌ها براى خودم اتخاذ کرد‌ه‌ام (طباطبایى - همین طور هم هست آقا)

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند موافقین برخیزند (عده برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد آقاى مسعودى

دولت حق ندارد هیچ یک از مجلات و روزنامه‌ها را قبل از صدور رأى محکمه توقیف نماید.

مسعودى- عرض می‌کنم این مطلب البته بایستى مورد توجه آقایان باشد که فوق‌العاده تحت تأثیر و احساسات واقع نشوند البته آقایان توجه کرده‌اند به این که زیاد در این مورد بحث شد و مذاکره شد و در این دو جلسه دیده می‌شود آقایان خیلى موضوع را اهمیت می‌دهند و نسبت به مطبوعات با یک نظر خیلى بدبینى (نخست وزیر- این طور نیست این طور نیست) نگاه می‌کنند به همین چه عرض می‌کنم آقایان توجه داشته باشند که یک قانونى را می‌خواهند به تصویب برسانند باید با کمال متانت و آرامش بدون در نظر گرفتن چیزهاى خصوصى و شخصى باشد بنده تصور می‌کنم که یک قسمت از مذاکرات این دو روزه به واسطه احساساتى است که خود آقایان از نقطه‌نظر یک قسمت از روزنامه‌ها این احساسات را پیدا کرده‌اند (یکى از نمایندگان- این طور نیست - این طور نیست) چرا همین است به همین است به همین دلیلى که الان ملاحظه می‌فرمایید دارید این قانون شدید را موافقت می‌فرمایید و می‌گذرد و الا همین طور که آقاى وزیر کشور توضیح دادند خود آقاى وزیر کشور می‌فرمایند که ما در این ماده دوم هیچ چیز تازه نیاورده‌ایم بنده از خودشان سؤال مى‌کنم که اگر چیز تازه نیاورده‌اند این پیشنهادشان براى چه بود؟ خود آقاى وزیر کشور می‌فرمایند که تمام اینها در قوانین ما بود بنده به ایشان می‌گویم که چرا تا حالا عمل نکردند؟ نسبت به هتک احترامات و حیثیت و شرف اشخاص اگر اهانتى شده است چرا جلوگیرى نشده است؟ پس دولت‌ها در هر مورد در این مورد به خصوص نظرشان برود روى مطبوعات گذشته که مطبوعات گذشته نسبت به بعضى یک حرف‌هایى می‌زدند و عامه مطبوعات را نباید یکنواخت در نظر گرفت باید توجه داشته باشند که بعضى مطبوعات خوب هم بوده است البته موضوع مطبوعات یک موضوع مقدسى است مطبوعات را با مجلس کاملاً رعایت بکنند و متوجه باشند که این دو قوه بایستى با هم کار بکنند حالا مطابق این پیشنهاد بنده دولت حق ندارد قبل از صدور رأى محکمه روزنامه را توفیق نماید این البته ممکن است واضح باشد ولى اگر دولت تأیید کرد که قبل از صدور حکم محکمه حق ندارد توقیف بکند نظر بنده تضمین می‌شود و الا اگر غیر از این است خواهش می‌کنم رأى بگیرید.

وزیر کشور- اینجا آقاى مسعودى گفتند که اگر تغییرى در قانون سابق داده نشده چرا این لایحه‌اى را داده‌اند متأسفانه توضیحات بنده را لطف نفرمودند بنده عرض کردم در قانون سابق عین این مواد هست منتها راجع به مجازات فقط می‌نویسد سیاست خواهد شد و مجازات تعیین نکرده است (مسعودى - در مواد دیگر دارید) اگر قاضى بخواهد مجازات تعیین کند و رأى بدهد نمی‌تواند مجازات ماده دیگر را به این ماده بچسباند بنابراین تصور می‌کنم با تنظیم این ماده تمام عقاید تأمین است چون در آن ماده سابق نوشته است سیاست خواهد شد و میزان مجازات تعیین نشده است و اینجا میزان مجازات تعیین شد‌ه اما نسبت به پیشنهادشان

+++

فرمودند در این ماده اضافه بشود با پیشنهاد ایشان نمى‌توانم موافقت کنم چرا براى این که این ماده را که پیشنهاد کردند مخالف یک قسمت از قانون مطبوعات سابق است اگر اجازه می‌فرمایید که آن مواد را بنده اینجا یکى یکى براى آقایان بخوانم. (بعضى از نمایندگان- خیر رأى گرفته شود).

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى مسعودى موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد آقاى صفوى خوانده می‌شود:

در ماده دوم پیشنهاد می‌کنم نوشته شود: نویسنده در صورتی که بدون امضا باشد مدیر روزنامه.

رئیس- آقاى صفوى

صفوى- عرض کنم به طوری که بنده قبلاً مفصل در عرایضم عرض کردم اینجا در ماده دوم نوشته شده است که بدون هیچ گونه تخفیف نویسنده محرک و ناشر شامل هر سه نفر خواهد بود ممکن است ناشر چند نفر باشد و شامل همه باشد و یک مطلبى باشد که نویسنده به امضاى خودش نوشته است این برخلاف اصل است و عدالت که دیگران را بگیرند به عقیده بنده یک کسى وقتى یک مطبى را به یک کسى که نوشته است اگر بى‌امضا بود یا امضا مستعار داشت آن وقت مدیر روزنامه مسئول است و الا ناشر و محرک خیلى مشکل است پیدا کردنش پیدا کردن محرک ممکن است دچار زحمت بکند ممکن است بیست نفر سى نفر باشند پس پیشنهاد بنده این است که اگر امضا مسئول است اگر امضا نداشت مدیر روزنامه مسئول است.

جمعى از نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى صفوى موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد دیگر

طوسى- پیشنهاد عده 19 نفر از آقایان اعتبار- نیک‌پور- فیاض- مؤید ثابتى- دکتر ضیا- فرشى- ذوالقدر خلاصه 19 نفر:

پیشنهاد می‌کنیم به آخر ماده 2 شرح زیر افزوده شود:

در مدتى که روزنامه یا مجله تحت تعقیب واقع می‌شود آن روزنامه یا مجله یا جراید دیگر نمی‌توانند نسبت به شاکى یا محکمه که موضوع در آن مطرح است تا خاتمه محاکمه و اعلام رأى هیچ گونه نگارشى در روزنامه خود چه برله و چه بر علیه داشته باشند و چنانچه تخلف نمایند آن روزنامه و مجله قبل از صدور حکم محکمه توقیف می‌شود

رئیس- آقاى اعتبار

اعتبار- اساساً بنده خیال می‌کنم اینجا تمام آقایانى که موافق هستند با این لایحه حقیقتاً موافق ضمنى و موافق قطعى جراید هستند موافق پیشرفت مطبوعات هستند تصور نباید بشود به این که هر پیشنهادی که آقایان به نام مخالف با آن لایحه رأى نمی‌دهند حقیقتاً اینها نظر مخالفتى نسبت به مطبوعات دارند این طور نیست (صحیح است) بلکه ما و آقایان دیگرى که ما با این لایحه موافقت می‌کنیم همه این نظر را داریم که مطبوعات داراى یک مقامى باشد که حقیقتاً باید و شاید دارا باشد (صحیح است) و اما این پیشنهاد بنده و یک عده از آقایان البته باز هم روى این که راجع به مطبوعات وقتى که شکایتى شد از طرف یک نفر مدعى خصوصى و موضوع رفت به محکمه و آن روزنامه یا جراید دیگر رویه بى‌طرفى را حفظ کنند و نسبت به آن شخص شاکى تا روز اعلام رأى یا به همین طور نسبت به محکمه رویه بى‌طرفى و سکوت را اختیار کنند این به نظر بنده باز هم یک کمکى است به آن نظر و به آن رویه‌اى که آقایان گرفته‌اند نسبت به مطبوعات که باید رویه بى‌طرفى اتخاذ بشود و حقیقت آن طورى که باید و شاید از آن نظرى که هست رسیدگى بشود (طباطبایى- مقصود شما چیست آقا) مقصود ما این است که موقعى که یک نفر شاکى از یک روزنامه‌اى شکایت می‌کند به محکمه آن روزنامه بایستى سکوت اختیار کند نسبت به شاکى و نسبت به محکمه که موضوع در آنجا مطرح است و هیچ گونه رویه‌اى را برخلاف آن اتخاذ نکند تعقیب نکند فحش ندهد تا وقتى که محکمه با یک حال بى‌طرفى بتواند نتیجه رأى را اعلام بکند عرض

+++

کنم که براى شاکى چیزى نیست جز یک عرضحال که عرضحالش را به محکمه ولى براى روزنامه همان حربه در دستش است همان حربه که مورد و شکایت مردم است او در دستش است هیچ اشکال ندارد از فردا باز هم شروع می‌کند آنچه را هم که نگفته است باز در فردا می‌گوید (طباطبایى- خوب باز هم فردا به محکمه مى‌رود) اگر ما براى هر جرم یک دفعه محکمه را قائل بشویم حق به جانب آقا بود ولى نظر ما این بود که آن محکمه در موضوع این شکایت شاکى تحت تأثیر واقع نشود و آن شاکى بتواند به کار خود موفق شود.

وزیر فرهنگ- نظر به این که محکمه اگر بى‌طرف باشد و تحت تأثیر واقع نشود بهتر می‌تواند رسیدگى بکند دولت هم با این پیشنهاد موافق است.

عده‌ای از نمایندگان- مخالفیم‏

نقابت- بنده با این پیشنهاد مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

نقابت- بنده متأسفانه با این پیشنهاد مخالفم توجه بفرمایید یک محاکمه در مطرح است‏

صفوى- خبرش را هم می‌گویند در روزنامه ننویسند یعنى چه؟

نقابت- آقاى صفوى اجازه بدهید من که با شما موافقم یک قدرى صبر کنید.

این قضیه در محکمه مطرح است این محکمه ممکن است درش محاکمه مختارى باشد ممکن است محاکمه قبل عمده باشد ممکن است محکمه براى رسیدگى به اختلاس باشد ممکن است محاکمه کوچولو افترا نسبت به یک اشخاصى باشد محاکمه فرق می­کند اگر یک عملی برخلاف مقررات شده باشد این حق خواهد داشت که انتشار بدهد و اظهار عقیده کند مى‌فرمایید که آنها بد خواهند نوشت اگر آنها هم بد نوشتند از آنها هم شکایت مى‌کنند بنابراین چرا باید محدود کرد این کار خوبى نیست آقا و همان طور که بنده عرض کردم نباید زیاد تشدید کرد این یک تشدیدى است از طرف نمایندگان محترم نسبت به لایحه و خواهش می‌کنم پس بگیرند تأثیرى هم ندارد. (بعضى از نمایندگان- رأى رأى).

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد این آقایان موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

چند نفر از نمایندگان- چطور؟

هاشمى- 39 نفر رأى دادند عده هم نود و چهار نفر است.

رئیس- اکثریت نیست. تصویب نشد پیشنهاد آقاى اوحدى:

مجازات حبس از هشت روز تا شش ماه و مجازات نقدى از پانصد ریال تا پنجاه هزار ریال معین گردد.

اوحدى- عرض می‌کنم که با نظر اختصارى که دارم همین قدر عرض می‌کنم که اگر در قانون اساسى قوا را به سه قسمت منقسم نکرده بود و قوه اول و دوم و سوم را تشخیص نداده بود به عقیده بنده مطبوعات قوه او و دوم و سوم را تشخیص نداده بود به عقیده بنده مطبوعات قوه دوم بود این را عرض کردم که عقیده بنده براى آنهایى که می‌گوید ما قسم خورده‌ایم بدانند که بنده هم طرف‌دار مطبوعات هستم و این قانون هم مخالفت با مطبوعات نیست که دولت به مجلس آورده است (صحیح است) این قانونى را که دولت آورده است مخالف است با نویسندگان رذل و پست فطرت و وطن‌فروش (صحیح است) (نوبخت- این طور نیست آقا) این را براى آنها آورده است نه براى ضدیت با مطبوعات نه براى اختناق مطبوعات نه براى خراب کردن مطبوعات براى اینها نیست (صحیح است) این اشتباه است به این جهت است که مجلس و اکثریت مجلس با این لایحه موافق است در صورتی که همه آزادى خواهد هستند همه به قرآن قسم خورده‌اند همه وطن خواهند و همه استقلال وطن را مى‌خواهند و محترم می‌دانند (صحیح است) بنده فقط پیشنهاد کرد‌ه‌ام که این مجازات تخفیف پیدا کند این خیلى مهم نیست از هشت روز تا یک سال بنده تقاضا کرد‌ه‌ام از هشت روز تا شش ماه بشود. مجازات نقدى که از هزار ریال تا صدر هزار است من تقاضا کردم از پانصد ریال تا پنجاه هزار ریال باشد چون پایین بیاورید بهتر است

+++

اگر این موافقت بشود تصور می‌کنم ضرر و زیانى به جایى نداشته باشد ممکن است یک نفر روزنامه‌نگار یک مرتبه اشتباهاً یا سهواً تحقیرى کرد مورد محاکمه و محکومیت واقع شد انصاف نیست یک سال براى خاطر یک تحقیر حبس شود در ماده دوم این قانون هست این را صریحاً مى‌گویم این در تمام قوانین سابقه بوده است جا هست در قانون سابق مطلقاً هر گونه تخفیف و تحقیر مستوجب تهدید و سیاست خواهد بود پس این که مورد استعجاب بعضى از آقایان شده بود خیلى هم مورد استعجاب نباشد و این صریحاً در مواد قانون سابق نوشته شده است و هست و اسباب اشکال نخواهد بود دولت هم در اینجا نظر خاصى براى آوردن این قسمت‌ها ندارد و حالا اگر آقاى وزیر فرهنگ موافقت می‌کنند با آن تخفیف دیگر گفت و گویى نشود و رأى گرفته بشود و مذاکرات هم کافى است و بنده هم به نظریه خودم باقى خواهم بود.

وزیر فرهنگ- بنده به نظر مجلس واگذار می‌کنم.

طالش خان- یک مرتبه دیگر خوانده شود: (مجدداً خوانده شد)

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى اوحدى موافقین برخیزند (اکثر برخاستند) تصویب شد تبصره پیشنهادى آقاى انوار:

تبصره ذیل را پیشنهاد می‌کنم: مطبوعاتى که در تحت محاکمه واقع می‌گردند مادامی که رأى محکمه به اجرا نرسیده هیچ یک از مطبوعات مرکز یا شهرستان‌ها نمى‌توانند در این موضوع چیزى نگارش دهند در صورت تخلف یک سال توقیف خواهند شد.

هاشمى- رد شده است آقا این پیشنهاد

رئیس- آقاى انوار

انوار- اولاً بنده خیلى به اختصار عرض می‌کنم یک موضوعى را ناچارم خدمت آقایان عرض کنم که بعضى از آقایان خیال می‌کنند که ما در حال عصبانیت بودیم خدا شاهد است هیچ وقت ما عصبانى نیستیم و به همان حالتى که بودیم هستیم با کمال خونسردى آمدیم این رأى را دادیم پس این را تصور نکنند مخصوصاً آقاى صفوى که سال‌ها است من به ایشان ارادت دارم و نظرى ندارم خدا شاهد است مقصود اصلاح است ولى یک مطلبى را خواستم بنده عرض کنم که کم کم دارد نظامنامه به واسطه عدم توجه از بین می‌رود این پیشنهادى که آقاى اعتبار و چند نفر دیگر داده بودند این را دولت قبول کرد دولت که قبول کرد جز ماده می‌شود و بعد از آن که جز ماده شد اگر کسى مخالف است تقاضاى تجزیه مى‌کند مطابق ماده 99 نظامنامه که به جز اول رأى داده بشود و جز ثانى هم بعد رأى داده بشود خواستم توجه بدهم مجلس را به این که چون دولت این پیشنهاد را قبول کرد این جز ماده واقع شد زیرا دولت قبول کرد چون پیشنهاد در مجلس مورد قبول واقع شده است و دولت قبول کرده آقایانى که مخالف هستند در موقعى که رأى داده مى شود به ماده تقاضاى تجزیه می‌کنند اگر جز اول رأى داده می‌شود قبول است جز ثانى را اگر رأى ندادند رد می‌شود این است براى خاطر این که این شبهه از میان برود من آن عبارت را تغییر دادم و نوشتم اعم از این که مطبوعات مرکز باشد یا شهرستان‌ها در مرکز یک روزنامه‌اى منتشر می‌کنند رفت به محاکمه در اینجا منتشر نکنند در جاى دیگر منتشر بکنند این نمی‌شود این است که بنده پیشنهاد کردم مادامی که این روزنامه در تحت محاکمه است در مرکز و شهرستان‌ها بحث از این نشود تا این که محکمه آزادانه رأى خودش را بدهد آن وقت هر چه میل دارند بنویسند بنابراین تخلف هم اگر روزنامه بکند از این حکم یک سال توقیف می‌شود این هم پیشنهادى کیفرى است که بنده کردم حالا اگر همان را مطابق ماده 99 قبول می‌کنند چون دولت قبول کرده است رأى گرفته بشود به جز اول و به جز ثانى اگر چنانچه غیر از این است ثانیاً بنده تقاضا می‌کنم که این را با ورقه رأى بگیرند آقا (بعضى از نمایندگان- رد شد آقا) بنده که دو ساعت خدمت آقایان عرض کردم بنده اینجا شهرستان را اضافه کردم و یک سال هم مجازات توقیف تعیین کردم ما هم خودمان پرورش یافته این نظامنامه هستیم نگاه مى‌کنیم من غلط که

+++

پیشنهاد نمی‌کنم پیشنهاد کردم مطبوعاتى که در تحت محاکمه واقع می‌شوند مادامی که رأى محکمه به آخر نرسیده هیچ یک از مطبوعات مرکز یا شهرستان‌ها در این موضوع نبایستی چیزى نگارش دهند گفتیم که در صورت تخلف یک سال توقیف خواهد شد و تقاضا مى‌کنم رأى به ورقه گرفته شود

رئیس- این پیشنهاد آقاى انوار مطابق پیشنهادى است که شده بود قبلاً حالا اگر مایلید در این باب دو مرتبه بحث شود یا رأى گرفته شود؟

بعضى از نمایندگان- رأى بگیرید آقا رأى‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى انوار موافقین برخیزند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

رأى گرفته می‌شود به ماده دوم با تبصره که آقاى نقابت پیشنهاد کردند و دولت هم قبول کرده است آقایان موافقین برخیزند (اکثریت برخاستند) تصویب شد. ماده سوم پیشنهادى آقاى نقابت:

ماده سوم- به منظور حسن اجراى این قانون شوراى عالى فرهنگ آیین‌نامه تنظیم خواهد نمود که پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا گذارده خواهد شد رأى شوراى عالى فرهنگ به اکثریت قاطع است و هیچ یک از کارمندان شوراى مزبور حق ندارند رأى خود را به دیگرى برگزار نمایند.

هاشمى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس-بفرمایید

بعضى از نمایندگان- رأى- رأى صحبت ندارد

هاشمى- چرا صحبت ندارد. مطابق نظامنامه حق صحبت دارم. اولاً خیلى‌ها تصور کرده‌ایم که خیلى اظهار حرارت کرده‌ایم اینها در آتیه حسن اثر دارد؟ آدم با کمال متانت حرف طرف را مى‌شنود. بعد جواب می‌دهد بنده اینجا به طوری که عرض کردم ما نظر مخالفتى با دولت یا خیال تضییق نداریم (یکى از نمایندگان - این حرف‌ها چه چیز است آقا) نسبت به سابقه جراید هم ابداً بنده تزلزل ندارم چون به جهت این که به قول حافظ هفتصد سال قبل گفته است. با این همه از سابقه نومید مشو اما گاهى از طرز عمل یک چیزهایى پیش مى‌آید که کار را به تأخیر مى‌اندازد بنده پیشنهاد کردم که همین آیین‌نامه که نوشته مى­شود با شرکت کمیسیون دادگسترى و کمیسیون فرهنگ مجلس باشد که آنها هم موافقت بکنند ضمناً هم حق قانون‌گذارى خودمان را ادا کرده باشیم و در ضمن دو جلسه آقا قول می‌دهم که تصویب شود و چون جنبه جزایى دارد باید به کمیسیون دادگسترى هم برود و هم به کمیسیون فرهنگ (بعضى از نمایندگان - رأى بگیرید)

وزیر فرهنگ- این پیشنهاد آقاى نقابت را دولت قبول کرده است و فقط تقاضا می‌کنم جمله اول به منظور حسن اجراى این قانون را از اول ماده بردارند (صحیح است- صحیح است)

نقابت- بردارند. مانعى ندارد

رئیس- پیشنهادى آقاى هاشمى کرده‌اند که به کمیسیون دادگسترى و فرهنگ برود

یکى از نمایندگان- پیشنهادى که آقاى هاشمى فرمودند به کمیسیون مجلس و دادگسترى برود احتیاج ندارد

وزیر فرهنگ- پیشنهادى را که دولت قبول کرده است و قبلاً هم که به عرض مجلس رسیده است پیشنهاد آقاى نقابت است با حذف آن جمله اول (صحیح است)

هاشمى- به پیشنهاد بنده رأى بگیرید آقا

رئیس- در وهله اول به پیشنهاد آقاى هاشمى رأى گرفته می‌شود که ایشان پیشنهاد آقاى هاشمى رأى گرفته می‌شود که ایشان پیشنهاد کردند که این نظامنامه به نظر کمیسیون‌هاى دادگسترى و فرهنگ مجلس برسد و تصویب شود. موافقین با این پیشنهاد برخیزند. (عده کمى برخاستند) تصویب نشد

موافقین با ماده سوم با حذف جمله‌اى که آقاى وزیر فرهنگ اظهار‌نظر فرمودند برخیزند (اکثر برخاستند)

تصویب شد مذاکرات در کلیات دوم است. آقاى بیات‏

بیات- البته نظر مجلس شوراى ملى از تصویب این قانون چنانچه همه آقایان می‌دانند براى این است که واقعاً

+++

مطبوعات آن درجه و مقامى را که می‌بایستى در کشور دارا باشد داراى آن اهمیت خودشان باشد و اصولاً البته این قانون گمان نمی‌کنم هیچ اشکالى داشته باشد و به نظر کسى اشکالى برسد فقط نگرانى که شاید در بعضى از رفقا هست طرز اجراى این قانون است بنده می‌خواهم مخصوصاً این قسمت را به دولت متذکر شوم و استدعا کنم که در طرز اجراى این قانون واقعاً یک طرزى را در نظر بگیرند که به هیچ وجه من‌الوجوه تبعیض و نظریات خصوصى اعمال نشود بلکه حقیقت به طورى که نظر مجلس شوراى ملى و نظر عامه است یک قدمى بردارند که حقیقت آن اشخاصى که صالح‌اند و داراى صلاحیت هستند قلم را در دست بگیرند و این مملکت و این ملت را واقعاً به راه راست و صحیح هدایت کنند بنابراین با این تذکرى که عرض کردم مخصوصاً از آقاى وزیر فرهنگ هم همین طور تقاضا می‌کنم که نسبت به شوراى عالى فرهنگ البته بایستى این نظر را داشته باشند که از روى حقیقت و صلاحیت هر گونه امتیازى که داده مى‌شود داراى آن نظرى باشد که مجلس شوراى ملى و مردم دارند و آن نظر ملحوظ و اجرا شود و اگر یک قدم از آن نظر دور بشوند به نظر بنده تأثیر این قانون و این نظریات به کلى از بین خواهد رفت و مخصوصاً تذکر می‌دهم که ماها حقیقتاً در این قانون ناظر هستیم و نظارت کامل خواهیم کرد و اگر از قدم اول یک قدم کجى گذارده شود بنده که به سهم خودم از قدم اول مخالفت خواهم کرد و سعى خواهیم کرد که این قانون آن طور که نظر مجلس و نظر مقنن است به همان ترتیب اجرا بشود و انتظار دارم که دولت در این قسمت توجه دقیق بفرمایند و شوراى عالى فرهنگ هم به یک صورت تام و تمامى تشکیل شود و با یک نظر دقیقى دقت کنند و صلاحیت را تشخیص بدهند که این نظریاتى که هست ملحوظ بشود و این نظریاتى که هست براى مملکت و کشور مهم است و مفید و محترم است و همان طور که گفته شد داراى اهمیت فوق‌العاده است و با منظور عمومى باید تطبیق شود.

بعضى از نمایندگان- کافى است- کافى است‏

نخست وزیر- بیاناتى را که آقاى بیات فرمودند کاملاً مورد توجه دولت است (صحیح است) دولت هم همین نظر را دارد که شوراى عالى فرهنگ از اشخاص صالح و بى‌غرض تشکیل شود و مسلم است این حق هم براى آقایان نمایندگان هست که اگر دیدند یک اعمال غرضى شد البته سؤال می‌کنند استیضاح می‌کنند و حق خودشان را اجرا می‌کنند.

رئیس- آقاى مؤید احمدى‏

بعضى از نمایندگان- کافى است مذاکرات‏

عده دیگر- براى رأى کافى نیست.

معدل- حالا که آقاى مؤید احمدى از جاى خودشان برخاسته‌اند بگذارید حرف‌شان را بزنند.

جمعى از نمایندگان-بفرمایید. بفرمایید

مؤید احمدى- خیلى متأسفم که از رفقاى سابق کسى اینجا نیست (یکى از نمایندگان- آقاى انوار هستند) آقاى انوار در دوره سوم نبودید بنده بودم آقاى دکتر قزل ایاغ بودند. (دکتر قزل ایاغ- بلى بنده هم بودم) و شما هم بودید آقاى دکتر. عرض می‌کنم یک قانونى که می‌گذرد این طور نبود که در کلیات یک قانون یک نفرى حرف بزند و بعد بگویند کافى است...‏

فرخ- عقیده مجلس این است که بس است و کافى است مؤیدى احمدى خیلى خوب عرض می‌کنم که حضور مبارک عالى به عقیده بنده این قانونى را که به مجلس آورده‌اند در کابینه مرحوم فروغى و کابینه سهیلى اگر خاطر آقایانى باشد یک قانون بزرگ پیشنهاد کرده بودند که خیلى فشار به مطبوعات آورده بودند آوردند در جلسه خصوصى و آنجا مطرح کردند همه آقایان مخالفت کردند و پس گرفت و برد و این دو ماده را که دولت فعلاً آورده است به عقیده بنده دو عیب در قانون سابق بود و این را باید انصاف داد یکى در ماده مجازاتیش بود که نوشته‌اند سیاست می‌شود سیاست مى‌شود این هیچ معنى نداشت شاید در دوره اول در سال 1326 سیاست آن وقت می‌دانید که چه معنى داشت؟ سیاست‌هاى دوره استبدادى بود گوش‌برى بود دماغ‌برى

+++

بود چوب زدن بود آن وقت هم نوشته‌اند سیاست می‌شوند البته این یک ماده خیلى بدى بود و قابل اصلاح بود و خوب هم اصلاح کردند و بنده در آن ماده حرفى ندارم هر قانونى را که شما توجه بفرمایید مى‌بینید به محکمه مى‌گویند از هشت روز تا دو سال یا یک سال چرا؟ براى این که تقصیرات فرق دارد. یکى یک عبارت بدى گفته است البته باید حد اعلاى مجازات باید بشود ولى یک کسى حد کمى گفته باید 8 روز مجازات بشود لیکن در ماده اول براى شوراى عالى معارف اشکال تولید می‌شود چرا؟ براى این که حالا هم شوراى عالى معارف هست با این که اعضاى آن مردمان خیلى خوبى هستند و بنده اغلب‌شان را مى‌شناسم مردمان خیلى خوب هستند ولى این اشکال هم براى آنها باقى است که میزان مالى را چقدر معین کنند علمى را چقدر معین کنند این است که ما پیشنهاد کردیم یک حدى معین کنند که شوراى عالى فرهنگ هم تکلیفش را بداند و مطابق آن عمل بکند و تا حالا هم این اشکال براى آنها باقى است و رفع اشکال نشده است باید دولت پیشنهاد بکند که علمى تا چه اندازه و مال تاچه اندازه باشد تا این که براى شوراى عالى فرهنگ اشکالى نباشد و این اشکالش هنوز هم باقی است.

رئیس- عرض کنم که یازده نفر از آقایان تقاضا کرده‌اند که با ورقه رأى گرفته شود مطابق ماده 77 بنابراین با ورقه رأى گرفته می‌شود موافقین ورقه سفید می‌دهند.

(اخذ آرا به عمل آمده 68 ورقه سفید و 3 ورقه کبود و 5 ورقه‌ى امضا علامت امتناع شماره شد)

رئیس- عده حضار در موقع رأى نود و دو لایحه به اکثریت 68 رأى تصویب شد.

(ورقه سفید علامت امتناع 5)

(اسامی موافقین آقایان: مسعودی خراسانی-روحی- فرخ- خلیل حریری- حیدرعلی امامی- جلالی- ملک­زاده آملی- علی­قلی هدایت- مرتضی قلی بیات- دکتر میرزا آقا ضیا- غلامحسین فرشی- سید محمد طباطبایی- مکرم افشار- ملک­مدنی- حبیب­الله- لاریجانی- محمود عزیزی- جهانشاهی- فتوحی- فروهر- محمدتقی شیرازی- عطاالله پالیزی- مهدی نمازی- نصرتیان- خسرو شاهی- حسین افشار- محمدتقی رفیعی- محمدرضا اردبیلی- رستم گیو- چایچی- مهدی ملک­زاده- دکتر عباس مودب نفیسی- گودرزنیا- اصفهانیان- اعتبار- نیک­پور- محیط لاریجانی- یاراحمدی- شهدوست- طباطبایی- نائینی- محسن صدر- دهستانی- سید احمد بهبهانی- عیسی مشار- فرمانفرماییان- فریدونی- انوار- دکتر طاهری- پارسا- کازرونیان- بوداغیان- دکتر لقمان نهورای- اقبال- موقر- موید ثابتی- معتضدی- اوحدی- اصفهانی- دکتر غنی- فیاض- افخمی- دکتر قزل ایاغ- صفاری- ثقةالاسلامی- نقابت- لیقوانی- ه-پالیزی- ابراهیمسمیعی- لایقرا یک ورقه

اسامی مخالفین- آقایان: نراقی- طوسی- صفوی.

ورقه سفید علامت امتناع 5)

بعضى از نمایندگان- ختم جلسه‏

3- تعیین موقع براى جواب استیضاح از طرف آقاى نخست وزیر

نخست وزیر- بنده خواستم جواب استیضاح آقاى امیرتیمور را امروز بگویم ولى چون وقت گذشته است براى جلسه آتیه یعنى جلسه سه‌شنبه هشتم دى حاضر براى جواب خواهم بود.

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

رئیس- اجازه مى‌فرمایید جلسه را ختم کنیم؟

جلسه آتیه روز سه‌شنبه هشتم دی ماه سه ساعت قبل از ظهر دستور هم استیضاح

(مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى

+++

قانون‏

اصلاح قسمتى از قانون مطبوعات‏

ماده اول- از تاریخ تصوب این قانون کسانى می‌توانند صاحب امتیاز یا مدیر یا سردبیر روزنامه یا مجله باشند که علاوه بر شرایط مقرره در قانون مطبوعات مصوب 6 محرم 1326 صلاحیت آنان را از لحاظ تمکن مالى و سرمایه علمى و اخلاقى شوراى عالى فرهنگ با رعایت نوع روزنامه یا مجله که می‌خواهند منتشر کنند و سمتى که در آن خواهند داشت تصدیق نماید صاحبان امتیاز و مدیران و سردبیران فعلى روزنامه‌ها و مجلات نیز مشمول این قانون می‌باشند و هیچ کس نمی‌تواند بیش از یک امتیاز یا مجله داشته باشد.

ماده دوم- ماده 34 قانون مطبوعات مصوب 6 محرم 1326 به طریق زیر اصلاح می‌شود:

ماده 34- توهین و ناسزا و هتک احترام و شرف و کسر اعتبارات افراد است هیأت‌ها و مطلقاً هر گونه تخفیف و تحقیر نسبت به آنها با شکایت مدعى خصوصى در دادگاه جنحه (و خارج از نوبت) مطرح و محرک و نویسنده و ناشر از هشت روز تا شش ماه حبس و از پانصد ریال تا پنجاه هزار ریال جریمه نقدى و هشت روز تا سه سال به توقیف روزنامه محکوم خواهد شد و دادگاه می‌تواند متخلف را به یک یا هر سه مجازات مذکور محکوم نماید.

در صورتی که جرایم مذکوره به وسیله اوراق چاپى یا هر گونه اوراق دیگرى به عمل آمده باشد با مراجعه مدعى خصوصى آن اوراق ضبط و محرک و نویسنده و ناشر آن نیز مشمول مقررات فوق خواهند بود.

تبصره- در صورتی که نویسنده یا مدیر روزنامه بتواند از عهده اثبات نسبتى که داده است برآید از مجازات معاف خواهد شد.

ماده سوم- شوراى عالى فرهنگ آیین‌نامه تنظیم خواهد نمود که پس از تصویب هیئت وزیران به موقع اجرا گذارده خواهد شد رأى شوراى عالى فرهنگ به اکثریت قاطع است و هیچ یک از کارمندان شوراى مزبور حق ندارند رأى خود را به دیگرى برگذار نمایند

این قانون که مشتمل بر سه ماده است در جلسه سوم دی ماه یک هزار و سیصد و بیست و یک به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفندیارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293990!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)