کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17
[1396/05/29]

جلسه: 12 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و نهم خرداد ‌ماه 1331  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون تحقیق راجع به اعتبارنامه آقای حائری‌زاده و تصویب آن

3- استرداد آقای شهاب خسروانی مخالفت خود را با نمایندگی آقای کریمی و اعلام تصویب آن

4- اعلام تصویب نمایندگی آقای دکتر بقایی از تهران پس از استرداد مخالفت آقای میر‌اشرافی

5- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای رفیع‌ از طوالش و تصویب آن

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏17

 

جلسه: 12

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه بیست و نهم خرداد ‌ماه 1331

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون تحقیق راجع به اعتبارنامه آقای حائری‌زاده و تصویب آن

3- استرداد آقای شهاب خسروانی مخالفت خود را با نمایندگی آقای کریمی و اعلام تصویب آن

4- اعلام تصویب نمایندگی آقای دکتر بقایی از تهران پس از استرداد مخالفت آقای میر‌اشرافی

5- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای رفیع‌ از طوالش و تصویب آن

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و چهل دقیقه صبح به ریاست آقاى اورنگ تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس - اسامى غایبین به عرض می‌رسد

 (به شرح زیر قرائت شد)

غایب با اجازه آقاى امام جمعه تهران‏

غایبین بى‌اجازه آقایان: حاج سید ابوالقاسم کاشانى - دکتر حسین فاطمى - محمد‌على دادور - دکتر سنجابى مهندس حسیبى - دکتر شایگان - سید‌باقر جلالى‌موسوى‏.

رئیس - در صورت جلسه صحبتى دارید آقاى مکى؟

مکى - راجع به غیبت آقاى دکتر حسین فاطمى خواستم توجه هیئت محترم رئیسه را جلب بکنم که ایشان مریض هستند و چنانچه رادیو هم خبر داد ایشان دو سه روز است که عمل کرده‌اند و براى معالجه رفته‌اند از این جهت غایب بى‌اجازه نیستند.

رئیس - مرقوم بفرمایید اجازه داده می‌شود تصحیح می‌شود. آقاى حائرى‌زاده در صورت مجلس نظرى دارید؟

حائرى‌زاده - یک جملاتى در قسمت مذاکرات بنده تطبیق نمى‌کرد و اداره تندنویسى هم البته تقصیرى نداشت چون من یادداشت‌هایى نداشتم و بدون یادداشت صحبت می‌کردم این را تصحیح می‌کنم می‌دهم به اداره تندنویسى که تصحیح شود.

رئیس - بسیار خوب، آقاى خسرو قشقایى‏.

خسرو قشقایى - آقا یک قضایاى مهمى راجع به فارس هست که بنده می‌خواهم عرض کنم چون خیلى فوریت دارد.

رئیس - قبل از تصویب صورت مجلس؟

خسرو قشقایى - بله‏.

رئیس - بگذارید صورت مجلس تصویب شود بعد بفرمایید.

ناصر ذوالفقارى - بعد هم نمی‌شود مطابق آیین‌نامه‏.

رئیس - در صورت مجلس مقطوعاً نمی‌شود

خسرو قشقایى - لازم است آقا.

رئیس - در صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد)

صورت مجلس تصویب شد، آقاى حائرى‌زاده‏.

2- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون تحقیق راجع به اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده و تصویب آن‏

حائرى‌زاده - من در سرسرا که بودم بعضى از رفقا با من صحبت کردند که ممکن است صحبت طولانى بشود و بعضى اعتبارنامه‌هاى دیگرى هست که مى‌خواهند استرداد بکنند و حرف و صحبتى ندارد

اول آن کار انجام شود بعد بنده صحبت کنم گفتم اگر رفقا توافق کرده‌اند براى استرداد بنده بعد صحبت می‌کنم و اصرارى ندارم‏.

نبوى - اگر استرداد کرده‌اند بهتر است اول آنها خوانده شود.

رئیس - هنوز به بنده نرسیده است هر آن که برسد بنده اعلام می‌دارم‏.

حائرى‌زاده - بنده خیلى مختصر می‌کنم عرایض خودم را احتمال می‌دهم که یک ساعت هم نشود یک یادداشت‌های ‌فهرست‌مانند نوشتم و ظرف چند روز هم یک مشت تلگرافات و کاغذهایى رسیده است که ابراز احساسات شده و به علاوه یک اطلاعاتى راجع به جناب آقاى فرامرزى رسیده است که بنده نتوانستم باور کنم و در عین حال یک قسمت‌هایى از آن را براى آقایان ضمن عرض مطالبى می‌خوانم‏.

لاحیاء فى الدین‏

در امور عمومى محافظه‌کارى خطاست تمام دوستان من می‌گویند که فرامرزى را همه مى‌شناسند شخصى است مادى و از حقیقت بهره و نصیبى ندارد دلیل بداخلاقى و بوقلمون صفتى فرامرزى همین بس که خود در یک جلسه موفقیت انتخابات ورامین را مدیون مساعدت و کمک مکى می‌داند و در همین مجلس دو روز بعد حق مکى را کف دستش می‌گذارد از چنین شخص بى‌مسلک چه توقع دارید و اگر مخالفت با اعتبارنامه او نشده بود هرگز این مطالب چرند را نمى‌گفت.

من تصدیق دارم که حقیقت همین است ولى چون براى مبارزه با فساد مصمم شده مجبورم آنچه صلاح است بگویم مردم خوب تشخیص می‌دهند و از روزی که با اعتبارنامه آقاى فرامرزى مخالفت کردم تا به حال علاوه بر ابراز احساسات حضورى و تلفنى مکاتب و تلگرافاتى که بعضى از آنها را تقدیم مقام ریاست مى‌کنم به من رسیده است و عقیده ندارم در مسائل عمومى محافظه‌کارى بشود و صدى هشتاد خرابى مملکت ما در نتیجه سکوت و

+++

محافظه‌کارى مردم شده و اگر به دستور اسلام امر به معروف و نهى از منکر شده بود امثال فرامرزى به خیال دخالت در امور جمهور نبود و مقالات در یک شب براى دو روزنامه مخالف یکدیگر مى‌نوشت و ارتزاق می‌کرد و سنگرى براى غارتگران و قاچاقچیان نمی‌شد.

البته در امور شخصى انسان باید با‌حیا و با‌گذشت باشد ولى در امور عمومى بر‌خلاف بایدخیلى صریح‌اللهجه و سخت و سمج باشد این درس را از اجداد خود دارم که زیر بار امثال یزید و معاویه نرفتند و قیام و مقاومت در مقابل ظلم و بى‌قانونى کردند. یکى از مسائل که بحث موضوع شیعه و سنى است باید توضیح داده شود که قصد من توهین به یک طریقه و فرقه‌اى از فرق اسلامى نبوده و نیست و همه می‌دانند در آزادى فکر و عقیده من درجه افراط را دارم و همیشه سعى داشته و دارم که علاوه بر اتحاد فرق اسلامى ملل شرقى با یکدیگر متحد بوده و جلو مظالم دشمنان آزادى بشر مقاومت کنند و اگر در لار نزاع به اسم شیعه و سنى آقاى فرامرزى درست کرد نزاع طبقه قاچاقچی‌ها با مردمان صالح بود مربوط به اختلاف شیعه و سنى نبود و در ورامین که پرونده ایشان حکایت از این اختلاف داشت و در ضمن نطق خود گفتم رجحان فرقه شیعه بر سنى یا بالعکس نبود از ادله دخالت دستگاه دولت در امر انتخابات بود فرامرزى حق نداشت با مغالطه و سفسطه یک حقیقت را به شکل دیگر جلوه دهد. در همین مجلس شخصى طرف سوء‌ظن من مى‌باشند که وجود آنها براى دخالت در امور عمومى مفید نیست ولى فقط از همکارى با ایشان احتراز می‌کنم و وقت مملکت را با مباحثات انتقادى اشغال نمى‌کنم زیرا که میل ندارم اشخاصى که براى منافع خصوصى به‌واسطه ضعف نفس و لغزش حاصل کرده طرف حمله قرار دهم فقط با اشخاص بوقلمون صفت و فاسد که اسلام آنها را منافق دانسته و براى حیات جامعه خطرناکند تصمیم دارم مبارزه‌اى را که شروع کرده ادامه دهم که فرد اکمل آنها فرامرزى است. من همه ایرانى‌ها را علاقه‌مند به وطن خود می‌دانم ممکن است با یکدیگر اختلاف فکر و سلیقه داشته باشند ولى خائن به ملت و مملکت خود نیستند و این سمپاشى که جناب فرامرزى فرمودند باید به قلم ایشان و نطق ایشان مراجعه شود. در هر موقع قدرتى بروز و ظهور کند فورى رنگ و شکل آن را اتخاذ کرده متظاهر به آن وصف و عنوان می‌شوند اگر دیکتاتورى قدرت دارد نطق‌ها و خطابه‌ها و مقالات در وصف آنها مى‌گویند و مى‌نویسند و اگر قواى اجنبى در ایران سلطه و اقتدار دارد فوراً خود را نزدیک کرده و آتش بیار معرکه می‌شوند این دله‌هاى سیاسى با این که طرف اعتماد هیچ کس نیستند لباس جاسوسى می‌پوشند و از پشت پرده سیاست خبر می‌دهند. دیگران را مرعوب کرده بر خر مراد سوار می‌شوند. اگر نظر اجمالى به نطق‌ها و مقالات ایشان در این مدت که وارد سیاست شده‌اند بشود حقیقت عرض من ظاهر خواهد شد راجع به این که آقاى فرامرزى از دوره چهارم مجلس که من را شناخته احساس کراهت کرده است بیشتر سوء‌ظن من را تأیید می‌کنند زیرا که نغمه مبارزه با انگلستان و آزادى بحرین را من در مجلس چهارم ایجاد کردم و ایشان که استشهادى در دست داشتند و خود را نماینده مظلومین بحرین معرفى مى‌نمودند نزد من محترم بودند و چون خود را غارت شده شیخ بحرین معرفى می‌کردند نزد رجال آن روز مملکت مانند مرحوم مشیرالدوله و مستوفى‌الممالک و دیگران سفارش می‌کردم که شغلى و معاشى به ایشان داده شود.

حتى طرح قانونى باکمک مرحوم کازرونى تهیه کردیم که یک نفر وکیل جهت بحرین بر جدول انتخابات افزوده شود و عقیده داشتیم که این ملا عبدالرحمن یا دیگرى که خود را غارت شده شیخ بحرین و نماینده مظلومین آن حدود معرفى می‌نمود به عنوان نماینده بحرین در مجلس وارد شود. من در این چند روز در کاغذهاى خودم که می‌گشتم به چند چیز برخوردم یکى همین طرح قانونى بود که با امضاى سى و پنج و شش نفر در دوره چهارم تقدیم کردم چون یکى از امضاکنندگان کسى بود که بعد امضاى خود را پس گرفت و با مداد‌ پاک‌کن پاک کرد و دیگرى هم قلم سیاه کشید از این جهت تعقیب نکردیم و تعقیبش راکد ماند و همین موضوع طرح راجع به بحرین بود که در جدول انتخابات نماینده مخصوص جزیره بحرین بعده وکلا مجلس که عده‌ایى آن را امضا کرده‌اند من از آقاى فرامرزى ممنونم که مرا مجبور کردند وادار کردند که به کاغذهاى خودم مراجعه بکنم و این کاغذ را پیدا بکنم (فرامرزى - شما براى خوش جنسى هیچ وقت تنبل نبودید آقا) من به وظیفه خودم همیشه عمل کرده‌ام. من ابداً منفى‌باف نبودم و همیشه نقشه مثبت داشته چون طرفدار حقیقى براى اجراى نقشه مثبت کمتر داشتم مجبوراً صف اقلیت را اختیار می‌کردم و با هر تیپ و دسته که کمک به آزادى فکر و عمل و قدرت قانون بود حمایت کردم و فرمایش و مقالات ایشان ابداً در روح من اثر نداشته مثل ایشان ابن الوقت نبوده و مادیات را طرف توجه قرار دهم. ضمناً یک طرح دیگرى پیدا کرده‌ام که این طرح باید گراور شود چون این طرح تاریخى است موقعى که در مجلس پنجم رئیس‌الوزراى وقت مملکت را کشانده بود به نام جمهورى و آن بازى‌ها را در آورده بود یک طرحى تهیه کردیم براى تعقیب رئیس‌الوزراى وقت و آن طرح را رفقاى اقلیت آن دوره آنهایی که در مجلس حضور داشتند امضا کردند که امضاى مرحوم مدرس مرحوم عراقى مرحوم کازرونى مرحوم سید حسن خان زعیم بهبهانى رفقایى که داشتیم امضاى همه هست این طرح ماده واحده‌اى است به این مضمون «مادام که قانون مسئولیت وزرا به تصویب مجلس شوراى ملى نرسیده هر وقت 15 نفر از نمایندگان محاکمه وزیرى را که شاغل کرسى وزارت است تقاضا کنند مجلس شوراى ملى کمیسیون تحقیقى مرکب از شش نفر منتخبین شعب براى رسیدگى به اسناد و دلایل نمایندگان فوق‌الذکر تعیین خواهد کرد در صورتى که پس از اصغاى راپورت کمیسیون این دلایل تعقیب را کافى دانست امر به تعقیب خواهد داد و مدعى‌العموم نیز مکلف است که بدون فوت وقت وزیر متهم را در دیوان تمیز تعقیب کند وزراى مستعفى محتاج به قرار تعقیب از طرف مجلس نیست و مطابق اصول محاکمات جزایى به عمل خواهد آمد» این طرح را بنده تهیه کردم امضاى بنده هم اولین امضایى است که شده است و خطش هم خط منشى بنده است که حالا در تهران نیست و در ولایات است من همیشه نقش مثبت داشته‌ام و وقتى هم که رفیق و طرفدار نداشته‌ام جنبه منفى را می‌گرفتم بنده هوچى و منفى‌باف نبوده و نیستم براى مثال عرض می‌کنم در دوره پانزده که کاندید اهالى یزد بودم و دیگران تحمیل به یزد شدند دوستان یزدى من کراراً مراجعه نمودند که با اعتبارنامه نمایندگان تحمیلى یزد مخالفت کنم نظر به این که ممکن بود تصور شود مخالفت من جنبه خصوصى دارد مخالفت نطقى نکردم و یزدی‌ها به وسیله یکى از فرزندان تیمورتاش با آقاى فرامرزى تماس گرفته و ایشان عهده‌دار مخالفت شدند و اسناد یزدی‌ها که منجمله یک ورقه چک با امضاى یکى از نمایندگان تحمیلى که حاکى از تطمیع بود به ایشان تسلیم شد و ایشان دو‌سره بار کردند و حیاط مسکونى فعلى ایشان تقریباً از این پول خریدارى شد اگر به پرونده انتخابات یزد دوره پانزدهم و تاریخ خرید عمارت ایشان و نطق و بازی‌هاى مجلس ایشان مراجعه شود قضیه روشن خواهد شد. آقاى فرامرزى اگر من هر روز در صفى بودم آن صف، صف آزادى و عدالت بود و دوستان من از من خیانت ندیدند در مبارزه جمهورى قلابى پانزده نفر اقلیت مجلس بودیم و جنگ بزرگ خطرناکى بود هم وعده پول و مقام از طرفین بود و هم خطر مرگ از یک طرف اغلب رفقا رفتند و فعلاً در این دنیا نیستند ولى چند نفر آنها منجمله آقاى اخگر در مجلس حاضر است و در خارج مجلس آقاى حاج میرزا هاشم آشتیانى بزرگ و برادر مرحوم آقا میرزا مصطفى اول شهید صدر آزادى ایران از دوستان شبانه‌روزى مرحوم مدرس از دوره دوم تا زمان شهادت بوده و الساعه در منزل بسترى و معاشرت با مردم ندارد و یکى آقا سید محى‌الدین مزارعى در شیراز هست که هر سه گوهر گرانبها هستند هنوز دوستى من با آقایان محفوظ و اعتمادمان نسبت به یکدیگر کما فى السابق باقى است حتى در چندى قبل دو جلد کتاب حضرت آشتیانى به این عبد حقیر بی‌سواد مرحمت فرمودند که از یادگارهاى گرانبهاى ایشان در کتابخانه من محفوظ است. آقاى فرامرزى من ابن‌الوقت نیستم و خیلى مسرورم که صف شما با من جداست شما با صف خود آقایان متین دفترى، دکتر هومن، مکرم، دکتر طاهرى، و امثال این آقایان و سایر نوکرهاى مختارى محشور باشید و همیشه دیوار بلندى فاصله بین من و شما باشد مطاع کفر و دین بى‌مشترى نیست حشر محبان على با على لکم دینکم ولى‌الدین در جلسه سابق تاریخ مختصرى از همکارى با مرحوم سلیمان میرزا و مدرس و مبارزه با جمهورى قلابى گفتم تکرار آن معنى ندارد. بر‌خلاف استدلال آقاى فرامرزى جنبه مثبت قضیه همیشه در نزد من مهم است و تا مأیوس نشوم در صف مخالف و اقلیت واقع نخواهم شد لذا با تمام رجال با شخصیت مملکت تماس داشته و در حدودی که کمک به آزادى و عدالت شده همکارى کرده و می‌کنم ولى با اشخاص بوقلمون صفت که مسلک و عقیده ندارند نمی‌توانم همکارى کنم و ابداً دعوى فضل و کمال نداشته نه آزادى‌فروشم نه فضل‌فروش و ادعایى راجع به فضل و معلومات خود نکرده ولى جنابعالى که سرمایه جز وقاحت و فضل‌فروشى ندارید غیر از یک مشت الفاظ و تخصص در سفسطه و مغالطه دارید دانستن عربى براى کسی که سال‌ها در بحرین و لحسا مکتب‌دار بوده فضل حساب نمی‌شود تمام باربرهاى آن حدود بهتر از شما عربى مى‌دانند و در مدارسى که آقایان فرامرزى و دکتر متین‌دفترى و دکتر هومن (فرامرزى - آقاى دکتر هومن آدم خوبى است) و دکتر طاهرى و مکرم دیپلم دله‌گى سیاسى گرفته و لیسانس و پروفسور شده‌اند ابداً وارد نشدم و با این طبقه و این نحو اشخاص مخالف بوده و هستم. راجع به دوستى جنابان قوام‌السلطنه و

+++

دکتر مصدق شرحى بیان کردید من را مثل خود فرض کردید البته جناب قوام‌السلطنه را مردى مدبر می‌دانم و در سیاست داخلى ایشان چون حزب مجرب و دسته معینى ندارند چندان فرق بین اشخاص نمی‌گذارند دوست مشاور و ارباب حاجت و نوکر باید با یکدیگر فرق داشته باشند من با جناب قوام‌السلطنه در دوره چهارم که جوان بودم و تجربه زیاد نداشتم مخالفت شدید کردم ولى پس از وقایع شهریور به ایشان کمک کردم البته دوست سیاسى ایشان بودم مع‌التأسف برایشان اشتباه شد و حائرى‌زاده را با دیگران اشتباه کردند و از حزب دمکرات اخراج نمودند بدیهى است بعد از این عمل ایشان را مگر در مقامات رسمى دیگر ملاقات نکردم و الساعه نیز عقیده سابق را به ایشان دارم و مردى است در سیاست خارجى صالح و مدبر و راجع به جناب دکتر مصدق چون در جلسات قبل صحبت شد تکرار آن مورد ندارد و اما موضوع دزدی‌هاى من از اموال صغار این سواد رأى محکمه عالى انتظامى است که من خواهش می‌کنم از آقاى رئیس دستور بفرمایند که این سواد را که خیلى مختصر است دستور بفرمایند یکى از آقایان منشى‌ها قرائت بکنند اسنادى است راجع به دزدى‌هاى من در اداره سرپرستى که چرا عایدات را 15 هزار تومان اضافه کردم و یک شاهى هم مال مردم تفریط نشد.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده تقاضاى شما چیست اینها را کى بخواند چون جزو دستور مجلس نیست‏.

حائرى‌زاده - چون فرمودند جزو دستور نیست خودم می‌خوانم‏.

فرامرزى -  خواندن لازم نیست مى‌ماند جزو آرشیو مجلس‏.

حائری‌زاده - خواستم مختصر کنم که وقت زیاد نگیرد. این سواد رأیى که محکمه عالى انتظامى داده در خصوص تقاضاى وزارت دادگسترى در حاشیه گزارش شماره 22201- 23947- 13/12/22 دادستان دیوان کیفر راجع به اتهام آقاى ابوالحسن حائرى‌زاده به ارتکاب جرم عمومى در زمان تصدى خود به ریاست اداره امور صغار مبنى بر تعلیق و انفصال موقت مشارالیه دادگاه عالى انتظامى مرکب از اشخاص مرقومه (آقاى محمد بروجردى عبده (آقاى شیخ محمد عبده رئیس محکمه انتظامى) آقاى طباطبایى (همین آقاى سید عبدالمهدى طباطبایى سناتور فعلى) آقاى آشتیانى (حاج میرزا مهدى آشتیانى منحصر علوم معقول و حکمت که فعلاً بسترى است) در تاریخ 28 اسفند 1322 با حضور آقاى دکتر حسن عظیما (همین دکتر حسن خان عظیما است که چند دوره نماینده بودند و حالا هم در دیوان کشور هستند) نماینده دادسراى دیوان کشور تشکیل و پس از مراجعه به گزارش دادستان دیوان کیفر (دادستان دیوان کیفر آن وقت جناب آقاى امیر‌علایى بوده‌اند) و ورقه پیوست آن مشاوره نموده چنین رأى می‌دهند. عملى که به آقاى حائرى‌زاده به شرح گزارش دادستان دیوان کیفر نسبت داده شده بر فرض صحت و بى‌شائبه بودن آن با هیچ یک از مواد قانون مجازات منطبق نبوده و جرم عمومى شناخته نمى‌شود بنابراین تقاضاى تعلیق و انفصال موقت معزى‌الیه به منظور تعقیب عمومى در غیر محل و با جلب نظر موافق آقاى نماینده مزبور به اتفاق آراء رد می‌شود. (چند ورقه را تقدیم مقام ریاست نمودند) آن اسنادى هم که من تقدیم کردم قراردادى است که چند ورق است با برادران حجره و بعد هم با شفیعى‌ها براى حفظ اموال صغار و بهره‌بردارى از اموال صغار در محضر تنظیم شده و پس از این که من از آن اداره رفتم و چندى بعد آن اداره را از او تحویل گرفتم و آن مقررات و آن نظاماتى را که من براى ایجاد بهداشت براى حفظ اموال صغار بهم زده بودند و در حدود 14 هزار عایدات پیدا کرده بودند دو هزار تومان خرج دفتر و زندگانیش بوده است و 12 هزار تومان هم براى کمک بنگاه صغار بنا بود تخصیص داده بشود علاوه بر آن 25 هزار تومان که من سعى کردم امیر‌خسروى وزیر دارایى که باید از او تشکرکنم که موافقت کرد مرحوم آهى هم کمک کرد مرحوم فرزین هم از طرف بانک ملى بود کمک کرد و حاضر شد صدى پنج که سالى 25 هزار تومان بشود از آن 500 هزار تومانى که ودایع عمومى بود براى بنگاه صغار بدهند و به این ترتیب سالى 25 هزار تومان از آن محل براى نگاهدارى یک عده صغار محل معین شد و آقایان اگر میل داشته باشند اواخر خیابان ژاله این بنگاه صغار است عمارت آبرومندى است هفتاد، هشتاد نفر صغیر هستند که سرپرست و پدر و مادرى ندارند و از این پول‌ها وسیله آسایش و راحتى آنها را فراهم کردیم و از همین جهت است که بنده به نظر ایشان مجرم هستم (فرامرزى - نه از این لحاظ نه براى این که از پول صغار جنس خریدید و املاک خریدید و تجارت کردید).

راجع به سیاست خارجى قوام و مصدق اختلافى نداشتم فقط در سوء جریان انتخابات و جلوگیرى از آزادى اختلاف داشتم ابداً مرید کسى نبوده و نیستم و مزدور داخلى و خارجى نبوده و با مزدورها در هر تیپ و طبقه باشند مخالفم و اشخاص با‌عقیده اگر چه مخالف من باشند نزد من از اشخاص منافق محترم‌تر بوده و در مطالب مشترک همیشه حاضر بوده و هستم که همکارى نمایم. موضوع دزدى‌هاى من، از اموال صغار و قرآن خط مرحوم میرزا احمد نیریزى و جواز گرفتن و فروختن در جلسه سابق به طور اجمال مطالبى گفتم. این سواد رأى دادگاه عالى انتظامى است که تقدیم می‌شود. چون دستگاه دوسیه‌سازى دوره گذشته که همان رجال و دوسیه‌ساز امروز در رأس کار هستند مانند دکتر متین‌دفترى و دکتر هومن و دیگران مأیوس بودم که مراجعه و مانند آقاى فرامرزى دسترسى به پرونده‌هاى ادارات مختلف پیدا کنم. خوشبختانه محکمه عالى انتظامى که از رجال مقدس و منزه مملکت می‌باشند در همان موقع که آقاى فرامرزى اشاره فرمودند نظریه خود را داده بودند و موفق به تحصیل رونوشت نظریه دادگاه عالى انتظامى امروز شده و تقدیم کردم.

آقاى فرامرزى شما و من را مردم خوب مى‌شناسند (فرامرزى - مسلم) شما و من هر دو معرف خودمان هستیم هر کس با ماها تماس حاصل کند ماها را خوب خواهد شناخت. موضوع قرآن کریم توقع دارم اگر مجلس احتمال می‌دهد مطالب آقاى فرامرزى غیر از سفسطه و مقاله چیز دیگرى بوده و ممکن است صحت داشته باشد آقاى آقا سید کمال قرآن را بیاورد و آقایان زیارت کنند تا سیه‌روى شود هر که در او غش باشد. فرامرزى چون در مقابل ارائه اسناد غیر قابل انکار خیانتش هیچ دلیل نداشت کار وقاحت را به جایى رسانید که نسبت ارمنى قفقازى و جاسوسى را به کسى داد که در سفر اخیر تشرف عتبات عالیات موجب موفقیت مرا فراهم ساخته بود. من نمی‌خواهم بیش از این در رد تهمت‌هاى فرامرزى نسبت به خود که جنبه فحاشى و سفسطه داشت چیزى بگویم آن قدر هست که فرامرزى هنوز روابط خود را با حسن وجوه با هم‌قطاران سابق خود یعنى نوکران مقرب مختارى حفظ کرده و اوقات ذی‌قیمت تریبون مجلس شوراى ملى را مصروف شرح محاسن و مناقب آنان می‌کند و همان طورى که آنان به وى قرض داده و می‌دهند او نیز از جهت همکارى وهم‌کاسگى اسم آجودان سابق مخصوص مختارى نایب رفیعیان آن وقت و سرهنگ فعلى را با احترام می‌برد و سعى می‌کند از وى تجلیل کند و او را مانند فرشته‌ایى جلوه دهد تا دیو‌صفتى و عفریت‌مآبى حائرى‌زاده بهتر ثابت شود ولى غافل از آن که مردم هشیار و وطن‌پرست می‌دانند و ملتفت می‌شوند که فقط افسرانى مأمور انجام محافظت تبعیدشدگان سیاسى مهم آن هم مرد سرسخت و مقتدرى مانند مدرس می‌شدند که بیش از سایر هم‌قطاران خود طرف اعتماد و اطمینان دستگاه دژخیمى و جاسوسى مختارى و درگاهى بودند و دوستى و محرمیت فرامرزى با چنین اشخاص و نان قرض دادن به آنها خود دلیل بارزى است بر این که حفظ روابط صمیمانه بین وکیل طبیعى!! و آزادیخواه! ورامین! با هم‌قطاران آن دوره‌اش هنوز ادامه دارد و هر وقت فرصتى دست دهد اداى حق صحبت قدیم را به جا مى‌آورد.

چه بسا شب‌ها و روزها که نماینده آزادى‌خواه!! و قهرمان ملى!! در اطاق انتظار حضرت اجل ریاست معظم شهربانى کل در مقابل همین سرهنگ رفیعیان که امروز ممدوح او مى‌باشد سر پا ایستاده و براى تشرف به حضور حضرت ریاست‌پناهى و عرض گزارش دست به سینه ساعت‌ها انتظار کشیده و براى چند تومان زیاده بر حقوق معلمى به همه نوع سخن‌چینى و پاپوش‌دوزى تن در داده است. شنیدم که قبل از انتخابات دوره چهاردهم آن‌ وقت که فرامرزى در حزب عدالت نام‌نویسى کرده بود با آن سوابق سانسورچى‌گرى و نوکرى مختارى معذلک آه در بساط نداشتند و به اندازه‌اى مفلوک و پریشان‌حال بودند که یک روز در باشگاه حزب عدالت در مقابل عده کثیرى تخت کفش مبارکشان را ارائه دادند که سوراخ سوراخ بود به قدرى خود شکوه کردند تا یکى از حضار خود ترحماً پانصد تومان از جیب خود به ملا عبدالرحمن نیاز کرد (فرامرزى - پانصد تومان زیاد است شما که شرفتان اجازه می‌دهد بگویید 5 قران) و سایر حضار نیز هر یک به آقا کمک کردند و همچنین مبلغ دیگرى بین اعضای حزب سرشکن شد تا فرامرزى براى انتخاب شدن خود از لار زمینه‌سازى بکند و همین که از انتخابات مأیوس شد سر قلم را کج کرد و به مداحى و ثناگویى حزب توده و پیشه‌ورى کمر بست و اینک چند قسمت از مقالاتى که در آن‌ زمان راجع به حزب توده نوشته‌اند در کتابخانه موجود است اگر آقایان تصدیق ندارند مراجعه فرمایند. یکى نیست تا از این قهرمان بزرگ تلون و رب‌النوع پارسایى!! و پاکدامنى!! بپرسد کسى که چند سال قبل تخت کفشش سوراخ سوراخ بوده و براى قوت لایموت رفقاى بیچاره هم مسلکش برایش دایره می‌کشیدند این تمول، این خانه، و اتومبیل را از کجا آورده است.

از عشق‌ورزی‌ها و ولخرجی‌ها و ول‌بازی‌هاى آقا در طول مدت چیزى نمی‌گویم زیرا کسى که در این سنین عمر در نوع معاشرت و آمیزش طریق جوانان 25 ساله را می‌پیماید ضعف اخلاقى و احوالش بر همه کس معلوم است و همه می‌دانند این سیستم زندگى‌ها البته خرج دارد آن وقت این مرد شریف و صالح براى اثبات تقوى و ورع خود ادعا می‌کند که چند روز قبل حتى براى خرید یک کلاه پول کافى نداشته و رفقایش کلاه مجانى بر سر مبارکش گذارده‌اند!! در حالى که این نوع زندگى براى ایشان تازگى ندارد چون از روزی که صاحب روزنامه شده و به کرسى

+++

وکالت رسیده‌اند خرجشان به عهده رفقا است و رفقا هم از برکت وجود ایشان به انجام معاملات بزرگ و قاچاق‌هاى کلان و ریاست نائل می‌شوند. ممکن است فرامرزى توضیح دهد پول‌هاى زیادى که در همین دوره انتخابات برایش خرج کرده‌اند از کجا آمده؟ آیا این وجوه را براى صواب و اجر آخرت به مصرف رسانیده‌اند؟جواب این معلوم است چون فرامرزى مردى معامله‌گر و اهل حساب است از این دست می‌دهند و از آن دست می‌ستانند. آنها که در امر قاچاق و سوء‌استفاده مورد کمک و پشتیبان فرامرزى هستند گذشته از آن که کلاه مجانى بر سر ذی‌قدرش می‌گذارند در موقع لزوم هم مخارج دیگر من‌جمله تطمیع در انتخابات براى ایشان انجام می‌دهند. در این مقوله سخن کوتاه می‌کنم و دیگر لازم نمی‌دانم که ادعاهاى دروغ این مرد بزرگوار را از نو در اینجا مطرح کنم و فقط به قرائت قسمتى از یکى از تلگرافات واصله و مکتوبى که با پست شهرى برایم فرستاده‌اند اکتفا می‌کنم. آنها را تقدیم می‌کنم به مقام ریاست یکى دو قسمتش را هم قرائت می‌کنم شخصى از لار به تاریخ 25 بهمن ماه تلگراف به من می‌کند می‌نویسد دعوى فرامرزى که من رئیس قومم لاف در غریبى است او آخوند مکتبى است پسر آخوند مکتبى در کوره به نام کجویه در سنوات قبل با برادرانش به شرارت و قتل نفس و راهزنى قیام کردند تعقیب شدند به بحرین فرار کردند در آنجا هم مشغول تعلیم اطفال بود تا مورد الطاف مقامات آنجا واقع و به تهران اعزام گردید در بى‌سوادى او همین قدر بس که در علوم جدیده تصدیق کلاس شش ندارد و در علوم قدیمه یک شعر سیوطى نمی‌تواند ترکیب و معنى کند ایادى او در لارستان هنوز به اتکای خواربار و طلا به خارج صادر و در مقابل قاچاق وارد می‌کنند دو نفر بازرس بفرستید تا تمام این دعاوى را اثبات نمایم امضا کرده آدرس محلش را هم داده است (یکى از نمایندگان - آدرسش کجا است؟) نعمت‌الله ادیبى لار بازار مغازه ابوطالب توکلى آدرس محلش را هم داده بازرس بفرستید تعقیب کنید این گزارش را هم حبیب‌الله اسلامیان می‌نویسد می‌دهد من چون صاحبش را نمى‌شناسم با پست شهرى این را براى من آورده‌اند اگر این تلگراف نیامده بود من این را پاره می‌کردم می‌ریختم در کوچه ولى این مشروح‌تر همان مطالب را از تهران می‌نویسد.

«زندگى ملا عبدالرحمن فرامرزى به سه قسمت تقسیم می‌شود: قبل از رفتن به بحرین - قرار به بحرین  - بازگشت به تهران قسمت اول مال محل تولد و این چیزها است محل تولد ملا دهکده کجویه تابعه قریه فرامرزان از توابع دهستان بستک که جزو بخش لار مى‌باشد جمعیت دهکده کجویه در حدود پنجاه نفر از بزرگ و کوچک و به دو دسته تقسیم مى‌شوند دسته ملاها و دسته گناها (یعنى دیوانگان) بین این دو دسته همیشه خصومت برقرار بوده که اغلب اوقات منجر به قتل یکدیگر مى‌شوند و روى هم رفته هر دو دسته در خیانت دست کمى از یکدیگر ندارند امرار معاش آنها از طریق سرقت و راهزنى بوده و یا این که تفنگچى قاچاقچیان مى‌باشند که در نتیجه تعقیب حکومت بستک عبدالرحمن فرار به بحرین نموده و با کمال تأسف ملاى پشت هم‌انداز در مجلس شوراى ملى با کمال وقاحت خود را رئیس ایل می‌خواند و نمایندگان محترم هم چون از سوابق او اطلاعى ندارند باور می‌کنند که با شرح این مقدمه اجازه می‌خواهم شرح زندگى ایشان را با ذکر مقدمه دیگر عرض نمایم» بعد یک شرحى از رفتن او به بحرین و قیام شیخ نوشته تا می‌رسد به این که «در سنه 1334 هجرى مجدداً به واسطه ضعف حکومت مرکزى ایادى مذکور به خیال تجزیه خلیج فارس در آمدند ابتدا در زمان حکومت موقرالدوله تصرف مجلس مستر یوسن قونسول انگلیس مصباح دیوان اوزى پدر دکتر مصباح‌زاده فعلى که در کرمان بود به عباسى طلبیده و با دستوراتى به بندر لنگه فرستاده به ورود بندر لنگه با مرحوم کهن دل‌ خان اعتماد‌نظام این عمل خائنانه را قبول ننمود لذا او را از کار بر‌کنار کردند مصباح دیوان از لنگه به بستک عزیمت نمود با مرحوم محمد‌تقى خان حکومت بستک وارد مذاکره و حکومت بندر لنگه را جهت پسرش محمد‌رضا خان به وى پیشنهاد کرد» شرحش طولانى است که من نمی‌خواهم وقت آقایان را با خواندن تمام آن مشغول کنم تا می‌رسد قسمت آخر که می‌گوید «محمد‌تقى خان حکومت بستک چون این اغتشاش و نا امنى را مشاهده نمود با تدبیر عاقلانه‌اى دستور به شیخ مقام که از جانب حکومت بستک بود داده که با اشرار از در دوستى در آمده پس از آوردن آنها به قلعه آنها را گرفتار نماید لذا این نقشه عملى و ملا عبدالرحمن و ملا احمد و ملا ابوطالب نامى را گرفته دست بسته نزد محمد‌تقى خان گسیل داشتند محمد‌تقى خان آنها را زندانى نموده و در زندان به واسطه اشخاص مخصوص با تطمیع زندانیان از زندان فرار نموده و از طریق گاوبندى با مساعدت شیخ گاوبندى که از انگلیس‌ها دستور داشت که به هر قیمتى شده آنها را به بحرین روانه نماید» باز شرحى نوشته تا می‌رسد به قسمت اخیرش که می‌نویسد «قبل از این که به بحرین فرار نمایند به واسطه راهزنى و قتل نفس حکم قتل آنها به وسیله عالم شرع وقت در بستانک صادر و در دست حکومت بستک بود در مراجعت به تهران از این حکم بیمناک بودند تا این که چند سال قبل در موقعى که سرگرد ظفر‌اردلان رئیس ژاندارمرى لار بود به خواهش فرامرزى آن حکم را از بین برد خاطر جناب ملا از تشویش بیرون آمد» حالا راست است یا دروغ من نمى‌دانم از این قبیل گزارش‌ها خیلى به من رسیده‏.

رئیس - چیزى از وقت شما باقى نمانده است‏.

حائرى‌زاده - آقایان آنچه به عنوان توضیح درباره اتهاماتى که از چندى قبل نوکرهاى مختارى به من می‌زنند عرض کردم براى این بود که دوستان من بیشتر از این سکوت را در مقابل بى‌حیایى این اشخاص جایز ندانستند و لازم بود حقیقت این افسانه‌ها روشن شود ولى چرا فرامرزى قى کرده متین‌دفترى و هومن و سایر نوکرهاى پلیس مختارى را از نو خورد جواب من مسلماً از این شعر رساتر نخواهد بود کسى کرده بى‌آبرویى بسى/ چه غم دارد از آبروى کسى‏

اسناد خیانت‌هاى فرامرزى را وقتى که من در مقابلش گذاشتم همه چیز از او سلب گردید و مثل همیشه مجبور به فحاشى شد من وقتى گفتم فرامرزى مزدور دیگرن است مقصودم صرفاً تهمت و لجن زدن به سر و صورت او که با هیچ آبى پاک نمى‌شود نبود من اعترافات صریح او را در کمیسیون نفت پیش چشمش گذاشتم این کتاب کمیسیون نفت است حرف‌هاى او را تکرار کردم که در کمال بی‌شرمى گفته بود براى اخذ تصمیم در باب قرارداد منحوس ساعد و گس از خود انلگیس‌ها اجازه گرفته است.

اگر این جاسوسى نیست پس جاسوسى کدام است؟ (فرامرزى - جاسوسى آن است که شما می‌کنید) بله من جاسوسى می‌کنم. بی‌حیایى و بى‌شرمى آیا آن نیست که سال گذشته در چنین ایامى شخصى در پشت همین تریبون با آن همه حرارت و شدت بر ‌علیه استعمار و نفت نطق‌هاى آتشین کند و آن وقت بیست قدم آن طرف‌تر در اتاق کمیسیون نفت در کمال بى‌ملاحظه‌گى بگوید که با خود آدم‌هاى کمپانى تماس گرفتم و مذاکره کردم و آنها چنین و چنان فرمودند و این طور صلاح دیدند. نام چنین کسى جز بی‌حیا و خائن چه مى‌تواند باشد؟ ..... بى‌غیرت‌ترین ایرانى‌ها حاضر نمى‌شوند که براى دفاع از حقوق ملى و حفظ آن بروند و از انگلیسى‌ها کسب دستور بکنند مگر آن که نوکر و جیره‌خوار آنها باشند کدام موجود زنده‌اى براى بازکردن بندهاى زنجیر اسارت از دست و پاى خودش با زندانبان مشورت کرده است کدام اسیر مظلومى براى فرار از دست دژخیم با خود او مصلحت‌اندیشى کرده است؟

آیا می‌شود فکر کرد که که کسى در دنیا آن قدر احمق باشد که وقتى خواست زنجیرهاى اسارت یک قرارداد استعمارى را پاره کند براى اخذ تصمیم برود از خود مستعمره‌چى بپرسد که آیا مصلحت است من زنجیرهاى اسارت را پاره کنم یا نه؟

جز جاسوسى جز وطن‌فروشى غیر نوکرى اجنبى و دنائت و خیانت به ناموس مملکت چه اسمى می‌شود بر اعترافات فرامرزى در کمیسیون نفت گذاشت؟

به خدا قسم که اگر در این مملکت حکومت قانون مستقر بود فرامرزى را بدون هیچ نوع محاکمه‌اى اعدام مى‌کردند.

زیرا محاکمه براى این است که صحت و سقم ارتکاب جرم مشخص بشود وقتى مقصر  و جاسوسى معترف به خیانت خودش می‌باشد باید بلا تأمل و بدون چون و چرا مجازات را درباره او اجرا کرد.

من تمام گناهان فرامرزى را بر وى مى‌بخشم تلون و خودفروشى و نوکرى پلیس، شرکت در قاچاق و همه اینها را مى‌توان غمض عین کرد ولى چطور ممکن است یک جاسوس مشخص و معترف به جاسوسى را در روى کرسى نمایندگى ملى دید آن هم کسى که این طور جسورانه براى حفظ منافع کمپانى نفت جنگیده است‏.

چرا فرامرزى در مقابل ارائه این اسناد که حاکى از خدمتگزارى او به کمپانى و خیانت به ملت ایران است خاموش ماند؟

آیا بهتر نبود به جاى فحاشى و اهانت به سایرین در صدد تبرئه خودش برمى‌آید. شما خیال می‌کنید که وقتى مجلس راى به نمایندگى فرامرزى و امثال او داد مردم نیز این جنایات را تصویب می‌کنند؟ بترسید از روزی که مردم به جان بیایند و شما را مثل سایر جنایتکارانى که در خون کثیفشان غوطه خوردند مجازات کنند.

فرامرزى - طبق ماده 90 اجازه خواستم.

حائر‌ی‌زاده - یک تلگراف دیگرى بود که امروز صبح رسیده که ضرر ندارد بخوانم.

جناب حائری‌زاده‏

به فرامرزى در پاسخ ادعاى نگرفتن پول نامشروع بفرمایید سى هزار تومان از دو نفر لارستانى براى تکمیل پول خانه جدید چرا قبول کردید و هشت هزار تومان فرش از دیگرى به چه جهت گرفتید و دو هزار تومان در سفر لار در چمدان شما کى و به چه منظور گذاشت و ماشین کادیلاک مدیر گمرک بندر لنگه به چه علت به شما داد اینها معلومات من تنها بود تا اطلاعات دیگران چه باشد.

این هم امضا دارد و تلگرافى است

+++

که امروز صبح از لار براى من رسیده تاریخ آن هم 28 خرداد است. این دو طرح قانونى را که در کاغذهاى من بوده است تقدیم مى‌کنم که در اسناد مجلس ضبط بشود چیز تاریخى است لازم است یک روزى هم براى اتخاذ سند ممکن است گراور بشود راجع به این کتابچه (اشاره به صورت مجلس‌هاى کمیسیون نفت) من چیز دیگرى نمى‌گویم چون خلاصه‌اش در اینجا نوشته شده است و دکتر مصدق پاى تمام آنها را امضا کرده‌اند آقاى مکى هم نظارت در طبعش کرده که دیگر شبهه و خدشه‌اى درش نیست من دیگر نمى‌خوانم کتابش هست در دفتر مجلس، خود آقایان هم آنهایى که در دوره پیش بودند همه دارند و مطالعه بفرمایند یک جمله دیگر به عرایض خودم اضافه می‌کنم و خاتمه می‌دهم خدا رحمت کند مرحوم طوسى را که براى رسیدگى به حساب بیست ساله یا سى ساله عموم کارمندان دولت طرحى تقدیم مجلس کرده بود من تقاضا دارم که صرف‌نظر از عموم کارمندان بشود فقط حساب کسانى که رئیس دولت یا وزیر یا وکیل مجلس یا سناتور بوده‌اند رسیدگى بشود و اول از من و آقاى فرامرزى و دکتر متین دفترى شروع بشود تا دزد و خائن شناخته بشود عرض دیگرى ندارم و اگر توضیحات ایشان به شکلى شد که من باید تکمیل بکنم عرایضم را از آن ماده هم استفاده مساعده می‌کنم.

رئیس - لازم است دو تذکر را قبلاً به آقاى فرامرزى عرض کنم اول تأمل بفرمایند تا چهار نفر بیایند تا مذاکره مقدور شود. ثانیاً به موجب جزء چهار از ماده 89 پانزده دقیقه براى استفاده سرکار از ماده 90 وقت مقرر است اگر زائد بر پانزده دقیقه توضیحات شما وقت لازم داشته باشد باید رأى مجلس ضمیمه بشود.

فرامرزى - بنده از مجلس وقت خواهم خواست مى‌خواهد بدهد مى‌خواهد ندهد (با ورود چند نفر عده کافى شد)

رئیس - حالا عده کافى است بفرمایید.

فرامرزى - اگر مجلس براى مملکت نبود براى این نبود که کارى براى مملکت بکند فقط براى خودش بود مثلاً تآترى بود که مردم بیایند تماشایش بکنند این جور بهتر بود گرم‌تر مى‌شد که یکى بیاید پشت تریبون فحش بدهد یکى بیاید جواب بدهد دوباره فحش بدهد ولى مردم انقلاب نکرده‌اند، یک مملکت متهیج نشده و شورش نکرده و مجلس درست نکرده که دو نفر وکیل با هم دیگر صندلى را مبادله بکنند و بنشینند به هم فحش بدهند و تهمت بزنند، آقاى حائرى‌زاده فحش ندادند فقط اینجا خائن گفتند، دزد گفتند، قاچاقچی گفتند،‌وطن‌فروش گفتند اینها که فحش نیست به عقیده ایشان چون واقعاً اینها نسبت به صفات موجود ایشان صفات برجسته‌ایست. یکى دو سه تا نامه به من رسیده خواهش کرده‌اند که آقا کوتاه بیایید و مجلس را متشنج نکنید (صحیح است) البته هر آدم عاقلى این طور فکر می‌کند هر آدم وطن‌پرستى این طور فکر می‌کند مجلس، اداره، مزرعه، کارخانه، کارگر همه باید کارشان را بکنند ولى جاسوس همه جا متشنج می‌کند و تهیج می‌کند که کارى از پیش نرود البته کار خیلى زشتى است اما ملت ایران باید قضاوت بکند که کیست که این کار را می‌کند؟ کیست که متشنج می‌کند؟ کیست که اساساً موجب خرابی می‌شود؟ و هیچ نمی‌گذارد یک قدم رو به آبادى برداشته شود کیست که این بساط را درست کرده است در توى این مجلس. ملت ایران باید قضاوت بکند. مخالفین دولت به مجلس چیزهایى می‌گویند، کاریکاتورها می‌کشند، حملاتى می‌کنند که بعضى از آنها حقیقتاً گفتنش، دیدنش موجب خجلت است ولى اینها مخالف دولتند اینها می‌خواهند بکوبند که این مجلس اگر پشتیبانى از دولت بکنند مجلس ساختگى است و آن دولت هم عملى که کرده است همه‌اش جنایت و دخالت در انتخابات و ساختن وکلا بود اما عجب است که موافقین دولت هم این کار را بکنند و مجلس را بدنام بکنند و بخواهند این مجلس را تضعیف بکنند اگر مقصود از این کارها این است که بگویند این مجلس، مجلسى که یک دولتى که یک ملت پشت سرش بوده است یک ملت آن دولت را آورده مجلسى را که آن دولت انتخاب کرده است باز این مجلس هم قلابى و ساختگى و دروغ است من تصور می‌کنم مجلس حاضر نباشد زیر این بار برود و آن روزى که نگوییم این حرف را آن روز کى است. آقاى حائرى‌زاده البته ایشان مرد خیلى شریفى هستند کارهایشان همه‌اش درست است و آن روز اینجا من را تهدید کردند که موکلین من ایشان جواب من را خواهند داد من از اینجا که می‌رفتم دم در مجلس دو تا چاقوکش به من اهانت کردند و به من حمله کردند معلوم می‌شود که موکلین ایشان همین دو چاقوکش هستند.

حائرى‌زاده - هنوز موکلین من خدمت شما نرسیده‌اند.

فرامرزى - ولى چون من معتقدم اگر مردم بخواهند مبارزه بکنند باید یک میدانى باشد که بفهمند براى چى دارند مبارزه می‌کنند والا هیچ مانعى ندارد یعنى موکلینى هم ما پیدا کنیم که این کارها را بکنند سوابق من آقایان نمایندگان از سى سال به اینطرف در این مملکت معلوم است در وزارت فرهنگ معلوم است در وزارت خارجه معلوم است در مطبوعات هم معلوم است این تهمت‌هایى که ایشان زدند اگر یک ذره شرف داشتند یک مراجعه‌اى به وزارت خارجه می‌کردند که ببینند من در این مدت براى دولت چه کرده‌ام در بنادر جنوب و بحرین که ایشان می‌گویند و مکرر با پیشنهاد وزارت خارجه و تصویب هیئت وزیران من انعام گرفتم از وزارت خارجه براى کارهایم و خدماتم. من سى سال است که در این مملکت معلمى می‌کنم افتخار هم می‌کنم هیچ خانواده‌اى نیست که از من شاگرد تویش نباشد از این بهتر افتخار چیست؟ در همین مجلس الان از شاگردان من خیلى هست در ادارات هست در وزارتخانه‌ها هست و این خدمت من در معارف است و در مطبوعات هم آقایان شاهد جریان روزنامه کیهان هستند لازم نیست که آقاى حائرى‌زاده قضاوت بکنند لیاقت صلاحیت این قضاوت را ندارند این قضاوت را ملت ایران می‌کندکه روزنامه کیهان هنوز در نیامده از دست همدیگر قاپ می‌زنند هزارها هستند که اصلاً روزنامه به آنها نمی‌رسد به آن کسى که عقب افتاده در تمام شهرستان‌ها جیره‌بندى است روزنامه کیهان به نمایندگان ما پول جلو می‌دهند براى روز بعد براى این که بهشان نمی‌رسد ملت ایران این را قضاوت می‌کند نه این که آقاى حائرى‌زاده که سرمایه‌اش همین است که مى‌بیند تمام جوان‌هایى که می‌خواهند نویسندگى بکنند روزنامه‌نویسى بکنند مقاله‌نویسى بکنند مقالات مرا دو سه مرتبه می‌خوانند که جمله‌بندى من و سبک مرا یاد بگیرند و الان یک سبکى در انشای فارسى جوان‌ها هست که این سبک من است هر جاى دنیا یک چنین آدمى باشد اساساً این هنرش کافى است که او را بزرگ و محترم بدانند ایشان آن روز گفتند که قلمى دارد و قدرت قلمى دارد قدرتى دارد که وکیل بشود کاملاً صحیح است من به قول شما که آن روز گفتید و امروز پس گرفتید فضیلتى دارم قلمى دارم قدرت قلمى دارم و موفق شدم شما با چه موفق شدید با علمت با خوشگلیت و با ثروتت با طایفه‌ات آنهایى که می‌گویند شما را آورده‌اند بالا من که می‌توانم معلمى بکنم شرافتمندترین شغل را در دنیا داشته باشم و زندگى کنم چه احتیاجى دارم به کثافت‌کارى، شما با چه آمدید جلو؟ یک صفت و لیاقتت را بگو غیر تهمت‌زنى و بد‌اندیشى نسبت به همه مردم شما چه دارید؟ همین جا آقاى دکتر مصدق پشت همین تریبون راجع به من چه گفت و با وزیرش که با من اختلاف‌ نظر پیدا کرده بود چه معامله‌اى کرد و خود آقایان جبهه ملى با من چه رفتارى کردند چه چى به من می‌گفتند چطور شد که من آن روز ملى بودم و امروز فقط براى این که آقاى حائرى‌زاده خوشش نیامده تمام ملیت مرا سلب کردند من از عنفوان جوانى بلکه از سن مراهقه وارد سیاست شده‌ام و در هر جا قوه‌هایى که خیال می‌کردند من ممکن است برایشان مضر باشم براى خورد کردن من دسته‌هایى تشکیل دادند به من تهمت‌هایى زدند همین طور که ایشان هم به من تهمت راهزنى زدند تهمت آدمکشى زدند آنها هم اسناد خواستند استشهاد درست کنند ولى آن روزهایى که آن اسناد را آوردند در تهران مرا بردند در شهربانى تحقیقات کردند رسیدگى کردند معلوم شد آن روزى که آنها می‌گفتند من آدم کشتم من در خارج ایران در مدرسه بوده‌ام و درس می‌خوانده‌ام در روزهایى که آنها مى‌گفتند من سر گردنه بودم راهزنى مى‌کردم من در مدرسه سیاسى در دارالمعلمین قدیم در دارالفنون قدیم درس می‌داده‌ام گفتم که من مگر روز اینجا پشت تریبون درس می‌دادم و شب با طیاره می‌رفتم راه می‌زدم ممکن است صحیح باشد ولى این روزهایى که شما می‌گویید و این اسنادى که هست من در آن مواقع در مدرسه بوده‌ام این تهمت‌ها را به من زدند این دسته‌بندی‌ها را بر ضد من درست کردند در دوره 14 همان جایى که او می‌گوید همان کس را وادار کرد بلکه مرا به دست او خورد کند نگذارد من وکیل بشوم در دوره شانزدهم آن بازى را براى من درست کردند ولى اینها هیچ‌ کدام نتوانستند مرا خورد کنند و تو هم خیلى کوچک‌تر از آنها هستى، بله من جز این که بگویم آقاى حائرى‌زاده مأموریتى دارد و نمی‌توانند از این مأموریت صرف‌نظر بکند یعنى نمی‌گذارند منحرف بشود از آن مأموریتى که بهش داده‌اند.

به هیچ فکرى نمی‌توانم بکنم که براى چه اینجا بساط فحش‌کارى من و او را به همدیگر فراهم کرده اما اگر این حرف‌هاى او اثر بکند این تهمت‌ها اثر بکند مشهودات روشن و آشکار مردم اثر نکند باید گفت آن تبلیغات و تعریفاتى که براى تحصیل نیک‌نامى بشر کرده است حرف پوچ و بیهوده‌اى بوده است براى این که معلوم می‌شود نه عمل خوب نه عمل بد نه مشاهدات مردم هیچ یک ملاک نیست هیچ چیز ملاک نیست ملاک فقط تخرصات یک آدم بداندیش است که به آدم تهمت بزند من می‌خواستم و اتفاقاً یکى از آقایان هم می‌گفت این جمله معترضه است می‌خواستم پیشنهاد بکنم آقایان اینجا دیگر منطق استدلال برهان مشهودات و محسوسات از بین رفته یک چیز فقط باقى مانده است و آن تهمت است اگر حساب کردیم گفتیم دو دو تا می‌شود 25 تا و دیگرى گفت دو دو تا مى‌شود چهار تا می‌گویند این نوکر انگلیس است این همکار فلان آدم است آقا بیایید یک مدتى معین بکنیم براى تهمت زدن مثلاً بگوییم در روز نیم ساعت به هم تهمت بزنیم بعد وقتى لایحه‌اى آمد وقتى موضوعى مطرح شد برویم روى خوب و بد موضوع دیگر کار به تهمت زدن نداشته باشیم دیگر تهمت‌ها را زده باشیم گذاشته باشیم کنار که بتوانیم کارى بکنیم این نمی‌شود که تا کسى آمد گفت چهار دو تا می‌شود هشت تا اینجا جار و جنجال بکنیم که تو نوکر انگلیس هستى (پورسرتیپ - او را بگذاریم

+++

براى بعد از دستور) اما خدایى هست در دنیا حقى هست در دنیا خداوند نگه می‌دارد و موفق می‌دارد آن کسانى را که مطابق میل و اراده او رفتار کنند والدین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا آیه قران است خداوند اشخاصى را که در راه حق قدم برمی‌دارند موفق می‌دارد تهمت تهمت‌زنها هیچ اثرى ندارد فقط آنها یک نتیجه می‌برند و همان است که خود خداوند تبارک و تعالى در قران فرموده ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فى الذین آمنوا لهم عذاب الیم آنهایی که دلشان می‌خواهد فحشا و تهمت و افترا و بدنامى در میان مسلمانان جارى بکنند آنها فقط یک نتیجه می‌گیرند و آن عذاب خداست خداوند واجب الوجود است باشد براى تفتیش اعمال بد‌اندایشان که نتوانند افرادى را متهم کنند آن روزی که ما عضو کمیسیون نفت بودیم این شکى نیست که انگلیس‌ها یا عمال ایرانى‌شان که الان هم در شرکت نفت هستند با همه اعضاى کمیسیون تماس مى‌گرفتند دلایل مى‌آوردند ارقام مى‌آوردند منتهى بعضى‌ها مخلص‌تر بودند توجه می‌کردند بعضى‌ها حقه‌تر بودند شاید نمى‌گفتند یا عاقل‌تر بودند و نمى‌گفتند من چرا نباید بگویم که اینها آمدند براى من رقم دادند مگر من می‌خواستم به مملکتم خیانت بکنم؟ مگر ما می‌خواستیم یک تصمیم کوچکى بگیریم ما می‌خواستیم راجع به بزرگ‌ترین عاید مملکتمان بزرگ‌ترین تصمیم را بگیریم می‌بایست بگوییم می‌بایست رد کنیم می‌بایست استدلال کنیم می‌بایست تحقیق کنیم من اگر جاسوس بودم که مثل تو قایم نمی‌کردم من اگر مخلص نبودم چه داعى داشتم بگویم. من اگر جاسوس بودم دلار مخفى نمی‌خواستم من که تقاضاى سى هزار لیره نکرده بودم من چرا قایم کنم (خسرو قشقایى - هیچ کس تقاضاى لیره نکرده بود)

رئیس - آقاى فرامرزى کافى است وقت شما تمام شد باید اجازه بگیرید.

فرامرزى - اجازه بدهید من حرف‌هاى خودم را بزنم به من خیلى تهمت زد.

بعضى از نمایندگان - صرف‌نظر بفرمایید.

فرامرزى - آقا من دو صفحه یادداشت کردم حرف‌هاى او را فقط قسمتى از آن را جواب دادم‏.

ناظرزاده - استدعا می‌کنم که نفرمایید.

فرامرزى - اطاعت می‌کنم‏.

رئیس - مختصر تذکرى مطابق ماده 90 آقاى زهرى دارند بفرمایند بعد رأى مى‌گیریم همانجا هم ممکن است بفرمایید.

زهرى - صداى بنده نمی‌رسد مى‌آیم پشت تریبون تهمت‌هایى به من زده‌اند باید جواب بدهم بنده بدون این که وارد مذاکرات و مشاجرات بین آقایان بشوم جناب آقاى فرامرزى در جلسه گذشته براى این که انتخابات آقاى حائرى‌زاده را ....

فرامرزى - آقا من از آن کلمه معذرت می‌خواهم (نمایندگان - تمام شد تمام شد)

رئیس - پس آقاى زهرى دیگر ماده 90 موضوع ندارد رأى مى‌گیریم به صحت انتخابات آقاى حائرى‌زاده آقایانى که موافقند ورقه سفید با نام خواهند داد و مخالفین ورقه کبود.

(اسامى آقایان نمایندگان به قرار ذیل به وسیله آقاى مهندس غروى (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: مهندس زیرک‌زاده - دکتر ملکى - انگجى - میلانى - خسرو قشقایى - ذوالفقارى - عبدالرحمن فرامرزى - حمیدیه - فتحعلى افشار - پارسا - مجتهدى - موسوى - میراشرافى - کهبد - کریمى - مشار - صفایى - حاج سید‌جوادى - دکتر فلسفى - اخگر - احمد فرامرزى - نبوى - مدرس - خلخالى - فرزانه - اقبال - دکتر طاهرى - ذکایى - محمد‌حسین قشقایى - زهرى - شاپور - ناظرزاده کرمانى - مهندس رضوى - افشار‌صادقى - شادلو - شوکتى - منصف - نجفى - شهاب خسروانى - ریگى - دکتر فقیهى‌شیرازى - دکتر مصباح‌زاده - پور‌سرتیپ - دادور - صراف‌زاده - تولیت - امیر‌افشارى - نریمان - رفیع - هدى - شبسترى - مکى - اورنگ - دکتر فاخر - غروى (پس از شماره آرای مأخوذه نتیجه به قرار زیر بود)

ورقه سفید موافق: 40 ورقه کبود مخالف 3 ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع 4.

فرامرزى - عده چند نفر بود.

رئیس - عده حاضر هنگام اعلام رأى 55 نفر با 40 رأى موافق اعتبارنامه آقاى حائرى‌زاده تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: فتحعلى افشار - امیر‌افشارى - موسوى - نریمان - دادور ذکایى - دکتر فلسفى - شوکتى - نجفى فردوسى - رفیع - مهندس زیرک‌زاده - انگجى - ملکى - ناظرزاده - شبسترى - محمد‌حسین قشقایى - خسرو قشقایى - دکتر ملکى - دکتر فاخر - میلانى - مهندس رضوى - شاپورى - اخگر - نبوى - محمد ذوالفقارى - مشار - فرزانه - پارسا - زهرى - کهبد - مجتهدى - کریمى - اقبال - سید‌جوادى - شادلو - منصف - خلخالى - مدرس - مهندس غروى - حمیدیه -

اسامى مخالفین آقایان: عبدالرحمن فرامرزى - احمد فرامرزى - میر‌اشرافى‏.

ورقه سفید علامت امتناع 4 ورقه‏.

3- استرداد آقاى شهاب خسروانى مخالفت خود را با نمایندگى آقاى کریمى و اعلام تصویب آن‏

رئیس - اعتبارنامه آقاى کریمى مطرح است، آقاى خسرو قشقایى‏.

رفیع - اجازه بفرمایید من تقاضا می‌کنم از آقاى شهاب خسروانى که مخالفت خودشان را از آقاى کریمى پس بگیرند (صحیح است)

رئیس - آقاى شهاب خسروانى‏

شهاب خسروانى - بنده البته براى این که امتثال اوامر دوستانم را کرده باشم چون در این چند روزه یک عده‌اى هم این تقاضا را از بنده کرده بودند قبول می‌کنم مشروط بر این که آقایان هم قبول بفرمایند مخالفت خودشان را پس بگیرند که زودتر مجلس وارد کارهاى اساسى مملکت بشود (صحیح است) و اگر ماها صحبتى نمى‌کنیم یا ساکت هستیم دلیل ضعف ما البته نباشد (صحیح است)

رئیس - نظر به استرداد آقاى شهاب خسروانى مخالفت خودشان را نسبت به اعتبارنامه آقاى کریمى اعتبارنامه نمایندگى آقاى کریمى تصویب شد (نمایندگان- مبارک است)

کریمى - از حسن نظر آقایان بنده تشکر می‌کنم‏.

4- اعلام تصویب نمایندگى آقاى دکتر بقایى از تهران پس از استرداد مخالفت آقاى میر‌اشرافى‏

رئیس - تصور می‌کنم بعد از این اعتبارنامه آقاى دکتر بقایى است از طهران مخالفین جناب آقاى میر‌اشرافى و جناب آقاى عامرى، آقاى عامرى تشریف ندارند آقاى نبوى فرمایشى دارید؟

نبوى بنده خواستم استدعا کنم جناب آقاى میر‌اشرافى هم پس بگیرند تا اعتبار‌نامه ایشان از تهران مطرح و انشاءالله تصویب شود و البته وقتى تصویب شد دیگر مجال براى بحث اعتبارنامه ایشان از کرمان نیست آن قضیه مسکوت خواهد ماند زیرا از دو جا وکیل نخواهند شد بنابراین بنده تقاضا مى‌کنم آقاى میر‌اشرافى صحبت‌شان را نکنند و پس بگیرند.

رئیس - آقاى مهندس رضوى‏

مهندس رضوى - اول آقاى میر‌اشرافى فرمایش خودشان‌ را بفرمایند تا بنده عرض کنم‏.

میر‌اشرافى - حضرتعالى اول بفرمایید.

مهندس رضوى - به عرض مجلس رسیده بود که از جناب آقاى دکتر بقایى تلگرافى استفسار شده بود خواستم که الان هم به عرض آقایان برسانم که ایشان هم تلگرافى جواب داده‌اند و تسلیم نظریه مجلس هستند در این صورت البته بسته به نظر مجلس است که ایشان را از کرمان یا تهران یا هر حوزه‌اى که مجلس ترجیح می‌دهد به سمت نمایندگى بشناسند لازم بود عرض کنم که به هر حال ایشان در کرمان هم تعهد دارند در مقابل موکلینشان و بنده تصور می‌کنم اگر هم ایشان از تهران اعتبارنامه‌شان تصویب شود یعنى وکالت تهران ایشان تصویب شود از طرف مردم کرمان هم وکیل آن محل شناخته خواهند شد.

رئیس - باید گزارش ایشان خوانده شود.

میر‌اشرافى - بنده عرضى دارم‏

رئیس - مخبر کیست؟

خسرو قشقایى - بنده مخبر هستم.

فرامرزى - اجازه بفرمایید که ایشان فرمایشى دارند راجع به استرداد بفرمایند.

میر‌اشرافى - اجازه بفرمایید که بنده بروم پشت تریبون.

مخبر  - (آقاى قشقایى) مقصود این است که جنابعالى پس می‌گیرید یا نمی‌گیرید.

رئیس - آقاى میر‌اشرافى شما استرداد کردید؟

میراشرافى - استرداد نکرده‌ام بعد استرداد می‌کنم.

مخبر - این چه زحمتى است به بنده مى‌دهید.

(آقاى خسرو قشقایى گزارش کمیسیون تحقیق دایر به نمایندگى آقاى دکتر بقایى را از تهران به شرح ذیل قرائت نمود)

گزارش از کمیسیون تحقیق به مجلس شوراى ملى‏:

اعتبارنامه آقاى دکتر بقایى که به مخالفت آقایان میر‌اشرافى و عامرى و اعتراض دکتر بقایى به قسمت اخیر گزارش شعبه چهارم به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى قرار گرفته و اینک جریان کار به شرح ذیل به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسد:

جریان کلى انتخابات تهران به شرح گزارش شماره 4 از شعبه چهارم و نمایندگى آقاى دکتر بقایى به شرح گزارش شماره 9 شعبه مذکور به استحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده است.

آقاى دکتر بقایى مخالف قسمت اخیر گزارش شماره 9 شعبه چهارم (مبنى بر این که آقاى دکتر بقایى در این دوره از 2 حوزه انتخابیه تهران و کرمان انتخاب شده‌اند و در شعبه چهارم این طور اتخاذ تصمیم شده است که قبل از تصویب این گزارش در مجلس شوراى ملى آقاى دکتر بقایى باید تصمیم خود را نسبت به قبول نمایندگى یکى از 2 حوزه اعلام دارند) بودند و توضیح دادند نظریه شعبه موافق ماده 5 نظامنامه نمی‌باشد زیرا شعبه فقط حق رسیدگى به صحت و سقم انتخابات را دارد و تقاضا داشتند در گزارش کمیسیون تحقیق

+++

نظریه شعبه ابطال و مراتب به استحضار مجلس شوراى ملى برسد.

آقاى میر‌اشرافى تذکر دادند اولاً ایشان طبق قانون اساسى و ماده یک قانون انتخابات نمى‌توانند از دو محل انتخاب شوند زیرا عده وکلا 136 نفر تعیین شده و اگر قرار بود کسى بتواند از چند محل انتخاب گردد این تصور می‌رود که یک نفر از 50 نقطه انتخاب شود و به جاى 50 نفر در مجلس ابراز عقیده کند موضوع دیگر راجع به اعتراض به جریان انتخابات تهران است که جریان آن ضمن مخالفت با اعتبارنامه آقاى دکتر شایگان به استحضار آقایان نمایندگان رسیده است.

کمیسیون با‌توجه به اظهارات طرفین و توجه به محتویات پرونده اولاً تصمیم در مورد اظهار‌نظر شعبه چهارم را که مورد اعتراض آقاى دکتر بقایى بود در صلاحیت خود تشخیص نداد ثانیاً با توجه به اظهارات معترض دیگر چون اعتبارنامه 4 نفر از منتخبین تهران به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده بود گزارش شماره 9 از شعبه چهارم دایر بر صحت نمایندگى آقاى دکتر بقایى راتأیید نموده و اتخاذ تصمیم را در مورد انتخاب ایشان از دو محل به مجلس شوراى ملى واگذار مى‌نماید.

رئیس - آقاى میر‌اشرافى‏

میر‌اشرافى - آقایان دوستان بنده امر فرمودند که اعتراض خودم را نسبت به جناب آقاى دکتر بقایى پس بگیرم (احسنت) البته این پس گرفتن‌ها همان طور که جناب آقاى شهاب خسروانى فرمودند دلیل بر ضعف ما نیست بلکه دلیل بر حسن‌نیت ما است (صحیح است) و منظور ما این است که مجلس بعد از چهل، پنجاه روز هر چه زودتر وارد کار بشود و یک کارى بکند. فقط در مورد پرونده جناب آقاى دکتر بقایى بنده یک استدعایى دارم و آن این است که معلوم شود که ایشان وکیل تهران هستند یا وکیل کرمان این مطلب که معلوم شد بعد بنده عرض می‌کنم‏.

رئیس - الان تهران مطرح است‏.

میر‌اشرافى - کرمان را کنار گذاشتید پس تکلیف آن چه می‌شود.

رئیس - آقا من تکلیفش را بعد معین می‌کنم (احسنت، احسنت)

میر‌‌اشرافى - بنده یک توضیحى می‌خواهم بدهم راجع به اظهارات آقاى راشد که آن روز فرمودند (حاج سید‌‌جوادى - آقاى میر‌‌اشرافى بنده هم یک حرف‌هایى داشتم احترام گذاشتم و صرف‌نظر کردم دلیل بر ضعف من نبود)

رئیس - نظر به استرداد آقاى اشرافى از مخالفت نسبت به آقاى دکتر بقایى اعتبار نمایندگى آقاى دکتر بقایى از شهر تهران تصویب شد (صحیح است)

میر‌اشرافى - راجع به کرمان نفرمودید آقاى رئیس‏.

رئیس - مسلماً یک نماینده متعلق به یک حوزه است‏.

میر‌اشرافى - پس دیگر مال کرمان قابل طرح نیست.

5- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگى آقاى رفیع از طوالش و تصویب آن

رئیس - آقاى خسرو قشقایى‏

(آقاى خسرو قشقایى گزارش کمیسیون تحقیق راجع به تأیید نمایندگى آقاى رفیع را از طوالش به شرح آتى قرائت نمودند)

اعتبارنامه آقاى رفیع که به مخالفت آقایان مهندس حسیبى دکتر بقایى و على زهرى به کمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگى قرار گرفت و اینک جریان کار به شرح زیر به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسد:

جریان کلى انتخابات طوالش به شرح گزارش شماره 10 از شعبه پنجم به استحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده است آقاى مهندس حسیبى یکى از معترضین اعتبارنامه مذکور از طرف خود و سایر معترضین اعتراضات خود را به شرح زیر به استحضار کمیسیون رساندند:

محل انجمن مرکزى حوزه انتخابیه طوالش در هشت‌پر می‌باشد انجمن براى اخذ رأى چهار صندوق در نقاط مختلفه در نظر می‌گیرد ولى محل صندوق دو حوزه پونل و ماسال مطابق آنچه که در ادوار گذشته عمل می‌شده نبوده است و با این که اهالى چندین بار تقاضا مى‌کنند که سه روز محل این دو صندوق طبق سنوات ماضى تعیین گردد انجمن مرکزى موافقت نمى‌نماید ولى انجمن دستور می‌دهد صندوق مربوط به ماسوله که در محل سابق در نظر گرفته بودند سه روز در محل سابق و سه روز هم در اطراف گذارده شود و پس از آن از طرف انجمن مرکزى مدت اخذ رأى شش روز تعیین می‌گردد ولى در عمل صندوق مرکزى دو ساعت به آخر وقت مانده به استناد این که اعضای انجمن می‌خواهند رأى دهند اخذ رأى را متوقف می‌کنند و در حوزه‌هاى دیگر هم در مدت معینه اقدام به توزیع تعرفه و اخذ رأى نشده. مثلاً در پونل اخذ رأى 6 روز بوده در ماسوله 5 روز (به علت یک روز تأخیر در اخذ رأى) در ماسال 4 روز و در مورد صندوق اخیر توضیح داده‌اندچون در دو روز آخر تعرفه نبوده بنابراین اخذ رأى نشده و با این که مردم کرراً تقاضا نموده بودند که به تعرفه حوزه مذکوره اضافه شود انجمن در مدت قانونى اقدام ننموده است و بلافاصله آراء را می‌خوانند اما جریان قرائت آراء به این شرح بوده که فرماندار اول شب با یکى از طرفداران آقاى رفیع به اسالم می‌روند و دستور قرائت آراء را می‌دهند و بعد هم به پونل رفته با وجود مخالفت انجمن آرای آنجا را هم تا 5 بعد از ظهر نیمه شب استخراج و قرائت مى‌نمایند گفته‌اند مى‌خواستند صورت مجلس تقلبى براى محل اخیر بسازند ولى بخشدار موافقت نکرده است قبلاً هم آرای ماسال قرائت شده بود و آقاى رفیع در این چند صندوق با 15 رأى برنده بوده‌اند مقارن ظهر صورت قرائت آرای ماسوله هم می‌رسد که آقاى رفیع 102 رأى داشته و کاندید دیگر 664 رأى ولى انجمن چون وضع را چنین مى‌بیند نیم ساعت بعد استعفا نموده و انتخابات اسالم و ماسوله و سایر شعب را ابطال مى‌نماید فرماندار موضوع را به تهران گزارش می‌کند و جریان تا 14 روز متوقف می‌ماند.

و از تهران هم به فرماندار دستور می‌دهند کارى کنید که انجمن مجدداً اقدام به کار نمایند و انجمن هم 14 روز بعد از استعفای مجدداً وارد عمل می‌گردد و بازرسانى هم در این مدت به محل می‌روند و انجمن از نظر ظاهر کار طبق مدارک پرونده براى راه حل چند صورت مجلس می‌سازد در تمام این جریان نظر فرماندار له جناب آقاى رفیع بوده و علناً به نفع ایشان مداخله می‌کند انجمن مرکزى پس از تشکیل مجدد آرای ماسوله را که قرائت شده بود و همچنین آرای انجمن مرکزى را با این که رأى دادن اعضای انجمن در آخر وقت دلیل صحت آن بوده ابطال مى‌نماید و با اختلاف 15 رأى نسبت به کاندید دیگر آقاى رفیع را برنده می‌شناسد مطلب مهم اینجاست که اگر انجمن هر کارى جز ابطال آرای ماسوله نموده بود جناب آقاى رفیع برنده نمی‌شدند و پس از این جریان اعلانى جهت وصول شکایات رسیدگى به آن منتشر و در این مدت شکایات زیادى به دفتر انجمن واصل مى‌گردد لازم است گفته شود موقعی که انجمن مرکزى استعفا می‌نماید یک نفر از اعضاى آن از استعفا خوددارى و با چهار نفر عضو على‌البدل پس از مراجعه به فرماندارى تشکیل انجمن مى‌دهند و انتخابات را دنبال می‌نمایند و چون انجمن اخیر خود را صالح می‌دانسته اعتبارنامه به نام آقاى رامبد کاندید دیگر صادر نموده است ولى البته امضای فرماندار در ذیل این اعتبارنامه نیست ولى تاریخ صدور آن 8 روز قبل از تاریخ اعتبارنامه جناب آقاى رفیع بوده است.

در خلال این مدت بازرسانى به محل مى‌روند کلیه گزارشات آنها علیه آقاى رفیع و له کاندید دیگر شهرستان مزبور بوده است غیر از فرماندار که صد در صد به نفع جناب آقاى رفیع اقدام مى‌نموده سایر مأمورین عدم استحقاق ایشان را در شهرستان طوالش گزارش می‌دهند با توجه به شرح فوق یا باید گفت انتخابات طوالش باطل است یا برنده دیگرى یعنى آقاى رامبد است. آقاى زهرى معترض دیگر آقاى رفیع بیانات آقاى مهندس حسیبى را تأیید و اضافه کردند تا روزی که نتیجه معلوم نشده بود فرماندار گزارش می‌داده که اوضاع محل امن و امان است ولى وقتى که می‌خواسته است نتیجه انتخابات معلوم گردد ایشان گزارش داده‌اند مخالفین آقاى رفیع که یک عده اجامر و اوباش توده‌اى هستند وسیله نا‌امنى شهر را فراهم کرده‌اند و با این که انجمن مرکزى تا آخر وقت روز اخذ رأى صحت صندوق مرکزى را تأیید می‌نموده ولى بعداً که متوجه می‌شود مجموعه آرای مذکور به نفع آقاى رفیع نیست آن را نخوانده ابطال مى‌نماید. سپس اوراقى که عده‌اى از اهالى به توسط آقاى رفیع تقدیم کمیسیون نموده بودند و ایشان مراتب اوراق مزبور را از طرف خود تأیید کردند در جواب اعتراضات آقاى مهندس حسیبى و آقاى زهرى مورد رسیدگى و توجه قرار گرفت مطالب اوراق مذکور مبنى بر این بود که در بعضى حوزه‌ها به وسیله تهدید و تطمیع و تحمیل به نفع کاندید دیگر اقدام به اخذ رأى شده و صحنه‌سازى دال بر این که کاندید دیگر این شهرستان بنا به اراده مقاماتى باید انتخاب شوند انجام یافته و رئیس ژاندارمرى که از رفقاى صمیمى کاندید دیگر بوده نهایت کوشش و مجاهدت را در انتخاب ایشان به عمل آورده و تلگراف جعلى هم از طرف آقاى رفیع به محل به شرح زیر مخابره گردیده:

«طالش آقایان میر‌مسعودى - یونس آقا‌جانى - سلیمان پاشا‌ساسانى - امامقلى ماسالى - من سناتور انتخاب شده‌ام رامبد را انتخاب کنید امضای قائم‌مقام رفیع» انواع این تلگراف به شماره‌هاى 1508 و 1509 و 1510 و 1511 در شعبات بازپرسى تهران و رشت موجود است اما دلایل استعفای انجمن به این شرح بود که انجمن در یک محیط ترور و وحشت و تهدید که از ناحیه رامبد کاندید دیگر ایجاد شده بود نمى‌توانست در یک محیط آزاد کار انتخابات را به اتمام برساند و از بیم مرگ مجبور به استعفا گردید تا با رسیدن قواى دولتى بتواند آزادى عمل پیدا کند و کار انتخابات را به پایان برساند شورایعالى هم نظر داد که از اعضاى مستعفى رفع محظور شود و تصریح نمود که در هر حال رأى انجمن نافذ است و انجمن می‌تواند مطابق قانون انتخابات در مصوبات قبلى خود همیشه تجدید‌نظر کند بنابراین وقتى که آرامش برقرار شد و اوضاع به حال عادى برگشت و امنیت تأمین گردید انجمن شروع به کار کرد و تقدیم شکایت از طرف مخالفین

+++

در مدت مذکور به انجمن مؤید صلاحیت و رسمیت انجمن می‌باشد و اما دلیل ابطال صندوق ماسوله طبق تصویب‌نامه باید 108 نفر از طرف بخشدارى انتخاب گردد تا از بین آنها 36 نفر و از 36 نفر اعضاى اصلى و على‌البدل انجمن انتخاب شوند وقتى نماینده انجمن مرکزى بدون همراهى بازرسان قضایى به ماسوله رفت متوجه شد که چون حوزه مذکور ییلاقى بوده و در زمستان کسى آنجا نیست اطلاع داد 108 نفر در ماسوله وجود ندارد بنابراین وقتى 108 نفر در محل وجود نداشته باشد چگونه ممکن است 600 تعرفه توزیع و اخذ رأى شود توضیحاً این که وقتى به واسطه عدم وجود 108 نفر در محل انجمن تعیین نشده انجمن مرکزى 9 نفر را تعیین و به عنوان اعضاى فرعى ماسوله معرفى نمود ولى دهدار با تبانى رئیس دادگسترى و چند نفر از طرفداران کاندید دیگر به دستور انجمن وقعى ننهادند و اعضاى انجمن را به میل خود انتخاب نمودند و در چهار روز اخذ رأى صندوق را از آرای قلابى پر کردند و پس از اخذ رأى مراتب را به استحضار انجمن مرکزى رسانده‌اند و یکى از اعضاى انجمن مرکزى که در آن حوزه بوده تلگرافى به فرماندار مخابره کرده مبنى بر این که از جانب طرفداران کاندید دیگر براى پر کردن صندوق تهدید و تطمیع به عمل مى‌آید و مرا هم تهدید به مرگ می‌کنند ژاندارم بفرستید تا بتوانم از این حوزه خارج شوم و اما دلایل دیگر ابطال آن بوده که صندوق در این حوزه‌ها باید سیار باشد و با وجود دستور انجمن انتخابات که صندوق را به الیان ببرید این عمل نشده و طرفداران کاندید مورد‌نظر صندوق را با شناسنامه‌هاى مرده و زن و کودک از رأى پر کرده‌اند و حتى براى استحکام کار شب‌ها صندوق را از محل اصلى به منزل رئیس یکى از ادارات که از طرفداران کاندید نامبرده بوده است برده‌اند و آرای مأخوذه را تعویض نموده‌اند و طبق اعلام جرم موجود در پرونده مخدوش بودن آرای مأخوذه ثابت و انجمن با استفاده از اختیارات قانونى خود اقدام به ابطال آرای مزبور نموده است. اما ابطال انتخابات صندوق هشت‌پر صندوق هشت‌پر در محل انجمن مرکزى بوده که از روز اول مورد تهاجم و تهدید و تطمیع طرفداران کاندید دیگر حوزه انتخابیه بوده است و صورت مجلس مؤید این موضوع می‌باشد که چندین بار این صندوق مورد تهاجم قرار گرفته است کار به زد و خورد کشیده یک بار هم فرماندارى مورد حمله قرار‌گرفته که با سنگ و چوب کلیه شیشه‌ها را شکسته و داخل اطاق اخذ رأى شده و صندوق را تصرف نموده و آرایى را به زور داخل آن ریخته‌اند و عده‌اى از مهاجمین دستگیر و با آلات جرم تحویل دادگاه شده‌اند که با تشبث کاندید دیگر به قید التزام آزاد گردیده و همین موضوعات هم وسیله استعفاى انجمن گردید. اما گزارشات مأمورین مربوطه این مأمورین موظفند چنانچه عملى بر‌خلاف قانون مشاهده نمودند انجمن مرکزى را متوجه نمایند تا از آن عمل جلوگیرى به عمل آید و براى آنان حق دخالت در انتخابات قائل نشده‌اند اما چند نفر از این مأمورین با کاندید دیگر از تهران براى بازرسى حرکت می‌نمایند توضیحاً این که این مأمورین عضو وزارتخانه‌اى بوده‌اند که یکى از اقوام نزدیک کاندید نامبرده مسئول آنجا بوده است به هر حال مدعى و قاضى با هم حرکت کرده‌اند و در یک شب رسیده‌اند و شام را با هم صرف نموده‌اند و گزارشات شهربانى مؤید مراتب فوق است اضافه بر این که در موقع ورود انتشاراتى بر‌خلاف حق و عدالت علیه آقاى رفیع و له کاندید دیگر در محل داده‌اند مضافاً به این که این اولین بارى نیست که آرا‌یى در انتخاباتى ابطال گردیده سوابق ممتدى در مورد ابطال آراء هست که ذکر موارد آن زائد به نظر می‌رسد علاوه بر مراتب بالا یک اعتبارنامه جعلى در دست آقاى رامبد کاندید دیگر طوالش می‌باشد که معلوم نیست کدام انجمن و با چه اختیاراتى ذیل آن را امضا نموده‌اند و ایشان جهت این موضوع تحت تعقیب جزایى هستند طرفداران آقاى رامبد از بانیان حزب کومله و از اعضاى فرقه دموکرات بوده و خلع سلاح شهربانى طالش به وسیله آنان عملى گردیده است. کمیسیون با توجه به اعتراضات معترض و مطالب مشروح در اوراق تقدیمى از طرف آقاى رفیع به کمیسیون و ملاحظه اسناد و مدارک موجود در پرونده که مستند طرفین بوده است با توجه به این که ابطال صندوق از اختیارات انجمن مرکزى بوده و انجمن مرکزى در این مورد بر‌خلاف قانون عمل نکرده با رأى مخفى گزارش شماره 10 از شعبه پنجم مبنى بر صحت انتخابات طوالش و نمایندگى آقاى رفیع را تأیید می‌نماید.

بعضى از نمایندگان - آقاى زهرى پس گرفتند.

رئیس - باید خودشان بیان کنند آقاى زهرى بفرمایید.

زهرى - آقاى مخبر کمیسیون تحقیق گزارش را خواندند آقایان انشاء‌الله با دقت گوش داده باشند، عرایض مخالفین جریان انتخابات طالش را توجه کرده باشند و عرایض بنده را هم که بدون نظر شخصى است توجه بفرمایند و راجع به انتخابات طوالش قضاوت بفرمایند قبل از هر چیز بنده بایستى عرض کنم که بنده مدعى خصوصى آقاى رفیع نیستم وکیل مدافع رقیب ایشان هم نیستم وظیفه‌ای که براى خودم می‌شناسم این است که جریان انتخابات آنجا (فرامرزى - وظیفه فرمودید؟) آقاى فرامرزى بنده تازه‌کارم حواسم را پرت نکنید (خنده نمایندگان)

رئیس - بفرمایید آقا.

فرامرزى - من که در اتاق خصوصى به شما عرض کردم‏.

زهرى - یک جریانى که براى بنده خیلى عجیب و غیر مترقبه بود جریانى بود که از روزى که بنده مخالفت در این پرونده کردم به وجود آمد و جریان داشت تا الساعه که در اینجا افتخار صحبت کردن خدمت آقایان را دارم و عده‌اى از آقایان دوستان از من تقاضا کردند با محبت و دوستى این مخالفت را پس بگیرم (صحیح است) عرض کردم من این مخالفت را براى هوى و هوس شخصى یا این که دلم می‌خواست اینجا نکرده بودم که پس بگیرم و بعد صحبت از معامله و پس و پیش کردن و تو پس بگیر من پس می‌گیرم شد بعد کار به تهدید کشید و یکى از آقایان گفت که تو را لجن‌مال می‌کنیم (میر‌اشرافى - چیز دیگرى هم هست مگر غیر از این) بلى آقاى میر‌اشرافى خواهش می‌کنم که شما مخالفت خودتان را با پرونده بنده پس نگیرید و بفرمایید اینجا بنده را لجن‌مال بکنید، بعد از آن که تهدید به لجن‌مالى کردند فرمودند که براى تو تقاضاى رأى مخفى می‌کنم بنده حالا تمنى می‌کنم از آن آقایى که تقاضاى رأى مخفى می‌کند اگر به قدر کافى امضا جمع نکرده بدهند به خود بنده بنده هم امضا بکنم که براى بنده رأى مخفى گرفته شود و آن آقایانى که بنده را تهدید کردند که اگر صحبتى بکنى اعتبارنامه خودت را رد خواهند کرد خواهش می‌کنم که هیچ ملاحظه نکنند اقلاً بگذارند یک اعتبارنامه از اینجا رد بشود که بر آبرو و حیثیت من که به قول بعضى‌ها می‌گویند در خطر است افزوده بشود و به همین جهت هم جداً از آقاى میر‌اشرافى و سایر آقایان که مخالفت کرده‌اند تقاضا می‌کنم که حرف دوستانشان را گوش نکنند و اگر دوستانشان تقاضا کردندکه مخالفت خودشان را پس بگیرند پس نگیرند و بیایند اینجا هر چه دارند بگویند (میر‌اشرافى - ما می‌دانیم که شما پشت‌تان محکم است) خیلى محکم‌تر از آن است که شما فکر می‌کنید اگر چهل نفر مثل شما هم باشند یک کلمه راجع به پرونده بنده نمی‌توانند حرف بزنند (یک نفر از نمایندگان - حرف زدن که کارى ندارد) (میر‌اشرافى - اصل مطلب را بگو اینها حاشیه است)

رئیس - خواهش می‌کنم صحبت نفرمایید که ایشان بتوانند صحبت خودشان را بکنند بفرمایید آقا.

زهرى - بعد از این مقدمه کوچک می‌پردازیم به پرونده انتخابات طالش در گزارش تحقیق در حدود دو صفحه و نیم عرایض ما نوشته شد و در حدود چهار صفحه مدافعاتى که شده بود نوشته شد و آقاى مخبر کمیسیون خواندند ولى الان که بنده گزارش کمیسیون تحقیق را می‌خواندم دیدم که یک اختلافات فاحشى اینجا بین پرونده و گزارشات کمیسیون هست (مخبر کمیسیون - بنده عین گفته‌هاى خودتان را نوشتم و امضاى خودتان هم پاى آن هست) بنده راجع به عرایض خودم نگفتم، انتخابات طالش آقایان دو مرحله خیلى مشخص و معین داشت یکى مرحله انتخاب انجمن نظارت انتخابات و آن مقدمات کار تا آخرین روز اخذ آراء یکى هم از روزی که اخذ و قرائت آراء تمام شد تا حالا، انتخابات دوره هفده طالش دو پرونده دارد یکى در وزارت کشور تشکیل شده یکى هم پرونده فرماندارى طوالش است البته پرونده‌هاى مختلف دیگرى هم هست پرونده شکایات و پرونده بازرس‌ها و پرونده تلگرافاتى که بر له بر علیه جناب آقاى قائم‌مقام‌الملک شده است چیزى که از مطالعه این تلگرافات در مرحله اول آدم استنباط می‌کند این است که عموم تلگرافاتى که بر له یا بر علیه ایشان شده همیشه یک امضاهاى محدود معین هست امضا چند تا از این خان‌هاى مشهور آنجا و اتفاقاً هم انجمن مرکزى انتخابات از همین آقایان و منسوبین این آقایان انتخاب شدند البته یادداشت بفرمایند آقاى فرامرزى این یک تصادفى بوده و هیچ مانعى ندارد زیرا در انتخابات طوالش تصادفات خیلى خیلى زیاد است خیلى تصادفات عجیبى بوده است مثلاً یک تصادف دیگرش انتخاب فرماندار قرعه‌اى آنجا است فرماندار آنجا یک آقایى است که از قرار معلوم از ارادتمندان آقاى رفیع است و باید هم باشد هیچ مانعى ندارد (فرامرزى - همه از ارادتمندان آقاى رفیع هستند) واقعاً این ارادتمندانى که من در تهران براى آقاى رفیع دیدم تعجب کردم که چرا آقاى رفیع تشریف بردند آنجا و وکیل شدند هر جاى دیگر مى‌خواستند جز طوالش با کمال عزت و احترام بى‌سر و صدا انتخاب مى‌شدند هر جا مى‌خواستند جز طوالش آن هم علت دارد علتش را هم بنده عرض خواهم کرد براى این که آنجا از افرادى پشتیبانى می‌کنند (فرامرزى - که مؤثر در انتخابات هستند) مؤثر در انتخابات و قول می‌دهم که دیگر نمى‌شود در آنجا‌ها کارى کرد و این دفعه آخر بود و مؤثر در انتخابات بودند و تا این اواخر هم همه چیز مردم آنجا را در دست داشتند شریک بدون سرمایه مال تمام مردم بودند (فرامرزى - مثل همه سرمایه‌دارها) مثل اکثر غریب به اتفاق اشخاص سرمایه‌دار. بلى صحبت از آقاى فرماندار بود البته بر‌حسب تصادف این آقاى فرماندار انتخاب شدند چون آقاى فرماندار که گویا خانه‌زاد آقاى رفیع هستند در اداره آمار به توصیه ایشان وارد خدمت شده‌اند از اداره آمار به وزارت کشور به توصیه ایشان رفته‌اند و

+++

کاغذى از ایشان تا دو هفته پیش هم در پرونده ایشان بود این آقا مأمور انتخابات طوالش بود البته بر حسب تصادف، بنده این را دلیل خدشه‌دار بودن انتخابات طوالش نمی‌دانم (منصف - قرعه مگر نبود؟) این دلیل نیست ممکن است هر کس برود این یک تصادفى بود که شد خلاصه انجمن تشکیل شده اعلام کردند 36 نفر 108 نفر 9 نفر اول و 9 نفر دوم همه اینها را انتخاب کردند براى بعضى جاها دستورات مخصوص فرستادند که در همان گزارش تحقیق بود، چند تا صندوق به کجا بفرستید پیش بیاورید پس بیاورید تا این که شروع به اخذ آراء شد اخذ آراء روز هیجدهم شروع شد روز 18 دی‌ ماه 1330 البته آنجا یک کاندید دیگر هم داشت همان طوری که عرض کردم بنده وکیل مدافع آن دیگرى یا مدعى خصوصى جناب آقاى رفیع نیستم که از آن کاندید بخواهم دفاع بکنم یا نسبت به شخص آقاى رفیع بخواهم غرض‌ورزى بکنم جریان انتخابات را بنده عرض می‌کنم البته وقتى یک جایى کاندیدهایى داشته باشد تصادمات و تصادفاتى هم می‌شود، شکایاتى هم به مرکز می‌شد که بنده از خواندنش صرف‌نظر می‌کنم و وقت آقایان را زیاد نمی‌گیرم این شکایات مطابق معمول وزارت کشور در یک پاکت به همان مرجعى که ازش شکایت شده بود فرستاده می‌شود که جواب بدهند از فرماندار شکایت شده بود می‌فرستادند پیش همان فرماندار که رسیدگى بکند و جواب بدهد جواب هم می‌دادند تکذیب مى‌کردند گزارش‌هایى که فرماندار طوالش داده یعنى همان کسى که می‌بایستى انتخابات آنجا را اداره کند تا روزى که اخذ آراء در هشت مرکز طوالش به پایان رسید واقعاً یکى یکى آنها خواندنى است بنده اولاً چون یک ساعت وقت اجازه نمی‌دهد همه را عرض کنم جمله‌هایى از چند گزارش که رونوشت برداشته‌ام براى آقایان می‌خوانم و این را هم عرض می‌کنم که آقاى فرماندار به قدرى از خودش مطمئن بوده که هیچ باکى نداشت بعضى اوقات حقایقی که را تا آن روزی که اخذ آراء تمام شد می‌نوشت این آقاى فرماندار در یک صورت مجلسى که در تاریخ 29 آذر‌ماه یعنى مدتى قبل از این که اخذ رأى شروع بشود براى وزارت کشور فرستاد و تصریح کرد نظم و ترتیب کامل برقرار است در تلگراف شماره 5477، 30 آذر‌ماه به استاندارى گیلان نوشت شکایت کرده بودند جواب داد آزادى حقیقى و آزادى کامل وجود دارد در تاریخ 13 دی‌ماه یعنى 5 روز قبل از شروع اخذ آراء در تلگراف شماره 5850 به عنوان وزارت کشور نوشت انتظامات و آزادى کامل برقرار است در تاریخ 17 دی‌ماه روز قبل از شروع به اخذ آراء در یک گزارش محرمانه و تلگرافى که شماره‌اش 5832 است به اعتراضاتى که با توضیحاتى که وزارت کشور خواسته بود جواب داد آزادى کامل و حقیقى موجود است در 19 دی‌ماه یعنى روز دوم اخذ آراء یک آقایى آمد شکایت کرد کتباً بهش آقاى فرماندار رسماً جواب داد شماره جوابش 5862 است تاریخ 19 دی ‌ماه انتخابات آزاد است و انتظامات کامل برقرار مى‌باشد و اهالى به هر کس میل دارند مى‌توانند رأى بدهند روز 21 دی ‌ماه روز سوم اخذ آراء همین آقاى فرماندار در نامه شماره 5900 به عنوان انجمن مرکزى که شکایتى کرده بود نوشت تشنج مرتفع و انتظامات کاملاً برقرار شده است در همان روز به وزارت کشور تلگراف کرد به شماره 5902 آرامش کامل برقرار است روز بعد 22 دی‌ماه به وزارت کشور تلگراف کرد و این تلگرافات در جواب سؤالات و توضیحات بوده است که آرامش برقرار و از هر زورگویى جداً جلوگیرى شده آزادى انتخابات تأمین باز هم همان روز چهارم اخذ آراء 22 دی‌ماه تلگراف شماره 5923 آقاى فرماندار به وزارت کشور گزارش می‌دهد آرامش کامل با حسن تدبیر برقرار است باز هم همان طور به انجمن مرکزى می‌نویسد آرامش کامل برقرار شد همان روز مجدداً به وزارت کشور کتباً می‌نویسد آزادى کامل براى عموم رأى‌دهندگان تأمین گردید و هر کس به میل خود رأى می‌دهد به هیچ کس در هیچ مقامى اجازه قدرت و زور در این شهرستان داده نمی‌شود اینها چند گزارش فرماندار طوالش بود به مراجع مختلف قبل از پایان اخذ آراء و اجازه می‌خواهم یک چندتاى دیگر از این گزارشات یک قسمت مفصل‌ترش را بخوانم و آن این است این در دستوریست که به بخشدارهاى طوالش می‌دهد «بدیهى است فرماندارى و بخشدارى با مواظبت کامل مراقب جریان انتخابات بوده و به احدى اجازه نخواهد داد که کوچک‌ترین عملى بر‌خلاف آزادى انتخابات انجام گردد در پایان به عرض می‌رساند که این بنده دقیقاً و با قدرت کامل مراقب اوضاع بوده و شبانه روز کوشش مى‌نمایم که با استفاده از قواى انتظامى امنیت این شهرستان را تأمین و کوچک‌ترین مجالى به آشوب‌گران و سوء‌استفاده‌کنندگان از هر موقعیت و مقامى ندهم و شدیداً از اعمال هر گونه زور و قلدرى جلوگیرى نمایم» این برنامه جناب آقاى فرماندار آنجا است و مطابق این گزارشات ملاحظه فرمودید گزارش داده که امن و امان و آزادى واقعى و حقیقى در آنجا وجود دارد و هیچ خبرى نیست هیچ تحمیلى نیست این قسمتى که الان خواندم گزارش به وزارت کشور بود این آقاى فرماندار براى این که کمال قدرت خودش را در تأمین آزادى اهالى طالش ثابت بکند به یکى از بخشدارهایش می‌نویسد پاسخ شماره فلان اولاً موظف و مسئول حفظ انتظامات و حافظ آرای صندوق مى‌باشید و مأمور اجراییات آن بخشدارى دسته ژاندارمرى رضوان‌ده مى‌باشد دستور اکید از طرف فرماندهى گروهان ژاندارمرى طوالش به فرمانده دسته رضوان‌ده داده شده است آن وقت نصیحتش این است که شما هم باید با قدرت بیشترى و با اراده قوی‌ترى انتخابات آن بخش را اداره کنید و متوجه باشید که با وظایف سنگینى که در این دوره به عهده فرماندارن و بخشداران گذارده شده کوچک‌ترین ضعف و سستى با عدم مراقبت مسئولیت غیر قابل عفوى را ایجاد می‌نماید براى حفظ انتظامات و غیره این بود قربان وضع منطقه انتخاباتى طوالش تا روزی که اخذ آراء به پایان رسید یعنى امن و امان بود و هیچ کس هم به هیچ کس اعتراضى نداشت تا روزی که اخذ آراء تمام شد و قرائت صندوق‌ها شروع شد همان طوری که در گزارش آقاى قشقایى بود (خسرو قشقایى - چه فرمودید؟) عرض کردم همان طوری که در گزارش حضرتعالى‏ قرائت فرمودید همین که روز آخر اخذ آرای سه تا صندوق خوانده شد و آقاى بخشدار هم دید که از آن جوجه‌هایى که قرار بود از توى این صندوق‌ها بیرون بیایند بیرون نیامدند در صندوق‌ها را گل گرفتند (فرامرزى - کاش به همان گزارش اکتفا می‌کردید ....) بنده قربان الان از مریضخانه آمده‌ام اینجا اذیتم نکنید (فرامرزى - پس معلوم شد مرض دارید) (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى زهرى بیانتان را بفرمایید آن اعتراضات را جلوگیرى می‌کنم.‏

زهرى - متشکرم جناب آقاى فرامرزى البته خیلى خوش زبان خیلى خوش متلک هستند ولى خواهش می‌کنم که یک ربع ساعت بنده را خط بکشید زیرا بنده نمی‌خواهم بعضى چیزها که توى این پرونده هست بگویم خیلى چیزها اینجا هست ولى نمی‌خواهم بگویم (فرامرزى - حالا بگویید) حواس بنده را پرت نکنید بنده آقا موضوع وکالت را یک امر جدى می‌دانم شوخى نمی‌دانم بنده را اگر فرستاده‌اند اینجا براى این نیست که دم در سرباز برایم پایش را به هم بزند یا پیشخدمت به من سلام بکند (فرامرزى - خوب بفرمایید) اگر زبانم نارسا است توانایى بیانم کم است فقط براى خاطر این است که به خواهش بعضى از آقایان بعضى از مطالب را نمی‌خواهم بگویم مطالب گفتنى زیاد است بلد هم هستم صحبت بکنم توى این پرونده هم هست جواب این برگ‌ها را بدهید (افشار‌صادقى - ما هم دعا می‌کنیم که حالتان زود خوب بشود) مسخره‌گى دارید با بنده خلاصه 5 صندوق در طوالش بود سه صندوق خوانده شد معلوم شد که آقاى رفیع برنده هست صندوق ماسوله وقتى خبرش آمد معلوم شد آقاى رفیع تا اینجا برنده انتخابات هستند مانده بود صندوق مرکزى طوالش یعنى صندوق هشت‌پر صندوقى که تحت نظر مستقیم انجمن مرکزى اخذ آراء شده بود این همان صندوقى است که انجمن مرکزى انتخابات طوالش هر روز صحت محتویاتش را تصدیق می‌کرد و صورت مجلس می‌کرد و روز بعد مى‌آمد برایش رأى می‌گرفت و این همان صندوقى است که اعضاى انجمن مرکزى انتخابات طوالش روز اخذ آراء در آخرین ساعات آن روز خودشان تولیش آراء خودشان را ریختند و اسم خودشان آخرین اسم‌هایى است که در پرونده هست تعرفه‌ها موجود است و با این عمل صحیح بودن این صندوق‌ها را جماعاً و جمعاً تأیید کرده‌اند زیرا خودشان آخرین شخصى هستند که در این صندوق رأى داده‌اند و این تنها صندوقى است که تحت نظر خودشان بوده روز 23 دی‌ماه یعنى روز بعد از خاتمه اخذ آراء وقتی که خبر صندوق هاى فرعى می‌رسد که آن صندوق‌ها به چه ترتیبى بود ازش می‌گذریم حساب می‌کنند مى‌بینند که چهار صندوق که خوانده شد نتیجه‌اش به نفع شخص موردنظر خودشان نبود و چون حدس می‌زنند این صندوق چهارمى را هم اگر باز بکنند بخوانند یک چیز غیر‌منتظرى ازش در مى‌آید یعنى هنوز وقاحتشان به این اندازه نرسیده بود که بگویند این باطل آن باطل فقط این سه تاصندوق را قبول بکنند گفتند که صندوق‌هاى فرعى و غیره و غیره همه باطل ما هم خداحافظ انتخابات باید تجدید شود.

البته براى انجمن نظارت مرکزى این حق هست که انتخابات یک نقطه‌اى را که خودش کرده باطل کند و جزء یا کلاً باطل باشد و اگر باطل کرده بودند جاى ایراد نبود ولى بعد مکاتبات بین فرماندارى مرکز شروع می‌شود وزارت محترم کشور بعضى مسائلى را که نمی‌خواست صریحاً جواب بدهد می‌گفت شوراى عالى انتخاباتى مراجعه بکنید (میر‌اشرافى - این شورا را آقاى دکتر مصدق تشکیل داد) آقاى میر‌اشرافى موضوع دکتر مصدق الان مطرح نیست (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى زهرى شما بیان‌تان را بفرمایید اگر صحبتى آقایان می‌کنند من ساکت می‌کنم.

زهرى - بنده چند روز است که قلبم خیلى حساس شده و نمی‌توانم بعضى مطالب را بلا‌جواب بگذارم.

معتمد‌دماوندى - دلیلش همین است چون به من هم خشمگین شدید.

زهرى - آقاى دماوندى شما خواهش می‌کنم که هیچ حرف نزنید.

معتمد‌دماوندى - ترسیدم آقا.

زهرى - باید هم بترسید (زنگ رئیس)

معتمد‌دماوندى - آن هم از تو (زنگ رئیس)

رئیس - آقایان ساکت باشید بفرمایید آقاى زهرى.

زهرى - انجمن انتخابات مرکزى

+++

طوالش استعفا داد و صندوق‌ها را باطل کرد و آقاى فرماندار همان فرماندارى که این گزارشات را می‌داد که انتخابات آزاد است و امن و امان است هر کسى مطابق میلش می‌تواند رأى بدهد هیچ کس مزاحم هیچ کس نیست آزادى کامل آزادى حقیقى برقرار است همان فرماندار وقتى دید جریان کار بر وفق مراد و مطلوبش نیست گزارش داد و تأیید کرد استعفاى انجمن را وزارت کشور هم گزارش را به هیئت مشاوره انتخابات مراجعه کرد و هیئت مشاوره انتخابات در دو مورد اظهار نظر کرد یکى این که به نظر هیئت در صورتی که اعضاى انجمن اصلى بر استعفا و استنکاف خود اصرار ورزند و نشود آنان را به انجام وظیفه متقاعد نمود و به واسطه استعفاى 5 نفر اعضاى على‌البدل نشود عده اصلى را انتخاب و تکمیل نمود با استفاده از ماده 17 قانون انتخابات به تجدید انتخابات انجمن نظارت بر طبق مقررات باید مبادرت به عمل بیاید در تاریخ 28/10/30 یعنى 5 روز بعد از استعفاى اعضاى انجمن مرکزى همان آقاى فرماندار مجدداً گزارش مفصلى داد که از خواندن آن صرف‌نظر می‌کنم در یک مورد دیگر باز هم همان هیئت مشاوره انتخابات یک نظر دیگرى دارد عطف به نامه فرماندار طوالش اشعار می‌دارد در مورد استعفاى انجمن اصلى و امضاى على‌البدل نظر هیئت مشاوره طبق نامه 10/8/30 اعلام گردیده و در خصوص ابطال که مورد سؤال قرار گرفته چون جریان امر انتخابات در حدود قانون تابع تصمیمات انجمن نظارتى است که مسئول انتخابات است هر تصمیمى که از ناحیه انجمن مزبور اعلام شود نافذ است ولى تشخیص تأثیر یا عدم تأثیر آن با مجلس شوراى ملى است تاریخ 1/11/30 یعنى تحقیقات 9 روز بعد از استعفای تمام آن آقایانى که تا امروز مى‌گفتند و پرونده‌اش هم حاکى است و حاضر است که اوضاع مرتب و امن و امان برقرار است یک عده‌اى بودند شکایات می‌کردند که تهدید و تطمیع و از این قبیل چیزهاست و یک عده دیگر بودندکه فرمایشات آقاى فرماندار را تأیید می‌کردند که امن و امان است و عمل خلافى هم نشده است تمام اینها از آن روز به بعد طرفدار ابطال انتخابات بودند و تلگرافاتى می‌کنند که انتخابات آنجا باید تجدید شود ولى بعد از چند روزى و مشاهده بعضى سستى‌ها در مرکز این آقایانى که استعفا داده بودند بعد از 14 روز جمع می‌شوند به طور خلاصه بهشان گفتند که کى به کیه بیایید بنشینید بعد از 14 روز عوض این که همه را باطل کنند و استعفا بدهند و از بعضى‌ها سؤال کردند که بیایید و نیامدند طبق ماده 17 و 19 قانون انتخابات وقتى که مسلم شد به ایشان که وضع از چه قرار است آمدند و نشستند 3 صندوق را قبول کرده و یک صندوق خوانده شده را باطل کردند و صندوق مرکزى را که شرافت این انجمن مرکزى در گروش بود و خودشان رأى داده بودند نخوانده باطل کردند بنده یک نفر حقوقدان نیستم که بتوانم اظهار نظر بکنم که این عمل تا چه حد با قانون تطبیق می‌کند که مورد بحث قرار دهم چیزى که مسلم و یقین است و هیچ تردیدى درش نیست این است که آقایان طوالشى‌ها که خدمت آقاى رفیع می‌رسند در اینجا عرض می‌کنند که شما در آنجا زمینه انتخاباتى دارید خدمتشان دروغ عرض می‌کنند اینها اشخاصى هستند که خدمت آقاى رفیع می‌رسند و از مقام و احترامشان سوء استفاده می‌کنند و ایشان را در این مراحل آزار‌دهنده قرار می‌دهند مردم طالش بنده با چند نفرشان خودم یک مختصر آشنا هستم ساده‌ترین فرد را گالش می‌گویند و این افراد گالش خیلى ساده‌اند.

(داور - گالش با طالش فرق دارد)

فرقى نمی‌کند این پرونده نشان می‌دهد که دهاتى‌هاى ساده این دهاتى‌هایى که همیشه جز آن خانشان اسمى نمی‌شناختند این دفعه که شنیدند انتخابات آزاد است خواستند یک نفر دیگرى انتخاب کنند آقاى رفیع را نخواستند انتخاب کنند. یک دلیل دیگر هم هست در آنجا هر رئیس اداره‌اى خود را همراه آقاى رفیع معرفى می‌کنند هر چه دزد و قطاع الطریق آنجا است خودش را تحت‌الحمایه آقاى رفیع معرفى مى‌کند هر چه چپاول‌گر آنجاست تحت حمایت جناب آقاى رفیع قرار دارند اشخاصى هستند که عامل انتخاباتى ایشان هستند فلان رئیس اداره که 15 سال است در آنجا است نمی‌گویم بد می‌کند یا فلان می‌کند کارى هم نمی‌کند یک رئیس اداره در طوالش اصلاً کارش را نمی‌کند ولى هیچ کس جرأت ندارد او را از آنجا عوض کند مردم می‌پرسند چرا؟ می‌گویند از این شخص حمایت می‌کند فلان کس دزدى کرده پرونده قتل دارد در دادگسترى پرونده دارد ولى تعقیب نمی‌شود می‌پرسند چرا؟ می‌گویند آقاى رفیع از او حمایت می‌کند خوب مردم از این آقاى رفیع بدشان مى‌آید مردکه طلبکار است می‌رود اجرائیه صادر کند اداره ثبت می‌گوید براى فلان کس اجرائیه صادر نمی‌کنیم مى‌گوید چرا؟ جواب می‌دهند براى این که این آقایى که مدیون است از هواداران آقاى رفیع است. فلان کس می‌رود آنجا از رودخانه ماهى بگیرد از طرف فلان خان از ماهى که از توى رودخانه می‌گیرد باج می‌گیرند با چه زورى؟ با زور آقاى رفیع، همه چیز آنجا واقعاً این طور است، آقاى رفیع حضرتعالى که هیچ وقت تشریف نبردید آنجا که ببینید (رفیع - آقا یک قدرى در صحبت‌هاى خودتان اگر تحقیق می‌کردید بهتر بود) تحقیق کردم اما جنابعالى که تشریف نبردید آنجا، این یک خلاصه خیلى مختصرى بود از مطالبى که بنده تهیه کردم یک خلاصه بسیار بسیار مختصرو سر و ته بریده آقایان. آقاى فرامرزى چند روز پیش یک فرمایش صحیحى کرده بودند (عبدالرحمن فرامرزى - مثل همیشه) نه مثل همیشه نه بعضى اوقات کمتر صحیح است. گفتند که هیچ کس در اینجا وکیل‌تر از کسى نیست بنده براى فرمایش ایشان یک دلیل دیگر دارم و آن این است که قانون اساسى می‌گوید وقتى که وکیل انتخاب شد وکیل همه مردم است، وقتى از یک نقطه‌اى وکیل شد وکیل همه است، آقاى فرامرزى وکیل مردم تهران هم هست وکیل مردم طالش هم هست وکیل مردم لار هم امروز هست (عبدالرحمن فرامرزى - و بعد هم خواهم بود) انشاءالله حسودها چشمشان بسوزد بنده که حسود نیستم قربان، آقایانى که اینجا نشسته‌اند وکیل آن بدبخت‌هاى طالش هم هستند (صحیح است) رأى هم البته خواهند داد ولى جواب عرایض بنده را نخواهند داد جواب سؤالات موجود در این پرونده را نخواهند داد چیزى خواهند گفت که وجدان آقایان راضى بشود و بگویند که انشاءالله گربه بود و آقایان خواهند فرمود گربه بود و رأى خواهند داد ولى من شهادت به خدا و اینها را نمی‌خواهم بگویم براى این که حرف حق قسم خوردن لازم ندارد چون که ما تازه آمده‌ایم اینجا واقعاً خودمان را در یک حال اضطرابى مى‌بینیم آنهایى که از سابق بوده‌اند آنها را نمی‌دانم ولى می‌ترسیم که اگر از اول کارمان به تعارف و مجامله و بطالت و این جور چیزها بگذرانیم آخر این دوره هم مثل آخر آن دوره‌ها گرفتار آن طعن و لعن‌ها بشویم ما می‌توانیم بگوییم که تازه‌کار بودیم کهنه‌کارها گولمان زدند گو این که این را هم نخواهیم گفت‏.

میر‌اشرافى - آخر آن دوره که به شما بد نگذشت‏.

زهرى - شما متخصص لجن‌مالى هستید آقاى میر‌اشرافى. (زنگ رئیس)

میر‌اشرافى - داد نزن هر مزخرفى دلش مى‌خواهد می‌گوید چرا صداى خودت را بلند می‌کنى؟ (زنگ رئیس)

رئیس - آقاى زهرى بیاناتتان را بفرمایید مکرر عرض کردم اسکات سایر صحبت‌ها به عهده بنده است بفرمایید.

زهرى - بنده عرایضم را تمام می‌کنم آنچه گفتم مؤمنم مؤمنم به این که در انتخابات طوالش بزرگ‌ترین ناحقی‌ها، بزرگ‌ترین خلاف حق‌ها به عمل آمده همان طوری که حسیبى یک روز در اینجا گفت که پرونده انتخابات قم بین بعضى از پرونده‌ها چیزى نیست انتخابات طوالش نه تنها خراب است جریانش خراب اندر خراب است، خلاف قانون در خلاف قانون با هیچ اصولى با هیچ سریشمى نمی‌شود این را چسباند (خسرو قشقایى - جز با سریشم مجلس) و گفت که حقى براى مردم آنجا قائل شدند بلکه حق مردم آنجا را باطل کردند شاید اگر در آنجا یک خورده مطابق قانون رفتار می‌کردند جناب آقاى رفیع واقعاً رأى مى‌آوردند حتى شاید اگر صندوق هشت‌پر را الآن بخوانند این صندوق هشت‌پر که تحت نظر انجمن مرکزى پر شده موجود است حفظ شده است اگر این را بخوانند شاید انتخاب جناب آقاى قائم‌مقام‌الملک رفیع در اینجا صورت قانونى پیدا بکند اینها این ریسک را قبول نکردند دیدند سه صندوق را خوانده‌اند و با این سه صندوق انتخابات را برده‌اند دیگر چه لزومى دارد این عمل از طرف انجمن مرکزى بزرگ‌ترین سوء نیت این انجمن است و بنده اگر اجازه داشتم به آقایانى که بزرگ‌تر از من هستند توصیه می‌کردم که پیشنهادى تهیه بفرمایند که این انتخابات چون جریانش خراب بوده باطل شود و دو مرتبه انتخابات انجام گیرد و انشاء‌الله دفعه دیگر آقاى رفیع محترمانه تشریف بیاورند همان طور که در تمام دوره‌هاى گذشته تشریف داشتند و یک تقاضاى شخصى هم دارم آقایانى که نسبت به اعتبارنامه من مخالفت کرده‌اند مخالفت‌شان را پس نگیرند و هر چه هم دارند بگویند.

رئیس - آقاى رفیع‏

رفیع - آقاى فرامرزى صحبت خواهند کرد ولى به عقیده بنده یک اشخاص مغرضى این آقا را به اشتباه انداخته‌اند و به این آقا یک صحبت‌هایى کرده‌اند که با کمال بی‌غرضى تحت تأثیر آنها واقع شده‌اند شخصیت مرا اهالى می‌دانند یک آدمى که طرفدار ظالم است در تهران هم طرفدار ظالم خواهد بود نه تنها آنجا کمک می‌کند اینجا هم کمک مى‌کند من همیشه طرفدار عدالت بودم (صحیح است) تمام وزرایى که در تهران هستند اگر یک وزیرى پیدا شد و گفت که من از یک مستخدمى حمایت کردم تمام این حرف‌ها درست است یک چیزهایى به هم نسبت می‌دهند آن یکى دیگرى را دزد می‌داند، از روز اولى که وکالت در طالش شروع شد از دوره چهارم اول وکیل من بودم من به جایى نمی‌روم در خانه خودم نشسته‌ام وزارت کشور دکتر مصدق‌السلطنه به من کاغذ می‌نویسد آیا قبول می‌کنید یا قبول نمی‌کنید من به او جواب می‌دهم قبول می‌کنم حالا انتخابات چه جور بوده و انجمن چه کرده قانون انتخابات را عوض کنید من قبول می‌کنم اما وقتى که انتخابات شروع شد و خواستند انتخابات را عوض کنند انجمن اختیار نداشته و از این قبیل حرف‌ها من که حرفى نداشته‌ام این قبیل حرف‌ها جز این که اشخاص را از خدمتگزارى باز‌دارد فایده‌اى

+++

ندارد به این جهت من تقاضا مى‌کنم آقایان رأى بگیرند بسیار ممنونم اگر از من دست بکشند و مرا به خدا بسپارند من می‌روم راحت می‌کنم (رأى - رأى)

رئیس - رأى می‌گیریم به اعتبارنامه و صحت انتخابات آقاى قائم‌مقام‌الملک رفیع موافقین ورقه سفید با نام و مخالفین ورقه کبود خواهند داد.

(اسامى آقایان به قرار ذیل به وسیله آقاى غروى (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: خسرو قشقایى - عبدالرحمن فرامرزى - مهندس زیرک‌زاده - دکتر ملکى انگجى میلانى - بهادرى - حمیدیه - منصف - محمد‌حسین قشقایى - ناصر ذوالفقارى - محمد ذوالفقارى - گنجه - امامى‌اهرى - فتحعلى افشار - پارسا - موسوى - میر‌اشرافى - کهبد - مشار - حاج سید‌جوادى - دکتر فلسفى - کریمى - اخگر - احمد فرامرزى - نبوى - اقبال - مصدقى - پور‌سرتیپ - دکتر طاهرى - جواد عامرى - ذکایى - دکتر مصباح‌زاده - زهرى - شاپورى - ناظرزاده - مهندس رضوى - افشار‌صادقى - شادلو - شوکتى - وکیل‌پور - معتمد‌‌دماوندى - ریگى - شهاب خسروانى - جلیلى - دکتر فقیهى شیرازى - دادور - صراف‌زاده - تولیت - امیر‌افشارى - هدى - مدرس ‌شبسترى - اورنگ - نجفى - غروى - دکتر فاخر.

 (پس ازشماره آراء ماخوذه 53 ورقه سفیدموافق ودوورقه کبودمخالف ودوروقه سفیدبى اسم شماره شد)

رئیس - عده حاضرین هنگام اعلام رأى 57 نفر به اکثریت 53 رأى صحت اعتبارنامه آقاى قائم‌مقام رفیع تصویب شد.

اسامى موافقین آقایان: کهبد - منصف - انگجى - میلانى - ناصر ذوالفقارى - محمد ذوالفقارى - مهندس غروى - ذکایى - دکتر مصباح‌زاده - شوکتى - شهاب خسروانى - مهندس رضوى - سید‌جوادى - شادلو - معتمد‌دماوندى - دکتر فلسفى -نبوى - دکتر فقیهى‌شیرازى - تولیت - اورنگ - هدى - مشار - احمد فرامرزى - امیر‌افشارى  - میر‌اشرافى - شبسترى -  پور‌سرتیپ - افشار‌صادقى - مصدقى - شاپورى - اخگر - مدرس - دکتر فاخر - جلیلى - دادور - وکیل‌پور - دکتر طاهرى -  صراف‌زاده - نجفى - فردوسى - ناظرزاده - خسرو قشقایى - بهادرى - کریمى - محمد‌حسین قشقایى - دکتر ملکى -  عبدالرحمن فرامرزى - فتحعلى افشار - حمیدیه - امامى‌اهرى - موسوى - عامرى - گنجه - ریگى‏.

اسامى مخالفین: آقایان على زهرى - محمدرضا اقبال. ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع 2 ورقه.

7- تعیین موقع و در دستورجلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه اول تیر دستور بقیه گزارش‌ها.

(مجلس یک ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى - اورنگ‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294751!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)