کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19
[1396/05/31]

جلسه: 12 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه نوزدهم تیرماه 1335  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای مهران

3 - بیانات قبل از دستور‌ - آقایان: خلعتبری‌ - رئیس‌ - دکتر مشیرفاطمی‌ - کدیور‌ - علامه‌وحیدی

4 - تقدیم سه فقره سؤال به وسیله آقای عمیدی‌نوری

5 - سؤال آقای سلطان‌مراد بختیار راجع به فروش زمین‌های اطراف تهران و جواب آقای وزیر کشور

6 - سؤال آقای دکتر جهانشاهی راجع به دادستان ساری و جواب آقای وزیر دادگستری

7 - سؤال آقای سلطان‌مراد بختیار راجع به قیمت نان دولتی تهران و جواب آقای وزیر دارایی

8 - بیانات آقای انتظام، نایب نخست‌وزیر

9 - بیانات آقای دکتر هدایتی طبق ماده 66 آیین‌نامه

10 - تقدیم یک فقره طرح قانونی راجع به تجدیدنظر در آیین‌نامه به وسیله آقای دکتر پیرنیا

11 - اجازه انتخاب کمیسیون دوازده نفری جهت تجدیدنظر در آیین‌نامه داخلی

12 - بیانات آقای سراج حجازی طبق ماده 82 آیین‌نامه

13 - بیانات آقایان مهندس جفرودی و دکتر جهانشاهی طبق ماده 66 آیین‌نامه

14 - تعیین موقع جلسه بعد‌ - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

 

 

جلسه: 12

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه نوزدهم تیرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - اجرای مراسم تحلیف به وسیله آقای مهران

3 - بیانات قبل از دستور‌ - آقایان: خلعتبری‌ - رئیس‌ - دکتر مشیرفاطمی‌ - کدیور‌ - علامه‌وحیدی

4 - تقدیم سه فقره سؤال به وسیله آقای عمیدی‌نوری

5 - سؤال آقای سلطان‌مراد بختیار راجع به فروش زمین‌های اطراف تهران و جواب آقای وزیر کشور

6 - سؤال آقای دکتر جهانشاهی راجع به دادستان ساری و جواب آقای وزیر دادگستری

7 - سؤال آقای سلطان‌مراد بختیار راجع به قیمت نان دولتی تهران و جواب آقای وزیر دارایی

8 - بیانات آقای انتظام، نایب نخست‌وزیر

9 - بیانات آقای دکتر هدایتی طبق ماده 66 آیین‌نامه

10 - تقدیم یک فقره طرح قانونی راجع به تجدیدنظر در آیین‌نامه به وسیله آقای دکتر پیرنیا

11 - اجازه انتخاب کمیسیون دوازده نفری جهت تجدیدنظر در آیین‌نامه داخلی

12 - بیانات آقای سراج حجازی طبق ماده 82 آیین‌نامه

13 - بیانات آقایان مهندس جفرودی و دکتر جهانشاهی طبق ماده 66 آیین‌نامه

14 - تعیین موقع جلسه بعد‌ - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت‌مجلس

رئیس‌ - صورت غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه‌ - آقایان: اردلان - قرشى - باقر بوشهرى - دکتر آهى - مهندس اردبیلى - عبدالحمید بختیار - شادلو - بزرگ‌نیا - مشار - محمود ذوالفقارى - دکتر سعید حکمت - دکتر وکیل - صرف‌زاده - امید سالار - هدى - معین‌زاده - اورنگ - امامى‌خویى - کشکولى‏.

غایبین بى‌اجازه‌ - آقایان: دکتر طاهرى - تجدد - دکتر اصلان افشار - دکتر رضایى - خزیمه‌علم - قنات‌آبادى - تیمورتاش - قراگزلو.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه‌ - آقایان: دیهیم - دکتر ضیایى - فرود - طباطبایى‌قمى - پرفسور اعلم - فروهر - دولتشاهى - دکتر جهانشاهى - بزرگ‌ابراهیمی - صفارى - کیکاوسى - سنندجى.

رئیس‌ - نسبت به صورت‌مجلس نظری نیست؟ آقاى مهندس فروهر.

مهندس فروهر‌ - بنده دیر نیامده‌ام.‏

رئیس‌ - با اجازه نوشته شده، آقاى دکتر جهانشاهى.‏

دکتر جهانشاهى‌ - بنده یک ساعت با اجازه زودتر رفتم.‏

رئیس‌ - با اجازه هم نوشته شده است (دکتر جهانشاهى معذرت می‌خواهم). دیگر نظرى نسبت به صورت‌مجلس نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس تصویب شد.

2 - اجراى مراسم تحلیف به وسیله آقاى احد مهران‏

رئیس‌ - امروز آقاى مهران که تازه به مجلس آمده‌اند قسم یاد می‌کنند.

(در این موقع کلام‌الله مجید را با احترامات لازمه به تالار جلسه آورده و عموم حضار به احترام قیام نمودند و آقاى مهران قسم‌نامه را به شرح ذیل قرائت و امضا نمودند)

من که در ذیل امضا می‌نمایم خداوند را به شهادت می‌طلبم و به قرآن قسم یاد می‌کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجزى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهماامکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام بدهم و نسبت به اعلیحضرت شاهنشاه متبوع و عادل و مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران.

(کلام‌الله مجید را با همان تشریفات از تالار جلسه خارج نمودند)

3 - بیانات قبل از دستور آقایان: خلعتبرى‏‌ - رئیس‌ - دکتر مشیرفاطمى‌ - کدیور‌ - علامه‌وحیدى‏

رئیس‌ - نطق قبل از دستور شروع می‌شود، آقاى خلعتبرى‏.

خلعتبرى‌ - بنده معتقدم هر یک ساعت که از عمر مجلس می‌گذرد باید از پشت تریبون مجلس مطالب اساسى مملکت را به دولت گفت، وظیفه خود را اجرا کرد، بنده امروز راجع به یک مسئله اساسى مملکت می‌خواهم صحبت کنم و آن موضوع اینست که مملکت ما و دولت ما برنامه کشاورزى ندارد (صحیح است). براى کشاورزى ما برنامه نداریم (صحیح است).

در یکى از نطق‌هاى اخیر خود رئیس‌جمهورى امریکا گفته بود که کشاورزى ستون فقرات اقتصاد کشور امریکاست، کشورى چون امریکا که عظیم‌ترین دستگاه‌هاى صنعتى دنیا را داراست وقتى کشاورزى را ستون فقرات اقتصادى خود بداند آن‌وقت ما به اهمیت کشاورزى در کشور خود متوجه خواهیم شد، زیرا براى یک کشورى که صنعتى نیست و درآمدش از کشاورزى صادرات ندارد، کشاورزى مسلماً مهم‌ترین مسئله است.

اگر توجهى به جریان امور در کشورهاى دیگر نماییم، پیشرفت آنها از یک نظر براى ما قبل تحسین است ولى از نظر

+++

دیگر باعث تأسف خواهد شد که چرا ما به مسئله کشاورزى توجهى که لازم بود نکرده‌ایم، کشور هند تا 5 سال قبل احتیاج به غله و محصولات کشاورزى داشت و مایحتاج خود را از خارجه وارد می‌کرد و مبالغ عمده پول به خارج می‌فرستاد و اولین تشخیص صحیحى که داد تهیه و اجرای یک برنامه کشاورزى بود که در واقع برنامه کشاورزى را بر برنامه صنعتى مقدم دانست، پنج سال تمام شد و کشور هند برنامه کشاورزى خود را به موقع اجرا گذاشت، آقایان وزرا گوش کنند و اکنون کشور هندوستان از قحطى‌هاى مهیبى که همیشه در آن سرزمین توأم با گرسنگى و مرگ میلیون‌ها نفر وجود داشت، خلاص شده است و برنامه 5 ساله دوم را شروع نموده که عبارت از برنامه صنعتى باشد ولى ما هنوز برنامه کشاورزى براى کشور خود تهیه نکرده‌ایم.

کشور ترکیه از چند سال قبل یک برنامه کشاورزى تنظیم و اجرا نموده و نتیجه آن شد که صادرکننده غله شد و صادرات خشکبار پنبه، توتون به درجه‌ای رسید که براى ما تعجب‌آور است، ترکیه در سال 1954 صدهزار تن فندق، نود هزار تن خشکبار، سى‌و‌چهار هزار تن پشم، پنجاه هزار تن روغن زیتون، سى‌و‌پنج هزار تن خشخاش صادر نموده، در صورتى که در همان سال صادرات توتون ما هشتاد تن بوده و صادرات ترکیه نسبت به ما در محصولات کشاورزى چندین برابر بوده است.

کشور عراق نیز اکنون صادرکننده غله شده است ولى با کمال تأسف ما چند سال است واردکننده غله شده‌ایم، نه فقط واردکننده غله بلکه روغن خوراکى خود را نیز باید وارد کنیم و کثیف‌ترین اشیا را به عنوان روغن می‌خوریم و اکنون به جرئت می‌توانم بگویم به جز آنها که میی‌توانند روغن خوراکى در دهات و میان ایلات تهیه و خریدارى کنند، آنچه مردم به نام روغن مى‌خورند کثافتى است که ترکیبات آن معلوم نیست چیست و در روغن‌هاى خارجى نیز اغلب تقلب می‌شود در صورتی که در این کشور لااقل روغن خوراکى طبیعى باید در دسترس تمام مردم با قیمت مناسب باشد.

علت این است که ما حرف می‌زنیم و کار نمی‌کنیم و براى کار برنامه نداریم و برنامه‌هاى ما هم همیشه تابع نظر اشخاص است نه اصول.

علت اینکه واردکننده غله و روغن خوراکى شده و به زوردى احتیاجات خوراکى دیگر خود را نیز باید از خارجه وارد کنیم این است که ما برنامه براى کشاورزى نداریم و اگر این تذکر را بدهیم، متصدیان حاضر به قبول آن نیستند اما حقیقت قابل کتمان نیست و با الفاظ توخالى نمی‌شود جاى آن چیزهایی را که در کشور نیست پر کرد. سالانه چند سال است غله و روغن خوراکى از خارجه وارد می‌کنم، سطح کشت توتون قریب سى درصد تنزل نموده، وضع محصول چاى داخلى طورى است که آن را باید ازمیان‌رفته محسوب نمود، امسال در اغلب نقاط چاى‌خیز قیمت برگ سبز چاى که به دست کشاورز رسید، حد وسط یک‌ثلث نرخ رسمى بود. دولت چون برنامه نداشت فقط چند هفته قبل از رسیدن فصل بهره‌بردارى از چاى آن هم به اصرار نمایندگان مجلس به فکر علاج افتاد و سازمان برنامه حاضر شد براى خرید یک فسمت از چاى اقدام کند ولى فصل چیدن چاى بهار گذشت و میلیون‌ها تومان به کشاورزان خسارت وارد شد زیرا مسئله چاى جزو برنامه کشاورزى دولت نبود. در کشورهاى برنج‌خیز آسیا، برنج را چون قوت مردم است دولت‌ها با قیمتى که براى کشاورز نفع داشته باشد از کشاورز می‌خرند و کشاورز همیشه می‌داند که برنجش مشترى دارد اما در کشور ما دولت غله را به قیمتى نازل می‌خرد که براى کشاورز تولید آن نفع نمی‌کند و همیشه نصف برنج را از طریق خرید سلف به کمتر از خرید نصف قیمت از دست کشاورز در می‌آورند و نصف دیگر را کشاورز در اول پاییز به قیمت ارزان می‌فروشد اما بعد از چند ماه خریداران همان برنج را با نفع زیاد می‌فروشند و به‌هرحال محصول از دست کشاورز و مالک با قیمت ارزان خارج می‌شود و این وضع در تمام مملکت متأسفانه هست.

هر سال هم این وضع تکرار می‌شود، نه دولت تکلیف خود را می‌داند نه کشاورز. دولت فقط دلش خوش است که شرکت معاملات خارجى در آخر سال یک بیلان منفعت نشان می‌دهد.

وضع کشت توتون در ایران طورى است که دیگر کشت توتون براى کشاورز نفع نمی‌کند و هزینه کاشت و برداشت مساوى است، اما برنامه دولت هم درآوردن سالى سیصد میلیون تومان از توتون است که از جیب کشاورز درآورده و به مصرف حقوق ادارى اشخاصى می‌رساند که بزرگ‌ترین مزاحم تولید و فعالیت‌هاى اقتصادى و کشاورزى مردم هستند.

این اوضاع اسف‌آور که نمونه‌هایی فقط از آن گفته شد براى آن است که مملکت ما برنامه کشاورزى ندارد. البته در برنامه 7 ساله ما اقلامى به عنوان کشاورزى ذکر شده ولى آن اقلامى است براى مصرف والا خود آن اقلام بر اساس مطالعه صحیحى تنظیم نشده و ثانیاً برنامه باید وجود داشته باشد تا از آن اقلام بتوان استفاده نمود.

ثالثاً آن اقلام و اعتبارات در قیمت‌هاى حساس و مهم کشاورزى آن‌قدرى ناقص و قلیل است که باعث تعجب اشخاصى است که در مسئله کشاورزى وارد هستند و آن هم در موقعى که در کمیسیون برنامه لایحه مطرح بوده، هر یک از نمایندگان به اصرار یا به پیشنهاد و تذکر یک قسمتى را تأمین کرده‌اند والا یک برنامه کشاورزى وجود نداشته که از روى آن مواد لایحه و اقلام اعتبار تهیه شده باشد مثلاً اعتبار نود میلیون تومان براى قنایی بسیار قلم مهمى است که به وسیله نمایندگان عضو کمیسیون برنامه افزوده شده اما در عوض آن باید مسئله تولید غله حل شود، تا وقتى قیمت غله آن‌قدر نازل است که کشاورز مزرعه را رها و به سوى شهرها براى گرفتن مزد هجوم می‌آورد یا تا وقتى که مسئله حمایت از محصول داخلى در مقابل محصول خارجى حل نشده مثل قضیه چاى، تا وقتى که از قیمت محصولات کشاورزى حمایت نمی‌شود و تنزل قیمت‌هاى مثل قیمت پنبه و جو موجب صدمه کشاورزان می‌شود، یا کشاورزان مجبورند کشت توتون را به علت نازل بودن قیمت ترک کنند، اختصاص یک قلم نود میلیون تومانى به قنایی در عین آن که عمل مقیدى است نمى‌توان گفت اجرای یک قسمت از برنامه مطالعه شده کشاورزى مملکتى باشد.

جناب آقاى عماد تربتى دیروز به بنده می‌فرمودند که در خراسان جو را اصلاً درو نمی‌کنند، ول کرده‌اند رفته‌اند براى اینکه با عمله هفت تومان، برداشت محصول صرف نمی‌کند، حالا شما هى توصیه کنید که آب قنات را زیاد کنند، فرض کنیم صرف قنات شده وقتى جو و گندم صرف نمی‌کند، نمی‌کارد، ثمره‌اش چیست؟ به این جهت است که ما برنامه مطالعه شده کشاورزى مثل ممالک دیگر باید داشته باشم و متأسفانه نداریم.

یک قلم دیگر از اعتبارات که در قانون برنامه هفت ساله منظور شده چهارصد میلیون ریال برای شرکت‌هاى تعاونى کشاورزى و صندوق‌هاى روستایی در تمام کشور است، جناب آقاى علم می‌خواهم به این قسمت توجه کنید، من مسئله احتیاج به تراکتور و گاو و آلات و ادوات زراعتى و احتیاجات دیگر را از قبیل احتیاج به پول براى هزینه زراعت معمولى، توسعه کشت محصولاتى از قبیل چاى، مرکبات، خرما، ازدیاد گاو و گوسفند و غیره را به میان نمی‌آورم براى اینکه معلوم شود چقدر تهیه برنامه ما در قسمت مربوط به کشاورزى بدون اساس و بدون مطالعه بوده همین قدر می‌گویم در حوزه انتخایه من یعنى بابل و آمل و نور و بابلسر و فریدون‌کنار و کجور و کلارستاق و شهسوار حداقل صد هزار زارع وجود دارد که هرکدام حداقل به پنج هزار تا ده هزار ریال وام براى زراعت احتیاج دارند، پس براى اینکه محصول خود را به سلف نفروشند، حداقل پانصد میلیون ریال اعتبار براى وام دادن به همین یک منطقه‌ی  کشاورزى لازم است، آن‌وقت آقایان نمایندگان محترم توجه فرمایند که براى تمام کشور چه مبلغ لازم است، چهارصد میلیون ریال براى تمام کشور در حکم صفر است، آن هم در ظرف هفت سال باید پرداخته شود. یک منطقه انتخابى بنده 50 میلیون تومان اقلاً براى اعتبار دادن به کشاورزان لازم دارد آن‌وقت شما 40 میلیون تومان براى کشور منظور داشته‌اید در صورتی که ترکیه معادل پنجاه هزار میلیون ریال ما (پنج هزار میلیون تومان) در اختیار بانک کشاورزى خود گذاشته و چند درصد از بودجه کل کشورى را نیز اختصاص به بانک کشاورزى داده است و من رسماً تقاضا می‌کنم دولت این بانک موسوم به کشاورزى را هرقدر هم رؤسای آن مورد احترام من باشند ببندد تا مردم بدانند بانک که سرمایه و پول ندارد، بهتر است بسته باشد و خود مردم به فکر خودشان باشند.

سال گذشته و امسال بانک‌هاى داخلى ما صدها میلیون تومان در اختیار واردکنندگان اجناس خارجى گذاشتند، مثل سیل در اثر این کمک‌هاى اجناس وارداتى به کشور سرازیر شد ولى براى کشاورزى که امر تولیدى است اعتبارى داده نشد و نمی‌شود. دیدم یک شخصى را از کشاورزان اطراف تهران که سالى حداقل سه میلیون ریال محصول غله و صیفى و حبوبات تهیه می‌کند و خودش و پسرانش پشت تراکتور می‌نشینند و این شخص نتوانست یک دینار از بانک کشاورزى بگیرد.

یک مثال دیگر در برنامه هفت ساله پانصد میلیون ریال اعتبار براى خرید ماشین‌آلات کشاورزى منظور شده، یک سازمان فروش ماشین‌آلات کشاورزى در سازمان برنامه است و یک سازمان فروش دیگر در بانک کشاورزى و نمایندگان شرکت‌هاى خارجى هم هرکدام محصولات کمپانى‌هاى خارجى را می‌فروشند اما اگر یک کرمانى پیچ تراکتورش یا قسمتى از آن خراب شود باید چند هزار تومان خرج مسافرت به تهران براى تدارک آن پیچ یا بردن مکانیک براى تعمیر آن کند (صحیح است). این است وضع کشورى که کشاورزى آن برنامه ندارد. امروز باید با دنیا جلو رفت و کشاورزى ما به تدریج باید ماشینى شود اما یک برنامه هم براى آن باید وجود داشته باشد نه اینکه بدون وجود یک برنامه مطالعه نشده، سازمان برنامه و بانک کشاورزى و کمپانى‌هاى خارجى براى فروش انواع مارک‌ها رقابت کنند، پس تنها تهیه اعتبار و مصرف آن و خرید ماشین‌آلات و فرستادن پول به خارجه کافى نیست و نه فقط مفید نیست بلکه مضر است.

اساس یک برنامه صحیح کشاورزى اینکه می‌گویم ما براى کشاورزى برنامه

+++

مطالعه شده نداریم حقیقتى است که مصلحت مملکت اقتضاى گفتن آن را دارد. ما اگر برنامه داشتیم، می‌بایستى این پیش‌بینى‌ها را کرده و برنامه‌هاى مورد نظر را در آن موارد اجرا کرده باشیم، همان‌طور که دولت هند کرد. اینک براى نمونه چند مورد را ذکر می‌کنم: آقایان به این مطالبى که عرض می‌کنم خواهش می‌کنم توجه بفرمایید که بعد هم نظر خودتان را بفرمایید.

1 - براى بى‌نیاز کردن کشور از وارد کردن غله و مواد خوراکى باید فکرى اساسى کرد و آنچه مصلحت است عمل کرد نه آن که دولت تصدیق به لزوم توجه به این امر را داشته باشد ولى نخواهد آنچه را که عقیده دارد عمل کند، بالاخره آیا برنامه ازدیاد غله هست؟ من از آقایان وزرا سؤال می‌کنم مسئله ازدیاد تولید غله باید داراى برنامه باشد و مملکت باید از غله خارجى بى‌نیاز شود، بیشتر از این قصد ندارم در آن صحبت کنم.‏

2 - کشور ایران در سال 1333 قریب سه هزار میلیون ریال صادرات پنبه داشته، اگر توسعه پنبه یک برنامه صحیح داشته باشد در ظرف پنج سال ممکن است کشت پنبه را چند برابر نمود و عقل اقتصادى اقتضا می‌کند که این توسعه فوراً شروع و در ظرف چند سال برنامه آن اجرا شود نه اینکه در مدت بیست سال صورت گیرد، پس ما می‌توانیم در ظرف چند سال چند برابر یعنى متجاوز از هزار میلیون تومان پنبه صادر کنیم و ارز مهمى در اختیار داشته باشیم، بفرمایید بدانیم آن برنامه توسعه پنبه شما کجاست و چیست و چند برابر اعتبار سابق براى توسعه کشت و اصلاح بذر و جنس پنبه در نظر گرفته‌اند و تا پنج سال دیگر برنامه شما در مورد پنبه چیست؟ یعنى تا چه مقدار محصول موجود اضافه خواهد شد و برنامه این عملیات توسعه چیست؟ شما فقط از کرمان می‌توانید هزارها تن پنبه به عمل بیاورید، کجاست برنامه شما در مورد پنبه‌کاران در کرمان؟ اگر چنین چیزى بود می‌بایستى در برنامه هفت ساله اعتبار آن تأمین شده باشد. من می‌خواهم برنامه توسعه پنبه خودمان را با ممالک دیگر مقایسه کنم تا معلوم شود ما برنامه نداریم و معذلک باز شرکت پنبه خوب عمل کرده است.

رئیس‌ - از این دقیقه از ده دقیقه وقت آقاى امید سالار استفاده می‌کنید.

خلعتبرى‌ - بسیار خوب اگر ما برنامه فلاحتى داشته باشیم در ظرف 5 سال می‌توانیم پنبه خود را به دویست هزار تن برسانیم، ما چندین هزار میلیون تومان ارز تهیه خواهیم کرد و اگر 50 میلیون براى این قلم در ظرف 5 سال خرج کردیم این را می‌گویند یک پیشرفت مهم اقتصادى، یعنى ما در ظرف 5 سال می‌توانیم صادرات‌مان را از آنچه هست به چند برابر برسانیم، پس بنابراین برنامه‌هاى تولیدى اهمیت داده نمی‌شود. ما باید بنشینیم و فکر کنیم که هر سال هزار تن پنیه اضافه کنیم، ما باید مثل ممالک دیگر به سرعت برق جلو برویم، متوقف نمی‌شود شد. من سؤال می‌کنم شما براى ازدیاد کشت پنبه چه اعتبارى بیش از آنچه بوده است در نظر گرفته‌اید؟ در ظرف چند سال این برنامه‌تان باید اجرا شود؟ شما براى توسعه پنبه برنامه ندارید اگر دارید بیاورید در پشت این تریبون بگویید، بنابراین اجناس مهم مملکت باید طبق یک برنامه‌اى زیاد شود، وقتش هم حالا است، حالا که شرکت پنبه با وسایل معمولى در ظرف چند سال پنبه خود را به چهل هزار تن رسانیده است باید قدردانى کرد و تشکر کرد ولى باید کارى کرد که در ظرف سه سال پنبه ما به دویست هزار تن برسد ولى براى این کار اعتبار ندارید، سالى دوهزار میلیون ریال چاى خارجى وارد کشور می‌شود، از طرفى در ظرف ده سال کشور از وارد کردن چاى خارجى بى‌نیاز شود و این عمل هم بدون حمایت چاى و تشویق کشاورز و دادن اعتبار جهت احداث باغ‌هاى جدید ممکن نخواهد بود، هزار میلیون ریال اعتبار براى این کار لازم است، این پولى که یک سال از کشور خارج می‌شود اگر نصف آن صرف این کار در ده سال شود ببینید چه فواید هنگفتى دارد، کجاست برنامه شما که هر سال چه مقدار بر کشت چاى افزوده شود و کجاست اعتبار آن؟ ابداً نه برنامه وجود دارد و نه اعتبارى، فقط شوراى عالى چاى هفت میلیون تومان از اعتبار سود بازرگانى که از چاى خارجى گرفته می‌شود در اختیار داشت آن را هم به شرکت معاملات خارجى قرض داد که آن شرکت بتواند برنج از مردم بخرد. بفرمایید آیا برنامه‌اى براى توسعه کشت چاى در مملکت هست؟ این برنامه کجاست؟ چقدر اعتبار هست؟ هیچ فقط بنده از آقاى ابتهاج تشکر می‌کنم که ایشان چندى پیش به فکر افتادند راجع به توسعه چاى یک اقداماتى بکنند که این اقدامات شروع شده است و به کجا می‌رسد معلوم نیست، فقط می‌خواستم بى‌برنامه‌اى را به عرض آقایان برسانم، براى سود بازرگانى چاى کیلویی سى ریال گرفته می‌شود و هفت میلیون تومان از این بابت ما در شوراى عالى چاى داشتیم، شوراى عالى چاى عوض اینکه این پول را به مصرف بهبود وضع چاى برساند، این پول را به شرکت معاملات خارجى قرض داد، حالا ملاحظه می‌فرمایید چقدر برنامه‌ها متفاوت است؟

کشور افغانستان در سال بین پنجاه و صد میلیون دلار صادرات پوست دارد، کجاست برنامه ما راجع به گله‌دارى و ازدیاد گله و محصولات آن از قبیل پوست و غیره؟ دولت می‌بایستى برنامه داشته باشد که در آخر هفت سال همان نتیجه را که در افغانستان گرفته شده نشان بدهد، کجاست آن برنامه و آن اعتبار با این جمعیت ایلات و عشایر ما که روز و شب به کار تولیدى مشغول‌اند، اگر برنامه‌هاى صحیح داشته باشیم هم بر عواید مملکت اضافه می‌شود و هم سطح زندگى مردم بالا خواهد رفت.

توتون ایران یک محصولى ممتاز و خوبى است، چه برنامه‌اى براى ازدیاد کشت آن دارید و این صدها هزار کشاورز که در آذربایجان و کردستان و گیلان و مازندران و غیره به این کار مشغول‌اند تا کى باید در این وضع باشند؟ چرا ترکیه هشتاد هزار تن در سال 1954 توتون صادر کرده و ما هشتاد تن یعنى یک هزارم آن؟

کرمان، خوزستان، مازندران، استعداد مرکبات دارد، ایران در ظرف ده سال می‌تواند بزرگ‌ترین صادرکننده مرکبات باشد و سالى چند صد میلیون تومان صادرات از این راه داشته باشد.

فلسطین در سال 1953 بیست میلیون دلار از صادرات پرتقال استفاده کرد ولى مرکبات ما در اثر آفات نزدیک است از میان برود، کجاست برنامه ازدیاد و توسعه آن و کجاست اعتبار آن؟ من به این نتیجه رسیده‌ام که در این کار خرابکارى هم وجود دارد و وزارت کشاورزى نتوانسته از آن مطلع شود.

براى توسعه خرما و استفاده از آب کارون چرا آن برنامه که در آن طرف رودخانه است یعنى در عراق اجرا نمی‌کنید که با تلمبه از آب کارون و شط استفاده کنیم؟ کجاست این برنامه و اعتبار آن؟

امروز اساس کشاورزى استفاده از اعتبارات است و کشاورزى به صورتى که در کشور ما هست دیگر در ممالک مجاور ما هم وجود ندارد یعنى باید سرمایه و وسایل به کشاورز و مالک داد تا او بتواند مثل سایر ممالک جنس و محصول تهیه کند، این نوع کشاورزى گله‌دارى ما که بر اساس سلف‌فروشى است که نصف درآمد زارع و صاحب گله از این طریق از دستش خارج می‌شود براى کشور ما فلاکت و بدبختى به دنبال دارد و کشاورزى ما در برابر کشاورزى ممالک دیگر مجاور هم تاب و مقاومت نخواهد داشت، کجاست برنامه دولت در این مسئله؟

فقط در برنامه دولت اسمى از تقویت بانک کشاورزى برده شده اما برنامه آن کو؟ اعتبار آن کو؟ مجلس هجدهم دو سال کوشید فقط توانست پنجاه میلیون ریال براى بانک کشاورزى بگیرد، خلاصه من هیچ تغییرى در وضع نمى‌بینم، هیچ امیدى هم ندارم مگر اینکه دولت حقیقتاً به مسئله کشاورزى توجه کند و تا ایجاد مؤسسات اعتبارى از قبیل شرکت‌ها تعاونى صندوق‌هاى روستایی بانک‌هاى اعتبارى جهت کشاورزان صورت نگیرد، تغییرى در کشاورزى به وجود نخواهد آمد، در دستگاه دولت هیچ‌کس تا کنون این مسئله را نتوانسته بفهمد و تا به این مسئله که رکن کشاورزى مدرن است توجه نشود، کشاورزى کشور به عقب خواهد رفت. سایر ممالک مخصوصاً ممالک مجاور ما بر اساس کشاورزى مدرن جلو می‌روند و ما همان رویه و سیستم پنجاه سال قبل را مى‌خواهیم دنبال کنیم، مسلم است نتیجه تطبیق نکردن وضع خودمان با دنیا موجب عقب‌افتادگى است.

حفظ جنگل‌هاى کشور از واجبات است. ولى حفظ جنگل مقدر نیست مگر با تشویق کشاورزان و تهیه وسایل کشاورزى براى مردم و تبدیل سوخت و تهیه برنامه سوخت، کجاست آن برنامه و آن اعتبار؟

من در مسئله کشاورزى به خود حق می‌دهم که اعلام خطر کنم و اعلام نمایم که کشاورزى ما بدون برنامه است و کشاورزى بدون برنامه در دنیای امروز با این ترقیات سریع محکوم به فنا و زوال است و ما باید نسبت به گذشته در مورد کشاورزى تجدیدنظر کنیم، تشکیل شوراى عالى کشاورزى مرکب از مدیران وزارت کشاورزى دردى دوا نمى‌کند و با شورابازى کار مملکت پیشرفت نمی‌کند ولى چون بدون برنامه است به عقب خواهد رفت، من امروز نطق خود را منحصر به همین موضوع می‌کنم یعنى لزوم تنظیم و اجرای یک برنامه کشاورزى براى تمام کشور مثل کشور هند و ترکیه و من معتقدم اگر برنامه صحیحى نباشد، صرف اعتبارات براى خرید و غیره مضر است و در حکم تلف کردن پول است.

امیدوارم موقع دیگر فرصت داشته باشم عرایض خود را تکمیل کنم، من از جناب آقا علاء تشکر می‌کنم هرموقع تذکرى راجع به کشاورزى داده‌ام شخصاً توجه کرده و آن را به دستگاه‌هاى مربوط ارجاع کرده‌اند اما این اقدامات کافى نیست و از آن نتائجى گرفته نمى‌شود باید مسئله کشاورزى کشور با دقت مورد توجه و مطالعه دولت قرار گیرد. اشخاص بصیرى را که در دستگاه دولت نباشند دولت دعوت کند و همان‌طور که کنگره براى استانداران تشکیل شد، از هر استانى چند نفر سالى دو بار در تهران دعوت شوند و مسایل مربوط به کشاورزى را دولت با آنها در میان بگذارد و با آنها مشورت کند و براى اثبات صحت عرایضم از دولت خواهش می‌کنم شوراى خصوصى کشاورزى را که در تهران از عده‌اى از مطلعین در امر کشاورزى تشکیل است بخواهند و در مسئله کشاورزى از آنها مشورت نماید و مخصوصاً با انتخاب وزیر جدید کشاورزى امیدوارم که بتوان مسئله کشاورزى را صورتى دیگر داد و از این صورت بیرون آورد.

+++

سه عرض دیگر دارم یکى اینکه در مملکت ما قریباً برنامه‌هاى ساختمانى شروع می‌شود این برنامه‌هاى ساختمانى اگر توأم با یک برنامه صحیح کشاورزى نباشد، دهات ایران خراب خواهد شد براى اینکه اگر براى کشاورز عملگى صرف کرد، دهات را رها می‌کند و اگر دهات را رها کردند و به شهرها آمدند، به صادرات و تولید لطمه می‌خورد، دولت هند دستمزد نگذاشته بالا برود شما اگر بخواهى با بى‌اعتنایی کارى بکنید که کشاورزى برنامه نداشته باشد، دستمزد بالا می‌رود و صادرات ما صرف نخواهد کرد. آقاى خرازى، آقایان تجار، اگر قرار شد عمله روزى ده تومان مزد بگیرد، کتیرا صدورش صرف می‌کند؟ (خرازى‌ - صحیح است) آن‌وقت چطور با کشورهاى همسایه می‌شود رقابت کرد؟ (خرازى‌ - ابداً) مسئله‏ کشاورزى به این وضع جلو نمى‌رود، بایستى اتحادیه‌هاى کشاورزى از مالکین و اشخاصى که در کار زراعت و کشاورزى اشتغال دارند تشکیل شود و وظایفى را که 15 سال است وزارت کشاورزى نتوانسته است انجام بدهد بلکه آنها بتوانند انجام بدهند، اینها با دولت همکارى بکنند که یک برنامه کشاورزى صحیحى انجام بشود و دولت از فکر و نیروى آنها استفاده بکند، با آقاى وزیر کشاورزى هم صحبت کردم ایشان هم با این فکر موافقند بنابراین این فکر را دولت باید اجرا بکند. مسئله دوم اینست آقایان که فعالیت‌هاى اقتصادى و کشاورزى یعنى توسعه آن فعالیت‌ها در مملکت به علت معاملات زمین‌هاى اطراف متوقف شده است (صحیح است) وقتى پول‌هایی از منفعت‌پرستى و از تنبلى نصیب یک عده‌اى می‌شود، کار و زحمت نمى‌خواهد بکشند که بروند پول‌شان را صرف کارخانه و کشاورزى و تشکیل شرکت‌های فلاحتى بکنند، یک متر زمین می‌خرد و بعد از یک‌سال می‌شود صد تومان، دیگر چرا برود در صحراى گرگان یا صحراى کرمان کشاورزى بکند (صحیح است). بنده معتقدم یک لایحه‌اى به مجلس بیاورید با مطالعه اساسى که مالکیت را هم از بین نبرید فکر من اینست که کسانى که صاحب زمین هستند به ایشان پنج‌سال مهلت بدهید که زمین‌هاى خودشان را یا بسازند یا به صورت باغ دربیاورند و وسایل اشخاص بدهید، پول بدهید، اگر نکردند بانک ساختمانى بعد از 5 سال مطابق مقررات فعلى خودش نسبت به این اراضى عمل بکند، این عمل جلوى سفته‌بازى را خواهد گرفت و من توجه دولت را به این مطلب جلب می‌کنم. مسئله سومى که می‌خواستم به آقایان عرض کنم اینست که کمیسیون کشاورزى مجلس شوراى ملى با اختیاراتى که دارد موظف است که مسئله کشاورزى مملکت را براى اعمال حق نظارت مجلس مورد بحث و رسیدگى و تحقیق قرار بدهد و این کار را ما خواهیم کرد و دولت و وزرا را به نام قانون خواهیم خواست حسن‌نیت در دولت هست باید به دولت هم کمک کرد و راهنمایی کرد، ما اعضاى کمیسیون کشاورزى که گمان می‌کنم از طرف تمام آقایان حق داشته باشم اظهار کنم که مصمم هستند نظارت مجلس را براى تهیه یک برنامه صحیح کشاورزى در کمیسیون کشاورزى تأمین کنند و نتیجه تحقیقات خودمان را به عنوان گزارش تقدیم مجلس شوراى ملى بکنیم (احسنت). آخرین مسئله‌اى که می‌خواستم عرض بکنم، بنده که چند دقیقه از وقت آقاى کدیور را هم گرفته‌ام اینست که در جلسه گذشته موضوعى در مجلس پیش آمد که من قطع دارم خود دولت هم متأثر است، آقاى سراج حجازى مطالبى در مجلس گفتند بنده به عنوان قضاوت شخصى خودم صحیح نمی‌دانم که در پشت این تریبون مجلس به یک کسى دزد خطاب کنم این را از لحاظ خودم صالح نمی‌دانم و من این کار آقاى سراج حجازى را نپسندیدم و قطعاً خودشان هم وقتى این حرف را زدند عصبانى بودند و بعد در گفته خودشان تجدیدنظر کردند. ما اینجا یک اصلى داریم که به موجب قانون اساسى وکیل آزاد است هر نوع بیانى می‌خواهد در اینجا بکند و در آیین‌نامه هم ماده‌اى داریم که وکلاى مجلس براى اظهاراتى که می‌کنند هیچ‌گونه مسئولیتى ندارند، البته مقام ریاست می‌توانند جلوى این اظهارات را بگیرند، اما وزیر هم حق ندارد بیاید پشت تریبون بگوید وکیل حق نداشته این مطالب را بگوید (صحیح است). این حق شخص مقام ریاست است (صحیح است). وزیر اگر مطالبى دارد می‌تواند بیاید در مجلس بگوید اغلب آقایان وزرا خیلى باادب و احترام می‌آیند اینجا مطالب‌شان را اظهار می‌کنند، خود آقاى فروهر هم همیشه باکمال پختگى صحبت می‌کردند. آن روز چرا این صحبت را کردند بنده خودم هم تعجب می‌کنم، این اطاق و این تریبون نه مال ما هست، نه مال آقایان است، اینجا یک حریم مقدسى است که در این حریم مصونیت هست (صحیح است). این حریم مصونیت وکیل مجلس است، وزیر حق ندارد تجاوز بکند (صحیح است) و اگر در یک مورد تجاوز کرد همان‌جا باید جلویش را گرفت، بنابراین بنده با اظهار تأسف اظهاراتى که همکار من آقاى سراج حجازى فرمودند می‌خواهم از نظر یک وکیل مجلس صریحاً عرض کنم که وزیر دارایی به‌هیچ‌وجه حق نداشت آن‌طور در پیشگاه مجلس شوراى ملى صحبت بکند و من از جناب آقاى عماد تربتى تشکر می‌کنم که حق مجلس را حقظ کردند و من قطع دارم خود آقاى فروهر هم بعد از اینکه عصبانیت‌شان برطرف شد، خودشان هم پشیمان شده‌اند و به‌هرحال چه پشیمان بشوند و چه پشیمان نشوند، آزادى حرف و سخن اینجاست اگر کسى صحبتى کرد، وزیر حق دارد بیاید اینجا بگوید این صحبتى که راجع به مستخدمین من کردید صحیح نیست، اما حق ندارد بیاید بگوید که وکیل حق ندارد این‌جور صحبت بکند (صحیح است) بنابراین این حق را مجلس براى هیچ وزیرى نمی‌شناسد و بنابراین براى اینکه این کار دیگر تکرار نشود، بنده به خودم اجازه دادم که از این فرصت استفاده کنم و این عرض را بکنم (صحیح است) و بعد هم مستخدمین دولت از دولت حقوق می‌گیرند براى انجام خدمت ما در هیچ کجاى قوانین‌مان نداریم که مستخدمین اعتصاب بکنند (معاون نخست‌وزیر‌ - اعتصاب نبود). خوانده شد در روزنامه‌ها که آقاى وزیر دارایی نطقى کرده و به آقایان تکلیف کرده برگردند سر کارهاى خودشان، باید دولت جداً مؤاخذه بکند از این عملى که مستخدمین کرده‌اند (صحیح است) والا وقتى که بنده می‌گویم که همکار ما به اظهار آن مطلب کار خوبى نکرده براى اینکه نسبت دزدى به یک شخص معین دادند، این از لحاظ سمت وکالت زیبنده نبود این شأن وکالت نیست، از آن طرف با کمال قرصى می‌خواهم بگویم اگر با این تظاهرات فکر کنید مجلس مرعوب می‌شود و وکلا اظهارى نکنند، این اشتباه محض است (صحیح است). ما به نام مصلحت مملکت ایران آنچه را مقتضى بدانیم اینجا خواهیم گفت زیرا مصلحت مملکت و مصلحت شاه و مصلحت ملت ایران و مصلحت نمایندگان همگى با هم توأم است، به این حریم تجاوز کردن برخلاف مصالح مملکت است، بنابراین بنده می‌خواهم از عرایضم این نتیجه را بگیرم که دفعه دیگر این اظهارات را در اینجا نباید بشود البته جناب آقاى رئیس مجلس مطالبى فرمودند که این مطالب خیلى آقایان نمایندگان را آرام کرد و ساکت کرد، از قضا بنده خودم با شخص آقاى فروهر دوستم و ارادت دارم اما به‌هرحال اگر یک وکیلى اگر گفت دستگاه دولت درست نیست، این حرف دلتنگى ندارد، این پانزده ساله این کارهاى خرابى که شده است براى عمل دولت‌ها بوده است، می‌گویند پانزده سال است مالیات‌ها وصول نمی‌شود، چندین سال است که قند و شکر درست توزیع نمی‌شود، خوب بالاخره این کارها را یک اشخاصى کرده‌اند حالا ایشان اسم آورده‌اند، البته در دستگاه دولت کارمندان شریفى هستند که اگر فرضاً به دو نفر یک اظهارى شده است، سایر کارمندان نباید به خودشان بگیرند و یک اظهار عقیده شخصى که به این دو نفر شده، خودم هم صحیح نمی‌دانم که راجع به شخص اینجا مطلبى به آن صورت گفته شود ولى از لحاظ کلى وکیل حق دارد هر نوع صحبتى بکند، اینست که بنده می‌خواهم حق مجلس را حفظ کنم و خیلى میل دارم که یکى از آقایان وزرا بیایند و درباره اظهاراتى که آقاى فروهر کرده است در برابر مجلس بیاناتى بکنند که اطمینان پیدا شود که در آینده از این‌گونه پیش‌آمدها نخواهد شد.

رئیس‌ - در مورد بیاناتى که آقاى ارسلان خلعتبرى فرمودند (خلعتبرى‌ - عرض کردم) من به آقایان نمایندگان در جلسه خصوصى امروز تذکر دادم (صحیح است). من تصور می‌کنم سوء‌نیتى نه از طرف آقاى سراج حجازى، وکیل محترم بوده و نه از طرف آقاى وزیر دارایى. یک صحبتى پیش آمد و باعث تأسف شد، همان‌طور که گفتم آقایان نمایندگان باید انتقاد خودشان را با کمال نزاکت بگویند و وزیر هم با کمال ادب جواب بگوید، غیر از این باشد یک مقرراتى هست که من آن را اجرا خواهم کرد (صحیح است، احسنت). آقاى مشیرفاطمى شما پنج دقیقه وقت دارید.

مشیرفاطمى‌ - وضع کارخانه‌جات اصفهان ایجاب کرد که بنده چند دقیقه از وقت آقایان را بگیرم، این چند روزه تلگرافات زیادى از کارگران اصفهان رسیده است، هم دولت، هم نمایندگان اصفهان که وضع بسیار بحرانى پیش آمده است بدى وضع کارخانه‌جات اصفهان سه علت عمده دارد، یکى سوء اداره یکى فرسودگى ماشین‌آلات و عمده‌تر فروش نرفتن اجناس‌شان اگر تا امروز حسن‌تدبیر آقاى ذوالفقارى، استاندار آنجا نبود، محققاً تا امروز سه تا از کارخانه‌ها تعطیل شده بود، این بود که بنده استدعا دارم که جناب آقاى ذوالفقارى هم موضوع را در هیئت دولت مطرح بفرمایند و توجه فورى به این موضوع بفرمایند والا هزاران نفر کارگر بیکار می‌شوند با عایله‌شان اسباب زحمت براى دولت و متصدیان امور فراهم می‌شود و همچنین می‌خواستم خواهش کنم از جناب آقاى معاون نخست‌وزیر که به این موضوع توجه فرمایند، در اصفهان متأسفانه قیمت مازوت و مواد نفتى را شرکت ملى نفت گران‌تر از شیراز و کاشان می‌فروشد و این هم یک دلیلى شده است براى کارخانه‌جات و کارخانه برق آنجا عنقریب می‌خوابد براى اینکه آنجا قیمتش را اضافه بر قیمت کاشان و شیراز تعیین کرده‌اند در صورتی که از راه جدید ازنا خیلى کرایه‌اش کمتر است، حالا اگر شرکت ملى نفت در فروش داخلى ضرر می‌کند آن یک امرى است جداگانه و مربوط به تمام کشور استدعا می‌کنم این تبعیض را هم از بین ببرید.

رئیس‌ - آقاى کدیور.

کدیور‌ - موضوع را که بنده عرض آقایان محترم می‌رسانم و نظر دولت به ویژه کارخانه‌جات قند را می‌خواهم جلب نمایم راجع به آفت چغندر قند است در مشهد، این آفت موسوم است به کارازیا که هر سال 3 مرتبه تولیدمثل می‌نماید، آفت مزبور خیلى

+++

خطرناک است و به زودى دسترنج یک عده کشاورز را از بین می‌برد، کما اینکه در این خصوص تلگرافات زیادى از کشاورزان رسیده و نیز در روزنامه یومیه خراسان منتشر گردیده است، بنده هم مکرر به شرکت کارخانه‌جات قند براى رفاه حال عامه حتى یک‌مرتبه به معیت جناب آقاى تربتى مراجعه نمودم، از قرار تحقیق سم طرف اعتماد و آزمایش شده‌اى که قوه مبارزه داشته باشد به قدر کافى موجود نداشتند و قبل از شیوع این آفت درصدد تهیه برنیامده بودند، لاعلاج از بازار سیاه تهیه نمودند که آن هم به جهت نداشتن قوه مبارزه کاملاً مفید واقع نگردید، در نتیجه خسارت زیادى هم عاید کارخانه‌جات و هم نصیب کشاورزان شده است، چنانچه این آفت بروز نمى‌کرد و یا صحیحاً مبارزه مى‌شد محصول سال‌جارى حوزه مشهد در حدود دویست و چهل هزار تن می‌شد، گرچه مأمورین و بازرسان کارخانه آبکوه در حدود یکصد و هشتاد هزار تن پیش‌بینى نموده بودند، مع‌الوصف می‌توان عرض نمود همان 240 هزار تن بود ولى افسوس مقدار زیادى از این محصول از بین رفته است، اینک کشاورزان از اولیای امور انتظار رسیدگى به این وضع اسف‌آور را دارند. موضوع دیگرى طبق پیمان کارخانه‌جات سه قسط از بهای چغندر را معادل 3 هزار ریال براى کمک به چغندرکاران می‌پردازد، تا حال دو قسط هم پرداخت شده چون براى مبارزه با آفت مبلغى متضرر و مخارج نموده‌اند و در سال جارى عواید تریاک هم ندارد، انتظار دارند قسط سوم را شرکت مزبور زودتر بپردازند، با امتحانى که کشاورزان خراسان داده‌اند و بر شرکت ثابت شده است مسلماً دینارى از این مساعده سوخت نخواهد کرد، از آنجایی که حقیقت هیچ‌وقت از نظر دور نمی‌شود باید عرض کنم تمام مالکین و کشاورزان همیشه به روح مرحوم اعلیحضرت فقید درود می‌فرستند و خدمات و زحمات این فرد بزرگ را فراموش نمى‌نمایند از جمله تأسیس کارخانه آبکوه مى‌باشد، این کارخانه باعث ترقى املاک مشهد گردیده و سطح زندگانى روستاییان را بالا آورده است، این کارخانه در اوایل جنگ جهانى طعمه حریق شده، با توجه آقاى سلمان اسدى، مدیر عامل وقت در سازمان برنامه مرمت گردید و تا حال مشغول کار است ولى ظرفیت کارخانه گنجایش خوراک محصول را ندارد، چنانچه قبلاً عرض شد محصولى سال جارى دو برابر خوراک کارخانه بوده، معلوم نیست موقع تحویل چه وضعیتى را دارا خواهد بود و همه‌ساله مقادیر زیادى اضافه از خوراک کارخانه تهیه می‌شود، این کارخانه سالیانه در حدود از 14 تا 16 میلیون تومان عایدات ویژه براى شرکت کارخانه‌جات قند و سازمان برنامه دارد، کشاورزان مشهد براى تحویل چغندر 6 ماه پشت درب کارخانه سرگردان و حیران می‌باشند تا نوبت تحویل به آنان برسد، در این باب شکایات مفصلى به تمام دستگاه‌هاى دولتى از موقع وزارت فواید عامه‌الاحال شده که یک دستگاه کارخانه هزار تنى به مشهد داده شود، با نهایت تأسف تا حال از طرف اولیای امور توجهى نشده، فقط بنا به امر اعلیحضرت همایونى در سال گذشته تصمیم گرفته شد که کارخانه دیگرى در مشهد بلوک چناران به ظرفیت سى‌و‌پنج هزار تن نصب شود آن هم تکافوى محصول را نمى‌نماید.

در مشهد به واسطه سرماى آخر شهریور و اوایل مهر ماه دانه‌هاى روغنى و یا پنبه عمل نمی‌آید و کشاورزان ناچار از کشت چغندر می‌باشند به همین جهت در هر سفر که اعلیحضرت همایونى به مشهد تشریف‌فرما می‌شوند، تقاضاى کشاورزان در این مورد تجدید و استدعاى مجددى مین‌مایند کما اینکه در سفر اخیر نظر اعلیحضرت همایونى را در این باره جلب و دستور مؤکدى به سازمان برنامه توسط تیمسار نصیرى، آجودان مخصوص ابلاغ فرمودند. اخیراً که آقاى ابتهاج به مشهد تشریف برده و وضع کشاورزان را از نزدیک مشاهده فرموده‌اند وعده داده‌اند، امیدواریم جامه عمل بپوشد و در مملکت کشاورزى عمل کشاورزى انجام گردد و دسترنج کشاورزان جاى واردات از خارج را بگیرد و رفع احتیاج نماید و سزاوار ندانند کشاورزان در هواى سرد زمستان شش ماه پشت درب کارخانه سرگردان باشند، در این خصوص بنده خدمت جناب آقاى علم رسیدم و استدعا کردم که به سازمان برنامه تلفن بفرمایند تا بلکه اعتبارى در اختیار سازمان قند گذارده شود که بتوانند این مساعده و این کمک را بکنند و حتى به خود جناب آقاى ذوالفقارى هم مراجعه کردم و ایشان هم فرمودند در هیئت دولت مطرح شده و امید است نتیجه‌اى گرفته شود و حالا هم از حضور آقایان تقاضا می‌کنم یادداشت بفرمایید اگر مقدور هست این مساعدت را نسبت به چغندرکاران و کشاورزان مشهد بفرمایید. مطلب دیگر اینکه جاده از مشهد به سرخس هم بى‌نهایت خراب است اگرچه آقاى وزیر راه وعده ساختن و مرمت قسمت اول را که از مشهد شروع می‌شود داده‌اند و بنده به انتظار وعده می‌باشم در این خصوص فعلاً عرضى نمی‌کنم، به تصدیق خود ایشان راه به نحوى خراب است که خودشان براى بازدید از جاده دولتى با کامیون عبور نفرمودند و از خارج جاده تشریف بردند، حال راننده و عبور کامیون را در هواى رطوبى و بارندگى در نظر بگیرند، هر نحو قضاوت کنند مورد قبول است، اخیراً قرار بود این جاده به مناقصه داده شود تا به حال اقدامى که مورد توجه عامه قرار بگیرد نشده است، استدعا می‌کنم این را هم یادداشت بفرمایید که اقدام بشود. در خاتمه از آقاى ذوالفقارى استدعا می‌کنم نسبت به پرداخت مساعده مشهد اقدام عاجلى بفرمایند، با طرح در هیئت وزیران و مذاکره با سازمان برنامه مقدار چغندر را از حالا پیش‌بینى نمایند، مهندسین کارخانه در مشهد دارند و حقیقتاً هم کارخانه‌جات قند خدمات خودش را انجام داده است، در بوجه سال 1330 سازمان برنامه یک کارخانه پیش‌بینى شده و الان هم بودجه حاضر است و موجود است ولى تاکنون اقدامى نشده از هیئت محترم دولت و جناب آقاى ذوالفقارى استدعا می‌کنم در این موضوع توجه خاصى بکنند و اقدام لازمى بکنند، موضوع دیگرى که می‌خواستم خدمتتان عرض کنم موضوع آب مصرفى و خوراکى شهر مشهد است، جناب آقاى علم که تشریف دارند و شاید بعضى از آقایان دیگر که تشریف برده‌اند ملاحظه فرموده‌اند که مردم آب نهر خیابان را که کثیف‌ترین آبهاست نظیر آبهایی که در بعضى از نهرهاى تهران هست می‌خورند، همین آب کثیف هم اغلب در دسترس‌شان نیست، جناب آقاى علم اطلاع کافى در این قسمت دارند استدعا می‌کنم که این موضوع را در هیئت محترم دولت مطرح بفرمایید و سازمان برنامه نسبت به این موضوع کمکى بکند (وزیر کشور‌ - آستانه قرار است بکند). یک شرکتى قرار شد که آستانه به وجود بیاورد، این دستور اعلیحضرت همایونى بود ولى متأسفانه تاکنون جامه عمل نپوشیده است (علم‌ - گزارشش آمده است). آمده است هنوز عملى نشده است، عرض دیگر بنده راجع به مریضخانه شهر است، حوزه ایالتى خراسان یک طبیب جراح ندارد، اگر یک نفر آپاندیس بگیرد دستگاهى نیست که عمل بکند، با بودن آقاى دکتر اسدى به خودم اجازه نمی‌دهم که عرض بکنم و قرار شد که خود آقایان اقدام لازم را بفرمایند. بنده فقط من‌باب یادآورى این قسمت را عرض کردم و منتظر مراحم جنابعالى هستم (احسنت احسنت).

رئیس‌ - آقاى علامه.‏

علامه‌وحیدى‌ - هزار نکته باریک‌تر زمو اینجاست، همین‌جا (خنده نمایندگان) و آن این است که به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم هر بیانى منطقى است ولى هر بیان منطقى داراى ارزش نیست و راهنمای حقیقت نمى‌باشد، علماى علم منطق می‌گویند مواد منطق بر پنج قسم است که آن را صناعات خمس می‌گویند برهان، مطابه، جدل، شعر، مغالطه، اینها همه مواد منطق است یعنى شخص ناطق یا شخص که می‌خواهد مستدل باشد و استدلال بکند متوسل به یکى از این مواد می‌شود، اگرچه منطق را بحث با الفاظ نیست ولى چون باید انسان با الفاظ حاکیه معانى را از خارج القا کند، ناچار است این مواد را با الفاظ القا نماید، حالا مقدماتى دارد یک مقدمه‌اى دارم که می‌خواهم نتیجه علمى گرفته شود، اینجا مجلس مقدس شوراى ملى است و دانشمندان هم حضور دارند، به حمدالله امسال هم در مجلس ما پروفسور هست و دکتر هم هست (پروفسور اعلم‌ - علامه هم هست) (دکتر عدل‌ - یک پرفسور بیشتر نیست). یک پروفسور باشد براى همه کافى است، جسارت می‌کنم می‌گویم یک داغ دل بس است براى قبیله‌اى، عرض کنم برهان که ماده اول راهنماى حقیقت است حقیقت را نشان می‌دهد، در پشت این تریبون باید برهانى صحبت بشود، از برهان نباید خارج شد، برهان هم بر دو قسم است، پى بردن از علت به معلول و از معلول به علت، مثلاً از وجود پادشاه به استقلال مملکت آدم پى می‌برد چون علت است و از وجود مملکت مستقل پادشاهى انسان به وجود پادشاه پى می‌برد و الحمدلله که کشور ما شاهنشاهى است از پادشاهى گذشته، مرحله دوم مرحله خطابه است که صرفاً براى ارشاد است، موعظه حسنه است، سخنران‌ها باید آن را به کار ببندند و باز هم خطابه به درد این مجلس نمى‌خورد، اینجا میز برهان است و جاى خطابه نیست، آن را جسارت می‌کنم باید آقایان وعاظ بر منابر ایراد کنند و حق هم این است که ایراد می‌کنند، مرحله سوم مرحله جدل است، جدل چیست؟ جدل صرفاً براى غلبه بر طرف است، براى اسکات اوست و مجلس جاى جدل نیست، اینجا مرد جدلى که نداریم (حشمتى‌ - فقط مغالطه باقى مانده)، شعر مانده که از همه مهم‌تر شعر است ولى نه آن شعر مصطلح موزون و مقفى، به هر حال بنده یادداشت ندارم ولى از حفظ هم می‌توانم صحبت کنم، به هر حال عرض می‌کنم حضور آقایان اینجا مجلس جدل نیست، هرکس وظیفه‌اى دارد، مجلس شوراى ملى وظیفه‌اش وضع قوانین است، مجلس شوراى ملى وظیفه‌اش تذکرات به آقایان وزرای محترم مجلس شوراى ملى وظیفه‌اش نظارت در قوه مجریه و در قوه قضاییه است و هیچ‌تردیدى ندارد که مجلس شوراى ملى اختیارات هم نمی‌تواند بدهد، خیلى جسارت است خیلى خلاصه عرض کنم بالاخره چون خاطرات تلخى داریم دیگر ما از ریسمان سفید و سیاه می‌ترسیم، بنده وحشت می‌کنم البته نخواهید هم خواست، مرحله دیگر مرحله شعر است اما این شعرى که من می‌گویم آن شعرى مقفى و موزون نیست، غیر از آن است یعنى مواد تخیلى و وهمى حالا می‌خواهد به صورت شعر دربیاید و موزون و مقفى باشد

+++

یا به صورت غیرشعر حالا می‌خواهید بگویید زمین شد شش و آسمان گشت هشت زسم ستوران در آن پهن‌دشت، می‌خواهید بگویید که یک قشر از زمین به آسماق افزوده شد، در هر صورت هر دوش شعر است گرچه ان من الشعر لحکمه، بعضى شعرها هم ارزش دارد زیرا انسان نمى‌تواند بگوید که شعر بى‌ارزش است، اشعار حکیمه، اشعار فلسفى هم داراى ارزش هستند ولى جاى آنها اینجا نیست و یکى دیگر هم مغالطه است، خوب مغالطه چیست؟ مغالطه صرفاً براى اضلال است، براى گمراهى است، براى این است که انسان طرف را به غلط بیندازد و این هم بسیار گناه است، این هم در کتاب فلسفه 13 باب دارد و هر یک از ابواب تحت عنوان لفظى است یا معنوى، حالا مثل می‌زنیم مغالطه مثلاً من می‌گویم از شیر کره می‌گیرند، یک‌مرتبه شخص مغالط می‌گوید شیر درنده را آدم ازش می‌ترسد، چطور کره مى‌گیرند؟ این مغالط لفظى است، مغالطه معنوى چیست؟ این است من می‌گویم این لیوان از حیث ظرفیت بلور نیست، شخص مغالط می‌گوید چگونه لیوان بلور نیست، بله نیست زیرا الماهیه من حیث هى لیست الاهى این هم می‌شود بلور نباشد، بلى از حیث ظرف بلور نیست، از حیث ماهیت بلور است، این را بهش می‌گویند مغالطه معنوى، اینجا باید یادداشت کرد به هر حال در اینجا یک مغالطاتى هم داریم عرضى و غیر از این سیزده تاست و آنها مغالطاتى است عجیب و غریب و به آنها عرضى می‌گویند، اینها مغالطاتى بوده است از لحاظ نفس و ذات و آن چیست؟ این است که مثلاً براى ارعاب طرف مى‌گوید من متکى به شاه هستم، من متکى به دین هستم، من آخوندم، آقا کى است که متکى به شاه نباشد؟ کیست که متکى به دین نباشد؟ جناب آقاى علم مخصوصاً چه شاهى آن هم اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوى، پسر کى؟ پسر پهلوى کبیر، خدا هم که مربوط به همه است، پس این مغالطات لفظیه هم در اینجا نباید گفته بشود، آقایان بنده تصمیم نطق قبل از دستور نداشتم و ندارم و فعلاً آمدم اینجا، چه شد که من هدایت شدم، نظر به اینکه من موافق مطلق دولت هستم، علت هم چیست که موافق مطلق دولت هستم؟ علت این است که پس از اینکه من تشخیص دادم پادشاه آن هم پادشاه بصیر، پادشاه دقیق، پادشاه رئوف، پادشاه مهربان به موجب فرمان او دولتى را تشکیل داده، پس من نهایت علاقه را به او دارم، سوء‌تفاهم نشود، من نسبت به جناب آقاى فروهر نهایت علاقه دارم، ایشان مردى هستند وارد، جناب آقاى فروهر جنابعالى که مرد واردى هستید و البته در علوم قدیمه هم تا حدى وارد هستید و می‌دانم که بصیر و محیط هستید به تمام کارها، هرکس که بگوید وارد نیستید قبول ندارم، بنده ارادتمند آن سلف‌تان هستم و از دوستان خلف آقا هم خواهم بود ولى یک‌چیزى می‌خواهم عرض کنم، اگر مجلس می‌خواهد بگوید که کارمند دولت دزد است این مانع نمی‌شود ولى یک جمله‌اى را بگویم چون علم اجمالى منجز تکلیف است یعنى علم اجمالى تکلیف‌آور است، در برنامه شما مبارزه با فساد هست و باید تصفیه کنید، آقا چون علم اجمالى دارید خودتان هم اقرار کرده‌اید که در دستگاه دولت دزد است (صحیح است). علم اجمالى هم منجز تکلیف است یعنى تکلیف‌آور است برای جنابعالى و بالاخره جنابعالى باید نهایت دقت را بکنید و شنیدم یک ظریفى می‌گفت اگر هم یادداشت بفرمایید شایسته است، می‌گفت چون جناب آقاى وزیر بسیار مرد اصولى هستند، آقایانى که اعتصاب چند ساعته کرده‌اند چون در حین خدمت بوده است نه معذوریت بوده، نه مرخصى، دستور داده‌اند آن ساعاتى را که در اعتصاب بوده‌اند جریمه کنند و بنده معتقدم که ایشان هم خودشان آن ساعاتى را که در میان آنها بوده‌اند خودشان را هم جریمه کنند، بنده صریح عرض می‌کنم نسبت به آن شخصى که انتقاد شد، بنده تحقیقاتى کردم گفتند که مرد ناپاکى نیست، بنده سؤالاتى کردم نسبت به سید؟ سادات باور کنید نمی‌دانم ظبط لفظش را ندارم (صارمى‌ - حالا این قضاوت را بگذارید براى بعد) قضاوت بنده نیست، بنده سؤال از اشخاصى کرده‌ام سادات هست نمى‌دانم ظبط لفظش را هم ندارم و نمی‌دانم هرکسى هست ولى می‌دانم آن کسى را که انتقاد فرمودند حالا در پیرامون او انتقاد هست، حالا جناب آقاى فروهر جنابعالى که مردى وارد و یک مرد خانواده و حسن تصادف این است که جمعیت ما متشکل از خانوادگان است، از خانواده هستند نه هزار فامیل حرف به آنها ندارم یک مردانى در میان هستند که من عرض می‌کنم مثل جناب آقاى علم و جناب آقاى گلشاییان، مثل جناب آقاى انتظام، مثل خود جنابعالى که در حقیقت شایسته تقدیر هستید، جناب آقاى ذوالفقارى که ذوالفقارند و روا نباشد که ذوالفقار على در نیام و به زبان سعدى در کام، جنابعالى آقاى ذوالفقارى دستور بفرمایید که مطالب انتقادى را در رادیو بگویند (زنگ رئیس).

رئیس‌ - این رویه نطق قبل از دستور نیست و تریبون مجلس جاى این حرف‌ها نیست‏.

علامه‌وحیدى‌ - تذکرات مقام ریاست براى من بسیار مفید واقع می‌شود براى اینکه من که اینجا آمده‌ام باید افاضه کنند تا استفاضه کنم در پس آینه طوطى صفتم داشته‌اند، جناب آقاى رئیس هم حقیقت عرض می‌کنم در اینجا که می‌آیم عرض می‌کنم در هر صورت اظهار لطف کرده‌اند به شخص بنده (خنده نمایندگان) ولى بنده باز عرض می‌کنم که شخص بنده وظیفه‌ام سخنرانى است، اگر اظهار لطف بفرمایند معلم ما هستند، در هر صورت جناب آقاى وزیر، بنده خواستم اظهار تأسف کنم از آن پیش‌آمد و عرض بکنم چون جنابعالى اهل نظر هستید استدعا دارم همان‌طورى که در نطق‌هاى خودتان برهانى بیان می‌فرمایید، در این مرتبه مانند همیشه پیروى کنید از برهان و مردم را هدایت کنید و در حقیقت نمایندگان ملت تذکراتى به جنابعالى می‌دهند و جنابعالى باید پشتیبان باشید که در خارج منعکس است که دولت می‌خواهد مجلسیان را تضعیف کند (همهمه نمایندگان). اجازه بفرمایید این نمی‌شود آقایان مجلسى که خلاقیت نسبت به دولت دارد، مخلوق چطور می‌تواند خالق خودش را ضعیف کند؟ نمی‌شود بنابراین صریح عرض می‌کنم دولت پشتیبان نمایندگان مجلس است (همهمه نمایندگان).

صارمى‌ - دولت که پشتیبان مجلس نمی‌تواند باشد.

علامه‌وحیدى‌ - مجلسیان پشتیبان دولت هستند، اینها هم از ما هستند فرقى نمیکند، بالاخره مقرراتى ما را آورده است و مقرراتى هم اینها را آورده است، مدتى اینها م‌یآیند جاى ما و مدتى ما می‌رویم جاى آنها، یک وقت بنده می‌شوم وزیر فرهنگ و یک وزیر فرهنگ وکیل می‌شود فرقى نمی‌کند، آقایان من صریح عرض می‌کنم در تحت سرپرستى عالیه اعلیحضرت همایون شاهنشاه ملت و دولت یکى است و دوییت ندارد.

4 - تقدیم سه فقره سؤال به وسیله آقاى عمیدى‌نورى‏

رئیس‌ - وارد دستور می‌شویم (عمیدى‌نورى‌ - بنده عرضى دارم)، بفرمایید.

عمیدى‌نورى‌ - بنده سه سؤال دارم از وزارت دارایی که تقدیم می‌کنم.‏

رئیس‌ - بدهید، آقاى مهندس جفرودى بفرمایید.

مهندس جفرودى‌ - مقام معظم ریاست مجلس شوراى ملى و همکاران گرامى استحضار دارند که چند روز پیش حریق مدهشى در رشت اتفاق افتاده و هستى عده زیادى دستخوش آتش قرار گرفت‏.

5 - سئوال آقاى سلطان‌مراد بختیار راجع به فروش زمین‌هاى اطراف طهران و جواب آقاى وزیر کشور

رئیس‌ - بفرمایید اگر بخواهید صحبت کنید من به شما وقت می‌دهم که بیایید و صحبت کنید آقاى سلطان‌مراد بختیار.

سلطان‌مراد بختیار‌ - بنده سؤالى کردم از جناب آقاى علم وزیر محترم کشور راجع به موضوع اراضى موات چند روز قبل از این بنده رفتم کرج وقتی که من می‌رفتم دیدم کنار جاده در طول تمام این جاده یک پلاک‌هایی زده‌اند تهرانشهر و ایرانشهر و فلان از آن شهرهاى دروغى تا خود کرج، وقتى که من برگشتم خیال می‌کردم که اینها ساختمان‌هایی دارند، آب دارند، برق دارند، رفتم و این شهرهاى قلابى را دیدم جز زمین ریگزار و یک مقدارى خط‌کشى هیچ‌چیز ندارد (بهادرى‌ - چند تا چراغ). در بعضى جاها براى اینکه بهتر بتوانند جیب مردم را بکنند چند تا چراغ هم گذاشته بودند و یک نفر از این آقایان که دیدم که از اینها زمین خریده بود شکایت داشت که من در یکى از شهرستان‌ها بودم شنیدم که گفتند ما یک شهرى ساخته‌ایم مثل سوییس و بهترین شهرهاى روى زمین، چه کردیم، شما بیایید و زمین بخرید (یکى از نمایندگان‌ - شهر مونترال). بله، مونترال و سونترال و از این چیزها عرض کنم حضور مبارکتان، این آقاى محترم تمام دارایی خود یعنى چهار هزار تومان را که داشته بود، آن چهار هزار تومان را داده است بابت پیش‌قسط یک مقدار زمین و حالا آمده است و می‌گویند که آقا من بقیه‌اش را ندارم بدهم، همان‌مقدار را به من زمین بدهید آمده‌اند و براى او اجراییه صادر کرده‌اند و قبول نکرده‌اند که خود زمین را پس بردارند و تقاضاى توقیف بقیه اموال او را کرده‌اند، این است که بنده می‌خواهم تقاضا بکنم که جنابعالى ترتیبى بفرمایید که این آقایان که می‌آیند شهر می‌سازند و اسمش را شهر می‌گذارند، حقیقتاً اینها کلاهبردارند براى اینکه می‌آیند کلاه مردم را برمی‌دارند و کوچک‌ترین کارى نمی‌کنند، شما ملاحظه بفرمایید همین آقاى معنوى که زمین‌هایش رسیده است به مترى صدوپنجاه و دویست تومان و مبالغ هنگفتى هم مالیات بدهى به جناب آقاى وزیرى دارایی بدهکار است و هنوز نپرداخته است؟ (وزیر دارایی‌ - پرداخته) پرداخته است؟ احمدالله ایشان الساعه مزاحم مردم است نه آب می‌دهد، نه برق می‌دهد و به انواع و اقسام اذیت می‌کند، حالا شما ببینید این آقایی که قیمت زمینش شده است مترى دویست تومان حاضر نیست که آب و برق به مردم بدهد، دیگر آن عده کلاهبردار که متأسفانه چون جناب آقاى گلشاییان تشریف دارند عرض می‌کنم با مأمورین ثبت، اسناد ساخته‌اند و این اراضى که اراضى موات بوده است رفته‌اند و با مأمورین ثبت تبانى کرده‌اند، اراضى مال غیر را ثبت داده‌اند و حالا هم کلاه مردم را برمی‌دارند و بعد هم مردم بدبختى (چون اعیان و اشرف که نمی‌روند زمین بخرند) آن کسانى که مالک زمین نیستند و دوهزار یا چهارهزار تومان دارند اینها می‌خرند، کلاه بدبخت‌ها را برمی‌دارند، اینها به نظر بنده نه فقط یک

+++

دزدى کرده‌اند، چهار پنج نوع دزدى روی هم کرده‌اند و تاکنون هم کسى نرفته است که یقه اینها را بگیرد که شما آقایان چرا این کار را می‌کنید؟ و این ترتیب کلاهبردارى را باید اداره آگاهى برود و تعقیب‌شان بکند و یقه آنها را بگیرد چون اگر مردم بدبخت بدانند و دولت اعلام بکند که اینها کلاهبردارند نمی‌خرند ولى چون این کار نمی‌شود، مردم می‌روند پول می‌دهند و بعد هم هیچ قدرتى نمی‌تواند از اینها بگیرد و موقع مالیات دادن که شد می‌گویند که ما رفته‌ایم و زمین‌ها را آباد کرده‌ایم و به مملکت خدمت کرده‌ایم، اینها همان فرشچى و قالیچى و میخچى و سیخچى هستند که براى فروش زمین هر شب اعلان می‌کند (احسنت).

رئیس‌ - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم)‌ - موضوع فروش زمین‌های خارج شهر تهران که مدتى است عده‌اى از طریق تبلیغات وسیع و دامنه‌دار درصدد فروش آن برآمده‌اند، همواره مورد توجه دولت و شهردارى بوده و براى اینکه مردم بر جریان واقف شده و بدانند که شهردارى در خارج از حوزه شهر وظیفه‌اى براى تأمین آب و برق و عمران اصلاحات ندارد، اعلامیه‌اى از طرف شهردارى صادر گردیده که بى‌جهت خود را دچار خسران و زحمت نکنند. چنانچه باز هم عده‌اى به این تذکرات ترتیبت اثر نداده و خود را چشم‌بسته تسلیم این قبیل اشخاص نمایند، دیگر تقصیر متوجه خود آنها است مع‌الوصف چنانچه نماینده محترم اقدامات شدیدترى را ضرورى بدانند ممکن است نظر خود را لطفاً پیشنهاد فرمایند.

رئیس‌ - آقاى سلطان‌مراد بختیار.‏

سلطان‌مراد بختیار‌ - بنده پیشنهاد می‌کنم این آقایانی که ادعا می‌کنند که این زمین‌ها را داریم اینها را احضار بکنید و از آنان سؤال بفرمایید که شما که این زمین‌ها را می‌خواهید بفروشید، آبش را تهیه کرده‌اید یا نکرده‌اید (یکى از نمایندگان‌ - اول باید دید از کجا آورده‌اند). مال دولت است و با مأمورین ثبت اسناد بند و بست کرده‌اند و مأمورین ثبت اسناد این زمین‌ها را به اینها داده‌اند و مردم را بیچاره کرده‌اند، براى اینکه این زمین‌خوارهاى معروف متکى هستند به این مأمورین، در هر صورت بنده استدعایم این است که جنابعالى دستور بفرمایند اینها را احضار بفرمایند و از اینها تعهداتى بگیرند که وقتى اختیار فروش داشته باشند که آب آن را تأمین کرده باشند یا برق کشیده شده باشد، خیابانى ساخته شده باشد یا اینکه وقتى بخواهند معامله کنند، ده درصدش را بگیرند و نود درصد قیمتش باشد که تعهدات خود را انجام دهند، براى اینکه یک کسى نیاید ده میلیون متر زمین بفروشد و بعد هم ول بکند و برود اروپا یا اینکه خیر ول نمی‌کند و نمی‌رود و همین‌جا راه برود، این بدبخت‌هایی که خریده‌اند ندانند چه کار بکنند، آن بقیه قیمت وثیقه باشد که اینها را وادار کنند که این کارها را بکنند، این کسانى که این زمین‌ها را خریده‌اند بخواهند بروند دادگسترى و دعوا کنند باید ده سال محاکمه کنند و کسى که چهار هزار تومان دارد امکان ندارد بتواند برود وکیل بگیرد و برعلیه زمین‌خوارها اقدامى بکند، بنده فکر می‌کنم اگر جنابعالى همان‌طورى که بنده عرض کردم یک اقدامى بفرمایید و یک تعهدى از اینها بگیرند که این پولى را که می‌گیرید حق خرج کردن آن را نداشته باشند تا آن تعهداتى که کرده‌اند انجام دهند، این کار عملى می‌شد (صحیح است).

6 - سؤال آقاى دکتر جهانشاهى راجع به دادستان سارى و جواب آقاى وزیر دادگسترى‏

رئیس‌ - آقاى دکتر جهانشاهى‏.

دکتر جهانشاهى‌ - بنده راجع به عدلیه و تشکیلات آن و معایب و نواقصى که هست مطالبى دارم که بعداً در موقع مقتضى به عرض آقایان محترم خواهم رسانید، آنچه امروز اکتفا می‌کنم به آن این است که مادام که قانونى وجود دارد باید محترمش شمرد و تا زمانى که عمل منع قانون دارد باید از آن خوددارى کرد، دادستان سارى را که سؤال من مربوط به اوست بنده نمى‌شناسمش و تا کنون هم او را ندیدم، اسمش را هم تا چند روز پیش در روزنامه‌ها خواندم نمی‌دانستم ولى به قرارى که شنیده‌ام مانع انجام وظیفه او شده‌اند (وزیر کشور‌ - به شایعات ترتیب اثر ندهید). امیدوارم همان‌طورى که می‌فرمایید فقط شایعات باشد و بیش از این نباشد ولى آنچه را که می‌خواهم عرض کنم این است که قضات اعم از ایستاده و نشسته مصونیت دارند (صحیح است)، این مصونیت براى این است که بتوانند انجام وظیفه کنند (بوربور‌ - فقط مردم را بدبخت کنند)، اجازه بفرمایید این مصونیت را قانون به آنها داده است (صارمى‌ - قانون اساسى داده است)، قانون اساسى داده است، بنده می‌گویم اگر قاضى تخلفى کرد باید برسند به تخلفش و شدیداً مجازاتش بکنند، رسیدگى به تخلف قاضى همان‌طورى که رسیدگى به تخلف یک وزیر تشریفاتى دارد آن هم تشریفاتى دارد (صحیح است)، محاکمه یک وزیر باید بیاید به مجلس و کمیسیون دادگسترى مجلس نظر بدهد، مجلس نظر بدهد و در هیئت عمومى دیوان کشور رسیدگى بشود، رسیدگى به تخلف قاضى هم یک تشریفاتى دارد البته خیلى ساده‌تر است، چند روز پیش یک قاضى در مظان تهمت قرار گرفت، جرمى به او نسبت داده شد، جناب آقاى گلشاییان که حقیقتاً همیشه مورد احترام همه آقایان هستند (صحیح است) چون همیشه به قانون احترام کرده‌اند، این قاضى را سلب مصونیت ازش کرده‌اند، معلقش کرده‌اند و فرستاده‌اند برای محاکمه، بنده نمی‌دانم که این قاضى مقصر است یا خیر ولى بالاخره کار صحیح همین بوده است و لاغیر من به اتکا و با استظهار علاقه و توجه خاصى که شخص شخیص شاهنشاه همیشه به رعایت و احترام قوانین مبذول می‌فرمایند و امیدوارم براى سالیان بى‌پایان این کشور را از اثرات وجودشان برخوردار سازد و همچنین به مناسبت سمتم می‌گویم که ما وکلا و شما دولت، مکلفیم که قانون را اجرا کنیم و از عملى که منع قانونى دارد خوددارى کنیم تا هم نظریات معظم‌له را اجرا کرده باشم و هم سرمشق خوبى براى سایر مردم باشیم، آقایان ما علاقه داریم که دادگسترى خوب داشته باشیم، ما علاقه داریم که قانون خوب اجرا بشود، اولین متضرر از نقض قانون دولتى است که مانند دولت فعلى بخواهد با حیثیت حکومت بکند، اجتماعى که قوانین موضوعه خودش را زیر پا بگذارد در سراشیب قرار خواهد گرفت، بنده در اطراف سؤالم بیش از این توضیح ندارم و بقیه عرایضم را موکول به بعد از توضیحات دولت می‌کنم.‏

رئیس‌ - آقاى وزیر دادگسترى.‏

وزیر دادگسترى (گلشاییان)‌ - بنده خوشوقتم این سؤال آقاى دکتر جهانشاهى مجال داد که بنده در اطراف فرمایشات ایشان اظهاراتى بکنم و قبل از اینکه در اصل موضوع عرض کرده باشم باید بگویم همان‌طور که نظر آقایان هست شاید به نحو شدیدترى منظور دولت این بوده است که قوانین موجود را اجرا بکند و کوچک‌ترین تخلفى از قانون نکند و اگر وقتى دیده شده است قوانین براى اصلاح جامعه و تشکیلاتى کافى نیست، مسلم بدانید که با خود آقایان مشورت خواهد شد و مسلم بداند که بدون کسب نظر مقامات مقرره مملکت هیچ‌اقدامى از طرف وزیر دادگسترى و غیره نخواهد شد (احسنت). از طرفى به مناسبت سمتى که بنده دارم حافظ قانون و مجرى قانون هستم و مطمئن باشید که نه تنها خودم مجرى قوانین خواهم بود بلکه مطابق اختیارى که خود مجلس شوراى ملى به عنوان ریاست بازرسى کل کشور به وزیر دادگسترى داده است، اگر تخلفى هم از طرف سایر مأمورین دیده شد در اجراى قانون شدیداً تحت تعقیب قرار خواهند گرفت (احسنت)، بنابراین مطمئن باشید مقام قضا که بنده امروز افتخار ریاستش را دارم و یک موقعى خودم افتخار عضویتش را داشتم در نظر من و در نظر تمام مردم کشور محترم بوده و باید محترم باشد، اگر خداى‌نکرده در دستگاه دادگسترى ما بى‌ترتیبى و بى‌انضباطى باشد، مطابق مقررات قانون نسبت به آنها رفتار خواهد شد ولى در عین حال باید مأمورین دادگسترى هم بدانند همان‌طورى که آقا فرمودند آنها مصونیت دارند، باید یک رفتارى یک وقت خداى‌نکرده نکنند که از حدود و شأن قضا خداى‌نکرده خارج باشد چنان که که همان‌طور که آقایان اطلاع دارید یکى از قضات دادگسترى به محض اینکه متهم به یک عمل خلاف ترتیبى شده، مطابق مقررات قوانین موجود اقدام شد و معلق شد و به دادگاه برده شد براى تعقیب، البته اگر مسلم شد که عمل بدى کرده است باید مجازات بشود و باید به عقیده بنده مجازات بیشترى بشود چون کسى که خودش آشنا به قانون است با کسى که آشنا به قانون نیست فرق دارد، وجود دادگسترى برای تعقیب سایر مردم است اگر خداى‌نکرده مأمور دادگسترى مرتکب خطایی بشود باید به اشد مجازات مجازات بشود و مادامى که خود بنده افتخار خدمتگزارى دارم سعى خواهم کرد که اول مأمورین دادگسترى را کارى بکنیم که خداى‌نکرده مرتکب خطا نشوند چون در دادگسترى برخلاف حرف‌هایی که در اطرافشان زده می‌شود، مأمورین و قضات بسیار بسیار شریف و پاکدامنى هستند (صحیح است). ضمناً هم مثل تمام دستگاه‌هاى ما در آنجا شاید مأمورین ناسالمى هم داشته باشیم که البته این شکایتى هم که شاید گاهى از اشخاص می‌شود، این شکایت مربوط به همین عناصر ناسالمى است که به نا حق وارد این دستگاه شده‌اند امیدوارم که با کمک آقایان بتوانم نقشه‌اى بکشیم که دادگسترى فارغ از تمام این جریانات باشد و بتواند یک دادگسترى باشد که به داد مردم برسد و موردپسند آقایان باشد (صحیح است) اما یک تذکرى که مربوط به دادستان سارى بود روزى که بنده وارد عمل شدم متوجه شدم که یک سوء‌تفاهمى شده و بلافاصله آقاى دادستان برگشتند به محل مأموریت‌شان و الان هم مشغول کارشان هستند، ولى بنده مأمور فرستادم که رسیدگى کنند و اگر خود دادستان هم یک تخلفى کرده تصدیق می‌فرمایید با این مقدمه‌اى که بنده عرض کردم باید یک مجازات شدیدترى بشود و اگر تقصیرى نکرده است بهش کارى ندارند به خصوص حالا که مشغول کار هم هست و کار خودشان را می‌کنند، یک نکته دیگرى که بنده استفاده می‌کنم بیاناتى بود که آقاى دکتر هدایتى در جلسه گذشته فرمودند و شاید هم مورد سؤال واقع شود، بنده خیال می‌کنم اگر چند کلمه‌اى جواب عرض کنم

+++

شاید ایشان قانع بشوند که احتیاج به سؤال نباشد ولى اگر اصرار دارند مانعى ندارد جواب داده خواهد شد، من تصور می‌کنم که براى آقاى دکتر هدایتى یک سوء‌تفاهمى رخ داده به جهت اینکه خودشان با اینکه عضو کمیسیون دادگسترى بودند آقا تشریف نداشتند، اگر تشریف داشتند شاید متوجه می‌شدند که آنچه در خارج منعکس می‌شود با حقیقت وفق نمی‌دهد، آقایان خوب مسبوق هستند که شکایاتى که از دستگاه دادگسترى هست یک قسمت مربوط به سوء‌جریان و یک قسمت مربوط به بطوء جریان است، آقایان که اهل فن هستند و وارد جریان قضا هستند متوجه هستند که بنده چه می‌گویم، این از چه ناشى می‌شود؟ از این جا ناشى می‌شود که گاهى بعضى از قوانین ما ناقص است از لحاظ اصول محاسبات یا در بعضى نقاط مملکت مردم استعداد فهم این قوانین را ندارند یا توانایی این تشریفات را ندارند، طبعاً وقتى که کار آنها طول کشید از جریان شکایت می‌کنند، این را کى باید اصلاح بکند، باید قوانین موجود را اگر در عمل اشکالاتى دارد باید وزیر مسئول بیاید با مجلس مشورت بکند تا رفع اشکال بشود، یک قسمت مربوط سوءجریانات است، سوءجریانات هم مربوط می‌شود به طرز عمل عناصر ناصالح محاکمه، اینها هم یک تشریفاتى در قوانین موجود دارد، این قوانین دیده شد در عمل شاید کافى براى آن مقصودى که ما داریم نبوده، براى اینکه اگر بود شاید این جریان‌ها پیش نمى‌آمد، همین موضوع زمین‌خوارى که می‌فرمایید، بنده در هفت سال قبل که افتخار وزارت دارایی را داشتم یک لایحه‌اى تهیه کردم که عمر دولت کفاف نداد شاید از آن تاریخ تا حالا چندین میلیون متر کلاهبردارى شده است و اگر جلوگیرى شده بود نمى‌شد ولى خوب وقتى ما مى‌بینیم یک سوءجریاناتى هست در این مقام برآمدیم که باید یک فکرى بکنیم که رفع شکایت بشود، آقایان تصدیق می‌فرمایند تمام منظور آقایان و دولت براى این است که مردم در رفاه و آسایش باشند، تمام تشکیلات مملکت برای این منظور است، وقتى که ما دیدیم یک تشکیلاتى ناقص است یا کافى براى مقصود نیست باید قوى باشیم، تعصب به خرج ندهیم که این قوانین لایتغیر است، نه این تشکیلات و این مقررات براى روز و زمانى وضع شده است که ممکن است آن زمان و آن موقعیت در موقع دیگر فرق بکند، بنابراین بنده در این مقام برآمدم که بعد از مطالعه‌اى که می‌کنم در دفعه اول با آقایانى که اهل فن هستند مشورت بکنم، آقایان که اهل فن هستند و وهله اول اعضاى کمیسیون دادگسترى مجلسین یعنى مجلس شوراى ملى و مجلس سنا هستند و ضمناً آقایانى که در خارج هستند، به این مناسبت بنده اقدامى که تا کنون کرده‌ام بدون اینکه لایحه‌اى برده باشم، بدون یک تقاضایی کرده باشم فقط مشورتى بود با کمیسیون قوانین دادگسترى مجلس شوراى ملى و مجلس سنا، مشورت‌هاى خود را کردم، نظریات آقایان را جلب کردم، به آقایانى که در وزارت دادگسترى از لحاظ شخصیت و اطلاعات مورد احترام خود من هم هستند با آنها هم مشورت کرده‌ام، در نظر دارم براى پیشرفت این منظور که براى جلوگیرى از سوء‌جریان و بطوء‌جریان باشد یک لایحه‌اى تهیه بکنیم و بعد به مجلس بیاوریم، حالا اگر آقاى دکتر هدایتى تصور می‌کنند که بنده نظرم این است که مثل گذشته مرحوم مشیرالدوله که عدلیه را منحل کرد آن نظر را دارم، شاید بعضى از آقایان ندانند که مرحوم مشیرالدوله چطور عدلیه را منحل کرد، وستداهل رئیس نظمیه بود، روزى وستداهل آمد اطاق وزیر عدلیه و یک هفت تیر گذاشت روى میز، کیسه پول را هم گذاشت، قضات عدلیه را هم خواستند که شاید یکى از آنها مرحوم پدر آقاى دکتر هدایتى بودند، به آنها گفتند که استعفا بدهند این هم حقوق‌تان والا... البته کسى چنین نظرى ندارد، مرحوم داور که اختیارات گرفت که تشکیلات عدلیه را بدهد به علت احتیاج زمان و نبودن عده کافى، اختیار گرفت که عده‌اى را از خارج بیاورد و به عدلیه وارد کند، حالا مثل آن روز نیست نه ما احتیاج داریم که از خارج بیاوریم براى اینکه ما مستخدمینى داریم که از مدرسه بیرون می‌آیند و وارد خدمت می‌شوند دیگر احتیاجى ندارد که عدلیه را به هم بزنیم و یک عده اشخاص تازه بیاوریم، این نظر به‌هیچ‌وجه نبود و هیچ احتیاجى نداشتیم و صریحاً عرض می‌کنم که چنین نظرى نبوده است و تنها نظرى که بوده است براى اصلاح قوانین موجود و با مشورت دو کمیسیون بوده، حالا با این نظریاتى که بنده عرض می‌کنم اگر آقا قانع هستند که هیچ و اگر نیستند که بنده مجدداً می‌آیم و جواب عرض می‌کنم‏.

دکتر هدایتى‌ - طبق ماده 82 بنده عرضى دارم.‏

رئیس‌ - شما سؤال‌تان محفوظ است و در بیانات شما هم تحریفى نشده است (دکتر هدایتى‌ - فقط یک کلمه خواستم عرض کنم). بعد هم از ماده 66 امروز مى‌توانید استفاده کنید.

5 - سؤال آقاى سلطان‌مراد بختیار راجع به نان دولتى تهران و جواب آقاى وزیر دارایى‏

رئیس‌ - آقاى سلطان‌مراد بختیار سؤال شما از وزارت دارایی مطرح است بفرمایید.

سلطان‌مراد بختیار‌ - در جلسه گذشته آقاى وزیر دارایی فرمودند که بیش از 350 هزار نفر استفاده از نان تهران نمی‌برند، بنده می‌خواهم عرض کنم که این 350 هزار نفر مسلماً استفاده نمی‌کنند براى اینکه در یک محل‌هاى مخصوصى دکان‌هاى نانوایی دولتى هست و بعضى از نوانایی‌ها هم روزى نیم خروار گندم به وزارت دارایی یا اداره غله به آنها می‌دهد و مقدارى که به آن نانواها می‌دهند اگر به جنابعالى غیر از این بگویند خلاف گفته‌اند تمام را به قیمت نان آزاد می‌فروشند، بنده چهار پنج روز قبل از این براى اینکه مطلبى که اینجا عرض می‌کنم صددرصد منطقى باشد به چند دکان آزادپز مراجعه کردم، قیمت نان آنها همان قیمتى است که در بازار آزاد می‌فروشد و هیچ‌گونه تخفیفى ندارد، همان دکان‌هاى آزادپز که روزى نیم خروار آرد از اداره غله و نان می‌گیرند و نانواهاى دولتى اینها یک مقدار گندم از اداره غله و نان می‌گیرند و نان می‌کنند، البته سه ریال و پنجاه دینار یا چهار ریال قیمت معین شده است یک مقدار گران‌تر مى‌فروشد این تردیدى نیست، بعد هم یک مقدار معین اشخاص که آنها هم باید قاعدتاً مردم بیکارى باشند برای اینکه اگر یک کسى صبح تا عصر برود دنبال عملگى این نمی‌تواند دو ساعت و نیم در صف بایستد تا بتواند نان بخرد، دلیلش هم اینست که اگر یک قیمت در تمام شهر بود هر دکان نانوایی این قیمت را به او می‌داد اما چون در یک جاى معینى قیمت نان ارزان‌تر است و مردم هم مسلماً خیلى احتیاج دارند که نان ارزان‌تر بخرند، اشخاص بدون معطلى نمی‌توانند نان بخرند و خود جنابعالى هم اطلاع دارید، اما اساس اینکه بنده اینجا عرض کردم نه از لحاظ این است که چرا نان تهران این‌طور است، بنده عرض می‌کنم که نان تهران بایستى مثل تمام مملکت باشد و بنده از جنابعالى یک سؤال می‌کنم چه فرقى دارد یک نفر کارگر یا یک نفر عمله یا یک نفر مأمور دولت در تهران با همان مزد در مشهد (صحیح است)؟ استدعا می‌کنم بفرمایید اگر باید مردم شهرستان‌ها و ولایات باج به مردم تهران بدهند با کمال صراحت اینجا جنالعالى بفرمایید که مردم شهرستان‌های شما به مردم تهران باید باج بدهند (مهندس جفرودى‌ - ایشان هم مخالفند). اگر مخالفند یک وقت تشریف بیاورند اینجا و بگویند که ما از پس‌فردا این کار را نمی‌کنیم یا اگر می‌کنید براى تمام مردم شهرستان‌ها بکنید (صحیح است). همین تبعیضى که اداره غله براى تهران قایل شده است باعث شده است که در هر سال اقلاً صد هزار نفر جمعیت تهران زیاد شود (صحیح است). حق هم دارند براى اینکه در تهران اگر مریض شد معالجه‌اش می‌کنند، در تهران اگر گرسنه بود می‌رود گدایی می‌کند (مهندس دهستانى‌ - در تهران گداها را می‌گیرند)، در هر صورت بنده می‌خواهم عرض کنم که جنابعالى بفرمایید باید تمام مملکت را نان بدهید یا یک قسمت معین را یا اینکه نان تهران را قطع کنید یا اینکه رسماً بفرمایید که دولت بین مردم تهران و مردم ولایات تبعیض قایل است و بایستى کسر قیمت نان تهران را بدهد و همین چند روز که قیمت قند و شکر را کیلویی دو ریال بالا بردید و بنده هم نمی‌دانم که احتیاج بود یا نبود حتماً شما بهتر می‌دانید، می‌گویند که هفتاد میلیون تومان از این راه به دست می‌آورید و همان را بابت نان تهران می‌دهید (احسنت، احسنت).

رئیس‌ - آقاى وزیر دارایى‏.

وزیر دارایی (فروهر)‌ - بنده از جناب آقاى سلطان‌مراد بختیار فوق‌العاده متشکر هستم که موضوع مهمى را در ضمن سؤالى که از بنده فرمودند در اینجا مطرح کردند، در جلسه قبل به استحضار و عرض آقایان نمایندگان محترم رساندم این قضیه غله یک مسئله بغرنجى شده است و بعضى از ارقام و جزییات آن را هم به استحضار آقایان نمایندگان محترم رساندم و الان قدرى مفصلش صحبت مى‌کنم که مسئله روشن بشود، این وضعى که الساعه موجود است یک وضعى است که می‌توانم عرض کنم با تمام صراحت که به‌هیچ‌وجه وضع خوبى نیست، خیلى ناگوار است، دولت خودش هم متوجه این موضوع هست و درصدد است که راه حلى برای این گرفتارى و اصلاح این اشکالى که موجود هست پیدا کند، اولاً خواستم براى استحضار آقایان عرض کنم که بعضى‌ها تصور می‌کنند که تمام امور غله و نان در تحت نظر وزارت دارایی و با مسئولیت وزارت دارایی است و حال اینکه این قسم نیست، وقتى بود که این قسم بود اما حالا این قسم نیست، در خیلى از شهرستان‌ها تقریباً در تمام شهرستان‌ها خرید غله، قیمت نان، مراقبت از دکاکین نانوایی، امر خبازى به طور کلى تحت نظر مأمورین وزارت کشور یعنى استانداران و فرمانداران و بالاخره شهردارى و انجمن‌هاى شهر است، تدریجاً در نتیجه پیش‌آمدهایی که شد این‌طور است که براى جلوگیرى از تضییع وقت مجلس محترم نمى‌خواهم تاریخچه‌اش را عرض کنم، الان ما با یک وضع عجیبى مواجه هستیم که در تهران سه نرخ نان وجود دارد، یک بام و سه هوا و در نتیجه این وضع عجیب دولت مبالغ گزافى متضرر می‌شود باید راه حلى برای این کار پیدا کرد، حالا بنده با ذکر ارقامى که به عرض می‌رسانم و اشکالاتى که هست عرض می‌کنم که این راه حال در دست تهیه است ولى موضوعى است که در ظرف 24 ساعت دولت نمى‌تواند راجع به آن تصمیم بگیرد، ضمناً راجع به خرید غله صحبت‌هایی می‌شود که واقعاً هست، بنده از

+++

موقع استفاده می‌کنم و اقلام جزئش را هم به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم یعنى عملکرد سنه ماضیه 1334 را به عرض می‌رسانم، مجموع زیانى که در سنه 1334 دولت عهده‌دار شده است براى کار غله، پنجاه‌ودو میلیون و نهصد و بیست و پنج هزار تومان و کسرى که ممکن است آن شیفر جزیی را هم عرض کنم اگر مایل باشید (چند نفر‌ - خیر) این رقم کلى تشکیل می‌شود از اقلام جزء که به عرض می‌رسد، هزینه‌هاى کارگزینى و ادارى و هزینه‌هاى ادارى و هزینه نگاهدارى سیلوها بیست‌و‌هشت میلیون و نهصد هزار و کسرى تومان (صدرزاده‌ - یعنى بیش از نصف) زیان فروش نان تهران از جنس تحویلى به 306 دکان دولتى یازده میلیون و هفتصد و چهل و هشت هزار تومان (سعیدى‌ - چند دکان) عرض کردم 306 دکان زیان فروش نان تهران از جنس تحویلى به 1004 دکان آزادپز دو میلیون و ششصد و نود هزار تومان زیان جنس بارتش یک میلیون و هفتصد هزار تومان، فروش جنس در شهرستان‌ها هفت میلیون نهصد و نود و دو هزار تومان که مجموع این 5 قلم عرض کردم در حدود 53 میلیون تومان بر بودجه دولت در سال گذشته تحمیل کرده است، طبق حسابى که حضور مبارک‌تان عرض کرده‌ام مجموع زیان غله صرف‌نظر از کارهاى ادارى جمعاً 24 میلیون تومان است، علت زیان هم به طور کلى براى این است که دولت گندم را خریدارى می‌کند و مخصوصاً در تهران ارزان‌تر از بهاى تمام شده به فروش می‌رساند و اگر مقرر باشد که از این زیان جلوگیرى شود باید گندم را به قیمت تمام شده به نانواها بفروشد (سلطان‌مراد بختیار‌ - مسلماً)، پس این یک خلاصه‌اى بود از حساب و عملکرد و این را که عرض کردم یک بام و سه هوا است یعنى به بعضى از این دکاکین دولت صددرصد گندم می‌دهد و به بعضى هم تا حالا روزى 45 من با قیمت کمتر کمک می‌کند، قبل از ماه مبارک رمضان 30 من بود در ماه مبارک از نظر اینکه کمکى به افراد شده باشد تصمیم گرفته شد که براى دو ماه ماهى 15 من اضافه بشود این طرز عمل است، حالا ایرادى که فرمودند این است که این ضررى که دولت متحمل می‌شود از جاهاى دیگر می‌گیرد می‌آورد اینجا به اهالى شهر تهران می‌دهد، اعتراض ایشان صددرصد وارد است (احسنت). می‌فرمایید چرا این جور عمل می‌شود دولت این کار را دردست اقدام دارد و دارد مطالعه می‌کند که چه‏ بکند که از این عملى که در نتیجه عملیات چند سال پیش است به یک طریقى نجات پیدا بکند و آن معایب و مفاسد که فرمودند هست، خیلى معایب دیگرى هم دارد که باید از بین برود، من‌جمله طبق گزارش‌هایی که رسیده است که نان تهران چون قیمتش از اطراف تهران به نقاط نزدیک تهران ارزان‌تر است و نان هم اگر خشک شود یک علوفه‌اى خوبى است به جاى علوفه می‌آیند گاودارها نان ارزان تهران را می‌خرند و به حیوانات می‌دهند معایب زیاد است (سلطان‌مراد بختیار‌ - آن‌وقت در ولایات مردم علوفه می‌خورند) ما هیچ‌وقت منکر معایب نشدیم، از طرف دیگر جمعیت هم از ده به شهر می‌آید و این خود یکى از بدترین سیاست‌هایى است باید در ده زندگى ارزان‌تر باشد نه اینکه در شهر زندگى ارزان‌تر از ده باشد و و این یک عیب اجتماعى بسیار بزرگى را دربردارد و دولت الان بین‌المحظورین است، اگر بخواهد از این زیان صرف‌نظر بکند باید غله را به همان قیمتى که می‌خرد مثل معمول، مثل هر خریدارى بدون اینکه بخواهد نفعى داشته باشد به همان قیمت تمام شده به نانوا بدهد نتیجه‌اش این است که نان کیلویی سه قران و دهشاهى که در 6 دکان دولتى که تحت کنترل وزارت دارایی است می‌فروشند و حتى‌المقدور هم سعى می‌شود که ترقى نکند مردم این نان سه ریال و نیمى را نخورند ممکن است براى دولت که باید و با یک تصمیمى این عمل را از فردا اجرا کند، اما آخر در نظر داشته باشید یک عکس‌العملى هم پیدا می‌کند. جناب آقاى بختیار دولت می‌خواهد راهى پیدا بکند که از گرفتارى که آقا صددرصد درست فرمودید و به موقع هم هست نجات پیدا بکند، این را هم عرض کنم بدون اینکه توجهى به سؤال جنابعالى باشد یعنى بنده شخصاً متوجه بودم ولى سایر همکاران بنده چون سؤال از بنده شده بود توجه نداشتند، اتفاقاً در جلسه اخیر دولت تمام مذاکراتى که به میان آمد مربوط به موضوع غله بود، موضوع نان بود که بنده عرض می‌کنم مطابق تصمیماتى که گرفته خواهد شد و هنوز مطالعه آن کامل نشده دولت به طور تحقیق این وضع را نمی‌گذارد ادامه پیدا کند و اقداماتى خواهد کرد که این تبعیض بى‌مورد و بی‌جا بین شهرستان‌ها و تهران از بین برود، گذشته از اینکه به عقیده دولت باید قسمت اعظم توجه دستگاه عمومى دولتى متوجه شهرستان‌ها باشد (صحیح است)، تهران به قدر کفایت وسایل دارد باید توجه به شهرستان‌ها بشود، به عقیده بنده الان که بنده در تهران تمام وسایل را دارم از نظر تکلیف وظیفه‌اى که در مقابل اجتماع دارم حقى که در اجتماع دارم با فلان‌کسى که در فلان‌قسمت دورافتاده کشور است تفاوتى نباید داشته باشد (صحیح است)، پس بنابراین بایستى فکر آنها را هم کرد و این یکى از مسایلى است که خواهد شد، جناب آقاى بختیار مجال بدهید خواهد شد.

رئیس‌ - آقاى بختیار.

سلطان‌مراد بختیار‌ - خواستم عرض کنم که دولت در ظرف دو ماه، سه ماه، یک مدتى را معلوم کند که این تبعیض بین تهران و شهرستان‌ها بر داشته شود (نمایندگان - شش ماه).

8 - بیانات آقای انتظام، نایب نخست‌وزیر

رئیس‌ - آقاى انتظام، وزیر مشاور.

وزیر مشاور و نایب نخست‌وزیر‌ - در این سه روز گذشته یک صحبت‌هایی در مجلس شد راجع به روابط مجلس با دولت که گمان می‌کنم اصل آن صحبت برازنده نبود، حقوق مجلس، حقوق دولت و وظایف هر یک از اینها را قانون اساسى مملکت معین کرده در این صورت یک دولتى هم که مورد اعتماد مجلس واقع شده چطور می‌تواند یک عملى انجام بدهد نسبت به مجلس که خارج از این حدود باشد؟ بنده استدعا می‌کنم که این سوءتفاهم هیچ پیش نیاید و کوشش هم بشود (دکتر مشیر فاطمى‌ - از آن بخشنامه کذایی درست شده)، یک موضوعى هم بود که سه روز پیش در مجلس صحبت شد که بنده حضور نداشتم، جناب آقاى خلعتبرى هم در اول مجلس اشاره‌اى کردند، بنده در این قسمت خواستم بدون تعصب یک عرایضى بکنم، البته مطابق قانون اساسى وکیل مصونیت دارد و حق دارد که از پشت این تریبون هرچه می‌خواهد بگوید اما این حق است، آیا اخلاقاً هم این عمل باید انجام بشود؟ اگر از این حق استفاده بشود مطلقاً، پس هر وکیلى اگر بیاید از اینجا به کائنات بد بگوید کارى نمی‌شود به او کرد اما اخلاقاً بد است، این از نظر اخلاقى که به قضاوت آقایان وکلا واگذار می‌شود، برای اینکه اگر این اخلاقاً اجرا شود کار به بى‌انصافى حتى به ناجوانمردى می‌کشد البته این حق به آقایان داده شده است که وکلا می‌توانند همه نوع انتقاد کنند ولى من یقین دارم هیچ‌یک از آقایان از اخلاق نمی‌خواهند دور باشند، اینکه آقاى وزیر دارایی آن روز یک‌قدرى عصبانى شدند براى این بود که یک گرفتارى بزرگى این کشور دارد و آن تهمت است، درست به این مسئله توجه کنید اگر بنا بشود هرکس روى میل و ذوقش به اشخاص تهمت بزند و براى رفع این تهمت وسیله دفاعى ما نداشته باشیم با این اسلحه‌اى که هیچ‌نوع دفاعى در مقابلش نیست شما می‌توانید یک کسى را نابود بکنید، آیا این صلاح است؟ اخلاقاً این صلاح نیست، امروز شجاعت و شهامت از مأمورین دولت به واسطه تهمت از بین رفته است، اگر کسى بخواهد یک اقدامى بکند، اقدام مثبت بکند نمی‌تواند، نگفتن کار آسانى است، کار نکردن کار آسانى است ولى اگر کسى خواست یک عمل مثبتى بکند فوراً ممکن است در مظان تهمت قرار بگیرد، آیا او دیگر جرئت خواهد کرد کارى بکند؟ اگر کسى در مظان تهمت است اسناد و مدارکش را تهیه بکنید، رسیدگى بکنید، جلوگیرى بکنید، حتى اگر درباره کسى شایعه زیاد شده است می‌توان آنها را کنار گذاشته و محاکمه‌شان کرد اما صرف تهمت زدن، صرف اشاعه تهمت خیلى‌ها را گرفتار کرده است، جرئت و شهامت را از بین برده است، من حضور آقایان عرض می‌کنم مسلماً به صلاح مملکت نیست. موضوع دیگرى که صحبت شد موضوع اعتصاب است، جناب آقاى وزیر دارایی، دوست محترم بنده این موضوع را تکذیب کردند ولى اگر به یک صنفى، از یک محلى یک نسبتى داده شود که آن دسته هیچ‌نوع حق دفاع از خودشان نداشته باشند در مقابل یک شخص مصون، آیا حق ابراز احساسات ندارند؟ (مهندس جفرودى‌ - نه آقا نمی‌توانند حق ندارند) (دکتر بینا‌ - طوماربازى می‌شود آقا) (سراج حجازى‌ - نمى‌توانند) (همهمه نمایندگان) همان‌طور که دولت مخلوق مجلس است، مجلس هم مخلوق مردم است، در مملکت آزاد اگر آن خالق‌تان را می‌خواهید جلویش را بگیرید، بنده صریحاً عرض می‌کنم این را آزاد نمی‌دانم‏.

رئیس‌ - آقاى وزیر مشاور اینجا قیاس مع‌الفارق است بین وزیر و وکیل، یک مقرراتى در مجلس هست آن را رعایت بفرمایید، به خارج مربوط نیست و از طرف افراد نباید مثل سابق قشون‌کشى در خارج بشود (صحیح است).

نایب نخست‌وزیر‌ - آیا این دولت را فرض می‌فرمایید که می‌خواهد همچو اقدامى بکند؟ اگر فرض می‌کنید، بنده صراحتاً اجازه از نخست‌وزیر هم دارم عرض کنم اگر تصور می‌کنید که این دولت دولتى است که طومار درست می‌کند، اگر تصور می‌کنید که این دولت آنچنان دولتى است رأى اعتماد خودتان را پس بگیرید.

خلعتبرى‌ - شما هم که عصبانى شدید آقا.

نایب نخست‌وزیر‌ - با هوو و داد و بیداد که نمی‌شود.

9 - بیانات آقاى دکتر هدایتى در مورد بیانات آقاى وزیر دادگسترى‏

رئیس‌ - آقاى دکتر هدایتى.‏

دکتر هدایتى‌ - بنده اجازه خواستم براى جواب به فرمایشات جناب آقاى گلشاییان که چند دقیقه‌اى از پشت تریبون استفاده بکنم و از روى کمال صمیمیت و اخلاص عرض بکنم که جواب بنده یک کلمه بیشتر نیست نسبت به آقاى وزیر دادگسترى و آن عبارتست از اظهار تشکر بنده، در جلسه گذشته هم عرض کردم نسبت به شخص ایشان همیشه ارادت داشتم و بعد هم می‌دانستم این‌طورى که روزنامه‌ها نوشته‌اند شخص جناب آقاى عباسقلى گلشاییان مثل همان یکى دو مرتبه که خودشان فرمودند که سابقه دارد ولى سوءسابقه دارد و به همین دلیل هم جناب آقاى وزیر دادگسترى

+++

چیزى فرمودند و تکلیف بنده و اشخاصى را که در تردید به سر می‌بردند روى بعضى از گفتگوها و مندرجات جراید معلوم کردند و بنده صمیمانه از ایشان سپاسگزارى می‌کنم و خدمت‌شان قول می‌دهم که تمام کارهایی که در نظر دارند و به طور خلاصه فرمودند، دو چیز است بطوء جریان و سوءجریان که بنده هم با ایشان هم‌آواز هستم آنچه که از عهده بنده ناچیز برمی‌آید در طبق اخلاص می‌گذارم و به ایشان کمک می‌کنم (بعضى از نمایندگان‌ - همه کمک می‌کنند) اما راجع به سؤال بنده که فرمودند چون خیلى از عرایض بنده در جلسه گذشته گفته شد و سؤالى هم که بنده کردم نظر مبارک‌تان هست که چند شق داشت راجع به قسمت اول و دومش گمان می‌کنم که سابقه به انتفاع موضوع است چون آقا تصمیم به اخذ اختیارات ندارید بنابراین دیگر سؤالى باقى نمى‌ماند که جواب داشته باشد، اما راجع به دو قسمت دیگرش از لحاظ روشن شدن مطلب است خواستند و در مجلس خواستند و خارج هرجا بنده را روشن بفرمایند مانعى ندارد.

10 - تقدیم یک فقره طرح قانونى راجع به تجدیدنظر در آیین‌نامه به وسیله آقاى دکتر پیرنیا

رئیس‌ - آقاى دکتر پیرنیا.

دکتر پیرنیا‌ - یک طرحى است به امضاى عده‌اى آقایان نمایندگان راجع به اصلاح یکى از مواد آیین‌نامه مربوط به سؤالاتى که از طرف آقایان نمایندگان می‌شود و جواب‌هایى که داده می‌شود و نتیجه این سؤالات و جریان رسیدگى در کمیسیون‌ها تقدیم مقام ریاست می‌کنم اگر هم توضیحى لازمست داده شود.

رئیس‌ - در دوره‌ی  پیش براى اصلاح آیین‌نامه داخلى یک کمیسیون از شعب انتخاب شدند که تجدیدنظر کنند، الان هم اگر بخواهید اصلاحات در آیین‌نامه بکنید لزوم دارد که یک کمیسیونى تشکیل شود، اگر آقایان موافقند اول یک کمیسیون باید تشکیل داد بعد طرح را به آن کمیسیون داد (دکتر پیرنیا‌ - در مجلس مطرح شود). من معتقدم بهتر است همیشه طرح‌ها طورى باشد که در اطرافش مطالعات بیشترى بشود هرچند این موضوع کوچکى است و مربوط به آیین‌نامه داخلى است معهذا این‌طور تصور می‌کنم که قرائت شود، اگر آقایان موافق باشند کمیسیون تشکیل شود، رأى گرفته شود و کمیسیون تشکیل شود و اگر لازم باشد در کلیه آیین‌نامه یک تجدیدنظرى بشود، حالا طرح قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى، اینجانبان امضاکنندگان زیر تقاضا داریم که اصلاح زیر راجع به آیین‌نامه مجلس شوراى ملى را مطرح فرمایند.

تبصره ماده 16 - در صورتی که پاسخ سؤال نماینده را قانع نکرد نماینده می‌تواند تقاضا نماید رسیدگى به موضوع سؤال به کمیسیون مربوط مجلس شوراى ملى ارجاع شود، کمیسیون با حضور وزیر مسئول به موضوع نماینده را وارد دانست مراتب را به مجلس شوراى ملى گزارش خواهد داد که نسبت به آن تصمیم مقتضى ایجاد شود. غضنفرى، دکتر پیرنیا و چند امضاى دیگر.

11 - اجازه انتخاب کمیسیون دوازده نفرى براى تجدیدنظر در آیین‌نامه داخلى‏

رئیس‌ - من تصور می‌کنم با یک فوریت برود به کمیسیون اگر آقایان موافقت دارند یک کمیسیونى تشکیل شود از شعب، آقایان اگر موافقند اول رأى بگیریم، آقاى دکتر شاهکار.

دکتر شاهکار‌ - در اینکه آیین‌نامه باید اصلاح شود حرفى نیست، مطالب زیادى هست که باید رسیدگى شود ولى من تصور می‌کنم که این ماده یک خرده از ضمانت اجرایی کار مجلس را کمتر می‌کند بنابراین مراحل سؤال است و استیضاح، اگر جواب دولت قانع‌کننده نبود نماینده می‌تواند به طور دیگرى عمل کند، بنده تصور می‌کنم اجازه بفرمایید این ماده بیشتر در اطرافش صحبت شود.

رئیس‌ - می‌توانیم یک کمیسیونى تشکیل بدهیم و انتخاب کنیم و این مطلب هم برود به کمیسیون، آقایانى که موافقند یک کمیسیون 12 نفرى از شعب براى تجدیدنظر در آیین‌نامه داخلى انتخاب شود قیام کنند (اغلب برخاستند). تصویب شد.

12 - بیانات آقاى سراج حجازى طبق ماده 82 آیین‌نامه داخلى‏

رئیس‌ - آقاى سراج حجازى.‏

سراج حجازى‌ - چون وقت محدود است مطالب را از روى یادداشت می‌خوانم که در حدود فرصت مطالب گفته می‌شود.

با اجازه مقام ریاست و با اظهار تشکر از توجهى که ایشان به شئون مجلس و مجلسیان فرمودند به طور خلاصه توضیحاتى به عرض آقایان نمایندگان محترم می‌رسانم،

بیانات بنده را هرکس بنا به طبع و میل خود این چند روزه در جراید و محافل به نحوى تعبیر نمود و به فول یکى از دوستان از آن بهره‌بردارى کرد گرچه اکثراً صحیح نبود ولى از آن گناه که نفعى رسد به غیر چه باک، اما این تعبیر که گفته‌اند عرایض من مبنى بر مخالف با دولت جناب آقاى علاء است جداً تکذیب می‌کنم، این استنتاج که امیدوارم خالى از شائبه باشد صحیح نیست. اینجانب و سایر رفقاى محترم عضو فارکسیون سعادت ایران از موافقین دولت آقاى علاء می‌باشم و رأى موافق داده‌ایم و عموم با جناب آقاى علاء و اکثر وزرای کابینه ایشان را مردمانى شریف و پاکدامن می‌دانیم و بهترین اظهار موافقت وکیل هم همان رأى موافق است که به برنامه دولت و لوایح دولت می‌دهد ولى انتقاد از خواص مجلس و نمایندگان است و ما هم کورکورانه اعمال دولت‌ها را به تحسین نخواهیم کرد، بد را بد و خوب را خوب خواهیم گفت و از انتقاد و بیان حقیقتى که به نفع ملت و مملکت است کوتاهى نخواهیم کرد و دولت هم نباید از انتقاد وکلا آزرده‌خاطر شود، این تریبون با خون جوانان و آزادى‌خواهان ساخته شده، براى همین منظور ساخته شده و ما هم در بد و نیک آینه‌دار هستیم، رئیس محترم دولت هم در اکثر مواقع فرموده‌اند که از انتقاد آزرده‌خاطر نمی‌شود و به عقیده من نباید هم بشوند، قسمتى از عرایضم که خیلى در آن بحث شده آنست که گفتم در دستگاه دولت افراد فاسد یافت می‌شود و تصور نمى‌کردم که این حقیقت که خود دولت همذعن به آن است آن‌قدر باعث بحث گردد، دولت خود را دستگاه مبارزه با فساد می‌داند، پس باید فسادى باشد تا این معنى تحقق پیدا کند، بنده هم همین مطلب را گفتنم پس فساد موجود است، چطور است اگر خود دولت بگوید که فساد موجود است خوب و مستحسن است ولى اگر نماینده بگوید زشت و نارساست، این قضاوت صحیح نیست، پس فساد همان‌طور که خود دولت گفته و اکثر آقایان هم فرمودند متأسفانه در تمام شئون هست و باید آن را شناخت و با آن مبارزه کرد همان‌طور که باید با تریاک مبارزه کرد، با انحرافات مبارزه کرد، با بیکارى و تن‌پرورى، خیانت، اجنبى‌پرستى و هزاران فساد دیگر مانند اینها مبارزه کرد. ترغیب و تشویق نیکان نیز نوعى از مبارزه با فساد است که آنچه میان من و آقاى وزیر دارایی در باب مأمورى رفت همین بود که می‌خواستم اطلاعاتى که درباره کارمند صحیح‌العملى دارم به اختیار ایشان بگذاریم که مبادا آن مرد صحیح‌العمل که خود ایشان خوشبختانه در بیانات‌شان آن را تأیید و تصدیق فرمودند، مورد خشم ناپاکان قرار گیرد. بیانات مرا تسرى به عموم کارمندان وزارت دارایی داده‌اند صریحاً عرض می‌کنم چنین نیست، بنده اکثر کارمندان دولت را درستکار و صحیح‌العمل می‌دانم (صحیح است). عده بسیار بسیار زیادى از آنان را می‌شناسم که با حقوق کم ساخته و هیچ‌گاه از جاده عفاف و پاکى خارج نشده‌اند و عرایض من هم براى تأیید همین طبقه بود که بلکه با کوتاه کردن دست بدان، وضع کارمندان خوب سر و صورتى بگیرد. گفتم منحرف در دستگاه دولت هست برای این دلیل می‌خواهند گرچه دلیل دارم ولى نباید دلیل بدهم من بنا به وظیفه‌اى که دارم با نهایت صراحت تذکراتى دادم، شما وظیفه‌مند هستید بروید تحقیق کنید، اگر صحیح بود خاطى را طرد کنید و اگر درستکارش دانستید بیایید به مجلس گزارش دهید، البته اگر خواستیم مطلبى را در مقامات قضایی طرح کنیم یقین است که باید مدارکى ضمیمه شود که آن هم در موقع خواهد شد (اشاره به کیف خود) و در اینجا موجود است بیش از این چون وقت اجازه نمی‌دهد، تصدیع نمی‌دهم و این مطالب را براى حفظ پرستیژ و عنوان مجلس و نمایندگان محترم عرض کردم و امیدوارم ما نمایندگان ملت و دولت هریک در حدود وظیفه‌اى که داریم بتوانیم به یارى خداوند متعال منشأ خدمات مهمى براى کشور باشیم.

رئیس‌ - آقاى وزیر دارایى.‏

وزیر دارایی‌ - عرض کنم حضور مبارک آقایان نمایندگان محترم، بنده از جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى اجازه می‌خواهم که به شهادت ایشان استناد کنم، شخص آقاى رئیس محترم مجلس و اکثر آقایان محترم که از دوره قبل و شاید ادوار سابق اینجا تشریف دارند خیال می‌کنم که تصدیق بفرمایند و شهادت بدهند که بنده در تمام اظهاراتم کوچک‌ترین اسائه ادبى را به این ساحت مقدس نکرده و نخواسته‌ام بکنم، بنده همیشه نظرم این بوده است که باید احترام مجلس و مجلسیان محفوظ بماند، بیانات من هیچ‌وقت بنا به تصدیق جناب آقاى رئیس محترم و اوراق صورت‌مجلس حاکى از کوچک‌ترین بیان زننده و اهانت نبوده است اگر هست ارائه بفرمایند، پریروز هم بنده اینجا اسائه ادبى نکردم اما حقایقى را به استحضار نمایندگان مجلس رسانیدم و آن این بود که باید باب اتهام مسدود شود، دولت فعلى یعنى شخص جناب آقاى علاء، نخست‌وزیر به کرات در پشت همین تریبون و در مجالس مصاحبه و معارفه‌اى که با ارباب جراید داشته‌اند مکرر در مکرر فرمودند که این دولت از انتقاد کوچک‌ترین نگرانى را ندارد و بلکه اصرار می‌کند و خواهش می‌کند که انتقاد کنند، تذکر بدهند، راهنمایی کنند، خود بنده هم چندین دفعه در پشت این تریبون از نظر وزارتخانه‌اى که تحت‌نظر بنده است این مطلب را تذکر داده‌ام و به عرض رسانده‌ام خوشوقتم از اینکه در هفته قبل که جلسه معارفه مطبوعاتى در حضور آقاى نخست‌وزیر بود، بنده بیتى خواندم یا ابیاتى خواندم که امروز عیناً مورد استفاده نماینده بسیار بسیار محترم اراک، جناب آقاى سراج حجازى واقع شد، مطالب بنده در هفته قبل در جراید منعکس بود عرض کردم ما مردمانى نیستیم که اگر آیینه نقش ما را چنان که باید و شاید نشان بدهد، ما آینه را بشکنیم، خودمان را می‌شکنیم آن روز این صحبت‌ها در بین نبود، روز سه‌شنبه گذشته بود دو بیت نظامى را خواندم، عده‌اى از آقایان تشریف داشتند، در جراید هم منعکس شد، جناب آقاى مسعودى

+++

بودند جناب آقاى عمیدى هم تشریف داشتند این صحبت‌ها اصلاً نبود، هیچ ابداً نه تهمت بود نه تشنج بود، بنده این دو بیت را خواندم و گفتم:‏

من که چنین عیب شمار توام

در بد و نیک آیینه‌دار توام‏

آیینه چون نقش تو بنمود راست

خود شکن آیینه شکستن خطاست‏

آن مال مخزن‌الاسرار نظامى است که واقعاً مخزن‌الاسرار است، آن روز که آقاى آن استناد کردند درست است که حرف خودم را دلیل علیه من یا له من قرار دادند، در هر حال متشکر هستم اما انتقاد با اتهام فرق دارد، اساس و اصول مشروطیت بنا به تصدیق همه‌کس که با قانون اساسى و حقوق و این صحبت‌ها آشنا باشد، اصولاً مشروطیت براى این درست شده است که مشورت بکنند، پنجاه مرقوم است و شاورز هم فى‌الامر مشورت یعنى چه؟ یعنى یک حرفى را من نمی‌دانم آقا به من تذکر می‌دهد این یعنى مشروطیت، این یعنى راهنمایی، یعنى گفته‌اند یک عده‌اى از تهران از کسانى که مورد احترام مردم هستند بیایند بنشینند جلسه مشورتى درست کنند، راهنمایی کنند، تذکر بدهند. این فلسفه مشروطیت است جز این نیست، ما هم جز این هیچ نمى‌خواهیم، جناب آقاى حجازى همین را می‌خواهید شما راهنمایی بکنید، نه شما نمایندگان ملت بلکه هر فردى از افراد بدون اینکه بخواهم اسم ببرم و خواهش می‌کنم آقاى نماینده محترم هم تأیید کنند، حرف بنده را آقایان تراکم امورمان خیلى زیاد است خوش‌مان می‌آید که این تذکرات را بدهید، یکى از آقایان نمایندگان محترم به بنده مراجعه فرمودند راجع به کارى که مربوط به حوزه انتخابیه‌شان بود که یا تعدى بود یا مسامحه و مماطله بود در هر حال حقى از اهالى به آنان داده نشده بود. دو سه سال پیش به بنده گفتند فى‌المجلس چندین اشکال داشت، اشکالات عظیم اما آن اشکالات مانع از این نبود که حق مردم داده نشود، اقدام کردیم و حق‌شان داده شد. پس این حتى تذکر این یعنى یادآورى، یعنى راهنمایی قبول داریم با کمال میل هرچه در این قسمت بفرمایید گفت که تو به یک اشارت از ما به سر دویدن اما باز این اما را تکرار می‌کنم و عرض می‌کنم تذکر، اخطار، سؤال، جواب، استیضاح، انتقاد با اتهام فرق دارد اینجاست که اختلاف‌نظر است، اتهام هیچ‌یک از این حرف‌ها نیست و اعلامیه حقوق بشر که در اول انقلاب کبیر فرانسه به تصویب رسیده است و آن اصول اساسى تمام قوانین سیاسى دنیا شده است و در اعلامیه حقوق بشر هم که اخیراً به تصویب رسیده است بعد از جنگ بین‌المللى..‏.

رئیس‌ - حالا با الجزیره هم همان معامله را می‌کنند.

وزیر دارایی‌ - بنده که قربان الجزیره‌اى نیستم، فرانسوى هم نیستم و مجلس شوراى ملى هم آن را تصویب کرده است، یک ماده‌اى است می‌گوید باید حق دفاع به هرکس داده، در محاکمه‌اى که مطلقاً آزاد و علنى باشد وسایل دفاع باید فراهم کرد، حقوق مردم را باید حفظ کرد این اصلى است که در اعلامیه حقوق بشر است، از شرع مقدس مبین اسلامى که یکى از بزرگ‌ترین اصول اخلاقى است به بشر نصیحت فرموده است حتى اگر شاهد دروغ باشد، شاهد مجازات می‌کند یعنى شارع مقدس جلو اتهام را می‌گیرد، دولت مبارزه با فساد را ذکر کرده است حق دارد باید هم بکند هیچ‌وقت جناب آقاى سراج حجازى دولت فعلى و افراد او مدعى نیستند که تمام دستگاه‌ها هیچ‌گونه عیب و نقصى ندارند، بنده در جواب سؤالى که قبلاً اینجا عرض کردم گفتم دستگاه‌ها عیب دارد، نقص دارد، درست دارد، نادرست دارد، همه‌چیز دارد ولى همان‌طورى که خودتان خوشبختانه فرمودید، بنده هم تکرار می‌کنم اکثریت مستخدمین مملکت ایران آقایان به ضرب سیلى صورت سرخ مى‌کنند (صحیح است) اما اگر به یک فرد معینى حرف بزنیم نه‌تنها وزیر، هرکس را که بفرمایید باید متأسفانه بگویم مجبوریم دلیل بیاوریم چاره نداریم، فرمودند که من وظیفه‌‌اى براى آوردن دلیل ندارم البته هرکس وظیفه خودش را بهتر می‌داند اشاره‌‌اى هم به پرت فوى خودشان فرمودند که دلیل دارم، اى چه خوب بود چه خوب بود که اگر حالا هم باز حضور مبارک‌شان عرض می‌کنم هر موقعى از مواقع در این قسمت از طرف تمام همکاران محترم خودم هم در دولت وکالت عرض می‌کنم هر موقعى، هر فردى از افراد مستخدمین این کشور چه آنهایی که تحت‌نظر بنده کار می‌کنند، چه آنهایی که تحت‌نظر وزراى دیگر کار می‌کنند ادله و مدارکى باشد، دلایلى باشد براى رضاى خدا، براى اصلاح جامعه بیایید و آن مدارک را بدهید. این تقاضاى دولت است اما اگر مدرکى ندارد نگویید. آقایان باور کنید این قبیل اتهامات شجاعت و شهامت را می‌برد و افراد کار نمى‌کنند و کارهاى مملکت مى‌خوابد. بنده که الان اینجا خدمت‌تان ایستاده‌ام صراحتاً خدمت‌تان می‌گویم با هیچ‌یک از افراد وزارت دارایی برادرخواندگى ندارم، هرکس تخلف کند بیرونش می‌اندازم، دو سه روز پیش دو نفر از آقایان نمایندگان محترم که تشریف دارند بودند، در دفتر بنده تشریف داشتند، معاون اول وزارت دارایی آقاى انوارى هم آنجا بود جلو خود او صحبت شد. در حضور خودش گفتم که ما همین آقاى انوارى که سابقه‌ی  خدمتش زیادتر از همه است و معاون وزارت دارایی است، اگر تخلف کرد او را بیرون می‌اندازم، جناب آقاى عمیدى گفتم یا نگفتم آقاى سرتیپ شیبانى بودند. حالا هم باز اینجا تکرار می‌کنم بیایید اینجا به بنده بگویید اطاعت می‌شود، به بازرسى نخست‌وزیرى بدهید اطاعت می‌شود به دیوان کیفر کارمندان دولت بدهى اطاعت مى‌شود، رسیدگى می‌شود به حکم قانون اساسى، به حکم آن اصل کلى که حیثیات و شرافت افراد باید محفوظ باشد، مادام که خلافش ثابت نشده است رسیدگى می‌شود یا قاضى می‌گوید بى‌تقصیر است و مبرا یا می‌گوید مقصر است و مجرم، بنده می‌خواهم عرض کنم که سرمشق باید بیان جناب رئیس محترم باشد، چند روز قبل ضمن سؤال یکى از آقایان نمایندگان فرمودند قاتل، فرمودند هنوز محکوم نشده است نگو قاتل بگو متهم به قتل. این آقا اصولى است حال این اصول اگر خوشایند باشد نمى‌دانم، اگر بدآیند باشد نمی‌دانم، صحبت از اعتصاب شد تعجب می‌کنم یکى از جراید فقط و فقط اعتصاب نوشته بود، جراید دیگر چنین حرفى نزده یودند، یک مخبر روزنامه رفته است چنین چیزى نوشته است، حالا آن شد وحى منزل؟ این شد سند قطعى ثبت اسنادى؟ یکى از آقایان فرمودند طومار، طومار، آقایان شخص بنده با بساط‌سازى تا بساط طومارسازى یعنى با آن حکومتى که این حرکت لغو را توى این مملکت ایجاد کرد و طومار درست می‌کرد، بنده از مخالفین شدید بودم و شدیداً هم مبارزه کردم، توى حبس هم رفتم، بنده نمى‌آیم طوماربازى راه بیندازم که بخواهد بلوا کند، بخواهد جنجال کند و بخواهد برخلاف حقیقت افکار را گمراه کند، این عین واقع است که عرض می‌کنم، بنده خارج از وزارت دارایی کار داشتم، در حدود ساعت 10 با عده‌اى از نمایندگان اصل 4 صندوق مشترک امریکا کمیسیون داشتم، آمدم رفتم توى اطاق به من مراجعه کردند که جمع شدند روز قبلش چند نفر می‌خواستند بیایند پیش من نپذیرفتم، گفتم چه می‌گویند گفتند ما عضو شما هستیم آمده‌ایم از شما تشکر کنیم، حال می‌فرمایید کسى آمده از من تشکر کند بیندازم بیرون، بنده که نمی‌توانم گفتم بروید سر کارتان دلسرد نباشید، پشت‌گرمى داشته باشید، من به اتکاى شما می‌خواهم این کسربودجه را از بین ببرم، بروید سر کار خودتان، امروز هم که در رادیو تکذیب کرد، جراید شب هم که تکذیب کردند، حالا ایشان می‌فرمایند طومارسازى و دسته‌بندى و فلان بنده که نمی‌توانم اگر کسى خواست در روزنامه‌اى اعلان کند جلویش را بگیرم یا آن روزنامه را جلویش را بگیرم حق ندارم به او بگویم این را چاپ نکنید (حشمتى‌ - طومار همین است). به بنده مربوط نیست.

رئیس‌ - به شما نگفتند، آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی‌ - گفتند که تحریک وزارت دارایی است ما با آن دستگاه، دستگاهى که مملکت را به فنا و نیستى سوق داد نزدیک نبوده‌ایم و همکارى نزدیک نداشته‌ایم، آنهایی که داشته‌اند ممکن است طومارسازى بکنند ولى بنده نمی‌کنم اینجا هم باز الان عرض می‌کنم ادله بیاورید ارادتمند قبول می‌کنم، محض رضاى خدا بیاورید، آقاى سراج حجازی شما خودتان تا شش ماه پیش عضو دولت بودید، پشت میز استخدام نشسته بودید، دلیل دارید به من بگویید، اگر ضعیف باشد منتظر خدمت می‌شود، اگر دلیل قوى باشد به محکمه می‌فرستم کما اینکه فرستادم، کما اینکه منتظر خدمت کردم، راجع به آن شخص هم که می‌فرمایید که مبادا اسیر ناپاکان بشوند، من که خودم گفتم مأمور خوبى بود، همان ناپاکانى که آقا می‌گوید مقامات بالاتر براى این مرد پیشنهاد کردند، حالا ببینید که حقایق چطور روشن می‌شود، باز هم عرض می‌کنم در استماع انتقادات، حرف‌ها، تذکرات، دولت حاضر است و اگر در حدود قدرت و توانایی نکرد سؤال بفرمایید، استیضاح بفرمایید متحمل هم هست، رأى عدم اعتماد بدهید، ما اصرارى نداریم که روى این صندلى‌ها باشیم، مادام که اعتماد دارید براى حسن انجام وظیفه‌مان که وظیفه‌مان را انجام بکنیم تا آخرین لحظه کار می‌کنم، این عرایضى بود که کردیم و همیشه هم در اختیار نمایندگان محترم براى اداى هرگونه توضیح و سؤالى هستم (احسنت).

رئیس‌ - کشور ما داراى تاریخ هفت هزار ساله است که ملل راقیه امروز هم داراى این سابقه نبودند، در مملکت ما همیشه عدالت بوده است و امیدوارم بعد از این هم براى همیشه عدالت اجتماعى باشد اما آقاى وزیر دارایی ضمن بیانات‌شان نکته‌اى گفتند که وکیل به دیوان کیفر یا به نخست‌وزیرى شکایت کند یا مراجعه کنید خواستم بگویم که این شأن وکیل نیست، وکیل باید تذکرى به وزیر بدهد، وزیر می‌رود مورد رسیدگى و تحقق قرار می‌دهد، حالا ان‌شاءالله کار در دستور زیاد پیدا می‌کنیم و به این حواشى کمتر می‌پردازیم‏.

13 - بیانات آقاى مهندس جفرودى و دکتر جهانشاهى طبق ماده 66 آیین‌نامه‏

مهندس جفرودى‌ - دو کلمه هم از دردهاى مردم بشنوید، آقایان استحضار دارند که چند روز پیش متأسفانه در شهرستان رشت حریق مدهشى روى داد، جناب آقاى محسن اکبر، همکار عزیز بنده به اختصار به اطلاع آقایان رساندند. این حریق زندگى

+++

یک عده‌اى را از بین برد، بعضى از مغازه‌هایی که طعمه حریق شده بیمه بود و بعضى‌ها نبود، آنهایی که بیمه بود عده‌اى تلگراف کردند که شرکت سهامى بیمه ایران یعنى شعبه‌اش در رشت کمال مساعدت را کردند براى اینکه آنچه که بیمه بوده است تأمین کند، براى آن قسمت که بیمه نبوده است بنده از جناب آقاى ذوالفقارى استدعا می‌کنم که در جلسه هیئت دولت مطرح کنند، از جناب آقاى نخست‌وزیر خواهش بکنند که به مؤسسه شیرخورشیدسرخ دستور بفرمایند که به این عده کمک بکنند، به حمدالله از مدتى به این طرف حادثه بدى در مملکت اتفاق نیفتاده است که ملازم صرف هزینه از طرف مؤسسه شیروخورشیدسرخ باشد و در اثر این حریق عرض می‌کنم که عده‌اى از مردم از هستى ساقط شده‌اند، به این مردم یک کمک مؤثرى از طرف این مؤسسه بشود (صحیح است).

رئیس - آقاى دکتر جهانشاهى‏.

دکتر جهانشاهى‌ - بنده در اطراف سؤالى که کرده بودم و جواب مفید و مختصر و تلگرافى که جناب وزیر دادگسترى دادند این‌طور استنباط می‌شد که جبران این سوءتفاهم و این موضوع را فراهم آوردند خیلى متشکرم ولى یک مطلبى داشتم که می‌خواستم عرض کنم و فرصت نبود و آن این است که یکى از آقایان گفتند که قضات اله می‌کنند و بله می‌کنند، بنده قبول دارم که دادگسترى ما معایب و نواقص زیادى دارد چه از حیث تشکیلات و چه از حیث پرسنلى و باید اصلاح بشود ولى باید عرض کنم که در بین این قضات مخصوصاً طبقه جوان‌شان هستند کسانى که در کمال صداقت، نهایت پاکدامنى خدمت می‌کنند، بنده خودم مواردى را از نزدیک شاهد بودم که در احقاق حقوق مردم استقامت کردند (صحیح است)، حتى مورد تشویق و تقدیر و تحسین کسى هم واقع نشدند البته وظیفه‌شان بود، شاید باشند کسانى که منحرف باشند یا خاطى باشند اما اصل مصونیت علتى دارد و مقنن براى بعضى مشاغل و براى انجام وظیفه بعضى از مشاغل مصونیت در نظر گرفته است که خداى‌نکرده یک اشکال‌تراشی‌هایی پیش نیاید و براى اینکه این اشخاص بتوانند وظیفه‌شان را انجام دهند یک مصونیتى را در نظر گرفته‌اند، اگر این مصونیت رعایت نشود به طور قطع اصل مسئولیت تحقق پیدا نمى‌کند وقتى به یک سربازى حفظ و حراست یک منطقه‌اى واگذار می‌شود دیگر کسى حق ندارد او را مورد بازخواست قرار دهد یا دستور خلاف بدهد مگر آنچه که مقررات تعیین کرده است، بنده عرض کردم که این دادستان را نمی‌شناسم شاید عضو مفید وظیفه‌شناس باشد، شاید هم آدم خاطى و ناراحتى باشد، همان‌طورى که آقاى وزیر داد گسترى گفتند هیئتى مأمور رسیدگى این کار شد رفتند نتیجه گزارش معلوم خواهد شد اما آنچه را که باید توجه داشت این است که تمام دستگاه‌هاى انتظامى، شهربانى، وزارت جنگ، فرماندارى نظامى مخصوصاً وزارت کشور با دستگاه‌هاى خودش، شهربانى و ژاندارمرى با کمال صمیمیت براى رسیدگى به یک هدف مشترک دارند کار می‌کنند و آن هدف حفظ امنیت ملى و بردن مملکت به سوى ترقى و تعالى است. این امنیتى که ما امروز داریم در نتیجه این است که تمام این دستگاه‌هاى تحت نظر شخص شاهنشاه و با یک دیرکتیو صحیح کار می‌کنند، بنده امیدوارم که همیشه این وحدت‌نظر باشد و در تماسى که دستگاه‌ها با هم دارند، اختلاف‌نظر و تشتت آرا پیدا نشد و راه‌هاى مجزایی هرکدام از این دستگاه‌ها براى خودشان انتخاب نکنند، بنده در خاتمه عرض می‌کنم امیدوارم که آنچه بر ما حکومت می‌کند قانون باشد.

رئیس‌ - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور‌ - بنده عرضى ندارم‏.

14 - تعیین موقع جلسه بعد‌ - ختم جلسه‏

رئیس‌ - تمنى می‌کنم طبق رأیى که مجلس در شعب در اسرع وقت ممکنه تشکیل شود و از هر شعبه‌اى دو نفر براى کمیسیون تجدیدنظر در آیین‌نامه معین شوند، بعد این طرح به آنجا فرستاده می‌شود اگر در موقعى گزارش رسید یا چیزهاى دیگر به نظر کمسیسیون رسید، اختیار داشته باشد که یک اصلاحاتى به عمل بیاورد و به مجلس تقدیم بکند. جلسه آتیه هم روز یکشنبه خواهد بود.

(مجلس 25 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى‌ - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295074!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)