کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 117 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 14 اردیبهشت 1334  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضا افشار- دکتر بینا- دکتر جزایری

3- اعلام وصول سه فقره لوایح مصوب مجلس سنا و ارجاع به کمیسیون

4- شور دوم و تصویب موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و دانمارک

5- شور دوم و تصویب موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و ترکیه

6- شور دوم و تصویب عهدنامه مودت بین کشور شاهنشاهی ایران و کشور هاشمی اردن

7- تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 117

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 14 اردیبهشت 1334

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضا افشار- دکتر بینا- دکتر جزایری

3- اعلام وصول سه فقره لوایح مصوب مجلس سنا و ارجاع به کمیسیون

4- شور دوم و تصویب موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و دانمارک

5- شور دوم و تصویب موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و ترکیه

6- شور دوم و تصویب عهدنامه مودت بین کشور شاهنشاهی ایران و کشور هاشمی اردن

7- تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت ده دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى نورالدین امامی‌(نائب رئیس) تشکیل گردید

1- تصویب صورت‌مجلس‏

نائب رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: نقابت. ارباب. مسعودى. محمود ذوالفقارى. محمود افشار. مصطفى ذوالفقارى. احمد فرامرزى. بزرگ نیا. کى‌نژاد. عبدالرحمن فرامرزى. دولت آبادى. دکتر سعید حکمت. امامی‌خویی. اورنگ. پیراسته. پور سرتیپ. قوامى. دهقان.

غائبین بی‌اجازه- آقایان: دکتر عدل. دکتر افشار. امیراحتشامى. کدیور. میراشرفی. سعیدى. شادلو. مکرم. خزیمه علم. جلیلوند. خاکباز.

دیرآمدگان و زود رفتگان با اجازه- آقایان: دکتر پیرنیا. یار افشار. مهندس ظفر. گیو. عبدالحمید بختیار. صادق بوشهرى. بزرگ ابراهیمى. دولت‌شاهی. ثقه الاسلامى. دکتر عمید. فرید اراکى. تفضلى. امیر تیمور کلالى. صراف‌زاده. سلطانى. نراقى. تربتى. خلعتبرى.

غائبین در رأى- آقایان: تجدد یک رأى- موسوى یک رأى. عرب شیبانى یک رأى. سنندجى یک رأى. حشتمی ‌یک رأى.

نائب رئیس- آقاى اریه‏

مراد اریه- بنده جلسه گذشته کسالت داشتم و کسب اجازه کردم از مقام ریاست اشتباهاً مرا بی‌اجازه نوشته‌اند

نائب رئیس- اسم آقا در این صورتى که خواندند نبود، آن مال قبل است. اگر اجازه گرفته باشید اصلاح خواهد شد آقاى اعظم زنگنه‏

زنگنه- چون اراضى اطراف تهران سروصدایی برپا کرده سؤال از وزارت دادگسترى کرده‌ام که خواستم اسامی ‌مالکین این زمین‌ها را بدهند (احسنت)

نائب رئیس- آقاى صدرزاده- اصلاح عبارتى هست در صورت‌جلسه گذشته که تقدیم می‌کنم‏.

نائب رئیس- آقاى صفایی‏

صفایی- عرایض بنده یک اغلاط مطبعه‌ای دارد که اجازه بفرمایید تصحیح کنم و تقدیم کنم.

نائب رئیس- آقاى عرب شیبانى‏

عرب شیبانى- بنده را در جلسه گذشته جزء غائبین در رأى نوشته‌اند در صورتی که از مقام ریاست کسب اجازه کردم براى کار لازمی‌که داشتم.

نائب رئیس- اصلاح می‌شود آقایان در صورت‌جلسه دیگر فرمایشى ندارید (اظهارى نشد) صورت‌جلسه قبل تصویب می‌شود.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضا افشار- دکتر بینا- دکتر جزایرى‏

رئیس- سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند حال شروع می‌شود آقاى رضا افشار استدعا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید اگر خود آقایان تشریف بیاورند این جا ملاحظه خواهید فرمود که به قدرى همهمه است که هیچ صحبتى شنیده نمی‌شود. آقاى رضا افشار بفرمایید.

رضا افشار- عرض کنم بنده از آقایان همکاران محترم خودم سؤال می‌کنم که تقصیر روز سه‌شنبه بنده در جلسه گذشته مجلس شوراى ملى چه بود که مورد عتاب و خطاب جناب آقاى دکتر جزاریرى قرار گرفتم مگر ما قسم به حفظ و احترام قانون اساسى نخورده‌ایم مگر اصول 16 و 17 متمم قانون اساسى منافى طرح پیشنهادى آقاى دکتر جزایرى نمی‌باشد. حالا اجازه بفرمایید ببنده این اصول را می‌خوانم «ضبط املاک و اموال مردم به عنوان مجازات و سیاست ممنوع است مگر به حکم قانون» اصل 17 می‌گوید: سلب تسلط مالکین و متصرفین از املاک و اموال متصرفه ایشان به هر عنوانى که باشد ممنوع است مگر به حکم قانونظ اگر ما قسم به حفظ قانون اساسى خورده‌ایم و اگر ما شرافت ملى و شرافت قول خودمان را حفظ کنیم باید لااقل در این محیط پارلمان به ما آزادى حرف و کلام بدهند افکار ما را ترور نکنند با حرف‌هاى زشت و ناملایم و نا متناسب با موقعیت اشخاص آن‌ها را مورد تخویف و اخافه قرار ندهند آقایان تا سال 1314 متجاوز از 20 سال عزیزترین و ارزش‌دار‌ترین عمر من صرف خدمت صادقانه به این کشور شده است در گیلان در کرمان مأموریت داشتم موقعی که بنده در 1308 استاندار گیلان بودم آقاى دکتر جزایرى آن وقت دکتر نشده بودند و رئیس مدرسه‌ای بودند که گمان می‌کنم به یک تبسم من دو هزار معلق و جفتک می‌توانستند بیندازند، گوش بدهید عرضم را تمام بکنم، بنده بعد از طى مراحل متعدد از قبیل استاندارى گیلان کرمان اصفهان و وزارت و سه دوره وکالت بالاخره در 1314 بنده را توقیف کردند. در استان داراى اصفهان تصمیم گرفته بودم که کوهرنگ را به زاینده‌رود اتصال دهم. اقداماتى در این باب کردم که نمایندگان اصفهان شاهد عرایض بنده هستند و پرونده قطور غیرقابل

+++

انکارى هم در وزارت کشور و نقاط دیگر دارد. نقشه اصلاح و عمرانیم که منجر به عمران و آبادى قسمتى از کشور می‌گردید به بهانه این‌ که الحاق کوهرنگ به زاینده‌رود موجب تقلیل آب کارون و اشکال در کشتیرانى عمال بیگانه در آن خواهد شد مرا گرفتار محسن مختارى کرد آقایان من بدون این‌که از جرم خودم مسبوق شوم 4 ماه و 17 روز در گوشه زندان دقیقه شمارى می‌کردم و به فقدان عدالت تأسف می‌خوردم پس از این مدت مرا به شعبه سوم تأمینات بردند و گفتند فلانى شما باید یک جرمی را قبول کنید که مورد عفو قرار بگیرید. گمان می‌کنم یک نفر شاهد زنده عرایض من آقاى ارسلان خلعتبرى هستند که این‌جا تشریف دارند بعد از آن ‌که تمام تفحصات و تفتیشات زامه را در نقاط مأموریت من کرده بودند بعد از آنى که چهار ماه و 17 روز من در زاویه زندان افتده بودم و به آسمان خدا از روزنه محبس مختارى نگاه می‌کردم به من گفتند شما باید یک جرمی ‌را قبول کنید و این جرم را رئیس شعبه 3 تأمینات نوشت و در مقابل من گذاشت گفت شما باید این جرم را قبول کنید. فراموش نکنید که در آن اوان کلمات و لغات معناى خود را داشتند یعنى وقتى می‌گفتند باید این کار را بکنید (باید) معناى (باید) داشت و کسى نمی‌توانست از بایدى که بائو می‌گفتند متمرد شود ناگریز مینوتى که آقاى رئیس شعبه 3 تأمینات براى جرم یعنى تهیه جرمی ‌براى من کرده بود مجبور بودم آن را استکتاب کنم و تقدیم رئیس شعبه سوم تأمینات بکنم و ضمناً مهارتى که به خرج دادم آن عرضه‌ای را که به خط رئیس تأمینات بود در آستر کلاه خودم پنهان کردم مدعى‌العموم دیوان کشور به استناد این عریضه کذایی بر علیه من اقامه دعوى کرد و بعد از این‌ که آقاى دکتر آقایان از طرف من وکیل شد روز دوم آمد که آقا ترتیب یک طور دیگری است شما باید محکوم بشوید من نمی‌توانم از شما دفاع بکنم. این جناب آقاى ارسلان خلعتبرى حاضر شدند آمدند که از من دفاع کنند من وقتى اوضاع و احوال را سنجیدم وجدانم به من اجازه نداد یک جوانى را که از روى رأفت و مهربانى حاضر شده است وکالت مرا قبول کند من آتیه او را مثل حال امروزى خودم تیره و تار بکنم لهذا از ایشان تشکر کردم و گفتم دفاع خودم را خودم می‌کنم آقایان همه الحمدالله جوان هستید ولى اگر معمرى این‌جا باشد از دفاع آن روز من در آن محکمه مطلع و خبردار است و من موضوع را تکرار نمی‌کنم. خلاصه محکمه از من یک ژان‌والژانى ساخت و یک کاغذ زردى به دست من از نقطه‌نظر تأمین آسایش خاطر اجنبى داد و از خدمت دولت هم تا ابد محروم کرد. محروم کردن من از خدمت دولت صرفاً روى سیاست و نظریات دولت اجنبى بود و من در ظرف مدت خدمتى که داشتم کارخانه گونى‌بافى که در گیلان تشکیل داده بودم گمان می‌کنم نمایندگان گیلان نمی‌توانستند منکر این قضیه بشوند من از این کارخانه نه حق تأسیس گرفته بودم نه سهیم بودم نه شریک بودم. کرمان که رفتم اکثر آقایان یزدى این‌جا تشریف دارند کارخانه اقبال یزد را من دایر کردم (صحیح است) یک نفر نمی‌تواند بگوید من که با خدمت با فکر با اندیشه با عشق به وطن‌پرستى و وظیفه این کارخانه ار تشکیل دادم در آن‌جا سهیم و شریک بوده‌ام (امید سالار- من شاهدم) از کارخانه‌هایی که در اصفهان دایر کردم هدف من این بود که در این مملکت صورت مملکت صناعتى را بگیرد استقلال اقتصادى داشته باشد چون هر مقدار به دایره صنایع اقتصادى ما افزوده شود از میزان نفوذ اقتصادى دیگران کاسته می‌گردد. اقداماتى حضرات رکند عدوات کردند و مرا انداختند به محبسى که از آن محبس خدا خواست زنده درآمدم به دلیل این‌ که آن در مدخل داشت ولى مخرج نداشت من از 14 خرداد 1314 به این طرف تقریباً در حدود 20 سال مبارزه کردم کوشیدم دست تکدى و یا دست استرحام به دامن کسى دراز نکردم. من روى اعتماد به مرکز ثقل اراده‌ام مبارزه کردم که احقاق حق بشود در دوره 16 از رضاییه من انتخاب شدم انجمن از من استعلام کرد و من قبولى نوشتم حاکم استعلام کرد قبولى نوشتن معذالک اوضاع و احوال را به هم زدند. انجمن را متفرق کردند اعتبارنامه را به یک کس دیگرى دادند در دوره 17 باز در این صدد برآمدم ولى در دوره 17 صندوق‌هاى دهان باز و زبان بسته را عوض کردند باز در دوره 148 روى همت و محبت هموطنان خودم مردم تبرى، من انتخاب شدم و آقایان هم روى محبت و روى عشق و علاقه و رعایت قانون عضویت مرا و همکارى مرا در مجلس شوراى ملى پذیرفتند و جناب آقاى دکتر جزایرى هم به من رأى دادند. رأیى که جناى آقاى دکتر جزایرى به اتفاق سایر آقایان داده‌اند تصدیق صلاحیت من بوده است (دکتر جزایرى- بنده رأى ندادم آقا) پس من اگر جرمی گناهى معصیتى مرتکب شده بودم باید بعد از آن تاریخ تصویب این اعتبار نامه باشد (دکتر جزایرى- همه آقایان شاهدند که من رأى ندادم) چون در جلسه گذشته نتوانستم با طرح مخالف قانون آقاى دکتر جزایرى موافقت نمایم برخلاف اصل اصالت اخلاق وجدان ایشان شروع به هتاکى و هرزه درایی مانند لوطی‌هاى چاله‌میدان درباره من کردند و نسبت‌هاى نارواى دزدى و غیره به من دادند. آقاى دکتر جزایرى فشار محبس مختارى نتوانست مرا فرد آلوده و کله‌دارى به جامعه معرفى کند. آقاى دکتر جزایرى من به شما و امثال شما و حتى به دولت کنونى که مخالفش هستم اجازه می‌دهم که از روز ورودم به خدمت دولت افعال و اعمال مرا مورد بررسى مجدد قرار دهند تا سیه‌روى شود هر که در اوغس باشد (صحیح است) آقاى دکتر جزایرى من در پیشگاه نمایندگان محترم و جامعه کشور تعهد می‌نمایم هرگاه در نتیجه بررسی‌هاى دقیق مجدد مسلم گردید که من هم مرتکب جنایت و جرمی‌ شده‌ام از قانون مرور زمان استفاده نکنم آیا شما هم این شهامت و تقوى را در خود سراغ دارید؟ البته خیر، علت موافقت من با دولت سپهبد زاهدى فقط و فقط به مناسبت جانبازى او در 28 مرداد 32 بود و من تا زنده‌ام نمی‌توانم فداکاری‌های او را در راه شاه و وطن فراموش کنم. آقاى دکتر جزایرى تیمسار سپهبد زاهدى به من ضرر‌هاى مالى سنگینى زد و من 4 سال قبل از این زمینى که ورقه مالکیت داشتم و در خیابان گرگان واقع است خریده‌ام 36 هزار تومان در اطراف آن دیوار ساختم آقاى دکتر مصدق از اختیارات خودش استفاده کرد و این زمین را جزو اراضى موات قلمداد کرد و من به آقاى قضایی مراجعه کردم گفتم زمینى که با دیوار محصور است زمینى که ورقه مالکیت دارد چگونه این با رأى جناب آقاى دکتر مصدق یا عوامل ایشان گفتند فانى ما تحت فشار بودیم من این جا قید لاک کردم و این پلاک به شما کمک خواهد کرد زمان آقاى سپهبد زاهدى من هرچه کردم به یک نحوى این کار ایشان خاتمه بدهند متأسفانه و بدبختانه بانک ساختمانى شروع به فروش این اراضى کرد اراضى به آن قیمتى که در قباله نوشته می‌شود به مردم فروخته نمی‌گردد چون ما می‌خواهیم جلوگیرى از فساد بکنیم بدبختانه تشدید می‌کنیم فساد را به قیمت‌هایی‏ می‌فروشند زمین متعلق به غیر را ولى 4 تومان توى قباله می‌نویسند. من تقاضا کردم از سپهبد زاهدى آقا چون 4 سال است من عرضحال داده‌ام و در شعبه 8 قضیه مطرح است شما دستور بدهید این آقاى رئیس بانک ساختمانى از فروش مال غیر منصرف گردد تا تکلیف این در عدلیه معلوم گردد بدبختانه حریف سپهبد زاهدى نشدم. این اراضى الان به دست بانک ساختمانى در معرض فروش است و حق منهم از بین می‌رود و من حرفى ندارم و اگر روى منافع شخصى من با او موافقت کرده بودم باید شدیدترین دشمن او شده باشم و من نبود.

نائب رئیس- جناب آقاى افشار وقت شما تمام شد.

رضا افشار- بنده 20 دقیقه دیگر وقت می‌خواهم.

نائب رئیس- بیست دیقیقه زیاد است آقایانى که با یک ربع اضافه صحبت کردن ایشان موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

پورسرتیپ- جناى آقاى افشار مهندس الهى مرد شریفى است قانون را مصدق گذرانید.

رضا افشار- عرض کنم موضوع دیگرى که خود آقایان می‌دانند ما یک شرکت هواپیمایی داریم این شرکت هواپیمایی یک روزى در این مملکت دایر شد که شوروی‌ها از تبریز به تهران و از تهران به مشهد مسافر می‌بردند ما خواستیم در آن موقع و براى همیشه استقلال‌جوى کشور خودمان را حفظ کرده باشیم یک عده مردم وطن‌پرست علاقمند به این مملکت تشریک مساعى کردند شرکتى تشکیل دادند که آن شرکت موسوم بشرکت سهامی‌ هواپیمایی بود و این شرکت ده سال است وجود دارد و ضررهایی دیده، کوچک‌ترین کمکى از طرف دولت برخلاف اصول و مقرراتى که سایر ملل نسبت به نظایر آن رعایت می‌کنند نشده است شرکت دیگرى در این‌جا دایر شده بنده مراجعه کردم به ایشان که آقا وجود دو شرکت هر دو شرکت را از بین می‌برد. فرانسه یک مملکت ثروتمندى است، جمعیتى زیادى دارد، پول زیادى دارد بیش از یک شرکت ندارد، سوئد این‌طور، نروژ این‌طور، یا ممالکت دیگر این‌طور، پایه ترقى و تعالى ما و میزان و مکنت ما به جایی نرسیده است که ما دو شرکت هواپیمایی رقیب یکدیگر داشته باشیم معذالک حریف سپهبد نشدم این ضرر دوم سپهبد به بنده بود و چون برخلاف جنابعالى نفع‌پرست نبوده‌ام معهذا رویه خودم را تغییر ندادم نسبت به ایشان و تا زنده‌ام اسم ایشان را مورد احترام و خدماتش را به شاه و کشور منبع تقدیر و تقدیس قرار خواهم داد (احسنت) اما شما چطور آقاى دکتر جزایرى؟ موافقت شما با دولت زاهدى از نقطه‌نظر تحمیل خرید کارخانه برق پنجاه هزار کیلو واتى از کمپانى وستینگ‌هاوس بود و چون کمپانى الستوم برنده شناخته شد شما فوراً تغییر رویه دادید و سازش بعدى شما نیز با کابینه سابق روى موافق دولت یا خرید یک کارخانه ده هزار کیلو واتى از کارخانه وستینگ‌هاوس بود (دکتر جزایرى- بنده چه کاره بودم) عرض می‌کنم چه کاره بودید معذرت می‌خواهم براى تفریح دماغ آقایان یک حکایت عرض می‌کنم مردى یک خانه مختصرى داشت و یک تختخواب شکسته و یک اطاق و یک گربه‌ای شب‌ها آن گربه را در بغل می‌کرد و از حرارت بدن او استفاده می‌کرد صبحى از خواب بیدار شد دید یک زن فوق‌العاده زیبایی پهلوى او خوابیده است (دکتر جزایرى- اهانت است به من من از ماده 87 استفاده می‌کنم) تأمل کن، تعجب کرد با این زن در این خانه، در

+++

این کلبه محقر در این حبص و بیص چند تا موش از سوراخ اطاق درآمدند و زن جست و موش‌ها را گرفت مرد متعجب ماند که زن به این وجاهت و زیبایی چگونه موش خورى می‌کند گفت ببخشید من با این وجهات و طمأنینه و وقار گربه دیشبى هستم تغییر قیافه دادم که به مقصود خودم برسم. بعضی‌ها رویه‌شان با دولت عیناً همین است آقاى دکتر عزیزم شما هر چه به من تهمت بزنید خوشبختانه همرنگ شما نمی‌توانم بشوم براى این‌ که من در دوره زندگیم به تقوى بیش از همه اهمیت و ارزش قائل بودم. و باین جنگیات اهمیت نمی‌دهم آقاى دکتر جزایرى من در زندگى سیاسى و اجتماعیم هیچ‌وقت تغییر قیافه نداده‌ام. مثلاً من در ضمن عضویت حزب ایران به حزب مزبور براى دخول به کابینه مرحوم رزم‌آرا خیانت نکرده‌ام (دکتر جزایرى- من از حزب ایران شش سال پیش جدا شده بودم)

نائب رئیس- جناب آقاى افشار شایسته شما نیست که به همکاران خودتان این حرف‌ها را بزنید استدعا می‌کنم یک قدرى توجه بفرمایید (دکتر جزایرى- استدعا می‌کنم بگذارید همه را بگویند) استدعا می‌کنم توجه بفرمایید، آقاى دکتر اجازه بدهید آقا استدعا می‌کنم یک قدرى توجه بفرمایید همه ما که این‌جا نشسته‌ایم برادریم و تا یک سال براى ملت باید خدمتگذارى بکنیم آقاى افشار توجه بفرمایید، آقایان توجه بفرمایید عرض می‌کنم که ما تا یک‌سال دیگر باید براى ملت ایران خدمتگذارى بکنیم (صحیح است) شایسته نیست که به جان همدیگر بیفتیم (کاشانى- کدام خدمت؟) و از خدمتگذارى کوتاهى کنیم. آقایان باید غمض عین داشته باشند و گذشته‌ها را فرموش کنند و فقط کمر براى خدمت به ملت ایران ببندند.

افشار- بنده به احترام مقام ریاست و باحترام فرمایش ایشان از بقیه عرایضم صرف‌نظر می‌کنم (احسنت)

دکتر جزایرى- استدعا می‌کنم بگذارید بفرمایند. آقایان والله صحیح نیست ما شش سال پیش از حزب ایران براى ائتلافش با حزب توده خارجش دهیم.

نائب رئیس- آقایان اگر میل ندارند مجلس اداره بشود که جلسه را تعطیل کنیم.

عبدالصاحب صفایی- تأیید فرمایشات مقام ریاست بود عرایض بنده

درخشش- یک قدرى هم از مردم صحبت کنید. تکلیف مردم چه می‌شود؟

نائب رئیس- آقاى دکتر بینا

دکتر بینا- تاکنون در مجلس هجدهم نه جزء اقلیت بودم و نه جزء اکثریت و به هیچ دسته و فراکسیون و جمعیتى بستگى ندارم دشمن منفى‌بافى و عوام‌فریبى هستم و جز خدمت خالصانه به ایران و شاهنشاه خود منظورى ندارم. (احسنت) منفردم و این روش را اتخاذ کرده‌ام که مشاهدات خودم را بى‌پروا و بى‌غرض و بدون حب و بغض بیان کنم (احسنت) آقایان اگر ذره‌بین برداریم و میان 20 میلیون جمعیت ایران بگردیم و بخواهیم یک فرد پیدا کنیم که منزه باشد و مدبر باشد و مدمکرات باشد و به فکر مردم باشد و از فقر و پریشانى و بیچارگى و بدبختى مردم این مملکت متأثر باشد و رنج ببرد به خدا کسى بهتر از اعلیحضرت همایونى که افتخرا میهن ماست پیدا نمی‌شود (صحیح است- صحیح است) (کاشانى- و به کسى هم کار ندارند) موفق می‌شوند و یا شکست می‌خورند چیزى که باقى می‌ماند و پایه و اساس استقلال و صیانت مملکن ماست همان مقام شامخ سلطنت است (صحیح است) که باید دور از سرو صداها و حب و بغض‌ها کشمکش‌هاى سیاسى باشد. تمام دولت‌ها دولت اعلیحضرت شاهنشاهى است و چون سر رستى شامخ تمام دستگاه‌هاى مملکتى را به عهده ‌دارند و باید داشته باشند همواره و در همه جا بفکر رفاه مردم و مبارزه با فساد و اصلاح وضع مملکت می‌باشند منتها دولتى قادر است منویات ملوکانه را انجام می‌دهد دولتى موفق نمی‌شود و روى عدم موفقیت می‌رود تمام ملت ایران می‌داند که برنامه اعلیحضرت همانى مبارزه با فساد است و مادامی‌که دولتى با طریق صحیح و اصولى با این برنامه عمل می‌کند مورد تأیید مجلسین و قاطبه مردم ایران است ولى مادام که دولت‌ها از کار خود نتیجه‌ای نگرفته‌اند اقدامات نارواى خود را نباید به حساب مقامات بالاتر بگذرند (صحیح است) و خوب و بد دولت‌ها به خصوص عملیات وزرا نباید به حساب شخص اول مملکت درآید (صحیح است) به شهادت تمام همکاران محترم مجلس شوراى ملى کسى بیش از بنده از پشت همین تریبون راجع به اصلاح وضع ادارات و تشکیلات مملکتى و مبارزه با فساد صحبت نکرده است مقدمه‌ای که بنده در دفاع از قرار داد ایران و شوروى راجع به اوضاع داخلى مملکت بیان کردم سخت‌ترین و شدیدترین تنقید از اوضاع داخلى مملکت بود- آقایان اکنون دولتى به ریاست شخصى مانند جناب آقاى علاء تشکیل شده بنده به عنوان یک فرد آذربایجانى ناچارم به عرض برسانم وقتى ایشان در مجمع ملل متحد سمت نمایندگى دولت ایران را داشته و در موضوع آذربایجان اقداماتى می‌کردند معاون نخست‌وزیر وقت (یک نفر از نمایندگان- که بود؟) شاهزاده بود. که مدت‌هاست از ایران فرار کرده گفته به معظم له اطلاع داد که در موضوع آذربایجان این همه شدت عمل به خرج ندهید ایشان جواب دادند من کار خودم را می‌کنم اگر صلاح نمی‌دانید از کار برکنارم سازید. بنابر این چنین رئیس‌الوزرایی که حسن شهرت دارد و سر‌لوحه برنامه خود را مبارزه با فساد قرار داده است برنامه‌ای که تمام اصلاح‌طلبان مملکن تشنه اجراى آن می‌باشند و گمان هم نمی‌کنم کسى مخالف این برنامه باشد و ایمان دارم آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى دست به دست هم داده و پیشرفت چنین برنامه‌هایی را وجهه همت خود قرار خواهند داد بنابراین بحث من و تذکرات من راجع به طرز اجراى این برنامه بسیار مهم و اساسى است که مبادا در طرز اجراى آن اشتباهى رخ دهد. براى این‌ که دولت‌ها در کارهاى خود موفق شوند بنده عقیده دارم و بارها عقیده خود را در پیش مقامات مؤثر بیان کرده‌ام که نماینده نباید در کارهاى اجرایی مملکتى مداخل کند. براى مثال عرض می‌کنم یک نفر نماینده نباید براى استخدام و یا نقل و انتقال کارمندى اعمال نفوذ کند صحیح نیست؟ (صحیح است) این اصل را بنده چه در تهران و چه در آذربایجان و به شهادت نمایندگان محترم آذربایجان و به خصوص نمایندگان تبریز محترم شمرده‌ام زیرا عقیده دارم وکیل فقط باید موقعى دخالت کند که از خرابى وضع ناراضى باشد و به دولت تذکر دهد و با یک مأمور ناصالح و خاطى را با مدرک و دلیل معرفى کند و برکنارى وى را از مسئولین امر بخواهد چنآن ‌که کردم و خواستم ولى نشد.

آقایان سابقاً تصفیه‌ای در مملکن شروع شد و بند الف و ب و ج و ت درست کردند ولى نظر به این‌ که برنامه و نقشه صحیحى نداشتند مطلب لوث شد و موضوع بدین مهمی ‌به نتیجه نرسید زیرا یک نفر ثبات و آفتابه‌دزد را با یک نفر وزیر در یک بند قرار داده بودند و چون در تشخیص و تعیین بندها و اشخاص حب و بغض و غرض شخصى به خرج رفته بود به جایی نرسیده و عده‌ایی از اشخاص پاک و منزه هم لطمه خوردند. خواستند این تصفیه را به نام مقام مؤثر مملکت انجام دهند و شاید هم در نظر داشتند تمام اشخاصى را که مشمول تصفیه می‌شوند ناراضى کنند. اکنون نیز آقایان باید از گذشته پند بگیرند و بدانند که تصفیه راه دارد و قبل از تصفیه اول باید تشکیلات ادارات وزارتخانه‌ها را بدهند و تعداد کارمند لازم را با احتیاجات تشکیلات تشخیص بدهند و کارمندان را با در نظر گرفتن کادر تشکیلات و تشخیص و نوع شغل طبقه‌بندى کنند یعنى کادر حسابدارى و منشى و مترجم و ثبات و ضباط و ماشین‌نویس و غیره را معین و مشخص سازند سپس پرونده این کارمندان را مطالعه کنند و براى هر مزیتى نمره‌ای قائل شوند مثلاً براى مدت سنوات خدمت یک نمره براى دیپلم و تحصیلات یک نمره براى حسن خدمت و لیاقت و درستى و امانت یک نمره بدهند و این کارمندان را در نوع تخصص خود با نمراتى که داده‌اند طبقه‌بندى کنند آن وقت براى آن ‌که اسم اشخاص را در نظر بگیرند مطابق احتیاجات کادر تشکیلاتى مصوب از روى آن صورت به ترتیب تقدم و بالا بودن نمرات کارمندان را انتخاب کنند و حقوق کارمندانى را که اضافه بر تشکیلات زاید می‌باشند پرداخت نمایند و آنآن را که خاطى و نالایق تشخیص داده می‌شوند باید به کلى از خدمات دولتى بر کنار نمایند. دولت باید با سرعت این عمل را انجام دهد و این نکات را که تذکر داده شد توجه داشته باشد تا افرادى که به عنوان فساد از کار برکنار می‌گردند شناخته شود تا فردا در دستگاه دیگرى با عنوان دیگرى در پست حساس‌ترى گمارده نشوند.

آقایان دولت مصمم به انجام اصلاحات است این اصلاحات هر چه زودتر باید انجام شود ولى سیاستى که در مورد تصفیه گذشته اعمال شد این باز نباید تکرار شود و روى اغراض شخصى نباید با مردم حساب خورده پاک کنند. تمام این نقل و انتقالات باید به دست اشخاصى انجام یابد که مطلقاً نظر شخصى نداشته باشند (صحیح است) و وقتى هم یک نفر را از کار برکنار می‌کنند باید مسئولیت امور را به خود متوجه سازند نه این‌ که به نام شاه مملکت شاهنشاه محبوبى که این همه زحمت می‌کشد و رنج می‌برد و متحمل ناملایمات می‌شود یک مشت ناراضى درست کنند. (صحیح است- صحیح است)

آقایان وزرا‌ تصفیه‌کنندگان وزارتخانه‌ها نباید تماماً از کارمندان همان وزارتخانه باشند زیرا آنان داراى حب و بغض شخصى هستند (صحیح است) و در محیطى که کار می‌کنند تحت تأثیر رفاقت و دوستى و آشنایی قرار می‌گیرند. در وزارت دارایی 250 نفر کارمند از پایه 5 به پایین را به نام تصفیه از کار برکنار کرده‌اند بنده حتم دارم میان این اشخاص کارمندان پاک و دستکارى هستند که امروز بد‌نام شده‌اند بنده می‌پرسم آیا در میان کارمندان بالاتر از رتبه پنج نادرست وجود نداشت و تصفیه باید شامل حال کارمندان جزء و بیچاره شود (صدقى- شما معلوم می‌شود اهل این مملکت نیستید) آقاى رضایی چنآن ‌که اظهار می‌داشتید اگر جنابعالى اطلاع پیدا نکرده بودید و اقدام نمی‌کردید آن کارمند صالح و درستکار و بیچاره که جزء لیست سیاه رفته بود به عنوان تصفیه از کار برکنار نمی‌شد؟ در انتصابات وزارت پست و تلگراف و فرهنگ نیز اشتباهاتى رخ داده این اشتباهات نباید

+++

تکرار شود (صحیح است) آقایان قبل از اقدام باید رسیدگى و دقت کامل نمایند تا حقى از کسى زایل نگردد (نراقى- این هنوز از نتایج سحر است) جناب آقاى وزیر کشور جمله‌ای از پشت تریبون مجلس بیان کردند و اظهار داشتند نباید اجازه داد کسى که ادعا می‌کند فلان روز در فلان قضیه خدمتى انجام داده سربار مالیه مملکت گردد و به این عنوان باج بخواهد و عرصه را به مردم تنگ کند همین اظهار آقاى وزیر کشور مردم مملکت را امیدوار ساخت (صحیح است) و بیانات ایشان حتى در آذربایجان ورد زبان مردم شده بود. (احسنت)

آقایان باید دقت کامل شود که خداى نکرده یک فرد درستکار بی‌خود هدف اغراض شخصى واقع نگردد مأمور خوب وزیر خوب، استاندارد خوب خودش کار خودش را انجام می‌دهد (درخشش- و خودش هم باید تصفیه شود) و باید این قدر تهور باشد و شهامت داشته باشد که مسئولیت کار خود را خود به گردن بگیرد و آن را قبول کند و به آن مؤمن باشد. (کاشانى- قبول هم نکنند گردنش می‌گذارند)

قبل از حرکت جناب آقاى گلشائیان به آذربایجان بنده به ایشان زیاد خوش بین نبودم باز هم به شاهدت نمایندگان محترم تبریز حتى با ایشان مخالف هم بودم ولى نمایندگان محترم خراسان و شیراز اظهار داشتند تأمل کن پس از یکى دو ماه که از مأموریت ایشان گذشت درباره ایشان قضاوت کن (صحیح است) بنده هتفه قبل در تبریز بودم و از نزدیک کارهاى استاندار آذربایجان را مشاهده نمودم آقایان باور بفرمایید با نداشتن وسایل و فقر و پریشانى کلیه طبقات آذربایجان از غنى و فقیر زارع و کارگر کاسب و تاجر از طرز کار و رفتار این استاندار راضى بودند و تمجید می‌کردند (صارمى- انشاءالله که اشتباه نکنند) بنده این نکته را بیان کردم زیرا عقیده دارم خوب و بد را باید گفت و خدمات اشخاص را نشان داد و در کارهاى مملکتى حب و بغض را کنار گذاشت. (صحیح است)

نائب رئیس- جناب آقاى دکتر بینا وقت شما تمام شد (دکتر بینا- دو سه دقیقه دیگر وقت می‌خواهم) پس تأمل بفرمایید تا عده براى رإ کافى شود همین دو دقیقه‌هاست که وقت مملکت را می‌گیرد (پس از چند لحظه عده کافى شد) آقایانى که با چهار دقیقه وقت اضافى آقاى دکتر بینا موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بفرمایید.

دکتر بینا- استاندار یک استان نماینده‌اش خص اول مملکت است این شخص از صبح تا غروب آنى بی‌کار نیست یا به ادارات سرکشى می‌کند و یا به شهرستان‌های تابعه مسافرت می‌کند و در هر مسافرت اشخاص خاطى و نادرست را به سختى تنبیه و مجازات می‌کند چون بگرده خود ایمان دارد مسئولیت کار را خودش قبول می‌کند. آقایان باید در کارها شهامت داشته باشند و خود را مسئول نیک و بد‌کار خود بدانند و اگر کارى را درست انجام دادید و صدها نفر بدکار را هم بى‌کار کردید هیچ‌وقت مورد اعتراض واقع نخواهید شد ولى خداى نکرده اگر در این جریانات کمترین نظر شخصى و یا قوم و خویشى و یا توصیه به کار رود بدانید که بزرگ‌ترین خطاها را مرتکب شده و خیانتى کرده‌اید که بخشودنى نیست (احسنت، احسنت)

نائب رئیس- نفر سوم آقاى صدقى هستند که نوبه خودشان را به آقاى دکتر جزایرى داده‌اند. بفرمایید.

دکتر جزایرى- بنده به همکاران عزیز و محترم اطمینان می‌دهم که عرایضم را خیلى مختصر بکنم و خیلى هم با خونسردى حرف بزنم و هیچ هم نگرانى از بی‌مهری‌هاى جناب آقاى رضا افشار ندارم. بنده آنچه از دوستان و رفقاى ایشان شنیده بودم و فکر می‌کردم که ایشان در یک مطلب اساسى یعنى مالکیت ارضى موات و بایر اطلاعاتى دارند و قوانین را مطالعه فرموده‌اند و انتظار داشتم چون این یک مطلب حقوقى و اساسى است و در تمام قوانین مدنى کشورهاى مختلف از آن ذکر شده و بحث شده و طرز مالکیتش معین شده و در قانون مدنى ما هم پیروى از قانون شرع اسلام و فقه اسلام و قرآن که آورده‌ام و می‌خوانم مطلب روشن و واضح است و به علاوه در قانون اساسى ایران هم راجع به این موضوع ذکرى شده است در مالکیت مطلب را به یک صورت علمی ‌بیان بفرمایند که منهم از اطلاعات و معلومات ایشان استفاده کرده باشم و باور بفرمایید که وقتى دیدم ایشان می‌خواهند صحبت کنند مخصوصاً با عجله ‌آمدن بیانات ایشان را استماع بکنم چون خود آقایان بهتر اصطلاع دارند که راجع به یک موضعات علمی‌اساسى در پارلمان‌هاى ممالک مترقى اساساً یک بحثى شروع می‌شود و چندین روز وقت آقایان نمایندگان را می‌گرید و کسى اظهار نظر می‌کند و بعد یک رویه‌ای تعیین می‌کنند و آن رویه اساس عمل در مملکت می‌شود و اگر خاطر آقایان باشد چند روز قبل آقاى دکتر امینى در بیاناتى که می‌فرمودند اظهار کردند که خوب است راجع به کسر بودجه که بنده گاهى اظهار نظر کرده‌ام و رفقاى بنده همه بهتر از من می‌فهمند یک روزى در پالمان ایران این بحث بشود و تکلیف معلوم بشود موضوع حیازت و تملک معلوم بشود موضوع حیازت و تملک اراضى موات هم یکى از آن موضوعات علمی‌است و بنده انتظار داشتم که ایشان هم بحث علمی ‌بفرمایند و از ایشان هم استدعا می‌کنم که یک روز دیگر یک بحث علمی‌بفرمایند که بنده استفاده بکنم و نظر خودم را عرض بکنم امروز و دیروز من تمام چیزهایی که به عقل ناقصم می‌رسید جمع کرده بودم که بیایم چون این جا مذاکره شد که این خلاف قانون اساسى است گفتم بیاییم این‌جا بحث بکنیم چون شاید من در اشتباه باشم آقایان من را از اشتباه در بیاورند و اگر خداى نکرده آقایان در اشتباه هستند آقایان از اشتباه بیرون بیایند ولى متأسفانه بحث را بردند روى موضوعات خصوصى و بنده هیچ چیز آن را جواب نمی‌دهم. من مدیر مدرسه بودم الفقر فخرى را جدم گفته است. من سى سال مستخدم دولت بوده‌ام و در موقعیت‌هایی بوده‌ام که می‌توانستم ثروت داشته باشم و امروز یک خانه سیصد مترى دارم که ‌امسال زمستان هم سقف سالنش پایین آمد ولى من به پیروى از فرموده جدم می‌گویم الفقر فخرى. غنا آن چیزى است که انسان بتواند ثروت را در دسترسش ببیند و در دسترسش باید و برندارد آن ثروت واقعى است که غناى واقعى است این یک مطلب، اما دو تا حرف فرمودند که ناچارم این موضوع را از ماده 87 استفاده بکنم و رفع سوءتفاهم بکنم فرمودند که علت مخالفت من اولاً صحبت از مخالفت و موافقت با آقاى سپهبد زاهدى نبود بنده خیلى متأسفم که یک مردى رفته و حالا می‌آییم در اطرافش صحبت می‌کنیم، من می‌دانم که سپهبد زاهدى یک رفقایی در مجلس دارد که حق دارند از او دفاع بکنند و من نمی‌خواهم بحثى بکنم از سپهبد زاهدى وکلاى شرافتمند مجلس در شب آخرى که آقاى سپهبد زاهدى دعوت کرده بود از این آقایان سى چهل نفرشان بودند و بیست نفر سناتور هم بودند. من آن شب نظر خودم را به ایشان عرض کردم به ایشان عرض کردم شما دو صفت دارید یکیش فوق‌العاده خوب است، آن قدرت است و نظامی ‌بودن و پشت‌کار داشتن است که پشت‌کار دارید و می‌توانید کار بکنید و یک صفت خوب دیگر هم دارید و آن رفاقت‌بازى است که خوب است ولى به شرط این‌ که رفقاى بد سوءاستفاده نکنند و تمام شد آقایان هم آن شب بودند که من این عرایضم را کردم بعد از آن شب هم ایشان را ندیدم. توى این مملکت خواستند یک کارخانه برق بخرند من نمی‌دانم چرا پاى مرا به میان کشیدید؟ من برق خواستم به فروشم من شریکم؟ من تجارت داردم؟ من شرکت نامه دارم؟ من با محمدرضاى خرازى چهل سال است رفقیم (خرازى- صحیح‏ است) یک مطلى این‌جا بحث شد مهندسین آمدند بحث کردند من چه می‌دانم کارخانه وستینگ‌هاوس خوب است یا کارخانه آلستوم به من چه مربوط است متأسفانه همان رفقا که دیدند من این صحبت را کردم رفتند به سپهبد زاهدى گفتند که میدانى جزایرى چرا با تو مخالف است؟ براى این‌ که علاقه دارد کارخانه برق از وستینگ‌هاوس خریده شود (یک نفر از نمایندگان- شما چه علاقه داشتید؟) چه می‌دانم این مطلب را آقاى سپهبد زاهدى بدو نفر فرموده‌اند توجه بفرمایید یکى به این آقاى ارسلان خلعتبرى شرافتمند و دیگرى به آقاى نیکپور که دکتر جزایرى چون علاقه دارد به وستینگ‌هاوس به این جهت با من مخالف است من دلم می‌خواست این مطلب این‌جا گفته شود که یک شوخى با ایشان بکنم بگویم شنیده‌ام که حضرتعالى قرض دارید من تمام سهامی ‌خودم را با خانواده وستینگ‌هاوس و پدر وستینگ‌هاوس و بچه وستینگ‌هاوس بخشیدم به هر که می‌خواهد آن وقت می‌خواستم به ایشان ببخشم حالا هم اگر آقاى افشار اجازه بدهند به ایشان می‌بخشم کارخانه وستیگ‌هاوس به بنده چه ارتباطى دارد و یک مطلب دیگرى فرمودند که خیلى بى‌لطفى کردند و آن این بود که تو عضو حزب ایران بوده‌ای و رفته‌ای توى کابینه رزم‌آرا در صورتى که همه می‌دانند من و این آقاى ارسلان خلتعتبرى و دکتر افشار و دکتر حسینى و عده‌ای از رفقا تا آن موقعى بودیم که پیشه‌ورى قیام کرد و در حزب ایرام ما با ائتلاف با حزب توده مخالفت کردیم (صحیح است) همه‌تان شاهدید آقایان و آن وقت اگر آقاى قوام‌السطنه نیامده بودند سروکار و دو سه نفر از توده‌ای‌ها نرفته بودند در کابینه‌شان ما در حزب ایران را بسته بودیم و آقاى پیراسته هم تشریف داشتند شاهدند بنابراین من چند سال پیش از حزب ایران آمدم بیرون و با رزم‌آرا خدا را شاهد می‌گیریم من خیلى کم سابقیه داشتم یک روز ایشان بنده را دعوت فرمودند گفتند که من براى وزارت فرهنگ لیست‌هایی خواسته‌ام نمره یکش تو هستى و نمره دومش همین آقاى دکتر مهران اگر تو حاضرى با ما همکارى کنى بیا خودتان هم شاهدید من گفتم همکاران من کى هستند؟ اسم بردند از تقى نصر و دکتر آزموده و دیگران گفتم می‌آیم و در کابینه شرکت می‌کنم موقعى که از مصر برگشتم دیدم به نظر من و سلیقه من دفاع از قرارداد گس گلشائیان موقعى که خود انگلیس‌ها دفاع نمی‌کردند از این قرار داد و نمی‌خواستند خود مرحوم رزم‌آرا پنجاه، پنجاه را گرفته بود آمدیم و این جا یک چیزى گفتم و رفتم این دیگر گناه است که من با رزم‌آرا همکارى کردم؟ (بعضى از نمایندگان- خیر) خدا شاهد است که پیشه‌ورى آمده بود تاکستان و من توى باربرى بودم توده‌ای‌ها می‌خواستند سر مرا ببرند من آن روز می‌گفتم با ائتلاف با حزب توده و پیشه‌ورى مخالفم و علم طغیان

+++

را من برافراشته نمودم آقایان من چون پابند بزندگى مادى نیستم و می‌دانم که یک روزى باید بمیرم چه بهتر که روى این حرف‌ها من بمیرم پشت تریبون جواب می‌دهم فرمودند که با مشت دندانت را خورد می‌کنم آقایان نصف دندان‌هاى من ریخته است بگذارید بقیه‌اش را هم ایشان بریزند شاید دندان نو بگذارم (بعضى از نمایندگان- صرف‌نظر بفرمایید) بله می‌گذریم عرض کنم خدا رحمت کند مرحوم رضا شاه را تخطئه کردن اعمال آن مرحوم صحیح نیست من می‌دانم که زمان رضا شاه یک کارهاى خداى نکرده بدى هم یک عده از اشخاص می‌کردند اما تخطئه کردن رضا شاه خیانت به این مملکت است (صحیح است) براى این‌ که هر چه ما داریم از رضا شاه داریم (صحیح است) من هم مدیون رضا شاه هستم براى این‌ که من همان طوری که گفتم اگر مرحوم رضا شاه با آن بساط مرا به اروپا نمی‌فرستاد بنده نمی‌توانستم دکتر بشوم در حقوق و بیایم این‌جا عرایض زیاد و کمی‌خدمت آقایان بکنم بنابراین من مدیون او هستم او را تخطئه نمی‌کنم و معتقدم که او مردم را خوب می‌شناخت و اگر ما بیاییم بگوییم که احکام زمان رضا شاه به علت سیاست خارجى بود و رضا شاه مأمور بود که توى محکمه به قاضى دستور بدهد که کسى را محکوم بکنند اگر آقایان تصدیق می‌کنند این مطلب را من دیگر عرضى ندارم (صدقى- اصلاً چرا شما توى مجلس آمدید؟) راجع به رأى دادن من هم آقایان خودتان می‌دانید که من به ایشان رأى ندادم حالا ایشان می‌گویند رأى داده‌ای ولى چون آقایان می‌دانند من دیگر عرضى ندارم (کریمى- راجع به زمین‌ها بفرمایید) الان عرض می‌کنم متأسفانه روزه هستم آب هم نمی‌توانم بخورم دهانم خشک شده است خیلى جوش زدم بنده عرض می‌کنم آقایان شاهدند بهترین شاهد من همکاران عزیز من هستند که من از روزى که در مجلس افتخار خدمتگذاری پیدا کرده‌ام و قسم به قرآن مجید یعنى کتاب آسمانى خورده‌ام که آنچه که به نظرم می‌رسد از نظر خدمتگذارى به خلق و مملکت و شاه و اجتماع ایرانى بیان کرده‌ام اگر چه بعضى مطالب به زعم بعضى از رفقا خوش‌آیند نبوده است و ممکن است که دراین مطالب و عرایض من که منجمله موضوع بحرین بوده است و راجع به کشاورزى و صدى بیست کشاورزان بوده است راجع به مالیات بوده است راجع به بودجه بوده است ممکن است واقعاً بعضى از بهترین دوستان من از من گله داشتند باشند ولى آقایان من را مقصر ندانید براى این‌ که من معتقدم در این مملکت اگر اصلاحاتى به دست خودتان که علاقه‌ای به این مملکت دارید علاقه‌ای به این آب و خاک دارید علاقه به شاه دارید علاقه به تاریخ و سنن دارید اگر این اصلاحات به دست خودتان نشود باور بفرمایید دشمنان شما، دشمنان مملکت، دشمنان دین و آئین سوءاستفاده می‌کنند و به این مردم بیچاره که خودتان می‌دانید یک دسته‌شان چقدر در زحمت هستند می‌گویند که این آقایان و امثال این آقایان از بالا تا پایین گرفته هیچ کارى براى شما نمی‌کنند حکومت ما و حکومت کمونیست‌هاست که باید بیاید این مملکت را خداى نکرده اصلاح بکند آقایان اگر من این‌جا عرایضى را خدمت شما می‌کنم و یک قدرى هم بهتان ناگوار و بد می‌آید و یک قدرى ناراحت می‌شوید مرا ببخشید آقا من وظیفه دارم این عرایض را بکنم اما موضوع حیازت اراضى موات در مملکت به صورتى درآمده که خودتان می‌دانید این اصلاً غیر قابل تصور است من یک مثال کوچکى براى شما می‌زنم آن چیزى که مرا مخصوصاً تحریک در این کار کرد یکى این است آقایان تشریف ببرند در کیلومتر 13 راه کرج یک معنوى نامی ‌برادر عبدالله معنوى داودیه را خورده در چند سال قبل یک ملکى خریده شانزده هزار تومان تا کوه به علت فساد دستگاه ثبت اسناد همه ار به ثبت داده به اسم خودش من عرضى ندارم این سال قبل خدا را شاهد می‌گیرم این اراضى را فروش می‌گیرد مترى 4 قران و پنج شاهى امسال می‌گوید هشت تومان آقایان همچو چیزى می‌شود که سنگ و کلوخ مترى 8 تومان توى این مملکت باشد و کسى نتواند خانه براى خودش درست کند؟ من یک آمارى برایتان آورده‌ام من زحمت می‌کشم من مطالعه می‌کنم من هر دفعه که این مجله بانک ملى منتشر می‌شود می‌خوانم برایتان یک آمار می‌دهم ببنید در این مجله نشان داده است زندگى ما تا آخر آذر به 1176 نسبت به 100 سیده چهل در صدش مال قیمت‌ نشیمن و زمین است (صحیح است) ملاحظه می‌کنید این شاخص هزینه زندگی است این آخرین مجله بانک ملى است نوشته است آذر شاخص هزینه زندگى نسبت به صد شده 1176 قیمت نشیمن 2430 یعنى چهل و پنج درصد پنجاه درصد اضافه قیمت زندگى ما نشیمن است در صورتى که گوناگونش 1028 است یعنى از هزار و صد و فلان پایین‌تر است سوخت روشناییش 3. 7 است پوشا‌کش 980 است خوراکش 1095 یک‌دفعه قیمت نشیمن 3430 شده که بالنتیجه حد متوسطش 1176 شده است عرض کنم شاخص بهاى عمده فروشى در بازار تهران 10 تا ستون دارد ستون مصالح ساختمانى در ماه آذر 764 است یک خانه تشکیل می‌شود و از مصالح ساختمانى کارگر و زمین ملاحظه بفرمایید 764 نسبت 1160 چهار صد تا هم کمتر است همین چهار صدتا را باز به قیمت زمین باید اضافه کنید یعنى در حدود دویست و هشت تا سى برابر قیمت زمین شده است آقایان نمی‌شود کنار خیابان شاهرضا زمین مترى هفتصد تومان خرید کنار خیابان سعدى مترى ده هزار تومان در تمام دنیا آقایان این گرفتارى بوده در تمام دنیا موقعى که یک شهرى خواسته بزرگ شود رفقاى عزیز خودمان همه جا رفته‌اند از من اطلاعات‌شان بیشتر است همه جا را دیده‌اند در آن جاها اول می‌آیند زمین‌ها را محصور می‌کنند دست می‌گذارند رویش این عرایض را بنده می‌کنم بعد هر نظرى دارید با نظر علمی‌ بیایید به من جواب بدهید این اولاً آمار اقتصادى است پس هر کدام از آقایان این آمار را بخوانند یک چیزیشان می‌شود که یا شوید راجع به زمین یک چیزى بگویید از این گذشته این مطلب را می‌گذارم کنار و وارد اصل مطلب می‌شوم آقایان می‌دانند که قانون مدنى ایران از فقه اسلامی‌سرچشمه گرفته است فقه اسلامی هم از قرآن سرچشمه گرفته آقایان می‌دانند که بیش ما شیعه‌ها غیر از قرآن، اجماع و اخبار و سنت هم هست ولى در آیات قرآن که دیگر هیچ‌یک از فرق اسلامی‌اختلاف ندارند من این آیه اول سوره انفال را برایتان می‌خوانم ترجمه و تفسیرش هم مال آقاى میرزا مهدى قمشه‌ای است که یکى از فضلاست بنده می‌خوانم هر چه خودتان قضاوت کردید بنده عرضى ندارم. «یسئولنک عن الانفال قل الانفال‌الله و الرسول فاتقوالله و اصلحوا ذات بینکم» مفسرین انفال را پنج چیز نوشته یکیش هم اراضى موات است خودش نوشته اراضى بایر و این هم به اصطلاح تمام فقها درش متفقند این مطلب در احکام اسلامی‌هم هست و در قانون مدنى ما هم این مطلب ذکر شده اجازه بفرمایید مال قانون مدنى را هم برایتان می‌خوانم در ماده 30 اجازه بفرمایید این ماده را اول بخوانم برایتان ماده 27 است: «اموالى که ملک اشخاص نمی‌باشد و افراد مردم می‌توانند آن‌ها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه به هر یک از اقسام مختلفه تملک کرده و یا از آن‌ها استفاده کنند مباحات نامیده می‌شود» یعنى اراضى موات یعنى زمین‌هایی که معطل افتاده و آبادى و گشت و زرع در آن‌ها نباشد این مباحات و مباحه ماده 141 نوشته است: «مراد از احیاى زمین این است که اراضى به واسطه عملیاتى که در عرف آباد کردن محسوب است از قبیل زراعت درختکارى، بنا ساختن و غیره قابل استفاده بشود» (اعظم زنگنه- دیوار کشیدن بنا نیست؟) دیگر روشن‌تر از این نمی‌شود که هر کس زمینى را تصرف کرد و آباد کرد ملک اوست.

نائب رئیس- جناب آقاى دکتر جزایرى وقت شما تمام شد.

دکتر جزایرى- استدعا می‌کنم یک ربع به بنده اضافه وقت بدهید بلکه هم زودتر تمام شد.

نائب رئیس- آقایانی که با یک ربع صحبت آقاى دکتر جزایرى موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

صفایی- آقاى دکتر جزایرى آیا دولت نائب امام زمان است مهندس الهى نائب امام زمان است؟ اگر دولت نائب امام زمان است بنده عرضى ندارم، اگر نسبت اختیارش با نائب امام است.

دکتر جزایرى- باید آباد کنند اگر آباد کردند مال خودشان است براى مملکت باید آبادش کنند استدعا می‌کنم آقا روزه‌اید بنده هم روزه هستم آقاى برومند هم استدعا می‌کنم چون در این مورد مطالعات زیاد دارند توجه بفرمایند (قنات‌آبادى- آقاى برومند تار است فقط سرش نمی‌شود) خیلى خوب می‌شود بسیار مرد واردى است بنابراین ملاحظه می‌فرمایید که تحیر و سنگ‌چین و دیوار‌کشى موجب مالکیت نمی‌شود باید آباد کرد ملاحظه بفرمایید این مطلب بسیار روشن است مثلاً یک کارخانه‌ای می‌خواهند وارد کنند و نصب کنند با یک سدى می‌خواهند بسازند ده میلیون متر زمین بگیرد و بگوید این ملک من است همچو چیزى نمی‌شود این غیر‌ممکن است. یکى دو تا مواد قانون اساسى را آقاى افشار خواندند خیلى متشکرم اجازه بفرمایید بنده آن مواد و چند ماده دیگر را بخوانم اصل او متمم قانون اساسى «اصل اول- مذهب رسمی ‌ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنى عشریه است باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد» اصل دوم- «مجلس مقدس شوراى ملى که به توجه و تأیید حضرت امام عصر عجل‌الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله ‌امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصرى از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتى با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوع حضرت خیرالانام صلى الله علیه و آله و سلم نداشته باشد» پس مسلم شد که قانون اساسى ایران و سایر قوانین ما متکى به قوانین اسلام استاین هم که در این ماده ذکر شده است ملاحظه بفرمایید در این دو تا ماده ذکر شده بنده این‌جا یاداشت کرده‌ام اصل 15 متمم قانون اساسى «هیچ ملکى را از تصرف صاحب مملک نمی‌توان بیرون کرد مگر با مجوز شرعى و آن نیز پس از تعیین و تأدیه قیمت عادله است» اصل 16 «ضبط املاک و اموال مردم به عنوان مجازات و سیاست ممنوع است مگر به حکم قانون» اصل 17 سلب تسلط مالکین و متصرفین از املاک و اموال متصرفه ایشان به هر عنوان که باشد ممنوع است مگر به حکم قانون» ملاحظه بفرمایید که هیچ در قانون اساسى نمی‌نویسد که مبناى مالکیت ثبت اسناد و تثبیت املاک است بنده نمی‌خواهم ثبت اسناد و ثبت املاک را متزلزل کرده باشم ولى این‌که می‌فرمایید برخلاف قانون اساسى است اصولاً برخلاف قانون اساسى نیست براى این‌ که قانون اساسى مگر به حکم قانون را استثنا کرده در قوانین اسلامی ‌و

+++

قانون مدنى ایران هم که از قوانین اسلام سرچشمه می‌گیرد اساس تملک اراضى باید آباد کردن و عمران کردن باشد هیچ کس منکر نیست توجه بفرمایید مثلاً جناب آقاى صفارى خانه‌ای دارید که تقاضاى ثبت کرده‌اید و قباله مالیت هم ندارید این مشمول قانون اساسى نمی‌شود حق ندارند شما را از توى خانه بیرون بکنند اما اگر بنده خداى نکرده رفته باشم زمین‌هایی را که مال من نیست و به طوری که آقاى صفایی می‌فرمایند مال خداست و مال رسول خداست تصرف کنم و فردا هم برم با مأمورین ثبت اسناد بسازم یک سندى بگیریم این را نمی‌شود مالک شناخت البته نمی‌شود ثبت اسناد را متزلزل کرد ما که حرفى نداریم مالکیت محترم است اما ار کسى کلاه‌گیس را بردارد چه می‌شود؟ بنده طرفدار حق مالکیت هستم اما می‌گویم فلان گلیمی ‌یا فلان مسلمانى که بعد از 4 ساعت بعد از طرح من برایش 5 میلیون متر سند مالکیت صادر یشود این واقعاً مالک آن زمین است؟ من صورت می‌آورم اگر یک روزى صحبت شد و وضع طورى بود که لازم دیدم صورت می‌آورم بعضى از نمایندگان- اسم ببرید آقا چار اسم نمی‌برید.

دکتر جزایرى- آقاى مشایخى جنابعالى بعد از قضیه‌ای که من طرح دادم دو روز بعد 5 میلیون متر سند مالکیت زمین خودتان و شرکای‌تان را صادر نکردید؟ (مشایخى- دورغ است، دورغ است ماده 87) فرمودند اسم ببرم عرض کردم قربان یک دسته‌ای رفتنه‌اند به نام متصرف یک تکه زمین خریده‌اند توى کوه از گلاگی‌ها یا نمی‌دانم دو سه تا تکه زمین خریده‌اند و رفته‌اند با ثبت اسنادى‌ها ساخته‌اند حد را گذاشته‌اند تا پاى کوه و چندین میلیون متر به ثبت رسانیده‌اند شما آقاى بوشهرى که پسر حاج معین هستید و چند تا برادر هستید که کار می‌کنید این چند ساله چه دارید؟ سلیمان معنیو گلیمی‌که صد میلیون تومان زمین فروش کرده یک‌شاهى هم مالیات نداده توى این مملکت من آقا احترام می‌کنم به مالکینى که با زحمت خودشان رفته‌اند ملک آباد کرده‌اند این‌ها از شریف‌ترین افراد این مملکت هستند (اکبر- صدى 90 از مالکین خانه ندارند) این حرف‌ها را می‌زنم که رفقا خیال نکنند من با مالکیت مخالفم من با سفته‌بازى به ا‌حتکار زمین با این لوطى‌بازی‌ها مخالفم امروز آقایان یک فکرى بفرمایید (دکتر شاهکار- هر ثروتى از دزدى به دست آمده استثنا ندارد) این قانون اساسى این قانون مدنى این آمار زمین آن هم قرآن این هم وضع اجتماعى امروزمان آقایان محترم آقایان عزیز آقایان وکلا اگر اصلاحى توى این مملکت نشود همه می‌روند اولش هم شما باید از بین بروید من که لاقبا هستم که چیزى ندارم از من بگیرند شما اگر از من اوقات‌تان تلخ می‌شود نباید بشود من این حرف‌ها را می‌زنم که یک فکرى بفرمایید من یک خانه سیصد متریم را بیایند بگیرند من که متشرعم من که متدینم به گذارید این حرف‌ها را بزنم شما اگر امروز از من اوقات‌تان تلخ می‌شود یک روز هم ممکن است لطف پیدا کنید و صورت من را به بوسید چرا آقا نمی‌گذارند من حرفم را بزنم من که چیزى برخلاف مصالح مملکت نمی‌گویم من امروز گفتم که می‌خواهم پشت تریبون جواب آقاى افشار را بگویم ایشان گفتند که می‌زنم توى دهانت دندان‌هایت را می‌ریزم من که دندان ندارم من چه عرض می‌کنم آقا شاه مملکت امروز می‌خواهد که توى این مملکت اصلاح بشود مردم این مملکت می‌خواهند که یک فکرى به حالشان بشود ‌ای آقایان من دست‌تان را می‌بوشم بیایید کمک کنید باین اصلاحات این طرح را موافقت بفرمایید تصویب بشود وزیر دارایی گفت با یک فوریت تصویب کنید ما هم قبول کردیم اگر آن روز تصویب می‌شد اقلاً زمین‌ها دیروز تا حالا ترقى نمی‌کرد من قسمت می‌خورم بشر افتتان به من تلفن کردند که اگر توى این اراضى مترى یک‌شاهى جمع بکنیم پدر ترا در می‌آوریم من آن وقت وستینگ‌هاوس فروش می‌شوم من از این حرف‌ها نمی‌ترسم من بالاخره 11 ماه دیگر از وکالتم باقى مانده است من خودم کار می‌کنم زنم هم کار می‌کند من خودم استاد دانشگاهم زنم هم استاد دانشگاه است ما توى این مملکت کار خودمان را می‌کنیم قسم می‌خورم که دوره دیگر هم وکیل نشوم اما خودتان فکر خودتان را بکنید فکر این مملکت را بکنید هر روز توده‌ای‌ها توى گوش این مردم می‌گویند که اگر اصلاحى باید بشود به دست ما می‌شود حالا آقایان هر کارى می‌خواهید بکنید ولى ببنید این مملکت است که درست کرده‌اید بنده دیگر عرضى ندارم (احسنت- احسنت)

مشایخى- آقاى رئیس بنده طبق ماده 87 اجازه می‌خواهم چون ایشان ببنده نسبت خلاف واقع دادند.

دکتر جزایرى- من روزه هستم و دروغ نمی‌گویم هر چه گفتم صحیح بود.

مشایخى- پس روزه‌تان باطل است.

نائب رئیس- حالا وارد دستور می‌شویم و از جناب آقاى مشایخى هم استدعا می‌کنم که صرف‌نظر بفرمایند.

مشایخى- ممکن نیست ایشان گفتند که من 6 میلیون متر سند مالکیت گرفته‌ام دروغ گفتند دروغ گفتند دروغ گفتند دروغ گفتند.

3- اعلام وصول سه فقره لوایح مصوب مجلس سنا و ارجاع به کمیسیون‏

نائب رئیس- 3 لایحه از مجلس سنا رسیده راجع به اشتباهات ثبتى و تجدیدنظر در احکام دیوان کشور و لایحه‌ای راجع به دفع ملخ دریایی که به کمیسیون دادگسترى و کشاورزى فرستاده می‌شود.

4- شور دوم موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقده بین ایران و دانمارک‏

رئیس- موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهى و دولت پادشاهى دانمارک راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی و بازرگانى که در مجلس سنا تصویب شده است و به تصویب کمیسیون‌هاى راه مجلس شوراى ملى و خارجه رسیده با تقاضاى وزارت خارجه مطرح است. ماده واحده قرائت می‌شود.

مشایخى- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

نائب رئیس- نوبت آقا محفوظ است تأمل بفرمایید

(به شرح زیر قرائت شد)

موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقده بین ایران و دانمارک

ماده واحده- موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقده بین ایران و دانمارک که مشتمل بر یک مقدمه و 16 ماده و یک ضمیمه می‌باشد و در تاریخ 27 خرداد ماه 1330 خورشیدى در تهران به امضا‌ رسیده است تصویب می‌شود. ماده فوق و متن موافقت‌نامه ضمیمه در جلسه بیست دوم خرداد ماه 133 به تصویب مجلس سنا رسیده است.

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمى‏

نائب رئیس- گزارش‌هاى کمیسیون‌هاى راه و امورخارجه هم که رسیده است قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل خوانده شد)

گزارش از کمیسیون راه به مجلس شوراى ملى کمیسیون راه در جلسه 24 آذر ماه 33 موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقد بین ایران و دانمارک را که براى شور اول در مجلس شوراى ملى به تصویب رسیده براى شور دوم با حضور آقاى وزیر راه مطرح با گزارش شور اول موافقت نموده اینک گزارش آن را براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

مخبر کمیسیون راه- تیمور تاش گزارش از کمیسیون امورخارجه به مجلس شوراى ملى موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقده بین ایران و دانمارک که مشتمل بر یک مقدمه و 16 ماده و یک ضمیمه می‌باشد و پس از تصویب مجلس سنا در مجلس شوراى ملى شور اول آن خاتمه یافته در تاریخ 9 آذر ماه 33 براى شور دوم در کمیسیون امورخارجه با حضور نماینده وزارت امورخارجه مطرح و بالاخره با عین قرارداد و گزارش شور اول موافقت شده اینک گزارش آن را براى رأى قطعى مجلس شوراى ملى تقدیم میدارد.

به جای مخبر کمیسیون امور‌خارجه عبدالحمید سنندجى.

نائب رئیس- این موافقت‌نامه مشتمل است بر یک مقدمه و 16 ماده و یک موافقت‌نامه هوایی نیز ضمیمه است. در کلیات و مواد کسى اجازه نخواسته نه مخالفت و نه موافق این است که با اجازه آقایان باید رأى گرفته شود. آقایان موافقین قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. (چند نفر از نمایندگان- چه تصویب شد؟) خیلى متأسفم بعد از این‌که ماده واحده و گزارش دو کمیسیون قرائت شد و اعلام رأى شد و رأى گرفته شد و تصویب شد آقایان می‌فرمایند چى تصویب شد (پیراسته- بنده نبودم) ما باید توجه کنیم و احترام این مقام مقدس را حفظ کنیم و براى ملت خدمتگذارى کنیم، مگر ما براى جنگ و جدال فقط این‌جا آمده‌ایم؟

مشایخى- آقاى دکتر جزایرى از من تقاضاى 20 هزار متر زمین کردند ایشان پول لازم دارند از راه نامشروع آقاى رئیس بنده قانوناً حق دارم و اجازه بفرمایید که امروز از این حقم در مجلس شوراى ملى استفاده کنم.

نائب رئیس- عرض کردم حق شما محفوظ است.

مشایخى- امروز تمام مردم این مملکت بنده را صاحب شش میلیون متر زمین می‌دانند در صورتی که نیست.

نائب رئیس- جناب آقاى مشایخى اجازه بفرمایید عرض کردم نوبت شما محفوظ است.

مشایخى- حقم است باید استفاده کنم آقاى رئیس 5 دقیقه اجازه بفرمایید بنده صحبت کنم.

5- شور دوم و تصویب موافقت‌نامه حمل و نقل هوایی بازرگانى بین ایران و ترکیه‏

نائب رئیس- موافقت‌نامه بین دولت شاهنشاهى ایران و ترکیه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى مطرح است ماده واحده قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى منعقده بین ایران و ترکیه‏

ماده واحده- موافقت‌نامه راجع به سرویس‌هاى حمل و نقل هوایی بازرگانى ما بین قلمرو‌

+++

دولتین ایران و ترکیه که مشتمل بر یک مقدمه و بیست ماده و یک ضمیمه بوده و در تاریخ 29 اسفند ماه 1329 مطابق با 20 مارس 1951 در تهران به امضا رسیده تصویب می‌شود.

ماده واحده- فوق و متن موافقت‌نامه ضمیمه در جلسه بیست و دوم خرداد ماه 1333 به تصویب مجلس سنا رسیده است.

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمی

نائب رئیس- گزارش کمیسیون‌های راه و خارجه قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون راه به مجلس شورای ملی

موافقت‌نامه راجع به سرویس‌های حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و ترکیه که برای شور اول در مجلس شورای ملی تصویب شده برای شور دوم در کمیسیون راه مطرح و با توضیحاتی که آقای وزیر راه دادند با گزارش شور اول عیناً موافقت شده اینک گزارش آن برای تصویب قطعی به مجلس شورای ملی تقدیم می‌شود

مخبر کمیسیون راه- تیمور تاش گزارش از کمیسیون خارجه به مجلس شورای ملی

موافقت‌نامه راجع به سرویس‌های حمل و نقل هوایی بازرگانی منعقده بین ایران و ترکیه که مشتمل بر یک مقدمه و بیست ماده و یک ضمیمه می‌باشد و شور اول آن خاتمه یافته و در تاریخ 9 آذر ماه 33 در کمیسیون امور خارجه با حضور آقای معاون وزارت امور خارجه برای شور دوم مطرح و با گزارش شور اول موافقت‌ شده و اینک گزارش آن را برای تصویب تقدیم می‌دارد.

به جای مخبر کمیسیون امور خارجه- عبدالحمید سنندجی

نائب رئیس- در این موافقت‌نامه که مشتمل بر یک مقدمه و بیست ماده است کسی اجازه نخواسته است بنابراین رأی می‌گیریم.

آقایان موافقین قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد

6- شور دوم و تصویب عهدنامه مودت بین کشور شاهنشاهی ایران و کشور هاشمی اردن

نائب رئیس- عهدنامه مودت بین کشور شاهنشاهی ایران و کشور هاشمی اردن مطرح است گزارش کمیسیون خارجه قرائت می‌شود

(به شرح ذیل خوانده شد)

گزارش از کمیسیون امور خارجه به مجلس شورای ملی

عهدنامه مودت بین کشور شاهنشاهی ایران و کشور هاشمی اردن که شور اول آن در مجلس شورای ملی تصویب گردیده در تاریخ نهم آذر 33 در کمیسیون امور خارجه با حضور آقای معاون وزارت امور خارجه برای شور دوم مطرح و عین گزارش شور اول به تصویب رسیده و اینک گزارش آن را تقدیم می‌دارد.

به جای مخبر کمیسیون امور خارجه- عبدالحمید سنندجی

نائب رئیس- در این عهدنامه هم که مشتمل بر هشت ماده است نه در کلیات و نه در مواد هیچ یک از آقایان اجازه نخواسته‌اند رأی می‌گیریم، آقایان موافقین قیام فرمایند (اغلب قیام نمودند) تصویب شد.

7- تعین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

نائب رئیس- با اجازه آقایان جلسه ختم می‌شود. جلسه آینده روز یکشنبه ساعت 9 صبح خواهد بود. دستور هم لوایحی که هست.

(مجلس چهل دقیقه پیش از ظهر ختم شد)

نائب رئیس مجلس شورای ملی- نورالدین امامی

+++

یادداشت ها
Parameter:294944!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)