کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 116 مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه یازدهم آبان ماه 1327  

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- تصویب یک فوریت طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان راجع به آبیاری

3- بقیه استیضاح آقای آزاد

4-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 116

مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه یازدهم آبان ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت مجلس

2- تصویب یک فوریت طرح پیشنهادی عده‌ای از نمایندگان راجع به آبیاری

3- بقیه استیضاح آقای آزاد

4-موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

[1- تصویب صورت مجلس‏]

صورت مجلس قبل را آقاى صدر‌زاده منشى به شرح زیر قرائت نمودند

یک ساعت و بیست دقیقه به ظهر روز یکشنبه نهم آبان مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل صورت جلسه پیش قرائت گردید

اسامى غائبین جلسه‌ى گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏

غائبین با اجازه آقایان: بیات- غضنفرى- اورنگ- ذوالفقارى- گنجه‌اى- برزین- ساعد- بهزادى- عدل اسفندیارى‏

غایبین بى‌اجازه آقایان: محمد‌حسین قشقایى- حاذقى- شادلو- داد‌ور- قبادیان- لاهوتى- تولیت- کامل ماکویى- اخوان- ابوالقاسم بهبهانى- امیر‌تیمور- نبوى- دکتر عبده- رضوى- آصف- ملکپور- حسین وکیل- ناصرى- بهار- یمین اسفندیارى- دکتر ملکى- فاضلى- صفا امامى‏

دیر آمدگان با اجازه آقایان: مهندس رضوى- ضیاء ابراهیمى- مکرم – معین‌زاده‏

دیر آمدگان بى‌اجازه آقایان: مهدى ارباب- دکتر اعتبار- آقاخان- منصف- نراقى- ثابتى- شهاب خسروانى- قهرمان- اسدى- صاحب‌دیوانى‏

آقاى دهقان در قبال بیانات آقاى عباس اسکندرى نامه صادره از وزارت کار را به مقام ریاست تقدیم داشتند صورت مجلس تصویب‌نامه مذکور قرائت گردید

آقاى فرامرزى پیشنهاد کردند که تبصره دوم یک دوازدهم مطرح شود و ضمن توضیحات گفتند تبصره پیشنهاد شده مربوط به اضافات و ترفیعات مستخدمین دولت مى‌باشد و تصویب آن در زندگى ایشان مؤثر است‏

آقاى دکتر اعتبار مخالف بوده گفتند دولت تحت استیضاح است و تکلیفش معلوم نیست پیشنهاد آقاى فرامرزى تصویب و تبصره قرائت شد

آقاى دکتر معظمى تذکر دادند که به صورت ماده واحده تصویب و به دولت ابلاغ شود و پس از اخذ رأى با ورقه‌ى از 88 نفر عده حاضر 73 نفر موافق بودند و تصویب گردید

آقایان: مکرم –گیو- گلبادى- امینى- دکتر مجتهدى- براى نظارت استخراج آراء کمیسیون‌ها تعیین شدند و به انتخاب اعضاء کمیسیون‌هاى دارایى دادگسترى فرهنگ پیشه و هنر کشاورزى امور خارجه راه بهدارى نظام و پست و تلگراف اخذ رأى به عمل آمد و آقاى آزاد در دنباله استیضاح وارد مطلب شده گفتند بعضى کارمندان دولت با عادات خاصه خودشان در مقام نمایندگى نمى‌توانند نسبت به وزرا‌ و کسانى که باید تعقیب شوند اتخاذ تصمیم و ایستادگى کنند همچنین است وضع بعضى که به همین وسایل متوجه انتخابات دوره آینده هستند و چون هنگام انتخابات هم ممکن است صندوق آراء منتخبین اهالى عوض شود ناگزیر این قبیل نمایندگان باید به مراکز قدرت دولتى نزدیک شوند و کسب قدرت ملى فقط موکول به وجود احزاب است که در کشور ما وجود ندارد و در نتیجه براى حفظ مصالح مملکت تصمیمات لازم و قاطع اتخاذ نمى‌شود در حالى که تنها مجلس مى‌تواند ملت و مملکت را به طریق نجات و فلاح سوق دهد ولى بر اثر

+++

وجود سیاست تخریب ملت گرسنه و کشور رو به خرابى است سپس به موضوع تقاضاى اهالى سبزوار نسبت به فروش شکر دولتى و صرف هشتصد هزار تومان تفاوت قیمت آن در طریق فرهنگ محل و ساختن چند دبستان که بالاخره دولت فعلى تصویب نکرده اشاره نموده گفتند سعادت و استقلال هر ملت و مملکتى وابسته به قدرت اقتصادى و بهداشت و فرهنگ است ولى سیاست تخریب و نفوذ خارجی‌ها مانع تقویت این سه اصل می‌باشد و بعد با قرائت تبصره دو راجع به تصفیه مطالبات راه‌آهن و اشاره به شش میلیون و 480 هزار تن محمولات متفقین و پانصد میلیون تومان کرایه حمل و نقل بر طبق تعرفه راه‌آهن و توافق نمایندگان متفقین در پرداخت یکصد و ده میلیون تومان از این بابت گفتند دولت این مبلغ را هم به 72 میلیون تومان مصالحه کرده است خرابى دستگاه راه‌آهن نیز با 92 میلیون تومان بودجه و مبلغى کسر رو به فزونى است و در این حال 38 هزار تومان خرج میز و صندلى اطاق مدیر کل شده است و صورت آن را به ضمیمه صورت دیگرى از هزینه غیر ضرورى راه‌آهن به مبلغ 27 میلیون تومان قرائت و تقاضا کردند که یک کمیسیون پنج نفرى براى رسیدگى به این موضوع از مجلس شوراى ملى انتخاب شود

یک ساعت بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و به صبح سه‌شنبه محول گردید

رئیس- نسبت به صورت جلسه نظرى نیست‏

(گفته شد- خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد چند نفر از آقایان اجازه صحبت خواسته‌اند

نمایندگان- دستور دستور

[2- تصویب یک فوریت طرح پیشنهادى عده از نمایندگان راجع به آبیارى‏]

رئیس- یک طرحى با یک فوریت داده شده به مجلس که به کمیسیون خواهد رفت اگر موافقت کنید قرائت می‌شود

به شرح زیر قرائت گردید

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى از آنجایی که موضوع آب و آبیارى یکى از مسائل مهم و حیاتى کشور بوده و هست و در سنوات اخیر در بعضى از نقاط کشور به واسطه کمى بارندگى صدمات زیادى به کشاروزان وارد گردیده و اگر باز هم کمى بارندگى به همین طور‌ها باشد صدها هزار کشاورز از آن نقاط متوارى شده دچار فلاکت و بدبختى خواهند گردید وظیفه نمایندگان و دولت است که مقدم بر هر امرى از امور فکرى براى آب و جلوگیرى از این خطر بنمایند بدیهى است که یگانه راه جلوگیرى از این خطر و جبران کمى بارندگى بستن سدهایى است در نقاط مختلف که آب‌هاى رودخانه‌هایى را که در جنوب و شمال به دریا می‌ریزد به داخله کشور برگردانیده و رفع این بى‌آبى را بنمایند یکى از نقاطی که در این سنوات اخیر دچار بى‌آبى شده اصفهان است که نه فقط بارندگى در آنجا به اقل قلیل رسیده است بلکه به واسطه برنج کارى که در زمان اعلیحضرت فقید موقوف شده بود و بعد‌اً شروع گردیده است این مختصر آبى هم که هست در قمست‌هاى علیاى رودخانه براى کشت برنج گرفته شده و اصفهان به وضعى دچار شده است که امسال تابستان قریب چهار ماه ذره‌اى آب به شهر و اطراف آن نرسیده است بنابراین اصفهان در ردیف نقاط درجه اولى است که محتاج به آب می‌باشد و فقط آبى که ممکن است تهیه گردد آب چشمه کارون است که به وسیله حفر تونل و بستن سدى در جلوى مدخل آن بتوان مقدار نسبتاً مهمى آب به اصفهان آورد و چنانچه خاطر آقایان نمایندگان مستحضر است اخیراً اعلیحضرت همایونى براى عملى شدن الحاق آب چشمه کارون به زاینده‌رود به اصفهان و سرچشمه‌هاى کارون و زاینده‌رود تشریف فرما گردیده و اولین کلنگ حفر تونل مزبور را به دست مبارک خود زده و اجازه شروع به کار را به بنگاه مستقل آبیارى صادر فرمودند براى استحضار خاطر آقایان نمایندگان لازم می‌دانم که مختصر توضیحى در مقدمه این طرح داده و نکاتى را به اطلاع آقایان برسانم تا این که به علل تقدیم این طر‌ح واقف گردند موضوع الحاق آب چشمه کارون به زاینده‌رود قطع نظر از این که در زمان شاه عباس صفوى مطمح نظر بوده و مدت چهارده سال در کوه فاصل بین این دو آب کوه برى مى‌نموده‌اند همیشه مورد نظر و علاقه مردم اصفهان بوده است و ملاکین و سرمایه‌داران اصفهان هم قادر بر این بوده‌اند که با سرمایه‌هاى خود این امر مهم و ضرورى را به ا‌تمام برسانند لیکن به واسطه یک اشکال و مانع لاینحلى که در این کار بوده و هست اشخاص و یا شرکت‌هایی که سرمایه در این کار می‌گذارند نمى‌توانند از سرمایه خود استفاده نموده و بهره‌بردارى نمایند زیرا که آب چشمه کارون براى آوردن به اصفهان قهر‌اً باید روى آب رودخانه زاینده‌رود افتاده و با آن آب مخلوط گردد و آب زاینده‌رود نه فقط متعلق به کلیه مالکین آبخور رودخانه است بلکه در همه جا زایش داشته و این زایش به اختلاف سنوات آب سالى و خشکسالى کم و زیاد می‌گردد و همچنین آب چشمه کارن هم همه ساله به یک میزان و مقدار نبوده و نخواهد بود پس بنابراین وقتی‌ که تفکیک آب چشمه کارون از آب زاینده‌رود متصل نموده‌اند می‌توانند استفا‌ده و یا بهره بردارى بنمایند لهذا چنانچه عرض شد از طرف مردم مبادرت به این عمل نشده و غیر از این که دولت اقدام نماید راه دیگرى به نظر نرسیده است لیکن پس از تشکیل بنگاه مستقل آبیارى و اعتباراتى که از طرف دولت به این بنگاه داده شده است عده‌اى از ملاکین اصفهان به تصور این که از این راه می‌توان به مقصود نائل گردید شرکتى با بنگاه مستقل آبیارى تشکیل داده‌اند که مبلغى را خود آنها و مابقى را مالکین آبخور زاینده‌رود تا میزان هشتاد درصد پرداخته و اقدام به این عمل بنمایند ولى مالکین آبخور رودخانه زاینده‌رود به دلایلى از دادن پول و شرکت نمودن استنکاف ورزیده و کار به عهده تعویق می‌افتد پس از چند‌ی که بدین منوال مى‌گذرد بنگاه مستقل آبیارى حاضر می‌شود که با همان وجوهی که آن عده از ملاکین پرداخته‌اند شروع به کار نموده و باقى هزینه را خود در عهده بگیرد در نتیجه این وضعیت فعلاً به طور تخمین نود و پنج درصد سهام این شرکت متعلق به بنگاه مستقل آبیارى است و پنج تا شش درصد متعلق به آن عده از ملاکین لیکن چنانچه در بالا عرض شد وقتى که اصولاً نمی‌توان از سرمایه‌ای که در این کار گذارده شود استفاده و بهره‌بردارى نمود و چاره منحصر به این است که تمام هزینه از طرف دولت پرداخته شده و پس از خاتمه عمل آن هزینه راز کلیه مالکین آبخور زاینده رود بتناسب حق آ‌به‌ای که هر مالکى داشته باشد دریافت نمود و نیز داشتن پنج یا شش درصد از سهام تأثیرى در اعتبار و سرمایه بنگاه نخواهد داشت مقتضى این است که وجوه پرداختى آن عده از ملاکین به آنها مسترد گردیده و موضوع شرکت که موجب سوء‌تفاهمات زیادى شده است از بین برود در موقع‏ تشریف‌فرمایى اعلیحضرت همایونى به اصفهان این موضوع را اغلب از طبقات در ضمن سایر مستدعیات خود به عرض رسانیدند و همچنین عده‌اى از شرکاء که از اول منظور‌ى جز اقدام به یک عمل خیرى نداشته‌اند حاضر هستند و بلکه امتنان هم دارند که براى عملى شدن این کار و رفع هر گونه سوء‌تفاهمى وجوهی که داده‌اند مسترد داشته و کنار بروند بنابراین مراتب فوق‌الذکر و از لحاظ این که لازم خواهد بود که زودتر تکلیف بنگاه مستقل آبیارى در ادامه داده به عمل خود به طور مطمئن معلوم باشد و همچنین تکلیف مالکین آبخور زاینده‌رود هم از حیث داشتن حقابه و پرداخت هزینه معین و مشخص گردد طرح قانونى زیر را در تحت دو ماده و دو تبصره تقدیم داشته و تقاضاى تصویب آن را با قید یک فوریت می‌نماییم‏

ماده اول- دولت مجاز است که حفر تونل کوهرنگ که بین سرچشمه‌هاى کارون و زاینده‌رود واقع است و سدی که در قسمت مدخل تونل باید بسته شود به وسیله بنگاه مستقل آبیارى به اتمام برساند و نیز در مسیر رودخانه زاینده‌رود مطالعات علمى به عمل آورده تا این که در هر نقطه‌اى مناسب باشد سدى براى ذخیره آب بسته شود

ماده دوم- هزینه‌هایی که براى اجزاب عملیات مذکوره در ماده اول پرداخت گردد در عهده مالکین آبخور زاینده‌رود است که پس از خاتمه یافتن هر قسمتى هزینه آن قسمت را به نسبت حقابه‌ای که هر مالکى خواهد داشت در ظرف مدت 15 سال به اقساط سالیانه بپردازد

تبصره 1- ترتیب و تقسیم هزینه‌هاى مزبور با توافق بین بنگاه مستقل آبیار و نمایندگان مؤدیان براى مدت 15 سال تنظیم می‌گردد

تبصره 2- املاک و اراضى و باغاتی که طبق طومار شیخ بهایى از رودخانه زاینده‌رود حقابه دارد در استفاده از آب‌هاى جدید حق تقدم بر سایر املاک و اراضى و باغات را خواهد داشت حبیب‌‌الله امین- امیر‌نصرت اسکندرى- عباسى- پالیزى- صاحب جمع- مامقانى- افشار- دکتر متین دفترى- امامى اهرى- عباس مسعودى- حاجى آقا رضا رفیع- ساعد- دکتر مجتهدى- خوئیلر- صفوى- دهقان- نورالدین امامى- بهادرى- رحیمیان- اردلان- عامرى- معین‌زاده‏

رئیس- فقط رأى به فوریت گرتفه می‌شود و به کمیسیون می‌رود و در کمیسیون مطرح می‌شود حالا فقط فوریت این مطرح است آقاى اردلان موافقید یا مخالف؟

+++

اردلان- مخالفم‏

کشاورز صدر- خودتان آقا امضا‌ء کردید مخالفت ندارد

اردلان- آقا مگر اجازه من ندارم توضیح بدهم گوش کنید آقا کشاورز صدر خودتان امضاء کرده‌اید آقاى اردلان این برخلاف است عجل این مجلس شوراى ملى باید یک نظمى داشته باشد ما موافقیم که این برود به کمیسیون ولى بعد طرح‌هاى دو فوریتى هم که داده‌ایم مطرح شود بنده تقریباً 6 ماه است که یک طرحى به مقام ریاست تقدیم کرده‌ام به قید دو فوریت راجع به این که آقا مالیات املاک مزروعى را چه جور ازشان بگیرند ما شش ماه آمدیم در کمیسیون قوانین دارایى نشستیم گزارش به مجلس دادیم طرحى به قید دو فوریت به مقام ریاست محترم تقدیم کردیم آقا طرح دو فوریت مقدم است یا یک طرح فوریت شما آن را مطرح بکنید وقتی که آن را مطرح کردید بعد اگر بنده با آن مخالفت کردم هرچه می‌فرمایید بفرمایید

رئیس- در موقع خودش مطرح می‌شود

اردلان- ... آقا ما یک طرحى تقدیم کرده‌ایم به قید دو فوریت یک فوریت مهمتر است یا دو فوریت استدعا می‌کنم این دو فوریتى که ما تقدیم کردیم مطرح بفرمایید و نسبت به این یک فوریت هم هیچ کس مخالفت نخواهد کرد رئیس این مانعت‌الجمیع نیست هر طرحى هر وقت مجال به دست بیاید و یک کاهاى مهمترى نباشد مطرح خواهد شد

عباس اسکندرى- بنده با اصلش مخاف هستم اجازه می‌فرمایید

رئیس- به عنوان مخالف با فوریت صحبت کردند

عباس اسکندرى- این راجع به فوریت نیست‏

مهندس رضوى- ایشان اخطار نظامنامه‌اى کردند این مطلب ایشان به عنوان اخطار نظامنامه‌اى بود

رئیس- پس بى‌ترتیب صحبت کردند بایستى بیایند طور دیگرى صحبت بکنند حالا باز بایستى یک مخالف دیگرى صحبت بکند

مهندس رضوى- بلى آقا

رئیس- اگر مخالفت تلقى می‌شود باید رأى گرفته شود

دهقان- با فوریت مخالفت کرده به علت این که طرح‌هاى ضرورى‌ترى در دستور است پس مخالفت کرده است‏

مهندس رضوى- خودشان امضاء کرده‌اند آقا این چه مخالفتى است خودشان طرح داده‌اند

رئیس- دیگر مربوط به من نیست به فوریت این طرح رأى گرفته می‌شود و در صورت تصویب به کمیسیون می‌رود

یکى از نمایندگان- نه توضیح داده شده و نه حرف زده شده این چه رأیى است‏

رئیس- مثل سایر طرح‌ها در کمیسیون‌ها مدفون می شود اگر تا به حال کارى گذشته که این هم می‌گذرد رأى گرفته می‌شود به فوریت این طرح اقایانى که موافقند قیام کنند اکثر برخاستند تصویب شد به کمیسیون کشاورزى ارجاع می‌شود

اردلان- آقاى رئیس طر‌ح دو فوریت بنده را هم مطرح کنید

نمایندگان‌- دستور دستو‌ر

رئیس- یک طرحى هم با دو فوریت الان آوردند راجع به مالیات‏

نمایندگان- دستور آقا دستور

اسدى- مربوط به خراسان و زلزله است‏

رئیس- مخالف با دستور کسى نیست‏

مکى- بنده مخالفم‏

رئیس- بفرمایید

مکى- بنده مخالفتم با دستور از این جهت است که یک طرحى بدون هیچ گونه مقدمه‌اى با یک فوریت می‌آید و مطرح می‌شود و طرح‌هاى دیگرى هست راجع به املاک مزروعى راجع به مالیات اصناف آنها با قید دو فوریت و در حدود چهل پنجاه نفر از آقایان وکلا امضاء کرده‌اند آنها را مطرح نمی‌کنند مجلس شوراى ملى مانمیدانیم چرا تبعیض قائل می‌شود یک طرحى را با قید یک فوریت با این عجله مجلس شوراى ملى بهش رأى مى‌دهد ولى طرح‌هاى مفیدترى که 50 نفر از آقایان امضاء کرده‌اند بهش مخالفت می‌شود اینها بایستى مطرح بشود

رئیس- بسیار خوب با آن کسى مخالفت نکرده رأى لازم نشد بگیرند با این یک عده مخالفند باید رأى بگیریم اگر رأى ندادند به ورود دستور البته مطرح خواهد شد قاعده‌اش ا‌ین است رأى می‌گیریم به ورود در دستور آقایانی که موافقند قیام کنند اکثر برخاستند تصویب شد دستور استیضاح است‏

اردلا‌ن- آقاى رئیس طرحى که ما تقدیم کردیم مقرر بفرمایید براى جلسه بعد

رئیس- شما بنشینید کار بکنید روزى دو سه ساعت و بعد این توقعات را داشته باشید یعنى آنهایی که نمى‌آیند آقاى آزاد بفرمایید

[3- بقیه استیضاح آقاى آزاد]

آ‌زاد- گرچه آن مطالبى که ناطقین در پشت میز خطابه ایراد می‌کنند اصل آن در مجله رسمى نوشته و چاپ می‌شود و مطالبى هم که آنجا چاپ می‌شود همان چیزى است که در اینجا گفته می‌شود ولى متأسفانه گاهى دیده می‌شو‌د مطالبى که دراینجا گفته می‌شود روزنامه‌ها یک تحریفاتى می‌کنند در آن که اذهان عامه مشوب می‌شود من پریروز که در اینجا صحبت کر‌دم گفتم پنج هزار تومان در یک روز صرف مهمانى بوده است که اغلب آن به کنیاک و ویسکى مصرف شده در روزنامه اطلاعات نوشته بود پنج میلیون تومان و یک روزنامه دیگر هم سرمقاله‌اش را به این اختصاص داده بود که پنج میلیون تومان است در صورتی‌ که آنچه که من گفتم پنج هزار تومان بود نه پنج میلیون تومان دو موضوع را بنده پریروز تذکر دادم یکى راجع به مطالبات ایران از بابت راه‌آهن بود و یکى دیگر راجع به یک رقمى که هشت میلیون تومان بابت مخارج تشریفا‌ت و برنامه و امثال اینها در راه‌آهن بود 8 میلیون تومان چیزی که بنده گفتم هست آقایان در موضوع اول مطالبات ایران از را‌ه‌آهن بود در صورتی‌ که رقم خیلى درشت بود یعنى مطابق تعرفه راه‌آهن پانصد و چهل میلیون تومان می‌بایستى به ما می‌دادند ولى این رقم را هم که آوردند نصف کردند 279 میلیون تومانش کردند و با این که خودشان آمدند و یک حساب‌هایى کردند چهل میلیون تومانش از بین رفت ولى هیچ کس در این قضیه صحبتى نکرد و چیز‌ى نگفت ولى در قضیه دوم که من گفتم 8 میلیون تومان صرف مخارج شده است در بنگاه راه‌آهن یک همهمه‌اى در توى مجلس شد مثل این که تصور می‌کردند این مبلغ یک قدرى مبالغه شده است حتى در خارج هم یک اشخاصى بمن تذکر دادند که 8 میلیون توما‌ن مخارج تشریفات ومحرمانه چه طور میشود اول که این رقم را آوردند به من دادند من هم تقریباً اول به اشتبا‌ه افتادم دو سه مرتبه به آن آقایانی که به من صورت‌ها را دادند گفتم آقا شاید هست میلیون ریال باشد گفتند نخیر آقا هشت میلیون تومان هست بعد توضیحاتى در اینجا دادم که این هشت میلیون تومان یک مقدارش بابت مهمانی‌ها و مسافرت‌ها است و یک مقدار دیگرش هم تقریباً بابت مخارج محرمانه‌ای است که از نقطه‌نظر سیاست می‌شود

آقایان به خاطر دارند که بعد ا‌ز شهریور یک فعالیت‌هاى سیاسى در ایران شروع شد که در وهله‌ى اول حزب توده بود و حزب اراده ملى این فعالیت‌هاى سیاسى خرج داشت مخارج اراده ملى را تقریباً آن قماش‌هاى دولتى که توسط رشیدیان خریدارى شد تأمین کرد و مخارج حزب توده را هم واگن‌هاى ما که آمدند و رفتند هر ماهى ده دوازده تا واگون به آنها می‌دادند این فعالیت‌هاى سیاسى تمام شد و آقاى قوام‌السلطنه آمد و نخست وزیر شد فعالیت‌ها رفت به حزب دموکرات معروف آن فعالیت‌هاى سیاسى که در آنجا شده بود یک مخارجى داشت که آن مخارج هم البته در اغلب جاها مورد صحبت و مذاکره است بعد از افتادن آقاى قوام‌السلطنه این فعالیت سیاسى یک قدرى کم شد ولى مرکز آن راه‌آهن قرار گرفت بیشتر این فعالیت‌هاى سیاسى در راه‌آهن شروع شد در راه‌آهن یک تشکیلاتى دادند که این تشکیلات متضمن یک مخارجى است در راه‌آهن یک تشکیلاتى است به نام تشکیلات آگاهى کارآگاهى که در شهربانى هست این تشکیلات کاراگاهى رئیس آ‌ن حیدر‌على اربابى است که یک عده زیادى عیناً مانند اداره شهربانى تشکیلاتى دارد که در حدود صد نفر را استخدام کرده است این صد نفر یک مأموریت‌هاى مخصوصى دارند چهل نفر از آنها مأموریت دارند که اجازه ندهند به کسى که بر علیه خسرو هدایت در آنجا فعالیت بکند آنها مراقبت دارند خیلى خیلى هم شدید است یک عده دیگر از اینها اشخاصى هستند که چاقوکشى می‌کنند که آنها را گاهى که احتیاج دارند می‌آورند درب مجلس و وادار می‌کنند به مرده باد و زنده باد گفتن مثل این که در روز عید قربان که آقاى آیت‌الله کاشانى می‌رفتند براى نماز شب پنج بسته اسکناس پنج تومانى که دو هزار پانصد تومان باشد از همین مخارج بنگاه راه‌آهن دادند به بیوک صابر و در خانه خودشان اینها را تقسیم کردند و به یک عده زیادى دادند و بعد رفتند عرق خوردند و رفتند در جایی که آقاى کاشانى نماز می‌خواندند و قرار هم این بود

+++

که شروع کنند به صلوات فرستاده اول و بعد از صلوات فرستادن هم حمله کنند ولى خوشبختانه هر قدر که آنها فحش دادند و حمله کردند اینها سکوت کردند و بحمدالله حادثه‌اى اتفاق نیفتاد این پول‌ها و این مخارج بیشترش از بنگاه راه‌آهن تأمین شده است براى این که شهربانى چیزى ندارد که بدهد وزارت جنگ هم که آقاى سپهبد فرمودند اگر اصطبل هم خراب بشود پولى نداریم که تعمیرش بکنیم پس این مخارج سیاسى الان افتاده است روى بنگاه راه‌آهن و روى این تشکیلات است که تقریباً هشت میلیون تومان مخارج پارسال راه‌آهن است چون من دیدم اینجا عده‌اى از آقایان استعجاب می‌کردند که چطور می‌شود که بنگاه راه‌آهن هشت میلیون تومان مخارج متفرقه بکند من یک قسمت از این مخارج را ریزش را گرفته‌ام و آورده‌ام که دیگر صحبت هم در اطراف آنها یک قدرى تمام بشود و خلط مبحث نکنند که این هشت میلیون تومان شاید مبالغه و اغراق است فصل 5 بودجه بنگاه راه‌آهن هزینه‌هاى تشریفاتى محرمانه تشریف‌فرمایی‌ها مهمانی‌ها حق معالجه‌ها پاداش‌ها و خسارت و خرج سفره و غیره این یک فصلى است در بنگاه راه‌آهن به عنوان فصل پنجم که این مخارج محرمانه و غیره در آنجا است و الان هم اینها را مثل این که بنده این چراغ را مى‌‌بینم روشن است علم قطعى دارم که در بنگاه راه‌آهن هست این صورت (مکى- کمیسیون تحقیقى تعیین بشود و برود رسیدگى کند) بودجه محرمانه آگاهى پلیس که به دست شخص اربابى اجرا می‌گرد‌د در حدود 18 میلیون و چهار‌صد هزار ریال (یکى از نمایندگان- چقدر آقا؟) یک میلیون هشتصد و چهل هزار ریال صرف هزینه کمیسیون‌هاى نواحى چهار‌صد و هشتاد هزار ریال مهمانى قسمت مکانیک به عنوان افتتاح کافه رستوران یکصد و پنجاه هزار ریال تمام اینها متعلق به پارسال است‏

رحیمیان- اینها غیر از آن 8 میلیون است‏

آزاد- نخیر جزء آنها است خواستم که یک قسمت ریزش را بخوانم که بعضى از آقایان هو و جنجال راه نیندازند یک عده‌اى گفتند که اینها را درست کرده‌اند بنده خواستم این مواردش را اینجا بخوانم تا رفع شبهه بشود مهمانى و دعوت خصوصى از نمایندگان بعضى جراید صد و هشتاد هزار ریال 4 فقره هم تشریف‌فرمایى است که بنده اینها را به طور کلى می‌گویم و یکى یکى دیگر نمى‌خوانم در حدود پانصد هزار ریال مسافرت جناب آقاى حکیمى با وزیر راه صد هزار ریال (یکى از نمایندگان- به کجا؟) رفتند به اهواز (دیگرى از نمایندگان- خیر آقاشاهى) بله شاهى رفته بودند (اسلامى- آقاى حکیمى آقا بیچاره شب توى راه‌آهن خوابیده‌اند دو نفر فقط بودند) (نورالدین امامى- آقاى حکیمى به اهواز نرفتند) فقط یک شب رفتند به مازندران و برگشتند و خرجشان را هم خودشان دادند (امامى اهرى- آقا فقط یک شب رفتند مازندران) عرض می‌کنم این مخارج را نوشته‌اند آقا بنده می‌گویم به اسم او در دفتر نوشته‌اند و صحبت من هم در این نیست که می‌خواهم بگویم خداى نکرده آقاى حکیمى صد هزار ریال استفاده کرده می‌گویم به اسم او نوشته‌اند جشن بیستمین سال راه‌آهن سیصد هزار ریال (یکى از نمایندگا‌ن- جشن چى؟...) جشن بیستمین سال راه‌آهن سیصد هزار ریال حق‌المعالجه به عنوان بیمارى سیصد هزار ریال (دکتر طبا- حق‌المعالجه کى آقا؟) همان اشخاصى که هستند و می‌روند به اروپا و سایر جاها عرض کنم آقا که وضعیت راه‌آهن یک طور بخصوصى است آقا یک کاغذ‌هایى درست کرده‌اند یک ورقه‌هایى است که یک عده اشخاصى با این که مسافرت مى‌کنند یک ماه چهل روز آخر ماه که می‌شود آن ورقه را می‌دهند امضاء می‌کنند به عنوان اضافه کار در صورتى که در بنگاه را‌ه‌آهن نبوده و مأموریتى پیدا کرده است بعد وقتى که برمی‌گردد باز به عنوان اضافه کار یک پولى به او می‌دهند (دکتر طبا- پس براى حق‌المعالجه نمى‌دهند) یک عنوانى رویش می‌گذارند پاداش در سال 1326 دوازده میلیون ریال (کشاورز صدر- پاداش چى؟) همین جریانى که عرض کردم به اسم پاداش هزینه‌هاى جلسات هیئت مدیره چهار صد هزار ریال هزینه تحصن طرفداران آقاى عزت‌الله هدایت در موقعى که آقاى قوام‌السلطنه می‌خواست او را عوض کند بیست هزار ریال یکى از نمایندگان چى آقا آقاى قوام‌السلطنه خواست عزت‌الله هدایت را تغییر بدهد و یکى دیگر را رئیس بنگاه بکند یک عده رفتند در بنگاه راه‌آهن و متحصن شدند و بعد هم بیست هزار ریال به عنوان تحصن خرجشان شد (خنده عده‌اى از نمایندگان) (اسلامى- آقا اینها گریه دار‌د چرا می‌خندید) عرض کنم که مخارجى دیگر مثلاً ورزشکارهایى که آمده‌اند از ترکیه به ایران آنجا مهمانى کرده‌اند چهار‌صد هزار ریال خر‌ج کرده‌اند هر اتفاقى که مى‌افتد تمام مخارجش از بنگاه راه‌آهن است عرض کردم وزارتخانه‌ها یک اعتبار معینى دارند که زیادتر از اعتبار خودشان خرج نکنند بنگاه را‌ه آهن که 92 میلیون تومان هزینه دارد به هیچ وجه من‌الوجوه در تحت کنترل نیست و تمام مخارج روى آن بنگاه است و هر کسى هر کارى دارد به آنجا تحمیل می‌شود بنده می‌خواستم عرض کنم که در چند روز قبل یک عده‌اى از آقایان نمایندگان را دعوت کردند به گرگان براى تماشاى اسب دوانى یک میلیون و پانصد هزار ریال خرجش را نوشته‌اند حالا اگر ده تا از این مهمانی‌ها بود می‌دیدید چقدر تمام می‌شد رحیمیان خر‌ج مهمانى اسب‌دوانى چقدر است یک میلیون و پانصد هزار ریال خسرو هدایت همه را مهمل مى‌گوید همه‌اش را جعل می‌کند جواب یکى یکى داده خواهد شد این کاغذ را به بنده داده‌اند مى‌‌‌خوانم آقاى هژیر آشکارا در خرابکارى ادارات دولتى مشغول فعالیت هستند داماد خود را به نام دولتشاهى به ریاست راه‌آهن ناحیه شمال منصوب کرده و با نظر ایشان 750 هزار تومان اعتبار ماهیانه راه‌آهن شمال براى تعمیر خطر از فیروز‌کوه تا بندر شاه حیف و میل می‌شود و باز هم همان رویه‌ى حیف و میل اعضاء شرکت رى در خرید سیصد و چهل هزار عدد تراورس براى تعویض تراورس‌هاى کهنه راه‌آهن تکرار می‌شود بنگاه راه‌آهن ظاهراً براى خرید 340 هزار تراورس با 9 نفر مقاطعه کار به اسامى زیرین: غفارى 50 هزار تراورس- بانو قمر فرجام سى هزار تراورس معلوم می‌شود بانو قمر فرجام هم مقاطعه کار است و تراورس حمل می‌کند- محمد‌حسین قناد چهل و پنج هزار تراورس- ابوالقاسم قنا‌د پانزده هزار تراورس- فیدیا پاریگورى بیست هزار تراورس جعفر فزونى سى هزار تراورس محمد مجد هفتا‌د هزار تراورس گاستون لالائى پنجاه هزار تراورس احمد‌على امشه‌اى سى هزار تراورس از قرار هر عدد تراورس 105 ریال بدون انجام شرایط مناقصه قانونى قرار داد می‌کند یعنى براى سیصد و چهل هزار تراورس بالغ بر 25 میلیون ریال مصرف می‌شود ولى در همین امسال از یکى‏ از مقاطعه کاران به اسم آقاى فزونى شصت هزار تراورس هر دانه‌اى شصت ریال بنگاه راه‌آهن خرید در صورتی که در این معامله 340 هزار تراورس هر عددى 105 ریال خریدارى شده و از 340 هزار تراورس با تفاوت قیمت هر عدد 45 ریال کلاً بالغ بر 15 میلیون ریال فقط در یک معامله تراورس حیف و میل می‌شود آقایان عزت‌الله هدایت مدیر کل و محمد‌امین ایرجى بازرس بنگاه راه‌آهن و اعضاء شرکت رى در این معامله تراورس باطناً شرکت دارند و با محمد‌حسین قناد یکى از مقاطعه‌کاران شریک هستند حالیه از ابتدا‌ شروع تحویل تراور‌س‌ها در شمال آقاى ایرجى از طرف آقاى مدیر کل بنگاه ظاهر‌اً به سمت بازرسى تراورس‌ها به مازندران مأموریت یافته‌اند و در ضمن مقاطعه‌کارى هم می‌کنند و بنگاه هر میزان چوبى که خریدارى می‌کند از محمد‌حسین قناد می‌خرد براى این که با مدیر کل بنگاه شریک است اکثر این مقاطعه‌کاران که اسم خانمى نیز در آن هست چون عامل این کار نبودند عمل مقاطعه خود را به دیگران فروختند مثلاً آقاى محمد مجد داماد وثوق و عضو شرکت رى حق مقاطعه تراورس را به شخصى به اسم نشان سرکیسیان طبق اسناد ثبتى به مبلغ دو میلیون و پانصد هزار ریال فروخت و چک‌هاى وصولى وجوه سیصد و چهل هزار تراورسى که از طرف آقاى دولتشاهى رئیس نا‌حیه راه‌آهن شمال و داماد آقاى هژیر صادر شده تماماً به اسم اشخاصى غیر از مقاطعه‌کارانى است که اسم برده‌ام و به این طریق میلیاردها ریال اعتبار بنگاه راه‌‌آهن حیف و میل می‌شود (دهقان- خوب مقصود این است که تراورس نخرند؟) بنده پریروز که این صحبت‌ها را کردم یک عده از آقایان فرمودند که ما منتظریم ببینیم که آقاى هژیر در جواب این مطالبى که شما اظهار کردید چه می‌گوید من خیلى تأسف خوردم براى این که یک نفر وکیل که از یک ناحیه‌اى انتخاب می‌شود مطابق قانون اساسى وکیل تمام ملت است وقتی که من در اینجا آقاى هژیر را مورد اتهام قرار می‌دهم که مخالفت با قانون اساسى کرده است و آزادى مردم را سلب کرده و همچنین کارهاى دیگرى کرده است جنبه قضایى پیدا می‌کند نه جنبه سیاسى زیرا یک نفر آدم که از طرف ملت ایران نمایندگى دارد سمت مدعى‌العموم ملى را پیدا می‌کند و جنبه قضایى دارد مجلس هم در یک چنین موقعى حکم یک محکمه عمومى را پیدا می‌کند که بایستى به مطالب رسیدگى بکند و پس از رسیدگى آن وقت رأى نهایى خودش را صادر کند بنده خیلى متأسفم که دو سه موضوع را اینجا بیان کردم یکى قضیه شرکت رى را که چهار صد هزار تومان پول دولت را از بین بردند یکى دیگر

+++

هم راجع به طلب ایران از متفقین بوده است که من گفتم پانصد و چهل میلیون تومان طلب ایران می‌شود و یکى دیگر هم همین اصراف‌کاری‌هاى بنگاه راه‌‌آهن است به عقیده من مجلس شوراى ملى پس از آن که من صحبت‌هاى خودم را کردم و فردا آقاى هژیر اینجا می‌آید و یک مطالبى می‌گوید نباید حرف‌هاى او را قبول کنند براى این که در هیچ جاى دنیا دیده نشده است یک نفر آدمى را که متهم می‌کنند حاضر باشند که هر چه او می‌گوید قبول بکنند حرف متهم را کسى قبول نمی‌کند مگر این که اسناد و مدارکى ضمیمه آن باشد وقتى من این حرف‌ها را می‌گویم و اتهامات را می‌شمارم بایستى مجلس شوراى ملى چهار پنج نفر را انتخاب بکند که این پرونده‌ها را بخواهند صحیح است پرونده‌هایى که مورد استناد من هست دقت و رسیدگى بکنند ببینند این مطالبى که گفته‌ام صحت دارد یا نه ا‌گر صحت ندارد مرا ملامت بکنند که شما چرا خلاف اصول و قاعده به یک رئیس‌الوزرایى تهمت زده‌اید اگر چنانچه این مطالب وارد است و این حیف و میل‌ها شده است و نسبت به مملکت خیانت شده است بایستى مجلس شوراى ملى تصمیم جدى و منطقى بگیرد و بعد از آن مطالب را احاله بدهد به دیوان کشور مکى صحیح است این صحیح نیست که هرچه هژیر بگوید قبول کنند یک عده زیادى از آقایان قاضى هستند اینها می‌دانند که به صرف این که یک نفر متهم آمد گفت من این کار را نکردم مدعى‌العموم او را رها نمی‌کند آقاى هژیر وقتى اینجا بیایند صحبت بکنند اگر آدم عاقلى باشد باید همه را انکار بکند زیرا آدم عاقل که نمى‌آید او را وقتى مورد اتها‌م قرار دادند بگوید من این کار را کردم مگر این که مریض باشد

رئیس- آقاى آزاد در صحبتهایتان دقت بفرمایید طورى صحبت نکنید که بیخود

آزاد- بیخود چى‏

رئیس- اصل مطلب را بگویید

آزاد- اصل مطلب است عرض کنم پس وقتی که آقاى رئیس‌الوزرا‌ اینجا تشریف آوردند و مطالب خودشان را می‌گویند حتماً هر چه من گفتم ناچارند تکذیب بکنند براى این که خودشان را تبرئه بکنند من معتقد هستم که مجلس شوراى ملى همین پیشنهادى که من کردم قبول بکند و چند نفر را انتخاب بکند که یک کمیسیونى تشکیل بدهد مرکب از این چند نفر و این پرونده‌ها را بخواهند و رسیدگى بکنند و چنانچه این مطالبى را که به من داده‌اند و من در پشت این تربیون براى تمام ملت ایران عرض می‌کنم اگر وارد است ایشان را تعقیب بکنند و اگر وارد نیست دیگر کسى بعد از من نیاید و پیش خودش و برخلاف واقع یک کسى رامتهم بکند (مکى- صحیح است) متأسفانه ما آن اخلاق و روحیات عالى که اجدادمان داشتند یک مقدار را از دست داده‌ایم ما امروز شده‌ایم تابع فلسفه جالینوس- جالینوس معتقد بود که بعد از این دنیا دنیاى دیگرى وجود ندارد و هر چیز هست همین زندگانى است همین عالم است او معتقد بود که به هر قیمتى هست باید زنده ماند و ملاى رومى از قول همین جالینوس می‌گوید

راضیم کز من بماند نیم جان

گر ز نفس استرى بهنم جهان‏

ما از آن پیروان فلسفه جالینوس هستیم که معتقدیم زنده باشیم ولى حقوقمان را دیگران بخورند زنده باشیم ولى آزادى نداشته باشیم زنده باشیم و مانند یک کرم خاکى زیر دست و پا له شویم فقط زنده باشیم در صورتی که زندگانى وقتی که با شرافت و حیثیت توأم نباشد ارزشى ندارد بنده مى‌بینم که در این کشور خیلى به ملت ایران خیانت می‌شود یک خیانت‌هاى بزرگى متأسفانه اشخاصى که بایستى با شرافت زندگى بکنند و از فلسفه جالینوس پیروى نکنند یک وجهه سکوتى را پیش می‌گیرند و می‌گویند خوب چکار داریم اگر ما آمدیم یک انتقاداتى هم کردیم ممکن است از ما برنجند خوب کردند به ما چه بد می‌کنند به ما چه روى همان فلسفه جالینوسى معتقدند که هر چه می‌شود بشود ولى او زنده باشد (دکتر راجى- جالینوس چنین حرفى نزده است)

 چرا جالینوس می‌گوید

راضیم کز من بماند نیم جان گرزنفس استرى بینم جهان‏

زنده باشم و هر چه می‌شود بشود یکى از خیانت‌هاى بزرگى که نسبت به ملت ایران شد در بیستم شهریور بود در 20 شهریور بزرگترین خیانت‌ها را به ایران کردند یعنى رفتند با انگلیس‌ها تبانى کردند و قشون خارجى را به ایران آوردند و پنج سال زن و بچه و کوچک و بزرگ ما را زیر پاى قشون روس و انگلیس له کردند و بعد هم که این جور به ما خیانت کردند باز هم تعظیم کردیم تسلیم شدیم هر چه گفتند کردیم گر چه در پرونده عمل یک صورت ساز‌ی‌ها‌یى کرده‌اند سفراى خارجى نامه نوشته‌اند و وزرا هم جواب دادند ولى آقایان می‌دانند که مسائل خارجى روى کاغذ حل نمی‌شود دو نفر می‌روند توى اطاق تمام قضایا را حل می‌کنند و بعد هم عمل می‌کنند اگر کاغذى هم نوشته شود روى فرمالیته و ظاهر‌سازى است پنج شش روز قبل از آن که قشون متفقین به ایران بیایند دولت می‌دانست رادیوهاى خارجى هم گفتند و همه می‌دانستند که به کشور ایران حمله می‌شود و در همان شبى که بایستى قشون متفقین به ایران بیاید شرکت نفت دعوتى می‌کند در باشگاه خودش از افسرانى که در خوزستان بودند فرمانده آنجا تلگراف می‌کند به ستاد ارتش که ما را در فلان شب‌نشینى در باشگاه نفت‏

رئیس- اقاى آزاد شما چهار موضوع در اینجا استیضاح کرده‌اید قسمت راجع به راه‌آهن هم خوب یک چیز‌ى بود که شاید اطلاعش براى نمایندگان لازم بود اما راجع به اینهایى که می‌گویید هیچ راجع به استیضاح نیست‏

آزاد- راجع به استیضاح است مخالفت با قانون اساسى است استیضاح را بخوانید آقا من نمی‌دانم چرا وقتى که یک خیانت‌هایى به کشور ایران می‌شود و می‌خواهند این خیانت‌ها را به عرض ملت ایران برسانند یک قدرى سخت می‌شود استیضاح مرا بخوانید پس بنده آقا راجع به نفت هم نمى‌توانیم حرف بزنم راجع به ارز هم نمی‌توانم صحبت بکنم‏

مکى- شما هى حرف او را قطع می‌کنید راجع به نفت که نمى‌توانیم حرف بزنیم راجع به هیچ چیز نمی‌توانیم حرف بزنیم‏

رئیس- استیضاح آقاى آزاد را قرائت کنید مجدداً به شرح زیر قرائت شد

ریاست محترم مجلس شوراى ملى اینجانب در موارد زیر دولت اقاى هژبر را استیضاح می‌کنم 1- توطئه بر علیه امنیت عمومى به وسیله ایجاد قحطى مصنوعى 2- اختناق آزادى 3- توقیف غیر‌قانونى مطبوعات 4 -مخالفت با اساس مشروطیت و قانون اساسى‏

آزاد- بسیار خوب مگر اینها مخالفت با اساس مشروطیت نیست مگر اینها خیانت به مملکت نیست‏

رئیس- شما در این قسمت‌ها هیچ ننوشته‌اید

آزاد- بنده می‌خواهم ملت ایران را آگاه بکنم از خیانت‌هایى که به او شده و می‌شود صحیح است بنده نمی‌خواهم که چشم و  گوش مردم بسته باشد وزیر یوغ استعمار خارجى باشند صحیح است

فرامرزى- استیضا‌ح‌کننده باید آزاد باشد اگر نوک گوینده را قیچى کنند نمی‌تواند حرف بزند

رئیس- آن چیزهایى را که می‌خواهید حرف بزند باید در استیضاح بنویسد

مکى- باستیضاح‌هاى ادوار مشروطیت ایران مراجعه کنید هیچ وقت روشى را که با این ناطق الان پیش گرفته‌اند هیچ همچو روشى در بین نبوده است‏

رئیس- شما نظامنامه را رعایت بکنید بیخود هم حرف نزنید

مکى- چرا حرف نزنم نظامنامه باید رعایت شود

رئیس- تمام مسائل را می‌خواستید بنویسید مانعى ندارد بفرمایید آقاى آزاد

آزاد- بنده می‌خواهم اینجا حرف بزنم عرض کنم در همان موقع یک تلگرافى رسید که‏

رئیس- پس می‌خواستید تمام مسائل را بنویسید که بنده مانع نشوم‏

آزاد- مخالفت با قانون اساسى شامل تمام اینها می‌شود پس بنده یک ساعت دیگر که می‌خواهم تمام اسناد نفت ایران را بخوانم برخلاف استیضاح است مکى اسم نفت را نیاور اخطار می‌کنند عرض کنم که تلگرافى کردند و این تلگراف رفت به ستاد ارتش ستاد ارتش هم جواب داد که بروید به مهمانى حالا درست توجه بفرمایید همه منتظر هستند که قشون خارجى به ایران حمله می‌کنند وضعیات متشنج است آن وقت اینها دستور مى‌دهند که شما شب به مهمانى در باشگاه نفت بروید آن وقت آنها می‌روند آنجا تا ساعت 12 شب به این بیچاره‌ها هى عرق می‌دهند شراب می‌دهند ویسکى می‌دهند اینها مست می‌شوند وقتى که مست شدند دو بعد از نصف شب قشون متفقین می‌آیند تمام آنها را می‌کشند صحیح است (دکتر راجى- قربانى داد قشون ایران از همه مهمتر بایندر بود) آیا خیانت به این مملکت نبوده است شما چرا نمی‌گذارید من این حرف‌ها را بگویم‏

رئیس- الان متشنج‌تر است آقاى آزاد باید براى الان فکر‌ى کرد الان اوضاع متشنج‌تر از آن است که شما فکر می‌کنید

دکتر طبا- افسرا‌ن نیروى دریایى خیلى خوب افسرانى بودند ولى همه کشته شدند قشون

+++

خارجى وقتى به ایران آمد مطابق تمام اصول و قواعد قرار‌دادها و مقاوله‌نامه‌هایى که بین دول رد و بدل می‌شود تا موقعى احترام او برجاست که اینها روابط دوستى و مودت داشته باشند ولى وقتى که جنگ شد هر دولتى تمام آن مقررات و عهد‌نامه‌ها و قرار‌داد‌هایى که بسته است زیر پا می‌گذارد موقعى که قشون خارجى به ایران آمده بود ما بنزین نداشتیم تانک و طیاره و عرابه‌هاى جنگى ما خواستند حرکت بکنند به طرف دشمن یک مرتبه نگاه کردند دیدند بنزین نیست گفتند بنزین نداریم گفتند برویم از شرکت نفت بخریم رفتند پیش شرکت نفت شرکت گفت من بنزین نمی‌فروشم وقتى که گفت بنزین نمی‌فروشم اینها هم گفتند که خوب ما بنزین نداریم کجا برویم در صورتى که در چنین مواقعى باید بروند اعضاى شرکت نفت را توقیف کنند چون دولت آنها با ما در حال جنگ بود ولى گفتند چون شرکت نفت بنزین نمی‌فروشد و ندا‌رد تانک و طیاره ما نمی‌تواند حرکت بکند حتى یک عده‌اى رفتند دم سفارت انگلیس گفتند مرده باد آمدند اینها را حبس کردند گفتند شما چرا می‌گویید مرده باد شما می‌خواهید روابط ما را با انگلیس‌ها تیره بکنید قشون آنها داشت مى‌آمد جلو و هى بمب مى‌انداخت شهربانى آمد این اشخاص را توقیف کرد گفت چرا می‌گویید مرده باد بنده یک نکته دیگرى در این خصوص مى‌گویم و خاتمه می‌دهم این قسمت را یکى از دلایل بزرگى که اینها تبانى کرده‌اند این بود که آن موقع اگر چنانچه یک دولتى داشتیم که این دولت واقعاً ملى بود یک تذکر به انگلیس‌ها اگر می‌داد محال بود که یک سرباز خارجى به اینجا بیاید و آن تذکر عبارت از این بود که نفت جنوب در کشور ایران است و راه‌آهن هم که پل پیروزى نامیده شده مهمترین چیزى بود که به درد آنها می‌خورد و اگر به آنها تذکر می‌دادند که شما اگر به طور خصومت به ایران بیایید ما تمام نفت جنوب را آتش می‌زنیم و راه‌آهن را خراب می‌کنیم به طور قطع یک سرباز اینجا نمى‌آمد براى این که اگر چنانچه این کار شده بود دو سال یا سه سال طول می‌کشید که اینها مؤسسات نفت را مرمت بکنند و این بزرگترین ضربت را به دولت انگلستان می‌زد در یک چنین موقعى ما می‌توانستیم هم حق خودمان را بگیریم از انگلستان و هم نگذاریم که سرباز‌شان وارد ایران بشود و هم می‌توانستیم استفاده کامل بکنیم می‌گفتیم بفرمایید بیایید دولت ایران هم خط‌آهن را در اختیار شما می‌گذارد و شما هم اگر کرایه بدهید هر چه بخواهید حمل و نقل بکنید ما حاضریم قبول کنیم دیگر به هیچ‌وجه من‌الوجوه نمى‌گذاشتیم قشون خارجى اینجا بیاید این تبانى بوده یک عده اشخاص به ملت ایران خیانت کردند و امیدوارم که دیگر آقایان و ملت در آتیه اجازه ندهند که نسبت به ما این خیانت‌ها بشود انشاء‌الله من همان قسمى که در جلسه قبل گفتم معتقد هستم که بایستى نفوذ خارجى را به کلى از ایران قطع کرد زیرا ایرانى بالفطره نه خائن است و نه دزد ولى متأسفانه سیاست‌هاى خارجى غالباً بعضى اشخاص را وادار به دزدى و خیانت می‌کند براى تخریب بنا‌براین من معتقد هستم که بایستى جدا با نفوذ خارجى مبارزه کرد و من یک کاغذى را حالا می‌خوانم و آقایان ملاحظه بفرمایید که چگونه خارجى‌ها در داخله ایران و در امور داخلى ما دخالت می‌کنند کاغذى که لپوتونا‌ن کلنل فلیچر مستشار سیاسى کرمانشاه به وزارت دارایى نوشته است (اردلان- در چه تاریخى؟) تاریخش امروز دیروز بیست سال قبل چه فرق می‌کند نباید در‌ امور داخلى ما دخالت بکنند تاریخش سه سال قبل باشد پنج سال قبل باشد عباس قبادیان امیر مخصوص رئیس ایل کلهر است که ساکن اطراف شاه‌آباد و گیلان که جنوب کرمانشاه و کنگاور مى‌باشد اینها ایل بزرگى هستند و فعلاً داراى هزار سوار مى‌باشند شاه سابق کلیه املاک کلهر را ضبط نموده و امیر مخصوص ده سال در زندان گذرانیده در نوامبر 1941 به او اجازه داده شد که مراجعت به کرمانشاه نماید در آنجا با اقوام خود که قریب هشتاد نفر مى‌باشند زندگى می‌کرد او عمویى دارد به نام کریم داودیان که در آن اراضى شریک است و ساکن کرمانشاه است که با فامیل خود سى نفر مى‌باشند املاک کریم خان نیز گرفته شده است ولى در عوض املاکى به او در خراسان داده شده که از ان اراضى عواید کمى تحصیل می‌نماید که به سبب ترقى قیمت‌ها کافى براى تأمین زندگى فامیلش نمی‌باشد بعضى از املاک امیر مخصوص ضبط شده بدون آن که به او عوض داده شود و یا این که در مقابل مبلغ کمى به او پرداخت شده و بعضى‌ها تعویض شده با اراضى فارس در منطقه قشقایى دهقان بنده اخطار نظامنامه‌ى دارم حالا بعد از این که من صحبت کردم شما اخطار بکنید ناصرخان این اراضى را در پائیز 1941 تصرف کرده است بدین جهت امیر مخصوص فعلاً عوایدى از آنها ندارد همچنین عوایدى از املاکى که برخلاف قانون ضبط شده نیز ندارد او در کرمانشاه زندگى‏ می‌کند با چهار هزار تومان که موافقت شده به او بدهند کابینه‌ى سابق موافقت کدر که ماهى هزار تومان ماهیانه که باید پس از تحویل املاک به او مستهلک شود نخست وزیر فعلى به استاندار پنجم نوشته است که این شهریه را نمى‌تواند بپردازد و کمیسیونى که در کرمانشاه براى رسیدگى به دعاوى این املاک تشکیل شده اظهار نظر کرده است که املاکى که در فارس است و ناصر خان تصرف کرده به امیر مخصوص داده شود ولى این پیشنهاد را دولت ایران رد کرده است دعاوى زیادى نسبت به املاکى که بدون عوض یا در مقابل مبلغ ناچیزى ضبط شده موجود مى‌باشد که رسیدگى به آنها به وضع فعلى چندین سال طول می‌کشد و در این مدت فامیل او وسیله اعاشه ندارند چون تجار کرمانشاهى که به او قرض می‌دادند دیگر حاضر به دادن فرض نیستند زیر‌ا دولت ایران حاضر نشده است به او قسمتى از اراضى مورد ادعا را مسترد نماید امیر مخصوص نفوذ زیادى در ایل کلهر دارد و همچنین رؤ‌ساى آن ایل که برگشته‌اند و اکنون مشغول راهزنى و سرقت مى‌باشند امیر مخصوص فعلاً در کرمانشاه آرام نشسته و از طریق قانونى حق خود را تعقیب کند یا این که کرمانشاه را ترک گفته و اراضى را تصرف و شروع به راهزنى نماید من شخصاً او را سرزنش نمى‌کنم اداره سابق املاک مضمحل و قادر به جمع‌آورى محصول نبوده فقط دو هزار خروار از دوازده هزار خروار محصول سالیانه وصول کرده است هر چه زودتر این املاک منصوبه مسترد شود براى دولت ایران بهتر است و از هر چه جهت ضرورى به نظر می‌رسد و تا موقعى که تکلیف املاک امیر مخصوص و عوض معلوم نشده باید به یکى از طرق زیر وسیله اعاشه داشته باشد 1- ماهیانه هزار تومانى که پرداخت می‌شد پرداخت شود 2- آن قسمت از اراضى که در مقابل عوض اراضى فارس داده شده مسترد شود 3- وقتى که این عمل انجام شود امیر مخصوص و خانواده آنها باید کرمانشاه را ترک نموده در شهرى دیگر سکونت نمایند و استرداد قسمتى از املاک آنها نباید باعث باز‌گشت اصول ایلخانى مستقل در این قسمت گردد امضا‌ء لیوتونان کلنل فلیچر مستشار سیاسى کرمانشاه این عین کاغذى است که به خط فلیچر است یک نفر از نمایندگان خطاب یکى نوشته شده خطاب به وزارت دارایى است شیر و خورشید سرخ وزارت دارایى قسمت مالى اداره تاریخ 20/ 1/ 27 شماره 1205 ضمیمه پرونده جناب آقاى امامى مدیر کل وزارت دارایى عطف به دستور تلفونى راجع به کار آقاى عباس قبادیان معروض می‌دارد آقاى عباس قبادیان نسبت به قسمتى از املاک واگذارى غرب ادعایی داشته و صورتى فرستاده است به ایشان نوشته شده است که اگر مدارکى دارد ارائه دهد تا حال جوابى نرسیده چندى قبل طبق دستور وزارت و تصویب هیئت دولت مقرر گردید دویست هزار ریال از درآمد املاک واگذارى به ایشان به عنوان وام پرداخته شود که پس از دعاوى ایشان از محل درآمد املاک مورد ادعا واریز نمایند و همین طور هم اقدام و‌جه مزبور به وسیله خزانه‌دارى کل به نامبرده پرداخته شد اخیراً هم نسبت به پرداخت ماهى ده هزار ریال ایشان موضوع نامه‌ى سفارت انگلیس با وزارت دارایى اجازه بفرمایید از وزارت خارجه توضیح خواسته می‌شود که چون سوابقى در این خصوص در اداره املاک نبود به همین نحو به وزارت دارایى جواب معروض گردید براى مزید استحضار پرونده امر هم به همین نحو تقدیم می‌شود رئیس اداره کل دفتر دارى املاک اینجا نوشته که سفیر انگلیس یک کاغذى نوشته است مقصود این است که انگلیس‌ها که کاغذ مى‌نوشته‌اند و در پرونده هست مقصود بنده این است که خارجى‌ها چه حقى دارند در امور ما دخالت بکنند صحیح است ما می‌خواهیم به آقاى قبادیان ملک بدهیم یا ندهیم خودمان می‌دانیم (مهندس رضوى- شاید تبعه آنها است اگر تبعه آنها نیست پس آنها چیست مى‌نویسند و علت این که خارجى‌ها مستقیماً در امور ایران دخالت مى‌کنند براى چیست و به چه دلیل ما داریم باز هم زیر بار این تحکمات می‌رویم مقصود من این است که باید نفوذ خارجى از ایران برداشته شود مملکت مال ما است دنیاى امروز غیر از دنیاى قبل از جنگ است بعد از جنگ بین‌المللى 1914 امریکا رفت و مطابق قانون مونرو گفت من دخالت نمی‌کنم فرانسه هم سرش در اروپا بند بود و فقط حاکم بر مقدرات شرق انگلیس‌ها بودند ولى امروز وضعیت این طور نیست امروز دنیا و جامعه بشر رو به آزادى دارد سیر می‌کند مطابق منشور ملل متفق هر ملتى باید حاکم بر مقدرات خود باشد بدون این که دیگرى در کار او دخالت بکند من می‌خواهم عرض کنم که منشور ملل متفق منع کرده است دخالت یک دولت قوى را در امور داخلى یک دولت ضعیف به چه مناسبت آنها باز هم دخالت می‌کنند و ما هم زیر بار می‌رویم صحیح است (باتمانقلیج- تقصیر از خود ایرانى‌ها است که

+++

مراجعه می‌کند )حالا بنده این گزارش رسمى پیشکار دارایى کرمانشاه را برایتان می‌خوانم عرض کنم آقاى عباس قبادیان نواده داود خان کلهر بوده است‏

پدر آقاى قبادیان پسر داود‌خان کلهر بوده است و در موقعى که پدرش زنده بود‌ه مرحوم شده بعد از آن که داود خان مرحوم شد پسر او عموى آقاى قبادیان طرفدار مرحوم مدرس بود و احمد شاه وقتى که سردار سپه (امامى اهرى- آقاى آزاد حالاکه آقاى قبادیان اینجا نیست تا از خودش دفاع کند این براى حیثیت یک وکیل خوب نیست) من راجع به آقاى هژیر می‌خواهم صحبت بکنم منتها مربوط به ایشان هم می‌شود (دهقان- آقاى هژیر که در آن موقع کاره‌اى نبودند) یک مقدار زیادى از املاک دولتى را آقاى هژیر به او داده است روى این دستورات صحبت سر قبادیان نیست در حدود دویست میلیون تومان را داده‌اند به قبادیان (دولتشاهى- شما چه سندى دارید که او طرفدار مدرس بود و این یکى مخالف مدرس این را ارائه بدهید ببینیم) حرفتان همین است (دولتشاهى- بلى) بسیار خوب من این حرفم را پس گرفتم خنده نمایندگان ما نماینده‌ى ملت ایران هستیم ما حافظ حقوق این ملت هستیم ما آمدیم در اینجا که حق آن بیچاره‌هاى لخت و عور را حفظ کنیم ما آمدیم اینجا که آزادى ملت ایران را حفظ کنیم ما نیامدیم که حق یک مشت بیچاره بدبخت را به میل و هواى نفس بدهیم به حسن و حسین اگر کسى یک دینار آقایان را ببرد و بخورد مگر شما راضى می‌شوید مگر درصدد دفاع برنمی‌آید من نمی‌دانم چرا آقایان راضى نمی‌شوند که حق یک ملت بدبخت گرسنه از اشخاص گرفته شود عرض کنم که وقتى نظامی‌هاى یک قدرى قدرت پیدا کردند یک شب آمدند و عموى قبادیان را گشتند معلوم هم نبود که کى او را کشت بعد از آن نظامی‌ها آمدند به آقاى قبادیان کمک کردند و آن املاکى که متعلق به ورثه‌ى مرحوم کلهر بود به تصرف آقاى قبادیان دادند و قبادیان هم قرارداد که سالى 70 هزار تومان به پول آن روز به آنها پول بدهد یک سال در تصرف آقاى قبادیان بود بعد شاه رفت و آن املاک را از ورثه قبادیان خرید شاه مرحوم وقتى که خریدند این املاک را و تصرف کردند آقاى قبادیان را آوردند به تهران لقب امیر مخصوص بهش داده شد و آوردند در دربار شد میر‌آخور نمی‌دانم یک سال و یک سال و نیم در این جا بود و خیلى ناراضى بود از این مرخصى گرفت و رفت کرمانشاه و یک عده زیادى از ایل دورش جمع شدند و گزارش دادند به فرمانده لشکر که یک عده زیادى از اهالى ایل دور و بر قبادیان جمع شده‌اند و بعد او را دنبال کردند و از آنجا قبادیان آمد لرستان پیش سپهبد شاه بختى سپهبد شاهبختى هم گزارشى داد او را فرستادش به تهران محکومش کردند به ده سال حبس ده سال بعد هم خودش و هم برادرش از زندان آمد بیرون وقتى که از زندان آمد بیرون (مجلس از اکثریت افتاد- چند دقیقه بعد اکثریت شد) حالا ملاحظه بفرمایید گزارش پیشکار دارایى کرمانشاه را پرونده‌ای است به نام خود عباس قبادیان راجع به املاکى که برخلاف حق دعوى به اعلیحضرت شاه فقید نموده است که عبارت از املاک ایوان شامل 150 قریه و مزرعه و مرتع بلوک سومار عبارت از 12 قریه و مراتع که رودخانه کن گیر که به عراق و مندلیج می‌رود در این بلوک واقع است بلوک نفت شاه عبارت از 6 قریه و مراتع که معادن و پالایشگاه‌ها و چاه‌ها‌ى نفت در این محل واقع می‌باشند قسمتى از بلوک دیره قسمتى از قراء گیلان غرب قراء مهم کلا جوب علیا کلا جوب سفلى خرده اراضى و مزارع دیگر که جمعاً 111 فقره که هر یک یک بلوکى است توضیح آن که کلیه مراتع مورد ادعاى قبادیان مراتعى است از خالصه‌جات مسلم که قبل از قانون نظام وظیفه دولت بابت حقوق سرباز و سوار ایل کلهر به افراد و خانوارهاى سرباز بده می‌داده است بعد که نظام وظیفه برقرار شد و سرباز بنیجه ملغى گردید قبادیان مدعى شد که ملک من است در صورتى که عباس قبادیان نوه‌ى رئیس ایل است و پدر او هم قبل از پدر بزرگ او مرده است و اساساً ارثى به اون نمى‌رسیده زیرا دو عموى او به نام قاسم و کریم داودیان زنده هستند و ادعایى نکرد‌ه‌اند به علاوه تأیید می‌نمایند که عباس قبادیان دروغ می‌گوید گذشته از این اصولاً ایوان و سومار خالصه‌جات مسلم دولت است و اگر تحقیق شود زارعین آنجا عموماً لر هستند نه کلهر و نه باوندپور و زبان و عادات و آداب آنها هم ممجزى است و این محل ایوان و سومار خالصه‌جات مسلم دولت همیشه در اجاره ولات پشتکوه بوده است و قسمتى از مراتع گرمسیرى هم که قبادیان مدعى است مال اوست محل مرتع ایل سنجابى است که آنها هم این ادعا را نکرده‌اند و همه ساله حق‌المرتع به نام اجاره خالصه‌گى می‌دهند براى خالصه‌گى این مراتع به پروتکل تعیین حدود بین دولت ایران و دولت سابق عثمانى در وزارت خارجه اگر مراجعه شود معلوم می‌نماید که نمایندگان دولتین روس و انگلیس که در این تعیین حدود نظارت داشته‌اند تصریح کرده‌اند که شخصاً رؤیت کرده‌اند

طوایف سنجابى و متصرفین این مراتع را در محل و همین معنى را حضرات در همان پروتکل تصدیق نموده‌اند

ب- موقعى که شاه فقید املاک حقیقى وراث مرحوم داود خان کلهر پدر بزرگ عباس قبادیان را از وراث گرفت و در عوض در شیراز و خراسان به آنها به همان میزان املاکى داد به ده سهم بین اولاد ذکور و اناث داود خان و نوه‌ها تقسیم کردند یعنى شاه فقید مایل بودند به طور کد‌خدامنشى نوه‌ها و پسرها هر یک یک سهم داشته باشند من جمله عباس قبادیان هم یک سهم برد ضمناً در موقع تبعید و انتقال دوادیان‌ها و قبادیانی‌ها از کرمانشاه به شیراز و خراسان و تهران خاور خانم قمر‌السلطنه عمه قبادیان و برغش خان عموى پدر قبادیان تلگرافاً از شاه فقید تقاضا کردند که چون ما یک پیرزن و یک پیر مرد هستیم و توانایى مسافرت را نداریم سهم آنها در خود کرمانشاه به آنها داده شود و از این بابت حسب‌الامر شاه فقید قراء چشمه روزان و سراب قنبر و مرتع چغاگلان به آنان ودیعه شد که فعلاً متصرف هستند پس از قضایاى شهریور 20 قشقایى‌ها در شیراز املاکى که به قبادیان داده شده بود تصرف کردند همین طور در سایر نقاط و کسان قبادیان فوراً به باوند پور مراجعت کردند آن وقت دولت معامله را اقاله کرد یعنى املا‌ک شیراز را قشقایی‌ها بردند و به حضرات هم گفتند بروند سر ملک حقیقى خود ارثى خودشان که همان ده سهم باشد ولى این دهات خالصه (جمشید زوران سراب جعفر کلى مرتع چغا کلان) در تصرف خاور خانم قمر‌السلطنه عمه قبادیان و وراث برغش خان باقى ماند که با نهایت عجله دارند معامله می‌کنند براى این که سند معامله با قمر‌السلطنه و برغش خان در کرمانشاه تنظیم شده بود و در مرکز نبود و مأمورین وزارت دارایى با سازش حضرات این سند را اقاله نکرده‌اند و در نتیجه هم سهم پدرى را که اقاله شده می‌برند و هم این سه دهکده خالصه را در دروازه کرمانشاهان‏

1- حداقل در حدود 2 میلیون تومان به پول سابق در زمان شاه فقید در گیلان غرب. ایوان. دیره. نفت شاه. سومار بناها و قصور سلطنتى و باغات و حمام و دکاکین و میادین و غیره ساختمان شده است که به تحریک خود قبادیان قسمتى مخروبه و قسمتى فعلاً هم دایر است‏

2- تا به حال عباس قبادیان در حدود صد هزار تومان هم به نام مساعده از دولت اجرت‌المثل گرفته به این امید که بعد از محکومیت دولت بقیه را بگیرد و حال آن که به موجب قانون املاک واگذارى تا حکم قطعى راجع به این موارد صادر نشود حق عایدات و حق دخالتى براى مدعى نیست ولى از سال 1326 با تبانى با رئیس املاک شاه آباد غرب سروش آقاى قبادیان بین پسرها و برادرها و کسان خود تقسیم نمود که هم اکنون هم غضباً متصرف و محصول و درآمد را هم می‌برند و حبه و دینارى هم به دولت نمى دهند در دولت آقاى حکیمى و وزارت دارایى آقاى نجم سروش رئیس املاک غرب احضار و مهندس خلخالى به جاى او اعزام گردید پس از ساقط شدن دولت یعنى هنگامى که مهندس خلخالى به کرمانشاه وارد شده بود مجدداً سروش ابقا و نامبرده احضار گردید

در بلوک شاه آباد ساختمان‌هایى از طرف دولت شده به شرح زیر

  1. بهدارى 2- مریضحانه پنجاه تختخوابى 3- قصر خوابگاه 4- عمارت ولیعهد 5- باغ نمونه 6- ساختمان شهربانى 7- ساختمان فرماندارى 8- ساختمان اداره آمار 9- دبیرستان شبانه روزى 10- دبیرستان 11- دکاکین دولتى زیاد 12- تیمچه 13- کاروانسرا که هر یک از آنها داراى ملحقات و متعلقات و باغات مفصلى است با خانه خانه‌هاى بزرگ و کوچک براى سکناى کارمندان ادارات دولتى مهمتر از همه موضوع کارخانه قند شاه آباد و ملحقات و متعلقات آن است که در همین بلوک واقع است با خانه و باغ اختصاصى پهلوى است که به قیمت فعلى متجاوز از دو میلیون زیاده قیمت دارد مهمتر از همه معادن تفت واقع در قریه بوربور در این حوزه است که قبل از تأسیس چاه‌هاى نفت شاه آباد بدواً شرکت نفت در این محل شروع به تأسیسات خود نمود ولى چون شاه فقید مایل بودند در مقابل شهر مندلیج عراق و نفت خانه عراق آبادی‌ها و شهر متقابلى داشته باشند شرکت نفت را وادار کردند که در نفت شاه شروع به عمل نمایند بنابراین این املاک به طیب خاطر به شاه فقید فروخته شده و چندین برابر آن خرج آبادانى و عمران و ساختمان‌ها و سد معروف برف‌آباد از طرف دولت شده (تنها سد

+++

برف آباد متجاوز از یک میلیون خرج برداشته است مطابق این گزارش که تمام صورت این املاک است که یکى یکى نوشته شده است مطابق همین صورت در صورتی که آقاى قبادیان هنوز حکمى به نفع او صادر نشده و حاکمیت او قطعى نشده است سال گذشته تمام این املاک را به تصرف آقاى قبادیان دادند

منصف گفتید که تحویل آقاى هژبر داده‌اند

آزاد- کى گفت حالا اجازه بدهید سال گذشته با تبانى آقاى سروش تمام این املاک را تصرف کرده‌اند بعد آقاى نجم‌الملک آمدند اینجا آن سروش را برداشتند و دستور دادند که این عواید را هم بگیرند براى این که عواید را به هیچ وجه من‌الوجوه ندادند اتفاقا در آن موقع که مشغول این فعل وانفعال بودند یک مهندس را هم فرستادند آنجا براى همین خالصه‌جات آقاى حکیم‌الملک کابینه‌اش استعفا داد و باز آقاى هژبر آمد فوراً همان سروش را فرستادند و امروز این املاک در تصرف آقاى قبادیان است و در حدود 200 میلیون تومان ارزش دارد و براى هر جفت گارى 100 من گندم وپنجاه من جوحواله داده است که درحدود شش هزار تن غله میشو د مقصود اینست که آقاى هژبر علت این که عواید این املاک را مطالبه نمی‌کند و اجازه داده است در تصرف آقاى قبادیان باشد براى چیست صحبت بنده در این باب این است که این املاک الان در تصرف اقاى قبادیان است در صورتی که حکم صادر نشده اصلاً تمام اسناد و تمام پرونده آن هم در اداره املاک است شما نگاه بکنید به اداره املاک ببینید پارسال درآمد املاک غرب چقدر بوده و حالا چیست مطلب دیگر عرض کنم یک اتفاقاتى است که در کشور رخ داده که اخیراً هم یک قسمت آن در روزنامه‌ها منتشر شده است و یکى دو نفر از آقایان نمایندگان هم یک تذکرى در این قسمت دادند این قضیه قضیه یک باند قاچاقچى است که این مرکب است از یک عده از تجار که اخیراً کشف شده است‏

رحیمیان- فرمودید نمایندگان مجلس هم دخالت داشته‌اند

آزاد- عرض کنم که قضیه این بوده است که یک باندى تشکیل شده است که 3 و 4 سال است که مشغول قاچاقچى‌گرى است یعنى یک مقدار زیادى چایى و قند و شکر و اجناس وارد می‌کنند و در اداره گمرک اینها را پلمپ می‌زنند و بعد از آن که پلمپ زدند عوارض دولتى را نمی‌پردازند بعد از دو سه سال یک قضیه کشف می‌شود که 12 هزار صندوق چائى از مرز خرم شهر وارد شده است که پلمپ گمرک را هم خورده است ولى عواید گمرکى را نپرداخته‌اند این موضوع را تعقیب می‌کنند بالاخره آن پروانه‌هاى جعلى هم که به وسیله آن پروانه‌هاى جعلى آن اشیاء قاچاق را وارد می‌کردند کشف می‌کنند و چند صندوق چاى را هم گرفته‌اند و می‌پرسند که این صندوق چایى را از کجا آورده‌اید آنها می‌گویند که از کجا گرفتیم از کجا آورد‌ه‌اید آنها می‌گویند که از کجا گرفتیم از کجا آوردیم بالاخره می‌رسد به جایى که قضایا روشن می‌شو‌د بعد از آن که قضایا روشن می‌شود آقاى وارسته دستور می‌دهند که اینها را به جریان بیندازند آقاى هژیر با آقاى وارسته صحبت می‌کند که شما این پرونده‌ها را مسکوت بگذارید می‌گوید براى چه مسکوت بگذارم می‌گوید که چند نفر از نمایندگان هم در این قضیه شرکت دارند (صدر‌زاده- اسم ببرید آقاى آزاد اسمشان را ببرید) (همهمه نمایندگان)

صدر‌زاده- آقا اینجا 85 نفر هستند همه را متهم نکنید به دیگران صدمه می‌زنید حیثیت وکلا را می‌برید یا اصلاً نگویید یا اسم ببرید چرا همه را به لجن می‌کشید ولى تمنى می‌کنم نام ببرید این قدر شهامت داشته باشید

آزاد- بنده شهامتم مافوق همه آقایان است یقین داشته باشید

صدر‌زاده- حالا نام ببرید

آزاد- هو نکنید آقا بنده خودم پدر همه هوچی‌هاى مملکت هستم آقاى صدر‌زاده الان این گزارش‌هایى که خواندم این کاغذ کلنل فلیچر را خواندم و اسم بردم چکار کردید

صدر‌زاده- خوب رسیدگى می‌شود

آزاد- آنها را هم فرض کنید که اسم بردم‏

عده‌اى از نمایندگان- بگویید آقا آنها که اینجا هستند معلوم بشود

آزاد- فرض کنید که گفتم حسن و حسین عرض کنم آقا اجازه بدهید من صحبتم روى نقل قول است آقا عرض کنم که آقاى هژیر به آقاى وارسته وزیر دارایى می‌گوید که اگر چنانچه تعقیب شود چون چند نفر از وکلاى مجلس در اینجا دخیل است اگر آنها تعقیب شوند آنها رأى نخواهند داد و دولت اکثریت نخواهد داشت بنابراین صلاح بر این است که شما تعقیب نکنید

فرامرزى- پس خیلیند اگر این طور است‏

آزاد- سر این قضیه هم آقاى وارسته استعفا داد که آقاى هژیر گفت چرا اینها را دنبال می‌کنید اگر دنبال بکنید ممکن است که رأى دولت در مجلس کم و اکثریت نداشته باشد و ایشان استعفا دادند رئیس گمرک را هم البته عوض کردند رئیس گمرک پیر‌زاده بود

یکى از نمایندگان- محمد‌زاده بود

موسوى- محمدزاده بسیار مرد خوبى است‏

آزاد- این صحبت‌هایى است که آقاى هژیر با آقاى وارسته کرده‌اند ممکن است که آقاى هژیر خودش شریک بوده و مخصوصاً گفته است که وکلا در این قسمت شریک هستند و اگر شما دنبال کنید چون وکلا در این جا شریک هستند من اکثریت ندارم البته خود آقاى هژیر هم می‌آیند توضیح می‌دهند بنده می‌خواهم به آقایان یک قضیه را تذکر بدهم که در این بحبوحه عظیمى که در دنیا هست و هر ملتى دارد براى حفظ خودش یک عده رجالى انتخاب می‌کند که او را از گرداب بدبختى نجات بدهد در چنین موقعى ما آمدیم یک چنین نخست وزیر‌ى انتخاب کرده‌ایم و به دنبال او رفته‌ایم که به وزیر دارایى خودش می‌گوید شما قاچاقچیها رادنبال نکنید براى اینکه من درمجلس اکثریت نخواهم داشت واقعا ببینید عجب نخست وزیرى و عجب رأیى مشاهده کنید این آرا چقدر قیمت دارد شما اگر قاچاقچی‌ها را تعقیب نکردید من اکثریت پیدا خواهم کرد عجب آراء بزرگى و آن وقت می‌خواهد چنین نخست وزیرى در مقابل انگلیس‌ها در مقابل روس‌ها و در مقابل امریکایى‌ها حقوق ما را حفظ بکند

رئیس- آقاى آزاد سندى در این خصوص دارید

آزاد- سند آقاى افخمى و آقاى ذوالفقارى است جریان این قضایا از طرف آقایان بوده که دنبال کرده‌اند بااین که آقاى افخمى که یک مردى است بسیار آرام به قدرى عصبانى شده است که این را دنبال کرده است و آقاى ناصر ذوالفقارى آقاى هژیر که وارسته را وادار کرده است استعفا بدهد مجبور کرده است که آقاى لطفى را بفرستد

فرامرزى- حرفتان را بزنیدآ بین‌الثنین قدغن است‏

آزاد- آقاى ناصر ذوالفقارى در اینجا حاضر هستند

رئیس- بفرمایید آقا

فرامرزى- انشاء‌الله تمام شده‏

آزاد- خیلى دیگر هست‏

فولادوند- این جورى که نمی‌شود شما اگر بخواهید یک سال تمام حرف بزنید آخر این جور که نمی‌شود وقت مجلس را گرفت یک روز باید کافى باشد من ارادت دارم به شما عرض کنم متهمى بخواهد براى محکمه توضیح بدهد شاید شش سال بخواهد توضیح بدهد قاضى باید بگوید که آقا من فهمیدم می‌خواهم حکم بدهم‏

آزاد- صحبت من فردا تمام می‌شود فردا از ساعت 9 صبح تشریف بیاورید دو سه فقره موضوع دارم که امروز تمام نمی‌شود

رئیس- صحبت کنید

آزاد- امروز تمام نمشود ولى فرداعرضم امام می‌شود اگر شما هم بنشینید من نفسم نمی‌رسد تذکر بدهم باید فکر مرا هم بکنید یک مقدار زیادى نسبت به ملت ایران ضرر وارد آمده است موضوع ارز هست و اقدامات اخیرى که شده است گرچه آقاى اردلان واقعاً آمدند و استیضا‌ح کردند و مجلس هم رأى سکوت داد ولى بعد از آن یک اثرات دیگرى پیدا شد که به ملت ایران خیلى ضررهاى زیادى وارد آمده آقایان به خاطر دارند که وقتی‌ که آقاى ابتهاج از لندن برگشت در روزنامه‌ها مقالاتى نوشتند که آقاى ابتهاج رفته است به لندن این مطالب روزنامه‌ها بود 20 هزار لیره شرکت نفت به او وعده کرده است که به حساب او بگذارد که اگر قیمت لیره را یکى از نمایندگان دروغ است روزنامه‌ها نوشتند من نمى‌گویم بیست هزار لیره شرکت نفت به او وعده کرده است که به حساب او بگذارد (آشتیانى‌زاده- آقاى آزاد ابتهاج دزد نیست این را روزنامه‌ها نوشته‌اند یک نفر از نمایندگان روزنامه‌ها بیخود نوشته‌اند من که نمى‌گویم با خود نوشته‌اند شما صبر کنید که من حرفم را بزنم این مطالبى بود که روزنامه‌ها نوشته‌اند

رئیس- تأمل بفرمایید اکثریت نیست‏

آزاد- عرض کنم که صحبتم رسمى نیست خنده نمایندگان در این موقع اکثریت حاصل شد من خیال می‌کردم که من عصبانى هستم و خیلى عجول اولى حالا مى‌بینم که آقایان خیلى از من عصبانى‌تر هستند و کم کم به خودم امیدوار مى‌شوم که آدم معتدلى هستم و

+++

بر خیلى خیلى از من عجول‌تر هستند خلاصه بعد در روزنامه‌ها نوشتند که علت این که می‌خواهند قیمت ارز را بالا ببرند این است که انگلیس‌ها می‌خواهند امسال ده میلیون لیره اینجا خرج بکنند و ساختمان بکنند و براى این که یک استفاده‌اى در این میان ببرند عوض آن که ده میلیون لیره خرج کنند مثلاً پنج میلیون لیره بیشتر خرج نکند آمدند این کار را کردند این مطالب را در روزنامه‌ها نوشته‌اند وقتى که این مطالب را من خواندم رفتم پیش آقاى ابتهاج و گفتم آقاى ابتهاج یک چنین مطالبى در روزنامه‌ها نوشته‌اند تو را روزنامه‌ها متهم می‌کنند که بیست هزار لیره می‌خواهند بهت بدهند که قیمت لیره را از سیزده تومان ببرى بالا و این مطالبى که در روزنامه‌ها نوشته بودند بهش تذکر دادم سه ساعت و نیم مذاکرات ما طول کشید بعد به من گفت که رفتم لندن و عقیده‌ام هم این است که بایستى قیمت لیره برود بالا رفتم با شرکت نفت صحبت کردن که شرکت نفت تمام لیره‌هایى که در ایران می‌خواهد تسعیر بکند به قیمت سیزده تومان تسعیر بکند ولى در خارج هیجده تومان یک نفر از نمایندگان این سفر با آن سفر مگر آمده یک نفر از نمایندگان مراجعت کرده است آن سفر که کرده عرض مى‌کنم بعد ایشان به من گفتند که من رفته‌ام لندن با شرکت صحبت کرده‌ام که شرکت نفت هر مقدار ارزى که در ایران می‌خواهد به ما بدهد این را سیزده تومان به ما بدهد گفتم چطور می‌شود که شما قیمت لیره را بیاورید به هیجده تومان و بعد شرکت نفت بیاید با بانک سیزده تومان حساب بکند همچو چیزى ممکن نیست دستور داد که کاغذ‌ها را بیاورید آوردند کاغذهایى را که به انگلیسى رد و بدل شده بود و ترجمه اینها را به من دادند خواندم بالاخره به شرکت نفت مراجع شده بود و شرکت نفت هم جواب داده بود که شما می‌خواهید قیمت لیره را هیجده تومان تعیین بکنید و قیمت لیره هم که در تمام دنیا هیجده تومان باشد چطور ما مى‌توانیم با شما سیزده تومان حساب کنیم ما این کار را نمى‌کنیم گفتم خوب این هم که نشد شرکت نفت هم که حاضر نیست بعد گفت خوب من شبى می‌خواستم حرکت کنم رفتم معاون اقتصادى وزارت دارایى انگلستان را دیدم با او جریان را به میان آوردم ایشان هم به من گفتند که من مذاکره می‌کنم باشرکت نفت و بعد به شما خبر می‌دهم و بعد چون من آمدم دیگر نشد که خبرش را به من بدهد ولى کاغذى نوشته است کاغذ را آورد که معاون اقتصادى وزارت دارایى نوشته بود که من هم با شرکت نفت صحبت کردم و آنها هم گفتند که نمی‌شود گفتم پس روى چه زمینه می‌فرمایید بالاخره گفتم مذاکرات قطع نکردن هم دلیل نمی‌شود که اینها لیره‌هاشان را سیزده تومان بدهند بعد این گذشت ‌و گفتند که دولت ترکیه در این موقع قیمت لیره را برده بالا یا چکار کرده ولى چون من از مسائل اقتصادى زیاد اطلاع نداشتم گوش ندادم و آمدم بیرون قیمت لیره را اگر خاطر آقایان باشد عمداً بردند بالا قیمت لیره در سه سال قبل بلکه تقریباً سه سال و نیم قبل پانزده شانزده تومان بود و یک دفعه هم در روزنامه خواندم که هیجده تومان شد کم کم قیمت لیره را بردند بالا و بیست و شش تومان شد بعد من علتش را از وزارت اقتصاد ملى و از اشخاصى که در کمیسیون ارز و کمیسیون سهمیه بودند پرسیدم گفتند که عمداً ارز به مردم ندادند در صورتی که ما به اندازه‌ای که جنس بخواهیم وارد بکنیم از خارج همان اندازه ارز داریم ارز را ندادند تا بالا رفت و قیمت شد 26 تومان بعد از آن که قیمت ارز بالا رفت و بیست و شش تومان شد درصدد افتادند که قیمت رسمى لیره را ببرند بالا که این پول‌هایى را که انگلیس‌ها در اینجا خرج می‌کنند عوض این که بیست میلیون لیره خرج بکنند در سیزده تومان که حساب شد فرض بفرمایید که 10 میلیون لیره خر‌ج بکنند کابینه قوام‌السلطنه موافقت نکرد هر قدر که ابتهاج کوشش کرد موافقت نکرد حکیمى هم موافقت نکرد بعد از آن یک مرتبه این تصویب‌نامه آقاى هژیر لیره را آورد به این قیمت به عقیده من آقایان دو کار خبط شده است که هر دو به ملت ایران ضرر وارد آورده است و هر دو یک نوع خیانتى به ملت ایران محسوب می‌شود صحیح است قسمت اول این است که پول ایران را قیمتش را تنزل دادند حالا بنده براى آقایان یک قدرى توضیح می‌دهم که چطور قیمت پول ایران را آوردند پایین پول ایران قبل از این تصویب‌نامه در تمام دنیا حتى بانک بین‌المللى یک لیره مساوى 128 ریال بوده تمام ارزهایى که در کشور بود این ارزها را تمام بانک ملى می‌خرید به قیمت 128 ریال و می‌فروخت به قیمت سیزده تومان یا 130 ریال و قاعده‌اش هم این بود پول ایران در تمام محافل بین‌المللى قیمت 128 ریال مساوى با یک لیره بود وقتى که این تصویب‌نامه را صادر کردند به این معنى که بانک تمام لیره‌ها را می‌خرد به قیمت روز هم مثلاً 22 تومان و خورده‌ای ا‌ست وقتى که بنا شد بانک خرید به قیمت 22 تومان و پنجهزار تمام لیره‌ها را و به همان قیمت فروخت پس قیمت پول ایران از 128 ریال رفته است به 225 ریال که قیمتش هر روز تقریباً معین می‌شود مهندس رضوى این را ما از نظر رسمى قبول نداریم و قیمت رسمى همان 128 ریال است عمل دولت این است که دولت لیره را می‌خرد به 225 ریال و به همان 225 ریال می‌فروشد و هر کس هم که لیره داشته باشد دولت مطابق آن تصویب‌نامه لیره‌هایش را مى‌خرد و گواهینامه هم می‌دهد پس قیمت را دولت بالا برده است یعنى امروز در بازار بین‌المللى نمى‌گوید 128 ریال پول ایران مساوى با یک لیره است یعنى وقتى که دولت می‌خرد به مظنه روز و مظنه روز هم 22 تومان و خورده‌ای است و به همان قیمت می‌فروشد پس عملاً قیمت هم ترقى داده شده است دکتر راجى به طور رسمى بالا نبرده براى آن که مایحتاج مردم همان سیزده تومان است بنده اینجا براى شما توضیح می‌دهم در این تصویب‌نامه دولت نوشته است که چه اجناسى را ارز دولتى می‌دهد و چه اجناسى را ارز نمى‌دهد مطابق این تصویب‌نامه آن چیزى که دولت صد درصد ارز می‌دهد قند و شکر است که در تصرف دولت است و الّا سایر اجناس را صدى شصت و صدى چهل ارز می‌دهد بنابراین ملاحظه می‌شود که قیمت لیره بالا رفته است دیگر از ضرر این تصویب‌نامه تنزل پول ایران است در بازار بین‌المللى و آقایان به همین زودی‌ها خواهید دید که قیمت اجناس به طور سرسام‌آورى بالا خواهد رفت بعضى از نمایندگان خدا نکند الان از موقعى که این تصویب‌نامه صادر شده است تا اندازه هزینه زندگى بالا نرفته است علتش این است که دولت دستور داده است بانک اعتبار تجار را کم بکند و چون تجار اعتبار پولیشان کم شده است و احتیاج به پول دارند ناچارند اجناسشان را بفروشند و ممکن است بعضى از آنها ورشکست بشوند ولى اگر یک قدرى اعتبار باز شد قیمت اجناس خیلى خیلى می‌رود بالا به قسمى که دیگر هیچ کس نتواند زندگانى کند موضوع دوم موضوع ضرر و زیانى است که به ملت ایران ازاین تصویب‌نامه وارد شده است درزمان رضا شاه تمام ارزهایى که در کشور بود تحت حروف ابجد الف ب ج د تقسیم شده بود اینها هم مطابق همان صورتى که داشتند ارزها را از مردم می‌گرفتند ومطابق همان صورتى که داشتند ارزها را از مردم می‌گرفتند و مطابق همان صورت‌ها به مردم مى‌فروختند به این طریق اجناسى که در بازار دنیا زیاد مشترى داشت و به هر جایى که عرضه می‌کردند می‌خریدند صدى چهل یا صدى پنجاه ارزانی‌ها را دولت می‌گرفت و بعضى اجناس دیگر بودند که این اجناس دردرجه دوم بودند و از آنها کمتر از می‌گرفتند و بعضى اجناس دیگر هم بودند که براى صادر کردن آنها دولت اصلاً هیچ ارزى نمی‌داد و ارزهاى هم که به مردم می‌دادند طبق آن موضوع پایاپاى بود که از هر جایى که می‌خواستند جنس وارد بکنند مطابق همان بایستى جنس صادر بکنند در دوره رضا شاه اگر چنانچه یک کسى ارز زیادى داشت ارزش را می‌گرفتند چون قاچاق بود بعد از شهریور که کمیسیون ارز به هم خورد و آن اوضاع از بین رفت مجدداً آمدند و کمیسیون ارز را دایر کردند و تصویب‌نامه‌اى صادر کردند که مطابق آن تصویب‌نامه ارزهایى که در کشور بود تحت یک ترتیب درآمد به این معنى که تقریباً دو قسمت ارز در کشور ایران بود یکى ارزهاى دولتى که از نفت جنوب تحصیل می‌شد و از شرکت بیمه و سفارتخانه‌ها و یکى هم ارز‌هاى صادراتى بود که تجار جنس صادر می‌کردند این ارزها تمام در تحت تصرف دولت بود هرکس که جنس به خارج صادر می‌کرد این جنس‌ها را بایستى صدى ده آن را ارز به دولت بدهد و مابقى دیگر را هم بفروشد به دولت دولت هم 128 ریال به او پول بدهد یک گواهینامه‌اى هم به اوبدهد که این گواهى‌نامه را در بازار آزاد می‌توانست بفروشد بنابراین طبق جریان قبلى کسى نمى‌توانست ارز قاچاق آن هم به مقدار زیاد بگیرد براى این که اگر کسى می‌خواست یک جنسى وارد بکند ناچار بود به وزارت پیشه وهنر مراجعه کند و وزارت پیشه و هنر هم مطابق آن سهمیه‌ای که تهیه شده بود بایستى به او اجازه بدهد و بعد از آن که به او اجازه می‌داد این ارزها را یا باید با ارز دولتى باشد یا با ارزى که گواهى‌نامه ارائه می‌کند ولى مطابق این تصویب‌نامه‌اى که صادر کرده‌اند امروز تمام سفارتخانه‌ها یا هر کسى که ارزى داشته باشد می‌تواند به بانک بفروشد و بانک هم به قیمت بازار آن را خریدارى بکند و بعد بفروشد به هر کس که می‌خواهد تصویب‌نامه مفادش این است که صادر شده است و بنده آن را می‌خوانم

1- بانک‌هاى مجاز در مقابل ارزهاى صادراتى که خریدارى می‌نماید گواهى‌نامه فروش ارز به میزان صد در صد به فروشنده خواهند داد فروشنده می‌تواند از گواهى فروش ارز در مدت یک ماه از تاریخ‏ فروش براى باز خرید ارز به منظور دارد کردن کالاهاى مجاز در حدود مقررات زیر و از طریق اعتبار اسنادى یا واریز برات استفاده نماید و یا این حق را به دیگرى واگذار کند یا آن را به بانک ملى ایران

+++

بفروشند تبصره براى ارزهایى که به وسیله سفارتخانه‌ها و سیاحان و اشخاص و سایر مؤسسات متفرقه فروخته می‌شود گواهى فروش ارز داده خواهد شد مطابق این تبصره‌ای که اینجا نوشته شده است هر کس هر قدر ارز داشته باشد می‌تواند به بانک بفروشد و بانک هم به قیمت بازار خریدارى کند و گواهى‌نامه بدهد و گواهى‌نامه بدهد روى همین تصویب‌نامه نظریه‌ا‌ی که شرکت نفت داشت عملى شد یعنى شرکت نفت که در نظر داشت یک مقدار لیره به قیمت روز بفروشد مطابق همین تصویب‌نامه ارزهاى خودش را در بیست و دو تومان فروخت زیرا ارزهایى که به موجب این تصویب‌نامه صادر شده است اگر آقایان بازهم در این زمینه یک کمیسیون تعیین نکنند که به بانک ملى و پرونده‌ها مراجعه بکنند خواهند دید که دیگر از طرف شرکت نفت به بانک ملى ارزى داده نشده است آقایان کمیسیونى باید برود رسیدگى کند اطلاعات هم وقتى که من اینجا صحبت کردم که پنجهزار تومان خرج مهمانى شده بود نوشته‌اند 5 میلیون تومان هر چیزى که قابل باور کردن نیست‏

عباس مسعودى- اشتباه شده اصلاح می‌شود

 [4 -موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏]

رئیس- یک قدرى تأمل کنید یک عده از آقایان بیرون هستند و اکثریت هم دیگر براى مذاکره نیست پیشنهادى رسیده که عصر جلسه شود پیشنهاد دیگر هم رسیده که فردا جلسه بشود بنابراین فردا صبح جلسه خواهد بود براى این کار

مجلس چهل دقیقه بعد از ظهر ختم شد

رئیس مجلس شوراى ملى رضا حکمت‏

شماره 10905- 22042         12/ 8/ 27

آقاى محمد‌حسین برهانى دیانى سردفتر اسناد رسمى سابق میناب‏

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم سیرجان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 10677- 22040                12/ 8/ 27

آقاى عنایت‌الله بهرامى سردفتر اسناد رسمى بهشهر

به موجب این ابلاغ به علت کناره‌گیرى وترک محل کار از تصدى دفتر اسناد رسمى معاف می‌شوید

وزیر دادگسترى‏

شماره 10904- 22046        12/ 8/ 27

آقاى محمد‌حسین برهانى دیانى سردفتر اسناد رسمى سیرجان‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در سیرجان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10581- 22056    12/ 8/ 27

آقاى حسن اوحدى همدانى سردفتر اسناد رسمى و گواهى صحت امضاء رودسر گیلان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به قصبه کرج تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

شماه 10907- 22048            12/ 8/ 27

آقاى سید محمد‌باقر شهمنش سردفتر سابق ازدواج تهران‏

به موجب این ابلاغ مجدداً دفتر شما را در شهر تهران براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10586- 22034            12/ 8/ 27

آقاى مرتضى اشرف اسلامى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در تهران براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 9707- 22018         12/ 8/ 27

آقاى ملا صالح فاروقى سردفتر ازدواج و طلاق قریه خانقاه سقز

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به شهر سقز تبدیل می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 10895- 22022       12/ 8/ 27

آقاى شمس‌الدین مصلحى سردفتر ازدواج و طلاق سابق تهران‏

نظر به این که محاکمه انتظامى شما خاتمه یافته به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفتر طلاق اعلام می‌دارد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10898- 22026             12/ 8/ 27

آقاى علی‌محمد عابدین‌زاده‏

به موجب این حکم به سمت سردفترى اسناد رسمى درجه سوم دهستان سنگان رشتخوار منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294426!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)