کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 115 مذاکرات مجلس روز یکشنبه نهم آبان ماه 1327  

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت جلسه

2- طرح و تصویب تبصره دوم از ماده واحده یک دوازدهم راجع به اضافات

3-انتخابات کمیسیون‌ها

4- طرح بقیه استیضاح آقای آزاد

5- موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 115

مذاکرات مجلس روز یکشنبه نهم آبان ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-تصویب صورت جلسه

2- طرح و تصویب تبصره دوم از ماده واحده یک دوازدهم راجع به اضافات

3-انتخابات کمیسیون‌ها

4- طرح بقیه استیضاح آقای آزاد

5- موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و چهل دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

[1- تصویب صورت جلسه‏]

صورت جلسه قبل را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند

نیم ساعت قبل از ظهر روز پنجشنبه ششم آبان مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید

اسامى غائبین- جلسه گذشته که ضمن صورت جلسه خوانده شده است‏

غائبین با اجازه- آقایان عزت‌الله بیات- علی‌محمد غضنفرى- هدایت‌الله پالیزى- رستم گیو- حاج آقا رضا رفیع- عبدالحسین اورنگ- محمد ذوالفقارى- سید على بهبهانى- جواد گنجه‌اى- ابوالقاسم لیقوانى- محمدساعد مراغه‌اى‏

غائبین بى‌اجازه- آقایان محمد‌حسین صولت قشقایى- ابوالفضل حاذقى- اردشیر شادلو- محمد‌على داد‌ور- عباس قبادیانى- نصر‌الله لاهوتى- ابوالفضل تولیت- کامل ماکویى- احمد اخوان- ابوالقاسم بهبهانى- محمد‌ابراهیم امیر‌تیمور- حسن نبوى- دکتر جلال عبده- ابوالحسن رضوى- فرج‌الله آصف- جواد ملک‌پور- حسین وکیل- ناصر‌الدین ناصرى- محمد‌تقى بهار- یمین اسفندیارى- حاج محمد‌تقى خوئیلر- دکتر ابوالحسن ملکى- سید عباس فاضلى- صفا امامى‏

آقاى رحیمیان گفتند روزنامه رسمى مذاکرات مجلس را به موقع انتشار نمی‌دهد که نمایندگان مورد استفاده قرار دهند و ناگزیر بیانات آقاى وزیر جنگ را بعد از مطالعه صورت مشروح خواهند داد آقاى رئیس بیان داشتند که این موضوع مورد توجه هئیت رئیسه است‏

آقاى عباس اسکندرى در باب تغییر‌ناپذیر بودن وضعیت ثابت جهانى هنگام امضاء منشور ملل متفق و سکوت سازمان ملل در این مورد توضیحى دادند

آقاى دهقان مذاکرات آقاى عباس اسکندرى را راجع به اخذ حقوق از اداره تبلیغات و وزارت کار تکذیب و تصریح نمودند که کارمندان تآتر تهران در رادیو کار می‌کردند و شخصاً هم مبلغى در این مورد تحمل خسارت کرده‌اند

آقاى عباس اسکندرى ضمن پاسخ بیانات آقاى دهقان پیمان منعقده بین ایشان و اداره تبلیغات و قرائت کرده گفتند نمایندگان مجلس نباید به بودجه کشور تحمیل شوند و چیزى از صندوق دولت دریافت نمایند

آقاى دهقان نیز توضیحاتى در این باره دادند و آقاى دکتر شفق بر طبق ماده 128 نظامنامه به این قبیل مذاکرات اعتراض نمودند- در این موقع اقتراع شعب به عمل آمد و از 106 نفر عده حاضر براى هر شعبه 17 نفر معین شدند و به شعب 1 و 2 و 3 و 4 هر یک یک نفر اضافه شد و انتخاب کمیسیون‌ها به جلسه آینده محول گردید

آقاى آزاد در دنباله استیضاح خود راجع به لوایح دولت در مجلس و موافقین و مخالفین آن و تمرکز قدرت در مجلس شورای ملى از نظر کلى و اصولى شرحى بیان داشتند و دو اصل اول و دوم قانون اساسى را قرائت و به مالیات رسومات اعتراض نمودند و نیز به نتیجه اعمال متملقین در مقامات عالیه اشاره و تصریح کردند که روى سخن ایشان بشخص معینى نبوده ولى قدرتى که ملت ایران به مجلس سپرده است نمایندگان با قیمت جان باید آن را حفظ کنند سپس در باب

+++

علل وضع فعلى شرحى از طى مدارج ادارى و اعتیاد کارمندان دولت به اطاعت از مافوق بیان کردند و سه ربع بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و به روز یکشنبه محول گردید.

رئیس- نسبت به صورت مجلس نظرى نیست‏

دهقان- بنده عرضى دارم‏

رئیس- بفرمایید

دهقان- در جلسه قبل آقاى عباس اسکندرى مطالبى را که اینجا از روى یک نوشته‌ى خواندند استدعا کردم که به مقام ریاست تقدیم کنند که مورد بر‌رسى قرار بگیرد توجه نفرمودند یک نامه‌ى هم از طرف وزارت کار به عنوان مجلس تقدیم شده که تقدیم می‌کنم و استدعا می‌کنم قرائت شود

رئیس- دیگر به صورت مجلس نظرى نیست (گفته شد- خیر) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد دو سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند (نمایندگان- دستور دستور)

فرامرزى- بنده پیشنهادى تقدیم کرده‌ام‏

رئیس- وقتى وارد دستور شدیم پیشنهاد شما مطرح خواهد شد فعلاً نطق قبل از دستور مقدم است پس نظر آقایان این است که وارد دستور شویم‏

اردلان- آقاى رئیس بنده عرایضى داشتم‏

رئیس- خوب مجلس که موافقت نمی‌کند حالا وارد دستور می‌شویم و نامه‌ى آقاى دهقان قرائت مى‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

مجلس مقدس شوراى ملى چون در جلسه اخیر مجلس اظهار شده است که آقاى احمد دهقان نماینده خلخال ماهى هفت هزار ریال به نام حق مشاوره از وزارت کار و تبلیغات دریافت می‌دارند براى روشن شدن حقیقت امر به استحضار می‌رساند که آقاى احمد دهقان به هیچ عنوان وجهى از وزارت کار دریافت نداشته و نمى‌‌دارند معاون وزارت کار- نفیسى‏

بهادرى وزارت کار که رسمیت ندارد

[2- طرح و تصویب تبصره دوم از ماده واحده یک دوازدهم راجع به اضافات‏]

رئیس- پیشنهادى از آقاى فرامرزى رسیده که ماده دوم لایحه یک دوازدهم مطرح شود قرائت می‌شود به شرح زیر قرائت شود

بنده پیشنهاد می‌کنم که مقدم بر سایر مطالب تبصره دوم از ماده واحده راجع به یک دوازدهم مهر ماه مطرح می‌شود

رئیس- بفرمایید توضیح بدهید

فرامرزى- اگر آ‌قایان به خاطر داشته باشند تصویب بودجه یک دوازدهم روى پیشنهادى بود که جناب اقاى دکتر متین دفترى دادند و پیشنهاد ایشان این طور بود که در این جلسه تجزیه شود این یک دوازدهم و تبصره‌ها و پیشنهادها بعد همین طور در مجلس ادامه یابد یعنى در جلسه بعد این پیشنهاد‌ها و تبصره خوانده شود و بنابراین متوقف ماندن این کار و یک چیزى دیگرى به جاى آن آمدن برخلاف رأى مجلس بوده است و این هم همان چیزى است که بنده از اول به آن اعتراض کردم و نمى‌دانم که چرا واقع می‌شود که همان مثل حکایت کلیله و دمنه پیش می‌آید که یک حکایت هنوز تمام نشده می‌گوید چگونه بود آن حکایت ورویهم وپشت سر هم دارد مى آید وموضوعات می‌آید و موضوع اولى را از بین می‌‌برد و هیچ کدام هم به اتمام نمى‌‌رسید حالا هم همین طور است مثلاً استیضاح را آقایان می‌گویند که ادامه پیدا کند البته استیضاحى شده و باید تمام بشود و من هم نمی‌دانم چرا استیضاحى شده و باید تمام بشود و من هم نمی‌دانم چرا استیضاحى می‌شود که بعد دولت و موافقین او جوابى خواهند داد بعد مجلس رأى اعتماد به دولت می‌دهد ولى بعد هیچ یک از لوایح دولت را هم تصویب نخواهد کرد صحیح است آن هم نه با ترتیبى که مردانه رد کنند نه آن قدر کش می‌دهد این قدر این دست و آن دست می‌کند و این قدر موضوع در موضوع می‌آورد این قدر مجلس را از ا‌کثریت مى‌اندازد تا بالاخره نتیجه این می‌شود که مجلس تمام می‌شود و هیچ لایحه‌اى نمی‌گذرد این تبصره یعنى تبصره دوم که بنده پیشنهاد کردم راجع به اضافات و ترفیعات مستخدمین دولت است که در سال 26 گرفته‌اند و معروف است که یک نفر یک لیره پیدا کرد بعد گم کرد و خیلى دلش سوخت یکى یک لیره پیدا نکرد و گم هم نکرد و دلش نسوخت یک حقى را که آدم کسب کرد وقتى از دستش گرفتند متأثر می‌شود یک اضافاتى براى مستخدمین دولت تصویب شده در سال گذشته هم گرفته‌اند براى این که از محل صرفه‌جویى گرفته‌اند امسال در متن بودجه گذاشته شده بودجه هم نگذشته و اینها نمى‌گیرند ماه هشتم سال هم هست طبعاً اینها عصبانى می‌شوند و متأثر می‌شوند آن وقت یک ده تومان هم مال مستخدمین جزء هست صحیح است در این اضافات یک مستخدم جزئى که بارش با ده تومان بار می‌شود صحیح است با کسرهایى که از حقوقش می‌شود چیزهایى که از اطراف زده می‌شود تمام این براى آن مستخدم پول یک خروار ذغال می‌شود صحیح است و این یک خر‌وار ذغال از براى مستخدمى که می‌تواند زمستان خودش را با آن بگذراند یعنى حساب خود و خانواده‌اش را با آن اداره کند مهم است اما براى ما که اگر یک رأى به آن بدهیم اهمیت ندارد ولى براى او مسئله حیاتى است مثلاً مستخدمین پست و تلگراف را فرض بفرمایید که حتى سال 26 هم نگرفته‌اند یک نامه‌رسان 96 تومان حقوق می‌گیرد 35 تومان از 96 تومان براى چرخ از او کم می‌شود می‌ماند براى او 61 تومان فکر بفرمایید با این گرانى با این وضع زندگى یک نفر که ز‌ن و بچه و عیال دارد 61 تومان حقوق می‌گیرد با این 61 تومان امروز در یک جاى مناسب یک اطاق به آدم نمی‌دهند آن وقت ده تومان که این آدم باید بگیرد براى نظریات سیاسى که چند نفر با هم دارند بگیریم و بنشینیم و این را گروکشى کنیم و حقوق یک مشت آدم ضعیف را پایمال کنیم این خلاف انصاف است صحیح است به این جهت بنده استدعا مى‌کنم از مجلس شوراى ملى که این تبصره دوم لااقل مطرح شود و حقوق این بیچارگان پایمال دسته‌بندى سیاسى یک چند نفرى نشود صحیح است‏

رئیس- آقاى دکتر معظمى موافقید

دکتر معظمى- بنده عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى امامى اهرى مخالفید

امامى اهرى- بنده موافقم‏

رئیس- آقاى امامى خویى مخالفید

امامى خویى- بنده موافقم‏

رئیس- آقاى دکتر مصباح‌زاده‏

دکتر مصباح‌زاده- بنده مخالف و رو در رو دستور هستم‏

رئیس- آقاى دکتر اعتبار مخالفید

دکتر اعتبار- بلى‏

رئیس- بفرمایید

دکتر اعتبار- عرض شود با تصدیق تمام فرمایشاتى که جناب آقاى فرامرزى اینجا فرمودند و خیال می‌کنم که تمام نمایندگان محترم هم علاقه‌مند باشند که اضافات مستخدمین تصویب شود ولى آقایان یک موضوع را در نظر بگیرند و آن این است که یک دولتى الان در مملکت سر کار است که مدتى است تحت استیضاح است این که هر دو روزى یک مرتیه ما بیاییم اینجا یک صحبتى راجع به یک موضوع بکنیم و بعد هم بلند شویم برویم و بعد یک موضوع دیگر را مطرح کنیم این براى وضع مملکت خوب نیست و واقعاً اگر یک گرفتارى در مملکت پیداشده دولت با ضعفى که دارد قادر به انجام هیچ کارى نیست ما موظف هستیم که تکلیف دولت را معین بکنیم بنده مخالف دولت هستم ولى آقایانى که موافق دولت هستند باید اینجا بیایند و اصرار بکنند که تکلیف دولت زودتر معلوم شود دولت که نمی‌تواند این طور کار کند و هر روز آقایان وزرا‌‌ از کارهایشان باز می‌ماند و اینجا حاضر می‌شوند موافقین دولت باید جدیت کنند و به دولت رأى بدهند و بعد دولت بیاید و کار کند این که وضع مجلس نیست اما راجع به تبصره تمام آقایان موافقند با این تبصره ولى به شرطى که وقتى رأى دادیم بعد از آن چیز دیگرى مطرح نشود و استیضاح را دنبال کنیم و به نتیجه برسانیم‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود پیشنهاد آقاى فرامرزى آقایانى که موافقند قیام کنند اکثر برخاستند تصویب شد قسمت کمیسیون‌ها هم امروز بایستى انتخاب شود صحیح است حالا تبصره دوم قرائت می‌شود که رأى بگیریم‏

به شرح زیر قرائت شد

تبصره دوم مبلغ یکصد و هشتاد میلیون ریال اعتبار ماده 68 بودجه پیشنهاد‌ى سال 27 کشور موضوع کسر اعتبار ترفیع و اضافات کارمندان و خدمتگزاران تصویب و به وزارت دارایى اجازه داده می‌شود ترفیع و اضافات مشمولین تبصره 1 ماده اول قانون مصوب خرداد 1327 را بابت سال جارى از محل اعتبار بالا پرداخت نماید مبلغ احتیاجى هر یک از وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى با تشخیص وزارت دارایى به بودجه سال جارى آنها علاوه و مورد استفاده واقع خواهد شد

رئیس- آقاى ملک‌مدنى‏

ملک‌مدنى- بنده موافقم‏

رئیس- آقاى صفوى‏

صفوى- بنده موافقم‏

رئیس- پس کسى مخالف نیست‏

نمایندگان- رأى رأى‏

رئیس- اگر کسى مخالف نباشد رأى گرفته می‌شود

+++

دکتر معظمى- اجازه می‌فرمایید

رئیس- بفرمایید

دکتر معظمى- بنده می‌خواستم تذکر بدهم که تبصره معنایى ندارد و به عنوان ماده واحده جداگانه باید مطرح شود چون ماده واحده یک دوازدهم گذشته است‏

رئیس- رأى داده شد که دنباله آن قانون همان طور پیشنهادا‌ت مطرح شود

دکتر معظمى- غرضم این است که ماده واحده ابلاغ شد به دولت و این یک قانون علیحده می‌خواهد

رئیس- دنباله همان است که مجلس رأى داد پس با ورقه رأى گرفته می‌شود آقایان موافقین ورقه سفید بدهند عده حاضر 88 نفر

صفوى- بنده پیشنهادى دارم‏

رئیس- اعلام رأى شده است دیگر

اخذ و استخراج آراء به عمل آمد 73 ورقه سفید شماره شد

رئیس- تبصره دوم لایحه دولت به عنوان ماده واحده با 73 رأى تصویب شد

اسامى رأى‌دهندگان: آقایان رحیمیان- دکتر مصباح‌زاده- اردلان- دکتر فلسفى- نراقى- مهدى ارباب- بوداغیان- ارباب گیو- اسلامى- حسن مکرم- شریعت‌زاده- صادقى- على بهبهانى- ملکى- فولادوند- دکتر مجتهدى- دکتر متین دفتر‌ى- صاحب‌جمع- بهاء‌الدین کهبد- پالیزى- شکرالله صفوى- کشاورز صدر- حبیب‌الله امین- نور‌الدین امامى- موسوى- آشتیانى‌زاده- محسن گنابادى- دهقان- على اقبال- نواب یزدى- امامى اهرى- دکتر امینى- ناصر ذوالفقارى- زنگنه- باتمانقلیج- عبدالحسین نیکپور- دولتشاهى- دکتر آشتیانى- مهدى مشایخى- هراتى- مظفرى- سلطانى- گرگانى- عرب‌شیبانى- جواد عامرى- کفایى- سلطان‌العلماء- منصف- معتمد دماوندى- خسرو هدایت- دکتر راجى- دکتر طبا- نیک‌پى- محمود محمود- گلبادى- شریف‌زاده- دکتر اعتبار- احمد فرامرزى- افشار- لیقوانى- سیدهاشم وکیل- مامقانى- دکتر شفق- عبدالرحمن فرامرزى- شهاب خسروانى- عباسى- صدرزاده- آزاد- ملک‌مدنى- محمد‌على مسعودى- على وکیلى-( یک کارت سلطان‌العلماء. یک ورقه موافق بدون اسم‏

ورقه سفید علامت امتناع 5 برگ‏

[3- انتخاب کمیسیون‌ها]

رئیس- حالا شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون‌ها و بدواً 5 نفر از آقایان براى استخراج آراء کمیسیون‌ها به حکم قرعه انتخاب می‌شوند

اقتراع به عمل آمد و آقایان زیر انتخاب شدند

آقایان حسن مکرم- منوچهر گلبادى - ارباب گیو- ابوالقاسم امینى- دکتر مجتهدى‏

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون قوانین دارایى عده اعضا 18 نفر عده حاضر 89 نفر اخذ رأى به عمل آمد

عباس اسکندرى- اجازه بفرمایید بنده تمنى دارم که بنده را در هیچ یک از کمیسیون‌ها ننویسند

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون دادگسترى عده اعضا 18 نفر عده حاضر 90 اخذ رأى به عمل آمد

صادقى- اجازه بفرمایید در کمیسیون فرهنگ بنده دیدم که اسم بنده را نوشته‌اند چون کاندید عضویت کمیسیون فرهنگ آقاى حاذقى بودند بنابراین تقاضا می‌کنم آقایان اصلاح بفرمایید

رئیس- حالا شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون کشور عده اعضا 18 نفر حاضرین 90 نفر اخذ رأى عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون فرهنگ عده اعضا‌ء 18 نفر حاضرین 90 ‌ نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر عده اعضاء 18 نفر عده حاضر 90 نفر اخذ راى به عمل آمد

رئیس- رئیس شروع میشود بانتخاب کمیسیون کشاورزى عده اعضاء 18 نفر عده حاضر 92 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون امور خارجه عده اعضاء 18 نفر حاضرین 91 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به ا‌نتخاب کمیسون راه عده اعضاء 12 نفر عده حاضر 91 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون بهدارى عده اعضا‌ء 12 نفر عده حاضر 88 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسون نظام عده اعضاء 12 نفر عده حاضر 86 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- شروع می‌شود به انتخاب کمیسیون پست و تلگراف عده اعضاء 6 نفر عده حاضر 83 نفر اخذ رأى به عمل آمد

رئیس- از آقایان مستخرجین تقاضا می‌شود که هر چه زودتر این آراء را استخراج کنند و گزارشش را به مجلس بدهند از طرف هیئت رئیسه هم آقاى صدر‌زاده نظارت می‌کنند می‌خواستم عرض کنم که آقایان هیئت رئیسه شعب را هم انتخاب بکنند و از هر شعبه یک نفر براى کمیسیون عرایض و مرخصى و دو نفر براى کمیسیون مبتکرات انتخاب کنند حالا وارد می‌شویم در موضوع استیضاح آقاى آزاد بفرمایید

[4- طرح بقیه استیضاح آقاى آزاد]

آزاد- صحبت پریروز بنده در اطراف مجلس شورای ملى بود چرا مجلس شورای ملى از قدرتى که ملت به او تفویض کرده است نمى‌تواند استفاده کامل بکند

مکى- اکثریت نیست آقا

رئیس- تأمل بفرمایید اکثریت بشود پس از چند دقیقه مجدداً اکثریت حاصل شد

رئیس- بفرمایید

آزاد- بنده یک مختصر توضیحى دارم علت این موضوع دو چیز است‏ یکى این است که در مجلس شوراى ملى یک عده‌اى از کارمندان دولت انتخاب شده‌اند و به مجلس آمده‌اند و علتش هم این بود که کار‌مندان دولت مطابق دیسیپلین ادارى مجبور و موظف به اطاعت هستند (صادقى- عمومیت ندارد) بلى حالا توضیح می‌دهم و به مناسبت این که اضافه حقوق و ترفیع رتبه اینها منوط و مربوط به نظر رئیس مافوق آنها است ناچار هستند نسبت به آنها همیشه مطیع و فرمانبردار و متواضع باشند این موضع در جریان 15 سال 20 سال خدمت دولت یک عادت ثانوى براى آنها شده بعد از آن برویم سر‌وزیر وزیر یک وزارتخانه شخصى است که قطعى‌ترین تصمیمات را نسبت به کارمندان دولت می‌گیرد رئیس استان را رئیس شهرستان بکند یک کارمندى را بدون جهت منتظر خدمت می‌کند یک کارمندى را ارتقاء می‌دهد بنابراین وزرا‌ همیشه در مقابل کارمندان دولتى به قدرى بزرگ هستند که به قدر کوه دماوند به اصطلاح معروف و همه کارمندان دولت از وزرا‌ مرعوب هستند اغلب اوقات در وزارتخانه‌ها به مردم می‌رسم مى‌بینم که یک کارمند دولت می‌آید در برابر وزیر می‌ایستد او گاهى با یک کس دیگرى صحبت می‌کند و آن کارمند هفت و هشت دقیقه ایستاده است وقتی که اجازه می‌دهد و مى‌نشیند و حرف او را گوش می‌کند تا یک هفته او لذت می‌برد که رفته پیش وزیر و وزیر اجازه داده است که پیش او رفته و بعد از این هم حرف او را گوش کرده است خوب وقتی که بنا شد یک عده اشخاص روى یک اصول و تربیت مدت‌هاى مدید تربیت شدند دیگر آنها وقتى که آمدند در یک صندلی‌هایى نشستند غیر ممکن است که این صندلى صندلى تحکم و باز خواست از کسى بشود و در اثر سالیان دراز عادت آنها نمی‌تواند نسبت به آن وزیر استضاحى می‌کنند آنها نمى‌توانند آن وزیر را مورد استیضاح قرار دهند اینجا وقتى که چشمشان به وزیر می‌افتد بى‌اختیار متواضع می‌شوند و نمى‌‌توانند او را مورد عتاب و خطاب قرار دهند صادقى عمومیت ندارد همین جور که آقاى صادقى فرمودند عمومیت ندارد یک عده اشخاصى هستند که این قضایا را فهمیده‌اند و می‌خواهند رعایت بکنند ولى این موضوعى است که کاملاً اختیارى نیست آقایان سیگار می‌کشند و یا این که اشخاصى که سیگار‌یند با این که حس مى‌کنند که سیگار قلب و ریه‌شان را خراب می‌کند ولى همین که از خواب بیدار می‌شوند یک دستشان می‌رود به قوطى سیگار و یک دستشان می‌رود به قوطى کبریت و دود بلند می‌شود این مدت بیست سال است حکایتى است در کتابى نوشته است تاجرى غلامى داشت این غلام خیلى شر بود او را هفته‌اى یک مرتبه و دو مرتبه با شلاق می‌زد و تنش را سیاه می‌کرد بعداین غلام را فروخت و این شروع کرد یک دسته‌اى تهیه کرد و مشغول شد به راهزنى قافله‌‌ها را میزد چندین مرتبه حاکم چند نفر فرسناد که او را بگیرند سواران حاکم شکست می‌خوردند این تاجر یک دفعه با قافله‌اى مسافرت کرد در این بین غلام جلوى قافله را گرفت سران قافله و تمام تجار و اهل قافله را بردند پیش این غلام چشم این تاجر که به غلام افتاد روى به آن عادت قدیمى که به این تحکم می‌کرد به او

+++

پرخاش کرد که چرا دست از شرارت برنمی‌دارى غلام هم که چندین مرتبه شلاق خورده بود گفت ببخشید اگر می‌دانستم که شما اینجا بودید دست به این کار نمی‌زدم گفت سوار شو برو گفت چشم بعد از این تاجر پرسیدند که چطور شد که چشمت که به این غلام افتاد همه که از این می‌ترسیدند فورى به این تحکم کردى و این حرف ترا قبول کرد گفت من اقلاً هزار مرتبه این شلاق زده بودم به محض این که او را دیدم و گفتم حرکت کن فورى حرکت کرد و رفت به غلام هم گفتند که چرا از این پیرمرد ترسیدى گفت این هزار مرتبه مرا شلاق زده بود رعب او هم در دل من بو‌د ترسیدم و اطاعت کردم مقصود این بود کارمندان دولت وقتى چشمشان به وزیرى می‌افتد که پانزده سال ده سال همه اختیارشان دست این وزیر بوده است اینجا خواهى نخواهى مرعوب می‌شوند و نمى‌توانند استیضاح کنند از این وزیر که برخلاف قانون کار کرده یا اگر دیدند که یک تقصیرى متوجه اوست تقاضاى تعقیب او را کنند موضوع دیگرى که می‌خواستم عرض کنم این است که هر یک از آقایان که به مجلس آمده‌اند اینها همیشه دلشان می‌خواهد که چندین دوره دیگر هم در مجلس باشند مثل این که خود من که در این دوره به مجلس آمده‌ام از 50 یا 60 نفر که با من به مجلس آمده‌اند همیشه به من می‌گفته‌اند آزاد به فکر دوره آتیه باش البته نصایح اینها از اثر محبتى بود که به من داشتند البته یک آدمى که به من نصیحت می‌کند که به فکر دوره آینده باشم براى خودش هم این فکر را می‌کند و به عقیده بنده نقطه‌ى ضعف اینجا است براى این که یک نفر آدم که می‌خواهد در ایران وکیل شود این قدرت را لازم دار‌د که وکیل شود براى این که وکیل شدن بدون قدرت داشتن نمى‌شود در کشورهایى که وضعیت مشروطه آنها روى یک اصول و قاعده‌اى است قدرت عبارت‏ است از تشکیلات حزبى هرکس که می‌خواهد موفق شود می‌رود داخل می‌شود در یکى از اجزایى که مطابق فکر و سلیقه او است آنجا فعالیت می‌کند کوشش می‌کند زحمت مى ‌کشد جلب توجه افراد حزب را می‌کند و بعد هم حزب او را کاندید می‌کند و انتخاب می‌کند یا این است که نسبت به یک محلى خدماتى می‌کند اهالى محل موقع انتخابات به ا‌و رأى می‌دهند ولى متأسفانه در کشور ما احزاب قوى وجود ندارد که اشخاص بروند در آنجا داخل شوند و بعد آن احزاب کاندید‌هایى معلوم بکنند و رأى بدهند که این آدم وکیل شود خدمت کردن به اهالى محل هم شرط وکیل شدن نیست بر فرض هم که کسى خدماتى بکند وقتی‌ که انتخابات شروع می‌شود مردم بخواهند به او رأى بدهند صندوق را عوض می‌کنند سزاوار یک بخشدار همه را تصفیه می‌کند پس بنابراین این قضیه هم که درست در نمى‌آید بنده می‌خواستم مثلى بزنم ولى نمى‌گویم پس اگر کسى خواست وکیل شود باید به یکى از مراکز قدرت دولتى نزدیک شود تا این که آن مرز قدرت دولتى به او کمک کند و او وکیل بشود البته مراکز قدرت دولتى وزرا‌ هستند قشون است ژاندارمرى و اینها هستند وقتى بناشد اشخاصى که در مجلس هستند بخواهند دوره آینده خود را تأمین کنند و به یکى از این مقامات نزدیک شوند و متوسل شوند و آن مقام‌ها هم آنها را تحت حمایت خودشان نگاه داشتند البته از اینها یک چیزى می‌خواهند این که معامله متقابله است من می‌خواهم وکیل بشوم باید به رئیس لشکر به وزیر نخست وزیر متوسل شوم او هم مرا کمک مى کند یک چیزى میخواهد مفت که نیست (مهندس رضوى- این وکالت چه افتخارى دارد) بنده هم همین را می‌خواهم عرض کنم این مراکزى که می‌خواهند ما را وکیل کنند از ما یک چیزى می‌خواهند این است که یک لوایحى می‌آورند و ما باید برخلاف عقیده خود به آنها رأى بدهیم (کشاورز صدر- پس به هیچ دولتى نباید رأى داد؟) بله قضیه همان دیروز است (خنده نمایندگان- زنگ رئیس) اینها همه را نگهدار آخر بیار (خنده نمایندگان) بله وقتى هم که اینها از ما یک چیزى خواستند وقتى که بنا شد آقایانى که در مراکز قدرت نشسته‌اند چیزى خواسته باشند وضعیت مملکت این است که مى‌بینیم و ما به هیچ وجه من‌الوجوه نمى‌توانیم در مقابل چیزهایی که که مخالف مملکت مى‌بینیم مقاومت کنیم براى این که آینده‌مان تأمین بشود من که الان اینجا هستم و این حرف‌ها را می‌زنم براى این است که نه دلم می‌خواهد در خانه‌ام قالى مترى سیصد تومان افتاده باشد نه می‌خواهم که خانه‌ام باغ باشد و نه می‌خواهم که دوره آینده وکیل بشوم و براى این است که این حرف‌ها را می‌زنم اگر من هم می‌خواستم استفاده کنم و دوره آینده وکیل بشوم خیلى آدم مؤدب و مطیع و فرمانبردارى بودم و به هیچ وجه من‌الوجوه این صحبت‌ها را اینجا نمی‌کردم یکى از فلاسفه قدیم می‌نویسند غلامى روزى اربابش به او گفت من مهمان دارم و بهترین غذاها باید براى من درست کنى وقتى غذا را آوردند دید همه زبان بود پرسید چه شد که براى من زبان درست کردى شرح مفصلى گفت که زبان چه خاصیت‌ها را دارد می‌تواند جلب قلوب کند بعد از چندى باز گفت بدترین غذاها را براى من درست کن باز او از زبان درست کرد و گفت چه شد که بدترین غذاها را هم از زبان درست کردى شرح مفصلى در مذمت زبان گفت بنده هم می‌خواهم عرض کنم که مجلس شوراى ملى یک نقطه‌اى است که می‌تواند ملت ایران را به رفاه سوق دهد و نیز یک نقطه‌اى است که می‌تواند ملت ایران را به سوى بدبختى ببرد و مملکت را بى‌نظم و ترتیب کند حالا در این قضیه اکثریت مجلس شوراى ملى جایى است که تصمیم بگیرد راهى به سوى بادیه خیر می‌رود راهى به سوى هاویه اکنون مخیر است اگر مجلس شوراى ملى بخواهد می‌تواند هر تصمیمى که راجع به مصالح مملکت ایران باشد بگیرد خودش می‌داند در مقابل فرزندان آتیه ایران من در مدت 40 سال زندگانى سیاسى که داشته‌ام که همه‌اش و در سیاست بوده‌ام یک تجربیاتى تحصیل کرده‌ام و آن تجربیات من عبارت از این بوده است که در کشور ایران از چهل سال قبل سایوتاژى جریان داشته است سابوتاژ یک اصطلاحى است که در سیاست‌هاى خارجى استعمال می‌شود یعنى تخریب من معتقدم که از چهل سال قبل تاکنون یک سیاست تخریبى در ایران وجود داشته است سیاست تخریب خطرش از بمب اتمى زیادتر است زیرا بمب اتمى مى‌آید یک شهرى را خراب می‌کند ولى سیاست تخریب مثل موریانه مى‌آید یک مملکتى را می‌خورد و خراب می‌کند و از بین می‌برد این سیاست تخریب از طرف دولت انگلستان در ایران چهل سال است که شیوع دارد و علتش هم این است که از زمانى که انگلیس‌ها هند را گرفته یک عده زیادى از رجال خود را به شرق فرستادند که مطالعه‌اى بکنند که هندوستان محفوظ بماند این اشخاص که آمدند طبق کتاب‌هایى که خودشان راجع به ایران نوشتند در نظر دارند یکى این است که ایرانى باید گرسنه باشد تا اطاعت کند و عرب سیر و یکى دیگر این است که در اطراف هندوستان یک بیابان لم یزرعى باشد که هندوستان حفظ شود اینها در کتاب‌هایى که رجال سیاسیشان نوشته‌اند نوشته شده است سیاست تخریبى که در ایران وجود داشته و الان هم به عقیده من وجود دارد اینها به توسط مأمور‌ى خارجى نیستند غالباً اینها به توسط همین افرادى که در این کشور دارند اعمال می‌شود و این روزگار سیاهى که ملت ایران دارد در اثر همین تخریب بوده است زیرا کشور ایران یک کشورى است که تمام منابع ثروت آن هنوز دست نخورده است نفت دارد طلا دارد رودخانه دارد و همه چیز دارد ولى با تمام اینها ملت ایران در فشار است صحیح است در موقعى که می خواسته راه‌آهن رادرست بکنند وسد اهواز را ببندند یک مهندس بود در آن جا یک نقشه‌اى طرح کرد که حالا که دولت ایران دارد سد را مى‌بندد و دارد پل براى راه‌آهن درست می‌کند براى راه‌آهن جرثقیل هست مهندس هست همه چیز هست وسایل هست یک مختصر پول کمى هم می‌شود صرف کرد و آب‌ها را در اراضى خوزستان جارى کرد به محض این که این مهندس که گویا امریکایى بود این پیشنهاد را کرد بعد از دو سه روز مهندس را عوض کردند و یک مهندس انگلیسى آوردند این که آمد یک گزارش تهیه کرد و داد که به مناسبت این که دولت ایران خیلى عجله دارد که این راه‌آهن درست شد این اقدامات می‌شود این مالیات‌هایى که ما از این مملکت می‌گیریم اگر مقایسه بشود با مالیات‌هایى که کشورهاى ثروتمند از رعایاى خودشان می‌گیرند ملاحظه مى‌کنیم که مالیات‌هاى ما شاید از بعضى از کشورهاى درگیر هم زیادتر باشد ولى این مالیات‌هایى که گرفته می‌شود هم تفریط می‌شود روى همان تخریب و سابوتاژ یک خرج‌هایى براى مملکت درست می‌کنند که به هیچ وجوه من‌الوجوه مفید به حال مملکت نیست و مملکت از این راه نمى‌تواند بهره‌بردارى کند ولى هى مردم را لخت و فقیر مى‌کنیم و هى پول‌ها را می‌گیریم مثلاً بانک کشاورزى یکى از بانک‌هایى باید باشد که سرمایه این از بانک‌هاى دیگر زیادتر باشد براى این که کشور ایران یک کشور فلاحتى است و کمک می‌کند به زارعین و کشاورزان ولى سرمایه این بانک را وقتى ما نگاه مى‌کنیم مى‌بینیم که داراى یک سرمایه‌اى است که به هیچ وجه من‌الوجوه براى کشور کافى نیست بلکه براى یک استانى هم اگر بخواهد عمران و آبادى براى یک استانى هم اگر بخواهد عمران و آبادى بکند کافى نیست ولى در عوض ده میلیون تومان می‌روند تخصیص می‌دهند به شعبه بانک ملى در بازار به جاى این که به بانک کشاورزى بدهند مثلاً شرکت فرش درست می‌کنند که به هیچ وجه من‌الوجوه مفید به حال کشور نیست سالى نیم میلیون تومان بودجه دارد آقا این پول را بدهید به فرهنگ این سیاست در ایران وجود داشته است و الان هم وجود دارد و به هیچ وجه من‌الوجوه هم کسى نیست فکر بکند و این سیاست را از بین ببرد و اقداماتى بکند که ملت ایران روى پاى خودش

+++

بایستد و کارهایش را مطابق میل خودش رسیدگى بکند من از سبزوار که برگشتم خواستم چند باب مدرسه براى دهات سبزوار درست کنم به تمام دهات رفتم و مخارج اینها را برآورد کردم هر دبستانى در حدود 7 الى 8 هزار تومان ....

رئیس- آقاى آزاد تأمل بفرمایید اکثریت نیست پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد بفرمایید

آزاد- در سبزوار من می‌خواستم در حدود 10 بیست سى تابستان درست بکنم با سبزواری‌ها و با مالکین آنجا صحبت کردم اغلبشان گفتند ما پول این دبستان‌ها را می‌دهیم من آمدم به طهران دیدم که کاغذى براى من نوشتند که ممکن است یک اشکالاتى پیش بیاید در بعضى دهات و بعضى مالکین این پول را ندهند و ما هم مجبور بشوى که به وسیله‌ى امنیه از آنها بگیریم من فکر کردم در آن موقع پارسال که اگر دو ماه قند و شکر و چاى اهالى سبزوار را اجازه می‌دهند که ما بفروشیم مازاد این را براى ساختمان دبستان‌ها اختصاص بدهیم یک کار بى‌زحمتى است در حدود 160 تن هر ماه سبزوار شکر سهمیه دارد ما حساب کردیم دیدیم هشتصد هزار تومان در دو ماه تفاوت این می‌شود با قیمت بازار آزاد در بازار آزاد چهار تومان و نیم بوده وزارت دارایى هم می‌داد 18 قران هشتصد هزار تومان تفاوت دو ماه این قند وشکر بود البته آقایان مى‌دانند که غالباً این قند و شکرها را هم به مردم نمى دادند وقتى که می‌دادند به دارایى یک عده اشخاص می‌آمدند و زد و بند می‌کردند و شکر مردم را می‌بردند مى‌فروختند من تلگراف کردم به اهالى سبزوار که تلگراف کنید به رئیس‌الوزرا‌ و وزارت دارایى دو ماه قند و شکر شما را در بازار آزاد بفروشند و مازاد آن را دبستان در سبزوار بسازند با این پول چهل باب دبستان درست می‌شد و یک مقدار هم زیاد می‌ماند این تلگراف من رفت چند‌ین تلگراف کردند در حدود هزار تومان پول تلگراف دادند و این تلگراف‌ها براى وزیر دارایى بود و هیئت وزیران و یک عده‌اى دیگر که شما دو ماه قند و شکر و چاى ما را در بازار بفروشید و مازادش را تحت نظر یک کمیسیونى که یکى از طرف وزارت دارایى باشد و یکى فرهنگ با حضور چند نفر افراد معتمد محل این پول صرف بشود براى ساختن دبستان‌ها گفتم که این اهالى سبزوار یک چنین تلگرافى کرده‌اند و این به هیچ جا برنمى‌خورد خوب است که مو افقت کنید گفتند من با شادمان باید صحبت بکنم او رئیس کل اقتصاد است با او هم که صحبت کردند او گفته بود از نقطه‌نظر ادارى عیب ندارد یک شکرى است مال اهالى سبزوار و تقاضا کرده‌اند که بفروشند و پولش را براى ایشان اختصاص بدهند مانعى ندارد بعد این آقاى هژیر به من گفت که اگر چنانچه آ‌مدند یک عده‌اى از سبزواری‌ها گفتند که ما شکرمان را نمی‌دهیم تکلیف چیست براى این که این تلگرافات مال تمام نیست من یک کاغذى نوشتم دادم به آقاى دکتر مهیمن که اگر یک نفر ده نفر صد نفر هزار نفر آمدند گفتند که ما شکرمان را نمی‌دهیم من از خودم می‌دهم یک نفر از نمایندگان شما که چیزى ندارید اعتبار داشتم به علاوه همه که نمى‌گفتند بعد آقاى هژیر به من گفتند که خوب اگر سایر شهرستان‌ها آمدند گفتند قند و شکر‌مان را بفروشید صرف دبستان‌ها بکنید آن وقت چکار بکنیم گفتم چه مانعى دارد شما خودتان باید مردم را تشویق بکنید که شما یک ماه قند و شکرتان را بفروشید براى ساختمان دبستان این عیبى ندارد این مال خود مردم است و به دولت هم ضررى نمى‌خورد گفتند خیلى خوب پیشنهاد کنید بعد از چند روز گفتند پیشنهاد رد شد گفتم چرا رد شد گفتند هیئت وزیران رد کرد گفتم آخر این عیبى نداشت ضررى به کسى نمی‌خورد به من گفتند که شما بروید وزرا را یکى یکى ببینید تا من دو مرتبه به هیئت وزیران ببرم گفتم بسیار خوب رفتم پیش آقاى منصور‌السلطنه عدل به من گفتند حرفى ندارم رفتم پیش آقاى سپهبد احمدى وزیر جنگ گفت که من حرفى ندارم بعد ا‌ز چند روز رفتم پیش آقاى وزیر پست و تلگراف او هم به من گفت حرفى ندارم بعداز چند روز دیدم رد کردند این به غیر از سیاست سابوتاژ چیزى نیست در این مملکت این پول خود مردم است پولى است که خود مردم می‌خواهند بدهند براى این که برایشان دبستان درست کنند و این شکرى است که خود مردم نمی‌خورند و امناء محل و مأمورین می‌برند و بند بست می‌کنند به چه مناسبت ایشان موافقت نکردند که این قند و شکر فروخته شود و به مصرف دبستان و تعمیم فرهنگ آنجا برسد در صورتی‌ که بعد از 3 ماه دیگر آقاى نجم‌الملک آمد جیره‌بندى و قند و شکر را ملغى کرد اینها سیاست تخریب است در این مملکت که نمى‌خواهند این مملکت از بدبختى نجات پیدا کند و الّا این که به جایى برنمى‌خورد اهالى که حاضر بودند یک مدرسه برایشان درست کنند عبدالرحمن فرامرزى لغوش خوب بود یا بد صحبت سر لغوش نیست صحبت سر این است که مردم می‌خواستند با پول خودشان ده بیست مدرسه درست بکنند نگذاشتند حالا من لغوش را حرفى نمیزنم باید اشخاص مقتصد اظهار عقیده بکنند چون من اطلاع اقتصادى ندارم که اظهار عقیده بکنم (مهندس رضوى- لغوش بسیار کار خوبى بود) من از شهریور که آمدم بیرون البته آقایان می‌دانند سعادت یک ملت و حفظ استقلال یک مملکت روى سه اصل‏ مستحکمى بنا شده است اول وضعیت اقتصادى است که بایستى مردم نان داشته باشند آب داشته باشند خانه داشته باشند بعد مسئله بهداشت است باید مردم سالمى در مملکت باشند که بتوانند بروند درس بخوانند بتوانند برونند در مزارع و در کارخانه‌ها کار کنند بعد از این دو قسمت مسئله فرهنگ است یک ملت تا وقتى که فهم و دانش نداشته باشد نمی‌تواند از حیثیت و شرافت خودش دفاع بکند و نمی‌تواند وسایل ترقى خودش را فراهم کند موضوع اقتصاد که مهمتر از همه چیز است از شهریور تا به حال مثل گویى شده است که هر کس به آن پایى زد و پرت کرد به یک طرف بعد از شهریور وزارت پیشه و هنر بود وزارت پیشه و هنر بود که بیشتر امور اقتصادى ما را در آنجا متمرکز بود آمدند یک وزارت خوار‌بار درست کردند یک مقدار از این وزارتخانه‌ها را انتقال دادند به وزارت خواربار صد و پنجاه میلیون تومان هم براى آن بودجه تعیین کردند به محض این که وزارت خوار‌بار خواست یک نظم و ترتیبى در کار بدهد وزارت خوار‌بار را منحل کردند بعد از انحلال وزارت خوار‌بار آمدند امور اقتصادى را بردند به وزارت دارایى یک کمیسیونى تشکیل دادند که در کابینه آقاى بیات که امور اقتصادى در تحت نظر آن کمیسیون باشد 5 شش ماه تحت نظر آن کمیسیون بود باز آمد‌ند انتقال دادند به وزارت پیشه و هنر 3 چهار ماه پیشتر آمدند از وزارت پیشه و هنر یک مقدارش را اختصاص دادند به بانک صنعتى درست وضع اقتصادى مملکت را از بعد از شهریور مطالعه کنید مثل توپ فوتبال بوده که از این طرف به آن طرف پرت شده است البته وقتى بنا شود که یک موضوع اساسى را تحت نظر یک عده‌اى سال‌هاى سال اداره نشود و به آن کار رسیدگى نشود غیر ممکن است که از آنجا یک بهره‌بردارى کرد مسئله دیگرى که می‌خواستم عرض کنم مسئله جنوب ایران است اگر آقایان درست دقت کنند مى‌بینند که وضعیت جنوب ایران روز به روز تحلیل می‌رود جمیتش کم می‌شود فقر و پریشانى در مناطق جنوبى بیشتر از مناطق شمالى و مناطق مرکزى است و هر روز آقایان در روزنامه‌ها می‌خوانند که جمعیت بندر‌عباس کم شده است و جمعیت از بین رفته است بندر لنگه جمعیتش از بین رفته است و همین طور تا رسیده است حالا به سیستان که آبش خشک شده است و مردم دارند از بین می‌روند و هر روز هم مردم صحبت می‌کنند از وزارت خارجه سؤال می‌شود هیچ نتیجه‌اى هم گرفته نمی‌شود به هیچ وجه کسى ترتیب اثرى نمی‌دهد هى می‌گویند مشغول اقدامات هستیم و آنها مشغول کار خودشان هستند سؤال می‌کنند ولى اثر‌ى مترتب نیست من امیدوارى دارم که نمایندگان محتر‌م با حسن نیتى که دارند یک قدرى در وضعیت اساسى کشور ایران مطالعه بفرمایند موضوع خدمت به مملکت و اداره کردن مملکت به عقیده من این نیست که ما یک دولتى را انتخاب بکنیم و دولت یک چیزى راجع به سیاست روزمره بگوید و ما قبول بکنیم یا نکنیم و دولت یا بماند یا نماند یک مسائل اساسى و مهم هست براى مملکت که بایستى به آنها توجه و دقت کرد و آن مسائل عبارت از نفوذهاى خارجى در ایران و این نفوذهاى خارجى است که مملکت را به این روز بدبختى و بیچارگى نشانده است به عقیده من آقایان نمایندگان باید در وهله اول نظرشان این باشد که نفوذ خارجى را از ایران بردارند و سعى و کوشش بکنند که تمام امور داخلى و خارجى ایران با نظریات خود ملت ایران حل بشود می‌خواهم یکى دو سه موضوع که راجع به ضرر ایران و منفعت اجنبى هست در اینجا به عرض آقایان برسانم ممکن است بعضى اشخاص تصور کنند که آزاد خیلى مبالغه می‌کند چون شنیده‌ام که می‌گویند آزاد خیلى مبالغه مى کند در نفوذ خارجى در ایران ولى من از این عقیده‌ام بر نمى‌گردم براى این که می‌دانم اجانب در ایران خیلى نفوذ دارند فوق‌العاده در تمام شئون اجتماعى و سیاسى ما دخالت دارند من عضو چندین جمعیت‌هاى خیریه و اسلامى هستم رفته بودم به سبزوار در سبزوار رادیو گفت در اتحادیه مسلمین یک جمعیت زیادى جمع شده‌اند و آنها یک عده خیلى زیاد شاید سى هزار نفر اسم نوشته‌اند که بروند فلسطین وقتى آمدم من که عضو هیئت مدیره اتحادیه مسلمین هستم دیدم وضعیت اتحادیه دارد به هم می‌خورد در ماه رمضان دو سه شب رفتم و کسى نیامد بعد پرسیدم چرا نمی‌آیند گفتند یک جاسوس انگلیسى در اینجا بود از آبادان آمده

+++

بود و داشت تمام چرخ اتحادیه را می‌چرخاند بعد‌ها فهمیدند و بیرونش کردند یک وقتى یکى از ر‌فقاى حزب استقلال ما آمد پیش من گفت که آزاد گفتم بلى گفت مى یک روزنامه‌اى می‌خواهم بنویسم اگر چنانچه رفقاى حزبى که امتیاز دارند به آنها بگویید که به من امتیاز روزنامه را بدهند خوب است گفتم چکار می‌خواهى بکنى گفت باشگاه ورزش داریم و می‌خواهیم راجع به مسائل ورزش هفته‌اى یکى دو روز مطالبى بنویسیم من به دکتر حسن قاضى که عضو حزب استقلال‏ بود و روزنامه‌ى راستگو را داشت گفتم روزنامه‌ات را بده به این آقا رفت و شب صحبت کردند که روزنامه را در اختیار او بگذارند صبح آمد و به من گفت آزاد گفتم بلى گفت این دیشب وقتى که ما صحبت کردیم راجع به روزنامه گفت پول روزنامه را می‌خواهند انگلیسی‌ها بدهند گفتم چطور پول روزنامه را انگلیس‌ها می‌خواهند بدهند گفت من گفتم خرج روزنامه را کى می‌خواهد بدهد گفت انگلیس‌ها فرد آمد پیش من گفتم موضوع قضیه چه بود گفت بلى می‌خواهم روزنامه را بنویسم راجع به مسائل ورزش گفتم پول روزنامه را کى می‌خواهد بدهد گفت که انگلیس‌ها گفتم که تو از کجا با آنها آشنایى پیدا کرده‌اى گفت یکى از آنها در باشگاه ورزشى باما آشنا شد و دو سه مرتبه هم به خانه‌ى ما آمد با خانم انگلیسى خود و با ما آشنا شد گفت اگر یک روزنامه‌ى بنویسى به تو کمک می‌کنم گفتم چه خواست توى روزنامه بنویسى گفت هیچ چیز نخواست فقط گفت چند عکس از ورزشکاران را ما مى‌آوریم گراور کنید و سر‌مقاله‌ى روزنامه را هم می‌نویسیم می‌خواهم عرض کنم که در جمیع شئون ما خارجى‌‌‌ها دخالت می‌کنند و این برخلاف انصاف و مروت است که به یک ملتى که مهد تمدن بشر بوده است آن قدر بیرحمى و بى انصافى کنند

ماده دوم بودجه- تبصره دوم وزارت دارایى مجاز است از مبلغ 5 میلیون و هفتصد هزار لیره که قرار است دولت انگلستان براى تصفیه مطالبات دولت ایران از بابت استفاده‌ى نیروى متفقین از راه‌آهن و بنادر ایران نقداً بپردازد مبلغ دو میلیون لیره از آن را به مصرف خرید فشنگ و تعمیر کار‌خانه‌جات تسلیحات ارتش رسانیده و بقیه آن را جزء عایدات بنگاه راه‌آهن دولتى ایران منظور دارد که بعد از پرداخت بدهى‌هاى بنگاه بقیه براى رفع حوایج ضرورى راه‌آهن مورد استفاده قرار داده شود بلى بنده می‌خواستم در این موضوع مختصر توضیحاتى بدهم در موقعى که قشون متفقین به ایران وارد شدند تعرفه‌ى راه‌آهن ایران که مجلس شوراى ملى هم آن را تصویب کرده بود و وضع کرده بود براى کالاهایى که حمل و نقل می‌شود پنج درجه قرار داده بودند که درجه پنجم آن را تن کیلومترى سه عباسى مقرر داشته بودند وزارت جنگ که یک مقدار زیاد محمولات داشت و حمل و نقل می‌کرد درخواست کرده بود که چون اینها متعلق به دولت است نصف کرایه را با وزارت جنگ حساب کنند یعنى تن کیلومترى سى دینار و البته فرق نمی‌کند وزارت جنگ هم مال ما بود بنگاه را‌ه‌آهن هم مال ما بود این مال دوره قبل از شهریور بود براى مملکت هم فرق نمی‌کرد متفقین وقتى که آمدند به ایران بعد از این که قرار‌داد با ما بستند چسبیدند به این قسمت که چون شما محمولات قشونى خودتان را تن کیلومترى سى دینار حساب می‌کنید با ما هم باید همین معامله را بکنید به همین قیمت حساب بکنید یعنى ما هم که محمولاتمان را حمل و نقل می‌کنیم باید تن کیلومترى سى دینار بدهیم در صورتی‌ که این دو موضوع به یکدیگر ارتباط نداشت راه‌آهن و وزارت جنگ هر دو مال کشور ایران بود محمولات وزارت جنگ هم مال ایران بود ولى متفقین خارجى بودند آمده بودند به هجوم کشور ما را اشغال کرده بودند اینها حق نداشتند که به ما بگویند شما بایستى همان قیمتى که براى محمولات جنگى خودتان یعنى سی دینار قرار داده‌اید باید با ما هم همان معامله را بکنید اینها آمدند این کار را کردند بعد هم این آقایانى که این همه اظهار وطن‌پرستى اظهار احساسات می‌فرمایند به هیچ وجه من‌الوجوه اعتراض نکردند آمدند نشستند گفتند بسیار خوب شما هم تن کیلومترى سى دینار بدهید مطابق صورتى که خود متفقین دادند به وزارت راه خودشان دادند چون کنترل هم خودشان می‌کردند شش میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تن اینها محمولات حمل کردند از جنوب به طرف شمال شش میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تن این صورتى است که خودشان داده‌اند مطابق همین تصدیقى که خودشان آمده‌اند اینجا کرده‌اند که ما تن کیلومترى سى دینار می‌دهیم دویست و هفتاد و نه میلیون تومان کرایه این محمولات می‌شود از قرار تن کیلومترى سى دینار در صورتی که مطابق تعرفه راه‌آهن ایران که درجه پنجم تن کیلومترى سه عباسى بود و به ما بایستى پول می‌دادند دو مقابل این مبلغ می‌شد یعنى 500 میلیون تومان آقایان بعد از این که آمدند و این موافقت را خودشان کردند یک مخارجاتى هم گفتند که ما کردیم من جمله از مخارجاتشان این بود که ما چند نفر صاحب‌منصب در ایران داشتیم پول آنها را هم راه‌آهن باید بدهد این به ما چه مربوط است که پول صاحب‌منصبان آنها را ما بدهیم از طرف آنها ایلیف آمده بود به ایران که نماینده بازرگانى بود این ایلیف دو سه مرتبه آمد صحبت کرد بعد از صحبت‌ها گفت دولت انگلستان فقط پنج میلیون لیره اعتبار براى این کار دارد و بعد از این که محاسبه کردیم این مبلغ را می‌پردازیم بعد این ایلیف از ایران رفت و ربرت سن نماینده بازرگانى از طرف انگلستان آمد که یک کمیسیون مختلطى از نماینده دارایى نماینده وزارت راه و این ربرت سن تشکیل شد اینها آمدند رسیدگى کردند پول‌هایى را که خودشان تقریباً به حساب مى‌آوردند یکى دوازده میلیون تومان پولى است که امریکایی‌ها مى‌گفتند ما اسباب یدکى برا‌‌ى راه‌آهن آورده‌ایم یک میلیون و چهار صد و هشتاد هزار لیره انگلیس‌ها گفتند ما مخارج صاحب‌منصبان کرده‌ایم اینها آمدند همه حسابشان را قبول کردند طبق اظهاراتى که خود ربرت ‌سن با این کمیسیون دارایى تصدیق کردند که تن کیلومترى سى دینار بدهند مطابق حسابى که خودشان کرده‌اند شش میلیون و چهار صد و هشتاد هزار تن هم حمل کرده‌اند 110 میلیون طلب ایران شده است مطابق تصفیه قبل که خودشان کرده‌اند آن وقت آقاى هژیر 110 میلیون طلب ایران را که خود آنها تصدیق کرده‌اند به هفتاد دو میلیون تومان که پنج میلیون و هفتصد هزار لیره باشد آمده است مصالحه کرده است و آن وقت دومیلیون لیره از این مبلغ را هم گفته‌اند ما فشنگ می‌دهیم در موقعى که جنگ اول تمام شده بود ما در مشهد بدیم انگلیس‌ها وقتى که می‌خواستند بروند این فشنگ‌ها و گلوله‌هایى که در آنجا داشتند با این همه مهمات جنگى‏ چاه می‌کندند اینها را می‌ریختند با دینامیت آتش می‌زدند و اغلب اوقات مشاهده می‌شد که تمام شهر به لرزه در مى‌آمد چرا این کار را می‌کردند براى این که براى آنها احتیاجى نبود مقدارى انگلیس‌ها خرج می‌کردند براى این که می‌دیدند اینها به دردشان نمى‌خورد حالا آمدند به آقاى هژیر گفته‌اند از بابت طلب راه‌آهن که این قدر خراب کرده‌اند و از بین برده‌اند بعد از این که 110 میلیون تومان را به 72 میلیون صلح کردند دو میلیون لیره آن را هم فشنگ بگیر و 1.5 میلون تومان هم مخارج حمل و نقل آن را حساب بکنند حالا من می‌خواهم به آقایان بگویم که اینها یک عملیاتى است که خیانت به مملکت است این عملیات را این آقا انجام می‌دهد صحیح است براى این که شما طلب دولت ایران را آنچه هست وصول نمى‌کنید چرا وصول نمى‌کنید شما اگر نماینده ایران هستید چرا رسیدگى نمى‌کنید که این پول‌ها را بگیرید اگر نماینده ایران نیستید پس چرا در رأس یک مملکتى قرار گرفته‌اید مطابق تبصره‌ای که در این قرار‌داد درج شده است متفقین تعهد کرده‌اند که اگر بعد از 6 ماه حساب ایران را تصفیه نکنند تمام مطالبات ایران را لیره طلا بپردازند طبق قرار‌دادى که با ما بسته‌اند آقاى هژیر تشریف بردند لندن وقتى وزیر راه بودند اگر خاطر آقایان باشد سه ماه در آنجا بودند و هیچ کس نفهمید براى چه رفتند و هر کجا که صحبت می‌شد می‌گفتند مسافرت مرموز است (حسن اکبر- گزارش دادند شما تشریف نداشتید) یکى از سوقات‌هایى که براى ما آوردند این است که این 5 میلیون لیره‌ای که ما طلبکار بوده‌ایم در آنجا به ما داده‌اند و من ریخته‌ام توى بانک گذاسته‌ام امانت نخست وزیر کدام 5 میلیون تومان همین 5 میلیون را می‌فرمایید که حالا صحبتش است و من و شما هم هنوز قبول نکرده‌ایم من در چهار سال پیش گذاشته‌ام توى بانک‏

مکى- خطاب به آقاى نخست وزیر وسط حرفشان حرف نزنید بگذارید حرفشان را بزنند

آزاد- شما قبول نکردید شما هر روز برداشته‌اید تصویب‌نامه صادر کرده‌اید که سیصد هزار لیره براى راه‌آهن از این بابت اسباب بخرند این را یادداشت کردید چطور شما قبول نکردید الان تصویب‌نامه‌ای که صادر کرده‌اید در کمیسیون ارز موجود است تصویب‌نامه صادر کرده‌اید که سیصد هزار لیره از بابت این 5 میلیون براى راه‌آهن اسباب بخرند متأسفانه گفتم که در این مملکت هر خیانتى که می‌شود هر عملى که می‌شود کسى نمی‌پرسد براى چه مجلس شوراى ملى پنج نفر را تعیین نمی‌کنند که نگاه بکنند رسیدگى بکنند اقلاً یک عده‌اى تعیین کند که این پرونده‌ها را ببیند بعد اگر گوینده بد گفته بود تکذیب بکنند اگر قضایا صحیح است که تکلیفش را معین کنید ایشان تشریف آوردند گفتند راه‌آهن خراب است چون ما پول نداریم بایستى مجلس شوراى ملى موافقت کند که این 5 میلیون و هفتصد هزار لیره

+++

گرفته بشود و دو میلیون لیره را که براى فشنگ و تسلیحات است منها بشود و بقیه براى راه‌آهن صرف بشود بنده اینجا اسناد و مدارکى دارم که واقعاً رقت‌آور است خیلى رقت‌آور است من می‌خواهم این را به آقایان عرض کنم که اگر چنانچه یک بنگاهى یک بنگاه راه‌آهن واقعاً ضرر داشته باشد ما حاضریم کفش وکلاهمان را بفروشیم و بدهیم به راه‌آهن و بنگاه راه‌آهن را درست کنیم که بنگاه راه‌آهن ضرر نداشته باشد ولى این پول‌هایى که در آنجا هست روى همان سیاست تخریب همه نفله می‌شود ما هم بایستى حاضر بشویم که 180 میلیون طلبى که ما از انگلیس‌ها داریم از باب راه‌آهن به 72 میلیون صلح بشود و مبلغ 72 میلیون هم از بین برود راه‌آهن 92 میلیون تومان مخارج دارد بودجه‌اش هست حالا ملاحظه بفرمایید این 92 میلیون تومان چگونه نفله می‌شود بنده چند فقره از مخارج یعنى یک قسمت از پول‌هایی که در راه‌آهن نفله می‌شود و جزء اسناد رسمى است اینجا براى آقایان می‌خوانم این مال سال 1326 است رونوشت به قسمت حسابدارى ارسال و اعلام می‌شود علاوه بر خریدهاى بالا که جنبه تشریفاتى داشته و با وجود کسر و دخل بودجه بنگاه کاملاً برخلاف اصول صرفه‌جویى و ضرور‌ت رفتار شده است ببینید چه مخارجى شده است‏

اول براى اطاق آقاى مدیر کل ببینید چقدر پول نفله شده است‏

1- سند شماره 5 خلاصه حساب شماره 3 فروردین 1326 الف انبار خرید این پولى است که خرج شده ملاحظه کنید 18 متر مشمع براى کف اطاق انتظار خصوصى اقاى مدیر کل به مبلغ 5040 ریال ملاحظه کنید 18 متر مشمع براى کف اطاق انتظار خصوصى اقاى مدیر کل خریده‌اند به 5040 ریال‏

2- سند شماره 9 خلاصه حساب شماره 13 اردیبهشت 1326 الف خریده 123/ 1 متر پرده مخمل یشمى براى اطاق‌هاى انتظار و کنفرانس آقاى مدیر کل به مبلغ 34482 ریال یکى از نمایندگان مدیرکل کى بوده آقاى هدایت است اینها پول‌هایى است که خرج شده و می‌گفته‌اند ما پول نداریم‏

3- سند شماره 10 خلاصه حساب شماره 13 اردیبهشت 1326 الف خرید 98 متر پارچه پرده ابریشمى براى اطاق آقاى مدیر کل به مبلغ 11760 ریال‏

4- سند شماره 4 خلاصه حساب شماره 11 اردیبهشت 26 الف 81 متر پارچه تور پرده براى اطاق‌هاى کنفرانس و انتظار آقاى مدیر کل به مبلغ 8910 ریال‏

5- سند شماره 4 خلاصه حساب شماره 14 خرداد 1326 الف خرید 100 جلد شورو و طلا‌کوبى تقویم 4600 ریال‏

6- سند شماره خلاصه حساب شماره 14 خرداد 26 الف خرید 300 جلد شورو و طلاکوبى تقویم 13400 ریال‏

7- سند شماره 3 خلاصه حساب شماره 1 خرداد 26 الف خرید 100 جلد شورو و تقویم 6000 ریال باز صد جلد شورو و تقویم 6000 ریال سند هزینه شماره 2 خلاصه حساب شماره 4 خرداد 26 الف خرید یک کتابخانه با شیشه براى اطاق اقاى مدیر کل بمبلغ 12500 ریال سند هزینه شماره 2 خلاصه حساب شماره 3 خرداد ماه 1326 الف خرید یک میز زیر تلفن براى اطاق آقاى مدیر کل به مبلغ 2500 ریال یک کتابخانه با شیشه براى آقاى مدیر کل ملاحظه بفرمایید خنده نمایندگان سند هزینه شماره 1 خلاصه حساب شماره 2 خرداد ماه 1326 الف میز تحریر براى آقاى مدیر کل به مبلغ 13000 ریال خنده نمایندگان سند هزینه شماره 1 خلاصه حساب شماره 2 خرداد ماه 1326 الف چهار عدد صندلى براى آقاى مدیر کل به مبلغ 16000 ریال ملاحظه کنید هر صندلى 400 تومان چهار تا صندلى خریده‌اند به 16000 ریال براى اطاق آقاى مدیر کل خنده نمایندگان الان کاخ سلطنتى صندلى 400 تومانى ندارد یک نیم کت براى اطاق آقاى مدیر کل به مبلغ 8000 ریال یک میز‌گر‌د براى آقاى مدیر کل به مبلغ 4000 ریال خنده نمایندگان 3 عدد صندلى براى آقاى مدیر کل به مبلغ 3000 ریال سیصد تومان سند هزینه شماره 3 خلاصه حساب شماره 1 شهریور ماه 1326 الف یک میزه مترى براى سخنرانى اطاق آقاى مدیر کل به مبلغ 15000 ریال خنده نمایندگان خلاصه حساب شماره 1 شهریور ماه 26 الف 24 عدد صندلى براى سخنرانى آقاى مدیر کل به مبلغ 28800 ریال خلاصه حساب شماره 1 شهریور 26 الف یک دستگاه کتابخانه با دو لابچه و ویترین براى اطاق آقاى مدیر کل به مبلغ 20000 ریال دو هزار تومان‏

گزارش رسمى است تمام گزارش را بنده خواهم خواند نمایندگان بفرمایید

خلاصه حساب شماره 1 یک میز تحریر به مبلغ ده هزار ریال براى اطاق آقاى مدیر کل‏

خلاصه حساب شماره 1 دو دستگاه جاى لباسى به مبلغ سیزده هزار ریال براى اطاق آقاى مدیر کل گزارشى مربوط پشت سر این ارقام خوانده خواهد شد

سند هزینه شماره 4 خلاصه حساب شماره 1 شهریور ماه 1326

خلاصه حساب شماره یک به مبلغ 32 هزار ریال‏

خلاصه حساب شماره یک دو عدد میز‌گرد پذیرایى هشت‌ هزار ریال‏

خلاصه حساب شماره یک یک عدد میز دراز پذیرایى به مبلغ چهار هزار ریال یک عدد نیمکت به مبلغ هشت هزار ریال (منصف- براى کجا؟) براى اطاق آقاى مدیر کل بنگاه راه‌آهن خنده نمایندگان خلاصه حساب شماره یک یک کتابخانه به مبلغ شانزده هزار ریال غیر از کتابخانه آینه باز یک جالباسى به مبلغ دو هزار ریال سند شماره یک خلاصه حساب شماره هشتم تیر ماه 1326 قالیچه براى اتومبیل آقاى مدیر کل به مبلغ یک هزار و دویست و پنجاه ریال عرض کنم این گزارشى است که داده شده است و مبلغ کلش هم سى و هشت هزار تومان است در صورتی که اطاق‌هاى آقاى مدیر کل تمام مبله بوده است وقتى که این مخارج شده مبل‌هاى اطاق خود را داده است به اطاق‌هاى رئیس کار‌گزینى و این مبل‌ها براى اطاق ایشان خریدارى شده است سى و هشت هزار تومان براى میز تحریر و میز گرد و میز دراز پرداخته شده است خنده نمایندگان حالا آقایان گزارش را استماع بفرمایند پیرو گزارش‌هاى شماره 9 مورخ 23/ 9/ 26 و شماره 10 به تاریخ ‌6/ 10/ 6‌2 خود به استحضار می‌رساند به شرح صورتى که از بخش صندوق قسمت حسابدارى گرفته شده در تاریخ آخر روز اول بهمن ماه 1326 با این که مبلغ سه میلیون و چهار صد هزار ریال از وجوه مورد تقاضاى نواحى را براى پرداخت‌هاى دى ماه 1326 حواله نکرده است معذلک مبلغ بیست و یک میلیون و دویست و پنجاه و یک‌ هزار و سیصد و چهل و یک ریال و پنجاه و پنج دینار در حساب متعلقه به بنگاه راه‌آهن به شماره 30239 بانک ملى ایران کسر موجودى داشته‌اند که چون وجوه امانى را نیز در این حساب ریخته‌اند ظاهراً حساب بانک کسرى نشان نمی‌دهد ولى در محاسبه روشن است که مبلغ مزبور را از وجوه امانى برداشت کرده‌اند در ضمن مبلغ 55/ 251341/ 21 ریال بالا مبلغ 5‌0/ 14231970 ریال دریافتى از نیروى امریکا موضوع قسمت اخیر بند 3 گزارش شماره 19 این حساب مندرج است که اگر آن را نیز کسر کنیم باز هم با مبلغ 5/ 7019371 ریال کسرى مواجه می‌شویم که محققاً از وجوه امانى مردم و دولت که متعلق به راه‌آهن نیست برداشته شده و تصرف غیر قانونى به شمار می‌رود وجوه امانى که در حساب‌هاى راه‌آهن موجود است عبارت از وجوه مالیات بر درآمد باز‌نشستگى صدى دو بهدارى باشگاه راه‌آهن تضمین جمعداران، سپرده پیمانکاران و غیره تصرف در وجوه بالا به هیچ‌ وجه مجاز نیست و مخصوصاً در مورد وجوه بازنشستگى که ماده 58 قانون استخدام کشورى شرح ذیل را حاکى است وجوهى که مطابق ماده 58 به صندوق حقوق و وظایف متقاعدین و وراث مستخدمین داده می‌شود منحصر‌اً براى پرداخت حقوق متقاعدین و وظایف وراث مستخدمین و به هیچ عنوان نباید از این محل به مصرف دیگرى برسد و کسانى که از وجوه صندوق مزبور به مصرف دیگرى برسانند در حکم سارقین اموال عمومى خواهند بود روش بالا از دو نظر مورد ملاحظه است اولاً از نظر عمل خلاف و تطبیق با مقررات قانونى که ماده 152 قانون مجازات عمومى در این باب به شرح ذیل ناطق است هر یک از تحصیلداران و معاونین آنها و امانت‌داران و محاسبین و امناء صندوق دولتى که نقدینه متعلق به دولت یا اشخاص یا اسناد یا مطالبات که به منزله نقدینه است یا اوراق یا حواله‌جات یا اسناد یا اشیاء منقوله را که برحسب وظیفه سپرده به آنها است اختلاس یا هر تصرف غیر قانونى نماید به علاوه رد مال و تأدیه غرامتى معادل ضعف مال محکوم به انفصال از خدمت دولت از تا ده سال خواهد گردید ثانیاً از نظر مصالح بنگاه راه‌آهن که بشرح مندرجه در قسمت اخیر گزارش شماره 9 مورخ 23/ 9/ 26 این جانب شایسته است مورد توجه و اقدام مخصوص

+++

قرار گیرد به قسمى که راه‌آهن از این وضعیت پراکنده و ورشکستگى نجات یابد در خاتمه لزوماً به استحضار می‌رساند با روش فعلى هر ماهه مواجه با کسر دخل بیشتر‌ى خواهیم شد و با ادامه آن در فروردین ماه 1327 که بانک ملى ایران طبق پیمان منعقده مبلغ بیست و سه میلیون ریال بقیه قسط وام 1326 را از حساب شماره 30249 بنگاه راه‌آهن بردارد ممکن است با وضعیتى دچار شویم که تمام وجوه بنگاه راه‌آهن و وجوه امانى مردم و ادارات مصرف شود و علاوه بر مسئولیت و مجازات قانونى دچار افلاس کامل شویم این وضعیت بنگاه راه‌آهن است بنگاه راه‌آهن فعلاً نود و دو میلیون تومان مخارج دارد و عایداتش کمتر شده است از مخارجش در صورتی که آقایان می‌دانند یک شوفرى که یک کامیون می‌خرد بیست هزار تومان بعد از چند سال هم پول خود را در می‌آورد و هم اتومبیل برایش می‌ماند و هم زندگیش اداره می‌شود یک بنگاهى که این همه برایش خرج شده است چگونه می‌شود کسر خرج داشته باشد کشورهاى دیگرى که راه‌آهن و این قبیل مؤسسات دارند ضرر می‌کنند این فقط مختص به ماست و علتش این است که تمام پول‌ها نفله می‌شود همین طور که ملاحظه فرمودید براى اطاق آقاى مدیر کل سى و هشت‌ هزار تومان خرج شده است و اثاثیه خریده‌اند حالا بنده یکى دو موضوع دیگر را هم به عرض آقایان مى‌‌رسانم و به این موضوع خاتمه می‌دهم اجازه بفرمایید که بنده ولخرجی‌هاى دیگرى‏ که در سال 1326 در راه‌آهن شده به عرض برسانم خرید 24 دستگاه اتومبیل لینکلن و غیره مبلغ دو میلیون و هفتصد هزار ریال که پارسال این اتومبیل‌ها را خریده‌اند مخارج تعمیر و بنزین اتومبیل یک میلیون ریال که در سال گذشته این مبلغ را فقط براى تعمیر و بنزین داده‌اند اضافه کارى رؤسا ماهى نود هزار تومان بنگاه راه‌آهن الان مدعى است که در حدود هشت‌ هزار نفر کارمند زیادى دارد و از نقطه‌نظر این که اگر اینها را بیرون بکنیم گرسنه می‌مانند اینها را نگاهداشته‌اند و کار به آنها رجوع نمی‌کنند ولى در ماه نود هزار تومان اضافه حقوق می‌دهند که در سال می‌شود یک میلیون و هشتا‌د هزار تومان که به این رؤسایى که در آنجا هستند پرداخته می‌شود سال گذشته با آن که خودشان مدعى هستند که هشت هزار نفر کارمند اضافى دارند هزار و ششصد نفر کارمند استخدام کرده‌اند که بودجه آنها درسال 1326 سیزده میلیون ریال شده است با این که خودشان معتقدند که هشت هزار نفر کارمند زیادى دارند صحیح است یک چیزى که خیلى قابل توجه است مخارج تشریفات است که در سال 26 مخارج تشریفات و مهمانى و محرمانه هشتاد میلیون ریال هشت میلیون تومان شده است در سال گذشته که اینها خرج کرده‌اند

رحیمیان این حساب نیست چیز عجیبى است‏

امامى خویى- این را کى نوشته‏

آزاد- اینها همه‌اش اسناد رسمى است چند نفر تعیین کنید که بیایند این ارقام را رسیدگى کنند یک کمیسیون تشکیل بدهید یک مهمانى کرده‌اند پنج هزار تومان فقط پول کنیاک و ویسکى حساب کرده‌اند تمام این مهمانی‌ها خاویار و ویسکى و شامپانى است و پارسال می‌خواستند جشنى بگیرند براى راه‌آهن بعد نمى‌دانم کى گفت که این جشن لازم نیست اینها آقا نه هزار تومان پول تخمه و پسته حساب کرده‌اند پنج نفر تعیین کنید بروند به این حساب برسند آن وقت آقاى هژیر بلند می‌شوند می‌آیند اینجا و سینه خودشان را چاک می‌کنند که آقا بنگاه راه‌آهن دارد از بین می‌رود اگر کمک نکنید و اگر شما پول ندهید بنگاه راه‌آهن از بین خواهد رفت چرا اینها را رسیدگى نمی‌کنید الان در حدود بیست و هفت میلیون تومان ولخرجى سال گذشته راه‌آهن است با این ولخرجى سال گذشته مگر نمى‌توانستید راه‌آهن را مرتب کنید مکى راه‌آهن آستین سر خود است در راه‌آهن براى انجام مقاصد سیاسى و براى این طرف و آن طرف پول داده می‌شود و ما هم که اینجا نشسته‌ایم به هیچ وجه من‌الوجوه حاضر نیستیم که پنج نفر تعیین کنیم بروند رسیدگى کنند و ببینند راست است یا دروغ است الان کسانى هستند که حاضرند راه‌آهن را اجاره کنند که سال 60 میلیون مخارج کرده و 20 میلیون هم عایدى بدهند در صورتى که الان سال 15 الى 20 میلیون کسر خرج دارند که پول از بانک ملى قرض کرده‌اند حالا اگر آقایان مى‌خواهید تنفس داده شود بنده حرفى ندارم‏

رحیمیان- آقاى آزاد آن رقم مهمانى و مخارج محرمانه هشت میلیون ریال است یا تومان‏

آزاد- هشتاد میلیون ریال یعنى هشت میلیون تومان بنده که این مطالب را خواندم اینها ارقام عمده‌اش بود و الّا مخارج دیگرى هم شده مثلا 30 نفر فرستاده‌اند براى اروپا ماهى 150 لیره 200 لیره به انها حقوق می‌دهند و این ارقام چون زیاد بود خواندم الان چندین نفر هستند که ماهى دو هزار تومان و چهار هزار تومان مى دهند و به اشخاص معالجه مرض می‌دهند در صورتى که هیچ مرضى هم ندارند اینها مخارجى است که می‌شود

در این موقع مجلس از اکثریت افتاد

[5- موقع ودستور جلسه بعد ختم جلسه]‏

رئیس- پیشنهادى رسیده براى ختم جلسه باید عده کافى شود تا قرائت بشود چون اکثریت نیست که پیشنهاد خوانده شود جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده فردا صبح ساعت 9 دستور بقیه‌ى استیضاح‏

مجلس یک ساعت بعداز ظهر ختم می‌شود

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294425!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)