کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/25]

جلسه: 114 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 6 آبان ماه 1327  

فهرست مطالب:

1-قرائت صورت مجلس

2- اقتراع شعب شش گانه

3- بقیه استیضاح از دولت

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 114

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 6 آبان ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1-قرائت صورت مجلس

2- اقتراع شعب شش گانه

3- بقیه استیضاح از دولت

4- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس نیم ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

 [1- تصویب صورت مجلس‏]

صورت مجلس جلسه قبل را آقاى صدرزاده منشى به شرح زیر قرائت کردند

یک ساعت و بیست دقیقه به ظهر روز چهار‌شنبه پنجم آبان مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏

غائبین با اجازه- آقایان: بیات- سلطان‌العلماء- پالیزى- رفیع- اورنگ- محمد ذوالفقارى- نراقى- على بهبهانى- شهاب خسروانى- صاحب دیوانى- محمد ساعد

غائبین بى‌اجازه- آقایان محمد‌حسین قشقائى- حاذقى- اردشیر شادلو- دادور- قبادیان- لاهوتى- تولیت- کامل ماکویى- احمد اخوان- ابوالقاسم بهبهانى- امیر‌تیمور- نبوى- دکتر عبده- ابوالحسن رضوى- آصف- ملک‌پور- حسین وکیل- ناصرى- بهار- یمین اسفندیارى- دکتر ملکى- فاضلى- صفا امامى‏

آقاى رحیمیان در پاسخ بیانات جلسه گذشته آقاى نخست وزیر گفتند مخارج ساختمان دو سد از طرف بنگاه آبیارى برآورد شده است‏

آقاى اسلامى راجع به سوال خوددرباب اراضى عباس آباد تذکرى دادند

آقاى نخست وزیر راجع به پیشنهاد آقاى رحیمیان گفتند مربوط به بودجه عمرانى کشور است ضمن بودجه مملکتى می‌توان منظور داشت و در باب سوال آقاى اسلامى گفتند وزارت دادگسترى مشغول رسیدگى است و آقاى رحیمیان پیشنهاد خود را مسترد داشتند

آقاى برزین پیشنهاد نمودند که وزارت پست و تلگراف اداره تلفن را تملک کند و سهام شرکاء در طى ده سال به قیمت عادله روز خریدارى و وضع تلفن در تمام کشور اصلاح شود و در اطراف پیشنهاد خود توضیحاتى دادند

آقاى دکتر شفق مخالف بوده گفتند مربوط به یک دوازدهم نیست و باید در بودجه کل کشور مورد مطالعه قرار گیرد و ماده 102 نظامنامه قرائت گردید و پیشنهاد آقاى برزین قابل توجه نشد

آقاى دکتر متین دفترى پیشنهاد نمودند اصل ماده واحده دولت از تبصره‌ها مجزى و تصویب شود و ضمن توضیحات راجع به مطالبات راه‌آهن گفتند راه‌آهن را به صورت قبل از جنگ به ما برگردانند کافى است‏

آقاى نخست وزیر گفتند اجراى تبصره‌هاى تصویب شده مستلز‌م تصویب تبصره‌هاى دیگر لایحه است و ضمن توضیحات نسبت به مطالبات راه‌آهن با قرائت پاسخ وزارت امور خارجه به نامه سفارت انگلیس گفتند هنوز تصمیم قطعى دولت اعلام نشده و موکول به نظر مجلس است

+++

 آقاى عباس اسکندرى ضمن اشاره و اعتراض به سکوت سازمان ملل و نماینده ایران نسبت به قضیه حیدر‌آباد گفتند با پرداخت بودجه وزارت خارجه مخالفند ولى حقوق حقه مستخدمین باید پرداخت شود و نیز آنچه از بابت مطالبات راه‌آهن می‌دهند دولت می‌تواند به رسم على‌الحساب دریافت کند و صرف اصلاحات راه‌آهن شود

آقاى نخست وزیر اظهار نمودند قسمتى از این مطالبات باید بابت قروض راه‌آهن به بانک ملى و خزانه مسترد گردد

آقاى وزیر جنگ گفتند تصمیمات مجلس شوراى ملى به صورت قانون لازم‌الاجرى است و ارتش حافظ کشور و مجرى قوانین است و وسایل نگاهدارى و رفع احتیاجات ارتش همیشه باید پیش‌بینى و تدارک شده باشد و تصویب یک دوازدهم کافى به تأمین این منظور نیست تأخیر تصویب بودجه ارتش نیز به هر اسم و عنوانى خلاف مصلحت مملکت و قابل تأسف است و تقاضا نمودند لااقل قسمت مربوط به خوراک و پوشاک و ساختمان‌هاى ارتش و ترمیم کارخانه‌جات تسلیحات زودتر به تصویب رسد و یک جلسه‌ى خصوصى براى تشریح وضع ارتش تشکیل گرد د

آقایان دکتر معظمى و مسعود ثابتى پیشنهاد تنفس دادند و تصویب نشد آقاى دکتر متین دفترى تقاضاى خود را در تصویب یک دوازدهم تکرار نمودند و پیشنهاد ایشان قابل توجه شد

سپس ماده واحده قرائت و تصویب و 3 تبصره قابل توجه شده نیز قرائت و تصویب شد و تبصره چهارم مربوط به شرکت تلفن تصویب نگردید و بعد یک جا به ماده واحده و 3 تبصره با ورقه اخذ رأى به عمل آمد و از 82 نفر عده حاضر با 77 رأى تصویب شد

یک ساعت و بیست دقیقه بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده با دستور اقتراع شعب و انتخاب کمیسیون‌ها و بحث در بقیه پیشنهادها به روز پنجشنبه محول گردید.

رئیس- نسبت بصورت مجلس نظرى نیست‏

دهقان- بنده از ماده 109 می‌خواستم استفاده کنم‏

رحیمیان- بنده اعتراض داشتم‏

رئیس- بفرمایید

رحیمیان- بنده می‌خواستم عرض کنم فلسفه‌ى تأسیس روزنامه مجلس در دوره چهاردهم براى این بود که درواقع وکیلى که امروز صحبت می‌کند بداند چه گفته است و این روزنامه ما مدتى است که ابداً خبرى از آن نداریم و هیچ به دست ما نمی‌رسد و ما نمى‌دانیم که در جلسه چه گفته‌ایم مثلاً در جلسه دیروز جناب آقاى وزیر جنگ راجع به بنده فرمودند و حرف ایشان را هم بنده متوجه نشدم و فردا پس فردا که بنده متوجه شدم نمى‌دانم که حرف من چه بوده و نطقى که آقاى وزیر جنگ فرمودند هم معلوم نشد چه بوده و چه صحبت کرده‌اند و بعد باید بنده استفاده بکنم از اجازه و در این قسمت صحبت بکنم ولى راجع به این روزنامه استدعا می‌کنم توجهى بشود که این روزنامه یا اساساً تعطیل بشود و این بودجه بیهوده به مصرف نرسد یا این که روزنامه به دست وکلا برسد که ما بدانیم چه اظهاراتى کرده‌ایم (صحیح است)

رئیس- یک مرتبه دیگر هم من گفتم که هیئت رئیسه مشغول اقدام است که هر روز صورت مشروح مجلس به دست نمایندگان عصرها برسد یعنى هر روز که جلسه هست عصر یک روزنامه‌اى منتشر بشود (یک نفر از نمایندگان- کى) (مکى- پس از دوره شانزدهم) و تفصیلات نطق آقایان را به طور کامل بدهد (احسنت)

عباس اسکندرى- بنده اعتراض دارم‏

رئیس- نسبت به صورت مجلس است (عباس اسکندرى- بلى) بفرمایید

عباس اسکندرى- قسمت راجع به حیدر‌آباد که بنده عرض کردم نوشته نشده است (صدر‌زاده- نوشته شده است) به این معنى که بنده عرض کردم منشور ملل متفق قید کرده است که باید وضعیت جهان در موقع تشکیل این سازمان تغییر نکند و از ملل ضعیف حمایت شود و این عمل نشده و نماینده ایران در آنجا اعتراض نکرده است و تقاضایى نکرده است و قسمت دیگر هم هست که بعد عرض خواهم کرد

رئیس- صورت مجلس بعد تصویب خواهد شد که اکثریت بشود آقاى دهقان بر طبق ماده 109 بیانى دارند بفرمایید آقاى دهقان‏

دهقان- مثل این است که آقاى عباس اسکندرى اگر هر چند وقت یک مرتبه بنده به ایشان عرض ارادت نکنم حالشان سر جا نمى‌آید این است که مى‌آیند از آسمان و ریسمان یک چیز‌هایى می‌بافند تا این که بنده به ایشان عرض ارادت کنم بنده فلسفه دیگرى براى اظهارات ایشان نمى‌بینم صحبت این که بنده سه هزار و هفتصد تومان از وزارت کار به نام شور یا مشورت یا هر ترتیبى که ایشان اسمش را مى‌گذارند گرفتم و می‌گیرم مثل تمام تظاهرات و فرمایشاتشان خلاف واقع است بنده نه دینارى از ادار ه تبلیغات و نه دینارى از وزارت کار نمی‌گیرم حتى قبل از افتخار نیل به مقام نمایندگى هم که عضو وزارت پیشه و هنر بودم و سال‌هاى متمادى سابقه خدمت داشتم پس از شهریور که مبادرت به نشر روزنامه تهران مصور کردم براى این که بتوانم انتقادات خودم راباصراحت بیان کنم از گرفتن حقوق دولتى هم صرف نظر کردم (احسنت) بنابراین یک همچو فردى وقتی که مقام نمایندگى هم دارد زشت است که بیاید برود یک پولى هم از تبلیغات یا وزارت کار به نام حق مشاوره و این چیزها بگیرد بنده خواهش می‌کنم آقاى اسکندرى بعد از این اگر یک مطالبى می‌خواهند بگویند یک مطالبى بگویند که تا یک حدى هم چسبند گى داشته باشد آخر چه مناسبت دارد دو تا وزارتخانه به بنده بدهند آخر به چه تربیتى گفته‌اند که اوضاع درهم برهم و شلوغ است ولى نه دیگر این قدر خر تو خر باشد ولى یک مطلبى که باید توضیح بدهم و شاید اگر توضیح ندهم موجب سوء‌تفاهم می‌شود راجع به کار چند نفر هنرمند تأتر تهران در رادیو تهران است که سال گذشته از تماشاخانه تهران اداره رادیو خواهش کرد که یک قسمت از برنامه رادیو را تأتر تهران اجرا بکند و راجع به دستمزد آن قسمت هم یک صحبتى بین تأتر تهران و رادیو در جریان بود که منتج به نتیجه نشد ولى کار‌مندان تأتر تهران کار خودشان را ادامه دادند یعنى تأتر تهران می‌گفت براى هر برنامه‌اى که می‌خواهید اینجا اجرا بشود باید پنجهزار ریال پول بدهید و رادیو هم می‌گفت ما این اعتبار را نداریم ولى از این لحاظ که چند نفر از دوستان به طور متوالى آنجا رئیس شدند به من می‌گفتند که باید به ما کمک کنى و همیشه از من خواهش می‌کردند که تو کمک بکن که ما بتوانیم کار بکنیم ما هم بدون این که قسمت آن وجه قطع بشود امر آن دوستان راجرا کردم و آن قسمت از برنامه را در رادیو تهران عملى کردم تا آخر سال و نزدیک‌هاى اسفند آمدند گفتند ما هر دفعه و براى هر برنامه‌اى که در رادیو تهران اجرا شده است می‌توانیم 120 تومان بدهیم که این 120 تومان باید بین نویسنده کار‌گردان و هنر‌پیشه تقسیم بشود و ما براى هر نویسنده‌اى در هر دفعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى در تأتر تهران 70 تا هشتاد تومان پول دادیم بعد بنده حساب کردم دیدم این پولى که رادیو می‌خواهد بدهد به هر هنرمندى 20 ریال می‌رسد این شرم‌آور است حقیقت بیست ریال به هر نفر می‌رسید و بنده هم چون به رفقا و همکاران آن بنگاه امر کرده بودم که بروند آنجا کار بکنند ناچار شدم از مالیه خودم هفت هزار تومان روى پول رادیو گذاشتم و به آنها هر دفعه اى 10 تومان دادم و بعد هم در این کار مداخله نکردم براى اینکه جز زیان براى من چیزى نداشت این شرح ماجراى همکارى تأتر تهران است صورتش هم هست خود رادیو هم می‌داند و البته بهتر بود که این هنر‌‌مندان بیچاره به جاى این که بنشینند هى فکر کنند و بیست ریال بگیرند البته بهتر این بود که رئیس دفتر وزارت طرق بشوند و چک مقاطعه‌کارها را که براى پیشنهاد مناقصه به وزارت طرق فرستاده شده بود بلند کنند و امضاى وزارتخانه را جعل بکنند و پولش را بالا بکشند و بروند بنشینند خانه‌شان و پایشان را روى پایشان بیندازند براى دیگران هم کوراغلى بخوانند اینها عقلشان نرسید بدین کار حالا می‌روند زحمت می‌کشند در سر می‌کشند براى 20 ریال اسمشان را هم می‌گذارند هنر‌مند و مطلب حفظ می‌کنند و می‌روند در رادیو کار می‌کنند آنها مثل آقاى اسکندرى عقلشان نمی‌رسید

عباس اسکندرى- بنده اجازه می‌خواهم‏

رئیس- ایشان طبق ماده 109 از خودشان دفاع کردند

عباس اسکندرى- خوب اما بیشتر از آنچه که لازم است فرمودند بنده توضیح می‌دهم بنده مى خواستم از آقاى دهقان تقاضا بکنم اولاً این اندازه ضرر‌ها را تحمل نکنند و الّا مجبور می‌شوند احمد‌آباد را هم بفروشند و آن وقت اسباب زحمت می‌شود این هفت هزار تومان هفت هزار تومان‌ها آدم را ورشکست می‌کند اما مذاکراتى که بنده اینجا کردم بنده هیچ غرض خاصى با شما نداشتم گفتم که جناب اقاى تقى‌زاده ده میلیون ریال پیشنهاد کردند و با این که

+++

با این تبلیغات و طر‌ز عملى که اداره رادیو می‌کند مخالفم با دولت هم مخالف بودم گفتم خوب حالا می‌گویم یک اشخاصى اینجا زیادى هستند کار نمی‌کنند اما بهتر این است که دیگر نمایندگان سوء‌استفاده نکنند اگر شما نمی‌گیرید این پول را و می‌گویید نمی‌گیریم و رئیس تبلیغات هم می‌گوید که ما همچو پولى نمی‌دهیم آن وقت بنده اگر سندى داشتم می‌آورم و نشان می‌دهم و اگر نداشتم گفتم یک تومان می‌گیرید نگیرید اگر می‌خواهید یگیرید من می‌گویم شما حتماً نگیرید دولت هم بشما ندهد اگر اصرار دارید که بگیرید من نخواهم گذاشت شما بگیرید این قرار داد امضاء شده شما است آقاى دهقان (دهقان- امضاء نشده است) (صفوى- وقت مجلس را نگیرید) وقت مجلس براى همین چیزها است آقاى صفوى داخل صحبت بنده نشوید خواهش می‌کنم عرض کنم که از حضرت صادق علیه‌السلام روایت است که وقتى در یک کشورهایى می‌خواهد وبا و طاعون پیدا شود اول موش‌ها به صدا در می‌آیند خنده نمایندگان عرض می‌کنم که بنده با سند صحبت می‌کنم با من هم کسى صحبت نکند بعد بیایید همین جا جواب بدهید این روایت مسلم است از یک امام برحق بنده مخالفت‌هایى که با دولت‌ها دارم براى همین کارهایى است همین اشتباهاتى است که می‌کنند (دهقان- آقاى اسکندرى سندتان را بخوانید کلکتان را بکنید وقت مجلس را نگیرید) اجازه بفرمایید شما مداخله نکنید بعد بیایید حرف بزنید براى شما آقا براى تماشاخانه تهران تصویب‌نامه صادر شده است 6 هزار و پانصد تومان در ماه از شما نمی‌گیرند یعنى روزى 200 تا 220 تومان در صورتى که اگر کمک به فرهنگ است باید از سینماها نگیرند بایستى از سینا تهران نگیرند از سایر سینماها نگیرند چطور تمام اصلاحات و کمک‌ها مربوط به تماشاخانه تهران است بنده این را گفتم و تکرار کردم قبول نکردید بنده یک کتابچه دارم اینها را یادداشت می‌کنم بدانید آن روزى که من آمدم سرکار تمام اینها را از شما خواهم گرفت (دهقان- آن روز که کابینه‌ى دزدها سر‌کار بیاید) خوب این هم جوابش با آقاى رئیس است عرض کنم من از کسى که به من فحش بدهد نمی‌ترسم که پیغمبر ما می‌رفت حرف حق می‌زد خاکستر سرش می‌ریختند به او نسبت سفاهت می‌دادند من حرفم را می‌زنم هر کسى که به من بد بگوید از و باکى ندارم من این راه را می‌روم تا کشته بشوم ولى شما امثال شما بدانید من تا سر پا هستم نخواهم گذاشت بروید و این کارها را بکنید ماهى 6 هزار و پانصد تومان دو سال است گرفته‌اید می‌شود صد و پنجاه هزار تومان با فرعش اگر توانستم می‌گیرم و اگر نداشتید و صلح و مصالحه داخل و خارج کرده بودید می‌فرستم شما را به محبس و طبق قانون مجازات عمومى حبس می‌کنم و بعد از 5 سال هم خواهید آمد از من تقاضا می‌کنید خودم هم پیشنهاد عفوتان را می‌کنم باید بگویم خنده نمایندگان اما حالا که نمى‌توانم این کار را بکنم باید بگویم شما آمدید می‌گویید که روزى 20 ریال گفتند به چهار تا هنر‌مند می‌دهیم این یک دانه‌اش است بنده می‌خواهم که این کمیسیون تحقیق اقلاً براى یکدفعه دراین مجلس معین شود تا معلوم شود آقاى دهقان من درست مى‌گویم یا خیر بین اداره کل انتشارات و تبلیغات و آقاى احمد دهقان (دهقان- بخوان آقا مطلب را بخوان) مجلس تصویب کرده است که وکلاى مجلس شوراى ملى نباید به هیچ عنوان نه واسطه عمل بشوند و نه حقوق بگیرند (صحیح است) و شما سوء‌استفاده مى‌کنید از نفوذ خودتان( اسلامى- تصویب‌نامه را کدام دولتى صادر کرده است؟) من کارى ندارم هر دولتى که صادر کرده است من یقه و گریبانش را مى‌گیرم بین اداره کل انتشارات و تبلیغات و آقاى احمد دهقان مدیر تماشاخانه تهران قرار‌دادى مشتمل بر نه ماده منعقد می‌شود مدت اعتبار این قرار‌داد از تاریخ بیستم فروردین 1326 تا پایان اسفند 26 که بعداً هم تمدید گردیده است (دهقان- درست نیست) ماده 2- آقاى احمد دهقان متعهد می‌شوند ماهى چهار نمایش و چهار برنامه‌ى فکاهى در رادیو به معرض نمایش بگذارند تعیین وقت و ساعت اجراى نمایش قسمت فکاهى با اداره تبلیغات است ماده 3- تهیه نمایشنامه و اجراى آن به عهده آقاى احمد دهقان است ماده 4- تهیه وسایل رفت و آمد نمایش‌دهندگان عهده انتشارات است که علیحده علیحده براى آنها پول می‌دهد ماده 5- اداره کل انتشارات متعهد می‌شود براى هر نمایشنامه هزار و دویست ریال بدهد و براى هر برنامه فکاهى هم به آقاى دهقان 600 ریال بدهد و شما که هیچ‏ نمى‌گیرید این هم حرف است و هر روز هم البته یک برنامه فکاهى می‌سازید ماده 6- در صورتى که به علت ایام سوگوارى اجراى برنامه موقوف بشود آقاى دهقان تعهد می‌کند در برنامه. ‌برنامه‌اى که مخصوص اعیاد است اجرا کند ماده 7- هر یک از طرفین این قرار‌داد می‌توانند با اخطار یک ماه قبل این قرار‌داد را لغو بکنند و در اسفند ماه هم با اخطار کتبى این قرار‌داد را براى مدت یک سال تمدید بکنند (دهقان- صحیح نیست امضاء بنده را ندارد شما الان اینجا فرمودید که آمدند و گفتند ماقبول نکردیم براى این که روزى 20 ریال به هر نفر می‌رسید بنده آقا روى این سند امضا‌ء شده حرف می‌زنم این امضاء امضاء شما نیست من کارى ندارم آن کسى که جعل کرده بروید تعقیبش کنید، اگر امضاى شما هست روى این سند واین نوشته‌‌‌اى که اینجا سوادش را دارم به شما عرض می‌کنم که این کار را نباید کرد شما وکیل مجلس هستید ما آقا می‌دانیم که کارمند دولتى را نباید بیکار کرد بیچاره هستند چیزى ندارند من هم به همه آنها ارادت دارم اما ما چرا خودمان را سر‌بار بودجه مملکت بکنیم ما چرا برویم از تصویب‌نامه‌اى استفاده بکنیم و ماهى 6500 تومان بگیریم براى جه بنده آقا اصولاً با هر قسم استفاده‌اى چه سوء استفاده باشد یا حق استفاده‌ى که از عایدات کشورى به نحوى از انحاء به جیب اشخاص شما مخالفم ابداً دیگرى هم بوده باشد مخالفت می‌کنم بنده مکرر تقاضا کردم در این مجلس یک آنکت بکنید یک هیئت تحقیقه بفرستید هر کسى که پول بى‌قاعده‌اى از صندوق مملکت می‌گیرد نگیرد صحیح است دهقان این پول بى‌قاعده نیست اگر قرار باشد من باید از شما بیشتر از دیگران خوشم بیاید دلیلى ندارد که من از شما بدم بیاید شما اتفاقاً شخص بسیار محترمى هستید بسیار خوب صحبت می‌کنید چه دلیلى دارد که از شما بدم بیاید این چه فکرى است که شما می‌کنید شما می‌گویید که این طور نیست من می‌گویم که این ورقه موجود است بهتر این بود که موجود نبود از بنده بشنوید نکنید این کارها را امروز می‌کنید فردا می‌کنید باز تکرار می‌کنم این کارها بازخواست خواهد شد این مجلس بازخواست نکند دولت‌ها بازخواست نکنند من وقتى که روى کار آمدم اینها را بازخواست می‌کنم حالا دعوا نکنید فحشم می‌دهید بدهید (دهقان- استدعا می‌کنم بگویید که این ورقه امضاء مرا هم ندارد اجازه بفرمایید ببینم) این ورقه به هئیت تحقیقه داده می‌شود شما می‌خواهید ورقه را پاره می‌کنید خنده حضار

دهقان- اجازه می‌فرمایید

رئیس- بفرمایید

دهقان- بنده خیلى متأسفم که وقت مجلس که بایستى صرف امور مهمه بشود به کارهاى خیلى جزیى و بى‌معنى مصرف می‌شود مبتکر این کار هم آقاى عباس اسکندرى است بنده آقا خودم که گفتم 120 تومان می‌دادند در سال 26 گرفته شده و مبالغى هم رویش گذاشته‌ام و به اشخاصى که در رادیو عملى انجام می‌دادند داده شده این دیگر این قدر طول و تفصیل و آب و تاب نداشت و بنده گفتم یک عده هنر‌پیشه که بنده وسیله آنها بودم برایشان این کار رادرست کردم اگر دیگرى بود ده برابر آن را می‌گرفت و ضرر این کار را هم نمی‌داد و من دادم من اگر می‌گویم آقاى عباس اسکندرى مثل شما ورقه بى‌امضاء نمى‌آورم اینجا من خودم قبل از شما این اقرار را کردم که 120 تومان داده شده و امسال هم دینارى گرفته نشده براى این که صرف نداشت برایشان آن هم که به شما عرض کردم که 20 ریال به هر هنر‌پیشه می‌دادند چون آن کسى که الان پیس را می‌نویسد کمتر از 60 70 تومان نمی‌گیرد ترجمه کند این کار سواد می‌خواهد آقاى عباس اسکندرى سابقه می‌خواهد بنده که می‌خواهم این را اجرا کنم باید وسیله داشته باشم‏

بعضى از نمایندگان- ایشان بعنوان ماده 109 صحبت میکنند

رئیس- بنده مى‌فهمم دائم می‌گویند که توهین شده است‏

دهقان- این است که بنده خودم قبلاً گفتم اولاً ورقه را بنده امضاء نکردم این ورقه که الان در جیبتان است امضاء بنده را ندارد به دروغ اینجا آوردید و گفتید مهر اداره تبلیغات را دارد و بنده قبلاً گفتم و باز هم تکرار مى‌کنم بنده در هیچ جا به هیچ عنوان و به هیچ ترتیب وجهى دریافت نکردم و نمى‌کنم و نخواهم کرد و خودم را هم به این کارها آلوده نمی‌کنم و شأن من هم اجل بر این کارها است‏

دکتر شفق- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم مطابق ماده 128

رئیس- ماده 128 این جا تطبیق نمی‌کند آقایان به عنوان ماده 109 صحبت کردند

دکتر شفق- اجازه بفرمایید توضیح بدهم شق چهارم ماده 128 در موارد مواخذه یکى هم اینجا را گفته است که یک نفر نماینده به یک یا چند نفر نماینده فحش بدهد و توهین بکند بنده تصور می‌کنم نه مجلس ایران نه ملت ایران دیگر

+++

حوصله بیش از این نداشته باشد که وقت گرانبهاى کشور در یک عصرى که تمام دنیا متشنج است وى وظایف بسیار فورى دارند تلف بشود ما بیاییم بنشینیم که یک عهده به هم دیگر توهین بکنند و فحش بدهند و مسخره کنند من استدعا می‌کنم به این ترتیب نامربوط مجلس شوراى ملى خاتمه بدهد این رفتار خلاف نزاکت و خلاف حیثیت یک ملتى است صحیح است فرضاً هم اگر یک نماینده حق داشته باشد نسبت به اعمال یک نماینده توضیحاتى بخواهد حداقل بایستى در حدود ادب و نزاکت باشد صحیح است توهین به یک نماینده در عین حال توهین به حاضرین در مجلس است مگر مجلس جاى فحاشى است بایستى جناب آقاى رئیس و آقایان خودشان هم یک کارى بکنند از این رسوایى مجلس به در‌آید بخصوص در عصرى در زمانى که کارهاى بسیار مهم و فورى داریم و ما بایستى جلوگیرى کنیم بایستى برویم دنبال تصویب لوایح تصویب طرح‌ها قانون بودجه هزار در‌د بى‌درمان داریم این ترتیب کار کردن نیست‏

جمعى از نمایندگان- دستور

[2- اقتراع شعب ششگانه‏]

رئیس- چون دوره شعب منقضى شده اقتراع به عمل مى‌آید هر شعبه 17 نفر و به شعبه 1 و 2 و 3 و 4 یک نفر علاوه می‌شود

اقتراع به شرح زیر به عمل آمد

شعبه اول- آقایان دکتر اعتبار- ابوالقاسم امینى- حاج آقا رضا رفیع- بهادرى- افخمى- مهدى مشایخى- حسن اکبر- محمود محمود- محسن گنابادى- اورنگ- عدل اسفندیارى- ابوالحسن صادقى- آشتیانى‌زاده- دولتشاهى- مسعود ثابتى- نراقى- دکتر متین دفترى‏

شعبه دوم- آقایان- حسن مکرم- قوامى گلبادى- حسین مکى- غلامحسین رحیمیان- ملک‌مدنى- شیخ اسلامى- على وکیلى- فولادوند- شریف‌زاده- ظفرى- صفوى- وثوق- قهرمان- دکتر معظمى- اسلامى- دکتر فلسفى‏

شعبه سوم- آقایان- امامى اهرى- سزاوار- مهندس رضوى- معتمد دماوندى- دکتر بقائى- ارباب گیو- صدر‌زاده- دکتر مجتهدى- سلطان‌العلماء- على اقبال- احمد فرامرزى- شریعت‌زاده- باتمانقلیج- عبدالرحمن فرامرزى- اعزاز نیک‌پى- امیر‌نصرت اسکندرى- نواب یزدى‏

شعبه چهارم- آقایان: معین‌زاده- فتحعلى افشار- دکتر راجى- دکتر مصباح‌زاده- اردلان- عامرى- هراتى- ممقانى- عباسى- احمد دهقان- مهدى ارباب- کشاورز صدر- خوئیلر- سالار بهزادى- حاج حبیب‌الله امین- لاهوتى- حائرى‌زاده‏

شعبه پنجم- آقایان- آزاد- ساعد- تقى‌زاده- عباس اسکندرى- موسوى- محمد‌على مسعودى- عباس مسعودى- دکتر آشتیانى- لیقوانى- محمد‌على منصف- صاحب جمع- عزیز زنگنه- جعفر کفایى- ناصر ذوالفقارى- سید هاشم وکیل- امیر‌حسین ظفر بختیار- آقاخان بختیار

شعبه‌ى ششم- آقایان جواد گنجه- سلمان اسدى- ملکى- برزین- مهندس خسرو هدایت- نیکپور- دکتر امینى- غضنفرى- کهبد- جرجانى- دکتر طبا- ضیاء‌ابراهیمى- رضا حکمت- دکتر شفق- على بهبهانى- صاحب دیوانى- پالیزى‏

شعبه اول- عرب شیبانى

 شعبه‌ى دوم- شهاب خسروانى

شعبه سوم- نور‌الدین امامى

شعبه چهارم- بوداغیان‏

رئیس- تمنى می‌کنم در اولین فرصت شعب را تشکیل بدهید و هیئت رئیسه خود را انتخاب کنید قرار بود امروز کمیسیون‌ها هم انتخاب بشوند ولى چون باید رأى گرفته شود وعده کافى نیست می‌ماند براى روز یکشنبه و مطابق پیشنهاد آقاى دکتر متین دفترى امروز قرار بود پیشنهادات قرائت بشود آن هم محتاج براى است وعده کافى نیست ممکن است آقاى آزاد دنباله‌ى استیضاح خودشان را مطرح کنند دولت هم حاضر است براى استیضاح آقاى آزاد بفرمایید

 [3- بقیه استیضاح از دولت آزاد]

بنده می‌خواهم مقدمه‌ى این قضیه را به اطلاع آقایان برسانم مطابق اصول پارلمانى دولت یک وقتى اکثریت دارد که لوایحى که به مجلس تقدیم می‌کند این لوایح را نمایندگان ملت یعنى اکثر‌یتى که دولت خودش را متکى به آنها می‌داند تصویب بکنند در ممالکى که پارلمان آنها و دولت‌هاى آنها تحت یک اصول و یک قاعده‌‌اى است اگر یک دولتى یک لایحه‌اى آورد به مجلس .....

رئیس- آجازه بفرمایید آقاى آزاد اکثریت نیست‏

آزاد- بنده می‌خواستم یک کلمه صحبت کنم اکثریت نیست‏

رئیس- باید گفته شود کمیسیون‌ها این طرز کارشان است اگر مطابق میلشان نباشد نمى‌آیند وقتى صحبت می‌شود نمى‌آیند یک نفر اینجا بایستد شاید آقایان متوجه تابلو نیستند یک پیشخدمت بایستد وقتی که آقایان می‌روند متذکر شود به آقایان صحیح است شما هم شروع کنید به صحبت آقا این طرز کار نیست که صحیح است‏

فولادوند- عطف به اظهارات بنده ...

آزاد- در ممالکى که مجلس و دولت تحت یک قواعد واصولى است وقتی که دولت دید لوایحش را مجلس تصویب نمیکند یا حاضر براى تصویب نیست دولت استعفا‌ء می‌دهد ولى متاسفانه درمجلس مابهیچوجه من الوجوه نه دولت این رعایت رامیکند ونه خود مجلس درماه گذشته دولت خیلى اصرار داشت که بودجه بگذرد حتى وقتی که یکى دو نفر پیشنهاد یک دوازدهم کردند که تصویب بشود دولت آمد و استقامت کرد که نخیر بایستى بودجه تصویب بشود مجلس موافقت نکرد بعد از آن که مجلس موافقت نکرد یک دوازدهم درخواست کرد البته دولت باید از همان روز استعفاء بدهد و برود باز دولت ماند یک ماه تمام از ماه گذشته تا حالا سپرى شده است هیچ یک از لوایح دولت تصویب نشده است و دیروز هم با این که یک لایحه‌اى آورد راجع به بودجه و متضمن چند تبصره بود باز مجلس تبصره‌ها را رد کرد با همه‌ى اینها باز دولت آمده و اینجا نشسته است به عقیده من اکثریت داشتن دولت عبارت از این نیست که نخست وزیر بیاید اینجا بنشیند یک مرتبه و بگوید به من رأى بدهید رأى اعتماد می‌خواهم و رأى بگیرد و بعد هم بگوید من اکثریت دارم و یا این که وقتی که استیضاح خاتمه پیدا کرد یک عده‌اى از آقایان را به خواهش و رودربایستى به آنها بگوید که بیایند به دولت رأى بدهند این را ى براى مملکت، براى دولت، براى مجلس رأى اعتماد نیست بنده می‌خواهم این قضیه را تذکر بدهم که بعضى آقایان اینجا تشریف می‌آورند و راجع به مجلس یک قدرى انتقاد می‌کنند و می‌گویند که چرا مجلس نمی‌شود بنده معتقد هستم که بایستى اصل قضیه را قضیه را جستجو کرد که چرا مجلس تشکیل نمی‌شو‌د یک عده از آقایانى که طرفدار دولت هستند به خود من گفتند البته من نمی‌خواهم اسم آنها را ببرم که ما با دولت مخالف هستیم ولى پاره‌اى جهات است که باید به دولت رأى بدهى بنده می‌خواهم عرض کنم که می‌شود در یک موضوع به یک کسى گفت که تو تعظیم هم بکن ولى بر قلب کسى نمى‌تواند کسى حکومت بکند و علت این که آقایان ملاحظه می‌فرمایید که مجلس تشکیل نمی‌شود و به محض این که تشکیل شد از اکثریت می‌افتد براى این است که اکثریت مجلس اعتماد به دولت ندارند می‌آیند اینجا مى‌نشینند و وقتی که لایحه‌ى دولت طرح می‌شود از جلسه خارج می‌شوند دولت وقتى اکثریت دارد که یک لایحه‌اى می‌آورد و تقدیم می‌کند با جر‌ح و تعدیلى با موافقت دولت آن لایحه تصویب گردد آن وقت آقایان این عیب را به هیچ‌وجه در نظر نمى‌گیرند می‌آیند پشت تریبون و هى ‌می‌گویند که چرا مجلس تشکیل نمی‌شود آقایان اصل قضیه را تشخیص بدهید من معتقد هستم که مجلس شوراى ملى براى این که به این قضیه خاتمه بدهد باید روز شنبه یک جلسه مخصوصى تشکیل بدهد و یک نخست وزیرى ویک رئیس‌الوزرایى که مورد اعتماد اکثریت مجلس باشد تعیین بکند که یک لوایحى که مى‌آورند اینجا بگذرد و الّا با این وضعى که آقاى هژیر پیش گرفته است و یک عده اشخاصى هم میل ندارند رأى بدهند (فرامرزى- چرا می‌دهند) خوب ممکن است من از شما خواهش بکنم شما هم قبول بکنید ...

رئیس- آقاى آزاد این بیان صحیح نیست نماینده آزاد است که اگر رأیش را نمى‌تواند بدهد خوب اینجا بنشیند هرکسى رأیش آزاد است‏

آزاد- بلى کسى که مجبور نمی‌کند که تو حتماً باید رأى بدهى ولى می‌گوید که من خواهش می‌کنم که رأى بدهى بعد هم رأى می‌دهد برخلاف فرامرزى او اصلاً آدم نیست چه رسد که نماینده باشد اصل قضیه این است شما الان ملاحظه بفرمایید که یک ماه است که یکى از لوایح دولت تصویب نشده است علتش چیست اگر چنانچه دولت اکثریت دارد و اکثریت مجلس پشتیبان دولت است چرا یکى از لوایح دولت تصویب نمی‌شود این قضیه به عقیده بنده خیلى واضح است در هر حال مقصود من این بود که این تذکر را بدهم عرض کنم در روز پنجشنبه که من در اینجا یک صحبت‌هایى کردم چند نفر از آقایان یک تذکراتى به من دادند نظرم مى آید که یکى آقاى دکتر معظمى بود که فرمودند مجلس شوراى ملى در حدود قانون اساسى می‌تواند اقداماتى بکند و یکى دیگر هم آقاى مهندس رضوى بودند که فرمودند مجلس باید مطابق اصول پارلمانى کار بکند چند نفر دیگر هم یک صحبت‌هایى کردند مقصود من اولاً از آن صحبت‌هایى که در آن روز کردم شخص

+++

 نبود من وقتى که آمدم در اینجا گفتم قدرت ملت مافوق تمام قدرت‌ها ا‌ست و این قدرت در مجلس شوراى ملى متمرکز است و مجلس شوراى ملى همان قدرتى را دارد که ملت دارد مقصودم شخص نبود و اگر یک مثال‌هایى زدم از نقطه‌نظر کلى بود نه مقصودم این مجلس شوراى ملى بود ونه مقصودم این دولت بود و نه این شاه فعلى روى اصول من یک صحبت‌هایى کردم ولى حالا من می‌‌خواهم یک مختصر تذکراتى راجع به فرمایشان بعضى از آقایان عرض کنم می‌فرمایند ما اقداماتی که باید بکنیم باید در حدود قانون اساسى بکنیم من هم البته این عقیده را دارم که اقداماتى که باید بکنیم بایستى در حدود قانون اساسى باشد ولى قانون اساسى یک تشریفاتى است که هر وقت و هر ساعتى که نمایندگان ملت خواسته باشند می‌توانند آن تشریفات راعوض کنند مثل این که یک روزى در قانون اساسى ما نوشته شده بود که زن پادشاه بایستى ایرانى‌الاصل باشد ....

رئیس- این مربوط به استیضاح شما نیست استیضاح شما را مى‌خوانم به زندگى اشخاص وارد نشوید.

آزاد- ..... مواد استیضاح بنده را بخوانید

رئیس- اختناق آزادى و مطبوعات است.

آزاد- بلى مخالفت با قانون اساسى و اساس مشروطیت آن قسمت آخریش را بفرمایید مخالفت با قانون اساسى و اساس مشروطیت این استیضاح بنده است بلى مقصود من این بود که یک روزى در این مجلس این قانون اساسى را آوردند و عوض کردند

اسلامى- آقا شما در این مورد نمى‌خواهد صحبت بفرمایید.

رئیس- شما به یک مجلسى که در پیش یک رأیى داده نمی‌توانید ایراد کنید.

آزاد- بنده این ماده قانون اساسى را می‌خوانم.

یکى از نمایندگان- آن تفسیر بوده.

آزاد- اصل اول توجه بفرمایید مذهب رسمى ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنى عشر به است باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد( یک نفر از نمایندگان- کاملاً هم هست) این اصل اول است اصل دوم مجلس مقدس شوراى ملى که به توجه و تأیید حضر‌ت امام عصر عجل‌الله تعالى فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلد‌الله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثر‌الله امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده است باید در هیچ عصرى از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتى با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیر‌الانام صلى الله علیه و آله و سلم نداشته باشد صحیح است این اصل اول و دوم قانون اساسى و متمم آن عرض کنم با همه اینها ما دیده‌ایم که مجلس شوراى ملى ایران و دولت در صورتی که خوردن عرق و شراب که استعمال آن حرام است آمده است مالیات بسته است به عرق و شراب که ضمناً تجویز بخوردنش هست( یکى از نمایندگان- کى این طور است) این بودجه مملکتى است که مالیات مشروبات مانده است همین طور (یکى از نمایندگان- تصویب نشده فرامرزى بى‌مالیات می‌خورند) بلى آقا بى‌مالیات بخورند یک حرفى است مقصود بنده تذاکراتى بوده اصل خواستن نمایندگان ملت است نمایندگان ملت هر چیزى را که خواستند آن می‌شود باقیش تشریفات است (کشاورز صدر در حدود قانون اساسى) قانون اساسى را که شما قبول ندارید این قانون اساسى چرا قبول نکردید (دکتر مجتهدى- این چه حرف‌هایى است که شما می‌زنید آقاى آزاد ما همه تابع قانون اساسى هستیم شما می‌خواهید بگویید مجلس شوراى ملى تابع قانون اساسى نیست ) من می‌خواهم بگویم که قانون اساسى یک تشریفاتى است (دهقان- خیر آقاى آزاد این فرمایشات را نفرمایید) وقتی که من آمدم یک صحبت‌هایى کردم البته بعضى ا‌ز آقایان صحبت یک چیزهایى کردند مثل این که آقاى کشاورز صدر هى به من نگاه می‌کند و انگشتش را بالا می‌کند عرض کنم که من به هیچ‌وجه من‌الوجوه قصد و نیتى ندارم ولى یک عده اشخاصى هستند که من آنها را در دوره زندگانى خود مکرر دیده‌ام اینها از حیث اخلاق فقیر هستند شها‌مت ندارند شجاعت ندارند تقوى و پرهیز‌کارى ندارند و در عین حال طمع دارند و همه چیز می‌خواهند اینها همیشه این راهى را که پیدا کردند براى این که به مقصد خودشان برسند تملق و چاپلوسى است در همه جا هستند در شهر‌ها وقتی‌ که یک حاکمى مى‌آید یک عده‌اى می‌روند دور و بر آن حاکم و سنگ دوستى آن حاکم را به سینه می‌زنند در جاهاى دیگر در خود شهر تهران در همه جا سنگ دوستى نخست وزیرى را به سینه می‌زنند گاهى هم می‌روند بالاتر

کشاورز صدر- آقا اگر مقصودتان بنده است می‌خواهم از ماده 109 استفاده بکنم‏

رئیس- آقا اسم شما را نبردند بگذارید مجلس ساکت باشد

کشاور‌ز صدر- دارد دنباله‌اش را می‌گیرد آقاى رئیس‏

رئیس- اگر گفت اسمى از شما برد صحبت بکنید

کشاورز صدر- مقصودتان بنده نبود آقا؟

آزاد- خیر آقا وقتی که من صحبت می‌کنم می‌ببینم شما خیلى بدنگاه مى‌کنید و مقصود من هم جنابعالى نیستید در تهران در همه جا در شهرهاى دیگر از این تیپ اشخاص هستند عرض کنم که این آقایان فقط براى این که استفاده‌‌اى که از این مقامات مؤثر احتمال می‌دهند به شخص خودشان باشد فرض کنید که رئیس‌الوزرا دوستى را به خودشان اختصاص می‌دهند و مونوپل می‌کنند می‌گویند فقط رئیس‌الوزرا‌ را ما باید دوست داشته باشیم این رفیق ما است و به دیگران مربوط نیست در زمان قدیم شاه دوستى را چند نفر آمدند به خودشان مخصوص کرده بودند و دیگران را می‌گفتند که شاه را دوست ندارند در صورتی که شاه در هر جا متعلق به تمام مملکت است و همه مردم هر جا هستند دوستش دارند ولى این اشخاص براى این که به اصطلاح بادنجان دور قاب بچینند و استفاده‌یى ببرند همیشه مونوپل می‌گردند دوستى این مقامات را در صورتی که بنده دیدم یک روزى یک عده اشخاص دور بر و شاه قدیم می‌رفتند و شاه دوستی را مونوپل خودشان کرده بودند حالا کارشان چه بود معلوم است شما می‌دانید که رضا شاه فقید در سنوات 5 و 6 و 7 مردم خیلى دوستش داشتند او هم نسبت به مردم به هیچ‌وجه من‌الوجوه خیال اذیت و آزارى نداشت بعد کم‌‌کم همه آقایان مشاهده کردید وضعیات عوض شد این در اثر آن بود که اشخاص متعلق هى می‌رفتند هى جاسوسى می‌کردند هى راپورت می‌دادند که فلانى مخالف با سلطنت شما است تا این که میانه او را با این مردم به هم زدند و در این اواخر کار به جایى رسیده بود که نسبت به هیچ‌ کس اعتماد نداشت و در هر صندوق پستى یک نفر گذاشته بودند ببینند مردم چه مى‌نویسند و توى صندوق پست می‌گذارند در صورتی که در سنوات اول هم او به مردم خیلى مهربان بود و هم مردم نسبت به او عقیده و ایمان داستند صحیح است ولى متدرجاً وضعیات را به آن روز رسانیدند اشخاصى که در زمان رضاشاه بودند الان همان اشخاص هستند از آن موقع خیلى وقت هم نگذشته است همین اشخاص می‌رفتند دور اعلیحضرت همایونى می‌گفتند که فقط اعلیحضرت همایونى را ما دوست داریم در صورتی که همه اعلیحضرت همایونى را دوست دارند یک روز می‌رفتند دور و بر قوام‌السلطنه و می‌گفتند که دوستى قوام‌السلطنه متعلق به ما است در موقعى که آقاى قوام نخست وزیر بود قدرت داشت یک روز من رفتم پیش آقاى موسوى‌زاده که از اواحوالپرسى بکنم وزیر دادگسترى ازم من پرسید که شما آقاى قوام‌السلطنه را دیده‌اید یا خیر گفتم از وقتى که من از سبزوار آمده‌ام فقط دوسه مرتبه ایشان را دیده‌ام گفت چرا پیشش نمی‌روى گفتم کارى ندارم بروم وقت او را بگیرم و بگویم چى گفت برو اگر نروى یک عده‌یى می‌گویند آزاد که پیش تو نمى‌آید با تو مخالف است و با تو مخالف می‌شود گفتم نرفتن من که سبب مخالفت نیست گفت نه حتماً برو اتفاقاً من نرفتم طولى نکشید که دیدم ‌قوام‌السلطنه نسبت به من بى‌مهر است و هى من را اذیت می‌کند خدا شاهد است من به هیچ وجه من‌الوجوه نسبت به ایشان در قلبم چیزى نداشتم که این اشخاص هم وقتى که من روز پنجشنبه صحبت کردم دیدم عده‌ى براى این که خودشان را یک قدرى خوب جلوه بدهند آمدند یک صحبت‌هایى کردند در صورتى که به هیچ وجه من‌الوجوه نظر من از آن صحبت‌هایى که اینجا کردم نه شخصى معین بود نه دولت معین و نه مجلس معین بلکه نظر من این بود که در اینجا بگویم که مجلس شورای ملى مرکز قدرت مملکت است صحیح است و هر اقدامى که بخواهد بکند می‌کند بنده این قضیه را امروز می‌خواهم تذکر بدهم اشخاصى که درصدد هستند که مجلس شورای ملى را تضعیف بکنند اینها یک مردمانى هستند خیلى خیلى کوچک و حقیر و خیلى مردمان بى‌وجدان صحیح است زیرا تضعیف مجلش شورای ملى تضعیف قدرت ملت است و خواهى نخواهى وقتى که مجلس شورای ملى تضعیف شود یک قدر‌ت‌هایى در خارج به وجود مى‌آید که مملکت ایران را از بین می‌برد اکثریت نبود چند دقیقه بعد اکثریت شد یک مرتبه این مجلس شوراى ملى یک اشتباهى کرد و آن اشتباهش این بود که قدرتى که ملت به او سپرده بود تفویض کرد به یک شخص معین پس از آن که قدرت را از خودش سلب کرد بیست سال ملت ایران در زیر شکنجه و فشار قرار گرفت و صد سال از قافله تمدن عقب افتاد و معتقد هستم که بعد از این که این اشتباه را ملت ایران یک مرتبه کرد براى مرتبه دوم نبایستى این اشتباه را مجلس شوراى ملى بکند و یک قدرتى را که ملت ایران به مجلس شوراى ملى سپرده است باید اگر به قیمت جان هم باشد نمایندگان مجلس

+++

شورای ملى این قدرت را حفظ بکنند و الّا اگر این قدرت را براى مرتبه دوم از دست دادند یک بیچارگى فوق‌العاده‌ى گریبان ملت ایران را خواهد گرفت‏

مکى- صحیح است‏

آزاد- یک روز یک آقاى سپهبد احمدى که همین جا نشسته است می‌خواست گرفتار شود در قشون دو نفر شخص برجسته وجود داشت در سنه 1305 و شش یکى این اقاى سپهبد احمدى بود یکى دیگر هم طهماسبى بود طهماسبى رفت به لرستان و از بین رفت یک روزى مرحوم رضا شاه یک کاغذى داد به تیمور‌تاش که این آقاى سپهبد احمدى وجودش براى مملکت مضر است پرونده‌‌اى درست کنید که تکلیفش بعد معلوم بشود بنده می‌خواهم عرض کنم که وقتى ملت قدرتش را از دست می‌دهد هیچ شخصى یک ساعتى هم نمی‌تواند شب آسوده بخوابد تیمور‌تاش قضیه را فهمید رو کرد به شاه گفت مملکت ایران یک سپهبد دارد اگر چنانچه شما خواسته باشید این سپهبد را متهم کنید و دوسیه برایش درست کنید باعث بدنامى ارتش ایران است اگر چنانچه می‌خواهید که سپهبد احمدى نباشد دستور بدهید در یک اطاقى اورا صدا بکنند و یک اسلحه بگذارند و بگویند حسب‌الامر باید خودت را اینجا بکشى خودش را می‌کشد و بعد جنازه او را با تشریفات حمل کنند شاه این کاغذ را گرفت توى جیبش کرد و جواب نداد بعد تقریباً بعد از یکى دو ماه سه ماه دیگر هم حکمى صادر کرد که این تیمسار سپهبد احمدى رئیس اصلاح نژاد اسب است تا آخر دوره رضا شاه در صورتى که براى فرماندهى لشکرها و تیپ‌ها سرهنگ‌ها را انتخاب می‌کردند بعد از این که آن وضع از بین رفت همین آقاى سپهبد احمدى الان چندین مرتبه است که ایشان وزیر هستند و مورد احترام تمام مردم هستند و هیچ کس هم به ایشان حرفى ندارد یک نفر آدمى را که هیچ گناهى نکرده بود و فقط و فقط می‌ترسیدند از این که او یک افسر مهمى در قشون است و ممکن است خطرى داشته باشد خواستند او را از بین ببرند وقتى که ملت قدرت خودش را از دست بدهد اشخاص درست اشخاص بیگناه مردمان شریف نمی‌توانند تأمین داشته باشند ملت و مجلس شورای ملى نباید اختیارش را از دست خودش بدهند در همین جایی که آقاى کشاورز صدر نشسته است برادر زنش نشسته بود اسمش هم پور‌سرتیپ بود وکیل مجلس بود کشاورز صدر برادر زن بنده نبود برادر دامادمان بود خوب فرقى نمی‌کند ایشان نماینده مجلس بودند یک فرماندهى رفت به لرستان نتوانست پول جمع کند یک گزارشى دا‌د که اینها می‌خواهند اسلحه بردارند رفتند آنها را برداشتند این را هم از اینجا برداشتند آوردند زندان پیش بنده من یک اطاقى بودم این را آوردند اطاق من سه سال و نیم این در زندان بود بعد از 3 سال و نیم یک روز یک کاغذى آمد که جان‌بخشى کردند و شما مرخصید در دوره سابق رسم به این بود که اشخاص را که در زندان بودند و گناه و تقصیرى نداشتند وقتى که می‌خواستند اینها را خلاص بکنند کاغذ می‌رسید که جان‌بخشى فرمودند می‌گفتند مرخصى‏ (یکى از نمایندگان- چه آقا؟) یعنى جانش را بخشیده‌اند کاغذى هم آمد براى این ما خوشحال شدیم گفتیم خوب این بیچاره بعد از سه سال و نیم که بیگناه بوده و از مجلسى آوردندش اینجا خوب حالا مرخصش می‌کنند رفت و برگشت و گفت مرا بردند به ارتش و گفتند که تو مشمول هستنى و باید اینجا خدمت کنى من گفتم که حداقل سن وکالت سى سال است و من وکیل بوده ام و یک سال هم در مجلس بودم و سه سال و نیم هم در حبس بودم چهار سال و نیم سى سال هم داشتم می‌شود سى و چهار سال و نیم چطور می‌شود گفت من 21 ساله هستم گفتند فضولى نکن تو مشمول هستى بر ش داشتند بردند قشون حالا این رفیق ما آقاى کشاورز صدر به اتمام قدرت می‌خواهید که پایه دیکتاتورى را روى دوش خودش بگیرد

کشاورز صدر- بنده جواب آن را می‌دهم که تمام فرمایشاتى که فرمودند صحت ندارد خوب ایشان در زندان زیادى مانده‌اند حالا یک مرتبه که سرى بزندان بزنید بنده بعداً قبول خواهم کرد که خیر

باتمانقلیج- موضوع استیضاح را بفرمایید آقاى آزاد

آزاد- موضوع استیضاح اینها هست آقا یک عده از آقایان تصو‌ر می‌کنند وقتی‌ که آزادى خودشان را از دست دادند بعد از ‌دست دادن آزادى هم همین شخصیت و همین آزادى را که الان دارد آن وقت هم خواهد داشت در صورتی که این خیلى خیلى اشتباه است وقتی که ملت آزادى خودش را از دست داد و تسلیم یک نفر گردید به قدرى آن دستگاه خشن و بیرحم می‌شود که انسان قدرت نمی‌کند فکر بکند که این چه دستگاهى است یک روزى تیمور‌تاش را گرتفند توقیف کردند دو نفر از روزنامه‌نویس‌ها تلگرافى کردند بشاه خیلى اظهار تشکر کردند از این اقدامى که کرد خیلى خیلى مؤدبانه و محترمانه وقتی‌ که این تلگراف را خواند رئیس شهربانى را صدا زد گفتند این اشخاص را بخواهید و بگویید به شما چه ربطى دارد که توقیف تیمور‌تاش خوب بود یابد دو تا جاروب هم بدست اینها بدهید که بروند توى خیابان و خیابان راجاروب بکنند رئیس شهربانى دو تا روزنامه‌نویس را احضار کرد گفت این تلگراف را شما کردید گفتند ما اظهار تشکر کردیم گفت این فضولی‌ها به شما چه مربوط است صدا زد افسر کشیک آمد جاروب به دست این دو روزنامه‌نویس دادند دو شبانه‌روز اینها در میدان توپخانه مشغول جاروب کشیدن بودند این رویه دیکتاتورى است تصور نکنید الان که اینجا محترم نشسته‌اید همیشه این طور محترم خواهید بود شما تصور می‌کنید این وضعیتى که الان در مملکت به وجود آمده است یک چیز شوخى است وقتى هم که قدرت را به دست اینها دادید این جور احترامتان می‌کنند و هر وقت خواستند بروند به یک محلى درب اطاق را جلوشان باز می‌کنند در صورتى که این اشتباه است وقتى که ملت آزادى خود را از دست داد نه نمى‌توانند خوب بگویند و نه بد فقط باید غلام باشند و به عقیده بنده هیچ صلاح نیست یک مرتبه دیگر مجلس شوراى ملى ملت ایران را به بندگى و غلامى سوق بدهد صحیح است من در یک کتابى خواندم سابقاً که بچه بودم این رمان‌ها نبو‌د یک کتاب‌هایى بود تقریباً به طور افسانه بود و در ضمن هم یک مطالبى را در آنجا مى‌گنجاندند کتابى خواندم به نام سلیم جواهرى یک تاجرى بوده که سوار کشتى شده این کشتى در دریا مى‌شکند و بعد مى افتد به یک جزیره‌اى وقتى که این تاجر به جزیره مى‌افتد چند روزى هیچ آدمى نمى‌بیند یک روز می‌ریسد لب یک جوى آبى می‌بیند یک پیرمرد ریش سفید خیلى نورانى انجا نشسته است خیلى خوشحال می‌شود که بعد از چند روز یک بشرى دیده است وقتى که می‌رسد به او سلام می‌دهد احوال می‌پرسد می‌بیند خیلى با او گرم می‌گیرد و در ضمن هم می‌گوید که پاى من شل است و تقاضا می‌کند که او را روى دوشش یگذارد و از جوى آب عبور دهد این شخص هم رحم می‌کند و او را می‌گیرد روى دوشش وقتى که روى دوشش می‌رود می‌بیند که پاى آن مثل مار پیچیده به کمرش و یک جوالدوزى هم دستش هست که به گردنش فرو می‌کند بعد می‌گوید چرا این طور می‌کنى گفت بدو گفت به کجا بدوم گفت هر جا که من می‌گویم بعد در آن کتاب مى‌نویسد که اینها دوال یا هستند و در وهله‌ى اول که اینها ادمى را مى‌بینند خیلى خیلى محبت می‌‌کنند و لطف مى‌کنند به محض این که روى دوش اشخاص سوار شدند آن جوالدوز را فرو می‌کنند پشت گردن آدم و پاهایش را هم فشار می‌دهد به کمر آدم و هى می‌گوید بدو و آن قدر می‌دواند که می‌کشد دیکتاتور‌ها هم اول خیلى خشن نیستند اول خیلى مهربان و ملایم هستند وقتى که قدرت را از مردم سلب کردند آن وقت شروع می‌کنند به خشونت و این قدر مردم را می‌دوانند که از نفس مى‌اندازند من می‌خواهم دنباله صحبت روز پنجشنبه را بگیرم و به آقایان عرض کنم که مجلس شوراى ملى مافوق تمام قدرت‌ها است صحیح است و هیچ همه نباید سلب قدرت از خودش بکند نه این مجلس بلکه مجالس شوراى ملى بعد هم بایستى با کمال مواظبت قدرت خودش را حفظ کند و نگذارد که براى یک مرتبه هم قدرت از دست خودش خارج بشود نمایندگان انشاء‌الله با این قدرتى که مجلس شوراى ملى دارد امروز من مى‌بینم که اغلب نمایندگان ... من که عرض می‌کنم نمایندگان مقصود آقایان نیستند که باز عصبانى شوند مقصودم تمام مجلس‌هاى شوراى ملى است(خنده نمایندگان) مى‌بینم که اینها درست مثل آن بت‌‌پرست‌هاى

+++

قدیم هستند در قدیم وقتى که افکار بشر هنوز روشن نبود در آسمان که برق می‌زد براى آن یک خدایى قائل بودند و از او می‌ترسیدند بعد براى این خداى موهوم یک صور خیالى را هم فرض می‌کردند آن وقت می‌آمدند این صور خیالى را از چوب یا از سنگ می‌تراشیدند و براى آن حاجب و دربان درست می‌کردند آن وقت وقتى که می‌خواستند او را ببینند از این حاجب و دربان اجاز‌ه می‌طلبیدند و می‌رفتند جلوى آن سنگ یا چوبى که خودشان تراشیده بودند مى‌آمدند آنجا مى‏‌نشستند و زانو می‌زدند گریه می‌کردند طلب دفع شر می‌کردند ولى وقتى که متدرجاً پیغمبرها و اولیاء آمدند و مردم را از ظلمت و جهل بیرون آوردند مردم فهمیدند که این بت‌پرستى بوده است یک چوبى را که خودشان تراشیده‌اند این هیچ وقت شفا نمی‌دهد این اشتباه از خود آنها بوده از نادانى آنها بوده ما هم امروز در صورتی که دولت مخلوق ما است حکومتى که می‌آید ما خالق او هستیم در این صورت می‌رویم تعظیم مى‌کنیم تملق مى‌گوییم می‌رویم به آنها سجده مى‌کنیم وقتى که مى‌خواهیم ملاقاتشان کنیم پشت در اطاقشان بایستى یک ساعت معطل بشویم آن وقت که پیشخدمت خبر می‌دهد ما را صدا می‌زنند اگر کارى هم داشته باشیم بگوییم یا خواهش بکنیم تمنى بکنیم صد تا منت هم سر ما بگذارند که یک حرفمان را گوش بدهند من گاهى به سینماها رفته‌ام تاریخى فنیقى‌ها را دیده‌ام که اینها مى‌آمدند یک کوره‌اى درست می‌کردند و بچه‌هاى خودشان را براى استرضاى ارباب انواع مى‌انداختند توى آتش انسان وقتى که اینها را مى‌بیند برفت مى‌آید که چقدر بشر در ظلمت جهل بوده که اولاد خود را و بچه‌هاى خود را براى انواع موهومى توى آتش می‌انداختند من معتقدم که یک روزى در همین مجلس شوراى ملى یک اشخاصى مى‌نشینند و نمایندگانى که در ادوار گذشته بودند به حال آنها رقت مى‌‌آوردند که اینها خالق دولت بودند ولى وقتى که یک نفر ژاندارم می‌آمد اذیت مى‌کرد عاجز بودند که این ژاندارم را تنبیه و مجازات بکنند عاجز بودند از این که به دولت بگویند که آن ژاندارم یا آن مامور دولت را تعقیب و مجازات بکنند یک روز نشسته‌اند مردم رفت می‌کنند (مکى- الان هم وقت مى‌کنند‌) بنده حالا مى‌خواهم تجزیه و تحلیل کنم علت این که حکومت‌ها تمام با میل و اراده مجلس مى‌آیند و با میل و اراده مجلس می‌روند و در تحت نظارت مجلس هستند چرا نمى‌توانند از حق قانونى خودشان استفاده بکنند چون معلوم است هیچ علتى بدون معلول نیست وقتى که یک حادثه‌ى پیش می‌آید البته یک علتى دارد وقتى که یک خانه‌اى خراب می‌شود یا پایه‌هایش خراب است یا زلزله می‌آید یا آب می‌افتد و خانه خراب می‌شود بنده می‌خواهم در این زمینه توضیحاتى بدهم که چطور شده است که این مجلس که مرکز قدرت ملت ایران است و در مقابل تجاوزات و تعدیات مأمورین دولتى یا خود دولت عاجز و ناتوان است این دو علت دارد یک علتش این است یک عده از کارمندان دولتى دراین دوره و ادوار گذشته به مجلس مى آمدند یک علت دیگرش هم این است که هر کس به مجلس مى‌اید اول فکرى که می‌کند براى دوره آینده‌اش است حالا من توضیحات کافى می‌دهم براى آقایان که این دو علت سبب شده است که مجلس شوراى ملى نمی‌تواند از حق قانونى خودش استفاده بکند راجع به قسمت اول الان توضیحاتى می‌دهم آقایانى که به خدمت دولت وارد می‌شوند در وهله اول اینها به سمت مدیر کلى و معاونت انتخاب نمی‌شوند غالباً اشخاص به سمت مدیر کلى و معاونت انتخاب نمی‌شوند غالباً اشخاص به سمت منشى ثبات ضباط وارد ادارات دولتى شده‌اند و مى شوند از نقطه‌نظر دیسیپلین ادارى اینها مجبور به اطاعت هستند براى این که اینها اگر اطاعت نکنند اینها را اخراجشان می‌کنند یک نفر ثبات وقتى که می‌رود و کار می‌کند یک مدیر دفتر هر چه می‌گوید و دستور می‌دهد باید اطاعت بکند این اطاعت به این قسم ادامه پیدا می‌کند و تا بیست سال که این کارمند دولت است و به مقامات عالیه می‌رسد هر قدر هم مقا‌م داشته باشد باید اطاعت از مقام مافوق بکند این اطاعت یکى از عادات ثانیه شخص کارمند دولت می‌شود قسمت دیگر این است که این کارمند از نقطه‌نظر رتبه خودش و براى این که رتبه‌‌اش را بگیرد اضافه حقوقش را بگیرد ناچار است که همیشه از مافوق خودش فروتنى و تملق بگوید و خضوع و خشوع نسبت به او داشته باشد تا این که اضافه حقوق او پیشنها‌د بشود و درجه و رتبه او را درخواست بکنند

بعضى از نمایندگان- اکثریت نیست‏

[4- موقع ودستور جلسه آینده- ختم جلسه‏]

رئیس- پیشنهاد ختم جلسه هم رسیده است (یک نفر از نمایندگان- مخالفم) مخالفید حالا که اکثریت نیست جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه موضوع استیضاح و انتخاب کمیسیون‌ها

 (مجلس 3سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى رضا حکمت‏

تصویب‌نامه‌ها

شماره 14116      8/ 8/ 27

وزارت کشور هیئت وزیران در جلسه اول آبان ماه 1327 بنا پیشنهاد شماره 31849- 62682 مورخ 21/ 7/ 1327 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه در کردکوى (کرد محله) شهردارى تأسیس شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 4534

نخست وزیر

شماره 14452         27- 7- 327

وزارت جنگ‏

هیئت وزیران در جلسه 24- 7- 1327 بنا به پیشنهاد شماره 12883- 3506 مورخ 22/ 6/ 27 وزارت جنگ وموافقت شماره 1- 38941 مورخ 21/ 7/ 1327 وزارت دارایى تصویب نمودند که اراضى و ابنیه سرباز‌خانه با‌غشاء و بیمارستان شماره 3 ارتش به اتکاء قوانین مصوب هفتم آبان 1309 و سوم آذر 1311 از طریق مزایده به معرض فروش رسیده و وجوه حاصله از فروش اراضى و ابنیه بالا منحصراً به مصرف ساختمان سرباز‌خانه‌ها و بیمارستان جدید و تعمیر و تکمیل سایر ابنیه ارتش برسد

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 4267

از طرف نخست وزیر

انتصابات و احکام‏

شماره 16079/ 69918         26/ 7/ 327

آقاى فتح‌الله لاشایى شهردار بندر پهلوى‏

از تاریخ اشتغال به کار به سمت بخشدارى رودسر منتقل شدند

م- 4200

وزیر کشور

شماره 10060- 20836           21/ 7/ 27

آقاى سید عباس هاشمى‌پور اصیل سردفتر اسناد رسمى شماره 71 تهران‏

نظر به این که که انتظامى شما منتهى به پرداخت جزاى نقدى شده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفاتر اسناد رسمى و گواهى صحت امضاء اعلام می‌دارد

م- 4236

وزیر دادگسترى‏

شماره 10359- 21340       2/ 8/27

آقاى سید محمد‌حسن ال محمد سر دفتر ازدواج و طلاق مسجد‌سلیمان‏

پیرو ابلاغ شماره 1132 1- 23580- 14/ 8/ 26 چون در دادگاه انتظامى سر دفتران تبرئه شده‌اید به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما را از تصدى دفتر طلاق اعلام می‌دارد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10360- 21348    2‌/ 8/ 27

آقاى عباس‌قلى فخر واعظى سر‌دفتر اسناد رسمى سابق شماره 5 مراغه‏

نظر به این که محاکمه انتظامى شما منتهى به صدور حکم قطعى به سه ماه انفصال از شغل سر‌دفترى اسناد رسمى شده و حکم مزبور درباره شما اجرا گردیده به موجب این ابلاغ رفع تعلیق شما اعلام می‌شود

وزیر دادگسترى

+++

 شماره 10466/ 21546    2/ 8/ 27

آقاى سیدمحمد حجت رضوى سر‌دفتر اسناد رسمى شماره 31 تهران‏

چون به موجب دادنامه قطعى مورخه 28/ 7/ 27 دادگاه تجدید‌نظر انتظامى سر‌دفتر آن محکوم به توبیخ با درج در روزنامه رسمى شده‌اید اداره کل ثبت بدین وسیله مفاد دادنامه مزبور را در مورد شما اجرا می‌نماید

مدیر کل ثبت‏

شماره 9893/ 21374

2‌/ 8/ 27

آقاى عبدالغنى آزمون سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق قریه کنشگرى گرگان‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیب دادگاه انتظامى سر‌دفتران‌ واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى به تخلفات شما در دادگاه نام برده شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى‏

شماره 10349/ 21394    2/ 8/7‌2

آقاى دکتر عابدى سردفتر سابق ازدواج اندبیل‏

به موجب این ابلاغ مجدداً دفاتر شما را در اندبیل خلخال براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 10366/ 21358    2‌/ 8/ 27

آقاى محمد قرچه سردفتر ازدواج و طلاق قریه سرلاون نصیرآباد گرگان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 10380/ 21398   2/ 8/ 27

آقاى حسن ادیبى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه ده زیارت سفلى جزء دهستان سرشیو سقز براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 9025/ 21400   2 / 8/ 27

آقاى محمد‌ولى دانشور سر‌دفتر اسناد رسمى محدود و ازدواج و طلاق رودبار قزوین‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله در مورد ثبت واقعه‌ى ازدواج تحت تعقیب دادسراى قزوین و دادگاه انتظامى سردفتران واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 49 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفتر ازدواج معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى‏

شماره 10694/ 21680   6/ 8/ 27

آقاى جواد عظیمى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج شهر مشهد

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به شهر تهران تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید

وزیر دادگسترى‏

+++

                       

یادداشت ها
Parameter:294424!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)