کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/25]

جلسه 110 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 29 مهر ماه 1327  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. طرح پیشنهادی آقای رحیمیان

3. طرح استیضاح

4. اقتراع برای شرفیابی به حضور ملوکانه

5. تعیین موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه 110

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه 29 مهر ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. طرح پیشنهادی آقای رحیمیان

3. طرح استیضاح

4. اقتراع برای شرفیابی به حضور ملوکانه

5. تعیین موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه

 

مجلس ساعت یازده و پانزده دقیقه صبح به ریاست آقا رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت جلسه قبل را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند.

یک ساعت به ظهر روز یکشنبه 25 مهر مجلس به ریاست آقا رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین بااجازه - آقایان: بیات. صاحب‌جمع. محمد ذوالفقارى. ظفر بختیار. نبوى. رضوى. نیک‌پور. صاحب‌دیوانى. دکتر دفترى.

غایبین بى‌‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی. حاذقى. شادلو. قبادیان. دادور. تولیت. رضا رفیع. کامل ماکویی. اخوان. ابوالقاسم بهبهانى. گرگانى. امیر تیمور. آصف. دکتر عبده. حسین وکیل. بهار. یمین اسفندیارى. دکتر ملکى. فاضلى. صفا امامى. باتمانقلیج.

دیرآمدگان بى‌‌اجازه - آقایان: مهدى ارباب. دکتر اعتبار. کشاورز صدر. عزیز زنگنه. معتمد دماوندى. سلطانى. آقا خان بختیار. منصف. نراقى. ملک‌پور. شریعت‌زاده. صادقى. مسعود ثابتى. مشایخى. قهرمان. گلبادى. نیک‌پى. کهبد.

آقاى رحیمیان راجع به زلزله درگز و باجگیران که موجب بى‌‌خانمانى شش هزار نفر و نهصد هزار نفر تلفات و زخمى داشته است و اقداماتى که به عمل آمده شرحى ایراد نموده با توضیحى از وضع املاک آن حدود و مالکیت آستانه از اعلیحضرت همایونى تقاضا نمودند عایدات یک ساله املاک آن ناحیه به زلزله‌زدگان اختصاص داده شود و نیز طرحى تقدیم داشتند که وجوه دریافتى از پروانه‌های صادره و وارده راجع به حزب دموکرات و توقیف شده از طرف وزارت دادگسترى به نسبت جمعیت بین زلزله‌زدگان درگز باجگیران تقسیم شود.

در این موقع صورت مجلس تصویب گردید و آقاى اردلان در پاسخ بیانات آقاى نخست وزیر نسبت به استیضاح مربوط به تصویب‌نامه ارزى توضیحى دادند که هیچ گاه تقاضاى ارز از آقاى نخست وزیر نکرده بودند و این استیضاح روى مصالح مملکت بوده است

آقاى نخست وزیر بیان داشتند که آقاى آزاد در جلسه گذشته استیضاح دیگرى تقدیم نموده‌اند چون تقاضا می‌کنم استیضاح ایشان فى الفور مطرح و نظر اکثریت مجلس نسبت به دولت روشن شود.

آقاى رئیس اظهار نمودند که آقاى آزاد مطلع نبودند و غایب هستند به نظر مجلس ممکن است روز سه‌شنبه مقرر گردد. آقاى نخست وزیر گفتند در اینجا هر نماینده حق دارد هر وقت دولت را استیضاح کند ولى در ممالک دیگر و بعضى مجالس وضع و ترتیب خاصى

+++

داردکه پس از هر استیضاح تا شش ماه دیگر دولت استیضاح نمی‌شود و چون اکنون وضع دنیا و داخلى کشور ایجاب می‌کند که تکلیف دولت روشن باشد تقاضاى رأى اعتماد می‌کنم‏

ماده 44 نظام‌نامه قرائت گردید و آقاى فرامرزى با این تقاضاى دولت مخالف بودند و آقاى نخست وزیر مجددا تقاضاى خود را تکرار نمودند.

آقاى عباس اسکندرى گفتند مذاکراتى که آقاى نخست وزیر کردند باید توضیح دهند که مستقلا رأى اعتماد می‌خواهند

آقاى رئیس بیان داشتند موضوع استیضاح روز سه‌شنبه مطرح می‌شود و رأى اعتماد امرى جداگانه است‏

آقاى حائرى‌زاده گفتند آن موضوع سابقه نداشتنه است و ممکن است دولت از غیبت مخالفین بخواهد استفاده کند

طبق ماده 92 اخذ رأى به عمل آمد از 88 نفر عده حاضر 64 نفر به دولت آقاى هژیر رأى اعتماد دادند و آقاى نخست وزیر اظهار امتنان نمودند

در این موقع طرحى از طرف آقاى رحیمیان و جمعى دیگر از نمایندگان امضا و تقدیم شده بود قرائت و فوریت آن مطرح گردید

آقاى عباس اسکندرى با فوریت آن مخالف و معتقد بودند که این پیشنهاد به هیچ صورت قابل طرح نیست و مجلس نمی‌تواند چنین تصمیمى اتخاذ کند

آقاى رحیمیان گفتند وجوه شخص معینى نیست این پولى است که گفته شده است مردم براى نجات کشور داده‌اند و بهترین محل مصرف آن فعلاً کمک به زلزله‌زدگان بی‌خانمان است‏

یک ربع بعد از ظهر مجلس خاتمه یافت و جلسه آینده با همین دستور به روز سه‌شنبه محول گردید

رئیس - آقاى آزاد به صورت مجلس ایراد دارید؟

آزاد - بله بله‏

رئیس - بفرمایید

آزاد - این یک چیزى است که باید عرض کنم در جلسه روز یکشنبه که الان صورت جلسه را خواندند آقاى رئیس دولت تشریف آورند اینجا و گفتند...

رئیس - آقاى آزاد بنده عرض کردم نسبت به صورت مجلس اگر اعتراضى دارید بفرمایید

آزاد - همین است بنده می‌خواهم روى صورت مجلس اعتراض کنم و بگویم که چرا آن روز اینجا نبودم‏

رئیس - موضوع ندارد پس هر کس از آقایان نمایندگان که نبودند باید اینجا توضیح بدهند که چرا نبودند بنده سؤال کردم از آقا اگر اعتراضى به صورت مجلس دارید بفرمایید

آزاد - از همان نقطه نظر است در صورت مجلس اگر موافقت بفرمایید بنده توضیح بدهم که چرا اینجا نبودم‏

رئیس - پس مختصر بفرمایید

آزاد - عرض کنم که آقاى رضا رئیس‌التجار عقیده‌اش این بود که مرد آن است که املاک مردم را به زور بگیرد (دهقان - کى عقیده‌اش این بود؟) رئیس‌التجار می‌گفت پول دادن و ملک خریدن کار بیوه‌زنان است و روى این قسمت املاک مردم را ایشان حتى شجاع‌الدوله قوچانى را از بین بردند و املاکش را هم از بین بردند و بعد آمدند با سفر این و یک عده املاک مردم را از بین بردند و رسیدند به سزوار در سبزوار هم یک ملکى همین طور بود که سابقاً محلى بود خیلى کوچک این را 50 تومان یک کسى فروخته بود به کسی دیگر اتفاقاً بعد از چند سال دیگر یک سیلى می‌آید

رئیس - به بنده اعتراض که چرا نظم مجلس مراعات نمی‌شود خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید نظم مجلس مرتب باشد

آزاد - چشم پس اجازه بفرمایید قبل از دستور عرایضم را بکنم‏

رئیس - آقاى دکتر شفق نسبت به صورت مجلس اعتراضى دارید؟ بفرمایید

دکتر شفق - مجلس طبق صورت جلسه قرار بود روز سه‌شنبه باشد بعد از روز یکشنبه هم روز سه‌شنبه که جلسه رسمى نشد در باب اشخاصى که در آخر جلسه غایب می‌شوند یا به دلایلى و یا من غیر دلیلى به مقام ریاست عرض شده و در جلسه‌ای که جلسه تشکیل نشد به آقاى نایب رئیس هم به تمام وضوع گفتم و آقایان حاضرین هم عقیده‌شان بر این بود که تکلیف آنهایی که اینجا حاضر می‌شوند آنهایی که اینجا حاضر نمی‌شوند یک دفعه معین شوند (صحیح است) آنهایی که می‌آیند حاضر می‌شوند در جلسه من نمی‌دانم چه گناهى کرده‌اند و به چه مناسبت چه مسئولیتى دارند بایستى بیایند یک مقدار زیادى یک ساعت اینجا بنشینند (صحیح است) آقیان البته وکیل آزاد است می‌تواند به دلائل سیاسى ملکى حاضر نشود ولى مقام ریاست رسماً اعلام فرمودند که دو کار بشود این گونه اشخاصى که به این جهات نمی‌آیند اسامی‌شان جداگانه گفته شود و در جراید نوشته شود یکى هم آقایانی که حاضر می‌شوند فوراً تکلیف‌شان معین شود بنده نسبت به خودم چنین تلقى می‌کنم که باید بلاتکلیف بدون اطلاع و بدون حذف به مجلس بیاییم یک ساعت و نیم اینجا بنشینیم بعد بیایند به من بگویند که بفرمایید بیرون براى این که دیگر آن نمی‌خواهند بیایند بایستى قبلاً یک وقتى معین فرموده بودید ده دقیقه یک ربع آنهایی که حاضر می‌شوند تکلیف‌شان روشن بشود و آنهایی که حاضر نمی‌شوند آنهایی هم که حاضر نمی‌شوند عرض می‌کنم آزادانه ولى اسامی‌شان بایستى در مطبوعات باشد تا شناخته شوند این وضع مجلس نیست (صحیح است - احسنت)

رئیس - بین بنده و آقایان یک آیین‌نامه حاکم است آقایان باید رعایت بکنند تا من اجرا کنم دیر آمدن آقایان مشمول یک ماده است که جریمه تعیین می‌گردد ولى براى رفتن بیرون از مجلس مجازاتى در نظر ندارد

فرامرزى - دارد

رئیس - بفرمایید مطابق کدام ماده این است که بعضى آقایان بیرون می‌روند بنده باید به ایشان اخطار بکنم که بیرون نروند ولی وقتى رفتند باید اطلاع بدهم که در جلسه حاضر بشوند و وقتى که حاضر نشوند کارى نمی‌شود کرد در صورت جلسه اسم آن آقایانى که حاضر نمى‌شوند ذکر می‌شود اما اسم آن آقایانى که در آخر جلسه حاضر نشوند در صورت مجلس ذکر نمی‌شود غیر از این هم عملى نمی‌شود مگر این که آیین‌نامه دیگرى نوشته شود

یکى از نمایندگان - مقصود آقاى دکتر شفق این بود که صورت اسامى ایشان در جلسه خوانده شود

فرامرزى - عرض کنم اولاً راجع به صورت جلسه استدعا می‌خواستم بکنم علت این که بنده مخالف کردم با تقاضاى رأى اعتماد آقاى نخست وزیر اینجا قید شود چون بنده معتقد بودم که روز یکشنبه براى استیضاحى که روز سه‌شنبه باید به عمل بیاید نباید رأى اعتماد گرفته شود علتش نوشته نشده است و آن قسمت‌ها را ماده تعیین می‌نماید یادم نیست ولى در یک جایی هست که اگر وکیلى در رأى شرکت نکرد ...

رئیس - اگر سه مرتبه متوالى در رأى شرکت نکرد مشمول یک جریمه هست اگر سه رأى متوالى گرفته بشود و غایب بماند (مربته اول) این لفظ نظامنامه است دیگر نسبت به صورت مجلس نظامنامه است دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟

ارباب - بنده را از غایبین با دیرآمدگان بی‌اجازه نوشته بودند در صورتی که بنده هیچ وقت دیر نمی‌آیم و غایب هم نبودم‏

رئیس - بسیار خوب اصلاح می‌شود

فولادوند - هر جلسه‌ای که غایب بوده مى‌نویسند

اسکندرى - موضوعى که در جلسه قبل با اجازه مقام ریاست بنده به عرض آقایان رساندم قابل تلخیص نبود به این معنى بنده عرض کردم مجلس شورای ملى نمی‌تواند طرحى را مورد مذاکره قرار بدهد که مخالف صریح قانون اساسى است به این معنى که ما نمی‌توانیم مالیاتی را بدون این که دولت لایحه‌ای داده باشد وضع کنیم (یکى از نمایندگان - این که در صورت مجلس نیست) و نه مصادره اموال مردم وظیفه ماست چون در قانون اساسى می‌نویسد هیچ کارى نمی‌شود کرد مگر به حکم قانون و وزارت دادگسترى و هیئت قضائیه مملکت و قوه قضائیه اصلاً تفکیک است از قوه تقنینیه.

دهقان - اصلاً این مربوط به صورت مجلس نیست و مجلس هم بالاتر از تفینیه است‏

اسکندرى - تقاضای بنده این است که آنچه را عرض کردم قابل تلخیص نیست یادداشت بشود در صورت جلسه بماند

رئیس - البته تمام بیانات در صورت مشروح مجلس هست و هر طرحى که 15 نفر از آقایان نمایندگان بدهند قابل بحث است (صحیح است) و ماده قانون اساسى است که هیچ ملک را و هیچ مالى را از ید متصرف نمی‌توان منتزع کرد مگر به موجب قانون آقاى تقى‌زاده نسبت به صورت مجلس است؟ بفرمایید.

+++

تقى‌زاده - بنده آن چیزى که می‌خواهم عرض بکنم کاملاً مربوط به صورت مجلس نمی‌شود و عرض هم نمی‌کنم می‌خواستم عرض به این ترتیبى که پیش آمده و آقایان تشریف نمی‌آوردند به مجلس بنده دو سه کلمه عرض لازم دارم که بیش از 3 دقیقه وقت مجلس را نمی‌گیرد اگر آقایان اجازه بدهند عرض می‌کنم و الا عرض نمی‌کنم‏

2. طرح پیشنهاد آقاى رحیمیان‏

رئیس - دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ صورت مجلس روز یکشنبه تصویب شده عده‌ای تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند

عده‌ای از نمایندگان - دستور - دستور

فرامرزى - پیشنهاد بنده قرائت شود موافق با ورود در دستور نیست‏

رئیس - پیشنهاد آقا رسیده ولى درجلسه پیش موضوعى که مطرح بود موافق و مخالف صحبت کرده‌اند و اعلام رأى هم شده آن تکلیفش باید تعیین شود

فرامرزى - بعد از رأى‏

رئیس - بسیار خوب یک پیشنهادى رسید که با ورقه به فوریت رأى گرفته شود

دکتر راجى - من مخالفم

رئیس - اول که نفرمودید گفته شد من پرسیدم که کسى با ورود در دستور مخالف است کسى نگفت‏

دکتر راجى - متوجه نشدم‏

عباس مسعودى - اعلام رأى شد

رئیس - دو پیشنهاد رسیده است که با ورقه به فوریت رأى گرفته شود

امضاى پیشنهادات عباسى دکتر مصباح‌زاده اسلامى خسرو هدایت کشاورز صدر رحیمیان و چند امصاى دیگر

یکى از نمایندگان - کافى است آقا

مهندس رضوى - که چى؟

رئیس - که به فوریت رأى گرفته شود

عباس اسکندرى - امضاى آقا بنده را هم اضافه بفرمایید بنده هم طرفدار اخذ رأى با ورقه هستم‏

سزاوار - نوشتن اسم لازم نیست‏

رئیس - ورقه باید اسم داشته باشد رأى منبث امضا می‌خواهد براى اطلاع آقایان اظهار می‌کنم و اگر اسم نداشته باشد ممتنع است‏

دهقان - آقا تأکید بفرمایید که ورقه سفید موافق است‏

رئیس - بسیار خوب. رأى گرفته می‌شود

 (اخذ و استخراج آرا به عمل آمد و نتیجه به قرار زیر اعلام شد)

رئیس - از 81 نفر عده حاضر 26 نفر رأى موافق داده‌اند تصویب نشد. به طور عادى به کمیسیون می‌رود

اسامى رأى‌دهندگان‏:

آقایان موافقین: مامقانى - رحیمیان - کشاورز صدر - افشار - صفوى - مهندس هدایت - صاحب‌جمع - دکتر بقایی - حبیب‌الله امین - دکتر آشتیانى - دکتر مصباح‌زاده - معین‌زاده - امیر نصرت - دکتر مجتهدى - دکتر معظمى - امامى اهرى - گنابادى - مهندس رضوى - بهادرى - نورالدین امامى - عباس مسعودى - گنجه‌ای - محمد‌على مسعودى - سلطانى - دهقان - برزین‏

اسامى مخالفین آقایان: دکتر شفق - مشایخى - عباس اسکندرى - کهبد - عدل اسفند‌یارى - مهدى ارباب - صادقى - دولتشاهى - جواد عامرى - سزاوار - على بهبهانى - دکتر امینى - شهاب خسروانى‏

بقیه ممتنع‏

رئیس - امروز دستور این طرح بود و موضوع استیضاح آقاى فرامرزى پیشنهاد کرده‌اند که قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که بودجه کل کشور مقدم بر سایر مطالب در جزو دستور قرار گیرد.

فرامرزى - باز آخر ماه است و باز مواجه خواهیم شد با یک‌دوازدهم ضرر این یک‌دوازدهم ها به قدری زیاد است که هیچ کار مملکت و هیچ کاری که به درد مردم بخورد صورت نمی‌گیرد آن وقت وضع ما کار ما در مجلس شبیه است به یک داستانى که پیش ما دهاتی‌های لارستان هست ببخشد چون من خودم دهاتى هستم همیشه مثلم مال دهاتى است می‌گویند یک کسی که آنجا درخت ندارد جره خرما می‌گویند که یکى از این چادر نشین‌ها گفت این تاجیکی‌ها زنبیل درست می‌کنند لیف خرما درست می‌کنند من هم باید زنبیلى درست کنم این زنبیل که درست می‌کنند درست است یک نقشه روى کاغذ ندارد ولى آن که زنبیل درست می‌کند یک نقشه ذهنى دارد هر کسى که آن مواد را بردارد سوزن چوبى بردارد مثل او بدوزد طنبیل نمی‌شود معلوم نیست چه می‌شود اولش نمی‌شود پیش‌بینى کرد که این چه می‌شود چون نقشه ندارد آن یار و زنبیلش را درست کرد بعد دید که این خیلى گرد شد گفت خوب حالا زنبیل نشد کلاهش می‌کنم بعد دید باریک شد چون ساززن بود گفت حالا جامه سازش می‌کنم بعد یک چیز دیگرى شد گفت خوب این یک چیزى دیگرش می‌کنم آخرش که رسید دید به درد نمی‌خورد انداختش دور، لوایحى که در مجلس ما و مطالبى که در مجلس ما از اول مطرح می‌شود تا آخر ماه این طور است به طوری است که مثل کتاب الف لیل یا کلیه و دمنه یک حکایتى شروع می‌شود بعد وسط حکایت یکى می‌پرسد که چگونه بوده است آن حکایت یک حکایت دیگرى می‌آید روى کار باز ممکن است آدمى فکر که اولى را در ذهنم می‌سپارد آن دومى هم که تمام می‌شده است بماند مانند هزار و یک شب به این ترتیب می‌گذرد یعنى مطالبى که در مجلس مطرح می‌شود متأسفانه غالباً این طور است و بعضى اوقات هم برخلاف صریح نظامنامه عمل می‌شود مثلاً در همین ماده 97 ماده‌ای است که می‌نویسد: هر گاه شخصى مشغول نطق در مسئله اصلى شده باشد تا نطق او تمام نشود مطالب مذکوره تقاضا نمی‌شود «یعنى یک چیز دیگرى جاى آن را بگیرد» که ما همه‌مان می‌دانیم که آقاى صفوى مشغول نطق بودند مطالب‌شان تمام نشده بود...

رئیس - نطق‌شان تمام شده مقصود آن روز است‏

فرامرزى - بسیار خوب آن وقت بد تر از همه این است که قاعد تاً هم مطابق آیین‌نامه است باید در هر جلسه‌ای دستور جلسه بعد معین باشد چرا؟ براى این که یک وکیلى باید یک لایحه را مطالعه بکند روى فهم روى فکر حرف بزند روى فکر رأى بدهد اگر نقصى در او می‌بیند روى فکر تبصره‌هایی در آن اصافه بکند هر روز که ما می‌آ‌ییم اینجا مسئله شوری نیست مسئله غافلگیر کردن است چند نفر که قبلاً شب با همدیگر قرار و مدارى بدهند می‌توانند وارد مجلس بشوند سایر وکلا که ذهن‌شان خالى است آن‌ها حاکم بر مجلس می‌شوند آن روز آدم یک رأى می‌دهد که اصلاً مطالعه نکرده است این است که این‌ها در نظر بنده هیچ درست نیست و بدبختى این است که یک نقص دیگرى همان طور که سایر آقایان تذکر دادند و بنده خواستم آن‌ها را به عنوان اخطار و نظامنامه‌اى حرف بزنم ولى حالا اینجا می‌گویم براى این که مربوط به همین موضوع است قانون اساسى ما یک مقصر دارد و آن این است که چند نفر وکیل اگر در مجلس حاضر نشوند می‌توانند تمام وکلا را فلج بکنند یا از مجلس می‌روند بیرون از اکثریت می‌اندازند یا در مجلس حاضر نمی‌شوند نمی‌دانم آیا واقعاً متوجه هستند که این عمل چقدر رسوایی دارد یا این که انسان تحت تأثیر چیزهایی قرار می‌گیرد که آن هوش طبیعى و عقل سلیمش را نمی‌گویم از دستش می‌گیرند تحت یک حجاب قرار می‌دهند مثل آدمى هست که نمی‌بیند مردم را در آن ساعت اشخاص و یک مطالبى به قدری در اینها رسوخ پیدا می‌کند که به آن معتقد می‌شوند که متوجه معایب دیگرى که به آنها و به مجلس و به مملکت رخ می‌دهد نیستند به قول جناب آقاى دکتر شفق ما چه گناهى داریم اینجا که هر روز در روزنامه‌ها و میان مردم به ما فحش بدهند که مجلس این قدر خراب است حتى تشکیل هم نمی‌شود (صحیح است) ما چه گناهى داریم و چند دفعه هم جناب آقاى رئیس وعده دادند و هیئت رئیسه که ما اعلام می‌کنیم آن آقایانی که حاضر نمی‌شوند در جلسه یعنى ابسترکسیون می‌کنند البته غایب می‌نویسند (اردلان - شاید گرفتار باشند) فرق است آقاى اردلان بین آن کسى که صبح خواهش می‌برد نمی‌تواند به مجلس برسد با یک کسى که مریض است و نمی‌تواند به مجلس بیاید و آن کسى که اینجا هست مخصوصاً نمی‌آید و مجلس را از اکثریت می‌اندازد تفاوت است صحیح نیست چون این مطالبى که بعد از طرح بودجه آمده است وارد بر بودجه کل کشور شده مطالبى است که عموماً به طور غافلگیر و سورپریز وارده شده من تقاضا می‌کنم که آن‌ها برود کنار و بودجه کل کشور مطرح شد.

کشاورز صدر - من مخالفم‏

اردلان - من هم مخالفم‏

رئیس - اولاً اینجا دو موضوع صحبت کردند آقاى فرامرزى قسمت تعیین دستور روز بعد در جلسه حاضر حق با ایشان است ماده 115 این کار را تعیین کرده است ولى متأسفانه آقایان نمی‌مانند در مجلس و غالباً مجلس از اکثریت می‌افتد این ماده قرائت می‌شود اما این که گفتند وسط نطق نطق آن نیست که اگر مجلس

+++

هم ختم شد وسط نطق او تلقى شود وسط نطق او وقتى است که حرف میزند و الا ممکن است که یک نفر ده روز صحبت کند و مجلس می‌تواند دستورش را تغییر بدهد توجه کنید این براى این است که من می‌خواهم آخر وقت بنشینند و دستور جلسه بعد را معین کنیم (صحیح است) و اگر نشینند توى مجلس همین هرج و مرج‌ها تولید می‌شود.

(ماده 115 به شرح زیر قرائت شد)

ماده 115، رئیس قبل از این که جلسه را ختم نماید در باب دستور جلسه آتیه یعنى تعیین روز و ساعت و موضوع مذاکرات به مجلس رجوع می‌نماید دستورى که به این ترتیب قرار داده شده است در محوطه و در روزنامه رسمى اعلان خواهد شد ولى مجلس در موقعى که لازم بداند می‌تواند دستور خود را تغییر بدهد. همین امروز دستور استیضاح بود ولى وقتى که یک پیشنهادى می‌رسد در تغییر دستور باید قرائت بشود بسته به نظر مجلس است.

کشاورز صدر - بنده مخالفم.

فرامرزى - بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهادى هم آقاى اقبال کردند که قرائت می‌شود.

دکتر معظمى - بنده مخالفم.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که استیضاح دولت از دستور خارج شود.

فولادوند - آقاى اقبال پیشنهاد کردند که استیضاح از دستور خارج شود.

رئیس - آقاى اقبال توضیحى دارید؟ بفرمایید.

اقبال - بنده قبل از این که دلایلى در باب این پیشنهاد عرض کنم شرحى می‌خواهم به آقای فرامرزى در باب این مطلبى که گفتند عرض کنم (کشاورز صدر - پس گرفتند آقا) (دهقان - موضوع منتفى است) خواهش می‌کنم توى صحبت من حرف نزنید خواستم عرض بکنم که مجلس شوراى ملى مرکز ثقل مملکت است (صحیح است) و حاکم و فرمانرواى مطلق بر تمام مملکت است (صحیح است) اشخاصى که به نمایندگی مجلس مفتخر می‌شوند و در اینجا انجام وظیفه می‌کنند این‌ها در حکم شاگرد مدرسه نیستند منشأ خرابى مجلس آقاى فرامرزى بایستى در خارج جستجو کنید تمام اعضاى مملکت، اعلیحضرت همایون شاهنشاهى: وکلا، وزرا تمام در حکم اعضاى یک جامعه هستند وقتى که هر عضوى به وظیفه خودش عمل کرد نتیجه‌اش صحت و سلامت مملکت است بنابراین شما نمی‌توانید بفرمایید چرا فلان وکیل از جلسه بیرون رفت می‌رود از جلسه بیرون که مجلس از اکثریت بیفتد و فلان رأى را ندهد و حق دارد مطابق نظامنامه این کار را بکند هى می‌گویید اسمش را بنویسید خوب اسمش را هم نوشتید. من هیچ فراموش نمی‌کنم که آقاى محتشم‌السلطنه اسفندیارى اینجا رئیس مجلس بود. خدا رحمتش بکند و آقاى سید یعقوب انوار هم وکیل آمد اینجا پشت تریبون هى حرف زد رئیس گفت اخطار می‌کنم اخطار کن و هى صحبت کرد مرحوم حاج محتشم‌السلطنه گفت باز اخطار می‌کنم گفت بابا اخطار کن من را کشتى.

رئیس - براى اطلاع آقایان عرض کنم که بدانند مطابق نظامنامه از حق خودم در نظامنامه استفاده می‌کنم.

اقبال - به حضرتعالى کسى نبود قبول دارم این را ولى حق وکیل را به هیچ عنوان نمی‌توان سلب کرد عرض کنم همان طوری که مقام ریاست فرمودند و در نظامنامه هم تصریح شده است دستور جلسه مجلس را خود مجلس خواهد داد مجلس یک نفر نیست خود مجلس یعنى رأى مجلس در چند جلسه پیش بنده یک پیشنهادى کردم که پرونده اعلام جرمى که بر علیه قوام‌السلطنه داده شده و کمیسیون دادگسترى که رأى بر تبرئه ایشان داده است مطرح بشود و دلایلم را هم عرض کردم و تقریباً اکثریت قریب به اتفاق هم رأى دادند و مطرح شد آقاى صفوى دوست عزیز من که من به حسن‌نیت و صداقت و پاکدامنى ایشان کمال اعتقاد را دارم دو جلسه متوالى در این باره صحبت کردند اگر ده جلسه دیگر هم صحبت می‌کردند باید ایشان صحبت‌شان را می‌کردند و ما هم گوش می‌دادیم و بعد هم اگر موافقى بود آن هم صحبتش را می‌کرد و ما هم گوش می‌دادیم و بعد هم رأى مجلس قاطع است رأى مجلس یک چیزى است که دیگر قابل علاج نیست حکومت مشروطیت حکومت عدد است اگر این طور نباشد اختلافات که رد نمی‌شود چند نفر وکیل است هر کس عقیده‌ای دارد و همه هم حق دارند دلایل‌شان را بگویند بعد رأى مجلس حکومت می‌کند اولاً این نکته‌ای که فرمودید نطق آقاى صفوى تمام شده بود تمام نشده بود این ماده که در آیین‌نامه هست مقصود این نیست که اگر در یک جلسه مجلس ختم شد این نطقش تمام شده باشد.

رئیس - نخیر این طور است بین نطق نه این که نطق تمام بشود.

اقبال - بین نطق ناطق یعنى از اولش تا آخرش و لو این که 10 جلسه طول بکشد نطق یعنى آن چیزی است که ناطق می‌گوید نه این که 5 دقیقه ناطق حرف بزند و مجلس ختم بشود (صحیح است) بنابراین ماده نظامنامه صریح است که بین ناطق به هیچ وجه نمی‌توان کار دیگرى کرد .....

رئیس - نخیر این طور نیست.

اقبال - .... و نطق هم باز تأیید می‌کند که مقصود این نیست که در یک جلسه تمام شده باشد هر وقت که نطقش تمام بشود و لو این که ده جلسه طول بکشد این عقیده بنده است و اما در باب استیضاح و این که چرا بنده مخالفم به این که نباید استیضاح مطرح بشود بنده این ماده نظامنامه را می‌خوانم.

(به شرح زیر قرائت نمودند)

ماده چهل و چهارم - هر نماینده‌ای که از وزیرى می‌خواهد استیضاحى نماید باید تقاضاى خود را کتباً به رئیس داده و موضوع استیضاح را در ضمن معین نماید رئیس آن را در مجلس قرائت می‌کند و مجلس باید آن تقاضا را قبول نموده و پس از آن که از اظهارات وزیر یا وزرا در باب تعیین روزی که استیضاح باید به عمل آید مستحضر شد بدون مباحثه در اصل موضوع قرار روز استیضاح را بدهد. یعنى به دولت مربوط نیست دولت می‌گوید آمادگى خودش را یعنى همین طور آقاى نخست وزیر فرمودند گفتند امروز هم اگر بخواهید حاضرم صد و سى و شش نفر نماینده ملت اکثریت آن‌ها یعنى مجلس یعنى آنهایی که حکومت می‌کنند بنابراین وقتى آقاى هژیر گفتند که من حاضرم براى استیضاح موضوع باید مطرح شود و روز استیضاح معلوم شود روز سه‌شنبه استیضاح بود و پیشنهاد بنده قرائت نشد در صورتی که پیشنهاد بنده بایستى قرائت بشود که من دلایلم را می‌گفتم و مجلس هم حکومت می‌کرد خواستم بگویم که مجلس شوراى ملى باید سرمشق نظم و انضباط باشد مجلس شوراى ملى باید این کار را بکند حیثیت مجلس شورای ملی در درجه اول در این است که پیش از همه کس قوانین و مقررات را رعایت کند و بنده حالا این پیشنهادم را پس می‌گیرم و خواستم این مطالب را بگویم که خاطر آقایان مسبوق باشد.

دکتر معظمى - اجازه بفرمایید بنده مطالبى دارم که باید گفته شود

رئیس - آقاى دکتر معظمى بفرمایید.

مهندس رضوى - بنده مطابق ماده 109 اخطار دارم.

رئیس - به شما چیزى گفته‌اند؟

مهندس رضوى - بلى.

رئیس - بسیار خوب حق شما محفوظ است چون ایشان اول مخالفت کردند نوبت ایشان است.

دکتر معظمى - عرض کنم که آقاى اقبال یک مطالبى فرمودند چون ممکن است که سکوتش به ضرر مجلس شوراى ملى و حق اقلیت تمام بشود بنده به عنوان این اخطار که اصلاً وکیل حق ندارد در موضوع استیضاح پیشنهادى بکند که استیضاح به تأخیر خواستم تذکرى بدهم (صحیح است) اصلاً حتى پیشنهادى قابل طرح نیست که جناب عالى تشریف بیاورند اینجا صحبت بفرمایید که استیضاح باید به تأخیر بیفتد استیضاح حق اقلیت و بعد حق دولت است دولت حق دارد که پافشارى کند که من می‌خواهم جواب بدهم و اگر با اقلیت توافق کردند می‌توانند استیضاح را به تأخیر بیندازند ولى اگر توفق نکردند نمی‌توان به چنین پیشنهادى رأى گرفت (صحیح است) و به علاوه می‌خواستم از موقع استفاده بکنم و مطالبى به عرض آقایان برسانم می‌خواستم عرض کنم با این مشکل دنیایی من خیال می‌کنم مجلس شوراى ملى و دولت ایران زشت‌ترین منظره‌ای که ممکن است به ملت ایران و به دنیا نشان بدهد (صحیح است) نشان داده است در این موقع مشکل دنیا آیا جاى این صحبت‌ها هست که ما بیاییم براى این کارهای کوچک توى سر هم بزنیم؟ و این صحبت‌ها را بکنیم شما بایستى امروز یک اتحاد و اتفاق داشته باشید (صحیح است) و یک دولتى هم داشته باشید که از او پشتیبانى بکنید و مصالح ملى و وطنى خودتان را انجام بدهید (صحیح است) آقایان ما به کجا داریم می‌رویم؟ این چه وضعى است من این جا مخصوصاً خطاب می‌کنم به اعلیحضرت همایون شاهنشاهى که مورد کمال علاقه و احترام و محبت ملت ایران هستند (صحیح است) و از ایشان خواهش می‌کنم که قدرت معنوی‌شان را

+++

به کار ببرند و این تشنجى را اکنون در مملکت هست ازبین ببرند به شما نمایندگان خطاب می‌کنم که این سستى و اهمال‌تان مملکت را به پرتگاه نیستى می‌برد و ما نمی‌توانیم هر روز این جا بنشینیم و به این منظره زشت نگاه کنیم (صحیح است) شما آقایان اینجا آمده‌اید و قسم خورده‌اید که به ملت خدمت کنید در این موقع مشکل دنیا که یک خطر عظیمى متوجه مملکت شده است این چه بازى است که ما اینجا می‌آییم و به همدیگر خدمت می‌کنیم به هر حال آقایان باید متوجه موقعیت وخیم مملکت و مسئولیت خودشان باشند و من هم اینجا عرض کردم و از اعلیحضرت همایونى درخواست کردم که در رفع تشنیج فعلى اقدام فرمایند و به دولت هم باز خطاب می‌کنم دولت فعلی بایستى از خودش شخصیت نشان بدهد و این طرز تسلیم منافع و اغراض خصوصى اشخاص نشود (صحیح است) من پرپروز متأسف شدم که 12 نفر وزیر اینجا نشسته‌اند 2 نفر از آقایان پیشنهاد کردند که پرونده اعلام جرم مقدم بر بودجه شود نفس دولت درنیامد در صورتى که بزرگ‌ترین مرحله‌ای که براى بهبود وضع مملکت باشد مرحله بودجه است (صحیح است) که نه مجلس وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و نه دولت و این مملکت را به پرتگاه نیستى می‌کشانید و ما نمی‌توانیم این منظره را ببینیم (احسنت)

رئیس - فلسفه این که بدون مباحثه باید مجلس استیضاح را قبول کند براى همین است و الا اگر دولتى اکثریت داشته باشد که رأى بدهند فلان روز استیضاح باشد در این صورت حق اقلیت از بین می‌رود و استیضاح حق اقلیت است و اکثریت نمی‌تواند استیضاح را از بین ببرد آقاى فرامرزى فرمایشى دارید بفرمایید

فرامرزى - عرض کنم جناب آقاى اقبال بایک طرز تعرض‌آمیزى به بنده فرمودند که وکیل شاگردى مدرسه نیست و خرابى را باید در جاى دیگر جستجو کردند در خود مجلس. آقاى اقبال اگر یک وقتى وکیل از شاگرد مدرسه هم بدتر بود و به قدر شاگرد مدرسه وظیفه‌اش را انجام نداد تکلیف چیست (یکى از نمایندگان - آن وکیل نیست) می‌فرمایید وکیل اختیار دارد شما حق ندارید از او بپرسید که از مجلس چرا می‌رود بیرون؟ چرا بنده حق دارم از همه جا بپرسم ولى از وکیل نمی‌توانم سؤال کنم که شما چرا می‌روید بیرون (صحیح است) بنده به عنوان یک فرد ملت ایران می‌توانم بگویم که چرا این کار را می‌کنید (صحیح است) آقایان می‌گویند مجلس اختیار دارد وکیل آزاد است خیلى معذرت می‌خواهم از این مثل وقتى یک جوى آبى رد می‌شد یک کسى داشت توى آب چیزى بد می‌ریخت یکى گفت چرا این عمل را می‌کنی گفت من خودم عضو بلدیه‌ام مگر عضو بلدیه حق دارد که آب جوى را کثیف کند (خنده حضار) یک نفر وکیل مجلس چون اختیار دارد که از کار بد جلوگیرى کند حق دارد که خودش کار بد بکند؟ می‌فرمایید که در جاى دیگر جستجو بکنیم شما خودتان می‌گویید قدرت اینجاست شما خودتان می‌گویید قدرت اینجاست شما خودتان می‌گویید اختیار اینجا است این جایی که اختیار دارد نمی‌تواند خودش را اصلاح کند کارش خراب است من بروم جاى دیگر ببینم که چرا این جا خراب است قربان همین جا خراب است و از همین جا باید جستجو کرد (احسنت)

رئیس - چون این پیشنهاد سابقه در مجلس خواهد گذاشت به آن رأی گرفته نمی‌شود آقاى آزاد بفرمایید استیضاح خودتان را مطرح کنید اجازه بفرمایید آقاى آزاد این مواردى که مربوط به آقایان ارباب جراید و تماشاچیان است قرائت شود که کاملاً رعایت نظم جلسه را بکنند و البته در مذاکره هم چه از طرف دولت و چه از طرف استیضاح کننده رعایت نزاکت باید معمول گردد

(ماده 142 و 144 نظام‌نامه به شرح زیر قرائت شد)

ماده صد و چهل و دوم - مخبرین جراید و تماشاچیان با داشتن بلیط در محل مخصوص که خارج از محل اجلاس نمایندگان براى آن‌ها معین شده است حق دخول دارند

ماده صد و چهل و چهارم - هرتماشاچى که باعث اغتشاش مذاکرات یا اختلال نظم شود فوراً به محاکم مرجع جلب می‌شود.

3. طرح استیضاح آقاى آزاد

رئیس - بفرمایید آقاى آزاد.

آزاد - بنده در اول جلسه خواستم توضیح بدهم که چرا روز یکشنبه در مجلس حاضر نبودم و مطابق اخطار جناب آقاى رئیس صلاحیت نداشت که آن موقع بگویم ولى الان می‌خواهم عرض کنم و تا اندازه‌ای هم مربوط به استیضاح هست و آن دو سه کلمه‌ای که گفتم راجع به رئیس‌التجار روى این موضوع بود که او معتقد بود بایستى املاک مردم را به روز گرفت و خریدن املاک کار بیوه‌زنان است، یک مقدار زیاد از املاکى که در قوچان و اسفراین بود به زور گرفت بعد آمد به طرف سبزوار، در سبزوار یک ایلى هست معروف به تریکانلو در حدود سیصد، چهارصد سال است در یک محلى که معروف به سرولایت است بین قوچان و سبزوار و نیشابور واقع شده است آنجا سکنى دارند در آن قسمت یک آب زیاد و رودخانه‌های متعدى نبود یک چشمه‌های کوچکى بود که اغنام و احشام خودشان را در آن جا مى چرانیدند و زمستان هم می‌رفتند به طرف جنوب سبزوار، در یکى از آن چشمه‌سارها که متعلق به چند نفر از این کردها بود در هفتاد هشتاد سال پیش از این، یک کسى یک قسمت از این چشمه را می‌فروشد گویا به بیست تومان یا سى تومان، بعد یک کس دیگرى کاغذى می‌نویسد به مرحوم نجد‌السلطنه که در آن موقع پیشکار دارایی بوده است این در زمان قدیم که دوره استبداد بوده می‌باشد اتفاقاً یک سیلى می‌آید و یک مقدار زیادى از اراضى را با خود می‌برد وقتى که سیل تمام می‌شود از تمام جاهایی که شسته شده چشمه‌های زیادى پیدا می‌شود و آب از آن‌ها بیرون می‌آید به قدر یک سوم آب کرج و این افراد شروع می‌کنند به زراعت کردن و رئیس‌التجار که می‌بیند چنین آبى احداث شده می‌رود کاغذ را از نجد‌السطنه می‌گیرد و می‌گوید که این مال من است و در عدلیه هم شکایت می‌کند، طرف او هم کرد بود و صحرانشین، و 10 سال، 5 سال یک مرتبه به شهر نمی‌آمدند و ایشان هم وکیل مجلس و شخص مقتدرى بودند بالاخره درسنه 1314 یا 15 موقعى که جناب آقاى گنابادى آنجا تشریف داشتند این حکم اجرا شده آمده‌اند یک عده زیادى کردها را بیرون کرده‌اند و رئیس‌التجار هم یک عده‌ای از مشهد همراه خود آورده بود در آنجا و چندین مرتبه این دو دسته با یکدیگر نزاع کردند، یکى دو سه چهار نفر از طرفین کشته شدند و این جریان تا شهریور 20 بود و بعد از شهریور این کردها رفتند باز آنجا را تصرف کردند البته آقایان قضات می‌دانند مطابق قانون وقتى که یک حکمى قطعیت پیدا کرد به اصطلاح در دادگسترى اجرا شد اگر در دو ساعت دیگر کسى آن ملک را از تصرف صاحبش خارج کرد دیگر دادگسترى مجبور نیست که آن ملک را دوباره به او برگرداند مگر این که مطابق قانون عرض‌حال تصرف عدوانى بدهد ورثه رئیس‌التجار رفتند آنجا شکایت کردند که این املاک را این املاک را این‌ها به طور غصب آمده‌اند از تصرف ما خارج کرده‌اند الان پرونده در عدلیه مطرح است و چند پرونده دیگر هم این‌ها دارند که مشغول مذاکره هستند سعید مهدوى پسر رئیس‌التجار خواست وکیل شود که به زور وکالت شاید این املاک را از دست آن‌ها خارج کند در دوره چهارده یک مقدارى در حدود سى چهل هزار تومان داد و موفق نشد از سبزوار وکیل شود در دوره 15 املاکى که رئیس‌التجار روى آن دست گذاشته بود فروخت به 120 هزار تومان 83 هزار تومان مطابق چک‌هایی که به بانک داده در سبزوار خرج کرد باز هم وکیل نشد بعد از این که وکیل نشد خواست شغل دولتى پیدا کند که به زور دولت این املاک را بگیرد من نمی‌دانم به چه مناسبت دولت آقاى هژیر این شخص را شهردار خراسان کرده است در صورتی که مطابق قانون اشخاصى که سابقه خدمت دولتى ندارد دولت حق ندارد آن‌ها را استخدام بکند شنیدم که چند تا قالى و قالیچه آورده اینجا و به بعضى از اشخاص هم پول‌هایی داده‌اند و ایشان را رئیس شهردارى مشهد کرده‌اند بعد از این که ایشان شهردار شدند درصدد افتادند که رئیس ژاندارمرى آنجا را عوض کنند و یک نفر را که آقایان تبریزی‌ها تا اندازه‌ای می‌شناسند و او یک شخصى است که اولاً در تبریز به حزب توده و به پیشه‌ورى کمک کرده است، آدم نادرستى هم هست این شخص را برداشته‌اند در مشهد رئیس ژاندارمرى مشهد کرده‏اند (امیر نصرت اسکندرى - صحیح است) و طبق تلگرافات و گزارشاتى که به بنده رسیده سعید مهدوى که شده آنجا زیاد تماس داشته صد و پنجاه هزار تومان پول به اشخاص مقتدرى مثل رئیس قشون و رئیس ژاندارمرى که کارمندان دولت بوده‌اند داده که آن‌ها بروند این املاک را به تصرف سعید مهدوى بدهند و آمده‌اند در سبزوار و پانزده هزار تومان خرج کرده که به رئیس ژاندارمرى پنج هزار تومان نقد داده و پنج هزار تومان دیگر هم تعهد کرده، قبض داده که بپردازد پنج هزار تومان هم داده است به رئیس اجرا در این بین هم گزارشى رسیده است به اداره ژاندارمرى که در آن گزارش گفته شده است که من با رئیس ژاندارمرى و قشون آن جا صحبت کردم و آن‌ها موافقند که ما این املاک را از تصرف کردها بگیریم و بدهیم به تصرف آقاى

+++

سعید مهدوى در این بین آقاى گلشائیان وزیر دادگسترى شدند آمدند به سبزوار و راجع به این این قضیه یک مذاکراتى کردند رئیس اجرای عدلیه متوسل شده است به این که آقاى گلشائیان به من حضوراً دستور دادند که بروم و این حکم را اجرا کنم از مشهد رئیس ژاندارمرى با چند نفر ژاندارم با رئیس اجراء حمله می‌کنند به طرف دهنه شور آقاى گلشائیان که تشریف آوردند بنده به اتفاق آقاى حائرى‌زاده رفتیم حضورشان و گفتیم که تلگرافى رسیده است که شما شفاهاً دستور داده‌اید بروند این املاک را از دست آن‌ها خارج بکنید، گفتند من همچون دستورى ندادم، من به آقای لطفى گفتم که شما رسیدگى بکنید اگر حق به جانب سعید مهدوى بوده گزارش بدهید و اگر حق به جانب او هم نبود گزارش بدهید در این بین آقاى لطفى وارد شد و گزارش داد که نخیر حق به جانب آقاى سعید مهدوى بود ولى این حکم یک مرتبه اجرا شده و دفعه دیگر نباید اجرا بشود ایشان هم برداشتند یک تلگرافى کردند به سبزوار که مأمورین از آنجا برگردند مطابق دستور تلگرافى رسیده است از سبزوار براى آقایان می‌خوانم آقاى وزیر دادگسترى رونوشت آقاى آزاد به تلگراف شماره 32160 - 24 - 7 - 27 اعتنا نکردند و قلعه‌جات دهنه را مأمورین ژاندارمرى و اجرا و سرگرد فتح‌پور و رئیس ژاندارمرى سبزوار و ایل جار مهدوى خراب و اموال و گوسفند و پنبه و غله را غارت مهدوی‌ها یکصد و پنجاه هزار تومان پول داده‌اند که به نام اجراى حکم و دایر کردن پاسگاه ایل را متمرد و در نظر هیئت دولت ایل و دعاگویان را متجاسر و متمرد قلمداد کنند. رئیس عدلیه سبزوار هم آمده است اینجا که رئیس اجراء پنج هزار تومان پول گرفته است بدون این که به ما اطلاع بدهد پرونده را برداشته فرار کرده بعد از آن یک تلگراف دیگرى در تعقیب آن بازرسى کل کرده که آقا بر گردید باز هم اعتنا نکرده‌اند رفته‌اند سه هزار گوسفند این‌ها را غارت کرده‌اند و مردم تلگراف کرده‌اند که دویست هزار تومان اموال و اغنام و احشام‌شان را برده‌اند و غارت کرده‌اند با این که وزارت دادگسترى دو مرتبه تلگراف کرده آقایان برگردید آن‌ها همین طور مشغول پیشروى هستند و چادرها را سوزاندند و قلعه‌ها را خراب کردند، من آن روزى که آقاى نخست وزیر آمده بودند به اداره ژاندارمرى رفته بودم و به رئیس ژاندارمرى گفتم که ژاندارم‌های شما این کار را کردند گفت اگر من هم تلگراف کنم ممکن است به تلگراف من هم اعتنا نکنند من یک نفر را می‌فرستم برود آنجا رسیدگى کند، مطابق اطلاعاتى که دیروز به بنده رسیده در آنجا پس از آن که حکم وزارت دادگسترى را آقایان اجرا نکردند ده نفر در آنجا کشته شده براى این که ژاندارم‌ها شروع کرده‌اند به حمله و غارت در مقابل آن‌ها هم کردها مقاومت کرده‌اند و ده نفر کشته شده است، بنده می‌خواهم این قسمت ر ا به جناب آقاى وزیر جنگ عرض کنم که اینجا تشریف آوردند و گفتند که ایلات مردمان وطن‌پرستى هستند و اینجا از آن‌ها دفاع کردند و یکى از آن‌ها چند روز قبل اینجا بود و اعلیحضرت همایونى به دست خودش به سینه او مدال نصب کردند که شاید در یک روزهای خیلى سختى آن‌ها به درد مملکت بخورند با وجود این حکومتى که آقاى هژیر تشکیل داده است 150 هزار تومان از شخصى می‌گیرند سى هزار تومان فرمانده لشگر گرفته است و سى هزار تومان استاندارى و به کسان دیگرى هم که در آنجا بوده‌اند چهل هزار تومان داده‌اند به رئیس ژاندارمرى آنجا (امامى - اخوى آقاى اسدى) که براى صد و پنجاه هزار تومان صد و پنجاه نفر ژاندارم را با یک عمده دیگر اعزام داشته‌اند و فرستاده‌اند آنجا و این قسم نا امنى در آنجا فراهم کرده‌اند این یکى از آن کارهایی است که آقاى هژیر کرده‌اند (بعضى از نمایندگان - به آقای هژیر مربوط نیست) توجه بفرمایید آقایان رئیس دولت البته باید یک شخصى باشد که مسلط به کارهای دولتى باشد چگونه می‌شود که رئیس اجراى عدلیه 5 هزار تومان بگیرد و تمام پرونده‌ها را بردارد و فرار بکند و هر چه به او تلگراف بکنند که برگردید برنگردد و اعتنایی هم نکند تقصیر این کار با کى است؟ تقصیر با بنده است اگر تقصیر با رئیس دولت نیست پس تقصیر با کى است آقاى وزیر دادگسترى تلگراف می‌کند که برگردید می‌گویند اعتنا نکرده است آقاى وزیر دادگسترى؟! هى مشغول چپاول و غارت هستند، این‌ها به عهده کى است؟ این‌ها به عهده ایشان است روز اولى که آقاى هژیر نخست وزیر شدند یک عده از آقایان امیدوار بودند که شاید ایشان بتوانند یک قدرتى نشان بدهند بیش از یک ماه تقریباً طول نکشید اغلب آقایان صحبت می‌کردند که آقاى هژیر یک مردى که بتواند مسلط بر اوضاع بشود نیست و واقعاً هم این طور است براى این که روز به روز وضعیت مملکت پریشان‌تر شده و این که ملاحظه می‌فرمایید با این 150 هزار تومان پولى گرفته‌اند یک قسمت عمده خراسان را مغشوش کردند در صورتی که از آنجا تا سرحد روسیه شاید سه وجب راه باشد بیست هزار نفر هم دارند با هم کشت و کشتار می‌کنند حالا اگر یک حادثه بدترى پیش بیاید مسئولیت آن با کى است؟ من شنیده‌ام که آقاى هژیر هم آگرمان خود را براى لندن گرفته و می‌رود بعد معلوم نیست که چه خواهد شد من می‌خواهم یک موضوعى را (در این موقع مجلس از اکثریت افتاده و پس از یک دقیقه اکثریت حاصل شد) تذکر بدهم به آقایان نمایندگان محترم که خاطرشان مستحضر باشد 14 ماه است که بنده در مجلس شوراى ملى هستیم و در این مدت 14 ماه بنده مکرر دیده‌ام که آقایان از دولت‌ها سؤال‌هایی کرده‌اند و سه فقره هم استیضاح بوده است ولى آقایان وزرا که آمدند در مقابل این سؤال‌ها جواب‌هایی بدهند و یا در موقع استیضاح جواب بدهند تمامش سفسطه بوده یا دروغ بوده است دو موضوع از این قسمت‌ها را به عرض آقایان می‌رسانم که ممکن است باز که از اینجا می‌آیم پایین بیایند و همین صحبت‌ها را بکنند و آقایان هم گوش بدهند و بعد هم تمام شود و برود بنده یک مثلى می‌زنم که دو نفر بودند با همدیگر نشسته بودند صحبت می‌کردند آن یکى از دیگرى پرسید که وسط دنیا کجاست گفت که وسط دنیا آنجایی است که من میخ طویله اسب خودم را کوبیده‌ام گفت همچون چیزى نمی‌شود جواب داد اگر باور ندارى برو قدم کن ببین اینجا هست یا نه؟ این یک مثلى است که می‌زنند آقایان وزرا می‌آیند اینجا برخلاف قاعده یک جواب‌هایی به سؤال‌ها می‌دهند براى این که تاکنون دیده نشده است اگر یک وزیرى برخلاف واقع صحبت می‌کرد چند نفر از وکلا بیایند و مچش را بگیرند که بیا ثابت کن این حرفى که شما می‌زنید روى چه دلیلى گفته‌اند تا حالا دیده نشده هر چه آمده‌اند و گفته‌اند یک اشخاصى هم با آن وزیر موافق بودند گفتند صحیح است و تمام شده رفته است در صورتی که حقیقت جز این بوده بنده در چند روز قبل صحبت کردم راجع به حیات داودى براى این که حیات داودى آمده است و بوشهر را هم غارت کرده است در مقابل این سؤال بنده تیمسار وزیر جنگ عوض این که راجع به حیات داودى جواب بدهند گفتند که ایلات مردمان وطن‌پرستى هستند البته بنده منکر وطن‌پرستى ایلات نیستم صحبت من راجع به یک شخصى بود بایستى راجع به این موضوع جواب می‌دادند که این کارى که من نسبت می‌دهم کرده است یا نکرده است و ولى این اصلاً می‌دانید خلط مبحث بود بنده الان یک این تلگرافى است که حیات داودى موقعى که بوشهر را تصرف کرده است ارتباط تلگرافى قطع بود از طریق لندن به تهران مخابره کرده (صحیح است) «تیمسار سرلشگر رزم‌آرا ریاست ستاد ارتش تهران سلامتى کلیه افسران و ارتش و نگهبان بوشهر را پس از سقوط پادگان به خانواده آن‌ها اطلاع دهید عموم تحت محاکمه می‌باشند. فتح‌الله حیات داودى - على جاه پیرى تنگستانى» این تلگرافى است که بعد از آن که طریق لندن به تهران مخابره می‌کنند و امضاءش هم امضای خودش هست حالا جواب آقاى سپهبد رز‌م‌آرا به حیات داودى و تنگستانی «فتح‌الله حیات داودی و على تنگستانى بوشهر تلگراف شما که سند خیانت و وطن‌فروشى شما بود رسید ارتش براى خدمت به کشور و حفظ میهن تشکیل شده افسران رشید و افراد شجاع بوشهر وظیفه خود را در مقابل شما خائنین انجام داده به هیچ وجه از محاکمه و مرگ به دست خیانتکاران و میهن‌فروشان ترسى ندارند تلگراف شما بزرگ‌ترین‏ سند خیانت شما به زودى داده خواهد شد این هم جوابى است آقاى سپهبد رزم‌آرا از طریق لندن داده‌اند (یکى از نمایندگان - به امضای که بوده؟) به امضای سپهبد رزم‌آرا (دکتر بقایی - بله ولى ننوشته‌اند جوابش چه بوده مقصود همین بوده که به او مدال می‌دهند پول هم به او می‌دهند) (خنده نمایندگان) آن وقت یک چنین آدمى است به تحریک اجانب پادگان را خلع سلاح کرده و بوشهر را غارت کرده (صفوى - بوشهر غارت نشده) (دکتر بقایی - فقط شکرهایش را برده‌اند!) بوشهر سنگ‌هایش را که نمی‌خواستند ببرند آن چیزى که آنجا بود بردند آن وقت یک چنین تلگرافى را می‌کند و سپهبد رزم‌آرا هم به او جواب می‌دهد چنین شخصى را دعوت می‌کنند تهران به او جواب می‌دهد چنین شخصى را دعوت می‌کنند تهران و روزى هشتصد تومان براى مخارج و تفریح آن‌ها وزارت جنگ پول داده است روزى هشتصد تومان پول داده‌اند آن وقت با همین تیمسار محترم که این تلگراف را می‌کند که جزاى شما داده خواهد شد می‌رود چایی می‌خورد و با او دست هم می‌دهند و در حدود 31 شهریور ماه همان شهریور گذشته هم

+++

روز چهارشنبه اعلیحضرت همایونى را می‌برند آنجا به دست خودش به او مدال می‌دهد آن وقت شما از این مملکت چه چیز می‌خواهید این چه جور مملکتى است که یک نفر آدم به تحریک اجنبى بیاید غارت بکند زن و بچه مردم را اسیر بکند و قشون را خلع سلاح بکند و شکرها را ببرد و بعد بردارند و بیاورندش و شاه را هم وادار بکنند که مدال به سینه‌اش نصب کند آن وقت در این مملکت آبرو می‌خواهید؟ من گمان می‌کنم که داریم خودمان را گول می‌زنیم و مسخره می‌کنیم (صحیح است) دنیا را داریم مسخره می‌کنیم (صحیح است) بنده یک موضوع دیگر را هم عرض می‌کنم و بعد وارد صحبت می‌شود این را براى این عرض می‌کنم که وقتی که فردا باز آمدند اینجا چیزهایی گفتند باز ما بله بله نگوییم اگر آقایان به خاطر شان باشد من موقعى که آقاى حکیمى را استیضاح کردم راجع به مکیده صحبت کردم که این میکده عضو شرکت رى هم هست و در عین حال معاون وزارت راه هم هست براى شرکت رى به دستور وزارت راه یک حکمی صادر شده است که اجرا کرده‌اند و آن روز آقاى اردلان وزیر راه بود خواست صحبتى بکند که نشد بعد از چندى آقاى مهندس رضوى یا دیگرى بود یک صحبتى کردند ایشان آمدند یک گزارشى در اینجا خواندند و تمام قضایا را تکذیب کردند و گفتند که آن گزارش را رئیس دفترشان داده است. حقیقت را عرض کنم شرکتى تشکیل می‌شود در اواخر 1319 به عضویت آقاى یمین اسفندیارى وثوق و میکده این‌ها در اوایل 1320 ساختمان استاسیون مشهد را مقاطعه می‌کنند چهارصد هزار تومان هم پول از دولت می‌گیرند که بروند آنجا را درست کنند در این بین قشون روس وارد می‌شود عملیات هم خاتمه پیدا می‌کنید بعد از دو سال وزارت دارایی می‌رود مطالبه پول را می‌کند که آقا چهارصد هزار تومان پولى را که گرفته‌اید پس بدهید آن‌ها جواب می‌دهند که ما متحمل خسارات زیادى شده‌ایم می‌گویند چه خسارتى می‌گویند چون قشون روس وارد شده است ما متحمل خساراتى شده‌ایم وزارت دارایی جواب می‌دهد که ورود قشون روس یک فرس‌ماژوى بوده است خیلی‌ها متضرر شده‌اند به هیچ وجه من الوجه دولت موظف نیست که حرف شما را گوش بدهد این‌ها از وزارت دارایی مأیوس می‌شوند و می‌روند وزارت راه در آنجا بند و بست می‌کنند وزارت راه یک کاغذى می‌نویسد به وزارت دارایی که رسیدگى به این موضوع در صلاحیت وزارت راه است و مربوط به وزارت دارایی نیست آن‌ها هم حرفى نمی‌زنند بعد این‌ها می‌روند ادعاى خسارت می‌کنند که به واسطه ورود قشون روس ما 240 هزار تومان خسارت داریم فوری وزارت راه هم این را ارجاع می‌ند به حکمیت و حکم‌ها حکم می‌دهند که این 240 هزار تومان به آنها ضرر وارد شده است (یکى از نمایندگان - حکم‌ها که بوده‌اند؟) نمی‌دانم (کشاورز صدر - این‌ها چه ربطى به این دولت دارد؟!) فرق نمی‌کند الان هم می‌رسیم برادر اینجا هست (خنده نمایندگان) عجله نکن، بله بعد از این که آن‌ها گزارش می‌دهند که این ضرر وارد است وزارت راه اعلام می‌کند به وزارت دارایی که این‌ها 240 هزار تومان تحمل خسارت کرده‌اند و حکم‌ها هم تصدیق می‌کنند وزارت دارایی هم اخطار می‌کند که بسیارخوب چهارصد هزار تومانش را خسارت دیدند بایستى 160 هزار تومان دیگر را بدهند اینها مى‌بینند که کار بد شد، باز می‌روند ادعای خسارت می‌کنند باز هم حکم معین می‌شود می‌آیند 50 هزار تومان دیگر هم می‌گیرند این تمام چیزهایی است که من در وزارت دارایی دیده‌ام و در وزارت راه ندیده‌ام ولى جریانى که در وزارت دارایی بوده و پرونده حاکى بوده است آقاى اردلان تشریف آوردند دفاع کردند گفتند که خیر ابداً به هیچ وجه من الوجوه همچون چیزى نبوده است بنابراین می‌خواهم عرض کنم آقایان این مطالب که اینجا گفته می‌شود چون می‌بینند که هیچ وقت از طرف‏ مجلس شورای ملى گفته نمی‌شود که فوراً آقا یک کمیسیونى تشکیل می‌دهیم این اسناد و مدارکش را بیاورید تا ببینیم راست است یا دروغ هیچ وقت همچون چیزى دیده نشد او گفت وسط دنیا اینجاست زیرا که می‌دانست که کسى رسیدگى نمی‌کند (دهقان - کمیسیون هم تبرئه می‌کند) به قول شما کمیسیون هم تبرئه می‌کند قبل از این که بنده وارد موضوع استیضاح بشوم می‌خواهم چند کلمه راجع به قدرت مجلس و وظایفى که دولت دارد صحبت کنم تا این که یک قدرى ذهن‌ها بیشتر روشن بشود. ضمن این مسائلى که بنده می‌خواهم عرض کنم شاید یک عده آقایانی که تحصیل حقوقى کرده‌اند می‌دانند و دیگران هم به طور کلى مسبوق باشند ولى همان قسم که خداوند در قرآن می‌فرماید «فذکران الذکر تنفع المؤمنین» تذکرش به عقیده من شاید ضررى نداشته باشد در تمام دنیا پیش تمام علماى حقوق این قضیه محرز است و قدرت ملت ما فوق تمام قدرت‌ها است هیچ قدرتى. هیچ شخصیتى در مقابل قدرت ملت نمب‌تواند کوچک‌ترین مقاومتى از خود نشان بدهد بر فرض هم که مقاومت بکند فوراً محو و نابود می‌شود تاریخ و حوادث دنیا هم تقریباً این موضوع را در تمام موارد اثبات کرده است وقتى که یک ملتى اراده کرد یک عملى را انجام بدهد هیچ شخصى حتى هیچ قدرتى هم نمی‌تواند جلوگیرى بکند ملت که عبارت از میلیون‌ها افرادى است که در یک سرزمین گرد هم جمع شده‌اند و با یکدیگر زندگى می‌کنند براى اموری که متعلق به خودشان است از قبیل امنیت و عدالت و کارهاى دیگرى که فرد فرد اگر بخواهند براى خودشان انجام بدهند غیرممکن هست حتى یک شخصى واحد نمی‌تواند در عین حال رئیس عدلیه باشد ژاندارم باشد پاسبان باشد یا شخص دیگرى بنابراین براى این که مردم هر کس به کار خودش برسد و امور مملکت هم اداره بشود ملت یک نمایندگانى از خودش انتخاب می‌کند براى این که این نمایندگان از طرف ملت که داراى اختیارات کافى هستند وضعیت امور عدالت امنیت دارایی و غیرذلک را نظارت کنند بنابراین مجلس شورای ملى مرکز قدرت مملکت است و نمایندگان افراد یک ملت حاکم بر کلیه مقدرات هستند اشخاصى را که مجلس شوراى ملى براى اداره امور مملکت انتخاب می‌کند کسانى هستند که اجیر ملتند ملت به آنها حقوق می‌دهد زندگى آن‌ها را تأمین می‌کند براى اموری که مجلس شورای ملى به آنها امر می‌کند و دستور می‌دهد غیر از این دیگر عنوانى ندارند فقط این اشخاص را که مجلس شورای ملى براى خدمت به مملکت انتخاب می‌کند فرق‌شان با ملازمی که یک نفر براى خودش انتخاب می‌کند این است که اگر شخصى یک پیشخدمتى دارد هر امرى که به او می‌کند او ناچار است اجزا بکند و اطاعت بکند ولى مأموریتى که مجلس شوراى ملى براى کارهاى دولت انتخاب می‌کند اگر این‌ها بخواهند به فرد فرد اشخاص حکم بکنند غیرممکن است تشنج و تزلزل پیش می‌آید بنابراین مجلس شورای ملى به اکثرت یا به اتفاق آرا دستورالعمل‌هایی که اسم او بعد به نام قانون نامیده می‌شود وضع می‌کنند به دولت و به کارمندان دولت می‌دهند که مطابق آن‌ها رفتار بکنند و در هر موردى که یکى از این‌ها از آن دستور‌المعل‌ها تخلف می‌کند مورد مسئولیت و مجازات از طرف مجلس شورای ملى که مظهر اراده ملت است واقع می‌شوند بنده دو سه جمله می‌خواهم راجع به قدرت مجلس شورای ملى و سایر مقامات عرض کنم البته شاه شخص اول است در هر مملکتى ولى مجلس شورای ملى حقوق شاه را تعیین می‌کند بدون این که شاه بتواند یک شاهى زیادى خرج کند ولى حقوق مجلس شورای ملى را خودش معلوم می‌کند و هیچ کس هم حق ندارد که بگوید کم است یا زیاد اگر یک وقتى شاه خواسته باشد بگوید نمایندگان ملت ماهى یک مرتبه باید بیایند به دربار و سلام بدهند اگر کسى نرقت هیچ گونه مسئولیتى ندارد ولى اگر مجلس شوراى ملى تقاضا کرد که شاه ماهى یک مرتبه بیاید پشت این تریبون و به ملت ایران سلام بگویند باید بیایند اگر یک وقت مجلس شورای ملى یک عملى برخلاف قانون از شاه مشاهده کند می‌تواند از او بازخواست کند (نخست وزیر - شاه مسئول نیست) بلى مثلاً می‌گویم بر سبیل مثل می‌خواهم صحبت کنم (نخست وزیر - مثل چیست مثل دیگرى بزنید) (جمعى از نمایندگان - شاه صیانت دارد) بلى میدانم صیانت دارد خوب مثل دیگر می‌زنم ولى مجلس شوراى ملى هر چه بگوید قانون است این فرق دارد (مهندس رضوى - اصولى هم دارد) بلى هر چه که اکثریت گفت قانون است (بعضى از نمایندگان - مطابق قانون اساسى) (دهقان - با یک مختصر تفاوتى) ولى وزرا چه وظیفه‌ای در مقابل مجلس شورای ملى دارند وزرا کسانى هستند که مجلس شورای ملى به میل و علاقه خودش از میان مردم انتخاب می‌کند فقط براى دستور و اوامرى که مجلس به آنها می‌دهد (نخست وزیر - مجلس انتخاب نمی‌کند مجلس‏ رأى اعتماد می‌دهد) رأى اعتماد همان انتخاب است فرق نمی‌کند شما در کلیات صحبت می‌کنید یک کسى پرسید که قرمه باغین است یا با قاف گفت با گوشت است و روغن، صحبت سر کلیات نیست، اصل موضوع این است که ما شما را انتخاب کرده‌ایم (نخست وزیر - اگر شما انتخاب می‌کردند که استیضاح نمی‌کردید) یک ساعت دیگر معلوم می‌شود هر کسى به شما رأى بدهد آن وقت معلوم می‌شود که شما را ما انتخاب کرده‌ایم یاخیر

بعضى از نمایندگان - اکثریت نیست‏

آزاد - عرایض بنده دو سه روز طول دارد

4. اقتراع براى شرفیابى به حضور ملوکانه‏

رئیس - امروز باید براى شرفیابى فردا که عید غدیر است اقتراع به عمل آید بیانات ایشان همان طور

+++

که می‌فرمایند مفصل هم باید جواب بدهد.

بعضى از نمایندگان - شنبه مقرر بفرمایید مجلس باشد براى این که استیضاح تمام بشود.

دهقان - مستخدمین دولت هم باید تکلیف‌شان معلوم بشود.

آزاد - آقاى دهقان استیضاح سه روز طول می‌کشد.

افخمى - چند ساعت طول خواهد داشت؟

رئیس - آقاى آزاد بنابراین بقیه مذاکرات شما براى روز یکشنبه می‌ماند.

(اقتراع به عمل آمد و نتیجه به قرار ذیل قرائت شد)

آقاى فتحعلى افشار، آقاى مهدوى ارباب، آقاى دکتر عبدالله معظمى، آقاى شهاب خسروانى، آقاى هاشم وکیل، آقاى احمد دهقان، آقاى ارباب گیو (ارباب گیو - بنده چون در شهر نیستم خواهش می‌کنم یک نفر دیگر را انتخاب بفرمایید) آقاى سزاوار، آقاى نواب یزدى، آقاى افخمى، آقاى ظفرى، آقاى محمد‌على مسعودى، آقای سید اسدالله موسوى (رئیس چون ایشان جزو هیئت رئیسه هستند یک نفر دیگر انتخاب می‌شود) آقاى ملکى.

رئیس - قبل از این که جلسه را ختم کنیم آقاى دکتر راجى چند کلمه می‌خواهند صحبت کنند بعد از صحبت ایشان تعیین دستور است. آقاى دکتر راجى‏

دکتر راجى - خاطر آقایان مستحضر است که یکى از جلسات سازمان ملل متحد پیشنهاد شد و به تصویب شوراى سازمان ملل متحد رسید روز 24 اکتبر که روز تأسیس سازمان بوده در دنیا روز تعطیل عمومى باشد و کلیه ممالکى که عضو سازمان هستند در کشور خود دعا بکنند که خداوند بشر را از خطر جنگ آتیه بدهد (نمایندگان - انشاءالله) بنده می‌خواستم در مجلس متذکر شوم که ایران از ممالکى است که عضویت سازمان مال متحد را با کمال حسن نیت پذیرفته است و اثر این سازمان براى منفعت مملکت ما محسوس بوده است چنان که در غائله پیشه‌ورى با این که تدابیر اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و سیاست کابینه وقت موجبات رفع بحران را تهیه کرد معذلک پیشتیبانى سازمان ملل متحد عمل بسیار مؤثرى براى حل آن قضیه شد (صحیح است) (صفوى - خدمات و فداکارى آقاى علاء هم مؤثر بود) لذا می‌خواستم اگر امروز بودجه مطرح شود در بودجه و اگر یک دوازدهم بود در یک‌دوازدهم پیشنهاد کنیم که روز 24 اکتبر در ایران روز سازمان ملل متحد شناخته شود و مجلس و ملت ایران همگى دعا کنند که خطر جنگ از بشر مرتفع شود بنده می‌دانم که عدم بروز جنگ آرزوى هر ایرانى است (صحیح است) و هر ملت کوچکى مثل ما آرزو دارد (صحیح است) مسلم است که در جنگى هر که فاتح شد هر که باشد غرامت دهنده و مغلوب ملل ضعیف هستند (صحیح است) و اگر جنگى اتفاق بیفتد ما باید غرامت بدهیم لذا عضویت سازمان ملل متحد که براى نفع ملت ایران کار کرده و روز 24 اکتبر را هم عید سازمان گرفته است بنده پیشنهاد می‌کنم که آن روز هم در ایران روز سازمان ملل متحد شناخته شود.

نمایندگان - صحیح است، احسنت‏

جمعى از نمایندگان - مخالفى نیست‏

رئیس - دو پیشنهاد رسیده که هیچکدام مورد ندارد یکى راجع به روز شنبه براى یک‌دوازدهم و یکى هم روز یکشنبه براى یک‌دوازدهم چون لایحه‌اش هنوز نرسیده است دستور استیضاح است

دهقان - لایحه‌اش حاضر است بنده پیشنهاد کردم‏

رئیس - پیشنهاد آقاى دهقان قرائت می‌شود

(پیشنهاد می‌کنم براى تعیین تکلیف یک‌دوازدهم روز شنبه جلسه تشکیل شود و روز یکشنبه دنباله استیضاح باشد)

دهقان - توضیح زیادى بنده ندارم چون روز 29 برنج است و مستخدمین باید حقوق‌شان را بگیرند بنده از اشخاصى هستم که خودم با یک‌دوازدهم مخالفم ولى چاره‌ای نداریم چون فرصت براى تصویب بودجه نیست آقایان موافقت بفرمایند که روز شنبه یک‌دوازدهم را تصویب کنند و روز یکشنبه هم دنباله استیضاح باشد آقاى آزاد موافقند

رئیس - آقاى فولادوند

فولادوند - بنده با این پیشنهاد مخالفم دلیل مخالفت بنده هم این است که آقایان نمایندگان به جهاتى که پیش ما روشن نیست بعضى از آقایان نمی‌گذارند بودجه تصویب شود هر ماه ما باید وقت‌مان را تلف کنیم تا روز 29 آن وقت شروع کنیم به گریه کردن براى مستخدمین در صورتى که مستخدمین نه گدا هستند نه خیانتى کرده‌اند نه خلافى آن‌ها با کمال سربلندى خدمت می‌کنند بایستى به آن‌ها حقوق بدهند این هم مجلس نمی‌شود که ما الان چهارده ماه است با این خفت تا آخر برج هى حرف می‌زنیم با اخطارات نظامنامه و ابسترکسیون بنده با ابسترکسیون حرفى ندارم و مخالف نیستم ولى بی‌جهت مى‌آییم اینجا چایی می‌خوریم قهوه می‌خوریم و هى وقت مجلس را تلف می‌کینم آن وقت آخر برج براى مستخدمین گریه می‌کنیم بنده مخالفم با این که آقایان در آخر ماه می‌آیند اینجا و صحبت از یک‌دوازدهم می‌کنند نبایستى آقایان به این موضوع رأى بدهند تا این که مستخدمین بیایند اینجا داد بکشند و ما این بودجه را تصویب بکنیم و الا تا آخر مجلس این بودجه تصویب نخواهد شد

دهقان - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم‏

رئیس - پیشنهاد اخطارى ندارد

دهقان - چرا صحبت‌های بنده را تعریف کردند بنده کى گفتم که مستخدمین گدا هستند بدبخت هستند بنده گفتم که تکلیف آن‌ها معین بشود و بعد استیضاح مطرح بشود و چون فرصت تصویب بودجه نیست حقوق مستخدمین داده شود

5. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - رأى گرفته می‌شود براى روز شنبه آقایانى که براى تشکیل جلسه در روز شنبه براى یک‌دوازدهم موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد بنابر این مجلس روز یکشنبه خواهد بود و دستور هم استیضاح است‏

(مجلس پنجاه و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294420!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)