کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15
[1396/05/24]

جلسه: 11 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم شهریور ماه 1326  

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- اتنخاب کمیسیون‌ها

3- طرح  دو فقره اعتبارنامه و خروج از دستور

4- طرح و تصویب یک فقره اعتبارنامه

5- تعیین دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏15

 

 

جلسه: 11

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه هشتم شهریور ماه 1326

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- اتنخاب کمیسیون‌ها

3- طرح  دو فقره اعتبارنامه و خروج از دستور

4- طرح و تصویب یک فقره اعتبارنامه

5- تعیین دستور جلسه بعد- ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و چهل و پنج دقیقه صبح به ریاست آقاى نبوى (نائب رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس.

صورت مجلس روز سه‌شنبه سوم شهریور ماه را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند.

صورت مجلس روز سه‌شنبه سوم شهریور 1326

نیم ساعت پیش از ظهر روز سه‌شنبه سوم شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

آقایان گنجه‌یی و محمدعلى مسعودى راجع به آراء سفید و علت آن در انتخاب هیئت رئیسه تذکر اصلاحى دادند و صورت مجلس تصویب شد.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد: غائب با اجازه آقاى محمد ذوالفقارى.

غائبین بى اجازه- آقایان: شریف‌زاده، محسن گنابادى، هدایت الله پالیزى، محمد قوامى، على وکیلى، تقى‌زاده، لیقوانى.

دیرآمدگان بااجازه- آقایان: عباس نراقى، فرامرزى.

دیرآمدگان بى اجازه- آقایان: تولیت، دکتر آشتیانى، شریعت‌زاده مشاور، اسلامى. خطابه‌یی که باید حضور اعلیحضرت تقدیم شود قرائت گردید.

در این خطابه مجلس شوراى ملى طبق اصل دهم قانون اساسى آمادگى خود را براى انجام وظایف به عرض رسانیده امیدوار می‌باشد که با توجه به احتیاجات مبرم کشور و برنامه جامعى که دولت اعلیحضرت به مجلس تقدیم نماید قوانینى به تصویب رسد که متضمن آسایش و رفاه عامه و ترقیات کشور شاهنشاهى باشد.

سپس براى تقدیم خطابه دوازده نفر آقایان ذیل: دکتر طبا، دکتر امینى، ابوالفتح قهرمان، اسمعیل ظفرى، اورنگ، باتمانقلیچ، حسن اکبر، جواد گنجه‌یى، صفا امامى، سیدعلى بهبهانى، نصرالله لاهوتى و کامل ماکویى به حکم قرعه انتخاب شدند که به اتفاق هیئت رئیسه شرفیاب شوند.

آقاى دکتر شفق راجع به اظهارات آقاى بهار نسبت به وقایع اندونزى و ابراز تأثر نمایندگان بیان مطلب نمودند که ملت ایران نسبت به دولت و ملت هلند از قدیم‌الایام حسن نظر داشتند ولى اکنون راجع به معامله نسبت به مردم اندونزى که هنوز هم پایان نیافته است هم تعجب می‌کند و هم متأثر است و بعد راجع به آزادى و استقلال هندوستان که پس از صدها سال فداکارى خلاصى یافته و در ردیف ممالک متحده دولت انگلیس قرار گرفته توضیحاتى دادند و از زعما و پیشوایان آزادى هند به احترام یاد نمودند و نیز به قدمت و اهمیت ملت و کشور هندوستان و مناسبات نزدیکى که از لحاظ زبان و ادبیات و فلسفه دین و حقایق عرفان از قدیم با ملت ایران داشته است اشاره و اضافه نمودند که چون روابط ملل روى دوستى و صلح دائمى استوار است جا دارد وزارت فرهنگ در کتب تاریخ و جغرافیا از لحاظ شناسایى ملت‌هاى همسایه با تشکیل کمیسیون خاصى از مؤلفین تجدید نظر نماید تا بتوانیم چنآن که شرط تفاهم و حسن تفاهم است ملت‌هاى مجاور خود را بهتر بشناسیم و اظهار امیدوارى نمودند که ملت هندوستان نیز

+++

 با توجه به به مفهوم آزادى از تعصب‌هاى خام مذهبى که قلوب مسلمانان را جریحه‌دار می‌سازد پرهیز نمایند.

آقاى اردلان پیشنهاد نمودند که از طرف ریاست مجلس تلگراف تهنیتى به مناسبت استقلال هندوستان و پاکستان به مجالس دول نامبرده مخابره شود که ترجمان احساسات نمایندگان مجلس ایران باشد.

آقاى مهندس رضوى با اظهار تأسف از وقایع غیرمترقبه سوم شهریور سال 1320 به فداکاری‌هاى ملت ایران و شرکت در وصول به هدف بزرگ ملل آزادى خواه و سهم مهمى که در حصول پیروزى نصیب کشور بوده اشاره نموده گفتند اکنون که روز سوم شهریور سال 1326 می‌باشد امید ملت ایران را از ملل بزرگ عالم در رعایت احترام متقابل و تأمین آرزوهاى ملى اعلام داشته انتظار داریم مردان سیاسى ممالک معظمه در حفظ منافع مملکت ما دوستى خود را به ملت ایران ثابت نمایند.

آقاى دهقان راجع به احساسات پارسیان هندوستان و علاقه ایشان در بازگشت به ایران با اظهار مسرت توضیحاتى داده تقاضا نمودند در این موقع از طرف مجلس به دولت تذکرى داده شود که با تهیه لوایحى موجبات معاودت هموطنان پارسى را تسهیل نمایند.

آقاى مهدى ارباب با اشاره به عزم و علاقه بازگشت کلیه ایرانیانى که در اطراف و اکناف پراکنده هستند گفتند که تحقق این آرزو منوط به امنیت قضایی و اجتماعى است که مجلس پانزدهم و اولیاى دولت باید ایجاد نمایند سپس با قرائت یکى از آگهی‌هاى وزارت دارایی راجع به مزایده حق واگذارى 12455 تن شکر از محصول کوبا که علاوه بر سهمیه عرضه شده توضیح دادند که لااقل کیلویی چهل ریال عوارض گوناگون به این شکر تعلق خواهد گرفت و این قبیل اقدامات دولت است که هزینه زندگى را بالا می‌برد و راه قاچاق را باز می‌کند.

آقاى ارباب گیو با سپاسگزارى از بیانات آقاى دهقان راجع به معاودت پارسیان مقیم هند اظهار نمودند که از این موضوع اطلاعى ندارند.

آقاى صدر کشاورز بیان نمودند با آن که مطبوعات از ارکان مشروطیت است اگر نباشد مشروطیت ظهور نمی‌کند اخیراً جراید را طبق قانون حکومت نظامى توقیف می‌کنند از جمله روزنامه قیام ایران و چون مدیر آن مرد آزادیخواه دانشمندى است و در آن روزنامه دور از عفت قلم چیزى نوشته نشده تقاضا نمودند در رفع توقیف آن جریده به دولت تذکر داده شود همچنین معتقد بودند اکنون که مجلس باز شده و مظهر اراده ملت است اقتضا ندارد حکومت نظامى وجود داشته باشد و باید دولت را در الغاء حکومت نظامى اقناع کرد.

آقاى دادور پیشنهاد ختم جلسه نمودند آقاى محمدعلى مسعودى مخالف بودند به پیشنهاد آقاى دادو‌ر اخذ رأى و تصویب و مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد. جلسه آینده به روز پنجشنبه پنجم شهریور محول و دستور طرح اعتبارنامه‌ها مقرر گردیده.

نایب رئیس- آقاى صدر کشاورز در صورت مجلس فرمایشى دارید بفرمایید.

صدر کشاورز- بنده مقصودم از عرایض جلسه قبل راجع به مطبوعات کلیه مطبوعاتى بود که به وسیله حکومت نظامى توقیف شده است و عقیده‌ام این بود که با وجود مجلس شوراى ملى دیگر معنى ندارد حکومت نظامى در وضع مطبوعات دخالتى بکند. اگر یک روزنامه برخلاف قوانین چیزى نوشت می‌بایستى به دادگسترى بفرستند و در دادگسترى مطابق قانون با او رفتار بشود و با بودن مجلس دخالت حکومت نظامى در توقیف جراید این یک نوع اختناق آزادى و اختناق مطبوعات است و مقصود بنده تنها روزنامه قیام ایران و مدیر دانشمند آن نبوده است بلکه مقصودم این بود که روزنامه قیام ایران هیچ وقت از حدود عفت قلم منحرف نشده است و بدبختانه همیشه دچار حمله و شکنجه حکومت نظامى قرار می‌گیرد و خواستم این نکته را تذکر بدهم و تقاضى کنم که رفع توقیف از عموم جراید بشود و همچنین الغاء حکومت نظامى را هم تقاضا کردم که مقام ریاست تذکر بدهند به دولت که در این موقع که مجلس افتتاح شده است، حکومت نظامى ملغى شود.

نایب رئیس- اعتراض دیگرى نیست نسبت به صورت جلسه؟

اردلان- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

نایب رئیس- آقاى نورالدین امامى در صورت مجلس فرمایشى دارید؟

نورالدین امامى- بنده عرضى ندارم.

نایب رئیس- آقاى ارباب در صورت مجلس فرمایشى دارید بفرمایید.

مهدى ارباب- در صورت مجلس که مشروحاً نوشته شده دیدم آنجا که گفته بودم وزارت دارایی از ده ریال 40 ریال عوارض می‌گیرد به عکس نوشته شده بود، نوشته شده بود از چهل ریال ده ریال می‌خواهد بگیرد و آگهى را هم که روزنامه اطلاعات کرده است این است که چون مظنه بازار شکر کیلویى 48 ریال است محل دارد که ما به مزایده بگذاریم در صورتى که ملت ایران سند نسپرده است که تا عمر دارد شکر را با گرانى کیلویی 48 ریال بخورد این نکته را توجه بفرمایید.

نورالدین امامى- وزارت مالیه جواب داده است آقاى ارباب.

نایب رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى دهقان بعد از صورت جلسه فرمایشى دارید؟

دهقان- بلى.

نایب رئیس- آقاى محمدعلى مسعودى قبل از دستور؟

محمدعلى مسعودى- بلى.

نایب رئیس- به صورت جلسه دیگر اعتراضى نیست؟ (گفته شد: خیر) جمعى از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند.

نمایندگان- دستور.

دهقان- مطالب لازمى هست که باید گفته شود.

عبدالقدیر آزاد- بنده اعلام جرمى دارم خواهش می‌کنم بگیرید و بخوانید.

نایب رئیس- مخالفى نیست با نطق قبل از دستور؟

بعضى از نمایندگان- مخالفیم.

دهقان- بنده با ورود در دستور مخالفم.

نایب رئیس- بفرمایید.

عبدالقدیر آزاد- اعلام جرم بنده را بخوانید.

دهقان- یک مطالب بسیار ضرورى و واجبى است نمایندگان بایستى به عرض برسانند و در اطراف گرفتارهایى که هست توضیح داده شود (صحیح است) ما اینجا آمده‌ایم براى این که گرفتاری‌هاى مردم را مرتفع کنیم و توضیحاتى بدهیم که اولیاى امور در اطراف مسائل جارى ملمکت متوجه باشند (همهمه نمایندگان) آقایان نمی‌گذارید حرف بزنم 00

محمدعلى مسعودى- صحیح است چرا نمی‌گذارید صحبت بکند چرا خفه می‌کنید. حق ندارید ممانعت کنید.

دهقان- ما براى انجام وظیفه و رسیدگى به دردهاى بی‌درمان مردم اینجا آمده‌ایم (صحیح است) ما باید مطالب مردم را پشت این تریبون به اولیاى امور که به هیچوجه گوششان به میل و رغبت به کارهاى مردم متوجه نیست بگوییم و بایستى این حقایق را اینجا توضیح بدهیم. این وضع نیست این طور نمی‌شود که شما همه را بخواهید خفه کنید بگذارید دردها گفته شود. بگذارید انتقادات بشود، بگذارید اولیاى امور به حقایق متوجه بشوند تا معایب رفع شود و اصلاحات عملى شود.

حاذقى- بنده مخالفم با نطق قبل از دستور.

نایب رئیس- آقاى حاذقى بفرمایید.

حاذقى- خاطر محترم همکاران را متوجه می‌کنم که با کمال خونسردى مجلس شوراى ملى وظایف سنگینى را که بر عهده دارد باید انجام بدهد و درعین این که تمام آقایان حسن نیت دارند ایجاب می‌کند که اینجا یک تشنجاتى به وجود نیاید که مانع کارها بشود. البته مجلس شوراى ملى یک وظایف سنگینى به عهده دارد که یکى از آن‌ها همان طورى که همکار محترم آقاى دهقان فرمودند برآوردن احتیاجات و تقاضاها و تمایلات و مستدعیات ملت است که آقایان به سمت نمایندگى آن‌ها اینجا تشریف آورده‌اند ولى درعین حال نبایستى فراموش کنیم که کارهاى الاهم فالاهم ما نباید در قسمت دوم باشد ما امروز کارهایى داریم که هنوز تمام نکرده‌ایم و ایجاب می‌کند که اول آن‌ها را تمام بکنیم انتخاب کمیسیون‌ها که در دستور مجلس است و همین طور بحث در اعتبارنامه‌هایی که درش اعتراض شده است وروشن کردن وضع همکارانى که وضعیتشان روشن نشده است و اعتبارنامه‌هاشان تصویب نشده است به نظر من قایل تقدم است. اگر آقایان موافقت بکنند امروز نطق قبل از دستور نکنند تا کارهایى که در دستور داریم انجام بدهیم و هفته یک روز اختصاص داده شود که نطق‌هاى قبل از دستور در آن روز معین بشود والا این طور نمی‌شود کار کرد (صحیح است) و مجلس به وظایف خودش نمی‌رسد.

نایب رئیس- رأى می‌گیریم به ورود در دستور آقایانى که با ورود در دستور موافقند قیام کنند. (اغلب برخاستند) تصویب شد.

اردلان- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم. عرض کنم بنده به موجب ماده چهار نظامنامه یک اخطار نظامنامه‌اى داشتم که به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم. شعبات مکلف هستند که به فوریت به اعتبارنامه‌ها رسیدگى کنند و گزارش آن را  به مجلس

+++

 بدهند و یک عده از نمایندگانى هستند که به اعتبارنامه‌هاى ما رأى داده‌اند در اینجا و حاضر هست و شعبات مربوط هنوز گزارش آن‌ها را تقدیم نکرده است بنده اینجا اخلاقاً موظفم که به آقاى رئیس عرض کنم یکى اصفهان است که اعتبارنامه‌هاى آنجا مطرح نشده است و دیگرى یزد و بنده از آقاى رئیس استدعا می‌کنم که به شعبه تذکر بفرمایند گزارش خود را نفیاً یا اثباتاً بیاورد  به مجلس تا تکلیف آن‌ها معین شود.

اقبال- اجازه بفرمایید راجع به شعبه یکم عرضى دارم.

نایب رئیس- تذکر آقاى اردلان به مورد است و از رؤساى شعب استدعا می‌کنم که هر چه زودتر شعبه را تشکیل بدهند تا اعتبارنامه‌هایى که باقى مانده است تکلیفش معین شود.

2- انتخاب کمیسیون‌ها.

نایب رئیس- طبق آنچه که در صورت مجلس قبل گفته شده است دستور انتخاب کمیسیون‌ها است بدواً کمیسیون قوانین دارایی عده حضار کمیسیون هیجده نفر عده حاضر 112 نفر بعد از بیان آقاى اقبال شروع به انتخاب کمیسیون‌ها خواهد شد. آقاى اقبال بفرمایید.

اقبال- عرضی که بنده می‌خواستم بکنم راجع به طرز تعیین اعضاء کمیسیون‌ها است قانون و مقررات حکم می‌کند که اعضاى کمیسیون‌ها در خود مجلس انتخاب بشوند البته چون این کار کار مشکلى است و به زودى نتیجه حاصل نمی‌شود از چند دوره قبل این طور توافق شده بود که از هر شعبه دو نفر معین شود و این 12 نفر بنشینند و با تناسب و سوابق اشخاص اعضاى کمیسیون‌ها را معین کنند و صورت آن آراء را قبل از تشکیل جلسه بیاورند و بدهند به آقایان تا کمیسیون‌ها انتخاب شود و روى همین سابقه دو نفر از هر شعبه معین شد (صحیح است) از شعبه سوم هم بنده بودم و آقاى امیرنصرت اسکندرى و خود جنابعالى هم آقاى نبوى از شعبه پنجم گمان می‌کنم تشریف داشتید ما با کمال بی‌طرفى و واقعاً با یک وجدان آرام و راحت نشستیم دو سه ساعت و این کار را انجام دادیم و حالا بنده می‌شنوم که آن اوراق را در فراکسیون حزب دموکرات عوض کرده‌اند و اشخاص را تغییر داده‌اند. البته فراکسیون حزب دموکرات که امروز اکثریت دارد قادر به انجام هر کارى هست به نظر من بهتر این بود که در عوض این که ما در کمیسیون نشستیم و این کار را انجام دادیم خود فراکسیون حزب دموکرات که اکثریت دارند می‌نشستند و کمیسیون‌ها را هم انتخاب می‌کردند و صورتشان را می‌دادند و همین طور که حالا عمل کرده‌اند عمل می‌کردند. بنابراین بنده تصور می‌کنم این عملى که شده است عمل صحیحى نیست. (صحیح است) بنده خودم عرض می‌کنم که شخصاً در هیچ کمیسیونى کاندیدا نیستم و براى خودم عرض نمی‌کنم ولى این عملى را که رفقاى شما به دستور و موافقت خود شما انجام داده‌اند اخلاق حق ندارید تغییر بدهید مگر این که عرض کردم به لکی این آراء را باطل بکنید و فراکسیون حزب دموکرات همان طورى که هیئت رئیسه مجلس در دستشان هست بهتر بود اعضاى کمیسیون‌ها را هم به میل خودشان انتخاب می‌کردند بعد می‌آمدند در مجلس رأى می‌دادند والّا بنده شخصاً به این کارى که کرده‌اند معترضم (صحیح است)

نایب رئیس- عملى که در کمیسیون شده تقریبا صورت کاندیدا بوده انتخاب آن است که در مجلس خواهد شد. آقایان نمایندگان در انتخاب کمیسیون‌ها مختارند اوراقى که به آن‌ها داده می‌شود فقط معرفى نامزدى کمیسیون‌ها است (صحیح است) ولى هر یک از آقایان می‌توانند آن را تغییر و تبدیل بدهند و هیچ کس هم نمی‌تواند نظر خود را بر دیگرى تحمیل کند اجازه بفرمایید بدواً مطابق مقررات پنج نفر به حکم قرعه براى نظارت در انتخاب کمیسیون‌ها معین خواهد شد.

عبدالقدیر آزاد- آقاى رئیس اعلام جرم را بخوانید.

نایب رئیس- آقاى حاذقى بفرمایید.

 (اقتراع به عمل آمده نتیجه به قرار ذیل اعلام گردید)

نایب رئیس- آقاى مهدى معین‌زاده، آقاى محمود محمود، آقاى عبدالحسین نیکپور، آقاى محمود ثابتى، آقاى مهندس رضوى به اتفاق آقاى حاذقى پس از آن که انتخاب کمیسیون‌ها در مجلس به عمل آمد در اطاق علیحده اقدام به استخراج کمیسیون‌ها خواهند کرد. شروع بشود به انتخاب کمیسیون قوانین دارایی، عده حضار 112 نفر عده اعضاء کمیسیون 118 نفر (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون قوانین دادگسترى، عده اعضاء 18 نفر عده حضار 113 نفر (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون فرهنگ، عده اعضاء 18 نفر عده حضار 112 نفر (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر، عده اعضاء 18 نفر عده حضار 114 نفر (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون کشاورزى، عده اعضاء 18 نفر عده حضار 113 نفر

ضیاء ابراهیمى- بنده یک تذکرى دارم.

نایب رئیس- در بین رأى نمی‌شود صحبت کرد.

ضیاء ابراهیمى- یک تذکرى می‌خواستم بدهم راجع به کمیسیون کشاورزى، آقاى سالار بهزادى تازه تشریف آورده‌اند می‌خواستم عرض کنم که براى این کمیسیون خوب هستند.

 (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون راه، عده اعضاء کمیسیون 12 نفر عده حضار 115 نفر

 (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون بهدارى، عده اعضاء کمیسیون 12 نفر عده حضار 104 نفر

 (اخذ آراء به عمل آمد)

محمد ذوالفقارى- اشتباه در اسم شده می‌خواستم عرض کنم ناصر ذوالفقارى کاندید است و بنده محمد ذوالفقارى هستم در صورتى که اسم بنده را نوشته‌اند اصلاح بفرمایید.

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون نظام، عده اعضاء کمیسیون 12 نفر عده حضار 99 نفر

 (اخذ آراء به عمل آمد)

نایب رئیس- شروع می‌شود به انتخاب اعضاء کمیسیون پست و تلگراف، عده اعضاء کمیسیون 6 نفر عده حضار 101 نفر

 (اخذ آراء به عمل آمد)

عبدالقدیر آزاد- اخطار نظامنامه‌اى دارم.

نایب رئیس- طبق آئین‌نامه انتخاب 11 کمیسیون باید در مجلس به عمل بیاید و این کار انجام شد. چهار کمیسیون هم در شعب انتخاب شده‌اند باید صورت آن قرائت شود آقایان توجه بفرمایند. اسامى آقایان اعضاء منتخبه براى کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى، از شعبه اول آقایان امیر تیمور، دکتر امینى، دکتر بقایی، از شعبه دوم آقایان صاحب جمع، آصف، مهندس رضوى، از شعبه سوم آقایان: سیدعلى بهبهانى، دکتر مصباح‌زاده، اورنگ، از شعبه چهارم- آقایان: دکتر شفق، صادقى، ضیاء ابراهیمى، شعبه پنجم آقایان: نیکپور، افخمى، دکتر عبده. از شعبه ششم آقایان: وثوق، دکتر راجى، شهاب خسروانى.

اسامى آقایان نمایندگان منتخبه در کمیسیون مبتکرات مجلس شوراى ملى‏

آقایان: معین‌زاده، ابوالحسن رضوى، نراقى، فولادوند، ارسنجانى، خسرو قشقایی، شریعت زاده، صدرزاده، ناصرى، مشایخى، شریف زاده، حاج امین.

اسامى آقایان منتخبه در کمیسیون محاسبات مجلس شوراى ملى‏

آقایان: بهبهانى، دکتر فلسفى، سزاوار، اردلان، افشار، لاهوتى،

اسامى آقایان منتخبه در کمیسیون عرایض و مرخصى مجلس شوراى ملى.

آقایان: برزین، نورالدین امامى، سید هاشم وکیل، حسن اکبر، مهدى ارباب، ابوالفضل حاذقى.

نایب رئیس- دستور مجلس بعد از انتخاب کمیسیون‌ها طرح اعتبارنامه‌ها است آقاى محمدعلى مسعودى پیشنهادى کرده‌اند که اعتبارنامه‌ها مطرح نشود. قرائت می‌شود پیشنهاد می‌کنم اعتبارنامه‌ها مطرح نشود.

محمدعلى مسعودى- عرض کنم یک عده از آقایان هستند که می‌خواهند یک مطالب فورى بگویند و اکثریت مجلس را غافلگیر می‌کنند. بنده می‌خواهم عرض کنم که یک عده به خصوصى هستند که نمی‌گذارند ما صحبت کنیم. مطلبى که بنده می‌خواستم عرض کنم یکى راجع به این مسیونى است که می‌رود به امریکا 00

نایب رئیس- در موضوع خودتان صحبت کنید.

محمدعلى مسعودى- که به نظر بنده زاید است، یکى تقسیم خوزستان است به نام ورثه

+++

 خزعل بین چند نفر، یکى هم موضوع آب هیرمند است، آقایان خوزستان را به انقلاب نکشانید، این وضعیت است، اگر آقایان اجازه بدهید بنده بیایم پشت تریبون تمام این مطالب را بگویم و اگر اجازه نمی‌دهید بنده مى‌نشینم.

نایب رئیس- آقاى حاذقى مخالفید بفرمایید.

حاذقى- آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایند در درجه اول براى مجلس لزوم حس همکارى و حسن تفاهم بین آقایان نمایندگان است. هر یک از آقایان تذکرى دارند، پیشنهادى دارند این پیشنهادى را که می‌دهند کاملا ذى حق هستند و طبق حقى که آئین‌نامه مجلس شوراى ملى بهشان داده است این پیشنهاد را تقدیم کنند و لزوم طرح پیشنهادشان را هم اینجا توضیح بدهند ولى استدعا می‌شود که سعى بشود حتى‌المقدور گفته‌هایى که می‌شود منطبق با حق و واقع باشد زیرا تصور می‌رود که اکثریت موافق با تذکرات و طرح صحبت‌ها و نطق‌هاى قبل از دستور آقایان نباشد دلیلش هم این است که در جلسه گذشته که بنا شد نطق قبل از دستور اجازه داده شود که مجلس رأى داد آقایانى که صحبت فرمودند همه از رفقاى همکار محترم آقاى محمدعلى مسعودى بودند، اجازه‌اى هم که براى آقایان ثبت شده بود و حالا هم خوشبختانه یا بدبختانه مجلس شوراى ملى رأى نداد که آقایان بحثشان را بکنند و مجال هم براى صحبت آقاى محمدعلى مسعودى باقى است اگر یاد آقاى مسعودى باشد در یک موقعى پیشنهاد شد که اعتبارنامه‌هایى که درش اعتراض نشده است مقدم باشد این موضوع را در روزنامه خودشان بزرگ کردند که لابد یک سوء نیتى بوده است. در صورتى که این طور نبوده است (نورالدین امامى: این طور نبوده است آقا) آقاى امامى اجازه بدهید در موقعى که شما اینجا صحبت می‌کنید همه باید سکوت کنند همین طور هم وقتى من صحبت می‌کنم آقا سکوت بکنید عرض می‌کنم بنابراین تکلیف ما نیست حق آقاى رئیس است باید تذکر بدهند وقتى که من اینجا صحبت می‌کنم باید آزادى صحبت باشد هیچ کس از آزادى صحبت اینجا نباید محروم بماند (صحیح است) الان پیشنهاد شده است که اعتبارنامه‌ها از دستور خارج شود. این خودش یک عملى است برخلاف اصول، براى این که یک عده‌اى از آقایان کارشان تمام شده است و عده دیگر از همکاران ما تکلیفشان معلوم نیست این‌ها بایستى مطرح شود (صحیح است) و تکلیفش روشن شود و بعد هم اجازه نطق قبل از دستور و تذکرات لازم به آقایان داده شود.

محمدعلى مسعودى- فورى است آقا وقت فوت می‌شود اگر گفته نشود.

نایب رئیس- رأى می‌گیریم به پیشنهاد آقاى محمدعلى مسعودى مبنى بر خروج طرح اعتبارنامه‌ها از دستور. آقایانی که موافقند قیام بفرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

رضوى- اخطار قانونى دارم.

نایب رئیس- بفرمایید.

رضوى- ماده 11 قانون اساسى حاکى و حاکم است به این که نمایندگان در اول که وارد مجلس می‌شوند یا به این طورى که تفسیر شده در اول که وارد کار می‌شوند بایستى سوگند یاد کنند (صحیح است) این هم مسئله‌اى است دینى و هم اخلاقى که مورد اعتقاد اغلب نمایندگان است. (صحیح است) و هم به صلاح مملکت است که صلاح مملکت در نظر سوگند یاد‌ کننده واقع می‌شود از این نظر است که به موجب ماده 11 قانون اساسى حالا که مجلس براى کار مهیا شده است و کار اولیه‌اش را تمام کرده است نبایستى هیچ عملى غیر از تحلیف بکند.

نایب رئیس- سابقه عمل دوره‌هاى گذشته بر این بوده است که بعد از تمام شدن اعتبارنامه‌ها مراسم تحلیف به عمل می‌آمده به علاوه این موضوع در دستور جلسه آتیه است که اقدام خواهد شد.

عبدالقدیر آزاد- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم من به آقاى قوام‌السلطنه اعلام جرم کردم و درخواست می‌کنم که اعلام جرم بنده را بخوانید براى این است که ایشان ممکن است 00

نایب رئیس- اجازه بگیرید و صحبت کنید.

دکتر اعتبار- بنده مطابق ماده 32 قانون اساسى اجازه می‌خواهم.

نایب رئیس- ماده را بفرمایید.

دکتر اعتبار- اصل سى و دوم قانون اساسى می‌گوید چنانچه یکى از وکلا درادارات دولتى موظفاً مستخدمت بشود از عضویت مجلس منفصل می‌شود (صحیح است) و مجدداً عضویت مجلس او در مجلس موقوف به استعفاى از شغل دولتى و انتخاب از طرف ملت خواهد بود. عرض می‌شود یک عده از آقایان نمایندگان قبل از این که  به مجلس تشریف بیاورند در ادارات دولتى در بنگاه‌هایى که با سرمایه دولت اداره می‌شود عضو بودند یا مشاور بودند یا به یک عنوانى حقى می‌گرفتند (بهادرى: حالا هم همین طور است) (امامى: و اتومبیل‌هاى دولتى را هم سوار می‌شوند) علت تذکر بنده هم این بود که بنده خودم متذکر به این موضوع نبودم، عده از آقایان از خارج چند روز است که مرتب (شاید به آقایان دیگر هم تذکر داده‌اند) تذکر می‌دهند که آقا این عمل صحیح نیست. عده از آقایان نمایندگان الان هستند که حقوق می‌گیرند از بنگاه‌هایى که با سرمایه دولت اداره می‌شود (بعضى از نمایندگان: اسم ببرید کی‌ها هستند)؟ اجازه بفرمایید مشاور حقوقى در شهردارى یا در وزارتخانه‌هاى دیگرى. بنده این اصلى را که اینجا خواستم تذکر بدهم براى این بود که آقایان باید انتخاب بکنند بین وکیل مجلس شدن یا عضو دولت شدن و قناعت بکنند بیکى از این دو تا (صحیح است) آدم قحطى هم نیست براى کارهاى خارج هم فرصت به دیگران بدهند که دیگران هم خودنمایى بکنند کار بکنند و تا آن حقى که به دیگران تعلق می‌گیرد ضایع نشود (صحیح است) بنده اسامى این آقایان را اینجا امروز نمی‌خوانم (بعضى از نمایندگان: چرا نمی‌خوانید؟) اجازه بفرمایید بنده نمی‌خواهم جنبه هوچى‌گرى به این موضوع بدهم بنده این اسامی را امروز عرض نمی‌کنم و به آقایان یک هفته فرصت می‌دهم اگر تا یک هفته دیگر آقایان استعفا دادند و اتومبیل‌هاى دولت را در اختیار دولت گذاشتند بنده عرض نمی‌کنم و اگر این طور نبود و دست برنداشتند اسامى را خواهم خواند و به آن وزیرى هم که این کار را می‌کند اعلام جرم خواهم کرد (صحیح است)

بعضى از نمایندگان- خوب بود اسم آقایان را بخوانید.

نایب رئیس- در این موضوع از طرف رئیس مجلس به دولت تذکر داده شد مجدداً هم تاکید خواهد شد. آقاى مسعودى.

عباس مسعودى- بنده عرضى نداشتم.

نایب رئیس- راجع به انتخاب مشهد است که خوانده شد و گزارش آن هم به عرض مجلس رسید و مخالفت شده حالا بفرمایید باید دو مرتبه قرائت شود.

3- طرح دو فقره اعتبارنامه و خروج از دستور.

عباس مسعودى (مخبر شعبه ششم)- حالا می‌فرمایید خوانده شود؟

نایب رئیس- مانعى ندارد براى اطلاع آقایان خوانده می‌شود.

گزارش از شعبه ششم  به مجلس شوراى ملى.

انتخابات مشهد:

عطف به گزارش شماره 11 از شعبه ششم راجع به انتخابات مشهد آقاى یونس وهاب‌زاده در درجه چهارم به اکثریت 39392 رأى از 49165 رأى به نمایندگى دوره پانزدهم قانون گذارى انتخاب شده و در تاریخ 25 بهمن ماه 1325 اعتبارنامه به نام ایشان صادر شده است.

شعبه ششم پس از رسیدگى به پرونده انتخابات مشهد صحت جریان انتخابات و نمایندگى آقاى یونس وهاب‌زاده را تصدیق و گزارش آن را براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

نایب رئیس- آقاى محمدعلى مسعودى مخالفید؟ بفرمایید.

محمدعلى مسعودى- ایشان تشریف ندارند علت مخالفت بنده با اعتبارنامه آقاى وهاب‌زاده هم بر صلاحیت ایشان وهم راجع به طرز انتخاب ایشان نسبت به هر دو ولى چند نفر از رفقا به من گفتند چون این شخص در ایران نیست تو وجداناً نبایستى در غیاب او یک نسبت‌هایی‌ را به او بدهى و او غایب باشد و دفاع نتواند بکند. بنده در مخالفت خودم حاضرم همین حالا و بعدهم باقى هستم و این کار را خواهم کرد چه حالا آقایان اجازه بدهند چه صبر کنند تا ایشان تشریف بیاورند.

نایب رئیس- آقاى دکتر راجى پیشنهادى کرده‌اند که قرائت می‌شود:

پیشنهاد می‌کنم که اعتبارنامه وهاب‌زاده تا آمدن خودشان از دستور خارج شود (صحیح است)

نایب رئیس- مخالفى نیست؟ (گفته شد: خیر) آقایانى که با پیشنهاد آقاى دکتر راجى 0000 (بعضى از نمایندگان: مخالفى نبود) باید رأى گرفته شود مبنى بر خروج اعتبارنامه آقاى وهاب‌زاده از دستور آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد. اعتبارنامه آقاى خویی لر مطرح است.

+++

 امیرنصرت اسکندرى- آن هم همین طور از دستور خارج بشود توافق شده است که اعتبارنامه ایشان هم بماند تا ایشان تشریف بیاورند.

عبدالقدیر آزاد- بنده مطابق قانون اساسى اخطار دارم.

نایب رئیس- آقاى محمدعلى مسعودى مخالفید بفرمایید.

محمدعلى مسعودى- بنده با اعتبارنامه آقاى خویی لر هم از لحاظ صلاحیت شخصشان و هم از لحاظ جریان انتخابات که پرونده‌اى دارد مخالفت کردم صلاحیت ایشان را از نظر همکارى با دموکرات‌ها و جریان انتخاب ایشان را هم از نظر چیزهایى که در پرونده هست و باز هم آقایان چند نفر تذکر دادند که چون ایشان نیستند مخالفت فعلاً نکنم (امیرنصرت اسکندرى: براى ایشان هم پیشنهاد دادم) و باز هم باشد تا خودشان بیایند و بنده هم در مخالفت خودم باقى هستم.

نایب رئیس- پیشنهادى آقاى گنجه‌اى داده‌اند که قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم تا حضور آقاى خویی لر اعتبارنامه ایشان از دستور خارج بشود.

نایب رئیس- آقایانى که با پیشنهاد آقاى گنجه‌اى مبنى بر خروج اعتبارنامه آقاى خویی لر از دستور موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

4- طرح و تصویب یک فقره اعتبارنامه.

رئیس- اعتبارنامه آقاى عباس اسکندرى مطرح است. آقاى مهندس رضوى مخالف بودند مخالفت خودشان را مسترد کردند. آقاى دکتر اعتبار بفرمایید.

دکتر اعتبار- عرض شود آقاى مهندس رضوى که مخالفت خودشان را پس گرفتند بنده همان روز شرحى خدمت آقاى رئیس کردم و نوشتم که بنده این مخالفت را قبول می‌کنم (بعضى از نمایندگان: نمی‌شود) چرا نمی‌شود اجازه بفرمایید. گذشته از آن یک صورتى هم که در خارج بود در آن هم اسمم را به عنوان مخالف نوشتم براى روشن شدن ذهن آقایان عرض کنم که موضوع مخالفت من سابقه دارد و بنده عرض می‌کنم در مجلس 13 در صفحه 30 مجله دوره سیزدهم اگر مراجعه نمایید مى‌بینید که آقاى ریگى با اعتبارنامه آقاى معدل مخالفت کرده و بعد مخالفت خودشان را مسترد داشتند و آقاى ارکانى قبول کردند و مخالفت خودشان را هم گفتند و مجلس قبول کرد بنابراین بنده اجازه می‌خواهم بیایم مخالفت خودم را عرض کنم.

نایب رئیس- طرح اعتبارنامه در مجلس مثل سایر موضوعات و سایر قوانین است که مطرح می‌شود آن احکامى که در آئین‌نامه شامل قواتنین است براى اعتبارنامه هم همان طور عمل می‌شود و در سایر موارد می‌نویسد اشخاصى که مخالفت کرده‌اند اگر مخالفت خودشان را مسترد دارند دیگرى می‌تواند همان مخالفت را قبول کند بنابراین در این مورد هم مانع قانونى ندارد چنانچه اشاره شد سابقه هم دارد.

اسکندرى- بنده می‌خواستم راجع به همین عرض کنم هر کس مخالف هست صحبت کند.

دکتر اعتبار- وقتی که اعتبارنامه یک نفر نماینده در مجلس شوراى ملى مطرح می‌شود دو موضوع می‌تواند مورد اعتراض آقایان نمایندگان واقع شود. یکى جریان انتخاب و دیگرى صلاحیت شخصى منتخب. موضوعى که امروز مورد بحث بنده است از هر دو جنبه قابل دقت و توجه است و بنده هم به جریان انتخابات همدان و هم به شخصیت اخلاقى و سیاسى آقاى عباس میرزا اسکندرى اعتراض داشتم بدیهى است که اعتراضات بنده به جریان انتخابات همدان شامل حال نماینده دیگر همدان جناب آقاى برزین نمی‌باشد زیرا معروفیت و محبوبیت ایشان در همدان به اندازه‌ای است که هر نوع جریان بالاخره به نفع ایشان تمام می‌شود (صحیح است) گرچه جریان انتخابات همدان با تمام قانون شکنی‌هایى که درآن اعمال شده است در مقابل اعتراضاتى که به صلاحیت ایشان طبق اسناد و مدارک مثبته موجود است بسیار ناچیز می‌باشد ولى براى اطلاع آقایان نمایندگان فقط مختصرى از آن را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم. سال گذشته تقریبا در همین موقع بود که آقاى اسکندرى با اتومبیل فرماندارى تهران به همدان تشریف فرما شده و اعلام فرمودند که من آن چنان شخصى هستم که مرا کاندید انتخاب همدان نموده‌اند البته این اظهارات دنباله هم داشت و آن دنباله دسته‌اى از مأمورین دولت بودند که به عنوان ستاد ارتش انتخابات حضرت والا وارد همدان شدند اهالى همدان با مشاهده این وضعیت هنوز شیفته و فریفته آن اعلامیه‌هاى بلیغ دولت دائر بر آزادى انتخابات بودند که انجمن نظارت انتخابات برخلاف میل و نظر وجوه اهالى دعوت شد اهالى همدان چاره‌اى جز بستن بازار و تحصن در تلگرافخانه را ندیدند و به وسیله جناب آقاى قائم‌مقام‌الملک رفیع ضمن تلگراف حضورى مختصر بى میلى خود را به سمع اولیاى امور رسانیدند. فرماندار همدان احضار شد و با احضار فرماندار متحصنین از تلگرافخانه خارج، بازارها باز، انجمن مستعفى، اهالى با امیدوارى منتظر حوادث آینده شدند. طولى نکشید که فرماندار بى طرفى وارد و انجمن با صلاحیتى نیز انتخاب شد ودر اوایل امر واقعاً این طور به نظر می‌رسید که انشاء الله به خیر گذشته است، چند روزى به توزیع تعرفه و اخذ آراء نماینده بود که یک مرتبه ورق برگشت به رئیس شهربانى سرهنگ جلیل پور از مرکز البته از نظر خیرخواهى و تجدید قوا چند روزى مرخصى داده شد و مقرر شد تا رفع خستگى ایشان آقاى سرهنگ دادگستر به جاى ایشان انجام وظیفه نمایند. آقاى سرهنگ شمس ملک آراء هم با یک عده ژاندارم براى آشنا کردن مردم همدان به وظیفه خودشان به عنوان نیروى کمکى وارد همدان شدند. نه این هم اکتفا نشد یک نفر افسر ژاندارم دیگر به نام سروان مجتبوى بستاد اضافه شد. این آقاى سروان سابقاً رئیس ژاندارمرى همدان بود و چون فعالیت بی‌شمارى براى حضرت والا می‌کرد وحتى چند تلگراف هم بر له آقاى اسکندرى امضاء کرده بود ژاندارمرى او را تغییر داده بود. ظهور جناب سروان اهالى را دیگر به کلى بیچاره کرد و وزارت کشور در نتیجه تظلم اهالى همدان از ژاندارمرى مؤاخذه نوده که این افسر را چرا مجدداً به همدان فرستاده‌اند در صورتی که شوراى عالى انتخابات نظر داده است که او نباید در محل باشد؟ ژاندارمرى جواب داد صحیح است که این افسر تغییر کرده محل مأموریت او هم خرم آباد است ولى این افسر وظیفه شناس را مقامات عالیه به همدان فرستاده‌اند و ژاندارمرى بى تقصیر است (تمام این عرایض را که می‌کنم مدرک دارد و تماماً در پرونده انتخابات و پرونده وزارت کشور موجود است) این عده آقایان از هیچ اقدامى که تحت عنوان مداخله مشروع به ما یاد داده‌اند خوددارى نفرموده‌اند و پس از آن که متوجه شدند که تمام اقدامات آن‌ها ممکن است بلا نتیجه باشد سروان مجتبوى نامدار را برگزیدند که برود و این زنگوله را بهر قیمتى که شود آویزان کند بلوک خنجین متعلق به یکى از خوانین همدان است و مالک این بلوک با آقاى اسکندرى نظر مساعدى نداشت با وجود تمام اقدامات آقایان ژاندارم‌ها کاندید محترم حتى یک رأى در این صندوق پیدا نکرد. آقاى سروان در ضمن حمل صندوق به شهر تخته‌هاى زیر صندوق را برداشته و اشتباهاتى را که اهالى کرده بودند تصحیح فرمودند به طوری که انجمن صندوق را دست خورده تشخیص داد و آراء آن را باطل نمود و مطمئناً اگر این آراء تعویض و صندوق باطل نمی‌شد آقاى اسکندرى امروز خدمت آقیاان تشریف نداشتند این بود خلاصه‌اى از ماجراى لشکرکشى انتخابات همدان که قضاوت نهایى در به اره آن منوط براى آقایان است. و اما صلاحیت اخلاقى و سیاسى ایشان، کارهاى برجسته ادارى که آقاى اسکندرى کرده‌اند یکى در سال 1306 ریاست کابینه وزارت فوائد عامه بوده‏، دیگرى در سال 1326 ریاست هیئت مدیره شرکت بیمه و آخرش در سال قبل فرماندارى طهران بوده است. در اغلب این مشاغل ترک خدمت‌هاى آقاى اسکندرى توأم بوده است با فقدان یک چک یا چند تا چک یا حیف و میل‌هاى دیگر و گریز به خارجه. پرونده‌هاى موجود در وزارت سابق فوائد عامه و شرکت بیمه جزئی‌ات این نمونه‌هاى امانت را روشن می‌نماید. عده‌اى از نمایندگان مجلس شوراى ملى ممکن است بر حسب مقتضیات زمان روز یا ساعت سوء استفاده‌هاى غیر قابل تردید اشخاص را نادیده گرفته و آن‌ها را به همکارى خود بپذیرند ولى در یک مورد است که رئوف‌ترین قلب و با گذشت‌ترین ایرانى نمی‌توانند آن مورد را ندیده پندارد و آن مورد خیانت است. خیانت به مملکت است اگر کسى براى مال و یا کسب جاه عالماً و عامداً منافع بیگانگان را بر منافع کشور خود ترجیح دهد و فعالیت شخصى و اجتماعى خود را در اختیار آن‌ها بگذارد جایش نه فقط در صندلى مجلس شوراى ملى نیست بلکه او را به چوبه دار باید سپرد تا به کیفر اعمال خود رسیده و باعث عبرت سایرین شود (صحیح است- صحیح است) آقاى اسکندرى بلافاصله پس از شهریور 1320 پس از سال‌ها خاموشى فعالیت‌هاى سیاسى خود را آغاز نموده پس از چند ماهى موفق به تأسیس حزب توده و انتشار روزنامه سیاست ارگان رسمى حزب می‌شوند. در دوره سیزدهم مجلس و زمامدارى آقاى قوام‌السلطنه بود که آقاى اسکندرى به مدیریت شرکت بیمه رسیدند و بعد از چند ماهى به دلائلى که قبلاً عرض شد بغته به مصر تشریف بردند. زندگانى حضرت والا در مصر توجه و سوء ظن پلیس را به خود

+++

جلب می‌کند و ایشان تحت مراقبت قرار می‌گیرند. در اوایل سال 1323 ایشان مصاحبه‌اى با مخبر روزنامه (آخر‌الساعه) نموده و اظهار می‌دارند که من لیدر حزب توده و مروج مرام بالشویکى در ایران هستم و در نظر دارم فیلمى از وقایع 20 ساله ایران تهیه کنم، مقامات مصرى که مدتى مراقب اعمال او بودند فعالیت و اقامت ایشان را در قاهره بر‌خلاف منافع مصر تشخیص داده و با وجود این که گذرنامه خدمت داشتند گذرنامه ایشان را توقیف و خودشان را هم از مصر خارج می‌کنند.

مدارک این عرایض در پرونده محرمانه وزرات خارجه موجود است وانگهى شاهد حى و حاضرى هم اینجا داریم. بله آقاى اسکندرى را مصریان نپذیرفتند ملل دیگر مراقت و بیدارند فقط مملکت ما است که بهشت جنایتکاران و خیانت پیشه‌ها شده و این اشخاص و امثال آنها به عوض این که مجازات شوند داراى مشاغل، جاه و ثروت می‌شوند. ممکن است گفته شود که عضو حزب توده بودن و یا تبلیغ مرام بلشویکى کردن که جرم نیست، صحیح است من هر عقیده‌اى ولو بت پرستى را هم محترم می‌شمارم من اصولًا معتقدم که نجات دنیا در یک سوسیالیزم حقیقى است ولى فرق است بین ایمان داشتن و جاسوسى کردن (صحیح است) این کتاب را که ملاحظه می‌کنید کتابى است که سازمان جاسوسى روس‌ها را در دنیا و به خصوص در ایران شرح می‌دهد مؤلف آن شخصى است به نام ژرژ آکاباکف مقدمه این کتاب این طور می‌نویسد:

مقدمه: لنین یک روز گفته که هر بلشویک باید خودش را یک چکیست تربیت کند یا به زبان دیگر هر کمونیست باید یک جاسوس باشد. بدیهى است با دشمنان بیشمارى که ما داریم براى حفظ دولت جوان خود هیچ وسیله‌اى غیرمجاز و یا نامشروع نمی‌دانیم نهایت ضرورت را دارد که دستگاه حفظ دولت (مقصود پلیس مخفى است) منتهى درجه فعالیت را داشته باشد. آکا‌با‌کف می‌نویسد من اقرار می‌کنم که این منتها درجه فعالیت به دست آمده است این دستگاهى که نامش چکا و یا گ. پ. او است ماشینى است عجیب و مهیب و مدلى است که تاریخ بشریت تا به حال نظیر آن را ندیده، ده سال تمام از 1920- 1930 من عضو وابسته این دستگاه بودم من در مراکز مهم آن کار کردم و به تمام رموز مملکت دارى این دولت جوان آشنا هستم من بالاخره ایمان خود را از دست دادم و به همین دلیل روابط خود را داوطلبانه با این دستگاه و این دولت قطع کردم من مطمئن شدم که این راه هیچ وقت به آن ایده‌آل‌هایی که به ما نشان داده شده است نخواهد رسید برعکس من دیگر نمی‌توانم خدمتگذار با ایمان آن باشم بلکه من وظیفه خود می‌دانم که با آن مبارزه کنم و چون بزرگ‌ترین ستون آن دستگاه جاسوسى آن است من می‌خواهم با انتشار حقایقى این ستون را بلرزه بیاورم و چنان حرکاتى به آن بدهم تا تمام این دستگاه واژگون شود در همین کتاب در صفحه 96 نگارنده ضمن تشریح تشیکلات جاسوسى ایران در سال 1927 (1306) و معرفى آژانس‌ها می‌نویسد «یک شاهزاده‌اى که پست مهمى در وزارت فوائد عامه داشت جاسوس شماره 16 ما بود او اطلاعات مفید راجع به جریان کار وزارتخانه به ما می‌داد» وزارت فوائد عامه در آن تاریخ با جناب آقاى حاج مخبر‌السلطنه بود صاحب‌منصبان مهم این وزارتخانه آن وقت این آقایان بودند: آقاى رهنما- آقاى محمد صفى خان ادیب- آقاى اویسى- مدیر کل فلاحت- یک نفر آمریکایی مدیر کل راه بود- آقاى سعید نفیسى رئیس کارگزینى- آقاى فطن‌السلطنه مجد رئیس اداره تجارت و جنابعالى تنها شاهزاده در پست مهم و رئیس کابینه بودید تمام معایب نواقص و قصورى که ممکن است به یک نفر نسبت داده شود دزدى، رشوه خوارى، اختلاس، بى عفتى حتى قتل نفس در مقابل جاسوس با نمره بودن صفر است آقاى نمره 16 جنابعالى چند روز قبل یکى دیگر از مأموریت‌هاى خودتان را در مجلس شوراى ملى انجام دادید ولى امیدوارم که با کمک آقایان نمایندگان این آخرین مأموریت بوده خود شما هم گویا واقف به این امر می‌باشید و تذکره سیاسى هم فعلًا در جیب جنابعالى است یقیناً بى دلیل تهیه نشده. آقایان نمایندگان امروز پس از 40 سال اغلب شما به مردان پاکدامن و رجال با تقواى مملکت ایراد می‌گیرید که چرا در فلان تاریخ براى حفظ جان خود سوار کالسکه فلان سفارت شدند فکر کنید آینده و تاریخ درباره شما چه قضاوتى خواهد کرد زندگى به آن چند صباحى در عمر بشر اطلاق می‌شود که توأم با شرافت باشد اختیار با شماست (صحیح است)

نائب رئیس- آقاى اسکندرى

عباس اسکندرى- عرض کنم بنده حاجت به جلسه دیگرى ندارم کسى حاجت دارد در جلسه دیگر صحبت کند که براى خودش یک لغزشى بداند و بخواهد برود عقب جواب، آقاى دکتر اعتبار معروف خاطر تمام آقایان نمایندگان محترم هستند که ایشان اهل دنیا هستند و همه هم می‌دانند که اهل دنیا بیاناتشان اعتبارى ندارد ایشان هم به اعتبار خودشان در اینجا مذاکراتى کردند و من از مخالفت ایشان خیلى خشنود شدم وقتی که دیدم آقاى مهندس رضوى مخالفت خودشان را پس گرفتند. از آقاى سردار فاخر رئیس تقاضا کردم اجازه داده شود به هر کسى که میل دارد حرف بزند، ایشان فرمودند نمی‌شود طبق مقررات وقتى مخالف، مخالفت خودش را پس گرفتن کسى نمی‌تواند مخالفت بکند. بنده چه کردم، بنده از براى این که همه آقایان چشمشان باز باشد وقتى رأى می‌دهند از یکى از دوستان خودم که در مجلس است در 10 روز 12 روز قبل از آقاى دکتر راجى خواهش کرم که بروند یک نفر را پیدا بکنند که مخالفت کند و من از طرف خودم از مقام ریاست تقاضا می‌کنم که مخالفت او پذیرفته شد من میل ندارم کسى به من رأى بدهد تا وقتى که صحبت نشده چون عنوان مخالفت شده و بالاخره آقاى دکتر راجى به بنده فرمودند که خوشبختانه من این اقدام را کردم نه از نظر موافقت و دوستى با تو ولى على‌الاصول براى یک کسى که داوطلب است و آزادانه می‌گوید هر کس میل دارد مخالفت کند من این اقدام را کردم. مذاکراتى که آقاى دکتر اعتبار اینجا فرموند چندقسمت بود یک قسمت راجع به جریان انتخابات همدان است، تصور می‌کنم اگر آقاى مخبر شعبه مراجعه به پرونده انتخابات همدان که محتوى چند ورق بیشتر نیست و پرونده آقاى دکتر اعتبار که بایستى او را وزن کنند که ببینند چند کیلو است مطلب درک می‌گردد و اگر مقابله می‌شد و مراجعه می‌شد به فرمان مذهبى آقاى آیت الله بروجردى که این شخص نمى‌تواند جاى یک نفر وکیل را در مجلس بگیرد بروید مراجعه بکنید (تولیت- آقا شما حق توهین ندارید- به اشخاص توهین نکنید) (همهمه نمایندگان) (آشتیانى‌زاده- بگذارید حرفشان را بزنند.) در پشت این کرسى خطابه که یک نفر... کسى کرده بى آبرویی بسى- چه غم دارد از آبروى کسى- مى‌آید اینجا و حرف می‌زند و من با کمال خونسردى و صبر کردم حالا بشنوید جواب را آقایان (جمعى از نمایندگان- بفرمایید آقا) اگر غیر از شما که سابقه و جریان امورى که در این مملکت هست روشن است چه من اینجا باشم و چه اینجا نباشم من از الگوى شما چندار‌ها را درخواهم آورد می‌دانید که من که هستم. بله من اینجا خواهم گفت و آنچه که لازم است می‌گویم شما تصور می‌کنید که می‌توانید نام بنده را پهلوى نام خودتان با هم بگذارید. الدهر انزلنى ثم انزلنى ثم انزلینى کقالوا عباس اسکندرى و دکتر اعتبار و سید احمد اعتبار!!!؟ موضوعاتى که اینجا گفته شد یکى جریان انتخابى است و همان طورى که عرض کردم موضوع انتخابات همدان خیلى خیلى روشن است در آنجا یک شخص محترم و برجسته واجب‌التعظیمى که همه ایرانیان نسبت به او احترام می‌کنند آقاى بهاء‌الملک (برزین- تصدیق می‌کنم بهاء‌الملک مرد محترمى است) ایشان در غیاب بنده که من در ایران نبودم بنده را از حوزه انتخابى همدان کاندیدا کردند در مراجعت که من آمدم به ایران ایشان در تهران بودند و من رفتم و خدمت ایشان عرض کردم که من قصد عزیمت را دارم و این اقدامى که کردید خیلى خیلى تشکر دارم ولى مسافر هستم ایشان فرمودند من دیگر گفته‌ام و گفته شده است آقاى برزین شما این را تعریف بکنید آقاى بهار اینجا حاضر است، خوانین محلى، تمام اهالى اسد آباد تلگراف آن‌ها تمام اینجا موجود است این‌ها که ملاحظه می‌فر‌مایید تمام تلگرافتی است که اهل محل به من کرده‌اند و تقاضا کرده‌اند و جواب‌هایی است که من دادم وقتى هم انتخاب شدم همه تبریک گفته‌اند تلگرافات همه موجود است شما هم بروید دو تا تلگراف بیاورید و آن وقت به قول آقا بنده وکیل تحمیلى همدان هستم. آقاى برزین بعد از آن که بنده کاندیداتور خود را گذاشتم تقاضاى ائتلاف کردند و تلگرافاتشان حاضر است و ایشان هم از اهالى محل هستند با بنده ائتلاف کردند تلگرافات ایشان هم همگى موجود است خودشان هم اینجا حاضرند پس مجموعه آراء بنده عبارت از آرایی است که در همدان آقایان خانى به استثناء دو نفر و آقاى برزین و رفقاى ایشان‏ و خوانین اسد آباد و خانواده فرمانفرمایان مجموعه آراء مرا تشکیل دادند بنده نخواستم نسبت به آقایان نمایندگان محترم اینجا توهینى شده باشد من نمی‌خواهم بگویم انتخابات من بهتر از دیگران است و به همین دلیل با جریان انتخابشان مخالفت نداشتم (برزین- جریان را تصدیق می‌کنم) (صدر‌زاده- جریان را تصدیق کردید؟) (برزین- بله تصدیق می‌کنم) بسیار خوب مى‌رویم سر موضوع دیگر این بود جریان انتخابى اما در موضوع راجع به صلاحیت بنده ایشان همان

+++

 طورى که فرمودند یکدانه‌اش را اشتباه کردند بنده در مدت 29 سال سابقه سیاسى که در این مملکت دارم و چنانچه خواهم گفت و در این موضوع یادداشتى هم کرده بودم که به آقاى مهندس رضوى جواب بدهم من در سن 18 سالگى زمانی که در مدرسه بودم و بعد که مدرسه را تمام کردم داخل سیاست کشور ایران مستقلاً با فکر خودم شدم و 26 سال که آقا اشاره کردند صحیح نیست و 29 سال است اما جریان خدمات بنده اول چهار ماه ونیم قریب 5 ماه از آن را معاون ادارى مرحوم مشیرالدوله رئیس‌الوزراء بودم و بعد رئیس کابینه قوائد عامه بودم و بعد هم رئیس کل شرکت بیمه ایران و بعد هم استاندار شدم این چهار کارى است که بنده در مدت 29 سال داشته‌ام من هیچ نمی‌خواهم استفاده بکنم از این که شخصى چون مرحوم مشیرالدوله یا مرد بزرگى مثل بهاء‌الملک یا مؤتمن‌الملک همیشه آن‌ها در تمام موارد به من حسن نظر و اعتماد خودشان را داشته‌اند و مؤتمن‌الملک حاضر است ولى به آن‌ها هیچ استناد نمی‌کنم موضوعى که اینجا بیشتر از همه آقاى دکتر اعتبار خیلى جسارت کردند و من عادت نکرده‌ام توهین به کسى بکنم، با کمال بی‌شرمى به من 000 به من نسبتى دادند که من مجبور هستم در همین جا به ایشان بگویم که بسیار بی‌شرم هستید در زمان دوره حکومت گذشته همه می‌دانند که من از مخالفین بودم محل تردید نیست که از روز نهم آبان و قبل از او در زمان مدتى که سردار سپه رئیس‌الوزراء بود تا نهم آبان که به سلطنت رسید و روزنامه من حاضر است اقلیت آن وقت هم حاضرند ملک‌‌الشعراء بهار حائرى‌زاده و دیگران من مخالف حکومت بودم و بعداً هم این مخالفت را داشتم طبیعى است در دوران این حکومت که کسى حق حرف زدن نداشت جز این که مقاومت منفى کنم و در منزل باشم کار دیگرى نمی‌کردم و در تمام این مدت هم متجاوز از هشت نه مرتبه من در شهربانى توقیف شدم و در این دفعات مکرر پس از یک ماه دو ماه سه ماه حبس مى‌آمدند در را باز می‌کردند می‌گفتند اشتباه کردیم در یکى از آن دفعات وقتى من را بردند آنجا گفتند اسم شما چیست گفتم اسم بنده؟ چه عرض کنم شما کسى را که نمی‌دانید کیست چرا گرفته‌اید آورده‌اید گفتند رسم این است که اسمشان را بگویند، گفتم اسم بنده شیخ على اکبر گفتند شیخ على اکبر یعنى چه؟ گفتم اجازه می‌دهید اوقاتتان تلخ نشود یک حکایتى است عرض کنم گفتند بگو گفتم در زمان قدیم مرسوم بود که در روزهاى اواخراسفند، آخر سال براى حکام (این الان در پرونده شهربانى هست، جعل نیست) یک خلعتى می‌فرستادند براى حکومت فرمانى صادر می‌کردند و اگر یک حاکم چند سال می‌ماند این محتاج به فرمان مجدد نبود ولى خلعت فرستاده می‌شد یک حاکمى را سمنان فرستاده بودند چندین سال آنجا ماند وقتی که این حاکم عوض شد حاکم دوم آمد ودر روز دوم سوم از اطرافیان پرسید که حاکم سابق چه کرده بود که چند سال ماند آنچه فکر کردند گفتند ما کار برجسته‌اى از او ندیدیم فقط روز دوم بود که اینجا شیخ على اکبر را چوب زد. گفت این آقا شیخ على اکبر کیست گفتند آخوندى است که اینجا هست فرستاد آقا شیخ على اکبر را آوردند چوبش زدند این حاکم هم سه سال ماند. حاکم بعد هم به همین سیره رفتار کرد دفعه چهارم شیخ على اکبر رفت سرخه سه فرسخى شهر، حاکم که وارد شد یک تعظیم کرد و دراز شد و پایش را بلند کرد و گفت بنده یک مقررى دارم بفرمایید بزنید تا بنده بروم منزل بنده هم شیخ على اکبر هستم شما هر روز هر کسی را که می‌خواهید بگیرید شهربانى اولش نوشته است عباس اسکندرى بعد از مدتى هم بنده را رها می‌کنید می‌گویید اشتباه کردیم عرض کنم که براى جواب ایشان همینقدر کافى است یک حکومتى در مدت 20 سال با کمال قدرت به محض این که شما یک حرفى با یک کسى در خانه‌تان می‌زدید شما را روى این موضوع می‌گرفتند و حبس می‌کردند و شهربانى تهران ناظر بسیار وقایع اسفناکى بود که منتهى به این شد که براى نمونه یک پزشک احمدى را شما می‌برد آویزان می‌کنید چرا؟ براى این که به بقیه فرصت داده شود ... آن وقت یک کتابى که در سال 1906 چاپ شده و در آن موقع مرحوم تیمورتاش وزیر دربار بود و دیگران بودند در آن موقع عباس اسکندرى با انترناسیونال سیم بر علیه مملکت اقدام می‌کرد و او را هم راحت و آسوده گذاشته بودند توى خانه و متعرض او نمی‌شدند این اصل مطلب و توضیح براى تمام شنوندگان کفتی می‌کند اما بی‌حیایى اینجا است که براى همین موضوع محاکمه‌اى هم شده، سه نفر محکوم به اعدام شدند، دبیر خاقان، شاهزاده دبیر خاقان (صحیح است) و سعید خان که در وزارت جنگ بود و سومى که افسرى بود در وزارت جنگ محکوم به اعدام شد خیال می‌کنم این آقاى قائم‌مقام‌الملک بدانند که مؤتمن‌الملک براى خاطر پدرش که وکیل مجلس بود ایرج میرزا مفاخرالسلطنه رفت از پهلوى استدعا کرد اعدام او را به حبس ابد مبدل کردند. بى حیایى چقدر می‌شود در این مملکت؟

نایب‌الرئیس- به اشخاص توهین نکنید.

عباس اسکندرى- به اشخاص توهین نکنم؟ چرا به من توهین کردند؟ یکى کرده بى آبرویى بسى- چه غم دارد از آبروى کسى، جواب شما را من در جریان سیر مملکت خواهم داد شما که هویت خودتان را نمى‌دانید شما که سوابق خودتان را نمى‌دانید آقاى دکتر اعتبار من 700 سال پدرانم در این مملکت، در هر گوشه این مملکت حکومت داشتند، 150 سال مالک بالاستحاق بودند در این مملکت حکومت داشتند ما فروختیم آنچه داشتیم و شما خریدید آنچه نداشتید شما کجا بودید آنروزى که من کالسکه سوار می‌شدم و جلودار داشتم و سید احمد اعتبار براى این که 8 تومان می‌گرفت می‌آمد به تلگرافخانه پدر مرا واسطه می‌کرد و می‌آورد عریضه می‌داد براى این که ده تومان بگیرد و به جاى تمام آن ده تومان‌ها هم اگر حقوق‌هاى مدیر کلى حساب کنیم که گرفته است اگر جمع بکنید قیمت یکى از املاک شما نمی‌شود، این املاک مال کجا است؟ بلى آقا، این مال آن قسمت که فرمودید ببخشید، اگر من داخل خصوصیات می‌شوم، مجبور بودم که بگویم، من عادت ندارم به کسى توهین بکنم، بلى، قسمت دیگر راجع به ریاست هیئت مدیره شرکت بیمه ایران، می‌گویند که چک بى محل داده شده است.

دهقان- جواب کتاب آگاباکف را ندادى.

رحیمیان- به شما چه مربوط است چرا نمی‌گذارید حرفش را بزند.

دهقان- به شما چه، باید به اتهامى که وارد شده است جواب بدهد، تو حق دارى از او دفاع کنى.

رحیمیان- شما خودتان از او کثیف‌تر هستید چرا نمی‌گذارید صحبت بکنند، فضولى نکن.

دهقان- به شما مربوط نیست.

مسعود ثابتى- آقا این چه وضعى است (زنگ رئیس)

نایب رئیس- نظم مجلس را رعایت بفرمایید.

عباس اسکندرى- جواب موضوع آقاى دکتر اعتبار در بیانى که کردند این بود که در سال 1930 این کتاب در پاریس چاپ شده است و در حوالى سال 1930 در منت‌های قدرت دوره پادشاه سابق این کتاب چاپ شده و روى این کتاب عمل شد و این اشخاص را گرفتند توقیف کردند و اعدام کردند این جریان امر است و این بهترین دلیلش این است که هر کس توى خانه‌اش حرفى معمولى می‌زد او را می‌گرفتند همین آقاى قائم‌مقام‌الملک توى خیابان که راه می‌رفتند من از آن طرف نگاه می‌کردیم و زیرلبى یک سلامى می‌کردم در یک چنین بساط حکومتى به بنده نسبت دادند که با این وضعیت و حصارى که دور شوروى درست شده بود بنده با انترناسیونال سوم ارتباط داشتم که هیچ با شوروی‌ها هم رفت و آمد داشتم از این گذشته از آقایان می‌پرسم وزارت فوائد عامه چه کارى داشت؟ می‌خواهم بدانم آنجا وزارت جنگ است؟ شهربانى مملکت است؟ راجع به کسالت مزاج آقاى حاج مخبر‌السلطنه بنده می‌خواستم گزارش بدهم؟ آخر این چه معنى دارد که اینجا در مجلس بگویند بنده در وزارت فوائد عامه کى مصدر امر بودم، وزیر بودم؟ چه بودم؟ خوب این موضوع را همه آقایان البته دقت دارند و فهمیدند قسمت دیگر راجع به ریاست هیئت مدیره شرکت بیمه ایران عرض می‌کنم وقتى که بنده رفتم به شرکت بیمه ایران جناب آقاى عامرى رئیس هیئت مدیره بودند و ایشان به وزارت کشور منصوب شدند و لطفاً با موافقت خودشان آنجا را به بنده دادند وقتى که بنده رفتم آنجا عایدى شرکت مطابق بیلانى که بود در حدود 26 میلیون ریال بود و روزى که از شرکت بیمه ایران خارج شدم 54 میلیون ریال عایدى شرکت بیمه بود این‌ها بیلان شرکت است کارى که در شرکت بیمه من کردم و تا این دقیقه نخواستم تظاهر کرده باشم و اصلا به این کار عادت ندارم این است که قانون بیمه کارگران را تهیه کردم و آقاى قوام‌السلطنه در کابینه قبلیشان آوردند  به مجلس به امضاى آقاى قوام السلطنه و آقاى بهاء الملک وزیر دادگسترى پیشنهاد شده است و این قانون گذشته است این قانون بزرگ‌ترین سندى براى آسایش این مملکت است که وقتى یک طبقه بدبخت بیچاره اطمینان به این ده خودشان پیدا کردند البته وضعی‌ات بهتر و راحت‌تر و آرام‌ترى خواهند داشت تا این دقیقه هم دیگران در وزارت کار و از جاهاى دیگر آمدند و گفتند و نوشتند و یک کلمه به آن‌ها نگفتم که این قانون بیمه کارگران را من پیشنهاد کردم مقصود عمل بود که شد. از شرکت بیمه بنده مطابق سند رسمى موجود به واسطه اختلافى که با دکتر میلسپو پیدا کردم بیرون آمدم دکتر میلسپو می‌خواست

+++

مداخله غیرقانونى در شرکت بیمه بکند بنده نپذیرفتم مراسله او هست که می‌گوید در همه حال من شما را رئیس هیئت مدیره شرکت بیمه می‌دانم کاغذ او را برگرداندم به وزیر مالیه و به وسیله او جواب دادم که من به واسطه این که می‌خواهم مسافرت کنم قبول نمی‌کنم و استعفا می‌کنم. کاغذ موجود است چرا معارضه نکردم؟ براى این که آن روز آمریکایی‌هاى مستخدمین مالیه یک عنوان زیادى داشتند و من نمی‌خواستم بگویند که عباس اسکندرى موجب شد و با آن‌ها معارضه نکردم؟ براى این که آن روز آمریکایی‌هاى مستخدمین مالیه یک عنوان زیادى داشتند و من نمی‌خواستم بگویند که عباس اسکندرى موجب شد و عمل را موافقین و مخالفینشان دیدند اما گفته شد که من چک بى محل دادم اگر در تمام این مملکت یک چک 5 تومانى باشد که عباس اسکندرى به جایی داده باشد و محل نداشته باشد تمام دارایی من وثیقه او است یکى کرده بى آبرویی بى ... چه غم دارد از آبروى یک کسى یک دانه چک را بیاورید که 5 ریال بى محل باشد حیا چیز خوبى است. شرم چیز خوبى است، می‌گویند از شرکت بیمه سوء استفاده کردم وقتى که رفتم به قاهره در اواخر اردىبهشت بود آقاى ساعد وزیر خارجه بودند ایشان هم کمک کردند در مسافرت بنده دیدم خانواده من (این‌ها را من یک شکلى تربیت کرده‌ام که خیلى دقیق و حساسند واقعاً هم براى این روزها نیستند) یک کاغذى براى من نوشته‌اند این کاغذ هم هست می‌نویسد که روزنامه تهران مصور می‌نویسد که شما مبالغى از شرکت بیمه برده‌اید و ما چنین و چنان کردیم حتى کاغذش را دارم که نوشته‌اند یک نفر را حاضر کردیم که بزند دست آن کسى که این حرف را نوشته خرد کند ولى از شما می‌پرسیم قبل از وقت چون که شما پدر ما هستید بنویسید این موضوع چیست؟ به آن‌ها نوشتم که هیچ داخل خصوصیات‏ نشوید من نمی‌خواهم در سیاست دخالت بکنم شما هم درستان را بخوانید فقط بنویسید به شرکت بیمه ایران که شرکت بیمه ایران اگر چیزى دارد بنویسد یا تکذیب کند بعداً مراسله‌اى براى من فرستادند، به شرکت بیمه ایران خانم بنده می‌نویسد که این موضوع چیست؟ رئیس شرکت بیمه ایران جواب می‌نویسد که ما بنا بر وظیفه همان موقع که بر علیه آقاى اسکندرى شرحى نوشتند به همان روزنامه طبق قانون مطبوعات فرستادیم و او درج نکرد آن کاغذ حاضر است معذلک کلمه‌اى به روى همین آقاى دهقان نیاوردم، چرا؟ از براى این که کسانى که پابند قیود اسلامى نیستند حیثی‌ات دیگران را نمی‌خواهند محترم بشمارند این‌ها روى اصول و سوابقى است که خودشان تعقیب می‌کنند. این کاغذ شرکت بیمه ایران است (صدرزاده: بخوانید آقا) البته می‌خوانم، بنده در تاریخ اردیبهشت 1322 از تهران رفتم در تاریخ 22/5/322یعنى در مرداد شرکت بیمه ایران می‌نویسد، بانو منصور اسکندرى نامه مورخه 18 مرداد شما رسید نسبت به مندرجات روزنامه تهران مصور شرکت بیمه به وظیفه خود رفتار و شرح لازم در تکذیب از روزنامه مذکور براى درج ارسال گردید غیر از این تکلیف دیگرى ندارد. شرکت بیمه ایران دکتر محسنى، سلطان حسین رخشانى، بنده به آن‌ها نوشتم شما هیچ قسم وظیفه دیگرى ندارید و از شما می‌رنجم اگر دخالت بکنید من درایران نیستم شما هم دخالت نکنید این‌ها معذلک به روزنامه‌هاى دیگر کیهان، نجات ایران و ستاره و جاهاى دیگر فرستادند. این هم راجع به آن قسمتى آقا فرمودند اما این که بنده به مصر رفتم در مصر فعالیت سیاسى کردم، آقا من زبان عربى نمی‌دانم من رفتم و در یک هتل منزل کردم و جز آب معدنى حلوان و گردش در کشور مصر جاى دیگرى نمی‌دانم بنده در مصر فعالیتى پیش ملک فاروق داشتم؟ بنده بر علیه دولت انگلیس یا بر له دولت شوروى کار کردم؟ دولت شوروى و دولت انگلیس که در آن موقع هر دو با هم متحد و متفق بر علیه آلمان اقدام می‌کردند شما که می‌گویید که من طرفدار اتحاد جماهیر شوروى بودم آن‌ها هم که در آن موقع با هم مخالفت نمی‌کردند شما یک نسبت‌هایى به من دادید که من واقعا خودم پیش خودم فکر کردم که یک چیزى هستم دراین مملکت (خنده نمایندگان) اما موضوعى که لازم است به عرض برسانم این که بنده به خیال خودم وقتی که حس کردم دیدم که یک نفر اینجا با من مخالفت کرد و مخالفتش را پس گرفت همین عنوان این که من مخالفم کافى بود که یک اشخاصى دغدغه خاطرى پیدا کنند. این آقاى دکتر راجى اینجا هستند گفتم آقا بنده خواهش می‌کنم یک نفر را پیدا کنید که با من مخالفت کند گفتند نمی‌شود گفتم وقتی که اجازه خواست من تقاضا می‌کنم چون به منفعت من است زیرا اگر او صحبت نکند به من اجازه نمی‌دهند ولى اگر او صحبت کند به من اجازه می‌دهند و من همین را می‌خواهم بنده این اجازه را می‌خواهم براى این که چند کلمه‌اى بتوانم حرف بزنم آقاى رئیس می‌گویند خوب چون کسى با شما مخالفت نکرده شما هم نمی‌توانید حرف بزنید وعملا من این را صحیح نمی‌دانم بعد از این هم وقتى یک نفر گفت مخالفم موافق و صاحب امر حقش باید محفوظ باشد که بتواند حرف بزند. عرض کنم دوباره هیچ نمی‌خواهم داخل یک جریانى بشوم. همه می‌دانند که موضوع چیست آن روزی هم که من آمدم و پشت این کرسى خطابه حرف زدم و همان روز هم گفتم که موقع مهم مملکتى است و اگر نمی‌کنم فوت می‌شد و براى این با تمام اصرارى که دیگران کردند که این کار را نکنم و بعداً هم به من نصیحت دادند قبول نکردم ولى من نمی‌توانستم. زیرا یک موضوع مملکتى بود آن هم در طى قرون براى ایران، براى نفع ایران یک دفعه پیدا می‌شود، من حتى اگر می‌توانستم بدون اسم این موضوع را در مجلس تعقیب بکنم همان کار را می‌کردم، ولى مجبور بودم که آن کار را بکنم ولى خوب، عرض کنم در اواخر جنگ بین‌المللى گذشته که مدرسه را تمام کردم براى اولین بار یا در صحنه سیاست ایران گذاشتم در آن زمان ایران میدان بی‌عدالتى همسایگان شده بود و بدون رعایت بی‌طرفى از سه جهت قواى بیگانه در این کشور انواع و اقسام مداخلات را می‌نمود، من با رفقاى حزبى خود براى نجات بقایاى قواى ژاندارم که از دست مرگ جان بدر برده و در کوه‌هاى لرستان و سایر نقاط صفحات غرب گرسنه و در بند بودند به اتفاق چند نفر دیگر عزیمت نمودم و مقرر بود در نهاوند به کمک و راهنمایى مرحوم میرزاطاهر تنکابنى مأموریت خود را انجام دهم. در سن 18 سالگى به شهادت شاهد زنده موجود در همین مجلس مأموریت خود را به خوبى انجام دادم (از آقایان خواهش می‌کنم‏ که تشریف داشته باشند) کمک آقاى ظفرالسلطان که امروز آقاى ظفرى خوانده می‌شوند و اینجا هستند هیچ وقت فراموش نمی‌کنم که در لحظات سخت مرا از مرگ نجات دادند و همچنین مرحوم نظرعلى خان سردار اکرم امیر نظام والى پیشکوه براى همین منظور آزادیخواهانه خود را به خطر و پیکار و مبارزه داخل نمود که براى او گران هم تمام شد و در پیکار الشتر ودلقان یکى از پسرهاى او، شاید همین آقاى على محمدخان غضنفرى باشد که مجروح شد خوشوقتم که با تمام زحمات دراین مسافرت به دستور ایران دوستان واقعى و مردى چون تنکابنى موفق شدم به اتفاق رفقاى خود متجاوز از هزار نفر ژاندارم را از مرگ نجات دادم ولى محسن نجم آبادى که زنده است در این راه نقش بزرگى داشت بالاخره چون ستادارتش انگلیس در همدان وجود ما و رفقاى ما را با نقشه خود منافى می‌دانست موفق شد که بیشتر دوستان ما را توقیف و گرفتار کند، من پنهانى و به کمک مأمورین ظفرالسلطان خود را توانستم به همدان برسانم و بالاخره در این شهرى که امروز سمت نمایندگى آن را دارم، به قول آقا تحمیلى، از طرف مأمورین پلیس انگلیس در داخله کشور آزاد و مسقل و بی‌طرف ایران دستگیر شدم (در جنگ گذشته ایران تا آخر بی‌طرف بود) گناه من ایران دوستى من بود دلیل آن‌ها هم قدرت و حکومت کیف مایشایی و زور بود. مدت 11 ماه در همدان توقیف بودم. اعتراف دارم در زندان با من بسیار خوشرفتارى نمودند و شکایتى از مأمورین جزء انگلیسى ندارم ژنرال ماژور دونسترویل پدربزرگ کودتاى ایران که رئیس و فرمانده این قوا بود بسیار مرد مؤدب و متین و مخصوصاً نسبت به من کمال ادب را نموده بیانات مأمورین زیر دست حکایت می‌کرد که مثل امروز او هم مرا لجوج و سرسخت نامیده است در تحقیقات به آنها جوابى ندادم و دلیل من این بود که به آنها گفتم شما بدون اجازه به کشور ایران آمده‌اید و به حکم زور مداخله غیرقانونى می‌کنید و به شما حکم جلاد قادرى را دارید جوابى نمی‌دهم شاید همین امر موجب شد برخلاف معمول مرا به حضور ژنرال کردند او هم جوابى از من نشنید و مکرر به من گفت شما خیلى لجوج و سرسخت هستید ولى حس کردم که بى اعتنایى من در مقابل آن همه قدرت در آن‌ها نسبت به من تولید احترام نمود و روزی که مشارالیه به سمت قزوین و رشت براى اشغال قفقاز می‌رفت مرا خواست و گفت شخصاً به من ارفاق کرده است والا چون حاکم همدان و سایرین که زندانى شده بودند

+++

 باید من هم در اردوگاه بصره یا هندوستان باشم و به من نصیحت داد که روزبه خود راعوض کنم اما چون بر اصول و عقاید ژنرال آگاه بودم و یادداشت‌هاى او هم بعداً در دسترس من قرار گرفت نتوانستم نصایح ایشان را بپذیرم. ژنرال مردى آزاد فکر و دموکرات بود اما عقیده داشت که دموکراسى از جزیره انگلستان به خارج نمی‌تواند نفوذ کند و دموکرات‌های دنیا و دیگر ملت‌های جهان خصوصا آسیا و ایران نباید از آن سهمى داشته باشند (صحیح است) این جمله از کتاب اوست که مخصوصا از روى یادداشت‌های او می‌خوانم (یکى از نمایندگان: لازم نیست) (اقبال: درست است) فقط یک سطر است و باید گوش کنید ژنرال می‌نویسد: من با اطلاعاتى که نسبت به حکومت دموکراسى خودمان و دموکراسى ایران پیدا کرده‌ام به عقیده من ما نبایستى طورى رفتار کنیم که ایرانیان هشیار شده بفهمند با این که ما خودمان یک مملکت دموکراسى هستیم در مملکت آن‌ها ملاکین و سرمایه‌داران عمده را بر عله نهضت دموکراسى تقویت می‌کنیم. این شخص فارسى خوب حرف می‌زد و خود را هم عاشق سعدى و حافظ می‌دانست ولى افسوس، براى کشورى که حافظ و سعدى به وجود آورده حقى قائل نبود. من از این قدم اول شروع زندگانى سیاسى دانستم که ملتى بى‌زور چون ایران جز از خود گذشتگى و شهامت و صراحت لهجه و شجاعت راهى ندارد وبه هیچ کس و هیچ قدرتى جز نیروى ملى خود نباید تکیه کند زیرا زورمندان جهان نیروى خود را به رایگان براى دیگران صرف نمی‌کنند (صحیح است، احسنت) و در جدال آقایى دنیا کسى را سهم و بهره می‌دهند که بخواهد زنده بماند و براى خود حق زندگى قائل باشد (محمد ذوالفقارى: اگر بگذارند) من نیز در میان آن همه ایرانیان که در پیکار جنگ اول بین‌الملل زیان دیدند آقاى مامقانى و آقاى ملک‌الشعراء هم بودند (برزین: بنده خودم هم بودم در آن مهاجرت مقدس) چه بهتر، و بسیارى که از میان رفته بسیار صدمه خوردم ولى هیچگاه جمودت فکر ندارم که به این منظور و علت در صف مخالف بریتانیا قرار گرفته باشم بلکه بالعکس به هموطنان خود توصیه می‌کنم باید با ملتى بزرگ چون انگلستان از روى دوستى واقعى را داشته باشد و امیدوار باشند که زمامداران آن کشور در سیاست خشونت و مشتبه خود تغییر روش دهند و ما بتوانیم از این همسایه توانا فوائدى چنان که باید و شاید ببریم ولى این امر در روزگارى امکان پذیر است که حق ما را بشناسند در زمانى که انگلستان بعد از دو قرن به حکم جریان تحول تاریخ و روزگار از تاج امپراطورى هندوستان صرف‌نظر می‌کند مسلم است که باید با ایران مستقل طریق دوستى واقعى پیش گیرد و از جمله تقاضایی که ایران براى دوستى دارد همانا تعدیل در تمدید قرارداد نفت جنوب است. انگلستان نیازمند به نفت جنوب ایران است، ایران هم حاضر است به او داده است و می‌دهد ولى به قیمت حقیقى آن، ما به پول آن کمال احتیاج را داریم و باید حق واقعى ما را بدهند و این غبن فاحش جبران بشود و مسلماً هم خواهد شد من از پشت این کرسى خطابه از حق منصوبه از ملت ایران سخن راندم. نظرى به اشخاص معین ندارم. موضوع بزرگ‌تر از آن است که داخل خصوصیات اشخاص بشوم اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان هم در این منظور مقدس که جهادى براى تجدید زندگانى ایران و تهیه وسیله براى عمران آن باشد دیدم که با من همفکر بودند. خوشبختانه از مجراى اخبار خبرگزاران خارجى خصوصاً انگلستان استنباط شد که در این موضوع تجدیدنظر و تعدیلى امکان حصول دارد و این گوى نیکبختى منطق به این مجلس است و در آن روز اولین فصل و دیباچه دوستى ذی‌قیمت ایران و انگلستان شروع خواهد شد. به هر حال از این قسمت می‌گذرم آقایان نمایندگان باید بدانند که پایه فکر و عمل من با از خودگذشتگى و فداکارى که تنها راه موفقیت ملل است شروع شده و بر روى این دو اصل استوار است:

1‌-‌ در امور داخلى باید اصل مکافات و مجازات برقرار شود. تا چرخ‌های کشور ما بتواند به خوبی اداره امور را بگرداند بدکار باید از جامعه رانده شود و خدمتگذار تشویق و تأیید گردد. و جزء این راه موفقیت براى همه‌مان مسدود است.

2‌- در سیاست خارجى باید بر روى پایه اساس حفظ استقلال سیاسى و اقتصادى کشور با همسایگان عموماً در دوستى و صمیمیت به سر برد. ایران هیچگاه نباید وسیله تحریک دولتى بر علیه دولت دیگرى قرار گیرد (نمایندگان: صحیح است) وضعیت جغرافیایی ما جزء این اقتضا ندارد و سلامت ایران با در نظر گرفتن اصل استقلال سیاسى و اقتصادى کشور و تمامیت ایران بر روى حفظ اصول موازنه است و مخصوصاً توجه کنیم جزء این طریقه براى ملت ایران، راهى در پیش نیست، ایرانى قبل از آن که هر راه و طریقه را پیش گیردو عقیده و فکرى براى خوداتخاذ کند باید در نظر بگیرد که آزاد به دنیا آمده است باید آزاد زندگى کند و آزاد از دنیا برود ما باید بر علیه هر بیدادگرى بایستیم و از مرگ نهراسیم و هیچگاه وسیله دست منافع دیگران و بازیچه این و آن نباشیم استقلال ملل به کمى و کثرت جمعیت نیست وضعیت چنین را با 450 میلیون وهندوستان سیصد و شصت میلیونى را در نظر آرید. (نایب رئیس: آقاى اسکندرى از مطالبى که از موضوع خارج است خوددارى کنید). 00 و آن وقت با سوئد و دانمارک مقایسه کنید. خواهید دید راه خطا نپیموده‌ام. من این طریقه را در مدت 29 سال زندگى سیاسى خود از دست نداده‌ام. در این مدت به خاطر همین اصول صدمه دیده‌ام. زندانى شده‌ام ولى هیچ گاه فتورى در فکر من حاصل نشده و امیدوارم تا روزى که از دنیا چشم می‌بندم این روش را از دست ندهم. بر من یقین است، مردمانى در دنیا حق زندگانى دارند که خود را صاحب حق می‌دانند و کسى نمی‌تواند ما را به عنوان وطن پرستى و آزادیخواهى مورد ملامت قرار دهد. اگر این طریقه بد است، چرا این همه نفوس را ملل دیگر همین ممالک معظمه، به نام آن به کشتن دادند و براى حفظ آب و خاک خود این همه ایستادگى کردند! و اگر خوب است چرا ما از آن استفاده نکنیم.! حالا عموم آقایان نمایندگان اصول سیاست و روش مرا دانستید. با علمى کامل و فکرى و روشن می‌توانید در آن قضاوت نمایید. من همیشه با بیدادگرى مبارزه خواهم نمود. من براى حفظ حقوق مردم که در نتیجه حفظ حقوق خودم و خانواده من است ایستادگى خواهم کرد و تا آن را بدست نیاورم از پا نخواهم نشست من چه در داخل مجلس باشم چه در پشت این کرسى خطابه باشم چه در اداره روزنامه خودم باشم یا در هر گوشه این مملکت به نسبت وسیله‌ای که دارم این روش را که با خداى خود عهد دارم تعقیب خواهم کرد. حالا آقایان می‌خواهند با قیام و قعود رأى بدهند با ورقه رأى بگیرند یا رأى مخفى تقاضا کنند یا شق دیگرى که من خود پیشنهاد می‌کنم. مخالفین مهره‌های سیاه را جمع کنند و با موم و غیره و روغن و سایر مواد نفتى عجین کنند. دست‌های آقاى دهقان هم می‌بینم بد نیست (خنده نمایندگان) و با آن مغز مرا متلاشى کنند و در شعله و لهیب نفت جسدم را بسوزانند و خاکسترم را به هوا پخش کنند باز بدانند که از هر ذره خاکستر من اسکندرى صاحب فکر به وجود خواهد آمد از همه آن‌ها خواهید شنید که باز می‌گوید آزاد به دنیا آمده‌ام آزاد باید زندگى کنم وآزاد باید از دنیا بروم شعار من و کسانى که از من پیروى می‌کنند، این خواهد بود هر که براى وطنش جان سپرد زندگی‌اش نیکو و خوشبخت مرد، فرصت است که از نویسندگان محترم خصوصاً نویسندگان ایران ما و کیهان بالاخص از آقاى فرامرزى و سایر آقایانى که در مرکز و ولایات به من ابراز محبت کرده‌اند سپاسگزارى کنم و از تمام آن‌هایی که مرا با لطف خود تأیید کردند بسیار ممنونم و می‌دانم، راه صعب است مگر یار شود لطف خداى آرى! هر که دراین بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند. بله آقایان.

بعضى از نمایندگان- رأى رأى.

دهقان- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

تولیت- بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

مسعود ثابتى- رأى بگیرید آقا اثر حرف ایشان از بین می‌رود.

نمایندگان- رأى رأى.

عباس اسکندرى- مطابق قانون کسى نمی‌تواند بعد از بنده صحبت کند براى این که دو مرتبه باز باید بنده صحبت کنم.

نایب رئیس- تمنا می‌کنم از آقایان نظم را در موقع رأى رعایت کنند آقاى دهقان شما اخطار نظامنامه‌ای دارید بفرمایید؟

+++

 عباس اسکندرى- بعد از ایشان بنده هم صحبت دارم.

نایب رئیس- آقاى دهقان.

دهقان- بنده البته با آن وقاحتى که خاص آقاى اسکندرى است و به مخالفین‌شان تاخت می‌آورند به آن ترتیب عرض نمی‌کنم مطالبى این جا فرمودند که البته مجال دفاع نیست با این که من نامم را در صف مخالفین ایشان ثبت کرده بودم عرضى نمی‌کنم ولى چون نام روزنامه طهران مصور را آوردند می‌خواهم عرض بکنم که افتخار من در زندگى این است که هر چه در روزنامه طهران مصور نوشتم صریح و صحیح بوده است تاریخ 5 سال اخیر ثابت کرده است این عرض بنده را، پنج سال پیش از این راجع به حزبی که ایشان مؤسس آن بودند و بعد به جهاتی که خودشان می‌دانند، چون ایشان را واسطه و رابطه با دیگران قرارشان ندادند و این کار را به آقای آرداشس واگذار کردند ایشان از این حزب آمدند بیرون. بنده همان وقت مطالبى که راجع به حزب نوشتم و پیشگویی‌هایی که کردم تماما مطابق با واقع درآمد و این یکى از افتخارات من است از رویه خودم هم منحرف نشدم و مطالبى هم که نوشتم صحیح است پرونده‌هایی که از وجوه بیمه سوء استفاده کردید الان در وزارت دارایی است جنابعالى وجوه بیمه را برداشتید. از مصر فرستادید، سوء استفاده کردید من در روزنامه طهران مصور نوشتم درست هم نوشتم، شرکت بیمه هم جواب نداد و تکذیب نکرد بلکه تأیید هم کرد جواب هم موجود است دوسیه شما در وزارت دارایی موجود است آقاى اسکندرى شما را از مصر اخراج کردند شما آن جا با روزنامه آخرالساعه مصاحبه کردید. مصاحبه شما هست این‌ها را نمی‌شود انکار کرد آقاى اسکندرى. در تهران مصور بنده چیزى خلاف حقیقت نگفتم و نمی‌نویسم و این افتخار من است راجع به آقای رحیمیان که فرمایش فرمودند و نسبت به بنده بى ادبى کردند می‌خواهم عرض بکنم که آقاى رحیمیان حق با جنابعالى است آقاى اسکندرى رفیق شما هستند زیرا به موجب همین پرونده‌ای که اینجا دارید شما به وسیله مأمورین مسلح شوروى مردم حوزه مأموریت خودتان را اخراج کردید و آن‌ها را تحت فشار قرار دادید این‌ها عرایض بنده است.

رحیمیان- مطابق ماده 109 بنده اخطار دارم.

نایب رئیس- پیشنهادى از آقاى مهندس رضوى رسیده است اجازه بفرمایید نوبت برسد.

رحیمیان- نوبت نیست آقا به بنده توهین کردند مطابق ماده 109 بنده حق دارم از خودم دفاع کنم بدون مباحثه بایستى صحبت کنم 000

مسعود ثابتى- پس موضوع عباس اسکندرى از بین رفت.

نایب رئیس- پیشنهاداتى رسیده است که باید قرائت بشود. (بعضى از نمایندگان: صحبت نکنید آقا) آقاى رحیمیان بفرمایید.

رحیمیان- اولاً آقاى دهقان مطلبى اظهار کردند و آن این بود که بنده نسبت به ایشان بى ادبى کردم و یکى هم این بود مطابق پرونده که هست بنده در دوره 14 به سرنیزه شوروى انتخاب شدم ... (دهقان: این عرض را نکردم گفتم مأمورین شوروى موکلینشان را تحت فشار قرار دادند) .... عرض می‌کنم اولاً بنده می‌خواهم به عرض مجلس برسانم راجع به بى ادبى که می‌گویند من به ایشان کردم وضعیت ایشان در مجلس یک طورى است که هر کس مطالبى مخالف ایشان بگوید جنجال می‌کنند و هر کس موافق ایشان صحبت کرد سکوت می‌کنند و این عمل مطابق وظیفه یک نفر نماینده نیست و یکى راجع به آن موضوعى است که اظهار کردند بنده می‌خواهم توضیح بدهم که در این کشور بدبختى ما بیچارگى ما و ذلت ما همان نفوذ بیگانگانى است که در این کشور مردمان وطن پرست و مردمان باشرف را حتى‌الامکان می‌خواهند لجن مال کنند و من کسى هستم که اگر به ادعای آقاى دهقان در دوره 14 یک کسى به من کمک کرد در این دوره مثل ایشان به قوه سرنیزه وکیل نشدم، جناب اشرف به من کمک نکرد و تمام وسایل خارج با من مخالف بودند و همان 16 هزار رأیی که به من داده شد و آن کسانى که در آن دوره به بنده رأى دادند در این دوره نیز به بنده رأى دادند متأسفانه بایستى در اینجا بگویم که خرابى کشور ما، ذلت ما، بدبختى ما همین است که یک اشخاصى مثل دکتر مصدق دراین کشور وکیل نمی‌شوند و یک عده مثل آقاى دهقان با آن سوابقى که دارند در این کشور وکیل می‌شوند.

نایب رئیس- رعایت نزاکت را بفرمایید.

رحیمیان- به بنده توهین کرده‌اند جواب می‌دهم من بایستى این مطلب را توضیح بدهم، این اشخاصى که نسبت به من این حرف‌ها را می‌زنند خدمت آقایان عرض کنم این‌ها در این مدت سه سال و نیم کجا بودند (مسعودى: رأى رأى) پس بنابراین. این اشخاص این حرف‌هایی که زدند به کجا می‌رسد؟ به خودشان، عرض دیگرى ندارم.

نایب رئیس- پیشنهادى از آقاى مهندس رضوى رسیده است که باید قرائت بشود.

 (پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم اعتبارنامه آقاى اسکندرى فعلاً از دستور خارج شود و کمیسیونى مرکب از 6 نفر براى تحقیق از هر شعبه یک نفر انتخاب گردد.

نایب رئیس- آقاى مهندس رضوى.

مهندس رضوى- وکالت مردم کار مشکلى است و با احساسات قضاوت کردن در محیط سیاست امروز و تشنجات دنیاى خارج و وضع خاص مملکت ما صلاح نیست (نمایندگان: صحیح است) بنده خودم معترض به آقای اسکندرى بودم، البته شخصى مثل آقاى اسکندرى که زندگانى پر حادثه‌ای داشته است نقاط ایراد و ضعف بسیار دارد. اگر بنده در آن موقع بنا به موضوعاتی که در نامه تقدیمى خودم به عرض مجلس شوراى ملى رسانیده بودم اعتراض خودم را پس نگرفته بود. البته آنچه در نظر داشتم و مطالبى که بود نسبت به ایشان می‌گفتم منتهى جریان کار ایشان و مطالبى که ایشان راجع به روابط ما با دول خارج و یا بهتر و واضح‌تر بگویم تمدید قرارداد نفت بیان کردند، بنده را که یک نفر وطن‌پرست هستم و مانند همه آقایان موازنه کامل سیاست و آزادى مملکت را واجب و ضرورى می‌دانم بر آن داشت که این پیشنهاد را امروز تقدیم کنم (صحیح است) این پیشنهاد هم براى این نیست که آقایان مخالفین اگر نظر مخالفت و مدللى دارند و یا اگر موافق ایشان هستند (چون بنده خودم فعلاً مردد هستم) نسبت براى ایشان تأثیر کند. علت این پیشنهاد هم چنانچه عرض کردم حفظ مصالح عالیه مملکت و به خصوص احترام قضاوت‌های مجلس شوراى ملى است و بنده آقایان را به سابقه پاره‌ای از رد شدگان دوره گذشته جلب می‌کنم و به شما عرض می‌کنم که مملکت را به احساسات خودتان و به پاره‌ای عوام فریبی‌ها خداى نکرده نباید بفروشید ما باید از روى عدالت و از روى تحقیق قضاوت کنیم. به این دلیل بنده پیشنهاد کردم که از هر شعبه‌ای یک نفر براى این موضوع تعیین و کمیسیونى تشکیل شود، راجع به آقای اسکندرى، راجع به حوادث سیاسى یا امور ادارى که هست به آن کمیسیون محول شود و آن کمیسیون مطالعه کند ونتیجه را به عرض مجلس شوراى ملى برساند و مجلس شوراى ملى رأى خود را بدهد بنده تصور می‌کنم با این طریق نه حقى از مخالفین ایشان و نه حقى از موافقین ایشان سلب نشده و بالعکس براى روشن شدن اذهان مصالح مجلس و مملکت هم بهتر رعایت شده است.

نایب رئیس- آقاى حاذقى مخالفید؟

حاذقى- به همان دلیلى که همکار محترم من آقاى مهندس رضوى لزوم تشکیل کمیسیونى را براى تحقیق اینجا تشریح فرمودند، من به همان دلیل تشکیل کمیسیون را اصولاً لازم نمی‌دانم. دلیلش هم خیلى روشن است اینجا پرونده آقاى عباس اسکندرى اولین پرونده نیست که رویش اعتراض شده و معترض حرف‌هایی زده باشد و نمایندگان محترم توجه می‌فرمایند که مجلس شوراى ملى تحت تأثیر احساسات و مناسبات و همان فرمایش‌هایی که فرمودند قرار نمی‌گیرد در قضاوتش البته جهات مختلفى که مبتنى بر مصالح مملکت و حفظ سیاست موازنه کشور هست آن‌ها را در نظر هست آن‌ها را در نظر می‌گیرد چنان که در چند روز پیش که خود آقاى اسکندرى روى یک پرونده مشخص وطن‌پرست وخوش سابقه و خدمتگذار آقاى تقى‌زاده اعتراضاتى فرمودند من دیدم که مجلس شوراى ملى با کمال سکوت تمام حرف‌های ایشان را شنیدند و بعد هم به اتفاق آراء به صحت نمایندگى ایشان رأى داد پس معلوم می‌شود این جور حرف‌ها که اینجا زده می‌شود آقایان

+++

 نمایندگان این حرف‌ها را با منطق و قضاوت از دریچه چشم یک نفر مرد سیاسى نه یک نفر مرد احساساتى قضاوت می‌کنند و رأى می‌دهند. نسبت به این پرونده هم گرچه عکس‌العمل خود ایشان است- و باید گفت که در حقیقت کار دنیا همیشه آکسیون و رآکسیونش با هم است، اینجا اعتراضاتى شده است و جواب‌هایی نیز داده شده و ماها هم همه شنیده‌ایم و همین حالا هم تشخیص‌مان مطابق حق و واقع و انصاف و حفظ مصلحت مملکت حاصر و موجود است و هیچ نیازى به کمیسیون ندارد، به همین دلیل من پیشنهاد می‌کنم همین حالا رأى گرفته شود.

نایب رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقاى مهندس رضوى مبنى بر خروج اعتبارنامه آقاى اسکندرى از دستور و ارجاع کمیسیونی که از شعب انتخاب بشود موافقند قیام فرمایند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. آقاى تولیت اخطار نظامنامه‌ای داشتید بفرمایید.

تولیت- آقاى اسکندرى در ضمن بیاناتشان اسمى از حضرت آیة الله بروجردى بردند که راجع به انتخابات بروجرد امر یا نهى فرمودند خواستم عرض کنم همچو چیزى نیست و شأن حضرت آیة الله اجل از این است که در این امور مداخله کنند (نمایندگان: صحیح است)

نایب رئیس- پیشنهادى به امضای 27 نفر از آقایان نمایندگان رسیده است و درخواست رأى مخفى کرده‌اند قرائت می‌شود با اسامى پیشنهاددهندگان:

 (پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى. نسبت به اعتبارنامه آقاى عباس اسکندرى پیشنهاد رأى مخفى می‌نماییم.

نورالدین امامى، محمد ذوالفقارى، مرآت اسفندیارى، سلطان‌العلماء، کشاورز صدر، معین‌زاده، اسدالله ممقانى، بهادرى، ناصر ذوالفقارى، لیقوانى، احمددهقان، گنجه، ملک مدنى، نصرت الله اسکندرى، على اکبر ملکى، صاحب‌جمع، عزت الله بیات، یمین اسفندیارى، قبادیان، اعظم زنگنه، غضنفرى، اردشیر شادلو، عبدالقدیر آزاد، کفایی، کامل ماکویی، عباس مسعودى، تولیت.

اقبال- مطابق ماده 92 سه نفر به عنوان نظارت به قید قرعه باید تعیین بشوند.

نایب رئیس- سه نفر به عنوان نظارت به قید قرعه انتخاب می‌شوند.

مسعود ثابتى- اجازه می‌فرمایید بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم. این فقط حق منشی‌ها است.

اقبال- مطابق ماده 92 سه نفر باید 00

حاذقى- پیشنهاد باید بکنید.

اقبال- پیشنهاد می‌کنم.

نصرت الله اسکندرى- اعلام رأى شده است آقا.

مسعود ثابتى- اجازه می‌فرمایید مطابق ماده 93 این حق منحصراً با منشی‌ها است ماده این است: اخذ رأى مخفى به ترتیبى است که در باب اخذ رأى علنى با اوراق در محل نطق ذکر شد ولى در عوض اوراق، مهره‌های سفید و سیاه استعمال می‌شود مهره سفید علامت قبول و مهره سیاه علامت رد است منشیان مهر‌ه‌‌هاى رأی را در یک ظرف ریخته و به طور آشکار شماره نموده مهره‌های سفید را از سیاه جدا می‌نمایند و بعد مهره‌های سفید را شماره می‌نمایند. نتیجه را لااقل 3 منشى تعیین نموده رئیس آن را اعلام می‌دارد. در هر صورت این قانون نیست که سه نفر تعیین بشوند. سه نفر منحصراً در ماده 93 است براى انتخابات عمومى آن هم در مجلس براى انتخابات هیئت رئیسه.

نایب رئیس- آقاى ملک مدنى.

ملک مدنى- بنده می‌خواستم عرض بکنم که سابقه هم این بود منتهى یکى دو جلسه در مجلس برخلاف این سابقه عمل شده است و نظارى انتخاب شده‌اند و این کار به صورتی که می‌خواهند عمل کنند نیست ولى سابقه همین است که آقاى مسعود ثابتى اظهار کردند حالا بسته به نظر مجلس است.

نایب رئیس- آئین‌نامه تصریحى به این که دراین موقع چه قسم باید عمل بشود نشده چند دفعه هم سابقه دارد که در این موقع انتخاب شده‌اند معذلک چون فرقى در امر نمی‌کند بنده موافقت می‌کنم که آقایان منشی‌ها بیایند. رأى مخفى با مهره سیاه و سفید چند دفعه در مجلس سابقه پیدا کرده و آقایان به خصوص در آن آشنا شده‌اند آقایانى که با نماینگى آقاى اسکندرى موافقند مهره سفید خواهند داد آقایانی که مخالفند مهره سیاه، شروع می‌کنیم به گرفتن رأى.

معتمد دماوندى- اجازه می‌فرمایید پیشنهاد آقاى اقبال قرائت بشود؟

نایب رئیس- چون آقاى اقبال پیشنهاد کرده‌اند که مطابق ماده 92 عمل شود یعنى اسامى آقایان یک یک قرائت شود و تشریف بیاورند رأى بدهند و قبول این پیشنهاد مطابق آئین‌نامه اجبارى است بنابراین مطابق ماده 92 عمل خواهد شد. عده حاضر در مجلس 103 نفر آقایان بفرمایید.

 (اسامى آقایان براى دادن رأى به ترتیب زیر قرائت شد)

آقایان: ضیاء ابراهیمى، سالار بهزادى، بهادرى، محمدحسین قشقایی، ابوالقاسم امینى، اخوان، مسعود ثابتى، رفیع، محمد ذوالفقارى، اقبال، ممقانى، امامى خویی، دکتر مجتهدى، حائرى‌زاده، نصرت الله اسکندرى، عباس مسعودى، تولیت، اسدى، منصف، اسلامى، شریف‌زاده، گلبادى، دکتر فلسفى، اردلان، ارسنجانى، گنجه‌ای، برزین، دکتر طبا، عامرى، مهدى ارباب، زنگنه، دکتر آشتیانى، امیر تیمور، افخمى، مکى، حسن اکبر، صاحب‌جمع، کفایی، محمدعلى مسعودى، کشاورزصدر، ملک مدنى، رحیمیان، دهقان، دکتر امینى، سلطان‌العلماء، قبادیان، وثوق، ملک‌الشعراء بهار، آشتیانى‌زاده، مهندس رضوى، یمین اسفندیارى، آقاسید هاشم وکیل، بوداغیان، محمود محمود، آصف، نیک‌پى، لاهوتى، صفا امامى، قهرمان، عباسى، افشار، ملکى، دکتر متین دفترى، دکتر ملکى، امامى اهرى، ساعد، شریعت‌زاده، دکتر مصباح‌زاده، مکرم، خسروقشقایی، شادلو، قوامى، معین‌زاده، گرگانى، صادقى، آقاخان بختیار، دکتر عبده، عبدالقدیر آزاد، غضفنرى، نواب، ظفرى، گیو، فرامرزى، ذوالفقارى، صدرزاده، ملکپور، دکتر شفق، ناصرى، باتمانقلیچ، نراقى، مشایخى، بهبهانى، نیکپور، هراتى، فاضلى، دادور، دماوندى، حاذقى، فولادوند.

یک نفر از نمایندگان- آقاى رئیس جنابعالى رأى نمی‌دهید.

نایب رئیس- خیر.

حاذقى- آقایان لطفاً بیرون تشریف نبرید دو سه اعتبارنامه دیگر هست که حالا مطرح می‌شود.

 (پس از اخذ رأى و شمردن مهره‌های تفتیشیه سیاه و سفید نتیجه به قرار زیر اعلام گردید)

نایب رئیس- عده حضار 103 نفر بنده در رأى شرکت نکردم خود آقاى اسکندرى هم شرکت نکردند آقاى دکتر طبا هم شرکت نکردند با اکثریت 63 نفر اعتبارنامه ایشان تصویب شد. مبارک است. (چند نفر از تماشاچیان نیز دست زدند) براى استخراج کمیسیون‌ها آقایان مهندس رضوى، معین‌زاده، محمود محمود، نیکپور، مسعودثابتى به قید قرعه تعیین شدند فردا استدعا می‌کنم از آقایان تشریف بیاورند در یکى از اطاق‌های مجلس آراء کمیسیون‌ها را استخراج کنند.

5‌- تعیین دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

نایب رئیس- جلسه ختم می‌شود. جلسه آتیه روز سه‌شنبه ساعت هشت و نیم صبح دستور بقیه اعتبارنامه‌ها و اجراى مراسم تحلیف.

 (مجلس دو ساعت بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى ملى- نبوى

+++

اخبار مجلس

رونوشت دو فقره تلگراف که برحسب تصمیم جلسه3/6/326مجلس شورای‌ ملی به کشورهای پاکستان و هندوستان مخابره شده است

مجلس مؤسسان پاکستان کراچی در این موقع که با تأییدات خداوند متعال و براثر فداکاری و مجاهدت مسلمانان محترم پاکستان استقلال کشور دوست و همکیش ما عملی گردیده است مراتب مسرت قلبی خود را اعلام و خواهشمندم تبریکات صمیمانه و ادعیه خالصانه مجلس شورای ملی ایران و اینجانب  را به مناسبت اعلام استقلال کشور اسلامی پاکستان بپذیرید از خداوند متعال سعادت و توفیق ملت نجیب پاکستان و عظمت عموم ملل اسلامی را مسئلت دارم.

رئیس مجلس شورای ملی ایران : رضا حکمت

مجلس مؤسسان ایندیا دهلی

به مناسبت اعلام استقلال دولت هندوستان که بر اثر فداکاری و مجاهدت ملت نجیب هند عملی گردیده است مراتب مسرت قلبی خود را اظهار و خواهشمندم تبریکات صمیمانه و ادعیه خالصانه مجلس شورای ملی ایران و اینجانب را بپذیرید‌ سعادت و موفقیت عموم ملت نجیب هندوستان را از خداوند ‌متعال خواستارم

رئیس مجلس شورای ملی ایران- رضا حکمت

روز پنجشنبه 5 شهریور 326 ساعت دوازده کمیسیون عرایض و مرخصی تشکیل گردیده و هیئت رئیسه  خو را به قرار زیر انتخاب نمود.

آقای آقا سید هاشم وکیل رئیس

آقای اکبر نائب رئیس

آقای حاذقی مخبر

آقای مهدی ارباب منشی

و  جلسه آتیه به روز شنبه صبح موکول گردید.

رئیس اداره کمیسیون‌ها

دومین جلسه کمیسیون عرایض و مرخصی مجلس شورای ملی ساعت 9 صبح امروز (شنبه 7/6/26) از آقایان زیر تشکیل :

آقای سید هاشم وکیل رئیس

آقای حسن اکبر نائب رئیس

آقای حاذقی مخبر

آقای مهدی ارباب منشی

آقای برزین عضو

آقای نورالدین امامی عضو

و نسبت به عرایض و شکایات متظلمین مذاکرات لازمه به عمل آورده برای تسریع و حسن جریان امر تصمیمات مقتضیه اتخاذ و جلسه آینده به صبح روز یکشنبه موکول گردید.

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:294320!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)