کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/28]

جلسه: 11 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- نطق قبل از دستور آقایان: شهاب خسروانی- نبوی- ناظرزاده- دکتر مصباح‌زاده

3- طرح برنامه دولت و مذاکره در اطراف آن

4- تعیین موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 11

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 22 فروردین‌ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- نطق قبل از دستور آقایان: شهاب خسروانی- نبوی- ناظرزاده- دکتر مصباح‌زاده

3- طرح برنامه دولت و مذاکره در اطراف آن

4- تعیین موقع و دستور جلسه آینده- ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و سی و پنج دقیقه صبح به ریاست آقای گنجه (نایب‌رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب‌ صورت‌مجلس

نایب‌رئیس- نسبت به مذاکرات جلسه گذشته اعتراضی نیست؟ آقای فرامرزی نظری داشتید بفرمایید.

فرامرزی- عرضی که بنده می‌خواهم بکنم راجع به این طرز نوشته شدن صورت‌جلسه است در جراید که بعضی از آقایان می‌گویند همه‌اش غلط است و طرز انتشارش در جراید همیشه موجب گله آقایان است عرض کنم آن آقایان مخبرین جراید که اینجا نشسته‌اند درست نمی‌شنوند گذشته از این که درست نمی‌شنوند هر مخبر روزنامه‌ای هم تندنویس نیست (صحیح است) این را من خواهش می‌کنم دستگاه تندنویسی مجلس را یک قدری بیشتر مجهز بکنید و تکمیل بکنید که مذاکرات مجلس را بتواند به روزنامه‌های عصر برساند و درست منتشر بشود (صحیح است) چهل سال است نطق مجلس غلط در جامعه منتشر می‌شود (صحیح است) و هنوز کسی فکر نکرده که یک کاری بکند که درست منتشر بشود می‌گویند که سند این است که اینجا است،‌ اگر آدم را به عدلیه ببرند آدم ثابت می‌کند که آقا این که روزنامه نوشته است صحیح نیست بیایید به اینجا مراجعه بکنید اما عدلیه که نمی‌برند آدم را محاکمه بکنند جامعه ایران نطق مجلس را آن می‌داند که توی روزنامه‌ها منتشر می‌شود نه توی اینها، قضاوت روی آنها می‌کند من خواهش می‌کنم که به هر ترتیبی که مقتضی می‌دانید مذاکرات مجلس را طوری بکنید که به روزنامه‌های عصر برسد (صحیح است) تا درست منتشر شود.

نایب‌رئیس- در هیئت رئیسه این موضوع مطالعه خواهد شد. آقای اسلامی

اسلامی- عرض کنم همان طور که آقای فرامرزی فرمودند غالب این مذاکرات مجلس غلط است و بعضی از این غلط‌ها است که جمله را به کلی عوض می کند حرف ن، «ب» می‌شود یا حرف ب، «ن» می‌شود که تقریباً نطق نماینده را عوض می‌کند. ملاحظه بفرمایید بنده در جلسه گذشته مطالبی گفتم ببینید چه جوری نوشته شده اینجا و البته آقایان تصدیق می‌فرمایید که بنده این طور نگفتم «امروز هم باید توجه بشود که ما اگر قراردادی منعقد می‌کنیم و با دولتی مذاکره می‌کنیم انشاءالله به نفع مملکت باشد و دول دیگر من غیر مستقیم در موقعش استفاده بکنند» و حال آن که استفاده نکنند صحیح است و ن، «ب» شده و تمام جمله‌ای را که بنده عرض کردم غلط کرده است و بنده هم چنین چیزی نگفته‌ام. یکی دیگر هم اینجا است که سیاست شده است عقیده بنده گفته‌ام جز یکی دو سه نفر بقیه به قدری مردمان بیچاره و زبون هستند به امور سیاست خارجی نه عقیده، چنان که روزنامه‌ها هم سیاست نوشته‌اند اغلاط دیگری هم هست که البته قابل ملاحظه نیست اینها را باید تندنویس‌ها متذکر باشند که «ن» ب نشود و استدعا می‌کنم که این دو کلمه اصلاح شود.

نایب‌رئیس- صورت مذاکرات دفعه دیگر تجدیدنظر و تصحیح می‌شود و چاپ می‌گردد. البته این تذکر در نظر گرفته خواهد شد. آقای اردلان

اردلان- بنده در صورت‌جلسه یک اشتباهی می‌بینم که خواهش می‌کنم تصحیح بشود بنده عرض کردم «که یک شخصی به من نصیحت کرد که کوشش نکنید قوانین تصویب بشود» نوشته شده کوشش بکنید که قوانین موضوعه به موقع اجرا گذاشته شود. درست این را معکوس نوشته‌اند.

نایب‌رئیس- آقای حادقی

حاذقی- آقای شهاب خسروانی مطلب لازمی داشتند خواهش کردند که من نوبت خودم را به ایشان بدهم.

نایب‌رئیس- آقای شوشتری راجع به صورت جلسه نظری دارید؟

شوشتری- فرمایشات آقای فرامرزی صحیح بود و البته نظر خاصی به طور کلی به هیچ یک از مخبرین جراید نمی‌توانم تصور کنیم ولی همان طور که فرمودند

+++

اشتباه کردند مثلاً در نطق خود من گله‌اى از دول عربى را کلمه نوشته‌اند و یا کلمه مستثمر را مستظهر نوشته‌اند که عبارت را عوض می‌کند به تمام معنى یک عبارت کلى سیاسى را برمی‌گرداند معنایش را ولى بعضی‌ها جناب آقاى فرامرزى تعمداً تحریف می‌کنند با این که دو مرتبه اصل 23 قانون اساسى را اشاره کردم اینها را که باید خود ارباب جراید توجه کنند که هر قدر روزنامه‌ها به مملکت اظهار علاقه می‌کنند باید حیثیات مجلس و نمایندگى را حفظ کنند (صحیح است) براى این که اگر خداى نخواسته مجلس موهون بشود در تمام شیون مملکت دیگر هیچکس موفق نمی‌شود یک قدم مفید بردارد.

2-نطق قبل از دستور آقایان: شهاب خسروانى - نبوى - ناظرزاده - دکتر مصبا‌ح‌زاده‏

نایب رئیس- نسبت به صورت مذاکرات جلسه قبل دیگر اعتراضى نیست (گفته شد، خیر) تصویب شد آقاى شهاب خسروانى‏

شهاب خسروانى- با این که امروز مطابق معمول باید برنامه دولت مطرح گردد لزوم توجه به یک نکته اساسى مرا مجبور ساخت که قبل از دستور وقت آقایان محترم را گرفته در موضوع مربوط به انتخابات تهران عرایضى بکنم این جانب از نظر سوابقى که در انجمن شهر تهران داشتم و در غالب از شورى‌هاى اقتصادى و اجتماعى شرکت می‌نمایم و با طبقات مختلف تهران سال‌ها است در تماس هستم اخیراً کراراً به این جانب مراجعه می‌نمایند از بلاتکلیفى انتخابات تهران اظهار نگرانى می‌نمایند که چرا در این موقع بحرانى که مجلس و کشور بیش از هر موقع نیاز به اتفاق و ا تحاد دارد تشتت افکار عمومى انجمن تهران سبب گردد که مجلس شوراى ملى از هم‌فکرى و آرا نمایندگان محترم و تهران محروم گردد (صحیح است) بنده معتقدم که کلیه آقایان در این خصوص با من همفکر و هم عقیده هستند (صحیح است) (کشاورز‌صدر به شرط ابطال صندوق لواسان) که صلاح کشور در این است که آقایان نمایندگان تهران هر چه زودتر به مجلس تشریف نمایند متأسفانه جریانى که انجمن انتخابات تهران به خود گرفته این آرزوى همگى ما را تقریباً به تأخیر می‌اندازد و از قراین و جریان کار چنین به نظر می رسدکه اختلافات و تشتت آرا موجود در انجمن مانع از اتخاذ تصمیم و معرفى نمایندگان حقیقى تهران به مجلس گردیده و موجب شده است که برخلاف سیره و مقررات گذشته جریان انتخابات که بایستى صد در صد ملى و به دست مردم عمل گردد به مراجع غیر صلاحیت‌دار مراجعه می‌شود و با تولید این سابقه بدعت نامطلوبى براى انتخابات آتیه گذارده خواهد شد (صحیح است) (اسلامى - دادگسترى حق دخالت ندارد) بهترین طریق حل اختلاف و خاتمه دادن به این تشنج بى‌سابقه و تسریع شرکت نمایندگان محترم تهران در مجلس شوارى ملى این است که پرونده انتخاباتى تهران براى قضاوت واتخاذ تصمیم نهایى و معرفى نمایندگان حقیقى تهران پرونده امر به مجلس شوراى ملى فرستاده شود که با تصویب آقایان نمایندگان محترم با کمال بى‌نظیرى موضوع مورد مطالعه و تصویب قرار گیرد (همهمه نمایندگان)

حاذقى - انجمن باید رسیدگى کند.

کشاورز‌صدر- صندوق لواسان باید باطل شود براى این که راى ملت ایران نبود.

صفایى -انجمن باید رسیدگى کند و نظر خودش را بدهد (زنگ ممتد نایب رئیس)

شهاب خسروانى -اگر انجمن نخواهد تصمیم بگیرد عرض دوم بنده این است که شرحى اعضا برق راجع به حسن جریان برق و خدمات و زحمات آقاى مهندس نجم نوشته‌اند که چون حالا وقت ضیق است یکى از همکاران محترم من موضوع را در جلسه بعد به عرض آقایان خواهد رساند (احسنت، احسنت)

نایب رئیس- آقاى نبوى

نبوى- بنده معتقدم که مجلس باید توجه کند که قوانین آن طورى که هست اجرا بشود در خصوص بیاناتى که آقاى شهاب خسروانى فرمودند ما بایستى سعى کنیم که قانون انتخابات اجرا شود (صحیح است) انجمن را تحت یک فشارهایى نگذاریم که از قانون منحرف شود (صحیح است) رسیدگى به شکایات راجع به قانون انتخابات را باید اول انجمن رسیدگى بکند و رویش راى بدهد و بعد بفرستد به مجلس ...

آشتیانى‌زاده -شاید یک سال بخواهد معطل بکند.

نبوى -عملى که در گذشته کردند شاید خیلى با قوانین تطبیق نمى‌کرد (شوشترى - شاید خیر، حتماً نمى‌کرد) ولى از انجمن فعلى تا امروز هنوز چیزى که مخالف با قانون باشد دیده نشده بنابراین ما هم نبایستى یک عملى بکنیم .... (آشتیانى‌زاده - تأخیر کردند) بنده این را تحقیق کردم گفتند در محاسبه یک اشکالاتى پیش آمده ده، بیست انجمن فرعى باید اینها را حساب کنند (اردلان - چند ماه می‌شود معطل ماند؟) آرا هم متشتت بوده به نام اشخاص مختلف بوده و تأخیر این چند روز براى این بوده است که بتوانند نتیجه آرا را به دست بیاورند و اکثریت را تعیین کنند و از آن روز هفته شکایات و هفته رسیدگى به شکایات شروع خواهد شد و بعد از آن هم اگر انجمن تخلفى کرد آن وقت جا دارد که ما بیاییم اینجا و اعتراض کنیم ولى هنوز که تخلف نشده حق نیست که ما به آنها فشار بیاوریم (حاذقى - به این سستى هم که نمی‌شود) اما مطلبى که خواستم به عرض آقایان برسانم و خیلى هم میل داشتم از هییت دولت یک نفر مخصوصاً جناب آقاى نخست وزیر تشریف داشته باشند این بود که آقایان کاملاً متوجه هستند که وضع رعایاى ما در این یکى دو سال اخیر خیلى بد شده است (صحیح است) یعنى به طورى بد شده که هر آدمى متأثر می‌شود این مملکت حیاتش بستگى داشته است به همین رعایا و دهاقین، ما هیچ عایدى در این کشور نداشتیم مملکتى که چندین قرن و چندین هزار سال از عمرش گذشته همین زارعین مملکت را حفظ کردند و به حیات سیاسى و اقتصادى مملکت ادامه دادند و متأسفانه در این دو سه سال اخیر هیچ کمکى به آنها نشده است بنده عرض نمی‌کنم که در گذشته زندگى دهاتى‌هاى ما بسیار خوب بوده و در رفاه بودند ولى این قدر بود که بتواند در ده توقف کنند و زندگى کنند متأسفانه در این دو سال اخیر طورى شده که دیگر در دهات نمی توانند زندگى کنند نه تنها آنهایى که زارع و کشاورز صرف بوده‌اند نمی‌توانند زندگى کنند و دهات را خالى کردند بلکه دیگران هم فرار کردند، اقایانی که در خراسان هستند به خوبى می‌دانند که در خراسان دو سه شهرستان از بین رفته یکى از شهرستان‌هاى مهم خراسان که داراى بیش از دویست هزار نفر جمعیت بود قاینات بود که محل بسیار معروفى است مردمان سالم و زحمتکش دارد اینها تمام دهات را خالى کردند و مهاجر شدند و الان در تمام شهرهاى خراسان زن وبچه گرسنه در کوچه‌ها سرگردان‌اند و در این زمستانى کارى که کردند در حدود 10، 20 هزار نفر از اینها را در نوانخانه‌ها و نقاطی که گرمخانه درست شده بود حفظ کردند ودر آتیه شاید در اثر زیادى عده نتوانند این کار را بکنند براى این که منابعى که این کمک‌ها را می‌کنند نمی‌توانند و از بین می‌رود و با این وسایل نمی‌تواند جلوگیرى کند درعین حال من امیدوارم و خوشوقتم که دولت به این نکته توجه کرده و اقدام کرد ولى در این کارى که دولت کرده فقط آوارگان آذربایجان که وضع آنها هم خیلى بد است فکرهایى کرده (سالار‌ بهزادى - جاهاى دیگر از آذربایجان بدتر است) (در این موقع هییت دولت وارد تالار مجلس شدند) خواستم توجه آقاى نخست وزیر را مخصوصاً معطوف کنم که با تشکر از این که نسبت به آورگان آذربایجان بسیار خوب عمل کرده و مورد تشویق و تصدیق نمایندگان است و باید همین طور باشد و وقفه اى به هیچ‌وجه در امر آورگان آذربایجان نباید پیش بیاید ولى خواستم این را هم توجه داشته باشند که عده زیادى از آقایان چون در ایام عید به خراسان رفته بودند و از نزدیک همه دیده‌اند (همهمه نمایندگان- همه جا بد است) (امامى‌اهرى - آقاى نبوى مگر شما وضع آذربایجان را می‌دانید؟ اول بفرمایید ببینم آنجا چه اقدامى شده) الان روزى نیست که عده کثیرى از آوارگان قاین و فردوس و گناباد و جاهاى دیگر تلف نشوند و بسیارى از آقایان می‌دانند که سبزوار یک جایى است که حاصل‌خیز است و اغلب آبادى است رعایاى آنجا همیشه در رفاه بودند (صحیح است) اغلب اشخاصی که اهل زراعت هستند و ملک داشتند و مزرعه‌اى داشتند آرزو می کردند که در سبزوار یک تکه ملکى داشته باشند زیرا املاک آنجا در کمال آبادى بود بنده به خاطر دارم که مرحوم داور به خود من می‌گفت که ایده و نقشه من این است که تمام دهات مملکت مثل دهات سبزوار بشود حالا همان شهری که آن روز آن طورى بود امروز 20 هزار نفر سبزوارى در تهران یا عملگى می‌کنند یا گدایى می‌کنند و یا تلف شده‌اندو تمام آن دهاتى که معروف بود الان خالى شده است

+++

به طوری که عرض کردم دارد از بین می‌رود، سیستان دارد از بین می‌رود همان توجهى که به آذربایجان شده است که آنجا را هم بنده تصدیق می‌کنم کم است (امامى‌اهرى - چه شده آقا؟ چرا می‌فرمایید؟ آذربایجان را گول می‌زنند) همان توجهى که به آنجا باید بشود و حتماً هم باید بشود هیچکس منکر نیست که وضع آذربایجان بد است این منظره‌هایى که مادر کوچه وخیابان مى‌بینیم رقت‌آور است هیچکس منکر نیست هیچ آدم رقیق‌القلبى نیست که این وضع آذربایجان را ببیند و تأثر به او دست ندهد و این را دولت باید توجه کند بسیار وضع این بیچاره‌ها بد است دولت باید خیلى بیش‌تر از آنچه کرده است بکند خواستم عرض کنم که در این موضوع کسى اختلاف ندارد و این توجه دولت باید به همه جا بشود (صحیح است) باید به همه جا به یک نظر توجه کنند مثل یک پدرى که به اطفالش نگاه می‌کند البته من نمى‌گویم پول‌هاى مفت به اشخاص بدهید این عمل خوب نیست، صحیح نیست مفت‌خورى را نباید در این مملکت رواج داد بهترین راه این است که کارهاى عمرانى و آبادانى شروع شود د رمحل‌ها و این عمله‌ها شروع به کار کنند و مشغول شوند و آن چیزى هم که می‌شود فوراً شروع کرد و به مردم کار داد موضوع راه‌سازى است مخصوصاً راه آهن، راه آهن خراسان نزدیک به اتمام است در گذشته در این راه میلیون‌ها خرج شده اگر الان توجهى به این راه نشود قطع نظر از این که براى این بیکاران و آوارگان کارى تهیه نمی‌شود آنچه هم که در گذشته خرج شده است از بین خواهد رفت ما وکلاى خراسان مکرر در مکرر صحبت کرده‌ایم استدعا کرده‌ایم از دولت که آقا اقدامى بفرمایید که راه آهن خراسان درست شود درست شدن این راه علاوه بر این که براى عمران و آبادى مفید است سالى چندین هزار نفر از اطراف و اکناف این مملکت که به خراسان براى زیارت می‌روند از این راه خواهند رفت و راه آهن استفاده می‌کنند و مهم‌تر این که همان طور که عرض کردم این راهى که میلیون‌ها خرج از براى ساختن آن شده است از بین نرود متأسفانه هیچ توجهى به این قسمت نشده است و در این راه کارى که قابل ذکر باشد الان نیست و کارى که الان می‌شود به طورى است که دولت و ساختمان راه‌آهن اگر 20 سال دیگر این طور کار کنند باز راه مشهد متصل نخواهد شد تقریبا می‌شود گفت آن کارى که الان در آنجا می‌شود متناسب با آن میزانى است که آن ساختمان خراب می‌شود، بنابراین به این صورتى که هست هیچ وقت کار پیشرفت نمی‌کند اگر دولت توجه عاجلى بکند به راه آذربایجان و راه خراسان و هم چنین راه‌ها و شوسه‌هاى آذربایجان و خراسان و سایر نقاط هم عده زیادى مشغول کار خواهند شد و هم این راه‌ها محفوظ خواهند ماند و هم براى مملکت مفید است وضع طورى نیست که بشود به تعلل و مسامحه برگزار کرد و گفت مثلاً چندماه دیگر این کار خواهد شد بنده چندى قبل که در مشهد بودم در کوچه‌ها و خیابان‌ها دیدم که این آوارگان ریخته‌اند از جمله روزى رفتم به بیمارستان شاه‌رضا رئیس بیمارستان که مرد فرانسوى است از من می‌پرسید اینها که الان انواع امراض و فقر و بیچارگى دارند کسانى هم که از قاین آمده‌اند تمام دست‌های‌شان هم زخم است این از چیست؟ بنده هم آن وقت میل نداشتم که این مرد بیگانه بداند درجه فقر و بیچارگى و فلاکت در چه حدود است ولى این را می‌گویم که چون این بیچارگان وسیله‌اى براى ارتزاق ندارند و چون ارتزاق‌شان یک نوع علفى است که از این ریشه علف ارتزاق می‌کنند و این قدر وسیله ندارند که بتوانند براى خود تیشه‌اى بیلى تهیه کنند که ریشه این علف را در آورند و یا پنجه‌های‌شان این کار را انجام می‌دهند و در نتیجه پنجه‌هاى آنها زخم می‌شود و خون مى آید چنین وضعى را من گمان نمی‌کنم کسى تصدیق کند که قابل دوام است (صحیح است) مهم‌ترین عملى را که دولت باید انجام دهد این است که به این موضوع توجه کنند و تسریع کند که هر چه زودتر به این وضعیت خاتمه دهد این مملکت اگر باید روزى آباد شود و انشاء‌الله آباد می‌شود حتماً از دهات باید شروع شود و الا هر قدر مادر شهرها کارهایى بکنیم و کارهاى تشریفاتى بکنیم این به حال ما مفید نخواهد بود (صحیح‏ است) بنده این را خواستم حضور اقایان عرض بکنم که شاید انشاء‌الله موفق بشویم چون وقت بیش از یک ربع ساعت نیست دیگر عرضى ندارم.

نایب رئیس- آقاى ناظر‌زاده.

ناظر‌زاده کرمانى- به طورى که آقایان محترم در جراید ملاحظه فرمودند اخیراً در بافت کرمان سیل به حدى آمده که باعث از بین بردن محصول نه قریه و آبادى و آواره شدن مردم آنجا شده است بنده به محض این که تلگراف اهالى آنجا رسید فوراً به جمعیت شیر و خورشید سرخ مراجعه کردم و این جمعیت همان طور که همه آقایان می‌دانند با حسن‌نیت و با لزوم کمکى که در این موارد می‌کند سریعاً تلگراف کردند به بخش‌دار و عده از معتمدین محل که هر نوع کمک فورى که لازم است پیشنهاد کنند تا از طرف جمعیت مرکزى اقدام لازم به عمل آید بنده از این اقدام جمعیت شیر و خورشید سرخ و همچنین از کمک‌هایى که سازمان خدمات شاهنشاهى نسبت به مردم این مملکت می‌کنند و لازم است که سایر دوایر و ادارات ما هم جداً سر‌مشق بگیرند زیرا اگر بنا بود همین کارى را که جمعیت شیر وخوشید سرخ همین دیشب در ظرف چند دقیقه انجام داد ادارات ما انجام بدهند وقتى به آنجا مراجعه می‌کردیم شاید چندین روز طول می‌کشید (دکتر طبا - چندین سال) و البته تشکر بنده از افتتاح بیمارستان سیرجان و دو درمانگاه که یکى در بافت و یکى در بردسیر هست مفصل خواهد بود اما کمکى که از جناب آقاى نخست وزیر استدعا داریم این است که مقرر بفرمایند طبق تقاضایى که اهالى کردند و تلگراف‌هایى که کردند اجازه بدهند مقدارى جنس به آنجا تخصیص داده شود که اگر ممکن است مقدارى از این جنس به زارعین بلاعوض بدهند که از گرسنگى از بین نروند و به مالکین هم این جنس را با گرفتن قبض و دادن وام بدهند که عجالتاً بتوانند بذر بهاره خودشان را به دست بیاورند و بتوانند جبران این خسارت را از طریق کشت بهاره بکنند، موضوع دیگرى که خواستم از جناب آقاى نخست وزیر تقاضا کنم راجع به اعزام استاندار کرمان است جناب آقاى وارسته که مسلماً از مردان شریف و پاکدامن کشور هستند تهران تشریف آورده‌اند هنوز استاندارى به جاى ایشان فرستاده نشده است به اطلاعى که من از اوضاع استان هشتم دارم اعزام استاندار واقعا کمال لزوم را دارد ضمنا خواستم به عرض جناب آقاى نخست وزیر برسانم استاندارى که به استان هشتم اعزام می‌فرمایند باید سر لوحه کارهایش رفع اختلافات محلى باشد نه استاندار کرمان بلکه تمام استانداران و فرمانداران و حتى بخش‌دارانى که افتخار سمت نمایندگى از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهى را دارند اولین وظیفه‌شان این است که در استان‌ها، شهرستان‌ها و حتى در دهات رفع اختلافات و کدورت‌هایی که بین مردم در نتیجه عوامل مختلف به وجود آمده است بکنند (صحیح است) اگر رفع اختلافات محلى نشود مسلماً هیچ خدمتى دیگر آن طورى که باید وشاید عملى نخواهد شد (صحیح است) مسئله دیگر که خواستم عرض کنم راجع به وضع انتخابات یعنى راجع به انجام انتخابات باقیمانده همه ایران مخصوصاً استان هشتم است الان چند جا انتخاباتش معوق مانده که ما از دولت جدید انتظار داریم به زودى این انتخابات را عملى بکنند در کرمان مخصوصاً نه انتخابات خود شهر انجام شده و نه انتخابات رفسنجان و نه انتخابات جیرفت تعویق و طول انتخابات باعث تشدید اختلافات محل است و امیدوار هستم که دولت از این لحاظ یک تصمیم عاجلى بگیرد از همه جا انتخاباتش معوق مانده تسریع شود.

یک عرض دیگر هم دارم راجع به فقر و پریشانى عمومى در کرمان است راجع به فقر و پریشانى همه نقاط کشور در این مجلس مطالبى اظهار شده ولى بنده تصور می‌کنم که راجع به کرمان دیگر لازم نباشد توضیحى داده شود از این گدشته بنده به طور کلى امروز تشریح دردها را عرض نمی‌کنم چه فایده ما مثل کسى می‌مانیم که اطراف مریضى را گرفته ایم و به جاى این که یک قطره دوا به حلقش بریزیم یا اقدامى براى معالجه‌اش بکنیم یکى می‌گوید چشمش از کار افتاده یکى می‌گوید گوشش خراب است یکى می‌گوید قلبش از کار افتاده یکى می‌گوید اعصابش خراب است اینها تصور می‌کنند که خیلى لزوم نداشته باشد و بهتر این هست که به جاى این حرف‌ها شروع به کار، شروع به فعالیتى براى رفع بدبختی‌هاى مردم بشود (صحیح است) راجع به کرمان جناب آقاى نخست وزیر توقع زیادى از دولت نداریم به طورى که خود حضرتعالى هم می‌دانند در جراید و در رادیو گفته شد که براى کرمان شرکت برق و آب در شرف تشکیل است یا تشکیل شده انتظار اهالى استان هشتم، اهالى کرمان این است که همین موضوعى که خود سازمان برنامه در نظر گرفته براى کرمان و بنده از طرف اهالى استان هشتم‏ و اهالى کرمان از جنابعالى و اقاى دکتر مشرف نفیسى هم تشکر می‌کنم که همین اقدام زودتر عملى شود که بنده بیایم پشت همین تریبون و بگویم که خوشبختانه در کرمان شرکت آب و برق

+++

که دولت وعده داده بود امروز عملى شده و درکرمان کارخانه‌هاى قالى بافى که تقریباً شریان اقتصادى آن استان به شمار می‌رفته بسته شد و راجع به سایر امور و کسب و کار و مردم بنده واقعا شرم دارم که درست جریان را توضیح دهم فقط کارى که در سابق براى مردم کرمان شده بود بنده نمی‌خواهم گناهش را به گردن دولت فعلى بی‌اندازم این بود که دارایى کرمان فشار آورده بود به مردم براى وصول مالیات‌هاى معوقه مردم که می‌دیدند که یک مالیات‌هاى کمر شکن و بر خلاف قانونى از آنها مطالبه می‌شود متحصن شده بودند در تلگرافخانه و مدتى در آنجا بودند یک روز بنده و آقاى ارباب گیو رفتیم در آخرین روزى که تلگراف حضورى داشتند بهشان تدکر دادیم. گفتیم که مطمئن باشید دولت نسبت به شما مساعدت خواهد کرد و نمى‌خواهد که شما را زیر فشار بگذارد از تهران هم بازرس اعزام خواهد شد و به این کار خاتمه داده می‌شود مردم هم قبول کردند و از تحصن خارج شدند و دو نفر بازرس هم به اسم آقایان رضا‌میر و ارفع‌نیا فرستاده شدند این دو نفر به طوری که تلگراف‌هاى رسیده حاکى است تا حدى نسبت به شکایات مردم رسیدگى کردند و بنده امیدوار هستم که امروز کمک به کرمان منحصر به همین وصول مالیات نباشد و از این کارى هم که این دو نفر براى تسکین خاطر مردم کردند اظهار قدردانى می‌کنم و آقاى بهنیا هم که به تذکرات بنده فوراً ترتیب اثر دادند و باعث شد که مردم از تحصن خارج شود مورد تقدیر بنده است (شوشترى - آقاى بهنیا گول‌تان زده است) بنده می‌خواستم در برنامه دولت مفصلاً بحث کنم اما چون دیدم که یک عده زیادى قبل از بنده اسم‌نویسى کرده‌اند دیگر لازم نمى‌دانم که بنده چیزى به عرض برسانم انشاء‌الله آقایان حق مطلب را ادا خواهند کرد ولى جناب آقاى نخست وزیر همان طور که خودتان نسبت به این مملکت محققاً می‌تواند انجام دهد مبارزه با یأس و بدبینى و رفع اختلافاتى است که بین طبقات مختلف این مملکت ایجاد شده است (صحیح است) من نمی‌دانم چه دستى، دست‌هاى خارجى و شاید اشخاصى ندانسته هشت سال، نه سال بین طبقات مختلف این مملکت تا آنجایى که مقدرشان بوده نفاق و عداوت و بغض ودشمنى ایجاد کرده‌اند (صحیح است) مملکت مثل یک خانواده‌ای است واى به حال آن خانواده‌اى که بین آن عداوت و دشمنى و نفاق و بغض باشد (صحیح است) مسلماً تا این بغض و نفاق و عداوت از بین مردم برداشته نشود هر نقشه اصلاحى نقش بر آب است اما جناب آقاى نخست وزیر بنده ازحضرتعالى سئوال می‌کنم بسته شدن یک کارخانه براى یک مملکت آیا موضوعى است که عده‌اى خوشحالى بکنند؟ ببینند کار نفاق و دشمنى و بغض و عداوت مردم نسبت به هم چه جور شده است که وقتى در جراید خوانده می‌شود که مثلاً فلان کارخانه بسته شده عده‌اى خوشحال می‌شوند مثل این که وقتى این کارخانه بسته شد فى‌المثل پارچه مفت می‌اورند می‌دهند به افراد این مملکت دیگر فکر نمی‌کنند که با چه خون جگرى این کارخانه‌ها در این مملکت تأسیس شده و وظیفه فرد فرد مردم است که اینها را متعلق به خودشان بدانند حالا وضعى پیش آمده در مملکت آشفتگى پیش آمده است که باعث شد مثلاً مدیر کارخانه تخطى بکند و کارخانه راتعطیل بکند دولت بایستى نگذارد این کار را بکند براى این که بسته شدن یک کارخانه و بیکار شدن یک عده‌اى و گرسنه ماندن عایله آنها چه کارى است مردم اگر درست می‌فهمیدند این را به منزله عزاى ملى باید تلقى کنند، هى خبر داده می‌شود که تجار ورشکسته شدند کارخانه‌ها بسته شدند زارعین از فلان محل دست کشیده و به تهران آمده‌اند این خبرها خبرهاى خوبى نیست (شوشترى - آخر تجاوز از حد منعکس به ضد است) به هر صورت جناب آقاى نخست وزیر به حضرتعالى مردم خیلى امیدوار هستند و یقین داریم که با بصیرت و سابقه‌اى که در کار دارید این نکات را بهتر از همه در نظر می‌اورید و آن روزى که جنابعالى شروع بفرمایید و آن برنامه‌اى را اجرا بکنید که حقیقت این نفاق و یاس بدبینى را از بین مردم بردارید شما خدمت حقیقى را به این مملکت کرده‌اید بنده دیگر عرضى ندارم (احسنت)‏

نایب رئیس- آقاى دکتر مصبا‌ح‌زاده.

دکتر مصبا‌ح‌زاده- بنده امروز صبح زود آمدم براى این که بتوانم در صورت موافقین دولت ثبت اسم بکنم متأسفانه دیدم عده زیادى ثبت اسم کرده‌اند (یک نفر ازنمایندگان - تأسفى ندارد) و چون مطلبم زیاد نبود این بود که از نطق قبل از دستور استفاده کردم که یک عرضى را بکنم. بعد از افتتاح مجلس در حدود دو ماه است که ما می‌توانیم کار بکنیم و متأسفانه باید گفت که هیچ کارى نکرده‌ایم یعنى یک مدتى با دولت گذشته این جا نشستیم یا موافق یا مخالف یا وزرا صحبت کردند بعد هم یک ماه مجلس تعطیل شد و حالا مجلس هم یک دولت جدیدى روى کار آمده که می‌توان گفت در تعیین وزرای‌شان مجلس هیچ‌گونه دخالتى نداشته است (آشتیانى‌زاده - در تعیین خودشان هم مجلس دخالتى نداشته) در ایام تعطیل مجلس آقاى نخست وزیر وزراى خودشان رانتخاب کردند و برنامه خودشان را هم به مجلس آوردند و ما از مفاد آن اطلاع یافتیم به عقیده بنده ما باید در این سال نو و مجلس نو و دولت نو سبک کارمان راتا اندازه‌اى عوض کنیم به این ترتیب به جاى این که روزانه براى دو هفته، سه‌هفته، چهار‌هفته نمی‌دانم چه مدت تمام وزرا را یک روز این جا جمع کنیم و یک روز در مجلس سنا جمع کنیم و از دردهاى مملکت صحبت کنیم این فایده‌اى ندارد براى این که کسى نیست که دردهاى مملکت رانداند. کسى نیست که از آشفتگى امروز مملکت اطلاع نداشته باشد و ذکر این مسائل تکرار مکررات است به عقیده بنده ما باید در این سال نو به جاى این که مخصوصاً این را عرض می‌کنم براى این که شنیدم که پیشنهادى داده شده که مدت نطق را از نیم ساعت به دو ساعت بالا ببرند من فکر می‌کنم به جاى این کار ما باید امروز یا بدون بحث در برنامه دولت براى این که برنامه ایشان برنامه صحیحى است (صحیح است) و همه ما آرزو داریم که دولت بتواند این برنامه را عملى بکند یا بدون بحث در برنامه یا این که همین امروز صبح و عصر ما اینجا حاضر شویم و مخالفین و موافقین مطابق آیین‌نامه صحبت بکنند و همین امروز ما به دولت راى اعتماد بدهیم و دولت را در مدت سه ماه آزاد بگذاریم تمام لوایحى را که می‌اورد با سرعت و با حسن‌نیت بحث کنیم و نظر مجلس را به اطلاع آنها برسانیم تصویب بکنیم اگر پس از دو ماه یا سه ماه دولت با کمک مجلس نتوانست کارى انجام بدهد. کارى از پیش ببرد آن وقت باید از آقایان خواهش کرد که دیگر هیچ وقت خودشان را کاندید وزارت نکنند (آشتیانى‌زاده - عجب خواهشى) نه دیگر خیلى صحیح است ملاحظه بفرمایید باید ما یک کارى کنیم که مردم مملکت بفهمند که نمایندگان آنها این جا می‌خواهند براى مملکت کار بکنند و این وقتى است که براى دولت تسهیلاتى قایل بشویم لوایحش را زودتر تصویب بکنیم و به جاى این که هر روز دولت بیاید در مجلس بنشیند و حرف ما را گوش کند برود در وزارتخانه‌اش و براى ملت کار بکند (دکتر مجتهدى - هنوز روز اول است) و بنده این را عرض می‌کنم و خیال می‌کنم که صلاح مملکت در این باشد که در این سال نو به جاى مذاکره و مباحثه ومخالفت دولت را تأیید کنیم که دولت از فردا صبح بداند یک دولتى است که مورد اعتماد مجلس است و بتواند کار بکند ما هم چیزى گم نمی‌کنیم براى این که پس از تصویب برنامه دولت و دادن راى اعتماد بودجه دولت هست سؤال نمایندگان هست استیضاح هست هر موقع که ما بخواهیم می‌توانیم هر مشکلى را که داریم، هر ایرادى داریم بیان کنیم بنابراین من فکر می‌کنم که اگر ما امروز این کار را بکنیم با خیر و سعادت مملکت توأم خواهد بود (صحیح است) بنده دیگر عرضى ندارم.

3- طرح برنامه دولت و مذاکره در اطراف آن..

نایب رئیس - شروع می‌کنیم به طرح برنامه دولت، چون پیشنهادى از آقاى آشتیانى‌زاده رسیده خوانده می‌شود و بعد مطابق بند ب ماده 89 آیین‌نامه راى گرفته خواهد شد.

(پیشنهاد آقاى آشتیانى‌زاده به شرح زیر قرائت شده)

مقام منیع ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم مدت نطق در اطراف برنامه دولت مانند موقع طرح برنامه دولت جناب آقاى ساعد دو ساعت باشد. پیراسته آقا این در نظامنامه تصویب شده است (همهمه نمایندگان)

نایب رئیس- آقایان به آیین‌نامه توجه کنید بند ((ب)) از ماده 89 قرائت می‌شود. در موارد استثنایى ممکن است مدت نطق در موارد فوق براى مجلس اضافه شود (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس).

 نایب رئیس- آقایان توجه بفرمایید .... ولى این راى بدون مذاکره به عمل مى‌آید (صحیح است) راجع به پیشنهاد آقاى آشتیانى‌زاده که مدت نطق از نیم ساعت به دوساعت تمدیدشود با قیام و قعود راى می‌گیریم آقایان که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد.

جمعى از نمایندگان - آقا راى گرفته نشد

+++

‌شوشترى- کسى متوجه فرمایش جنابعالى نشد.

نایب رئیس- رد شد (زنگ رئیس) پیراسته به طور کلى ماده نظامنامه اصلاح شده است.

نایب رئیس -تصویب نشد اقایان توجه نمی‌فرمایند ما با قیام و قعود اعلام راى کردیم آقایان توجه نکردند.

نبوى - قابل تکرار نیست راى گرفتن‏

نایب رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده به عنوان مخالف صحبت خواهند فرمود.

اردلان- مجلس راى نداد. جمعى از نمایندگان راى گرفته نشد.

صفایى- سه نفر بشتر مخالف نیستند بگذارید اینها حرفشان را بزنند چرا تبعیض قایل می‌شوید؟

آشتیانى‌زاده- بنده از طرف مشروطیت و آزادى و ملت ایران از اشخاصى که وضع نظامنامه داخلى پارلمان ما را به این روز انداخته‌اند تشکر می‌کنم (احسنت) نتیجه پیشوایى این آقایان این شد که قلم‌ها را شکستند زبان‌ها را بستند و امروز مردم را به بدترین وضعیت دچار کردند (احسنت) (دکتر نبوى - بسیار خوب نظامنامه است) مبارک جنابعالى باشد (غلامرضا فولاوند - از پر حرفى جلوگیرى کردند) بنده عرایض زیادى دارم نسبت به بعضى از آقایان وزرا اعتراض دارم و مشروحاً میبایستى که اینجا در پیشگاه ملت ایران عرایض خودم را می‌کردم و چون مجلس شوراى ملى خواست دنبال همان رویه را ادامه بدهد و مانع از حرف زدن یک نفر مخالف دولت شد بنده همین جا عرایضم را خاتمه می‌دهم و میدان را می‌دهم به آقایان موافقین

 یک نفر از نمایندگان- حق با جنابعالى است فرامرزى اخطار نظامنامه‌اى دارم

نایب رئیس- طبق کدام ماده؟

فرامرزى - از اول تا آخر نظامنامه

محمد على مسعودى- این که نمی‌شود آقا باید ماده را بخوانید.

 فرامرزى - آقا اخطار دارم. اخطار مقدم است.

نایب رئیس - آقاى مهدى ارباب موافق هستند؟ بفرمایید.

اسلامى- بنده پیشنهاد کردم پیشنهاد بر همه چیز مقدم است.

نایب رئیس- خیلى متاسفم که آقایان وقتى اعلام راى می‌شود با هم گلاویز‌اند و گوش نمی‌دهند و بعد هم اعتراض می‌کنند.

اسلامى- پیشنهاد بنده را بخوانید.

 نایب رئیس- آقا توجه کنید تشخیص این مطلب با منشیان است که آیا رأیى که گرفته شده رد شده یا قبول شده و آقایان به اتفاق فرمودند که رد شده.

 اسلامى- پیشنهاد بنده را قرائت بفرمایید.

 نایب رئیس- آخر برنامه مطرح شده دیگر پیشنهاد مورد ندارد. بفرمایید آقاى ارباب.

 ارباب- بنده به نام فراکسیون مستقل می‌خواستم عرایضى به عنوان موافقت با دولت بکنم ولى حالا نوبت خودم را به جناب آقاى عامرى واگذار می‌کنم.

 نایب رئیس- آقاى عامرى. عامرى عرض کنم که بنده اسم‌نویسى نکرده بودم براى این که به عنوان موافق یا مخالف صحبت کنم و بنابراین چیزى ندارم که از روى آن عرایضى بکنم ولى چون بعضى از آقایان و دوستان خواهش کردند که شما موافق هستید به نام موافق هم صحبت کردند گفتم حاضرم 3 نفر مخالف اسم نوشته‌اند و عده زیادى به عنوان موافق و بهترین موافقت با دولت این است که موافقین کم حرف بزنند و فقط مخالفین صحبت خود را بکنند و راى اعتماد گرفته بشود چون معلوم بود که اغلب از آقایان از وضع ناراضى بودند و در نتیجه به نظر آمد شخصى که از نقطه نظر تدبیر وتوانایى و تجربیات و سوابق و اطلاعات زیادى که در امور مملکتى دارد و اگر امروز در رأس امور مملکت باشد بهتر است و مذاکراتى هم شده بود و آنچه که بنده شنیدم بیش‌تر افکار روى آقاى منصور دور می‌زد و این شرایط را با ایشان تطبیق می‌کردند و بعد هم انتخاب شدند این انتخاب البته در غیاب مجلس و در موقع تعطیل رسمى مجلس بود و بنابراین تماس زیادى هم در آن موقع با مجلس میسر نبود و با وجود این بنده آنچه از خارج که میسر بوده تماس هم گرفته‌اند با نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى و مجلس سنا بنابراین آن تماسى که اول تصور می‌رفت موجباتش میسر نبود دولت هم هنوز شروع به کارى نکرده است تا مخالفتى را ایجاب نماید و بگوییم مخالفیم فقط آن وقت ممکن است کسى مخالفت بکند که دولت شروع به کار کرده باشد و از حیث وزرا هم بنده وقتى که آقایان رانگاه می‌کنم روی هم رفته به نظر مى‌آید که همه از اشخاص وزین وطن‌پرست به تمام معنى هستند بنده حالا نمى‌خواهم تعریف وزرا را بکنم خیال می‌کنم از حیث وزرا نیز اشکالى در کار نیست و از حیث خود آقاى منصور هم هر چه قبل از آمدن ایشان اینجا صحبت می‌شد و افکار را روی هم می‌گذاشتند مى‌گفتند داشته باشد تدبیر هم داشته باشد جمع این شرایط را که مطالعه می‌کردند بهتر از اقاى منصور پیدا نمی‌کردند (صحیح است) به همین جهت پیش از آن که ایشان هم تشریف بیاورند یا از طرف اعلیحضرت همایونى فرمانى صادر شود بنده تصور می‌کردم می‌کنم دلیل این موافقت این است که با وضعى که پیدا شده است با این آشفتگى اوضاع دنیا و وضع کشور بهتر این است که مجلس شوراى ملى و مجلس سنا به پیروى از منویات اعلیحضرت همایونى همه با هم با یک روح اتحاد و اتفاقى کمک بکنند کم‌تر حرف بزنیم و برنامه دولت را زودتر تمام نموده تصویب بکنیم که دولت شروع به کار کند.

صفایى- آقا این حرف‌ها در موقع طرح برنامه دولت آقاى ساعد هم بود پس چرا آن وقت این طور نکردید این چه تبعیضى است؟

عامرى- آن وقت هم بنده همین نظر را داشتم ولى حالا گذشته است و شما و بنده نماینده مردم هستیم و ما بایستى که افکار مردم را در اینجا منعکس بکنیم و پیروى از افکار مردم بکنیم مردم به نظرشان این طور آمده بود که آقاى ساعد توانایى این کار را ندارد و من و شما هم پیروى کردیم از افکار مردم ولى بعد وقتی که می‌بینیم که اکثریت نمایندگان مردم نظرشان روی هم رفته این است که یک نفر آدم توانایى بیاید روى کار و نظریات خودش را جمع کردند و این نظریات را با آقاى منصور تطبیق کردند و دیگر حالا که آمده‌اند. حالا چه بکنیم؟ به نظر بنده به قول سعدى.

 به لطف آدمى بهتر است از دواب

                                     دواب از تو به گر نگویى صواب

باید نخست وزیر تجربه داشته باشد و اینجا هم ما که نماینده افکار مردم هستیم و مردم و افکار عمومى تشنه این هستند که از این وضع بلا‌تکلیفى نجات پیدا کنند و اگر همه ما انتظار داشته باشیم که آقایان معجز بکنند یا ما معجزه بکنیم انتظار بیهوده‌اى است ما هیچ کدام‌مان نمی‌توانیم معجز بکنیم و هیأت دولت هم نمی‌تواند ولى باید مجال داد، وقت داد که دولت شروع به کار کند مثلى است مى‌گویند یک لا بود نمی‌رسید دولا کردیم که برسد حالا هفته‌اى سه روز دولت باید در مجلس شوراى ملى حاضر شود هفته اى سه روز هم در مجلس سنا باید یک محلى هم داشته باشد که کار بکند (صفایى - حتى یک مخالف هم حرف نزند) چرا چرا بنده چنین نظرى ندارم مخالف هم باید حرف خود را بزند دولت که نمی تواند در آیین‌نامه داخلى مجلس دخالت بکند. نظامنامه مربوط به خود ماست وضعیت هم اجازه نمی‌دهد که راى بگیریم و الا نظر دولت هم همین است که راى بگیرند و مخالف صحبت بکند ولى این آیین‌نامه مربوط به خود ما است و مربوط به دولت نیست (فرامرزى - راى گرفتن برخلاف نظامنامه است) حالا اگر آقایان موافق باشند بنده نمی‌خواهم زیاد حرف بزنم چون آقاى ارباب می خواستند حرف بزنند و نوبت خودشان را به بنده دادند و بنده چیزى حاضر نکرده‌ام ولى از نقطه نظر تذکر ممکن است که بنده تذکراتى بدهم. یکى از اوضاع بدى که براى ما پیش آمده این عدم توازنى است که فعلاً در امور اقتصادى و بودجه کشور مشاهده می‌شود. بنده خاطرم مى‌آید و اقایان هم شاید به خاطر دارند که بعد از جنگ گذشته در فرانسه همین وضع پیش آمده بود و به خاطرم مى‌آید که مساعى زیادى به کار می‌بردند براى رفع آن و یکى از وزراى دارایى آمد و قوانین شدیدى هم از مجلس گذراند ولى تأثیرى در وضع نمى‌نمود یک روز وزیر دارایى آمد در پارلمان و گفت که هرچه از دست ما برمى‌آمد کردیم اما نمی‌دانم چه عوامل و دست‌هاى مرموزى در کار هست که این اقدامات مؤثر واقع نمی‌شود یکى ازعلماى فرانسه شرحى نوشت که هیچ امر مرموزى در کار نیست، شما اطلاع کافى ندارید دست‌هاى مرموز را بی‌خود متهم می‌کنید من سه چیز به شما می‌گویم آن را به کار ببندید وضع خوب می‌شود. اول توازن بودجه‌تان را تأمین کنید، دوم

+++

‌بیایید سعى کنید که صادراتتان را نسبت به واردات افزایش بدهید و سوم این است که باید مزاحمت را از سرمایه بردارید ملاحظه بفرمایید رفع مزاحمت از سرمایه بکنند چرا؟ براى این که پدر فرانسه را در آورد و این اختلاف موجب شده بود که در فرانسه سوسیالیست‌ها سفارش‌شان را این قرار داده بودند جنگ طبقاتى و مبارزه با سرمایه و جنگ طبقاتى اختلافى ایجاد کرده بود که در هر دو جنگ بزرگ بلافاصله فرانسه از پا در آمد و مبارزه با سرمایه کارى کرده بود که همه سرمایه‌هاشان را از فرانسه به خارج برده بودند این سه قسمت را باید در نظر گرفت ولى یک قسمت از چیزهایى که ما باید آن را از بین ببریم این جنگ طبقاتى و مبارزه با سرمایه است و این را من آنچه که اصولاً مى‌بینم و به نظرم می‌آید این است که نیات تمام دسته‌جات و احزاب در دنیا براى خودشان مقدس است بنده به عقیده دسته‌جات و احزاب احترام می‌گذارم تمام اینها یک مقصود را می‌خواهند بنده به نظرم مى‌آید که کمونیست و سوسیالیست و دموکرات اینها همه‌شان یک چیز می‌خواهند و نیت همه بهبودى وضع کشور و رفاه و آسایش بوده است منتهى اینها در راه‌شان و در طریق وصول به مقصود اختلاف دارند یکى کمونیسم است که مى‌گوید تمام دارایى را بگیریم و تقسیم کنیم بین‏ مردم خوب اگر بیاییم تمام دارایى را بگیریم و تقسیم کنیم یک عده تنبل‌اند می‌خوابند سهم خود را می‌خورند تمام می‌کنند و یک عده دیگر هم آن را به کار می‌اندازند و زیادش می‌کنند باز هم همین دعوا هست بعد فکر کردند گفتند هر ده سال یک مرتبه این کار را می کنیم و یک رویه‌اى هم دولت آمریکا اتخاذ کرده است و این به نظر من بهترین رویه‌هاست آمدند سرمایه‌ها را تشویق کردند کارخانه‌جات بزرگ پیدا شد و وقتى کارخانه‌جات بزرگ تشکیل شد آمدند گفتند نسبت به منافعى که می‌برید باید به کارگرها هم بدهید و امروز مى‌بینید که می‌گویند هر کارگر آمریکایى هم داراى یک دانه اتومبیل است ملاحظه بفرمایید تمام چیزهای‌شان را قسطى می‌خرند، مقصود همه هم یکى است همه می‌خواهند وضع مملکتشان وضع خوبى باشد و مردم‌شان در رفاه باشند و آسایش داشته باشند یکى این راه را پیش گرفته است و یکى دیگر آن راه را چیز دیگرى که بنده به نظرم مى‌آید و مصلحت نیست این مبارزه‌اى است که با سرمایه می‌شود در اینجا قانون گذاشت که مثلاً کارخانه‌جات سود صدى 12 ببرند، بنده حرفى ندارم که آن را بگذارند صدى سى اما یک جا را نشان بدهید که دولت به وظیفه خود در این خصوص عمل کرده باشد یک کارخانه‌چى را گرفته باشد و تعقیب کرده باشد اما اینجا یک بغض و کینه‌اى نسبت به سرمایه‌داران پیدا شده و خوشبختانه بنده چون سرمایه‌دار نیستم بر بنده بحثى نیست ولى ما نباید کارى کنیم که این سرمایه‌دار هر روز پولى را که پیدا می‌کند بفرستد به خارج باید کارى کرد که اینها تشویق بشوند کارخانه‌جات بزرگ درست بکنند و به همان نسبت شما فشار بیاورید که مزد کارگران را اضافه بکنند و به کارگران کمک بکنند اما من به خاطرم می‌آید آن سه چه چیزى که گفتم وقتى به کار بستند فرانک فرانسه هم تثبیت شد و آقایان ملاحظه فرمودند که بیش از این قضیه هر روز فرانک فرانسه متزلزل بود. آن شخص نوشت که هیچ دست مرموزى در کار نیست یک چیز دیگرى که می‌خواهم تذکر بدهم وضع بودجه است. بنده به نظرم مى‌آید که متأسفانه یک وضعى پیش آمده است که این وضع بودجه ما را خراب کرده است. وقتى که قانون استخدام گذشت سى و دو تومان را براى مستخدم پایه حقوق گذاشته بودند. بنده آن وقت تازه وارد شده بودم و به نظرم مى‌آید که حساب کرده بودند که مستخدم وقتى تازه وارد کار شد معادل ده لیره حقوق برایش کافى است آن وقت لیره هم از قرار سه تومان بود، سى و دو تومان حقوق معین کردند. قانون استخدام به نظر بنده یک قانون بسیار خوبى بود اما هر کدام از وزرا که آمدند به نظر خود قسمتى از آن را تغییر دادند و کار را به جایى رساندند که به کلى آن را از اصول صحیح خود را منحرف ساختند بنده به نوبه خود هر کجا که بودم این تدکر را دادم که با تغییر قانون استخدام موجبات تشویق مستخدمین را به کلى از بین می‌برند و این امر اشتباه بزرگى است رویه قانون استخدام ما این بود که کسی که وارد خدمت می‌شد سى و دو تومان حقوق به او می دادند وقتى که سه سال تمام کار کرد اگر استحقاق و لیاقت و شایستگى از خود نشان داد کمیسیونى تشکیل بشود، کمیسیون شایستگى و استحقاقش را تشخیص می‌دهد وقتى که تشخیص داد، این تشخیص تشخیص ترفیع او است مثل همه جاى دنیا که رویه این است آن وقت براى مستحقین ترفیع تابلویى درست می‌کنند اسامى آنها را به طور ترتیب و منظم روى تابلو می‌نویسند می‌گذارند در کارگزینى هر وزارتخانه و هر وقتى که جاى خالى پیدا شد آن ترفیع را می‌دهند ولى آمدند قسمت‌هایى از این قانون رابه هم زدند و حالا این را هم بنده بگویم که بنده نظرى ندارم که مستخدمین را با خودم طرف بکنم البته این امر به نفع هم مستخدمین نیست ولى به نفع مستخدمین لایق است وقتى که بنا شد یک کمیسیون‌هایى بیایند واقعاً استحقاق اشخاص را تشخیص بدهند و به او ترفیع بدهند د راین صورت البته مستخدم لایق را ترفیع می‌دهند و خود این امر تشویقى بود از اینها و ما یک اشتباه کردیم اولاً کمیسیون‌هاى ترفیع وظیفه‌شان را انجام ندادند آمدند روى فشار و توصیه و رودربایستى در آخر هر سالى عده زیادى را پیشنهاد کردند و هر کسى یک سفارشى آورد جز مستحقین ترفیع و آن وقت یکى از علل بدبختى بودجه ما در این مملکت این شده است که هرسال‏ آمده‌اند مبلغى به عنوان ترفیعات و اضافات در بودجه گذاشته‌اند و به این ترتیب هر سال به خودى خود و به طور اتوماتیک مبالغى باید بر بودجه کشور اضافه شود سابقاً ما چنین چیزى نداشتیم مثلاً عضوى رتبه 5 داشت یا معاون اداره رتبه شش بود، رئیس اداره رتبه 7 بود و کسى که استحقاق ترفیع او تشخیص شده بود اسمش در آن تابلو صورت ترفیعات مى‌آمد و وقتى که رئیس اداره‌اش به یک مقام بالا‌ترى ترفیع پیدا می‌کرد یا فوت می‌کرد یا استعفا می‌داد از کار کنار می‌رفت آن وقت آن شخص ترفیع پیدا می‌کرد و می‌رفت به جاى بالاتر و الا غیر از این میسر نبود به عکس حالا هر سال باید یک مبلغ معینى در بودجه بگذارید به عنوان ترفیع، یک چیز دیگرى هم پیش آمد و آن را در ایام فترت در کابینه اقاى قوام السطنه بود و آن تصویب‌نامه‌اى بود که آقایان مسبوق هستند که گذراندند که هر کس هر چند سالى که بدون ترفیع مانده ترفیع بگیرد و بعضى دو تا و سه تا و چهار تا و پنج تا رتبه گرفتند این به نظر بنده تمام موجبات تشویق مستخدمین خوب را از بین برده و حالا هر جایى که بروید اوضاع به همین منوال است، سابق بر این بودجه کشور را به دو قسمت تقسیم می‌کردیم مخارج مستمر و مخارج غیر مستمر مخارج مستمر را می‌گفتیم آنهایى است که تغییر نمی‌کند و همان حقوق مستخدمینى است که باید تأمین بشود ولى در مخارج غیر مستمر نهایت دقت را می‌کردیم یکى از چیزهایى هم که پیش آمده این رفیق بازی‌ها است که در وزاتخانه‌ها پیدا شده مثلاً یک خانه می‌سازم مبالغى خرج می‌کنم یا قرض می‌کنم و بعد به هر وسیله که شده است اعمال نفوذ می‌کنم که این خانه را ماهى چهار پنج هزار تومان براى فلان اداره کرایه کنند یک قسمتى از گرفتارى بودجه ما این جور چیزهاست مسئله دیگر قضیه تصفیه مستخدمین است بنده طرفدار آن طرز تصفیه‌اى که بعضى از آقایان تصور کردند نیستم بنده کم‌تر حضور اعلیحضرت همایونى شرفیاب شده‌ام لیکن نیت اعلیحضرت همایونى را از دور می‌دانم که اگر اوامر راجع به تصفیه وزارت‌خانه‌ها فرمودند نیت بسیار عالى و پاکى داشته‌اند و آن نیت که اگر این تهمتى که امروز در این مملکت هست و همه افراد مستخدمین را راشى و مرتشى معرفى می‌کنند نه در داخله کسى به آنها اطمینان می‌کند که نزدیک ادارات بشود و این بسیار براى مملکت مضر است و نه از خارج کسى می‌گذارد سرمایه‌اش به این کشور بیاید پس ما این کار را باید شروع کنیم تا این تهمت را از عده زیادى برداریم براى این بود که هیات تصفیه با عمل خود بفهماند که وضع مملکت این طور نیست که تصور می‌کنید و همه را موهون می‌سازید و این طریق تصفیه هم که بخواهند عده زیادى از مستخدمین را بیکار کنند به صلاح مملکت نیست و بالأخره منتج به این نتیجه شد که ملاحظه فرمودید که در این قسمت به هیچ‌ وجه من ‌الوجوه کارى نشده است و پیشرفتى حاصل نگشته.

آیا این تصفیه است؟ که فلان اداره را منحل بکنیم و بعد اعضایش را به ادارات دیگر تقسیم کنیم و از حقوقش هم نکاهیم؟ هیچ لازم نبود این کار را بکنید به نظر بنده اگر می خواستند این کار را بکنید یک ادارات زایدى ما داشتیم باید آنها را حذف می‌کردید من خودم در وزارت دادگسترى یاد دارم که هیچ بازرس نداشتیم هر وقت یک بازرسى پیش مى‌آمد به اداره صلاحیت‌دار رجوع می‌کردند اگر بازرسى راجع به کار‌گزینى بود یکى از اعضا آنجا

+++

این را انتخاب می‌کردیم و اگر مربوط به حسابدارى بود یکى از اعضا حسابدارى را معین می‌کردیم می‌گفتیم برو بازرسى کن و این بهتر بود براى این که این شخص وارد بود ولى یک وقتى یک چیزى پیش آمد که به دو نفر می‌خواستند کار بدهند که این ها یک کار آکتیف هم نداشته باشند. یک وزیرى آمد گفت من شما را به عنوان بازرس تعیین می‌کنم بعد یکى شد دو تا دوتا شد سه تا سه تا شد چهار تا چهار تا شد پنج تا پنج تا شد ده تا، خوب و بد هم بودند گاهى می‌شد که یک آدم فاسدى با اعمال نفوذ آمده کار رئیس اداره را می‌گرفت و رئیس اداره هم چون تقصیرى نداشت او را به عنوان بازرس تعیین مى‌کردند بعد ها بازرسى شد اداره بازرسى و اداره کل بازرسى بنده مدتى بود از عدلیه کنار رفته بودم وقتى ملتفت شدم که مدیر کل ثبت را برداشته اند به وزارت‌خانه منتقل کرده‌اند پرسیدم کجا؟ گفتند بازرس کل داخلى چون ما بازرس داخلى نداشتیم تحقیق کردم دیدم یک بازرسى کل داخلى در عدلیه درست کرده‌اند براى تفتیش، این تفتیش را من خودم چون چندین سال در وزارت دادگسترى در موقعی که رئیس کار‌گزینى بودم یک پیشخدمتى داشتم میرزا على‌اکبر (صاحب‌جمع - خدا بیامرزد) آنچه را که بنده دارم عرض می‌کنم عین حقیقت است. به این میرزا على‌اکبر ما پنج تومان اضافه می‌دادیم، این میرزا على‌اکبر کارش چه بود؟ صبح دفاتر محاکم را برمی‌داشت می‌رفت آنجا مى‌ایستاد قضات تا یک ربع بعد از وقت مقرر فرجه داشتند که دفتر رامضا کنند به محض این که مدت فرجه منقضى می‌شد دفاتر را جمع می‌کرد مى‌آورد در کارگزینى جلو اسم آنها را خط می‌زد و ما فقط 5 تومان فوق‌العاده به او می‌دادیم تا وقتى که بنده در کارگزینى بودم یک مرتبه یا دو مرتبه شکایت از این میرزا على‌اکبر شد و وقتى که پرسیدم معلوم شد بعد از آن که میرزا على‌اکبر دفاتر را جمع کرده است شاکى تازه از در وارد شده و تقاضا داشته است که میرزا على‌اکبر دفاتر را برگرداند تا آن را امضا نماید میرزا على‌اکبر با این امر موافقت ننموده است که میرزا على‌اکبر پیشخدمت با 5 تومان اضافه انجام می‌داد براى این کار یک اداره کل بازرسى وزارت دادگسترى تشکیل شده و مدیر کل ثبت را هم برداشته‌اند آنجا گذاشته‌اند. در یک وزارتخانه بازرس کل قضایى هست، بازرس کل کشور هست نمی‌دانم بازرسى کل داخله دارد اینها را بدون این که از کمیسیون دادگسترى آن قانون، قانون بسیار بدى بود اما چه کنیم جز از تبعیت راى اکثریت چاره نیست راى می‌گیرند و راى می‌دهند و تمام مستخدمین را به این ترتیب به نظر بنده بی‌خود و بی‌جهت رنجانده‌اند، آخر ما که نباید از براى اعلیحضرت همایونى دشمن درست بکنیم و ما باید کارى بکنیم که همان نظرى که اعلیحضرت همایونى دارند همه مردم خشنود و آسایش داشته باشند. البته همه مردم اتکای‌شان به اعلیحضرت همایونى است و همه این طور هستند وگمان نمی‌کنم کسى غیر از این باشد اما بی‌خود که ما نباید بیاییم مستخدمین دولت رابرنجانیم برداشتند مستخدمین را به سه دسته تقسیم کردند الف و ب و ج و ج آنهایى هستند که فاسدند بی‌خود که نمی‌شود گفت یک عده‌اى فاسدند ملاحظه بفرمایید خودشان یک کارى کردند و در آن در‌ماندند ممکن است ادارات زاید را منحل کنند مثلاً بازرسی‌ها را منحل نمایند یک ماده بیاورند تا وقتى که کار دیگرى به اعضا آن رجوع نشده است حقوق خود را بگیرند. چون مطابق قانون محاسبات عمومى حقوق در مقابل خدمت باید داده شود همه هم راضى خواهند بود و الا بنده که یک بازرس هستم می‌روم توى خانه‌ام مى‌نشینم و حقوقم را می‌گیرم وضعم از کسى که خدمت می‌کند بهتر است مگر این که یک دزدی‌هایى داشته باشم و الا دلیل ندارد که بنده در خانه‌ام بنشینم و حقوق خودم را بگیرم و ناراضى باشم.

یک موضوع دیگر این عماراتى است که شما اجاره کرده‌اید و مبالغ گزافى به این‌ها در ماه مال‌الاجاره می‌دهید اگر اینها را تخلیه کنید ودیگر پول اجاره ندهید یک کمک بزرگى به بودجه مملکت کرده‌اید. یک چیز دیگر که باید حتماً در باره آن فکرى بشود همان قضیه ترفیعات است که مستخدم باید بداند اگر لیاقت و شایستگى از خود نشان داد ترفیع مى‌یابد آقاى دکتر امینى شاهد بودند وقتى که آن تصویب‌نامه از دولت آقاى قوام‌السطنه گذشت من نگران شدم آخر یک وقتى می‌گویند که نرخ زندگى گران شده است هیچ حرفى نیست بنده موافقم که صدى سى گران شده است صدى سى، صدى چهل گران شده است صدى چهل اضافه داد اما یک چیز موقتى است و هر وقت زندگى ارزان شد به همان نسبت پایین مى‌آید اما وقتى شما آمدید گفتید همه را ترفیع بدهید براى این که نرخ زندگى بالا رفته است صرف‌نظر از قانون استخدام بنده تعجب می‌کنم چطور وزیر دارایى ممکن است با آن موافقت بکند براى این نخست وزیر ممکن است کم‌تر اطلاع داشته باشد وقت هم نداشته باشد اما شخص وزیر دارایى که آنجا نشسته چطور قبول می‌کند به نظر من که یک فرد این مملکت هستم این عملیات خیانت در امانت است و البته این پول که آنجا است مال من نیست مال این مملکت است مال مردم بیچاره است ما خیانت می‌کنیم به این مملکت بنده در دادگسترى که بودم یک منشى داشتیم مدعى بود که 60 سال است در عدلیه منشى است گفتم تو که 60 سال ندارى گفت پدرم هم منشى بود اما به قدرى این بدبخت بى‌استعداد بود که به هر محکمه‌اى او را فرستادیم برش گرداندند بالأخره این را فرستادیم به شعبه دوم چون رئیس شعبه آدم مظلومى بود گفتیم که او را تحمل می‌کند یک روز که وقت تمام شده بود بنده می‌رفتم دیدم این رئیس شعبه بدبخت این منشى را نشانده است وکلمه به کلمه دارد به او می‌گوید در خصوص دو سال دعوى و ........ به این ترتیب بعد ازچهل سال منشی‌گرى حرف به حرف آن را یاد‌آورى می‌کرد و می‌گفت خلاصه ما نمی‌توانستیم به هیچ‌وجه این را ترفیعى بدهیم ولى در قسمت حقوق پنجاه درصد فوق‌العاده به او دادیم. آن وقت به این منشى رتبه 9 دادند و یک بیچاره‌اى هم که استعداد دارد که کار کرده و معلومات دارد او هم همین طور. خوب این چه تشویقى است؟

یکى از چیزهایى که باید حتماً به آن توجه کرد این قانون استخدام است براى این که هیچ تشویقى نمانده در مملکت و یکى هم قسمت بودجه حقوق مستخدمین است در این وضعى که امروز در مملکت پیدا شده اگر واقعاً ماده‌اى لازم است بیاورند بنده خیال می‌کنم که همه مجلس موافق‌اند که آن را فوراً تصویب می‌کنند و الا این ترتیبى که الان پیش آمده به نظر بنده به هیچ‌وجه خوب نیست بهترین تشکیلات در هر مملکتى ساده‌ترین آن است تشکیلات خوب تشکیلات ساده است که در دسترس مردم باشد. مثلاً در وزارت دارایى با این سازمان وسیع وقتى که بنده می‌روم نمی‌دانم به کى مراجعه بکنم و نمی‌دانم موکلین من چطور ممکن است اگر کارى داشته باشند بالاى وزارت دارایى را می‌گویند خالى است و یا یک اطاق را یک میز گذاشته‌اند و یک نفر تویش نشسته است اما هر جا آدم می‌رود مى‌بیند که یک خانه است و یک تابلو در بالاى آن زده‌اند براى ادارات مختلف دارایى الان صدها خانه‌ها در اجاره است هر سوراخى که آدم می‌رود یک تابلو است. محاسبات کل اداره کل خوب این خانه را تخلیه کنید و به آن وزارت‌خانه منتقل کنید اگر ما بیاییم در بودجه مستمر جلو این اسراف و تبذیرها را بگیریم بنده به نظرم مى‌آید که ما بتوانیم به کلى این بودجه را توازن بدهیم. از توازن که گذشتیم همان حرفى که یکى از معلمین در مقابل آن وزیر دارایى گفته بود بعد هم بپردازیم به کارهاى اقتصادیمان که خوشبختانه بعضى از آقایان مى‌گفتند که ما یک مشکل داریم و آن داشتن یک سازمان برنامه است در فوق وزارتخانه‌ها که خوشبختانه آن مشکل هم حل شده و دولت و سازمان برنامه هر در یک دست جمع شده و این مشکل را هم چون خودشان آنجا هستند حل می‌کنند،

‌یک مسئله دیگر امنیت قضایى است عرض کنم آنچه را که بنده اطلاع دارم امنیت قضایى به هیچ‌وجه من‌الوجوه در این‏مملکت نیست این هم با قانون درست نمی‌شود یک وقتى به نظر بنده مى‌آید که یک وزرایى مى‌آمدند در عدلیه بعد هم می‌خواستند یک چیزهایى از خود نشان بدهند می‌گفتند عدلیه قانون ندارد، آن وقت ما بدبخت‌ها تا دو بعد از ظهر محاکمه مى‌کردیم و از سه بعد از ظهر هم مى‌آمدیم کمیسیون تشکیل مى‌دادیم تا نصف شب تمام قوانین را سر و دستش را مى‌شکنیم و براى خوش‌آیند وزیر 700 ماده قانون جدید براى عدلیه تهیه می‌شد.

نایب رئیس- آقاى عامرى سه دقیقه از وقت شما بیش‌تر نمانده است.

عامرى- بسیار خوب، آن وقت هم شعورمان نمی‌رسد که قانون یک کلیاتى دارد و این کلیات به یک

+++

‌موادى تقسیم می‌شود و شما اگر آمدید چند ماده آن را تغییر دادید این اصلاح اصلاً با سایر مواد ممکن است تطبیق نکند و همین امر باعث می‌شد که هى دست به قوانین می‌زدند. یک موضوع دیگر موضوع توقیف بى‌مورد مردم است این را ما باید از سرمان دور بکنیم و با قوانین مملکت نباید بازى کنیم و آزادى مردم را بی‌جهت از آنها بگیریم این را نتوانستیم بفهمیم که در موضوع اتهامى نباید بیست نفر، پنجاه نفر را توقیف کرد تا مگر از بین آنها متهم حقیقى به دست آید مطابق ماده 200 یا 220 اصول محاکمات جزایى حتى احضار مردم هم باید مستند به دلیل باشد من در خانه‌ام نشسته ام مستنطق حق ندارد بدون جهت مرا احضارم بکند آن وقت حالا صدها نفر مردم را می‌برند توقیف می‌کنند براى چه؟ این غلط است جرم بر دوقسم است یکى جرم مشهود است که در حین ارتکاب مرتکب را دستگیر می‌کنند دلیل آن همان صورت مجلس است که تنظیم می‌شود دیگر جرم غیر مشهود است مثلاً شب خانه آقا را زده‌اند و کسى هم نمی‌داند دزد کیست فایده و فلسفه پلیس مخفى این است که در اطراف اشخاص مظنون به طور مخفى آنها را مگمارند وبه محض این که دلایلى آورد قضیه راتعقیب می‌کنند و با توقیف متهم به موجب قانون اساسى و قانون اصول محاکمات جزا، مستنتطق می‌تواند در ظرف 24 ساعت علت توقیف را به متهم اعلام نماید. این که وضع نیست کار عدلیه با قانون درست می‌شود باید وزیر عدلیه مراقبت تام و تمام داشته باشد و البته مراقبت ممکن است یک کارى بکند و الا هى قانون بگذرد و در قوانین موجود دست ببرند فایده ندارد و الا یکى از سوابق بدکار این است که هر کسى که مى‌آید دل‌ خوشی‌اش این است که می‌گوید بنده به سلیقه خودم یک قانون آوردم گذراندم در صورتى که باید یک مدتى این قوانین را دستش نزنیم بگذاریم مردم آشنا به این قوانین بشوند، مثلاً همین اسامى محاکم را که تغییر دادند یک مدتى مردم اشکال داشتنند تا بفهمند مقصود از محکمه استان، محکمه شهرستان و دیوان کشور چیست تا چه رسد به تمام قوانین، بنده خیلى عذر می‌خواهم چون چیزى قبلاً تهیه نکرده بودم و بنا نبود بنده امروز چیزى عرض کنم.

اسلامى -بنده طبق ماده 155 اخطار دارم اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

 نایب رئیس- اجازه بفرمایید ماده 155 آیین‌نامه قرائت می‌شود:

 ماده 155: نتیجه راى با قیام و قعودرا منشی‌ها تشخیص می‌دهند و رئیس طبق آن اعلام می‌نماید هر گاه نتیجه در دفعه اول مشکوک بود با ورقه راى گرفته می‌شود در این صورت در فاصله بین اخذ راى دفعه اول و دوم کسى حق نطق ندارد مگر مورد اخطار نظامنامه‌اى‏

نایب رئیس- اقاى اسلامى دیگر توضیحى ندارد؟

اسلامى- اجازه بفرمایید بنده توضیح بدهم. بنده توضیح می‌دهم ملاحظه بفرمایید اگر توضیح درست نبود اعتراض بفرمایید.

 نایب رئیس- پس مختصر بفرمایید.

اسلامی- عرض کنم به عقیده بنده دولت در اینجا راى حسابى دارد موافق هم زیاد دارد ولى مثل این که مواففت هم مثل سایر چیزها انحصارى شده به عقیده بنده این به ضرر دولت تمام می‌شود زیرا بنده الان می‌بنم آنهایی که موافق هستند از این جریان خیلى نگران و افسرده هستند اینجا ماده 155 متذکر است که اگر موقع راى شک ایجاد بشود. بنده نمی‌دانم مشکوک بودن یعنى چه عده‌اى می‌گویند راى گرفته نشده عده اى می‌گویند گرفته شده عده‌اى می‌گویند تصویب نشد و عده‌اى می‌گویند تصویب شد. بنابراین راى مشکوک است بنده خیال می‌کنم بهتر این است که آقاى رئیس اجازه بفرمایند مخالفین دوسه نفر بیشتر مخالف اسم ننوشته‌اند تازه سه دو ساعت می‌شود شش ساعت نه این که مثل دوه پانزدهم سى روز صحبت بشود و نه این که مثل این دوره افکار را ترور بکنند بنده خودم جزو موافقین دولت هستم و رفقا همه موافق هستند ولى حرفى که هست باید گذاشت آقا حرف زده شده زیرا جلوگیرى آن به ضرر مملکت است بنده پیشنهاد کرده بودم یک ساعت و نیم بشود که مخالفین هم حرفهای‌شان را بزنند پیشنهاد از همه چیز مقدم است ولى جناب رئیس توجه نفرمودند استدعا می‌کنم به پیشنهاد بنده که از همه زودتر کرده بودم توجه بفرمایید راى گرفته شود اگر رد شد حرفى ندارم اصول باید رعایت شود. یا رد می‌شود یا تصویب می‌شود.

 نایب رئیس- توجه بفرمایید در همان ماده می‌گوید اگر مشکوک شد. راجع به اعلام و اخذ راى ما‌بین آقایان منشیان هیچ‌گونه اختلاف نظر نیست همه‌شان موافق‌اند که راى گرفتیم و رد شد با وجود این بعد از صحبت آقاى نخست وزیر دو سه تا پیشنهاد راجع به این موضوع رسیده است مطرح می‌کنیم اگر آقایان راى دادند قبول است و اجرا می‌شود اگر راى ندادند همان راى اول صحیح خواهد بود اقاى نخست وزیر بفرمایید.

 نخست وزیر -چون مخالفى صحبت نکرد البته مورد نداشت که من حرفى بزنم ولى چون در ضمن صحبت‌هایى که شد بعضى از آقایان در باب مدت نطق اختلاف نظرى داشتند و یک قدرى خود این اختلاف اسباب تعویق کار شد اگر چه این امر کاملاً مربوط به امور داخلى مجلس است و به دولت مربوط نیست (صحیح است) ولى بنده چون اساساً عقیده دارم که همه امور با وحدت نظر بشود (احسنت) ا ز طرف دیگر ما ومجلس هیچ فرقى نداریم جز این که وظایف مختلف داریم وظیفه اصلى همه‌مان یکى است و آن خدمت به مملکت است ایجاد وحدت نظر و یگانگى در کارها است (صحیح است) می‌خواهم عرض بکنم آنچه بنده هستم و رفقاى دولتى بنده همه تسلیم هستیم به حق و قانون هیچ نمی‌خواهیم زیاده‌روى بشود یا از حقوق هیچ‌کس کسر گذاشته بشود و آنجه برنامه هست برنامه واضح و روشنى است که از صمیم قلب این اعتقاد را داریم و دفاع می‌کنیم بنابر این دولت و شخص بنده بهیچ وجه نمیخواهد امساکى در صحبت بشود اگر نظریاتى هست اگر بحث و مطالعه اى هست براى آنهم کاملا موافق هستیم بناراین بنده گرچه باز عرض می‌کنم این امر از امور داخلى مجلس است و من نمیتوانم در اینمورد حرف بزنم اما براى این که میخواهم از ابتداى کار یک زمینه وحدت و اتفاق نظر در تمام امور باشد این را فقط از راه مصلحت اندیشى عرض می‌کنم تصور می‌کنم البته با تصویب خود و مجلس و تشخیصى که هییت رئیسه مى‌دهند اگر جاى این باشد که حرف هم بیش‌تر زده بشود مدت حرف زیادتر باشد هیچ‌گونه حرفى نداریم یعنى نمى‌توانیم حرفى هم داشته باشیم و بی‌میل هم نیستیم که صحبت بشود اگر نظریاتى هست بفرمایند و باز از راه ایجاد حسن‌تفاهم براى این منظور عر‌ض می‌کنم که اگر صلاح بدانند آقایان هم خسته هستند این هم بسته به نظر ریاست مجلس است یک چند دقیقه تنفس بدهند آقایان هم رفع خستگی‌شان بشود و بعد بیاییم به مجلس و بنده شخصاً مایل هستم آقاى آشتیانى‌زاده که مخالف اول هستند و به واسطه اختلاف نظر صحبت‌شان را ترک کردند مخصوصاً از مقام ریاست هم تمنا می‌کنم ایشان را هم دعوت بکنند به صحبت کردن که هر مطلبى دارند اظهار نظر بکنند ما هم حاضر هستیم که با کمال صمیمیت صحبت بکنیم یعنى تبادل نظر بکنیم صحبت اینجا که دعوى نیست هر کسى حرفى دارد مال مملکت است‏ و همه متعلق به این مملکت هستند باید حرف‌هایشان را بزنند حقیقت گفته شود تا از این بحث و مطالعه بالأخره حقایق اصلى به دست بیاید و آن زمینه مشى و عمل ما باشد (احسنت، احسنت)

نایب رئیس- براى این که نظر یک عده از همکاران محترم هم تأمین بشود همان طور که فرمودید این امر از وظایف حتمى مجلس است بنا‌براین یکى از پیشنهاداتى که رسیده آقاى صدر‌زاده قرائت مى‌فرمایند و راجع به یکى از آنها که یک ساعت و نیم پیشنهاد شد راى می‌گیریم اگر تصویب شد البته مجرى خواهد بود و الا هیچ. (پیشنهاد آقاى صدر‌زاده به شرح زیر خوانده شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم مدت نطق در برنامه دولت یک ساعت و نیم معین شود.

دکتر معظمى- این پیشنهاد قابل راى نیست من اخطار دارم.

نایب رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) پیشنهاد می‌کنم نیم ساعت بر مدت نطق افزوده شود که مدت نطق یک ساعت شود.

 دکتر معظمى- نسبت به این پیشنهاد بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم.

نایب رئیس- بفرمایید.

دکتر معظمى- عرض کنم این موضوع در مجلس اشتباه شده است راجع به مدت اولاً این قبیل پیشنهادات بایستى راجع به هر ناطق جداگانه باشد چون ممکن است مجلس شوراى ملى بخواهد یک ناطق را اجازه بدهد دو ساعت حرف بزند و به علاوه

+++

چون این پیشنهاد یک ماده آیین‌نامه را کاملاً تغییر مى‌دهد قابل طرح نیست بنابراین ناطق که صحبت می‌کند باید در ظرف زمانى که نظامنامه تعیین کرده است اول صحبت بکند بعد نیم ساعتش که تمام شد یک پیشنهادى بشود که مدت نطق آن ناطق معین یک ساعت یا بیش‌تر پس از نیم ساعت باز ادامه پیدا بکند که این ناطق معین صحبتش یک ساعت باشد یا دو ساعت باشد و الا قبلاً بدون توجه به ناطق و مدت نطق اینجا نمی‌شود یک ماده آیین‌نامه را به کلى تغییر داد (یکى از نمایندگان این عمل شد در دوره 15) هر عملى که برخلاف نظامنامه بشود قانون نیست براى تغییر ماده نظامنامه باید 15 نفر امضا بکنند بعد مطرح بشود مجلس راى بدهد این هم به صلاح مجلس است چرا؟ براى این که ممکن است یک اصول کلى در تحت یک احساسات یا عصبانیتى به کلى عوض بشود این است که خواهش می‌کنم فعلاً تنفس داده بشود بعد آقاى آشتیانى‌زاده بیایند صحبت بکنند پس از این که نیم ساعت ایشان تمام شد بعد راى گرفته شود که نیم ساعت یا یک ساعت دیگر به مدت نطق ایشان اضافه بشود.

نایب رئیس- راجع به این مطلب مثل این است که نظامنامه تصریح دارد و راجع به یک نطق نیست و عمل هم شده است، آیین‌نامه مدت نطق گفته است نه مدت نطق یک ناطق دوباره آن ماده خوانده می‌شود (به شرح زیر خوانده شد)

بند ((ب)) از ماده 89 در موارد استثنایى ممکن است مدت نطق در موارد فوق براى مجلس اضافه شود ولى این راى بدون مذاکره به عمل می‌آید.

نایب رئیس- بنابراین آقایان توجه بفرمایید راجع به پیشنهادى که رسیده که مدت نطق یک ساعت ونیم باشد راى می‌گیریم آقایانى که موافق هستند که مدت نطق راجع به برنامه براى موافقین ومخالفین یک ساعت و نیم باشد قیام فرمایند (عده قلیلى برخاستند) تصویب نشد.

 کشاورز صدر- نیم ساعت مال بنده را طرح بفرمایید.

 نایب رئیس- تقاضاى ده دقیقه تنفس شده اگر موافقت می‌فرمایید ده دقیقه تنفس داده شود. (ساعت یازده ده دقیقه جلسه به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً 20 دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى گنجه (نایب رئیس) تشکیل گردید.

 نایب رئیس- آقاى رضوى. رضوى شیرازى همه آقایان همکاران که در ادوار مختلف با بنده همکارى کرده‌اند میدانند که من نوعاً اهل مخالف خوانى و ماجراجویى نیستم (صحیح است) و در قسمت این برنامه هم اگر اسم خودم را در لیست مخالف نوشته‌ام چنانچه توضیح دادم البته ملاحظه فرمودند مخالفت با مواد برنامه را در نظر داشتم آن هم چون عرصه تنگ بود کلمه دیگرى که بتواند منظور بنده را تأمین کند نبود (آشتیانى‌زاده - مخالفت یعنى ماجراجویى؟) (صفایى - پس موافق مشروط هستید) اجازه بدهید توضیح عرض کنم اگر ابهامى بود بعد توضیح می‌دهم منظور بنده به اصطلاح یک تبدیل وضعى در برنامه بود که یک موادى که لازم است و یک کارهاى اساسى که واجب‌تر و لازم است اینها جنبه تقدیم پیدا بکند و یک قسمت‌هاى دیگرى اضافه بشود یا کسر بشود و این را در آیین‌نامه ما اسم خاصى برایش نگذاشته‌اند از این جهت است که براى گفتگوى در چنین مورد فقط عنوان مخالف می‌توان به کار برد و بس و حالا البته اگر منظور این بود که من حتماً با یک شدتى مخالفت رسمى لازم داشته باشد بکنم و با یک حمله‌اى وارد کار بشوم البته به آن معنى بنده مخالف نیستم ولى با برنامه از این نظر مخالفت داشتم موضوع این است که آقا برنامه‌هایى که سابقاً از طرف دولت‌ها به مجلس تقدیم شده همه ملاحظه بفرمایید یک‌نواخت و یک جور و غالبا به صورتى بود که اگر می‌شد به یک کسى دستور داده بشود که یک برنامه‌اى براى اصلاح‌طلبى نوشته شود ایده‌آل اصلاح‌طلبان چیست؟ آن برنامه‌ها البته می‌توانست جوابى برایش باشد و این صورت اگر انجام می‌گرفت مملکت گلستان می‌شد ولى بعدا از اول اصلاً خود آقایان وزیران و مأمورین بالمره و برنامه ها را فراموش می‌کردند و تا آخر دوره هم دیگر در این باب بحثى نمی‌شد و مجدداً هم اگر یک دولتى می‌آمد باز همان را با یک تبدیل وضعى برمی‌داشت و می‌آورد البته دولت حاضر این نکته را مورد رعایت قرارداده و اصولاً آن مطالب عالى و ایده‌آلى را گذاشته‌اند کنار و در مقدمه هم ذکر کرده است که ما منظورمان این است که مطالب و موادى را که در وضع حاضر کشور مورد حاجت و ابتلا است در آن قسمت وارد کار بشویم و آن مواد را پیشنهاد بکنیم و در پیرامون آن مشغول فعالیت بشویم این مطلب بسیار صحیح و درستى است که لازم است مورد توجه قرار بگیرد زیرا تا وقتى که نواقصش موجود است و کسرى‌ها رفع نشده است اساسا وارد شدن در این که یک مطالب عالی‌ترى و مهم‌ترى را پایه اش را بگذارید تصدیق مى‌فرمایید به این که بى‌نتیجه خواهد بود مثل آنچه که تا کنون بوده است، نواقص روى همدیگر انباشته می‌شود و بالأخره هر طرف که انسان نگاه بکند جز یک مقدار امور ناقص و یک مقدار امور بایر و خراب چیز دیگرى در پیرامونش نمى‌بینند هم چنان که امروز وضع حاضر ما عیناً همین طور است ولى در عین حال همان طوری که با همین مقدمه‌اى که دولت ذکر کرده مواد برنامه خوب بوده به صورتى تنظیم می‌شد که پاره‌اى از امور که یک قدرى در وضع حاضر هم داراى اهمیت بیش‌ترى است زود‌تر و در مرحله الویت قرار می‌گرفت و دولت براى این کار زودتر شروع می‌کرد چنان که بنده در جلسه پیش در این جا خدمت همکاران عرض کردم در این سفرى که بنده به فارس کردم‏ وضعیت بیکارى مردم را به صورتى دیدم که اوضاع را واقعاً در هم و برهم کرده که اصلا به عقیده بنده مادامى که هر دسته‌اى هر دولتى، هر حکومتى یک فکرى براى این مردم نکند وارد شدن در هر عمل دیگرى ممکن نیست به عقیده بنده منتج به نتیجه بشود (صحیح است) بنده فکر می‌کردم البته که وضعیت فارس مخصوصاً از نظر یک گرفتاری‌هاى مخصوصى که داشته است و یک توجهى که در این ادوار اخیر به او نشده به این صورت درآمده است تصادف کرد در این ایام فروردین به طرف شمال رفتم بنده تعجب کردم دیدم در آنجا هم همین مطلب صدق می‌کند الان هم چنان که همکاران محترم بلافاصله فرمودند درسایر قسمت‌ها هم بحث شد پس بنابراین اگر این مطلب مهم را در درجه اول مورد توجه قرار ندهند ودر پیرامون آن یک فعالیت به سزایى که واقعاً تا حدى خاطر همه طبقات را آرام و راحت نکند وارد شدن در هر کار دیگر بى‌نتیجه خواهد بود (آشتیانى‌زاده - این تریبون الان حق بنده است آقایان آمدند بیرون بنده اظهار کردند که برگردید و حرف بزنید) حالا هم می‌خواهید صحبت کنید بفرمایید.

نایب رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده بفرمایید بنشینید ترتیبى می‌دهیم.

رضوى- بفرمایید حالا هم بنده حاضرم.

اشتیانى‌زاده- الان اگر می‌فرمایید اجازه بدهید بنده حرف بزنم چون حق بنده است بنده دیشب اینجا بوده‌ام.

نایب رئیس- آقاى آشتیانى‌زاده بفرمایید بنشینید بعد بیایید صحبت کنید نطق ناطق را که نمی‌شود قطع کرد.

آشتیانى‌زاده- به همین دلیل با اقلیت اعتبار‌نامه نمی‌دهند که بیایند اینجا حرف بزنند.

نایب رئیس- آقاى رضوى بفرمایید.

‌رضوى- به هر صورت غرض عرض بنده این بود که دو مطلب مهم به نظر من در کشور اولیت دارد که مادامى که از براى آنها اقدامى نشود به نظر بنده هیچ گونه اقدامى درباره امور دیگر یا نمی‌شود کرد یا اگر بشود منتج نتیجه مطلوبى نخواهد رسید یکى به آنطوری که عرض کردم بنده هر وقت قیافه‌هاى رنجور و بیمار را در فارس می‌دیدم حس می‌کردم به این که این جوانانى شایسته بوده‌اند از براى این که خدمات بسیار مهمى از وجود آنها برخواسته شود ولى اینها امروز نا نهایت اضطراب از زندگانى خودشان بیزار و صورت ظاهر شدن بسیار آشفته و در عین حال می‌امدند ومکرر اظهار می‌کردند که ما البته در ازدیاد عایله و گرفتن عیال و اینها می‌توانیم خوددارى بکنیم اما بالأخره مادر وخواهر یک موجوداتى هستند که بالأخره روزگار به گردن ما انداخته است متأسفانه و با نداشتن کار امکان این عمل براى ما مقدور نیست چه کار کنیم؟ اگر البته آمده بودند میز و صندلى می‌خواستند می‌شد به آنها جواب گفت ولى افرادى که وضعشان این جور باشد به نظر بنده در هر مقامى و در هر جایى براى این که در اطرافش بحث بکنند بدون این که یک فکرى به حال این افراد شده باشد هر قدر اصلاح در سایر شئون شده باشد به نظر بنده فایده ندارد موضوع دیگرى که جلب توجه بنده را کرده بود این است که مملکت ما هنوز هم گفتگو می‌شود که ملکى است فلاحتى و واقعاً هم به این اراضى وسیع و پهناور و این کیفیتى که هنوز ادامه دارد املاک متعددى

+++

‌که در پیرامون شهر و شهرستان از سابق به وسیله ایجاد قنات و کاریزها ایجاد کرده‌اند اقتضا دارد که اگر با یک متد اصل بهترى کار به جریان بیفتد ما از نظر مواد فلاحتى به جاى این که کمتر داشته باشیم صادرات هم داشته باشیم متأسفانه خطرى که بنده مشاهده می‌کنم در این دو سه سال اخیر هر سال می‌بینیم فریاد گندم که ماده اول حیاتى است از اغلب شهرستان‌ها بلند است انکار نمی‌شود کرد به این که قهر طبیعت گاهى به واسطه نیامدن باران، آفات ارضى و سماوى موجب می‌شود به این که محصول کم باشد و موجب بشود به این که یک قدرى هم از خارج کمک بگیرند اما یک مملکت فلاحتى معنى‌اش این است که با این اراضى وسیع اگر با یک اصول مرتب و منظم‌ترى مشغول فعالیت و کار بشوند طورى باید باشد که بتواند لااقل به اندازه خوراک یک سال محصول داشته باشد دوم این است که لااقل هر ناحیه‌اى بتواند به ناحیه دیگرى کمک بکند و بنده تعجب کردم که به مجرد این که یک سال یک کمى محصول کم شده ملاحظه می‌فرمایید که یک مقدار هنگفت گندم باید از خارج تهیه کنیم و واقعاً براى مملکت ما خیال می‌کنم از این حیث برایش ناگوار باشد که این را از خارج وارد بکنیم و مبلغ هنگفتى در این بابت دو مرتبه به مقدار وارداتى که پول‌هاى هنگفتى صرفش می‌شد این هم اضافه بشود این بودکه خواستم توجه دولت را جلب بکنم که دربرنامه این قسمت قابل توجه مبرمى است و براى این که خوراک روزانه مردم است توجه بیش‌ترى بشود یعنى به طور کلى بالخصوص موضوع گندم وجو و برنج اینها را باید بسنجند که بالأخره در این مملکت اصلاً علت کم بودی‌اش چیست زیرا اگر واقعاً شما تصور کنید موضوع باران نیامدن باشد خوب باید یک سال این طور باشد و ممکن است اساساً در اصطلاح بذر یا پیدا کردن یک شرایط مساعدترى و آسان‌ترى یا الزام کردن به این که اصلاً کشت بیش‌تر بشود به طور کلى امورى که موجب شود که انسان از نظر خوراک اولیه خودش مجبور نشود که از خارج وارد بکند بنابراین نظر بنده این بوده که این نکات در قسمت اولیه باید قرار داده باشد ولى بقیه مواد به طور کلى البته تمام موادى است که اگر خدا بخواهد و واقعاً تمام وقت و حواس دولت مصروف کارکردن بشود انشاء‌الله امیدوارهستیم که موادی است بسیار خوب و مطلوب ولى یک تذکر اصلى که بنده باید در این موقع که مجال گفتار پیدا کرده‌ام عرض کنم این است که ما متأسفانه در موقعى که یک بحرانى درکارها ایجاد می‌شود از هر نوع کاری این حکایت می‌کند که به طور کلى جریان ادارى، و وضعیت مملکت، با یک نقشه منظم و یک برنامه صحیح نه در شئون کلیه کشور بلکه حتى در کار‌هایى هم که جزء برنامه وزرا و ادارات هست مشغول کار نشده‌ایم البته یک مقدار از عملیات هست که شرط مادى دارد که باید پول برایش فراهم بشود که بشود کارى انجام داد اینها را البته اگر کم و زیاد بشود یا دیر و زود بشود ممکن است که شرط کردکه اگر بودجه زیاد شد اگر عایدى پیدا شد اگر برنامه هفت ساله توانست بکند ولى کسری‌ها و نواقص مملکت منحصر به کارهاى عمرانى نیست و بنده خیلى متأسف بودم و هستم که درقسمت‌هایى هم که مربوط به امور عادى و اجتماعى است مورد غفلت بوده و امیدوار هستم با این تذکر دولت بیش‌تر مورد توجه قرار بدهد بنده چند موضوع در این مواد یادداشت کرده‌ام که اینها الان در منتهى درجه بدى است و اصلاح آن هم محتاج به پول نیست یکى تنظیم امور تجارتى است بنده تاجر نیستم ولى همیشه هر وقت دقت شده یا هرجا گفتگو است بنده مى‌بینم به این که از مقدار واردات کیفیت واردات به مقدار صادرات و مواد صادره و امثال آنها بالأخره کلیه امورى که تجارت کشور در پیرامون آن دور می‌زند همه کس شکایت دارد در حالى که خوب اگر بنا شود یک توجه خاصى با داشتن یک افرادى که از افراد مطلع و بصیر تشکیل شده باشند البته یک تنظیم و ترتیبى در اینکار داده شود به نظر بنده از امور مهم و در درجه اول اهمیت است براى این که، بعد از فلاحت و خوراک موضوع واردات و صادرات است که اگر یک صورت منظمى پیدا بکند این نواقص و مشکلات از بین می‌رود موضوعى که عرض کردم کارخانه‌جات عجب این است که هم صاحبان کارخانه و هم کارگران کارخانه هم خریداران متاع کارخانه همه مى‌بینیم غالبا شکایت دارند چه ملى و چه دولتى این موضوعاتى است که بالأخره همان طوری که عرض کردم در واقع جزو کارهاى عمومى و اجتماعى است (کشاورز ‌صدر - در برنامه دولت هست) فرق نمی‌کند یکى دیگر موضوعى است که آقاى عامرى خوشبختانه در پیرامونش سخن گفتند و احتیاجى به بحث بنده ندارد موضوع اصلاح قانون استخدام است این موضوع واقعاً صورتى به خود گرفته که هیچ مستخدمى حتى آنهایى هم که محسود خلق‌اند آنها هم راضى نیستند اینها باید واقعاً معجزه کرده باشند در یک مملکتى که حتى افرادى را بر کرسی‌هاى بلندى بوده نشانده و سایرین را به واسطه بالا نشاندن آنها باخودش طرف کرده همان‌ها هم وقتى که تازه پهلوی‌شان می‌رسید مى‌بینید منتهى درجه عدم رضایت را اظهار می‌کنند و خودشان ناراضى هستند دلیلش را ایشان اظهار کردند ولى بنده باز مختصراً ذکر می‌کنم که امید در هر کارى بیش‌تر از آن شرایط مادى از براى تشویق و کار کردن تأثیر دارد و اگر این امید قطع شد دیگر کار کردن اصلاً منقطع می‌شود سابقاً یکى از این آقایان که الان نمی‌دانم رتبه‌شان چیست نقل می‌کرد براى بنده، مى‌گفت من رتبه هشتم شنیدم تصویب شده از فرط خوشحالى تا صبح خوابم نبرد خوب ملاحظه بفرمایید یک فردى که مدت دو سال به امید این که رتبه بگیرد یک مدتى با اشتیاق این که رتبه گرفته زندگانى‌اش بهتر بشود امید بیش‌تر داشت حالا یک افرادی که رتبه‌هاى عالى گرفته‌اند نشسته‌اند یک افراد دیگرى همان طوری که به عرض رسید در ضمن این اصلاح رتبه و این اقداماتى که در قانون استخدامى شده بنده شنیدم به عناوین مختلف و شرایط مختلف در یک وهله 6 رتبه گرفته‌اند دیگر تصدیق می‌فرمایید در این صورت رتبه هیچ قیمتى ندارد و الا اگر از هر جهت همه چیز مبتذل بشود و شرایط مادى‌اش هم که یک طوری است که بالأخره بدون رودربایستى هیچکس نمى‌تواند با حقوقى که دارد زندگى‌اش را اداره بکند پس بنابراین حق با آنها است یکى از موادى که خرابی‌اش خیلى در مملکت ما مایه تعجب است موضوع برق و تلفن است حالا دیدم یکى از آقایان از برق تمجید مى‌کردند این کار برق و تلفن است برق امروز دیگر جزو مسایل تفننى و جزو کارهایی که بشود با آن شوخى کردنیست درتمام شئون زندگانى انسان از صبح تا شب برق دخالت دارد ولى متأسفانه در شهرها یا برقش تعطیل است یا ناقص است یا شرایطش خیلى سنگین است که همه کس نمی‌تواند در پیرامونش برود بالأخره باید یک قرار اساسى براى برق پیدا کرد که اصلاً وضعیت برق مملکت یک صورت دنیا پسندى پیدا بکند این جزو یک موادی است که الان مقدماتش و مواد اولیه‌اش فراهم است و بنابراین یک قدرى توجه و کمک و مساعدت می‌خواهد که بشود در پایتخت و تمام کشور از این صورت زد و خورد و اوضاع بد به طور کلى برود بهد کنار و یک جریان عادى به خودش بگیرد (دکتر طبا - سیر برق بهتر شده‏) (یکى از نمایندگان - چیش بهتر است؟) ولى دیروز اعلام کرده بودند که افرادى که در سال 1321 تقاضاى برق کرده‌اند تشریف بیاورند تا ببینیم به وضعشان رسیدگى کنیم برقشان را بهشان بدهیم. اگر خوب بودن یک مؤسسه‌اى معنى‌اش این است بنده حرفى ندارم ولى الان بنده مى‌بینم آن عده‌ای که قدرى نفوذ کم‌ترى دارند اگر هر کدام بخواهند دنبال برق بروند باز ناچار هستند با همان شرایط بروند محرمانه کنتر را دو هزار تومان، سه هزارتومان بخرند (یکى ازنمایندگان نمی‌دهند آقا) موضوع تلفن را بنده نمی‌دانم چه معجزه‌اى در کار است که هرسال بحث است وهمیشه از مشترک و از غیر مشترک پول گرفتن بالأخره معمولاً وضع تلفن از همان حال و کیفیتى که در سابق بوده بهتر نشده (شوشترى - بدتر شده آقا) اقاى وزیر پست و تلگراف خودشان بهتر می‌دانند من نمی‌دانم چکار می‌شود کرد؟ (شوشترى - لغو امتیاز) به هر حال این را استدعا می‌کنم توجه بفرمایید دیگر ازمطالبى که اگر مورد توجیه قرار بگیرد موضوع تماس مأمورین با مردم است یک وقت مى‌بینیم که یک مأمورى بد است، ناصالح است او را البته بر‌میدارند یک وقتى است خیر عیب در این است که اصلاً مردمان تماس‌شان با ادارات به خصوص هر چه دورتر برویم خیلى نامطلوب است یعنى شاید افرادى وجود داشته باشند الان درتهران که مدت‌ها است آمده‌اند و اینها دسترسى از براى این که مطلب‌شان را بگویند و جواب‌شان را بشنوند با یک رئیسى یا یک عضوى ندارند ساعت محدود است مقامات عالیه که البته گرفتارى زیادترى دارند گوش‌شان بدهکار نیست اگر هم باشد می‌گویند آقاى رئیس جواب می‌گوید آقاى رئیس هم که نمی‌تواند منظور این است که اصلا نتیجه تماس‌هاى بین مردم و مأمورین دولت موجب می‌شود که توسل و تشبث از بین نرود و

+++

‌طبعاً رواج پیدا می‌کند زیر اکه اگر بنا شود یک کسى فرض بفرمایید در یک سرزمین دور‌دستى که وارد شهر تهران بشود و آشنایى نداشته باشد با یک تاکسى که برود کارش را انجام بدهد به نظر بنده این محال است که بتواند کارش به طریق عادى طى بشود و کارش درست انجام شود این کار بسیار خطرناکى است یعنى طورى شده است که مردم، دولت و ادارات راچیز دیگر و خودش را چیز دیگر می‌داند و این یک عامل خطرناکى است عجب این است که در ایالات و ولایات غالباً خود آقایان مأمورین بیش‌تر راهنماى خلاف قانون می‌شوند یعنى با این که قوانین وجود دارد معذلک که می‌گویند در مورد مالیات این جور است قانون مالیاتى وجود دارد معذلک اخطار می‌کردند که بیایند وضعیت مالیاتى فعلى را بر طبق ترتیب پارسال انجام بدهند من خیلى تعجب می‌کردم در صورتی که دولت ما قوه مجریه اساساً معنى‌اش اجراى قوانین موجود است اگر کسرى و نقصى دارد باید در مرکز به ترتیب خودش اصلاح بشود ولى اگر بنا شد که یک آقاى رئیس صلاح ندانست و به عقیده خودش خواست عمل بکند این چه فایده دارد ولى در هر حال آنچه که در ادارات قابل توجه است و باید حتماً توجه مخصوصى بشود موضوع تبعیض است تبعیض در استخدام. تبعیض در ترفیع، تبعیض در تمام شئون این موضوع متأسفانه اگر من بخواهم در اطرافش بحث بکنم یک قدرى موجب بى‌آبرویى کشور می‌شود از این جهت بنده به طور کلى و سربسته عرض می‌کنم که روزگار دولت و مملکت را این مسئله تبعیض سیاه کرده هر کس آمده است در رأس یک تشکیلاتى قرار گرفته آمده است کس و کار و قوم و دوست و یار را مصدر کار کرده بعداً اگر بنا شد که سایرین این منظره را دیدند آنها هم می‌آیند تقاضا می‌کنند. آنها که تقاضا کردند نمی‌توانند کار بکنند در حالى اگر از ساعت اول ملاک یک طور دیگرى قرار بگیرد که کلیات بدون تبعیض انجام بگیرد به نظر بنده موجب خواهد شد که اساساً کارها مطابق جریان معمول انجام خواهد گرفت به نظر بنده خیلى عمل تبعیض عمل حساسى است که الان باید مورد توجه قرار بگیرد غرض بنده از ذکر این مقدماتى که عرض کردم چیزهایى بوده که شایسته کمال توجه است و در عین حال سرمایه مالى زیادى لازم ندارد تا این که موجب شود که بگوییم حتما شرطش این است که یک پولى تهیه بشود و یک بودجه اى پیدا بشود اینها یک مطالبى است که در زندگانى اجتماعى ما کمال تأثیر را دارد و اگر بنا بشود که دولت یک هییت مخصوصى را براى مطالعه این امور موظف بکند و اینها بنشینند وبا اهل حرفه تماس بگیرند و این مواد را مورد مطالعه قرار بدهند دو ثلث از مشکلات کم می‌شود بیش‌تر این مشکلات در همین قسمت‌هایى که عرض کردم پیدا شده آن وقت اگر بنا شد که به مسئله مالى‌اش برسیم نواقص عمرانى زیاد است از قبیل دام‌ها و کشیدن راه آهن احداث بنادر و ساختن پل و امثال اینها که یک قدرى پول لازم دارد از این حیث‌ها متأسفانه باز یک قدرى پول لازم دارد از این حیث ها متأسفانه باز نسبت به کشور به تساوى عمل نشده و فارس یکى از نواحى است که مورد اجحاف قرار گرفته تا پیرارسال یعنى سه سال پیش از این اصلاحات جدیدى که در کشور صورت وقوع پیدا کرده اعم از راه‌سازى، از بندرسازى از پل حتى ساختن عمارات مخصوص ادارات و دوایرى که در هر جاى دیگر عدد کثیرى ساخته شده بود کاملاً فارس بى‌بهره بود به طوری که حتى استاندارى فارس که در شهر شیراز بود توى خانه اجاره‌اى بود شهردارى اجاره‌اى بود حالا چرا از مدتى پیش توجه به اینجا نشده بود خودش بحثى دارد جداگانه و در سه چهار سال قبل البته آقایان نمایندگان فارس آمدند و رفتند بالأخره گفتند اگر گناهى دارند مردم فارس که باید از این قسمت‌ها بى بهره باشند بفرمایند و الا یک توجهى اگر بشود شاید که خیلى شایسته و به جا باشد بالأخره یک مبلغى را اختصاص دادند و مقدمات یک قسمت ساختمان‌هایى فراهم شد که در آنجا بکنند شاید حتى 7 یا 8 تا از ادارات صورت خیلى مبتذلى پیدا کرده بودند و ساختمان‌هایى درست کردند غالباً زیر پوشش همین طور مانده حرف اینجا است که این مطالب گفته می‌شود براى خاطر این که یک مبلغ هنگفتى که شاید دو سه میلیون باشد اینها داده شده بوده‌اند مقدماتش را فراهم کردند عمارت آمده تا زیر پوشش بالا آن وقت می‌ماند باران و برف هم مى‌آید اینها در هم انباشته می‌شود آن وقت هم مساعى کسانى که فعالیت می‌کردند هم مساعى دولت به هدر می‌رود همچنین راجع به راه بنده پشت این تریبون در سه سال پیش از اقاى وزیر راه سوال کردم که سرمایه اسفالت کردن راه شیراز به تهران در سال حاضر که سال 1327 بود چقدر خواهد بود ایشان با کلام صریح فرمودند به این که ما در فروردین سال آینده که سال 1328 باشد می‌توانیم 150 کیلومتر را اسفالته تحویل بدهیم آقایانى که امسال فارس را دیدن کرده باشند به فارس تشریف برده‌اند مشاهده کرده‌اند که نه تنها اسفالت نشد بلکه به قدرى وضعیت راه‌ها را خراب و در هم کردند که حتى از تعمیراتى که به طور عادى اداره راه می‌کند عقب مانده همچنین موضوع ساختن آن راه میان شیراز و اهواز مانده به طور کلى می‌خواهم عرض کنم که فارس راه ندارد بندر ندارد تلفن خودکار و شبکه‌اى که بتواند با شهرهاى دیگر ارتباط پیدا بکند ندارد بنده تقاضا کردم از اداره جنگلبانى یک مقدار جنگلى در میان شیراز و کازرون وجود داشت که جنگل بلوط بود بسیار جنگل خوبى هم بود پر و سبز و خوب امسال که بنده از آنجا عبور می‌کردم به اندازه‌اى که انسان بتواند بداند که یک وقتى در اینجا جنگل و جود داشته درخت نبود بنده خواهش کردم که دوتا مأمور در اینجا بگمارید که جلوگیرى از قطع درخت‌ها بشود معذلک این قسمت انجام نشد براى نمونه فقط لازم است یک قسمت عرض کنم که 500 هزار تومان در سال 1327 براى فرهنگ 500 هزار تومان براى بهدارى اختصاص چون بایک برنامه منظمى انجام گرفت در آن قسمت فرهنگش علاوه بر این که 218 هزار تومان براى قسمت حقوق و دادن ترفیعات و ابزار لازم اختصاص دادند 118 کلاس تأسیس شد و راجع به 500 هزار تومان بهدارى 12 بیمارستان 10 تختخوابى در شهر‌هاى مختلف تشکیل شد و بنده حساب می‌کردیم که اگر بنا بود با این نسبت یعنى از هر 500 هزار تومان آنقدر انسان بتواند نتیجه بگیرد باید مملکت ما در بودجه هر ساله‌اش خیلى کارهاى خوب بکند اما دیگر آن وقت تطبیقش را با سایر سازمان‌ها خود آقایان بهتر مى توانند انجام بدهند وقت صحبت بنده گذشته بنده جزو افرادى بودم که معتقد بودم با نیم ساعت خیلى حرف‌ها مى‌شود زد و حالا هم معتقد هستم که خیلى از حرف‌هاى خودم را زده‌ام و به هر صورت دولت حاضر همین طور که در مقدمه برنامه گفتم با وجود یک شخصیت‌هاى خوب و امتحان‌ داده‌اى که به حمد‌الله در دولت جنابعالى شرکت کرده‌اند (افشار صادقى جنابعالى موافق هستید؟) بنده بلى با اشخاص کابینه موافقم با مواد برنامه مخالفم بنده امیدوارى دارم که این تغییر و تبدیل مواد برنامه هم مورد توجه قرار بگیرد نتیجه کامل‌ترى انشاء‌الله از دولت براى مملکت و ملت گرفته شود که هم مجلس شوراى ملى و هم در دنیا موجب رو سفیدى بیش‌ترى فراهم شود.

نایب رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- به عقیده من برنامه‌هایى که دولت‌ها روى کاغذ مى‌آورند این برنامه‌ها مشعشع و روشن است موافق و مخالف که در اطراف برنامه‌ها صحبت می‌کنند براى ترس از گذشته است و یک تذکراتى از گذشته داده می‌شود به دولت که بلکه جلوگیرى از خلاف قانون‌ها و عملیاتى که در گذشته شده بکنند و الا دولتى که تازه آمده و یک برنامه روشن و مشعشع هم آورده و بحمد‌الله از اول مشروطه هم تا حالا یک دولتى که به آن برنامه‌اى که آورده عمل نکرده است دیگر مخالف و موافق اسم نوشتن غیر از تلف کردن وقت چیز دیگرى نیست و من اگر در دوره 15 و در دوره 16 هیچ‌وقت در برنامه‌هاى دولت به عنوان مخالف و موافق صحبت نکردم اینجا به یک دلیل فقط به عنوان موافق اسم نویسى کردم آن هم اگر جناب آقاى نخست وزیر اجازه بدهند عرض کنم که من تا چشم باز کردم ایشان را مرد عمل و کار دیدم حالا شک بفرمایید در سن ایشان ایشان از 63 سال پایشان را بالا نمی‌گذارند بنده هم از چهل سال و به اینها کارى ندارم ولى حقیقت من از وقتى که چشم باز کردم و خدمت ایشان رسیده‌ام ایشان را مرد عمل و کار دیده‌ام و فقط امیدوارى ما به این است که ایشان این مملکت را از این وضعیت بلکه دو قدم اقلاً پیش ببرند (انشاء‌الله) این است که بنده هم به عنوان موافق اسم‌نویسى کردم و چند کلمه هم به عنوان تذکر عرایضى دارم که اینجا به عرض می‌رسانم و بر خلاف نظر اقاى آشتیانى‌زاده همین نیم‌ساعت هم به نظر براى عرایض بنده کافى است (صحیح است) یک موضوعى که جناب آقاى نخست وزیر دوره 15 مجلس شوراى ملى با جبهه باز استقبال کرد این قضیه تصفیه بود فراموش نمی‌کنم در کمیسیون دادگسترى ما شب تا ساعت 11. 12 نشستیم بلکه این قانون را تصویب بکنیم و دوست دولت و هییت تصفیه را باز بگذاریم

+++

 و ما را از شریک عده‌اى خلاص بکنند حالا هییت تصفیه در این مدت چه کار کرد مدیر کل ثبت را برداشتند اسمش را کرد رئیس ثبت این تصفیه است ....... بازرس‌هاى ویژه را بر‌داشته‌اند پستشان را عوض کرده‌اند جناب آقاى دکتر نخعى رئیس کار آذربایجان به تهران آمده بود براى این که پست من را عوض کردند بعد رفتم تحقیق کردم معلوم شد خیر چون یک عده پست‌ها را در وزارت کار زدند و آن شخص هم که در آنجا بود کفیل بود پست ریاست آنجا خالى بود حقوق او را برداشته‌اند همان کفیل آنجا هست همان را گذاشته‌اند یک نفر پیدا نشد که هییت تصفیه بگوید که آقا من از این وزارتخانه را از یک فرد تصفیه کردم صد تومان از یک وزارتخانه‌اى در بودجه‌اش براى خاطر تصفیه سودجویى شده آخر مقصود از این تشکیلات با این سلام و صلواتى که قانون را گذراندیم اگر این بود که حسن را اسمش را برگردانند حسین بگذارند (آشتیانى‌زاده - تحول کرده‌اند) (صفایى - این دلیلش این بود که از بالا خواسته‌اند شروع کنند) اینها البته به عنوان تذکر است که باید یادداشت کنید و توجه کنید که اگر تصفیه است این ادارات با این عرض و طول و کسى هم نمی‌تواند مدعى بشود که ما مأمور نادرست نداریم خوب یکى را تصفیه بکنند عرض دوم من راجع به وزارت دادگسترى است البته من افتخار می‌کنم یک همشهرى محترم ریش سفید ما و یک قاضى پاکدامن صحیح‌العمل در رأس وزارت عدلیه قرار گرفته (صحیح است) بنده هم عرض می‌کنم صحیح است چون اگر آنجا نشسته بودم صدایم بلندتر بود ولى خیال می‌کنم که خود جناب هییت هم تصدیق می‌فرمایند که کادر قاضى ما روز به روز ضعیف‌تر می‌شود (موسوى - براى آن تصویب‌نامه است) اجازه بفرمایید استدعا می‌کنم نوبه آقا هم می‌رسد به این موضوع توجه بفرمایید پرونده‌اى تشکیل می‌شود کیفرى یا جنحه‌اى به وزارت دادگسترى این مراحل قضایى را باید طى کند مستنطق رسیدگى می‌کند قرار عدم مجرمیت صادر می‌کند از صد تا پرونده وقتى که این مراحل را طى کرده تا به حکم محکمه رسید 10، 15 تا مانده البته بعضى از گزارش‌ها دروغ است بعضى با مدارک کافى نیست ولى ببینیم در اجراى وزارت دادگسترى چند هزار پرونده رفته براى اجرا که حکمش هم قطعى شده و اجرا نشده آن دزدها آن قطاع‌الطریق‌ها آن جیب‌برها آن رشوه‌خور‌ها آن رشوه‌ده‌ها چند هزار تا آنهایی که احکام‌شان قطعى شده است هى مأمور پول می‌گیرد اجرا نمی‌کند اقلاً ما ده هزار پرونده در اجرا راکد که خواباندیم از این پرونده‌ها که عرض کردم اینها را کلکش را بکنید یک موضوع دیگرى که در این چند سال اخیر در وزارت دادگسترى شیوع پیداکرده بدبختانه آن قضات صحیح و پاکدامن ما رفته‌اند گوشه‌نشینى کرده‌اند همه دست از کار کشیده‌اند بازرس ویژه نمی‌دانم محکمه انتظامى آنجا رفته‌اند کارهاى حساس دست اشخاص غیر صالح افتاده است می‌خواهم بگویم به اشخاصى که صلاحیت آن صندلی‌ها را ندارند دادند وقتى که قانون بازنشستگى اینجا مطرح بود بنده پیشنهاد کردم که لااقل سن قضات و استادان دانشگاه را از هفتاد ببرند بالا چون این دو نفر قاضى که آقا نمی‌خواهد پشت سربازخانه مشق بکند قاضى باید دوسیه بخواند هر چه بیش‌تر دوسیه بخواند طول مدت خدمتش بیش‌تر باشد این قاضى بهتر است استادش هم همین طور آخر وزیر دارایى وقت موافقت کرد پنج سال رفت بالا در صورتی که من موافق بودم که تا سالى که زنده هست و تا وقتی که خودش تقاضاى تقاعد نکرده (نخست وزیر - یعنى به سن خودتان) بنده 63 را قائلم هیچ بالا نمی‌روم خدا سلامت کند جناب آقاى ممقانى را فرمودند تا مجلس شوراى ملى بود من از سى و دو سال بالا نرفتم حالا خدا لعنت کند این سنا آمده من دیگر ازچهل و یک سال بالا نمی‌روم باید یک توجهى بفرمایید جناب وزیر دادگسترى هر طور شده به هر قیمتى شده آن قضات صحیح‌العمل پاکدامن که افتخار ممکلت ایران است آنها را برگردانند در رأس کارها (صحیح است) و به آقا قول می‌دهم مجلس شوراى ملى با جبهه باز هر قانونى براى بسط دادگسترى بیاورند و هر چه بخواهند با جبهه باز استقبال خواهد کرد و تصویب خواهد کرد (صحیح است) جناب آقاى دکتر امینى وزیر اقتصاد ملى توجه بفرمایند بدبختانه یا خوشبختانه من در تجارت اصلاً هیچ تخصصى ندارم در هیچ کارى تخصص ندارم بالأخص در تجارت نمی‌دانم چه شد جناب دکتر امینى که بعد از سوم شهریور که تحولاتى پیش آمده و‌الله ما یک دانه کراوات در تهران پیدا نمی‌کردیم حالا (این از مصر آمده است سفیر کبیر فرستاده) عرض کنم که یک کراوات پیدا نمی‌شد و اگر هم پیدا می‌شد بیست تومان سى تومان حالا چطور شد که آن کراوات‌ها 5 ریال در خیابان‌ها هست کراوات‌باف‌هاى سابق مرده‌اند؟ چه شده آخر این همه با اجازه کى چطور می‌شود از کجا می‌آید چطور می‌شد که قبل از سوم شهریور نمى‌آمد این سیل اتومبیل از کجا است با کدام پول است این مدل‌ها والله من خیال می‌کنم در آمریکا سوار مدل 50 نشده‌اند اینجا مدل 50 کهنه شده اینها از کجا می‌آید پولش از جیب کى در می‌آید؟ و به جیب کى می‌رود؟ (یکى از نمایندگان - اسباب بازى را بفرمایید آقاى امامى) استدعا می‌کنم این موضوع را دولت توجه بکند درسال 1313 بنده رضاییه بودم جشن هزار ساله فردوسى گرفته شد چه آب و تاب مفصلى چه جشن مفصلى مستشرقین هم آمدند ایران خیلى هم خوش‌شان آمد اسم این مملکت را گذاشتند مملکت گل و بلبل در نتیجه همان تحولى که آقاى آشتیانى‌زاده می‌فرمایند معلوم می‌شود آنها هم از ایران فرار کردند بلبل مصنوعى هم آوردند به مملکت یکى 500 تومان آخر این پول کجا می‌رود مملکت گل و بلبل حالا بلبل مصنوعى در مغازه فرد یا فلان جا بلبل مصنوعى می‌خواند این هم اسباب بازى ما (کشاورز‌ صدر - دستگاه توالت 32 هزار تومان) این اسباب بازى اگر نیاید الحمدالله بنده از این حیث راحتم پس جنابعالى یا آقایان مجبورتان می‌کند که بلبل مصنوعى بخرد این آقاى دکتر سید‌امامى اینجاتشریف دارند خدا سلامتش کند یک برادرى دارند آقاى صمد امامى که بنده تبریز بودم اعتراضى به ایشان از طرف فامیل شد که چرا براى بچه‌هایت اسباب‌بازى نمی‌خرى چون آن هم مثل خود آقاى دکتر یک قدرى بلى از حیث پول وضعیتش خوب نیست (خنده نمایندگان) ایشان رفتند یک روزى براى این که خلاص بشوند ازدست خانمشان 25 ریال داده بودند سه تا حمال اسباب بازى‌ها را از مغازه آورده بود خروس گچى را آورده بود گفته بود این چیه گفت سه تومان یکى نوک شکسته بود گفته بود این به درد نمی‌خورد گفت نه همان را بده گفت یکى یک قران بیست سى تا از همین نوک شکسته دست و پا شکسته‌ها ریخت جلو بچه‌اش از گچ این اسباب‌بازی‌ها هم می‌شد استفاده کردخیابان اسلامبول نصفش مغازه اسباب بازى فروشى است من که الحمد‌الله از این حیث راحت هستم می‌گویند اسباب توالت این خانم‌ها را ببینید چند دکان اسباب توالت فروشى هست براى این جوراب‌هاى کارخانه حریر‌بافى چالوس سر مى‌شکست هر بدبخت که وزیر اقتصاد ملى می‌شد از دست کراوات‌ها و جوراب‌ها خلاصى نداشت هى تلفن بود و سفارش بود و توصیه بود شب و روز حالا جوراب آمده است سه تومان آخر جلوى اینها را بگیرید این مملکت والله دارد فنا می‌شود (صحیح است) هیچ چیز دیگر نمانده (صحیح است) به قول آقاى کشاورز‌صدر اسباب توالت می‌آورند نمی‌دانم چقدر (کشاورز‌صدر سى ودو هزار تومان) حالا من این را باور نمی‌کنم آخر 32 قران هم باشد آدم نفهمى که این رابخرد و بدهد دست خانمش او راهم باید اعتراض کرد (سف‌ها  زیادند) شنیدم جناب نخست وزیر دولت فرانسه اجازه داده یک مقدارى فرش آنجا ببریم به شرط آن که شراب فرانسه بی‌آوریم فکر بفرمایید فرش ایران برود در مقابل شراب فرانسه (فقیه زاده - حرام است آقا) (شوشترى - براى این که سر حریفان از باده ناب گرم شود) فکر بفرمایید خداى نکرده ما با این راه کجا می‌خواهیم برویم حالا این آقاى علم دوست قدیمى من هم اینجا نشسته یک خرده هم احتیاط می‌کنم من می‌خواهم ببینم این وزارت کشاورزى چه صیغه‌اى است آقا؟ چیست؟ از آن ساعت که پول داده‌اند به این وزارتخانه کدام یک در خت پسته را کاشته است وزرات کشاورزى چه می‌گوید؟ حرف حسابش چیست؟ کدام تخم زراعت را عوض کرده است کدام نسل حیوانى را تغییر داده کدام درخت اضافه شده به حمد‌الله جنگل‌هاى‌مان هم که در زیر سایه این وزارت کشاورزى از بین رفت قاعاً صف صف شد از بین رفت بیابان شد از بین رفت اقاى علم هم برگردند به همان استاندارى آنجا را آباد کنند اقلاً آنجا مردم هى می‌گفتند این یکى را هم عاطل و باطل نکنید و بگذارید همین جا بماند به درد مردم بخورد این وزارت کشاورزى چه کار کرده (فقیه‌زاده - چهار صد هزار ریال، کرایه خانه باید بدهد) (صفایى - نماینده به اروپا می‌فرستد) هر دقیقه ما پنج هزار تومان بیش‌تر مالیات می‌گیریم این چند دقیقه که من وقت آقایان

+++

را تلف کردم ببینید سر به کجا زده این پول‌ها کجا می‌رود و چه استفاده‌اى می‌شود براى مردم گرسنه آن وقت این آقاى نبوى که می‌کنند حق هم دارند گله بکنند آقاى نبوى به حضرت عباس به آذربایجان هم هیچ توجهى نکردند این چهار تا کور و کچل را این چند روز جناب منصور توجهى کرد والله به خود آذربایجان یک پاپاسى نرسیده هم نشستند و گفتند و برخاستند (اسلامى - گندم‌ها کجا رفته همه‌اش به آذربایجان رفته) این زراعت پنبه ایران چه شد؟ کجا رفت؟ آخر این وزارت کشاورزى چکاره است ببندید درش را بودجه‌اش را بدهید به همان پنبه کارها یک سال دیگر 50 برابر آنچه از بین رفته بر‌میگردد بدبختانه و خوشبختانه وزیر دارایى نداریم خوشبختى بر این است که 2500 تومان توى جیب مردم مانده از آن بابت عرض می‌کنم و یکى هم ممکن است خود آقاى نخست وزیر بیش‌تر به عرایض ما توجه بکنند آن هم می‌آید مثل یکى دو تا از وزراى قبلى رویشان را بر می‌گردانند آدم نمی‌داند چه کار کند چند وقت پیش رفته بودم وزارت دارایى بودجه مملکت 1200 میلیون تومان است ماهى می‌شود چند میلیون تومان هر روز می‌شود چند میلیون هرساعتى چند هزار تومان این هم دروغ است 1200 میلیون نیست اگر بودجه اقتصادى را حساب بکنیم سازمان‌هاى خیریه را حساب بکنیم شهرداری‌ها راحساب بکنیم سه برابر می‌شود یعنى هر ثانیه بیست هزار تومان آقا مردم دارند پول می‌دهند این مردم گرسنه، آن وقت در مقابل مجهول‌المکان‌ها آن اعلانات را ملاحظه فرمودید یک روز استدعا می‌کنم تشریف ببرید بازار کفش‌دوزها و ببینید مردم چه حالى دارند همین لاله‌زار تشریف ببرید ببینید چه وضعى دارند آن وقت از یک کفش‌دوز 75 هزار تومان مالیات می‌خواهند بگیرند یک دانه بقال 75 هزارتومان سرمایه‌اش 75 تومان نیست (ارباب زندگی‌اش را حراج می‌کنند برود گدا بشود) نتیجه چه می‌شود؟ نتیجه صفر آن وقت از اشخاصى که محققاً به تصدیق خود آقایان دیشب گرسنه خوابیده‌اند و کفش پایشان نیست مالیات می‌گیرند دوسیه به این بزرگى برایش درست می‌کنند که آن باقى سرمایه‌اش یا آن سماور حلبى خودش را بفروشد و بگذارد و مهاجرت کند و برود (صحیح است) بدبختانه یا خوشبختانه برنامه دولت یک کلیاتى بود که خیلى مورد توجه همه مردم شد ولى ما دلمان می‌خواست چون ما جناب آقاى نخست وزیر را یک پا آذربایجانى می‌دانیم و دلمان می‌خواست که در این برنامه حالا مورد اعتراض اقایان نشوم هر کس حق دارد دلخواهش‏ را بگوید حالا دلم می‌خواست در این برنامه یک چیزهایى راجع به آذربایجان می‌فرمودند. عملاً فرمودند نمى‌گوییم عرض هم کردم انشاء‌الله پیشرفت هم خواهد کرد ولى راجع به کشاورزى آذربایجان به کلى از بین رفته (فقیه‌زاده - همه جا از بین رفته) جناب فقیه‌زاده توجه بفرمایید قبول است همه جا از بین رفته ولى آذربایجان خزانه شما است، خزانه کشاورزى است، مخزن کشاورزى است، در سال 1311 بنده رفتم به آذربایجان تمام راه‌هاى آذربایجان به کلى ویران و خراب شده بود چرا؟ براى این که گندم از تمام نقاط آذربایجان با آن کامیون‌هاى پنجاه، صد تنى، (یک نفر از نمایندگان - صد تنى نیست) چه می‌دانم سه تنى پنج تنى یا ده تنى آن کامیون‌هاى سنگین، با کامیون گندم‌ها به روسیه حمل می‌شد و صد چندهزار تن گندم به دولت آن‌سال به روسیه فروخت چه شد؟ کجا رفت؟ چه شد امسال 75 هزار تن گندم به آنجا داده است و تازه روزى صد و پنجاه نفر از گرسنگى آنجا می‌میمرند (فقیه‌زاده - علتش را بفرمایید) عدم توجه دولت (فقیه‌زاده - این که همه جا بوده) عدم توجه دولت که همه‌اش در این کلمه مستقر است دیگر اجازه ندهید حرف بزنم همه‌اش را عرض کنم والله جناب آقاى نخست وزیر مثل این که ما نظر کرده هستیم، چند روز پیش بنده آمده بودم به مجلس یک کسى به من گفت فلانى این مجله‌هایى که سازمان برنامه چاپ کرده تو دیدى؟ گفتم نه، رفتم پیدا کردم، این سازمان برنامه والاحضرت شاهپور عبدالرضا که در رأس این برنامه هستند من دو مرتبه بیش‌تر خدمت‌شان نرسیدم در این دو مرتبه که هر مرتبه نیم‌ساعت یک ساعت بودم ایشان را خیلى وارد و دقیق به کارها دیدم جناب آقاى منصور‌الملک را که اول عرض کردم، به ایشان ایمان و عقیده دارم مرد کار و فعالیت است یک شب بنده ساعت یازده به تبریز رفتم تک و تنها در پشت میزش نشسته بود و کار دفترش را هم می‌کرد، همان 63 ساله ایشان هم در أاس هستند، مشرف نفیسى را هم بنده شخصاً به او عقیده دارم که مرد کار است، عقیده شخصى من است ایشان در رأس برنامه، این دو نفر هم اینجا، آن وقت این یک صورت‌حساب دارد 47 میلیون تومان وجوهى که سازمان برنامه تا آخر بهمن ماه 1328 براى بهره‌بردارى و رفع نواقص به طور على‌الحساب به شرکت‌ها و واحدهاى صنعتى معدنى پرداخته 47 میلیون تومان را چرا دادید؟ عایدات اینها کجا رفته؟ اگر عایدات ندارد بدهید به همان کارگرها بروند به قول مرحوم مدرس خودشان بچرند. دیگر چرا دستى بدهیم؟ آخر بگویید کارخانه نساجى شاهى یا کارخانه پارچه‌بافى کازرونى اصفهان مگر فرقى دارد؟ چرابه کازرونى نمى‌دهید؟ به این هم ندهید آخر این عایدات دارد یا ندارد؟ حریر‌بافى چالوس عایدات دارد یا ندارد؟ این رقم 47 میلیون تومان کجا رفته است. یازده میلیون تومان مؤسسه راه آهن یازده میلیون تومان نه ریال، خوب یکیش ماییم، آذربایجان. من که به حضرت عباس چیزى ندیدم (نخست وزیر شما در تهران نشسته‌اید، نرفته‌اید خط آهن که سر راه شوسه نیست) حالا این برنامه به عقل ناقص من (صحیح است) (خنده نمایندگان) عرض می‌کنم اگر هزار تا ماشین کشاورزى بیاورند هزار تا، یک ساله چه می‌شد؟ آن وقت آمدند رفتند نود و چند میلیون رقم آخرش 94 میلیون و خرده‌اى حساب بالا آورده این 94 میلیون وخرده‌اى، آن وقت اینجا گرسنه، آنجا گرسنه، مگر این دولت بدبخت چقدر پول دارد یا ملت و مردم چقدر پول دارند که اگر سال دیگر این طور بشود .. به خدا امسال آذربایجان ندارد دیگر با کدام پول می‌توانیم سی صد هزار تومان گندم بگیریم؟ راجع به وزارت فرهنگ عرضى ندارم فقط همین قدر عرض می‌کنم که سه سال است هر چه که ما دویدیم که یک دبیر بگیریم بفرستیم به شهر خوى خودمان چیزى گیرمان نیامد و اما از دو تا جناب وزیر کشور و راه یک تقاضا دارم سرلشگر بوذر‌جمهرى کریم آقاى خان آمد میدان سپه را اسفالت کرد، بیست سال قبل، تا پیرارسال آن برف کذایى اسفالت سر جایش بود. من می‌خواهم به بینم بنده بعد از سوم شهریور به این طرف چه شده می‌خواستم از اقایان خواهش بکنم از دو تا جوجه مهندس بپرسند که این اسفالت چقدر می‌مانند آخر سال آسفالت می‌کنند سال دیگر دوباره بر مى‌دارند این راه‌هاى شوسه را فکر کنید اقلاً براى خودتان هم شده است براى اطلاع شخص خودتان از یک جوجه مهندس بپرسید تو را به حضرت عباس که یک آسفالت مردنى چقدر می‌ماند یک اسفالت زندانى چقدر می‌ماند؟ این که نشد هر سال سه دفعه آسفالت را پاک کنند، آن قدیمی‌ها مى‌گفتند که‏ این گل‌ها را جمع می‌کنند مى‌برند خشک می‌کنند سال دیگر مى‌آورند حالا آسفالت‌ها را می‌برند خشک می‌کنند سال دیگر مى‌آورند (شوشترى - نان تویش دارد) از آقاى نایب رئیس خیلى احتیاط می‌کنم که یک اخطار دیگر نکنند، جناب وزیر کشور یک عرض آخر را هم بکنم این انتخابات شهرستان‌ها چرا مانده (صحیح است) یک عده‌اى از این شهرستان‌ها از قبیل اردبیل، مهاباد، آباده کرمان بجنورد، نجف آباد، عرض مرا توجه بکنید اگر همه جایش را ندانید نجف آباد را که می‌دانید، عرض مرا توجه بکنید تو را حضرت عباس میدانى بیا اینجا بگو، نجف آباد چرا مانده، اربیل را هم من می‌دانم چرا مانده توجهى بفرمایید من انتظار دارم همان طور که آن روز عرض کردم صد در صد چون اعتماد دارم به جناب آقاى نخست وزیر اطمینان دارم که انتخابات این چند نقطه هم صحیح و سالم عمل خواهد شد و به زودى که ما آن همکار‌هاى خودمان را اینجا ببینیم البته من اطلاعاتى دارم همان طور که.... عرض کردند راجع به نجف آباد اطلاعاتى دارند بنده هم راجع به مهاباد و اردبیل یک اطلاعاتى دارم، اردبیل چند روز اخذ آرا شد بعد صندوق‌ها را همان طور نگهداشتند (آشتیانى‌زاده -کاندید کیست) دیگر نمی‌توانم بگویم (ناصر ذوالفقارى - راجع به دزفول و آباده هم ما اطلاعاتى داریم) این را استدعا می‌کنم که هر چه زودتر انتخابات بشود و امیدورام به سلامتى اگر امروز وقت نشد پس فردا دولت با یک راى اعتماد کافى از مجلس برود آن وقت این گود این میدان ما ببینیم و تماشا کنیم و هر روز هم اینجا احسنت احسنت بگوییم (انشاءالله)

4-موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه‏

نایب رئیس وقت مقتضى شده جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز پنج شنبه ساعت 9 صبح‏

(مجلس 50 دقیقه بعدازظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شوراى - ملى جواد گنجه‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294529!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)