کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره سیزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13
[1396/05/15]

جلسه: 11 صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هفتم دی ماه 1320  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم استعفا‌نامه از نمایندگى دوره سیزدهم از طرف آقای دکتر اهری

3- شور اول طرح پیمان بین سه دولت

4- استرداد لایحه مربوط به تصفیه امور املاک و تقدم لایحه جدید از طرف آقای وزیر دادگستری

5- تقدیم لایحه یکی شدن وزارت پیشه و هنر و بازرگانی

6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏13

جلسه: 11

صورت مشروح مجلس روز یکشنبه هفتم دی ماه 1320

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم استعفا‌نامه از نمایندگى دوره سیزدهم از طرف آقای دکتر اهری

3- شور اول طرح پیمان بین سه دولت

4- استرداد لایحه مربوط به تصفیه امور املاک و تقدم لایحه جدید از طرف آقای وزیر دادگستری

5- تقدیم لایحه یکی شدن وزارت پیشه و هنر و بازرگانی

6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس چهار ساعت بعد از ظهر به ریاست آقاى اسفند‌یارى تشکیل گردید.

صورت مجلس یکشنبه سى‌ام آذر ماه را آقاى طوسى (منشى) قرائت نمودند. (اسامی غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غائب با اجازه: آقای مخبر فرهمند

غائبین بی‌اجازه- آقایان: افخمی، تولیت، دکتر غنی، دکتر ضیا، رهبری، صدر، اعظم زنگنه، اکبر، هدایت‌الله پالیزی، مؤید قوامی، اصفهانی، دکتر ادهم، آصف، سلطانی، صادق وزیری، مقدم، پارسا، معدل، نصرتیان

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: صفوی، نقابت، انوار

دیرآمدگان بی‌اجازه- آقایان: رضوی، مسعودی خراسانی، دکتر سمیعی، منصف، شهدوست، مؤید ثابتی، موقر، نواب یزدی، ارگانی، دکتر تاج‌بخش، مشار، مکرم افشار، یمین اسفندیاری، دکتر جوان، نراقی، طباطبایی، شیرازی، نیک‌پور، نمازی، جهانشاهی، خسروشاهی، تهرانچی، فتوحی، شباهنگ، پناهی، دکتر مؤدب نفیسی، مسعودی، مستشار، دکتر لقمان، امامی، دشتی)

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى طوسى

طوسى- در جلسه قبل موقعى که بنده مشغول مذاکره بودم ظهر رسید و ختم جلسه پیشنهاد شد به این مناسبت بنده عرایضم را ترک کردم و فرمودند که در این جلسه عرض کنم حالا هم از نظر اهمیت موقع و مطالب مهم‌ترى که در پیش است از عرایضم صرف‌نظر می‌کنم.

رئیس- آقاى دکتر جوان

دکتر جوان- در صورت مجلس نوشته‌اند که بنده راجع به تجدید‌نظر در قانون نظام وظیفه عرضى کرده‌ام در صورتی که

+++

عرض بنده راجع به تجدید‌نظر نبود و عرض کرده بودم که قانون نظام وظیفه موقتاً موقوف بشود.

رئیس- بسیار خوب اصلاح می‌شود در صورت مجلس دیگر نظرى نیست؟ (خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- تقدیم استعفا از نمایندگى دوره سیزدهم‏

رئیس- آقاى دکتر اهرى قبل از دستور فرمایشى دارید؟

دکتر اهرى- عرض بنده مختصر است و راجع است به نمایندگى خودم در دوره سیزدهم مجلس که شرحى به مقام ریاست مجلس عرض کرده‌ام و در همین عریضه تقاضا کرده‌ام که در مجلس قرائت شود.

(عریضه خود را تقدیم مقام ریاست نموده و از مجلس خارج شدند)

3- شور اول طرح پیمان بین سه دولت‏

رئیس- گزارش کمیسیون امور خارجه مطرح است.

گزارش کمیسیون

کمیسیون امور خارجه لایحه شماره 4715 دولت راجع به اجازه مبادله پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهى ایران و دول اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى و انگلستان را با حضور جناب آقاى نخست وزیر و وزیر امور خارجه تحت شور و مطالعه قرارداد و با توضیحاتى که در اطراف هر یک از فصول پیمان و نامه‌هاى پیوست آن از طرف دولت داده شد بالاخره با اصلاحاتى که در فصول آن به عمل آمد با عین ماده واحده پیشنهادى دولت موافقت حاصل شده اینک گزارش آن براى شور اول تقدیم می‌شود.

رئیس- آقاى وزیر فرهنگ

وزیر فرهنگ (آقاى تدین)- اولاً مطابق معمول و نظامنامه اجازه بدهید ماده واحده خوانده شود و ثانیاً یک اصلاح عبارتى است قبلاً هم تذکر داده شد معلوم می‌شود که غفلت شده و آن این است که اینجا نوشته شده این پیمان مشتمل بر نه ماده است به جاى کلمه فصل ماده نوشته شده بایستى نوشته شود این پیمان مشتمل بر نه فصل است.

رئیس- اصلاح می‌شود ماده واحده قرائت می‌شود.

ماده واحده- مجلس شوراى ملى پیمان اتحاد بین دولت شاهنشاهى ایران و دول اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى و انگلستان را که مشتمل بر نه ماده و چهار نامه می‌باشد و در تاریخ 24 آذر ماه 1320 از طرف نمایندگان سه دولت پاراف شده تصویب و به دولت اجازه می‌دهد امضا و مبادله شود.

رئیس- مذاکره در کلیات است. آقاى نوبخت

نوبخت- این قرارداد چنآن که دیده می‌شود داراى یک مقدمه مختصر و نه فصل و دو ضمیمه اول و دو ضمیمه دوم است که من به موجب دلایل و براهین مسلم با همه آنها مجموعاً و با هر یک منفرداً مخالفت داشته انعقاد آن را منطقى نمی‌دانم و بروفق منافع ایران نمى‌بینم.

این که به طور کلى مخالف هستم علتش این است که ما با تمام دول چه دول اروپا و چه دولت متحد آمریکا و چه دول مستقل آسیا پیمان مودت بسته‌ایم و این قرارداد که در مقدمه خود پیمان اتحاد نامیده شده است مخالف مفهوم معاهده‌ها و پیمان‌هاى دوستى است که در انعقاد آنها ایران حق داشته و دارد و بر طبق قوانین بین‌الملل هر دولتى که با دولت دیگر قراردادى منعقد می‌کند مجبور است تعهدات و پیمان‌هاى خود را نسبت به سایر دول مستقل رعایت کند و هیچ پپیمان نوین نمی‌تواند حقوق حقه سایر دول را که در آن پیمان نوین دخالتى ندارد از میان ببرد علاوه بر این که یک اصل مسلم و خلل ناپذیرى است باید دید این قرارداد که آن را پیمان اتحاد نامیده‌اند از چه نوع اتحادى است.

زیرا دولى که به نام و نشان شناخته شده‌اند از لحاظ حقوق بین‌الملل بر دو قسم‌اند اول دولى که هر یک منفرداً داراى استقلال تام و تمام بوده با هیچ دولت دیگرى ترکیب یا اختلاط نیافته‌اند مثل دولت فرانسه- ترکیه- ایران اسپانى و غیره و غیره. البته این نوع دول در امور داخلى و خارجى خود مستقل بوده یکى تابع دیگرى نیست. قسم دوم دولى هستند که به واسطه نوعى از اشتراک یا به جهت واقع شدن در تحت اقتدار یک حکومتى حالت انفراد آنها از میان رفته و با دیگران متصل یا متحد شده‌اند. من در اینجا درباره دولى که اتصال یافته‌اند عرضى ندارم زیرا از موضوع بحث ما خارج است فقط سخن من بر روى اتحاد است که با انعقاد

+++

این قرارداد دولت ایران از حالت انفرادى که داشته (و به عقیده من بعد از این هم خواهد داشت) داخل در قسمت دوم یعنى اتحاد می‌شود. چقدر خوب است آقاى فروغى بگویند که این اتحاد از چه نوع اتحادى است. البته از نوع اتحاد مطلق نیست از قسم اتحاد عمومى هم نمی‌تواند بود. پس یا از نوع اتحاد تعرضى است یا اتحاد تدافعى. وقتى آقاى نخست وزیر ناچار یکى از این دو نوع را اختیار فرمودند آن وقت ثابت خواهم کرد که از هیچ کدام از این دو نوع هم نمی‌تواند باشد و یک نوع اتحاد غیر معقولى است که در قوانین سیاسى سابقه نداشته و ندارد. درباره اعتراضی که به فصل اول این قرارداد دارم دو موضوع را از همه مهم‌تر می‌دانم ...

اقبال- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم در مواد نمی‌توانند ایشان داخل شوند ...

رئیس- داخل مواد نشوید.

دکتر جوان- مانعى ندارد ایشان در کلیات صحبت می‌کنند می‌توانند داخل مواد هم بشوند.

نوبخت- یکى واژه تعهد دیگرى ذکر استقلال سیاسى به شکل انحصار عین فصل اول این است (اعلیحضرت پادشاه بریتانیاى کبیر و ایرلند و مستملکات انگلیس ماورا بحار و امپراطور هندوستان و هیئت رئیسه شوراى عالى اتحاد جماهیر شوروى سوسیالیستى (که از این پس آنها را دول متحده خواهیم نامید) مشترکاً و هر یک منفرداً تعهد می‌کنند که تمامیت خاک ایران و حاکمیت و استقلال سیاسى ایران را محترم بدارند) بنده نمی‌خواهم در اینجا وارد تاریخ بشوم زیرا البته همه آقایان از تاریخ ایران استحضار کامل دارند اما می‌خواهم عرض کنم که آنچه تا امروز مورد اعتراف همه دول و ملل دنیا است این است که ایران مستقل و آزاد است و در داشتن این آزادى و استقلال مدیون مراحم و الطاف هیچ کس نبوده و نیست و تنها به شایستگى داشتن حق حیات و حقانیت و با زور و قوت معنوى و مادى خود توانسته است همیشه مستقل باشد و همیشه بالقوه و بالفعل نیرومند و زنده بوده است و خواهد بود.

من نمی‌دانم آن روزى که شاهنشاه ایران خود را امپراطور آسیا و پادشاه ماورا دریاها در سینه کوه بیستون ثبت کرده است دیگران کجا بودند. ایران شاه عباس و نادر شاه بزرگتر از آن است که کسى بتواند استقلال حقیقى او را متزلزل نماید و بر روى دلایل بسیار قوى استقلال ایران نیازمند به تعهد و محتاج به عقد پیمان نیست و تمامیت خاک ایران نیز بر طبق اصل سوم قانون اساسى و بر طبق عهد‌نامه‌هاى دایر بر تعیین حدود و مرزها و مطابق اعتراف تمام دنیا عموماً و دول همسایه خصوصاً امرى است مسلم و هیچ گونه احتیاجى به تضمین و تعهد نداشته و ندارد مخصوصاً همسایه بزرگ ما دولت اتحاد جماهیر شوروى روسیه در عهد‌نامه 26 فورال 1921 که در تاریخ بیست و سوم قوس 1300 در همین مجلس شوراى ملى تصویب شده است در فصل دوم آن تصریح می‌کند که: (دولت شوروى روسیه از سیاست‌هاى دولت‌هاى روسیه تزارى که بدون رضایت ملل آسیا و به بهانه تأمین استقلال ملل مزبوره با سایر ممالک اروپا در باب شرق معاهداتى منعقد نمودند که بالنتیجه منجر به استملاک آن می‌گردید اظهار تنفر می‌نماید) و نیز در عهد‌نامه تأمینیه و بی‌طرفى منعقد بین ایران و اتحاد جماهیر شوروى مصوبه 27 مهر ماه 1306 در فصل سوم تصریح شده است که (هر یک از طرفین متعاهدین متعهد می‌شود که نه عملاً و نه رسماً در اتحادها و ائتلاف‌هاى سیاسى که برضد مصونیت برى و بحرى و یا برضد استقلال و با تمامیت و یا حاکمیت طرف متعاهد دیگر منعقد شده باشد شرکت ننماید) چون دولت اتحاد جماهیر شوروى در هر دو عهدنامه مذکور که به حکم امضا و اجراى طرفین معتبر بوده و خواهد بود از این گونه تأمین‌ها یا به عبارت دیگر از تعهداتى که به بهانه تأمین استقلال است رسماً اظهار تنفر نموده و متعهد شده است که در هیچ نوع اتحاد سیاسى که برضد استقلال و تمامیت خاک ما است شرکت ننماید. من تعهدى را که در فصل اول این قرارداد است مخالف مفهوم عهدنامه‌هاى سابق و معتقدم که اتحاد جماهیر شوروى یک کشور بزرگ عدالت‌پرورى است که هرگز برخلاف

+++

عهد‌نامه خود اقدامى نخواهد نمود و چنانچه گفته شد مطابق قوانین بین‌المللى هر قراردادى که در ضمن آن رعایت مفهوم و معناى قراردادهاى دیگر نشده باشد آن قرارداد باطل و به خودى‌خود لغو خواهد بود. اما آنچه راجع به ذکر واژه استقلال سیاسى است لازم است که عرض کنم اثبات چیزى نفى ما عدا نمی‌کند و البته ایران داراى همه نوع استقلال است که در علم سیاست به استقلال تام و تمام تعبیر می‌شود. استقلال اجتماعى و مدنى، استقلال اقتصادى، استقلال جنگى و محاربه، استقلال دفاعى و نظامى، استقلال صنعتى و تجارتى، استقلال دینى و سایر انواع استقلال را ایران همیشه داشته و دارد و خواهد داشت. این را هم عرض می‌کنم که قید این فصل هر قدر هم که جامع و مطابق با واقع و حقیقت نوشته شود اساساً موهن و مایه شک و شبهه و بلکه مشئوم است زیرا که قرارداد چنان که دولت می‌گوید قرارداد اتحاد است البته چنین قیدى و چنین شرطى نسبت به یک طرف لازم نیست و اگر لازم باشد دولت ایران هم باید نسبت به کشور انگلیس و روسیه نیز چنین تعهدى را قائل بشود. اگر تعهد دولت ایران نسبت به آن دو دولت که هر دو مسلماً دو دولت مستقل هستند عبث و بى‌معنى است لازم می‌آید که تعهد آنها هم نسبت به ایران که البته دولت مستقل و آزاد و بی‌طرفى است عبث و بى‌معنى باشد چنان که در هیچ پیمان و قراردادى که ما تاکنون با دول دنیا عموماً و با اتحاد جماهیر شوروى خصوصاً بسته‌ایم چنین فصلى را قائل نشده و چنین قیدى نکرده‌اند مگر در معاهده مشئومى که وثوق‌الدوله با دولت انگلیس بست آن هم حالش معلوم و عملاً غیر‌قابل اجرا بود و بالطبع لغو شد. فصل دوم قرارداد این است. مابین دولت اعلیحضرت همایون شاهنشاه ایران از یک طرف و دول متحده از طرف دیگر پیمان اتحادى بسته می‌شود. علما و دانشمندان این نکته را از مسلمیات شمرده‌اند که هر گونه معاهده و پیمانى می‌باید با منافع و با احتیاجات طرفین موافقت داشته باشد. یعنى با موفقیت کشور با وضع زندگى و حالات روحى و تمایلات مللى که دولت‌هاى ایشان پیمان مى‌بندند این پیمان مطابقت کند و باید منفعت هر دو طرف (در این قرارداد هر سه طرف) منظور شده باشد وگرنه چنین پیمانى که نفع طرفین در آن ملحوظ نشده یا بیشتر رعایت یک طرف شده باشد غیر‌قابل اجرا خواهد بود. چنان که قرارداد 1907 روس تزارى با انگلیس و قرارداد ایران و انگلیس که ایران نبسته بود و وثوق‌الدوله بسته بود چون نفع ایران در آنها ملحوظ نبود بالطبیعه از میان رفت و بدون این که اجرا بشود از هم گسیخته گردید و اگر هم اجرا شده بود البته چون عادلانه نبود خود به خود از میان می‌رفت چنان که رفت زیرا اشخاصى که آن قراردادها را بستند منافع طرفین و یا طرفى را که بر روى او معاهده بسته بودند در نظر نداشته و نظایر آنها در دنیا بسیار اتفاق افتاده است بدیهى است که‏ این اتحاد براى ایران تنها سود و نفعى ندارد بلکه به عقیده من یک طرفى شدن ایران مضر است و کشور ایران باید بی‌طرفى کامل خود را حفظ کند اما نه آن بی‌طرفى که آقاى نخست وزیر براى ما تعبیر و تفسیر نموده‌اند. آقاى نخست وزیر بی‌طرفى سوئد، بی‌طرفى آمریکا، بی‌طرفى ترکیه را سه نوع بی‌طرفى شمرده و یک طرفى شدن ایران را هم نوعى از بی‌طرفى دانسته‌اند چنان که در مصاحبه خود با آقاى مدیر روزنامه اطلاعات فرمودند چه مانعى دارد که با وجود همین عهدنامه اتحاد هم دولت ایران را که به موجب این عهد‌نامه مکلف به محاربه با هیچ دولتى نمی‌شود بی‌طرف بدانیم. مقصود آقاى فروغى گویا این است که چون در این قرارداد ایران مجبور به جنگ با کسى نیست بی‌طرف است اما نمی‌دانم چرا این عدم شرکت در جنگ را به صورت مکلف بودن ذکر کرده‌اند و من هیچ نمی‌توانم بفهمم این مکلف بودن چه معنى می‌دهد. چطور می‌تواند ایران مکلف و متعهد بشود که با هیچ دولتى محاربه نکند. شما مگر می‌توانید استقلال جنگى ایران را منکر بشوید. البته انکار آن ممکن نیست و ایران همیشه حق داشته و حق دارد و همیشه حق خواهد داشت که بالقوه و بالفعل از خود دفاع نماید و بر طبق استقلالى که دارد حق دارد شاهنشاه او اعلان جنگ بدهد. شما آقاى فروغى چرا بی‌طرفى را مطابق میل خودتان تفسیر می‌کنید. این تفسیر

+++

شما در هیچ قاموسی از قاموس‌هاى سیاست دیده نشده است آیا نمی‌دانید این نوع تعبیر و تفسیر براى کشورهایى می‌شود که حیات و استقلال حقیقى ندارند؟! ما حاضریم مثل دولت سوئد بی‌طرف باشیم یعنى به دولت انگلیس اجازه بدهیم اگر بخواهد مهمات خود را از راه ایران به اتحاد جماهیر شوروى بفرستد ولى حاضر نیستم از این قسم بی‌طرفى تجاوز کرده با او متحد هم بشویم و حاضر نیستیم که اجازه بدهیم از کشور ما در مقابل مهاجم دیگرى دفاع کند. ما حاضریم مثل دولت ترکیه بی‌طرف باشیم. یعنى از جنوب به شمال و از مشرق به مغرب ایران از مرزى تا مرزى دیگر مصون باشد و اجنبى در ایران نباشد ما هم با اتحاد جماهیر شوروى و انگلیس مثل ترکیه متحد باشیم. ما حاضریم مثل آمریکا هرگونه کمکى که از ما برآید نسبت به همسایگان خود معمول داریم اما به شرط آن که مثل آمریکا کشور ما از تجاوز و فعالیت بیگانگان مصون و محفوظ باشد. لیکن نه این قسم که هم بی‌طرف و هم یک طرفه هم متحد هم فاقد استقلال جنگى و هم تمام سود و منافع قرارداد براى یک طرف و تمام زیان و بدبختى‌ها براى یک طرف. آیا اقدامات مضره به استقلال مملکت که در قانون اساسى ما قابل استیضاح و قابل محاکمه است کدام است؟ ... آیا جزء این است که آقاى فروغى گفته‌اند و می‌خواهند آن را هم اجرا بکنند؟ حقاً این فصل را که حاکى از بسته شدن پیمان اتحاد است براى ایران مضر می‌دانم زیرا در این صورت ایران یک طرفى می‌شود و با هزار گونه سریشم هم بی‌طرفى به او نمى‌چسبد و من با دلایل بسیار عقیده دارم که ایران باید بی‌طرفى خود را از دست ندهد و با هیچ کس طرف نشود و بالاترین دلیل ما این است که با وجود تعرضى که از شمال و جنوب به ایران شد آرتش ایران اسلحه خود را به زمین گذاشت.

طوسى- جنگ نکرد آقا! کجا جنگ کرد!

نوبخت- و جنگ خود را ادامه نداد و از این پس هم صلاح او نیست که از بی‌طرفى دست بردار و مخصوصاً ایران از حیث موقعیت برعکس نظریه آقاى فروغى نمی‌تواند این قرارداد را با منافع خود وفق بدهد زیرا ژاپن که یک دولت مقتدر آسیایى نیست و با دولت اتحاد جماهیر شوروى هم که همسایه بزرگ ما است نسبت به او بی‌طرف است به بیرمانى رسیده است هند هم که در همسایه جنوبى ما است،، ترکیه و افغان هم که دو طرف دیگر ما هستند البته بی‌طرف‌اند پس ما میان چهار دولت واقع شده‌ایم که همه نسبت به هم مودت و بی‌طرفى را حفظ نموده‌اند و با این حال نمی‌دانم چگونه اقتضا می‌کند که ما از اصل بی‌طرفى منحرف بشویم و نمی‌دانم این عمل چگونه با منافع و احتیاجات ما وفق می‌دهد. براى دولت اتحاد جماهیر شوروى نیز گمان نمی‌کنم این قرارداد سود زیادى داشته باشد زیرا تنها فایده‌اى که براى این همسایه بزرگ ما منظور است همان راه آهن است که گویا از آن راه مهمات حمل می‌شود آن را هم که دولت ایران به رضا و رغبت حاضر گردید تنها علت انعقاد این قرارداد یک چیز می‌ماند و آن عبارت است از رعایت خاطر انگلیس که به عقیده من تمام منافع این قرارداد براى او منظور شده است نه کشور ایران و نه کشور اتحاد جماهیر شوروى هیچ کدام را در آن منفعتى نیست بلکه کشور ایران را نیز مضر است و اگر آقاى ایدن هم اینجا تشریف داشتند شاید ممکنشان نمی‌شد که از حیث موقعیت ایران لزوم چنین قراردادى را براى ایران ثابت کنند و فقط آقاى فروغى می‌توانند در پاسخ من بگویند اشتباه کردند. یک مورد از موارد اشتباه را هم نشان ندهند شاید در دنیا هیچ گونه قراردادى مانند این قرارداد به نفع یک طرف و ضرر طرف دیگر منعقد نشده باشد و بهترین برهان این مطلب فصل سوم این قرارداد است. فصل سوم 1- دول متحد مشترکاً و هر یک منفرداً متعهد مى‌شوند که به جمیع وسایلى که در اختیار دارند ایران را در مقابل هر تجاوزى از جانب آلمان یا هر دولت دیگر دفاع نمایند الى آخر. داستانى است بسیار غم‌انگیز سرگذشتى است حزن‌آور در این فصل کارها قسمت شده است بعضى را دول متحده متقبل شده‌اند که براى ایران انجام بدهند که به عقیده هر آدم وطن‌پرستى به زیان و ضرر ایران است بعضى را هم ایران متعهد شده است که بالطبیعه به منفعت آن طرف و به ضرر و خسارت

+++

و بدبختى ایران منتهى خواهد شد. قاعده علمى است که در یک قضیه استقرایى یعنى در یک قضیه که چندین قضیه را بنا به مسلم بودن اولى مسلم می‌شمارند و بر او حمل می‌کنند قطعاً باید قضیه اولی از مسلمیات باشد این فصل سوم که قضیه استقرایى است قسمت اول از تمام آنها بى‌پایه‌تر و بیشتر از همه غیر‌مسلم و غیر‌ضرورى است. دول متحد متعهد می‌شوند که ایران را در مقابل هر تجاوزى دفاع نمایند اولاً که تجاوزى نسبت به ایران از طرف ترک و افغان که با ما همسایه‌اند و پیمان مودت و عدم تعرض با آنها داریم متصور نیست از دو طرف دیگر هم که تجاوز شده است از طرف دول دور دست هم مثل آلمان و غیره که کشور‌هاى دیگر و حتى کشور روسیه خود حایل و مانع است و تجاوزى به ایران از طرف دیگرى مسلم و حتى متصور نیست زیرا ایران در متن جنگ واقع نشده است. ضمانت و تعهد این موضوع شاید وقتى لازم آید که اولاً محقق باشد که این کشور در معرض خطر مسلم واقع شده و ثانیاً این ملت خود بخواهد و از دولتى قوى‌تر از خود چنین خواهش را بکند و این هر دو شرط نه تنها مسلم نیست بلکه قسمت اول خیلى بعید به نظر مى‌آید و قسمت دوم هم ابداً وجود ندارد یعنى ملت ایران چنین دفاعى را خواهش نکرده است و مهربانى به زور هم تاکنون کسى نشنیده است بنابراین چنین دفاعى براى حفظ ایران نیست بلکه منظور نفع دیگرى است و مسلماً قید و اظهار این دفاع موردى ندارد زیرا به هر حال دفاع خواهند کرد و در قید آن بزرگترین زیانى که ممکن است متوجه ما بشود همان حق دفاع دادن به دیگران است البته این موضوع را در ضمن توضیحى که باید براى اعتراض به فصول قرارداد عرض نمایم اگر اجازه بیابم روشن و واضح خواهد کرد. این تعهد دفاعى هرگاه به معنى ضمانت است که هرگز ضمانت این معنى را نمی‌دهد زیرا ضمانت در اصطلاح حقوق سیاسى حکم پیمان و معاهده اتحاد تدافعى را دارد وقتى لازم مى‌آید که دولتى یا کشورى در معرض خطر باشد و خود او از دولتى قوى‌تر ضمانت را بخواهد در صورتی که هیچ کدام از این دو شرط موجود نیست و هیچ کس نمی‌تواند ثابت کند که ما در معرض خطر هستیم و اگر بر فرض چنین باشد البته از طرف ملت ایران چنین خواهشى یا اقلاً رضایتى نشان داده نشده است که دیگران دفاع ایران را تعهد کنند خلاصه وقتی که تصریح نشده است که این تعهد از چه قبیل تعهدها است زیرا خیلى از تعهدها هستند که به کلى برخلاف استقلال‏ مملکت و برخلاف حق مشروع دولت‌ها است. بدتر از همه آن است که این تعهد براى ما تولید دشمنى می‌کند البته تا به حال دولت آلمان و متحدین او با ما اعلان دشمنى نداده‌اند بلکه خود آلمان و متحد او ژاپن هم با ما پیمان مودت دارد و نمی‌توان گفت که ژاپن هم دوست است هم دشمن و البته به موجب پیمان مودتى که با او داریم و در همین مجلس تصویب شده است او با ما دوست است و چون دولتى مقتدر و آسیایى است این نزدیکى ایجاب کرده است که با او پیمان مودت بسته‌ایم چنانچه با تمام کشورهاى مستقل دنیا و پیش از همه با اتحاد جماهیر شوروى پیمان مودت داریم. آیا معنى همکارى نزدیک که در نطق شاهنشاه ایران در مجلس ایراد شد معنایش همین است که دشمنى دیگران را به خود جلب کنیم و آیا منظور از تشکیل دولت چنین عملى است البته این طور نیست و نباید این طور باشد. پس ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم که دیگرى ایران ما را دفاع کند و دفاع از ایران همیشه بالقوه و بالفعل اگر ملت بخواهد حق خود ایران است و منظور ما از تشکیل دولت مثل منظور تمام ملل مستقله دنیا است او مى‌باید حقوق سیاسى و حقوق داخلى و خارجى ما را مصون و محفوظ بدارد. تعهد دولتى از دولت دیگر البته جلب عدالت دیگرى را خواهد نمود یعنی دولت تعهد شده گذشته از همه عیوبى که ذکر شد بر طبق قوانین سیاسى محارب شناخته می‌شود و گمان نمی‌کنم که ملت ایران و مجلس شورى دولت خود را براى چنین کارى معین کرده باشد بلکه براى آن معین کرده است که از این گونه پیشامدها جلوگیرى کند. اگر دولتى پیدا شود که برخلاف نظر ملت خود عمل کند البته آن دولت، دولت غاصب است و هر کارى که بکند از درجه اعتبار ساقط خواهد بود و بسیار غریب است که ما دولتى را که مرتکب قتل فردى

+++

می‌شد تقبیح می‌کنم اما درباره دولتى که مرتکب قتل اجتماعى می‌شود ساکت می‌مانیم قتل اجتماعى یعنى چه یعنى یک ملتى که جنگ با هیچ کس ندارد او را در معرض کشتار و بلاى خانمان‌سوز جنگ قرار بدهیم. البته تصدیق می‌فرمایید که چنان که معلوم است همسایگان می‌گویند حمله ما به ایران در اثر آن بود که دولت ایران از بی‌طرفى منحرف شده بود این را آنها می‌گویند در این صورت تصور نمی‌فرمایید که این قرارداد هم همین بهانه را به دیگران بدهد؟ ما با نهایت بدبختى و خون جگر راه آهن درست کردیم و زندگانى مختصرى تهیه نمودیم و این ملت بیچاره نان نخورد و جاده‌ها را درست کرد و شکم مردم شن‌ریزى گردید تا خیابان‌ها آسفالت گردید اینها چه خواهد شد؟ مردمى که هیچ پناهگاهى ندارند در مقابل دشمنانى که با این قرارداد براى خود درست می‌کنند آیا چه خواهند کرد؟

درباره فصل چهارم این قرارداد که به دول متحده اجازه می‌دهد که در خاک ایران قواى زمینى و دریایى و هوایى نگاه بدارند و این عمل را هم تصریح می‌کند که صورت اشغال نظامى ندارد به عقیده من نه تنها با مفهوم بی‌طرفى و استقلال تام و تمام ایران متناسب نیست بلکه با عهد‌نامه‌ها و قراردادهایى که ایران با اتحاد جماهیر شوروى منعقد نموده است و براى همیشه به قوت خود باقى است به کلى مباین می‌باشد و در حقوق بین‌المللی تصریح شده است که هر دولتى با دولت دیگرى قرارداد منعقد می‌کند مجبور است که قراردادها و پیمان‌هاى سابق را که با آن دولت و با سایر دول مستقل بسته است رعایت نماید و هر معاهده و قرارداد نوینى باید با پیمان‌هاى پیشین متضاد نباشد. براى آن که ثابت شود که این قرارداد با تمام پیمان‌هایى که با اتحاد جماهیر شوروى بسته‌ایم مباین است در اینجا عهدنامه مودت 26 فورال 1921 بین ایران و جمهورى شوروى روسیه به امضاى چیچرین و کاراخال مصوب بیست و سوم قوس 1300 را یاد‌آورى می‌کنم که در فصل دوم آن دولت جمهورى شوروى استنکاف خود را از مشارکت در هر نوع اقدامى که منجر به تضعیف و محفوظ نماندن سیادت ایران بشود اعلان نموده و در مراسله 26 ژون 1919 به امضاى کمیسر خارجى امور خارجه جمهورى اشتراکى اتحاد شوروى به این شکل تصریح شده است: ماده 14 روسیه از هر نوع مشارکت در تشکیل قواى مسلحه در خاک ایران صرف‌نظر می‌نماید. و نیز در عهد‌نامه مصوبه 27 مهر ماه 1306 که بین ایران و دولت اتحاد جماهیر شوروى منعقد شده است در فصل دوم اظهار می‌دارد: هر یک از طرفین متعاهدین مورد حمله یک یا چند دولت ثالث بشود طرف متعاهد دیگر متعهد می‌شود بی‌طرفى خود را در تمام مدت مخاصمه محفوظ بدارد و ضمناً طرفى که مورد حمله واقع شده است نباید بر فرض هر قسم ملاحظات سوق‌الجیشى و تاکنیکى و یا سیاسى که باشد و یا هر نوع منافعى که براى او از آن متصور شود این بی‌طرفى را نقض نماید. و در فصل سوم اشعار می‌دارد که (هر یک از طرفین متعاهدین متعهد می‌شود که نه عملاً و نه رسماً در اتحادها و ائتلاف‌هاى سیاسى که برضد مصونیت برى و بحرى و یا برضد استقلال و تمامیت و یا حاکمیت طرف متعاهد دیگر منعقد شده باشد شرکت ننمایند) از روى راستى و درستى می‌توان انصاف داد که دولت اتحاد جماهیر شوروى از آغاز انعقاد عهدنامه‌هاى مذکور تا سوم شهریور ماه 1320 رعایت عهد‌نامه‌هاى مذکور را نموده و در اثر این مودت و دوستى ملت ایران نیز نسبت به آن دولت بزرگ با دیده احترام نگریسته و از این دولت دوست و همسایه خود انتظار نداشت که برخلاف آنها عملى مشاهده کند و اکنون نیز انتظار ملت چهل کرورى ایران از دولت اتحاد جماهیر شوروى همین است که همان دوستى و مودت دیرین خود را رعایت نموده در اثر همان وجاهتى را که در میان توده ایرانى داشته محفوظ بدارد. ملت ایران به خوبى دانسته است که اتحاد جماهیر شوروى نسبت به ایران پیوسته نظر مودت و دوستى داشته و مراسله کمیسر ملى امورخارجه شوروى را که در 26 ژون 1919 به دولت ایران فرستاده هرگز فراموش نمی‌کند زیرا در پایان مراسله صریحاً اعلام داشته که (ملت انقلابى روسیه سلام برادرانه خود را به ایران فرستاده و آروزمند است که شانه‌هاى فرسوده ملت ایران تحمیلات انگلیس‌ها و دول مستعمرانى متحده دیگر را که قصدشان

+++

خفه کردن قطعى ایران دست و پا بسته است دور اندازد و ملت روس اعتقاد دارد که ملت سى کرورى ایران نمی‌تواند بمیرد و همچو ملتى که داراى چنین گذشته با افتخار و درخشانى است در صفحات تاریخ تمدن حق اساسى را دارا می‌باشد که با یک جنبش توانا از خواب چند ساله بیدار شده و دور یغما‌گران رذل را سرنگون کرده برادرانه داخل در صنوف ملل متمدن شده براى سعادت نوع بشر کارهاى شایسته خواهد نمود) پس ملت ایران اگر امیدى به حفظ مودت و دوستى همیشگى داشته باشد این امید متوجه به اتحاد جماهیر شوروى است که چنین سابقه‌هاى درخشان و بیانات گرم و پر از مهر و مودتى نسبت به ایران داشته است و این انتظار را ندارد که اجازه بدهد قواى خارجى در ایران تمرکز یافته احساسات همان ملت سى کرورى که او را برادر ملت روس خوانده است جریحه‌دار شود. زیرا ملت ایران در اثر اظهار همان گونه مودت‌ها پیوسته نسبت به روسیه شوروى قلبى پر از محبت داشته است و هیچ وقت راضى نبوده است که سیاست دولت او یک طرفى باشد.

در بند دوم فصل ششم که درباره روابط ایران با کشورهای دیگر اظهار شده است مخالف مفهوم بی‌طرفى و استقلال تام و تمام این کشور است. علماى حقوق سیاسى تعریف جامعى که براى استقلال نموده‌اند این است که هر دولت مستقلى در رفتار داخله و خارجه خود آزاد است و استقلال عبارت است از حق قبول نکردن مداخله دولتى دیگر در امور داخلى و در ارتباط و روابط خارجى. آن وقت در ذیل این معنى علماى سیاست و حقوق تصریح می‌کنند که هر دولتى که از کلیه یا از قسمتى ازحق روابط خارجى محروم باشد یا محروم بشود آن دولت را متحد با دولت دیگر شناخته‌اند و دول حمایت شده یعنى تحت‌الحمایه از این قبیل‌اند و البته ایران روابط سیاسى خود را با همه دول دنیا دارد و خواهد داشت.

فصل ششم که مفهوم آن عدم رابطه با سایر دول است به هیچ وجه قابل قبول نیست و به کلى مخالف مفهوم فصل اول این قرارداد است و علاوه بر این از مسلمیات علماى سیاست و حقوق یکى این است که هر قراردادى که در باب دخالت به امورد دولت مستقلى بسته شود آن قرارداد به موجب قوانین بین‌الملل باطل است. دیگر از آن مسلمیات حقوقى این است که هر قرارداد یا معاهده‌اى که اختیارات اصلیه دولتى را محدود کند یا مضمحل نماید آن قرارداد باطل است و دنیا آن را به رسمیت نمی‌شناسد. بدیهى است که در اصطلاح حقوق و سیاست از جمله اختیارات اصلیه هر دولت مستقلى آن است که با تمام دنیا بتواند رابطه سیاسى داشته باشد چنان که ما امروز معناً و بالقوه داریم و خواهیم داشت دیگرى از آن مسلمیات حقوق سیاسى این است که هر قرارداد و پیمانى شروطى اساسى دارد که از آن جمله یکى تصدیق و دیگرى توافق، تصدیق آن است که تمام دول خارجه آن قرارداد را که میان دو یا سه دولت بسته شده است تصدیق کنند و چنین امرى هرگز میسر نیست یعنى نسبت به این قرارداد هیچ دولتى تصدیق نمی‌کند زیرا به شئون ملى ایران لطمه وارد می‌آورد و ملت ایران هرگز چنین امرى را نمی‌پذیرد.

اما توافق دو قسم است یکى موافقت دول دیگر با یک قرارداد که آن هم مثل تصدیق هرگز نمی‌شود. دیگرى توافق پیمانى است. توافق پیمانى آن است که هر دولتى که با دولت دیگر پیمانى می‌بندد مجبور است که تعهداتى که در عهد‌نامه‌هاى سابقه نسبت به سایر دول متقبل شده و قبول نموده است رعایت نماید یعنى هیچ معاهده جدیدى نمی‌تواند حقوق سایر دول را که در این عهد‌نامه جدید دخالت ندارند از میان ببرد. ما با سایر دول روابط داریم ما با ژاپن پیمان مودت بسته‌ایم و در مجلس هم تصویب شده به قوت خود باقى است. ما با تمام ملل اروپا و دول مستقل آسیا و آمریکا پیمان مودت داریم. بعضى از مواد این پیمان چون حق دول دیگر را که با ما پیمان مودت دارند سلب می‌کند و در این پیمان جدید پیمان‌هاى سابق ما رعایت نشده است بر طبق قوانین سیاسى این پیمان نمی‌تواند قانونى و محقانه شمرده شود زیرا علماى حقوق متفقاً گفته‌اند که هر قراردادى که در آن رعایت قراردادهاى سایر دول را با آن دوت و ملل خارجه در مملکت بنماید این قرارداد باطل است. و دیگر

+++

از مسلمیات حقوق سیاسی این است که: روابط هر دولتی با سایر دول از لوازم میان دولت و ملت است و به عبارت دیگر روابط بین‌المللی از لوازم حیات ملل دنیا است و لازم و ملزوم تمدن و عمران می‌باشد. علمای سیاست این معنی را تصریح کرده‌اند که: هر دولتی که روابط سیاسی خود را با سایر دول قطع نماید مثل این است که حکم قتل خودش را داده باشد و همه دانشمندان حقوق متفق‌اند که چنین دولت و چنین ملتی حیات آن مبدل به ممات می‌گردد. من به قرآن عظیم سوگند یاد می‌کنم که در عرایض خود هیچ گونه نظر سویی نداشته نه با دولت طرف هستم نه با همسایگان بدبین. تنها نظر من متوجه آب و خاکی است که در او نشو و نما کرده‌ام و هستی من مربوط به هستی او است و به من که فرزند او هستم واجب است در هنگام شداید هر قدر بتوانم از او دفاع کنم اگرچه به قیمت جان من تمام شود. ما که مردم این آب و خاک را تشکیل می‌دهیم مثل تمام دنیا هیچ وقت ضمانت زندگانی نداریم امروز جان افراد را قیمتی نیست روزی هزارها نفوس کشته می‌شوند چه عیب دارد که ما هم برای جان خود ارزش قائل نباشیم. از سربازی پرسیدند خوشبختی چیست گفت فداکاری در راه وطن و حضرت علی امیرالمومنین (ع) فرموده است مرد دلیر در همه عمر یک مرتبه می‌میرد و آدم ترسو در عمر خود هزارها مرتبه خواهد مرد و هنوز بی‌خونی و بی‌غیرتی آن دسته مردمی‌ که تسلیم قشون چنگیز می‌شدند پیش ما ضرب‌المثل است مردانی که جان خود را می‌دادند و ایران عزیز خود را نمی‌دادند همین ایرانیان بودند و قدر مسلم این است که ما افراد روزی خواهیم مرد اما ایران هیچ گاه نمرده و اکنون هم نمی‌میرد و بعد از این هم هرگز نخواهد مرد. امروز روز مردانگی و فداکاری است بدانید که سرنوشت سی کرور نفوس ایران را تهیه می‌کنید بیایید محض خدا روی نادر شاه را سیاه نکنیم و بدانیم که دستی قوی‌تر از تمام دست‌های قادر در دنیا موجود است و آن دست توانای خداست که هیچ گاه در انتقام بد‌کاران خطا نمی‌کند. (صحیح است - صحیح است)

نخست وزیر - بنده اول اشاره می‌کنم به قسمت اخیر بیانات آقای نماینده محترم و عرض می‌کنم که بنده به عقیده خودم ایران را که وطن من است مثل همه کس دوست دارم و آن چه می‌کنم از برای خیر و صلاح این وطن می‌کنم و خدا را به شهادت می‌طلبم که در این موقع که متأسفانه چنین پیش آمده است که متصدی امور مملکت باشم به هیچ وجه من‌الوجوه منافع شخصی خود را در نظر نداشته‌ام بلکه می‌دانم که ممکن است به منافع شخصی بنده در این مورد لطمه وارد بیاید البته هر چه در عالم سیاست می‌کنم برای مصلحت مملکت است و تصور هم می‌کنم خوب باشد ولی نمی‌توانم مدعی بشوم که هر چه می‌کنم خوب است. ممکن است اشتباه هم بکنم ولکن انسان چه تکلیفی دارد جز این که به عقل خودش رجوع بکند و هر چه عقلش گفت که صلاح است بر طبق آن عمل نماید البته مشاوره هم باید بکند مشاوره هم کرده‌ام هم با رفقا و همکاران خودم و هم با دیگران و بعد از این مطالعات و مشاورات و با این نیتی که دارم که خدمت به این آب و خاک بکنم و نیت دیگری هم نداشته و ندارم قدم گذاشته‌ام در این مرحله و راجع به این عهدنامه داخل مذاکره با دولت شوروی و انگلیس شده‌ام و بعد از آن که به اینجا که ملاحظه می‌کنید رسیده است بنده و همکارانم مقتضی دانسته‌ایم که به مجلس شورای ملی پیشنهاد کنیم و تصویب آن را توصیه نماییم و از آن دفاع هم بکنیم برای این که این عهدنامه بر صلاح مملکت است حالا بعد از این مقدمه که مربوط بود به مؤخره بیانات آقای نوبخت وارد می‌شوم در بعض مسائلی که ایشان اظهار کردند... چون ایشان نطق خودشان را قبلاً حاضر کرده بودند و خواندند و بنده اینجا فقط شنیدم و خیلی چیز ممکن است از ذهن من برود. فقط بعضی چیزهای برجسته آن را که توانستم یادداشت بکنم به اندازه‌ای که حافظه‌ام اجازه می‌دهد جواب عرض می‌کنم.

یک مقدار از بیانات ایشان در اول امر متوجه این معنی بود که ما با بسیاری از دول دیگر معاهدات داریم و این عهدنامه با آن معاهدات منافات دارد پس بنابراین نبایستی

+++

این عهد‌نامه را منعقد کنیم. اگر منظور ایشان همین است که بنده فهمیده‌ام باید عرض کنم که به نظر من یک منطق عجیبى است به جهت این که مثل این است که ایشان تا به حال ندیده‌اند نظیر این را که یک دولتى با دول بسیار عهد‌نامه‌ها و قرارداد‌ها داشته باشد و بعد در همان حال با یک دولت یا چند دولت دیگرى عهد‌نامه اتحاد هم ببندد. اگر همچو چیزى را ایشان مدعى هستند که گمان نمی‌کنم بخواهند مدعى بشوند براى این که الان که ما در این دنیا زندگى می‌کنیم نظایر آن در جریان است تمام این دولت‌ها که بعضى با بعضى متحد شده‌اند با سایر دول دیگر هم بى‌رابطه و بى‌قرار‌داد نبوده‌اند همه این دولت‌ها با دیگر دولت‌ها عهد‌نامه داشته‌اند روابط داشته‌اند به انواع مختلف مع‌ذلک در موقعی که مقتضى دانسته‌اند با یک دولت یا چند دولت دیگر عقد اتحاد بسته‌اند. این منطق ایشان را (مگر این که بنده غلط فهمیده باشم) اگر این طور است که بنده فهمیدم به نظر بنده منطقى نیست و نمی‌شود با آن موافقت کرد و عهد‌نامه بستن چیز بدى نیست و نمی‌توان گفت که ما چون یک عهد‌نامه با یک کسى بسته‌ایم تا وقتی که زنده هستیم (زندگى هم مقصود زندگى شخصى نیست زندگى ملى است و البته همان طور که آقاى نوبخت هم فرمودند و بنده هم امیدوار هستم ملت ایران همیشه زنده باشد و اعتقاد دارم که ملت ایران استحقاق این را دارد که همیشه زنده باشد) با این تفصیل یعنى مادام که ملت ایران زنده است ایشان معتقدند که بایستى این عهدنامه‌ها باقى باشد و هیچ عهدنامه دیگرى که با این عهدنامه‌ها منافات دارد نبایستى منعقد بشود. اگر نظرتان این باشد تصور نمی‌کنم آقایان دیگر با این نظر موافق باشند.

در باب این که این اتحاد چه نوع اتحادى است خیلى توضیحات ندادند همین قدر انواع اتحاد را فرمودند که اگر گفته شود این عهدنامه اتحاد تدافعى است یا تعرضى آن وقت بنده ثابت خواهم کرد که این طور نیست، خوب این یک مسأله‌ای است که بنده چندان در آن وارد نمی‌شوم، بنده تصور می‌کنم اگر بنا باشد عهد‌نامه‌ها و اتحاد‌ها را در تحت یک تقسیمات و طبقات معینى درآوریم (که این هم به نظر بنده ضرورتى ندارد) و یک اسمى روى آن بگذاریم بنده اسم این را اتحاد تدافعى می‌گذارم زیرا ما قرار نگذاشته‌ایم به موجب این قرار‌داد که به هیچ دولتى دیگر تعرض بکنیم.

می‌فرمایند که استقلال ایران که در فصل اول این عهد‌نامه ذکر شده است و دولتین متعهد شده‌اند آن را رعایت کنند محتاج به پیمان نیست به عقیده بنده این یک عقیده‌اى است مخصوص ایشان گمان نمی‌کنم هیچ دولتى اعم از ضعیف یا قوى باشد که مستغنى باشد از این که به او بگویند که ما استقلال شما را رعایت می‌کنیم. استقلال یک مملکت، یک دولت چیزى است که همه وقت ممکن است در معرض تجاوز و تعرض واقع بشود بنابراین اگر دولتى به دولت دیگر بگوید من استقلال شما را رعایت خواهم کرد این خطایى نکرده است تقصیرى نیست از او باید ممنون بود و نباید به او تعرض کرد.

مى‌فرمایند ما سابقاً با دولت شوروى عهدنامه بسته‌ایم و در آنجا تعهد کرده‌اند که استقلال ما را رعایت کنند چرا در اینجا هم همین مسأله آمده و ذکر شده است بنده منکر نیستم خوب در این عهدنامه اگر خلاف این را دولت شوروى می‌گفت آن وقت می‌توانستیم بگوییم که چرا این حرف را می‌گوید ولکن چه ضرر دارد یک دولتى که سابق بر این تعهد کرده است که استقلال دولت دیگرى را رعایت کند این را تکرار هم بکند. می‌فرمایند چرا تکرار می‌کند، چه لزومى دارد تکرار آن عرض می‌کنم براى این است که امورى در دنیا پیش آمده است که ممکن است این مسأله را محل شبهه قرار بدهد که آیا فلان دولت استقلال ما را رعایت خواهد کرد و محترم خواهد شمرد یا نه پس وقتى که همچو امرى پیش آمد دوباره این دولت می‌گوید که بدانید من از آن عهدى که کرده‌ام و از آن قولى که داده‌ام تخلف نمی‌خواهم بکنم حالا هم به شما می‌گویم که امورى را شما مى‌بینید که از آن امور ممکن است بر شما چنین معلوم شده باشد که شاید من آن تعهدى را که

+++

سابقاً کرده‌ام نمی‌خواهم به آن وفا کنم حالا به شما قول و اطمینان می‌دهم که همان تعهدى را که پیش کرده‌ام حالا هم دارم و خواهم کرد پس بنابراین موجب نمی‌شود که بر این حرف اعتراض بکنیم و بگوییم با وجود این که سابق تعهد کرده حالا نباید بکند و چنان که عرض کردم اگرحالا خلافش را می‌گفت جاى تعرض بود حالا که همان را می‌گوید و تأیید می‌کند جاى تعرض نیست بنابراین عرض کنم که نمی‌شود به دولت شوروى که می‌فرمایید همین تعهد را سابق بر این کرده اعتراض کرد که شما یک دفعه دیگر این تعهد را کرده‌اید دیگر چرا باز هم تکرار می‌کنید بله بنده خوش‌وقت هستم از این که آقاى نوبخت از عهدنامه دولت ایران با دولت شوروى یاد و اظهار خوش‌وقتى کردند (نوبخت- راجع به پیمان‌هاى پیش) بله بله بنده این را تصدیق دارم و توجه می‌دهم همین معنى را که خوشبختانه دولت ایران بحمدلله از یک بد همسایگى آسوده شده است زیرا که ما مدت مدیدى یک همسایه جابرى داشتیم که از او زحمت می‌دیدیم و آن دولت روسیه تزارى بود لازم نبود بنده توضیح بدهم همه کس و آنهایى که سن‌شان اقتضا می‌کند که دیده باشند به خاطر دارند اگر هم ندیده‌اند در تاریخ خوانده‌اند و دیده‌اند که چه زحماتى به ما وارد می‌آمد به طوری که بنده اینجا حالا که گذشته است و اوضاع تغییر کرده است می‌توانم عرض کنم که وقتى خود بنده که متأسفانه سنم چنان است که تا یک اندازه آن اوقات را هم دیده‌ام که به واسطه آن دولت تزارى از بقا و استقلال ایران مأیوس بودیم خداوند تفضل کرد و ترتیبى پیش آمد که آن یأس مبدل به امید بلکه اطمینان شد. بنابراین که کارى ندارم به مسأله سیاست داخلى دولت شوروى که مربوط به ما نیست ولکن باید تصدیق کنیم که در امور خارجى سیاسى داشته است که براى ما مفید بوده است این را براى این عرض کنم که بنده این طور حل می‌کنم که قدرى در اذهان نگرانى حاصل می‌شود هر وقت که گفتگوى این پیش می‌آید که دولت ایران با یک دولت دیگر قرارداد مى‌بندد چرا این طور است؟ چرا هر وقت که صحبت این می‌شود که دولت ایران با یک دولت دیگرى قرارداد ببندد نگرانى حاصل می‌شود؟ علل بسیار دارد و بنده نمی‌خواهم طول کلام بدهم علل تاریخى دارد یک علتش این است که در ادوار گذشته روابط بین دول و ملل اساساً خصومت بود و هر ملت همه ملت‌هاى دیگر را با خودش خصم و دشمن می‌دانست و خودش هم با آنها شاید همین حال را داشت پس بنابراین روابط بین‌الملل در قدیم مبنى بر عداوت بود نه بر محبت پس این امر در اذهان مردم فکرى گذاشته و راسخ کرده است که همیشه خارجى و اجنبى را دشمن بدانند و انسان وقتى کسى را دشمن خود دانست البته در ارتباط با او راه احتیاط مى‌پیماید این یکى از آن علل. حالا در خصوص مملکت خودمان چرا این اندازه وحشت هست از این که دولت ما داخل مذاکره و انعقاد قرارداد با دول دیگر بشود این بنابر وقایعى است که واقع شده است متأسفانه در گذشته مخصوصاً در گذشته نزدیک یعنى در این صد و پنجاه سال آخر ما در مواجهه بعضى از دول متحمل صدمات و لطمات شده‌ایم و خسارات از جنگ و مغلوبیت دیده‌ایم و در نتیجه آنها عهدنامه‌هایى منعقد شده است که آن عهدنامه‌ها در نظر مردم ایران نمی‌توانست مورد محبت واقع شود مثل عهدنامه گلستان مثل عهدنامه ترکمان چاى و بعضى عهدنامه‌هاى دیگر که بعد منعقد شده است ولیکن همین عهدنامه که ما بین دولت ایران و دولت شوروى در بیست سال قبل منعقده شد و آقاى نوبخت به آن اشاره کردند همین باید یک اندازه ما را متوجه کرده باشد که به طور کلى و اصولاً عهدنامه بستن با دولت خارجى لازم نیست چیز بدى باشد و ممکن هم هست که یک عهدنامه‌اى ببندند که خوب باشد ولى بنده این طور حس می‌کنم که ما هر وقت گفتگوى بستن عهدنامه می‌کنیم فوراً متوجه بدى آن می‌شویم. یکى از مطالب آقاى نوبخت هم این بود که چطور شده است و چه دلیل دارد دولتین شوروى و انگلستان تعهد رعایت استقلال دولت ایران را می‌کنند اما دولت ایران تعهد رعایت استقلال آنها را نمی‌کند گمان نمی‌کنم این سؤال جواب خیلى طولانى لازم داشته باشد براى این که رو‌دریایستى که نداریم ما اگر هم تعهد رعایت استقلال آنها را نکنیم بر آنها چیزى مزید نمی‌شود و مشکل به نظر مى‌آید که ما واقع شویم در

+++

مقامى و در حالتى واقع شویم که بتوانیم به استقلال آنها خلل وارد بیاوریم یا به آن منفعت برسانیم ولى عکسش متصور است.

مذاکراتى فرمودند در باب بی‌طرفى و آنچه که بنده در آن گفته‌ام حقیقتش این است که در این چند سال آخر بنده مى‌بینم الفاظ و اصطلاحاتى که سابق بر این استعمال می‌شد و معانی خاصى از او مفهوم می‌شد کم‌کم طورى شده است که آن معانی خاص از آنها مفهوم نمی‌شود و ابهام و اجمالى پیش آمده است که گاهى اوقات انسان را سر‌گردان می‌کند. من جمله از آنها همین لفظ بی‌طرفى است بنده امروز با نظرى که در قواعد بین‌الملل داشته‌ام (اطلاعات خودم را می‌گویم که شاید ناقص باشد) و با این قضایایى که در این دو سه ساله اخیر واقع شده است اگر در مقام معلمى و شاگردى کسى به طور شاگردى از من سؤال کند که بی‌طرفى یعنى چه من نمی‌توانم جوابش را بدهم به دلیل این که همان طور که آقاى نوبخت از قول بنده فرمودند بنده بی‌طرفى‌هایى دیدم که خیلى مختلف است دولت سوئد را بی‌طرف می‌گویند من هم بی‌طرف می‌دانم اما در عین حال آن دولت اجازه داد که قوا و مهمات آلمان از خاکش عبور بکند و به یک مملکت دیگر برود. بیست سال پیش از این سی سال پیش از این دولتى اگر این کار را می‌کرد از بی‌طرفى خارج شده بود بلکه شاید همین مسأله سبب این می‌شد که طرفى که بر ضررش واقع شده بود با آن دولت جنگ کند. اما در این دوره واقع شد و اگر هم اعتراض و ایرادى به دولت سوئد کردند ولى ترتیب اثرى به آن ندادند و هیچ کس دولت سوئد را جزء متخاصمین ندانست الان هم به همان حال باقى است. یک قسم بی‌طرفى دیگر بی‌طرفى دولت ترکیه است عرض کردم از روز اولى که ما بین آلمان از طرفى و انگلیس و فرانسه و رفقایش از طرف دیگر جنگ واقع شد در همان حین دولت ترکیه با دولت انگلیس و رفقاى او متحد بود عهدنامه اتحاد بست بر‌خلاف آنچه که آقاى نوبخت عقیده دارند که اگر دولتى با دولت‌هاى دیگر عهدنامه‌هایى داشته باشد دیگر نمی‌تواند با دول دیگرى عهدنامه اتحاده ببندند. شاهد بنده همین دولت ترکیه است همین دولت ترکیه که الان با دولت انگلیس متحد است به موجب عهدنامه با دول دیگر هم روابطش را دارد و عهدنامه دارد و این عهدنامه که با دولت انگلیس دارد منافى با آن عهدنامه‌هاى دیگرى که با دول دیگر بسته است نیست بنابراین دولت ترکیه با دولت انگلیس متحد است و بی‌طرف هم هست. مثال‌هاى زیاد دیگر لازم نیست بزنم خلاصه خیلى مشکل است که حالا آدم بداند بی‌طرفى یعنى چه چون حالا لفظ بی‌طرفى از آن لفظ‌هایى شده است که معنى آن کاملاً معلوم نیست و می‌توان گفت دولت ایران هم با وجود این عهدنامه مادام که با دولت دیگر اقدام به جنگ نکرده است باز هم بی‌طرف است. از این بالاتر این است که دولت چین چهار سال و نیم است که با دولت ژاپن مشغول جنگ است دیگر جنگ از این بالاتر هم که نمی‌شود هر قسم عملیات خصمانه‌اى که شما تصور بکنید دولت ژاپن نسبت به دولت چین و همچنین دولت چین نیست به دولت ژاپن کرده است، قتل است، بمب انداختن است، خاک متصرف شدن است، هر گونه عمل خصمانه کاملاً واقع شده مع ذلک دولت چین رسماً با دولت ژاپن در جنگ نبود تا چند روز پیش، همین چند روز پیش برحسب مقتضیاتى اعلان جنگ داد. حالا بنده آیا حق ندارم عرض کنم که این الفاظ که سابق بر این می‌گفتیم حالا معانى آن معلوم نیست الان معنى جنگ چیست؟ یک ماه پیش از این دولت ژاپن با دولت چین در جنگ نبود از آن طرف هر چینى ژاپنى را می‌دید می‌کشت و هر ژاپنی چینی را می‌دید می‌کشت و هر جا را می‌توانست تصرف می‌کرد با این حال معنى جنگ چیست؟ پس تصدیق می‌فرمایند که الفاظ این قدرها در معنایش مصرح و مسلم نیست. ضمناً در بیانات‌شان که بنده یادداشت کرده‌ام مثل این بود که چنین دانسته‌اند دولت ایران به موجب این عهدنامه خودش را مکلف به بی‌طرف بودن و به عدم دفاع کرده است این طور نیست دولت ایران به موجب این عهدنامه این حالت را دارد که آن دولى که با او اتحاد بسته‌اند او را نمی‌توانند مکلف بکنند که جنگ بکند، نه این که دولت ایران خودش را مکلف کرده

+++

و دست خودش را بسته است شما هر ساعتى که مقتضى دانستید داخل در جنگ با هر دولتى دیگر بشوید می‌توانید البته غیر از دولت روس و انگلیس به موجب این عهدنامه که متعهد شده‌اید مگر این که این عهدنامه را بشکنید پس از این که این عهدنامه را بستند تا وقتى که آن را معتبر بدانید با دولت روس و انگلیس جنگ نمی‌کنید ولى وقتى که آن را شکستید با روس و انگلیس هم می‌توانید جنگ کنید اکثر یقین دارم که نخواهید کرد فقط به موجب این عهدنامه دولت ایران را کسى نمی‌تواند مکلف بکند با این که با دولت دیگرى جنگ بکند ولیکن خودش اگر خواست البته می‌تواند. الان آزادى دولت ایران را هیچ کس از او نگرفته است. این عهدنامه اگر بسته بشود آزادى از او گرفته نشده است که با هر دولتى که بخواهد اگر مصلحت بداند جنگ می‌کند. البته بنده می‌دانم و آقایان هم تصدیق می‌فرمایید که دولت و ملت ایران همیشه صلح طلب بوده و هیچ دلیل هم ندارد که با هیچ دولتى داخل جنگ بشود گفتگو، گفتگوى اصولى است یعنى اختیار از دولت ایران سلب نشده است که اگر بخواهد با دولت دیگرى جنگ بکند می‌فرمایند ایران در معرض تجاوز نیست که کسى بگوید اگر به شما تعرض و تجاوزى کردند ما دفاع می‌کنیم: بنده دلم می‌خواهد انشاء‌الله این طور باشد ولى قضایایى که در دنیا پیش آمده است و پیشامدهایى که شده است و موقع جغرافیایى ما چنان است که به نظر بنده همچو اطمینانى به ما نمی‌دهد. چطور می‌توان مطمئن شد که هیچ دولت دیگرى قصد تجاوز و تعرض به دولت ایران هیچ وقت نخواهد کرد یا نمی‌تواند بکند. به نظر بنده مطلب به قدرى واضح و ظاهر است که احتیاج ندارد بنده توضیح بدهم می‌فرمایند این عهدنامه را ما وقتى منعقد کردیم جلب دشمنى بعضى از دول دیگر را نسبت به ما می‌کند مثل این است که مطمئن هستند که اگر این عهدنامه نباشد دولت‌هاى دیگر وقتی که مصلحت خودشان را دانستند و خودشان را محتاج دیدند به ما تعرض و اعمال خصومتى نمی‌کنند بنده این اطمینان را ندارم نظایرش را ده مرتبه بیست مرتبه شاید در ظرف این دو سال دو سال و نیم گذشته دیده‌ایم. لازم است که اسم ببرم و بگویم. مثلاً دولت دانمارک آیا بی‌طرف بود یا نبود. آیا مستقل بود یا نه آیا کارى کرده بود که موجب این بشود که او را قبضه کنند بنده نمی‌خواهم اینجا وارد تنقید و انتقاد بشوم نسبت به عملیات دولت‌هاى دیگر شاید دولت آلمان هم حق داشته است و عذر داشته است بنده آن را کارى ندارم ولکن آنچه که بنده می‌دانم این است که دولت دانمارک دولتى بود که قوه نداشت با دولت آلمان جنگ بکند تمام دول دنیا استقلال او را شناخته بودند قبول کرده بودند عهدنامه هم با همه دول دنیا داشت و کارى هم نکرده بود که مورد اعتراض آلمان بشود مع‌ذالک دولت آلمان او را قبضه کرد چرا؟ براى این که اگر از آلمان بپرسید خواهد گفت مصلحت من این بود یا خواهد گفت می‌ترسیدم یا مطلع بودم که دشمن من می‌خواهد به آنجا دست بیندازد و چون دشمن من می‌خواهد دست بیندازد من ناگزیر بودم و همین عمل نسبت به دولت نروژ واقع شد نسبت به دولت بلژیک واقع شد نسبت به یوگوسلاوى واقع شد نسبت به همه شد عرض کردم بنده کار ندارم به این که خوب کردند یا بد کردند شاید خوب کرده باشند ولى مقصودم توضیح این معانى است که ما اینجا نشسته‌ایم در یک گوشه از دنیا نمی‌توانیم مطمئن باشیم به این که هیچ کس هیچ وقت به ما تعرض نخواهد کرد و اینها هم از نظر دشمنى نیست بنده نمی‌گویم دولت آلمان با دولت دانمارک دشمنى داشت حالا هم ندارد می‌گوید من با شما دوست هستم اما محتاجم به این که از ناحیه شما مطمئن باشم و اگر این پیش آمدند خداى نکرده و امیدوارم پیش نیاید آن وقت بودن این عهدنامه و نبودنش هیچ فرقى نمى‌کند اگر بنا شد که دولتى مصلحت و اقتضاى حال خودش را دانست که به دولت ایران و به خاک ایران تعرض کند براى مصلحت خودش می‌کند می‌خواهید شما متحد باشید می‌خواهید نباشید یکى از بیانات آقاى نوبخت که یک قدرى بنده را متعجب کرد این بود که ظاهراً اعتراض می‌کردند بر دولت شوروى که چرا این عهدنامه را مى‌بندد در صورتی که تعهد کرده است که با دولت دیگر برضد ایران متحد نشود خوب این عهدنامه که الان می‌بندد مگر با آن عهدى که آن وقت کرده است مخالفت دارد؟

+++

آن را تأیید مى‌کند دولت شوروى به موجب یک عهد‌نامه با دولت ایران تعهد کرده است که با دولت دیگرى برضد دولت ایران داخل معاهده نشود این طور می‌فرمایید دیگر؟ ولى تعهد نکرده است که با دولت ایران متحد نشود برضد دولت دیگر. استدلال غریبى است مگر این که باز هم بنده ملتفت نشده باشم. باز بیانى کردند مثل این که استناد کردند به قول علماى سیاسى اولاً این را در جزء بیست و نهم عرض کنم که استناد به اقوال علماى سیاسى همه قسم می‌شود کرد، شما اگر وارد اقوال آن علما و کتاب‌های آنها شده‌اید خودتان دیده‌اید که در یک موضوع هزار قسم بحث کرده‌اند،، محل اختلاف شده است که فلان اصل آیا معنایش چیست چنین است یا چنان است پس این اصول چیزهاى مسلمى نیست قواعد موضوعه که با کمال صراحت دولت‌ها و مجالس ملى وضع می‌کنند با وجود این در معانى آنها دائماً اختلاف نظر پیدا می‌شود بلکه هر مرافعه که به دادگاه‌ها و محاکم عدلیه می‌رود نتیجه اختلاف نظرى است که در تفسیر یک قانون پیش مى‌آید یکى می‌گوید معنای این قانون و تفسیرش این است که من می‌گویم و به موجب این قانون حق با من است طرف مقابل می‌گوید به موجب این قانون حق با من است. اگر مطلب واضح بود و محل اختلاف نبود که نبایستى اختلافى تولید شود و با یکدیگر دعوى کنیم. اینها در قوانین موضوعه‌ای است که خیلى هم محکم است تا چه رسد به قوانین و قواعد بین‌المللى که این استحکام را هم ندارد زیرا مبانى قوانین بین‌الملل یک معاهدات است یکى آداب و رسوم است مخصوصاً در آن قسمتى که راجع به آداب و رسوم است به طور قطع و یقین نمی‌توان گفت فلان اصل این طور است یا این طور نیست. این جمله معترضه بود که معلوم شود این استنادهایى که به قول علماى سیاسى می‌فرمایید قاطع و مسلم نیست فرمودید اگر دولتى با دولت دیگر قطع روابط بکند استقلال خودش را از دست داده است و همچنین فرمودید اگر دولتى با دول دیگر قطع روابط بکند مثل این است که خودش را کشته خیلى خوب به طور کلى و به طور عادى درست است و بنده هم تصدیق دارم که اگر یک دولت پیدا بشود که بگوید من با هیچ دولتى نمی‌خواهم رابطه داشته باشم و می‌خواهم قطع کنم رابطه خودم را با همه دول البته این دولت مثل این است که خودش را کشته باشد زیرا اگر در قدیم‌الایام ممکن بود بدون رابطه با ملل دیگر زندگى کنند امروز که زندگانى زندگانى بین‌المللى است ممکن نیست و هر دولتى محتاج است به این که با دول و ملل دیگر زندگانى بکند و اگر نکند و قطع بکند زندگانى و حیات خود را خفه کرده است اما این در حال عادى است ولى در وقتى که دول با هم در جنگ هستند این حکم صادق نیست حالا از ایران بگذریم تمام این دولى که با هم در جنگ هستند روابط‌شان با بسیارى از دول دیگر مقطوع است مثلا ًدولت آلمان با دولت انگلیس و با دولت روس رابطه ندارد با آمریکا رابطه ندارد با همه این دولت‌هایى که در تحت تسلط او واقع شده‌اند جز مسأله سلطه و قهر و غلبه رابطه‌اى ندارد با خیلى از دولت‌هاى دنیا رابطه ندارد پس در این صورت آیا آلمان خودش را کشته است و به استقلال خودش لطمه وارد آورده است؟! البته دائماً این طور نخواهد بود این از براى مدت جنگ است وقتى که جنگ تمام شد عهدنامه صلح بسته شد دوباره روابط برقرار می‌شود دوباره زندگانى بین‌المللى را از سر می‌گیرند،، دولت ایران هم این عهدنامه را که مى‌بندد موقت است دائمى که نیست. موعدش را که می‌دانید کى سر مى آید به موجب این عهدنامه دولت ایران با بعضى از دول رابطه‌اش مقطوع می‌شود وقتى که جنگ تمام شد این عهدنامه از بین رفت دوباره آن روابط برقرار می‌شود.

این مقدار از بیانات آقاى نوبخت را بنده توانستم در خاطر بگیرم و به موجب این یاداشت‌هایى که کرده‌ام جواب دادم و چون خیلى مذاکرات طولانى شد باز رشته سخن را به دست آقایان می‌دهم.

رئیس- آقاى امیر تیمور.

امیر تیمور- به شهادت همه آقایان در ادوار مختلفى که این بنده افتخار نمایندگى را داشته و در مجلس به خدمت

+++

مشغول و بهترین دوره عمر و جوانى را صرف خدمت مجلس کرده‌ام ظاهر سازى و فریبندگى و خود بستگى سرمایه بنده نبوده و به عبارت صریح‌تر عوام فریبى را دوست نداشته و شیوه تظاهر نداشته‌ام اکنون هم به پیروى از فرموده شیخ سعدى علیه‌الرحمه: دو چیز تیره عقل است دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى. شدت ضرورت را احساس و به حکم وجدان و وظیفه ناچارم که در اطراف پیمان وارد بحث شوم و علاوه من از خاندانى هستم که اجداد من یکى بعد از دیگرى در راه خدمت به کشور جان داده و نمی‌توانم در چنین موقعى ساکت باشم. خدا را به شهادت مى‌طلبم که در این دقیقه جز ایران و ایرانى هیچ چیز نمى‌بینیم و نمى‌خواهم بدون جهت بر دولت یا اشخاص و شخص آقاى فروغى خرده گیرى کنم. من از صدمات و مشکلاتى که بر اثر آشفتگى اوضاع جهان براى کشور پیش آمده و زحماتى که متوجه دولت شده به خوبى مطلعم و می‌دانم که دولت فعلى یا هر دولت دیگرى که فرضاً زمامدار باشد تا چه اندازه باید با موانع و مشکلات فوق‌العاده داخلى و خارجى مبارزه و حصول موفقیت کامل هم باز مربوط به صلح و آرامش و تسکین اوضاع عمومى عالم است. به طوری که گفتم چون عوام فریبى سرمایه بنده نیست پس بیم ندارم از این که با نهایت صراحت و شهامت عقیده خود را بگویم. از نظر خواص موقعیت جغرافیایى این کشور و از نظر این که دو دولت بزرگ و مقتدر و قوى پنجه دنیا یعنى روس و انگلیس در شمال و جنوب در همسایگى ما قرار گرفته به حکم وجوب هر عقل سالمى باید تصدیق کند که مناسبات ما با این دو دولت و با این دو همسایه باید دوستانه و دادانگیز و از روى کمال راستى و صداقت و بر روى اصل احترام متقابل استوار و حسن مناسبات هم‌جوارى و صداقت کامل فیمابین محفوظ بماند و آنچه بنده اطلاع دارم از روزی که مناسبات دیپلماسى به مفهوم و معناى عصر حاضر بین دول برقرار گردید و ما هم با دولتین روس و انگلیس داراى مناسبات دیپلماسى شده‌ایم تا به امروز هم رویه دولت ایران نه تنها با آنها بلکه با کلیه دول همسایه حتى افغانستان و ترکیه و عراق دوستى کامل بوده و بر‌خلاف دوستى رفتارى نداشته‌ایم و همیشه در صیانت و حفظ حقوق مشروع هر یک صمیمانه کوشیده و اگر گاهى هم اختلافات ارضى و مرزى با همسایگان خود عراق و ترکیه و افغانستان پیدا کرده‌ایم سعى کرده‌ایم که اختلاف مزبور را دوستانه و از طریق صلح و مسمالت ولو آن که به ضرر ما هم باشد تمام کنیم براى چه این کار را کرده‌ایم براى آن که شعار باستانى ملت ایران که صلح خواهى و انسان دوستى است از دست ندهیم و براى حفظ این منظور یعنى صلح خواهى و مسالمت‌جویى تا به حال دولت ایران در تاریخ سیاسى خودش در بند و بست‌هاى سیاسى با هیچ دولت بر ضد دولت دیگرى سازشى نداشته برعکس همیشه در هر یک از ممالک روى زمین و کنفرانس‌هاى بین‌المللى که مجامعى براى ترقى و تکامل بشریت و خدمت به فرهنگ و دانش عالم تشکیل یافته است صمیمانه شرکت و بهترین رجال خود را براى نمایندگى در این قبیل مجامع فرستاده از بذل مال و مخارج فوق‌العاده مضایقه نداشته و از همکارى صادقانه دست بر نداشته است و بهترین نمونه و مثال عضویت ایران در مجمع بین‌المللى است که از روز ایجاد این مؤسسه دولت ایران صمیمانه و با ایمان کامل براى دوام و قوام این مؤسسه که دولتین روس و انگلیس هم در رأس این مجمع قرار داشته و از اشعار این مؤسسه چهارده ماده پیشنهادى صلح ویلسن و ماده چهارده آن است که می‌گوید ایجاد یک جامعه عمومى ملل که مأموریت آن تهیه تصمیمات متقابل براى آزادى و استقلال ارضى و سیاسى کلیه دولت‌هاى کوچک و بزرگ باشد بذل جهد نمود و تا به امروز هم که دول عالم یکى بعد از دیگرى مؤسسه مزبور را ترک کردند هنوز دولت ایران عضویت خود را از دست نداده است پس این معتقدات سیاست خارجى ما را تشکیل داده است و روى این اصول رفتار کرده‌ایم و با کلیه دول دیگرى که با آنها جزء روابط عادى و اقتصادى روابط دیگرى نداشته‌ایم ساعى بوده‌ایم که جنبه صداقت و شرافت خود را حفظ کنیم و از طرفى در جنگ بین‌المللى گذشته و در جنگ کنونى عالم براى این که مناسبات حسنه ما با دول خارجه در روابط دوستانه ما

+++

با دولتین روس و انگلیس خللى وارد نشود و در خط‌ مشى سیاسى ما کوچک‌ترین ابهام و سوء‌تفاهمى باقى نماند و به آن واسطه خودمان هم از آتش سوزان و صدمات و لطمات جنگ بر کنار بمانیم و بهتر بتوانیم به صلح عالم و فرهنگ عمومى دنیا خدمت کنیم بی‌طرفى را پیشه ساختیم و با تمام وسایل و قواى خود دقیقاً این سیاست را پیروى و به موقع اجرا گذاشته و بهترین مساعى خود را در صیانت حقوق مشروع دولى که با ما روابط داشتند مخصوصاً دولت انگلیس و روس به کار بردیم که در تمام مدت جنگ و براى همیشه هیچ وقت خطرى از ایران به هیچ یک‏ از آنها متوجه نشود و مخصوصاً براى ابراز اثبات کمال حسن نیت و مراتب و داد خود نسبت به دولتین روس و انگلیس در تمام سر حداتى که در شمال و جنوب و شرق و غرب با آنها هم مرز هستیم یک نفر بر پادگان خودمان علاوه بر عده زمان صلح نیفزودیم و کلیه شهرها و مرز و سر حدات خود را باز و به حال بى‌دفاعى باقى گذاشتیم تا در مدتى که آنها متأسفانه گرفتار جنگند از طرف ما تشویق و نگرانى پیدا نکنند و حتى براى حفظ بى‌طرفى کامل و احتراز از هرگونه سوء‌تفاهمى اکیداً قدغن کردیم که رادیوى ایران اخبار جنگ و جزء فتح و شکست هیچ یک از دول داخل در جنگ را نگوید و براى اتباع بیگانه هم در ایران مقررات سختى و مراقبت شدیدى داشتیم که آنها هم نتوانند بر‌خلاف رویه بى‌طرفى ما در تحت تأثیر احساسات خودشان اظهارى بکنند و یقین داشتیم که دولتین روس و انگلیس هم براى همیشه خاصه براى مدت جنگ رفتار بى‌طرفانه و خط‌مشى سیاسى ما را تقدیر و بیش از پیش در رعایت و جانب‌دارى دوستى ما کوشش بکنند متأسفانه برخلاف انتظار و برخلاف دوستى بدون مقدمه و بدون هیچ دلیل و مجوزى قواى دولتین وجود چند نفر کارگر آلمانى و ایتالیایى را که در کارخانه‌جات ایران از جنبه فنى خدمت داشتند بهانه قرار داده بی‌طرفى ایران را نقص و به مملکت تجاوز و در حالى که هیچ قشون متخاصمى در داخل مرزهاى ایران و در مقابل آنها وجود نداشت شهرهاى باز و بى‌دفاع و بمباران و هر یک به وسیله قواى خود قسمتى از خاک ما را براى اجراى منوبات خود اشغال نمودند که قضاوت این حمله و این تجاوز که برخلاف توقع و اصل دوستى است بهتر است به تاریخ واگذار شود و اطمینان دارم که روزى خواهد رسید که ملت انگلستان هم یکى از خبط‌هاى سیاسى دولت خودش را تجاوز به خاک دولت دوست خودش ایران تشخیص دهد و البته براى هیچ ارتشى حمله به شهرهاى باز و بى‌دفاع کشور دیگرى خوشایند نیست.

در صورتی که وجود چند تن آلمانى که وجود آنها در ایران منشا هیچ گونه اهمیت و اثرى نبود ارزش این را نداشت که به ایران کشورى که هزاران سال است استقلال خود را با شایستگى و شرافتمندى حفظ نموده تجاوز و از اسارت آلمانى به ایران اهانت و بی‌طرفى او نقص شود مگر براى دولتین روس و انگلیس مقدور نبود که مقاصد خود را دوستانه در ایران انجام دهند؟ که براى ما این همه آشفتگى و پریشانى و سختى و اغتشاش و گرانى و قحطى ایجاد نشود و لطمه به استقلال و تمامیت و شرافت باستانى این کشور وارد نشود؟ ما کى و کجا گفته بودیم که باید چندین آلمانى على رغم آنها در ایران بمانند.

وزیر فرهنگ (آقاى تدین)- بنده اخطار نظامنامه دارم. این فرمایشات ایشان از موضوع خارج است. این مسائل در مراسلات ذکر شده و مجلس هم نظر خودش را معین کرده است. حالا بنده اخطار می‌کنم.‏

امیر تیمور- شما حق اخطار ندارید وکیل حق دارد اخطار کند شما وزیر هستید.

وزیر فرهنگ- بنده عضو دولت هستم حق دارم. آقاى رئیس باید مواظب باشند. عجب رئیسى دارد مجلس ...

امیر تیمور- آقا متانت و بردبارى را اگر یک قدرى رعایت بفرمایید بهتر است. بنده خارج از موضوع صحبت نمی‌کنم و خلاف مصلحت حرفى نمی‌زنم آقاى تدین بنده شاگرد مکتبى نیستم بنده چندین دوره است در مجلس خدمت مى‌کنم و نماینده هستم.

اقبال- عده کافى نیست‏.

امیر تیمور- چشم صبر می‌کنم تا عده کافى شود (در این موقع عده کافى شد)

+++

جمعى از نمایندگان- بفرمایید آقا

امیر تیمور- ما کى و کجا گفته بودیم که باید چند تن آلمانى على رغم آنها در ایران بمانند تا به بهانه آنها خودمان مورد متجاوز واقع بشویم؟ باز هم با این تجاوز و با همه این مقدمات و در این لحظه از نظر این که تصمیم داشتیم مناسبات هم‌جوارى و دوستى دیرینه را از دست ندهیم و صلح‌طلبى و مسالمت‌جویى خودمان را به عالمیان اثبات کنیم به امر شما آقاى فروغى قواى نظامى ما ترک مقاومت نمود و بعد هم مقاصد و نظریات دولتین انگلیس و روس کلیه انجام و استفاداتى که لازم داشتند نمود و تقاضاى آنها که در مراسلات متبادله با دولت تشریح شده بالتمام از طرف دولت قبول شد مجلس هم با توجه به مصالح عالیه کشور سکوت اختیار و از مبادله آن مراسلات بر دولت ایراد نگرفت و از آن زمان تا به حال هم که از طرف دولت مساعى لازمه براى ابراز حسن تفاهم و صداقت کامل نسبت به آنها مبذول شده است و راه هرگونه بهانه و نگرانى را مسدود کرده است طبق این نامه‌ها دولتین انگلستان و شوروى صریحاً استقلال سیاسى و تمامیت ارضى ایران را تأیید و تصدیق نموده و تعهد کرده‌اند که هیچ یک از آنها هیچ نقشه بر علیه استقلال یا تمامیت ارضى ایران ندارند و نیز تعهد کرده‌اند که وسایل تسهیل لوازم مورد احتیاج اقتصادى ایران را فراهم و در انجام امور اقتصادى با ما کمک و مساعدت بکنند باز خود آنها مصراً درخواست و در مراسلات خودشان تذکر داده‌اند که دولت ایران باید بی‌طرفى خودش را ادامه و محفوظ بدارد و تعهد کرده‌اند همین که وضعیت جنگى اجازه دهد قواى خودشان را از خاک ایران خارج کنند و در مقابل استفاداتی که لازم داشتند نموده و آنچه از ما طبق این نامه‌ها مى‌بایست بگیرند گرفته‌اند پس به طور کلى از نظر مقاصد آنها نه مطلب ناتمامى باقى و نه در مناسبات جدیده و رفتار ما نکته به حال ابهام بر جاى مانده است که نگران شوند و عقد قرارداد و پیمان اتحادى ایجاب کند و اما قرارداد: من قبل از آن که این قرارداد را ببینم و شنیدم که دولتین مذاکره پیمان اتحادى را با ما به میان آورده‌اند پیش خودم تصور می‌کردم که می‌خواهند تجاوز و لطمه که به ایران وارد شده به این وسیله تلافى و خسارت وارده بر ما را جبران و تعهد کنند اگر به واسطه وجود آنها در ایران دولت ایران لوفرض مورد حمله و تجاوز آلمان یا دولت دیگرى واقع و در کشمکش و مخاصمه که دولتین در جنگ با یکدیگر دارند شهرها، دهات، مزارع، عمارات، بناها، راه‌ها، پل‌ها، مؤسسات، ساختمان‌هاى این مملکت بر اثر این جنگ و این کشمکش چه از طریق هوا چه از طریق زمین ویران و خراب و آسیب دید و یا افراد ایرانى در نتیجه بمباران‌ها و مصایب جنگ کشته و از بین رفتند و یا خاک ایران اشغال شد و یا اگر به واسطه اقدامات آنها روابط تجارتى ما با دول دیگر مقطوع و قوه اقتصادى ما از بین رفت و مردم دچار گرانى و سختى و قحطى و پریشانى شدند آنها تعهد می‌کنند که جبران کنند و به استقلال کامل ما احترام گذارند و قشون خودشان را از خاک ما خارج کنند و در هر کنفرانس صلحى که در دنیا تشکیل می‌شود به ما هم که متحد آنها خواهیم بود متساویاً حق شرکت و مباحثه و اخذ تصمیم می‌دهند؟ لکن این قرارداد که به نام پیمان اتحاد به مجلس تقدیم و امروز مورد بحث شده تمام اهالى این کشور را دچار بهت و حیرت ساخته و هرگونه امیدى را به یأس تبدیل کرده است،، طبیعى است در کلیه قراردادها اولین نکته که جلب توجه می‌کند این است که طرفین قرارداد چه چیزهایی را به دست می‌آورند و چه چیزهایى از دست می‌دهند تنها فصل این قرارداد موضوع استقلال سیاسى ایران است که به عقیده بنده همین نکته براى کشورى چون ایران که هزاران سال است با کمال شایستگى داراى استقلال بوده و با استقلال زیسته وهن آورده است و به موجب قسمت ب از فصل سوم یک قسمت از حقوق حاکمیت خود را باید به دولتین روس و انگلیس تفویض کنیم و طبق قسمت دوم از فصل چهارم نسبت به ساختمان‌ها و تأسیساتی که این دو دولت براى اجراى نقشه‌هاى خودشان در ایران احداث خواهند نمود و هیچ براى ما فایده ندارد و محل احتیاج نیست خودمان را پابند

+++

یک شرایط و تحمیلاتى می‌کنیم که بایستى به موجب قرارداد‌هایى که بعداً منعقد خواهد شد و هیچ نمی‌توانم شرایط آن تا چه اندازه سنگین است تعهد می‌کنیم در صورتی که نمایندگان مجلس این حق را ندارند قرارداد بعدى را که هنوز شرایطش را ندیده و نفهمیده تصدیق کنند و نکته از همه مهم‌تر این است که در درجه اول دولت و مجلس ایران به وسیله این قرارداد عمل تجاوزى که به ایران شده تصویب کرده است و چیزى که در مقابل از این پیمان به ما می‌دهند دو چیز بیش نیست یکى آن که دو دولت هم‌جوار متعهد می‌شوند که شش ماه بعد از خاتمه جنگ قشون خود را از ایران خارج کنند و دیگر این که چنانچه از جانب دولت آلمان یا دولت دیگری به خاک ایران حمله شود این دو دولت از ما دفاع نمایند در صورتى که اگر آلمان بتواند به ما تجاوز کند به واسطه وجود قواى دولتین در خاک ایران خواهد بود و اگر دولتین روس و انگلیس هم در مقام مدافعه از این تجاوز برآیند در حقیقت و واقع مدافعه از منافع نظامى خودشان نموده‌اند نه مدافعه از تجاوز به ایران و اگر ما بدانیم یک دولت به قصد تجاوز می‌خواهد به ما حمله کند قواى ما توانایى در دفاع از کشور را می‌تواند نشان دهد و اگر در قضایاى اخیر از طرف ما مبادرت به دفاع نشد فقط براى احتراز از خونریزى و حفظ صلح و سلم بود حاجت به تذکر نیست که هر دولت دیگرى هم که به جاى ما مى‌بود وقتى که بدون مقدمه و بدون خودآرایى از چندین نقطه مرزهاى شمالى و چندین نقطه مرزهاى جنوبى با قواى زیاد مورد تهاجم قرار گیرد قادر به مدافعه نیست و کم‌تر مملکتى در روى زمین وجود دارد که از دو طرف آن دو قوایى مانند قواى روس و انگلیس به آن حمله‌ور شوند و او قدر به دفاع شود و اگر این فصل بنا باشد تصویب شود باید به این طریق اصلاح شود هرگاه تجاوز قواى آلمان به ایران براى وجود قواى روس و انگلیس در ایران باشد پس دفاع از این تجاوز هم به عهده خود این دو دولت خواهد بود و اما به مناسبت منشور آتلانتیک که در این قرارداد از آن بحث و این قرارداد متکى به آن شده است بد نیست که از روابط دیرینه ایران با آمریکا و این که از سالیان دراز روابط فی‌مابین تا به امروز در نهایت استحکام و دوستى برقرار مانده مختصرى معروض شود ما نه تنها در تاریخ مناسبات خودمان با دولت آمریکا کوچک‌ترین دلتنگى از آن دولت نداشته بلکه از جهات عدیده از دوستى و صمیمیت دولت و ملت آمریکا منافع بی‌شمار و بهره کاملى برده‌ایم و به گزاف سخنى نمی‌گویم که بهترین مستخدمین خارجى ما مستخدمین آمریکایى از قبیل شوستر میلسپو- ماکرماک و غیره بوده‌اند که از صداقت و لیاقت و امانت و درستى و کاردانى آنها دولت و ملت ایران کمال رضایت را داشته و آنها هم با نهایت صداقت به ما خدمت کرده‌اند و از مدارسى که تا چندى پیش به تصدى آقایان آمریکایى در ایران داشتیم باز بهترین نتایج به ما عاید شده وعده زیادى جوانان لایق و تحصیل کرده تربیت شده همین مدارسند که الان هم مقامات مهمى را در ادارات ایران حایزند پس تاریخ روابط ما با آمریکایی‌ها مشتمل بر فصول دوستى است که ما خواهانیم همیشه همین طور باقى بماند و امید است این شایبه که تجاوز به ایران بلافاصله بعد از ملاقات آتلانتیک و نتیجه آن ملاقات و از اثرات آن منشور بوده است راست نباشد و تاریخ یک چنین قضاوتى نکند و این که حضرت آقاى فروغى معتقد خودتان را فرمودید که سیاست خارجى ما امروز مدارش جنگى است که در دنیا جریان دارد پس باید تصدیق بفرمایید که جنگ متغیر است و سرنوشت جنگ معلوم نیست، هیچ کس نمی‌داند غالب کیست و مغلوب کدام است و خاتمه این جنگ به چه صورت بین طرفین خواهد بود. به عقیده بنده و با این مقدمه اگر ما از اصل بی‌طرفى تجاوز و سرنوشت خودمان را به سرنوشت جنگى یکى از متخاصمین مرتبط کنیم قمارى کرده‌ایم که عاقبتش معلوم نیست و به حکم عقل و تجربه قمار براى کسى برد ندارد و به همین دلیل به فتواى بزرگان عالم مذموم و حرام و مردود شده.

حضرت آقاى فروغى اگر دولتین روس و انگلیس

+++

می‌خواهند با ما اتحاد داشته باشند با ما قرار‌داد ببندند به شرحى که در مقدمه عرض کردم چون طرف‌دار حسن مناسبات هم‌جوارى و دوستى ایران با این دولت می‌باشیم ما با کمال میل و افتخار دوستى آنها و اتحاد آنها را استقبال می‌کنیم اما قرار‌دادى که منافع ایران تأمین شود و با شرایط متساوى در زمینه احترام متقابل منعقد شود نه این قرار‌داد که به نظر بنده به منفعت ما تمام نخواهد شد.

در خاتمه عرایضم به صفت یک نفر ایرانى و به نام نماینده پارلمانى ایران به تجاورزى که به خاک ایران و بی‌طرفى ایران نموده‌اند اعتراض می‌کنم.

رئیس- آقاى اوحدى

اوحدى- مقدمتاً بنده هم تأسى بکنم به آقاى محترم خودم و عرض کنم به آن قرآنى که در روز اول انتخاب در این مجلس قسم یاد کرده‌ام قسم است که موافقت بنده با این قرار‌داد عین مصلحت ایران است (یکى از نمایندگان- سایرین هم قسم خورده‌اند) منافاتى ندارد هم بنده قسم بخورم در موافقت و هم رفیق بنده قسم بخورد در مخالفت و هر دو هم صحیح بگوییم براى این که از سایر مذاهب صرف‌نظر می‌کنم فقط دین اسلام هفتاد و سه فرقه گوینده لا‌اله‌الا‌الله محمد رسول الله دارد که سیزده فرقه آنها شیعه هستند تمام اینها قسم می‌خورند و به یک عقایدى که البته درست می‌روند روى عقیده خودشان. او روى عقیده خودش درست می‌گویند درست تشخیص می‌دهد و بنده هم روى عقیده خودم این طور تشخیص می‌دهم. چون مقدمه این قرار‌داد هشت ماده منشور آتلانتیک است که دو مرد نجیب و اصیل دو مرد سیاسى دنیا روى او آتیه ملل را معین کرده‌اند اگر در این قرار‌داد عنوانى از تمامیت خاک ایران و از استقلال سیاسى و سایر چیزهاى دیگر اسمى برده نمی‌شد و ما بودیم و همان هشت ماده کافى بود براى نتیجه‌اش که حفظ می‌کرد هم تمامیت خاک و هم استقلال و همه چیز ایران را.

ماده اول- کشورهاى اتازونى و انگلستان به هیچ وجه خواهان توسعه و ازدیار اراضى خویش نیستند پس این مطلب معین مى‌کند که دولت انگلستان از خاک ایران چیزى نمى‌خواهد.

ماده دوم- با هر گونه تغییرات در حدود اراضى ممالک که مورد موافقت ملل ذى علاقه نباشد مخالفند.

ماده سه- دو کشور اتازونى و انگلستان حقوق هر ملتى را براى انتخاب حکومتى که مطابق میل‌شان باشد محترم می‌شمارند تا بتوانند آزادانه تحت اراده حکومتى که خود انتخاب نموده‌اند زندگى کنند و امید دارند مللى که جبراً فاقد این حقوق شده‌اند حقوق مزبور به آنها اعاده گردد و همچنین مواد دیگر که البته به نظر آقایان رسیده است و بنده حاجت ندارم بقیه مواد دیگر را بخوانم فقط عرضه می‌دارم از ماده یک و دو و سه و چهار و پنج و شش منشور اتلانتیک تمامیت خاک و حدود و استقلال سیاسى و اقتصادى تمام ملل بزرگ و کوچک غالب و مغلوب که یکى از آن ملل کوچک هم ایران است تأمین شده است بدیهى است در صورتی که متفقین فاتح و پیروزمند گردند تمام ملل کوچک و بزرگ غالب و مغلوب از آن مواد استفاده می‌کنند. نظرم در این موافقت به جهاتى است که عرض می‌کنم یکى از آن جهات ایمان بنده به کابینه آقاى فروغى است که تصور نمی‌کنم آقایان دیگر در این ایمان محتاج باشند که من یک قسم دیگر هم بالاش بخورم و چند روز قبل همین آقایان محترم رأى اعتماد به دولت آقاى فروغى دادند و این آقاى فروغى که ایمان داشتن به او مسلم است پیش همه ماها او این قرار‌داد را به مجلس آورده است او صلاح مملکت را بهتر از یک نفر مثل من تشخیص داده است براى این که این قبیل قضایا یک اطلاعاتى لازم دارد. اطلاعات سیاسى اطلاعات علمى اطلاعات وزارتخانه‌اى و وجود ایشان از وقتی که بنده می‌شناسم ایشان را همیشه منشا کارهاى بزرگ بوده‌اند و همیشه داخل در این جریات بوده‌اند و به قدر کافى هم ممالک خارجه با خارجی‌ها و با دیپلمات‌ها طرف سؤال و جواب بوده‌اند با وزرا و رئیس‌الوزرا‌ها طرف سؤال و جواب بوده‌اند و یک اطلاعات کافى و شافى دارند و صلاح کشور ایران را این طور تشخیص داده‌اند با هئیت دولت و یک چنین قرار‌دادى را آورده‌اند این اول جهت این که بنده با این پیمان موافقت دارم. دوم براى

+++

این است که به دولت بریتانیا و دولت شوروى هر دو همسایه خودم ثابت بکنم که ایران نسبت به شما دو نفر یعنى دو همسایه صمیمى است و نظر یگانگى دارد و اثبات این قضیه که در مملکت ما در کشور ما جامعه سیاسى بر علیه شما یا افراد دیگرى بر علیه شما وجود ندارد همین حاضر شدن از براى خاطر این قرار‌داد است بیایید نگاه کنید اگر یک سو‌ء‌ظنى از براى شما پیدا شد که اگر در کشور ایران یک دست‌هایى بر علیه شما در حال اقدام است ببینید هیچ دستى بر علیه شما نبود ما هم در کمال بی‌طرفى اعلان کرده بودیم که با هیچ کس جنگى، نزاعى، دعوایى نداریم. صحبت در اطراف این قسمت‌ها باید به عقیده من روى وضعیات فعلى برود نه روى زمان صلح ورودى زمان عادى. یک سلسله بیانات و یک سلسله استدلال‌هاى سیاسى، منطقى و حکومتى اینها در جاى خودش همه صحیح است ولى حالا بنده می‌خواهم در عین حال حاضر بگویم بی‌طرفم در حال حاضر کشور من چه حالى دارد یک دسته قشون این طرف این سر‌حدم را گرفته یک دسته هم این طرفم را گرفته است بنده با این حال می‌خواهم بگویم معنى اختیار را آقاى نخست وزیر در آن مصاحبه‌اى که با مدیر اطلاعات کرده‌اند توضیح نموده‌اند حقیقتاً هیچ کس نمی‌تواند در اطراف آن جواب یک کلمه حرف بزند خوب با این حال یک قسمت قشون همسایه روس آمده همان که آن قرار‌داد کذایى را فلان تاریخ بسته است همان آدم همان وقت به وزارت امور خارجه ما می‌نویسد دولت اتحاد جماهیر شوروى و دولت بریتانیاى کبیر چنان که در نامه 25 اوت اشعار داشته‌اند هیچ گونه مقاصدى که مخالف استقلال ایران و یا تمامیت ارضى آن باشد ندارند. در خاک ایران مجبور شده‌اند به عملیات نظامى مبادرت ورزند قرار‌داد هم داشته‌اند همه قسم با ایران روابط داشته‌اند ولى می‌نویسد که مجبور شدیم و وضعیت ایجاب کرد که ما نتوانیم حفظ کنیم قرار‌داد را که با شما داشتیم بالاختیار ما آمدیم به سمت شما آن وقت می‌گوید که دولت ایران الف- باید قواى خودش را از فلان‏ قسمت خارج کند دولت ایران باید در ظرف یک هفته تمام کلنی‌هاى آلمانى فلان و فلان را رد بکند ج- دولت ایران باید تعهد نماید که آلمانی‌ها را در آینده به خاک ایران راه ندهد د- دولت ایران باید تعهد نماید هیچ گونه موانعى براى حمل و نقل کالاهایى که از جمله مواد جنگى به مقصد اتحاد جماهیر شوروى و بریتانیاى کبیر حمل می‌شود ایجاد ننماید و همچنین حمل کالاهاى موادى را که در راه‌هاى شوسه و راه آهن‌هاى ایران و یا در خطوط هوایى حمل می‌شوند تسهیل نماید تمام را باید ایران بکند همین که صاحب قرار‌داد است همین که آن قرار‌داد کذایى را دارد و آن طور هم استقلال ایران را شناخته است این طور تحمل می‌کند که ایران باید این طور باشد خوب وضعیت جنگ بیشتر از همه شماها بر من روشن است حقیقتاً آقایان می‌دانند خصوصاً نمایندگانى که بازرگانى دارند و اهل بازار هستند این نکته را بهتر از بنده ملتفت می‌شوند پریروز کبریت بوده است صندوقى شصت تومان امروز شده است هشتاد و پنج تومان تصور می‌کنم سه چهار روز دیگر صد و پنجاه تومان بشود (افشار- به این چیزها چه مربوط است) حالا می‌گویم چطور مربوط است اگر یک قدرى حوصله داشته باشید. قطع شد حمل و نقل آن جنس‌هایى که از اروپا از امریکا از فلان جا براى کشور ایران می‌آمد حالا ایران است و یک همسایه انگلیس یک همسایه روس این هم می‌خواهیم از دست بدهیم اگر صلاح ملت و مملکت این است بنده عرضى ندارم این را هم باید بگوییم آقا شما بد هستید بروید ما بی‌طرف هستیم با ما کارى نداشته باشید بسیار خوب پس فردا تکلیف چیست شما. تصور می‌کنید که بنده این عرایضى را که دارم می‌کنم یک عرایضى است که بى‌اساس است؟ بى‌حقیقت است؟ یک قدرى تأمل بکنید دقت کنید بعد قضایا را خوب خواهید فهمید پس دولت ایران همیشه دوستى و همسایگى ملت بریتانیا و شوروى را محترم داشته و اعلان بی‌طرفى دولت ایران با صداقت و حقیقت بوده است که بعد از این که آمدند و ملتفت شدند که چیزى نیست خودشان بایستى رفتارشان را با ما عوض کنند بنابراین مقتضى نبود که دو همسایه محترم به صرف یک سوء‌ظن به این دوستى و همسایگى و بی‌طرفى پشت‌پا زده و با رویه خصمانه دو ثلث خاک ایران را اشغال کنند در صورتی که وضعیت جنگ حیاتى و مماتى براى دولت بریتانیا و شوروى ایجاب می‌کرد که با دولت ایران همان

+++

همکارى را داشته باشند ممکن بود که با مسالمت این قضیه صورت بگیرد. دولت ایران حفظ همین دوستى امر به متار که جنگ داد ... (عده‌ای از نمایندگان- جنگى نشده بود) براى حفظ دوستى ایران امر به عدم استقامت داد. (جمعى از نمایندگان- استقامتى در بین نبود) مقصود این است که نخواست دوستى خودش را با دولت بریتانیا و با دولت شوروى به هم بزند براى این که در آتیه بتواند از دوستى آنها استفاده کند. در اطراف فصول این عهد‌نامه راجع به چند فقره بنده یادداشت‌هایى کرده‌ام که اینها را به عنوان پیشنهاد ارجاع به کمیسیون تقدیم رئیس مجلس می‌کنم که بعداً مورد شور و مذاکره قرار گیرد.

وزیر فرهنگ- بر‌خلاف عقیده دوست عزیزم آقاى امیر تیمور کلالى شاید بنده نظامنامه را فراموش نکرده باشم ایشان می‌دانند که بنده چندین سال در مجلس افتخار نمایندگی داشتم و مدتى هم افتخار ریاست مجلس را دارا بوده‌ام در دوره که نطق و بیان خیلى آزاد بود و فحول از علماى سیاسى و بزرگان مملکتى در این مجلس بودند بنده همیشه معتقد بوده‌ام به این که مجلس را احترام کنیم الان هم به همان عقیده باقى هستم و می‌دانم هم در آن دوره‌ها که در نظامنامه خیلى بحث می‌شد این مسائل خیلى بود بحث بود که وزیر وقتى مى‌آید در مجلس شوراى ملى چه وظایفى دارد در واقع او شریک نمایندگان است و حق دارد در یک مواقعى صحبت‌هایى بکند. منظورم از این که این مطلب را عرض کردم باز رعایت احترام مجلس بود چرا؟ براى این که ایشان اشاره کردند به یک مراسلاتى که مبادله شده است بین دولت ایران و دو دولت دوست و همسایه که ذکر آنها امروز مورد نداشت براى این که در چندى قبل در اینجا مذاکره شد و بعد رئیس‌الوزراى وقت (ببخشید نخست وزیر وقت) تقاضاى رأى اعتماد کردند و مجلس هم رأى اعتماد داد و آن موضوع تمام شد حالا از سر گرفتن و مورد بحث قرار دادن تصور می‌کنم که خارج از موضوع است ...

امیر تیمور- از سر نگرفتم استدلال کردم.‏

وزیر فرهنگ- تشخیص این موضوع با آقاى رئیس مجلس است بدون اجازه نباید حرف بزنید.

امیر تیمور- به همان دلیل که شما هم بدون اجاره حرف زدید.

وزیر فرهنگ- خوب بنده قهر نمی‌کنم و عصبانى هم نمی‌شوم از این می‌گذریم (البته آتمسفر هوا مستعد است به این که شاید یک احتراقى تولید شود) ولى می‌خواستم چند تذکر بدهم به آقایان نمایندگان یعنى به آن آقایانى که صحبت کردند البته این تذکرات دوستانه است و از نظر خطابه و نطق مورد توجه است امروز همه ما‌ها در این پیشامد شریک هستیم و بنابراین هر کدام اظهارى که می‌کنیم فقط مبتنى بر عقیده است. بنابراین از هر گونه بیانى که یک سوء‌تفاهمى تولید کند باید اجتناب کنیم مثلى است معروف که یک سوزن به خودت بزن یک جوال دوز به مردم یکى از ناطقین محترم می‌گوید که خدا از بدکاران انتقام خواهد کشید البته هم این عقیده را دارم اما این را در یک موقعى دیگر می‌گویم یکی‌دیگر می‌گوید من صرفاً از روى وطن‌پرستى اینجا مخالفت می‌کنم معناى این، این است که دیگران که موافقت می‌کنند وطن‌پرست نیستند راست است که مفهوم مخالف حجت نیست ولى بین ادبا (دکتر طاهرى- کسى این منظور را ندارد) بله عرض کردم بین ادبا مفهوم مخالف حجت نیست ولى عامه که این تشخیص را نمی‌دهند و این طور تصور می‌کنند شما که این بیان را می‌کنید شما وطن‌پرست هستند ولى دیگران خداى نخواسته وطن‌پرست نیستند. در صورتی که این طور نیست شما از روى عقیده خودتان می‌گویید بنده هم نمی‌خواهم بگویم چه هستم و کیستم بنده هم عرض می‌کنم در عین این که وطن‌پرست هستم امروز صلاح مملکت را این طور می‌دانم که این صلاح مملکت است پس بنابراین از این قبیل حرف‌هاى زننده باید اجتناب کنیم آقا که دعوى نداریم، ما که پدر کشتگى با هم نداریم یک حادثه روى آورده است به مملکت ما می‌خواهیم بدون هیچ غرض و بدون هیچ مرضى با برادرى و برابرى بدون هیچ نظرى این را حل کنیم حالا از این قضیه بگذریم. چون بنده هیچ وقت وحشتى نداشته‌ام که آنچه راجع به خیر و صلاح

+++

مملکت بوده است بگویم ممکن است در آن روزى که بنده آن حرف‌ها را زده‌ام افکار حاضر نبوده است یا این که افکار از نظر احساسات مخالف بوده است ولى مرور زمان و گذشتن وقت بعد از چندین سال تصدیق کرده است عرایض بنده را بنابراین امروز هم با کمال صراحت در حضور نمایندگان محترم و بلکه چون می‌دانم که عرایض بنده به سمع عامه ایرانیان خواهد رسید در حضور تمام ملت ایران این عقاید خودم را عرض می‌کنم و بنده هم در آینده امیدوارم که تاریخ قضاوت کند یا این که همین نسل فعلى که الان هستند قضاوت کنند عرض می‌کنم همان طور که جناب آقاى نخست وزیر اشاره کردند مواقع عادى با غیر‌عادى خیلى فرق دارد در این که هر دولتى اول وظیفه خودش این را می‌داند که حفظ منافع و مصالح سیاسى خودش را باید بکند خواه این دولت کوچک باشد خواه قوى باشد تا وقتی‌که یک مزاحمتى براى منافع سیاسى او پیدا شود وقتى که مزاحمى براى منافع سیاسى او پیدا شد (امروز این طور شده است عصر ما این طور شده است) او دفاع می‌کند و براى دفاع از منافع خودش همه گونه اقدام می‌کند دیگر منتظر نیست که مردم ملل دیگر یک توقعاتى غیر از این داشته باشند و همان طور که اشاره شده است امروز وضع دنیا از ابتداى این جنگ جهان‌سوز بر روى همین اصل بوده است وضعیت ما از نظر جغرافیایى یک وضعیت خاصى است یک دولت قوى در شمال (که در هر حال سیستم حکومتش هر شکلى باشد چون این قطعات خاک را ما نم‍ی‌توانیم از یک جا برداریم و در جاى دیگر بگذاریم) از نظر خاک همسایه ما است که ملت روسیه و حکومت روسیه خواهد بود به هر شکلى باشد از یک طرف دیگر یک دولت قوى دیگرى است که آن دولت هم علاقه دارد و آن انگلستان است علاقه آنها به ایران علاقه تبعى است نه علاقه اصالتى به این معنى که آنها در نظر دارند که استقلال ایران و تمامیت ارضى ایران، از حیث این که اینجا ایران است به مخاطره نیفتد یا این که در مخاطره بیندازند و هیچ وقت این خیال را نداشته‌اند که استقلال ایران به مخاطره بیفتد بنده اینجا بالصراحت عرض می‌کنم که در آینده هم این نظر را نخواهند داشت چرا؟ براى این که دولت انگلیس بالذات نظر ی به ایران ندارد بلکه نظر آن نیست به ایران بالتبع است پس اگر علاقه به ایران پیدا شود از نظر این است که این یکى از ممالکى است که سر راه هند است. خوب بنابراین امور حقوقى امر حقوقى‏ بین‌المللى اینها یک کتاب‌هایى است که می‌دانید که همه اینها در موقع جنگ کنار گذارده می‌شود روى طاقچه‌ها. در اثر یک سیاسى که مربوط به این دوره جدید نیست یعنى مربوط به این عهدنامه اخیر نیست یک حوادثى اتفاق افتاد مسئول آن سو سیاست‌ها هم ما نیستیم شاید ممکن بود بلکه به یک وجه نیکویى بلکه نیکوترى این قضایا حل شود ولى متأسفانه نشد حوادث نزدیک شد یک عده از سمت شمال و یک عده از سمت جنوب آمدند بعد هم قضایایى که واقع شد همه آقایان می‌دانید که در اثر آن مراسلاتى مبادله شد و در آنجا خاتمه یافت در وقتى که اینها آمدند با یک نظرى آمدند ولى حالا که صحبت پیمان است با یک نظر دیگر است آن روز شاید با یک سوء‌تفاهماتى که در بین بود آن حوادث پیش آمد امروز به وسیله این پیمان سوء‌تفاهم بر‌طرف می‌شود این پیمان چه می‌گوید؟ این پیمان می‌گوید که ما با شما به صورت یک دولت ضعیف و یک دولت مغلوب نگاه نمی‌کنیم این پیمان می‌گوید که ما شما را یک دولت مستقلى می‌دانیم و همان طور که ما پیمان اتحاد با یک دولت‌هاى بزرگ دیگرى بسته‌ایم با شما هم مى‌بندیم بنابراین به شما به نظر یک دولت نسبتاً قوى نگاه می‌کنیم و با شما پیمان مى‌بندیم و در این پیمان ما براى حفظ منافع خودمان ناچار هستیم که یک عملیاتى با موافقت دولت ایران در این معبر‌هاى خودمان در این خطوط ارتباط خودمان که با دولت روسیه می‌خواهیم قرار بدهیم بکنیم حالا از دو صورت خارج نیست من امیدوار هستم بلکه هر ایرانى آروزمند است و بلکه تمام افراد بشر آرزومند است که هر چه زودتر این جنگ خاتمه بیاید براى این که بشر خلق نشده است از براى کشته شدن بلکه آن شاعر و فیلسوف ما می‌گوید بنى آدم اعضاى یکدیگرند.

+++

ولى خوب منافع ما این طور اقتضا می‌کند حالا اگر چنانچه قضایا خاتمه یافت و ایران میدان جنگ واقع نشد اصلش نتیجه سویى عاید ما نخواهد شد و اگر چنانچه خداى نخواسته ایران مورد جنگ واقع شد این یک امرى است که ما نمی‌توانیم متأسفانه از آن جلوگیرى کنیم زیرا ما قدرت و توانایى نداریم که از این جنگ جلوگیرى کنیم و مخصوصاً اگر یک دولت دیگرى هم که خیلى قوى باشد و بخواهد وارد سرزمین ما بشود بنابراین مصلحت امروز اقتضا می‌کند که این سوء‌تفاهماتى که در سابق بوده است به وسیله این پیمان کاملاً رفع شود و همان دوستى‌هایى که در قدیم بین ملت ایران و این دو ملت بزرگ یعنى دولت جماهیر شوروى و دولت انگلستان بوده است باز هم برقرار شود و رفتار ما با آنها و رفتار آنها هم با ما همان طور که سابقاً دوستانه بوده است بعد از این هم دوستانه باشد حالا براى این که در آینده ممکن است نتایج دیگرى پیدا شود براى این که عاقبت جنگ را کسى نمی‌داند که نتیجه چه خواهد شد و چه صورتى پیدا خواهد کرد این است که اگر بین ما و این دو همسایه یک پیمانى باشد البته آن موقعى که متقضى شد که ما از این پیمان استفاده کنیم استفاده خواهیم کرد و یک سندى هم در دست خواهد بود و آن سند سندى است که بعد از تصویب مجلس تمام دنیا آگاه خواهد شد که این پیمان بین ما و این دو دولت منعقد شده و تصور نمی‌کنم که این دو دولت هم برخلاف این پیمان بخواهند رفتار کنند و آنچه تعهد کرده‌اند غیر از آن عمل کنند بلکه امیدوار هستم که یک حسن تفاهمى که امروز و در آینده هم صلاح ملت ایران است که بین ما و این دولت باشد بیشتر از پیش ایجاد بشود که ما بتوانیم بیشتر استفاده کنیم و وضعیت ما دچار ضعف و سستى نشود.

رئیس- آقاى دکتر جوان

دکتر جوان- بنده در نظر داشتم عرایض خودم را راجع به این پیمان به طور تفصیل عرض کنم و پیش‌بینى کرده بودم که لااقل یک ساعت طول بدهم ولى چون مى‌بینیم آقایان دیگر هم باید صحبت بکنند و از طرف دیگر راجع به این پیمان مذاکرات دو شورى است یعنى نماینده در هر دو شور می‌تواند صحبت کند بنده عرایضم را دو قسمت کرده‌ام یک قسمتى که مربوط به کلیات است و اعتراضات و ایراداتى که قبلاً تقدیم داشتم آن را در این جلسه عرض می‌کنم و قسمت دیگر را در شور دوم می‌توانم از حالا پیش‌بینى کنم که مجموع مدت این عرایضم در دو جلسه بیش از یک ساعت نخواهد شد. موضوع پیمان دولت شوروى و انگلستان موضوعى است که هر قدر بیشتر در آن صحبت شود مفاسد و زیان او براى کشور عزیز ما بیشتر روشن خواهد شد گر چه این پیمان عباراتش بسیار ناسلیس نوشته شده و معلوم می‌شود که منحصراً از یک زبان بیگانه ترجمه شده ولى اگر دقت شود این پیمان جملاتش طورى ماهرانه برضد کشور ما تنظیم گردیده که هر جمله آن به منزله پرده است روى یک حقیقت تلخى و بنده می‌خواهم در این جلسه آنچه که وقت اجازه بدهد پرده از روى این حقایق تلخ برادرم براى این که بعد از این که توجه پیدا کردند سر و کار ایشان با چیست و به چه اندازه اهمیت دارد و در نتیجه این رأى موافق یا مخالفى که می‌دهند راجع به چه مقدسات خودشان اقدام می‌کنند حتماً توجه بیشترى در این امر خواهند نمود و حتماً راجع به مذاکراتى که از طرف آقایان می‌شود و صحبت می‌شود وقت را براى صحبت‌هاى خصوصى صرف نخواهند نمود. آقایان بنده عقیده دارم که هیچ مسلکى در دنیا بهتر از مسلک حقیقت‌گویى و حقیقت‌پرستى نیست و هیچ گناهى در دنیا بدتر از حقیقت پوشى و کتمان حقیقت نیست اغلب مفاسد اخلاقى ما از قبیل دروغ گفتن، تملق، چاپلوسى و همچنین اغلب جرایم عمومى از قبیل دزدى، کلاه‌بردارى، خیانت تماماً از منبع حقیقت پوشیدن ریشه می‌گیرد بنابراین به عقیده بنده امروز بهترین جهادى که یک نفر جوان ایرانى یک فرد وطن‌پرست می‌تواند بکند عبارت از جهاد و کوشش در راه حقیقت است بنده براى این که مقصودم را بتوانم عرض کنم ناچارم یک مقدمه مختصرى تذکر بدهم. آقایان می‌دانید که آزادى تمام ملت ایران در زمان شاه سابق تا اندازه‌اى به خطر افتاده بود و آزادى تا حدى بود که با منافع آن شاه تماس پیدا نمی‌کرد یعنى شاه سابق در کشور ما تسلط یافته بود.

+++

رئیس - آقای دکتر جوان این‌ها مربوط به موضوع نیست

دکتر جوان - برای خویشتن منافعی تهیه دیده بود اعم از حق یا ناحق و آزادی ما هم هر جا که تماس پیدا می‌کرد محدود می‌گردید به عقیده بنده بعد از آن شاه یعنی بعد از حوادث شهریور ماه آزادی ما ملت ایران بودجه شدیدتر به خطر افتاده و محدود شده ولی این حد تغییر وضعیت داده و آزادی ما تا حدی محدود شده که با منافع سیاسی و اقتصادی دولت انگلستان و متحدین او اصطکاک پیدا کند و این امر نتیجه قهری و طبیعی اشغال شدن کشور ما از طرف نیروی بیگانه است آقایان می‌دانند در زمان ناصر‌الدین شاه امتیازی به نام امتیاز توتون به یک شرکت انگلیسی واگذار شد و می‌دانید ملت آن روزی ایران که کمرش زیر ستم‌های ناصرالدین شاه خم گشته بود با چه شدت بر علیه آن قیام و آن را لغو نمود و همچنین می‌دانید که در سال 1919 قرارداد شومی‌که معروف به قرارداد وثوق‌‌الدوله شد تمام ملت با چه شهامت و دلیری بر علیه آن قیام کردند و آن را لغو نمودند و این که بعضی گفته‌اند یا تصور کرده‌اند که الغای آن قرارداد ناشی از یک سیاست بیگانه بوده به خطا رفته و اشتباه کرده‌اند زیرا عقد این قرارداد تا لغو آن چندان فاصله نداشته که تصور کنیم در سیاست دنیا یک همچو تغییری پیش آمده باشد و با این ترتیب چه شده است این پیمان که متجاوز از دو ماه است در تمام کشور بین همه مورد گفتگو واقع شده آب از آب تکان نمی‌خورد. تصور نکنید برای این است که ملت ایران احساسات ندارد خیر علت همان است که عرض نمودم و کشور ما در زیر اشغال نیروی بیگانه است و آزادی ندارد که نمی‌تواند ابراز احساسات کند و اگر شنیده‌اید و در جراید خوانده‌اید که در اصفهان عده‌ای از بازرگانان میهن‌پرست تجمع کرده و تلگرافاً رد این پیمان را خواستار شده‌اند برای این است که خوشبختانه شهر اصفهان تا اندازه‌ای از اشغال نیروی بیگانه به دور است و نتیجه‌ای که از این مقدمه می‌گیریم این است که عدم ابراز احساسات از طرف ملت و سکوت او دلیل رضایت ملت ایران به این پیمان نیست و ملت ایران نسبت به این پیمان رضایت ندارد. (همهمه بین نمایندگان)

رئیس - در اصل موضوع صحبت کنید.

دکتر جوان - و اما مطلب بنده در اطراف ایرادات و اعتراضاتی که نسبت به پیمان مطابق نظامنامه قبلاً‌ تقدیم داشته‌ام در فصل اول پیمان نوشته شده که (دولت انگلستان تعهد کرده است تمامیت خاک ایران و استقلال سیاسی ایران را محترم دارد)‌ آقایان دقت کنید بنده دلایلی اقامه خواهم کرد که به کلی سیاست ما را از دست‌ها گرفته‌اند. اینجا نوشته‌اند استقلال سیاسی ایران را رعایت کنند پس استقلال اقتصادی ایران کجا رفته است و اگر به طور کلی نوشته شده بود که استقلال کامل ایران را محترم دارد در این قسمت ایرادی نداشت ولی قید عنوان سیاسی در پیمان استقلال اقتصادی را خارج می‌کند متأسفانه در این ماده اکتفا نشده به زمان جنگ اگر این ماده نبود بنده می‌گفتم چند ساله و برای زمان جنگ است ولی آقایان مراجعه کنید به فصول بعدی در فصل سه و چهار و بعد در ضمیمه یک مجدداً همین تعهد طوری نوشته شده که از بین رفتن استقلال اقتصادی ما شامل زمان بعد از جنگ نیز شده و می‌نویسد که دول متحده متعهد شده‌اند که در پایان جنگ در هر کنفرانس صلح و همچنین در کنفرانس‌های بین‌المللی دیگر حاکمیت و استقلال سیاسی ایران را رعایت نمایند در اینجا نیز استقلال اقتصادی قید نیست و اگر این دو دولت با ما دوست و متحد هستند چه شده استقلال اقتصادی ما را در پیمان ذکر نکرده‌اند. آقایان می‌دانید استقلال اقتصادی چیست؟ بنده این را در کمیسیون عرض کردم و تذکر دادم جوابی که دادند این بود که جنگ دنیا برای اقتصادیات است دولت انگلستان برای خاطر اقتصادیات وارد خاک ما شده‌اند نمی‌آیند در این قرارداد رعایت استقلال اقتصادی ما را بکنند. آقایان: استقلال اقتصادی این نیست که یک روز تصمیم بگیرند کشت تریاک یا کشت پنبه بشود یا نشود. استقلال اقتصادی عبارت از حق استخراج معادن است حق ایجاد کارخانه‌جات است حق تأسیس کارخانه ذوب‌آهن است که ما در صنایع می‌باشد و حق تنظیم تعرفه گمرکی برای حفظ صنایع داخله است.

+++

سید یعقوب انوار- همه می‌دانستیم کى اینها را از ما گرفته؟

نخست وزیر- نه من این حرف‌ها را زدم و نه استقلال اقتصادى این معنى را دارد.

دکتر جوان- آقا یک نفر نماینده حق ندارد صحبت کند و استقلال اقتصادى را معنى کند؟

انوار- بنده هم حق ابراز احساسات ندارم؟

دکتر جوان- آقاى انوار این خنده‌هاى شما مخالف با گریه‌هایى است که می‌کردى. یک نفر نماینده حق دارد استقلال اقتصادى را معنى کند من دارم تعریف می‌کنم. استقلال اقتصادى که امروز از ما گرفته می‌شود.

انوار- کى از دست ما می‌گیرد.

رئیس- باید یک طورى حرف زد که آقایان بپسندند.

دکتر جوان- امروز روزى نیست که شما حق قانونى کسى را از دستش بگیرید. بنده می‌دانم که زمینه براى این پیمان مهیا شده است بنده حرفى نزدم می‌گویم معنى استقلال اقتصادى چیست که رفقاى عزیز بنده بدانند. می‌فرمایید که این استقلال اقتصادى ما گرفته نشده است بنده عرض کردم که چرا استقلال سیاسى را قید می‌کنید و استقلال اقتصادى را خارج می‌کنید. استقلال اقتصادى همان طور که عرض کردم حق استخراج معادن، ایجاد کارخانه‌جات، کشاورزى، حق نظارت در تعرفه گمرکى حق نظارت در ارز خارجى و حتى تصمیم در انحصار داخلى و یا خارجى و یا عدم انحصار که مجموع اینها استقلال اقتصادى کشور است و کشورى که استقلال اقتصادى ندارد، تجار ندارد، کسبه ندارد، ملاک ندارد، صنایع و کشاورزى و بالاخره استقلال سیاسى ندارد و تنها داشتن حق فرستادن نمایندگان سیاسى در کشورهاى بیگانه بدون استقلال اقتصادى به چه درد می‌خورد؟ آقایان مى‌بینید شاه سابق اگر در چند سال اخیر خوب کار نکرد و بدبختى براى کشور ما تهیه کرد اما در اوایل خدمات مهمى براى کشور ما نمود که تاریخ خواهد نوشت از جمله شاه سابق کاپیتولاسیون را لغو کرد. آقایان کاپیتولاسیون تنها حق قضاوت قنسول‌ها نیست بلکه کاپیتولاسیون داشتن حق تعرفه گمرکى و استقلال اقتصادى و جلوگیرى از ترقى صنایع داخلى است و اگر شما مى‌بینید که بعد از این همه زحمت و خرابى در این بیست سال باز هم در کشور ما خوشبختانه طبقه نیرومند تجار و بازرگانان و یک صنایعى موجود است نتیجه استقلال اقتصادى بوده است در هر صورت اگر آقایان بفرمایند چنین چیزى نبود یعنى استقلال اقتصادى ما از دست نرفته بنده در پیشنهاداتم قید کرده‌ام و در اعتراضاتم نوشته‌ام که با این کلمه سیاسى را بردارید با این که کلمه استقلال اقتصادى را هم اضافه کنید رفع اشکال می‌شود بنده اعتراض کرده‌ام و بلکه دیدم آقایان نمایندگان دیگر هم در نظریات‌شان پیشنهاد کرده‌اند در هر صورت در کمیسیون پیشنهاد خواهند کرد. اما موضوع دیگر که متأسفانه بنده را از روز اول با این پیمان مخالف کرده یعنى از روز اول قبل از طرح این پیمان بنده پیش‌بینى می‌کردم و آن موضوع فصل بعد است راجع به معاضدت لشکرى ایران در حدود امنیت داخلى آقایان می‌دانید معناى این چیست؟ در این ماده می‌خواهند بگویند که ای ملت ایران ما در اینجا به شما خدمت کرده‌ایم خواستیم بگوییم در جنگ خارجى با کسى طرف نشوید معاضدت نکنید. این حرف را زده‌اید. ولى این ماده را گذاشته‌اند ملاحظه خواهید کرد که این ماده صریحاً ما را طرف خواهد کرد هر نماینده‌اى حق دارد دلایلش را راجع به استنباطى که می‌کند عرض بکند اگر در این ماده نوشته شده بود که دولت ایران هیچ گونه معاضدت لشکرى نخواهد نمود اشکال نداشت آن وقت حرف آقایان که فرمودند معاضدت لشکرى نخواهد نمود درست بود چون به طور کلى نوشته شده بود که معاضدت لشکرى نخواهد نمود ولى نوشته شده است معاضدت لشکرى در حدود امنیت داخله خواهد بود معنایش این است که به محض این که در نتیجه یک پیشامدى امنیت داخله ما به هم خورد آن وقت ما بایستى معاضدت لشکرى بکنیم. یعنى چه. اختلال امنیت داخلى این نیست که یک عده اشرار امنیت آنجا را به هم بزند. خداى نکرده

+++

اگر یک روزى از مرز شمالى و غربى ما یک دولت بیگانه تعدى کرد و نظامیان او وارد کشور ما شد و چند فرسخ در داخل کشور ما رفت آیا امنیت کشور ما در این قسمت که نظامیان بیگانه یا نظامیان آلمان وارد شده‌اند از بین نخواهد رفت و به هم نخواهد خورد؟ آن روز آن کسى که بخواهد معاهده ما را به وضع شدید‌ترى ترجمه و استفاده کند به ما نخواهد گفت که شما در عهدنامه‌تان نوشته‌اید معاضدت لشکرى در حدود امنیت داخلى کنید این است که از فلان مرز شمالى و غربى امنیت داخلى ما به هم خورده است آقایان اگر می‌گویید این طور نیست پس مانعش چیست که این جمله را بردارید بنوسید که دولت ایران معاضدت لشکرى نخواهد نمود اگر اینجا ایراد کنید که این را نوشته‌اند که حق انتظامات داخلى ما داشته باشیم در کدام عهدنامه دولت متعاهد قید می‌کند که من امنیت داخلى خودم را حفظ می‌کنم این را لازم نیست که کسى در قرارداد بنویسد یا اگر ننویسد این را فردا همین انگلستان یا متحدین او می‌آیند دست شما را می‌گیرند که خیر امنیت داخلى را حفظ بکنید خیر اگر اینجا نوشته شده بود که معاضدت لشکرى نخواهد نمود اشکالى نداشت ولى چون نوشته شده است که معاضدت لشکرى در حدود امنیت داخلى خواهد بود و با این ترتیب اگر یک روزى خداى نکرده در نتیجه تجاوز یک دولت بیگانه دیگرى مانند آلمان اگر امنیت، در چند فرسخ از خاک مقدس ما به هم خورد همین موضوع را به وجه شدیدتر به ما خواهند گفت بنده علت این که در نطق گذشته خودم‏ راجع به نظام وظیفه صحبت کردم پیش‌بینى‌ام بی‌جهت نبود براى این که بنده فکر می‌کردم یک دولت قوى مثل انگلستان وقتی که وارد خاک ایران می‌شود معاضدت لشکرى را به این قید به ما تحمل می‌کند این بود که پایه آنجا را گذاشتم متأسفانه مى‌بینم آن پیش‌بینى که من کرده بودم واقعیت پیدا کرده دلیلش هم این است که اگر شما این پیمان را با این وضع و این عبارت تصویب کردید بلافاصله خواهید دید که نظام وظیفه در این مملکت بوجه اشد اجرا خواهد شد و تمام جوانان ما فرستاده خواهند شد به خارج (انوار- چرا تعبیر غلط می‌کنید؟) در هر صورت همان طور که بنده در اعتراضاتم نوشته‌ام اینجا اگر این طور نیست و بنده غلط فهمیده‌ام شما بیایید و شور اول در مذاکرات اصلاح کنید بنویسید دولت ایران معاضدت لشکرى نخواهد نمود رفع این اشکال خواهد شد. ملاحظه کنید در اینجا در قسمت استفاده‌هایى که دولت انگلستان می‌خواهد از کشور ما بکند و همچنین روابط ما را قطع کرده‌اند با دولت ثالث بنده در قسمت روابط چیزى نگفتم براى این که این یک امرى است انجام شده البته اگر امروز یک کسى بیاید بگوید که این جور نباشد مثل این است که ما درصدد جنگ با انگلستان باشیم. از این نظر بنده راجع به این امر چیزى نگفتم زیرا چنین اتفاق افتاده است و آنها زور دارند و هم چه امرى هم کرده‌اند ولى در ماده دیگر می‌نویسد هرگونه قرار‌داد‌هاى مالى دیگر که دولت اختیار دارد و قرار‌دادهاى مالى دیگرى ببندد براى آقایان شما ببینید استخدام یک نفر خدمت‌گذار بیگانه که ماهى پانصد تومان بگیرد قرار‌دادش را می‌آورید به مجلس در صورتی که یک قراردادهاى مالى می‌خواهید با دولت انگلستان و متحدین او که با هست و نیست ما سر و کار دارند چرا این اختیار را به دولت می‌دهید آنجا هم بنده در اعتراضاتم نوشته‌ام که باید تنظیم این قراردادها با اجازه مجلس شوراى ملى باشد در هر صورت بنده چون می‌خواهم عرایضم را مختصرتر کنم در آخر ناچار هستم یک مقایسه‌اى بکنم راجع به وضعیت این پیمان. آقایان ملاحظه بفرمایید جناب نخست وزیر در جلسه گذشته در توضیحات خودشان فرمودند که بالاخره این پیمان تهیه شده و مثل یک معامله‌اى بوده است حالا آقایان ملاحظه کنید عجب معامله‌اى بوده است در یک معامله یک تعهدى از طرف دولت انگلستان شده که ایران را در مقابل تجاوز دولت سوم حفظ کند حالا در کفُه دیگرش چه گذشته‌ایم در کفه دیگر این معاهده ما آمده‌ایم استقلال اقتصادى را به عقیده بنده از دست داده‌ایم

+++

آمده‌ایم جوانان کشور را مصادف کرده‌ایم با یک خطر قریب احتمالى همچنین در کفُه دیگر که عبارت از قراردادهاى مالى است در عوض این که می‌خواهند ما را حفظ کنند در مقابل اجنبى به عقیده بنده یک تعهدى است که به اندازه‌ای پر یک پشه براى ما وزن ندارد استقلال‌مان را داده‌ایم معاضدت لشکرى با آن وضعیت این معامله معامله‌ای صحیحى نبوده است این معامله خیلى شبیه معاملاتى است که شاه سابق در مازندران کرد که قباله رعایا را گرفت سند مالکیت هم گرفت و آخرش دیدید چه صورتى پیدا کرد!

نخست وزیر- آقاى دکتر بحمدالله هم اسماً و هم رسماً جوان هستند و نفس‌شان نفس تازه جوانى است بنده متأسفانه پیرم و نفس ندارم که حرف بزنم و نمی‌توانم آن حرارتى را که ایشان در بیانات‌شان ایجاد می‌کنند ایجاد کنم در وجود خودم حرارتى نیست این است که نمی‌توانم حرارتى ایجاد کنم به علاوه بنده احتراز دارم از این که بیاناتى بکنم که از روى عصبانیت باشد یا از روى احساسات باشد بلکه سعى دارم همیشه عرضى که می‌کنم از روى تعقل و منطق باشد فقط یک صفتى دارد آقاى دکتر جوان و آن صفت خوب است و خیلى هم خوب است ولى خوب است که یک معدل و مسکنى هم داشته باشد آن صفتى که ایشان دارند این است که در عقاید خودشان راسخ هستند البته این صفت خوب است اما همیشه با اصول عقلیه خوب است که شخصى این حالت را هم داشته باشد که حرف طرف مقابل را ولو این که مخالف نظر او هم باشد گوش بدهد تأمل کند. تماماً عقیده‌اش این نباشد که من فهمیده‌ام و طرف مخالف که با من مخالفت می‌کند نفهمیده است شاید طرف هم فهمیده باشد بنده این احتمال را می‌دهم همیشه در عقایدخودم من هم رسوخ دارم اما وقتى فهمیدم که من اشتباه کرده بودم آن وقت از آن عقیده راسخ خودم صرف‌نظر می‌کنم تا وقتى که آن دلایل را نفهمیده‌ام و اقناع نشده‌ام به آن عقیده خودم باقى بوده‌ام حالا هم این قدر راسخ نباشد در عقایدى که اظهار فرمودید و یقین داشته باشید که صحیح است این طور نیست اولاً در این عهدنامه ذکر نشدن استقلال اقتصادى دلیل بر این نمی‌شود که استقلال اقتصادى ما متزلزل باشد این که گفته‌اند استقلال سیاسى شما را ما رعایت می‌کنیم این دلیل نمی‌شود که سایر استقلال‌هاى شما رعایت نمی‌شود حالا آقاى دکتر جوان می‌گویند که چرا استقلال اقتصادى ما را ذکر نکرده‌اند عرض می‌کنم که استقلال سیاسى به منزله حیات و وجود یک دولتى است یعنى نسبت به دولت‌ها به منزله حیات و وجود شخص است استقلال‌هاى دیگر تبع این است فرع این است اگر استقلال سیاسى شما محفوظ بماند آن وقت استقلال اقتصادى خودتان را هم تا آن اندازه‌ای که ممکن است محفوظ بماند حفظ خواهد گردید اما اگر استقلال سیاسى نداشته باشد وجود ندارید این استقلال که حفظ شد هر چیز را هم که نداشته باشید می‌توانید تحصیل کنید آن چیزى را که بیان کردید بنده نگفتم و معنیش این نبود که بنده گفته‌ام که استقلال اقتصادى ما را از ما گرفته‌اند یا می‌گیرند یا محدود می‌کنند خیر اشخاصی که در کمیسیون بوده‌اند اطلاع دارند بنده گفتم کسى نمی‌تواند تعهد بکند که استقلال اقتصادى یک کسى دیگر یک دولتى دیگر را محفوظ نگاه دارد و آن به دست خودش است بنده عرض کردم مواردى پیدا می‌شود که یک دولتى حاضر می‌شود تا اندازه استقلال اقتصادى خودش را از دست بدهد از براى مصلحت و مثال زدم و گفتم آیا شما معتقد هستید به این که دولت‌ها باید با هم عهدنامه تجارتى ببندند یا معتقد نیستند اگر معتقد هستند که دولت‌ها بایستى عهدنامه تجارتى با هم ببندید هر عهدنامه که مى‌بندید یک مقدارى از استقلال اقتصادى خودتان را محدود مى‌کنید در این صورت چطور یک دولت دیگرى ضمانت بکند که استقلال اقتصادى شما محفوظ بماند اگر شما استقلال سیاسى داشته باشید اگر عهدنامه تجارتى ببندید و استقلال اقتصادى خودتان را محدود کنید یک کارى است که به اختیار کرده‌اید این چیزهایى را که معنى کردید از براى استقلال اقتصادى اینها هیچ کدام ربطى به استقلال اقتصادى ندارد و اینها همه جزء استقلال سیاسى و حاکمیت دولت است دولتى که حق حاکمیت او برقرار

+++

باشد حق دارد معدن خودش را استخراج کند دولتى که حاکمیت او برقرار باشد حق دارد کارخانه احداث کند (صحیح است) و اگر به این دلایل قانع نمی‌شوید بنده قسم می‌خورم و استقلال اقتصادى همین است که عرض کردم که یک دولتى می‌آید قبول می‌کند که فلان امر از فلان جهت اقتصاد خودش را محدود کند مثل این که بنده مثل آوردم شما هم ذکر کردید بنده این مثل را آوردم گفتم در آن زمانى که جامعه ملل برقرار بود جامعه ملل بود که یک جامعه بود براى حفظ استقلال همه دول من جمله دولت ما و ما هم در آن جامعه عضویت داشتیم و به واسطه عضویت در آن جامعه هیچ کس نمی‌گفت که ما استقلال خودمان را کاسته‌ایم هر چند زندگى در جامعه مستلزم این است که انسان یک اندازه‌اى هم از استقلال خودش بکاهد به همان دلیل که آزادى براى افراد گفته‌اند آزادى تام و تمام نمی‌تواند باشد براى این که مقصود از قانون این است که من آزادم به دلیل این که در مملکت ایران بحمدالله آزادى برقرار است من هم آزادم اما بعضى کارها را نمى‌توانم بکنم براى این که قانونى نیست از این جهت نمى‌گویند که تو آزاد نیستى به همان دلیل هم دول در زندگانى با یکدیگر یک حد و حدودی براى خودشان قائل می‌شوند که آن حد و حدود منافى با استقلال نیست عرضم در جامعه ملل بود همان وقت که ما عضو جامعه ملل بودیم و استقلال کامل هم داشتیم و وضعمان هم از امروز خیلى بهتر بود جامعه ملل در آن روز عبارت از پنجاه شصت دولت بود می‌خواست و مشغول بود که یک قرار‌دادى تهیه کند و به امضا دول برساند که در باب کشت تریاک و مصرف تریاک یک حدودى برقرار نماید دول بسیارشان قرارداد را مضا کردند و آنهایى هم که امضا نکردند در شرف امضا بودند که یک حوادثى پیش آمد که نتوانست آن نظر خود را انجام دهد و اگر این حوادث پیش نیامده بود شاید این قرارداد امروز عمومیت پیدا کرده بود و ما هم‏ جزو آن بودیم و تسهیلاتى کرده بودیم یا راجع به زارعت تریاک یا راجع به کشت تریاک و یا نسبت به تجارت یا نسبت به مصرف تریاک ملاحظه می‌فرمایید که مردمانى که با هم زندگانى می‌کنند همین طور که اجتماع مى‌کنند انجمن می‌کنند. آیا حزب را می‌شود منکرش که نباید حزب در مملکت باشد بنده که این عقیده را ندارم بنده عقیده دارم که حزب در مملکت باید تشکیل شود بلکه بدون حزب لااقل دولت مشروطه نمی‌تواند وجود داشته باشد معنى حزب چیست؟ معنى حزب این است که پنج نفر صد نفر هزار نفر پنج هزار نفر با هم داخل یک حزبى می‌شوند تعهد می‌کنند که با هم کار کنند نظرهاى خودشان را با هم وفق بدهند نتیجه آن این است هر فردى از آن آزادى نظرى که دارد یک اندازه و یک حدى صرف‌نظر کند حالا اگر در یک حزبى یود و در آن حزب خواستند که یک نظرهایى را به او تحمل کنند که او مضر بداند خوب از آن حزب بیرون مى‌آید و کار نمی‌کند ولى وقتى که کار بدان جاها نرسیده است البته هر کس که داخل حزب می‌شود تابع عقاید دیگران می‌شود زندگانى اجتماع مستلزم این است مثلاً در همان جامعه ملل راجع به تریاک گفته می‌شد که مرفین در بعضى ممالک نسازند و هیچ کس هم ایراد نکرد که این مخالف استقلال اقتصادى فلان مملکت است خیر مصلحت نوع بشر این طور اقتضا می‌کند که مرفین را تا یک حدى بسازند که همه مردم دنیا مرفینى نشوند که براى مصلحت دنیا بد است پس بنابراین همان دولى که مقید به استقلال سیاسى و اقتصادى خودشان بودند قبول کردند و تمکین کردند به این که ساخته شدن مرفین محدود باشد به این که در بعضى از ممالک ساخته شود یا ساخته نشود این تعریفى بود که بنده عرض کردم راجع به استقلال اقتصادى پس بنابراین نمی‌توان به یک دولتى گفت که من استقلال اقتصادى شما را حفظ می‌کنم و تعهد می‌کنم خیر شما خودتان مختارید استقلال دارید آن اندازه‌ای که مصلحت خودتان است حفظ کنید و آن اندازه که مصلحتتان نباشد محدود کنید به نظر بنده این مسأله خیلى غامض نیست بنده مکرر گفتم و آقاى دکتر جوان در عقیده خودشان راسخ هستند و توجه نمی‌فرمایند به حرف طرف مقابل یک چیزى دیگر در بیانات ایشان بود که خیلى مفصل بود و بنده در آن قسمت فقط به طور اختصار عرض می‌کنم که در آن فصلى که گفته می‌شود معاضدت دولت ایران

+++

محدود به حفظ امنیت داخلی است آن وقت می‌فرمایند که این حق می‌دهد به دولت انگلیس که معاضدت لشکرى دولت ایران را بخواهد اولاً نفهمیدیم چرا فرمودند دولت انگلیس و هم دولت شوروى گفتند این عهدنامه باعث می‌شود دولت انگلیس و شوروى معاضدت لشکرى دولت را هم بخواهند در صورتی که امنیت داخلى برقرار نباشد این استدلال غریبى است اولاً هر دولتى مکلف است امنیت داخلى خودش را خودش حفظ کند و دولت ایران هم امنیت داخلى خودش را خودش حفظ می‌کند انشاء‌الله ولى امنیت داخلى این نیست که یک قشون اجنبى بیاید بر هم بزند به کلى مملکت را آن وقت بدان مملکت بگویند شما که نمی‌توانید استقلال داخلى خودتان را حفظ کنید پس بیایید امنیت داخلى خودتان را حفظ کنید و لشکر بکشید این طور نیست بنده این طور نمى‌فهمم که گفته شده است به موجب این فصل که دولت مکلف نیست به این که با دولتین انگلیس و شوروى شرکت بکند در جنگ با یک دولت خارجى (صحیح است) ولى امنیت داخلى خودش را باید حفظ کند اگر خداى نخواسته یک مرتبه پانصد هزار قشون از یک دولت اجنبى وارد مملکت شد و بر هم زد تمام مملکت را آن وقت کسى خواهد توانست به ما بگوید که آقا بیایید امنیت داخلى خودتان را حفظ کنید آخر اینها یک چیزهاى گفتنى نیست یک چیز واضحى است بدیهی است نظرى نیست که بنده استدلال کنم روى آن بعضى امور به قول حکما آن قدر بدیهى است که وقتى بخواهند استدلال کنند نظرى و محل شبهه می‌شود در صورتی که اینجا هیچ محل شبهه نیست یک کلمه دیگر عرض می‌کنم راجع به قرار‌دادهاى مالى بنده نمی‌دانم از کجا استفاده کرده‌اند به این که این عهد‌نامه دولت را مجاز می‌کند به این که هر قرارداد مالى که بخواهند با دولت‌هاى شوروى و انگلستان ببندید کى چنین چیزى بوده است به موجب قانون اساسى هر قراردادى که می‌خواهد باشد وقتى که می‌خواهند با دولت خارج یک قراردادى ببندند بایستى با تصویب مجلس باشد (صحیح است) در این عهدنامه هم گفته نشده است که این عهدنامه‏ اقتصادى باید به تصویب مجلس نرسد و بدیهى است که باید برسد پس باید در این قرارداد قید کنیم دولت می‌تواند قرار‌داد‌هایى در این زمینه با دولتین شوروى و انگلیس منعقد نماید البته امیدواریم که هر چه زودتر بسته شود و بعضى از آقایان که نظر دارند تکمیلاتى نسبت به این عهدنامه صورت بگیرد آن روزى که این قراردادها بسته شد و ما با طرف مقابلمان مواجه شدیم قرارداد را مى‌آوریم به مجلس شوراى ملى و از تصویب مجلس شوراى ملى می‌گذرد بنابراین شما یک چیزى را که خلافش گفته نشده فوراً خلافش را حکم داده‌اید آن وقت با این حرارت مخالفت می‌کنید.

رئیس- آقاى لیقوانى

لیقوانى- بنده پیشنهادى تقدیم کرده‌ام. موافقم.

رئیس- آقاى سزاوار

سزاوار- چون مخالف بنده بیشتر نسبت به مواد است بنابراین بنده اصلاحاتی را که در نظر گرفته‌ام پیشنهاد می‌کنم و در موقعش به عرض می‌رسانم.

رئیس- آقاى شاهرودى

شاهرودى- بنده پیشنهادم را تقدیم کرده‌ام.

رئیس- آقاى انوار

انوار- جسارت می‌کنم به آقایان رفقاى خودم آقایان لحن صحبت را به کلی تغییر داده‌اند عنوان صحبت کردن در کلام آن روح گوینده در کلام باید ضاهر باشد نه این که بنده روزنامه بخوانم حالا گذشت. چون هرشئى که موجود است چهار وجود دارد وجود کتبى و لفظى و علمى و خارجى بهترین وجودى که پیدا می‌شود این است که وجود خارجى هم با او موافقت بکند و تأثیر در وجود آن بکند یعنى کلام متکلم تأثیر در مخاطب بکند آقاى امیر تیمور کلالى زود تند شدند در این بین هم آقاى دکتر جوان که رفیق صمیمى بنده هستند تند شدند تصدیق بفرمایید این که یک کلماتى که احساسات را متأذى می‌کند شما می‌فرمایید موجب نگرانى فکرى می‌شود شما می‌فرمایید استقلال اقتصادى و فلان و فلان از دست رفت خدا شاهد است که بنده دیوانه مى‌شوم.

+++

براى این چیزهایى که می‌شنوم و احساسات مرا تحریک می‌کند و جریحه‌دار می‌شود بنده یک آدمى هستم احساسى هنوز به مرتیه عاقله که مطالب را کلى عرض کنم نرسیده‌ام تا یک امرى توجه کنید فوق‌العاده متأثر می‌شوم و دلتنگ می‌شوم این بود که امیدوارم شما به دل نگیرید. موضوع مذاکره این بود که با این پیشامدى که واقع شده است می‌خواهیم متحد بشویم و آقاى رئیس‌الوزرا یک معنایى براى این اتحاد کردند و بعد یک مثلى زدند پس با این ترتیب دیگر چى باقى مى‌ماند امروز براى ما این ترتیب پیش آمده است شما می‌فرمایید این طور با این ترتیب ما چطور می‌توانیم اتحاد داشته باشیم؟ ما باید با یک ترتیبى اتحاد داشته باشیم که این سوء‌تفاهم از بین برود و سوء‌تفاهم تبدیل به حسن تفاهم بشود تا ما بتوانیم از این حسن تفاهم براى مملکت خودمان استفاده کنیم حسن تفاهم چه چیز است چیزهایى که در اینجا نوشته شده است باز موجب سوء‌ظن می‌شود و احساسات ما را جریحه‌دار می‌کند از جمله چیزهایى که نوشته شده است این است که تمام آن جاهایى که محل احتیاج است آنها در دست می‌گیرند و به ما هم اجازه می‌دهند که ما هم استفاده خودمان را از آنها بکنیم آقا اینها مال ما است ما باید در دست بگیریم و استفاده خودمان را بکنیم به آنها هم داده شود نه این که ما از آنها در موقع احتیاج بخواهیم و بگویند خیر الان موقع نیست مثل تلگراف، تلفون، راه آهن، راه شوسه، محل هواپیمایى و سایر چیزهایى که هست بنده پیشنهاد کرده‌ام و در موقع خودش عرض می‌کنم موضوعى که هست این است و از جمله چیزهایى که بنده متوجه هستم این است که هئیت دولت در این باب توصیه می‌کنند که حسن تفاهمی ایجاد شود شما می‌فرمایید حسن تفاهم، حسن تفاهم چطور می‌توانیم داشته باشیم و احساسات‌مان جریحه‌دار نشود وقتى که آنها می‌آیند به ایران و مطابق ماده 6 عهدنامه دولت ایران با دولت جمهورى شوروى اگر در خاک ایران یک دسته برضد منافع آنها واقع شود حق دارند بیایند ببینند ولى شما ملاحظه بفرمایید که بیرون کردن اینها را در خاک افغانستان چطور کردند با ما چطور کردند اینها یک نکاتى است آقاى رئیس‌الوزرا که در تاریخ باقى می‌نماند و جبران باید بشود آمدند در خانه ما خیلى خوب ما کى اقدام خصمانه نسبت به آنها کردیم؟ ایران که اعلان بی‌طرفى داد عملیات دولت ایران بی‌طرفى بود و متمایل به بی‌طرفى کامل بود چنان که وقتى در میدان توپخانه یک عده دست زده بودند نظمیه ما آنها را گرفت و حبس کرد چرا؟ براى این که ما گفته بودیم ما بی‌طرف هستیم بی‌طرف متمایل به همسایه و تمام جهات بی‌طرفی را حفظ می‌کنیم بعد از آن که در دوازده ماه پیش آقاى رئیس‌الوزرا انگلستان نطقى کرد که کرانه بحر خزر دروازه هندوستان است و ما باید ایران را در تحت نظر بگیریم این موقعى بود که به احساسات ما توجه کنند نه این که ما هر جا سربلند کردیم یک مانعى براى ما پیش آوردند و براى ما یک سنگى بلند کردند. بنده فقط یک عرضى دارم که شما کارى بکنید که سوء‌تفاهم ایجاد نکنید و ما‌بین ما حسن تفاهم ایجاد شود و این سوء‌تفاهم از بین برود اگر حسن تفاهم شد هم آنها استفاده می‌کنند هم ما استفاده می‌کنیم ولى اگر سوء‌تفاهم باشد و ذهن ما را جریمه‌دار کرده باشند که در هر جا که برویم هزار گونه ناملایم به دل ما وارد شود فایده ندارد و آن وقت می‌گویند که یک قراردادى به طور فشار واقع شد پس باید به تمام معنى ما را یک دولت مستقلى بدانند که با همسایه خودش قرار‌داد اتحادى بسته است حقیقت این منشور آتلانتیک که امروز محل استفاده ما واقع شده است حقیقتاً ما را دولت مغلوب ندانند یک دولتى بدانند مستقل که به طور مستقل آمده است با دو همسایه خودش براى سیاست خودش یک عقد اتحاد بسته است با این ترتیب کاملاً می‌شود که ما از این قرارداد استفاده کنیم اگر این ترتیب نباشد باز هر روز شما در محظور هستید و ما هم در زحمت. موضوعى که شما در این ماده به آن اشاره‏ کرده‌اید راجع به کلمه معاضدت و قواى تأمینیه بنده کاملاً با آن مخالف هستم با این کلمه براى این که دولت ایران داراى قواى تأمینیه و قواى دفاعى است این که می‌نوسید دولت مستقلى است و البته مستقل هم هست باید داراى قواى دفاعیه و تأمینیه باشد چرا

+++

قواى ایران را منحصر کردید به قواى تأمینیه ما در اینجا چه احتیاجى داریم که بیاییم بناهاى نظامى بکنیم یا فرود‌گاه‌هاى هوایى درست کنیم یا چیزهاى دیگر؟ در این قرارداد نوشته‌اند بعد از آن که خواستند بروند با یک شرایطى واگذار می‌کنند با چه شرطى؟ دولت ایران شرطى ندارد ما که نخواستیم کى گفته که شما بیایید بسازید که حالا به ما بدهید براى استفاده جنگى و براى استفاده زندگى خواسته‌اید بنده با این قسمت هم به کلى مخالفم و پیشنهاد هم کرده‌ام باید همان طور که در جنگ بین‌الملل واقع شد مجاناً ول کردند و رفتند حالا هم بکنند و هکذا قسمت‌هاى دیگر و مواد دیگرى هم دارد که از خداوند تبارک و تعالى می‌خواهم که فرشته صلح زودتر در میان بشر بال‌هاى خودش را باز کند که این محظورات و زحمت‌ها از بین برود و خدا کند که به زودى روز صلح و شادى بیاید که ما از این گرفتاری‌ها و این مخمصه‌ها بیرون بیاییم.

نخست وزیر- بیانات آقاى انوار طورى نبود که بنده احتیاج داشته باشم زیاد مباحثه کنم فقط لازم است یک کلمه را توضیح بدهم که چرا ذهن ایشان مشوش شده است. این قواى تأمینیه که ذکر شده است هم تأمینى است و هم دفاعى این قواى نظامى که ما داریم و باید داشته باشیم البته کسى منکر نیست و این عبارتى که در عهدنامه ذکر شده است هیچ دلالتى ندارد که دولت ایران قواى نظامى و دفاعى نداشته باشد این که گفته شده است معاضدت قواى ایرانى معاضدت محدود به امنیت داخلی است و قوای ایرانی اعم از پلیس اعم از امنیه اعم از هر چه داریم و معاضدتى که آنها از ما تقاضا دارند معاضدتى جز امنیت داخلى خودمان نیست این را خواستم آقا از اشتباه بیرون بیایند.

رئیس- آقاى مؤید احمدى‏

مؤید احمدى- وقت گذشته است و آقایان هم خسته هستند نمی‌خواهم وارد بحث و استدلال شوم عرض بنده خیلى مختصر است به شرطى که آقایان توجه کنند. عرض کنم در عبارت آقاى اوحدى یک فرمایش خیلى خوبى بود و بنده می‌خواهم عرض کنم که آقاى وزیر فرهنگ در جواب آقاى امیر تیمور فرمودند وطن‌پرست معلوم می‌شود کس دیگر نیست خیر این طور نیست همه وطن‌پرست هستند همان طور که آقاى واحدى گفتند بنده قسم خوردم که کار بد نکنم و از این جهت کار بد نمی‌کنم ولى نمی‌شود گفت که چون من قسم خورده‌ام بنده رأى نمی‌دهم یا این که وقتى رأى می‌دهم خداى نکرده آن کار بد است این سوء‌استفاده نخواستیم اینجا بشود عقیده آزاد است و هر کس درجه فهمى دارد و درجه استنباطى دارد و روى آن فهم و استنباط خودش صحبت می‌کند پس از احراز این مقدمه عرض کنم دیروز در کمیسیون خدمت آقاى نخست وزیر و آقاى وزیر امور خارجه یک موضوعى را عرض کردم و آن این است که البته خاطر آقایان مسبوق است که در دوره گذشته یعنى دوره دوازدهم ما به سیاست دولت مطیع نبودیم نه ما هیچ کس فقط می‌دانستیم که در جنگ حاضر ما بی‌طرف هستیم و می‌دانستیم که روابط‌مان با تمام دول حسنه است مخصوصاً با دول هم‌جوار طبیعتاً هم باید همین طور باشد بعد یک روز صبح ما مصادف شدیم به این که آقاى منصور آمدند و گفتند یک همچو قضایایى شد حالا چه قضیه‌اى اتفاق افتاد که این موضوع پیش آمد ما نفهمیدیم بعد هم آن کابینه تغییر کرد و آقاى فروغى تشریف آوردند آن قضایایى که بنده نمی‌خواهم توضیح بدهم و همه آقایان می‌دانند و آن مراسلاتى که آقاى وزیر امور خارجه پشت سر هم قرائت کردند و آن مراسلات هم اشاره داشت به این بی‌طرفی بعد این پروژه به میان آمد بعد از یک مدتى هم ما از این پروژه اطلاع نداشتیم تا آقاى نخست وزیر تشریف آوردند به مجلس و یک هیئتى از آقایان آن پروژه را قرائت کردند بنده افتخار حضور داشتم در خدمت آقایان بعد یک کنتر پروژه به اصطلاح آقایان تهیه کردند و تدوین کردند و در اطرافش صحبت شد نظریاتى داده شده بعد از آن هم ما اطلاع نداشتیم که این دفعه لایحه آمد. دیروز بنده به آقاى نخست وزیر عرض کردم که آن پروژه که تصویب شد ما خیال می‌کردیم که همان به مجلس خواهد آمد ولیکن دیدیم یک چیز دیگرى است و آنها

+++

قبول نشد در جواب فرمودند همان طور که پروژه آنها را ما تصویب نکردیم آنها هم مجبور نبودند که پروژه ما را عیناً تصویب کنند منتهى من اطلاع نداشتم روى اطلاعات خودم به قدرى که اطلاعات دارم و سى و شش سال است وارد زندگانى سیاسى هستم نتوانستم بنده خودم را قانع بکنم که این قرارداد به این شکلى که هست بر نفع ما است حالا عقل بنده کم است ممکن است، معلومات بنده کم است ممکن است، آقایان بهتر از بنده فهمیده‌اند ممکن است، بنده بهتر از آقایان فهمیده‌ام ممکن است (خنده نمایندگان) بنده با این قرارداد و با این طرحى که آمده است مخالفم اگر پیشنهادات آقایان پذیرفته شود شاید و الا تا زمانى که وضعیت این طور است بنده کاملاً با این پیمان مخالفم و از مخالفین جدى این قرار‌داد هستم و این را برخلاف مصلحت و صلاح مملکت می‌دانم.

رئیس- آقاى یمین اسفند‌یارى

یمین اسفند‌یارى- بنده تصور نمى‌کنم که براى بیان عقیده احتیاجى باشد که هر دفعه قسمى خورده باشم براى این که این وظیفه عمل شده است و براى دو سال دوره نمایندگى کافى است و من چون این وظیفه را عمل کردم احتیاج به تکرار آن ندارم. آقاى انوار اظهار کردند آقایان مطالب‌شان را روى کاغذ می‌نویسند تصور می‌کنم کسانى که حافظه‌شان وافى نیست عرایض‌شان را می‌نویسند چنان که الان هم بنده همین کار را کرده‌ام و به عرض آقایان می‌رسانم:

راجع به پیمانى که فعلاً در اینجا مورد شور و مطالعه است بحث و مذاکرات زیادى شده عقاید موافق و مخالفى اظهار و از طرف آقایان نمایندگان پیشنهادهاى اصلاحى هم داده شده است اینک بنده هم به عنوان موافق خاطر عموم را به یک نکته حساس متوجه مى‌کنم. هر قراردادى به هر اسم و رسم که بین دول بسته می‌شود شدت یا ملایمت اجرا و یا عدم اجراى مفاد آن فقط بسته به حسن نیت و یا سوء‌نیت طرفین متعاهدین است. اصولاً متن قراردادها را طرفین همیشه با تردید و کش‌دار و مبهم نوشته و هر یک از طرفین براى خود مزایایى از آن تردیدها و کش‌ها و ابهام‌ها تصور مى‌کنند البته مقصود آن است که در جریان عمل طرز رفتار و کردار طرف دیگر را مطالع کرده و خود نیز به همان نحو رفتار نماید مسلم است هر یک از طرفین قرارداد قوى‌تر باشد در پیش بردن مقاصد خود بیشتر پافشارى می‌نماید و آن طرف ضعیف ناگزیر است مقاصد طرف قوى را بیشتر مورد توجه و رضا قرار دهد فقط این امید و انتظار را مى‌توان داشت که در موقع اجراى مفاد آن با نشان دادن حسن نیت از فشار مقصود بکاهد. وضعیت کشور ما فعلاً چنین است: قواى دو دولت همسایه ما در خاک ایران هستند در این موقع که جنگ جهان را گرفته و هر کسى به فکر خودش است با آن سابقه همه می‌دانیم اقتداری که دول هم‌جوار ما داشته و دارند و با این وضعیت و فشارى که ما داشته و داریم در اثر این پیشامدها فشارهاى اقتصادى سختى به ما روى آورده که باید به رفع آن اقدام مؤثر نمود. تصدیق مى‌فرمایید که اکنون در کوچه و خیابان‌هاى اروپا هر کشوری را که در نظر بگیرند و به هر جا که بروید به جاى چهره‌هاى بشاش و فعال که عادت طبیعى آنها است همه را متفکر و متألم و متأثر خواهید دید به جاى لباس‌هاى رنگارنگ و مزین که عادت روزانه آنها است تمام زن‌ها و مردها را سیاه‌پوش و عزادار خواهید دید با این حال همه کار می‌کنند براى جنگ و وقتى که فراغت حاصل مى‌کنند به فکر آذوقه و قوت لایموت مى‌افتند با این همه گرفتارى خبر مرگ بستگان آنها یکى بعد از دیگرى می‌رسد. قدرى آن اوضاع را در نظر خود مجسم کنیم آن وقت قدر این نعمت فعلى را بدانیم. پیشنهاد عقد همین پیمان با آن همه مشقات و فشارهایى هم که فرض می‌شود در بردارد به عقیده بنده و شاید به عقیده بعضى دیگر کمک مؤثرى است از جهت بهبودى اوضاع فعلى ما که بعدها قطعاً تاریخ قضاوت آن را خواهد کرد فعلاً از گذشته باید درس عبرت گرفت و به فکر ترمیم آتیه بود من معتقدم که این پیمان باید امضا و مبادله شود در عین حال نظرهاى اصلاحى آقایان نمایندگان هم به وسیله چند ضمیمه و پروتکل‌هایى که تا حدى از فشارهاى عمومى و اقتصادى آن بکاهد

+++

فی‌مابین دولت ایران و دول متحده مبادله گردد فقط در اجراى مفاد آن باید چه از طرف دولت و ادارات و چه از طرف ملت و افراد نهایت حسن نیت را به خرج داد تا به حد امکان جلب اعتماد و اطمینان دول نامبرده را نمود و از فشارهاى وارده عملاً کاست به طوری که خودشان راه خود را گرفته و با اطمینان خاطر عقب کارهاى دیگر و واجب‌تر خود بروند و الا هر قدر هم در مفاد آن جرح و تعدیل شود وقتى که با سوء‌ظن باشد هیچ فاعده به حال کشور نخواهد داشت از همین حالا باید حسن نیت را نشان داد پیمانى است که قبلاً بین نمایندگان سه دولت شور و مذاکره شده و نمایندگان دو دولت بزرگ آن را امضا کرده‌اند هنوز میدان‌هاى جنگ هزارها کیلومتر از مرزهاى کشور ما دور است و اگر وقایع اخیر پیش نیامده بود لازم به عقد این پیمان هم نمی‌شد شاید به این زودی‌ها هم جنگ به کشور ما نزدیک نشود زیرا هنوز موانع زیادى در پیش است و امیدواریم با تفضلات خداى متعال دامنه جنگ اساساً به این سامان سرایت نکند به عقیده من در این موقع ما احتیاج به کمک‌هاى فورى اقتصادى داریم باید کوشید و دول متحده را متوجه به وخامت اوضاع اقتصادى فعلى کشور کرد و مخصوصاً به آنها تذکر داد که ما با این که خیلى مقتصد و قانع و کم مدعا هستیم این عادت هم در طبقات مختلفه توده مورد توجه مى‌باشد که حتى‌المقدور مایحتاج خود را همیشه حاضر داشته باشند آنها هم با این که کارهاى فورى و فوتى زیاد دیگرى دارند به قدرى فکرشان وسیع و متوجه تمام دنیا است و با ما هم خصومتى ندارند و میل دارند دوست و صمیمى باشند باز متوجه شده و یقیناً کمک‌هاى مؤثرى هم مى‌کنند.

باید توجه کرد که کالاهاى صادراتى ما را بخرند احتیاجات وارداتى ما را رفع کنند کشتى‌هاى بازرگانى انگلیس و آمریکا که به ترتیب به بنادر خلیج آمده و بار خود را تخلیه کرده و بار ما را نگرفته و خالى به بنادر عراق و هند می‌روند و در آنجا بار می‌گیرند برای احتیاجات ما هم بار بیاورند و بارهاى ما را هم ببرند هم مشمول قانون وام و اجاره کنند. واردات و صادرات ما را دیگر مشمول (جواز عبور دریایى) ندانند کالاهاى موجود را به صاحبان‌شان رد کنند و آنچه برده شده و چون مثل همیشه با هم دوست و صمیمى و همکار هستیم حساب‌هاى آنها را توجه داشته باشند با صاحبان‌شان تصفیه شود و مردم و خدا را از خود راضى نمایند.

تقاضاى دیگر این است که با مردم و افراد مستقیماً کارى نداشته و هر تعهدى از افراد مى‌خواهند دولت خودمان موظف باشد از افراد تعهدات لازمه را بگیرد و یا دستورات لازمه را بدهد اینها است که به عقیده من باید در این موقع که مذاکرات دوستانه و صمیمانه در جریان است از حل و تصفیه آن دریغ و مضایقه نشود تا هم مقاصد آنها اجرا و هم مقاصد ما منظور گردد و از همین حالا اگر تشنجاتى هم در بین عده‌ای از افراد کشور باشد مرتفع و به عقیده بنده و رفقایم ملت با دولت یک دل و یک جهت بتوانند مشغول کار باشند.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- آقاى طوسى

طوسى- بنده یک قسمت عرایضى داشتم ولى چون فعلاً به وضعیف کنونى مجلس نگاه می‌کنم لازم می‌دانم از اغلب عرایض خودم صرف‌نظر کنم همان طور که نماینده محترم خودشان را پابند قسم دیدند بنده هم به قسمى که در مجلس خورده‌ام پابند و معتقدم فهم و تشخیص شخص بنده با این شکل پیمان به کلی مخالف است از این جهت از هر حیث به طور کلى حتى با مواد آن مخالفم مگر طورى مواد تنظیم شود که مجال باشد و اجازه بدهند که با فرصت بیشترى بنده بتوانم مطالعه و موافقت داشته باشم یا طرز فعلى بنده با اصل آن و مواد آن به کلى مخالفم و پیشنهاداتى که لازم بوده است تقدیم می‌کنم در همین موضوع هم دو پیشنهاد دارم که تقدیم می‌کنم یکى مربوط به بنده و آقاى نراقى و دیگرى مربوط به بنده و چند نفر دیگر است تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس- آقاى آزادى

آزادى- البته آقایان حق دارند خارج تشریف می‌برند براى این که مدت‌ها است صحبت شده است و حالا هم اگر آقایان موافق نیستند که بنده عرض کنم مانعى ندارد (جمعى از

+++

نمایندگان- بفرمایید) و الا مجلس را از اکثریت انداختن تصور نمی‌کنم انعکاس خوبى داشته باشد و اگر مجلس از اکثریت بیفتد و آقایانی که اجازه خواسته‌اند نتوانند صحبت خودشان را بکنند تصور نمی‌کنم خوب باشد.

عرض کنم اصولاً عقد پیمان بین دو دولت مبتنى بر مناسبات هم‌جوارى و روابط سیاسى و اقتصادى و در بعضى مواقع احتیاج ضرورى است و از سه قرن به این طرف به واسطه موقعیت جغرافیایى مناسبات ما با دولت‌هاى روس و انگلیس رو به فزونى رفته و روز به روز روابط سیاسی و اقتصادی فی‌مابین توسعه یافته است روى این مناسبات عهدنامه‌هاى مختلفى به طور انفراد و جداگانه با هر یک از دو دولت منعقد کرده‌ایم که پایه روابط سیاسى و اقتصادى کشور ما با دو دولت بوده است. در جنگ کنونى که دامنه‌اش روز به روز وسعت یافته و خرد‌خرد تمام دنیا در این آتش سوخته و می‌سوزند از ابتدا چنان که رو یه صلح‌طلبى ما بود بی‌طرفى خود را به جهانیان اعلام و به هیچ وجه کوچکترین قدمى مخالف مقررات بی‌طرفى برنداشته‌ایم. در سوم شهریور قضایاى ناگوارى براى کشور ما پیش آمد و روى همان رو یه بی‌طرفى و صلح‌طلبى یادداشت‌هایى بین دولت ما و دو دولت روس و انگلیس مبادله شد که تاکنون همان یادادشت‌ها و مراسلات متبادله پایه مناسبات سیاسى و اقتصادى بین کشور ما و دولتین است. اکنون معلوم نیست چه عللى ایجاب کرده است که این پیمان بین کشور ما و دولتین روس و انگلیس منعقد شود نیروى دولتین به کشور ما آمده و هر چه خواسته‌اند کرده‌اند و هر چه در این پیمان نوشته شده است تماماً در آن یادداشت‌ها قید و تصریح شده است و به تمام مواد نیز عمل شده است و بنده هر چه فکر می‌کنم ضرورتى براى عقد این پیمان نمى‌بینم خاصه این که بعضى قسمت‌هاى این قرار‌داد ناقص یادداشت‌هاى سابق است با مقررات این لایحه ما جز دول متخاصم می‌شویم هر چند تصریح شده که معاضدت قواى ایرانى حدود به حفظ امنیت داخلى در خاک ایران خواهد بود ولى بر روى هم که ملاحظه می‌شود مى‌بینم که خواهى نخواهى ما در ردیف متخاصمین خواهیم آمد در حالى در ماده 4 یادداشت سفارت کبراى شوروى مورخه 8 شهریور 1320 و همچنین فقره 1 و 2 از یادداشت دیگر تصریح شده است دولت ایران باید بی‌طرفى خود را ادامه دهد و به طور کلى روح این پیمان در سه قسمت خلاصه می‌شود: اول استفاده از وسایل ارتباطیه که در یادداشت نامبرده نوشته شده و عملاً هم منظور خود را اجرا کرده‌اند. دوم نگاه داشتن قواى زمینى و دریایى و هوایى در خاک ایران تا پایان جنگ که باز در همان یادداشت 8 شهریور و یادداشت‌هاى ششم سپتامبر قید شده است. سوم راجع به استقلال و تمامیت خاک ایران این قسمت به هیچ وجه احتیاج به پیمان خاص ندارد زیرا یک کشورى که سه هزار سال تاریج درخشان و پر افتخار دارد دیگر لازم نیست که هر ساعت و هر دقیقه استقلال و تمامیت آن تضمین داده شود. خاصه که در پیمان‌هایى که قبل از جنگ بین دولت ایران و دولتین بسته شده این جمله مکرراً تصریح شده است. به علاوه همه ما می‌دانیم که این جنگ به خصوص اکنون که دامنه‌اش به تمام دنیا کشیده شده در اول براى حفظ حقوق و استقلال و تمامیت ارضى ملل ضعیفه بوده است زیرا همه می‌دانند که قیام دولت و ملت انگلیس براى این جنگ نه از این جهت بود که تعرض به خاک انگلیس شده یا منافع این دولت در خطر افتاده باشد بلکه تنها به خاطر حمایت از ملل کوچک وضعیت اقدام شده است گذشته از این در منشور اتلانتیک که بین دو دولت بزرگ دموکراسى منعقد شده و دولت روسیه هم به آن ملحق شده آزادى و استقلال و حاکمیت و خود مختارى کلیه ملل دنیا اعلام و تعهد گردیده است. از همه اینها که بگذریم دولتین روس و انگلیس در یادداشت‌هایى که در تاریخ هشتم شهریور ماه به دولت ایران داده‌اند استقلال و تمامیت خاک ایران را تضمین کرده‌اند و بنابراین احتیاجى به تکرار آن و انعقاد پیمان جداگانه نیست. گذشته از این دلایلى که عرض کردم اصولاً این پیمان هم کاملاً یک طرفى و صرفه و صلاح ایران در آن منظور نشده و به طور ناقص هم تنظیم گردیده زیرا در بعضى از فصول اجراى این قرار‌داد منوط به انعقاد قرارداد‌هاى دیگرى است که بعداً تنظیم و تقدیم می‌شود در صورتی که ما نمی‌دانیم آن قرار‌دادها چیست و نسبت به یک

+++

چیز مجهولى نمی‌توانیم امضا کنیم. این که بنده اساساً ضرورتى براى عقد این پیمان نمى‌بینم و معتقدم که این لایحه موافق مصالح و منافع کشور ما نیست و چون خوشبختانه سر و کار ما با یک کشور بزرگ دموکراسى است‏ که اکنون براى آزادى و دموکراسى می‌جنگد و بنده می‌توانم اظهار کنم که لازم است در عقد این پیمان مراعات افکار عمومى هم بشود و چون با عجله‌ای که دارند مراجعه به افکار عمومى مسیر نباشد خوب است عقد پیمان لااقل یک ماه به تعویق افتد که نظریات موافق و مخالف و نویسندگان در روزنامه‌ها که آیینه افکار ملت است نوشته شده و مطلب روشن‌تر و واضح گردد. آقایان می‌دانند که وضعیت غیر‌عادى و فوق‌العاده است و چون یکى از دولى که با ما سر و کار دارد و ما می‌خواهیم با او معاهده ببندیم دولت انگلیس است اگر نظر آقایان باشد در موقعى که دولت انگلستان می‌خواست وارد جنگ شود به نمایندگان مجلس اجاره دادند که ایالات و حوزه‌هاى انتخابیه خود مسافرت کنند براى این که از عقایده و افکار موکلین خودشان مسبوق شوند و ببینند موکلین خودشان با دادن اعلان جنگ با آلمان موافق است یا خیر و روى همین نظر به ولایات مسافرت کردند و با موکلین خودشان صبحت کردند و آمدند و این اعلان جنگ را دادند این بود که با این وضعیتى که پیش آمد دو سال تمام، تمام مملکت انگلستان مخصوصاً در مواقع بمباران مقاومت کرد و استقامت کرد ما هم اگر قبلاً از ملت ایران اطلاع حاصل کنیم و از افکارشان مسبوق شویم هر نتیجه‌ای که بعداً حاصل شود تن در‌می‌دهد براى این که قبلاً اطلاع حاصل کرده و به نمایندگان مجلس اجازه داده است که تصویب بکند. با این وضعیت بنده عرض می‌کنم که با این قرارداد مخالف هستم و با مراسلاتى که نوشته شده است دیگر این پیمان را زائد و غیر‌ضرورى می‌دانم.

وزیر امور خارجه- در تاریخ زندگانى پارلمانى ما کم‌تر اتفاق افتاده که یک همچو قرار‌دادى به مجلس شورای ملى پیشنهاد شود. البته آقایان نمایندگان هر یک به سهم خود حق دارند در اطراف آنها اظهار‌نظر کنند و عقاید خودشان را بگویند و دولت را به آنچه به نظرشان می‌رسد متوجه کنند موافقین و مخالفین هر چه به نظرشان می‌رسد عقیده خودشان را صحیحاً بیان کنند ما یعنى دولت هم همان طور که از اظهار‌نظر موافقین خوش‌وقت هستیم همان طور هم نسبت به اظهارات مخالفین نهایت احترام را می‌گذاریم. اگر رجوع به تاریخ ایران بشود ایران یکى از ممالک کهن سالى است که به خودش روزگارهایى دیده است تاریخ روزگارهاى مشعشع ما را ثبت کرده در همین زندگانى طولانى ما یک روزگارهاى بدى هم البته براى ما پیش آمده ایام سختى هم به ما روى آورده است ولى همین ایران و همین نژاد ایرانى که می‌توان گفت ما در همان نژادى است که در عالم فخر می‌کنند از تمام این مذلت‌ها نجات پیدا کرده است. البته ایران یک مملکتى است داراى گذشته طولانى داراى ادبیات و معرفت هر پیشامدى را با بردبارى و صبر و تحمل و حل می‌کند زنده بوده است و زنده هم خواهد بود (صحیح است- انشاء‌الله) در اینجا یکى از آقایان نمایندگان اشاره فرمودند و بنده از آن این طور فهمیدم مثل این که این قرارداد با جبر و فشارى توأم بوده است. بنده فقط باید عرض کنم که دولت فقط از روى مصلحت و مقتضیات و مصالح کشور با این قرارداد موافقت کرده است و به همان نظر هم به مجلس شوراى ملى آورده است و اگر مصلحت کشور را در آن نمی‌دید با آن موافقت نمی‌نمود فشار هم در کار نیست و این مطلب بایستى به کلى از اذهان خارج شود. اگر بعضى از آقایان نمایندگان اظهار مخالفت فرمودند اظهار مخالفت آنها را هم نباید بیگانگان سوء‌تعبیر کنند دولت هیچ وقت با مجلس فرقى ندارد و مجلس هم با دولت فرقى ندارد و ملت ایران هم با مجلس جدایى ندارد و همه مطالبى که به مجلس پیشنهاد می‌شود در اطرافش گفتگو می‌شود دولت و مجلس و ملت در یک مسائل مهمى که براى این مملکت روى می‌دهد با نظر مصلحت و با نظر صلاح اندیشى مطالعه می‌کنند بنابراین همان طور که ما یعنى دولت این قرارداد را از نظر فشار و جبر به مجلس نیاورده است همان طور هم نظر نمایندگان مخالف نبایستى به هیچ وجه مورد سوء‌استفاده خارجی‌ها بشود و آن را وسیله پروپا‌کاند قراردهند

+++

(صحیح است). اینجا بحث در کلیات شده و بنده این طور که ملاحظه کردم و آن طور که اطلاع داشتم و سابقه داشتم بنا بود آقایانى که در کلیات مخالفند نظریات خودشان را بفرمایند و بعد آقایانى که نظر اصلاحى دارند و آنچه به نظرشان می‌رسد به عنوان پیشنهاد اظهار فرمایند ولى حالا مى‌بینم از این خط منحرف شدیم و از مطلب دور افتادیم مثل این که بعضى از آقایان می‌فرمودند که ما به کلى مخالفیم ولى اگر اصلاحاتى بشود یا فلان طور نوشته شود موافقیم این مذاکرات به نظر بنده در طرز و روش معمولى دور است و از مرحله مستقیم خودش منحرف می‌باشد در اینجا صحبت از کلیات شد و همان طوری که در جلسات خصوصى بنده مفصل عرض کردم و جناب آقاى نخست وزیر و جناب آقاى وزیر فرهنگ هم مفصلاً توضیح دادند چه بسا مطالبى که ما در جلسات خصوصى بیان کردیم که نمی‌توانیم در اینجا بیان و تکرار کنیم. امروز ملل دنیا به دو دسته تقسیم شده‌اند یک دسته هستند متخاصم و داخل جنگ که تکلیف‌شان معلوم است یک دسته دیگر ممالکى هستند که داخل جنگ نیستند و به عنوان بی‌طرفى و از لحاظ جغرافیایى و از لحاظ مقتضیات و مصالح خودشان ناچار شده‌اند به یکى از دو طرف متمایل شوند البته جنگ به قدرى حاد است و به قدرى دنیا گیر شده است که ایرادى به یک کسانى که در حال بی‌طرفى به یک طرفى متمایل شوند نیست اصول بین‌المللى همان طورى که آقاى نخست وزیر فرمودند اساس و مقررات خود را گم کرده است اگر سابقاً یک دولتى به یک دولتى اعلان جنگ می‌داد باید مقررات بین‌المللى رارعایت کند نمایندگان خودشان را بخواهند و اعلان جنگ بدهند و چه بکنند و چه بکنند یا اگر دول بی‌طرف بودند یک مقرراتى داشتند که آن مقررات به جاى خود بایستى رعایت شود ولى امروز و در این جنگ متأسفانه آن مقررات به هم خورد و ما هم که نمی‌دانیم این جنگ کى تمام خواهد شد و خدا می‌داند که تا کى طول می‌کشد و به کجا منتهى می‌شود در هر صورت ما هم در این گیرودار واقع شدیم قضایایى به ما روى آورد و حوادثى رخ داد و تأثیراتى در مملکت ما کرد که تکرا آنها زائد است زیرا هم وقت آقایان گذشته و هم تکرار آن مطالب شاید خوش آیند نباشد. دو همسایه قوى ما وارد جنگ شده‌اند و در یک صف قرار گرفته‌اند و البته از ما هم به مناسبت این که در یک موقعیت‏ خاصى واقع شده بودیم انتظاراتى دارند و متوجه به ما شده اند پیشنهاداتى کردند و خواستند ارتباطى مابین هم از طرف ایران حاصل کنند خلاصه آن که کار رسید به قضیه ورود به خاک ایران و مبادله آن مراسلات و بالنتیجه پیشنهاد پیمان اتحاد. گویا آقاى آزادى بودند که فرمودند ما یک مراسلاتى داشتیم و دیگر این پیمان لزومى نداشت آقاى نخست وزیر گمان می‌کنم کراراً توضیح دادند که مبادله این مراسلات در یک موقعى شد که آنها با حال خصومت وارد ایران شدند ولى بعد از آن آنها گفتید که در عالم همسایگى و در عالم دوستى میل داریم این سوء‌تفاهمى که بین ما پیدا شده است رفع شود ما می‌خواهیم مردم ایران و مردم دنیا بدانند که ما با دولت ایران در حال خصومت نیستیم ما پیشنهاد می‌کنیم بیایید و یک قراردادى منعقد بنمایید که طرفین منافع فعلى را در نظر بگیریم تا این جنگ بگذرد و دوره‌اش را طى کند و این قرارداد هم از بین می‌رود رفاقت ما برقرار دوستى ما استوار این بود که پیمان اتحاد به وجود آمد البته آقایان حالا خواهند گفت مثل این که بعضى از آقایان اشاره فرمودند و در جلسه خصوصى هم گفته شد که این پیمان اتحاد چه ضرورتى دارد آقا اینها دو دولت همسایه قوى ما هستند امروز اینها به مناسبت قضایایى به ما پیشنهاد دوستى می‌کنند و میل دارند به مناسبت وقایع مهمى که براى آنها در دنیا رخ داده از راه‌هاى ما استفاده‌هایى بکنند همان طور که در پیمان هست و به ما هم پیشنهاد می‌کنند می‌گویند اوضاع اقتصادى شما بد است امروز شما با هیچ جاى دنیا ارتباط ندارید، وسیله‌ای ندارید حیات اقتصادى خودتان را تأمین کنید ما حاضریم که به شما کمک کنیم ما چه کنیم؟ بگوییم نه، این که شرط مملکت‌دارى نیست اگر می‌گویند مطمئن باشید که به استقلال شما خدشه‌ای وارد نمی‌شود اگر می‌گویند بعد از آن موقع معینى که در قرار‌داد نوشته شده

+++

است خاک ایران را ترک می‌کنیم ما می‌گوییم این کار را نمى‌کنیم؟ و سایر مطالب دیگر که در خود قرارداد ذکر شده است فقط یک چیز مهم در اینجا هست که آقایان بایستى در نظر بگیرند و آن این است که متأسفانه بایستى اعتراف کرد (حالا باز به گذشته اشاره نمی‌کنیم) و آن این است که یک سوء‌ظنى براى آنها ایجاد شده است و با بستن این قرارداد یکى از کارهایى که می‌شود این است که آن سوء‌ظن مرتفع می‌شود و اعتماد جاى آن را خواهد گرفت و آنها خواهند دانست که ما هیچ قصدى نداریم و به دوستى خودمان با همسایگان خودمان اهمیت می‌دهیم بالاخره ما همسایه هستیم تا هستیم تا روسیه هست و انگلستان هست ما همسایه هستیم و ما بایستى روابط خودمان را با آنها محکم کنیم و منافع خودمان را با دوستى و حسن تفاهم حفظ کنیم و در این گیرودار دنیایى که معلوم نیست چه خواهد شد ما هم بتوانیم بالاخره تکلیف خودمان را بدانیم این است وضع که بنده به طور اجمال اشاره کردم و جناب آقاى نخست وزیر هم توضیح دادند و کاملاً تمام آنها را روشن فرمودند امیدوارم جنگ به زودى تمام شود خون‌ریزى به آخر برسد نوع بشر روزگار خوشى از سر گیرد و این پیمان و این قرارداد هم که موقتى است به آخر برسد و منقضى گردد. آقایان دایماً اشاره می‌کنند ما با همسایگان عهدنامه داریم و فصول عهدنامه را در اینجا می‌خوانند عرض کردم این قرارداد فعلى را یک وضع خاص و فوق‌العاده پیش آورده است و این قرارداد دایمى نیست و عمر طولانى هم ندارد و خاتمه این قرارداد مربوط است به خاتمه جنگ، جنگ که خاتمه پیدا کرد این قرارداد هم از بین می‌رود از بین هم که رفت تمام این حرف‌ها هم از بین می‌رود کشور ایران آن طورى که منظور نظر همه ماها است و همان طور که عرض کردم از پیشامدهاى سخت از این اوضاع هم خلاصى یابد و همیشه زنده بوده‌ایم و باز هم خواهیم ماند (انشاء‌الله) آقاى مؤید احمدى راجع به کنتر پروژه اشاره‌ای فرمودند ایشان که در کارهاى پارلمانى سابقه زیاد دارند خوب می‌دانید که کار عهد‌نامه و قرارداد یک چیزى است بین دو طرف و البته گفتگو می‌شود و مشاوره می‌شود اگر بنا بود آن کنتر پروژه که تنظیم شد قبول کنند که دیگر مذاکره و مشاوره موضوعى ندارد البته کنتر پروژه طورى تنظیم شده بود که آنچه را می‌خواستیم منظور کرده بودیم وقتى که فی‌مابین گذاشته شد یک قسمتى را قبول کردند و یک قسمت را قبول نکردند و این پیمانى که تقدیم مجلس شوراى ملى شده آن طرحى نیست که روز اول دولتین به ما پیشنهاد نموده بودند روى آن خیلى مذاکره شده است تا بالاخره به اینجا رسیده که ملاحظه می‌فرمایید راجع به قسمت اقتصادى آقاى آزادى اشاره فرمودند که نمی‌دانیم چیست این قضیه اقتصادى موضوعى است که در اینجا ما به آن اشاره کردیم و البته گمان نکنید که یک طرحى است که موجب این خواهد شد که براى‏ما یک زحمتى ایجاد کند برعکس ما امیدواریم همان طور که دولتین به ما وعده داده‌اند همین روزها داخل مذاکره آن بشویم و طرح مناسبى با احتیاجات فعلى و با در نظر گرفتن اوضاع اقتصادى به مجلس بیاوریم. در خاتمه تقاضا دارم به مذاکرات در کلیات خاتمه داده شود که زودتر نظر آقایان نمایندگان معلوم و تکلیف دولت هم معین گردد.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

رئیس- آقاى دکتر سنگ

دکتر سنگ- آنچه را که بنده اطلاع دارم غالباً آقایان وزرا در هیئت‌شان اتفاق مى‌افتد که تا ساعت ده بلکه بیشتر مى‌نشینند و کار می‌کنند و در مجلس هم یک عده موافق است و یک عده مخالف و ما هم اگر یک شب تا ساعت ده بنشینیم و این مذاکراتى که لازم است به عمل آید چه عیب دارد و از مخالفین هم که اسم نوشته‌اند چند نفر بیشتر باقى نمانده است خوب است آقایان موافقت بفرمایند مذاکرات لازمه بشود.

وزیر فرهنگ- عرض کنم مقصود از کفایت مذاکرات البته کفایت مذاکرات در کلیات است و جلوگیرى از نطق آقایان در فصول به هیچ وجه نمی‌شود و آقایانى که نظریات اصلاحى دارند نسبت به فصول پیشنهادات خودشان را امشب می‌دهند و مطابق نظامنامه در بیست و چهار ساعت دیگر در همین مجلس مطرح می‌شود و هر اعتراضى دارند نسبت به آن ماده بیان می‌کنند و به طور تفصیل هم می‌توانند صحبت کنند

+++

در هر حال جلوگیرى از نطق آقایان به هیچ وجه من‌الوجوه نشده است و نخواهد شد.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

طهرانچى- بنده مخالفم با کفایت مذاکرات.

رئیس- بفرمایید.

طهرانچى- بنده با کفایت مذاکرات مخالفم براى این که اجازه بنده قبل از چند نفر بود و مذاکره شد که پیشنهادات داده شود و بعد در فصول مذاکرات لازمه بشود اگر اجازه بنده محفوظ خواهد بود که در شور دوم عرایض خودم را بکنم که عرضى ندارم و اگر محفوظ نیست که بنده مخالفم با کفایت مذاکرات و به طور کلى هم با این قرارداد مخالفم و عرایضى هم دارم که چنانچه اجازه بفرمایند عرض کنم.

رئیس- به طورى که آقاى وزیر فرهنگ فرمودند اعتراضاتى که در فصول هست بایستى به صورت پیشنهاد آقایان بدهند و پیشنهاداتى که داده می‌شود در جلسه آتیه مطرح می‌شود و توضیحات خودشان را آقایان می‌دهند آقاى لیقوانى.

لیقوانى- باید هر کس که پیشنهاد می‌دهد توضیح هم بدهد.

رئیس- مطابق نظامنامه بایستى پیشنهادات قبلاً طبع و توزیع شود بعد اگر لازم شد در جلسه آتیه صحبت می‌کنند.

4- استرداد لایحه مربوط به تصفیه امور املاک و تقدیم لایحه جدید از طرف آقاى وزیر دادگسترى‏

رئیس- آقاى وزیر دادگسترى فرمایشى دارند.

وزیر دادگسترى- بنده خیلى معذرت می‌خواهیم از این که بعد از چهار ساعت و نیم که وقت مجلس صرف مذاکرات شده است و آقایان خسته شده‌اند چند ثانیه وقت آقایان را لازم می‌دانم اشغال کنم و می‌خواهم یک توضیحاتى هم در این باب عرض کنم ولى چون وقت گذشته است صرف‌نظر می‌کنم و توضیحات را می‌گذاریم براى وقت دیگر. آقایان در نظر دارند که در آخر دوره دوازدهم بنده یک لایحه تقدیم کردم راجع به املاک واگذارى و آن لایحه نواقصى داشت که در ضمن لایحه دیگرى که حالا تقدیم می‌کنم آن نواقص مرتفع شده است فعلاً اجازه می‌خواهم که آن لایحه سابق را استرداد کنم و این لایحه را به جاى آن تقدیم کنم که به جاى آن به طور عادى مطرح شود.

رئیس- لایحه به کیمسیون رجوع می‌شود. آقاى گلشاییان

5- تقدیم لایحه مربوط به یکى شدن وزارتخانه‌هاى بازرگانى و پیشه و هنر

وزیر پیشه و هنر و بازرگانى (آقاى گلشاییان)- لایحه قانونى است راجع به تضمیم وزارت پیشه و هنر و بازرگانى که تقدیم می‌شود.

رئیس- به کمیسیون رجوع می‌شود.

6- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- اگر تصویب می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آینده روز چهارشنبه دهم دى ماه سه ساعت پیش از ظهر دستور هم بقیه مذاکرات پیمان.

مجلس هشت ساعت و نیم بعد از ظهرختم شد

رئیس مجلس شوراى ملى- حسن اسفند‌یارى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293877!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)