کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهاردهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14
[1396/05/18]

جلسه: 11 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 10 فروردین ماه1323  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - اجراى مراسم تحلیف از طرف هشت نفر از آقایان نمایندگان‏

3- بیانات آقاى فرخ راجع به اعلام جرم نسبت به آقایان سهیلى و تدین نخست وزیر و وزیر کشور سابق‏

4- طرح گزارش شعبه مربوط به جریان انتخابات تهران‏

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏14

جلسه: 11

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 10 فروردین ماه1323

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت مجلس‏

2 - اجراى مراسم تحلیف از طرف هشت نفر از آقایان نمایندگان‏

3- بیانات آقاى فرخ راجع به اعلام جرم نسبت به آقایان سهیلى و تدین نخست وزیر و وزیر کشور سابق‏

4- طرح گزارش شعبه مربوط به جریان انتخابات تهران‏

5- موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

(مجلس سه ربع ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى ملک مدنى (نائب رئیس) تشکیل گردید)

صورت مجلس روز سه‌شنبه 8 فروردین ماه را آقاى طوسى (منشى) قرائت نمودند

(اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شد :

غایبین بی­اجازه – آقایان : دهستانی-حاج آقا رضا رفیع

غایبین بی­اجازه : آقایان . سلطانی- کفایی - مؤید قوامی-صمصام- فداکار - خاکباز - تهرانچی

دیر آمده با اجازه - آقای هاشمی

دیر أمده بی­اجازه - آقایان : منصف- دشتی )

1-تصویب صورت مجلس

نائب رئیس- در صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى آصف‏

آصف- عرض کنم معمولاً صورت جلسه را خلاصه می­نویسند ولى در اینجا عرض کردم و یک اسمى از قوانین گذشته بردم و گفتم باید تجدیدنظر شود چون این مطلب مهمى است خواهش می­کنم اصلاح شود .

نائب رئیس- بسیار خوب اصلاح مى شود .

صدر قاضى- عرض کنم اینجا در صورت مجلس که مرقوم فرموده­اند از مأمورین دولت به طور کلى نوشته­اند در صورتی که فقط منظور بنده یک عده افسرانى بودند که در امر انتخابات سقز مداخله کرده­اند و مداخلات نامشروعى از طرف آنها به عمل آمده است نه عموم مأمورین دولت. استدعا می­کنم این موضوع اصلاح شود .

نائب رئیس- بسیار خوب. صورت جلسه تصویب شد.

بر طبق دستور اول مراسم تحلیف به عمل می­آید بعد می­پردازیم به کارهاى دیگر و وارد دستور می­شویم .

فرخ- بنده عرض داشتم .‏

نائب رئیس- بعد از مراسم تحلیف قبل از دستور نوبت شما است.

+++

2- اجراى مراسم تحلیف از طرف هشت نفر از آقایان نمایندگان

نائب رئیس- شروع می­شود به اجراى مراسم تحلیف (در این موقع کلام الله مجید را به مجلس آورده و عموم حضار به احترام کلام الله قیام نمودند و آقایان زیر در محل کرسى خطابه حاضر و به شرح پایین قسم‌نامه را قرائت و امضا نمودند) .

من که در ذیل امضا می­نمایم خداوند را به شهادت می­طلبم و به قرآن مجید قسم یاد می­کنم مادام که حقوق مجلس و مجلسیان مطابق قانون اساسى محفوظ و مجرى است تکالیفى را که به من رجوع شده است مهما امکن با کمال راستى و درستى و جد و جهد انجام داده و نسبت با اعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق و راستگو باشم و به اساس سلطنت و حقوق ملت خیانت ننمایم و هیچ منظورى نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران .

آقایان: ملک‌مدنى- امیر تیمور- طوسى- تیمورتاش- دکتر اعتبار- ابوالقاسم امینى- مرآت اسفندیارى- مخبر فرهمند .

نائب رئیس- اگر موافقت بفرمایید بقیه مراسم تحلیف باشد براى جلسه آتیه. قبل از دستور چند نفر از آقایان اجازه خواسته­اند. آقاى فرخ

3- بیانات آقاى فرخ راجع به اعلام جرم درباره آقاى سهیلى و تدین نخست وزیر و وزیر کشور سابق

فرخ- اجازه که بنده امروز براى قبل از دستور خواستم تصور می­کنم از نقطه­نظر حیات سیاسى و اجتماعى و اقتصادى کشور منتها درجه اهمیت را دارا باشد آقایان تصدیق می­کنند در کشور و جامعه که بیم و امید وجود نداشته باشد آن جامعه قابل ادامه حیات سیاسى نیست اگر مجلس چهاردهم هدف خود و آمال خود را این قرار بدهد که از اشخاص درستکار و وطن‌پرست و صحیح­العمل قدردانى بکند و از کسانى که سوء‌استفاده از موقعیت خودشان می­کنند جلوگیرى بکند خیال می­کنم که بزر­گترین قدم را براى اصلاح مملکت برداشته است این موضوع سرمنشاء تمام اصلاحات اولیه است و قدم اولى است که باید برداشته شود در یکى از جلسات خصوصى در ضمن مذاکراتى که به عمل آمده بنده عرض کردم که نسبت به دو نفر از وزرا‌ اعلام جرم خواهم کرد آنها مستحضر شدند و با گرفتن امتیاز روزنامه جدید و بعضى از چیزهاى دیگر مرا تهدید کردند من می­خواستم پس از مراسم تحلیف این قضایا را به عرض برسانم ولى براى این که ثابت کنم که من مورد تهدید قرار نمی­گیرم تصمیم گرفتم که امروز به عرض برسانم البته ممکن است که اشخاص آلوده از کنار اشخاص دیگرى که می­گذرند دستى به آنها بزنند ولى الحق یعلو و لا یعلى علیه حقیقت هیچ وقت از بین نخواهد رفت و حقیقت همیشه خود را نشان خواهد داد با عرض این مقدمه بر طبق قانون محاکمه وزراء ماده 2 می­گوید که موجبات تعقیب وزراء از طرف مجلس شوراى ملى به قرار ذیل است .

اول- اعلام کتبى یکى از نمایندگان در مجلس شوراى ملى دایر به وقوع جنحه یا جنایت من در مقابل نمایندگان ملت على سهیلى و سید محمد تدین را اعلام جرم می­کنم و جرایمى را که براى اعلام جرم نسبت داده شده است و اسنادى که براى این نسبت تهیه شده است چندین مورد است ولى یک مورد را بنده مقدم قراردادم علت تقدم هم این است که توجه نمایندگان را به این موضوع بیشتر دیدم و آن موضوع موضوع انتخابات دوره چهاردهم است علت توجه نمایندگان را هم من این طور تشخیص دادم که اگر واقعاً از انتخابات دست­هاى آلوده را دور کردیم و واقعاً از دولت که در انتخابات مداخله ناحق می­کند جلوگیرى کردیم آن وقت می­توانند نمایندگان حقیقى ملت کرسى­هاى خودشان را اشغال کنند و دولتى که می­آید چون زاییده شده فکر نمایندگان است طبعاً آنها هم صالح انتخاب خواهند شد بنابراین بنده این موضوع را بر سایر موضوعات مقدم شمردم. این است آن ورقه اعلام جرم که می­خوانم .

مجلس شوراى ملى:

بر نمایندگان محترم پوشیده نیست که آقایان سهیلى نخست وزیر و تدین وزیر کشور در انتخابات دوره چهاردهم قانونگذارى در بسیارى از نقاط کشور مداخلات غیرقانونى و مفسده انگیزى نموده و چون این مداخلات ناشى از سوء

+++

نیت و قصد انتفاع بوده نسبت به شکایات هیچ یک از نقاط مورد دخالت توجه شایسته نکرده و بالعکس فشار و سختی­هاى وارده بر اهالى به حدى شدید بود که به نزاع و جرح و ضرب و انتشار کینه و نفاق بین اهالى و بى اعتمادى ساکنین آن نقاط نسبت به عدالت اجتماعى دولت منتهى شده بوده و به درجه­اى وزیران مزبور نسبت به شکایات لاقیدى و بى­اعتنایى نشان داده­اند که اهالى را به التجا به قونسولگرى خارجى سوق داده­اند .

حقایقى که در بالا به عرض رسید طبق اسناد و نوشته­جات و شکایات واصله به مجلس شوراى ملى و جراید و محتویات پرونده‌هاى انتخابى در اعلى درجه وضوح و ثابت است. نظر به مراتب معروضه و نظر به این که اعمال آقایان سهیلى و تدین و مداخلات آنان در انتخابات و کلیه اوامرى که آنها کتباً یا شفاهاً به مأمورین و استانداران براى سلب آزادى مردم و تحمیل انتخابات اشخاص بر اهالى کشور داده­اند طبق مواد 91 و 92 و 280 از قانون مجازات همگانى قابل تعقیب به شمار می­رود. از این روى موافق ماده 1 و شق اول ماده 2 قانون محاکمه وزراء وقوع جرایم فوق­الذکر و اتهام به محرومیت آقایان سهیلى و تدین را اعلام می­دارد.

در خاتمه رونوشت و عین دوازده طغرا تلگراف براى نبوت قطعى جرم به ضمیمه تقدیم می­شود- مهدى فرخ

اما موارد جرم: در بندرعباس انتخابات شروع شده است حکومت انجمنى را تشکیل داده است. از وزارت داخله تلگراف می­کنند. از تهران به عباسى: فرماندارى 3212 با بررسى دقیق به طرز انتخابات انجمن نظارت لازم است معلوم دارید که آیا مطابق مقررات تشکیل شده یا نقص قانونى دارد تا دستور داده شود و تمایل اشخاص ملاک خوبى یا بدى انجمن نباید باشد با دقت کافى نتیجه گویید 6378 به جاى وزیر کشور نصر.

از بندرعباس جواب می­دهند: جواب تهران کشور 6378 مفتاح 27- انجمن نظارت به منظور فرماندارى از شخص معین تشکیل و بیطرف نیست.

آن حکومت را احضار می­کنند آقاى گرگانى نامى را به نام فرماندارى می­فرستند. پس از این انجمن را تغییر داده وزارت کشور تلگراف رمز می­کند:

شماره تلگراف 1 از تهران به عباسى آقاى دکتر مصباح‌زاده را فراموش نکنید دستور اجراى انتخابات آنجا می­رسد .

جواب- جناب آقاى نخست وزیر 1559 ق م ض ل ه م 3037 فرماندار گرگانى :

کشف- اطاعت می­شود .

از تهران به عباسى شماره تلگراف 45- از تهران به عباسى شماره قبض تلگراف 291/ 158854 عدد کلمات 19 تاریخ 22 تاریخ وصول 24/ 8/ 22 فرماندارى- مفتاح 5 کشف- نظریه و مطالعه فرماندارى نسبت به زمینه اشخاص براى انتخابات چیست .

جواب- وزارت کشور 1139- مفتاح 27- کشف با این انجمن زمینه براى انتخابات دکتر مصباح‌زاده فراهم است .

مجدداً از تهران تلگراف می­شود: شماره تلگراف 2 از تهران به عباسى فرماندارى مفتاح 27 تعقیب 1229- عمل شما باید غیرمحسوس و به کلى محرمانه باشد.

مورد دیگر انتخابات شهرضا است. شخصى را به نام میکده به عنوان حکومت به شهرضا می­فرستند پس از این که حکومت وارد محل مأموریت می­شود تلگراف می­کند: تهران جناب نخست وزیر پاسخ 22/ 7/ 19/ (1289) تا تاریخ 19/ 7/ 22 داشته باشد بدیهى است اوامر مبارک کاملاً به موقع اجرا گذارده خواهد شد 3230 میکده. پس از چندى این تلگراف مجدداً به تهران مخابره می­شود. رمز- جناب آقاى نخست وزیر- آقاى شیروانى در انتخابات به علت مخالفت خسرو قشقایى و

+++

صارم‌الدوله در اقلیت است و دکتر کیان به علت تمایلات خسرو قشقایى و صارم‌الدوله زمینه مناسبى پیدا کرده و چنانچه فدوى در نتیجه فشار استاندار بیطرف بماند موفقیت با کیان خواهد بود اگر این جریان با طرح و برنامه دولت مغایرت دارد مستدعى است در صورت استقرار رأى مبارک در این موضوع اوامر لازم به استاندارى اصفهان صادر فرمایید مضافاً به این که آقاى رسا که نه منظور قشقایى­ها و نه نوکر آنها می­باشد می­تواند با توجه حضرت اشرف هر دو کاندید نام برده را از بین ببرد- براى این که در منطقه فدوى عملى برخلاف برنامه دولت سر نزند مراتب به عرض مبارک رسانده شد. 406- 4/8/ 22 میکده

از تهران تلگراف می­شود

آقاى فرماندار شهرضا- 406- محرمانه نظر همان است که حضوراً مذاکره شد اهتمام نمایید همان طور عمل شود ممکن باشد انتخابات چند روز تعویق اندازید139- 12/8/22

نخست وزیر- شخصاً کشف نمودم مورخه 13/ 8/ 1322 تهران جناب نخست وزیر تشکیل انجمن امروز به تعویق انداختم ولى از اول آذر تقسیم تعرفه در این شهرستان شروع می­شود- شاهزاده صارم­الدوله استاندار را با خود همراه و آقاى شیروانى را در اقلیت خواهد گذاشت خسرو قشقایى نیز جداً بر علیه شیروانى مشغول است چون لنجان پرجمعیت­ترین حوزه انتخابیه این شهرستان از لحاظ ادارى تابع فرماندارى اصفهان و از حیث سیاست محلى در قسمت شاهزاده صارم­الدوله است چنانچه نتیجه خلاف انتظارى پیش آمد نماید استدعا دارد فدوى را مقصر ندانید 471- 17/8/22 میکده.

این تلگراف از تهران می­شود. آقاى میکده فرماندار رونوشت اصفهان استاندارى از تاریخ صدور این تلگراف منتظر خدمت می­شوند امور فرماندارى را به آقاى موثقى بازرس وزارتى تحویل نمایید 19233- 60911.

تلگراف بعدى است که به تهران مخابره می­شود 306- 26/8/22

جناب نخست وزیر- رونوشت وزارت کشور- به موجب امر صریح وزارت کشور سابقاً دستور داده شده بود که از تشکیل انجمن نظارت خوددارى شود و اینک که دستور شروع انتخابات در نتیجه اقدام ناقص که در امر تشکیل انجمن سابق به عمل آمده بود عده­ای از اهالى که محرکین آنان در دفتر نخست وزیرى سابقه دارند شکایاتى تقدیم نمودند که می­بایستى انجمن سابق اولى مجدداً اهمیت پیدا کند براى جلوگیرى از این تحریکات با موافقت نظر آقاى غلامرضا کیان در صورت مدعوین انجمن سابق ترمیماتى به عمل آمده اختلافات مرتفع خواهد شد جهت اطلاع گزارش گردید. مورد دیگر در زاهدان انتخابات مکران شروع شده است رأى گرفته­اند مقدارى هم در صندوق ریخته­اند وزارت کشور توقیف می­کند فرماندار می­پرسد که علت توقیف چیست وزارت کشور تلگراف می­کند.

رونوشت تلگراف رمز- زاهدان- فرماندارى- تعقیب تلگرافات سابق لزوماً تذکر می­دهد که صلاح کشور در این است که نماینده مکران بلوچ باشد به جهاتى که آقاى ریگى که مدتى است آشنا به اوضاع و احوال شده است بر غیر ترجیح دارد لازم است با نهایت دقت ترتیب این کار را بدهید تا دستور رفع توقیف داده شود نمره 1049 تدین.

بنده براى این که امروز بیش از این وقت مجلس شوراى ملى را نگیرم و چون انتخابات تهران جزو دستور است و هم من و هم سایر آقایان مایل هستند که حتى­المقدور انتخابات تهران زودتر تمام شود باقى عرایضم را در جلسات بعد به عرض آقایان نمایندگان می­رسانم جرایمى که متوجه است اختلاس است سوء استفاده از اختیارات دولتى هست خیانت به مملکت هست و موارد دیگر اینها را در جلسات دیگر به عرض آقایان خواهم رسانید فعلاً این اعلامیه را به مقام ریاست تقدیم می­کنم و استدعا می­کنم مطابق قانون محاکمه وزرا‌ امر به ارجاع به کمیسیون فرمایید.

+++

نائب رئیس- مطابق قانون محاکمه وزرا به کمیسیون عرایض و مرخصى ارجاع می­شود.

4 - طرح گزارش شعبه مربوط به جریان انتخابات تهران

جمعى از نمایندگان- دستور. دستور

نائب رئیس- کسى مخالف دستور نیست (خیر) گزارش شعبه راجع به نمایندگان تهران مطرح است. آقاى طباطبایى.

طباطبایى- چنان که آقایان مستحضرند بنده تاکنون در امر اعتبارنامه­ها هیچ گونه اظهار نظرى نکردم و حالا هم خیال ندارم در امر انتخابات وارد شوم فقط بنده می­خواستم چند کلمه راجع به انجمن نظار تهران عرض کنم آقایانى که بنده را می­شناسند می­دانند بنده همیشه نسبت به همکاران خودم وظایف وجدانى خود را انجام داده­ام حالا هم می­خواهم چون آقایان اعضا انجمن با من همکار بودند و در این کار شرکت داشتند مختصر توضیحى راجع به انجمن نظار تهران عرض کنم این انجمن از نظر مردمان مطلع و بى­طرف یکى از بهترین انجمن­هاى انتخابى تهران است در این دوره شاید انجمنى به قدر انجمن نظارت تهران زحمت نکشیده و کوشش و سعى نکرده این انجمن شش ماه و خورده­ای که وارد کار بود اشخاصى که عضویت داشتند در نظر آنهایى که آنها را می­شناختند مردمان پاک و بی­طرف و بی­غرض معروف بودند حتى آنهایى که از اخلاق ایشان مستحضرند ایشان را یکى از بزرگترین مردمان این شهر حساب می­کنند و ایشان شش ماه شب و روز در این انجمن خدمت کردند و حتى می­توانم عرض بکنم که مبالغ گزافى خسارت کشیدند به واسطه این که به کارهاى شخصى خودشان هیچ نتوانستند برسند این انجمن از بدو تشکیل مواجه شد با حکومت نظامى این را هم باید عرض کنم یکى از اشخاص مهم دیگرى که در این انجمن بود آقاى میرزاى شیرازى که یکى از روحانیون هستند به قدس و تقوى و آزادى طلبى معروف هستند (صحیح است) همچنین آقاى آقا سید هاشم یکى از بزرگان این شهرند و بنده سعادت آشنایى با ایشان را در این انجمن پیدا کردم و خیلى تأسف خوردم که چرا قبل از آن ایشان را نمی­شناختم در حقیقت تمام آقایان خیلى زحمت کشیدند خسارات مالى کشیدند شب و روز کار کردند مواجه شدیم با حکومت نظامى دو ماه و نیم کوشش کردیم زحمت کشیدیم و مقاومت به خرج دادیم و دولت هم در مقابل ما مقاومت کرد تا بالاخره ما موفق شدیم که حکومت نظامی را با یک قانونى که از مجلس شوراى ملى گذشت نسبت به انتخابات تهران ملغى کنیم بعد از آن آقایان اطلاع دارند که مداخلاتى می­شد و ما مدتى در زد و خورد بودیم براى جلوگیرى از آنها و چند روز انجمن تعطیل شد و توانستیم بعد از مدتى جلوگیرى کنیم بنده عرض می­کنم که این انجمن تا آخرین نقطه امکان وظایف خودش را به قدرى که مقدور بوده و به قدرى که وسایل در دست این انجمن بوده انجام داده است و هیچ گونه قصورى نکرده است و خواسته است تا اندازه­ای که می­تواند رعایت بى­طرفى و اجراى قانون را کرده باشد حتى خود بنده در عرض این مدت با یک نفر از اعضاى انجمن فرعى وارد هیچ گونه مذاکره نشدم و اگر دستور هم می­دادم با حضور همه بوده است و حتى یکى از آنها را هم ملاقات نکردم که از وظیفه خودم خارج شده باشم و همچنین نسبت به سایر موضوع­ها چون دولت که به ما اتومبیل نداده بود آقاى کاشانیان که عضو انجمن بودند اتومبیل ایشان زیر پاى اعضا انجمن بود براى آمد و شد و مبالغ گزافى ایشان در این مدت تحمل مصارف اتومبیل خودشان را کردند که ماها بتوانیم برویم و بیاییم و این طور زحمات کشیدند تا انتخابات را به این صورت انجام دادند بنده وظیفه خودم دانستم که عرض کنم که انجمن تهران با کمال دقت وظایف خودش را انجام داده تا حدى که مقدور بوده است و اگر شکایاتى شده بود کاملاً رسیدگى می­کرده است و در هیچ جا فرو گذار نکرده و در همه جا به محض این که یک شکایتى شد رسیدگى کرد و اگر لازم بود مفتشى فرستاده شود چه در شهر و چه در حومه اقدام شده و نسبت به لواسانات هم همین طور چه خود بنده رفتم و چه کس دیگر و

+++

بالاخره یکى از اشخاص بیطرف از قضات عدلیه را فرستادیم آقاى جمشیدى که تمام آقایان ایشان را می­شناسند و ایشان سوابق زیادى دارند و بنده هم شنیده بودم که ایشان آدمى خوبى هستند ایشان را گذاشتم چنانچه قبل از ایشان هم کسى دیگر را انتخاب کردیم از قضات و ایشان هم تشریف آوردند به انجمن و قبول کردند ولى وزارتخانه نگذاشت و بالاخره به ایشان گفتم که شما یک آدم مستقل­الفکرى هستید و انجمن خیلى مایل است که اسناد و مدارکى شما بتوانید بر صحت این شکایات پیدا کنید ایشان هم قبول کردند و رفتند و پرونده که هست حاضر کردند در هر حال انجمن تمام وظایف خودش را در تمام جریان انتخاب‏ انجام داده است و اگر نقصى هم هست براى این است که وسایل بهتر از این فراهم نبوده مثلاً ما انجمن­هاى فرعى را که تشکیل می‌دادیم آقایان می­دانند کار پر زحمتى بود حملاتى می­شد به اعضاى انجمن­ها و شکایاتى می­شد ملاحظه بفرمایید مثلاً در حدود هشتصد نهصد کاندیدا بود و در بعضى از حوزه­ها از هزار تا هم زیادتر بوده است و اغلب اعضا انجمن­ها دچار یک تعرضاتى بودند بعضى اوقات اعضا انجمن قهر می­کردند و می­رفتند ما اینها را بایستى برویم التماس کنیم راضى کنیم بالاخره مقاومت مى­کردند و استعفا می­کردند بالاخره مجبور بودیم متصل اعضا جدیدى پیدا کنیم و بالاخره از بس عوض و بدل شدند مجبور شدیم از اعضا ادارات یک اشخاص بى­طرفى را کمک بگیریم و بالاخره آنها هم آمدند و یک عده­شان خیلى زحمت کشیدند و خدمت کردند و ما از آنها تشکر داریم ولى یک عده­شان نتوانستند تحمل کنند گذاشتند و رفتند و بالاخره ما گرفتار یک همچو دردسرهایى بودیم در این مدت شش ماه همین آقاى امین­الملک مثل یک نفر کارگرى که مقاطعه کرده باشد کارى را دائماً کار می­کردند و بنده متأثر می­شدم به حال ایشان زیرا اغلب اوقات چشمشان از کار مى­افتاد و حال­شان بد می­شد و بنده عرض می‌کردم که آقا تشریف ببرند به منزل و قدرى استراحت بفرمایید و همچنین سایر آقایان اعضا و بنده خواستم در ضمن این قدرشناسى که از آقایان می­کنم آقایان هم متوجه باشند که انجمن تهران یک انجمنى نیست که بتوان نسبت غرض به آنها داد با این که گفته شود اینها سابقه نداشتند یا نمى­فهمیدند یا ملاحظه از کسى مى­کردند و بنده به آقایان قول می­دهم که این آقایان با کمال بی­غرضى و بی­طرفى کاملاً انجام وظیفه کرده­اند و علاوه بر این آقایان آقاى صاحب جمع آقاى دکتر رفیع امین آقاى آقا سید هاشم وکیل را که واقعاً چنانچه عرض کردم خیلى خوشحالم که با ایشان سابقه پیدا کردم اینها به هیچ وجه غرضى نداشتند حالا اگر بنده را بگویند حرفى ندارم ولى از سایرین بنده باید حق گذارى کنم و از خودم چیزى نمی­گویم و آقایانی که ایشان را می­شناسند می­دانند که تمام عرایض بنده صحیح است (صحیح است) ولى چیزی که خواستم عرض کنم این است که آقایان کاملاً متوجه باشند که حقیقت موافق حق و عدالت انجام شده باشد و راجع به آرا لواسانات هم اگر آقایان تصور می­فرمایند که مردم لواسان رأى نداده­اند و این آراء ساختگى است ناچار باید تجدید رأى به عمل بیاید و آن وقت این کار یعنى پرونده انتخابات تهران می­ماند تا وقتی که تجدید رأى در لواسانات به عمل بیاید و به علاوه دلیل ندارد یک قسمتى را محروم کنیم و بگوییم ما از دوازده شعبه یک شعبه­اش را محروم می­کنیم و بگوییم که رأى یک شعبه را نمى­خوانیم و این به نظر بنده صورت صحیحى ندارد و اگر آقایان نظرشان این باشد که آراء لواسانات ابطال شود آن وقت بایستى مال تهران هم بماند تا وقتى که لواسانات تجدید شود بنده مى­خواستم این نکته را هم در خاتمه متذکر شوم که آقایان متذکر باشند که اعضا انجمن آنچه لازمه فداکارى و دقت بوده است تا آن اندازه که مقدور بوده است انجام داده­اند و این مدت شش ماه و نیمى که زحمت کشیده­اند منظور نظر آقایان باشد .

دکتر زنگنه (مخبرشعبه)- آقاى طباطبایى وارد جزییات راپورت نشدند ولیکن بنده می­خواستم یک توضیحى عرض کنم که نظر شعبه نسبت به آقایان اعضا محترم انجمن و کسانى که کار کرده­اند جز تقدیر و

+++

تجلیل چیز دیگرى نبوده است این تقدیر و تجلیل البته از اشخاصى است که خوب کار کرده­اند و وظیفه ملى خود را انجام داده­اند حالا اگر یک شعبه خوب کار نکرده است و نسبت به او اظهارى بشود مخالف آن نظر خوبى که نسبت به انجمن هست نخواهد بود و یکى دیگر راجع به این که فرمودند که اگر آراء لواسانات باطل شود باید تجدید انتخابات شود این مطلب به نظر شعبه قابل قبول نیست زیرا که آراء لواسانات یک جزیى از آراء تهران است وقتى که این جز را ما ناقص دانستیم البته نبایستى بگوییم که انتخابات تهران باید تجدید شود چون این آراء جز است از کل آرا تهران حتى مقررات و قانون اجازه می­دهد که اگر یک صندوقى آراءش مخدوش باشد دور بریزند و به حساب نیاورند آرایى که نشان دارد مشخص است و در صندوق ریخته شده است خود انجمن نظار اینها را به حساب نیاورده است حالا نظر شعبه هم این است که آراء لواسانات یک جز از آن آراء است و مخلوط هم نشده است به طوری که تمام را فاسد بکند اگر مخلوط شده بود باز یک چیزى بود ولى یک قسمت از این آرا در حقیقت آرا نشان دار و مشخصى است و باطل کردن این آرا هم مانع قانونى ندارد و سوابق هم دارد و در همین جریان انتخابات کنونى هم مى‌بینید که چه انجمن نظار و چه در مجلس بعضى صندوق­ها را باطل می­کنند و بقیه را به حساب می­آورند و این چیز تازه­ای نیست نائب رئیس- آقاى فاطمى .

فاطمى- اولاً بنده ناچارم یک نکته را عرض کنم این که در خارج گاهى تهدید می­کنند و گاهى هم اشخاصى به بنده مراجعه می­کنند راجع به سن آقاى فیروز‌آبادى و آراء لواسانات بنده خدا را شاهد می­گیرم که فقط منظور بنده اجراى حق­گذارى است و اگر عرضى هم می­کنم از روى وجدان است و هیچ نظرى به اشخاص ندارم و از این صحبت­ها هم نگرانى و وحشتى ندارم بنده در این موضوع بخصوص یعنى همین موضوع انتخابات تهران نظرم این است همان طورى که آقاى طباطبایى توضیح دادند موضوع انتخابات تهران با سایر جاها فرق دارد اولاً بنده نزدیک بودم و دیدم بنده یکى از اشخاصى هستم که به اتفاق رفقا وقتى که رفتیم و آراء را ملاحظه کردیم و همین آقاى دکتر شفق و بعضى آقایان دیگر که از تهران منتخب شده­اند در اینجا حاضر هستند استدعا می­کنم که اگر بنده یک چیزى بى­رویه عرض کردم بلند شوند و بفرمایند به این دلیل این طور نیست انجمن نظار تهران همان طوری که آقاى طباطبایى فرمودند از یک اشخاص عادى و بى­تجربه تشکیل نشده بود و بنده دو مرتبه نمى­خواهم ذکرى از این آقایان بکنم ولى از این آقایان که ذکر کردند یکى از آنها همان آقاى آقا سید هاشم وکیل دادگسترى است که وقتى که ما صحبت کاندید وزارت را می­کردیم همین آقاى وکیل را اسم می­بردیم و به عقیده بنده یکى از اشخاصى است که براى وزارت دادگسترى شایسته است (صحیح است) اینها حقوق نگرفته­اند کارهاى شخصى­شان را ول کرده­اند از صبح رفته­اند آنجا زحمت کشیده­اند و آنچه توانسته­اند سعى کرده­اند که انتخابات را با قانون تطبیق بدهند و موضوعى که مسلم است که انتخابات اینجا خیلى بهتر از سایر جاها بوده است اما راجع به خبر شعبه بنده هم گله که دارم نسبت به شعبه است در گزارش شعبه می­گوید که در تشکیل انجمن فرعى لواسانات رعایت محلى بودن و معتمد بودم نشده است و از طرفى می­نویسد که صندوق انجمن با مهر چهار نفر بسته می­شده و اشخاصى که چند سال قبل فوت شده بودند به اسم اینها رأى داده شده است بنده اتفاقاً پرسیدم از یک عده از اعضاء که آقاى مهدى امامى کیست گفتند نمی­دانیم الان هم بنده از آقایان می­پرسم که این شخصى را که شما اسمش را در اینجا آورده­اید و یکى از دلایل بطلان آراء لواسانات تلقى می­کنید این مهدى امامى کیست الان می­توانید این شخص را به من معرفى کنید که این شخص کى است بعد در ذیلش می­نویسید که فلان ده عده مردم آن چند نفر بوده است ولى عده آرائش بیش از نفرات ساکنین ده بوده اگر شعبه تحقیق می­کردند و رسیدگى می­کردند بنده از اشخاصى بودم که موافق بودم با راپورت شعبه اگر می­فرمایید یکى یکى از این مدارک که

+++

هست خود شعبه رسیدگى می­کرد کار خیلى سهل و ساده بود که می­فرستادند خدمت آقاى امین­الملک که آقا خواهش می‌کنیم که شما و آقاى صاحب­جمع و آقاى آقا سید هاشم تشریف بیاورید در شعبه اینها هم تشریف می­آوردند و کاملاً تحقیقات به عمل می­آمد در اینجا قسمت اخیر که می­گوید یکى از قضات که اسمش ذکر شد بنده اعتراف می­کنم و دلایل دارم که ایشان یکى از اشخاصى هستند که تحت تأثیر هیچ کس واقع نمی­شوند در ادوار گذشته هم چون تحت تأثیر واقع نمی­شد نگذاشتند انتخاب شود این شخص رفته است تحقیق کرده است و گزارش داده است و انجمن را اقناع کرده است خوب بود که شعبه هم می­فرستادند آقاى جمشیدى را می­آوردند و از ایشان می­پرسیدند که می­گویند اشخاصى که قبلاً مرده­اند آرائشان را توى صندوق ریخته­اند می­گویند هفده ساله­ها رأى داده­اند این کار را کرده­اند و خود اعضا شعبه همین شش هفت نفرى که رأى داده‌اند وجداناً نمی­توانند بگویند که ما از روى یقین رأى دادیم که این عملیات واقع شده و نمی­توانند یک همچون قضاوتى را بفرمایند چرا؟ آیا خودتان رفته اید به لواسانات و از اعضا انجمن و از اهالى تحقیقاتى کردید؟ بنده یک ایراد دیگرى دارم که آقاى باتمانقلیچ گفته است یک یک چک صد هزار تومانى می­دهم در مجلس شوراى ملى ضبط کنند که این آرایى که داده­اند در جمعش اشتباه شده است رسیدگى کنند اگر جمعش نادرست بود که هیچ اگر درست بود که این صد هزار تومان را بدهید به خیریه و حالا فرضاً الان که ما مى خواهیم رأى بدهیم می­رسید به آن یک نفر ما یکى رأى بدهیم دیروز ورقه را بنده دیدم که آقاى دکتر مرزبان رئیس مرکزى و آقاى وکیل تصدیق کرده بودند که آراء باتمانقلیج بدون احتساب آراء لواسانات بیشتر از آراء آقاى مهندس رضا گنجه است و بالطبیعه ایشان نفر سیزدهم می­شوند این کار را که شعبه نکرده است (نراقى- این دقت انجمن را می‌رساند) ما باید از شعبه خودمان صحبت کنیم به هر حال بنده پیشنهاد هم داده­ام و تقاضاى تجزیه کرده­ام براى این که وجدان بنده اجازه نمی­دهد بنده البته با آقاى دکتر مصدق و سرى پشت ایشان کاملاً موافق هستم و رأى هم می­دهم ولى چون راپورت شعبه را طورى تنظیم کرده­اند که اگر بخواهیم به آن رأى بدهیم مثل این است که به بطلان آرا لواسانات رأى داده شده بنابراین بنده به موجب ماده 99 تقاضاى تجزیه مى‌کنم

دکتر زنگنه (مخبرشعبه)- راجع به طرز رسیدگى آقاى فاطمى ایراد فرمودند ایرادات ایشان به هیچ وجه وارد نیست اگر این ایرادات وارد باشد باید در تمام اعتبارنامه­ها از اول تا آخر وارد مى­شد زیرا گفتیم که شعبه مثل یک محکمه رسیدگى مى کند روى پرونده و عمل هم بر این بوده است که محکمه مجلس که عبارت از شعبه باشد روى پرونده رسیدگى بکند و تا حالا تمام همین طور بوده حتى دیروز شما یک اعتبارنامه را رد کردید روى پرونده بود اطلاعات خارجى را کنار گذاشتید و همان طور آنها را که تصویب کردید روى پرونده بود و شاید شکایت در خارج زیاد بود ولى قابل قبول نبود و علاوه بر این هیچ وقت در شعبه معمول نبوده است که اشخاص را حاضر بکنند و شهادت­هاى حضورى بگیرد اگر این کار مى شد چه دلیل دارد که براى تهران تنها بشود و براى سایر شهرستان­ها نشود و براى اقصى نقاط مملکت هم همین عمل بشود از طرف دیگر مطالبى که رسیدگى شده است علتش این بوده است که این بازرس­ها که رفته­اند و رسیدگى کرده­اند جواب قانع کننده نداده­اند و بنابراین شعبه هم شکایات را وارد دیدند راجع به آراء آقاى باتمانقلیج و حساب آرا که فرمودید این ایرادى است که ما نمى­خواستیم بکنیم چون این ایراد به انجمن وارد است و دیروز هم جناب آقاى دکتر مرزبان آمدند اینجا و تصدیق کردند که این برخلاف قانون است دیروز گفتند بنابراین بر شعبه ایرادى نیست براى این که شعبه ده روز پیش رأى داده و گزارش داده است به مجلس و آن روز اساساً انجمن نبایست این کار را بکند اگر اختلاف حساب باشد و بعداً بخواهند به حساب رسیدگى کنند مربوط به شعبه نیست براى این که یک ادعایى است که حالا می­شود و معلوم نیست صحیح باشد یا نباشد .

نائب رئیس- آقاى قبادیان قبادیان

+++

عرض بنده راجع به انتخابات تهران است بنده در چندین جلسه قبل عقیده خودم را به عرض آقایان رسانده بودم اولاً بنده خدا را شاهد مى گیرم که بنده هیچ نظرى ندارم (بعضى از نمایندگان- هیچ کس ندارد) و نظرم این است که به تمام معنى عدالت اجرا شود و خوب بود که بنده را جز شعبه اول قرار ندهند و بنده خیلى افسوس می­خورم که عضو این شعبه شده­ام که الان بهترین دوستان من از من گله بکنند ولى بنده هیچ وقت نمی­خواهم پا روى حق بگذارم و هیچ چیزى نمی­تواند بنده را از عقیده خودم منصرف کند نه تهدید و نه غیر این بنده یک شخصى هستم که مى­خواهم در جامعه زندگى کنم و یک امتحاناتى داده­ام که باید براى ایران زنده باشم و براى ایران بمیرم اینجا یک مرکزى است که حقیقت مرکز احساسات ملى ایران است و اینجا اگر ایشان پا روى حق بگذارند حقیقت خلاف انسانیت خلاف حیثیت خلاف شرافت و خلاف همه چیز گفته است شخص ایرانى بایستى براى ایران زنده باشد و براى ایران بمیرد بنده یک دوره زندگانى دارم و یک مطالبى دارم که بعدها به عرض می­رسانم بنده چهارده سال تمام در زندان­ها و سیاه چال­ها به سر می­بردم تمام هستى مرا بردند زن و بچه مرا اسیر کردند و روزگارى که براى ایران رسیده بود حقیقت سخت­ترین قسمت­هایش به بنده روى آورد البته اینها یک مطالبى است که بعداً به عرض آقایان خواهم رسانید و اما راجع به انتخابات تهران آقاى طباطبایى یک بیاناتى فرمودند که بیانات متینى بود و بنده به آقا هم کمال ارادت را دارم انجمن نظار تهران هم از شریف­ترین اشخاص تشکیل شده است و شعبه یک در این قسمت ایرادى به انجمن نکرده است و اگر هم ایرادى وارد شده است در یک قسمت بوده است که آن قسمت هم مربوط به آرا لواسانات است که آن هم وظیفه مخبر شعبه بوده است که به عرض مجلس برساند و اما راجع به آقاى فیروز آبادى ایشان شخصى هستند که در تمام دوره زندگی­شان به پاکى و صداقت خدمت کرده اند و نسبت به جامعه یک خدمات خیریه انجام داده اند که کاملاً مورد توجه ملت ایران است این سید جلیل القدر که حقیقتاً در سخت­ترین مواقع یک مریضخانه براى حفظ صحت مردم این مملکت با کوشش­هاى زیاد و با خون جگر درست کرده است و بنده درباره ایشان تصور می­کنم که کاملاً انجمن اشتباه کرده است و چیز دیگرى عرض نمی­کنم بنده یک یادداشت‌هایى در این قسمت مربوط به انجمن و انتخابات تهران تهیه کرده­ام که در این موقع که گزارش شعبه راجع به نمایندگى آقاى فیروزآبادى مطرح است عرض کنم در عین حال هم این را باید متذکر شوم که بنده به آقاى تهرانى کمال ارادت را دارم و حتى در یک موقعى هم ایشان مهمان بنده بوده­اند و ایشان از شریف­ترین و با‌تقواترین اشخاص می­دانم و اگر نسبت به آقاى فیروز‌آبادى در اینجا اظهارى می­کنم این طور تعبیر نشود که نسبت به آقاى تهرانى سوء نظرى دارم خیر ولیکن در قسمت وظایفى که نسبت به امور کشور بر عهده دارم البته هیچ وقت دوستى را در قسمت وظایفى که دارم مداخله نمى­دهم و خجالت می­کشم از حضور ایشان که این عرایض را بکنم ولکن دوستى در امورات کشور و وجدان مدخلیت ندارد و اما نسبت به بیاناتى که آقاى فاطمى فرمودند چون یک بى­لطفى در بیانات خود فرمودند در قسمت پرونده لواسانات قضیه را شعبه حل کرده است و راپورتش به نظر مجلس رسید و آقاى مخبر در قسمت­هایى که لازم باشد دفاع خواهند نمود و بنده دیگر وارد این قضیه نمى شوم و فقط قسمتى را که آقاى فاطمى فرمودند که ما بی­گدار به آب زده­ایم و ایشان خیال کردند که بنده هیچ وارد نبوده و این پرونده را ندیدم و روى هوى هوس بوده (فاطمى- بنده همچون عرضى را نکردم) شاید ولى حضرتعالى یک طورى صحبت کردید که مثل این که ما بى‌اطلاع بوده­ایم ولى آقایان ملاحظه بفرمایند که ایران را باید شماها نگاه دارید ملت ایران 22 سال است در آتش می­سوزد حکومت دیکتاتورى براى ایران رقمى باقى نگذاشته دوره چهاردهم یکى از ادواری است که تمام ملت ایران به شماها چشم دارد و تمام مردم ایران به شما نگاه می­کنند امروز بنده از کسانى هستم که نسبت به دولت می­خواهم عرایضى بکنم (زنگ رئیس)‏راجع به موضوع اعتبارنامه بنده آخرین عرضم را

+++

می­گویم از آقایان تمنا می­کنم که نسبت به آقاى فیروز آبادى از روى عدالت و وجدان رفتار کنند (نمایندگان- صحیح است) .

نائب رئیس- آقاى امینى شما با خبر شعبه موافق هستید یا مخالف .

امینى- موافقم .

نائب رئیس- آقاى بهبهانى شما با خبر شعبه موافق هستید یا مخالف .

بهبهانى- بنده باخبر شعبه یک قدرى موافقم .

نائب رئیس- آقاى روحى .

روحى- بنده عرضى ندارم. ‏

نائب رئیس- آقاى هاشمى .

هاشمى- بنده می­خواستم از آقاى دکتر زنگنه یا یکى دیگر از افراد شعبه که بیشتر راجع به مدارک و ادله­ای که معرف ابطال این آرا می­شود براى مجلس و مجلسیان توضیح دهند تا ما از روى بصیرت بتوانیم رأى بدهیم و دیگر این که آقاى طباطبایى فرمودند در صورت ابطال باید تجدید شود به عقیده بنده تجدید دیگر موردى ندارد و شاید هم هیچ سابقه نداشته باشد (نمایندگان- صحیح است) .

نائب رئیس- آقاى امینى .

امینى- آقایان تصور نکنند که راجع به ابطال آراء لواسان که بنده صحبت می­کنم از نظر مخصوصى می­باشد و به نظر بنده همان طوری که آقایان آمدند قسم خوردند و خیلى خوشوقتم که ورود کلام الله در این صحنه به یاد آقایان آورد که باید همه قسم بخورند و خود بنده هم شخصاً قسم می­خورم که اصولاً در این قسمت به هیچ عنوان غرضى ندارم و اگر راجع به ابطال آرا لواسانات که چهاردهمین دکتر امینى می­باشد صحبت می­کنم بنده قول می­دهم که اگر ایشان نبودند بنده به طریق دیگر صحبت می­کردم و راجع به آقاى فیروز آبادى بنده عقیده­ام این است که آقاى فیروز‌آبادى نماینده قطعى تهران است و به هیچ وجه هیچ کس نسبت به آقاى فیروز‌آبادى رأى رد نخواهد داد و آقاى فاطمى هم همچو مته به خشخاش نگذارند که سن ایشان از 70 سال هم بیشتر بوده و حال آن که آقاى فیروزآبادى هفتاد سال هم ندارند و راجع به طرز کار انجمن بنده البته فرمایشات آقاى طباطبایى را تصدیق می­کنم که فوق­العاده ایشان و همکاران ایشان زحمت کشیده­اند و چندین ماه هم گرفتار بوده­اند ولى انجمن با یک رویه صحیحى شروع به کار نکرد و حتى باید عرض بکنم که این انجمن هم بر اساس صحیحى تشکیل نشد رک عرض می­کنم تشکیل انجمن به این معنى مغرضانه بود چون در تشکیل انجمن یک اشخاصى بوده­اند که تمام کاندیدهاى تهران بوده بالطبع روى این اصل اعضاى انجمن­هاى فرعى را روى غرض بعضى از اشخاص تشکیل داده­اند و راجع به لواسانات که آقاى فاطمى فرمودند خدا شاهد است بنده اگر بخواهم عرض بکنم مبادا حمل بر غرض شود ولى مجبورم این موضوع را توضیح بدهم براى این که خودم در لواسان بودم بنده براى انتخابات برادرم رفتم به لواسان و چون اصولاً لواسانى هستم رفتم به قریه سینک و البته پیرمردان آنجا که با بنده آشنا بودند و براى این که تظاهر به آن نشود که بنده آمده­ام برادرم را انتخاب کنم این بود که آنها را جمع کردیم صحبت کردیم گفتم آقایان چه اشخاصى به نظر شما می­رسد که شایسته باشند فقط دو اسمى که شنیده شد به خداى متعال مؤتمن­الملک و دکتر مصدق بود آن هم روى عادت و آنها را نمى­شناختند و اینها فقط شنیده بودند که دکتر مصدق و مؤتمن­الملک وکیل حقیقى تهران هستند البته بنده براى برادرم گفتم و چون ایشان لواسانى است براى تبعیت از رأى من شاید باطناً هم این طور نبود اسمى هم از ایشان بردند و عده هم نشستند با هم آمدیم پاى صندوق براى این که هر کسى انفراداً رأى خودش را بدهد آقاى اخوى رئیس انجمن بنده را کنار کشیدند و اظهار کردند شما به چه اشخاصى نظر دارید بنده تعجب کردم و گفتم آقا شما حق مداخله ندارید گفتند یقین بدانید پس از گرفتن چند رأى ما خودمان ملتفت می­شویم و اگر آرایى که می­دهند برخلاف منظور ما باشد با دلایلى عدیده آنها را رد می­کنیم مثلاً می­گوییم که کوپن یا سجل مال تو نیست با عکست با قیافه­ات جور دیگر است به هر حال دلایل دیگرى که می­توانسته است

+++

اقامه بکند بنده عقیده ایشان را رد کردم ولى ایشان صراحتاً گفتند دوستى دارم و می­خواهم او باشد حالا اجازه می­دهند دانه دانه بنده خیلى رک عرض بکنم گفتند آقاى متین دفترى طرف توجه شخص خود بنده است آقایان دیگرى را هم اسم بردند که آنها از طرف دولت طرف توجه هستند و چون بعضى از آقایان در مجلس هستند آنها را نمی­خواهم اسم ببرم (جمعى از آقایان- مخصوصاً بفرمایید) گفتند آقاى تهرانچى آقاى دشتى، مسعودى، وکیلى، محمد خسروشاهى 6 نفر را اسم بردند که آنها طرف توجه دولت هستند و این را هم بنده ناگفته نگذاشته باشم که بنده آمدم شهر گفتند که باید رئیس انجمن را هم راضى کرد اگر چه این اظهار من سوء ادب است نسبت به آقاى طباطبایى ولیکن چون قسم خورده­ام به قرآن این است که بدون هیچ منظورى این عرض را کردم به هر حال بعد از این که اخذ رأى کردند و اشکالات را بنده دیدم عصبانى شدم و آمدم بیرون و به کدخدا و رعایا گفتم آقایان به هرکس می­خواهند رأى بدهید دیگر در جریانات بعد به هیچ وجه قدمى نگذاردم چون در تمام نقاط آنجا این قضیه حکم­فرما بود آقاى نائب رئیس انجمن هم اظهار علاقه تامى به آقاى دکتر عبده می­کردند و می­گفتند که ایشان از من هستند و بنابراین هیچ یک از آقایان از من نرنجید من جریان را می­گویم و می­دانم رأى دادن به ابطال آراء لواسانات در اینجا مقدور نیست ولى بنده باید بگویم بنده این جریانات را که دیدم با آرا لواسانات مخالف بودم ولى نظر نداشتم چیزى عرض کنم اما چون دیدم که یک نفر در این مجلس رد شد و مجلس می­خواهد احقاق حق بکند بنابراین این بود که این عرایض را کردم که نسبت به بقیه هم احقاق حق بشود و این که آقاى فاطمى فرمودند آقاى باتمانقلیچ سیزدهمى است نه آقاى مهندس رضا گنجه (نائب رئیس- صحبت خودتان را بکنید آقا) به نظر بنده شما آقایان باید یک اصل کلى را در نظر بگیرید یا آرا این صندوق باطل است یا باطل نیست و اگر نفر سیزدهمى شمر هم باشد وقتى که آمد به مجلس دست شما است که دست او را می­گیرید و بیرون مى­اندازید (فاطمى- بنده این را نه گفتم آقا) بنده که ایشان را نمى‌شناسم ولى این سم پاشى از امروز صبح شروع شد و براى این که اسم ایشان را آوردند به میان و اسم­شان را بردند و آقاى آقاشیخ حسین تهرانى هم از دوستان همه ماها هستند و نباید گفت که آراء لواسان را باطل کنیم یا نکنیم و باید گفت که براى عمر و و زید باید باطل کنیم و یا باطل نکنیم بلکه باید گفت که اگر آراء لواسانات مشکوک و معیوب و آرا فاسدى است و در تهران هم فساد آن به حد شیاع رسیده است یا باید بماند یا از بین برود و بنده باید عرض کنم که رأى مخفى گرفتن را در این موضوع بنده لازم نمی­دانم و باید عرض کنم آقایان اگر شما این قدر شهامت ندارید که از یک نفر از دوستان خودتان ملاحظه نکنید که مبادا او ببیند که شما قیام کرده­اید یا قعود شما شهامت هیچ کارى را ندارید اگر شهامت دارید راجع به آراء لواسانات رأى با قیام و قعود بگیرید بنده هم روى همین اصول که رأى با ورقه گرفته شود پیشنهادى تهیه کرده­ام براى این که کسانى که رأى به ابطال یا تصدیق آراء لواسان را می­کنند این قدر شجاعت داشته باشند که براى دوستى عمرو و زید ملاحظه نکند و باید اسامى این آقایان در تاریخ مشروطیت ایران ثبت شود و شما باید ثابت کنید که براى دوستى از عمرو و زید ملاحظه نکرده و از‌خود‌گذشتگى نشان بدهید و چنانچه بخواهند رأى مخفى بگیرند ما از مجلس خارج می­شویم .

نائب رئیس- آقاى دولت‌آبادى .‏

دولت‌آبادى- بنده قبل از این که وارد موضوع مخالفت و استدلال خودم شوم یک موضوع را باید تذکر بدهم که ما بیچاره شد تبعیضیم و ما را تبعیض به این صورت انداخته است مگر همین مجلس نیست که در انتخاب ولایات با کمال تساهل رأى داد چه شد که درباره انتخابات تهران این نظریات پیدا شده است (مجد ضیایى- مال خود شما هم همین طور بوده) نوبت سخن حتى براى آقاى مجد ضیایى بى­زبان هم هست (نائب رئیس- آقا نظامنامه را رعایت بکنید شما

+++

حق ندارید توهین بکنید.) در هر حال اگر می­خواهید حق­گذارى کنید تبعیض نکنید تا مشکلات حل شود یک عده از آقایان راجع به هیئت نظار تهران که شش ماه زحمت کشیده­اند براى انجام این وظیفه ملى فرمایشاتى فرمودند که به عقیده من دور از انصاف است که یک مطالبى گفته شود زیرا بهتر از میرزاى شیرازى و بهتر از آقاى آقا سید هاشم وکیل و بهتر از آقاى امین­الملک که عضویت این انجمن را داشته­اند از کجا پیدا می­شود این یکى. دیگر این که می­خواهیم بدانیم که نتیجه عمل آنها چه بوده است نتیجه عمل آنها انتخاب آقاى دکتر مصدق بوده است که به نظر همه آقایان ایشان از اشخاص درجه اول این مملکت هستند و با آزار زیادى که در سابق کشیده­اند هیچ وقت انحراف از وطن پرستى ننموده­اند و دیگر آقاى طباطبایى هستند که از سران آزادى این مملکت می­باشند و بیست سال در خانه روى زانوى غم نشسته اند و به کسى عرض حاجت نکرده­اند این را در نظر داشته باشید. آقاى مؤتمن­الملک از اشخاصى بوده­اند که در تمام موارد عمر خدمتگزار بوده­اند و آقاى فیروزآبادى بوده­اند که به قول آقایان و بنده مرد شریفى است ایشان و خدمت کرده­اند جاى تردید نیست صحبت راجع به ایشان در قسمت دیگر طرح مى شود کسى در صلاحیت ایشان حرفى ندارد به منع قانونى برخورده است در مجلس باید رسیدگى و حق‌گذارى شود یا باید رد شود و یا تصویب شود و دیگر آقاى دکتر شفق هستند که تمام ما به ایشان اعتقاد داریم و ایشان سر دسته تیپ جوان هستند و کسى به ایشان ایرادى ندارد (نمایندگان- صحیح است) و آقاى دکتر عبده داراى همه این فضایل است و از تیپ جوان می­باشند انتخاب شده است و دیگر آقاى مهندس فریور می­باشند که ایشان هم داراى تمام این فضایل می­باشند و آقاى دشتى که مردى است داراى قلم و از نویسندگان زبردست می­باشند بنده می­خواهم منصفانه به آقایان عرض کنم که کدام دسته را می­خواستند انجمن انتخاب بکنند. (بعضى از نمایندگان- آقا مردم انتخاب کردند به انجمن مربوط نیست) بنده هم عرض می­کنم که مردم انتخاب کردند ولى طرز عمل اینها ممدوح بوده است اینها البته یک کلیاتى بود و گذشت وقتی که ما بخواهیم یک تشکیلاتى را در نظر بگیریم می­گوییم از قدیمی­ها باشند از جدیدی­ها باشند به عقیده من میان منتخبین تهران رعایت همه اینها شده است پس نباید ما که این طور در بعضى از موارد چشم‌ها را روى هم گذاشته­ایم این طور در مورد بخصوص قضاوت کنیم شعبه آمده است یک قسمت نظرى را اتخاذ کرده است که جزء پایین آن فلج است زیرا به چه اشخاصى باید رأى داد نتوانسته است منصفانه قضاوت بکند و اما این که آقاى مخبر گفتند که موضوع آقاى باتمانقلیچ امروز منعکس شده است این خلاف واقع است چرا؟ براى این که در همین نامه که به دست من داده­اند ایشان قید کرده است که در هفته اول یعنى در مدت قانونى اعتراضات این موضوع را تذکر داده­اند پس بى­سابقه نیست احساسات با حق­گذارى دو موضوع است باید تجزیه شود بنده کمال میل را هم دارم که باباشمل بیاید به مجلس ببینیم که این منقد فصیح چه می­کند (یکى از نمایندگان- آقاى ایشان مهندس رضا گنجه هستند) بلى آقاى مهندس رضا گنجه تشریف بیاورند به مجلس بنده روى شهرت ایشان گفتم خودشان هم اشکالى ندارند با این که ایشان هم بنده را نمی‌شناسند بنده هم ایشان را نمی­شناسم اما راجع به آقاى فیروزآبادى من فکر می­کنم که هر کس اسم آقاى فیروزآبادى را شنیده باشد بدون تردید در حقیقت و فضیلت ایشان احساس یک نوع عواطف و احساسات می­کند و هیچ کس در صلاحیت آقاى فیروزآبادى سخن نگفته است فقط صحبت درباره سن ایشان است که منع قانونى دارد و باید روشن شود و راجع به انتخابات لواسان اجمالاً بنده آنچه را که اطلاع دارم شکایتى هم از اهالى محل مراجع به انتخابات آنجا نشده است و راپورتى را هم که مأمور ژاندارمرى داده است بنده عقیده­ام این است که قبل از این که اظهار او را باید مورد اثر قرار داد باید اول او را محاکمه کرده باشند که چرا در موقع خودش احقاق حق نکردى و چرا انجام

+++

وظیفه نکردى نه این که بدواً راپورت او را ترتیب اثر بدهند، اما راجع به دعوت اشخاص آقاى مخبر شعبه گفتند سابقه ندارد در صورتی که این طور نیست و سابقه هم دارد شعبه به وسیله وزارت کشور اطلاعات خواسته­اند این قائم مقامى هم از همان موضوع است و می­توانستند یک اشخاصى را بخواهند و از اطلاعاتشان استفاده کنند براى این که انتخابات تهران بیش از این دچار وقفه نشود و بیش از این پرونده را معطل نگذاریم بنده معتقدم که به پیشنهاد آقاى فاطمى که پیشنهاد تجزیه است رأى گرفته شود. موارد اختلاف را هم مجلس حل می­کند .

مجد ضیایى- آقاى دولت‌آبادى به موجب ماده 109 توهینى به بنده کردند اگر معذرت نخواهند بنده هم به ایشان عرض می­کنم که ایشان هم خیلى زبان درازى کردند .

دولت‌آبادى- بنده معذرت می­خواهم (خنده نمایندگان- زنگ نائب رئیس‌)

نائب رئیس- آقاى دولت آبادى نظرى نداشتند آقاى مجد ضیایى یکى از نمایندگان باسابقه و طرف احترام همه آقایان هستند. (صحیح است) آقاى بهبهانى‏

بهبهانى- اینجا مذاکره شد که اگر کسى در باب انجمن نظار صحبت کند که اشخاص خوبى هستند تملق کرده است‏ . . .(بعضى از نمایندگان- بلندتر بفرمایید) در حالی که گمان می­کنم که این اشتباه باشد. انجمن نظار مرکزى تهران مخصوصاً از روى کمال صحت و درستى انتخاب شدند و مردمان بسیار خوبى هم بودند و اکثریت آنها اشخاصى بودند که در حقیقت یا کم نظیرند در تمام ایران یا بى­نظیرند من جمله اشخاصى که اسم برده نشد و ذکرى کرده نشد شخص آقاى طباطبایى هستند. در حالی که شخص آقاى طباطبایى بهترین عنصر این انجمن بوده­اند و باید تصدیق کرد که اساس خدمات ایشان و خدمات پدرشان در این راه براى خدمت به ملت و مملکت بى­نظیر بوده است. بهترین شاهد براى این که ایشان غرض و مرض در این امر نداشتند و ندارند وضع زندگانى ایشان است که این باید حقیقت خجالت­آور باشد براى مملکت که یک خادم پسر خادم پسر خادم مملکت خودشان این طور زندگى بکند. پس این را تصور نمی­شود کرد که آقاى طباطبایى یا اکثریت انجمن نظار خداى نکرده غرض­رانى کرده باشند ولى این طور هم نیست که آقاى دولت آبادى فرمودند از یک طرف تعریف می­کنند و از طرف دیگر می­گویند بد فهمیدند. ایشان ممکن است در کمال صحت و سلامت و از روى دلایلى که پیش خودش محرز کرده یک مطلبى را بفهمند که در واقع خلاف واقع باشد اگر آقایان معترضین یا شعبه نظرى در اینجا اتخاذ کرده است نه نظر این است که تنقیدى از انجمن نظار کرده باشد یا افرادش را تنقید کرده باشد البته در کمال صحت عمل انجمن کارش را انجام داده است ولى در عین حال یا رسیدگى کامل نشده و یا ملتفت نشده است در اینجا در واقع دو مسئله مورد بحث است یکى مسئله آرا لواسانات است که شاید بیشتر این شکایاتى که از لواسان به انجمن نظار رسیده است یا به وزارت کشور وقت اغلبش شاید به توسط بنده بوده است و بنده هم یک علایم و یک چیزهایى داشتم در مطلب و یک حقایقى پیش من مکشوف بود که بنده بر حسب نظر شخصى خودم وضع انتخابات لواسان را خوب نمی­دانستم و خوب هم نمی­دانم. ولى این مسئله چون یک رسیدگى تحقیقى دارد و مسئله رسیدگى و این تحقیق این بوده است که یک نفر از صاحب­منصبان بى­غرض و خوب ما رفته است آنجا و رسیدگى کرده است. بنده نمی­خواهم بگویم که او نظر تحقیق کامل در این بابت داشته یا نداشته است ولى خیلى چیزها را بنده شنیده بودم و می­دانستم و شاید بر بنده مکشوف می­شد که آن چیزها خلاف است و حقیقت ندارد. من جمله در همین تهران آقاى طباطبایى حاضرند و می­دانند و اگر نظر آقایان باشد پس از چند روزى که تعرفه داده بودند انتخابات موقوف شد و علت آن را هم این طور گفتند که براى جلوگیرى و رفع بعضى از زیاده­روی­هایى بوده است که در آن ایام در یکى از صندوق­ها شهرت پیدا کرده بود که به عمل آمده است. می­گفتند که در آن صندوق هزار رأى

+++

یا پانصد رأى گرفته­اند و قریب چهارصد رأى زیادى در آنجا ریخته شده است. این مسئله به طورى شهرت پیدا کرده بود که خود انجمن نظار هم داشت تصور می­کرد که حقیقت دارد. ولى آن رئیس انجمن و کارکنان انجمن زرنگى کردند و جدیت کردند در موقعی که انتخابات دو مرتبه شروع شد آنها گفتند که چون این اتهام را به این صندوق نسبت داده­اند آرایى را که گرفته می­شود به این صندوق نمی­ریزیم و یک صندوق دیگر معین می­کنیم تا مسئله انتشارى که پیدا شده بعداً معلوم شود که صدق است یا کذب و در موقع شماره آن صندوق علیحده شماره شود و ببینیم این که می­گویند چهارصد رأى اضافه ریخته شده است این صحیح است یا نه همین کار را هم کردند انجمن نظار یک صندوق دیگرى داد و از آن به بعد آراء را در آن صندوق ریختند. بعد موقع شماره معلوم شد که علاوه بر این که رأى زیادى ندارد چند رأى هم کم دارد یعنى دفتر را باطل کرده­اند ولى رأى نداده­اند. شاید خیلى چیزهاى دیگر هست که انسان نمی­تواند مستقیماً قبول بکند و شاید این هم از آن قبیل باشد که بنده معتقد باشم و آرا لواسان را باطل بدانم در صورتی که صحیح نباشد ولى یک چیزهایى هست که صاف و صاف بنده نمی­توانم قبول کنم این راجع به آرا لواسان البته مجلس ‏می­تواند روى وجدان و از روى حقیقت خودش با توضیحات دیگرى که از طرف شعبه بیان می­شود موضوع را بهتر کشف کند و رأى بدهد و البته رأى مجلس هم قاطع است اما راجع به آقاى فیروزآبادى آقاى فیروزآبادى بنده خودم را لایق نمی­دانم که در محامد اوصاف ایشان صحبت بکنم و این کار بنده نیست، همه آقایان می­دانند که آقاى فیروزآبادى شخص بسیار آبرومند و عالم و زاهد و بى­غرض و مملکت خواهى هستند و وجود ایشان وجود نافعى است براى مملکت و نه حالا نافع است بلکه از طفولیت و از ابتدا زندگى و تحصیلاتش ایشان همین طور بودند که الان زندگى می­کنند و همیشه طرفدار ضعفا و فقرا بوده­اند. عرض می­کنم آقاى فیروزآبادى یک شبهه در سنشان پیدا شده و این شبهه که در سن ایشان پیدا شده است چیزها می­گویند خودشان مدعى هستند که سنشان آن قدر نیست و موقع براى وکالت ایشان هنوز باقى است و دلایلى هم دارند که گفته می­شود یکى موضوع آخر سال است که اگر ماه یا روز تولد معین نشده باشد روز آخر سال محسوب می­شود. بنده تصور می­کنم که مطلب غیر از این است براى این که مواردى را اطلاع دارم که مخصوصاً محاکم عدلیه این طور حکم کرده است اولاً بر حسب قانون حالا بنده یادم نبود که قانون را درست در نظر بگیرم به موجب قانون همچو چیزى نیست که روز آخر سال را بگیرند و علاوه بر این می­گوید آن سجلى رسمیت دارد و اعتبار دارد که در موقع قانونى گرفته شده باشد و موقع قانونى را هم قانون معین می­کند که در آن موقع است که طفل متولد شده باشد و در ده روز اول اولیاى طفل رفته باشند و براى او سجل گرفته باشند این موقع قانونى است. روی هم رفته اینطور استنباط می­شود که اگر یک کسى از روى گفته خودش مثلاً یک آدم بیست ساله­اى برود و یک تقاضانامه­اى به دفتر بدهد و بگوید که من سجل می­خواهم و موقع تولد من هم فلان سال بوده است این رسمیت ندارد چرا رسمیت ندارد براى این که بنده سراغ دارم مواردى را که مخصوصاً محاکم عدلیه از ابتدایى و استیناف و تمیز این را تصدیق کرده­اند که در موارد معینه­اى که یک اختلافى پیدا شده است در مورد سجل .‏

فاطمى- آن مورد راجع به مشمولین است .

بهبهانى- نه خیر این طور نیست سابقه دارد بنده موردش را هم سراغ دارم و الان سابقه­اش در دیوان کشور است که شخصى در همدان گفتند محکوم شده است به یک حکم جنایى و چون اختلاف بوده است در سنش بر حسب سجل موقعى بوده است که باید به او ترحم و همراهى نشود و به ادعاى خودش موقعى بوده است که باز باید به او ارفاق شود و در آنجا حکم بر علیه او صادر شده است و اینجا در تمیز به این جهت که چون در موقع قانونى خودش این سجل گرفته نشده است او را محکوم شناختند همچنین قاتل سرهنگ شهاب را اینجا که آمدند رسیدگى کنند در محکمه به اقل سن حکم

+++

دادند در حالتی که سجلش بیش از آن بود. در هر حل این سابقه دارد و از این گذشته آقایان باید تصدیق کنند که آدمى که با دوازده هزار رأى طرف توجه مردم بوده است و مردم او را با شایستگى شناخته­اند او را به این حرف­ها نمی­شود از بین برد ولى با وصف این مجلس باید درست رسیدگى بکند و حالا البته من در مسئله قانون هم حرفى نمی­زنم ولى قانون هم یک سوابقى داشته است رأى مجلس هم البته قاطع است. اینها یک چیزهایى است که براى روشن کردن اذهان آقایان گفته شد و این که گفته می­شود که یک چیزهایى در اینجا قبول یا رد می­شود البته روى یک گفته­هایى است که رد یا تصویب می­شود به این معنى که آنهایى که موافقند یک دلایلى می­آورند و آنهایى هم که مخالفند آنها هم یک دلایل دیگرى می­آورند و البته همه آقایان که خودشان در شعبه نبودند و در جریان انتخابات تهران نبودند بنابراین باید همه این موافقت و مخالفت­ها براى باز شدن ذهن آقایان بشود و آقایان هم از روى وجدان و حقیقت در این باب رأى بدهند و رأى آنها بدانید که قاطع است و امیدوارم که طرفدارى و نظر شخصى در بین نباشد و بنده هم که این عرایض را کردم خداى من شاهد است که من غرض شخصى ندارم و نه فقط مخالفتى با آقاى تهرانى ندارم بلکه به ایشان معتقد هستم و می­دانم که ایشان شخص آبرومندى هستند و چنان که عرض کردم بنده نسبت به ایشان غرضى ندارم و فقط خواستم حقایق را عرض کرده باشم و حکومتش با آقایان نمایندگان است. (صحیح است)

مخبر شعبه- چون آقاى هاشمى توضیحات بیشترى خواستند خواستم در آن قسمت بیشتر وارد شوم راجع به انتخابات لواسان خواستم سابقه شعبه را عرض کنم. پرونده­اى که آمده بود در شعبه ابداً یک کلمه جز چیزهایى که در صورت مجلس انجمن درج شده چیزى درش نبود فقط نوشته شده بود که بعضى اعتراضات نسبت به لواسان شده است و ما بازرس فرستاده­ایم و گزارش بازرس را هم مورد دقت قرار داده­ایم. ما هم قبول کردیم ولى پرسیدیم که آقا پس این گزارش بازرس کجا است؟ وقتى که رفتند این گزارش بازرس را یک صفحه آوردند در اینجا دیدیم که اظهار شده است که یک مقدار ضمائم هم دارد مجدداً ضمائم را خواستم و پس از این که دادند دیدیم در گزارش بازرس­ها نوشته شده که از جمله شاکیان یکى مصطفى لنکرانى بوده است و تحقیقاتى از ایشان شده است ولى چون برادرش کاندید بوده است به حرف ایشان زیاد اهمیت داده نشده است همین طور هم شاکی‌هاى دیگرى که به شکایات آنها ترتیب اثرى داده نشده است. یک مطلب دیگری هم بوده است که آن را هیچ رسیدگى نکرده­اند که در دو سیه اولى هست و در اینجا رو نوشتش را به بنده داده­اند و بعد اصلش را هم به بنده دادند. حالا آن را قرائت می­کنم راجع به مأمور انتظامات می­پرسند که یک چیزهایى و یک صحبت­هایى راجع به صندوق لواسانات شده است نظریه شما در این مورد چیست؟ ایشان جواب می­دهند: به طورى که سؤال نمودید راجع به جریان نیک نام ده صحیح است و کدخداى نیک نام ده مقدار زیادى شناسنامه و کوپن در اتاق دیگرى که نزدیک اطاق انجمن بود جمع­آورى نموده بودند و بدون حضور صاحبان شناسنامه آراء را به توسط انجمن تهیه و در صندوق ریخته می­شد فقط عده حاضره در حدود 25 الى 30 نفر می­شود و آرایی که در صندوق ریخته شد تجاوز از ششصد رأى بوده است و راجع به تعویض آراء این عمل از ابتداى امر در انجمن معمول بوده است و اغلب آرایی که قبلاً خودشان تهیه نموده بودند در صندوق می­ریختند و راجع به جلوگیرى از ورود اشخاص در قریه نیکنام به طور کلى مأمورین مداخله نداشتند و این امر از طرف آقاى اخوى که در آنجا مالک و متنفذ می­باشند بوده است و نسبت به ایراء و جورد در دو شب اخیر صندوق در اختیار خود رئیس انجمن بود و یک نفر هم به عنوان بازرس از تهران آمده بود و در آنجا بودند. مأمور نگهدارى صندوق و حفظ انتظامات لواسانات البته آن طورى که آقاى دولت آبادى اشاره کردند این مأمور هم قابل تعقیب و قابل رسیدگى است ولى قابل تعقیب بودنش شاید بعد از آن که این گزارش را داده ­است دیگر مورد نداشته باشد به جهت این که مأمور انتظامات بوده ولى در تحت نظر رئیس انجمن بوده اینجا شکایت می­کنند از رئیس انجمن که این رئیس

+++

انجمن این طور کرده است‏. . . (یکى از نمایندگان- تاریخ گزارش را بفرمایند) تاریخ ندارد. گفته شد تکذیب شده است. در هر حال تکذیبش را اینجا نداریم و من اطلاع ندارم و در پرونده نیست و این گزارش هم تاریخ ندارد ولى پس از انتخابات بوده است رونوشتش در خود پرونده اولى که فرستاده­اند هست. ولى اصلش بعدها آمده است در این صورت حق بود که بازرس­ها لااقل راجع به این هم رسیدگى می­کردند ولى نکردند. و همین طور در موارد دیگرى که اینجا این ملاحظه می­شود و در گزارش بازرس‌ها گفته می­شود که اشخاص آمده­اند و گفته­اند که آراء عوض شده است ولى هیچ کدام مدعى نبوده­اند که رأى خود من عوض شده است در صورتی که سؤال و تحقیقات که شده است درباره شکایات از یکى از اشخاصى که مورد استنطاق قرار می‌دهند محمد قاسم یونسى ساکن سینک است می­گوید شکایت من این است که رفتم رأى بدهم سجل مرا گرفت و مهر زد و رأى مرا گرفت و یک رأى دیگر در صندوق انداخت می­گویند این شخص کى بود و شما چرا اعتراض نکردید؟ می­گوید همان شخص بود که پشت میز انجمن نشسته بود این جریانات بوده است و گزارش خود انجمن هم هست منتهى بازرس می­گوید من این را قابل توجه ندانستم همین طور راجع به قسمت­هاى سن اشخاص و راجع به این که به نام اشخاص متوفى تعرفه صادر شده در این قسمت­ها بازرس تحقیقاتى نکرده است از اشخاصى که اسم برده و اهل محل بوده­اند فقط یک سؤالات کلى شده است از اشخاصى که اهل ده نبوده­اند و دیده شده است‏ که رأى هم داده­اند این بود اصل قضیه و چون آقاى هاشمى توضیحاتى خواسته بودند این بود که بنده خواستم یک قدرى توضیح در اصل مطلب عرض بکنم .

5- موقع دستور جلسه بعد. ختم جلسه

نائب رئیس- پیشنهاد ختم جلسه رسیده است اگر اجازه می­فرمایند جلسه را ختم کنیم (صحیح است)

جلسه آینده روز شنبه 12 فروردین 3 ساعت قبل از ظهر دستور هم بقیه مذاکره در گزارش شعبه راجع به انتخابات تهران‏

مجلس یک ساعت و ربع بعد از ظهر ختم شد

نائب رئیس مجلس شوراى ملى- ملک‌مدنى‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294108!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)