کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19
[1396/05/31]

جلسه: 11 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه 1335  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای ساگینیان

3 - بیانات قبل از دستور - آقایان: صفاری - دکتر هدایتی - سراج حجازی - دکتر امیر حکمت

4 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر دادفر

5 - بیانات آقای وزیر دارایی در قبال بیانات آقای سراج حجازی

6 - معرفی آقای مشفق کاظمی به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه

7 - تقدیم لایحه سازمان و استخدام وزارت امور خارجه

8 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر شاهکار

9 - تقاضای به جریان افتادن 19 فقره لوایحی که مدت قانونی اجرای آنها در مهرماه منقضی می‌شود.

10 - سؤال آقای خرازی راجع به انتخابات انجمن شهر تهران و جواب آقای وزیر کشور

11 - سؤال آقای خلعتبری راجع به سرمایه بانک کشاورزی و جواب آقای وزیر دارایی

12 - سؤال آقای خرازی راجع به کشت غله و جواب آقایان وزیر کشاورزی و وزیر دارایی

13 - سؤال آقای دکتر پیرنیا راجع به نرخ بهره پول و جواب آقای وزیر دارایی

14 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای صادق بوشهری

15 - تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره ‏19

 

 

جلسه: 11

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه چهاردهم تیرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای ساگینیان

3 - بیانات قبل از دستور - آقایان: صفاری - دکتر هدایتی - سراج حجازی - دکتر امیر حکمت

4 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر دادفر

5 - بیانات آقای وزیر دارایی در قبال بیانات آقای سراج حجازی

6 - معرفی آقای مشفق کاظمی به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه

7 - تقدیم لایحه سازمان و استخدام وزارت امور خارجه

8 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای دکتر شاهکار

9 - تقاضای به جریان افتادن 19 فقره لوایحی که مدت قانونی اجرای آنها در مهرماه منقضی می‌شود.

10 - سؤال آقای خرازی راجع به انتخابات انجمن شهر تهران و جواب آقای وزیر کشور

11 - سؤال آقای خلعتبری راجع به سرمایه بانک کشاورزی و جواب آقای وزیر دارایی

12 - سؤال آقای خرازی راجع به کشت غله و جواب آقایان وزیر کشاورزی و وزیر دارایی

13 - سؤال آقای دکتر پیرنیا راجع به نرخ بهره پول و جواب آقای وزیر دارایی

14 - تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای صادق بوشهری

15 - تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى عماد تربتى (نایب‌رئیس) تشکیل گردید.

1- تصویب صورت‌مجلس‏

نایب‌رئیس - صورت غایبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غایبین با اجازه - آقایان: مهندس ظفر - اردلان - قرشى - باقر بوشهرى - دکتر آهى - جلیلوند - شیبانى - صادق بوشهرى - صراف‌زاده - یارافشار - دادگر - مهندس جفرودى - دکتر عمید - بهبهانى - مهندس هدایت - اورنگ - امامى‌خویى - کشکولى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر طاهرى - تجدد - دکتر امیراصلان افشار - دکتر رضایى - خزیمه‌علم - قنات‌آبادى - تیمورتاش - کورس.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه - آقایان: بزرگ‌ابراهیمى - بزرگ‌نیا - اعظم‌زنگنه - فرود - امید سالار - قراگزلو - سعیدى - دکتر هدایتى - محمدعلى مسعودى.

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه - آقایان: مهندس شیبانى - حشمتى - دکتر پیرنیا - مهندس فیروز.

نایب‌رئیس - نسبت به صورت‌مجلس قبل ایرادى نیست؟ آقاى بوربور.

بوربور - یک مختصر اشتباهى در عرایض جلسه قبل بنده شده اگر اجازه بفرمایید به اداره تندنویسى بدهم که اصلاح کنند.

نایب‌رئیس - بفرمایید، آقاى خلعتبرى.‏

خلعتبرى - جناب آقاى بختیار مطلبى در جلسه گذشته اظهار فرمودند راجع به قاتلین مرحوم بهبهانى در شادگان و اسمى هم از بنده بردند، این قاتلین را دادگاه جنایى با آزادى آنها موافقت نکرده و رسیدگى به جریان آن هم مربوط به دادگاه‌هاست و اظهارنظر در مورد دادگاه‌ها در مجلس شوراى ملى به نظر بنده صحیح نیست. خواستم این تذکر را عرض کرده باشم چون اصل تفکیک قوا را باید مجلس شوراى ملى در نظر بگیرد و شکایت از قضات را در دادگاه انتظامى و دادسراى انتظامى مطرح کنند.

نایب‌رئیس - آقاى دکتر راجى‏.

دکتر راجى - خواستم فرمایشات آقاى ارسلان خلعتبرى را تأیید کنم و آقاى حمید بختیار منظورشان احقاق حق و تسریع در قضاوت بود و نظر دیگرى نداشتند.

نایب‌رئیس - در صورت‌مجلس نظر دیگرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب می‌شود.

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى ساگینیان

نایب‌رئیس - آقاى ساگینیان‏.

ساگینیان - سؤالى است که تقدیم می‌کنم‏.

3- بیانات قبل از دستور - آقایان: صفارى - دکتر هدایتى - سراج حجازى - دکتر امیر حکمت‏

نایب‌رئیس - چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند. آقاى محمدعلى صفارى.

صفارى - بنده با تجربیات حاصله از دوره 18 قصد نداشتم که وقت آقایان نمایندگان محترم را با عرایض خود گرفته و باعث تصدیع شوم زیرا حقیقتاً نتیجه‌اى از نطق‌هاى قبل از دستور در ظرف دوره گذشته حاصل نشد و تصور می‌کنم آقایان محترم در این مسئله با بنده هم‌عقیده هستند. همچنین سؤالات از دولت هم دردى را دوا نمی‌کند. براى این‌که جواب‌ها اکثر ادارى و یکنواخت بوده و غالباً قانع‌کننده نیست مگر این‌که تجدید سؤال بشود که در این صورت باز خیال

+++

نمی‌کنم مفید فایده باشد، ولى یک اصلى مسلم باعث شد که بنده با علم به عدم حصول نتیجه مسایلى را به عرض مجلس محترم برسانم: اولاً نداى وجدان و وظایفى که به عهده ما مقرر شده ما را وادار می‌کند که وظیفه وجدانى خود را انجام داده گفتنى‌ها را بگوییم و گرفتاری‌هاى مردم را به عرض مجلس برسانیم، شاید روزى مؤثر واقع شود. یکى از مسایل مهم که مبتلا به ناحیه شمال است و براى کشور هم بدون تردید اهمیت حیاتى دارد، موضوع محصول چاى آن ناحیه است که اکثر آقایان کم‌وبیش از ماجراى آن استحضار دارند. مردم گیلان در طى چند سال فقط در اثر همت و کوشش خود بدون این‌که دینارى از خزانه دولت کمکى بگیرند توانستند سطح کشت محصول چاى را به جایى برسانند که امروز نصف چاى مصرف کشور را تأمین کرده و از این راه موفق شده‌اند که نگذارند در حدود دویست میلیون تومان پول بارز از کشور خارج گردد. هر سال در موقع برداشت محصول کشاورزان و باغداران در اثر سوء‌سیاست‌هاى اقتصادى و صدور تصویب‌نامه‌هاى ضدونقیض گرفتار مشکلات عجیب شده و نمی‌دانند حاصل دسترنج خود را با چه شرایطى و به چه طریقى به مصرف فروش برسانند، ضمناً ناگفته نماند که در سنوات 30 تا 32 در اثر صدور یک تصویب‌نامه که تا اندازه‌اى حقوق کشاورزان و چایکاران را تأمین می‌نمود، بدون جلب کمک مادى دولت سطح کشت به دو برابر ترقى یافته و تعداد کارخانه‌جات سازنده چاى سه برابر بالا رفت و اگر صدور تصویب‌نامه نابهنگام دولت وقت در سال 33 نبود که برخلاف روش چندساله و بدون مطالعه و شاید فقط به خاطر جلب رضایت عده‌اى منفعت‌طلب واردات چاى خارجى را مطلقاً آزاد و صادرات را برخلاف هر اصلى ممنوع نمود، تا کنون سطح کشت بالاتر رفته و پس از چند سال کشور ما از یک قلم عمده واردات بى‌نیاز می‌گردید و پول هنگفت آن به مصرف سایر احتیاجات می‌رسید، نتیجه صدور این تصویب‌نامه این بود که مقدار زیادى چاى خارجى بدون قیدوبندی به بازار وارد شد و شیوع قاچاق از طرف دیگر کار را به جایى رسانید که در رأس محصول سال جارى 94 دستگاه کارخانه‌جات چاى در حال تعطیل و هیچ‌یک از خریداران سنواتى رغبت به خرید محصول ننموده و در نتیجه صدهزار نفر چایکاران و کارگران شمال بیکار مانده نزدیک بود غوغایى بر پا شود که ناچار دست توسل به دامان اعلیحضرت همایونى شاهنشاهى زده و استدعا کردیم که در این باره توجه فرمایند، حسب‌الامر مطاع با دستور دولت سازمان برنامه اعتبارى معادل خرید ثلث محصول براى خرید برگ سبز کشاورزان اختصاص داد و همچنین مقرر شد که شش میلیون تومان اعتبار به کارخانه‌جاتی بدهند که قادر به کار نیستند تا آنها هم مبادرت به خرید محصول نمایند، بدیهى است این تصمیم حسب‌المرسوم کشور وقتى به مرحله عمل درآمد که چین اول محصول رسیده و به ملاحظه عدم گشایش کارخانه‌جات دولتى و غیره مقدارى از حاصل دسترنج کشاورزان از بین رفت و چون هنوز با طى تشریفات مقرر توفیق توزیع تمام شش میلیون تومان اعتبار بین کارخانه‌جات فراهم نشده، واضح است که کارخانه‌جات موجود جوابگوى محصول نبوده و کشاورزان ناچار برگ سبز خود را در عوض کیلویى 19 ریال به سه ریال به فروش می‌رسانند، از این راه طورى متضرر شده‌اند که ناچار باغات خود را ترک خواهند گفت. آقایان محترم تصور می‌کنم قابل انکار نباشد که کشور ما کشورى است کشاورزى و به نظر بنده در اولین سرلوحه هر برنامه باید کشاورزى به هر نحوى تقویت شود، از این راهست که ما می‌توانیم زندگانى مرفه‌ترى براى توده مردم فراهم آوریم، با این‌که واقعاً سازمان برنامه کمال مساعدت را امسال در کمک با مردم نموده ولى به نظر بنده این کمک‌هاى موقت منظور اساسى را تأمین نمی‌کند براى این‌که این کار پایه و اساس محکمى داشته باشد، بنده در اواخر دوره 18 ضمن طرح لایحه بودجه سال 35 تبصره‌اى پیشنهاد نموده و دولت را مکلف نمودم که در ظرف مدت دو ماه براى بسط و توسعه فلاحت و صناعت چاى و تشویق و مساعدت مادى و معنوى کشاورزان و چایکاران برنامه‌اى تدوین و به موقع اجرا گذارده و پس از طى آزمایش‌هاى لازم لایحه قانونى آن را تنظیم و براى تصویب تقدیم مجلس نماید. این تبصره هم با کمک همکاران محترم به تصویب رسید و منظور هم این بوده با اینک امر مهم برنامه‌اى قانونى و حساس نداشته باشد، همه‌ساله ده‌ها هزار نفر از کارگران شمال دچار اضطراب و نگرانى بوده و در اثر عدم تمرکز کار و فقدان یک برنامه ثابت، زراعت فعلى هم که از نقطه نظر اقتصادى حایز مقام مهمى است از بین خواهد رفت. متأسفانه هنوز از طرف دولت در این باره اقدام اساسى نشده و طبعاً در موقع سؤال خواهد گفت که رویش فعلى تحت بررسى است تا بعداً برنامه لازم تدوین و تقدیم گردد، بنابراین از دولت تقاضا دارم که در تدوین این برنامه اساسى هرچه زودتر اقدام نمایند که پس از طى تشریفات لازم لااقل براى سال آینده به مرحله اجرا درآید. دیگر این‌که تقاضا می‌کنم وزارت دارایى بادلره کل گمرک دستور مؤکد در جلوگیرى از قاچاق چاى خارجى صادر نمایند زیرا ادامه این وضع موجب نابودى عده کثیرى از مردم شمال و بازرگانان چاى داخلى خواهد شد، چنانچه عده زیادى از آنها در اثر شیوع قاچاق و اشباع چاى در بازار ورشکست شده و از بین رفته‌اند که صورت اسامى آنها راهم می‌توانم تقدیم دارم بنابر اطلاع موثق در تمام ناحیه جنوب غرب و قسمتى از شرق چاى قاچاق مصرف می‌شود. صدور تصویب‌نامة مبادلات مرزى اخیر هم کمک بیشترى به توسعه قاچاق نمود زیرا که مبادلات مرزى را بدون تشریفات گمرکى تا عمق هفتاد کیلومتر در داخل کشور مجاز دانسته‌اند و بدیهى است کنترل این امر براى مأمورین گمرک مشکل بوده به اضافه موجبات سوء‌استفاده را قطعاً تسهیل می‌کند و ضرر فاحشى هم از این راه متوجه خزانه دولت می‌شود، امیدوارم که در امر جلوگیرى از قاچاق واقعاً اقدامات جدى به عمل آید تا باعث امیدوارى مردم گردد. مطلب دیگر که می‌خواهم به عرض آقایان محترم برسانم اینست که عملیات راهسازى در این کشور جنبه خاصى به خود گرفته همه‌روزه می‌شنویم یا در جراید می‌خوانیم که جناب آقاى وزیر راه براى بازدید به نقاط مختلفه کشور رفته‌اند، نمی‌دانم حاصل این بازدیدها اینست که راه‌هاى مسطح و هموار شود و یا نظر دیگرى در بین است زیرا در راه‌هاى اصلى و مهم که مسافرت می‌کنیم جز خرابى راه‌ها که همه از آن شکایت دارند چیزى نمى‌بینیم، من‌باب مثال عرض می‌کنم سه سال است ساختمان راه رشت به لاهیجان که فقط 43 کیلومتر طول آنست در دست اقدام است و می‌گویند تا کنون میلیون‌ها ریال صرف هزینه آن شده ولى نه‌تنها اصلاحى در وضعیت این راه به عمل نیامده بلکه چون با اسلوب منظمى عمل نمی‌شود، به کلى از غیرانتفاع افتاده است و این راه مهم که طول خط ساحلى را به هم متصل می‌سازد و اهمیت اقتصادى دارد، دچار وضعیت اسف‌آوریست و چون در ناحیه شمال فقط در مدت تابستان فعالیت راهسازى میسر است و اگر موقع مناسب بگذرد، بارندگى‌ها شروع و کار را متوقف خواهد ساخت. از جناب آقاى وزیر استدعا دارم توجه خاصى به مسئله راهسازى ناحیه شمال بفرمایند واقعاً تمام راه‌هاى شمال اعم از فرعى و اصلى دچار خرابى فوق‌العاده است که حرکت را بى‌اندازه دشوار کرده است (یک نفر از نمایندگان - تمام راه‌ها خراب است). امیدوارم که با تعارف نگذرد (احسنت، احسنت).

نایب‌رئیس - آقاى دکتر هدایتى‏.

دکتر هدایتى - بنده به واسطه کسالت مزاجم تصمیم نداشتم که قبل از پایان تعطیلات تابستانى در فعالیت‌هاى پارلمانى شرکت داشته باشم اما چه می‌شود کرد بعضى از پیش‌آمدها و امور، بنده را ناچار کرد که چند دقیقه‌اى مصدع وقت همکاران عزیز بشوم و توجه‌شان را به یکى دو مطلب که بنده هم مثل اکثر قریب به اتفاق نمایندگان محترم مجلس به کابینه جناب آقاى علاء رأى اعتماد دادم و این رأى را از روى کمال اعتقاد سنجیده دانسته و خواسته دادم، ایشان را به تمام معنى بنده براى این مقام شایسته می‌دانم و خود جناب آقاى علاء را بنده حقیقتاً از روى عقیده یکى از ذخایر معنوى مملکت می‌شمارم (صحیح است). یکى از نظریاتى که خود جناب آقاى علاء داشتند و بنده که خدمتشان از قدیم ارادت می‌ورزیده‌ام الان هم دارند و مکرر این مطلب را به آقایان نمایندگان مجلسین همچنین چند روزى پیش هم با ارباب جراید در میان گذاردند اینست که علاء طبیعتاً نه فقط از انتقاد و بحث و فحص بیمى ندارند، بلکه وقتى که مصدر خدمتى هستند، نظریات مخالف را همیشه استشمام و استقبال می‌کنند و عادت دارند که عقاید مختلف را با هم بسنجند و بعد از سنجیدن اتخاذ تصمیمى بکنند و روى آن عمل بکنند، این سابقه‌ایست که بنده از روحیه شخص نخست‌وزیر دارم، من فکر می‌کنم آقایان وزرا هم بایستى از این نظریه رئیس خودشان تبعیت داشته باشند براى این‌که نظر عاقلانه مدبرانه‌ایست، همکار محترم جناب آقاى دکتر محمد شاهکار، نماینده تهران اواخر جلسه پیش با استفاده از یکى از مواد آیین‌نامه چند کلمه‌اى راجع به یکى از اصول مشروطیت که به عقیده‌شان تذکرش لازم و رسیده بود دادند و عقیده ایشان از طرف رئیس محترم مجلس شوراى ملى و همچنین تمام نمایندگان مورد تأیید قرار گرفت (صحیح است). آقاى دکتر شاهکار قطع نظر از هر مطلبى بدون این‌که وارد در جزییات بشوند عقیده داشتند که در حکومت دمکراسى مشروطه مقام مجلس شوراى ملى و نمایندگانش مشخص و معین است، بر حقوق مجلس چیزى نباید اضافه بشود چیزى هم نباید کسر شود، این یک عقیده خیلى اصولى بود که آقاى دکتر شاهکار در اینجا تذکر دادند، بنده نمی‌دانم کجاى این تذکر عیب داشت. در خارج بنده شنیدم ان‌شاءالله دروغ است براى آقاى دکتر خط و نشان کشیده‌اند، بنده وظیفه‌اى ندارم که از آقاى دکتر شاهکار دفاع کنم براى این‌که ایشان خودشان وکیل مدافع هستند و وکیل مدافع مبرزى هم هستند (صحیح است) ولى یک مطلب هست، آقاى دکتر شاهکار در این مطلبى که فرمودند تنها نیستند و آنچه که آقاى دکتر شاهکار در جلسه گذشته مجلس فرمودند، عقیده قاطبه نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى است (صحیح است). ما معتقدیم که نمایندگان هرچه را در خیر و صلاح مملکت می‌دانند حق دارند بیان کنند. اصرارى نداریم این نطق‌هاى قبل از دستور و تذکراتى که می‌دهیم حتما اجرا بشود این نظر را نداریم (صدرزاده - اگر صحیح باشد اجرا کنند) (صارمى - جناب آقاى دکتر هدایتى اگر صحیح بود موظف به اجرا هستند، مفید هم هستند). بنده عرض کردم که عقیده

+++

خودم را می‌گویم ممکن است آقاى صارمى با نظر بنده موفق نباشند، آنچه که به نظر بنده رسیده و اعتقاد داریم این است بگویم و هر نماینده‌اى که اعتقاد دارد باید بگوید (صحیح است) و وقتى که مجلس تصمیم گرفت باید اجرا بشود (صحیح است). این کار هم دو تا فایده دارد گفتگوى نمایندگان اول از لحاظ مردم است براى این‌که وقتى صحبت شد در این مجلس در واقع یک سوپاپ و سورته است، یک دریچه اطمینانى است وقتى که ایرادى اگر آقایان در دلشان دارند گفتنند، وقتى که صحبت شد سبک می‌شود و به حال عادى برمی‌گردد و براى دولت مفید است. دوم از این لحاظ مفید به فایده است که اگر این گفتگوها نشود و خداى‌نکرده نمایندگان خوددارى بکنند از آنچه به نظرشان می‌رسد، دولت را از بهترین وسیله‌اى که در دست دارد براى کاستن از میزان فشار دیگ ملت محروم می‌کند، آن دریچه اطمینان همان مطالبى است که از طرف نمایندگان مجلس و ارباب جراید بهعرض هیئت محترم دولت می‌رسد، گفتنش به‌هیچ‌وجه ضررى ندارد و این نظر خود جناب آقاى علاء است که بنده امیدوارم که وزراى محترم ایشان هم همین‌طور که در جلسه گذشته وزیر محترم دارایى با کمال فصاحت و بلاغت فرمودند و گفتند که مام مستظهر هستیم به عنایات مجلس شوراى ملى و مجلسین به طور کلى این را باید آقایان وزرا در نظر داشته باشند، خلاصه چکیده بیان آقاى دکتر شاهکار در جلسه گذشته این بود که مجلس تضعیف نبایستى بشود و آقاى سردار فاخر هم فرمودند، نمایندگان هم فرمودند که ما نمی‌گذاریم مجلس تضعیف شود، تضعیف مجلس چند راه دارد، تضعیف یک شخص راه‌هاى مختلفى دارد، یکیش این است که آن اختیارات را که به یک مقام و یک شخص داده‌اند آن اختیارات را از او سلب کنند، آنچه که یک مقام یا مجلس شوراى ملى داخل در اختیارش است، این اختیارات را نمی‌شود مسلوب کرد. بنده در روزنامه‌ها خواندم و شنیدم، امیدوارم دروغ باشد که جناب آقاى گلشاییان، وزیر محترم دادگسترى در تلاش تحصیل اختیارات در مجلسین هستند، بنده سال‌ها است به ایشان ارادت دارم، به فعالیت و حسن تشخیص ایشان اعتماد کامل دارم، این فکر را از ایشان مستبعد می‌دانم ولى چون مطلب مهم است از نظر مردم ولو این‌که شایعه هم باشد بایستى در اینجا نسبت به آن اظهارنظر بشود. در قانون اساسى ما مثل هر مملکت مشروطه دیگرى قواى مملکت که ناشى از ملت است به سه جزء تقسیم شده قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضاییه و بعد ذیل اصل 27 متمم قانون اساسى بلافاصله اضافه می‌کند: «اصل 28 قواى ثلاثه مزبور همیشه از یکدیگر ممتاز و منفصل خواهد بود» این اصل 28 متمم قانون اساسى که ما در پشت این تریبون براى صیانت و حمایت و حفاظتش سوگند خوردیم (بوربور - این اختیارات سابقه دارد و لازم هم هست) (مهندس جفرودى - هیچ لازم نیست) آقاى بوربور بعد تشریف بیاورید اینجا و صحبت کنید، بنده در دوره شانزدهم که افتخار نمایندگى مجلس را داشتم، یک روز پشت این تریبون عرض کردم آن‌وقت صحبت از اعطاى اختیارات به کمیسیون‌هاى مجلس بوده به کمیسیون دادگسترى بود، بنده اینجا مکرر گفتم سابق هم سایر نمایندگان مکرر گفته‌اند در اینجا که وکلاى مجلس حق توکیل غیر ندارند (صحیح است) (دکتر عدل - کجایش صحیح است) وکلا اگر حق توکیل داشتند آقاى دکتر عدل اگر حق توکیل غیر داشتند، بنده امروز تصور می‌کنم که اکثر نمایندگان محترم به آقاى سردار فاخر حکمت که مورد اعتماد تمام ما هستند وکالت می‌دادیم که ایشان وضع قانون کنند (صحیح است) و هر وقت کارى داشتیم می‌گفیم آقاى سردار فاخر یا هر کسى که طرف اعتماد ما بود شما از طرف ما حق رأى دارید ولى به‌هیچ‌وجه وکلاى مجلس شوراى ملى حق توکیل غیر ندارند، خودشان بایستى در مجلس شوراى ملى حاضر بشوند و خودشان مخصوصاً در مطالب اظهارنظر کنند و رأى بدهند، این مستند به اصل 28 متمم قانون اساسى است که قوه قضاییه از قوه مجریه و از قوه مقننه منفک است (دکتر بینا - اصلاً مجلس هم اختیار را از بین برد). این یکى اصل مطلبى است که بنده اینجا می‌شکافم ما از لحاظ قانون اساسى دوم، از لحاظ تجربى آقاى بوربور، مردم ایران از دادن اختیارات خاطرات بسیار تلخى دارند (صحیح است). این مطلبى پیش‌پاافتاده است امروز از وضیع و شریف کسانى هم که هر قدر وارد در امور مملکتى باشند، از موضوع سلب اختیارات از مجلس و اعطاى اختیارات به وزرا یا به دولت گریزان هستند، علاوه بر آنکه از نظر قانون اساسى ما مکلفیم و سوگند یاد کردیم، از لحاظ اصل انفکاک قوا ولى عملاً هم یک‌چنین وضعى در مملکت ما پیش آمده است که از موضوع اختیارات مردم فرار می‌کنند و حق هم دارند تجربه بسیار تلخى دارند. همان طور که عرض شد به موجب قانون اساسى را که بعضى‌ها زیر پا گذاشتند، مجازاتش را دیدند، نمایندگان دوره هجدهم که خوشبختانه اکثرشان در اینجا هستند، علاوه بر قانون اساسى یک قانون عادى هم گذراندند و در آنجا هم تصریح کردند که اعطاى اختیارات برخلاف قانون اساسى است، بنده این قانون را آوردم امضای اکثریت آقایان پاى این قانون است «طرح الغای کلیه لوایح آقاى دکتر مصدق ناشى از اختیارات ماده واحده مصوب مرداد 31 و ماده واحده تمدیدى آن مصوب بهمن 31 چون برخلاف قانون اساسى بود ملغى است» این را اکثر آقایان رأى دادند، اکثر آقایان که در دوره هجدهم تشریف داشتند (عمیدى‌نورى - همه رأى دادند) همه رأى دادند که اعطاى اختیارات برخلاف قانون اساسى است.‏

عمیدى‌نورى - ولى آقاى گلشاییان اختیارات نخواسته‌اند اگر در کمیسیون بودید این‌طور نمی‌فرمودید و احتیاج به این صحبت نبود.

دکتر هدایتى - بنده اتفاقاً آن روز نبودم.

عمیدى‌نورى - خوب بود تشریف داشتید.

دکتر هدایتى - آقایان علماى حقوق آنجا تشریف دارند، این مطلب گفته شد که اعطاى اختیارات برخلاف قانون اساسى است ولى بلافاصله بنده یک چیزى اضافه می‌کنم که به بنده ایراد نگیرند مخصوصاً آقاى بوربور و آن این است که دادگسترى ما هم خراب است، عدلیه ما خراب است، خیلى هم خراب است و منشأ اصلاحات هم اصلاح دادگسترى است این را هم می‌دانم مخصوصاً ما وکلاى دادگسترى و امثال ما که بنده خودم 20 سال است چه به عنوان قاضى و چه وکیل دادگسترى با این دستگاه سر و کار دارم، آقایان دل ما خون است از این عدلیه، این را ما اضافه می‌کنیم که نگویید اختیارات را براى خاطر این می‌خواهند، نه‌خیر ما اهلش هستیم عدلیه خراب است باید هم اصلاح بشود، سرلوحه اصلاحات هم بایستى اصلاح عدلیه قرار بگیرد اما به شرطها و شروطها.

نایب‌رئیس - جناب آقاى دکتر هدایتى مدت نطق حضرتعالى تمام شده است‏.

دکتر هدایتى - اگر اجازه بفرمایید چند دقیقه دیگر تمام می‌شود.

نایب‌رئیس - ممکن است از وقت سایر آقایان استفاده بفرمایید. چون برابر ماده 75 آیین‌نامه جدید غیرممکن است وقت تمدید شود مگر این‌که آقایان دیگر اجازه بدهند.

دکتر هدایتى - بنده از آقاى سراج حجازى سه دقیقه استدعا می‌کنم.‏

سراج حجازى - استدعا می‌کنم بفرمایید.

دکتر هدایتى - به هر حال بنده مطالبى داشتم که به موقعش مفصلاً خواهم گفت ولى آنچه که خواستم امروز که فوریت هم داشت استفاده بکنم از این تریبون به عنوان نطق قبل از دستور، این است که خرابى عدلیه را اهلش وارد هستند و راهش راهم می‌دانند، آقاى گلشاییان هم که بنده ‌به ایشان ارادت دارم اهل عدلیه هستند و می‌دانند عدلیه خانه ایشان است باید مفاسد عدلیه را بدانند، آنچه را هم که نمی‌دانند هستند اشخاص ذیصلاحتى که به ایشان کمک بکنند و این کمک را در طبق اخلاص می‌گذارند و کمک هم خواهند کرد و وظیفه‌شان است که این کمک را به آقاى گلشاییان در اصلاح دادگسترى بکنند، اصلاح دادگسترى به گرفتن اختیارات نیست چون اختیارات فقط در مورد قضاوت نشسته است، راجع به قضات ایستاده اختیارات دارند، درباره ابلاغات ایشان ریاست فائقه بر تمام ادارات مدعى عمومى دارند شف سوپرم دوپار که ریاست فائقه بر تمام ادارات دارند فقط این قسمت قضات نشسته را دورش قلم بکشند، یکى از وکلاى انگلیس در مجلس عوام انگلیس گفته بود تمام بحریه انگلیس به خاطر حفظ قوانین و حمایت و آزادى آن چند نفر قاضى است که به خاطر حفظ حقوق مردم و تشخیص حق از باطل پشت این میزها نشسته‌اند، تمام بحریه و زور دولت براى این است استقلال قضات محترم است، به علاوه این اصل در قانون اساسى هست، اصل 81 و 82 نوشته است که قضات محاکم را بدون رضایت آنها نمى‌شود تغییر داد مگر در صورت تخلف، آقاى وزیر دادگسترى یک حربه برنده‌اى در دستش دارد براى تعقیب این قضات، ارجاع پرونده اینها به دادگاه عالى انتظامى است که تقاضاى ما هم همین است که خود ایشان که اهل دادگسترى هستند افراد متخلف را می‌شناسند، ما هم می‌شناسیم، وسیله براى تعقیب اینها هست، از راهش عمل کنید والا تمام اینها را زیر و روى کردن درست نیست و بنده یقین دارم که ایشان این عقیده را نداشتند والا اگر در این راه قدم بگذارند خسرالدنیا والاخره خواهند شد (احسنت).

نایب‌رئیس - آقاى سراج حجازى‏.

سراج حجازى- یکى از مطالبى که شایان نهایت توجه هست وضع شهرستان‌ها و اقدام در بهبود وضع آنهاست، اعلیحضرت همایون شاهنشاهى در فرمایشاتى که در موقع افتتاح مجلس فرمودند این نکته را متذکر شدند و به دولت توصیه فرمودند که در این باره اقدام بکنند خوشبختانه دولت جناب آقاى علاء هم این موضوع را در یکى از مواد برنامه‌شان گنجاندند ولى بنده عرضم در این است که نحوه عمل دولت در اصلاح شهرستان‌ها به چه وضع خواهد بود آیا صرفاً ذکر این موضوع در یکى از مواد برنامه کافى خواهد بود که شهرستان‌ها اصلاح بشود یا باید اقدامات اساسى کرد؟ بنده عرض می‌کنم که براى اصلاح هر دردى باید درد را دانست، علت درد را تشخیص داد و به مداواى آن پرداخت، باید اذعان کرد که محروم‌ترین طبقات مردم مملکت ما در شهرستان‌ها زندگى می‌کنند (صحیح است). شهرستان‌ها واحد استقلال ما هستند، متأسفانه دولت و اسلاف

+++

این دولت توجه و عنایتى که لازم بود براى اصلاح شهرستان‌ها مبذول نکرده‌اند، امروز در شهرستان‌ها هیچ‌یک از مزایاى تمدن و می‌خواهم عرض کنم شاید از بدوى‌ترین موضوعات محروم هستند، عمده مطلب این است که آنها نان ندارند، خوراک ندارند، یک رعیت ایرانى امروز با بدترین وجهى زندگانى می‌کند، مسکن ندارند، بهداشت ندارند، راه ندارند، فرهنگ ندارند و آنهایى که در مرکز شهر و به خصوص در تهران زندگى می‌کنند «کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها» آنها درد دهاتی‌ها را نمی‌دانند عرض کنم تنها کمکى که دولت در سال گاهى به شهرستان‌ها می‌کند ارسال مقدارى قند و شکر و چاى است به دهات که با آب‌وتاب هم توضیح می‌دهد که قند و شکر به دهات می‌رسانیم. بنده می‌خواهم عرض کنم که قند مفهومى که براى آقایان شهرنشین دارد آن مفهوم را براى دهاتى‌ها ندارد، قند براى دهاتى یعنى سینما، یعنى تفریح، یعنى دوا، یعنى مسکن درد، تنها چیزى که در شهرستان‌ها باعث تفریح دهاتى است همین قند و شکر است ولى این را هم عرض کنم که متأسفانه همین هم به آنها نمی‌رسد چرا؟ براى این‌که به علت تفاوتى که بین نرخ آزاد و نرخ دولتى موجود است در مرتبه اول از مرکز اگر مأمورى اعزام می‌شود یک نورچشمى را می‌فرستند آنجا که برود و یک استفاده کند از تفاوت قیمت قند و شکر و برگردد به تهران و با آنچه آورده عیش‌و‌نوش کند در شهرستان‌ها هم یک عده دلال قلاش هستند که استفاده می‌کنند از همین قند وشکر و کارشان هم همین است، اینها با مأمورین دزدى که از مرکز فرستاده می‌شوند زدوبند می‌کنند و آن قند و شکر را یک‌جا در شهر می‌گیرند و در همان‌جا می‌فروشند و به دهاتی‌ها چیزى نمی‌دهند. راجع به وضع خراب دهات لازم نیست که بیشتر توضیح بدهم براى ملاحظه اطراف تهران را اگر در نظر بگیریم و مراجعه بفرمایید این موضوع براى آقایان روشن خواهد شد، حالا این قلاش‌ها را که بنده شکردزد می‌گویم، تمام سیاست شهرستان‌ها به دست اینهاست حتى اگر یک موقعى دولت ضعیف باشد، در انتخابات هم بى‌اثر نیستند براى این‌که پول دارند و از آن ممر عواید سرشارى دارند مخصوصاً موقعى که قیمت سرشارى دارد خوب می‌توانند استفاده کنند، پس یکى از عوامل بدبختى اعزام مأمورین بد است به شهرستان‌هایى که دولت باید این موضوع را توجه کند و بعد هم اشخاص و عناصرى که خود دولت هم می‌شناسد و مردمان صالح شهرستان‌ها مى‌شناسند، دست اینها را کوتاه بکند و این شکردزدهایى که از قند و شکر استفاده می‌کنند و از تمام مزایا بهره‌مند هستند فقط به صرف این‌که پول دارند آن هم از راه دزدى در شهرستان‌ها، در شهرستان‌ها به‌هیچ‌وجه جاده نیست، بین دهات جاده موجود نیست، بهداشت ندارند، نان ندارند، عرض کنم موضوعى که امروزه سوژه شده براى اشخاصى که می‌خواهند عوامفریبى بکنند فورى موضوع مالکین و کشاورزان را پیش می‌کشند و به اینها حمله می‌کنند، بنده خیال می‌کنم که بدبخت‌ترین افراد ایران همین کشاورزان و مالکین هستند (احسنت). بنده نمی‌خواهم عوامفریبى کنم صریحت لهجه دارم در این موضوع عرض می‌کنم یک رعیتى در تمام نقاط ایران بیش از دو خروار گندم نمی‌تواند بکارد و چون دیم است بیش از 10 14 خروار نمی‌تواند عمل به دست بیاورد، فرض محال که خودش مالک این ملک باشد یعنى تمام 14 خروار مال او باشد با این 14 خروار چه می‌تواند بکند، بعد هم دولت از این 14 خروار عوارض می‌گیرد و می‌گویند صدى بیست را بمن بده‏. آقا اگر شما می‌خواهید گندم بخرید چرا در موقع خودش نمی‌خرید و بعد هم می‌روید گندم تنى 900 تومان از امریکا می‌خرید؟ خوب این‌که نمی‌شود، نتیجه‌اى به رعیت نمی‌دهد، نتیجه‌اش این خواهد شد که دیگر کسى دنبال کشاورزى نمی‌رود، تنها طبقه مولد این کشور طبقه کشاورز است که با دست دولت دارد از بین می‌رود (صحیح است). باید به جاى این کارها، به جاى جلوگیرى از گندم کشاورز، به جاى فرستادن مأمور دزد و تشویق شکردزدان باید کارهایى بکنیم که محصولات کشاورزى که تبدیل به صنایع می‌شود در شهرستان‌ها ایجاد کنیم، بنده شنیده‌ام که سازمان برنامه تصویب کرده که چند کارخانه قند در مملکت احداث کند، چرا احداث نمی‌شود؟ اولاً جلوگیرى از تفاوت قیمت خواهد کرد و بعد هم رعایا یک مقدار چغندرکارى می‌کنند و این متاعى است که به خوبى می‌فروشد و از این فقر و مسکنت خلاصى پیدا می‌کنند. عرض کنم به عقیده بنده براى رعایا باید کارى کرد که به بهبود وضع آنها در شهرستان‌ها کمک کرد و سعى کرد تا طبقه رعیت متمکن بشود و مقدارى عایدات به دست بیاورد که بتواند زندگانى خودش را اداره کند، مازادى به دست بیاورد و زندگى خودش را تأمین کند در حالى که غیر از این ملاحظه می‌فرمایید البته در شهرها تا اندازه‌اى به صورت ظاهر بهبود پیدا کرد ولى در دهات روز به روز وضع مردم خراب‌تر و بدتر می‌شود (صحیح است). باید یک‌قدرى هم دولت البته اعمال قدرت می‌کند بیشتر بکند و شر یک عده دزدها و شکردزدها را از دهات و شهرستان‌ها بکند براى این‌که اینها یک عوامل و یک پارازیت‌هایى هستند که براى خشک کردن ریشه ترقى‌خواهى کوشش می‌کنند و اینها مادامى که در شهرستان‌ها هستند محال است که دولت به کارى موفق بشود و بتواند اصلاحاتى بکند چون این قلاش‌ها پول دارند خرج می‌کنند نمی‌گذارند دولت اصلاح بکند و بعضى از شهرستان‌ها خود جناب آقاى وزیر کشور مطلع هستند این اقدام را کردند یک‌قدرى مؤثر شد ولى متأسفانه باز هم آن عناصر شروع به عمل کردند، با همدیگر جنگ زرگرى می‌کنند براى از بین بردن مقاصد خوبى که دولت دارد، از بین بردن ترقى شهرستانى که در نظر است و باهم جنگ زرگرى می‌کنند مثل جریان سال قبل و تا دست اینها را از شهرستان‌ها کوتاه نکنید شهرستان‌ها و دهات آباد نمی‌شود. در موضوع گندم و شکر مخصوصاً از جناب آقاى وزیر دارایى تقاضا داریم یک توجه مخصوصى بفرمایند، اوضاع دارایى‌ها در شهرستان‌ها خوب نیست، جناب آقاى وزیر دارایى حضورتان هم یک مرتبه شفاهاً عرض کردم که مأمورین ناپاک و ناصالح و دزد در شهرستان‌ها هست و آنها را باید شخصاً خودتان نظارت بکنید براى این‌که موضوع مالیات را کارى نمی‌شود کرد، مالیات را اشخاص می‌دهند آنچه که مؤثر است آن چیزى است که دولت خودش می‌فروشد از قبیل گندم و قند و شکر که در شهرستان‌ها می‌فروشد و واقعاً باعث بدنامى وزارت دارایى شده و بنده اصولا معتقدم این کار از کارهاى دستگاه وزارت دارایى نیست و این را باید به دستگاه‌هاى دیگرى واگذار بکند، دارایى صرفاً مالیات وصول بکند و مخارج مملکت را بدهد. این کارها وزارت دارایى را بدنام کرده و با حسن عقیده‌اى که بنده در آقایى وزیر دارایى سراغ دارم این موضوع را مؤکداً از خودشان تقاضا دارم که ان‌شاءالله منجر به این نشود که این موضوع را به سؤال تبدیل کنم، ان‌شاءالله خودشان این را تعقیب می‌فرمایند (وزیر دارایى - براى هرگونه جوابى حاضرم). من‌باب تذکر عرض می‌کنم چون فرمودید براى هرگونه سؤالى حاضرم، بنده هم عرض می‌کنم حضور مبارک آقا در وزارت دارایى محاط شده‌اید و محیط نیستید براى این‌که جنابعالى افراد دزدى را آوردید در وزارت دارایى، جنابعالى آقاى سادات‌فاطمى را آوردید که پرونده دزدى دارد و از دزدترین افراد است چه جوابى می‌دهید؟ چرا این دزد را آورده‌اید مدیر کل کرده‌اید؟ این کسى که یک عضوى کوچکى قبولش نمی‌کردند؟ به بنده چه جوابى می‌دهید؟ (وزیر دارایى - عرض می‌کنم) ما اینجا از اشخاص شریف دفاع می‌کنیم، ما این جا قسم خوردیم که به پادشاه عادل مفخم متبوع خودمان وفادار باشیم، صادیق و راستگو باشیم، شما مملکت را خراب می‌کنید، من به شما عرض کردم سادات‌فاطمى از فلان مرد که دزد است، پول گرفته فرستاده اراک، سادات‌فاطمى دزد است، توجه نفرمودید (مهندس سلطانى - سادات‌فاطمى آدم درستى است، مرد شریفى است، چرا این حرف‌ها را می‌زنید؟) شما بعد بفرمایید دفاع‏ کنید (زنگ رئیس).

نایب‌رئیس - از مباحثه بین‌الاثنیین صرف‌نظر کنید.

سراج حجازى - بنده عرض کردم که وضع مملکت خوب نیست، روز به روز رو به خرابى و بدبختى می‌رود نباید بنشینیم کنار و تماشا کنیم و با مجامله و تعارف قدم به جلو بگذاریم، مملکت امروز تحت توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهى با قدم‌هاى بلندى دارد جلو می‌رود، ما هم مسؤلیت قبول کردیم که براى شهرستان‌های خودمان قدم‌هایى برداریم، بنده می‌بینم در آنجا یک عده دزد و بدکار می‌روند و نمی‌گذارند کار پیشرفت بکند، ما پس‌فردا در پیشگاه ملت و شاه و مجلس مسئول هستیم و خجل خواهیم بود، بنده نه بغضى با جنابعالى دارم و نه حبى با وزیر دیگر، امروز آقاى وزیر کشور در وزارت کشور دست به اصلاحات زدند و کار هم کردند، هیچ‌کس هم حرفى بهشان نمى‌زند زیرا که نظرى ندارند ولى متأسفانه در وزارت دارایى این طور نیست، جنابعالى مرد شریفى هستید، مرد پاکى هستید، از خانواده محترمى هستید، اینها همه درست است (صحیح است) ولى کارمندانى که شما را احاطه کرده‌اند هم شما را بدنام می‌کنند و هم ما را بد نام خواهند کرد و هم در پیشگاه شاه بدنام خواهیم شد، تملق اگرچه خالى از حقیقت باشد، در مذاق شنونده مطبوع است ولى انتقاد اگرچه صحیح هم باشد در مذاق شنونده تلخ است، ما براى انتقاد آمده‌ایم، ما باید اینجا بگوییم و شما گوش بدهید، ملایم باشید، عصبانى نباشید، گوش بدهید، مطالب را مداقه بکنید و بنده به جنابعالى عقیده دارم و می‌دانم اصلاح مملکت یک قسمتش به دست جنابعالى که مرد شریفى هستند سپرده شده، یک‌قدرى از عصبانیت بکاهید، این آقایانى که دورورتان هستند بخواهید و سؤال کنید، به شما گزارش دروغ می‌دهند و شما هم به بعضى مقامات گزارش آنها را عرضه می‌دارید و اگر وقتى به دست آمد در جلسه دیگر به صورت سئوال از حضورتان استفسار خواهم کرد و خواهید دید که به جنابعالى گزارش دروغ داده‌اند، شیفر دروغ به شما داده‌اند پس عرایض بنده را حمل بر غرض نکنید، ما دو شخصیت داریم یک شخصیت خارج از پارلمان ما است که آنجا بنده به جنابعالى وابسته هستم و ارادت دارم وقتى که در پارلمان می‌آییم موکلینمان ناظر اعمالمان هستند، چهارصد هزار نفر، پانصد هزار نفر موکل بنده ناظر این هستند که بنده اینجا نسبت به شاه مملکت چه خدمتى می‌کنم، عرایضى که عرض می‌کنم خالى از هر غرض و مرض باشد و بنده نسبت بغضى به جنابعالى ندارم و این‌که سئوال کردم که این شخص این

+++

ترتیب عمل کرده حالا بنده کمال افتخار را دارم که از جنابعالى جواب بشنوم، یکى از آقایان رفقاى بنده نوشته‌اند که حاتم مدیر کل وزارت دارایى هم دزد است، بنده هم تأیید می‌کنم (زنگ رئیس) (مهدوى - آقایان به سادگى دزد نگویید و اشخاص را متهم نکنید، هر که مصونیت دارد حق ندارد این‌طور حرف بزند، نسبت دزدى دادن به یک کسى حکم می‌خواهد) آقا حرارت به خرج ندهید (زنگ رئیس، همهمه نمایندگان) (مهدوى - پس نه آقا سوء‌استفاده از مصونیت نکنید، من حاتم را نمى‌شناسم ولى شما نباید بى‌جهت به کسى دزد بگویید) صلحا کار می‌کنند و دزدها سوء‌استفاده می‌کنند (مهدوى - پس مأمورین دولت مصونیت ندارند که پشت میز بنشینند، دزد بنده هستم، دزد شمایید، چرا این حرف‌ها را اینجا می‌گویید؟) درباره خودتان اقرار العقلاء على انفسهم جائز، اقرار شما را قبول دارم (مهدوى - بله اقرار می‌کنم اگر دزد نباشم با شما یکجا نمى‌نشینم) (زنگ ممتد رئیس).

نایب‌رئیس - آقاى دکتر هدایتى فرمایشى دارید؟

دکتر هدایتى - سؤالى است از دولت که تقدیم می‌کنم‏.

نایب‌رئیس - آقاى دکتر امیر حکمت.‏

دکتر امیر حکمت- بنده متأسفم وقتى می‌آیم صحبت کنم که مجلس قدرى متشنج است و عصبانیتى براى بعضى از آقایان پیش آمده و امیدوارم که اصلاح شود. با اجازه همکاران محترم می‌خواهم چند کلمه در اطراف مسافرت شاهانه به ممالک اتحاد جماهیر شوروى به عرض برسانم.

اخبارى که از رادیوها و خبرگزاری‌ها شنیده و خوانده می‌شود نشان می‌دهد که اولیاى دولت همسایه شمالى ما و ملت روسیه تجلیل فراوانى که در خور مقام باعظمت اعلیحضرتین می‌باشد اظهار و ابراز علاقه و احساسات بى‌شائبه که از طرف مردم شوروى به عمل آمده ایجاب می‌کند در اینجا از طرف ملت ایران سپاسگذارى شود. در مورد بروز این‌گونه احساسات تجلیل، بنده می‌خواهم قدرى به گذشته برگشته و عوالم و روابطى که از سالیان قدیم بین ما دو ملت جریان یافته و وضعى که در حال حاضر حکمفرما است مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد تا نتیجه بگیرم. چیزى را که قطعاً می‌توان گفت اینست که اصولاً ملت روس و نیاکان مردمى که امروز در آن سرزمین به سر می‌برند، مردمانى خونگرم بوده و در حقیقت خون شرقى در رگ‌هاى آنها جریان دارد و باز هم باصراحت می‌توانم عرض کنم که ما دو ملت همسایه با وجود سلطه رژیم افراطى که در آن سرزمین برقرار شده، ممکن است با ایجاد همکارى در مسایل اقتصادى و فرهنگى و امثال آن از فواید همسایگى برخوردار باشیم و اصولاً این را هم می‌توان گفت که هنوز معنویات باصفا از بین آن مردم رخت برنبسته و دلیل آشکارى که می‌خواهم عرض کنم همین احساسات عمیقى است که شاید با محظوراتى که در بین آنها وجود دارد مى‌شنویم در رهگذر اعلیحضرتین بى‌دریغ ابراز کرده و می‌کنند و از طرفى با تمام تضییقاتى که با قدرت مهیب در سرکوبى مردم به کار می‌رود همین که گوشة آزادى به دست آورده و مظاهر منور و معنویات را بر عالم ظلمانى مادى بگسترانند، با این مقدمات تکرارمی‌کنم که ملت روسیه و ملل تحت انقیاد حکومت فعلى مردمى بوده و هستند که ما می‌توانیم در کنار همدیگر باصلح و صفا زیست کرده و بدون هیچ‌گونه نگرانى در امور اقتصادى و فرهنگى و سایر مظاهر آسایش‌بخش بشرى همکارى داشته باشیم و چون به جریانات نامطلوب و نارواى گذشته بین ما به دقت توجه نماییم می‌بینیم این سلاطین فرمانروایان دوره تزارى بودند که تحت تأثیر جاه‌طلبى و توسعه‌خواهى سرزمین فرمانروایى خود، همواره چشم طمع به خاک همسایگان به خصوص ما دوخته بودند و تجاوزات ناروا و تعدیات ناجوانمردانه نمودند و به طورى که ملاحظه شد همین که حکومت فردى بر اثر تحولى به جاى خود را به حکومت مردم منتهى با روشى افراطى داد، در اوایل کار خودبه‌خود تمام این تضییقات جابرانه از سر ما دور شد، النهایه به مجرد این‌که باز حکومت فردى با تغییر اسم تزار به رئیس قوه اجراییه استقرار یافت، همان خیالات مغرورانه و بالهوسانه با روش حق‌شکنانه مذموم و کریه روى خود را نشان داد، در عملیات دوره تزارى که یکى از آثار مشئوم و غیرقابل فراموشى آن انتزاع قسمتى از خاک وطن قفقاز و تحمیل شرایط سنگینى و منحوس عهدنامه ترکمانچاى بوده که در دوره قدرت غیرمحدود رئیس قوه اجراییه به صورت اشغال مملکت ما به بهانه‌هاى پوچ و بمباران شهرهاى بلادفاع و کشتار مردم بی‌گناه و بعد هم برخلاف قرارداد و تعهد خوددارى از تخلیه با همه فداکارى‌هایى که این ملت براى نیل به پیروزى آنها نموده بود و سپس هم بازی‌هاى مفتضحانه ایجاد حکومت پوشالى خودمختارى فرقه ساختگى دموکرات قلابى تجدید گردید که هرگاه در زمان سلطنت پادشاهى بیدار و ازجان‌گذشته و عاقل و باتدبیر نبود و همت وطن‌پرستان مردم رسید آذربایجان به کار نمی‌رفت و حمایت عدالت‌خواهانه سازمان ملل در کار نمى‌بود، بار دیگر ما در مقابل فاجعه دیگرى شبه به جدایى قفقاز قرار گرفته بودیم بنابراین مقدمه می‌خواهم عرض کنم که باز هم ملت ایران این گونه اعمال حق‌شکنانه را به پاى ملت واقعى روسیه نگذاشته و نخواهد گذاشت و به خوبى توجه دارد که این روش‌هاى ناروا فقط زاییده فکر بالهوسانه زمامداران جاه‌طلب و سرتاپا مادى و قدرت‌هاى دیوانه‌وار فردى است که اکنون خود اختیارداران امروز آن کشور اعتراف دارند و برملا نموده‌اند. حال امیدوارى ما ملت ایران بر اینست که زمامداران دسته‌جمعى فعلى کشور همسایه که خود معترف به عملیات سوء‌زمامداران فردى چه براى ملت خود و چه براى ملل دیگر و همسایگان و بالاخره دنیاى معاصر هستند به خود آمده باشند و از گذشته درس عبرت بگیرند و طورى عمل نمایند که جاى خود را به فرد متخطى ندهند و به مضار حکومت فردى توجه نموده باشند و بگذارند ملل رنجدیده زندانى آنها نفس بکشند و از نعمت آزادى قدرى بهره‌مند کردند و در تعیین سرنوشت خود جزیى اختیارى داشته باشند، آن‌وقت است که ما و سایر همسایگان و تمام ملل عالم با آغوش باز و روى گشاده براى همکارى و صمیمیت مهیا خواهیم بود، این‌که که مطلب به اینجا رسید بنده چند کلمه از طرف ملت ایران در مورد پیمان بغداد با ملت روسیه و ملل وابسته به آن از پشت این تریبون که محل اظهار حقایق از طرف مردم ایران است صحبت می‌کنم و امیدوارم که خبرگزاری‌ها و رادیوها موفق بشوند به سمع آن ملت‌ها برسانند. راجع به پیمان بغداد که دولت و ملت ایران بنا بر مصلحت خود و مصلحت صلح جهانى به آن پیوسته و ممکن است بر اثر تبلیغات دور از حقیقت اولیای دولت روسیه به سمع آن ملت‌ها رسانیده‌اند القای شبهه در اذهان عمومى شده باشد، توضیحاتى باکمال صراحت و صداقت عرض می‌کنم. تمام مردم دنیا می‌دانند و مردم روسیه هم باید بدانند که پیمان بغداد چیزى به جز آنکه در نام آن صراحت دارد نیست، پیمانى است تدافعى و به‌هیچ‌وجه جنبه تجاوز و تهاجم نداشته و ندارد و ما ملت و دولت ایران چنان که در گذشته همجوارى عملاً نشان داده‌ایم نه قصد تجاوز و تهاجم داریم و نه قدرت آن را، بنده خود را مجاز می‌بینم که عرض کنم هرگاه دولى حتى دولى که با ما هم‌پیمان هستند قصد تهاجم کنند، ما الزامى و تعهدى به همکارى با آنها نداریم و به‌هیچ‌وجه ممکن نیست شرکت نماییم مگر آنکه تهاجم از طرف روسیه آغاز بشود. در مقابل از مردم منصف روسیه سؤال می‌کنم اگر شما به جاى ما بودید، با سوابق مکرر تعدى و تجاوز از همسایه وقتى در منطقه دولى که همسایه هستند قرارداد دفاعى مى‌گذاشتند شرکت نمى‌نمودید؟ ملت ایران با آن سوابق و رفتار تعدى‌آمیزى که از همسایگان آن هم در معرض تحدید و تکرار خود را می‌دیده همین که ملاحظه نموده عده‌ای از دول همسایه براى حفظ خود از تجاوز با یکدیگر عهد و پیمان همکارى دفاعى بسته‌اند، به حکم عقل و مصلحت غنیمت شمرده و براى بقای قومیت و حفظ استقلال و رهایى از دغدغه و اضطراب بدان پیوست تا با خیالى فارغ بتوان به وضع فلاکت‌بار خود که بر اثر همان تجاوزات و تعدیات و اخلال‌گری‌ها و حزب‌سازى که زیان مادى و تلفات جانى آن بیش از سایر اقدامات آنها بوده و زیان معنوى بسیار شدیدتر و سال‌هاى درازى باید به جبران آن کوشید به وجود آمده سروصورتى بدهد، بنده می‌خواهم عرض کنم که صدمات وارده بر ما و زیان‌هایى که از این راه دیدیم بیش از هجوم و حمله و بمباران و این ‌کارها بوده است و بنده خیال می‌کنم علاوه بر زیان‌هاى مادى، زیان‌هاى معنوى هم دیده‌ایم و سال‌ها طول می‌کشد تا ما بتوانیم این زیان‌ها را مرتفع بکنیم (صحیح است). اینک بر ملت روسیه است که به زمامداران بهانه‌جو و ایرادگیر خود بگویند اگر خیال هجوم و تجاوز ندارید چرا به ورود ایران در پیمان تدافعى ایراد دارید؟ تاریخ گذشته این مملکت و روال این ملت در تمام طول مدت همسایگى روشن و آشکار است که هیچ‌گاه در مقام تعدى و تجاوز برنیامده و عکس آن از طرف همسایه به طور مکرر به عمل آمده. در پایان عرایضم از خداوند مسئلت دارم که زمامداران فعلى کشور همجوار ما روسیه را به آنچه را که می‌گویند و وعده می‌دهند مؤمن و معتقد بکند تا صلح عالم پایدار و ملل همجوار هم بتوانند در همکارى صمیمانه استوار باشند (ان‌شاءالله) و همان‌طور که شنیده‌ام اخیراً در یکى از مجالس دول غربى گویا انگلستان پنجاه نفر از نمایندگان مجلس قطعنامه صادر کرده‌اند که دولت انگلستان از اولیاى روسیه بخواهد نسبت به اشخاصى که در این حوادث اخیر توقیف شده‌اند قدرى ملایمت کند، بنده هم اینجا عرض می‌کنم و گمان می‌کنم که آقایان نمایندگان هم با بنده هم‌عقیده باشند (صحیح است) که این مردمى که در اینجا براى نان و آزادى اظهارى کرده‌اند نباید به آنها اینقدر سختى کرد و با وضعى که خود اولیاى فعلى مملکت همجوار ما معتقد است که رویه گذشته صحیح نبوده، با این وضع بنده خیال می‌کنم یک‏قدرى حق این است، انصاف این است که در حق این مردمى که آزادى و نان خواسته‌اند یک‌قدرى ارفاق کنند. در اخبار روز گذشته خبرى خواندم که رادیو مسکو گفته است که موضوع بسط اقتصادیات و روابط تجارتى ایران با روسیه به ملاحظاتى و بکناه ملل دیگر ممالک دیگر پیشرفت نداشته است، بنده می‌خواهم عرض کنم که این ایراد بر دیگران نیست

+++

و بر ما هم نیست بلکه در این معاملات به خوبى و در اوایل کار مشاهده شد که نظر آنها تنها مبادله کالا و آوردن کالا به این مملکت نیست آنها دو نوع کالا می‌آوردند، یکى کلاى واقعى بود و یکى کالاى تبلیغات مسموم و ما براى احتراز از ضرر آن تبلیغات مسموم از منافع کوچک ورود کالاهاى اولى صرف‌نظر کردیم، اگر رویه آینده طورى باشد که واقعاً معامله به صورت معامله باشد نه براى عنوان ظاهر به صورت معامله و در باطن براى عملیات دیگرى، ما خوشوقت خواهیم بود که با همسایگان روابط تجارتى که سال‌ها داشته‌ایم باز هم داشته باشیم و امیدواریم در این مسافرتى که اعلیحضرت همایونى با این حسن‌نیت تشریف بردند، روابط اقتصادى و تجارتى ما با دولت همسایه به صورت خوشى دربیاید. بار دیگر بنده می‌خواهم عرض کنم مراتب سپاسگزارى ملت ایران را به ملل همسایه که این‌همه احساسات بى‌آلایش و علاقه بى‌ریا نثار قدوم شاه دمکرات و صلح‌جوى ما و ملکه خوش‌قلب و ضعیف‌نواز ایران نمودند تقدیم می‌دارم (احسنت).

نایب‌رئیس - نطق‌هاى قبل از دستور تمام شد، اینک وارد دستور می‌شویم. سؤالات در دستور است، آقاى دکتر دادفر.

3- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دادفر

دکتر دادفر - سؤالى است راجع به اخذ عوارض غیرقانونى از حجاج که تقدیم می‌کنم.‏

4- بیانات آقاى وزیر دارایى در قبال بیانات آقاى سراج حجازى‏

نایب‌رئیس - آقاى وزیر دارایی فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیر دارایی (فروهر) - تصمیم قاطع داشتم که حتى‌المقدور وقت مجلس مقدس و مجلسیان را نگیرم و از تریبون استفاده زیاد نکنم ولى گفته‌اند دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن به وقت گفتن، گفتن به وقت خاموشى، بنده خواستم اینجا به نمایندة بسیار بسیار محترم اراک، جناب سراج حجازى عرض کنم که اگر در این قسمت مطالعاتى ندارند بروند مطالعه کنند و طبق آن رفتار بفرمایند، بنده این مطلب را دو دفعه دیگر در اینجا گفته‌ام و امروز براى دفعه سوم به عرض آقایان می‌رسانم و تکرار می‌کنم، روزى که در 50 سال پیش ملت ایران قیام کرد براى این‌که حقوق اصلى و طبیعى و قانونى خودشان را به دست بیاورد، آن روز که ملت ایران برعلیه استبداد قیام کرد، صحبتى از مشروطه و مشروطه‌طلبى در بین نبود جناب آقاى حجازى، آن روز صحبت از عدالت و عدالتخانه در بین بود، ملت گرفتار ظلم و تعدى بود، عدالت و عدالتخانه می‌خواست، عدالتخانه منتهى به مشروطیت شد و این مکان مقدس مظهر استقلال و تمامیت ایران گشت (صحیح است) یعنى اینجا عدالتخانه است. جناب آقاى حجازى در عدالتخانه باید دلیل آورد نباید تهمت زد (صحیح است)، در محضر نمایندگان ملت مجلس شوراى ملی بالاخص هیچ‌فردى از افراد ولو این‌که وزیر باشد ولو این‌که وکیلى باشد، حق ندارد به کسى اتهام بزند، باید دلیل بیاورد و کاملاً صحیح گفته‌اند که دلایل قوى باید و معنوى، نه رگ‌هاى گردن به حجت قوى، اصلاً این چه بساط و ترتیبى است؟ ما چه حق داریم که افرادى را بدون دلیل متهم بکنیم؟ اگر دلیلى هست بیایید و بگویید و اعلام جرم کنید (صحیح است). آن وزیرى که این کار را نکرد او را هم مورد تعقیب و استیضاح قرار بدهید، اما اگر براى نظرى و غرضى با تمام صراحت عرض می‌کنم می‌خواهیم یک‌کسى را متهم بکنیم این حق را نداریم، جناب آقاى حجازى نسبت به بنده اظهار مرحمت فرمودید متشکرم، بنده را در این مملکت به قدر کفایت می‌شناسند، افراد مملکت آنهایی که با من سابفه خصوصیت یا خصومت دارند اطلاع دارند، فرمودید بنده احاطه به دستگاه وزارت دارایی ندارم جسارتآ خدمتتان عرض می‌کنم اشتباه می‌کنید، بنده را دستم را از توى کوچه نگرفتند که بر فلان سند بنشانند که احاطه نداشته باشم، بنده از کوچک‌ترین مقام ادارى به این مقام رسیده‌ام، نمى‌خواهم تظاهر و تفاخر کنم، گفت شرف المرء بالعلم و الادب لابالاصل و النسب، من با وجود این‌که از یکى از قدیمی‌ترین خانواده‌هاى این مملکت هستم (صحیح است) با وجود این‌که می‌توانم ادعا کنم و حقیقت است بهترین تحصیلات را در داخله و خارجه داشتم، با وجود تمام این مسایل و مراتب جناب آقاى سراج حجازى، بنده از منشی‌گرى محکمه شروع کرده‌ام و مدارج خدمت را درجه به درحه پیموده‌ام، امر شنیدم و امر دادم، مأمور شدم تا آمر بشوم، پس بنابراین بنده را که از توى کوچه نگرفتند بیاورند در دستگاه وزارتخانه که آقا براى خود این حق را قایل باشید ندارم، دارم آقاى حجازى نه به این دستگاه بر تمام دستگاه‌هایی که در رأس آنها بوده‌ام احاطه داشته‌ام و خواهم داشت، مادامى که افتخار خدمتگزارى شخص شخیص اعلیحضرت همایون شاهنشاهى را دارم در آن پست احاطه دارم، البته نمى‌توانم به جنابعالى بگویم و یا ادعا بکنم که من از عمل فلان مأمور کوچک در فلان نقطه دورافتاده اطلاع دارم، نه می‌توانم بگویم و نه معقول است که بگویم و اگر این ادعا را بکنم ادعایى نظیر ادعاى جنابعالى کرده‌ام ادعاى بدون دلیل، نه آقا این طور نیست، بنده در موقعی که قانون بودجه اینجا مطرح بود، آقایان نمایندگان محترمى که در دوره هجدهم هم افتخار عضویت قوه مقننه را داشتند شاهد هستند و قطعاً در خاطره محترمشان باقى است، در اینجا باکمال صراحت گفتم آقایان اگر می‌خواهید مملکت اصلاح بشود بایستى در تهمت بسته بشود، الان هم این را تکرار می‌کنم (بیات‌ماکو - در دزدى باید بسته بشود) البته در مجلس سنا هم عرض کردم (بیات‌ماکو - این حرف‌ها چیست که می‌زنید، در دزدى را ببندید) آقا اگر یک‌ کسى می‌گویید دزد است دلیل بیاورید به بنده که وزیر فلان وزارتخانه هستم بدهید تعقیبش می‌کنم، در ظرف پنج دقیقه معلقش می‌کنم، منتظر خدمتش می‌کنم و بیرونش می‌کنم، در دزدى هم باید بسته بشود و هر دو در بسته خواهد شد، اما اگر بنده از کسى خوشم نیاید، راضى نباشم، مقصودى داشته باشم، آیا من حق دارم بیایم اینجا تهمت بزنم و در جاى دیگر همین شخص را که الان اسمش را بردند در 7، 8 روز قبل هم به من فرمودند با همین عبارت، گفتم آقاى بنده نه خبر ندارم سابقه‌اى ندارم پرونده‌اش حاکى از این مسایل که می‌فرمایید نیست، فرمودند ادله دارم، گفتم لطفاً به بنده بفرمایید ولى تا به حال نفرمودند به بنده چه مربوط است، الان هم در محضر مجلس محترم عرض می‌کنم نه‌تنها جناب آقاى سراج حجازى، هر یک از آقایان نمایندگان محترم بلکه هر یک از افراد این مملکت نسبت به مأمورینى که تحت نظر من کار می‌کنند اگر دلیل بیاورند، قرینه بیاورند، اماره بیاورند، بنده هفت هشت سال مستنطق بودم، مدعى‌العموم بودم، بلافاصله منتظر خدمت و معلق و جلب به محاکمه و به دیوان کیفرش می‌کنم، تردیدى نداشته باشید، هیچ‌گونه شک نداشته باشید ولى به صرف این‌که از فلانى بنده خوشم نمی‌آید بنده باصراحت تمام عرض می‌کنم بنده قبول نمی‌کنم، محال و ممتنع است الان خدمتتان عرض می‌کنم ممکن است این نظر من و این فکر من مطبوع طبع یک عده‌اى نباشد، ممکن هم هست که مطبوع طبع عده‌اى باشد اما این را بدانید باز هم اینجا تکرار می‌کنم اگر بنا بشود که عزل و نصب اشخاص در وزارتخانه‌ها و ادارات تابع یک نظراتى باشد، با تمام حقارت و جسارت حضورتان عرض می‌کنم در عین حال هر دو لغت را استعمال کردم این قافله تا به حشر لنگ است، آقایان امروز مملکت ایران با تمام صراحت من ضعیف عضو مسئول دارایی عرض می‌کنم از نظر مالى گرفتار بحرانى‌ترین وضع است، مسئله این نیست که مکتوم باشد، بودجه را خودتان تصویب فرمودید، چند صد میلیون تومان کسر بودجه داریم، دستگاه به‌هم‌ریخته است، آشفته است، بنده نمی‌خواهم این حرف را بزنم، نمی‌خواهم در اینجا یک مسایلى را بگویم، کار این دستگاه عظیم به جایى رسیده بود شما همگى می‌دانید که هیچ صاحب‌جمعى بدون تضمین حق ندارد صاحب‌جمع بشود، کار به جایى رسیده بود که کارگر روزمزد کارخانه سیلو امین وصول شده بود و چندین نفر از آنها روزى 18 هزار تومان، 20 هزار تومان پول می‌گرفتند (صحیح است). حالا از این حکایت خلاصه تمام مسایل در نظرتان روشن می‌شود، صدها هزار پرونده همین‌طور متراکم بود و هنوز هم هست، متأسفانه مجال نبوده است که اصلاح بشود، عایدات مملکت روزبه‌روز رو به تنزل می‌رفت و هزینه بالا بود، تکرار می‌کنم در سنه ماضیه مملکت ایران یک میلیارد و 50 هزار میلیون کسرى بوده است، متجاوز از 430 میلیون کسر بوده است، 70 میلیون تومانش را از عایدات نفت جبران شده و 360 میلیون تومانش را از محل خارج 60 میلیون تومان کمک بلاعوض و سیصد میلیون تومان قرضه یعنى 40 میلیون دلار قرضه که متجاوز از 14 میلیون دلار ملت ایران بایستى فرع این چهل میلیون دلار، وقتى می‌خواهیم بیاییم و دست به اقداماتى بزنیم و این کشور را از این مخمصه و مضیقه خلاصش کنیم، اعتبارات مملکت را اعاده بدهیم، حیثیات ازدست‌رفته این مملکت را برگردانیم آن‌وقت چه می‌کنند؟ باب تهمت و افترا باز می‌شود، اینها چیز مهمى نیستند، طرف تهمت و افترا هم بنده هستم مانعى ندارد، گفت:

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد

اگر تصور شود که بنده از این میدان فرار می‌کنم اشتباه است، بنده مادامی که افتخار خدمتگزارى را دارم با تمام قوا می‌ایستم و پیش خداى خودم و وجدان خودم روسفید هستم، دیگران هرچه می‌گویند بگویند (دکتر دادفر - منظور جنابعالى نبودید). منظور بنده هستم اشکالى هم ندارد، بنده کارکشته هستم، از این تریبون سالیان متمادى و در ادارات مختلف استفاده کرده‌ام، به بنده چیزى نمی‌چسبد (صحیح است). خود این آقاى سراج حجازى مسبوق است بنده در خانواده‌اى متولد شدم که میلیون‌ها میلیون ثروت داشته است، امروز بنده فاقد یک خانه هستم اهمیت نمی‌دهم، این افتخار بنده است اما خیال نکنید که من را می‌توانید با این عناوین از میدان در بکنید، خیر بنده تصمیم قاطع اتخاذ کرده‌ام مادام که افتخار خدمتگزارى دارم سعى می‌کنم این تعادل بودجه برقرار بشود، از هیچ نوع شانتاژ از هیچ نوع کاغذپرانى تحت تأثیر واقع نمى‌شود، کاغذها به بنده می‌رسد خیلى زیاد، از این کاغذها توى کیف بنده زیاد است، از این حرف‌ها لاتعد و لاتحصى اما چیزى که به بنده نمی‌رسد دلیل است، کاغذها می‌رسد اما دلیل نمی‌رسد. حالا اگر رئیس قند و شکرى که آقا

+++

فرمودند دزد است استدعا می‌کنم، خواهش می‌کنم، اصرار می‌کنم، دلیلش را بیاورید (حجازى - عرض می‌کنم). بدهید به بنده دلیل نشان بدهید، نگویید که چه کرده است و چه نکرده است، دلیل را بیاورید ارائه بدهید، بنده در این موقع گردنم پیش جنابعالى از مو باریک‌تر است اما اگر بلادلیل حرف بزنید، محال و ممتنع است قبول کنم، من اصلاً نفهمیدم چه شد در این وسط، حالا در نتیجه یک پیش‌آمدى، در نتیجه یک اقدامى، در نتیجه یک مصالحى، رئیس قند و شکر اراک را عوض کردند، رئیس سابق قند و شکر اراک برنمی‌گردد اطمینان داشته باشید، این مسئله‌اى است که بنده با تمام صراحت عرض کردم، اما استدعا می‌کنم بیایید و منصف باشید، بیایید با حیثیات مردم بازى نکنید، مأمورین را براى رضاى خدا دلسرد نفرمایید، این مأمورین هستند که بایستى در حدود 700 میلیون تومان کسر بودجه تفاوت دولتش را به هم بیاورند، می‌دانید چرا 700 میلیون تومان کسر بودجه، عرض کردم سیصید میلیون تومان قرض خارجى است که بنده را اگر شاهرگم را قطع کنند براى جبران کسر بودجه شخصاً قرض نخواهم کرد (احسنت) (یک نفر از نمایندگان - نمی‌دهند) شاید هم بدهند ولى بنده قرض نخواهم کرد (صحیح است) اما از طرف دیگر هم چهارصد تومان اضافه‌خرج داریم نسبت به سال گذشته پس 700 میلیون تومان تفاوت است، ممکن است بفرمایید این 700 میلیون را کى باید وصول کند؟ چه کسى؟ بفرمایید بنده بروم از کالیفرنیا، برزیل، نیوجرسى و لندن و پاریس و ایتالیا مأمور بیاورم؟ نه همین‌ها، بله همین‌ها باید درست بکنند (دکتر بینا - ولى آنها هم باید درست بشوند). اجازه بدهید خرابی‌هاى چندساله را بنده که سهلم بزرگ‌ترهاى بنده هم به این سادگى در ظرف چهار ماه نمی‌توانند درست کنند، اگر می‌خواهید مأمورین را تضعیف بفرمایید یا بنده که در رأسشان نشسته‌ام یا آنهایى که در پایین‌تر نشسته‌اند عرض کردم این قافله تا به حشر لنگ است منتهى بنده عرض می‌کنم، باز هم تکرارمی‌کنم براى رسیدن به این مقصودى که از طرف ذات اقدس شاهانه و مجلسین محترم به بنده مسئولیت این کار داده شده است یعنى تعادل بودجه حتى‌المقدور با تمام قوا می‌کوشم روزى 16، 17 ساعت کار می‌کنم تظاهر نمی‌کنم، توى اتومبیل کار می‌کنم، امیدوارم توفیق پیدا بکنم براى رسیدن به این مقصود و از هیچ‌حمله‌اى هم در نمی‌روم و تکرار می‌کنم یک بیتى را که در زمان کابینه شادروان قوام‌السلطنه در پشت این تریبون خواند گفت:

در بیابان گر به شوق کعبه خواهى زد قدم

سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

بنده می‌روم دنبال مقصود تا برسم، روزى که فرمودند برو می‌بوسم و می‌روم کنار ولى استدعا دارم که دستگاه را تقویت بفرمایید، مأمورین را دلسرد نفرمایید، من وظیفه‌دار هستم که از مأمورین خودم دفاع کنم و آنها را درست بدانم مادام که خلافش ثابت نشود، این عرضى است که حضورتان می‌کنم، آقاى حجازى به بنده سند دلیل و مدرک بدهید همین‌جا ابلاغ انتظار خدمت با اعضاى خودم صادر می‌کنم، اگر به بنده دلیل و مدرک ارائه ندادند گناه من چه چیز است؟ (احسنت احسنت)

نایب‌رئیس - آقاى سراج حجازى وقت خواسته‌اند صحبت کنند، بنده باید این نکته را تذکر بدهم به جناب آقاى وزیر دارایی که نطق قبل از دستور براى نمایندگان آزاد است و قابل مباحثه نیست زیرا مباحثه در موضوعاتى است که مطرح باشد و مذاکرات قبل از دستور از موضوعاتى نیست که در مجلس مطرح بشود بلکه نماینده می‌تواند براى اطلاع سایر نمایندگان مطالبى به عرض مجلس برساند و قابل مباحثه و مشاعره یا جواب نیست.‏

وزیر دارایی - وزرا هم می‌توانند همه‌وقت صحبت کنند و عرایض بنده با اجازه شخص جنابعالى بوده است‏.

نایب‌رئیس - فعلاً هم از جناب آقاى سراج حجازى خواهش می‌کنم که به این موضوع خاتمه بدهند و جواب مطابق ماده 82 آیین‌نامه وقتى است که نسبت سویى به نمایندگان داده بشود، ایشان که نسبت سویى به آقا ندادند.

سراج حجازى- بنده خیلى مختصر عرض می‌کنم، پنج دقیقه اجازه بفرمایید چون عرایض بنده تحریف شده است.‏

نایب‌رئیس - اجازه بدهید موضوعاتى که در دستور مطرح است مطرح بشود براى جلسه آینده حق شما ممکن است محفوظ باشد، امروز که آقاى رئیس تشریف ندارند بنده شخصاً از آقایان خواهش می‌کنم حفظ‌الغیب ایشان را بفرمایید و رعایت این موضوع را بفرمایید.

سراج حجازى - بنده پنج دقیقه عرض دارم، به بنده اجازه بفرمایید.

نایب‌رئیس - براى جلسه آینده بماند، آقاى وزیر امور خارجه بفرمایید.

5- معرفى آقاى مشفق کاظمى به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقاى وزیر امور خارجه‏

وزیر امور خارجه (دکتر اردلان) - با اجازه آقایان نمایندگان محترم می‌خواستم جناب آقاى مشفق کاظمى را به سمت معاونت وزارت امور خارجه معرفى کنم (مبارک است).

6- تقدیم لایحه سازمان و استخدام وزارت امور خارجه به وسیله آقاى وزیر امور خارجه‏

وزیر امور خارجه - از موقع استفاده می‌کنم و لایحه سازمان و استخدام وزارت امور خارجه را تقدیم می‌کنم که مورد تصویب قرار بدهند.

مسعودى - احسنت سایر آقایان وزرا هم بیاورند.

نایب‌رئیس - کمیسیون‌هاى مربوطه ارجاع می‌شود.

7- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى دکتر شاهکار

نایب‌رئیس - آقاى دکتر شاهکار فرمایشى دارید؟

دکتر شاهکار - یک سؤالى است با کمال ادب از جناب آقاى وزیر کشور که تقدیم می‌کنم راجع به 1200 نفر زنان خودفروش که دولت درباره اینها اقدامى نمی‌کند و متأسفانه باعث بروز مرض و فحشا شده است‏.

نایب‌رئیس - توضیح را در موقعى که سؤال مطرح است می‌توانید بدهید، سؤال را مرحمت بفرمایید تا به جریان گذاشته شود. آقاى ذوالفقارى فرمایشى دارید؟

8- تقاضاى به جریان گذاردن 19 فقره لوایحى که مدت قانونى اجراى آنها در مهر ماه منقضى می‌شود

ناصر ذوالفقارى (معاون پارلمان نخست‌وزیر) - بنده می‌خواستم از مقام ریاست استدعا کنم 19 فقره از لوایحى که موعد قانونى آن در اواخر مهرماه تمام می‌شود در جریان گذاشته شود.

9- سؤال آقاى خرازی راجع به انتخابات انجمن شهر تهران و جواب آقاى وزیر کشور

نایب‌رئیس - در جریان گذاشته می‌شود فعلاً سؤالات مطرح است، آقاى خرازى سؤالى که شما از دولت راجع به انجمن شهر تهران کرده‌اید مطرح است، توضیحى دارید بفرمایید.

خرازى - به طوری که آقایان محترم اطلاع دارند قانون انجمن‌هاى شهر سال‌ها است به تصویب رسیده و وزارت کشور هم جداً اقدام کرده و از 270 مرکز استان و شهرستان و بخش‌هایی که بایستى طبق قانون انجمن شهر انجمن شهر داشته باشد در 152 شهرستان مرکز استان و بخشدار انجمن شهر تشکیل شده و 40 شهرستان هم انتخاب انجمن‌هاى شهرش در جریان است و فقط چهل شهرستان که یکى از آنها شهرستان تهران که پایتخت کشور است، انتخابات انجمن شهرش به جریان نیفتاده و هنوز انجمن شهر ندارد، البته حقیقتاً جاى خوشوقتى است که مى‌بینیم از 270 شهرستان و بخشدارى فقط چهل شهرستان است که انتخاب انجمن شهرش شروع نشده، ولى علت این‌که بنده این سؤال را کردم این است که در دوره دمکراسى فقط یک‌مرتبه تهران انجمن شهر داشته و در آن یک‌مرتبه هم با سوابقى که موجود است، در قسمت‌هاى مختلفه مربوط به شهردارى چه از حیث آسفالت و چه از حیث امور مربوط به بهداشت اقداماتى کرده که همه منعکس است و مدت یازده سال است که تهران انجمن شهر ندارد، بنده در این مجلس پنج شهردار مى‌شناسم که به ترتیب خدمت آقایان عرض می‌کنم که عبارت هستند از آقایان ابتهاج، مشایخى، دولت‌آبادى، خلعتبرى و صفارى که از این 5 نفر یک‌نفر بیشتر که آقاى ابتهاج باشد با انجمن شهر کار نکرده و بقیه در مواقعى انجام وظیفه می‌کردند که انجمن شهر نبوده است و همین آقاى ارسلان خلعتبرى علت این‌که از شهردارى رفتند کنار این بود که می‌گفتند انجمن شهر بیاید و من با انجمن شهر کار بکنم، ما در تهران گرفتارى‌هاى زیادى داریم، جناب آقاى وزیر کشور کاملاً مستحضر هستند و مگر مردم مراجعه می‌کنند براى تقاضاهاى جزیى از قبیل شیر آب و برق معابر، آسفالت خیابآنها مخصوصاً در مشرق و جنوب شهرستان تهران و همچنین امور مربوط به بهداشت که یکى از آنها تأسیس درمانگاه‌ها و ایجاد رختشویخانه و غیره می‌باشد چون دولت در برنامه‌اش هست که کادرهاى مردم را به خودشان واگذار کند و یکى از گرفتارى‌هاى جناب آقاى وزیر کشور این است که مرتب به ایشان مراجعه می‌کنند راجع به این امور و دعوت می‌کنند و تقاضا می‌کنند، بنده خواستم از جناب آقاى وزیر کشور تمنى کنم که هرچه زودتر انتخابات انجمن شهر تهران هم شروع بشود و مردم نمایندگان‌شان را انتخاب کنند و خودشان بنشینند و امور مربوط به شهر خودشان را اداره کنند (صحیح است).

نایب‌رئیس - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم) - به طوری که آقایان محترم استحضار دارند وزارت کشور اصرار زیاد در واگذارى کار مردم به دست مردم را دارد ولى متأسفانه با جدیت کاملى که راجع به اجراى ماده 2 قانون شهردارى در مورد تعیین حدود و نقشه جامعى به منظور تقسیم‌بندى شهر و حوزه‌ها انتخابیه معمول گردیده، هنوز حاصل نگردیده و اعتراضاتى مربوط به حدود بین شهرداری‌ها تهران، یوسف‌آباد، تهران‌نو، نارمک، جوادیه، عباس‌آباد، شهررى، شمیرانات که هرکدام داراى شهردارى مستقل هستند وجود دارد که با تشکیل کمیسیون‌های متعدد با حضور شهرداران مربوط مشغول رفع اختلاف هستیم

+++

اخیراً طبق قرارداد مخصوص از شهر تهران و نقاط اطراف که داراى شهرداران هستند، مشغول عکسبردارى هوایى شده، تقریباً نتیجه مطلوبى حاصل و حدود هریک تعیین خواهد شد.

امید است در مدت خیلى کوتاهى حدود شهرداری‌ها تعیین طبق قانون به حوزه انتخابیه تقسیم‌بندى شده و انتخابات انجمن‌هاى تهران و اطراف یک‌جا شروع گردد (ان‌شاءالله، احسنت).

نایب‌رئیس - آقاى خرازى دیگر فرمایشى ندارد؟

خرازى - با این اطمینانى که جناب آقاى وزیر کشور دادند بنده قانع شدم.‏

10- سؤال آقاى خلعتبرى راجع به سرمایه بانک کشاورزى و جواب آقاى وزیر دارایی‏

نایب‌رئیس - آقاى خلعتبرى سؤال شما مطرح است بفرمایید.

خلعتبرى - نظر آقایان نمایندگان دوره هجدهم اگر باشد موقعى که لایحه سازمان برنامه مطرح بود بنده اظهاراتى راجع به کشاورزى و این‌که بانک کشاورزى اعتباراتى ندارد به عرض آقایان رساندم و در همان جلسه جناب آقاى وزیر دارایی هم خودشان و هم از طرف جناب آقاى نخست‌وزیر قول دادند در اولین فرصت دولت منظور مجلس را در این مورد تأمین بکند، پس از آن لایحه‌اى براى تبدیل اسکناس ده ریالى به مسکوک نیکل به مجلس تقدیم کردند، در آن جلسه هم باز جناب آقاى وزیر دارایی تأکید کردند که 15 میلیون تومان تفاوت حاصله از این موضوع را در اختیار بانک کشاورزى خواهیم گذاشت، بنده می‌خواستم سؤال بکنم از ایشان در این موضوع اگر اقداماتى کرده‌اند راجع به قولى که به مجلس داده‌اند به اطلاع مجلس برسانند تا بعد هم بنده جواب عرض کنم.‏

نایب‌رئیس - آقاى وزیر دارایی.‏

وزیر دارایی - در پاسخ سؤال نماینده محترم، جناب آقاى خلعتبرى عرض می‌کنم متأسفانه با نهایت تأسف باید عرض کنم حافظه چاکرتان یک‌قدرى قویست، عرایضى که در اواخر دوره گذشته اینجا به عرض مجلس محترم رساندم فراموش نکرده‌ام، در اینجا صراحتاً عرض کردم که وجوه حاصله از ضرب سکه‌های ده ریالى در اختیار بانک کشاورزى گذاشته می‌شود از این نظر طورى نشده، دستور لازم داده شده، منتهى اشکالش در یک‌جا است جناب آقاى خلعتبرى، اشکالش این است که این فلزات را یک لغت خاصى برایش استعمال می‌کنند به نام مطلس که نمی‌دانم این لغت را از کجا آورده‌اند شاید از همان متال باشد. در هر حال آن مطلس را باید مناقصه‌اش را بگذارند و گذارده‌اند در آلمان، بعد هم که مناقصه‌اش تمام شد باید حمل شود، حمل شده در بین راه است، این اولاً وقت می‌گیرد و ثانیاً ضرابخانه ما استعداد ضرب آنى این مقدار سکه‌هاى یک تومانى را ندارد، الان ارقامى را عرض می‌کنم حضورتان تا خاطر شریفتان مسحضر شود، ضرابخانه بیش از 1 میلیون ریال در روز نمی‌تواند ضرب بکند این حد اعلاى استعداد ضرابخانه است پس بنابراین اگر بخواهیم این بیست میلیون عدد را سکه کنیم و به جریان بیندازیم 200 روز طول می‌کشد، به حکم اجبار چاره نداریم، از این لحاظ است که این سکه‌ها هنوز در جریان گذارده نشده است ولى همان‌طوری که عرض کردم به طور قطع و یقین این 15 میلیون در اختیار بانک کشاورزى قرار خواهد گرفت کما این‌که به اعتبار این 15 میلیون تومان، 6 میلیون تومان هم با بانک ملى قرار گذاشته‌ایم به رسم مساعده می‌پردازد، علت این‌که این کار تا حالا انجام نشده است این موضوع است که عرض کردم ولى مطمئناً این کار خواهد شد خاطر جنابعالى کاملاً مطمئن باشد قولى که در پشت تریبون به عرض نمایندگان محترم رسیده است قطعاً انجام می‌شود.

نایب‌رئیس - آقاى خلعتبرى.‏

خلعتبرى- عرض کنم این سؤالى که بنده کردم و جوابى که شنیده شد راجع به مسئله 15 میلیون تومان، خیلى خوشوقتم که جناب آقاى وزیر دارایی مصمم هستند که هرچه زودتر این پول را در اختیار بانک کشاورزى بگذارند ولى می‌خواستم عرض کنم که یک ماه و نیم قبل که عده‌اى از آقایان وکلا حضور ملوکانه شرفیاب شدیم، اعلیحضرت همایونى فرمودند آقایان وکلاى ولایات بهتر است که بیشتر به ولایات بروند تا بیشتر از اوضاع مردم با اطلاع باشند، بنده خدمتشان عرض کردم ما خجالت می‌کشیم به ولایات برویم براى این‌که هروقت می‌رویم و تقاضاهاى مردم ولایات را مى‌بینم و برمی‌گردیم آن تقاضاها اجرا نمی‌شود (یکى از نمایندگان - راجع به چى؟) راجع به تمام قسمت‌هاى مختلف خدمتشان عرض کردم من‌جمله راجع به کمک دادن به کشاورزان براى جلوگیرى سلف‌فروشى و همین‌طور کمک به ایلات و عشایر براى این‌که محصولات خودشان را به سلف نفروشند، حالا بنده راجع به بانک کشاورزى می‌خواستم عرض کنم که در شرایط فعلى آقاى وزیر دارایی اگر دولت به مسئله بانک کشاورزى توجهى نکند، بنده خیال می‌کنم که بستن این بانک خیلى بهتر باشد یعنى بیشتر به صرفه کشاورزان است (صحیح است) چون کشاورز از این بانک استفاده نمی‌کند اما بنده در عین حال جناب آقاى وزیر دارایی ارائه طریق هم می‌کنم، این سؤالى که کردم و جوابى که حضرتعالى فرمودید خودم هم ارائه طریق می‌کنم که براى کمک به کشاورزان و کشاروزى مملکت از طریق افزایش سرمایه بانک کشاورزى چه کارى می‌توانید بکنید و آن اینست که فقط قانون را اجرا کنید. قانونى از این مجلس در دوره هجدهم گذشت که سرمایه‌اى که مطابق قوانین بر عهده دولت هست که به بانک کشاورزى بپردازد پرداخته شود و 87 میلیون تومان مجموع سرمایه‌ایست که بر طبق قوانین به بانک کشاورزى می‌بایستى پرداخته شده باشد، بعد از تصویب آن قانون، این قانون را دولت اجرا نکرده اختلاف شد بین وزیر دارایی و دولت، وزیر دارایی آقاى دکتر سجادى دستور داد که آن قانون اجرا نشود، رئیس بانک ملى آن قانون را تا دو ماه اجرا کرد یعنى از بابت 87 میلیون تومان چون قرار بود در ظرف دو سال با اقساط پرداخته شود، دو قسط را پرداخت بعد از آن دیگر نپرداخت براى این‌که یک لایحه‌اى به مجلس سابق آورد براى لغو آن قانونی که آن 87 میلیون تومان اعتبار را تصویب کرده بود و به تصویب برسد. دولت اجراى یک قانون مسلم موجودى را موقوف کرد، این دلیل این است که اگر دولت توجه کند که خودش قوانین را اجرا کند آن‌وقت قسمتى از مشکلات حل می‌شود و و مخصوصاً مشکل بانک کشاورزى بعد از مذاکرات زیاد بهانه دولت این بود که چون دولت لایحه سازمان برنامه را به مجلس آورده و لایحه سازمان برنامه تصویب رسیده، پس آن قانون ملغى است، خود جنابعالى حقوقدان هستند، بنده از حقوقدآنها مجلس دعوت می‌کنم، از قضات حقوقدان تقاضا می‌کنم دعوت بفرمایید، مشورت بفرمایید، قانونى که براى پرداخت سرمایه بانک کشاورزى گذشته است آن قانون ملغى نیست به قوت خودش باقى است و شما مخصوصاً حالا که از درآمد نفت اضافه درآمد خواهید داشت می‌توانید از اضافه درآمد نفت لااقل آن قانون مصوب مجلس را اجرا کنیم در صورتی که بنده با جنابعالى بعد بحث خواهیم کرد که آن قانون باقى است و بایستى اجرا شود چون آن قانون لغو نشده است، شما اگر بگویید درآمد نداریم ما درآمد نفت را جلوتان می‌گذاریم که دارید مخصوصاً که آن قانون قبلى که قرار شده بود در لایحه سازمان برنامه به بانک کشاورزى پول داده بشود اقلام خاصى است، یکى فقره‌اش وام به کشاورز است توجه بفرمایید، بنابراین این دو قانون با هم قابل جمع است هرکدام مستقل و مجزا است و این‌که خود دولت قانونى آورد براى لغو قانون مجلس هجدهم این خود بهترین دلیلى انست که قانون سابق در نظر دولت ملغى محسوب نبود (صحیح است). براى این‌که اگر ملغى محسوب بود قانون جدید به مجلس نمی‌آورد خود دولت اگر قانون را اجرا نمی‌کند و ترتیب اثر نمی‌دهد، براى این است که در داخله دستگاه، بین دستگاه‌هاى مختلف اختلاف است، این را نباید به حساب کشاورزان گذاشت، این است که بنده از جنابعالى و دولت آقاى علاء تقاضا می‌کنم و می‌خواهم که این قانون را اجرا بفرمایید چون از کسى براى عدم اجراى این قانون شکایت کند، به نظر بنده مطلب از نظر عدم اجراى قانون قابل رسیدگى است (صحیح است احسنت).

نایب‌رئیس - آقاى خرازى سؤال دیگرى داشتید از وزارت کشاورزى و دارایی بفرمایید.

خرازى - یکى از مواد برنامه دولت بالا بردن سطح تولیدات است البته تولیدات درجه اول تولیدات کشاورزى، صنعتى، استخراج معادن و غیره است، باز هم یکى دیگر از مواد برنامه دولت واگذار کردن کارهاى مردم به خود مردم است. در زمان اعلیحضرت فقید یک اداره‌اى تأسیس شد به اسم اداره تثبت نرخ غله و منظور آن شاهنشاه این بود که همه‌ساله در هر استانى نرخ غله را قبلاً اعلام کنند که مالکین و زارعین در بازار آزاد غله‌شان خریدارى نشده به دولت به آن نرخ خواهد. خرید غلات اطلاق می‌شود به گندم و جو و برنج. ملاحظه بفرمایید دولت در امر گندم و جو مداخله می‌کند و سالى هم میلیون‌ها تومان ضرر این کار را می‌دهد، هم سطح کشت پایین می‌آید و هم این‌که کمبود پیدا می‌کند و مجبور می‌شود که از خارجه وارد کند، سال گذشته ده هزار تن از شوروی‌ها و 30 هزار تن از امریکایی‌ها وارد کردند و امسال هم می‌خواهند شصت هزار تن گندم از امریکا وارد کنند و حتى شاید قسمت‌هاى اولیه را هم وارد شده در صورتی که برنج دست مردم است و دولت مداخله‌اى در امر برنج ندارد، علاوه بر این‌که مصرف داخلى تأمین است سالى هم بین 50 الى 60 هزار تن برنج براى صادرات هست که روى دست مردم می‌ماند و هى از دولت بازار مطالبه می‌کنند در صورتی که همین گندم و جو در زمان اعلیحضرت فقید علاوه بر تأمین مصرف داخلى به انداره‌اى زیاد بود که می‌آمدند تصویب‌نامه می‌گذراندند، مطابق قانون انحصار تجارت خارجى و می‌گفتند هرکس اجناس لوکس و تجملى می‌خواهد وارد کند باید تصدیق صدور گندم و جو بیاورد و این چهل هزار و دهشاهى رسید، حالا البته ممکن است گفته بشود که در نتیجه بهداشت و این‌که الحمدالله جنگى در ایران پیدا نشده، جمعیت ایران زیاد شده، سطح کشت عقب نرفته و علاوه بر این محصولات دیگر مانند هشتصد هزار تن چغندر و بین 75 الى 80 هزار تن پنبه تهیه شده، یعنى محصول مملکت است، بنده اینها را قبول دارم ولى بنده می‌گویم این دولتى که وزیر دارایی‌اش می‌آید این پشت و با کمال شجاعت و صراحت و رشادت می‌گوید که ما همچنین می‌کنیم

+++

همچنان می‌کنیم، یک حساب دودوتا چهارتا، آقاى وزیر دارایی بکند و آن این است که چرا غله را در حدود بین 320 تومان الى 500 تومان در تن حداکثر از مردم ایران می‌خرند و می‌روند از امریکا غله وارد می‌کنند به نهصد تومان، این چه حسابى است؟ جنابعالى که مرد اقتصادى هستید و امروز اداره مالیه مملکت در دست جنابعالى است، چرا نمی‌آیید قیمت غله را در استآنها و جاهاى غله‌خیز بالا ببرید؟ و بى‌جهت ارز بدهید به خارجى‌ها و دو برابر قیمتى که به طور متوسط از داخله بخرید، از خارجه بخرید؟ بنده صریحآ عرض می‌کنم هرکس آب دارد دیگر نمی‌رود دنبال این‌که گندم و جو بکارد، مگر دیم که آقات سماوى یا بى‌آبى یا نمی‌دانم آفات دیگر به آن تعلق نگیرد، بنده می‌گویم موضوع نان یک موضوع حیاتى است، دولت هم نباید سالى بین 50 الى 60 میلیون تومان ضرر این کار را بدهد نسبت به این موضوع یک توجهى بکنید، مالک و کشاورز را تشویق بکنید که گندم و جو بکارند.

البته بنده خودم شاگرد مکتب اقتصاد هستم به این معتقد هستم که اگر یک محصولى در داخله گران‌تر تهیه شود باید از خارجه تهیه کرد.

نایب‌رئیس - آقاى خرازى 5 دقیقه جنابعالى تمام شد.

خرازى- یک دقیقه دیگر، چون در داخله این را ارزان‌تر می‌خرند و از خارجه گران‌تر وارد می‌شود، این است که بایستى توجه بکنید این محصول سطحش خیلى بالا برود به قسمى که احتیاج نداشته باشیم.

دکتر بینا- بنده اخطار نظامنامه‌اى دارم‏.

نایب رئیس- طبق کدام ماده؟

دکتر بینا- ماده 14.

نایب‌رئیس- بفرمایید.

دکتر بینا - ماده چهارده براى این‌که در مجلس هیئت رئیسه طرف راست و چپ را توجه کنند مقرر است چهار نفر منشى مادامی که جلسات تشکیل شده دایماً اطراف بنده یک نفر از آقایان منشى‌ها را بیشتر نمى‌بینم.

نایب‌رئیس - صحیح است آقایان احضار می‌شوند، آقاى وزیر کشاورزى و آقاى وزیر دارایی هر دو براى جواب سؤال احضار شده‌اند حالا هر کدام که مایلند جواب بدهند، آقاى وزیر کشاورزى‏.

وزیر کشاورزى - بنده مقدمتاً یک مختصر عرضى می‌کنم راجع به قسمت خرید غله و البته توضیحات مال را همکار محترم جناب آقاى وزیر دارایی به استحضار نمایندگان مجلس می‌رسانند. مجموع خرید غله چه از داخله و چه از خارجه در سال‌هاى اخیر از صد هزار تن یا 120 هزار تن تجاوز نمی‌کند و این مقدار در حدود سه الى چهار درصد مجموع محصول ایران را بیشتر تشکیل نمی‌دهد بنابراین با این‌که تأثیر دارد ولى نمى‌تواند تأثیر خیلى فوق‌العاده داشته باشد و حالا با اجازه آقایان وارد قسمت کشاورزى می‌شوم به طور کلى سؤال نماینده محترم شامل دو قسمت هست، اول قسمت تأمین محصول غله دیگر عدم تشویق مالکین و زارعین براى ازدیاد سطح کشت در مورد اول و در اثر اقدامات و عملیات بهداشتى نفوس مملکت که قبلاً شاید 16 الى 17 میلیون نفر تخمین زده می‌شد حالا به 20 الى 22 میلیون نفر رسیده است و از طرف دیگر بالا رفتن سطح زندگى سبب این شده است که عده زیادى از افراد که سابقاً نان به اندازه کافى نمی‌توانستند تحصیل بکنند حالا عادت کرده‌اند به خوردن نان و برنح و یواش یواش طبق آمارى که داریم سطح کشت به‌هیچ‌وجه تقلیل پیدا نکرده است (زنگنه - در سابق مگر نان نمی‌خوردند؟) به اندازه حالا شاید نمى‌خوردند برای این‌که دستشان نمی‌رسید و در بعضى از نقاط مملکت عادت به نان خوردن به اندازه امروز شاید رواج نداشته است، در بعضى از قسمت‌هاى مملکت مثل دشت گرگان و دشت مغان و خوزستان بسیاری از اراضى که سابق لم‌یزرع بوده و امروز در تحت کشت غله درآمده است، عرض کنم که در موضوع تشویق یا عدم تشویق زارعین مطلبى که خیلى قابل توجه است این است که نرخ غله به موازات سایر مایحتاج افراد بالا نرفته است و در آمارى که داریم ترقى نرخ گندم نسبت به سایر مایحتاج در قوس صعودى بسیار کمتر بوده است. وزارت کشاورزى به طور کلى نظر دارد که یک رویه‌اى یک مبناى نسبتاً ثابتى براى قیمت گندم به دست بیاورد و آن عبارت از نرخ بین‌المللى گندم است که سعى می کنیم که در عین حال که قیمت گندم را در داخل کشور تطبیق با نرخ بین المللى بدهیم حتماً یک تناسبى با سایر محصولات کشاورزى رعایت بشود و حفظ بشود (صحیح است). این مطلبى است که خیلى مورد توجه است این است که تقلیل کشت گندم آن اندازه‌اى که تصور می‌رود به ضرر کشاورزان و زارعین نبوده است زیرا کشت گندم اگر تقلیل پیدا کرده در محل آبى صیفى و بسیارى محصولات دیگر جایگزین کشت گندم شده است (عمیدى‌نورى - به ضرر مملکت است باید از خارج وارد کنید). مقدارى از سطح کشت کشور صرف یک چیزهاى دیگر می‌شود که در عین حال فایده بیشترى دارد یعنى راندمانش در یک هکتار براى کشاورز بیشتر از غله می‌باشد، این صلاح است که تشویق بشود در سال جارى که صیفى کاشتن مشکل است، این را باید مورد توجه قرار داد که محصول ایران کم نشود. مطلب مهم الان عبارت از این است که از یک مقدار معین سطح زمین و یک مقدار معین آب به علت متدهاى غلط کشت و زرع و استفاده‌هایی که باید بکنیم نمى‌کنیم یعنى در یک هکتار زمین اگر فرض بفرمایید شصت کیلو یا هشتاد کیلو یا صد کیلو بشود، باید این تخمى بیست تخم، بیست‌و‌پنج تخم عمل بکند، فعلاً حد متوسط هفت، هشت تخم بیشتر نیست، این فسمت را مشغولیم و مطالعه می‌کنیم که به وسیله میکانیزاسیون به وسیله کشت و زرع بهتر مقدار حاصل هر هکتار را اضافه کنیم و امیدواریم در نتیجه اجراى این برنامه امر تهیه و مقدار تولید غله، یک قوس تصاعدى بسیار مورد توجهى را در آتیه نزدیکى احراز بکنیم (حشمتى - ما همیشه توى سر تولیدکننده می‌زنیم به نفع مصرف‌کننده).

نایب‌رئیس - آقاى وزیر دارایی‏.

عمیدى‌نورى - آقاى وزیر دارایی شما قول دادید در پشت این تریبون که ببرید به نرخ بین‌المللى، شما حافظه‌تان قوى است.‏

وزیر دارایی - عرض کنم مسئله غله یک موضوع شاید قدرى غامض و بغرنجى شده باشد (بهادرى - خیلى آسان است). براى جنابعالى خیلى آسان است (بهادرى - از بنده بپرسید عرض می‌کنم) بله یک موضوع است که مورد توجه دولت هم هست و در اطرافش صحبت می‌شود وباید هم بشود چون حقیقتاً غله خیلى اهمیت دارد غله یعنى نان مردم، خلاصه کلام نان مردم یک مسئله‌ایست که قبل از هر چیزى مهم است، فلان اصلاح اگر نشود ولى نان به مردم داده بشود بهتر است، به عقیده بنده اول باید نان به مردم داده بشود، مسئله غله از این نظر جالب است و مورد توجه علل و موجبات فنى و کشاورزیش را همکار محترم جناب آقاى ناصرى اینجا توضیحات فرمودند بنده فقط طرز عمل وزارت دارایی را می‌خواستم عرض کنم با جناب آقاى خرازى متوجه باشند که موضوع چیست، همان‌طوری که جناب آقاى ناصرى، وزیر کشاورزى توضیح دادند مجموع غله‌اى که ایران می‌خرد از 107 هزار تن بیشتر نیست، سال گذشته در حدود 107 هزار تن خریده‌ایم، بنده احصاییه صددرصد دقیق در دست ندارم، این رقمى که عرض می‌کنم مثل تمام احصاییه‌هایى که در دست هست گویا در حدود دو میلیون و پانصد تا دو میلیون و هفتصد هزار تن گندم مملکت تخمین می‌شود که پس از وضع مصرفى که زارع و ده‌نشین دارد، مازادش به شهرها داده می‌شود، این همان‌طورى که فرمودند در حدود چهار، پنج درص مجموع غله مى‌باشد، پس اگر قیمتش یک‌قدرى پایین‌تر یا بالاتر برود، تأثیرى در قضیه فلاحت و زراعت کشور ندارد، بعضى‌ها شاید تصور بکند که تمام کار غله مملکت دست وزارت دارایی است، بنده از موقع استفاده می‌کنم و به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم که وزارت دارایی تقریباً به غیر از طهران در هیچ‌یک از نقاط مملکت در امر غله دخالتى ندارد؟ عرض کنم در سایر نقاط قضیه نان و خرید و نرخ و این حرف‌ها تمامش با آقایان استانداران، فرمانداران و شهرداری‌ها و این حرف‌هاست (یکى از نمایندگان - عملاً این جور نیست). در آن نقاطى که جناب آقاى خرازى فرمودند اول شرکت تثبیت نرخ غله تشکیل و بعد اداره کل غله و نان شد که در زمان اعلیحضرت فقید هم دولت همه غله مملکت را می‌خرید. الان این‌طور نیست خودشان مستحضر هستند دولت کارى که می‌کند نان یک قسمتى از تهران را تأمین می‌کند البته به پادگآنها هم می‌دهد، بعضى اوقات هم به ایالات کمک‌هایى می‌کند مثلاً فرض بفرمایید گیلان امسال گندم نداشت، آقاى استاندار گیلان آمدند صحبت کردند خوب نمی‌شد دارایی بگوید نداریم و مردم گیلان بى‌نان بمانند، دولت نمی‌گذارد که یک استانى بى‌گندم بماند، چندى قبل حضورتان عرض کنم براى رفسنجان و کرمان خواستند مقدارى فرستادیم اما اساس مسئله این است که عرض کردم، فقط فقط نان تهران است که وزارت دارایی در آن دخالت دارد و آن هم مطابق رسیدگی‌هایى که بعضى از قسمت‌هاى ذیصلاحیت دولت کرده‌اند یک احصاییه خیلى بانمکى یک نتیجه خیلى عجیبى به دست آمده است که الان به استحضار آقایان می‌رسانم، مطابق رسیدگی‌هایى که شده است با توجه به مقدار آردى که پخته می‌شود به این نتیجه رسیده‌اند که در حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر در روز در تهران نان می‌خرند حالا آن هم باز یک صورت خاصى دارد، یک مقدار نانوایی‌هایى هست که مطلقاً آزادپز هستند، یک مقدار نانوایی‌هایى هست که مختصر کمکى دولت به آنها می‌کند، یک مقدار نانوایی‌هایى هست که دولت صددرصد به آنها کمک می‌کند، از این یک میلیون و پانصد هزار نفر با احصاییه قریب به یقین معلوم شده در حدود 370 هزار نفرش فقط نان 5 و 3 ریالى می‌خرند، فقط 370 هزار نفر اما اشکال سر جاى دیگر است، اگر وزارت دارایی بخواهد قیمت این مقدار غله‌اى که می‌خرد یعنى مقدارى که خودش می‌خرد، مقدارى که آزاد است به هر قیمت که می‌خرد بفروشد هیچ بندوبستى نیست ولى اگر بخواهد این را بالا ببرد بر میزان ضرر بودجه افزوده می‌شود که در حدود سالى پنجاه و پنج، پنجاه و شش میلیون است و البته مخارج هم جزوش است، نمی‌گویم همه‌اش ضرر این کار است شاید در حدود 25 میلیون تومان ضرر این عمل باشد، وزارت دارایی الان ضرر این کار را دارد در بودجه هم گذاشته‌اند، آقایان 45 میلیون تومان تصویب فرمودید شاید بیش از آن هم باشد، خوب دولت اگر بخواهد

+++

قیمت خرید را براى این مقدار مختصر بالا ببرد و نرخ را به همین قیمت نگهدارد، در حدود مبالغ زیادى باز بر این ضرر و بر کسر بودجه افزوده می‌شود و تصدیق مى‌فرمایید که بودجه ضعیف مملکت طاقت و تحمل هیچ‌گونه تحمل جدیدى را ندارد، از طرف دیگر یک عیب دیگر پیدا می‌کند، اگر دولت زیاد کرد قیمت آزاد هم به همان نسبتى که الان هست باز بالا می‌رود و اگر بخواهد که این ضرر را به نحوى جبران بکند و بر نرخ 5 و 3 ریال بیفزاید، متأسفانه وزارت دارایی نمی‌تواند این کار را بکند عیب دیگرى هم پیدا می‌کند، حالا آن عیب اولیش که این 5 و 3 ریال اگر بالا برود چه عیبى خواهد داشت، آزادپزى هم فوراً بالا می‌رود هیچ تردیدى نداشته باشید، آن‌وقت نان مردم موجب نگرانى می‌شود، پایتخت هم هست حالا امسال دولت تصمیم گرفته است یک طریقى این وضع بگردد اما موضوع در دست مطالعه است. جناب آقاى خرازى بنده هم در موقعی که قانون بودجه در اینجا مطرح بود و نماینده محترم جناب آقاى عمیدى‌نورى تذکر فرمودند بنده عرض کردم که دولت مشغول مطالعه است که نرخ بین‌المللى را اعمال کند، این نظر را دولت دارد و خواهد هم کرد منتهى عرض کنم اشکالش خیلی صاف و پوست‌کنده است و محرمانه نیست، ما گفتم الان که این محصولى سرپاست اگر ما رخ را بالا ببریم یا پایین بیاوریم تأثیرى در محصول نمی‌کند، موضوع هم مطالعه شده و قطعاً این وضع اصلاح خواهد شد براى این‌که همان‌طورى که عرض کردم حقیقتاً نان در درجه اول اهمیت است، دولت هم تا آنجایى که بتوانند با وسایل محدودى که دارد کمک می‌کند، الان در خوزستان که محصول بد است و دیم به کلى از بین رفته و زارع حتى بذر ندارد براى کشت، در چندى قبل آقایان نمایندگان محترم خوزستان و آقایان سناتورها و همکار عزیزم جناب آقاى ناصرى که سناتور بودند به بنده مراجعه فرمودند گفتم با کمال میل، اقدام کردیم، درست کردیم، بنده امروز 5 میلیون تومان در اختیار بانک کشاورزى گذاشتم که فقط در خوزستان بذر بخرند و مساعده به رعیت بدهند، خوب رعیتى که اصلاً هیچ ندارد بخورد بذر هم ندارد با وجود مضیقه‌هایى که داریم همین امروز این پول در اختیارشان گذاشته شده است، خوب تا آن حدى که می‌توانیم می‌کنیم و امیدوار است که در این کار توفیق پیدا کنیم و این مسأله بغرنجى را که براى آقا بغرنج نیست این را به یک طرزى حل کنیم.

عمیدى‌نوری - قبل از کشت این تصمیم را بگیرید.

نایب‌رئیس - آقاى خرازى حداکثر ده دقیقه می‌توانید صحبت کنید.

خرازى - سؤالى که بنده کرده بودم و توضیحاتى که جنابان آقایان وزیر کشاورزى و وزیر دارایی دادند دو قسمت بود یکى راجع به کشت بود، دیگرى راجع به سیاست غله و نان بود، بنده خیلى حرف‌ها راجع به کشت دارم و یک وقتى یک ظریقى می‌گفت اگر وزارت کشاورزى فعلى را منحل کنند و در روزنامه‌ها هم ننویسند و در رادیو هم نگویند تا شش ماه اشخاص عادى در مملکت نمی‌فهمند که وزارت کشاورزى منحل شده است، حالا خوشوقتم که جناب آقاى مصدق‌الدوله که علماً و عملاً وارد این کار هستند و بنده نظر ایشان را در شورایعالى اقتصاد استماع کرده‌ام، دیدم حقیقتاً افکارشان غیر از افکار سایرین است. حالا بنده نمی‌خواهم وقت آقایان را زیاد بگیرم ولى بنده یک موضوعى را گفتم که هیچ‌یک از آقایان وزرا جواب ندادند، بنده گفتم آقا برنج دست مردم است، مصرف داخلى تأمین است، سالى هم پنجاه شصت هزار تن براى صدور حاضر است، گندم و جو دست دولت است یا مداخله دولت است یا سیاست دولت است و سالى باید پنجاه شصت هزار تن از خارج بیاورند آن هم تنى نهصد تومان، این تفاوت را آقاى وزیر دارایی بدهید به مالکین و زارعین که آنها استفاده کنند، آقا فرض کنید الان ما سالى هفتاد هزار تن قند داریم و سالى سیصد هزار تن مصرف قند و شکر داریم، هیچ به هم نمی‌رسد، یک فکرى براى حمل و نقل بکنید که هرجا کارخانه قند هست به شعاع صد کیلومتر اطرافش از نظر کرایه کشت چغندر صرف کند، هى می‌گویید بروید کارخانه بیاورید و کارخانه‌ها هیچ‌کدام با پرسنل 12 ماه زیادتر از 3 ماه کار نمی‌کند، هیچ نمی‌روید دنبال این‌که چند تا کارخانه شیره‌کشى بیاورید در تمام قراء و قصبات (خنده نمایندگان) (دولت‌آبادى - منظورتان کارخانه شیره‌کشى قند است) بله جناب آقاى دولت‌آبادى شیره قند، این را بگیرند در کارخانه‌هاى قند مصرف کنند هم بی‌خودى پول براى کارخانه قند ندهند و هم این‌که کارخانه‌جات قند عوض این‌که با پرسنل 12 ماهه سه ماه کار کند 12 ماه 10 ماه 8 ماه کار کند و ما هم احتیاج نداشته باشیم سالى سى میلیون پول قند و شکر به خارجى‌ها بدهیم، اینها مسایلى است که دولت باید در سرلوحه کارهایش قرار بدهد یا فرض بفرمایید ما پنبه صادر می‌کنیم با صدى 15 اضافه بابت بافت و ریسیدن و رنگ زدن و نقشه زدن به خودمان می‌فروشند، اینها مسایلى است که دولت باید توجه کند و دولت باید تصمیم بگیرد، بنده مثال می‌زنم همین قند و شکر را الان سالى 48 میلیون تومان بودجه پرسنلى دارد، همین جناب آقاى وزیر دارایی تشریف داشتند در زمان اعلیحضرت فقید یک شرکتى بود سالى 16 هزار تومان خرج داشت و همین جناب آقاى فروهر هم بازرس شرکت بودند، حالا بنده 16 هزار تومان را هزار برابر بالا می‌برم و می‌گویم 16 میلیون تومان، 48 میلیون تومان کجا؟ آنها چیزهایى است که باید مورد توجه دولتى باشد که می‌گوید من می‌خواهم سطح تولید را بالا ببرم و می‌خواهم کار مردم را به دست مردم بدهم اینها باید مورد توجه قرا بگیرد و با اهل فن هم مذاکره کنند، بنده قول می‌دهم یک‌ساله بودجه تعدیل بشود و وضع مردم این مملکت خوب بشود و براى تمام طبقات این مملکت هم کار تهیه شود (احسنت، صحیح است).

نایب‌رئیس - آقاى وزیر دارایی توضیحى دارید بفرمایید.

وزیر دارایی (فروهر) - تذکرات جناب آقاى خرازى کاملاً وارد و بجا بود، در قسمت چغندر و کارخانه قند چون کاملاً واردند و اطلاع دارند در این قسمت مدت‌ها کار کرده‌اند، در اطاق بازرگانى هستند اتفاقاً راجع به چغندر و کارخانه قند که فرمودند همین دیشب در هیئت دولت مورد بحث بود و تصمیمات لازمه گرفته شد. تصادف بود بنده نمی‌دانستم امروز چنین صحبتى می‌شود اما راجع به برنج و غله خواستم عرض کنم شباهتى نیست بین این دو تا، خودتان هم مسبوقید اما حق با جنابعالى است، یک مسئله‌اى را هم خدمت‌تان عرض کرده باشم، غله‌اى که امسال از امریکا گرفته‌ایم می‌توانم بگویم کمابیش مفت وارد می‌شود و حتى از غله‌اى که ما در تهران می‌خریم ارزان‌تر است ولى نفس این عمل خوب نیست که یک مملکت غله‌خیز و فلاحتى مثل ایران بخواهد از خارج غله بیاورد، جناب آقاى خرازى، روغن نباتى، تمام اینها را ما باید درست کنیم، بنده قبول می‌کنم و می‌گویم وارد نیست، خیر کاملاً تذکرات صحیحى است اما هرکارى مجال و موقع می‌خواهد و امکانات و مقدورات می‌خواهد، عرض کردم این تذکرات را کاملاً آن قسمتى که راجع به بنده است مورد توجه قرار می‌دهم و آن قسمت‌هاى دیگر را هم به سایر رفقای‌مان تذکر می‌دهم و حد اعلاى حسن استقبال را از این تذکرات خواهیم کرد (احسنت).

حشمتى - حالا درست شد.

نایب‌رئیس - آقاى وزیر کشاورزى‏.

وزیر کشاورزى (ناصرى) - بنده خواستم امتنان خودم را از نماینده محترم جناب آقاى خرازى در اظهار لطفى که فرمودند تقدیم کنم، علت این‌که جواب بنده کوتاه بود اینست که تکثیر یا تقلیل سطح کشت در گذشته زیاد مهم نیست چیزى که مهم است سیاستى است که از این به بعد مى‌خواهیم نسبت به امر غله اتخاذ کنیم، یکى این‌که یک ملاکى یک مبنایى براى نرخ به دست بیاوریم، عرض کردم آنچه به نظر می‌رسد قیمت بین‌المللى از همه نزدیک‌تر است با شرط مطابقه با سایر محصولات، فرض کنید گندم 5 و 4 برابر ترقى کند و سیب‌زمینى 18 برابر و 20 برابر ترقى کند، در مرحله دوم هم جزو علل مسلمى که ارزش دارد و در همان مرحله اول هم به آن توجه شود، قضیه عدم استفاده کافى از آب و زمین است که در تحت کشت است یعنى تا می‌شود از ماشین استفاده بشود، در جاى دیگر طرز بهتر کشت که بدون این‌که بخواهیم تقلیل بدهیم در مساحتى که تحت زراعت صیفى است می‌خواهیم محصول گندم را به درجه‌اى بالا ببریم که در عین حال سورپرودوکسیون نباشد که اگر بتوانیم صادر کنیم و خود این یک علل ثانوى بشود براى مزاحمت تولیدکنندگان.

13- سؤال آقاى دکتر پیرنیا راجع به نرخ بهره پول و جواب آقاى وزیر دارایی‏

نایب‌رئیس - سؤال آقاى دکتر پیرنیا مطرح است در دفعه اول پنج دقیقه می‌توانند صحبت کنند.

دکتر پیرنیا - آقایان محترم از مضیقه پولى و مضیقه‌اى که از لحاظ اعتبار پیش آمده استحضار کامل دارند ولى این مضیقه البته تشدید یک وضعى است که خود آن وضع دایم هم به‌هیچ‌وجه رضایت‌بخش نیست و آن اشکال در گرانى طاقت‌فرسایى است براى تحصیل اعتبار برای کارهاى تولیدى و براى کارهاى عمرانى، وقتى در پایتخت مملکتى با این تشکیلات عریض و طویل نرخ بهره به مبلغ سرسام‌آور بیست درصد، سى درصد و سى‌وپنج درصد باشد، فکر بفرمایید در دهات و قصبات چه بهره براى کشاورزان شاید از صد و صدو‌پنجاه درصد بیشتر است (صحیح است). جناب آقاى وزیر دارایی آنجا تمام دسترنج رعایا را یک عده رباخوار محلى به غارت و چپاول می‌برند به ثمن‌بخس تمام محصول کشاورزان را به طور سلف خریدارى می‌کنند، محصولاتى را که کشاورزان احتیاج دارند به دو برابر و سه برابر قیمت به طرز نسیه به آنها می‌فروشند علت این جریان چیست؟ براى اینست که یک دستگاه اعتبارى که به یک کشاورزى که مریض شده یا محصولش دچار آفت شده و احتیاج به چند صد تومان پول دارد نیست که به او کمک کند، چند تا صندوق روستایى در این مملکت هست؟ سرمایه‌هاى صندوق‌هاى روستایی چه میزان است؟ چه مبلغ اعتبار در اختیار کشاورزان گذاشته شده، غالباً آقایان مى‌بینید که کشاورزانى که یک آفتى برایشان پیش آمده یا یک مریض پیدا کرده‌اند به علت همین موضوع مجبور می‌شوند تمام هستی‌شان را تسلیم رباخواران محل می‌کنند و دست زن و بچه‌شان را می‌گیرند و کوچ می‌کنند می‌آیند مرکز یا در شهرها می‌مانند، این همه جاها هستند که یا نجار هستند و یا آهنگر هستند یا خیاط هستند، اینها یک مایه دستى احتیاج دارند و می‌خواهند یک سرمایه مختصرى بیابند، یک دکان نجارى یا آهنگرى یا خیاطى دایر کنند و کار و کسبى کنند، اینها به کجا مراجعه کنند؟ اینها آیا می‌توانند با نرخ صدى چهل، صدى پنجاه پول قرض کنند و اگر بخواهند باید از بانک قرض کنند

+++

بنا بود ما یک بانکى داشته باشیم، بانک کسب و کار که در این مورد کمک کند، به خصوص به پیشه‌ورانى که می‌خواهند یک دکانى باز کنند، یک کارهایی بکند، یک کارگاهى تأسیس کنند کمک کند، این دانشجویانى که از مدارس حرفه‌اى خارج می‌شوند یک سرمایه‌اى به آنها داده شود که مشغول کار شوند. گاهى اعتراضى می‌فرمایید که همه هجوم می‌آورند به ادارات دولتى، کو آن دستگاهى که اعتبارى که به آنها کمک کند، می‌تواند کار تولیدى ایجاد کنید. حالا در مورد صادرات ملاحظه کنید این نرخ بهره چه بلایى به سر صادرات وارد آورده، وقتى که شما مجبور شدید پول را با نرخ صدى سى، صدى سى‌وپنج، صدى چهل بگیرید براى صادرات، این می‌شود که مجبور می‌شوید یک مقدار جنس آشغالى و یک مقدار جنس نامرغوب تولید کنید و اینست که گفته می‌شود در دنیای صادرات ما نامرغوب است و نگران است و نمی‌توانیم رقابت بکنیم، براى صادرات به کجا باید مراجعه کرد؟ به بانک توسعه صادرات، سرمایه بانک توسعه صادرات فقط 27 میلیون تومان است، از این 27 میلیون تومان که نصفش حیف و میل شده و از بین رفته است. آیا براى یک مملکتى مثل ایران با این جمعیت، با این فعالیت اقتصادى پانزده میلیون تومان براى بانک صادرات مسخره نیست؟ پس بنابراین باید یک فکرهایی بشود براى این موضوع جناب آقاى وزیر دارایی صادرات ما رسیده به صد میلیون دلار در مقابل 280 میلیون واردات، واردات ما دارد می‌رسد به سه برابر صادرات کمتر هست، مملکتى که این تفاوت وجود داشته باشد در سال 34 واردات و صادرات شما 15 درصد نسبت به 33 تقلیل پیدا کرد روى همین موضوع نرخ بهره و همین جریاناتى که ملاحظه می‌فرمایید هیچ‌کارى تولیدى با این وضع نمی‌شود، تمام احتیاجات مملکت باید از خارج وارد شود حتى گندم، حتى روغن نباتى و خوراکى تمام این چیزها باید از خارج وارد بشود، حالا سؤال بنده این است که آیا جنابعالى این مفاسد را مى‌بینید و ملاحظه می‌فرمایید و قبول دارید یا نه؟ اگر قبول دارید و مى‌بینید این مفاسد هست و این معایب در کار هست و به کلى دسترنج یک‌عده‌اى را یک‌عده‌اى غارت و چپاول می‌کنند روى نبودن دستگاه اعتبارى دولت و نبودن سرمایه براى بانک‌ها و نبودن بانک‌هایی که براى این موضوعات تشکیل شده باشد، خوب براى این چه نقشه و چه پیشنهادى دارید؟ چه قدمى برداشته شده و چه قدیمى در نظر دارید بردارید؟ این موضوع از ابتداى مجلس هجدهم به کرات اینجا توضیح داده شده، آقایان وزرا هم تشریف آوردند و قبول هم کردند و گفتند بسیار صحیح است و می‌رویم و اقدام می‌کنیم ولى هنوز هیچ‌قدمى در این راه ندیدم و هیچ‌ اقدامى ملاحظه نشده، حالا بنده تقاضا داشتم که توضیحاتى بفرمایید و بنده اگر بعد لازم بود توضیحات دیگرى عرض خواهم کرد.

نایب‌رئیس - آقاى وزیر دارایی‏.

وزیر دارایی (فروهر) - سؤال جناب آقاى دکتر پیرنیا که به بنده ابلاغ شده بود مربوط به نرخ بهره بود، فرمایشاتى که اینجا فرمودند راجع به سلف‌خرى بود و البته مکمل بیان‌شان بود، عرض کنم حضور مبارک‌تان این قضیه نرخ بهره یک موضوع بسیار مهمى است، دو سه روز قبل هم که خدمت‌شان رسیدم با هم صحبت می‌کردیم، خود جناب ایشان کاملاً در امور دارایی وارد هستند، عرض کنم مسئله چون یک‌قدرى فنى بود، بنده یک‌چیزى تهیه کردم که می‌خوانم و بعد در اطرافش هم توضیحاتى خواهم داد. نرخ بهره از چندین سال قبل تا کنون در بازار آزاد بین 12 تا 20 درصد در نوسان بوده و می‌باشد و برحسب اعتبار و حسن‌شهرت وام‌گیرنده و یا برحسب فصل و معاملات صادراتى و وارداتى و شدت و ضعف تقاضاها به حداقل و یا وسط و اکثر می‌رسد، در این اواخر نرخ بهره بیش از آنچه که در بالا بدان اشاره شده تغییر نکرده و وضع آن به همان پایه و تناسبى که قبلاً ذکر شد باقى مانده ولى فقط باید توجه داشت که مطابق آمار ماهیانه که بانک ملى ایران تهیه می‌نماید، نرخ بهره در بازار آزاد بین خرداد تا آبان ماه هر سال که منتهاى فعالیت و معاملات صادراتى و وارداتى است از ایام دیگر بیشتر ترقى می‌کند، براى تقلیل نرخ بهره و یا ثابت نگهداشتن آن دو راه وجود دارد، یکى کمک و مساعدت دستگاه‌هاى وابسته به دولت از قبیل بانک‌ها و شرکت‌ها و مؤسسات دولتى است که می‌توانند اعتباراتى در اختیار متقاضیان با بهره کم بگذارند تا دیگر به دریافت وام با بهره زیاد از بازار آزاد ملزم و مجبور نشوند، در این مورد چون دولت خود معتقد است که باید به هر ترتیب که میسر و ممکن باشد اعتباراتى در اختیار این قبیل مؤسسات گذارده شود تا بتوانند به مردم کمک کنند تا آنجا که مقدور بوده است در این مورد اقدام شده و به طوری که ملاحظه فرمودند در برنامه دولت حاضر کمک به بانک‌هاى کشاورزى و رهنى ذکر شده است و علاوه بر آن عمل هم شده است به طوری که سپرده ثابت وزارت دارایی در بانک رهنى در حال حاضر بالغ بر 250 میلیون ریال و در بانک کشاورزى 195 میلیون ریال است و علاوه بر آن بانک ملى ایران هم در نتیجه توصیه دولت مبالغى به حساب این بانک‌ها منظور نموده است تا با این ترتیب گشایشى در وضع اعتبارات هر یک از بانک‌ها به وجود آید و فقط در چند روز اخیر 60 میلیون ریال به وسیله بانک ملى ایران به بانک کشاورزى کمک شد (یکى از نمایندگان - مهم نیست) خیلى مهم است به نظر آقایان ممکن است، براى ما پنج تومانش هم مهم است، عرض کنم به علاوه اقدام دیگرى هم که شده است به طوری که استحضار دارید بانک اعتبارات صنعتى به اتکای قانون سازمان برنامه بوده که اساسنامه آن به تصویب دولت رسیده است و در جریان و در شرف ثبت شدن است و شصت میلیون تومان هم فعلاً سرمایه دارد و امیدوار است دولت که از این راه به اشخاصى که می‌خواهند در راه صنعت قدم بردارند کمک بشود، خوب اگر پول نداشته باشیم نمی‌توانیم بدهیم، هرچه می‌فرمایید صحیح است، خیلی هم صحیح است، بایستى تمام مملکت را از انواع راه‌ها و چاه‌ها و قنوات پوشاند ولى خوب این کارها فرع بر امکانات و مقدورات است (بوربور - آقا باید توضیح داده شود). در نظر داشته باشند این یک مارژ فوق‌العاده انترسانى است ولى ضمناً باید توضیح داده شود که با وجود این‌که اعتباراتى که در اختیار این قبیل مؤسسات گذارده شده به اندازه‌ای نیست که خود دولت به آن معتقد است، ولى طبق آمارى که در دست است معاملات اعتبارى کلیه بانک‌ها با نرخ عادلانه بانکى از شش میلیارد متجاوز است و در صورتی که تنزیل سفته‌های بازرگانى در بازار آزاد با نرخ‌هاى گران از یک میلیارد ریال متجاوز نیست، با این ترتیب با وجود قلت اعتبار قسمت اعظم احتیاجات عمومى از اعتبارات نزولى به وسیله بانک‌ها انجام شده و آنچه که با نرخ گران مورد معامله بوده است فوق‌العاده کمتر از آن است که با نرخ معمولى بانک معامله شده است، ولى همان‌طور که در فوق بیان کردم یکى از راه‌هایی که براى تعدیل نرخ بهره در بازار آزاد مؤثر است، کمک دولت می‌باشد ولى راه دیگرى هم دارد که باید توسط مردم انجام شود و آن موضوع بى‌میلى و عدم رغبت مردم به تشکیل شرکت‌هاى سهامى است، متأسفانه آن‌طوری که احتیاجات مملکت ایجاد می‌نماید و وضع دنیا اقتضا می‌کند در ایران تشکیل شرکت‌هاى سهامى مورد استقبال قرار نگرفته و اگر هم شرکت‌هایی تشکیل شده، اغلب عنوان سهامى دارند ولى در باطن به شکل دیگرى است، توجه می‌فرمایید؟ شرکت سهامى نیست و اگر هم باشد خیلى کم است ولى شرکت سهامى بدون سهم هرچه بخواهید در این مملکت هست (خرازى - براى بهره دادن و خرید زمین می‌گذارند سرمایه‌شان را، تا خرید و فروش زمین هست نرخ بهره پایین نمى‌آید). شرکت سهامى بدون سهم خیلى زیاد است و حالا جور دیگرى شده است، بنده از موقع استفاده می‌کنم عرض می‌کنم می‌آیند چند نفرى شرکت سهامى درست می‌کنند و یک اسم قلمبه‌اى هم رویش می‌گذارند و به ثبت می‌رسانند و برحسب اظهار مدیر عامل شرکت صدى سى‌و‌سه سهم هم پرداخته شده، کاغذى هم چاپ می‌کنند بالایش هم چند تا کدرمز بنتلى و چى و چى می‌گذارند، خوب کجا هستند معلوم نیست کما این‌که اخیراً برحسب گزارشى که به ما رسیده یک همچو شرکتى تشکیل شده که در خارجه اسباب زحمت ما شده است و باعث گرفتارى شده است (یک نفر از نمایندگان - هشتصد هزار دلار پول یک مؤسسه خارجى را بالا کشیده است، به اعتبارات ما در آنجا لطمه زده است). حالا دولت در نظر دارد امیدوارم در همین نزدیکى قانونش تقدیم آقایان بشود، اصلا تأسیس شرکت‌هاى سهامى تابع اوضاع و جریانى باید باشد، سرمایه‌اش معلوم باشد، تضمین داشته باشد، سهامى داشته باشد، در هرحال از این قبیل شرکت‌ها هم نداریم و نتیجه این شده است که عده زیادى سرمایه خودشان را نگهدارند براى چه کار، یکى براى خرید زمین که آقا فرمودند، یکى هم براى سفته‌بازى که فرمودید و تذکر دادید در صورتی که اگر این سرمایه‌ها براى تشکیل شرکت سهامى براى امور تولیدى به کار افتد در همه امور مملکت تأثیر می‌کند و نرخ بهره هم از آنچه که فرمودید کمتر می‌شود ولى چون سرمایه‌هاى کوچک و پراکنده است و متأسفانه یک عده‌اى هم هستند و از این قبیل شرکت‌ها عجیب و غریب درست می‌کنند و پول را با بهره گزاف ناچار قبول می‌کنند و می‌گیرند، حالا اگر اتفاقاً شانس‌شان زد و نفع بردند آن فرع را هم می‌دهند و اگر هم شانس‌شان نزد و نبردند که شرکت منحل می‌شود و مسئولیت‌شان هم محدود به میزان سهام است، ملاحظه فرمودید حتى جسارتاً عرض می‌کنم این کلاه را سر دارایی دولت هم گذاشتند، وقتى به دارندگان سهام مراجعه شد گفتند ما مسئولیت نداریم، شرکت سهامى است هر کارى دل‌تان می‌خواهد بکنید، عرض کنم حضورتان با وضع فعلى مالیه مملکت بانک‌هاى اعتبارى را هم نمی‌توانیم مجبور کنیم که از این حد تجاوز کنند براى این‌که خود بانک‌ها ورمی‌شکنند و کاتاستر و فى پیش می‌آید که آن‌وقت مایه تأسف است (دکتر پیرنیا- تقویت‌شان بکنید) اما تقویتى که فرمودید در اینجا چون جناب آقاى خلعبترى هم اشاره فرمودند تقویت را چه جور بکنیم، تقویت را یک‌جور می‌توانیم بکنیم این‌که پول بهشان بدهیم. این پول را که می‌فرمایید از کجا بدهیم؟ از بودجه که نمی‌توانیم آقایان خودتان بهتر می‌دانید، از عواید نفت؟ عواید نفت را که عرض کنم حضورتان طبق یک قانونى که به تصویب خود آقایان رسیده است و براى دولت مطاع است و واجب‌الاجرا رأى مجلسین است، آنجا محلى که پیش‌بینى شده است گویا نود میلیون تومان باشد براى تأسیس بانک اعتبارات صنعتى و این چون الان بانکى تأسیس شده و شصت میلیون تومان داده شده فعلاً محل ندارد.

+++

البته تذکری در چند روز قبل در سؤالی که فرموده بودند درباره سرمایه بانک کشاورزی دادند، امیدوارم از آن محلی که فرمودند کمکی بکنیم از نظر ساختمان و کشاورزی که همان‌طوری که آقا فرمودند که نروند سلف بفروشند و به یک عده بیوه‌زن و پیرمرد کمکی بشود. اما آن اظهاراتی که آقا فرمودند دولت گمان نمی‌کنم قانونی را اجرا نکرده باشد جناب آقای خلعتبری، چون مربوط به هم است، بنده تا حدی که اطلاع دارم اینست که جناب آقای دکتر سجادی هم حد اعلای جدیت را برای اجرای آن قانون کرده‌اند، مبالغی هم پرداخته‌اند (خلعتبری- بنده نخواستم پرده را بردارم، حضرتعالی هم چیزی نفرمایید). عرض کنم پرده‌ای نیست، صاف و پوست‌کنده است، وقتی که قانون برنامه رفت در کمیسیون مشترک مجلسین در حدود شصت نفر نمایندگان محترم هم بوده‌اند، در آنجا آقای دکتر سجادی صراحتاً تذکر فرموده‌اند در صورت‌مجلس هم ذکر شده که با این تقسیم اعتباراتی که اینجا هست آن قانون را نمی‌توانیم اجرا کنیم راست هم گفته است، ارادتمند هم که بودم همین عرض را می‌کردم چون این قانون محلی داشته و محل‌ها را هم تقسیم کرده‌اند مطابق قانون بعدی فرمودید اضافه اعتبارات نفت، جناب آقای خلعتبری اضافه اعتبارات نفت چه مبلغ است؟ آن چیزی که در بودجه پیش‌بینی شده یک قسمت اضافه اعتبارات نفت که امسال حاضر شده‌اند بیشتر استخراج کنند. مجموع مبلغی که از این راه عاید خزانه شده مبلغ 4 میلیون و 500 هزار پوند بیشتر نیست که این چهار میلیون و پانصد هزار پوند را هم در متن بودجه برای مخارج اختصاص دادیم. خود آقایان هم رأی دادند دویست و کسری میلیون تومان عبارت است از ده درصد مجموع و اضافه استخراج بنابراین ما الان امکاناتی ندارم و به طور قطع مسئله مهم است و باید مورد توجه قرار بگیرد. بدیهی است اگر امکاناتی ایجاد شد البته آقایان مجال نخواهند داد و اگر خودمان هم نخواهیم مجبورمان می‌کنند.

14- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای صادق بوشهری

نایب‌رئیس- آقای بوشهری مطلبی دارید؟

صادق بوشهری - سؤالی است که تقدیم می‌کنم.

نایب‌رئیس- آقای دکتر پیرنیا مجدداً فرمایشی دارید؟

دکتر پیرنیا- جناب آقای وزیر دارایی یک توضیحاتی فرمودند، بنده می‌خواهم مقدمتاً یک موضوعی را عرض کنم و آن اینست که آقایان وزرا یک رویه‌ای در پاسخ به آقایان نمایندگان اتخاذ نموده‌اند که یک رویه خاصی است و آن این است که مشکلات و معایبی را که بیان می‌شود آقایان تأیید و تصدیق می‌فرمایند و بعد مشکلات و مفاسدی را هم خودشان به آن می‌افزایند که آن مشکلات و آن مفاسد هم علاوه بر آن وجود دارد ولی هیچ‌وقت چه جوری و طبق چه نظری و طبق چه نقشه‌ای می‌خواهند آن مفاسد را از بین ببرند نمی‌دانیم، ببینید جنابعالی فرمودید این معایب وجود دارد و علاوه بر آن یک مفاسدی هم مربوط به شرکت‌های تجاری وجود دارد، ولی کی جلو اینها را باید بگیرد؟ راه اصلاحش را معین نفرمودید مثل این است که می‌فرمایید ما باید این فکر را بکنیم در صورتی که جلو این کار را دولت باید بگیرد، به‌هر‌حال بنده جواب را به دقت گوش دادم ولی به‌هیچ‌وجه هیچ نقشه و راه‌حلی در آن ارائه نشد. تصدیق بفرمایید که هیچ راه‌حلی برای آن ارائه نشده و حقیقتاً هم بایستی که در این بابت یک اقدام جدی بشود و فقط به سؤال و جواب نگذرد. یک عده متخصصین بزرگ هستند و راجع به این بلای اجتماعی بزرگی که گریبانگیر مردم و وضع اقتصادی مردم شده یک راه‌حل‌های عملی برایش پیدا کرده‌اند، یک راه‌حل‌هایی وجود دارد مثلاً از درآمد برنامه یا درآمد نفت و یا از درآمدهای دیگری که همکار محترم جناب آقای خلعتبری فرمودند، بنده خاطرم می‌آید در موقعی که قرار بود نفت حل شود و مقدمات حل قضیه نفت فراهم شده بود در زمان دولت سابق بود بعضی‌ها عقیده داشتند یک اقدماتی که فوری نتیجه‌اش عاید مردم بشود از درآمد نفت بشود، بنده به دولت سابق سه راه پیشنهاد کردم که مورد قبول قرار گرفت و قرار بود اقداماتی بشود و بعدها همان‌طور در بوته اجمال ماند و آن سه اقدام اساسی بود برای این که یک رفاه کلی و عمومی برای دستگاه دولت فراهم می‌کرد، یکی از آنها که شاید جناب آقای وزیر دارایی قبول نفرمایند تقلیل قیمت کالاهای انحصاری دولت بود به وسیله یک سوبسیدی از درآمد نفت که دولت ممکن بود عمل کند و این البته در تمام مملکت مؤثر بود و نرخ‌ها را پایین می‌آورد و ارزان می‌کرد، دوم کمک‌هایی بود، کمک‌های مؤثر و زیادی از درآمد نفت به صندوق‌های روستایی بود. توسعه بانک کشاورزی که این‌قدر همکار محترم جناب آقای خلعتبری جز زدند (خنده نمایندگان). نه، حقیقتاً با وجود آن همه اصراری که فرمودند و با وجود این نتیجه‌ای نگرفتند، جز زدند، دیگر بهتر از این نمی‌شود، این صندوق‌های روستایی و هیچ راه‌حلی بهتر از این نیست برای این که هیچ اعتباری در دست اینها نیست و اینها محکوم و به اصطلاح در ید این رباخواران محلی هستند که به کلی تمام زندگی و هستی آنها را از دست‌شان می‌گیرند و دیگر این که بانکی تأسیس شود به اسم بانک کسب‌وکار برای این که پیشه‌وران و کسبه شهرها که می‌خواهند یک کارگاهی ایجاد کنند، یک کار تولیدی، یک دکان آهنگری و نجاری ایجاد کنند قرض بگیرند و سرمایه مختصری از اینجا فراهم کنند و بتوانند فعالیت مختصری بکنند. به این جهت تمام این برنامه‌ها با وجود تذکرات باقی مانده، حالا این جواب به‌هیچ‌وجه برای بنده قانع‌کننده نبود و تقاضا دارم که خود جنابعالی که به اهمیت این موضوع و مصایبی که برای مملکت بار می‌آورد واقف هستید و می‌دانید چه فشاری وارد می‌آورد، یک مطالعه بیشتری بفرمایید که در آینده یک کمکی بشود که این صندوق‌های روستایی تقویت شوند که بتوانند کمک‌هایی به کشاورزان بکنند و یک اعتباری در اختیار کسبه و پیشه‌وران قرار بگیرد و یک اعتباری هم برای توسعه صادرات در اختیار صادرکنندگان قرار گیرد که صادرات ما به این وضع نیفتد.

15- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

نایب‌رئیس - امروز دیگر چیزی در دستور نیست، بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم، جلسه آینده روز سه‌شنبه 19 تیرماه ساعت 9 صبح، دستور چند فقره سؤالاتی است که به دولت ابلاغ شده است.

(مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

نایب‌رئیس مجلس شورای ملی - عماد تربتی

+++

یادداشت ها
Parameter:295073!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)