کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9
[1396/05/07]

جلسه: 109 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 8 آذرماه 1313 (21 شعبان 1353)  

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورتمجلس‏

2ـ شور و تصویب لایحه استخدام متخصص تشریح‏

3ـ شور اول لایحه راجعبه محصلین دبیرستانهاى فلاحت‏

‏4ـ تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه‏

5ـ شور اول لایحه اعسار و افلاس

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏9

جلسه: 109

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 8 آذرماه 1313 (21 شعبان 1353)

فهرست مذاکرات:

1ـ تصویب صورتمجلس‏

2ـ شور و تصویب لایحه استخدام متخصص تشریح‏

3ـ شور اول لایحه راجعبه محصلین دبیرستانهاى فلاحت‏

‏4ـ تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه‏

5ـ شور اول لایحه اعسار و افلاس

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه

(مجلس یک ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقاى دادگر تشکیل گردید).

صورتمجلس روز پنجشنبه اول آذرماه را آقاى مؤید احمدى (منشى) قرائت نمودند.

اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غایبین بی‌اجازه - آقایان : مرآت اسفندیاری - علوی سبزواری - اعظم زنگنه - امامی خویی - دکتر ادهم - اعتبار - یونس آقا وهاب‌زاده - ناصری - کورس - معدل - پورسرتیپ - بیات ماکو.

دیرآمدگان بی‌اجازه - آقایان : اسدی - لیقوانی - بیات - افخمی - عراقی - اسفندیاری - طهرانچی - ثابتی - حاجی تقی آقا وهاب‌زاده - نیک‌پور - بختیار - شریعت‌زاده - قراگزلو- بنکدار - مسعودی خراسانی - دکتر سمیعی.

1ـ تصویب صورتمجلس‏

رئیس ـ در صورتمجلس نظرى نیست؟ (خیر) صورتمجلس تصویب شد.

2ـ شور و تصویب لایحه استخدام متخصص تشریح‏

رئیس ـ خبر کمیسیون بودجه راجعبه استخدام طبیب براى تشریح قرائت میشود.

خبر کمیسیون:

‏کمیسیون بودجه با حضور آقاى کفیل وزارت معارف لایحه دولت به نمره 14156 راجعبه استخدام دو نفر متخصص براى دانشکده طب و دانشسرای عالى را مطرح و تحت و شور و مداقه قرار داده پس از توضیحاتى که آقاى کفیل وزارت معارف در لزوم استخدام معلمین مزبور بیان نمودند کمیسیون با استخدام آنها موافقت و علیهذا راپرت آن را براى تصویب مجلس شوراى ملى تقدیم مینماید:

ماده واحده‏

الف- وزارت معارف و اوقاف مجاز است آقاى دکترهاز تبعه دولت آلمان را پس از تاریخ ورود به تهران

+++

به مدت سه سال براى تدریس علوم تربیتى ولدىالاقتضا اشتغال بهامور فنى و ادارى در دانشسرای عالى و دانشکده ادبیات و آقاى دکتر ادوارد بلر تبعه ممالک متحدهامریکاى شمالى مقیم تهران را از تاریخ دهم آبان 1313 به مدت دو سال و ده ماه براى تدریس تشریح عملى استخدام نماید.

ب- حقوق سالیانه آقاى دکترهازتا پنجاه و چهار هزار ریال به علاوه پانصد و چهل پهلوى و حقوق سالیانه آقاى دکتر ادوارد بلر سى هزار ریال خواهد بود که به اقساط ماهیانه به مشارالیهما تأدیه خواهد گردید.

ج- براى مسافرت آقاى دکترهاز از پاریس به تهران مبلغ شصت پهلوى خرج سفر داده میشود و در موقع انقضاء این قرارداد در صورت عدم تجدید آن معادل مبلغ مذکور براى مراجعت ایشان به پاریس داده خواهد شد.

د- وزارت معارف و آقاى دکترهاز و آقاى دکتر ادوارد بلر در آخر سال تحصیلى با اخطار قبلى سه ماه میتوانند کنترات را لغو نمایند و در صورتی که وزارت معارف این عمل را بنماید نسبت به آقاى دکترهاز خرج معاودت مندرج در فقره ج پرداخت خواهد شد.

ه- آقاى دکترهاز و آقاى دکتر ادوارد بلر سالى یک ماه در موقع تعطیل تابستان حق مرخصى با استفاده از حقوق خواهند داشت لیکن ترتیب اعطاى آن با وزارت معاف بوده و میتوانند پس از چند سال یک مرتبه از جمع مرخصیهاى قانونى خود فقط در موقع تعطیل تابستان استفاده نمایند.

و- وزارت معارف مجاز است سایر شرایط استخدام آقاى دکترهاز و آقاى دکتر ادوارد بلر را بر طبق قانون استخدام اتباع خارجه مصوبه 23 عقرب 1301 تعیین و قرارداد را امضاء نماید.

ز- حقوق سالیانه آقاى دکترهانرىاشترنگ بابت مدیرى و هنرآموزى هنرستان دولتى و هشت ساعت تدریس دروس شیمیدانشکده طب و دواسازى سالیانه مبلغ سى هزار ریال به علاوه چهار صد پهلوى خواهد بود که به اقساط ماهیانه از اول فروردین 1313 به مشارالیه پرداخته میشود.

رئیس ـ خبر کمیسیون معارف در این خصوص:

کمیسیون معارف در جلسه 3 آذرماه 1313 لایحه نمره 14156 دولت را راجعبه استخدام آقایان دکترهای آلمانى براى تدریس علوم تربیتى و دکتر ادوارد بلرامریکایى براى تدریس تشریح عملى با حضور آقاى کفیل وزارت معارف تحت شور و مداقه قرار داده و با توضیحاتى که آقاى کفیل محترم وزارت معارف دادند کمیسیون با استخدام آنها موافقت نموده اینک خبر آن را تقدیم مینماید.

رئیس ـ خبر کمیسیون امور خارجه در این خصوص:

کمیسیونامور خارجه در جلسه سوم آذرماه 1313 با حضور آقاى کفیل وزارت معارف لایحه نمره 36745/ 14156 دولت راجعبه استخدام دکترهاز آلمانى و دکتر ادوارد بلرامریکایی را تحت شور قرار داده و از نقطهنظر ملیت با استخدام مشارالیهما موافقت حاصل شد.

رئیس ـ ماده واحده مطرح است آقاى احتشامزاده‏.

احتشامزاده ـ جاى بسى خوشوقتى است که از طرف وزارت معارف به اصلاحاتی که براى معارف مملکت ضرورت دارد توجه کردند و مخصوصاً شخص آقاى حکمت کفیل محترم وزارت معارف به احسن وجوه توانستهاند براى اجراى نیات اصلاحطلبانه اعلیحضرت همایونى قدمهایى بردارند بنده به سهم خودم از اقدامات و مجاهداتى که ایشان براى معارف ما کردهاند تشکر میکنم و امیدوارم که موفق شوند اصلاحاتى را که منظور نظر است بهتر انجام کنند یکى از وسایلى که در معارف نهایت اهمیت را داشت مدرسه طب بود که البته یک مبالغى در ماه در سال از بودجه مملکت صرف میشد و یک عده محصلین هم یک سنواتى وقت خودشان را صرف میکردند ولى به واسطه مراقبتى که در مدرسه طب نبود آن اندازه که محصلین زحمت میکشیدند استفاده علمی نمیتوانستند بکنند گرچه بعضىها هم هستند که از همین مدارس بیرونامدهاند که تجربه کردند و زحماتى کشیدند و امروز هم وجودشان خیلى مفید است و از اطبایى هستند که در مملکت ما طرف مراجعه هستند و قابل استفاده هستند ولى نمیشود این حکم را عمومیت داد و گفت در مدرسه طب ما به قدرى که سزاوار بوده است و شایستگى داشتهاند آماده شدهاند

+++

از براى خدمت مهم به مملکت خوشبختانه یکى از مسائلى که دولت متوجه شده است مسئله مدرسه طب است و البته مدرسه طب خیلى تأثیر دارد البته در مملکت مقتضى بوده است که خیلى زودتر این توجه شده باشد ولى حالا خوشبختانه توجه شده است یکى از نواقص مهمیکه در مدرسه طب ما موجود دارد مسئله تشریح عملى بود که محصلین یک مسائلى را در کتاب میخواندند و میدیدند بدون این که عملاً دیده باشند و مردمانى باشند که پس از این که از مدرسه فارغ میشوند بتوانند آمده باشند از براى خدمات و عملیات البته مسئله طب یک امرى نیست که تنها کتاب کافى باشد بلکه مسائل عملى بیشتر تأثیر دارد و خوشبختانه این توجه شده است و حالا هم خوشبختانه لایحه جهت استخدام معلم مخصوص براى مسئله تشریح به مجلس آوردهاند بنده خیلى خوشوقتم که اصولاً راجعبه این موضوع توجه شده است ولى راجعبه این شخص به خصوص بنده یک تذکرى داشتم که چون غیر از عنوان مخالف یک تذکرى داشتم که چون غیر از این جهت به عنوان مخالف قبول کردم که بیایم در اینجا و نظر آقاى کفیل وزارت معارف را جلب کنم محصلین مدرسه طب ما ایرانى هستند و زبانشان فارسى است و نوعاً از نظر این که معلومات عالیه در مملکت ما به زبان فرانسه تدریس میشده است این محصلین زبان فارسى و فرانسه میدانند اگر معلمینى که براى مدرسه طب میآورند زبان فرانسه ندانند یا زبان فارسى ندانند به عقیده بنده آن استفاده که باید بکنند نمیتوانند بکنند این شخص چند سال است دکتر ادوار بلر در تهران است و شاید یک قدرى هم جسته جسته بعضى کلمات فارسى را بلد باشد ولى البته این اندازه کافى نخواهد بود که ایشان بتوانند در مدرسه طب ما تدریس کنند فرانسه هم نمیدانند زبانش انگلیسى است چون تبعه دولت امریکا است محصلین هم که زبان انگلیسى نمیدانند بنابراین بنده میخواستم این مطلب را تذکر بدهم حالا که متوجه شدهاند که مسئله تشریح عملى براى مدرسه طب نهایت درجه ضرورت را دارد چرا یک کسى را استخدام نمیکنند که این نقیصه به میان نیاید یعنى زبان فارسى یا فرانسه را بداند که محصلین از وجودش استفاده کنند شاید در مملکت ما یا در تهران به خصوص باشند یک اشخاصى که ار نظر جراحى یک اشخاص خیلى عالی مقامیباشند مثلاً دکتر هاشمخان به عقیده بنده یکى از جراحانى است که در مملکت آلمان او را در درجه اول جراحان حساب میکردند و اعمال سخت جراحى را در یک مدت قلیلى سریعاً میتوانسته است انجام. کند خوب ممکن بود که ایشان را که در تهران هستند استخدام کنند البته شاید یک نواقصى در کارهایشان بوده است یا خودشان حاضر نبودهاند ولى این مسئله قابل اهمیت است حالا که معلم براى تشریح عملى استخدام میکنند چرا یک نفرى را استخدام نمیکنند که قابل استفاده باشد چون عرض کردم که زبان فارسى که نمیداند فرانسه هم نمیداند و محصلین آن استفاده که باید بکنند نمیتوانند بکنند.

کفیل وزارت معارف (آقاى حکمت) ـ بعد از تشکر از اظهار لطفى که نسبت به بنده فرمودند راجع به دانشکده طب میخواستم عرض کنم که حقیقتاً دانشکده طب ما مدرسه خیلى خوبی است و از حیث دروس نظرى ما یعنى تئورى مدرسه طب ما خیلى خوب است به همین واسطه هم درامتحاناتى که محصلین فارغالتحصیل مدرسه طب تهران در دانشکده طب پاریس داشتهاند و دارند موفقیت پیدا کردهاند و خیلى خوب از عهده برآمدهاند و همچنین فارغالتحصیلهاى مدرسه طب تهران در خدماتى که از طرف دولت به آنها رجوع شده است خیلى خوب از عهده برآمدهاند به طوری که نماینده محترم تذکر دادند تنها نقصى که در مدرسه طب بود مسئله عمل بود زیرا که علم بلاعمل مثل درخت بلاثمر است و به همین منظور بوده است که براى تشریح عملى توجه مخصوص شده است و هم سالن مخصوص و تالار مخصوص ساخته شده است و هم معلوم مخصوص براى این کار در نظر گرفته شده است و همان طور که تشریح عملى گفته میشود بیشتر معلم این

+++

رشته یعنى تشریح عملى همان لفظش حکایت میکند که براى عمل است در آنجا کار میکند و کمتر حرف میزند و این شخص بسیار لایق است زیرا به موجب اسنادى که ارائه شده است به وزارت معارف این شخص مدت مدیدى در اونیورسیته کالیفرنى همین کارش بوده است و متخصص این کار بوده است به علاوه یک دیپلم مخصوصى در آناتومی دارد (امیرتیمور ـ در چى) در تشریح در فن تشریح تخصص خاصى دارد و ما هم میباید که وقت را غنیمت شمرده در این موقع که یک معلم عالی مقامیحاضر شده است و بنده لازم میدانم از ایشان اظهار امتنان نموده و خاطر آقایان را هم مطمئن میکنم که از حیث زبان هیچ اشکالى نخواهد داشت زیرا با این که فارسى میداند فرانسه هم تا اندازه میداند به علاوه اصطلاحات طبی هم در فرانسه و هم در انگلیسى یکى است بنابراین اشکالى ندارد.

رئیس ـ آقاى دیبا.

دیبا ـ بنده موافقم ولى مطلبیبود که میخواستم این را تذکر بدهم در قوانین البته هر چه از لدىالاقتضا و عدم اقتضا و این قبیل الفاظ اجتناب شود بهتر است اینجا نوشته است که لدیالاقتضا به اشتغال امور فنى و ادارى در دانشکده طب مشغول خواهد شد بنده عقیدهام این است که لدىالاقتضا لازم نیست شقوقى وزارت معارف برایش بنویسد اگر لازم شد که به او تکلیف میکند و در قوانین لدىالاقتضا خوب نیست یکى هم نظرم این است و در کمیسیون بودجه هم مذاکره شد راجعبه حقوق دکتر هازیک طرز خاصى نوتشهاند لفظ (تا) دارد ولى راجعبه حقوق ادوارد (تا) ندارد و باید در اینجا هم ذکر شود.

مخبر کیمسیون معارف (دکتر طاهرى) ـ در قسمت اولى که فرمودند که چرا در یک قسمت که تکلیف این معلم معلوم شده و در قسمت دیگر نشده است اینجا براى این است که از اول او را تدریس علوم تربیتى استخدام میکنن بعد اگر لیاقتى از خود بروز داد و مصلحت هم بود او را به کارهاى ادارى هم بتوانند برقرار کنند ولى ابتدا بدون این کهامتحانى از او به عمل آمده باشد نمیشود و بعد اشکال تولید میشود و اما موضوع حقوق در قسمت دکتر هاز نوشته شده است تا پنجاه و چهار هزار ریال و در قسمت دکتر بلر نوشته شده است براى این است که حقوق دکتر بلر یک مقدار ناچیزى است که قطع شده است و دیگر تا نمیخواهد ولى نسبت به آن یکى همان طور که در کمیسیون بودجه هم مذاکره شد تا گذاشته شد که وزارتخانه حق داشته باشد که منتهىالیه آن مبلغ را ذکر کرده باشد و اگر کمتر هم توانست بدهد.

رئیس ـ آقاى امیراعلم.‏

دکتر امیراعلم ـ عرض بنده راجعبه معلم تشریح است چون مذاکراتى فرمودند خواستم مختصر توضیحى عرض کنم که خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر باشد که از استخدام معلمیکه لایحه‌‌اش حالا مطرح است مدرسه طب استفادههاى فوقالعاده خواهد کرد خاطر آقایان مسبوق باشد که تشریح که گفتگو میشود سه قسم است یکى تشریح توصیفى است و یکى تشریح ناحیوى و یکى هم تشریح عملى تشریح توصیفى این است که مثلاً میگویند یک شریان از کجا منشعب میشود یک جا منتهى میشود و این را وصف میکنند هر یک از اعضاء را یک یک و تشریح ناحیوى یا به اصطلاح دیگر موضعى که از عنوان آن معلوم است اینها به توسط معلمین ایرانى در دانشکده طب گفته شده است و البته به زبان فارسى گفته میشود قسمت سوم تشریح عملى است این است که تشریح میکنند عملاً که آن رگى که خواندید چیست و این رگ که اینجا قطع شده است کدام است و اسامیشان چه به انگلیسى و چه فرانسه و چه ایتالیایى اینها با هم هیچ فرق نمیکند و در حقیقت این معلمیکه براى این عمل پیدا کردهاند واقعاً یک وجود با بافتى است براى این که معلم به این دانشمندى و لایقى یک معلم با اطلاعى که حاضر شده است با این مبلغ قلیل کار بکند البته جاى خرسندى است و این اسامیهم هیچ فرقى نمیکند چه انگلیسى و چه فرانسه و این عرض بنده است و خیلى خوشوقتم و تبریک میگویم به آقاى کفیل وزارت معارف که توانستهاند همچون معلمی را پیدا کنند و این اساسى که حالا براى طب شروع کردهاند با این معلمین مثل

+++

همان است که فردوسى فرموده است که یک پى ریختم از نظم که از باد و باران خراب نمیشود حالا مدرسه طب را هم ما میتوانیم بگوییم با تدریس تشریح عملى به طورى محکم پى آن ریخته است که در حقیقت اسباب امیدوارى مملکت خواهد شد و باز در خاتمه عرایضم تبریک میگویم آقاى و کفیل وزارت معارف را که در انجام نیات اعلیحضرت اقدس همایونى موفقیتها و ترقیات درخشانى واقعاً در معارف ما حاصل شده است و امیدواریم سایر دانشکدهها هم مثل دانشکده طب ترقى کند.

رئیس ـ پیشنهادى از آقاى دکتر ملکزاده رسیده است قرائت میشود.

پیشنهاد آقاى دکتر ملکزاده:

بنده پیشنهاد میکنم قسمت الف از ماده واحده بعد از جمله تدریس تشریح عملى کلمه (اتوپسى) تشریح مرض اضافه شود.

دکتر ملکزاده ـ همین طورى که آقایان بیان کردند موضوع تشریح یکى از محکمترین پایههاى مدرسه طب و بهترین وسیله از براى طبیب دانشمند در آتیه خواهد بود و علت هم خیلى روشن است براى این که هر علمی که انسان بخواهد تحصیل بکند باید از موضوع آن علم اطلاع پیدا کند و چون موضوع علم طب بدن انسان است البته بدون اطلاع از بدن انسان ممکن نیست که انسان در علم طب کامل و مقام شایسته را پیدا کند اما آن قسمتى را که بنده اضافه کردم قسمت تشریح مرض است آقایان میدانند که به نسبتى که امورات قضایی و مؤسسات ما در مملکت توسعه پیدا میکند و توسعه پیدا کرده است یک طبقه از اشخاصى که دایماً با امور قضایی تماس دارند عبارت از اطباى قانونى هستند و طب قانونى یکى از شعب مهم طب است که در مدارس عالیه طب همه جا تدریس میشود و اطباى قانونى اغلب مستخدم وزارت عدلیه هستند و مخصوصاً از براى جنایاتى که پیش میآید که مجبورند به طبیب قانونى مراجعه کنند و مشخص مرض یا تشخیص جنایت بدون داشتن او توپسى یعنى تشریح کردن میت غیرممکن است مثلاً بسیارى ازاشخاص در نتیجه مسمومیت فوت میکنند تا این عمل تشریح مرض به کار نرود و عمل نشود غیرممکن است که بشود تشخیص داد ممکن است که یک مجرمی بدون مجازات باقى بماند و یا این که در مجازات اشتباه بشود و یک بیگناهى مورد مجازات واقع شود و همچنین در تشریح امراض این بود که بنده اینجا این پیشنهاد را کردم براى کمک به اطباى قانونى که این معلم موظف باشد که این قسمت را هم عملاً تدریس کند و چون چیز نافعى است البته موافقت میفرمایند.

مخبر ـ این نظریه همکار محترم آقاى دکتر ملکزاده یک نظریه اساسى است و لیکن به عقیده بنده باید قدم به قدم پیش برویم تا مقدمات و مؤسسات و لوازمی که براى این کار لازم است تهیه نشودحالا بخواهیم در قانون بنویسیم فایده ندارد و عملى نمیشود این تذکر ایشان را اجرایش را وزارت معارف و عدلیه به موقع دیگرى که وسایلش تهیه میشود موکول میکنند فعلاً خواهش میکنم که مسترد بفرمایند البته تذکرش مفید بود براى بعد که در صدد انجامش برآیند.

رئیس ـ مسترد فرمودید؟ (دکتر ملکزاده ـ بلى) رأى میگیریم.‏

مخبر ـ در این لایحه دو اصلاح مختصر است که لازم است در قسمت الف بشود یکى در سطر اول آنجا که نوشته شده است: دکترهاز تبعه دولت آلمان را پس از تاریخ ورود به تهران کلمه (پس) لازم نیست. از تاریخ ورود به تهران یکى هم در قسمت سوم آنجا که در سطر اول نوشته در دانشسرای عالى یک حرف (واو) بعد از دانشسرای عالى باید اضافه شود در دانشسرای عالى و دانشکده یعنى هم در دانشکده ادبیات است و هم در دانشسراى عالى.

رئیس ـ دولت هم موافق است؟

کفیل معارف ـ بلى.‏

رئیس ـ رأى میگیریم باین لایحه آقایان موافقین

+++

ورقه سفید خواهند شد.

(اخذ و استخراج آرا به عمل آمده 87 ورقه سفید تعداد شد).

رئیس ـ عده حاضر در موقع اعلام رأى 93 نفر به اکثریت 87 رأى تصویب شد.

اسامی رأی دهندگان - آقایان : احتشام‌زاده - سلطانی - سید محمدتقی طباطبایی - دکتر سنگ - دربانی - دکتر امیر اعلم - اسکندری - نیک‌پور - دهستانی - مقدم - ناصری - دکتر شیخ - معتصم سنگ- دکتر بهرامی - ایزدی - کمالی - تهرانی - وهاب‌زاده - لاریجانی - کفایی - روحی - طباطبایی دیبا - حبیبی - میرزایی - هدایت - شریفی - جرجانی - مسعودی خراسانی - فتوحی - مرآت اسفندیاری - لیقوانی - اسفندیاری - محسن آقا مهدوی - عراقی - قراگزلو - فزونی - طالش خان - بختیار - فاطمی - شاهرودی - اقبال - پناهی - حاج محمدرضا بهبهانی - دکتر طاهری - مؤید قوامی - ثقة‌الاسلامی - تربیت - سید کاظم یزدی - رهبری - مسعود ثابتی - پارسا - مؤید احمدی - دبستانی - دادور - دکتر سمیعی - حاج غلامحسین ملک - فرشی - مصدق جهانشاهی - نواب یزدی - نمازی - ساگینیان - کازرونیان - میرزا موسی خان مرآت - صفاری - بیات ماکو - دکتر قزل ایاغ - مجد ضیایی - شیرازی - مخبر فرهمند - دبیر سهرابی - میرزا علی خان وکیلی - حمزه تاش - ملک‌زاده آملی - مژدهی - منصف - امیر ابراهیمی - دکتر ملک‌زاده - دکتر لقمان - خواجوی - بیات - افسر - کاشف - امیر تیمور - دکتر ضیاء - دکتر احتشام - میرزا یانس - دولتشاهی.

3ـ شور اول لایحه راجع به محصلین دبیرستانهاى فلاحت‏

رئیس ـ خبر کمیسیون معارف راجعبه محصلین دبیرستانهاى فلاحت.‏

کمیسیون معارف در جلسه سوم آذرماه 1313 لایحه نمره 39033- 17647 دولت راجعبه محصلین دبیرستانهاى فلاحتى را با حضور آقاى کفیل وزارت معارف مطرح نموده و عین ماده پیشنهادی دولت را تصویت نموده اینک خبر آن را براى شور اول تقدیم مینماید.

رئیس ـ عین ماده واحده پیشنهادى دولت قرائت میشود.

ماده واحده - محصلین دبیرستانهاى فلاحتى که داوطلب آموزگارى بوده و تحصیلات خود را در آن دبیرستان بر طبق پروگرام مصوب شوراى عالى معارف در رشته مزبور تعقیب نمایند پس از فراغ از تحصیل در زمره فارغالتحصیلهاى دانشسراهاى مقدماتى محسوب و مشمول مقررات مربوطه قانون تربیت معلم مصوب 19 اسفندماه 1312 خواهند بود.

رئیس ـ شور اول استاشکالى ندارد (خیر) آقایانى که موافقند با ورود در شور دوم قیام فرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد آقاى وزیر عدلیه‏.

4ـ تقدیم دو فقره لایحه از طرف آقاى وزیر عدلیه‏

وزیر عدلیه ـ دو لایحه است تقدیم میکنم یکى از آنها راجعبه اختیاراتى است که براى کمیسیون عدلیه تقاضا شده است خاطر آقایان مسبوق است که براى احتیاط است که شاید بعضى از قوانین براى آزمایش اقتضا میکند که به کمیسیون برود والا قوانینى که تهیه شده بناى بنده براین است که اغلب را به مجلس خواهم آورد و این براى احتیاط پیشبینى شده است این است که تقدیم میکنم.

5ـ شور اول لایحه اعسار و افلاس‏

رئیس ـ آقاى وزیر عدلیه در دستور لایحه اعسار و افلاس را داریم و لایحه اختیارات هم البته فورى است (وزیر عدلیه ـ بلى) کدام یک را میل دارید مطرح کنیم.‏

وزیر عدلیه ـ البته اگر لایحه اعسار و افلاس وقت باشد مطرح شود بهتر است.‏

رئیس ـ یک ساعت به ظهر است لایحه اعسار و افلاس مطرح است گمان نمیکنم ضرور باشد تمام مواد را بخوانیم طبع و توزیع شده است (صحیح است) مذاکره در کلیات است. آقاى جمشیدى.

جمشیدى ـ قانون عرضحال اعسال و افلاس که در دوره گذشته تصویب شده است به نظر بنده یک قانون خیلى خوب جامعى است و این قانونى که مبنى بر اصلاح آن قانون سابق است و آقاى وزیر عدلیه آوردهاند به نظر بنده فقط تغییرى که کرده است (که به طور اجمال حالا بنده مراجعه کردم) این است که فقط عنوان عرضحال افلاس و اعسار که در قانون سابق دو تا بوده آن را یکى کردهاند و به نظر بنده قانون سابق بهتر بود و بنده در کمیسیون نبودم که توضیحات ایشان را بشنوم ولى قانون

+++

سابق بهتر بود به دو دلیل: یکى این که مردم در واقع صوره تحاشى دارند از این که عنوان مفلس به آنها گذاشته شود این قدرى تحاشى دارند و در ذهن هم زننده است به این جهت اغلب حاضر نمیشوند این عنوان افلاس را به خودشان به بندند و حاضر میشوند در موردى که محکوم شدند به یک تربیتى با محکومله خودشان اصلاح کنند و با ترتیب اقساط و اینها قضیه را خاتمه بدهند کما این که در ضمن عمل هم همین طور مشاهده کردهایم به خلاف عنوان عرضحال اعسار این را همه کس میتواند بدهد براى این که هر کس میتواند در زمینه خود بگوید من معسرم و آن زندگى که عنوان عرضحال افلاس دارد عنوان عرضحال اعسار در جامعه ندارد به این جهت ما در قانون سابق این طور قرار دادیم آن وقت بنده عضو کمیسیون بودم یک دلیل این که آمدیم اعسار و افلاس را از هم جدا کردیم همین بود که محکومعلیه یک خورده تحاشى دارد نمیآید عرضحال افلاس بدهد ولى عنوان عرضحال اعسار چون آن زنندگى را ندارد همه کس حاضر است هرکس در مرتبه خودش بگوید من معسرم و از این راه ممکن است که یک مقدار تقویت حق بشود این بود آمدیم در این مورد این نکته را که در نظر گرفتیم یکى دیگر علت تفکیک این بود که ممکن است بنده محکوم بشوم ولى در مقابل به اطرف خودم به یک نحوى بسازم درحالى که جمیع دارایی من منحصر به یک مقدار معینی است مثلاً تمام دارایی بنده پانصد تومان است و پانصد تومان هم محکوم شدهام در حالى که ممکن است طلبکارهاى دیگر هم داشته باشم زیرا ممکن است هزار تومان دو هزار تومان مدیون باشم ولى پانصد تومان است این است که در قانون سابق قرار دادیم که سایر طلبکارها هم بتوانند استفاده کنند آنها هم در همین پانصد تومان دارایى که این شخص مدیون دارد هر کس به قدر خودش ولى حالا آمدهایم آن قانون سابق را حذف کردهایم درحالتی که ممکن است فلان زید فقط پانصد تومان محکوم شده است و پانصد تومان هم دارایى دارد در صورتی که دیونش در حدود دو هزار تومان است سایر طلبکارهاى او هم اطلاع پیدا نمیکنند براى این که آن تشریفاتى که در قانون سابق بود که باید اعلان بکنند و مدیر تصفیه تعیین بشود در اینجا نیست و با ترتیب سابق سایر طلبکارها هم ممکن بود اطلاع پیدا کنند ولى در این قانون این موضوع نیست براى این که آن قانون را نسخ کردیم و این پیشبینى نشده است به این جهت من حیثالمجموع گمان میکنم قانون سابق بهتر است و بیشتر صیانت حقوق افراد را میکرد مگر این که حالا ایشان یک توضیحاتى در این خصوص بدهند که بنده متقاعد شوم.

وزیر عدلیه ـ‌ شاید آقاى نماینده محترم تمام قانون را خوب مطالعه نکرده باشند این قانون با قانون سابق خیلى تفاوت دارد در بعضى از مواد محتاج به اصلاحاتى بود که روى عمل و تجربه ملاحظه کردیم که آن اصلاحات را لازم داشت ولى بنده فکر کردم که اگر آن مواد را از قبیل ماده اصلاحى و ماده مکرر کنیم اسباب تشویش اذهان بشود این است که بهتر دانستم که مواد دست خورده و دست نخورده با هم در یک قانون باشد از براى این که مردم بهتر بتوانند تمسک کنند به این قانون. اما مسئله اعسار و افلاس که فرمودند کلمهاش یک قدرى زنندگى دارد و اسباب این است که مردم حاضر نمیشوند بنده تصور میکنم هیچ دلیل نیست فقط جنبه خطایى دارد و الاَ هیچ فرقى ما بین افلاس و اعسار در حکم نیست (جمشیدى - در جامعه عرض کردم) در جامعه هم نیست آقا آنهایى که اهل این کار هستند هیچ فرقى برایشان نمیکند که اسمش افلاس باشد یا اعسار آنهایى هم که داراى شرافتى هستند این کار را نمیکنند اما مسئله مدیر تصفیه یک قسمت از تغییر قانون به نظر بنده براى همین بود و اگر خود آقاى نماینده محترم توجه داشته باشند ملاحظه خواهند فرمود که نتیجه خوبی در این مدت برده نشد و نتیجه این شده است که هر کس یک مقدارى قروض پیدا کرده است با از روى احتیاج یا روى هوسرانى مردم هم

+++

خبر از دارایى او نداشتهاند و تمام داراییاش را از بین برده است و تمام کرده است قروض زیادى هم پیدا کرده یک عرضحال افلاس میدهد (و البته بنده نمیخواهم عرض کنم اکثر خیر اقل ولى چند نفر هم که پیدا شد این کار را کرد قانون باید جلوى آن را بگیرد) و یک مدیر تصفیه هم تعیین میشود و هیچ کارى هم نمیشود اگر این شخص میخواست ترتیبی بدهد خودش اصلاح میکرد و قرارى میگذاشت در این صورت کسی که خودش کارش را اصلاح نکند پول طلبکارش را ندهد مالش را نفروشد و ترتیبی براى بده کاریش ندهد چه توقع دارد که دیگرى بیاید کار او را درست کند از وقتى که این قانون تصویب شده تا مجال در هیچ موردى نتیجه نداده است و اگر موردى انجام شده و اطلاع دارند ممکن است به بنده بفرمایند.

رئیس ـ آقاى کاشف‏.

کاشف ـ بنده یک مختصر عرضى در ماده 33 در فصل چهارم که مقرر است تاجر عرضحال اعسار و افلاس نمیتواند بدهد و عرضحال توقف میدهد دارم البته این صحیح است الا این که مطابق قانون تجارت تاجر اعم است حتى به سبزىفروشى و لبوفروشى هم تاجر اطلاق میشود حتى به جمال هم تاجر اطلاق میشود البته در خارجه این اصل صحیح است براى این که متصدى حمل و نقل یک کمپانى است و حتى بقالى هم به شکل کمپانى و داراى تشکیلات و نظم و ترتیب خاصى است اما هنوز در مملکت ما این طور نیست و جمال را از نقطهنظر عمل نمیشود تاجر گفت ولو این که در قانون آن را تاجر قلمداد کرده است یا سبزىفروش یا اصناف جزء را این است که بنده خواستم در این موضوع یک اصلى اتخاذ شود که عمومیت پیدا نکند و تاجر به تمام اشخاص که وارد در کسب هستند اطلاق نشود چون با قوانینى که در دست هست براى توقف و تصفیه اسباب اشکال میشود زیرا البته توقف و تصفیه هم میرود روى اسناد و دفاتر و تصدیق میفرمایید که هیچ کدام از اینها اسناد و دفاتر منظمیندارند اگر جمالى وقتى معسر شد متوقف شد تصور میکنم رسیدگى به حساب او و تصفیه کار او هیچ امکان ندارد خصوصاً با وضعیات فعلى همین طور هم در مورد اجرایش. خواستم عرض کنم وسایل تصفیه در عدلیه خیلى ناقص است و همچنین قوانینى که براى تصفیه است ناقص است و بالنتیجه به ضرر طلبکاران و حتى متوقف تمام میشود این بود که خواستم اصولاً توضیحى در این قانون داده شود البته در قانون تجارت تکلیف تاجر معین است در اینجا هم در ماده 33 که تاجر ذکر شده است منظورش اعم است و معلوم شود که مقصود چه تاجرى است و داراى چه شرایطى باید باشد.

وزیر عدلیه ـ در ماده 33 صحیح است که عنوان تاجر به طور مطلق نوشته است لیکن در ضمن عمل منظور معلوم است در بعضى از آثار قضایی تاجر در واقع به آن کسى اطلاق میشود که داراى دفتر مرتب باشد عرضحال توقف که بیخود داده نمیشود از روى دفترى که او دارد باید قروض او دیون او معلوم شود جهات توقفش معلوم شود جهات توقفش معلوم شود که ورشکسته به تقصیر است یا نیست تمام اینها روى دفتر او معلوم میشود آن کسی که دفتر ندارد نمیتوان گفت تاجر و حق توقف ندارد.

رئیس ـ آقاى جمشیدى‏.

جمشیدى ـ بیانى را که آقاى وزیر عدلیه در جواب بنده فرمودند به نظر بنده مقنع کننده نبود زیرا میفرمایند که اعسار و افلاس یکى است عرض کردم یکى نیست دلیلش هم توجه به جامعه است ما میبینیم که از دادن عرضحال افلاس و به عنوان مفلس بودن تحاشى دارند ولى به عنوان معسر بودن تحاشى ندارند کما این که در عمل هم این طور بوده است و اما این که فرمودند دلیل این که لایحه ثانى را آوردند براى این است که عنوان عرضحال افلاس خود او یک بطوء جریانى داشت به این جهت چون خواستند سرعت جریان پیدا کند از این جهت آمدند و این تغییر را دادند البته جریان کار در محاکم قضایی بطوء جریان دارد این اختصاص به مملکت ما هم ندارد در سایر ممالک راقیه هم این طور است که طرح دعوى در محاکم قضایی موجب بطوء جریان است و الا

+++

ممکن است طرفین بنشینند در خارج به طور خصوصى قضایا را حل کنند ولى باید روی هم رفته نگاه کرد و دید که آیا بطوء جریان تا اندازه مفید بهحال جامعه است یا نه این را باید در نظر گرفت و عقیده بنده این است که بطوء جریان در این مورد مفید است زیرا گاهى ممکن است من با بسته خودم تبانى بکنم به او هم یک سند پانصد تومانى بدهم او هم برود در عدلیه و بر عدلیه من عارض شود و همان پانصد تومانى که تمام دارایى من است ببرد در حالتی که سایر طلبکارهاى من هیچ اطلاع ندارند در صورتی که مطابق قانون مدنى و قوانین و قواعد شرعى باید تمام دارایى مفلس بین طلبکارهایش غرما شود و هیچ امتیازى نشود ولى در اینجا ممکن است از روى تبانى بنده تمام دارایى خودم را که پانصد تومان است که آن را هم تبانى کردهام به او بدهم و سایر طلبکارها کلاه سرشان برود به این جهت بود که آن عنوان در قانون سابق شد که تفکیک کردیم بین عرضحال اعسار و افلاس میفرمایند براى بطوء جریان است و طرز تصفیه بطوء جریان دارد به عقیده بنده باید آن قانون اصلاح شود نه این که اساساً این عنوان را ما از قانون برداریم.

وزیر عدلیه ـ بنده عرضم بیشترش متوجه آقاى جمشیدى است که توجه بفرمایند مسئله بطوء جریان نیست مسئله این است که هیچ نتیجه گرفته نمیشود یعنى نتیجهاش این است که تمام طلبکارها سرشان بیکلاه می‌‌ماند اگر یک قانونى هیچ نتیجه ندارد بهتر این است که برداشته شود یعنى اسباب این شده است که این به واسطه این عرضحال افلاس کلاه سر اشخاص میرود اعم از این که دارایى او وافى به دیونش باشد یا نباشد فرقى هم از این حیث نیست ممکن است وافى هم باشد ولى معذلک هیچ کارى نمیتواند بکند براى این که التزامیهم براى او نیست مجازاتى هم او را نمیتوان کرد هیچ کارى هم او نمیکند و مطابق آن ورقه عرضحال افلاس و اعسار راست راست میگردد و طلبکارها هم سرشان بىکلاه می‌‌ماند و مقصود از این قسمت این است که حقیقتاً نتیجه بدهد ملاحظه بفرمایید آن کسى که میرود عریضه اعسار میدهد باید برود محبوس بشود از براى صد تومان یا پنجاه تومان ولى آن کسى که رفت عرضحال افلاس را داد راست راست بگردد و کسى نتواند به او حرف بزند؟ بنده تصور نمیکنم هیچ منطقى باشد قانون براى این است که در آزمایش معایب و محاسن آن معلوم بشود شاید آن روزى که این قانون میگذشت این تصور میشد شاید این فلسفه که امروز حضرتعالى بیان میفرمایید صحیح بوده است و به اذهان هم این طور میآمده است به ذهن بنده هم این طور میآمده لیکن امروز در ضمن عمل نتیجه دیگر معلوم شده است.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ بنده موافقم بعد از یک مخالف.

جمشیدى ـ بنده یک توضیحى دارم.

رئیس ـ آقاى احتشامزاده.‏

احتشامزاده ـ بنده در موقعى که این لایحه در کمیسیون عدلیه مطرح بود متوجه به این بودم که از بین بردن عرضحال افلاس یک ضررهایى دارد ولى البته مقاومت نکردم با فکر خودم ولى بیانات نماینده محترم آقاى جمشیدى بنده را بیشتر وادار کرد که در این موضوع توضیحاتى عرض کنم به نظر بنده باید مراجعه کرد به موجباتى که سابقاً در نظر گرفته شد و روى موجبات مزبور قانون مزبور تنظیم و تصویب شد. تنها اشکالى که حضرت آقاى وزیر محترم عدلیه فرمودند و مستندشان بود براى این که افلاس ضرورت ندارد مورد ندارد این بود که میفرمایند کار میافتد به دست یک آدم غیرمسئولى و ممکن است حقوق را تضییع کند بنده تصور میکنم بودن این عیب و نقص تنها کافى نیست بر این که یک موضوعى که منافع زیاد دارد از بین برود مسئلهاشکال مدیر تصفیه یکامرى نیست که تنها مربوط به افلاس باشد اگر این اشکال واقعاً موجود باشد در مورد تجارى که متوقف میشوند بیشتر موجود است (صحیح است) و اگر عیبی هست باید عیب را رفع کرد نه این که اساس قضیه را از بین برد ملاحظه بفرمایید با وضعى که لایحه فعلى مراعات کرده است اگر بخواهیم موضوع افلاس از بین ببریم یک آدمیکه ده هزار تومان بدهى دارد

+++

بده نفر و هزار تومان از این مبلغ را دارد و یک نفر ازدیان و طلبکاران میرود یا به ثبت اسناد یا به محکمه مراجعه میکند و هزار تومان طلب خودش را وصول میکند و میبرد یعنى آدمیکه تمام داراییش هزار تومان است در قبال طلب یک طلبکار از بین میرود آن وقت نه طلبکار دیگر سرشان بیکلاه می‌‌ماند (صحیح است) و حقشان از بین میرود در حالی که در مورد یک چنین آدمی که هزار تومان دارایی دارد و ده نفر طلبکار حق این است که این پول غرماء بشود بین طلبکاران و اگر افلاس را از بین ببریم نتیجه این میشود که حقوق زیادى از طلبکاران تضییع میشود- باز یک مورد دیگر که به نظر بنده خیلى اهمیت دارد این است که ما باید حتىالامکان سعى کنیم که از تکرار دعاوى و محاکمه جلوگیرى کنیم یک آدمیکه هزار تومان دارد و ده نفر طلبکار یعنى ده هزار تومان دین دارد براى این که خودش را راحت کند از فشار طلبکار ناچار است ده تا عرضحال اعسار بدهد براى این که بگوید آقا من معسر هستم و نمیتوانم دین خودم را بپردازم در صورتی که به موجب قانون افلاس این آدم میتواند یک عرضحال بدهد و البته به یک وسایلى (که مثل وضعیت فعلى نباشد که یک مدیر تصفیه غیرمسئول بیاید وکار را به تعویق بیندازد) بیایند و تکلیف این آدمیکه عرضحال افلاس را داده است معلوم کنند و آنچه که هست بذوالحقوق برسانند بنابراین نظر بنده چون تأمین حقوق اشخاصى که از یک آدمیکه معسر و مفلس است طلبکارند خیلى اهمیت دارد و جلوگیرى میکند از تکرار عرضحالهاى متعدد که خلى این دو موضوع اهمیت دارد و نمیشود تنها براى این دلیل که یک آدمیمیخواهد مدیر تصفیه بشود و غیرمسئول است نمیشود از بین برد (جمشیدى- آن را اصلاح کنند) بلى آن را اصلاح کنند و به عقیده بنده بایستى وزارت عدلیه فکر کنند مطالعه کنند و یک راهحلى را در نظر بگیرند که در مورد اشخاصى که عرضحال افلاس میدهند امورشان زودتر تصفیه بشود که هم تکلیف آنها معلوم بشود هم تکلیف آنها معلوم بشود هم تکلیف طلبکاران و هم جلوگیرى بشود از تکرار دعاوى در عدلیه و به عقیده بنده مقتضى نیست موضوع افلاس را از بین ببرند و عقیده دارم که دعواى افلاس کماکان باقى باشد لیکن اگر مدیر تصفیهاش خوب کار نمیکند و مسئولیت ندارد ترتیب دیگرى براى آن در نظر بگیرند و اگر اشکالاتى دارد آن اشکلات را رفع کنند خوشبختانه مطابق قانون سابق این اختیار در دست وزارت عدلیه است (جمشیدى- بلى به موجب نظامنامه) بلى براى این که طرز تصفیه و اینها را قانون موکول کرده است به نظامنامه خوب ایشان ممکن است یک نظامنامه جامع دیگرى بنویسند و یک مجازاتهایى یک سانکسیونهایى در کار بگذارند یا ممکن است اعضاى علىالبدلى تعیین کنند که آن اعضاى علىالبدل متصدى امور مفلسین بشوند و اشخاص غیرمسئول را متصدى نکنند و به عقیده بنده این عیب تنها کافى نیست که از دو سه حسن دیگر مطلب صرفنظر کنیم (صحیح است) و به عقیده بنده لازم است موضوع افلاس را باقى بگذاریم.

رئیس ـ آقاى افسر.

افسر ـ البته در مورد قوانین یعنى هر قانونى مثل قوانین آسمانى یک افراد نادره پیدا میشود که ممکن است آنها را مورد بحث قرار داد و درش نظر کرد على اىَحال هر قانونى براى احتیاج گذاشته میشود این که آقاى جمشیدى و آقاى احتشامزاده فرمودند در بعضى از موارد همین طور است ولى ببینیم که مجموعاً کسانى که مثلاً در این چند سال اخیر معروفند و غالباً مردم سر و کار داشتهاند با ایشان یکى هیئت تصفیه ارباب جمشید که در وزارت خارجه بودهاند و ماهى هشتصد تومان هم حقوق میگرفتهاند مجانى هم نبود و مسئول حقوقى هم بودند یا آنهایى که با شرکت عمومی کار داشتند ببینند چه جور کار میکردند (صحیح است) و چه وطور تصفیه کردند یا آنهایى که با طومانیانس کار داشتند مختلف بودند و مسئله طومانیانس را باز چند روز پیش در روزنامه دیدم نوشته که هنوز هست و تا چند ماه دیگر... (اورنگ ـ هیئت تصفیه ارباب جمشید هم هنوز هست) بلى به فرمایش آقا هنوز هست ولى خودش مرحوم شد عرض کنم که بالاخره اینجا که آقاى وزیر

+++

میفرمایند باید ببینیم عملاً شد یا نشد؟اما از طرف دیگر باید فکر کنیم که هر چند سال ممکن است قانون عوض شود الآن که ما در اینجا هستیم ببینیم بیشتر معسر میشوند یا مفلس در مملکت ما اگر درست دقت کنیم مجموعاً معسر بیشتر است تا مفلس- آنهایى را که ازشان مردم طلب دارند اغلبشان معسر هستند محصول در دستشان هست و نمیخرند اشخاصى در خراسان ما سراغ داشتیم که دویست هزار تومان سیصد هزار تومان زندگانى و اوضاع داشتند هزار تومان که سهل است براى پانصد تومان معطل میماندند (صحیح است) آن وقت فوراً میفرمایند این آدم یک عریضه افلاس بدهد و راه برود دیگر آقا حیثیت که برایشان نمیماند اعتبار نمیماند ملاحظه بفرمایید تجار ورشکسته غالباً در کار گیر میکنند و به اشکال میافتند یعنى وقتى که عریضه افلاس داد و یک اتاق یا یک حجره داشت که سالى دویست هزار تومان در آنجا کار میکرده معامله میکرده حالا بزازى هم نمیتواند بکند خرازى هم نمیتواند بکند وقتى که این طور شد و به اشکال افتاد دیگر یک شاهى به او پول نمی‌دهند و کسى به او اعتبار نمیکند بالاخره دماغش میسوزد و بعد از مدتى در یک گوشه میافتد و یا تریاکى میشود یا در خانه میافتد تا بمیرد هم دیدهایم دیگر بگذارید یک طورى باشد که صلاح در آن باشد معسر یک عنوانى است غیرمفلس (صحیح است) و درست هم هست میفرمایند که آدم بیشتر عریضه میدهد خوب تفصیلى ندارد این یک آدمیمدیون است و دارایی هم دارد ولى دسترسى ندارد فوراً طلبکار به او میگوید الآن بده میگوید بنده الآن ندارم ولى دارایی دارم صبر کن تا تهیه بشود محصول فروش برود بعد میرود یک عریضه میدهد دو عریضه میدهد چه اشکالى دارد این بهتر است تا این که آقا میفرماید برود و یک عریضه افلاس بدهد و در خانهاش بنشیند نمیشود آقا هرگز هیئت تصفیه دلسوزتر از خودش نیست راه کارش را بلد نیست نمیداند از کجا وکیل معین کند با کى بسازد خود آدم دلسوزتر است ممکن است خودشان بروند در خارج عمل را اصلاح کنند (صحیح است) میفرمایند که پولش را میدهد به پسرعمویش و تبانى میکند چرا این فکر را نمیکنید که خوب روزى که میخواهد وربشکند پول نقد دارد شب از آن پولهاى بیصدا و اسکناسهایى که به قدر پول هم صدا ندارد میدهد به پسرعمویش (اورنگ ـ یا زیر پایش چال میکند) اینها همه را در نظر بگیرند- نمیشود جلوگیرى کردید ولى بعدها زیاد میشود و نمیشود جلوگیرى کرد ولى اگر یک قدرى کار را محدود کردید بهتر و مناسبتر استامروزه اکثر مقروضین محترم معسر هستند اینها نمیتوانند عرضحال افلاس بدهند (صحیح است) و دسترسى به پولشان بالفعل ندارند ملک میخواهند بفروشند مشترى نیست جنس و محصول دارند مشترى نیست نمیخرند قرض هم میخواهند بکنند میگویند صدى 24 صدى هیجده است که محصول ملک هیچ وقت به آن کفایت نمیکند (صیحح است) یک مراجعه به احوال امروزه مردم بفرمایید تصدیق میکنید که همین طور است هشت سال پیش آن قانون مفید به نظر میرسید شاید پنج سال دیگر هم محتاج شویم این قانون را عوض کنم ولى ملاحظه بفرمایید این را حبسش میکنند یک‏ آدمیعرضحال افلاس میدهد میرود توى خانهاش مینشیند و میرود عقب کارش گردشش حالا میفرمایید بیایند حبسش کنند خوب حبسش که خیلى بدتر است و روی هم رفته به نظر بنده امروز مصلحت در این قانون است راست است بعضى افراد نادر هم هست بنده عرضى ندارم ولى در مقابل هم بعضى افراد نادر برخلاف آنها بنده میتوانم پیدا کنم.

رئیس ـ آقاى جمشیدى‏.

جمشیدى ـ فرمایشاتى که آقاى احتشامزاده فرمودند کامل بود و عرایض بنده هم تقریباً همینها بود ولى این نکته را باز مجدداً عرض میکنم که اگر مقررات جزایی راجعبه دعوى افلاس ناقص است آن را اصلاح کنید البته

+++

وقتى قوانین را ما به طور کلى نگاه کنیم هم داراى منفعت است هم داراى ضرر هیچ قانونى نیست که یک ضررى ولو به یک نفر یا دو نفر از افراد جامعه نرساند و اصلاً آن قانون لازم نیست ولى باید این دو را در کفه ترازو بگذاریم و ببینیم کدام یک از آنها ارزشش بیشتر است آنها را قبول کنیم و آن قانونى که هیچ ضرر نداشته باشد نیست بنده عرض کردم این دو قانون را در کفه ترازو بگذاریم و بسنجیم و ببینیم که کدامش نفع است و ضررش را هم تا قدرى که میتوانند اصلاح بفرمایند این بود عرایض بنده.

رئیس ـ آقایانى که با ورود در شور مواد این لایحه موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد ماده اول قرائت میشود:

ماده اول ـ معسر کسى است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسى به مال خود قادر به تأدیه مخارج محاکمه یا دیون خود نباشد.

رئیس ـ ماده دوم.‏

فصل اول‏

اعسار در مورد مخارج محاکمه‏

ماده 2 ـ همین که اعسار کسى ثابت شد از نتایج ذیل استفاده خواهدکرد.

1ـ معافیت موقتى از تأدیه تمام یا قسمتى از مخارج محاکمه در مورد دعوایى که براى معافیت از مخارج آن ادعاى اعسار شده.

2ـ حق داشتن وکیل مجانى مطابق ماده 18 این قانون‏

3ـ معافیت از دادن تأمینى که باید اتباع خارجه بدهند در صورتی که مدعى از اتباع خارجه باشد.

تبصره ـ در رسیدگى به دعوى اعسار مدعى موقتاً از کلیه مخارج مربوط به دعوى اعسار معاف خواهد بود.

رئیس ـ ماده سوم:

ماده 3- معافیت از مخارج محاکمه باید براى هر دعوایی علیحده تحصیل شود ولى معسر میتواند در تمام مراحل مربوطه به همان دعوى از حکم اعسار استفاده کند.

رئیس ـ ماده چهارم:

ماده 4- مرجع رسیدگى به دعوى اعسار محکمهای است که صلاحیت رسیدگى به دعوى اصلى را دارد دعوى اعسار براى معافیت از مخارج مرحله استیناف یا تمیز نیز به محکمه راجع است که بدایه به دعوى اصلى رسیدگى کرده است.‏

رئیس ـ ماده پنجم:

ماده 5- دعوى اعسار به طرفیت مدعىالعموم و مدعىعلیه دعواى اصلى اقامه خواهد شد هرگاه محکمه صلاحیتدار صلحیه باشد مدیر دفتر صلحیه سمت نمایندگى مدعىالعموم را خواهد داشت‏.

رئیس ـ ماده ششم:

ماده 6- دعوى اعسار در صورتی که براى معافیت از پرداخت مخارج مرحله بدوى باشد باید ضمن عرض‌حال راجعبه دعوى اصلى اقامه گردد در صورتی که براى معافیت از مخارج مرحله استینافى یا تمیزى باشد به وسیله عرضحال جداگانه در محکمه مذکور در ماده 4 اقامه خواهد شد.

رئیس ـ ماده هفتم:

ماده 7- مدعى اعسار باید شهادت کتبی لااقل چهار نفر ازاشخاصى که از وضع معیشت زندگانى او مطلع باشد به عرضحال خود ضمیمه نماید.

در شهادتنامه مذکور باید اسم و شغل و وسایل گذران مدعى اعسار و عدم تمکن او براى پرداخت مخارج دعوایی که میخواهد اقامه کند با تعیین مبلغ آن تصریح گردد.

رئیس ـ آقاى دیبا.

طباطبایی دیبا ـ راجعبه این ماده در کمیسیون عدلیه هم مذاکره شد بنده عقیدهام این است که در مجلس هم باید تذکر داده شود و آقاى وزیر عدلیه این را توضیح بدهند و آن راجعبه شهود است در بعضى موارد مطابق قوانین شاهد یک شروطى دارد مثلاً در تحقیقات محلى و بعضى موارد دیگر که شهود نباید قرابت نسبی و سببی

+++

با طرف داشته باشند و در بعضى مواقع هم باز شهود یک شرایط دیگرى دارند ولى در این جا ظاهراً از مواقعى است که اگر شهود حقیقتاً قرابت نسبی یا سببی نداشته باشند نمیتوانند بفهمند و مطلع نمیشوند از اعسار کسى و غیر از اقرباى خودشاشخاص بیگانه مطلع نمیشوند یعنى آن شرطى که در تحقیقات محلى است آن شرط در این شهود نیست چنان که در انحصار وراثت هم همین طور است در عمل هم همین طور است در انحصار وراثت اگر کسى تقاضاى شهود میکند لابد اقرباى نسبییا سبب او اطلاع دارند از جریان امر این است که محاکم هم در عمل از این قبیل شهود تحقیق میکنند و دیگر نمیپرسند که قرابت دارند یا ندارند این است که خواستم آقاى وزیر عدلیه توضیح بدهند که شهودى که در اینجا ذکر میشود آن شرایط تحقیقات محلى را ندارند.

وزیر عدلیه ـ این را بنده در کمیسیون هم جواب به آقاى دیبا عرض کردم یک قانونى به طور کلى نداریم که شهادت اقربا در هر مورد مسموع نباشد بلکه در بعضى از مواقع در اصول محاکمات داریم مثلاً در رد قاضى یا دراشخاص خبره یا در تحقیقات محلى آنها در مورد خاص قید شده و قید در مورد خاص سرایت به موارد عامه نمیکند مگر این که اصل کلى باشد و مناط در نظر محکمه است که اگر به شهادت اقربا اطمینان کرد که قبول میکند و صحت اظهارات آنان را قبول میکند اگر اطمینان ندارد باز تعقیب میکند.

رئیس ـ ماده هشتم:

ماده 8- هویت شهود را باید نظمیه و یا نایبالحکومه محل یا که خدا تصدیق نماید مگر این که شهود در نزد محکمه معروف باشند.

رئیس ـ ماده نهم:

ماده 9- محاکمه اعسار اختصارى است.

رئیس ـ ماده دهم:

ماده 10- مدیر دفتر مکلف است در ظرف دو روز از تاریخ وصول عرضحال اعسار دوسیه را به نظر حاکم محکمه برساند تا چنانچه حاکم حضور شهود را در جلسه محاکمه لازم بداند به مدعى اعسار اخطار شود که در روز مقرر شهود خود را حاضر نماید مدیر دفتر یک نسخه از عرضحال اعسار و مدارک اعسار و ضمائم آن را براى مدعىالعموم و نسخه دیگر را براى طرف دعوى اصلى ارسال و ضمناً روز جلسه محاکمه را تعیین و ابلاغ مینماید طرف دعوى اصلى میتواند در موقع رسیدگى به دعوى اعسار حاضر شده و اگر دلایلى بر رد اعسار دارد بیان کند ولى عدم حضور او مانع رسیدگى و صدور حکم نخواهد بود.

رئیس ـ آقاى دیبا.

طباطبایی دیبا ـ یک اصلاحى در کمیسیون عدلیه بنا به پیشنهاد آقاى احتشامزاده در این ماده شد ولى بنده حالا که مطالعه کردم دیدم آن اصلاح چندان صحیح نبوده است بلکه ممکن است در بعضى او قات اصلاً به خلاف واقع ذوالحقوق حقشان تضییع شود مثلاً مدعىالعموم یک عقیده پیدا کند و آن این بود که در لایحه دولت این مسئله این طور نوشته شده بود مدیر دفتر یک مسئله از عرضحال اعسار و ضمائم آن را براى مدعىالعموم میفرستد بعد آقاى احتشامزاده پیشنهاد فرمودند چون که مدعىالعموم مداخلهاش فقط در جنبه اعسار است و در دعواى اصلى مداخله ندارد این است که تمام دوسیه را یعنى تمام دعواى اصلى و مدارک اصلى را در دعوى اعسار مدیر دفتر بفرستد پیش مدعىالعموم این فایده ندارد پیشنهادى فرمودند در کمیسیون و تصویب هم شد که مدارک اعسار را بفرستند ولى بنده عقیدهام این است که مدارک اصلى دعوى هم در بعضى موارد ممکن است مورد احتیاج باشد و خوب است آن را هم بفرستند نزد مدعىالعموم تا مدارک اصلى دعوى را هم ببیند و شاید از آن استنباط کند که این شخص ممنوع باشد از اعسار یا غیراعسار و اولاً فقط مدارک اعسار را بفرستند کافى نیست اعسار مدارکى لازم ندارد مدارک این شخص فقط چهار نفر شاهد است و چیزى نیست ولى ممکن است یک اسناد و دلایل و مدارکى در اصل دعوى باشد که مدعىالعموم نسبت به اعسار او سوابق بیشترى پیدا کند این است که

+++

بنده معتقدم دوسیه را اگر لازم دیدند ولو در دعواى اصلى باشد نزد مدعىالعموم بفرستند تا کاملاً دقت رسیدگى شود.

مخبر کمیسیون عدلیه (آقاى مؤید احمدى) ـ عرض کنم که فلسفه دخالت مدعىالعموم در این قضیه چیست؟ زیدى برخلاف اصل آمده است و مدعى اعسار شده است که من معسر هستم براى چه؟ براى این که خرج محاکمه را ندهد آن مبحثى که عجالتاً بحث میکنیم این است که از خرج محاکمه و پول تمبر و اینها معاف باشد و ندهد چون این منفعتى است که به دولت میرسد و چون این میخواهد ندهد از این نقطهنظر این را گفتهاند براى مدعىالعموم بفرستند و او نماینده دولت است که باید ببیند این آدم واقعاً معسر است یا نیست و عرضحالش غلط است و دارایی دارد که قبول بکند یا نکند عرضحال او را لیکن مدارک اصل دعوى را براى چه پیش مدعىالعموم بفرستند؟ فلسفه ندارد از این جهت قرار شد که فقط ادله اعسار پیش مدعىالعموم فرستاده شود مابقیش دیگر زائد است (صحیح است).

رئیس ـ ماده یازدهم قرائت میشود:

ماده 11- هرگاه در جلسه رسیدگى یکى از طرفین دعواى اصلى تقاضاى رسیدگى نماید و طرف دیگر غایب باشد محکمه برحسب تقاضاى مزبور به دعوى اعسار رسیدگى خواهد نمود و در صورتى که هم رسیدگى به دعوى از نوبت خارج شد یا محاکمه توقیف شده باشد تقاضاى یکى ازاشخاص مذکور براى تعقیب در رسیدگى کافى است.

رئیس ـ ماده دوازدهم:

ماده 12- محکمه در روز جلسه به اسناد و شهادت شهود و امارات مستنده هر یک از طرفین دعوى رسیدگى خواهد کرد و هرگاه محکمه نسبت به قسمتى که از مدعى به عرضحال اعسار دعوى را ثابت و نسبت به قسمتى غیرثابت دانست حکم به عافیت مدعى نسبت به همان قسمت که ثابت شده خواهد داد.

محکمه میتواند به مدعىالعموم و طرف دعواى اصلى در صورتی که شهودى بر رد اعسار داشته باشند اخطار کند که شهود خود را براى تحقیقات در محکمه حاضر نمایند.

رئیس ـ ماده سیزدهم:

ماده 13- حکم قبول اعسار قابل استیناف و تمیز نیست و از حکم رد اعسار فقط میتوان استیناف داد.

رئیس ـ ماده چهاردهم.

ماده 14- هرگاه حکم برود اعسار صادر شد به طریق ذیل رفتار میشود:

اگر حکم بدایه صادر و در ظرف مدت قانونى استیناف داده نشده باشد مدعى اعسار مکلف است تا ده روز پس انقضای مدت استیناف و اگر حکم استینافاً صادر شده باشد تا ده روز پس از ابلاغ آن مخارج عرض‌حال دعواى اصلى را تأدیه تماید والا قرار رد عرضحال دعوى اصلى صادر خواهد شد.

رئیس ـ ماده پانزدهم.

ماده 15- در صورتی که دعوى اعسار براى معافیت از مخارج استینافى یا تمیزى باشد مدعى اعسار باید تصدیقى از دفتر محکمه که به اعسار رسیدگى میکند حاکى از تقدیم عرضحال اعسار گرفته در ظرف مدت قانونى به عرضحال استینافى یا تمیزى ضمیمه نماید ولى به جریان افتادن عرضحال استینافى یا تمیزى موقوف به تعیین نتیجه عرضحال اعسار است.

رئیس ـ مادهشانزدهم.

ماده 16- در مورد ماتده قبل هرگاه مدعى اعسار عرضحال خود را تا یک ماه تعقیب نکرد و یا در ظرف مدت یک ماه بلاتعقیب گذاشت عرضحال مزبور به تقاضاى طرف دعواى اصلى رد و مطابق ماده 14 رفتار میشود.

رئیس ـ ماده هفدهم:

ماده 17- اگر معسر فوت نماید وراث او حق نخواهند داشت از حکم دایر به اعسار مورث خود استفاده کنند.

رئیس ـ ماده هیجدهم:

ماده 18- وکلاى رسمیعدلیه مکلفند وکالت اشخاص معسر را موقتاً به طور مجانى قبول کنند تعیین وکیل مجانى در

+++

این موارد مطابق نظامنامههاى وزارت عدلیه به عمل خواهد آمد.

رئیس ـ ماده نوزدهم:

ماده 19- اگر تا ده سال از تاریخ قبول اعسار معسر متمکن نگردید دیگر مخارجى که از پرداخت آن موقه معاف بوده است از او مطالبه نخواهد شد.

رئیس ـ ماده بیستم.‏

فصل دوم اعسار در مورد محکومبه‏

ماده 20- مرجع رسیدگى به دعواى اعسار در مورد محکوم به محکمهای است که بدایه به دعواى اصلى رسیدگى کرده است‏.

دعواى اعسار در مقابل اوراق اجرائیه ثبت اسناد در محکمه محل اقامت مدعى اعسار اقامه خواهد شد.

رئیس ـ ماده بیست و یکم.

ماده 21- دعواى اعسار در مورد محکوم به طرفیت محکومله دعوى اصلى و در مورد ورقه لازمالاجراى ثبت اسناد به طرفیت متعهدعلیه اقامه خواهد شد.

رئیس ـ ماده بیست و دوم‏.

ماده 22- در رسیدگى به دعواى اعسار در مورد محکوم به هرگاه محکوم علیه براى معافیت موقتى از پرداخت مخارج عدلیه نیز ادعاى اعسار کند موقتاً و بدون رسیدگى مخصوص از مخارج مربوطه به دعواى اعسار معاف است.‏

رئیس ـ ماده بیست و سوم.‏

ماده 23- مدعى اعسار باید شهادت کتبیلااقل 4 نفر ازاشخاصی که از وضع معیشت و زندگانى او مطلع باشند به عرضحال خود ضمیمه نماید- در شهادتنامه مذکور باید اسم و شغل و وسایل گذران مدعى اعسار و عدم تمکن او براى پرداخت به یا دین با تعیین مبلغ آن تصریح شود.

رئیس ـ ماده بیست و چهارم.‏

ماده 24- مقررات مواد 8 و 9 و قسمت اول ماده 10 و ماده 11 و ماده 12 (جز اخطار به مدعىالعموم) در مورد اعسار نسبت به محکوم به یا دین نیز رعایت خواهد شد.

رئیس ـ ماده بیست و پنجم.‏

ماده 25- در صورت غیبت مدعى اعسار در جلسه محاکمه یا عدم تعقیب او تقاضاى مدعىعلیه براى رسیدگى به دعواى مزبور کافى است.

رئیس ـ ماده بیست و ششم‏.

ماده 26- حکم رد یا قبول اعسار در مورد محکوم به قابل استیناف و تمیز است.‏

رئیس ـ ماده بیست و هفتم:

فصل سوم مقررات جزیی‏

ماده 27- در مورد رد عرضحال اعسار به طریق ذیل رفتار میشود.

1ـ در صورتی که ادعاى اعسار براى معافیت از مخارج عدلیه باشد محکمه در ضمن حکم رد اعسار مدعى اعسار را به پرداخت وجوه ذیل محکوم خواهد کرد:

الف- دو برابر مخارج دعواى اصلى در مرحله که براى معافیت از مخارج آن عرضحال اعسار داده شده در صورت تعقیب دعوى اصلى و در غیر این صورت معادل آن مخارج.‏

ب- حقالوکاله وکیل از بابت محاکمه اعسار در صورتی که وکیلى مطابق ماده 18 براى او معین شده باشد و به شرط تقاضاى وکیل.‏

2ـ در صورتی که ادعاى اعسار در مورد محکوم به باشد محکمه در ضمن حکم رد یا اعسار مدعى اعسار را به پرداخت وجوه ذیل محکوم مینماید.

الف- مخارج محاکمه اعسار معادل دو برابر مخارج معمولى.

ب- حقالوکاله وکیل از بابت محاکمه اعسار به شرح مذکور در قسمت (ب) فقره اول همین ماده‏.

رئیس ـ ماده بیست و هشتم‏.

ماده 28- مفاد قسمت 2 از ماده 27 در مورد اعسار در مقابل اوراق اجرائیه ثبت اسناد نیز لازمالرعایه است.

+++

رئیس ـ ماده بیست و نهم.‏

ماده 29- هرگاه معلوم شود پس از صدور حکم اعسار از معسر رفع عسرت شده و معهذا از حکم اعسار استفاده کرده است به تقاضاى محکومله یا متعهد جزائاً تعقیب و به حبس تأدیبی تا دو ماه محکوم خواهد شد.

رئیس ـ ماده سىام:

ماده 30- اگر پس از قبول اعسار ثابت شود که شهود عامداً شهادت دروغ کتبی یا شفاهى داده به مجازات مذکور در قسمت اخیر ماده 218 مجازات عمومی محکوم خواهند شد.

رئیس ـ ماده سى و یکم‏.

ماده 31- اگر پس از صدور حکم اعسار معلوم شود که مدعى اعسار برخلاف خود را معسر قلمداد کرده به حبس تأدیبی از یک ماه تا شش ماه محکوم خواهد شد.

رئیس ـ ماده سى و دوم.‏

ماده 32- هرکس که به نحوى از انحاء براى معسر قلمداد کردن کسى که معسر نیست با او تبانى کرده و یا بر خلاف حقیقت خود را طلبکار معسر قلمداد و در این موضوع با معسر تبانى کند شریک جرم مذکور در ماده فوق محسوب خواهد شد.

رئیس ـ ماده سى و سوم:

فصل چهارم مقررات مختلفه‏

ماده 33- از تاجر عرضحال اعسار پذیرفته نمیشود- تاجرى که مدعى اعسار باشد باید مطابق مقررات قانون تجارت عرض‌حال توقف دهد.

رئیس ـ ماده سى و چهارم:

ماده 34- در هر موقع که معسر به تأدیه تمام یا قسمتى از بدهى خود متمکن گردد ملزم به تأدیه آن است نسبت به ورقه اجرائیه که بر علیه معسر صادر شده مرور زمان از تاریخ تمکن جارى میشود و مدت آن ده سال است.

رئیس ـ ماده سى و پنجم:

ماده 35- اگر کسى که معافیت از مخارج محاکمه را تحصیل کرده است در دعواى اصلى خود محکوم به بیحقى گردد محکومله نیز از پرداخت بقیه مخارج که به محکومیت معسر منتهى شده معاف خواهد بود.

رئیس ـ ماده سى و ششم:

ماده 36- در کلیه اختیارات و حقوق مالى مدعى اعسار که استفاده از آن مؤثر در تأدیه دیون او باشد طلبکاران او قائممقام قانونى مدعى اعسار بوده و حق دارند به جاى او از اختیارات و حقوق مزبور استفاده کنند.

رئیس ـ ماده سى و هفتم:

ماده 37-اشخاصى که دارایی نداشته یا دارایی آنها کافى براى تأدیه تمام بدهى نباشد ولى با عایدات شغل و حرفه خود بتوانند تمام یا بقیه بدهى خود را بپردازند و محکمه در مورد محکوم به و اداره ثبت در مورد اوراق لازمالاجرا با در نظر گرفتن مبلغ بدهى و عایدات بدهکار و معیشت ضرورى او میزان و مدت وعده اقساطى را که باید داده شود تعیین خواهد کرد.

رئیس ـ ماده سى و هشتم‏.

ماده 38- کسى که طلب خود را به غیر مدیون انتقال داده و بعد از انتقال آن را از مدیون سابق خود دریافت کرده و یا به دیگرى انتقال دهد کلاهبردار محسوب میشود.

هرگاه مدیون بدهى خود را بعد از انتقال بد این سابق تأدیه نماید منتقلالیه حق رجوع به او نخواهد داشت مگر این که ثابت نماید که قبل از تأدیه دین انتقال را به اطلاع مدیون رسانیده و یا این که مدیون به وسیله دیگرى از انتقال مستحضر بوده است.

رئیس ـ ماده سى و نهم.‏

ماده 39- از تاریخ اجرا این قانون دیگر دعوایی به عنوان دعوى افلاس پذیرفته نخواهد شد و نسبت به دعاوى افلاسى که قبل از تاریخ اجراى این قانون اقامه شده و در تاریخ مزبور تمام یا قسمتى از دارایی مدعى افلاس به فروش رسیده یا از مطالبات او چیزى وصول شده است

+++

بر طبق نظامنامه مخصوصى که وزارت عدلیه تنظیم خواهد نمود اقدام میشود و در صورتی که چیزى به فروش نرسیده یا وجهى وصول نشده باشد عرضحال افلاس کان لم یکن و مدعى موافق این قانون میتواند به طرفیت محکومله یا صاحب ورقه لازمالاجرا اداره ثبت اسناد به عنوان اعسار اقامه دعوى نماید.

رئیس ـ ماده چهلم.‏

ماده 40- قانون اعسار و افلاس مصوب 25 آبانماه 1310 نسخ و مواد 624 و 625- 626- و 798- 799- 800- 801- 802- 803- 804 قانون اصول محاکماتی که به موجب قانون مزبور نسخ شده به حال منسوخى باقى میمانند.

رئیس ـ آقاى جمشیدى.

جمشیدى ـ این عبارت به نظر بنده زائد است قانون اعسار و افلاس مصوب 25 آبانماه 1310 نسخ این صحیح است ولى جمله (مواد 624- 625- 626- 798- 799- 800- 801- 802- 803- 804 قانون اصول محاکماتى که به موجب قانون مزبور نسخ شده به حال منسوخى باقى می‌‌ماند) زائد است براى این که آن قانون نسخ شده دوباره که عود نمیکند بنابراین عبارت به نظر بنده زائد است.

وزیر عدلیه ـ چون در آن قانون سابق پاره از مواد قانون اصول محاکمات نسخ شده بود وحالا که به موجب این ماده قانون مصوب 25 آبان نسخ میشود ممکن است این طور تصور شود که مواد منسوخه به قوت اولیه خود برخواهد گشت از این نظر اینجا تصریح شده است که آن مواد منسوخه هم بهحال نسخ خودشان باقى هستند. المنسوخ لایعود.

رئیس ـ آقایانی که به ورود در شور دوم موافقت دارند قیام فرمایند (اکثراً قیام نمودند) تصویب شد.

6ـ موقع و دستور جلسه بعد ـ ختم جلسه‏

رئیس ـ اگر اجازه میفرمایید جلسه را ختم کنیم (صحیح است) جلسه آینده یکشنبه یازدهم آذرماه سه ساعت قبل از ظهر دستور لایحه اوقاف‏.

(مجلس ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد).

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

قانون‏

اجازه استخدام دکترهازو دکتر ادواردبلر و اصلاح حقوق دکتر هانرىاشترنگ‏

ماده واحده‏

الف- وزارت معارف و اوقاف مجاز است آقاى دکتر هاز تبعه دولت آلمان را از تاریخ ورود به تهران به مدت سه سال براى تدریس علوم تربیتى و لدىالاقتضا اشتغال به امور فنى و ادارى در دانشسرای عالى و دانشکده ادبیات و آقاى دکتر ادوارد بلر تبعه ممالک متحدهامریکاى شمالى مقیم تهران را از تاریخ دهم آبان 1313 به مدت دو سال و ده ماه براى تدریس تشریح عملى استخدام نماید

ب- حقوق سالیانه آقاى دکترهاز تا پنجاه و چهار هزار ریال به علاوه پانصد و چهل پهلوى و حقوق سالیانه آقاى دکتر ادواربلر سى هزار ریال خواهد بود که به اقساط ماهیانه به مشارالیهما تأدیه خواهد گردید.

ج- براى مسافرت آقاى دکتر هاز از پاریس به تهران مبلغ شصت پهلوى خرج سفر داده میشود و در موقع انقضاء این قرارداد در صورت عدم تجدید آن معادل مبلغ مذکور براى مراجعت ایشان به پاریس داده خواهد شد.

د- وزارت معارف و آقاى دکترهاز و آقاى دکتر ادوارد بلر در آخر هر سال تحصیلى با اخطار قبلى سه ماه میتوانند کنترات را لغو نمایند و در صورتی که وزارت معارف این عمل را بنماید نسبت به آقاى دکتر هاز معاودت مندرج در فقره ج پرداخت خواهد شد.

هـ- آقاى دکتر هاز و آقاى دکتر ادوارد بلر سالى یک ماه در موقع تعطیل تابستان حق مرخصى با استفاده از حقوق خواهند داشت لیکن ترتیب اعطاى آن با وزارت معارف بوده میتوانند پس از چند سال یک مرتبه از جمع مرخصیهاى قانونى خود فقط در موقع تعطیل تابستان استفاده نمایند.

و- وزارت معارف مجاز است سایر شرایط استخدام آقاى دکتر هاز و آقاى دکتر ادوارد بلر را بر طبق قانون استخدام اتباع خارجه مصوب 23 عقرب 1301 تعیین و قرارداد را امضاء نماید.

ز- حقوق سالیانه آقاى دکتر هانرىاشترنگ بابت مدیرى و هنرآموزى هنرستان دولتى و هشت ساعت تدریس دروس شیمی دانشکده طب و دواسازى سالیانه مبلغ سى هزار ریال به علاوه چهارصد پهلوى خواهد بود که به اقساط ماهیانه از اول فروردین 1313 مشارالیه پرداخته میشود.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه هشتم آذرماه یک هزار و سیصد و سیزده شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید

رئیس مجلس شوراى ملى ـ دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293474!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)