کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 105 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 20 فروردین ماه 1334  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان رضا افشار- شوشتری- حائری‌زاده

3- معرفی هیئت دولت و تقدیم برنامه به وسیله آقای حسین علاء نخست‌وزیر

4- تعیین موقع و دستور جلسۀ بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 105

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 20 فروردین ماه 1334

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان رضا افشار- شوشتری- حائری‌زاده

3- معرفی هیئت دولت و تقدیم برنامه به وسیله آقای حسین علاء نخست‌وزیر

4- تعیین موقع و دستور جلسۀ بعد- ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و 20 دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا کحمت تشکیل گردید

1- تصویب صورت‌مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه- آقایان: دکتر شاهکار. خرازى. خزیمه علم. مکرم نصیرى. قنات‌آبادى. احمد صفایی. پناهى. بزرگ نیا. عرب شیبانى. سلطانى. امیر‌تیمور کلالى. دکتر سعید حکمت. نقابت. عبدالرحمن فرامرزى. مصطفى ذوالفقارى. امیر‌احتشامى. دکتر عمید. جلیلوند. دکتر عدل. اسکندرى. بهادرى. قراگزلو

غائب بی‌اجازه: آقاى اریه‏

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: دکتر آهى. خلعتبرى. صراف‌زاده. کاشانیان. دولت آبادى خاکباز. سنندجى. عبدالصاحب صفایی. محمودى. مهدوى. قوامى. ثقة‌الاسلامى. حمیدیه. قرشى. دکتر افشار. کریمى. تفضل. دکتر سید امامى. مهندس اردبیلى. مسعودى کاشانى. داراب. سهرابیان. میراشرافى.

رئیس- نظرى نسبت به صورت‌مجلس نیست؟

آقاى ارباب- در عرایضی که من راجع به خرابى از سیل در بندرعباس کرده بودم عرض کردم نود و پنج درصد از خانه‌هاى قشم ویران شده، عبارت قشم افتاده، اصلاح کنید.

رئیس- بسیار خوب، آقاى صارمى‏

صارمى- اصلاح مختصر عبارتى در عرایض بنده هست که می‌دهم اصلاح کنند

رئیس- بسیار خوب، آقاى حائرى‌زاده نسبت به صورت‌مجلس است؟ (حائری‌زاده- بلى) بفرمایید

حائرى‌زاده- در جلسه 104 که در تاریخ پنجشنبه 26 اسفند تشکیل شد بنده عرایضى کردم که خیال می‌کنم در مطبعه یک اشکالاتى در آن ایجاد شده که باید آن را اصلاحش بکنم و بدهم براى این‌که در تاریخ مشروطیت ایران و تاریخ مجلس این چیزها غلط ضبط نشده باشد (بلندتر بفرمایید) یک قسمت دیگر مربوط به موقعى است که مرخص شدم و براى من دیگر حرف‌زدن باقى نمانده بود عرض کردم که اگر جناب دکتر امینى در عرایض من تحریف کردند من از ماده 87 استفاده خواهم کرد و نبودم که فرمایشات ایشان را بشنوم و صورت‌مجلس را که صبح مطالعه میکردم دیدم یک قسمت فرمایشات ایشان محتاج است که من از آن ماده استفاده بکنم و برطبق آئین‌نامه مقدم است بر سایر مذاکرات این حقى که یک نماینده پیدا کرده براى توضیحات، ولى من چون خود امینى حضور ندارد خواهش می‌کنم که موافقت بکنند پس از آن‌که ایشان تشریف آوردند این توضیحاتی که من باید بدهم در حضور خود ایشان باشد (صحیح است)

رئیس- آقاى اردلان‏

اردلان- در صورت‌مجلس یک اشتباهات کوچکى هست که بنده تقدیم می‌کنم اصلاح بشود

رئیس- بفرمایید. آقاى عبدالصاحب صفایی‏

صفایی- در اسامی‌غایبینى که طبع شده است از مخلص نبود ولى آقاى مسعودى خواندند اسم بنده را نمی‌دانم چطور شده (مسعودى- این صورت در جلسه بعد طبع می‌شود) در هر حال هر غیبتى باشد غیبت بنده با اجازه از مقام ریاست بوده است‏

رئیس- در صورت‌مجلس دیگر نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب شد

2- بیانات قبل از دستور آقایان: رضا افشار- شوشترى- حائرى‌زاده‏

رئیس- 3 نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى رضا افشار

رضا افشار- بنده از ابتداى مجلس شورای ملى کمتر سعى کردم وقت آقایان را با عرایض خودم مشغول کرده باشم (بلندتر بفرمایید) تصور می‌کنم اگر کسى از یک مبدایی و یک مقصدى شروع به رفتن نکند اگر در ابتداى مبدا‌ یک میلیمتر انحراف داشته باشد تا به مقصد برسد انحرافش توسعه بیشترى پیدا می‌کند من خیال می‌کنم که در میان همه آقایان نمایندگان محترم و افراد مملکت ایران کمتر کسى است که اوضاع و احوال 25 تا 28 مرداد را فراموش کرده باشد (صحیح است) (تیمورتاش- برعکس بسیارى فراموش کرده‌اند) عرض می‌کنم ملت ایران یک ملت فراموش‌کارى نیست به عقیده بنده (صحیح است) اگر گاه‌گاهى نتوانسته است در مقابل حوادث مقاومتى به خرج بدهد و لیدر انجام و اجراى مقاومت منفى کمتر خوددارى کرده است (صحیح است) یکى از علل و جهات بقاى این ملت در مقابل حوادث فوق‌العاده سخت روزگار فقط این مقاومت منفى بوده است که این مردم و این ملت از خودنشان داده‌اند سپهبد زاهدى خدمات برجسته‌ای به این مملکت و به این ملت کرده است (صحیح است) خدمات سپهبد زاهدى قابل انکار و فراموشى نیست (صحیح است) فراموش کردن خدمات او خیانت کردن به خدمات افراد وظیفه‌شناس کشور است (صحیح است) اگر ما بخواهیم افراد وظیفه‌شناس را در این مملکت تشویق بکنیم و به ازدیاد تعداد او خودمان را موفق بداریم مجبور هستیم که خدمات مردم خادم را همیشه قدرشناسى بکنیم (صحیح است)

+++

مطابق قانون اساسى، هیچ‌کس مورد انکارش نیست که عزل و نصب وزرا‌ با اعلیحضرت همایونى است (صحیح است، صحیح است) ولى طبق اصل 33 متمم قانون اساسى وکلاى مجلس حق دارند در هر امرى از امور مربوطه به کشور رسیدگى بکنند (صحیح است) تحرى بکنند (صحیح است) بفهمند (صحیح است) ما باید در سوانحى که در این کشور صورت می‌گیرد و در زندگانى سیاسى و اجتماعى ما مؤثر است بیش از این وقوف داشته باشیم من خیال می‌کنم کمتر وکیلى در مجلس شورای ملى وجود دارد که بداند و روى تقحص و تحقیق فهمیده باشد که علت رفتن او براى چه بوده است ما نمیدانیم (رضایی- در صلاحیت اعلیحضرت بود و عمل فرمودند به اختیار خودشان)

عبدالرحمن فرامرزى- مجلس که هست دولت مال مجلس است، مجلس باید بداند

رضایی- شما می‌توانید رأى ندهید، رأى اعتماد ندهید.

قنات آبادى- آقاى رضایی از تو باسوادتر و باشعورتر وجود ندارد که حرف بزند، زبان بسته؟ (زنگ رئیس)

رئیس- آقایان ساکت باشید.

افشار- این اصل 33 متمم قانون اساسى است هر یک از مجلسین حق تحقیق و تفحص در هر یک از مجلسین حق تحقیق و تفحص در هر امرى از امورمملکتى را دارند. آقاى رضایی اگر تغییر دولت یکى از امور ممکلتى به شمار نرود پس امور مملکتى چیست؟ اگر یک وکیلى تحقیق و تفحص نداشته باشد پس به چه مناسبت خودش را صالح براى دخول و دخالت در سیاست میداند؟ وکیل شده‌ایم که بدانیم علت عزل و علت انتصاب عمر و یا زید براى چیست؟ (صحیح است) البته اعلیحضرت همایونى تشخیص صلاحیت مملکت را می‌دهند (صحیح است) ما تردیدى در حق قانونى ایشان نداریم (صحیح است) این حق مسلم است. از طرف دیگر من هم حق‌ دارم علت این ‌که این تشخیص داده می‌شود بفهمم (صحیح است) که ایمان و عقایدم نسبت به تشخیص ایشان بیشتر بشود (صحیح است) این بود عرایض من و تصور می‌کنم اگر چنانچه هیئت دولت کنونى در معرفى دولت یک قدرى به ما مجال تفحص و تحقیق می‌دادند به مصلحت مملکت نزدیکتر بود (صحیح است) اگر هم نخواستند یا آقاى رضایی موافقت نفرمودند بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- بسم‌الله الرحمن‌الرحیم یک بحث علمی ‌را البته، در مجلس خیلى خیلى از آقایان محترم واردند که مبحث امر و نهى یک امر مشکلى است، امر بشیی و نهى از ضد، آنهایی که زیردست استاد، علما، (این هم اغلب درس خارج است) خوانده‌اند می‌دانندکه چقدر دقیق و لطیف است که در عین امرنهى می‌شود کرد من امروز این جا با این‌که نمی‌خواستم قبل از دستور صحبتى بکنم وقتى که ‌آمدم تابلو را دیدم دیدم کسى اسم ننوشته جناب آقاى رضا افشار مرقوم فرمودن من اسم نوشتم براى دو سه جهت، یکى امر بشییی، خدمتگذارى نمایندگان است و ایفاى وظیفه که هر وکیلى باید وقتی که سمت محترم نمایندگى و مبعوثیت از طرف ملت را قبول کرد آنچه را که قانون و وظیفه و وجدان و تشخیص او مشخص کرده است در طبق اخلاص بگذارد به رایگان بگوید و ملت را بیدار کند این امر طبیعی است در عین حال مواجه می‌شویم چون استعداد ندارند عده‌ای از افراد عارى از حقایقند نمی‌توانند زود درک کنند وقتی که من فرمانى را از ذات اقدس شاهنشاه به دست کسى می‌بینم که این ضد با آن امر است این‌جا براى من جناب آقاى فرامرزى فوق‌العاده مشکل می‌شود من نمی‌خواهم تملق بگویم اهل تملق هم نیستم من از آغاز جوانى عقیده‌ام این است که کشور ایران بدون سلطنت قابل بقا نیست (صحیح است- صحیح است) ایران باید زیر لواى پادشاهى اداره شود و ما پادشاهى بهتر از محمدرضا شاه سراغ نداریم (صحیح است) هر قدر مفتنین تفتین بکنند من تملق نمی‌گویم غیر از ذات پروردگار به وجود تملق نمی‌گویم من حقیقت را میگویم هرقدر مفتنین بروند فتنه بکنند فساد بکنند من کسى نیستم که از میدان دربروم زیرا آن روزى که مصدق با آن عظمت طلوع کرد یکه و تنها آمدم به میدان (یک نفر از نمایندگان- تنها نبودید) بعد آقایان تشریف آوردند اقلیت شجاع دوره 17 اقلیت شجاع دوره 16 روز اول من مخالفت کردم حق و انصاف این است (عبدالصاحب صفایی- با کابینه شما مخالفت کردید) من یک نفر بودم کسى نبود حالا می‌بینم در روزنامه چیزهایى می‌نویسند بنده یک بچه من یبلغ‌الحلم نیستم حالا خیال می‌کنند می‌توانند من را روى چوب بکنند که فلانى مخالفت می‌کند و موافقت می‌کند من مخالفت و موافقتم روى خدمت و خیانت است اما آنچه راجع به سپهبد زاهدى است سپهبد چه نخست‌وزیر باشد چه نباشد چه در ایران باشد چه در خارج ایران باشد من وعده زیادى به او علاقمندیم (صحیح است) چندى قبل به جناب آقاى سردار فاخر که همه جور حق به گردن من دارند در هیئت رئیسه عرض می‌کردم گفت تو مبالغه‌دارى به من هم بگو عرض کردم من و عمل از سپهبد زاهدى دیده‌ام که براى این دو عمل هر ایرانى وطن‌پرست به ایشان احترام می‌کند فرمودند چیست عرض کردم که اولاً این مرد چندى در زمان مرحوم رضا شاه کبیر افارالله برهانه رئیس شهربانى بود هر کس می‌تواند برود تحقیق کند آن چند ماهى که این مرد محترم رئیس شهربانى اعلیحضرت فقید رضاشاه بود در آن چند ماه پرونده‌سازى براى کسى نشد این یک عظمتى به خرج داد وقتى که براى خراسانیهاى مظلوم مرحوم آقا سید یونس مجتهد اردبیلى، حاجى سید اسدالله بایگى حاجى رفیع سنجرروى دزدى خیانت نوایی پرونده ساخت اگر رضا شاه هم نبود هر پادشاهى بود این پرونده را می‌دادند دستش به زمین میزد بعد از این‌که در تجدیدنظر زیردست سپهبد زاهدى آمد آقایانان نمایندگان این چیزى که میگویم خیلى دقیق است سپهبد زاهدى وقتى که رسیدگى کرد به این پرونده روزى در اطاق را بست گفت آقایان قضات این پرونده را همین جور ساخته‌اند ممکن است ما پاگون‌هامان را بدهیم ولى من کسى نیستم که خیانت بکنم و مظلومین را بگذارم در محبس بمانند اینها را تبرئه کرد پرونده را آوردند دست مرحوم رضا شاه دادند اول عصبانى شد و پرونده را انداخت بعد وقتى از مسافرت برگشت سپهبد زاهدى را خواست و گفت چیست گفت به تخت و تاج اعلیحضرت قسم که دروغ است گفت آه پس این مردم بیچاره بیخودى حبس شده‌اند فوراً اینها را آزاد کنید دلیل من چیست؟ در ذیل پرونده دیگر مرحوم رضاشاه به خط مبارک خودش نوشته این را دقت کنید مثل پرونده خراسان دروغ درنیاید من از این کارى که کرد به این شخص ارادت پیدا کردم می‌خواهد نخست‌وزیر باشد می‌خواهد نباشد هر کسى خدمت کرد به این مملکت باید او را محترم بشماریم ما تابع خدمتیم ما وکیل ملتیم ما خدمت از مردم می‌خواهیم این‌ها می‌نویسند که آقاى شوشترى می‌آید مخالفت می‌کند یا موافقت من استاد لازم ندارم من مجتهد در سیاستم خودم می‌دانم چه بکنم می‌فهمم چه بکنم اما به شما بگویم که من اگر مخالفت شخصى با سه نفر دارم اسم میبرم شخص علاء، والاتبار، یزدان پناه من دلیل دارم این سه نفر جزء عمال مصدق بودند و در اغلب گناهان این مملکت‏ شریکند (عده‌ای از نمایندگان- این‌طور نیست) (خلعتبرى- علاء نبود آقا به علاء توهین نکنید)

رئیس- آقاى شوشترى فرمودند در هیئت رئیسه من یک روزى به ایشان گفته‌ام که شما مبالغه می‌کنید.

شوشترى- معذرت می‌خواهم نه ابداً این کلمه نبود فقط از من تحقیق فرمودند.

رئیس- بسیارخوب ولى به هر حال این کلمه مبالغه را من نگفتم

شوشترى- مبالغه را اشتباه کردم از عبارت بزنید

رئیس- آقایان نمایندگان در اظهار عقاید خود چه خفیف و چه شدید آزاد هستند و بنده مجرى نظریات آن‌ها هستم آقاى حائرى‌زاده بفرمایید

حائریزاده- جناب دکتر امینى در سرسراست خواهش می‌کنم دستور بفرمایید تشریف بیاورند

رئیس- این نطق قبل ازدستور است.

حائریزاده- من اجازه قبل از دستور که گرفته بودم براى این بود که ماده 87 مدت توضیح را محدود کدره بود به 15 دقیقه من تصور میکردم که چون در جلسه قبل در چند قسمت جناب دکتر امینى در نطقش صحبت‌هایی کرده است که من باید در اطرافش توضیح بدهم بیش از این مدت باید صرف وقت بشود از این جهت منقبل از دستور اسم نوشتم حالا هم ایشان را در سرسرا دیدم اگر تشریف می‌آوردند و صحبت میکردیم خیلى بهتر بود (محمدعلى مسعودى- هنوز معرفى نشده‌اند) از فرمایشات خودشان عبارت‌هایشان را قرائت می‌کنم و بعد توضیحات می‌دهم می‌گوید «چه بهتر است از جواب آقاى حائریزاده شروع کنم ایشان در بیانات‌شان یک فحش و توهین به شخص بنده وزیر دارایی دادند» بنده ابداً فحش به کسى ندادم اگر کسى را بگویم تو خواهرزاده محمدعلى میرزا هستى یا نوه مظفرالدین شاه هستى این توهین است؟ اگر به من بگویند تو اولاد سى‌ام امام جعفرصادق (ع) هستى این توهین است؟ من دستش را هم می‌بوسم و تعظیم هم بهش می‌کنم ایشان یک حقایقى را که من در مجلس گفتم این را معنى فحش و توهین بهش دادند من می‌خواستم روشن بشود که فحش یعنى چه اگرمن داماد وثوق‌الدوله باشم کسى بگوید داماد وثوق‌الدوله این توهین است؟ این فحش است؟ اگر من خواهرزاده محمدعلى میرزا باشم اگر کسى بگوید تو خواهرزاده محمد على هستى این فحش است؟ من خرسندم که خویشى با محمد‌على میرزا نداشته‌ام ولى براى ایشان افتخار است این را چرا اسم فحش رویش گذاشته‌اند من تعجب می‌کنم که مطالب و حقایقى که در مجلس من صحبت می‌کنم وقتى بذائقه بعضى اشخاص خوش نمی‌آید سوء‌

+++

تعبیر و سوء تفسیر می‌کنند من در مقام این‌که نوه مظفرالدین شاه هسنتد تصدیق دارم که نوه مظفرالدین شاه هستند و تردیدى ندارم که ایشان رگ صحیح قاجاریه دارند این اظهارات مرا چرا ایشان فحش تلقى کرده‌اند خواستم توضیح بدهم که قصد فحش نداشته‌ام و قصدم معرفى بوده است یک جمله دیگر میفرمایند در نطق‌شان «در نتیجه این فداکارى آقاى حائریزاده در مملکت آرام و مرفه زندگى می‌کنند این‌ها همه را ندیده می‌گیرند» من این را نفهمیدم فداکارى‌ها و مبارزات ما در این دوره‌ها باعث شده است که دارایی بعضى اشخاص در این مملکت محفوظ مانده یک روز آقایان به حبس نرفته‌اند اموال غیرمنقول‌شان را از این مملکت به صورت دلار خارج کرده‌اند (صحیح است) اینها استفاده کرده‌اند که هر روز به یک شاخى پریده‌اند و هر روز یک رنگى به خودشان داده‌اند من نظرم می‌آید در کابینه جناب مصدق‌السلطنه جناب دکتر امینى وزیر بودند و موضوع تریاک که معامله‌ای شده بود ایشان رفتند و آن معامله را به هم زدند و گفتند که جناب دکتر فرموده‌اند که به نفع مملکت نیست و رفتند یک معامله دیگرى با یک دستگاه دیگرى کردند و همین جناب دکتر بعد وزیر شدند خسارت آن را دادند کسى که بنا شد مال مملکت را اموال عمومی ‌ملت را براى ترضیه خاطر دوست و رفیق و مافوق و رسیدن به مقامات مصرف بکند او از این امنیت مرفه بوده است یا من که همیشه در حبس بودم در تبعید بودم و در فشار و زحمت بوده‌ام این بیان ایشان است من خواستم که خودشان باشند و توضیح بدهند که این عبارت استفاده‌ای که در نتیجه این فداکارى آقاى حائری‌زاده در مملکت آرام و مرفه زندگى میکننند اینها را ندیده می‌گیرند چیست؟ فداکارى جناب امینى است؟ مرفه زندگى کردن حائری‌زاده است؟ که همیشه در حبس و تبعید و در بدبختى بوده است؟ ایشان معلوم می‌شود در آن مکتبى که درس خوانده‌اند فصل مغلطه را خیلى خوب یاد گرفته‌اند اگر در سایر رشته‌اى‌ها تحصیلاتشان ممکن است ضعیف باشد در این قسمت خیلى قوى هستند که خلاف آنچه که حقیقت است عبارت را برایش معنى قائل می‌شوند یک بیان دیگرى ایشان فرمودند که «بنده خودم وقتى که شاگرد مدرسه بودم در همین لژ تماشاچیان ناظر بودم عملیات ایشان را که در اقلیت بودند که با سردار سپه که در آن موقع وزیر جنگ بودند مخالفت شدید می‌کردند و بنده این‌طور استنتاج کردم الان که اصولاً مخالفت با ایشان هم روى اصول نبود براى این‌که مرحوم اعلیحضرت یک مردى بودند مثبت و کاربر و بالاخره استقامت کردند و کارهاى مثبتى براى مملکت انجام دادند» این را از جنایات بنده شمرده‌اند که با شاه سابق موقعى که وزیر جنگ بوده رئیس‌الوزرا‌ بوده مخالفت کرده‌ام بنده که منکر نیستم اما این اوضاع و احوال و محیط را در نظر گرفت کى من مخالفت می‌کردم؟ آن موقعى که می‌خواستند قانون اساسى را درست به ترکیبش بزنند ولى پس از این‌که مجلس مؤسساتى شد و خود قاجاریه که ذینفع بودند در آن چهار لعل رفتند تسلیم شدند فقط مادر ایشان بود که به قول مرحوم مدرس می‌گفت که توى قاجاریه یک نیم‏ مرد هست آن هم خانم فخرالدوله است که با پولش به روزنامه‌ها کمک می‌کرد و مقاومت می‌کرد در آن موقع ما براى قانون اساسى مبارزه میکردیم ولى وقتى که از آن سنگر خارج شد مجلس مؤسسانى شد و روى یک اصولى آمدند قانون اساسى را تغییر دادند قاجاریه را کنار گذاشتند پهلوى را به جای او نشاندند از آن روز به این طرف در نطق‌هاى  من، بعد هم من وکیل بودم در جاهاى دیگر بودم با رضا شاهى که مسئولیت نداشت شاه مملکت طبق قانون اساسى ما مسئول نیست وزرایش مسئولند ما چه کردیم من چه گفتم؟ چه عمل منفى ما انجام دادیم که بفرمایید فلانى منفى باف است (دکتر بینا- جناب آقاى حائرى‌زاده منفى بافى را دیدید دو سال در مملکت چه کرد؟ استدعا می‌کنم شما که مرد عمل هستید دیگر این جریانات را دو مرتبه به سر ما نیاورید اسم اعلیحضرت باید با احترام در مجلس برده شود این رویه کار نیست) اصلاً ما در زندگى یک منفى داریم (دکتر بینا- این حرف‌ها منفى است دیگر) یکى این است که نقشه مثبت دارد ولى با نقشه او موافقت نمی‌کنند مخالف می‌شود من همیشه یک مخالفت مثبت بوده‌ام همیشه نقشه اصلاحى داشتم نقشه‌ای که آن نقشه را بشود عمل بکنند و همکارى بکنند منتهى اشخاص روز اولى که می‌آیند روى صندلى مینشینند یک حرف‌هایی می‌زنند که استقرار پیدا کردند و استحکام پیدا کردند روى این کرسى خلاف آنچه را که گفته آن عمل می‌کنند مسطوره‌اش جناب دکتر مصدق چهل سال در این مملکت گریه کرد براى مخالفت با حکومت نظامی ‌براى مظالم مأمورین براى محبوسین براى این نطق‌هایی که کرد و گریه‌هایی که کرد یک ملتى هم به او ایمان آورد ولى مع‌التأسف وقتى بر کرسى استقرار پیدا کرد یک روز حکومت نظامی ‌را تعطیل نکرد قانون امنیت اجتماعى که شدید‌تر و سخت‌تر از حکومت نظامی ‌بود آمد گذراند خوب من وقتى مؤمن به آن حرف‌ها بودم باید تا آخر طرفدار این حرف‌ها باشم؟ تغییر عقیده و مسلک که داد من لابدم که آن نقشه مثبت خود مرا تعقیب کنم موقعى که مخالفت با قانون اساسى می‌شود من سینه را سپر می‌کنم این قانون براى منفعت یک طبقه نوشته نشده براى ملت ایران نوشته شده در این قانون چند اصل هست براى قضات و حدود و حقوق آن‌ها براى وزرا‌ چند اصل هست براى حدود و حقوق آن‌ها براى سلطنت چند اصل است و حدود و حقوق آن براى وکلا‌ چند اصل است براى حدود وحقوق ما براى هر طبقه‌ای در این قانون یک حدود و حقوقى قائل شده‌اند ماها که قسم خورده‌ایم باید براى حفظ این حدود و حقوق قائم و ثابت باشیم من خیلى اعتدالى شدم اشتباه نشود من کسى که یک کار خوب کرده باشد تا زنده هستم کار خویش را فراموش نمی‌کنم و از او قدردانى می‌کنم مظفرالدین شاه هر چه بود یک کار خوبى کرد و پاى فرمان مشروطیت را امضا‌ گذاشت من همیشه به او احترام می‌کنم والا شما تاریخ سلاطین را ببینید پر از فجایع و فضایح بوده است منتهى در دستگاه او یک کار خوب شد که من به او همیشه احترام میگذارم زاهدى در حکومتش خیلى کارهاى بدشده وزراى بدآورد مأمورین بد فرستاد کارهاى بد کرد، یک کار خوب کرد که یک روزى که مملکت محتاج بود که یک کسى قد علم بکند این یک ریسکى کرد و آمد به میدان براى مقاومت من این را فراموش نمی‌کنم من موقعى که ایشان آمد در مجلس رأى اعتماد بهش ندادم گفتم چون رأى تمایل از مجلس خواسته نشده من به شما رأى اعتماد نمی‌دهم باید تمایل از مجلس بخواهند نظریه نمایندگان معلوم باشد در سایر ممالک دنیا تمایل معنى ندارد چرا؟ براى این‌که روزى که وکیل انتخاب می‌شود یک مرامنامه‌ای دستش است موکلینش چون او به این اصول تعهد کرده است عمل بکند به او رأى می‌دهند و این آقا وقتى که ‌آمد به مجلس تا روز آخر حامی ‌و پشتیبان آن مرامی‌است که موکلینش نوشته‌اند و به دستش داده‌اند پادشاه و رئیس جمهورى مملکت هم دید وقتى طرفداران یک مرام و اصولى اکثریت پیدا کردند لیدرشان یا رئیس‌شان را احضار می‌کند می‌گوید آقا مأمور تشکیل کابینه هستى ولى در ایران مع‌التأسف 136 نفر وکیل که ما داریم ممکن است در نتیجه حوادث عقاید اینها روز به روز تغییر کند و در آخر سال اگر ما خواسته باشیم یادداشت کنیم عقاید این 136 نفر را نسبت به مسائل مملکتى می‌بینیم که آرا‌ی متضاى داده‌اند من فقط سعى میکردم که آرا‌ی متضاد کمتر بدهم ممکن است یک وقتى اشتباه کرده باشم ولى عالماً عامداً رأى متضاد ندادم که روزى بگویم این خوب است فردا بگویم به است اگر بدشده است من آن خوبى را تا خوب بود احترام برایش قائل شده‌ام ایشان در بیاناتشان‏ میخواهند برسانند که فلانى یک آدمی ‌است منفى‌باف و مخرب در صورتى که چنین نیست فلانى یک آدمی ‌است مثبت فلانى یک آدمی ‌است که با کسی که آمد تا او دروغ نگفته از حدود خودش تجاوز نکرده تخطى نکرده قول حمایت که داد تا ساعت آخر هم ازش حمایت می‌کند من آقاى سپهبد زاهدى را یک سرباز می‌دانم در آن وظیفه سربازیش فداکارى کرد کارهاى دیپلماسى را از او توقع نداشتم که بکند گاهى از او گله می‌کردم که تو همکارهاى خوبى ندارهى یک افرادى را سرکارها گذاشته‌ای که اینها رویه‌شان به نفع مملکت نیست من ازش گله می‌کردم او هم یک عذرهایی داشت حالا صحیح بود یا سقیم بود من عرضى ندارم و طرف آن بحث نمی‌کنم این فرمایشاتى را که ایشان در جلسه سابق گفتند و فرمودند که فلانى یک آدم منفى‌بافى است با سردار سپه حسابى نداشتم ایشان کودتا کرده بودند آمده بودن اینجا ما با هم حسابى نداشتیم بعد هم وزیر جنگ بود یا رئیس‌الوزرا‌ بود ما بحثى نداشتیم اما آن وقتی که نغمه دخالت در قانون اساسى و به هم‌زدن قانون اساسى بلند شد آن موقع من بناى مخالفت را گذاشتم ملت ایران هم پشت و پناه من بود وقتی که در مجراى خودش نیست من مخالفت می‌کنم دو مرتبه انتخاباتى کرد مؤسساتى شد تغییرى در اوضاع داده شد و حقوقى هم از ملت تضییع نشد حقوقى از یک فامیلى انتقال پیدا کرد به یک فامیل دیگرى و یک حقى هم براى ملت ایجاد شد در قانون اساسى سابق در انتخاب ولیعهد حقى براى ملت قائل نبودند ولى در این قانونى که در مؤسسان گذشت و از قاجاریه سلطنت به پهلوى منتقل شد.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده یک ربع وقت آقا تمام شد.

حائرى‌زاده- چون یک ربع وقتم بیشتر نبود خواستم از نطق قبل از دستور استفاده بکنم مع‌الصف ایشان در سرسرا ماندند و نیامدند

رئیس- ایشان که هنوز سمتی ‌ندارند و معرفى نشده‌اند حق شما به جای خودش محفوظ است‏

حائرى‌زاده- من عشق بر حرفى ندارم من در صورتی که ایشان بیایند وقت می‌خواهم.

رئیس- تقاضا از مجلس می‌توانید بکنید براى حرف‌زدن خودتان‏

حائرى‌زاده- کابینه استعفا‌

+++

کرده است؟ ایشان معرفى نشده‌اند چون من در روزنامه یک چیزهایی خواندم فعلاً مطالب خودم را میگذارم براى بعد و از ماده 87 استفاده می‌کنم‏

رئیس- لایحه جلب سرمایه‌هاى خارجى در دستور بود ماده دوم مطرح بود دو پیشنهاد قرائت شده بود پیشنهاد سوم قرائت می‌شود

عبدالصاحب صفایی- اخطار نظام‌نامه امیدوارم وزرا‌ نیستند که از این لایحه دفاع کنند و به علاوه باید ببینیم که دولت حاضر آن لوایح را قبول می‌کند یا خیر

عبدالرحمن فرامرزى- این دولت که‌ آن دولت نیست‏

رئیس- در آئین‌نامه استرداد لوایح با تغییر دولت نیست وقتی که مطرح می‌شود هر وزیرى که بخواهد می‌تواند استرداد کند حالا پیشنهاد‌ها قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى خلعتبرى به شرح زیر قرائت شد)

این‌جانب پیشنهاد می‌کنم ماده 2 به طریق ذیل اصلاح شود

براى رسیدگى و اظهارنظر در خصوص پیشنهاد‌هاى واصل راجع به ورود سرمایه‌هاى خارجى هیئتى به نام شورایعالى اقتصادى تشکیل می‌شود و دولت در ظرف یک ماه لایحه آن را براى تصویب مجلس شورای ملى تقدیم نماید پیشنهادها براى مشورت به شوراى مزبور ارجاع و پس از اظهارنظر شورى هیئت دولت پیشنهاد‌ها را به کمیسیون‌هاى مربوطه مجلسین براى تصویب تقدیم خواهد نمود خلعتبرى‏

رئیس- آقاى خلعتبرى بفرمایید.

عبدالرحمن فرامرزى- اجازه می‌فرمایید؟

رئیس- آقاى فرامرزى مطلبى داشتید به چه عنوانى می‌خواهید بفرمایید

عبدالرحمن فرامرزى- به عنوان مخالف با این پیشنهاد

رئیس- ایشان توضیح‌شان را بدهند بعد (خلعتبرى- پس گرفتم)

3- معرفى هیئت دولت به وسیله آقاى حسین علاء‌ نخست‌وزیر و تقدیم برنامه‏

رئیس- آقاى علاء

نخست‌وزیر- (حسین علاء)- اکنون که به فرمان شاهنشاه مأموریت تشکیل دولت به این‌ جانب محول گردیده است به مورد می‌دانم توجه نمایندگان محترم را به چند نکته که به اختصار به میان می‌آورم جلب نمایم. پس از قیام تاریخى مردم ایران در 28 مرداد 32 که بیگمان یکى از صفحات درخشان تاریخ پر افتخار کشور ما تشکیل می‌دهد دولت گذشته به فرمان و رهبرى اعلیحضرت همایون شاهنشاه و کمک مردم و همراهى گرانبهاى نمایندگان محترم مجلسین، توفیق حاصل کرده که در سیاست خارجى ایران و برقرارى روابط دوستانه متقابل و شرافتمندانه با دولت و ملت انگلستان و حل مسائل مرزى و مال با دولت شوروى در تحکیم روابط دوستانه با کشورهاى دیگر دور و نزدیک خصوصاً جلب کمک‌های فنى و مالى دولت آمریکا که تأثیر آن در وضع مالى و اقتصادى ایران مورد قدردانى ملت و دولت ایران می‌باشد خدمات بزرگى به کشور و ملت ما می‌نماید و در راه ل موضوع نفت که بزرگترین مشکل کشور و ملت ایران را تشکیل می‌داد موفقیت مهمی ‌به دست آورد همچنین در عهد دولت گذشته نیروى انتظامی ‌به رهبرى شاهنشاه توفیق حاصل کرد که ‌امنیت را در سراسر کشور برقرار سازد اکنون نیز دولت با ادامه همان روش دولت گذشته در مورد سیاست خارجى و حفظ امنیت و مبارزه با افراد اخلالگر هدف و برنامه آن از یک ماده تجاوز نمی‌کند. آن هم بهبود وضع مردم و آسایش طبقات زحمتکش از راه افزایش تولید و بالابردن سطح فرهنگ و بهداشت عمومی‌ و اصلاحات اجتماعى است که همواره مهم‌ترین و بزرگ‌ترى هدف شاهنشاه ما بوده است (صحیح است) چون براى بهبود وضع اقتصادى و اجتماعى کشور و فراهم آوردن آسایش و رفاه مردم باید کلیه دستگاه‌هاى اقتصادى و ادارى کشور را از آلودگی‌ها و بدنامی‌ها پاک کرده (احسنت- کف‌زدن نمایندگان) (حائرى‌زاده- حرف خیلى خوبى است عملش کو؟) و حتی‌المقدور کار مردم را به خود مردم واگذار نمود، دولت این‌جانب به پشتیبانى شاهنشاه و مجلسین و مردم با تمام نیروى خود با فساد و نادرستی مبارزه خواهد کرد (کف‌زدن نمایندگان- احسنت) (محمدعلى مسعودى- نابود باد دزدان) و در ریشه‌کن کردن فساد و راندن و تنبیه نادرستان و سوءاستفاده کنندگان در هر مقام و منصبى که باشند و همچنین اجراى قانون در مورد تمام افراد کشور جداً اقدام می‌نماید.

بدیهى است که تشویق مردان درستکار و لایق و دانشمند و خدمتگدار که همیشه مورد نظر مخصوص شاهنشاه بوده است نیز یکى از مهمترین هدف‌هاى دولت این‌جانب میباشد.

در خاتمه امیدوارم بیارى خداوند متعال و توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاه و پشتیبانى نمایندگان محترم مجلسین دولت در انجام خدمت به کشور و مردم توفیق حاصل نماید (انشاءالله) اینک اعضاى دولت را به این شرح معرفى می‌نماید: جنابان آقایان على معتمدى وزیر، مشاور اسدالله علم وزیر کشور، دکتر على امینى وزى دارایی،

تیمسار سپهبد عبدالله هدایت وزیر جنگ، جنابان آقایان دکتر جهانشاه صالح وزیربهدارى، مهندس اشراقى وزیر پست و تلگراف و تلفن، عبدالله انتظام وزیر امورخارجه‏، مهندس طالقانى وزیر کشاورزى، حاج محمد نمازى وزیر مشاور دکتر محسن نصروزیرکار، دکتر محمود مهران وزیر فرهنگ، تیمسار سرلشگر ولى انصارى وزیر را، جناب آقاى ابراهیم کاشانى کفیل وزارت اقتصاد ملى وزارت دادگسترى تا تعیین وزیر تحت نظر این‌جانب خواهد بود و جناب آقاى میرمطهرى کماکان سمت معاونت وزارت دادگسترى را خواهند داشت.

جناب آقاى محمود هدایت معاون نخست‌وزیر

به طوری که آقایان محترم مسبوق هستند به واسطه عارضه کسالت در ایام تعطیل نوروز و احتیاج مبرم به عمل جراحى این بنده مجبورم که ‌امشب به پاریس پرواز نمایم و امیدوارم که در اندک مدتى معالجه بشوم و مراجعت کنم در غیاب بنده کفالت نخست‌وزیرى به عهده جناب آقاى عبدالله انتظام خواهد بود

نمایندگان- مبارکست‏

رئیس- برنامه دولت باید تقدیم بشودکه طبع و توزیع شده و مورد شور قرار بگیرد (صحیح است) برنامه را حاضرکرده‌اید؟

نخست‌وزیر- همان یک ماده بود

رئیس- به هر حال باید برنامه هرچه هست طبع و توزیع بشود و در دستور مجلس قرار بگیرد (صحیح است)

4- تعیین موقع و دستور

جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- پیشنهاد دیگر راجع به لایحه جلب سرمایه خارجى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که در ماده 2 اعضاى هیئت متشکله رئیس بانک کشاورزى و معاون وزارت کشاورزى نیز اضافه شود. مهندس اردبیلى‏

عبدالصاحب صفایی- آقا اخطار بنده مورد توجه مقام ریاست قرار نگرفت طبق آئین‌نامه باید موافقت دولت جدید جلب بشود.

رئیس- گفتم که اگر موافق نباشند استرداد می‌کنند مقصودتان این است که جلسه را ختم کنیم؟

صفایی- بنده پیشنهادم این بود که جلسه ختم بشود تا هیئت دولت هم وقت رسیدگى بیشترى داشته باشند.

بعضى از نمایندگان- آقا بودجه را رأى بگیرید

رئیس- بودجه هم یک چیزهایی دارد که باید اصلاح بشود بنابراین رأى به بودجه را جزء دستور جلسه آینده میگذاریم برنامه دولت هم چاپ و توزیع می‌شود جزو دستور قرار می‌گیرد آقاى حائرى‌زاده هم مطابق ماده 87 تقاضاى مذاکره‌ای کرده‌اند نسبت به بیاناتى که آقاى وزیر دارایی در جلسه قبل کرده‌اند ایشان هم در جلسه آینده بیانات خودشان را می‌کنند، فعلاً جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز سه شنبه ساعت 9 خواهد بود.

(مجلس یک ساعت و نیم پیش از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294932!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)