کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/25]

جلسه: 104 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهارم مهر ماه 1327  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بیانات قبل از دستور آقای نخست وزیر

3. طرح پیشنهادی آقایان نمایندگان راجع به یک‌دوازدهم شهریور ماه و تصویب آن

4. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 104

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه چهارم مهر ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بیانات قبل از دستور آقای نخست وزیر

3. طرح پیشنهادی آقایان نمایندگان راجع به یک‌دوازدهم شهریور ماه و تصویب آن

4. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت ده و چهل دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت جلسه را آقاى فولادوند (منشى) به شرح زیر قرائت کردند:

دو ساعت قبل از ظهر روز پنجشنبه اول مهر مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه قبل قرائت شد

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین بااجازه آقایان: محمد دادور - سلطانى - نور‌الدین امامى - اورنگ - اخوان - دکتر معظمى - ابوالحسن رضوى - فرج‌الله - آصف - احمد بهادرى - نصرت‌الله اسکندرى - حائرى‌زاده - سالار بهزادى - محمد‌حسین نواب - فتحعلى افشار - نیک‌پى - حاج امین.

غایبین بى‌‌اجازه - آقایان: اردشیر شادلو - ضیاء ابراهیمى - جواد عامرى - قبادیان - عزیز زنگنه - تولیت - رفیع - کامل ماکویی - آقا خان بختیار - امیر تیمور - دکتر عبده - حسین وکیل - مسعود ثابتى - شهاب خسروانى - یمین اسفندیارى - گلبادى - فاضلى - دکتر ملکى - صفا امامى - دکتر دفترى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: دکتر راجى - دکتر طبا - حسن مکرم - عرب شیبانى‏

دیرآمدگان بى‌‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی - بیات - حسن اکبر - صاحب‌جمع - معتمد دماوندى - ذوالفقارى - منصف - بهبهانى - نراقى - گرگانى - محمد‌على مسعودى - خسرو هدایت - شریعت‌زاده - نیک‌پور - قهرمان - اسدى - صاحب‌دیوانى‏

آقاى آزاد راجع به وصول مالیات مزروعى و آقاى مهدى ارباب در باب اسکناس‌های مفقود شده و آقاى اسلامى راجع به تعطیل جلسات تذکرى دادند و صورت مجلس تصویب شد.

آقاى آزاد به عنوان نطق قبل از دستور اظهار نمودند که قحطى مصنوعى در کشور ایجاد گردیده و به علت قدغن حمل و نقل غله مردم دچار وحشت شده‌اند و چون هر وقت سیاستى بوده موضوع نان پیش آمده این بار معلوم نیست مربوط به نفت است یا چیز دیگر و سپس در موضوع یاغیان جنوب و رقابت روس و انگلیس در تشکیل قزاقخانه و پلیس جنوب و تحریکات اخیر در این دو جهت شرحى ایراد و اعتراض نمودند که چگونه با پرداخت 3 میلیون لیره ارز دولتى به حیات داودى اجازه تشکیل شیلات جنوب داده شده است.

آقاى وزیر جنگ در پاسخ آقاى آزاد گفتند ایلات ایران همیشه خادم مملکت بوده‌اند و ضمن اشاره به تحصن اهالى بوشهر از گرسنگى گفتند براى آبادى بوشهر در قسمت تأسیس دستگاه شیلات کمک شده است.

آقاى اردلان با اشاره به مسئولیت مشترک وزرا در صدور تصویب‌نامه خرید هشتصد تن شکر از بازرگانان وارد کننده اعتراض نموده گفتند این موضوع در کابینه آقاى حکیمى مورد توجه و اقدام قرار نگرفت و دولت فعلى بدون

+++

توجه به کسر بودجه کشور مبلغ هشتصد هزار تومان از عایدات مسلم دولت بخشیده است به علاوه این مبلغ بازپرداخت شده و دو میلیون و 995 هزار ریال هم بابت گواهینامه از وارد کنندگان دریافت نگردیده است.

آقاى فرامرزى نسبت به اظهارات آقاى آزاد راجع به عشایر و پاسخ وزیر جنگ توضیحاتى داده گفتند ایلات و عشایر ایرانى اصلاً در حفظ منافع ملى و مملکتى وطن‌پرست‌ترین افراد هستند ولى با ادامه زندگى ایلى فارس آبادشدنى نیست چون هر ده سال یک مرتبه جنبش عشایرى آبادی‌ها را ویران می‌کند سپس با اشاره به اقدامات عشایر در خلع سلاح نظامی‌ها و تصرف گمرک و شهر و ضبط شصت هزار گونى قند و شکر و معامله دولت با ایشان گفتند البته عشایر باید تربیت شوند ولى مماشات بى‌‌جا نیز موجب ازدیاد شرارت و خرابى مملکت است و نباید در مقابل ارتش قواى مسلح دیگرى وجود داشته باشد.

آقاى دهقان گفتند بین ایلات و عشایر مردان وطن‌پرست وجود دارد و عشایر آذبایجان با شجاعت اثبات وطن‌پرستى کردند و از ایشان باید تشویق کرد و سپس اضافه نمودند که مردم از مجلس تقاضا دارند که دولت‌ها را در طریق اصلاحات اساسى تقویت کند.

آقاى وزیر جنگ نیز از وطن‌پرستى عشایر شرح مبسوطى بیان داشته معتقد بودند که قبل از ارتش فرهنگ از ارکان اصلیه مملکت است و در تربیت عشایر وطن‌پرست باید کوشش کرد و به همین نظر اولین دبستان شبانه‌روزى را در خرم‌آباد براى تربیت فرزندان الوار ایجاد کردند.

آقاى محمد‌حسین قشقایی راجع به بیانات آقاى فرامرزى شرحى اظهار نمودند که بر اثر دزدی‌ها و غارتگری‌ها نباید همه را متهم ساخت زیرا این قبیل حوادث در اطراف تهران نیز واقع می‌شود به علاوه وضع سه سال مملکت و فارس را فراموش کرده‌اید که اگر اقدامات نهضت‌کنندگان فارس نبود کسى قدرت اعاده اوضاع عادى را نداشت و تقاضا نمودند کمیسیونى براى رسیدگى به این موضوع تشکیل شود.

در این موقع نیم ساعت قبل از ظهر تنفس اداه شد و مقارن ظهر مجدداً مجلس تشکیل گردید آقاى نخست وزیر آقاى گلشائیان را به وزارت دادگسترى و آقاى وارسته را به وزارت دارایی و آقاى اشرفى را به وزارت اقتصاد ملى و آقاى دکتر شادمان را به وزارت کشاورزى معرفى و علاوه نمودند که وزارت کشور را خودشان عهده‌دار خواهند بود.

طرح تقدیمى نمایندگان براى پرداخت یک‌دوازدهم قرائت و فوریت آن مطرح شد.

آقاى دهقان به عنوان مخالف گفتند چند جلسه صرف بودجه کشور شده و اکنون تصویب یک‌دوازدهم تصویب بودجه را معوق می‌گذارد.

آقاى نخست وزیر اظهار نمودند اجراى اصلاحاتى که در برنامه وعده شده موقوف به وضع درآمد و مخارج مملکت است و تأخیر تصویب بودجه براى دولتى که نخواهد اتلاف وقت کنید مفید نمی‌باشد بالاخص که تصویب این دوازدهم‌ها معطوف به مصوبات مجلس نیست‏.

آقاى دکتر شفق گفتند با استدلالات آقاى نخست وزیر راجع به یک‌دوازدهم موافق نیستند و چون اکثریت مجلس به تصویب سریع بودجه علاقمند است تصویب دوازدهم و پرداخت حقوق مستخدمین مانع تصویب بودجه نخواهد بود

بیست دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم و به روز یکشنبه محول گردید

رئیس - آقاى صفوى نسبت به صورت نظرى دارید؟

صفوى - خیر قبل از دستور عرض مختصرى داشتم‏

رئیس - آقاى فرامرزى نسبت به صورت مختصرى نظرى دارید؟

عبدالرحمن فرامرزى - بله عرض کنم راجع به صورت مذاکرات مجلس و انتشارات در بین مردم بنده عرضى دارم و آن این است که مذاکرات مجلس را که مردم در روزنامه‌ها می‌خوانند آنچه اینجا قید شده و چاپ می‌شود در دست اغلب مردم نمی‌رسد متأسفانه مخبرین جراید هم نمی‌شنوند و دور هستند. غالباً آنچه یک کس می‌گوید نمی‌نویسند (صحیح است) آنچه فکر می‌کنند که این وکیل چه گفتند می‌نویسند مثلاً همان عرایضى که بنده روز پنجشنبه گفتم آنچه منتشر شده بود به کلی برخلاف آن چیزهایی بود که بنده عرض کردم مثلاً من اسم هیچکس را نبردم من هیچ اعتراضى که چرا دولت از این‌ها پذیرایی می‌کند نکردم براى این که البته دولت صلاح می‌داند که این کار را بکند و مطابق مصلحت کرده و من اعتراض به این قسمت ندارم خیلی دیگر از مطالب بنده را به کلی چیز دیگر نوشته بودند آنچه را که بنده گفتم ننوشته‌اند از این جهت می‌خواستم استدعا بکنم یا ترتیبى داده شود اگر ممکن است اینجا در همان روز دو نسخه به روزنامه‌هاى کیهان و اطلاعات که عصر منتشر می‌شود و روزنامه‌هاى دیگر از آن‌ها می‌گیرند طورى بشود که برسد و یا این که اجازه بفرمایید مخبرین این دو روزنامه ببینید همین نزدیکی‌ها یک جایی بنشینند که بتوانند بشنوند نطق آقایان وکلا را و همین صورت جلسه را هم که خود آقایان مرقوم فرموده‌اند بنده نگفتم که ده سال یک مرتبه عشایر نهضت می‌کنند و نمی‌گذارند آباد بشود همین الان نمی‌گذارند آباد بشود گفیم بر فرض این که یک امنیت موقتی هم باشد مردم آبادى بکنند باز یک قضیه‌ای پیش می‌آید که یک جنبش عشایرى می‌شود و خراب می‌شود و الساعه که بنده همین جا ایستاده‌ام عشایر نمی‌گذارند فارس آباد شود و الان در راه‌هاى فارس راهزنى می‌شود و در این چند روز قریب بیست فقره راهزنى شده است چطور من می‌گویم ده سال یک مرتبه خراب می‌شود؟

رئیس - اینجا مکرر گفته شد که مناط اعتبار مذاکرات مجلس شورای ملى صورت مجلس مختصر و مفصل مجلس است که در روزنامه رسمى درج می‌شود و روزنامه‌جات هر چه بنویسند مسئولش مجلس نیست یعنى باید در همین قسمت‌هایی که ذکر می‌شود نوشته شود و الا چیزهایی که گفته‌اید و نوشته نشده در صورت مشروح مجلس البته هست آقاى دهقان نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

دهقان - بله بنده در بیانات قبل از دستور از خدمات شایان تقدیر سربازان و افسرانى که در پناهگاه‌های مرزى دیده بودم در اینجا اظهار تشکر کردم در بیانات من نوشته نشده استدعا می‌کنم که اصلاح بشود.

رئیس - البته این صورت مجلس مختصر مذاکرات است. دیگر بیانى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد - خیر) در تابلو نوشته شده عده براى رأى 75 نفر در صورتى که 73 نفر صحیح است بنابراین صورت مجلس جلسه پیش تصویب می‌شود چند نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند (نمایندگان - دستور، دستور) آقاى نخست وزیر بیاناتى دارید بفرمایید.

2. بیانات قبل از دستور آقاى نخست وزیر

نخست وزیر - در جلسه گذشته آقاى اردلان یک مطلبى فرموده بودند راجع به خرید شکر ایشان توجه‌شان به یک معامله بخصوص بود به این جهت خواستم مختصر توضیحى عرض کرده باشم که ذهن آقایان نمایندگان روشن شده باشد آقاى دکتر اعتبار هم سؤالى کرده بودند البته راجع به بقیه معاملاتى که راجع به شکر شده بود که آن هم جوابش داده خواهد شد اما راجع به آن معامله‌ای که ایشان اشاره کرده بودند بنده هر چند خودم حاضر نبودم ولى آن قدر که در جراید خواندم و آن قدرى که امروز در صورت جلسه به اختصار اشاره شده بود عرض کنم که مطالبى که فرمودید با حقیقت وفق نمی‌دهد ایشان حساب‌هایی کردند که حساب‌شان اصلاً منطبق با واقع نیست سال گذشته یک مقدار زیادى براى احتیاجات مملکت شکر خریدارى شد که خود بنده در وزارت داریی بودم از وقتى که حکومت سابق یعنى حکومت آقاى قوام مستعفى شد با این آخر که بنده آمدم فقط پنج هزار تن شکر خریدارى شده بود و حال آن که یک مقدار زیادى مصرف شده بود و البته براى تأمین احتیاجات مملکت به همان تدریجى که فروخته می‌شود اجناس بایستى خریدارى بشود و در ظرف این مدت چیزهاى عجیب و غریبى در جرایدار نوشتند که اگر بنا تمام امورى که نوشته می‌شود تکذیب شود یک دولت دیگرى باید بیاید و اینها را تکذیب کند متصل ما می‌بینیم که در جراید نوشته می‌شود که دولت مشغول مذاکره نفت است با دولت آمریکا یک کلمه‌اش با حقیقت وفق نمی‌دهد که بنده بگویم این‌ها تکذیب می‌شود اصلاً دولت آمریکا نه از طرف سفارت نه از طرف مأمورین دیگر وارد مذاکره نیستیم نه کتباً نه شفاهاً نه راجع به بلوچستان و نه راجع به جاهاى دیگر! اصلاً بنده خدمت آقایان عرض می‌کنم به صریح‌ترین وجهى که موضوع ندارد تا این که شاخ و برگ داشته باشد! نوشته‌اند که دولت ده هزار تن شکر خریده است دولت از کى خریده است آقا؟ از افراد ایرانى جز یک کلمه که عبارت باشد از 800 ر 900 تن که خریدارى شده (در این موقع از خارج در مجلس صداى تظاهراتى شنیده می‌شد) (آزاد - چه خبر است آقاى رئیس‌الوزرا؟) شما خبر دارید از دیشت اطلاع دارید و بنده می‌خواستم از شما بپرسم اما راجع

+++

به این هشتصد نهصد تن که می‌فرمایید بعد از این که دولت مشغول کار شد و قرار شد شکر بخرد به تمام فروشندگان شکر در خارجه مراجعه کرده بود قیمت‌های مختلف دادند اقل قیمتى که حاضر شدند شکر به ما بفروشند 39 لیره بود و 20 هزار تن شکر از خارجه فروشنده در 39 لیره خریده می‌شود آن روزى که خریده شد حداقل قیمت بود به استناد تصویب‌نامه اى که در 1324 صادر شده بود اجازه داده بودند اگر اشخاصى بتوانند خارج از سهمیه‌ای که براى دولت ایران معین شده است شکر بخرند و وارد کنند می‌توانند هر کیلویی ده ریال به عنوان سود بازرگانى به دولت بدهند و بیاورند به بازار و بفروشند یک عده معدودى من‌جمله این چند نفر تاجر ایرانى جمعاً در حدود 800 تن شکر وارد کرده بودند بعد وقتى حساب کردند دیدند برایشان صرفه ندارد که بیاورند ماند می‌خواستند خارج کنند و دولت در ظرف این مدت اجازه نداده بود که ببرند جاى دیگر بفروشند نه می‌توانستند ببرند و نه می‌توانستند بیاورند بیرون بفروشند موقعى که دولت بیست هزار تن شکر خرید از خارجه به 39 لیره به آنها هم پیشنهاد کردیم که هشتصد تن شکر خودشان را به 36 لیره بفروشند آقایان هم تا به حال موافقت نکرده‌اند و بر این اصل تصویب‌نامه‌اى صادر شد و به وزارت دارایی ابلاغ شد آقایان هم تا این تاریخ موافقت با‌ این که این معامله را بکنند نکرده‌اند حالا اگر این خرید شکر آب فرات است که گفت تمام وحوش و طیور بیابان بدهند و به فرنگى بدهند اما به اولاد على ابن ابیطالب ندهند بنده عزضى ندارم! اگر دولت ایران باید برود به چهار گوشه دنیا به 39 لیره شکر بخرد اما به چهار نفر تاجر ایرانى که هنوز هم بایان وجود که در 36 لیره از ایشان خریده می‌شود معلوم نیست بدهند ایراد خواهند کرد این مطلب دیگرى است! (مکى - نذر داشتند؟) حالا آمدیم سر این مطلب قلم بردارید حساب بفرمایید 36 لیره می‌افتد از قرار کیلویی چهار قران و سه عباسى یا سیزده شاهى. دولت این شکرها را می‌خرد از قرار کیلویی چهار قران و سه عباسى و شد هفده قران این تفاوت همان یک تومانى است که می‌فرمایید (اردلان - این طور نیست آقا) شما حساب‌تان یک طور دیگرى است! انشتین تازه‌ای هستید! و حساب ما حساب حساب تازه‌ای نیست حساب ارقام است مطابق حساب ارقام ریاضیون عادى دنیا است عرض می‌کنم وقتى ما یک چیزى را می‌خریم چهار قران و سیزده شاهى و می‌فروشیم هفده قران تفاوتى که اینجا هست آن یک تومان است مگر یک‏ تومان دیگر بفرمایید بگویم کیلویی چهار قران و سه عباسى شکر می‌فروشند. می‌فرمایید یا شکرشان را بگیریم به کیلویی چهار قران و سه عباسى بعد یک تومان هم از آنها دستى بگیریم که ضرر نکنیم؟ بنده که از این حساب چیزى سر در نمی‌آورد! آقا بنا بود یک تومان بدهند بیاورند بیرون بفروشند خوب چهار قران و دهشاهى و یک تومان می‌شود چهارده ریال ما که می‌فروشیم هفده ریال! بنده از این طرز بیانات شما چیزى نمی‌فهمم شما این تصویب‌نامه را زیر کردید رو کردید بالا کردید پایین کردید سرش استیضاح از دولت کردید اما این تصویب‌نامه‌اى را که شما استیضاح کردید در ماده اولش نوشته است شکرى که وارد می‌شود اسعارش را صد درصد می‌دهند آن وقت آن روز که اینجا صحبت می‌فرمایید. می‌فرمایید که اسعار شکر را یا باید شصت درصد داد یا سى درصد داد صد درصد داد، چرا این طور می‌فرمایید: شاید که می‌فرمایید این قدر مطاله کردم فراموش فرمودید آن تصویب‌نامه ارز را که دولت را هم استیضاح کردید! چرا آن ماده اولش را نمی‌خوانید! در ماده اول آن نوشته است براى شکر صد درصد ارز می‌دهند حالا چرا باید در این مورد شصت درصد باشد یا چهل درصد باشد باید صد درصد ارز آزاد باشد آن سطر اولش را چرا فراموش می‌کنید (اردلان - پس با چه خریده‌اید آقا؟) آقا می‌گویم دولت شکر خریده است 39 لیره از سایرین و از آقایان هم سه لیره کمتر خریده است حالا هنوز هم تسلیم نیستند عرض کردم اگر بنده می‌دانستم که اکثریت مجلس شوراى ملى مطابق میل شما رفتار می‌کند (مهندس رضوى - کار مجلس نیست) می‌گفتم که این‌ها را ببرند بیرون (اردلان - نخیر آقا این طور نیست) هشتصد هزار تومان به مملکت ضرر زده شده است این قابل این قدر دنبال کردن نیست آقا چهار قران و سه عباسى می‌خریم هیجده ریال می‌فروشیم این یک تومان در همین 18 ریال است و این خلاصه مطلب است (اردلان - آقاى رئیس بنده اجازه می‌خواهم) اما راجع به کار بودجه خواستم عرض کنم که در جلسه پریروز حضور آقایان مفصلاً توضیح عرض کردم که دولت براى انجام تعهداتى که در مقابل مجلس شوراى ملى راجع به اجرای برنامه خودش کرده است احتیاج به این دارد که هر چه زود تر تکلیف بودجه کل کشور معین شود به آن صورتى که باید تصویب شود (معتمد دماوندى - بودجه ناقص است) به این مناسب بود که استدعا کردم هر طور هست آقایان لطف بفرمایند به هر صورتى که باید بودجه تصویب بشود از طرف دیگر نمایندگان محترم مجلس شورای ملى به این عقیده بودند که براى معطل نکردن حقوق مستخدمین یک‌دوازدهم بگذارنند بعد از این که در این دو روزه در خارج صحبت کردیم با فراکسیون‌ها و امروز صبح کردیم با نمایندگان فراکسیون‌ها و امروز صبح هم با نمایندگان فراکسیون‌ها البته هم آقایان اعضای محترم فراکسیون‌ها متوجه نظر دولت شدند و ضرورت تعیین و تکلیف قطعى بودجه را به هر صورتى که اکثریت مجلس شوراى ملى تصویب می‌کند فرمودند و هم دولت هم کاملاً موافق است که تکلیف مستخدمین از حیث دریافت حقوق‌شان معلوم شود به همین جهت وقتى که نمایندگان محترم فراکسیون‌ها امروز صبح بعد از قرار و مذاکره‌ای که شد توافق فرمودند که من‌بعد هفته‌ای پنج جلسه تشکیل شود و مرتباً و منحصراً به کار بودجه برسند و تکلیف بودجه روشن شود و دولت هم بتواند به کارهای خودش برسد و شروع به اصلاحات در مملکت بکند بنابراین دولت هم موافقت کرد که امروز داده بشود.

اردلان - آقاى رئیس ایشان توهین فرمودند اجازه بفرمایید بنده طبق ماده 109 جواب بگویم.

رئیس - بفرمایید.

اردلان - بنده از آقایان نمایندگان محترم و جناب آقاى نخست وزیر استدعا می‌کنم همان طوری که بنده فرمایشات ایشان را استماع کردم عرایض بنده را هم توجه بفرمایند ایشان به بنده توهین فرمودند که حساب بنده با حقیقت وفق نمی‌دهد حالا بنده خدمت آقایان روشن می‌کنم که حساب بنده صحیح است یا حساب ایشان آقا می‌فرمایند که یک تصویب‌نامه‌ای در 1324 صادر شده است که اگر یک تاجر ایرانى شکر وارد گمرک ایران کرد کیلویی یک تومان بدهد و این شکر را بردارند مال خودشان هشتصد تن شکر در گمرکات موجود است که می‌شود هشتصد هزار کیلو کیلویی یک تومان می‌شود هشتتصد هزار تومان دولت مطابق تصویب‌نامه می‌بایست این پول را بگیرد و این شکرها را آزاد بگذارد دولت آقاى هژیر آمده‌اند می‌گویند عوض 39 لیره ما 36 لیره خریده‌ایم در هر تنى 3 لیره ارزان‌تر خریدیم سه سیزده تومان می‌شود 39 تومان ایشان از یک طرف 39 تومان به نفع مملکت اقدام کرده‌اند از طرف دیگر تنى هزار تومان به مملکت ضرر زده‌اند یعنى در هشتصد تن 31 هزار تومان به نفع مملکت معامله کرده‌اند و در مقابل هشتصد هزار تومان به ضرر مملکت حساب از این واضح‌تر چه می‌شود یعنى بنده می‌گویم جنابعالى اگر این هشتصد تن شکر را به این تجار می‌دادید هشت صد هزار تومان می‌گرفتید شما نگرفتید در مقابل می‌گویید من سه لیره ارزان‌تر خریدم (نیک‌پور - این طور نیست) آقاى نیک‌پور شما بفرمایید اینجا صحبت کنید. آقاى هژیر می‌فرمایید ما براى احتیاجات مملکت این کار را کردیم شما آقا اگر احتیاج دارید چرا هر روز رادیوتان جار می‌زند که دولت در هر کجا هر میزانى که مردم تقاضاى شکر بکنند شکر زرد موجود است و می‌فروشد. مگر کارخانه‌جات 6 ماه بیکار نیستند تمام شکرهای زرد را می‌توانستید با شکر سفید تبدیل بکنید شما اصلاً احتیاج نداشتید شکر بخرید هشتصد هزار تومان به مملکت ضرر می‌زنید آن وقت می‌گویید حساب بنده غلط است موضوع ارز شما در آن موقع که تصویب‌نامه صادر کردید گواهینامه برایش نبود شما خودتان تصویب‌نامه صادر کردید که اگر کسى جنسى بخواهد وارد کند باید گواهى‌نامه بخرد هزار لیره به آنها پول دادید بدون گواهى‌نامه این حسابش غلط است قضاوتش با ملت ایران است.

رئیس - آقاى نخست وزیر.

نخست وزیر - آقا این یک موضوع مختصر این قدر گفتگو به نظر بنده ندارد ایشان یک اشتباهى می‌کنند هر کسى شکر وارد می‌کند در گمرک باید تومان بدهد در هر کیلو در صورتى که همچون چیزى نیست تصویب‌نامه می‌گوید اگر کسى می‌خواست شکرش را از انبار گمرک بیاورد به بازار و بفروشد کیلویی یک تومان می‌گیرند ما نمی‌توانیم مردم را مجبور بکنیم شکر را از انبار گمرک بیاورند بیرون تا به حال هم در ظرف چند ماه نیاوردند بیرون اگر می‌خواستند بیاورند البته ولى امر دائر است بین این که ما با آن‌ها اجازه بدهیم بیرون بیاورند یا از آن‌ها بخریم.

+++

بنابراین اگر ما بخواهیم دست در جیب مردم بکنیم و مال مردم را بگیریم آن یک راه دیگرى دارد و آن راهى را که شما می‌فرمایید طور دیگرى است اگر از لحاظ ارز هم فرمایشى دارید وقتى که اعتراض می‌فرمودید استیضاح می‌فرمودید راجع به عرض بنده نخواستم بگویم ولى اگر صحبت ارز هست خواهش می‌کنم در راهروهاى مجلس از بنده براى شرکت‌های مختلف دیگر ارز نخواهید.

رئیس - رسیده است از طرف آقاى ساعد که قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم یک‌دوازدهم امروز مطرح و از امروز به بعد همه روزه جلسات مجلس تشکیل و تا تصویب بودجه منحصراً اوقات مجلس مصروف به رسیدگی و تعیین تکلیف بودجه گردد - از طرف فراکسیون اتحاد ملى.

رئیس - آقاى ساعد اگر توضیحى دارید بفرمایید.

ساعد - این توضیحى ندارد اگر مجلس موافقت بفرمایند یک‌دوازدهم را تصویب بفرمایید و جلسات هر روز باشد.

رئیس - آقاى مکى.

مکى - پریروز مجلس در یک‌دوازدهم یک طرحى تقدیم مقام ریاست کرد که در حدود چهل نفر امضا کرده بودند و مقام ریاست هم راجع به یک‌دوازدهم به مخالف و موافق اجازه داده بودند و اعلام رأى شده بود و باید رأى گرفته شود آن وقت پیشنهاد قرائت شود.

رئیس - در جلسه پیش طرحى که آقایان داده بودند مطرح شد فوریتش هم مطرح شد و عده براى رأى کافى نبود (نمایندگان - حالا هم عده کافى نیست) کافى است رأى گرفته می‌شود به فوریت طرح (بعضى از نمایندگان - به این پیشنهاد رأى بگیرید) اول طرح یک‌دوازدهم است جلسه پیش این طور بود. آقایانى که با فوریت طرح روز پیش راجع به پرداخت یک‌دوازدهم موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد پس ماده واحده مطرح است، آقاى مکى (تقى‌زاده - ممکن است بفرمایید ماده واحده قرائت شود) (ماده واحده مجدداً به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شوراى ملى - از نظر انقضاى شهریور ماه و رفع بلاتکلیفى کارمندان دولت و پرداخت حقوق آنان و تأمین احتیاجات ضرورى وزارتخانه‌ها و ادارات ماده واحده زیر را به قید فوریت تقدیم می‌نماییم.

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌های مستمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتى و سایر هزینه‌های کشور و مصارف عمرانى و تولیدى و عام‌المنفعه را در شهریور ماه 1327 در حدود اعتبارات اسفند ماه 326 و با رعایت تبصره 1 ماده واحده قانون مصوب آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى و کمک هزینه کارمندان کشورى و لشگرى را مطابق قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید (به امضای عده‌ای از آقایان نمایندگان)

رئیس - آقاى مکى‏

مکى - بنده اول می‌خواستم از اکثریت مجلس شوراى ملى که موافقت فرمودند طرح یک‌دوازدهم امروز مطرح شود تشکر می‌کنم زیرا غالب مستخدمین دولت همه‌شان مستأجر هستند و مؤجرین هم پى یک بهانه‌ای می‌گردند که چند روز پرداخت مال‌الاجاره تعویق بیفتد و بروند اجراییه صادر کنند و مستأجرین را بلند کنند و از این که مجلس شورای ملى به گرفتاری کارمندان دولت توجه کرد و زودتر تکلیف یک‌دوازدهم را معین کرد بنده به هم خود متشکرم و اما در کلیات این بودجه بنده یک عرایضى دارم که به عنوان مخالف خدمت آقایان عرض می‌کنم و تمنا می‌کنم که توجه مخصوص مبذول بفرمایید اگر مطالب صحیح بود تصدیق بفرمایید و اگر هم صحیح نبود بعد از خاتمه عرایض بنده هر یک از آقایان که اعتراضى دارند بیایند اینجا مطالبى که دارند به سمع مجلس شورای ملى برسانند. بنده با این بودجه مخالف هستم با یک‌دوازدهم بودجه‌اى هم که می‌دهند مخالف هستم چون ملاکش یک‌دوازدهم بودجه هفتصد میلیونى است که جنابعالى بودجه کلش را تقدیم مجلس کرده‌اید (دهقان - مال سال گذشته است) به هر حال مال اسفند 26 است این به مأخذ اسفند 26 است چند دفعه هم ما اینجا رویش رأى داده‌ایم به املاک و مأخذ 26 هم مخالف هستم (دهقان - پس چرا طرح دادید) بنده امضا نکردم ولى تشکر کردم براى این که وضعیت مستخدمین آخر در همین طرح یک مقدارش مربوط به حقوق مستخدمین است یک مقدارش هم بعضى هزینه‌هایی است که پرداخت می‌شود بنده با پرداخت حقوق مستخدمین موافق هستم با آن هزینه‌هایی که صرف خواهد شد مخالف هستم روى این اصل است که عرایضى عرض می‌کنم بودجه تفظیم شده که در حدود صد و هشتاد میلیون یا دویست میلیون تومان کسر دارد اگر ما بخواهیم بودجه کل کشور را روى این و طیره بگذرانیم مسلماً در آخر سال دولت دچار یک وضعیت مالى یعنى دچار یک افلاس مالى خواهد بود به این معنى که در حدود دویست میلیون تومان کسر دارد. این کسر را از کجا جبران خواهد کرد؟ یا مجبور است که طبق یک لایحه‌ای یک قرضه‌ای بکند و یا مجبور است که یک عوارض و مالیات‌هایی در نظر بگیرد و بیاورد به مجلس شورای ملى پیشنهاد بکند و مجلس شورای ملى هم تصویب بکند وضع فعلى کشور ما اجازه نمی‌دهد که ایجاد هیچگونه مالیاتى براى مردم کشور کرده باشیم زیرا وضع مالى مردم به قدری بد است و وضع وصول مالیات هم به طوری استثنا قائل شده که تمام این مالیات‌ها را از طبقه چهارم و سوم مملکت خواهد گرفت و مملکت را براى یک بیچارگى و بدبختى آماده خواهد کرد زیرا وقتى مردم نداشته باشند مالیات بدهند و فشار هم زیاد باشد این‌ها ناچار لشگر انقلاب را تهیه خواهند کرد و این به صلاح مملکت ما نیست و ما مجبوریم که برای کاستن هزینه زندگى و رفاه طبقه سوم و چهارم مملکت یک فکر آنى و فورى کرده باشیم و با این ترتیب نه تنها ما فکرى نکرده‌ایم بلکه به بدبختی و بیچاگى آن هم عملاً کمک کرده‌ایم پس ایجاد مالیات که نمی‌توانیم بکنیم می‌آید سر قرضه خارجى و داخلى وقتى ما آمدیم دویست میلیون یا صد و هشتاد میلیون تومان کسر بودجه را تصویب کردیم پس بنابراین مجبوریم در این زمینه رأى بدهیم که دولت قرضه بگیرد (صفوى - آقاى مکى یک‌دوازدهم مطرح است) راجع به همان یک‌دوازدهم عرض می‌کنم پس روى این اصول بنده یک عرایضى داشتم که می‌خواستم در بودجه کل کشور کرده باشم و چون آقایان به کفایت مذاکرات رأى دادند مجال نشد این بود که در این یک‌دوازدهم خواستم به سمع مجلس شوراى ملى برسانم که آقایان توجه فرموده باشند یکى از بیچارگی‌های دیگر که امسال گریبان مردم کشور ایران را گرفته وضعیت محصول و وضعیت نان مردم کشور ایران را گرفته وضعیت محصول در غالب نقاط ایران خوب شده (یک نفر از نمایندگان - محصول خوب شده ولى نان بد است) در کرمانشاه خوب شده در شرق خوب شده در غالب نقاط محصول خوب است و الان هم که بنده اطلاع پیدا کردم این خوب است و الان هم که بنده اطلاع پیدا کردم این ازدحامى که صدایش شنیده می‌شود یک دسته از مردم جمع شده‌اند و یک مقدارى هم نان برداشته‌اند آورده‌اند که به اطلاع آقایان برسانند که وضع نان تهران این است (سلطانى - نان تهران که از تمام ولایات بهتر است) اگر در ولایات بدتر باشد دیگر چشم دولت روشن. همه ساله مقدار زیادى زیان اداره غله نان را می‌دهیم و دربودجه دولت هم هست خاصه امسال که تنى 70 تومان هم بنده طورى که دیده‌ام به قیمت غله افزوده‌اند بنابراین مقدار زیان دولت در غله زیادتر خواهد شد (آزاد - 12 میلیون ریال پارسال بود) امسال مسلماً با تنى 70 تومان که زیاد کردند من حساب نکردم ولى قطعاً یک شیفر زیادى را نشان خواهد داد از دو حال‏ خارج بشود اگر دولت بخواهد ضرر این قسمت را جبران کند باز این قسمت هم در بودجه کل کشور پیش‌بینى نشده بنابراین بر این 180 میلیون کسرى افزوده خواهد شد و یا اگر بخواهد قیمت نان را افزایش بدهد این برخلاف گفته و برنامه خود دولت آقاى هژیر است که یکى از موادش تنزل هزینه زندگى بود یعنى اگر نان گران شد طبیعى است که که هزینه زندگى گران خواهد شد پس ایشان بدیهى است که عملاً برخلاف برنامه خودشان که داده‌اند اقدام نمى‌کنند اگر بخواهند قیمت نان را بیافزایند پس باید ضررش را جبران کنند اگر بخواهند ضرر را جبران بکنند این را آقایان باید بدانند که این مقدار ضرر روى دویست میلیون تومان خواهد آمد و اصلاً معلوم نیست ملت ایران که در حدود 700 میلیون تومان مالیات می‌پردازد خود مردم نمی‌دانند براى چه مالیات ازآن ها گرفته می‌شود و دولت هم که پولى از مردم می‌گیرد خرج مردم نمی‌کند چند روز پیش یک کسى از دوستان بنده که از جزیره هنگام آمده بود یک شرحى از وضعیت بیچارگى و بدبختى مردم هنگام می‌گفت این جزیره در سال 1308 در حدود یازده هزار یا ده هزار جمعیت داشت و الان تمام جمعیت جزیره هنگام منحصر شده است به سیصد نفر که این سیصد نفر تمامش لخت و برهنه هستند غذا ندارند تغذیه این‌ها به وسیله ماهی‌های مرده‌ای است که هنگام جزر

+++

و مد به ساحل ریخته می‌شود و این ماهی‌های مسموم را اهالى جزیره می‌خوردند و این سیصد نفر هم تا آخر سال شاید یک نفر از آنها باقى نماند و همه‌شان راه دیار عدم را پیش بگیرند. کشورى که در حدود هفتصد میلیون از مردم مالیات می‌گیرد آن وقت در یک قسمت‌هایش این طور مردم با فقر و بدبختى و بیچارگى دست به گریبان هستند و هر روز یک دسته زیادى از این‌ها به دیار عدم می‌روند من می‌خواستم خاطر آقایان محترم را به این موضوع جلب کرده باشم که مجلس شوراى ملى مظهر ملت ایران است هر بدبختى هر بیچارگى هر سعادتى که به مردم ایران روآور بشود بنده خیال می‌کنم که به مجلس شوراى ملى ایران رو آورده است اگر بدبختى براى مردم روآور بشود مسلماً مجلس شوراى ملى مسئول خواهد بود اگر سعادتى هم براى ملت ایران پیش بیاید افتخار آن با مجلس شوراى ملى است و اسباب سعادت مجلس شوراى ملى خواهد بود بنده خیال می‌کنم هیچ یک از آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى حاضر نیستند که یک چنین مردمى در یک چنین جزیره‌ای با آن وضع بدبختى و پریشانى جان بدهند و آن وقت ما در اتومبیل‌های 49 و 48 در کارخانه‌ای مجلل‌مان بنشینیم و هیچ فکرى به حال بدبختى و بیچارگى آن‌ها نکرده باشیم دولت این پولى که می‌گیرد باید خرج این‌ها کرده باشد غالب نقاط ایران مثل جزیره هنگام است (دکتر مصباح‌زاده - بنادر جنوب ایران تمام شبیه به جزیره هنگام است) (صحیح است) یک قسمت از طبس بنده شنیدم که مردم به قدری در آنجا به حال بدبختى و بیچارگى دارند زندگى می‌کنند که هر عابر و رهگذرى بى‌‌اختیار رقت می‌کند (سزاوار - همه جا این طور است) در تمام نقاط ایران این بدبختی‌ها هست و تمام اینها مسئولش هیئت حاکمه است اگر ما یک هئیت حاکمه دلسوز داشته باشیم خدا می‌داند که ایران بهترین موقعیت‌ها را دارد زیرا می‌تواند که اصلاحات را شروع بکند و به قول یکى از رجال کشور می‌گوید اصلاحات این مملکت سهل و ممتنع است و کشور ما اگر یک رجال باشخصیتى داشته باشد اصلاحات را با کسانى می‌تواند اجرا کند و اگر نداشته باشد و فاقد شخصیت‌های بزرگ باشد نمی‌تواند اصلاحات را شروع کند بلکه ممتنع و محال است و ایران در عین حال بهترین موفقیت‌ها و بدترین موقعیت‌ها را دارد. روى همین جهت که عرض کردم اگر هیئت حاکمه خوبى داشته باشد مهم‌ترین موقعیت‌های جغرافیایی و اقتصادى و سیاسى را دارد و اگر هیئت‌های حاکمه خوبى نداشته باشد بدترین موقعیت‌های جغرافیایی و سیاسى و اقتصادى را خواهد داشت بنده شنیدم که دولت آقاى هژیر که جدیتى هم دارند براى انجام و به موقع اجرا گذشتن برنامه هفت ساله و علاقه دارند که یک کارهاى عمرانى در کشور بشود بنده شنیدم در کاشان تمام اهالى کاشان سرمایه‌های خود را جمع کردند که در حدود پنجاه هزار دوک نخ‌ریسى و دو هزار دستگاه نساجى وارد کنند مدتى است که این‌ها این پول را جمع کرده‌اند و یک شرکت سهامى به آن بزرگى را تشکیل دادند ولى دولت به آنها ارز نمی‌دهد در صورتی که همین برنامه هفت ساله یا پنج ساله که تقدیم مجلس شده پیش‌بینى شده است که ما یک مقدار زیادى کارخانه نخ‌ریسى و دوک ریسندگى وارد می‌کنیم براى برنامه هفت ساله به فکر یک قرضه‌ای افتادند ولى اینجا مردم خودشان 32 میلیون تومان جمع‌آورى کرده‌اند می‌خواهند یک کارخانه‌ای درست کنند (آشتیانى‌زاده - مردم نیستند همه‌اش سى و پنج نفر هستند) ماحصلش این است که این پولى که آن‌ها جمع کرده‏اند که کارخانه وارد کنند یک مشت مردم می‌روند سر کار و از بیکارى جلوگیرى می‌شود جلوى فقر و بدبختى گرفته می‌شود جلوى لشگر انقلاب گرفته می‌شود و مملکت هم از یک مقدار واردات نخى بی‌نیاز خواهد شد. هر که بخواهد بیاورد کار خوبى است دولت باید کمک بکند ولى متأسفانه دولت کمک نمی‌کند و به آنها ارز نمی‌دهد که این‌ها این کارخانه را بیاورند و در عین حال در برنامه هفت ساله‌اش پیش‌بینى کرده که با قرضه وارد این مملکت بکند شما دویست و پنجاه میلیون تومان می‌گویید خرج برنامه پنج ساله است از طرق مختلفه وقتى یک دسته مردم حاضر باشند اگر دولت قبول بکند که این‌ها بروند کارخانه نساجى و دوک ریسندگى بیاورند مستغنى بکنند کشور را از یک مقدار زیادى از واردات بنده خیال می‌کنم که این یک قلم بزرگى است که اجازه ندهند که یک شرکت بزرگى که بنده شنیدم در حدود هزار نفر و بلکه بیشتر و بایستى به آنها ارز داده شود که این‌ها بتوانند کارخانه‌جات‌شان را وارد کنند و اینها کمک به عمران و آبادى و قوه اقتصایی و تولیدى کشور کرده باشند (باتمانقلیج - وقتى دولت می‌دهد مورد حمله قرار می‌گیرد) بنده با کار مثبت کردن موافق هستم دولت هر کى می‌خواهد باشد حتى دولت آقاى هژیر هم که بنده از اول مخالف بودم و امروز هم مخالفش هستم اگر یک کار مثبتى کردند خدمتى براى مردم انجام دادند بنده موافق هستم و به تمام طرح‌های‌شان هم رأى خواهم داد ولى عرض کردم چون در برنامه که در جبین این کشتى نور رستگارى نمی‌دیدم و نمی‌بینم رأى مخالف دادم بنده هر لایحه مفیدى که تشخیص بدهم به نفع مملکت ایران است رأى موافق خواهم داد بنده خصومت شخصى که با آقاى هژیر نداشتم بلکه قبل از این که ایشان رئیس‌الوزا بشوند بنده به ایشان ارادت هم داشتم و دوست هم بودم و اگر ایشان موفق شدند و خدمتى کردند باز هم دوست خواهم بود همچنین بنده در جراید این دو سه روزه شنیدم که راجع به بندر معشور یک تصویب‌نامه‌اى یا یک تصمیمى دولت گرفته است که خط بندر معشور را واگذار بکند به کمپانی نفت به طوری که بنده اطلاع پیدا کردم این کار در حدود دو میلیون و نیم تومان خرج دارد در عوض آن‌ها باید 10 سال از این خط مجاناً استفاده بکنند بنده خیال می‌کنم که این موضوع امتیاز خاصى باشد و بایستى مجلس شورای ملى این را تصویب کند با تصویب‌نامه نمی‌شود این اجازه را داد که از بندر معشور آن‌ها خط بکشند و ده سال استفاده مجانى بکنند و بعد یک مشت آهن‌پاره گذاشته بروند زیرا مالکوموتیو راننده و سایر وسایل‌مان در آن خط کار خواهد کرد و آنها از اینها مجاناً استفاده خواهند کرد و بعد از 10 سال هم یک مشت چوب پوسیده و ریل پوسیده به ما تحویل خواهند داد و بنده خیال می‌کنم که اگر این بندر احتیاجى داشته باشد که این خط کشیده شود بایستى خود دولت ایران تحمل مخارجش را بکند و بعد هم روى تناژى که معمول هست کرایه بگیرد اگر آن‌ها خواستند استفاده کنند بایستگى صرفه و غبطه وزارت راه و بنگاه هست و از این راه استفاده می‌برد یا نمی‌برد و الا با صدور تصویب‌نامه هیئت دولت واگذار کردن یک چنین خطى به یک کمپانى خارجى که به یک قسمتش مال ایران است بنده خیال می‌کنم که این خلاف قانون اساسى است و هیئت دولت اجازه صدور چنین تصویب‌نامه‌اى را ندارد یک قسمت دیگر که می‌خواستم به اطلاع آقایان نمایندگان محترم برسانم راجع به مالیات بر درآمداصناف است غالب اصناف این کشور دچار مزاحمت هستند و خود آقایان مسبوق می‌باشند که مأمورین مالیات بر درآمد یعنى مأمورین وصول مالیات بر درآمد چه جورى اجحاف و تعدى می‌کنند اخیراً دولت یک لایحه‌ای آورد به مجلس براى اصناف و پیشه‌ورارن و بازرگانان که کمیسیون قوانین دارایی هم قسمت اعظم آن را تصویب کرد و گزارش آن را هم تقدیم مجلس شوراى ملى کرده است که آقایان بایستى این قسمت را توجه کنند و زودتر تکلیف این مالیات بر درآمد را تعیین کنند تا تماس مأمورین دولت با مردم کم شود و دیگر براى پرداخت یک مختصر وجهى پاتیل دکان حلواپزى را حراج نکنند بنده در این بودجه یک تبصره‌ای را پیشنهاد کردم که آن قسمت که مربوط به مالیات اصناف است و شنیدم که دولت آقاى هژیر هم قبول می‌کند که ضمیمه این یک‌دوازدهم بشود و همین امروز مجلس شورای ملى جزو یک‌دوازدهم تکلیف این کار را معین کند که دیگر به طبقه اصناف که در اکثریت هستند تعدى و اجحاف نشود و ما بتوانیم عملاً تعدى و اجحاف به اصناف را جلوگیرى کرده باشیم طبقه اصناف کشور که بنده خیال می‌کنم از این 700 میلیونى که ملت ایران مالیات می‌پردازد و پانصد و چند میلیون آن را از این طبقه مخصوصاً به انواع و اقسام می‌گیرند مالیات بر درآمد می‌گیرند از روى سیگارشان می‌گیرند از روى قندشان می‌گیرند از روى پارچه‌شان می‌گیرند از روى اجاره‌ای که می‌دهند از آن عوارض می‌گیرند و قس علیهذا تمام مالیات این مملکت را بنده خیال می‌کنم پیشه‌ور و کسبه و این قبیل طبقات می‌پردازند اگر مجلس شوراى ملى یک توجهى بکند و امروز آن قسمتى را که مربوط به پیشه‌وران است موافقت بکند که جزو یک‌دوازدهم تصویب شود با همان ترتیبى که کمیسیون قوانین دارایی تصویب کرده دولت هم موافقت کرده است تا یک فکرى براى اینجا شده باشد که این‌ها در اجرا یا در ادارات مالیات بر درآمد دچار زحمت و بدبختى نشوند چندى قبل یک دسته‌اى از اتوبوس‌ها آمدند اینجا و اعتصاب کرده بودند آقاى مهندس رضوى آقاى حائرى‌زاده و بنده و یکى دو نفر را خواستند دو خط اتوبوس بودند که اعتصاب کرده بودند در یک ماه قبل آقاى معدل هم معاون پارلمانى بودند ما از ایشان خواهش

+++

کردیم که بیایند به شکایت یک عده‌اى که شاکى هستند رسیدگى بکنند با حضور رئیس بازرسى مجلس و آقاى مهندس رضوى آقاى حائرى‌زاده و آقاى معاون نخست وزیر آن‌ها اعتراف کردند که در هر روز از هر اتوبوسى 7 تومان رشوه می‌گیرند 1400 اتوبوس در تهران است و هزار و چهارصد و هفت تومان می‌گیرند و از تاکسی‌ها هم به همین عناوین می‌گیرند البته این در موقعى بود که رئیس شهربانى تغییر نکرده بود بنده خیال می‌کنم که انشاء‌الله جلوگیرى شده باشد ولى خواستم عرض کنم که به ملت ایران علاوه بر این مالیات‌هایی که در قانون پیش‌بینى شده این قبیل باج و خراج‌ها هم تحمیل می‌شود و این ملت قابلیت تحمل این همه فشار را ندارد (صحیح است) و هر چه زودتر بایستى هیئت حاکمه ما یک فکرى بکند که از این فشار طاقت‌فرسا که پشت ملت ایران را خم کرده است ملت ایران خلاص شود و اگر مجلس شوراى ملى توجه نکند بنده یک روز خیلى بدى را پیش‌بینى می‌کنم که پیش‌بینى آن روز و حدوث آن روز نه به صلاح ملت ایران است و نه به صلاح مجلس شوراى ملى ایران پس تا وقت نگذشته است علاج واقعه را بایستى مجلس شوراى ملى قبل از وقوع بکند (صحیح است) بایستى هیئت حاکمه ما نسبت به ملت ایران یک قدرى حس ارفاقش زیادتر بشود و از تحمیلات به ملت یک قدرى بکاهد باید حداقل آزادى فردى و اجتماعى را در مملکت تأمین کرد و حداقل معیشت را براى طبقه سوم و چهارم تأمین نمود تا بتوان جلوى تمام حوادث را گرفت (مهندس رضوى - معیشت طبقه سوم و چهارم الان به حداقل رسیده است بفرمایید حداقل قابل قبول) منظورم این است که حداقل این‌ها هم الان تأمین نیست. بنده چون می‌دانم که همه آقایان علاقه دارند که زودتر یک‌دوازدهم بگذرد و بلکه امروز مستخدمین بتوانند حقوق بگیرند زیاد مزاحم آقایان نمی‌شوم و عرایض خودم را خاتمه می‌دهم فقط یک موضوع را توجه می‌دهم به دولت آقاى هژیر که به طوری که بنده اطلاع دارم در حدود 12 میلیون تومان پول عوارض بنزین در وزارت دارایی جمع شده است براى آسفالت‌کارى راه‌ها و مدتى است که این آسفالت‌کارى متوقف مانده است بنده خیال می‌کنم که اگر شروع به آسفالت‌کارى راه‌ها بشود هم یک دسته بیکار سر کار می‌روند و هم راه‌های ما از این وضع بدى که دارد نجات پیدا می‌کند و هم کمک به ترافیک و حمل و نقل مملکت شده است این را هم استدعا می‌کنم که آقاى هژیر توجه بفرمایید و دستور بدهند که با این پولى که جمع شده زودتر آسفالت راه‌ها را شروع کنند و بین شهرها را جاده‌هایشان را آسفالت کنند، یک موضوع دیگر هم بنده می‌خواستم توجه ایشان را جلب کنم موضوع ساختمان وزارت کشاورزى است تاکنون به کرات نامه‌های متعدد به آقایان نمایندگان رسیده جناب آقاى دکتر معظمى هم در جلسه قبل این را اظهار کردند که این مؤسسه ایست براى ایجاد مسلول آفتاب ندارد نور ندارد و کارمندانى که آنجا کار می‌کنند یکى بعد از دیگرى مسلول می‌شوند و همه دارند به آسایشگاه‌هاى مسلولین می‌روند بنده می‌خواستم این موضوع را در آنجا عرض کرده باشم و توجه دولت را در اینجا عرض کرده باشم و توجه دولت را جلب کرده باشم که دولت براى رفاه کارمندان خودش یک توجه بیشترى داشته باشد که این بنگاه‌ها را که بنگاه ایجاد مسلول است در آن را ببندد و 16 هزار تومان هم که اجازه می‌دهد این پول را یا بدهد جاى بهترى بگیرد که آفتاب داشته باشد و یا یک جایی را ساختمان بکند، اینجا نه آفتاب دارد نه زمستان دارد نه تابستان، و هیچ چیز ندارد جز این که یک عده مسلول جمع کند تکلیف این را زودتر معین کنید (مهندس رضوى - آنجا یک دستگاه جاروب هم ببرند این خطر تا اندازه‌ای رفع می‌شود) این همه ساختمان در این کشور هست یک جاى دیگر را بگیرید، این وزارت دارایی همه‌اش خالى است. یک موضوع دیگر هم که بنده می‌خواستم عرض کنم موضوع ذغال‌سنگ ما است قبل از شهریور 20 در زمان شاه سابق چندین مرتبه کارخانه‌جات دولتى ما که جزو وزارت پیشه و هنر بود پیشنهادهایی به شاه سابق کرد که اگر با گازوییل و نفت سیاه بسوزانیم به صرفه و صلاح وزارت اقتصاد ملى خواهد بود ولى اگر این کار را بکنند تمام معادن ذغال‌سنگ ما از کار خواهد افتاد و یک مقدارى بر بیکاران مملکت افزوده خواهد شد، پورسانتاژ این کار را حساب کردند دیدند تفاوت زیادى ندارد که به جاى زغال‌سنگ نفت سیاه را به کار ببرند بعد از شهریور متأسفانه این حساب را نکردند و تمام کارخانه‌جات ما یکى پس از دیگرى پس از شهریور از مصرف زغال‌سنگ خارج شده و به وسیله گازوییل می‌سوزند این کار یک مقدارى از کارگزان را بیکار کرده و معادن زغال‌سنگ ما را تعطیل نموده از این گذشته اگر یک روز کمپانى نفت نخواست به ما نفت سیاه بدهد تمام کارخانه‌جات ما خواهد خوابید بنده خواستم راجع به این موضوع هم توجه دولت را جلب کرده باشم که یک فکرى بکند لااقل تا این اندازه که این کار را کردند کافى است و بعد از این اجازه ندهند که کارخانه‌جات زغال‌سنگى ما تبدیل به نفت شود و سوختنش را تبدیل به نفت نکنند، در در خاتمه می‌خواستم عرض کنم که این موضوع نان تهران هم که سرو صداى مردم را در آورده دارد به جاى بدى می‌کشد دولت باید هر چه زودتر وضع نان مردم را بهتر کند و تکلیف نان تهران را روشن کند در سیلو هم این طور که فرمودند جنس زیادترى دارند که این طور اسباب مزاحمت فراهم نشود غالب کارمندان مجلس و مستخدمین جزء مجلس به من می‌گفتند که ما دیروز از صبح تا غروب دنبال نان می‌گشتیم اگر می‌خواهید مردم را سرگرم کنید که یک فکر دیگرى نکنند آن کسانى که می‌خواهند فکر دیگرى بکنند می‌کنند. این اوضاع ناگوارى، که پیش آمده نه به صلاح مجلس است و نه به صلاح دولت پیش از این هم بنده عرضى ندارم.

نخست وزیر - اجازه بفرمایید.

رئیس - بفرمایید؟

نخست وزیر - بنده خدمت آقایان تصدیع زیادى فقط یک مطلب راجع به بندر معشور فرمودند بنده می‌خواهم عرض بکنم که نه چنین تصویب‌نامه‌ای صادر شده و نه چنین تصمیمى گرفته شده است بنابریان خیال‌تان از این بابت راحت باشد راجع به نان تهران باید یک مختصر توضیحى عرض کنم یک بار دیگر هم به عرض آقایان رساندم که در اول تیر ماه موجودى شهر یعنى موجودى غله تهران هشت هزار تن بود در صورتی که پارسال اول تیر 50 هزار تن بود (یکى از نمایندگان - الان چقدر است) الان 5 هزار تن است یعنى مى فرمایید همه را بدهم آن وقت قحطى می‌شود عرض کردم اسباب نگرانى نیست بنده همان طور که 8 هزار تن را از اول تیر تا به حال رساندم یعنى مصرف شد و جایش گذاشتم البته باز هم خواهم گذاشت و اگر تحریک بکنند بنده در مقابل تحریک هم از میدان در نمی‌روم این مطلب را عرض کرده باشم ولى این توضیحى که حضور آقایان عرض می‌کنم از جهت روشن شدن ذهن آقایان است و الا دولت که کار خودش را می‌کند در موقع محصول بعد از آن که تصویب فرمودید که مازاد غله گرفته شود اگر به نقاط غله‌خیز اجازه داده شود که غله‌شان را به نقاط دیگر و هر جا که می‌خواهند حمل کنند تعهد از بین می‌رود بعد کسرى که می‌شود از کى بگیریم قحطى می‌شود در مملکت ما ناچار هستیم در نقاط غله‌خیز تعهد بگیریم بعد اجازه بدهیم به جاى دیگر حمل کنند این عمل دولت که ضرورت است و غیر از این هیچ راه دیگرى هر چه فکر کردم نیست منتج دو نتیجه است یکى این که در نقاط غله‌خیز چون خروج غله در داخله مجاز نیست اگر بخواهند خارج کنند قاچاق محسوب می‌شود و هر کس این کار را نمی‌تواند بکند قیمت گندم در بازار آزاد می‌آید پایین پس آن صاحب غله فریاد می‌کند که اجازه بدهید که هر جا می‌خواهم ببرم، یک مقدار زیادى از این شکایات که از ولایات می‌رسد از صاحبان غله است ولى بنده چاره ندارم مادام که تعهد را نداده‌اند یعنى نان مردم در تمام سال تأمین نیست بنده نمی‌توانم اجازه بدهم که غله را حمل کنند (صحیح است) همین عمل یک اشکال دیگر در نقاطى که باید غله‌شان از جاى دیگر بیاورند ایجاد می‌کند یعنى چون به آنها اجازه داده نمی‌شود که غله را به آن نقاط ببرند خواه و ناخواه غله می‌رود بالا و مردم شکایت می‌کنند که آقا غله رفته بالا، مادامى که بنده آنجا تعهد را نگیرم این جا غله نمی‌توانم بدهم اما نتیجه چه می‌شود در نتیجه این عمل دولت تعهداتى که لازم است گرفته شود و این سد و بندها آزاد می‌شود یعنى قیمت غله از نقاطى که می‌خواهند غله بیاورند پایین می‌آید و در نقاطى که می‌خواهند صادر کنند بالا می‌رود یک تفاوتى ایجاد می‌شود و در نتیجه برمی‌گردد به حال عادى، این که مدام فریاد می‌کنند سر غله و محصول، وضع غله این است بعد چه خواهد شد؟ درست عکس این مطلب است عرض می‌کنم این موضوع تحریک است که می‌خواهند نگذارند ما بتوانیم غله را جمع کنیم یک عده از ملاکین ذى‌نفوذ تحریک می‌کنند که آقا هیاهو کنید که دولت فرصت نداشته باشد که حالا که باید تعهدى بگیرد، نگیرد تا در زمستان تمام مردم را به قحطی برسانند بنده در مقابل این هیاهو نمی‌توانم تعهد نگیرم بنده می‌ایستم و می‌گیرم اما راجع به نان تهران، آقایان همه می‌دانند امسال 20 روز الى یک ماه در تمام مملکت سال به اصطلاح عقب بوده یعنى بارندگى دیر شده گندم دیرتر رسیده، هیچ سالى زودتر از اواخر آبان یا لااقل اواسط آبان گندم خارج از حوزه تهران به تهران نمی‌رسد 20 روز را هم که حساب کنیم می‌شود آخر آذر با تمام این احوال براى این که ما داراى یک سیلوى تقریباً خالى شدیم

+++

در اول تیر هر چه ممکن بود اداره غله زحمت کشیده است براى این که امروز حمل غله را نقاط خارج تهران تسریع کند و این عمل هم دو علت دارد یکى این که از خارج هم گندم بیاید تا رقابتى بشود با مالکین حوزه تهران گندم تهرات قیمتش پایین بیاید یکى دیگر این که گندم حوزه تهران را تنها نمی‌شود پخت یعنى از پخت بد در می‌آید همین است که می‌بیند و می‌گویند که گندم خارج و گندم غریب را باید دست گندم تهران زد تا نان تهران خوب شود بنده که گندم خارج کرمانشاه یا همدان یا آذربایجان را که باید دست‏ گندم حومه تهرات بزنند تا مردم بخورند (یکى از نمایندگان - بفرمایید گندم سیلو چه شد؟) دادند آقا، ما پارسال 210 تن یعنى 10 تن در تهران به دکان‌هاى ناتوایی می‌دادیم و 20 تن هم به ارتش که در روز می‌شد 210 تن حالا 317 تن در روز داده‌اند بنده که مسئول تمام کارهایی که کرده‌اند که نمی‌توانم باشم بفرمایید کمیسیونى تعیین کنید بیایند ببینند چه کرده‌اند بنده که می‌توانم مسئول تمام کارهاى گذشته‌ها تا زمان آدم ابو‌البشر باشم اگر تشخیص می‌خواهید بفرمایید نماینده معین بفرمایید برود رسیدگى کند اگر بنده مسئول هستم مجازات شوم اگر دیگرى مسئول هست مجازات بشود. با این ترتیب من دیگر نمی‌توانم کارى کنم ناچار باید حتى‌المقدور سعى کنم گلیم مملکت را از آب بیرون بکشم ولى به این حال که آقا خدا هم قادر نیست در هر صورت باید وسایل کار را انجام داد تا رسید به یک جایی با هیاهو و اضطراب کارى انجام نمی‌شود آقا این دکان‌های نانوایی هم باید عرض کنم انواع و اقسام در آنجا تحریک است این دکان نانوایی از خشکش می‌برند و از ترش می‌برند باید جلوگیرى کرد اما صاحب دکان نانوایی دکاندار آن ترازودار نیست که بشود به سهولت جلوگیرى کرد جواز‌هایی که گرفته‌اند به جاى داشتن دکان آزاد یا دکان دولتى از تمام طبقات هستند و خیلى به ندرت خود ترازودار صاحب دکان است بنده می‌فرمایید آنچه کردند تمام را از بنده می‌خواهید بنده می‌توانم عمل بکنم اما به شرطی که بایستی اگر سه روز اعتصاب کردند شهر نان نداشت نگویید بنده مملکت را دچار قطحى کرده‌ام شما بایستید من می‌کنم (مکى - صورتش را بفرستید) صورتش که اشکالى ندارد می‌فرستم بنده در تمام دورانى که در وزارت دارایی بودم یک دانه جو از دکان نانوایی ندادم صورت می‌خواهید بفرستم آقا ببینید رورنامه‌نویس طبقات مختلف موثر در مملکت اشخاص ذی‌نفوذ در شهر کسانی که مدام تحریک می‌کنند همین‌ها صاحب دکان هستند بنده دیگر راه‌ها را قطع نمی‌کنم مملکت دچار قطحى می‌شود آقایان فریاد می‌کنند که چرا قحطى شده این‌ها دارند می‌میرند به تدریج داریم می‌رویم که هم به این مقصود برسیم و هم مملکت دچار قحطى نشود چون می‌بینید تحریک می‌کنند بنابراین براى اصلاح اگر اصلاح می‌خواهید باید بایستید در مقابل این تشنجات آیا شما تصور می‌کنید می‌شود اصلاحى بر ضد مستخدم، مستخدم زائد بیکاره کرد یا اصلاحى بر ضد مقامات متنفذ کرد بدون سروصدا؟ این امر از محالات هست اگر از این هیاهو بترسید مملکت کارش به جایی نخواهد رسید همیشه کار بر همین منوال است (مکى - مردم چه گناهى دارند) این تحریک است این نانى که می‌آورند بگویید از کدام دکانم می‌آورند بنده در حضور آقایان می‌روم درست می‌کنم این تحریک است امروز 400 تن از غله کرمانشاه را به هر زحمتى بود رساندند و به تدریج می‌رسانند و در ظرف ده روز این وضع نان اصلاح خواهد شد ولى آقا بنده تحریک را نمی‌توانم اصلاح کنم جلوگیرى از تحریک این است که نان را که می‌آورند و بنده عرض می‌کنم از کدام دکان نانوایی خریدارى شده است تا بروم رسیدگى کنم آقا در 700 دکان نانوایی که بنده نمی‌توانم بروم این یک معجونى است که درست کرده‌اند دستى براى این که بیایند تحریک کنند اما حقیقت واقعه را بنده عرض می‌کنم که ایراد یک قدرى وارد است امروز 400 تن از کرمانشاه به تاکستان رسیده و فردا به تهران خواهد رسید و این موضوع حل می‌شود (آشتیانى‌زاده - آقاصورت کلیه آن‌ها و روزنامه‌نویس‌ها را بدهید) گندم به سیلوی تهران می‌رسد و این مشکل در ظرف ده روز حل می‌شود

رئیس - آقاى مخبر

دکتر مصباح‌زاده - نماینده محترم آقاى مکى بیاناتى راجع به بودجه‌هاى تفصیلى وزارتخانه‌ها فرمودند قبل از ایشان هم بعضى از آقایان نمایندگان راجع به این موضوع اظهاراتى کردند بنده لازم می‌دانم که جواب عرض کنم اصولاً ما دو بودجه داریم یکى بودجه چهاردیوارى یکى بودجه تفصیلى وزارتخانه‌ها از چندین سال به این طرف رسم بوده که ابتدا دولت بودجه چهاردیوارى را به مجلس تقدیم می‌کرد و پس از تأمین اعتبار براى هر یک از وزارتخانه‌های مربوط بودجه خودشان را به میزان آن اعتبار می‌گرفتند و بعد بودجه تفصیلى را براى تصویب به مجلس می‌فرستادند امسال هم نظیر سال‌های گذشته است آنچه که تاکنون به مجلس آمده و به کمیسیون بودجه ارجاع شده همان بودجه چهاردیواری‌های تفصیلى وزارتخانه‌ها هنوز به مجلس نیامده هنوز به کمیسیون بودجه نرسیده است تا کمیسیون بودجه به آن رسیدگى کند و بنابر تکلیف قانونى که دارد دستور چاپ آن را بدهد بنابراین این شایعه‌ای که هست این که می‌گویند کمیسیون بودجه تعمد دارد که بودجه‌های تفصیلى وزارتخانه‌ها را منتشر نکند این کذب محض است چنین چیزى نیست حتى کمیسیون بودجه به وزارت دارایی نامه‌ای نوشته و بودجه‌هاى تفصیلى را مطالبه کرده ولى هنوز نرسیده است و بنده دو روز قبل اطلاع حاصل کردم که جناب آقاى نخست وزیر دستور اکید فرموده‌اند که بودجه تفصیلى را هر چه زودتر به مجلس بفرستند (دهقان - باید بودجه چهار دیوارى تصویب شود) ایشان دستور فرمودند هر چه زودتر به مجلس بفرستند البته به محض این که تهیه شد می‌فرستند ایشان این دستور را فرمودند براى این که کار زودتر انجام شود بنابراین از طرف کمیسیون بودجه قصورى نشده است این یک مطلب، مطلب دیگر این است که آقاى مکى فرمودند که من مخالف طرح یک‌دوازدهم هستم براى این که وضع کشور خوب نیست. هرج و مرج اقتصادى است باید وضع بهبودى حاصل کند بنده عرض می‌کنم به همین دلایل جناب آقاى مکى توجه بفرمایید جواب جنابعالى را عرض می‌کنم فرمودید که مخالف طرح یک‌دوازدهم هستند براى این که وضع مملکت خوب نیست اوضاع مملکت خوب نیست بنده عرض می‌کنم که به همین دلایلى که جنابعالى فرمودید اکثریت مجلس تصمیم گرفت که امروز به یک‌دوازدهم رأى بدهد که حقوق مستخدمین پرداخت شود پس از آن با فراغت و مجال کافى به بودجه رسیدگى شود این کسرى بودجه تأمین بشود نظریات آقایان را این جا مطرح بکنیم و رسیدگى شود و با کمک و همکارى دولت یک بودجه‌ای صحیح یک بودجه که کسر نداشته باشد یک بودجه‌ای که مخارج عمرانى آن متناسب با مخارج اداری‌اش باشد یک بودجه‌ای که باعث افتخار مجلس 15 باشد به یادگارى بگذرانیم از این جهت است که بنده فکرى می‌کنم اگر منظور جنابعالى هم اصلاحات باشد باید موافقت بکنید که این یک‌دوازدهم همین امروز مطرح شده و تصویب شود و بعد هم ضمن طرح بودجه نظرى که دارید بیان خواهید فرمود اما مطلبى که فرمودید راجع به جزیره هنگام و بنده مترصد بودم که جناب آقاى نخست وزیر هم در این باره تذکرى بفرمایند و یک وعده‌ای بدهند بنده عرض می‌کنم جزیره هنگام تنها نیست به این وضع تمام بنادر ایران و تمام جزایر ایران به بدترین وضع افتاده امروز آقایان نمایندگان جنوب هم اطلاع دارند روزانه براى ما تلگراف می‌رسد که صدها نفر از اشخاص دارند مهاجرت می‌کنند براى این که خود تیمسار سپهبد امیر احمدى که به بوشهر تشریف بردند اینجا بیاناتى کردند بنده عرض نمی‌کنم که اگر به بندر‌عباس تشریف ببرند بدتر از آنجا خواهند دید به جزیره قشم تشریف ببرند بدتر خواهند دید تمام بنادر جنوب و جزایر ایران بکلى از هستى مردمش ساقط شده‌اند ویرانه‌هایی بیش نیست چند روز پیش بنده این مطالب را به آقاى نخست وزیر عرض کردم ایشان وعده فرمودند که یک کمیسیونى را مأمور خواهند کرد که براى اصلاح بنادر و جزایر ایران یک طرحى پیشنهاد کنند بلکه از این بدبختى که مردم آن سامان دچارش شده‌اند جلوگیرى به عمل آید بنده این عرض را که می‌کنم از طرف مردم و از طرف یکى از نمایندگان بنادر جنوب است و استدعا می‌کنم از جناب آقاى نخست وزیر که به این موضوع توجه مملکتى اقداماتى بفرمایند که زندگى در اینجاها تأمین شود و مردم روزانه مهاجرت نکنند.

نمایندگان - مذاکرات کافى است رأى‏

رئیس - آقاى فولادوند

آشتیانى‌زاده - رأى آقا رأى مذاکره کافى است.

فولادوند - آقاى آشتیانى‌زاده که با بنده مخالف نبودند که داد بزنند تا مذاکره کافی است بنده از ایشان گله دارم بنده به طوری که آقایان نمایندگان محترم مستحضر هستند همیشه در مجلس فهرست‌وار و به زور خلاصه حرف می‌زنم زیرا عقیده‌ام این است که این گناهى بزرک است که یک وکیل بخواهد وقت مجلس را براى یک چیزهاى کوچکى یا چیزهاى بزرگى ده ساعت 15 ساعت سه جلسه

+++

چهار جلسه بگیرد مجلس این طور گفته می‌شود که در جزیره قشم این طور می‌شود در لار آن جورى می‌شود کجا مردم خون می‌خورند گندم گیر اشخاص نمی‌آید و و و........... اگر ما به جاى حرف زدن یک مقدارى همت صرف کنیم به دولت ها وقت بدهیم خودمان را منظم کنیم خدا شاهد است که وضعیت مملکت ما از این بهتر خواهد شد، اگر ما بخواهیم هر روز که یک دولتى آمد به جهتی خصوصى یا غیرخصوصى به آن حمله کنیم بى‌‌شک وضع روز به روز بدتر می‌شود (صحیح است) اما راجع به گندم بنده اول می‌خواهم این موضوع را براى آقایان روشن کنم ماشاء‌الله هم آقاى رئیس‌الوزرا خوب حرف می‌زنند هم دوست دارند صحبت کنند و نوبت به ماها نمی‌رسد و حرف ما بعد از ایشان آن رونق را دیگر نخواهد داشت جناب آقاى نخست وزیر بنده دوست داشتم ایشان راجع به گندم توضیح بدهند تا بنده که یک مالک هستم یک توضیحى بدهم بنده یک نصیحتى دارم از پدرم که می‌گفت فرزند هیچ وقت اظهار فقر و بى‌‌چیزى مکن هیچ کس به تو یک شاهى نمی‌دهد دوستان تو متأثر می‌شوند دشمنان تو شاد خدا شاهد است من یک مردى هستم که با قناعت خودم الحمدالله چیزدار هستم چرا بگویم امروز بد شده: گدایم و چیزى ندارم نخیر بنده مفتخرم که از راه درستى و پاکدامنى چیز دارم بنده بیچیز هم نیستم زندگى متوسط خوبى دارم (احسنت) اما راجع به گندم بنده مالک هستم و تعهد می‌دهم مالکین البته دوست دارند تعهد کم بدهند و هم دوست دارند گندم آزاد شوند تا در هر نقطه‌ای که گران‌تر است ببرند بفروشند مالک را وقتى می‌خواهی از آن تعهد بگیرى باید دروازه‌های خروجش را ببندى وقتى که بستى گندم ارزان می‌شود در یک حوزه کوچکى وقتى جلوى دروازه بستند مالک که نمی‌تواند گندم را ترشى بریزد گندم شش ماه که بماند می‌پوسد و خراب می‌شود وقتى جلوى دروازه‌اش را گرفتند نمی‌تواند گران بکند می‌آید تعهدش را می‌دهد و اگر دولت بخواهد جلوى گندم را در داخله باز بگذارد حتى من به خصوص هم ضرر می‌کنم ولى والله این به ضرر مملکت است من آقاى نبوى را همیشه به آنها احترام می‌کنم این پیشنهادى که آقاى نبوى کردند چون مالک نیستند نمی‌دانستند که اگر جلوى دروازه را باز کنند دولت نمی‌تواند تعهد بگیرد که گندم بدهند و گندم خروارى صد تومان می‌رسد به سیصد تومان یعنى مصلحت دولت همین است منتها بنده یک تذکرى باقاى نخست وزیر می‌دهم تمام فشار براى این است که دولت گندم را به تهران بیاورد این کمکى است که به دولت می‌کند دولت اجازه بدهد که این کار را بکند با این حال بنده فشارى هم ندارم اگر مصلحت هست بکنید اگر مصلحت نیست نکنید براى روشن شدن موضوع ناچار به تذکر مقدمه‌ای هستم صرفنظر از این که خدمت نمایندگی را براى خدمت به کشور پذیرفته‌ایم به کلام الله مجید سوگند یاد کرده‌ایم که جز خدمت به مملکت و حفظ قانون اساسى و مشروطیت منظور دیگرى نداشته باشیم و براى رعایت این امر وظایف زیادى داریم که از آن جمله است: 1 - منظم حاضر شدن در مجلس شوراى ملى اکثریت نینداختن آن (صحیح است) دوم اقدام به تصویب لوایح مفید دولت که اهم آن‌ها لایحه بودجه است سوم حمایت از دولت‌هایی که به آن‌ها رأى اعتماد می‌دهیم تا بتواند این مملکت پهناور و اهالى بی‌چیز آن را حفظ و اداره نماید و استقلال کشور را حمایت کند و حتى وفادارى نسبت به مقام اعلیحضرت همایونى (صحیح است) بنده افتخار دارم که تاکنون توانسته‌ام در برابر سوگندى که یاد نموده‌ام عمل نمایم و تأسف دارم که به مناسباتی چند نتیجه مطلوبه به نفع کشور حاصل نشده بنده معتقدم که اکثریت و اقلیت مجلس بایستى آزادانه آنچه به صلاح مملکت می‌دانند در اینجا گفته و به مرحله عمل برسانند ولى بسیار متأسف می‌شود اگر این گفتار و رفتار عمداً به ضرر مملکت تمام شود عمداً از آن جهت عرض کردم زیرا بشر نمی‌تواند از اشتباه مصون باشد یکى از امورى که بنده را از جریان مجلس 15 متأثر و مأیوس می‌کند از اکثریت انداختن مجلس است که ده دوازده نفر فقط به میل شخصى خود حقوق مملکت را تضییع می‌کنند و صد نفر نماینده را بدنام می‌کنند به طوری که آقایان ملاحظه می‌فرمایند بدون این که بعضى‏ از نمایندگان درحال اوبستروکسیون باشند جلسات مجلس را از اکثریت می‌اندازند گاه می‌شود روزى ده مرتبه عده براى مذاکره در رأى کافى نیست در صورتی که ساعات کار مجلس در ظرف چهل و هشت ساعت دو الى سه ساعت بیشتر نیست حتى به حال مقام ریاست بسیار متأسفم زیرا این مرد محترم از بى‌‌نظمى مجلس به قدری به تنگ آمده است که حدى براى آن متصور نیست چند روز پیش صورت مذاکرات جلسه 57 دوره چهارم مجلس را قرائت می‌کردم ملاحظه شد یکى از نمایندگان اعلام نمود که عده براى مذاکره کافى نیست در جواب ایشان عین بیانات مرحوم موتمن‌الملک را قرائت می‌کنم

«رئیس - بلى جلسه را ختم می‌کنم ولى قبلاً بنده باید عرض کنم که دیگر به این مجلس نخواهم آمد مجلسى که بدین ترتیب اداره شود و ده دوازده نفر بخواهند به میل خودشان حقوق مملکت را معوق بگذارند من در آن مجلس حاضر نمی‌شوم و همین حالا استعفاى خود را خدمت آقایان تقدیم می‌دارم که براى خودتان یک نفر دیگر انتخاب کنید»

آشتیانى‌زاده - آقاى رئیس شما هم این کار را بکنید

رئیس - بنده هم حاضرم رغبتى ندارم به این مجلس که سرکار تشریف دارید

فولادوند - در این مجلس می‌خواهیم انجام وظیفه کنیم ما قسم به قرآن خوردیم آقا زحمت کشیدیم اکثر رفقای‌مان که شاید خود بنده هم از آن‌ها هستم رفتیم به موکلین و اشخاص ذی‌نفوذ و غیره التماس کردیم که آقابگذارید ما وکیل شویم خدمت می‌کنیم خدمت من امروز این شده است که بنده هر روز عمل فراش را انجام می‌دهم باید بروم بیرون بگویم آقا محض رضاى خدا مجلسم از اکثریت افتاده بیایید می‌گویند آقا قهوه‌ام را می‌خورم می‌آیم.

آقا قهوه را باید منزل خورد شما را به وجد انتان این هم شد کار به حضرت عباس آبروی‌مان رفت ما یک سال است که توى این مجلسیم و هنوز یک بودجه را نتوانسته‌ایم تصویب کنیم بنده یک مستخدمى هستم که به عکس عقیده آقاى مکى که آن روز فرمودند من در کرمان مدعى‌العموم بوده‌ام و در رشت و اصفهان و در تهران و در یزد هم نمایندگان این ولایات هستند من آقا یک مردى هستم که می‌گویم اگر یک کسى ادعا کرد من یک قران نه این که حقیقت داشته باشدفقط ادعا کرد که من به فولادوند یک قران داده‌ام هر یک قران را یک تومان می‌دهم (صحیح است) من را آقاى مکى نمی‌تواند با این حرف‌ها بدنام کنند مادامى که من در این مجلس هستم ومتاثر هم هستم و مى‌بینم عمان جزیره قشم و فلان و فلان در اثر این کار خرابست آقا ایراد بر رئیس‌الوزرا گرفتن و نگذاشتن رئیس‌الوزرا و دولت را که کار بکنند این که جزیره قشم را آباد نمی‌کند (احسنت) نفت چیه آقا مسخره نکنید مملکت را شما که خودتان زور خودتان را می‌دانید زور حرف‌تان را هم می‌دانید من مخالفم شما اگر راست می‌گویید 50 نفرتان بلند شوید بروید آبادان روى نفت بخوابید بگویید ما وکیل ملت هستم نمی‌گذاریم ببرید سرمان را ببرید این چیست که هى نفت نفت حرف زیادى می‌زنید بروید آنجا بخوابید اگر توانستند نفت شما را ببرند شما حق می‌گویید مسخره کرده‌اید مملکت را والله با این رفتار تاریخ‌مان از بین می‌رود والله دشمنان ایران خوشحالند که ما این کارها را می‌کند ها را می‌کینم (صحیح است - احسنت)... حالا چرا بنده با کابینه آقاى هژیر موافق هستم بنده دلیلم را عرض می‌کنم یک عده‌اى مخالفند چون آقاى نخست وزیر یک عده‌اى را گفته‌اند که روزنامه ننویسند یک عده‌اى دکان نانوایی داشته‌اند گفته‌اند نانوایی نداشته باشند یک عده‌اى را جواز نداده‌اند مخالفند - بنده معتقدم و امتحان کرده‌ام و می‌گویم که این آقا هژیر آدم درستى است و من آدم درست را دوست دارم اگر کسى گفت که صد تومان 10 هزار تومان از کسى گرفته هر کس گفت و آمد به من ثابت کرد من بى‌‌وجدانم اگر به ایشان مخالف نشوم ولى اگر ایشان را بریده مگر پشت سر ایشان در شاه عبدالعظیم اشخاص درست‌تر سراغ دارید؟ آقا سر اشخاص چیزها را به مزایده نگذارید من حرفى ندارم.

اینجا اشتباه نشود - من به جناب آقاى قوام‌السلطنه همیشه احترام می‌کنم این را بدانید بنده منظورم کابینه ایشان نبود - اما بنده با این یک‌دوازدهم از این جهت مخالفم زیرا با وضعیت فعلى مجلس البته می‌دانم مستخدمین بعضی‌شان بی‌چیزند و فعلاً محتاج به پولند ولى با وضعیت فعلى مجلس و 15 ماه امتحان من می‌دانم تا ما رأى به یک دوازدهم دادیم آقایان دیگر نمی‌آیند در اطراف بودجه حرف بزنند می‌گویند و تعهدم می‌دهند ولى والله من اطمینان ندارم تمام این مستخدمین آمدند پیش بنده چون بنده سابقه استخدام هم دارم گفتند که بعضى از وکلا شرف ما را برده‌اند هر ماه می‌گویند این‌ها بیچاره‌اند این‌ها گدایند به این بینواها رحم کنید محض رضاى خدا آن قدر به ما تهمت نزنید ما خدمت می‌کنیم و آخر برج هر حقوق‌مان را می‌خواهیم چقدر به ما تهمت می‌زنید و تحقیر می‌کنید آقایان بنده به این جهت با یک‌دوازدهم مخالفم که وقتى ما این را تصویب کردیم نمی‌آیند بنشینند و به بودجه رأى بدهند و یا در اطرافش حرف بزنند که بعد بگویند

+++

آقاى رئیس‌الوزرا ما شما را که آوردیم شما چه خدمتى انجام دادید وقتى این طور باشد آقاى نخست وزیر می‌گویند شما چه اعتبارى به بنده دادید و چه تقویتى از من کردید؟ در ظرف دو ماه هشت دفعه مرا استیضاح کرده‌اید شما بنده را نه اگر یک نفر معصوم را هم بیاورند باز نمی‌تواند کارى بکند باینحال چون اکثریت آقایان می‌خواهند بنده براى این که تابع اکثریت باشم قبول می‌کنم این دفعه قدرى برخلاف همیشه صحبتم طولانى شد - یک عده‌اى از افسران بازنشسته شرحى نوشته‌اند که دو نوع حقوق بازنشستگى داده می‌شود به یک عده‌اى کمتر و به عده‌اى بیشتر چرا؟ ما چه گناهى کرده‌ایم که در ظرف عمر خدمت کرده‌ایم به ما کمتر بدهند و به دیگران به موجب تصویب‌نامه بیشتر من با یک عده‌ای از آقایان افسران و مخصوصاً با آقاى سرلشگر کوپال که من ایشان را مرد درستکارى می‌دانم (صحیح است) و چند روز پیش اتفاقاً ناهار را خدمت ایشان بودم گفتم که این افسران چیز دارند که این پول را از جیب ملت ایران می‌خواهند یا این که بى‌‌چیزند که ما برویم اقدام کنیم قسم خورد که شاید دو یا سه نفر این‌ها چیز داشته باشند و الا تمام این‌ها فقیرند و اگر به اینها هم کمک نشود این‌ها هم مثل سایرین از بین می‌روند - یادداشت‌های دیگر زیادى هم داشتم ولى حرف نزدم براى این که آقایان رحمى به این مملکت و به این مردم و به اهالی آن جزیره‌های بیچاره بکنند و بگذارند این مجلس کار بکند و وقت مجلس را دو ساعت نگذارند آقا هر دولتى می‌خواهید بیاورید ولى باید از دولت تقویت کرد - شما اگر یک دولت بهترى پیدا کردید آقایان مخالفین من هم می‌آیم با شما ولى با حرف من حاضر نیستم موافقم را صرفنظر کنم (احسنت - احسنت)

رئیس - پیشنهاد مذاکرات رسیده است که قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم که پس از بیان یک مخالف و یک موافق در کلیات مذاکرات کافى است پیشنهادها مطرح شود - حاذقى‏

جمعى از نمایندگان - مخالفى نیست.

ریاست محترم مجلس شوراى ملى. پیشنهاد می‌کنم به طرح یک‌دوازدهم رأى گرفته شود و پیشنهادهایی که رسیده است ضمیمه بودجه کل کشور شود که بعداً مورد بحث قرار بگیرد. محمد ساعد

دکتر اعتبار - این برخلاف نظامنامه است (پیشنهاد آقاى دکتر شفق به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در صورت امکان از مذاکرات و دادن تبصره پیشنهاد در باب یک‌دوازدهم خوددارى شود و در موقع بحث بودجه کل کشور مطرح شود.

رئیس - هر دو یک جور است آقاى دکتر شفق توضیحى دارید؟ بفرمایید.

دکتر شفق - توضیح زیادى ندارم عرض کنم از قرارى که همین امروز هم بنده شنیدم آقایان نمایندگان فراکسیون‌ها و اغلب نمایندگان محترم متحد‌القول هستند که در باب بودجه کل کشور تسریع شود و اگر امکان داشت چنانچه بنده هم در روز پنجشنبه پیشنهاد نمودم و امروز هم جناب آقاى ساعد پیشنهاد کردند استثنائاً در این دوره دو ساله یک دو هفته لااقل هفته‌ای 4 پنج روز جمع شویم استثنائاً دو هفته هم بشود کافى است اگر این مسئله تحقق خواهد داشت که یقین دارم تحقق خواهد داشت اجازه بفرمایید این موضوع را به حکم فوریت و ضرورتش این را مقدم شمرده‌ایم دیگر خودمان به تأخیر نیدازیم الان یک ربع بعد از ظهر اگر شروع کنیم قرائت پیشنهادهاى که رسیده و بنده اطلاع دارم که 90 درصد یا 9 در ده این پیشنهادها مربوط به بودجه کل کشور است و چیز نادرى است در این پیشنهادها که مربوط به این طرح باشد (فرامرزى - این طور نیست) خوب این نقض غرض است آقاى فرامرزى خوبست جنابعالى هم موافقت بفرمایید امروز صبح از وزارت خارجه تلفنى به بنده شد از طرف آقاى معاون وزارت خارجه که چون شما رئیس کمیسیون خارجه هستید دو موضوع خیلى فورى و ضرورى است راجع به فلان سفارتخانه و فلان موضوع این را بگذارید توى یک‌دوازدهم بنده هم می‌توانم آقاى فرامرزى 5 شش پیشنهاد فورى تهیه کنم که یکى هم همین است - بنده به ایشان در جواب گفتم که امروز موافقت بفرمایید این یک‌دوازدهم بگذرد چون غرض اصلى از یک‌دوازدهم منحصراً پرداخت حقوق مستخدمین است پس ما این غرض را نقض بکنیم و برویم صحبت فلان سفارتخانه را بکنیم از فردا مرتباً جمع می‌شویم و بودجه را مى گذارنیم این است پیشنهاد بنده و این هم با توافق حل می‌شود اگر آقایان سعى داشته باشند پیشنهادها مطرح شود.

رئیس - آقاى دکتر اعتبار.

دکتر اعتبار - عرض کنم این یک پیشنهادى نیست که بشود به آن رأى گرفت یعنى از آقایان می‌شود تمنا کرد که از دادن پیشنهاد خوددارى کنند و الا نمی‌شود داده شود که وکیل پیشنهاد ندهد این برخلاف نظامنامه است خواهش می‌کنم که ایشان پس بگیرند.

کشاورز صدر - پیشنهاد آقاى ساعد هم بود که برود جزء بودجه کل کشور.

مخبر (آقاى دکتر مصباح‌زاده) - بنده خواستم عرض کنم که منظور این نیست که این پیشنهادها مطح نشود و درباره آن صحبت نشود برعکس ما خواستم که امروز فقط به ماده واحده براى پرداخت حقوق مستخدمین رأى گرفته شود بقیه تمام این پیشنهادات ضمن بحث در بودجه کل کشور مطرح خواهد شد و مورد تصویب یا رد مجلس قرار خواهد گرفت بنابراین این که گفته می‌شود این پیشنهادات کنار گذاشته شود معنایش این نیست که مطرح نشود فقط در تاریخ طرح پیشنهاد صحبت است به جاى این که الساعه مورد بحث قرار گیرد فردا یا امروز عصر که جلسه تشکیل دادید مطرح خواهد شد و بنده تصور می‌کنم با تصمیمى که امروز نمایندگان فراکسیون‌ها گرفته‌اند و واقعاً به جاست که هر چه زودتر پرداخت حقوق مستخدمین را تصویب کنند براى این که بنده خودم به خاطر دارم که در یکى از ماه‌های گذشته موقعى که یک‌دوازدهم مطرح بود و دو سه روز از تاریخ تصویب گذشته بود در همین تلفن‌خانه مجلس بنده رفتم تلفنى بکنم دیدم تلفن‌های پشت سر هم می‌شود و این تلفن‌چى مجلس مرتباً می‌گفت تصویب شد تصویب شد گفتم چى تصویب شد گفت از وزارتخانه دولتى از ما می‌پرسند که آیا اجازه دادند حقوق ما را بپردازند یا نه بنده خیال می‌کنم که صلاح باشد فعلاً به این موضوع رأی بدهیم چون بلافاصله بودجه مطرح می‌شود و این پیشنهادات هم مورد بحث قرار می‌گیرد (یکى از نمایندگان - چند تا پیشنهاد است؟) 14 پیشنهاد است‏

یکى از نمایندگان - بخوانید آقا - تند خوانده شود

رئیس - چون بلافاصله بودجه مطرح می‌شود تمام این پیشنهادات جزء بودجه قرائت می‌شود بسته به نظر مجلس است‏

دکتر اعتبار - آقا رأى نمی‌شود گرفت‏

کشاورزصدر - دفعه دیگر هم سابقه داشت

رئیس - مجلس این کار را کرده‏

کشاورز صدر - آقا چرا نشود رأى گرفت؟

دکتر اعتبار - ممکن است که آقایان نمایندگان توجه بفرمایند که چون 1 - 12 مطرح است پیشنهاد ندهند ولى شما نمی‌توانید رأى بگیرید که نمایندگان پیشنهاد ندهند

رئیس - مجلس شاید رأى بدهد

دکتر اعتبار - مجلس نمی‌تواند رأى بدهد

رئیس - این کار در مجلس کرده‌اند سابقه دارد

محمد‌على مسعودى - در یک‌دوازدهم اردیبهشت این کار شده است‏

رئیس - به همین جهت پیشنهاداتى که آقاى مهندس رضوى و سایرین کرده بودند همان طور ماند این کار سابقه دارد و مجلس کرده اتفاقاً آن روز من هم نبودم به علاوه الان بودجه در دست اقدام است و بلافاصله مطرح می‌شود و تمام آن پیشنهادات قرائت می‌شود و تکلیفش معلوم می‌شود

دکتر اعتبار - پیشنهاد را بخوانید و رأى بگیرید

رئیس - اگر شما مخالفت‌تان را پس بگیرید همین طور عمل می‌شود محتاج به رأى نخواهد بود

فرامرزى - پس بنده مخالفت می‌کنم‏

رئیس - پس رأى می‌گیرم و بسته به نظر مجلس است یک دفعه قرائت می‌شود

(پیشنهاد به شرح سابق قرائت شد)

رئیس - رأى می‌گیرد به این پیشنهادى که از طرف آقاى ساعد و آقای دکتر شفق رسیده است آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. بنابراین چون یک ماده است با ورقه راجع به یک‌دوازهم حال رأى گرفته می‌شود پیشنهادى هم هست راجع به تعیین وقت مجلس عده حاضر 75 نفر

 (اخذ و استخراج آرا به عمل آمده به عمل آمده و نتیجه به قرار زیر اعلام شد)

رئیس - از 75 نفر عده حاضر با 65 رأى موافق طرح یک‌دوازدهم تصویب شد.

اسامى موافقین: آقایان: اسلامى - معین‌زاده - باقرى - ابوالفتح دولتشاهى - افخمى - شکرالله صفوى - ابوالقاسم امینى - عبدالله عدل اسفندیارى - دهقان - وثوق - گرگانى - صاحب‌جمع - قوامى - احمد فرامرزى - بهاء‌الدین کهبد - مهدى ارباب - على وکیلى - برزین علی‌محمد غضنفرى - کشاورز صدر - ملک مدنى - بوداغیان - دکتر فلسفى - لاهوتى - ارباب گیو - لیقوانى - دکتر طبا - گنجه - سلطان‌العما - دکتر مصباح‌زاده - مهدى باتمانقلیج - صاحب‌دیوانى - ساعد ظفرى - مهدى مشایخى - هاشم وکیل - مرتضى شریف‌زاده - سزوار - محمود محمود - دکتر رضا‌زاده شفق - مهدى صدر‌زاده - موسوى - دکتر راجى

+++

محمد‌على مسعودى - محسن گنابادى - على بهبهانى - شریعت‌زاده - اردلان - ابوالفضل حاذقى - عباسى مامقانى - شهاب خسروانى - امامى اهرى - عبدالحسین نیکپور - کفایی - احمد رضوى - عبدالحمن فرامرزى - پالیزى - ملکى - منصف - اسدى - دکتر امینى - دکتر آشتیانى - ابولحسن صادقى - فوالدوند - جواد عامرى‏

مخالف: آقاى عباس اسکندرى‏

ورقه سفید یک‏

5. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - پیشنهادى رسیده قرائت می‌شود

(به شرح زیر شد)

پیشنهاد می‌کنم یک‌دوازدهم امروز مطرح و از امروز به بعد نیز همه روزه جلسات مجلس تشکیل و تا تصویب بودجه منحصر اً اوقات مجلس مصروف به رسیدگی و تعیین تکلیف بودجه 1327 گردد.

از طرف فراکسیون اتحاد ملى محمد ساعد

دکتر شفق - عرض کنم که شنبه را استثنا بفرمایید

شریعت‌زاده - مخالفم‏

رئیس - به استثنای شنبه آقاى شریعت‌زاده‏

شریعت‌زاده - می‌خواستم عرض کنم که در هیئت نمایندگان فراکسیون‌ها این پیشنهاد از طرف من شده است که بعد از تصویب یک‌دوازدهم پنج روز در هفته جلسه براى تصویب بودجه مملکتى تشکیل شود ولى بنا نبود که این را پیشنهاد بکنیم این در فراکسیون تصویب شده بود

رئیس - تا رأى گرفته نشود قطعى نیست‏

یکى از نمایندگان - تعیین جلسه با رئیس مجلس است‏

رئیس - پس مخالفى نیست‏

معتمدد دماوندى - بنده مخالفم‏

تقى‌زاده - براى بنده مجهول است که چرا آقاى رئیس مجلس نمی‌توانند بفرمایند فردا مجلس هست یعنى آیا در نظامنامه چنین چیزى هست یا در جای دیگرى چنین چیزى است ایشان هر روز می‌توانند حکم بکند که فردا جلسه است (صحیح است) سه چهار مطلب بود که امروز اجازه خواستم عرض کنم بعضى چیزها است که یواش یواش دارد بدعت می‌شود یکى آن که گفته می‌شود که آقایان بیرون نروند صبر کنند رأى‌ها را بشمارند براى این که عده کافى نبود بنده نمی‌دانم چه دلیلى دارد براى شمردن آرا با قسم خوردن کسى در مجلس باید عده در مجلس اکثریت شود فعلاً براى این‌ها عرضى ندارم عرض کنم که اختیار مطلق در دست حضرتعالى است که بفرمایید فردا جلسه می‌شود این پیشنهاد خواندن درست نیست (صحیح است)

رئیس - چون وقت مجلس مدتى شب بود براى صبح رأى دادند و هفته‌اى سه روز هم معین کردند این بود که بنده به مجلس مراجعه کردم و در آخر ماده 115 هم تصریح کرده که باید در آخر وقت تعیین روز دستور مجلس را آقایان نظر بدهند حالا که مخالفى نیست؟

عباس اسکندرى - چرا آقا بنده مخالفم‏

معتمد دماوندى - بنده هم مخالفم آقا

امامى اهرى - فرضاً هم که مخالف باشند تصویب و نظر رئیس کافى است‏

دماوندى - بنده دلیل مخالفتم این است که آقا چه بودجه‌ای را تصویب کنیم بودجه‌ای که 200 میلیون کسرى دارد

رئیس - از فردا هر روز به استثنای شنبه که آقاى دکتر شفق گفتند جلسه براى تصویب بودجه خواهد بود ساعت 9

(جلسه نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت‏

 

تصویب‌نامه‌ها

شماره 12782                              5 - 7 - 27

وزارت دارایی‏:

هیئت وزیران در جلسه 31 ماه شهریور ماه 1327 برطبق پیشنهاد شماره 56139 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض زیر:

1. از بهاى محصول کوره‌پزى 10%

2. از بهاى تمبر مصرفى دفاتر اسناد رسمى 25%

3. از هر درشکه در ماه سى ریال از هر دوچرخه پایی و هر عرابه یک اسبى ماهى ده ریال و از هر عرابه دو اسبى ماهانه 20 ریال‏

4. از صادر کنندگان اجناس زیر:

از پروانه قطع اشجار و چوب جنگلى هر متر مکعب 50 ریال‏

از ذغال هر تن یکصد ریال‏

از هیزم هر متر مکعب 25 ریال‏

از روغن نباتى هر 16 کیلو و نیم 5 ریال‏

از انواع و اقسام پوست حیوانات غیره اهلى هر عدد 5 ریال‏

به نفع شهردارى گرگان دریافت شود

تبصره - از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارضى که به موجب تصویب‌نامه‌هاى جداگانه سابقاً برقرار شده و در این تصویب‌نامه مذکور است ملغى خواهد شد

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3841                                    نخست وزیر

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294414!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)