کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هجدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18
[1396/05/30]

جلسه: 104 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنج‌شنبه 26 اسفند ماه 1334  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای ارباب

3- اخذ رأی و تصویب تقدیم طرح بودجه 1334 کل کشور در دستور

4- اخذ رأی و تصویب اضافه اعتبار 1333 وزارت دادگستری

5- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1334 کل کشور

6- اعلام مقام ریاست دائر به بلامانع بودن تشکیل کمیسیون‌های مشترک مجلسین پس از ابلاغ قانون تمدید از طرف مجلس سنا

7- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1334 کل کشور و خاتمه شور آن

8- بیانات آقای رئیس به مناسبت پایان اولین سال دوره هیجدهم

9- تقدیم استیضاح از آقای وزیر فرهنگ به وسیله آقای خلعتبری

10- تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏18

 

 

جلسه: 104

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز پنج‌شنبه 26 اسفند ماه 1334

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقای ارباب

3- اخذ رأی و تصویب تقدیم طرح بودجه 1334 کل کشور در دستور

4- اخذ رأی و تصویب اضافه اعتبار 1333 وزارت دادگستری

5- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1334 کل کشور

6- اعلام مقام ریاست دائر به بلامانع بودن تشکیل کمیسیون‌های مشترک مجلسین پس از ابلاغ قانون تمدید از طرف مجلس سنا

7- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1334 کل کشور و خاتمه شور آن

8- بیانات آقای رئیس به مناسبت پایان اولین سال دوره هیجدهم

9- تقدیم استیضاح از آقای وزیر فرهنگ به وسیله آقای خلعتبری

10- تعیین موقع جلسه بعد- ختم جلسه

 

(مجلس دو ساعت و ده دقیقه پیش از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

1- تصویب صورت‌مجلس

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

غائبین با اجازه- آقایان: نصیرى. خزیمه علم. دکتر شاهکار. خرازى. مکرم. قنات‌آبادى. احمد صفایی. عرب شیبانى. سلطانى. امیرتیمور کلالى. عمیدى نورى. نقابت. عبدالرحمن فرامرزى. سلطان‌مراد بختیار. مصطفى ذوالفقارى. تجدد. موسوى. عبداحمید بختیار. سنندجى. جلیلوند. یارافشار. دولت‌آبادى. میراشرافى. دکتر سعید حکمت. امیر احتشامى.

غایب بی‌اجازه: آقاى اریه‏

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه- آقایان: اردلان. صدرزاده. کریمى. کیکاوسى. ثقۀ‌الاسلامى. قوامى. قراگزلو. خاکباز. بزرگ نیا. دکتر افشار. صارمى. صادق بوشهرى. مسعودى. دکتر پیرنیا. تیمور تاش.

رئیس- نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟

برومند- یک اصلاحاتى در کلمات است باید بکنم تقدیم می‌کنم.

رئیس- بسیار خوب بدهید به تند‌نویسى در صورت‌مجلس دیگر نظرى نیست؟ (گفته شد- خیر) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب شد

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- به طوری که آقایان استحضار دارند بودجه 34 در کمیسیون بودجه با توجه شخص جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى و بذل توجهى که فرمودند و رئیس کمیسیون بودجه و آقاى مخبر و اعضاى کمیسیون به تصویب رسیده و گزارشش طبع و توزیع شده بنده خواستم از آقایان تقاضا کنم که این مجلس دوره 18 که حقیقت زحمات فوق‌العاده زیادى کشیده و در بیلانش عملیات مثبت فوق‌العاده زیاد است قرار داد نفت هست قرارداد قرضه هست پشتوانه اسکناس هست و اگر توجه بفرمایند و بودجه مملکتى سال 34 در موعد قانونى از تصویب مجلس شوراى ملى بگذرد بر بیلان کار خود این کار مثبت را اضافه می‌فرمایند که این مجلس براى یک دفعه در این مملکت اول سال بودجه کل مملکتى کشور را تصویب فرموده البته این بودجه بودجه چهار دیوارى است و البته آقایان بحث لازم می‌فرمایند در هر صورت ارقام جزو در کمیسیون بودجه مجلس مطرح می‌شود و آنجا جرح و تعدیل می‌شود و بنده خیال می‌کنم که نه فقط نظر آقایان نمایندگان هست که بودجه تصویب شود بلکه نظر آقایان مبنى بر این است که حتی‌المقدور از خرج کاسته شود و بودجه متعادل شود خواستم تقاضا کنم موافقت بفرمایند که گزارش کمیسیون بودجه در دستور واقع شود و البته بنده نمی‌خواهم تعیین تکلیف کنم ولى تا آخر شب هم زحمت بکشند که تکلیف بودجه معلوم شود (جمعى از نمایندگان- حاضریم) به نظر بنده خدمتى به بهبود وضع مالى و اقتصادى مملکت کرده‌اند و در سایر مجالس دنیا هم سابقه دارد که 48 ساعت نشسته‌اند و یک کار مهم را انجام داده‌اند (صحیح است) و بنده خیال می‌کنم که در وضع حاضر از بودجه مهمتر نیست.

2- تقدیم یک فقره سؤال به وسیله آقاى ارباب.

ارباب- اجازه بفرمایید یک توضیحى می‌خواستم عرض کنم‏

رئیس- توضیح ندارد

ارباب- یک سوالى است می‌خواستم تقدیم کنم

رئیس- سؤال توضیح ندارد سؤال را بگویید در چه موضوع است‏

ارباب- البته آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند که بندرعباس دچار قهر طبیعت شده به طوری که 95 درصد خانه‌هاى مردم ویران شده است سؤالى می‌خواستم بکنم که دولت چه توجهى مبذول فرموده‌اند استدعا می‌کنم دولت و شیروخودشید سرخ با استحضار به عنایات اعلیحضرت همایونى نسبت به طبقات بدبخت و آلام دیده یک توجه فورى نسبت به وضع پریشان سرگردانى مردم بندرعباس که شبان‌روز درحال ویلانى و سرگردانى در بیابا‌ن‌ها می‌گذرانند بفرمایند. (صحیح است)

رئیس- بسیار خوب هر چند مربوط به سؤال نبود ولى چون یک صدمه‌ای به شهرستان بندرعباس وارد شده زیاد بیمورد نبود

3- اخذ رأى و تصویب تقدم طرح بودجه 1334 کل کشور در دستور

رئیس- به طوری که آقاى وزیر دارایی تقاضا نمودند اول باید رأى بگیریم که امروز بودجه مطرح شود.

حائرى‌زاده- اجازه بفرمایید بنده یک توضیحى در این موضوع عرض کنم

+++

آن وقت رأى بگیرید من با طرح بودجه فعلاً مخالفم.

رئیس- چون تقاضا کردند دیگر بحث ندارد و وقتى در دستور قرار گرفت صحبت می‌کنید آقایانی که موافقند که بودجه در دستور قرار بگیرد قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد

4- اخذ رأى و تصویب اضافه اعتبار 1333 وزارت دادگسترى‏

رئیس- گزارشى از مجلس سنا راجع به تصویب اعتبار وزارت دادگسترى رسیده حالا رأى نهایی با ورقه باید گرفت چون مالى است گزارش قرائت می‌شود (به شرح زیرقرائت شد)

ریاست محترم شوراى ملى عطف به مراسله شماره 8413- 12 ر 12 ر 33 راجع به لایحه شماره 42727- 7 ر 11 ر 33 دولت مربوط به اجازه پرداخت یکصد و شصت و شش میلیون و هفتصد و چهل و هشت هزار و یکصد و هشتاد ریال جهت تشکیل دادگاه‌هاى منحل شده و احتیاجات ضرورى وزارت دادگسترى که براى اظهار نظر مشورتى مجلس سنا ارسال شده بود اشعار می‌دارد:

لایحه فوق‌الذکر در جلسه چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ماه 1333 مطرح و با اظهارنظر موافق عیناً به تصویب رسید.

رئیس مجلس سنا- ابراهیم حکیمى‏

رئیس- رأى می‌گیریم به اضافه اعتبار وزارت دادگسترى با ورقه آقایان موافقین ورقه سفید می‌دهند.

 (اسامی ‌آقایان نمایندگان به ترتیب ذیل به وسیله آقاى جلیلى (منشى) اعلام و در محل نطق اخذ رأى به عمل آمد)

آقایان: کریمى. مهندس اردبیلى. دکتر بینا. شادمان. صفارى. عمادتربتى. تجدد. محمود افشار. دکتر مشیرفاطمى. مهندس شاهرخشاهى. احمد فرامرزى. دولتشاهی. شیبانى. سرمد. حشمتى. مهندس جفرودى. مهندس ظفر. غضنفرى. عباسى. پورسرتیپ. بزرگ ابراهیمى. موسوى. ایلخانى‌زاده. پیراسته. دکتر وکیل. اعظم زنگنه. سهرابیان. بوربور. کیکاوسى. شفیعى. بیات. ماکو. افشار صادقى. صارمى. صدرزاده. ارباب. شوشترى. نراقى. اردلان. فرید اراکى. خاکباز. دکتر حمزوى. داراب. توماج. دکترنیرومند. مشایخى. دکتر سید امامی‌مرتضى حکمت. لارى. کدیور. شادلو. عاملى. تفضلى. صدقى. درخشش. رضایی. بهبهانى. دکتر افشار. گیو. اخوان. کى‌نژاد. خلعتبرى. دکتر جزایرى. برومند. حائرى‌زاده. عمیدى نورى. هدى. دکتر آهى. اکبر. سالار بهزادى. یدالله ‌امیر ابراهیمى. مرآت اسفندیارى. استخر. دهقان. رضا افشار فرود. معین‌زاده. سلطانمراد بختیار. محمود ذوالفقارى. افخمى. قرشى. یارافشار. جلیلى. امامی ‌خویی.

 (آراء مأخوذ شماره شده نتیجه به قرارذیل بود)

ورقه سفید موافق 64

ورقه کبود مخالف 5

ورقه سفید بى‌اسم علامت امتناع 14 ورقه‏

رئیس- اضافه اعتبار وزارت دادگسترى با 64 رأى موافق از 84 نفر عده حاضر تصویب شد.

اسامی ‌موافقین- آقایان: شادمان. دکترسید امامى. داراب. عباسى. حشمتى. شادلو. پیراسته. توماج. بزرگ ابراهیمى. کیکاوسى. سرمد. تجدد. صفارى. دولتشاهی. دکتر مشیر فاطمى. پورسرتیپ. غضنفرى. مهندس اردبیلى. بیات ماکو. افشارصادقى. شفیعى. سهرابیان. احمدفرامرزى. بوربور. صدرزاده. دکتر وکیل. ارباب. دکتر نیرومند. دکتر حمزوى. موسوى. کدیور. مشایخى. لارى. کى‌نژاد. مرتضى حکمت. عاملى. سالار بهزادى. گیو. دکتر افشار. دکتر آهى. رضا افشار. اخوان. یداله ابراهیمى. استخر. یارافشار. دهقان. عمادتربتى. عمیدى نورى. دکتر بینا. قرشى. فرود. اکبر. خلعتبرى. مهندس جفرودى. محمود افشار. مهندس شاهرخشاهى. هدى. کریمى. نورالدین امامى. صارمى. بوداغیان. معین‌زاده. افخمى. برومند.

اسامی ‌مخالفین- آقایان: بهبهانى. رضایی. تفضلى. صدقى. درخشش ورقه سفید بى اسم علامت امتناع- 14 برگ‏

رئیس- آقاى وزیردادگسترى

وزیر دادگسترى- بنده فقط براى عرض تشکر آمدم اینجا و امیدوارم که این طلیعه‌ای باشد چون جزء بودجه کل مملکت هست براى این‌که بودجه کل مملکتى هر چه زودتر تصویب شود واقعاً مقدمات پیشرفت کار مملکت فراهم شود و امیدوارم که این بودجه موجود فعلى وزارت دادگسترى و آنچه ‌امروز آقایان رأى دادند تمامش براى بسط عدل و رسیدگى به امور مردم صرف شود و وزارت دادگسترى از راهنمایى آقایان همیشه مستفیض شود (انشاءالله)

5- طرح گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه 1334 کل کشور

رئیس- گزارش کمیسیون بودجه مربوط به بودجه 1334 کشور مطرح است. چون طبع و توزیع شده و مفصل است از قرائت آن صرف نظر می‌شود (صحیح است) آقاى رضایی‏

رضایی- بودجه کل کشور معمولا بایستى نمودار فعالیت‌هاى دولت در قسمت‌هاى اقتصادى عمرانى و اجتماعى و شامل کلیه درآمد و هزینه مملکت باشد. متأسفانه آنچه ‌امروز به عنوان بودجه کل کشور مورد بحث قرار گرفته در حقیقت لیست حقوق جمعى از کارمندان دولت است.

دولت با تقدیم این لایحه با زبان ارقام و اعداد اعلام می‌کند که وظیفه اساسى او در سال 1334 تنها پرداخت حقوق و ادامه وضع اسف‌بار گذشته خواهد بود. دولت می‌خواهد کسب اجازه کند و یک میلیارد و پانصد ملیون تومان از حاصل دسترنج مردم زحمتکش این مملکت بگیرد بدون آن‌که یک قدم براى تأمین رفاه حال آنها بردارد بودجه تقدیمی‌ علاوه برتمام معایبش متأسفانه کسر فاحشى را نیز نشان می‌دهد و سرجمع ستون خرج آن فزونى دارد و در ماده واحد و تبصره‌هاى ضمیمه نیز هیچ‌گونه طریقى براى تأمین این کسر فاحش ارائه نگردیده است و با کمال تأسف باید گفت به عوض دریافت 32 میلیون دلار وام و تخصیص تمامی‌آن براى تأمین کسر بودجه سال 1334 و قبول این نظر از طرف نمایندگان محترم باز هم کسر بودجه جبران نخواهد شد و تکلیف مملکت براى بقیه کسرى سال آتى و کسر بودجه سال 1335 معلوم نیست.

دولت حاضر به موجب تبصره 3 قانون قرضه خارجى ملزم بوده است برنامه‌ای را که براى تعدیل بودجه کشور و ایجاد توازن در دخل و خرج مملکت در نظر می‌گیرد تا پایان سال 1333 به مجلس شوراى ملى تقدیم نماید.

هنگامی‌ که لایحه قرضه مطرح بود از پشت همین تریبون اظهار کردم که این تبصره اجرا نخواهد شد و اعلام کردم که دولت با اطمینان بعدم اجرای آن تعهد اجرا آن را نموده است‏ و تا امروز که بپایان سال 1333 بیش از 3 روز باقى نمانده و مادر آستانه سال جدید قرار گرفته‌ایم دولت وظیفه‌ای را که به موجب قانون موظف به اجرای آن بوده است انجام نداده و هیچ‌گونه گزارش یا لایحه‌ای را که متضمن چنین برنامه‌ای باشد به مجلس تقدیم نکرده است اگر تهیه چنین برنامه‌ای مقدور بوده قصور دولت در تهیه وتسلیم آن به مجلس جز سرپیچى از اجراى قانون چیزدیگرى نیست.

و هر آینه تهیه آن امکان نداشته است قبول تهیه و تسلیم چنین برنامه‌ای جز اغفال ملت ایران از طرف دولت حاضر چه معناى دیگرى می‌تواند داشته باشد؟

و آیا با ادامه این روش جلب اعتماد عمومی‌نسبت به دولت ممکن خواهد بود؟

مقایسه اجمالى بودجه‌ای که فعلاً در مجلس مطرح است با بودجه سال 1320 کشور که در پانزدهم اسفند ماه 1319 به تصویب مجلس شوراى ملى رسید تأثر عمیقى در انسان ایجاد می‌کند در هردو بودجه یک وجه مشترک دیده می‌شود و آن عدم احتساب درآمد نفت درضمن بودجه کل کشور می‌باشد.

جمع کل ارقام هزینه بودجه سال 1320 کشور چهار صدوبیست میلیون تومان بوده و دویست میلیون تومان آن به کارهاى تولیدى و عمرانى اختصاص داشته است.

ولى متأسفانه در لایحه بودجه تقدیمی‌دولت سپهبد زاهدى یک میلیارد و پانصد ملیون تومان از طریق مالیات‌هاى غیرمستقیم از کدیمین و عرق جبین مردم زحمتکش کشور گرفته می‌شود بدون آن‌که دینارى در راه تأمین آسایش آن مردم صرف شود در آن روز از جمع مبلغى که از ملت گرفته می‌شد پنجاه درصد آن صمیمانه در راه تأمین رفاه مردم خرج می‌گردید و امروز 4 برابر آن از حاصل دسترنج همان مردم گرفته می‌شود. ولى دینارى در راه رفاه ملت محروم ایران به مصرف نمی‌رسد دلیل بارز آن این است که آن روز دولت صمیمانه نصایح و اندرزهاى سودمند شاهنشاه فقید را به کار می‌بسته است‏. ممکن است گفته شود که لایحه برنامه‌های عمرانى بعداً به مجلس تقدیم خواهد شد و توسط یکى از مؤسسات دولتى یعنى سازمان برنامه به مرحله اجرا گذارده خواهد شد دراین باره فاش باید گفت تا آن زمان که مؤسسه مزبور تحت نفوذ روزانه دولت بود همه بودجه‌هاى عمرانى و تولیدى صرف خرید کامیون‌ها و اتومبیل‌هاى سوارى و صرف انجام معاملاتى گردید که متضمن منافع آنى بود و ملت ایران از این مداخله دولت در سازمان مزبور طرفى نیست و هیچ‌گونه استفاده‌ای نبرد.

امیدواریم همانطور که قواى تأمینیه مملکتى با از خود گذشتگى و در تحت راهنمایی‌های اعلیحضرت همایونى ساحت مقدس مملکت را از لوث وجود ناپاک بیگانه پرستان پاک کرد و نقشه پلید بیگانگان را نقش برآب ساخت همان‌طور هم در آینده سازمان برنامه از عنایات شاهنشاه و حمایت مجلس برخوردار گشته و دور از دخالت دولت‌ها مأمور اجراى برنامه‌های عمرانى و تولیدى باشد گذشته هر دستگاهى همچون آئینه‌ای آینده را منعکس می‌سازد در حکومت بیست

+++

ماهه تیمسار سپهبد زاهدى با وجود پشتیبانى اعلیحضرت همایونى و مساعدت‌هاى مالى فراوان دول خارجى و همکارى بی‌دریغ مجلسین و صبر و شکیبایى مردم ستمدیده ایران هیچ‌گامی ‌به نفع مملکت و ملت برداشته نشد.

در طى دوره بیست ماهه گذشته هزینه زندگى به طور سرسام‌آورى ترقى کرد محصولات داخلى مورد هجوم واردات خارجى واقع و از حمایت حقه دولت محروم گردید فلاکت و ادبار دامن‌گیر طبقه مولد ثروت گشت.

صرف‌نظر از ترقى قیمت‌ها در طى مدت نوزده ماه اولیه زمامدارى دولت شما در عرض همین سه ماه و نیم که اعلیحضرت همایون در مملکت تشریف نداشته‌اند چندین برابر بر قیمت مایحتاج عمومی‌اضافه شده و بدین ترتیب فشار سنگینى بر بودجه خانواده‌هاى ضعیف تحمیل گردیده است.‏

جناب نخست‌وزیر همگام ورود اعلیحضرت همایونى به کشور در طى گزارش خود به عرض رسانیدند که رفاهیت مردم را به حد امکان تأمین کرده‌اند شاید در قاموس دولت اضافه مخارج و گرانى ارزاق و اجناس تأمین رفاه معنى می‌دهد.

شهردارى تهران که عهده‌دار تأمین رفاه و آسایش مردم پایتخت می‌باشد تحت نظر شخص تیمسار معظم ریاست محترم دولت اداره می‌شود به علت اشتغال خاطر متصدیان آن به کارهاى خصوصى و بند و بست‌هاى شخصى به قدرى مبتذل شده که من‌باب مثال در تیمارستان به واسطه نبودن غذا و داروهاى کافى روزى چندین نفر تلف می‌شوند ولى متصدیان محترم دور از مردم و فارغ از اندیشه رفاه مردم هرگونه بند و بست‌هاى خصوصى نصب دکه و خرید کارخانه برق می‌باشند بودجه تقدیمی‌جز آینده تاریک چیز دیگرى نشان نمی‌دهد ما منتظر بودیم لااقل در مقدمه‏ بودجه نظر دولت را در مورد حذف سازمآنهاى زائد و بیهوده استنباط کنیم ما منتظر بودیم که به منظور کم کردن فاصله شدید طبقاتى تناسب معقولى را بین سرجمع مالیات‌هاى مستقیم با مالیات‌هاى غیرمستقیم بودجه تقدیمی ‌ببینیم ما منتظر بودیم نظر دولت را در مورد حذف پست‌ها و مشاغلى که منحصراً به خاطر ارضای امیال اعوان و انصار و نزدیکان به دستگاه دولت به وجود آمده از خلال سطور لایحه بودجه اسنتباط کنیم افسوس که بودجه تقدیمی‌جز دورنمایی تاریک چیز دیگرى نبوده و هیچ‌گونه ‌امیدى براى اصلاحات در آینده از آن استنباط نمی‌شود. دریغ که مغتنم‌ترین فرصت‌هاى تاریخ این مملکت در زمان حکومت حاضر از دست می‌رود و ما دست روى دست به تماشا ایستاده‌ایم‏. چه بسیارند مردمی‌که در عین داشتن ثروت‌هاى هنگفت شخصى و اشتغال به کارها خصوصى از خزانه فقیر مملکت نیز به عناوین مختلف حقوق دریافت می‌کنند

شایسته نیست که از قوت لایموت مردمان فقیر کشور وجوهى به عنوان عوارض وحق انحصار دریافت گردد و به جیب کسانى که تنها خاصیت‌شان و هنرشان نزدیکى به دستگاه حکومت است ریخته شود. شاید دولت مدعى شود که تمام دستگاه‌هاى عریض و طویل محصول عملیات دولت‌هاى گذشته بوده است و او تقصیرى در به وجود آوردن این دستگاه‌ها نداشته است‏. به ما بگویید پس چرا و به چه مناسبت دولت فعلى خودش خالق به وجود آورنده مشابه همین دستگاه‌ها بوده و با شیفر صحیح و اعداد غیرقابل انکار صدها نفر با حقوق‌هاى گزاف تنها به خاطر ارضای خاطر خود و اعوان خود بر بودجه ضعیف مملکت تحمیل کرده و براى آنها تهیه وسایل تموده و اتومبیل‌هاى آخرین سیستم خریدارى نموده است. و کمیسیون بودجه به زحمت موفق شد براى جلوگیرى از ادامه این رویه تبصره‌هایی به لایحه تقدیمی‌ علاوه نماید و خرید اتومبیل و استخدام جدید را در سال آینده ممنوع سازد. ما معتقدیم دولتى که خود حامی‌ ملت ضعیف و مردم محروم معرفى می‌کند هرروز با بلندگوهاى متعدد و روزنامه‌هاى کثیرالانتشار اصلاحات واهى خود را بگوش مردم می‌رساند باید پا به پاى مردم قدم بردارد و عملیات و مخارجى که براى اداره ‌امور مملکت و تنظیم امور ملت می‌نماید متناسب وضع و احوال مردم باشد. درصورتی که مشاهده می‌شود که آنچه عمل می‌کند خلاف تناسب و قدرت بودجه مملکت است در کشورى که مردمش از فقر و گرسنگى بدبختى و بیچارگى علف صحرا می‌خورند تنها در هرروز خرج سفره دستگاه نخست‌وزیرى به شش هزار تومان بالغ می‌شود.

چندى قبل به موجب تصویب‌نامه‌ای 12 میلیون ریال دربست در اختیار شخص نخست‌وزیر گزارده شد تا به هر کس دلش خواست به متعلقین دستگاه و مدیران روزى نامه‌هاى کثیرالاعلان انعام عطا کند. شاه جوانبخت ایران فرمودند که پادشاهى بر ملتى محروم و مفلوک موجب افتخار نیست و به همین علت بیش از حد مقدرت در راه تأمین آسایش همان مردم فداکارى کرده و تمام املاک خود را بین رعایاى فقیر و مستمند تقسیم فرمود.

یاللعجب- چگونه می‌شود که دولت مبعوث همان شاه که از حمایت مجلسین نیز برخوردار بوده حکومت بر مردم ستمدیده، گرسنه و پریشان احوال را براى خود مایه مباهات بداند و در تبذیر بیت‌المال مملکت و ادامه حکومت اصرار ورزد.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- بدواً لازم است عرض کنم که این تقاضاى نامشروع جناب وزیر دارایی با ماده 31 آئین‌نامه ما منافات دارد در ماده 31 می‌گوید لوایحى قابل طرح است که 48 ساعت قبل طبع و توزیع شده باشد نگفته است دو روز و من روز سه شنبه وقتى که از پله‌ها پایین می‌آمدم و مجلس تعطیل شده بود و یک عده از نمایندگان رفته بودند در پله‌ها آقاى وزیردارایی را دیدم و همان ‌وقت این لایحه را آوردند به ما دادند گفتم حالا نیم ساعت بعدازظهر وارد بحث شویم ولى مع‌التأسف در مملکت ما بعد از 50 سال مشروطیت هنوز الفبایش را عمل نمی‌کنیم نظامنامه نوشته می‌شود در دفاتر هست در مجلات هست روزنانه‌ها هست ولى احترام بین فرد فرد ما ندارد اراده اشخاص است که حکومت می‌کند.

رئیس- در این قسمت رأى گرفته شد و رأى مجلس مقدم است (صحیح است) و رأى داد مجلس که در همین جلسه جزو دستور بشود. (صحیح است)

حائرى‌زاده- در همین جلسه جزو دستور شدنش منافات نداشت مرحمت به فرمایید ماده 31 را دستور بفرمایید بخوانند مانعى نداشت که جزء دستور باشد و بعد ازظهر مطرح شود اینها مسائلى است که کاشف از روح طغیان است و اینها مسائلى است که نشان می‌دهد ما اعتنایی به اصول نداریم اراده اشخاص حاکم است.

رئیس- بنده از خدا می‌خواهم که همیشه آقایان آن قدر دقیق باشند که کارى هم که به مصلحت مردم است نیم ساعت دیرتر یا زودتر را اهمیت بدهند بفرمایید.

حائرى‌زاده- این موضوع را حالا درش بحث نمی‌کنیم. اعلیحضرت از مسافرت تشریف فرماشدند و هر شاه مشروطه‌ای نصایحى باید به دولت خودش به کسانى که خدمتش می‌رسند راجع به اصلاحات مملکت وظیفه‌اش است که بگوید اگر اعلیحضرت هم این نصیحت را نمی‌دادند قانون اساسى به ما الزام کرده بود که دولت باید در موقع خودش لایحه بودجه سال آتیه را بیاورد و قبل از انقضاى سال مجلس تکلیف بودجه را معلوم کند که اول سال دولت بودجه‌اش را در دست داشته باشد و وظیفه خودش را بتواند عمل کند این یک نکته‌ای بوده است که از مسائل روشن است ولى باید قبلاً دولت لایحه تفریغ بودجه سال گذشته‌اش را آورده باشد، باید ببینیم که چرا این 50 سال نشده است این کار. این هم جهتى دارد من گشتم توى کاغذهایم در این فرصت قلیل فقط یک لایحه تفریغ بودجه‌ای پیدا کردم که نمی‌دانم آن هم از تصویب مجلس گذشته یا نگذشته فقط یکى پیدا کردم زمانى که مرحوم فروغى رئیس‌الوزراء بوده است (احمد فرامرزى- اول مشروطیت هم یک دفعه گذشته و قانون تفریغ بودجه هم در کتاب خانه مجلس هست) آن وقت من بچه بودم نظرم نیست آن وقتى که من در مجلس بودم و مرحوم فروغى هم رئیس‌الوزرا‌ بوده است و هم وزیر دارایی لایحه‌ای می‌آورد به تاریخ حمل 1301 (شوشترى- طلب مغفرت هم بکنید براى آن مرحوم) ولى حالا نمی‌دانم از مجلس گذشته یا نگذشته آن هم یک موضوعى است که خیال می‌کنم نگذشته از مجلس. هر بودجه‌ای باید متکى به لایحه تفریح بودجه باشد شما اگر یک مباشرى داشته باشید که هر روز می‌آید یک چکى از شما می‌گیرد می‌برد بانک پول می‌گیرد ولى صورت مخارجش را نمی‌آورد این را باید زد توى سرش که چرا صورت مخارج را نیاورده است به عقیده من مجلس شوراى ملى هم باید این لایحه بودجه را بردارد بزند توى سر وزیردارایی و بگوید پول‌هایی که 50 سال گرفته بودى چکار کردى که امروز از ما بودجه می‌خواهى (وزیر دارایی- باید بزند توى سرهمه اعضاى دولت) من شنیدم که خود جناب وزیر دارایی در کمیسیون بودجه وقتى که لایحه را آورده (بنده که عضو کمیسیون بودجه نیستم) گفته بوده که حق آقایان است که این لایحه را بزنند توى سر ما براى این‌که این بودجه نیست (وزیر دارایی- آن مال 33 بوده است) 34 هم برادر 33 است 32 هم برادر 31 ما تا به حال تحت تأثیر یک حرف‌هایی و ایجاد احساسات موقعى آمدیم یک کارهایی کردیم الفباى مشروطیت ما این است این‌که ما عمل می‌کنیم اسمش مشروطه نیست مشابهش هم نیست تئاترش هم نیست خیلى مضحکى است که شباهت به اصلش هم ندارد (تفضلى- آرتیست‌هایش خراب هستند) ما در بودجه یک اصلى داریم بودجه عبارت از یک کتابچه‌ای است که دستور‌العمل وزارت دارایی است که تمام عایدات سال را پیش‌بینی می‌کند تمام خرج سال را پیش‌بینی می‌کند تمام بقایایی که از گذشته دارد و باید وصول بکند پیش‌بینی می‌کند تمام قروضى که از گذشته دارد پیش‌بینی می‌کند این دستورالعملى است که باید مجلس به دولت بدهد که برود این دستور را اجرا بکند این بودجه‌ای که من نگاه کردم آن بودجه نیست یک فصلى از بودجه یک اصولى دارد این یک فصلى از آن فصول بودجه است من با این‌که باید بودجه را زودتر بگذرانند موافقم قانون اساسى ما امر داده ما باید زندگانی‌مان در این مملکت روى قانون

+++

 اساسى باشد باید پیش ما محترم و مقدس باشد ولى نه اراده‌هاى شخصى بیاید به نام قانون اساسى به ما تحمیل شود بنده این حرف را هیچ قبول ندارم این لایحه‌ای که آوردند من دیدم یک خرج‌هاى بزرگى در این مملکت هست نه اصلش و نه فرعش را ننوشته‌اند فقط یک چیزهایی خیلى عادى را نوشته‌اند این آقاى وزیر دارایی براى این‌که گول بزند مجلس را خوب بلد است ولى براى این‌که وظیفه‌اش را آشنا نیست چند روز قبل یکى ار ناطقین دیدم می‌گفت در کمیسیون اقتصاد شما دعوت بکنید از اقتصادیون که بیایند وضع قانون اقتصاد و تکلیف تجارت مملکت را معلوم کنند من ‌باب مثال گفت که معلوم نیست که چقدر زیره سبز از این مملکت صادر می‌شود آن تاجر خراسانى می‌داند بروید از او دعوت کنید و با او مشورت کنید نظر مشورتى خواستن از اهل اطلاع به نفع مملکت است ضرر ندارد جناب وزیر دارایی گفتند 8 میلیون دلار حالا بپرسید این درست بود اگر درست است من این بودجه را ندیده می‌گویم درست است (وزیر دارایی- این سؤال را از معاون وزارت اقتصاد باید بکنید) این جواب 8 میلیون دلار را شما دادید ایشان در هرچیزى شوخى می‌کنند شوخى با حرف‏ جدى دو تاست اینجا یک مقام رسمی‌است در مقابل ملت ایران اینجا شوخى و مسخره‌بازى و دلقک‌بازى نمی‌توانیم در بیاوریم باید بودجه مملکتى که اساس کار مملکت است باید مرتب و منظم باشد بودجه یک دفترچه‌ای است که تمام دخل و تمام خرج تمام عایدات تمام دیون باید درش مصرح باشد من دیشب که این را مطالعه می‌کردم دیدم که عایداتى که هست یک ستونى دارد که می‌گوید می‌نویسد درآمدهاى مخصوص که جمعاً و خرجاً در بودجه کشور منظور می‌شود درآمد حاصله از عوارض بنزین و فروش اتومبیل مربوط به آسفالت راه‌های کشور فلان مبلغ که این دخل و خرجش به موجب قانون مخصوصى است و این عایدات براى مصرف مخصوصى است. درآمد حق‌السهم صاحبان دفاتر اسناد رسمی ‌مربوط به صاحبان دفتر فلان مبلغ درآمد. من هرچه نگاه کردم ببینم این درآمد نفت ماست آن نفتى که دنیا را به سروصدا درآورده بود توى این بودجه من اسمش را ندیدم رسمش را هم ندیدم هیچ چیزش را ندیدم فقط در مقدمه گزارش دیدم جناب مخبر برداشته‌اند یک بشارتى داده‌اند و گزارش داده‌اند که ما دو جور بودجه داریم بودجه جارى و ادارى کشور و بودجه عمرانى. بودجه جارى و ادارى کشور این فصلش است و بودجه عمرانى به بعدها داده می‌شود من نظرم هست در سى و چند سال پیش در همین مجلس اوایلى بود که دولت ایران راه‌آهن جلفا و شرفخانه را تصرف کرده بود و کشتیرانى دریاچه ارومیه به دولت ایران واگذار شده بود که این کشتى‌هایش مال فلان شاهزاده است مال فلان شرکت است طبق قرارداد مال ما شد در آن دوره بى‌پولى ایران و گرفتارى زیاد که حقوق کارمندان را به کارخانه آجرپزى حواله می‌کردند که مثلاً آجر بگیرید آن وقت ما گرفتار تحویل و تحول راه‌آهن و کشتى‌رانى ارومیه بودیم یک قانونى گذشت که دخلا و خرجاً اداره کنند یعنى عایدات خودش را بردارند خرج خودش کنند ولى گفته شد باید دخل و خرج آن را در بودجه مملکتى نشان بدهند که این دستگاه ما سالى چقدر عایدات داشته و چقدر خرج داشته. آن صاحب دفترها خرج و دخلش هست ولى من هیچ ندیدم که عایدات دریاچه ارومیه ما و عایدات راه‌آهن ما که در آنجا باید مرتب باشد و نشان بدهد که ملت ایران بفهمند آنجا راه‌آهن و کشتیرانى دارد عایداتى دارد خرجى دارد هیچ چیز نیست (افشار صادقى- کشتى‌هایش همه شکسته است) یک قانون دیگرى ما گذراندیم در دوره پنجم یا ششم مجلس بود راجع به این عوارض قند و شکر و چاى مخصوص راه‌آهن ایران یک قانونى براى راه‌آهن ایران گذشت که اسامی ‌شهرستان‌هایی که راه‌آهن باید از آنجا عبور کند در آن نوشته بود و طبق این قانون عواید قند و شکر و چاى صرف راه‌آهن شود این قانون اوایلش حساب مخصوصى داشت خرجش هم مخصوص راه‌آهن بود که خرج راه‌آهن مملکت محل آن این عوارض است بعدش لوطى‌خور کردند پول افتاد جزو بودجه مملکتى و با میز و صندلى و درصورتی که راه‌آهن دائماً توسعه پیدا می‌کند که این راه‌ها را به هم اتصال دهد پول و سرمایه می‌خواهد عایدات خودش اگر خرج جارى خودش را بگرداند من خیلى ممنونم این پولى که مخصوص این‌کار بود من نفهمیدم کجا رفت من از جناب وزیر دارایی پرسیدم از معاونش پرسیدم گفتند که جزء بودجه آمده طبق چه قانونى نداشته باشد این را نمی‌گویند بودجه حرفى را که انگلیس‌ها راجع به نفت در موقعى که ما با انگلیس‌ها مشغول مذاکره بودیم به ما می‌گفتند و ما رد کردیم راجع به نفت جنوب این بود در زمان مظفرالدین شاه‌ امتیازى به دارسى داده بودند و یک تفسیرى از این امتیازنامه می‌کردند و قسمت‌هایی از آنها را هم تغییر داده بودند ما می‌گفتیم اینها قانونش کجاست کى مجلس رأى داده می‌گفتند به همین دلیل که عوایدش جزو بودجه آمده تصدیق ضمنى است این حرف مطابق قانون شرع و عرف مورد قبول نیست اگر یک عوایدى وارد صندوق شد یک نفر آدم غصب کرده است خانه‌ای را این دلیل نمی‌شود که آن پول بابت مال‌الاجاره است این یک حسابى است او دارد یک طلبى است ما داریم باید رسیدگى بشود من دیدم که از بس اراده شخصى به این مملکت حکومت می‌کند هر چیزى می‌خواهند بگیرند آقاى وزیر دارایی دستور می‌دهد، خیلى دقت کرده رفته از هیئت وزرا هم یک تصویب‌نامه گذرانده‌اند و این پول را از مردم می‌گیرند قانون مخصوصى از مجلس گذشت که شما عواید قند و شکر و چاى را صرف توسعه تشکیلات راه‌آهن بکنید این قانون کجا رفت کى لغو شد تاریخى که این قانون لغو شده به من نشان بدهید این چند سال پولش را چکار کردید این بودجه که آمده‏ من نفهمیدم اسمش چیست فقط یک استفاده‌ای که از این بودجه می‌کنند این است که دولت و مجلس این را لایحه بودجه و گزارش بودجه تشخیص داده است. در موقع طرح لایحه بودجه وکلا یک آزادى نطق دارند که در تمام مسائل مملکتى می‌توانند بحث کنند و انتقاد کنند من از این قسمتش موافق هستم موافقت مشروط من مال این است که در این قسمت من موافقم که می‌توانم در اینجا بحث کنم وگرنه مجلس سرا پاى این بودجه را باید رد کند و دولت برود از سرنو بودجه حسابى بنویسد و بیاورد اول لایحه تفریغ بودجه را بیاورند اینجا بعد هم لایحه بودجه را بیاورند و بگویند پول‌هایی را که گرفته‌اند به چه مصرفى رسانده‌اند یک تبصره‌ای را من نمی‌دانم به چه وسیله آقاى وزیر دارایی داخل کرده است من دیشب که مطالعه می‌کردم وقت این‌که یادداشت هم بکنم نیافتم یک تبصره‌ای بود اینجا نوشته بود که از خزانه از پول‌هاى جارى محاسبات مالیه‌ها هر صیغه‌ای که جارى شده قبول است همه مالیده خوب با مال بی‌صاحب را هم این‌جور معامله نمی‌کنند این مملکت صاحب دارد صاحبان این مملکت همین مردمی‌هستند که جیب‌هایشان را خالى می‌کنند و پول می‌دهند و مالیات می‌دهند دولت باید بگوید که ما این پول‌ها را به چه مصرفى زده‌ایم همه‌اش مالیده یک تبصره هم دیدم که مثل این تبصره‌ای بود که به وسیله یکى از آقایان نمایندگان داده شد و جناب وزیر دارایی در قانون استقراض گذراندند که همه پول‌ها بیاید توى خزانه چون آنجا هزار جور حساب می‌شود درست کرد وقتى قانون گذراندند یک درآمدى را تخصیص دادند بیک مخارجى این باید به همان مصرفى که قانون معین کرده برسد یک مالکى اگر آمد گفت عایدات این دکان من را شب نوروز که می‌شود نخود و کشمش بگیرید بدهید به بچه‌ها این را نمی‌شود نقل و نبات کنند و شب عروسى مصرف کنند این مال همان شب عید نوروز است و مال همان نخود و کشمش بچه‌ها است قوانینى که عوایدى را براى مصارف به خصوصى اختصاص داده است تا وقتى که آن قانون لغو نشد ه و به قوت خودش باقى است نباید تغییرش بدهند به قدرى این دستگاه قانون و اصول مشروطیت ما شل شده که توى همین مجلس من نظرم هست 7 یا 8 یا 10 روز پیش بود یک ولیلى سؤال کرد نمی‌دانم در ضمن مذاکره می‌گفت که آقایان ما قانونى را تصویب کردیم شما چرا اجرا نمی‌کنید یک وزیرى پاشد گفت اگر قانون بگذرانید که قدمن 2 متر است 3 متر بشود نمی‌شود وزیرى که این حرف را بزند مسخرگى می‌کند با قانون نمی‌شود مسخرگى کرد وزیرى اگر این حرف را بزند باید گفت تو اگر نمی‌توانى قانون را اجرا کنى استعفا کن برو یکى دیگر بیاید جاى تو اجرا کند این مملکت کارش بشوخى رسیده کم کم کارش به مسخرگى و دلقک‌بازى کشیده این رویه باید یک روزى عوض بشود هر روز اقدام بکنید دیر است اعلیحضرت تذکر دادندکه لایحه بودجه‌ای را مطرح کنید من خیلى ممنونم بودجه که اعلیحضرت نمی‌دانسته است به چه صورت ناقص و کثیفى آورده‌اند در مجلس آقا طرح این بودجه فرجه‌ای داده که بتوانیم در این موضوع‌ها صحبت کنیم و الّا این بودجه را بایستى رد کنیم بروید یک بودجه حسابى بردارند بیاورند براى مملکت یعنى اول لایحه تفریغ بودجه‌اش را بیاورند تقدیم کنند بعد یک یک اقلام بودجه را با آن لایحه تفریغ بودجه فلان مقدار طلب داریم فلان‌مقدار تعهد داریم فلان ‌مقدار عواید براى ما پیش‌بینی کرده است این دخل ماست و این هم خرج ما این‌که حالا در دست ما هست این را که من اسم بودجه رویش نمی‌توانم بگذارم که بیایم در اطراف موادش صحبت بکنم در اطراف تبصره‌هایش صحبت بکنم یک اشکال دیگرى که کار ما دارد موضوع وضع خود مجلس است در همه جاى دنیا شاه مملکت رئیس جمهور مملکت تکلیفش معلوم است چرا براى این‌که وکلا متکى به احزابى هستند و با فعالیت آن حزب انتخاب شده‌اند آمده‌اند توى مجلس (صحیح است) روزى که اعلان می‌شود انتخابات ایالات مختلف می‌گویند در این ایالت 5 کرسى را سوسیالیست‌ها گرفتند روز اولى که این وکیل می‌آید دستور‌العملش را حزبش چاپ کرده است به دستش داده است که تو در این جور موارد باید کمک بکنى در این‌جور موارد باید مخالفت کنى تکلیف این وکیل معلوم است موکلش به عنوان مرامنامه حزبى نوشته و دستش داده رئیس دولت می‌بیند هر کدام از اینها اکثریت دارند در مجلس آن لیدرش را صدا می‌کند

+++

می‌گوید بروید دولت را شما تشکیل بدهید و آن مرامنامه‌تان را اجرا کنید ولى بدبختانه در مملکت ما از روز اولى که اسمش را مشروطه گذاشته‌اند تا حالا هرچه بوده است به قدرى ایجاد تفرقه و تشتت در پنجاه سال‏ اخیر در این مملکت افتاده که ممکن نشده است ترتیبى براى این کار داده شود ناصرالملک خودت این‌کار را اصلاح کند نایب‌السلطنه بود مجلس دوم تشکیل شد آمد و یک نطق مفصلى است که دو سه برابر کتابچه بودجه آقایان هم خیلى بزرگ‌تر است و راجع به این موضوع صحبت کرد وگفت آقایان بروند مرام و مسلک خودشان را بگویند چکاره هستند این وکیلى که آمده است روى کرسى وکالت نشسته است بگوید مسلک من چیست من در این دوره 2 سال یا 10 سالى که می‌خواهم پشت این تریبون حرف بزنم چکار می‌خواهم بکنم نه این‌که‌ امروز طرفدار یک امرى باشم فردا مخالف همین وکیل باید مسلکش معلوم باشد آقایان رفتند جند تا مرامنامه نوشتند یکى مرامنامه دمکرات بود یکى سوسیالیست بود یکى عامیون بود مرحوم ناصرالملک آمد و اکثریت را تشخیص داد که چه افرادى است نوزده نفر بیست نفر هم اقلیت مجلس را تشکیل دادند که دموکرات‌هاى آن‌روز بودند و باید گفت که مجلس دوم وقتى به قوانینش و به تصمیماتش مراجعه بکنید تاج سر مجالس نوزده‌گانه ایران است به خیلى دزدی‌هایی که دردوره استبداد بود به هرج و مرج‌هایی که در دوره استبداد بود خاتمه داد قوانین آن را مراجعه بکنید مملکت را انداخت در یک کوران قانون در یک کوران دیسیپلین و بهترین مجالس ما همان مجلس بود که موقع در داخله‌اش حزب ساخته شد ناصرالملک گفت آقا شما مگر چه می‌خواهید شما وکیل ملتید توضیح بدهید که شما به نفع موکل خودتان مرامتان چیست و چکار می‌خواهید بکنید رفتند مرام خودشان را روى کاغذ آوردند وروى مرامشان هم مبارزه کردند و در خارج هم روزنامه‌ها تیپهاى مختلف شدند هر کدام به طرفدارى یکى از آن دو حزب مشغول مبارزه شدند و این حزب تا جنگ بین‌المللی اول نیامده بود حقیقتاً داشت ریشه پیدا می‌کرد و در ایران مردم با ایمان مردم با عقیده به اصول مشروطیت دورش حلقه زده بودند اگر عده‌شان کم بود ولى ایمان داشتند در همان موقع من بچه بودم در یزد بودم دموکرات‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند انقلابیون دسته دیگر هم که اجتماعیون و عامیون که سوسیالیست‌ها باشند اسم‌شان را گذاشته بودند اعتدالیون کشمکش شدید بود ماچند سال زحمت کشیدیم در دوره دوم چند سال زحمت کشیدیم یکصدوبیست نفر توانستیم طرفدار فرقه دموکرات درست بکنیم یکصدوده بیست نفر انتخابات دوره سوم را برد با کشمکشى که با دولت داشت انتخابات دوره چهارم را هم بر دو بعد که انتخابات از محور خودش خارج شد حکومت مرکزى براى خودش حق قائل شد که اگر نظر مثبتش مؤثر نیست نظر منفیش مؤثر باشد و افتاد کار مملکت به جایی که به این روز افتادیم که اصلاً غیر از اراده شخص چیزى در این مملکت حکومت ندارد قانون مسخره است و ملعبه ولى ما وظیفه‌مان این است که تا حبات داریم تا نیرو داریم براى این‌که قانون حکومت بکند تلاش کنیم من شروع می‌کنم براى مملکت و براى خودمان در مجلس صحبت کردن و از این هم تخطى نمی‌کنم و استدعاى من این است که آقایان دیگر هم مطالعه بکنند مسلک و مرامشان معلوم باشد که ما این بودجه را از چه نظر قبول می‌کنیم و از چه نظر رأى می‌دهیم اعتراض‌مان از روى اصول باشد نه از روى هوس که امروز حسن از من خواهش می‌کند بیا این رأى را بده منهم محض خاطر حسن و آبروى آقا رأى می‌دهم این موضوع از بین برود و ما در این مملکت اصولى را خواسته باشیم معلوم باشد چیست و آن را تعقیب کنیم من چند صفحه راجع به این اصول یاداشت کرده بودم و معتقد بودم که اول از مجلس شروع بشود و نمایندگان محترم همین اصول یا اصول دیگرى را در نظر بگیرند این فراکسیون‌ها که تشکیل می‌شود روى یک مرام و اصولى تشکیل بشود روى یک اصلى کار بکنند نه روى شخص کار بکنند سپهبد زاهدى را من مرد خوبی می‌دانم مردى است که در وقایع هرج و مرج سابق که همه فرار می‌کردند که وارد صحنه مبارزه نشوند توى مجلس سنا گفت که من حاضر هستم وارد مبارزه شوم در مقابلش هم آمد ریسکى کرد و رئیس‌الوزراء شد من هم از او توقعى ندارم مردى است نظامی ‌باید به وظیفه‌اش عمل کند هر کسى باید به وظیفه‌اش عمل کند خوب اعلیحضرت هم مقامش مقدس است و وظیفه‌اش غیر از نصیحت دادن به دولت و مردم و نمایندگان وظیفه دیگرى ندارد او مسئولیتى ندارد که در این موضوع امرى بدهد و نهیى بکند تذکرات ایشان را از لحاظ احترام باید شنید و عمل کرد و ایشان هم به وظیفه‌شان عمل می‌کنند و مملکت هم لازم دارد و مملکت ما م هنوز به آنجا نرسیده است که در اطراف این موضوعات بحث کنیم (دکتر بینا- جناب آقاى حائرى‌زاده دو سال صحبت کردن از این مسائل اسباب زحمت شد دیگر این صحنه‌ها را تکرار نکنید) این مسائل مسائلى است که خارج از کادر است در اطراف آن بحثى لازم نیست پس ما هستیم و نمایندگان و قوانین و وزرا هر کدام در حدود مسئولیت خودشان چکار باید بکنند؟ چکارها نباید بکنند؟ من‏ اول از خودمان شروع می‌کنم به عقیده من ما وکلا درصدر مراممان حفظ استقلال و تمامیت ایران منع اجانب از مداخله در امور داخلى مملکت باید باشد (صحیح است) مبارزه با هرگونه سیاست استعمارى و تخریبى و استثمارى باید شعار ما باشد مراعات اصشل همزیستى مسالمت‌آمیز و رعایت احترام متقابل در روابط با دول جهان این باید اصل و اساس باشد با این دنیاى آشفته که چاره‌ای جز این نداریم همکارى با سازمآنهاى ملل متحد در حفظ صلح و تأمین منافع بیشترى براى ایران که ما مخرجى و نفس‌کشى غیر از این نداریم با این وضعیت دنیاى آشفته وضعفى که ما داریم دولت‌اى ما وظیفه‌شان به عقیده من اصلاح اقتصاد کشور است براى بالا بردن سطح تولید و توزیع عادلانه ثروت این مسئله با بعضى از رویه‌هایی که اتخاذ شده به عقیده من خیلى منافات و مباینت دارد در این قانون مالیات‌ها را براى تقویت بودجه مملکت باید وضع و اجرای بکنند و ضمناً خرج مملکت هم در سایه آن تأمین بکنند نه این‌که هر جور بشود و از هرجا بشود بچاپند و فشار بیاوریم که خرج مملکت بگذرد این صحیح نیست این براى دوره‌هاى استبداد خوب بود که ماشین مملکت فقط چرخش بگردد دوره ناصر‌الدین‌شاه می‌گفتند 15 کرور عایدات مملکت براى خرج دستگاه سلطنت لازم است حالا به هر صیغه و عنوان مأمورین که می‌رفتند ولایات براى وصول پول هرکار می‌خواستند می‌کردند مردم دستگاه‌شان جدا بودحکومت آمر و ناهى و فرمانده و قانونگذار و قاضى و حاکم مطلق بود خود اینها هم یک باجى می‌دادند به او که از شر اشرار مصون باشند ولى مشروطه که شد این چیزها از بین رفت خود مردم حاکم بر مقدرات خود هستند ماها افتخارمان این است که مزدور این مردم باشیم (صحیح است) دولت‌ها افتخارشان این است که اعتماد نمایندگان مردم را به طرف خود جلب بکنند که اگر اکثریت نمایندگان ملت به یک وزیرى اظهار عدم اعتماد کرد این وزیر دیگر بایست برود دنبال کارش صفحه عوض شد آن دوره گذشت مرحوم محمد على میرزا آمد از تندروی‌هایی که داشت یک قانون اساسى تندى علیه او نوشته شد که وضعیت عوض شد پس ماتوى این بودجه که نگاه می‌کنیم می‌بینیم دستگاه‌هاى تولیدى را به جای این‌که جایزه بدهند کمک بکنند آمده‌اند مالیات رویش گذاشته‌اند و به اسامی‌ مختلف ازش مالیات می‌گیرند این مملکت هنوز مملکتى نیست که بگوییم صنایع بزرگى دارد که در سایه صنایعش می‌توانند مردمش معاش کنند کار این مملکت یا کار فلاحت است یا کار معادن، کار معادن تازه راه افتاده است جاده نداریم وسیله نداریم دستگاهى که از این معادن درست بهره‌برداری کنیم نداریم کار افتاده بیشتر به همان کار فلاحت دولت به جای این‌که سعى بکند تخم مجانى به رعایا بدهد تا رعایا محصول بیشترى بردارند و از گرسنگى و بدبختى نجات پیدا بکنند به آنها تحمیل می‌کند در این بودجه شندر‌غاز مالیات مزروعى است من نگاه کردم دیدم 13 میلیون تومان مالیات املاک مزروعى است ولى براى این 13 میلیون تومان تا 130 میلیون تومان رعیت‌خانه خراب نشود که این 13 میلیون را نمی‌دهد (صحیح است) باید جایزه بدهند به آن کسى که زراعت را رشد می‌دهد (صحیح است) کمک بکنند نه این‌که مالیات ازش بگیرند حالا خارجى‌ها آمدند یک اختلافى بین مالک و زارع در ایران درس کردند یک اختلافى بین مالک و مستأجر درست کردند در نتیجه این اختلاف که بین زارع و مالک درست شده زارعین جمع شدند مالک را کشتند مالکین گفتند زارعیت اشرار هستند و باید تعقیب‌شان کنید البته توى مالکین آدم متعددى پیدا می‌شود تور زارعین هم ظالم و متعددى هست ولى در این مملکت اصولاً سال‌ها بود که برادروار مردم با هم داشتند زندگى می‌کردند من در مسافرت کوتاهى که براى معالجه به خارج کردم در اصل عمل زراعتى دیدم این سیستمی که در ایران چند هزار سال است که باقى‌مانده به اصول عدالت و دموکراسى نزدیک‌تر است تا اصولى که در آلمان هست (داراب- این فرمایشاتتان که مخالفت است جناب آقاى حائرى‌زاده) می‌خواهم عرض کنم که تحت‌تأثیر هوهایی که می‌کنند واقع نشوند حقایق را ببینند من رفتم در هامبورگ نزدیک ‌هامبورگ یک مزرعه‌ای بود که پسر مرحوم بیسمارک مالک آن مزرعه بود براى کارهاى فلاحتى من آنجا می‌خواستم طرز فلاحت و وضعشان را از نظر روابط زارع و مالک و کارگر و کارفرما ببینم چه جور است معلوم شد که زارع آنجا هیچ سهم ندارد مزدور است و اجرتش را می‌دهند البته مزدور هم بیمه است غیر کارگر ماست که فردا اگر بیکار شد باید شب گرسنه بماند و یا مریض شد کسى نباشد نگاهداریش کند خیر بیمه است من دیدم آنجا دو قسم مزدور است یکى مزدور دائمی ‌و یکى مزدور موقت همه چیز مال مالک است آنجا از خرمن‌کوب و شخم و شیار و بذر و هرچه هست از عرصه و اعیان تمام متعلق به مالکین آنجاست یعنى متعلق به آقازاده بیسمارک بود کسى حق‏ فضولى ندارد و زارعین در زراعت شریک نیستند از این کارگرها یک عده‌ای هستند که کارگر دائمی ‌هستند ماه به ماه لیستى دارند که سرماه می‌آیند صدتومان دویست تومان یا پانصد تومان هرچه حقوق‌شان هست می‌گیرند این یکى شوفر است آن یکى مکانیک است آن یکى انژکسیون خوک‌ها را می‌زند

+++

آن یکى گاو را می‌چراند یک کارهایی که زارع در عرض سال می‌کند ولى اینجا زارع شریک است و سهم می‌برد آنجا شریک نیست و مزد می‌گیرد وقتی که کار زیاد بشود مزدور‌هاى موقت می‌گیرند مثل ما که وقتى تابستان می‌شود فصل درو می‌شود دروگر می‌گیریم اجرت عمله زیادتر می‌شود آنجا شاگرد مدرسه‌ها و آنها که تابستان تعطیل دارند می‌روند به مزدورى سرزمین‌ها و جاهاى زراعتى آنجا یک تختخوابى بهشان می‌دهند ناهارى و شامی‌پول هم بهشان می‌دهند کمک می‌کنند به اینها وقت چیدن انگورشان است وقت شراب انداختنشان است در سال یک کارمندهایی هستند سر مزرعه کارمندان دائم که اجرت دائم می‌گیرند و یک کارمندهایی که موقتند و اجرت موقت می‌گیرند محصول، اعیانى و عرصه، درخت هرچه هست مال آقازاده بیسمارک است و این زارع بدبخت هیچ ندارد آقایان زیبایی اروپا را تماشا نکنید من رفتم این قسمت را مطالعه کردم در ایران اصول اسلامی ‌و تربیت قدیمی ‌ایرانی‌ها به آنها دستور داده است که باید با هم کمک کنند سهم بدهند به آن زارع از محصول یک سهمش براى اوست یک سهمی ‌مال سرمایه است این سهم‌ها روى یک تقسیم‌بندى است که در هرجا به نسبت وضع محل فرق می‌کند این است که کمتر آبادى در ایران می‌بنیم که سهم بندیش مشابه هم باشد به همین‌ شمیران شما بروید ترتیبى که در حضرت عبدالعظیم با 20 کیلومتر فاصله معذالک خیلى تفاوت دارند در طرز معامله مالک و زارع در چیذر و رستم‌آباد یا قاسم‌آباد حضرت عبدالعظیم فرق می‌کند چرا؟ چون روى رضا و توافق است باید این مالک با آن زارع با هم تراضى کنند توافق کنند و این‌کار را انجام دهند البته یک عده مالکینند متعدى طماع. پدرسوخته و یک عده زارعینى هستند غارتگر، آدم‌کش و طماع و دزد در دنیا همه جا هست ولى در یران روابط بین مالک و زارع روى اصول توافق و رضا و رغبت است و روى دستور اسلام واگر دولت بتواند همین پایه عمل را تنظیم کند وسیله فرهنگ زارع را فراهم بکند که ارباب نتواند گولش بزند بگوید انگشت بگذار پاى این کاغذ آخر سال هم تمام هست و نیست و زندگیش را بردارد ببرد این را بفهمد و حفظ حقوق خودش را بکند اصول درست است ولى در مرحله اجرای و عمل به واسطه جهلى که زارع دارد تمام حقوق او تضییع می‌شود بیچاره می‌شود موقع نا امنى‌ها در اوایل مشروطیت ما از تهران حرکت می‌کردیم که برویم کرمان آن وقت ژاندارم نبود یک کسى نبود که امنیت را حفظ کند از کاشان تا پشت دروازه تهران نایب حیین کاشى حکمفرما بود امنیت آنجا دست او بود تا کرمان وضعیت این‌جور بود من آن موقع در یزد بودم گاهى یک دسته از سارقین می‌آمدند در آنجا گوسفندهایی را چپو می‌کردند می‌بردند یک عده‌ای می‌رفتند پیش دزدها دزدها هم با انصاف بودند به دزدها می‌گفتند تو این گوسفندها را می‌برى تا به 500 کیلومترى اینجا به فروشى این راه دور برمنفعت تو زحمت و خسارتى که در این راه است منفعت تو این دو هزار تا گوسفندى که بناست ببرى دویست تاهم هم سالم نمی‌رسد مابقیش در راه از گرسنگى وتشنگى تلف می‌شوند حالا گوسفندى پنجهزاربتو می‌دهیم آقا حسن براى همه شان یکى پنج‌هزارت می‌دهیم گوسفندها را رد کن آن دزد هم گوسفندها را می‌داد و می‌رفت طرزکار این‌طور بود این غارتگرها از طرف فارس بیشتر می‌آمدند مال عشایر آن حدود بودند این بیچاره‌ها در نتیجه فشار ایلخانى چاره‌ای نداشتند که اینها را بچاپند و ببرند یکى از ایل عرب بود آمده بود آنجا گفتم آخر شما کسب وکار بکنید که برایتان انفع است تا مال مردم را ببرید می‌گفت ما از خدا می‌خواهیم گوسفند خودمان را بچرانیم و روغنش را هم بیاوریم به فروشیم پولش را هم بگیریم ولى وقتى که خآنها حواله می‌دهند به ما که آن قدر گوسفند بدهید آن قدر روغن بدهید و ما براى معاشمان دیگر چیزى نداریم مجبوریم که این گوسفند‌ها را ببریم چپو و غارت، او به ما اجازه می‌دهد که ما هم براى معاشمان بیاییم یک چیزى ببریم ما مردم بیرحمی ‌نیستیم. خودمن را در راه اصفهان و یزد در سردره موقع جنگ بین‌المللی که می‌رفتم لخت کردند من خیلى از این دزدها ممنونم به قدرى بامن این دزدهاى مسلح انصاف به خرج دادند من عبا و عمامه داشتم لباس من را بردند قاطر من را بردند خورجین مرا بردند ولى خوراکى که داشتم به خود من دادند که بگیر من گفتم چون شما توى بیابان هستید و ما به آبادى نزدیک هستیم خوراکی را شما بردارید از دور اگر کسى تماشا می‌کرد خیال می‌کرد دو نفر رفیق به هم رسیده‌اند مشغول صحبت و احوالپرسى هستند خیلى از آن دزدها ممنونم و خیلى بهتر از مأمورین دولت که پاپوش درست می‌کنند اخلاق قدیم ایرانیش محفوظ بود ما اگر برویم روى ریشه عادات و اخلاق قدیم ایران که هزار و چند سال هم هست آمیخته شده به تربیت اسلامی‌ کارها درست می‌شود در تحت هو و جنجال‌هاى سوقات‌هاى اروپایی نباید رفت ما یا زراعت براى مملکت‌مان لازم هست پا لازم نیست اگر یک دسته‌ای هستند که غیر از پول از خزانه دولت گرفتن و زدن و خوردن کارى ندارند و نمی‌فهمند زراعت چیست نباید دخالت بکنند ولى آن طبقه‌ای که باید در این مملکت در تولید شرکت داشته باشند باید به این فکر باشند که این فاصله طبقاتی را از روى ریشه و عمق کار مساوى بکنیم و فاصله را برداریم که آن زارع بداند این ورقه اجاره نامه‌ای که دارد امضا‌ می‌کند چى تویش نوشته چه شرایطى‌له اوست و چه شرایط برعلیه اوست بفهمد و امضا‌ بکند چون رابطه بین زارع و مالک در مملکت ما پایه‌اش روى توافق است بهترین اصولى است که در دنیا انتخاب شده است (صحیح است) و این را باید اصلاح کرد یک مشت متعدى را باید کوبید و از بین برد طبقه زارعى هم که بیسواد و بی‌فرهنگ هست این را وسایل زندگى را حتى و فرهنگش را فراهم کنید ولى اصولی را باید محترم شمرد اصولى که سه هزار سال در این مملکت تشویق کرد دیروز یک نفر به من گفت آقاى قرشى بود به من گفت یا یک کس دیگرى از نمایندگان خراسان گفت که سال گذشته وضع محصول چون باران نخورده بود بهره کم داده بود ما زارع را گفتیم که ببرد براى خودش ما سهم‌مالکانه اصلش نمی‌خواهیم این را درو کن کاهش و گندمش همه‌اش مال خودت گفت صرف نمی‌کند نرفت آنجا درو بکند این وضع باید درست بشود دستگاه تولید و عوایدمان را باید تشویق بکنیم نه این‌که تولیدکنندگان را اذیت و آزار کنیم در دو ماه پیش یک مسافرى از گرگان آمده بود یک داستانى به من گفت که حقیقتاً مسرور شدم خیلى خرسند شدم گفت شما اگر بروید ترکمن صحرا آن ترکمن صحراى چند سال پیش نیست چرا؟ براى این‌ که ترکمن آنجا زارعین آنجا زراعت پنبه را درست یاد گرفته‌اند و با اصول فنى و ماشینى و تراکتور پنبه‌کارى می‌کنند در نتیجه اینها همه داراى سرمایه‌اند داراى اتومبیل کادیلاک هستند زندگى خیلى مرفهى دارند باید سعى کرد همه ایران بشود مثل آنجا و آنجا را هم نقایصش را ما رفع کنیم که این سرمایه را در راه شر صرف نکنند (شوشترى- فرنگى‌ماب شده‌اند) هنوز ترکمن بدبخت مدرسه و بهداشتش درست نیست باید مدرسه و بهداشت او را هم درست بکنید که براى نسل‌های آتیه این مفید باشد من کسی را اینجا سراغ دارم در نزدیکی‌هاى شهر تهران است که جاده مخصوص را در زمان شاه سابق کشیدند توى اراضى این مرد رد شد این اراضى که مترى 5 تومان خرید و فروش می‌شد حالا مترى صد تومان نرسیده باشد سى چهل پنجاه تومان شده چون اینها معلومات‌شان کافى نبود مدرسه نداشتند همین پول زیادى که به دست اینها آمده بدبخت‌شان کرده تا حالا دو سه نفر یکدیگر را کشته‌اند توى آبادى براى این‌ که استطاعت و قوه‌ای که سرمایه زیاد را هضم بکنند ندارند تا پول بهش رسیده است آشوب راه ‌انداخته یک حاج على‌اکبرخان بود که چند نفر را کشته که چرا مثلاً پارسال به من سلام نکرده و بعدش شنیدم وضعشان به قدرى بد است که جاده آمدوشدشان را در دهشان دو جاده قرار داده‌اند که دو دسته‌ای که هستند توى یک جاده آمد و رفت نکنند رئیس فرهنگ آنجا در عذاب است و می‌گوید این بچه‌ها با هم سلام و علیک ندارند با هم کتک‌کارى می‌کنند اینها براى چیست؟ براى این است که پدرانشان بى‌سواد بوده‌اند سرمایه‌ای که به دست‌شان آمده به جای این‌که در راه خیر صرف شود در راه شرصرف شده این است که ما باید نقایصی را رفع بکنیم من طرفدار به همزدن این اوضاع نیستم (صحیح است) ایران خیلى طول دارد تا صنعتى بشود اگر هم صنایعى لازم دارد یک صنایعى است که تابع فلاحتش است مثلاً قند داشته باشد چغندر‌کارى باید توسعه پیدا بکند و زارعین از عمل زراعت‌شان بیشتر بهره ببرند که ما پولى را که به خارج ایران براى خرید قندوشکر می‌دهیم دیگر ندهیم در داخل ایران عمل بیاوریم اگر دولت ضرر هم دراین کار می‌دهد این کار را توسعه بدهد که زراعت چغندر و نیشکر توسعه پیدا بکند که قند در داخله مملکت خودمان تهیه بکنیم اگر به افغانستان هم بفرستیم بهتر یا کارخانه روغن‌گیرى داشته باشیم که مواد دهنى زیادتر تهیه کنیم، در نزدیک شام می‌رفتم به زیارت‏ زینبیه دیدم شاهدانه کاشته‌اند که در ایران چرس و بنگ ازش می‌گیرند من دیدم صحراى زیادى شاهدانه کاشته‌اند گفتم اینها را براى چه کاشته‌اند؟ گفتند که این براى ما سرمایه بزرگى است ما کارخانه روغن‌گیرى داریم و از دانه این روغن‌هاى خوب نباتى براى مصرف داخلى خودمان تهیه می‌کنیم این پارچه‌هاى ابریشمی ‌که از شام می‌آورند ابریشم نیست این الیاف شاهدانه است که کسبه و کارگر و تجارمان از آن بهره‌ور می‌شوند من دیدم موقعى که فرانسوی‌ها بودند چون دخالت نمی‌کردند نظر تخریبیشان کمتر از انگلیس‌ها بوده نتیجه چه شده؟ اینها اقتصادشان راه افتاده ولى ما بدبخت‌ها انگلیس‌ها درکارمان دخالت داشته‌اند عمل تخریبى هم داشته‌اند و دارند خدا شر عوامل‌شان را از ایران کوتاه بکند دست اینها را کوتاه بکند انگلیس خودش در ایران کارى نمی‌کند به دست من و شما کار می‌کنند ما هستیم که عوامل آنها هستیم عوامل آنها این مملکت را خراب می‌کنند احیای اقتصادیات کشور و کلیه قواى تولیدى اعم از کاروسرمایه و منابع طبیعى و امکان حداکثر استفاده از عوامل مزبور در جهت حفظ منافع عمومی ‌و تأمین احتیاجات ضرورى مردم اینهاست که سرمشق و سرلوحه دولت‌ها باید باشد یک چیزى را خیال می‌کنم که چند روز پبش آقاى پورسر تیپ به من گفت یک متخصص فرانسوى بوده نمی‌دانم کجایی بوده که رفته در بروجرد و یک

+++

دریاچه را سرکوهى کشف کرده (پورسرتیپ- در نزدیکی‌هاى درود) که اگر خرج مختصرى بکنند و سوراخى بکنند از فشار آب آن دریاچه یک برق خیلى زیادى تهیه می‌شود (پورسرتیپ- پانصد هزار کیلووات) که برق درود و اطراف را تأمین می‌کند خوب ما از کار ساده یک اروپایی فهمیدیم که یک سرمایه استفاده نمی‌شود ولى فرض کنیم منابع بزرگى دارم آنجا ولى از این سرمایه استفاده نمی‌شود ولى فرض کینم منابع نفت‌مان را مساعده یا جنسى می‌دهیم که لوله نفت تا تهران بکشند و سه سال کارش است تمام عواید سه سال نفت را خرج این لوله می‌کنند بعد هم حفاظتی لوله و خرج نگاهدارى این لوله پدر مملکت ما را درمی‌آورد ایجاد خرج می‌کند براى مملکت شما چاه نفت در قم می‌زنید این پولى که خرج این لوله می‌کنید این را خرج کنید در قم و دستگاه تصفه راه بیندازید بدهید به مردم ولى براى این‌که آهن و فولاد انگلستان در اینجا مصرف بشود و پول مملکت ما نفله بشود و بدبخت و گدا بشویم این‌ کار را می‌کنید ما منابع ثروت طبیعى‌مان را باید برویم دنبالش منحصر به زراعت و رودخانه نیست همان دریاچه که آقاى پورسرتیپ می‌گفت ثروت بسیار بزرگى است ممکن است در همین دماوند خودمان هم باشد این‌جور که گفتند یک دریاچه‌ای هم آنجا دارد (شوشترى- دریاچه طار و مومج) آن هم در ناحیه خیلى مرتفعى است و اگر مطالعه بکنند ممکن است بروند آنها را سوراخ کنند و از آن مقدارى استفاده کنند (شوشترى- کافى نیست) علما‌ بروند و ترتیب اثر به حرف‌هاى آنها داده شود نه این‌که علماى ما بروند پول بدهند خرج بکنیم کتاب بنویسند کتاب‌ها را بگذارم موش بخورد این سازمان برنامه علیه‌السلام من نمی‌دانم چطور شد توى مملکت سبز شد هرچه به حافظه‌ام مراجعه می‌کنم که کى این را سبزش کرد عقلم نرسید یادم نیامد که چطور شد سبز شد راست است که اوضاع ادارات ما خراب بود و وزرای ما عوض می‌شوند و یک دستگاه ثابتى باید براى کارهاى تولیدى و اساسى داشته باشیم و این یک درد بی‌درمانى شده در زمان قوام‌السلطنه خیال می‌کنم جناب امینى هم بی‌دخالت نبودند در این کار (وزیردارایی- بنده وزیر نبودم) شما دخالت داشتید (وزیر دارایی- شما لیدر بودید ولى بنده وزیر نبودم) ولى تخم این کار را شما و اجداد شما کاشتند بنده هر وقت قدم برداشتم به نفع ملت برداشتم مستخدمینى را آوردند و کتاب‌هایی براى امور آبیارى ایران نوشتند نمی‌دانم دو میلیون دلار کمتر یا بیشتر به این کارمندانى که آمده‌اند مطالعه کرده‌اند و این کتاب‌ها را نوشته‌اند داده‌اند یکى دوجلد کتابش را مرحوم منصورالسلطنه به من داده که پهلوى من هست در تمام جزئیات اینها مطالعه کرده‌اند راه‌های ایران، برق ایران تلگراف ایران در قسمت‌ها مطالعات عمیق شده است و نظریه حسابى داده‌اند یکى از اینها همین سدکرج است که حالا مشغول هستند مع‌التأسف اخیراً سازمان برنامه یک رئیس پیدا کرده است که من شنیده‌ام که آن کتاب‌ها را گذاشته است کنار و یک عده‌ای را دوباره جمع کرده که بیایند برنامه بنویسند مگر اجراى برنامه 7 ساله 70 ساله باید باشد چرا عمر این سرنمی‌آید که مردم از شر این برنامه راحت شوند؟ این برنامه اول براى این بود که نقشه‌ها را مطالعه بکنند نظارت بکنند که وزارتخانه‌هایی که مجرى این کارها هستند اگر وزیرش عوض می‌شود نقشه و برنامه‌اش عوض نشود حالا یک دسته مقاطعه‏ کار و یک دسته مهندس اینها با هم همدستند این حواله او می‌دهد او حواله این می‌دهد یک کار شندرغازى را تمامش نمی‌کنند ماحصلش من هنوز که ندیده‌ام خدا کند که ماحصل داشته باشد چون ایادى اجنبى نمی‌گذارند که ما یک روزى آدم بشویم و روى پاى خودمان بند بشویم یک عده فرانسوى چندى سرپرستى دمشق را داشتند براى آنها یک هنر محلى درست کردند زراعت شاهدانه می‌کنند پارچه‌هاى الیاف شاهدانه را به همه جا می‌فرستند و از دانه آن هم روغن‌گیرى می‌کنند و مردم نان می‌خورند دنیا هم از صنایع آنها منتفع می‌شود در ایران هنوز غیر از خرج و تخریب من چیزى ندیدم این پول نفط را برده‌اند و معلوم نیست که چه بلایی به سرش خواهند آورد انشاءالله عاقبتش را خدا به خیر کند وظیفه دولت است که ارشاد و هدایت اقتصادیات کشور به منظور تجهیز کلیه عوامل و قواى تولیدى اعم از کاروسرمایه و منابع طبیعى و امکان حداکثر استفاده از عوامل مزبور در جهت حفظ منافع عمومی ‌و تأمین احتیاجات ضرورى مردم و کمک و مساعدت به فعالیت‌هاى تولیدى براى بالا بردن سطح تولیدات کشاورزى و معدنى، خیال می‌کنم یک روز دیگر هم این جمله را عرض کردم جناب وزیر کشاورزى تشریف دارند حقیقتاً ما کمتر آدمی ‌را داریم که به انداره ایشان در کارهاى کشاورزى اطلاع داشته باشد من روزى رفتم براى دیدن سد کرج و گمان می‌کنم آن روز آقاى دکتر صحت هم تشریف داشتند رفتیم براى دیدن سد کرج و تشکیلاتى هم که آن کمپانى آمریکایی براى ساختمان این سد درست کرده و انصافاً همه چیزش خوب بود ولى من دیدم این کار به هوس نزدیکتر است تا استفاده عمومی ‌و به طور کنایه آن روز آنجا گفتم و حالا یک قدرى مفصل‌تر عرض می‌کنم. این سد کرج را من نمی‌دانم چهل میلیون، پنجاه میلیون کمتر از سى میلیون دلار مسلماً خرجش نمی‌شود با این دستگاه‌هایی که سازمان برنامه آنجا چیده من خیال می‌کنم که از پنجاه و شصت میلیون دلار هم تجاوز می‌کند ولى خوب در عمل سى چهل میلیون دلار خرج این خواهد شد ما باید حساب کنیم که این سى چهل پنجاه میلیون دلارى که خرج اینجا می‌کنیم این را اگر در جاى دیگرى خرج بکنیم بیشتر انتفاع می‌بریم باید اینجا عمل نکنیم و آنجا بکنیم، ‌این را من غیر از هوس چیزى ندیدم. این مملکت سال‌هاست چندین هزار قنات دارد و خیال می‌کنم ابتکار و اختراع قنات مال ایران بوده چون سایر ممالک هم اگر عمل قنات را بعدها تقلید کردند از ایران آدم بردند و اروپا که من قنات ندیدم. این طرز عملى که آب را از زیر زمین به وسیله مجارى به جریان بیندازند مال ایران است و قنوات خیلى قدیمی ‌هست که معلوم نیست چه وقت حفر شده از این قنوات موجوده من نمی‌دانم آن قنواتى که در نتیجه طغیان چنگیز و مغول از بین رفته که در خراسان، در بلوچستان، در اقصى نقاط است (شوشترى- در نیشابور) تعداد زیادى قنوات مطموسه و مخروبه افتاده، آنها را هیچ کارى ندارم این قنواتى که الان هست، در همین اطراف تهران و اغلب نقاط ایران این قنوات هست اگر هر قناتى را که شما چهل پنجاه هزار تومان خرجش بکنید مسلماً سه چهار پنج سنگ آب به آن اضافه می‌شود یا مجرایش خرابست و بایستى آن را سیمان و لوله بکنید که آب در مجرا تلف نشود یا این‌که سنگ رویش بیندازند که مجرایش نگیرد، هر کدام از این قنوات را که شما خرجش بکنید یک آبى به آن اضافه می‌شود و در روز اولى که این پول داده می‌شود دیگر جرثفیل از آمریکا نمی‌خواهد و آن شرکتى هم که در سد کرج دارد آنجا وحتى فاضلاب آنجا دارد زحمت می‌کشد این خرج‌هاى اولیه را هم ندارد و روز اول پول را به عمله و مقنى می‌دهند و می‌رود و آنجا توى چاه کلنگ می‌زند و گل‌کشى می‌کند و شما ممکن است که ده هزار قنات در این مملکت در نظر بگیرید و خود قنات را یا یک املاک دیگرى را وثیقه بگیرید و پول قرض بدهید بیست ساله یا ده ساله با سود کم و این چهل میلیون دلار شما که به پول امروز ایران ممکن است سیصد میلیون تومان یا بیشتر باشد این در ظرف چند سال تقسیم می‌شود بین همین عمله‌هایی که کلنگ می‌زنند و گل کشى می‌کنند وسیله‌اش را هم دولت دارد یک شاهى آن هم نفله نمی‌شود و هرده هزار تومانى حداقل یک سنگ آب می‌دهد سیصد میلیون تومان که خرج این ‌کار می‌کنند سى هزار سنگ آب اضافه می‌کند ولى نه در تهران که اگر یک بمب بریزند این سد خراب شود، سى هزار قناتى که در ایران در اقصى نقاطش هست دور هر یک سنگ آبى چند نفر زارع براى این‌که گندم به کارد، پنبه به کارد، بزش را آب بدهد می‌رود زندگى می‌کند و شما از روزى که این پول را تقسیم می‌کنید به طبقه کارگر و فلاح داده می‌شود و بهره‌برداری را طبقه کارگر و فلاح می‌کند و تولید‌کننده وسایل تولیدش زیاد می‌شود، یک شاهى پول شما هم از بین نمی‌رود. این املاک آنها هم ودیعه است حالا پول سى هزار سنگ آب را آنجا می‌ریزید این مسلم است که یک زلزله یا یک دانه بمب تمام خدمات چندین ساله ما را ممکن است به هدر بدهد. راست است. یک دریاچه‌ای آنجا ایجاد می‌شود براى این‌که ماهى هم تربیت شود و ماهى قزل‌آلا هم آنجا باشد و مردم هم بروند آنجا گردش و شکار بکنند جنبه هوس این بیشتر است از جنبه عمل آن و از نظر اقتصادى که حساب کنیم منافع پول را اگر درآن راه صرف کنیم چندین برابر منافع پولى است که در این راه خرج می‌کنیم ولى ما دنبال کارى که جنبه هوس داشته باشد می‌رویم و بهانه را اقتصاد قرار می‌دهیم نه این‌که منظور اصلى ما بهره‌برداری اقتصادى باشد، بهانه است، نزدیک پاى تخت است که دریاچه‌ای باشد که در روزهاى تعطیل بتوانم بروم آنجا شکار بکنم و گردش بکنم بسیار کارخوبى است باید دولت کمک و مساعدت به فعالیت‌هاى تولیدى براى بالا بردن سطح تولیدات صنعتى و فلاحتى کشور بنماید حالا آمده‌اند مالیات روى دستگاه تولید گذاشته‌اند، فشار براى این طبقه ایجاد می‌کنند. این عکس آن مقصودى است که براى آبادى مملکت منظور نظر هست حمایت از صنایع ملى و تشویق صادرات و محدود کردن واردات به منظور تأمین اقتصادى و تعادل بازرگانى خارجى و موازنه ارزى کشور، من این قسمت آزادى تجارت یا محدودیت تجارت را نفهمیدم چون در یک مدرسه‌ای تحصیل نکردم که این اصطلاحات را بدانم ولى می‌دانم که اگر در و دروازه مملکت ما باز باشد مثل این‌که قبل از مشروطیت باز بود حتى گمرک را هم دیگران می‌نشستند تعرفه‌اش را می‌نوشتند که اجناسى که می‌خواستند توى این مملکت وارد بکنند حقوق گمرکى نداشته باشد ولى نظرم هست که من آن وقت در مشهد بودم و تولدم هم در مشهد بوده اشخاصى که از مشهد می‌خواستند بروند از راه روسیه به مکه مشرف بشوند یا براى تجارت می‌خواستند بروند اسلامبول قند مصرفى خودشان را از مشهد برمی‌داشتند می‌بردند می‌گفتیم که قند از روسیه می‌آورند اینجا شما چرا می‌برید می‌گفتند دولت روسیه براى این‌که صادراتش زیاد بشود یک عوارضى در داخله دارد که در

+++

گمرک که می‌آید آنها را نمی‌گیرد و رد می‌کند و شما قندى که اینجا پوطى فلان مبلغ می‌خرید در مشهد اگر خواسته باشید به خرید مبلغى ارزان‌تر است از عشق آباد که هم مرز مشهد است اگر در عشق‌آباد به خرید مسلماً صدى پنجاه گران‌تر است. این تشویقى بود که روسیه از صادراتش می‌کرد و براى ایران هم در و دروازه‌اش باز بود، شما تعرفه‌هاى گمرکى آن روز را اگر مراجعه بکنید، خدا رحمت کند مرحوم فهیم‌الملک را در این قسمت‌ها اطلاعات خوب داشت تحصیلات کرده بود و کتابى را که راجع به گمرک و اقتصادیات نوشته است من دیده‌ام و مطالعه کرده‌ام. قبل از انقلاب روسیه صدى هفتاد تجارت ایران در تعرفه گمرکى که ملاحظه می‌کردید با روسیه بود، چرا؟ براى این ‌که در و دروازه ایران باز بود و دولت‌ها هم براى تشویق صادراتشان جنس را ارزان می‌فرستادند که بازارها را تصرف کنند (شوشترى- دروازه روسیه هم بازبود) ولى پس از انقلاب روسیه که رژیم و وضع روسیه عوض شد و یک طبقه دیگرى غیر از تزارها آمدند و تجارت را انحصار دولت کردند تا وقتى انحصار نشده بود و در ایران تجارت آزاد داشتیم یک مضارى از آن تجارت عاید ایران شد می‌آمدند پارچه می‌آوردند سرى اول تجارى که می‌آمدند از آنها می‌خریدند فرض کنید هر مترى پارچه را یک قران می‌گفتند آن تاجر می‌دید نسبت به سایر اجناس مشابهش که از جاهاى دیگر می‌آید ارزان‌تراست تا می‌توانست می‌خرید وقتى که بازار را اشباع می‌کرد و از پارچه مترى یک قران می‌آمد می‌گفت نهصد دینار این بدبخت‌ها هم می‌دیدند که خوب یک میلیون معامله کرده و صدهزار تومان ضرر است ده یک ضرر است لابد بود برود ملکش را گرو بگذارد و آن نهصد دینارى را بخرد و رویهم بگذارد و آن نهصد دینارى را بخرد و رویهم بگذارد که ضرر کمتر بکند بنا براین تا می‌توانست می‌رفت سرمایه روى هم می‌گذاشت و پارچه مترى نهصد دینار می‌خرید بازار که پر می‌شد آن وقت می‌گفت مترى چهار عباسى و با این عملیات تجار کار کن و فعال مملکت ما را ورشکست کردند، نابود کردند؟ چرا براى این ‌که دست از طرف روس‌ها یکى بود ولى از طرف ایران بیست میلیون نفوس بودند که تقاضا می‌کردند، پایه تجارت روى عرضه است و تقاضا، عرضه‌کننده یکى تقاضا کنند بیست میلیون نفوس این از نظر واردات آنها به ایران بود فقط آنها این حساب را می‌کردند نسبت به ممالک دیگر که جنس به ایران نفرستند و معامله را طورى بکنند که آنها نتوانند اجناس‌شان را این‏ جا بفروشند و الّا براى ایران رعایتى در کار نبود آن وقت آمدیم سر صادرات در ایران یک اداره پنبه بود حالا اسمش را فراموش کردم (یک نفر از نمایندگان- پرس خلوپوک) اینها مساعده می‌دادند، بذر می‌دادند پول می‌دادند فلان می‌کردند ولى خریدار پنبه یکى بود و فروشنده بیست میلیون نفوس ایران و تجارت در انحصار دولت نبود و آزاد بود زراعت هم که انحصار نبود و آزاد بود کسب هم انحصار نبود آزاد بود دارندگان محصول ایران هر نرخى روس تعیین می‌کرد در خرید امتعه ایران که باب آنجا بود چاره‌ای جز این ‌که به ضرر هم هست بفروشند نداشتند و هر نرخی هم که از براى وارداتش تعیین می‌کرد آن وقت که ما به آمریکا و اروپا رابطه نداشتیم و چاره‌ای نداشتیم به جز این‌که از آنها بخریم و ورشکست کردند یک عده از افراد فعال کارکن این مملکت را که من دوسیه اینها را می‌خواندم در دیوان کشور و می‌دیدم و در بازرسی‌ها هم که به خراسان رفتیم واقعاً دیدم وضعیت اقتصادى را که چه جور آشفته است و در نتیجه این رویه بود که ‌آمدند قانون انحصار تجارت را درست کردند یک شرکت مرکزى هم درست کردند در اینجا که این شرکت مرکزى واسطه باشد ما بین ایرانی‌ها و روس‌ها اگر روس‌ها یکى هستند ایرانی‌ها هم یکى باشند و تمرکز پیدا کند خرید و فروششان در یک شرکت مرکزى حالا من وارد این نیستم که در آن شرکت دزدى کردند یا نکردند حسن عمل داشتند یا نداشتند در همه دستگاهى خوب و بد هست ولى روى این فشارى که وارد شده بود به ایران در معامله با روسیه کمونیست دولت ایران مجبور شد که یک عمل انحصارى بکند و جلو این وضعیت را بگیرد و حالا من می‌بینم که روى آزادى تجارت که من اطلاعى ندارم وله و علیهش نمی‌توانم رأى بدهم و مجبورم که در موقع رأى امتناع بکنم چون من اطلاعات اقتصادى عمیقى که بتوانم رأى بدهم ندارم ولى کلى می‌فهمم که الفباى اقتصاد که عبارت از عرضه و تقاضاست وقتى در یک مملکتى آمد یک دست فروشنده شد همان دست هم خریدار و مملکت دیگرى بیست میلیون نفوس فروشنده و بیست میلیون خریدار بدیهى است که افسار اقتصاد به دست آن یک نفر است و هر طرف می‌خواهد می‌کشد. حالا دولت ایران، ممکن است که من نمی‌فهمم و اقرار بنادانى خودم می‌کنم و خیلى‌ها باشند که مثل من باشند ولى خودشان را اغلب علما معرفى می‌کنند و این قوانین را میگذرانند حالا نتیجه‌اش چه می‌شود من نمی‌دانم، من معتقدم براى این کار ارزش دارد از علماى بزرگ دنیا نه از آنهایی که خودشان ذى‌نفع باشند استفاده بکنیم و به اوضاع اقتصادى و اجتماعى مملکت خودمان روشنشان بکنیم که ما دردهایمان از چه قرار است که اینها بدانند و با مطالعه از ممالکى که علمایی دارند و تجارتى هم با ما ندارند از آنهایی نباشند که بخواهند این آقا را بلند کنند خودشان جایش بنشینند من طرفدار این نیستم که بگویم این آقا ما را نچاپد آن آقا ما را بچاپد باید یک فکرى کنیم که کسى ما را نچاپد و بتوانیم حدود و ثغور مملکت خودمان را حفظ بکنیم این را من در این جمله کوتاه که حمایت از صنایع ملى و تشویق صادرات و محدود کردن واردات به منظور تأمین اقتصادى و تعالى بازرگانى خارجى موازنه ارزى کشور این را سر لوحه برنامه اقتصادى قرار دادم (دکتر جزایرى- پس حضرتعالى مخالف با آزادى تجارت هستید؟) من با آن هم موافق نیستم با این آزادى هم موافق نیستم من نمی‌فهمم فقط می‌دانم آن دردها بود که آمده بود و این فشار آمد اینها را بنده نمی‌دانم و کسى باید اظهار نظر کند که اطلاعات کافى اقتصادى داشته باشد چون من اطلاعات اقتصادى عمیقى ندارم نمی‌توانم اظهار نظر بکنم این است که من جزو ممتنعین هستم و اظهار نظر نمی‌توانم بکنم ولى عیبش را می‌فهمم می‌دانم که آزادى مطلق به نفع ما نیست انحصار مطلق به دست دولت هم به ضرر مملکت است این دو تایش برایم محرز است ولى علماى فن باید بنشینند نظرى بدهند من در این باب اقرار به جهل می‌کنم من می‌دانم که این طرفش ضرر دارد آن طرفش هم ضرر دارد من هر دو را تجربه کرده‌ام و دیدم دخالت دولت را در اموراقتصادى، معامله برنج کردند، هر معامله‌ای دولت کرده غیر از ضرر کار دیگرى نکرده، دولت تاجر خوبى نیست، دولت زارع خوبى نیست ولى از آزادى این ضرر را ازش دیدم و باید تمام عیب و حسن‌ها را مورد نظر قرار بدهیم و در این موضوع بنشینند و تصمیم بگیرند. یکى از مسائلى که مملکت ما را به این روز انداخته این واسطه معاملات است که یک تولید‌کننده‌ای اگر نباشد نان در منزل سرسفره ما نیست باید یک زارعى زراعت بکند گندم تولید بکند تا ما بتوانیم مصرف بکنیم و اگر مصرف کننده‌ای نباشد تولید کننده ورشکست‏ می‌شود اگر برود دهى زراعت گندم بکند و کسى نخرد این گندم را، این ورشکست می‌شود پس تولید‌کننده و مصرف‌کننده دو عواملى هستند که ملازمه دارند با یکدیگر که هرچه مصرف بیشتر شود دستگاه تولید باید بیشتر بشود ولى دستگاهى که موجبات نزدیک شدن این تولید و مصرف را به هم فراهم بکند باید ‌این را حتى‌الامکان کوتاهش کرد مثلاً شمات گندم، اگر آب ما را افغآنها نبرده بودند و اگر دولت یک وسیله‌ای پیدا می‌کرد، حالا این موضوع را بگذاریم کنار بحثش را وارد نمی‌شویم تا وقتى که موضوع در وزارت خارجه مطرح شد، ما اگر گندم در سیستان داشته باشیم و در تهران گرسنه باشیم گاراژدار هم وسیله است که این مصرف و تولید به هم نزدیک بشوند دستگاه تولید که آنجا هست و دستگاه مصرف که در تهران است این واسطه که حمل ونقل بکند و بیاورد این لازم است پس باید در مسائل اقتصادى تولید را مورد توجه قرار داد مصرف را مورد توجه قرارداد واسطه ضرورى را هم مورد توجه قرارداد که پخش بکند که از آن ناحیه‌ای که تمرکز پیدا کرده است ببرد به جایی که مصرف هست ولى وسایط زیادى اگر گندم را از آنجا ده واسطه هى از همدیگر بخرند آن یک قران اضافه، آن یک قران اضافه وقتى که از دست تولیدکننده خارج شده تا به دست مصرف‌کننده می‌رسد سه برابر قیمت اصلیش این واسطه‌ها خورده‌اند این به ضرر هر دوطبقه هم تولیدکننده و هم مصرف‌کننده است. ورامینى بادمجانش می‌کارد، این بدبخت وقتى بادمجانش فروش می‌رود در تهران ممکن است که دخل وخرج هم نکند آن ورامینى در سایه زراعت صیفى که محصولش را آورده است تهران بفروشد یک قوت بخور و نمیرى عایدش شده در تهران می‌فروشد فرضاً کیلویی پنج هزار ولى به سر سفره من و شما که می‌آید می‌شود کیلویی سه تومان و این بیست و پنج ‌هزار تفاوت قیمت وسایطى هستند که از میدان تا سرسفره شما می‌خورند آن زارع یک‌سال زحمت کشیده تولید کرده یک حق‌العملى عاید او شده براى تولید یک‌ساله، شما هم کارهاى دیگرى کرده‌اید پولى تهیه کرده‌اید براى مصرف‌کردن این جنس و این جنس را مصرف کرده‌اید و آنها که واسطه هستند از میدان تا این راه برسانند تا منزل شما پنج برابر فایده برده‌اند و اگر بشود دست این وسایط را کوتاه کرد و جنس که از دست تولیدکننده بیرون آمد به دست مصرف‌کننده برسد خیلى در امور اقتصادى ما مؤثر است و این هم عملى نمی‌شود مگر یک شرکت‌هاى تعاونى درست بشود. در ده حسن‌آباد یا تقى‌آباد این زارع محصولش را که می‌آورد اینجا در میدان بفروشد حداقل قیمت و حداکثر خرج را برایش دارد که بیاورند جنس را و اینجا تبدیل به پول بکنند آن وقت جنس را زارع می‌فروشد به حداقل قیمت و آن پول را باید بدهد لوله لامیا بخرد قند بخرد چاى بخرد چى بخرد به حداکثر قیمت، اگر در آن ده محصول آن رازع را به قیمت عادله ازش بگیرد و جنسى را که مورد احتیاج اوست به قیمت عادله به او بدهد صدى صد و ممکن است صدى دویست تفاوت زندگى بشود براى ما این زارع محصول مزرعه‌اش را که صد تومان می‌فروشد

+++

براى این ‌که آورده به تهران به دست مصرف‌کننده نداده، به دست واسطه داده و واسطه هى اطرافش را ساییده و حداقل قیمت صد تومان را به او داده‌اند و بعد این یکى به آن فروخته و آن یکی به آن فروخته دست اول زارع صد تومان فروخته وقتى که دست مصرف‌کننده رسیده سیصد تومان پول از مصرف‌کننده می‌گیرند عکسش هم صحیح است آن پارچه باف پارچه‌ای را که تهیه کرده هى دست به دست گشته تا آن یهودى دوره گرد می‌برد در ده و آنجا جنسش را می‌فروشد با على‌القیم پولش را می‌گیرد و اگر یک دستگاهى بشود ساخت در دنیا ساخته‌اند در مملکت ما همه‌اش خرج میز وصندلى شده که این دستگاه واسطه‌ای باشد که این یک شرکت تعاونى باشد که مصرف‌کننده و تولى‌کننده را واسطه‌هایش را کم بکند حداقل ما یقنع وسایطش در این‌کار دخالت داشته باشد نه این‌ که انصاف نداشته باشد این بى‌عدالتى‌ها و گرانى‌ها از بین می‌رود بعضی‌ها روزى چند هزار تومان در این شهر استفاده می‌کنند و راست راست راه می‌روند و هیچ عملى هم توى میدان انجام نمی‌دهند او نشسته و محصول زارع را که آمده برداشته تا به ایادى مختلف رسیده به بازار اسلامبول و با صمد و محمود تقسیم شده یک نفر آدم چند هزار تومان می‌رد این وضعیت باید خاتمه داده شود به وسیله تأسیس شرکت‌هاى تعاونى این است که من معتقدم دولت باید تأمین بکند حداقل زندگى و احتیاجات ضرورى مردم را از پارچه و سایر اجناس از راه تأسیس فروشگاه‌هاى عمومی ‌و شرکت‌هاى تعاونى و به وسیله خدمات عمومی ‌و کنترل ترقی قیمت‌ها و مبارزه‏ شدید با احتکار و گرانفروشى این باید سرلوحه مرام دولتى باشد که می‌خواهد براى مملکت خدمت بکند نه این‌که میز و صندلى بسازد و هى مدیرکل ایجاد بکند. من در این بودجه یک تبصره دیدم که استخدام را منع کرده اولش و آدم خوشش می‌آید ولى بعد می‌گوید که با موافقت وزارت دارایی ممکن است همه این جنایت‌ا بشود تبصره‌ها یک فباى وزارت دارایی دارد که با تشخیص او هر طرحى مباح می‌شود. دیگر یکى از کارهاى مهمی‌که باید وظیفه این موضوع را هم من سال پیش که جاده‌هاى آلمان را تماشا می‌کردم که جاده‌هاى عجیبى است که در دنیا بى‌نظیر است اتومبیل با حداکثر سرعت می‌رود اتومبیل هم از جلوش نمی‌آید اتومبیل هم از چپ و راستش نمی‌آید یا اگر بیاید از بالا یا پایینش می‌رود و می‌گفتند هیتلر براى به کار واداشتن بیکارها این جاده را ساخته است من پرسیدم که این راه چه جور ساخته شده است گفتند که این یک کار وظیفه‌ای در آنجا بوده است که این کارها را همین جو خودشان نمی‌روند بکنند ظاهراً گفتند دولت به شما قرض می‌دهد کار بکنید و این جاده‌هاى عظیمی‌که ساخته شده در نتیجه کار وظیفه انجام شده ما سربازهایمان، نظامی‌هاى ما از پهلوى پدر و مادرشان که کنار می‌روند توى سربازخانه فقط یک دو یاد می‌گیرند یا سلام دادن به جناب مافوق در صورتی که اینها را باید در هر قسمتى که بودند به همان کار به نفع مملکت بدارندشان من نظرم این است، در جنگ بین‌المللی اول از کاشان می‌آمدم به تهران روس‌ها رفته بودند تا اصفهان ما را گرفتند و راه کاشان و قم خیلى راه خراب و بدى بود که ما با کالسکه پستى به زحمت رفتیم من موقعى که پنج شش ماه آنجا سرگردان بودم و برگشتم دیدم یک گردنه که اسمش را فراموش کردم سنگلاخ خیلى بدى بود دیدم سنگ‌هایش را جمع کرده‌اند و کنار گذاشته‌اند و خیلى خوب بود من پرسیدم که کى این‌کار را کرده گفتند که روس‌ها که آنجا بودند سربازهایشان را بیکار نمی‌گذاشتند سربازهاى روسى این‌کار را کرده بوده آن وقت عده اتوبوس خیلى کم بود و وسایل نقلیه خیلى ضعیف بود در جنگ بین‌المللی اول اتومبیل کم داشتند و اغلب بارى بود براى همه ‌دستگاه‌هاى حمل ونقل خودشان، سربازهایشان را گذاشتند آنجاها را صاف کرده‌اند. این را من در چنگ بین‌المللی اول دیدم و در همین جنگ اخیر هم رفتم به بندر پهلوى و درست موقعى بود که روس‌ها باید رفته باشند از این مملکت طبق قراردادى که داشتند ولى خوب بی‌خودى آنجا بودند من دیدم که روس‌ها کلنگ به دست گرفته بودند و یک از پل‌های جاده رشت که خراب شده بود ایستاده‌اند دارند می‌سازند من گفتم مگر اینها خیال رفتن ندارند از خانه ما و یک مهمآنهایی هستند که آمده‌اند خانه ما و حالا براى این‌که راه‌شان مسدود نشود دارند پل می‌سازند پل را آب برده دارند می‌سازند بعدش هم رفتند. آنها سربازشان را بیکار نمی‌گذاشتند در مملکت دشمن هم اگر بود و آبادى هم براى خودش نمی‌کرد و نفعش به یک مملکت دیگرى می‌رسید بی‌کار گذاشتن سرباز را براى خود سرباز مضر می‌دانستند. از سربازها هر کدام در قسمت فلاحت و براى کارهاى راه‌سازی از وجودشان استفاده می‌کنند آن راه‌هایی که هیتلر در آنجا با کار اجبارى انجام داده اگر ما از سرباز خودمان کمکى بخواهیم نقصى ندارد حالا آنها یک عظمتى دارند که ایرانى ندارد. ایرانى سوابق تاریخى خیلى مهمی‌دارد که وقتى که آنها مثل حشرات زندگى می‌کردند ما در دنیا آقا بودیم و امپراطورى دنیا دست ما بود حالا هم اگر یک ایرانى را با یک فرد خارجى پهلوى هم بگذارید از جهت هوشش، استعدادش، قناعتش هیچ فرقى با آنها ندارد و از آنها عقب نمی‌ماند ولى مدیرى که ماشین او را بچرخاند نیست و احترامی‌که آنجا به قانون هست در مملکت ما به تملق و چاپلوسى احترام هست براى خوشامد زید و عمر و ما خیلى رجز می‌خوانیم ولى براى این‌که یک کار مثبتى بشود، یک کار عملى انجام بشود نیست و یک شخصى در اروپا به من می‌گفت، می‌بینم بعضى از وزراى ما هم در این کلاس دیپلم گرفته‌اند، کار نکردن هیچ ضررى ندارد و هرچه اشکال است و اعتراض است و هاى است و هوى است براى این است که کار مثبتى نکنند می‌گفت که پدر من همچو به من نصیحت می‌کرد حالا بعضى از وزراى ما هم این طورى هستند حسابش را داشته باشید. (شوشترى- آقاى دکتر امینى هم این ابتلا را دارد) من طرفدار این هستم که باید ایجاد کار براى بی‌کاران بشود ولى نه این‌که مثل بنگاه تعاونى و اینهایی که دست کرده‌اند باید مردم کار بکنند و توأم بکنند کارا با وظیفه و یک نقشه آبادى تهیه بکنند بی‌کارها را هم حقوق بدهند که بروند این کارها را انجام بدهند و یک کار مثبت انجام بدهند این دستگاهى که این همه پول دارد دولت می‌دهد یا به عنوان خیریه یا شریه‏ به آنها پول می‌دهند آنها عده‌ای را جمع کرده‌اند اینها پایی یک عجزه‌ای هستند که کارى از دستشان ساخته نیست یا اینها یک کسانى هستند می‌توانند کار بکنند اگر می‌توانند کارکنند آنها را در کارهاى مفید بگذارند که کار وظیفه و کار اجبارى باشد نگرانى دیگر از بین برود آدم خجالت می‌کشد که ببیند در مقابل خارجى یک آدمی‌که صحیح و سالم و خوش بنیه می‌آید گدایی می‌کند اینجا باید کار باشد که کار بکند و معاشش را هم بدهند دولت باید تأمین معاش مردم را بکند هم بگذارد که مردم کار بکنند و هم برایشان کار پیدا بکند این‌که من گفتم این سى چهل میلیون دولاری را شما خرج مهندسین عالی‌مقام می‌کنید این را کار براى مردم مملکت تولید کنید که مملکت بیکار درش نباشد که برود دنبال دزدى وگدایی براى مردم کار تهیه کنید وقتی که کار تهیه شد دنبال گدایی نمی‌روند و همه می‌روند دنبال این‌که شرافت ملى خودشان را حفظ بکنند مدافع وطن و مملکت خودشان باشند (جفرودى- ما در قرن بیستم زندگى می‌کنیم) این است که باید تولید کارکرد یک موضوع دیگرى هم در این مملکت مورد توجه نیست و این فکر شوم باید گفت که تقسیر غلط از کلمات صحیح بوده و آن آزادى است در این مملکت باید آزادى باشد ولى ما آزادی را ترجمه کردیم خودسرى در صورتی که در ممالک قانونى که آزادى هست محدودیت بیش از ممالکى است که اراده اشخاص حکومت می‌کند (صحیح است) باید آزادى محدود به قانون باشد تا درجه‌ای من آزاد هستم که به حدود و حقوق دیگران تخطى و تجاوز نشود اگر من به حدود و حقوق دیگران تجاوز کردم باید سلب آزادى از من بشود نه این‌که ما آزادی را معنى کنیم به مطلق العنانى هرکس هرچه دستش می‌رسد بکند این حکومت جنگل است این قانون جنگل است این آزادى است که براى درندگان در جنگل‌ها هست که هرکس ضعیف‌تر از خودش را از بین ببرد این آزادى امروز دیگر در دنیا طرفدار ندارد آن آزادى امروز طرفدار دارد که محدود باشد به آزادی دیگران من آزادم به شرطی که آزادى دیگرآن را محدود نکنم و حدودى براى آزادى دیگران قائل باشم در سایه آزادى اشخاص ساختمانشان متفاوت است یکى هست که قوه این‌که یک خروار بار را بلند کند سردست دارد یکى قوه این‌که دو من بار بردارد ندارد نمی‌شود گفت که ما مساوات بین اینها قائل بشویم که هر دو با این‌که خداوند قواى طبیعى اینها را متفاوت قرارداده مثل هم زندگى کنند یکى قواى فکرى او شکلى است که می‌رود الکتریک را اختراع می‌کند ادیسن است قواى فکرى عالى دارد باید در سایه این قواى فکرى خودش نان بخورد نمی‌شود گفت که باید این هم مثل آن کسی که فقط قواى بدنى دارد معامله شود فاصله طبقاتى باید باشد ولى روى استعداد و قابلیت فطرى و ذاتى طبقات مرحوم فرمان‌فرما یک روز به من می‌گفت که این همه می‌گویند فرمان‌فرما مال مردم را خورده اینها بیایند حساب مرا بکنند من وقتى تشخیص دادم که شهر دارد بزرگ می‌شود این اراضى خارج خندق تهران قابل استفاده ممکن است باشد رفتم پیش میرزا عیسى وزیر، واین اراضی را از او خریدم دید آب رودخانه کن هم توى صحرا ریخته می‌شود و نفله می‌شود تشخیص دادم که اگر اینجا هم قناتى بزنم اینجا هم آب پیدا می‌شود رفتم این قنات کوثریه را درآوردم میرزا عیسى وزیر آمد و مدعى من شد که زمین‌هاى مرا تو برده‌ای و فلان و اینها، پیش مرحوم نجم آبادى که سند ما را نوشته بود رفتیم گفت خیر حق با تواست من یک دو هزار تومان دیگر هم بهش دادم و صلح‌نامه گرفتم آن وقت این اراضی را من آب تویش آوردم و از مترى بیست تومان و سى تومان می‌فروشم این فکر من وسیله‌ای شد که شن‌زار که استفاده‌ای براى هیچ‌کس ندارد و این آب‌هایی که هدر می‌شود به کار افتاد حالا

+++

می‌توانم یک چیزى تولید کنم که خودم استفاده کنم مردم هم استفاده کنند حالا باید مرا بگیرند شلاقم بزنند بگویند تو غارتگر هستى؟ این استقلال مرحوم فرمانفرما بود (مهدوى- درس هم می‌گفت) حالا من فلسفه او را صحبت نمی‌کنم ما فاصله طبقاتی را نباید به آن بى‌تناسبی که حالا هست بگذاریم بماند باید این فاصله برداشته شود ولى در عین حال خداوند طبقات آفریده است یکی زور بازویش بیشتر است می‌تواند یک خروار بار بلند بکند یکى زور بازویش کمتر است بیست من نمی‌تواند بلند بکند آن اجرت یک خروار بلند کردن را می‌گیرد یکى قواى فکریش عالی است می‌تواند یک ماشین را راه بیندازد که می‌تواند به اندازه 500 عمله کار بکند محصول قواى فکرى این یک نفر معادل قواى بدنى آن 500 نفر است نمی‌شود این دوتا را در ترازوى اجتماع مثل هم نگاه بکنید یک نفر یک مزایایی دارد و یک وضعیت فکرى و عقلى دارد که بر دیگران رجحان دارد باید براى او تفاوت قائل شد این است‏ که من یک اصلی را قائل هستم که دولت‌ها باید اتخاذ تدابیر لازم به منظور این‌که حقوق و مزایا و دستمزد درآمد هرفرد ایرانى متناسب با استعداد و لیاقت و محصول کار او اعم از فکرى یا بدنى او باشد این را ما باید شعار قرار بدهیم و دستورى باشد براى دولت‌ها فاصله طبقاتى باید برداشته شود ولى این فاصله خدادادى باید همیشه رعایت شود نمی‌شود یکى که یک مترونیم قدش هست با آن کس که دو متر قدش هست بگویند مساوى هستى نه این را طبیعت نیم متر بلندتر آفریده است قواى فکرى این را قویتر از او آفریده قواى بدنى او را بیشتر آفریده این فاصله طبقاتى خدادادى باید حفظ شود ولى فاصله طبقاتى که با زور و مشت زندگى مردم را غصب بکند یا می‌رود خیانت به ملت ایران می‌کند با اجنبى سازش می‌کند و از این راه زندگى وسیع‌تر براى خود درست می‌کند ریشه این طبقه را بایدکند باید فاصله طبقاتی را در نظر گرفت در حد خودش ولى آن طبقاتی که از حسن‌نیت و سادگى عامه به ضرر عامه سوءاستفاده کرده‌اند باید به حساب اینها هم رسیدگى بشود یک از مسائلی که باید خیلى درش مطالعه بشود برقرارى تعادل لازمست بین هزینه زندگى و درآمد طبقات فعاله کشور و سعى در ارتقاء سطح زندگى عمومی ‌این یک موضوعى است که تا به حال هیچ به آن توجه شده‌ امروز صبح توى اطاق نشسته بودم آقاى صدرزاده که شریف آوردند صحبت این شد که یک کارگر ایرانى در سال چقدر خرجش است یک کارگر یک زن دارد و دو تا بچه حد متوسطش دارد کسانی که ده تا بچه دارند کارى نداریم ما باید حداقل را در نظر بگیریم و براى آنها فکر بکنیم که در سایه سعى و عمل تأمین بشود دولت باید مراقبت بکند در این قسمت که حداقل دستمزد حداقل معاش ایرانى تأمین بشود و دولت خودش هم باید کار به ایشان تهیه بکند این وزارت راه باید هرچه بیکار پیدا می‌کند براى اینها کار بهیه بکند بفرستد کار بکنند حقوقشان را بدهد و براى اینها پیدا کند بفرستد که راه شوسه بشود شوسه که شد وسیله ارتباط بیشتر می‌شود محصول ارزان‌تر و زودتر و مناسب‌تر می‌رسد زندگى مردم سطحش بالا می‌آید خرجش کم می‌شود تعادلى در زندگى حاصل می‌شود حالا این یک دستگاهى است که صحبتش در این مملکت هست خیلى تندش هم هست توى مرامنامه‌ها هم نوشته شده است و دولت هم براى این‌که مردم را اغفال کند یک تشکیلات وسیعى براى کارگر براى وزارت کار و این چیزها دست کرده‌اند ولى مقصود اساسى که باید طرف توجه باشد بنده که تا حالا اثرى ازش ندیده‌ام و این دستگاه‌ها کمک به چاقوکش‌ها و گردن کلفت‌ها و لش‌ها کرده‌اند و ضعفا هم پایمال شده‌اند و از بین رفته‌اند و هر وقتى هم پرسیدم دولت‌ها یک حرف‌هاى مفتى تحویل ما داده‌اند و رفته‌اند و لیدرشان هم اینجا حاضر است و نشسته است و یکى هم کوتاه کردن دست‌هاى واسطه از دهات است به طورى که محصول کشاورزى مستقیماً از دست تولیدکننده به دست مصرف‌کننده برسد و مؤسساتى که واسطه عمل می‌باشند یا جنبه تعاونى داشته باشند یا به وسیله شهردارى‌ها و دولت بدون قصد اتبفاعى اداره شوند این موضوعى بود که جلوتر هم درباره‌اش صحبت کردم یکى از علل گرانى ما همین واسطه‌هایی هستند که بین تولید‌کننده و مصرف‌کننده هستند و راهش هم همان شرکت‌هاى تعاونى است و اگر هم پولى داشته باشد شهردارى باید این‌کارها را بکند یکى از مسائلى که باید مورد توجه باشد جلوگیرى از تراکم سرمایه در دست عده معدودى از افراد سرمایه دار و تقلیل قوه خریدآنان از راه وضع مالیات مخصوص و اتخاذ سایر تدابیر لازم است من در مجلس‌مان تضادها و تناقض‌ها خیلى دیدم دولت‌ها که عوض شدند تضادها و تناقض‌هایی بوده است مع‌التأسف دراین دوره ما گرفتار شدیم به یک تضادهایی که از یک شخص ناشى می‌شود از یک طرف قانون جلب سرمایه خارجى می‌آورند که سرمایه خارجى را جلب کنیم و تسهیلات بکنیم و چنین بکنیم و چنان بکنیم از یک طرف مقرراتى وضع می‌شود براى این‌که سرمایه‌داران داخلى سرمایه خودشان را در کارهاى انتفاعى و تولیدى داخلى نیندازند صد تا سد جلوشان می‌گذاریم که یا فرار بدهند سرمایه‌شان را از ایران و ببرند یکى از وزراى مشاور را مرد بسیار خوبى است من هنوز یک دفعه بیشتر زیارتش نکرده‌ام خوب این سرمایه‌اش در ایران نیست خدا پدرش را بیامرزد که در شیراز لوله‌کشی کرده آبادی‌هایی کرده ولى من کارهایی که عامه در سایه سعى و عمل خودشان از آن سرمایه‌ای پیدا می‌کنند رجحان می‌دهم بر این‌که مجانى باشد اصل فکرم است من معتقدم که یک کسى را اگر شما 5 تومان دستى بهش بدهید خوب نیست ولى اگر کارى درست کنید که روزى دو تومان گیرش بیاید بهتر است اگر این آدم را یک کارى برایش پیدا کنید که یک نان بخور و نمیرى داشته باشد پیش خدا ثوابش بیشتر از این است که بیست تومان دستى بهش بدهید بگویید آقا برو این را بخور این پول را فردا ندارد فردا گرسنه می‌ماند سرمایه‌ها فایده‌اش این است که دستگاه تولید را به حرکت بیاورد بیکارها را مشغول به کار می‌کند معاش مردم را تأمین می‌کند این‌کار خیلى خوب است یک کسى که خیر کرده است بگوییم چرا کار خوب کرده در یک شهرستانى بسیار کار خوبى کرده خیلى هم تشکر می‌کنم ازش که براى یک شهرستانى لول‌کشى کرده است مجانى کمک کرده است این کار بسیار خوبی است باید اجرایش هم کرد ولى من خیر عظیم را چیزى می‌دانم که تولید کار شود سرمایه‌هاى خارجى ما می‌خواهیم بیاوریم اما ایرانی‌ها‌یی که می‌خواهند سرمایه‌شان را بیاورند اطمینان این‌که توى این مملکت به کار بیندازند ندارند و من می‌بینم که این دستش یک قانون است که جلو سرمایه‌دار داخلى را بگیرد و بتواند سرمایه‌اش را به کار بیندازد توى یک دستش قانون دیگرى است که سرمایه‌هاى خارجى را جلب بکند معناى این تضاد را من نتوانستم بفهمم که این‌کار مملکت را آخرش به کجا می‌رساند. کوتاه کردن دست‌هاى واسطه در دادوستد به طوری که محصولات کشاورزى و صنعتى مستقیماً از دست تولیدکننده به دست مصرف‌کننده برسد و مؤسساتى که واسطه عمل می‌باشند یا جنبه تعاونى داشته باشند و یا به وسیله شهردارى‌ها و دولت بدون قصد انتفاع اداره بشوند اگر سرمایه‌دارهاى داخلى خود ما این عمل را انجام بدهند خیلى خوب است چندى پیش شنیدم که یک مستخدم خارجى آورده‌اند که تشکیل این شرکت‌ها را بدهند حالا نمی‌دانم آوردن این شخص کار اصل چهار آمریکایی‌ها بوده که این شرکت‌هاى تعاونى را درست بکند که تولیدکننده و مصرف‌کننده اینها نزدیک بشوند و هم وسایل و فاصله‌ها را بردارند خوب این مسئله بدون سرمایه نمی‌شود و سرمایه دولت هم به عقیده من نباید در کارهایی که جنبه کسب و صنعت و فلاحت دارد به کارنیفتد و دولت در این کارها خودش را نباید اصلاً وارد بکند براى این‌که گرفتار مقررات و اصولى می‌شود که اگر نفع و ضررش را بسنجیم بیشتر از منفعتش است براى این‌کار باید تسهیلات بشود (صدرزاده- به دست مردم باید داد) که مردم خودشان بکنند و این سرمایه خیلى زیادى هم به عقیده من نمی‌خواهد این شرکت‌هاى تعاونى، بیشتر من نظرم است یک عده‌ای بودند اینها سلف می‌خریدند آن دهاتى که آخر سال آذوقه‌اش تمام می‌شد و زندگیش تمام می‌شد چنانچه محصول او بادام بود مال‌التجاره‌ای بود پنبه بود می‌آمد یک پولى از آن سلف‌خر می‌گرفت که حق تقدم فروش را به این آقا بده مردمان حسابى هم بودند از این‌که رعیت را می‌چاپیدند این جور نبود بعضى‌ها بودند خیلى بی‌رحم که از فقر رعیت سوءاستفاده می‌کردند جنس که به دست می‌آمد کیلویی شش قران را می‌گفتند دو قران بیا پولش را بگیر و برو بعضى‌ها بودند که تاجرهاى حسابى بودند و خداترس بودند و می‌گفتند که خیر حالا معطل هستى این 50 تومان را بگیر قرارداد می‌کنیم که 50 من پنبه‌ای که تو دارى موقعى که قیمت آن معلوم می‌شود تومان یک‌ شاهى صد دینار یک عباسى ارزانتر براى این‌که من سه ماه بیشتر به تو پول داده‌ام به من بده آن را اگر به میزان قیمت تمام محصول مساعده و پول به زارع بدهیم که مجبور نباشد به نازل‌ترین قیمت محصول خودش را بفروشد و سر خرمن هم محصولش را تحویل بگیریم این خودش شرکت‌تعاونی است منتهى براى نظارت دولت که سرمایه‌دارها بی‌رحمی ‌و بى‌انصافى و ظلم و تعدى نسبت به آن طبقه زارع و تولیدکننده این نکنند باید یک همچو دستگاهى را به راه ‌انداخت که خود دولت نظارت بکند و عمل را سرمایه‌داران داخلى خودمان انجام بدهند تاجر پسته تاجر خشکبار یا تاجر پشم در هر شهرستانى ده بیست تا بیشتر نیستند مابقى دلالند آن کسى که در تربت حیدریه یا کاشمر زیره سبز می‌خرد حمل می‌کند دو سه نفرند بقیه واسطه و دلالند که از او می‌گیرند و یک قران اضافه می‌کنند می‌دهند به دیگرى اگر بشود که شرکت‌هاى تعاونى را به وسیله خود اینها که هم واردکننده ‌امتعه هستند و دست اولند در ورود امتعه و دست آخر در فروش امتعه از ایران اینها را به وسیله یک شرکت‌هایی که ‌امنیت قضایی به آنها بدهید که اراده قانون باشد نه اراده شخصى جمع کنند و این شرکت‌ها را تشکیل بدهید اراده‌هاى شخصى را نابود بکنند و طورى نباشد که اراده شخصى زیربازوى اشخاص را بگیرد و با یک تصویب‌نامه‌ای یک میلیون تومان بهشان برسانند به عقیده من سرمایه‌هاى داخلى می‌توانند این شرکت‌هاى تعاونى را راه بیندازند دولت لازم نیست خودش سرمایه راه بیندازد دولت باید حمایت بکند و کمک بکند که این طبقات مصرف‌کننده و تولیدکننده به هم نزدیک بشوند و وسائط را از بین

+++

ببرند و همچنین براى جلوگیرى از تراکم سرمایه‌ها این شرکت‌ها مفید خواهد بود یک بدبختى هست من در تهران شینده‌ام که هستند اشخاصى عده‌ای از آنها از عموزاده‌هاى ما هستند از بنى‌اسرائیل هستند اینها نه دفترى دارند نه تجارتخانه‌ای موجودیشان توى بانک‌ها هست حالا ده میلیون است بیست میلیون است 50 میلیون است نمی‌دانم این سفته از اشخاص می‌خرد می‌رود در حجره عموزاده‌اش می‌نشیند دلال‌ها می‌آیند و برایش سفته می‌آورند این سفته‌هاى معتبرى که می‌داند که این آدم سروقت بدهى خودش را می‌دهد و دیگر نمی‌خواهد اجراییه و احضاریه برایش صادر شود این سفته‌ها را می‌گیرد و تومانى عباسیش را هم کسر می‌کنند و تمبرى هم می‌چسباند و یک چک می‌دهد به بانک که این پنج‌هزار و هفتصد تومان را بدهید به آقاى عماد تربتى گرفتار است سفته می‌دهد این پول را می‌گیرد سر شش ماه که می‌شود آقاى عماد تربتى براى این‌که خودش محتاج است سرماه می‌رود پولش را می‌دهد اگر هم آقاى عماد تربتى نداد یا نرسید که بدهد این را می‌گذارند به بانک به عنوان رجوع به بانک و تومانى یک‌شاهى هم حق عمل بانک می‌گیرد و یک اجراییه‌ای صادر می‌کند و یک پدر سوختگى به پا می‌کند در دنبالش و آقاى عماد تربتى داراییش را می‌گیرند این نه دفتر دارد و نه دستک که بگویند آقا مالیات بده نه تمبر دارد نه چیزى فقط چیزى که دارد دسته‌چک است این است که روزى صد تا حواله سربانک است که این پول را بدهید به حسن‌وروزى صد تا حواله به اسم او وارد بانک می‌شود و دفتردار و محاسب همه چیزش این بانک‌هاى موجود است و این آقا هست و یک دسته‌چک و یک کیفى که این سفته‌ها را دسته کرده توش گذاشته این سرمایه‌دارها پدر مملکت را در آورده‌اند باید یک فکرى بکنید که جلوى این ‌کارها را بگیرید اگر تاجرى هست که تجارتخانه و دفتر دارد یا شرکت و دستگاهى است که قابل کمترل است این را نباید فشار مالیاتى بهشان بیاورید فشار مالیاتى که می‌آورید دفترش را می‌بندد و می‌رود پول را توى بانک می‌گذارد و سفته‌ها هم توى جیبش است چک هم توى جیبش است و مملکت را می‌چاپد و هیچ جا هم نیست که بشود ریشش را بگیرند و مالیات ازش بگیرند من نظرم هست میلیسیو که اینجا بود براى شرکت‌ها و اینها یک حداقلى چند برابر در قانون معافیت پیش‌بینی کرد که شرکت‌ها و بانک‌ها را تا صد چندش را معاف کرده بودند از دادن مالیات آقاى تجدد اینجا حاضر نیست او بهتر از ما حالیش می‌شود او خودش یک دستگاهى راه ‌انداخته آقاى صفارى رفیقش هم هست این نمی‌دانم پانصد تا هزار تا اشخاص هستند که دارند آنجا حقوق می‌گیرند که این دستگاه صرافى را می‌چرخانند اگر حقوق‌شان زیاد باشد مالیاتش رویش کسر می‌شود و به سرمایه یا وجوهى که وارد می‌شود در سال دویست سیصد هزار تومان تمبر باطل می‌شود در بانک بیمه بازرگانان همین‌طور فعلاً یک دستگاهى هست دوهزار نفر را به کار واداشته و دارد حقوق می‌دهد در حدود سالى سیصد هزار تومان اینها تمبر باطل می‌کنند به نفع دولت حالا مالیاتش را چقدر می‌گیرند نمی‌دانم بانکى که یک عده‌ای صد تا پانصد تا هزار نفر را نان می‌دهد و هیچ نباشد حداقل سالى دویست سیصد هزار تومان هم تمبر دولت را روى سفته‌ها باطل می‌کنند این را باید کمکش کرد تشویقش کرد که سرمایه دارها پولشان اینجا تمرکز پیدا بکند نه این‌که بترسند و پولشان را اینجا تمرکز ندهند و آن وقت با یک دسته‌چک و یک سفته در سال دویست میلیون معامله کنند یک‌شاهى هم گیر دولت نیاید این است که باید یک طرحى پیدا کرد و از این تمرکز سرمایه در دست این اشخاص جلوگیرى کرد ولى اینهایی که تولید می‌کنند آنهایی که پخش می‌کنند آنهایی که حمل و نقل می‌کنند و محصول را، آنهایی که در صناعت زحمت می‌کشند باید به آنها کمک کرد جایزه داد انعام داد تا جلوى آن سرمایه‌هایی که با قاچاق احتکار می‌شود مسدود کرد و دست این سرمایه دارها را کوتاه کرد (نراقى- زمین دارها را چه باید کرد؟) همین پولدارها هستند که زمین می‌خرند و می‌فروشند یکى از این بدبخت‌ها همین است در اینجا حساب شده است که تهران جمعیتش در سى سال پیش فرضاً دویست هزار نفر بوده است حالا شش مقابل شده است ولى وسعتش خیلى از شش مقابل بیشتر شده (یکى از نمایندگان- ده برابر شده) از ده برابر هم بیشتر شده فرض کنیم که جمعیت اینجا سه مقابل این بشود ما می‌گوییم که تهران را دو تا تهران دیگر هم پهلویش بچسبانید دیگر تا کرج که نمی‌رود زمین‌هاى شن‌زار خارج جاده کرج تا بروید طرف حضرت عبدالعظیم یا به طرف شمیران یا سمت لشکرک هر سمتى‏ که بروید ریخته‌اند آنجا بورس زمین درست کرده‌اند به جای این‌که سفته‌اش را توى جیبش بگذارد سند زمین توى جیبش می‌گذارد این یک قمارى دارد می‌کند (شوشترى- بدون این‌که بدولت مالیات بدهد) (دکتر جزایرى- با این طرح که پیشنهاد شده موافقت بفرمایید حل می‌شود) شما دعا به ثبت اسنادمان هم بکنید ماشاءالله این ثبت اسنادمان هم خدا طول عمرى به جناب وزیر بدهد به اندازه‌ای راه دزدى و رشوه‌خوارى را باز کرده‌اند که شده است مثل قدیم آن امنیتى که بوده است متزلزل شده است باید امنیت باشد تا مردم اطمینان داشته باشند و بروند کار بکنند (دکتر بینا- الان زمنى را چاقو کش‌ها می‌گیرند) آقاى دکتر مصدق هم البته کم کرد به اینها این کمک مثل هرچیزى از محور خودش خارج شده یک روز بعد از وقایع 28 مرداد بود مرا دعوت کرده بودند در میدان فوزیه رفته بودم توى کوچه‌هاى آنجا جمعیتى و بلندگویی بود آمدند گفتند که به شهردارى بگویید چرا آب به ما نداده است شهردار وقت خیل می‌کنم که آقای نصر بود من به ایشان گفتم که اینها می‌گویند شما در میدان فوزیه چاهى چیزى نزده‌اید و آب بهشان نمی‌دهید گفت اینها غاصبین‌اند که رفته‌اند اینجا نشسته‌اند این زمین مال یک اشخاصى است ورقه مالکیتش در جیب فلان تاجرى است که قم است نمی‌دانم کجاست یک عده‌ای رفته‌اند این زمین را تصرف کرده‌اند و ساختمان کرده‌اند و فشار آورده‌اند و برق گرفته‌اند حالا پیش شما آمده‌اند و آب می‌خواهند گفتم به هر جهت اینها مردم این مملکت هستند اگر غاصبند طرف‌شان باید برود به محکمه حل بکند بعد که آمدند پیش من من گفتم این‌طور است؟ تصدیق کردند گفتند راست است ما جا نداشتیم این جاها را تصرف کردیم ولى صاحبان‌شان بیایند ما اینها را می‌خریم از اینها براى این‌که کارمان درست باشد اعیانیش را که ما احداث کردیم عرصه‌اش را می‌خریم این قضیه ایجاد اعیانى بدون اجازه صاحب عرصه خود این یک بخش است که در املاک مزروعى یک بخش دارد مبناى اسلامی‌ هم دارد که الزرع للزارع ولو کان غاصبا داریم ولى در موضوع املاک مزروعى است در موضوع سایر املاک باید علماى فن فتوایی بدهند که چه باید کرد در این موضوع بین مالک عرصه با ملاک اعیانى تکلیف بشود ولى مع‌التأسف کامل قانون خوب اجرا می‌شود یک زمین‌هایی بود اینجا بالا سر خیابان شاه‌رضا یا سر تخت‌جمشید یک مشت ارامنه دربدرى آمده بودند اینجا و یک لانه‌هایی ساخته بودند بدبخت‌ها اینجا زندگى می‌کردند و البته زمینش مال آنها نبود (دکتر جزایرى- سى هزار مترش مال یک نفر بود مترى هم صد تومان قیمتش است) این اراضى را چون منزل گرفته بودند دیگر کسى براى خرید و فروش حاضر نبود یک وقتى قانونگذارى و رعایت قانون یک دستگاهى گل کرد با تانک و مسلسل و اینها رفتند خراب کردند که تصرف در اموال مردم است این را یکى از دوستان روزى می‌گفت که من پیشنهاد کردم که شما اجازه بدهید اینجا را که بانک ساختمانى برود و اراضى شما را بخرد اسم کهبد را برد و گفت که کهبد هم از این زمین‌ها داشته بود و فروخته بود می‌گفت اگر من هم زمین را داشتم می‌فروختم (سهرابیان- آن زمین‌ها اصلاً مال دولت است) نمی‌دانم می‌گفت آنجا یک اشخاصى ورقه مالکیت درست کردند به نام مالکیت این زمین‌ها را می‌برند بانک ساختمانى از این صاحبان اراضى زمین مترى پنج تومان می‌خرد اینهاکه اعیانى احداث کردند دولت درصدد هست که یک خانه‌هاى دو اطاقى و چهاراطاقى براى اشخاص درست بکند اینها را اعتبار بدهند بهشان و آنجا را اقساطى به فروشند و این محل که شمال شهر و آب کرج هم بهش نزدیک است یک محلى است که استعداد مترى 400 و 500 تومان ترقى را دارد این عایداتش به نفع دولت و بانک می‌شود خوب این پیشنهاد شد ولى نفهمیدم چه شد که ترتیب اثرى به این حرف داده نشد و رفتند و انتظامات موجوب شد که اینها را خراب کردند حالا این زمین‌ها را کى‌ها بردند نفهمیدم چون در این مملکت اراده اشخاص حکومت می‌کند قانون حکومت نمی‌کند اگر قانون حکومت داشت فلان زمینى را که مترى 5 تومات قیمت داشت نمی‌رفتند شاید 500 نفر ویلان و سرگردان بکند که زمین 5 تومانى را مترى بیست تومان به فروشد (دکتر جزایرى- مترى صد تومان) حالا اینها راه‌هایی دارد و در آنها مطالعات شده یکى از دوستان من که از انگلستان آمده بود.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده اجازه بفرمایید چون جلسات مجلس وقتى بودجه مطرح می‌شود باید پنج ساعت باشد حالا نیم ساعت بعد از ظهر است بنده تنفس می‌دهم چهارونیم بعد از ظهر آقایان باید تشریف بیاورند براى دنباله مذاکرات‏

6- اعلام مقام ریاست دایر به بلامانع بودن تشکیل کمیسیون‌هاى مشترک مجلسین پس از ابلاغ قانون تمدید از طرف مجلس سنا

رئیس- طرحى که از مجلس شوراى ملى به مجلس سنا رفت براى تمدید مدت اختیارات کمیسیون‌هاى مشترک آنجا ماده واحده با یک تبصره‌اش به تصویب رسیده و به دولت ابلاغ شده دو تبصره‌اش هم مانده است که در موقع خود مطرح می‌شود بنابر این فعلاً تشکیل کمیسیون مشترک مانعى ندارد (جلسه سى وپنج دقیقه بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل و مجدداً در ساعت 5/ 5 بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

رئیس- جلسه صبح با تنفس ختم شد حالا آقاى حائرى‌زاده دنباله بیانات‌شان را می‌فرمایند

حائزى‌زاده- اینجا در ضمن عرایض من یک فرمایشى جناب آقاى دکتر امینى راجع به دوره قوام‌السلطنه فرمود که ایشان مشغول نبودند و وزیر نبودند و من اینجا مشغول بودم، من لازم است توضیح بدهم و بعداً هم اگر اظهارى فرمودند از همان ماده صد و چند آئین‌نامه استفاده می‌کنم، چون در فرمایشات ایشان باید توضیح بدهم

+++

و آن بیان ایشان را هم توضیح می‌دهم که حقایق روشن شود، خوشبختانه آقاى قوام‌السلطنه حى و حاضر است و در تهران است آقاى دکتر آشتیانى هم حى و حاضر است (عده‌ای از نمایندگان- در اینجا حاضر نیست) در اروپا است، در دنیا که هست حاضر است، می‌شود از او پرسید، هیچ‌کدام از شهود قضیه از دنیا نرفته‌اند که اشکالى داشته باشد در تحقیقش، من معتقد به حزب بوده و هستم و خواهم بود و بدبختى که این مملکت دارد مال نداشتن حزب است، افکار متشتت و خراب ما را به آن روز انداخته است (مهندس جفرودى- چه نوع حزبى؟) در آن موقع یک روزى آقاى دکتر آشتیانى تشریف آوردند منزل ما گفتند چناب قوام‌السلطنه در صدد هستند حزبى تشکیل دهند و من خیال نمی‌کنم مصلحت باشد چون به تو اعتمادى دارند بیا با ایشان صحبت کن و قانع‌شان کن و من به ایشان گفتم براى تأسیس حزب من موافقم، ولى حزبى که دولت درست کند من مخالفم، مصلحت دولت نیست که حزب درست کند، مردم باید خودشان حزب درست کنند، چشم من حاضر هستم ولى تشریفات حضور ایشان تفصیلات زیاد دارد که من هم حوصله ندارم ایشان گفتند صبح زود اتومبیل میآورم تو را می‌برم پل‌رومی‌که ایشان آنجا تشریف دارند صحبت کن بدبختانه صبح که قرار بود بروى شبش جناب قوام‌السلطنه پشت رادیو صحبت کرد و تشکیل حزب را هم اعلام کرد، ما صبح که رفتیم آنجا در مقابل یک امر انجام شده‌ای بودیم چون ایشان رفته بود پشت رادیو یک صحبت‌هایی راجع به حزبش کرده بود، در آنجا هر چه خواستم استدلال کنم حزبى که دولت بسازد به مصلحت مملکت نیست و به نفع مملکت تمام نمی‌شود و فایده‌ای ندارد یک مشت بوقلمون‌صفت دور این حزب را می‌گیرند و اساسش را فاسد می‌کنند ایشان چون حرفى زده بودند نخواستند برگردند گفتند شما بیایید رفقایی که دارید بیایند من دخالت نمی‌کنم، من واگذار می‌کنم به شما، یک حزبى درست بشود بعد معلوم شد نه مرامنامه‌ای نوشته‌اند، نه چیزى، نه آئین‌نامه‌ای نوشته‌اند، فقط اعلام یک حزبى شده بود، ما قبل از آن با جناب عمیدى نورى و آقاى لسانى روى تنظیم یک موادى صحبت می‌کردیم که مملکت حزبى لازم دارد و باید یک حزبى ایجاد کرد و براى مرامنامه حزبى من وقتى رفتم آنجا و نظر ایشان این بود، دعوتى کردند جمعى رفتیم و در ظرف چند روز یک مرامنانه‌ای به عجله نوشته شد و یک آئین‌نامه‌ای و یک حزبى ساختیم و این حزب به این مملکت یک خدمات بزرگى هم کرد و غائله آذربایجان را باید تصدیق کرد که یک قسمتى را همین حزب توانست کمک بکند و مبارزه‌اش را بکند و آن را خاتمه بدهد (صحیح است) جزو پادوهاى این حزب بودم تصدیق دارم ولى پس از این‌که کمیته مرکزى تشکیل شد جناب مظفر فیروز مصلحت ندانستند که من آنجا باشم، جون من یک آدمی‌نیستم که تحت نفوذ افراد واقع شوم، آنچه عقیده‌ام باشد می‌گویم، می‌خواهد طرف برنجد می‌خواهد خوشش بیاید او هم تشخیص داده بود که ممکن است حرف‌هایی که من به جناب قوام‌السلطنه می‌زنم مؤثر واقع شود و با وضعى که او دارد اداره می‌کند خوب نباشد به من گفت حزب در خراسان و فارس هم باید تشکیل شود گفتم از وضع فارس اطلاعى ندارم و لفى خراسان خانه من بوده، خانه قدیم من بوده موقعیت مهم سیاسى و موقعیت مذهبى دارد، رفتم آنجا و گرفتار خراسان شدم و تا آن اواخر هم که اختلاف سلیقه‌ای با قوام‌السلطنه پیدا نشده بود من نان خودم را خوردم و در خراسان خوابیدم آقایانى که در خراسان بودند شهادت می‌دهند آنجا یک مبارزه شدیدى با عناصرى که منافى مصالح مملکت بود مردم خراسان کردند، من هم قاطى آنها بودم، تا انتخابات پیش آمد من آن روز هم عقیده داشتم حالا هم دارم ورد موقعش راجع به انتخابات عقیده خودم را مشروحاً خواهم گفت، مردم باید خودشان وکیل انتخاب بکنند، مردم قیم لازم ندارند، مردم هرکسى را خودشان معتقدند انتخاب کنند بفرستند مجلس اگر چه آن شخص او یارقلى ورامینى باشد من معتقدم باید وکیل بفرستند نه کاندیدایی که از مرکز معلوم شود براى نقاط مختلف وقتى من کاندیدها را در خراسان شنیدم، آمدم در تهران گفتم این نظر صحیح نیست و البته اشخاصى هم ذى‌نفع بودند که آن را اجرا کنند و این کشمکش فکرى منتج‏ به این شد که جناب قوام‌السلطنه نسبت به من بى‌مهر شد و مرا از حزب اخراج کردند و من تا به حال گله‌ای نکرده‌ام حالا هم گله‌ای از ایشان ندارم، بنده در هر اجتماعى و در هر صنفى تا آن موقعى که به نفع مملکت بوده قدم برداشته‌ام هرجا از محور اصلى خودش به عقیده من انحراف حاصل کرده من عقیده خودم را گفته‌ام، حالا من منحرف بوده‌ام ایشان بوده‌اند این را نمی‌دانم مردم باید قضاوت کنند، آثار باقیه باید قضاوت کند دوسیه‌اش علیحده است این توضیحش لازم بود (عبدالصاحب صفایی- آقایان هر دو مؤثر بودید هر کدام به طرزى) موضوعى را که صبح صحبت می‌کردیم صحبت خودمان بود، هنوز وارد وظیفه دولت نشده‌ام این بود که وکیل باید عقیده سیاسیش معلوم باشد و روى عقیده و مرام سیاسى خودش ثابت باشد و آنها که جمع شدند اکثریتى بسازند و تکیه‌گاه دولت این اکثریت حزبى باشد، این عقیده من بود و براى این‌که در موضوع عقاید و اصول مملکتى میدانى که در پارلمان در همه چیز می‌شود بحث شود فقط موقعى است که لایحه بودجه مملکتى مطرح باشد اگر لایحه‌اش دروغ باشد من از این دروغ هم استفاده می‌کنم و مطالب خودم را به عرض آقایان می‌رسانم ولى من معتقدم که این لایحه بودجه نیست یک اجازه 3 دوازدهم است منتهى در اجازه سه دوازدهم حق این‌که ه تا 20 تا تبصره به آن چسباندند که همه کارها متمرکز شود در مالیه حالا اعلیحضرت را اغفال کرده‌اند رئیس دولت را اغفال کرده‌اند رئیس دولت را اغفال کرده‌اند مجلس را اغفال کرده‌اند هرچه کرده‌اند من کلاه سرم نمی‌رود و هرچه می‌فهمم می‌گویم پشت تریبون یکى از مواردى که عقیده من باید رویش عمل شود توسعه مؤسسات انتفاعى و پایین آوردن بهره پول و تهیه پول برای کارهاى بزرگ عمرانى و تولیدى از راه ایجاد بانک‌هاى جدید تعاونى، صنعتى معدنى و افزایش سرمایه بانک‌هاى موجود و انتشار اسناد خزانه و اوراق قرضه داخلى و تطبیق میزان وسایل پرداخت و پول در گردش با احتیاجات اقتصادى به نحوی که تولیدکنندگان بتوانند با شرایط مناسب و نرخ ارزانى اعتبارات لازمه را تحصیل نمایند مردم ایران یک مردم با هوش و زحمت‌کشى هستند اگر وسیله در اختیارشان باشد خودشان فعالیت می‌کنند و وسایل آبادى را فراهم می‌کنند لازم نیست آقا بالا سر داشته باشند که اینها را به اجبار به راه راست ببرد من از زردشتى و مسلمان افرادى را سراغ دارم که با قرض و نسیه براى استخراج معدن کوشش کرده هزار اشکال‌تراشى برایش پیدا شده من اشخاصى را سراغ دارم که الساعه با وزارت دارایی و سازمان برنامه در مذاکره هستند که اجازه به آنها بدهند که این ماهى‌هایی که لازم نداریم اجازه بدهند صید کنند و ماهیش را بفروشند به اینها اجازه نمی‌دهند و اشکال‌تراشى می‌کنند من معتقدم که باید مؤسساتى براى آبادى و تولید باشد و بانک‌هایی هم باشد که سرمایه به اینها بدهد طویل‌المدت با سود کم که تشویق شوند و مملکت به راه بیفتد. یک قوانین نفهمیده اینجا می‌گذارنند نمایندگانى که به نام ملت اینجا گرد هم جمع می‌شوند اینها تقصیرى ندارند اینها اعتماد به شخصى کرده‌اند گفته‌اند این آدمی‌است عالم، وزیرى است یک لایحه‌ای می‌آورد روى اعتمادى که به او دارند به لایحه‌اش رأى می‌دهند شما بروید بنادر خلیج عمان را یکى بعد از دیگرى وضعیتش را مطالعه کنید حالا با چهل سال پیش بوشهر باشد لنگه باشد عباسى باشد تمام این بنادر بروید وضعش را مطالعه کنید از حیث جمعیت نیم عشرش نمانده رفته‌اند کوچ کرده‌اند از حیث اقتصادى ستر عورت ندارد بدبختانه در صورتی که پیشتر داشتند پیشتر که دولت‌ها در اشان دخالت نمی‌کردند اینها سرمایه‌دار بودند من در یزد بودم در نظرم هست اشخاصى که می‌خواستند سرمایه‌دار بشونداز طرف تجار یزد نمایندگى می‌گرفتند می‌رفتند بندر‌عباس در ظرف هفت هشت سالى که آنجا می‌ماندند با یک سرمایه حسابى برمی‌گشتند منزل خودشان ولى امروز ساکنین آنجا گرسنه هستند مأمورین آنجا صید ماهى را هم منع می‌کنند یک اشخاصى دارند دست و پا می‌کنندکه اجازه بدهند در این دریاى خدا از ماهى‌ها استفاده بکنند ولى نمی‌گذارند هر وقت دولت خودش مجهز شد که صید کند برود بکند دریا خیلى وسیع است اینها بروند پنج کیلومتر آن طرف‌تر صید کنند این قوانینى فاسد و مأمورین ناصالح ما را به این روز سیاه‌ انداخته است یکى از قوانین که ظاهرش هم خیلى فریبنده و خیلى قشنگ است در 25، 26 سال پیش گذشته راجع به این است که ورود هر چیزى را که در ایران هست از خارج منع می‌کند این حرف خیلى حسابى است و حالا هم طرفدارانى دارد اما نتیجه آن چه شد، در سواحل ما یک هنرى‏ داشتند که لتکه می‌ساختند می‌رفتند کشتى‌هاى بارى در میان ساحل حمالى می‌کردند از این ساحل به آن ساحل از این بندربان بندر جنس می‌بردند کشتى‌سازى وطنى چوب اینها را از هندوستان می‌آورده‌اند این چوبى که مال کشتى بود یا پرده‌ای که مال شراع لتکه بود اینها را از هندوستان می‌آوردند بعد گفتند چرا از هندوستان بیاورند ما که چوب داریم ما که پنبه داریم این مطالعه نشد که آیا چوبى که ما داریم این چوب به درد این کار می‌خورد یا نه؟ یا این کرایه‌ای که از مازندران در خشکى باید بدهیم چوب را ببریم آنجا چند وارد می‌شود چوبى که از بمبیی آنجا وارد کنند یا از کراچى وارد می‌شود چند تمام می‌شود هرچه بود در سایه این قانونى که نمایندگان با حسن‌نیت رأى دادند و آن وزراى وقت که خودشان را نفهمیده اعلم‌العلما‌ معرفى می‌کردند و در تمام فنون دکتر بودند اینها ایران را به این روز انداختند که سواحل خالى از سکنه شد آن هنر کشتى‌سازى از بین رفت و همه عملجات دربدر شده‌اند کوچ کردند رفتند آن طرف خلیج آن طرف دریا من معتقدم باید بانک‌هایی باشد کمک کند مردم را براى تولید براى سرمایه براى معادن براى زیادتر کردن ثروت با سود کم و مدت زیاد یکى از مسائلى که من معتقدم مبارزه با قرضه خارجى است براى تأمین هزینه‌هاى جارى و همان موقعى که این لایحه آمد من گفتم من هم موافقم و هم مخالفم موافقم براى این‌که سرمایه‌هاى خارجى به هر صورتى که وارد ایران می‌شود بشود به شرطى که براى آبادى و عمران مصرف شود ولى من مخالفم که پول را لوطى‌خور کنند و به اسامی ‌مختلف پول را از بین ببرند حالا هم همان عقیده را

+++

دارم و همان رویه را معتقدم که باید تعقیب شود من به فکر و مسلک و رویه خودم در مجلس اگر چیزى را مفید بدانم عمل می‌کنم کمک می‌کنم اگر باید موافقت کرد موافقت می‌کنم هرجایی که بد است و مخالف باشم مخالفت می‌کنم من معتقدم باید در مجلس صفوفى تشکیل شود که این صفوف اشتراک فکرى اشتراک عقیده‌ای داشته باشند تا شاه، رئیس دولت تکلیفش معلوم باشد که مرام چه دسته‌ای فکر چه طبقه‌ای را که حامی ‌او هستند او باید اجرا کند امروز وزراى آستین سر خود هستند امشب سر خود فکر می‌کنند تصمیم می‌گیرند چیزی که در حساب نیست اراده ملت ایران است حالا که اینجا گرد هم نشسته‌ایم و ناسلامتى نماینده ملت ایران خودمان را معرفى می‌کنیم دسته‌ای که هیچ طرف توجه نیست که با آنها مشورت شود همین نمایندگان هستند من پشت همین تریبون دیدم اظهار می‌شود که بابا با کمسیون اقتصاد و کمیسیون مالیه مجلس مشورت کنید نظر مشورتى بخواهید (صحیح است) دولت این اندازه هم زیر بار نرفت دولت که عرض می‌کنم این دولت تجزیه شده است هر تکه‌اش دست یک کسى است این دولت تمرکزى ندارد (تجدد- صحیح است) (دکتر جزایرى- ولى مسئولیت مشترک دارند.) خوب در مسائل کلى ولى هر کدام در مسائل خودشان مسئول هستند بودجه مسئولیتش با وزیردارایی است.

وزیر دارایی- و خیلى چیزهاى دیگر.

حائرى‌زاده- و در هر کار دیگر دخالت می‌کند، یکى از مسائلى که باید طرف توجه باشد امورکشاورزى مملکت است که دستگاه تولید پایه اصلیش به شانه فلاح و کشاورز این مملکت گذاشته شده، باید دولت ترتیب تأمین آب براى زراعت به وسیله ایجاد سدهاى کوچک و بزرگ و حفر قنوات، احداث چاه‌ها، استفاده کامل از رودخانه‌ها طبق اصول علمی‌ براى مردم وسایلش را فراهم کند، یکى دیگر از مسائل مکانیزه کردن کشاورزى طبق برنامه‌های طویل‌المدة است که ماشین‌آلات فلاحتى را بدهند به زارعین ایرانى که آشنا شوند که چه جور از آن استفاده باید دستگاه‌هایی باشد که براى مردم شخم کند شیار کند بذرپاشى کند درو بکند جمع‌آوری کند که یواش یواش زارعین ایران به آنها آشنا بشوند، مخصوصاً طبقه فلاحش طبقه‌ای است که خوب عمل می‌کند، با هوش هم هست، اگر مزارع نمونه‌ای باشد اگر شرکت‌هایی باشد که وسایل کار را براى اینها فراهم کند خیلى خوب و زود پیشرفت می‌کند یکى از مسائل مهمی ‌که باید مورد توجه باشد موضوع خرده مالکى است که مردم خودشان را صاحب‌خانه بدانند و خانه‌بدوش نباشند این فاصله طبقاتى از بین برود تقسیم املاک بزرگ و فروش آنها به کشاورزان در هفت سال با رعایت اصل ملاکیت به نحوى که براى هر کشاورز به اندازه کافى زمین و آب و سایر لوازم زراعتی چند قسم است در این مملکت یک قسمت است که اگر تقسیم کنند از انتفاع می‌افتد یک قنوات و یک رودخانه‌ای هست که همیشه باید مواظبت کنند که اگر اراضى در چند فرسخى این قنات واقع شده اگر دویست نفر دخالت در قناتش داشته باشند کار این قنات لنگ می‌ماند این قنات بعد از چند سال از استفاده خارج می‌شوند باید دقت کرد در آن قسمت‌هایی که تقسیمش تولید خرابى نمی‌کند موجبات تقسیمش را فراهم آورد، یک دفعه تقسیم راجع به اصل است یک دفعه تقسیم است راجع به اعیان، این رویه‌ای که اعلیحضرت اتخاذ فرمودند تقسیمی ‌است راجع به اصل املاک که دارند عمل می‌کنند این هم ممکن است در بعضى از قسمت‌ها خوب است ولى در حقیقت این قسمت با سرپرستى ایشان خوب است ولى اگر سرپرستى از بین بود خراب می‌شود. اما اگر تقسیم این شکل شود که رعایا در اعیان ذى‌سهم و شریک بشوند می‌گویند که خیلى جاها املاکى هست اعیانیش مال رعایاست و قیمت اعیانى از عرصه بیشتر شده است در یزد ما آبى داریم از قدیم که روى جرعه تقسیم شده که هر شبانه روزى 130 جرعه است این جرعه با آب و خاک فرضاً دو هزار تومان قیمت دارد ولى اعیان آن زارع سه هزار تومان خرید دارد اعیانى زارعین خرید و فروش می‌شود و این بهترین طریقه است که براى آب یک عده قلیلى شریک هستند که بودند کوشش کنند براى آوردن آب ولى براى آبادى تمام زارعین شریک هستند یعنى براى آبادى هر زارعى یک قطعه یک مقدار هکتار زمین را دارد که در آن کارمی‌کند وخودش را ملاک می‌داند و کسى نمی‌تواند او را از آن ده خارج کند سهمش را بخرند، این شکل خورده مالکى به نفع ایران است و منافاتى هم با اصل مالکیتى که مطابق شرع اسلام هست و آئین قدیمی‌ ایرانى هم هست ندارد بارى این‌که شما آن زارع را وقتى شریکش کرده‌اید مالک اشجار و عمارت شد، مالک بذر شد، مالک شخم شد، مالک قسمت اعیانى شد این علاقه‌مند به آب و خاک است ول نمی‌کند دنبال یک سیاست‌هاى مخربى برود و زنده باد و مرده باد بکشد او براى حفظ خانه خودش کوشش می‌کند من طرفدار این سیستم تقسیم املاک هستم. تأسیس شرکت‌هاى تعاونى از دهات با شرکت خورده مالکین و کشاورزان و راهنمایى دولت و مؤسسات عمومى، این را پیش از ظهر هم عرض کردم که در این موضوع باید شرکت‌هاى فلاحتى یعنى شرکت‌هاى تعاونى درست شود این شرکت‌هاى تعاونى واسطه‌هاس بین مصرف‌کننده و تولید‌کننده را درز می‌گیرند و این را باید دولت پروژه و نقشه‌اش را بده کمک‌هایی براى این شرکت‌ها درنظر گرفته شود که اینها را از خیلى عوارض معاف بدارند، یک کمک‌هاى بیشترى بکنند که براى آبادى موفقیت حاصل کند تا اشنا شوند مردم به این اصول براى مثال مشهود خودم را عرض کنم، اینجا در خیابآنهاى تهران یک دسته کسبه‌ای هستند که بیچاره‌ها خیلى بدبختند و اسباب زحمت خودشان و عابرین هستند. یک میزى دارد در کنار خیابان گذاشته و روى آن یک قسمت اشیایی گذاشته و می‌فروشد، باران می‌آید در عذاب است، برف می‌آید در عذاب است مردم رد می‌شوند در عذاب است وقتى آن آقایی که ملاک این میز است هر روز عصر می‌آید یک تومان و دو تومان از او می‌خواهد در عذاب است، این بلایی شده براى مردم، یک‏ عده زیادى هم هستند که کسب می‌کنند، در ممالک دیگر هستند که عین همین ولى به قدرى آبرومند به قدرى مفید، به قدرى خوب، هیچ اشکالى هم ندارد همین را در ایران شهردارى‌هاى ما اگر توجه کنند درست می‌شود، من می‌خواستم در هامبورگ لباس بخرم به مغازه‌ای مرا هدایت کردند، هوا یخبندان بود خیلى سرد بود، به آنجا که وارد شدیم یک هواى خوش و مطبوعى بود که باید پالتو را در می‌آوردیم، در آنجا همه با پیراهن ایستاده بودند کار می‌کردند ولى توى این مغازه صد تا میز بود که ردیف گذاشته بودند مثل همین میزهایی که توى کوچه مهران گذاشته‌اند مثل همین میزهایی که در سبزه میدان گذاشته‌اند یکى روسرى می‌فروشد یکى حوله می‌فروشد همه را جمع کرده‌اند یک‌جا یک هواى مطبوعى یک وضعیت خیلى مساعدى هر ده تا میزى یک صندوقى بود که شما بروید جنس به خرید شخصى که آنجاست فاکتورى به شما می‌دهد و پولش را می‌گیرد و بسته شما را می‌دهد یک ورقه‌ای هم به شما می‌دهد که موقعى که بیرون می‌رود معلوم شود جنس را قاچاق نکرده‌اید و اشکال نشود یک ورقه هم ضمیمه کرده که صورت‌حساب است، شب که می‌شود حساب‌ها را رسیدگى می‌کنند یکى صد تومان فروش کرده یکى دویست تومان فروش کرده پول هر کس را می‌دهند یک مبلغى هم بابت کرایه محل و برودت گرما و حفاظت محل و همه چیز، نصف این پولى که اینجا می‌گیرند یا لفت و لیس می‌کنند از این میزدارهاى بیچاره، کمتر از آن آنجا آن مؤسسات از آنها می‌گیرند، صاحبش هم منتفع می‌شود وسیله گرم کردن و وسایل دیگر آسایش او را هم فراهم کرده است، دولت هم صندوقى دارد و مالیاتش را جمع می‌کند روز به روز که اینها فروش می‌کنند، عصر عایداتش را می‌بیند مالیاتش را می‌گیرد دیگر اسباب مردم را حراج نمی‌کند، این مردک زیر باران و برف عذاب نمی‌کشد، گرفتار صاحب میز و پلیس و چاقوکش نیست، همه اینها را آمده‌اند جمع کرده‌اند یک شرکتى آمده یک چنین عماراتى ساخته وسایل آسایش اینها را فراهم کرده انتفاع هم خودش برده، اینها چیزهایی است که خرج زیادى ندارد دولت هم نباید بکند باید به دست مردم باشد خودشان بکنند ولى باید بانک‌هایی باشد که مردم بتوانند از این بانک‌ها استفاده کنند قرض کنند براى یک مدت طولانى با سود کم تا مردم بتوانند قرض خود را بپردازند. اینها چیزهایی است که در مملکت ما اشکال‌هاى زیادى تولید می‌کند ولى یک چیزهاى پیش پا افتاده‌ای است که در دنیا حل شده تأسیس آموزشگاه‌ها و شعب بهدارى براى مردم ده‌نشین و مبارزه با آفات نباتى و حیوانى. یکى در منزل من بود می‌گفت براى مبارزه با آفات حیوانى من مأمور شدم رفتم یک رقم بهت‌آورى گفت که در سال چند میلیون گاو و گوسفند از تشنگى و سرما تلف می‌شوند یا از آفات دیگر که اگر چنانچه نیم عشر قیمت آنها خرج بهداشت بشود ایران چندین مقابل مالیاتى که از مردم می‌گیرد درآمدش افزوده می‌شود و دیگر احتیاج به مالیات ندارد ولى افسوس که دست بگیر هست ولى دست کمک اصلاً نیست رقم و عدد خیلى می‌بینیم ولى در عمل هیچ نیست. یک مسئله‌ای که خیلى مهم است جلوگیرى از مهاجرت روستاییان است به شهرها (پورسرتیپ- شهر‌هایی نیست فقط تهران است) از راه بالا آوردن سطح زندگى وقتی که یک نفر دهاتى بیچاره حساب می‌کند خرج خودش را در سال با برداشتى که می‌کند این در سال دو ماه زحمت کشیده 3 ماه زحمت کشیده به تناوب که حساب کنیم می‌بینیم 60 روز 70 روز براى گندمش زحمت کشیده از روزى که بذر زیر خاک کرده تا وقتى که درو کرده، این باید محصولش 12 ماه کفاف او را بکند و این نمی‌شود و اگر از حاصل دسترنج دو ماه هم معاش 12 ماه تأمینش مشکل است خیلى بعید به نظر می‌آید که بشود دو ماه یک کسى زحمت بکشد یک شخص بی‌سوادى فقط به وسیله بازوى خودش و در سایه بازوى خودش وسایل معاش زندگى یک‌ سال خانواده‌اش را تأمین

+++

بکند این مشکل است. براى این‌که هر 5 روز یک دفعه 10 روز یک دفعه بیشتر آبیارى ندارد این زارعى که می‌رود چند جریب زمین را شخم می‌زند ده روز یک‌بار بذرى که پاشیده آبیار می‌کند در سال که حساب کنیم می‌بینیم چند ماه این محصول از وقتى که تخمش می‌رود زیر خاک تا وقتى که گندمش از خرمن جدا شده این هر ماهى 3 روز وقت صرف کرده براى آبیارى براى بذر و تخمش هم چند روز وقت صرف کرده براى کوبیدنش هم چند روز وقت صرف کرده روى هم که حساب کنیم می‌بینیم در سال دو ماه می‌شود دو ماه متناوب بیشتر نیست و کمتر هست، این بدبخت زحمت کشیده براى این‌که این محصول را عمل بیاورد در فاصله این بی‌کار است و صنایع فلاحتى که اینها بتوانند کمبود معاش‌شان را تأمین کنند وسایل زندگانى را فراهم کنند ندارند مع‌التأسف این دهاتى پا می‌شود می‌آید شهر اینجا به جای شصت روزى که کار می‌کرده اینجا هر چقدر بیکار بماند باز سالى دویست سیصد روز کار می‌کند باقیش هم کم کم فاسد می‌شود چون کسى او را نمی‌شناسد شروع می‌کند به گدایی و ولگردى و دزدى و فاسد می‌شود باید زندگانى این زارع را به شکلى تأمین کرد در آشیانه خودش در خانه خودش، هوس این‌که زندگى خودش را تغییر بدهد و بیاید شهر نکند و بدبخت نشود یکى از رفقا می‌گفت فلان زارع که می‌آید شهر 50 تومان سرمایه دارد این می‌رود به میدانى که سبزى دارد یک چرخ می‌گیرد یا الاغ می‌گیرد 50 تومان را سبزى می‌خرد بار الاغ می‌کنند بادمجان را دانه‌ای یک قران خریده پنج قران می‌فروشد دانه‌ای ده‌شاهى خریده یک قران می‌فروشد این خرش به گل ننشسته که بود دنبال زراعت این است که باید وسایل و موجبات کار زارع و فلاح را فراهم کرد که در دهات براى ادامه زندگانى خودش علاقه‌مند باشد نه این‌که سرگردان و بیچاره باشد ول کند بیاید شهر و آبادى و سربار جامعه بشود این است که به عقیده من یکى از اصولى که باید خیلى طرف توجه باشد جلوگیرى از مهاجرت روستاییان است به شهرها و مراکز صنعتى از راه بالا بردن سطح زندگى و درآمد آنان ما باید سعى کنیم که یک درآمدى براى آنها فراهم کنیم و برنامه‌ای براى اینها درست کنیم که درآمدشان برود بالا و خرجشان سبک‌تر شود که سعى کنند در خانه خودشان بمانند و مجبور نشوند که به شهرها حمله کنند. یکى دیگر از مسائل اجتماعى تکمیل و اجراى قانون کار است. چون در این مملکت از روزى که این کارخانه‌جات آمده یک صف کارگرى هم پیدا شده این صف کارگر باید وسیله آسایشش فراهم شود فرد فرد کارگر قدرد این‌که بتواند پیش‌بینی ایام بدبختى خودش را بکند ندارد مرض است شکستگى است، بدبختى است، این است‌که باید یک بیمه اجتماعى باشد که اینها را نگاهدارى کند وزارت کار باید وسایل کار را فراهم کند براى این مؤسسات خود کارگر و کارفرما باید با هم شرکت کنند یک سهمی ‌کارگر از مزد خودش بدهد یک قسمتى هم کارفرما از حاصل انتفاعى که می‌برد بدهد تا این‌که یک وسایلى و یک دستگاهى براى نگاهدارى یک بدبخت و شکسته‌ای فراهم شود و اگر بیمه اجتماعى براى کارگرانى که در شهرها و مراکز جمعیت کار می‌کنند فراهم شد باید این فکر را توسعه داد و بعد راجع به مراکز فلاحتى هم این رویه اتخاذ گردد براى این‌که این کارگرها بیشتر در معرض خطر و تلف هستند فلاح در بیابان از آن هواى آزاد استفاده می‌کند در ایران آفتاب کشنده میکرب‌ها یک کمک بزرگى است به طبقه فلاح که کارگرى که در شهر کار می‌کند از آن نعمت محروم است این است که در درجه اول باید طبقه کارگر را به وسیله وزارت کار و تأسیس بیمه‌هاى اجتماعى زندگانیش را تأمین کرد وبعد هم دنباله این کار را ادامه داد که شامل طبقه فلاح و زارع بشود. یک موضوعى را که من چند جا نقل کردم از قواید بیمه به چشم خودم در آلمان دیده‌ام از آنجایی که پیاده شدم به منزل بروم به اندازه اینجا تا اول خیابان شاه‌آباد فاصله بود شب بود یک اتومبیلى از پهلوى من رد شد، چمم دید اتومبیل را که اصطکاک پیدا کرد و شنیدم که جسمی ‌شکست، من صداى شکستن جسم و اصطکاک جسمی‌ را با جسم دیگر شنیدم، شب بود مه گرفته بود درست تشخیص جزئیات را نمی‌دانم منتظر بودم مثل ایران خودمان شوفرى، آدمى، دادى بیدادى، فریادى، یا حسین و یا على و خدایی بشنوم، هیچ صداى انسان من نشنیدم، فقط صداى اصطکاک آن جسم جامد به گوش من خورد، انسانى استغاثه‌ای نکرد و فریادى نزد، من نزدیک‌تر که رسیدم ماشین رفته بود، سرما بود و نشد که من بیشتر دقت کنم چیست بیرون آمدم دیدم از آن چرخ‌هایی که قالب یخ یخ‌ها تویش بود نمی‌دانم براى چه مصرفى یک حمالى یخ گذاشته بود تویش می‌برد، هوا سرد بود اتومبیل زده بود به این چرخ یخ‌ها شکسته بود بیشتر باعث تعجب من شد که این سرمایه‌دارى که بایک ماشین لوکس می‌رود زده به این چرخ عمله بدبختى که یخ می‌برده است، هیچ فریادى هم نشد صبح روى این تحقیق کردم گفتند که هر دو آسایش‌شان در نتیجه بیمه تأمین شده، این توقفى که هست براى این است که هر دو نمره بیمه‌شان را به همدیگر بدهند چون وسایل نقلیه بیمه هستند به علاوه در مقابل شخص ثالث هم بیمه هستند، این یخ کش البته اگر اتومبیلى‏ که تصادف به او کرده فرار می‌کرد داد و فریاد می‌کرد ولى اتومبیل ایستاد نمره‌ای به او داده گلته برو بیمه خسارتت را بگیر این هم فرض که زخمی‌شده، ضررش را می‌گیرد، پس هیچ کدام ضررى نکرده‌اند که با هم گلاویز شوند و داد و قال بکنند پس این فواید بیمه و بیمه اجتماعى یکى و دوتا و صد تا نیست، در اخلاق و سلامتى اجتماع در پیشرفت اجتماع و همه چیز اجتماع مؤثر است، باید وسایلش را فراهم آورد همه‌اش هم ما دولت نیست دولت اشکال‌تراشى نباید بکند باید در سایه قوانین حمایت بکند تا وقتى که اجتماع موفق بشود وسایل آسایش خود را فراهم کند. یکى از مسائلى که من معتقدم باید توجه شود موضوع تریاک است در این مملکت که محدودیت کشت تریاک و مبارزه با استعمال آن ترتیبى برایش داده شود ما اگر خواسته باشیم منع کنیم به کلى زراعت تریاک را نمی‌شود تریاک از زراعت‌هایی است که زراعت آن مدت کم وقت کم و زمین کم می‌خواهد و عایدات خوب براى زارع ایجاد می‌کند و وضعیت جغرافیایی ایران طورى است که در لرستان و خوزستان در بالاى کوه‌ها و همه جا زراعت هست و کنترلش مشکل است ولى استعمالش را باید جلوگیرى کرد حداکثر قدرت عمل براى جلوگیرى استعمالش باشد که یک قومی‌ خودش را مسموم نکند تریاک از چیزهایی است که در دنیا از اغلب ادویه‌ای که باید تخدیر کند بیشتر طرف حاجت است ولى آن چیزى که خیلى مفید است زیاد که استعمال کردند خودش سم می‌شود و می‌کشد، شما اغلب در روزنامه‌ها می‌بینید اشخاصى که سانحه‌ای برایشان پیش می‌آید می‌روند با تریاک خودشان را مسموم می‌کنند یک عده احمق و بلهوس براى استعمال تریاک سرمایه اجتماع و مملکت را تلف می‌کنند زندگى خودشان را باد می‌دهند یک قانونى در اوایل مشروطیت گذشت و مدتش هم چند سال بود براى تریاک که سال به سال اینهایی که معتاد هستند تخفیف پیدا کنند یا می‌میرند یا مقدارش را کم کنند تا معالجه شوند در حدود چهل و چند سال است که این قانون بوده و این حالا براى دولت منبع عایداتى شده من سفرى که به خراسان رفتم دیدم که دولت کمک می‌کند به معتاد که در مردم که تریاکش فروش برود، در سال 1308 بود رفتم آنجا یکى از مسائلى که مورد ابتلاى ما بود و وسایل کشمکش ما بود همین مسئله بود اداره انحصار تریاک خراسان می‌گفت که خروار خروار تریاک از افغانستان می‌آید خراسان و قاچاق به قدرى است که ما تریاکمان فروش نمی‌رود. راهى که به نظر یکى از مأمورین مهم و عالى‌رتبه دولتى رسیده این بوده که قهوه خانه‌هایی که تریاک مصرف می‌کنند مجبور باشند روزى چندسیر تریاک باندرل شده دولت را بخرند اگر می‌خریدند به آنها اجازه می‌دادند که تریاک قاچاق مصرف کنند و اگر نمی‌خریدند اول هر دفعه بود این مسئله کم کم کارش به جایی رسید که از تریاک‌هاى باندروله‌ای که تحمیل می‌کردند به قهوه‌خانه‌ها اینها بار می‌شد در مشهد که تریاک قاچاق زیاد بود کسى نمی‌خرید و می‌آوردند تهران از این تریاک‌هاى باندرول شده و تحمیل شده دولت می‌دادند به مردم حتى مرحوم حاجى قائم‌مقام یک روزى بمن می‌گفت یک کارى بکنید که این تحمیل دهات را بردارند گفتم چیست گفت در دهات هر جفت گاوبندى مقدارى تریاک باید بخرد از تریاک باندرول شده این موقوف شود دولت به جای این‌که مانع شود و جلوگیرى کند از استعمال تریاک دستگاهش نمی‌دانم چه جور است که کمک به استعمال و مصرف می‌کند به جای این‌که جلو زراعتش را بگیرند مجازات‌هاى شدید معلوم کنند کار به آنها را واگذار نکنند کسانی که استعمال تریاک می‌کنند یک مریضخانه‌‌هایی باشد که آنهارا بخوابانند و معالجه کننند یک عده‌ای مرتب می‌آیند به من مراجعه می‌کنند که آنها را به یک مریضخانه‌ای معرفى کنم اینها تریاکى هستند شاید معالجه شوند و من یک جایی گیرم نمی‌آید یک مریضخانه‌ای یک جایی پیدا کنم که لااقل این کسى که می‌خواهد تریاکش را ترک کند ده روز یک ماه جایش بدهند که از شر این تریاک نجات یابد (صفارى- سازمان شاهنشاهى دارد یک چنین مؤسسه‌ای را) حرف خیلى است در مملکت جناب سرتپ عمل را فکر کنید و الّا حرف و شعار زیاد است (صفارى- عملاً هست) خدا کند زیاد بشود و جلوگیرى از استعمال تریاک بکند اما جلوگیرى از بی‌کارى و به کار انداختن مستمند از من چند روز پیش به جناب وزیر راه گفتم کارگر لازم دارید توى بنگاه تعاون که یک مالیاتى زمان مرحوم رزم آراء وضع شد و این دستگاه راه افتاد آنجا یک اشخاص گردن کلفتى که گدایی می‌کرده‌اند برده‌اند که آدم تعجب می‌کند که این آدم گردن‌کلفت گدایی می‌کرد و خجالت نمی‌کشید وقتى هم حرفى می‌زنند می‌گویند که کار نیست حالا آنها هم که مفت می‌خورند و مفت می‌خوابند باید ایجاد کار اجبارى‏ کرد دولت آنها را به کار وادارد که لذت و شهد کار کردن و مزد گرفتن را بچشند که از این سنگ گدایی نجات پیدا کنند باید مبارزه شدید بشود من اشخاصى را می‌بینم قوى، سالم، خوب و احتمالاً نمی‌دادم که این گدا باشد این می‌رفت گدایی این شرافت ملى مارا لکه‌دار می‌کند، این رویه که هست باید مبارزه شدید با این رویه بشود یکى از گرفتاری‌هایی که در شهرها پیدا شده کمی ‌مسکن است و انی فشارى که طبقه مالک به مستأجر وارد می‌آورد یک رویه‌ای در زمان شاه سابق اتخاذ شد وقتى هم آمریکایی‌ها آمدند همان را دنبال کردند و حالا هم هست ولى رویه خوبى نبوده به عقیده من و آن تعدیل اجازه‌بها بود پایه‌اش از روى عرضه و تقاضا خارج شده اشخاصى را من دیده‌ام که رفته‌اند خانه اجازه‌نامه نوشته‌اند شخصى را به ماهى

+++

 300 تومان 500 تومان هزار تومان قبول کرده‌اند رفته‌اند محضر اجاره‌نامه نوشته‌اند روز بعد رفته‌اند اداره تعدیل مال‌الاجاره‌ها و تقاضاى تعدیل کرده‌اند می‌خواهد بیرون کند نمی‌تواند دستگاه تعدیل هم خوب دستگاه خودمان است و فعالیت آنها بسته به اوضاع و احوال اصحاب دعوى است و وکلاى آنها، این است که آن نتیجه مطلوبى که براى آن قسمت بوده حاصل بشده در مقابل این باید خانه بسازند وقتى که عمارت زیاد ساخته شد قهراً کرایه‌خانه پایین می‌آید، وقتى که کم باشد بالا می‌رود من شنیدم که این آقایان آمریکایی‌ها این عمارت‌ها را به قیمت‌هاى سرسام‌آورى اجازه کرده‌اند که سایر مردم از اجاره کردن عاجزند مثلاً همین آقایان نمایندگان که در تهران خانه ندارند و باید خانه کرایه‌ای بنشینند صدى چند حقوق‌شان را باید بابت کرایه بدهند؟ و این از تعادل خارج می‌شود و این را نمی‌شود که اجاره کنند و نمی‌شود اجاره را پایین آورد، این عمل در زمان شاه سابق شد، این باید با طبیعت بیاورند پایین، وقتى خانه زیاد شد، مردم بالاخره ول می‌کنند، لابد می‌شود قیمت را بیاورد پایین، به عقیده من همین بانک‌ها می‌توانند کمک بزرگى در این قسمت بکنند، این بانک ساختمانى که مشغول کار شده نمی‌دانم 500 تا هزار تا خانه ساخته است این قهراً از تقاضاى هزار نفر کم می‌کند، عده تقاضا کننده که کم شد این خودش یک درجه‌ای می‌شکند و می‌آورد پایین، اگر این‌طور بکنند بدون این‌که یک شاهى بر بودجه مملکت بیفزایند بدون این‌که تحمیلى به کسى بشود در یک قسمت از اراضى شهر ممکن است در تهران با یک نقشه حسابى چند هزار خانه ساخته بشود و از این فشار خانه مردم نجات پیدا کنند. من نظرم هست موقعى که آقاى عمادالسلطنه فاطمی ‌پدر جناب دکتر مشیر فاطمی‌ شهردار تهران بودند من یک پیشنهادى خدمت‌شان کردم، گفتم یکى از کارهاى شهردار این است که براى بیکارها فکر کارى بکند جلو تکدى را بگیرد، براى این‌که فکر کارى بکنید شما اراضى شهرى که طرف حاجت نیست خیلاً زیاد دارید یک مشت تأسیسات هم دارید که این تأسیسات بیشتر خارج شهر بوده ولى چون شهر وسیع شده حالا وسط شهر است دارالمجانین لازم نیست وسط شهر باشد وقتى ببرندش 10 کیلومتر آن طرف‌تر طورى نمی‌شود حالا دارالمجانین بزرگ ممکن است زیاد باشد که اسمش را چیز دیگرى بگذارند که حالا در مملکت ما زیاد است ولى آن دارالمجانین که در مملکت ما ساخته‌اند و اسمش را گذاشته‌اند تیمارگاه تیمارستان همچو چیزى، این وسط آبادى واقع شده پیشتر سمت غرب خندق تهران یک باغى بود که مجانین را می‌فرستادند آنجا، حالا در وسط شهر است، شهر کشیده شده جلو و اطراف آن ساخته شده است گفتم این اراضى مترى 100 و 150 و 200 و 300 تومان قیمت دارد، شما لازم نیست که مجانی‌تان را روى زمین مترى 150 تومان نگاهدارى کنید و وسط شهر باشد این محل را که سه هزار متر است سیصد هزار تومان یا 150 تومان مترى است بیشتر بفروشید پولش را بدارید یک محلى در 10 کیلومترى بگیرید آنجا 10 هزا متر است سى هزار متر است هر چقدر می‌خواهد باشد بگیرید بقیه پولش را هم ساختمان بکنید، یک ‌شاهى عوارض وضع نکیند یک‌شاهى برخرج مملکت افزوده نشده تبدیل کرده‌اید این زمنى گران قیمت خود را به یک زمین با یک ساختمان وسیع‌ترى، وقتى که شما در تهران صد هزار متر از این قبیل اراضى داشته باشید صد میلیون پول این اراضى است مثل این‌که خالصه‌جات را در سى سال پیش فروختند به اقساط پنج‌گانه، مزایده گذاشتند هرکس برداشت یک خمس را نقد گرفتند 4 خمس را هم در ظرف 4 سال پرداخت، این اراضى را هم دولت می‌تواند به همین ترتیب بفروشد 10 بیست سى میلیون پول این اراضى وارد صندوق شهردارى می‌شود، شرط کند که یک قسط را اول بگیرد و پس از یک‌سال تخلیه کند و تحویل بدهد این پول قسط اول را بگیرد و یک تأسیس بزرگى، خیلى بزرگتر و طویل‌تر و تمیزتر از این تأسیسى که دارد در بیست، سى کیلومترى تهران درحضرت عبدالعظیم هر جا که دولت زمین مناسبترى پیدا کند تمام تأسیساتش را آنجا تمرکز بدهد فقط خود شهردارى و برزن‌ها که مورد مراجعات مردم است در شهر باشد و الّا دستگاه‌هاى شهردارى براى یتیم‌هایش، براى شیرخوارگاه براى مجانیش دستگاه صنعتى اینها همه را ببرد در خارج اگر این‌کار را بکنید شما ده بیست سى میلیون پول در سایه این زمین‌ها پیدا می‌کنید و در ظرف چند سال مشغول ساختمان می‌شوید، اشخاصى هم که این زمین‌ها را می‌خرند البته طبقه سرمایه‌دار هستند مشغول ساختمان می‌شوند در سال سى چهل میلیون خرج بنایی شد از نجار و فخار و طبقات مختلف مشغول کار شدند و کارگر زیاد می‌شود و بی‌کار کمتر خانه زیاد ساخته می‌شود، دستگاه شهر وسعت پیدا می‌کند و کرایه‌ها قطعاً پایین می‌آید، شما مبارزه با گرانى مال‌الاجاره به وسیله قانون و فشار نکنید این قبیل اعمال بایستى مبارزه کرد، ایشان این نظر را پسندیدند ولى عمر سرپرستى ایشان دوام نکرد با شهردارهاى بعد هرکدام که من تماس پیدا کردم و احتمال دادم که دوامی ‌پیدا خواهد کرد شهردارى‌شان با آنها صحبت کردم ولى همنی‌جور به حرف گذشت، این است که باید وسیله زیاد کردن مسکن را در شهر فراهم کنند که آن مساکن کهنه و قدیمی ‌تبدیل شود به یک مساکنى مطابق بهداشت که زندگى و وضعیت مردم عوض شود. یک موضوع دیگر موضوع مبارزه دامنه‌دارى است با فساد و رشاء و ارتشاء که در این موضوع از بس صحبت شده است صحبت کردن من معنى ندارد، براى این‌که هى می‌گوییم و هیچ نتیجه نمی‌گیریم (دکتر بینا- با وجود این تذکرش بد نیست.) در این‌ مملکت باید دستگاه رشاء و ارتشائش را ببندید و قانون را حکومت بدهید راشى هرکس باشد، مرتشى هر کس باشد و رشوه هرچه باشد چه چه براى حمایت وزیر باشد، چه قالیچه باشد چه متاع دیگرى باشد (وزیر دارایی- چه تحمیل به وزیر باشد) باید این دستگاه رشاء و ارتشاء را به وسیله مجازات‌هاى شدیدى جلوش را گرفت وزیر هم اگر مطابق قانون عمل کند کسى به او تحمیل نمی‌کند تحمیل به کسى می‌شود که تحمل تحمیل را می‌کند. اشخاصى بهشان تحمیل می‌شود که به دیگران تحمیل می‌کنند و بار بر روی ‌دوش دیگران می‌گذارند اگر وزیرى مجرى قانون باشد هیچ‌کس خیال اینک به او تحمیل بکند نمی‌کند.

یکى دیگر از موضوعات مهم ما موضوع تجدیدنظر در مالیات‌هاى ما است ما این مالیات‌هایی که داریم یک مشتش مال عهد دقیانوس است، سال دوره هخامنشى است، نمی‌دانم مال چه دوره‌ای است، یک قسمت هم یک نمونه‌هایی است از یک گوشه فرنگستان. یکى از ایرانى‌هاى ما که رفته دیده فلان‌جور عمل می‌کرده‌اند آمده است آن را اینجا براى آزمایش گذاشته‌اند و کم کم شده قانون. در همین مجلس در دوره ششم که آن موقع تجدیدنظرى در لایحه گمرکى ایران شد من متوجه این مالیات‌هاى کثیف شدم شاه هم تازه به مسند سلطنتش جلوس کرده بود شاه سابق، چندان دخالتى در کارهاى مجلس نداشت، به آزادی وکلا معتقد بود میلیسیو هم مدیر مالیه ایران بود. شما مجموعه دوره ششم را بردارید نگاه کنید، ما آمدیم یک طرحى تهیه کردیم براى الغای مالیات‌هاى صنعتى و نمایندگان امضا‌ کردند اسامی‌و چیزهاى عجیب و غریب ما توى آن مالیات‌هایی که ملغى شد پیدا کردیم پول دود، یکى پول دود اسمش بود. مثلاً جایی براى این‌که دودى از آنجا بلند می‌شده یک مالیات گذاشته بودند اوایل مشروطیت یک مجلس اعانه‌ای تشکیل شد در یزد یک حاجى بود پول از اوخواستم گفت هرچه می‌خواهید می‌دهم ولى اسم من را اینجا ننویسید گفتیم چرا؟ گفت مگر داستان نمک آب انبار را نشنیده‌اید گفتم چیست آن داستان؟ گفت یزد آب جارى دائمی ‌ندارد یک آب انبارهاى عمیقى دارد که زمستان می‌روند از ییلاقات آنجا که آب قیمتى ندارد این آب انبارها را پر می‌کنند البته مأمورین دولت می‌روند آب‌هاى بى‌قیمت را به وسیله کدخداها سرازیر می‌کنند می‌آید توى این آب انبارها و اگر نمک به این آب نزنند آبها فاسد می‌شود کرمک می‌گذارد، گندیده می‌شود باید هرآب انبارى را یک مقدارى نمک تویش بریزند براى این‌که حفظ وضعش شده باشد اینجا شده صحبت بود یک حاج آقایی گفته بود چند خروار نمک می‌خواهد؟ گفته بودند که فلان مقدار نمک. نمک هم خروارى دو قران وچهار قران بوده است.

مثل امروز زندگانى سخت نبوده است این می‌گوید اهمیتى ندارد، حواله می‌دهد چند خروار نمک بدهند بریزند در آب انبارها. حکومت عوض می‌شود نمک می‌خواهند بریزند در آب انبارها می‌گویند پارسال چه کارکرده‌اید؟ می‌گویند فلان حاج آقا نمک داد فورى می‌روند دنبال حاج آقا که حکومت تو را احضار کرده است از آن تاریخ مأمورین سرخ‌پوش مرحوم مظفرالدین شاه و محمد على شاه و بعد هم همین طور همه ساله باید مبلغى براى نمک آب انبارها بدهد و یک مالیاتى از او می‌گیردند می‌گویند بله فلان مقدار نمکى که توى این آب انبار ریخته‌ای امسال هم باید بریزى این بدبخت باید مالیات یک کار خیرى که یک دفعه کرده هر سال بدهد این حاج آقا گفت که اسم من را توى این صورت ننویسید هر مبلغى می‌خواهید می‌دهم و حاضرم به این امر خیر کمک کنم ولى اسم مرا ننویسید طرز مالیات‌ها هم بیشتر از این قرار بود و آن فهرست را اگر مراجعه بفرمایید در حدود دویست. سیصد قلم مالیات‌هایی است به همین کثافت باید یک تجدیدنظرى در کلیه اصول مالیاتى این مملکت بشود این طرز قدیم را تعقیب کردن البته براى یک دسته‌ای خیلى مفید است ولى براى مملکت هیچ فایده‌ای ندارد. سازمآنهای کشورى و تأمین آزادى‌هاى فردى و اجتماعى یکى از موضوعاتى است که باید طرف توجه باد. در هر دوره‌ای یک حکمی‌دارد، دوره این‌که سلطنت مطلقه در ایران بود چه فرمان یزدان چه فرمان شاه کسى حق چون و چرایی نداشت از حسن‌نیت مرحوم مظفرالدین شاه ملت ایران استفاده کرد و به مردم اجازه داده شد که در مقدرات خودش، خودش دخالت کند. البته یک فداکارى‌هایی هم شده منتهى عفو و بخشش‌هایی هم خیلى شده است در این قسمت آنهایی که مانع و مزاحم مشروطیت و آزادى بودند بعد از چند سال لباس‌شان را عوض کردند و شدند مشروطه خواه مدیر، وزیر مشاور مملکت. انتقادى هم نبود که بگویند تو آن روز توى خانه‌ات فلان وکیل

+++

آذربایجان کشته شد هیچ از این حرف‌ها نبود آن گذشت و به خاطر عاطفه‌ای که مردم ایران داشتند همان افراد بازیگر قدیمی ‌را دو مرتبه سرکارگذاشتند من معتقدم که باید از پایه کارهاى مملکت ما درست بشود پایه‌اش اول انتخابات است باید حزب در مملکت باشد تا تمرکز افکار در روى یک مواد و مرامی‌ بشود و مردم وکیل انتخاب بکنند مقدمه‌اش این است که مردم بفهمند وکیل به چه دردشان می‌خورد امروز این رویه‌ای که ما در انتخابات داریم شکلى است که یک مراکز قدرتى اگر نظر مخالفى با حائرى‌زاده گرفتند حائرى‌زاده باید خودش برود بیرون هرچه طرفدار داشته باشد یک‌شاهى نمی‌ارزد مثل این‌که حائرى‌زاده در دوره چهارم و پنجم و ششم انتخاب شد بعد مراکز قدرت مصلحت ندانستند رفت که رفت ولى باید شکلى بشود که مراکز به قدرت نتوانند این کار را بکنند. من یک طرحى تهیه کردم در دوره پانزدهم به مجلس دادم در دوره شانزدهم هم بازدادم قابل توجه هم شد، کمیسیون کشور هم مطرح شد ولى مثل سایر طرح‌ها مسکوت ماند دوره هفدهم که جناب دکتر مصدق وارد آنى صحنه شده بودند من طرح را ندادم دیدم نتیجه ندارد یک وقتى از وزارت کشور به من نوشتند که جناب دکتر گفته است فلان کس نظرش را بدهد گفتم من دردوره‌هاى قبل نظرم را داده‌ام چاپ هم کرده‌اند نظرم هم هیچ فرقى نکرده است باز هم همان نظریات خودم را که چاپ شده بود فرستادم به وزارت کشور یک هم براى جناب دکتر مصدق ولى باز هم دفن شد من معتقدم در این مملکت وکلایی که انتخاب می‌کنند نمی‌شود شرایطى مثل دیپلم، ابتدایی، سیکل اول سیکل دوم، لیسانس و دکترى برایش قائل شد و بگوییم آن کسانى را که براى انجمن شهر انتهاب می‌کنیم باید مثلاً لیسانسیه باشند براى مجلس که انتخاب می‌کنیم باید دکتر باشد در هیچ جاى دنیا این رویه نیست مگر براى مجالس اعیانى مثلاً مجلس شیوخ و مجلس سنا که ممکن ایت یک شرایط علمی‌و چیزهاى دیگرى قائل شد وکیلى که براى ملت در یک جایی انتخاب می‌شود، اعزام می‌شود همچو شرایطى در هیچ جاى دنیا برایش نمی‌گذارند چه انجمن شهر باشد، چه انجمن ایالتى باشد چه مجلس شوراى ملى باشد من فکر کردم اگر دایره عمل را ما کوچک بگیریم حالا نظر این است که هر صد هزار نفر یک نفر وکیل انتخاب بکنند البته بعضى جاها هست که عده‌شان خیلى کنتر از صدهزار نفراست و یک وکیل دارند مثلاً نائین حوزه‌ای است که عده‌اش خیلى کمتر است از صدهزار نفر ولى از صدر مشروطیت این حق را به آنها داده‌اند بعضى جاها هست که چهار صد، پانصد هزار نفر جمعیت دارد و یک وکیل دارند آن روزى که آن‏ طرح را نوشته‌اند یا اطلاع از جمعیت نداشته‌اند یا جمعیت تحول پیدا کرده است مثلاً در خوزستان، خرمشهر و آبادان. آبادان خودش سیصد هزار نفر جمعیت دارد خرمشهر هم همینطور یا اهواز در این قانون انتخابات ما اهواز یکى از شهرهاى درجه دوم خوزستان است که انجمن فرعى در اهواز که مرکز استان است تشکیل می‌شود. جمعیت‌هایی که امروز آنجا تمرکز پیدا کرده آن روز نبوده ما بیاییم پایه را بگذاریم روى هرده هزار نفر بگوییم هر ده هزار نفر جمعیت یک وکیل انتخاب بکنند ولى این وکلا اعم هستند براى این‌که درکارهاى انجمن شهر باشند یا انجمن استان باشند یا مجلس شوراى ملى باشند فرض کنیم که نیشابور داراى صد هزار جمعیت است باید یک وکیل بفرستند تهران ده نفر انتخاب می‌کنند، هر ده هزار نفر یک نفر انتخاب می‌کنند ده نفر که انتخاب شدند مرکزشان می‌شود در شهر نیشابور بین خودشان یک نفرى که براى کارهاى مملکتى اصلح و انسب باشد انتخاب می‌کنند می‌فرستند اینجا برای مجلس شوراى ملى یک نفر هم براى این‌که کارهاى استان را اداره کند در نظر می‌گیرند می‌فرستند مشهد و هشت نفر دیگر هم براى خود انجمن محلى نیشابور که کارهاى خود نیشابور را اداره کنند اگر این رویه را ما اتخاد کنیم فرض کنید مملکت ایران بیست میلیون جمعیتش است دو هزار نفر انتخاب می‌کنند شبکه تشکیلات وزارت کشور را به دو هزار بخش ده هزار نفرى تقسیم می‌کنند هر بخش ده هزار نفرى یک نفر را از بین خودشان انتخاب می‌کنند ده نفر در یک مرکزى جمع می‌شوند یک نفر را می‌فرستند تهران پس این دویست نفرى که تهران می‌آیند هر کدام‌شان مسلم 9 نفر دیگر موکل دارند که اینها عالمند فهمیده‌اند و رأى داده‌اند فرستاده‌اند اینجا و هریک از آنها لابد پارتى داشته‌اند که انتخاب شده‌اند. طرز انتخاب هم باید شکلى باشد که حکومت مرکزى نتواند اعمال قدرت کند به این ترتیب 6 ماه پیش از این‌که انتخابات شروع بشود یک مأمور آمار مأمور وزارت کشور با کدخداى محل می‌روند آنجا کسانی که واجد حق انتخاب هستند مثل این‌که کوپن می‌دادن براى قند و شکر مثل این‌که اعلان می‌کنند بار نظام‌وظیفه می‌روند در آن بخش ده هزار نفرى واجدین شرط را معین می‌کنند چه اشخاصى هستند این اشخاص داراى چه مشخصاتى هستند با سوادند بی‌سوادند دکترند لیسانسیه‌اند، دیپلمه‌اند عطارند بقالند مشخصات‌شان را معلوم می‌کنند یک کارتى بدست‌شان می‌دهند که شما حق شرکت در انتخابات دوره بیستم را دارید شش ماه قبل از این انتخاب این کارت انتخابات را پخش می‌کنند در تمام ایران البته در ظرف یکى دو ماه این کار انجام می‌شود خیلى مهم نیست جنگ و نزاعى هم نیست که تو حق شرکت در انتخابات را دارى یا ندارى کتک‌کارى هم در بین نیست پس از این‌که این کارت‌ها را آقایان گرفتند موقع انتخابات دوهزار دفترچه‌ای داریم که توى هر دفترچه‌ای اسامی ‌انتخاب‌کننده آن حوزه تویش نوشته شده این دفترچه را برمی‌داریم می‌بریم آنجا بیست نفر از آنهایی که سن‌شان بیشتر است و سواد دارند، و در این دفترچه مشخص است. اینها را دفترچه را تحویل‌شان می‌دهند می‌گویند آقایان بین خودتان پنج نفر را براى انتخاب معلوم کنید البته نماینده دولت هم در آنجا نگاه می‌کند نظارت می‌کند در ظرف فاصله این‌که اوراق انتخابى پخش می‌شود تا آن موقعی‌که اخذ رأى می‌شود کاندیدها توى سرهم می‌زنند هرچه التماس به هم باید بکنند هرچه به همدیگر باید تملق بگویند می‌گویند بالاخره کاندید مشخص می‌شود آن روز انتخاب در تمام ایران که یک روز باشد دو هزار نفر هستند که وکیل دارند این وکلا هر ده تایشان که در یک ناحیه‌ای دور هم جمع شده‌اند یکى را می‌فرستند به مجلس شورای ملى. ما باید تشکیلات اجتماعى مملکتمان را روى این اصل بگذاریم و این مرکزیتی که امروز براى خودمان قائل شده‌ایم این را به ولایات حق بدهیم. دولت مرکزى کارهایش محدود باشد به سیاست خارجى و کارهاى عمومی ‌یک کارهاى کلى مملکت را باید مرکز بکند ولى فراش پست بندرعباس را که می‌خواهند متقاعدش کنند این را دیگر اداره تقاعد مرکز درش دخالتى نکند که بعد از این‌که نوه او هم مرده تازه بروند با مرکز مکاتبه کنند که تکلیفش معلوم شود باید به ولایات حق بدهیم که خودشان، خودشان را اداره کنند به مقدارکه دوهزار نفر از ولایات انتخاب می‌شوند دویست نفرشان را به تهران می‌فرستند دویست نفر براى معلم راهنما از تهران بروند آنجا با مشورت آن انجمن‌هاى محلى خودشان را همینطوری که دولت در مقابل مجلس شوراى ملى است آنهایی که از تهران براى راهنمایى به ولایات می‌روند در مقابل انجمن‌هاى محلى مسئولند. هروقت سلب اعتماد از آنها کردند مرخص‌شان می‌کنند. باید کار را به دست مردم بسپاریم و طورى نباشد که اداره خودمان را به مردم تحمیل کنیم این طرز حکومت مشروطیت و دمگراسى را اگر خواسته‏ باشیم عمل کنیم به عقیده من پایه‌اش را در انتخابات باید به این طرز شروع کنیم تا زودتر به مقصود برسیم و این وضع بلبشویی که فعلاً داریم از بین برود. (یادداشتى آقاى ارباب فرستاد) جناب ارباب من تقصیرى ندارم، تقصیر مال جناب وزیر دارایی است یک لایحه‌ای را که فقط مال سه دوازدهم بوده و می‌خواسته‌اند یک تبصره‌ای بهش بچسبانند دیده‌اند لایحه سه داوزدهم را نمی‌شود بهش تبصره بچسبانند اسمش را گذاشته‌اند قانون بودجه و اعلیحضرت و رئیس دولت را هم اغفال کرده‌اند ولى این بودجه مملکتى نیست کلاه سر من نمی‌رود اگر دیگران غافل شده‌اند من غافل نمی‌شوم من ازاین حقى که آئین‌نامه به من داده است که در بودجه کل در تمام مسائل سیاسى و اجتماعى و اقتصادى می‌شود صحبت کرد من تا بنیه دارم تا قوه دارم این دردهارا براى مردم باید بگویم. من تقصیرى ندارم اگر این را عوضش بکنند بگویند لایحه سه دوازدهم است من الساعه از این پشت می‌آیم پایین و به لایحه سه دوازدهم رأى موافق می‌دهم من دروغ تحویل نمی‌گیرم شوخى هم ندارم‏

مهندس ظفر- قدرى هم راجع به بودجه صحبت بفرمایید.

رئیس- شما به عنوان موافق مشروط آمده‌اید اینجا حالا این بیانات را می‌فرمایید فرمودید آئین‌نامه رعایت بشود آقا به عنوان موافق مشروط دارید پنج، شش ساعت صحبت می‌کنید.

حائرى‌زاده- من می‌گویم این لایحه سه دوازدهم است.

رئیس- بنده همیشه می‌گذارم اشخاصی که به عنوان مخالف اسم نوشته‌اند صحبت کنند و اشکالى نمی‌کنم‏

حائرى‌زاده- من موافق مشروط هستم ولى این سه دوازدهم است این سه داوزدهم را دولت برود بودجه‌اش را بنویسد و بیاورند ولى کلاه سرما نگذارید من می‌گویم به دنیا اعلام می‌کنم که این کلاه است.

رئیس- به هر حال این یک بودجه چهار دیواری است که قبل از سال به مجلس داده شده است نواقصى هم دارد هیچ تردیدى ندارد ولى بهتر از عدم صرف است (صحیح است) یک مرتبه لا اقل این بودجه باید در موقع قانونى به مجلس آمده باشد به هر حال ولو غلط ولو ناقص باید تصویب بشود که این ترتیب یک دوازدهم از مملکت برداشته شود (صحیح است) به بیاناتتان ادامه بدهید

حائرى‌زاده- اگر آقایان موافق نیستند من حرف بزنم را هم بکشم بروم بیرون من حرف‌هایم را می‌گویم. آمدن من به این مجلس در سایه روزنامه آقاى دکتر بقایی رفیق من بود خدا شاهد است من شهوت حرف زدن ندارم، اصلاً حوصله‌اش را ندارم من در آن موقعى که انتخابات تهران شروع شد من شرکت در انتخابات هم نکردم تردید داشتم که با این حال کسالت می‌توانم بیایم به مجلس یا نمی‌توانم بیایم

+++

کار کنم رفیق محترم من آقاى دکتر بقایی دیدم در سرلوحه روزنامه شاهد یک شرحى نوشته است مشعر باین معنى است که من به نفع سیزدهمی ‌یک پولى گرفته‌ام و می‌خواهم بروم کنار دیدم که دشمن‌هاى من هیچ‌وقت یک همچو اتهامی ‌به من نزده بودند که پسر دوست من مرحوم میرزا شهاب چنین تهمتى را به من زد من حاضر نشدم چنین تهمتى به من بزند و من اگر نخواسته باشم بیایم خواهند گفت که فلانى آمد و کرسى را به پول فروخت من با تمام نقاهتى که داشتم آمدم خدا شاهد است یک ساعت هم راضى نیستم ولى وظیفه‌ام این است من معتقدم باید انجام وظیفه بشود تمام باید انجام وظیفه کنیم کلاه هم سر هم نگذاریم دروغ نگوییم ما به نام ملت اینجا حرف می‌زنیم ما خودمان چه کاره هستیم هیچ، ما به نام مردم این صحبت می‌کنیم در دنیا بودجه هم اصلى دارد یک اصولى دارد عایدات مملکت تمامش را باید در بودجه بنویسند دیون مملکت را بنویسند مطالبات را بنویسند فرض را بنویسند این می‌شود بودجه کل این بودجه‌ای که می‌آورند وقتى است که تفریغ بودجه سال پیش را داده باشند نه این‌که بعد از چهل سال، پنجاه سال یک لایحه تفریغ بودجه مرحوم فروغى آورده و نمی‌دانیم که چه شده است. از روزی که سپهبد زاهدى آمده از 28 مرداد سال پیش به این طرف این جناب وزیر دارایی این پول‌هایی که از خارجه گرفته کمک‌های بلاعوض که گرفته یا مالیات‌هایی که گرفته صورت آنها را نمی‌دانیم چکار کرده است؟ ما هیچ خبرى نداریم من کسى که یک قدم اساسى بردارد چند دفعه تعظیمش می‌کنم زاهدى هیچ کمکى به من نکرده من دیدم چون این آدم در موقع قحط‌الرجال مملکت آمد من برایش احترام قائل هستم (احسنت) من از او توقع ندارم که مالیه چى خوب باشد قاضى خوبى باشد یک سربازیست ریسکى کرده خدمتى کرده من به او احترام می‌گذارم من حاضر نیستم دروغ را تحمل بکنم مجلس را مسخره بکنند که هر چه دلشان خواست بگویند مجلس هم صحیح است بگوید بنده این‌کاره نیستم من زیر بار این حرف‌ها نخواهم رفت اینجا با وکلا شوخى می‌کنند با مسخره‌گى رفتار می‌کنند بنده این کاره نیستم (اردلان- توهین نکنید)

رئیس- کى با وکلا شوخى می‌کند؟ کسى جرأت این‌کار را ندارد که مسخره بکند (عبدالصاحب صفایی- ما هم انکاره نیستیم) بفرمایید به بیاناتتان ادامه بدهید

حائرى‌زاده- من عرضى نمی‌کنم من می‌روم (بعضى از نمایندگان- بفرمایید، بفرمایید) پس از بیانات ایشان براى جواب حرف‌هاى ایشان من حق خودم را محفوظ می‌دارم.

رئیس- آقاى وزیر دارایی (عمیدى نورى- بنده پیشنهاد داده‌ام) بله می‌دانم ولى بعد از جواب آقاى وزیر دارایی مطرح می‌شود

وزیر دارایی- عرض کنم جناب آقاى حائرى‌زاده که تشریف آوردند پشت تریبون اولاً فرمودند اصول در مملکت رعایت نمی‌شود و روى عدم رعایت اصول طبق نتیجه‌ای که خودشان استنتاج کردند مطالبى فرمودند آقاى حائرى‌زاده موافق دولت هستند و به عنوان موافق مشروط اسم‌نویسى کرده‌اند که بنده سراپا گوش بودم که آنى بودجه‌ای که تقدیم شده (حائرى‌زاده- سه دوازدهم) آقاى موافق دولت چه ایراد و اعتراضى دارند که به بنده وزیردارایی مملکت و دولت بفرمایند که اصلاح بشود قاعدتاً بنده باید جواب آقاى رضایی را بدهم ولى خیال می‌کنم بهتر است از جواب آقاى حائرى‌زاده شروع کنم ایشان در بیاناتشان یک فحش و توهین بشخص بنده، وزیر دارایی دادند و بنده آنها را عجالتاً به رعایت احترام سن ایشان و احترام مجلس جواب نمی‌دهم (احسنت) ایشان هم این انتظار و توقع را نداشته باشند که یک کسى که می‌آید صبح و شب جان می‌کند و در حدود فهم و توانایی خودش کار می‌کند و در نتیجه این فداکارى آقاى حائرى زاده در مملکت آرام و مرفه زندگى می‌کنند اینها همه را ندیده بگیرند ایشان مرد اصولى هستند و معتقدند که بالاخره دولت یک سلیداریته و مسئولیت مشترک دارد وزیر دارایی و وزیر بهدارى و وزیر فرهنگ هیچ فرقى نمی‌کند (صحیح است) به خصوص در امر بودجه تماس مستقیم با تمام کارهاى مملکت دارد نمی‌شود گفت که وزیر دارایی مسئول است و دیگران مسئول نیستند (صحیح است) فقط بنده با اجازه خودشان خواستم توجه ایشان را جلب کنم که بنده در حدود فهم خودم نفهمیدم که ایشان که اظهار علاقه به جناب آقاى نخست‌وزیر می‌کنند این علاقه مبتنى بر چیست؟ افتخارات ایشان، این دولت و به عقیده بنده این مجلس چند کار مهم است که انجام داده یکى ایجاد رعایت روابط با دولت انگلستان و روشن کردن روابط سیاسى ایران که آقاى حائرى زاده مطلقاً با وجود انگلستان مخالفند چه برسد به رابطه بیشتر، دیگر حل قضیه نفت که یکى از مسائل بسیار پیچیده و غامض این مملکت بود و بنده خیال می‌کنم که در حل این قضیه بنده لااقل یک سهم ناچیزى دارم (صحیح است) زحمت کشیده‌ام خودم را سپر بالا کرده‌ام و ازآقاى حائرى‌زاده فحش شنیده‌ام و نوکر انگلیس شده‌ام ایشان با آن هم که مخالفند یک کار دیگر این دولت لایحه تحصیل اعتبار بوده است که آقاى حائرى‌زاده با آن هم موافق نبوده‌اند اقدام دیگرى پشتوانه اسکناس بوده ایشان با این هم مخالفت کرده‌اند آخرین اقدامی‌که شده به عقیده بنده از نظر ایجاد احترام و اعتبار در خارج براى مملکت ایران است بودجه است که هیچ وقت بودجه‌اش به موقع نگذشته و یک دولتى که هیچ‌وقت بودجه مرتب ندارد یعنى مالیه مرتب ندارد اعتبارى ندارد این هم مخالفند بنده می‌خواهم ببینم که علاقه ایشان به جناب آقاى نخست‌وزیر و دولت ایشان روى چیست علاقه شخصى است؟ و الّا من حیث نخست‌وزیر و رئیس دولت بنده نمی‌دانم اگر خداى نخواسته یک روزى ایشان مخالف سرسخت بشوند چه می‌کنند (مشایخى- امنیت را هم بفرمایید) بنده عجالتاً این قسمت را می‌گذارم براى آخر. براى آن‌که نمی‌خواهم تشنج ایجاد کنم بنده خیال می‌کنم که نماینده اقلیت ولو این‌که مخالف باشد نمی‌گوید که وزیر دارایی مملکت که بودجه را آورده در هیئت دولت با همکاران خودش مبارزه کرده، ایجاد دلخورى کرده این بودجه را تصویب کرده امضا‌ کرده بگوید وزیردارایی شخص اول مملکت اعلیحضرت را اغفال کرده، رئیس‌الوزرا‌ را اغفال کرده تمام افراد این مملکت را اغفال کرده است فقط در این وسط یک نفر متوجه شده و نخواسته اغفال بشود که آن هم آقاى حائرى‌زاده است حالا بنده نمی‌دانم اگر سنت پارلمانى و رویه پارلمانى این است؟ من حرفى ندارم ولى على‌ایحال بنده آن روزی که مسئولیت وزارت داراى را قبول کردم پیه تمام اینها را به تنم مالیدم (پورسرتیپ- همانطورى که فرمودید بنا شد از این حرف‌ها صرف‌نظر کنید) بنده خیال می‌کنم که کار مثبت کردن همیشه در این مملکت توأم بوده است با قحش خوردن و ناسزا شنیدن در صورتی که تمام بدبختى‌هاى این مملکت ناشى از منفى بافى و سابوتاژ عمدى یا غیرعمدى بوده است و بنده باید یک مرتبه دیگر بگویم در این مجلس لااقل ما برخوردار بوده‌ایم از لطف و توجه آقایان که توانسته‌ایم چند تا کار مثبت انجام بدهیم و بنده‌ امیدوارم این یک طلیعه‌ای باشد براى این‌که بتوانیم در سایه عملیات مثبت یک کارهاى مفیدى براى مملکت انجام بدهیم. بنده هر قدر می‌خواهم این مطلب را نگویم نمی‌توانم کتمان کنم که لااقل بنده متعلق به نسل فعلى هستم حالا نمی‌خواهم ادعاى جوانى بکنم آیا انصاف است که اشخاصى که سالیان دراز به عناوین مختلف در این مملکت یا وکیل بوده‌اند یا قاضى على رتبه بوده‌اند یا بالاخره مشاور دولت بوده‌اند مدعى‏ بشوند که تمام این بدبختى‌ها را بنده وزیر دارایی ایجاد کرده‌ام آقاى حائرى‌زاده عمرى در سیاست بوده‌اند و بنده خودم وقتى شاگرد مدرسه بودم در همین لژ تماشاچیان ناظر بودم عملیات ایشان را که در اقلیت بودند که با سردار سپه که در آن موقع وزیر جنگ بودند مخالفت شدید می‌کردند و بنده این‌طور استنتاج کردم الان که اصولاً مخالفت با ایشان هم روى اصول نبود براى این‌که مرحوم اعلیحضرت یک مردى بودند مثبت و کاربر و بالاخره استقامت کردند و کارهاى مثبتى براى مملکت انجام دادند (صحیح است- احسنت) به نظر بنده اگر واقعاً اشخاصى هستند که عاشق آزادى و دمکراسى هستند باید عملیاتى بکنند که خود به خود ایجاد آزادى بشود. هرج و مرج براى این است که آزادى را از بین ببرد هرج و مرج در امور مالى و تحول مملکت است که بالاخره مملکت را از بین می‌برد (دکتر بینا- معنى آزادى را هنوز نفهمیده‌اند) بنده که آزادیخواه نبوده‌ام از بدو مشروطیت به عقیده ایشان بنده جزو مستبدین بوده‌ام ولى جد بنده مظفرالدین شاه مشروطیت را به این مملکت دارد ایشان وقتى به من حمله می‌کنند می‌گویند همشیره‌زاده محمد على شاه خوب آقا بگو نوه مظفرالدین شاه است (خنده نمایندگان) (احسنت) عرض کنم برگردیم سربودجه ایشان ایراد کردند به بودجه که هر چه کنکاش کردند درآمد نفت را ندیدند به عقیده بنده سؤال می‌کردند به ایشان عرض می‌کردم درآمد نفت را مطابق تصمیم مجلس شورای ملى و قانونى که هست گداشته‌ایم براى کارهاى عمرانى و تولیدى و به نظر بنده اگر واقعاً در قضاوت انصاف باشد و راه غرض پیموده نشود قضایا خیلى سهل حل می‌شود در موقع دفاع از نفت ایشان می‌گویند من چه گفتم؟ شما گفتید من نوکر انگلیس هستم بنده براى دفاع از خودم جوابى دادم تمام شد و رفت پى‌کارش ولى بنده حالا عذر می‌خواهم از سایر رفقاى یزدى یزدی‌ها کسانى هستند کینه‌توز و لجوج و یک طرفه واگر خودشان به سى حمله کردند این حمله به جاست ولى اگر طرف دفاع و یا حمله کرد بی‌جاست. (ارباب- این‌طورها هم نیست) این بودجه 1334 فرق زیادى با بودجه سابق ندارد آقاى حائرى‌زاده فرمودند براى این‌که بودجه حسابى داده بشود باید تفریغ بودجه سال گذشته را بیاورید تا معلوم شود بنده چه کرده‌ام بنده در هیچ کتابى همچو چیزى را ندیده‌ام شاید در آن موقعى که بنده تحصیل می‌کردم در مدرسه حقوق درى حقه‌بازى و دروغگویی بوده به هر حال بنده در کتاب بودجه چنین چیزى ندیده‌ام که اگر یک دولتى تفریغ بودجه را نیاورد حق ندارد بودجه بیاورد پس بنابر این آن مخارج جارى آن قدر باید بماند تا تفریغ بودجه بیاورند بنده سؤال می‌کنم در دوره پانزدهم و شانزدهم و هفدهم که آقاى حائرى‌زاده وکیل بودند تفریغ بودجه آورده‌اند؟ سالیان دراز است این مملکت نه حساب دارد نه بودجه دارد تفریغ

+++

بودجه هم ندارد فقط چون بنده وزیر دارایی هستم اگر لایحه تفریغ بودجه نیاورم باید دودستى توى سربنده بزنند بنده خودم این مطلب را گفتم که آقا باید بودجه را رسیدگى کرد و اگرخوب نبود باید زد به سر وزیر دارایی ایشان از این حرف استفاده کردند تازه می‌خواهند حساب صاف کنند که نتنجه بگیرند بنده حرفى ندارم باید به بودجه رسیدگى کرد اگر این بودجه مجعول است، خراب است خوب به عقیده بنده باید رد کرد على‌ایحال به عقیده بنده شرط دادن لایحه تفریغ بودجه را قبلاً بدهند دیوان محاسبات را فلج کرده‌اند الان هم حساب و کتابى وزارت دارایی متأسفانه نسبت به حساب‌هاى گذشته ندارد (اعاده اختیارات دیوان محاسبات را باید کرد، دیوان محاسبات را مجهز کرد و این حساب‌ها را روشن کرد بنابراین از این جهت فرقى بین عمل فعلى این دولت و عملیات دولت‌هاى گذشته نیست فرقى که در این بودجه هست و آقاى مخبر هم در مقدمه بودجه ذکر کرده‌اند خود دولت هم ذکر کرده گفتیم آقایان درآمد عمرانى را از این بودجه خارج کرده‌ایم و در قسمت کارها عمرانى، سازمان برنامه و دولت متعهد هستند که بودجه‌هاى عمرانى و تولیدى و بنگاه‌هاى دولتى را به عنوان بودجه ضمیمه بیاورند ایشان اگر قدرى توجه می‌فرمودند یا تحقیق می‌کردند برایشان رفع اشکال می‌شد، همه جاى دنیا یک بودجه اصلى است و یک بودجه‌هاى الحاقى و فرعى یا همه را باید گذاشت در یک بودجه و بودجه عمومی ‌باشد یا این‌ که بودجه را به شکل چهاردیوارى آورد که بعد روى آن بود که فرعى ترتیب داده شود یکى از آقایان نمایندگان فرمودند مدتى معین کنند که دولت موظف باشد بودجه تفصیلى را بیاورد (صارمى- بنده بودم) این هم بد نیست و نظر ایشان است معمولاً وقتى بودجه مطرح می‌شود البته آقایان نمایندگان راجع به درآمد و هزینه صحبت می‌فرمایند در قسمت درآمدش همه جاى دنیا طرفدار طبقات ضعیف هستند و می‌گویند از مالیات‌هایی که شما پیش‌بینی کرده‌اید از غیر مستفیم بکاهید. برمستقیم بیفزایید که بالاخره طبقه محروم مملکت کمتر بهش تحمیل بشود ایشان در ضمن مرامنامه خودشان به قدرى توضیحات دادندکه بنده نتیجه گرفتن آن مرامنامه را به جای این بودجه بنده قبول کنم و بردارم بیاورم و بنده خواستم راجع به این مرامنامه عرض بکنم که آتش به جان بنده بیفتد که این را به دست ایشان دادم یک وقتى که بنده درگوشه انزوا بودم فکر کردم که اگر یک دولتى یک روزى به وجود بیاید که بنده هم شرکت داشته باشم یا از رفقاى بنده تشکیل بدهند بد نیست که سر فرصت مطالعه‌ای بشود و یک برنامه‌ای براى کار آن دولت تنظیم بشود بنده این برنامه را تنظیم کردم براى عده‌ای از رفقا هم فرستادم ایشان تشریف آورده‌اند الهیه آنجا نشسته بودیم از اوضاع و احوال صحبت می‌کردیم گفتند شنیده‌ام که شما برنامه‌ای تنظیم کرده‌اید عرض کردم بله یک همچو چیزى هست یک نسخه هم خدمت آقاى حائرى‌زاده تقدیم کردم ایشان آن برنامه را جرح و تعدیل کردند بعد هم گفتند به نام خودشان بالاخره یک روزى به ایشان عرض کردم که ما این مطالعاتى که می‌کنیم بیایید یک حزبى تشکیل بدهید همه‌اش نباید گفت آنها نالایق بودند شما بفرمایید یک دولتى تشکیل بدهید واى نظریات اصلاحى را اجرا کنید گفتند من اهل نخست‌وزیر شدن نیستم به علاوه روح من سازگار با اکثریت نیست باید من رل اقلیت را بازى کنم خوب من انصاف می‌خواهم وقتی که یک کسى روحش حاضر نیست براى این‌که ‌در یک تیپى کار کند چطور ممکن است کار مثبت بکند بنده در ضمن می‌خواهم جسارت کنم تمام گذشته سیاسى ایشان را کسانی که مسن‌تر از بنده هستند می‌دانند که ایشان اساساً با کسى نمی‌سازند دلیل و مدرک هم لازم نیست براى این‌که مدعى هستند آزادیخواه می‌باشند به عقیده بنده دیکتاتور به تمام معنى هستند دیکتاتور این نیست که بیاید در مملکت دیکتاتورى کند یک فردى هم ممکن است در تمام اعمال و رفتار خصوصى خودش هم دیکتاتور باشد به نظر من این فرد دیکتاتور است خوب آقا این وزیر را بزنید بیرون کنید یعنى چه اینجا جاى منطق و استدلال است شما با استدلال بنده را محکوم کنید بنده با زور نیامده‌ام اینجا بنشینم براى بنده این افتخار بس است که یک عده‌ای معتقدند بنده در این کارهایی که شده است یک سهم ناچیزى دارم بنده نیامده‌ام به این صندلى بچسبم و بنشینم تمام این توهین‌ها را قبول کنم و مسؤل هستم گذشتگان هم باشم از زمان فتحعلی‌شاه قاجار بنده مسئول هستم تا حالا که جد و آباد بنده فلان کار را کرده خوب جد و آباد ایشان هم ممکن است در یزد یک عده‌ای را استثمار کرده باشند این‌که راه و روال کار نیست به علاوه این مقامات به عقیده بنده باید یک شأن و منزلتى دارد؟ که انسان به جای انتقاد متین و مستدل هى فحش بشنود که چرا این‌کار را کردى و این‌کار را نکردى عجیب‌تر این‌که ایشان مشاور دولت هستند این‌طورکه خودشان می‌گویند با بنده که مشورت نکرده‌اند واى به حال دولتى که مشاورش مثل آقاى حائرى‌زاده باشد ایشان موافقتشان این است که دولت این بودجه را پس بگیرد و برود یک بودجه دیگرى بیاورد (عمیدى نورى- دولت که خودتان هستید اگر مشاور باشند مشاور هستند) فرمودند که این پول‌هایی که از آمریکا گرفتیم چه کرده‌ایم بنده چندین بار لیست این خرج‌ها را اینجا خواندم خدمت آقایان عرض کردم که این لیست محرمانه نیست در خزانه هم هست بالاخره بنده یک روزى چاپ و منتشر می‌کنم. این همه این موضوع را به رخ ما کشیدن یعنى چه؟ مگر این پول را بنده برده‌ام خوردم یا خزانه مملکت را بنده غارت کرده‌ام این حساب‌هاى بنده روشن است بفرمایید برسید ببنید مگر خزانه‌دارى بدون تعهد خرج بدون بودجه مصوب می‌تواند یک‌شاهى بپردازد؟ بنده هم یک چنین اسنادى را می‌توانم امضا‌ کنم؟ تمام این مخارج در هیئت دولت تصویب می‌شود و تصویب‌نامه دارد و بنده هم امضا‌ کرده‌ام در یک موردى بنده مجرم هستم که تصویب‌نامه مأموریت ایشان را به خارج امضا‌ کردم که بعد تشریف آورده‌اند و این ارمغان را براى بنده آورده‌اند که در ‌هامبورگ این‌طور در دمشق این‌طور امیدوارم که یک مسافرت دیگرى بفرمایند و یک ارمغان‌هاى مفیدترى بیاورند ایشان طالب اطلاع و تحصیل هستند در هر سنى هم می‌شود اطلاعات را تحصیل کرد ایشان بیایند و گزارش‌شان را بدهند عرض کنم راجع به مالیات املاک مزروعى بنده با ایشان صد درصد موافق هستم چون اگر نسبت به بنده کم مرحمتى فرمودند ولى یک مطالب بسیار صحیحى هم در مطالعات برنامه ایشان بود چون برنامه ایشان یک قسمتش با برنامه بنده مشترک است بنده مخالفتى ندارم تولید مملکت را باید تشویق کرد باید سعى کرد املاک آباد شود و تحمیل مالیات به کارهاى تولیدى حتی‌المقدور کمتر بشود تا تولید مملکت بالا برود و خود ایشان مسبوق هستند که بنده در این قسمت شاید یک قدرى تند‌روى هم کرده‌ام و همیشه مدافع طبقات مالیات بده بوده‌ام چون معتقدم باید عدالت باشد در مالیات صحبت در این نیست که ما برویم هرکس هرچى دارد بگیریم و خرج کنیم و هرکار می‌خواهیم بکنیم بنابراین لایحه‌ املاک مزروعى را بعد از یک دو ماه زحمت و مطالعه و مشورت با آقایان تنظیم کردم و تقدیم کمیسیون مشترک شده است راجع به مالیات بردرآمد و سایر مالیات‌ها هم اقداماتى شده است که هم اصولش ساده بشود و هم تحمیل بر اشخاصی که مولد ثروت هستند و فعال هستند کمتر بشود گویا ایشان لایحه‌ای را که از کمیسیون گذشت و ابلاغ شد مطالعه نفرموده‌اند در آنجا عده‌ای از این دستگاه‌هاى تولید و شرکت‌ها از مالیات بردرآمد و سایرعوارض معاف شده‌اند و بنده خیال می‌کنم که یک دولتى با این بودجه فقیر خودش بیش از این نمی‌توانست مساعدت بکند (صحیح است) عرض کنم ایشان فرمودند این بودجه سه دوازدهم است که به اینصورت درآورده‌اند و یک تبصره‌ای هم دارد که می‌خواهند حساب‌ها را شلوغ و پلوغ کنند بنده نفهمیدم که بنده وزیر دارایی یا یک وزیر دارایی دیگر چه علاقه‌ای دارد و چه نفعى دارد که بیاید از شخص اول مملکت گرفته تا همه را اغفال بکند که این بودجه بگذرد اگر می‌خواهیم بودجه بگذرد براى این است که اگر این بودجه گذشت چرخ مملکت بهتر راه بیافتد حساب و کتاب روشن‌تر می‌شود و این به نفع مملکت است و بنده شخصاً معتقد هستم و به کرات هم عرض کرده‌ام که یک دولت باید مرکب از افرادى باشد که همه براى مملکت کار کنند ما همه‌مان براى مردم و مملکت زحمت می‌کشیم بنده می‌خواهم بگویم تا وقتى بنده وزیردارایی هستم کار خوب می‌کنم و باید هم کار خوب بکنم وظیفه‌ام هست و بعد هم باید شالوده را طورى بریزیم که هر وزیردارایی که بعد آمد روى این رویه کارکند و پیش برود بنده هم یک فرد از افراد مملکت هستم والا مگر هر کارى که بکنم نفع بیشترى دارم؟ خیر غیر از همین حقوق چندرغاز که می‌گیرم چیز دیگرى نیست بنابراین تبصره‌ای اینجا گذاشته‌ام راجع به این‌که این حساب‌ها از تنخواه گردان گرفته شده و خرج شده به حساب قطعى برود یک قسمت زیادى از محاسبات مرکز و شهرستان‌ها به همین علل معوق است (صارمى- با نظر کمیسیون بودجه) البته با نظرکمیسیون بودجه به علاوه این نسبت به گذشته است بنده که تمام عمرم وزیر دارایی نبوده‌ام ایشان فرمودند که در زمان قوام‌السلطنه بنده چنین و چنان بودم خوب یک عده‌ای شاهد هستند بنده واقعاً دلم نمی‌خواهد یک عده‌ای که از حیث سن و سابقه رهبر و راهنماى ما باید باشند این‌طور در بین طبقه جوان مملکت ایجاد توهم بکنند که اینها از اول عمرشان مغرض بودند بنده می‌خواستم به ایشان عرض کنم که در زمان قوام‌السلطنه در این دوره اخیر بنده رفیق بدبختى ایشان بودم ایشان وقتی دارای کبکبه بودند و زندگى نخست‌وزیرى داشتند قوم و خویش خود بنده آقاى مظفر فیروز بنده را راه نمی‌داد علاقه‌ای نداشتم بروم و آقایان بودند لیدر بودند رئیس حزب بودند هرچه بودند ایشان فرمودند که به زور مرا به حزب بردند چه داعى داشت که به زور به حزب بردند گفتند بنده خودم با قوام‌السلطنه مخالفت کردم که حزب دولتى نباید ساخت جناب آقاى سردار

+++

فاخر شاهد هستند که ما چند نفرى بودیم می‌خواستیم قبلاً تشکیل حزبى بدهیم خانه‌ای هم در خیابان صفیعلی‌شاه اجاره کردیم (بزرگ ابراهیمى- خانه نصرالملک اعتمادى) رفتیم یک عده از رفقاى جوان جمع کردیم آئین‌نامه هم نوشتیم که حزبى تشکیل بدهیم بعد آقاى قوام‌السلطنه دیدند که آوردن و از چاله میدان، جمعیتى جمع کردن این مقیدتر است براى این‌که افراد زیادتر است و بیشتر به چشم می‌خورد و تا ما خبردار شدیم دیدیم رفته‌اند حزب را تشکیل داده‌اند اشخاصى را هم معین کردند و ما را کنار گذاشته‌اند و بنده هم کنار رفتم و یک عده‌ای از آن آقایان هم در انتخابات محروم شدند یکى آقاى تیمورتاش است بالاخره هم توفیق حاصل نکردند که در دوره پانزدهم ایشان انتخاب بشوند على‌ایحال بنده این افتخار را دارم که همیشه رفیق بدبختى رجال بوده‌ام و سعى کرده‌ام که هیچ‌وقت آنها را ول نکنم تا آقایانی که در دوره پانزدهم اینجا بودن و بنده هم افتخارهمکارى داشتم می‌دانند وقتى قوام‌السلطنه از پشت این تریبون رفت بنده بودم که تاپاى درب با ایشان رفتم قطع نظر از بستگى چون یک علاقه سیاسى بود بنده با ایشان رفتم حالا نمی‌خواهم جسارت کنم آقاى حائری‌زاده با کى تا آخر رفتند؟ عرض کنم راجع به درآمد قند و شکر فرمودند که این عوارض حیاتى بود براى کشور و صرف راه‏ آهن می‌شد بعد معلوم نشد که چه شد ایشان اگر دقت می‌فرمودند در قسمت مربوط به گمرک و انحصارها درآمد گمرک محسوب می‌شد از تاریخى که ساختمان راه‌آهن قطع شد این درآمد رفت به حساب درآمد عمومی‌کشور حالا اگر فرض بفرمایید به عنوان مملکتى نوشته نشده است دلیل بر این نیست که دستگاه‌هایی این را به جیب می‌ریزند و توى حساب علیحده‌ای می‌ریزند راجع به دریاچه ارومیه و رضاییه فرمودند این درآمدش می‌رود جزء درآمد راه‌آهن آذربایجان که الان کمک خرج هم می‌دهیم به کشتى‌رانى رضاییه چون درآمد سرشارى ندارد و مهم هم نیست آنچه درآمد کشور است چیزى نیست که در بودجه درآمد مملکت منظور نشود ولى درآمد راه‌آهن اساساً بودجه علیحده دارد جمع و خرجش علیحده است و همانطوری که عرض کردم بنده با نظر ایشان موافق هستم که بودجه مملکت بایستى مبین کلیه درآمد و خرج مملکت باشد به همین جهت بنده خودم اصرار کردم والان هم گلاویز هستم با دستگاه دولت که این بودجه را بگیریم و بیاوریم تقدیم مجلس کنیم به دو جهت یکى این‌که وقتى بودجه مملکت را خارجی‌ها می‌بینند خیال نکنند که بودجه مملکت همین است و درآمد و هزینه مملکت همین است در صورتی که ده برابر این مقدار خارج از بودجه است بنابراین یک مملکت مترقى نمی‌تواند درآمد و خرجش همین باشد پس بنابراین از نقطه‌نظر اشخاص داخل و خارج باید تمام اینها در یک بودجه جامعى منعکس بشود این یک اثر خاصى دارد از نظر وضع اعتبار خارجى مملکت (صارمى- از نظر نظارت مجلس) از نظر نظارت مجلس هم همینطور (تجدد- بفرمایید تا کى تهیه می‌شود) بنده سعى می‌کنم که هرچه زودتر همان نظرى که آقایان دارند که یکى دو ماه به ما ضرب‌الاجل بدهند بنده از این ضرب‌الاجل استفاده می‌کنم و این‌کار را می‌کنم عرض کنم در اصلاح امور مالى که ایشان ایراد کردند که ما اصلاح نکردیم و شاید امور مالیه ملکت را بدتر کردیم بنده نمی‌خواهم عرض کنم که ما یک کارهاى فوق‌العاده‌ای کرده‌ایم چون اصلاح امور مالیه مملکت اقتصاد مملکت حضور اعلیحضرت هم عرض کرده‌ام زمان می‌خواهد، وقت و فرصت می‌خواهد و یک استمرار در سیاست می‌خواهد والا هر اصلاحى که می‌کنند اگر سلیقه مختلف درش اعمال بشود و متوقف بشود به جایی نخواهد رسید این‌که در این مدت ملاحظه می‌فرمایید مملکت به جای این‌که جلو برود عقب رفت دلیلش این بود که وضع ثابتى نبود و حالا که وضع ثابتى به وجود آمده‌ امیدوارم ادامه پیدا بکند و حقیقتاً رویه ثابتى در سیاست باشد این‌کارها شدنى است چون بنده شخصاً معتقدم که ایرانى نبوغ کافى دارد و اشخاص وطن‌پرست و مثبت در این مملکت به اندازه‌ای هستند که بتواند این مملکت را به آن جایی که آرزوى همه است برسانند منتهى این فداکارى می‌خواهد و حقیقتاً حلم و حوصله می‌خواهد بنده باز خواستم عرض کنم که از بیانات ایشان اگر متأثر هستم عصبانى نیستم چون بنده معتقد به رژیم پارلمانى هستم معتقد به این هستم که بایستى بحث بشود و در همه جاى دنیا سابقه‌دار که شاید اشخاص مخالف خیلى تندتر رفته‌اند و خیلى حملاتشان شدیدتر بوده است و شاید در مخالفت در سایر جاهاى دنیا تهمت و افترا هم هست ولى اشخاصى که می‌خواهند در این مملکت زحمت بکشند و کار مثبت بکنند ابداً نباید یأس پیدا کنند حالا ممکن است واقعاً در اثر گفت و شنود و زد وخود و این ترتیبات فرسوده بشویم کما این‌که در این دولت در کابینه به تصدق جناب آقاى دکتر صالح همه دارند یواش یواش مریض می‌شوند و بنده را اگر چشم نزنند با این‌که صبح تا شب گرفتار هستم معهذا روى اعصاب خودم را سرپا نگهداشته‌ام و بنده خیال می‌کنم اگر صحت و سلامتى را هم از دست بدهم براى خدمت به این مملکت اهمیتى ندارد (احسنت) تمام اشخاصى که خدمت کرده‌اند لااقل در زنده بودن خودشان انتظار پاداش نداشته‌اند در همه جاى دنیا همینطور هستند بنابراین به نظر بنده تألم و تأثر به هیچ‌وجه لزومی ‌ندارد بنده خواستم تشکر کنم از آقایان که اینجا تشریف دارند در سرسرا یک عده از آقایان صحبت می‌کردند که در سایر ممالک از شب تا صبح نشسته‌اند و قوانین مهم را تصویب فرموده‌اند اگر اعلیحضرت همایونى هم تأکید فرمودند براى تصویب بودجه این موضوع نباید دلیل بشود که آقاى حائرى‌زاده بفرمایند که ما زیر اراده شخص برویم (دکتر بینا- اشتباه کردند) و بنده خیال می‌کنم که اعلیحضرت همایونى که وظیفه مملکت داریشان راهنمایى است این نظر خوبى است که ایشان از این مسافرتى که برگشتند و تبلیغاتى برله مملکت کرده‌اند و به نفع مملکت کرده‌اند و فهمانده‌اند که ملت ایران و مجلس ایران آماده براى کار و فعالیت است البته انتظار و توقع دارند که این نمونه فعالیت را دیگران به بینند آخر ما خودمان که تنها نیستیم درخارج از سرحدات مملکت هم اشخاصى ناظر عملیات ما هستند اگر جلب سرمایه‌هاى خارجى با این‏ عجله و شتاب می‌خواهیم بگذرانیم یکى از موجبات جلب سرمایه‌هاى خارجى نظم در امورمالى است مملکتى که مالیه‌اش مرتب نیست و نظمی ‌ندارد چطور می‌تواند سرمایه خارجى را به این مملکت بیاورد بنابراین موضوع تأکید اعلیحضرت همایونى را باید این طور تلقى کرد که ایشان انتظار دارند، توقع دارند که افراد این مملکت که دولت و مجلس هستند بنشینند کارکنند و در اثر فعلیت و برنامه و کارخودشان بتوانند برنامه‌های عملى را اجرا کنند و متأسفانه ما خیلى عقب هستیم و باید جبران کنیم و راه جبرانش به عقیده بنده کار کردن است در خاتمه خواستم از آقایان تشکر کنم که صبر و حوصله تأمل فرمودند و اگرچند ساعت دیگرى تأمل بفرمایند که این موضوع خاتمه پیدا کند خیال می‌کنم در مجلس سابقه ندارد چنین کارى شده باشد و یک افتخارى برافتخارات این مجلس افزوده شده است. (احسنت)

رئیس- پیشنهاد کفایت مذاکرات رسیده است قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که پس از استماع نظر یک موافق و مخالف مذاکرات کافى باشد عمیدى نورى‏

رئیس- آقاى عمیدى نورى‏

عمیدى نورى- بنده آنچه که در گزارش کمیسیون بودجه مطالعه کردم به نظرم آمد با توجه و مطالعه‌ای که آقایان محترم در متن لایحه، مقدمه و همچنین در ماده واحده و تبصره‌ها فرموده‌اند مطلب خیلى روشن شده و مثل این‌که حاجتى به بحث طولانى ندارد و قسمت‌هایی که به عنوان مخالف و موافق در مجلس بخث شد از صبح تا به حال به نحوى که آقایان ملاحظه فرموده‌اند بحث در امورات مملکت بود (دکتر جزایرى- اصلاً راجع به بودجه صحبت نشد) مثل این‌که آقایان موافقین و مخالفین که بحث فرمودند قانع هستند و معتقد هستند که باید طبق قانون اساسى بودجه مملکتى قبل از حلول سال جدید گذشته و به تصویب رسیده باشد و به همین نظر یک مذاکرات کلى از نظر اصلاحات عمومی ‌مملکتى فرمودند و البته جاى سپاسگذارى و امتنان هم هست و توضیحاتى هم که جناب آقاى وزیر دارایی فرمودند قسمتى از آن نکات را روشن کردند در این بودجه بنده می‌بینم همانطور که بحث شد یک اجازه اخذ مالیا‌ها و عواید هست براى سال آینده که قطعاً آقایان نمایندگان محترم مایل هستند که قوانین مالیاتى و قوانین درآمد‌ها اجرا بشود و یک ماده‌ای هست در قسمت خرج که آن مربوط به حقوق ادارات و هزینه‌هاى مستمر جارى است که آنچه تا به حال‏

رئیس- آقا شما در اصل موضوع می‌فرمایید؟

عمیدى نورى- بنده از نظر این‌که مذاکرات کافى است لزومش را دارم عرض می‌کنم و عرض می‌کنم که این همان مطلبى است که آقایان به صورت یک دوازدهم و دو دوازدهم و سه دوازدهم آقایان نمایندگان مجلس شوراى ملى تصویب می‌فرمایند بنابراین چیز جدیدى نیست جز همان دخل و خرج که تابه حال از نظر مخارج مستمر ادارات بوده و از نظر اخذ عوارض به میزانى که تا به حال بوده است و این امرى است که مجلس ملى قبلاً تصویب کرده است و به علاوه آنچه که بنده استنباط می‌کنم نکته باریک و مهمی ‌نمانده که جاى بحث داشته باشد اما این تفاوتى که بین دخل و خرج حاصل شده که در حدود 2 میلیارد ریال است این هم محلش تأمین شده یعنى آقایان محترم خودتان قبلاً تصویب فرموده‌اید ازآن 32 میلیون دلار تأمین شود بابت مخارج کلى هم یک مبالغى اگر اضافى باشد البته تصویب آن هم با مجلس شوراى ملى است بعد هم اقلامی‌که ما این جا می‌بینیم اقلام مهمی ‌براى عظمت کشور در قسمت خرج آن اضافه شده است مثلاً مهمترین خرجى که از نظر مملکت لازم است امنیت کشوراست.

رئیس- آقا جنابعالى که آمده‌اید که درباره کفایت مذاکرات بفرمایید در اصل بودجه صحبت مکنید به این ترتیب نمی‌گذارید کار بشود بگذارید کسى که مخالف است صحبت کند.

عمیدى نورى- دلیلش را می‌خواهم عرض کنم، در قسمت فرهنگ بنده می‌بینم 3 میلیارد اعتبار منظور شده که بنده با این کیفیت می‌بینم یک بودجه شافى و کافى است که حاجتى به بحث زیاد ندارد تقاضا

+++

می‌کنم آقایان موافقت بفرمایید در کلیات به صورتى که بنده پیشنهاد کردم و تقاضا نمودم کفایت مذاکرات تصویب شود.

رئیس- کلیات ندارد یک ماده واحده بیش نیست. آقاى شوشترى مخالفید بفرمایید.

شوشترى- بسم‌الله الرحمن‌الرحیم- در موقع طرح بودجه در همه چیز می‌شود صحبت کرد و نمایندگان محترم مجازند در اصل بودجه صحبت کنند بودجه مصدر است که در آن 9 وجه بلکه 27، 28 وجه دیگر از آن مشتق می‌شود یعنى در موقع طرح بودجه در تمام موارد مختلف می‌توان صحبت کرد در اعتبارات صورت دخل و خرج مملکت و وجوه دیگر که به طور کلى در همه چیز وقتى بودجه می‌آمد به مجلس نمایندگان محترم می‌توانند روى آن صحبت کنند و در نظامنامه یا آئین‌نامه مجلس صراحت دارد که موافق و مخالف باید صحبت کنند من از آقایان محترم انصاف می‌خواهم که آیا موافق صحبت کرده است؟ آن آقا به عنوان موافق مشروط و آقاى رضایی هم که مخالف بودند و روى کلیات آن فرمایشات را فرمودند و آقاى حائرى‌زاده هم همان بیانات را فرمودند باید از نظر موافق در پارلمان جواب داده شود، این‌که بگوییم مذاکرات کافى است و از صبح تا به حال آمده‌ایم عکس‌العمل خارجیش را با بیاناتى که اعلیحضرت همایونى فرموده‌اند چه می‌کنیم؟ بگذارید یک موافق هم صحبت کند، یک مخالف دیگر هم صحبت کند تا نگویند در شب عید بودجه را تند وتند آوردند و گذشت نه، باید به حال عادى بودجه مطرح شود و یک موافق و یک مخالف دیگر صحبت کنند یعنى یک موافق بیاید و جواب بدهد ولى آن وقت اگر بنا بشود در یک امر کلى وکلا نظرشان را نگویند، بگویید مذاکرات کافى است این کار به نظر من صحیح نیست بگذارید یک موافق هم حرف بزند و یک مخالف دیگر هم حرف بزند آن وقت رأى بگیریم بپیشنهاد کفایت مذاکرات

رئیس- رأى گرفته می‌شود بپیشنهاد کفایت مذاکرات آقایان موافقین قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. پیشنهادات واصله قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى تبصره ذیل را در ماده واحده بودجه سال 1334 پیشنهاد می‌نماید:

تبصره- پیشنهاد اعتبار اضافى براى حقوق کارگزینى و مخارج ادارى کلیه وزارتخانه‌ها علاوه از مبالغ مصرحه در قانون بودجه 1334 در تمام مدت مذکور به کلى ممنوع است اردلان.

رئیس- آقاى اردلان بفرمایید.

اردلان- اجازه بفرمایید آقایان بنده پیشنهاد را دو مرتبه بخوانم، تبصره‌ای که بنده علاوه کردم اضافه بشود این است: پیشنهاد اعتبار اضافى براى حقوق کارگزینى و مخارج ادارى کلیه وزارتخانه‌ها علاوه از مبالغ مصرحه در قانونه بودجه 1334 یعنى همین بودجه‌ای را که حالا مجلس شورای ملى انشاءالله رأى خواهد داد در تمام مدت سال مذکور به کلى ممنوع است (صحیح است) اجازه بدهید توضیح عرض کنم. بودجه تعریفش این است که چند حقیقت باید داشته باشد، حقیقت اولش این است که خود جناب آقاى وزیر دارایی هم فرمودند جامعیت است بهش می‌گویند اونیور‌سالیته یعنى باید تمام عایدات مملکت و مخارج مملکت و مخارج مملکت در یک لایحه گفته شده باشد که با جمع و خرج دو قلم از حیث درآمد و از حیث مخارج نمایندگان ملت بفهمند که ما کسر بودجه داریم یا علاوه داریم به علاوه فهمیده بشود که در این مملکت مردم چقدر مالیات می‌دهند حالا، این بودجه‌هایی که تا به حال گذشته هیچ‌وقت نه ملت ایران و نه وکلاى مجلس توانسته‌اند یک جا بفهمند که عایدات ما چیست، مخارج ما چیست بنابراین آن تعریف صحیح بودجه که عبارت از جامعیت باشد در این لایحه نیست و بایستى گفت که این لایحه ناقص است، اما وجود ناقص مطابق گفته عقلا بهتر از عدم صرف است بنده خودم اگر به صورت مجلس مراجعه بفرمایید در 6 یا 7 ماه پیش عرض کردم که آقا کمیسیون بودجه و مجلس شورای ملى نمی‌تواند براى 33 بودجه تفصیلى را تصویب کند بنابراین چهاردیوارى را تصویب کنید و آخرش هم کمیسیون بودجه مساعدت کرد و به طور مناسبى بودجه 33 را گذراندیم و باز عرض کردم که اگر این‌طور باشد در فروردین 34 باز محتاج یک دوازدهم خواهید بود حالا هم عرض می‌کنم اگر ما امشب فردا هر وقت البته بسته به نظر آقایان است بنشینیم و بودجه را تصویب کنیم خدمتى به این مملکت کرده این بنده با وجود این‌که این بودجه را ناقص می‌دانم ولى رأى به بودجه خواهم داد چون معتقد هستم همانطورى که دنیا عمل کرده است از ابتدا ما می‌گوییم این عایدات را داریم وآن را به وزارتخانه‌ها می‌دهیم انشاءالله کمیسیون بودجه هم می‌تواند بودجه تفصیلى را بگذراند و یک کارهاى خوبى هم بکند خیلى متشکر می‌شویم از آقایان که ما بفهمیم عایدات ما این است و خرج‌مان نسبت به وزارتخانه‌ها این است و حالا اجازه می‌خواهم نسبت پیشنهاد خودم توضیحات سریع‌تر عرض کنم که آقایان نمایندگان بتوانند به این پیشنهاد بنده رأى بدهند یعنى همینطور که وکلا حق پیشنهاد مخارج ندارند دولت، هم براى این بودجه که پیشنهاد کرده به مجلس شوراى ملى البته غیر از دو قلم یکى براى کارهاى عمرانى و یا خداى نکرده یک اتفاقات غیر مترقبه که بنده منع نکرده‌ام می‌تواند اعتباراتى بگیرد ولى براى وزارتخانه‌ها که قائل شدید این‌طور حقوق بگیرند و مخارج جارى آنها این است دیگر این آقاى وزیردارایی یا هر وزیر دارایی دیگرى که باشد در مقابل تقاضاى اشخاص بتواند بگوید که مجلس شورای ملى قانون گذرانده و اعتبار زیادترى ما نمی‌توانیم بدهیم اگر این‌طور شد باور بفرمایید ما راحت می‌شویم والا تقاضاها فشارها التماس‌ها هست که اگر دولت را وادار کنند یک لایحه اضافه آورد بنده می‌ترسم که هیچ‌یک از آقایان نتواند آن را رد کند و اگر در اقلیت می‌ماند اما حالا می‌توانیم این جرأت را داشته باشیم این حق را ندهیم و بگوییم این بودجه براى یک‌سال است و حق شما طبق این بودجه‌ای است که حالا تصویب می‌کنیم.

رئیس- آقاى شوشترى بفرمایید.

شوشترى- جناب آقاى اردلان به عقیده من پیشنهادى که جنابعالى با حسن‌نیت دادید در خود بودجه تأمین است زیرا بودجه اگر در مجلس شورای ملى به این کیفیت گذشت هیچ وزیر و مقامی‌حق ندارد یک دینار اضافى خرج کند (اردلان- لایحه تازه می‌آورند) زیرا اگرخرج کرد جرم کرده (اردلان- این‌طور نیست) باید توضیح ازش خواست او را استیضاح کرد ولى جناب آقاى اردلان. من با جنابعالى هم عقیده هستم با این اضافاتى که هى پرداخت می‌کنند و نمایندگان را در فشار می‌گذارند وزارتخانه‌ها را در فشار می‌گذارند اصل فلسفه تدوین قانون استخدام بدون تردید از بین می‌رود و براى این منظور قانون استخدام را داریم اصلاح می‌کنیم اگر بنا بشود قانون استخدام مواجه بشود با عمل انجام شده‌ای هى اضافى اگر تمام عواید نفت و ده برابر آن را بتوانیم پیدا کنیم یک قدم عمرانى نمی‌توانیم برداریم من با شما موافقم اگر بفرمایید که در تدوین قانون جدید استخدام به همین صورت فشار بیاورند همانطور که پریروز جلوى من را در توى این مجلس گرفتند که ما این قانون را قبول ندارم بى‌جا می‌کنند قبول ندارند موضوع ندارد قانون چیزى است که نمایندگان تصویب می‌کنند فلان نماینده کارمندان البته حق ندارد بگویدکه قانون استخدام را قبول نداریم آن وقت برخلاف قانون استخدام هى پایه را ببرند بالا دو هزار و هشتصد تومان سه هزارتومان‏

رئیس- پس شما دارید موافقت می‌کنید.؟

شوشترى- خیر قربان این عبارت تأمین منظور نمی‌کند عبارت پیشنهاد ایشان در خود تبصره هست اگر بخواهید یک شاهى اضافى بدهید وزیر دارایی بعد از گذشتن این بودجه یک دینار اگر اضافه بدهم جرم است یا این پیشنهاد را پس بگیرید یا مشروط به آن بکنند که اگر اضافه را جرم است‏

رئیس- آقاى وزیر دارایی بفرمایید

وزیردارایی- بنده با این که پیشنهاد جناب آقاى اردلان را مفید می‌دانم ولى به نظرم می‌آید که برخلاف اصل است البته محظوراتى هست که وى تقاضا و فشار برویم ولى محدود کردن دولت که نباید یک پیشنهادى بدهد براى خرج ادارى و پرسنلى به عقیده بنده این عمل در هیچ جا نیست چرا؟ براى این‌که تصویب کنند. این طرح مجلس شوراى ملى است بنابراین باید مجلس این کار را نکند کمیسیون بودجه هم اجازه ندهد این درست است ولى یک همچو ماده‌ای گذاردن در قانون معنایش این خواهد بود که خلاصه دستگاه دولت یا وزرا‌ را به طور رسمی‌تأیید می‌کند که اینها هوس‌ران هستند و این صحیح نیست به عقیده بنده این کار خوبى نیست همین قدر که بودجه‌هاى تفصیلى در کمیسیون بودجه تصویب شد اولاً بدون تصویب کمیسیون بودجه و مجلس اضافه خرجى محال است به کسى بدهند (صحیح است) و اگر احیاناً آوردند به عقیده بنده اولاً بایستى وزارت دارایی یا وزیر دارایی مطلقاً زیر این بار نرود و بعد هم مجلس تصویب نکنند (اردلان- مال یک ‌سال است) درست است که مال یک ‌سال است اگر این‌طور در نظم بگیرید که اگر وزیرى پیشنهادى بیاورد آقایان آن را رد کنید این اصولى‌تر است یک ‌سال براى آزمایش گذاشتید عرض می‌کنم براى وزیر دارایی بسیار مفید است ولى از نظر اصل خوب نیست.

رئیس- توجه بفرمایید یک مرتبه دیگر قرائت می‌شود.

(به شرح سابق مجدداً قرائت شد)

رئیس- آقایانى که با این پیشنهاد موافقند بفرمایند (اکثر برخاستند)

+++

تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره ذیل را در ماده واحده بودجه 1334 پیشنهاد می‌نماید

تبصره- دولت مکلف است بودجه کل انتفاعى و تولیدى و عمرانى 1334 را جمعاً و خرجاً از تاریخ تصویب این قانون در متد یک ماه (بعضى از نمایندگان- دو ماه) در مدت دو ماه به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید، اردلان‏

رئیس- آقاى اردلان بفرمایید

دکتر بینا- توضیح ندارد

وزیر دارایی- سه ماه باشد.

دکتر بینا- وزیر دارایی قبول دارد.

اردلان- اولاً تمنى دارم آقایان سخاوتشان زیاد نشود که یک ماه یک ماه اضافه نفرمایند که آن وقت نتیجه نخواهد داد بنده در این باره قبلاً با جناب آقاى وزیردارایی صحبت کرده‌ام امیدوارم دیگر نکول نکنند در موافقت خودشان دلیلش هم باز همان بود که اول عرض کردم وقتى بودجه کل از مجلس می‌گذرد این اعتبار ما در دنیا است در این بودجه ما 12 میلیارد درآمد داریم در صورتى که شاید درآمد ما 40030 میلیارد هم باشد اینها چیزى است که ملت ایران براى بنگاه‌ها و سازمان‌های دولتى می‌دهد و وقتى که ما خواسته باشیم بفهمانیم که ما داراى بودجه بزرگترى هستیم اعتبارات ما هم در دنیا بیشتر می‌شود این است که آقایان موافقت بفرمایند در ظرف دو ماه دولت مکلف باشد بودجه‌هاى عمرانى و تولیدى راه مجلس شوراى ملى ییپیشنهاد نماید

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- بنده مخالفتى اصولاً ندارم ولى چون یک مقدارى تعطیلات در پیش داریم آقاى اردلان موافقت بفرمایند که دو ماه و نیم باشد که خداى نکرده اشکالى پیش نیاید و بنده بتوانم قبول کنم.

اردلان- خیلى خود باشد

رئیس- آقاى اردلان با دو ماه و نیم موافقید؟

اردلان- بلى بلى‏

رئیس- چون آقاى وزیر دارایی با دو ماه و نیم موافقت کردند بنابراین رأى می‌گیریم آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم جمله زیر به آخر تبصره 15 اضافه شود: مأخذ حقوق بازنشستگى تا 45 سال خدمت یک سى‌ام حقوق دریافتى ضرب در سنوات خدمت خواهد بود دکتر بینا

رئیس- آقاى دکتر بینا بفرمایید

دکتر بینا- بنده حتى‌الامکان پیشنهاد کم می‌دهم ولى در این قسمت که پیشنهاد داده‌ام روى یک موضوعى است هیچ‌وقت ما فکرجوآنها و پیرها را نمی‌کنیم یا براى جوآنها حقوق کم می‌دهیم وقتى هم که پیر می‌شوند یک وسیله زندگى براى آنها درست نمی‌کنیم آقایان کارمندى که کار می‌کند 30 سال 40 سال 50 سال خدمت می‌کند به دولت وقتى بازنشسته می‌شود مأخذ حقوق بازتشستگى که دریافت می‌دارد یک سى‌ام حقوق اوست ضرب درسى در صورتى که ممکن است 40 سال 50 سال حقوق بازنشستگى داده باشد حالا یا آقاى وزیر دارایی قبول کند که بعد از سى سال خدمت دیگر از کارمندان حقوق بازنشستگى نگیرند یا وقتى می‌گیرند یک سى‌ام حقوقش ضرب در سنوات خدمتش بکنند معمولاً از هفتاد سال به آن طرف هم ما زندگى نمی‌کنیم با دو سال 3 سال و 5 سال هم به خزانه دولت ضررى نمی‌زند یک مشت کارمند علیل و پیرى که می‌روند بازنشسته می‌شوند و خرج زیادى دارند اولاد زیاد دارند زندگی‌شان هم خوب نیست اقلاً از بازنشستگى‌شان می‌توانند استفاده کنند و گمان نمی‌کنم در مجلس شوراى ملى و رد موضوعى که واقعاً باعث سعادت و رفاه حال مردم است آقایان مخالفت کنند این منظور از این پیشنهاد بنده است و حالا بسته به نظر آقایان است.

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیردارایی- نظر آقاى دکتر بینا صحیح است ولى بنده یک نگرانى دارم که اگر ما این‌کار را بدون حساب کنیم ممکن است وضع صندوق بازنشستگى به هم بخورد چون یک تصمیمی ‌راجع به بانک کارگشایی گرفته شد که براى جبران آن یک لایحه بنده آوردم اگر موافقت کنید چون بنده اصولاً موافقم از جهت این‌که یک کشمکشى ایجاد نشود لطمه‌ای به صندوق بازنشستگى وارد نکند بنده قول می‌دهم یک مطالعه‌ای بکنیم شاید یک قانون بهترى بیاوریم خدمت آقایان چون با این ترتیب می‌ترسم خداى نکرده دچار اشتباه بشویم و بدتر بشود.

رئیس- پس می‌گیرید؟

دکتر بینا- اگرهم آقایان رأى ندهند بنده پس نمی‌گیرم.

رئیس- رأى گرفته می‌شود بپیشنهاد آقاى دکتر بینا آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

تبصره- چنانچه ‌اموال منقول و غیرمنقول هر یک از کارمندان دولت بیش از 4 میلیون ریال باشد از خدمت دولت معاف خواهد شد. درخشش‏

رئیس- این وارد نیست‏

درخشش- اجازه بفرمایید بنده توضیحم را بدهم بعد پس می‌گیرم‏

رئیس- فقط قرائت می‌شود

درخشش- بنده این پیشنهاد را دادم که توضیح بدهم.

(به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره- چنانچه ‌اموال منقول و غیرمنقول هر یک از کارمندان دولت بیش از 4 میلیون ریال باشد از خدمت دولت معاف خواهد شد در صورت احتیاج مفرط به کارمندانى که بیش از 4 میلیون ریال دارایی داشته باشند وزارتخانه مربوطه می‌تواند با تصویب کمیسیون بودجه کارمند مزبور را در پست خود ابقاء نماید درخشش‏

رئیس- این وارد نیست‏

درخشش- اجازه بفرمایید توضیح بدهم. پس می‌گیرم.

رئیس- بنده عرض کردم وارد نیست که پس بگیرید چطور می‌شود رسیدگى کرد که چه کسى آن قدر دارد یا ندارد، پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم جمله زیر به آخر تبصره 20 اضافه شود: سن بازنشستگى در مورد استادان و دبیران و آموزگاران 70 سال خواهد بود. دکتر بینا

رئیس- آقاى دکتربنیا بفرمایید

دکتر بینا- در قسمت تعلیماتى در تمام دنیاى متمدن معلمین بعد از 50 سال یا 60 سال مطالعات و دقت و تحقیق مستمر آنها به ثمر حقیقى می‌رسد و شاگردان معمولاً در مدرسه و یا در دانشکده از مطالعات استادان پیر و سالخورده خود استفاده می‌نمایند و براى این‌که از مطالعات و دقت و تحقیقات استادان استفاده بیشترى بکنند بنده ازآقاى وزیر دارایی استدعا می‌کنم این قسمت را قبول بفرمایند برای این‌که معلمین قبل از سن 50 و 60 سالگى آن دقت و مطالعه را ندارند براى قسمت تعلیماتى و همین که داراى آن تحقیقات شدند موقع بازنشستگى را به 70 سال گذاشته‌ام اگر مخالفى نیست موافقت بفرمایید که استادان و دانشیاران و دبیران و آموزگارانى که مطالعه‌شان بیشتر می‌شود بتوانند استفاده کنند.

رئیس- آقاى شوشترى‏

شوشترى- بنده با معذرت از جناب آقاى دکتربینا به نظرم بازداریم از آن روال اصلى و دور اساسى خارج می‌شویم، و این پیشنهاد جایش اینجا نیست در قانون استخدام که می‌آید و قانون بازنشستگى که می‌آید نمایندگان محترم چه راجع به استاد و چه راجع به دبیر یا آموزگار چه راجع به پزشک و دکتر آنجا اظهارنظر بفرمایید اگر این‌طور دور و تسلسل پیدا کند از این قبیل چیزها یاد می‌شود با ارادتى که به آقاى دکتر بینا دارم استدعا می‌کنم که این پیشنهاد خودشان را پس بگیرند

دکتربینا- آقاى وزیر دارایی اگر این پیشنهاد را قبول نفرمایید دانشکده‌ها عالم نخواهد داشت تمام معلمین از 65 سال به بالا هستند.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر بینا آقایان موافقین قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم درتبصره 2 بعد از جمله از ماده‌ای به ماده دیگر این‌طور اصلاح شود: «بدون پیشنهاد وزارت دارایی و تصویب کمیسیون بودجه مجاز نبوده الى آخر»

رئیس- آقاى جلیلى بفرمایید

جلیلى- در تبصره 2 این قانون نوشته شده: «نقل و انتقالات اعتباراتی که در فصول و مواد هر یک از بودجه‌هاى جزو سال 34 وزارتخانه‌ها واردات کل و بنگاه‌هایی که به تصویب رسیده از ماده‌ای به ماده دیگر بدون موافقت وزارت دارایی مجاز نبوده»

بنده می‌خواهم عرض کنم نقل و انتقال این اعتباراتی را که در فصول تصویبى بودجه‌هاى وزارتخانه‌ها انجام می‌شود کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى هم تصویب کند حلاجى کند تا معلوم گردد که به چه مصرفى می‌رسد چون در بودجه‌هاى سابق هم همینطور بود و در کمیسیون بودجه تصویب می‌شد حالا هم اگر می‌خواستیم یک اعتبارى را از یک محلى به محل دیگرى انتقال بدهیم با پیشنهاد و موافقت وزارت دارایی باشد و با تصویب کمیسیون بودجه و اطلاع کمیسیون‌ها در این کار باشد بنده استدعا می‌کنم که آقاى وزیر دارایی موافقت بفرمایند این‌کار به نفع مملکت است (نراقى- تبصره 2 پیش‌بینی کرده) در تبصره فقط موافقت وزارت دارایی است بنده پیشنهاد کرده‌ام بعد از موافقت وزارت دارایی به تصویب کمیسیون بودجه هم برسد

رئیس- آقاى مخبر بفرمایید

مشایخى (مخبرکیمیسیون)- بنده در نظر داشتم که راجع به بودجه و عمل

+++

کمیسیون بودجه عرایض بکنم البته چون فعلاً تبصره‌ها مطرح است از نظر کلى عرضى نمی‌کنم و در پایان اجازه می‌خواهم که مقام ریاست هم اجازه مقام ریاست هم اجازه بفرمایند که بعداً درباره روش کمیسیون بودجه عرض بکنم اما راجع به این تبصره این تبصره به دو قسمت تقسیم می‌شود یکى نقل و انتقالات اعتبارات کارگزینى است و در ذیل این تبصره به طور کلى ذکر شده که نقل و انتقالات به طورکلى ممنوع است یعنى براى استفاده حقوق کارمند نمی‌شود از ماده‌ای آورد به این ماده اضافه کرد و یا یک کسی را استخدام جدید کرد یا بالاخره روشى اتخاذ کرد که کارد مستخدمین بالا برود پس بنابراین نظر جناب آقاى جلیلى از نظر کلى که وزارتخانه‌‌ها نتوانند افراط بکنند و خرج در این قسمت تأمین شده است اما در قسمت اول هم گفته شده است که نقل و انتقال از ماده‌ای به ماده دیگر باید با موافقت وزارت دارایی باشد، آقایانى در قانون محاسبات عمومی ‌یک اصلى هست براى تصویب بودجه عمومی ‌یک اصلى هم هست براى اجراى بودجه در تمام دنیا با وزارت دارایی است این یک اصلى است که در تمام دنیا مورد قبول ومورد احترام است ووزارت دارایی مسئول دخل وخرج مملکت است و اگر بنا بشود هر قسمت جزئی را به کمیسیون بودجه بیاورند ممکن است کارها متوقف شود مثلاً یکى از مواد بودجه اعتباراتى براى سوخت و روشنایی است ممکن است در نتیجه یک حوادثى قیمت و هزینه روشنایی ترقى بکند وزارت دارایی احتیاج دارد به این‌که یک کمکى بکند از محل دیگرى به این اعتبار این را باید بتوانند از آن ماده استفاده کنند براى تأمین کسر خرجی که در یکى از مواد مالى مملکت ایجاد بشود بنابراین این نظارت به معناى واقعى حق وزیر است و وزیر دارایی عمل خواهد کرد و آمدن موضوعات کوچک به کمیسیون بودجه به نظر من نقض غرض است و با قانون محاسبات عمومی‌ هم منافات دارد مضافاً به این‌که نقل و انتقالات کارگزینی را در خود بودجه منع کرده‌اند و با این توضیحات که نظرشان تأمین شده بنده تقاضا می‌کنم پیشنهادشان را پس بگیرند

جلیلى- بنده پس نمی‌گیرم ممکن است اعتبار ساختمان را به مصرف دیگرى برسانند.

چند نفر از نمایندگان- پیشنهاد خوب است‏

رئیس- تبصره 2 با اصلاحی که طبق پیشنهاد آقاى جلیلى می‌شود قرائت می‌شود

(به شرح ذیل قرائت شد)

تبصره 2- نقل و انتقال اعتباراتی که در فصول و مواد هر یک از بودجه‌هاى جزء سال 1334 وزارتخانه‌ها و ادارات کل و بنگاه‌ها که به تصویب کمیسیون بودجه رسیده از ماده‌ای به ماده دیگر بدون پیشنهاد وزارت دارایی و تصویب کمیسیون بودجه مجاز نبوده و به هر حال نقل و انتقالات اعتبارات کارگزینى به مواد هزینه‌هاى ادارى و سایر مخارج و برعکس در بودجه‌هاى تفصیلى ممنوع است.

رئیس- آقاى وزیرى دارایی بفرمایید

وزیر دارایی- عرض کنم نقل و انتقال را از نظر کارگزینى ممنوع کرده‌ایم و دلیلش هم این بود که قسمت عمده اعتبارات مواد یک و دو که قسمت کارگزینى است اما یک موادى براى سوخت و روشنایی و آب و یخ که اغلب اوقات نمی‌شود برآورد قطعى کرد گفت 50 تومان صد تومان که در این ماده گذاشته صددرصد کافی است و در سابق هم مرسوم بوده است که براى نقل و انتقال این جور موارد در وزازتخانه‌ها اصلاح بودجه صادر می‌کنند اگر بنا بشود تمام اصلاح بودجه را گاهى ممکن است 200، 300 تا بشود به کمیسیون بودجه بیاورند نمی‌شود می‌خواستم آقایان توجه بفرمایند در این تبصره‌هایی که گذاشته شده است حد اعلاى مضیقه را براى وزارتخانه‌ها در نظر گرفته‌ایم اما باید معتقد بیک اصلى باشیم که عرض کردم اسباب فلج شدن کار نشود اگر سوخت تمام شده باشد اعتبار یخ نباشد از آن اعتبار آب مشروب هم بشود مبالغى استفاده کرد جون براى دویست و یا سیصد تومان اضافه یا کسر نمی‌شود بودجه را محدودش کرد خواستم جناب آقاى جلیلى هم توجه بفرمایند، اما در قسمت‌هاى کارگزینى قسمت 1 و 2 در این قسمت‌ها نظر آقاى جلیلى تأمین شده است بوجه بفرمایید که مضیقه ایجاد نشود

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى جلیلى (صدرزاده- بفرمایید قرائت شود) دو مرتبه قرائت می‌شود

جلیلى- آقاى وزیر دارایی همه‌اش اعتبار یخ و اینها نیست‏

(به شرح سابق قرائت شد)

رئیس- آقایان موافقین با این پیشنهاد قیام بفرمایند (عده کمترى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم تبصره 19 به این ترتیب اصلاح شود: «از مجموع اعتبارات عمرانى و تولید کشور 50 درصد آن براى کارهاى عمرانى و تولید کشور لااقل پنجاه درصد آن براى کارهاى عمرانى و تولیدى شهرستان‌ها و بخش‌ها تخصیص و به نسبت لزوم و احتیاجات بین آنها تقسیم الى آخر. صدرزاده، صارمی‌(یک نفر از نمایندگان- بودجه عمرانى که هنوز نیامده)

رئیس- آقاى صدرزاده بفرمایید.

صدرزاده- استدعا می‌کنم آقایان راجع به این پیشنهاد یک توجهى بفرمایید، اولاً تقسیم به تناسب جمعیت نیست که این اعتبارات میان افراد تقسیم بشود که مثلاً جایی که جمعیت آن 50 نفر است پنجاه تومان بدهند جایی که 200 نفر است 200 تومان بدهند چنین بنایی نیست و صحیح هم نیست و معقول نیست اگر یک وقتى عواید و پولى را به تناسب جمعیت تقسیم کنید آن وقتى است که بخواهید به هر فردى یک حصه مساوى برسد در صورتی که منظور این نیست و مقصود عمران مملکت است جناب آقاى رضایی توجه بفرمایید چون در آن قسمت هم مخالف بودید منظور اساسى ما این است که از این پولى که اختصاص داده شده است به عمران همه‌اش در مرکز خرج نشود شاید در حدود 170 سال است که اینجا پایتخت کشور است و هرگونه عمران و آبادى که براى دولت‌ها میسر بوده است در اینجا کرده‌اند و به مناسبت همین عمل و آبادى تهران جمعیت به این طرف هجوم آورده است و بنادر جنوب و نقاط شمال از جمعیت خالى شده و آن نقاط بیشتر احتیاج به عمران و آبادى دارد چرا؟ براى این‌که مدت مدیدى عمران و آبادى نشده است به اضافه کسانی که به اوضاع طبیعى کشور اطلاع دارند می‌دانند که منابع ثروت اغلب در شهرستان‌ها و نقاط جنوب کشور وجود دارد الان اگر بخواهید فلاحت بکنید، کشف معدن بکنید تمام این عملیات را باید در شهرستان‌ها انجام بدهید و چه بسا نقاطى است که به واسطه عدم توجه دولت از جمعیت خالى شده است در صورتی که اگر عمران و آبادى در آنجا بشود جمعیت به آن نقاط خواهد رفت به اضافه عمران و آبادى در هر یک از نقاط مملکت بشود تقریباً همه مملکت از آن بهره‌مند خواهد شد، اگر سد سفید‌رود ساخته بشود و زراعت و کشاورزى در آنجا تقویت بشود سایر نقاط مملکت هم از آن بهره‌مند خواهد شد، بوشهر و بنادر جنوب اگر آباد شوند سایر نقاط مملکت از آن استفاده می‌کنند منطقه فارس اگر آباد شوند سایر نقاط مملکت استفاده می‌کنند بنابراین پیشنهاد بنده شامل دو قسمت است یکى این است که لااقل جمله لااقل هم دارد لااقل 50 درصد اعتبارعمرانى براى کارهاى عمرانى و تولیدى شهرستان‌ها و بخش‌ها اختصاص داده شود و دیگر این‌که به نسبت احتیاجات تقسیم کنند (صحیح است).

عده‌ای از نمایندگان- به نسبت جمعیت‏

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- اولاً این پیشنهاد به نسبت جمعیت ابتکار آقاى رضایی است و در کمیسیون بودجه اکثریت قریب به اتفاق اعضاى بودجه با آن موافق بودند دلیل این‌که بنده موافقت نکردم این بود که شهرستان‌های مملکت دو قسمت احتیاج دارند یک قسمت از نظر احتیاجات عمومی‌است از نظر اقتصاد عمومی‌است یک قسمت احتیاجات محلى است اگر یک سدى در یک جایی ببندیم یا یک کارخانه‌ای باید در یک جا تأسیس کنیم، رودخانه‌ای است که قابل سد بستن است اگر کارخانه سیمانى در یک جایی بخواهیم بگذاریم یک اوضاع و احوال خاصى لازم دارد ولى در هر شهرستانى یک احتیاجات محل هست از قبیل آب و برق و مریضخانه و این قبیل چیز‌ها این را حق دارند شهرستان‌ها که بگیرند در برنامه عمرانى کشور شما باید دو قسمت قائل بشوید یک قست آن کارهاى اقتصاد کلى و عمومی‌ یک قسمت اقتصاد محلى روى این اصل بود که بنده موافقت کردم و آقاى مدیر سازمان برنامه هم در این قسمت خیلى ناراحت هستند بنده آنجا توضیح دادم که با 30 درصد این هر مبلغى که می‌خواهد باشد شما بالاخره در کمیسیون سازمان برنامه تصویب کردید یا تصویب خواهید کرد یک مبلغى بگذارید براى برق و لوله‌کشی شهرستان‌ها حالا 30 درصدى یا 50 درصد بنده نمی‌دانم قدر مسلم باید یک ترتیبى باشد که در این بودجه‌هاى عمرانى فکرى براى شهرستان‌ها بشود این مطلبى که گفته می‌شود توجه بفرمایید اگر توجه نشود و این شهرستان‌ها تخلیه بشوند از مردم، این تهران بلاى جان مردم خواهد شد اینجا دو مطلب در نظر گرفته شد یکى این‌که 30 درصد باشد یکى این‌که به نسبت جمعیت باشد بنده خیال می‌کنم که با موافقت کمیسیون بودجه این قید جمعیت خیلى صحیح نیست براى این‌که یک قست‌هایی هست که بى‌سکنه شده است که اگر این اعتبار به نسبت جمعیت تقسیم شود آن طورى که منظور آقایان است عملى نمی‌شود بنابراین توجه بفرمایید که قید جمعیت برداشته شود (سنندجى- قید جمعیت باید باشد) اجازه بفرمایید بلوچستانى که استعداد همه چیز دارد ولى جمعیت ندارد خراب می‌ماند تقاضاى بنده این است که اولاً آقاى صدرزاده 50 درصد را به همان 30 درصد تنزل بدهند چون اگر 50 درصد باشد این برنامه‌ها اصلاً به هم خواهد خورد براى این‌که حقیقتاً ما می‌خواهیم یک کارى بکنیم که کار منطقى و عملى باشد راجع به جمعیت هم بنده نظر شخص خودم را عرض می‌کنم که این قید جمعیت درست نیست.

+++

رئیس- آقاى رضایی‏

رضایی- پیشنهاد اصلاحى جناب آقاى صدرزاده دو قسمت دارد، تبصره‌ای که بنده پیشنهاد کردم و نظر قریب 60، 70 نفر از نمایندگان محترم بود (دکتر جزایرى- همچو چیزى نیست باید نقاط کم جمعیت هم توجه شود.) اجازه بفرمایید من صحبتم را بکنم بعد آقایان بفرمایید پشت تریبون صبت کنید 60 نفر این طرح را امضا‌ کردند و روى این طرح در کمیسیون بودجه قرار شد با کمیسیون سازمان برنامه جلسه مشترکى تشکیل بدهند منتهى در آنجا به غیر از قید جمعیت یک دستگاه نظارت محلى هم براى مصرف‌هاى محلى ایجاد کرده‌اند یک عده از آقایان معتقد بودند که دستگاه مصرف کننده این پول محلى نباشد بگذارند سازمان برنامه این کار را بکند یا سایر دستگاه‌هاى دولتى که الان مأمور خرجش هست ما قبول کردیم و در این تبصره آمدیم گفتیم که این پول را سازمآنهاى دولتى که مأمور خرج هستند تحت نظارت سازمان برنامه صرف کنند بسیار خوب اما ما صددرصد اعتبارات عمرانى داریم براى مملکت این صددرصد از آقایانى که معتقدند که دولت را مقید کنند بیان‌که به قید جمعیت چیزى ندهد این بلوچستانى که می‌فرمایید آقاى دکتر امینى خراب شده است آیا اقلاً 50 هزار نفر سکنه دارد؟ در عرض هفت سال گذشته که توى این مملکت ما سازمان برنامه داریم و کار عمرانى و تولیدى می‌کنیم کدام یک شاهى را داده‌اند به این بلوچستانى اگر حالا مقیدش کردیم به موجب نسبت جمعیت بدهند لااقل یک مقدارى بیشتر از هیچ بلوچستان می‌رسد شما می‌گویید کم است از آن 70 درصد دیگر که آزاد است بدهید از آن هفتاد درصد جناب آقاى صدرزاده شما معتقدید که بندربوشهر فارس مستحق‌تر است بنده موافقم (ارباب- بندرعباس مستحق‌تر است)

رئیس- بگذارید ایشان صحبت‌شان را بکنند

رضایی- اما شهر سبزوار، نیشابور شاهرود (تیمورتاش- استعداد شرط است) کاشمر اینها براى خودشان برق می‌خواهد لوله‌کشی می‌خواهند لوله‌کشی آب هرقدر جمعیتش بیشتر باشد مخارج لوله‌کشی آن بیشتر است (شوشترى- باید بهش بدهند) مخارج لوله‌کشی، مخارج فاضلاب مخارج تأمین برق هر چه جمعیت بیشتر باشد زیادتر خواهد شد توجه فرمودید یک مطالب دیگرى هست و آن اثر روحى است امروز تمام مردم مملکت منتظرند اعم از گرگانى بندر گزى یا شاهرودى اینها منتظرند که دولت در شهرستان آنها یک کارها و اصلاحاتى انجام بدهد اگر سبزوارى دید در شاهرود دارند اصلاحاتى می‌کنند و پول‌ها را می‌برند در شاهرود هم دولت در سبزوار صلاح دید و تشخیص داد که فعلاً در درجه دوم باشد و هیچ کارى درآن جا نشد این عمل یک اثر روحى دارد در مردم سبزوار والا هم احتیاج را بنده معتقدم ولى 70 درصد را نگهداشته‌ایم براى تأمین نظر شما 70 درصد را ببرند آنجا که مستحق‌تر است براى سد‌سازى بر این کارخانه سیمان و براى جاده آسفالتیتان 30 درصد را بگذارند و تخصیص بدهند به شهرستان‌ها به تناسب جمعیت و الّا ما یک‌شاهى نمی‌توانیم فردا از دولت بگیریم.

رئیس- اولاً آقایان نمایندگان تمام ملت هستند و یک محل به خصوصى نیست که روى آن بحث و مجادله بشود البته الا هم فالا هم باید درنظر گرفته بشود یک جایی که خراب هست و باید آباد کرد وبنده 50 درصد را کم می‌دانم وقتى که گفتید شهرستان از تهران که قدم بیرون گذاشتید شهرستان است تمام باید در شهرستان‌ها خرج بشود سد سفید‌رود، سد‌کارون جزء شهرستان‌هاست چه عیبى دارد، آقاى مشایخى بفرمایید

مخبر کمیسیون بودجه (مشایخى)- عرض کنم کلیه درآمدهاى حاصله از نفت که 150 میلیون لیره است به مصرف کارهاى عمرانى باید برسد با آنى تبصره‌ای که اینجا گذاشته شده است اعتبار را دولت باید به دو قسمت تقسیم کند، یک عمران محلى است یک عمران عمومی ‌اگر فرض بفرمایید در بندر‌عباس یک اسکله‌ای ساخته می‌شود این را نمی‌شود گفت که عمرانى محلى است (صحیح است) اسکله بندرعباس را می‌سازند براى این‌که کشتى بیاید در آن جا پهلو بگیرد مال‌التجاره خالى کند مسافر پیاده کند مسافر بگیرد بار ببرد این اسکله براى تمام کشور است نه بندرعباس (احسنت) اما اگر آمدند در بندرعباس برق شهر را تأمین کردند این عمران محلى است به علاوه باید توجه داشته باشید که نقاط عقب افتاده نقاطی که در سنوات اخیر مورد توجه واقع نشده بیشتر باید مورد توجه هیئت دولت و مجلس شورای ملى واقع بشود و به این جهت است که آقایان آمدند گفتند که براى شهرستان‌ها اختصاص بدهند نه درتهران زیرا آقایان معتقدند و صحیح هم هست که در سال‌هاى گذشته بیشتر اعتبارات در تهران خرج شده و ما هم قبول داریم بنده معتقدم که کارهاى ضرورى در نقاطى که تاکنون انجام نشده است در درجه اول اهمیت باشد ولو این‌که جمعیت هم نداشته باشد بشود زیرا اگر ما در آنجا آبادى کردیم جمعیت دو مرتبه به آن جا برمی‌گردد، میناب یکى از نقاطى است که از نقاط معمور و آباد کشور بوده ولى به علت عدم توجه مردم آنجا رفته‌اند و کوچ کرده‌اند ما باید کارى بکنیم که اهالى به بنادر جنوب رغبت پیدا بکنند و برگردند به شهرهاى خودشان بنابراین اگر شما می‌خواهید جمعیت را مأخذ قرار بدهید نقض غرض است من پیشنهاد جناب آقاى صدرزاده را کاملاً صحیح می‌دانم ولو این‌ که در کمیسیون بودجه به نسبت جمعیت تصویب شده معتقدم که به نسبت احتیاجات صحیح‌تر است اما می‌خواهم تقاضا کنم در برنامه‌ای که در سازمان برنامه تنظیم شده است مطالعاتى شده است که ممکن است پایان سی درصد هم در مملکت کار ایجاد کند و اصلاحاتى بکنند به نحوی که آقاى وزیر دارایی نظر دارند موافقت کنند که سى درصد براى عمران محلى به نسبت احتیاجات باشد

رئیس- آقاى دکتر جزایرى

رئیس- کمیسیون برنامه می‌خواهید توضیح بدهید بفرمایید.

دکتر جزایرى- بنده با اجازه آقایان می‌خواهم ذهن آقایان را روشن کنم آقایانى که در کمیسیون برنامه هستند از روز اول تشکیل به تمام معنى همفکر با آقایان بودند یعنى معتقد بودند که این تمرکز و مرکزیتى که تهران ایجاد شده به تمام باید مرتفع بشود خود آقایان ملاحظه فرموده‌اند که بنده در مصاحبه‌هایی که کرده‌ام و گزارشاتى که داده‌ام صورت‌جلسه‌هاى کمیسیون سازمان برنامه شاهد است که ما از جناب آقایان ابتهاج تعهد گرفتیم که این کارها حداکثر در یک‌سال در شهرستان‌ها انجام شود اساساً صحبت سى درصد چهل درصد و پنجاه درصد نیست (سنندجى- این فقط وعده است می‌گویند ولى عمل نمی‌کنند) بنده عرضى ندارم بنده می‌خواهم اینجا در حضور آقایان عرض بکنم اصلاً پنجاه درصد و هفتاد درصد تهران نباید خرج شود این‌که آقایان می‌فرمایند درتهران مصارف سازمان برنامه خرج شده است ممکن است صرف کارهاى ادارى شده باشد غیر از کارخانه چیت‌سازى (سنندجى- همه در تهران خرج شده) راجع به بودجه که اجازه نفرمودید عرض بکنم راجع به سازمان برنامه هم اگر اجازه نمی‌دهید مرخص بشوم اساساً این مطلب محقق است که اقدامات سازمان برنامه در حداکثر ممکن همه‌اش باید در شهرستان‌ها باشد این صورت جلسات ما است خودتان هم تصدیق می‌فرمایید که این سه، چهارساله نمی‌گویم این دو ساله که مربوط به کابینه آقاى سپهبد زاهدى باشد نیست اگر سازمان برنامه خراب شده است روى مداخلات دولت بوده بعد هم در تهران غیر از کارخانه چیت‌سازى که آن هم تمام کارگرهاى ناراحت شهرستان‌ها را آورده‌اند در تهران چه کارى کرده‌اند؟ (چند نفر از نمایندگان- سد‌کرج) اما سد‌کرج که مال شهرستان کرج است به تهران چه مربوط است (یک نفر از نمایندگان- کرج بخش است) (همهمه نمایندگان)

رئیس- آقایان بگذارید صحبت بکند، بالاخره خود مجلس باید رأى بدهد بگذارید برأى مجلس با دادوفریاد که درست نمی‌شود

دکتر جزایرى- یک موضوعات اساسى هست در مملکت همانطورى که فرمودید مثلاً راه‌سازی .. (صدرزاده 50 میلیون براى راه‌سازی محل هست)

رئیس- آقاى صدرزاده بین‌الاثنین صحبت نکنید چند دفعه بگویم؟

دکتر جزایرى- من می‌خواهم آقایان را روشن کنم هرچه تصمیم بگیرید براى بنده که فرقى ندارد مخصوصاً آقایان توجه بفرمایند نسبت به وضع جدید سازمان برنامه و مدیر عامل سازمان که مورد توجه دولت و مجلس و اعلیحضرت همایونى و مردم ایران است و خودش هم آدم درستى است و دلش هم می‌خواهد به این مملکت خدمتى بکند سعى کردیم با نظر ایشان برنامه‌ای براى تمام مملکت درست کردیم برنامه راه‌سازی را ملاحظه فرمودید براى تمام مملکت بود ضمناً این را هم عرض کنم که این برنامه جدید سازمان تا یکى دو ماه دیگر شاید بعد از عید می‌آید به مجلس تمام این فرمایشات‌تان را در این برنامه چدید بفرمایید بنده می‌خواهم عرض کنم که اگر یک شهرستان کوچکى نمی‌گویم یک استان استعداد سد نداشته باشد چکار بکنیم بنا براین سى درصد بسیار صحیح است ما هم موافقیم به شرطی که جمله به نسبت جمعیت را بردارید

رئیس- مجدداً قرائت می‌شود رأى می‌گیریم‏

(به شرح سابق خوانده شد)

آقایانی که با این پیشنهاد موافقند قیام فرمایند (عده کمی‌برخاستند)

تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم عبارت ذیل به تبصره 2 اضافه شود- هرگونه نقل و انتقالى که به تصویب وزیر دارایی صورت گرفت گزارش آن فوراً باید به کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى ارسال گردد. فرود

رئیس- وارد نیست یک پیشنهاد دیگرى را بخوانید

فرود- نقل وانتقالات راجع به اصول بودجه است‏

رئیس- نقل و انتقال یعنى چه؟ این مربوط نیست تشخیص با من است این وارد نیست مگر این‌که بیایید اینجا پیشنهادتان را درست کنید

فرود- منظور نقل و انتقال از فصلى به فصل دیگر است

+++

رئیس- از فصلى به فصل دیگر ندارد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

هیچ‌یک از شرکت‌هاى دولتى حق ندارند بیش از دو اتومبیل در سرویس داشته باشند درخشش‏

رئیس- آقاى درخشش‏

درخشش- تمام کارمندان دولت با هم مساوى هستند و هیچ دسته‌ای شریف‌تر از دسته دیگرین است تمام کارمندان درجاى خودشان کار حساس دارند بنده نظر دولت را مخصوصاً نظر آقاى وزیر دارایی را به وضع ژاندارم‌ها و پاس به آنها جلب می‌کنم و چون این لایحه حقوق است نظر وزارت دارایی را به وضع پاسبانان و ژاندارم‌ها جلب می‌کنم ژاندارم‌ها در بیابا‌ن‌ها ماهى 120 تومان حقوق می‌گیرند و درجایی زندگى می‌کنند که آب خوراکی‌شان را از چند کیلومترى می‌آورند پاس به آنها ماهى 140 تومان حقوق می‌گیرند شب و روز هم باید بیدارى بکشند زحمت بکشند باید آقا عدالت اجتماعى بین کارمندان دولت برقرار باشد این صحیح نیست که یک ژاندارم در بیابان شب و روز زحمت بکشد و 120 تومان حقوق بگیرد (سلطان‌مراد بختیار- چیزهاى دیگرى هم می‌گیرند) ولى عده زیادى به نام بازرس ویژه و بازرس وزارتى در دستگاه‌هاى دولتى کار نکنند و ماهى هزار و 200 تومان و 1500 تومان حقوق بگیرند بنابراین چون این بودجه بودجه حقوق است دولت باید کوشش بکند فکرى بکند مخصوصاً براى این طبقه، به خداى احد و واحد من سرهنگ سراغ دارم که سرهنگ تمام است و با پنج، شش نفر در دو اطاق اجاره‌ای زندگى می‌کند (نراقى- معکوسش هم زیاد هست) بنابراین از لحاظ عدالت اجتماعى بین کارمندان دولت هیچ عدالت رعایت نشده چون کارمندان دولت همه با هم برابر هستند باید کوشش کرد حقوق افرادى که زحمت‌کش هستند و کار می‌کنند زیاد بشود براى این‌که عده خیلى زیادى حتى از یک عمله کمتر می‌گیرند یک عمله هفت تومان 8 تومان در روز اجرت می‌گیرد و یک ژاندارم و پاسبان را بالا ببرید و توقع بیشتر هم ازش داشته باشید بنده که پیشنهاد کردم مؤسسات دولتى بیش از دو اتومبیل در سرویس نداشته باشند نظرم این بود توضیح بدهم که کارمندان دولت همه برابر هستند نمی‌شود به یک فردى ماشین شخصى داد و وسایل زندگیش را فراهم کرد در شهرخانه و مسکن داد که زندگى بکند ولى یک نفر دیگر در وسط بیابان از همه چیز محروم باشد بنده علت پیشنهادم براى جلب نظر دولت نسبت به دو طبقه پاسبان و ژاندارم بود و حالا پیشنهادم را پس می‌گیردم و معذرت می‌خواهم (احسنت)

رئیس- پیشنهاد آقاى فرود اصلاح شده است قرائت می‌شود

(به شرح زیرخوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم عبارت ذیل به تبصره 2 اضافه شود هرگونه نقل و انتقالى که از فصلى به فصل دیگر به تصویب وزیردارایی صورت گرفت گزارش آن فوراً باید به کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى ارسال گردد فرود

رئیس- آقاى فرود توضیحى دارید بدهید

فرود- به نظر بنده پیشنهادى که آقاى جلیلى تقدیم کردند بسیار پیشنهاد خوبى بود اما از نقطه‌نظر صمیمیتى که آقایان به جناب آقاى وزیردارایی دارند و بنده خودم هم یکى از ارادتمندان ایشان هستم تصویب نکردند و رد فرمودند ولى بنده یک تقاضایی دارم که به این عرض بنده هم آقایان توجه بفرمایند ما این بودجه را که تصویب می‌کنیم به نام یک بودجه چهار دیوارى تصویب می‌کنیم اگر بنا باشد از هر فصلى به فصل دیگر با اجازه وزارت دارایی منتقل بشود در واقع آن را نمی‌شود گفت که ما بودجه‌ای را تصویب کرده‌ایم بودجه‌ای را که شما تصویب کرده‌اید باید مطلقاً و ابداً از فصلى به فصل دیگر نرود اما آن توضیحى هم که جناب آقاى وزیر دارایی فرمودند اینجا ما یک رقمی ‌براى مخارج غیرمترقبه قائل شده‌ایم مخارج غیرمترقبه براى این است که اگر مثلاً در فصل زمستان آن طورى که فرمودند مدتش طولانى‌تر شد و اعتبار سوخت تمام شد از این مخارج غیرمترقبه استفاده کنند حالا بنده چون مجلس آن پیشنهاد را تصویب نکرد دیگر تکرار نکردم فقط تقاضا کردم که آن نقل و انتقال را که تصویب می‌فرمایند گزارشش را به کمیسیون بودجه بدهند تا اگر از فصلى به فصل دیگر انتقالى صورت گرفته باشد کمیسیون بودجه مطلع و متذکر این انتقال باشد این نه جلوى کار آقاى وزیر دارایی را می‌گیرد نه ضررى دارد مضافاً به این‌که کنترل مجلس و پرستیژ مجلس هم حفظ شده است‏

وزیر دارایی- بنده موافقم اشکالى ندارد

رئیس- آقاى فرود آقاى وزیر دارایی قبول کردند. حالا باز رأى به گیریم؟

فرود- بسته به میل مبارک است‏

رئیس- رأى نمی‌خواهد ایشان قبول کردند که این گزارش را بدهند پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملى‏

پیشنهاد می‌نماید در سطر 6 ماده واحد جمله ذیل درسه ماهه اول سال 1334 به میزان سه دوازدهم درآمد پیش‌بینی شده و در حدود اعتبارات مصوب سال 1332 و با رعایت کامل مقررات پرداخت نماید) حذف و به جای آن این جمله نوشته شود در حدود درآمد وصولى و با رعایت کامل مقررات پرداخت نماید) دکتر مشیر فاطمى‏

وزیر دارایی- بنده قبول دارم

دکتر مشیر فاطمى- این یک اصلاح عبارتى است بنده توضیحى ندارم‏

رئیس- باید توضیح بدهید تا بالاخره آقایان متوجه بشوند و رأى بدهند که فرمایید

دکتر مشیر فاطمى- پیشنهادى که بنده عرض کردم اصلاح عبارتى است چون اگر اصلاح نشود با تبصره 15 تناقض پیدا می‌کند و اینجا ما نوشتیم در سه ماهه 1334 به میزان سه دوازدهم درآمد پیش‌بینی شده این درست نیست که به میزان درآمد پیش‌بینی شده چون فعلاً به عنوان درآمد 33 می‌خواهیم بدهیم این است که این یک اصلاح عبارتى است که جناب آقاى وزیر دارایی هم موافتت دارند

وزیردارایی- بنده موافقم‏

مشایخى- (مخبر کمیسیون بودجه) بنده هم موافقم‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به این پیشنهاد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم جمله اول تبصره 15 به شرح زیر اصلاح شود (وزارت دارایی مکلف است در ظرف سه ماه الى آخر صارمى)

رئیس- آقاى صارمی ‌بفرمایید توضیح بدهید

صارمى- جناب آقاى وزیر دارایی استدعا می‌کنم توجه بفرمایید موضوع مربوط به حقوق بازنشستگى مستخدمین است که قبلاً بازنشسته شده‌اند افرادى که باز نشسته شده‌اند (پورسرتیپ- در چه تاریخى؟) قبل ازسالى که اشل تغییر پیدا بکند در سال‌هاى قبل الان یک مستخدم پایه 9 ماهى صد تومان و اندى حقوق بازنشستگى می‌گیرد و حقیقتاً با یک بیچارگى و عسرتى زندگى می‌کند تفاوت دارد با آن شخصى که امروز بازنشسته شود پانصد تومان هفتصد تومان می‌گیرد و آن بیچاره‌ای که چند سال قبل بازنشسته شده باید صد تومان الى دویست تومان حقوق بگیرد وسایل زندگى هم تغییر کرده گران شده و حالا آن حقوق بازنشستگى کافى نیست در اینجا نوشته شده است که وزارت دارایی مجاز است نسبت به دریافتى بازنشستگان الى آخر با نظر کمیسیون بودجه تعدیلى بکند در این‌کار، بنده کلمه مجاز را اصلاح کردم به مکلف است که این تکلیف را وزارت دارایی داشته باشد مضافاً به این موضوع که براى انجام این امر هم یک مدتى معین شده باشد نه این‌که آخر سال برسد آن وقت وزارت دارایی اقدام بکند این بود که جمله (وزارت دارایی مجاز است) این‌طور شده که (وزارت دارایی مکلف است) و مدت هم معین شده که در ظرف سه ماه نسبت به دریافتى بازنشستگان مطالعه کند و با نظر کمیسیون بودجه تعدیل کند مضافاً به این‌که مدت هم سه ماه است (صحیح است)

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- نظر وزارت دارایی و دولت این است که حقیقتاً به وضع اینها کمک بشود بنابراین با این پیشنهاد که کلمه مجاز به مکلف تبدیل بشود و در مدت سه ماه بنده موافقم‏

رئیس- آقایانی که در تبصره 15 با اصلاح جمله مجاز است به جمله مکلف است در ظرف سه ماه موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نماید در تبصره 22 بعد از جمله (مهندس، پزشک، معلم و قاضى) کمک مهندس و دامپزشک اضافه شود موسوى‏

رئیس- آقاى وزیر دارایی موافقید؟

وزیر دارایی- بنده با دامپزشک موافقم.

رئیس- اگر موافق باشند می‌شود رأى گرفت و اگر نباشند چون پیشنهاد خرج است نمی‌شود رأى گرفت مجدداً قرائت می‌شود (به شرح سابق خوانده شد)

وزیر دارایی- بنده با دامپزشک مواققم ولى چون کمک مهندس یک وضع معلومی ‌ندارد و بنده می‌ترسم قبول کمک مهندس سوءاستفاده بشود (صحیح است)

موسوى- با اصلاحى که جنار آقاى وزیردارایی فرمودند موافقم‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود به اضافه کلمه دامپزشک آقایانى که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرایی می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم به تبصره 19 جمله زیر اضافه شود از هفتاد درصد بقیه اعتبارات عمرانى در مرحله اول به نسبت احتیاج کارهاى عمرانى و تولیدى شهرستان‌های خالى شده از جمعیت و بنادر عقب مانده تخصیص داده شود. مهدى ارباب

+++

چند نفر ازنمایندگان- این پیشنهاد رد شد

رئیس- آقاى ارباب‏

ارباب- بنده استدعا می‌کنم دو دقیقه توجه به عرایض بنده بفرمایید (یک نفر از نمایندگان- همه را بدهید به بندرعباس) اینجا نیامده‌ایم که براى شهرستان‌هاى خاصى کمک بکنیم و براى آن‌ جاهایی که ویران شده‌اند و جمعیتش متوارى شده به بدبختیش بیفزاییم امروز چهل هزار، پنجاه هزار نفر ایرانى در دوبى هستند چند هزار نفر از این بنادر هجرت کرده‌اند و رفته‌اند به خارج از این مملکت بندرلنگه که سابق بعد از بمبیی یکى ار بازارهاى بین‌المللی بوده است امروز ویرانه و خراب شده است اگر ما همه براى مملکت باشیم بیایید به بینیم‏

رئیس- آقاى ارباب توضیحاتتان را مختصر بدهید پیشنهاد زیاد است‏

ارباب- باید ببینیم کجاى این زمانه‌ای که همه در آن زندگى می‌کنیم خراب است اول آنجا ‌اصلاح کنیم و الّا جاهایی که معمول است و آباد است و جمعیت زیاد دارد کمک اضافه کردن نقض غرض است خلاف استقلال خواهى است آقایان در جنوب ده نفر منحرف در قضایاى گذشته پیدا نکردید اینها را توجه بکنید آن مردم زحمتکش را کمک بکنید بنده پیشنهاد کردم از هفتاد درصد از کلیه اعتبارات عمرانى خالى شده از جمعیت بنادر جنوب مقدم باشد یعنى در مرحله اول امور عمرانى آنجا را تأمین کند بقیه را ببرند براى شهرهاى آباد و ویران نشده استدعا می‌کنم براى سیاست کشور و براى عمران مملکت توجه بفرمایید و کمک کنید جاهایی که خراب است اینجاها سه تا وکیل بیشتر ندارد براى جاهاى معمور همه آقایان هستند و اکثریت هم با آقایان است استدعا؟ می‌کنم که توجه بفرمایید.

رئیس- آقاى بزرگ ابراهیمى‏

ابراهیمى- آقایان باید اول فهمید که این پولى که ما می‌خواهیم خرج کنیم به چه منظور باید خرج شود چیز غریبى است قرار شد این را براى تولیداتی که به ثروت مملکت اضافه شود مصرف کنیم حالا هى آمدیم می‌گوییم فلان دهک برق فلان جاهک آب این‌که تولید نیست اگر می‌خواهید با این وضع هى برق درست کنیم هى آب درست کنیم و زمین نداشته باشیم تکلیف چیست (مشایخى- براى عمران است نه تولید) آبى که لوله‌کشی کنند که عمرانى است باید در برنامه‌مان آب بگذاریم براى تولید بنده عرض می‌کنم باید دست دولت دست سازمان برنامه را باز بگذاریم (احسنت) براى تولیدات براى سد‌بندى براى آبیارى براى معادن این یکى می‌گوید من فلان می‌خواهم آن یک می‌گوید من لوله‌کشی می‌خواهم این را باید شهرداری‌ها بکنند به سازمان برنامه مربوط نیست اصلاً باید به عقیده من این پول‌ها به مصرف کارهاى تولیدى که پول در بیاورد برسد حالا خودتان می‌دانید

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى ارباب آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده کمی‌برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم تأسیسات صنعتى در بنادر جنوب و توابع از روز شروع بهره‌برداری تا ده ‌سال از هرگونه مالیات معاف است.

مهدى ارباب

نمایندگان- وارد نیست‏

ارباب- در 328 قانون گذشته‏

رئیس- آنجا چرا حول می‌زنید بفرمایید پشت تریبون توضیح بدهید

ارباب- این موضوع در بودجه 328 هم سابقه دارد نسبت به بلوچستان پیشنهاد شده و تصویب شده است به همین مناسبت و براى همین قانون یک قسمت سرمایه‌ها به طرف بلوچستان رفت بنده پیشنهاد کردم که تأسیسات صنعتى در بنادر جنوب و توابع از شروع بهره‌برداری تا ده‌سال از مالیات‌ها معلف باشند براى چه؟ براى این‌که اشخاص رغبت کنند و تطمیع بشوند که در آن هواى سوزان که هیچ وسیله بهداشت و مزایاى حیاتى نیست بروند آنجا و سرمایه‌شان را به کار بیندازند آن جمعیتى که هجرت کرده‌اند برگردند و مردم تشویق بشوند آنجا سکونت پیدا کنند بدبختانه من و یکى دو سه نفر مثل آقاى فرامرزى در مجلس در اقلیت هستیم شما آقایان همه‌تان وکیل ایران هستید مردم با انصافى هستید توجه کنید والله این بنادر بنادر ایران است.

رئیس- آقاى ارباب اینجا مجلس است جاى گریه نیست‏

ارباب- بگذارید گریه بکنم شاید قلب‌شان نازک باشد و یک توجهى بکنند.

دکتر جزایرى- کلمه توابع را از پیشنهادتان بردارید.

رئیس- آقاى صارمی ‌شما مخالفید حرفى دارید؟

صارمى- عرض ندارم‏

رئیس- آقاى دکتر افشار

دکتر افشار- بنده اصولاً با فکر این‌که به صنعت مملکت کمک باشد موافقم ولى با این پیشنهاد که ده‌سال در یک قسمت از مملکت تمام تأسیسات صنعتى از مالیات معاف بشود بنده این‌کار را به مصلحت نمی‌دانم به خصوص با آن کلمه‌ای که به عنوان توابع گذاشته‌اید (ارباب- آن کلمه توابع را حذف می‌کنم) به فرض حذف کلمه توابع هم بنده به مصلحت نمی‌بینم که قانونى در مملکت بگذرد و نقاط مملکت را از لحاظ مشمولیت قانون تفاوت درش ایجاد بکند به علاوه تأسیسات صنعتى مالیات ندهند ولى افراد کوچکى که در همان محل‌ها زندگى می‌کنند از عایدات بسیار ناچیزشان مجبور باشند که مالیات بدهند بنده این را مصلحت نمی‌دانم‏

رئیس- آقاى مشایخى‏

مشایخى (مخبر کمیسیون بودجه)- اصولاً در قوانین مالیاتى مخصوصاً در قانون مالیات بر درآمد در تمام دنیا صنایع داخلى و مؤسساتى که ایجاد ثروت می‌کنند یک بخشودگى‌هایی دارند و در قانون مالیات بر درآمد ایران هم این موضوع قابل توجه است و تصور می‌کنم که در کمیسیون قوانین دارایی هم توجه کرده‌اند که براى این‌که مؤسسات صنعتى در کشور تکمیل بشود براى یک مدتى معافیت از مالیات داشته تاشند جناب آقاى وزیر دارایی الان فرمودند که در قانون خاصى این موضوع تأمین شده است (صارمى- در قانون تشویق صادرات است) (صحیح است) براى مدت پنج‌سال چون ده‌سال زیاد است (ارباب- 8 سال بفرمایید) براى مدت پنج سال موافقت شده است که کلیه تأسیسات صنعتى در کشور نه تنها در آن منطقه بلکه در تمام کشور که تأسیس می‌شود از نقطه‌نظر حمایت صنایع داخلى کشور از مالیات معاف باشند در قانون تشویق صادرات هم این موضوع پیش‌بینی شده قانونش هم ابلاغ شده است و نظر شما تأمین است‏

ارباب- چون قبلاً تصویب شده است بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

(به شرح زیر خوانده شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده لایحه بودجه اضافه شود

تبصره- وزارت دارایی مکلف است از تاریخ تصویب این تبصره چهل درصد از عایدات حاصله از فروش انواع توتون دخانیات را در ظرف مدت ده روز تا تاریخ واریز بهاى فروش به حساب خزانه‌دارى کل در اختیار مؤسسه دخانیات بگذارد که از محل آن مؤسسه مزبور طبق بودجه مصوب خود رأساً به مصرف خرید توتون به طور نقد نماید و به کشاورزان و تولیدکنندگان به منظور بالا بردن سطح کشت و تولید در امر کشت مساعده بدهد و برنامه‌های ساختمانى خود را اجرا نماید و سایر هزینه‌هاى مربوط به خود را بپردازد مهندس جفرودى- اکبر- محمودى‏

رئیس- آقاى وزیر دارایی فرمایشى دارید؟

وزیر دارایی- می‌خواستم تقاضا کنم که این پیشنهادشان را پس بگیرند چون ما این را تأمین می‌کنیم و بنگاه دخانیات را می‌خواهیم بنگاه تجارتى بکنیم پیشنهاد را پس بگیرید

مهندس جفرودى- ما هم نظرمان همین است پس گرفتیم (احسنت)

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نماید در تبصره 22 بعد از کلمه دامپزشک ماما و پرستار و بهدار هم اضافه شود.مهندس اردبیلى-

موسوى وزیر بهدارى- بنده موافقم یک عرضى هم داشتم.

رئیس- تأمل کنید آقیاى وزیر دارایی شما موافقید.

وزیر دارایی- بلى موافقم‏

رئیس- پس ابتدا باید پیشنهاد دهنده توضیحش را بدهدآقاى مهندس اردبیلى.

مهندس اردبیلى- البته آقایان محترم اطلاع دارند که در دهات ما اغلب نه بهدار داریم نه پرستار داریم و نه ماما حتى مریضخانه‌ها هم که تأسیس شده است به کلى فاقد هستند اگر بنا اشد که اینها نباشند و دهاتى‌ها سلامت نباشند مملکت خالى از سکنه می‌شود بنده تصور می‌کنم که یک پیشنهاد خوبى است براى مملکت و ماما و پرستار و بهدار واجب‌تر از هرچیز دیگر است از آقایان خواهش می‌کنم موافقت بفرمایند که تصویب بشود

رئیس- آقایوزیر بهدارى‏

وزیر بهدارى (دکتر صالح)- بنده تقصیر دارم که در کمیسیون بودجه نبودم وقتی که این موضوع مطرح می‌شد وقتى که کلمه پزشک نوشته می‌شود الان خدمت آقاى مهندس اردبیلى عرض کردم پزشک همیشه شعبى دارد صرف پزشک تنها نیست ما که به ولایات فقط پزشک نمی‌فرستیم بهدار داریم ماما داریم پرستار داریم یک کسى که مریض شد بهدار باید داشته باشد پرستار هم باید داشته شما در ولایات حتماً داروساز لازم دارید و شما داروساز ندارید الان یک مقدار زیادى بقال‌ها دارو را پخش می‌کنند (صحیح است) براى دندان پزشکى قانونى گذراندیم که بایستى اشخاصى که اجازه دندان پزشکى در شهرستان‌ها ندارند استخدام بشوند بروند در ولایات اصلاً بنده خواهش می‌کنم در پیشنهادتان مرقوم بفرمایید پزشک و شعب آن پرانتز باز کنید بنویسید (ماما. بهدار. پرستار. دامپزشک. دندان پزشک. داروساز) صحیح است- احسنت)

رئیس- آقایانى که با این پیشنهاد با اصلاح آقاى وزیر بهدارى مواققند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد

+++

دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیرخوانده شد)

مقام ریاست مجلس شورای ملى پیشنهاد می‌نمایم (جلسه با تصویب کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى) در تبصره 17 تبدیل به جمله (با تصویب مجلس شوراى ملى تبدیل گردد- صارمی

‌مسعودى- (منشى)- نظیر همین پیشنهاد را آقاى سالار بهزادى و عمیدى نورى هم داده‌اند

رئیس- آقاى صارمى‏

صارمى- بنده خیال می‌کنم یکى از اقدام اصلى آقایان نمایندگان نظارت در مخارج کشور است (صحیح است) بدین مناسبت این حق نظارت را نمی‌توان به عنوان وکالت توکیلى به دیگرى واگذار کرد (یک نفر از نمایندگان- در کمیسیون‌ها شرکت کردند) اجازه بفرمایید در این تبصره قید شده اگر چنانچه درآمد عمومی ‌زائد را میزانى باشد که در اینجا پیش‌بینی شده است در حساب مخصوصى نگاهدارى شود و با تصویب کمیسیون بودجه خرج شود بنده عرض می‌کنم چرا با تصویب مجلس شوراى ملى نباشد اضافه درآمد را در حساب مخصوصى نگاهدارى کنیم و اگرخواستیم از او استفاده کنیم لایحه‌ای بیاورند و به مجلس شوراى ملى تقدیم کنند البته به کمیسیون بودجه هم می‌رود و آنجا آقایان اظهار نظر می‌کنند که به تصویب نهایی مجلس شوراى ملى هم برسد تا این‌که حقیقتاً نظارت در مخارج که وظیفه اصلى نماندگان است انجام بگیرد

وزیر دارایی- بنده موافقم اشکالى ندارد حرف صحیحى است‏

رئیس- آقاى دکتر مشى فاطمى‏

دکتر مشیر فاطمى- بنده مخالفم‏

رئیس- یعنى مخالفید که با رأى مجلس باشد آقاى وزیر دارایی هم قبول کردند

دکتر مشیر فاطمى- نه خیر با رأى مجلس مخالفتى ندارم‏

رئیس- آقایان که با این پیشنهاد موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

(به شرح زیرخوانده شد)

مقام ریاست مجلس شورای ملى پیشنهاد می‌نماید که تبصره 3 بودجه 1334 به شرح زیر اصلاح شود به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود در صورتی که رأى خرید قند و شکر و غله و تریاک و مواد دخانیه علاوه بر اعتبار منظور در بودجه اعتبار بیشتر مورد احتیاج باشد تا آنجا که وصولى درآمد کشور اجازه دهد از محل درآمد کشور استفاده نماید و علاوه مبلغ یک هزار میلیون ریال نیز از بانک ملى ایران وام دریافت نماید

رئیس- این پیشنهاد وارد نیست پیشنهاد وام نمی‌توانید بکنید این خرج است.

مرآت اسفندیارى- در خود تبصره هست در همین گزارش هست بنده فقط اصلاحى کرده‌ام‏.

رئیس- بسیار خوب بقیه پیشنهاد قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

و علاوه مبلغ یک هزار میلیون ریال نیز از بانک ملى ایران وام دریافت نمایند از مبلغ فوق اعتبار موردنیاز خریدى را تأمین و در صورت عدم احتیاج دولت ملکف است عین مبلغ را برای تکمیل کارخانه‌هاى قند داخلى و توسعه و ترویج کاشت چغندر قند و تسطیح جاده‌هاى مورد احتیاج و حمل چغندر مصرف نماید و وام مزبور را از وجوه حاصل فروش قند و شکر وارد شده یا تهیه شده کارخانه‌هاى داخلى تصفیه نماید- مرآت اسفندیارى‏

رئیس- این قسمت اضافى وارد نیست این‌که یک هزار میلیون ریال می‌تواند قرض کند این قسمت صحیح است حالا توضیحى دارید بفرمایید

مرآت اسفندیارى- پیشنهادى که بنده دادم با خود تبصره زیاد تفاوت ندارد (صفایی- مورد اختلاف را بفرمایید) مورد اختلاف اینجا در تبصره 3 اجازه وام یک هزار میلیون ریال شده که در صورتی که احتیاج داشته باشند از بانک ملى بگیرند و مصرف کنند بنده استدعا کردم که در صورت تصویب آقایان این هزار میلیون ریال قرض بشود در صورت احتیاج خرید قند و شکر تأمین بشود و در صورت عدم احتیاج (صفایی- به بنده بدهند) به حضرتعالى ممکن است در صورت عدم احتیاج براى تکمیل کارخانه‌هاى قند داخلى و تسطیح جاده‌ها و تولید و ترویج بذر چغندرقند مصرف کنند بنده عرضم در این مورد این است که ممالک دیگر نظیر دولت عراق امروز برنامه‌هایی دارند که به تدریج واردات قند و شکرشان را تقلیل می‌دهند و براى تأمین این منظور کارخانه‌جاتی وارد می‌کنند که از شیره خرما شکر مصرفى داخلى مملکت را تأمین می‌کنند این یک مرحله است مرحله دوم کارخانه‌هاى داخلى بیشتر از دو ماه کار نمی‌کنند در صورتى که با تهیه وسایل جدید ممکن است عوض حمل چغندرقند کارخانه‌هایی را بفرستند به قراء و قصبات و شهرستان‌ها که شیره چغندر را در همان محل بگیرند و شیره را بیاورند در محل ذخیره کنند و به همین ترتیب ممکن است یک کارخانه قندى در سال به عوض دو ماه شش ماه کارکند و محصول کارخانه هم زیاد خواهد شد از فروش این قند و شکرممکن است وامی ‌را که دولت از بانک گرفته تأمین کند متأسفانه در مملکت ما اصولاً مقدار زیادى کارخانه قند خریدارى شده ولى به هیچ‌وجه پیش‌بینی نشده که براى به راه افتادن این کارخانه جاده لازم است ترویج محصول و کمک به مالک لازم است که بتواند چغندر فراهم کنند و به کارخانجات بیاورند الان در سیرجان کارخانه قند دولتى در حال ساختمان است که متجاوز از 12 میلیون خرجش شده و شاید متجاوز از بیست، سى میلیون تومان کارخانه‌ای وارد می‌شود و پنجاه شصت میلیون تومان پول می‌خواهد و در سال هم دو ماه بیشتر کار نمی‌کند چرا؟ براى این‌که نه جاده ساخته می‌شود و نه ترویج و کمک می‌شود.

رئیس- این پیشنهاد وارد نیست‏

مرآت استفندیارى- بنده پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

اینجانب پیشنهاد می‌نمایم که دو درصد از کل بودجه فرهنگ اختصاص به فرهنگ عشایر داده شود- حمید بختیار (صحیح است)

رئیس- آقاى بختیار بفرمایید ولى مختصر

حمید بختیار- معذرت می‌خواهم و از طول کلام خوددارى می‌کنم خواستم عرض کنم عشایر ایران پنج میلیون نفر از اهالى این مملکتند که متأسفانه جزو هیچ دستگاهى حساب نمی‌شوند نه جزو استآنها هستند و نه جزو شهرستان‌ها و اغلب‌شان همانطور که در زمان نادرشاه زندگى می‌کردند و حالا هم به همان شکل هستند خیلى معذرت می‌خواهم در پانصد سال قبل زنان بختیارى در کوهستان وضع حمل می‌کردند در ظرف یک ساعت دو تا بچه هم روى کولش بود و حمل و نقل می‌کرد و کار می‌کرد امروز در شهرستان‌ها مریضخانه‌ها درست کرده‌اند که اگر زنى وضع حمل کرد ریسندگى می‌کنند ولى عشایر هنوز به همان سبک زندگى می‌کنند این است که بنده این پیشنهاد را کردم که در درجه اول فکرى براى بالا بردن سطح فرهنگ عشایر بشود و از جناب آقاى وزیر دارایی و رئیس سارمان برنامه هم تقاضا می‌کنم که نسبت به این دسته‌ای که در ایرانیتشان هیچ تردیدى نیست یک عطف توجه بیشترى بفرمایند مخصوصاً آقاى وزیر دارایی نسبت به عشایر کمک بیشترى بفرمایند و از آقایان تقاضا می‌کنم نسبت به این دو درصد بودجه فرهنگ رأى بدهند که این دو درصد را اختصاص بدهند به عشایر ایران‏

پورسرتیپ- در دوره هفدهم یک قانونى گذشت همان را اجرا کنند

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- نظر آقاى بختیار صحیح است ولى این پورسانتاژ دو درصد از کل بودجه وزارت فرهنگ چون آقاى وزیر فرهنگ اینجا نیست اگر تصویب شود شاید اختلاف و اشکالى در کار بودجه فرهنگ به وجود بیاید (چند نفر از نمایندگان- رأى نمی‌دهیم) به هر حال بنده از نظر این‌که باید به عشایر مملکت کمک بشود هیچ مخالفتى ندارم و هیچ‌گونه وجه ‌امتیازى بین عشایر و سایرین نیست بنده نظر آقاى بختیار را به وزارت فرهنگ ابلاغ می‌کنم امیدوارم که وزارت فرهنگ یک مبلغ مناسبى در نظر گرفته باشد حالا 2 درصد یا یک درصد نمی‌توانم این را حالا قبول کنم‏

حمید بختیار- بنده پس گرفتم‏

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم جمله ذیل به تبصره 8 اضافه شود هرگاه هر یک از اتومبیل‌ها دولتى در غیر سرویس دولتى در تفریح‌گاه‌ها و گردشگاه‌ها دیده شود راننده هر کس باشد به سه الى شش ماه حبس تأدیبى محکوم شود. مهندس اردبیلى‏

رئیس- این وارد نیست پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم در تبصره 11 جمله به تصویب کمیسیون بودجه تبدیل به (تصویب مجلس شورای ملى) شود.عمیدى نورى

رئیس- آقاى عمیدى نورى بفرمایید

عمیدى نورى- عرض کنم در تبصره 11 یک عبارتى است ملاحظه بفرمایید آقاى وزیردارایی اینجا گفته شده است بین حقوق ادارات دولتى و سازمآنها و بنگاه‌ها و شرکت‌ها اختلاف است و وزارت دارایی و دولت مکلف است که در این خصوص مطالعاتى بکند و براى اجاد تناسب بین حقوق‌ها با تصویب کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى این کار را بکند بنده معتقد هستم این کارى است خارج ار اختیار کمیسیون بودجه تعیین و اشل حقوق از وظایف مجلس شوراى ملى است بایستى در مجلس این مطرح بشود حتى به شکل لایحه باشد ما چطور می‌توانیم یک کارى که محتاج به لایحه است و محتاج به اجازه مجلس است و یک کار اصولى را بیاوریم به تصویب کمیسیون بودجه بگذاریم بنده معتقدم که به جای کمیسیون بودجه بنویسیم به تصویب مجلس شوراى ملى به همین جهت پیشنهاد دادم که این جمله اصلاح بشود و در این تبصره جمله (کمیسیون بودجه) تبدیل شود به (مجلس شوراى ملى) و چون آقاى وزیر دارایی در تبصره 17 این را قبول فرمودند که به جای کمیسیون بودجه، مجلس باشد این است که اینجا هم موافقت بفرمایند که در یک لایحه این همه خلاف اصل نشده باشد که در یک جایی کمیسیون بودجه تبدیل به

+++

مجلس شده و در اینجا را به کمیسیون بودجه بدهیم (صحیح است)

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- اولاً اشتباه نشود موضوت تغییر اشل در کار نیست (صحیح است) موضوع ایجاد تناسبى است چون مطالعه دقیقى لازم دارد فکر کردیم این ایجاد تناسب را اگر دولت بخواهد بکند تجربه کردیم در دولت آقاى دکتر مصدق و عملى نشد این بود خواستم در یک مرحله بالاترى باشد که کمیسیون بودجه باشد ولى در مجلس شوراى ملى وقتى ما مطرح می‌کنیم که قضیه اشل باشد به معناى واقعى اشل خواستم توجه آقاى عمیدى نورى را جلب کنم که این‌کار به آن صورت نخواهد گذشت چون به قدرى در آن اظهار نظر خواهد شد که درست نمی‌شود و این هماهنگى هم از بین می‌رود اجازه بفرمایید این را به طور آزمایش امسال بیاوریم در کمیسیون بودجه به تصویب برسانیم نتیجه‌اش را به بینیم بعد اگر واقعاً اشل را روى آن معین کردیم آن وقت به مجلس بیاوریم چون حالا در آن مرحله تعیین اشل نیست‏

رئیس- آقاى عمیدى نورى پیشنهادتان را پس می‌گیرید

عمیدى نورى- بنده معتقدم این خلاف اصل است حالا آ قایان نمی‌خواهند رأى ندهند حقایق را عرض می‌کنم من می‌خواهم یک کارى خلاف اصل نشود

رئیس- آقایانی که با این پیشنهاد اصلاحى موافقند قیام فرمایند (عده کنترى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم قسمت اخیر ماده 14 به این صورت اصلاح شود: مطابق مقررات زمان خود واریز شود. دولت آبادى‏

رئیس- آقاى دولت آبادى

دولت‌آبادى- توجه مجلس به انجام وظیفه مهمی‌که در پیش دارد و امشب هم انشاءالله انجام می‌شود قابل تقدیر است ولى بنده جمله‌ای که به نظرم می‌رسد اینجا قرائت می‌کنم که امیدوارم مورد توجه آقایان قرار بگیرد در تبصره 14 نوشته است «کمیسیون ارز مجاز است حساب تعهدات ارزى مربوط به صادرات تا پایان سال 1330 را که تاکنون واریز نشده است با دریافت تفاوت نرخ خرید و فروش واریز نماید» بنده پیشنهاد کردم که به جای دریافت تفاوت خرید و فروش نوشته شود طبق مقررات زمان خود علتش هم این است که اشخاصى آمده‌اند طبق مقررات زمان یک تعهد ارزى داشته‌اند چرا واریز نکرده‌اند، این معنى ندارد که افرادى دینشان را ندهند و تعهداتشان را انجام ندهند بعد ما بیاییم به موجب یک قانون موخرى براى آنها تسهیلات قائل شویم، (تیمورتاش- تسهیلات است یا عکس آن؟) نمی‌دانم باید توضیح بدهند معلوم شود هرچه باشد به نظر بنده ترتیبى که در این تبصره درنظر گرفته‌اند صحیح نیست باید طبق مقررات زمان خودش واریز بشود و امروز باید بهش فشار بیاوریم و حسابش را تصفیه کنیم.

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- از نظر اصل فرمایش آقا صشحیح است متأسفانه نه تنها در این مورد مصداق پیدا می‌کند در خیلى از موارد دیگر هم مصداق پیدا می‌کند ولى چرا ما یک چنین پیشنهادى کردیم؟ براى این‌که عده‌ای که تعهد ارز داده‌اند خود صادرکنندگان نبوده‌اند این دلالى بوده است که تعهد داده به کمیسیون ارز بدون کنترل و الان قابل اصول نیست کمیسیون ارز چندین سال است که این اشخاص را تعقیب می‌کند متوارى شده‌اند به این طرف و به آن طرف رفته‌اند و از بودن و ماندن این پرونده‌ها نتیجه گرفته نمی‌شود چیزى که ما تجربه داریم سوءاستفاده می‌شود خود آقایان دیدید اغلب این پرونده‌هاى مالیاتى غیرقابل تصفیه را هر سال باز می‌کند مؤدى را احضار می‌کنند و چیزى ازش می‌گیرند و دو مرتبه بسته می‌شود و چیزى وصول نمی‌شود حالا ما خواستیم این قسمت‌هاى گذشته را به نحوى از انحاء تمام کنیم و بپردازیم به کارهاى تازه در سال‌هاى قبل آمدند با تفاوت فرض کنید در خرید و فروش یک دلار 4 ریال یا 3 ریال مبلغى گرفتند یک درآمدى براى دولت به دست آمد این پرونده گذشت و رفت حال بنده این را قبول دارم که بتوانیم تفاوت نرخ خرید و فروش زمان تعهد را بنویسیم (عبدالصاحب صفایی- چون تخلف کرده اعلى القیم را بگیرید آن وقت ده‌شاهى بود الان دو ریال است چون تخلف کرده حالا بهش تخفیف می‌دهید؟) ما هم مقصودمان همین است ولى فرمایش جناب آقاى دولت‌آبادى از نظر اصل درست است ممکن است آن موقع ارزان‌تر بوده حالا گران‌تر شده است على‌ایحال کمک می‌شود که یک مقدار پرونده‌هاى غیرقابل تصفیه از بین برود و مایه مزاحمت مردم مرا فراهم نکنیم و این مردمی‌ که حالا مورد تعقیب ما هستند واقعاً صادر کننده نبوده‌اند حالا بسته به نظر آقایان است بنده اصرارى در این‌کار ندارم.

رئیس- آقاى تیمورتاش‏

تیمورتاش- بنده در مورد دیگرى عرض کردم باز هم تکرار می‌کنم شما را به خدا از یک اصل مورد زیانى که موجب تسهیل کار می‌شود وکسى که عدول کند از مقرراتى عاقبت یک راه چاره‌ای پیدا خواهد کرد از این اصل صرف‌نظر بفرمایید اگر آن چیزى که جناب آقاى دولت آبادى فرمودند به این مفهوم است که در واقع جریمه قائل بشویم بنده صد درصد موافقم (دولت‌آبادى- ارزش را باید داده باشد) صحیح است و اگر مبنى بر این باشد چون من تمرد کرده‌ام سرپیچى کرده‌ام چون من دفع‌الوقت کرده‌ام امروز فردا براى من راه چاره‌ای پیدا می‌شود براى فرار از پرداخت تعهدات خود این والله به خدا تشویق مردم است به این‌که تخلف بکنند آقایان کوشش بفرمایید از این عمل جلوگیرى بفرمایید این نظر بنده است. (احسنت)

رئیس- رأى گرفته می‌شود به اصلاحى که پیشنهاد شده است آقایانی که موافقند قیام فرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌نمایم در تبصره 22 این‌طور اصلاح شود

به جای (با اجازه کمیسیون مجلس شوراى ملى) در حدود بودجه مصوب با تصویب نامه هیئت وزیران. عمیدى نورى‏

رئیس- کمیسیون بودجه را بنده اختیارش را نمی‌دهم به تصویب‌نامه هیئت وزیران این پیشنهاد وارد نیست و بنده رأى نمی‌گیرم.

عمیدى نورى- اجازه بفرمایید بنده عقیده‌ام را بگویم اینجا مجلس شوراى ملى حق توضیح هم ندارم؟

رئیس- ولى چون تشخیص با من است من می‌گویم که وارد نیست.

عمیدى نورى- این کار اجرایی است اجازه بفرمایید توضیح بدهم.

رئیس- شما می‌خواهید حق کمیسیون را سلب کنید

عمیدى نورى- این کار اجرایی است انتخاب معلم با وزیر است نه با کمیسیون بودجه می‌گویم اگر می‌خواهید معلم انتخاب بکنید با اجازه وزیر است نه با اجازه کمیسیون بودجه.

رئیس- خودشان گذاشته‌اند.

عمیدى نورى- اشتباه فرموده‌اند این کار اجرایی است برخلاف قانون اساسى است قوه مقننه از قوه مجریه مجزا است انتخاب معلم و دبیر و وقاضى با اجازه کمیسیون بودجه نباید باشد.

دکتر جزایرى- این برخلاف اصل است باید از بودجه تجاوز کرد درست است.

رئیس- آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- عرض کنم براى آقاى عمیدى نورى سوءتفاهمی ‌پیش آمده این استخدام نیست اجازه استخدام است چون در گزارش کمیسیون بودجه نوشته است که استخدام جدید مطلقاً ممنوع است و اگر بین کارمندان اضافى دولت مستخدم مورد لزوم نبود و احتیاج بود این تشخیص احتیاج را کمیسیون بودجه بدهد و این قید به نظر بنده لازم است چون چندین سال است هى گفته‌اند استخدام جدید ممنوع است و استخدام کرده‌اند بنابراین این را منحصر بکنید به تصویب کمیسیون بودجه و آقا هم کاسه از آش گرمتر نباشد.

رئیس- دیگر پیشنهادى نیست آقاى وزیر دارایی بفرمایید.

وزیر دارایی- دو رقم اصلاحى هست در رقم مخارج یکى راجع به مؤسسه یونیسف که یک مؤسسه حمایت از اطفال است و مؤسسه بسیار مفیدى است و تا حالا چندین میلیون دلار به دولت ایران کمک کرده‌اند اخیراً که نمایندگان آن مؤسسه به ایران آمده بودن با نظر وزارت کل بهدارى و دولت قرار شد که دولت در حدود 120 هزار دلار کمک بکند در ماده 56، 57 اعتبار صدوبیست هزار دلار اضافه می‌شود براى این کمک دولت ایران و در مقابل این کمک ناچیز ما تا به حال مبالغ خیلى زیادى استفاده کردیم براى کارخانه شیر پاستوریزه و د. د. ت ولى متأسفانه مراسله‌ای که نوشته بودند به کمیسیون بودجه دیر شده بود این بود که بنده خواستم تقاضا کنم در ردیف 56 بودجه اعتبار 120 هزار دلار اضافه بشود در واقع تعهدات دولت ایران است در سازمآنهای بین‌المللی یک قسمت دیگر هم راجع به باشگاه هواپیمایی و اداره هواپیمایی است که در ردیف 29 است که باید ده میلیون ریال به بودجه آن ردیف اضافه شود خواستم این تصحیح را موافقت بفرمایید که این دو مبلغ به آن دو ردیف اضافه شود (نمایندگان- موافقیم)

مخبر کمیسیون بودجه- بنده قبول می‌کنم‏

رئیس- این را حالا نمی‌توانیم رأى بگیریم ممکن است در موقع رأى نهایی با این توضیح رأى بگیریم که یکى در ردیف 29 که مربوط به باشگاه هوایی است ده میلیون ریال و یکى هم در ردیف 56 که مال یونیسف است که هفت میلیون و پانصد هزار ریال باید اضافه شود آقاى مخبر

مشایخى- بنده قبول می‌کنم چون به کمیسیون بودجه هم نوشته شده‏

رئیس- بسیار خوب در موقع رأى نهایی در نظر گرفته می‌شود یک پیشنهادى هم آقاى ارباب داده‌اند که باز وارد نیست (ارباب- پس می‌گیرم) مذاکره در بودجه تمام شد و براى نظر مشورتى به مجلس سنا فرستاده می‌شود

8- بیانات آقاى رئیس بمناسب پایان اولین سال دوره هیجدهم قانونگذاری‏

رئیس- امروز که آخرین جلسه سال 1333 می‌باشد و نزدیک به یک سال از عمر دوره هیجدهم مجلس شوراى ملى می‌گذرد به درگاه خداوند متعال شکرگذارى می‌کنیم که ما را موفق فرمود تا وظایف قانونى و تکالیف وجدانى خود را انجام

+++

داده و با یک روح وحدت و حسن‌نیت در پیرو تعلیمات و نیات مقدسه اعلیحضرت همایون شاهنشاه براى ترقى و اعتلا کشور و سعادت و آسایش مردم قدم‌هاى مؤثرى برداشتیم (صحیح است) در این سال مجلس شوراى ملى به حل خسلى از مشکلات کشور و رفع اختلافات توفیق یافت (صحیح است) و در این جلسه آخر نیز موفق شد بودجه کشور را قبل از ورود به سال جدید تصویب نماید از خداوند لایزال سعادت همکاران محترم را صمیمانه خواستارم و امیدوارم همواره ما را در انجام وظایف و حفظ قانون اساسى تأیید و توفیق عنایت فرمایند تا بتوانیم درسال آینده همینطور با یک روح توافق کارهاى کشور را به جریان بیندازیم و این دوره را آبرومندانه به پایان برسانیم (نمایندگان- انشاءالله) در خاتمه از مجلس محترم سنا که با حسن تفاهم در پیشرفت امور کشور با ما تشریک مساعى فرموده‌اند و هم‌چنین از مساعى هیئت دولت در همکارى با مجلس شوراى ملى اظهارنظر امتتان و قدردانى می‌کنم.

9- تقدیم استیضاح از آقاى وزیر فرهنگ به وسیله آقاى خلعتبرى

رئیس- آقاى خلعتبرى

خلعتبرى- بنده وزیر فرهنگ را استیضاح می‌کنم‏

رئیس- بسیار خوب استیضاح را در جلسه بعد قرائت می‌کنم‏

10- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس- تا روز پانزدهم فروردین مطابق آئین‌نامه تعطیل داریم روز 17 پنجشنبه می‌شود آن وقت یک روز جمعه داریم و روز بعد هم تولد حضرت حجت و یکشنبه بیستم است حالا بسته به نظر آقایان است اگر مطابق آئین‌نامه بخواهید عمل شود هفدهم باید جلسه تشکیل بشود و یا اگر می‌خواهید که جلسه روز بیستم باشد آقایان باید یک رأیى بدهند که بفرمایند آئین‌نامه نیم‌ساعت زودتر یا دیرتر شده است (جمعى از نمایندگان- بیستم باشد) (اردلان- من یکشنبه بیستم را پیشنهاد می‌کنم) پس رأى گرفته می‌شود به این‌که جلسه روز بیستم باشد آقایانی که موافقند قیام فرمایند (عده بیشترى برخاستند) تصویب شد بنابراین جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده روز یکشنبه بیستم فروردین ساعت 9 و نیم صبح خواهد بود

 (مجلس نه ساعت و یک ربع بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294931!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)