کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/25]

جلسه: 103 مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه اول مهر ماه 1327  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بیانات قبل از دستور آقایان آزاد - وزیر جنگ - فرامرزى - دهقان - اردلان‏

3. معرفى آقایان گلشائیان، وارسته، دکتر شادمان، اشرفى به وزارت دادگسترى دارایی - کشاورزى - بازرگانى و پیشه و هنر

4. پیشنهاد طرح یک‌دوازدهم شهریور ماه‏

5. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 103

مشروح مذاکرات مجلس روز پنجشنبه اول مهر ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بیانات قبل از دستور آقایان آزاد - وزیر جنگ - فرامرزى - دهقان - اردلان‏

3. معرفى آقایان گلشائیان، وارسته، دکتر شادمان، اشرفى به وزارت دادگسترى دارایی - کشاورزى - بازرگانى و پیشه و هنر

4. پیشنهاد طرح یک‌دوازدهم شهریور ماه‏

5. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

 

مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس جلسات قبل را آقاى فولادوند (منشى) به شرح زیر قرائت تشکیل گردید.

دو ساعت و یک ربع به ظهر روز پنجشنبه 25 شهریور مجلس به ریاست آقاى به ریاست رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است.

غایبین بااجازه - آقایان: عزت‌الله بیات. محمد‌على دادور. معین‌زاده. اورنگ. اخوان. ناصرى. بهار. نصرت‌الله اسکندرى. صادقى - نواب.

غایبین بى‌‌اجازه - آقایان: اردشیر شادلو. ضیاء ابراهیمى. جواد عامرى. قبادیان. سلطان‌العلما. معتمد دماوندى. تولیت. کامل. ماکویی. امیر تیمور. دکتر عبده. حسین وکیل. دهقان. دکتر مصباح‌زاده. یمن اسفندیارى. گلبادى. دکتر ملکى. صفا امامى. دکتر دفترى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: دکتر راجى. منصف. شریعت‌زاده. محمد‌على مسعودى. مشایخى.

دیرآمدگان بى‌‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی. مهدى ارباب. حسن اکبر. دکتر اعتبار. عزیز زنگنه. رستم گیو. آقاخان. نراقى. سزاوار. مهندس هدایت. اسلامى. شهاب خسروانى. نیکپور. دکتر هدایت على امینى. اسدى. باتمانقلیج‏

آقاى دکتر طبا راجع به گزارش هئیت بازرسى نسبت به مأمورین گمرک توضیحى دادند.

آقاى صفوى گفتند وارد کنندگانی که از ارز دولتى استفاده می‌کنند پس از تصویب و تحدید منافع به صدی پانزده موجبات تضییع حق کسبه خرده‌فروش را فراهم ساخته‌اند دولت باید متوجه باشد. آقاى مامقانى پس از بیان مقدمه مفصلى اشاره کردند که مجلس به پیشتیبانى دولت‌ها وضع قوانین مفیده توفیق نیافته سپس با اشاره به استقلال هندوستان و رفع مداخله انگلستان از هند و مصر و سوابق وضع ترکیه و عراق گفتند حفظ وحدت ملى و شئون مملکتى بدون توجه به تمایلات مردم محال است و هر گاه ملت با دولت توافق نکند هیچگونه اصلاحى امکان‌پذیر نیست و بعد در باب انحصارهای دولتى و تمرکز ثروت در دست افراد معدود و سختى و مذلت اکثریت مردم بحث مفصلى نموده گفتند از شهریور به این طرف عایدات دولت بیشتر و سنگینى بار رعیت فزون‌تر و آسایش و رفاه عمومى کمتر شده است و دولت آقاى هژیر با مردمان باتقوى همکارى نمی‌کند و ضمن اشاره به عملیات ایشان در تصدى وزارت دارایی کابینه گذشته پرسش نمودند که اضافه بودجه سال 26 نسبت به سال 25 به استناد کدام قانون بوده است در حالی که تصویب‌نامه جایگزین قانون نمی‌شود و وزرا به استناد تصویب‌نامه دولت از مجازات اعمال خلاف قانون مصون نخواهند بود همچنین به وضع خراب راه پهلوى به آستارا و آذربایجان و کمیابى غله در اردبیل و تخریب شهیدگاه آن شهر براى بناى دبستان اعتراض نمودند.

آقاى حاذقى شرحى راجع به وظایف نمایندگى

+++

در تصویب قوانین و اصلاح وضع مملکت و تأمین رفاه و آسایش ملت بیان کرده گفتند طریقه و رویه فعلى نمایندگان مفید به حال ملک و ملت نیست و ایجاد خطر می‌کند. آقاى آزاد گفتند تلگرافاتی از سزاوار رسیده که مأمورین دارایی مالیات مزورعى و مازاد مطالبه می‌کنند در حالى که دولت مکلف شده است از کسانى که کمتر از سه تن محصول داشته باشند مازاد مطالبه نکند و نیز در باب توقیف حاج علینقى تاجر در دادگسترى و استخلاص مشارالیه توضیحاتى دادند

آقاى نخست وزیر گفتند دولت نمی‌تواند مازاد نگیرد و نان خوب به مردم بدهد در اول تیر 26 موجودى جو و گندم تهران 52 هزار و ششصد تن و در اول 27 موجودى در تمام مملکت 27 هزار تن بوده است باید با تأمل جمع‌آورى و تأمین کرد و نسبت به حاج علینقى و توقیف مشارلیه در دادسرا گفتند مراحل قضایی قرار صادره را وارد ندانست و پس از یک شب توقیف مستخلص شد و هیچگونه اعمال نفوذى نشده است‏

در این موقع رأى به ورود در دستور اخذ و تصویب شد آقاى دکتر معظمى با قرائت قسم‌نامه گفتند بزرگ‌ترین وظیفه نمایندگان رسیدگى به بودجه کشور است و عیب اساسى این بودجه که آقاى نجم‌الملک به مجلس تقدیم داشت و کمیسیون بودجه رفع نواقص نکرد و آقاى هژیر هم همان را قبول نمود این است که وظایف و تکالیف ایالات و ولایات را معین نکرده است سپس با ذکر اقلام درآمد و هزینه و کسر بودجه و قرائت‌نامه کمیسیون بودجه به وزرات دارایی در استعلام از مبانى ارقام پیش‌بینى شده و قرائت ارقام عایدات انحصار تریاک و دخانیات و حقوق گمرکى و درآمد قند و شکر و قماش و عواید دیگر دولت و مقایسه با ارقام بودجه سال 26 و بیان تفاوت آن‌ها گفتند عواید پیش‌بینی شده مبتنى بر اساس صحیحى نیست و به همین جهت وزارت دارایی به نامه کمیسیون پاسخ نداده است و چون در قسمت درآمد پایه اساسى بودجه خرابست کسر بودجه هم در نتیجه ممکن است بیش از این شود دیوان محاسبات نیز وظایف خود را نسبت به بودجه مملکت انجام نمی‌دهد و تفریغ بودجه به مجلس نمی‌آید

آقاى دکتر معظمى در مواد بودجه بحث مفصلى نموده نسبت به تبصره 2 ماده 6 گفتند مخالف اصول و قوانین و ظلم فاحشى است نسبت به مستخدمین که فقط باید بر طبق قانون استخدام محاکمه و منفصل شوند

به طور کلى روحیه مستخدمین خراب شده و حق هم با آنها است زیرا حقه‌بازها و متملقین مقدم بر دیگران هستند و این رویه به نسل آتیه مملکت ضرر می‌رساند وضع مستخدمین باید ثابت شود راه استخدام را هم نباید بست چه این که جوانان کشور براى خدمت باید آماده شوند، سپس به اضافه بودجه نخست وزیرى اشاره کرده در قسمت وزارت جنک گفتند افسرانى که در شهریور به مملکت ضرر زدند باید محاکمه و مجازات و ازمناسب و مشاغل خود محروم شوند همچنین کسانى که براى خرید اسلحه رفته بودند حساب‌شان را بدهند مدت نظام وظیفه نیز باید کمتر باشد تا رعایا زودتر به مزارع خود برسند و راجع به ایلات گفتند با یک حکومت مرکزى تقویت شود اسلحه در دست دیگران نباشد از خرید فشنگ نیز خوددارى و کارخانه‌جات اسلحه‌سازى کشور تعمیر شود اداره ژاندارمرى نیز نبایداز وزارت کشور مجزا گردد در باب شهرداری‌ها هم معتقد بودند که شهرها را باید مستقل کرد و شهردارى تهران باید از سیاست دور شود محل‌های شهر را هم تقسیم کنند و رعایا در فروش محصول خود آزاد باشند و بعد در موضوع مرزدارى و مرزبانى و اضافه اعتبار جلوگیرى از قاچاق و ایجاد درماندگاه در تمام کشور وظایف شوراى عالى فرهنک و لزوم انضباط و دیسیپلین در مدارس و رفع نواقصى برنامه شرح مبسوطى ایراد نموده گفتند باید یک دارالترجمه تأسیس و کتب علمى و مفید ترجمه شود و در قسمت وزارت بازرگانى و صادرات و واردات و جلوگیرى از اجناس غیرلازم و تجدید معاهدات تجارتى به ترتیب پایاپاى و تثبیت اساسنامه بانک صنعتى و دور داشتن این بنگاه اقتصادى از امور سیاسى بیاناتى نمودند و نیم ساعت بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس ختم و به روز یکشنبه محول گردید.

سه ربع قبل از ظهر روز یکشنبه 28 شهریور مجلس به ریاست آقاى امیر‌حسین ظفر ایلخان بختیار نایب رئیس تشکیل گردید

غایبین روز یکشنبه 28 شهریور ماه

غایبین بااجازه - اقایان عزت‌الله بیات - محمدعلى دادور - ابولقاسم امینى - عبدالحسین - اورنگ - احمد اخوان - دکتر معظمى - ناصر ذوالفقارى - سزاوار - ابولحسین رضوى - فرج‌الله آصف - احمد بهادرى - جواد گنجه - محمد‌تقى بهار - احمد شریعت‌زاده - نصرت‌الله اسکندرى - محمد‌حسین نواب - حبیب‌الله امین - باتمانقلیج - کهبد.

غایبین بى‌‌اجازه - آقایان: اردشیر شادلو - سلیمان - ضیاء ابراهیمى - جواد عامرى - عباس قبادیان - سلطان‌العلما - ابوالفضل تولیت - کامل ماکویی - آقاخان بختیار - ابراهیم امیر تیمور - دکتر جلال عبده - حسین وکیل - مسعود ثابتى - احمد دهقان - یمین اسفندیارى - منوچهر گلبادى - دکتر ابوالحسن ملکى - عباس فاضلى - صفا امامى - دکتر متین دفترى.

آقاى دکتر راجى پیشنهاد نمودند پس از ختم مذاکرات آقاى دکتر معظمى مذاکرات در ماده اول کافى است و معتقد بودند بودجه ناقص بهتر از نبودن آن است و تصویب یک‌دوازدهم براى رفع حوائج مملکت کافى نیست‏

آقاى مکى مخالف بوده گفتند هنوز مخالف اصولى نسبت به بودجه نشده و مذاکرات آقاى دکتر معظمى هم خاتمه نیافته است و اضافه نمودند که از 37 هزار سهم نفت جنوب که دست مردم بود و به وزارت دارایی منتقل شده در این بودجه اسمى برده نشده است‏

تقاضاى آقاى نورالدین امامى براى بیان مطلب فورى قرائت شد و اظهار داشتند زائرین مکه معظمه دچار تضییقات مؤسسات حمل و نقل شده‌اند یا دولت تشریفات و لوازم مسافرت آن‌ها را فراهم کند و یا از مسافرت آن‌ها جلوگیرى به عمل آید

آقاى مهدى ارباب تلگرافى راجع به احیای قنوات بلوچستان و ابراز اهالى از عطیه ملوکانه قرائت نمودند و از حسن انجام وظیفه بنگاه بیمارستان رازى شکایت کردند همچنین نسبت سرقت پانصد هزار ریال اسکناس در پستخانه اظهار نمودند دولت نتیجه اقدامات خود را به اطلاع مجلس برساند.

آقاى وزیر پست و تلگراف نیز اظهار نمودند که به عرض مجلس خواهد رسید.

آقاى نبوى در باب جمع‌آورى غله گفتند وضع غله در کشور ما بسیار خوبست. در این موقع چون عده براى مذاکره کافى نبود جلسه به عنوان تنفس ختم و به روز سه‌شنبه محول گردید.

یک ساعت و بیست دقیقه قبل از ظهر روز سه‌شنبه 30 شهریور مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

غایبین روز سه‌شنبه 30 شهریور ماه‏

غایبین بااجازه - آقایان: محمد‌على دادور - معین‌زاده - اورنگ - احمد اخوان - دکتر معظمى - امیر حسین ظفر بختیارى - ناصر ذوالفقارى - ابوالحسن رضوى - آصف - بهادرى - مسعودى - گنجه‌ای - بهار - نصرت‌الله اسکندرى - دکتر مصباح‌زاده - حائرى زاده - سالار بهزادى - نواب - افشار - حبیب‌الله امین.

غایبین بى‌‌اجازه - آقایان: شادلو - ضیاء ابراهیمى - جواد عامرى - قبادیان - سلطان‌العلما - تولیت - رفیع - کامل ماکویی - آقا خان بختیار - امیر تیمور - دکتر عبده - حسین وکیل - احمد دهقان - یمین اسفندیارى گلبادى - دکتر ملکى - فاضلى - صفا امامى - دکتر متین دفترى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: دکتر بقایی - محمد ذوالفقارى - گرگانى - دکتر طبا - صفوى.

دیرآمدگان بى‌‌اجازه - آقایان: محمد‌حسین قشقایی - بیات - مهدى ارباب - حسن اکبر - عزیز زنگنه - معتمد دماوندى - نراقى - سزاوار - دکتر آشتیانى - شریعت‌زاده - شهاب خسروانى - نیکپور - دکتر امینى - قهرمان - اسدى - باتمانقلیج.

آقاى نبوى در دنباله مذاکرات جلسه قبل راجع به فراوانی غله و بى‌‌ترتیبى عمل جمع‌آورى بالاخص قدغن حمل غله در داخل کشور تذکراتى داده گفتند این رویه موجب وحشت مردم شده باید منع حمل و نقل داخلى موقوف و خروج از سرحد ممنوع گردد، سپس در قسمت راه آهن و طرق شوسه و اهمیت راه در اصلاحات مملکتى و لزوم تکمیل راه‌های نیمه‌تمام از جمله شاهرود و سبزوار به مشهد توضیحاتى داده معتقد بودند از طرف مجلس به دولت نوشته شود که در ساختمان راه‌ها تسریع به عمل آید.

در این موقع پیشنهاد کفایت مذاکرات نسبت به ماده اول بودجه تصویب و پیشنهادات قرائت گردید

آقاى کهبد پیشنهاد نمودند تکمیل ساختمان‌های نیمه‌تمام دولتى و مریضخانه‌ها در بودجه عمرانى کشور مقدم قرار گیرد و در این باره توضیحاتى دادند و تعیین تکلیف آن موکول به حضور وزیر دارایی شد.

آقاى دکتر اعتبار پیشنهاد نمودند قرائت پیشنهادهای ماده اول موکول به حضور وزیر دارایی و ماده دوم مطرح گردد مخالفى نبود و ماده دوم مطرح گردید ولى چون ضمن قرائت این ماده چند بار مجلس از اکثریت افتاد رئیس جلسه را ترک نمودند و مجلس تعطیل و به روز پنجشنبه محول شد.

+++

رئیس - آقاى فرامرزى نسبت به صورت مجلس فرمایشى داشتید؟

فرامرزى - خیر قربان.

رئیس - آقاى اردلان نسبت به صورت مجلس نظرى داشتید؟

اردلان - در صورت جلسه یک قسمتى نوشته نشده بود و آن این بود که نماینده محترم آقاى فولادوند ماده دوم را قرائت می‌کردند و بنده در پشت تریبون بودم براى مخالفت نسبت به ماده دوم و تحصیل اجازه هم کرده بودم. استدعاى بنده این است که نوبت بنده محفوظ باشد.

رئیس - در وقتى که ماده دوم بحث می‌شود اجازه شما محفوظ است. آقاى آزاد

آزاد - بنده آن روز که صحبت کردم راجع به این بود که دولت برخلاف قانون دارد مالیات املاک مزروعى از مردم می‌گیرد. آقاى رئیس‌الوزرا هم در این زمینه هیچ صحبتى نکردند و در صورت جلسه هم هیچ قید نشده است. باز هم بنده تذکر می‌دهم که این مالیات املاک مزروعى را که دولت مطابق تصویب‌نامه‌های دوره فترت می‌گیرد برخلاف قانون است.

رئیس - آقاى ارباب‏

ارباب - اولاً تقدیرى که بنده از باشگاه حمایت ماردان کردم اسمى از آن در صورت جلسه نیست و بیمارستان رازى را هم خواستم عرض کنم که جزء مؤسسات به وزارت بهدارى نیست و آن پانصد هزار ریال وجه مسروقه را هم که ذکر کرده‌اند در صورت جلسه گویا پانصد هزار تومان است. این اصلاحات را خواهش می‌کنم در صورت جلسه بفرمایید.

رئیس - دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقاى اسلامى.

اسلامى - عرض کنم در صورت مجلس علت این که ریاست محترم کرسى را ترک کردند ذکر نشده، به عقیده من این ترک کردن کرسى ریاست کافى نیست بایستى از طرف مقام ریاست یک تصمیمات شدید قانونی براى تشکیل شدن جلسات و از اکثریت انداختن اتخاذ بشود. ما چه گناهى کرده‌ایم؟ مرتب و همیشه در جلسه مجلس حاضر می‌شویم و سر وقت هم سر کارمان هستیم می‌خواهیم کارى براى مملکت بشود بنده عقیده دارم اگر این وضعیت می‌خواهد ادامه داشته باشد مجلس را تعطیل بفرمایید که به این ننگ و رسوایی خاتمه داده بشود این چه مجلسى است؟ این چه وضعى است؟

رئیس - اختیارات بنده در حدود آیین‌نامه داخلى مجلس است و البته آنچه که براى حفظ مجلس لازم باشد طبق آیین‌نامه اقدام کرده‌ام و تذکر هم داده‌ام و خواهم داد امیدوارم بعد از این مرتباً جلسات تشکیل بشود و دیگر این ترتیب پیش نیاید (صحیح است) دیگر نظرى به صورت مجلس نیست؟ آقاى دکتر مجتهدى.

دکتر مجتهدى - عرض بنده راجع به صورت مجلس نبود که بنده دو، سه جلسه کمیسیون بهدارى را دعوت کردم و هیچ وقت هم اکثریت نشد می‌خواستم این را عرض کنم که اگر این طور باشد بنده استعفا می‌دهم.

رئیس - صورت جلسات روزهای 25 و 27 و 29 تصویب شد سه نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند.

جمعى از نمایندگان - دستور، دستور

مکى - وزیر دارایی که نیست مجلس نمی‌تواند وارد دستور شود.

رئیس - دستور پیشنهادات ماده اول است چون در ماده اول کفایت مذاکرات تصویب شد پیشنهادات قرائت می‌شود الان هم عده براى رأى کافى نیست (مکى - وزیر دارایی نیست) طرحى هم براى پرداخت یک‌دوازدهم حقوق شهریور رسیده است (صحیح است) (دهقان - مخالفم) و این طرح هم محتاج حضور وزیر دارایی است بودجه هم مربوط به حضور وزیر دارایی است و وقتى حضور پیدا کردند مطرح خواهد شد.

اردلان - اجازه بفرمایید ماده 2 مذاکره بشود

رئیس - ماده دوم براى این بود که عده براى رأى کافى نبود حالا عده کافى است و پیشنهادات ماده اول قرائت می‌شود.

(پیشنهاد آقاى نبوى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم عبارت قسمت 22 لایحه بودجه به طریق ذیل اصلاح شود.

یک نفر از نمایندگان - خود آقاى نبوى نیستند در مسافرتند.

دکتر اعتبار - اشکال آن روز حالا هم وارد است چون آقاى وزیر دارایی نیستند.

مهندس رضوى - چرا آقاى وزیر دارایی مرتب حاضر نمی‌شوند وقتى که بودجه مطرح می‌شود؟

رئیس - هر وقت یک لایحه‌ای مطرح می‌شود لازم است که وزیر مربوطه حاضر باشد که دفاع بکند ولى الان مخبر کمیسیون بودجه هستند (دکتر مصباح‌زاده - وزیر دارایی هم باید حاضر باشد) پس اجازه بدهید نطق قبل از دستور بشود و موافقت بفرمایید قبل از دستور بعضى از آقایان که اجازه خواسته‌اند صحبت کنند.

اردلان - آقاى رئیس اجازه بفرمایید ماده دوم صحبت شود.

رئیس - این مخالف قانون است آقا باید هر ماده‌ای که مطرح شد پیشنهاداتش قرائت بشود و رأى گرفته شود و بعد ماده دیگرى مطرح بشود.

دکتر اعتبار - طرح یک‌داوزدهم که وزیر نمی‌خواهد خود مجلس می‌تواند مطرح کند.

رئیس - چه فرق می‌کند در آنجا هم وزیر باید باشد مخصوصاً در طرح تصریح دارد که وزیر مسئول باید باشد (اقبال - قبل از دستور صحبت کنید) آقاى آزاد.

2. بیانات قبل از دستور آقایان آزاد - وزیر جنگ - فرامرزى - دهقان - اردلان‏

آزاد - عرض کنم بنده خیلى وقت مجلس را نمی‌خواهم بگیرم یک توضیحى بود که می‌خواستم به عرض آقایان محترم برسانم موضوع اول موضوع قحطى مصنوعى است که الان در سرتاسر کشور ایجاد شده بنده می‌خواهم حضور آقایان عرض کنم که این قحطى مصنوعى است و علتش هم این است که محصولات کشور ایران یک قسمت مهمش از دیم به عمل می‌آید و بقیه از قنوات و رودخانه‌ها است (محمد ذوالفقارى - برعکس است) عرض کنم که همیشه در سال‌هایی که در ایران قحطى بوده است قحطى از ماه‌های آخر سال شروع می‌شده به این معنى که در اول سال که وضع رودخانه‌ها خوب بوده گندم به اندازه شش ماه هفت ماه تا نه ماه کشور را داشته‌اند من خودم تقریباً شاهد و ناظر دو سه قحطى هستم این قحطی‌ها همیشه از اواخر سال به اوایل بهار شروع می‌شود (کشاورز صدر - قحطى نیست آقا) چرا هست الان هیچ چیز پیدا نمی‌شود نان نیست الان با وجودى که اول خرمن است و به شهادت اغلب آقایان مالکین و نمایندگان محترم در غالب نقاط گندم خوب به عمل آمده است (صحیح است) و بنده خودم که مسافرت کردم در اول بهار به نیشابور و مشهد و قوچان محصول خیلى خیلى خوب بود و تمام مالکین می‌گفتند محصولى که امسال در دور و بر خراسان هست در هیچ جا نیست و با این حال دولت الان قدغن کرده است که از این ده به آن ده گندم نرود از این شهر به آن شهر گندم نرود (صحیح است) و این یک وحشت فوق‌العاده‌اى در میان مردم تولید کرده است (کشاورز صدر - از قاچاق جلوگیرى می‌شود) من نمی‌خواهم توضیح بدهم که چقدر گندم قاچاق کرده‌اند.

رئیس - آقاى کشاورز صدر شما حق ندارید نطق ناطق را قطع کنید بگذارید صحبت کنند بفرمایید آقاى آزاد.

آزاد - ... عرض کنم حضورتان با این که محصول خیلى خیلى زیاد است دولت وضعیتى ایجاد کرده است که الان روز به روز قیمت گندم بالا می‌رود بنده خودم همیشه در زندگانى دیده‌ام که هر وقت یک سیاستى در بین بوده است قضیه نان و گندم را به میان آورده‌اند و سیاست نان در ایران و مخصوصاً در تهران یک سیاستى است که همیشه مطمح نظر خارجی‌ها و داخلی‌ها بوده (صحیح است) بنده معتقدم که این سیاستى که دولت پبش گرفته البته مربوط به یک مسائل دیگرى است و مربوط به کمى گندم و قضیه نان نیست حالا اگر این قضیه مربوط به نفت است یا مربوط به چیز دیگرى است بنده نمی‌دانم در هر صورت یک قحطى مصنوعى در داخله مملکت درست کرده‌اند که مردم سرشان گرم باشد و از صبح تا شام بروند در دکان نانوایی و نان دست‌شان نیاید تا کارهایی که دولت در نظر دارد و می‌خواهد بکند به این وسیله انجام دهد (صحیح است) موضوع دوم که بنده می‌خواهم به عرض آقایان برسانم قضیه یاغیان جنوب است بنده لازم می‌دانم در این زمینه یک قدرى توضیحات بیشتر بدهم در جنوب دو سال و نیم قبل که یک عده‌اى ریختند و نظامی‌ها را کشتند هیچ موجباتى در آنجا وجود نداشت (صحیح است) در شمال البته یک تحرکاتى از طرف روس‌ها به عمل آمده بود تشکیلات ما را به هم زدند در همان موقع در جنوب هم یک عملیاتى شد در مقابل کارهایی که در شمال می‌کردند یعنى آن هم مصنوعى بود و طبیعى نبود (رحیمیان - تحریکات بیگانه بود آقاى آزاد) اجازه بدهید بنده توضیح بدهم در چهل پنجاه سال پیش از این سلطان ایران دستور داد که یک قزاقخانه‌اى درست بکنند صاحب‌منصبان این قزاقخانه‌ها هم روس بود و تقریباً عامل امپراطورى تزار بودند بعد از آن که قرارداد

+++

1907 بسته شد سیاست ایران را قزاق‌ها به طرف روس‌ها متمایل کرده‌اند انگلیس‌ها هم به خیال افتادند که در جنوب هم مثل همین قشون یک قشونی درست بکنند بعد هم درست کردند به نام پلیس جنوب اسپباریک یک قشون آن‌ها در جنوب درست کرده بودند براى اجراى قرارداد 1907 و قزاق‌ها هم که اینجا بودند تقریباً تا آخر جنگ وقتی که در روسیه انقلاب آن قزاقخانه را به هم زدند وضعیات جنوب هم از بین رفت موقتى که در آذربایجان خارجی‌ها آمدند و آن وضعیت پیشه‌ورى و اینها را به وجود آوردند انگلیس‌ها ها هم در جنوب خواستند این عمل را انجام بدهند به این معنی که آن‌ها مطمئن نبودند که این‌ها بیرون بکنند از شمال و گفتند که اگر آن‌ها را بیرون نکردند ما هم در این‌ها یک دسته‌ای را درست می‌کنیم در مقابل روس‌ها و به همین جهت آمدند یک جاهایی را گرفتند و جنوب را غارت کردند بنده خیلى تعجب دارم جناب سپهبد احمدى و سهپد رزم‌آرا که این‌ها از افسرهاى ارشد این مملکت هستند و مردم اظهار عقیده می‌کنند که این افسران مردمان وطن‌پرستى هستند بنده خیلى تعجب می‌کنم با این وطن‌پرستى که آقایان دارند چطور اجازه داده‌اند که یک عده اشخاص که در جنوب آمدند یک عده‌ای را کشتند به تحریک اجنبى و در حدود 150 تا پستان‌هاى زن‌ها را بریدند در صورتی که به هیچ وجه موجباتى نبود حالا اینجا این آقایان آمده‌اند در تهران شاید خدمت آقایان هم رسیدند و آقایان هم براى آن‌ها چاى دادند: آقایان شما سرباز هستید اینها یک عده‌ سرباز را کشته‌اند روح سربازى شما چطور به شما اجازه می‌دهد که این عده‌ای که یک عده افسر و نظامى را گرفتند و کشتند شما هنوز این‌ها را مجازات نکرده‌اید من این گله را هم از شما و هم از آقاى رزم‌آرا دارم اخیراً شنیده‌ام که این حیات داودى که تحت حمایت انگلیس‌ها هست و به او از طرف دولت انگلیس‌ها درجه (سى آی اى) داده‌اند یعنى دوست ساحلى انگلستان و حمایل هم به او داده‌اند پدرش هم همین طور بوده است و الان هم حقوق می‌گیرد آن وقت آقاى هژیر آمده‌اند به ایشان اجازه شیلات داده‌اند که آنجا شرکت شیلات درست بکنند و 3 میلیون لیره هم می‌خواهند به او ارز بدهند (یک نفر از نمایندگان - این طور نیست) چرا آقا هست درجه سى آى اى به او داده‌اند حمایل داده‌اند حقوق می‌گیرد از قنسول‌خانه عرض کنم که حالا می‌خواهند 3 میلیون لیره ارز به او بدهند براى این که این که این کارخانه را وارد بکند در صورتى که این کارخانه پانصد هزار تومان بیشتر ندارد و این 3 میلیون لیره را آقاى هژیر می‌خواهند بدهند به این شخص (یک نفر از نمایندگان - به کى آقا؟) به همین حیات داودى به فتح الله حیات داودى می‌خواهند 3 میلیون ارز بدهند کارخانه شیلات وارد بکند من خیلى تعجب دارم در این قضیه مطابق اظهار انگلیس عقایدى که رجال سیاسى می‌کنند امپراطورى انگلیس دیگر پایه‌هایش متزلزل شده است و فرو ریخته است و شاید در مقابل آمریکا و روسیه‏ در درجه سوم باشد باخمه این‌ها باز یک عده‌اى از ماها مقام الوهیت براى این امپراطورى قائل شده‌ایم و هر چه می‌گوید قبول می‌کنیم! من تعجب دارم که به چه مناسبت آقاى هژیر حاضر شده است که امتیاز این کارخانه شیلات را به حیات داودى بدهد و دو سه میلیون ارز هم به این شخص بدهد من جداً به این قضیه اعتراض دارم و خواهش می‌کنم که آقایان در این مسئله دقت بفرمایند و اجازه ندهند که آقاى هژیر هر چه دلش می‌خواهد بکند این عرایض بنده است (صحیح است)

رئیس - آقاى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ (تیمسار سپهبد امیر احمدى) - بنده نهایت متأسفم که با این که آقاى آزاد یک مرد خیلى شریفى هستند ابداً تاریخ را مطالعه نکرده‌اند و یک توجهى نسبت به اوضاع و احوال مرزهاى کشور نکرده‌اند ایلات و عشایر ایران به شهادت تاریخ همیشه در مقابل تهدیدات شدید اجانب قرار گرفته‌اند (صحیح است) و با بهترین فداکاری‌ها با بهترین جان‌فشانى‌ها در این مملکت خدمت کرده‌اند آقاى آزاد من خیلى متأسفم جنابعالى از روحیه عشایر اطلاع ندارید (آزاد - اطلاع ندارید) (غضنفرى - هیچ کس نمی‌تواند به عشایر توهین کند)

 (فرامرزى - آقا غارت بر این عشایر جایز است براى ایلات جایز است؟) تاریخ ایران می‌دهد که هر وقت مرزهاى مملکت تهدید شده است بزرگ‌ترین خدمت را به ایران کرده‌اند (صحیح است) اگر گاهى اتفاق افتاد که یک عناصر ناپاکى عشایر را تحریک کردند و عشایر در نقاط ضعف مملکت یک حرکات ناشایسته‌ای کرده‌اند از ارتش شایسته نیست که این را در نظر بگیرد و معامله متقابله بکند آن‌ها افراد این کشور هستند (صحیح است) این‌ها نفر هستند آقاى آزاد این‌ها عده زیادى را تشکیل می‌دهند و جایز نبودند که برادرکشى در ایران درست شود این‌ها افراد هستند که نباید آن‌ها را کشت به مناسبت این که چرا عمل زشتى کرده‌اند به عقیده بنده این قدر که دولت و ارتش وظیفه دارد که به تربیت و تعلیم عشایر و ایلات بپردازد حق ندارد آن‌ها را بکشد (فرامرزى - هرکس غارت کرد او را نگ هدارند)

به علاوه آقاى آزاد گفت‏

ناکرده گناه در جهان کیست بگو         آن کس که گنه نکرد چون زیست بگو

یک نفر از عشایر که آمد مرتکب عمل بدى شد این دلیل این نیست که یک جا همه را بگیرند من خیلى متأسفم که فرصت نشد شرح مسافرت بوشهر خودم را براى آقایان نمایندگاه محترم توضیح بدهم (صدرزاده - حالا بفرمایید) بوشهر به طوری که آقایان استحضار دارید در خرداد ماه مردمش متحصن شدند و از گرسنگى شکایلات و تلگرافات متعدد کردند من براى این که وزیر کشور بودم و برای آن که بهتر بررسى بکنم حتى در بعضى تلگرافات یک عباراتى بود که غیر قابل تحمل بود آن عبارتى بود که ما مأیوس شده‌ایم از رؤساى مملکت البته این جمله خیلى زننده‌ای بود براى این که عبارت روشن شود بنده خودم رفتم بوشهر و دو نفر هم همراه بودند به دردهای مردم رسیدگى کردیم مردم حق داشتند زندگى بسیار سختى داشتند اوضاع زندگى بعضى‌های‌شان بسیار سخت و ناراحت بود ولى من قدر از عمرم بیشتر می‌گذرد حس احترام و پرستشم نسبت به ایرانى و ایران بیشتر می‌شود براى این که این ایرانى چوب می‌خورد و چوب می‌جوید و در تمام پرونده‌های شهربانى این شهر که من مراجعه کردم یک پرونده سرقت نداشت (صحیح است) من براى این که بتوانم زندگى مردم را سر و صورتى بدهم تأمین ارزاق‌شان را کردم اوضاع زندگى آن‌ها هم بسیار مشکل بود اما من پیشنهاداتى به دولت دادم از قبیل کمک به تجار و اطاق بازرگانى و چه و چه ازجمله به این فکر افتادم که بلکه بتوانم قضیه دریای بوشهر و ماهگیرى آن را هم سر و صورتى بدهم و با آن‌ها صحبت کردم یک عده‌اى را هم جمع کردم یک عده‌اى را هم جمع کردیم مطرح کردیم این موضوع را که اگر بتوانیم این وضعیت را به وجود بیاوریم شاید کمکى به مردم بشود چون در دریاى بوشهر دیگر هیچ شکل وسیله‌ای ندارند مردم هیچ شکل عایداتى ندارند اگر آقاى آزاد یک مسافرتى می‌فرمودند به بوشهر خیلى خوب بود که این عمارات چه جور خرابه شده وزیر و رو شده این سکنه بوشهر چطور متوارى شده‌اند (دکتر مصباح‌زاده - همه بنادر بندرعباس مخصوصاً) آن وقت متأثر می‌شدند و آن وقت طرفدارم می‌شدند که یک نفر ایرانى یک شرکتى تشکیل بدهد (آزاد - بلى یک نفر ایرانى) آقاى آزاد حیات داودى البته او خائن نیست نسبت به مملکت او این طور هم که می‌گویند نیست (ازاد - پس بوشهر را کى تصرف کرد) خوب آن را عرض کردم که اگر اشتباهى بکند یک فرد آن فرد قابل تربیت است نباید او را اذیت کرد و درصدد معامله متقابله افتاد او آمده یک سرمایه‌ای تهیه کرده است که بتواند از دولت کسب اجازه کند و این امتیاز را بگیرد من به این مسئله کمک کرد و به این موضوع هم توجه دارم که این عمل انجام بگیرد و حالا هم پشتیبان آن هستم که باید براى بوشهر کمک کرد تا وضعیت بوشهر خوب شود این اشتباهى است که آقاى آزاد کرده‌اند.

دکتر مصباح‌زاده - یک دفعه هم تیمسار باید به بندرعباس تشریف ببرند

رئیس - آقاى اردلان‏

اردلان - بنده به نام نطق قبل از دستور اجازه می‌خواهم که مطابق معمول چند دقیقه که حداکثر یک ربع خواهد بود یک مطلب خیلى لازمى به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم اول اجازه می‌خواهم اصل 61 متمم قانون اساسى را وزرا علاوه بر این که به تنهایی مسئول مشاغل مخصوصه وزارت خود هستند به هیئت اتفاق نیز در کلیات امور در مقابل مجلسین مسئول و ضامن اعمال یکدیگرند.

این است که بنده از خود آقاى وزیر جنگ که کمال احترام را دارم و سایر آقایان وزرا که مسئولیت مشترک دارند استدعا می‌کنم چون مسئولیت مشترک دارند به این عرضى که می‌کنم توجه بفرمایید و اگر ممکن است بعد که از این جا تشریف‌فرما شدند در هیئت وزیران این موضوع را مورد مذاکره قرار بدهند. آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند

+++

که بنده عضو کمسیون قوانین دارایی مجلس شوراى ملى هستیم در شش ماه قبل یک نامه‌ای به مجلس شوراى ملى تقدیم شد که رئیس کمیسیون قوانین دارایی این نامه را در کمسیون قرائت کرد یک عده‌ای از بازرگانان یک نامه‌ای به مجلس نوشته بودند که یک مقدار شکرى وارد کرده‌ایم چون فروش این شکرها براى ما ضرر می‌کند تقاضا می‌کنم که کیلویی یک تومان از شکر دولت از ما مالیات نگیرد و اجازه بدهند که ما این شکرها را در بازار آزاد بفروشیم، کمیسیون قوانین دارایی گفت که همین بازرگانان محترم موقعى که چایی را وارد کردند بسته‌ای در تومان 25 تومان و سى تومان در بازار آزاد فروختند هیچ وقت نیامدند به مجلس بگویند به دولت بگویند که ما دو تومان خریده‌ایم و سى تومان فروخته‌ایم و از این راه به مصالح اقتصادى و بهبود وضع کشور یک پولى کمک بکنیم بنابراین موضوع ندارد تاجر دفترى دارد که یک طرفش سود و یک طرفش زیان نوشته شده است وقتى که آخر سال سود و زیانش برابرى کرد او نباید مزاحم دولت بشود بنابراین وظیفه دولت در این مورد این است که مطابق قوانین و نظامات کشور رفتار بکند قوانین و نظامات کشور این است که هر یک از بازرگانان کشور وقتى که یک کالایی وارد کرد به گمرک ایران حسابى که از چندین سال پیش به این طرف معمول به بود این تاجر باید براى خودش، عوارض مالیاتى را به گمرک بپردازد جنس خودش را از گمرک خارج بکند و اگر این کار را نکرد و در موعد معین این جنس را خارج نکرد مطابق آیین‌نامه گمرکى آن جنس حراج می‌شود مالیات دولت برداشته می‌شود و مازاد پولشان را به آن صاحب کالا می‌پردازند بنابراین این از اول مشروطیت تا حالا سابقه نداشته است که یک تاجرى جنسى وارد بکند در گمرک وقتى که دید ضرر می‌کند بیاید به یقه دولت بچسبد و بگوید بیا این جنس را از من بخر و در موقعى که جناب آقاى حکیم‌الملک رئیس دولت بودند به هیچ وجه به این اظهارات این آقایان که برخلاف قانون بود ترتیب اثر ندادند و این کالاها در گمرک ماند تا این که در تاریخ 28 شهریور 1327 یک خبر مهمى بنده در جراید خواندم و بنده این خبر را الان می‌خوانم و در اطراف آن و این تصویب‌نامه‌ای که آقایان وزرا به مسئولیت مشترک امضا فرموده‌اند و زیانى که از این تصویب‌نامه به مملکت وارد آورده عرض می‌کنم بنده فقط از این روزنامه اطلاعات می‌خوانم:

اجازه خریدارى شکرهایی که به وسیله بازرگانان وارد شده است طبق تصویب‌نامه صادره از طرف هیئت دولت به وزارت دارایی اجازه داده شده است شکرهایی که بازرگانان هنگام جیره‌بندى به کشور وارد نمودند و اکنون در بنادر جنوب موجود می‌باشد خریدارى نمایند. قبل از الغای جیره‌بندى قند و شکر از طرف وزارت دارایی به واردکنندگان اجازه داده شد چنانچه کسى بتواند از خارج از سهمیه دولت شکر به کشور وارد نماید، واردکنند به شرط این که براى هر کیلو ده ریال سود بازرگانى به دولت بپردازند، عده‌ای از بازرگانان طبق این اجازه اقدام به ورود مقدارى شکر نموده ولى ورود این شکرها مصادف با موقعى گردید که جیره‌بندى قند و شکر لغو و در نتیجه بهاى این جنس در بازار آزاد ناگهان تنزل نمود واردکنندگان که با لغو جیره‌بندى و تنزل قیمت و پرداخت کیلویی ده ریال سود بازرگانی دچار زیان می‌گردیدند از دولت تقاضا نمودند شکرهاى وارد شده آن‌ها را به قیمت تمام شده خریدارى نماید این مذاکرات مدتى ادامه داشت تا طبق تصویب‌نامه اخیر دولت به وزارت دارایی اجازه داده شده شکرهاى وارد شده موجود در بنادر جنوب را که بالغ بر هشتصد تن می‌باشد از قرار تنى 36 لیره بهاى سیف وزارت دارایی خریدارى نماید (یک نفر از نمایندگان - از کى آقا؟) از این بازرگانان وارد کننده بنده این را نشستم حساب کردم ببینم این تصویب‌نامه که به زیان اکثریت اهالى این کشور است (صحیح است) وبه سود چند نفر اشخاص معین و محدود چقدر به بودجه مملکت تأثیر می‌کند و از عایدات حقیقى مملکت کسر می‌کند و چقدر به مملکت ضرر می‌زند آقایان نمایندگان محترم الان مسبوق هستند که بودجه کل کشور در دستور ما است ما 1883000000 ریال کسر بودجه داریم وقتى یک مملکتى کسر بودجه دارد چطور می‌آید از عایدات مسلم مملکت خودش یک چنین بخشش‌هایی به اشخاص معین می‌کند عرض کنم که مطابق این شرحى که نوشته شده 800 تن شکر در گمرکات موجود بوده 800 تن هر تنى هزار کیلو است هر کیلویی ده ریال می‌شود. 8 میلیون ریال از عایدات مسلم دولت، دولت حاضر به چند نفر اشخاص معین بخشیده؟ بنده می‌خواهم ببینم و بپرسم که در تمام ادوار دوره مشروطیت یک چنین سابقه بوده است که اگر یک کسى جنسى وارد گمرک می‌کرد و از آن ورود جنس ضرر می‌کرد آن وقت این جنس را دولت می‌خرید؟ (آزاد - اگر حق و حساب می‌داد بلی) (یک نفر از نمایندگان - این طور نیست) آن روز هم جنابعالى فرمودید حالا هم می‌گویید بیایید توضیح بدهید آخر این چه وضعیتى است که ما از مردم کردستان و سایر اهالى و افراد این مملکت مالیات جمع کنیم یک دفعه دولت حاضر بیاید 800 هزار تومان پول را به چند نفر از اشخاص معین ببخشد من گمان می‌کنم همه آقایان نمایندگان خیلى خوشوقت می‌شدند اگر صورت اسامى این چند بازرگانان را ما در این مجلس داشتیم و می‌خواندیم ببنیم این‌ها چه اشخاصى هستند (صحیح است) ببینیم این اشخاص مالیات بر درآمد تا حالا به دولت چه اندازه پرداخته‌اند که یک دفعه مورد توجه دولت حاضر واقع شدند و 8 میلیون ریال از کیسه این مردم بدبخت به آقایان جایزه بدهیم؟

اگر تنها این زیان ریالی بود بنده باز هم عرضى نداشتم ولى درآخر تصویب‌نامه ملاحظه فرمودید که این‌ها را در هر تنى 36 لیره دولت به آنها می‌پردازد: آقایان نمایندگان تا حالا هیچ سابقه دارد که یک تاجر ایرانى در داخله مملکت خودش یک جنسى به فروش برساند و به ارز پول بگیرد؟ به چه مناسبت این کار می‌شود! حالا می‌بینم حساب ضرر ارزى این کار چیست؟ آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند دو تصویب‌نامه هیئت وزیران راجع به ارز صادر کرد که مورد استیضاح بنده واقع شد و منجر به رأى سکوت آقایان نمایندگان محترم شد این تصویب‌نامه که مورد اعتراض بنده بود چون خود دولت اجرا می‌کند بنده می‌گویم که خوبست نسبت به همه اجرا بکند بنده می‌گویم تو مگر دولت نیستى و این تصویب‌نامه را اجرا نمی‌کنى نسبت به همه اجرا بکن این آقایان 800 تن شکر داشتند در هر تنى 36 لیره می‌شود 28800 لیره ارز دادند مزابق تصویب‌نامه هیئت وزیران هر کسى ارز براى واردات بگیرد اگر که کالاى درجه یک وارد بکند باید چهل درصد گواهى‌نامه بخرد اگر کالاى درجه 2 باشد شصت درصد و اگر سایر کالاها باشد صد درصد باید گواهى‌نامه بخرد اگر بخواهند کالاى یک وارد بکنند چهل درصد گواهى‌نامه بابت 28800 لیره می‌شود یک ملیون و یکصد و نود و هشت هزار و هشتاد ریال می‌بایستی این آقایان گواهینامه بخرند تسلیم بکنند تا دولت این ارز را به آنها بدهد و اگر بخواهند کالاى 2 وارد بکنند می‌بایستی شصت درصد گواهى‌نامه بخرند این شصت درصد مساوی است با یک میلیون و هفتصد و نود و هفت هزار و یکصد و بیست ریال و اگر بخواهند کالاى دیگر وارد بکنند صد درصد گواهى‌نامه مساویست با دو میلیون و نهصد و نود و پنج هزار و دویست ریال بنابراین یک دفعه ما می‌بینیم که به این آقایان هشت میلیون ریال از خزانه دولت پول نقد داده است و دو میلیون و نهصد و نود و پنج هزار و دویست ریال هم به این آقایان تفاوت ارزى می‌دهد من نمی‌فهمم قضاوت این قضیه با آقایان نمایندگان محترم است و ما در یک دوره‌ای زندگى می‌کنیم که قوانین داریم مقررات داریم در بودجه کل که به مجلس شوراى ملى تقدیم شده است یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال کسر بودجه داریم در جزو عوایدش پیش‌بینى شده 164000000 ریال درآمد انحصار قند و شکر و چاى بازرگانان است که وارد بکنند آن وقت یک قلم آقا می‌آیند به چند نفر اشخاص معین معدود هشت میلیون کمک می‌کنند و یک جاى دیگر 2995200 ریال و همچنین جاهاى دیگر اگر با این طرز واقعاً مملکت ما رو به افلاس و ورشکستگى نمی‌رود بنده عرضى ندارم (صحیح است)

رئیس - آقاى فرامرزى‏

فرامرزى - خیلى جاى تأسف است که آدم توى این مملکت نمی‌تواند حرف بزند براى این که حرف او را آن طورى که او می‌خواهد نمی‌فهمند این که و آن طور هم عمل نمی‌کنند مثلاً اگر آدم راجع به یک موضوع حرف زد جزیی از یک موضوعى را مخلوط می‌کنند به کلیاتش و گوشه دیگر، آن کلیات را می‌گیرند که مربوط به جزء اولى که حرف زده است نیست مثلاً فرض کنید که اگر بنده گفتم دبستان سه کلاسه اهر را من دیدم و این دبستان خوب نبود می‌گویند این مخالف با فرهنک کشور است و آن وقت آقاى وزیر فرهنگ می‌گوید آقا ما چه کردیم باشما که شما با ما مخالفت می‌کنید بعد آدم مجبور می‌شود به مخالفت با فرهنگ (صحیح است) اینجا آقاى آزاد فرمایش‌هایی کردند راجع به عشایر تیمسار سپهبد امیر احمدى که البته در لیاقت و شایستگى ایشان هیچکس نمی‌تواند شکى داشته باشد و همین طور وطن‌پرستى‌شان جواب‌هایی دادند من معتقدم که این فرمایش‌های تیمسار که خیلى خوب فرمایش‌هایی بود یک فرمایش‌های جداگانه خوبى بود و اینها دو جلد یک کتاب نبود در این که ایلات و عشایر وطن‌پرستند شکى نیست (صحیح است) براى این که

+++

ایرانى هستند وطن‌پرست است در تمام اموری که مربوط به وطن او است و پاى خارجى در کار است امتحان داده (صحیح است) بدترین ایرانى وطن‌پرست‌ترین ملل است (صحیح است) وطن‌پرست‌ترین فردى است از ملل دنیا (صحیح است) اما وطن‌پرستی عشایر و ایلات اینجانب نمی‌کند که ما در قرن بیستم زندگى ایلى داشته باشیم (صحیح است) زندگى ایلى نمی‌گذارد که مملکت آباد بشود خود ایلات در زخمت هستند مردم هم از دست آن‌ها در زحمت هستند بنده که فارسى هستم این وضع را بهتر از همه می‌دانم براى این که فارس آباد شدنى نیست براى این که هر کس مزرعه‌ای درست کرد هر کس دهى آباد کرد هر کسى باغى آباد کرد محال است که در هر ده سال یک جنبش عشایرى نشود که آنجا را ویران نکند همین نهضت فارس، فارسی را طورى خراب کرده که تا 50 سال دیگر فارس به جاى اولش نمی‌رسد آقاى قشقایی می‌زند روى میز خیلى خوب است بزنید تا بحث بشود همین قضیه‌ای که آقاى آزاد فرمودند این‌ها یاغى شدند این‌ها رفته‌اند غارت کرده‌اند گمرک را غارت کردند با قوه اسلحه نظامى را خلع اسلحه کردند اسلحه‌اش برداشتند شهر را تصرف کردند از طرف خودشان مأمور گذاشته‌اند به جای مأمور دولت شصت هزار گونی قند و شکر دولت را برداشتند از گمرک بردند (بعضى از نمایندگان - اسم ببرید) بنده عرض می‌کنم همان نهضت فارس قربان آن وقت دولت آمده بعد از این غارت به جاى این که آن‌ها را بطلبد و محاکمه بکند و به عنوان قیام مسلح بر علیه دولت و یغماگرى با اسلحه که مطابق قانون مجازاتش اعدام است این قند و شکر را که غارت کرده‌اند به قیمت دولتى به ایشان حساب کردند یعنى کیلویی هیجده قران آن‌ها قند وشکر را غارت کردند بعد دولت گفته است که شما قیمت این قند و شکر را به بهاى دولتى بدهید آن‌ها هنوز آن بها را هم نداده‌اند و مقروض هستند! یعنى ایشان دو میلیون سه میلیون تومان مقروض هستند! بعد از این باز هم دولت به آنها شکر می‌دهد! همین قضیه فارس قضیه‌ بانش را براى شما عرض می‌کنم دربانش آمدند عشایر گفتند اگر شما این قدر به ما پول ندهید مبلغش را نمی‌دانم مثلاً دویست هزار تومان به ما پول ندهید آنجا را غارت می‌کنیم اول آن‌ها مقاومت کردند که نگذارند عشایر بروند به آنجا گفتند اگر شما پول بدهید دویست هزار تومان به ما بدهید ما دیگر آنجا را غارت نمی‌کنیم مردم بانش آمدند روى همدیگر پول ریختند تا آن مبلغى که آن‌ها خواسته‌اند جمع کرده‌اند و بعد به آنها تحویل داده‌اند آن وقت دست از غارت برداشته‌اند ولى آمده‌اند در آنجا زن و مرد را کشته‌اند بى‌‌ناموس کرده‌اند مردم را کشتند غارت کردند شاید همین خود بیضاء که بیشترش هم متعلق به آقاى قشقایی است ... (محمد‌حسین قشقایی - هیچکدامش مال ما نیست) شاید در حدود سیصد ده خراب خراب شده که دیگر برنمی‌گردد! (محمد‌حسین قشقایی - بیضاء سیصد تا ده نیست، بیضاء شاید چهل تا ده هست) خوب همین چهل‌تایش خراب خراب شده که دیگر برنمی‌گردد، در همین بلوک بیضا مردم از سرما روز جلو آفتاب می‌نشستند و بعد هم می‌رفتند زیر کاه می‌خوابیدند که نمیرند یعنى هیچکس لباس برایش باقى نمانده هیچکس فرشى برایش باقى نمانده است! اگر این وطن‌پرستى است ما این جور وطن را نمی‌خواهیم ما این جور وطن‌پرستى را نمی‌خواهیم! قربان باید فکرى کرد مملکت امن باشد (صحیح است) الان در همین فارس باز مثل می‌زنیم که حکومت سه حکومت است آدم نمى فهمد رعیت کدامیک است یک آدمى ملک اجاره کرده به موجب سند ثبتى این‌ها یکى و دو تا سه تا سند نیست رفته در ثبت اسناد ملک اجازه کرده مثلاً در پنجاه هزار تومان، در صد هزار تومان، بعد ملکش را تصرف‏ کرده‌اند یارو نمى‌تواند از این ملکى که اجازه کرده استفاده بکند براى این که در تصرف دیگرى است موجر سند را گذاشته روى میز اجراى ثبت اسناد مستأجر را گرفتند حبس کردند و آن پول را گرفتند ولی متصرف ملک ملک را متصرف است دولت کارى ندارد و برای این که سیاست عالیه مملکت اجازه نمی‌دهد این چه زندگى است این چه مملکتى است فرمایش تیمسار که باید عشایر را تربیت کرد بسیار صحیح است ولى همان طورى که فرمودند باید تربیت‌شان کرد و در میان آن‌ها اشخاص صالح و وطن‌پرستى هستند مردمان فهمیده‌ای هستند افراد دانا و باعلم خیلى هستند ولى افراد راهزن هم در میان آن خیلى هستند اشرار و راهزن هم هستند (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - مدرسه باید برایشان باز کرد) مدرسه باید برایشان باز کرد ولى باید عمل هم کرد (صحیح است) دولت قدرت دارد بنده برایم تردیدى نیست که هر وقت دولت بخواهد در هر نقطه کشور می‌توانید آنجا را امن بکند (صحیح است) من تردیدى در این قسمت ندارم ولى واقعاً من نمی‌دانم چرا استخوان لاى زخم مانده است که چرا بعضى از نواحى مملکت نباید امن شود! این را من باید بفهمم من تیمسار اعتراض دارم به طرز کار نظامنامه‌ها در فارس ولى متأسفانه نمی‌توانم بگویم براى این که می‌بینم کار رسیده به اینجا که اگر بگویم فلان سرهنگ درست کار نکرده می‌گویند مخالف ارتش است ولى این طور نیست طرفدار ارتش من هستم که می‌خواهم ارتش منظم باشد ارتش مقتدر باشد در مقابل قوه ارتش قوه مسلح دیگرى در کشور نباشد مخالف ارتش آنهایی هستند که بازى می‌دهند و با تأویلات و با مغالطه و سفسطه نمی‌گذارند استخوان از لاى زخم کشیده بشود و در مملکت فقط قوه ارتش باقى بماند (صحیح است)

محمد‌حسین قشقایی - بنده اجازه می‌خواهم مطابق ماده 109 چون بنده عضو نهضت بودم و توهین شده است‏

رئیس - چون اقاى دهقان قبلاً اجازه نطق قبل از دستور گرفته بودند نوبت ایشان است‏

دهقان - بنده راجع به این موضوع اجازه نگرفته بودم ولى پس از بیانات آقاى آزاد و صحبت‌هاى کافى و شافى آقاى فرامرزى بنده هم می‌خواستم عرض بکنم که همان طور که تیمسار سپهبد امیر احمدى فرمودند در بین ایلات و عشایر ما افراد فوق‌العاده وطن‌پرستى هستند که در راه مصالح کشورشان از بذل جان و مال دریغ ندارند بنده خودم با یک عده از عشایر آذربایجان در موقعی که آن وقایع عده سى چهل نفرى دست خالى در مناطق خلخال البته جاهاى دیگر هم بودند آن‌ها (باتمانقلیج - اردبیل را هم بفرمایید) این‌ها آقایان در میان یک موقعیت محصورى با شهامت و شجاعى که حقیقتاً نظیرش را نمی‌توانم جاى دیگر ببینم با متجاسرین جنگ می‌کردند و زدوخورد می‌کردند و آنها را مستأصل می‌کردند و زدوخورد می‌کردند و از تمام وسایل هم متأسفانه محروم بودند ماها با زحمت یک چیزهایی براى آن‌ها می‌فرستادیم و زخمی‌های‌شان می‌آمدند در بهدارى بندر پهلوى البته با مساعدت آقاى دکتر اقبال ایشان که آن وقت وزیر بهدارى بودند و جراحت‌شان را التیام می‌دادند و این خدمت آن‌ها همیشه باید مورد تشویق قرار بگیرد و فراموش نشود در راه حفظ استقلال مملکت و حفظ حیثیت مملکت البته اگر بدى در آن‌ها هست همان طور که فرامرزى تذکر فرمودند باید تذکر داد و از خدمتگذاران‌شان هم باید تشویق کرد اما عرضى که بنده داشتم و موجب زحمت شد در نتیجه مسافرتى که اخیراً به خلخال کردم مردم یک توقعاتى از مجلس شورای ملى دارند بنده می‌خواستم به طور مشروح‌تر و مفصل این توقعات را بنویسم و به عرض مجلس شورای ملى برسانم ولى حالا از مجلس شورای ملى تقاضا دارند که آن‌ها را در اجراى اصلاحات تقویت کنند متأسفانه عدم تصویب بودجه امسال موجب شده است که اصلاح اساسى در این مملکت انجام نگیرد در این 6 ماهه جز یک خرج‌های یک‌دوازدهى که مجلس اجازه داده است کار دیگرى نشده (مکى - اسلحه خریدند) و امثال کارهاى آبادى و عمرانى به کلی راکد مانده و مردم در فشار و زحمت و بدبختى هستند بنده در هر جا رفتم دیدم توقع مردم از مجلس مقدس شورای ملى و از آقایان نمایندگان این است که زودتر بودجه را تصویب بکنند و وسیله فراهم بکنند که این اصلاحات شروع و انجام بشود و موقع زمستان نکنند که این فصل مردم نتوانند کارى بکنند البته آقایان هم دردهاى مردم را می‌دانند ولی بنده یک تذکرى هم که داشتم و یک نکته دیگرى که می‌خواهم عرض کنم شرح مشاهدات بنده است در اردبیل در سربازخانه‌ها و آسایشگاه‌ها و در ساختمان مرزى حقیقتاً باید رفت دید که این افسران جوان این نظامی‌ها با چه روحى با چه فداکارى در این مناطق زندگى می‌کنند (صحیح است) و وظیفه‌شان را انجام می‌دهند و سینه خودشان را آماده کرده‌اند برای این که اگر دشمنی خداى نکرده براى این مملکت باشد فداکارى کنند و طورى رفتار کنند که دشمن‌ها احتمالى از روى نعش این‌ها عبور کنند (صحیح است) آقایان حقیقتاً در اینجا باید رفت و واقعاً وطن‌پرستانه‌اى در این مناطق که برایشان ساخته شده زندگى می‌کنند کارهای‌شان را خودشان انجام می‌دهند و با چه احساسات سرشاری میل دارند که در راه وطن فداکارى بکنند این‌ها باید توجه بشود و این افسرها و سربازها تشویق بشوند و بدانند که نمایندگان مجلس به فکر آن‌ها هستند و از

+++

اعمال و رفتار آن‌ها قدردانى می‌شود. (صحیح است)

رئیس - آقاى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - بنده واقعاً در مجلس شوراى ملى می‌خواهم این عرض را کرده باشم که اگر هر آینه در کارهاى مملکت یک حساب صحیحى یا یک ترمومتر منظمى از قواى عشایرى راجع به اخلاق - راجع به روحیه - راجع به شهامت و طرز زندگى و وطن‌پرستى بخواهند بهترین ترمومتر من هستم - بنده چهل و چند سال با عشایر تماس داشتم مجدداً این موضوع را تأیید می‌کنم عشایر ایران بهترین افراد وطن‌پرست این کشور هستند. بنده با فرمایشات آقاى فرامرزى کاملاً موافقم که باید در تحت تعلیم و تربیت قرار بگیرند و اگر عشایر ناصالحى هم دارند تربیت بشوند ولى آقاى فرامرزى از راه باید داخل شد. از راه صحیح از آدم‌کشى و از بین بردن افراد که محکوم بشوند ممکن نیست (فرامرزى - هیچکس نمی‌خواهد) بنده به خاطر دارم یکى از قضایاى کوچک ایشان را شرح می‌دهم توجه بفرمایید همین طور است که عرض می‌کنم یکى از بزرگ‌ترین افراد دنیا گفت که سعادت هر ملتى روى دو پایه است اول ارتش دوم فرهنگ. این مسئله هم مدت‌ها در گوش من بود تا این که برخوردم به این موضوع که پیدا کردم که این دو اصل صحیح است ولى برعکس یعنى اول فرهنگ دوم ارتش (صحیح است) بنده وقتى که افتخار قضیه لرستان را پیدا کردم با ارتش محدودى رفتم به لرستان، استحضار کامل دارند آقایان نمایندگان محترم لرستان که یک بیغوله‌ای بود در کشور از هر قسم تمدن، تربیت و فرهنگ به کلی محروم بود (صحیح است) وقتى من وارد شدم به لرستان به شهر خرم‌آباد یعنى اول لرستان همان شب عده‌ای از عشایر رفتند به عادت همیشگى ولایات ثلاث را چاپیدند و مقدار زیادى از غنایم و احشام مردم را چاپیدند و بردند من براى این که به آنها نشان بدهم که دیگر آن زمان نیست ارتش است که اینجا وارد شده قوایی فرستادم و خط ارتباط آن‌ها را قطع کردم سپهبد شاه بختى که آن وقت فرمانده تیپ اول لشکر من بود مأموریت پیدا کرد و خط ارتباط آن‌ها را قطع کرد و وقتى مراجعت کردند ما برخوردیم به عده اى از این‌ها و احشام را گرفتیم و یک تلفاتى هم بین هر دو دسته به وجود آمد و در نتیجه ما موفق شدیم تعدادى از سران آن‌ها را زنده گرفتیم چند نفرى را که مسبب این عمل بودند دادگاه تشکیل شد تسلیم دادگاه شدند سه نفر آن‌ها محکوم به اعدام شدند البته رأى دادگاه به تهران مخابره شد و کسب تکلیف شد اعدام شدند دوازده نفر از آن‌ها عفو شدند بین این‌ها یک پیرمردى بود که بسیار سن زیادى داشت ولى روحاً خیلى زنده بود من دستور دادم که این پیرمرد را بیاورند. شب اول غروب با او ارتباط گرفتم توى اطاق و گفتم به او که تو درست فهمیدى عمل چه بود این عمل چه بود که کردند گفت البته فهمیدم یک عده را کشتند و حبس کردند گفتم فهمیدى براى چه بود، گفت براى این بود که غارت کردند گفتم فهمیدى که براى چه من تو را نکشتم و حبس نکردم و مخصوصاً دفاع کردم، براى این است که بروى به طایفه و ایل خودت بگویی که آن زندگى سپرى شد آن زندگى غارت و چپاول گذشت و دیگر پیش نخواهد آمد باید شما از طریق صحیح زندگى بکنید و آن ترتیب گذشته را شما نمی‌توانید ادامه بدهید، ولایات ثلاث را نمی‌توانید شما مورد هرزگى و شرارت قرار بدهید، برو به افراد حالى بکن که اگر بعد از این کارها کردید این معامله را با شما خواهیم کرد پیرمرد درست گوش داد به حرف‌هاى من و لرزید، ضمناً متذکر شدم که اگر دفعه دیگر تو را گرفتم تصور نکنى که تو را ول می‌کنم قطعاً تو را هم مثل این‌ها اعدام می‌کنم، بعد از آن پیرمرد گفت من باز هم می‌آیم ولى همین حالا سرم را ببر، من با این که عصبانى شدم یک ساعت توضیحات دادم بعد بیشتر دقیق شدم که بفهمم معما چیست، گفتم چه اجبارى دارى از طرز زندگى، زندگی‌ات سخت است، گفت من مجبورم نمی‌توانم نیایم، گفتم چرا، گفت براى این که من مسلمانم، گفتم مسلمانى که دلیل بر غارت نیست، گفت مگر تو مسلمان نیستى گفتم چرا. بعد گفت قرون خوانده‌اید؟ گفتم بلى. گفت پس سوره القارة مالقارة ما را مگر نخوانده‌ای؟ گفتم یعنى چه نمی‌دانم چیست گفت پس قرون نخوانده‌ای. گفت خدا فرموده است که اگر غارت نکنى غارت می‌شوی گفتم این قرآن را کجا خوانده‌ای! گفت در همین خرم‌آباد یک ملاى خرم‌آبادى به ما دستور داده خواندیم القارة ماالقارة را. بنده فوراً آنجا منتقل شدم که با کشتن و زدن و بستن آن‌ها این تمدن در لرستان حکمفرما نخواهد شد، فردا صبح تلگراف کردم هنوز کوچک‌ترین آثارى از دبستان و دبیرستان‌های شبانه‌روزى در کشور ایران وجود نداشت اولین دبستانی که به وجود آمد دبستان شبانه‌روزى در خرم‌آباد بود (صحیح است) اعتبار گرفتم، افراد ایلات رؤسای ایلات را جمع‌آورى کردیم و یک دبستان شبانه‌روزى تشکیل دادیم، بعد از این که من دبستان را تشکیل دادم اولیاى آن افراد پشیمان شدند همه روزه می‌آمدند و خواهش می‌کردند که آن‌ها را ول بکنند و حتى به یک صورت‌های نامطلوبى، من تعجب کردم که نگرانى این‌ها از چیست گفتند نگرانى این‌ها از آن ملاها و آخوندهای‌شان هست که آن‌ها را تحریک می‌کنند من به حکومت نظامى دستور دادم که این آخوندها را جمع‌آورى بکنند و از آن‌ها التزام بگیرند که دیگر مکتب‌خانه‌ها را باز نکنند، فردا صبح در همین دبستان جمع‌آورى بشوند اشخاصى که ما فوراً از تهران براى این کار آورده‌ایم و معلمین این‌ها هستند آن‌ها را رسیدگى بکنند، امتحان بکنند نسبت به معلوماتی که دارند و اگر هر کدام از آن‌ها شایستگى دارند با آن‌ها کار بکنند فوراً دستور دادیم فردا صبح این مکتب‌خانه‌ها باز نکنند و از فردا صبح باید تمرکز پیدا بکنید در این محل که براى شما درست شده است البته این به آن نگاه می‌کرد تا بالاخره می‌گویند بنویسید می‌گویند والله ما نمی‌توانیم نمی‌دانیم امتحان چیست و عبارت نمی‌دانیم شما بنویسید و ما مهر می‌کنیم آن یکى گفت نباید مهر کرد بالاخره وقتی که کاغذ و قلم به دست آن‌ها دادیم گفتند شما یک اشتباهى می‌کنید شما خیال کردید ما ملاى دست و قلم‌دار نستیم اگر ملاى ما دست و قلم‌دار نیستیم اگر ملای دست و قلم‌دار می‌خواهید در بروجرد است در بروجرد آنجا ملایی است که دست و قلم‌دار است نتیجه بعد از این که ما این وضعیت را فراهم کردیم و این شاگردها را در دبستان جمع‌آورى کردیم و آن‌ها را تربیت کردیم نتیجه‌ای که در آنجا به وجود آمد این بود که تمدنى که در لرستان حکمفرما شد روى آن اصل است، افراد لرستانى امروز در جراید مقاله می‌نویسد یکى از پسرهای ایل سگوند در وزارت خارجه کار می‌کند پس بنابراین آقاى فرامرزى ما از هر چیز واجب‌تر به وحدت ملى علاقه داریم (صحیح است) یعنى احتیاج داریم و وحدت ملى را هم از طریق فرهنگ باید تقویت کرد (صحیح است) از طریق آدم‌کشى نمی‌شود، فرض بفرمایید 4 نفر 5 نفر ده نفر بنده عرض کردم مقصر بوده‌اند اما در مملکت ما احتیاج داریم که افراد مملکت را حفظ کنیم البته از طریق فرهنگ باید اداره کرد بهترین نتیجه را هم خواهیم گرفت (احسنت)

فرامرزى - بنده یک توضیحى دارم.

محمد‌حسین قشقایی - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

محمد‌حسین قشقایی - بنده امروز اینجا می‌خواهم راجع به دو موضوع صحبت کنم و خوشوقتم که در هر دو موضوع می‌توانم وکالت در اینجا دفاع کنم، چون من اهل ایل هستم و هم افتخار می‌کنم که یکى از اعضاى نهضت بوده‌ام و آقایانى الان به بنده نوشته‌اند که شما نگویید در نهضت بودم بنده می‌خواهم عرض کنم که در نهضت بوده‌ام و افتخار می‌کنم که این نهضت یکى از بزرگ‌ترین فداکارى را براى این کشور کرده است آقاى فرامرزى که از قدیم ماها یار غار بودیم و از خیلى قدیم ما می‌شناسند خواستم که با خودشان طرف صحبت باشم، می‌دانند اول از طرف خودم که قشقایی هستم عرض می‌کنم اجداد ما را می‌شناسید و خوب ما را می‌شناسید که ما را می‌شناسید که ما همیشه در این مملکت پدر بر پدر خدمتگذار بودیم و در مواقع سخت از هر چیز خودمان گذشت کردیم، البته بنده نمی‌خواهم از تمام عشایر دفاع کنم، در همه جا دزد هست، شما الان می‌بینید که در اطراف تهران شهر کامیون و اتوبوس را می‌زنند (آشتیانى‌زاده - در خود تهران هم دزدى شده است) و خیلى متأسف هستم که وقتى یک الاغى در فارس می‌دزدند می‌نویسند که در فارس شورش شده است، یک چیزهای بزرگى که در آن اطراف می‌شود آن را بنویسند (فرامرزى - معزى الاغ است که الان کشتندش) اجازه بدهید خودتان اطلاع دارید که معزى یکى از دوستان نزدیک ما است (فرامرزى - می‌دانم) اجازه بفرمایید بنده خودم توضیح بدهم آن طور نیست که جنابعالى می‌فرمایید، در تهران، در تمام دنیا دزد هست، آدم می‌کشند، دزدی‌های بزرگى می‌شود در همین تهران می‌شنوم که صحبت از میلیون‌ها دزدى است، دزدى کمتر از میلیون نیست (صحیح است) در موقع نهضت آقاى فرامرزى بنده نمی‌گویم که دزدى نشد ولى خود آقاى فرامرزى می‌دانند که دزدى را اشخاصى کردند که همیشه دزد بودند و سابقه دزدى داشتند قبل از نهضت هم دزدى می‌کردند بعد از نهضت هم خواهند کرد دزد همیشه دزد است مربوط به یک نهضت نیست یک چیزى که همه فراموش کرده‌اند و مخصوصاً آقاى فرامرزى بیشتر از همه فراموش کردند، موقع را فراموش

+++

کرده‌اند زیرا که در چند سال موقتى که ما زندگى می‌کردیم بنده یادم هست که اشخاص ارتشى را که با لباس افسرى یا نظامى بودند نمی‌گذاشتند از کرج عبور کنند و همین طور در خود فارس موقتى بود که مردم درشهر شیراز بلندگوها را گذاشته بودند و به حیثیات تمام مردم و تمام طبقه حمله می‌کردند و اشخاص را از طرف دولت هیچ حکمى می‌گرفتند محاکمه حبس می‌کردند یک وقتى بود که ما هیچ نوع اثرى از حکومت مرکزى نمی‌دیدیم.

هر کسى را که می‌خواهند می‌گرفتند و می‌کشتند و بنده یگانه آدمى نبودم که در نهضت بودم خود آقاى فرامرزى می‌دانند که یک عده زیادى از مردم فارس در این نهضت شرکت داشتند و قدمى برداشتند که به نظر بنده به موقع بود و به نفع مملکت هم خیلى تمام شد و بهتر از آن هم تمام شد که ... (رحیمیان - در این نهضت افسر هم کشته شد؟) بنده نمی‌دانم چون موضوع متأسفانه فراموش شده است (یک نفر از نمایندگان - می‌گفتند کشته شد) (فولادوند - در نهضت آذربایجان کشته شد) و خود ما به ارتش پیغام دادیم که آقایان این‌ها تمام قدرت را در دست خودشان گرفته‌اند آیا شما می‌توانید جلوگیرى کنید یا نمی‌توانید؟ تمام خرمن‌ها دردهات بود و کسى اجازه کوبیدن خرمن‌ها را نداشت چون دستورهای معینى به آن ها رسیده بود (دکتر فلسفى - آقا قضیه سمیرم هم فراموش شده است؟) آقاى دکتر فلسفى بنده نمی‌خواهم که به موضوع گذشته بپردازم و با آقایان یک طرف را می‌بینید ولى طرف دیگر را نمی‌بینید بنده می‌خواهم عرض کنم که متأسفانه در دوره بیست و پنج ساله ظلم‌های فوق‌العاده‌اى هم شد و امیدواریم که دیگر نظایر آن اتفاق نیفتد و دیگر آن ظلم و تعدى به آن صورت نشود البته ظلم یک عکس‌العمل‌هایی خواند داشت و آقایان انتظار نداشته باشید اگر بیایند شیر یک زنى را بگیرند مردم عصبانى نشوند و من نمی‌خواهم که آن‌ها را بگویم و امیدوارم که این دولت کنونى رویه‌ای را که به دستور اعلیحضرت پیشه گرفته است دیگر یک هیچون اتفاقى پیش نیاید و امروز که بنده اینجا آمده‌ام مخصوصاً استدعا می‌کنم که یک کمیسیونى براى این قضیه تشکیل بشود مخصوصاً براى نهضت که خدمت و خلافى که شده است رسیدگى بکنند و بدانند که خدمت بوده یا خلاف بوده بنده این پیشنهاد را می‌کنم و آن فرمایشى که آقاى فرامرزى کردند بنده نمی‌خواهم بگویم که دزدى نشده است و تکذیب کنم دزد همه جاست مگر در تهران دزد همه جا هست مگر در تهران دزد نیست مگر در لندن دزد نیست نیست مگر در نیویورک دزد نیست (آشتیانى‌زاده - در اینجا هم هست) (خنده حضار) این است شما نمی‌توانید یک قبیله‌ای را بدنام کنید که در فلان ده دو تا دزدى شده و یا این که راهى زده شده است بنده یادم هست که همین خود آقاى فرامرزى به اندازه‌ای از انتخابات نگران بودند که می‌گفتند که در این موقع سخت که معلوم نیست مملکت در چه حال است من امیدى به انتخاب خودم ندارم خودتان می‌دانید که ما از دوره 14 و دوره 15 چه کارهایی کردیم که آزادانه یعنى آزادتر انجام بگیرد (یک نفر از نمایندگان - اصلاً کسى را انتخاب نکنند) شما انتظار دارید که چه کسی را انتخاب بکنند مالک را ده نفر می‌شناسند البته او را انتخاب می‌کنند و بنده می‌خواهم از آقاى فرامرزى اینجا تقاضا کنم که در مطالبى که می‌فرمایید تجزیه بفرمایید و همین طور دو جلد کتاب نباشد و به طور تجزیه باشد که سوءتفاهمى پیدا نشود زیرا بنده که اینجا صحبت می‌کنم از طرف یک ایلى می‌آیم که در حدود دویست وپنجاه هزار نفر سیصد هزار نفر جمعیت دارد اگر یک دزدى پیدا می‌شود نفرمایید که قشقایی دزدى کرده فکر می‌کنید که بنده رفته‌ام سرگردنه را گرفته و الاغى را دزدیده‌ام بنده تقاضا می‌کنم از آقاى فرامرزى که همیشه از امنیت فارس صحبت بکنند فرمایش خودشان را تجزیه کنند و همه را یک جا نفرمایند.

کشاورزى صدر - آقاى رئیس نوبت بنده است‏

اردلان - دردستور ماده دوم است اجازه بفرمایید وارد دستور بشویم‏

رئیس - ما وارد دستور شدیم ولى وزیر مسئول نبود توضیحى آقاى فرامرزى دارند به طور مختصر بفرمایند

فرامرزى - عرض کردم بنده باز هم تکرار می‌کنم که راجع به استعداد و لیاقت و حتى وطن‌پرستى عشایر تردیدى ندارم براى این که من خودم فرد یک طایفه‌ای هستم یعنى فرد یک طایفه‌ای که ایل حساب می‌شود منتها ساکن دهات است نه چادرنشین پدر من اجداد من خودشان رؤسای عشیره بودند بنابراین من نمی‌آیم موضوعى را که مربوط به خود من است بد بگویم مسلماً عشایر ایران ایرانى خالص هستند به ایران و تردیدى نیست که پاک و سالمند، اما ایرادى که بنده دارم همین است که خود تیمسار فرمودند مطابق معمول غارت کرده بودند و من این کار را کردم من می‌خواهم این معمول از بین برود و دیگر فرمودند که از قرآن این طور می‌فهمند که خدا فرموده غارت بکنند و الا پدرشان را درمی‌آ‌وریم من می‌خواهم این زندگى که از قرآن غارت کردن می‌فهمند از بین برود و زندگى کشاورزى و تمدن جاى آن قرار گیرد من چیز دیگرى نمی‌خواهم البته جز به وسیله فرهنک هم ممکن نیست و باید فرهنگ را ترویج کرد تصدیق می‌کنم ولى تردید دارم تیمسار عقیده‌شان این باشد اگر عقیده‌شان این بود که فرهنگ مقدم بر ارتش است بودجه وزارت جنگ را می‌دادند به وزارت فرهنگ و بودجه فرهنگ را می‌دادند به وزارت جنگ حالا که نداده‌اند پس معلوم است که در یک مراحلى عملیات نظامى مقدم است و لازم است آقاى محمد‌حسین خان این چیزهایی که فرمودند من قسمت اعظمش را تصدیق می‌کنم ولى من چه عرض می‌کنم؟ یکى این که در این نهضت غارت شده است این غارت شده‌ها مال‌شان را کى می‌دهد؟ در حمایت این دولت بودند؟ دوم این که آنچه به غارت برده شده و مجازات دارد قانوناً چرا به قیمت جیره‌بندى دولتى با آن‌ها حساب کرده‌اند؟ سوم این که می‌خواهم بدانم آن‌ها هنوز مقروض هستند یا مقروض نیستند؟ چهارم می‌خواهم بفهمم که اگر دولت قدرت ندارد ملکى را که من اجاره کرده‌ام از تصرف فلان خان یا فلان ایل بگیرد علت این که همان دولت مرا مجبور می‌کند مال‌الاجاره بدهم چیست؟ من از طرف آن کسانى که خسارت دیده‌اند از این جهت از دولت سؤال می‌کنم که آن شیرازى‌هایی که در دهات ملک اجاره کرده‌اند و املاک‌شان را غارت کرده‌اند یا دولت باید آن غارت شده‌ها را بگیرد و بدهد به آنها یا مجبورشان بکند قوز بالا قوز مال‌الاجاره هم نپردازند! عرض من این است.

رئیس - یک پیشنهادى رسیده است که تنفس داده شود.

کشاورز صدر - من مخالفم.

حاذقى - نیم ساعت به ظهر است کارى هم بکنید.

(پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

چون جناب آقاى رئیس‌الوزرا تشریف ندارند و معاون وزارت دارایی نیست و به این جهت در اطراف بودجه نمی‌توان مذاکره نمود پیشنهاد می‌کنم یک ربع تنفس داده شود - فولاد وند.

بعضى از نمایندگان - اکثریت نیست.

رئیس - چون آقایان از جلسه خارج می‌شوند ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

 (در این موقع نیم ساعت به ظهر جلسه ختم و ساعت دوازده مجدداً به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید)

رئیس - مذاکراتى پیش آمد که دو، سه نفر از آقایان اسم‌شان ذکر شده و باید بیانى بکنند.

جمعى از نمایندگان - دستور آقا

رئیس - آقاى نخست وزیر بیانى دارید بفرمایید.

3. معرفى آقایان گلشائیان، وارسته، دکتر شادمان، اشرفى به وزارت دادگسترى دارایی - کشاورزى - بازرگانى و پیشه و هنر

نخست وزیر - بنده خواستم به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و به طوری که شاید اطلاع آقایان داشته باشند دو نفر از آقایان همکاران بنده از خدمتى که داشتند مستعفى شدند و آقاى فهیمى هم که به خدمت دیگرى مأمور شدند بنابراین براى تکمیل کابینه اشخاصى که امروز به حضور اعلیحضرت همایونى معرفى شدند به این ترتیب به مجلس شوراى ملى معرفى می‌کنم: آقاى گلشائیان وزیر دادگسترى آقاى وارسته وزیر اقتصاد ملى، آقاى دکتر شادمان وزیر کشاورزى وزارت کشور هم خود این جانب به عهده دارم. (مبارک است)

رئیس - وارد دستور می‌شویم.

بعضى از نمایندگان - طرح مطرح بشود.

بعضى از نمایندگان - یک‌دوازدهم باید مطرح بشود.

رئیس - پس پیشنهادات ماده اول مطرح می‌شود.

مهندس رضوى - طرح تقدیم شده است.

رئیس - یک طرحى از طرف عده‌ای از آقایان نمایندگان با قید دو فوریت به مجلس داده

+++

شده راجع به پرداخت یک‌دوازدهم حقوق مستخدمین دولت.

حاذقى - بنده مخالفم، پس آقا یک مرتبه 6 دوازدهم بیاید تا قبول کنیم.

4. پیشنهاد طرح یک‌دوازدهم شهریور ماه‏

رئیس - تأمل بفرمایید این طرح قرائت بشود.

(به شرح ذیل قرائت شد)

مجلس شوراى ملى از نظر انقضای شهریور ماه و رفع بلاتکلیفى کارمندان دولت و پرداخت حقوق آنان و تأمین احتیاجات ضرورى وزارتخانه‌ها و ادارات ماده واحده زیر را به قید فوریت پیشنهاد می‌نمابیم.

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌های مستمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌های دولتى و سایر هزینه‌های کشور و مصارف عمرانى و تولیدى و عام‌المنفعه را در شهریور ماه 1327 در حدود اعتبارات اسفند ماه 1326 و با رعایت تبصره یک ماده واحده قانون مصوب آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى و کمک هزینه کارمندان کشورى و لشگرى را مطابق قوانین و آیین‌نامه مربوطه از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید.

عباس مسعودى - احمد رضوى - دکتر شفق صادقى - ناصر‌الدین ناصرى - سلطان‌العلما - آشتیانى‌زاده - محمد‌على مسعودى - اقبال - برزین - سزاوار و عده دیگر از آقایان.

رئیس - فوریت مطرح است، مخالف آقاى مکى، آقاى مکى با فوریت مخالفید؟

مکى - خیر قربان بنده در خود ماده واحده صحبت دارم.

رئیس - آقاى دهقان مخالفید؟

دهقان - مخالفم‏

رئیس - آقاى باتمانقلیج مخالفید؟

باتمانقلیج - موافقم.

رئیس - آقاى اردلان مخالفید؟

اردلان - موافقم.

رئیس - آقاى دهقان با فوریت مخالفید؟ بفرمایید.

دهقان - درحال که بودجه کشور است و چندین جلسه هم مجلس شوراى ملى صرف وقت کرده است به عقیده بنده تصویب یک‌دوازدهم یعنى اجازه عقب انداختم تصویب بودجه مملکتى و عدم تعیین تکلیف مملکت (بعضى از نمایندگان - این طور نیست) این خلاصه مطلب است. ما چند ماه است اینجا می‌گوییم که این یک ماه را هم تصویب کنیم بعد بودجه را تصویب می‌کنیم و همین طور امور مملکت را معوق و معطل گذاشته‌ایم و برای بودجه این ترتیب نمی‌شود آقایان چند روز متوالى بنشینید بودجه را تصویب کنید است مستخدمینى که آقایان سنگ ان‌ها را به سینه می‌زنید خود این آقایان ناراضى هستند از این وضع (صحیح است) این آقایان می‌خواهد که تکلیف حقوق‌شان تکلیف رتبه‌شان معلوم شود مکرر به خود بنده گفته‌اند که اگر دو ماه هم حقوق ماها عقب بیفتد و بودجه کل تصویب بشود برای ما اصلح است. این است که بنده تقاضا می‌کنم که اصلاً این طرح تصویب نشود و بودجه کل را ترتیبى براى آن بدهید که زودتر بگذرد و نظر آقایان در بودجه تأمین بشود و تکلیف مملکت معلوم گردد.

رئیس - آقایان نخست وزیر

نخست وزیر - این دولت در برنامه‌ای که تقدیم مجلس شوراى ملى کرده است یک اصلاحاتى را وعده داده و مجلس شوراى ملى هم تصویب فرمودند که هر قدمى در این باب موقوف بر این است که ارتباطى داشته باشد با کار درآمد و مخارج مملکتى (صحیح است) و هیچگونه اصلاحى در این مملکت ممکن نیست بشود یعنى از اصلاحات منظور نظر مجلس شورای ملی و عموم آقایان نیست مگر این که در رشته امور اقتصادی تأثیرى داشته باشد (صحیح است) بنده از روز اول این طور تصور می‌کردم که بودجه کشور هر جه زودتر تصویب می‌شود و در نتیجه تصویب بودجه دولت می‌تواند قدم‌هایی را که براى اصلاحات ضرورى و برای اجراى برنامه دولت لازم می‌داند بردارد. این ترتیبى که ملاحظه می‌فرمایید براى دولتى که فقط بخواهد وقت بگذاراند و هیچگونه علمى نکند بهترین راه‌ها است در عرض ماه به هر وزیرى و به هر وزارتخانه‌ای براى هر اصلاحى و برای هر تغییرى که رجوع نمایید خواهد گفت بودجه نگذشته و ما نمی‌دانیم چکار کنیم. آخر ماه هم براى جارى مملکت خود آقایان طرح می‌دهند و تصویب می‌شود بنابراین مخارج عادى را می‌پردازند پنج ماه تا به حال همین طور یک‌دوازدهم تصویب شده و پرداخته‌اند اگر این‌ها یک‌دوازدهمى بود که مصوب مجلس شورای ملى بود بنده عرضى نداشتم یعنى می‌فرمودید که بودجه‌ای است که به ریز و به دقت مجلس شورای ملى رسیدگى کرده و در اسفند 1326 تصویب کرده حالا نیاییم یک ارقام دیگرى را که فرصت رسیدگى کاملى به آن نیست نیاییم به این رأى بدهیم آقایان در این پنج دوازدهم به چه رأى داده‌اید؟ به یک بودجه‌ای که مبناى آن تصویب‌نامه هیئت وزرا در دوره فترت بوده است مکرر در این جا بحث شد که عوائدى که وصول می‌شود مجلس شوراى ملى قانونى نمی‌داند مخارجى هم که شده است مجلس شورای ملى قانونى نمى‌شمارد بسیار خوب. اولش که بنا شد در سال گذشته دو دوازدهم تصویب بفرمایید حتى اسم دو دوازهم نبود مجلس شورای ملى گفتند ما به قدری از این بودجه مصوب هیئت وزرا منزجر هستیم که نمی‌خواهیم اسمش را بیاوریم و نوشتند که ما موافقیم معادل دو برابر پرداخت مهر ماه در آبان ماه و آذر ماه بپردازید سه دوازدهم که تصویب کردید باز نوشتید سه دوازدهم آن پرداخت را امسال یک قدم جلوتر رفتید شد یک‌دوازدهم بودجه مملکت و حال آن که این یک‌دوازدهمى که در ظرف امسال تصویب شد با آن یک‌دوازدهم‌هایی که در ادوار مختلف تصویب می‌شد این اختلاف را دارد که آن یک‌دوازدهم‌ها مصوب مجلس شورای ملى بود و این پنج دوازدهم که پنج بار تصویب فرمودید اصلاً مصوب مجلس نیست حالا اگر دولتى باشد همین طور که عرض کردم بخواهد روز بگذراند البته این یک‌دوازدهم خیلى خوب است چون هیچگونه گرفت و گیرى از حیث مخارج جارى نیست و حقوق پرسنلى ادارات هم پرداخت می‌شود اما با این یک‌دوازدهم‌ها که ملاحظه فرمودید همیشه گفتنده‌اید چون آخر ماه رسیده است یک‌دوازدهم‌ها را بپردازید و بعد وارد ارقام بودجه شویم خوب الان وارد ارقام بودجه شده‌ایم دو ماه یا بیشتر هست که روى آن صحبت شده به کفایت مذاکرات هم رأى داده‌اید آقایان اگر بناست از نظرى که مجلس شورای ملى درباب تفتیش و نظارت بر اقلام مخارج مملکتى دارد یا نظرى را که باید رسماً اظهار نماید در باب وصول عواید این صورت خارجى هم پیدا می‌کند بنده استدعا می‌کنم که بدون این که به یک‌دوازدهم رأى داده شود وارد بحث در ارقام بشود مجلس شوراى ملى صبح و ظهر و عصر و شب مثل همه نقاط دیگر دنیا که مجالسش می‌نشینند اقدام می‌کنند اقدام کنید (صحیح است) اگر می‌خواهید که دولت را در محظور بگذارید که خودش برود یک کارى بکند خوب آن را هم پس یک‌دوازدهم ندهید شما یک جا دست دولت‌ها را باز می‌گذارید که از حیث مخارج جاری‌شان در عسرت و مضیقه نباشند.

یک جا هم می‌فرمایید بودجه را کلاً تصویب نمی‌کنیم براى این که می‌خواهیم به ریزش برسیم اگر بنا باشد این عوائدى که وصول می‌شود و مکرر چندین بار بعضى از افراد آقایان فرمودند که این وصولی‌ها قانونى نیست اگر وصول قانونى نمی‌باشد آقایان اولاً ناظر این وصولی‌ها هستند ثانیاً بفرمایید اگر ما آن‌ها را وصول نکنیم این یک دوازدهم که می‌پردازید از کجا بپردازیم آخر آقایانی که مسئولیت اداره مملکت را دارید بفرمایید که چه جور؟ گفت: این قصه چنان بود که کج‌دار و مریز این طورى که دولت نمی‌تواند انجام بدهد یعنى وظایفش را انجام بدهد و دو هزار هم قانون جزایی و جنایی به آن ناظر باشد و همه را رعایت بکند چه جور بدهد؟ اگر بخواهیم بگوییم این وصولی‌هایی که می‌شود اگر مجلس ملى هم تصویب بکند باز معنایش این خواهد بود که دولت بدون تصویب مجلس شوراى ملى حق هیچ کارى ندارد اما آقایان قریب یک سال است اینجا تشریف دارید ناظر یک جریان‌هایی هستید وصولی‌هایی می‌شود که مطابق تصویب‌نامه است خرج‌هایی می‌شود که مطابق همین تصویب‌نامه‌ها کرده‌اند حالا اگر این را یک روزى باید چاقو برداشت و برید خوب آن روز همین امروز اقدام بفرمایید به جایی برسد اگر بنا است تمام وقت بگذرد به عنوان این که آن‌ها چون تصویب نشده قانونى نیست و چشممان را روى هم بگذاریم و تمامى آن عواید و مالیات را بگیریم و تمام آن مخارجى که شده است بپردازیم خوب این چه می‌شود و به کجا می‌رسیم بنده گمان می‌کنم اگر آقایان نمایندگان تصدیق بفرمایند و موافقت بفرمایند اصل بودجه که عبارت از دخل و خرج است به صورت یکى دو ماده همین طور که هست تصویب شود منتها یکى از این تبصره‌هایی هم که در آنجا گذاشته شده است این را هم به آخرش اضافه

+++

بفرمایید که دولت این نظرات اصلاحى را که دارد این‌ها را اجرا بکند و اعمال بکند و الا آنجا نوشته شده است که دولت مکلف است در ظرف سه ماه سه ماه را زائد می‌دانند کمتر کنید اگر این زودتر تصویب شده بود موعد سه ماهش هم سر رسیده بود و دولت زودتر می‌توانست نظریات خود را خدمت آقایان پیشنهاد کند ولى حالا این کار که نشده است دولت را به هیچ چیز مکلف نکردید نه خودتان از عوارض کسر کردید و نه خودتان از مالیات‌ها کاستید نه از مخارج کاستید فقط صحبت کلى شده است عوارضى که از مردم گرفته می‌شود سنگین است مخارجى که در مملکت می‌شود متناسب نیست خرج پرسنلى مملکت هیچ تناسبى با طرح عمرانى مملکت ندارد بسیار خوب فلان مالیات را به موجب تصویب‌نامه گرفتید تمامى این فرمایشاتى که آقایان فرمودند آیا باید این‌ها جنبه عملى و خارجى پیدا بکند یعنى از صورت مذاکرات خارج شود آیا این‌ها باید یک روزى جنبه عملى و جنبه اجرایی پیدا بکند در خارج از مذاکرات و صورت جلسات یا این که گفته می‌شود که گفته شده باشد اگر ما مدام بخواهیم بحث بکنیم در واقعیت بدون این که ترتیب اثر بدهیم که این‌ها را به چه صورتى برگردانیم تصدیق می‌فرمایید که نه دولت خواهد توانست کارى بکند و نه مملکت رو به اصلاح خواهد رفت نه عوارضى که بر دوش مردم است تخفیف پیدا خواهد کرد و نمی‌دانم رو به کجا می‌رویم و نه این که مجلس شوراى ملى نیت و تصمیم باطنى آن را دارد انجام گرفته استدعاى بنده این است براى این که بتوانید بعد از پنج ماه که دیگر حالا که آخر 6 ماه است آن نظر اصلى و قطعى را تعیین بفرمایید 5 روز 6 روز 10 روز هم ممکن است مستخدمین را معطل کرد تا تکلیف اصلى معلوم شود و الا با این ترتیب و این عمل ما به جایی نمی‌رسیم این را بی‌مورد نگذارید به مسئولیت دولت عرض کنم شما زودتر تکلیفى براى بودجه مملکت تعیین بفرمایید و دولت را موظف کنید که در ظرف 2 ماه ده روز 5 روز نمی‌دانم هر چقدر که ممکن است آن بودجه‌ای که شما می‌خواهید بیاورد آن بودجه متوازن و بودجه متناسب با خرج عمرانى بودجه‌ای که در نظر دارید (صحیح است) به پای دولت بنویسید و از دولت بخواهید و حتماً دست دولت را در بالا و پایین کردن این اقلام باز بگذارید که ما بتوانیم کار کنیم با خودتان است می‌فرمایید که این مالیات بر درآمد حذف، بسیار خوب ما تکلیف را بدانیم، تمام مستخدمین کنار بسیار خوب ما تکلیف را بدانیم یا خودتان بفرمایید یا به عهده دولت بگذارید که این کار را بکند به شرط این که دولت اینجا بودجه کلى را در دست داشته باشد و بداند کجا می‌خواهد برود ولى تمام این مخارج مخارج جارى ما در حدود آن چیزی که در سال گذشته بوده است تمام آن مخارج به جاى خودش برقرار است بدون این که قدمى برداشته شود نه کسرى هست در مخارج نه اختلافى هست در مالیات‌ها نه قدمى برداشته می‌شود به سمت اجراى برنامه‌هایی که به تصویب مجلس شوراى ملى رسیده است. الان در ظرف این سه ماه منتظر هستیم چه نتیجه می‌گیریم گرفته نمی‌شود. به طور کلى می‌خواهم حضورتان عرض کنم که با این یک‌دوازدهم و با طرز عملى که بعد از تصویب یک‌دوازدهم بوده است یعنى مجلس متناوباً و مرتباً تشکیل نشده و تعطیل بوده است و تصمیماتى براى عوائد و وصولی‌های کشور و مخارجش گرفته نشده این ماه هم خواهد داشت ماه آینده هم بازار اولش تا آخرش همان مخارج پابرجا است همان پرسنل هم خواهد بود همان پول را هم باید در آخر ماه بپردازیم حالا تکلیف را آقایان تعیین بفرمایید مطلبى ندارم حالا مختارید هر طور که مجلس اجازه داد عمل می‌کنیم.

باتمانقلیج - ولى وضعیت مستخدمین اجازه نمی‌دهد آقا که بودجه مملکتى را بگذرانید یک عده آقا نان روزانه ندارند.

دکتر شفق - بنده می‌خواستم عرض کنم با این که بنده موافق دولت هستم و به این بودجه هم رأى خواهم داد همه آقایان شاید اغلب‌شان متوجه بودند که بنده با نهایت درجه استعجال طرفدار این هستم که بودجه را هر چه زودتر بگذرانیم (صحیح است) با این حال با طرز استدلالى که جناب آقاى نخست وزیر فرمودند با این که در اساس موافق هستم در باب این یک‌دوازدهم‌ها اجازه بفرمایید بگویم که موافق نیستم موضوع این است که استدلال ایشان یعنى این که اکثریت مجلس اهتمامى دارند بر این که بودجه را نگذارنند و به تأخیر بیندازند در صورتی که حتماً چنین چیزى نیست (صحیح است) اکثریت مجلس با تمام جدیت علاقه دارد بودجه هر چه زودتر بگذرد اگر چنین قصدى بود البته اشکالاتى که فرمودند وارد بود که اصلاحات مملکت راکد مانده و تمام جریان امور کشور منتظر این است که بودجه بگذرد و مهم‌تر از این چنانچه که در طى بودجه گفتم یک بودجه صحیحى براى سال 28 محال است تنظیم کرد مگر آن که این بودجه و لو معایبى هم داشته باشد هر چه زودتر بگذرد (صحیح است) حساب مملکت از این لحاظ به خصوص حساب اقتصادى مملکت متوقف به گذشتن این بودجه است و این بودجه را نمی‌شود به این سادگى اصلاح کرد و بنده هم موکداً و به طور وضوح عرض می‌کنم آقا اگر مجلس موافق است بودجه را بگذراند چه مانعى دارد که یک روز دو روز دیگر عقب بیفتد اما چرا از حقوق اشخاص گروکشى می‌کنیم (صحیح است) ما که عقیده‌مند هستیم که بودجه را بگذرانیم اگر یک روز تأخیر افتاد چه مانعى خواهد داشت وانگهى اگر اشخاصى بودند که خواستند اشکال‌تراشى را خود بحث بودجه هم خداى نکرده خواهند کرد و برخلاف آن که آقاى نخست وزیر فرمودند که ایشان اطلاع دارند که اشخاصى هستند که فرض کنید ده روز صبر می‌کنند، بنده اطلاع دارم هزاران هستند که دو روز هم نمی‌توانند صبر کنند (صحیح است) در این باب بی‌محابا عرض می‌کنم که مجلس مستقیماً مسئول است (باتمانقلیج - شما خبر از وضعیت مردم ندارید) بنده عرض می‌کنم که در این باب به نظر بنده (آقایان بدشان هم از بنده می‌آید) محلس مسئول است مجلس اگر می‌خواهد بودجه بگذرد و می‌دانم که می‌خواهد بگذرد و از هفته آینده چنان که من پیشنهاد هم داده‌ام از روز یکشنبه شروع کنیم هر روز جلسه تشکیل بشود.

رئیس - این پیشنهاد آقا در موقع خود قرائت می‌شود

دکتر شفق - بودجه راهر چه زودتر خاتمه بدهیم این را چرا مداخله می‌دهند با حقوق و معاش روزانه مردم (صحیح است) استدعا می‌کنم آقایان که مخالفند این موضوع را بعد بفرمایید درست است بد عملى شده است درست نباید یک‌دوازدهم بگذارنیم ولى چاره چیست آقا؟ بودجه نیامده بود بودجه اکنون 15، 20 روز است که آمده به مجلس و بنده حتم دارم که 10 روز نمی‌گذرد که این بودجه خواهد گذشت ولى خواستم عرض کنم که این را اجازه ندهید که به حساب حقوق مستخدمین بگذارند (صحیح است)

رئیس - عده کافى براى اخذ رأى نیست 72 نفر از آقایان در مجلس حاضرند و در بیرون کسى نیست.

یک نفر از نمایندگان - الان بودند

رئیس - از مجلس بیرون رفته‌اند

آشتیانى‌زاده - بفرمایید اسامى‌شان را قرائت کنند

رئیس - آقاى مهدى ارباب و آقاى دهقان با یک نفر دیگر رفتند

مهدى ارباب - مهدى ارباب نیست آقا اشتباه شد.

رئیس - بنده نمی‌دانم کی‌ها رفتتند به هر حال نمی‌شود رأى گرفت.

مکى - ما اصرارى نداریم که بودجه را بگذارنیم خود طرفداران دولت ابستروکسیون می‌کنند

اردلان - دستور بفرمایید مطابق پیشنهادى که شده از طرف آقاى دکتر شفق که به استثنای شنبه روزهاى دیگر هر روز صبح جلسه باشد.

5. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - بنابراین یکشنبه خواهد بود. بعد روزهاى دیگر را تعیین می‌کنیم یکشنبه صبح‏

جلسه نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد.

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

 

تصویب‌نامه‏‌ها

شماره 9226                    3 - 7 - 27

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 18802 - 41062 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه از کلیه خان‌های شهر ملایر اعم از شخصى و استجاره عوارض مشروحه زیر:

1. از خانه‌های درجه 1 به مأخذ قیمت سالیانه                            یکصد ریال‏

2. از خانه‌های درجه 2 به مأخذ قیمت سالیانه                            هفتادریال‏

3.  ازخانه‌هاى درجه 3 به مأخذ قیمت سالیانه                چهل ریال‏

شخصى که در خانه سکونت دارد به نفع شهردارى ملایر دریافت می‌شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیراست‏

از طرف نخست وزیر                         م - 3817

+++

شماره 10916                              3 - 7 - 27

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 1327 طبق پیشنهاد 26718 ر 48642 وزارت کشور تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1. از آرایشگاه به طور عموم ماهیانه     10 ریال‏

2. از اتومبیل بارى ماهانه 50 ریال - از اتوبوس ماهانه        50 ریال‏

3. از هر عدل پنبه تصفیه شده در کارخانه‌جات بندرگز صد و پنجاه کیلویی دوازده ریال و هر عدل کیلویی هشت ریال.

4. از هر حلب روغن تخم پنبه محصول کارخانه‌جات بند گز (16 کیلو) 3 ریال به وسیله کارخانه و از هر جعبه چهل قالبى صابون که از کارخانه‌جات بندر گز تهیه می‌شود یک ریال از هر جعبه صد قالبى از همان صابون 50 ر 2 ریال وسیله کارخانه‏

5. از هر تن شلتوک که در کارخانه تبدیل به برنج می‌شود 20 ریال از هر تن تخته و الوار و مشابه آن 10 ریال به نفع شهردارى بندر گز دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏              

م - 3819                                    از طرف نخست وزیر

شماره 10920                              3 - 7 - 1327

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور 1327 طبق پیشنهاد شماره 22706 - 50092 وزارت کشور به منظور تبصره 1 و 2 و ماده 8 قانون تعلیمات اجبارى تصویب نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1. از دکاکین بزازى درجه اول ماهانه                80 ریال‏

2. از دکاکین بزازى درجه دوم ماهانه                50 ریال‏

3. از دکاکین سقط‌فروشى درجه اول ماهانه      50 ریال‏

4. از دکاکین سقط‌فروشى درجه دوم ماهانه      250 ریال‏

5. از دکاکین خرازى‌فروشى ماهانه                 80 ریال‏

6. از دکاکین سقط تجار درجه اول ماهانه          300 ریال‏

7. از دکاکین سقط تجار درجه دوم ماهانه          150 ریال‏

8. از دکاکین نانوایی ماهانه                           30 ریال‏

9. از دکاکین گوشت‌فروشى ماهانه                 15 ریال‏

10. از دکاکین علافى ماهانه                         15 ریال‏

11. از دکاکین فخارى ماهانه                         30 ریال‏

12. از دکاکین دوافروشى ماهانه                    50 ریال‏

13. از دکاکین قنادى ماهانه                          30 ریال‏

14.  از دلال ها هر نفرى ماهانه                     50 ریال‏

15. از هر کنتور برق ماهانه                           5 ریال‏

16. از رادیو اعم از برقى و یا باطرى ماهانه        10 ریال‏

به نفع شهردارى بم دریافت و پس از برداشت 8% هزینه وصول آن عیناً تحت اختیار اداره فرهنگ بم گذاره شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

از طرف نخست وزیر             م - 3815

شماره 12508                  3 - 7 - 1327

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه مورخ 31 شهریور ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 29602 - 56232 وزارت کشور تصویبت نمودند که از تاریخ صدور این تصویب‌نامه از کالاهاى ورودى مصرفى شهر عوارض مشروحه زیر:

1. از هر سیصد کیلو انگور                                                     10 ریال‏

2. از هر سیصد کیلو کشمش سرخ و سبز و تیز آبى و مویز             20 ریال‏

3. از هر سیصد کیلو مغز بادام و مغز گردو                                  50 ریال‏

4. از هر سیصد کیلو بادام با پوست و گردو                                 20 ریال

5. از هر سیصد کیلو چوب هیزم و چوب نجارى                            10 ریال‏

6. از هر سیصد کیلو ذغال                                                    20 ریال‏

7. از هر سیصد کیلو لوبیا و نخود و عدس و ماش و سایر حبوبات      20 ریال‏

8. از هر سیصد کتیرا                                                           300 ریال‏

9. از هر سیصد کیلو ذرت و گاودانه                                          10 ریال‏

10. از هر سیصد کیلو از پوست گاودانه یک ریال و پوست گوسفند 50 دینار و روده دانه 25 دینار به نفع شهردارى ملایر دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر مخست وزیر است

م - 3821                        از طرف نخست وزیر

شماره 12738                  3 - 7 - 1327

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 1327 طبق پیشنهاد شماره 59995 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه تصویب‌نامه شماره 33168 - 18 - 9 - 20 ملغى و به جاى آن عوارض مشروحه زیر به نفع شهرداری شهسوار اخذ می‌شود:

1. از هر تن مرکبات صادره که وسیله گاراژ حمل می‌شود 100 ریال وسیله گاراژدارها از صادر کننده.

2. از کیلو چاى 75 دینار صادره به شهرستان‌ها از صادرکننده.

3. از هر تن برنج که وسیله گاراژ حمل می‌شود 80 ریال از صادرکننده‏

4. از هر تن شالى که بازرگانان و پیشه‌وران و اشخاص براى تبدیل به کارخانه تحویل می‌نمایند 50 ریال از تحویل دهندگان.

5. از هر تن شالى که وسیله گاراژها حمل می‌شود 50 ریال از صادرکننده.

6. از هر متر کوب چوب 20 ریال در موقع صدور پروانه به وسیله اداره کشاورزى.

7. از هر بار ذغال 2 ریال و هیزم 1 ریال در میدان‌های شهردارى از وارد کنندگان.

تبصره 1 - گاراژها مکلفند قبل از حمل اجناس بار از صادرکننده پروانه شهردارى را مطالبه نمایند.

تبصره 2 - تصویب می‌شود که از این تاریخ عوارض شهردارى از تمبر معاملات دفاتر اسناد رسمى که طبق ماده 8 تصویب‌نامه شماره 22482 - 17 - 2 - 23 صدی 15 اخذ می‌شود به 25% ترقى داده شود وسیله دفاتر اسناد رسمى وصول و به شهردارى پرداخت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م - 3820                        ازطرف نخست وزیر

شماره 13744                  4 - 7 - 27

وزارت دارایی‏:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 35467 وزارت دارایی تصویب نمودند که بهاى بقایاى تعهدات غله سال 1326 مالکین به نرخ سال جارى پرداخته شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3823                        ازطرف نخست وزیر

شماره 12680                  1 - 7 - 327

وزارت دارایی:‏

هیئت وزیران در جلسه 29 - 6 - 27 بنابر پیشنهاد شماره 61 - 2506 - 5300 ک مورخ 27 - 6 - 27 وزارت پست و تلگراف و تلفن که به شماره 1 - 19219 مورخ 24 - 4 - 27 به موافقت قبلى وزارت دارایی نیز رسیده است تصویب نمودند ارتباط با نیویورک از طریق ماکى رادیو برقرار و موافقت‌نامه که در 12 ماده تهیه و مورد موافقت وزارت پست و تلگراف و تلفن وکمپانى ماکى رادیو مقیم آمریکا واقع گردیده است امضا و مبادله و برطبق مواد آن رفتار شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست است‏

م - 3822                        از طرف وزیر نخست وزیر

+++

شماره 12028                  3 - 7 - 1327

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 1327 بنا به پیشنهاد شماره 29890 ر 54192 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1. از هر عمل قماش نخى وارده مصرفى شهر                                        25 ریال‏

2. از صندوق اجناس خرازى و چینى و بلورآلات وارده مصرفى شهر                20 ریال‏

3. از صندوق ادویه‌جات و عطارى به طور            کلی مصرفى شهر                                    10 ریال‏

4. از یکصد کیلو فلزات مصرفى شهر                                                     10 ریال‏

5. از صندوق میوه‌جات مرکبات وارده مصرفى شهر                                   5 ریال‏

6. از رطل خرما وارده مصرفى شهر                                                     2 ریال‏

7. از حلب شیره خرما وارده مصرفى شهر                                             4 ریال‏

8. از بقچه رسیمان مصرفى شهر                                                        5/1 ریال‏

9. از عدل گرک و پنبه مصرفى شهر                                                     10 ریال‏

10. ازهر صندوق قابون مصرفى شهر                                                   5 ریال‏

11. از عدل چرم ساخته مصرفى شهر                                                 4 ریال‏

12. از صد کیلو شکر آزاد مصرفى شهر                                                 10 ریال‏

13. از صندوق چاى آزاد مصرفى شهر                                                  30 ریال‏

14. از دستکاه رادیو که وسیله برق شهر کار می‌کند ماهانه                                   10 ریال‏

15. از باب گاراژ از گاراژدار مصرفى شهر                                                            250 ریال‏

16. از صد کیلو بادام کوهى و جفت مصرفى شهر                                    5/0 ریال‏

17. از نفر مسافر که وسیله اتومبیل بارى ویا سوارى ویا اتومیبل به خارج بهبان مسافرت می‌کند 5 ریال وسیله گاراژ

تبصره - صدى ده درآمد عوارش بالا به منظور اجراى قانون آموزش و پروش پس از برداشت صدى هشت بابت هزینه وصول به اختیار فرهنگ بهبهان گذارده می‌شود و صدى نود آن متعلق به شهردارى می‌باشد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3818                        ازطرف نخست وزیر

شماره 8158                    3 - 7 - 27

وزارت کشور:

هیئت وزیران جلسه 31 شهریور ماه 1327 طبق پیشنهاد شماره 17318 ر 37597 وزارت کشور تصویب نمودند که ماده 5 تصویب‌نامه شماره کشور 20790 - 19 - 11 - 1326 دائر به وصول عوارض به وسیله شهردارى گرگان از وسائط نقلیه موتورى به شرح زیر اصلاح شود:

از اتومبیل‌های سوارى اعم از شخصى و کرایه ماهانه پنجاه ریال‏

از اتوموبیل‌هاى بارى و اتوبوس اعم از شخص و کرایه ماهانه یکصد ریال‏

به نفع شهردارى گرگان دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3814                       از طرف نخست وزیر

شماره 8626                    3 - 7 - 27

وزارت کشور:

هیئت وزیران در جلسه 31 شهریور ماه 27 طبق پیشنهاد شماره 14356 ر 31442 وزارت کشور تصویب‌نامه ماده 2 تصویب‌نامه شماره 22482 - 17 - 12 - 23 (راجع به اخذ 20% نسبت به مال‌الاجاره ماهانه از پروانه‌های کسبه و پیشه‌وران به نام عوارض شهردارى‏.

به نفع شهردارى شهسوار الغا شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3816                        از طرف نخست وزیر

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294413!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)