کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15
[1396/05/25]

جلسه: 101 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و یکم شهریور ماه 1327  

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بقیه مذاکره در لایحه راجع به حجاج و تصمیم مجلس در باب مسکوت ماندن آن

3. بقیه ماکره در بودجه کل کشور

4. تعطیل جلسه به عنوان تنفس

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏15

 

 

جلسه: 101

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه بیست و یکم شهریور ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1. تصویب صورت مجلس‏

2. بقیه مذاکره در لایحه راجع به حجاج و تصمیم مجلس در باب مسکوت ماندن آن

3. بقیه ماکره در بودجه کل کشور

4. تعطیل جلسه به عنوان تنفس

 

مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1. تصویب صورت مجلس‏

صورت جلسه قبل را آقاى صدرزاده (منشى) به شرح زیر قرائت کردند.

دو ساعت و پنج دقیقه بعد قبل از ظهر روز پنجشنبه هجدهم شهریور مجلس بر آقاى رضا تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است:

غایبین بااجازه - آقایان: اورنگ - محمد ذوالفقارى - اخوان - ناصر ذوالفقارى - آصف - بهادرى - امیر نصرت اسکندرى - مامقانى - ساعد - سالار - بهزادى - نواب - دکترملکى.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: شاملو - حسن‌اکبر - عامرى - سلطان‌العلما - دماوندى - تولى - کامل‏ ماکویی - امیر تیمور - حسین وکیل - مسعود ثابتى - شهاب خسروانى - دکتر مصباح‌زاده - یمین اسفندیارى - گلبادى - بودغیان - صفا امامى - دکتر دفترى.

دیرآمدگان اجازه - آقایان: دکتر بقایی - دکتر راجی - سلطانى یللخان - دکتر طبا - شریعت‌زاده - عباس اسکندرى - نبوى.

دیرآمدگان بااجازه - آقایان: بیات - ضیاء ابراهیمى - دکتر اعتبار - عزیز زنگنه - آقا خان بختیار - منصف - نراقى - محمد‌على مسعودى - دهقان - اسلامى - نیک‌پور - اسدى.

آقاى حاذقى در باب تشکیل جلسات و عدم حضور بعضى از نمایندگان و لزوم درج اسامى آنها در صورت مجلس تذکراتى دادند و آقاى دکتر شفق راجع به اصلاح رقم مالیات غیرمستقیم در صورت‏ مجلس اشاره نمودند.

آقاى باتمانقلیچ راجع به خیرید و فروش تراکتور و اشاره آقاى مهندس رضوى اظهاراتى نمودند و آقاى مهندس رضوى گفتند تبعیض در دستگاه دولت اسباب رفاهیت مردم نمی‌شود ارز دولتى باید با رعایت تساوى داده شود و خرید و فروش تراکتور به معدودی منحصر نباشد.

آقاى دکتر راجى گفتند سهمیه ماشین‌های کشاورزى باید بین شهرستان‌ها به تناسب جمعیت تقسیم شود و در غیر این صورت براى مملکت مفید نیست.

آقاى وزیر کشاورزى راجع به وارد کردن تراکتور و تعمیرگاه و لوازم یدکى ماشین‌ها و پرداخت ارز دولتى گفتند در نتیجه اقدام دولت قیمت از بیست به ده تاشش هزار تومان تنزل کرده است.

آقاى معدل معاون نخست وزیر یک لایحه راجع به دریافت هزار ریال از هر زایر مکه معظمه بقیه دو فوریت را تقدیم داشتند و فوریت اول مطرح شد.

آقاى فرامرزى مخالف بوده گفتند مقدم بر این لایحه طرح‌های دیگرى هست و فرق بین لوایح و طرح‌های فورى که بعضى مسکومت می‌ماند معلوم نیست.

آقاى نخست گفتند فوریت از این جهت است که حجاج قبل از دهم ذیحجه به مقصد برسند و دولت خواست به صورت قاچاق نرفته باشند وضع حمل و نقل هم براى زائرین آزاد است تصویب پیشنهاد دولت هم بسته به نظر مجلس خواهد بود.

آقاى مللک مدنى با فوریت موافق ولى در صرف وجوه مأخوذه به عنوان حقوق مأمورین مخالف بودند و ضمن اشاره به ساختمان راه‌ها وجوهى که براى انجام این منظور داده شده و به مصرف مختصه نرسیده فتند باید این وجوه به مصرف مخصوص برسد.

+++

رأی به فوریت اول اخذ و تصویب دوم مطرح گردید. آقای رضوی گفتند طبق ماده 59 این لایحه یک شوری است و آقای دکتر معظمی‌ گفتند باید در محل مأمور سیاسی داشته باشیم مردمی‌که عازم مکه هستند قبلاً مالیات خود را برای جلب حمایت دولت داده‌اند و مساعدت به حجاج بیت‌الله بیشتر از این طریق مناسب است که هر یک 47 لیره برای زیارت کعبه که متعلق به عموم مسلمین دنیا است نپردازند و این از وظایف دولت است و در باب رفع اختلاف رؤیت هلال دولت را متذکر ساختند.

آقای معاون نخست وزیر گفتند مالیات‌هایی که از مردم گرفته می‌شود نباید خرج مردمان مستطیع شود و آقای سزاوار تأیید نمودند که این هزار ریال برای تهیه وسایل حسن انجام این منظور و نظارت و حمایت دولت در این منظور و نظارت و حمایت دولت در این امر است، فوریت دوم تصویب و ماده واحده مطرح گردید.

آقای اقبال با اشاره به قطع رابطه بین ایران و فرانسه در زمان شاهنشاه فقید و تلگراف رئیس جمهور فرانسه هنگام عزیمت والا حضرت ولیعهد به مصر گفتند دولت موظف به حفظ اتباع ایران است در تمام نقاط و این پیشنهاد مخالف شئون کشور است.

آقای فولادوند به عنوان موافق گفتند نباید از عمل خوب دولت تنقید کرد حضور ویر مختار کشور سعودی در پایتخت ایران مؤید روابط حسنه بین دو کشور است و نظارت دولت در این امر موجب تأمین آسایش زائرین و حفظ شئون کشور خواهد بود.

آقای حاذقی پیشنهاد کفایت مذاکرات نمودند و توضیح دادند که دولت بالضروره در بین دستور مربوط به بودجه این لایحه را تقدیم نموده و مذاکرات کافی نیز به عمل آمده است.

آقای عباس اسکندری مخالف بوده گفتند این لایحه محتاج به شور بیشتری است به علاوه مأمور دولت در کارهای اتباع ایران در کشور سعودی مدتی است در مصر معطل است انجام این منظور به وسیله مأمورین رسمی ‌وزارت امور خارجه مناسب‌تر می‌باشد کفایت مذاکرات تصویب و پیشنهاد قرائت شد. آقای مهندس رضوی پیشنهاد نمودند از هر زایر بیت‌الله مبلغ دو هزار ریال به نفع ایتام حوزه مربوطه اخذ و به شیر و خورشید سرخ محل تحویل شود و از کسانی دریافت کنند که استطاعت کامل دارند.

آقای کشاورز صدر گفتند به کسانی که فقط معاش یک ساله خود را تأمین کرده باشند نمی‌توان مستطیع گفت و پیشنهاد آقای مهندس رضوی تصویب شد.

آقای اردلان پیشنهاد نمودند یک درصد از وجوه حاصله از این قانون بودجه ابوطالب یزدی مقتول داده شود و نامه فرماندار یزد را در این باره و معرفی ورثه مقتول قرائت نمودند.

آقای دکتر بقایی مخالف بوده گفتند تصویب پرداخت این مبلغ به ورثه ابوطالب مقتول ممکن است ایجاد داوطلب و تولید نظیر کند و پیشنهاد آقای اردلان تصویب گردید.

آقای ابوالقاسم امینی پیشنهاد نمودند از هر یک از زائرین به جای هزار ریال پانصد ریال به عنوان حق تذکره دریافت شود.

آقای باتمانقلیچ مخالف بوده گفتند دولت برای تهیه وسایل آسایش حجاج باید تشکیلات کاملی فراهم آورد تا 16 هزار نفر به سلامت به مقصد برسند و در اعمال حج دچار زحمت نشوند رأی به پیشنهاد آقای امینی اخذ و تصویب شد.

آقای مهندس رضوی پیشنهاد نمودند که مأمورین اعزامی ‌از بین کارمندان دولت انتخاب شوند و توضیح دادند هر کس با این قافله می‌رود مسئول حفظ شئون مملکت است.

آقای معاون نخست وزیر با توضیحاتی گفتند نمی‌توان شخص خاصی را برای سرپرستی حجاج معین کرد.

آقای مهدی ارباب مخالف بوده توضیحی دادند که مأمورین دولت در این امر مداخله نکنند و چون عده برای اخذ رأی کافی نبود 35 دقیقه بعد از ظهر جلسه پایان یافت و به روز یکشنبه محول گردید.

رئیس - آقای کشاورز صدر نسبت به صورت مجلس نظر دارید؟ (کشاورز صدر - بلی) بفرمایید.

کشاورز صدر - بنده در موقعی که مخالفت کردم با پیشنهاد آقای مهندس رضوی توضیح و استدلالم این بود که در یک فرایض مذهبی که بر گردن مسلمان‌ها هست و یک تکالیف دینی نبایستی یک عوارض دیگری هم وضع کرد به عنوان این که این آقایان که مستطیع هستند. در صورتی که این‌ها اکثراً از مردم خارج تهران هستند و کسانی هستند که همین قدر که روی آن قواعد مذهبی احساس کردند وظایفی دارند این‌ها گاوشان و گوسفندشان را می‌فروشند دیگر با این‌ها تحمیل کردن که بگویند بیایید آقا دویست تومان هم برای شیر و خورشید سرخ بدهید تناسب ندارد

رئیس - حالا می‌فرمایید چه شده؟

کشاورز صدر - ... خواستم در صورت مجلس ذکر بکنند و برای شیر و خورشید سرخ باید از یک محل دیگر استفاده کنند.

رئیس - آقای امینی در صورت مجلس نظری دارید؟ بفرمایید.

امینی - آقای مهندس رضوی در جلسه گذشته ضمن بیانات خودشان راجع به ماشین‌آلات کشاورزی اظهار کردند که یک عده‌ای از نمایندگان مجلس من‌جمله امینی‌ها در این کار وارد هستند بنده چون کارم تجارت نیست و در این کار اصولاً وارد نیستم بنده اظهارات ایشان را تکذیب می‌کنم و اساساً دروغ محض می‌دانم.

رئیس - آقای شهاب خسروانی

شهاب خسروانی - بنده چون در جلسه گذشته غایب بودم و غیبت هم با اجازه مقام ریاست بود استدعا می‌کنم این موضوع را توجه بفرمایید ضمناً آقای مهندس رضوی چون بنده غایب بودم خواستند یک اسمی‌ از بنده یاد کرده باشند و ضمن مذاکرات‌شان فرمودند که شهاب خسروانی هم وارد کننده تراکتور هستند بنده خواستم به ایشان عرض کنم که اولاد وارد کننده تراکتور مجرم نیست ثانیاً بنده وارد کننده هیچ چیز نیستم زیرا بنده تاجر به آن معنایی که آقایان فکر می‌کنند نیستم بنده طرز کارم تولیدی است «پردو کثیف» است و آن هم با این وضعی که بنده در مملکت می‌بینم که حیثیت اشخاص محفوظ نیست به طور قطع تا دو سال دیگر بنده جزء آزادی‌خواه‌ها و در ردیف آقایان همکاری خواهم کرد و امیدوارم در این کار موفق شوم (احسنت)

رئیس - آقای مهندس رضوی

مهندس رضوی - بنده اولاً از نظر نظامنامه نمی‌دانم تا چه اندازه مجاز هستم که به فرمایشات آقایان جواب بدهم یا نه ولی اجازه گرفتم که چون ممکن است سوء تفاهمی‌رخ داده باشد باید عرض کنم که اولاً آن چه عرض کردم عیناً تأیید می‌کنم و این تکذیب‌ها هم گمان نمی‌کنم در مقابل حقیقت هیچ ارزشی داشته باشد و اما مقصود بنده به غیر از خدمت به این اصل عمومی ‌که تبعیض در مملکت نشود به هیچ وجه نبود و بنده به هیچ وجه نخواسته بودم بعضی از آقایان خدشه‌ای وارد کنم یا وارد کردن ماشین یا تجارت را گناهی قلمداد بکنم البته تجارت به آن معنایی که در مملکت ما می‌شود یک جرم مشهود است (صحیح است) ولی آن تجارت واقعی که حقیقت دارد یک خدمتی است به مردم به هر حال بنده خواستم این قسمت را عرض کرده باشم که آقای امینی و آقای شهاب خسروانی اگر اوقاتش تلخ شده باشد بنده مقصودی نداشتم آقایان گفتند اسم ببرید گفتم آقایان هم وارد‌کننده تراکتور هستند بنده به هیچ وجه نگفتم که آقای ابوالقاسم امینی صاحب تجارتخانه دیگری هستند ولی آن چه که اطلاع دارم نمایندگی فردین مربوط به یک شرکتی است که به نام آقایان معروف است حالا کدام یک از آقایان تشریف دارند آن جا بنده نمی‌دانم (امینی - بنده کمترین سهمی ‌ندارم اگر سهمی‌داشته باشم تمام سهام را به شما می‌بخشم) شما سهام‌تان را ببخشید به هر که میل دارید بنده احتیاجی به سهام ندارم اگر احتیاجی به سهام ندارم اگر احتیاج داشتم این حرف‌ها را نمی‌زدم این بود عرایض بنده آقای شهاب خسروانی هم که فرمودند بنده خواستم از ایشان یادی بکنم کمال تعجب و تأسف را دارم چون بنده منظورم این بود که در مجلس اشخاصی هستند که در این کار واردند ولی قصدم این بود که این موضوع نسبت به یک واردکننده عمل نشود و تبعیضی واقع نگردد حالا هم حرف خودم را تأیید می‌کنم و از آقای فرامرزی هم تشکر می‌کنم که به بنده کمک فرمودند.

مکی - بنده هم اعتراض دارم

رئیس - بفرمایید

مکی - آقایان همکاران محترم بنده می‌دانند که بنده با آقای مشایخی هیچ گونه روابط خصوصی ندارم ولی در هنگامی ‌که در جلسه در گذشته این نماینده صحبت می‌کرده است رئیس دولت ایشان را تهدید کرده است خواستم عرض کنم رئیس دولت حق ندارد نماینده را در مجلس تهدید بکند و حق ندارد این حرف را بزند

رئیس - دیگر به صورت مجلس نظری نیست؟

مشایخی - بنده عرض دارم

رئیس - بفرمایید

مشایخی - بنده خیلی متأسفم که جناب آقای وزیر حضور ندارند ولی چون لایحه‌ای که مربوط به حجاج بود از طرف معاون نخست وزیر داده شده و بعضی از آقایان وزرا هم تشریف دارند با این تذکری که داده شد بنده مجبورم توضیحاتی بدهم جناب آقای هژیر در جلسه گذشته در اطراف پیشنهادی

+++

که بنده دادم توضیحاتى دادند که خیلى خوشوقت هستم که مورد توجه آقای مکی واقع شده و حق هم این است که تمام آقایان نمایندگان در این قبیل مسائل اغراض خصوصى را کنار بگذارند و مسائل اجتماعى را مورد توجه قرار دهند و در این قضایا از نقطه‌نظر کشور و از نقطه‌نظر حفظ آزادى و از نقطه‌نظر حفظ مشروطیت اظهار عقیده و اظهار نظر بکنند و در این مورد از جنابعالى آقاى ملکى کمال امتناع را دارم بنده می‌خواهم تذکر بدهم که در حکومت مشروطه و یک کشور پارلمانى ...

رئیس - این نسب به صورت مجلس است‏

مشایخى - ...بلى قربان در صورت مجلس است ایشان نطق یک نفر نماینده را.. اجازه بفرمایید سه دقیقه اجازه بفرمایید چون مربوط به صورت جلسه است عرض کنم ایشان فرمودند؟ ایشان فرمودند که صحبت نکنید بنده می‌خواهم بگویم که یک نماینده آزادى بیان دارد در یک حکومت پارلمانى قلم آزاد است ارباب جراید و صاحبان مطبوعات می‌تواند عقاید و نظریات خودشان را در حدودى که به آزادى دیگران لطمه وارد نیاورد در معرض اطلاع عمومى بگذارد (صحیح است) یک نفر نماینده هم می‌تواند در مجلس شوراى ملى در مسائل مربوطه به کشور اعم از مسائل سیاسى یا مسائل مربوط به امور مالى هر گونه اظهار عقیده بکند نمایندگان دیگر هم می‌توانند نظریه آن نماینده را با دلیل و با منطق رد بکنند و بیاید و پشت تریبون آن اظهار عقیده را بالاخره با دلایل منطقى مردود بدانند هیچ محل تردید نیست که دولت هم در مقابل مجلس براى دفاع از لوایحش آزادى عمل دارد با این که بیاید و با دلایل موجه اظهارات نمایندگان مخالف را رد کند، این آزادى عقیده عمل براى نماینده و برای دولت یکى از رموز اساسى قانون اساسى و یکى از ارکان محکم حکومت دموکراسى است، هیچ مقامى هم نمی‌تواند یک نفر نماینده را از اظهار عقیده در مسائل مربوط به کشور ممنوع کند و تهدیدش کنند. این اصل مسلم است و تمام آقایان نمایندگان به طور تحقیق پشتیبان این موضوع خواهند بود.

من این تابلو را به نظر آقایان نمایندگان محترم می‌رساند می‌گوید و شاورهم فى الامر یعنى نمایندگان مجلس شوراى ملى در مجلس شوراى ملى مشورت بکنند و رأى بدهند بنابراین حق نطق از براى نماینده مسلم و محرز است و من تصور نمی‌کنم آقاى هژیر هم نظرى جز این داشته باشند.

اما راجع به اطلاعات من در امور مالى بنده اینجا عرض می‌کنم در سال 24 که آقاى هژیر وزیر دارایی بودند من را به سمت مشاور مالى وزارت دارایی بعد از رفتن مستشاران آمریکایی به معیت چند نفر دیگر دعوت کردند پس در آن موقع ایشان تصدیق داشتند که من صلاحیت و بصیرت در امور مالى دارم و بنابراین حالا نمى‌توانند در این موضوع تردید بکنند. بناء علیهذا اظهار عقیده‌اى که بنده در این موضوع لایحه کردم از نظر اظهار عقیده در امور مالى بوده از طرف دیگر بنده باید عرض کنم که عضو فراکسیون دموکرات هستم. من و سى سه نفر دیگر از اعضاى فراکسیون دموکرات پشتیبان دولت آقاى هژیر بودم رأى دادیم در آمدن دولت موثر بودیم حالا هم پشتیبان دولت هستم این اختلافات لفظى هم مانع پشتیبانى ما نخواهد بود ولى من از آقاى هژیر تقاضاى می‌کنم در آینده حقوق نمایندگان مجلس را رعایت بفرمایند و من هم کماکان به معیت فراکسیون دموکرات پشتیبان دولت خواهم بود.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد سه نفر از آقایان نمایندگان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند

جمعى از نمایندگان - دستور - دستور

رحیمیان - بنده موافقم با قبل از دستور

رئیس - آقاى رحیمیان و آقاى مکی و آقاى کشاورز صدر تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند

فرامرزى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم

رئیس - طبق چند ماده‌ای؟ (فرامرزى - طبق ماده 36 و مواد دیگرى که عرض) بفرمایید.

فرامرزى - در ماده 36 هست که هر طرحى که به کمیسیون مبتراکرات رجوع شود باید در ظرف 15 روز کمیسیون مزبور راپورت مختصرى از آن طرح به مجلس داده و تصریح نماید که آن طرح قابل توجه یا رد یا یا تعویق است ما در هشت نه ماه پیش از این یک طرحى دادیم راجع به اصلاح قانون حکومت نظامى، این طرح هنوز نیامده به مجلس نه گزارشش و نه تکلیفش معین شده، بعد از آن یک طرح دیگرى مجدداً در حدود سى نفر از نمایندگان این طرح را امضا کرده‌اند. ماده 74، 75، 76 تمام اینها تعیین کرده که طرحى که به مجلس داده می‌شود با قید دو فوریت باید فى المجلس تکلیف آن معین بشود این طرح هم رفته و برنمى‌گردد به مجلس یعنى نیامد به مجلس و غیر از این در حدود 70 یعنى بین 60 تا 70 لایحه و طرح در مجلس است که تکلیفش معین نیست هى روى لایحه لایحه می‌آید، و روى طرح طرح مى‌آید مثل این که ما اینجا نمی‌خواهیم لایحه یا طرحى را تصویب کنیم ما هوس این داریم که لوایح و طرح‌ها را انبار بکنیم دولت یک لایحه چرا می‌دهد به مجلس؟ براى این می‌دهد که تصویب نشده چرا یکى دیگر می‌دهد. یکى ندهند، باید تصویب آن لایحه را بخواهد و خود مجلس هم همین طور وقتى طرح‌های فورى روز شنبه را دارد چرا طرح فورى روز شنبه را دارد چرا طرح فورى روز یکشنبه را مطرح می‌کند؟ اساساً این طرز خوب نیست مثلاً ملاحظه بفرمایید من یادم هست یک لایحه‌ای بود راجع به مجازات رانندگان، مدتى ما در اطراف آن صحبت کردیم (کشاورز صدر - کمیسیون دادگسترى تصویب کرده است و وظیفه‌اش را انجام داده است) بسیارخوب کارى کرده من تشکر می‌کنم از کمیسیون دادگسترى اعتراض هم به آقا ندارم ولى می‌خواهم بدانم این لوایح یعنى طرح قانون حکومت نظامى من دهنده طرح هستند مطابق نظامنامه ما تقاضا می‌کنیم یعنى حق یعنى حق تقاضاى داریم که آن طرح مطرح بشود (صحیح است) این تقاضاى بنده است‏

رئیس - عرض کنم این علتش از این جهت است که آقایان ماده 115 را اجرا نمی‌کنند که هر جلسه باید دستور جلسه بعد را مجلس معین کند و آقایان تأمل نمی‌کنند که این کار انجام گیرد یکى دو دفعه این کار شده لوایح فقط محدود به اینها نیست لایحه مربوط به اراضى و لوایح فقط محدود به اینها نیست لایحه مربوط به اراضى و لوایح دیگرى هست که آنهایی که فوریت دارد باید پشت سر هم مطرح شد حالا در اولین فرصتى که به دست آمد مطرح می‌شود و تمام این لوایحى که دو فوریت دارد به اطلاع مجلس می‌رسد وهر کدام را که مجلس لازم دانست اولى مطرح می‌شود همه را گفتم حاضر کنند که به اطلاع مجلس می‌رسد و خواهش می‌کنم که آقایان اگر در آخر جلسه چند دقیقه تأمل بفرمایند که دستور جلسه چند تأمل بفرمایند که دستور جلسه بعد معین شود تمام این اشکالات مرتفع می‌شود (صحیح است) حالا آقاى رحیمیان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند

رحیمیان - اجازه بفرمایید که بنده موافقت خودم را با نطق قبل از دستور عرض کنم‏

رئیس - مخالف باید صحبت کند

رحیمیان - بنده اولاً یک دقیقه بیشتر وقت مجلس را نخواهم گرفت و یک موضوعى است راجع به قانون عفو عمومى آذربایجان که براى بعضی‌ها دولت اجرا نمی‌کند و قانون اجرا نمی‌شود (صحیح است) قانون از مجلس گذشته است آقا قانون باید احترام داشته باشد (صحیح است) براى این که یک عده‌ای از افسران و یک عده دیگر شکایت کرده‌اند و اعلان گرسنگى کرد‌ه‌اند (سزاوار - صحیح است به بنده هم شکایت کرده‌اند) و شاید تا الان هم از پا درآمده باشند بنده خواستم روى این نظر به اطلاع آقایان نمایندگان برسانم که چرا دولت این قانون را اجرا نمی‌کند.

رئیس - شکایت آن‌ها به مجلس هم رسیده است و به دولت نوشته شد باید به طوری که قانون از مجلس گذشته اجرا کنند

معدل - (معاون پارلمانى) اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - هنوز مخالف صحبت نکرده است بفرمایید آقاى دهقان‏

دهقان - در جلسه قبل یک لایحه‌ای در مجلس مطرح شده وررى آن صحبت شده پیشنهاداتى هم مربوط به آن لایحه تصویب شده است و امروز هم باید نتیجه گرفته شود این مردم می‌خواهند بروند به زیارت و منتظر تصویب این لایحه هستند حالا این لایحه را بگذاریم کنار و به یک کار دیگر بپردازیم صحیح نیست به علاوه از نظر سوابقى هم که مجلس داریم نیم ساعت دیگر مجلس از اکثریت می‌افتد

2. بقیه مذاکره در لایحه راجع به حجاج و تصمیم مجلس در باب مسکوت ماندن آن‏

رئیس - آقایانى که با ورود در دستور موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهاداتى رسیده از دو سه نفر از آقایان: (سزاوار - آقاى رئیس اجازه بدهید که آقاى معدل اطلاعاتى اگر دارند بدهند) ایشان چیزى نگفتند که جواب بخواهد (سزاوار - براى بنده هم شکایتى رسیده است) پیشنهادات قرائت می‌شود

 (به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شورای ملى:

پیشنهاد می‌کنم لایحه دولت راجع به دریافت یک هزار ریال از هر نفر از اشخاص که به مکه مشرف می‌شوند از دستور خارج شود. نورالدین امامى‏

رئیس - دو پیشنهاد دیگر هم راجع به همین موضوع قرائت می‌شود:

+++

(به شرح ذیل قرائت شد)

ریاست مجلس شورای ملی

پیشنهاد می‌نمایم لایحه مالیات عبادت و عوارض بر فرایض دینی از دستور خارج شود. حسین مکی

پیشنهاد می‌کنم که لایحه مربوط به حجاج از دستور خارج شود. اقبال

رئیس - آقای نور‌الدین امامی

نورالدین امامی ‌- بنده امروز بدبختانه مریض هستم و با حال تب و کسالت آمده‌ام و از طرف آقایان حجج اسلام مخصوصاً حضرت آیت‌الله بهبهانی یک پیامی‌ به نمایندگان محترم مجلس شورای ملی برسانم.

حضرت آیت‌الله بهبهانی می‌فرمودند در کشور اسلامی‌ با وجود صد و سی و چند وکیل مسلمان بعد از چهل و چند سال که از تاریخ مشروطیت می‌گذرد برای اولین مرتبه برای ادای فریضه مذهبی شایسته است مالیات وضع شود؟...

رحیمیان - مجلس تقصیری ندارد آقای امامی‌آقای هژیر بدون جهت این لایحه را آورده‌اند.

نورالدین امامی ‌- نمایندگان محترم تصدیق دارند قوام و ملیت ما بسته به مذهب مقدس اسلام (صحیح است) ما که نماینده ملت هستیم باید در ترویج مذهب مقدس اسلام کوشش و خدمت کنیم نه این که مالیات وضع کنیم (صحیح است) برای چه پیشنهاد نمی‌فرمایید هر کسی به اروپا و آمریکا برای گردش و تفریح می‌رود پنج هزار ریال یا ده هزار ریال مالیات بدهد (کشاورز صدر - بنده پیشنهاد کرده‌ام) شنیده می‌شود دولت چهل هزار دلار برای اعزام نمایندگان به سازمان ملل متحد اعتبار داده است چه می‌شود دولت بیست هزار تومان هم برای حفظ آبروی ایران و برای ترویج مذهب اسلام بدهد (صحیح است) دستخظی حضرت آقای آیت‌الله بهبهانی صادر کرده‌اند راجع به این موضوع و همچنین دستخطی هم حضرت آقای حاج میرزا عبدالله تهرانی به وسیله جناب آقای دکتر معظمی‌ به مجلس نوشته‌اند که این‌ها خیلی مفصل است اگر اجازه می‌فرمایید بخوانم (نمایندگان - بخوانید آقا) استدعا می‌کنم یک قدری توجه هم بفرمایید این‌ها یک امور مذهبی است اجازه بدهید پنج دقیقه بنده این‌ها را بخوانم.

نمایندگان - بفرمایید آقا

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام منیع ریاست مجلس شورای ملی دامت عظمته

جای بسی حیرت و تعجب است در این موقع که به حمدالله با امر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی دامت عظمته امیدواری کامل حاصل شده است این دوییت و شقاقی که مابین دو دولت اسلامی ‌در نتیجه توجه به یک اوهام و خیالات فاسده در مدت مدیده حاصل شده بود رفع گردیده و مسلمانان هم به جهت ادای یک فریضه مهمه اسلامیه که در شمار طراز اول فروع دین است خود را مهیا کرده‌اند به جای این که مجلس شورای ملی اگر بتواند درصدد ایجاد تسهیلات این مسافرت مذهبی برآید، بدون هیچ انتظار یک مالیات بی‌مناسبت به نام اعانت به یک مؤسسه خیریه وضع نماید. گویا نمایندگان محترم از شوقی که به اعانت به این مؤسسه خیریه داشته‌اند متوجه نشده‌اند که این اعانت در این مورد تا چه ‌اندازه به مقام مجلس شورای ملی بر‌می‌خورد. خیلی غریب است که ملت اسلامی‌ ایران در این مورد از برادر خود دولت و ملت سعودی توقع هر قسم مساعدت و تسهیلات برای بیت‌الله دارد و از مقام منیع مجلس شورای ملی این تطبیق بی‌سابقه و مناسبت پیش می‌آید - اگر یک‌ اندازه با تعمیق متوجه شوند. تصدیق می‌فرمایند که وضع این مالیات برخلاف روح قانون اساسی است و به هیچ وجه قابل جبران نیست مگر آن که نقض شود بلکه در این موقع به جهت هیئت سرپرستی که دولت در نظر دارد هیچ مناسب نبود مخارجی تازه در عهده مسافرین وضع خود بلکه اگر دولت محل حاضری برای این مخارج نداشت به عنوان استقراض این مخارج را تحمیل نماید تا در بودجه محلی برای سالیان دراز منظور شود - در هر صورت ظاهر این عمل وضع مالیاتی از طرف مجلس برای ادای وظیفه مذهبی است اگر این عمل صحیح است عرضی نیست و اگر ناپسند و غیرمناسب است لازم است مبادرت به نقض آن شود.

الاحقر محمد‌الموسوی بهبهانی

بسم الله الحمدالله

توسط جناب آقای دکتر معظمی ‌نماینده محترم مجلس شورای ملی دام اقباله

خدمت حضرات آقایان نمایندگان محترم دامت توفیقاتهم

مذاکرات روز پنجشنبه آقایان راجع به حجاج بیت‌الله الحرام موجب نگرانی علاقمندان به دیانت گردید زیرا دولت می‌خواهد بر قرایض و واجبات هم مالیات بسته شود در صورتی که در دنیا معمول است مالیات را بر امور تطفلی و زواید زندگانی مقرر می‌دارند و برای امور واجبه تسهیلاتی قائل شده که مردم زودتر و بیشتر موفق به انجام آن بشوند و پولی که به عنوان گذرنامه دریافت می‌شود برای حفاظت مسافرین است و بایستی مأمورین دولت در خارجه رفع گرفتاری اشخاص را بنمایند دیگر وجه اضافی معنایی ندارد چه رسد به این که به عنوان خیریه پولی دریافت شود مگر هر کس می‌خواهد عمل خیری انجام دهد بایستی کارهای خیر دیگر را هم بنماید اگر می‌خواهد بیمارستان بسازد باید لوله‌کشی شهر را هم انجام دهد چون این هم خیرات است علاوه بر این یک اشتباه بزرگی شده که متمکن و مستطیع با ملیونر مرادف گرفته شده است در صورتی که نوع اشخاصی که فریضه حج را به جا می‌آورند از طبقه سوم می‌باشند و با کمال تأسف آن قدر از داخل و خارج مشکلات پیش می‌آید که این طبقه هم از ادای فرایض باز مانند مضافاً بر این که دسته‌ای هستند که استطاعت ندارند و برای کمک و استفاده از مسافرین حرکت می‌نمایند در هر صورت شایسته است آقایان نمایندگان محترم توجه کنند و راضی نشوند که مسلمانان برای ادای فرایض مالیاتی بدهند و این روش در ایران معمول گردد و مسلمین از مجلس که از یک عده نمایندگان شعبه تشکیل شده مأیوس و ناامید شوند و بیشتر جدایی بین طبقه حاکمه و ملت بیفتد و السلام علی من اتبع الهدی الاحقر عبدالله بن مسیح التهرانی

معاون نخست وزیر - اجازه می‌فرمایید.

رئیس - بفرمایید

معدل - دو سه مطلب این جا صحبت می‌شود که می‌بایستی به تمام آن‌ها جواب داده شود ولی برای این که موضوع با هم مخلوط نشود جواب قسمتی که مربوط به آقای مشایخی است و قسمتی که بعد گفته شد بعداً عرض می‌کنم حالا در این موضوعی که آقای امامی‌ صحبت فرمودند جواب می‌دهم موضوع رفتن به مکه و این یک هزار ریالی که دولت پیشنهاد کرده است به صورت مالیاتی نیست و موضوع مالیات در بین نبوده بنده آن چه گوش دادم از مفاد مرقومه آیت‌الله بهبهانی این طور فهمیدم که شاید راجع به آن قسمتی که این جا به صورت پیشنهاد ضمیمه شده چیزی فرموده‌اید (صحیح است) حالا در این باب هم عرض می‌کنم به طور کلی در اعلامیه‌ای که از طرف دولت در این باب منتشر شد تذکر داده شد که این عده از اشخاص امسال قریب به 15 هزار نفر داوطلب شده‌اند برای زیارت مکه معظمه و این شهرت‌هایی که هست که این‌ها به طور انحصار با یک مؤسساتی با اشخاصی یا وسایطی حرکت می‌کنند آن‌ها هم دروغ بوده و دولت از نظر تکلیفی که داشته تحقیقاتی در این باب کرد و برای روشن شدن افکار عامه آن اطلاعات را در معرض افکار عامه گذاشت و گفت مجازند به هر طریق و به هر شکلی که می‌خواهند مسافرت کنند و ضمناً برای این که مسافرت به مکه معظمه یک جای عادی نیست یعنی یک صورت و وضعیت خاصی دارد بیشترش باید بیابان‌هایی را طی کنند و غالباً نمی‌شود به تنهایی مسافرت کرد بایستی اتومبیل‌ها عده‌ای با هم باشند و در عرض راه اگر یکی درماند کمک برسانند و وسایل یدکی همراه داشته باشند آب همراه داشته باشد و اشخاصی همراه آن‌ها باشند که در مواقع لازم که از چند مملکت عبور می‌کنند آن‌ها را هدایت بکنند، راهنمایی بکنند و ممالک اسلامی‌ دیگر هم این عمل را به این ترتیب انجام دادند که همه ساله کاروان‌هایی راه می‌اندازند و آن کاروان‌ها سرپرست‌هایی دارد به این جهت دولت ایران برای این که نظایر گذشته اتفاق نیفند و این که این پایه بشود برای آتیه گفت که یک هیئت سرپرستی معین بکند (اقبال - کسی مخالف نیست) توجه بفرمایید در آن اعلامیه اولی گفته شد که نفری صد تومان هر کس بخواهد دلیل دارد آن صد تومان را بپردازند تا با جمع شدن آن هیئت سرپرستی برود همان روز که این اعلامیه منتشر شد دولت متوجه شد که شاید دریافت این گونه وجوه بدون استجازه مجلس شورای ملی و لو اختیاری هم باشد مناسب نباشد اگر مجلس شورای ملی اجازه بدهد که بدهند همه این‌ها مایلند در پرداخت آن و وقتی هم دولت این لایحه را تقدیم کرده به نظر مجلس شورای ملی واگذار کرده است و گفته است من بایستی اظهار عقیده در این باب بکنم و پافشاری بکنم ولی چون آقایان همه وقوف به این مسئله دارید که دولت هم این را به نظر مجلس شورای ملی می‌رساند اگر می‌دانید که این کاروان باید با داشتن سرپرست حرکت بکند البته خرج دارد (دکتر معظمی ‌- وظیفه دولت است) اگر این وجه بایستی از خزانه دولت کارسازی شود آقایان موافقت بفرمایید...

(دکتر اعتبار - کدام خرج یعنی یک میلیون و پانصد هزار تومان دولت برای خرج آن‌ها بدهد؟)

این خرجی است برای سرپرستی برای این هیئت اگر می‌فرمایید از خودشان گرفته شود البته عکس‌العملش این بود که اگر دولت می‌گفت این را از

+++

بودجه بدهیم شاید می‌گفتند چرا براى یک عده‌اى مستطیع از بودجه مردم فقیرمالیات گرفته شود و پرداخته شود حالا هم در این باب دولت اصرارى ندارد این به نظر آقایان است تصویب می‌فرمایید اصلاً به صورت کاروان بروند، بروند هیئت سرپرستى داشته باشند از بودجه مملکتى پرداخت بشود، بشود از خودشان دریافت بشود، بشود صد تومان باشد پنجاه تومان باشد رویهمرفته باید مجلس شوراى ملى در این باب اظهار نظر بکند که آن وقت و فرصت از کف زائرین بیت‌الله نرود براى این که اینها در روز معین باید در آنجا حاضر باشند در آن قسمت دیگر که اینجا بیاناتى شد یکى آقاى رحیمیان و یکى مشایخى بنده فرصت را ذخیره می‌کنم که بعد از تمام شدن این قسمت جواب بدهم.

اقبال - در پیشنهادى که بنده داده‌ام اجازه بفرمایید صحبت کنم.

رئیس - پیشنهادات مشابه بوده و یک نفر موافق و یک نفر مخالف باید صحبت کند.

اقبال - اجازه بفرمایید ممکن است بنده یک مطلبى داشته باشم که ایشان تذکر نداده باشند.

رئیس - اگر پنجاه پیشنهاد مشابه برسد و بخواهند تمام پیشنهاددهندگان صحبت کنند نمی‌شود پس مختصر صحبت بفرمایید.

اقبال - اولاً یک مطلبى را به آقایان عرض کنم و آن این است که مخالفت و موافقت با یک دولتى لازمه‌اش این نیست که دولت هر کار بدى بکند بگوییم صحیح است و برعکس هم اگر هر کار بدى بکند بگویند خوب است این نیست آن روز که آقاى هژیر یک لایحه‌ای به مجلس آوردند اطلاعى به مجلس دادند خودشان هم گفتند که براى من در این بابت فرقى نمی‌کند و اصرارى ندارم بنابراین نباید این را چسباند که چون در اینجا با ایشان موافقیم، با دولت آقاى هژیر موافقیم هر چه ایشان کردند، کردند خیر این طور نیست آقاى هژیر رئیس یک دولت مشروطه هستند باید نظریات خودشان را بگویند، مشورت کنند، معایب گفته شود و با کمال حسن‌نیت انجام بشود، این‌ها را با هم مخلوط نکنید. عرض کنم حضور آقایان آن روز استحضار دارید که بنده با یک صراحتى با این لایحه مخالفت کردم و امروز هم با آن مخالف هستم و به همان عقیده خودم باقى هستم بنده نمی‌گویم که دولت از مسافرین بیت‌الله سرپرستى نکند برعکس می‌گویم دولت حتماً باید از مسافرین بیت‌الله سرپرستى بکند (دهقان - ولى از بیت‌المال) اجازه بدهید حالا خدمت‌تان عرض می‌کنم بیت‌المال به کجاها صرف می‌شود من عرض می‌کنم که باید از آنها سرپرستى بکنند و کمال احترام را به مسافرین بگذارند این همه اعضا که دارید اعضای عالی‌رتبه از وزرا، وزرای قدیم تیپ آقای صدرالاشراف بروید از آنها خواهش بکنید که سرپرستی این قافله را به عهده بگیرند یک مبلغی هم از بودجه خودتان از اعتبار دولت بدهید برای فوق‌العاده آنها با کمال آبرومندی و حیثیت این مردم بدبختی که با فروش خانه‌شان، با فروش محصول‌شان می‌خواهند بروند وظیفه مذهبی، فرضیه مذهبی را انجام بدهند و این خوب نیست معنایش این نیست که شما یک لایحه‌ای بیاورید که از هر حاجی صد تومان گرفته شود، یک مقداری خرج شود یک مقدارى هم بماند.

آقاى دهقان با یک وضع عصبانى می‌فرمایند که آقاى بیت‌المال فقیر است. بیت المال اگر فقیر است باید واقعاً از تبذیر و اسراف جلوگیرى کرد (صحیح است) براى یک کار مشروع و یک کار مشروع و یک کاری که مردم می‌خواهند از روى عقیده‌شان بروند انجام وظیفه بکنند شما زورتان می‌آید که بک لایحه‌ای بیاورد و بیست هزار تومان اعتبار بخواهید اما پس‌فردا یک هئیتى می‌روند به پاریس به آنها چهل هزار دلار اعتبار می‌دهید، بنده باید بگویم که بیت‌المال باید مصرف این قبیل کارهاى مذهبى و دیانتى بشود ما الان در اروپا مأمورین بسیار لایقى داریم آقاى انتظام نماینده دایمى ما در سازمان ملل متحد از بهترین و لایق‌ترین مأمورین سیاسى ما است در پاریس ما سهیلى را داریم که چندین مرتبه رئیس‌الوزرا بوده و وزیر خارجه بوده و به سیاست خارجى ما کاملاً آشنا است در لندن آقاى محسن رئیس داریم که از پاک‌ترین و شریفترین افراد لایق ما است (محمد‌على مسعود - لایق را نفرمایید) این‌ها که اینجا می‌روند لایقند؟ می‌گویند چه ضرورتى دارید که شما می‌خواهید یک کاروان دیگرى را بفرستید خوب این‌ها یک عده‌ای هستند این‌ها هم می‌روند و سوار اتومبیل می‌شوند و صاف صاف برمى‌گردند و می‌آیند این فایده ندارد می‌خواهم عرض کنم که شما با این کارى که می‌خواهید بکنید سر و صداى تمام مردم درمی‌آید بنده دیشب منزل آقاى آیت‌الله بهبهانى بودم، جماعتى هم بودند آقاى نورالدین امامى را می‌دانید از هر کس بیشتر موافق دولت هستند ولى این‌ها یک مطالبى نیست که ربطى به موافقت یا مخالفت با دولت داشته باشد بلکه درست برعکس است که انسان چیزى را که می‌بیند با کمال حسن عقیده باید به دولت بگوید و دولت را متوجه سازد و الا اگر بنا بشود که دولت را هیچ نگوید و آزاد بگذارند این که دولت مشروط نمی‌شود هى بگویید که موافقیم این معنى مملکت مشروط نیست بنده عرض می‌کنم که آقاى آیت‌الله یک شرحى نوشته‌اند که در مجلس قرائت شد آقاى آیت‌الله تهران یک شرحى نوشته‌اند که در مجلس قرائت شد آقاى آیت‌الله کاشانى به وسیله آقاى مکى پیغامى داده‌اند به مجلس که دخالت نمایندگان در این امر ابداً صورت خوبی ندارد در مجلس باید مسائل سیاسى مطرح بشود یک مردمى می‌خواهند و فرایض دینى انجام بدهند ما نباید دخالت بکنیم این معنى ندارد که بگوییم هر کس می‌خواهد برود و فریضه دینى خود را انجام دهد صد تومان باید بدهد دولت به این کارها چه کار دارد این نامه‌ای است مال حجاج هزار تا امضا دارد تمام حجاج درجه اول بنده عرض می‌کنم خوبست آقایان موافقت بکنند دولت هم بنده خیال نمی‌کنم ابداً اصرارى در این بابت داشته باشد، همان طور که آقاى هژیر فرمودند پس بهتر این است این لایحه از دستور خارج بشود و لایحه بشود و لایحه بودجه مطرح بشود که خیلى مهم‌تر از این کار است.

رئیس - آقاى ملک مدنى‏

ملک مدنى - عرض کنم متأسفانه هر مطلبى وقتى به مجلس می‌آید به کلی معکوس و منقلب می‌شود دولت آقا یکى از بهترین کارهایی خوبى که انجام داده آوردن این لایحه به مجلس بوده است حالا بنده این را تشریح می‌کنم که ببیند کار خوبى کرده است یا نه دولت تشخیص داده باید این حجاجى که به مکه معظمه مشرف می‌شوند سرپرستى شوند و باید موجبات رفاه و آسایش کسانى که می‌خواهند فرضیه مذهبی‌شان را انجام بدهند فراهم بکند براى انجام این موضوع یک هزینه لازم است (آقاى نخست وزیر خواهش می‌کنم توجه بفرمایید) براى انجام این منظوری که حمایت از مردم که می‌خواهند بروند فریضه دینى خودشان را انجام بدهند یک هزینه‌ای لازم است آیا به همان مأمور خارجه یا طبیب باید یک فوق‌العاده بدهند یا خیر؟ دولت چه کرده؟ یک لایحه‌ای آورده است به مجلس پیش خودش تشخیص داده شاید براى این که این‌ها مردمان مستطیعى هستند ضرورت نداشته باشند که از اشخاص فقیرى مالیات گرفته بشود و مصرف مسافرت آن‌ها بشود (صحیح است) آمده لایحه آورده به عرض مجلس شوراى ملى رسانیده اطاعت خودش را در برابر مجلس و در برابر قوانین نشان داده است چطور؟ گفته است من کسى نیستم که بخواهم به وسیله تصویب‌نامه یک عوارضى وضع بکنم مجلس شوراى ملى اگر مصلحت می‌داند براى هر نفر که به مکه معظمه مشرف می‌شود نفرى 500 ریال 1000 ریال براى خرج دارو و برای خرج مسافرت براى حمایت از این اشخاص تصویب بکند و اگر صلاح نمی‌داند یک اعتبار یک جایی به دولت بدهد که از خزانه دولت مصرف کند و این نظرى که لایحه پیش‌بینى شده اجرا کند، بنابراین به نظر بنده این امر مشروعى است دولت نمی‌تواند بدن اجازه مجلس یک تومان هم خرج بکند این یک امر خیلى واضحى است دولت خلافى نکرده و اما راجع به بیانى که آقاى نورالدین امامى فرمودند دیشب بنده خودم هم از اشخاصى بودم که خدمت حضرت آیت‌الله بهبهانى بودم جماعت زیادى هم از آبان روحانیون بودند این مطلب را فرمودند اصل مطلب آن‌ها راجع به این دویست تومان است که در مجلس تصویب شد آیت‌الله بهبهانى آیت‌الله تهرانى همه‌شان آنجا بودند خیال می‌کنم که ما مسلمان هستیم و همهمان به فرایض و به شعایر اسلامى اعتقاد داریم احترام می‌گذاریم دولت دولت اسلامى است مجلس مجلس اسلامى است که کسى با این چیزها مخالف نیست چرا می‌خواهند یک تبلیغاتى بکنند مگر خدایی نکرده مجلس مخالف است یا دولت مخالف است یا دولت مخالف است خیر منتها در تشخیص مطلب یک بحث مفصلى شده ما همه به قرآن مجید قسم خورده‌ایم که حقوق ملت را حفظ کنیم ضمناً هم مطالق قوانین دیانت اسلام همه عمل بکنم و رفتار بکنم به نظر بنده خوب است آقایان موافقت کنند که این لایحه را با یک قیام و قعودى تصویب بکنیم و آن عوارضى که وضع شده از آن مجزا کنیم و این کار تمام بشود (صحیح است)

رئیس - در این مورد یک پیشنهادى رسیده که باید با ورقه رأى گرفته شود مطابق نظامنامه پنج نفر امضا کرده‌اند قرائت می‌شود

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى: پیشنهاد می‌کنیم که به خروج از دستور با ورقه رأى گرفته شود. مکى. اقبال. آزاد. آشتیانى‌زاده، حائرى‌زاده‏

رئیس - اعلام رأى شده حالا شروع می‌شود به اخذ رأى هم فعلاً 80 نفراست

+++

اقبال - بفرمایید چه جور باید رأى بدهند.

رئیس - آقایان اشتباه نکنند اشخاصی که با خروج از دستور موافقند ورقه سفید می‌دهند یعنى اگر ورقه سفید اکثریت داشت از دستور خارج می‌شود. عده 80 نفر

 (اخذ و استخراج آرا به عمل آمد نتیجه به قرار زیر اعلام شد)

اسامى موافقین - آقایان: دکتر شفق - احمد فرامرزى - عباس اسکندرى - رحیمیان - قوامى - آشتیانى‌زاده - شهاب خسروانى - لاهوتى - مرتضى شریف‌زاده - فتحلى افشار - سلمان اسدى - نبوى - وثوق - برزین - على اقبال - رفیع - هاشم وکیل - آزاد - خویی‌لر - اسلامى - حائرى‌زاده - گنابادى - صدرزاده - ساعد - دکتر معظمى - دکتر اعتبار - دکتر فلسفى - عبد الرحمن فرامرزى دکتر طبا - کفایی - مکى - مهندس رضوى.

اسامى مخالفین - آقایان: اورنگ - قهرمان - منصف - اعزاز نیک‌پى - على وکیلى - مهندس خسرو هدایت - امیرحسین ظفر بختیار - مکرم - فاضلى - صفوى - دولتشاهى - على بهبهانى - مهدى ارباب - صاحب‌جمع - دهقان - لیقوانى - تقى‌زاده - ابوالحسن رضوى - حاذقى.

ورقه سفید بدون امضا سه شماره‏

32 رأى موافق براى خروج از دستور.

رئیس - بنابراین تصویب نشد و مذاکره در اطراف لایحه ادامه دارد. پیشنهادى در جلسه قبل آقاى مهندس رضوى داده بودند به واسطه نبودن اکثریت رأى گرفته نشد مجدداً قرائت می‌شود و رأى گرفته می‌شود.

(به شرح زیرقرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مأمورین اعزامى از بین کارمندان کشورى دولت انتخاب و فقط هزینه راه و فوق‌العاده آنان از محل 500 ریال دریافتى تأمین و پرداخت گردد.

رئیس - آقاى مهندس رضوى.

مهندس رضوى - عرض کنم در اصل لایحه فعلاً که شور در این شد که باید خارج از دستور بشود یا نشود بنده رأى دادم به این که این لایحه از دستور خارج بشود اما حالا که آقایان نمایندگان رأى دادند به این که در دستور بماند البته نظر به وظیفه نمایندگى در لایحه‌ای که مطرح است پیشنهادم را تقدیم می‌کنم و البته با تأیید نمایندگان محترم امیدوارم تصویب بشود در این پیشنهادی که بنده تقدیم کردم اصل متوجه بر این است که دولت مأمورینى که اعزام می‌دارد باید مسئول دستگاه باشد و در مراجعت هم گزارش بدهند و در طول مسافرت هم در تماس با دولت باشند و خلاصه حفظ احترام دولت از طرفى و حفظ حیثیات حجاج از طرف دیگر کاملاً تأمین و منظور اصلى رعایت شده باشد به این دلیل بنده پیشنهاد کردم که مأمورینى که اعزام می‌شوند از بین کارمندان صلاحیت‌دار دولت انتخاب بشوند و فوق‌العاده و هزینه سفر آن‌ها از این محل داده بشود و اگر آن محل هم نبود می‌بایستی از بودجه عادى داده می‌شد به هر حال باید کاروان حج را با احترام کامل ببرند و از نظر سیاسى و بهداشتى و اجتماعى و سیاسى حفاظت بکنند و در عین حال چون ممکن است یک سوءتفاهمى رخ داده باشد که یک فرد یا دو فرد که مورد مذاکره بوده‌اند در شهر بنده نظرم این بوده است که سلب صلاحیت از آن‌ها کرده باشیم به هیچ وجه این طور نیست بنده هیچگونه نظر شخصى با کسى ندارم و با این آقایانى که کاندید بودند یا در جراید اسم‌شان برده شده هیچگونه نظرى ندارم ولى گمان می‌کنم اگر اشخاصى باشند که فعلاً کارمند دولت نباشند و صلاحیت داشته باشند و دولت بخواهد على اصول این قبیل استفاده‌ها بکند البته دولت می‌تواند با احکام و اختیاراتى که دارد آنها را به خدمت خودش قبول بکند چنانچه دولت می‌تواند یک شخصى را هم براى وزیر مختارى انتخاب بکند یا شخصى رابراى یک وزارتخانه انتخاب بکند مانع از این نمی‌بینم که شخصى صلاحیت‌دار را بیاورند اما این باید یک طرز خدمت معینى باشد که معلوم باشد در مقابل دولت هم مسئول است و هزینه سفر و فوق‌العاده او طبق یک مقررات قانونى پرداخته بشود خلاصه براى این که طبق یک اصولى این کارانجام بشود بنده این پیشنهاد را تقدیم کردم و امیدوارم که آقایان هم موافقت کنند تصویب بشود.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى مهندس مهندس رضوى‏

بعضى از نمایندگان - یک مرتبه دیگر قرائت بشود

(مجدداً به شرح فوق قرائت شد.)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى مهندس رضوى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند تصویب نشد) پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

تبصره زیر را به ماده واحده پیشنهاد می‌کنم تبصره: دولت مکلف است از تاریخ دهم ذیحجه 68 مطابق 22 مهر 1327 عید اضحى تا یک ماه صورت تمام مردان و زنانى که عازم زیارت مکه معظمه شده‌اند با تعیین این که از هر شهر چند نفر بوده در مدت 6 ماه از تاریخ مزبور صورت تمام مسافرینى که از حج برگشته‌اند تهیه و انتشار دهد هئیت سرپرستى مکلف است پس از مراجعت به ایران گزارش جامعى از جریان مسافرت حجاج ایرانى به طور مشروح با جزئیات آن تهیه و انتشار دهد. على وکیلى‏

رئیس - آقا وکیلى.

وکیلى - اینجا تمام صحبت‌هایی که می‌شود روى پول می‌شود روى پول می‌شود ولى روى اشخاص و جمعیت کشور صحبت نمی‌شود باید همشه سابقه اقدامات دولت و مجلس روى احصاییه‌ای داشت که در هر سال چند نفر به مکه مشرف می‌شوند و چند نفر از این عده برمی‌گردند و چند نفر صدمه می‌بینند و چند نفر ناخوش می‌شوند امروز کار خیلى سهل بود عجالتاً این پیشنهادى که بنده کرده‌ام یک پیشنهاد بى‌‌زضرورى است به این معنى چون گذرنامه صادر می‌شود در عرض یک ماه دولت می‌تواند روى گذرنامه‌های صادره انتشار بدهد که چند نفر به قصد مکه معظمه مشرف شده‌اند و در عرض شش ماه هر کس که برمی‌گردد گذرنامه‌اش را در سرحدات ثبت کنند و رودى آن این احصاییه را دولت می‌تواند انتشار بدهد که چند نفر مشرف شده‌اند و چند نفر برگشته‌اند چون اینجا براى صد ریال، دویست ریال، پانصد ریال این قدر صحبت می‌شود ولى ما براى 15 هزار نفر کسانى که از مملکت خارج می‌شود هیچ حسابى نمی‌خواهیم و مذاکره نمی‌کنیم در صورتى که تولید کننده ثروت این کشور این اشخاص هستند که از ایران می‌روند، هیئت سرپرستى هم که می‌رود بایستی یک راپورت جامع مفصلى بیاورد واین را انتشار بدهد که مردم متوجه باشند بنده تصور می‌کنم اگر این پیشنهاد بنده را دولت قبول بکند یا مجلس تصویب کند هیچ ضررى نخواهد داشت اما موضوع دیگرى که می‌خواهم عرض کنم این است که اینجا پیشنهاد می‌شود که دو هزار ریال به شیر و خورشید سرخ داده شود شیر و خورشید بنده عضوش هستم من افتخار دارم که عایدات زیادى دارد براى چى؟ براى این که اگر کسى سرش زخم شد و صدمه دید شیر و خورشید سرخ به او کمک می‌کند اما چه می‌کند در اعلانى که اینجا شده نوشته‌اند که زوار را می‌برند یک عده زوار را می‌خواهند با کامیون ببرند در کامیون یعنى زیر آفتاب 80 درجه عربستان که سنگ سیاه می‌شود که آنجا می‌روند اگر یک کسى قدرت رفتن به مکه دارد اینجا توفیر کامیون و اتوبوس و اتوکار سه هزار ریال است نمی‌خواهند این سه هزار ریال را بگیرند و بدهند با این هیئت می‌روند زن و مرد تلف می‌شوند از آفتاب صدمه می‌بینند دولت باید توجه کند که با کامیون یک نفر نرود از وظایف دولت حفظ جان افراد است قسمت دیگر را که می‌خواهم عرض کنم من به آقای نخست وزیر عرض کردم قول دادند توجه کنند در مجلس هم عرض می‌کنم آن طورى که شنیدم دول دیگر از دولت ابن سعود تخفیفى در چهل لیره گرفته‌اند بنابراین دولت باید اقدام بکند و وعده هم دادند که بلکه از این چهل لیره کمتر شود یعنى 20 لیره یا 30 لیره شود یعنى نگیرند با تجدید حسن روابطى با دولت ابن سعود داریم برود خود وزیر مختار اقدام کند سابق براى تعرفه 2 لیره 3 لیره 5 لیر بود حالا ترقى کرده به چهل لیره اگر دولت یک کارى بکند خیلى خوب است این پیشنهاد بنده یک پیشنهاد احصاییه‌ای بود تصور می‌کنم اگر دولت قبول کند خیلى خوب خواهد بود.

نخست وزیر - مانعى ندارد قبول می‌شود.

رئیس - بسیارخوب پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که فقط پنج تومان از هر عازم حج براى این مقصود گرفته شود و بس. سید حسن تقى‌زاده.

تقى‌زاده - بنده می‌خواهم عرض کنم اصولاً مخالف این کار هستم این کار یک بدعتى می‌دانم که هیچ لزومى ندارد همیشه حجاج می‌رفتند به مکه و همیشه کارشان جریان داشت و یک سال یک نفر کشته شد و آن هم استثنایی بود و حالا که روابط خوب است ظاهراً هم زحمت نخواهد داشت می‌ترسم که اگر این بدعت برقرار شود در واقع یک مؤسسه و می‌خواهم عرض کنم که یک

+++

وزارت حج تأسیس شود با تشریفات و رؤسا و معاونین و حتى ادارات ولایتى هم خواهد داشت گفته می‌شود که این کارها براى این است که مردم ما در عبرستان آزاد باشد خوب است مردم ایران را داخل مملکت خود آزاد بگذارد ولى چون بنده می‌ترسم عاقبت حکومت اقداماتى کرده و دار و دسته مأمورین و مراقبین و نایب‌الزیاره‌ها و بازرس‌ها راه بیندازد و لابد از حالا قبلاً تعیین شده‌اند و حتى یقین دارم که از تهران و همچنین از ولایات سیل تقاضاها براى حکومت می‌بارد که داعى هم عازم حج هستم و مرا هم در دعاگویی شریک نموده خرج سفر حج و بلکه بعضى نیز در این ضمن بدهند یا آن که فدوى نیز آشنایی به عربستان داشته و زبان عربى می‌دانم و به شریفات آشنا هستم براى حفظ آبروى دولت احترام ملت وجود من ضرورى است علیهذا اگر باید به هر حال خرجى بشود ترجیح می‌دهم که از خود حجاج که براى آن‌ها این همه محصل و مراقبت و امین‌الحاج و مشیر‌الحرم و مشاور‌الزیاره می‌اندازم خرج این کار گرفته شود نه آن که به گفته یکى از آقایان دولت از خود بدهد مثل این که ما همه معتقدیم که دولت هم یک شخص متمولى است که خیل پول دارد و به هر کارى می‌تواند پول بدهد غافل از این که معنى این حرف آن است که مخارج مربوط به حجاج را خود حجاج مستطیع ندهند و رعایای غیرمستطیع فقیر رفسنجان و سراب و گرمرد بدهند اصلاً این کار بدعتى است که احداث می‌شود و بیم آن است که باقى بماند و جزو بودجه مملکتى بشود و در واقع وزارت حجى ایجاد شود و معاونین و بازرسان و اطبا و صحیه سیاسیون و مطوفین و معلمین آداب حج و محاسب و دفتردار هم تشکیل شود و بعدها براى روانه کردن رعایاى محترم ایران به کربلا و سامرا شعبى پیدا کند اسم این دستگاه کار چاق کردن براى جمعى را که باز اصلش از همان رویه جارى استرضا و دوست گرفتن از کیسه خلیفه ناشى شده احترامات ایران و ایرانى می‌گذراند و حتى گفته می‌شود هر چه بیشتر بدهید تشریفات و حشمت و جلال این حفظ احترام را بیشتر می‌کنم - مثلاً اگر ده میلیون تومان تصویب نمایند براى حجاج قبل و منقل و زنبورک و بلکه لباس احرام هم درست می‌کنیم معنى این احترامات را نمی‌فهمم چرا حجاج مؤمن بدبخت ایرانى راکه خود به قصد قربت عازم اداى فریضه دینى خودشان هستند آزاد نمی‌گذارید و اگر مواظبى از طرف دولت می‌فرستید چرا باید حتماً غیر از مأمورین وزارت خارجه باشد که براى این کار تربیت شده‌اند و چرا دستگاه دیگر وزارت خارجه مذهبى باز می‌کنیم من نمی‌فهمم چرا آن کسى که بعد از گرفتن آگرمان براى سفیر ما در حجاز تواند شد حالا به سمت مراقب سرپرستى فرستاده نمی‌شود و حتماً باید کسى دیگر این عنوان را بگیرد ظاهراً این بدعت جدید هم مثل تقلیدهای بى‌اساس از فرنگستان از تقلید از مملکت مصر ناشى شده است غافل از این که مصر مملکت پرثروتى است و راهش خیلى نزدیک است و از قدیم عادت محمل پرده و غیره با طمطراقى در آنجا جارى بوده و حتى پیشترها یک دسته محافظ نظامى هم می‌فرستادند می‌گویند دولت این حجاج را حرکت می‌دهد و من نمی‌دانم چرا دولت باید حرکت بدهد مگر حجاج ایرانى سابقاً حج نمی‌کردند اگر دولت این کارها را به عهده بگیرد نتایج غریبى پیش خواهد آمد و پشیمان خواهند شد یعنى در واقع این حج حج دولتى خواهد شد هر کدام از حجاج کسالتى داشته باشد دوا و غذاى مجانى خواهد خواست و هر کدام تنگدستى داشته باشد پول خواهد خواست و هکذا خواهید دبد که بعدها چه ولوله شکایاتى نسبت به دولت بلند خواهد شد داشتن سرپرست دولتى اصلاً معلوم نیست مفید به حال حجاج باشد بلکه چون دفع زحمتش نخواهند توانست شاید مثل مأمورین قدیم ما موجب زحمت رعایاى مؤمن ایران بشوند در دوره قبل قنسولگرى جده فقط در مقابل پیشکش خوبى که به یک مأمور داده می‌شد و یاد دارم که در آن زمان مأمور چندین سال با آن که برادر سفیر ایران در استانبول بود بایستى هر سال 5 هزار لیره طلاى عثمانى (که در حکم صد هزار لیره امروز است) به جناب سفیر بدهد تا آنجا برود آن وقت علاوه بر صدها انواع جر و اخذ تحمیلات بر حجاج ایرانى و مداخل از آنها باشریف مکه هم شریک می‌شد که تمام حوایج زندگى به حجاج‏ ایرانى به قیمت چند برابر بازار فروخته شود و نصف این اضافه قیمت به شریت و نصف دیگرش به سرپرست عالى‌مقام یعنى مأمور دولت ایران برسد پس هر من برنج اگر در بازار جده و مکه پنج غروش بود به حجاج ایرانى بیست غروش کمتر داده نمی‌شد تا هفت غروش و نیم تا هفت غروش و نیم از آن به آقاى قنسول برسد پس هر چه دولت در این کارها مداخله نکند بهتر است. متصل گفته می‌شود کارى کنید که تماس مأمورین دولتى با مردم کمتر شود حالا چرا دستى زوار بیت‌الله الحرام را به دست مأمورین دولت می‌سپاریم به این ملاحظات است من پیشنهاد کردم اگر چیزى خرج می‌شود از خود حجاج گرفته شود آن هم منتها 5 تومان از هر کسى که این هم خیلى زیاد است چه خرج یک دو طبیب و قدرى دواى لااقل ضرورى و یک مأمور سرپرست نباید بیش از یکصد هزار تومان باشد که از بیست هزار نفر حجاج تمام ایران وصول می‌شود. دیروز تلگرافى از تبریز داشتم که چند نفر از طرف حجاج آنجا هم می‌گویند دو هزار و پانصد نفر هستند یک اداره حج یعنى شعبه‌ای از وزارت حج مرکزى می‌خواهند که خرج دو سه نفر از آقایان را دولت بدهد و روانه کند یقین است که نوبت به اصفهان و شیراز و مشهد و غیره نیز خواهد رسید و ادارات حج برحسب احترام و مقام هر ایالت و ولایت تأسیس خواهد شد.

اگر این بدعت اساسش برقرار شود سال‌های دیگر این تحمیلات دیگر میزان بدهى حجاج بالاتر خواهد رفت و مردم از استطاعت حج می‌افتند و شبیه حکایت شغال شاه خواهد شد.

می‌گویند در زمان ناصر‌الدین شاه به یک نفر لقب شغال‌الملک داده بود بعد رفته بود عریضه داده بود روى عریضه نوشت قربان این شغالى هست که هیچ مرغ و خروسى به من نمی‌رسد اصلاً قدغن فرمایید هر دهى یک مرغ و خروس به من بدهند شاه هم دستخط کرد که بدهند بعد مرحوم امین‌السلطان متوجه شد و گفت که کم کم 5 تا و ده تا می‌شود روزى تمام مرغ‌های ایران را این علیه ما علیه می‌گیرد اگر اصلش برداشته شود روزبروز تزید پیدا می‌کند و از حالا می‌بینم که تمام شهر پر از علان حج شده است و همه اسپکولاتورها و محتکرین به تک و پو افتاده و موفق شده‌اند که به وسیله‌اى از وسایل از این نمد کلاهى ببرند.

بنده موافقم که اگر باید خرجى شود باید از خود حجاج گرفته شود ولى چیزى خیلى جزیی دو تومان سه تومان 5 تومان این دویست تومان که خودشان مخارج‌شان را نمی‌دانند چیست می‌گویند بدهید تا بعد حساب کنیم چقدر می‌شود چرا می‌شود چرا اول بدهند و بعد حساب کنند اول خرج‌شان را بدهند بعد بگیرند من یقین دارم که 5 تومان هم زیاد است.

رئیس - آقاى حاذقى‏

حاذقى - من اصلاً مثل همه آقایان نمایندگان به جناب آقاى تقى‌زاده ارادت دارم ولى ارادت هم مانع از این نمی‌شود وقتى که بنده با ایشان مخالف هستم مخالفت خود را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم به طور کلى من شخصاً یک اعتراض شدیدى نسبت به این رویه مجلس در مقابل کارهایی که دولت از جهت تقدیم لوایح به مجلس دارد دارم و عرض می‌کنم که با این طرز اصلاً حکومت کردن در این مملکت تقریباً مشکل و ممتنع شده است براى این که اگر دولت پیش‌بینى نکند و چاره‌جویی نکند قانونى که براى یک کارى که لازم است نیاورد و فردا یک خلاف انتظارى پیش بیاید آقایان نمایندگان زبان‌شان یراى اعتراض بلند است که چرا دولت کرد چرا بررسى نشده چرا قانون نشده پس اصل فلسفه تشکیل دولت براى چیست؟ باید از افراد دفاع بشود و آن اتفاق غیرمترقبه‌ای که چند سال پیش پیش آمد زبان همه زبان همه دراز شد و این اعتراض هم به ما بود پیش نیاید حالا دولت آمده و نشسته به منظور علاج واقعه قبل از وقوع مطالعه‌ای کرده است و یک لایحه‌ای آورده است به مجلس و اینجا هم با کمال صراحت گفته است که قبول یا رد این به اختیار مجلس شوراى ملى است مجلس به جاى این که در جلسه بنشیند صرف بنشیند صرف وقت کند مطالعه کند یا قبول کند یا رد کند و به کارهاى مملکتى بپردازد الان این موضوع دو سه روز است یک مستمسکى براى گذراندن وقت شده و به نظر بنده این پیشنهاد آقاى تقى‌زاده از لحاظ اصل مطلب قابل قبول نیست و این منحصر کردن به پنج تومان قابل قبول نیست براى این که شاید این پیشنهاد ایشان براى موقعى بود که هزینه حج 200 یا 300 تومان می‌شد البته پنج تومان در آن موقع هم کافى بود براى این هزینه، ولى حالا این 5 تومان باید تبدیل بشود به 50 تومان و کارى هم ندارم که مجلس این را قبول کند یا نکند خود آقاى نخست وزیر هم فرمودند بسته به نظر مجلس است که آقایان این امر را رأى بدهند و قبول کنند و تکلیف کارهاى دیگر مملکت را معلوم کنند، اقایان نمایندگان براى تشکیل جلسه حاضر نمی‌شود دیر تشریف می‌آورند و زود هم جلسه را از اکثریت می‌اندازم و کارها همان طور معوق می‌ماند من استدعا می‌کنم که آقایان جلسه را از اکثریت نیندازد و تکلیف این کار را زودتر معین کنند من معتقدم که آقایان این پیشنهادات را ندهند و اجازه بدهند و اجازه بدهند که این لایحه یا رد یا قبول زودتر تمام شود و بودجه مملکتى زودتر مطرح شود که بیش از این دچار اشکال نشویم (صحیح است).

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى تقى‌زاده آقایانی که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند)

35 نفر رأى دادند تصویب نشد، پیشنهاد دیگر

+++

قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد) به استناد ماده 94 نظامنامه پیشنهاد می‌کنم طرح لایحه دولت مسکوت بماند. دکتر معظمى‏

رئیس - آقاى دکتر معظمى‏

دکتر معظمى - عرض کنم فلسفه قانونگذارى اصلاً از این مجلس رفته پریروز دیدم پیشنهادى تصویب شد که فرض بفرمایید رعایاى گلپایگان و یزد یا کرمانشاه باید پول بدهند حالا هم همین طور است مطلبى که اینجا مورد بحث ما است این است که آیا مجلس شوراى ملى به نام کار مذهبى بایستى مالیات مذهبى وضع کند یا خیر گناه کارهاى مذهبى را بایستى به گردن بگیرد یا نه این یک مسئله فوق‌العاده مهمى است (صحیح است) آقایان علما هم نوشتند و اینجا خوانده شد آقایان توجهى نفرمودند چرا یک مجلسى که الان از همه وقت بیشتر احتیاج دارد به این که افکار عمومى پشتیبانی‌اش بکند با مردم این کار را می‌کند و با مردم دارد طرف می‌شود من تعجب می‌کنم که چرا دولت یک چنین لایحه‌ای را می‌آورد آقاى نخست وزیر اگر مخارجى هست جنابعالى بیایید بگویید به گذرنامه 40 تومان اضافه کنند ولى به این عنوان براى مجلس شوراى ملى گذراندن چنین لوایحى قبیح است علاوه بر این چرا من پیشنهاد سکوت کردم گفتم چرا طورى بشود که بعضی‌ها به این لایحه رأى بدهند براى این که می‌گویند چون لایحه دولت است من می‌خواهم رأى بدهم بعضی‌ها ممکن رأى مخالف بدهند بگویند مخالفت با حج است بعضی‌ها هم اصلاً از نظر بدبینى با این پرداخت مخالفند بنابراین بنده پیشنهاد کردم که این موضوع مسکوت بماند و تمام جهاتش ملحوظ باشد آقایان مردم را با مجلس طرف نکنید چه دلیلى دارد که یک نفر که می‌خواهد به زیارت کعبه برود باید پول بدهد ولى آن کسى که می‌خواهد برود آمریکا خوش بگذراند پول ندهد حالا هر کارش می‌خواهید بکنید.

رئیس - آقاى کشاورز صدر

کشاورز صدر - بنده تعجب می‌کنم که چرا این قضیه به این صورت درآمده و سوءتفاهم براى بعضى از آقایان حاصل شده است دولت مقصودش از آوردن این لایحه مالیات به حج نیست آقایان می‌دانند که خرج زندگى امروز با 50 سال 40 سال پیش از این فرق کرده در 40 سال پیش از این آقاى تقى‌زاده توجه بفرمایید یک نفر با صد تومان می‌رفت حج و بعد سوار الاغش می‌شد یا شتر گیرش می‌آمد و برمی‌گشت حالا باید اگر مقتضیات ایجاب کرد براى حفظ سلامتى و صحت مزاج 15 الى 20 هزار نفر از ملت ایران که به خارج می‌روند و بر دولت واجب است که برود حفظ جان این‌ها را بکند یک لایحه‌ای آورده و گفته نمی‌خواهم از خزانه دولت پولى براى این اشخاصى که مستطیع هستند بدهم و از آن‌ها حمایت کنم، اگر دولت بیاید و از صندوق دولت بدهد که آقاى تقى‌زاده اعتراض می‌کنند که چرا از خزانه ضعفا برداشته و به مصرف اشخاص مستطیع رسانده‌اند، اگر دولت اساساً لایحه‌ای نمی‌آورد و محل این کار را تعیین نمی‌کرد بلند می‌شدید اعتراض می‌کردید که این دولت مالیات می‌گیرد و این حجاج را یک نفرشان که آنجا گردن زدند حالا هم رفته‌اند و آنجا مبتلا به امراض شده‌اند و مریض شده‌اند وبا آورده‌اند به ایران، و این مسئولیتش گردن دولت است که چرا این مراقبت را نکرد و یک میسیون با این‌ها نفرستاد یک عده طبیب نفرستاد و سلامت این‌ها را رعایت نکرد و شئون ایران را حفظ نکرد و اگر بخواهد از خودشان هم بگیرد که می‌گویند مالیات بر حج است، بنده تعجب می‌کنم، آنچه بنده اطلاع دارم و خود جناب آقاى بهبهانى هم که ذیل تقاضایی که ما کرده‌ایم که تجزیه شود و به لایحه جداگانه رأى گرفته شود خود ایشان و عموم آقایان هم معتقدند که از اشخاص اگر آن 50 تومان را بگیرند براى حفظ جان‌شان نه خلاف دین است نه خلاف مذهب است و نه خلاف عقیده علما و اما راجع به آن پیشنهادى که داده شده است که از هر مستطیعى دویست تومان گرفته شود براى شیر و خورشید سرخ کسى منکر شیر و خورشید سرخ نیست از فهوى و مضمون بیان آیت‌الله تهرانى هم مسنتبط بود به این که اگر ما بخواهیم یک کارى خیرى بکنیم نباید مجبورمان بکنند که یک امر خیر دیگرى هم بکنیم حالا اگر دولت لایحه‌ای آورده است که 50 تومان بگیرند و بنده صد درصد موافقم که بگیرد و یک هیئتى برود، ولى یک عده مفت‌خور که نباید بروند، اما این مطلب را آقایان دقت کنند نه برخلاف مذهب است و نه برخلاف دین خود آقاى بهبهانى هم زیر آن را امضا کرده‌اند، که با تجربه رأى گرفته شود اشکالى ندارد و سکوت نتیجه‌اش این می‌شود که اگر موافق نظر جناب آقاى دکتر معظمى رأى بدهند و سکوت بشود آقایان خودشان مجبورند قاچاقى بروند دو تا از اینجا بروند چهار تا از آنجا بروند و تمام با امراض دوباره بیایند در مملکت و مملکت را مبتلا کنند.

ملکى - کى می‌گوید که این‌ها نروند به ما چه مربوط است.

دکتر معظمى - بنده توضیحى دارم ایشان تحریف کردند.

رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - ایشان فرمودند بنده عرض کردم که این کار وظیفه مجلس شوراى ملى است.

دولت وظیفه مهش حمایت اتباعش است. ما حق نداریم کسی که به مکه مشرف شود از او مالیات بگیریم و مسکوت هم می‌گذاریم که نگوییم نرود یا مخالفتى بکنیم، چرا سوءتعبیر می‌کنید؟ این یک عنوانى است که نباید در آن دخالت کنیم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد سکوت آقاى دکتر معظمى که بر طبق ماده 94 نظامنامه معنایش این است که دیگر مطرح نمی‌شود آقایان موافقین قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد بودجه مطرح است.

رفیع - اجازه بفرمایید بنده عرض دارم.

رییس - بفرمایید.

رفیع - آوردن این لایحه که خوب نبود و حالا که آورده‌اند عقیده من این بود که خود دولت پس بگیرد در هر صورت مسکوت ماند تکلیف این زوار چیست؟ شهربانى نمی‌داند. تذکره نمی‌داند، اداره نمی‌داند این بى‌تکلیف مانده است، الان یکى از آقایان دولتی‌ها بلند شود و بگوید که به اینها تذکره داده خواهد شد و فقط براى بهدارى یک چیز مختصرى بگیرد و تکلیف این کار همین جا معلوم شود و الا مسکوت بماند این عکس‌العملش این است که به کلی این کار مسکوت بماند.

رئیس - ماده اول بودجه مطرح بود آقاى مهندس رضوى صحبت کردند

بعضى از نمایندگان - آقا حجاج چه باید بکند آقاى وزیر کشور توضیح بدهند.

رئیس - آقاى وزیر کشور

وزیر کشور (آقاى فهیمى) - آقا مطلب خیلى ساده است اشخاص باید بروند به حج تذکر هم به آن‌ها خواهد شد و خواهند رفت، شرایطى قید شده بود که که نخواستند و تصویب نشد، حالا هم مانعى ندارد و اشکالى در کار نیست (احسنت)

3. بقیه مذاکرات در بودجه کل کشور

رئیس - بودجه مطرح می‌شود، آقاى دکتر طبا

دکتر طبا - بنده بحث خودم را در اطراف بودجه مملکت با این قسمت از گزارش کمیسیون درباره سال 27 کشور شروع می‌کنیم و آن این است، متأسفانه بودجه‌ای که اینک تقدیم مجلس شورای ملى می‌شود داراى نواقص بسیار است و از لحاظ فنى حاوى جمیع شرایط لازم براى یک بودجه خوب نیست مسلماً وقتى می‌توان بودجه‌ای را از هر حیث خوب و کامل دانست که در حقیقت نمودار مالى یک برنامه شازمانى و عمرانى و تربیتى و بهداشتى صحیح براى کشور و مردم کشور باشد ولى بدبختانه در این کشور سه چهارم درآمدها صرف پرداخت هزینه‌های غیرتولیدى و حقوق می‌شود و به مناسبت نداشتن سازمان صحیح و کثرت عده کارمندان دولت و عدم استفاده کامل از کار و استعداد آنها به نفع کشور و همچنین به مناسبت این که مؤسسات دولتى و وزراتخانه‌ها داراى سازمان قانونى و صحیحى نمی‌باشند تا وجود آن‌ها منشاء اثر مفیدى براى جامعه گردد و آن قسمت از بودجه کشور که صرف این قبیل هزینه‌ها می‌شود به هدر نرود بودجه‌ای را که با مراعات وضع حاضر و کیفیات مذکور تهیه می‌شود نمی‌توان گفت که از هر نوع انتقاد برکنار است الى آخر این یک متنى بود که خود کمیسیون بودجه به مجلس گزارش داده بنده هم نظرم همین است که این بودجه به هیچ وجه نمی‌توانیم گفت بدون عیب است و تمام دستگاه مملکت را اصلاح کرد خیال می‌کنم خود آقاى نخست وزیر و دولت هم همین عقیده را داشته باشد ولى جاى تأسف است که کمیسیون بودجه که خود اذعان به نواقص مختلفه بودجه دارد دقت بیشترى در رفع آن ننموده و مجلس را مواجه با مسئله بسیار دشوار کرده است.

من تصدیق می‌کنم که تصویب بودجه براى حسن جریان امور کشور و باز گذاردن دست دولت در هر گونه عملیات اصلاحى کمال ضرورت را دارد و در این که وضع فعلى و تصویب بود به شکل یک دوازدهم در آخر هر ماه مطلقاً به زیان کشور است تردیدى نیست ولیکن تصویب بودجه‌ای با ذعان کلیه نمایندگان ...بنده اینجا می‌گویم که بنده با هر یک از نمایندگان که صحبت کردم اذعان کردند که این بودجه نواقصى دارد بعضی‌ها معتقد بودند کمتر بعضی‌ها زیادتر حتى

+++

وقتى خود دولت و کمیسیون بودجه اذعان دارد که داراى نواقص زیادى است شاید دور از حزم و احتیاط باشد بودجه‌ای که کل عایدات آن قریب صد و نود میلیون از مجموع مخارج پیش‌بینى شده کمتر است بودجه‌ای که اقلام ریز آن به هیچ وجه تعیین و مشخص نشده و موکول به گزارش پس از تصویب آن هم به کمیسیون بودجه شده است بودجه‌ای تناسب هزینه وزارتخانه‌های مختلف آن از روى اصول صحیحى تقسیم‌بندى نشده و فرهنگ و بهداشت و کشاورزى مقام حقیقى خود را در آن ندانند نمی‌توانند به سهولت مورد تأیید و تصویب مجلس شوراى ملى قرار گیرد بنابراین وقتى بنده می‌گویم مجلس مواجه با وضع دشوارى شده است مبالغه نیست و به هر حال شخص این جانب که علاقه کاملى به تصویب بودجه کل کشور ختم این بلاتکلیفى دارم خود را در بن‌بست مشکلى می‌یابم و تنها امیدوارى من این است که دولت پس از تصویب بودجه فعلى دقت و توجه کامل به معایب و نواقص آن که تذکر داده شده و می‌شود و خود در عمل شاهد آن بوده و خواهد بود بنماید و با علاقه تمام در رفع معایب و حذف مخارج زائد آن بکوشد و بودجه صحیح و مناسبى براى سال آینده پیشنهاد کند (مهندس رضوى - حالا باید اصلاح کرد) حالا وقت دیر است سال آتیه باید امیدوار بود که تهیه بشود علاوه بر کسر بزرگ بودجه که به آن اشاره شد نواقص عمده بودجه پیشنهادى یکى عدم تعیین سازمان صحیح وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى و دیگرى تقسیم‌بندى بى‌تناسب هزینه کشور به وزارتخانه‌های مختلف است تا زمانى که تشکیلات و سازمان وزارتخانه‌ها به طور یقین معلوم و مشخص نشود تعیین بودجه صحیح آن وزارتخانه و رسیدگى دقیق مجلس مقدور نخواهد بود. اغلب وزارتخانه‌ها هنوز سازمان مشخص و قانونى ندارد و هیچ گونه تشکیلات منظم و صحیحى وجود ندارد که معلوم کند ما‌به‌الاحتیاج وزارتخانه‌ها از حیث کارمند و اثاثیه چقدر است هر وزیر به میل خود و یا به مقتضیات ادارى، مقتضیات اداری عنوانى است که معمولاً می‌گذارند، رفتار می‌کند سازمان و مخارج وزارتخانه‌ها غالباً بسته به طرز عمل و رفتار وزرا و رؤساى حسابدارى آن‌ها است تا بودجه پیشنهادى به مجلس از صورت کلیات درنیاید و اقلام جزء مخارج با سازمان قانونى وزارتخانه‌ها قید و معین نشود امید اصلاح ادارات دولتى و تنظیم بودجه ثابت تناسب نمی‌رود من تردیدى ندارم که اغلب این وزارتخانه‌هاى ما لازم و مفید می‌باشد ولى به عقیده بنده در مملکت ما توجه عمده باید مخصوصاً متوجه بهدارى و فرهنگ و کشاورزى و شعار دولتى بعد از هر چیز بایستى بهداشت و فرهنگ و آب باشد آقایان محترم از وضع طبیعى مملکت و همچنین از پایه بهداشت و درجه معلومات عمومى افراد کشور به خوبی آگاهند و لازم نمی‌دانم که توضیح بیشترى بدهم راجع به تفاوت فاحش بین درآمد و مخارج کشور البته هیچکس نمی‌تواند منکر اهمیت فوق‌العاده آن در کلیه شئون کشور بشود و یقین دارم که خود آقاى هژیر در برقرارى تعادل اقدام موثرى خواهند نمود نه فقط بایستى به هر نحو که ممکن باشد درآمد مملکت را افزوده بلکه به عقیده این جانب با مراعات صرفه‌جویی کامل در مخارج کشور می‌توان رقم بزرگى از جمع مخارج کاست من در اینجا نمی‌توانم از تقدیر و تحسین از روشى که آقایان نجم وزیر دارایی سابق در موقع تصدیق مالیه مملکت اتخاذ نموده بودند خوددارى کنم نه فقط با گماردن مأمورین صحیح‌العمل و پاکدامن در پست‌های حساس و موثر بر میزان درآمد کشور افزوده شد بلکه به همان دلیل و سبب و همچنین به علت جلوگیرى از اسراف و تبذیر مالیه مملکتى از میزان مخارج نیز کاسته شد امیدوارم آقاى هژیر نیز که خود شخص درستکار می‌باشد و علاقه به اصلاح وضع مملکت و حسن نیت در امور را نیز دارا می‌باشند این نکته مهم ... آقاى قبادیان بنده تمام صحبتم روى همین موضوع متوجه است اگر شما نگذارید و به آقاى مخست وزیر صحبت بفرمایید نمی‌شود (قبادیان - بنده همین الساعه آمده‌ام) همین یک نکته نکته مهم یعنى راگذارى پست‌ها حساس و دقیق به اشخاص پاکدامن را هیچ وقت از نظر دور نداشته و همیشه نصب‌العین قرا دهند اگر شما جناب آقاى هژیر همین یک نکته را تمام معنى عملى سازد و از فردا تصمیم بگیرید که کارمندان ناصالح و دزد را از ادارات اخراج کنید (صحیح است) نه فقط قلم بزرگى از مخارج مملکت کسر کرده‌اند بلکه به میزان عایدات کشور به مقدار زیادى خواهید افزوده و بزرگترین خدمت را به این کشور بدبخت نموده‌اید اگر مأمورین دزد ادارات بیرون شدند دیگر مالیات و عواید مملکت که بایستی به خزانه دولت داخل گردد به جیب اشخاص نمی‌رود دیگر براى سوءاستفاده‌های‏ کلان مخارجى کلان‌تر براى دولت تراشیده نمی‌شود.

دیگر امنیت مردم و رعایا و کشاورزان دستخوش هوى و هوس و طمع مأمورین ناصالح دولتى نبوده و با فراغ خاطر مردم مشغول به کار تولیدى می‌شود دیگر حق‌الحکمیت‌هایی براى محاکماتی که به ناحق به ضرر دولت تمام شده و حق دولت پایمال شده است پرداخت نمی‌شود، آقایان موارد بی‌شمار است و نفع مأمور صالح براى کارفرما که در این جا دولت است اظهر من المشمس است، جناب آقاى هژیر مخارج بزرگ مملکتى راحقوق کارمندان تشکیل می‌دهد و عموماً از زیادى پرسنل نالانند.

دولت شما هم خوشبختانه اهمیت این موضوع را متوجه بوده و تصمیم تقلیل را گرفته‌اند ولیکن بر حذر باشند که این تصمیم خوب شما به غلط اجرا شود و نتیجه معکوس ببخشد بیم آن دارم که یک عده اشخاص بیچاره و بدون پارتى و بى‌دست و پا و با حقوق‌های جزیی از کار برکنار شوند و نور چش‌مان مستغنى کماکان مصدر امور بمانند در تقلیل کارمندان به عقیده اینجانب چندین نکته بایستى مراعات شود یکى آن که کارمندان ناصالح و دزد ادارات و دستگاه‌هاى دولت با کمال شهامت و بدون هیچ گونه تردیدى بلادرنگ از کار خارج شوند (صحیح است) شما که خود پرهیزکار هستید ناپرهیزکاران را از خود برانید و ادارات را از رشوه‌خواران و سوء‌استفاده‌چیان تصفیه کنید، این تصفیه ادارات دولتى بزرکترین خدمت با این کشور بیچاره خواهد بود و اگر انشاءالله مأمورین صالح و متقى مصدر امور باشند دیگر خواهید دید که این کشور بدبخت و بیچاره نخواهد بود و در وضع فعلى متأسفانه رواج و رونق بازار رشوه‌خوارى و دزدى روزافزون است و اگر اقدام سریع و انقلاب در رفع این خطر مهلک براى جامعه و کشور به عمل نیاید بیم انحطاط و اضمحلال کامل ما می‌رود.

دزدى و نادرستى در کلیه شئون اجتماعى ما رخنه کرده و ریشه دوانیده است: به طوری که به هر امرى از امور بنگریم وجهى از این عیب خطیر را مى‌بینیم دزدى در مال، دزدى در کار، دزدی در وقت و رسیدگی، دزدی در امانت، دزدی در صداقت، دزدى در سیاست و دزدی‌هاى دیگر از طرف و جوانب این ملت غافل و سرگشته را در حصارى حصین گرفته و حتى براى نفس کشیدن هم روزنه‌ای باقى نگذارده است.

هر کس به هر طریق که یش آمد وقت را غنیمت شمرده دامن امانت و دیانت را رها کرده و دست از آستین دزدى و خیانت بیرون می‌آورد به هر حال دزد بازار عجیبى است و چون درگذشته هم راجع به این موضوع به تفصیل تذکر داده‌ام دیگر در این جا بیش از این عرضى نمی‌کنم و امیدوارم این تذکر اساسى این جانب مورد توجه دولت قرار گیرد. نکته دیگر در مورد تقلیل کارمندان دولت جلوگیرى از استخدام جدید است دولت در حال حاضر بیش از احتیاج خود کارمند باسواد و بیسواد دارد.

رئیس - تأمل بفرمایید اکثریت نیست‏

(پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد)

رئیس - بفرمایید

دکتر طبا - بنده نمی‌خواهم وارد خصوصیات بشوم و اگر مثال می‌خواستم بزنم روى اشخاص زیاد بود ولى آقایان زنگنه یاداشتى مرقوم داشته‌اند که مرتضى ارفع بنده نمی‌دانم ارفع بنده نمی‌دانم کیست و نمى‌شناسم این نظری است که آقاى زنگنه دارند دارای 26 فقره پرونده دزدى است و هنوز مصدر کار است. با وجود این همه روزه به عناوین مختلف استخدام جدید به عمل می‌آید و در ماده 6 بودجه طریق مسابقه براى اسخدام جدید معین شده است که اگر چه ممکن است تا حدی موثر باشد ولیکن باز راه را براى اعمال نفوذ متفذین کاملاً مسدود نکرده است به عقیده بنده استخدام جدید به جز در موارد کارمند فنى بایستى مطلقاً ممنوع شود و به این وسیله از افزایش تعداد کل کارمندان دولت جلوگیرى شود.

در مورد منتظرین خدمت هم این نکته بایستى توجه شود که عده زیادى از منتظرین خدمت کاملاً مستغنى بوده و به هیچ وجه تمایل به انجام کارهاى دولتى را ندارند و فقط در آخر ماه مبلغى از صندوق دولت دریافت می‌دارند و به کارهاى شخصى خود مشغولند کارمندان مستعنى چه شاغل و چه منتظر خدمت بایستى از کار دولت اخراج شوند و یا در صورت احتیاج با آنها حتى‌المقدور بلاحقوق مشغول به کار باشند و نیز کارمندانى که به سن تقاعد رسیده‌اند متقاعد شده و محل خود را به سایرین واگذار کنند عده زیادى از کارمندان فعلى وزارتخانه‌ها را نیز براى اجراى قانون تعلیمات اجبارى می‌توان مورد استفاده قرار داد و به این وسیله هم از بودجه پرسلنى وزارتخانه‌ها کاست و هم معلم مقدار کافى براى دبستان‌ها به دست آمده است و لزومی ندارد که براى تعلیمات اجبارى گواهینامه تحصیلات عالى در دست داشته باشد همین قدر سواد داشته باشد که بتوان شاگرد را تحصیلات ابتدایی بدهد کافى است براى سایر کارمندان اضافى هم بایستى با دست زدن به کارهای مولده و یا واگذارى خالصه‌جات با شرایط عادلانه و قابل قبول تولید مشغله‌ای نموده و طرزى عمل کنند که اخراج آن‌ها از دستگاه دولت باعث نگرانى خاطر

+++

آنها نشود با مراعات این نکات به طور قابل توجهى بتوان از تعداد کارمندان کاست علاوه بر تصفیه ادارات و کمک به حسن جریان امور صرفه‌جویی مهمى در میزان خرج پرسنلى نیز به عمل خواهد آمد به علاوه دولت مجال خواهد داشت که وسائل آسایش و رفاه کارمندان خود راکه با این تمهیدات به حداقل تقلیل یافته است از هر حیث فراهم نماید.

ازدیاد حقوق به خودی خود اثر فوقالعاده‌اى در بهبود اوضاع اقتصادى کارمند ندارد و به کرات تجزیه شده است که جزیی بالا بردن میزان حقوق کارمندان اثرى مستقیمى در بالا بردن هزینه زندگى عمومى دارد دولت بایستى به وسائل مختلف سطح زندگى کارمندان خود و عموم ملت را بالا برد و یکى از طرقى که به نظر اینجانب براى تأمین این منظور موثر تواند بود ایجاد بانک دولتى جهت تعاون به کارمندان دولت است جهت سرمایه اولیه آن ممکن است اندوخته صندق بازنشتگى کارمندان دولت که به مبلغ قابل ملاحظه‌ای رسیده است منظور شود، در صندوق بازنشتگى چندین میلیون تومان پول راکد است که این کارمندان دولت در عرض 30 سال گذشته داده‌اند و البته در آن موقعى که کارمند دولت 7 ریال به صندوق بازنشستگى می‌داد ارزش 7 ریال خیلى بیشتر از میزانى بود که حالا می‌دهند و وضع کارمندان خیلى بهتر از حالا بود کارمندان نیز یک یا دو درصد حقوق خود را مرتباً به این صندوق بپردازد.

در مقابل کمک‌های رایگان پزشکى و بهداشتى و پرورش و تعلیم اطفال و ساختمان خانه‌های ارزان قیمت و واگذارى آن با شرایط مناسب و تهیه و تحویل خواربار مورد احتیاج کارمندان که بهاى نازل تأمین حقوق بازنشتگى در موقع کهولت و نگهدراى از عیان و اطفال کارمندان پس از هر گونه کمک دیگرى که وسایل آسایش و رفاه کارمندان را فراهم نماید از طرف دولت اعمال گردد.

در این صورت وقتى کارمند خود متقى و صالح بود و دولت هم وسایل آسایش او و خانواده‌اش را تأمین نمود طبیعى است که با علاقه و صداقت و جدیت بیشتر این وظایف محوله ر انجام خواهد داد و چرخ‌هاى دولتى با سرعت و صحبت بیشترى به جریان خواهد افتاد و عموم ملت از این حسن جریان متمتع خواهند شد این کمک و تعاون نبایستى منحصراً مخصوص کارمندان دولت باشد بلکه اینجانب از دولت تقاضا دارند وسائل و مقدمات بیمه اجتماعى را هر چه زودتر تهیه نموده و لایحه آن را به مجلس تقدیم دارند، پرورش و تعلیم اطفال هم از وظایف دولت است که بایستى به رایگان براى عموم مهیا باشد من دراینجا بیش از این درباره بیمه اجتماعى و لزوم اهمیت آن ذکر نمی‌کنم زیرا فواید ان به قدرى واضح است که لزومى براى بحث بیشترى را در موقع طرح لایحه آن واگذار می‌کنم فقط براى موفقیت در عملى نمودن آن یک نکته را لازم به توضیح می‌دانم و آن در اختیار داشتن به قدر کافى پزشک کارمندان فنى پزشکى می‌باشد دولت‌های ما متأسفانه این موضوع مهم یعنى پرورش تعداد کافى پزشک را غالباً از نظر دور داشته و از اهمیت موضوع غافلند در بودجه وزارت بهدارى که آقایان مطالعه فرموده‌اند دیده می‌شود که مبلغ ده میلیون ریال براى استخدام پزشک از خارجه منظور شده است که اگر چه اصولاً با وضع فعلى مملکت عده پزشکان آن به هیچ وجه با انتخاب آن وفق نمی‌دهد اقدام بدى نیست لیکن بایستى چاره‌ای اندیشید که علاج قطعى درد شده و عده مکفى پزشکان ایرانى به طور مستمر تربیت شده و تحویل جامعه شوند. یکى از اقدامات خوب و قابل تحسین اعلیحضرت فقید اعزام کاروان تحصیلى سالانه به خارجه بود و شاید این عمل را بتوان در عداد مهم‌ترین اقدامات ایشان دانست. من نمی‌توانم چرا این موضوع مهم اینک تعقیب نمی‌شود و از این راه کمک مؤثر و مفیدى به فرهنگ و بهداشت جامعه به عمل نمی‌آید براى تربیت پزشک کافى اینجانب پیشنهادات ذیل را نموده و متوجه دولت را به عملی نمودن آن جلب می‌کنم:

1. در حال حاضر دانشکده پزشکى تهران قریب 200 نفر دانش‌آموز پذیرفته و می‌توان گفت که سالیانه 200 پزشک به جامعه تحویل می‌دهد در صورتی که داوطلبانه ورود به دانشگاه پزشکى شاید سالیانه از هزار نفر هم تجاوز کند علت عدم قبول همگى نداشتن وسایل و تجهیزات کافى ذکر می‌شود دولت بایستى در تکمیل دانشکده پزشکى و رفع نواقص آن متأسفانه زیاد است بکوشد و از طرفى هم دانشکده می‌تواند در روز دو و حتى سه نوبت دانشجو در کلاس‌ها و آزمایشگاه‌هاى خود قبول کرده و صبح و عصر و حتى شب به تعلیم و تدریس آن‌ها بپردازد و حتى در ایام تعطیل تابستان‌ها هم در صورت لزومى وقفه‌ای در کار تعلیماتى خود رأی ندهد و به این ترتیب عده محصلین را به دو یا سه برابر عده عده فعلى برساند (صحیح است)

2. اعزام محصل براى تحصیل رشته پزشکى به خارجه، همان طور که ذکر شد اقدام به اعزام محصل به خارجه به عقیده اینجانب اقدامى است بس مفید و از دولت جداً تقاضا دارم که سالیانه حداقل عده‌ای براى تحصیل طب به ممالک خارجه اعزام دارد (صحیح است) اینجانب پا را فراتر گذشته و عقیده دارم که همه ساله عده از مأمورین دولت مخصوصاً وزارت فرهنگ را نیز براى تکمیل معلومات و تخصص در امور تعلیماتى به خارجه اعزام دارند یقین دارم که این عمل نتیجه خوبى براى فرهنگ ما خواهد داشت.

اگر دولت متعذر است که بودجه کافى براى اعزام محصل طب به خارجه ندارد اینجانب پیشنهاد می‌کنم که نیم درصد بودجه کل شهرداری‌های کشور براى این کار داده شود و در عوض پزشکان پس از تکمیل تحصیلات و مراجعت به وطن خود به ولایات مربوط براى خدمات پزشکان پس از تکمیل تحصیلات و مراجعت به وطن خود به ولایات مربوطه پزشکى اعزام شوند.

از درآمد اوقات هم می‌توان در حوزه‌های انتخابیه خودشان اوقافى دارند که درآمد آن صرف طلاب و یا براى مستمندان مصرف می‌شود و اشکالى ندارد که صرف این کار بشود و می‌توان از این محل عده‌ای دانش‌آموز بضاعت را براى تحصیل طب به خارجه اعزام داشت و پزشک قابل به ولایات دور از مرکز تحویل داشت و پزشک قابل به ولایات دور از مرکز تحویل داد به هر حال از وظایف اولیه دولت است که به هر نحو که ممکن است بر تعداد پزشکان کشور بیفزاید و تسهیلاتى براى محصلین داوطلب رشته پزشکى چه براى تحصیل در داخله مملکت و چه در خارجه مهیا نماید که بدون داشتن پزشک کافى اصلاً وضع رقت‌بار بهداشت کشور مقدور نخواهد بود چند کلمه هم راجع به وزارت بهدارى، امروز در کمتر محفل و مجلسى است که از اصلاح اساسى مملکت سخن به میان آید و موضوع بهداشت زبانزد همه نباشد. بودجه وزارت بهدارى ما 8 درصد بودجه کل مملکت است بنده البته راجع به تمام ممالک اطلاع ندارم ولى آنچه اطلاع دارم این است که هنوز مملکتى نیست که بودجه وزارت بهدارى آن‌ها 8 درصد بودجه کل مملکت باشد شاید ایران در حداقل بودن تنها باشد دولت‌هایی که تاکنون آمده و رفته‌اند در برنامه‌های خود یکى از مهمات مسائل را حفظ و توسعه بهداشت و بهدارى قرار داده‌اند ولى متأسفانه دیده‌ایم که این عقیده از دایره اندیشه و گفتار خارج نشده است و در موقع عمل یا اساساً فراموش می‌شود و یا بدان عنایتى که سزاوار باشد نمی‌کنند.

آقایان نمایندگان محترم اگر به آبادى مملکت و خوشبختى ملت بستگى و علاقه خاطر باید دولت‌ها را ملزم و ناچار سازید که به بهداشت و فرهنگ کشور بیش از هر امر دیگر توجه و عنایت داشته باشند همه شماها از کمیت و کیفیت وضع زندگانى مردم در شهرستان‌ها آگاهید و می‌دانید که بیسوادى و بیمارى با این موجودات و مخلوقات خدا چه‌ها می‌کند اصلاح این مملکت در کلیه شئون اجتماعى و اقتصادى به دست چه کسانى باید انجام گیرد. صنعت و فلاحت این مملکت را چه کسانى باید بهبود بخشند. آیا مگر کشاورز و کارگر نیست که باید چرخ‌های این دستگاه عظیم را بگرداند؟ این افراد تا تندرست و آسوده نباشند توانست حداکثر فعالیت جسمى و روحى خود را به کار اندازند و حداکثر استفاده‌های مادى و معنوى را به دست آورده و تحویل دهند از بدن‌هایی که از باد مالاریا می‌لرزد از چشم‌هایی که از جوش تراخم بى‌‌نور شده است کارى برنمی‌آید (صحیح است) پیکرهای قوى و عضلات ورزیده و چشمان بافروغ و نورانى می‌خواهد که بتواند این کشور عقب مانده را به جلو برد (صحیح است) و در کلیه شئون نهضت‌های راست و درست پدید آورد بنابراین به عقیده من بودجه‌ای که براى بهدارى تخصیص یافته است بسیار ناچیز می‌باشد و حتماً دولت باید در این باب فکرى کند (صحیح است) آقاى وزیر بهدارى در دولت گذشته لایحه‌ای تنظیم شده بود که تا حدى کادر وزارت بهدارى را کادر فنى آن را تعیین می‌کرد و ضمناً راجع به حقوق پزشکانى که به خارج از مرکز می‌روند یک تقسیم‌بندى بسیار مناسبى شده بود از جنابعالى خواهش دارم یا همان موضوع را تعقیب بفرمایید یا خودتان مخصوصاً فکرى به حال حقوق و مزایاى پزشکان خارج از مرکز بفرمایید. در اینجا در تبصره 2 ماده ششم این بودجه نوشته‌اند پزشکان و سایر کارمندان دولت به هر نقطه که از طرف دولت مأمور شوند موظفند بعد از صدور حکم بلافاصله به محل مأموریت عزیمت نمایند در صورت استنکاف از خدمت منفصل خواهند شد. بنده تعجب می‌کنم که چرا کمیسیون بودجه یک چنین تبصره‌ای را می‌گذراند آیا خیال کردند که

+++

این تبصره عملی است یا قصدشان اهانت به پزشکان بوده اگر فکر کرده‌اند که عملی است همگی اشتباه کرده‌اند اگر قصدشان اهانت به پزشکان بوده باز هم کار بدی کرده‌اند برای این که اگر پزشکان هم جزء کارمندان دولت هستند این دیگر قید ندارد لزومی ‌ندارد که قید کنند پزشکان و سایر کارمندان مقصود این است که اگر پزشک هم نرفت از خدمت منفصل می‌شوند بنده می‌گویم که اگر پزشکی را مأمور کردید برود نائین و نرفت و او را منفصل کردید این بچه دود نائین می‌خورد شما فکر کنید که پزشکان با میل و رغبت بروند و در خارج از مرکز کار بکنند آقای وزیر بهداری می‌دانند الان عده زیادی از پزشکان منتظر خدمت هستند فایده‌اش چیست؟ این که طبیب برای ولایات نشد شما باید مزایا و وسایل راحتی آن‌ها را از هر حیث تأمین کنید آن وقت خواهید دید که احتیاجی به گذاشتن این تبصره‌ها نیست. بنده در ضمن طرح بودجه هم با این تبصره مخالفت خواهم کرد اما همین بودجه ناچیز هم از سوء تشکیلات اداری به مصرف حقیقی خود نمی‌رسد (صحیح است) همین پول هم اگر به دست مردم بیمار محتاج و مستمند می‌رسید و قسمت اعظم آن در نتیجه فساد و تباهی سازمان‌های دولت لوطی خورد نمی‌شد بسیاری از دردها درمان می‌شد اعظم متأسفانه باید در این محضر مقدس اعتراف کنم که قسمت اعظم از این بودجه در ماشین زنگ‌زده سازمان خراب وزارت بهداری بیهوده به مصرف می‌رسد و دیناری از آن به مصرف حقیقی خود نمی‌رسد (صحیح است) (در این موقع مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد) بنابراین حتماً وزارت بهداری باید در سازمان اداری و فنی خود تجدید نظر کامل کند و مخصوصاً راجع به اشل حقوق پزشکان و کارمندان فنون پزشکی توجه و عنایت کند و ترتیبی اتخاذ شود که پزشکان بتوانند با خیال راحت و دل آسوده از مرکز کشور دور شوند و به نقاط مختلف شهرستان‌ها بروند و هر یک چند سالی در آن جاها به طبابت مشغول باشند با این فقر طبیب و انباشته شدن همین عده کم در تهران یا شهرستان‌های بزرگ چند سال دیگر اگر کار بر همین منوال پیش رود مردم شهر‌های کوچک از دیدن روی پزشک محروم خواهند بود. در چند مورد در همین مجلس از حقوق پزشکان سخن به میان آمد و گویا یکی دو تن از همکاران و نمایندگان محترم اظهار داشتند که به آنان حقوق گزاف داده می‌شود در صورتی که امر درست برخلاف این اظهار است وزارت بهداری هنوز به پزشکان ولایات حقوق مکفی نمی‌دهد اگر می‌داد پزشکان مزایا ندهد و او را مجبور کند که در گرمای روح‌گداز جزیره قشم انجام وظیفه نماید این امر محال است و متأسفانه اولیای امور به هیچ وجه متوجه نیستند و نتیجه آن است که هر روز به هر یک از نمایندگان از حوزه انتخابی کاغذ و تلگراف می‌رسد و از بی‌طبیبی و بی‌دارویی فریاد و ناله می‌کنند و وزارت بهداری نیز از بی‌طبیبی فریاد و ناله دارد نتیجه این همه فریاد و ناله چیست؟ هیچ، بنابراین من عقیده دارم وزارت بهداری باید از این سوابق تجربه بگیرد و بداند با این بساط فعلی نمی‌تواند مسئولیت بزرگی را که از لحاظ حفظ بهداشت عمومی ‌بر عهده دارد کفایت کند باید خواه و ناخواه برای پزشکان حقوق و مزایای قابل توجه در نظر گرفت آن گاه خود آنان با رضا و رغبت خدمت وزارت بهداری را خواهند پذیرفت چنانچه اکنون بی‌هیچ فشار و جبری به خدمت سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی هجوم آورده‌اند و استخدام سازمان را می‌پذیرند و به دورترین و متروک‌ترین نقاط کشور می‌روند و به کار شروع می‌کنند بنده این نکته را چند دفعه تذکر دادم که سازمان شاهنشاهی هم که اشتهار دارد حقوق خوب می‌دهد البته حقوق بیشتری از وزارت بهداری می‌دهند ولی باز هم به عقیده من این حقوق و مزایای سازمان که تا حدی هم قابل ملاحظه است باز کافی نیست معهذا چون حقوق سازمان کمی‌بیشتر از وزارت بهداری است و فرمالیته‌های طاقت‌فرسای اداری دولت هم در این سازمان نیست پزشکان به دخول در سازمان رغبت بیشتری نشان می‌دهند. این نکته را که در این جا به اشاره یاد کردم حائز کمال اهمیت است و مخصوصاً از اولیای امور دولت تقاضا دارم که به آن توجه دقیق مبذول دارند تشریفات اداری در استخدام و امور استخدامی‌ در ادارات دولتی به قدری بد و فاسد است که به راستی پزشک مستخدم دولت را از عمر خود بیزار می‌کند من مخصوصاً در همین موضوع به خصوص میان وزارت بهداری و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی مقایسه می‌کنم یک پزشک که می‌خواهد استخدام بشود و به ولایات برود و از تشریفات اداری هیچ گونه اطلاعی ندارد و اول بسم الله را در زندگی گفته است به سازمان مراجعه می‌کند در کمتر از دو روز حکم خود را می‌گیرد و قرارداد را امضا می‌کند و داروهای خود را تحویل می‌گیرد و خرج سفر و حقوق ماه اول را به عنوان مساعده بی‌هیچ گونه زحمت و مشقتی از حسابداری دریافت می‌دارد و با کامیونی که برای او تهیه و حاضر و آماده شده است به صوب مأموریت خود حرکت می‌کند در آن جا هم اطمینان دارد در اول هر ماه حقوق او بدون تأخیر و اشکال‌تراشی خواهد رسید بنده چون برای نائین و انارک سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی درمانگاه ساخته و از این نقطه‌نظر وسایل رفاه و آسایش اهالی آن جا را که هیچ گونه وسایل بهداری نداشتند تأمین کرده خیلی متشکرم و خیلی از سازمان تشکر می‌کنم و دو نفر طبیبی که آن جا اعزام شده‌اند بنده چون خودم شاهد بودم که به چه نحو و با چه آسانی و آسایش اعزام کرده‌اند این تذکری را که داده‌ام از روی کمال عقیده و حقیقت بود اطبایی که آن جا می‌روند با کمال رغبت می‌روند و وقتی هم که وارد شدند وسایل کار تجهیزات فنی در اختیارشان گذاشته می‌شود

بنابراین استخدام پزشک در سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی سرعتی دارد که راستی قابل توجه و تحسین است همین پزشک را اگر وزارت بهداری بخواهد استخدام کند باور کنید در کمتر از دو ماه باید هر روز در دالان‌های وزارت بهداری بین اطاق‌های کارگزینی و کارپردازی و حسابداری برود و بیاید خسته و فرسوده شود و خدای نکرده مجبور به پرداخت حقوقی و وجوهی شود تا بتواند حکم خود را از آن دهلیزهای تنگ و تاریک بگیرد تازه مدت‌ها پس از دریافت حکم در تهران آزادانه به سر می‌برد و به بهانه نگرفتن خرج سفر و لوازم کار سرگردان است بعداً هم که به محل مأموریت خود رسید لااقل باید 6 ماه منتظر بماند و حقوق نگیرد تا گواهی استخدامش از اداره بازنشستگی برسد این به طور و سوء جریان کار اداری مخصوص وزارت بهداری نیست و در تمام ادارات دولتی ما وجود دارد اکنون آقایان نمایندگان محترم می‌توانند دربیابند که چرا پزشکان به خدمت سازمان شاهنشاهی راغب‌تر از خدمت بهداری هستند این رغبت تنها برای زیاد بودن حقوق سازمان نیست بلکه به عقیده من بیشتر به واسطه ساده بودن آسان بودن بی‌زحمت بودن جریان استخدام و اعزام است اکنون وزارت بهداری باید هم خود را بیشتر به وظیفه اساسی خود که جلوگیری از پیدایش بیماری‌ها است مصروف بدارد و رفته رفته امور درمانی به سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی و شهرداری‌های اختصاص پیدا کند. اصولاً بنده باز این نکته را که یکی از آقایان تذکر داد باز تذکر می‌دهم که کار وزارت بهداری با سازمان شاهنشاهی هیچ گونه تناقضی ندارد وزارت بهداری الان کاری را انجام می‌دهد که اصولاً نباید انجام بدهد ما در لایحه سازمان وزارت بهداری که دولت قبلی به مجلس داد و در کمیسیون مورد شور است این نکته را تذکر دادیم که بودجه وزارت بهداری بایستی بیشتر صرف جلوگیری از بروز امراض بشود نه صرف درمان (مهندس رضوی - باید بشود) سازمان شاهنشاهی قسمت درمانی را انجام می‌دهد یعنی معالجه بیماران را می‌کند (صحیح است) و به عقیده من به نحو احسن انجام می‌دهد (صحیح است) بنابراین برخلاف تصور عده‌ای از همکاران من سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی خود یکی از کمک‌های مؤثر به بنیه ضعیف بهداری کشور است و وجود آن برای وزارت بهداری بسیار مغتنم می‌باشد. طبق اساسنامه سازمان وزیر بهداری وقت خود عضو هیئت مدیره می‌باشد و بنابراین صاحب نظر و رأی مؤثر در امور بهداشتی سازمان است اکنون سی درمانگاه از پنجاه درمانگاه که سازمان در سال گذشته ساخته دایر و به کار افتاده است و این جانب یکی در درمانگاه که شخصاً دیدم و از نتیجه فعالیت درمانگاه‌های دیگر هم کم و بیش اطلاع دارم حاصل کار بسیار رضایت‌بخش است و من امیدوارم با تدبیرهای نیکویی که سازمان برای تهیه پزشک و ماما و کارمندان پزشکی اندیشیده است به زودی بیست درمانگاه دیگر هم دایر کند و امسال نیز باز به ساختن درمانگاه‌های دیگر در نقاط دیگر کشور اقدام نماید (صحیح است) پس از چند سال این درمانگاه‌ها می‌توانند ضامن تأمین تندرستی مردم زارع و کارگر نقاط دور افتاده کشور بشوند و این همان امری است که آرزوی هر نماینده ملت می‌باشد. موضوع دیگر مطالبات راه آهن ایران از متفقین است در تبصره دوم بودجه 2 میلیون لیره از 5 میلیون و هفتصد هزار لیره‌ای را که دولت انگلستان مقرر است بابت تصفیه بدهی خود به راه آهن ایران بپردازد برای خرید فشنگ و تعمیر کارخانه‌جات ارتش تخصیص داد و به آن صورت قرضه داده است بنده در این جا لازم است به عرض برسانم که راه آهن با وضع فرسوده که در اثر اشغال متفقین پیدا کرده است احتیاج مبرمی ‌به کمک مالی برای تکمیل دستگاه‌های خود و

+++

تهیه واگون و ریل و لگوموتیو دارد و از طرفى هم مقدارى بابت معامله با متفقین مقروض است متفقین از شهریور 1320 تا تیر ماه 24 که آن را (دوره همکارى) نامیده‌اند رسماً راه آهن ایران را اشغال نموده و براى حمل ونقل افراد و محمولات ارتش مخصوصاً ترانزیتى که به مقصد اتحاد جماهیر شوروى حمل می‌کردید به کار برده‌اند و در این مدت راه آهن ایران بزرگ‌ترین خدمت را به متفقین نمود راه آهن ایران که از عمر ساختمان و بهره‌بردارى آن چند سالى بیش نمی‌گذشت با کلیه تأسیسات و وسائط نقلیه تقریباً در اختیار متفقین گذاشته شد و آن‌ها هم بدون توجه به تناسب میزان حمل و نقل یا ظرفیت و توانایی راه آهن و خطوط و تأسیسات آن با سرعت هر چه تمام‌تر محمولات و تجهیزات ارتشى را به مقصد رسانیدند .... (مجلس از اکثریت افتاد و پس از چند لحظه اکثریت حاصل شد) .... این سرعت آن‌ها میلیون‌ها خسارت به راه آهن و و تأسیسات آن وارد نمود و ابداً توجهى به منافع اصلى راه آهن ما را به طور فوق‌العاده‌اى فرسوده ساختند براى این محمولات خود تعرفه بسیار نازلى منظور داشته و حتى در این پرداخت قلیل و ناچیز هم تا این تاریخ تعلل کردند پس از ختم دوره همکارى مقدارى از وسائط نقلیه‌ای که با بایران آورده بودند از مملکت ما خارج کردند و بقیه را هم همان طوری که همه آقایان اطلاع دارند در مقابل وجه نقد به ما فروختند و بعد از رفتن خود بنگاه راه آهن را با مشکلات مالى مواجه ساخته و وام سنگینى هم به عهده بنگاه گذاشتند مطالبات دولت از متفقین بابت کرایه محمولات ترانزیتى و محمولات ارتش انگلیس که مرجع تصفیه آن دولت انگلستان است با در نظر داشتن تعرفه و تخفیفى که محسوب نموده‌اند متجاوز از سه میلیارد ریال است که بعد از کسر وجوهى که بعد از جنگ پرداخته شده و بهاى اجناسى که به راه آهن ایران داده‌اند بقیه آن را بایستى تصفیه کنند از بابت کرایه محمولات ارتش شوروى با همان تعرفه مخفف در خط سراسرى در نظر گرفتن حق المطالبه از بابت راه آهن آذربایجان که در تمام مدت اشغال شده بود در حدود چهل میلیون ریال بنگاه راه آهن مطالب است که تاکنون تصفیه نشده است ولى آن قسمت از مطالبات راه آهن مربوط به کرایه محمولات ارتش آمریکا بابت دوره بعد از همکارى در حدود 14 میلیون ریال بود و در سال گذشته نقداً به راه آهن ایران پرداخته شده است. اصل معامله را بنده اطلاعى ندارم صحبت زیاد شده ولى آنچه که شنیدم و تا حدى هم خودم شاهد بودم وزارت راه و بنگاه راه آهن در این معامله ابداً مداخله‌ای نداشته‌اند معامله‌اى بود بین دولت آمریکا و وزارت راه که در آن وقت آقاى آراسته هم وزیر راه بودند دخالتى در آن معامله نداشتند چک را امضا کردند و تحویل دادند ولى خودشان دخالت زیادى نداشتند. لازم به تذکر می‌دانم در مورد این معاملات طبق قانونى که از مجلس آمریکا گذشته است و به اسم قانون (فولبرایت) نامیده می‌شود دولت آمریکا وجوهى را از بابت معاملات مازاد جنگى خود با کشورهاى مختلف به دست آورده است به مصرف تعویق محصلین با کشورهای مربوطه می‌رساند دولت ایران چون این معامله را متأسفانه به نقد انجام داده (هیچ کشور دیگر تا به حال چندین معامله را نقداً انجام نداده است) وجوه پرداختى به خزانه آمریکا وارد شده مواجه با اشکال شده است ولیکن طبق اطلاعات که اینجانب دارم با حسن نیتى که دولت آمریکا در این قبیل موارد مبذول می‌دارد اگر اقدامات اساسى از طرف دولت ایران به عمل آید می‌توان ایران را شامل قانون فولبرایت نمود (اردلان - پول را برگردانند) پول را که بر نمی‌گردانند ولى ممکن است که دولت ایران آن یازده میلیون ریال را که داده است براى خرج اعزام محصل به آمریکا به کار ببرد و به این وسیله می‌شود عده زیادى محصل براى تحصیل فنون پزشکى و غیره به آمریکا اعزام داشت و بدون تحمیل بر بودجه به تعداد پزشکان افزود دیگر موضوع تصویب‌نامه اخیر هیئت دولت راجع به نویسندگان چرا می‌باشد بنده تذکراتى داشتم راجع به مطبوعات و بالاخره مستخدمین دولت که در جراید و نشریات کار می‌کنند گذرانده‌اند بنده، چند کلمه عرض می‌کنم - قانون اساسى درباره نشر مطبوعات می‌گوید «نشر روزنامه‌ها مجلات به جز کتب ضلال براى ملت ایران آزاد است» بنابراین این هر فرد ایرانى چه کارمند دولت و چه غیر آن می‌تواند در صورت تمایل در نشر در نشر مطبوعات شرکت کند بنده می‌خواهم بگویم با وضع فعلى ادارات و مستخدمین دستگاه مطبوعاتى ما به ناچار و خواهى نخواهى بایستى در اغلب موارد به دست کارمندان دولت اداره شود زیرا با مقرراتى که براى دادن امتیاز مجله یا روزنامه وضع شده است تقاضا کننده بایستى حداقل داراى دیپلم یا لیسانس باشد و با در نظر گرفتن این که اغلب افراد باسواد کشور و مخصوصاً افراد داراى تحصیلات عالیه فعلاً مستخدم دولت هستند طبعاً اغلب نویسندگان مطبوعات از مستخدمین دولت خواهند بود بنده در مورد آمار که همین جا ذکر خواهم کرد که متأسفانه دستگاه آمار نداریم اگر می‌دانستم می‌توانستیم درست بفهم که چقدر افراد باسواد داریم حتى مقدار صحیح جمعیت مملکت خود راهم نمی‌دانیم چه رسد به باسوادها ولى می‌توانیم تخمین هم زیاد دور از صحت نیست وشاید هم منتها با سواد بیشتر نداریم از این عده شاید 70 یا 80 درصد آن‌ها در استخدام دولت هستند آن‌ها هم که در استخدام دولت نیستند مستغنى هستند اگر نه با وضع فعلى که دولت‌ها مستخدم براى خود می‌پذیرد گمان نمی‌کنم آن 20 درصد اگر احتیاج هم نداشته باشند وارد خدمت دولتى می‌شوند روزنامه‌نویس هم که نمی‌تواند بیسواد باشد بایستی باسواد باشد مخصوصاً با مقررات مربوط با امتیازات بایستى تحصیلات عالیه هم داشته باشد، پس عده معدودى هستند که می‌توانند روزنامه‌نویس باشند پس ناچار روزنامه‌نویس‌ها کارمند دولت هم هستند به علاوه براى تذکر نواقص دستگاه دولتى و معایب مختلف آن هر کسى بهتر و واردتر از کارمندان دولت می‌باشد که از خرابى دستگاه خود مطلع بوده و وظیفه وجدانى و ملى است که آنچه براى اصلاح آن به نظرش می‌آید بگوید و بنویسد. لازم به تذکر نیست که مطبوعات براى تنویر افکار عامه و تهذیب جامعه کمال ضرورت را دارد و ضمناً حافظ آزادى و مشروطیت ایران نیز می‌باشد. من تصدیق می‌کنم که متأسفانه در بعضى موارد نویسندگان جراید عفت قلم و متانت را از دست داده و به حیثیت و شرف اشخاص حمله می‌کنند و باز هم متأسفانه اذعان می‌کنم روز به روز این رویه ناپسند شایع‌تر می‌شود ولیکن در مملکت ما مقررات و قوانین مخصوص به جرائم مطبوعاتى وجود دارد که اگر هم داراى نواقصى باشد دولت می‌تواند با تصویب مجلس در رفع آن بکوشد. یکى از آقایان نوشته‌اند که بگویید وقتى روزنامه‌ها کار را به فضاحت رسانیدند این روزنامه‌ها معرف افکار عمومى نیستند این روزنامه‌ها که کار را به فضاحت کشانیده‌اند معرف‏ افکار عمومى نیستند ولى بنده اینجا عرض کردم که اگر یک کارمند دولت در کار روزنامه‌نویسى حقیقت کار را به فضاحت رسانید به طوری که این عمل با شئون ادارى منافات داشته او را منتظر خدمت می‌کنند دولت اگر یک کارمندى را صلاح دید که روش روزنامه‌نگارى او مخالف با حیثیات یک فرد صالح است وزارتخانه مربوطه او را منتظر خدمت می‌کند در این امر مخالفتى نیست ولى در یک موضوع کلى که هر کس روزنامه نوشت یا در هیئت تحریریه یکى از روزنامه‌ها شرکت داشت او نمی‌تواند کارمند دولت باشد این صحیح نیست بنده طرفدار فحاشى جراید نیستم و در ضمن بیانات خودم هم این موضوع را تنقید کردم و حقیقتاً هم خیلى متأسفم که چون وضع به نحوی شده است که غالباً اشخاص درست و متقى را می‌بینم که به آنها حمله می‌کنند و این خود باعث از بین رفتن حیثیت جراید است ولى در عین حال باید این قسمت هم مراعات شود که این کار قانونى دارد آقاى اردلان نماینده محترم طرحى راجع به مطبوعات تهیه کرده‌اند که در کمیسیون فرهنگ تحت شور است و اگر به تصویب مجلس برسد اغلب این اشکالات رفع می‌شود و دولت هم خود را ناچار به تضییقات روزافزون مطبوعات نمی‌بیند ولیکن موضوع عمده و اساسى این است که که دولت‌ها هیچ وقت سعى نمی‌کنند در طرز اداره مملکت و روش خودشان تغییر اساسى بدهند تا آن اوضاعى که غالباً به حق مورد تعرض انتقاد مطبوعات است از بین برود و بالنتیجه مطبوعات هم موجبات رضایت جامعه که شدیداً از روش دولت‌ها ناراضى است و هر حمله‌ای را به دولت‌هاى وقت می‌پسندد فراهم گردد. به هر حال از جانب آقاى هژیر تقاضا دارم که تصویب‌نامه اخیر تجدید نظر نموده و اقدامى ننمایند که رکن چهارم مشروطیت تحت فشار و اختناق درآید (صحیح است) حالا بنده وارد می‌شوم در اقلام بودجه و راجع به بعضى از اقلام تذکراتى داشتم که باید به عرض برسانم شروع کنیم از اول بودجه یکى راجع به وزارت دارایی است بنده با این مداخله‌ای که وزارت دارایی در کلیه وزارتخانه‌ها می‌کند مخالفم و هر روز هم شکایاتى در این مورد به اطلاع کلیه نمایندگان می‌رسد هر اقدامى را وزارتخانه‌ای می‌خواهد بکند اگر رئیس حسابدارى وزارتخانه مربوط موافق باشد فوراً موافقت و عملى می‌شود و الا ممکن است دچار اشکالات شود بنده مخالف با مراقبت خیلى دقیق وزارت دارایی در مالیه مملکتى نیستم ولى عقیده دارم این مراقبت را وزارت دارایی

+++

در موقع تنظیم بودجه به کار برد و چون براى تک تک وزارتخانه‌ها یک بودجه‌ای را با دقت و مراقبت تنظیم کردید دیگر احتیاجى ندارد که در خرج آن نظارت کنید مگر نماینده وزارت دارایی با نماینده وزارت کشاورز چه فرقى دارد بالاخره کارمند دولت هستند و امیدواریم همه صالح باشند ولى در وزارت دارایی هم افراد ناصالح زیادند شاید در وزارت دارایی افراد ناصالح زیادتر باشند زیرا در آنجا بودجه بیشترى در اختیار دارند و بیشتر می‌توانند سوءاستفاده کنند بنابراین روش که رؤسای حسابداری‌های وزارتخانه‌ها به کار می‌برند بنده درست نمی‌دانم بنده یک مثال می‌زنم بین نائین و انارک یک جاده‌ای است که تنها راهى است که نائین و خور و بیابانک و جندق و آن نقاط را به هم مربوط می‌کند یعنى اگر از نائین و خور و جندق و بیابانک بخواهند به اطراف بروند از این راه می‌روند در این سفر اخیرى که بنده کردم اتومبیل‌ها بین انارک و نائین بین جاده گیر کرد یعنى در شن گیر کرد و چندین ساعت و چندین ساعت با زحمات زیاد از این جاده عبور کردیم چون طورى راه غیر قابل عبور شده است و شن داشت که تقریباً می‌شود گفت که قابل عبور نیست.

بنده با وزارت راه مذاکره کردم و با بانک صنعتى که عامل مهم معادن انارک است مذاکره کردم بالاخره بین بانک صنعتى و وزارت راه موافقت شد که وزارت راه ماهیانه یک مبلغى را به بانک صنعتى بپردازد بانک صنعتى هم مبلغى روى آن بگذارد و در ترمیم این راه مصرف کند از تاریخى که وزارت راه موافقت‌نامه را صادر کرد و به اداره راه اصفهان ابلاغ نمود بیش از 3 ماه طول می‌کشد ولى هنوز دینارى هم به بانک صنعتى براى ترمیم این جاده نشده آن طوری که بنده شنیدم و توضیحى که وزارتخانه داد رئیس حسابدارى مربوطه اشکال‌تراشى در این کار هست‏ ولى لابد یک اشکالى توانسته‌اند پیدا کنند و به کار ببرند ولى ملاحظه کنید که یک نقطه دور افتاده مملکت با مسدود شدن این جاده دور افتاده ترمیم‏

 

تصویب‌نامه‏‌ها

شماره 25950                  14 - 1 - 327

وزارت دادگسترى‏:

هیئت وزیران نظر به ماده واحده مصوبه ششم مهر ماه 1320 و پیشنهاد شماره - وزارت دادگسترى در جلسه 11 فروردین ماه 1327 تصویب نمودند که جز در مورد بزه‌های اختلاس و ارتشاء مأمورین شهربانى و اداره آمار و ثبت احوال و جرایم منتسب به مأمورین مزبور راجع به امور آمار و ثبت احوال که به موجب تصویب‌نامه شماره 9382 - 28 - 7 - 1320 در صاحب دیوان کیفر قرار داده شده رسیدگى به کلیه جرایم عمومى افراد غیر نظامى که به موجب قانون دادرسى و کیفر ارتش در صلاحیت دادگاه‌های نظامى است (از جمله جرایم مواد 408 و 409 و 410 و 411 قانون مزبور که در حوزه‌های استان سوم و چهارم و استان نهم و در حوزه‌های گیلان و مازندران و گرگان ارتکاب می‌شود) در دادسرا و دادگاه‌های نظامى مورد رسیدگى واقع گردد این حکم نسبت به کلیه پرونده‌ها که قبل از تاریخ این تصویب‌نامه به دادگستری ارجاع ولى به صدور کیفر خواست منتهى نشده نیز جارى است بنابراین تصویب‌نامه‌هایی که قبلاً صادر و با مفاد این تصویب‌نامه مخالف است ملغى می‌گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3670                        نخست وزیر

 

می‌شود وسایل بهدارى هم که ندارد هیچ نوع وسائل رفاهى هم ندارد.

4. تعطیل جلسه به عنوان تنفس‏

رئیس - بااجازه آقایان تنفس داده می‌شود جلسه به روز سه‌شنبه ساعت هشت و نیم صبح موکول می‌گردد.

 (مجلس نیم ساعت بعد از ظهر به عنوان تنفس تعطیل شد)

شماره 8966                                24 - 6 - 327

وزارت دارایی‏:

هیئت وزیران در جلسه 22 شهریور ماه 1327 برحسب پیشنهاد شماره 31722 ر 8541 وزارت فرهنگ و موافقت شماره 1 ر 19411 - 24 ر 4 ر 27 وزارت دارایی به استناد ماده 39 قانون محاسبات عمومى و تصویب‌نامه شماره 35428 - 23 ر 9 ر 323 راجع به ضرورت ترک مناقصه احتیاجات وزارتخانه‌ها تصویب نمودند که کتابخانه مرحوم حاج محتشم‌السلطنه اسفندیارى که شامل چهار هزار مجلد کتاب خطى و چاپى می‌باشد بدون مناقصه به مبلغ سیصد هزار ریال از محل اعتبارات سال جارى وزارت فرهنگ خریدارى گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م - 3671                        از طرف نخست وزیر

 

انتصابات و احکام‏

در وزارت کشور

شماره 12929 - 51093                  16 ر 6 ر 327

آقاى احمد آزاد بازرس فرماندارى تهران از تاریخ 16 - 6 - 27 به سمت بخشدارى کرج منصوب شدند.

شماره 11843 - 45876                  28 ر 5 ر 327

آقاى مهدى میرزایی رئیس دایره اخبار اداره سیاسى از اول شهریور ماه 1327 به سمت فرماندار قوچان منتقل شدند.

 

شماره 7563 - 13441                    11 - 6 - 27

آقاى محمد‌اسمعیل صادقى دفتریار و نماینده دفتر اسناد رسمى شماره 50 تهران

به موجب این حکم به سمت سر دفتر اسناد رسمى دوم قلهک منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى

+++

بقیه جلسه 101

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 23 شهریور ماه 1327

 

فهرست مطالب:

1. بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

2. بیانات آقای رئیس دایر به اظهار تأسف از فوت مرحوم محمد‌علی جناح قائد پاکستان

3. بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

4. موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

رئیس - جلسه قبل به عنوان تنفس تعطیل شد آقاى دکتر طبا بقیه بیانات‌شان را بفرمایند.

1. بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

دکتر طبا - بنده قبل از ادامه بیانات خودم در اطراف به وجه کل مملکتى لازم دانستم از خبر مرگ قائد اعظم پاکستان مرحوم محمد‌على جناح اظهار تأسف کنم (صحیح است) و به ملت همجوار و هم‌کیش و مسلمانان پاکستان و همچنین به عموم عالم اسلام تسلیت بگویم و یقین دارم که دولت و مجلس هم از راه رسمى این اظهار تأسف و تألم ایرانیان را اعلام خواهند کرد (صحیح است) در جلسه گذشته شرحى راجع به مداخلات وزارت دارایی و رؤساى حسابدارى وزارتخانه‌ها در امور سایر وزارتخانه‌ها عرض کردم و مخصوصاً تذکر دادم که چطور این مداخلات در بعضى موارد باعث وقفه و بطوء کار وزارتخانه‌ها می‌شود یقیناً تمام آقایان نمایندگان مواجه شده‌اند با این مشکلاتى که راجع به ترمیم حوزه انتخابیه خودشان پیش آمد و شاید در بعضى موارد علت عمده اشکال‌تراشى وزارت دارایی و رؤسای حسابدارى بوده‌اند (صحیح است) بعد از ختم جلسه شنیدم که یکى از آقایان می‌گفت که این مداخلات منحصراً مربوط به رؤساى حسابدارى نیست بلکه مدتى است که حالا یک عده‌اى به عنوان نظر مالى و ممیز هم اضافه شده‌اند به رؤساى حسابدارى (آزاد - از هر کارى سهمى می‌خواهند) به طوری که حالا ناظر مالى انواع مختلف شده و اینها حتى نظارت دارند در امور رؤسای حسابدارى، ملاحظه کنید که معلوم می‌شود که وزارت دارایی اطمینان به رؤساى حسابدارى خودش هم خداى نکرده ندارد اگر نه این قدر نظارت‌های مختلف اصولاً معنى ندارد همان طور که در جلسه پیش عرض کردم هیچ دلیلى نداردکه مأمورین وزارت دارایی را از مأمورین سایر وزارتخانه‌ها صالح‌تر بدانیم.

دقت باید از طرف دولت در تنظیم بودجه به عمل بیاید وقتى بودجه کل مملکتى را با دقت شور بکنند و تنظیم بکنند بعد از این که بودجه تصویب شد دیگران اختیارش را بدهند به وزارتخانه‌ها که طبق بودجه تصویبى وزارت دارایی و کمیسیون بودجه مجلس به مصرف برسانند یک قلم دیگر دراین بودجه راجع به مالیات بر درآمد است که به طور خیلى کلى موضوع درآمد مالیات بر درآمد را شصت میلیون تومان معین کرده‌اند.

به عقیده بنده در یک بودجه هفتصد میلیون تومانى این عایدى فوق‌العاده کم است و دولت می‌بایستی قانون مالیات بر درآمد را در آن تجدید نظر بکند و طورى عمل بکنند که از میزان مالیات‌های غیرمستقیم که مخصوصاً فشار آن به طبقه فقیر و بى‌بضاعت تحمیل می‌شود بکاهد و عایدى مالیاتى دولت را از راه مالیات‌های مستقیم و مالیات بر درآمد تأمین کند.

بدیهى است این مالیات بر درآمد بایستى که مخصوصاً به طبقه ثروتمند غنى تحمیل بشود و الان من گمان نمی‌کنم که در هیچ مملکتى در دنیا مالیات بر درآمد طبقه ثروتمند این قدر خفیف منظور شده باشد (صحیح است) البته حالا ما می‌گذایم از این که این مالیات خفیف هم به نحو صحیحى وصول نمی‌شود ولى اصولاً مالیات را بایستى طبقه ثروتمند بدهد و این قانون فعلى به عقیده اینجانب صحیح نیست و بایستى قانون صحیح و مترقى به مجلس پیشنهاد بشود. دیگر این که عواید مالیات غیرمستقیم دولت را هم می‌توان از راه مالیات بستن به انواع و اقسام اشیای تجملى تأمین کرد مثلاً این تعداد زیاد اتومبیل‌های تأمین کرد مثلاً این تعداد زیاد اتومبیل‌های شخصى و نو که غالباً در شهر

+++

تهران دیده می‌شود بنده که هیچ وقت در خارجه این قدر اتومبیل نو ندیدم و یقین دارم که در حال حاضر هم به هیچ وجه این تعداد اتومبیل‌های لوکس و گران قیمت در پایتخت‌هاى بزرگ دنیا هم دیده نمی‌شود (صحیح است) دولت باید یک مالیات شدیدی بر روی اشیا و اجناس تجملی و مخصوصاً اتومبیل‌های وضع کند (صحیح است) مالیات‌های دیگرى هم مثلاً روى زمین‌های بایر که در خود شهر قرار گرفته است به بنده آقاى کشاورز صدر یک پیشنهادى به این مضمون دادند که خوب است دولت یک توجه عاجلى بکند که این زمین‌ها یا ساخته بشود و به خرده‌مالک تحویل بشود یا این که مالیات سنگینى به آنها تحمیل بشود که این طور اراضى احتکار نشود که قیمت زمین را مرتباً بالا ببرند (صحیح است) دیگر مورد مالیات بر ارث است و بنده هم تا حدى راجع به مالیات بر ارث سایر ممالک اصلاع ممالک اطلاع دارم و این مالیات را تقریباً ناچیز می‌دانم و حق این است که دولت در مالیات بر ارث هم تجدید نظرى بکند و به میزان آن بیفزاید (رفیع - پس دولت باید همه‌اش مالیات زیاد کند) آن موضوع دیگرى است باید از مالیات غیرمستقیم کسر بکند و این طور از سیگار و سایر چیزهایی که مورد احتیاج عموم است مالیات نگیرد - دیگر راجع به انحصار تریاک است در قسمت درآمد قلم دهم را ملاحظه بفرمایید نوشته است درآمد انحصار تریاک با معاملات خارجه 156400000 ریال در ستون مخارج هم مخارج اداره‌ای به اسم اداره منع کشت و مصرف، اسم اداره را خواهش می‌کنم توجه بفرمایید، اداره منع کشت و مصرف 132466000 ریال یعنى سیزده میلیون و خرده‌اى تومان برآوردشد و تفاوت این قدر هم یعنى تفاوت درآمد و مخارج فقط دو میلیون تومان است حالا بنده چون قبلاً به تفصیل راجع با این موضوع تریاک صحبت کردم و این را دیدم آقایان با اصل منع کشت و مصرف موافق هستند (صحیح است) دیگر بیشتر در این قسمت وارد مذاکره نمی‌شود فقط همین قدر باز هم تکرار می‌کنم که یکى از اقدامات اساسى که باید براى اصلاح مملکت بشود رسیدگى عاجلى با این موضوع تریاک  است (صحیح است) و به عقیده شخص من بزرگ‌ترین اقدام کابینه آقاى قوام‌السلطنه تصویب‌نامه منع کشت و مصرف تریاک است (صحیح است) و بنده این اقدام را از تمام اقدامات ایشان بهتر می‌دانم و اظهار تأسف می‌کنم که چرا دولت و مخصوصاً مجلس این موضوع را تعقیب نمی‌کند و به این امر به این مهمى توجه ندارد (یک نفر از نمایندگان - کمیسیون کشاورزى رد کرده) (مکرم - الان در اغلب نقاط مشغول زراعتند) طرحى به توسط عده‌اى از آقایان نمایندگان قریب شصت نفر تنظیم شده و آقاى دکتر ملکى آن را تقدیم مجلس کردند با قید دو فوریت فوریت اول آن هم تصویب شد و با فوریت دوم آن آقاى دکتر شفق مخالفت کردند و من که ارادت زیادى به ایشان دارم حقیقت این کار ایشان را نمی‌توانم ببخشم چون به هیچ وجه مخالفت ایشان منطقى نبود به عقیده من فقط منظور صحبت ایشان این بود که ما با عجله شاید رأى بدهیم منطق بیانات ایشان این بود و اصولاً یک عده‌ای هم که مایل به این لایحه نبودند این را بهانه کردند و با فوریت دوم مخالفت کردند و به کمیسیون بهدارى از طرف آقاى رئیس احاله شد در کمیسیون بهدارى آقایان با علاقه زیاد چندین جلسه تشکیل دادند همه هم که طبیب نبودند شش نفر طبیب آنجا هست شش نفر غیر طبیب نشستیم بحث زیاد کردیم و به یک صورتى درآوردیم که مورد رضایت و توجه خود آقایان کشاورزان هم بود. در خود کمیسیون بهدارى نمایندگان وزارت کشاورزی هم آمدند نشستند و لایحه به آن صورتی که مورد رضایت طرفین بود تنظیم شد، بعداً بنده نفهمیدم که چرا اصولاً به کمیسیون کشاورزى رفت و آنجا می‌خواهم از جانب آقاى رئیس گله کنم چون ایشان اینجا فرمودند که به کمیسیون بهدارى مراجعه می‌شود و در کمیسیون بهدارى هم با نمایندگان کشاورزى که آوردیم براى این که به کمیسیون‌هاى دیگر نرود نمایندگان کشاورزى آمدند نمایندگان وزارت دارایی آمدند و نمایندگان وزارت بهدارى هم البته بودند در حضور آقاى وزیر بهدارى این طرح حلاجى شد و پیشنهاد‌هاى مختلفى رسید مورد بحث واقع شد آخر الامر این طرح به یک صورتى در آمد که گمان می‌کنم حتى مالکین مزارع تریاک هم با آن موافق بودند من نمی‌دانم که آیا با نظر جناب آقاى رئیس یا بدون مشاوره به ایشان این طرح را فرستادند به کمیسیون کشاورزى بنده دراینجا صریحاً از آقایان اعضای کمیسیون کشاورزى گله می‌کنم که چرا این طرح به این مفیدى را بکلى دفن کردند بنده چند دفعه از فرد فرد این اعضا خواهش کردم که این طرح را رسیدگى کنند و نتیجه این خواهش بنده این شد که دیگر اصلاً کمیسیون تشکیل نمی‌شود و بالاخره هم بنده نمی‌دانم که تکلیف این طرح چه خواهد شد و شاید ما مجبور بشویم که یک طرح باز به قید دو فوریت تقدیم مجلس بکنیم و این دفعه امیدوار باشیم که اکثریت صالح مجلس این طرح را تصویب کنند. آقایان مضار تریاک به هیچ وجه احتیاج به تذکر مجدد ندارد (صحیح است) تمام آقایان متوجه آن هستند و لازم نیست آدم طبیب باشد که بداند تریاک چه بلایی به سر این مردم و این مملکت می‌آورد، بنده در یک مواقعی غالباً فکر می‌کردم که چرا ملت ایران این قدر بدبخت است و چرا ما با انحطاط می‌رویم بعد متوجه شدم که این انحطاط و این اضمحلال مملکت از زمان شروع شد که نادرشاه افشار از هندوستان برگشت چون تا زمان نادر شاه دولت ایران و ملت ایران یک عظمتى داشتند ما یک وقتى در خاورمیانه مالک‌الرقاب بودیم ممالک دیگر تابع ما بودند ما کشورگشایى می‌کردیم نادرشاه خودش رفت و هندوستان را فتح کرد ولى در برگشتن با خودش یک سوقاتى آورد که نتیجه آن سوقات شیوع کشت و شیوع مصرف خشخاش و تریاک در ایران بود و اگر آقایان با دقت ملاحظه کنند از آن وقت دیگر ترقى ما قطع شد کشورگشایی خاتمه یافت و این انحطاط اخلاقى و سیاسى ما شروع شد که روز به روز هم روزافزون است زیرا اعتیاد تریاک متأسفانه روزافزون است و الان وضع مملکت یک طورى شده است که دیگر جوان‌ها هم دارند معتاد می‌شود حتى یک دفعه‌اى از جوانان و دانش‌آموزان مدارس و دانشکده‌ها را بنده اطلاع دارم که معتادند و اگر حقیقتاً مجلس و دولت یک اقدام اساسى نکند بنده پیش‌بینى می‌کنم که یواش یواش اکثریت قاطع ملت ایران تریاکى بشوند براى مثال یک نکته‌ای را که خیلى به عقیده من قابل تذکر است عرض می‌کنم و شاید آقایان باور نکنند ولى حقیقت دارد یکى از همکاران خیلى خوش‌ذوق من قبل از این که تصویب‌نامه منع کشت و مصرف تریاک بگذرد چون آقایان اطلاع دارند که در آن وقت تریاک دولتى و با باندرل فروخته می‌شد ایشان حساب کرده بودند که در شهر کرمان مصرف تریاک با باندرل در روز چقدر است وقتى که مصرف تریاک با باندرل را به اهالى سرشکن کرده بود به هر نفر شش گرم در روز رسیده بود و همان موقع حساب کرده بود که در سلاخ‌خانه چقدر بز می‌کشند و به هر نفرى چقدر گوشت می‌رسد این را هم حساب کرده بود و به هر نفرى 5 گرم گوشت بیشتر نرسیده بود 5 گرم گوشت بز شما ملاحظه بفرمایید مصرف تریاک هر نفر را به تناسب این که یک عده‌ای هم بچه هستند و طبقه نسوان هستند که شاید کمتر معتاد باشند اگر چه اغلب بچه‌ها را هم معتاد می‌کنند ولى به طور کلى البته بین مردها این اعتیاد بیشتر است و با وجود این شما فکر کنید که مصرف تریاک مردهای کرمان چقدر زیاد است و این منحصر به کرمان نیست غالباً در نقاط دیگر هم مصرف تریاک فوق‌العاده بهت‌آور است و به عقیده من همین باعث شده که وضع مملکت ما به این وضع اسف‌آور فعلى برسد و ایران وضعى را پیدا کند که از مالک‌الرقابى به مرحله‌اى برسد که تمام همسایگان چه کوچک و چه بزرگ به ما فشارهای مختلف وارد بیاورند و ما هم هیچ کارى نتوانیم بکنیم نه فقط هیچ کارى نمی‌توانیم بکنیم هیچ اقدام اساسى هم به عمل نمی‌آوریم الان در نظر بیاورید که تمام همسایگان ما افغانستان و عراق و ترکیه و شوروى و انگلستان مدت‌ها است که تریاک را قدغن کرده و کشت تریاک هم به حداقل آن هم تحت نظارت دولت براى صادرات تهیه می‌شود این است که تاحدى شاید ما متوجه شویم چه علتى دارد که آن‌ها به ما زور می‌گویند و ما هم صدای‌مان درنمی‌آید و شاید هم بدتر از این بشود این مبالغه نیست بنده غالباً این موضوع را تذکر داده‌ام فرد ایرانى به هیچ وجه کمتر از سایر افراد وطن‌پرست نیست شاید خیلى هم بیشتر باشد (صحیح است) باید دانست چه علتى این خمودگى و این وضع اسفناک ملت ایران را به وجود آورده است بنده که یکى از علل عمده‌اش را بعد از آن مثال ادارات همین تریاک می‌دانم (صحیح است) راجع به مصرف چون بعضى از آقایان در مورد تریاک عقیده دارند یعنى اغلب آقایان با کشت تریاک و مصرف آن مخالفند ولى یک عده‌ای می‌گویند که فقط باید با مصرف مخالفت کرد و می‌گویند که نباید به رعایا ضررى برسد و عقیده دارند که کشت باید بشود اغلب از آقایان می‌گویند که کشت با مصرف دو چیز جدا است و هیچ موردى ندارد که ما براى این که مصرف تریاک را قدغن کنیم کشتش را هم قدغن کنیم بنده می‌خواهم بگویم که اولاً این دو امر از هم جدا نیستند یک زارعى یک‏ رعیتى وقتى تریاک کاشت و یک مالکى هم وقتى که محصولش به دست آمد یک مقدارش را کنار می‌گذارد و موقعى که دندانش درد گرفت یا در فامیلش یک کسى مرضى پیدا کرد به عنوان تسکین

+++

از آن تریاک به او می‌دهد و بعد همه معتاد می‌شوند این واضح است و محتاج به توضیح نیست که اگر بخواهد از خارج به عنوان قاچاق وارد بکند تریاک را و در دسترس نباشد مصرف تریاک به هیچ وجه به این زیادى نمی‌شد و این موضوع را بنده از آقایان و وکلاى خراسان سؤال کردم چون همه آقایان اطلاع دارند که خراسان یک منقطه‌اى است که از حیث کشت تریاک شاید در درجه اول باشد و منطقه‌ای مثل بجنورد که بنده اطلاع دارم موقعى که در خراسان بوده‌ام جزء نقاطى است که تریاک‌کارى در آن جا خیلى زیاد می‌شود و آقاى شادلو وکیل بجنورد به من اظهار می‌کردند که این تصویب‌نامه منع کشت تریاک براى رعایاى بجنورد به قدری مفید بوده است که حدى بر آن متصور نیست و نه فقط ضرر مالى نداشته بلکه به جاى تریاک یک چیز دیگرى می‌کارند و حالت عموم مردم هم به طور قابل ملاحظه‌ای بهبودى یافته است اغلب از آقایان و وکلاى خراسان مثل آقاى کفایی و سایر آقایان این نظر را تأیید کردند بنابراین من این مطلب را که اگر کشت تریاک و کشت خشخاش منع بشود یک عده از بین خواهند رفت قبول نمی‌کنم با یک عده زیادى از آقایان اعضای وزارت کشاورزى و متخصصین هم صحبت کردم آقایان هم ممکن است مذاکره بفرمایید هیچ خطرى از این بابت متوجه کسى نمی‌شود و مواد خام دیگر و مواد نباتى دیگرى ممکن است به جاى خشخاش کاشت و آن ضرر مالى را هم اگر ضرر مالى داشته باشد ... (مهندس رضوی - ضرر هم داشته باشد مانعى ندارد براى این که مملکت دارد از بین می‌رود) بنده هم عرضى نکردم بنده گفتم اگر هم ضرر مالى داشته باشد و حتى عقیده دارم که اگر صد هزار نفر از این موضوع بمیرند باز هم هیچ اهمیتى ندارد براى این که شما فکر پانزده میلیون جمعیت ایران را بکنید و فکر صد هزار نفر را نکنید (صحیح است) (اردلان - کسى نخواهد مرد) یکى از آقایان نوشته‌اند تا خلع سلاح نشود جلوگیرى از کشت تریاک محال است زیرا در نواحى عشایر جنوب غرب کشت می‌شود این صحیح است البته این تصویب‌نامه دولت آقاى قوام‌السطنه که در غرب و جنوب آن طورى که باید و شاید به موقع عمل گذاشته نشد و علتش هم این بود که دولت در آنجا به نحو شایسته‌ای حکومت نداشت و مردم کاشتند (فولادوند - در غرب این طور نیست تمام مطیع مطیع بودند و نکاشتند شاید در جنوب کاشتند) نخیر آقا در لرستان هم بوده به هر حال این موضوع خلع سلاحه یک امرى است طبیعى وکسى نمی‌تواند منکر خلع سلاح شود ولى این موضوع موضوعی است که از مجلس خواهش دارم و مخصوصاً از کمیسیون کشاورزى تقاضا می‌کنم که این طرح منع کشت تریاک را مورد توجه قرار بدهند و گزارش آن را به مجلس بفرستند.

راجع به مصرف تریاک در حال حاضر هم یک مقررات خیلى شدیدى براى جلوگیرى از مصرف تریاک نیست و متأسفانه دولت و شهربانى که امور جلوگیرى از مصرف تریاک است به هیچ وجه آن طورى که باید و شاید وظایف خودش را انجام خودش را انجام نمی‌دهد، اغلب آقایان یقیناً در مجاورت منزل‌شان قهوه‌خانه یا بالاخره امکنه عمومى موجود هست و شاید در آن جا خودش مشاهد کرده‌اند که تریاک مصرف می‌شود و شهربانى هم غالباً پاسبان‌های در نزدیکى آنجا پاس می‌دهند و شاید خودشان هم می‌روند تریاک می‌کشند و در این که اغلب آن‌ها تریاکى هستند تردیدى نیست این‌ها هم هیچ گونه جلوگیرى به عمل نمی‌آورند اگر هم اتفاقاً راپورتى به شهربانی داده شود چه کتباً و چه شفاهاً آن‌ها هم چه شفاهاً و چه کتباً تکذیب می‌کنند و اقدامى به عمل نمی‌آورند بنده این را جدا می‌گویم چون غالباً ملاحظه مى‌فرمایید که کاغذى می‌نویسند که رسیدگى شد و مطالعه شد چنین چیزى وجود ندارد در صورتى که خوب بالاخره لازم نیست کسى رسیدگى کند هر کس که از مجاورت آنجا رد شود همان رایحه مخصوصش را که استشمام بکند تصدیق می‌کند که در مصرف تریاک تردیدى نیست ولى بنده از دولت جداً تقاضا دارم که شهربانى دستور بدهند جلوى این مصرف تریاک را بگیرند و مخصوصاً هر کس که قهوه‌خانه یا شیره‌کش خانه‌ای داشت که در آن تریاک مصرف شود با اشد مجازات طبق قوانین موجود مجازاتش کنند (قهرمان - اعدامش بکنند) بلى آقا اعدام کنند صحیح است که اعدام کنند این موضوع اعدام را گفتید یک عده از آقایان می‌گویند که براى مصرف تریاک مجازات خیلى شدیدى قائل بشویم حتى اعدام ولى کشتش آزاد باشد بنده می‌خواهم این را عرض کنم که کشت و مصرف در ایران دو امرى است که کاملاً با هم توأم است این‌ها با هم پیش می‌روند و هیچ احتیاج به توضیح بیشتر نیست وخود آقایان هم می‌توانند بفهمند که اگر تریاک در مزارع کاشته نشود که به طور قاچاق از خارج وارد بشود طبعاً کمتر در دسترس مردم خواهد بود و معتادین هم خیلى کمتر خواهد بود دیگر راجع به موضوع تریاک خواستم از دولت تقاضا بکنم که دستورى را که مدتى قبل صادر شد وطبق آن ادارات مأمور شدند که کارمندان تریاکى خود را اخراج کنند این دستور را اجرا کنند، بنده نمی‌گویم فو راجرا کنند 3 ماه 6 ماه وقت بدهند (صحیح است) (قهرمان - قوه‌خانه‌ها را ببندند) و بخش‌نامه بکنند که معتادین تریاک بایستى خدمت را ترک بکنند یک مدتى هم وقت به آنها بدهند و آنها هم طبعاً خواهند رفت و تریاک را ترک خواهند کرد و دستگاه دولت فعلاً از یک عده تریاکى تصفیه خواهد شد (احسنت) و عقیده دارم این به نفع جریان کارها در دستگاه دولتى خواهد بود.

راجع به گمرکات کشور که یک مبلغ بزرگ عایدى دولت می‌باشد بنده فقط این را عرض می‌کنم که وضع گمرک فوق‌العاده بد است و یک هرج و مرج کاملى در گمرک حکمفرما است و بنده اطلاع پیدا کردم که قریب 15 ماه پیش براى بازرسى گمرکات خوزستان رفته بود در مراجعت گزارش داده بود که تمام مأمورین سوء‌استفاده می‌کنند، گزارش رسمى دال بر سوء‌استفاده تمامى مأمورین، هیچکس را هم استثنا نکرده بودند بنده البته چون هیچ یک از مأمورین آنجا را نمی‌شناسم نمی‌توان ادعا بکنم که این گزارش صدق است یا کذب ولى هیچ دلیلى هم نمی‌بینم که کذب باشد (فولادوند - اغراق گفته‌اند تمام مأمورین که بد نیستند) شاید هم این طور باشد در هر صورت این طور گزارش داده‌اند حالا شما تصور بفرمایید که گمرک که یکى از منابع عایدى بزرگ کشور است اگر به دست یک عده افراد ناصالح اداره شود طبعاً عایدى دولت کسر خواهد شد پس مخصوصاً اهمیت دارد که مأمورین گمرک از صالح‌ترین و پاک‌ترین افراد وزارت دارایی انتخاب و مأمور شوند (صحیح است) در اینجا یک نکته‌ای را هم که خواستم توجه دولت را جلب می‌کنم راجعه به گمرک داروجات و لوازم طبى و جراحى است که یک مبلغ خیلى بزرگى 25% به عنوان گمرک از دارو می‌گیرند و قریب 20% دیگر هم به عناوین مختلف از وارد کنندگان در گمرک می‌گیرند چون دارو یک موضوعى است با حیات مملکت و سلامتى فرد فرد مردم تماس دارد به عقیده من خیلى به جا است که از گمرک داروجات و لوازم طبى و جراحى کسر کنند و بر گمرک لوازم تجملى و لوکس بیفزایند.

راجع به نفت جنوب و درآمدهاى نفت جنوب در اینجا مذاکره خیلى زیادى شده است و به عقیده من اغلب مذاکرات هم کاملاً صحیح بوده است فقط در اینجا توجه دولت را به پیشنهاد آقاى دکتر معظمى جلب می‌کنم که ایشان پیشنهادى که 40% درآمد نفت جنوب کنار گذاشته شود و به مصارف عمرانى برسد این یک پیشنهاد خیلى مفیدى بود و مخصوصاً ما بایستى متوجه باشیم که این منابع نفتى ما اگر چه روز به روز فعلاً محصولش رو به افزایش است و شاید تا چند سالى هم محصول بیشتر بشود بنده خواندم که در هفت ماه گذشته سیزده میلیون تن نفت استخراج شده است که این مقدار خیلى بیش از محصول یک ساله دو سه ساله قبل است بنابراین فعلاً محصول رو به تزاید است ولى طبیعى است که این معادن ما بالاخره انتهاناپذیر نیست بالاخره تهى خواهد شد و محصول کمتر خواهد شد و شاید یک وقتى به کلی تمام بشود بنابراین دولت باید یک فکرى بکند که نسل بعد از ما مواجه با این نشود که ما دیگر نفت نداشته باشیم و عایدى دیگرى هم به جاى آن نداشته باشیم این 40% و این 60 درصد و اتمام این مبلغ را صرف امور تولیدى و عمرانى بکنند و تأسیسات جدیدى ایجاد بکنید که عایدى این دستگاه‌های تولیدى به جاى این نکث منابع نفتى ما و تهى شدن منابع نفتى ما را که بالاخره خواهى نخواهى پدیدار خواهد شد بگیرد البته فعلاً هم یک مذاکراتى با شرکت نفت براى تأمین منافع ما جریان دارد و ما از این موضوع خوشوقتیم ولى خوشوقتى شخص من و اغلب نمایندگان یقین دارم وقتى کامل خواهد شد که ما نتیجه مثبتى بگیریم (صحیح است) و این منافع ملت و مملکت به نحو بهترى تأمین بشود. نکته‌ای که اینجا لازم است عرض بکنم آقاى عباس اسکنرى در ضمن استیضاح خودشان اشاره‌ای به بعضى کارمندان شرکت کردند که اصولاً وهن‌آور نبود ولى ممکن است سوءتعبیر بشود بنده خواستم عرض بکنم که در شرکت نفت یک عده زیادى از مهندسین و جوانان درستکار و وطن‌پرست مشغول خدمت هستند (صحیح است) ما نباید طورى در مجلس اظهار بکنیم که اگر خداى نکرده سوء‌تعبیر شد باعث رنجش آن‌ها نشود و شاید فکر بشود

+++

که این‌ها کمتر وطن‌پرست هستند (صحیح است) این را هم بگویم که اغلب افراد هر مملکتى وقتى که با خارجی‌ها تماس داشته باشند اگر وطن پرست باشد آن وطن‌پرست‌شان تشدید می‌شود هیچ تردیدى در این نیست و اصرار من هم در این که یک عده زیادى از مهندسین ایرانى و مخصوصاً جوانان براى تحصیل به خارجه بروند براى این است که یقین دارم که رفتن افراد به خارجه آن افراد را وطن‌پرست خواهد کرد بنده هیچ تردیدى ندارم (صحیح است) به علاوه اگر ما در شرکت نفت کارمندان ایرانى را تعدادشان را زیاد بکنیم این طبیعى است که به نفع مملکت ایران خواهد بود (صحیح است) یک عده از ایرانی‌ها در آنجا استخدام شده‌اند و بیکار نخواهند بود و به علاوه شاید با گماردن عده بیشترى ایرانى در کار ما بتوانیم منافع خودمان را بهتر و به نحو احسنى تأمین بکنیم و باز هم بنده می‌گویم که شرکت نفت ایران و انگلیس یک شرکتى است ایرانى در ایران هم به ثبت رسیده و جاى آن هم در ایران است و به هیچ وجه ربطى به یک شرکت بیگانه ندارد (صحیح است) یک موضوع دیگرى هم که آقاى اسکندرى فرمودند که آن هم البته فرمایشى نکردند و ولى ممکن است که سوء‌تفاهمى بشود راجع به نمایندگى ایران در نفت جنوب بود هم راجع به آقاى دکتر شادمان ایشان اشاره کردند و هم راجع به آقاى نظام‌الدین امامى که فعلاً نماینده نفت جنوب در لندن است را خودشان کمیسر نفت گفتند در صورتى که فعلاً اسم ایشان نماینده نفت است در زمانى که بنده خودم در انگلستان محصل بودم آقاى دکتر شادمان آنجا تشریف داشتند و من جز وطن‌پرستى و درستى حقیقت از ایشان چیزى ندیدم راجع به آقاى امامى هم که فعلاً آنجا نماینده هستند (محمد‌على مسعودى - مرد شریف و وطن‌پرستى است و خیلى هم زحمت می‌کشد) چون بنده با ایشان سالیان دراز است آشنا هستم و هم نسبت دارم منسوب بودن با ایشان هم که یک شخص فوق‌العاده شریف و وطن‌پرستى است افتخار دارم بسیار وطن‌پرست هستند، ما همه وطن‌پرست هستیم ولى بعضی‌ها این وطن‌پرستى را با کمال شجاعت به مرحله ظهور می‌رسانند ایشان یک مردى است که همیشه جدیت کرده است منافع ما را در مقابل بیگانگان محفوظ نگه دارد و یک مقاومت فوق‌العاده‌اى از خود نشان داده الان هم بنده اطلاع دارم که در لندن براى حفظ منافع ما در شرکت نفت همیشه مشغول اقدام است و خیلى هم جدیت می‌کند پس بنابراین نبایستى بشود که موجب سوءتعبیر براى ایشان بشود و مخصوصاً هم از دولت خواهش دارم که راجع به نمایندگی نفت جنوب دقت بیشترى بکنند و وسایل تشویق و تقدیر مأمورین صالح خودشان را هر نوع که مقتضى می‌دانند پیش بیاورند.

موضوع دیگر در اقلام درآمد قید شده است در قلم 62 سود ویژه تشکیلات اقتصادى و بازرگانى دولت و درآمد بانک صنعتى و معدنى، البته راجع به سود ویژه معاملات بازرگانى و اقتصادى دولت بنده چیزززى نفهمیدم و لابد توضیح خواهند داد و روشن خواهد شد، ولى راجع به بانک صنعتى بنده خواستم عرض کنم که بانک صنعتى آن طورى که بنده اطلاع پیدا کردم و از کسانى که بى‌غرض هستند سؤال کردم وضع بانک صنعتى فعلاً بد نیست و مخصوصاً به تدریج می‌گویند به طرز محسوسى اوضاع رو به بهبودى می‌رود و سطح تولید هم در کارخانه‌جات بالا می‌آید (صحیح است) اخیراً یک شایعه‌ای انتشار پیدا کرد بنده نمی‌دانم که چقدر صحت دارد یقین دارم که صحت ندارد شایعه‌ای انتشار پیدا کرد که ولت تصمیم دارد تشکیلات بانک را به هم بزند و شاید اصولاً اساس آن را به هم بریزد بنده که نمی‌دانم منظور دولت اگر هم صحیح باشد چیست ولى اصولاً این تغییرات و تحولاتى که مرتب در کارها پیدا می‌شود بالاخره به نفع دستگاه اقتصادى مملکت نخواهد بود مگر یک وقتى وزارت اقتصاد است و بعد بنگاه اقتصادى اسمش را می‌گذارید و بعد بانک صنعتى وبالاخرهر روز یک تغییرات مفصلى در این دستگاه می‌دهید این عمل خودش تولید هرج و مرج نمی‌کند؟ بایستى تشکیلات ثابت باشد و بانک صنعتى اگر نواقصى دارد باید رفع بکنید ولى چون اصولاً سطح تولید بالا رفته و بنده اطلاع دارم که سطح تولید کنف و نوغان و پنبه و غیره شاید به دو برابر سال گذشته رسیده است کارخانه‌جات قند هم که آقایان اطلاع دارند در سال 52 هزار تن محصول داده است که حداکثر است و در زمان رضاشاه فقید هم که بالاخره کارخانه‌جات خیلى خوب کار می‌کردند و محصول زیادى می‌داند معذالک به طور کلى محصول قند در مملکت بیش از هزار تن در سال تجاوز نمی‌کرد بنابراین خوب است دولت توجه مخصوص به بانک صنعتى بکند و حتى براى تثبیت وضع فعلى و قانونى کردن بانک صنعتى به عقیده بنده اقدام مقتضى بکند، در مورد بانک صنعتى چند کلمه هم بنده خواستم راجع به معادن انارک به عرض برسانم، انارک همه آقایان می‌دانید که در زمان شاه سابق به طور خیلى شدید و وسیعى مورد اکتشاف و استخراج قرار گرفت و ثابت شد که یک معادن فوق‌العاده غنى و ذی‌قیمتى در انارک موجود است بعد از ظهر شهریور 20 بنده نمی‌دانم به چه علت شاید به علت وقفه‌ای که در قالب کارهاى تولیدى پیش آمد در کار معادن انارک هم وقفه‌ای پیدا شد و به مرحله‌ای رسید که نه فقط تولیدى در آنجا نمی‌شود بلکه اصلاً اکتشاف هم نمی‌شود الان یک عده زیادى کارگر بیچاره در انارک با آن وضع فوق‌العاده بد زندگى می‌کنند و بانک صنعتى هم توجهى که شایسته است به معادن انارک مبذول نمی‌دارد، اخیراً یکى از آقایان مهندسین زمین‌شناس به آنجا آمده و بنده دیدم که یک پیشنهاداتى کرده است که هم‌سطح تولید بالا می‌رود و هم به نفع بانک است و من نمی‌دانم به چه جهت بانک صنعتى توجهى که شایسته است به این موضوع نکرده و مخصوصاً بنده از هیئت مدیره بانک تقاضا دارم که یک توجه مخصوصى به معادن انارک بکنند و ضمناً در مورد کارگران بانک صنعتى خواستم اشاره‌ای به قانون کار بکنم.

طبیعى است که با وضع فعلى کارخانه‌جات و مقدار زیادى کارگر قانونى بایستى موجود باشد این قانون کار که لایحه آن به مجلس تقدیم شده به عقیده من قانون مفیدى است و خوب است که در تصویب آن اقدام بشود زیرا که با وضع فعلى طبیعى است که یک مملکتى اگر بخواهد ترقى کند و منافع کارگر هم محفوظ بماند بایستى از حقوق کارگر دفاع بکند و قانون کار حقوق کارگر و کارفرما را به نحو رضایت‌بخشى تأمین می‌کند به عقیده من قانون کار که وزارت کار بایستى مجرى این قانون باشد باید هر چه زودتر بگذرد. یک میلیون و سیصد هزار تومان بودجه اداره تبلیغات و انتشارات منظور شده است که اصلاً نمی‌دانم انتشارات و تبلیغات مأمور چه کارى است و چه چیزى را باید انتشار بدهد و در اطراف چه موضوعى باید تبلیغات بکند ولى به هر حال هر وظیفه‌ای که داشته باشد انجام نمی‌دهد و اصولاً اگر یک چنین اداره‌ای را هم می‌خواهند موجود باشد آن را ضمیمه وزارت کشور بکنند زیرا وزارت کشور است که بایستى آمار کل مملکت و تبلیغات عمومى و بهداشتى و غیره را انجام بدهد و به عقیده من اداره انتشارات وجودش در بودجه به عنوان یک اداره مستقل ابداً معنى ندارد و بایستى حتماً ضمیمه وزارت کشور بشود.

راجع به اداره آمار هم که تابع وزارت کشور است به عقیده من خوب است اداره آمار براى یک مرتبه هم شده سرشمارى حسابى از مملکت بکند (صحیح است) الان به هیچ وجه ما نمی‌دانیم تعداد سکنه ایران چه اندازه است بعض‌ها می‌گویند 18 میلیون آخر دو برابر یک رقمى خیلى عجیب به نظر می‌رسد و ما نمی‌توانیم بگوییم که کدام صحیح است بنده شخصاً خیال می‌کنم که یقیناً از 9 میلیون بیشتر نیست که یک میلیون آن در تهران هستند مابقى هم همین طور در سایر نقاط مملکت متفرقند ولى در هر صورت نباید اشتباه بکنیم که از وظایف اصلى اداره آمار با این بودجه نسبتاً گزاف عمل سرشمارى است و تقاضا می‌کنم که اداره آمار هر چه زودتر به این قسمت توجه بکنند و سرشمارى تمام مملکت را هر چه زودتر عملى بکند (صحیح است) راجع به بودجه وزارت جنگ، البته یک قلم بزرگى بوددجه وزارت جنگ را تشکیل می‌دهد که آن هم صد و هفتاد و یک میلیون تومان است بنده به هیچ وجه منکر این نیستیم که ارتش ما بایستى قوى باشد زیرا با شرحى که بنده دادم و با وضعیتى که فعلاً مملکت ما متأسفانه گرفتارش شده افراد ما باید قوى باشند و دستگاه دفاعى ما هم باید قوى باشد ولى می‌خواهم متذکر بشوم که از این صد و هفتاد و یک میلیون تومان فقط یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان بودجه بهدارى ارتش است شما ملاحظه بفرمایید از یک درصد هم کمتر است (صحیح است) تحقیق بفرمایید ببینید ارتش‌های ممالک بزرگ‌تر که خصوصاً دقت دارند که یک افراد تندرست و سالمى از مملکتى بودجه بهدارى آن‌ها چقدر است؟ در هیچ مملکتى بودجه بهدارى ارتش از بیست درصد هم کمتر نیست، در ممالکى مثل آمریکا و انگلستان یازده درصد است ولی در اینجا از یک درصد هم کمتر است و نتیجه‌اش هم این است که می‌بینیم آقایانى که خدمت نظام وظیفه را انجام داده‌اند اگر گذارشان به بهداری آنجا افتاده باشد دیده‌اند که چقدر ناقص است دستگاه بهدارى ارتش و موقعى که بودجه آن رامطالعه کردم و بعد بودجه بهدارى را تحقیق کردم به هیچ وجه تقصیر

+++

را متوجه بهدارى ارتش نمی‌دانم بلکه از دولت و وزارت جنگ می‌دانم که بودجه قلیل را براى بهدارى ارتش منظور کرده‌اند و تمام دستگاه بیمارستان‌ها ناقص است و به هیچ وجه وسائل فنى و موتورى ندارند. الان بهدارى ارتش وسایل موتورریزه می‌خواهد به قدر کافى آمبولانس لازم دارد به قدر امکان پرسنل پزشکى لازم دارد که در موارد ضرورى فوراً امداد اولیه و معالجات مقدماتى را به عمل بیاورند ولى متأسفانه در بهدارى ارتش، این نکته رعایت نشده است. راجع به ارتش بنده یک نکته‌ای را لازم می‌دانم متذکر بشوم و آن این است که به عقیده من و تجربه من سرباز ایرانى یکى از وطن‌پرست‌ترین سربازى است که در دنیا ممکن است وجود داشته باشد (صحیح است) این را بنده با کمال شجاعت و شهامت می‌گویم، چون خودم مشاهده کردم در روز سوم شهریور من در آبادان بودم و دیدم که به چه نحو سربازان ما جنگیدند حقیقتاً هر چقدر تعریف کنم کم است، آقایان هم شاید خودشان دیده باشند ولى البته این یک موضوع دیگرى است که البته آقایان تا در آن محل نباشند نمی‌تواننند بفهمند که آن‌ها چه شجاعتى از خودشان به خرج دادند (صحیح است) این سربازان آقایان در روز سوم شهریور (بنده فقط راجع به سربازان آبادان صحبت می‌کنم ویقین دارم که وضع سربازان در سایر نقاط هم همین طور بوده است) آن‌ها بدون داشتن وسائل کافى، بدون داشتن سرپرست و بنده می‌گویم که حتى یک افسر هم نداشتند و به محض این که جنگ شروع شد ساعت چهار و ربع بعد از نصف شب بود اغلب آقایان افسران و حتى استواران فرار کردند فقط یک گروهبان بدون سرپرست باقى بود و اینها از ساعت چهار و ربع بعد از نصف شب تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر به نحوی جنگیدند که حقیقتاً من که یک ایرانى بودم و آن وضعیت را آن روز دیدم مفتخر شدم (صحیح است) بنده حقیقتاً متأسفم از این که زبانم حقیقتاً قاصر است که تشریح کنم و بگویم که آن‌ها چه کردند آن کارى که آن‌ها کردند به زبان فرنگى اپیک می‌گویند واقعاً یک اپیکى بود که بنده مشاهده کردم، دو نفر سه نفر تفنگ‌شان را برمی‌داشتند و می‌رفتند پشت عمارت، در باغى هر کجا که ممکن بود می‌رفتند پناهنده می‌شدند و تا آخرین فشنگ می‌جنگیدند و بعد هم دست‌شان را بلند نمی‌کردند که تسلیم بشوند می‌آمدند در مقابل سزبازهاى هندى و انگلیسى و گلوله به سینه‌شان می‌خورد و می‌افتادند. این طرزى بود که سرباز ایرانى جنگید در سوم شهریور ولى نتیجه‌اش را هم که آقایان دیدند. آن سوم شهریور که حقیقتاً یک ننگى بود براى این مملکت این آقایان نکردند که به این مملکت خدمت کنند اقلاً به ولی‌نعمت خودشان رضا‌شاه خوب کنند، خوب بود که این ننگ را بار نمی‌آورند البته من نمی‌گویم که تمام افسران از این قبیل هستند در بین افسران، افسران خوب و فوق‌العاده وطن‌پرست هم وجود دارند، همین آقاى وزیر جنگ شنیدم که در روز سوم شهریور آن طور که شایسته بود وظیفه خودش را انجام داد (نورالدین امامى - آقا شاه بختى را بفرمایید در اهواز) ولى شایسته نیست در یک ارتشى که یک چنین سربازانى دارد این طور عمل بکنند ما باید مفتخر باشیم، به این سربازها در روز سوم شهریور هم بیشتر از یک اعلامیه از طرف ستاد ارتش منتشر نشد چرا باید این وضع پیدا شود. در این صورت من وظیفه خود میدانم به آن سربازانى که در روز سوم شهریور شهید شده‌اند درود بفرستم (صحیح است) و همچنین به افسران نیروى دریایی، چون بنده راجع به افسران ارتش در ابتدا اشاره‌ای کردم باید این را بگویم که در نیروى دریایی در آبادان افسران دریایی با کمال شجاعت جنگیدند. ناخدا بایندر - میلانى و یک عده دیگرى بودند که با کمال شجاعت در حین انجام وظیفه شهید شدند و من به روان پاک آن‌ها درود می‌فرستم (احسنت) در مورد وزارت کشور به عقیده من اگر دولت بخواهد حقیقتاً از دستگاه اداری‌اش بکاهد و پرسنل کمترى را در اختیار خودش داشته باشد و به این ترتیب یک صرفه‌جویی در بودجه پرسنلى بکند و همچنین در بودجه ادارى، خوب است یک اصلى را اصولاً در اداره بخش‌ها و استان‌ها مراعات بکند و آن موضوعى که به نظر بنده عملى هست این است که مرکزیت ادارى را از تهران بگیرد مرکزیت سیاسى البته باید در تهران باشد ولى مرکزیت ادارى لزومى ندارد در تهران باشد، اگر یک شکایت جزیی از مأمورى بشود یا این که دو نفر با هم دعوایی اختلافى دارند این کار به مرکز چه ربطى دارد؟ البته این قبیل امور را مأمورین مربوطه تحت نظر نماینده وزارت کشور که استاندار یا فرماندار یا بخشدار باشد انجام می‌دهند مقصود بنده این است که نماینده دولت استاندار یا بخشدار باشد البته امور فنى و مهندسى و یا ساختمانى و یا قشونى این‌ها یک موضوع دیگرى است، موضوع ادارى ادارى تحت نظر نماینده وزارت کشور انجام بگیرد دیگر در عوض این که هر جایی 18 تابلو وجود داشته باشد چون 18 تابلو در محل موجود است یک اداره باشد باشد به عنوان بخشدارى یا فرماندارى، نماینده بهدارى، نماینده عدلیه، نماینده دارایی، نماینده آمار نمایندگان دیگر هم تحت نظر فرماندار انجام وظیفه بکنند آن وقت خواهید دید که این قدر ادارات مختلف با این سر و صداى زیاد به پیشخدمت‌های زیاد، به بایگانى به کار‌گزینى و حسابدارى و غیره احتیاج نخواهد داشت و در دفتر فرماندارى یک اداره بایگانى براى کارگزینى و کارپردازى و حسابدارى خواهید داشت و از این تعداد زیاد کارمند و میز و صندلى کاسته خواهد شد و مردم هم کارشان زودتر رسیدگى خواهد شد و دیگر این که احتیاجى براى مراجع به مرکز و معطلى زیاد براى رسیدن جواب از مرکز نخواهند داشت. در مورد ژاندارمرى کل کشور لزوم تصفیه این دستگاه مثل هر دستگاه دیگر ادارى لازم به بحث نیست هم آقایان می‌دانند که وضع تمام ادارات و دستگاه‌های ما کاملاً خراب است ژاندارمرى دیگر از آن‌ها خراب‌تر است و من تعجب می‌کنم که آقاى سرلشگر کوپال که اشتهار دارد مرد درست و شریفى است (بعضى از نمایندگان - همین طور هم هست بسیار آدم درستى است) چون بنده نه ایشان را دیده‌ام و نه می‌شناسم ولى از هر کس که می‌پرسم می‌گوید مرد شریفى است ولى ایشان چطور می‌توانند با این افراد نادرست کار بکنند و چرا اصلاحى نمی‌کنند، چون رئیس که حقیقت آدم درست و پاکى باشد خیلى در اصلاح اداره مربوطه موثر است تعجب می‌کنم که چرا ایشان اقدامى راجع به ژاندارمری بنده یک نکته‌ای را که چندى قبل متذکر شدم حالا در همین قسمت عرض می‌کنم و آن این است که در مقابل یکى از سفارتخانه‌های بیگانه که بنده در تهران از مقابل آن رد می‌شد م و چند دفعه هم مشاهده کردم.

یک عده زیایی ژاندارمرى را مى‌بینم که آنجا پاسبانى می‌کنند شاید حقیقتاً در یک روز قریب بیست نفر در آن جا بودند بعضی‌هایشان به عنوان کشیک ایستاده بودند و عده‌ای هم راه می‌رفتند بنده می‌خواهم از دولت بپرسم که این افراد ژاندارمرى چکار دارند در آنجا ژاندارنرى که باید برود راه‌ها را نگهدارى کند حفظ انتظام کشور را مخصوصاً در خارج از مرکز داشته باشد این ژاندارمرى چکار دارد که حفظ سفارتخانه‌هاى بیگانه را بکند اگر این‌ها عده‌شان زیاد است خوب کم کنید به وجه را تقلیل بدهید اگر هم زیاد نیستند دیگر چرا آن‌ها را می‌فرستید به سفارتخانه‌هاى بیگانه من این را ننگ می‌دانم براى ایران که افراد انتظامى خودش را به آنجا بفرستد، چون اینها بالاخره باید کشور را در خارج از مرکز حفظ بکنند و این ژاندارمرى نبایستى سفارت‌خانه‌های بیگانه را در حال عادى حفظ بکند، چون ما حال غیرعادى که نداریم.

عده‌شان هم شاید خیلی زیاد بود و قریب بیست نفر مأمور بودند من خواستم از دولت بپرسم که از برای امتحان به پایتخت همان کشور مراجعه کنید و از آن‌ها یک عده پاسبان یا افراد ارتش براى حفاظت سفارت ایران بخواهید ببینید چه جواب می‌دهند. راجع به وزارت بهدارى که بنده مفصلاً عرض کرده‌ام و امیدوارم آن لایحه سازمان وزارت بهدارى که در کمیسیون بهدارى است هر چه زودتر تصویب بشود و سازمان وزارت بهدارى اقلاً تثبیت بشود و کادر فنى آن وزارتخانه مخصوصاً تثبیت بشود که شاید بتواند به امور بهداشت مملکت بهتر برسد فقط در اینجا یک نکنه که من لارک به تذکر می‌دانم این بود که در مجلس متأسفانه در جلسه قبل هم آن را اشاره کردم یکى دو نفر از آقایان نمایندگان اصولاً نظر خوبى به آقایان پزشکان ندارند، بنده نمی‌گویم که نظر بدى دارند ولى درست متوجه نیستند که پزشکانى که مأمور ولایات می‌شوند باچه اشکالاتى مواجه هستند بنده این موضوع را در جلسه پیش تشریح کردم ولى همین قدر عرض می‌کنم که به عقیده من آن پزشکانی که در خارج از مرکز کار می‌کند مخصوصاً در نقاط بد آب و هوا به همان طورى که یک سرباز و افراد دیگرى وطن‌پرستى و فداکارى می‌کنند آن‌ها هم وظایف خودشان را به همان طریق انجام می‌دهند دیگر نبایستی که مورد شتم قرار بگیرند و اگر هم پزشکان نمی‌روند آن یک موضوع دیگرى است و بنده در جلسه پیش تشریح کردم و حق هم از هر جهت با آقایان پزشکان است و آقایان حقیقتاً باید انصاف داشته باشید یک پزشکى که چند سال تحصیل کرده است دیگر حاضر نیست در یک محیطى که نه وسایل زندگى دارند و نه وسایل امنیت دارند هیچ نوع وسیله ندارند زندگى کنند براى نائین اگر وزارت بهدارى پزشک معین کند به او می‌گوید که ماهى دویست و نود تومان بگیرند و برود به نائین افراد اگر هم به نائین نخواهند بروند در صورتى که در آنجا منزل می‌خواهند وسایل زندگى می‌خواهند آسایش می‌خواهند: اگر آن جا برود به این منظور

+++

می‌رود که یک اندوخته‌ای خودش داشته باشد شما چه انتظارى دارید که با اینن حقوق غیرمکفى چنین کارى را بکنند بنده باز هم خواهش می‌کنم که لایحه‌اش حقوق پزشکان خارج از مرکز را هر چه زودتر به مجلس تقدیم کنید. راجع به وزارت خارجه هم آن چه که باید گفته شود جناب آقاى تقى‌زاده فرمودند بنده دیگر راجع به وزارت خارجه عرضى نمی‌کنم ولى خواستم از دولت تقاضا کنم که در انتصاب مأمورین خارجى مخصوصاً دقت کنید چون حیثیت و آبروى ما منوط به طرز عمل و رفتار این نمایندگان ما در خارجه است (صحیح است) البته ما در خارجه نمایندگان خیلى خوب و وطن‌پرستى داریم و شاید بعضی‌ها هم شامل این اوصاف نباشند به عقیده من وزارت خارجه مخصوصاً بایستى دقت کند که نمایندگان سیاسى ما از وطن‌پرست‌ترین و صالح‌ترین افراد انتخاب بشوند در مورد پست و تلگراف فقط نکته‌ای که می‌خواهم تذکر بدهم راجع به نرساندن نامه‌ها و تلگرافات است که مکرر در اینجا بحث شده است ولى بنده خواستم عرض کنم که اگر علت تأخیر در رساندن این تلگرافات نداشتن پرسنل کافى است یعنى مستخدم جزء کافى ندارند، نامه‌رسان و فراش تلگراف به اندازه کافى ندارند بنده پیشنهاد می‌کنم که دولت مستخدمین جزء وزارتخانه‌ها و ادارات دولتى که زاید بر سازمان آن‌ها است منتقل کند به وزارت پست و تلگراف، چون در غالب وزارتخانه‌ها یک عده مستخدم جزء هست که کاملاً زاید است و خود وزارتخانه‌هاى مختلف هم می‌گویند که ما احتیاجى نداریم به وجود آن‌ها و منتها شاید براى ارفاق و جهت‌گیرى آن‌ها را اخراج نمی‌کنند و خوب کارى هم می‌کنند زیرا حقیقتاً اگر اخراج شروع بشود باید از بالاها شروع بشود، بنابراین بنده پیشنهاد می‌کنم که این مستخدمین جزء را به وزارت پست و تلگراف منتقل کنید و آن‌ها مأمور نامه‌رسانى بشوند هر نامه‌رسانى ممکن است با یک عده از نامه‌رسان‌ها مأمور یک حوزه یا یک کوچه یا یک قسمت مخصوص شهر بشوند و یه محض این که یک تلگرافى یک نامه‌ای رسید آن‌ها فورأ به مقصد برساند و دیگر این وضع پیش نیاید که از لندن کاغد 4 روزه برسد و از تهران به تجریش 15 روز طول بکشد و این ننگ‌آور است براى وزارت پست و تلگراف که مواجه به امر غیر فنى باشد براى این کار یک امر فنى که نیست که بتوانید بگویند دستگاه‌های ما ناقص است ما وسایل نداریم یا سیم ما هوایی است این کار فقط نامه‌رسان و کارمند جزء می‌خواهد و بنده جداً پیشنهاد کردم که این موضوع مورد توجه دولت قرار بگیرد راجع به وزارت فرهنگ موضوعى را که بنده لازم به تذکر می‌دانستم، موضوع تعلیمات اجبارى از تصویب مجلس گذشته است ولى متأسفانه آن طورى که خاطر مجلس می‌خواست هنوز به موقع اجرا گذارده نشده و حتى شنیده می‌شود که بعضى از مأمورین از محل به وجه تعلیمات اجبارى در مرکز مشغول کار ادارى و دفترى هستند طبیعى است که منظور از گذراندن لایحه تعلیمات اجبارى این نبود منظور این بود که تعلیمات اجبارى عمومى شود و سواد و اطلاعات مردم بسط پیدا کند و مخصوصاً در ولایات و جاهاى کوچک لازم است که وزارت فرهنگ دبستان‌های زیاد و کلاس‌های روستایی در مزارع و دهات تأسیس کند آقایان خودشان در حوزه‌های انتخابى خودشان تشریف برده‌اند و وضع مدارس را از نزدیک دیده‌اند خیلى خیلى ناقص است (صحیح است) و به عقیده من یکى از موضوعاتى که دولت باید توجه بکند موضوع تعلیمات اجبارى و بسط و تعمیم آن در ولایات و مخصوصاً در جاهاى کوچک است راجع به دانشکده پزشکى هم که در جلسه قبل عرض کردم و دیگر وارد آن نمی‌شوم فقط عرض می‌کنم که نواقصش زیاد است و در جلسه قبل براى تربیت پزشک به عرض رسانیدم این طبعى است که دانشکده پزشکى در درجه اول باید تکمیل بشود، این بودجه ناچیز که با این بودجه هم بایستى دانشکده را اداره بکند و هم چند بیمارستان بزرگ را در مرکز اداره بکند این بودجه کافى نیست و نتیجه‌اش این است که دانشکده خوب نیست یعنی بالاخره کافى نیست و بیمارستان‌ها هم وضعى را دارند که خودتان مشاهده می‌کنید قبل از این که وزارت فرهنگ را ختم کند بنده خواستم از آقاى وزیر فرهنگ که ایشان تشریف ندارند تقاضا کنم که راجع به دو نفر از خدمتگذاران حقیقى وزارت فرهنگ که متأسفانه فوت شده‌اند یکى آقاى دکتر حبیبى استاد دانشکده پزشکى است (صحیح است) و دیگر هم مرحوم دکتر ولى‌الله نصر که بنده اطلاع دارم یک بازماندگانى دارند که وضع آن‌ها خوب نیست و در عسرت هستند یک توجه مخصوصى بکنند و به هر نحوى که ممکن است وسایل تحصیل و آسایش بازماندگان آن مرحومین را تأمین بکند (اگر هم لایحه‌ای براى این کار لازم است که به مجلس‏ پیشنهاد بشود براى برقرارى مستمرى آن‌ها) لایحه آن را تقدیم کنند. بودجه وزارت راه فقط 5 میلیون منظور شده است که بنده نمی‌دانم اشتباهى شده در این مبلغ یا صحیح است ولى به عقیده من در یک بودجه هشتصد میلیونى در یک مملکت کشاورزى که تمام دهات و قصبات در حقیقت بایستى با هم ارتباط با جاده صحیحى داشته باشند این بودجه به عقیده من غیر کافى است (اردلان - قسمت عمرانى هم هست) آن راجع به ساختمان آسفالت است، آسفالت را کارى ندارم و راجع به راه شوسه عرض می‌کنم و البته آقایان اگر در نظر بگیرند که مقدار زیادى که از ابن بودجه صرف مخارج امور ادارى و میز و صندلى می‌شود طبیعى است که پول زیادى براى ترمیم جاده‌ها و ایجاد راه‌های تازه بین قصبات و دهات باقى نمی‌ماند و در عین حال هم من خیال می‌کنم که وزارت راه با این بودجه کم خوب کار کرده است براى این که از این راه‌هایی که عبور کرده‌ایم اغلب راه‌های عمده کشور خیلى بد نیست ولى این کافى نیست زیرا باید راه‌های بین دهات و قصبات مخصوصاً بایستى اصلاح بشود چون کمک اقتصادى بزرگى به آن دهات و قصبات خواهد شد، راجع به اداره آسفالت کار خودش را آن طورى که مردم انتظار دارند انجام بدهد بد نیست ولى بایستى توجه داشته باشد که از این وضع مالیات نفت و بنزین آسفالت کردن راه‌های کشور و مخصوصاً راه‌های خارج از مرکز بود باید جاده‌های ولایات را تعمیر و آسفالت بکنند (صحیح است) بنده شنیده‌ام که از محل بودجه آسفالت راه نیاوران و سلطنت‌آباد را فعلاً آسفالت کرده‌اند چه بهتر که همه راه‌ها را آسفالت کنند لیکن کسى منکر این نمی‌تواند بشود که در این زمانه خیلى مقتضى است که تمام جاده‌ها به بهترین وجهى نگهدارى بشود بنده هم همیشه طرفدار کار مثبت هستم حقیقتاً من آرزو داشتم که تمام ارتباطات اطراف تهران آسفالت بشود ولى آیا جاهاى دیگر که مقدم‌تر است از این‌ها موجود نبود؟

بنده در جلسه گذشته راجع به راه انارک عرض کردم آن را آسفالتش نکنید یک عشر یک صدم این مخارجى که براى این کارها به کار می‌برید بروید یک شاهراه آنجا را که بنده عرض کردم که تنها ارتباط بین انارک و جندق و بیابانک با نقاط دیگر کشور است این راه را بسازید که این جاده‌ها قابل عبور باشد. البته وزارت راه فعلاً اقدامى براى این راه کرده است، راجع به راه انارک اگر چه اشکال‌تراشى شده است از طرف وزارت دارایی ولیکن اصولاً نظایر راه انارک خیلى زیاد است و همه آقایان می‌دانند (صحیح است) راجع به وزارت کشاورزى بنده که نمی‌دانم وظایف وزارت کشاورزى چیست و کارى انجام می‌دهد و آیا به عرض مردم می‌رسد یا نه (دکتر راجى - به استثنای اداره آبیارى که خوب کار کرده است) چون در حوزه انتخابیه بنده که وزارت کشاورزى نه نماینده دارده (فولادوند - به هیچ وجه) ولى می‌خواهم پیشنهاد کنم که وزارت کشاورزى از بودجه‌ای که در اختیار دارد یک مقدارى را به بنگاه آبیارى بدهد چون آنچه که براى ایران لازم است مورد انکار هیچ کسى نیست آبیارى است (دکتر فلسفى - بودجه‌ای ندارد) ولى خواه این کار را وزارت کشاورزى بکند یا بنگاه آبیارى بکند یا وزارتخانه دیگرى همان طور که اول بیانات خودم عرض کردم اهم مسائل مملکت ما آب است و فرهنگ و بهداشت و این موضوع آب را مخصوصاً باید توجه کنید که علت عمده فقر ولایات مخصوصاً از بى‌‌آبى است اگر آب تولید بشود اغلب آن نقاط آباد خواهد شد چون در همه جا مردم متمکن نیستند ثروتمند نیستند که بتوانند از شرکت‌های عمومى یا دستگاه‌های خصوصى براى حفر چاه استفاده کنند این است که بنده می‌خواستم از وزارت کشاورزى خواهش کنم که بودجه آبیارى را توسعه بدهد و دقت کند که این بودجه هم صرف جاهاى مخصوص و غرض‌هاى خصوصى نشود آنچه که بنده اطلاع دارم بنگاه آبیارى اتفاقاً خیلى خوب کار می‌کند و من هم که تماسى با بنگاه آبیارى داشتم و تقاضایی راجع به نائین کردم حسن استقبال کردند و مأمورین و مهندسین فرستادند در محل تحقیقات هم کردند و من هم متشکرم ولى خواستم بگویم که در نقاطی مخصوصاً کار بکنند که این نقاط احتیاج مبرم به آب دارند و مردمش هم فقیر هستند و خودشان نمی‌توانند حفر قنوات بکنند و از آقاى هژیر هم تشکر می‌کنم که تقاضاى بنده را راجع به آب نائین ترتیب اثر دادند و دستور مقتضى صادر کردند (صحیح است) فعلاً بنده خیال می‌کنم اگر براى نائین که یک وقتی شهر خوبى بود و حالا یک شهر فقیرى است آب ایجاد بشود شاید مقام اولیه خودش را در کشود احراز کند (صحیح است) (اردلان - انشاءالله) ولى وضعیت طبیعى آنجا متأسفانه خیلى بد است. بنده راجع به کشتار‌گاه‌های

+++

کشور می‌خواهم عرضى بکنم چندى پیش بنده شخصاً رفتم و کشتارگاه تهران را دیدن کردم نمی‌دانم آقایان رفته‌اند یا نه؟ بنده خواهش می‌کنم که نمایندگان تهران اقلاً کشتار‌گاه تهران را ببینند این کشتارگاهى که فعلاً مشغول به کار است این در وقتى ساخته شد که شاید جمع ذبح چه دام کوچک چه بزرگ در تهران از ششصد هفتصد تا تجاوز نمی‌کرد ولى در حال حاضر روزانه چندین هزار در کشتارگاه ذبج می‌شود ولى به هیچ وجه این وضع کشتارگاه با اصول بهداشتى تطبیق نمی‌کند یعنى یک وضع رقت‌آورى دارد خوشبختانه در مجاورت آنجا یک ساختمان جدیدى هم دارند می‌سازد یک بناى تازه‌ای را شروع کرده‌اند به ساختمان و جلو هم رفته‌اند و نزدیک به اتمام است و کلیه نکات فنى و بهداشتى در آن ساختمان جدید مراعات شده ولى متأسفاته اظهار می‌کردند که از جیث بودجه در مضیقه هستند و بودجه‌ای را که وزارت دارایی در اختیار آن بنا گذارده است کافى نیست و بنده نمی‌خواهم که این جا پیشنهادى بکنم یا تحمیل خرجى بکنم ولى من می‌خواهم بگویم که آقاى نخست وزیر خوب است که یک مرتبه این کشتارگاه را ببینند من یقین دارم که در مراجعت این قلم مربوط به کشتارگاه را اصلاح خواهند کرد و بودجه بیشترى براى کشتارگاه تهران تأمین خواهند کرد (صحیح است) یکى از آقایان آقاى بهبهانى یادداشتى داده بودند که خوب است راجع به شهردارى و برق و لوله‌کشى تهران هم تذکرى بفرمایید بنده خیال می‌کنم که احتیاج به گفتن نداشته باشد (آشیانى‌زاده - وضع شهردارى تهران خیلى بد است) بلى آن طورى که بنده اطلاع دارم همیشه در شهردارى این وضع حکمفرما بوده است (کفایی - راجع به برق هر شب خاموشى است) ... راجع به برق که ایشان می‌فرمایند البته بنده نمی‌دانم شاید اشکالات فنى موجود باشد ولى آنچه که مردم با آن مواجه هستند این است که از نداشتن برق خیلى در اشکال هستند و وضعیت طورى شده است که به هیچ وجه شخص نمی‌تواند اطمینان داشته باشد که برق خواهد داشت سابق طورى بود که در هفته‌اى یک روز دو روز بى‌‌برق بود ولی حالا در منزل ما شاید در هفته یک شب برق هست و چون بنده همسایه جناب آقای حکمت هستم یقین دارم که ایشان این موضوع را تأیید می‌کنند ولى بنده سایر قسمت‌های شهر را نمی‌دانم وبنده تعجب کردم آقاى وزیر کشور که به عقیده من یک آدم خیلى شریف و خوبى هستند چطور تشریف می‌برند اداره برق و تقدیر می‌کنند مأمورین را! بنده هیچ کدام از آنها را نمی‌شناسم ولى نمی‌دانم که این طرز کار مأمورین برق تقدیرش کجا است؟ حوب البته تنبهى نمی‌کند دیگر تقدیرش چیست؟ راجع به شهرداری بنده اینجا یادداشتى کرده بودم که خواستم ایتجا عرض کنم و این نکاتى که بنده راجع به شهرداری توضیح می‌دهم به هیچ وجه این تدکرات نباید شخصى تلقى شود براى این که بنده با آقاى دولت‌آبادی خودم شخصاً دوستم و ایشان را هم آدم خوبى می‌دانم و این تذکراتى که می‌دهم کلى است و به هیچ وجه شخصی نیست، این هرج و مرج در شهردارى به عقیده من قابل تحمل نیست، ما از آقاى دولت‌آبادى توقع داشتیم وقتى که تشریف آوردند یک اقدامات اساسى بکنند، این کارمندان شهردارى که اغلب به سوءاستفاده‌چى مشهور بودند از خودشان دور بکنند (صحیح است) (اردلان - آقا انتخابات انجمن را چرا نمی‌فرمایید؟) آن را هم عرض می‌کنم این وضعى که آب، گوشت، شیر و یخ دارد و چیزى که مردم احتیاج دارند خوب نیست، بهدارى را آقایان وضعش را می‌دانند و به هیچ وجه من لازم نمی‌دانم تذکر بدهم ولى آنچه را که من لازم می‌دانم تذکر بدهم این است که اصول بهداشتى در مورد شهردارى تهران به هیچ وجه آن طور که باید و شاید مراعات نمی‌شود همان طور که در امور ساختمان و غیره مراعات اصول بهداشت نمی‌شود و در سایر چیزها هم آقایان می‌دانند در آب و شیر و گوشت هر چیزى که میل می‌کنند آیا از این‌ها مطمئن هستند؟ بنده یقین دارم که هیچکدام‌شان نمی‌توانند با اطمینان کامل این موارد را مصرف کنند، این موارد بایستى تماماً از طرف مأمورین بهدارى شهردارى معاینه بشود، راجع به شهردارى و بهدارى شهردارى عرض کردم طورى که شایسته است وظایف خود را انجام نمی‌دهد رئیس و معاون بهدارى شهردارى هم از دوستان بنده هستند و بنده کمال ارادت را هم به آقایان دارم ولى اصل موضوع این است که وضع شهردارى اصولاً یک اصلاحات اساسى لازم دارد بنده براى این که آقایان حقیقتاً متوجه شوند طرز عمل شهردارى را یک مثالى برایشان می‌زنم چون این موضوع را خود بنده مواجه بودم و مسموعات نیست این تجربه خود من است در مقابل بیمارستان مرکزى راه آهن چندى قبل یک کسى شروع کرد به ساختمان، آنچه که ما اطلاع داشتیم، بنده چون هر روز می‌رفتم آنجا و زمین‌های مجاور که مال شهردارى بود اصولاً یک وقتى صحبت بود که زمین‌های آنجا را بیمارستان راه آهن بخرد به این جهت مراجعه کردیم به شهرداری و علت را پرسیدیم که چطور شد قبل از این که به راه آهن فروخته شود به شخص دیگرى فروخته شد مأمورین شهردارى از برزن و غیره آمدند و گفتند که این زمین مال شهردارى است و هیچکس هم حق تصرف در آنجا ندارد و این غصب است ولى بعداً دیدیم که در آنجا یک عده دکان که یکى از آن‌ها کله‌پزى است و یک حمام دارند می‌سازند حالا فاصله این ساختمان از بیمارستان طبق برآوردى که خود مأمورین شهردارى کرده‌اند چهل و هشت متر بیشتر نیست و در مجاورت آنجا هم یک عمارت چهار طبقه خیلى مکملى ساخته شده است بالاخره ما به شهرداری باز هم مراجعه کردیم و مخصوصاً از بنگاه راه آهن تذکرات مؤکدى شد که حمام در مجاورت بیمارستان آن هم یک بیمارستان چهار طبقه به هیچ وجه با اصول بهداشتى وفق نمی‌دهد خوب است جلوگیرى شود شهردارى هم اظهارات داشت که زمین غصب است پروانه ساختمان هم ندارد و ما جلوگیرى خواهیم کرد معهذا پس از چند روز دودکش این حمام شروع کرد به دود کردن و شهردارى هم جلوگیرى نکرد و باز هم که تحقیق شد شهردارى گفت نه فقط زمین است و پروانه‌ای هم ندارد بلکه پروانه آنجا را هم که شهردارى باید به نصف حمامى بدهد آن را هم ندارد و پروانه بهدارى شهردارى را هم ندارد بعداً تعقیب کردیم که خوب با این وضع چه باید کرد ما می‌گوییم یک کارى بکنید که این خلاف قانون او مورد تنبیه قرار گیرد بعداً ما کشف کردیم که فاضل آب آن حمام هم به یک چاهى که اهالى آن طرف شهر را مشروب می‌کند وارد می‌شود این فاضل آب را هم همین طور به قنات باز کرده‌اند جریان را گزارش به بهداری شهردارى دادیم بهدارى شهردارى هم واقعاً کار را به جریان انداخت و بالاخره به دادسرا مراجعه شد و بعد از مدتى چیزى نشان دادند که از طرف دادستان تهران بود و نوشته بود که امر راجع به تخلیه فاضل آب حمام به قنات مربوط به دادستانی نیست باز ما مراجعه کردیم بالاخره با وجود تمام این خلف قانون‌ها روى زمین غصبى بدون داشتن پروانه ساختمان بدون بودن پروانه بهدارى. بدون پروانه صنفى بدون مراعات هیچ یک از اصول اولیه بهداشتى آنجا یک حمام دایر است و شهردارى اقدام اساسى به عمل نمی‌آورد، البته شهردارى متعذر است به این که هیچ قانونى نداریم، بنده می‌خواهم بپرسم که چطور براى این همه ظلم به مردم قانون هست ولى براى مراعات بهداشت شهر قانونى نیست؟ بعداً که تحقیق کردیم معلوم شد که حقیقتاً راست می‌گویند قانون حسابى آن‌ها درست ندارند این کارها می‌شود، این خلاف قانون‌ها می‌شود شهردارى منتها کارى که می‌تواند بکند این است که آن شخصى را به دادگاه احاله بدهد دادگاه هم پس از مدت جریان 52 ریال او را جریمه می‌کند بعد اگر دو مرتبه احاله شد به عذر این که یک مرتبه جریمه شده است دیگر جریمه نمی‌شود این است وضع شهردارى و این است وضع مقرراتى که شهردارى باید با آن کار کند، بنده از دولت انتظار دارم که مقرراتى براى شهردارى تهران وضع کند (صحیح است) که دست شهردارى در اجراى وظایف خودش باز باشد و ضمناً دولت در انتخابات انجمن شهر هم اقدام بکند (صحیح است) و یک عده دلسوز و صحیح براى شهر تهران انتخاب بشود که وضع شهردارى تهران اصلاح بشود (مهندس رضوى - باید بگذارند مردم انتخاب بکنند) بیانات بنده تمام فقط خواستم در خاتمه به آقاى هژیر تذکر بدهم که این بودجه‌ای که می‌گذرد شاید در عرض هفت سال گذشته پس او وقایع شهریور اولین بودجه‌ای است که به مجلس داده شده که به تصویب مجلس برسد و از خواهش می‌کنم از ایشان خواهش می‌کنم از این موقعیتى که پیش آمده است استفاده بکنند و این علاقه‌ای را که مجلس به اصلاحات کشور و عمران کشور نشان می‌دهد ایشان مورد توجه قرار بدهند و دست به اقدامات اساسى بزنند، اگر خداى نکرده ایشان اصلاحات ادارات را شروع نکردند، عناصر ناصالح را بیرون نکردند، عناصر پاکدامن را تشویق نکردند، در عمران اقدامى نکردند و برنامه هفت ساله را هم پس از تصویب مجلس عملى نکردند به عقیده بنده وظایف خودشان را انجام نداده‌اند و بدون این که خودشان قصدى داشته باشند خیانتى به کشور ایران کرده‌اند و ما اگر انشاءالله وظایف خودشان را به نحو احسن انجام دادند و با توجه اعلیحضرت همایونى که علاقه مفرطى به اصلاحات مملکت دارند دست به اصلاحات زدند ادارات را تصفیه و عمران و آبادى کشور را تأمین کردند داشته باشند که عموم ملت ایران و مخصوصاً صلحای ملت از ایشان جداً پشیمانى خواهند.

اردلان - احسنت.

+++

2. بیانات آقاى رئیس دائر به اظهار تأسف از فوت مرحوم محمد‌على جناح قائد پاکستان‏

رئیس - خاطر آقایان نمایندگان محترم از فوت اعظم پاکستان محمد‌على جناح مستحضر شده است، مبارزه طولانى و فداکارى آن مرحوم در راه تحصیل آزادى و استقلال کشور پاکستان صفحات برجسته‌ای در تاریخ ملت همسایه و هم‌کیش ما ثبت کرده است (نمایندگان - صحیح است) مجلس شوراى ملى از درگذشت این مرد وطن‌خواه که داراى صفات متمایزه و شخصیت ملى بود کمال تأسف و تأثر را ابراز می‌دارد (نمایندگان - صحیح است) از خداوند متعال مسئلت دارم ملت پاکستان به تحکیم مبانى استقلال و آزادى و سعادت خود توفیق کامل حاصل نماید (نمایندگان - صحیح است) مراتب تأسف مجلس شوراى ملى به مجلس مؤسسان و مجلس مقننه پاکستان نیز مخابره شده است.

نمایندگان - صحیح است، بسیار خوب

3 - بقیه مذاکره در بودجه کل کشور

رئیس - آقاى دکتر شفق بیاناتى دارند؟

عباس اسکندرى - بنده اخطار دارم‏

دکتر شفق - چون آقاى دکتر طبا در موقع اشاره به لایحه تریاک اسمى از بنده برده‌اند براى این که یک سوء‌تفاهمى نشود عرض می‌کنم چنان که خودشان فرمودند بنده مخالف منع کشت تریاک نبودم، بنده از طرفداران جدى لایحه منع کشت تریاک هستم مخالفت بنده با فوریت بود آن هم نه با فوریت اول بلکه با فوریت دوم عقیده بنده این است که در این کشور هر وقت ما کاری را انجام می‌دهم آن کار را بدون نقشه و بى‌مقدمه انجام می‌دهیم، بنده خواستم این دو هفته برود در کمیسیون و کمیسیون طرز ملى کردن این فکر را ببینند (صحیح است) الان شنیده‌ام آقاى مکرم هم فرمودند که در نقاط مختلف مملکت شروع کردند به کشت تریاک ما هم منتظر می‌شویم آن وقت در یک جاهایی از مملکت آن را می‌کارند یک عده زیادى دهاتى عمل می‌کنند بعد یک دفعه می‌گوییم نکنید اگر چنین عملى هست باید پیش‌بینی‌های لازم را بکند تا بشود عملى کرد، بنده به خاطر دارم در موقع تحریم مشروبات الکلى در آمریکا از چند ماه قبل جمع شدند براى فکر تبدیل به احسن و آنجا مشورت می‌کردند، نظر بنده منحصراً این بوده است خود بنده عضو انجمن مبارزه با تریاک و الکل هستم و عقیده دارم که بایستى این بلاى خانمان‌سوز از این کشور زودتر مرتفع شود نقشه‌ای مقدمه‌ای و تعیین طرز عملى لازم است.

رئیس - آقاى عباس اسکندرى‏

عباس اسکندرى - جناب آقاى دکتر طبا در طى فرمایشات مبسوط خودشان که خیلى هم مفید بود به مطالبی که بنده در موقع استیضاح در مجلس به عرض آقایان رساندم اشاره‌ای فرمودند بنده به طور خلاصه تذکر می‌دهم با این که می‌دانم فوراً مورد اعتراض جناب آقاى نخست وزیر خواهد شد، با هیچکس من عرض خصوصى ندارم، مجلس مجلسى است که نمایندگان در سیاست عالیه کشور باید اظهار نظر کنند از اول دوره تاکنون که 14 ماه می‌شود تمام مطالبى که بنده این جا عرض کردم در روى منافع عالیه کشور به خصوص در روى سه چیز دور می‌زند اول توصیه به عامه مردم به حفظ قانون اساسى و حقوق اساسى و حقوق ملت ایران دوم راجع به وحدت ایران است که براى حفظ وحدت ایران بنده استرداد و بازگشت بحرین را لازم دانستم یکى هم راجع به منافع ملت ایران است در نفت جنوب و در این قسمت خیال می‌کنم کم‌ترین فایده‌ای که دارد بار مالیات سنگین را تا اندازه از دوش مردم برمی‌دارد این بار زیاد نه تنها کمرها را خم کرده بلکه شکسته است و تنها چیزى که می‌تواند جبران فشار آن را بکند همین محل عایدى است و غیر از این محل فعلاً محل دیگرى نداریم (دکتر طبا - من تمام این نکات را تصدیق کردم) حالا هم عرض می‌کنم بنده مخالفتى که با دولت یا افراد کابینه آقاى هژیر داشتم این مخالفت شخصى نبود این روى نظر سیاسى است و بنده نسبت به آقای دکتر شادمان هیچ وقت نگفتم که ایشان یک عمل خلافى به این صورت کرده‌اند من همچون چیزى نگفتم من گفتم ایشان در مدت پانزده سال متوالى که معاون کمیسر نفت جنوب در لندن بودند در این مدت ایشان یک عمل بارزى نشان ندادند و اگر هم نشان دادند خوب است که بفرمایید چه کردند ایشان کاریر سیاسى نداشتند .... وزرا که می‌آیند اصولاً روى یک کاربر سیاسى است یا وکیل هستند بعد وزیر می‌شوند یا این که مدت‌ها در ادارات دولتى در قسمت‌های مختلف بوده‌اند و بالاخره بعد از آن می‌آیند وزیر وزارتخانه‌ای می‌شوند یعنى همه آن‌ها طى یک مدارجى کرده‌اند، ایشان پانزده سال در آنجا بودند هیچ اقدامى هم نکرده بودند بنده موافق نبودم با شرکت ایشان در کابینه این دلیل نیست که اکثر ایشان فردا وزیر نبودند بنده با ایشان نظر خاصى داشته باشم همه مخالفت‌های من که با دولت‌ها می‌شود روى نظر کلى است مگر این که راجع به صلاحیت خاص وزیرى باشد و صحبتى بشود و مخصوصاً در این قسمت که اخیراً باز هم صحبت شده است تأکید می‌کنم و آقاى دکتر طبا اشتباه می‌کنند یعنى که قسمت مهم استیضاح بنده مربوط سیاست خارجى و اقتصادى دولت بود و در روزنامه‌های موجود که بنده دارم و دلم می‌خواهد که یک تحقیقی مجلس بکند که که در عین آن‌ها را خبرگزاران خارجى فرانسه آسوشیتدپرس و جراید آمریکا آن‌ها را منعکس کردند شاید 1500، یا دو هزار روزنامه می‌شود رادیوى ایران راجع به بحرین و راجع به نفت جنوب این اخبار خبرگزاران خارجى را سانسور کرد و اخبار آسوشیتدپرس و دیگر اخبار خارجى را منتشر نکرد، می‌خواهید همه آن‌ها حاضر است و الان به شما نشان می‌دهم آقایان نمایندگان این اخبارى که در دنیا منتشر شده بود یک دفعه هم براى نمونه گفته نشد چرا؟ براى این که مطلابق مصالح عالیه دولت حاضر نبود شاید دولت درست تشخیص داده و ما نمى‌فهمیم از این صحبت گذشته آقاى دکتر شادمان که الان وزیر اقتصاد هستند بنده اطلاع پیدا کردم باز با آن قیر و موم نفت که به سوغات همراه دارند رفته‌اند در ادازه رادیو تا آن درزهایی که مانده و از آن‌ها ممکن است خبرى بیرون بیاید آن‌ها را هم جلو بگیرند که دیگر هیچ کسى حرفى نزند و اگر حرفى زد منتشر نشود: خیال می‌کنم که همه ماها یعنى آقایان نمایندگان و شما آقاى دکتر طبا همه راجع به نفت جنوب یک نظر واحد داریم شماها همه مثل هم من می‌خواهید که این منافع به علت ایران برسد (صحیح است - صحیح است) و این فشارهاى مالیات‌ها کم و کسر بشود بنده هیچ وقت غیر از این چیزى نگفته‌ام در قسمت دیگر من نگفته‌ام که آقاى نظام‌الدین امامى بد بوده‌اند من گفتم که ایشان کمیسر نفت بودند می‌خواستم ببینم ایشان کمیسر نفت جنوب هستند یا نیستند این که انکار نداشت بنده حرف‌هایی که زدم یک اصول کلى بود آقاى نخست وزیر سابقاً یک چیزى گفته بودند شوخ کرده بودند من هم جواباً با زبان ادبى شوخى کردم گفتم که این قصیده جواب آن شعر است من دلم می‌خواهد که آقایان یک قدرى انصاف به خرج بدهند من اصلاً داخل در موارد بحث جزئیات امور در مجلس نمی‌شوم من داخل زد و خورد با اشخاص نیستم من نظر ندارم که بر علیه یک شخصى حتماً بیایم اینجا صحبت بکنم دلم می‌خواهد همه کمک بکنید و این در سه موضوع حل بشود ما هم یک خدمتى به کشور خود ایران و در معنى به خودمان کرده باشیم آقاى نخست وزیر هم می‌خواهند از بنده راضى باشند اهمیتى ندارم می‌خواهند از بنده راضى باشند یا نباشند اهمیتى ندارد

نخست وزیر - بنده عرض زیادى ندارم خواستم دو کلمه توضیح بدهم خدمت آقایان و آن این است تا آنجایی که می‌توانند و مقدورشان هست خدمت به مملکت بکنند فقط از حرف زدن که چیزى برنمی‌آید از چند روز قبل که نماینده شرکت آمده است با دولت وارد مذاکره شوند اعتقاد و یقین بنده این است که مجلس شوراى ملى صد درصد پشتیبان دولت است (صحیح است) براى این که با تمام قول آنچه که لازم است ما بتوانیم بگوییم و نسبت به آن هم امیدوار هستیم که مصالح عالیه مملکت را بتوانیم تأمین بکنیم و تصور می‌کنم این بیاناتى که ایشان فرمودند با قیر و موم و نفت این‌ها را مخلوط کردند که نفت می‌خواهند بگیرند و قیر می‌خواهند بگیرند این‌ها را می‌خواهند بگیرند این اگر وهنى به کار دولت نباشد تقویتى از دولت نیست بنده اطمینان دارم که آقاى عباس اسکندرى در این بیاناتى که می‌فرمایند تنها هستند وفرد و منظور اکثریت مجلس شوراى ملى غیر از این است (صحیح است) (بعضی‌ها - چنین نیست) عقیده دارم که دولت با حسن نیت وارد مذاکره شده است و با کمال صمیت از روى کمال وظیفه‌شناسى اقدامات خودش را براى تأمین حد اعلاى منافع مملکت خواهد کرد نتیجه هم امیدواریم به زودى حاصل بشود و البته قبل از این هم که مجلس شوراى ملى مطلع نشوند و تصویب نفرمایند البته هیج تعدى را طرف دولت به عمل نمی‌آید

نمایندگان - احسنت.

رئیس - آقاى دکتر فلسفى

دکتر فلسفى - عرض کنم در ظرف یک ساله مجلس که بودجه به شکل یک دوازدهم و دو دوازدهم مطرح می‌شد بنده از آن کسانى بودم که مخالفت می‌کردم و اعتقاد داشتم که بودجه کل مملکتى بایستى مطرح بشود (صحیح است) زیرا هیچ دولتى ممکن نیست موفق به یک اصلاحاتى بشود مگر این که بودجه‌اش بگذرد، اما متأسفانه به قدری در این بودجه نقض و عیب هست (صحیح است) که امکان موافقت براى بنده با این که جزو موافقین دولت هستم اشکال دارد (صحیح است)

+++

یک مطلبى را بنده می‌خواهم در مقدمه عرض کنم بعد از این که دولت آقاى حکیم‌الملک ساقط شد البته صحبت این که کمى نخست وزیر می‌شود از اشخاصى اسم می‌بردند کاندایداهاى مختلقى هم بود بنده یادم هست یک روزى در فراکسیون ملى که بنده هم افتخار عضویت آن رادارم راجع به تمام این اشخاص صحبت شد از لحاظ مختلف از جهات مختلف سنجیده شد البته ما مردمان خوب و باشخصیتى داریم ولى در مورد آقاى هژیر دو مطلب مورد توجه قرار گرفت یکى این که گفتند ایشان جوان هستند قدرت و توانایی کار را دارند و یکى هم این که گفتند ایشاه وزیر دارایی بودند و در مسائل مالى اطلاعاتى دارند و سوابقى دارند و مدتى وزیر دارایی بوده‌اند...

بنابراین یک علتش این بود که چون ایشان سوابق مالیات‌شان زیاد است اطلاعات مالی‌شان زیاد است و مدتى وزیر دارایی بودند از این لحاظ ممکن است که سوابق مالى ایشان مورد استفاده مملکت قرار بگیرد این دو جهت جهاتى بود که موجب رجحان ایشان بر دیگران شد. اما در مسئله بودجه متأسفانه بنده باید این موضوع را اظهار کنم که ما نتوانسته‌ایم از اطلاعات مالى از سوابق مالى ایشان استفاده بکنیم (صحیح است) عیب این مملکت این است که دولت‌ها وزرایی دارند البته اختصاص به ایشان ندارد سابقاً هم همین طور بوده است وقتى که می‌خواهد بودجه را تهیه بکنند هیچ وقت وضع مملکت و ملت ایران را در نظر نمی‌گیرند فکر نمى‌کنند که این بودجه متعلق به 15 میلیون جمعیت گرسنه و برهنه‌ای است که از فرهنگ و بهداشت محروم است در عین این که جائز تمام منابع طبیعى خدادادى است ولى متأسفانه همیشه بر اثر غفلت زمامداران محروم بوده‌اند و همواره در کمال ذلت و خوارى به سر برده‌اند (صحیح است) بودجه این مملکت همیشه روی هوى و هوس و امیال این و آن تنظیم می‌شود هیچ وقت احتیاجات و شئونات مملکت در تنظیم بودجه در نظر گرفته نمی‌شود (صحیح است) این عرایضى که بنده می‌کنم می‌دانم آن که البته به جایی نرسد فریاد است ولى من فکر می‌کنم در موقعى که بودجه مطرح می‌شود این را وظیفه و تکلیف و جدایی خودم می‌دانم که عرض کنم این بودجه به قدری بد هست که مخبر کمیسیون بودجه که یگانه مدافع این بودجه است تلویحاً تصریحاً این بودجه را انتقاد کرده است (صحیح است) تمام آقایان موافقین که آمدند صحبت کردند اینجا تمام انتقاد کردند یک کدام نشد که از این بودجه دفاع کند عرض کنم که آقا در بودجه باید چند مطلب مورد توجه قرار گیرد یکى این که اصولاً بایستى بودجه تفضیلى را براى اطلاع مجلس و آقایان نمایندگان بدهند که آقایان ببینند وقوف پیدا کنند، به جزئیات بودجه وزارتخانه‌ها دوم این که این بودجه بایستى تعادل داشته باشد یعنى دخل و خرج مملکت مساوى باشد سوم این که بودجه بایستى متناسب باشد، در این بودجه متأسفانه نه تعادلى یعنى وقتى که نگاه می‌کنیم دخل و عواید این بودجه در حدود 600 میلیون تومان است و مخارج بودجه، در حدود 800 میلیون تومان است اینجا ملاحظه می‌کنید که کسر خرج دارد و دولت معلوم نکرده است که از چه راهى این کسر خرج را تأمین می‌کند مگر این که دست قرض به طرف بانک ملى دراز کند (حائرى زاده - چقدر قرض داریم آقا) و اما تناسب، این تناسب بودجه چه از لحاظ عواید و چه از لحاظ مخارج بایستى رعایت بشود یعنى دولت در وصول مالیات رعایت حال مردم را بکند، عادلانه‌ترین مالیات‌ها مالیات مستقیم است براى این که هر کسى به تناسب منافع و به تناسب سودى که می‌برد مالیات می‌دهد یعنى آن قدر که تمکن دارد، ثروت دارد به همان تناسب مالیات می‌دهد، و از طرف دیگر ظالمانه‌ترین مالیات غیرمستقیم است مثل مالیات قند و شکر و قماش و غیره اغلب مالیات‌های دولت و عواید دولت از این مالیات‌های غیرمستقیم وصول می‌شود و این موضوع معایب زیادى دارد، یکى از معایبش این است که دولت هى فشار وارد می‌آورد به خودش و دیگران یعنى این که هزینه زندگى را پایین می‌خواهد بیاورد و موفق نمی‌شود، یکى از عوامل بالا رفتن هزینه زندگى مالیات‌ها است براى این که در اثر این تحولات یک عده اشخاص ثروت زیادى به دست آورده‌اند و پول در دست این‌ها دیگر ارزش خودش را از دست داده است، همین طبقه هستند که این‌ها زمین مترى یک تومان را صد تومان کرده‌اند، همین طبقه هستند که این‌ها در ظرف این هفت، هشت سال هر چیز ضرورى زندگى را به قیمت ده برابر، بیست برابر برده‌اند بالا دولت بایستى از راه وضع مالیات سرمایه را در نزد آن‌ها تعدیل کند و این یکى از آن کارهایی است که دولت ممکن است توفیق پیدا کند براى تنزل هزینه زندگى، عرض کنم که یک موضوعى را بنده از لحاظ این که در کمیسیون بهدارى عضویت داشتم و وظیفه خودم می‌دانم توضیح بدهم اینجا عرض می‌کنم آن مسئله تریاک است یکى از عوامل انحطاط و بدبختى ما، همین مسئله تریاک است و این مدت‌ها است که مورد بحث و مذاکره قرار گرفته است، و حتى وقتى که دولت‌ها نتوانستند لایحه‌ای به این عنوان بیاورند یک عده‌ای از آقایان نمایندگان طرحى تهیه کردند به مجلس و موفق شدند که فوریت اول تصویب شد و فوریت دوم تصویب نشد و رفت به کمیسیون بهدارى و در آنجا مورد مطالعه و مداقه زیادى قرارگرفت ما هر چه اشخاصى که راجع به این موضوع اطلاع داشتند خواستیم مباحثه کردیم و بالاخره با رعایت تمام جهات و اشکالات و اعتراضاتى را هم که داشتند در نظر گرفتیم تا به این‏جا رسیدیم که در عرض دو سال این کشت تریاک قدغن بشود حالا بنده وارد جزئیات نمی‌شوم زیرا آقاى دکتر طبا به تفضیل بیان کردند که بنا بود این موضوع برود به کمیسیون بهدارى و برگردد به مجلس بنده نفهویدم که چطور شد رفت به کمیسیون کشاورزى و در آن جا دفن شد در حالى که ما در کمیسیون بهدارى از نظر کشاورزى هم مطالعات زیادى کردیم نماینده وزارت کشاورزى آمد آنجا آقاى فاتح آمد اشخاصى که صاحب نظر بودند، تمام را خواستیم و صحبت کردیم و بنده حالا منظورم این است که این موضوع بایستى هر چه زودتر برگردد زیرا همه انتظار دارند که این لایحه در این دوره در مجلس تصویب بشود عرض کنم یک موضوع دیگر که بنده می‌خواستم تذکر بدهم و استدعا می‌کنم آقاى نخست وزیر توجه داشته باشند مسئله دخانیات است عرض کنم یکى از محصولات مفید مملکت ما توتون و دخانیات است من از آقاى باتمانقلیج استدعا می‌کنم که آن مطالب‌شان را بگذارند براى موقع دیگرى براى این که بودجه یعنى این مطالبى که بایستى همه بیایند اینجا و بشنوند غرض از این مطالبى که تذکر می‌دهم این است که آقاى نخست وزیر توجه داشته باشند بنده در حوزه انتخابیه خودم یک جریاناتى است که بایستى تذکر بدهم (باتمانقلیج - درد را همه می‌دانند دوامش را بفرمایید) دوایش این است که شما از آنجا بلند شوید و تشریف ببرید سر جاى خودتان (صحیح است) (باتمانقلیج - این هم براى کار مملکت است چیز دیگرى نیست) کار مملکت جایش اینجا نیست (باتمانقلیج عصبانى نشوید فرمایش‌تان را بفرمایید) به هر حال موضوع دخانیات را عرض می‌کنم که یکى از محصولات مفید مملکت ما است و عقیده بنده این است که یکى از منابع مهم عایدات این مملکت همین موضوع دخانیات است، به علاوه تمام رعایا و کشاورزان طبقات مختلف مالک و غیره از این محصول استفاده می‌کنند پارسال تقریباً در حدود مازندران و گیلان و گرگان در حدود دو هزار هکتار تقلیل دادند سطح کشت را البته یک تضییقاتى هم فراهم می‌آورند، که رفته رفته سطح کشت تحلیل می‌رود بنده از نظر این که دولت و مردم استفاده بکنند خواستم استدعا کنم یک توجهى بفرمایند که این کشت توتون به این ترتیب مختل می‌شود. بنده البته می‌دانم که محظور دارید و نمی‌توانید صادر بکنید و توتون‌ها در انبار مانده است و فاسد می‌شود و از بین می‌رود ولى بالاخره شما یک انبار‌هایی بایستى بسازید که مدتى نگه دارد و یک فکرى هم براى بازار صادراتى این محصول بکنید براى این که این محصول 155 میلیون تومان همین الان نشان می‌دهد بزرگ‌ترین رقم عایدى دولت در رقم عایدات، عرض کنم که یک وضع دیگر محصول توتون این است یک کسى که بیست هکتار توتون می‌کاشت امسال ده هکتار می‌کارد یعنى دولت وادار کرده است که ده هکتار بکارد (اردلان - چرا آقا؟) و آن مقدماتى که براى بیست هکتار داشته تشکیلاتى که براى 20 هکتار داشته این 10 هکتار سودش تکافوى آن تشکیلات را نمی‌کند و نتیجه این می‌شود که رفته رفته ضرر می‌کند، و از بین می‌رود و علتش هم این است که دولت فقط قیمت سیگار را گران کرده است (صحیح است) ولى هیچ وقت فکر این نبوده‌ایم که توتون را صادر بکنیم و بازار صادراتى داشته باشیم و الان در انبارها موجود است و دارد فاسد می‌شود. عرض کنم یک موضوع دیگرى که می‌خواهم استدعا بکنم مسئله املاک واگذارى است. یک قانونى در این مملکت گذشت مملکت قانون املاک واگذارى است براى این که یک عده متنفذى که عرض کنم دست و پایی داشتند املاک خودشان را ببرند و این را هم بنده صریح می‌گویم که املاک مردم را هم ببرند بنده مدارکى دارم آقایان که یک روزى می‌آورم پشت این تریبون ولى بیچارگان و بدبختان املاک‌شان از بین رفته است و یک عده دیگرى که وسیله نداشتند. آن وقت محاکم متعدد بود. محاکمات مثل برق عملى می‌شد و یک عده‌ای می‌آمدند املاک‌شان را می‌گرفتند

+++

و می‌رفتند به ثبت می‌رساندند آن اشخاص بیچاره اعتراض می‌داند بعد می‌دیدند که وقت گذشته است عرض کنم که حالا محاکم را محدود کرده‌اند به یک محکمه یک عده‌ای از اشخاص هم به وسیله اشخاصى که مئونه و معیشت‌شان از همین ملک تأمین می‌شد این‌ها مانده‌اند و پرونده‌ای زیادى در آنجا متراکم است بالاخره باید یک فکرى کرد بند نمی‌خواهم بگویم که همه این‌ها مربوط به دولت جنابعالى است ولى این انتظارات را مردم از دولت جنابعالى دارند و از هر دولتى هم داشته‌اند تمام گرفتاری‌هاى این مملکت را که در تمام شئون مملکت می‌بینم نارضایتى است که بایستى هر دولتى می‌آید بالاخره رفع کند یک فرمولى یک راهى را پیدا کند براى این که مردم را نجات بدهد، ملک خودش است ملک مسلمش است بایستى این را به دستش بدهند.

راجع به بانک کشاورزى کنم اشخاصى هستند فرض بفرمایید در املاک‌شان قنوات دارند پول هم ندارند اگر سند مالکیت داشته باشند می‌توانند از بانک کشاورزى پول قرض کنند و قنوات خودشان را دائر کنند ولى وقتى که سند مالکیت در دست ندارند نمی‌توانند همین طور مانده است. یک مسئله دیگرى هم که می‌خواهم عرض کنم موضوع خالصه‌جات است که بنده مخصوصاً در قسمت کشاورزى یک اثرى از جنابعالى دیدم که خیلى هم از جنابعالى ممنون شدم. عرض کنم که این خالصه‌جات را دولت واگذار کند به بانک کشاورزى براى این که الان بدترین املاک خاصه است وبدبخت ترین رعایا رعایاى این املاک است (دکتر معظمى - تقسیم کنید) یا تقسیم کنید بدهید به مردم و یا این که یک ترتیبى بدهید که یک عمران و آبادى بشود و هم این که مردم استفاده کنند و هم ودولت استفاده بکند (صحیح است) بنده با این که عرض کردم دولت عوائدش را به بى‌‌تناسب‌ترین وضعى به دست می‌آورد بى‌‌تناسب هم خرج می‌کند. البته این مطالبى که راجع به بودجه است تمام آقایان به تفصیل گفته‌اند بنده دیگر نمی‌گویم به تفصیل ولى همین‌ قدر اشاره می‌کنم به هر یک از این مواد بودجه و البته از همین دولت این انتظار را دارم چون همان طورى که آقایان نمایندگان موافق این لایحه نظیر آقاى دکتر شفق فرمودند که اگر این بودجه تصویب شود این بودجه مبناى یک بودجه صحیح و اساسى است که از طرف دولت بعداً داده خواهد شد بنده می‌خواهم عرض کنم که هیچ جایی شاید در هیچ مملکنى وقتى بخواهند یک پولى داشته باشند به این ترتیب صورت خرجى که آقاى نخست وزیر جنابعالى داده‌اید مجلس عمل نمی‌کنند. اصلاً در هیچ مملکت منحط و عقب افتاده‌ای رسم نیست چنین بودجه‌ای از لحاظ خرج تنظیم بکنند. (نخست وزیر - کسى داده آقا کى داده) اجازه بفرمایید این لایحه را می‌خواهید بفرمایید دولت قبل داده است عرض کنم که شما رئیس دولت هستید و قبول کرده‌اید و اگر شما اعتراضى داشته‌اید در بودجه خوب بود می‌آمدید د رکمیسیون بودجه می‌گفتید آقا این قسمت و آن با مصلحت مملکت تطبیق نمی‌کند و من که دولت فعلى هستم مسئولیتش را قبول نمی‌کنم و اصلاح می‌کردید. شما این را قبول کردید و مثل این است که شما دادید اولاً این را به جنابعالى عرض کنم که بایستى شما انتقاداتى را که به جا هست قبول کنید و هیچ وقت راضى نشوید که ما بیاییم که این مملکت گلستان است و شما هم امیرکبیر ما نمی‌توانیم بگوییم که مملکت‌مان خراب است بد است ما می‌آییم اینجا اینجا می‌گوییم جنابعالى هم مثل بنده علاقه دارید به این مملکت منتهى در یک مقام موثرى هستید بنده در یک وضع دیگرى هستم از جنابعالى استدعا می‌کنم که مملکت ما این وضع را دارد و از شما هم این توقع را این تمنا و این استدعا را داریم و الا بنده که پشت این تریبون هستم از شما هیچ انتظار دیگرى ندارم و روى احساسات و روى تألمات آنچه را که تذکر می‌دهم براى مملکتم هیچ گونه نظر دیگرى هیچ گونه فکرى ندارم جز به صلاح مملکت و به شما رأى داده‌ام ارادت هم دارم و از اشخاصى هم هستم که در فراکسیون تمام رفقای فراکسیون بنده هم شاید شاهد باشد که کمال موافقت را داشته‌ام. مقصود توضیح یک تذکراتى است که جنابعالى مورد توجه قرار بدهید عرض کنم یکى از اقلانى که در این بودجه است وزارت جنگ است. وزارت جنگ 171 میلیون تومان بودجه‌اش (حائزى‌زاده - اسلحه را هم بفرمایید) یعنى توجه بفرمایید بنده می‌خواهم بدون شائبه عرض کنم اگر بخواهیم حساب توازن و تعادل بودجه را حفظ کنیم این بودجه براى وزارت جنگ در این مملکت ما زیاد است. (صحیح است) اما در عین حال بنده اعتقاد دارم که ما احتیاج به قشون داریم این مملکت ما را هم قشون بایستى اداره بکند. بنابراین بنده زیاد اصرارى در تقلیل این بودجه ندارم و لکن یک مطلب هست و آن هم همان مطلبى است که آقاى دکتر طبا در اینجا فرمودند اتفاقاً بنده هم نظر داشتم این است که یک مقدارى در همین وزارت جنگ و از همین بودجه صرف تعلیم و تربیت و یک مقدارى هم صرف بهداشت افراد این وزارتخانه بشود. این جا یک میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان است و یک پیشنهادى هم بنده داده‌ام که سه درصد بودجه وزارت جنگ منحصراً صرف بهداشت شود و خیال می‌کنم پیشنهاد بدى نباشد اما اینجا چون موضوع ارتش آمده بنده یک مسئله‌ای را باید عرض کنم.

ما آقا به ارتش‌مان کمال علاقه راداریم و ارتش ما هم کاملاً ملى است و بنده خودم سابقاً افسر این ارتش بودم و الان هم بستگان ما در این ارتش خدمت می‌کنند (صحیح است. صحیح است) و از انتقادات غرض آلودگى که نسبت به ارتش می‌شنویم ما همگى متنفر هستیم. ما علاقه به ارتش داریم و ارتش ما هم ملى است و من اجازه نمی‌دهم که کسى کوچک‌ترین نسبتى به این ارتش بدهد (صحیح است) ولى چون ما ثلث بودجه‌مان راصرف وزارت جنگ می‌کنیم اگر یک وقت یک تذکراتى براى رفع نواقص و معایب داده می‌شود به عقیده بنده خیلى به جا است و خیلى به موقع است بنده از آن افسرانى هم که امروز در رأس ارتش قرار دارند کمال امتنان را دارم براى آن که این‌ها یک عده مردمانى هستند که وقت خودشان را صرف اصلاح ارتش می‌کنند ولى به همان ها می‌خواهم عرض می‌شود روى غرض می‌شود و مقاصد شخصى نباشد بایستى که امتنان داشته باشند برای این که ما می‌خواهیم رفته رفته حالا که ثلث بودجه‌مان را صرف ارتش می‌کنیم ارتشى داشته باشیم مبرى منزه ما روى «آزادگى به دسته شمشیر بسته است» آن ارتشى را می‌خواهیم که در سایه‌اش آزادى داشته باشیم و الان سپهبد رزم‌آرا بنده او را تقدیر می‌کنم که تمام وقت خودش را صرف ارتش می‌کند یا این که سپهبد امیر احمدى که در مواقع حساس به درد این مملکت خورده است و وجودش مغتنم است محترم است کمال امتنان و تقدیر را هم ما داریم ولى ما با کمال بی‌طرفى و بى‌نظرى اگر هم یک عرایضى به نظرمان رسید و گفتیم این نبایستى ایجاد توهم بکند.

البته این بودجه صرف دو قسمت می‌شود یک قسمت اسلحه و یک قسمت افراد البته از لحاظ اسلحه چون بنده اطلاعات فنى ندارم اظهار نظرى نمی‌کنم اما از لحاظ افراد چون بنده یک وقتى افسر وظیفه بودم می‌خواهم مشهدات خودم را عرض بکند در آن زمان که تمام توجه متمرکز بود روى ارتش وقتى یک مانور 24 ساعته می‌کردیم تمام افراد درمانده و تمام فرسوده می‌شدند علت هم آن بود که تمام مجالس سربازگیرى افراد خوبى انتخاب نمی‌کردند یعنى افراد خوب را تحویل سرباز‌خانه نمی‌دادند این حرف را هر کسى که بستگى دارد به ارتش خوب می‌داند این مسئله در ارتش هر کس وارد شود می‌بیند که از مسائل حساس است یکى مرد جنگى به از صد هزار - بعد از دو سال می‌آیند بیرون تمام معلول و فرسوده در حالی که عرض می‌کنم مجالس سربازگیرى بایستى کمال دقت را داشته باشند که افراد خوبى را تحویل سربازخانه بدهند البته آنجا هم از مراقبت بشود (باتمانقلیج - علت فقر عمومى است) بله حالا آن را اگر اجازه بدهید عرض می‌کنم یک موضوع دیگر موضوع وزارت کشور حالا بنده با وزارت کشور کارى ندارم فقط وزارت کشور باید در موقع انتخابات خوب کار کند باقى دیگرش را به ده نظرى نداشتم ولى راجع به ژاندارمرى بنده نظر دارم بنده با وجود ژاندارمرى موافق البته وقتى که اصلاح شود اما با این بودجه 56 میلیون براى اداره کل ژاندارمرى. البته بنده نمی‌خواهم روى ارقام صحبت کنم ولى می‌خواهم بگویم که این بودجه بى‌‌تناسب است روى عدم تناسب می‌خواهم عرض کنم 56 میلیون تومان که صرف ژاندارمرى می‌شود بنده با یک چنین بودجه‌ای که 22 میلیون در یک مملکتى که از نصف بیشترش مریض و علیل است و یک عده از مالاریا مثل برگ خزان می‌ریزند بیمارى سل به شکل وحشت‌آورى در این مملکت یعنی در گیلان و مازندران و گرگان شیوع دارد و آن وقت در آنجا جا نداریم که بخوابانیم و تمام این‌ها در مسافرخانه‌ها سرگردانند و دیگران را مبتلا می‌کنند. در چنین مملکتى صحیح نیست که واقعاً در چنین بودجه وزارت بهدارى باشد و 56 میلیون صرف ژاندارمرى بشود. بنده که نماینده مجلس هستم و آنچه که از حال مردم بینوا اطلاع دارم نمی‌توانم که به این بودجه رأى بدهم و تصدیق کنم که این بودجه صحیح است. به همین جهت بنده پیشنهاد کردم که 6 میلیون از بودجه بهدارى افزوده شود. نمی‌شود فکر کرد 22 میلیون بودجه وزارت بهدارى 56 میلیون بودجه اداره کل ژاندارمرى است اداره کل

+++

شهربانى هم همین طور 41 میلیون صرف بودجه اداره کل شهربانى است. بنده دلم می‌خواهد صد میلیون تومان بودجه شهربانى باشد بنده دلم می‌خواهد که صد میلیون تومان بودجه اداره ژاندارمرى باشد. بنده کمال موافقت را دارم، صحبت بنده روى توازن بودجه است بنده می‌گویم آقا وقتى که در یک مملکتى تمام افکار متوجه گردیده که بایستى قواى تولیدش را زیاد کرد، توسعه داد آن وقت بیاییم بودجه وزارت کشاورزى را بگیریم 7 میلیون تومان و بودجه اداره کل شهربانى را بگیریم 41 میلیون تومان. علت این که ما عقب‌مانده هستیم یک علت اساسی‌اش همین است جز این نیست. اگر تصمیمات اساسى براى این مردم نگیرند یقیناً ما یک روزى فلاح و رستگارى نخواهیم داشت بنده مخصوصاً راجع به وزارت بهدارى عرض می‌کنم اصلاً وزارت بهدارى واقعاً یکى از آقایان وزرا در موقعى که وزیر بهدارى بود می‌گفت من این طور تشخیص داده‌ام که اگر در این وزارتخانه را ببندید براى مردم تأثیرى ندارد (رحیمیان - آقاى دکتر اقبال بود) براى این که در تمام شعباتى که یک پزشکیارى مدت عمر زحمت می‌کشد و می‌فرستند به یک بخش دارو ندارد یک سال دوا نمی‌رسانند. بنده در این موقع که آقاى دکتر اعلم‌الملک وزیر بهدارى هستند کمال ارادت را دارم و چون یک مرد بسیار خوبى است به حق بزرگى به گردن بنده شخصاً دارد عرض می‌کنم تقصیر او نیست تقصیر بودجه مملکت است که بیش از این پول به او نداده‌اند. بیست و دو میلیون را چکار بکند در این مملکت. پانصد هزار تومان یا یک میلیون تومان اعتبار دارویی در تمام مملکت است این صحیح نیست و چنان که شما در یکى از این دهات در این مملکت در یکى از دهات می‌روید وارد خانه یک دهاتى می‌شوید اولاً فرش ندارد این نور آفتاب می‌بینید وارد خانه آن نمی‌شوید طورى ساخته شده است در صورتی که اشخاصى از خارج وارد ایران می‌شوند که از این آفتاب ایران استفاده کنند ولى خانه این بیچاره‌ها طورى است که بدبخت از این هم استفاده نمی‌کند. آن وقت یک عده از مالاریا می‌میرند یک عده از تب راجعه می‌میرند یک عده مبتلا به سفلیس هستند بقیه هم رنجور و علیل شما در تمام دهات ایران یک آدم تندرست و سالم نمی‌توانید پیدا کنید بنده هر وقت در حوزه انتخابیه خود می‌روم در دهات آن منطقه متأثر و متأسف می‌شوم این وظیفه بنده است که اقلاً این جا بگویم (صحیح است) وزارت دادگسترى البته از لحاظ صورت بسیار خوب است مخصوصاً با عظمتش، ولى از لحاظ سیرت بد است. می‌خواهم بگویم که در وزارت دادگسترى از تمام وزارتخانه‌ها مردمان فاضل بیشترند. قضات شریف و پاکدامن هم به مراتب بیشتر و زیاد است ولى دستگاه طورى است که آن نتیجه که امنیت قضایی و عدالت اجتماعى براى مردم نیست. اصلاً یک قاضى با شریف و درست همیشه متزلزل است سر دو راهى گیر کرده یا بایستى خودش را حفظ کند و یا باید اجراى قانون بکند و اگر خیلى شهامت داشته باشد که قانون را اجرا می‌کند و خودش را هم در این راه نفله می‌کند. مخصوصاً بنده می‌خواهم از جناب آقاى نخست وزیر استدعا کنم که نسبت به بودجه وزارت دادگسترى و مخصوصاً تأمین زندگى قضات شریف که این از نظر کلیات این مملکت و وضعیات این مملکت اثر دارد توجه بفرمایید (صحیح است) وزارت امور خارجه بنده هیچ عرضى نمی‌کنم ولى عرض می‌کنم از وظایف وزارت خارجه است که آیرو ما را در خارج خوب حفظ کند مصالح‌مان را نگذارند به موقع فوت شود بنده همین قدر نظر دارم اما می‌خواهم بپرسم که بعضى از این مطالبى که راجع به بعضی از این سفارتخانه‌ها در خارج می‌گویند آیا این مدعا را ثابت می‌کند و یا عکس آن را ثابت می‌کند و حالا چون بنده اطلاعات زیادى در این باره ندارم بیشتر از این عرض نمی‌کنم و البته توجه با دولت است و دولت هم شاید متوجه باشد عرض کنم راجع به وزارت فرهنگ البته من آمار صحیح ندارم ولى آن طورى که گفته می‌شود 80 درصد در این مملکت بى‌‌سواد هستند (دکتر طبا - 95 درصد) و چقدر مفاسد اجتماعى و سیاسى از این جهالت است از این بیسوادى است بودجه وزارت فرهنگ در دوره 14 که بنده یادم است شاید سى میلیون بیشتر نبود و امسال الحمدالله بیشتر شده 57 میلیون تومان منتها بنده در مصرف این بودجه یک قدرى اشکال دارم و با نظر آقاى دکتر طبا موافقم که باید قسمت اعظم این بودجه صرف طبقات پایین بشود بایستى‏ صرف تعلیمات اجبارى بشود در قراء و قصبات باید مدارسى تأسیس کنند و مخصوصاً خوب ملاحظه بفرمایید پارسال 700 نفر محصل براى دانشکده پزشکى داوطلب شدند 210 نفر بیشتر قبول نکردند. 700 نفر که دیپلم دست‌شان بود و تکلیف داشتند یعنى بایستى حقاً قبول کنند مثل سایر ممالک شما جواب کردید یعنى گفتید که ما بودجه نداریم و وسیله نداریم بروید بیرون تکلیف این 700 نفر محصل چیست دانشگاه که یک جایی است که درش امروز براى دانشجویان داوطلب باز است و یک جایی که رجال و دانشمندان آتیه را تعلیم می‌کند درش را ببندد و به 700 نفر دیپلمه یک مرتبه بگویند برو بنده مواجه شده‌ام آن‌ها می‌روند مستخدم می‌شوند دلال می‌شوند آخر این‌ها یک چیز‌هایی است که نمی‌تواند آدم ببیند و خوددارى کند دیگر وزارت کشاورزى که آقاى وزیر کشاورزى هم تشریف ندارد یعنى این وزارت کشاورزى وجود یا عدمش على السویه است (یک نفر از نمایندگان - یعنى بفرمایید با این تشکیلات فعلى - عدمش به ز وجود) عدمش به ز وجود براى این که هیچ اثرى ندارد وقتى که درش را ببندید اثرى نخواهد داشت (یک نفر از نمایندگان - مزاحمتش کمتر می‌شود) در جایی که یک بودجه صحیحى را یک دولتى می‌دهد بایستى براى وزارتخانه‌ها یک سازمان دائر به وزارت کشاورزى اختصاص بدهد و از وضع فلاحتى این مملکت خوب استفاده بکند به نفع مردم استفاده بکند اراضى بااستعداد در ایران همیشه هست و تا حالا همین طور بایر مانده است و این قدر آب در این مملکت به هدر می‌رود نتیجه آن می‌شود که مردم در این مملکت بیکار هستند خوب است یک تشکیلاتى بدهید و این اراضى را دائر کنید و این مردم را به کار وادارید مملکت را آباد کنید. دیگر بنده نمی‌فهمم این دولت‌ها می‌آیند و یک برنامه‌ای می‌دهند و این قدر از برنامه دادن خسته شده‌اند که دولت به محض این که از پشت تریبون این رفت و برنامه را داد ابداً توجهى به آن برنامه ندارد و نگاهى هم به آن برنامه نمی‌کند (با تمانقلیج - علتش این است آقاى دکتر که دولت از روز اول متزلزل است) علت تزلزل را هم عرض می‌کنم (باتمانقلیج - در هر حال بایستى انتظار داشت که بماند یک دولتى) و عرض کنم بنده که از کسانى بودم که به دولت آقاى هژیر رأى دادم بعد هم رأى خواهم داد بنده مخالف با ایشان نیستم بنده می‌گویم یک کسى که در این مملکت رویش حساب می‌شد و مورد توجه ما بود خوب امروز انتظارى داشتیم از شما آقا (باتمانقلیج - حالا هم داشته باشید) آقاى حکیم‌الملک خطایی نکرد - ظلمى نکرد حیثیات و احترام‌شان محفوظ است این که به ایشان گفتیم شما بروید ایشان بیایند علت آن چى بود؟ ما گفتیم که ایشان جوان هستند قدرت دارند اطلاعات هم دارند می‌توانند کار بکنند غیر از این که دیگر چیزى نبود (حائزى‌زاده - اشتباه کردند آقا) (باتمانقلیج - اشتباه نکردند صحیج است) عرض کنم براى دارایی بنده می‌خواستم راجع به وزارت دارایی عرض کنم که این وزارتخانه آقا یک شهرى شده آن قدر ادارات غیر لازم آنجا تأسیس شده که لاتعد و لاتحصى آن قدر کارمند اضافى در این جا هست اگر یک مراسله از یک دفترى بگذرد بایستى که مراحل متعددى را طى بکند.

دستگاه وصول دولت بایستى دستگاه خیلى حساسى باشد و یک دستگاهى که این طور کار می‌کند مشکل و پیچیده می‌باشد 120 میلیون تومان یعنى یک خمس کل عایدى مملکت صرف می‌شود به وزارت دارایی و ادارات منضمه‌اش یک خمس بودجه 120 میلیون تومان صرف این وزارتخانه است. بنده اینجا می‌خواهم که راجع به سازمان خدمات شاهنشاهى عرض کنم یک عده سابقاً در این مملکت اهل خیرات و مبرات بودند حالا دیگر نیستند آن نیت از مردم ساقط شده حالا یک مؤسساتى تشکیل شده است این مؤسسات، مؤسسات خیریه هستند کمک می‌کنند آقا بنده هیچ انتقادى راجع به این مؤسسات قبول نمی‌کنم. براى این که در این مملکت یک عده یی هستند که شما بایستى بروید سر آن کوه ببینید این سیاه زخمى که با دو تا آمپول و سرم خوب می‌شود آنجا زخمى هستند این مؤسسات کمک می‌کنند و مفید به حال مردم هست و مؤثر است (صحیح است) مقدارى زیادى درماندگاه تأسیس کرده‌اند بنابراین مادام که بدها را می‌گویم خوب‌ها را هم بایستى بگویم و بنده مؤسسه سازمان خدمات شاهنشاهى و مؤسسه شیر و خورشید سرخ را دو مؤسسه نافع و مفید و موثر براى این مملکت می‌دانم (صحیح است) و معتقدم از هر راهى که ممکن است باید تقویت کرد عقیده شخص خود بنده است و واقعاً از آن اشخاصى که از براى مؤسسات همیشه کار می‌کنند بایستى از آنها امتنان داشت (صحیح است.) و واقعاً آنهایی هم که خدمات می‌کنند بایستى تشویق بشوند کار خوب را می‌گوییم خوب و کار بد را ما می‌گوییم بد، آن همه انتقادات شده راجع به دولت حالا بنده راجع به مجلس هم می‌خواهم یک عرضى بکنم (بفرمایید) عرض کنم مملکت ما از لحاظ فرهنگ و بهداشت، خوب معلوم است. از لحاظ زندگى و اقتصادیات وضع بسیار پریشانى داریم از لحاظ اخلاق وضع‌مان

+++

بسیار بد است اصلاً اصول اخلاق از این مملکت رخت بربسته است و اصول اخلاق و مذهب و دین سست شده است، دزدى و رشوه در تمام شئون زندگى ما حکومت می‌کند عناصر صالح دارند متروک و مهجبور می‌شوند فساد دارد به صلاح و تقوى چیره می‌شود. ما در یک سراشیبى تند و در یک انحطاط قرار گرفته‌ایم (صحیح است) البته دولت‌ها تقصیر دارند ولى ما نمایندگان مجلس باید دامن همت به کمر بزنیم (صحیح است) از اغراض شخصى برحذر باشیم (صحیح است) یک جهت براى فلاح و رستگارى ملت ایران یک کارى بکنیم یک همتى بکنیم و الا گفت:

با دو قبله در ره توحید نتوان رفت راست             یا رضاى دوست باید با هواى خویشتن

رئیس - پیشنهادى براى ختم مذاکرات رسیده است که قرائت می‌شود: (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم که مذاکرات در اطراف ماده اول کافى است دکتر راجى

دکتر راجى - بنده خیال می‌کنم که همه آقایان می‌فرمایند که هفت سال است ما بودجه تصویب شده‌ای ندارد (صحیح است) چند نفر نمایندگان هر یک به نوبه خود مایل است راجع به مسائل مربوط صحبت بکند و اگر هر یک از این‌ها ده جلسه صحبت بکند دردها و نواقصى که در این کشور است تمام نخواهد شد (صحیح است) و در ضمن وقت می‌گذرد و با بودجه‌ها یک دوازهم، یک دوازهم پیش می‌آید. بنده عقیده دارم با وضعیت کنونى کشور اگر بزرگ‌ترین اقتصاددان‌های دنیا را بیاوریم سیر ستفرد کریس هم بیاید بودجه بنویسد نمی‌تواند بنویسد نظریات آقایان خوب است در ضمن پیشنهادات مفید و بجا در هر ماده‌ای پیشنهاد بشود و مورد توجه قرا بگیرد و تصویب مجلس شورای ملى بگذارد.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - عرض کنم نیت آقاى دکتر راجع بسیار قابل تقدیس است که مجلس کار بکند و زودتر به نتیجه برسد. ولى بعضى از مطالب اساسى هست که هنوز تذکراتى نشده است (صحیح است) مخصوصاً نسبت به ارقامى که در بودجه قید شده است با وجود این که آقایان ناطقین تذکرات مفیدى دادند ولى نسبت به ارقام یک تذکرى داده نشد است (صحیح است) که چیز را می‌خواهم رأى بدهند. از این جهت استدعا می‌کنم که اجازه بفرمایید که من چیزى را که تهیه کرده‌ام به نظر آقایان نمایندگان برسانم.

رئیس - آقاى دکتر معظمى بفرمایید ایشان پس گرفتند.

دکتر معظمى - عرض کنم اگر آقایان می‌خواهند خارج بشوند ممکن است تنفس کنند. به عقیده بنده مهم‌ترین وظیفه‌ای که قانون اساسى براى نمایندگان معین کرده است. بحث و اظهار نظر در باره بودجه است و آقایان اگر پادشاهان باشد در این باره قسم خورده‌اند که از حقوق ملت ایران دفاع بکنند (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان - عده زیادى هم قسم نخوردند) و چیزى که مهم‌ترین وظیفه است این است که راجع به درآمد و خرج اظهار نظر بکنند و سایر کارها وظیفه همه وکیل نیست. مهم‌ترین وظیفه‌اش تصویب بودجه است. بنابراین آقایان اگر خسته هستند تشریف ببرند بعد در جلسه دیگر صحبت می‌کنم بسته به نظر آقاى رئیس است.

رئیس - از طرف آقاى تقى‌زاده یک پیشنهادى رسیده است که فورى است اگر آقایان اجازه بفرمایند ایشان بیانات خودشان را بکنند و بیانات آقاى معظمى باشد براى جلسه بعد. (پیشنهاد به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى. چون مطلبى پیش آمده است که در آن باب تذکرى داده شود و چون فوتى است و تأخیر جایز نیست لذا پیشنهاد می‌کنم به قید فوریت مجلس اگر بدانند که اجازه بدهد به قدر دو سه دقیقه این موضوع به عرض مجلس برسد.

رئیس - آقایان موافقت می‌فرمایند که بیانى دارند بکنند؟

نمایندگان - بفرمایند.

حاذقى - پس آقاى رئیس اعلام بفرمایند فردا جلسه باشد.

تقى‌زاده - عرض بنده بسیار مختصر است و مربوط به همین قانونى هست که اخیراً از مجلس گذشت و بعد از 20 روز مباحثات آخرش مورد تصویب مجلس شد و اصلاحاتى شد ولى این که تصویب شد راجع به عفو عمومى مقصرین آذربایجان این کار به طور لازم اجرا نشده است و جاى تأسف است که چون یک قیدى در این شده هر قیدى که در اینجا بشود تشبث به آن قید باعث تأخیر کار می‌شود می‌خواستم بگویم که کاش قتل و غارت را هم استثنا نکرده بودیم می‌گفتیم آزاد است همین قدر که گفته شد (به جز مرتکبین قتل و غارت) آن‌ها تأخیر می‌اندازند و می‌گویند که دوسیه نیست. دوسیه کجاست؟ می‌گویند که در تبریز است باید بنویسیم که از تبریز بیاورند اولى ماشاءالله کار می‌افتد به دست عمال جزء و یا کل و این‌ها را الى مالانهایة له بایست اول معلوم کرد. پیشنهادى که بنده عرض کردم توضیح این است که دیروز خدمت آقاى وکیلى رفته بودیم در خدمت آقاى وزیر عدلیه و ایشان را بردیم به محبس. براى این کار هم نرفته بودیم هیئتى براى حمایت زندانیان تشکیل شده بود بنده هم داوطلبانه جزو آن هیئت بودم و همچنین براى سایر محبوسین که رفته بودیم به قصر قاجار همه جا را نگاه کردیم وقتى رفتیم معلوم شد که یک عده‌ای را مرخص نکرده اند و مکرر طول داده می‌شود و آن‌ها اعلان گرسنگى کرده بودند شش روز بود که هیچ چیز نخورده بودند و در بستر بودند و ما هر چه سعى کردیم و شاید دو ساعت اوقات ما صرف شد که یک قدرى آب و شربت به آنها بدهیم و قول بدهیم که اکنون از پشت سفارش شما می‌رویم تا فردا درست می‌شود گفتند که نمی‌خوریم که نمی‌خوریم از این جهت لازم دانستم که توجه دولت را معطوف به این قسمت بدارم که هیچ دلیلى که قانون اجرا نشود نیست و اگر دلیلش هم این است که باید دوسیه رسیدگى شود یک ضامن بگیرند آدرس‌شان را بگیرند بعد از این که رسیدگى کردند و دیدند قتل و غارت است آن‌ها را دوباره ببرند محکوم بکنند به زندان و از خارج یک چیزى هم شنیدم که ربطى هم به مطلب ندارد و گمان هم نمی‌کنم صحیح باشد و آن این است که بعضی‌ها می‌گویند که بعضى از این‌ها نظامى هستند چون بنده در قانون چیزى نمی‌بینم که نظامى و غیرنظامى را تبعیض کرده باشد قانون صراحت دارد که هر کسى در مورد اتفاقات آذربایجان دخالتى داشته باشد به کلی معاف خواهد بود الا کسى که مرتکب قتل و غارت شده باشد (صحیح است) اگر آقایان صلاح بدنند می‌خواستم تمنا بکنم که مجلس شوراى ملى توجهى بفرمایند به این مردم که از گرسنگى تلف می‌شود این‌ها را خلاص بفرمایند.

رئیس - اظهارات آقاى تقى‌زاده با این ماده الحاقیه آیین‌نامه تطبیق می‌کند قرائت می‌شود «5 - سابقه مذاکرات نمایندگان در ابتدا و ختم مجلس چون برخلاف نظامنامه نیست کما فى السابق محفوظ باشد» حالا هم ساعت دوازده است. و می‌توان بعد از دستور صحبت کرد.

نخست وزیر - می‌خواستم عرض کنم رسیدگى می‌شود بعد جواب به عرض مجلس می‌رسد.

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - پیشنهادى رسیده که فردا جلسه باشد (به شرح زیر قرائت شد)

 (پیشنهاد می‌کنم که جلسه فردا تشکیل شود - حاذقى)

 (عده‌ای از نمایندگان - پس‌فردا)

 (حاذقى - اگر مخالفتى هست باید صحبت بکنم) (عده کافى نبود)

آقایان نمی‌گذارند که مجلس تشکیل باشد تا تکلیفش معلوم شود. بعد از این بنده یک کلمه اگر راجع به وقت مجلس حرف زدید هیچ بیانات شما را قبول نخواهم کرد.

جلسه پس‌فردا ساعت هشت و نیم صبح‏

(مجلس ده دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

 

یادداشت ها
Parameter:294411!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)