کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 101 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 19 دی ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: غلامرضا فولادوند- دکتر شایگان- ناظر‌زاده- حائری‌زاده

3- بقیه مذاکره در طرح راجع به مطبوعات

4- بیانات آقای وزیر جنگ راجع به حکومت نظامی شهرستان‌ها

5- تقدیم لایحه بودجه 1330 کل کشور به وسیله آقای معاون وزارت دارایی

6- معرفی آقای جوادی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای وزیر دادگستری

7- بقیه مذاکره در طرح پیشنهادی راجع به مطبوعات و خاتمه مذاکره آن

8- طرح گزارش راجع به تفاوت حقوق بازنشستگی افسران و درجه‌داران ارتش

9- تعیین و موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 101

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 19 دی ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: غلامرضا فولادوند- دکتر شایگان- ناظر‌زاده- حائری‌زاده

3- بقیه مذاکره در طرح راجع به مطبوعات

4- بیانات آقای وزیر جنگ راجع به حکومت نظامی شهرستان‌ها

5- تقدیم لایحه بودجه 1330 کل کشور به وسیله آقای معاون وزارت دارایی

6- معرفی آقای جوادی به معاونت وزارت دادگستری به وسیله آقای وزیر دادگستری

7- بقیه مذاکره در طرح پیشنهادی راجع به مطبوعات و خاتمه مذاکره آن

8- طرح گزارش راجع به تفاوت حقوق بازنشستگی افسران و درجه‌داران ارتش

9- تعیین و موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه .

 

مجلس ساعت نه و پنجاه دقیقه صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه: آقایان محمود محمودى- عبدالحسین اورنگ محمدعلى نصرتیان سید محمدعلى شوشترى سالار سنندجى کشاورزصدر دکتر طاهرى- دکتر مصدق دکتر شایگان.

غائبین بى‌اجازه: آقایان جواد مسعودى سلطانى حسین کوراوغلى شهاب خسروانى عبدالوهاب اقبال آشتیانى‌زاده غلام‌حسین ابتهاج ابوالفضل تولیت دکتر عبدالحسین طبا دکتر مصباح‌زاده.

دیر‌آمدگان با اجازه: آقاى دکترکیان یک ساعت آقاى حسین مکرم یک ساعت آقاى فرامرزى 45 دقیقه.

دیر‌آمدگان بى‌اجازه: آقاى حسن اکبر یک ساعت آقاى محمد هراتى یک ساعت.

رئیس- نسبت به صورت جلسه پیش نظرى نیست؟ ملک‌مدنى بفرمایید.

ملک‌مدنى- در جلسه پیش که بنده راجع به آن پیشنهاد تذکراتى دادم در صورت جلسه یک موضوعى هست که در اصل مطلب تأثیر دارد این را خواهش می‌کنم اصلاح کنند این (ملاحظه کنم) نیست (متذکر شوم) است. این را خواهش می‌کنم اصلاح کنند چون در اصل مطلب تأثیر دارد.

رئیس- اصلاح می‌شود. آقاى اردلان.

اردلان- عرض کنم که چون مذاکرات مجلس شوراى ملى انعکاس آنچه که در اینجا گفته می‌شود باید داشته باشد بنده برحسب لزوم عرض می‌کنم که نسبت به پیشنهاد بنده که اعلام رأى فرمودید بنده تقاضاکردم که شمرده شود و جناب آقاى فولادوند شمردند و فرمودند که چهل و چهار نفر برخاستند در صورت مجلس این نوشته نشده که 44 نفر رأى دادن بنده با اظهار تشکر خواستم این موضوع منعکس شود.

رئیس- آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده- صورت جلسه الساعه به دست بنده رسیده یک اشتباهات مختصرى ممکن است در مطبعه شده باشد خواستم تذکر بدهم که اصلاح بشود.

رئیس- اصلاح می‌شود. دیگر نظرى به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: غلامرضا فولادوند- دکتر شایگان- ناظرزاده- حائرى‌زاده.

رئیس- چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى فولادوند بفرمایید.

اسلامى- آقاى رئیس امر بفرمایید از دولت هم بیایند.

رئیس- مى‌آیند چون حالا نطق قبل از دستور است.‏

غلامرضا فولادوند- با کمال تأسف پیشنهادى که بنده در جلسه قبل دادم سوء‌تعبیر شده (آزاد- خیلى زیاد) آقاى آزاد استدعا می‌کنم گوش به عرایض من بدهید اگر عرایضى که کردم مطابق میل شما نبود......

رئیس- آقاى آزاد ساکت باشید آقاى حاذقى توجه بفرمایید.

حاذقى- آقاى رئیس هر کس که اینجا صحبت می‌کند توقع دارد که همه گوش بدهند ولى خودش حرف کسى را گوش نمى‌دهد خواهش مى‌کنم که نظامنامه را اجرا بفرمایید که همه

+++

گوش کنند.

فولادوند- عرایض بنده متأسفانه سوء‌تعبیر شده و برخلاف قانون نسبت به پیشنهاد بنده یک شروحى در بعضى از جراید نوشته‌اند براى این که آقایان نمایندگان محترم بدانند که منظور از این قانون چه بوده و جماعتى که کم‌تر به قانون مراجعه مى‌کنند متوجه این موضوع بشوند بنده امروز یک جریانى را به عرض مجلس مى‌رسانم و باز مطیع اکثریت مجلس هستم. مطابق قانون اساسى وکیل باید در ابراز عقیده و انشای رأى آزاد باشد به حکم همین آزادى من عقیده خودم را به طور صریح در مجلس شوراى ملى عرض نمودم چنانچه حکومت ما مشروطه است ما باید به دستور قانون اساسى عمل نماییم قانون اساسى به وکیل اختیار و آزادى در گفتار داده است و مدیران جراید که با استفاده از همان قانون از آزادى صحبت می‌نمایند بایستى به تمام مواد قانون مزبور عنایت و توجه فرمایند. در این مدت که مجلس بوده‌ام همیشه عقیده و نظر خودم را با کمال شهامت و بدون ترس از هر کس ابراز داشته‌ام و یقین دارم تا زمانی که بدون سوء‌نیت و صرفاً از لحاظ علاقه به وطن اظهارى می‌کنم خداوند یار و مددکار من خواهد بود و اما راجع به پیشنهاد بنده که مورد تصویب قرار گرفت عرض می‌کنم.

یک قسمت از پیشنهاد من مربوط به احترام به اساس دین اسلام و مقام مقدس انبیاء است که در این مورد طول کلام لازم ندانسته و هر مسلمانى را موظف به احترام دین و انبیاء می‌دانم (صحیح است) قسمت دیگر از پیشنهاد مربوط به اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و خانواده سلطنتى است من نمی‌دانم این قسمت از پیشنهاد اگر آقاى آزاد توجه بفرمایند چه عیب و ضررى داشته اقلیت و اکثریت موافق و مخالف تمام مدیران جراید به مقام سلطنت احترام دارند (صحیح است) احترام به سلطنت ثمره و نتیجه‌اش آن است که پادشاه و خانواده سلطان مصون از تعرض باشند و این که بعضى از اشخاص در مجلس و خارج خانواده سلطان را تعبیر برخلاف قانون و عرف کرده و دامادهاى پادشاه را جزو خانواده سلطان قلمداد کرده‌اند باید عرض کنم تحقیقاً سوء‌نیت نداشته ولى فقط به قانون توجه نفرموده‌اند براى روشن شدن امر توجه آقایان را به جلد دوم قانون مدنى جلب می‌نمایم در قانون مزبور کتاب نهم فصل اول از ماده 1195 الى ماده 1206 خانواده را تعریف کرده است (صحیح است) برابر آن قانون خانواده هر کس عبارت است از زوجه اولاد پدر و مادر و اجداد (صحیح است) در خط عمودى اعم از صعودى یا نزولى هر کس در این تعریف قانونى نباشد خانواده آن شخص نیست (صحیح است) و تصور می‌کنم با مراجعه به قانون این مشکل مرتفع است و من یقین دارم هر ایرانى که خود را پایبند به قانون و نتیجه مشروطیت می‌داند ملزم است به خانواده پادشاه احترام بکند و از این که ایرانیان براى پادشاه چه مقامى قائل هستند عرض نمی‌کنم زیرا یقین دارم آقایان مستحضر هستند و اما قسمت سوم از پیشنهاد بنده به این مضمون« و یا مردم را به قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى تحریک کند » که چند نفر از آقایان مدیران جراید این قسمت را برخلاف آزادى مطبوعات تفسیر کرده‌اند و نوشته‌اند من‌بعد هر کس به فلان وزیر گفت بالاى چشمت ابرو است روزنامه او را توقیف می‌کنند به نظر من برخلاف روح و مفاد و ظاهر این قسمت از پیشنهاد مرقوم داشته‌اند قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى آن نیست که بنویسند فلان وزیر دزدى کرده یا فلان رئیس‌الوزرا نالایق است (فرامرزى- شما پلیس نیستید که این طور بفرمایید) شما هم قاضى نیستید جناب آقاى فرامرزى شما استاد خوبى هستید و استاد من هم بودید و احترام هم به شما دارم و نویسنده خوبى هم هستید ولى متأسفم این تقصیر من نبود قیام بر ضد حکومت ملى برابر مبحث اول و مبحث دوم از فصل اول باب دوم قانون مجازات عمومى عبارت است از این که کسى جمعیتى تشکیل دهد که رویه آن ضدیت با سلطنت مشروطه ایران است و یا با مشارکت خارجى بر ضد مملکت ایران مسلحاً قیام نماید یا دول خارج را به جنگ با دولت ایران وادار کند یا وسایل تسهیل ورود دشمنان مملکت را به داخل خاک ایران فراهم کند یا اسرار قشون را بدون اجازه دولت به مأمورین دولت اجنبى ابراز کند یا اهالى مملکت را تحریص به مسلح شدن بر ضد حکومت ملى نماید و یا اهالى را به جنگ و قتال اغوا و تحریک کند یا عمداً قورخانه یا کشتى یا اسناد دولتى را محترق یا خراب کند یا افراد قشون را تحریک به عصیان نماید و یا به وسیله نطق و یا اوراق چاپى و یا خطى مردم را صریحاً به جنایات مذکور تحریص نماید این اعمال قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى است و تعریفى که کردم مربوط به استنباط یا شم قضایى من نیست بلکه این تعریفى است که صریحاً قانون مجازات عمومى از قیام و اقدام بر ضد امنیت خارجى و داخلى مملکت نموده است (صحیح است)

بنا به مراتب مزبور که بنده پیشنهاد دهنده قانون مورد بحث هستم در مجلس شوراى ملى ایران صریحاً عرض می‌کنم که نظر من برابر مراتبى است که عرض کرده‌ام و هیچکس نمی‌تواند برخلاف آن در اجراى قانون عملى نماید و چنانچه مقامى تخلف از این موارد کند احترام به قانون نکرده متخلف و مجرم است با تمام این احوال هنوز هم قانون در دستور مجلس است و من مطیع اکثریت هستم و اکثریت می‌تواند پیشنهاد مرا تجزیه نمایند و به آن رأى ندهند. بنا به مراتبى که عرض کردم در مورد این دو قسمت از پیشنهاد بنده هیچ مدیر روزنامه‌اى در مملکت ایران پیدا نمى‌شود که این گونه تحریکات را بخواهد بر علیه مملکت بکند (صحیح است)

و از این که بعضى از مدیران جراید من‌باب اشتباه در اطراف پیشنهاد بنده مقالاتى مرقوم داشته‌اند نهایت تأسف را دارم بنده همیشه حامى آزادى واقعى هر کس بوده‌ام چه رسد به مطبوعات. سوابق خدمت من در شهرهاى مختلف ایران از تهران اراک اصفهان کرمان گیلان، حاکى از این امر بوده که همیشه با نهایت درستى و شرافت انجام وظیفه کرده (صحیح است) من یک دینار به مال کسى طمع نداشته‌ام پدر من در راه مشروطیت تیر خورد و پیوسته حامى مظلومین بوده‌ام و در این راه مبارزه کرده‌ام و اما راجع به مندرجات روزنامه باختر امروز با رد کلیه مندرجات آن به احترام آقاى جلالى مدیر محترم روزنامه کشور دوست عزیز من در این جلسه عرض نمی‌کنم ولى توضیحاً عرض می‌کنم که از این مقالات و اتهامات دروغ واهمه و هراسى نداشته و عاجز از دفاع نیستم و اگر من‌بعد تکرار فرمودند جواب ایشان را آن طور که باید خواهم داد و عاجز از ابراز عقیده هم نیستم ولى بدانند موضوعى را که بنده پیشنهاد کردم مطابق میل قلبى آقایان بوده منتهى بعضى از بدخواهان آمده‌اند این طور تعبیر کرده‌اند و هر جور اکثریت مجلس تصمیم بگیرد بنده مطیع هستم (صحیح است)

رئیس- آقاى دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان- پیش از این که وارد این قضیه مطبوعات بشوم بایستى حسن اثرى که اقدام نمایندگان ملت در مردم داشته است آن را بنده اینجا اظهار بکنم در آن روز تاریخى که دولت آمد برخلاف افکار عمومى آن لایحه کذایى را اینجا قرائت کرد و به همه نمایندگان محترم حالت فوق‌العاده اضطراب و نگرانى فوق‌العاده اى دست داد به طوری که در حقیقت یک فرد در اینجا نبود که به حال طبیعى بماند همه که از این مجلس خارج شدیم متأسف و متأثر بودیم بعد از آن که آن تأثر آنى گذشت و قدرى تعقل کردیم دیدیم که این عمل نارواى دولت یک اثر مهى براى ملت ایران داشت و این اثر مهم عبارت از این بود که به دنیا ثابت شد که مجلس شوراى ملى ایران در مواقعى که خطرى متوجه منافع مملکت باشد مثل فرد واحد اقدام می‌کند (صحیح است) و اصلاً و ابداً اختلافات عقیده‌اى که بین آقایان است تأثیرى در این قبیل موارد ندارد (صحیح است) تمام مردم و جراید که زبان مردم هستند این عمل مستحسن نمایندگان را تجلیل کردند بنده وقتی که شب در باب این اقدام جوانمردانه نمایندگان محترم فکر می‌کردم در حقیقت از خوشحالى در پوست خود نمی‌گنجیدم که این بیاناتى که مى‌شود این صحبت‌هایى که مى‌شود اینها همه در اشتباهند اگر تصور بکنند که نمایندگان ملت ممکن است در اقدامات اساسى خلاف مملکت اقدامى بکنند (صحیح است) مطلب به اینجا هم خاتمه پیدا نکرد و در جلسه بعد این اقدام را تکمیل فرمودید و این جلسه دوم هم به نظر بسیارى از آن جلسات تاریخى است که همه به کلمه واحده و بالاتفاق آمدید و آن حرف‌هایی که نماینده دولت در اینجا زده بود رد فرمودید این مجلس یعنى مجلسى که در دل ملت ایران جا دارد این مجلس یعنى همان مجلسى که آزادی‌خواهان طالبش هستند این مجلس یعنى همان مجلسى که روزنامه‌ها توقع دارند به این شکل باشد بعد می‌رسیم به این قضیه پیشنهادى که اینجا شد بنده بسیار خوش‌وقتم که دهنده آن پیشنهاد آمد اینجا گفت که منظور او غیر از منظورى است که مردم این مملکت و مدیران جراید و آزادی‌خواهان از آن پیشنهاد استنباط کرده‌اند (صحیح است) با این اظهار دیگر جایز نیست که بنده در رد آن پیشنهاد و در باب این که آن پیشنهاد چه مضارى دارد بحث کنم معذالک بایستى خاطر محترم ایشان را متوجه بکنم به این که استنباطى که خود ایشان از آن پیشنهاد می‌کنند غیر از استنباطى است که مردم و قضات می‌کنند آقایان این قوانین را مى‌خوانند و پیش خودشان می‌گویند که بله این فلان مفهوم را ندارد فلان چیز را ندارد ولى اشخاصی که دست‌شان در کار است می‌دانند که دستگاهى که بایستى این قانون را به موقع اجرا بگذارد چه سوء تعبیراتى و چه سوء‌استفاده‌هایى مى‌کند آقایان از این عملیات اطلاع پیدا می‌کنند در صورتی که ما به معاینه می‌رویم و می‌بینیم بنده وکیل دعاوى هستم به طوری که می‌گویند لیس‌الخیر کالمعاینه

+++

شنیدن کى بود مانند دیدن بنده در غالب محاکمات راجع به جراید که حضور داشتم و تعبیر و تفسیرهایى که آنها می‌کنند دیده‌ام. تعبیرهاى آنها از آن حرف‌هایى است که موجب اعجاب است ولى مجبوریم که تسلیم هم بشویم چون حکم در دست آنها است تفسیر مى‌کند و این حکم را می‌دهد از همه مهم‌تر عبارت خاتمه آن پیشنهاد است که دو عیب کلى در او هست یکى این است که برخلاف اصول قضایى که باید اول رسیدگى شود و بعد متهم مجازات یا تبرئه بشود. این به قول آن آخوند که شخصى را تکه تکه کرده بود گفت خوب این ملعون چه کرده بود اول این ملعون را سر می‌برند بعد می‌آیند رسیدگى می‌کنند که آیا این تقصیرى داشت یا نه (رفیع- آخوند نبوده عامى بوده) آخوند به همان معناى عمومى آن روز آخوند گفتم ملا نگفتم. خلاصه این است که این برخلاف اصول محاکمات است. اصول محاکمات می‌گوید رسیدگى بکنید اگر متهمى مجرم شناخته شد مجازات کنید ولى این قسمت اخیر می‌گوید اول روزنامه را توقیف بکنید و مدیرش را هم اگر خواستید توقیف بکنید بعد رسیدگى بکنید ببینید تقصیرش چیست این عیب اول بود. عیب دومش عبارت از این است که تکلیف کار را به دست قاضى نمی‌دهند بلکه به دست آن کسى می‌دهید که تا به حال درخلاف قانون هیچ‌گونه تأملى نداشته یعنى پلیس. ملاحظه بفرمایید دادستان امر به توقیف شخص و جریده می‌دهد بنده دو هفته پیش سه هفته پیش محاکم داشتم وقتى که ایراد می‌کردم که آقا چرا این دادیار به جاى دادستان اظهار نظر کرده است که قاضى به بنده جواب می‌دهد آقا این چه حرفى است می‌زنید شما چرا حرفى که غیر عملى است می‌زنید چندین هزار دوسیه در اینجا مى‌آید آیا ممکن هست که دادستان خودش شخصاً در اینجا اظهار عقیده کند؟ شما که اهل‏ فن هستید می‌دانید که هر کس که وابسته باشد به دادستانى یا دادسرا (داد از این دادهاى متعددى که زبان فارسى را به روز سیاه انداخته است) خلاصه هر کس که وابسته به دادستان باشد می‌تواند این عمل را بکند یعنى شهربانى یک حاجى حسن خوش آب و علفى را پیدا می‌کند می‌نویسد به دادستانى که آقا این حسن خوش آب و علف مرد بسیار خوبى است و وارد امور قضایى است و به عنوان نماینده خودتان در شهربانى معرفى بکنید او هم یک چیزى مى‌نویسد که حسن خوش آب و علف شما در شهربانى نماینده دادستان هستید، آن وقت تکلیف جراید دیگر روشن است این حسن هر وقت دلش خواست می‌نویسد که فلان مدیر جریده را توقیف کنید یا فلان روزنامه را توقیف کنید بنابراین این عیوب در آن پیشنهاد بوده ولو این که پیشنهاد دهنده این نظر را نداشته باشد به منظور پیشنهاد دهنده عمل نمی‌شود بلکه آنها استنتاج و استنباطى که خودشان بخواهند خواهند کرد این بود که بعد از آن پیشنهاد آن هیجان و اضطراب فوق‌العاده در ارباب جراید پیش آمد و اتفاقاتى که همه وارد هستند پیش آمد. بنده پیش از این که پیشنهاد خودم را که نتیجه مشورت در کمیسیونى است که منتخب از آقایان بود در آن جلسه خصوصى عرض کنم دو سه کلمه براى رفع مشکل عرض می‌کنم. چیزی که محرک آقاى فولادوند در این قضیه شده است دو مطلب است که همه ما به صحت آن اذعان داریم. یکى این است که مملکت ما مسلمان است و همه ما هم مسلمانیم (صحیح است) و بالعبع هر مطلبى برخلاف دیانت اسلام منتشر شود دیگر چه رسد به این که اهانت باشد آن براى ما تحمل‌پذیر نیست (صحیح است) خوب این را همه اذعان داریم مطلب دوم که البته در درجه دوم است آن عبارت از احترامى است که در مملکت مشروطه به شخص شخیص اعلیحضرت همایونى مى‌شود (صحیح است) آن را هم ما ظاهراً و باطناً همه اذعان داریم ظاهراً براى این که همه ما اینجا آمده‌ایم قسم خورده‌ایم که به سلطان مملکت خیانت نکنیم (صحیح است) باطناً براى این که کسى گمان نمی‌کنم در این مملکت باشد که رژیم مشروطه را بهترین رژیم براى این مملکت نداند (صحیح است) تا به حال در بین آقایان نمایندگان ما نشنیدیم که بگویند آقا نه این وضع خوشایند نیست بنده که نشنیده‌ام (صحیح است) این اساس مطلب است براى ایشان این توهم ایجاد شده است که چون این قوانین که بعد از قانون محرم 1326 گذشت بعضى متوجه این دو امر بوده است و شاید اگر این دو امر را ما مسکوت بگذاریم صدمه‌اى به این دو امر وارد می‌آید البته ذهن‌شان متوجه شده است که مثلاً این قانون اخیر بعد از آن قضیه دانشگاه پیش آمد ولى الان که همه ما می‌دانیم که آن قضیه دانشگاه صحنه دوم قتل ایمبرى و قضیه سقاخانه بوده است حالا کار ندارم عرضم این است که ایشان به فکرشان آمده است که شاید این دو مطلب تأمین نشده است بنده خدمت ایشان عرض می‌کنم که آقا این دو مطلب تأمین شده و به بهترین وجهى (قانون اینجا پیش بنده است) در این قانون این دو مطلب در کمال خوبى پیش‌بینى شده و ما احتیاجى به این پیشنهاد نداریم این در حقیقت عمل زائد و عمل لغوى است آقایان البته همه در جریان این قانون هستند ولى چون قانون کهنه است و ممکن است از خاطر محترم آقایان محو شده باشد بنده بعضى از موادش را اینجا به عرض آقایان می‌رسانم.

یکى ماده 31 است که توجه ایشان را جلب کرده است و تفسیرش را خواسته‌اند ماده 31 به این نحو است توهین به مقام منبع سلطنت ممنوع قانونى است و تخلف از این قانون مرتکب را اگر از مدیران جراید باشند از 3 ماه الى یک سال محکوم به حبس و یا با التزام شرعى از 10 تومان الى سیصد تومان دادنى خواهد کرد و اگر غیر از مدیرهاى جراید هستند برحسب تشخیص عرفى مرتکب از 3 ماه الى یک سال حبس خواهد شد جریده یا لایحه‌اى که آن سوء‌ادب را کرده باشد یا مقاله مندرجه آن شامل آن خلاف باشد توقیف خواهد شد (مخصوصاً توجه به این قسمت اخیر بفرمایید) و این توقیف ممکن است ابدى باشد این براى حفظ مقام سلطنت، بعد براى آنهایى که قیام و اقدام بر علیه حکومت ملى بکنند

ماده 32 جعل اخبار و مقالات فتنه‌انگیز و انتشار آنها و نسبت آنها به کسى به دروغ ممنوع است همین طور بحث می‌کند و می‌رسد به ماده 49، در ماده 49 باز در همین باب صحبت است، مأمورین وزارت معارف که براى روزنامه معین می‌شوند و پلیس حق دارند روزنامه را در موارد ذیل توقیف کنند

1- آنجا که روزنامه یا جریده یا لایحه مضر به اساس‏ مذهب اسلام باشد.

2- آنجا که در روزنامه یا جریده هتک احترامات سلطنت شده باشد در این قانون با بهترین وضعى این قسمت‌هایى که ایشان می‌فرمایند تأمین شده و اینها دیگر زاید است که ما وارد شویم. بنده باید عرض کنم که این قانون یعنى این ماده واحده‌اى که از طرف آقاى مکى پیشنهاد شد البته منظور آزادی‌خواهان و منظور ملت ایران را این تأمین نمی‌کند. ما بایستى قانونى البته بگذرانیم که آزادى قلم و آزادى مردم را به هم التیام بدهد این هم کار آسانى نیست ولى انشاء‌الله این کار را خواهیم کرد. باید کارى بکنیم که قلم کاملاً آزاد باشد، حیثیات، شرافت و احترام مردم هم که این قلم‌ها خدام آن هستند آن هم بایستى محفوظ باشد.

به عقیده غالب آزادی‌خواهان این قانونى که الان خواهانش هستیم تأمین این منظور را نمی‌کند ولى آن کار محتاج به تأمل و تدقیق و مطالعه طولانى است. الان به واسطه اعمال خلاف رویه و خلاف قائده نسبت به روزنامه‌ها یک هیجان و اضطرابى ایجاد شده است آقایانى که رأى دادند به این که این ماده واحده بگذرد این آقایان اینجا روزى که این قضیه جراید مطرح بود این آقایان هم بالاتفاق طرفدارى از آزادى جراید کردند (صحیح است) رئیس محترم مجلس آن نطق بسیار مؤثر را در باب جراید و آزادى جراید فرمودند. پس همه متفق شدند به این که بایستى فعلاً این اضطرابى که از اعمال خلاف رویه دولت پیش آمده است این اضطراب را از میان برد ولى عرض کردم این قانون قانونى نیست که رفع حاجت ما را بکند این قانون بایستى اصلاح شود به همین مناسبت پیشنهاد دهنده می‌گوید که در ظرف یک ماه اشخاصى که راغب هستند در این قانون تجدید نظرى بکنند تجدید نظر خواهند کرد و پیشنهادهایى که می‌تواند آزادى شخصى را با آزادى مدیران جراید التیام بدهد ترتیبى بدهند که این قانون اصلاح شود (صحیح است) بنابراین اگر بر فرض محال بعضى از مسائلى که آن روز مطرح شده است در این پیشنهاد در قانون 26 هم نباشد مورد نگرانى نیست براى این که بعداً این را آقایان با پیشنهادى که می‌دهند به دولت یا کمیسیونى که مأمور مى‌شود براى این که این قانون را تهیه کند اصلاح خواهند کرد رفع نگرانى خواهد شد علاوه بر اینها خاطر محترم آقایان مسبوق است که از جهت آیین دادرسى و اصول محاکمات هم قانونى الان مورد شور مجلس سنا است و در آنجا مشغول هستند که براى امر رسیدگى به جرایم مطبوعاتى که مهم‌ترین قسمت قانون مطبوعات است قانون بگذارند. بنابراین جاى نگرانى براى احدى باقى نمی‌ماند فرصت باقى است که هر نظر اصلاحى که آقایان داشته باشند آن نظر اصلاحى را تأمین بکنند بعد از آن که به کیفیت تقدیم این ماده واحده پى بردند توجه مى‌کنند که هر پیشنهاد دیگرى داده شود، آن پیشنهادها فعلاً خارج از موضوع است و بى‌نتیجه است به همین دلیل بود که پیشنهادات بسیار

+++

مهم و مفید مثلاً پیشنهاد آقاى اردلان که پیشنهاد بسیار مفیدى بود آقایانى که متوجه بودند که چرا این ماده را می‌گذرانند گفتند آقا، این را هم قبول نداریم. پس نظر مجلس به این متوجه شده است که فعلاً در مقام قانونگذارى براى مطبوعات نیست بلکه فقط براى رفع اضطراب این آقایان مدیران جراید اقدامى مى‌کند و اقدام عبارت از این است که آنها خواهان این شدند، مجلس هم می‌گوید من که صمیمانه حاضرم که به جراید کمک کنم این خواهش شما را بر می‌آورم، بنابراین هر نوع پیشنهاد دیگرى بشود فعلاً با آن منظور مجلس موافقت نمى‌کند، می‌ماند یک مطلب و آن مطلب عبارت از این است که آقایان در جلسه خصوصى دیشب هم توجه داشتند که این کار یعنى پیشنهاد آقاى فولادوند لازم نبوده است، حداقل این است که لازم نبوده است بعد هم که بسط کلام دادند و مضر دانستند. منتها صحبت از ترتیبى است که بشود از این پیشنهاد صرف‌نظر کرد، اینجا دو تا اشکال متوجه می‌شود یکى این که چه کنیم که این پیشنهاد مطابق آئین‌نامه مجلس موضوعش منتفى بشود. این یکى و در ثانى این است که این توهم ایجاد بشود که نمایندگان محترم مجلس در این مسائلى که در اینجا پیشنهاد شده است آنها نظرى ندارند، یعنى توجهى ندارند. بنده عرض مى‌کنم که این دو مشکل را هم رفع کردیم، مشکل اول به این ترتیب رفع می‌شود که پیشنهاد تجزیه‌اى که از طرف جناب آقاى حائرى‌زاده داده شده و همه آقایان هم قبول دارند که این پیشنهاد تجزیه بشود در موقع رأى نهایى جناب آقاى رئیس رأى مى‌گیرند این پیشنهاد تجزیه را مى‌دهند ایشان تجزیه مى‌کنند این ماده واحده را یک جا و دیگرى را یک جا و بعد اگر این عرایض بنده را قبول دارید.

و اگر آقایان بخواهند به این نحو انشاء‌الله مطلب خاتمه پیدا بکند در قسمت دوم ممکن است رأى ندهند. مشکل دوم هم که موضوع ندارد به دلیل این که این بیانى که بنده عرض کردم صرفاً براى همین بود اگر این مطلب نبود، اگر این توهین هم نمی‌شد، بنده این عرایض را نمى‌کردم. بنده این عرایض را کردم براى خاطر این که بگویم نمایندگان مجلس به هر دو موضوع علاقمند هستند ولى چون که این دو موضوع در قانون 26 تأمین شده است دیگر لازم نمى‌دانند. به خصوص که این پیشنهاد مطابق شده است با یک افکارى که آن افکار ولو همان طوری که آقاى فولادوند گفتند منظور ایشان نبوده است، آن افکار هیجان و اضطراب تولید کرده، بنده عرضم را خاتمه می‌دهم به همین مطلب که اگر آقایان این عرایض بنده را قبول دارند الان بعد از این که نطق‌هاى قبل از دستور تمام شد، اینجا پیشنهاد تجزیه خوانده می‌شود، سایر آقایان هم که پیشنهاد داده‌اند از پیشنهاد‌هاى دیگر خودشان صرف‌نظر می‌فرمایند موقع رأى نهایى این پیشنهاد تجزیه داده می‌شود و به این قسمت دوم رأى داده نمی‌شود در خاتمه عرایضم تلگرافى از وجوه اهالى فارس توسط جناب آقاى دکتر مصدق و نمایندگان محترم فارس در باب ملى شدن نفت داده شده است که این تلگراف را تقدیم ریاست محترم مجلس شوراى ملى می‌کنم (تقدیم نمودند) البته عرایض مفصلى در باب اقدامات خلاف قانون دولت دارم ولى الان هیچ موردى براى این نمی‌بینم و عرایض خودم را خاتمه می‌دهم (صحیح است احسنت)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده پنج دقیقه وقت‌شان را به آقاى ناظرزاده داده‌اند.

ناظرزاده‏-

دو کس را اگر در جهان دیدمى‏

( احسنت احسنت) بگرد سر هر دو گردیدمى‏

یکى آن که گوید بد من به من‏

دگر آن که پرسد بد خویشتن‏

( به‌به، احسنت)

در حکومت مشروطه مطبوعات نقادى سه رکن دیگر را بر عهده دارند. هیچ شخص با هیچ دستگاهى که طالب اصلاح خود و دیگران باشد از تذکرى که به او می‌دهند رنجیده و ناراضى نمی‌شود و در صدد انتقام بر نمی‌آید، بنده راجع به مطبوعات چون دیدم اشخاصی که پیوستگى‌شان به قدر بنده نبود در اینجا داد سخن دادند نمى‌خواستم عرض بکنم ولى چون مطلب به آنجا رسیده که آقایان اطلاع دارند و دیشب مقام ریاست محترم مجلس با عده‌اى از نمایندگان محترم مثل جناب آقاى ملک‌مدنى و جناب دکتر معظمى و سایرین که از طرف مجلس انتخاب شده بودند منتهاى حسن نیت و صمیمیت را نسبت به مطبوعات نشان دادند وظیفه خودم دانستم که با اجازه‌اى که از طرف رفقاى مطبوعاتى دارم از حسن نیت و توجه مجلس شورای ملى تشکر بکنم (احسنت) فعلاً دو موضوع در اینجا مورد نظر و قبول مجلس است، یکى آزادى مطبوعات و دیگرى مصونیت مقام سلطنت از هر نوع اهانت (صحیح است) اما راجع به آزادى مطبوعات باید عرض کنم که به شهادت تاریخ و شواهد و امثال بسیار نوعاً در مبارزه شمشیر با قلم همیشه به نفع قلم و شکست شمشیر تمام شده (صحیح است) اگر چه موقتاً هم غالب شده باشد ولى در آخر کار فتح با شمشیر بوده است (خنده نمایندگان)

( عده‌اى ازنمایندگان- بر عکس فتح با قلم بوده است)

اگر قلم موقتاً مغلوب شده باشد بالأخره فتح با قلم بوده (احسنت) من عکس آن را گفتم و مى‌خواستم ثابت گردد که خود آقایان اگر کسى هم عکس این را بگوید متوجه هستند و تذکر می‌دهند، چون واقعاً و مجلس نسبت به قلم اهمیت می‌دهد اگر بنده عکسش را هم گفتم همه تذکر می‌دهند (صحیح است) براى مثال فقط از یک کتاب اسم می‌برم وقتی که ژان ژاک روسو کتاب امیل را نوشت، چون این کتاب مورد غضب کشیشان فرانسوى قرار گرفت خیلى سخت بر علیه نویسنده اعتراض کردند (صحیح است) کتاب را سوزاندند و قصد جان نویسنده را کردند خود ژان ژاک روسو می‌نویسد که من در خانه خودم مصونیت نداشتم و شب آمدند و سنگ انداختند و قصدشان این بود که در خانه مرا بشکنند و مرا بکشند. کتابى که به این طور مورد اعتراض واقع شده بود طولى نکشید که در دنیا عظمتى پیدا کرد که امروز شالوده تربیت آمریکایى از روى کتاب امیل ژان ژاک روسو است و در تمام موارد هر جا مبارزه‌اى اتفاق افتاده و خواسته‌اند از قدرت قلم جلوگیرى بکنند بالأخره به نفع قلم تمام شده (صحیح است احسنت) اگر نگویند که قلم مرتجع است عیناً مثل فنر وقتى که فشار دادند با قوه بیش‌ترى برمی‌گردد مقصود این است، چون فنر چیز قابل ارتجاعى است، اما راجع به مصونیت مقام سلطنت این حرف هم براى آن گفته نمی‌شود (صراحتاً می‌گویم) که خوش‌آمد گویى باشد آقایان در مملکت مشروطه شخص پادشاه مظهر استقلال و عظمت و حیثیت ملت و مملکت است (صحیح است) اگر بنا باشد مظهر استقلال ملت و حیثیت مملکت خداى نکرده مورد هتک حرمت قرار بگیرد به آن ملت در واقع اهانت شده و به همین جهت مجلس با این دو موضوع یعنى آزادى مطبوعات و در عین حال مصونیت مقام سلطنت از اهانت موافق است و در این قانون هم که بنده دیدم تمام قسمت‌ها را رعایت کرده‌اند حتى باید بگویم که در آن قانون قسمت‌هایى هست که این قدر هم در این قانون جدید نمى‌خواستم سخت‌گیرى بکنم و نکردیم که حق دارد از مواردى که روزنامه را دولت می‌تواند توقیف و ضبط کند آنجا است که نقشه و طرح حرکت قشون با دیگر اسرار نظامى مکشوف شده باشد آنجا که مندرجات روزنامه موجب هیجان کلى و اختلال و آسایش عمومى باشد تا اینجا هم در این قانون رعایت شده بنابراین بهتر نیست براى این که آقایان مدیران جراید هم زودتر به تحصن‌شان خاتمه بدهند و مجلس وارد کارهاى مهم‌تر و اساسی‌ترى بشود امروز سعى بفرمایند آقایان که حتى‌المقدور این کارتمام بشود که مجلس یک نفس راحتى بکشد (نمایندگان انشاء‌الله)

یک کاغذى هم یک چند تا تلگرافى هم از کرمان رسیده بود که از جناب آقاى احمدى استاندار کرمان مردم اظهار قدردانى کرده بودند و بنده وظیفه خودم دانستم که لااقل مظهر فکر آنها در اینجا باشم و آن طورى هم که می‌شنوم آقاى احمدى استاندار کرمان سعى کافى دارد تا آنجا که ممکن هست نسبت به آبادى شهرهاى استان هشتم و آسایش مردم قدم‌هایى بردارند و ما هم از ایشان تشکر می‌کنیم (احسنت)

رئیس- آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده- بعضى چیزها گاهى مد می‌شود و روح شاعرانه ما هم هى درجه را بالا می‌برد هى تند می‌شود و آخر به یک جایى می‌رسد که به پرتگاه می‌رسد. در جلسه سابق پیشنهادى از طرف یکى از نمایندگان شد و جناب رئیس رأى گرفته و فرمودند تصویب شد من تصورکردم تبصره به ماده واحده پیشنهاد شده در صورتی که چنین نبوده و پیشنهاد کننده اصلاح ماده 31 قانون مطبوعات محرم 1326 را تقاضا نموده بوده است این پیشنهاد اصولاً قابل طرح نبوده و مخالف ماده 120 آئین‌نامه می‌باشد.

آقایان مگر قانون 1326 در دستور بود که تجدید نظر شود؟ مگر ممکن است بدون تهیه طرح

+++

قانونى و انجام شرایط مقدماتى با یک پیشنهاد یک ماده از قانون رسمى مملکت را تغییر داد من موافقم که نماینده محترم طرحى تهیه فرمایند و قانون مطبوعات 1326 را مورد بحث قرار دهند.

این طرح فعلى فقط چند قانون را لغو می‌کند و تصریح دارد به استثنای قانون محرم 1326 طبق آئین‌نامه این پیشنهاد قابل طرح نبوده و عمل لغوى انجام شده است به علاوه ماها چرا وارونه فکر می‌کنیم؟ باید مطابق حاجت زمان قانون وضع کرد و لغو نمود.

در سال 1326 قمرى امپراطور روس خیلى قدرت داشت و طرفدار مقام سلطنت و مخالف آزادى بوده چین کمونیست فعلى تازه وارد انقلاب فکرى شده بود و هنوز مقام خاقانى و سلطنت خیلى طرفدار داشت هندوستان و پاکستان که برلیان تاج امپراطورى انگلیس بود در سایه امپراطورى اداره می‌شد در آن محیط که دنیا سلطنت‌پسند بود و هنوز از بت‌پرستى خارج نشده بود و بشر به مقام بت چه صورت انسان چه صورت حیوان داشت احترام می‌گذارد و مقام سلطنت و بت‌هاى مصنوع خود را مقدس می‌دانست در آن محیط قانون مطبوعات ایران نوشته شده نباید از پاپ کاتولیک‌تر شد.

در دنیاى امروز روس و چین آزاد مخالف سلطنت در جوار خود داریم هندوستان آزاد جمهورى در جنوب داریم دستگاه جامعه ملل و اعلامیه حقوق بشر داریم این قبیل مذاکرات خجلت‌آور است یقین دارم شاه راضى نیست بیش از این ناراضى مفت و مجانى براى او درست کنند به فرمایش جناب دادگر وقتى فشار زیاد شد اگر دریچه خروج بخار نباشد دیگ منفجر خواهد شد.

این جراید در حکم بخار است وقتى فشار زیاد شد اگر مخرج نباشد کار به انقلاب خواهد رسید براى من فرقى ندارد محبس یا تحصن یا بدبختى دیگر در هر صورت من در رنج و عذاب هستم چه انقلاب بشود چه نشود ولى شما فکرى به حال خود کنید.

آقایان وقتى یک فامیل زارع در دوره سال زمستان تابستان برف یخ سرما گرما عمل کرد و مختصر عایداتى در سرمایه سعى و عمل خود تحصیل نمود و به عناوین مختلف از مالیات مستقیم و غیر مستقیم خدمت نظام و سایر تحمیلات در رنج و عذاب بود و شنیدکه یکى از منسوبین شاه سگى را با چند هزار فرانک یا دلار یا لیره خریدارى کرده و در روزنامه عکس سگ قشنگ را دید و اجازه ندادند یک روزنامه‌نویس مسلمان بنویسد سگ در شرع اسلام نجس است و اگر نوشت جناب پلیس دارایى او را غارت کرد و خودش را حبس نمود چه خواهد شد؟ آیا این تاج و تخت باقى خواهد ماند؟ ماها قسم یاد کردیم که غیر از مصالح مملکت و ملت و حفظ قانون اساسى منظور دیگرى نداشته باشیم این قدس مقام سلطنت در قانون اساسى است این قبیل پیشنهادها با اوضاع فعلى دنیا به ضرر مقام مقدس سلطنت مى‌باشد.

دوستان نزدیک شاه مقتضى است رویه خود را عوض کنند و شاه سلطنت بر قلوب داشته باشد با این قبیل پیشنهادها و قوانین ایجاد نفرت و انزجار نسبت به مقام سلطنت بیش‌تر خواهد شد و مخالف مصالح مقام سلطنت مى‌دانم.‏

شما خیلى راضى باشید که در قوانین امروز همان احترام و اختیار 45 سال قبل که دنیا طرفدار سلطنت بوده باقى باشد و آن روزى که عکس‌العمل این پیشنهادها ظاهر شود نمی‌دانم چه خواهد شد آقایان ملت ایران مسلمان است اسلام به کلى مخالف صنوف ممتازه بوده و هست.‏

آقایان دوستى مادر و پدر براى اولاد لازم و واجب است و فرزند مگر خیلى فاسد ‌الاخلاق باشد قهراً پدر و مادر خود را محترم مى‌شمارد و احترام خود را فرع احترام پدر و مادر خود مى‌داند اما در قوانین جزایى براى فرزندى که ابوین خود را دوست ندارد مجازاتى نوشته نشده است. چرا، چون این دوستى طبیعى و قهرى است و مادام که ابوین ظلم و تعدى به حقوق اولاد خود نکرده قلباً ابوین محبوب فرزند خود مى‌باشد.

باید مقام سلطنت مانند بیرق و شیر و خورشید ایران نزد عموم ایرانى‌ها محترم باشد من اگر به جاى شاه بودم ابلاغیه صادر مى‌کردم که آنچه قوانین امتیاز براى مقام سلطنت قائل شده است صرف‌نظر کرده و میل دارم در مقابل قانون بدون امتیاز با سایر افراد مملکت مساوى باشم البته سلطنت بر قلوب خیلى ارزش دارد تا با فشارقانون و شهربانى احترام ایجاد شود.

خداوندبه پیغمبر اسلام دستور مى‌دهد (قل انما انا بشر مثلکم یوحى الى) باید ازعمل بزرگان تقلید کرد تا در صف بزرگان وارد شد آقایان ایران مجاور حکومت‌هاى مخالف رژیم سلطنتى است در عالم خیرخواهى می‌گویم به آنچه دارید قناعت و شکر کنیم که ترسم بدتر شود.

آقایان محترم این قبیل پیشنهادها کمک به مقام مقدس سلطنت نیست که اگر روزنامه‌نویسى بنویسد در شرع اسلام سگ ملوس قشنگ فلان شاهزاده خانم که به مبالغ گزافى خریدارى شده نجس است فورى گرفتار قضاوت پلیس مختارى شود یک جمله دیگر که لازم است عرض کنم موضوع سرقت است. در قانون انواع سرقت ذکر شده و براى هر یک مجازاتى در نظر گرفته شده فقط بردن مال سرقت نیست بلکه بردن مال بدون حکم محکمه و برخلاف قانون سرقت است اگر مالى را از کسى قرض نمودم و بردم سرقت نیست اگر طلب دارم با رضاى طرف یا به حکم محکمه گرفتم بردم سرقت نیست. موضوع سرقت بردن مالى است بدون رضاى صاحب مال و بدون حکم محکمه و قانون ‏البته قانون براى سارقین طبقاتى قرار داده یکى دزد عادى یکى دزد مسلح، یکى در شب یکى در روز، یکى دزدى فردى است یکى دزدى جمعى، یکى در یبابان یکى در شهر، یکى با آزار صاحب مال یکى مخفى و بدون آزار صاحب مال و براى هر یک از این انواع احکامى است در کتب قوانین جزایى که باید مراجعه شود. اشد مجازات براى سارقین دسته جمعى مسلح است که مقرون به آزار صاحب مال باشد این موضوع در تمام کتب قوانین جزایى براى هر یک فصل و بابى دارد روز گذشته یک نفر از من می‌پرسید این سرقت غارت روزنامه که افراد مسلح در شب با آزار صاحب روزنامه بدون حکم مطبعه را خراب و اوراق را سرقت یا غارت می‌نمایند مشمول کدام یک از این قیام است؟ من آنچه فکر کردم جوابى مفید نداشتم مگر این که بگویم که تقصیر مردم است که اجماع نمی‌کنند و خود را از شر این سارقین مسلح نجات نمی‌دهند. آقایان توقع دارم فکر کنند و جواب بدهند من در این موضوع بیش‌تر بسط کلام نخواهم داد دو سه کلمه راجع به حوادث این چند روزه عرض می‌کنم یک مدیر روزنامه‌اى را به اسم روزنامه هراز که مدیر آن آقاى تقوى است به جرم این که یک بیانیه‌اى راجع به نفت صادر کرده این را دولت علیه علیه‌السلام منتظر خدمتش کرده یکى کریم پور‌شیرازى است به واسطه این که نطقى راجع به نفت کرده منتظر خدمتش کرده‌اند یکى احمد انوارى است که مدیر روزنامه پرخاش است هنوز در مجلس شهربانى است با این که به او وعده دادند آزادش بکنند همین طور مانده است بنده چون جناب رئیس تذکر دادند وقت گذشته مواد قانونى که راجع به این موضوع بود می‌گذارم براى موقعى که خودش مطرح شود بحث می‌کنم (احسنت)

3- بقیه مذاکره در طرح پیشنهادى راجع به مطبوعات‏

رئیس- وارد دستور می‌شویم بقیه پیشنهادات طرح مطبوعات مطرح است.

مکى- بنده اخطار دارم به موجب ماده 90.

رئیس- حق ماده 90 شما محفوظ است امروز کار لازمى در دستور داریم موافقت بفرمایید که بگذرد.

مکى- بنده موافقت مى‌کنم بعد از قانون مطبوعات.

رئیس- پیشنهاد آقاى پیراسته قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده اول قانون مصوب سوم دی ماه 1321 به قوت خود باقى خواهد بود.

چند نفر از نمایندگان- نیستند.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم عبارت زیر به ماده واحده اضافه شود، فقط کسانى حق داشتن امتیاز روزنامه‌نگارى دارند که داراى ارزش تحصیلى به اندازه لیسانس بوده و یا لااقل دو جلد کتاب تألیف داشته باشند. تیمور‌تاش.

چند نفر از نمایندگان ایشان هم نیستند.

رئیس- یک پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد مى‌کنم تبصره ذیل به ماده 6 قانون

+++

مطبوعات 1326 قمرى اضافه شود.

تبصره- مدیر و سردبیر روزنامه باید داراى صلاحیت علمى باشد که مورد تصدیق شوراى عالى فرهنگ قرار گرفته باشد. پیراسته‏

رئیس- آقاى پیراسته‏

پیراسته- بنده چون عده‌اى از آقایان علاقه‌مند بودند که این قانون زودتر بگذرد این است که پیشنهادى که کردم فعلاً مسترد می‌دارم و در موقع طرح قانون مطبوعات تقدیم می‌کنم (احسنت)

رئیس- یک پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم صلاحیت نویسنده و روزنامه‌نگار را باید شوراى عالى فرهنگ تصدیق نماید و اعضاى شورای عالى فرهنگ را باید مجلس شورای ملى برحسب پیشنهاد دولت انتخاب نماید براى مدت شش سال. معدل‏

رئیس- آقاى معدل‏

معدل- اینجا صحبت شد و همه می‌دانیم که ما مقصودمان از این عملى که حالا می‌کنیم نسخ و نقض قوانینى است که مضر براى مطبوعات است و الا ما اکتفا نخواهیم کرد به قانون 1326 (صحیح است) چون قانون 26 قانون خوبى براى مملکت و براى مطبوعات نیست و نویسندگان پس از 45 سال که از مشروطیت و آزادى می‌گذرد نمى‌توانند با قید‌ها و بندهایى که قانون 26 براى آنها دارد آزاد عمل بکنند و به انتظاریم که قانون خوبى تدوین و وضع بشود و همان طوری که ملل دیگر از حق و آزادى استفاده می‌کنند در این مملکت هم استفاده بشود در این بابت بنده این پیشنهاد را از این نظر کردم که چون قانونى در دست اقدام است و در مجلس سنا مطرح است و همچنین هفته مطبوعاتى است و اذعان و افکار متوجه این موضوع است بنده در این باب صحبتى کرده باشم و این صحبت در گوش‌ها باقى بماند و در جراید نوشته بشود و پایه‌اى بشود براى این اساس خود نویسندگان هم یعنى آنها که واقعاً ارباب قلم هستند آنهایى که واقعاً هادى افکار هستند آنها که حقیقتاً براى خدمت به اجتماع این وظیفه را به عهده گرفته‌اند آنها هم از بعضى چیزها که نوشته می‌شود دلخور هستند خود آنها هم اگر بنشینند و با ایشان صحبت بکنند متوجه مى‌شوند که بسیارى از چیزهایى را که اشخاص ناباب مى‌نویسند خود آنها هم خوش‌شان نمى‌آید در هر صنفى ممکن است که اشخاص بی‌مورد وارد شده باشند و خودشان را جا زده باشند ولى نبایستى گناه آن اشخاص معدود را پاى تمام آن صنف گذاشت و به حساب آن دسته محسوب داشت هر وقت اصلاحى در باب قانون مطبوعات خواسته‌اند بکنند بنده دیده‌ام که از نظر درجه علم و فضلى و سوادى نویسنده بحث کرده‌اند در حالی که آن قدر معایبى که از نظر اخلاقى ممکن است ناشى بشود از نظر فضیلتى آن قدر ممکن است ناشى نشود و موضوع اخلاق هم چیزى نیست که بشود در قانون براى او با عبارت یک قید و بندى ذکر کرد لهذا بنده پیشنهاد کردم که بایستى شورای عالى فرهنگ صلاحیت اخلاقى نویسنده را تعیین بکند اما نه آن شورای عالى فرهنگى که حالا ما داریم که تحت تأثیر وزیر وقت فرهنگ است و ابداً موضوعى پیدا نمی‌کند براى آن نظرى که ما داریم ‏

محمدعلى مسعودى- وزیر فرهنگ اعمال نفوذ نمى‌کند و ایشان هم از آن وزرا نیستند که اعمال نفوذ بکنند.

معدل- مقصود بنده شخص وزیر فرهنگ فعلى نیست به طور کلى عرض می‌کنم که یک شورای عالى فرهنگ اساسى در این مملکت تشکیل بشود تا این قبیل کارهاى اساسى را بکند یکى برنامه تعلیمات ما را درست بکند و یک چیزى هم وضع بکنند که فرزندان ما را طورى تربیت کنند که در آتیه براى مملکت به درد بخورند یکى هم صلاحیت اخلاقى، نویسندگان و صاحبان روزنامه و صاحبان امتیاز و مدیران جراید را تصدیق بکنند هرگاه در این بابت ما وقت صرف بکنیم و براى تشکیل آن شوراى عالى فرهنگ یک قانونى بگذرانیم و خوب هم اجرا بکنیم به نظر بنده رفع بسیارى از نگرانى‌ها در مورد کار مطبوعات مى‌شود (صحیح است) و حتى خود ارباب مطبوعات هم از این بابت بهره و نصیب می‌برند یعنى قلم آنهایى که حقاً به درد مردم می‌خورند قلم آنها هم آزادتر می‌شود قدر آنها هم بهتر شناخته می‌شود و میدان براى آنها بهتر پیدا می‌شود بنده نه از این نظر که تسریعى در این امر فقط شده باشد از این نظر که اذهان را متوجه این امر کرده باشم و به خصوص این موضوع به گوش آقایان سناتور‌ها هم برسد که یک پایه اصلى براى اصلاح کار قانون مطبوعات عبارت است از تشخیص صلاحیت اخلاقى مدیر روزنامه و نویسنده، از این نظر این پیشنهاد را کردم و حالا هم مسترد مى‌کنم (احسنت)

رئیس- پیشنهاد آقاى تیمور‌تاش قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم عبارت زیر به ماده واحده اضافه شود:

فقط کسانى حق داشتن امتیاز روزنامه‌نگارى دارند که داراى ارزش تحصیلى به اندازه لیسانس بوده و یا لااقل دو جلد کتاب تألیف داشته باشند.

رئیس- آقاى تیمورتاش‏.

تیمورتاش- بنده باید قبلاً عرض کنم که دلیل عمده پیشنهاد بنده مراجع به عده زیادى از آقایان ارباب قلم بود و مخصوصاً به بنده متذکر شدند که معقول نیست در کشورى روزنامه‌نویسى آزاد باشد بدون این که یک حداقل پایه تحصیلى براى روزنامه‌نگار قائل بشوند بنده این اصل را کاملاً پسندیدم به دلیل این که مسلماً در دنیاى امروز سیاست با آن چه که در قرون گذشته و حتى در قرون نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود فرق کرده امروز فقط کسى مى‌تواند اظهار نظر بکند و در این عرصه قدم بگذارد که تا اندازه زیادى وارد بر جریانات باشد و مطلع باشد بداند چه مى‌گوید و به چه ترتیب مى‌تواند مردم را ارشاد بکند خیلى غریب است که براى هر کسب و کارى در این کشور یک پروانه‌اى هست و اجازه مى‌دهند که فلان کس فقط در صورت داشتن فلان شرایط مى‌تواند داخل آن کار بشود و اما روزنامه‌نگارى که داراى اهمیت است و دیگر بنده در این باره عرضى نمى‌کنم چون که تمام وقت این دو سه جلسه اخیر مجلس وقف این موضوع بوده است و به تمام معنى مى‌توانم عرض کنم چیزى که عیان است چه حاجت به بیان است این موضوع به این اهمیت و با در نظر گرفتن این که روزنامه‌نویسان و ارباب قلم پیش‌قراول‌هاى ارشاد افکار عمومى هستند این آقایان هیچ‌گونه ارزش علم برایشان قائل نشویم و به هر کسى اجازه داده بشود که قلم به دست بگیرد و چیزى بنویسد بنده روى این زمینه این پیشنهاد را کردم و استدعاى بذل توجه دارم تصدیق مى‌کنم که دو سه روز پیش یعنى در جلسه گذشته راجع به مشابه این موضوع بحث شد و رد شد بنده مخصوصاً این را تکمیل کردم به این معنى که یا ارزش لیسانس داشته باشد یا لااقل دو جلد کتاب تألیف داشته باشد و خیال مى‌کنم حداقل ممکن براى یک کسى که ادعا مى‌کند که مى‌تواند قلم به دست بگیرد و چیز بنویسد یکى از این دو تا است بنده استدعاى بذل توجه در این موضوع را دارم.‏

رئیس- آقاى نورالدین امامى.

نورالدین امامى- جناب آقاى تیمور‌تاش من تصور مى‌کردم بعد از فرمایشات آقاى فرامرزى که در پاسخ آقاى دکتر کاسمى بیان کردند دیگر این پیشنهاد مورد نخواهد داشت و آقا هم پیشنهادى نخواهند فرمود آن روز آقاى فرامرزى اینجا توضیحات کامل دادند نویسنده روزنامه خریدار دارد یعنى باید یک کسى باسواد باشد که روزنامه بنویسد و مردم بخرند هر روزنامه‌اى که در ایران منتشر مى‌شود اگر نویسنده‌اش با‌سواد نباشد و مردم استفاده عملى نکنند نمى‌خرند و به علاوه ما مى‌بینیم که خیلى کم‌تر نویسندگانى داریم در ایران که لیسانس باشند یا دیپلم داشته باشند ممکن است بعضى مثلاً همین آقاى فرامرزى که همه ما او را خوب مى‌شناسیم و اکثرآقایان شاگرد ایشان بوده و استاد ما است و نویسنده منحصر است الان در ایران لیسانس نداشته باشد یک تصدیق ابتدایى هم نداشته باشند (تیمورتاش- هر مقاله آقاى فرامرزى چند کتاب است) به علاوه ما در اینجا قانون مطبوعات را که طرح نمى‌کنیم ما نمى‌خواهیم در اطراف آن بحث کنیم (صحیح است) که بگوییم نویسنده باید حائز چه شرایطى باشد ما مى‌خواهیم یک قانونى را لغو بکنیم حالا در همین ماده پیشنهادى هم اجازه داده شده که دولت تا یک ماه قانون را بیاورد البته آقایان باید بنشینند و مطالعه دقیقى بکنند یک قانون جامعى بیاورند که هم اشخاصى که روزنامه مى‌نویسند تکلیف‌شان معین بشود و هم درجه سوادشان را معلوم بکنند هر چى ایشان بخواهند در موقع وضع قانون پیشنهاد کنند الان ما مى‌خواهیم یک قانونى را لغو بکنیم هى پیشنهاد اندر پیشنهاد هى 15 جلسه 20 جلسه وقت مجلس را تلف کردن براى چه؟ بنده از آقا استدعا مى‌کنم که پیشنهادتان را پس بگیرید و اگر زنده ماندیم قانونى

+++

که آمد تا یک ماه بعد از این طرح بنده هم با آقا موافقم که بیایند پیشنهادى از این هم شدیدتر بکنند.

تیمورتاش- با قید این نکته که بالأخره باید قانون مطبوعات به مجلس بیاید و بالأخره باید بحث بشود بنده پیشنهاد خودم را مسترد می‌کنم (احسنت)

فرهودى- بنده اخطار دارم.‏

رئیس- بر طبق چه ماده‌اى؟

فرهودى- ماده 116

رئیس- بفرمایید.

فرهودى- سه جلسه است که یک طرح قانونى مطرح است مطابق یکى از مواد قانون اساسى هر وقت طرح قانونى مطرح باشد می‌بایستى که وزیر مربوط به آن طرح در مجلس حاضر باشد البته آقایان تصدیق مى‌فرمایند که قانون اساسى امر لغوى را هیچ‌وقت در نظر نمی‌گیرد این که گفته است وزیر حاضر باشد نه این که جسمش حاضر باشد یعنى حاضر باشد و در آن موضوع اظهار عقیده بکند (صحیح است) و همین مسأله را در ماده 116 آئین‌نامه ما داریم که وزیر باید حاضر باشد و در آن موضوع اظهار عقیده بکند چرا این را نوشته‌اند؟ چرا قانون اساسى نوشته است که وزیر باید حاضر باشد در آن موقع و اظهار عقیده بکند؟ براى این که دولت مسئول اداره امور مملکت است براى این که دولت مسئول انتظامات عمومى مملکت است وقتى یک طرحى مطرح است و مى‌خواهد به صورت قانون در بیاید دولت عقیده‌اش را راجع به این موضوع باید بگوید (دکتر بقایى- سکوت موجب رضا است) البته مجلس مختار است که آن عقیده را بپذیرد یا نپذیرد و چه بسا که اظهار عقیده دولت در فکر نمایندگان و در رأى نمایندگان مؤثر واقع می‌شود براى این که ما اینجا هستیم و تمام نیک و بد این مملکت را از دولت مى‌خواهیم وقتى این طور است قانونی را هم که می‌نویسیم طبیعى است که نظر دولت باید در آنجا رعایت بشود و باید دولت که تا حالا اظهار عقیده نکرده و نزدیک هم شده‌ایم به رأى نهایى بنده تصور می‌کنم که سکوت وزیر مربوطه در این کار هم برخلاف قانون اساسى است و هم برخلاف آئین‌نامه است.‏

رئیس- اولاً وزیر مسئول باید عقیده‌اش را اظهار کند وزیر مسئول وزیر فرهنگ است و هر وقت هم مذاکراتى شده در حضور معاون وزارت فرهنگ بوده و حالا هم قبل از این که رأى گرفته شود نظر آقاى وزیر هم خواسته می‌شود.

وزیر فرهنگ- هر وقت اجازه بفرمایید بنده با کمال میل اظهار نظر می‌کنم.‏

جمال امامى- وقتى حرفى ندارند که بفرمایند مجبور که نیستند چه اجبارى دارند؟

رئیس- ماده 116 نظامنامه می‌گوید باید اظهار عقیده بکنند اظهار عقیده همین است که بگویند موافقم یا مخالف (دکترجلالى- قانونى است از مجلس گذشته دیگر چه بگویند) شما چرا حرف می‌زنید؟ من اینجا یک وظیفه‌اى دارم که آئین‌نامه را اجرا کنم آقاى وزیر فرهنگ شما عقیده‌تان را اظهار کنید.

وزیرفرهنگ- البته به طوری که آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند بنده در روزهاى اول و در جلسات اول در ایران نبودم و در مسافرتى بودم که لازم مى‌دانم اینجا از دولت مصر و وزارت فرهنگ مصر و شخص وزیر فرهنگ محترم را دکتر طه حسین و از پذیرایى که کردند و مخصوصاً از اظهار علاقه‌اى که به زبان و ادبیات فارسى کرد و وعده داد که اگر نتوانم به طور اجبار زبان فارسى را در دبیرستان‌های مصر تدریس بکنیم حتماً آن را یکى از زبان‌هاى اختیارى دبیرستان‌هاى مصر خواهم کرد، از آن تشکر بکنم، البته در این مدت مطالبى گذشته است که بنده نبودم و قطعاً اگر بودم اظهار نظر مى‌کردم و تصور نمى‌کنم راجع به قانون مطبوعات هیچ آدم روشن فکرى در این مملکت پیدا بشود که با آزادى مطبوعات در این مملکت موافق نباشد (احسنت) آقایان نمایندگان طرحى تهیه کردند روى این نظر و در او قید کردند همان طور که آقاى دکتر معظمى فرمودند که در ظرف یک ماه دولت باید قانون آن را بیاورد روى همین زمینه هم دولت اظهار نظر خواهد کرد بنابراین بنده با کمال صراحت از نظر این که سابقاً روزنامه‌نگار بودم و تا حدى هم تحصیلاتى دارم و طرفدار آزادى هستم صریحاً از طرف خودم عرض مى‌کنم که جداً طرفدار آزادى مطبوعات هستم (احسنت)

رئیس- یک پیشنهادى تهیه شده است با توافق که تکمیل نیست و باید تکمیل بشود پنج دقیقه تا ده دقیقه تنفس داده مى‌شود بعد هم هیچ کدام از آقایان جایى تشریف نبرند که این قانون امروز تکلیفش معلوم بشود.

4- بیانات آقاى وزیر جنگ راجع به حکومت نظامى‌ شهرستان‌ها

رئیس- آقاى وزیر جنگ بیانى دارید بفرمایید.

وزیر جنگ- در جلسه قبل جناب آقاى حائرى‌زاده راجع به حکومت نظامى آبادان شرحى فرمودند و وعده‌ای که داده شده بود اسم بردند و فرمودند خواستم به استحضار نمایندگان محترم برسانم که کلیه نقاطى که در ایران حکومت نظامى برقرار بود در شروع کار این دولت 17 نقطه بود و در تمام این نقاط حکومت نظامى ملغى شده است و حکومت نظامى آبادان هم در تاریخ 25 بهمن ملغى شده است (چند نفر از نمایندگان- بیست و پنجم بهمن؟) بیست و پنجم بهمن یعنى در حدود یک ماه پیش معذرت مى‌خواهم در تاریخ بیست و پنجم ماه نهم یعنى در تاریخ 25 آذر ماه ملغى شده است و براى مزید اطلاع بایستى عرض کنم که امروز در هیچ جاى ایران حکومت نظامى برقرار نیست فقط این را هم براى اطلاع عرض مى‌کنم که در مواقعى که محمولات نظامى به ایران می‌رسد در مدتى که این محمولات را حمل مى‌کنند در بندر شاپور حکومت نظامى برقرار می‌شود و وقتى هم که این محمولات رد شد حکومت نظامى به خودى خود ملغى مى‌شود بنابراین در هیچ جا حکومت نظامى برقرار نیست (احسنت)

5- تقدیم لایحه بودجه 1330 کل کشور به وسیله آقاى شعاعى معاون وزارت دارایى‏

رئیس- آقاى معاون وزارت دارایى.‏

معاون وزارت دارایى- در چند جلسه قبل به عرض رساندم که دولت در نظر دارد بودجه سال 1330 را زودتر تقدیم کند بودجه سال 1330 باید مطابق قانون محاسبات عمومى در ماه دهم سال 1329 داده بشود یعنى ماه دهم هر سال بودجه سال بعد باید تدوین بشود و مطابق قانون تا اواخر اسفند یا اواسط اسفند هم تصویب بشود به دولت ابلاغ بشود تا در اول سال بودجه مصوب در دست دولت باشد به این جهت دولت در نظر داشت که بودجه 1330 را زودتر بدهد بودجه سال 1329 در اوایل خرداد از طرف دولت وقت به مجلس داده شد این بود که آن وقت که داده شد یک عدم توازن فوق‌العاده‌اى هم داشت یعنى رقم درآمد بودجه در حدود 900 میلیون تومان و رقم مخارجش در حدود 1150 میلیون تومان بود کمیسیون بودجه با یک زحمت و جدیت فوق‌العاده که شایدکم‌تر کمیسیون بودجه‌اى در مجلس شورای ملى متحمل یک همچو زحمتى شده باشد و شاید هم نیست براى این که هیچ‌وقت کمیسیون بودجه این قدر زحمت نمی‌کشند این زحمت فوق‌العاده را کشیدند این بودجه را متوازن کردند به این ترتیب که مبلغى بر درآمد اضافه کردند و مبلغى هم از هزینه کسر کردند و بودجه ظرفیتش در حدود 955 میلیون تومان تصویب شد (جمال امامى- ‌روى کاغذ) و پیشنهاد شد بعداً هم یک چند قلم مخارج دیگرى بود که از طرف وزارت دارایى و دولت پیشنهاد شد به کمیسیون بودجه که یک مقدارى از آنها تصویب شد و یک مقدارى که در دست تصویب است براى این که امسال این زحمت براى کمیسیون بودجه نباشد و دولت هم آن اشکالات را نداشته باشد خود ما بودجه را متوازن تهیه کردیم و این بودجه‌اى که الان تقدیم مجلس می‌شود ظرفیتش متعادل است بر روى همان رقم 955 میلیون تومان و تقدیم می‌شود.

دکتر بقایى- جناب آقاى شعاعى با امضاى خودتان است یا با امضاى جناب آقاى فروهر؟

معاون وزارت دارایى- وقتى بودجه یا لایحه‌اى تقدیم می‌شود با امضاى آن کسى تقدیم می‌شود که در آن موقع مشغول کار است (دکتر بقایى- مقصودم همین است که با امضاى ایشان است) جناب آقاى فروهر الان در وزارت دارایى تشریف ندارند و بنده مشغول اداره کار هستم این بودجه تقدیم مجلس می‌شود و مطلبى را که باید در اینجا اضافه بکنم براى استحضار نمایندگان محترم این است که این بودجه با این مبالغ آن نظرى را که دولت براى توسعه اصلاحات و امور عمرانى و غیره در نظر دارد کفایت نمی‌کند همان طورى که آقایان اعضای کمیسیون بودجه مخصوصاً اطلاع دارند ما در قسمت فرهنگ، بهدارى، قواى تأمینیه و غیره به یک اعتبارات زیادى احتیاج داریم مثلاً اگر یک جا یک دبستان سه کلاسه‌اى در سال 29 ایجاد شده طبیعتاً در سال 30 باید کلاس چهارمش ایجاد بشود بنابراین بودجه فرهنگ و بهدارى و امور عمرانى و اصلاحى چیزى نیست که در یک جا متوقف بشود ولى متأسفانه نمی‌توانستیم که این ارقام را بالاتر ببریم براى این که همان طوری که عرض کردم اولاً درآمد کافى نبود ثانیاً نظر این بود که زحماتى که کمیسیون بودجه روى بودجه 1329 کشیده بی‌حاصل نباشد زحمت زیادترى مجدداً نکشند دولت در نظر دارد و مشغول مطالعه است که یک منابع عایدات جدیدى

+++

به دست بیاورد. قوانینى که در دست تهیه است که تقدیم می‌کند البته آن منابع عایدات وقتى به دست آمد مخارج مربوطه هم پیشنهاد خواهد شد و به عرض خواهد رسید یک مطلب دیگرى که از مراجعه به این بودجه ممکن است به نظر آقایان برسد این است که در این بودجه کم‌تر به امور عمرانى توجه شده است ولى رفع این نقص به وسیله اعتبارات برنامه تا آن حد که به تصویب کمیسیون خواهد رسید می‌شود و از این جهت جاى نگرانى نیست (بهادرى- سه سال است به عنوان برنامه اعتبارات را از بین می‌برند) امسال این بودجه به این صورتى که عرض کردم تقدیم می‌شود و امیدوارم که زودتر این بودجه مورد مطالعه قرار گیرد (دکتر شایانى- جناب آقاى رئیس بفرمایید که تصریح کنند که آقاى فروهر استفعا دادند یا معزول شدند.)

رئیس- در امضاى لایحه بودجه معلوم می‌شود. حال تنفس داده می‌شود.

( نیم ساعت قبل از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و یک ربع بعد از ظهر تشکیل گردید.)

6- معرفى آقاى جوادى به معاونت وزارت دادگسترى به وسیله آقاى وزیر دادگسترى‏

رئیس- آقاى وزیر دادگسترى‏

وزیر دادگسترى- مى‌خواستم حضور آقایان نمایندگان محترم آقاى جوادى را که از صاحب‌منصبان قدیمى وزارت دادگسترى هستند (صحیح است) به سمت معاونت وزارت دادگسترى معرفى کنم (مبارک است)

7- بقیه مذاکره در طرح راجع به مطبوعات و خاتمه مذاکره آن

رئیس- چون باز پیشنهاداتى رسیده یک پیشنهادى از طرف آقاى حائری‌زاده رسیده است که قرائت می‌شود.

آقایان توجه بفرمایند.

( به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملى چون وعده داده شده است که قانون جدید مطبوعات به زودى به مجلس شورای ملى پیشنهاد خواهد شد و پیشنهاد دیگرى هم نیست طبق توافق قبلى پیشنهاد مى‌کنم تبصره پیشنهادى آقاى فولادوند به کمیسیون فرهنگ برود تا در موقع طرح لایحه دولت مورد شور قرار گیرد (صحیح است)

جمعى از نمایندگان- همه موافقند.

رئیس- مخالفى نیست با این پیشنهاد؟ آقاى فرهودى.‏

فرهودى- قرار بود که نوشته شود تمام پیشنهادات.‏

رئیس- بلى، آقاى مکرم هم پیشنهادى کرده‌اند که سایر پیشنهادات هم به کمیسیون برود.

دکترمعظمى- اجازه می‌فرمایید این مضر است‏.

رئیس- پیشنهادات رد شده که نیست. آقاى دکتر معظمى.‏

دکتر معظمى- عرض کنم که آقاى حائری‌زاده در اینجا ملاحظه آئین‌نامه را کرده‌اند که این طور نوشتند ما این سابق را در دوره 15 از بین بردیم که یک پیشنهادى بشود که پیشنهادها در اینجا بماند در کمیسیون نرود و اجازه بدهند که قانون ابلاغ شود به همین جهت آقاى حائری‌زاده پیشنهاد کردند که چون پیشنهادى نیست این طور بشود و ما نمى‌خواهیم که در آتیه حق وکیل از بین برود.

رئیس- آقاى مکرم، پس بنده تقاضا می‌کنم از جنابعالى که پیشنهادتان را پس بگیرید ( مکرم- پس گرفتم) رأى مى‌گیریم به این پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده آقایانى که موافقند قیام کنند ( اکثر برخاستند) تصویب شد رأى مى‌گیریم به ماده واحده آقایانى که موافق با ماده واحده هستند قیام بفرمایند (اغلب برخاستند) تصویب شد براى مجلس سنا فرستاده مى‌شود.

8- طرح گزارش راجع به تفاوت حقوق بازنشستگى افسران و درجه‌داران ارتش‏

رئیس- عرض کنم راجع به آقایان افسران بازنشسته در اینجا لایحه‌اى تصویب شد و ما رأى نهایى ندادیم و فرستادیم براى اظهار نظر به مجلس سنا، حالا یک اختلافى ایجاد شده بود که مجلس سنا یک تبصره این را تغییر داده و ما این لایحه را مالى تلقى کردیم سنا قانون را غیر مالى تلقى کرده است ولى براى این که افسران بازنشسته به حقوق خودشان برسند به طور استثنا که هیچ سابقه‌اى هم گذاشته نشود بنده مى‌خواهم عرض کنم که رأى گرفته شود به این چیزى که از سنا آمده (اسلامى- ما مخالفیم) حالا نامه مجلس سنا قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى عطف به نامه شماره 4405 2 9- 1329 راجع به لایحه بازنشستگى افسران و درجه‌داران که اشعارشده بود « در مدت مقرر اعاده شود تا رأى نهایى گرفته شود » لزوماً تصدیع می‌دهد:

به طوری که از مفاد لایحه مزبور مستفاد می‌شود منظور آن است که مقررات قانون بازنشستگى مصوب 18/ 1/ 1328 شامل عده‌اى از افسران و درجه‌داران بشود بدیهى است این قبیل لوایح که حاوى مقررات استخدامى است براى تکمیل مراحل قانونى تصویب مجلسین را لازم دارد و البته تصدیق خواهید فرمود که آنها جزو لوایح غیر مالى محسوب می‌شوند و نمی‌توان مقررات آئین‌نامه مشترک را که مختص به لوایح و طرح‌هاى مالى است مشمول آن نمود و قید مدت در آئین‌نامه از مقررات مذکور است اگر چه در غالب (بلکه همه) لوایح و طرح‌هاى معمولى و غیر مالى هم همیشه مطلبى راجع به اجازه پرداخت یا منظور داشتن وجهى یا تقاضاى امری که مستلزم مخارج است و به هر حال امرى محتاج به خرج مندرج است و کم‌تر لایحه‌اى در مملکت می‌توان یافت که نکته مخارجى در آن نباشد و از آن جمله در همین لایحه « اجازه پرداخت مابه التفاوت » مندرج است لاکن این گونه لوایح همیشه تصویب مجلسین را لازم خواهد داشت و اظهار نظر مجلس سنا و رأى نهایى مجلس شوراى ملى فقط مربوط به لوایح و طرح‌هاى مالى صرف و بودجه‌اى است که در آن مطلب دیگرى نباشد یقین دارم این نکته را که سابقاً هم گفتگو و حلاجى شده و اصولاً و عملاً مورد موافقت مجلس محترم شورای ملى بوده است تصدیق خواهید فرمود بنابراین مقتضى است دستور بفرمایید لایحه مزبور در مجلس شورای ملى مورد تصویب قرار گرفته پس از طى مراحل نهایى براى تصویب به مجلس سنا ارسال گردید.

رئیس مجلس سنا -سید حسن تقى‌زاده‏

رئیس- آقاى اسلامى.‏

اسلامى- عرض کنم که ما در اینجا علاوه بر این که وظیفه قانونگذارى داریم یک مسؤلیت دیگرى هم داریم و آن این است که تصمیمات ما منشاء آثار بدى نباشد براى آیندگان براى این که ما همیشه وکیل مجلس شورای ملى یا نماینده مجلس سنا و به اصطلاح سناتور نیستیم این است که ما اگر اینجا بحثى مى‌خواهیم بکنیم نباید روى این که من امروز وکیل مجلس هستم چرا اختیارات مجلس کم بشود یا زیاد بشود بحث بکنیم بلکه باید برویم روى کلیات و اصول که وظیفه مجلس شورای ملى چیست و وظیفه مجلس سنا چیست و صرف‌نظر از شخص نمایندگان بحث کنیم بنده براى اکثر آقایان سناتورها بلکه همه‌شان احترام قائل هستیم ولى این دلیل نمی‌شود که ما اینجا اگر راجع به یک اصول کلى بحث می‌کنیم مخالفت کنیم نظر آقایان به اشخاص یا با افراد نیست در اول افتتاح مجلس شورای ملى و مجلس سنا که یک اختلافى پیش آمده بود یک کمیسیونى انتخاب شد از مجلس شورای ملى و مجلس سنا که مسائل بین طرفین را اگر به مجلس بدهند و مجلس نظر بدهد رفتند آنجا نشستند و آقایان نمایندگان محترم که ما هم به آنها کمال احترام را داشتیم رفتند آنجا یک گذشت‌هایى کردند (مخبر فرهمند- گذشت نبود) (اردلان- قانون اساسى گفته بود) نخیر گذشت کرده بودند البته مردمان مورد اعتماد و مورد احترامى مثل آقاى قائم‌مقام در آن کمیسیون بودند بنده شخصاً نسبت به آن تصمیمات کمال مخالفت را داشتم و آن روز هم اینجا فریاد کردم منتها هیچ کس گوش به حرف ما نکرد. بنده آن روز مى‌خواستم عرض کنم که آقایان شما امروز این گذشت را کردید فردایش سر این که آیا این لایحه مالى است یا غیر مالى باز اختلاف پیش خواهد آمد پس شما یک کارى بکنید که دیگر اختلافى پیش نیاید و اینجا هم تمام شود من مى‌خواستم آن روز عرض کنم که امروز پیدا شد، چیز عجیبى است، مى‌خواهند حقوق یک عده افسر یا یک عده کارمند دولت را زیاد کنند یا کم کنند این مالى نیست؟ از این مالى‌تر چیست؟ (اردلان- مالى نیست) آقاى اردلان شما مخالف عرض بنده هستید (اردلان- بلى) مگر این که شما توضیح بدهید، بنده آنچه از کلمه فارسى منطبق با جملات و کلمات قانون اساسى استنباط مى‌کنم شخصاً این قانون را مالى

+++

می‌دانم و تفسیر و تعبیر در اطراف قوانین هم از مختصات مجلس شورای ملى است بنابراین بنده با شدید‌ترین وجهى از آقایان نمایندگان محترم تقاضا دارم صرف‌نظر از این که ما نگاه می‌کنیم که سناتور کیست نبایستى اینجا اصول کلى را زیر پا بگذاریم براى این که ما همیشه اینجا نیستیم فردا آیندگان شما ایراد خواهند کرد که به چه مناسبت شما قانون اساسى را زیر پا گذاشتید و تبعیت کردید این موضوعى بود که بنده عرض کردم اما جناب آقاى رئیس مجلس شورای ملى هم متوجه این نکته بودند و فرمودند با علم به این که این قانون، قانون مالى است و با این که ما این را تصدیق داریم و در آینده هم این موضوع براى چیزهاى دیگر یک نمونه نباشد آقایان موافقت بکنید بنده از این هم خائفم، می‌ترسم، با این که کمال احترام را نسبت به فرمایشات ایشان دارم ولى نگرانم که نکند این هم مثل همان گذشتى باشد که ما آن دفعه کردیم و آن توافقى که کرده بودند مثل آن دفعه بشود و بعد در آینده هم هر قانون مالى که برود در آنجا بگویند این قانون ملى نیست، یک تبصره‌اى بدهند و بعد هم براى این که رفع تشنج بشود و خلافى پیش نیاید بگوییم که آقا این دفعه هم گذشت می‌کنیم بنده از این جهت مخالفم و نظر نمایندگان محترم را متوجه مسئولیت خطیرى که در برابر ملت ایران و قانون اساسى دارند مى‌کنم و توجه‌شان را جلب می‌نمایم.

رئیس- آقاى تیمورتاش مخبر کمیسیون هستید بفرمایید.

بعضى از نمایندگان- نظر شما چیست؟

رئیس- به نظر من مالى آمده چون جنبه استخدامى هم دارد مجلس سنا غیر مالى تلقى کرده است. یک کمیسیون مختلطى ما داریم که رفع اختلافات را می‌کند یک مرتبه تشکیل شده باز هم باید تشکیل بشود، دو سه موضوع مورد اختلاف هست رفع بکنند من گفتم اینها بدون این که سابقه‌اى بشود و بدون این که ما نظر سنا را قبول بکنیم چون افسران بازنشسته در عسرت و زحمت هستند رأى می‌دهیم باز هم با ورقه رأى می‌دهیم که مالى باشد. آقاى تیمورتاش.

تیمورتاش- در این که این لایحه مالى است به نظر بنده تردیدى نیست (نبوى- هست) می‌فرمایند تردید هست اجازه بفرمایید ایشان ابتدا فرمایشات‌شان را بفرمایند بنده بعد جواب عرض کنم.

رئیس- شما بفرمایید بیانتان را بکنید شما همیشه می‌توانید صحبت کنید چون مخبر کمیسیون هستید.

تیمورتاش- در این که لایحه مالى است تردیدى نیست ولیکن در عین حال بنده نمی‌توانم منکر این اصل بشوم چون یک قسمتى هم مربوط به استخدام هست از این جهت باید مجلس سنا اظهار نظر خودش را بکند بنابراین بنده به طور کلى و خیلى خلاصه عرض می‌کنم خیال می‌کنم.‏

نظر جناب آقاى رئیس کاملاً صحیح باشد که اجازه بفرمایند استثنائاً این را بفرستند به مجلس سنا و آنجا رأى بدهند برگردد به مجلس بنده این را خلاصه کردم براى این که آقایان فرمایشات‌شان را بکنند بعد عرضم را می‌کنم.

رئیس- آقاى اردلان.

اردلان- همان روز که این لایحه مطرح بود بنده اخطار نظامنامه‌اى کردم که این لایحه مالى نیست و نباید رأى با ورقه بگیریم علتش این است که فرض بفرمایید بنده یک مثل عرض مى‌کنم قانون استخدام کشورى رتبه معین می‌کند رتبه یک، رتبه 2، رتبه 3، رتبه 2 نسبت به رتبه یک این قدر اضافه، رتبه 3 نسبت به رتبه 2 این قدر اضافه اینها تمام پول است ولى مالى نیست ( اسلامى- ابلاغ خالى می‌دهند یا پول هم می‌دهند؟) لایحه بازنشستگى می‌گوید که میزان حقوق بازنشستگان این قدر اضافه می‌شود این لایحه یک قانونى است آقا وقتى مالى می‌شود که بگویند چقدر پول باید از بودجه کل کشور براى این منظور مصرف بشود آن موقع می‌شود لایحه بودجه‌اى و حق خود مجلس است ولى این لایحه یک قانونى است هر قانونى از مملکت مى‌خواهید بگذرانید یک خرجى براى مملکت ممکن است باشد این لوایح مالى نیست آن لایحه‌اى مالى است که اجازه خرجش را یک دفعه بخواهند شما هم باید رأى با ورقه بدهید آن لایحه مالى است ولى الان این قانون می‌گوید که حقوق بازنشستگان این قدر به تناسب زیادتر بشود این یک قانون عادى است و مطابق قانون اساسى باید هم مجلس شورای ملى و هم مجلس سنا در او اظهار نظر کنند بنده همان روزى هم که در اینجا مطرح بود به مقام ریاست عرض کردم که آقاى رئیس این لایحه مالى نیست و به طور عادى رأى بگیرید بعد بروید به مجلس سنا البته وقتى که بودجه کل کشور آمد یک قسمتش در بودجه کل کشور می‌نویسد که در این قانونى که تصویب شده حقوق بازنشستگان این قدر اضافه می‌شود آن وقت البته رأى منحصراً مال مجلس شوراى ملى است قضیه به عقیده بنده خیلى روشن است.

رئیس- آقاى تیمورتاش.

تیمورتاش- یکى از دلایل عمده‌اى که این لایحه مالى است و بنده آن را مالى تلقى می‌کنم این است که خاطر محترم آقایان مستحضر است لوایح مالى معمولاً یک شورا است براى این که یک فوریت درش مستتر است و این لایحه هم از لوایح یک شورا بوده است رفته است به کمیسیون نظام، رفته است به کمیسیون بودجه بعد برگشته است اینجا و یک شورا شده است معمولاً لوایح مالى را آقایان مستحضر هستند که یک شورا است بنابراین بنده زیاد وارد این نمی‌شوم ولى عمل مجلس از اول این طور حکایت کرده که این لایحه را مالى تلقى کرده جناب آقاى اردلان توجه می‌فرمایید؟ و روى این زمینه به نظر بنده باید حالا هم ادامه بدهید و مالى تلقى بکنید (مکرم- خوب بود اجازه می‌فرمودید مخبر کمیسیون بودجه هم یک توضیحى بدهند)

رئیس- مربوط به کمیسیون بودجه نیست اینجا مجلس شوراى ملى تشخیص داد به همین جهت رأى نهایى ندادند و به مجلس سنا فرستاد بعضى از آقایان که اظهار عقیده می‌کنند که جنبه استخدامى دارد عرض کردم یک کمیسیون مختلطى داریم این قبیل مسائل را حل خواهد کرد حالا همین طور مالى تلقى می‌کنیم و استثنائاً بدون این که سابقه‌اى بماند رأى می‌گیریم رأى با ورقه.‏

9- تعیین موقع و دستور ختم جلسه بعد - ختم جلسه‏

بهادرى- آقاى رئیس بنده اخطار دارم.

رئیس- اخطار شما مربوط به این موضوع نیست راجع به سؤالات است دولت هم براى جواب سؤالات حاضر است عده هم کافى نیست اول جلسه آینده این کار و کارهاى دیگر را که در دستور است انجام می‌دهیم.

( سه ربع ساعت بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294620!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)