کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره شانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16
[1396/05/29]

جلسه: 100 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 17 دی ماه 1329  

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دولتشاهی، مکی، رفیع، صالح، و حائری‌زاده

3- بیانات آقای گنجه به استناد ماده 90 آئین‌نامه

4- تصویب صورت مجلس

5- بقیه مذاکره در طرح قانونی راجع به مطبوعات

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏16

 

 

جلسه: 100

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 17 دی ماه 1329

 

فهرست مطالب:

1- قرائت اسامی غائبین و طرح صورت مجلس

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دولتشاهی، مکی، رفیع، صالح، و حائری‌زاده

3- بیانات آقای گنجه به استناد ماده 90 آئین‌نامه

4- تصویب صورت مجلس

5- بقیه مذاکره در طرح قانونی راجع به مطبوعات

6- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه.

 

مجلس ساعت ده صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- قرائت اسامى غائبین و طرح صورت مجلس‏

رئیس- صورت غائبین جلسه پیش قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: اورنگ محمد عباسى طباطبایى افشار‌صادقى‏

غائبین بى‌اجازه- آقایان: حسین خاکباز سید محمد‌على شوشترى ابریشم‌کار ابتهاج شهاب خسروانى اقبال آشتیانی‌زاده دکتر طاهرى کوراوغلى دکتر مصدق جواد مسعودى صفایى.

دیرآمدگان با اجازه- آقایان: فرامرزى بهادرى تیمور‌تاش.

دیرآمدگان بى‌اجازه- آقایان: محمد هراتى حسن اکبر محمد‌على مسعودى‏

رئیس- آقاى جمال امامى نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟

جمال امامى- بلى عرض کنم در جلسه گذشته وقتى که طرح مطرح بود بنده تقاضا کردم که لفظ آقا را از وزیر دارایى حذف کنند و حضرتعالى هم توجه فرمودید بعضى‌ها خیال کردند که من از نظر توهین این عمل را کردم خیر منظور من این بود که این عمل ناظر به شخص نباشد ناظر به شغل باشد. (صحیح است)

رئیس- آقاى فقیه‌زاده‏

فقیه‌زاده- جلسه پیش به عرض مبارک رساندم که آقاى شوشترى مریض هستند فرمودید که در صورت مجلس اصلاح مى‌شود امروز باز در صورت مجلس دیده می‌شود که آقاى شوشترى غایب بى‌اجازه نوشته شده در صورتى که آقاى شوشترى مدتى است مریض بسترى هستند.

رئیس- اجازه‌ها صادر شده و اصلاح مى‌شود. آقاى پیراسته

پیراسته- عرض کنم که در صورت جلسه روز دوازدهم و دهم بنده را غایب بدون اجازه و دیر‌آمده بى‌اجازه نوشته‌اند وحال آن که بنده عرض کردم که مریض هستم قبلاً اجازه می‌گیرم تقاضا می‌کنم که دستور بفرمایید اصلاح بشود.

رئیس- اصلاح مى‌شود آقاى صفایى‏

صفائى- دو جلسه هم بنده به واسطه کسالت قادر به حضور نبودم و این تقاضا را تقدیم مى‌کنم که به این عذر معذور بوده‌ام

 رئیس- بسیار خوب آقاى تیمور‌تاش‏

تیمور‌تاش- بنده هم براى پریروز اجازه خواسته بودم.‏

رئیس- اجازه داده شده و پریروز هم با اجازه نوشته شده.آقاى ابریشم‌کار

ابریشم‌کار- در جلسه روز پنجشنبه نوشته شده آقاى مکى آمدند و گفتند که چند نفر و ابریشم‌کار غایب هستند بنده در اطاق هیئت رئیسه نشسته بودم با حال کسالت مى‌خواستم بیایم مجلس آقاى مکى تشریف آوردند و گفتند که من مأموریت دارم اسامى را بنویسم من از آقاى مکى گله مى‌کنم که چرا از ایشان هم سؤال کردم که چه مى‌خواهى بنویسى جواب ندادند و از نظر این که در صورت مجلس جلسه گذشته طرز بیان یک طورى است مثل این که بنده تعمداً نیامده‌ام این است که عرض می‌کنم اگر حضرتعالى دستور فرموده‌اید که اسامى اشخاص برداشته بشود یعنى صورت‌بردارى بشود البته مختارید و الا بنده مى‌خواستم

+++

بیایم مجلس.

رئیس- این صحبت‌ها خارج از موضوع صورت مجلس است مذاکرات خارج مربوط به صورت مجلس نیست من هم چنین اجازه‌اى نداده بودم همان روز هم گفتم آقاى مکى شما با اجازه کى این کار را کردید و به اعضای مجلس باید چنین اجازه‌اى بدهم به آقاى مکى مربوط نیست.

ابریشم‌کار- بنده هم همین را عرض مى‌کنم که صورت برداشتن و اجازه دادن مربوط به آقاى رئیس است.

رئیس- آقاى گنجه.

گنجه‌اى- بنده مطابق ماده 90 اجازه مى‌خواهم.

رئیس- در موقع دستور دیگر نظرى نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد خیر) صورت مجلس بعد تصویب مى‌شود.

2- بیانات قبل از دستور- آقایان: دولتشاهى- مکى- رفیع- صالح و حائرى‌زاده‏

رئیس- چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقاى دولتشاهى‏

دولتشاهى- چند روز قبل بیانیه‌اى از طرف چند نفر از دانشجویان کرمانشاهى منتشر و به اکثر از آقایان نمایندگان محترم هم تقدیم کرده‌اند همان روز یعنى فرداى آن روز بنده در نظر داشتم که عرایض آقایان را به سمع مجلس شوراى ملى برسانم یکى از همکاران محترم بنده را هدایت کرد که قبلاً برویم به تلگرافخانه و از یک اشخاصى جریان را سؤال کنیم از کرمانشاه و بعد بیایم صحبت کنم بنده رفتم تلگرافخانه مجلس دو نفر از آقایان کرمانشاهى را خواستم به تلگرافخانه یکى فرهمند که از مردم بسیار خوش سابقه و پاک کرمانشاه است و یکى هم آقاى مرتضى مهدوى مدیر روز نامه آیینه‌ روز وقتى که به تلگرافخانه رفتم گفتند که آقاى فرهمند حاضر است ولى مهدوى را نتوانستیم پیدا کنیم پس از سؤال از آقاى فرهمند به اندازه کافى بنده آنچه را که باید بفهمم فهمیدم آقاى فرهمند به ما جواب داد که من روز جمعه در شهر نبودم و جریان را اطلاع ندارم این جواب ایشان براى بنده کافى بود که حتى فرهمند هم در تلگرافخانه آزاد نبود مطلبش را به من بگوید و الا در شهر کرمانشاه یک شهر کوچک شایسته نیست یکى از مردم محترم آن نداند چه واقع شده است شب جمعه ساعت 11 تلگرافى از مرتضى مهدوى رسید معلوم شد روز جمعه که دانشجویان و یک عده‌اى از مدیران جراید کرمانشاه و مثل همه جاى این مملکت میتینگى داده‌اند آنجا ریخته‌اند و یک عده از دانشجویان را مضروب و با شدت میتینگ را به هم زده‌اند و یک عده‌اى را حبس کرده‌اند که یک چند نفرى از امضا کنندگان این بیانیه از دانشجویان فرارى کرمانشاه هستند (آزاد- استاندار این کار را می‌کند) البته ببینید چرا باید دانشجویان را حقیقت به این صورت متفرق کنند؟ مگر در تهران و یا هزار فقره میتینگى که در این شهر و سایر ولایات داده‌اند چه عکس‌العملى دولت نشان داد در قبال آن اینجا جلو مجلس کراراً پنج هزار نفر دو هزار نفر میتینگ دادند (پیراسته- بلندتر) بنده صدایم بیش از این بلند نمى‌شود در این مملکت و در مرکز مملکت کجا به دانشجویان یک همچو اهانت و صدماتى زدند این همان دانشجویانند که در موقعى که اعلیحضرت همایونى روزى که براى جشن افتتاح به مجلس تشریف‌فرما می‌شدند ایشان را روى دوششان به این مجلس رساندند این همان دانشجویانند که احترام آنها پیش شاه از همه شماها بیش‌تر است هر وقت کوچک‌ترین شکایتى دارند مثل این که به خانه پدرشان می‌روند مثل این که به خانه برادرشان می‌روند اولین دقیقه در خانه شاه جمع مى‌شوند اولین دقیقه عرایض‌شان را به شاه عرض مى‌کنند این دانشجویان رجال آینده این مملکتند. این دانشجویان را از حالا با ترس و لرز نباید بار آورد (فقیه‌زاده- کى این کار را کرده؟) استاندار کرمانشاه (پالیزى- شما غرض دارید استاندار نبوده) به طوری که فرمودند من غرض دارم صحیح است ولى امیدوارم که اغراض را بسنجید ببینید اغراض چیست؟ بلى غرض اگر کوچک باشد گناه است ولى اگر از هفتاد میلیون تومان تجاوز کرد آن ثواب است (ناظر‌زاده- هفتاد میلیون تومان چیست ما نفهمیدیم) (همهمه نمایندگان) (آزاد- بگذارید صحبت کند) (گنجه- موضوع هفتاد میلیون تومان چیست؟) آن را هم عرض می‌کنم این میتینگ‌ها این کنفرانس‌ها براى این است که پس فردا همین سالن یک مردمان رشیدى را به خودش ببیند یک مردمان ترسو مثل من پیدا نشوند یک مردمان ورزیده‌اى پیدا بشوند که بتوانند دو کلمه حرف بزنند حالا به این دانشجویانى که این بیانیه را منتشر کرده‌اند با نهایت ظرافت به ما هم حمله کرده بودند عرض می‌کنم آنها راست می‌گویند بنده هم حق دارم بنده سه سال است مى‌بینم اکثر از نمایندگان محترم اکثر از آقایان اینجا همیشه براى ولایات و حوزه انتخابیه‌شان هزار جور داد زدند هزار جور فریاد کشیدند ولى آنچه البته به جایى نرسد فریاد است چه کرده‌اند مگر در همین مجلس شورای ملى در همین پارلمان شکایاتى که درموقع زدن آن مدیر روزنامه شد کى گوش کرد چطور شد گفتند که بازرس می‌فرستیم بازرس فرستادند باید حالا البته گفت مثل سابق که مى‌گفتند فلان جا همچو سابقه‌اى نبود باید بگوییم در ایران هم همچو سابقه‌اى نبود مگر نه بازرس را برحسب پیشنهاد همین استاندار به فرماندارى انتخابش کردند معنى بازرس همین است؟ مگر شکیبا عفیف‌ترین عضو فرهنگ این مملکت که همه او را مى‌شناسند براى دفاع از شرافت یک محله آسورى از آنجا آواره نشد و منفصل نشد؟ (فقیه‌زاده- شکیبا بسیار مرد شریفى است) آقایان من چه بگویم آقایان محصلینى که این بیانیه را امضا کرده‌اید من از آن می‌ترسم که‏ فردا پدر شما از کرمانشاه تلگراف کنند که ابوالفتح دروغ گفت براى چه؟ براى این که تحت فشار است تحت مضیقه است کسى از تلگرافخانه به ما نتوانست بگوید فردا پدر شما تلگراف می‌کند که این مطالب دروغ است فردا کسان شما اظهار رضایت می‌کنند بنده چه بگویم اینجا ناچارم که به خود جناب آقاى صمصام مثل یک پدر مثل یک برادر بزرگ‌تر نصیحت کنم عرض کنم جناب آقاى استاندار این مملکت نسبت به یک عده از خوانین محترم بختیارى حق‌شناس است خانواده مرحوم اسعد به مشروطیت به آزادى این مملکت خدمت کرده‌اند ولى در عین حال بدانید که در همان روز هم دو احساس متضاد بود بین مردم که حتى بین رجال و بزرگان خود بختیارى هم این اعمال به اصطلاح قابل عفو و بخشش نبود کراراً در محضر مرحوم سردار اسعد نسبت به حکومت‌هاى بختیارى خودش ملامت می‌کرد خودش تنقید می‌کرد آقا نگذارید آن احساسات خوب از بین برود و آن احساساتى که مردم از حکومت‌هاى بختیارى دارند تجدید شود خود کرمانشاه سابقه خوبى از حکومت‌هاى بختیارى ندارد در خود کرمانشاه هنوز سابقه مرحوم امیرافخم باقى است بهتر این است که یک قدرى اعمالتان را اصلاح بکنید تا یک منطق ثابت قدیمى نشود و یک کسى مثل من اینجا پشت تریبون به دولت و به هر کسى که این کار را مى‌کند نگوید اگر مملکت خواهى آراسته- مده کار معظم به نوخاسته ‏

بعضى از نمایندگان- احسنت.‏

رئیس- سه دقیقه وقت ایشان باقى است که به آقاى مکى داده‌اند.

مکى- بنده عرض زیادى ندارم نامه‌اى به مجلس شوراى ملى نوشته شده است از دانشجویان علوم دینیه راجع به ملى شدن صنعت نفت اینها را بنده آوردم پشت تریبون تقدیم مقام ریاست کنم که در اطراف این موضوع هر چه از اطراف و شهرستان‌ها رسیده در یک پرنده به خصوصى که سند افتخار ملت ایران خواهد بود ثبت شود. (آزاد- صحیح است) این هم یک کاغذى است نوشته‌اند تراش‌کار‌هاى تهران که تقاضاى ملى کردن صنعت نفت را کرده‌اند اینها یک کاغذ‌هایى است که امضا کرده‌اند از تهران فرستاده‌اند تقاضاى ملى شدن صنعت نفت را کرده‌اند (آزاد- براى ملى شدن صنعت نفت تمام ملت ایران موافقند) این هم یک تلگرافى است که از اصفهان فرستاده‌اند و تقاضاى ملى شدن صنعت نفت را کرده‌اند (قبادیان- براى ملى کردن صنعت نفت تمام ملت ایران در واقع موافقند) امیدوارم موفق شوند اگر تمام ملت ایران یک چیزى را خواستند محال و ممتنع است که هیچ قدرتى بتواند از آمال و افکار و خواسته‌هاى ملت ایران جلوگیرى بکند (صحیح است) این هم یک کاغذى است از اراک فرستاده‌اند و مى‌خواستند ببرند به تلگرافخانه گفتند تلگرافخانه ممانعت می‌کند و به وسیله پست امضا کرده‌اند و فرستاده‌اند اینها هم تقاضاى ملى کردن صنعت نفت را کرده‌اند این هم یک کاغذى است راجع به منع مشروبات الکلى تقاضا کرده‌اند که کمیسیون زودتر راجع به این موضوع اقدام بکند این کاغذ از بندر پهلوى است راجع به منع مشروبات الکلى (دکتر سید‌امامى- در کمیسیون بهدارى طرحش تهیه شده) همه اینها را بنده تقدیم مقام ریاست می‌کنم.

رئیس- آقاى رفیع‏

رفیع- اخیراً البته به اطلاع آقایان محترم رسیده که در باب اختلاف موضوع کشمیر و پاکستان با نهایت کوشش و جدیت آن دو دولت اسلامى توصیه سازمان ملل متحد و شوراى امنیت نموده‌اند و با کمال

+++

تأسف نتیجه مطلوب حاصل نشده (صحیح است) و این موضوع علاوه بر این که از نظر اسلامى مهم است و ماها در غم و شادى خود را شریک دول اسلامى می‌دانیم (صحیح است) از نقطه نظر آرامش و تأمین صلح جهانى هم اهمیت به سزایى دارد (صحیح است) حالا آقاى انتظام نماینده ایران موقعیت محترمى در آنجا دارند (صحیح است) مخصوصاً باید استحضار حاصل کنند که در این موضوع نهایت جدیت را لازم است مبذول داشته و اهتمام نمایند (صحیح است) که نظریات عموم مسلمین جهان مخصوصاً هموطنان عزیزشان با خواست خداوند یکتا در پیشرفت مقاصد اصلاحیه برادران اسلامى در محیط صلح و صفا و یگانگى دریغ ننموده و مانمایندگان مجلس شوراى ملى را به آرزوى قلبى که سعادت و عظمت عموم مسلمین و تأمین صلح دنیا است نایل دارند (صحیح است) مخصوصاً از مقام ریاست محترم تقاضا دارم مراتب را به وزارت امور خارجه تذکر دهند که به فوریت این مذاکرات را به استحضار ایشان برسانند تا در این موضوع نهایت جدیت را در حل موضوع بیش از پیش مبذول داشته و ما را متشکر دارند. (صحیح است) از موقع هم استفاده مى‌کنم راجع به منع استعمال مسکرات از تمام ولایات تقاضاهایى رسیده (صحیح است) گویا این لایحه به کمیسیون بهدارى رفته (یک نفر از نمایندگان- تصویب شده) و در آنجا تصویب شده است خواهش مى‌کنم که زودتر تمام شود براى این که اگر چنانچه این مذاکرات نشده بود شاید این اندازه فحشا در تهران و سایر نقاط زیاد نمى‌شد از روزى که این مذاکرات به عمل آمده بدتر شده است من خواهش مى‌کنم کمیسیون تصمیم بگیرد و یک یادگارى از خود برقرار بگذارد (صحیح است) موضوع دیگر راجع به صدور پنبه است همان طور که در سنا نمایندگان سنا تذکر دادند آقایان براى گرفتارى نتوانستند تذکر بدهند یکى از کارهاى بزرگ ما صادرات این مملکت است همه باید کمک کنیم که صادرات ما زیاد بشود (صحیح است) براى خاطر یک عده قلیلى جماعتى را نباید محروم کرد (صحیح است- احسنت)

آزاد- جناب آقاى رفیع باقى وقت‌تان را به بنده بدهید.

رفیع- به آقاى صالح داده شده.

رئیس- آقاى صالح.‏

صالح- امروز مشکل مطبوعات انشاء‌الله به نحو رضایت‌بخشى حل می‌شود و مجلس شانزدهم با پشتیبانى از مبارزه شرافتمندانه مدیران جراید ملى عقربک ساعت را در واقع برمی‌گرداند به همان آزادى مطبوعات که در اثر انقلاب مشروطیت نصیب ایران گردید و به دوره عملیاتى که دولت‌هاى غیر ملى براى محدود ساختن آزادى مطبوعات مرتکب شده خاتمه می‌دهد و این یکى از یادگار‌هاى بزرگ و پرافتخار دوره شانزدهم قانونگذارى خواهد بود (صحیح است) به همین جهت از همکاران محترم تقاضا دارم حتى‌المقدور پیشنهادهایى را که فرموده‌اند مسترد بدارند و صرف نظر کنند تا زودتر به این کار خاتمه داده شود.

ملت ایرن امیدوار است در این فاصله که به انقضاى مدت مجلس باقیمانده است دوره شانزدهم موفق شود چند خدمت مهم دیگر از قبیل اعلام ملى شدن صنعت نفت- و اصلاح قانون انتخابات و الغاى مقررات ظالمانه حکومت نظامى- و امثال آن را نیز انجام دهد. وبه این طریق مهم‌ترین دوره‌هاى مجلس شورای ملى خواهد بود. (نمایندگان انشاء‌الله) متأسفانه دولت به عملیات خود راجع به فشار وارد ساختن به مطبوعات ادامه مى‌دهد مثل این است که اخیراً آقاى احمد انورى مدیر روزنامه پرخاش را توقیف نموده شماره‌هاى روزنامه را جمع کرده و مجلس شورای ملى به این عملیات شدیداً معترض می‌باشد.

درعین حال عمل مجلس راجع به مطبوعات بسیار شایان تحسین و مورد توجه می‌باشد آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایند که براى کشور ایران امروز موضوعى مهم‌تر از مسئله نفت نیست و هر گاه این مسئله به نحوى که مورد اراده و تمایل ملت ایران می‌باشد حل نگردد یعنى دست شرکت غاصب نفت از ذخایر ملى ایران قطع نشود بیم آن مى‌رود که هر آن اوضاعى را ایجاد نمایند و این قبیل زنجیرها را مجدداً به دست و پاى ملت ایران ببندند. بنابراین در عین کمال خوش‌وقتى از جریانات راجع به آزادى مطبوعات ملت ایران نگران موضوع نفت می‌باشد و نسبت به هر عملى که از طرف هیئت حاکمه در این خصوص انجام مى‌شود به چشم اضطراب مى‌نگرد و اکنون این طور خیال می‌کند در مقابل نهضت بزرگى که در سر تا سر کشور براى ملى شدن صنعت نفت ایجاد شده شرکت در صدد است به هر وسیله شده احساسات مردم را خاموش و موضوع نفت را از جریان طبیعى خارج نماید تا مجدداً در موقع مساعد به نفع خود آن را مطرح نمایند.

استرداد لایحه از طرف وزیر دارایى با آن طرز عجیب را مردم ایران جزو همین نقشه مى‌دانند و اکنون هم عقیده دارند موضوع نامه نخست وزیر براى ایجاد یک کمیسیون جدید جزو همین نقشه است.

حقیقت با بودن کمیسیون قانونى مخصوص نفت چه احتیاجى به کمیسیون جدید داریم؟ مگر نمى‌توانند آقایان وزرا و سناتور‌ها تشریف بیاورند با همین کمیسیون تشریک مساعى نمایند؟ به علاوه خارج کردن موضوع نفت از جریان طبیعى و بردن آن به یک کمیسیون دیگر خلاف صریح قانون اساسى است (صحیح است) در جلسه خصوصى مجلس شوراى ملى بنده این موضوع را عرض کردم و الان هم در محضر آقایان تکرار مى‌کنم همین اصل 36 قانون اساسى است هر یک از وزرا مى‌توانند مطلبى راکه به مجلس اظهار کرده در هر درجه‌اى از مباحثه که باشد استرداد کنند مگر این که « خواهش مى‌کنم به این مگر توجه بفرمایید » مگر این که اظهار ایشان به تقاضاى مجلس بوده باشد اظهار ایشان یعنى اظهار وزرا در این صورت استرداد مطلب موقوف به موافقت مجلس است هیچ تردیدى راجع به عبارت این اصل قانون اساسى نیست مطلبى که عمل شد مبتنى بود بر یک تصمیمى از طرف مجلس شوراى ملى و آن قانون مهر ماه 1326 که دولت را مکلف کرده‌اید براى استیفاى حقوق ملت ایران اقدام نماید دولت به نظر خودش اقدامى‌که به دستور مجلس کرده این بود که آن لایحه کذایى را به مجلس آوردند و کمیسیون مخصوص نفت آن را رد کرد و این گونه احساسات در خارج مجلس پیدا شد، که بعد وزیر دارایى با آن طرز عجیب آن لایحه را مسترد داشت و مجلس شوراى ملى در جلسه اخیر به اتفاق آرا تصمیم قانونى اتخاذ فرمودند دایر به عدم تصدیق اظهارات وزیر دارایى و مردود شناختن بیانات ایشان (نمایندگان- صحیح است) که یکى از اظهارات ایشان که از طرف مجلس مورد تصدیق واقع نشد و صریحاً به اتفاق آرا نمایندگان محترم رد گردید همان موضوع استرداد لایحه است پس این قسمت اخیر که اصل 36 می‌گوید با موافقت مجلس باید باشد این موضوع انجام نشده است یعنى مجلس با استرداد لایحه نفت موافقت نکرده است (نمایندگان- صحیح است) بنابراین تردیدى باقى نیست که موضوع نفت همان طور در دستور مجلس شوراى ملى باقى خواهد بود (نمایندگان- صحیح است) و پس از این که انشاء‌الله موضوع مطبوعات امروز خاتمه پیدا کرد از ریاست محترم مجلس استدعا مى‌شود بنده این تقاضا را از طرف خودم و یک عده زیادى از همکاران خودم دارم که ایشان طبق همین اصل 36 قانون اساسى موضوع گزارش کمیسیون مخصوص نفت را که در دستور هست به جریان بگذارد و بعد از یکى دو جلسه که صحبت در اطراف آن خاتمه پیدا کرد براى شور دوم به کمیسیون مخصوص نفت برود و همان طور که عرض کردم هر مشورتى که دولت یا نمایندگان محترم سنا یا اشخاص دیگر مى‌خواهند بکنند در این موضوع در کمیسیون قانونى که به دستور مجلس شوراى ملى و با رأى مجلس تشکیل شده است بفرمایند، عرض دیگر بنده موضوع بیانات آقاى نخست وزیر در جلسات خصوصى مجلس است که قسمتى از آن را در یکى از جلسات مجلس سنا هم تأکید کردند راجع به بعضى کارخانه‌جات منجمله کارخانه سیمان می‌باشد که آن اظهارات جناب آقاى نخست وزیر هم مورد تصدیق ملت ایران نیست و کانون مهندسین هم که از یک اشخاص تحصیل کرده و لایق تشکیل شده است در این موضوع شرحى به عنوان نامه سرگشاده خطاب به آقاى نخست وزیر نوشته‌اند که رونوشت آن را براى تقدیم به مجلس شوراى ملى به بنده تسلیم نموده‌اند و بنده یکى دو قسمت از این گزارش را قرائت می‌کنم و عین نامه را تقدیم ریاست محترم خواهم کرد، در قسمت مربوط به کارخانه سیمان مى‌نویسند، کارخانه سیمان که در سال 1312 تأسیس و در سال 1317 با ایجاد کارخانه جدید 200 تنى توسعه یافته است از ابتداى تأسیس به دست مأمورین ایرانى اداره شده و در سال‌هاى قبل از شروع جنگ جهانى به حداکثر ظرفیت تولیدى خود کار کرده و چندین برابر ارزش خود را نیز مستهلک کرده است این وضع بهره‌بردارى تا سرایت جنگ جهانى به کشور ایران و حمله متفقین به این کشور ادامه داشت و از آن پس در نتیجه مسدود شدن راه‌ها وعدم امکان تهیه هر گونه وسایل یدکى براى یک چنین صنعت سنگین و به خصوص آشفتگى و در هم ریختگى اوضاع کشور از هر نقطه نظر و

+++

ضعف دولت‌ها و تحمیلاتى که از نظر کارمند و کارگر و فروش سیمان به قیمت ثابت آن هم براى استفاده رسانیدن به اشخاص که با مردم ذى‌نفوذ و دولت‌ها بست و بند داشته رفته رفته وضع کارخانه رو به خرابى رفت چنانچه در سال 1326 اگر توجه به موقع متصدیان بانک صنعتى و فداکارى و جدیت قابل تحسین مهندسین و کارمندان فنى کارخانه نبود به کلى آن دستگاه از کار افتاده و امروز بیش‏

از آهن‌پاره‌اى نمی‌بود در نتیجه جدیت مهندسین و کارمندان از طرفى و تقلیل فشار‌ها و تحمیلات دولتى از طرف دیگر و بالأخره امکان وارد کردن پاره‌اى وسایل و ماشین‌آلات یدکى از سال 1326 تا کنون وضع کارخانه منظماً رو به بهبودى رفته و کارخانه‌اى که در مواقع بحران جنگ جهانى به یک پنجم ظرفیت خود رسیده بود مجدداً میزان تولید متوسط روزانه خود را به 200 تن رسانیده و توانسته است با این عمل علاوه بر تأمین هزینه‌هاى سنگینى که بر کارخانه تحمیل گردیده و هنوز هم آثار آن هویدا است در ظرف 9 ماهه سال جارى 35 میلیون ریال هم سود نشان می‌دهد این یک قسمت بود « بنا به مراتب بالا نه تنها توانایى دستگاه فنى کشور جاى هیچ‌گونه نگرانى باقى نمى‌گذارد بلکه امیدوارى و اطمینان کامل حاصل است که در صورت تشریک مساعى صادقانه دستگاه‌هاى ادارى و رفع مضیقه‌هاى مالى فعلى کلیه دستگاه‌هاى تولیدى کشور به نحو احسن مورد استفاده و بهره‌بردارى کامل قرار خواهد گرفت و وضع اقتصادى کشور را مرتباً رو به بهبودى خواهد برد. یکى دیگر از مندرجات این نامه این است.

1- معنى اداره کردن یک صنعت توسط کشورى این نیست که کلیه امور مربوط به آن صنعت صرفاً به وسیله مؤسسات و افراد خود آن کشور انجام شود کما این که قسمت اعظم تأسیسات تصفیه‌خانه آبادان که توسط یک شرکت انگلیسى بهره‌بردارى مى‌شود در آنچه که مربوط به نفت مى‌باشد به وسیله کارخانه‌جات و متخصصین آلمانى و آمریکایى انجام و بهره‌بردارى آن به کارمندان انگلیسى شرکت نفت آموخته شده است و همچنین راه‌آهن سر تا سرى ایران که از لحاظ عظمت مشکلات فنى از شاهکارهاى دنیا مى‌باشد و همیشه به عنوان یک عمل و اقدام و ابتکار ملى شناخته شده است در بادى امر توسط مهندسین و کارشناسان و حتى مقاطعه‌کاران خارجى شروع شده و به تدریج کلیه آنان جاى خود را به افراد و دستگاه‌هاى ایرانى تسلیم نموده‌اند به طورى که فعلاً ساختمان راه‌آهن‌هاى مشهد و تبریز به دست کارمندان فنى و مقاطعه‌کاران ایرانى اداره شده و تمام مراحل تعیین سیر و نقشه‌بردارى و تهیه طرح موقتى و قطعى و برآورد و نظارت و ساختمان و تحویل و ریل‌گذارى و غیره به دست افراد مهندسین و کارشناسان ایرانى انجام مى‌شود.

2- چنانچه در قسمت اول این برنامه اشاره شد اکثر کارخانه‌هاى دولتى و غیر دولتى و دستگاه‌هاى فنى اکثر کارخانه‌هاى دولتى و غیر دولتى و دستگاه‌هاى فنى کشور که در 20 سال اخیر در ایران احداث شده و تمامى آنها کارخانه‌جات ملى و یا شخصى و در حال ایرانى تلقى می‌شوند و در ابتدا به وسیله کارکنان و مهندسین خارجى دایر و به بهره‌بردارى گذارده شده است با افزایش تعداد مهندسین ایرانى که در مدارس داخله و خارجه تربیت شده و در اثر تجربه‌اى که گروه کارکنان و کارگران فنى ضمن عمل دریافته‌اند امروز تمامى آنها مانند راه‌آهن، آبیارى، راه شوسه، ساختمان راه‌آهن، کارخانه‌جات قند و نساجى و غیره که مجموع آنها معادل چندین برابر تصفیه‌خانه و دستگاه بهره‌بردارى نفت جنوب مى‌شود صد در صد به دست ایرانى‌ها اداره گردیده و همچنین گردش و سر پا ماندن این دستگاه‌هاى فنى با وجود مشکلات سیاسى و ادارى بى‌مانندى که دولت‌هاى ما مسئول مستقیم آن مى‌با شند و بالأخره نرسیدن لوازم یدکى و مواد اولیه لازم براى آنها به خصوص درمدت 7 ساله جنگ جهانى بهترین شاهد استعداد و لیاقت ایرانى می‌باشد و خوشبختانه روز به روز هم کمیت و کیفیت کارکنان فنى و مهندسین ایرانى رو به افزایش و بهبودى بوده و چنانچه در ابتداى نامه به آن اشاره شد آثار بارز آن نیز هم اکنون در سراسر دستگاه‌هاى تولیدى کشور هویدا شده است از این قبیل مطالب خیلى قابل توجه در این نامه هست که چون نمى‌خواهم وقت جناب همکار محترم خودم را بیش‌تر بگیرم قناعت مى‌کنم به تقدیم این نامه به جناب آقاى رئیس‏

رئیس- آقاى حائرى‌زاده بفرمایید.

حائرى‌زاده:

هر دم از این باغ برى مى‌رسد

تازه‌تر از تازه‌ترى مى‌رسد

دستگاه تخریبى این کمپانى علیه‌السلام یکى دو تا ده تا صد تا نیست و مثل موریانه در حیات جامعه ایرانى مشغول تخریب است 150 سال است که مشغول تخریب هستند قبل از این خارجى‌ها بودند 50 سال است که این کمپانى عامل مؤثر است و هر چه مردم هوشیار‌تر بیدارتر براى مطالبه حقوق حقه خودشان حاضر‌تر مى‌شوند فعالیت آنها براى تخریب بیش‌تر مى‌شود توقیف جراید با این که یک عده از آقایان مدیران جراید در اینجا متحصن هستند که حقوق حقه خودشان که آزاذى قلم باشد بگیرند و مجلس سناو شورا هم هر دو با آنها کمک می‌کنند در عین حال دولت مشغول کار خودش است و روزنامه‌ها را توقیف مى‌کند مدیر‌های‌شان را حبس مى‌کنند روزنامه مصلحت روزنامه‌ای است که وارد سیاست روز نیست طرفدار صلح عمومى جهان است و روى آن موضوع مشغول چیز نوشتن است روزنامه چاپ شده‌اش را گرفته‌اند برده‌اند در شهربانى توقیف کرده‌اند اجازه منتشر شدن آن را هم دیگر ندادند، یک روزنامه دیگرى است که آن هم روزنامه مهرگان است این روزنامه مال آن دسته از لیسانسیه‌هایى است که براى خودشان اتحادیه‌اى دارند جامه‌اى دارند مطالب فرهنگى را در آنجا حلاجى مى‌کنند (الله‌یار صالح- بسیار روزنامه خوبى است) این روزنامه هم نیست گویا هفتگى باشد و آن را هم یک عده فضلایى هستند که اداره مى‌کنند و آن را توقیف کرده‌اند، روزنامه پرخاش است که مدیرش را هم گرفته‌اند و حبس کرده‌اند (فرامرزى- هر که با مردم پرخاش کند مجازاتش همین است) این اطلاعاتى است که از تهران می‌رسد اما راجع به خارج، پشت همین تریبون بنده راجع به حکومت‌هاى نظامى صحبت کردم جناب آقاى نخست وزیر وقت هم که هنوز هم شنیده‌ام استعفا نکرده‌اند و سر جاى خودشان هستند با وزیر جنگ خودشان اینجا صحبت کردند و اعلام کردند که ما حکومت‌هاى نظامى مخصوصاً آبادان را منحل مى‌کنیم، لغوش مى‌کنیم، یکى از آقایان تقاضا کرد که اصفهان را هم لغو بکنید قول دادند که آن را هم الغاء مى‌کنیم به همان نشانى شدت حکومت نظامى بیش از پیش شده براى فشار به کارگرها و کسانى که مطالبه حقوق حقه خودشان را مى‌کنند وقتى رئیس دولت و وزیر مسئول در مجلس رسماً یک موضوع را مى‌گوید فردا معلوم مى‌شود دروغ است یا وزیرش عاجز بوده است نتوانسته است در این نقطه اعمال قدرت کند یا دروغ گفته است در هر دو صورت باید فکرى براى بدبختى مملکت کرد با این مشکل بار مملکت به منزل نمى‌رسد در کرمانشاه در کابینه سابق بود خیال مى‌کنم در اینجا خیلى بحث شد از وضعیت فشارى که به ارباب قلم آنجا وارد شده بود یک عملیات شرم‌آورى انجام شده بود وزیر وقت آمد وعده داد که بازرس می‌فرستد، اصلاح می‌کند، چنین مى‌کند حال ما یک اخبار عجیب و غریبى مى‌شنویم دیشب سحر دیدیم آقاى دولتشاهى آمده است و مى‌گوید مذاکرات حضورى که با کرمانشاه داشتند آنها جرأت نمی‌کردند مطالب خودشان را در تلگرافخانه کرمانشاه بگویند به این شکل بر مردم فشار وارد مى‌شود که چرا مطالبه حقوق حقه خودشان را مى‌کنند چرا می‌گویند کمپانى غارتگر در این مملکت حقوق این ملت را با حقه‌بازى می‌برد یک تلگرافى از طرف آیت‌الله کاشانى به آن استاندار محترم شده است که بنده به عرض آقایان می‌رسانم، جناب آقاى جهانشاه صمصام استاندار غرب، در این موقع که عموم ملت ایران هماهنگ براى استیفاى حقوق خود از غاصبان نفت قیام کرده‌اند به قرار معلوم به دستور شما و شهربانى جمعى مردم و ارباب مطبوعات را مزاحم و توقیف نموده‌اید عده‌اى فراراً به مرکز آمده‌اند و از ابراز احساسات سایر مردم جلوگیرى مى‌نمایند مگر شما عمال انگلیس و ایران مستعمره او است که بر علیه مصالح ملت و مملکت قیام نموده اربابان غاصب نفت را حمایت مى‌نمایید اربابان انگلیسى عمده نفوذ خود را در دنیا و ایران از دست داده و بقیه را هم از دست رفته بدانید با این وصف عواقب خدمتگزاران ایرانى آنها خوب نخواهد بود. سید ابوالقاسم کاشانى. این وضع دستگاه مملکت ما است یکى از موریانه‌هایى که افتاده است به حیات امنیت مملکت و مملکت ما را به خطر انداخته موضوع دادگسترى ما است چندى پیش در زمان حکومت شاه سابق قانون آوردند استقلال قضات را که در قانون اساسى تصریح کرده است که قوه قضاییه را همه‌اش قوه قانونگذارى و قوه مجریه قرار داده یک تفسیرى ‏کرده و ضربت عظیمى به آن دستگاه وارد شد (صحیح است) حالا بحث گذشته را نمى‌کنم کم کم مرور زمان شده است و دستگاه قضایى ما تقریباً فلج شده به این ترتیب آمدند آن اصل را تفسیر کردند که معنى این که یک قاضى را نمى‌شود تغییر داد این نیست که

+++

بگوید این اطاق بنشین ممکن است قاضى بگوید که در این اطاق که در تهران نشسته‌اى پا شو برو بندر‌عباس و این تغییر شغل نیست و دخالت دول در قوه قضاییه نیست اگر یک قاضى که در تهران نشسته است وزارت دادگسترى به او ابلاغ کند که شما برو بندر‌عباس قضاوت کن مانعى ندارد این تفسیر در زمان آن جنت مکان آمد ودر این مجلس گذراندند (اردلان- مجلس رأى نداد کمیسیون قوانین دادگسترى رأى داد) خوب مع‌الواسطه رأى دادند بالأخره یا از جنایات دوره سابق است این مسئله فلج کرده است کار قضایى را که قاضى بدبخت فکر بکند وقتى که یک قوى و ضعیف طرف هستند در پیشگاه محکمه آمدند من اگر این شخص مقتدر را زیر پا بگذارم که چرا تهدید کرده و محکومش کنم فردا جایم بندر‌عباس است بنابراین این شخص طفره می‌رود مسامحه مى‌کند خیلى آدم خوبى باشد تمارض می‌کند که عضو على‌البدل شود (فرامرزى- براى زمستان بندر‌عباس جاى خوبى است) اصلاً یک تغییراتى داده شده است که با هیچ اصلى درست درنمی‌آید دو نفر از رؤساى شعب دیوان کشور را بدون این که با آنها مشورت کرده باشند جلب رضاى آنها شده باشد و موافقت کرده باشند به آنها گفته‌اند شما بیایید رئیس استیناف باشید از حیث رتبه و مقام مساوى است با مستشار تمیز آن قانون علیه‌السلام را هم اگر بخواهند اجرا کنند و بگویند پست قاضى را تغییر مى‌دهم، رئیس شعبه تمیز را نمى‌شود تنزل درجه داد و بگویند که تو برو رئیس استیباف آذربایجان یا خراسان باش این موریانه‌اى که افتاده است در دستگاه قضایى دیگر امنیت در این مملکت نخواهد بود تمام قضات حساب کار خودشان را مى‌کنند مى‌خواهند معاش کنند یا فکرى مى‌کنند که بروند دنبال رمالى و حمالى حساب خودشان را مى‌کنند یا رسماً مى‌شود مثل مأمورین تأمینات که براى هر کسى بگویند دوسیه بساز دوسیه مى‌سازد و در این مملکت باید صریحاً بگویم و اعلام خطر کنم که دیگر امنیت قضایى با این جریانى که هست نیست ما اگر میل داریم سرمایه‌داران در این مملکت سرمایه‌اشان را خارج نکنند و به یک مملکت دیگر نفرستند و در این مملکت زندگى کنند باید اول قاضى خوب داشته باشیم، قاضى خوب تا مقامش استحکام و استقرار نداشته باشد شما نمى‌توانید تهیه کنید هر چه حقوق هم زیاد بدهید هر چه مدرسه درست کنید نمى‌توانید با این تزلزلى که در دستگاه قضایى پیدا شده است توقع داشته باشید قاضى خوب پیدا شود یکى از موضوعاتى را که خواستم عرض کنم، جناب دکتر شایگان، جناب صالح رفقا در این موضوع توضیح خیلى مفصلى دادند من به طور خیلى مختصر برگذار مى‌کنم و آن موضوع دستور مجلس است دستور مجلس، گزارش کمیسیون نفت بود و ناطقین نطق خودشان را کرده بودند نوبت آقاى صالح بود و بعد از ایشان نوبت بنده بود که در این خصوص صحبت کنم یک جمله معترضه‌اى اینجا پیدا شد یک نامربوط‌هایى که از طرف دولت نوشته بودند که در پشت در این تریبون خواندند آن لایحه‌اى که به عقیده خیلى‌ها کمپانى نفت تهیه کرده است و دولت حامى آن لایحه بوده است و در پشت تریبون آورد و قرائت شد. مجلس هم یک تودهنى به آن زد و گفت آن مردود است یک جمله معترضه اینجا پیدا شد حالا باز برمى‌گردیم به اصل مطلب خودمان که دستور مجلس ما حقاً همان موضوع نفت است و نوبت نطق آقاى صالح است و بعد هم پیشنهادات را آقایان تقدیم خواهند کرد و در کمیسیون نفت هم تکلیف این پیشنهادات معلوم خواهد شد و گزارش ثانوى به این مجلس خواهد آمد در این موضوع شرح و بسطى لازم نیست که متمم اصل 36 قانون اساسى معنایش چیست، تکلیف لوایح معوقه‌اى که در آئین‌نامه نوشته چیست دیگر در اطراف این چون بحث شده دیگر من بحث نمى‌کنم فقط یک چیز هست که خیلى موجب شد من بیایم اینجا وقت آقایان را بگیرم موضوع تقاضاى مضحک جناب آقاى نخست وزیر است که ایشان براى طفره‏ و تعلل و براى این که مسئولیت لوث شود براى این که وقت مملکت تضییع شود و از این ستون به آن ستون براى کمپانى فرج است شنیده‌ام و در روزنامه‌ها هم دیده‌ام که مراسله‌اى نوشته‌اند یکى به مجلس سنا و یکى به شورا که هر کدام سه نفر تعیین کنند بفرستند بیایند اینجا مشاور باشند اگر مشاور مطلع مى‌خواستند در وزارتخانه‌هاشان داشتند در خارج بود ژیدل را استخدام کردند براى مشاوره که داشتند آقایان که مدافع کمپانى نفت نیستند به عقیده من مجلس باید فورى مراسله را رد کند به دولت که تو نوشتن چنین مراسله‌اى را ندارى، مجلس شوراى ملى به دولت در مهر ماه 26 تکلیف کرد که شما برو براى استیفاى حقوق ملت ایران اقدام بکن در این فاصله دولت‌ها مسامحه کردند، استیضاح شدند من فراموش نمى‌کنم چندین جلسه آقاى عباس اسکندرى در این موضوع دولت را استیضاح کرد و مجلس شوراى ملى پذیرفت این حرف را که دولت با این که مقصر نیست عجالتاً مسکوت می‌گذاریم تا ببینیم بعد چه مى‌شود تا بالأخره به یک کثافت‌کاری‌هایى آخر رسید یک لایحه‌اى که بر حسب امر و فشار مجلس دولت آورد و در اینجا باید تکلیف دولت معلوم شود که دولت چه باید بکند. دولت برود و بگوید که این قرارداد الحاقى را لازم نداریم به همان چند شیلینگى که در دوره دیکتاتورى قبول کردیم ما قانع هستیم؟ و شما چون خیلى زحمت کشیده‌اید ما قانع هستیم و دیگر حرفى نداریم، دولت برود بگوید که یک شیلینگ دیگر اضافه بدهید بعد لایحه آن را بیاورید در مجلس دولت بگوید که ملى بشود؟ دولت بگوید که نصف به ما بدهید نصف به آنها، دولت چه بگوید؟ دستور دولت را باید مجلس معلوم کند (صحیح است) از کمیسیون ما مى‌خواستیم که دستور براى دولت معلوم بکنیم پیشنهاداتى هم در این موضوع شد ولى بعضى از آقایان در این کمیسیون خاص گفتند که وظیفه ما فقط براى تعیین رد و قبول است اگر مجلس به ما ارجاع کرد ما آن وقت در این موضوع بحث می‌کنیم یک پیشنهادى شد در آنجا گفتند که مذاکرات حالا که برد لایحه دولت رسیده گزارشش را به مجلس می‌دهیم بعد پیشنهاداتى که از طرف مجلس شد در کمیسیون رویش بحث مى‌کنیم هر نظرى که مقتضى شد گزارش می‌دهیم به مجلس و پیشنهادات جور واجور نمودند بعضى از آن پیشنهادات به نظرم خیلى به نفع ایران بود پیشنهادى که ما داشتیم براى ملى شدن نفت بود و پیشنهاداتى که دیگران داده بودند که چند مرتبه بهتر از وضع فعلى است در هر صورت باید تکلیفى براى دولت معلوم کرد و مرکز صالح که این تکلیف را معلوم مى‌کند مجلس شوراى ملى است (صحیح است) فعلاً به احترام مطبوعات و این که مدیران روزنامه‌ها در مجلس متحصن هستند من تقاضا می‌کنم که لایحه مطبوعات تمام شود ولى الساعه در دستور گذاشته شود و آن جمله معترضه هم که از بین رفت من تقاضا ندارم که آن موضوع مطبوعات را از دستور خارج کنند و آن را جلوتر بگذارند (صحیح است) من تقاضایى که دارم این است که آقایان از پیشنهادات خوددارى کنند چیزى نیست این لایحه مطبوعات (صحیح است) این لایحه گفته است غیر از قانون محرم 26 بقیه قوانینى که روى منافع خصوصى گذشته لغو است (صحیح است) (فرامرزى- بسیار قانون جامعى است) این تمام بشود و بعد برگردیم روى دستور خودمان که نتیجه‌اى که به درد بخورد عاید بشود آقاى آزاد از من وقت مى‌خواستند اگر از وقت من فاضلى دارد تقاضا مى‌کنم که به ایشان بدهید.

آزاد- آقاى رئیس وقتى باقى مانده است از آقاى حائرى‌زاده؟

رئیس- سه دقیقه هم زیاد صحبت کردند.

3- بیانات آقاى گنجه به عنوان ماده 90 آئین‌نامه‏

رئیس- وارد دستور مى‌شویم. آقاى گنجه‌اى‏

گنجه‌اى- در جلسه گذشته در غیاب من جناب آقاى مکى یک صحبتى کردند که شاید بنده عمداً مجلس را ترک کردم و یا این که من راضى نبودم به آن طرحى که درباره آقاى فروهر طرح شده بود رأى بدهم (فرامرزى- چه مانعى دارد که راضى نباشید) اجازه بدهید به این حرف‌ها می‌رسیم در صورتى که بنده به سه فوریت این طرح رأى دادم و بعد براى یک کار فورى که بنده را خواسته بودند رفتم و در برگشتن همین آقاى فرامرزى که حالا فرمایش مى‌فرمایند، بنده را دم درب مجلس که از ماشین پایین مى‌آمدم و دوباره آمدم در مجلس دیدند (فرامرزى- صحیح است) حالا این مطلبى است که خواستم موضوع روشن بشود ولى مطلب بنده یک موضوع دیگرى است راجع به خودم نیست و مى‌خواستم اگر ممکن می‌شد این مدافعه از خودم و مجلس را براى جلسه دیگر بگذارم ولى تحملش را نتوانستم بکنم براى این که امروز موضوع قانون مطبوعات مطرح است و تمام آقایان نمایندگان بلاتفاق حاضر شدند که این قانون مطبوعات را امروز و یا در این جلسات تمام بکنند و من نبایستى موجب بشوم که یک تشنجى ایجاد شود (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) متأسفانه احترامى‌که ما به اقلیت قائل هستیم و مخصوصاً به یک عده متنابهى از افراد اقلیت که شخصاً آنها را اشخاص محترم و مفید می‌دانیم و از نظر اصول پارلمانى هم وجود یک اقلیتى را لازم می‌دانیم باعث شده است که جناب آقاى مکى از این موقعیت سوء‌استفاده می‌کند و علیه اکثریت مجلس و دولت و هر چه ایرانى است به کار

+++

می‌برند. هیچ یادم نمى‌رود از پشت همین میز به کرات به مقام ریاست توهین کردند توهین‌هاى خیلى شدید و از پشت این تریبون به مجلس شوراى ملى یک لغتى ذکر کردند که من خجالت دارم آن را بگویم و همه آقایان آن را شنیده‌اند تکرارش جایز نبیست و من نمى‌توانم آن را تکرار کنم زیرا آنجایى که ایشان فرمودند جایى است که شایسته خودشان است شایسته آقایان نیست (مکى- چه مى‌گویى؟ من هم مى‌گویم، ماده 90، موضوع مصاره تبریز را می‌گویم) (بعضى از نمایندگان- آقاى گنجه‌اى مجلس متشنج مى‌شود، کافى است) خواهش مى‌کنم اجازه بفرمایید این موضوع من نیست موضوع مجلس است آزادى را در مجلس از بین برده‌اند (صحیح است) هیچ کدام نمى‌توانند از جایشان بجنبند آقایان هیچ کدام آزادى گفتن عقیده‌شان را ندارند شما چرا رودربایستى دارید؟ این یک نفر حربه نفت را در دست گرفته نفت مسئله عمومى است صبر کنید به حسابتان خواهم رسید (همهمه نمایندگان) (زنگ ممتد رئیس) (دکتر بقایى- چه می‌گویى آقا؟) (امامى‌اهرى- اول باید آزادى اینجا تأمین بشود) هیچ آزادى نداریم (فرامرزى- آزادى از دست کى ندارید؟ آزادى از دست هشت نفر آدم ندارید؟ این طور نیست) عرض کنم این طور شده است که تا یک کسى مى‌خواهد پا شود برود بیرون داد مى‌زنند مفتى رفت، این مجلس است؟ شما چرا حاضر مى‌شوید که این حرف‌ها را بشنوند؟ مگر واقعاً شما رگ و ریشه ندارید؟ (دکتر بقایى- آقاى گنجه‌اى ایجاد تشنج نکنید مجلس گذشته به اتفاق آرا یک خائن را مردود شناخت حالا نباید ایجاد تشنج کنید.) (زنگ رئیس) بنده هم قبول دارم من اول باید حیثیت خودم را رعایت کنم بعد حیثیت خودم را رعایت کنم بعد حیثیت مجلس را هر کس نتوانست از حیثیتش مدافعه کند از هیچ چیز نمى‌تواند دفاع کند (امامى‌اهرى- در فراکسیون اتحاد فقط آقاى گنجه‌اى نبود تمام بودند و رأى دادند) (مکى- من دلیل دارم، می‌گویم که در پست و تلگراف چه شد؟ هر چه توى صورت جلسه هست حق دارى دفاع کنى) خیلى چیز‌ها متأسفانه توى صورت مجلس‌ها نیست، خیلى چیز‌ها حق هم این است که نباید باشد براى این که این کلمات قابل این نیست که در صورت مجلس ایران منعکس بشود متأسفانه گوینده‌هاى این حرف‌ها این قدر خجالت و شرم و حیا ندارند (مکى- حیا تو ندارى) (دکتر بقایى- شما از افکار عمومى مى‌ترسید شما از تبریز تلگراف کردید که مملکن است تجزیه بشود شما رفتید آنجا تلگراف درست کردید فراموش نمى‌کنم نگذارید بگویم بنده تقاضا کردم استدعا کردم که تشنج در مجلس ایجاد نکنید) (زنگ ممتد رئیس) موضوع حربه‌هایى که آقایان در دست گرفته‌اید ....

رئیس- آقایان رعایت نظم مجلس را بفرمایید بگذارید حرف‌شان را بزنند و الا به آقایان تذکر می‌دهم.آقاى گنجه‌اى بفرمایید

گنجه‌اى-  جنابعالى ساکت‌شان بفرمایید بنده توهین به شخص نمى‌کنم ولى نمى‌توانم از مطالبم صرف‌نظر بکنم چند مرتبه مجلس را متشنج کردند سکونت کردیم حالا بگذارید یک مرتبه هم ما بکنیم.‏

دکتر بقایى- تشنج ایجاد کنید هیچ مانعى ندارد (زنگ رئیس)

رئیس- به آقایان تذکر مى‌دهم نظم مجلس را رعایت بفرمایید.

گنجه‌اى- بنده یک چیزى درتاریخ زندگیم..... حالا نمى‌خواستم اینها را بگویم.‏

مکى- صورت جلسه کمیسیون اقتصاد هست بروید بخوانید شما را براى جاسوسى وزیر پست و تلگراف کردند (زنگ ممتد رئیس)

رئیس- آقاى مکى به شما تذکر مى‌دهم.‏

دکتر معظمى- بنده پیشنهاد تنفس کرده‌ام قرائت بشود.

رئیس- در بین نطق که نمى‌شود باید بیانات‌شان تمام بشود.

فرامرزى- من مخالف با تنفس هستم‏.

مکى- ما سند داریم.‏

گنجه‌اى- حسابتان را خواهم رسید، سه چهار، پنج تا از رفقاى عزیز بنده تقاضا کرده‌اند که بنده یک قدرى ملایم حرف بزنم.

مکى- خواهش می‌کنم نکنید.

گنجه‌اى- بنده نظرم خودم نیست جناب آقاى معدل این مجلس بایستى اصلاح شود. باید آزادى و حیثیت شما محفوظ باشد (صحیح است) آقا شما نمى‌دانید که چه وضعى است کسى نمى‌تواند از اینجا پا شود براى آب خوردن این دکتر شما مى‌گویید، کمى مانده بود که مریض بشود سکته بکند براى این که اجازه نمى‌داد آقاى مکى.

دکتر بقایى- چرا؟ مگر مسلسل داشت مکى؟.

گنجه‌اى-... کنار آب نمى‌گذاشت برود.

دکتر بقایى- زنجیرش کرده بود آقاى گنجه‌اى؟ مکى که زنجیرش نکرده بود شما از افکار عمومى مى‌ترسید.

رئیس- آقاى دکتر بقایى براى دفعه دوم به شما تذکر مى‌دهم.

گنجه‌اى-... از 170 سال پیش تا امروز ما وجاهت ملی‌مان پشت به پشت محفوظ است.‏

دکتربقایى- بیایید این حرف‌ها را در یکى از میتینگ‌ها بزنید (زنگ رئیس)

گنجه‌اى- شما بترسید که آن روز رفتید از همین جا خجالت نکشیدید آقاى دکتر بقایى

مکى- خجالت تو بکش (زنگ رئیس)

گنجه‌اى- سى نفر از نمایندگان گفتند که پول گرفته‌اید این سى نفر کدامند؟

دکتر بقایى- بله آن تلگرافى که از تبریز شده است من ثابت مى‌کنم شما مى‌خواهید تشنج ایجاد کنید شما نمى‌گذارید لایحه نفت تمام بشود شما خیال مى‌کنید که ما بلد نیستیم و یا حرفى نداریم بزنیم .

معدل- استدعا می‌کنم با احترام قانون مطبوعات طرفین سکوت بکنید.

رئیس- آقاى گنجه‌اى صبر کنید.

گنجه‌اى- من تا حرف‌هایم را نزنم از اینجا پایین نمی‌آیم باید از حیثیتم دفاع کنم رأى بگیرید اگر اکثریت مجلس اجازه دادند صحبت کنم و الا می‌آیم پایین.‏

رئیس- آقاى دکتر معظمى پیشنهاد تنفس کرده‌اند.

ارباب‌مهدى- مخالفم.‏

رئیس- اولاً این سابقه ندارد در بین نطق نمى‌شود پیشنهاد تنفس داد مجلس باید ساکت بشود.

گنجه‌اى- ایشان دو حربه ناجوانمردانه بر علیه همکاران خودش استعمال مى‌کند.

دکتر بقایى- همکاران نه، بلکه شما.

گنجه‌اى- یکى موضوع نفت است یکى موضوع دولت موضوع نفت آقا یک مسئله مهم سیاسى خاورمیانه است و یک مسئله حیاتى براى کشور ما (صحیح است)

دکتر بقایى- نفت ملى خواهد شد به کورى چشم دشمنان ایران صنایع نفت ملى خواهد شد.

گنجه‌اى- انشاء‌الله‏.

دکتر بقایى- از این انشاء‌الله‌تان صمیمانه تشکر مى‌کنم.‏

گنجه‌اى- مطمئن باشید صمیمانه مى‌گویم (دکتر بقایى- من هم صمیمانه مى‌گویم) در کمیسیون نفت 17 نفر، 18 نفر از نمایندگان محترم بودند خدا را به شهادت مى‌طلبلم که هیچ‌وقت قسم نخورده‌ام این اولین دفعه‌ای است که قسم می‌خورم ما تصمیم گرفته بودیم مسئله نفت را از این خیلى بهتر تمام بکنیم متأسفانه حرکات ناشایست همین شخص (اشاره به آقاى مکى- حرکاتى که یک بچه‌اى قابل تحمل آن را نداشت ما را مجبور کرد که به حداقل قناعت کردیم.‏

دکتر بقایى- آقاى رئیس ما سکوت کردیم.

مکى- من طبق ماده 90 اجازه مى‌خواهم‏.

گنجه‌اى- اما موضوع دولت موضوع دولت آقا یک مطلبى است خیلى پیش پا افتاده (صحیح است) یک جمعى از آقایان نمایندگان محترم موافقند یک عده‌اى مخالف و همیشه هم باید این طورى با شد روال پارلمانى این طور است و غیر از این نمى‌تواند باشد دیگر نمى‌شود آقاى فقیه‌زاده را ملامت کرد که تو چرا طرفدار رزم‌آرا هستى عقیده‌اش است آقاى دیگر مى‌گوید مخالفم مخالف باشد این را دیگر نباید گفت تو چرا موافق دولت هستى‏.

دکتر بقایى- ولى ملت ایران به این دولت می‌خندد و تمام شهر تهران به این دولت مى‌خندد در هر میتینگى به این دولت مى‌خندد شما خبر ندارید.

گنجه‌اى- ملت ایران که نمایندگانش اینجا است به این دولت رأى داده است.‏

بعضى از نمایندگان- آقاى گنجه‌اى کافى است.‏

گنجه‌اى- بنده خوش‌وقتم و اطاعت مى‌کنم ولى خوش‌وقتم از این که این باب باز شد تا حالا همه

+++

در محظور و رودربایستى و مراعات نزاکت و ادب بودند حالا این گوى و این میدان حالا ا گر جناب آقاى مکى مایل هستند ما همان هستیم که از دوره گذشته مبارزه‌مان بود و شروع شده بود و همین طور هم هستیم تا آخر خواهد بود فعلاً تقاضاى آقایان را اطاعت مى‌کنم و خاتمه مى‌دهم (احسنت)

مکى- مطابق ماده 90 من باید حرف بزنم.‏

رئیس- ماده 90 شما محفوظ است. آقاى دکتر معظمى بفرمایید.

دکتر معظمى- بنده آن وقت که پیشنهاد دادم منظورم این بود که این صحبت‌ها نشود (جمال امامى- چه پیشنهادى؟) بنده پیشنهاد تنفس کردم، براى این که بنده عقیده دارم هر چه ما متحد باشیم به نفع مملکت است (صحیح است) مجلس هم خوشبختانه دستورى داشت بعد هم درخارج خواهش کردیم که صحبتى نشود ولى الان چون صحبت‌ها شده است بنده پیشنهاد خودم را مسترد می‌دارم.

بعضى از نمایندگان- دستور، دستور

حاذقى- بفرمایید لایحه را مطرح کنند.

مکى- بنده مطابق ماده 90 اجازه خواستم.‏

دکتر معظمى- بنده مى‌خواهم از آقاى مکى تمنا کنم جلسه دیگر صحبت کنند.

رئیس- آقاى مکى حق شما محفوظ است حالا پیشنهادات قانون مطبوعات قرائت می‌شود.

مکى- بنده به احترام قانون مطبوعات فرمایش آقاى دکتر معظمى را قبول مى‌کنم براى جلسه بعد و در جلسه دیگر اسناد خیانت‌هاى ایشان را می‌آورم و جواب خواهم داد با سند و دلیل.

گنجه- اسنادتان را بیاورید ما هم حاضر هستیم.

3- تصویب صورت مجلس‏

رئیس- عده کافى است صوررت مجلس تصویب مى‌شود.

4- بقیه مذاکره در طرح قانونى راجع به مطبوعات‏

رئیس- پیشنهاد آقاى اردلان در جلسه پیش قرائت شد منتهی به رأى شد اکثریت نبود یک دفعه دیگر قرائت مى‌شود براى رأى.

فرامرزى- پیشنهاد آقاى اردلان در قانون تأمین شده.

اردلان- اجازه بفرمایید بنده یک توضیح مختصرى دارم.

( پیشنهاد آقاى اردلان به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى تبصره زیر را پیشنهاد می‌نمایم اردلان.

تبصره- از تاریخ تصویب این قانون نوشتن روزنامه و مجله احتیاج به داشتن امتیاز و اجازه شوراى عالى فرهنگ ندارد و براى انتشار مجله و یا روزنامه با رعایت شرایط و مقررات مندرجه در قانون مطبوعات مصوب پنجم محرم 1326 قمرى نویسنده روزنامه و یا مجله براى نشریه خود باید اسمى انتخاب نماید که دیگران قبلاً این اسم را براى روزنامه و نشریه خود انتخاب نکرده باشند به این ترتیب که نویسنده نام مجله و یا روزنامه‌اى را که براى خود انتخاب نموده است توسط شهربانى به وزارت فرهنگ اطلاع می‌دهد و اگر پس از 15 روز وزارت فرهنگ رسماً اطلاع نداد که این نام را قبلاً دیگرى درخواست نموده است امتیاز روزنامه و یا مجله به آن نام بلامانع است.

اردلان- اجازه بفرمایید بنده دو کلمه حرف بزنم.

رئیس- یعنى توضیح مجدد بدهید؟ بفرمایید.

اسلامى- خود مدیران جراید با این موافق نیستند با ما صحبت کردند.

اردلان- اجازه بدهید من عرض کنم.

مسعودى- توضیح ندارد صحبت کردید در جلسه پیش.

اردلان- اجازه بفرمایید آقاى مسعودى ترور نکنید عقیده را.

مسعودى- ترور نیست، مطابق آئین‌نامه شما صحبت کردید شما شهوت صحبت دارید ما مى‌خواهیم قانون بگذرد چه ترورى کردیم؟ ترور عقیده چیه که یاد گرفته‌اید؟ تا هر کس حرف می‌زند می‌گویند ترور عقیده شما مى‌خواهید وقت تلف بشود.

رئیس- چون نماینده دولت هم نیست ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

( سه ربع قبل از ظهر جلسه به عنوان تنفس تعطیل و ده دقیقه قبل از ظهر مجدداً تشکیل گردید)

رئیس- در جلسه گذشته پیشنهاد آقاى اردلان منتهى به رأى شد ولى ایشان به عنوان این که چند روز گذشته و شاید از نظر آقایان رفته باشد مى‌خواهند توضیح بدهند.

اردلان- بنده دو دقیقه توضیح عرض مى‌کنم خیلى مختصر.

فرامرزى- بنده اخطار دارم.

رئیس- طبق چه ماده‌اى؟

فرامرزى- طبق ماده 167 اخطار دارم.‏

رئیس- آقاى فرامرزى بفرمایید.

فرامرزى- اینجا آقاى گنجه‌اى گله کردند که آزادى نطق را نداریم براى این که 8 نفر آدم 120 نفر آدم را خفه کرده من نمى‌خواهم وارد این موضوع بشوم یعنى حق هم ندارم فعلاً که این بیان را بکنم چون باید مختصر عرض کنم به این جهت نه حق دارم این کار را بکنم و نه حالا مى‌خواهم بکنم که چرا این طور است که 8 نفر آدم این قدر قوى است که که 120 نفر آدم در مقابل او حتى یکى جرأت هم ندارد که برود آب بخورد (یکى از نمایندگان- این طور هم نیست) اگر نیست که خیلى خوب اعتراضى که مى‌خواهم بکنم این است الان جلسه را اینجا جناب آقاى رئیس تنفس دادند و تعطیل کردند که نماینده دولت نیست بنده مى‌خواهم اعتراض را بکنم چرا هیچ‌وقت نماینده دولت نیست و وقتى به این اشکال برخوردند آنهایى که مى‌خواهند، زیاد البته طرفدار دولت هستند تلفن می‌کنند این طرف و آن طرف التماس مى‌کنند که یک نفر از طرف دولت بیاید که این فراق پر شود، این جاى خالى پر شود که نگویند نماینده دولت نیست من به همچنین مى‌خواهم اعتراض بکنم مى‌خواهم بگویم که دولت یا مى‌تواند با مجلس کار کند یا نمى‌تواند کار بکند اگر نمى‌توانند کار بکنند قبل از این دولت مى‌رفت حالا ممکن است مجلس برود (خنده نمایندگان) اما این نمی‌شود که دولت مجلس را به بازى نگیرد یا مجلس دولت را به بازى نگیرد هر کس پیش خودش ‏

رئیس- آقاى فرامرزى این تذکر حالا مورد ندارد.

فرامرزى- این ماده به من این اجازه را داده است‏.

رئیس- این تذکر را قبل از دستور باید بدهید چون این ماده فقط اجازه مى‌دهد قبل از دستور یا بعد از دستور.

فرامرزى- پیش از دستور و بعد از دستور نداریم.

رئیس- حالا وارد دستور شده‌ایم.‏

فرامرزى- هیچ فرق نمی‌کند اخطار نظامنامه‌اى است در هر حال این مقدم است بنده عرضى بیش از این ندارم غرضم این است که این جور نکنند صندلى وزرا همیشه خالى است و وقتى که احتیاج به یک نماینده دولت باشد با التماس تلفن می‌کنید یک نماینده دولت را بخواهید اینجا این صحیح نیست این بار به منزل نمی‌رسد.

آزاد- آقاى فرامرزى بنشینید جایشان را پر کنید.

فرامرزى- رأى بدهید تا اینجا بنشینم.

رئیس- آقاى اردلان بفرمایید بنشینید که رأى بگیریم و براى توضیح مجدد سابقه پیدا نشود.

بعضى از نمایندگان- رأى، رأى‏

آزاد- جناب آقاى رئیس جواب ندادید به فرمایشات آقاى فرامرزى.

رئیس- رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقای اردلان آقایان موافقین قیام فرمایند (44 نفر برخاستند) اکثریت نیست تصویب نشد.

فرامرزى- تصویب بشود یا نشود تأثیر ندارد در خود قانون هست.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد زیر را تقدیم می‌دارم.

قسمت 3 از ماده سوم قانون بودجه سال 1326 مجلس شوراى ملى از این تاریخ لغو و آگهى‌هاى وزارتخانه‌ها و بنگاه‌ها و مؤسسات دولتى و مؤسساتى که به سرمایه دولت اداره مى‌شود و شهردارى‌ها کمافى‌السابق در جراید یومیه منتشر خواهد شد. صفوى- کشاورز‌صدر

رئیس- این فقط به قرائتش اکتفا مى‌شود قابل رأى نیست.

صفوى- اجازه مى‌دهید توضیح عرض کنم؟

رئیس- توضیح ندارد شما نمى‌توانید یک قانون بودجه‌اى را در این قانون بگنجانید و لغو کنید و الا از این پیشنهادات به قدرى مى‌آید که اصل موضوع از میان خواهد رفت پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود.

+++

( پیشنهاد آقاى مخبر فرهمند به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد مى‌کنم دولت مکلف است لایحه مطبوعات را در مدت سه هفته به مجلس تقدیم دارد.

مخبر فرهمند- بنده مسترد مى‌دارم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود

( پیشنها د آقاى معدل به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم محاکمات مطبوعاتى که تا به حال مطابق قانون اخیر شده ملغى‌الاثر است

رئیس- این طبیعى است وقتى به مرحله حکم نرسیده باشد ملغى‌الاثر است بفرمایید.

معدل- آقایان نمایندگان محترم توجه بفرمایید بهترین قدمى‌که مجلس شانزدهم بر می‌دارد الغاء قانون مطبوعات است و برداشتن این غل‌ها و زنجیر‌ها از پاى نویسندگان و دست روزنامه‌نگاران در این عمل در این مدت یک ناروایى‌هایى شده است نسبت به بعضى از نویسندگان و مدیران جراید یک محاکماتى جریان پیدا کرده (صحیح است) موضوع یا ادامه پیدا کرده و به نتیجه نهایى رسیده یا نرسیده و در جریان است امروز که ما با حسن نیت داریم این قوانین را ملغى می‌کنیم مقتضى نیست که نسبت به اشخاصى که تا به حال گرفتار این قانون بوده‌اند توجهى نکنیم پیشنهاد بنده این است که همراه این قانون که الغاء می‌شود تمام آثار گذشته این قوانین هم که شما به بدی‌اش پى برده‌اید و حالا لغو مى‌کنید تمام آن آثار هم از میان برود (اسلامى- خواهد رفت) شما که مدیر روزنامه هستید من غرضم این است وقتى این را می‌دانید رأى هم در این باب مى‌دهید چرا ما کارى را که مى‌کنیم نویسندگان مملکت را به این وسیله تشویق می‌کنیم این که ضرر و زیانى به حال ما ندارد ما به وسیله این قانون در حقیقت مى‌خواهیم تشویقى از قلم نویسندگى بکنیم احترامى براى قلم و نویسندگى قائل بشویم در هر قدمى‌که بر می‌دارید و در هر کلمه‌اى که مى‌گویید بایستى که احترام مطبوعات را تثبیت کنید و از رأى دادن به این موضوع هم هیچ استنکاف نکنیم و همین طور که به اتفاق آرا علاقه‌مندى را نسبت به مطبوعات نشان دادید و به نظر من این شأن مجلس شوراى ملى است که در مورد مطبوعات این طور هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند و نویسندگانى هم که تا حالا رعایت نمی‌کردند تحت تأثیر همین اهانت‌ها قرار می‌گیرند و احترام شخصیت‌ها و مشروطیت را نگه می‌دارند و آقایان باید بلند نظرى بکنید چیز‌هایى که شخصاً در دل دارند و همان طور که در دل نگرفتند و متفقاً رأى دادند امروز این کار را خاتمه بدهند و امروز را عید مطبوعات قرار بدهیم از نظر این که مجلس شوراى ملى حق آنها را رعایت می‌کند (صحیح است)

رئیس- آقاى صفایى

صفایى- بنده موافقم

رئیس- آقاى عامرى مخالفید بفرمایید.

اسلامی- مطابق اصول حقوقی این کار هست اگر رأی بگیرید به ضرر روزنامه‌ها تمام می‌شود

عامری- بنده مخالف این که آثار احکامی که برخلاف حق صادر شده است از بین برود نیستم فقط توضیح بنده راجع به اصول مسلم قضایی است این قضایی که تعریف شده در مدت حکومت قانون سابق دو صورت دارد بعضی به مرحله قطعیت رسیده آن یک چیزی که قطعی شد دیگر نمی‌شود برگرداند و یک قسمت دیگرش  در جریان است ولو این که حکم استینافی هم صادر شده باشد باز می‌گردد تابع این قانون می‌شود بنابراین اصول را بهم نزنید یک چیزهایی است که قطعی شده است و مدتش  گذشته است چون مدت آن گذشته است و قطعیت هم پیدا کرده و در زمان حکومت قانون سابق بوده بنابرای برحسب اصول قضایی وارد آن نمی‌توانیم بشویم اما یک چیزهایی در جریان است همین که این قانون گذشت از بین می‌رود بنده مخالفتم از نقطه نظر اصولی است بنابراین اگر آقای معدل  پیشنهادشان را پس بگیرند بهتر است

معدل- چون اتفاق آقایان نمایندگان می‌گویند این پیشنهاد بنده جزو بدیهیات است لهذا همین نظریه مجلس بنده را وامیدارند که پیشنهادم را مسترد بدارم

رئیس- پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود

(پیشنهاد آقای فولادوند به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم ماده 31 قانون مطبوعات مصوب پنجم مهر 1326 به طریق زیر اصلاح شود

ماده31- هرگاه در روزنامه یا هر نشریه دیگر به پادشاه یا خانواده سلطنتی و به اساس دین اسلام  و  مقام مقدس انبیا اهانت و هتک حرمت شود. یا مردم را به قیام و اقدام بر ضد حکومت ملی تحریک کنند با اجازه دادستان شهرستان شهربانی فورا به ضبط اوراق منتشره و توقیف مرتکب اقدام و ظرف 24 ساعت پرونده امر را نزد دادستان ارسال و دادستان فورا به دادگاه صلاحیت‌دار خواه فرستاد- اهانت به خانواده سلطنتی از جرائم مطبوعاتی نیست دادگاه  مرجع رسیدگی باید در خارج از نوبت رسیدگی نموده حکم صادر نماید جلسه رسیدگی جز برای تنفس تعطیل بردار نیست. غلامرضا فولادوند

عامری- بنده مخالفم

رئیس- آقای فولادوند

غلامرضا فولادوند- این پیشنهادی که بنده کردم بعضی نمایندگان محترم هم پیشنهاد کرده‌اند و بنده این پیشنهادم خفیف‌تر است از آن قانون دوره قبل در آن  قانون قبل بود که شهربانی می‌تواند توقیف کند(آزاد- می‌خواستید شدیدترش بکنید پیشنهادتان را) ولی اینجا نوشته به امر دادستان که مرجع قضایی است و بعضی از موضوعات شدید آن قانون را هم حذف کردیم و به طوری که خاطر آقایان مستحضر است نسبت به مقام سلطنت در قانون مطبوعات مصوب محرم 26 و همچنین نسبت به اساس دین اسلام و مقام مقدس انبیاء و ائمه اطهار و اساس حکومت ملیتوجه مخصوصی نموده در همان قانون ولی به طوری که ملاحظه می‌فرمایید از جهت تحریکات خارجی که در این کشور فعلا می‌شود و وضع این زمان با چهل و چهار سال پیش تغییر کرده .

نریمان- هیچ تغییری نکرده

حائری‌زاده- حکومت سلطنتی در دنیای امروز خیلی ضعیف تر شده

رئیس- بگذارید صحبتشان  را بکنند

حائری‌زاده- هرچه جلوتر می‌رود ما عقب تر می‌رویم

فولادوند- بنده این پیشنهاد را کردم مختارید تصویب بکنید یا نکنید

رئیس- آقای ملک مدنی مخالفید(ملک مدنی- بلی) بفرمایید

ملک مدنی- آقای فولادوند خودشان  می‌دانند من با ایشان ارادت دارم و از معتقدین به ایشان هستم و ایشان هم با حسن نیت این پیشنهاد را کردند ولی یک مطلب را نباید از نظر دور بکنیم که مردمی که در صدر مشروطیت بودند و می‌نشستند و کار می‌کردند از ما بی‌آلایش‌تر بودند به عقیده بنده این جزو معتقدات من  است اینها تحت هیچگونه تأثیری نبودند صرفا روی آزادی خواهی و علاقه  به مشروطیت قوانین را وضع می‌کردند و می‌خواستند کشور ما هم مثل ممالک مترقی باشد(جمال امامی - بنده با پیشنهاد آقای فولادوند موافقم) به این جهت بنده اعتقادم این است که آقایانی که در این زمینه پیشنهاداتی دارند پیشنهادهایشان  را مسترد  کنند قانون اولی مقام سلطنت را به طوری که در جلسه قبل هم خوانده شد از تمام این تعرضات مصون کرده  وگفته است هرکس که به شاه اهانت کند از سه ماه تا یک سال حبس می‌شود و به نظر بنده پیش‌بینی صحیحی است چون در قانون اساسی مقام سلطنت را مقامی دانسته که به  قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه نظارت دارند توجه دارند ما نباید از این اصول منحرف بشویم و این را توسعه بدهیم بنده عقیده خودم را اینجا عرض می‌کنیم برای چه برای این که من به قرآن مجید قسم خورده‌ام که آنچه در ضرر مملکت است ملاحظه کنم  ما نمی‌توانیم بیاییم حالا که این قانون درست کنیم اگر به مقام سلطنت کسی اهنت بکند باید تحت تعقیب دربیاید دین مقدس  اسلام هم که جزو قانون اساسی ما است و ما مسلمانیم و هر وقت که به مجلس می‌آییم به قرآن مجید قسم می‌خوریم به این جهت به عقیده بنده این پیشنهاد ضرورت ندارد و بنده خواستم اینجا عقیده خودم را عرض کرده باشم

رئیس- آقای عامری موافقید؟

عامری- بنده مخالفم

رئیس- آقای مکی موافقید؟(مکی- بله بنده موافقم)بفرمایید

مکی- بنده با پیشنهاد آقای فولادوند با یک قسمتش موافقم که مقام مقدس سلطنت در تمام کشورهای مشروطه محترم است(نمایندگان- صحصیح است) و همین قانون هم احتارمش را قائل شده و یک مجازاتی هم برایش‌ قائل ‌شده ولی در عین حال ما در یک کشور

+++

اسلامى هستیم و همه ما مسلمانیم و اسلام مى‌گوید سیاه حبشى با سید قریثى نزد من تفاوتى ندارد ان اکرمکم عندالله اتقیکم هر کس پرهیزگارتر است نزد خدا شریف‌تر و محترم‌تر است این از لحاظ اسلام و از لحاظ قانون اساسى ایران می‌گوید کلیه اشخاص درمقابل قانون متساوى‌الحقوقند و هیچ کس بر هیچ کس مزیت ندارد و قانون باید در مورد همه یکسان اجرا بشود در مملکت مشروطه چه بسا و چه بسیار که پادشاه یک مملکتى را با یک فرد عادى در یک محکمه محاکمه کرده‌اند چرا؟ براى این که همه در مقابل قانون متساوى هستند آقایان همه توجه دارند در سال گذشته ولیعهد انگلستان را بردند به کلانترى پادشاه انگلستان تقدیر کرد اینجا نسبت به مقام سلطنت همه مجلس شوراى ملى متفق‌القولند که باید احترامات مقام ایشان محفوظ باشد و هیچ کس حق تعرض به مقام سلطنت ایران را ندارد (صحیح است) اگر فرض بفرمایید یک روزنامه‌اى برداشت یک چیزهایى راجع به یکى از افرادى که منتسب به خانواده سلطنتى است نوشت مثل همین جریان‌هایى که در مجلس شنیدید راجع به آقاى احمد شفیق که البته منتسب به خانواده سلطنتى هستند آن وقت شما می‌گویید باید تعقیب گردد این که یک بام و دو هوا است برخلاف قانون اساسى است برخلاف اصول مذهب اسلام است و برخلاف همین قانونى است که ما مى‌گوییم هیچ‌گونه تصرفى در این قانون نکنیم همان قانونى که در صدر مشروطیت مطمئناً مردم با یک ایمانى آمدند و آن قانون را گذرانیدند همان قانون را بدون هیچ کم و زیادى تصویب بکنیم و به آقایان هم گفتیم که هر نوع پیشنهادى بشود و یا کم و زیادى بشود ما مخالفیم.‏

جمال امامى- این که موافقت نبود اجازه می‌فرمایید بنده جواب بدهم

رئیس- دو نفر صحبت کرده‌اند باید رأى گرفت.‏

جمال امامى- اینها هر دو مخالف صحبت کردند کسى که موافق صحبت نکرد این که نمى‌شود.

رئیس- دو نفر صحبت کردند یکى به نام موافق و یکى مخالف باید رأى گرفته شود رأى گرفته مى‌شود و به پیشنهاد آقاى فولادوند آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد پیشنهاد آقاى امامى‌اهرى قرائت مى‌شود:

( به شرح زیر قرائت شد)

چون در قانون مطبوعات 5 محرم‌الحرام 1326 در باب محاکمه متخلفین از قانون مطبوعات فقط به ذکر عدلیه اکتفا کرده و قید نکرده که در کدام محکمه و بر طبق چه تشریفاتى محاکمه به عمل آید لذا پیشنهاد مى‌کنم تبصره زیر به قانون مطبوعات 1326 اضافه شود.

تبصره- جرائم مطبوعاتى بدون استثنا بر طبق اصل بیستم و اصل 79 متمم قانون اساسى در محکمه جنایى با حضور هیئت منصفه که به موجب قانون موقت هیئت منصفه مصوب 10 قوس 1301 انتخاب خواهد شد به عمل خواهد آمد و انتخاب قضات محکمه جنایى هم در جلسه عمومى رؤسا شعب دیوان کشور به عمل خواهد آمد- امامى‌اهرى‏

رئیس- آقاى امامى‌اهرى.

امامى‌اهرى- بنده در این باب توضیح بیش‌ترى را لازم نمی‌دانم همه آقایان معتقدند و نظرشان این است که قانونى که می‌گذرد آزادى مطبوعات را در بر خواهد داشت و این البته جاى تأسف است که بعد از چهل و چند سال ما برگشته‌ایم و مى‌بینیم که قانون؟ محرم 1326 باز کامل‌ترین قوانین است ولى اینجا در ضمن محاکمه ارباب جراید و مطبوعات فقط به ذکر کلمه عدلیه اکتفا کرده و قید نکرده در کدام یک از محاکم باید برود آیا به محکمه جنحه باید برود یا به محکمه جنایى گو این که بعضى از آقایان نظرشان این است که از میزان مجازاتى که در آنجا مقرر شده است می‌شود پیش‌بینى کرد که در محکمه جنحه محاکمه خواهد شد یا جنایى ولى چون مدت زیادى است که اغلب ارباب جراید و مدیران مطبوعات کشور میل دارند و آرزو‌مندند که با حضور هیئت منصفه مطابق مطابق قانون اساسى محاکمه آنها بیاید روى این اصل بنده پیشنهاد کردم که در صورت تخلف محاکمه با حضور هیئت منصفه و در محکمه جنایى به عمل بیاید و طرز انتخاب هئیت منصفه و محکمه جنایى هم براى این که تحت تأثیر بعضى مقامات واقع نشوند بنده پیشنهاد کردم که اعضای محکمه با انتخاب رؤساى دیوان کشور انتخاب شوند و هیئت منصفه به همان ترتیبى که در پیشنهاد عرض کردم انتخاب شود.

اردلان- بنده مخالفم.‏

رئیس- آقاى دکتر بقایى.‏

دکتر بقایى- مخالفت بنده با پیشنهاد جناب آقاى امامى‌اهرى یک مخالفت اصولى است در مورد این موضوعى که به طور کلى مطرح است یعنى موضوع قانون مطبوعات البته همان طوری که ایشان توجه کردند و یک نقصى را در این قانون پیدا کردند ما هم توجه کرده‌ایم و نواقص دیگرى هم در این قانون مطبوعات دوره اول وجود دارد ما هم هیچ وقت ادعا نکردیم که کامل‌ترین قانون مطبوعاتى است که ممکن است وجود داشته باشد ولى مهم‌تر از آن این است که اگر ما بخواهیم هر گوشه‌اى از نواقص را رفع بکنیم این به قول مولوى یک شیر بى سر و دم و اشکمى از کار در می‌آید که باز هم در عمل دچار اشکالات خواهد شد بنده مقصودم از این مخالفت این بود که یک نکته‌اى را حضور کلیه آقایان عرض کنم و آن این است که فعلاً خواهش می‌کنم به همان قانون سابق اکتفا بشود و ما خودمان مصر‌تر از همه هستیم براى این که یک کد مطبوعاتى صحیحى در این کشور وجود داشته باشد و بعد وقتى که این قوانین بعدى از بین رفت در عرض یکى دو ماه مى‌نشینیم و یک کد مطبوعاتى در نظر می‌گیریم که تمام نواقص رفع بشود چون اگر بخواهیم با این پیشنهادات نواقص را رفع بکنیم نه تنها با این پیشنهادات نواقص رفع نخواهد شد بلکه تولید یک اشکالات دیگرى خواهد کرد بنده مى‌خواستم با تشکر از اتحاد و اتفاقى که در مجلس شوراى ملى پیدا شده و آقایان همه به این مسئله توجه دارند و با کمال دلسوزى مشغول خدمتگزارى شده‌اند با عرض تشکر از این موضوع مى‌خواستم استدعا کنم که آقایان در صورتی که لطف می‌فرمایند پیشنهادات‌شان را پس بگیرند و راجع به این ما حاضر هستیم که بعد از الغاء قوانین مضره مطبوعاتى بنشینیم و یک کد مطبوعاتى صحیحى در نظر بگیریم علت مخالفت بنده فقط همین بود و الا خود بنده هم اذعان دارم و دوستان ما هم اذعان دارند که این قانون خیلى نواقص دارد که باید رفع بشود ولى وضعیت این قانون طورى است که دو سه ماه می‌شود با آن سر کرد ولى اگر ما آمدیم و یک بحث طولانى کردیم و سه هفته هم طول کشید براى تصویب این قانون مطبوعات به شرط این که یک چیز‌هاى غیر مترقبه‌اى اتفاق نیفتد براى این که ناقص نشود عمر مجلس کافى نخواهد بود که این نواقص اصلاح شود به این جهت بنده استدعا دارم که آقایان توجه بفرمایند که پیشنهادات‌شان را اگر میل‌شان باشد مسترد بفرمایند.

امامى‌اهرى- اجازه می‌فرمایید توضیحى بدهم

رئیس- بفرمایید.

امامى‌اهرى- بنده منظورم خدمت به عالم مطبوعات بود همان طورى که جناب آقاى دکتر بقایى توضیح دادند این هم واقعاً نقص آن قانون مطبوعات است معهذا با این توضیحاتى که ایشان دادند چون مقصودم این است که وضعیت بهتر شود این است که بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم‏.

عده‌اى از نمایندگان- احسنت‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى آزاد قرائت مى‌شود.

(‌به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم کلیه جرائم مطبوعاتى که احکام آنها قطعى نشده و در جریان است غیر قابل تعقیب باشد- آزاد

رئیس- این که تمام شد در پیشنهاد آقاى معدل بود.

آزاد- اجازه بدهید این پیشنهاد غیر از پیشنهاد آقاى معدل است اجازه بدهید توضیح عرض کنم.‏

رئیس- بفرمایید.

آزاد- عرض کنم جناب آقاى معدل پیشنهادى که فرموده بودند غیر از پیشنهاد من است که جرائم مطبوعاتى که الان در جریان است غیر قابل تعقیب باشد و روى این قضایا دلایلى را مى‌خواهم عرض کنم آن این است که الان در حدود هزار پرونده جرائم مطبوعاتى است که فرستاده شده است به دادگسترى براى هر یک از این محاکمات اقلاً مملکت باید 5 هزار تومان خرج بکند که محکمه استیناف یا جنحه و جنایى با حضور هیئت منصفه رسیدگى بکند یکى از محاکم وقتى که تمام شد لااقل براى مملکت 5 هزار تومان تمام مى‌شود بعد محکمه رأى خواهد داد که 5 یا 10 هزار تومان جریمه داده شود تمام وقت محکمه را ما گرفته‌ایم که یک کسى را اگر محکوم شد 5 تومان یا 10 تومان جریمه کنند بنابراین بنده تقاضا مى‌کنم از آقایان که موافقت بفرمایند که اینها را شامل نشود و اینها غیر قابل تعقیب باشد (حاذقى- تمام تابع قانون جدید مى‌شود تابع قانون قدیم نیست.)

+++

رئیس- آقاى نور‌الدین امامى‏.

نورالدین امامى- عرض کنم آقاى آزاد استدعا می‌کنم توجه بفرمایید بنده تصور می‌کردم با توضیحاتى که آقاى عامرى فرمودند راجع به این قسمت و تقاضایى که آقاى دکتر بقایى فرمودند دیگر این پیشنهادات موردى ندارد و محاکمات همان طوری که آقای عامرى فرمودند دو شکل دارد قطعى است یا غیر قطعى است یعنى اگر انشاء‌الله قانونى که ما امروز می‌گذرانیم تمام بشود و سیر قانونى خودش را بکند این محاکمه‌ها و این رسیدگى‌ها در محاکم یا قطعى است یا قطعى نیست اگر قطعى نشده است که خودش طبیعتاً از بین خواهد رفت (آزاد- نه آقا) اجازه بفرمایید بنده توضیح بدهم بنده که ضمن فرمایشات آقا عرضى نکردم محکمه‌اى می‌تواند رسیدگى بکند که به موجب یک قانون باشد اگر قانونى لغو شده باشد و از بین رفته باشد دیگر محکمه نمى‌تواند به یک جرمى رسیدگى بکند (آزاد- دقت نکرده‌اید آقا) بنده دقت کرده‌ام اگر مقصود احکام قطعى است ماده اول قانون مدنى تکلیف آن را تعیین کرده آن را باید اینجا قید کنیم کلیه احکامى‌که به موجب این قانون صادر شده و قطعى است از بین مى‌رود (آزاد- این طور نیست آقا) اگر این طور نیست خود به خود از بین رفته و دیگر حاجتى به این پیشنهاد آقا نیست (آزاد- هزار پرونده است آقا مطابق این قانون محاکمه مى‌کنند)

رئیس- آقاى امامى ‌شما حرف خودتان را بزنید.

نورالدین امامى- بنده به ایشان کارى ندارم به آقایان عرض می‌کنم وقتى که قانونى از قوه و اعتبار افتاد قانونیت ندارد و دیگر هیچ مقام صالحه‌اى به اتکاى آن قانون نمى‌تواند حکم صادر کند این یک اصل کلى است و یک بحث عادى و ابتدایى قضایى است و در اطراف آن صحبت مورد ندارد قاضى باید قانون را باز کند و از روى آن حکم بدهد اگر قانون نباشد دیگر احتیاجى به این حرف‌ها نخواهد داشت.‏

رئیس- چون موافقى اجازه نخواسته است لذا رأى مى‌گیریم پیشنهاد آقاى آزاد آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (عده کمى قیام کردند) تصویب نشد پیشنهاد آقاى دکتر کاسمى قرائت مى‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم از این پس کسانى که به عنوان صاحب امتیاز و سردبیر روزنامه یا مجله معرفى می‌شوند باید حداقل داراى گواهى ششم متوسطه و یا معلومات عمومى معادل آن باشند.

رئیس- آقاى دکتر کاسمى‏

دکتر کاسمى- بنده پیشنهادى را که تقدیم مجلس محترم کردم بیش‌تر به نفع ارباب جراید است تا به نفع مملکت براى این که حیثیت و تشخص هر قوم و طایفه‌اى بستگى مستقیم دارد با حیثیت افراد آن (عده‌اى از نمایندگان- صحیح است) امروزه موضوعى که قابل توجه است متأسفانه تا کنون قابل توجه وزارت فرهنگ هم مى‌خواهم بگویم واقع نشده موضوع زبان فارسى است که امروز به وضعى افتاده این زبان که باید به حالش تأسف خورد (صحیح است) به کلى امروز این زبان غریب و بى‌کس شده و موضوع دیگرى که قابل اهمیت است این که امروزه افراد جوان و اشخاص زبان فارسى را از روى جراید یاد مى‌گیرند براى این که تعداد روزنامه‌ها خیلى زیاد است و مردم هم براى خواندن روزنامه از خودشان رغبت بیش‌ترى ظاهر می‌کنند بنابراین زبان فارسى هر چه بهتر و روزنامه‌ها منتشر شود مردم به زبان فارسى بیش‌تر عنایت می‌کنند و این زبان فصیح و بلیغ فارسى به این وضع اسفناک نمى‌افتد به عقیده بنده در قانون محرم 26 از لحاظ اخلاقى براى مدیران جراید شرایط خیلى مهمى قائل شده باید آنها اشخاص با شرفى باشند زوال شرف از آنها نشده باشد اخلاق حمیده داشته باشند ولى راجع به معلومات و سواد تقریباً می‌توانم عرض بکنم مسکوت است و هیچ قیدى نیست بنده در این پیشنهادى که کردم مدیر جریده را استثنا کردم براى این که مدیر یک کسى است که باید بتواند بساط مادى و ادارى یک روزنامه را اداره کند ولى سردبیر باید داراى یک معلوماتى باشد که هم خودش وقتى چیز می‌نویسد خوب بنویسد و هم مقالاتى که مى‌آید بتواند سره را از ناسره و خوب را از بد تشخیص بدهد و غث و ثمین بکند این قسمت را بنده کاملاً استثنا کردم و نکته دیگرى که در پیشنهاد بنده قید شده این است که (از این پس) گذاشته شده است بنابراین کسانى که تا کنون طبق قانون سابق یک حقى برایشان مسلم شده است بنده نخواستم آن حق ازشان سلب شود حتى عده‌اى عقیده داشتند که لیسانس باشد ولى لیسانس به عقیده من زیاد است حداقلى که یک سردبیر روزنامه یا یک صاحب امتیاز روزنامه باید داشته باشد بایستى که دیپلمه متوسطه باشد یا این که معلوماتى معادل با دیپلم داشته باشد (فرامرزى- هر کس دیپلم داشته باشد خوب مى‌نویسد؟) به عقیده بنده اگر به این پیشنهاد مجلس موافقت بکند بیش‌تر به نفع ارباب جراید است (اسلامى- آقا معادل خیلى کش‌دار است)

رئیس- آقاى نبوى.‏

نبوى- در گذشته در سال 21 یا 22 قانونى وضع شد که شرط داشتن روزنامه لیسانس بود و آن قانون بعدها لغو شد این پیشنهاد جناب آقاى دکتر کاسمى بنده خیال مى‌کنم مخالف با قانون اساسى باشد زیرا در قانون اساسى آن اصولى که را جع به مطبوعات است هیچ‌گونه قید و شرطى براى آنها قید نگردیده منظور مقنن هم همین بوده که آزادى بیش‌ترى به مطبوعات بدهد یعنى هر کس اگر سوادش هم کم باشد باز می‌تواند اگر یک حرف حسابى دارد آن را بنویسد و منتشر کند و مردم هم از آن استفاده کنند اگر ما این پیشنهاد را تصویب کنیم برخلاف قانون اساسى برخلاف منظور آزادى است دیگر آن که خواستم عرض کنم که با داشتن دیپلم منظور آقاى دکتر اجرا نمى‌شود و دیپلمه‌ها معلوم نیست واقعاً بتوانند زبان فارسى را یک جورى بنویسند که حضرتعالى هم قبول بکنید (دکتر کاسمى- باز بهتر از بی‌سوادى است این فکر حضرتعالى هم یک فکر صحیحى است) که حقیقت ما بتوانیم یک زبان فارسى صحیحى یاد بگیریم ما نباید بگذاریم زبان فارسى دستخوش اشخاص بشود همین ایراد بر گوینده رادیو هم وارد است (فرامرزى- یک خرده براى وکیل مجلس هم بله) آقایان اگر به رادیو گوش بدهند مى‌بینند که گفته‌هاى فارسى رادیو صحیح نیست و اغلاط زیادى دارد ولى این کارى است که از مجراى وزارت فرهنگ با ید اصلاح بشود مردم باید از طریق تحصیل و از طریق وزارت فرهنگ زبان فارسى را خوب بیاموزند و خوب بنویسند این جا به جایى که ما بتوانیم از این طریق زبان فارسى را اصلاح کنیم نیست و حالا بنده قانون اساسى در دسترسم نیست و الا مى‌خواندم آن قسمت از قانون اساسى را که مخالف صریح این پیشنهاد است در آنجا هیچ قید و شرطى براى این موضوع نیست و بنده تمنا می‌کنم که این پیشنهاد را مسترد دارند این پیشنهاد بایستى در موقعى که قوانین فرهنگى مطرح است داده شود و جناب آقاى معاون وزارت فرهنگ هم که اینجا تشریف دارند باید توجه بفرمایند که در مدارس یک توجه بیش‌ترى به این قسمت بشود.

رئیس- آقاى فرامرزى مخالفید؟ (فرامرزى- بله مخالفم)

رئیس بفرمایید.

دکتر کاسمى- آقاى نبوى هم مخالف بودند ایشان هم مخالفند دو نفر مخالف که نمی‌شود.

فرامرزى- عرض کنم که این فکر آقاى دکتر کاسمى فکرى است که براى هر کس که علاقه به اخلاق و علم و دانش و فرهنگ کشور دارد آمده به این جهت به طور کلى هر کس با این فکر موافق است یعنى همه مردم می‌گویند براى بیرون آمدن روزنامه‌ها از این وضع آشفته باید فکرى کرد که هم آزادى مطبوعات باشد و هم هرج و مرج قلمى نباشد شکى نیست که این فشار‌هایى که مخالفین آزادى مطبوعات به مطبوعات می‌آورند و موفق هم مى‌شوند علتش هرج و مرج قلمى است که در مطبوعات حاصل مى‌شود ولى در اینجا دو عیب هست عیب اول این که اگر ما بگوییم فقط داشتن دیپلم شرط است یک عده زیادى از نویسندگان درجه اول این مملکت دیپلم ندارند على دشتى دیپلم ندارد و نویسنده‌تر از او هم کسى نیست گمان مى‌کنم که آقاى تقى‌زاده هم ندارد و در فارس در شیراز ما آقاى مدیر روزنامه استخر دیپلم ندارد (حاذقى- ولى از بهترین نویسندگان است) بله و از اینها خیلى زیاد است (دکتر کاسمى- عرض کردم یا معادل دیپلم) حالا می‌رسیم به معادل دیپلم و صحبت می‌کنیم بدون شبهه نه آقاى دکتر کاسمى این تردید را دارد نه یک نفر از نمایندگان که اگر یک دیپلمه متوسطه معلوماتش اعتبار افتاد قانونیت ندارد فقط آن جزوه‌اى باشد که توى مدرسه یاد گرفته و خارج تحصیل نکرده است یک سطر به ننه‌اش نمى‌تواند بنویسد یک سطر کاغذ به خاله‌اش نمی‌تواند بنویسد من خودم معلم بوده‌ام از

+++

کلاس پایین تا آخرین کلاس در این مملکت یعنى از کلاس سوم ابتدایى معلمى‌ کردم تا آخرین کلاس دانشکده حقوق (جمال امامى- و همین‌ها را شما تربیت فرمودید؟)- مجال نیست فرصت نیست مقصودم این است که (مردم مدرسه را خوب شناسد یغما) اگر آقاى دکتر شایگان می‌آید اینجا و خوب حرف می‌زند همه‌اش از دکتریش نیست براى این است که تحصیلات خارج دارد اگر فقط دیپلم تنها قرار بدهیم دیپلم تنها هیچ کافى نیست براى این که بتواند روزنامه بنویسد یا روزنامه اداره کند و نویسنده باشد اگر بگوییم معادلش مشخص این کیست؟ (دکتر کاسمى- ‌شوراى عالى فرهنگ) شوراى عالى فرهنگ اگر دولت ما و دستگاه ما یک دستگاه سالم بی‌غرضى بود همه این کارها را می‌شد کرد در 1321 بود گمانم که آقاى قوام‌السلطنه نخست وزیر بود قانونى آورد و برخلاف کلیه قوانین دنیا حتى کسانى را که امتیاز هم داشتند امتیازشان را لغو کردند ولى آیا مطبوعات اصلاح شدند؟ نه چرا؟ براى این که هر کسى خواست یک امتیازى بگیرد پنج شش نفر آدم را واسطه کرد یک وکیل و یک وزیرى هم توصیه کرد یک مدیر مدرسه توصیه کرد و بالأخره همان قانون هم که یک قانون شدیدى است و از آن شدیدتر قانونى نیست باز هم رفع هرج و مرج از مطبوعات نکرد این که شما پیش‌بینى می‌کنید براى آینده این قوانینى که براى مطبوعات شده و بهانه‌هایى که از هرج و مرج قلمى اشخاص که در واقع صاحب قلم نیستند و وارد این صنف شده‌اند به قول شیخ مرتضى انصارى طلبه نبوده و آن شخص بوده‌اند جلوگیرى شود این براى آن موقع بود براى آتیه نبوده یعنى از وضع گذشته نالیده‌اند پس معلوم مى‌شود که آن قوانین هم روى نظریات بوده مطبوعات را هیچ چیز اصلاح نمى‌کند غیر از آزادى مطبوعات غیر از این چاره نیست. وقتى که آزادى مطبوعات داده شد تا مدتى بعد هم هرج و مرج خواهد بود ولى بعد خود مطبوعات یکدیگر را اصلاح مى‌کنند چرا؟ براى این که روزنامه جنس است مثل پارچه مثل کالاهاى دیگر می‌ماند و مشترى مى‌خواهد اگر طرف نویسنده نباشد نتواند روزنامه را درست بنویسد طبعاٌ این روزنامه مى‌میرد به این جهت من تصور می‌کنم آقاى دکتر کاسمى اصولاً پیشنهادشان را پس بگیرند به دلیل این که آن قانون محرم 1326 را اگر کسى خوانده باشد مى‌بیند به اندازه‌اى جامع است آنچه فکر شما می‌رسد در آن پیش‌بینى کرده اما شرط سواد چرا نکرده روزنامه نوشتن مثل کتاب مى‌ماند مثل نطق کردن می‌ماند مثل کاغذ نوشتن می‌ماند مثل مسئله گفتن سر گذر مى‌ماند اساساً کسى که می‌داند باید بکند و کسى که نمی‌داند نمی‌کند قانون دیگر نمى‌خواهد اینها بدون قانون خود مطبوعات یکدیگر را اصلاح می‌کنند و من استدعا می‌کنم براى این که این قدمى‌که مجلس برداشته به آخر برسد و این قانون بگذرد و در جامعه مطبوعات بگویند آن افکار شدید علیه آزادى ‏که در مجلس پانزدهم به وجود آمد به عللى در مجلس شانزدهم نیست و مجلس شانزدهم مى‌خواهد آن نیرى را که به گردن مطبوعات در دوره پانزدهم گذاشته بودند بردارد خواهش می‌کنم بدون حشو و زوائد به آن قانونى که نظم مملکت حیثیت افراد و آزادى قلم هر سه را یک مردم بى‌غرضى در نظر گرفته‌اند رأى بدهند و این پبشنهاد را هم پس بگیرید (احسنت)

رئیس- رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر کاسمى آقایانى که موافقندقیام کنند (چند نفر برخاستند) تصویب نشد.

پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

( به شرح زیر قرائت شد)

ریاست مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى‌کنم قانون محرم 1326 قمرى در مجلس قرائت شود- عماد تربتى‏

رئیس- آقاى عماد تربتى.‏

عماد تربتى- عرض کنم که به هیچ‌وجه شکى نیست که جراید پرچم‌دار آزادى مطبوعات راهنماى ملت هستند (صحیح است) در قانون اساسى هم اصول مخصوصى برای رعایت احترام مطبوعات وضع شده است مجلس هم در نظر دارد که براى آزادى مطبوعات یک قانون جامعى بگذراند (صحیح است) اینجا به طور دربست و سربست ندیده یک ماده واحده‌اى به مجلس شوراى ملى پیشنهاد شده است که کلیه قوانین مطبوعاتى منسوخ و قانون محرم 1326 به قوت خود باقى و لازم‌الاجرا است در این حدود یک ماده واحده‌اى نوشته شده است و آقایان هم امضا کرده‌اند و حالا هم در صدد تصویب آن هستند بنده دیدم که بعضى از آقایان نمایندگان سؤال می‌کنند که این قانون چیست و مى‌گویند ما ندیده‌ایم بنده خودم هم در نهایت این است که در کتابخانه کوچک خودم در بین اوراق متفرقه این قانون 46 سال قبل را جستم و پیدا کردم یک قانونى است بایستى که در مجلس قرائت شود آقایان ببینند چیست ممکن است که یک موادى داشته باشد که مناسب نباشد آقایان محترم آمده‌اند استدلال مى‌فرمایند که رجال صدر مشروطیت خواستار آزادى بوده‌اند آنها آمده‌اند و این قانون را وضع کرده‌اند البته کسى منکر این نیست که رجال صدر مشروطیت فداکارى کرده‌اند و داراى هر گونه حسن نیت بوده‌اند ولى آقایان علم حقوق را ترقى کرده است یکى از این دکتر‌هاى حقوق یکى از این قانون‌دان‌ها در آن زمان اصلاً وجود نداشته است این را نمى‌شود گفت که به همان اصل سابقى که در چهل سال قبل یک قانونى گذشته و ما هم نمى‌دانیم چیست بیاییم دربست و سربست ندیده و نسنجیده آن قانون را تصویب بکنیم اغلب آقایان نمى‌دانند چند ماده است؟ مواد آن چیست چه امورى در آن گنجانده شده است بنده که آن را خوانده‌ام دیدم که سواد فارسى براى مدیران جراید در آن قائل نشده است حق سانسور داده شده است رعایت حداقل و اکثر در بین جرائم نشده است نوشته از یک ماه تا 3 سال همچو چیزى در قوانین نباید اظهار بشود براى موزعین که اصلاً نمی‌دانند در این روزنامه چى نوشته شده است مجازات تعیین کرده آن موزع بیچاره که براى امرار معاش داد می‌زند اطلاعات اطلاعات و نمی‌داند که در آن روزنامه چه نوشته شده و محتویات آن روزنامه چیست حق جلب آن را داده‌اند شهربانى مى‌تواند او را جلب کند و توقیف کند منتها به محکمه 24 ساعت باید اطلاع بدهد و این قانونى نیست که آزادى مطبوعات را بتواند تأمین کند حفظ کند این بود که بنده پیشنهاد کردم همین قانون در مجلس قرائت بشود آقایان ببینید اگر یک موادى است برخلاف آزادى یک موادى است که عبارات آن نامفهوم است یک موادى است که شایسته زمان نیست آن مواد حذف شود در اطراف آن پیشنهاد داده شود و یک قانونى که مطابق شئون مطبوعات است بگذرد این پیشنهاد بنده علاوه بر این که آقایان را مستحضر می‌کند و روشن می‌کند که مواد این قانون چیست منطبق با آئین‌نامه هم هست این ماده 113 نظامنامه است می‌گوید:

طرح قانونى مطلبى است که از طرف نمایندگان مجلس لااقل به امضاى پانزده نفر پیشنهاد و در مجلس به رئیس داده می‌شود رئیس پس از اعلام وصول آن در جلسه علنى آن را به کمیسیون مربوطه ارجاع مى‌نماید طرح مذبور قبل از ارجاع به کمیسیون طبع و توزیع خواهد شد.

( تبصره)- این تبصره خیلى مهم است نمایندگان و دولت نمى‌توانند تصویب مطالب و مواد یک لایحه یا طرح قانونى یا گزارش را به عنوان طرح یا لایحه به صورت ماده واحده طرح یا لایحه پیشنهاد می‌شود باید مواد و تبصره‌هاى آن جزو طرح باشد.

دکتر بقایى- آن قانون است.‏

عماد تربتى- این قانون است که گذشته است این آئین‌نامه است و ضمن ماده واحده نمى‌شود مطرح کرد با ید جزء به جزء نوشته شود این را من مى‌گویم مثل این است که این مجلس براى قانون‌شکنى تشکیل شده است نه براى وضع قانون الان قانون مطبوعات در مجلس مطرح است در مجلس سنا هم مطرح است اصل 46 قانون اساسى می‌گوید باید رعایت ترتیب را کرد هر چه در سنا مطرح است بعد مى‌آید به شورا یا هر چه در شورا مطرح است بعد مى‌رود به سنا الان در عرض هم در هر دو مجلس یک قانونى مربوط به مطبوعات در جریان است یعنى هم مجلس سنا راجع به قانون مطبوعات وارد شده و مشغول است و در عین حال در مجلس شورا هم یک قانون مربوط به مطبوعات برخلاف اصل 46 مطرح است ممکن است اینها ضد و نقیض در بیاید یک چیزى در اینجا در بیاید و یک چیز دیگر در آنجا همین طور شما اصل 45 قانون اساسى را دارید زیر پا می‌گذارید باید وزیر مربوطه باشد الان وزیر فرهنگ نیست وزیر دادگسترى نیست و در این قانون براى مطبوعات جرائمى پیش‌بینى شده (حائرى‌زاده- معاون وزیر فرهنگ هست) این آئین‌نامه چیزى است که مادر قوانین محسوب می‌شود اگر آئین‌نامه عملى نشود تمام قانونگذاری‌هاى شما لغو است دارید به هو و جنجال و داد و فریاد و تروریزه کردن افکار دربست یک چیزى را می‌گذرانید این به هیچ‌وجه صحیح نیست و مثل این است که هیچ قانونى در این مجلس نیست. (مکى- این طرح قانونى

+++

است)؟

رئیس- ساکت باشید عرض کنم این قانونی است مصوب محرم 1326 و من تحقیق کردم چند ماده از آن نیست که شما پیشنهاد فرمودید که مفاد آن مطرح شود شما دارید یک قانونى که مصوب بوده و بعضى از مواد آن اصلاح شده دارید به قوت خودش باقى می‌گذارید و تصور نمی‌کنم که عمدى برخلاف شده باشد و اما فرمودید که در سنا یک چیزى راجع به مطبوعات مطرح است آن هم مانعى نیست طبق این طرح دولت مکلف است در ظرف یک ماده لایحه‌اى به مجلس راجع به مطبوعات پیشنهاد کند اگر سنا باشد بعد به مجلس شورا خواهد آمد و در هر حال الغاء قانون محرم 1326 را نمی‌کند و فقط یک موادى از آن اصلاح شده آقاى عامرى بفرمایید.

عامرى- بنده آن قانون را گرفتم ببینم که لغو شده یا خیر چون آقاى نبوى بنده را به اشتباه انداختند که گویا لغو شده عرض کنم که قانون محرم 1326 هیچ لغو نشده در 1321 که بنده خودم دو ماده آوردم روى فشارى بودکه متفقین و یک عده از نمایندگان مجلس آورده بودند که از همین وضع به ستوه آمده بودند و فشارى داشتند که قانون مطبوعات کافى نیست به همه مردم توهین می‌کنند عرض کنم یک لایحه‌اى آقاى سهیلى آورد به مجلس خیلى شدید بود آن لایحه و آقایان ارباب مطبوعات به کلى آن را کوبیدند و مجلس هم زیر بارش نرفت در دولت دیگرى که بنده بودم (صفوى- دولت قوام‌السلطنه) بله همین فشار چه از طرف متفقین و چه از طرف نمایندگان بود وقتى که مى‌خواستند آن را بیاورند به مجلس بنده مخالفت کردم اوقات همه تلخ شد و به بنده آن اصطلاح معروف را گفتند که گر تو بهتر مى‌زنى بستان بزن. بنده گفتم بله کار بنده است گفتند شرطش این است که خودت مدافع باشى به شهادت بعضى از آقایان که تشریف داشتند بنده وزیر داخله بودم ولى دفاع از آن لایحه را خودم کردم. پرسیدم که چه مى‌خواهید گفتند که یکى این که مدیران شرایط علمى و مالى باید داشته باشند به دلیل این که بعضى هستند سواد ندارند یک ورقه‌اى را می‌گیرند و وقتى سى چهل تومان پیدا کردند طبعش مى‌کنند و پس فردا شروع مى‌کنند به فحش دادن گفتم این شرط علمى را بگذاریم دیگر چه هست گفتند با وضع فعلى این محاکمه‌هاى مطبوعاتى به جایى نمى‌رسد گفتم این را هم مى‌گوییم خارج از نوبت رسیدگى کنند همان وقتى که آوردیم بنده اگر آقایان ملاحظه فرموده باشند دو ماده را اصلاح کردم یکى ماده اول بود که گفتم شرایط علمى داشته باشند لیسانس باشند یکى هم شرایط مالى دیگر هم ماده 36 را اصلاح کردم گفتم جرایم مطبوعاتى خارج از نوبت رسیدگى شود بنابراین همان جا که اصلاح کردم گفتم که قانون محرم 1326 دو ماده‌اش را اصلاح کردم در این قانونى هم که سال پیش گذشته بنده به هیچ‌وجه من‌الوجوه نمى‌بینم که قانون 1326 را لغو کرده باشیم پس در یک ادوار مختلفى روى نظر خاصى این اصلاح شده بنابراین کسى نمى‌تواند بگوید که چهل سال پیش قانونى گذشته در مملکت حالا اطلاع ندارم که چیست آن هم مخصوصاٌ نماینده مجلس باید اطلاع داشته باشد (صحیح است) این همان قانون است و هیچ لغو نشده و اینجا چند نفر از آقایان بنده را به اشتباه انداختند که می‌گفتند این را در دوره گذشته لغو کرده‌ایم حالا که من مراجعه کردم دیدم به هیچ‌وجه من‌الوجوه لغو نشده است قانون موجودى است و به قوت خودش باقى است آنچه که بعد گذراندیم روى نظریات خاصى بوده است نظر این است آن نظریات خاص برداشته شود بدون هیچ شائبه‌اى تصویب شود و هیچ‌گونه نظرى براى ایذاء و اذیت مردم در کار نباشد و این همان قانونى است که مدت‌ها روزنامه‌نگاران در اطراف آن چیز نوشته‌اند و هیچ خواندنش لزوم ندارد همه بایستى مطلع باشند و در همه جای دنیا این اصل که عدم اطلاع قانون رفع مسئولیت نمى‌کند معمول است همه باید مطلع باشند و نمایندگان مجلس هم نمى‌توانند بگویند قانونى که چهل سال از مجلس گذشته است ما بى‌اطلاع هستیم نکته دیگرى که خواستم خدمت آقایان عرض کنم آن پیشنهاد جناب آقاى فولادوند بود که منظور من آن نبود که با حفظ حیثیت مقام سلطنت مخالفت کرده باشم در این قانون محرم 1326 هم اسمى از مذهب برده و هم مقام سلطنت را محفوظ داشته این که گفتم اسم نبرید براى این بود که مقام سلطنت یک مقام مقدسى است براى ما مثل این که العیاذ بالله بگویند به ائمه ...

رئیس- آقاى عامرى از موضوع خارج نشوید.

عامرى- بسیار خوب بنده از آن می‌گذرم و نظرم این بود که مورد احترام هستند و تفوه در آن غلط است و یک موضوع دیگرى که عرض می‌کنم این است که آنچه را که ما اینجا می‌باید ببینیم که قوانین اساسى دنیا چه مى‌نویسند و راجع به سانسور مطبوعات چه هست سانسور در مطبوعات را که در قانون اساسى ما تعبیر به ممیزى یعنى نظارت شده در تمام ممالک مشروطه نه این است که شرطى تعیین نکرده باشند همه جا شرط تعیین کرده‌اند ولى در اصل در قانون اساسى است یکى اصل 13 قانون اساسى و یکى هم اصل 20 متمم قانون اساسى که در همان جا هم کلیه مطبوعات را آزاد ساخته مگر آنچه را که ضاله باشد بعد هم در اصل 13 قانون اساسى هم به کلى آزاد است چیزى نباید اجازه داده شود همان ممیزى در مطبوعات است که این را زبان فرانسه در اروپا سانسور و نظارت در جاى دیگر مى‌گویند و قبل از این هم در تمام ممالک دنیا سانسور را اجازه نمى‌دادند فقط یک کشور به نظرم شاید سانسور را اجازه مى‌داد و آن دولت تزارى بود که سانسور داشتند (دکتر بقایى- آن یادداشت را ملاحظه بفرمایید) یکى از آقایان یادداشت فرمودند که نباید رأی مجدد بدهیم این قانون هست و مشمول ماده 133 نمى‌شود.

رئیس- آقاى عماد تربتى بنابراین چهار ماده تغییر کرده است اگر بخواهید آن چهار ماده قرائت مى‌شود و الا تمام قانون که الغاء نشده و به قوت خود باقى است لزومى ندارد قرائت و مطرح شود

عماد تربتى- همان چهار ماده را قرائت کنند.

رئیس- آن را هم در موقع خودش بعد از قرائت پیشنهادات خواهد خواند. پیشنهاد دیگرى قرائت مى‌شود

( به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى‏

پیشنهاد مى‌کنم که در تبصره ماده قانون مطبوعات محرم 1326 قمرى به جاى دو سال حبس یک سال حبس نوشته شود عماد تربتى.

رئیس- آقای عماد تربتى‏

عماد تربتى- پیشنهاد بنده این بود که در ماده 26 به جاى دو سال حبس یک سال نوشته شود و بنده لازم است که ماده 26 را قرائت کنم که آقایان متوجه شوند که چیست

ماده 26: نطق و قرائت لوایح و روزنامه‌جات و دیگر مطبوعات یا مکتوبات به در و دیوار و عرضه آنها بر انظار خلق به هر وسیله که بوده باشد مادامى‌که در آنها ترغیب و تشویق و تهییج خلق به ارتکاب جنحه و جنایات باشد اعم از این که منشاء اثر بشود یا نشود مستوجب سیاست و مرتکب خواهد بود و به تشخیص حکومت عرفیه در حاکم عرفیه از دو ماه الى دو سال حبس خواهد شد.

جمال امامى- خودشان که قبول دارند شما چرا کاسه از آش داغ‌ترید؟

عمادتربتى- بنده پیشنهاد کردم که دو سال اضافه است شما قانون را ملاحظه بفرمایید درست که مؤید بیانات قبلى من است ولى چون زائد دانستم که حتى محاکم اجازه داشته باشند که تا دو سال هم شخصى را زندانى کنند این بود که بنده یک سال پیشنهاد کردم.‏

دکتر بقایى- متشکرم ولى خودشان آن دو سال را قبول کردند.

رئیس- آقاى حاذقى‏

حاذقى- حکایتى به یادم افتاد که در فارسى معروف است که زنى چهار دختر داشت (خنده نمایندگان) و دختر‌هایش هر چهار تا پیش‌زبانى صحبت مى‌کردند و کمى لال بودند و براى همین خواستگار براى آنها پیدا نمى‌شد اتفاقاٌ چون در سابق دامادها خودشان عروس نمى‌گرفتند خواستگار مى‌فرستادند و دخترها را خواستگارى مى‌کردند از یک محله دوردست زنى آمد براى خواستگارى این دختر‌ها مادر دختر‌ها سفارشى کرد به دختر‌ها که شما جلوى این کس که خواستگارى شده حرف نزنید (همهمه نمایندگان- قصه مى‌گویید) اجازه بدهید مختصر عرض مى‌کنم و اتفاقاً این دختر‌ها حرف مادرشان را گوش ندادند وقتى شربتى براى خواستگار

+++

کننده آورده بودند یک مگسى افتاده بود توى آن شربت اولى تاب نیاورد و گفت مدس به جاى مگس خواستگار کننده دید که این دختر پیش‌زبانى مى‌گوید دومى طاقت نیاورد گفت این دست و پایش را بدیر و بتش سومى‌ گفت مگر ننه من به شما ندفت که چیزى ندویید چهارمى ‌گفت که شکر خدا و الحمد خدا را که من چیزى ندفتم خواستگار کننده برخاست و دید منظورش اینجا نیست و رفت و یک طرحى آمد و مجلس بعد از آن همه گفت و گو و مذاکره راجع به این که بدون دادن بسط کلام و بدون این که پیشنهاد تغییر و تبدیل بدهیم این طرح را مى‌خواهیم تصویب کنیم که خلاصه این قوانین ظالمانه که بى‌مطالعه یا تحت تأثیر یک شرایط مخصوصى در مجلس شوراى ملى تصویب شده است آنها را لغو بکنیم و براى این که گفت زمین خالى شده از حجت نمى‌تواند باشد گفتیم قانون به اصطلاح محرم 1326 به قوه خودش باقى باشد بلکه براى مدت یک ماه دولت بعد از رسیدگى و مطالعه و بررسى و با رعایت شرایط و اصول مناسب و با در نظر گرفتن نبض مجلس شوراى ملى که منظورش تسهیل امور روزنامه‌نویسى و احترام به قلم و آزادى فکر و تشویق ارباب نویسندگى باشد لایحه‌اى بیاورد به مجلس البته همه ما مى‌دانیم که این قانون یک قانون دائمى نیست و توافق هم کردیم که پیشنهادى روى این موضوع ندهیم همکار محترم آقاى عماد تربتى در اول پیشنهاد فرمودند که این قانون خوانده شود و جناب آقای رئیس هم جواب ایشان فرمودند که این قانون لغو نشده است بلکه سه چهار ماده آن اصلاح شده است که به عقیده من اگر آن سه چهار ماده را بخوانیم نظر ایشان تأمین شده است و وقتى راجع به تقلیل جرم پیشنهادى دادند دیده مى‌شود که مثل این است که قانون مى‌خواهد بماند در صورتی که ما می‌دانیم این قانون دائمى نیست و موقتى است براى این که بلاتکلیف نمانیم گفتیم که این قانون موقتى باشد که در ظرف یک ماه آن را تصحیح کنیم پس همکاران محترم لطف بکنید و اجازه بدهید هر چه زودتر تصویب شود و سیر قانونى خودش را ادامه بدهد تا این که بتوانیم با فراغت بال بنشینیم و آن قانون را تهیه کنیم

یک نفر از نمایندگان- شیرِین‌زبانى را که خود جنابعالى فرمودید نه پیشنهاد دهنده.

رئیس- آقاى جمال امامى.

جمال امامى- والله من تعجب مى‌کنم از آقایان که این قضایا و این صحبت‌ها را راستى جدى تلقى مى‌کنید؟ خوب آقا مگر یک یک فرد فرد شما نمى‌دانید چرا این قوانین مى‌آید تصویب مى‌شود و چرا لغو مى‌شود مگر شما تا کنون قانونى تصویب نموده‌اید که اجراى آن را هم بخواهید مگر این قانونى که این قدر بهش فحش مى‌دهید در یک مورد اجرا شده است همین قانون سابق را که مى‌خواهید الغاء بکنید یا این قانونى که مى‌خواهید بگذرانید در یک موقعى اجرا خواهد شده آقا مد شده که امروز بیایید از مطبوعات دفاع بکنید یک لایحه‌اى هم داده‌اید این را بیایید تصویب بکنید برود تمام بشود (صحیح است) تا به حال ده قانون مطبوعات گذرانده‌اید یکى را بیاورید به من نشان بدهید که در یک مورد اجرا شده است نفیاً و اثباتاً چرا خودتان را مسخره می‌کنید و چرا وقت مملکت را تضییع مى‌کنید یک سال دو سال پنج سال تا ده سال جرم بگذارید یک ماهش نمى‌شود یک سال یک سال هم بگذارید ده روزش اجرا نمى‌شود این را هم که بنده موافقت کردم با پیشنهاد آقاى فولادوند آن براى یک موضوع بودکه به نفع ارباب مطبوعات بود که علف هرزه‌ها به دیانت اسلام و مقام شامخ سلطنت توهین نکنند که فردا بیایند یک قانون شدید‌ترى بیاورند اینجا براى این بود و الا شما مى‌دانید که اینها مسخره است کجایش اجرا شده که فردا هم اجرا بشود این پیشنهادات را چرا مى‌کنید بگذارید بگذرد این مد شده امروز که این قانون را بگذارنند بگذارید که بگذرد و برود.

رئیس- رأى گرفته مى‌شود به پیشنهاد آقاى عماد تربتى آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (چند نفرى برخاستند) تصویب نشد.

5- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

رئیس- یک ساعت و چیزى از ظهر گذشته و ده پیشنهاد هم هست فعلاً جلسه را ختم مى‌کنیم انشاء‌الله امیدوارم که جلسه آینده این کار تمام بشود جلسه آینده روز سه‌شنبه ساعت 9 صبح (یک ساعت و پنج دقیقه بعد از ظهر جلسه ختم شد.)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294619!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)