کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره دهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏10
[1396/05/08]

جلسه: 10 صورت مشروح مجلس سه‌شنبه 17 تیرماه 1314 (7 ربیع‌الثانی 1354)  

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - شور لایحه ترقی میزان سرمایه بانک ملی

3 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏10

جلسه: 10

صورت مشروح مجلس سه‌شنبه 17 تیرماه 1314 (7 ربیع‌الثانی 1354)

فهرست مطالب:

1 - تصویب صورت‌مجلس

2 - شور لایحه ترقی میزان سرمایه بانک ملی

3 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

(مجلس یک ساعت و ربع قبل از ظهر به ریاست آقای حاج میرزاحسن‌خان اسفندیاری تشکیل گردید.)

صورت مجلس پنجشنبه 12 تیرماه را آقای مؤیداحمدی (منشی) قرائت نمودند.

اسامی غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت‌مجلس خوانده شده:

غایبین بی‌اجازه - آقایان: نمازی - شیرازی - اعظم‌زنگنه - معدل - زوار - بیات‌ماکو - نراقی

دیرآمدگان بی‌اجازه - آقایان: دکتر ادهم - لیقوانی - عراقی

1 - تصویب صورت‌مجلس‏

رئیس - در صورت‌مجلس نظری نیست؟ (اظهاری نشد) صورت‌مجلس تصویب شد.

2 - شور لایحه ترقی میزان سرمایه بانک ملی‏

رئیس - کمیسیون قوانین مالیه خبری تقدیم مجلس شورای ملی کرده است که به عرض آقایان می‌رسد.

خبر کمیسیون‏

کمیسیون قوانین مالیه با مشارکت کمیسیون پارلمانی بودجه و با حضور آقای وزیر مالیه لایحه نمره 15547 دولت را راجع‌به بانک ملی ایران مطرح و مورد مطالعه قرار داده پس از توضیحاتی که آقای وزیر مالیه بودند بیان نمودند بالاخره مواد پیشنهادی مورد تصویب واقع و علیهذا خبر آن را تقدیم مجلس شورای ملی می‌نماید.

رئیس - عین مواد پیشنهادی دولت قرائت می‌شود.

ماده اول - سرمایه بانک ملی ایران به (300 میلیون) ریال ترقی داده می‌شود که هفتاد و پنج و یک‌سوم درصد آن به قرار ذیل محسوب و پرداخته خواهد شد.

الف - هشت میلیون ریال که سابقا تأدیه شده است‏.

ب -25ر435-806- 216 ریال از بابت قیمت 39-15875395 گرم طلای خالص دولت (موضوع قانون 20 شهریورماه 1313) به شرح قانون 22 اسفندماه 1310

ج - 75- 1193564 ریال از محل منافع خالص بانک ملی از بدو تأسیس آن که در ظرف چند سال به دولت تعلق گرفته و به موجب ماده 4 قانون مصوب 14 اردیبهشت 1306 برای افزایش سرمایه تشخیص داده شده بود.

+++

ماده دوم- مواد 2 و 3 و4 (به استثنای تبصره ماده 4) و 7 و 9 و 13و 14 قانون اجازه تاسیس بانک ملی ایران مصوب چهاردهم اردیبهشت 1306 نسخ می‌شود.

ماده سوم- این قانون پس از تصویب مجلس شورای ملی به موقع‌اجرا گذاشته می‌شود.

رئیس- یک مطلبی به نظر بنده رسیده اگر اجازه می‌فرمایید قبل از ورود در کلیات عرض کنم وقتی در نظر دارم که دولت برای آذربایجان مجبور بود یک مأمورینی بفرستد و بنده خدمت مالیه را درعهده داشتم و خزانه‌دار کل مسیو مورنارد بود وجهی برای فرستادن مأمورین لازم بود فرستادم او را آوردند و از او خواستم که زودتر تدارک این وجه را بکند که برای دولت اسباب تأخیر نشود به بنده صریحاً به فرانسه گفت که (پازن‌سو) یک شاهی نیست البته پس از اینکه این مسئله را به بنده گفت آن حالتی را که برای بنده دست داد نظیرش را ندیدم آن حالت یأس و تأثر به واسطه وضعی که در آذربایجان بود که دولت مکلف بود اقداماتی بکند اگرچه بعد از استعفا او بلافاصله رفع آن نگرانی شد اما بسا حوائج که داشتیم که همین‌طور معوق و معطل بود حالا امروز این لایحه را می‌بینم بایستی واقعاً به تمام ایران تبریک بگوییم (صحیح است) که خداوند متعال به بعث و ارسال یک وجود بی‌نظیری که با عزم ثابت و قوت رأی و احاطه تمام به خیر و سعادت مملکت خودش در مدت کمی با یک رجال معظمی که واقعاً وظایف خودشان را کاملاً به عمل آورده کار را به جایی رسانیده‌اند که ایران امروز می‌تواند سی‌میلیون تومان طلا برای سرمایه ذخیره بانک خودش بگذارد (صحیح است- صحیح است) بر همه ایرانی‌ها فرض است که واقعاً تشکر نعمت این وجود مبارک و دولت معظمی که واقعاً آنی در خدمت مملکت فروگذار نمی‌کنند. قدردانی کرده و بقا و عظمت ذات شاهنشاهی را برای خیر و سعادت این مملکت از خدا بخواهند که کارهای خیل بزرگ‌تری انشاالله انجام داده شود (صحیح است- صحیح است) شور در کلیات است. آقای روحی.

روحی- عرض کنم این لایحه که به مجلس شورای ملی آمده است به عقیده بنده یکی از بهترین لوایحی است که باعث مباهات دوره دهم تقنینیه است و نوید می‌دهد اصلاحات خیلی بیشتری را از آنچه که شده است در مملکت و واقعاً همه ما به نوبه خودمان در قسمت این قانون شکرگزاری می‌کنیم و نسبت به ترقی مملکت امیدواری بیشتری نسبت به آنچه که تا به حال داشته‌ایم پیدا کرده‌ایم فقط من خواستم از آقای وزیر مالیه استدعا کنم همان‌طور که در کمیسیون توضیحات بیشتری درخصوص این قانون دادند و آقایان اعضای کمیسیون بودجه و قوانین مالیه مسبوق شدند اینجا هم برای این‌که ذهن آقایان محترم به این قانون آشنا بشود و فوائد آن را بدانند یک توضیحاتی در این باب بفرمایند.

وزیر مالیه (آقای داور)- در کمیسیون بعضی از آقایان یک توضیحاتی از بنده راجع‌به این لایحه خواستند بنده جواب دادم و حالا که نماینده محترم تقاضا می‌کنند در مجلس هم توضیحاتی در این خصوص داده شود این است که البته فردی مختصرتر اینجا هم تکرار می‌کنم:

اولاً از بنده سؤال شد که وضعیت این قانون با قانونی که در بیستم شهریور 1313 گذشته و به موجب آن طلاهای دولت به ذخیره انتقال داده شده است چه خواهد شد؟

بنده توضیح دادم به آقایان که دولت در آن موقع اجازه گرفت که طلای خودش را به ذخیره اسکناس بگذارد و انتقال بدهد به بانک نه بخشیده بود مالک طلا در حقیقت خود دولت بود منتهی طلایی که در آنجا گذاشته بود اهانت بود و در مقابلش اسکناس هم نگرفت مثل این‌که آقایان دیگر هم هر کدام یک مقدار طلا یا یک مقدار نقره ببرند بانک و اسکناس بگیرند آن را در ذخیره اسکناس می‌گذارند آن طلاها یا نقره‌ها و این طلا و نقره‌هایی که در آنجا هست بالاخره ذخیره می‌شود از برای مجموع اسکناس‌هایی که در

+++

دست مردم است و بالاخره مجموع را می‌گوییم این ذخیره متعلق است به اشخاصی که اسکناس در دست دارند. اما دولت وقتی که طلا را در ذخیره گذاشت از مالکیت آن صرف‌نظر نکرده بود و حق داشت دولت که آن طلایی را که آنجا می‌گذارد یک مقداری اسکناس بگیرد مطابق قانون آن وقت آن مقدار اسکناس را حق داشت یا صرف کند یا خودش خرج کند ولی البته این نظر را دولت نداشت، یا اینکه بدهد به بانک به قرض والا هیچ راه دیگری نداشت و نمی‌توانست که این طلا را صرف‌نظر کند. این بود که امانت داد به ذخیره خوب این مال کی می‌شد؟ مال بانک که نمی‌شد مال خود دولت بود در همان موقع هم خاطرم می‌آید که یکی از آقایان نمایندگان یا در مجلس یا کمیسیون از من پرسیدند خوب چه وضعیتی پیدا می‌کند این طلایی را که می‌دهیم به آنجا؟ گفتم بعد دولت یک قراری با بانک خواهد گذاشت. بعد به موجب آن قانون دولت آمده است طلای خودش را از حساب معمولی و عایدات خودش درآورد و به عنوان امانت بگذارد و آمد اجازه گرفت که این را بتواند درحقیقت امانت بگذارد در بانک مثل این که هر یک از افراد می‌تواند پول خودش را امانت بگذارد و در مقابلش اسکناس بگیرد بعد بهتر دیدیم که ذخیره سرمایه بانک را اضافه کنیم و مالکیت این طلا‌ها را هم به طور قطع واگذار کنیم به بانک یعنی عوض این که دولت مالک آن طلاها بود حالا در ذخیره اسکناس خود بانک درآید یعنی البته اگر بانک بخواهد از این استفاده عملی کند و اسکناس بگیرد در عوضش این را می‌گذارد در ذخیره مثل اینکه عرض کردم هر کس دیگری که یک سرمایه فلزی دارد و بخواهد از آن استفاده کند می‌دهد به بانک و اسکناس می‌گیرد و می‌گذارد فلزش را در ذخیره اسکناس بانک نخواهد نگاه می‌دارد جزو دارایی خودش یا یک مقدارش را ذخیره می‌کند و یک مقدارش را استفاده می‌کند. تمامش را خواست تمامش را. اصل مطلب را که نگاه کنید عبارت از این است که آن طلایی که به موجب آن قانون در ذخیره اسکناس بانک گذارده شده بود و متعلق به دولت بود دولت امروز مالکیتش را انتقال می‌دهد و می‌دهد به بانک و این را البته به عنوان سرمایه می‌دهد و بخشش می‌دهد بانک یک سرمایه داشت که در سابق بیست میلیون ریال بود که چهل درصدش پرداخته شده بود و در ابتدای امر هم البته کافی بود برای احتیاجات ولی مسلم است که معاملات امروزه بیشتر است عملیاتی که می‌شود واقعاً خیلی بیش از آن چیزی است که در سابق بود میزان پولی که در جریان است خیلی فرق کرده است با چند سال پیش بنده گمان می‌کنم فقط اگر شما به مخارجی که مؤسسات دولتی می‌کنند نگاه کنید همین میلیون‌هایی که دولت در سال مبالغی از طرفی می‌گیرد و از طرفی خرج می‌کند عایدات و مخارج را در نظر بگیرید و کارهایی که دولت می‌کند و ساختمان‌هایی که بلدیه‌ها و مؤسسات می‌کنند و بالاخره سایر کارهایی که افراد می‌کنند کارخانه‌جاتی که می‌آورند معاملاتی که می‌شود طبیعتاً هر قدر معامله بیشتر بشود پول و اعتبار هم باید بیشتر بشود و طبیعی است که در یک همچون وضعیتی سرمایه بانک ملی با بیست میلیون ریال که چهل درصد آن پرداخته شده باشد کافی نیست این بود که دولت آمد و این تصمیم را گرفت که این طلاها را بدهد به بانک و بر سرمایه بانک بیفزاید و البته این مسئله هیچ به قانون پول و به حساب ذخیره تأثیری نخواهد داشت یعنی اینکه: همان‌طور که دولت یا سایر افراد می‌توانند سرمایه فلزی خودش را در ذخیره بانک بگذارد و اسکناس هم بگیرد بانک هم هر وقت خواهد بکند می‌کند ولی حساب ذخیره مطابق آن حسابی که بوده است هست که فلان‌مقدار ذخیره را که داشته باشد فلان‌مقدار ذخیره فلزی داشته باشد چه اندازه باشد به چه نسبت و چطور باشد تمام آن مقرراتی که بوده است همه به جای خودش است فقط عرض کردم مالکیت این طلاق به موجب این قانون تغییر می‌کند. در این ضمن این را هم عرض کنم که البته یک مبلغ مختصری هم از منافع سنوات قبل از هزار و سیصد و دوازده بانک است که صد و نوزده هزار و خُرده تومان می‌شود مانده بود که آن هم به موجب قانون برای افزایش سرمایه بانک

+++

تخصیص داده شده بود و بایستی به سرمایه بانک اضافه کنیم ولی تصدیق بفرمایید که این یک مبلغ مهمی نبود که ما بیاییم و یک روز مجمع عمومی را تشکیل بدهیم و بخواهیم یک سال پنجاه‌هزار تومان یک سال سی‌هزار تومان و یک سال سی و نه هزار تومان مثلاً به سرمایه اضافه کنیم و به عنوان اضافه کردن به سرمایه در مجمع طرح کنیم این بود که این منافع این سنوات اولیه جمع شد در حساب مخصوصی و امروز که می‌خواهیم سرمایه بانک را اضافه کنیم و یک مبلغ مهمی بهش بدهیم که در حقیقت آبرومند است آن 119 هزار تومان و خُرده یا یک میلیون و صد و نود و سه‌هزار و خُرده ریال را هم که مانده بود از منافعش آن را هم می‌دهیم که مطابق قانون سابق اضافه شود بر سرمایه‌اش این خلاصه مطلبی است که لایحه می‌خواهد بگوید. ضمناً یک نکته را هم توضیح خواستند بنده هم دادم در خود لایحه هم نوشته شده است و آن راجع است به قیمت طلا در لایحه ملاحظه کردید ما آمدیم و طلایی خریدیم که 395/ 875/ 15 گرم و خُرده گرم است به یک مبلغی که برای دولت سه میلیون و صد و پنجاه و شش هزار و ششصد و هشتاد لیره و هشت شلینگ و چهار پنس تمام شده بود که از خارج خریدیم به علاوه دو میلیون و دویست و سی و هفت‌هزار و هشتصد و هفتاد و چهار ریال و شصت دینار برای این که مقداریش هم در داخله خریده شود. اگر نرخ لیره را در آن اوقات حساب کنیم حد متوسطش تقریباً همان هشت تومانی می‌شود که نوشته شده بنابراین این طلاهایی را که امروزه انتقال می‌دهیم به بانک از برای دولت در حدود 255 میلیون ریال تقریباً تمام شده است. در اینجا ممکن بود که ما بیاییم و به همان حساب بگذاریم و بگوییم که به همان مبلغی که برای ما تمام شده است به همان مبلغ بگذاریم ولی این البته برخلاف نرخی بود که قانون معنی کرده است برای طلا نسبت به نقره. قانون 1310 معین کرده است که هر چهار گرام و چهارده صدم گرام نقره معادل است با هفت صدم گرام و یک مقدار مختصری دیگر طلا و اگر ما بخواهیم این نسبت را حفظ کنیم نسبت به طلا آن وقت طلا‌ها را به حسابی که از برای‌مان تمام شده است نمی‌توانستیم بدهیم برای این که طلا از برای ما بیشتر تمام شده است. دولت در اینجا این طور تشخیص داد که در حدود چهل میلیون ریال از برای ما ضرر است یعنی جنسی که از برای ما تمام شده است قریب به بیشتر از چهل ملیون ریال این را ما آوریم و چهل میلیون ریال کمتر می‌فروشیم یا تقویم می‌کنیم ولی معهذا از برای این که آن قانون به هم نخورد یعنی آن نرخ قانونی باقی باشد و حساب ذخیره اسکناس هم از حیث فلز یک حساب محکمی باشد ما خیال کردیم که از آن تفاوت باید صرف‌نظر کرد دولت چقدر خریده آن را کار نداشته باشد ولی آن اندازه که نرخ قانونی بوده است آن را حساب کنید یعنی هفت‌صدم و خُرده طلا را حساب کنید و هر هفت‌صدم و خُرده طلا را حساب کنید که با یک ریال نقره که مطابقت با آن قانون هم بکند یک ریال نقره و معلوم کنید در ضمن هم خود بنده در کمیسیون توضیح دادم ضرری هم ندارد سایر آقایان بدانند در دو مورد دیگر از طلاهایی که بانک خریده بود همین کار را خواستیم بکنیم یکی طلایی است که به موجب قانون سال گذشته اجازه گرفتیم از مجلس که علاوه بر نرخ قانونی بانک در داخله بخرد آقایان اطلاع دارند طلا به موجب نرخ قانونی گمان می‌کنم در آن اوقات در حدود 62 ریال باشد و یک مثقال کسی به بانک نمی‌فروخت برای آن که قیمتش در خارج بیشتر بود و قاچاق می‌کردند پس بهتر دیده شد که صرف نظر از آن نرخ قانونی و علاوه بر آن نرخ قانونی طلا خریده شود این اجازه از مجلس گرفته شده حتی در آن قانون اگر نظر آقایان باشد نوشته شد که علاوه بر آن بخرد به حساب ذخیره اسکناس بگذارد معنایش هم این بود که یعنی بخرد و به همان قیمتی که تمام شده به حساب ذخیره اسکناس بگذارد ولی معهذا ما این کار را نکردیم طلا را بیشتر خریدیم شاید هفت تومان و هفت تومان و دو قران

+++

خریدیم ولی با بانک قرار گذاشتیم که به همان نرخ قانونی که معین شده بود به حساب بگذاریم نرخ قانونی در آن موقع شش تومان و دو ریال بوده است خوب در اینجا در هر مثقال یک تومان ضرر است چندین خروار هم خریده است خوب این چندین خروار هر مثقالش می‌شود یک تومان که در هر مثقال ضرر کرده است در این چندین خروار هر یک مثقالش باید یک تومان بدهد این ضرر را کردیم دولت از منافعی که باید از بانک بگیرد می‌آید قرار می‌گذارد با بانک که بانک طلایی را که به قیمت گران‌تری خریده است به قیمت قانونی که ارزان‌تر است به حساب ذخیره اسکناس بگذارد و آن تفاوت و ضررش را از دولت بگیرد دولت در مقابل آن منافعی که دارد و از بانک باید بگیرد از آن منافعش دولت این ضرر را بدهد به طوری که از یک قسمت از عایداتش خلاصه صرف‌نظر کند ولی ذخیره اسکناس را به یک حالت ثابتی بگذارد که روزبروز تفاوت نکند همین عمل را آمدیم و کردیم و نسبت به یک مقادیر بیشتری طلایی که از خارج بانک خریده بود البته از برای این نبود که به حساب ذخیره اسکناس گذارده شود معامله کرده بود ولی او را هم دولت در نظر گرفته بود که بیاورد این جا و به حساب ذخیره اسکناس بگذارد ولیکن نرخی را که قانون معین کرده است و تفاوت ضررش بیشتر از آن نبود که در داخله تهیه کرده است و آن تفاوت قانونی را هم از منافع خودش بدهد که خلاصه این عمل به این ترتیب باشد که اساس حساب ذخیره بانک را همیشه مطابق همان نسبتی که قانون بین طلا و نقره معین کرده است نگاه داریم و در آتیه هم وقتی که طلا بانک بخرد در داخله وزارت مالیه با بانک قراری خواهد داد که به نرخی که مصلحت می‌داند مثل این که الآن نرخی که می‌خرد بیش از آن نرخ قانونی می‌خرد و به حدی که لازم بداند و لیکن همیشه به قیمتی که قانون معین کرده است به حساب ذخیره می‌گذارد و بعد هم همیشه از منافعی که دولت از عملیات بانک دارد از آن محل ضررش را جبران خواهد کرد با این ترتیب بانک ذخیره خواهد داشت که آن نرخ قانونیش را به هم نمی‌زند از طرف دیگر به واسطه آن نرخ قانونی مانع این است که در اغلب مواقع بشود فلز زرد خرید آمدیم راهی پیدا کردیم از برای این که طلا بتوانیم بخریم و دولت خلاصه از آن منفعتی که از بانک داشته است تا حدی که می‌شود جبران بکند کرده است، این خلاصه عملی است که راجع‌به قیمت طلا که از حیث سرمایه به بانک داده می‌شود خواهد شد و از حیث طلاهایی است که در داخله خریده است یا در آتیه بخرد از خارجه یا داخله و به حساب ذخیره اسکناس می‌گذارد. حالا هم اگر آقایان باز توضیحاتی می‌خواهند عرض کنم.

رئیس- آقای مؤیداحمدی‏.

مؤیداحمدی- اگرچه توضیحات آقای وزیر مالیه در این قسمت به قدری کامل بود که بنده تصور می‌کنم که دیگر در اطراف قضیه هیچ حرفی نیست لیکن یک یادداشتی به بنده رسیده بدون امضا که بنده لازم دانستم که یک توضیحی عرض کنم و آن این است که سؤال کردند که دولت اگر طلای خودش را از بانک برداشت اعتبار اسکناس چه می‌شود اولاً بنده خواستم عرض کنم که این موضوع مربوط به ذخیره اسکناس نیست همان‌طور که در جلسه قبل آقای فرشی توضیح دادند و در تمام جراید هم بود و بنده هم توضیحاتی دادم اسکناس آن مبلغی که برحسب قانون الآن در جریان است یا در صندوق‌های ذخیره بانک است تقریباً چهل و دو میلیون و خُرده‌ای است یعنی چهارصد و بیست میلیون آن ذخیره‌اش عیناً موجود است مربوط به این طلا نیست (آقای وزیر مالیه توجه نفرمودند) عرض کردم یکی از من سؤالی کرده بود در تحت یک یادداشتی که اگر طلای دولت را بردارند ذخیره اسکناس چه خواهد شد. بنده خواستم عرض کنم و یک توضیحی بدهم که این ابداً مربوط به آن نیست آن مبلغی که برحسب قانون الآن در جریان است از چهل و چند میلیون بیشتر است و مطابق قانون پول در خزانه موجود است و آن طلا غیر از این طلا است و طلایی است که دولت

+++

خریده است به همان نرخی که آقای وزیر مالیه فرمودند مربوط به ذخیره نبود و امانت دولت بود حتی در بانک مذاکره بود که حق‌الحافظه از دولت بگیرند امانت بود حالا دولت این طلای خودش را جزء سرمایه بانک می‌گذارد و اگر بانک خواست اسکناس زیادتری منتشر بکند البته از این طلا می‌گذارد جزء ذخیره علی‌ایحال ذخیره اسکناس ابداً مربوط به این طلا نیست و آن ذخیره‌اش موجود و کامل است.

رئیس- آقای احتشام‌زاده‏.

احتشام‌زاده- گرچه فرمایشات مقام محترم ریاست همه نمایندگان را بی‌نیاز کرد از این که در موضوع اقدامات و عملیاتی که برای ترقی اقتصادی مملکت شده است عرض کرده و از این حسن‌اقدامات تشکر کنند فقط یک مسئله بود که محتاج بود به این که توضیحات بیشتری داده شود که یک اشتباهاتی که بنده خودم کرده بودم و به حضرت آقای وزیر مالیه عرض کردم و توضیحی که فرمودند بنده را قانع کرد و می‌خواستم مجدداً توضیحی بفرمایند زیرا که ممکن است سایر آقایان هم این اشتباه را کرده باشند قانع شوند مطابق این لایحه دولت یک مقدار طلایی را که بر طبق قانون که چندی قبل تصویب شد و به موجب آن قانون اجازه داده شد که یک مقدار از اسکناس منتشر شود این طلاها ذخیره آن اسکناس بوده است و حالا آن طلاها برمی‌گردد و به صورت سرمایه به بانک ملی اضافه شود این اشتباه ممکن است بشود که مطابق آن قانون این طلاها ذخیره بود از برای اسکناس‌ها و حالا که آن طلاها از صورت ذخیره خارج شده است و به صورت سرمایه بانک در آمده است ممکن است که این طلاها به یک مصرف دیگری جز مصرف ذخیره اسکناس برسد می‌خواستم این مطلب را در اینجا سؤال کرده باشند که آقای وزیر مالیه توضیح بفرمایند که رفع اشکال و اشتباه بشود که این طلاها ولو به صورت سرمایه بانک در می‌آید ولی باز ذخیره طلایی است که بانک برمی‌دارد از خزانه خودش و به جریان می‌اندازد.

وزیر مالیه - اول آقایان خوب است توجه کنند به اینکه قانون راجع‌به اسکناس چه می‌گوید می‌گوید یک مقدار اسکناس را می‌شود منتشر کرد ولکن شرطش این است که صددرصد در مقابل آن ذخیره باشد آن وقت در مقابل یک اشخاصی پول نقره داشتند بردند دادند یک اسکناس‌هایی گرفتند و یک مقداری بانک طلا خرید یک مقداری نقره خرید این‌ها را گذاشت مطابق آن قانون گفت هر مقداری که ما می‌خواهیم اسکناس داشته باشیم باید پشت سرش یک چیزی باشد آمدیم گفتیم که قسمت فلزی تنهایش لااقل 60 درصد باشد خود قانون هم می‌گوید که اسعار باشد و فلز باشد ولی قسمت فلزی آن باید شصت درصد لااقل باشد این عمل شد یک روزی دولت آمد خیال کرد که مقدار بیشتری لازم است اسکناس تهیه شود برای این که این مقداری که هست الآن کافی نیست آمدیم اجازه این را گرفتیم که یک اسکناس بیشتری طبع کنیم آناً قانون را به هم زدیم؟ و گفتیم ذخیره نباید داشت؟ نَخیر. ضمناً دولت هم آمد و گفت من هم یک مقدار طلا دارم این مدار طلای خودم را قرار می‌گذارم در ذخیره. آیا این مال کس دیگر شد؟ خیر در مقابلش هم ممکن بود اگر می‌خواستیم اسکناس می‌گرفتیم نه به عنوان قرض برای این که اگر شما پنج تا دو قرانی ببرید یک تومان به شما می‌دهد ما اگر از بانک اسکناسی می‌گرفتیم در مقابلش فلز می‌دادیم اگر این طور بود لایحه می‌گذراندیم و مطابق آن فانون دولت حق داشت وقتی که انتقال داد به آنجا بیاید و در مقابلش هم اسکناس بگیرد و جزء حسابش نیاورد که بگوید طلای خودم را گذاشتم آنجا ولی این کار را نکرد یا از عوائد جاری خودش خرج می‌کرد یا مطابق قانون و می‌آمد اینجا اعتبار می‌گرفت مثل این که چند مرتبه کرد تا حسابش روشن باشد امروز فرض بفرمایید مالک آن تغییر می‌کند تا دیروز مال بنده بود امروز مال یک کس دیگری است شما فرض کنید که یک امانتی در یک جایی دارید آن امانتی را انتقال می‌دهید تا دیروز مال شما بود امروز مال کس دیگر شده آیا این امانت حالا که مالکش تغییر کرده در وضعیت آن امانت هم تغییری حاصل می‌شود؟ (خیر) شما

+++

اگر بنا شد فرضاً یک مقدار گندم پیش کسی امانت داشته باشید بعد بیایید و معامله کنید آن مقدار گندم را با یک کس دیگر وضعیت گندم که تغییر نمی‌کند الا این که این امانت مال شخص دوم می‌شود تا به حال مال شما بود بعد از این مال او خواهد شد اگر فرض کنید ملکی داشتید وثیقه گذاشته بودید بعد به غیر دادید شما مالکیت خودتان را به غیر دادید والا وضعیت ملک که تغییری نمی‌کند ما یک مقدار طلایی در ذخیره داشتیم به عنوان این که مال دولت است مالک این می‌شود دولت اگر می‌خواست استفاده کند از این مطابق هر فردی چه می‌کرد؟ این را مطابق معمول می‌برد و در مقابلش اسکناس می‌گیرد حالا بانک هر مقداری که خواست استفاده کند ولی البته این در مقابلش اسکناس می‌گیرد از آن صندوق جداگانه که عبارت است از قسمت اسکناس در بانک که حساب‌هاشان علیحده است که یک حساب اسکناس است و یک حساب بانک بانک سرمایه‌اش همان‌طور که شما الآن می‌توانید سرمایه فلزی داشته باشید ببرید بدهید اسکناس بگیرید بانک هم می‌تواند اگر بخواهد از این سرمایه فلزیش استفاده کند تا دیروز بانک نمی‌توانست دولت می‌توانست بعد هم که اسکناس می‌گرفت می‌توانست که اسکناس را به بانک قرض بدهد و حق هم همان بود که بنده شنیدم یک وقتی در بانک صحبت شده بود آقای مؤیداحمدی هم که آنجا بودند شنیده بودند که بانک می‌گفت از این اعتباری که شما به من داده‌اید و من استفاده نمی‌برم شما باید یک حق‌الحفاظه بدهید برای این که من باید حفظ کنم طلای شما را برای این که اگر یک کسی آمد و یک امانتی گذارد نزد من وقتی که ازش استفاده نمی‌کنم حق‌الحفاظه می‌خواهم عرض کنم که امروز که ما آمدیم و این وضعیت را از این حیث تغییر دادیم که مالک این جنس تغییر کرد چه ربطی به مسئله ذخیره دارد این که آقایان توضیح خواستند بنده‏ اصلاً نمی‌دانم که کدام قسمت از مسئله را توضیح بدهند بنده عرض می‌کنم و یک قانونی معین کرده است که هر مقدار از اسکناس که منتشر می‌شود بانک به میزان معینی باید ذخیره داشته باشد تا دیروز بنده از برای این قسمت از فلز یعنی طلایی که متعلق به دولت بود حق داشتم اسکناس بگیرم امروز که این قانون گذشت و بعد هم دست‌خط همایونی دنبالش گذاشته شد و تصویب شد از آن روز دیگر ما مالک نیستیم و بانک مالک است حالا کار ندارم که تمام بانک متعلق به دولت است ولی این ندارد که تمام مقررات راجع‌به ذخیره سر جایش باشد. اصلاً آقایان بنده این طور می‌فهمم که همه اشتباه در یک جا است آن روزی که دولت آمد و گفت که من این طلا را به ذخیره اسکناس می‌گذارم این طور تصور شد که دولت این سی و چند میلیون تومان پول نقد ذخیره را که افراد هم آورده بودند آن جا هست و بعد هم یک روز اگر شد تقسیم می‌کنم بین مردم مگر قرار این جور بود؟! آخر بخشش که نمی‌خواستم بکنم!! مال من بود گذاشته بودم آنجا. حالا می‌گوییم مال بانک همان استفاده که مالک آن روز ازش می‌توانست بکند این مالک امروز هم می‌تواند بکند هر استفاده که مالک قبلی می‌توانست از این بکند مالک امروزش می‌کند هر قراری که راجع‌به ذخیره اسکناس قبلاً بنا بود بشود در این مورد بعداً هم می‌شود و این که توضیح می‌خواهند و حتی یکی از آقایان می‌گفت که یک کسی پرسیده است که اگر بنا باشد که دولت طلای خودش را به بانک بدهد ذخیره اسکناس چه خواهد شد بنده هم اصلاً این را نمی‌فهمم آقا ذخیره اسکناس به تناسب اسکناسی است که در جریان می‌افتد درست است؟ بیش از آن که نیست خوب اگر بنا شد اسکناس را بنده امروز احتیاج داشتم من می‌رفتم به اعتبار این طلا اسکناس می‌گرفتم امروز بانک احتیاج داشته باشد او این سرمایه‌اش می‌شود ذخیره اسکناس یعنی چه؟ مگر ما گفتیم که ذخیره اسکناس باید کمتر باشد شما که خودتان که می‌بینید که ما آمدیم از یک مبلغ معینی صرف‌نظر کردیم برای این که ذخیره اسکناس را به یک نرخ قانونی ثابتی نگاه بداریم بانک امسال در بیلانش که منتشر می‌کرد

+++

از بابت سال 1313 چند میلیون منافع داشت که بایست به ما بدهد ما از یک نفعی که می‌توانستیم بگیریم و حتی در آن قسمتی که راجع‌به خرید طلا در داخله ایران بود و به موجب قانون حق داشتیم به همان نرخی که طلا را خریدیم ولو بیش از نرخ قانونیش بود به حساب ذخیره بگذاریم ولی برای این که این ترتیب پیش نیاید و برای این که نرخ طلا هر مثقال آن یک قیمت و یک‌جور نباشد یعنی یک مثقالش به نرخ قانونی یک مثقال دیگر از قرار نرخ امروز مثقال دیگرش به نرخ روز قبل این طور نباشد آمدیم گفتیم که همان نرخ قانونی را در نظر بگیرید شما که چندین میلیون تومان به ما منافع می‌دهید ما از یک مقدار زیادی صرف‌نظر می‌کنیم پس دولتی که این اندازه متوجه به این است که با وجود یک قانونی که در دست داشت و قانون هم به مصلحت وضع شده بود والا این طلاهایی که دولت خریده بود در داخله قاچاق می‌شد و از دست رفته بود ولی دولت که اجازه داشت نرخ امروز طلای خودش را به حساب سرمایه بانک بگذارد این عمل را نکرد و نرخ قانونی آن را آورد به حساب سرمایه بانک گذارد و از یک مبلغی که می‌توانست استفاده کند و عایداتی اضافه کند برای خودش و کمکی بگیرد از برای بودجه‌اش از همه این‌ها صرف‌نظر کرده است از برای اعتبار بانک که اعتبار خودش است آن وقت از یک همچون دولتی هی سؤال کردن هی توضیح خواستن که خوب آقا اگر طلای‌تان را از آنجا برداشتند ذخیره اسکناس چه می‌شود عرض کنم که آقا ذخیره اسکناس به تناسب اسکناس است اگر کمتر بود آن تناسب و به هم بخواهد بخورد البته شما حق داشتید این سؤال را بفرمایید ولی تناسب که به هم نخورده است وضعیت همان است که هست قانون هم همان است که هست‏

رئیس - آقای دکتر طاهری

(اظهار شد مذاکرات کافی است)

رئیس - رأی می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس - تصویب شد. رأی می‌گیریم به ورود در مواد موافقین قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد ماده اول‏

ماده 1- سرمایه بانک ملی ایران به سیصد میلیون ریال ترقی داده می‌شودکه هفتاد و پنج و یک سوم درصد آن به قرار ذیل محسوب و پرداخته خواهد شد.

الف- هشت میلیون ریال که سابقأ تأدیه شده است.

ب- (25/ 216806435) ریال از بابت قیمت (39-15875395) گرم طلای خالص دولت (موضوع قانون بیستم شهریورماه 1313) به نرخ قانون 22 اسفند 1310

ج - 75-1193564 ریال از محل منافع خالص بانک ملی از بدو تأسیس آنکه در ظرف چند سال به دولت تعلق گرفته و به موجب ماده 4 قانون مصوب 14 اردیبهشت 1306 برای افزایش سرمایه تخصیص داده شده بود.

رئیس- آقای دکتر طاهری‏

دکتر طاهری- در عین این که این قانون چنانچه مقام ریاست در اصل موضوع فرمودند اسباب افتخار و مباهات است وضعیت کنونی مالکین از بس که قوانین راجع‌به اسکناس و پول ذخیره و این‌ها مکرر شده است و توضیحات مختلفی هم در اطراف آن داده شده یک جنجالی در اذهان پیدا می‌شود از این قانون مخصوصاً توضیحی که آقای مؤیداحمدی حالا دادند که مخالف قانونی است که گذشته است. فرمودید این چند میلیون طلا امانت بوده است در صورتی که قانون سابق این است که جزو ذخیره بوده است مطابق قانون بیستم شهریور حالا چرا دولت آن وقت آمد این را جزو ذخیره کرده بود مطابقش آن وقت آمده بود اسکناس داده بود اگر نداده بود علت نداشت که بیاید بگوید که سی میلیون مثلاً اسکناس رایج است و در مقابلش ذخیره دارد بعد بیایند بگویند که پنجاه میلیون اسکناس رایج خواهد بود و این پنجاه و چند خروار طلا هم هست می‌گذاریم به ذخیره (فرشی ذخیره اسکناس غیر از ذخیره دولت است) عرض می‌شود پس باید این جا توضیح داد و حالا که منتقل می‌شود با یک

+++

قانونی هم همان طلا ذخیره اسکناس شود تا این که هر استفاده بخواهد بانک ازش بکند. اگر ذخیره اسکناس است باز فرقی نمی‌کند فقط مال دولت بود و ذخیره دولت بود حالا مال بانک می‌شود و ذخیره می‌شود در قانون جدید باید نوشته شود که این مبلغ چند خروار طلا که ذخیره بانک بود و مطابق آن قانون مال دولت بود این منتقل می‌شود به بانک که این جا باید وضعیت تغییر کند یعنی همان جور که ذخیره اسکناس بوده است حالا هم باشد و اگر مقصود این است که ذخیره زیادی بود و پولی بود که دولت بی‌جهت اسم ذخیره اسکناس گذاشته بود و حالا می‌خواهد بدهد به ذخیره بانک که هر کارش می‌خواهد بکند بکند توضیح بدهند صریحاً نه امروز بلکه از روی صورت که تاکنون چقدر اسکناس در جریان است و مطابق آن چقدر ذخیره محسوس که باید صددرصد باشد چقدر باید باشد و مطابق آن توضیحی که آقای فرشی آن روز فرمودند صدی شصت و هفت فرمودند در صورتی که اگر این هم جزوش باشد و بخواهند از آن ذخیره بردارند این خودش اسباب تزلزل می‌شود من می‌دانم این نیست ولی این قوانین که این طور نوشته می‌شود و مذاکره می‌شود یا رویش توضیح داده شود و اسباب علاقه و تقویت امور مالی هست بنده عقیده دارم و تقاضا دارم که آقای وزیر مالیه این جا توضیح بدهند که این ذخیره که به موجب قانون بیستم شهریور پنجاه و چند خروار طلای فعلی ذخیره اسکناس بوده و حالا منتقل می‌شود به سرمایه و ذخیره بانک این به همان حالت ذخیره باقی می‌ماند یا این که این قید از آن برداشته می‌شود. آن حالت ذخیره یا این که به حالت ذخیره باقی می‌ماند دیگر این که اصولاً مقدار اسکناس منتشره و مقدار سرمایه که مطابق قانون خود اسکناس که باید صددرصد ذخیره داشته باشد اعم از اسعار مسکوک مبلغش را در مجلس صریحاً معین بفرمایید که به اطلاع عامه برسد که ما فلان مبلغ ذخیره اسکناس داریم فلان مبلغ هم اسکناس در انتشار داریم این مبلغ هم ذخیره که کاملاً همه مردم مسبوق باشند.

وزیر مالیه- بنده تعجب می‌کنم از آقای دکتر طاهری برای این که ایشان یک شخص ورزیده هستند باید وقتی که یک سؤالاتی می‌کنند طوری نباشد که افکار مردم را خراب بکند و بدبختانه سؤالات ایشان طوری بود که اگر توضیحات کافی ندهم ممکن است افکار مردم را خراب کند مشوب کند (دکتر طاهری- خوب روشن کنید) اجازه بدهید بنده قطع‌نظر از این که دو ساعت در کمیسیون توضیح دادم مطلب همه محرمانه نبوده است ولی معهذا خلاصه‌اش را اینجا گفتم و آقایان هم شنیدند اگر این سؤالات را بنده درست و خیلی روشن به شما جواب ندهم مثل این است که یک مطلبی در اینجا بوده است که توضیح داده نشده است. می‌گویند بنابر توضیحی که آن روز نماینده مجلس شورای ملی که در هیئت نظارت ذخیره اسکناس هستند در مجلس داد (67) درصد شما ذخیره دارید مگر این سؤال را در کمیسیون نکردید مگر به شما جواب نداده بودند چرا این حرف را اینجا دو مرتبه تکرار می‌کنید و در مجلس می‌زنید آقا؟! آقا چرا یک حرفی را که دیدید اشتباه بوده است که اگر بنده نیایم در اینجا و یک توضیحاتی ندهم اسباب اختلال اذهان مردم می‌شود را یادداشت نکنم و جواب ندهم یک سوءتفاهمی می‌شود برای اشخاص (دکتر طاهری- بنده برای این که سوءتفاهم نشود توضیح خواستم) ضرورتی نداشت همان روز هم بنده این جا توضیح دادم و همان وقت که آقای فرشی اینجا توضیح می‌دادند یک یادداشتی دادم که اولاً آقای این راپورت مال چند ماه پیش بوده است و ثانیاً این مبلغ مال ذخیره راکد اسکناس است ثالثاً چون بالاخره اسکناس یک مقدار از این نقره و مسکوکش راکد است و یک مقدارش در تمام صندوق‌های بانک است ما در پنج نقطه از مملکت ذخیره داریم در تبریز کرمانشاه اساسش در طهران است در ولایات البته نقره مسکوک است و فلزات نیست ولی در طهران فلزات و نقره مسکوک است و در تمام ولایات در هر صندوقش یک مقدار پول نقره در دست‌شان باید باشد چون باید داد و

+++

ستد بکنند پس وقتی که ما حساب ذخیره را می‌کنیم اولاً کل را می‌گیریم (صحیح است) نه آنچه که در تحت کلید است آقا آن چه که در دست بانک می‌آید و تحویل می‌دهد اگر آن قسمت را بگیریم که حساب درست نمی‌آید من یک مقدار اسکناس منتشر کردم بیست میلیونش را می‌گذارم تحت کلید ده میلیون دیگر هم در دستم هست و متصل در جریان است اسکناس می‌آوریم عوض می‌کنیم دو مرتبه می‌دهیم و دو مرتبه عوض می‌کنیم بنده اگر بنا باشد بیست میلیون بگذارم تحت کلید ده میلیون هم احتیاطاً تحت کلید یک مقدار هم اینجا باشد که هر کس بیاید خُرد کند پس بنده باید بیش از صددرصد هم ذخیره داشته باشم این که نمی‌شود در همان جلسه هم بنده یادداشت دادم به آقای فرشی ولی دیر رسید گفتم آن مقداری که گفتید مقصود ذخیره راکد بوده است و ما الآن بیش از سی و هشت میلیون هم ذخیره مسکوک داریم بیش از سی و هشت میلیون ریال ذخیره مسکوک در دست بانک داریم و بنابراین وقتی که شما حساب کنید نگاه کنید به میزان همین ذخیره مسکوک یعنی نقره سکه زده که عبارت از یک قرانی باشد و دو قرانی و پنج قرانی موجود می‌باشد. این دیگر مطلب روشن شد یا باز یک سؤالی می‌خواهید بکنید؟! این مقدار در دست بانک الآن هست اگر این را مقایسه کنید با میزان اسکناسی که در جریان است این علاوه بر مقداری است که باید باشد و صددرصد اسکناس‌هایی است که در جریان است حالی شدید؟ یا این که باز دوباره توضیح داده شود این ذخیره مسکوک غیر از مسئله طلا است و غیر از طلای دولت است این که گفته شده بود پس چه فرق می‌کند در کمیسیون هم گفتم طلایی را که الآن دولت می‌دهد به عنوان سرمایه بانک با طلایی را که به عنوان ذخیره گذاشته بود این غیر از آن حسابی بود که گفتیم برای این که وقتی که آقایان به حساب رسیدگی می‌کنند آن مبلغی که به حساب برده شده رسیدگی می‌کنند طلایی را که بانک خریده است بیش از نرخ قانونی مگر الآن عرض نکردم‏ که این را به حساب نبردیم تا امروز و حالا می‌خواهیم به حساب ببریم گران‌تر خریده بودیم می‌خواهیم کمتر حساب کنیم و هنوز به حساب برده نشده است طلای دولت وقتی می‌باید به حساب برده شود که ما در مقابلش اسکناس گرفته باشیم آخر آن را که گذاشتیم آنجا به آن محوطه که نبخشیدیم به آن صندوقخانه بانک که ندادیم اعطا نشده بود مال دولت بود گذاشته بود آنجا یعنی که چه انتقال می‌دهد به ذخیره یعنی این که دولت آن طلا را بگذارد آنجا و معادل آن اسکناس بگیرد اما راجع‌به رقم قطعی اسکناس که الآن در جریان است و نسبتش به ذخیره مسکوک بنده درجلسه دیگری که در مجلس می‌آییم می‌توانم عرض کنم آقایان هیئت نظاری هم که جدیداً انتخاب شده‌اند رسیدگی می‌کنند و بعد هم در جراید منتشر می‌شود آقایان هم می‌خوانند و مطلع می‌شوند و به علاوه ممکن است در جلسه دیگر که بنده می‌آیم در ضمن توضیح بدهم این را هم عرض کنم که ارقام یک ارقامی نیست که بنده بتوانم به عنوان رسمی این جا بگویم و از حافظه بگویم فقط چیزی که می‌توانم بگویم این است که آن مقدار پول مسکوک که در دسترس بانک است آنرا اگر حساب کنیم نسبت به اسکناس‌هایی که در جریان است بیشتر است و این علاوه می‌شود بر آن (صحیح است) و این طلایی که خود بانک خریده است و هنوز به حساب نگذاشته است وقتی که سؤال می‌شود که این طلا هم جزء ذخیره است یا نه خیلی اسباب تأسف است دو ساعت بنده نفس زدم از برای آقایان تشریح کردم که ذخیره اسکناس یعنی چه ذخیره یعنی چه اسکناس مادامی که اسکناس انتشار ندهد هیچ معنی ندارد و موضوعی ندارد ذخیره یعنی که شما هر چه اسکناس انتشار دهید در مقابل آن مطابق آنچه که قانون معین کرده است از این طرف بردارید و طرف دیگر بگذارید یک صندوقی درست کنیم یک حساب علیهده هم از برایش درست کنید آن وقت بگویید که هزار تومان اسکناس امروز بیرون دادم این مبلغ فلز هم در مقابلش آیا ذخیره غیر از این چیز دیگری است آیا اسکناس که

+++

هنوز به جریان نیامده باید ذخیره از برایش گذاشت (دکتر طاهری- قانونش را آوردید) قانون را آوردیم و گفتیم که می‌گذاریم ولی گفتیم که می‌بخشیم؟ خیرگفتیم که حق داریم که در ذخیره بگذاریم و در مقابلش ازش اسکناس بگیریم بخشش که نمی‌‌کردیم می‌گذاشتیم طلا را در آنجا در مقابلش هم حق داشتیم مثل هر فردی ازش اسکناس بگیرم البته نظرش این نبود دولت که بیاید و طلاهایش را آنجا بگذارد و به بودجه نیاورد نظر این نبود. این اسکناس تا چند ماه دیگر طول دارد که چاپ بشود آن چه که اجازه گرفتیم این بود که آن اسکناس‌هایی را که اجازه گرفتیم انتشار بدهیم حق خواهیم داشت که انتشار بدهیم و در مقابلش این را ذخیره بگذاریم و به موجب آن قانون وقتی که این را گذاردیم در ذخیره حق خواهیم داشت که اسکناس بگیریم و اسکناس هم اگر می‌گرفتیم با بانک قرار می‌گذاشتیم که از این اسکناس شما می‌توانید یک سرمایه داشته باشید در مقابل این ذخیره که بتوانید از آن اسکناس استفاده کنید حالا آمدیم این طور خیال کردیم که اصلاً این طلای خودمان را ما برداریم بدهیم به بانک و بانک سرمایه بکند حالا اگر بانک خواست از این طلا استفاده ذخیره بکند یعنی به عبارت اخری خواست که اسکناس بگیرد پس بایستی بگذارد در ذخیره اسکناس و اسکناس بگیرد این مال خودش است دیگر و مال بنده نیست مال وزارت مالیه نیست مال دولت نیست اگر نخواست دلیلی ندارد که گذارد در ذخیره برای این که در آن حدی که اسکناس جریان داده است ذخیره دارد حالا علاوه بر آن چند خروار طلا هم آنجا بگذارد برای چه؟ ولی آنچه که عملاً خواهد شد این است که بانک هم البته از این یک استفاده خواهد کرد تا حدی استفاده خواهد کرد ولی نه معادل همه‌اش مگر آن که چند سالی بگذرد و میزان پولی که در مملکت باید به جریان بیفتد خیلی خیلی بیش از حد امروز باشد و آن وقت مجبور شود که همه این طلا را در ذخیره بگذارد چون اجازه انتشار غیرانتشار است بانک همیشه در نظر می‌گیرد آن مقدار اسکناس را که‏ به طور کلی در دسترس همه است با وضعیت اقتصادی آیا مناسب است یا خیر اگر زیاد باشد البته جلوگیری می‌کند و کم بیرون می‌دهد اگر کم باشد آن وقت بیشتر در جریان می‌گذارد در عین که این ذخیره دارد و مربوط به آن هم نیست اگر شما صددرصد یا پنجاه درصد از برای اسکناس ذخیره بگذارید ولی بیش از آن مقدار که لازم است برای یک وضعیت اقتصادی در یک تاریخ معین اگر شما پول و اسکناس بیرون بدهید ولو این که ذخیره شما صددرصد صد و پنجاه درصد هم که باشد باز قیمت پول پایین می‌آید و قیمت اشیا بالا می‌رود حالا البته آقایان می‌دانند و مناسب هم نیست که بنده بیایم اینجا و یک اصلی هم از علم اقتصاد را هم بخواهم این جا عرض کنم که چطور مقدار پول متناسب با قیمت اشیا است و زیاد شدن و کم شدن پول در قیمت اجناس چه تأثیری دارد اگر میزان پول در یک مملکتی در یک موقعی در جریان است بیش از میزانی باشد که از نقطه‌نظر قواعد اقتصادی صلاح است در جریان باشد چطور قیمت اشیا بالا می‌رود و البته آن‌ها را رعایت می‌کند و به این دلیل است که بنده عرض می‌کننم تا چند سال دیگر بانک قطعاً نمی‌آید از تمام این پول استفاده ذخیره بکند می‌گویند پس چه کار خواهد کرد؟ هیچ نگاه می‌دارد چه استفاده از طلا می‌شود کرد یا این است که در ذخیره می‌گذارد و اسکناس می‌گیرد این کار را گفتیم که تا لازم نباشد نخواهد کرد یا این که ببرد بگذارد در خارج و قرض کند یا در داخله بفروشد هیچ کدام از این شقوق که یا ببرد بفروشد و قرض کند یا تبدیل کند این‌ها پیش نخواهد آمد برای این‌که هیچ‌کدام از این‌ها را دولت محتاج نیست بالاخره فقط استفاده که می‌تواند بکند همان استفاده‌ای است که بالاخره الآن صحبت شد همان است که هر وقت لازم بود در ذخیره بگذارد و اسکناس منتشر کنند در حدود احتیاجات مملکت

+++

و در حدودی که در آن تاریخ مطابق وضعیت اقتصادی ما بایستی اسکناس در جریان باشد این مقداری که الآن در جریان هست اگر کافی بود که هیچ این طلا باقی می‌ماند اگر خواست که اسکناس منتشر کند در ذخیره می‌گذارد با این توضیحات اگر آقایان باز دل‌شان می‌خواهد توضیحی داده شود. بنده را که آقایان می‌شناسد مکرر در خدمت‌تان بودم اهل توضیح دادن و دفاع کردن و همه این‌ها هستم اگر در این چند سال این تجربه را نداشتم عیبی نداشت ولی البته خیلی بی‌التفاتی است و بنده انتظار دارم که مسائلی که اگر بنا باشد که یک اشاره شد و ممکن است که من ملتفت نشوم و این را توضیح ندهم اسباب سوءتفاهم بشود در نظر گرفته شود باز تکرار می‌کنم که آقا بیش از صددرصد از مبلغ اسکناس که در جریان است یک قرانی و دو قرانی و پنج قرانی هست اگر این را نمی‌گفتم آن وقت ممکن بود که کسانی که در خارج هستند برایشان سوءتفاهم بشود این سؤالی که ایشان فرمودند ممکن بود اشکال دیگری تولید کند حالا در هر صورت یا ایشان تندی کردند یا بنده مطلب را بیش از این ادامه نمی‌دهم و اگر باز هم توضیحی می‌خواهند بنده می‌دهم.

رئیس - به ماده اول رأی گرفته می‌شود آقایانی که موافقت دارند قیام فرمایند.

(اغلب قیام فرمودند)

رئیس - تصویب شد. ماده دوم.

ماده دوم- مواد 2 و 3 و 4 (به استثنای تبصره ماده 4) و 7 و 9 و 13 و 14 قانون اجازه تأسیس بانک ایران مصوب 14 اردیبهشت 1306 نسخ می‌شود.

رئیس - آقای دکتر طاهری.

دکتر طاهری - در ماده دوم آنجا که نوشته است مواد 2 و 3 و 74 و 9 و 13 و 14 قانون لغو می‌شود ماده 7 آن قانون قبلاً لغو شده است از این جهت در اینجا تذکرش دیگر لازم نیست.

وزیر مالیه - این تذکر در کمیسیون داده شد بنده هم موافقم فقط برای این که تغییر نکند قرار شد که اینجا پیشنهاد شود و قبول شود.

رئیس - رأی گرفته می‌شود به ماده 2 آقایانی که موافقت دارند قیام فرمایند.

(اکثر برخاستند)

رئیس - تصویب شد. ماده سوم:

ماده سوم - این قانون پس از تصویب مجلس شورای ملی به موقع‌اجرا گذاشته می‌شود.

اعتبار (مخبر کمیسیون) - اینجا یک اصلاح عبارتی بود که لازم بود عرض شود در آنجا که نوشته شده است پس از تصویب مجلس شورای ملی به موقع‌اجرا گذاشته می‌شود. (مجلس شورای ملی) لازم نیست چون مقصود از تصویب تصویب مجلس شورای ملی است.

رئیس - نظر آقای وزیر مالیه چیست؟

وزیر مالیه - صحیح است معمول هم همین است.

رئیس - آقای دکتر طاهری.

دکتر طاهری - بنده عقیده‌ام این است که اگر آقای وزیر مالیه موافقت بفرمایند با توضیحاتی که دادند نوشته شود ماده 3 قانون بیستم شهریور هم لغو می‌شود.

وزیر مالیه - به نظر بنده ضرورتی ندارد چون آن توضیحاتی که بنده دادم کافی بود و به علاوه آن قانونی بود که بعد آمده است.

رئیس - رأی می‌گیریم به ماده سوم موافقین قیام فرمایند.

(عده زیادی قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد. مذاکره در کلیات است. مخالفی نیست. رأی می‌گیریم به مجموع مواد با ورقه آقایانی که موافقت دارند ورقه سفید خواهند داد.

+++

(اخذ و شماره آراء به عمل آمده 123 ورقه سفید تعداد)

رئیس - عده در موقع رأی 123 نفر به اتفاق تصویب شد برای این که بنده رأی نمی‌دهم.

اسامی رأی‌دهندگان- آقایان: میرزامحمدخان وکیل - مسعودی - حاج میرزاحسین‌خان فاطمی - اسکندری - اسدی - دکتر قاسم‌خان اهری - رفیعی - دکتر احتشام - نقابت - دکتر جوان - ساگینیان - دبیرسهرابی - محسن آقامهدوی - مولوی - میرزاعلی‌خان وکیلی - امین - شجاع چاغروند - احتشام‌زاده - مصباح‌فاطمی - انوشیروانی - طباطبایی‌دیبا - دکتر سمیعی - مؤیداحمدی - پالیزی - روحی - دهستانی - لاریجانی - کاشف - مصدق جهان‌شاهی - اردبیلی - رضوی - شباهنگ - دادور - ابراهیم سمیعی - مسعودی‌خراسانی - خواجه‌نوری - میرزایی - طالش‌خان - معتصم‌سنک - اعتصام‌زاده - دکتر قزل‌ایاغ - دکتر ادهم - ارکانی - دکتر سنک - ملک‌مدنی - فرشی - نوبخت - جرجانی - آزادی - لیقوانی - کمالی - هزارجریبی - حیدری - ایزدی - فزونی - صفاری - محیط‌لاریجانی - دربانی - فتوحی - صفوی - دکتر لقمان - کفایی - خواجوی - مرآت‌اسفندیاری - دبستانی - دکتر ملک‌زاده - بیات - جلایی - پناهی - اعتبار - مژدهی - رهبری - مجدضیائی - امیر نیرومند - نائینی - آقاسیدکاظم یزدی - صادقی - حمزه‌تاش - جمشیدی - ملک‌زاده آملی - صدیق - طباطبائی‌بروجردی - سلطانی شیخ‌الاسلامی - دکتر غنی - حاج محمدرضا بهبهانی - تربیت - همراز - آصف - افخمی - معتضدی - مقدم - منصف - نراقی - شاهرودی - دکتر ضیاء - ثقة‌الاسلامی - نصرالله هدایت - قزوینی - افشار - وثوق - دکتر طاهری - طهران‌چی - حبیبی - هدایت - دولت‌شاهی - ابراهیمی‌ریگی - پارسا - اورنگ - کازرونیان - ملایری - علی مؤید - گودرزی - علوی سبزواری - امیر ابراهیمی - حاج غلام‌حسین ملک - نیک‌پور - مخبرفرهمند - علوی - میرزاموسی‌خان مرآت - نواب‌یزدی - اقبال - ناصری.

3 - موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه‏

رئیس - اگر اجازه می‌فرمایید جلسه را ختم کنیم.

جلسه آتیه روز شنبه 21 تیر سه ساعت قبل از ظهر دستور قانون وکلا

(مجلس مقارن ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی- حسن اسفندیاری

+++

قانون‏

افزایش سرمایه بانک ملی ایران‏

ماده اول - سرمایه بانک ملی ایران به سیصد میلیون ریال ترقی داده می‌شود که هفتاد و پنج و یک سوم درصد آن به قرار ذیل محسوب و پرداخته خواهد شد.

الف - هشت میلیون ریال که سابقاً تأدیه شده است.

ب- دویست و شانزده میلیون و هشتصد و شش‌هزار و چهارصد و سی و پنج ریال و بیست و پنج دینار (25ر216806435ریال) از بابت قیمت پانزده میلیون و هشتصد و هفتاد و پنج هزار و سیصد و نود پنج گرام و 39 صدم (39ر15875395گرام) طلای خالص دولت (موضوع قانون 20 شهریور 1313) به شرح قانون 22 اسفندماه 1310.

ج - یک میلیون و یکصد و نود و سه‌هزار و پانصد و شصت و چهار ریال و هفتاد و پنج دینار (75ر1193564) از محل منافع خالص بانک ملی از بدو تأسیس آن که در ظرف چند سال به دولت تعلق گرفته و به موجب ماده چهارم قانون مصوب 14 اردیبهشت 1306 برای افزایش سرمایه تخصیص داده شده بود.

ماده دوم - مواد 2 -3 -4 (به استثنای تبصره ماده 4) و 9 و 13 و 14 قانون اجازه تأسیس بانک ملی ایران مصوب 14 اردیبهشت 1306 نسخ می‌شود.

ماده سوم - این قانون پس از تصویب به موقع‌اجرا گذاشته می‌شود.

این قانون که مشتمل بر سه ماده است در جلسه هفدهم تیرماه یکهزار و سیصد و چهارده شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس مجلس شورای ملی- حسن اسفندیاری‏

+++

یادداشت ها
Parameter:293512!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)