کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره نوزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏19
[1396/05/31]

جلسه: 10 صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 10 تیرماه 1335  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: دکتر دادفر - قائم‌مقام‌مشار - دکتر راجی - اکبر - حمید بختیار

3 - سؤال آقای مهندس سلطانی راجع به تصادف و قتل مرحوم فرخ‌زاد و جواب آقایان: وزیر کشور و دادگستری

4 - سؤال آقای بوربور راجع به وقایع الجزیره و جواب آقای وزیر امور خارجه

5 - سؤال آقای خرازی راجع به اتومبیل‌های کارمندان شهرداری و جواب آقای وزیر کشور

6 - سؤال آقای صارمی راجع به مسافرت آقای وزیر فرهنگ به ایتالیا و جواب آقای ذوالفقاری، معاون نخست‌وزیر

7 - سؤال آقای خلعتبری راجع به افزایش سرمایه بانک‌ها از محل قرضه دلاری و جواب آقای وزیر دارایی

8 - تقاضای طرح لایحه تبدیل کارمندان پیمانی به رسمی به وسیله آقای وزیر دارایی

9 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقای سلطان‌مراد بختیار

10 - بیانات بعد از دستور - آقایان: دکتر شاهکار و وزیر دارایی

11 - تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملی، دوره‏19

 

 

جلسه: 10

صورت‌مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 10 تیرماه 1335

 

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- بیانات قبل از دستور - آقایان: دکتر دادفر - قائم‌مقام‌مشار - دکتر راجی - اکبر - حمید بختیار

3 - سؤال آقای مهندس سلطانی راجع به تصادف و قتل مرحوم فرخ‌زاد و جواب آقایان: وزیر کشور و دادگستری

4 - سؤال آقای بوربور راجع به وقایع الجزیره و جواب آقای وزیر امور خارجه

5 - سؤال آقای خرازی راجع به اتومبیل‌های کارمندان شهرداری و جواب آقای وزیر کشور

6 - سؤال آقای صارمی راجع به مسافرت آقای وزیر فرهنگ به ایتالیا و جواب آقای ذوالفقاری، معاون نخست‌وزیر

7 - سؤال آقای خلعتبری راجع به افزایش سرمایه بانک‌ها از محل قرضه دلاری و جواب آقای وزیر دارایی

8 - تقاضای طرح لایحه تبدیل کارمندان پیمانی به رسمی به وسیله آقای وزیر دارایی

9 - تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقای سلطان‌مراد بختیار

10 - بیانات بعد از دستور - آقایان: دکتر شاهکار و وزیر دارایی

11 - تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 9 و سه ربع صبح به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید

1 - تصویت صورت‌مجلس‏

رئیس - صورت اسامى غایبین جلسه قبل قرائت می‌شود

(به شرح زیر خوانده شد)

غایبین با اجازه - آقایان: اردلان - قرشى - دکتر آهى - باقر بوشهرى - قبادیان - دادگر - بزرگ‌ابراهیمى - سنندجى - عبدالحمید بختیار - بوربور - دکتر سیدامامى - عامرى - صادق بوشهرى - اورنگ - پناهى - امامى‌خویى - اعظم‌زنگنه - مهندس ظفر.

غایبین بى‌اجازه - آقایان: دکتر طاهرى - تجدد - دکتر امیر اصلانى - افشار - دکتر رضایى - خزیمه - علم.

دیرآمدگان و زودرفتگان با اجازه - آقایان: دولت‌آبادى - دکتر نفیسى - دکتر عمیدى - امید سالار - غضنفرى - عباسى - اخوان - اسفندیارى - کیکاوسى - طباطبایى.

دیرآمدگان و زودرفتگان بى‌اجازه - آقایان: تیمورتاش - مهندس فیروز - آقایان - مسعودى.‏

رئیس - نسبت به صورت‌مجلس نظرى نیست؟ (اظهار نشد) صورت‌مجلس جلسه قبل تصویب شد.

2- بیانات قبل از دستور آقایان: دکتر دادفر - قائم‌مقام مشار - دکتر راجى - اکبر - حمید بختیار

رئیس - امروز چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند، آقاى دکتر دادفر.

دکتر دادفر - بنده اگر امروز مصدع آقایان نمایندگان محترم مجلس می‌شوم به منظور تذکر مطالبى است که آن مطالب را از نظر خود اصولى دانسته و عدم تذکر آن‌‌ها را از جهت مصالح اجتماعى گناه می‌دانم. در موقع طرح برنامه دولت در مجلس سنا و مجلس شوراى ملى چند نفر از ناطقین محترم اشاره به وضع دادگسترى کرده و مطالبى بیان فرموده‌اند. قبل از ورود در توضیح عرایض خود مقدمتاً از طرف خود که افتخار ده سال سابقه قضاوت دارم و از طرف جامعه قضات از جناب آقاى علم، وزیر محترم کشور که در جلسه اسبق ضمن بیانات خود از قضات دفاع فرمودند، سپاسگزارى و تشکر می‌نمایم.

آقایان محترم گفته شده دادگسترى از صدر تا ذیل خراب است (چند نفر از نمایندگان- همچو چیزى نیست). آقایان محترم این حرفى است که در مطبوعات و در صورت‌مجالس سنا هست، گفته شده است، بنده از صورت‌مجلس سنا استخراج کردم، گفته شده است کاخ دادگسترى را باید به سر قضات خراب کرد، به دولت تکلیف می‌کنند که در دادگسترى را ببندد و می‌گویند مردم از دادگسترى ناراضى هستند و براى ثبوت ادعاى خویش شواهد و ادله‌اى نیز می‌آورند (بعضى از نمایندگان این‌طور نیست).

بنده منکر این معنى نیستم که دادگسترى ما احتیاج به یک رفرم و اصلاح اساسى دارد و مانند همه آقایان معتقدم که تا دادگسترى اصلاح نشود توفیق برنامه مبارزه با فساد محال و یا لااقل بسیار مشکل است، اما ارائه طریق براى اصلاح دادگسترى با تخطئه و اهانت به دادگسترى دو مطلب جداگانه است. بدواً ناچارم از تذکر این مطلب اصولى می‌باشم که قواى مملکت ما بر طبق اصل 27 متمم قانون اساسى تشکیل می‌شود از سه قوه مقننه و مجریه و قضاییه که بر طبق اصل 28 این سه قوه همیشه از یکدیگر منفصل و مجزا بوده و تحت ریاست فائقه و عالیه اعلیحضرت همایون انجام وظیفه می‌نمایند. قوه قضاییه به طوری که آقایان می‌دانند احکام خود را به نام نامى اعلیحضرت همایونى صادر می‌کنند و به علاوه اصل هشتادم می‌گوید: رؤسا و اعضاى محاکم عدلیه به ترتیبى که قانون عدلیه معین مى‌کند منتخب و به موجب فرمان همایون منصوب می‌شود. با توجه به اصول مسلم مزبور، از نظر قانون اساسى روابط هرکدام از قواى ثلاثه با یکدیگر معین و ریاست عالیه شخص پادشاه بر مجموع این سه قوه امرى است روشن و مسلم و لذا تصدیق می‌فرمایید همان‌

+++

طوری که یک نفر قاضى در حکم خود نمی‌تواند وارد چگونگى و مفید یا غیرمفید بودن قانون موضوعه شود و اگر این کار را بکند مسلماً متخلف و مستوجب تنبیه انتظامى خواهد شد، اعضاى قوه مجریه و قوه مقننه نیز حق اظهارنظر در آرا و احکام صادره از محاکم را به طریق اولى ندارند تا چه رسد به اینکه خود این دستگاه را مورد حمله قرار داده و آن را تخطئه نمایند. آقایان محترم قضاوت مقام مهم و ارجمندى است. شغل قضا شغل بسیار حساس و پراهمیتى می‌باشد، چگونه می‌توان بدون ملاحظه دستگاه قضایى کشور را مورد حمله قرار داد و اظهار نمود که دادگسترى از صدر تا ذیل خراب است؟

در اهمیت شغل قضا ناچارم استناد به قول دو تن از نوابغ عالم بشرى از دو قسم قدیم و جدید بنمایم تا از عرایض خود نتیجه بگیرم. حضرت مولاى متقیان على‌ابن‌ابیطالب(ع) در دستورالعمل خود به مالک اشتر، والى مصر وقتى طرز رفتار او را با صنوف و طبقات مختلف مردم توجیه می‌فرماید چون به قضات می‌رسد می فرماید:

فاما القضاه فافصح علیهم ان لایحتاجون الى شییی ولیکن عندک بمنزله لایقرب‌ها احد حتى لاتجسر احدان یشکو عنهم. مالک با قضات طورى رفتار کن و به قدرى به آن‌‌ها وسعت معاش ده که به‌هیچ‌چیز احتیاج نداشته باشند و باید نزد تو از همه مردم مقرب‌تر باشند به درجه‌اى که کسى جرئت شکایت از آن‌‌ها را هم نزد تو نکند.

اگر باشند کسانى که بخواهند از بزرگان اجتماع غرب اظهارنظرى بخواهند نطق چرچیل سیاستمدار و لیدر معروف را شاهد می‌آورم.

چرچیل در جلسه مورخه 23 مارس 1954 مجلس عوام انگلستان در موقع طرح لایحه اضافه‌حقوق قضات می‌گوید: (کسى در جزایر بریتانیا پیدا نمی‌شود که بگوید قضات را دوست ندارد آن‌‌ها لازمه حیات بشرى هستند. دولت و قوه مجریه نمى‌تواند و نباید آن‌‌ها را از کار برکنار کند آن‌‌ها متشخص‌ترین کارمندان دستگاه حاکمه انگلستان هستند و با رهبران تجارتى و صنعتى و غیره فرق عمده دارند، فقط رأى هر دو مجلس و تصویب مقام سلطنت موجب تغییر و تبدیل یک قاضى از شغل خود می‌تواند باشد.) و براثر همین احترام به مقام قضا است که در انگلستان حقوق قضات از تمام کارمندان عالی‌رتبه دولت حتى وزرا به استثناى نخست‌وزیر بیشتر است.

اینست اهمیت و عظمت دستگاه قضا که در نظر مللى که به سعادت و رفاه اجتماع خود علاقه‌مندند و براى این منظور است که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى اصلاح وضع دادگسترى و ایجاد یک دستگاه معدلت واقعى را که بتواند جداً با دزدان اجتماع و مفاسد مبارزه کند، قویاً و اکیداً به دولت‌‌ها دستور می‌فرمایند، حالا اگر در دستگاه قضایى ما عده معدودى اشخاص نابات و ناصالح وجود دارند، باید تمام قضات و دستگاه قضایى مورد حمله و بى‌مهرى قرار گیرد؟

حمله و اعتراض کلى به دستگاه قضا صحیح نیست. زیرا بنده به جرئت ادعا مى‌کنم که پاک‌ترین و منزه‌ترین دستگاه کشور ما در مقام مقایسه با سایر ادارات باز عدلیه است و اگر قضات و کارمندان متخلفى هستند که در زیر نقاب قدرت استقلال قضایى و حرمت شغل قضا مقاصد پلید خود را عملى کرده و مردم را نسبت به دادگسترى بدبین می‌سازند باید آن‌‌ها را از اشتغال شغل شریف قضاوت محروم ساخت و احکام و آرای بقیه را از جان و دل پذیرفت و اطاعت کرد.

از طرف دیگر قوانین پرپیچ و خم و نامتناسب با وضع اجتماعى کشور ما قضات را از انجام وظیفه‌اى که منتظر جامعه ایرانى است بازداشته است، اصلاح دادگسترى فقط با تغییر و تبدیل قضات آن مقدور نیست. این تجربه را ده بار کرده‌اند و امتحان شده است نتیجه‌اى عاید نشده. دادگسترى احتیاج به اصلاح رادیکال و اساسى دارد و آن اقدام را می‌شود در سه جمله خلاصه کرد. اول از بین بردن تناقض قوانین، دوم از بین بردن درجات زاید رسیدگى، سوم تصفیه واقعى دادگسترى از قضات ناپاک و فاسد و بدنیت. من‌باب مثال بنده متجاوز از صد فقره قانون جمع‌آورى کرده‌ام که این قوانین صریحاً همدیگر را نقض کرده‌اند و عده بی‌شمارى تصویب‌نامه و بخشنامه سراغ دارم که مخالف صریح نه‌تن‌ها قوانین عادى، بلکه قانون اساسى هستند. براى هر موضوعى که بخواهید ده ماده قانون ضد نقیض می‌شود پیدا کرد.

زیرا متأسفانه از جهت قانونگذارى در بسیار از موارد رعایت اصول نشده است، قانون باید حتماً داراى دو صفت باشد عمومیت و دوام. یعنى اولاً قانون شامل عده‌ی  کثیرى از مردم باشد، ثانیاً براى مدت نامحدودى وضع شود چه‌بسا قوانین که به خاطر یک یا چند نفر و چه‌بسا مواد واحده‌ای که به مدت چند روز یا چند هفته گذشته‌اند. بنده حاضرم این قوانین را یک، یک در اینجا بخوانم و ثابت کنم. آیا با این وضع تمام تقصیر متوجه قوه قضاییه است؟ آیا خلیل طهماسبى قاتل عامد را دادگسترى تبرئه کرد؟ یا اموال قوام‌السلطنه را دادگسترى مصادره نمود؟ باید انصاف داد اگر شما به جاى قضات بودید چه می‌کردید؟

می‌گویند مردم از داد گسترى ناراضى هستند، چطور ناراضى نباشند؟ در شهرستان مراغه که بنده افتخار نمایندگى آنجا را دارم با حومه خود داراى چهارصدهزار جمعیت است فقط یک رئیس دادگاه و یک دادستان و یک بازپرس وجود دارد و هروقت به وزارت دادگسترى مراجعه می‌شود با جواب قاضى نداریم مواجه خواهید شد.

البته این چنین تشکیلات ناقصى قدرت احقاق حق و رسیدگى به کلیه تظلمات مردم را نخواهد داشت. در مورد موجبات رسیدگى باید عرض کنم که هیچ‌شکى نیست که‏ اهمیت امور جزایی از امور حقوقى بیشتر است چه اگر کسى به ناحق محکوم به پرداخت پولى یا تسلیم مالى شد، خود فقط خسارت مادى دیده و قابل جبران است ولى اگر محکوم به حبس و زندان و غیره بشود، عمر تلف شده او قابل جبران نیست. در امور جزایی هم مسلماً اهمیت امور جنایی بیشتر از امور جنحه است، طبق قوانین فعلى براى رسیدگى به جرایم جنایی قانون یک مرحله قائل شده و آن دادگاه جنایی است که حکم دادگاه جنایی قطعى و فقط قابل رسیدگى فرجامى است که دیوان کشور فقط حق رسیدگى فرجامى را دارد، اما حکم دادگاه جنحه در مورد یک سرقت عادى و یا ایراد ضرب، هم به استیناف می‌رود، هم به تمیز. آیا این امر نقض عرض نیست؟ نتیجه‌اش این می‌شود که اگر حسن و حسین با هم دعوا کردند و حسن یک سیلى به حسین زد، باید این دعوى 3 سال یا 5 سال طول بکشد تا معلوم شود که در آخر حسن را باید یک ماه حبس کرد یا نه؟ این صحیح نیست، این درجات مختلف رسیدگى باید از بین برود، امور جنایی  مهم‌تر است چطور می‌شود به امور جنایی فقط یک درجه رسیدگى داد و امور جنحه‌اى دو درجه؟ آیا بهتر نبود که براى تسریع در تعیین تکلیف رسیدگى به امور جنحه نیز یک درجه باشد؟ النهایه براى دقت بیشتر در صدور احکام بر تعداد قضات و کیفیت انتخاب آن‌‌ها دقت بیشترى بکنیم اما با یک درجه رسیدگى کنیم و حکم قطعى لازم‌الاحرا صادر کنید تا مردم راحت شوند. البته بحث وحدت و تعدد قضات و یک درجه و دو درجه بودن رسیدگى به دعاوى یکى از مباحث بسیار مهم آیین دادرسى است که هر کدام طرفدارانى دارد اما با توجه به وضع کشور ما و با توجه به نقض تشکیلاتى دادگسترى ما و با توجه به اینکه مردم طالب حل و فصل سریع و فورى دعاوى خود هستند، بنده معتقدم اکثر این درجات زاید رسیدگى را از بین ببریم و در عوض یک درجه رسیدگى قائل بشویم، منتهى در دادگاه‌ها عوض یک قاضى 3 قاضى تعیین کنیم و در انتخابات قضات هم دقت بکنیم. اکثر این نارضایتى‌‌ها که در اثر طول محاکمات ایجاد شده است از بین خواهد رفت. خوشبختانه در رأس وزارت دادگسترى یکى از رجال مجرب و کاردان و یکى از قضات عالی‌مقام قرار گرفته که فرمان وزارت را مجوز عالم بودن به جمیع علوم و فنون ندانسته و به کسب نظر ارباب بصیرت و اهل نظر در هر مرحله و مقامى که باشند علاقه‌مند است و ما امیدواریم که ایشان در حد و امکان در مورد اصلاح و بهبود وضع دادگسترى توفیق پیدا کرده و موجبات رضایت خاطر شاهنشاه را که علاقه وافر به اصلاح اوضاع دادگسترى و بسط معدلت در کشور دارند و همچنین رفاه و آسایش جامعه ایرانى را که در مقام خویش جز دادگسترى مرجع و ملجأ دیگرى ندارند فراهم آورند. عرض دیگر بنده راجع به تعیین وضع کارمندان پیمانى دولت است، من سه‌چهار فقره نامه دریافت کرده‌ام که هر کدام لااقل 50، 60 امضا دارد و تقدیم مقام ریاست خواهم کرد. اینها نوشته‌اند که در موقع تبدیل کارمندان پیمانى به رسمى بودجه متضرر نمی‌شود ما فقط یک مقدار حقوق تقاعد می‌دهیم و صندوق تقاعد هم بهره‌مند می‌شود و به این ترتیب ما از بلاتکلیفى بیرون می‌آییم، بنده می‌خواستم از حضور محترم جناب آقاى وزیر دارایی استفاده کنم و تقاضا نمایم که اگر این قانون مراحل مقدماتیش تمام شده است چون هیچ خرجى متحمل بودجه نمی‌شود امر بفرمایید تصویب بشود تا اینکه این کارمندان دولت هم از مزایاى آن قانون استفاده کنند و از مضیقه خارج بشوند (احسنت).

رئیس - آقاى مشار قائم‌مقام بفرمایید.

مشار قائم‌مقامى - بنده موضوعى را که می‌خواستم به عرض دولت برسانم یک موضوعى است که اگر الان بهش توجه نشود به طور مسلم فوت خواهد شد، اولاً دولت بعد از آن که قانون منع کشت خشخاش را در مجلس هیجدهم گذراند، مردم هم همه استقبال کردند و خیلى هم خوشحال شدند، موقعى که این قانون گذشت البته خشخاش کشت شده را باکمال خوشى و خوشرویی برگرداند و در جاى او آمدند چغندر کاشتند، امروز قریب 400 هزار تن کمتر یا بیشتر در خراسان چغندر هست اگر کرم از بین نبرده باشد، البته یک‌قدرى را هم فکر می‌کنم از بین برده باشد، اگر دولت فکرى نکند به حال این مردم تکلیف ما چیست؟ ما تمام زندگى و هستیمان امروز به این چغندرقند بسته است. در این سفر اخیر که شخص شخیص اعلیحضرت شاهنشاهى

+++

مشرف شدند به مشهده‌ی  اولین چیزى که مورد توجه‌شان بود و فرمودند که تیمسار آجودانشان یادداشت بکنند این مطلب بود، یادداشت هم شده است، نمی‌دانم دولت چه اقدامى کرده؟ اما الان یک کارخانه هزار تنى چغندر داریم که آن هم آن‌قدر خراب و فرسوده است که فکر می‌کنم نتوانند 500 خروار چغندر را قند کند، حالا من میل داشتم از حضور آقایان اعضای دولت بپرسم که چه تصمیمى براى تحویل این چغندر دارند و یک جواب مثبتى به ما بدهید که خیالمان راحت بشود، موضوع دومى که می‌خواستم عرض کنم راجع به بهدارى است که دو نفر از دکترهاى خیلى خوب خراسان به مجلس آمده‌اند و یک نفر از دکترهاى خوب خراسان را هم یک کرسى استادى برایش در دانشگاه تهیه دیده‌اند که آن هم عنقریب بتهران میآید آیا وزارت بهدارى تصمیمى گرفته براى این موضوع؟ از حیث طبیب در مشهد مردم الان خیلى در مضیقه‌اند و من استدعا دارم از دولت که هرچه زودتر طبیب براى آنجا بفرستند (مهندس اردبیلى - دکتر نیست، دارو هم نیست). هست یا نیست من نمی‌دانم، در هر صورت من می‌دانم وضع مشهد از این حیث خیلی خراب است، البته عرایض خیلى زیادى دارم ولى چون هوا گرم است وقت آقایان را نمى‌گیرم و انشاءالله بعداً عرض می‌کنم‏.

رئیس - آقاى دکتر راجى‏.

دکتر راجى - قبل از اینکه عرایضم را به عنوان فبل از دستور به سمع آقایان نمایندگان برسانم، به نام نماینده ملت ایران یا به نام یک فرد عادى می‌خواهم از این تریبون مقدس به کشور معظم جهان یعنى بریتانیاى کبیر، جمهورى عظیم فرانسه و دولت اتحاد جماهیر شوروى به هر یک جداگانه عاجزانه بفرستم، اگر عرایضم مورد تأیید آقایان قرار گرفت، امیدوارم که این پیام بیشتر مورد توجه قرار بگیرد و اگر مورد تأیید قرار نگرفت، به نام یک فرد، به نام یک نماینده مجلس حق دارم این پیام را بفرستم. از سپتامبر 1939 که جنگ دوم جهانى شروع شد، دولت امپراطورى بریتانیاى کبیر ساعت به ساعت اخبار جنگ و جهان را توسط.. به جهانیان می‌داد و در اول اخبار، شعارش این بود که ما براى آزادى جهان جنگ می‌کنیم، سؤال می‌کنم که آیا این شعار هنوز در ذهن سیاستمداران محترم آن کشور محفوظ است؟ اگر هست باید توجه بکنند که مدتى است که در جزیره قبرس برادرکشى و خونریزى برپاست و از این موضوع نمی‌شوم که حق با کیست یا اهمیت استراتژیک آن جزیره به چه حد است، فقط از این آدم‌کشى اظهار تنفر نموده و طبق حق و انصاف پایان این برادرکشى را آرزو می‌کنم (احسنت). شعار جمهورى عظیم فرانسه سه کلمه است که بر سر درب مجلس شوراى سنا و کلیه‌ی  ابنیه‌ی  مهم فرانسه حک شده، آن سه کلمه عبارتند از: آزادى - برابرى - مساوات. از اولیاى سیاست فرانسه سؤال می‌کنم که کلمات فوق در الجزیره مفهومى دارد یا نه؟ به نام یک وکیل یا یک فرد مسلمان از این برادرکشى و از این مسلمان‌کشى شدیداً اظهار تنفر و انزجار می‌کنم و از دولى که قانون حقوق آزادى بشر را امضا کرده‌اند و هر یک در شوراى امنیت و یا سازمان ملل متحد به نام حفظ حقوق ملل نشسته‌اند، تقاضا می‌کنم براى خاتمه این خونریزى‌هاى وحشیانه سریعاً و معجلاً اقدام کنند (صحیح است). قبل از آخرین پیام به جوانان ایرانى عرض می‌کنم اى جوانانى که در گذشته فریب تبلیغ توده‌اى را خورده و یا هنوز در گوشه و کنار افکارتان سایه‌اى از مرام اشتراکى وجود دارد، چشمتان را باز کنید و ببینید آن ژوزف استالینى که از دیدن چهره و یا از ذکر نامش تن‌‌ها می‌لرزید و دل‌ها می‌طپید و براى خداشناسان قدرتش مساوى قوه الهى بود، امروز در جماهیر شوروى خاطى ستمکار و جابر معرفى می‌شود. دوسه روز است کارگران و محصلین شهرستان‌های لهستان خاصه در شهر پزنان، اغتشاش و انقلاب نموده‌اند و مردم تقاضای آزادى (همان آزادى که منحرفین در این کشور قدر آن را ندانستند و از آن سوء‌استفاده کرده‌اند) آزادى و نان می‌خواهند و متأسفانه قواى مسلح دولتى تعداد زیادى از این تظاهرکنندگان را به ضرب مسلسل از پاى درآورده و یا استخوان‌هایشان را در زیر زنجیر تانک خرد کرده، به همان شدتى که نسبت به اعمال وحشیانه در قبرس و الجزیره تنفر و انزجار ابراز کردم، در اینجا هم از این عمل غیرانسانى متنفر و منزجر هستم و امیدوارم در آتیه نزدیکى افراد و ملت‌‌ها بتوانند طبق دلخواه خود زندگى کرده و آزادى مذهب، آزادى قلم و آزادى بیان در همه‌جا محترم شمرده شود. اما مطالبى که می‌خواستم قبل از دستور عرض کنم هیچ دلى براى ایران جز دل ایرانى حقیقتاً نمی‌سوزد و همان‌طور که تاریخ نشان داده هروقت پیشرفتى در امور کشور انجام شده به دست خودمان بوده، بدى اوضاع ذکر معایب و نواقص دستگاه‌ها اظهار عجز نیست، دلیل ناامیدى نیست بلکه براى آنست که دولت متوجه گردد افراد درستکار با عزم و جزمى را مصدر امور کند. چند روز پیش جناب آقاى علم، وزیر کشور در اینجا بیاناتى کردند، از گذشته مطالبى فرمودند و گفته‌اند اکنون ایران در راه تکامل دمکراتیک پیشرفت می‌کند و فرمودند ضرر منفى‌بافى زیان فراوانى به ایران وارد آورده و بنده هم فرمایشات ایشان را تأیید می‌کنم. وقتى که یک مصروع کذاب خودخواه و عوامفریب ایران را نزدیک به ورطه‌ی  نیستى رسانده بود، خداى بزرگ در آسمان و عوامل معدودى در این کشور که ذکر نامشان ممکن است حمل بر ریا گردد و نام نمی‌بریم نخواستند کشور ما فداى شهوت آن فرد قرار گیرد. ولى آقایان مکتب عوامفریبى در ایران بسته نشده و پیروان این مکتب هنوز مصدر امور هستند ولى اگر این عوامفریبان شهرت درستکارى هم داشته باشند آن‌وقت است که دیگر ابداً کار مثبتى انجام نخواهد گرفت. مردم ترجیح می‌دهند با دادن‏ حق حساب مناسبى گره از کارشان گشاده شود یعنى اگر مامور دولت به درد مردم برسد، کارشان را انجام بدهد، و زیرجلى هم بگیرد، مردم راضى‌تر از آنند که یک فرد به اصطلاح امروز درستکار عوامفریب مصدر امرى باشد و براى کوچک‌ترین کار‌ها اشکال ایجاد کند (صحیح است). چند روزى که در خوزستان بودم، در هندیجان مردم از دست متصدى خالصه محل شکایت داشتند ولى در عین حال اعتراف می‌کردند که این مرد دزد نیست. شکایتشان این بود که این آقا روى اراضى و آب‌هاى خالصه نشسته و نمی‌گذارد نه کسى از آب و نه احدى از زمین استفاده کند، دیوار سرش خراب شده می‌خواهد دیوارش را بسازد باید براى هر سطل خاک پنج ریال به مامور خالصه بدهد تا گل بردارد بیاورد و دیوار خانه‌اش را درست کند. گروهى که از فواصلى زیادى نهرى ایجاد کرده و خواسته بودند در قسمتى از اراضى صیفى‌کارى کنند همان روز که قرار بود آب بر زمین سوار شود این آقا دستور خراب کردن نهر را صادر می‌کند، چه عیب داشت اگر این مامور به جاى این عمل زشت می‌گذاشت محصولى تولید و در موقع برداشت محصول نفع دولت را از نظر زمین و آب در نظر گرفته و اخذ می‌کرد، لذا اگر مامور خالصه شخص فهمیده باعزمى بود چنین زیانى را به مردم و دولت نمی‌رساند. دو کلمه راجع به گرانى هزینه زندگى و طریق استعانت به طبقه کارگر و کشاورز را به عرض می‌رسانم، در این میان مقصودم این نیست که فقط درد را بگویم و چاره را ارائه ندهم، اگر چاره‌اى که به نظرم رسید و به عرض می‌رسانم صحیح و منطقى بود، دولت معجلاً اقدام شایسته بنماید. افزایش حقوق کارگر که در خوزستان در نهایت حسن‌نیت به هشتادودو ریال رسید به زیان کارگر شده چون از آن تاریخ که این افزایش عملى گردیده، بیش از 50% بر قیمنت کالا و مسکن افزوده و حالا هم اگر باز اضافه‌اى داده شود به همان نسبت هزینه زندگى بالا خواهد رفت. راه چاره ایجاد بنگاه‌هاى تعاونى است براى کارگران و کشاورزان به نحوی که مایحتاج اولیه زندگى آنان را (گندم، برنج، قند، شکر، چاى، قماش نخى، گیوه، سیگار اشنو) به قیمت‌هاى فوق‌العاده ارزان از روى اوراق جیره‌بندى که بدون تقلب و صحیح تنظیم شده باشد در اختیار مستقیم مصرف‌کننده بگذراند براى این کار و براى سایر کارهاى اجتماعى و عمرانى خوزستان پول هست و در خاتمه عرایضم محل آن را ارائه خواهم داد که از چه محلى تأمین شود. مطلب دیگرى که می‌خواستم به عرض برسانم این است که در کشور ما همیشه منافع و عواید کار‌ها به جیب یک فرد معین یا دسته معدودى می‌رود، از مسئولین امر مصراً تقاضا دارم راجع به اراضى که ملک شهردارى‌‌ها بوده و افرادى تمام آن اراضى را به نام خود ثبت کرده‌اند و این عمل به کمک مامورین مسئول که خود بهره‌اى از آن داشته‌اند انجام شده توجه کنند زیرا کار به جایی رسیده که در بعضى از شهرستان‌ها شهردارى براى یک مؤسسه خیریه یا دبستان زمین ندارد، حتى قبرستان‌ها را هم به ثبت رسانیده و تصرف کرده‌اند غافل از اینکه زیر سنگى که فقط نامشان روى آن ثبت شده خواهند خفت. معاملات اراضى خالصه، معاملات آهن‌‌های قراضه، معاملات اتومبیل‌های فرسوده، شرکت ملى نفت، ایجاد انهار ثانوى کرخه، تماماً معادن سیم و زرى هستند که به جیب افراد و گروه معینى سرازیر می‌شوند. مامور خوب دولت آنست که منفى‌باف نبوده، عوامفریب نبوده و لااقل در تقسیم این منابع عایدى طورى سرپرستى کند که همیشه سودش به یکى نرسد. در خاتمه براى ایجاد بنگاه‌هاى تعاونى براى کارهاى عمرانى براى ایجاد راه و بیمارستان و سدهاى کوچک، پل‌هاى کوچک و غیره از محل 20% از 2% اختصاصى شرکت ملى نفت ایران می‌توان با تأسیس دستگاه کوچکى به هر نامى که براى آن قائل شوید و استفاده از مشاورین ایرانى و اجنبى سازمان برنامه کلیه این کار‌هاى کوچک که طرف احتیاج عده بی‌شمارى از مردم است انجام داد و یقیناً از تعداد نارضایتی‌ها موجود اگر خداى‌نکرده نارضایتى وجود داشته باشد به حد زیادى خواهد کاست. توضیحاً عرض می‌کنم که طبق اطلاع واصله این مبلغ در سال جارى معادل پنچ میلیون دلار تجاوز خواهد کرد و با این ترتیب با این پول اگر حیف و میل نشود خدمات شایسته و قابل ملاحظه‌اى به مردم مناطق نفت‌خیز می‌توان کرد (صحیح است). آخرین نکته‌اى که حضور آقایان

+++

وزرا تذکر می‌دهم این است که:

به عزت مناز و تذلت منال                              که این هر دو را زود باشد زوال،

اگر از آقایان وزرا تقاضاى مشروعى می‌شود نباید به اتکا به مقام خود آن تقاضا را سرسرى بپندارند، تقاضا اگر مشروع باشد موظفند وجداناً آن را انجام داده تعبیر بر توصیه نفرمایند. بنده هم ایمان دارم توصیه کار کشور را مشکل کرده ولى بخشنامه عدم توجه به توصیه نباید موجب شود که آن چند عمل مثبتى هم که انجام می‌شد دیگر انجام نشود، دولت‌‌ها هر قدر هم که دوام داشته باشند آن دوام را پایانى است. استدعاى من از آقایان وزرا این است تا پایان وزراتشان نرسیده کارى کنند که رضایت مردم را فراهم آوردند و بدانند که رعایت مردم موجب رضایت خداست، نسبت به تصویب و اجراى قانون حقوق پزشکان امروز، وزیر بهدارى که تشریف ندارند، تقاضا دارم زودتر این کار را خاتمه بدهید. راجع به قیمت تاکسى هم از جناب آقاى وزیر کشور استدعا می‌کنم همین‌طور که نسبت به تمام طبقات کشور و کارمندان توجه می‌فرمایند نسبت به یک طبقه‌ای که صبح تا غروب جان می‌کنند و از روى عجله گاهى هست که به کسى می‌زنند قیمت تاکسى را توجه بفرمایند (وزیر کشور - تاکسى‌متر مى‌گذاریم بهتر می‌شود). یک تقاضایی رانندگان آبادان کرده‌اند که رونوشتش به بنده رسیده و اصلش به وزارت دارایی و مقام محترم ریاست مجلس، آن هم امیدوارم مورد توجه قرار گیرد. چند دقیقه از وقت بنده که باقى مانده به آقاى حمید بختیار می‌دهم‏.

حمید بختیار - آقاى دکتر راجى بقیه وقت خودشان را به بنده دادند.

رئیس - وقت نمانده را بخشیدند، آقاى محسن اکبر بفرمایید. ممکن است آقاى اکبر پنج دقیقه از وقت خودشان را به شما بدهند.

محسن اکبر - آقایان محترم اطلاع دارند و در جراید ملاحظه فرموده‌اند که در چند روز اخیر در رشت یک حریق مدحشى روى داد (مهندس اردبیلى - اسباب تأسف است). متأسفانه یکى از محله‌هاى آباد رشت با خاک یکسان شد و به طورى که اطلاع حاصل کرده‌ایم در حدود هشتاد باب دکاکین و حجرات و کاروانسرا طعمه حریق شد، از این تعداد مقدر کمى بیمه بود و تعداد زیادى مربوط به اشخاص بى‌بضاعت بود که بنده خواستم از این فرصت استفاده کنم و از هیئت محترم دولت و از جناب آقاى نخست‌وزیر تمنى کنم بلکه توجه بفرمایند که نسبت به این اشخاص بى‌بضاعت کمک فورى بشود. بنده یقین دارم آقایان نمایندگان گیلان (چند نفر از نمایندگان - تمام نمایندگان) تشکر می‌کنم در این مورد با من هم صدا خواهند بود، در این زمینه تقاضایی شده است که تقدیم حضور ریاست محترم مجلس می‌کنم و استدعا می‌کنم در هیئت محترم دولت نسبت به این موضوع توجه عاجلى بفرمایید.

رئیس - آقاى بختیار.

حمید بختیار - همکار محترم آقاى دکتر راجى مطالبى راجع به خوزستان فرمودند ولى یک نکته را نفرمودند و بنده ناچارم که به عرض برسانم و آن موضوع دادگسترى است. در روزه هیجدهم بنده متهم شدم به اینکه با دادگسترى مخالف هستم، این اتهام صحیح بود باز هم بنده مخالف دادگسترى هستم و تا این دادگسترى اصلاح نشود مخالف خواهم بود، امروز هم ساعت هشت شرفیاب حضور مبارک جناب آقاى وزیر دادگسترى شدم، متأسفانه به مجلس تشریف آورده بودند (نمایندگان - خوشبختانه). آنچه بنده راجع به دادگسترى در خوزستان دیدم لازم نیست که در اینجا به عرض مبارک آقایان نمایندگان محترم برسانم و براى بنده امروز میسر نیست ولى آنچه مسلم است عملى را که دادگسترى در خوزستان می‌کند مساویست با عملى که آقاى دکتر راجى فرمودند در قبرس می‌کنند، براى مثال باید یک نمونه به عرض آقایان برسانم، در چندى قبل یکى از محترمین خوزستان به نام آقاى حاج بهبهانى مقتول گشت، این شخص از محترمین بود و به وسیله چند نفر عرب در شادگان مقتول گشت، شاید متجاوز از یک سال است که چند نفر عرب را در زندان آبادان گرفتار کرده‌اند، البته باید این را به عرض برسانم که آقاى بهبهانى یکى از مشمولین و ثروتمندان خوزستان بوده است، سال‌ها مابین مرحوم بهبهانى و محمدحسین شیخ‌المشایخ که پیرمرد عربى است 90 سال دارد اختلاف بوده است، این شخص را امروز بنده در خدمت آقاى امیرحسین خان‌ظفر به حضور آقاى وزیر دادگسترى برده بودیم، پسر ایشان به واسطه دسیسه و اعمال نفوذ در زندان است، حتى وقتى که بنده خدمت جناب آقاى نجم‌الملک هم مطلب را عرض کردم فرمودند فلان‌کس موضوع این شخص کار مهمى است و در تهران اعمال نفوذ زیاد می‌کنند، پسر شیخ‌المشایخ یک سال است که در زندان می‌باشد هرچه دویدیم، هرچه زحمت کشیدیم، هرچه به آقاى اخوان، وزیر دادگسترى خوزستان گفتیم، هرچه به دادستان گفتیم، دادستان می‌گفت فلان‌کس حق با تست ولى من نمی‌توانم کارى بکنم. این پسر شیخ‌المشایخ که هستى و نیستی‌شان هیچ است، طرفشان جناب آقاى خلعتبرى را وکیل کرده‌اند ولى این اعراب من در خوزستان به چشم خود دیدم، نه من بلکه همه دیدند که کاسه برداشتند ده تومان، پنج تومان جمع کردند براى اینکه چهارهزار تومان به یک کسى بدهند که از پسر این شخص دفاع کند، گفتم شیخ‌المشایخ فردیست بى‌چیز، فقیر، بیچاره ولى رئیس یک عشیره‌ایست، رئیس نفرات است، همیشه مملکت ما و اعلیحضرت همایونى نفرات لازم دارد، افرادى هم بودند که با من همکارى می‌کردند ولى من نتوانستم پسر شیخ‌المشایخ را از زندان بیرون بیاوریم براى مثال این موضوع را به عرض آقاى وزیر دادگسترى می‌رسانم و به آقاى دادستان آنجا که آدم بدى هم نیست گفتم که اگر به تهران رسیدم، احقاق حق همه را از شما خواهم کرد، عصرى آمد پیش من و به من گفت فلان‌کس من اگر اینجا نبودم حمایت از اینها بیشتر بود، براى مثال می‌خواهم عرض کنم قاضی‌ای در آبادان است که من نمی‌شناسم که کیست ولى براى اینکه این موضوع را به تعویق اندازد، بیست نفر از ورثه مقتول را احضار می‌کند، براى تحقیقات ده نفر را از اهواز و ده نفر را از شادگان، ورقه ده نفر شادگان را می‌فرستد به اهواز و مال اهواز را می‌فرستد به شادگان، نتیجه این اشتباه این است که براى ابلاغ صحیح اوراق مجداً سه ماه طول می‌کشد. این شخص را زندانى کرده‌اند براى اینکه متهم است به اینکه تحریک کرده در قتل مرحوم بهبهانى، آقایان وکلاى محترم خوزستان این مراتب را اطلاع دارند ولى متأسفانه همان‌طورى که عرض کردم مرحوم بهبهانى مرد متمکنى بود و محترم بود و ورثه او در اهواز به واسطه اختلافى که با اعراب در شادگان دارند، لازم دانستند که پسر شیخ‌المشایخ که مرد پیر نود ساله‌ایست در زندان بماند، همه دویدیم ایشان را نتوانستیم از زندان خارج کنیم، امیدوارم با تشریف‌فرمایی جناب آقاى گلشاییان که همه ما امیدوار هستیم دادگسترى ایران رو به بهبودى برود و همه مردم ایران دعاگوى ایشان باشند.

3- سؤال آقاى مهندس سلطانى راجع به تصادف و قتل مرحوم فرخزاد و جواب آقایان وزیر کشور و وزیر دادگسترى‏

رئیس - وارد دستور می‌شویم، سؤالات مطرح است، آقای سلطانى سؤالى از آقاى وزیر کشور کرده‌اند بفرمایید.

مهندس سلطانى - واقعاً براى بنده نهایت تأسف است که از دو مقام محترم وزیر محترم کشور و جناب آقاى گلشاییان سؤالى بکنم که راجع به قتل شخصى است و امروز متأسفانه اینجا همه‌اش صحبت از قتل بود، بنده و تمام آقایان محترم احترام و علاقه زیادى نسبت به دستگاه انتظامى کشور داریم و خوشبختانه در رأس تشکیلات انتظامى کشور هم یکى از شریف‌ترین افسران قرار گرفته است (صحیح است). ناچار هم هستیم که علاقه داشته باشم چون این دستگاه را حفظ جان و مال و ناموس خودمان می‌دانیم. افسران جوان تحصیل‌کرده و واقعاً مردان کارآزموده زیادى هم در تشکیلات انتظامى هست. آقایان یکشنبه بیست‌وششم خرداد شخصى که به واسطه شغل خود ایجاب مى‌کند که حافظ جان و سلامتى مردم باشد، موجب قتل شخصى به نام غلامحسین فرخزادنراقى، کارمند بانک ملى شده و خدا شاهد است که من نه این شخص را می‌شناسم و نه آقاى قاتل را (دکتر بینا - قاتل را که نمی‌شود گفت).‏

رئیس - متهم به قتل است.‏

مهندس سلطانى - و گویا پرونده این قتل در شعبه 21 بازپرسى دادسراى تهران مورد رسیدگى است، بنده در روزنامه دیدم که برادر این مقتول اعلام جرمى نسبت به آقاى ستوان انورى، افسر راهنمایی و رانندگى که گزارش عارى از حقیقت نسبت به تصادف داده تقدیم مقام دادستانى نموده است. آقاى وزیر کشور آیا صحیح است که این آقاى ستوان محترم گزارش مخدوشى داده در صورتى که پاسبان، پاس محل و شخص دیگرى که ناظر بوده‌اند، عکس گزارش ستوان محترم را گفته‌اند؟ جناب آقاى گلشاییان آیا باید همیشه رانندگان بی‌کس و کار و بدبخت‌هایی که پشت اتومبیل‌هاى کرایه‌اى کار می‌کنند در موقع تصادف تحت تعقیب قرار بگیرند؟ نمى‌شود به طور نمونه قاتل این فرخزاد بدبخت را به طور اشد مجازات نمایید تا مردم ببینند که گردن‌کلفت‌ها هم در مقابل قانون یکسانند؟ متأسفانه خودسرى و بى‌مبالاتى رانندگان و عدم توجه اولیای امور به جایی دارد می‌رسد که هر آن جان مردم و اطفالشان را بیشتر به خطر مرگ نزدیک می‌کند، هر روز خانواده‌اى یکى از عزیزان خود را از براى هوى و هوس عزیزان بی‌جهتى که پشت فرمان اتومبیل قرار می‌گیرند باید قربانى دهد، جناب آقاى وزیر کشور بسیار بجا خواهد بود اگر مقدم بر تمام کارهای خود اصلاح و اجراى مقررات عبور و مرور و تجدیدنظر کلى در صادر نمودن پروانه رانندگى را قرار می‌دادید.

رئیس - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم) - بر طبق گزارش شماره 1849- 27/3/35 کلانترى 25 مقارن ساعت بیست و چهل و پنج دقیقه مورخه 26/3/35 مرحوم فرخزاد در جاده قدیم شمیران مورد تصادف اتومبیل سوارى شماره 6000 ط 33 واقع و منجر به فوت مرحوم فرخزاد می‌شود، کلانترى پس از انجام تشریفات قانونى پرونده و راننده را طى شماره 1849 به دادسراى تهران تسلیم و فعلاً قضیه در دادسراى تحت تعقیب است، اگر تخلفاتى مشاهده فرموده‌اید یا شنیده‌اید به بنده بفرمایید

+++

رسیدگى خواهم کرد.

رئیس - آقاى وزیر دادگسترى.

وزیر دادگسترى (گلشاییان) - راجع به پرونده‌اى که فرمودند چون بنده در تهران نبودم به محض اینکه به تهران رسیدم چون سابقه خدمت در دادگسترى داشتم و خودم یک وقتى سمت مدعى‌العمومى تهران را داشتم، دستور دادم که هر تصادفى که در تهران می‌شود، هر موقع شب یا روز به من شخصاً اطلاع بدهند و معتقد هستم که یک قسمت اعظم شکایت از دادگسترى مربوط به کارهاى جزایی است براى اینکه مردم انتظار دارند که اگر کسى عمل بدى می‌کند خیلى زود رسیدگى بشود و زود مجازات بشود و اگر هم بی‌گناه است، بى‌جهت در حبس نماند (صحیح است). در این موضوع هم وقتى به من گزارش می‌دهند با سابقه اطلاعات جزایی که بنده داشتم، پرونده را دیدم و چون مقدار وجه‌الضمانى که از این شخص گرفته بودند کم بود، خودم به مدعى‌العموم گفتم که بیشتر بکن براى اینکه در زندان بماند، چرا براى اینکه روى همین استدلالى که آقاى سلطانى فرمودند خودم معتقد هستم که اگر فلان شوفر تاکسى که از روى بیچارگى مجبور است شبانه‌روز 15 یا 16 تومان براى زن و بچه‌اش در بیاورد و اگر اتومبیلش خراب است، مالک حاضر نیست که تعمیر کند و اگر یک‌قدرى سرعت به خرج می‌دهد براى این است که با فکر آشفته‌اى دوسه تومان بیشتر کار کند و این قابل ارفاق است، ولى اشخاصى که امثال بنده پشت آن اتومبیل بیوک می‌نشینند و خیالشان راحت است و شاید هم اشخاصى پهلوى دستشان مى‌نشینند که بیشتر محرک آن‌‌ها هستند براى سرعت زیاد (صحیح است) تا وقتى که ما عدلیه را نتوانستیم طورى درست کنیم که امروز یک پرونده جزایی مى‌آید فردا حکمش صادر شود، لااقل به آن مرحله برسد که ما آن‌ها را توقیف کنیم که اینها لااقل به مجازاتى رسیده باشند و این دو دلیل دارد، یکى اینکه ناچار می‌شوند بروند ورثه مقتول را ببیند که لااقل به ورثه مقتول کمکى شده باشد کما اینکه در چندى قبل این کار راجع به آن طبیب بدبخت، دکتر همایون‌پور شد که روى همین توقیف مجبور شد آن کسى که متهم به قتل بود، رفت ورثه مقتول را دید و راضیشان کرد (دکتر جهانشاهى - 28 هزار تومان داد). یک موضوع این است امروز که این شخص آزاد شد، وقتى محکمه می‌خواهد رأى بدهد 3 ماه طول می‌کشد، بعد هم استیناف می‌دهد و یا به استیناف می‌رود، بعد هم به تمیز می‌رود و یک وقت خبر می‌شویم که این ورثه مقتول از بیچارگى و بدبختى و گرسنگى می‌میرند و نفرین به این دستگاه عدالت و دستگاه دولت می‌کنند که یک طبیب از بین رفته، رئیس خانواده‌شان از بین رفته و آن شخص مثل شاخ شمشاد در خیابان می‌گردد، به این جهت بنده دستور دادم وجه‌الضمان را بالا ببرند براى اینکه در توقیف بماند و در توقیف ماند و بعد شنیدم و امروز به من اطلاع دادند که ورثه مقتول شخصاً رضایت دادند. طبعاً روى این است که رفته‌اند ورثه مقتول را راضى کردند، بنده هم راضى هستم براى اینکه مجازات سرجایش هست، محاکمه و مجازات می‌شود، ورثه مقتول هم یک چیزى بهشان رسیده است، بنابراین در این پرونده و نوع این پرونده، بنده به آقایان می‌توانم عرض کنم و اطمینان بدهم که مخصوصاً نسبت به این طبقه یعنى آن طبقه‌اى که اگر سرعتى در راندن اتومبیل به خرج می‌دهند صرفاً از راه هوى و هوس است نه از راه تأمین وسیله زندگى، ارفاقى نخواهد شد (احسنت احسنت).

4- سؤال آقاى بوربور راجع به وقایع الجزیره و جواب آقاى وزیر امور خارجه‏

رئیس - آقاى بوربور.

بوربور - بنده نمی‌دانم عرض کنم خوشبختانه یا بدبختانه ما امروز در دنیایی زندگى می‌کنیم که به واسطه اختراعات محیرالعقول مخصوصاً ترقیات بزرگ در وسایل مسافرت ممالک و دول و ملل به همدیگر فوق‌العاده نزدیک شده‌اند، این نزدیکى موجب شده است که ممالک و ملت‌ها نسبت به همدیگر علاقه بیشترى پیدا بکنند و همچنین در مقدرات همدیگر شریک باشند و این سرعت موجب شده است در روابط بین‌المللى و دول تغییرات عظیمى پیدا بشود و به همین جهت است که اگر در یک نقطه‌اى از ممالک بدبختى یا ناامنى یا ناراضى پیدا بشود با رغبت عجیبى در کشورهاى دمکراسى مردم احساس ناراحتى و نگرانى می‌کنند. مدتى است که ملت هم‌کیش ما یعنى اهالى الجزایر براى آزادى و استقلالشان در تلاش هستند، در مقابل این تقلایی که براى آزادى می‌کنند سینه آن‌‌ها همیشه مواجه است با تانک و توپ و گلوله یک مملکتى که در شرق معروف است، این مملکت از ممالک آزادیخواه است و همیشه در شرق یک حس احترامى به این مملکت از جهت سوابق آزادیخواهى و آزادى بوده است، البته بنده قصد ندارم و یا نمی‌خواهم در امورى که قانوناً می‌شود به آن اطلاق دخالت در امور ممالک دیگر کرد وارد شوم ولکن این مطلب بر هیچ‌کدام از آقایان پوشیده نیست که ما عضو جامعه ملل هستیم و به عنوان یک مملکت مستقل و متمدن وظایفى بر عهده داریم که نسبت به انجام این وظایف نمی‌توانیم بى‌اعتنا باشیم. بنده امروز خواستم از جناب آقاى وزیر امور خارجه استدعا کنم که بفرمایند ببینیم براى خاتمه دادن به این کشتارى که الان در الجزایر هست (خرازى - صحیح است همه ایرانیان متنفرند، تمام مسلمین دنیا متنفرند) چه اقدامى فرموده‌اند؟ براى اینکه این غلیانى که الان آنجا هست در بین ملل مسلمان دنیا یک آینده مبهمى را ایجاد کرده است که معلوم نیست در خاورمیانه چه تأثیرى بکند.

خرازى - در تمام دنیا مسلمین متنفرند از مملکت فرانسه که ادعاى تمدن می‌کند.

رئیس - این حرف‌ها این طور صحیح نیست. ممکن است بفرمایید این جلو منظورتان را بفرمایید. آقاى بوربور بفرمایید. دفعه اول پنج دقیقه می‌توانید درباره سؤال توضیح بدهید بعد هم می‌توانید پس از جواب توضیحى بدهید.

بوربور - این جریان در خاورمیانه ایجاد نگرانى کرده است و چون مملکت ما به واسطه موقعیت خاصى که دارد علاقه‌مند است که در این حدود و در این حوزه خاورمیانه همیشه صلح حکمفرما باشد، از این جهت ما همه علاقه‌مندیم که ببینیم وزارت خارجه ما در این جریان چه اقدامى کرده است و مخصوصاً بفرمایید که نگرانى هست براى توسعه خطر یا نگرانى وجود ندارد.

رئیس - آقاى وزیر امور خارجه‏.

وزیر امور خارجه (دکتر اردلان) - آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که در چند سال اخیر یک حس آزادیخواهى و یک حس استقلال‌طلبى به طور خیلى شدید در مستملکات آفریقاى شمال فرانسه بروز کرده و انصافاً باید گفت که افتخار این قبیل جنبش‌‌ها مرهون خود ملت فرانسه است که نهال و تخم آزادى را در دنیا کاشته‌اند و بارور کرده‌اند و بر اثر حسن‌تدبیر و مال‌اندیشى و دوربینى دولت فرانسه آنچه مربوط به مراکش و تونس بود، خوشبختانه منتهى به استقلال کامل این کشورها شد و دولت ایران هم استقلال این دو کشور را شناخت و اعلیحضرت همایون شاهنشاهى هم تلگراف تبریک به رؤساى این دو کشور مخابره فرمودند و وزارت امور خارجه هم از این حسن‌تدبیر دولت فرانسه تقدیر کرد، به ناچار این جنبش و این تظاهرات در الجزیره هم ظهور مى‌کرد منتهى الجزیره وضعش به کلى با تونس و مراکش متفاوت است و در نتیجه زد و خوردى آنجا الان هست و کشمکش و کشتارى که موجب تأسف همه ما هست. امیدواریم که آن حسن‌تدبیرى که دولت فرانسه از خود در تونس و مراکش نشان داد در این قسمت هم نشان بدهد و وضع آنجا را هم طورى بکند که آزادى و رضایت کامل مردم الجزایر هم فراهم بشود (خرازى - انشاءالله) آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند که در سازمان ملل متحد ما یک گروهى داریم به نام گروه آسیایی و آفریقایی یعنى دولى که در سازمان ملل عضویت دارند همیشه گرد هم جمع می‌شوند و مسایل مشترک خود را حل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند و این هیئت کم‌کم بر قدرتش افزوده شده و کم‌کم سازمان ملل روى آن حساب می‌کند اخیراً تصمیم گرفتند که این موضوع الجزیره را به شوراى امنیت ارجاع کنند البته ما از بدو امر می‌دانستیم که به دست آوردن توفیق در این کار مشکل است براى اینکه دولت فرانسه این امر را یک امر داخلى می‌داند و به موجب منشور سازمان ملل متحد سازمان ممنوع است که در امور داخلى ملل دخالت کند، معذلک سیزده یا چهارده کشور از گروه آسیایی و آفریقایی بیشتر امضا نکردند، در قسمت مراکش همه متفقاً امضا کردند و به شوراى امنیت مراجعه کردیم و چون دولت ایران هم عضویت و شوراى امنیت را داراست طبعاً دفاع از این قضیه هم به عهده دولت ایران است متأسفانه شوراى امنیت قبول نکرد که موضوع را در دستور بگذارند، ولى دفاع جناب آقاى دکتر عبده، نماینده ایرانى بسیار خوب بود و موجب شد کلیه نمایندگان عرب از ما تشکر بکنند و امیدواریم همان‌طورى که آن‌‌ها از ما تشکر کردند، ما لااقل موجبات رضایت آقایان را فراهم کنیم‏.

حشمتى - شوراى امنیت طرفدار اقویا است و به دست آن‌‌ها درست شده است‏.

5- سؤال آقاى خرازى راجع به اتومبیل‌هاى فروخته شده به کارمندان شهردارى و جواب آقاى وزیر کشور

رئیس - آقاى خرازى‏.

خرازى - البته آقایان محترمى استحضار دارند که وزارت کشور یکى از مهم‌ترین وزاتخانه‌هاست، به علاوه استانداری‌‌ها و فرمانداری‌‌ها و بخشداری‌‌ها و شهرداری‌‌ها و ژاندارمرى‌‌‌ها و شهربانى تحت اختیار وزارت کشور است و اگر این ادارات که به عقیده بنده چهار رکن وزارت کشور هستند، اینها اگر خوب کار کنند موجبات رضایت مردم فراهم می‌شود، بنده خودم خیلى تأسف دارم که یک سؤال کوچکى را در اینجا مطرح کردم ولى آقایان نمایندگان محترم تهران می‌دهند که ما چقدر در مضیقه و فشار هستیم. یک دوره هیجدهم و یک ماه هم از این دوره می‌گذرد و اغلب در انجمن‌هاى محلى دعوت می‌کنند از نمایندگان تهران و در بعضى از اوقات از جناب آقاى وزیر کشور که در خدمتشان بوده‌ایم و آقاى شهردار تهران و تقاضاهایشان مثلاً این است که دو تا شیر آب به ما بدهید یا هفت تا چراغ براى ما بکشید یا دویست متر آسفالت بکنید، هى آقایان نمایندگان شهرستان‌‌ها می‌گویند که به تهران این‌طور توجه می‌شود این‌طور توجه می‌شود آقایان

+++

بگذرید از میدان توپخانه به بالا و بیایید به پایین شهر ببینید مردم چه می‌گویند و آن پایین چه خبر است که مردم دو تا شیر آبى ندارند (مهندس اردبیلى - شهرستان‌‌ها هم آب ندارند). بنده نمی‌گویم پرونده دارد در کمیسیون عرایض خدمت جناب آقاى ارسلان خلعتبرى پرونده دارد در خود شهردارى پرونده دارد مردم باغ فردوس و صابون‌پزخانه و کوچه سیاه‌‌ها می‌گویند که دو تا شیر آب به ما بدهید و شهردارى نمی‌دهد یا آن که شیر دارد اما آب ندارد، آقاى شمس قنات‌آبادى در چند روز قبل اینجا عنوان کردند بنده عرض می‌کنم شهردارى که نمی‌تواند آب برق آسفالت و بهداشت مردم را تأمین کند به چه مناسبت یک کرور تومان می‌دهد اتومبیل می‌خرد و این را به اقساط به کارمندان خودش می‌دهد؟ بنده خودم از اشخاصى هستم که طرفدار این هستم که اگر در آمریکا هر سه نفر یک اتومبیل دارند انشاءالله در ایران یک طورى بشود که هر یک نفر یک اتومبیل داشته باشد ولى مستخدمى که پول قسط زمین باید بدهد، پول کرایه خانه باید بدهد، حقوقش هم چهارصد، پانصد تومان بیشتر نیست، این چطور می‌تواند که یک اتومبیل هم بگیرد و قسط اتومبیل و کرایه خانه را بدهد، بنده حساب دارم که اشخاصى هستند که با این ترتیب ماهى سیصد یا چهارصد تومان کسر می‌آورند این زندگى اینها را خراب می‌کند، این کمک به فساد می‌کند، این را باید شیر آب بخرید بدهید به مردم نه اینکه اتومبیل بخرید و به کارمند با چهارصد و پانصد تومان حقوق بفروشید و زندگى او را مختل کنید. بنده صریح عرض می‌کنم که آقاى منتصر، شهردار درستى است ولى مثل آن هیئت بازرسى می‌ماند که زمان اعلیحضرت فقید فرستادند به فارس که کارهاى سرتیپ زندیه را رسیدگى کند، کاغذ نوشتند به آن هیئت بازرسى برو آنجا و انبار کاه را برگردان، 31 روز یک هیئت رفتند و یک رى یک رى انبار کاه را برگرداندند و بعد دیدند چند خروار سرک دارد، یک عده‌اى در شهردارى تهران نشسته‌اند، بنده فرسایش جناب آقاى علم را سند می‌گیرم که در موقع دفاع از برنامه دولت در پشت این تریبون فرمودند که شهردارى تهران هزار عیب دارد، یک عده‌اى نشسته‌اند در شهردارى تهران و دزدى می‌کنند و شهردار را می‌فرستند به میدان که خیار را قیمت بگذارد و ما در فشار این مردم هستیم ما امنیت داریم ولى بیشتر از این نمی‌توانیم صبر کنیم که مردم تهران براى آب و برق و بهداشت و آسفالت در مضیقه باشند و هى دعوت کنند که ما چون حوضمان آب ندارد چهار تا رختشوخانه در جنوب شهر بسازید، ممکن بود این پانصد هزار تومان را که نقد دادید اتومبیل از یک کمپانى خریدید صرف کار مردم می‌کردید در حالی که وضع دنیا طورى است که در آمریکا هم اتومبیل به قسط می‌فروشند. بنده نمی‌دانم به چه مناسبت از بودجه شهردارى پانصد هزار تومان می‌دهند اتومبیل بخرند و زندگى چهار تا کارمند را خراب بکنند و اینها را به فساد سوق مى‌دهند نه جلوگیرى از فساد.

رئیس - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور (علم) - براى اینکه وقت مجلس را نگیرم به عرض آقایان می‌رسانم که این واگذارى اتومبیل‌‌ها هم به نفع کارمندان شهردارى و هم به نفع شهردارى است. جزییات ممکن است چه در اینجا اگر بخواهیم و چه در خارج به عرضتان می‌رسانم شیرهاى جنوب شهر هم آب دارد.

رئیس - آقاى خرازى شما مطلبى ندارید.

خرازى - عرضى ندارم‏.

6- سؤال آقاى صارمى راجع به مسافرت آقاى وزیر فرهنگ به ایتالیا و جواب آقاى ذوالفقارى، معاون نخست وزیر

رئیس - آقاى صارمى‏.

صارمى - اجازه بفرمایید جناب آقاى معاون نخست‌وزیر اول توضیحات خودشان را بدهند.

رئیس - اول باید وکیل توضیحات خودش را بدهد بعد جواب بدهند، بفرمایید.

صارمى- یک روز برنامه دولت در مجلس شوراى ملى رأى اعتماد داده بشود و معلوم بود که به موجب ظواهر امر مشروطیت دولت مورد اعتماد مجلس شوراى ملى واقع شده است، در روزنامه‌‌‌ها خواندیم قبل از انجام این تشریفات آقاى وزیر فرهنگ به مسافرت ایتالیا تشریف برده‌اند (مهندس اردبیلى - بعد به فرانسه) در جراید گفته شد مسافرت ایشان براى این است که در مراسم افتتاح نمایشگاه آثار صنعتى ایران در ایتالیا شرکت کنند، بنده سؤال کردم که آیا با داشتن گروهى بسیار از مامورین سیاسى و سفراى کبار و وزراى مختار در تمام نقاط اروپا براى یک امر تشریفاتى این مسافرت ضرورت داشته است یا نه؟ (مهندس اردبیلى - می‌خواسته‌اند بودجه مملکت را تعدیل کنند) اگر ضرورت داشته است جهات ضرورت را بفهمیم چیست؟ (دولت‌آبادى - رفته‌اند وزیر کار را بیاورند) و بعد ببینیم که مخارج این مسافرت چه مبلغ است و آیا این مخارج مسافرت از کدام اقلام بودجه مصوب پرداخته می‌شود؟ (مهندس اردبیلى - از صرفه‌جویی‌هاى وزارت فرهنگ) سؤال بنده این است البته بعد که جواب داده شد، بنده عرایضى داشته باشم عرض خواهم کرد.

رئیس - آقاى معاون نخست‌وزیر.

معاون نخست‌وزیر (ناصر ذوالفقارى) - در جواب نماینده محترم باید عرض کنم که جناب آقاى وزیر فرهنگ از طرف دولت ایتالیا براى افتتاح نمایشگاه آثار باستانى ایران به رم تشریف بردند و دعوت داشتند و کوچک‌ترین هزینه و مخارجى هم به بودجه دولت تحمیل نشده است، ولى براى مزید اطلاع ایشان باید عرض کنم که چنانچه دولت در این‌گونه موارد و این‌گونه مسافرت‌‌ها صلاح دید، دولت مقتضى تشخیص داد، اقدام به این عمل خواهد کرد.

رئیس- آقاى صارمى‏.

صارمى- خوب خوشبختانه فهمیدیم که تحمیلى بر بودجه دولت نشده است از این جهت اشکال بنده مرتفع است ولى مجبورم یک توضیحى عرض بکنم، فرمودند که اگر هیئت دولت تشخیص داد که مسافرت بشود، مسافرت خواهد کرد و معناى این جمله این است که مجلس نبایستى از دولت سؤالى بکند (عده از نمایندگان - همچو حرفى نیست، دولت نمی‌تواند همچو حرفى بزند) در هر حال با نظارت تامه‌اى که مجلس شوراى ملى دارد اگر چنانچه تشخیص بدهد مسافرت وزیر غیرلازم است و از کارش بازمی‌ماند نظارت خودش را اعمال می‌کند (صحیح است) و بنده باید عرض کنم که آقاى وزیر فرهنگ اگر خستگى داشته‌اند که الزام به مسافرت داشته باشد اشکالى ندارد ولى باید کارهایشان را به نحوى انجام بدهند که موجب رکود و تعطیل کارشان نشود و بیش از این توضیح عرض نمى‌کنم‏.

7- سؤال آقاى خلعتبرى راجع به افزایش سرمایه بانک‌‌ها از محل قرضه دلارى و جواب آقاى وزیر دارایی‏

رئیس- آقاى خلعتبرى‏.

خلعتبرى- در دوره هیجدهم لایحه اعتبار قرضه صد و پنجاه میلیون دلار از آمریکا مجلس شوراى ملى تصویب کرد که از 75 میلیون دلارى که براى احتیاجات ضرورى وام گرفته می‌شود 23 میلیون دلار اختصاص به سرمایه بانک کشاورزى و بانک رهنى و بانک ساختمانى داده بشود (صحیح است). این مبلغ قریب 170 میلیون تومان می‌شود، روزى که این لایحه مطرح بود بنده افتخار تقدیم این پیشنهاد را داشتم و با کمال تأسف وزیر دارایی وقت با این پیشنهاد مخالفت می‌کرد ولى مقاومت همکاران من سبب شد که مجلس با اکثریت رأى داده که این بیست‌وسه میلیون دلار به مصرف این سه کار که هم تولیدى و هم عام‌المنفعه و مورد احتیاج تمام مردم مملکت است برسد (صحیح است). من احساس کردم با آن رویه مخالفى که وزیر وقت در مجلس پیش گرفت، بعد از آن دولت عقیده به تعقیب آن کار نداشت و علت اینکه این سؤال را می‌کنم این است که بدانم وقتى که دولت صحبت از اعتبار یا قرض کردن حتماً توافق بین دو طرف حاصل بوده، یعنى بین دولت ما و آمریکا و به همان جهت و در تعقیب مذاکرات و توافق این لایحه به مجلس آورده شد، چطور شد آنچه که مربوط به مخارج ادارى بود به عنوان وام گرفته شد ولى این مبلغ که مربوط به امر تولیدى است مخصوصاً در مورد بانک کشاورزى تعقیب نشد، البته بنده پنج شش ماه پیش به وزارت خارجه نوشتم به جناب آقاى علاء، نخست‌وزیر نوشتم و از دولت خواستم که این موضوع را تعقیب بکنند، حالا بنده می‌خواهم بدانم علت اینکه این موضوع تعقیب نشده چیست؟ ما تعقیب نکردیم یا آمریکایی‌‌ها نمی‌دهند دلیلش چیست؟

رئیس - آقاى وزیر دارایی.

وزیر دارایی (فروهر) - سؤالى که جناب آقاى خلعتبرى فرمودند در متن سؤال، مخاطب جناب آقاى وزیر کشاورزى بودند ولى چون امر مالى بود، به این جهت قرار شد جواب را بنده خدمتشان عرض کنم. این سؤالى که ایشان کرده‌اند حاکى از کمال حسن‌نیت ایشان است چون هم در دوره گذشته و هم در این دوره بنده دیدم که یکى از برنامه‌هاى اصلى شخص خودشان را تقویت سرمایه بانک‌هاى کشاورزى و رهنى قرار داده‌اند و این حاکى از حد اعلاى حسن‌نیت است براى اینکه واقعاً باید این بانک‌‌ها تقویت بشود و اما راجع به این مورد به خصوص دولت اقدام و تعقیب کرده است اینجا استدلالى فرمودند که چرا براى کسر بودجه اقدام نشده، خواستم عرض بکنم که این حاکى از سوء‌تفاهمى است از آن مبلغ 75 میلیون دلارى که دولت طبق اجازه مجلسین محترم می‌تواند وام بگیرد هنوز بیش از 42 میلیون دلارش مصرف نشده است که من‌جمله 23 میلیون دلار از این مبلغ باقى است که خود بنده با اجازه دولت مشغول اقدام هستم و روزى هم در خارج خدمت‌شان عرض کردم که در مذاکرات البته یک اشکالاتى هست براى اینکه این قانون دولت را مجاز کرده است قرض بگیرد و طرف مکلف نیست که فوراً بدهد، در هر حال اقداماتى در جریان است و موضوعى که بیش از هر چیز مؤید این عرض بنده است این است که قطعاً توجه فرموده‌اید که دولت در بندهاى هفتم و هشتم برنامه خودشان تقویت بانک‌هاى ساختمانى و رهنى و کشاورزى را پیش‌بینى کرده است ولى وقتى می‌گوید من تقویت می‌کنم یعنى وسایل کار بهش می‌دهم، تقویت یعنى دادن پول به یک بانکى و جز این تقویت معنایی

+++

ندارد و این در برنامه دولت هست یکى از راه‌هایی که پیش‌بینى شده است که سرمایه این بانک‌‌ها زیاد بشود همین اجازه مجلس محترم است که در حدود 24 میلیون دلار تقریباً 170 میلیون تومان ما را مجاز کرده است از این محل بگیریم و بنده امیدوارهستم که مذاکرات ما به نتایج قطعى برسد، در خارج خدمتتان عرض کردم و حتى صحبت شده است که ماشین‌آلات کشاورزى بدهند، جناب آقاى خلعتبرى در هر حال از این حیث خیال‌شان راحت باشد با برنامه دولت و با تکلیفى که دولت خودش براى خودش پیش‌بینى کرده است و در برنامه تقدیم کرده است، این بانک‌‌ها و مؤسسات را تقویت می‌کند و این کار خواهد شد، هیچ تردیدى نداشته باشید که اگر از راه قرضه توفیقى حاصل نشد از راه‌هاى دیگر خواهیم کرد و بنده خیلى حسن استقبال می‌کنم که در مجلس فعلى این فکر هست که بایستى این بانک‌ها تقویت بشود کما اینکه در همان قانون براى بانک صنعتى پیش‌بینى نشده است و حالا دولت آمده است و این را از محل دیگر جبران کرده است، از محل سازمان برنامه و اساسنامه‌اش هم تصویب شده است و عمل شده است، در هر حال خواستم عرض بکنم که از این حیث نگرانى نداشته باشید، نتیجه مذاکرات به عرض مجلس محترم شوراى ملى خواهد رسید.

8- تقاضاى طرح لایحه تبدیل کارمندان پیمانى به رسمى به وسیله آقاى وزیر دارایی‏

وزیر دارایی- جناب آقاى دکتر دادفر شرحى راجع به کارمندان پیمانى فرمودند بنده اینجا استفاده می‌کنم، راجع به کارمندان پیمانى و حکمى خواستم عرض بکنم که این لایحه در مجلس هست و بنده رسماً استدعا می‌کنم که در دستور قرار بگیرد و عملیاتش تعقیب بشود (احسنت).

رئیس - آقاى خلعتبرى‏.

خلعتبرى- بنده از اینکه دولت متوجه به این موضوع هست نسبت به سهم خودم تشکر می‌کنم و یک مطلبى را به جناب آقاى وزیر دارایی عرض می‌کنم و آن اینست که وقتى دولتى با دولت دیگرى مذاکراتى می‌کند براى دریافت قرضه، اگر به موافقت قبل نرسیده باشد همین‌طور نمی‌آید یک لایحه‌اى به مجلس نمى‌آورد، اگر لایحه‌اى به مجلس آورد دلیل بر این است که یا اعتبار دهند یا قرض دهند در نتیجه مذاکرات رسمى موافقت حاصل شده است بنابراین از کمک‌هایی که دولت امریکا به ما کرده است ما تشکر می‌کنیم. حالا بنده می‌خواهم تذکر بدهم یک روى سخن بنده با دولت است، جناب آقاى وزیر دارایی و آقایان وزرا و یک روى سخنم با دولتى است که در موقع سختى به ما کمک کرده است و حالا که ما احتیاج داریم به سرمایه بانک کشاورزى و رهنى و ساختمانى حالا هم که اینها را به صورت قرض می‌دهند ما هم پول نداریم و کسر بودجه داریم و حتى سال گذشته فقط 5 میلیون تومان توانستند به بانک کشاورزى در دوره‌ی 18 کمک کنند و اضافه بر آن نتوانستند، پس در یک همچو موقعى که دولت امریکا که قبلاً قبول کرده است که به ما 75 میلیون دلار قرض بدهد و ما هم رأى دادیم، به یک امر واهى که رأى ندادیم، ما رأى دادیم که دولت امریکا این مبلغ کمک بکند و حالا هم پول بانک کشاورزى تلف که نمی‌شود این پول به مردم داده می‌شود و با استفاده از مردم پس می‌گیرند، البته قسمت عمده این پول را دولت باید در نظر داشته باشد که به بانک کشاورزى داده شد و منظور نظر بنده این است که از این 170 میلیون تومان 100 میلیون تومان به بانک کشاورزى و 70 میلیون تومان به بانک رهنى و ساختمانى داده شود براى اینکه بانک ساختمانى جناب آقاى وزیر براى مملکت لازم است، فقط مستخدمین نیستند به تمام مردم باید بدهند، باید برنامه ساختمان خانه براى تمام کشور داشته باشیم، براى تمام دهات داشته باشیم، براى ایلات و عشایر باید داشته باشیم (صحیح است) و اگر بانک ساختمانى سرمایه نداشته باشد نمی‌تواند کمک کند، همین‌طور بانک رهنى، بانک رهنى با همین سرمایه‌ی  کم به مردم کمک زیاد می‌کند بنابراین باید به او هم کمک کرد که بتواند خدماتى بکند و اما بانک کشاورزى جناب آقاى وزیر دارایی، نمایندگان شهرستان‌ها اینجا هستند، دوثلث درآمد کشاورز و ایلات و عشایر از طریق سلف‌فروشى از دست اینها می‌رود (صحیح است). شما اگر صد میلیون تومان این پول را بگیرید و بدهید به بانک کشاورزى ولى نه با این تشریفات و آیین‌نامه‌ها، که بانک کشاورزى به کشاورز و ایلات و عشایر کمک کند، من قسم می‌خورم شما اگر صد میلیون تومان را بگیرید بدهید، هزار میلیون تومان امسال محصول کشاورز از دستش خارج نمى‌شود. شما که در دهات و ایلات و عشایر و شهرستان‌ها هستید، آقایان نمایندگان تصدیق نمی‌فرمایید؟ (صحیح است) پس بنابراین بنده معتقدم مجلس شوراى ملى اجراى قانون کمک امریکا را که دوست ماست و به ما کمک کرده با کمال جدیت خواستار است.

رئیس - آقاى وزیر دارایی فرمایشى ندارید؟ (وزیر دارایی- بنده موافقم با فرمایشات ایشان).

9- تقدیم دو فقره سؤال به وسیله آقاى سلطان‌مراد بختیار

رئیس- آقاى سلطان‌مراد بختیار.

سلطان‌مراد بختیار- بنده دو سؤال از دولت دادم یکى راجع به شصت میلیون تومانى که دولت خسارت نان طهران را داده و یکى راجع به این شهرهاى قلابى که کلاه مردم را بر می‌دادند تقدیم می‌کنم.‏

رئیس- سؤالاتى که امروز در دستور بود و به دولت ابلاغ شده بود تمام شد و در دستور چیزى نداریم ولى یک ماده آیین‌نامه هست که بر طبق آن آقاى دکتر شاهکار می‌توانند ده دقیقه صحبت کنند، لوایحى که هست از دوره‌ی  قبل در اول هر دوره صورتش به دولت داده می‌شود، صورت 166 لایحه معوقه به دولت داده شده که همین تبدیل کارمندان پیمانى و حکمى به رسمى هم یکى از آن‌‌ها بود، حالا که آقاى وزیر دارایی تقاضا کردند در دستور قرار بگیرد به کمیسیون استخدام و بودجه فرستاده می‌شود که آنجا مطرح می‌کنند و گزارشش را به مجلس می‌فرستند.

10- بیانات بعد از دستور آقایان: دکتر شاهکار و وزیر دارایی‏

رئیس - بنده از مقام ریاست استدعا کردم که طبق آیین‌نامه از ماده آیین‌نامه استفاده کنم براى تذکر مطالبى که هست و ده دقیقه هم آیین‌نامه به من اجازه داده است، خوشوقتم که آقاى معاون نخست‌وزیر اینجا هستند و متأسفم که آقاى رئیس‌الوزراء نیستند ولى امیدوارم که این مطالب به گوش آقاى رئیس‌الوزراء برسد. آقاى سلطان‌مراد بختیار در جلساتى که تشکیل می‌شود، یک جلسات مغازله و مناظره و مشاعره هست، یک کسى یک حرفى می‌زند دیگرى هم جواب می‌دهد، اگر شعرى باشد سعى می‌کند که قافیه‌اش هم با او جور بیاید ولى یک وقتى است که در مجلس تذکراتى از طرف نمایندگان به دولت داده می‌شود، دولت شرافتمند، دولت ایران، یعنى دولت علاقه‌مند به ایران، باید بداند که این جلسات، جلسات محاکه و مشاعره و مغازله نیست، اگر تذکرات صحیح است باید شرافتمندانه انجام بدهد و اگر صحیح نیست باز هم شرافتمندانه جواب بدهد و وزرا باید بدانند که از یک پارچه‌ی  دیگرى، از یک کار اکثر دیگرى از یک خمیره‌ی  دیگرى در این مملکت نیامده‌اند، همه‌شان از یک کاسه هستند و همه‌شان براى یک فکر دارند کار می‌کنند، وضعیت مملکت ما خیلى روشن است، امروز در نتیجه مجاهدت مردم، مردم پابرهنه مسلم شد که ایران به دست ایرانى و زیر پرچم سلطنتى باید بماند (صحیح است). حزبى که روى کار است، حزب شاهدوست است یعنى پارتى که امروز مملکت را اداره می‌کند، پارتى است که در رأس آن شخصى است که تمام علاقه‌اش به مردم پابرهنه است، آقایان نمایندگان این مردم پابرهنه از طرف دولت و بعضى از افراد هیئت حاکمه توسرى مى‌خورند، من از پشت این تریبون این مطلب را عرض می‌کنم اعلیحضرت همایونى در ایران نیستند، خداوند ایشان را سلامت نگهدارد و به زودى انشاءالله به کشور عزیزمان برگردند و قبل از اینکه شاه بیاید، آقاى معاون نخست‌وزیر به آقاى رئیس‌الوزرا بگویید که آقایان خودشان را از کلاس دیگرى می‌دانند، شما در مقابل مردم مسئولید، در مقابل مجلسین مسئولید، تذکرات را عرض می‌کنم اگر عمل نکنید محاکمه‌تان خواهم کرد، یک مطلبى که آقایان وزرا باید یادشان باشد این است که مجلس شوراى ملى یا سنا می‌تواند وزرا را در تحت مؤاخذه و محاکمه درآورد در صورتى که مجلس شوراى ملى یا سنا به اکثریت عدم رضایت خود را از هیئت وزرا یا وزیرى اظهار نماید، آن هیئت یا آن وزیر از وزارت منعزل می‌شود، وزرا مسئول مجلسین هستند. من نمی‌دانم مفهوم حرف آقاى ذوالفقارى چه بود که اگر دولت بخواهد می‌کند، دولت برخلاف مجلس شوراى ملى کارى نمى‌تواند بکند، آقایان دوره‌ی  15 مجلس شوراى ملى یادتان بیاید، دوره هفدهم هم یادتان بیاید، مقاومت نمایندگان شریف دوره پانزدهم سبب شد که مقاوله‌نامه اجبارى آن سیاستمدارى که من امروز روحش را به شادى یاد می‌کنم، آن مقاوله‌نامه از بین رفت و ایران از بردگى آمد بیرون. مجلس قوى بود و ایستادگى و جلوگیرى کرد در دوره‌ی  17 موقعى توانستند مالک‌الرقابى کنند و بزنند زیر اساس مملکت که مجلس را بستند، مادامى که مجلس بود کار نمی‌شد کرد، خداى من می‌داند مملکت ما وقتى می‌تواند از حقوق حقه خودش دفاع کند که مر قانون اساسى رفتار شود یعنى قدرت مطلقه قوه مقننه در حدود صلاحیت خودش. این ماده‌اى که ما داریم قواى مملکت از هم جداست این در نتیجه تجربه انقلاب‌‌ها و خونریزى‌ها است، تاریخ مکتب مجانى است به صفحاتش مراجعه کنید، از پشت کوه قافلانکوه ما نیامده‌ایم، شما وزرا، ما وکلا (جمعى از نمایندگان - قافلانکوه چیست؟) اصطلاحى بود براى یک کار آمده‌ایم، ما در پشت این میز قسم خورده‌ایم، شما هم مسلمانید به ضرورت قانون اساسى مسلمانید، ایرانى هستند، براى مردم هستید، یک نفر از آقایان وزرا چند روز پیش در یک جایی چیزى می‌کشم و نمی‌گویم، یک نگاه نگاهى می‌کرد می‌گفت همین مجلس، یکى از مهندسین چقاله‌ی  حزب ایرانى چند روز پیش در سازمان برنامه می‌گفت مجلس، مجلس، خواستم به او بگویم که ابله تو که معلوم نیست از کجا آمده‌اى، پدران ما خون دادند، قربانی‌ها دادند تا توانستند مملکت را به صورت مشروطه درآورند والا به این زودى و به این آسانى نمی‌شد. در تمام حکومت بیست ساله اعلیحضرت رضاشاه فقید هر امرى صورت

+++

می‌گرفت رعایت تام قانون می‌شد (صحیح است). آقایان من این را به عنوان تذکر می‌گویم مردم را می‌زنند توى کوچه‌ها، حق ندارید مردم را بزنید، یک پاسبانى من حضور داشتم به یک راننده‌اى بد می‌گفت، گفت چرا رفتى بیا بزن توى سرش، باد چرخش را خالى کن، چرا خالى کنند مگر عدلیه ندارید؟ آقاى معاون نخست‌وزیر من شنیده‌ام یک قتلى پریشب اتفاق افتاده و موضوع را مسکوت گذاشته‌اند، این را تحقیق کنید، بیایید به مجلس بگویید که جریان چه بوده است، اگر بخواهید مجلس را کوچک بکنید خدا می‌داند به ضرر مملکت، به ضرر مردم است برخلاف اصول است.

رئیس- این را کاملاً مطمئن باشید تا آقایان و وکلا هستند و تقویت می‌کنند و من اینجا هستم، هیچ وزیرى جرئت نمی‌کند این حرف را بزند، این حرف را نزنید بفرمایید.

دکتر شاهکار - خیلى تشکر می‌کنم، خیلى متشکرم، ما مجامله‌کارى نباید بکنیم، بنده چند روز پیش اینجا عرض کرد و اهل مجامله و تعریف هم نیستم، گفتم احترام ما به سردار فاخر حکمت براى این است که همیشه در پشت صندلى ریاست مجلس سعى کامل کرده است که حقوق مجلس رعایت بشود (صحیح است) ولى آقاى رئیس مجلس، من که در پشت این تریبون مجلس گفته‌ام که نباید طشت رسوایی ما را از پشت بام بیندازند، بگذارید مطالبى را که واقعیت دارد بین خودمان بگوییم، اگر نگوییم ضررش را خودمان خواهیم برد. این مطالبى را که یکى از آقایان نمایندگان تدکر دادند باز هم تذکر داده می‌شود، ممکن است من در جلسه بعد صورت را می‌آورم می‌گویم این موارد تخلفاتى است که می‌کنند، ما در یک مرحله بیم و امید زندگى می‌کنیم. من یک رأى موافق به حکومت آقاى علاء دادم به دو دلیل اول اینکه این دولت طرف اعتماد شخص اعلیحضرت همایونى است، شخصى که علاقه‌مند به مردم ایران است، دوم دلیل موافقتم امیدم بود، گفتم شاید ان‌شاءالله کارى انجام بدهند، آقایان کار را از زیر بگیرید، از پایه بگیرید، از آن زیر زیر‌ها. من موافق این تشکیلات هستم، اندر گراوند بسازید، سوراخى بسازید، طاق نصرت بسازید ولى یک چیزى که مستمر است این است که از زیر شروع کنید، من شنیدم آن مردى که چند شب پیش خودش را کشته است براى این بوده که پول تزریق خون براى خانمش نداشته است شاید مال آن باشد (مشار - صحیح است، بنده می‌خواستم عرض کنم). یک‌قدرى بیشتر خودتان را از مردم بدانید، آقاى نخست‌وزیر فرمودند امیدوارم تا هفت سال دیگر بمانیم، ما امیدوارم که ایشان تا هفتاد سال دیگر بمانند، اما اگر هفت سال بمانند و برخلاف منویات شاه و برخلاف منافع مردم و رفاه مردم اقدامى بکنند خیانت کرده‌اند، بنابراین آنچه که شما آقایان مایلید که به این مملکت خدمت کنید این است که جلسه مشاعره و مناظره را کنار بگذارید، اگر نمایندگان مجلس به شما تذکر می‌دهند قانون اساسى به ما امر کرده است و ما هم براى این کار آمده‌ایم، آلاف و الوفى هم نداریم، مقامى هم نمی‌خواهیم، مقام وزارت هم بر شما ارزانى، روى چشم ما هم جا دارید، ما به شما رأى دادیم اما اگر بخواهید حرف‌هاى مردم را گوش ندهید به شما همان خواهد رسید که رسید بر آن اشخاصى که طاق را روى سرشان خراب کردند، بناى این مملکت روى دوش مردم است و شاه علاقه‌مند به مردم است و طرفدار مردم است، شما هم باید طرفدار مردم باشید. از لغتى که استعمال کردم منظورم کوه قاف بود و نظر دیگرى نداشتم (احسنت، احسنت).

رئیس - آقاى وزیر دارایی‏.

وزیر دارایی- بنده هیچ مسبوق نبودم که جناب آقاى دکتر شاهکار چه می‌خواهند بفرمایند، موضوعاتى را که اینجا فرمودند بنده را وادار می‌کند که یک جواب‌هایی خدمتشان عرض کنم، جناب آقاى دکتر شاهکار که بنده حضورشان ارادت و بندگى دارم و ایشان را هم خیال می‌کنم که لطفى به بنده دارند، این جور اینجا فرمودند که دولت خودش را از مردم جدا می‌داند و می‌خواهد مجلس را تضعیف کند (جمعى از نمایندگان - نمی‌تواند) اجازه بفرمایید. عرض کنم که گذشته از اینکه دولت نمى‌خواهد این کار را بکند، نمی‌تواند این کار را بکند براى اینکه مطابق صریح قانون اساسى دولت مسئول مجلسین است، آن مواد قانون اساسى را که قرائت فرمودید ما از سال‌ها پیش قبل از اینکه وزیر باشیم در حفظ داشتیم، حالا که وزیر هستیم به طرق اولى بیشتر رعایت می‌کنیم البته بنده نمى‌خواهم اینجا منکر این حقیقت بشوم که در این مملکت یک نواقصى وجود دارد، بنده چنین ادعایی نمی‌توانم بکنم و قطعاً هیچ‌شکى هم در این ندارم که اینکه آقایان فرمودید ندارید محتمل هم هست که فلان پاسبان به فلان راننده یک تخطى بکند این هم یک امرى نیست که بنده بگویم هیچ چنین چیزى نشده می‌شود، محتمل است و خواهد شد اما بحث در اینجا خواهد بود که این مسابل و این مراتب به استحضار دولت برسد و دولت عمل نکند و آن متعدى و خاطى را تأدیب نکند و جلوگیرى نکند، آن‌وقت است که عیب دارد بنابراین بنده می‌خواهم اینجا حضورتان عرض کنم که دولت نه ‌تنها خودش را از مردم جدا نمی‌داند بلکه افراد این دولت همین آقایان هستند، همین آقایانى که در اینجا نشسته‌اند نماینده مجلس هستند و ما هم که در اینجا وزیر هستیم، نشسته‌ایم روى صندلى جلوتر مى‌نشینیم با آقایان همه‌مان از یک قماش هستیم، همه‌مان از یک خمیره هستیم و هیچ‌کدام‌مان بر دیگرى رجحان نداریم، نمی‌توانیم هم داشته باشیم، پس بنابراین مجلس وقتى یک رأى اعتماد به اکثریت قاطع به دولت می‌دهد خودش را از دولت جدا نمی‌داند و دولت هم وقتى می‌آید در مقابل مجلس می‌گوید به من رأى اعتماد بده، خودش را از این مجلس می‌داند و هر دوتاى اینها خودشان را از مردم، پس دولت خودش را خدمتگزار مردم می‌داند و از تذکراتى و انتقاداتى هم که آقایان می‌فرمایند، صدى صد حسن استقبال می‌کند. دولت بدون اجازه مجلس در حدود مقررات و حدود صلاحیت مجلس همان‌طورى که فرمودند هیچ اقدامى نمی‌کند و اصولاً حق ندارد که مثلاً فلان خرج را بکند بدون اینکه مصوب قانونیش را قبلاً از مجلس شوراى ملى تحصیل کرده باشد و یا عرض کنم فلان عمل را بکند که برخلاف قانون باشد چون اینکه فرمودید استیضاح هم دنبالش هست، رأى عدم اعتماد هم دنبالش هست و خداى‌نکرده اعلام جرم هم ممکن است به دنبالش بیاید، پس بنده به نام یک عضو دولت در اینجا عرض می‌کنم که دولت خودش را از مجلس می‌داند و با رأى اعتمادى که از مجلس گرفته است و به ضرس قاطع عرض می‌کنم که دولت خود را از این مجلس می‌داند و تمام را از این ملت می‌داند، دولت آقایان نوکر ملت است، تابع اوامر شاه است که جز خیر و صلاح ملت چیزى در بر ندارد (صحیح است). بنده در اینجا از طرف خودم و سایر همکاران خودم که این جا مى‌نشینند، وکالت فضول می‌کنم و اطمینان دارم که قبول خواهند فرمود قول قطعى به مجلس شوراى ملى می‌دهم که دولت تا آن حدى که در قوه و استطاعتش هست و به مصداق لیس للانسان الاماسعى آنچه که بتواند براى احترام به مجلس و حفظ قوانین و رعایت حقوق ملت و رفاه و سعادت مردم کوشش خواهد کرد. این را با کمال افتخار به عرض می‌رسانم.‏

11- تعیین موقع جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - دیگر چیزى امروز در دستور نداریم، تصور می‌کنم که براى پس‌فردا سه‌شنبه هم چیزى در دستور نداشته باشیم و گزارشى به مجلس نرسیده باشد بنابراین روز پنج‌شنبه با موافقت آقایان جلسه خواهد بود.

(مجلس چهل دقیقه قبل از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:295072!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)