کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15
[1396/05/24]

جلسه : 49 صورت مشروح مجلس روز 3 شنبه چهارم اسفند ماه 1326  

فهرست مطالب :

 

1 - تصویب صورت مجلس

2 - طرح و تصویب اعتبارنامه آقای دکتر متین دفتری از مشکین شهر

3 - طرح استیضاح دولت

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15

 

 

جلسه : 49

صورت مشروح مجلس روز 3 شنبه چهارم اسفند ماه 1326

فهرست مطالب :

 

1 - تصویب صورت مجلس

2 - طرح و تصویب اعتبارنامه آقای دکتر متین دفتری از مشکین شهر

3 - طرح استیضاح دولت

4 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس شش ساعت بعد از ظهر به به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز یک شنبه دوم اسفند ماه را آقاى صدرزاده (منشى) قرائت کردند.

ساعت پنج و چهل دقیقه بعد از ظهر روز یک شنبه دوم اسفند مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت و تصویب شد.

اسامى غایبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده:

غایبین با اجازه - آقایان : عسکر صاحب‌جمع - غلامرضا فولادوند - عبدالحسین اورنگ - عبدالرحمن فرامرزى - احمد بهادرى - محمدتقى بهار - احمد شریعت‌زاده - حاج حبیب‌الله امین.

غایبین بى‌اجازه - آقایان : محمدحسین صولت قشقایى - اردشیر شادلو - حسن اکبر - معتمد دماوندى - ابوالفضل تولیت - کامل ماکویى - محمد ابراهیم امیر تیمور - محمد قلى قوامى.

دیرآمدگان با اجازه - آقایان : دکتر بقایى - اسمعیل ظفرى - دکتر راجى - سلطانى - احمد اخوان - دکتر معظمى - اسدالله موسوى - محمدعلى مسعودى - دکتر آشتیانى - صدرزاده - صادقى - مسعود ثابتى - احمد دهقان - سالار بهزادى - عباس فاضلى.

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان : مهدى ارباب - رستم گیو - آقا خان بختیار - دکتر طبا - مسعودى - نیک‌پور - اسدى.

آقاى آشتیانى‌زاده در باب تقسیم آب رودخانه جاجرود بین زارعین ورامین و انتشارات مربوط به قوام‌السلطنه و فروش جواز و موضوع قتل محمد مسعود مشروحاً بیاناتى کردند و آقاى نورالدین امامى نیز راجع به قتل محمد مسعود و تعقیب قضیه اظهاراتى نمودند و سپس شرح مفصلى راجع به فرهنگ و بهداشت و مسایل اقتصادى و اجتماعى مربوط به آذربایجان بیان داشتند و توجه دولت را جلب نمودند.

آقاى دکتر اعتبار راجع به معامله خرید لوازم راه‌آهن موضوع بیانات آقاى مهندس رضوى در دو جلسه پیش تذکرى دادند و طرح گزارش مربوط به تحدید فعالیت بازرگانان خارجى و لایحه خدمتگزاران جزء را لازم شمردند.

آقاى دکتر زنگنه معاون پارلمانى نخست وزیر در پاسخ آقاى آشتیانى‌زاده راجع به تعقیب قضیه قتل محمد مسعود توضیحاتى دادند

آقاى قبادیان راجع به انتخاب نماینده از کرمانشاه بجاى مرحوم دکتر معاون و جریان انتخابات محل و مداخلات مأمورین دولت توضیحات مشروحى دادند و حضور آقاى دولتشاهى را در مجلس بدون معرفى وزارت کشور خلاف قانون تلقى نمودند و آقاى رئیس طبق ماده 49 قانون انتخابات تذکرى دادند در این موقع بر اثر خروج عده‌ای از نمایندگان مجلس از اکثریت افتاد و ساعت هفت و بیست دقیق بعد از ظهر تنفس داده شد.

ساعت هفت و سه ربع بعد از ظهر مجدداً مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل شد و پیشنهاد آقاى دکتر شفق مبنى بر طرح لایحه خدمتگزاران جزء و پیشنهاد آقاى اردلان در تقاضاى طرح لایحه محدودیت بازرگانان خارجى قرائت شد و توضیحاتى دادند و آقاى اردلان ضمناً تقاضا نمودند استیضاح دو جلسه به تأخیر افتد و آقاى رضوى اظهار نمودند طرحى که مجلس می‌دهد باید با حضور وزیر مسئول طرح شود ولى طرح لوایح با حضور هر یک از وزراء مانعى

+++

 ندارد و اصل چهارم قانون اساسى قرائت شد.

آقاى دکتر عبده با عطف به اصل 39 نیز توضیحى دادند و ماده 42 نظامنامه قرائت گردید.

رأى به جزء دستور بودن لایحه محدودیت بازرگانان خارجى اخذ و تصویب شد و آقاى مکى به عنوان موافق در فواید تصویب این لایحه از لحاظ کمک به صادرات کشور با قرائت ماده واحده انحصار تجارت خارجى به تفصیل بیان عقیده نمودند و آقاى صادقى مخبر کمیسیون پیشه و هنر و بازرگانى راجع به معاملات ملاحظات لازمه در این قانون تذکرى دادند و پیشنهاد کفایت مذاکرات نمودند ولى چون عده براى رأى کافى نبود ساعت هشت و نیم بعد از ظهر جلسه ختم و به روز سه‌شنبه موکول و دستور گزارش اعتبارنامه‌ها و لایحه مستخدمین جزء و بقیه لایحه محدودیت بازرگانان خارجى مقررگردید.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (ارباب - بنده اعتراضى دارم) بفرمایید.

ارباب - بنده تأخیرى نکرده بودم در جلسه پیش و به نام بنده تأخیر نوشته بودند و اسم بنده را ثبت کرده بودند استدعا می‌کنم اصلاحى شود.

رئیس - اصلاح می‌شود، آقاى آشتیانی‌زاده راجع به صورت مجلس است؟ (آشتیانی‌زاده - بلى) بفرمایید.

آشتیانى‌زاده - عرض می‌شود که در صورت جلسه نوشته شده است که راجع به ورامین و آبیارى ورامین بنده اظهار کردم که به علت زورگویى و عدم ملاحظه بعضى از مالکین محلى و در جراید هم این طور منعکس شده بود در صورتى که بنده گفتم به علت عدم توجه بعضى از مالکین عمده شهرنشین و مخصوصاً بنده شهرنشین را اینجا گنجاندم، یکى هم راجع به جوابى که جناب آقاى معاون پارلمانى نخست وزیر اینجا دادند بنده می‌خواستم خاطرشان را به این نکته متوجه بکنم که این که بنده عرض کردم بایستى اول از دستگاه دادگسترى و شهربانى مطمئن شد دلیلش این بود که ما یک خاطره‌های شومى داریم و از این جهت...

رئیس - راجع به صورت مجلس صحبت کنید آقا، من از شما پرسیدم راجع به صورت مجلس اعتراض دارید؟

آشتیانی‌زاده - بسیار خوب الان می‌رسیم.

رئیس - راجع به صورت جلسه بفرمایید.

آشتیانی‌زاده - خوب بنده را همان روز استیضاح مدرس گرفتند بردند به شهربانی و گفتند تو همراهت اسلحه گرم بوده در صورتى که سن بنده درآن موقع 19 سال بود و هنوز اسلحه گرم را ندیده بودم اسلحه گرم هم آوردند و گذاشتند جلوى بنده و شاهد هم آوردند مقصود بنده این است که دولت باید قاتلین محمد مسعود را طورى کند که چنین جریانى پیش نیاید.

رئیس - این مربوط به صورت مجلس نبود دیگر اعتراضى نیست؟

نبوى - بنده عرضى دارم.

رئیس - بفرمایید

نبوى - بنده شنیدم آقاى شادلو را غایب بى‌اجازه نوشته‌اند در صورتى که همین جا براى ایشان مرخصى تصویب شد.

رئیس - به کمیسیون رفته و در صورت مجلس هم اصلاح می‌شود دیگر نسبت به صورت جلسه نظرى نیست؟ (اظهار نشد) صورت مجلس جلسه پیش تصویب شد. یکى دو نفر از آقایان اجازه صحبت خواسته‌اند آقاى دکتر طبا هم اجازه خواسته‌اند (صحیح است)

جمعى از نمایندگان - دستور.

دکتر طبا - چون هیئت دولت حاضر شدند براى طرح استیضاح و لوایحى مهمى هم ضمناً جزء دستور است بنده تقاضاى خودم را می‌گذارم براى جلسه بعد.

اردلان - بنده هم پیشنهادى کرده بودم.

رئیس - دو تا کار ناتمام هم در دستور است اگر اجازه بفرمایید آن‌ها تمام بشود بعد وارد دستور بشویم.

رضوى - لایحه مستخدمین جزء را هم مطرح بفرمایید.

دکتر معظمى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - در جلسه پنج‌شنبه روز سه‌شنبه روز استیضاح معین شده به همین جهت باید استیضاح مطرح بشود. دولت هم حاضر است.

رئیس - این صحیح است ولى نیم ساعت بعد هم ممکن است چون جزء همین جلسه حساب می‌شود.

محمدعلى مسعودى - بنده پیشنهاد دادم لایحه مستخدمین جزء مطرح شود.

2- طرح و تصویب اعتبارنامه آقاى دکتر متین دفترى از مشکین شهر

رئیس - کار نیمه تمام یکى اعتبارنامه آقاى دکتر متین دفترى است که مطرح شده است و مخالف و موافقش هم صحبت کرده و باید تکلیف آن هم معین شود اگر اجازه می‌فرمایید تکلیف آن معین شود و بعد وارد استیضاح بشویم. آقاى امامى خویى.

دهقان - انتخابات بوشهر را هم مطرح بفرمایید.

امامى خویى - آقایان توجه بفرمایید هر چه آقایان بیشتر توجه کنید من عرایضم را کمتر می‌کنم (صحیح است) هفت ماه از عمر مجلس می‌گذرد و در اعتبارنامه جناب آقاى دکتر متین دفترى با این که ایشان از آقایانى بودند که در جلسات اول مجلس شرکت کردند و از آن وقت در مجلس تشریف داشتند تا حالا مانده است و بدبختانه خود ایشان هم چند روز است خیلى سخت مریض و بسترى هستند و البته خیلى مقتضی است که در غیاب ایشان این کار تمام بشود (صحیح است) وقتى من فکر می‌کنم می‌بینم که دنیا و سیاستمداران دنیا شب و روز چهار اسبه دنبال مقصود خودشان و براى مملکت خودشان می‌دوند ولى ما هنوز پس از هفت ماه در خم کوچه اولى هستیم و مجلس شوراى ملى ایران هنوز کارهاى خودش را تمام نکرده (صحیح است) نمی‌دانم دست‌های مرموزى هست در کار؟

مهندس رضوى - این تنبلى آقایان است دست‌های مرموز چیست.

یمین اسفندیارى - هر دو ممکن است باشد.

مهندس رضوى - قول می‌دهم هیچ دست مرموزى نباشد.

امامى خویى - بنده آقاى مهندس رضوى هیچ وقت در میان فرمایشات آقا پارازیت ول نکردم والا خود بنده متخصص در این کارهستم تمنى می‌کنم توجه بفرمایید. من یک وقتى در اواخر جنگ بود یکى از رفقاى من از اروپا مراجعت کرده بود به اینجا و مخصوصاً مدتى هم در لندن مانده بود من از او یک سؤالى کردم گفتم که یک مسئله‌ای براى من یک قدرى بغرنج شده دولت انگلستان یک رئیس‌الوزراء داشت که این قبل از جنگ مصدر کار بود و وقتى که جنگ تمام شد چند ماهى این سر کار بود و اسمش چمبرلین بود این به قدرى سستى و ضعف از خودش نشان داد که اگر یک پیش آمدهایى در دنیا نکره بود اسم انگلستان از تاریخ برداشته می‌شد و آن وقت این آدم را پس از آن که از آن مقام برش داشتند بزرگ‌ترین مقام‌ها را به او دادند مهردار سلطنتش کردند و لردش کردند و عنوان لردى هم به او دادند من از رفیقم سؤال کردم که این مسئله براى من یک قدرى بغرنج شده است این شخص با این جریان چطور او را آوردند لرد کردند گفت تمام این‌ها صحیح است ولى شما باید این را هم بدانید که اگر تمام انگلستان از بین می‌رفت یک نفر انگلیسى نمی‌توانست تصدیق کند که یک رجل سیاسى او اشتباه کرده و یک نفر انگلیسى حاضر نبود یک رجل سیاسى خودش را لجن مال بکند. ما در همین مجلس شوراى ملى به مرحوم مستوفى‌الممالک چه حرف‌ها زدیم در همین مجلس شوراى ملى به مرحود ذکاء‌الملک فروغى چه حرف‌ها زدیم و چون هیچ چیز پیدا نکردیم آخرش به مرحوم فروغى کتاب دزدى زدیم (دهقان - در مجلس نبود) بسیار خود حالا بنده وارد این جریان نمی‌شوم و با اجازه همکار محترم جناب آقاى نراقى یک مختصرى جریان انتخابات مشکین شهر را عرض می‌کنم و بعد خیلى مختصر عرایض خودم را خاتمه می‌دهم (صحیح است) راجع به مشکین شهر که جناب آقاى نراقى فرمودند در موقع انتخابات بنده دو مرتبه شخصاً به مشکین شهر رفتم و کاندید من غیر از آقاى دکتر متین دفترى و غیر از آن آقایان محترمى بود که اسمشان را برده‌اید بنده در دفعه اول که رفتم به آن رؤساى عشایر روى سابقه چون آذربایجانى بوم صحبت کردم آن‌ها گفتند که ما از دو کار یک کار را می‌کنیم ما چون اسممان رویمان است و ایل شاهسون هستیم هر کسى را که اعلیحضرت همایون شاهنشاهى به ما امر بکنند انتخاب می‌کنیم و یا اگر انتخاب آزاد باشد ما چون جوان تحصیل کرده و در ایل خودمان نداریم که به درد این کار بخورد یکى از اشخاص تربیت شده ایران را انتخاب می‌کنیم و می‌فرستیم به مجلس مرتبه دومى که من رفتم معلوم شد که این‌ها آمده‌اند با آن سوابقى که قبلاً با آقاى دکتر متین دفترى داشتند صحبت کردند و سه نفر از رؤساى ایل مأمور این کار شد یکى فرض‌الله بیک یکى هم حسن بیک و یکى هم امیر اصلان، این سه نفر آمدند در تهران آقاى دکتر را ملاقات کردند و نتیجتاً ایشان هم وعده دادند آقاى سرهنگ اخوى هم آن وقت اصلاً در اردبیل نبود و وقتى هم که آقاى سرهنگ اخوى به اردبیل رفتند و مأمور آنجا شدند

+++

 فقط عضو تیپ بودند و حتى معاون تیپ هم بودند فرمودند که سرهنگ اخوى اعمال نفوذ کرده با بودن یک سرتیپ با بودن لشکر با بودن سپهبد با بودن استاندار سرهنگ اخوى چکار می‌توانست بکند؟ فرمودند که بخشدار تلگراف کرده که من دستور دادم همچو چیزى نیست بخشدار تلگراف کرده که دستور داده شده یعنى از طرف انجمن دستور داده شد که انتخابات اردبیل شروع بشود بنده تمام یادداشت‌ها را خیلى خلاصه می‌کنم که مزاحم وقت آقایان نباشم فرمودند که در یک روز شش هزار رأى گرفتند تصادفاً در حوزه انتخابیه بنده هم تصادف کرد که در یک روز سه هزار و خورده‌ای رأى گرفتند، در ده ماکو در ده همین کامل پاشا ماکویى هم پالکى بنده این تصادف کرد موقع کوچ ایل بود وایل می‌خواست از ییلاق به قشلاق برود تصادف کرد که صندوق‌ها را همان روز آوردند و ایل هم رأی‌شان را ریختند و رد شدند این اشکالى ندارد در خرداد و تیر که ایل شاهسون کوچ می‌کرد در یک روز چند هزار رأى دادند در یک روز هم سیصد تا رأى دادند این مانعى ندارد بسته به تصادف بلوک‌ها و دسته‌های‏ کوچک و بزرگ ایل است این تصادف است.

آشتیانی‌زاده - آقاى امامى کافى است.

امامى خویى - اجازه بفرمایید آقاى آشتیانی‌زاده.

یمین اسفندیارى - آقاى امام کافى است آقا.

امامى خویى - بسیار خوب بنده هم عرضى نمی‌کنم چون یادداشتم خیلى زیاد است بنا به خواهش‏ آقایان تمام می‌کنم.

رئیس - چون عده براى رأى کافى نیست آقایان تأمل کنند تا دو سه نفر بیایند (بعد از چند لحظه عده کافى شد) آقایانى که با نمایندگى آقاى دکتر متین دفترى از مشکین شهر موافقت دارند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. اگر اجازه می‌دهید انتخابات بوشهر هم مطرح شود. آقاى نخست وزیر هم نوشته‌اند قبلاً استیضاح مطرح شود تقاضاى ایشان قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى مخصوصاً خواهشمندم بعد از رأى در اعتبارنامه موضوع استیضاح را مطرح فرمایید- حکیمى.

رئیس - یک پیشنهاد دیگرى هم رسیده از طرف آقاى محمدعلى مسعودى راجع به مستخدمین جزء که آن هم قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم لایحه استخدام مأمورین جزء مطرح گردد.

رضوى - بنده با استیضاح مخالفم.

اردلان - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - مخالفتى ندارد آقاى رضوى دولت حاضر است روزش هم تعیین شده.

رضوى - بنده مخالف با استیضاح نیستم پیش از این استیضاح یک چیز دیگرى می‌خواستم عرض کنم. استیضاح خواه و ناخواه یک جلسه طول می‌کشد (صحیح است) و ممکن است علاوه از آقایان استیضاح کنندگان باقى آقایان یک مطالبى داشت باشند که بخواهند صحبت بکنند بنده استدعا می‌کنم هم از آقاى رئیس دولت و هم از آقایان نمایندگان که لایحه مستخدمین جزء را مطرح بفرمایند بنده تقاضا و استرحام می‌کنم (صحیح است)

رئیس - استیضاح رأى ندارد. امروز هم تعیین شده است.

دکتر معظمى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - اجازه بدهید بنده توضیح بدهم پیشنهادى رسیده که یک لایحه‌ای که یک فوریت هم دارد و به مجلس تقدیم شده در دستور باشد همیشه تغییردستور هم با مجلس است اگر آقایان تصویب کردند البته اجرا می‌شود و استیضاح هم بعداً به عمل می‌آید.

دکتر معظمى - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر معظمى - توجه بفرمایید عرض کنم که بنده هم با وجودى که معتقد به صرفه‌جویی هستم با کمک به مستخدمین جزء کاملاً موافقت دارم (احسنت) ولى نبایستى که یک لوایحى وسیله بشود براى این که یک اصول کلى پایمال شود (صحیح است، صحیح است) استیضاح وقتى که شد این یکى از حقوق مسلم اقلیت است و با تغییر رأى مجلس ما نمی‌گذاریم که این عمل سابقه بشود، یک روزى اکثریت مجلس می‌خواهد که امروز استیضاح باشد و دولت هم که خودش لایحه را آورده است می‌گوید که ما حاضریم جواب بدهیم استیضاح کننده دو کار می‌تواند بکند یا باید استیضاحش را پس بگیرد و یا این که استیضاح به عمل بیاید و بعد هم کار کنیم، بنشینیم یک ساعت دو ساعت لایحه مستخدمین جزء را مطرح کنیم ولى حالا بایستى که اول استیضاح به عمل بیاید بنابراین تمنى می‌کنم مقام ریاست این موضوع را به یک رأى برگذار نکنند که یکى از حقوق مسلمه اقلیت از بین برود.

3- طرح استیضاح دولت‏

رئیس - آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده - براى من که به عنوان استیضاح از دولت آقاى حکیمى پشت تریبون آمده‌ام خیلى تلخ و ناگوار است که با آن سوابق خدمتگزارى ایشان در آزادى و مشروطیت ایران (صحیح است) بیایم پشت تریبون و استیضاح کنم در آن ساعتى که من این استیضاح را امضاء می‌کردم حوادثى در این شهر پیش آمده بود که لازم بود در اطراف آن در مجلس صحبت بشود و البته آئین‌نامه ما دولت را مجبور نمی‌کند که در مقابل سؤال نمایندگان در یک مدت معینى حاضر بشود و جواب بدهد اگر مصلحت نداند ممکن است جواب ندهد این را من امتحان کردم در همین مجلس در کابینه سابق که آقاى قوام‌السلطنه رئیس آن کابینه بودند من از وزارت دادگسترى راجع به کثافت کاری‌هایى که در یک گوشه مملکت شده بود و دادستان اشخاصى را به تهمت اختلاس توقیف کرده بود و حتى یک قسمت از اموال اختلاس شده را هم توقیف کرده بود و براى تکمیل این پرونده اتهام متوجه یکى از نمایندگان مجلس بود که باید از او تحقیقات بشود... (یمین اسفندیارى - اسمش چیست آقا؟) وزیر عدلیه بهتر می‌داند من در آن موقع سؤال کردم که آخر چرا اقدام نمی‌کنید براى تعقیب این قسمت اصلاحات را ما باید از خودمان شروع بکنیم اول از مجلس شروع باید بشود (صحیح است) در آن موقع جواب من داده نشد در کابینه بعد راست است که تجدید سؤال نکردم ولى به طور خصوص از جناب آقاى وزیر دادگسترى خواهش کردم که دادستان تعقیب مجرم را از شما خواسته تشریفات قانونى این را شما خودتان می‌دانید که بایدسلب مصونیت بکنید از او چرا نمی‌کنید؟ خوب البته ایشان هم لابد محظورهاى سیاسى داشتند و اقدام نکردند جواب سؤال بنده را هم گرچه چند ماه از عمل مجلس گذشته است هنوز نداده‌اند، این استیضاح نیست حقیقتاً من سؤال می‌خواستم بکنم که دولت جواب بدهد ولى راهى نداشتیم آئین‌نامه راهى به من نداده بود که به توسط سؤال از کابینه جناب توضیح بخواهم لابد شدم به وسیله استیضاح تقدیم کردم بنده نیت سؤال داشتم حالا استیضاح حساب می‌کنید استیضاح حساب کنید (برزین - میزان نیت است) براى من این موضوع که به صورت استیضاح پشت تریبون بیایم و از دولت شخص شریفى مثل آقاى حکیمى استیضاح بکنم خیلى تلخ و ناگوار است زیراکه ایشان وارث یک دستگاه خراب و کثیفى هستند که این خرابى و هرج و مرج و این بدبختى که موجب سؤال یا استیضاح من شده ایشان مسببش نبوده‌اند منتهى آثار علایم این مرض مزمن هر روز به یک صورتى بروز می‌کند در این مملکت حال مزاجى من هم هیچ مقتضى این کار نبود علاوه بر این که اخلاقاً نمی‌خواستم وارد این صحنه بشوم ولى دیدم وظیفه است. لازم است براى راحتى اعصاب مسافرت بکنم بروم کنار دریا خود را تیمار کنم راحت کنم دیدم چاره نیست ما باید انجام وظیفه بکنیم بدبختانه چهل و کسرى از عمل مشروطیت ما گذشته آن حرف‌هایى را که خود جناب حکیمى براى او فداکارى کردند در این شهر و در این مملکت عملاً کم کم از خاطره‌ها فراموش شده ما گرفتار مصایب دو جنگ شدیم گرفتار مصایب بیست سال دیکتاتورى شدیم ماشین مشروطیت ما از محور خودشت خارج شده و باید یک حکومت بسیار قوى و رشیدى بیاید مبارزه بکند تا بتواند این ماشین را به محور اصلى خودش برگرداند من معتقدم که ما باید از الفبا مشروطیت شروع کرده و چند اصل قانون اساسى را بنده در اینجا در مقدمه این عرایض خودم باید قرائت بکنم بعد وارد مطلب بشوم اصل بیست و ششم قواى مملکت ناشى از ملت است طریقه استعمال این قوا را قانون اساسى معین می‌نماید، این یک اصلى است که امروزه در دنیا قبول شده است در دنیاى قدیم اگر مملکت مال اشخاصى بود یک سلاطینى بودند، می‌بخشیدند، جنگ می‌کردند، صلح می‌کردند اختیاراتى داشتند به عنوان ولایات بر ملت وارد یک جریاناتى می‌شدند امروزه دنیا آن اصل را زیر پا گذاشته در مملکت ما که این خانه را مال این مردم می‌دانیم، این خانه‌ای است مشترک ما بین ده، پانزده میلیون نفوس آن طفل صغیر یک سهم از پانزده میلیون سهم را از مملکت حق دارد در تمام امور خودش مثل این که در لباس خودش در

+++

خوراک خودش در سایر چیزهاى خودش باید دخالت بکند. منتهى چون ما او را صغیر تشخیص می‌دهیم مطابق قانون می‌گوییم تا سن فلان باید در تحت ولایات ولى باشد ولى او اقدام‏ می‌کند.

اصل بیست و هفتم آمده، قواى مملکت را به سه تجزیه کرده آن فقره سوم قوه اجرائیه که مخصوص پادشاه است یعنى قوانین و احکام به توسط وزراء و مأمورین دولت به نام نامى اعلیحضرت همایونى اجرا می‌شود به ترتیبى که قانون معین می‌کند ریاست قوه مجریه با اعلیحضرت همایونى است ولى باید به این شکل که خود ایشان حق این را که یک کارى را مگر در امور شخصى خودشان نمی‌توانند انجام بدهند چون مملکت اسلامى است و براى اشخاص حقوق شخصیه محترم است مثل انگلستان نیست که دخالت در امور ازدواج پادشاهش هم ملت بکند که تو خوب نیست این کار را بکنى، درایران ما مسلمان هستیم در احوالات شخصیه پادشاه آزاد است ولى در امور مملکتى مطابق این احکام و فرامین به توسط وزراء و مأمورین دولت به نام نامى ایشان اجرا می‌شود به ترتیبى که قانون معین می‌کند.

اصل سى و پنجم، سلطنت ودیعه است که به موهبت الهى از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده این امانت است ارث پدر کسى نیست حکومت با ملت است کارها را تقسیم کرده‌اند براى این که هرج و مرج نشود هر کس در حدود وظایفى که دارد انجام بدهد، بنده را راست یا دروغ به نام نماینده ملت فرستادند اینجا که در کارشان دخالت کنم. آقا را به نام دولت مسئول مملکت قرار داده‌اند که امور مملکتى را اداره بکند، البته در یک سپاهى چون بیرق محترم است هر طرف حرکت کرد باید از دنبالش بروند وقتى بیرق را بلند کردند باید همه بایستند سلام بدهند مقام او مقام شاخصت است ولى نه شاخصتی که اداره او تحمیل بشود بلکه مظهر افکار است این سلطنت ودیعه است و عبارتش این است که سلطنت ودیعه‌ای است از طرف ملت به شخص پادشاه.

اصل چهل و ششم - شخص پادشاه از مسئولیت مبرا است و وزراء دولت در هر گونه امور مسئول مجلسین هستند این مقام مقدسى است که قانون اساسى ما براى پادشاه قائل شده است، اگر مختار بود مسئول بود، چون اختیار براى کارهاى مملکتى ندارد مبرا است مسئولیت براى ایشان نیست، مختار غیر مسئول معنى ندارد خوشبختانه در مجلس ما ده بیست نفر از قضات داریم و از وزراء چند نفر آقایان عالیقمام که سابقه قضایى مفصل دارند تشریف دارند.

اصل 45 - کلیه فرامین و دستخط‌های پادشاه در امور مملکتى وقتى اجرا می‌شود که به امضاى وزیر مسئول رسیده باشد و مسئول صحت مدلول آن فرمان و دستخط همان وزیر است، این تأیید می‌کند مقام قدس و مقام مسئول نبودن سلطنت را، باید سلطنت پیش همه ایرانی‌ها به قدرى محترم و معزز باشد که دوست و دشمن یعنى موافق و مخالف بیایند همه به آنجا احترام بگذارند (صحیح است) اگر بنا شد دخالت در کار بکنند به ضرر هر کسى این دخالت شد مخالف می‌شود دشمن می‌شود باید دخالت نکرد که به نظر احترام بهش نگاه بکنند، این چیزى نیست که ما در ایران اختراع کرده باشیم، این یک اصلى است که درتمام دنیا براى این مقام پیش‌بینى کرده‌اند.

اصل 47- اعطاى درجات نظامى و نشان و امتیازات افتخارى با مراعات قانون مختص شخص پادشاه است دلبخواه نیست پس قانون حاکم است قانون اراده ملت است که حکومت می‌کند دولت مجرى آن قانون است به نام نامى اعلیحضرت همایونى اجرا می‌کند خود بنده قریب 20 سال در وزارت دادگسترى بودم و روزى چندین حکم که نقض و ابرام می‌شد در دیوان کشور امضاء می‌کردم تمام این احکام به نام نامى اعلیحضرت همایونى صادر می‌شد تمام این‌ها را به نام شاه ما حکم صادر می‌کردیم ولى اعلیحضرت همایونى هیچ وقت دخالت نمی‌کردند و اگر هم دخالت می‌کردند هیچ وقت ممکن نبود ما قبول بکنیم وظیفه ما بود وظیفه ایشان نبود (بعضى از نمایندگان - حالا هم دخالت نمی‌کنند) بلى حالا هم دخالت نمی‌کنند ولى چون اصول مشروطیت فراموش شده است براى این که از بس متملق و چاپلوس زیاد شده است اصول مشروطیت را فراموش کرده‌ایم ما باید برویم از الفبایش حالا شروع بکنیم.

اصل 49 - صدور و فرامین احکام براى اجراى قوانین از حقوق پادشاه است بدون این که هرگز اجراى آن قوانین تعویق یا توقیف نماید غیر از یک ممالک مستبده‌اى اگر در روى زمین باشد که اقتدارت در یک نقطه‌ای مرکزیت پیدا می‌کند یک مملکت مشروطه و قانوى که اقتدارات آن در مجلس شوراى ملى تمرکز پیدا نکند خیال می‌کنم که نیست زیرا که نه شاه حق دارد تصمیمات اینجا را تغییر و تبدیل بدهد نه مجلس سنایى وجود دارد که بتواند در تصمیمات اینجا خللى ایجاد بکند تصمیمات اینجا است که اراده ملت را نشان می‌دهد و آقایان هم باید مجرى آن اراده باشند یعنى آقاى وزراء.

اصل 64- وزراء نمی‌توانند احکام شفاهى یا کتبى پادشاه را مستمسک قرار داده سلب مسئولیت از خودشان بنمایند و سایر اصول قانون اساسى بنده دیگر وارد به سایر موادش نمی‌شوم خیلى مشروح و مفصل این‌ها را حلاجى کرده است البته غرض بنده این بودکه چهل سال است که زیر سایه آزادى و قانون اسماً زندگانى می‌کنیم ولى همان طور که در جلسه اسبق هم عرض کردم خیلى ارزان و مفت این مشروطیت و آزادى به ما داده شده دیگران خیلى زحمت کشیدند تا این آزادى و مشروطیت را گرفتند و در مملکت ما یک شاه نیک نفسى بود مظفر شاه، اشخاصى که در آن روز فداکارى کردند یک عده‌ای تلفات دادند ولى نه مثل ممالک دیگر، به آن گرانى که براى ممالک دیگر تمام شد براى مملکت ما تمام نشد ارزان تمام شد قدرش را ندانستیم تسلیم دستگاه دیکتاتورى کردیم یک عده اشخاص چاپلوس و متملق به نفع شخصى خودشان یک تغییرهایى برخلاف مفهوم و برخلاف صریح این قانون دادند حتى کار به جایى رسید که ایرانى‌الاصل درست کردند توى این مملکت این قوانین در دست چاپلوس‌ها از محور اصلى خودش خارج شد. من حقیقتاً اگر ارادتى به شاه مرحوم نداشتم این شاه فعلى را آنچه شنیدم جوانى است خیلى با رأفت با مهر نابى (صحیح است) حتى تحصیلاتى کرده به اوضاع امروز دنیا آشنا است من علاقه دارم که ایشان سالیان دراز در این مملکت بر مسند سلطنت جلوس بکنند (نمایندگان - انشاءالله) و این عرایض را که می‌کنم چون خود من معتقدم که کمتر در کارهایى که از وظیفه شخصى من خارج است دخالت کنم کمتر موفق به شرفیابى حضور ایشان میشوم براى این که یک مناسبت شخصى که نداشتم ایشان هم در کارهاى مملکتى که دخالتى ندارند که ازشان خواهشى بکنم که اصلاحاتى بکنند و تعجب می‌کنم از بعضى همکارهاى محترم که شرفیاب می‌شوند حضور ایشان و از ایشان تقاضا می‌کنند در صورتى که دولت باید این کار را انجام بدهد، مقام ایشان مافوق این کاره است (صحیح است) (حاذقى - از ایشان می‌خواهند که سفارش کنند) از این تفسیرهاى بی‌ربط که مدتى مطابق این تفسیرها در دوره دیکتاتورى عمل شده کم کم کار مملکت ما دارد به جاهاى بد می‌کشد، من از سه نفر شخص محترمى که سؤال یا استیضاح کردم با سوابق آزادى که جناب حکیم‌الملک، در این مملکت دارند با ارادتى که به آقاى سرلشکر آق اولى سال‌ها است داشتم با این چند جلسه‌ای که اقاى سپهبد را خدمتشان رسیدم ایشان را یک مرد شایسته و صحیحى دیدم من نظر سویى نداشتم و ندارم و معتقدم که این مملکت از محور قانونى خود خارج شده با یک فعالیتى اصول پیش را نباید فراموش کرد، آن اصول که وقایع شهریور دستگاهش را جمع کرد دو مرتبه آن اصول تعیین شود. گاهى تلگرافات کاغذها و یک چیزهاى می‌رسد که اسباب نگرانى می‌شود. مثلاً یک تلگرافى دیروز رسید مال بروجرد است که میرزا محمد میراسفندیار، پور تیمور خلاصه دو نفر شکایت می‌کنند که رئیس لشکر ما را گرفته است از خرم آباد و تبعید کره و فرستاده به بروجرد از این رقم چیزها هر روز در مملکت متأسفانه می‌بینیم (غضنفرى - محلشان بروجرداست) ممکن است که یک استدلاى بشود ولى استبداد بد است، خودسرى بد است، دیکتاتورى بد است براى مملکت ضرر دارد باید جلویش را گرفت چیزى که بیشتر مرا مجبور کرد که بیایم اینجا با حال کسالت صحبت بکنم این حوادث تاریخى است من در ایران درظرف این چهل سال مشروطیت که از گوشه کنار وارد جریان بودم و تماشاچى بودم هر وقت یک حادثه بدى براى ما می‌خواست پیش بیاید یک طلیعه‌ای داشت هر وقت یک طوفان شدیدى به نابود بشود در مقدمه‌اش یک تشنج‌هایى یک بازی‌هایى در مملکت ایجاد می‌شد مثلاً آن موقعى که کابینه آقاى وثوق‌الدوله آن قرارداد کذایى را خواست تحمیل به ایران بکند جلوترش یک کمیته مجازات دست شد امام و پیغمبر در این مملکت ظهور می‌کرد عده‌ای را می‌افتادند یک بازی‌هایى درست می‌شد براى تشویش جامعه براى وحشت جامعه که جامعه از این وحشت و نگرانى و اضطراب پناه ببرد به یک مار غاشیه، آن وقت یک عهد نامه 1919 از تویش درمى‌آمد آن وقایع قبل از کودتا تا موقع جمهورى آن بازی‌هایى که شد آن مرد آمریکایى را جلوى سقاخانه کشتند، هر ساعتى بازى براى مملکت درست شد آن جمهورى قلابى درست شد بعد منجر به‏ تغییر سلطنت شد آقا حالا این بى‌نظمى و تشنج وحشت، اضطراب، قحطی

+++

‌های مصنوعى این‌ها طلیعه یک مرض شدیدى است جناب دکتر وقتى می‌بیند یک دانه‌های کوچکى روى بدن بروز کرده است ایشان تشخیص می‌دهند که ممکن است مرض حصبه باشد ممکن است خطر مرگ باشد باید جلوگیرى کرد این علایم و آثار نشان می‌دهد یک مرض شدیدى را از این نظر من مجبور شد البته من اهل تظاهر نیستم نمی‌خواهم خودنمایى بکنم حال مزاجیم هم مناسب نیست ولى من مجبور شدم که این حوادث اخیر را که دیدم در سه فرسخى طهران دو فرسخى تهران پشت جاده‌ای که اتصالاً اتوبوس قم می‌آید و می‌رود چهار نفر آدم می‌روند آنجا و مردم را لخت می‌کنند به یک طور معمایى فلان شخص را توى خانه‌اش می‌روند می‌کشند تا منجر شد به این قتل اخیر که یک رنگ سیاسى هم خیال می‌کنم داشته باشد که شبیه قتل عشقى بوده این قضایا طلیعه یک چیزهایى است در دنیاى متشنج اگر ما ملتفت خودمان نباشیم جلوى حوادث شوم را نگیریم فردا گرفتار مصایب عجیب و غریب خواهیم بو معلوم نیست که فردا ما در این مملکت بتوانیم بمانیم و یک عده‌ای که پول دارند با طیاره فرار می‌کنند به آمریکا می‌روند مابقى هم اینجا له و لورد بشوند از بین بروند من مجبور شدم در این موضوع صحبت بکنم که دولت آقاى حکیمى مسئول است من کسى دیگر را مسئول نمی‌دانم و من خیلى تعجب می‌کنم که بعضى از رفقا می‌روند به مقام غیر مسئول مراجعه می‌کنند که شما فلان کار را درست بکنید روزنامه‌ها می‌نویسند که فلان کس شرفیابى حاصل کرد امر فرمودند که سال دیگر فلان پل را بسازند (قبادیان - چه تعجبى دارد ایشان شاه مملکتند مورد احترام مملکت است (یمین اسفندیارى - آقاى حائرى‌زاده - شما شاه را استیضاح می‌کنید یا دولت را؟ اگر شاه را استیضاح می‌کنید این حرف دیگرى است، و اگر دولت را استیضاح می‌کنید با دولت صحبت بکنید) اجازه می‌فرمایید مطالب من تمام شود آن وقت هر چه می‌خواهید بفرمایید (دهقان - آخر باید مطالب یک طورى باشد که دیگران سوء استفاده نکنند، سرکار حسن‌نیت دارید ولى دیگران سوءاستفاده می‌کنند) روز جمعه گذشته هم که تا حالا نمی‌دانم 10 روز 12 روز است بنده منزل بودم یک جمعیتى آمدند گفتند که قضیه مهمى دیشب اتفاق افتاد، با این مقتول من آشنایى نداشتم فقط دو دفعه او را دیده بودم نه منزل من آمده بود، نه من منزل او رفته بودم، چون اهل قلم بود و انجمن روزنامه‌نگارن هم در قسمت شمالى منزل من بود من گفتم حاضرم براى تجلیل براى احترام به قلم بروم تشییع کنم وقتى من رفتم گفتند که جنازه را آورده‌اند جلوى مجلس آمدم جلوى مجلس دیدم یک جنازه‌ای آورده‌اند و جماعتى هم جمع شده‌اند اینجا و با یک افکار متشتى چون البته دیسپلین نظامى پیش این‌ها نبود هر کسى یک چیزى می‌گفت آقاى مکى هم تشریف داشتند، و ما آن منظره را تماشا می‌کردیم، من احساس کردم که یک دست‌هایى هم هست که بیشتر دارد به این تشنج کمک می‌کند گفتم آقایان مجلس که جاى جنازه نیست ببرید به مسجدى که نزدیک اینجا است بگذارید آنجا تا بعد در این موضوع اقدام بشود انصافاً دسته مستحفظین مجلس من خیلى از این‌ها راضی‌ام که خود به وظیفه‌شان عمل کرده بودند اگر در را باز گذاشته بودند و این جمعیت را گذاشته بودند وارد مجلس بشوند معلوم می‌شد که بعدها چه عواقب وخیمى پیدا می‌شد این دسته مستحفظین مجلس انصافاً به وظیفه خودشان عمل کرده‌اند (صحیح است) ولى دیدم در بیرون مجلس برادر جناب آقاى متین دفترى که لباس نظام بر تنش هست در آنجا است نمی‌دانم چه سمتى دارد ایشان آنجا امر و نهى می‌کردند من فکر کردم حکومت نظامى که ما نداریم مأمورین شهربانى هم هستند براى این کار و کافى هم هستند که در کارها دخالت کنند این دستگاه بیست سال پیش نیست که جناب آقاى متین دفترى رئیس دولت باشند و قوانین را مطابق دیکتاتورى تفسیر و تعبیر کنند و هر طور که می‌خواهند عمل بشود و در شهر هم نظامی‌ها فرمانفرما باشند.

نورالدین امامى - ایشان افسر دژبان بوده است حالا سمتش را نمی‌دانم.

آشتیانی‌زاده - آقا وظیفه شهربانى بوده است.

نورالدین امامى - بگذارید حرفش را بزند.

آشتیانی‌زاده - البته وظیفه شهربانى است، حرف نزنید بگذارید صحبت کند.

نورالدین امامى - مگر تو رئیس مجلس هستى بگذار حرفش را بزند، شما حق ندارید حرف بزنید، به تو چه آقا.

آشتیانی‌زاده - خفه شو... (زنگ رئیس)

حائرى‌زاده - جمعیتى که جمع شده بودند در جلوى مجلس وظیفه شهربانى است که انتظامات را حفظ کند.

بنده رفتم جناب آقاى رئیس تا با ایشان صحبت بکنم که آقا وضعیت را باید چه کرد و در این فاصله‌ای که من رفتم منزل جناب آقاى رئیس و برگشتم جناب آقاى رئیس هم تشریف نداشتند دیدم که یک عده ژاندارم آمده بودند اینجا مردم را متفرق کرده بودند حالا نمی‌دانم با تانک بود با کامیون بود نمی‌دانم با چه چیز مردم را متفرق کرده بودند، جنازه را من دیدم که بردند پشت مسجد گذاشتند، خلاصه دیدم سه قوه در شهر فرمانفرما است یک قوه شهربانى است مأمورینش وظیفه‌دار هستند براى انتظامات اینجا باشند یک دسته‌ای هم دژبان قلعه بیگى هم بود که کار می‌کرد اینجا، و این سه قوه در یک جا جمع شده بودند و حکومت می‌کردند آقا این هرج و مرج ما را به یک جاى بدى خواهد کشید این قضیه در جریان بود، چند روز بعد من رفتم به شهربانى گویا روز سه‌شنبه گذشته بود نزدیک ظهر بود که رفتم به شهربانى آقاى آشتیانی‌زاده هم آنجا تشریف داشتند قبل از من یکى دو نفر دیگر هم بودند آن موقع آقاى صفارى رئیس شهربانى بود، من به آقاى صفارى گفتم با این وضعیت که امنیت عمومى متزلزل شده ترور و وحشت ایجاد شده مأمورین شما هم عادت به دوسیه سازى کرده‌اند من نظرم هست که یک شخصى را کشته بودند، یک زن و بچه‌ای را کشته بودند شاه سابق هم فشار آورده بود که قاتل را زودتر پیدا کنید، یک شخص سلاخى را پیدا کرده بودند و او را وادار کرده بودند که بگوید من کشتم توى روزنامه‌ها عکس او را انداختند و گفتند که این شخص آن زن و بچه را کشته است و کار این شخص بدبخت نزدیک به اعدام رسیده بود تا این که تصادفاً قاتل پیدا شد و هم دیوانه بود خودش آمد اقرار کرد و اموال مسروقه را ازش گرفتند و موضوع روشن شد و تمیز هم نخواست، گفت من تمیز هم نمی‌خواهم بعد بردند اعدامش هم کردند گفتم به ایشان که شما این سیستم مأمورین هم دارید و این قتل هم معلوم نیست منبعش از کجا است باید رفت ریشه‌اش را سوزاند که مردم فکرشان راحت باشد تا هر جا برسید باید رفت و ریشه این جنایت را بیرون آورد، شما باید یک قاضى یک بازپرس‌هایى که قاضى به تمام معنى باشند و در تحت هیچ تأثیر و نفوذى واقع نشوند براى این کار باید انتخاب بکنید که رفع وحشت از مردم بشود ایشان اطمینان دادند گفتند من دعوت کردم از مأمورین کشف این قبیل جرایم و در عالم رفاقت و همکارى از آن‌ها خواهش کردم که این کاریک مسئله شرافتى است باید شرافت نظمیه را شما در این مورد حفظ کنید و قاتل را پیدا کنید و گفت ریشه جنایت را من به شما قول می‌دهم که اگر چنانچه به یک کوچه به نبستی رسیدم و دیدم تعقیب از این جرم ممکن است به یک مقاماتى لطمه وارد بشود من استعفا می‌دهم و تا هستم اطمینان می‌دهم که موضوع را تعقیب کنم و به شما قول می‌دهم این آقاى آشتیانی‌زاده حاضر بود آقاى اعتضاد حیدرى هست که تاجر بازار بودند حاضر بودند یکى دو نفر دیگر هم بودند صحبت می‌کردیم، چیز محرمانه‌ای نبود عصر آن روز که من آمدم اینجا دیدم ایشان استعفا کرده‌اند، این مسئله بیشتر بر نگرانى من افزود و دولت لازم بود توجه بکند، صفارى این اندازه در این شهر معروف بود که دوسیه سازى نمی‌کند، راست است که یک آدم رشیدى نبود که در قضایا بتواند خیلى مقاومت بکند و دنبال بکند، در کار خودش با نداشتن اسباب و ابزار و لوازم مردم او را آدم دوسیه ساز و حقه بازى نمی‌دانند (صحیح است) آدم خوبش می‌دانند، حالا این آقا که ‏آمده من نمی‌دانم چه جور آدمى است بعضی‌ها تعریفش می‌کنند بعضی‌ها تکذیبش می‌کنند من او را نمی‌شناسم ولى او را کسى تکذیبش هم نمی‌کرد و مقتضى بود که این آدمى را که طرف محبت همان مقتول بود و محمد مسعود که در روزنامه دست رو به سینه احدى نمی‌گذاشت و احوال پرسى از همه کس می‌کرد نسبت به این آقاى صفارى اظهار علاقه می‌کرد و توى روزنامه‌اش که گاهى دیده بوم به او حمله نمی‌کرد خلاصه این شخص هم از نظر این که رئیس نظمیه هست و شرافتش لکه دار می‌شود یک جنایت به این‏ مهمى که در زمان مأموریت او اتفاق افتاده اقلاً لازم بود که یک چنین قتلى را کشف بکند و مصمم هم بود که تعقیب بکند تا این موضوع کشف بشود و همچو حرفى را هم زد ولى ما بعد شنیدیم که به این نتیجه رسید، این را خواستم خدمت آقایان عرض کنم که دنیاى امروز فقط باید متکى به عدالت باشد اگر زور و قلدرى باید حکومت بکند زورمندتر از ما بسپارند ماباید فقط تکیه به عدالت بکنیم، من، شما، حمال، آن شاه

+++

 فرق نمی‌کند اگر تکیه به قانون و عدالت کردیم ممکن است توى این طوفان عظیم دنیا به یک ساحل نجاتى برسیم ولى اگر اغراض خصوصى خودمان را خواستیم اجرا کنیم حب و بغض‌های بی‌ربط و بی‌معنى را تعقیب کنیم آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت آن روزى که رضا خان دیکتاتورى می‌توانست بکند توى این مملکت انگلیس فرمانفرماى جهان بود معارض و مخالفى نداشت امروز آن شکل نیست و ما باید متکى به عدالت باشیم تا بتوانیم در دنیا عرض اندام کنیم و این مطالبى را که من عرض کردم نظرم این بود که به صورت سؤال عرض کنم دیدم مثل آن موضوع دیگر ممکن است آقایان جواب ندهند و شش ماه بماند، حالا سؤال تلقى می‌کنند یا استیضاح جواب به من بدهید خیلى ممنون می‌شوم.

رئیس - آقاى مکى شماهم بفرمایید صحبتتان را بکنید.

وزیر عدلیه - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید بعد آقاى مکى.

وزیر دادگسترى - (آقاى سرورى) آقاى حائرى‌زاده راجع به تقاضاى سلب مصونیت نسبت به یکى از آقایان وکلاء اشاره فرمودند که بنده ناچارم اینجا به طور اختصار جواب عرض کنم چندى بعد از این که کابینه حاضر تشکیل شد آقاى حائرى‌زاده روزى به بنده فرمودند که در دولت سابق نسبت به یکى از آقایان نمایندگان تقاضاى سلب مصونیت شده است و این مطلب مسکوت مانده و ایشان از دولت وقت سؤالى کردند که چرا این مطلب مسکوت مانده است و از بنده خواستند که اولاً اقدام نسبت به این پرونده سلب مصونیت بکنم و ثانیاً سؤال ایشان را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم، این تذکر ایشان موجب شد که بنده سوابق امر را مورد بررسى قرار دهم پس از بررسى سوابق امر معلوم شد که همان طوری که ایشان بیان فرمودند مقامات مسئول قضایى نسبت به یکى از آقایان نمایندگان محترم تقاضاى سلب مصونیت از دولت سابق کرده بودند ولى این تقاضا مسکوت مانده بود و به هیچ وجه نفیاً و اثباتاً به آن ترتیب اثرى داده نشده بود بنده که این موضوع را دیدم دو نکته به نظرم رسید یکى این که اصل قانون اساسى که وکلاى مجلس را مصون از تعرض قرار داده به نظر بنده این اصل یکى از اصول مهم و حافظ آزادى و مشروطیت است، یعنى همان طور که قانون اساسى پیش‌بینی کرده وکلاى مجلس بایستى آزادى تام داشته باشند تا این که بتوانند وظایف سنگینى را که قانون به عهده آن‌ها واگذار کرده است انجام بدهند و نبایستى که قوه مجریه یا قوه قضائیه به دستیارى و بهانه‌هایى بتونند آن‌ها را به عنوان سلب مصونیت تحت تعقیب قرار دهند به همین جهت بنده دستور دادم مقامات مسئول دیگر قضایى پرونده در این بابت تنظیم شده مخصوصاً با نهایت دقت مورد بررسى قرار بدهند تا این که روشن شود واقعاً موضوعى که مطرح بوده قانوناً جرم بوده یا نه و اگر جرم بوده دلایل وافى براى تعقیب موضوع در دست بوده است یا نه و پس از حصول قطعى به این که واقعاً مورد از مواردى است که باید تقاضاى سلب مصونیت کرد آن وقت بنده شرفیاب بشوم و جریان را به عرض مجلس برسانم، نکته دیگرى که مورد توجه بنده واقع شده این بود که چرا در دولت سابق چنین تقاضایى که شده بود مسکوت مانده بود نفیاً و اثباتاً و تصمیمى گرفته نشده بود، این مطلب را هم بنده دستور دادم که مورد بررسى قرار دهند و پس از این که در هر دو قسمت معلوم شد البته نتیجه امر به عرض مجلس شوراى ملى خواهد رسید و جواب نماینده محترم به عرض خواهد رسید، در سایر موضوعات آقایان وزراء به عرض جواب مبادرت خواهند کرد.

رئیس - آقاى مکى.

مکى - همکار محترم بنده آقاى نورالدین امامى در مورد اعتبارنامه آقاى دکتر متین دفترى فرمودند که چرا ما دولت‌های خودمان را لجن مال می‌کنیم کابینه مرحوم مستوفى‌الممالک را استیضاح کردند و همین طور شاهد مثال آوردند، استیضاح به عقیده بنده لجن مال کردن رجال مملکت نیست (صحیح است) بنده به شهادت تمام آقایان و همچنین هیئت دولت فعلى و هیئت دولت گذشته هیچ وقت از هیچ دولتى تقاضایى نداشتم و هیچ وقت هم در هیچ وزارتخانه‌ای نرفتم که یک تقاضایى بکنم، هم از دولت گذشته و هم ازدولت فعلى، اگر از دولت فعلى کوچک‌ترین تقاضایى کردم خواهش می‌کنم آقایان وزراء توضیح بدهند بنده تقاضایم چه بوده تا ملت ایران بداند که من چه تقاضاى نامشروعى داشته‌ام، پس استیضاح بنده اجابت نداى وجدان است، آن کسى هم که کابینه مرحوم مستوفى‌الممالک را استیضاح کرد مرحوم مدرس بود مدرس یکى از رجال بسیار وجیه و ملى ایران بود (صحیح است) به قدرى این مرد آزادى خواه بود که در راه آزادى خواهى خودش آن قدر مبارزه کرد تا سر خودش را کف دست گذاشت و با پاى خودش به مقتل رفع علل استیضاحى که در کابینه مرحوم مستوفى‌الممالک کرد این بود چون مرحوم مدرس مردى بود ورزیده در سیاست و از افعال دولت و افرادى که در دولت شرکت داشتند احتمال یک حوادثى را براى این مملکت پیش‌بینی می‌کرد بنابراین مرحوم مستوفى‌الممالک را که خودم مرحوم مدرس هم بهش معتقد بود ولى قادر به جلوگیرى از آن حوادث نمی‌دید، مرحوم مدرس و همچنین مرحوم مستوفى‌الممالک امروز مدت‌ها است که روى در نقاب خاک فرو کشیده‌اند آن دو پهلوان سیاست هیچ کدامشان حیات ندارند که از تز سیاسى خودشان دفاع بکنند، و یا به بنده بگویند که منظور از استیضاح من چه بود، یا مرحوم مستوفى‌الممالک در آن جواب تندى که گرچه به استیضاح نرسید در آن جوابى که داد منظورش چه بوده، در جراید دو دسته خیلى شدید پیدا شد، یک دسته موافق با کابینه، یک دسته مخالف شدید با کابینه تظاهراتى شد. مرحوم مؤتمن‌الملک در همان تظاهرات یک دسته‌ای را در همین مجلس توقیف کرد، زد و خورد شد در محوطه مجلس در جلسه تنفس به مرحوم مدرس اعتراض کردند که شخص ملی‌تر و پاکدامن‌تر از مستوفى‌الممالک وجود ندارد شما به چه مناسبت از یک چنین کابینه‌ای که در رأسش آقاى مستوفى‌الممالک قرارگرفته استیضاح می‌کنید، گفت من به اقاى مستوفى‌الممالک کمال اعتقاد را دارم ولى رجال ما حکم شمشیر را دارند آقاى مستوفى‌الممالک یک شمشیر مرصع و جواهر نشانى است که براى روز بزم باید به کمر بست ولى امروز مملکت ما احتیاج به یک شمشیرى دارد که براى روز رزم خوب است براى روز جنگ باید به کمر بندند و چون مستوفى‌الممالک آن شمشیر نیست ما بایر سراغ یک شمشیر برنده فولادى برویم که براى روز جنگ به درد بخورد و جلوى آن حوادث را بگیرد (اقبال - آن شمشیر برنده را معرفى کنید) بنده حالا نمی‌خواهم معرفى کنم ولى بنده عقیده او را می‌خواهم عرض بکنم و از عقیده او نتیجه بگیرم پس از این مقدمه‌ای را که عرض کردم خدمت آقایان اگر بنده استیضاح کردم دولت جناب آقاى حکیمى را قصد اهانت یا خداى نکرده بى‌احترامى به شخص آقاى حکیمى و وزراى ایشان نیست زیرا همان طور که همکار محترم بنده آقاى حائرى‌زاده فرمودند که جناب آقاى حکیم‌الملک را همان طورى که بنده در برنامه کابینه‌شان عرض کردم شخص نیک نامى بوده و علاقه دارند که نیک نامى خودشان را حفظ کنند ولى متأسفانه نیک نامى و پاکى و درستى ایشان یا افراد کابینه‌شان این تنها نمی‌تواند یک کشورى را و یک ملتى را که یک احتیاجات زیادى به فداکارى و از خود گذشتگى رجالشان دارند قانع کند. امروز کشور ما احتیاج به یک فداکارى و از خودگذشتگى‌هایى دارد. کبر سن البته تا اندازه‌ای از آن قدرت ایشان کاسته است بنده نمی‌گویم ایشان خداى نکرده سوءنیت دارند کمال حسن‌نیت را دارند که براى این مملکت یک گام‌های بلندى بردارند ومن هم با کمال اعتماد و اطمینان در برنامه‌ای که مطرح شد عرض کردم که هر کجا که قدم مفیدى، هر جا که قدم اصلاحاتى بردارد به تمام لوایح مفید ایشان رأى خواهیم داد و لوایحى که مفید ندانیم از لحاظ عقیده خودمان رأى نخواهیم داد و همین طور هم‏ بوده لوایحى که ایشان به مجلس تقدیم کردند آن‌هایى که مفید بوده بنده رأى دادم و کارهاى خوبى هم که ایشان کرده بنده تقدیس و تقدیر کردم و هر قدر هم اگر به سلامتى دولت ایشان ماند و رأى مثبت گرفت باز هم اگر ایشان کارهاى مفیدى کردند بنده طرفدار کارهاى مفید ایشان خواهم بود و اگر کارهاى مفیدى نکردند باز هم سؤال می‌کنم، استیضاح می‌کنم این وظیفه بنده است که این کار را بکنم اما علل استیضاح بنده یک مختصى عرض می‌کنم بعد وارد موضوع می‌شوم بنده روز جمعه ساعت ده و نیم شب یا ده شب بود که به من تلفن شد از روزنامه ایران ما آقاى پور والى سردبیر روزنامه ایران ما تلفن کرد که الان محمدمسعود را کشتند البته شب خیلى بنده را ناراحت کرد که محمد مسعود را نکشتند زیرا محمد مسعود یک عضوى بوده که در مطبوعات کشور سابقه داشته و نماینده مطبوعات این مملکت را کشته‌اند بنابراین آن لطمه‌ای که وارد شده لطمه‌ای بوده که مستقیماً به مطبوعات این مملکت وارد شده‏...

رئیس - یک قدرى تأمل کنید اکثریت نیست بفرمایید آقاى مکى.

+++

 مکى- ... صبح رفتم خدمت جناب آقاى حائرى‌زاده منزل ایشان بودم چند نفر هم بودند از انجمن روزنامه‌نگاران و یکى از آقایان آمد عقب ما رفتیم آنجا شنیدیم درب مجلس جنازه را آورده‌اند و یک دسته‌ای هم کتک خورده‌اند، سرنیزه خورده‌اند و بیدرنگ بنده و آقاى حائرى‌زاده آمدیم اینجا بعد وقتى که می‌خواستم استیضاح بکنم از دولت آقاى از آقاى حائرى‌زاده استفسار کردم بهتر این است که ما یک سؤالى از دولت بکنیم ایشان هم موافق بودند که یک سؤالى از دولت بشود بعد از ظهرى هم بنده ایشان را ندیدم ولى تا عصرى یک اضطراب و یک غلیانى در افکار مردم دیدم که وحشت مردم را خیلى زیاد نشان می‌داد شب بنده پیش خودم باز فکر کردم که اگر از این وضعیت کاسته نشود این به آزادى مطبوعات و به آزادى نطق و بیان لطمه شدیدى می‌زند و باید براى جلوگیرى از لطمه به آزادى و مطبوعات و جلوگیرى از اختناق یک دواى آنى و فورى را پیش‌بینی و تجویز کرد صبح خدمت ایشان رفتم باز جریان را مطرح کردم ایشان فرمودند که من موافقم استیضاح با هم بکنیم خوشبختانه بنده شاید یکى از آن نتایجى را که می‌خواستم از استیضاح بگیرم همان روز تشییع جنازه محمد مسعود گرفتم زیرا بنده فکر می‌کردم با استیضاح و با توضیحاتى که دراطراف استیضاح خواهم داد یک قدمى ما براى آزادى افکار و آزادى قلم برداشته‌ایم ولى آن تشییع بى‌سابقه‌اى که در دنبال جنازه مرحوم مسعود شد این نتیجه را به ما داد که محیط امروز ایران غیر از محیط بیست سال یا بیست و پنج سال قبل است و تمام آقایانى که تشریف داشتند آن روز ملاحظه کردند تمام تیپ انتولیکتوئل و اکلره مملکت که در این شهر بودند که با چه تشریفاتى عمل کردند و خود این عمل نشان داد که با هر گونه اختناق مطبوعات و عدم آزادى نطق و بیان مخالف هستند همان تظاهر این نتیجه با می‌داد و آن کسانى که می‌خواستند این نتیجه را بگیرند که با قتل محمد مسعود یا با ترور کردن او آزادى قلم را بتوانند محدود بکنند به عقیده بنده هزاران قدم عقب‌تر رفتند این بود که ما استیضاح کردیم و استیضاحمان هم روى دلایلى بود بنده از روز اول که با کابینه جناب آقاى حکیمى اظهار تمایل به کابینه ایشان شد بنده متأسفانه یا خوشبختانه جزو اظهار تمایل کنندگان نبودم رأیى که بنده داده بودم به جناب آقاى دکتر مصدق داده بودم زیرا عقیده‌ام این بود که آقاى دکتر مصدق‌السلطنه تنها کسى است که می‌تواند در این مملکت یک حکومت قانونى و محکمى را ایجاد بکند و چون افکار عمومى و تیپ‌انتلگتوئل و روشنفکر این مملکت ازیشان حمایت می‌کنند ایشان موفق خواهند شد که خرابی‌های گذشته را با پشتیبانى ملت ایران و مجلس شوراى ملى بتوانند تا حدودى که توانایى دارند ترمیم بکنند متأسفانه یک دسته‌ای شروع کردند به سمپاشى که اگر ایشان بیاید حبس می‌کند می‌گیرد، می‌بندد هر چه ما گفتیم آقا او حکومت قانون می‌کند و از حکومت قانون که نباید ترسید اینجا مجلس شوراى ملى است و مرکز ثقل قانون اساسى است ما از خدا می‌خواهیم یک کسى بیاید و قانون اساسى را طابل النعل بالنعل اجرا کند این تنها آمال و آرزوى یک وکیل است و ما از وقتى که به مجلس آمدیم و اعتبارنامه‌هایمان را تصویب شد به قران قسم خوردیم که قانون اساسى را محترم و موادش را اجرا بکنیم متأسفانه این طور نشد و آن حکومت قانونى که بنده انتظار داشتم روى کار نیامد و سبب شد که یک سرى قتل و غارت‌هایى که تا حدى مرموز و اسرارآمیز به نظر می‌رسید در تهران و اطراف تهران شروع شد مکرر آقایان شنیدید که روبروى مسگر آباد شب یک کامیونى را یک اتوبوسى را که به طرف خراسان می‌رفت 15- 16 نفر یا 20 نفر مسافر داشت آن‌ها را غارت کردند در راه قم به تواتر آقایان شنیدند که پنج نفر مسلح با تفنگ‌های به رنو آمدند یک دسته کامیون را غارت کردند همین طور در شهر یک اختلال‌هایى پیش آمد این اختلال‌ها که یک قدرى صورى به نظر می‌رسید بنده را به خیال انداخت که در 1300، 1301، 1302 هم نظیر همین حوادث رخ داد شب در شهر نوى تهران یک نفر سیرابى فروش را گرفتند سر بریدند سرش را توى دیگش گذاشتند خودش را هم توى خندق‏ انداختند چند نفر دیگر را همین طور به تواتر کشتند اسمعیل قهوه چى را هم شب پشت پارک مختارالسطنه کشتند از این قبیل قتل‌هایى که بر وحشت و اضطراب مردم می‌افزود در همه جاى تهران بروز کرد و من جزئیات قتل‌ها را که کى و چه جور اتفاق افتاده است همه را درجلد اول تاریخم نوشته‌ام چندین قتل در یک شب یا دو شب به فاصله دو سه شب از همین قبیل اتفاق افتاد قاتلش پیدا نشد ورثه مقتولینش هم همین طور ماندند بدون این که معلوم بشود که بودند، چه بودند البته این‌ها بر اضطراب و اضطرار آزادى خواهان این ملت افزود تا بالاخره به مرگ عشقى منجر شد جناب آقاى حکیمى به من فرمودند که تاکنون سابقه ندارد که دولت را براى خاطر یک قتلى استیضاح کرده باشند گاندى را در هندوستان کشتند و دولت را کسى استیضاح نکرد بنده آن روز به ایشان عرض کردم گاندى را همان ساعت که کشتند قاتلش را گیر آوردند و دولت را هم که فرمودید استیضاح نکردند بنده راجع به این موضوع دلیل آوردم و تاریخ آوردم دولت سردار سپه را براى خاطر مرگ عشقى استیضاح کردند راجع به این موضوع یکى از نمایندگان هم که آقاى ملک‌الشعراء است در مجلس این بیانات را کرده‌اند آن پنجه سرخى که گریبان عشقى را گرفت و او را به دامن قبر انداخت آن پنجه سرخ در هر یک مملکت قانونى قابل دیدن نیست قابل تحمل نیست باید مجلس شوراى ملى آن پنجه سرخ را قطع کند این را با قوت قلب می‌گویم آن شخص هر که باشد و آن پنجه از آستین هر که بیرون بیاید به شما می‌گویم که اگر آن پنجه خاین و خونین را قطع نکنید مردم قطع خواهند کرد این قابل تحمل نیست دست جنایتکار باید قطع شود در همین مجلس راجع به این قتل صحبت شد ولى امروز یکدسته‌اى از آقایان نمایندگان مثل این که خطر را احساس نکردند و آن روز بلند شدند یک دسته موافق و مخالف روى این موضوع بحث کردند و نگذاشتند استیضاح صورت بگیرد بالنتیجه مرحوم مدرس و آقاى حائرى‌زاده و مرحوم میرزا على کازرونى را که جزو استیضاح کنندگان بودند کتک مفصلى هم بهشان زدند حالا بنده خوشوقتم که یک مقدار حرف‌هایم را زده‌ام و کتک نخورده‌ام.

رئیس - این دوره با آن دوره فرق دارد.

حاذقى - باقی‌اش را هم بزنید و کتک نمی‌خورید.

مکى - ... این است که خواستم به ایشان عرض بکنم که استیضاح شده است و متن استیضاحش را که بنده گرفت اینجانبان راجع به موارد ذیل از دولت استیضاح می‌نماییم.

  1. - سوء سیاست نسبت به داخله و خارجه بقیه استیضاحش البته چون مربوط به این موضوع نبود صرف‌نظر می‌شود 7 نفر از وکلاء هم استیضاح کرده بودند که شاید آقاى حائرى‌زاده (دهقان - حالا دولت جواب آن استیضاح را هم باید بدهد؟) ممکن است آقاى کشاورز صدر که در کالت ید طولایى دارند جواب بدهند این است که بنده واقعاً از ریسمان سفید و سیاه می‌ترسم چون یک مقدارى تاریخ را خوانده‌ام از این لحاظ وقایع را با همدیگر مقایسه می‌کنم و همیشه پیش خودم یک سوء ظنى است دارم، می‌سنجم می‌گویم تاریخ هم که می‌گوید همیشه تکرار می‌شود ولى نرخ وقایع تغییر می‌کند یا سطح وقایع عوض می‌شود و مخصوصاً بنده بر نگرانیم افزوده شد وقتى که در بعضى از جراید خواندم که بعد از قتل محمد مسعود به آن‌ها هم تلفن شده است که اگر شما هم از این فضولى‌ها بکنید مزد شما را هم کف دستتان خواهیم گذاشت و دو روزنامه مخصوصاً این موضوع را نوشته بود یکی روزنامه کسری بود به مناسبت مقاله اخیری که نوشته بود و یکى هم آقاى میر اشرافى مدیر روزنامه آتش بود که نوشته بود مرا هم تهدید کرده‌اند و خود بنده هم یک موضوعى که برایم پیش آمد آقاى سجادیان که تصور می‌کنم یکى از دوستان مرحوم مسعود بوده و از تمام علل و چگونگى قتل او اطلاع دارد به واسطه نزدیکى که به او داشته است چند شب پیش رفته‌اند در خانه‌اش و به نام یک دعواى بین زید و عمر و زد و خوردى شده و چاقو کشى شده و او را هم تهدیدش کرده‌اند ولى منتها دیگرى را زده‌اند و بدر گفته‌اند که دیوار بشوند که اگر از حدود خودش خارج بشود او را هم مثلاً با چاقو یا هفت تیر سزایش را بدهند راجع به علل استعفاى آقاى سرتیپ صفارى که بدون شک یکى از شریف‌ترین افرادى بود که آمد در شهربانى (صحیح است) و با اهتمامى که داشت توانست براى حفظ احترام شهربانى و مأمورین پلیس اقداماتى بکند، ایشان موارد و موضوعش را گفتند و بنده زاید می‌دانم فقط از موقع استفاده می‌کنم و عرض می‌کنم که واقعاً سرتیپ صفارى یکى از خدمتگزاران این مملکت است (صحیح است) و در تمام موارد هم با نهایت درستى و پاکى انجام وظیفه کرده نمی‌دانم چه شد که بعد از ایشان یک کسى را می‌گذارند که با محمد مسعود طرفت داشته و در روزنامه‌اش یک مقاله‌ای برضد او نوشته که آن مقاله را بنده نمی‌خواهم وارد جزئیاتش بشوم وقتى که این روزنامه‌اش به تبریز رسید آقاى سرلشکر ضرابى فرمانده لشکر آذربایجان بود و وقتى که این روزنامه رسید دستور داد که آن شماره روزنامه‌ها را حتى جمع کردند مقاله‌ای نوشته بود که اگر آقایان بخواهند مراجعه

+++

 کنند این عنوان را داشته قالیچه‌های آذربایجان متجاسرند یک همچو چیزهایى برداشته نوشته و همچنین استعفاء یا نمی‌دانم چه بگویم عدم تمایل به خدمت آقاى سرهنگ آصفى است که بعضى از روزنامه‌ها نوشته‌اند ایشان استعفاء کرده دیشب روزنامه اطلاعات و یکى دوتا نوشته‌اند که استعفاء نکرده و در دو سه روزنامه هم امروز بنده خوانم که ایشان در اداره حاضر نمی‌شوند ایشان هم می‌گویند یکى از پایوران یکى از صاحب منصبان شریف شهربانى است که آدمى است با وجدان با شرافت معروف و متصف است نمی‌دانم چطور شده که ایشان هم یا شانه از زیر کار خالى میکنند یا سر خدمت حاضر نمی‌شوند و همین طور سه پهلو مانده بنده روى این جهات و این شرایطى که عرض کرد خودم را ناگزیر دیدم که از دولت استیضاح بکنم و سؤال هم معتقد نبودن زیر ا سه تا سؤال بنده از دولت کرده بودم یکى مربوط به رود هیرمند بود اینجا بستگى به زندگانى سیصد هزار نفر اهالى زابل و یا چند میلیون جمعیت ایران دارد (کشاورز صدر- از این دولت سؤال نکردید) از همین دولت بنده سؤال کردم یکى هم مربوط به الماس سؤال کردم (صحیح است) یکى هم مربوط به مسئله بانک شاهى است که سالى چند میلیون بایستى بانک شاهى به وزارت دارایی مالیات بپردازد اتفاقاً هر سه سؤال سؤالاتى بود که مورد توجه آقایان نمایندگان هم بود قبل از بنده هم چند نفر از آقایان نمایندگان هم در کابینه قبل سؤال کرده بودند خیال می‌کنم که یکى دو نفر از آقایان هم آقاى دهقان و یک نفر دیگر از آقایان راجع به بانک شاهى و معامله الماس سؤالى کرده بودند این بود که بنده ناگزیر بودم که استیضاح بکنم و تصور می‌کنم که اگر دولت در این‏ قبیل موارد بخواهد قصور بکند در پیدا کردن قاتل این به امنیت عمومى کشور ما یک لطمه بزرگى وارد می‌کند چه شده 12 روز از این قتل گذشته هنوز اثرى از دستگیرى قاتل پیدا نشده است فقط اینجا یک جنبه معمایى براى بنده دارد و بنده خیال می‌کنم که تمام این جریان‌ها یک حوادثى است که در آتیه می‌خواهند ایجاد بکنند به واسطه حسن‌نیت و پاکى منتهى خیلى معذرت می‌خواهم ضعف آقاى حکیمى می‌خواستند استفاده بکنند و درزیر سرپوش طلایى و جواهر نشان جناب آقاى حکیمى که به نیک نامى معروف هستند بعضى عملیات نامشروع را یک دسته‌ای هستند در این مملکت که می‌خواهند مرتکب بشوند و پله پله بالا بروند (باتمانقلیچ - ایشان ضعف مزاج دارند ضعف عمل که ندارند) (خنده نمایندگان) بنده اگر ایشان چنین اطمینانى را بدهند که دولت ایشان در آتیه نزدیکى جلوى این قبیل حوادث شوم و وحشت انگیز را می‌گیرد بنده با کمال ارادتى که به ایشان دارم پشتیبان ایشانم و اگر ایشان اطمینان بدهند آن پنجه جنایتکارى که این ناامنی‌ها و این وحشت را در مردم ایجاد کرده آن پنجه را هر که و هر چه باشد قطع بکنند بنده مطمئناً طرفدار ایشان خواهم بود ولى اگر یک دسته‌ای به واسطه همین مختصات و خصوصیاتى که جناب آقاى حکیم‌الملک دارند بخواهند بعد از این قبیل جرایم که شاید مقدمة‌الجیش یک عملیات آتى باشد بخواهند مشغول عملیات خودشان باشند بنده به چنین دولتى با کمال تأسف عرض می‌کنم نمی‌توانم رأى اعتماد بدهم زیرا آتیه این مملکت عصر آتیه مثل همان عصر 1300 و 1301 دچار یک اضطراب و وحشتى خواهد شد که بنده و امثال بنده و شاید همه آقایان نمایندگان اگر خوب احساس خطر را نکرده باشند بنده از امروز به ایشان اطلاع می‌دهم و اعلام می‌کنم که همان آتیه و سرنوشت را خواهند داشت و مطمئن باشند که آزادى براى بشر یکى ازنعمت‌هاى بزرگ است انسان آزاد به دنیا آمده و آزاد باید بمیرد (یک نفر از نمایندگان - خدا نکند) بنده یک ثانیه زندگانى آزاد خودم را که می‌توانم در اینجا در محضر آقایان با یک آزادى کامل بیان خودم را عرایض خودم را عقاید خودم را حضور آقایان عرض کنم به هزار سال وزارت و امارت و بالاترش نخواهم داد و آقایان توجه بفرمایند که موقعیت مملکت ما یک موقعیت خطیرى است و ما امروز احتیاج به اتحاد داریم و تنها چیزى که می‌تواند اتحاد ما را حفظ بکند باید قانون و حکومت قانونى باشد و در سایه حکومت قانون ما باید مملکتمان را حفظ بکنیم و اگر بخواهیم اندک انحرافى از حکومت قانون پیدا کنیم دیگران سوء استفاده خواهند کرد که به صلاح ما نیست و به صلاح مملکت هم نیست ... بنده چند روز قبل خدمت جناب آقاى وزیر دادگسترى عرض کردم که یک شخصى یک تلگرافى به من کرده است و این شخص استدعا می‌کند که قانون را درباره‌اش اجرا بکند بنده چون موضوع مربوط به شخصى است که آن شخص یک انتسابى به خانواده سلطنتى دارد تلگراف را نمی‌خوانم ملکى داشته است ثبت شد در على آباد مجدالدوله که قباله مالکیتش را هم قبل از شهریور 20 صادر کرده‌اند و اخیراً هم کمیسیون‌هایى که شده در آنجا هم رئیس ثبت و هم وزارت دادگسترى همه مالکیت او را شناخته‌اند ولى یک نفر رفته آنجا به نام این که من مصدر فلان هستم آن شخص را زده این تلگراف به مجلس شوراى ملى هم شده که اصلش پیش بنده نیست ولى رونوشت به بنده داده شده است و چند نفر از آقایان هم دارند این تلگراف را، آقاى حائرى‌زاده، آقاى دکتر عبده، آقاى اخوان، روزنامه‌ها هم دارند روزنامه اطلاعات، روزنامه مرد امروز، روزنامه داد، و عده‌ای دیگر. بنده این تلگراف را به ایشان تقدیم می‌کنم و استدعا می‌کنم از حالا باب این کار مفتوح نشود که بخواهند قانون را زیر پا بگذارند و دوره زمامدارى را تکرار کنند و عرایض خودم را خاتمه می‌دهم.

رئیس - آقاى وزیر راه.

وزیر راه - (آقاى اردلان) موضوع استیضاحى که آقایان نمایندگان محترم فرمودند و مطرح است موضوع قتل یک نفرى است که البته هر کس از این ترتیب و این پیش آمد متأثر است و نمی‌خواهد جز این که قاتل حقیقى معلوم و گرفتار مجازات بشود (صحیح است) ولى عرضى که بنده اینجا می‌خواستم خدمت آقایان محترم بیان کنم راجع به سوء تطبیق یا تفسیر اصل قانون اساسى بود که آقاى حائرى‌زاده نماینده محترم تصریحى نفرمودند و اگر جوابى داده نشود از طرف دولت به نظر بنده این سوء تطبیق باقى خواهد ماند اصول قانون اساسى که قرائت فرمودند کسانى که آشنا به قوانین هستند در حقیقت محفوظ ذهن آن‌هاست و اگر بنده هم تکرار می‌کنم براى این است که چون قرائت فرمودند بنده هم قرائت می‌کنم اینجا صریح قانون اساسى اصل پنجاه و یکم می‌گوید اعلان جنگ و عقد صلح با پادشاه است ملاحظه بفرمایید خیلى صریح است، این دیگر هیچ تفسیرى درش نیست در این صورت براى این اصل تفسیر دیگرى نمی‌شود قائل شد عزل و نصب وزراء مطابق اصل چهل و ششم به موجب فرمان همایونى است و همین طور سایر اصولى که قرائت فرمودند این یک طورى است که الان در مملکت مشروطه ما جارى است اصل چهل و پنجم را که کلیه قوانین و دستخط‌های پادشاه در امور مملکتى وقتى اجرا می‌شود که به امضاى وزیر مسئول رسیده باشد و مسئول صحت مدلول آن فرمان و دستخط همان وزیر است این کاملاً اجرا می‌شود براى این که هیچ موردى نیست که شاهنشاه ما فرمانى را دستخطى را امضاء بفرمایند مگر این که وزیر مسئول آن موضوع را به عرض رسانیده باشد و کتباً پیشنهاد کرده باشد (صحیح است) دولت خودش را در مقابل مجلس شوراى ملى مسئول می‌دانم و اگر مواردى پیش بیاید که به مسئولیت دولت لطمه وارد بیاید مخصوصاً دولت جناب آقاى حکیمى که خود آقایان استیضاح کننده طورى بیان فرمودند که بنده نبایستى نسبت به ایشان چیزى عرض کنم چون وارد دولت هستم ایشان زیر بار خلاف قانون نرفته و نخواهد رفت (صحیح است) اصل چهل و هفتم همکارى درجات نظامى و نشان و امتیازات افتخارى با مراعات قانون، مخصوص شخص پادشاه است خوب باید دید که یک درجه یک نشان یا یک امتیازى برخلاف قانون از طرف اعلیحضرت همایون شاهنشاهى به کسى داده شده (دکتراعتبار - همچو چیزى نشده) اجازه بفرمایید بنده معتقدم سوء تطبیق شده و الا من معتقدم که آقایان نمایندگان مجلس و ملت ایران نسبت به اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوى همه نظر احترام و علاقه دارند (صحیح است) همه شاه را دوست می‌دارند (صحیح است) خود آقاى حائرى‌زاده هم همین بیان را کردند ولى با خواندن چند اصل و از این بیان طورى تلقى می‌شود که امروزه خداى نکرده بر خلاف قانون اساسى رفتار می‌شود و بنده از طرف جناب آقاى نخست وزیر مأمور هستم که این قضیه را به عرض آقایان برسان خلاف قانون اساسى عملى نمی‌شود (صحیح است) بدون پیشنهاد دولت فرمانى صادرنمی‌شود دولت کاملاً مسئول وضعیت است و هیچ گاه وزراء سلب مسئولیت از خودشان نکردند و نخواهند کرد (انشاءالله) اما نسبت به خود موضوع این قتل که واقع شده و البته تیمسار وزیر کشور که وارد جزئیات امر هستند مراتب را به عرض آقایان می‌رسانند و به طور کلى بنده هم می‌توانم اطمینان بدهم که هیچ جلسه‌ای از هیئت دولت نبوده که در ابتدا همین توضیحات از آقاى وزیر کشور خواسته نشده باشد ایشان هم البته نمی‌توانند که تمام جزئیاتى را که دارند تحقیق و تعقیب می‌کنند به خود همکارهایشان بگویند براى این که یک مواردى است که باید طورى تعقیب شود تا این که به نتیجه برسد و حالا آنچه که لازم باشد

+++

 به عرض مجلس می‌رسانند و دولت کاملاً موافق است که قتل از هر جنبه‌ای که بوده است و قاتل هر که بوده است و هر دسته‌ای که بوده‌اند تعقیب بشوند مجازات بشوند اینجا چون آقاى وزیر جنگ به من فرمودند این موضوع را به طور اختصار عرض کنم در آن روز قتل چطور شده است که سرهنگ دفترى رئیس دژبان آنجا حاضر بوده اتفاقاً آن روز جمعه بوده است و در جمعه سربازها مرخص هستند و انتظام امور سربازى با دژبان و رئیس دژبان است (صحیح است) که اگر پلیس ببیند که یک نظامى برخلاف رفتار می‌کند فوراً به دژبانى مراجعه می‌کند براى این که ممکن است آن نظامى اطاعت امر پلیس را نکند بنابراین در یک همچو واقعه‌ای که عده‌ای حاضر بودند و ممکن بودیک اغتشاشاتى پیش‏ بیاید وظیفه رئیس دژبانى این بوده که برود در آنجا و اگر اتفاقا یک نظامى بخواهد یک حرکتى بکند رئیس دژبانى او را جلب کند (صحیح است) بنابراین آن روز خلاف قاعده‌ای واقع نشده است چون باقى عرایض من را آقایان وزراء دیگر خواهند گفت بنده یک نکته دیگرى را فقط عرض می‌کنم و آن این است که ضعف دولت با تقویت مجلس شوراى ملى تبدیل به قوت می‌شود از هر دولتى مجلس شوراى ملى پشتیبانى بکند آن دولت قوى خواهد بود (صحیح است) حالا آقایان نمایندگان محترم البته همیشه مختار بوده‌اند و مخصوصاً الان هم موقع این است که آن اختیار خودشان را به موقع اجرا بگذارند وقتى که بخواهند دولت آقاى حکیمى کار بکند و به این رویه چون من مخالف دولت سابق بودم اینجا عرضى راجع به دولت سابق نمی‌کنم چون ممکن است یک عده‌ای موافق آن وضعیت باشند آن به جاى خودش ولى جناب آقاى حکیمى مسلم است که مخالف رویه غلط هستند و می‌خواهند که با یک راه راست وصادقانه‌اى به مملکت خدمت بکنند (صحیح است) آقایان تقویت بکنند این رویه پیشرفت می‌کند تقویت هم نکنند البته دولت ضعیف خواهد شد (صحیح است)

رئیس - آقاى آزاد.

آزاد - بنده قبلاً می‌خواهم خیلى معذرت بخواهم که یک آدمى هستم که نمی‌توانم اصلاً تملق و مداهنه بکنم هر چه در قلب من هست آن به زبان من می‌آید بنابراین اگر یک چیزى به زبان من آمد و مطالبى را گفتم البته آقایان حمل بر بى‌ادبى من نکنند بنده از دولت استیضاح کردم مطابق اصول پارلمانى تمام دنیا مفهوم استیضاح این است که استیضاح کنند به دولت اعتراض می‌کند بده هم که از دولت استیضاح کردم به دولت معترضم اعتراضات من سه موضوع است اولاً راجع به عملیاتى است که در دوره گذشته شده و ما منتظر بودیم کابینه آقاى حکیمى که رأى اعتماد گرفت شروع به اصلاحات آن‌ها بکند و نکرده است (صحیح است) دوم راجع به عملیاتى است که در کابینه خود آقاى حکیمى و بعضى از وزراء ایشان است که بنده توضیح عرض می‌کنم و می‌خواهم عرض کنم که اعتراضات بنده شروع می‌شود اول راجع به یک قسمت از وزارتخانه‌ها من خودم معتقد هستم که اگر یک نفر نماینده در مدت یک سال راجع به یک وزارتخانه و خرابکارى آن بخواهد شرح بدهد کم است من وقت مجلس را نمی‌خواهم بگیرم و فقط چند موضوع را به عرض می‌رسانم بعد هم اعتراضاتى که راجع به سیاستى است که جناب آقاى حکیم‌الملک و کابینه ایشان پیش گرفته‌اند عرض خواهم کرد و تقاضا هم خواهم کرد از آقایان نمایندگان محترم چون مورد استیضاح من غیر از مورد استیضاح دو نفراز آقایان نمایندگان محترم است استیضاح من علیحده رأى بگیرند یک قسمت از آنچه می‌خواستم عرض کنم راجع به وزارت راه است البته آقایان محترم می‌دانند که بنگاه راه‌آهن و وزارت راه یکى از وزارتخانه‌های ما است که خیلى خیلى در آنجا پول نهفته است بنگاه راه‌آهن و وزارت راه به عقیده من بدترین وزارتخانه‌ها است از حیث اختلاس و دزدى‌هایى که در آنجا شده است علت اختلاسی که آنجا این است که یک شرکت مقاطعه‌کارى بعد از شهریور تشکیل شده بود به نام بنگاه، بنگاه سهامى شده و اعضاى این شرکت چهار نفر بودند یکى غلامعلى میکده است یکى عزت‌الله خان هدایت البته داراى یک سوابقى بودند که در زندان بودند و بعد این آقایان آمدند وارد شدند در وزارت راه آقاى غلامعلى میکده معاون وزارت راه شده آقى عزت‌الله هدایت هم شده است رئیس بنگاه راه‌آهن آقاى رأفت شده است مدیر کل و ایرجى شده است بازرس عالى وزارت راه (خنده نمایندگان) حالا شما ملاحظه بفرمایید چهار نفر مقاطعه‌کار که این‌ها یک پرونده‌هایى داشتند در وزارت راه و دادگسترى این چهار نفر آمده‌اند در وزارت راه و تمام نقاط حساس را گرفته‌اند و در اینجا یک نقل و انتقالات عجیب و غریبى شده است که شاید اگر بنده بخواهم شش ماه هم صحبت کنم تمام نمی‌شود ولى رؤس مطالب را بنده عرض می‌کنم یک موضوعى بوده است (این آقاى میکده عضو هیئت عامله یک شرکت دیگرى هم بوده است به نام شرکت راى) این شرکت راى چهار میلیون ریال از دولت پول گرفته است براى راه سازى بود وزارت راه آمد است ادعا کرده است که این چهار میلیون ریال را هم زیادى گرفته است و به وزارت راه مدیون است آن وقت شرکت آمده است یک چهار میلیون ریال دیگرى هم دعوى کرده است به وزارت راه بدبختانه یک قانون در این مملکت وضع شده است که آن قانون حکمیت است که به عقیده من این قانون حکمیت باید به کلى لغو بشو براى این که همه مالیه مملکت را که دزدیده‌اند تمام را به حکمیت واگذار کرده‌اند و یک دعاوى تراشیدند یکى از طرف دولت و یک نفر هم از طرف دیگر آمدند با هم تبانى کردند و هى دولت را محکوم کردند در وزارت راه هم این اشخاص آمدند راجع به چهار میلیون ریال دعوى کردند متقابل کردند که ما 4 میلیون ریال هم طلب داریم فورى کار به حکمیت ارجاع شد کار که به حکمیت ارجاع شد حکم آمد و رأى داد که آن 4 میلیون ریالى که وزارت راه مطالبه می‌کند بی‌خود است و آن 4 میلیون ریالى که این‌ها مطالبه می‌کنند درست است (یک نفر از نمایندگان - حکم که بوده؟) من نمی‌دانم آن اشخاصى که همیشه هستند به من که حکمیت ندادند و شاید بعضى از آقایان هم حکمیت ندادند (دکتر مجتهدى - انحصار دارد) عرض کنم خدمت آقایان که این آقاى میکده معاون وزارت راه هست خودش هم‏ مدیر عامل آن شرکت است که مورد دعوى وزارت راه شده است پس از آن که وزارت راه محکوم شد مطابق قانون باید تجدید نظر بشود ولى نشد حکم را اجرا می‌کنند و 4 میلیون ریال هم می‌دهند به آن شرکت حالا پس حالا ملاحظه بفرمایید که وضعیت این مملکت به چه طریق است و چقدر بد شده است (دکتر اعتبار- این کارهاى کى شده است؟) سال گذشته شده است و من عرض کردم مطالبم یک قسمتش راجع به گذشته است و این‌ها بایست اصلاح می‌کردند این کابینه آقاى قوام‌السلطنه که ما این همه داد و فریاد کردیم و اعلام جرمى که برایش تهیه کردیم براى این بود که می‌گفتیم کابینه آقاى قوام‌السلطنه خوب کار نمی‌کند نظر خصوصى که با آقاى قوام‌السلطنه نداشتیم آقاى عزت‌الله هدایت را من گفتم که یک عده اشخاصى هستند و یک عده اشخاصى را آورده بوده‌اند که در مال دولت افراط می‌کنند گفتیم آقاى حکیم‌الملک که دزد نیستند و کسى هم نشنیده است که ایشان سوءاستفاده کرده باشند ایشان بیایند یک کابینه‌ای تشکیل بدهند و از این سوءاستفاده‌ها جلوگیرى بکنند ولى الحمدالله بعد از آن که ایشان تشریف آوردند اصلاً کارى که صورت ندادند بماند بنده در حضور یک عده‌ای از آقایان نمایندگان که اینجا تشریف دارند گفتم که آقا این را عوض کنید در حضور آقاى دکتر معظمى و هفت و هشت نفر دیگر به بنده گفتند که من 15 سال است با ایشان آشنا هستم با این آقاى میکده عرض کنم که حالا چون ایشان آشنا هستند راجع به این قضایا هم ممکن است که ایشان بگویند که خوب این در دوره من نبوده است من تازه آمده‌ام بنده به این هم اعتراض دارم، وقتى که آقاى اردلان آمدند پسرشان را برداشتند آوردند مدیر کل کردند ولى راجع به این کارهاى هیچ اقدامى نکردند. (وزیر راه - بودند آقا) نخیر آقا نبود بنده اطلاع دارم اتومبیل ایشان هم باقى است براى خاطر جنابعالى بنده همه را اطلاع دارم عرض کنم که در بنگاه راه‌آهن این آقاى اردکانى یک مقدار جنس خریده بود که می‌خواست از خوزستان حمل بکنند به تهران البته باید آقایان بدانند اخیراً مقدار زیادى مال‌التجاره آنجا هست که بنگاه راه‌آهن وسیله ندارد و براى این که وسیله ندارد بنگاه راه‌آهن در آنجاهایى که می‌بیند مال‌التجاره کم است و مردم مال‌التجاره خودشان را با اتومبیل‌ها حمل ونقل می‌کنند یک تخفیف‌هایى قائل می‌شود براى این که به اتومبیل بدهند و این‌ها را با راه‌آهن حمل نکنند ولى در جایى که مال‌التجاره زیاد است چون تقاضا زیاد است و عرضه کم این تخفیف مورد ندارد آقاى اردکانى چون پنج هزار تن مال‌التجاره داشته است که باید از خوزستان حمل بکنند به تهران.

این‌ها آمده‌اند به یکدیگر ساخته‌اند 25 هزار تومان تخفیف داده‌اند و 75 هزار تومان از این

+++

 موضوع سوء استفاده کرده‌اند (بعضى از نمایندگان - چقدر آقا) 75 هزار تومان در صورتى که اگر می‌خواستند این تخفیف را بدهند می‌بایست این را با اجازه وزارت بدهند و این کار را بکنند در صورتى که این کار را نکردند آمدند تخفیف دادند و 75 هزار تومان سوءاستفاده کرده‌اند، آقاى خسرو شاهى 50 هزار متر پارچه داشت که با وزارت جنگ می‌خواست معامله کند با مترى 30 ریال این‌ها رفته‌اند همین پارچه را که وزارت جنگ مترى 30 ریال می‌خریده به مترى 46 ریال خریده‌اند و 80 هزار تومان هم از این راه سوءاستفاده شده (بعضى از نمایندگان - براى کى خریده‌اند؟) براى بنگاه راه‌آهن عرض کنم حضورتان که مطابق ماده 152 قانون جزاى عمومى هر یک از مأمورین دولتى که پول‌های امانت و در پول‌های تقاعد و امثال این‌ها دخالت بکنند از یک سال تا ده سال محکوم به حبس می‌شوند بنگاه راه‌آهن علاوه بر این که 30 میلیون تومان به مالیه مقروض شد در دى ماه پول نداشتند که حقوق کارمندان را بدهند رفته‌اند 21 میلیون تومان از پول تقاعد و دیعه‌هایى که مردم در آنجا داشته‌اند برداشته صرف کرده‌اند در صورتى که در روزنامه نسبت به این قضیه اعلام جرم شده است به آنجا رسیدگى بکند که به چه مناسبت یک عملى که قانون جرم تشخیص داده است رئیس بنگاه راه‌آهن این عمل را کرده است (وزیر راه - مشغول رسیدگى هستند) بلى انشاءالله البته اگر آقایان خاطر داشته باشند جناب آقاى حکیمى می‌فرموند که بایستى خیلى صرفه‌جویی شود، ده روز قبل از این 22 هزار و دویست و هشتاد تومان خرج مبل اطاق آقاى رئیس راه‌آهن شده است (بعضى از نمایندگان - چقدر آقا؟) ده روز قبل از این 22280 تومان خرج مبلش شده است. (برزین - تومان یا ریال) تومان آقا، البته یک قسمت که راجع به گذشته بود که من اعتراض دارم به چه مناسبت آقاى حکیمى که نخست وزیر شدند آقاى وزیر راه را هم تعیین کردند این‌ها را اصلاح نکردند و دو قسمت هم راجع به موقع کابینه خودشان بود یعنى در زمان خودشان، یکى موضوع برداشتن پول سپرده‌های مردم و تقاعد و یکى هم 22280 تومان که برداشته‌اند و صرف این کارها کرده‌اند که این کارها لازم نبوده است و علاوه بر این اصلاً دادن اتومبیل را هم اطاعت نکرده است و نداده است اتومبیل را قایم می‌کنند و اطاعت نمی‌کنند که آن‌ها را بدهند عرض بکنم این مسئله وزارت دادگسترى است آقایان توجه دارید چون که قانون اساسى می‌نویسد مرجع تظلمات عمومى عدلیه است و عدلیه است که می‌تواند حافظ و نگهبان جان و مال و ناموس مردم باشد (صحیح است) به عقیده بنده و تمام مردم اگر عدلیه در یک مملکتى درست شد سایر وزارتخانه‌ها هم درست می‌شوند (صحیح است) وزارت عدلیه ما علاوه بر آن که خراب است اخیراً یک عملى هم کرده است آبروى قوه قضائیه کشور را از میان برد و آن مسئله قتل فرخشاد لیستر است (بعضى از نمایندگان - نقض شده آقا) بلى آقا بنده می‌دانم که نقض شده است بنده در اصل عمل صحبت می‌کنم عرض کنم که در 20 آذر 1324 فرخشاد لیستر مقتول شد چندین مرتبه کاغذ از این طرف و آن طرف نوشتند که می‌دانیم درلندن است و اداره شهربانى نتوانست که اینجا قاتل را به دست بیاورد تا یک روزى اسناد و مدارک و کاغذهایى در خانه فرخشاد لیستر بود آن‌ها را گشتند عکس یک زنى را آنجا پیداکردن رفتند تحقیق کردند دیدند یک زن لهستانى است که در یک کافه‌ای کار می‌کند از آن پرسیدند که عکس تو در خانه فرخشاد لیستر چکار می‌کند گفته بود که فرخشاد لیستر دو مرتبه آمده است در این بار آبجو خورده است و رفته است این عکس را من دادم به ملکى رئیس برزن شمیران ملکى را احضار کردند، اداره شهربانى از او پرسیده بود که این عکس کیست گفت من این عکس را از این زن لهستانى که اسمش چلا است گرفته‌ام پیش من بو د و فرخشاد لیستر این را از من گرفته است می‌گویند که تو چه مناسبت داشتى با فرخشاد لیستر می‌گوید من با این‌ها دوست بودم آشنا بودم آن شبى که فرخشاد لیستر مفقود شد من در اتومبیل با فرامرز لیستر رفتم به سینما گفتند پرسیدند چه اتومبیلى بود مستنطق هم‏ عین همین را سؤال کرد از فرامرز لیستر گفت متعلق به پسر عیسى رفیع است که در آمریکا است بعد که آمد گفتند این اتومبیل را که می‌خواستی بفروشى به فرامرز لیستر چه اتومبیلى بود گفت من اتومبیل نداشتم که بفروشم اداره شهربانى سوء ظن پیدا کردند و فرستادند دنبال فرامرز لیستر، از فرامرز لیستر پرسیدند که تو عیسى رفیع را می‌شناسی گفت من نمی‌شناسم گفتند چطور تو نمی‌شناسی این شخص دست پاچه شد و گفت اگر پدر من رضایت بدهد من خواهم گفت و حقایق را اعتراف می‌کنم فرستادند دنبال لیستر و گفتند بیایید اینجا لیستر عصبانى شد و گفت شتر را در خانه صاحبش قربانى می‌کنند پسر مرا از بین بردند و سند را از من می‌خواهید بگیرید، گفتند تو این کاغذ را بنویس کار نداشته باش، کاغذ را نوشت بعد فرامرز اقرار کرد و گفت که من با سرهنگ اعتمادى و دو پسر او و یک نفر دیگر رفتیم و برادرم را در راه با پتک کشتیم و انداختیم توى چاه از او پرسیدند که این سرهنگ اعتمادى براى چه با تو همراهى کرد، گفت 150 هزار تومان پول به او دادم گفتند پول به او دادى؟ گفت قبضى بهش دادم گفتند چطور شد که این به قبض تو اعتماد کرد گفت قرار شد که وقتى برادرم را کشتم پدرم را هم بکشم وقتى که ارث به من رسید آن وقت 150 هزار تومان را بدهم، گفتند جنازه الان کجا است، گفت جنازه توى چاه است، رفتند و از آن چاه جنازه را بیرون آوردند ساعتى در دست او بود که مال فرخشاد لیستربود گفت این ساعت هم مال برادر من است ساعت را هم ازش گرفتند، بعد رفتند خانه سرهنگ اعتمادى خانه‌اش را وقتى تفتیش کردند قبض 150 هزار تومان از خانه‌اش درآمد، درست آقایان توجه بفرمایید یک قتلى اتفاق افتاده است و یک سال هم می‌گذرد بعد قاتل می‌آید اعتراف می‌کند که من این را کشتم و جنازه‌اش توى چاه است در ظرف این مدت کسى نمی‌دانست مقتول در کجا است، بعد که قاتل پیدا شد محل قتل را با جنازه نشان می‌دهد آن قبض را هم می‌گوید من دادم براى کشتن این شخص آن قبض‌ها هم از خانه سرهنگ اعتمادى بیرون می‌آید، یک چنین قتلى را محکمه آمده است قاتلینش را تبرئه کرده که تمام آثار و علایم جرم هست، البته یک عده زیادى از آقایان در اینجا قاضى هستند و می‌دانند نکاتى را که بنده عرض می‌کنم چیست، در جریانى که پرونده به محکمه رفته بود یک نفر از روزنامه‌نویس‌ها که وکیل دادگسترى است می‌رود پهلوى آقاى مدعى‌العموم می‌گوید که شما این اعتمادی‌ها را از زندان مرخص کنید من سى هزار تومان پول به شما می‌دهم می‌گویم دادستان می‌گوید که خوب اگر من سى هزار تومان را گرفتم با مسطنتقش چه بکنم می‌گوید او را هم پول می‌دهم می‌گوید با وزیر عدلیه چکار بکنم می‌گوید می‌گوید او را هم به حد اشباع بهش پول می‌دهم این صحبت‌ها را آقاى دادستان در حضور آقاى ابوالقاسم فروهر و آقاى تجدد معاون وزارت دادگسترى و چند نفر دیگر کرده است بعد گفته بود من این کار را نمی‌کنم ولى می‌توانم این قضیه را یک قدرى حلی بکنم وقتى که براى خلاص چند نفر متهم از زندان به قید کفیل سى هزار تومان به دادستان بدهند حداقل 10 هزار تومان هم به مستنطق به طور قطع می‌دهند آن طورى که دادستان می‌گفت باید حداقل سى، چهل هزار تومان بدهند به وزیر دادگسترى وقتى که این‌ها مرخص شدند به قدری پول داده‌اند که این‌ها اشباع شده‌اند یعنى این قضاوت به قدرى اشباع شده‌اند که پول اسیرشان کرده است برداشته‌اند چنین رأیى را داده‌اند راجع به یک چنین قتلى، آن هم یک قتلى که هیچ کس نمی‌دانسته است بعد قاتل اعتراف می‌کند و می‌روند جنازه را از توى چاه درمى‌آورند و بعد هم آن قبض‌هایى که می‌گویند آن‌ها هم در می‌آید این قضایا را دیر زمانى است که بنده می‌خواستم بگویم سؤال کردم ولى آقاى وزیر دادگسترى نیامدند اینجا که جواب بدهند، من معتقد هستم آقا که در اثر عدم مراقبت آبروى مملکت از هر حیث می‌رود بالاخره اینجا یک کشورى است که نمی‌دانم هزارها و چقدر در این مملکت خارجی‌ها هستند. این‌ها در اینجا زندگانى می‌کنند اشخاص داخلى در اینجا هستند. یک عمل به این واضحى را یک محکمه جنایى که بزرگ‌ترین محکمه‏ است در این مملکت او را تبرئه می‌کند و چون آقاى وزیر دادگسترى در اینجا تشریف دارند براى حفظ آبروى داخل و خارج این محکمه را منحل بکنند (بعضى از نمایندگان - حق ندارند آقا) بلى درست است حق ندارند ولى آن محکمه حق داشت که این قاتل را تبرئه بکند؟ (ملک مدنى - حکم محکمه را دیوان عالى تمیز نقض کرده وزیر عدلیه نباید در کار عدلیه دخالت کند) اجازه بفرمایید من عرض می‌کنم که یک نفر آدم یک کارد به کسى می‌زند آن ضارب را می‌گیرند و حبس می‌کنند ولى آن جرم که از بین نمی‌رود من عرض می‌کنم یک عمل برخلاف قاعده شده است حالا محکمه بالاتر نقض کرده است بسیار خوب ممکن است که این را نقض هم بکند ممکن است که قاتل را دوباره هم بگیرد ولى یک محکمه‌ای در مرکز مملکت نباید یک چنین کارى را بکند و اگر کرد وزیر عدلیه نباید ساکت بنشیند آقاى وزیر عدلیه مرجع این کار است این‌ها را باید تسلیم محکمه بکند (وزیر دادگسترى - جواب

+++

 خواهم داد) آقاى وزیر دادگسترى از وزراى وظیفه‌شناس هستند (صحیح است) انشاءالله امیدوارم وظیفه‌شناس هم باشند عرض کنم آقا ما یک مملکتى داریم که مملکت خوبان است اسم هر کس را می‌برند می‌گویند خوب است ولى من نمی‌دانم این فساد از کجا پیدا شده است همه که خوبند پس این فساد چیست اینجا نه نان است نه آب است بنده آقایان یک قدرى می‌خواهم صحبتم را مختصر بکنم براى این که آقایان ممکن است یک قدرى ملالت پیدا کنند مسأله که بنده می‌خواهم عرض کنم موضوع دولت است در تمام دنیا یک نفر را که رئیس الوزراء می‌کنند تمام سیاست داخلى، خارجى امور مالى قشونى همه دست رئیس الوزراء سپرده می‌شود که به عقیده من بزرگ‌ترین مقامى است که نظر قدرت ملى که به شخص نخست وزیر سپرده می‌شود البته یک چنین شخصى به طور قطع بایستى شایستگى داشته باشد فعال باشد داراى انرژى باشد تا بتواند از این قوا به منفعت مملکت استفاده بکند، عرض کنم جناب آقاى حکیم‌الملک یک آدمى است که 78 سال از قرارى که می‌گویند سن دارد، ایشان البته بر اثر کبر سن یک قدرى ضعیف شده‌اند این هم البته طبیعى است براى هر کس پیش می‌آید البته اگر آقایان به خاطر داشته باشند ایشان چند شب قبل که خواستند معاون پارلمانى را معرفى بکنند فراموش کردند رو کردند به آقاى رئیس، آقاى رئیس فرمودند که آقاى دکتر زنگنه معاون است من چند روز قبل از آن هم در وزارت خارجه بودم جناب آقاى حکیمى رو به آقاى فرهودى کردند گفتند که هیئت وزیران کى می‌شود گفت فردا گفتند صبح یا عصر، البته من خیلى به جناب آقاى حکیم‌الملک احترام می‌گذارم ولى این را هم عرض می‌کنم که کار مملکت آقا بچه بازرى نیست مملکت باید داخله‌اش منظم باشد سیاست خارجش منظم باشد بالاخره یک نفر رئیس الوزراء براى این مملکت لازم است که این اقلاً در اثر هر چیز که باشد یا مرض یا اقلاً سنش زیاد باشد این از کار نیفتاده باشد و بتواند بفهمد و بتواند مطالب را حلاجى بکند آقاى حکیم‌الملک باید بروند عبادت بکنند (بعضى از نمایندگان - اهانت نکنید) بنده اهانت نمی‌کنم بنده عرض کردم که ایشان یک شخصى هستند مسن و به واسطه زیادى سن (یک نفر از نمایندگان - سنشان زیاد نیست) انشاءالله خدا سن جنابعالى را هم زیادتر بکند در آن سن غذا هم نمی‌توانید بخورید این البته طبیعى است و همه اشخاص اگر بتوانند خودشان را حفظ بکنند ممکن است که به این حال برسند این چیزى است که خداوند مقرر کرده است عرض کنم حضورتان در دوره چهاردهم جناب آقاى حکیم‌الملک نخست وزیر شدند نخست وزیریشان دو ماه طول کشید بعد استعفا دادند رفتند ایشان بایستى یک تجاربى می‌آموختند براى دوره دوم که باز نخست وزیر شدند آن قدر از دوره گذشته تجربه نیاموختند که بتوانند رأى اعتماد براى کابینه ایشان بگیرند، به عقیده من از اگر یک چنین شخصى در خارج پیدا می‌شد و در کار سیاست با این قدرتى که او را حفظ می‌کند نمی‌توانست کارى بکند ناچار می‌رفت و البته در دفعه دوم که می‌آید باز آن عملیات را می‌کند دیگر او را در کادرسیاسى نمی‌گذارند، خوب الحمدالله در دوره سوم هم آمدند نخست وزیر شدند، ایشان بایستى بدانند که چه شخص و چه قدرتى ایشان را نخست وزیر کرده است، در دنیا بیش از سه قوه‏ نیست که یک نفر نخست وزیر را روى کار می‌آورد و از او نگاهداى می‌کند، اول یک سلطان مقتدر یا یک دیکتاتورى است، دوم یک حزب قوى است، سوم هم همین مجلس است. در مملکت ما هم به حمدالله شاه دیکتاتورى نیست، یک شاه مشروطه‌ای داریم که انشاءالله خداوند تا آخر عمر به همین حال باقی‌اش بدارد (صحیح است) حزب هم وجود ندارد که آقاى حکیم‌الملک به آن حزب تکیه کنند و یک مجلس هم هست که به آقاى حکیم‌الملک رأى داده است و غیراز این مجلس هم قدرتى نیست و این مجلس هم اگر خوب است باز باید با این مجلس بسازند براى این که این مجلس با یک رأى، اگر عده 101 نفر باشد چنانچه 51 نفر رأى ندهند دولت را می‌شود انداخت و اگر بالعکس 51 نفر هم رأى بدهند می‌شود آقاى حکیم‌الملک را نگه داشت، در این صورت می‌شود اعلام جرم کرد محکومش کرد، می‌شود تبرئه‌اش کرد، همین طور می‌شود تاج افتخار به سرش گذاشت می‌شود او را انداخت زندان، پس در صورتى که نقطه اتکاء دولت این مجلس است آقاى حکیم‌الملک می‌بایستی در تمام کارهاى خود با نمایندگان صحبت بکند، مشورت بکند، صلاح اندیشى بکند تا این که کارها بر وفق مرام انجام پذیرد و متأسفانه آقاى حکیم‌الملک در این دوره که بنده هستم و ایشان هم شود نکرده‌اند ایشان می‌گویند که مجلس از دولت پشتیبانى کند، بسیار خوب ما پشتیبانى می‌کنیم ولى پشتیبانى که را بکنیم، بالاخره اگر ایشان می‌خواهند یک کارى بکنند، یک مسایلى را انجام بدهند بایستى با مجلس مشورت بکنند من می‌خواهم یک توضیح بیشترى به جنابعالى بدهم حکومت مشروطه یعنى چه؟ حکومت مشروطه یعنى این که در جمیع کارهاشان شور بکنند، در تمام دنیا حکومت مردم بر مردم اول از حزب شروع می‌شود و به وجود می‌آید، یعنى یک حزب به وجود می‌آید، یعنى عده‌ای با هم شروع می‌کنند وکیل انتخاب می‌کنند و می‌فرستند به مجلس این وکیل هم وقتى که به مجلس می‌آید با این عده در تماس است نخست وزیر و وزیر هم که انتخاب می‌شود این وکلاى حزب انتخاب می‌کنند در ممالکى که دمکراسى هست وکیل بدون انتخاب حزب اصلاً در مجلس نیست وزیر هم که انتخاب می‌شود از همین‌ها است در هیچ جاى دنیا این طورنیست که وکیل که انتخاب می‌شود بیاید اینجا بگوید من به موکلین خودم هیچ کارى ندارم، در دنیا غیر از مملکت ما درسایر ممالک چنین وکیلى وجود ندارد چنین رئیس الوزرایى وجود ندارد که یک مجلسى که آمده است او را به وجود آورده است و نخست وزیر کرده است بگوید که من نسبت به آن مجلس بى‌اعتنا هستم، این عمل در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد نخست وزیران می‌آیند با رؤساى فراکسیون‌ها و حتى با احزاب و افراد در کارهاى مهم مملکت شور می‌کنند مملکت که مال شخص نخست وزیر نیست که بیاید اینجا بگوید که من این کار را دلم خواست و کردم، مملکت مال تمام مردم است، وقتى که مملکت مال تمام مردم شد باید با تمام مردم شور کرد، مردم با چه کسى باید در تماس باشند با همین نخست وزیر باید تماس بگیرند در انگلستان در فرانسه اشخاصى که رئیس الوزراء هستند در وهله اول لیدرهاى احزاب را می‌خواهند با آن‌ها صحبت می‌کنند، با افراد صحبت می‌کنند در کجاى دنیا دیده شده که یک رئیس الوزراء بیاید و بگوید از من حمایت بکنید ولى هر چه سید ضیاء‌الدین می‌گوید من قبول می‌کنم، این رئیس الوزراء اگر هر چه سید ضیاء‌الدین می‌گوید قبول می‌کند پس ما چرا از او حمایت کنیم او از ما چرا حمایت می‌خواهد و این کار البته درست نمی‌آید و ایشان می‌بایستی که در کارها با ما مشورت کنند ولى به هیچ وجه من الوجوه با ما کارى ندارند دولت شوروى یادداشتى داد خوب بالاخره اینجا مجلس شوراى ملى است، ایشان باید بیایند با فراکسیون خارجه صحبت کنند بعد جواب بدهند و اگر خودشان جوابى دادند و مملکت بعداً دچار شد مسئولیت این با کى است، باید با نمایندگان در تماس باشند صحبت کنند، ایشان آمده‌اند می‌گویند دولت را پشتیبانى کنید، ایشان یک وزیرى را انتخاب می‌کنند ما هم باید به او رأى بدهیم در صورتى که وزیرى را که رئیس الوزراء انتخاب می‌کند بایستى با اطلاع مجلس باشد والا این آقاى رئیس الوزراء اگر یک وزیرى انتخاب بکند من که با او سابقه خوبى نداشتم، به او بدبین بودم رأى نمی‌دهم وقتى که رأى ندادم ساقط می‌شود منتظر خدمت می‌شود. پس من معتقدم که این اصول غلط بوده است عرض کنم حضورتان در اینجا صحبت شد و در روزنامه‌ها هم نوشتند که مقدمه دیکتاتورى را که انجام می‌دهید بشود اگر دیکتاتورى به وسیله کودتا نیست من معتقدم که مجلس شوراى ملی که مرکز ثقل مملکت است اگر چنانچه حق حاکمیت خودش را که حق حاکمیت ملت است حفظ کند به هیچ وجه من الوجوه نه دیکتاتورى پیش می‌آید و نه این که هیچ کس پیدا می‌شود و قدرت دارد که آزادى ملت ایران را از بین ببرد (صحیح است) من می‌خواهم از آقایان تقاضا کنم، عرض کنم من امشب آقاى حکیم‌الملک را استیضاح کردم این استیضاح البته معتقد هستم که مجلس شوراى ملى را سر دو راهى گذاشته است یعنى یا مجلس شوراى ملى بایستى حق حاکمیت ملى خودش و حق ملت ایران را به دست بیاورد یعنى شکست نخورد شکست یعنى چه؟ یعنى این که وقتى که آقاى حکیم‌الملک می‌آید به مجلس شوراى ملى و بى‌اعتنایى می‌کند و مشورت نمی‌کند به طور قطع باید بدانید یک کابینه دیگر که می‌آید به مجلس شوراى ملى اعتنا نخواهد کرد و همین قضیه سبب می‌شود که مجلس شوراى ملى حق حاکمیت خودش را از دست می‌دهد آن دوره‌ای که مجلس شوراى ملى حق حاکمیت خودش را از دست داد و وضعیت مثل سابق شد اول از اینجا شروع شد که یک وکیلى گفت من با رئیس الوزراء رفیق هستم بعد گفتند با فلان وزیر تا این که کم کم به طرف دولت رفتند دولت هم ابتدا به یک عده‌ای از این‌ها کمک کرد و حمایت نمود تا این که بعد مخالفین خودش را از بین برد و دست این‌ها را هم گرفت و انداخت بیرون بعد از دو دوره سه دوره چهار دوره ما یک مجلس

+++

شوراى ملى داشتیم مثل یک اداره اشخاص را انتخاب می‌کردند و می‌آوردند من معتقدم که اگر چنانچه خواسته باشیم حق حاکمیت مجلس شوراى ملى که بعد از خداوند متعال بزرگ‌ترین قدرت دمکراسى است حفظ کنیم هیچ حادثه بدى در مملکت پیش نخواهد آمد نه کسى می‌تواند دیکتاتورى بکند و نه این که کسى می‌تواند ظلم و ستم بنماید ولى اگر چنانچه با این ورقه سفیدى که می‌دهم خیال کنیم که یک ورقه سفیدى است براى ما چه فرق می‌کند چه اهمیت دارد ما با آقاى حکیم‌الملک دوست هستیم به این جهت ورقه سفید می‌دهیم آقایان این ورقه سفید ممکن است حق حاکمیت ملت ایران را از بین ببرد قبل از این که در اینجا یادداشت دولت شوروى برسد در اینجا گفتم که ملت ایران حق حاکمیت خودش را دوست دارد و مجلس ما در مقابل بیگانه سر تسلیم فرود نمی‌آورد، الان هم باز عرض می‌کنم که ما بایستى حق حاکمیت خودمان را در مقابل هر دولتى حفظ کنیم پاینده باد حق مالکیت ملت ایران.

رئیس - آقاى صدرزاده.

وزیر دادگسترى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بعد از آقاى صدرزاده بفرمایید.

صدرزاده - بنده تصور می‌کنم که موضوع استیضاح یکى از موضوعات و مسایل مهم پارلمانى است زیرا که در اثر یک استیضاح ممکن است به این جا منتهى شود که مجلس به عدم رضایت خود نسبت به دولتى قضاوت می‌کند و قدر مسلم این است که استیضاح کننده باید در عقیده خود جازم باشد، بنده ملاحظه کردم که جناب آقاى حائرى‌زاده ضمن بیاناتى که کردند این طور اشاره فرمودند که من نیتم این بوده است که به طور سؤال بیان و طرح کنم نهایت چون اطمینان نداشتم که دولت جواب بدهد به صورت استیضاح بیان کردم و حالا هم مجلس تلقى کند و خلاصه بیان کردم و حالا هم مجلس مخیر است که این را به صورت استیضاح یا به صورت سؤال تلقى کند و خلاصه بیانات ایشان و اظهاراتى که جناب آقاى مکى فرمودند این است که یک نگرانى از آتیه اظهار می‌کنند که ممکن است حادثه ناگوار قتل محمد مسعود طلیعه یک حوادث ناگوارى باشد، بنده حدس چنین حادثه ناگوارى را نمی‌زنم به علاوه اگر ما که حافظ و نگهبان مشروطیت هستیم و چنان که سوگند یاد کرده‌ایم به وظیفه خود عمل کنیم هیچ وقت به اساس مشروطیت و آزادى ما لطمه‌ای وارد نمی‌شود (صحیح است) به خصوص که امروز یک شخص قابل احترامى بر تخت سلطنت جالس است و عامه ایرانیان به دیده احترام به او می‌نگرند و خود خواهان آزادى است (صحیح است) اما راجع به قضیه قتل محمدمسعود اگر یک نابکارى مرتکب چنین امر عجیب شده باشد به هیچ وجه مربوط به دولت نیست و حتى نشانه این نیست که خواسته باشد به آزادى قلم و مطبوعات لطمه‌ای وارد کند، زیرا که امروز آزادى قلم و مطبوعات یکى از مسایلى است که تمام طبقه روشنفکر حامى و طرفدار آن هستند (صحیح است) و تقریباً در میان این طبقه یکى از بدیهیات اولیه است که حتى احتیاج به بحث و گفتگو ندارد و امیدوارم که خود ارباب جراید این احترام را به وسیله حق نویسى و منحرف نشدن از جاده حقیقت و نزاکت براى همیشه محفوظ و مصون بدارند (صحیح است) تنها چیزى که باید از دولت خواست کشف قضیه و دستگیرى و به مجازات رساندن مرتکب در حدود قانون است و تصور می‌کنم که هنوز دیر نشده است و ما هم دلیلى نداریم که دولت قصورى در این باب کرده باشد (صحیح است) بنابراین اگر این فرضاً اعتراضات آقایان محترم به عنوان استیضاح هم تلقى بشود چیزى نیست که اعتماد ما را از دولت سلب بکند (صحیح است) خاصه این که خود آقایان محترم تصریحاً و تلویحاً نسبت به جناب آقاى حکیمى و وزراء محترم ایشان و سوابق آزادى خواهانه آن‌ها اشعار فرمودند که ما شک نداریم که در زمان زمامدارى ایشان هیچ وضعیتى که اخلال به آزادى برساند روى نخواهد داد بر فرض محال که روى دهد پس فداکارى ما براى چه موقع خواهد بود، راجع به قضیه لیستر که آقاى آزاد به آن اشاره کردند بنده باید این تذکر را بدهم که در محاکمات ایران در دعاوى به دو درجه رسیدگى می‌شود یک درجه در مرحله بدوى، و دودرجه دیگر هم در استیناف و یک دادگاه هم مافوق این محاکم قرار گرفته است که تمیزاً رسیدگى می‌کند در قضایا بسیار اتفاق افتاده است که قضاوت مرحله اولى در رسیدگى اشتباهى کردند خطایى کردند ما در احکام قضایى اسلامى داریم که اگر قاضى رسیدگى کرده و آن اصاب فله اجران و ان اخطاء فله اجراً واحد، یعنى اگر قاضى کوشش خودش را در راه حق کرد و رأیش اصابت به حق و مطلوب کرد دو اجر دارد، و اگر اشتباهى بر او واقع شد یک اجر دارد، ما نمی‌توانیم بگوییم که هر وقت یک حکمى از یک دادگاهى صادر شده است قاضى در اینجا مرتکب رشوه و ارتشایى شده است این یک دلیل خاصى لازم دارد، دراین قضیه دیوان عالى کشور حکم دادگاه جنایى را فسخ کرده است بنابراین اگر اشتباهى براى دیوان جنایى حاصل شده است در این مرحله بعدى مرتفع شده است و اینک دادگاه جنایى اصفهان مجدداً رسیدگى خواهد کرد، حالا اگر جناب آقاى آزاد و دیگرى معتقد است که خداى نخواسته قضات یک سوءاستفاده کرده‌اند باید دلیلى در این بابت باشد والا هیچ منطق ندارد که ما بگوییم بى جهت و به تصور این که دادگاه حکم داده او را متهم سازیم، اگر دلایلى در این بابت داشته باشند ممکن است از مجارى مقامات رسمى و قانونى حل کنند تا قاضى که برخلاف حق و حقیقت سوءاستفاده‌ای کرده باشد مورد تعقیب قرار گیرد و بنده یک نکته دیگرى را هم می‌خواهم عرض کنم و آن این است که استیضاحى را که جناب آقاى حائرى‌زاده و جناب آقاى مکى و همچنین آقاى آزاد راجع به قتل مرحوم محمد مسعود نموده‌اند (آزاد- مال من نبوده است) جناب آقاى رئیس راجع به قتل محمد مسعود...

رئیس - او ا ظهارى نکرده مخبر است هر چه می‌خواهد صحبت کند اشکالى ندارد.

صدرزاده - غرض من این است که منافات دارد یا ندارد، دیگر هم عرضى ندارم.

دکتر عبده - بنده اخطار قانون اساسى دارم.

اردلان - بنده مطابق مواد 44 و 46 48 اخطار دارم.

رئیس - بفرمایید.

اردلان - عرض کنم که بنده اجازه می‌خواهم به موجب مواد 44 و 46 و 48 نظامنامه به عرض آقایان برسانم که موضوع استیضاح یک طرح یا یک لایحه قانونى نیست که موافق و مخالف نمایندگان بتوانند در اطراف آن بحث بکنند تمام مواد 44 و 46 و 48 نظامنامه و همچنین اصل 27 و 42 و 61 قانون اساسى تصریح دارد که جوابگوى استیضاح کنندگان دولت است یعنى وزراى مسئول با یکى از وزراء به مناسبت مسئولیت مشترکى که دارند...

رئیس - این طور نیست وکیل هم می‌تواند به عنوان موافق و مخالف صحبت کند.

اردلان - در نظامنامه این طور نوشته حالا هر چه آقاى رئیس می‌گویند در صورت این طور است.

رئیس - در نظامنامه ننوشته که وکیل صحبت نکند. آخر این مجلس سوابقى دارد. یک آئین‌نامه‌هایى نوشته شده در کجا نوشته‌اند که وکیل صحبت نمی‌تواند بکند، می‌نویسد پس از استماع توضیحات وزیر یا وزراء (جمعى از نمایندگان - وارد نیست) آخر آقاى اخوی‌تان آمدند اینجا جواب دادند (صحیح است) بفرمایید بنشینید وکیل حق دارد. در اطراف استیضاح دفاع کند. آقاى وزیر دادگسترى بفرمایید.

وزیر دادگسترى - نماینده محترم آقاى آزاد شرح مفصلى اینجا بیان فرمودند راجع به جریان محکمه لیستر اظهاراتى کردند و دلایلى اقامه کردند به راین که متهمین این کار مجرم هستند البته آقاى آزاد به عنوان یک فرد آزاد و به عنوان یک وکیل مجلس حق دارند مطابق جراید و اخبار منتشره براى خودشان راجع به هر موضوعی اظهار عقیده بفرمایند (آزاد- پرونده را دیدم) ولى متأسفانه مطابق جراید و اخبار منتشره براى خودشان راجع به هر موضوع عقیده‌ای اتخاد می‌کنند دیروز بنده دیدیم ولى متأسفانه برخلاف آنچه که نیم ساعت پیش عرض کردم و حضور آقایان به عرض رساندم که آقایان وکلا بایستى کاملاً در انجام وظایف خودشان آزاد باشند و به هیچ وجه قوه مجریه و قوه قضائیه حق ندارند به هیچ بهانه‌ای آن‌ها را در مضیقه قرار رده‌اند اینجا هم جسارت می‌کنم و عرض می‌کنم قوه مقننه حق ندارد به هیچ عنوان قوه قضایى را تحت نفوذ قرار بدهند (صحیح است) آن روزى که قوه قضایى یا خداى نکرده برخلاف حق و قانون و عدالت بخواهد میل و اراده یک فرد یا یک وکیل مجلس یا حتى قوه مقننه را تأثیر در احقاق حق مردم بدهد آن روز است که بنده می‌گویم عدالت از بین رفته است (آزاد- مال وزیر چطور؟) مال وزیر را نفرمایید بعد ممکن است تشریف بیاورید هرچه میل دارید بفرمایید مطابق قوانین ما قضات فقط بایست حق و عدالت و وجدان و خدا را در موقع احقاق حق در نظر بگیرند (صحیح است) اگر بنا باشد به صرف منتشرات جراید و یا اظهار عقیده وکلا یا عامه فرض بفرمایید در یک موضوع اظهار

+++

عقیده بکنند به نظر بنده آن قاضى خائن است و به نظر بنده آن قاضى نسبت به آن پرونده‌ای که حکم می‌کند خاطى است و مسئول است و بایستى آنچه را که پرونده امر و دلایل به او حکم می‌کند او باید از آن تبعیت بکند (صحیح است) بنده حتى به عنوان وزیر دادگسترى حق ندارم در یک موضوعى اظهار نظر بکنم که قاضى در فلان موضوع فلان نظر را باید داشته باشد (احسنت) بلکه قاضى با نهایت آزادى باید اظهار نظر بکند بنده به هیچ وجه دخالتى در کار محکمه جنایى نمی‌کنم براى این که وارد نبوده‌ام و برخلاف آقاى آزاد که به صرف منتشرات جراید عقیده دارند (آزاد- آقا می‌گویم پرونده را دیدم) شما حق نداشتید پرونده را ببینید شما نبایستى پرونده را ببینید شما از اصحاب دعوى نبوده‌اید و حق دیدن پرونده را نداشته‌اید (آزاد- حق هم دارم) بنده عرض می‌کنم که وزیر دادگستری هستم و پرونده این کار را ندیدم و نمی‌توانم اظهار نظر بکنم و اگر بنده هم بتوانم اظهار نظر بکنم قاضى به هیچ وجه مکلف نیست که بتواند عقیده مرا قبول بکند و مطابق میل بنده دخالت بکند آقاى عبدالقدیر آزاد اگر براى پیشرفت کارخودشان و موفقیت در امر استیضاح بخواهند فرمایشاتى بکنند من استدعا می‌کنم که قوه قضایى که حافظ امنیت و ناموس و جان مردم در این مملکت است آن قوه را ایشان لکه‌دار نکنند (آزاد- من از شما سؤال کردم در این باب) همین قوه قضائیه است که اگر یک محکمه عالى حکم به برائت می‌دهد در فاصله چهار پنج روز بعد همین حکم را نقضش می‌کنند آقاى عبدالقدیر آزاد چرا حکم محکمه دوم را قضات محکمه دوم را تقدیس نمی‌کنید (صحیح است) ولى محکمه اول را مورد حمله و اعتراض قرار می‌دهید چرا مگر دادستانى را که جنابعالى به قول او استناد فرمودید مگر او را در قوه قضایى نیست، مگر عضو عدلیه نیست مگر خودتان نمی‌فرمایید که این دادستان از سى هزار تومان صرفنظر کرد عرض می‌کنم همین دادستانى که آقا فرمودید از سى هزار تومان پول صرفنظر کرد عضو عدلیه است (صحیح است) چرا عمل این شخص مورد تقدیس آقا واقع نمی‌شود (آزاد- تقدیس کردم) چرا عمل دیوان کشور که نقض کرده بود مورد تقدیص واقع نمی‌شود اگر ما بنا باشد که فتح این باب را بکنیم که بگوییم فلان قاضى چون مطابق میل من رأى نداد رشوه گرفت در مورد اختلاف‌ها هم همین امر است (صحیح است) ممکن است خداى نکرده این کسانى که در دیوان تمیز به ضرر آن‌ها حکم به نقض نشده است ممکن است در دیوان تمیز خداى نکرده بگویند که دیوان تمیز تحت تأثیرات واقع شده و چنین حکمى را کرده آقاى آزاد جنابعالى خوب است براى موفقیت در مقصود خودتان مطلبى بفرمایید که حقیقت داشته باشد (آزاد - بنده مقصودى ندارم‏ ) قوه قضایى ما را لکه‌دار نکنید آقا (صحیح است)

رئیس - آقاى وزیر کشور.

وزیر کشور - سهمى که به بنده واگذار شده است مسئله اضطراب و تشویش است که از نظر اهمیت خاطر آقایان را روشن بکنم بنده این را به چند طبقه تقسیم می‌کنم فرمایشاتى که آقایان نمایندگان فرمودند از نظر عدم انتظام عمومى یکى در خارج شهر یکى در داخل و یکى هم آن نکته که آقاى حائرى‌زاده فرمودند که سه قوه حکومت می‌کند در مملکت در روز جمعه در اثر قتل مسعود در تهران بدواً لازم می‌دانم براى این که یک قدرى از تشویش خاطر آقایان کاسته شود عرض کنم تمام سارقین راه خراسان و تمام سارقین راه قم دستگیر شدند (احسنت) و علاوه بر این که سارقین راه قم و خراسان دستگیر شدند یکى دو سرقت هم که مربوط به شهر تهران بود و نقل شده بود به بیرون که یکیش هم مربوط به کلنل گیپس انگلیسى بود که همه آن اثاثیه به او تحویل شد (احسنت) و یک قتل دیگرى که در تهران اتفاق افتاده بود که مربوط به افسرى بود که متأسفانه این افسر مجرد بود و افسر فاسدالاخلاقى بود که با یک جوانى رفاقت داشت و بالنتیجه بدست آن جوان به قتل رسید و این قاتل هم دستگیر شد (مرحبا - احسنت) و اتفاقاً در جوادیه آقاى ارباب گیو هم دستگیر شد. عرض کنم که قسمت دیگرى که باقى مانده بود فقط قتل محمد مسعود است این هم پیدا خواهد ش (انشاءالله) منتها توضیحات زاید بر آنچه که الان عرض کردم نمی‌توانم بدهم مأمورین انتظامى و کسانى که بیدار هستند براى این که افراد مملکت بخواهد جا دارد که در نظر افراد مملکت خیلى معزز و محترم باشند (صحیح است) بنده به نام یک نفر وکیل مدافع امشب می‌خواهم از حقوق افرادى که در این مملکت زحمت می‌کشند و رنج می‌برند و انتظامات را برقرار می‌کنند دفاع کنم (بفرمایید) آقایان حوادث را با نظر دوربین همیشه نگاه کنید و بسنجید به عقیده من این طور باید باشد بند مخصوصاً از محضر محترم آقایان نمایندگان استدعا می‌کنم که این موضوع را توجه بفرمایند حوادث در این مملکت خیرى اتفاق افتاده و در تمام جاهاى دنیا هم هر روز اتفاق می‌افتد هر روز این را نمی‌شود تقصیر به گردن مأمورین انتظامى انداخت صحبت می‌شود از این که سرتیپ صفارى چطور شد رفت. سرتیپ صفارى افسر خوبى است بنده هم عرض می‌کنم که سرتیپ صفارى افسر خوبى است زحمت هم کشیده دو روز قبل از این که استعفا بدهد پیش من آمد و گفت در روزنامه‌ها می‌نویسند قتل و غارت در تهران کدام قتل و غارت گفتم کارتان را بکنید شما چکار دارید این‌ها را می‌نویسند وظیفه‌تان را انجام بدهید هیچ یک از این حرف‌ها نباید منحرف کند ما را از وظیفه‌ای که داریم.

وقایعى که در اینجا اتفاق افتاده است دراین دوسال اخیر دو سه قتل است ولى چون زمان از او گذشته ما فراموش کردیم در وزارت دادگسترى روز یکى را کشتند خوب این خیلى مهم بود (صحیح است) همین جا آقا فرمودید سر لیستر را بریدند و انداختندش توى چا این خیلى مهم است آقا (صحیح است) خوب از این وقایع هر روز اتفاقب می‌افتد نبایستى گله کرد که مأمورین انتظامى از انجام وظیفه قصور کردند یا تعلل کردند از این که موضوع را کشف کردند بنده الان شنیدم که یکى از نمایندگان فرمودن که تأخیر شده کشف قضیه کشف قضیه تأخیر نمی‌شود وقایع و حوادثى که پیش می‌آید پلیس و پاسبان و آن مأمورینى که براى کشف جرم انتخاب می‌شوند این‌ها بایستى با حوصله با متانت بدون دغدغه خاطر بدون اضطراب و نگرانى و بدون این که هیچ مقامى آن‌ها را تخطئه بکند آن‌ها وظیفه‌شناسى بکنند و دنبال کارشان بروند و وظیفه‌شان را انجام بدهند آن‌ها هم دارند می‌روند و این کار را هم خواهند کرد، هیچ دلیلى موجود نیست که مأمورین مربوطه وظیفه‌شان را انجام ندهند هر چه تفوه می‌شود در اطراف این موضوع به عقیده بنده کمال بى‌انصافى است و نبایستى به آن تیترهایى که درخارج گفته می‌شود توجه کرد و باید آقایان نمایندگان محترم توجه کنند که باید نسبت به اوضاع عمومى کشور مراقبت کرد مملکت باید یک حکومت متین محکم داشته باشد (صحیح است) بنابراین بنده از نظر انتظامات عمومى خیال می‌کنم آنهایى که خیلى زیاد اضطراب خاطر داشته‌اند دیگر نداشته باشند براى این که همان طور که عرض کردم یک موضوع باقى است که آن را هم عرض می‌کنم که کشف خواهد شد ولى بنده نمی‌توانم ساعت و دقیقه معین کنم که چه ساعت و چه دقیقه‌ای و چه روزى این قتل کشف می‌شود اما موضوع دیگرى که اینجا صحبت شد موضوع دخالت ژاندارم نظامى در امور شهربانى است در موقع لازم شهربانى در تمام تهران قوه‌ای ندارد که قادر این باشد که انتظامات را در شهر تهران به قرار بکند بنده خیلى متأسف هستم که آن جدولى که تهیه شده بود و رئیس شهربانى به من داده بود نتوانستم بیاورم و به عرض آقایان برسانم که ببینند در یک کیلومتر در تهران چند تا پاسبان انجام وظیفه می‌کند در مواقع عادى و غیر عادى رئیس شهربانى حق دارد از ژاندارم و از ارتش استمداد کند اگر نکند اگر انقلاب در شهر دامنه‌اش به جایى رسید که اوضاع عمومى را به کلی مشوش کرد کى مسئول خواهد بود؟ رئیس شهربانى، روز جمعه شهربانى هم از ارتش استمداد کرد و هم ژاندارمرى استمداد کرد از ارتش براى چه استمداد کرد براى این که روز جمعه بود روز جعمه روز تعطیل است اینجا هم مرکز پادگان مهمى است وقتى که بنا شد بى‌نظمى تولید شود البته می‌بایستی افراد سرباز هم از آن جهت بیرون آورد می‌فرمایید ارتش دخالت نکند فرض بکنید این طور هم نباشد باز هم پلیس حق دارد تقاضا بکند از دژبانى شهر که در محافظت شهر کمک بکند به پلیس، به او مدد بکند، به او یارى بکند، باید بکند نکند مسئول است (صحیح است) اگر انقلاب به جاى باریکى کشید این مسئول است پس ملاحظه می‌فرمایید که این انتقاد که چرا پلیس دخالت کرده و ژاندارم دخالت کرده به عقیده بنده این انتقاد بى‌مورد است و به جا نیست به عقیده بنده متأسفانه بنده می‌خواهم عرض کنم که چرا اصلاً ما فکر می‌کنیم که ارتش در کار شهر اگر دخالت کرد این ممکن است به زیان تمام شود این طور هم نیست براى این که این‌ها تمام افراد این مملکت هستند این‌ها وظیفه‌ای که انجام می‌دهند براى این مردم است (صحیح است) و نبایستى در اطراف خدمت ارتش و عملیات کسانى که براى بقاى این مملکت این طور زحمت می‌کشند (صحیح است) این طرز انتقادات پیش بیاید و مورد توجه آقایان نمایندگان محترم واقع شود (صحیح است) عرض کنم که بنده خیال می‌کنم در مسایل اول بایستى علت هر مسئله‌ای را پرسید فحص کرد و جستجو کرد و دانست و روى او اقدام و عمل کرد وقایعى که

+++

 از نظر عدم انتظام پیش می‌آید بنده خیال می‌کنم یک قسمت مربوط به همین باشد که عرض کردم انتقادات نسبت به مأمورین مربوطه زاید از حد وقتى که شد روح آن مأمورین را کسل می‌کند توجه بفرمایید آقایان نمایندگان محترم آن مأمورینى که خدمت می‌کنند خدمتشان را تقدیر بفرمایید و توجه‏ بفرمایید که تقدیر بکنند و آن اشخاصى که خدمت نمی‌کنند و خیانت می‌کنند آن‌ها را تنبیه بفرمایید (دکتر طبا - این خواهش را ما هم از دولت داریم) این هیچ گفتگو ندارد که دولت یا اشخاصى که مشغول انجام یک کارهایى هستند این نکات دقیق را حس می‌کنند و رویش هم عمل می‌کنند و سعى خواهند داشت و سعى کرده‌اند که حتماً مأمورین هر کدام در جاى خودشان وظیفه خودشان را انجام بدهند و در این کار مطلقاً هیچ قسمت تعلل و طفره‌ای نشده این که گفته شد که سرهنگ آصفى استعفا داده و رفته دخالت در این کار ندارد این هم هنوز به گوش بنده چیزى نرسیده است یعنى راپرتى داده نشده است (یک نفر از نمایندگان - اصلاً به مجلس مربوط نیست) اینجا آقایان نمایندگان صجبت کردند و اگر فرضاً هم بروند (برزین - بر فرض این که برود هم به مجلس مربوط نیست) در هر حال اگر او هم برود این وظیفه شهربانى است و دنبال خواهد کرد و البته موفق خواهد شد بالاخره بنده خواستم عرض کنم که قدرت دولت مربوط به حسن قضاوت و حسن حق گذارى است که از طرف قاطبه مردم و مخصوصاً ازطرف مجلس شوراى ملى می‌شود (صحیح است) اگر این شد اگر از روى حق و عدالت قضاوت شد دولت مقتدر خواهد شد و اقتدار دولت به نفع سعادت مملکت به کار می‌افتد و اگر نشد عکس او را حاصل خواهد شد.

وزیر راه - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

وزیر راه - یک موضوعى آقاى آزاد راجع به وزارت راه فرمودند که بنده به طور اختصار باید عرض کنم که در مدت تصدى بنده هیچ یک ازاین اظهارات که ایشان فرمودند واقع نشده فقط دیدم که در راه‌آهن یک وضعیت غیر مرتبى پیش آمده و آن را هم مورد رسیدگى قرار دادم و حتى بنگاه گزارش داد که این طور نیست من متقاعد به آن گزارش هم نشدم و مشغول رسیدگى هستم و این اظهار را فرضاً اگر قبل از بنده باشد در صورتى که مدارکى باشد که مأمورین وزارتخانه برخلاف ترتیب یعنى از یک جا مأموریت خودشان را انجام داده باشند واز طرف دیگر به یک بنگاه ملى خدمت کرده باشند البته رسیدگى خواهد شد و مورد تعقیب هم واقع می‌شود ولى از آن طرف بنده این اظهارات را چون آقا خیلى تند فرمودند بایستى عرض کنم که یک نظریات خصوصى هم هست چنان که وقتى که به من گفته می‌شد فلان شخص را عوض بکند به جاى او هم یک شخص دیگرى رئیس می‌شد و من نمی‌توانستم این کار را بکنم ( آزاد- درست است، درست است، ما حق داریم این حرف‌ها را نزن آقاى اردلان بنشین سرجایت ) و این را ابداً بنده حق نمی‌دهم که فرد فرد آقایان در این کار دخالت بکنند به مجلس شوراى ملى وظیفه هر فرد ایرانى است ما اگر امروز وزیر هستیم شاید قبل از جنابعالى خود من و آقاى حکیمى خدمت کردگان به مشروطیت و نسبت به اساس مشروطیت فداکارى کرده‌اند البته ما نسبت به فرد فرد نمایندگان احترام می‌گذاریم و نسبت به مقررات و تصمیمات مجلس شوراى ملى تعظیم می‌کنیم و محترم می‌شماریم و هیچ وقت آن حرفى را که شما گفتید که دولت به مجلس بى‌اعتنا است این را بنده کاملاً تکذیب می‌کنم هیچ همچو دولتى اصلاً نمی‌تواند وجود داشته باشد.

4- ختم جلسه به عنوان تنفس‏

رئیس - چون دیگر مخالفى نیست باید رأى گرفته شود و چون عده کافى نیست براى رأى و تنفس هم پیشنهاد شده وعده هم نیست که بتوانیم رأى بگیریم تنفس داده می‌شود و جلسه روز پنج شنبه دستور هم بقیه استیضاح.

 (جلسه ساعت 9 بعد از ظهر به عنوان تنفس ختم شد)

 

اخبار مجلس

روز یکشنبه دوم اسفند 26 کمیسیون بودجه قبل از ظهر به ریاست آقای دکتر بقایی نایب رئیس تشکیل با حضور آقایان فریدونی و خواجه نوری معاونین وزارت دارایی و کشور مذاکراتی در کلیات بودجه شده و بودجه 1326 وزارت کشور مطرح چند ماده از هزینه‌های شهرستان‌ها تصویب و در ضمن اختلافاتی هم به عمل آمد.

غایبین بااجازه - آقایان : بهبهانی - صاحب‌جمع - امیر تیمور - اورنگ - نیک‌پور - صادقی .

کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر روز دوشنبه 3 اسفند ماه 26 دو قبل از ظهر به ریاست آقای نیک‌پور تشکیل نامه کمیسیون ارز پیوست صورت پروانه‌های صادره ارزی مطرح قرار شد صورت‌های مزبور خلاصه شده و به تدریج در مجله رسمی منتشر شود که به اطلاع عموم برسد ضمناً هم قرار شد برای عدم صدور پروانه ارز به اتباع خارجی تا تصویب قانون محدودیت بازرگانان اتباع بیگانه شرحی به دولت نوشته شود .

روز دوشنبه 3 اسفند 26 پنج بعد از ظهر که قرار بود کمیسیون دارایی تشکیل به واسطه عدم حصول اکثریت رسمیت نیافت.

روز سه‌شنبه 4 اسفند 26 سه قبل از ظهر کمیسیون بودجه با حضور آقایان خواجه نوری معاون وزارت دارایی و فریدونی معاون وزارت کشور و رئیس محاسبات وزارت کشور به ریاست آقای بهبهانی تشکیل پیشنهاد آقای مهندس رضوی در جلسه قبل مطرح پس از مذاکرات مفصل و ملاحظه صورت هزینه سفر سنوات 20 و 26 بالاخره پیشنهاد مزبور از این قرار تصویب شد : ( هزینه سفر مستخدمین دولت اعم از کشوری و لشکری و شهرداری‌ها به مأخذ نصف مبلغی که در حال حاضر طبق آئین‌نامه‌ها و مقررات فعلی و وزارت دارایی و وزارت جنگ تأدیه می‌شود قابل پرداخت خواهد بود و مأخذ فوق‌العاده روزانه هم به میزان ده درصد از نرخ فعلی تقلیل می‌یابد و هم چنین مأخذ پرداخت هزینه سفر و فوق‌العاده روزانه که در بانک‌ها و بنگاه‌های دولتی و شرکت‌هایی که به سرمایه دولت کار می‌کنند معمول است نباید از میزانی که به موجب این تصمیم تعیین و برقرار خواهد گردید تجاوز نماید . 

چون وقت ضیق بود جلسه ختم گردید - غایبین آقایان : دکتر مصباح‌زاده - نیک‌پور - افخمی - صاحب‌جمع - اورنگ - صادقی - امیر تیمور .

کمیسیون بودجه روز چهار شنبه پنجم اسفند ماه 26 پنج بعد از ظهر با حضور آقای دکتر زنگنه معاون نخست وزیر و آقای خ.اجه نوری معاون وزارت دارایی به ریاست آقای بهبهانی تشکیل متدی که برای کار کمیسیون و طرز صرفه‌جویی در بودجه‌ها از طرف سو کمیسیونی تهیه شده بود مطرح پس از مذاکراتی آن متد که باید مبنای عمل کمیسیون‌هایی برای رسیدگی بودجه‌های 1326 انتخاب و بودجه‌ها به آن سو کمیسیون‌ها رجوع شود که با در نظر گرفتن اصول کلی که به تصویب رسیده بودجه‌ها رسیدگی و تصویب شود و ساعت 6 و نیم بعد از ظهر ختم جلسه شد.

غایبین آقایان : صاحب‌جمع - آصف - امیر تیمور - دکتر امینی - مهندس رضوی - اورنگ - صادقی .

 

آگهی

طبق پیشنهاد رئیس اداره روزنامه رسمی و تصویب کارپردازی محترم مجلس شورای ملی برای اطلاع عموم از مذاکرات مشروح مجلس شورای ملی از سال 1327 وجه اشتراک قسمت اول روزنامه رسمی که حاوی مذاکرات مجلس و تصویب‌نامه‌ها و آئین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و قوانین و لوایح و غیره است سالیانه از 400 ریال به 200 ریال تنزل داده ‌می‌شود طالبین می‌توانند مستقیماً تقاضای خود را به اداره روزنامه رسمی ارسال دارند  1- 5

رئیس اداره روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

 

شماراه 15452- 34400           22/ 11/ 1326

آقاى عباس مهدوى جنگى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در در قریه حتگن زرند کرمان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى

+++

 بقیه جلسه 49

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز 5 شنبه ششم اسفند ماه 1326

 

فهرست مطالب :

1 - بیانات آقای نخست وزیر و مذاکره در اطراف استیضاح و اخذ رأی اعتماد

2 - طرح و قرائت گزارش سه فقره اعتبارنامه مربوط به انتخابات بوشهر و ساوجبلاغ

3 - تعیین موقع و دستور جلسه آتیه - ختم جلسه

مجلس ساعت شش و ده دقیقه بعد از ظهر به به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1- بیانات آقاى نخست وزیر و مذاکره در اطراف استیضاح و اخذ رأى اعتماد

رئیس - جلسه قبل به عنوان تنفس تعطیل شد و صورت مجلس نیست در دنباله استیضاح قرار شد رأى گرفته شود که اکثریت نبود حالا جناب آقاى نخست وزیر بیاناتى دارند که می‌فرمایند بعد رأى می‌گیریم.

مهدى ارباب - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم اجازه بفرمایید عرض کنم.

رئیس - بعد به شما اجازه داده می‌شود

مهدى ارباب - بنده باید قبلاً اخطار کنم.

رئیس - خیر اخطار شما براى بعد است، آقاى نخست وزیر بفرمایید.

نخست وزیر - در موضوع استیضاح اگر چه از طرف همکاران پاسخ‌های مقتضى داده شد اینجانب هم لازم می‌دانم مختصرى در این خصوص بیان نمایم و از نظر تسریع در انجام وظیفه حاضر شدم بلافاصله توضیحات لازم را در جواب این استیضاح به عرض نمایندگان محترم برسانم. زیرا در صورت روشن نبودن وضعیت دولت ممکن است این کار به اجراى منظورى که آقایان نمایندگان دارند یعنى تعقیف کسانى که به امنیت عمومى به طرق مختلفه حتى از طریق آدم کشى حمله می‌کنند و سایر اصلاحات مهمه که در دست است لطمه وارد آورد به همین ملاحظ لازم دانستم این مطالب فوراً به عرض مجلس برسد (صحیح است)

و در خصوص وقوع قتل اخیر که موجب تأسف دولت بوده و باعث نگرانى وعلت اصلى استیضاح سه نفر از نمایندگان محترم شده است با این که از نظر حوادث جارى هر کشور حتى در منظم‌ترین و متمدن‌ترین ممالک وقوع این جنایات همیشه امکان پذیر است به طورى که اطلاع دارند دولت حاضر منت‌های جدیت را دارد که تمام وسایل موجوده را براى پیدا کردن مرتکب یا مرتکبین این قتل فجیع به کار برد همین قدر متذکر می‌شوم که دولت با تمام قوا سعى جدى کرده و می‌کند که قضیه کشف و عامل یا عاملین و محرکین به مجازات برسند و در انجام وظیفه کوچک‌ترین قصورى نشده و نخواهد شد و در عین حال اقدامات اساسى به عمل آید که اصولاً یک چنین اعمال ناشایست ریشه کن شود. فعلاً کسانى که مورد سوء ظن هستند تحت توقیف درآمده و قبل از خاتمه کار نمی‌توان در آن موضوع اظهارى نمود.

اینک موقع را مناسى می‌دانم که اجمالى از جریان امور و اقداماتى که در این مدت کوتاه شده از نظر اطلاع نمایندگان محترم به عرض برسانم. که دولت من از وقتى که بنا به امر مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و تمایل نمایندگان محترم زمام امور را بدست گرفته همواره سعى وافى داشته که تذکرات اصلاح طلبانه و خیر خواهانه نمایندگان محترم را که در موقع طرح برنامه دولت مشروحاً مورد بحث قرار دادند تدریجاً به موقع اجرا و عمل بگذارد و پس از رأى اعتماد شروع به انجام اجراى منویات نمایندگان محترم نموده است چنان که حکومت شش ساله نظامى که طرح الغاء آن از طرف نمایندگان محترم به مجلس تقدیم شده بود برداشته شده جیره بندى و جوازها لغو و از خرج‌های زاید و بى‌مورد هم جلوگیرى شده مخصوصاً مبارزه با فساد و ارتشاء و ریشه کن کردن

+++

 اصول استفاده‌جویى از دستگاه دولت که مورد توجه مخصوص نمایندگان محترم و ملت ایران است گام‌های مؤثرى برداشته شده که نتیجه آن پس از تکمیل رسیدگى و تحقیقات به تدریج به عرض مجلس شوراى ملى خواهد رسید (صحیح است) و به طورى که آقایان محترم به سوابق زندگانى اینجانب اطلاعات کامل دارند من به هیچ وجه علاقه شخصى و مادى و حب به مال و جاه نداشته و ندارم (صحیح است) و صرفاً براى خدمت به هموطنان عزیز حاضر به قبول زمامدارى شدم و چنان که هم خود را مصروف کرده و می‌کنیم که احتیاجات ضرورى ملت را رفع و از افراط و تفریط‌های بى‌مورد خرج‌های دولت کاسته و کلیه کارهاى جارى کشور از مجراى قانون جریان یافته امور راجعه به ملت ایران رو به اصلاح رود و براى اجراى این مقاصد در وقت کوتاه هم موفق به اصلاحاتى شدیم که می‌توان انجام همین کارها را مقدمات اصلاحات اساسى فرض نمود و با نقشه‌های وسیعى که در دست است به آقایان نمایندگان محترم اطمینان می‌دهم که در این خصوص موفقیت‌های زیادترى حاصل خواهد شد نهایت یک قسمت از اقدامات اصلاحى می‌تواند اثر خود را فوراً ظاهر سازد ولى قسمتى دیگر مستلزم طول مدت است چنان که ممکن است با یک تصمیم از هزینه‌های تجملى و مخارج غیر ضرورى جلوگیرى کرد چنان که اقدام هم شده است ولى براى پآئین آوردند هزینه زندگانى یا سایر اصلاحات باید مقدماتى تهیه شود که اثرات آن به تدریج و پس از زمان کافى ظاهر خواهد شد در حالی که در همین قسمت هم تا حدى آثار مشهود است بدیهى است با دوام پشتیبانى و اعتماد به مجلس شوراى ملى می‌توانم بقاطبه ملت ایران و نمایندگان محترم اطمینان دهم که دولت من براى بسط امنیت و اجراى عدالت و تأمین مصالح عمومى سعى و کوشش کافى خواهد نمود. و شعار حکومت اینجانب عبارت است از تأمین صحت عمل در دوایر دولتى و مبارزه با نادرستى و سرکوبى اختلال کنندگان در امنیت عمومى با قدرت و اصلاحات عادلانه مخصوصاً در زمینه مالى واقتصادى.

چنان که در برنامه خود عرض شده مقدم بر همه چیز سعى دولت دراین بوده که لوایح اصلاحات را به مجلس شوراى ملى پیشنهاد و پس از تصویب آن شروع به عمل نماید همچنین در تهیه بودجه آتیه براى سال نو که با جدیت کامل مشغول تهیه آن است پیش‌بینی‌های لازم براى عمران و آبادى کشور ملحوظ شده و بنده انتظار دارم که مجلس شوراى ملى با دولت همکارى فرموده که زودتر این لوایح بگذرد و اطمینان کامل دارم که انشاءالله در سال نو بدون تظاهرات روز به روز اصلاحات منظوره عملى شود.

راجع به قسمتى از اظهارات آقاى حائرى‌زاده که به استناد چند اصل قانون اساسى بیان فرمودند باید عرض کنم که کلیه اصول قانون اساسى نزد ملت ایران و بالطبیعه در نظر دولت که خدمتگذار صادق ملت است مقدس و محترم می‌باشد (صحیح است) و شاهنشاه آزادى خواه ما نیز براى قانون اساسى و سایر قوانین مملکتى احترام بسیار قائل هستند (صحیح است) و در این چند مرتبه که اینجانب افتخار تشکیل و اداره دولت را حاصل کرده‌ام و از نزدیک شاهد دقیق این احترام مقام رفیع سلطنت به قانون اساسى بوده و می‌باشم. (صحیح است)

آقاى آزاد نماینده محترم نسبت به اینجانب بیاناتى فرمودند که یک قسمت آن هیچ حقیقت نداشت. اینجانب و دولتى که تحت مسئولیت اینجانب خدمت می‌کند با فکر مستقل و بدون توجه به تمایلات این و آن و فقط به هدایت قانون و مصالح واقعى ملک و ملت انجام وظیفه می‌کنم و اما این که فرمودند اینجانب پیر شده‌ام و باید عبادت کنم این نکته را تصدیق دارم ولى باید بگویم که عبادت به جز خدمت خلق نیست (صحیح است) و اینجانب چه در ایام جوانى و چه در حال حاضر خواهد در مسندى باشم یا نباشم همیشه شیوه زندگانى خود را این نوع عبادت قرار داده‌ام و امیدوارم عموم جوانان کشور که چشم امید ملت هستند و همچنین آقاى آزاد نیز این رویه را پیروى نمایند.

در هر حال بدون این که هیچ اصرارى داشته یا مساعدت خاص از کسى تقاضا نمایم سرنوشت دولت را به اختیار برگزیدگان و منتخبین و نمایندگان ملت برگذار نموده با اطمینان به حسن‌نیت و تشخیص عموم آقایان نمایندگان محترم تقاضا رأى اعتماد می‌کنم (احسنت، احسنت)

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

مهدى ارباب - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید؟ بنده از خودم می‌خواهم دفاع کنم.

رئیس - بفرمایید باشد براى بعد از رأى.

اقبال - اخطار مقدم بر رأى است.

مکى - اخطار مقدم است (همهمه نمایندگان)

مهدى ارباب - دو دقیقه اجازه بدهید بنده می‌خواهم یک مطلبى را توضیح بدهم.

رئیس - بعد از آن که رأى گرفتیم شما توضیحاتتان را بدهید.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى‏

مهدى ارباب - خیر آقاى رئیس همین حالا باید توضیح بدهم.

رئیس - در چه قسمتى توضیح دارید؟

مهدى ارباب - در توهینى که جلسه پیش به بنده شده است سه نوبت هم در رادیو اعلام کرده‌اند.

رئیس - بسیار خوب در همین جلسه بفرمایید، حالا می‌خواهیم رأى بگیریم.

مهندس رضوى - با کفایت مذاکرات مخالفم.

رئیس - با کفایت مذاکرات مخالفید؟

آشتیانی‌زاده - با کفایت مذاکرات مخالفند اجازه بفرمایید حرف بزنند.

رئیس - راجع به کفایت مذاکرات مخالف و موافق هر که بود صحبت کرد مگر باز مخالفى هست که صحبت کند؟

مهندس رضوى - بلى به عنوان مخالف با کفایت مذاکرات می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس - پس اجازه بدهید که آقاى ارباب اول صحبت خودشان را بکنند، آقاى ارباب بفرمایید.

مهدى ارباب - بند خدا را شاهد می‌گیرم که درد دندان و تب به اینجا آمده‌ام جلسه پیش هم مریض بودم و تا آخرین ساعتش نتوانستم بمانم بعد اطلاعاتى پیدا کردم و مطالبى را در رادیو گوش کردم که ناچار شدم بیایم در اینجا و استدعا می‌کنم که آقایان نمایندگان محترم خوب توجه بفرمایند مخبرین جراید هم اگر می‌خواهید موضوع را در جری درج کنند استدعا می‌کنم عین آنچه را که می‌گویم درج کنند، بنده با دولت آقاى حکیمى کوچک‌تری مخالفتى درهیچ امرى نکردم و به تمام لوایحشان رأى دادم، وزرایى در این کابینه هستند که مورد علاقه خود بنده هم هستند و بنده نسبت به تیمسار سرلشگر آق اولى جز تعظیم و تکریم هیچ وقت کار دیگرى نکردم (یکى از نمایندگان - ایشان هم کارى نکردند) اجازه بفرمایید و عرض بنده را توجه بفرمایید. در آخر جلسه پیش قربان، فرمودند که یک افسرى که معلوم شده مزاجش شیر خشتى هم هست به قتل رسیده و قاتل این آدم در جوادیه ارباب مهدى دستگیر شده است و همچنین این مطلب را سه مرتبه در رادیو به تمام دنیا اعلام کردند (خنده نمایندگان) البته خارج از محوطه پارلمانى در دنیا و مردم قضاوت دیگرى می‌کنند این عملى که نسبت داده شده آقا این جرم است در خانه کسى که یک مجرمى یا یک قاتلى مخفى شده باشد یا صاحب خانه یا صاحب ملک با او ارتباط داشته باشد و او را مخفى کرده و با او همدست بوده آقا این جرم است این موضوعى که نسبت داده شده جرم است بالاخره بنده مجبور شدم با حال تب بروم به جوادیه اولاً توضیح بدهم که جوادیه یک باغى است و چهار تا خانه رعیتى و یک باغبان دارد اهل ملایر 9 سال است پیش بنده است یک شاگرد باغبان دارد اهل نارمک چهار سال است پیش بنده است و بعد هم این‌ها مردمى هستند که با کسى ارتباط ندارند در تمام این مدت یک نفر نه از خارج وارد شده است و نه خارج شده است حتى اگر یک آدم خارجى آنجا پیدا شود او را رها نمی‌کنند و می‌گیرندش و از او تحقیقات می‌کنند و تحویل ژاندارمرى می‌دهند که هویت او معلوم شود رفتم تحقیق کردم دیدم هیچ این حرف‌ها نبوده و هیچ کام از این اتفاقات رخ نداده باز با حال تب رفتم در شعبه یک اداره آگاهى رسیدگى کردم معلوم شد که این کسى را که دستگیر کرده‌اند عباس سبزوارى نامى است در چهار راه عباسى خیابان رباط کریم در خانه خودش، آقاى رئیس روحانى عضو شعبه یک آگاهى او را دستگیر کرده و هنوز هم مشکوک است و معلوم نیست که واقعاً این قاتل است یا نه، تحقیقات کافى کردم پرونده امر هم در شعبه 24 دادسراى تهران موجود هست بنابراین بنده وارد مطالب دیگر نمی‌شوم اظهاراتى استدعا می‌کنم همین طور که یک همچو موضوع واهى را به تمام دنیا اعلام کردند و همان طور که مشاور حقوقى من نتوانسته در دادگسترى مداخله کند و به او حمله کردند و گفتن تو از حقوق کسى دارى دفاع می‌کنی که قاتل از خانه‌اش بیرون آمده بى‌جهت من عصبانى نشدم آقایان والا خونسردى می‌کردم این را مجدداً با همان وسایل در دنیا اعلام کنند که این مسئله صحیح نبوده و دروغ بوده است (صحیح است)

+++

 مکى - نزاکت اجازه نمی‌داد چنین صحبتى بشود.

وزیر کشور - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

وزیر کشور - عرض کنم بنده بسیار متأسفم که اینجا سوءتفاهمى شده است مطلبى را که بنده پریشب در اینجا به عرض آقایان نمایندگان محترم رساندم بیاناتى بود که تیمسار سرتیپ صفارى که مورد اعتماد مجلس است و مورد اعتماد بنده هم هست کرده است تمام جملاتى که به عرض مجلس رساندم تمام اظهاراتى است که تیمسار سرتیپ صفارى به من گفته‌اند، جوادیه مقصود ارتباط با آقاى ارباب ندارد جوادیه قریه ایست که متعلق به آقاى ارباب است، پس نه آقاى ارباب گفته شده است که قاتل را در خانه ایشان گرفته‌اند، یک همچو مفهومى ندارد یک گزارش سرتیپ صفارى را بنده به عرض رساندم...

دکتر امینى - این چه حرفى است؟ گفته شد جوادیه ارباب مهدى.

محمدعلى مسعودى - اگر بگویند لشت نشا یعنى شما آقاى دکتر امینى؟

دکتر امینى - جوادیه ارباب مهدى گفتند یا نگفتند؟

دهقان - نفس همه را می‌خواهند ببرند (تشنج و همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

ابوالقاسم امینى - این چه بساطى است در مجلس چرا نمی‌گذارید کارمان را بکنیم؟

محمدعلى مسعودى - شما می‌خواهید رأى مخالف به دولت بدهید، بدهید آقا به ما مربوط نیست (زنگ رئیس)

رئیس- آقاى وزیر کشور دنباله بیانات خودتان را بفرمایید.

وزیر کشور- بنابراین تصدیق خواهید فرمود که بنده شخصاً نه در پرونده دخالت داشتم و نه پرونده را قرائت کردم و نه دیدم و نه بازپرس با بنده ارتباط داشته، البته یک گزارشى است که رئیس مسئول شهربانى به بنده داده و این جملاتى که او به بنده گفته من عین آن را به عرض مجلس رساندم و قصدم از این موضوع اصلاً توهین به آقاى ارباب نبوده است جنابعالى چرا یک همچو چیزى می‌فرمایید جوادیه یک قریه‌ای است خود آقا هم می‌دانید که آنجا قهوه خانه‌ای دارد که غالباً اشخاص غریب رفت و آمد می‌کنند (صحیح است) سرتیپ صفارى هم غرضى نداشته که این حرف را زده است بنده به او اعتماد داشته و دارم و او را شخص با حیثیتى می‌دانم و اگر هم متأسفانه یک چیزی بر خلاف گفته باشد خود او گفته و به بنده مربوط نیست و من متأثرم که جنابعالى چنین اشتباهى فرمودید این حرف به سرکار مربوط نبود ابتدا بنده عرض کردم جوادیه که متعلق به آقا است حالا اگر جوادیه متعلق به حضرتعالى نیست بده هم حرفى ندارم.

رئیس - تمنا می‌کنم آقایان توجه بفرمایید در جلسه پیش خواستیم رأى بگیریم چون عده کافى بود رأى گرفته نشد، براى مذاکرات کافى بود ولى کسى اجازه صحبت نخواست (مهندس رضوى - بنده اجازه خواسته بودم) بنابراین امروز باید رأى گرفت و دیگر توضیح ندارد، پیشنهادى آقاى آزاد کرده‌اند که به استیضاح ایشان جداگانه رأى گرفته شود قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى خواهشمندم راجع به استیضاح اینجانب که راجع به عدم موفقیت دولت در مسائل داخلى و اصلاحات است، رأى علیحده گرفته شود.

رئیس - آقاى آزاد.

آزاد - مقصود بنده از این پیشنهاد که کردم این است که چون آقایان حائرى‌زاده و مکى در مطالبى که اظهار فرمودند آقاى حائرى‌زاده فرمودند که چون چند مرتبه سؤال از دولت کردم و دولت حاضر نشده است براى جواب و من ناچار شدم که استیضاح کنم آقاى مکى هم در آخر مطالبشان فرمودند اگر چنانچه دولت حاضر بشود مطالبى را که من گفته‌ام جواب بدهد رأى خواهم داد (مکى - کى گفتم آقا چرا بیهوده جعل می‌کنید؟) جنابعالى مثل این که یک چنین چیزى فرمودید بنابراین مقصود بنده این بود که راجع به این استیضاحى که من کردم و آن مربوط به این است که دولت نمی‌تواند از عهده انتظامات برآید و سیاست داخلى را کاملاً اجرا بکند بنده درخواست کردم که آقایان به این استیضاح علیحده رأى بدهند.

مهندس رضوى - بنده مخالفم.

سزوار - در استیضاح است و باید دو رأى گرفت.

رئیس - آقاى مهندس رضوى.

مهندس رضوى - در موقعى که دنیاى قدیم و دنیاى جدید در بدترى وضعیت و اضطراب می‌گذراند در موقعى که نیرومندترین ممالک دنیا یعنى آمریکا ناراحت است ودر موقعى که متشکل‌ترین ممالک دنیا یعنى شوروى هم نمی‌تواند بگوید من هم اوضاع راحتى دارم ما فرزندان سیروس و داریوش نشسته‌ایم اینجا با خیال راحت افکار عامه را گمراه می‌کنیم و در مطالبى که اصلاً وارد نیست بحث می‌کنیم (صحیح است) بنده می‌خواهم عرض کنم که اگر ما از طرف مردم وکیل شده‌ایم براى این است که آنچه وجدان به ما حکم می‌کند بگوییم (صحیح است) و مردم بدانند که ما آلت مقاصد پلید این و آن و یا جمعى از اشخاص که به محض این که منافع خصوصى آن‌ها در ناراحتى واقع شده از هر گونه اقدام خلاف خوددارى نمی‌کنند و لباس تقوى می‌پوشند و به نام ملت حکومت را در ناراحتى می‌گذراند ما مخلوط این دسته نمی‌شویم (صحیح است، احسنت) و ملت ایران هم با این دسته مخلوط نمی‌شوند بنده سه نفر از آقایانى را که اینجا استیضاح فرمودند عرض می‌کنم هر سه را از مردمان صالح این مملکت می‌دانم ولى این آقایان در اینجا حرف‌هایى زدند و یک دردهایى راگفتند که هیچ ارتباط با این دولت نداشت به علاوه اساساً آقایان محترم من ملت ایران را چرا گمراه می‌کنید که دولت را براى قتل محمد مسعود در این جا نیاوردید شما که دولت را براى این که قتل اتفاق افتاد نیاوردید بنده عرض می‌کنم که چرا دولت را اینجا آوردید آقاى آزاد شما هم خودتان نمی‌دانید براى این که دولت با یک عده اشخاصى که هر روز تقاضاى خصوصى دارند نمی‌تواند سازگار باشد (صحیح است) این است که البته این آقایان ناراحت هستند خوب آقایان دولت داراى یک وزیر دارایی است بنده والله هنوز منزلشان هم نرفته‌ام ولى آقایان مدت درازى است که ایشان را می‌شناسم ایشان با کسى نمی‌توانند حساب داشته باشند ملکى بدهند. یک حکمیتى بدهد یک مالیاتى را کم بگیرد، فقط از روى مقررات قانون رفتار می‌کند (صحیح است) خوب البته کسى هم دوستش ندارد کى دوستش ندارد؟ یا آنهایى که غرض دارند یا آنهایى که اشتباه می‌کنند و من به امید این که آن‌ها اشتباه می‌کنند از این عرایض بنده بی‌غرضانه و وجداناً یک قضاوتى بفرمایند و به عقیده بنده کسانى که مغرضند عده بسیار قلیلى هستند می‌دانم و امیدوارم همه هم در خارج باشند ولى آنهایى که در اشتباه می‌باشند بدانند که آقا این قدر که داد و فریاد می‌زدید که قوام‌السلطنه را بردارید و جلوى فساد را بگیرید خوب چطور جلوى فساد را باید گرفت باید یک وزرایى باشند که آشنا باشند به کار شما اگر به این وزراء هم اعتراض دارید پس به قوام‌السلطنه چه ایرادى بود که در رأى سقوط او شرکت کردیم براى چه بود؟ براى این بود که فساد از بین برود اما دولت فعلى بنده هم از دولت ناراضى هستم چرا؟ براى این که فعالیتش براى جلوگیرى از فساد کم است (صحیح است) شما باید بنشینید و فکر کنید که چرا دولت تکلیف مالیات دهندگان ایرانى را معلوم نکرده چرا هنوز معین نکرده اند مالیات آن بازرگانانى که میلیون‌ها برده‌اند که چه باید بدهند و آن مرد خیاطى که در تبریز صد تومان عایدى در سال دارد چرا مالیات باید بدهد چرا این را از دولت استیضاح نمی‌فرمایید این‌ها است مطالب من می‌گویم باید به دولت مجال داد تا لاینقطع کارهاى کوچک را بگذارند بلکه باید فشار آورد که کارهاى بزرگ مملکت را در دست بگیرند و درست بکنند به این دلیل بنده خواستم این اظهارات اینجا بشود تا ملت ایران بداند که ما اگر شکایات و گله‌هایى هم از وضع دولت و بعضى از امراى دولت داشته باشیم این‌ها را هیچ وقت به حساب کلى نمی‌گذاریم من عقیده دارم دولتى که آقاى حکیم‌الملک مرد سالخورده و درستکار تشکیل داده و از وزراى آن هم عمل خلاف قانونى سرنزده اصلش قابل استیضاح نیست استیضاح را براى این درست کردند که اگر قانونى شکست بیایند اینجا و استیضاح بکنند آقاى آزاد و آقاى حائرى‌زاده و دیگران فرمودند دیکتاتورى درست می‌شود چرا دیکتاتورى درست می‌شود والله کى درست می‌کند ما درست می‌کنیم اگر بتوانیم مشروطیت را نگهداریم و اگر بتوانیم به عنوان یک وکیلى اینجا بنشینیم و یک دولتى را بگذاریم کار بکند و براى کارش هم تسهیلاتى فراهم کنیم البته در این موقع جریان دیکتاتورى ایجاد نخواهد شد (امینى - آقاى رئیس اجازه بدهید ما هم حرف بزنیم) از آن روزى‏ که بنده آمدم در این مجلس نه من با آن تجار درجه اول ارتباطى دارم براى این که خون این ملت را خورده‌اند و نه با بعضى از جراید از جمله اطلاعات همه می‌دانند این را ولى بنده می‌بینم اطلاعات می‌نویسد که فلان کار به خصوص شده‌ است آن یکى روزنامه عوض این که

+++

 جواب او را بدهد می‌گوید بیایید حساب همه را رسیدگى کنید ما البته به حساب همه حاضرى رسیدگى کنیم و همیشه هم همراهتان هستیم ولى این موضوع به خصوص را که می‌گویند چهار صد هزار تومان گرفته شده جوابش را بدهید که ما که از طرف ملت هستیم بتوانیم قضاوت کنیم و بنده به خود اطلاعات هم ایراد دارم آقاى عباس مسعودى اگر ایرادى شما ازش گرفتید بنده می‌خواهم دقت کنم و شاید بتوانم قضاوت کنم ولى عقیده دارم جواب دهندگان نباید سفسطه بکنند آن وقت اگر بین هم دعوا دارید دولت حکیمى را چرا می‌آورید اینجا استیضاح می‌کنید.

رئیس - آقاى مهندس رضوى مخالفت خودتان را در اطراف پیشنهاد بفرمایید.

مهندس رضوى - اما درباره آنچه که آقاى آزاد فرمودند باید عرض کنم که استیضاح و رأى که پشت سر استیضاح می‌آید این است یعنى این حق قانونى بزرگ به نماینده مجلس داده شده است که بگوید من ایراداتى به دولت دارم و رأى هم یعنى مجلس شوراى ملى آیا پشتیبان این دولت هست یا نیست بنابراین آن رأى شامل تمام جریان ماقبل است چه ایرادات و انتقاداتى که آقایان فرمودند و چه مطالبى که جنابعالى فرمودید آقاى آزاد (صحیح است) بنابراین دو رأى به هیچ وجه لازم نیست ضمناً نکته‌ای را بنده عرض کنم و وظیفه مالى خودم میدانم که از احترامى که اعلیحضرت همایونى به قانون می‌گذارند (صحیح است) به نام ملت تشکر بکنم (صحیح است) و ضمناً اطلاع یافته‌ام که شخص ایشان ممکناست در حول و حوض اشخاص حرف‌هایى بزنند ولى شخص ایشان ابداً هیچ وقت نظر نداشتند که یک دسته‌ای در مجلس بر له یا علیه حکومتى اقدام کنند (صحیح است) و البته بنده این نوع آزاد منشى و احترام به قوانین مملکت را یک طلیعه خوبى می‌دانم براى سلطنت طولانى ایشان (انشاءالله) که همیشه انشاءالله با حفظ مراتب قانون اساسى همان طورى که دوستان محترمم اینجا توضیح دادند و تقاضا کردند به سرپرستى این مملکت ادامه بدهند و از وجود ایشان و احترامى که ایشان به قوانین مملکت می‌گذارند (صحیح است) ما استفاده کنیم. و در خاتمه هم عرض می‌کنم که آقایان ما باید در این مجلس نشان بدهیم که ما می‌توانیم مشروطه باشیم (صحیح است) اصلش مشروطه بودن است اما شما ببینید هیچ مملکتى دولت‌ها را دو ماه به دو ماه می‌آورند آقایانى که اروپا رفته‌اید و تحصیل کرده‌اید و دکتر حقوق شده‌اید هیچ جاى دنیا دولت را می‌آورند و به این حرف‌ها استیضاح بکنند این است که بنده عقیده دارم که آقاى آزاد از این پیشنهاد خودشان و از این نظرشان عدول خواهند کرد و قضاوت خواهند کرد (رأى، رأى)

دکتر معظمى - قابل رأى نیست بنده اخطار دارم.

رئیس - مطابق چه ماده‌ای؟

دکتر معظمى - حالا عرض می‌کنم مطابق سوابق رأى اعتماد حق مسلم دولت است پیشنهاد که نمی‌شود کرد که دو رأى بگیرند یا نگیرند این سابقه را آقا نگذارید.

رئیس - مجلس رأى ندهند دو استیضاح علیحده بوده است.

دکتر معظمى - آقا این سابقه را ایجاد نفرمایید پیشنهاد قابل رأى نیست.

رئیس - آقاى اردلان وزیر راه صحبتى داشتند (رأى، رأى) رأى به چه؟ به پیشنهاد؟

محمدعلى مسعودى - خیر قربان پیشنهاد قابل رأى گرفتن نیست.

اردلان - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

اردلان - بنده می‌خواستم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم البته 130 نفر آقایان نمایندگان محترم حق دارند که تک تک دولت را استیضاح کنند ولى مطلب اگر در یک روز مطرح شد اگر 130 تا هم استیضاح کرده باشند یک رأى می‌گیرند (صحیح است) یعنى 130 رأى که نمی‌گیرند مطالبى اظهار می‌شود و دولت هم یک جوابى می‌دهد آقایانى که مایل هستند که دولت به کار ادامه بدهد آن استیضاح را قبول نمی‌کنند و وقتى که مایل باشند استیضاح را رد می‌کنند این چیز خیلى ساده‌ای است فردا هم یک نماینده حق دارد که استیضاح بکند باز یک فرصتى براى دولت هست ولى مطلب یک روز اگر در مجلس مطرح شد یک رأى می‌گیرند این چیزى است قطعى (صحیح است، احسنت)

دکتر عبده - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - به موجب چه ماده‌ای؟

دکتر عبده - به موجب ماده 47 و 46

رئیس - بفرمایید.

دکتر عبده - بنده در اساس استیضاح وارد نمی‌شوم و بر له یا بر علیه اظهاراتى که شده صحبتى ندارم فقط از جهتى که نظامنامه مراعات نشده و عملى که ما اینجا می‌کنیم و براى ابد سابقه می‌شود بنده می‌خواستم این مواد آئین‌نامه را قرائت بکنم تا آقایان متوجه باشند بعد از این که استیضاح به عمل آمد ماده 48 یک تشریفاتى را پیش‌بینی کرده‏...

رئیس - این پیشنهاد هم رسیده آقاى دکتر عبده.

دکتر عبده - ...  اجازه بفرمایید یک وقت است که یا باید پیشنهاد رأى مثبت رسیده باشد یا پیشنهاد رأى منفى اگر پیشنهاد رأى مثبت شد آن وقت بنده اینجا عرض دارم پیشنهاد رأى مثبت را اینجا قانون تعریف می‌کند...

رئیس - اخطار یعنى مخالف جریان کارى که در مجلس انجام می‌گیرد شما چه اخطارى دارید؟

دکتر عبده - بنده می‌خواهم عرض کنم که اگر پیشنهاد رأى مثبت شده به نظرى ندارم که بر له یا بر علیه استیضاح صحبت کنم ولى اجازه بدهید این حرف‌ها اینجا زده شود که سابقه نشود (همهمه نمایندگان) (زنگ رئیس)

یک نفر از نمایندگان - آقاى امینى هم بیاناتى دارند راجع به صحبت‌های گوشه دارى که گفته شد.

رضوى - بفرمایید جواب بدهید حرف گوشه دارى زده نشده است (زنگ رئیس) (همهمه نمایندگان)

دکتر عبده - ... بنده باید عرایضم را بکنم روى ماده 47 تقاضایى که آقاى آزاد کرده که به موجب آن دو مرتبه رأى گرفته شود این تقاضا وارد است اجازه بدهید که من دلیلش را بگویم بعد بگویید وارد نیست عرض کنم رأى مثبت آن است که تصدیق مجلس را نسبت به اظهارات هیئت وزراء بیان نماید اینجا دو اظهار شده است یکى اظهارات آقاى حائرى‌زاده و آقاى مکى و یک رشته اظهارات هم آقاى آزاد کرده‌اند بنده خودم که وکیل هستم و می‌خواهم رأى بدهم ممکن است اظهارات آقایان وزراء را نسبت به آنچه که آقاى مکى و آقاى حائرى‌زاده بیان کردند من قبول کنم قانع بشوم و نسبت به آنچه که آقاى آزاد گفتند من قانع نشوم بنده الان مرددم به این که چه رأى بدهم. و این عرایضى که عرض کردم مستفاد نظامنامه است ایشان استیضاح کننده هستند حق دارند این پیشنهاد را بکنند.

منصورالسلطنه عدل (وزیر مشاور) - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

منصورالسلطنه عدل - عرض کنم اظهارات آقاى عبده تصور می‌شود که یک استنباط خیلى ضعیفى است از ماده به علت این که این استیضاح در مجلس شروع شد و اول آقاى حائرى‌زاده و آقاى مکى که با هم استیضاح کرده بودند بیاناتشان را فرمودند اگر آقاى آزاد خیال داشتند...

دکتر عبده - وزیر نباید در امور داخى مجلس مداخله کند این بر خلاف نظامنامه است.

منصورالسلطنه عدل - ... اگر آقاى آزاد میل داشتند که استیضاحشان یک استیضاح علیحده باشد بایستى همان موقعى که آقاى رئیس بهش اجازه دادند که بیاید صحبت کند بایستى همان وقت اظهار کرده باشد که من صبر می‌کنم تا این استیضاح تمام بشود و بعد استیضاح من مطرح بشود آن وقت البته حق بود که دو رأى گرفته شود ولى وقتى که این دو استیضاح داخل هم شد توضیحات دولت را هم مجلس شوراى ملى راجع به استیضاح آقایان مکى و حائرى‌زاده شنید هم راجع به استیضاح آقاى عبدالقدیر آزاد شنید و تصور می‌کنم که بر فرض این که توضیحات قانع کنند ه بوده و نسبت به استیضاح آقاى عبدالقدیر آزاد قانع کننده نبوده است هرکسى که قانع نشده است باید به دولت رأى عدم اعتماد بدهد و اگر توضیحات دولت به هر سه استیضاح قانع کننده بوده است باید رأى اعتماد بدهند (صحیح است) و این موقعى است که به همان دولت در یک روز و دو روز پشت سر هم یک دفعه رأى اعتماد داده بشود و یک دفعه رأى عدم اعتماد (صحیح است)

نمایندگان - رأى، رأى.

دکتر عبده - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - طبق چه ماده‌ای؟

دکتر عبده - طبق ماده 47

رئیس - بفرمایید.

دکتر عبده - عرایض بنده دو مطلب است یکى راجع به امور داخلى مجلس است بنده با احترامى که نسبت به شخص آقاى منصورالسلطنه دارم باید به ایشان بگویم که ایشان در امور داخلى مجلس حق ندارند مداخله کنند این مطلب اول، راجع به قسمت دوم ایشان رأى اعتماد را با رأى راجع به استیضاح مخلوط کردند دولت می‌تواند الان تقاضاى رأى اعتماد بکند ولى غیر از آن چیزى است که به استیضاح رأى بگیرند

+++

 محمدعلى مسعودى - تقاضا کرده است‏

رئیس - پیشنهادى ار آقاى شریعت‌زاده رسیده قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - طبق ماده 50 نظامنامه پیشنهاد می‌کنم رأى ساکت گرفته شود.

رئیس - آقاى شریعت‌زاده توضیحى هم ندارد مطابق ماده 50 وقتى پیشنهاد شد بایستى رأى ساکت گرفته شود تأمل بفرمایید ماده 50 قرائت بشود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ماده50 - رأى ساکت در صورتى که از طرف یکى از اعضاء خواسته شود حق تقدم دارد به این معنى که اول در مورد رأى ساکت اخذ رأى می‌شود اگر قبول نشد در رأى مثبت یا منفى رأى گرفته می‌شود (صحیح است)

رئیس - بنابراین باید رأى گرفت توضیحى هم ندارد.

دکتر اعتبار - آقا اگر ایشان توضیح بدهند بنده هم حق مخالفت دارم.

شریعت‌زاده - بنده به یک دلایلى ... آقاى وزیر راه توجه بفرمایید بنده بر طبق یک دلایلى تشخیص دادم که مصلحت این است که تقاضاى رأى سکوت بکنم نسبت به این استیضاح. ولى متأسفانه با یکى از وزراء صحبت کردم دولت موافق نیست به این جهت بنده مسترد می‌دارم (صحیح است)

سزاوار - تکلیف رأى معلوم نشد آقاى رئیس تکلیف رأى را معین بفرمایید جدا جدا رأى می‌گیرید یا یک مرتبه.

رئیس - یک رأى می‌گیریم.

نخست وزیر - بنده تقاضاى رأى اعتماد می‌کنم.

بعضى از نمایندگان - آقاى رئیس آقاى نخست وزیر تقاضاى رأى اعتماد می‌کنند.

رئیس - آقاى محمدعلى مسعودى پیشنهاد کرده‌اند که طبق ماده 92 رأى گرفته شود. قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که موقع گرفتن رأى اعتماد طبق ماده 92 نظامنامه داخلى رأى گرفته شود.

رئیس - بنابراین اسامى آقایان یکى یکى قرائت می‌شود آقایان تشریف می‌آورند رأى خود را می‌دهند و بعد سر جاى خود می‌نشنند عده حاضر 103 نفر.

 (اسامى آقایانى که در رأى شرکت کردند به شرح ذیل قرائت شد)

آقایان : عامرى - اورنگ - اسلامى - کهبد - امین - تولیت - عباس مسعودى - اسدى - اسکندرى - مسعود ثابتى - ابوالقاسم امینى - افخمى - نیک‌پور - پالیزى - مامقانى - رضوى - حسین مکى - آشتیانی‌زاده - کشاورز صدر - احمد دهقان - محمدعلى مسعودى - دکتر طبا - برزین - محمد ذوالفقارى - دکتر معظمى - آقا خان بختیار - دکتر مجتهدى - دکتر آشتیانى - سزاوار - حاذقى - اردلان - قهرمان - شریف‌زاده - نراقى - صفا امامى - اردلان - اعزاز نیک‌پى - آصف - حسین وکیل - محمود محمود - سید هاشم وکیل - یمین اسفندیارى - ضیاء ابراهیمى - افشار - لیقوانى - نورالدین امامى - وثوق - صادقى - دکتر امینى - سلطان العلماء - دکتر اعتبار - قبادیان - مشایخى - ملک مدنى - کفایى - مهندس خسرو هدایت- بیات - صاحب جمع - دکتر راجى - سید على بهبهانى - دکتر عبده - گرگانى - سلطانى - معین‌زاده - موسوى - بهبهانى - ایلخان - عبدالرحمن فرامرزى - ناصرى - مکرم - شریعت‌زاده - امامی اهرى - ساعد - دکتر ملکى - بوداغیان - عباسى - سالار بهزادى - خوئیلر - بهادرى -امیر نصرت اسکندرى - حاج آقا رضا رفیع - باتمانقلیچ - دکتر شفق - مهندس رضوى - دکتر بقایى - ملکپور - احمد فرامرزى - صاحب دیوانى - ارباب گیو - تقى‌زاده - ملکى - ظفرى - نواب - غضنفرى - عبدالقدیر آزاد - صفوى - ناصر ذوالفقارى - فاضلى - هراتى - صدرزاده - دادور - اعظم زنگنه.

 (اخذ و استخراج آراء به عمل آمده و نتیجه به قرار ذیل می‌باشد)

رئیس - عده حضار 103 نفر، 55 نفر اظهار اعتماد به دولت کرده‌اند، دولت 55 رأى دارد.

آقایان موافقین : حبیب‌الله امین - دکتر مجتهدى - پالیزى - دکتر معظمى - افخمى - بزرین - امامى اهرى - قبادیان - کشاورز صدر - مهندس رضوى - تولیت - نورالدین امامى - فتحعلى افشار - رفیع- اسلامى - مهندس خسرو هدایت - جعفر کفایى - بهادرى - بوداغیان - امیر نصرت اسکندرى - اردلان - دکتر ابوالحسن ملکى - بیات - دهقان - مامقانى - گرگانى - ضیاء ابراهیمى - سلطان العلماء - محمدتقى خوئیلر - دکتر طبا - محمدعلى مسعودى - ملکى - احمد فرامرزى - محمد ذوالفقارى - عباسى - معین‌زاده - باقرى - لیقوانى - عباس مسعودى - صاحب جمع - ارباب گیو - سالار بهزادى - آقا خان بختیار - دکتر اعتبار - ساعد - دکتر شفق - عزیز اعظم زنگنه - تقى‌زاده - ملک‌پور - صدرزاده - موسوى - ملک مدنى - ناصر ذوالفقارى - باتمانقلیچ - صفوى.

مخالفین: آقایان: حسین مکى - عبدالقدیر آزاد - عباس اسکندرى - آشتیانی‌زاده.

43 ورقه سفید بدون امضاء علامت امتناع شماره شد.

قبادیان - لایحه مستخدمین جزء مطرح شود (در این موقع عده از از آقایان نمایندگان از جلسه خارج شدند)

رئیس - آقایان بیرون تشریف نبرید.

بعضى از نمایندگان - چند دقیقه تنفس بدهید.

 (در این موقع در ساعت هفت و یک ربع بعد از ظهر تنفس داده شد)

مجدداً در ساعت هفت و چهل و پنج دقیقه مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

رئیس - آقاى رضوى گزارش انتخابات راجع به بوشهر را قرائت بفرمایید.

قبادیان - آقاى رئیس لایحه مستخدمین جزء را مطرح کنید.

رئیس - خیلى مایلم ولى متأسفانه نماینده دولت نیست.

اردلان - آقاى رئیس به ترتیب تقدیم مطرح بفرمایید انتخابات ساوجبلاغ مقدم است.

2- طرح و قرائت گزارش سه فقره اعتبارنامه مربوط به انتخابات بوشهر و ساوجبلاغ‏

رئیس - هر سه دستور به ترتیب مطرح می‌شود.

رضوى - انتخابات بوشهر : در تاریخ سیزدهم دى ماه 1326 انجمن نظارت مرکزى انتخابات بوشهر بنا به دعوت فرماندار از طبقات شش گانه تشکیل و پس از تعیین اعضاى اصلى و على‌البدل در تاریخ 14 دى ماه 26 آگهى انتخابات را در حوزه‌های اصلى و فرعى منتشر و از تاریخ 22 دى ماه 26 تا 30 دى 26 شروع به توزیع تعرفه و اخذ آراء می‌نماید در تاریخ اول بهمن ما 26 آراء مأخوذه استخراج و قرائت می‌گردد درنتیجه آقاى احمد فرامرزى به اکثریت 35768 رأى از 37228 آراء مأخوذه در درجه اول به نمایندگى پانزدهم دوره تقنینیه از طرف اهالى بوشهر انتخاب و از تاریخ 16/ 11/ 26 تا عصر 12/ 11/ 26 جهت پذیرفتن شکایات تعیین می‌گردد در مدت مزبور فقط بک فقره شکایت رسیده و چون مستند به دلیل نبوده و انجمن اعتراضات را وارد ندانسته در تاریخ 15/ 11/ 26 اعتبارنامه به نام ایشان صادر می‌نماید پس از ارجاع پرونده به شعبه سوم شعبه درجلسه اول اسفند 26 پرونده را مورد رسیدگى قرار داده و چون شکایتى در مدت مقرر قانونى به شعبه نرسیده بنابراین شعبه صحت انتخابات بوشهر و همچنین نمایندگى آقاى احمد فرامرزى را با اتفاق آراء تایید و اینک گزارش آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

رئیس - باید رأى گرفته شود ولى عده براى رأى کافى نیست چند نفر کم است بنابراین رأى می‌ماند به جلسه دیگر مخالفى هم ندارد دو تا دیگر هم هست که قرائت می‌شود. بفرمایید آقاى رضوى.

 (آقاى رضوى گزارش شعبه را راجع به نمایندگى آقاى صفوى از بوشهر به شرح زیر قرائت کردند)

جریان انتخابات بوشهر به شرحى است که در گزارش شماره 1 به عرض رسیده است چون بعداز آقاى احمد فرامرزى آقاى شکرالله صفوى به اکثریت 29562 رأى از کل 37228 آراء مأخوذه در درجه دوم به نمایندگى از طرف اهالى بوشهر براى پانزدهم دوره تقنینیه انتخاب شده و انجمن نظارت انتخابات در تاریخ 15/ 11/ 1326 اعتبارنامه به نام ایشان صادر نموده است شعبه سوم پس از رسیدگى به محتویات پرونده به اتفاق آراء صحت نمایندگى آقاى شکرالله صفوى را تصدیق و گزارش آن را براى تصویب تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید.

رئیس - اخذ رأى به جلسه بعد موکول می‌شود یک گزارش دیگرى هم هست که قرائت می‌شود.

 (گزارش انتخابات ساوجبلاغ را آقاى مهندس رضوى به شرح زیر قرائت کردند)

انتخابات ساوجبلاغ : بنابر محتویات پرونده انتخابات کردان و ساوجبلاغ در تاریخ 6/ 7/ 6، 1326 - 36 نفر از طبقات شش گانه از طرف بخشدارى کرج براى تعیین اعضاى اصلى و على‌البدل انجمن نظارت انتخابات دعوت شده و پس از آن که 9 نفر به عنوان اعضاء اصلى و 9 نفر به عنوان اعضاى على‌البدل انتخاب نمودند اعضاء اصلى در تاریخ 7/ 7/ 1326اولین جلسه انجمن نظار را تشکیل و هیئت رئیسه خود را تعیین نمودند سپس شروع به کار کرده آگهى انتخابات را منتشر و مقرر می‌دارند که از روز 22/ 7/ 1326 تا آخر روز 26/ 7/ 1326 توزیع تعرفه و اخذ آراء به عمل آید

+++

 جریان به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند و قرائت آراء در انجمن مرکزى عصر همان روز و بقیه صندوق‌ها از صبح فرداى روز خاتمه رأى شروع و تمام می‌شود در نتیجه قرائت آراء از مجموع 11514 رأى مأخوذه آقاى بهاء‌الدین کهبد به اکثریت 6673 رأى به نمایندگى پانزدهم دوره تقنینیه تعیین و در تاریخ 14 آبان ماه 1326 اعتبارنامه به نام ایشان صادر می‌گردد و از ابتداى شروع انتخابات شکایاتى از طرف اهالى راجع به سوء جریان به انجمن نظار و همچنین به وزارت کشور و بالاخره به مجلس شوراى ملى رسیده است و طبق محتویات پرونده معلوم می‌شود که وزارت کشور علاوه بر آقای حسن فرزانه که با عنوان بازرس انتخابات به محل اعزام شده بود آقایان علیرضا صبا و مرتضى ابوذر و بازرس‌های وزارتى را هم به منظور رسیدگى به شکایات اهالى به آن حوزه مأمور می‌نماید به طور کلى شکایات مربوطه به صندوق‌های فشند – ولیان - نجم آباد – تنکمان – برغان - علی‌شان عوض – رامجین - سرحد آباد – جوقین - منجیل آباد و یلار و غیره به انجمن نظارت انتخابات واصل می‌گردد و انجمن در صورت جلسه نهایى خود شکایات را غیر وارد تلقى می‌نماید. شعبه سوم پرونده انتخاباتى ساوجبلاغ و شهریار را بادقت تمام مورد رسیدگى قرار داده و علاوه بر آنچه متن پرونده راتشکیل می‌دهد به جمیع شکایات و همچنین رضایت‌نامه‌های واصل توجه نموده و پس از چندین جلسه بررسى و مطالعه بالاخره در جلسه مورخ چهارشنبه 16/ 10/ 1326 در خاتمه مذاکرات و مباحثات مفصل دو سؤال ذیل را مطرح و با اخذ رأى مخفى نسبت به هر یک به قرار ذیل اظهار نظر شده است.

1- چون آقاى کهبد در مرتبه اول انتخابات همین دوره به نمایندگى ساوجبلاغ به مجلس شوراى ملى معرفى شده بودند و مجلس شوراى ملى در موقع طرح اعتبارنامه با توجه به جریان انتخابات که شامل تهدید و تطمیع بوده است اعتبارنامه ایشان را رد نموده است و ماده 44 قانون انتخابات در این خصوص تصریحاً حق انتخاب شدن را براى دو دوره انتخابیه از داوطلب سلب می‌نماید آیا با این سابقه انتخاب مجدد آقاى بهاء‌الدین کهبد منع قانونى دارد یا ندارد؟ شعبه سوم به اکثریت 9 رأى در مقابل 8 رأى از 17 نفر عده حاضر در شعبه به این سؤال جواب مثبت داده و بنابراین به نظر شعبه آقاى بهاء‌الدین کهبد قانوناً نمی‌توانند انتخاب شوند.

2- آن که با توجه به مجموع پرونده آیا انتخابات مجدد ساوجبلاغ و شهریار از نظر جریان قانونى صحیح بوده است یا خیر؟ شعبه سوم به این سؤال به اکثریت 9 رأى مخالف و یک رأى ممتنع در برابر هفت رأى موافق جواب رد داده است بنابراین شعبه جریان انتخابات مجدد ساوجبلاغ و شهریار را صحیح تشخیص نداده و اعتبارنامه آقاى کهبد را رد شده می‌داند و گزارش خود را به قرار مذکور تقدیم و مقتضى می‌داند مجلس شوراى ملى رأى قعطعى خود رانسبت به هر یک از دو موضوع بالاجداگانه اعلام نماید.

رئیس - بر طبق ماده پنج نظامنامه چون مبنى بر رد است به بعد موکول می‌شود.

دکتر معظمى - باید تابلو بگذارند براى مخالف و موافق.

سزاوار - لایحه مستخدمین جزء مطرح شود.

رئیس - چون نماینده دولت حاضر نیست نمی‌شود.

سزاوار - لایحه مستخدمین جزء اشکالى ندارد اجازه بفرمایید بنده یک توضیحى عرض کنم.

رئیس - توضیح شما مورد ندارد لایحه مستخدمین جزء باید با حضور نماینده دولت مطرح شود. مقصود چیست؟

سزاوار - مقصود این است که دولت این لایحه را آورده است به مجلس و تصریح هم ندارد که حتماً باید در حضور دولت مطرح شود.

3- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - علی‌ ای حال دیگر نمی‌شود جلسه را ختم می‌کنم و جلسه آینده روز یک شنبه ساعت 4 بعد از ظهر.

 (مجلس ساعت 8 بعد از ظهر ختم گردید)

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت‏

 

تصویب‌نامه‌ها

شماره  20450                   17/ 11/ 1326

وزارت جنگ

 

هیئت وزیران در جلسه یازدهم بهمن ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 34448- 134252- 15615 وزارت جنگ تصویب نمودند که بر طبق مقررات ماده 26 و 55 نظام وظیفه عمومى و ماده واحده مصوب آبان 1324 در اول فروردین ماه 1327 به احضار متولدین 1307 اقدام و در تمام مناطق و حوزه‌های نظام وظیفه سربازگیرى شروع گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م 6866              از طرف نخست وزیر

شماره 23020             6/ 12/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلس چهارم اسفند ماه 1326بنا به پیشنهاد وزارت فرهنگ و موافقت شماره 64598- 2 وزارت دارایی تصویب نمودند یک باب عمارت محل سابق بانک شاهنشاهى واقع در کرمان را که فعلاً در تصرف اداره امول فرهنگ می‌باشد و به واسطه کمى فضا براى بنگاه فرهنگى کافى نیست وزارت دارایی طبق مقررات قوانین هفتم آبان ماه 1309 و سوم آذر ماه 1311 به فروش رسانیده بهاء حاصله از فروش را منحصراً به مصرف خرید بنا یا ساختمان محل مناسبى براى دبستان دولتى کرمان برساند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6868              نخست وزیر

+++

یادداشت ها
Parameter:294359!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)