کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15
[1396/05/24]

جلسه : 46 صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 22 بهمن 1326  

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور دو نفر از آقایان نمایندگی

3 - تصویب ده فقره گزارش مرخصی

4 - بقیه مذاکره در اطراف لایحه فرهنگ

5 - تقدیم شش فقره لوایح از طرف آقایان وزراء دارایی و دادگستری

6 - سؤال از طرف آقای وزیر بازرگانی و پیشه و هنر

7 - ختم جلسه و تعیین موقع و دستور جلسه آتیه

مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15

 

 

جلسه : 46

صورت مشروح مجلس روز پنجشنبه 22 بهمن 1326

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور دو نفر از آقایان نمایندگی

3 - تصویب ده فقره گزارش مرخصی

4 - بقیه مذاکره در اطراف لایحه فرهنگ

5 - تقدیم شش فقره لوایح از طرف آقایان وزراء دارایی و دادگستری

6 - سؤال از طرف آقای وزیر بازرگانی و پیشه و هنر

7 - ختم جلسه و تعیین موقع و دستور جلسه آتیه

 

مجلس ساعت چهار و پنجاه دقیقه بعد از ظهر به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

1- تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس روز سه‌شنبه 20 بهمن ماه را آقاى فولادوند (منشى) قرائت کردند.

ساعت هفت بعد از ظهر روز سه‌شنبه 20 بهمن مجلس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غائبین جلسه گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده :

غائبین با اجازه - آقایان : محمدحسین قشقایى - عسکر صاحب‌جمع - عبدالرحمن فرامرزى - ابوالحسن رضوى - جواد ملک‌پور - احمد بهادرى.

غائبین بى‌اجازه - آقایان : اردشیر شادلو - حسن اکبر - معتمد دماوندى - کامل ماکویى - محمدتقى بهار - شریعت‌زاده - شهاب خسروانى - ابوالفتح قهرمان.

دیرآمدگان با اجازه - آقایان : جعفر کفایى - ابوالقاسم امینى - دکتر عبدالحسین راجى - سلطانى - شیخ الاسلامى - حاج آقا رضا رفیع - عبدالحسین اورنگ - محمد گرگانى - محمد ابراهیم امیر تیمور - دکتر جلال عبده - سالار بهزادى.

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان : عزت‌الله بیات - ابوالفضل تولیت - آقاخان بختیار - دکتر عبدالحسین طبا - عباس مسعودى - احمد دهقان - عبدالحسین نیک‌پور - على وکیلى - محمدتقى خوئلیر - آرام بوداغیان - سلمان اسدى.

آقاى دهقان راجع به غائبین از جلسه و موضوع بیانات آقاى اسکندرى و آقاى حاذقى راجع به اعلام جرم آقاى آزاد نسبت به آقاى دکتر صدیق و آقاى اسکندرى راجع به واگذارى اقساط مال‌الاجاره قنات ملکى خودشان به سازمان جمع آورى گدایان و آقاى دکترمعظمى راجع به اعلام جرم‌ها که کمیسیون عرایض فقط باید اظهار نظر کند هر یک توضیحاتى دادند و صورت مجلس تصویب شد.

آقاى نراقى راجع به انتخابات مشکین شهر و نمایندگى آقاى دکتر متین دفترى با بیان تفصیلى اظهار نمودند که مخالفت ایشان مبنى بر اغراض خصوصى نیست و به فرض صحت جریان انتخابات هم نسبت به صلاحیت آقاى دکتر متین دفترى اعتراض می‌کردند معهذا نخست به جریان انتخابات مشکین شهر و مداخلات تیپ اردبیل و توقیف دو نفر از معتمدین محل و قرائت چند نمونه از تلگرافات و جراید تبریز و اشغالات دولتى آقاى متین دفترى به عنوان اعتراض به صلاحیت ایشان وارد صحبت شدند و با مقایسه عدلیه سابق و عدلیه بعد از تشکیلات داود و عدلیه دوران آقاى دکتر و دادگسترى جدید گفتند درنتیجه عملیات آقاى دکتر متین دفترى قضاوت و عدالت از نظر کیفیت طریق انحطاط پیموده است همچنین با اشاره به عملیات شهربانى و پرونده سازی‌های عدلیه نظیر

+++

 پرونده مرحوم فروغى بیان نتیجه نمودند که انتخاب ایشان قانونى نبوده و صلاحیت ایشان هم چنین بود که گفته شد و آقایان نمایندگان باید ملت ایران و وجدان خود را در نظر بگیرند و رأى بدهند.

آقاى وزیر فرهنگ لایحه شرکت ورزشکاران ایران را در مسابقه‌های بین‌المللى تقدیم و تقاضا نمودند که گزارش کمیسیون فرهنگ زودتر تصویب شود وپس از توضیح مخبر کمیسیون بودجه در حذف مخارج غیر ضرورى و تعیین اعتبار گزارش فرهنگ آقاى دکتر متین دفترى پیشنهادى که در جلسه گذشته در این باب تقدیم داشته بودند پس گرفتند.

آقاى نبوى پیشنهاد نمودند اضافه اعتبار فرهنگ به تناسب جمعیت بین شهرستان‌ها تقسیم شود و مخبر کمیسیون فرهنگ موافقت کردند.

آقاى صدرزاده پیشنهاد نمودند مدت خدمت فارغ‌التحصیل‌های دانشسراى مقدماتى چهار سال و دانشسراى عالى شش سال و مدت مندرج در تبصره دو سه سال مقرر شود مخبر کمیسیون نیز توضیحى دادند و پیشنهاد آقاى صدرزاده تصویب نشد.

آقاى ضیاء ابراهیمى پیشنهاد اصلاحى نمودند و مخبر کمیسیون فرهنگ موافقت کردند.

آقاى نورالدین امامى پیشنهاد نمودند تازمانى که در دبیرستانها به قدر کافى دبیر نیست از ارجاع مشاغل ادارى به فارغ‌التحصیل‌های دانشسراى عالى خوددارى شود و مخبر کمیسیون قبول نمودند.

آقاى تقى‌زاده پیشنهادنمودند اعتبار این لایحه در بودجه سال 1327 منظور شود و توضیح دادند که اعتبار این لایحه بدون تعیین محل است و اضافه نمودند که چند ماه پیش اجرا شده و مجلس نمی‌تواند مجبور به تصویب آن باشد ضمناً راجع به اقلام ریز بودجه مملکتى تذکر دادند که هنوز طبع نشده است.

آقاى وزیر فرهنگ یادآور شدند که این اولین لایحه قانونى دولت سابق است که شش ماه پیش تقدیم مجلس شده و اجراى آن نیز به حکم احتیاج و فشار مردم صورت گرفته به علاوه سه میلیون و نیم آن فقط در این سال مصرف شود. مخبر کمیسیون نیز توضیحاتى دادند.

در این موقع ساعت نه و ربع بعد از ظهر آقاى رئیس بیان داشتند کارهاى زیادى در دستور هست و اکثریت هم براى اخذ رأى نیست جلسه ختم و به روز پنجشنبه چهار ونیم بعد از ظهر موکول و دستور مرخصی‌ها و اعتبارنامه و لایحه فرهنگ مقرر می‌شود.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟

جمعى از نمایندگان - عده براى رأى کافى نیست.

مهدى ارباب - چندی است بنده سؤالى راجع به ارزاز آقاى وزیر دارایی کرده‌ام و هنوز براى جواب حاضر نشده‌اند بفرمایید که بیایند و جواب بدهند.

رئیس - آقایان وزراء هم براى جواب سؤالات آقایان نمایندگان حاضرند. نسبت به صورت جلسه نظرى نیست؟

معتمد دماوندى - می‌خواستم عرض بکنم که بنده در جلسه قبل مریض بودم و نتوانستم حضورتان اطلاع دهم استدعا می‌کنم در صورت مجلس تصحیح شود.

رئیس - اصلاح می‌شود دیگر نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ (گفته شد - خیر) صورت مجلس تصویب شد آقاى دکتر فلسفى دو نفر دیگر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده‌اند آقاى دکتر فلسفى بفرمایید.

2- بیانات قبل از دستور دو نفر از آقایان نمایندگان‏

دکتر فلسفى- عرض کنم که فرق ما بین حکومت دمکراسى و حکومت دیکتاتورى این است که در حکومت دیکتاتورى اوامر مجرى است و در دمکراسى قانون آراء و یک متد و دستورى (صحیح است) و در مملکت ما البته حکومت دمکراسى است یعنى حکومتى که معرفى شد به مجلس متکى به یک عده معدودى است و آن عده معدود به هیچ وجه در آن حکومت اثرى نمی‌کند و سایرین در آن دخالت می‌کند و دلیل تزلزل حکومت‌ها هم همین است (صحیح است) دولتى که آمد روى کار بعد از چندى متزلزل می‌شود می‌گویید چرا متزلزل می‌شود؟ متأسفانه بنده یک چیزى در روزنامه اطلاعات دیدم که دشت گرگان از گرگان مجزى شده در صورتى که آن وقت که گرگان و دشت گرگان بوده با هم بوده (صحیح است) اجازه بفرمایید در دوره چهاردهم صحبت شد در اطرافش بنده از یکى از نخست‌وزیرها سؤال کرده و خدمتشان عرض کردم که این موضوع مصلحت مملکت نیست جهت عدم تقسیمش هم این است که خیلى از قسمت ترکمن در ولایت است و خیلى از قراء ولایت یعنى همان ولایت گرگان در دشت و به اضافه در دشت گرگان طورى است که نسبت به تمام قراء دشت و گرگان متساوى‌البعد است یعنى از نقطه به یک نقطه به یک نسبت دسترسى به فرمانداری گرگان دارد (صحیح است) از نظر سیاسى هم چون گرگان و دشت یک موقعیت مرزى دارند بهتر این بوده که همیشه به اهم بوده و اغلب فرماندارها از قبیل سپهسالار یا علاءالدوله حکومت می‌کردند و حالا که تجزیه می‌شد نتیجه‌اش این می‌شود که یک نقطه‌اش دست فرماندار دشت و یک نقطه‌اش دست فرماندار گرگان و یک مشاجره و نقارى همیشه پیدا شده (صحیح است) گذشته از این اصلاً گنبد کاووس یک قریه‌ای است که بیش از سى چهل درب دکان ندارد و عده معدودى خانه و بقیه‌اش تمام دشت خانواده‌های ترکمن است که آلاچیق است و اغلب سیارند وضع و محل معینى ندارند اما اساس این که چرا آنجا فرماندارى شد و بخشدارى در آنجا نیست دلیلش این است که اینجا یک جاى مهم و گمرکى است و موقعیتى پیدا کرده است که از آنجا همه می‌خواهند بروند بیرون، گذشته از این ضمناً هم فکر کرده که بخشدارى فراخور رتبه‌اش نیست هوس کرده فرماندار بشود خوب آمده است تحریک کرده و مرتباً تلگراف کرده و بعد هم از آن پشتیبانى کردند و آنجا شده است فرماندار در صورتى که این ترتیب صحیح نیست و گرگان و دشت باید با هم باشند (صحیح است) ویک فرماندار عالی‌رتبه و عالی‌مقام با سابقه مجرب در رأى آنجا قرار گیرد (صحیح است) بنده نمی‌دانم که مصلحت مملکت است بنده یک سال است که داد می‌زنم بندر شاه که مبدأ خط آهن است آب ندارد و از بهشهر آب مى آورند گمیشان یک جایى است آب ندارد آب مشروب ندارد و از جاهاى دیگر آب می‌آورند آب مشروب آن‌ها عبارت از آب بارانى است که درمنازل جمع می‌شود آن‌ها استفاده می‌کنند اگر دولت واقعاً میل دارد یک ترتیبى بدهد بهتر این است که این کارهاى اساسى را بکند و آب براى بندر شاه بیاورد یا فرض بفرمایید اداره کشاورزى که الان در گرگان است بى اثر است بنده تشویق کردم که مردم ترکمن یک عده تراکتور تهیه بکنند الان یک عده کارخانه از زمان شاه فقید آنجا مانده براى تعمیر تراکتورها و این کارخانه‌ها بایک اشاره مختصرى تعمیر می‌شود مدتى است به دولت گفته می‌شود و هیچ اقدامى نمی‌کنند در صورتى که با این عمل ممکن است تشویق فلاحتى کرد دنبال کرد که در آن حدود 50 یا 100 تراکتور داشته باشند (صحیح است) آن قسمت را هم بنده می‌خواستم عرض کنم مخصوصاً دولت را متذکر بشوم که این کارهیچ مصلحت نیست مخصوصاً که آقاى دکتر زنگنه هم تشریف دارند عرایض بنده را مورد توجه قرار بدهند و یک ترتیبى در این کار بدهند (صحیح است، احسنت)

رئیس - آقاى یمین اسفندیارى.

یمین اسفندیارى - اگر این تصمیمى که امروز جناب آقاى رئیس گرفته‌اند در دوسه ماه قبل گرفته می‌شد ما می‌توانستیم از موقع بیشتر استفاده کنیم (امینى - این را نفرمائید ما قبلاً هم در مجلس همیشه بودیم) ولى نتیجه را در نظر باید گرفت بنده عرض نمی‌کنم جنابعالى تشریف نداشتید بنده عرض می‌کنم که خود من هم نبودم ولى امروز می‌بینم که همه با سر می‌خواهند وارد مجلس بشوند چرا؟ براى خاطر این که یک چنین تصمیمى از طرف مقام ریاست اتخاذ شده و ابلاغ شده است (صحیح است) حالا جنابعالى نسبت به این موضوع چون خودتان کار پرداز هستید و همیشه در مجلس می‌باشید همه را قیاس به نفس نفرمایید ما اگر بتوانیم به موقع مجلس بیاییم حرفمان را در موقع می‌توانیم بزنیم و می‌توانیم واقعاً وظایفى را که عهده داریم انجام بدهیم (آصف - ما که همیشه حاضر بوده‌ایم حالا هم حاضریم) خیلى متشکرم از فرد فرد آقایان می‌خواهم عرض کنم راجع به بیانات تیمسار سرلشکر آق اولى وزیر کشور بنده از دو جهت می‌خواستم که امروز مختصرى به عرض آقایان برسانم یکى از لحاظ این که بنده هیچ تردیدى ندارم به این که آقاى وزیر کشور یکى از افراد صالح این کشور هستند (صحیح است) و همیشه هم درستى و وطن پرستى خودشان را ثابت کرده‌اند (رضوى شیرازى - به درد وزارت هم نمی‌خورند) چنان چه در مازندران ایشان وقتى که مأمور خلع اسلحه بودند در چند سال قبل به آنجا رفتند در منازل یکى دو نفر از خوانین عمده مازندران وارد شدند براى تفتیش اسلحه در صندوق را که بلند کردند در عوض اسلحه مقدار زیادى پول و جواهر و طلا بوده است و این معروف شده که سرلشکر آق اولى از آن جواهر از آن پول دینارى استفاده نکرده است (آشتیانى‌زاده - جواهرها اصل بوده یا بدل) چه عرض کنم (یکى از نمایندگان - وظیفه‌شان بوده) بله وظیفه‌شان را خوب همیشه ا نجام داده‌اند و در وطن پرستى و درستى می‌توان ایشان را در ردیف اول اشخاص این کشور دانست (صحیح است) ولى در عین حال بنده از همین لشکر آزادى خواه و درست و وطن پرست انتظار

+++

 نداشتم که این مذاکرات را در پشت تریبون بفرمایند و عصبانى بشوند (صحیح است) زیرا که وظیفه شخص وطن پرستى و یا حیثیت است که باید حیثیت مجلس را همیشه حفظ بکنند (صحیح است) این قسمت کلمه حق یرادیها الباطل و جملات دیگرى که ذکر کردند می‌باشد و تأثیرى در مجلس براى گذراندن سه دوازدهم نداشت بلکه بیشتر مجلس را متأثر کرد (صحیح است) و از لحاظ دیگر بود که بنده می‌بایستی این مطلب راعرض کنم و آن این بودکه مجلس مایل بود این سه دوازدهم بگذرد ولى یک اختلاف نظرى در مجلس شوراى ملى پیدا شد آقاى سزاور پیشنهادى داده بودند براى دو دوازدهم و از جلسه خارج شدند بنده هم به دنبال ایشان رفتم و از ایشان خواهش کردم با کمک آقاى ابوالقاسم امینى ایشان هم موافقت کردند که بیایند و پس بگیرند و آمدند و به آقاى سرلشکر هم عرض کردم که هیچ محتاج به مذاکره نیست و اظهارى نکنید و این پیشنهاد دو دوازدهم هم پس گرفته می‌شود و مجلس هم به وظیفه خودش عمل خواهد کرد آقاى سرلشکر آناً موافقت کردند ولى بعداً نمی‌دانم در تحت چه تأثیرى واقع شدند که برخاستند یک بیاناتى کردند که بنده در نزد آقاى سزاوار خجل شدم که ایشان این طور مساعدت کردند و از ناحیه آقاى سرلشکر برخلاف آن عمل شد و امیدوارم در آتیه نظایر پیدا نکند بنده از آقاى معاون محترم نخست وزیر تمنى دارم که به این عرایضى که عرض میکن توجه بفرمایند مدتى است عده‌ای از هموطنان و هم ولایتی‌های بنده در تهران گرفتاری‌هایى دارندکه مراجعاتى می‌شود بنده هم عادتاً مایل هستم به این که مقدمتاً به وزارتخانه‌های مربوطه مراجعه بکن و کار آن‌ها را در خود وزارتخانه حل بکنیم و محتاج به تظاهرى نباشد ولى چون کار این‌ها خیلى به طور انجامیده و مکرر مذاکراتى شده چه به آقایان وزراء و چه با آقاى نخست وزیر متأسفانه نتیجه‌ای گرفته نشده است تمنى می‌کنم آقاى دکتر زنگنه یادداشت بفرمایند. قسمتى راجع به تنها جواز بگیر نبودند و سوءاستفاده‌چى نبودند کسانى هستند که براى حق خودشان آمدند و اقدام می‌کنند و چون احتیاجى ندارند که بنده اینجا چیزى بگویم با سوابقى که در خود وزارتخانه هست توجهى بفرمایند که آقایان بیش از این‏ در تهران نمانند و اگر طبق مقررات و طبق آیین‌نامه و طبق قانون جنگل بانى حقى داشته باشند حقشان را بدهند که این‌ها هم بتوانند از حق مشروع خودشان استفاده بکنند یکى هم راجع به دو فقره کار است که مربوط به جناب آقاى وزیر دادگسترى است و با جناب آقاى وزیر دادگسترى داخل مذاکره شدیم ولى به یک اشکالى برخوردیم که آن اشکال منوط به این است که وزراى دادگسترى و دارایی متفقاً این قضیه را حل بکنند زیرا در این موضوع که فعلاً توضیح نمی‌دهم حکمى صادر شده است که این حکم برخلاف انصاف و قانون بوده است طبق نوشتجات و مدارکى که ازخود مأمورین وزارت دادگسترى در دست است این است که این موضوع باعث زحمت آن‌ها شده و اگر یک محکمه‌ای برعلیه دولت حکم داده باشد و به رله یک افرادى این دلیل بر این نمی‌شود که یک شخصى امروز حرف حقش را نزند و تقاضاى حق خودش را نکند چرا؟ براى این که دولت در فلان موضوع محکوم است دولت وسایلى در دستش است و مأمورینى که متصدى کار دولت هستند بایستى حفظ منافع و حقوق دولت را بکنند و به تکلیفشان عمل نمایند در این موضوعى که عرض کردم حکمى صادر شده است مدارکى در دست است ولى با آقاى وزیر دادگسترى هم مذاکره کردیم و تمنى می‌کنم که در این موضوع آقاى وزیر دادگسترى توجه بفرمایند در هیئت وزراء مورد مذاکره قرار گیرد یا خود وزارتخانه مربوطه حل بکند و یا اگر قانون براى این کار ممکن است بیاورند به مجلس براى این که تکلیف این بیچاره‌ها زودتر معین بشود زیرا این‌ها مردمانى بوده‌اند که همیشه خدمتگذار بوده و برای حفظ کشور آنچه مقدورشان بوده در جلوگیرى از متجاسرین و افراد ماجراجو فروگذار نکرده‌اند (صحیح است) انصاف نیست که آن‌ها حقى داشته باشند و حقشان پایمال بشود یکى هم موضوع اصلاحاتى است که در استان 2 و قسمت‌های حوزه انتخابیه بنده و رفقایم آقاى شریعت‌زاده و آقاى اسلامى و همچنین درقسمت حوزه انتخابیه سارى که آقاى گلبادى و آقاى شریف‌زاده هستند عرض می‌کنم به این که مرم عموماً حاضرند که یک مساعدت‌هایى یا یک کمک‌هایى با مأمورین دولت در قسمت‌های بهداشت، فرهنگ و راه بکنند عرض می‌کنم که این کارها وسایلى می‌خواهد ما می‌دانیم امروز بودجه وزارت فرهنگ کافى نیست از این که از آقاى وزیر فرهنگ بخواهیم چه ایشان وچه آقاى دکتر صدیق که بودند براى هر بخش از مازندارن یک دبستانى تهیه بکنند ولى خود مردم در آنجا حاضرند که یک کمک‌هایى بکنند متأسفانه این انجمن ایالتى و ولایتى تکلیفش از طرف دولت هنوز معین نشده است اگر نسبت به این موضوع تصمیمى گرفته شود مردم عموماً حاضرند که با کمک مادى خودشان و تحت نظر مأمورین دولت و با نظارت انجمن‌های ایالتى و ولایتى یک مساعدت‌هایى بکنند که از آن مساعدت‌ها هم نتیجه‌ای براى کشور گرفته شود و وزارتخانه‌ها هم بیشتر می‌توانند براى وظایفى که دارند تکالیف خودشان را بهتر انجام بدهند (صحیح است) چون دراین خصوص مراجعات زیادى به ما شده است و فرصتى نبوده کهنه در موقع برنامه دولت و نه در موقع بودجه که به رفیق عزیزمان آقاى فولادوند هم در آن موقع گفته شد که مذاکرات کافى است پیشنهاد خود را پس گرفتند خاطر محترمشان مکدر شد گفتند که مجلس را از رسمیت می‌اندازند در صورتى که این طور نیست مجالس دنیا را هم اگر دیده باشند می‌دانند به این که ممکن است ولو ازلحاظ تفریح هم حرفى زده باشند باید که همکار محترم متألم نشده باشند منظورى نبود، جز که کار دولت زودتر انجام بشود بعداً هم فرصتى به دست نیامد که دیگر بتوانیم صحبت بکنیم و مراجعات زیادى هم می‌شود و انتظارات زیادى هم مردم دارند درسابق هم از آقاى وزیر راه که فوق‌العاده مرد با شهامتى هستند و همین طور آقاى دکتر صدیق که وزیر فرهنگ آن روز بودند (صحیح است) و همچنین آقاى دکتر اقبال که وزیر بهدارى بودند (صحیح است) و خیلى خوب وظایف خود را انجام می‌دادند (صحیح است) واز همه آن‌ها ماتقاضا می‌کردیم و آن‌ها هم کمال مساعدت را می‌کردند و این هم دلیل به راین نمی‌شود که آقاى دکتر صدیق که یک روز وزیر خوبى بودند در فرهنگ حالا آقاى دکتر سیاسى وزیر نباشند بلکه هستند و انتظار داریم که دست و بالشان باز باشد براى این که بتوانند کار بکنند (کشاورز صدر- خواهش می‌کنم مختصر بفرمایید) وقتى جنابعالى بیایید پشت تریبون هیچ فرصتى براى هیچ‏ کس قایل نیستید حالا یک قدرى صبر کنید، بنده پنج، شش ماه است که پشت این تریبون نیامده‌ام این موضوع را توجه خواهیدفرمود که یک موضوع مهمى است و نهایت اهمیت را دارد از لحاظ این که هم مردم امیدوار باشند و هم این که بتوانند وسایل کار را در دسترس آقایان بگذارند در موقع بودجه یک پیشنهادى آقاى دکتر معظمى و آقاى مکى که هر دو امضاء کرده بودند دادند و بنده هم آن پیشنهاد را راجع به شرکت تعاونى مصرف بود و بنده پیشنهاد دیگرى که آن را تکمیل می‌کرد تقدیم مقام ریاست کردم متأسفانه گویا مجالى نشد که این پیشنهاد خوانده و رأى گرفته شود و در اینجا گمان نمی‌کنم آقایان نمایندگان که مطلع از این قضیه می‌باشند کسى با این پیشنهاد مخالف باشد این پیشنهاد مفید بود و برای آتیه مستخدمین دولت هم یک مساعدت‌های معنوى واقعى هم می‌شد چنانچه بانک ملى ایران الان که ملاحظه می‌فرمایید در این قسمت عمل می‌کند بنده در اینجا از دو سه جهت لازم دانستم که یک تحقیقاتى بکنم و پیشنهادم را تکمیل بکنم یکى از لحاظ این که این یک میلیونى که اینجا پیشنهاد شده بود ببینم کافى است یا خیر و چون قصد بر این بود که این کار نه فقط در تهران بشود بلکه توسعه پیدا کند در شهرستان‌ها این بود که یک میلیون را کم دانسته و تا دو میلیون را پیشنهاد کرده بودم بنده که قبول بشود. از طرف دیگر نگرانى بود براى این که مؤسسه تقاعد چون یکى از بهترین مؤسسات است و رئیس آن هم که آقاى ارسلان مهزاد است بى‌اندازه براى این مؤسسه خوب کار می‌کند توانسته است به وظایف خودش عمل کند خواستیم بدانیم که لطمه‌ای بر این کار وارد می‌شود یا خیر دیدیم که نه آقاى دکتر معظمى و آقاى مکى متوجه این قضیه بودند که پولى که در این مؤسسه وارد بشود پول را برگردانند و با یک فرعى که عادلانه باشد هم مؤسسه استفاده کرده باشد وهم براى دولت نتیجه مطلوبى حاصل شده باشداین است که بنده این موضوع را تأیید می‌کنم و امیدوار هستم به این که یک توجهى بشود چون اضافه کردن به حقوق یا انداختن یک مستخدمى از کار یا درب یک اداره‌ای را بستن علاج کار نمی‌شود این مستخدمینى که هستند تلگرافی از همه جا یعنى چند جایى که بنده دارم الان هم حاضر است این افکار را تقویت می‌کنند و خود این‌ها هم حرف‌های حسابى دارند که مطالب حسابى این‌ها را باید شنید اگر به یک عضو رتبه دو بدون مطالعه آمدند رتبه هشت

+++

 دادند گناه مستخدم چه چیز است گناه آن کسى است که بى‌مورد این عمل را کرده است بنده نمی‌دانم که چه شده است این کار شده ولى درهر حال مستخدمین را بایدکمک کرد وسایل آسایششان را فراهم آورد و تنها کارى که می‌تواند حقوق را بالا ببرد و مستخدم را هم اداره بکند همین قضیه شرکت تعاونى مصرف است به اطلاع آقایان رسید که فرانسوی‌ها‌یى هم که آمدند در تهران و کنفرانسى هم دادند راجع به همین موضوع شرکت تعاونى مصرف هم مطالبى اظهار کردند و توضیحاتى دادند گویا به اطلاع آقایان رسیده باشد راجع به این موضوع دیگر بنده نمی‌خواهم عرضى بکنم. عرض دیگر راجع است به کمیسیون‌ها‌یى که در مجلس تعیین می‌شود این‌ها آقایان تصدیق می‌فرمایید یک وظایفى دارند و این وظایفشان را باید هم خودشان رعایت بکنند و هم دولت بکند تا دولت رعایت نکنند کمیسیون به کار نمی‌افتد و تا کمیسیون اکثریت نداشته باشد وظیفه‌اش را انجام نمی‌دهد بنده متأسفم به این که نسبت به موضوعى که آقاى اقبال بیان کردند و کاملاً هم حق گفتند مجبورم بنده به مناسبتى که عضو کمیسیون خارجه هستم این مطالب را تکرار بکنم که اگر یک دولتى در یک مواردى مقتضى ندانست که یک مطلبى را به مجلس علنى بیاورد یک موضوع دیگرى است ولى در یک کمیسیونى که براى انجام آن کار تعیین می‌شود دولت موظف است که آن کمیسیون را از آن کار مطلع بکند مانسبت به آقاى حکیمى نخست وزیر فعلى هیچ نظرى نداریم و ایشان را مرد پاک شریف درست، وظیفه شناس و کاملاً وطن پرست می‌دانیم و می‌دانیم که هیچ نکته‌ای را ایشان براى حفظ کشور خودشان از دست نمی‌دهند ولى در عین حال هیچ انتظار نمی‌رود که یک نخست وزیرى که وزیر خارجه‌اش در سر کارش حاضر نیست و خودش باید این مراقبت را داشته باشد در کمیسیون خارجه آن یادداشتى‏ را که رسیده است و جوابى که داده شده است به کمیسیون نیاورده باشد ور در کمیسیون مطرح نشده باشد و حتى یک روز هم که قرار بود در کمیسیون حاضر بشویم آقاى دکتر شفق رئیس کمیسیون اطلاع دادند بعد معلوم شد که آقاى نخست وزیر گرفتارى پیدا کردند و حاضر نشدند این است که بنده تمنا می‌کنم براى این که کمیسیون‌ها بتوانند وظیفه خودشان را انجام بدهند دولت توجه داشته باشد که در این وظایف شرکت بکند بنده در کمیسیون دارایی هستم و همیشه هم فرار می‌کنم از این که در یک کمیسیونى سمت ریاست داشته باشم این نظر لطف آقایان است و الا خودم از هیچ کس تقاضا نکردم و نظرى نداشتم اما چرا فرار می‌کنم براى این است که این کمیسیون‌هایى که تعیین می‌شود بایستى سر وقت کارى را انجام بدهند و کمیسیون دارایی چند لایحه دارد که داده است یکى از آن لایحه‌ها لایحه‌ای است که آقاى دکتر معظمى در خصوص پنج هزار خانه داده‌اند و از طرف کمیسیون مکرر دعوت شده و بدبختانه ما خودمان غفلت کردیم براى این که آقاى وزیر دارایی فردا تلفن کردند که هنوز کسى جمع نشده بود امیدوارم که آقاى وزیر دارایی که یک شخص حلال‌زاده‌ای هستند زیرا الساعه وارد مجلس شدند و از طرفى هم خیلى آدم مرتبى هستند توجه داشته باشند به این که روزهاى موعودرا براى انجام کار کمیسیون دارایی و آن لوایحى را که فرمودند و اظهار لطف کردند و مقدماتش را حاضر کردند بیاورند که بتوانیم نتیجه‌ای به عرض آقایان برسانیم تلگرافى از بهشهر امروز رسیده راجع به کارمندان دولت که مکرر عرض کردم به آقاى معاون نخست وزیر هم خواهند رسانید و دیگر بنده تکرار نمی‌کنم و امیدوارم که این قضیه با توجه آقاى وزیر دارایی به بهترین طرزى اصلاح بشود که رفع این گرفتاری‌ها و این نگرانی‌ها شده باشد یک تلگرافى هم از شهسوار رسیده توجه آقاى وزیر دارایی را جلب می‌کنم راجع به خرید چاى است و این‌ها می‌گویند که این چایى است مال مملکت و ما هم که زحمتکش هستیم و زارع هستیم و نسبت به این موضوع هم منتظریم که دولت و وزارت دارایی ما را حقاً همه گونه تقویت بکنند و آقاى وزیر دارایی هم راجع به این موضوع انشاءالله دریغ نخواهند فرمود (معتمد دماوندى - در لنگرود هم همین طور است) (یکى از نمایندگان - چه کار بکنند) وزیر دارایی آقاى مسئول این کار است وزارت داراى یا باید راه برایش پیدا کند یا باید بخرد و نباید یک همچنین چیزى را که مردم زحمت می‌کشند به طورى که مستحضر هستید و این را بدست می‌آوردند همین طور از بین برود و این بیچاره‌ها گرسنه بمانند و به فرمایش شما این محصول از حیز انتفاع بیفتد حالا وزیر دارایی چه می‌کنند مربوط به خودش است (سزاوار - توصیه‌ای بفرمایید برنج را هم ارزان بفروشند) بنده توصیه کن نیستم و عرایضم را پشت این تریبون عرض می‌کنم عرض کنم حضورتان که یک تلگرافى است از الیگودرز رسیده که مربوط به آقاى سلطان‌العلماء و آقاى دکتر اعتبار است این است که آنجا فرماندارى بشود و بنده هم از لحاظ این که اجازه دادند به اطلاع مجلس رسانیدم که دولت هم راجع به این موضوع توجهى بکند در خاتمه عراضیم بنده می‌خواهم که از دو مؤسسه‌ای که واقعاً فوق‌العاده براى این کشور زحمت می‌کشند و وجودشان هم نافع واقع شده یکى مؤسسه شیر و خورشید سرخ است که مؤسسه شیر و خورشید سرخ آقایانى که از نزدیک اطلاع داشته باشند می‌دانند که این مؤسسه تا چه اندازه مفید به حال جامعه بوده است و چندین سال هم هست که در ایران تأسیس شده است و اخیراً هم در سایه توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهى واقعاً با حسن مراقبت و یا نمی‌دانم به چه عبارتى بگویم که هم حفظ حیثیت والا حضرت شاهدخت شمس پهلوى شده باشد و هم این که تطبیق بکند با زحماتى که ایشا می‌کشند که این جشن هفتگى انجمن مال شیر و خورشید سرخ را بنده ازنزدیک وارد بودم با یک زحمات فوق‌العاده شبانه روزى این خدمت را انجام دادند و یک عایداتى هم براى شیر و خورشید سرخ که خیلى مخارج کمى دارد و منافع آن زیاد است این مؤسسه مخارج کمى دارد و مناف آن زیاد است این مؤسسه وظیفه خودش را انجام داده است (صحیح است) و یک مؤسسه نوزاد دیگرى که این مؤسسه شاهنشاهى خدمات اجتماعى است بنده در پشت تریبون‏ از تمام افرادى که در این عمل به خصوص جمع آورى فقرا زحمت کشیده‌اند قدردانى و سپاسگذارى می‌کنم و از مجلس که بیرون می‌خواستم برویم یا وارد می‌شد گدایانى که تا چند روز قبل مزاحم واردین بودند دیگر به حمدالله دیده نمی‌شود و بلکه در سایر قسمت‌های شهر هم با زحماتى که کشیده شده است این مؤسسه نوزدهم در سایه توجهات اعلیحضرت همایون شاهنشاهى و واقعاً بامراقبت کامل و توجه خاص والا حضرت شاهدخت اشرف پهلوى کاملاً وظایفى را انجام داده که به حال جامعه مفید واقع شده (صحیح است) باید کمک کرد که بتواند بهتر و بیشتر وظیفه خود را انجام دهند (دماوندى - بودجه‌اش را باید زیاد کنید) و این خدمتى که واقعاً یک عده از گداها را مچشان باز نمودند وجوه آن‌ها را هم جمع‌آورى کردند یک عده دیگرى که بیچاره بودند جا و محل پیدا کردند و هم براى یک عده بیکار کار تهیه کردندبا یک نقشه صحیحى بنده در این قسمت خواستم عرایضم را به عرض مجلس برسانم و سپاس گذارى بکنم وا نتظار هم هست که آقایان در موقع خودش از توجه به این مؤسسه دریغ نفرمایند.

جمعى از نمایندگان - دستور

رئیس - پیشنهاد راجع به ورود در دستور رسیده قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مذاکره قبل از دستور کافى است و وارد دستور بشویم - حاذقى‏

عباس اسکندرى - بنده اخطار دارم.

رئیس - راجع به چه ماده‌ای اخطار دارید؟

عباس اسکندرى - راجع به نطق آقاى یمین اسفندیارى.

رئیس - نطق قبل از دستور که اخطار ندارد آقاى حاذقى بفرمایید.

حاذقى - آقایان محترم قبلاً لایحه وزارت فرهنگ در چند جلسه قبل مطرح و مورد بحث بوده است و امروز هم به همت آقاى رئیس جلسه زودتر تشکیل شده است اجازه بفرمایید که این مطلب و این کار را انجام بدهیم بعد با خیال راحت می‌نشینیم آقایان صحبت می‌کنند (صحیح است)

3- تصویب ده فقره گزارش مرخصى‏

رئیس - آقایانى که با ورود در دستور موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد. چند فقره مرخصى است که قرائت می‌شود.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى آقاى محمد گرگانى براى انجام امور محلى در خواست سى و سه روز مرخصى از تاریخ 5 آبان 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شد، اینک گزارش آن تقدى می‌شود.

رئیس - رأی گرفته می‌شود به سى و سه روز مرخصى آقاى گرگانى آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى از آقاى بهار به واسطه بقاى کسالت و لزوم ادامه معالجه در خارج از کشور درخواست سه ماه تمدید مرخصى از تاریخ انقضاء مرخصى سابق نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى عذر ایشان را موجه تشخیص داده سه ماه تمدید مرخصى ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - آقاى اردلان توضیحى دارید؟ بفرمایید.

+++

اردلان - بنده تقاضا می‌کنم که ضمناً بنویسید که حقوق ریالى ایشان به ارز بشود که در آنجا نگران نباشند ما رأى می‌دهیم یک نفر از همکاران ما مریض است و در یک نقطه‌ای بسترى است حالا باید کمیسیون ارز حقوق ریالى ایشان را به ارز تبدیل بکند که آنجا مشغول معالجه باشند و از این حیث نگران نباشند.

دهقان - صحیح است آقاى بهار حق به گردن این مملکت دارند.

یک نفر از نمایندگان - این تذکر آقاى اردلان هم ضمیمه شد یا خیر؟

رئیس - درخواست جداگانه می‌شود. رأى گرفته می‌شود به سه ماه تمدید مرخصى آقاى بهار آقایانى که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى : آقاى دهقان براى عمل جراحى در بیمارستان بسترى شده‌اند و درخواست بیست روز مرخصى از تاریخ هشتم دى ماه 1326 نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با بیست روز مرخصى آقاى دهقان موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

اقبال - اکثریت نبود (بعد از چند لحظه اکثریت حاصل شد)

رئیس - اکثریت نبود؟ رأى گرفته می‌شود به مرخصى آقاى دهقان موافقین قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى : جناب آقاى ساعد به واسطه امتداد کسالت خانمشان لزوماً در فلسطین توقف کرده‌اند و درخواست یک ماه تمدید از تاریخ انقضاء مرخصى یک ماهه سابق خودشان نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با یک ماه مرخصى آقاى ساعد موافقند قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى: آقاى کامل ماکویى به واسطه ابتلاء به گریپ که منجر به عمل شده از حرکت ممنوع و تقاضاى یک ماه تمدید از تاریخ انقضاء مرخصى چهل روزه سابق خود نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با این درخواست موافقت نموده است اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

رئیس - آقایانى که با یک ماه مرخى آقاى کامل ماکویى موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى - آقاى دکتر جلال عبده براى انجام مأموریتى که در مجمع عمومى سازمان ملل داشته‌اند دو ماه و بیست و یک روز از تاریخ 22 شهریور 1326 غایب و از حضور در مجلس معذور بوده‌اند اکنون درخواست تصویب آن را نموده‌اند د کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود.

اردلان - بنده عرضى دارم.

رئیس - مخالفید؟

اردلان - بلى! عرض کنم که بنده به شرطى رأى می‌دهم که آقاى دکتر عبده گزارش مسافرتشان را به مجلس بدهند.

دکتر عبده - بنده حاضرم.

اردلان - ... اگر تعهد می‌کنند ما رأى می‌دهیم.

رئیس - آقایانى که با 2 ماه و بیست روز مرخصى آقاى ساعد موافقند قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى : آقاى اردشیر شادلو تأسیس بیمارستان و رسیدگى به امور حوزه انتخابى خود درخواست دو ماه مرخصى از تاریخ اول دى ماه 1326 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده است اینک گزارش آن تقدیم می‌شود

رئیس - آقایانى که با دو ماه مرخصى آقاى شادلو موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى- آقاى دکتر رضازاده شفق به واسطه انجام مأموریتى که داشته و مسافرت به خارج کرده‌اند یک ماه و بیست روز از تاریخ 28 آبان 1326 غایب بوده‌اند و درخواست تصویب آن را نموده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با درخواست ایشان موافقت نموده اینک گزارش آن به عرض می‌رسد.

رئیس - آقایانى که با یک ماه و بیست روز مرخصى آقاى دکتر شفق موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى- آقاى خوئیلر از تاریخ 24 مهر 1326 درخواست یک ماه مرخصى نموده‌اند و تمام مقررى این مدت را به مریضخانه خیریه تبریز اختصاص داده‌اند کمیسیون عرایض و مرخصى با این درخواست موافقت نموده است اینک گزارش آن تقدیم می‌شود

رئیس - آقایانى که با یک ماه مرخصى آقاى خوئیلر موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد.

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصى به مجلس شوراى ملى - آقاى دکتر فلسفى براى انجام امور محلى درخواست 15 روز مرخصى از تاریخ 29/ 10/ 26 نموده‌اند و مورد موافقت کمیسیون عرایض و مرخصى واقع شده اینک گزارش آن تقدیم می‌شود

رئیس - آقایانى که با 15 روز مرخصى آقاى دکتر فلسفى موافقند قیام کنند (اکثربرخاستند) تصویب شد.

4 - بقیه مذاکره در اطراف لایحه فرهنگ‏

رئیس - لایحه فرهنگ مطرح است، چند فقره سؤال هم هست که در آخر جلسه سؤال‌ها مطرح می‌شود پیشنهاد آقاى تقى‌زاده مطرح است باید رأى گرفته شود یک مرتبه قرائت می‌شود و بعد رأى‏ گرفته می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم اعتبار تقاضا شده دراین لایحه در جزء لایحه بودجه 27 منظور گردد.

اردلان - آقاى تقى‌زاده تمنى می‌کنم پیشنهادتان را پس بگیرید.

نبوى - بنده مخالفم.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ حودشان صحبت کردندو

دکتر مصباح‌زاده - بنده می‌خواستم یک توضیحى عرض کنم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر مصباح‌زاده - این مبلغ نصف آن مربوط به سال 26 است و الان پنج ماه است که معلمین حقوقشان را طلبکار هستند و بایستى پرداخت شود و امیدوارم آقاى تقى‌زاده پیشنهادشان را مسترد بفرمایند.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى تقى‌زاده.

نمایندگان - یک مرتبه دیگر قرائت کنید (مجدداً قرائت شد)

رئیس - آقایانى که با پیشنهاد آقاى تقى‌زاده موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود پیشنهاد آقاى رضوى.

پیشنهاد می‌کنم در ذیل ماده واحده قبل از تبصره اصافه شود پنج ششم اعتبار درخواست شده به مصرف تقویت دانشسراها و تعلیمات عمومى شهرستان‌ها خواهد رسید.

رئیس - آقاى رضوى.

رضوى - بنده چون فلسفه پیشنهادم را در مواقع دیگر ذکر کرده‌ام معتقدم که در مواردى که به نام مرکز و شهرستان‌ها یک اعتبارى داده شده به قدر کافى به شهرستان‌ها نرسیده (صحیح است) و کاملاً اهالى شهرستان‌ها از هر حیث به خصوص از قسمت فرهنگ و بهدارى و این قبیل چیزها فقیر و مانده هستند (صحیح است) از این جهت بنده نمی‌توانم خوددارى کنم از این که پیشنهاد کنم که حق ولایات و شهرستان‌ها داده شود حالا اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ می‌دانند که ازطریق دیگرى تأمین است یا تعهد می‌کنند که از طریق دیگر می‌شود تأمین کرد بنده حرفى ندارم ولى اگر نکنند بنده پیشنهادم را پس نمی‌گیرم.

رئیس - آقاى نبوى.

نبوى - بنده خیال می‌کنم نظر آقاى رضوى کاملاً تأمین شده باشد قطع نظر از این که آقاى حاذقى فرمودند که در کمیسیون یک صورتى وزارت فرهنگ آورده که این وجوه را به تناسب بین شهرستان‌ها تقسیم کرده به موجب این پیشنهادى که بنده کرده‌ام و حتى قبول فرمودند و این نظر دراین لایحه تأمین شده است و قرار شده است که به تناسب جمعیت این وجه تقسیم شود بین تمام شهرستان‌ها این قسمتى که می‌فرمایید اصولاً مورد تصدیق همه نمایندگان هست و این قسمت بایستى تأمین بشود و این موضوع در تمام لوایح باید منظور بشود.

حاذقى - استدعا می‌کنم پس بگیرید نظر آقا

+++

 تأمین است.

رضوى - اگر نظر بنده تأمین است پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود.

تبصره دو  - وزارت فرهنگ مکلف است فارغ‌التحصیل‌های دانشسراهاى مقدماتى پسران هر استان را در پنج سال اول خدمت براى تدریس به دهات اعزام دارد دولت مکلف است براى وضع بهبود و تأمین کرایه مسکن و بهداشت آنان پس از مطالعه ظرف یک ماه لایحه کمک به آنان را به مجلس تقدیم دارد. معتمد دماوندى.

رئیس - آقاى دماوندى.

معتمد دماوندى - این لایحه یکى از مشکلاتى که در شهرستان‌ها ایجاد می‌کند رفتن معلمین به دهات است مخصوصاً این مشکلات در گیلان زیاد است در هر محلى شاید یک دبستان به طور محقق هست ولى ابتداى سال تحصیلى که می‌شود و رؤساى فرهنگ می‌خواهند برنامه تحصیلى را تنظیم کنند یک عده‌ای بارى به هر جهت نمی‌روند براى تدریس علت دارد و علت آن این است که وسیله زندگى براى آن‌ها فراهم نیست و از طرفى معیشت براى افراد شهرى سخت است من این پیشنهاد را کرده‌ام که دانشسراى مقدماتى پسران البته چون دانشسراى دختران هم هست و اتفاقاً در سال‌های اخیر وزارت فرهنگ خیلى فشار آورده‌اند براى این که دخترها را روانه کنند و الان هم در مدارس می‌بینیم و مخصوصاً در گیلان می‌بینیم که خیلى تعداد آن‌ها زیاد است دخترها را روانه می‌کنند در صورتى که آن‌ها درولایات غریبند و بهتر است پسران را بفرستند و چون وضع معیشتشان و بهداشتشان در دهات فراهم نیست یک فکرى بکنید در ظرف یک ماه مطالعه بکند و لایحه کمکشان را بیاورید به مجلس من خیال می‌کنم آقایان با این پیشنهاد از نقطه نظر این که مبتلا به عموم است موافق باشند (صحیح است)

رئیس - آقاى دکتر مجتهدى.

دکتر مجتهدى - اصلاً من نمی‌فهمم که فارغ‌التحصیل‌های دانشسراها چه تقصیرى دارند؟ هى پیشنهاد می‌کنید می‌گویید سه سال بروند پنج سال بروند مگر این فارغ‌التحصیل‌ها غیر از سایر کارمندان هستند یعنى چه؟ اصلاً دولت بایستى تمام وضعیت آن‌ها را یک طورى بکند که خودشان با میل و رغبت بروند (صحیح است)

رئیس - رأى گرفته میشود...

دماوندى - اجازه بدهید بنده خودم توضیح بدهم.

مخبر - اساساً نظر وزارت فرهنگ از درخواست این اعتبار اضافى همان توسعه فرهنگ بیشتر در بخش‌ها و دهستان‌ها است و الان هم قسمت مهم این آموزگارها که به حوزه‌های فرهنگى داده شده توصیه شده است که مخصوصاً در بخش‌ها و دهاتى که دبستان نیست به آنجاها تخصیص داده بشود و من تصور می‌کنم که این پیشنهاد اخیر یک اضافه اعتبارى براى دولت فراهم می‌کند و یا بودجه مملکتى وفق نمی‌دهد که براى آن‌ها یک اعتبار خاصى هم قائل بشودند با این حال اگر آقاى وزیر فرهنگ قبول می‌کنند من موافق هستم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى آقایان موافقین قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاددیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- پیشنهاد می‌کنم در آخر ماده واحده اضافه شود، اشخاصى از ماده واحده می‌توانند استفاده نمایند که صرفاً به تدریس اشتغال داشته باشند.

رئیس - آقاى معتمد دماوندى.

معتمد دماوندى - در لایحه‌ای که خود آقاى دکتر سیاسى به مجلس داده‌اند به عنوان تعلیمات اجبارى مقرر شده بود که اضافاتى هم به آموزگاران و معلمین داده شود و نظر مقنن و شاید هم نظر دولت هم این بود که آن عده‌ای که می‌روند در مدارس مشغول تدریس هستند آن کمک به آن‌ها داده بشود متأسفانه تبعیض شد حالا من می‌دانم آقاى نبوى اظهار لطف می‌فرمایند و مخالفت می‌کنند ولى امروز تمام آن فوق‌العاده به آن اشخاصى داده می‌شود که پشت میزهاى وزارت فرهنگ و ادارات مختلف نشسته‌اند (صحیح است) و به هیچ یک از معلمین مدارس مخصوصاً آموزگاران حتى تأکید شده بود که مخارج اولاد آن‌ها را بدهند و تاکنون نپرداخته‌اند بنابراین من پیشنهاد می‌کنم که موافقت بفرمایند اجازه بدهند و این اضافه که به بودجه مملکت تحمیل می‌شود فقط به اشخاصى داده شود که به اطفال این مملکت تعلیم می‌دهند (صحیح است)

رئیس - آقاى نبوى.

نبوى - عرض کن که نظر آقاى دماوندى کاملاً صحیح بود و بنده هم کاملاً در اصول با ایشان موافقم ولى ایشان باید توجه داشته باشند که این یک خرجى است که شده و این کار از نظر تشریفات در مجلس آمده است (دماوندى - این طور نیست) آقاى وزیر فرهنگ اینجا گفتند مکرر که خرج شده است (دماوندى - تعهد شده آقا) اجازه بدهید آقا در همین مجلس وکلاء فشار آوردند که باید یک کلاس‌های اختصاصى تأسیس کنید و ایشان هم آمدند اینجا گفتند ما کلاس‌هایمان را تأسیس کردیم و این هم وجوهى است که باید به آموزگاران کلاس‌هایى که تأسیس شده داده بشود ولى نظر ایشان کاملاً صحیح است و بایستى لایحه‌ای که آقاى وزیر فرهنگ به مجلس تقدیم کرده‌اند در آن لایحه گنجانده شود براى این که اسباب اختلال کار نشود بنده تمنى می‌کنم از آقاى معتمد دماوندى پیشنهادشان را پس بگیرند.

رئیس - رأى گرفته می‌شود...

وزیر فرهنگ - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید

وزیر فرهنگ - عرض کنم پیشنهاد آقاى دماوندى بسیار خوب پیشنهادى است ولى چیزى که هست توجه بفرمایید که این 1500 کلاسى که تأسیس شده است این کلاس‌ها مدیر لازم دارد براى مدرسه‌هایى که تأسیس شده است مستخدم می‌خواهد و اشخاص دیگرى هم هستند در دانشسراها این معلمین را تربیت می‌کنند همه این‌ها که یک مرتبه پیدا نشده‌اند این آموزگاران به تدریج تربیت می‌شوند و می‌روند براى کلاس‌های جدید‌التأسیس و تدریس می‌کنند خلاصه اگر بخواهیم غیر از معلمین به کس دیگرى ندهیم آن وقت به مستخدمین این مدارس هم نمی‌توانیم حقوق بدهیم در صورتى که مدارس مستخدم دارد رئیس مدرسه هست که کار ادارى مدرسه را اداره می‌کند من تقاضا می‌کنم که این پیشنهاد را پس بگیرید و براى این که اطمینان داشته باشید بنده به شما اطمینان می‌دهم که از این محل قریب دو هزار آموزگار استخدام شده‌اند و می‌شوند خیالتان از این حیث راحت باشد.

مکى - اضافه اولاد را هم بفرمایید داده بشود.

رئیس - آقاى معتمد دماوندى تقاضا دارند که اصلاح بشود (اصلاح شده به شرح زیر قرائت شد)

کسانى که مستقیماً شغل آن‌ها در فرهنگ مربوط به کارهای آموزشى فنى است.

حاذقى - آقاى رئیس اجازه بفرمایید بنده توضیح عرض کنم این توضیح تأثیر دارد در رأیی که می‌دهند نظر به این که 1700 کلاسى که تأسیس شده است این 1700 کلاس همان طور که آقاى وزیر فرهنگ فرمودند حقوق آموزگار، مدیردبستان و حتى کرایه منزل درش منظور شده آقاى معتمد دماوندى می‌فرمایند که این فقط صرف آموزش فنى بشود تمام این اعتبار براى کار فنى تعلیم و تربیت دانش آموزان در تمام کشور هست معلمى که در وزارت فرهنگ استحقاق ندارد استعفا نمی‌کند.

رئیس - آقایانى که با پیشنهاد آقاى دماوندى با آن اصلاح موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

اقبال - لایحه می‌رود به کمیسیون.

حاذقى - آقاى رئیس اگر چنانچه با موافقت بنده لایحه به کمیسیون نمی‌رود حالا موافق هستم.

رئیس - اگر اصلاحى با رأى مجلس اضافه شد به لایحه. لایحه دو مرتبه به کمیسیون می‌رود (حاذقى - بعداً اگر دولت قبول کند مانعى ندارد) پیشنهاد دیگرى خوانده می‌شود.

 (توسط آقاى فولادوند منشى به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم جمله در حدود وصولی‌های درآمد مزبور از سطر پنجم و جمله در حدود وصولی‌های درآمد کشور از سطر آخر ماده واحده حذف شود. گنجه‌ای.

رئیس - آقاى گنجه‌ای.

اردلان - لایحه فرهنگ چه شد؟

رئیس - پیشنهادات قرائت می‌شود بعد با لایحه می‌رود به کمیسیون.

اردلان - قرائت ندارد.

رئیس - پیشنهادات دیگرى هم هست آقاى گنجه‌ای بفرمایید.

گنجه‌ای - مواقعى که دولت لوایحى راجع به بهدارى و فرهنگ به مجلس پیشنهاد می‌کند مسلماً با تصویب و تصدیق تمام نمایندگان مجلس استقبال می‌شود چنانچه در این لایحه اگر مخالفینى هم صحبت کردند معنا مخالفت نبود و صرفاً براى اصلاحاتى بود که در قانون می‌خواستند معمول بکنند این ماده واحده که امروز به مجلس آمده از یک طرف شصت و پنج میلیون ریال به بودجه وزارت فرهنگ اضافه می‌شود

+++

 ولى یک جمله آن خیلى قابل توجه است، می‌گوید در حدود وصولی‌های درآمد کشور یعنى ما یک مدارسى ایجاد کردیم و هزینه آن‌ها را تعهد کردیم ولى درآمد آن معلوم نیست از کجا باید تأمین شود بعضى اگر نکثى در درآمد دولت مشاهده شد بایستى از این مدرسه‌ها کم شو و مدارس را منحل کنند این یک تناقصى است که بایستى آقاى مخبر کمیسیون و آقاى وزیر فرهنگ توجه بفرمایند و اصلاح بکنند یعنى حذف بکنند، یک تناقصى هم باز اینجا پیدا شد که آقاى مخبر کمیسیون فرهنگ اظهار می‌کردند که این مدارس و این کلاس‌ها تشکیل شده و حالا مشغول عمل است در صورتى که اگر روى آن تناسبى که اینجا هم تصویب شد عمل می‌شد بایستى چهار صد کلاس در آذربایجان ایجاد شده باشد بنده چند روز بیشتر نیست که از آنجا مراجعت کرده‌ام و نهایت تأسف است که عرض کنم یک کلاس هم آنجا اضافه نشده و این قانون منحصراً براى تظاهر است (صحیح است، احسنت) بنده نمی‌دانم در کجا ایجاد شده، آقاى وزیر فرهنگ اینجا تشریف دارند، این صورتى است که بنده از آنجا آورده‌ام، این آمارى است که به تازگى از فرهنگ آذربایجان بدست آورده‌ام قطعاً ایشان یک آمارى به این جامعى ندارند بدهند، این اضافه کجا اضافه شده است هنوز شاگردها در دبیرستان‌های آنجا معطل هستند و 20 نفر دبیر کم دارند با آن قسمت‌هایى که در بودجه محل دارد این وزارت فرهنگ نتوانسته است براى آنجا دبیر بفرستد (صحیح است) توجه بفرمایید این قبیل قوانین را عرض کردم ما حسن استقبال می‌کنیم ولى اگر عمل بشود و حرف نباشد و این‌ها متأسفانه جز تظاهر چیز دیگرى نیست حالا بعد از این مهاجرت کبیرى که شده است و سیصد هزار نفر از اهالى آذربایجان در این خیابان‌ها و یلان و سرگردانند با وجود این تبریز دویست هزارنفر جمعیت دارد و نفوسش از خیلى جاها بیشتر است و فقط یک دبیرستان دارد، اینجا روبروى آقاى وزیر فرهنگ می‌گویم فقط یک دبیرستان دوره کامل متوسطه در تبریر شهر دوم ایران هست و این اسباب خجلت است (مهندس رضوى - سابقاً چند دبیرستان در آنجا بود) بله بوده ولى حالا در اثر موافقت وزارت فرهنگ ازبین رفته، آن دبیرستان‌ها، دبیرستان‌های ملى بود وزارت فرهنگ اشکال تراشید و آن‌ها را از بین برد و خودش به جاى آن‌ها هیچ چیز درست نکرد (صحیح است) این آمار دانش آموزان استتان سه و 4 است حداقل سه میلیون و نیم، چهار میلیون نفوس دارد این دیگردر این پرونه هست بیایید ببینید ما اگر از این جمعیت از پنج نفر یک نفر محصل داشته باشیم باید حداقل هفتصد هزار نفر، هشتصد هزار نفر محصل داشته باشیم حالا آذربایجان از لحاظ عدیده محتاج این است که بیشتر بودجه فرهنگ در آنجا مصرف بشود ولى در تمام شهرستان‌ها آنجا از دختر و پس همه‌اش 507، 505 نفر محصل دارد این تعداد دانش آموزان استان سه و چهار است با سه میلیون و نیم، چهار میلیون نفوس، حالا با این ترتیب بنده تردید می‌کنم اگر این لایحه تصویب شود این شصت و پنج میلیون چطورى داده خواهد شد و به کجا داده خواهد شد من خیال می‌کنم تمام تمام شهرستان‌ها و استان‌ها به همین ترتیب است و هیچ جا هم بدتر از آذربایجان نیست، زیرا ما در این مجلس چند روز پیش یک تناسبى قائل شدیم و منظور ما از تصویب آن ماده و آن تناسب این بود که بودحه کشور به تناسب نفوس و احتیاجات هرجا تقسیم شود بنده می‌خواهم بگویم که تحمیل مالیات بیشتر بر دوش اهالی آذربایجان است و این را به جناب آقاى وزیر دارایی عرض می‌کنم چرا؟ براى این که مالیات ما بر مصرف است نه بر درآمد؟ این قوانینى که ما داریم مالیات بر مصرف است مصرف کننده هر کجا زیادتر است مالیات آن نیز زیادتر خواهد بود، بنده باى متأسفانه عرض کنم عوض این که به همان مصرف کننده‌ای که این سنگینى بار مالیات به دوش او افتاده از لحاظ بهداشت و فرهنگ کمکى بشود وضعیت‏ فرهنگ آنجا این طور است و وضعیت بهداشت آنجا هم به اندازه‌ای بدتر است که بعداً حضورتان عرض خواهم کرد بنابراین من استدعایم این است که جناب آقاى وزیر... (رضوى - بودجه فرهنگ آنجا چقدر است؟) بودجه فرهنگى آنجا حالا با این احتیاجاتى که ملاحظه می‌فرمایید چهار میلیون و سیصد هزار است براى دو استان با 22 شهرستان این بودجه آنجا است (حاذقى - چهار میلیون تومان؟) بله چهار میلیون و خرده‌ای تومان، بنده می‌خواستم فقط این نکته را عرض کنم و تمام کنم (فرامرزى - بفرمایید فارس چقدر است) اجازه بفرمایید بنده عرض را بکنم بعداً جنابعالى بفرمایید اینجا بیاناتتان را بکنید، در کابینه گذشته بود که از مخالفین کابینه سابق بودیم و دو نفر از وزراء کابینه وقت نسبت به فرهنگ و بهدارى آنجا اقدامات فوق‌العاده اساسى کردند که من منتظر فرصت بودم که از اعمال و اقدامات آن‌ها قدردانى کنم، اول آقاى دکتر اقبال بود که راجع به بهدارى فوق‌العاده کوشش کرد حتى بودجه بهدارى را در موقعش عرض خواهم کرد که به همت این آدم از چهار صد هزار تومان به دو میلیون تومان رسید (صحیح است) چهار صد هزار تومان بودجه بهدارى در استان بود، و یکى هم آقاى حکمت که راجع به دانشگاه آنجا به ما فوق‌العاده کمک کردند، برخلاف خلف ایشان که فوق‌العاده از ایشان باید اظهار عدم رضایت بنمایم.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ فرمایشى دارید بفرمایید.

وزیرفرهنگ - نماینده محترم جواب خودشان را در آخر بیانات خودشان دادند چون شکایت می‌فرمودند که توجهى به فرهنگ آذربایجان نشده و تمام استدلالشان و بیانشان روى این اصل بود که توجه به فرهنگ آذربایجان بشود بعد خودشان فرمودند که اخیراً توجه خاصى شده مخصوصاً با رقمى که ذکرفرمودند که چهار میلیون به فرهنگ آذربایجان تخصیص داده شده است و این شایدیک دهم بودجه فرهنگ این مملکت است (گنجه‌ای - یک چهارم باید داد) ممکن است نصف بودجه فرهنگ را بدهند به آذربایجان بسته به نظر مجلس است ولى آنچه حقیقت امر است این است که حداقل یک دهم عجالتاً اختصاص دارد به آذربایجان در هر حال اخیراً ششصد هزار تومان براى تأسیس دانشگاه آذربایجان یعنى شش میلیون ریال اعتبار اختصاص داده شده، و راجع به لایحه فرمودند و چند مرتبه تکرار کردند که این لایحه براى تظاهر است، تظاهر تظاهر، بنده نفهمیدم مرادشان از این امر چه بود، این لایحه شش ماه پیش به مجلس داده شده تاریخش را درست نمی‌دانم شاید چهار ماه یا پنج ماه پیش باشد، به هر حال چند ماه است که به مجلس داده شد و روى احتیاج هم بوده است و چون در جلسه قبل هم عرض کردم مردم خودشان می‌خواهند که بچه‌هایشان درس بخوانند فشار آوردند به وزارت فرهنگ در شهریور گذشته، وزارت فرهنگ مجبور شد کلاس‌هایى تأسیس کند و مجبور شد از دولت اعتبار بخواهد شش میلیون و نیم پیش‌بینی شد و ممکن بود بر طبق یک تصویب‌نامه‌اى در آن موقع داده شود چون مصادف بود با افتتاح مجلس، این اعتبار را به صورت تصویب‌نامه دولت نگذراند و تقدیم مجلس کرد و چند ماه است که به طول انجامیده، خلاصه این که فرمودند تظاهر، بنده چیزى از آن سر در نمی‌آورم که دولت سابق با دادن این لایحه به مجلس چه تظاهرى خواسته است بکند، حالا هم این که فرمودند خرج شده است و کلاس‌هایى تأسیس شده بنده از ایشان تقاضا دارم تشریف بیاورند به وزارت فرهنگ و آن مقدار مدارس و کلاس‌هاى هم که در ‏آذربایجان تأسیس شده و قرار است که بعداً هم تأسیس شود و چون این لایحه هنوز از مجلس نگذشته است تأسیس نشده به ایشان نشان داده شود و آن صورتى که دارند و فرمودند که صورت ایشان از فهرستى که بنده دارم کامل‌تر است بنده بایشان اطمینان می‌دهم که صورتشان ناقص است، ما یک صورت و یک فهرست کاملى داریم از 1700 کلاسى که تأسیس شده معلوم خواهد شد که چه مقدارى از این کلاس‌ها در آذربایجان تأسیس شده است بنده تصور می‌کنم که ایشان یک قدرى بى‌لطفى فرمودند که گفتند این لایحه براى تظاهر آورده شده است (صحیح است) و بعد خواستم که این اظهارى که فرمودند مسترد بدارند و موافقت بفرمایند که این لایحه زودتر تصویب شود.

دکتر مصباح‌زاده - آقاى رئیس اجازه بدهید بنده هم توضیحى بدهم.

رضوى - پیشنهاد مجدداً قرائت شود.

رئیس - آقاى مصباح زاده توضیح بدهید بعدقرائت می‌شود.

دکتر مصباح‌زاده (مخبر کمیسیون بودجه) - جناب آقاى گنجه‌ای فرمودند که این قسمت (در حدود وصولی‌ها) باید حذف شود بنده خواستم عرض کنم که اگر به خاطر داشته باشند خود بودجه سال 25 و 26 که به مجلس تقدیم شده بود و در لایحه بودجه این مطلب پیش‌بینی شده بود و علتش هم این است که وقتى عواید و مخارج را پیش‌بینی کردند مخارج زیادتر از عواید بود دولت نمی‌توانست تعهد بکند براى پرداخت یک خرجى که در مقابلش یک عایداتى نیست از این جهت گذاشتند (در حدود وصولى) براى این که اگر داشته باشند پرداخت کنند و اگر نداشته باشند از کجا بیاورند که پرداخت کنند (گنجه‌ای - راجع به فرهنگ از مخارج دیگر کسر کنند) مقصود این است که این عایداتى است که در خود بودجه هم

+++

 بوده، نکته دیگرى که می‌خواستم عرض کنم راجع به این شش میلیون و نیم تومان بود که این اندازه در به اره آن صحبت می‌کنند بنده یک صورتى دارم راجع به مخارجى که تعهد شده و بایستى از این مبلغ پرداخت شود در حدود 1800 آموزگار براى مرکز و شهرستان‌ها از این محل استخدام شده‌اند و یک دفعه دیگر از این پول در حدود 1800 آموزگار اعم ازرسمى و پیمانى براى مرکز و شهرستان‌ها استخدام شده است، 12 پزشک استخدام شده براى بهدارى آموزشگاه‌ها، 168 دبیر فارغ‌التحصیل‌های دانشسراى عالى از این محل استخدام شده‌اند، هفت نفر کارمند فنى دارند و پانصد نفر هم خدمتگذار جزء از این مبلغ دو میلیون و نیم تومان خرج حقوق می‌شود حقوق معلمین را می‌دهند براى مرکز و در حدود دو میلیون تومان براى شهرستان‌ها چهار میلیون، از این اعتبارى که تصویب می‌کنید دو قسمتش در شهرستان‌ها صرف می‌شود یک قسمت آن در تهران و حومه و با این مبلغ در حدود دو هزار کلاس تأسیس شده که در شهرستان‌ها متجاوز از 35 هزار نفر محصل تربیت خواهد کرد و در تهران و حومه پانزده هزار نفر، این بود که خواستم توضیح عرض کنم که متوجه باشید تمام این مبلغ در تهران خرج نشده و به شهرستان‌ها بیش از تهران داده شده است، دو سوم آن در شهرستان‌ها خرج می‌شود و یک سوم آن در تهران و حومه، البته راجع به آذربایجان بنده تصور می‌کنم نسبت به همه شهرستان‌ها و استان‌های ایران صدق می‌کند و ما باید یک برنامه عملى براى فرهنگ خود پیش‌بینی کنیم که تمام شهرستان‌ها از مزایاى آن استفاده کنند.

رئیس - پیشنهاد آقاى گنجه‌ای مجدداً قرائت می‌شود (مجدداً قرائت شد) آقایانى که با پیشنهاد آقاى گنجه‌ای موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى خوانده می‌شود.

 (به شرح زیرخوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود.

وزارت فرهنگ مکلف است دربرنامه کلیه مدارس مخصوصاً دبستان‌ها و دبیرستان‌ها موجبات تدریس کلیاتى را راجع به اصول و هدف سازمان ملل متحد فراهم نماید. دکتر جلال عبده.

رئیس - آقاى دکترعبده.

دکتر عبده - بنده کمال علاقه را دارم که این لایحه بگذرد براى این که یک دسته آموزگارانى که کمال احتیاج را به حقوق ماهیانه‌شان دارند فعلاً به ما نگاه می‌کنند براى این که زودتر راجع به اعاشه آن‌ها یک امرى که در اعاشه آن‌ها کمال تأثیر را دارد ما تصمیم بگیریم معذلک چون وسیله نداشتیم براى این که فرصتى پیداکنم این موضوع را به عرض آقایان برسانم این پیشنهاد را کردم و به خودم اجازه دادم که کمى وقت آقایان را بگیرم و علت این که من این پیشنهاد را کردم به عرضتان برسانم، آقاى اردلان به من فرصتى دادند که راجع به قسمتى ازکارهاى سازمان ملل متحد عرایضى به عرضتان برسانم عرض کنم مفاد پیشنهاد بنده مستخرج از قطع‌نامه‌ای است که امسال در مجمع عمومى سازمان ملل متحد اتخاذ شده که در خدمت آقاى عدل بودیم و ایشان هم کاملاً استحضار دارند و می‌دانند که کار مجمع عمومى اتخاذ یک تصمیماتى است و توصیه این تصمیمات است به دول عضو، از جمله تصمیماتى که امسال گرفتند این بود که کلیه دول عضو سازمان اصول و هدف سازمان ملل متحد را ضمن برنامه مدارسشان تدریس بکنند چرا؟ آن‌ها متذکر شدند که یکى از علل عمده جنگ طرز تربیت و تعلیم فرزندان امروز است که روزى زمامدار می‌شوند و بالاخره نسل آتیه را تشکیل می‌دهند و معتقد بودند که از جهالت و نادانى مردم در کلیه کشورها یک عده جاه‌طلب استفاده می‌کنند و این‌ها را به جنگ سوق می‌دهند اعتقاد آن‌ها این بود که اگر افراد بشر مردم در همه جا و در هر مملکتى با روح صلح طلبى آشنا بشوند و بدانند که یک دستگاه بین‌المللى است و کار این دستگاه ایجاد یک شالوده‌ای است براى صلح عمومى البته این آشنایى فرد فرد مردم در تمام کشورها و علاقمندى آن‌ها مطمئناً در تأمین صلح و امنیت بین‌المللى کمال تأثیر را خواهد داشت به این جهت تصمیم گرفتند که به کلیه دول عضو سازمان توصیه بکنند که در برنامه کلیه مدارس مخصوصاً در قسمت مدارس ابتدایى و دبیرستان‌ها این قسمت تعلیم و تأمین بشود وعده‌ای کاملاً متذکرند که اگر از امروز ما بخواهیم مفاد این قطعنامه را اجرا بکنیم شاید وسایل لازم را براى این کار نداشته باشیم به همین جهت من پیشنهاد کردم که وزارت فرهنگ موجبات تدریس اصول و هدف سازمان ملل متحد را در مدارس فراهم کنند یعنى وقتى ما معلم به اندازه کافى پیدا کردیم این کار عملى خواهد شد و به نظر بنده این پیشنهاد قابل توجه است از چند جهت یکى این که ما عضو سازمان ملل متحد هستیم به این وسیله یکى از تصمیمات مفید مجمع عمومى را اجرا می‌کنیم فایده دوم این است که آقایان توجه داشته باشند که سازمان ملل متحد در حفظ تمامیت و استقلال این مملکت کمال تأثیر را داشته (صحیح است) و بنده مخصوصاً بودم درکنفرانس‌هایى که راجع به این موضوع داده شد همه متفق بودند که اگر دستگا سازمان ملل متحد در خیلى از موارد که عجز خودش را نشان داده ولى در مورد ایران کاملاً وظیفه خودش را ایفا کرده است ما اگر کتاب اخیر وزیر خارجه آمریکا بیرنس را مطالعه کنیم به این حقایق تاریخى مسلماً پى می‌بریم یک سازمانى که کمال تأثیر را در حفظ تمامیت و استقلال ما داشته ما باید به تصمیمات آن احترام بگذاریم...

رئیس - آقاى دکتر درحدود پیشنهاد خودتان بفرمایید این را باید یک روز خاصى قبل از دستور بفرمایید.

دکتر عبده - اجازه بفرمایید عرض کنم در هر حال درموقعى که به ما نسبت می‌دهند آن هم نسبت‌های ناروا که ایران را پایگاه نظامى کرده‌اید بنده خیال می‌کنم که خیلى جا دارد ما براى نشان دادند نیات صلح‌جویى و علاقه‌مندى خودمان به صلح و امنیت بین‌المللى این پیشنهاد را تصویب کنیم و به این ترتیب ثابت کنم که ایران با هر طرحى، با هر تصمیمى و با هر قطعنامه‌اى که صلح و امنیت بین‌المللى را تأمین کند کمال موافقت را دارد.

حاذقى - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

حاذقى - عرض کنم آقایان محترم همه تصدیق می‌فرمایند ملت ایران به تمام معنى صلح‌جو است و تعلیماتى که در تمام ادوار دبستان و دبیرستان و دانشکده می‌شود مبتنى بر صلح‌جویى است و همچنین مفاد منشور ملل متحد که آزادى نطق و بیان و تبلیغ و مذهب و همه چیز باشد در ایران حکومت می‌کند بنابراین این پیشنهاد نماینده محترم اینجا اصولاً مورد ندارد زیرا در تعلیمات ابتدایى صحبت از مرامنامه مجمع ملل متحد کردن یک امر غیر صحیحى به نظر می‌رسد (صحیح است) کاش نماینده محترم پیشنهادشان براى مدارس آمریکا و انگستان و شوروى بود و در آنجا پیشنهاد می‌فرمودند بنابراین این پیشنهاد قابل قبول نیست (احسنت)

مهندس رضوى - بنده مخالفم و عضو کمیسیون بودجه هم هستم.

بعضى از نمایندگان - رأى بگیرید.

وزیر فرهنگ - بنده توضیحاتى دارم.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ - عرض کنم که اینجا آقاى دکتر عبده یک اشتباه سهوى کردند و آن این است که این لایحه مربوط به دبستان‌ها و مدرسه ابتدایى است که در آن الفباء می‌خوانند. سازمان ملل متحد براى دبیرستان‌ها اگر بود بنده موافق بودم و دبیرستان و دانشکده تدریس شود.

دکتر عبده - به شرطى که در برنامه مدارس متوسطه همان طورى که آقاى وزیر فرهنگ فرمودند تدریس شود بنده هم موافقم و مسترد می‌دارم.

مهندس رضوى - کتاب ندارد، بودجه ندارد معلم ندارد.

رئیس - ایشان مسترد داشتند پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است از محل همین اعتبار اضافى دارالتربیه شبانه روزى یک صد نفرى در خرم آباد و 50 نفرى در ایلام تأسیس کند. کشاورز صدر

رئیس - آقاى کشاورز صدر

معتمد دماوندى - این پیشنهاد خرج است.

کشاورز صدر- اجازه بفرمایید اولاً این پیشنهاد خرج نیست پیشنهاد اعتبار است و بعد خواستم حضور آقایان عرض کنم که بنده با جناب آقاى وزیر فرهنگ و آقاى حاذقى موافقم با این که وعده دادند که دولت تا آنجایى که دستش برسد کمک می‌کند ولى وقتى وارد جزئیات کار می‌شویم می‌بینیم که این کمک‌ها غالباً به اطراف تهران می‌شود مثلاً لرستان براى آقایان الان عرض می‌کنم پنجاه فرسخ درسى فرسخ وسعتش است و چهارصد و پنجاه هزار نفر جمعیت دارد و صحیح است که بیشتر از سایر نقاط احتیاج به تعلیم و تربیت پیدا کنند با ان حس وطن پرستى که آن‌ها دارند و با عدم آلایشى که خون آن‌ها دارد مسلماً وجودشان براى مملکت مفید واقع می‌شود در سال گذشته من سؤال می‌کنم از آقاى وزیر فرهنگ بفرمایند که در لرستان چند معلم و چند مدرسه اضافه کرده‌اند و حال آنکه پشت شهر تهران در کرج که یک بخش اینجا است 49 مدرسه دایر شده است من موافقم که

+++

 باید در کرج 50 مدرسه دیگر باشد ولى نسبت به جمعیت را بسنجید این است که بنده این مقدمه را عرض کردم که جلب توجه آقایان را بکنم دولت به نقاط درو دست مملکت از قبیل لردستان و کرمانشاه و کردستان مخصوصاً مناطق عشایرى کمتر توجه کرده است اگر جناب آقاى وزیر فرهنگ توجه بفرمایند خیلى مؤثر است و آقاى دکتر عبده هم بعد راجع به این موضوع بحث می‌فرمایند این است که بنده این پیشنهاد را کردم و این مقدمه را به عرض آقایان رساندم که همین طور که در جلسه قبل بنده عرض کردم ما از این دار التربیه نتیجه خوب گرفتیم و آقایانى که سابقه دارند تصدیق می‌‌فرمایند آقاى قبادیان جناب آقاى ملک مدنى آقاى غضنفرى که اینجا نشسته‌اند و تأیید می‌فرمایند وبه بنده اشاره می‌فرمایند که این موضوع را توضیح بدهم براى آقایان، آقایان اطلاع دارند که اگر این موضوع عملى بشود در آنجا بسیار بسیار مؤثر واقع خواهد شد و خوشبختانه این پیشنهاد هم از طرف وزارت دارایی تصویب شده است که یک دارالتربیه شبانه‌روزى صد نفرى در خرم آباد و یک 50 نفرى در ایلام که مرکز پشت کوه است دایر بشود که براى هر شاگردى هزار تومان پیش‌بینی کردند براى این که این مخارج مختصر صرف لباس و غذا و وضع معیشت آن می‌شود و 150 هزار تومان در سال بیشتر خرج ندارد این را وزارت دارایی موافقت کرد وزرات فرهنگ هم موافقت کرد نهایت این پول و این اعتبارها را برداشتند و به این مصرفى که الان در اینجا لایحه‌اش را آوردند رساندند و الان جناب آقاى وزیر فرهنگ که می‌پذیرند عرض بنده را پیشنهاد بنده را قبول بفرمایند این یک اعتبار اضافى نیست و نمی‌خواهم که از این محل یک شاهى بدهند نهایت پذیرفتن آقاى مخبر محترم و آقاى وزیر فرهنگ اسباب دلگرمى و امیدوارى 470 هزار نفر عشایر وطن پرست لرستان می‌شود و من استدعا می‌کنم در این موضوع توجه بفرمایند.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ - آقاى نماینده محترم به بنده تذکر داده بودند که اعتبار لازم براى یک دارالتربیه در وزارت فرهنگ بوده است و آن را اخیراً خرج دیگرى کرده‌اند و خواهش کردند که در این لایحه بنده آن را تأمین کنم بنده به ایشان وعده دادم و حالا هم باز وعده‌ام را تکرار می‌کنم که اگر دارالتربیه اعتبارى داشته و وزارت فرهنگ آن را کسر کرده و به مصرف دیگر رسانده است بنده محل آن را تأمین خواهم کرد و زاید بر آن را بنده تأمین نمی‌کنم.

رئیس - با این ترتیب پذیرفتید؟ مربوط به لایحه نیست جزء لایحه نمی‌شود و خارج از این لایحه است.

کشاورز صدر- بنده هم قبول نمی‌کنم.

دکتر مصباح‌زاده - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - براى هر پیشنهادى اگر همه بخواهند صحبت کنند که نمی‌شود.

دکتر مصباح‌زاده - بنده توضیحاتى دارم اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

دکتر مصباح‌زاده - اولاً این اعتبار 65 میلیون ریال تمامش تعهد شده است و تعهدش انجام گرفته (کشاورز صدر- بى‌خود تعهد شده است) اجازه بفرمایید ثانیاً نظامنامه به موجب ماده 65 می‌گوید در قانون بودجه هیچ طرحى را که مستلزم ازدیاد مقررى یا ممد معاش یا احداث تأسیسات یا شغل یا وظایف دیگرى باشد نمی‌توان پیشنهاد کرد واین مغایرت با پیشنهاد دارد.

کشاورز صدر - هیچ کدام از آن‌ها نیست.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى کشاورز صدر آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد، پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم این اعتبار اضافى به مصرف امور آموزشى شهرستان‌ها برسد کشاورز صدر.

رئیس - این توضیحى ندارد چون مشابه آن رد شد، پیشنهاد آقاى دماوندى مشابه این بود.

کشاورز صدر - اجازه بفرمایید بنده عرض کنم این غیر از آن است.

رئیس - خیر پیشنهاد آقاى دماوندى قرائت بشود، این رد شده است.

کشاورز صدر - آقاى رئیس این رد نشده است وغیر آن پیشنهاد است.

رئیس - بفرمایید توضیح بدهید.

کشاورز صدر - بدبختانه درفرهنگ یا وزارتخانه‌های دیگر ما هر پیشنهادى که می‌کنیم براى هر موضوعى مثلاً براى ساختن مدرسه، این می‌رود به مصرف مسافرت به اروپا و خوش‌گذرانى و تعیش در آمریکا و آن نقاط می‌شود به همین آقاى وزیر فرهنگ هم بنده در آن جلسه تذکر دادم و سؤال کردم که آقا این اعتبار تعلیمات اجبارى شما را بردند به اروپا و آمریکا خرج کردند و به مصرف اضافه حقوق‌های برخلاف قانون رسانده‌اند ایشان ده جلسه است فرصت نکرده‌اند بروند در وزارت فرهنگ ببینند که این حرف من راست است یا دروغ ده مرتبه به ایشان گفتم همین بودجه را آوردند اینجا مصرف کردند و من اعلام جرم می‌کنم این تصرف غیر قانونى است نرفتند جواب بدهند بگویند این از این جهت نیست، این است که بنده این را قبول نمی‌کنم و از این جهت بنده این پیشنهاد را می‌کنم که قطع دارم و اطمینان دارم این به مصرف تعلیم وتربیت نمی‌رسد و می‌برند به مصرف اروپا و مخارج دیگر تغییر ماده به ماده دیگر وبه آن مصارف می‌رسد اطمینان داشته باشید.

رئیس - پیشنهاد مجدداً قرائت می‌شود

 (به شرح فوق قرائت شد)

آقایانى که موافقند با پیشنهاد آقاى کشاورز صدر قیام کنند (عده کمى برخاستند) قبول نشد پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحد اضافه شود:

تبصره - وزارت فرهنگ مکلف است از محل 65 میلیون ریال مبلغ یک میلیون ریال مصروف تربیت و تعلیم معلمینى نماید که تحت نظر وزارت جنگ با اصول و طریق جدید تعلیمات عمومى به باسواد کردن سربازان وظیفه در ناحیه‌های سرباز گیرى اقدام نمایند- عباس اسکندرى.

رئیس - آقاى اسکندرى.

اسکندرى - بنده خیلى تأسف دارم که دولت ما و نمایندگان ما مثل یک مردم جوان پدر مرده خیلى متلف بى ‌بندوبارى که یک پول بى حسابى به دست این‌ها رسیده است و این پدر مرده همین طور خرج می‌کند (باتمانقلیچ - از کجا آورده و کى خرج می‌کند؟) اجازه بفرمایید این طور شده از حلال و حرام، فرض کنید آقاى باتمانقلیچ یک چیزى به دستتان آمده است حالا تا بعد از 120 سال همین طور خرج کنید (خنده نمایندگان) بدبختان اینجا مملکت و کشور الفاظ است (صحیح است) ما 42 سال است که در جیبمان یک حب‌هایى گذاشته‌ایم و روى آن نمک فرهنگ و معارف زده‌ایم و بس که این‌ها را به زبانمان زده‌ایم بى‌مزه شده، تمام مردمى که در این مملکت بودند، آنهایى که منتظر الوزاره بودند و یا می‌خواستند نخست وزیر یا وکیل بشوند و هر کسى که آمد به فکر معارف بود!! ولى بعداز 42 سال ما همان جایى هستیم که اول بودیم و در همان جاى اول ایستاده‌ایم (صحیح است) علت چیست؟ علت این است که ما قصد عمل نداریم اینجا مملکت الفاظ است ببخشید شاید هم تعمد در کار نیست ولى اگر به الفاظ این مملکت درست می‌شد بهترین موقع براى این که این مملکت درست شود حالا بود ما یک مجلسى داریم که رئیس مجلس شوراى ملى حکمت است دولتى داریم که رئیسش حکیمى است دیگر از این بهتر نمی‌شود، حکمت در حکمت و آن وقت دیگر بهشت می‌شود.

رئیس - وکیلش هم عباس میرزا است.

اسکندرى - بله وکیلش هم عباس میرزا است.

رئیس - درست حرفتان را بزنید اگر گوشه‌ای داشته باشد، بنده شما را اخراج می‌کنم.

اسکندرى - این صحبتى که بنده می‌کنم اصلاً گوشه ندارد این نقضى نیست مقصود این است که ما این عملى را که می‌کنیم‏...

رئیس - باید شما توضیح بدهید تا توضیح ندهید حق ندارید صحبت کنید. مقصود چیست؟ من با 108 رأى اینجا نشسته‌ام تا شما توضیح ندهید حق صحبت ندارد، توضیح بدهید من بفهمم.

اسکندرى - محل تردید نیست که جنابعالى جناب آقاى میرزا رضا خان حکمت اسمتان است و آقاى حکیم‌الملک هم میرزا ابراهیم خان حکیمى است درست شد، می‌خواهم ببینم اگر یک مملکتى اصولاً با الفاظ درست می‌شد بهتر از این که نمی‌شد که ما الحمدالله یک رئیسى داریم که اسمش حکمت است و یک رئیس دولتى داریم که اسمش حکیمى است.

رئیس - بفرمایید بنشینید سرجایتان (چند نفر از نمایندگان - توهینى نکرده‌اند) بنده از مجلس رأى می‌گیرم آقایانى که با مؤاخذ و منع حضوریشان.

اسکندرى - من توهین نکرده‌ام.

رئیس - بفرمایید سر جاى خودتان والا می‌گویم شما را ببرند بیرون (بعضى از نمایندگان - ایشان توهین نکرده‌اند) تأمل کنید آقایان من

+++

حاضرنیستم من اینجا باید نظر مجلس را اداره کنم، اینجا یک تفریح و مزاح و شوخى و مسخره بازى نیست.

اسکندرى - گفتم بنده بى‌احترامى به مقام ریاست نکردم جنابعالى هم بی‌خود اوقاتتان تلخ شده بنده آنچه را عرض کردم هیچ قصدى نداشتم.

رئیس - نه دیگر بالاتر از این که نمی‌شود ماده 129 براى آقایان خوانده می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

ماده 129 - مؤاخذه با منع حضور در موارد ذیل است:

اولاً - نماینده‌ای که پس از مؤاخذه در همان جلسه مجدداً از دایره نظم خارج می‌شود.

ثانیاً- نماینده‌ای که مردم را در مجلس علنى به زد و خورد یا جنگ خانگى یا به ضدت و تقض قوانین اساسى دعوت و ترغیب نماید.

رابعاً - نماینده‌ای که نسبت به مجلس یا قسمتى از مجلس یا رئیس هتک شرف نماید.

خامساً - نماینده‌ای که نسبت به یک یا چند نفر از هیئت دولت فحش داده یا تهدید نماید.

سادساً - نماینده‌ای که نسبت به دولت توهین نماید.

دکتر معظمى - اجازه بفرمایید بنده عرضى دارم.

رئیس- آقاى دکتر معظمى بفرمایید.

دکتر معظمى - وکیلى که مطابق نظامنامه مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد یک وکیل دیگر حق دارد که از او دفاع کند. عرض کنم که بنده می‌خواستم از مقام ریاست تمنى کنم که توجه بفرمایید که آقاى عباس میرزا قصد اهانت نداشتندو علاوه براین که این قصد را نداشتند شفاهاً هم فرمودند که من قصد اهانت ندارم و بنده می‌خواستم که از مقام ریاست تمنى کنم در این مورد چون خود ایشان فرمودند معذرت خواستند قبول بفرمایند که این موضوع خاتمه یافته باشد ورأى گرفته نشود.

رئیس - چنین چیزی نگفتند.

دکتر معظمى - مخصوصاً فرمودند و تمنى می‌کنم این موضوع را ندیده بگیرید.

عباس اسکندرى - بنده خیلى از جناب آقاى دکتر معظمى خوشنود هستم که مفسر و مبین نظر بنده شدند و من واقعاً هیچ وقت نه تنها به مقام ریاست که مقاسم شامخ ملى است (صحیح است) نسبت به هیچ کس در صحبتم نظر اعتراض آمیز ندارم و اهانت هم نمی‌خواهم بکنم.

رئیس - بنده عرضى ندارم بیانات خودتان را بفرمایید.

عباس اسکندرى - خیلى متشکرم منظور بنده این است که اگر آقایان محترم قصد دارند واقعاً فرهنگ این مملکت به یک مرحله‌ای برسد باید تصدیق بکنند که راه و روشى را که ما براى فرهنگ خودمان و اصول تعلیمات کشور خودمان پیش گرفته‌ایم این یک اصول کهنه و خراب شده و یا از اول ناصحیح بوده است (صحیح است) حالا حساب می‌کنیم از روى حساب معلوم می‌شود که این نظر بنده تا چه اندازه درست است بعد از مدت 42 سال به 15 میلیون یا 17 میلیون جمعیتى که این کشور دارد ما در حدود ده درصد حداکثر مردم با سواد بیشتر نداریم یعنى که هشتاد و پنج درصد یا 90 درصد افراد این مملکت بی‌سواد هستند اگر ما این اصول را بخواهیم همین طور ادامه بدهیم نتیجه عملمان این خواهد شد که در 4 تا شش قرن دیگر یعنى در چهارصد تا ششصد سال دیگر اگراین مردم باشند ما می‌توانیم 15 میلیون با سواد داشته باشیم و این درست نیست این یک اصول شکست خورده ایست که حتماً باید عوض بشود بنده بعد از این مقدمه عرض می‌کنم اگر امکان داشت براى من می‌خواستم از آقایان نمایندگان تقاضا بکنم که 800 میلیون بودجه مملکت را 1000 میلیون بکنند و این هزار میلیون را تقسیم برد و 500 میلیون بنمایند و پانصد میلیون آن را به فرهنگ و 500 میلیون به بهداشت بدهند چرا؟ از براى این که تمام مؤسسات دیگرى که در کشور هست براى این است که آدم درست بکند و آدم هم سالم باشد و اگر امکان داشت که امنیت ما به خودی خود تحقق پیدا می‌کرد و یک سرحدتی داشتیم که هیچ وقت مورد تجاوز واقع نمی‌شد قشون نمی‌خواستیم ژاندارمرى هم نمی‌خواستیم سایر مؤسسات دیگر را هم نمی‌خواستیم ولى آنچه در همه حال باید بخواهیم بهداشت و فرهنگ است این طور نیست مجبوریم که متناسباً تمام این مؤسسات را داشته باشیم پس ما این کار را نمی‌توانیم بکنیم یعنى یک بودجه قلیلى درم براى فرهنگ و بهداشت خودمان و باید منت‌های صرفه‌جویى را در آن بکنیم به نظر من این عملى که ما داریم می‌کنیم، این روش مصرفى که تبذیر جوان پدر مرده‌ای است که نمی‌داند پول از کجا آورده است لایشعر و بى‌حساب خرج می‌کنند این مقدمه است و حالا می‌رویم سرقضیه امیدوارم که در صحبت باز دو مرتبه یک گرفتاری‌هایى پیدا نشود و ایجاد سوء تفاهم نگردد (خنده ممتد نمایندگان) یک جمعى در این کشور هستند که وقت خودشان را صرف امور فرهنگى و معارفى کرده‌اند و در حدود 60، 70 هزار تومان هم این‌ها قرض کرده‌اند خانه‌شان را گرو گذارده‌اند در بانک سپه و اصول و روشى را تعقیب می‌کنند براى تعلیم و تربیت و باسواد کردن مردم و به نظر من تنها وسیله باسواد کردن این کشور است و تنها راهى است که مردمى در این کشور به وجود بیایند این‌ها این اصل را این روش را اختراع نکرده‌اند، این کتابى که اینجا پیش من است و ملاحظه می‌فرمایید یکى از آن چیزهایى است که این آقایان طبع کرده‌اند با پول خودشان و تهیه کرده‌اند این کتاب از روى اصولى است که مرحوم سکاکى قبل از این که به آن مصیبت معروفش گرفتار بشود تهیه کرده و این کتاب در کتابخانه مجلس اصلش موجود است و با این اصول تعلیم و تربیت که در هر روزى پنج دقیقه، 12 درس را بدهند و 12 پنج دقیقه هم تکرار بکنند براى دو ساعت طفل چهار ساله‌ای خواندن را یاد می‌گیرد و دو ساعت هم که اضافه بکنند نوشتن را یاد می‌گیرد براى این که ما این حرفى را که می‌زنیم مبالغه و اغراق تصور نشود من آقایان نمایندگان را دعوت می‌کنم و این رفقاى خودمان را که این زحمت را براى مملکت کشیده‌اند دعوتشان می‌کنم در جلسه خصوصى تا حقیقت را به چشمشان ببینند با این طریق بچه چهار ساله‌ای را هم بدون این که بخواهیم به مغزش فشارى وارد بیاید این اصول را یاد می‌دهند و این بچه کتابى را که بنده با تمام ادعایى که براى خودم می‌کنم و همه آقایان که الحمدالله اهل فضل هستند و بالاخره بعد از سى، چهل سال وقتى که یک شعر از کتاب سعدى یا حافظ را می‌خوانند مدتى گرد، گرد، گرد می‌خوانند بدون غلط می‌خواند و مطابق این اصول همه خواهند توانست سواد داشته باشند اولین دفعه‌ای که این شاگردها را آورده‌اند پیش ما امتحان کنند من خودم از آن‌های بودم که قبول نمی‌کردم آوردند و امتحان هم‏ دادند من می‌گفتم ممکن نیست ولى بچه چهار ساله شعرحافظ را خوب براى ما خواند و شعر سعدى را هم خواند من این‌ها را می‌آورم براى شما و شما به این شش میلیون و نیم تومان یک میلیون آدم را می‌توانید در ظرف دو ساعت با 12 درس و 12 بار هم تکرارش یعنى چهار ساعت خواندن و نوشتن یاد بدهند (یک نفر از نمایندگان - خطش چیست؟) سکاکى که خط دیگرى بلد نبوده که بنویسد این یک اصول علمى است که این را به صورت علمى در آورده‌اند کسانى که این کار را می‌کنند استادان دانشگاه هستند از خارج که نیستند دکتر مقدم است و بهروز است و شخص خارجى نیست با پول خودشان این کار را کرده‌اند بنده به آقایان می‌گویم شوخى تصور نکنید مال مملکت را هم هدر نباید داد اگر این اشخاص در آمریکا بودند حالا میلیونر با دلار بودند ولى در کشور ما منزلشان را گرو می‌گذارد و بالاخره در دو کلمه روشن یک جمعى در این کشور هستند که این‌ها مزاجشان اجازه راه رفتن نمی‌دهد این‌ها عادت به پیاده روى ندارند این‌ها همیشه عقب یک مرکوب راهوارى می‌گردند و یک اکثریت عظیمى یعنى تمام ملت ایران بایستى آن‌ها را سوارى بدهند این‌ها میل ندارند که این مردم واقعاً باسواد بشوند یعنى خواندن و نوشتن را یاد بگیرند بچه چهار ساله و پنج ساله شما بتواند خواند و نوشتن را یاد بگیرد راه این است یک مرد شصت ساله‌ای را دیدم توى این‌ها و این مردم مثل دیوانه پس از بیست روز که گذشت چون یک آدم مست از خوشحالى آمد در آن جلسه‌ای که درس می‌خواندند و کتاب حافظ را می‌خواند واقعاً از خوشحالى دیوانه شده بود یک شخصى که شصت سال کور بود و سواد نداشت، آقایان ما بیاییم یک دفعه براى این مملکت به جاى این ولخرجى‌هایى که می‌شود و شاید کسى هم تقصیر ندارد چون سر کلاف گم است و از این طرف و آن طرف می‌روند شاید حسن‌نیت هم هست این کار خوب را بکنیم بنده این پیشنهاد را کردم و توضیحاً می‌گویم شصت و پنج میلیون ریال شما می‌دهید براى معلمین که وزارت فرهنگ معلمینى حاضر بکنند و یک کلاس‌هایى درست بشود و یک عده‌ای آنجا تربیت بکنند و به تعلیمات عمومى کمک بشود آقایان شما اطلاع صحیح و احصائیه از کشور ممکن است نداشته باشید این کشور سى هزار در حد

+++

 اکثر آبادى دارد و این آبادی‌ها را نمی‌شود گفت آبادى و در حدود 17 هزار ویرانه موسوم به ابادى دارد اگر شما آقایان کلیه آبادی‌ها را سى هزار حساب بکنید و براى هر آبادى حداقل یک معلم بخواهید بفرستید شما بایستى در سال 36 میلیون تومان براى یک معلمى که بخواهید صد تومان بدهید بایستى خرج کنید و با این فقر بودجه ممکن نیست شما از عهده برآیید در صورتى که بنده تعهد می‌کنم کمک بکنیم به این اصول در ظرف ده سال مردم این مملکت سواد خواندن و نوشتن پیدا می‌کنند حالا اگر به مصلحت و صرفه یک مردمى نباشد و بخواهند همین رویه را ادامه بدهند خوب اشکالى هم ندارد ادامه بدهید بنده چرا پیشنهاد کردم که از این محل در حدود یک میلیون ریال این آموزگاران را بگذارند در اختیار وزارت جنگ چون وزارت جنگ در تمام مملکت افراد نظام وظیفه می‌خواهد در تمام قسمت‌های مختلف هم پایگاه دارد و از این معلمین مطابق این اصول و روش به آن سربازان نظام وظیفه می‌توانند درس بدهند اگر این‌ها سواد پیدا کردند این رویه را تعمیم بدهند اگر پیدا نکردند بنده حرفى ندارم آقایان نمایندگان من آنها را می‌آورم هر کدام خواستید می‌توانید ببینید که بچه چهار ساله چگونه براى شما می‌خواند و می‌نویسد و دولت‌های ما فقط منتظر هستند که یک بودجه‌ای را بگیرند و بروند خرج بکنند و من باز هم تکرار می‌کنم خیلى افسوس می‌خورم که جناب آقاى رئیس را سوءتفاهمى حاصل شد در صورتى که من هم قصد و غرضى نداشتم و چقدر احترام دارم به مجلس شوراى ملى من تکرار می‌کنم آقایان به سکه عجله می‌کنند با این که مذاکرات کافى است مانع صحبت می‌شوند این جا را دیگر مجلس شوراى ملى نمی‌شود گفت این مجلس دولتى است هى لایحه می‌آورند و هنوز صحبت نشده می‌گویند مذاکرات کافى است این لوایح وقت می‌خواهد و بعد هم تا دو کلمه می‌خواهید حرف بزنید گفته می‌شود بى‌ادبى اهانت و توهین به مقام رئیس شد آن‏ صندلى را ما احترام می‌کنیم ولى شماها فرصت نمی‌دهید کسى حرف بزند من تقاضا دارم براى رفع سوء تفاهم این پیشنهاد من را قبول کنید موقعى که بنده در شرکت بیمه بودم ماشینى در آنجا بود که الان هم هست چون در آنجا یک دقیقه ممکن است یک میلیون ریال به شما ضرر بزند این ماشین براى شما موقعى که خودتان را بیمه می‌کنید وقتش را تعیین می‌کند و با ماشین ساعت را نشان می‌دهید و منگنه می‌کنند مثلاً ساعت شش و ده دقیقه این شش و ده دقیقه ساعت شروع بیمه شما است فوراً در بیمه‌نامه ساعت حساب می‌شود بنده می‌خواهم عرض کنم آقایان وقتى پیشنهاد می‌کنند بین آقایان منشی‌ها دو تا از این ماشین‌ها باشد که پیشنهادها را منگنه کنند و به نوبت خوانده شود و دیگر در خواندن پیشنهادات و در عقب و جلو افتادن آن اختلافى پیدا نشده ونظم مجلس رعایت شود.

رئیس - همه پیشنهادت را آقایان منشی‌ها نمره‌گذارى می‌کنند و به ترتیب خوانده می‌شود.

فولادوند - تمام نمره‌گذارى شده است با تاریخ تقدیم تأخرى رخ نداده است.

ابوالحسن رضوى - بنده پیشنهاد خروج از دستور داده‌ام.

دکتر شفق - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید

رئیس - بفرمایید.

دکتر شفق - بنده معمولاً گذشته از این که از زیاد صحبت کردن خوددارى می‌کنم براى این که وقت مجلس نگذرد معمولاً مذاکرات آقاى عباس اسکندرى را به دقت استماع می‌کنم چون در اغلب موارد ایشان مسایل را روشن شرح می‌دهند و بسا هم که صحبتشان در حدود صلاحیت خودشان هم هست که عملى است امروز تصور می‌کنم که از سبک خودشان یک کمى خارج شدند یعنى هم خودشان و هم مجلس را کشاندند به یک موضوع اساسى یک موضوع طرز تدریس و متد تدریس در مدارس ابتدایى و با این که ایشان فرمودند که 42 سال است فرهنک در ایران ترقیاتى ننموده است معهذا بنده باید به نظر ایشان برسانم که یک عده زیادى از طرزهاى مختلف آموزش و پرورش چنان که می‌بینم در عالم ودر مترقی‌ترین ممالک دنیا هست اطلاعاتى دارند و گمان می‌کنم یک نماینده‌ای با این که می‌تواند هر نوع اظهار نظرى بکند استدعا دارم فشارى وارد نکنند به اینکه مداخله کنند به امور تخصصى (صحیح است) مثلاً یک نماینده اظهار نظر کند که حتماً و قطعاً به این اصولى که من می‌گویم عمل بکنید این امر تخصصى است و با ایشان قول می‌دهم که دانشسراها و هم محافل دیگر فرهنگى متوجه هستند و استعداد اشخاص را هم می‌دانند همان طور که فرمودند یک کارهاى دیگرى هم دارند ولى این دفعه به مورد است این پیشنهاد را پس بگیرند و یک تفاوت بسیار مهمى در اینجا هست که در موردش هر وقت آقایان نمایندگان اجازه فرمودند بنده به عرض می‌رسانم که فرهنگ بدون تردید با کمیت تنها یک عده زیاد همانطور که می‌فرمایید که میلیون‌ها را ما زود زود باسواد کنیم به جایى نمی‌رسد کیفیت شرط است باید کتاب و معلم را ما تهیه کنیم این یک موضوع اساسى است که در موقع معین بنده به عرض می‌رسانم عجالتاً مناسب این است که خود ایشان پیشنهادشان را پس بگیرند و بعداً مطالعه کافى بشود و این یک موضوع منفصل و مجزا است.

رئیس - آقاى وزیر فرهنگ.

وزیر فرهنگ - عرض کنم که آقایان گویا توجهى درست به پیشنهاد آقاى اسکندرى نفرمودند چون بنده دیدم چند نفر فرمودند صحیح است ولى حقیقتاً این پیشنهاد خوبى است همان طور که آقاى دکتر شفق فرمودند البته آقایان نمایندگان محترم ممکن است در تعلیم و تربیت خیلى وارد باشند ولى این دخالت در کار تعلیم و تربیت است ولى همان طور که آقاى دکتر شفق فرمودند رأى دادند به این که فلان سبک تدریس باید در مدارس معمول بشود (یکى از نمایندگان - اسم برده نشده) خیلى صریح اسم برده شده این البته شایسته نخواهد بود ممکن است مجلس موظف بکند وزارت فرهنگ را که سبک‌های مختلف تدریس خواندن و نوشتن را آزمایش بکند و بهترین سبک را در مدارس معمول بدارد ولى این که می‌گویند که یک سبک به خصوص را حتماً تعقیب بکنید و مطابق آن سبک در سربازخانه‌ها تدریس بکنید این البته تصدیق می‌فرمایید که یک قدرى لازم است مطالعه بیشترى از طرف متخصصین و مخصوصاً وزارت فرهنگ به عمل آید پیشنهاد ایشان این است که آقایان اطلاع دارند یک سبک تدریس الفباى فارسى توسط یک جمعى مخصوصاً آقاى بهروز که همه اعتراف دارند دانشمندى ایشان را (صحیح است) ایشان یک سبکى را پیشنهاد کردند و عده کثیرى را هم وسیله سبکى را پیشنهاد کردند وعده کثیرى را هم وسیله سبک آن باسواد کردند ولى چیزى که هست اشخاص دیگرى هم هستند که ممکن است طریقه‌های دیگرى را پیشنهاد کرده باشند و این که مجلس موظف بکند وزارت فرهنگ را حتماً مطابق یک طریقه معین تدریس بکند بنده عرضى ندارم اگر نمایندگان مجلس خودشان مقتضى می‌دانند که چنین تصمیمى بگیرند بنده عرضى نخواهم داشت ولى بنده پیشنهاد می‌کنم که وزارت فرهنگ را موظف بکنید که طریقه‌های جدید را به مرحله آزمایش بگذارد و بهترین طریق را پس از آزمایش عملى نمایند نه این که حتماً یک طریقى را معمول بکنند به این جهت بنده به آقاى اسکندرى وعده می‌دهم اگر ایشان وعده بنده را قبول می‌فرمایند به ایشان وعده می‌دهم که این طریقه را و هر کدام از طریقه‌های دیگر را راجع به این موضوع به آزمایش بگذاریم در مدارس ابتدایى و طریقه احسن را ما قبول بکنیم با این وعده اگر قبول می‌فرمایند پیشنهاد خودشان را پس بگیرند.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى عباس اسکندرى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. به واسطه مورد توجه واقع شدن پیشنهاد آقاى دماوندى امشب لایحه فرهنگ نمی‌گذرد و 21 پیشنهاد دیگر هم رسیده و پیشنهادى هم رسیده که امشب این لایحه از دستور خارج شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم لایحه فرهنگ از دستور امشب خارج شود - ابوالحسن رضوى.

رئیس - آقاى رضوى‏

رضوى - بنده خودم در جلسات قبل چند دفعه حتى پیشنهاد کرده بودم که لایحه فرهنگ جزء دستور باشد و زودتر نسبت به آن تصمیم گرفته شود ولى با وجود بر این با کیفیتى که امشب پیش آمد و پیشنهاد آقاى دماوندى را مجلس قبول کرد بر حسب نظامنامه این لایحه باید برود به کمیسیون به این مناسبت ما هر چه امشب وقت صرف بکنیم نه به صرفه آموزگاران و نه آقاى وزیر فرهنگ خواهد بود به این جهت بنده پیشنهاد کردم که این لایحه از دستور امشب خارج شود تا به یکى دو کارى که مجلس دارد برسیم.

دکتر عبده - بنده مخالفم.

رئیس - مطابق نظامنامه چون پیشنهاد مورد توجه واقع شده امروز دیگر در این قسمت رأى نمی‌توان گرفت.

حاذقى - اجازه بفرمایید آقاى نبوى پیشنهاد فرموده‌اند که این لایحه باقید دو فوریت ادامه پیدا کند.

رئیس- در این که امشب مطرح بشود و ادامه پیدا کند اثرى ندارد ماده 63 نظامنامه را خوب است آقایان قدرى توجه کنند قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

+++

 ماده 63- اصلاحاتى که در ضمن شور ثانوى پیشنهاد می‌شود در صورتى که از طرف کمیسیون ارجاع آن خواسته نشود صاحب اصلاح به طور اختصار آن را توضیح و استدلال می‌کند و فقط اعضاى کمیسیون حق جواب دارند پس از آن مجلس در باب قبول توجه یا عدم قبول توجه رأى می‌دهد در صورت قبول توجه آن اصلاح به کمیسیون فرستاده می‌شود در باره این قبول ا صلاحات نمی‌توان همان روزى که پیشنهاد شده است رأى داد.

رئیس - رأى دیگرى نمی‌شود داد.

وزیر فرهنگ - نماینده محترم آقاى رضوى نظرشان را این طور فرمودند که این لایحه باید برود به کمیسیون البته همین طور است باید برود به کمیسیون ولى بنده استدعا می‌کنم به عنوان خروج از دستور نباشد.

دکتر عبده - بنده یک توضیح می‌خواستم عرض کنم بنده موافقم حالا که آقایان وزراء هستند به سؤالاتى که شده جواب بدهند ولى این ملازمه ندارد با خروج از دستور براى این که به موجب آیین‌نامه آخر هر جلسه آقایان وزراء می‌آیند و به سؤالاتى که از طرف نمایندگان شده جواب می‌دهند آن موضوعى که در دستور هست کماکان در دستور باقى می‌ماند و در عین حال جواب سؤالات از طرف آقایان وزراء داده شده و این ربطى به خروج از دستور ندارد.

رئیس - این لایحه به کمیسیون می‌رود آقاى وزیر دارایی اگر لایحه‌ای دارید بفرمایید بعد جواب سؤالات به وسیله آقایان وزراء داده خواهد شد.

5 - تقدیم شش فقره لایحه از طرف آقایان وزیر دارایی و وزیر دادگسترى‏

وزیر دارایی - بنده یک لایحه‌ای دارم راجع به حقوق خدمتگذاران جزء یعنى مستخدمین سرپایى و دون اشل وزارتخانه‌ها عرض کنم وقتى که بنده به وزارت دارایی رفتم دیدم در این مدت فترت به همه کس مساعدت شده مخصوصاً به آن قسمت‌های بالا و رتبه‌های بالا ولى به کسى که توجه نشده مستخدمین جزء و دون پایه است (صحیح است) که حتى ممکن بود که یک تصویب‌نامه‌اى هم صادر بکنند و به آن‌ها هم یک اضافه‌ای بدهند آن را هم نکردند این است که این لایحه را بنده به مجلس شوراى ملى تقدیم می‌کنم راجع به مستخدمین سرپایى و دون اشل.

رئیس- به کمیسیون مربوط ارجاع می‌شود.

وزیر دارایی- یک لایحه دیگرى هم داشتم راجع به مستشاران دیوان محاسبات چون مطابق قانون هر سه سال یک مرتبه مستشاران دیوان محاسبات باید تجدید انتخاب شوند و اگر یک فترتى باشد بعد از این که مجلس شوراى ملى تشکیل شد بایستى که در ظرف دو ماه انجام بشود متأسفانه به تأخیر افتاد و حالا این لایحه راتقدیم می‌کنم که انتخابات جدید دیوان محاسبات زودتر به عمل آید.

رئیس- به کمیسیون دارایی می‌رود.

وزیر دارایی- یک لایحه دیگرى هم هست می‌خواستم خاطر آقایان را متوجه بکنم آقایان در ضمن بودجه سه دوازدهم یک مطالبى فرمودند تمام آن‌ها را بنده یادداشت کردم که مورد توجه وزارتخانه بشود تا تمام آن تذکراتى را که آقایان دادند خورده، خورده رفع بکنیم. یکى از آن تذکرات که بعضى از آقایان نمایندگان در ضمن لایحه سه دوازدهم تأکید فرمودند که خیلى هم به جا بود این بود که فرمودند که دیوان محاسبات بر طبق اصل 102 قانون اساسى بایستى از طرف مجلس شوراى ملى نظارت داشته باشد در جمع و خرج مملکت و مراقبت کند در آن بودجه‌ای که مجلس شوراى ملى تصویب کرده. تهیه لایحه تفریغ بودجه و سایر کارهایى که قانون معین کرده باشد متأسفانه چند سال قبل اختیارات او را سلب کردند البته به موجب یک قانون به موجب قانونى که در سال 1312 از مجلس شوراى ملى گذشته بود و دیوان محاسبات در آن تاریخ تشکیل شده بود همان اختیاراتى که مفید است از براى نظارت او دربودجه به او داده شده است بعد در سال 1318 بعضى از مواد قانون دیوان محاسبات و متأسفانه ماده‌ای هم از قانون محاسبات عمومى لغو شده و یک موادى گذراده‌اند که دیوان محاسبات را به کلى وجود ناقص کرده‌اند (صحیح است) این است که بنده یک لایحه‌ای تقدیم می‌کنم براى این که آن اختیاراتى که دیوان محاسبات به موجب قانون سال 1312 داشته مجدداً برگردد و یقین دارم اگر این اختیارات بر گردد کار امور مالى مملکت ما بسیار خوب و اصلاح خواهد شد.

دکتر عبده - پیشنهاد یک فوریت نمی‌فرمایید؟

وزیر دارایی - تمام لوایحى که تقدیم کردم با یک فوریت است در لایحه هست و تقاضاى یک فوریت شده است عرض کنم یک لایحه دیگرى هم بنده داشتم که این از نقطه نظر تسهیل کار محاسبین است در مملکت به جهت این که حساب وقتى خوب تنظیم می‌شود و به موقع تنظیم می‌شود که یک تسهیلاتى در کارها داده شود اگر کار محاسب مشکل باشد کار مأمور پرداخت مشکل باشد البته تنظیم حساب هم به تأخیر می‌افتد و این ایجاد یک زحمتى خواهد کرد حالا یکى از آن موارد که بنده در مورد آن لایحه‌ای دارم که تقدیم می‌کنم این است که خاطر آقایان محترم مستحضر است که در ماده 19 قانون استخدام کشورى می‌نویسد که در موقع تبدیل مراتب مادون به مافوق کسور تومان به نفع صندوق دولت ضبط می‌شود و این پیشنهادى که بنده دادم راجع به کسور تومان نیست به جهت این که تومانى وجود ندارد راجع به کسور ریال است یعنى چند دینار و آن این است که تمام مستخدمینى که از صندوق دولت پول می‌گیرند بعد از این که کسور تقاعد ازشان کسر می‌شود یک چیزهاى دیگرى هم مطابق قوانین کسر می‌شود حقوقشان می‌رسد به جایى که چند دینار در آنجا هست و آن چند دینار متأسفانه به دست آن کارمند دولت نمی‌رسد و از طرفى پیدا کردن پول خورد هم مشکل است و عرض کنم که گاهى هم متأسفانه و بدبختانه یک وقتى در یک جایى یک روزى یک مأمور پرداختى باشد که خیلى مرتب و منظم نباشد و آن چند دینار از خزانه دولت خارج می‌شود و به واسطه این که پول خورد نبوده یا مسامحه کرده‌اند و از بین می‌رود این است که هم صندوق دولت ضرر کرده و هم به مستخدمین نرسیده بنده یک لایحه‌ای تقدیم می‌کنم استدعا بکنم تصویب بفرمایید که کسور ریال در حقوق اشخاصى که از صندوق دولت اعم از مستخدمین یا غیر مستخدمین می‌گیرند به نفع صندوق دولت ضبط شود یعنى آن چند دینار. یک عرض دیگرى هم بنده داشتم یعنى یک لایحه دیگرى هم تقدیم می‌کنم و آن اهمیتش به نظر بنده خیلى زیاد است و آن این است که بنده در نتیجه چندین سال خدمتم یعنى از آن ثباتى با 15 تومان حقوق به یک مقامى که نمی‌دانم لیاقتش را دارم یا ندارم رسیده‌ام (جمعى از نمایندگان - دارید آقا ) این را فهمیده‌ام که یکى از معایب بزرگ استخدامى ما و کار ادارى ما عدم ثبات آن مقام بالا است. مداخله سیاست در کار ادارات است به جهت این که وزیر یک ماه می‌آید دو ماه می‌آید از نقطه نظر سیاسى یک اقداماتى حق دارد بکند یک وزیر دارایی می‌آید می‌گوید که مالیات مستقیم خوب است مالیات غیر مستقیم را کم بکنیم به دلیل این که به ضعفا کمک و مساعدت بشود مالیات مستقیم را زیاد بکنیم یکى دیگر برعکس اما نباید در کار اداره مداخله کند اگر اداره فاسد باشد باید ادراه را درست کرد و مرتب کرد و به دست مردمان صالحى سپرد که آن‌ها تحت نفوذ هیچ کس واقع نشوند و آنها بتوانند در مقابل اقویا و آنها را مستعد براى حمایت از ضعفا بکند مأمورین را به تدریج داراى استحکام قوت، مقاومت در مقابل اقویا و آن‌ها را مستعد براى حمایت از ضعفا بکنند حالا من باب مثل عرض می‌کنم یک زیدى از بنده که یک مرد سیاسى هستم یک وزیرى هستم می‌آید و تقاضا می‌کند که فلان مرد را از سر فلان کار بردارید نمی‌گوییم از روى نظرى است می‌گوید این آدم بدى است آدم ناصالحى است بنده هم برش می‌دارم این مرد و آن مردان دیگرى که سرکار هستند هیچ وقت اطمینان ندارند که یک آدم صالحى بیاید و صالحى را برکنار کند و این مجبور است همیشه سرافکند و ضعیف و ناتوان منتظر یک پیش آمدهاى غیر مترقبه براى خودش باشد بنده چندین سال است این عقیده را داشتم و یک مرتبه هم در کابینه مرحوم مستوفى‌الممالک در موقعى که سازمان وزارت خانه‌ها را معین می‌کردیم و بنده هم شریک بودم این را در یکى از مواد قانون سازمان وزارت خارجه پیشنهاد کردم الان شاید در آرشیو ضبط مجلس باشد بنده در این چند روزى که به وزارت دارایی رفتم خیلى چیزها شنیدم که بعضی‌هایش درست است و بعضی‌ها را هم باید درش تحقیق کرد ولى آن چیزى را که درش تردیدى نیست این است که می‌گویند تمام مستخدمین دولت که ‌ای امان اى الله این‌ها همه‏ بدند به نظر من این‌ها بد نیستند بد هست اما معدود ولى عدم ثبات و تزلزل همه را بد می‌کند زیرا کسى که اداره کمکش نباشد و حمایتش نکند این نمی‌تواند آن طورى که باید و شاید قانون را اجرا بکند وزیر نفوذ واقع نشود و کارخوب بکند و کار بد نکند بنده پیشنهادم براى وزارت دارایی این است و چون بعضى از همکاران بنده که این پیشنهاد را در هیئت وزیران خواندند و مورد موافقت واقع شد به بنده فرمودند که براى همه بکنید عرض کردم بنده می‌کنم چون وزارت دارایی به نظر من اگر انشاءالله به یک صورت خوبى درآید

+++

تأثیرش در تمام وزارتخانه‌ها بروز خواهد کرد و پیشنهاد بنده این است که همان پیشنهادى که در وزارت خارجه چندین سال پیش شده بود وزارت دارایی داراى یک معاون دایمى یعنى معاون ادارى دایمى باشد (صحیح است) و کلیه امور ادارى تحت نظر او باشد (یک نفر از نمایندگان - چیز فهم و درستکار) البته عرض می‌کنم که امور ادارى تحت نظر او باشد این معاون البته مشاور وزیر هم هست ولى امور ادارى تحت نظر او خواهد بود و این معاون دایمى یک هیئت مشاوره‌ای خواهد داشت مرکب از پنج نفر بهترین و صالح‌ترین و پاک‌ترین و با تجربه‌ترین مأمورین وزارت دارایی این معاون دایمى با آن هیئت تمام امور پرسنلى و امور ادارى را البته بر طبق قوانین و البته با تحت نظر ریاست وزیر انجام خواهد داد و این کمیسیون هم دو نفر عضو على‌البدل خواهد دشت که اگر دو نفر از آن پنج نفر غایب شوند یا تأخیرى بکنند آن اعضا على‌البدل بتوانند جاى آن‌ها را بگیرند و حالا اصل ماده را می‌خوانم که آقایان هم مستحضر باشند و تقاضا کردم که از تاریخ تصویب این قانون کلیه امور ادارى وزارت دارایی به عهده یک معاون دایمى خواهد بود که تحت نظر وزیر دارایی و مشورت هیئتى مرکب از پنج نفر از صاحب منصبان عالیرتبه آن وزارتخانه وظایف خود را در حدود قوانین انجام خواهند داد انتخاب اعضاء و هیئت نامبرده و همچنین دو نفر عضو على‌البدل در دفعه اول بنا به پیشنهاد وزیر دارایی فعلى و صدور فرمان ملوکانه صورت می‌گیرد و غیر قابل تغییر هستند مگر در اثر تقاعد یا استعفا یا فوت یا تعقیب جزایى در حدود مقررات در این صورت نیز بقیه اعضاء هیئت فوراً تشکیل جلسه داده جانشین او را به رأى مخفی از میان صاحبمنصبان وزارت دارایی انتخاب و براى صدور حکم وزارتى و فرمان ملوکانه پیشنهاد خواهند نمود.

تبصره - آیین‌نامه اجراى این قانون را وزیر دارایی پیشنهاد و هیئت وزراء تصویب خواهند نمود.

باتمانقلیچ - اگر معلوم شد تمام این‌ها به ضرر مملکت اقدامى کرده‌اند کى تعقیب خواهد کرد.

دکتر عبده - آقا اگر تقاضاى فوریت شده باید رأى گرفت.

وزیر دارایی - براى جواب سؤالات هم بنده حاضرم.

رئیس - در دستور جلسه آینده راجع به این لایحه که فوریت دارد رأى می‌گیریم آقاى سرورى وزیر دادگسترى لایحه‌ای دارید بفرمایید.

وزیر دادگسترى - به طورى که آقایان نمایندگان محترم استحضار دارند مدتى است صدمات و تلفات حاصل از ماشین‌های موتورى به خصوص تصادمات وسایل نقلیه در تمام کشور مخصوصاً در شهرهاى مهمه خیلى زیاد شده و روز افزونى این سوانح جلب نظر عموم را نموده است چنانچه آمار صحیحى تنظیم گردد تعداد تلفات وارده از این راه بر یک کشور پانزده میلیونى طاقت فرسا به نظر می‌رسد عوامل زیادى موجب این تصادفات دلخراش شده که مهم‌ترین آن نقص قوانین کیفرى راجع به قتل و جرح غیرعمدى است مقررات قوانین جزا در این قسمت متناسب با زیادى وسایل حمل و نقل نبوده و نمی‌تواند از تصادمات جلوگیرى نماید لذا براى رفع این نقص لایحه تهیه نموده‌ام که اینک آن را تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نمایم در این لایحه چند موضوع مطمع نظر است موضوع اول تشدید مجازات متصدیان وسایل موتورى و رانندگان بى‌احتیاط و متخلف از نظامات دولتى است شدت مجازات این قبیل جرایم و محرومیت مدتى از تصدى رانندگى موجب خواهد شد که رانندگان نظامات دولتى را بهتر مورد توجه قرارداده و حتى‌المقدور در راندن وسایل نقلیه حزم و احتیاط را از دست ندهند زیرا قسمت اعظم از تصادفات ناشى از رعایت نکردند نظامات دولتى است (صحیح است) که براى جلوگیرى از تصادمات وضع شده است از جمله نظامات مراعات سرعت سیر معتدل و متناسب با شهرهاى پر جمعیت است که غالباً رانندگان از لحاظ رقابت و جلب مشترى به آن ‌عتنا می‌باشند. دوم قانون مجازات عمومى قانون مجازات جرح و صدمه بدنى را نسبت به تمام موارد یکسان معین کرده در صورتى که حق و انصاف و مصالح اجتماعى اقتضا دارد که موارد متخلفه را از هم تفکیک و به نسبت درجه اهمیت آن‌ها مجازات مختلفه را از هم تفکیک و به نسبت درجه اهمیت آن‌ها مجازات شدید و یا خفیف معین گردد در لایحه تقدیمى این نکات در مورد قتل و جرح غیر عمدى باید به نفع دادستان قائل شد این اصل در قوانین ما وجود ندارد و با قبول آن باب تازه در قوانین قضایى ما افتتاح می‌شود البته در موقع طرح لایحه این موضوع مورد بحث واقع خواهد شد ولى فعلاً براى تبیین موضوع مثالى عرض می‌کنم فرض می‌کنیم شبانه در جاده دوردست که عبور و مرور زیادى در ان نمی‌شود راننده کامیونى به واسطه مستى و نداشتن چراغ و خرابى موتور و عبور از دست چپ به کامیونى تصادم نماید و در نتیجه چند نفر کشته و مجروح شوند با این که شوفر در اثر تخلف چهار فقره نظامات یعنى مستى و چراغ نداشتن و تعمیر نکردند موتور و عبور از دست چپ چند نفر را به زیرگرفته معذلک ممکن است دادگاه به استناد این که مسلم نیست قتل و جرح واقع شده در اثر ارتکاب آن تخلفات باشد او را به مجازات اخلاقى که از چند صد ریال تجاوز نخواهد کرد محکوم می‌نماید در صورتى که در چنین موردى باید روى قراین موجود یعنى همان تخلف از نظامات راننده را مسئول دانست (صحیح است) مگر این که نامبرده ثابت نماید که آن قتل و جرح معلول آن تخلفات نیست چهارم نکته دیگرى که در این لایحه پیش‌بینی شده موضوع ضرر و زیان مدعى خصوصى است در موقعى که جرح و قتلى واقع می‌شود جریان فعلى عبارت ازاین است که غالباً دادگاه پس از جمع شدن ادله مربوط به وقوع جرم حکم جزائى را صادر نموده و رسیدگى به ضرر و زیان مدعى خصوصى را به دادگاه حقوقى محول می‌نماید و چون تشریفات رسیدگى در دادگاه حقوقى خیلى زیاد و مفصل می‌باشد متضرر از جرم یا از مطالبه ضرر و زیان خوددارى نموده و یا پس از مراجعه به دادگاه حقوق به واسطه طول رسیدگى خسته شده و بالمال دعوى خود را بلا تعقیب می‌گذارد به علاوه اشخاص بى‌بضاعت و فقیر و کارگران به واسطه بى‌اطلاعى از قوانین متوجه نیستند که در ضمن دعوى جزایى از طرف دادستان در دادگاه کیفرى آنان هم می‌توانند دعوى خصوصى خود را در آنجا مطرح نمایند تا از سرعت رسیدگى در دادگاه‌های جزایى برخوردار شود در این لایحه تدابیرى اتخاذ شده که رفع این نقایص را می‌نماید بنا به مراتب معروض آقایان نمایندگان محترم توجه می‌فرمایند که در صورت تصویب این لایحه دادستان‌ها و دادگاه‌ها به وسایل قانونى مجهز شده و می‌توانند جان هزاران افراد بى‌بضاعت و زحمت‌کش را که بیشتر در معرض مخاطره تصادم هستند از بى‌احتیاطى و هوسرانى راننده‌ها و اشخاص بى‌علاقه به زحمت کشان حفظ نمایند و نگذارند که عائله رنجبران به واسطه از دست رفتن سرپرست و یا سلب قدرت کار از او وسایل به کف کردند.

6- سؤال از آقاى وزیر بازرگانى و پیشه و هنر

رئیس - آقاى ارباب مهدى یک سؤالى راجع به ارز دارند بفرمایند.

مهدى ارباب - بنده قبل از این که بخواهم به موضوع سؤال خودم وارد شوم اجازه می‌خواهم که این موضوع را به عرض آقایان وکلاء برسانم و تصور می‌کنم از عموم بازرگانان و کسانى که چند سال است در تهران اقامت دارند بنده تماس کارى بیشتر از همه یا ادارات داشتم و شناسایى کامل‌تری دارم و در تمام این مدت نه شنیده و ندیده‌ام شخص جناب آقاى دکتر سجادى نظرى در هیچ موردى از موارد درمشاغلى که داشته‌اند ابراز کرده باشند (صحیح است) و بنده شخصاً به پاکدامنى ایشان ایمان دارم (یمین اسفندیارى - آدم استفاده‌جویى که نبودند ولى بى‌نظر که نبودند) آقا اجازه بفرمایید ناچار در این مورد به خصوص مطابق مقررات مسئول سؤالات بنده ایشان شناخته شده‌اند این است که در این موضوع بنده ناچار شدم سؤال کنم و توجه آقایان را استدعا کنم. البته آقایان متوجه هستند که دولت یا کمیسیون ارز وقتى که دولت پوند را به نرخ صدى و سى ریال براى واردات می‌دهد منظور این است که ردم هم در همان مأخذ استفاده از کارهاى وارداتى بکنند (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد) (پس از چند لحظه مجدداً اکثریت حاصل شد) نه این که دولت پوند را به قرار سیزده تومان بفروشد ولى کسانى که محتاج به این کالا هستند پوند را به قرار 220 ریال بخرند و این تفاوت یک استفاده نامشروعى است که به جیب خیلى از اشخاص رفته است حالا عنواناً بازرگان هستند یا نیستند کار ندارم ولى به طور تحقیق یک همچو سوء استفاده‌ای شده است و ممکن است در خیلى از موارد هم جرم شناخته شود ولى نفس عمل، تمام جرایم بالاتر است براى این که خزانه مملکت یا دولت به منظور 130 ریال اسعار داده است ولى مردم بیچاره به قرار 220 ریال استفاده کرده‌اند و این استفاده را یک اشخاص معینى برده‌اند و در این امر کمیسیون ارز هم بى‌نظر بوده است و شاید در غیاب آقاى دکتر سجادى این اعمال واقع شده است و موضوع این است فرضاً یک بازرگانى پیشنهاد کند و یک سهمیه‌ای را گرفته و براى بازکردن اعتبار یک محلى از ارز را گرفته است به منظور این که فرضاً اتومبیل فلان مارک از آمریکا وارد کند. در حالى که نه تاجر این کاره بوده است و نه نمایندگى این کار را داشته است بعد از چندى آمده است با موافقت کمیسیون ارز اسم اعتبار باز کننده را تغییر داده است و اسم کالا را هم تغییر داده است هر پوندى 50 ریال و

+++

 60 ریال منافع کرده‌اند و خیلى موارد هست که در حدود یک میلیون تومان اشخاص این طور سوء استفاده کرده‌اند (یکى از نمایندگان - کى هستند این‌ها؟) اطاق بازرگانى تهران عرض می‌کنم از شهریور 1325 الى شهریور 1326.

مسعودى - اسامى این‌ها رابگویید.

مهدى ارباب - حالا توضیحات کافى می‌دهم عرض میکن این اسامى خیلى زیاد است یک موقعى که اطاق بازرگانى تهران براى رسیدگى به این امر که حقیقتاً هم صلاحت دار از کمیسیون ارز صورت اسامى کسانى که این اعتبارات را باز کرده‌اند خواسته است تا این موضوع را تعقیب بکند کمیسیون ارز متأسفانه تا امروز حاضر نشده است جواب بدهد و منجر شد به این که بنده استدعا بکنم که آقاى وزیر بیایند جواب بدهند و این صورت‌ها را مرحمت کنند و این صورت‌ها به قدرى مفصل است...

 (در این موقع جلسه از اکثریت افتاد)

بعضى از نمایندگان - ده دقیقه تنفس بدهید. (اکثریت حاصل شد)

مهدى ارباب - ... متأسفانه این صورت‌ها چون خیلى مفصل است گنجایش ندارد که وقت مجلس شوراى ملى را گرفته و در اینجا مطرح شود بنده استدعا می‌کنم پس از جوابى که جناب آقاى وزیر اقتصاد ملى خواهند داد عین صورت‌ها را انتقال بدهند به کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر که درآنجا رسیدگى و موارد اضافى در اینجا روشن می‌شود و خود ما روشن خواهیم کرد هر کدام از آقایان که میل دارند در آن کمیسیون شرکت کنند و مطالعه شود و ملاحظه شود و نتیجه‌اش را که به مجلس شوراى ملى تقدیم بکنند و حتى آگهى بشود که اشخاصى که این قبیل سوء استفاده را کرده‌اند اعم از این که براى یک مدتى از استفاده از ارز دولتى محروم بمانند و همان طور که حقوق مردم را تضییع کرده‌اند یک حقى هم از آنها تضییع شده باشد این است که بنده تقاضا می‌کنم که پس از خاتمه جواب سؤال مقرر بفرمایید که تمام این صورت به کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر فرستاده شود که مورد مطالعه قرار بگیرد قبل از 22 تیر ماه 1326 به بخشید نکته‌ای را که می‌خواهم عرض کنم یکى دیگر این که اساساً اثر وجودى کمیسیون ارز در ایران مطلوب و مستحسن نبوده است در صورتى که در تمام دنیا کنترل ارز حکم فرما است ولى ما یک شکل دیگرى اداره وکنترل می‌کنیم و دیگران طرز دیگرى کنترل کرده‌اند ما به ضرر مملکت کنترل کرده آنها به نفع مملکتشان کنترل کرده‌اند مخصوصاً در مدتى که دولت در مقابل این اسکناس‌هایى که به متفقین داد و تضییقاتى که به مملکت وارد آورد مقدار خیلى زیادى ارز خارجى داد. گذشته از این که وزارت دارایی وقت مقدار زیادى از این اسعار را نفله کرد و به مصارف غیر لازم و غیر ضرورى رسانید (مکى - بدست تجار بیگانه افتاد) بلى قربان در برابر خود کالایى که دارد بعد از سى سال که به قسط بخرند یا به وجه نقد چک دادند به آن‌ها و نظر به اینکه اسعار زیاد داشت دولت در کشور هم خریدار اسعار کسى نبود (محمدعلى مسعودى - دولت سابق را می‌فرمایید؟) نه قربان دولت اسبق در آن موقع چون ما ارز زیادى داشتیم لازم بود کنترل ارز را دولت برقرار می‌داشت و از این موجودى هر چه زیاد بود فقط به کار تجارتى نمی‌رسید که با پوند 220 ریال مردم مجبور بشوند جنس وارد بکنند آن موقع دولت اسعار را تثبیت کرد و مردم را هم وادار کرد هرکس هر چه می‌خواهد از کشور خارج کند هر کى هر چه می‌خواستم پوند و دلار می‌خرید و از کشور خارج می‌کرد هیچ کنترل و حسابى هم نبود وقتى که این اسعار به ته کشید و موجودى دولت کم شد آن وقت دولت آمد و کنترل ارز را برقرار کرد و وضعیت اولیه را مجدداً احیا کرد اما درموقعى که تمام موجودى را از دست داده بود و خود باعث شده بود که از دست رفته بود مخصوصاً به خاطردارم.

7- ختم جلسه به عنوان تنفس‏

 (در این موقع جلسه ازاکثریت افتاد)

رئیس - پیشنهاد تنفس هم رسیده اگر آقایان موافق باشند ده دقیقه تنفس داده می‌شود و بعداً جلسه تشکیل می‌شود.

درساعت 7 و چهل دقیقه بعد از ظهر جلسه بعنون تنفس ختم و دیگر تشکیل نگردید (جلسه آتیه به روز یکشنبه 25 بهمن ماه موکول گردید)

 

تصویب‌نامه‌ها

شماره 20274               22/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 46358- 84871 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض زیرین :

1- از گرمابه درجه 1 ماهانه 250 ریال‏

2- از گرمابه درجه 2 ماهانه 150 ریال

3- از گرمابه درجه 3 ماهانه 100 ریال

4- از آرایشگاه درجه 1 ماهانه 60 ریال

5- از آرایشگاه درجه 2 ماهانه 40 ریال

6- از صاحبان گاراژ ماهانه 200 ریال

7- از مسافرخانه درجه 1 ماهانه 300 ریال

8- از مسافر خانه درجه 2 ماهانه 200 ریال

9- هر دستگاه تلفن ماهانه 20 ریال

10- هر دستگاه رادیو ماهانه 20 ریال

11- هردستگاه اتومبیل سوارى ماهانه 300 ریال

12- هردستگاه کنتور ماهانه 10 ریال

13- هر دستگاه اتوبوس ماهانه 500 ریال

14- هر دستگاه کامیون ماهانه 500 ریال

15- از پروانه‌های پیشه‌وران که شهردارى صادرمی‌نمایند سالیانه 120 ریال‏

به نفع شهردارى شاهى دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6592               نخست وزیر

شماره 21548        19/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 46356- 84699 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض مشروحه زیر:

1- از مسافرین ماشین‌های سوارى ورودى و خروجى شهر نفرى 5 ریال‏

2- از مسافرین اتوبوس‌ها و ماشین‌هاى دیگر ورودى خروجى به شهر نفرى 2 ریال‏

به نفع شهردارى قصر شیرین دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6466               نخست وزیر

شماره 20090        17/ 11/ 26

وزارت جنگ‏

 

هیئت وزیران در جلسه 14 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 32776- 88393- 9007 وزارت جنگ برابر مقررات ماده واحده مصوبه سوم دی ماه 24 صویب نمودند از تاریخ 26/ 9/ 1325 ماهانه مبلغ ششصد هزار ریال تمام خصوص ثابت استوار دوم شهید حسین باقرى به نام را که در راه انجام وظیفه شهید گردیده بالسویه درباره ورثه قانونى نام‌برده برقرار گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6467           از طرف نخست وزیر

شماره 22934         20/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه ماده 8 تصویب‌نامه شمراه 11952- 28/ 6/ 26 مربوط به اخذ پنج ریال از هر عدد پوست گران بهاى حیوانات و پوست حیوانات حلال گوشت از صادر کنندگان لغو و به جاى آن عوارض زیر:

1- از هر یک عدد پوست گاو و میش و شتر 20 ریال‏

2- ازهر یک عدد پوست گاو و گوساله 10 ریال‏

3- از هر یک عدد پوست گوسفند و بز 1 ریال از خریدار به نفع شهردارى بابل دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

شماره 21738          26/ 11/ 22

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 47249- 93022 وزارت کشور تصویب نمودند عوارض مشروحه زیر:

1- از مسافرى که از طبس به خارج مسافرت می‌کند پنج ریال‏

به نفع شهردارى طبس دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6593                 نخست وزیر

+++

شماره 20172         20/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 447009- 88222 وزارت کشور تصویب نمودند که مواد 5 و 6 و 7 (مربوط به عوارض خانه‌های مسکونى اماکن عمومى- تلفن و رادیو) ملغى و به جاى آن عوارض زیر:

1- از هر جعبه سیب و گلابى و شاه میوه که وزن آن از 15 تا 40 کیلو باشد 5 ریال‏

2- از هر عدل مغر بادام و هسته تلخ و شیرین به وزن 75 کیلو 10 ریال‏

3- از هر صندوق مغر گردو و یا عدل مغز گردو از 50 الى 60 کیلو 5 ریال‏

4- از هر صندوق خربوزه و هندوانه (300 کیلو) 10 ریال‏

5- از هر جعبه انگور و هلو و انار 5 ریال‏

6- از سیب‌زمینى و پیاز (300 کیلو) 5 ریال‏

7- از لوبیا و ماش (300 کیلو) 5 ریال‏

8- از جو (300 کیلو) 10 ریال‏

به نفع شهردارى نطنز وصول شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6459                   نخست وزیر

شماره 23120           20/ 11/ 26

وزارت دارایی

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 50331- 94877 وزارت کشور تصویب نمودند عوارض زیر:

صادرات‏

1- از هر یک نفر مسافر که با اتومبیل سوارى یا اتوبوس خارج می‌شود هر ریال‏

2- از هر دستگاه کامیون بارى 30 ریال‏

واردات‏

1- از هر صندوق بلور و شکستنى آلات وراده به شهر براى مصرف شهر 15 ریال‏

2- از هر عدل یا صندوق خرازى و بزازى وارده به شهر براى مصرف شهر 15 ریال‏

3- از هر عدل یا صندوق آهن آلات و مس وارده به شهر براى مصرف شهر 15 ریال‏

4- از هر صندوق یا عدل جنس عطارى وارده به شهر براى مصرف شهر 15 ریال‏

5- از هر عدل تیماج که براى مصرف شهر است 15 ریال‏

6- از هر عدل چرم که براى مصرف شهر بجنورد است 15 ریال‏

از تاریخ صدور تصویب‌نامه به نفع شهردارى بجنورد دریافت شود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6475                  نخست وزیر

شماره 20790          19/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 بر طبق پیشنهاد شماره 46571- 84704 وزارت کشور و موافقت شماره 28381- 1- 29/ 9/ 26 وزارت دارایی تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض زیر:

1- سینما و نمایش از فروش بلیط (صدى پانزده)

2- کارخانجات موتورى از هر قوه اسب ماهانه چهار ریال‏

3- اماکن عمومى - گرمابه‌های درجه یک 100 ریال و درجه 2 شصت ریال ماهانه آرایشگاه صدى ده از اجاره ماهانه محل کسب- گاراژها صدى پانزده از اجاره ماهانه - مسافرخانه و مهمان‌خانه و رستوران صدى هشت از اجاره ماهانه (عوارض مذکور از مستاجرین دریافت شود)

4- هردستگاه تلفن و رادیو ماهانه بیست ریال‏

5- وسایط نقلیه موتورى از ماشین اعم ازشخصى و یا کرایه صد ریال ماهانه اتوبوس و ماشین بارى هر دستگاه در ماه 200 ریال (مشروط به این که صاحب آن مقیم گرگان یا حومه گرگان باشد)

6- از پروانه‌هایى که شهردارى صادر می‌نماید یک صد ریال براى یک دفعه درهر سال به استثنای اماکن عمومى که عوارض جداگانه در ماده 4 منظور شده است.

به نفع شهردارى گرگان دریافت شود

تبصره- ازتاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارضى که به موجب تصویب‌نامه‌هاى جداگانه سابقاً برقرار شده و در این تصویب‌نامه مذکور است ملغى خواهدبود.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6460                 نخست وزیر

شماره 22160         22/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 49899- 91003 وزارت کشور تصویب نمودند که عوارض برق در تمام شهردارهاى وابسته به آذربایجان به وسیله خود شهرداری‌ها وصول شود

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6590                 نخست وزیر

شماره 2162            19/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 326 بنا به پیشنهاد شماره 50827- 25232 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه عوارض زیر:

1- از هر گاو که در شهر زاهدان کشتار می‌شود 5 ریال‏

2- از هر گوسفند که در شهر زاهدان کشتار می‌شود 5 ریال‏

3- از هر بز که در شهر زاهدان کشتار می‌شود 3 ریال‏

4- از هر کارگاه قند سازى یا شیرینى پزى سالیانه از 200 ریالى الى 500 ریال طبق تشخیص انجمن‏

5- از هر نفر مسافر که به وسیله هواپیما مسافرت نماید 50 ریال در هر دفعه.

6- از هر مسافرى که به وسیله اتومبیل سوارى مسافرت نماید ده ریال‏

7- از هر مسافرى که به وسیله اتوبوس و کامیون مسافرت نماید 5 ریال‏

8- از هر دستگاه کامیون که در شهر زاهدان کار می‌نماید ماهانه یک صد ر یال.

9- از هر نوع معامله که در دفاتر رسمى زاهدان ثبت می‌شود اعم از خرید فروش و غیره ازمبلغ کل معامله صدى نیم (نسبت به موارد اجاره به مأخذ رقم مال‌الاجاره خواهد بود)

از تاریخ صدور به نفع شهردارى زاهدان دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6461                 نخست وزیر

شماره 20796          19/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 بر طبق تبصره 2 از ماده 2 قانون تقسیمات کشور بر حسب پیشنهاد شماره 8373- 81364 وزارت کشور و موافقتنامه شماره 50935- 1 وزارت دارایی تصویب می‌نمایند که در تخت جلگه بخضى تأسیس شده و تابع شهرستان نیشابور باشد اعتبار آن از محل اعتبار بخش حصارچه گرگان که در بودجه منظور و تاکنون تأسیس نشده تأمین و در بودجه سال 1327 اعتبار لازم منظور گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

ن- 6472                 نخست وزیر

شماره 20170          19/ 11/ 26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 17 بهمن ماه 1326 طبق ماده 7 آیین‌نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره هشتم انجمن شهردارى شاهرود را به ترتیب زیر:

عزیزالله خسروى - حاج محمود علیزاده - حسین شوقى - محمد اسماعیل اخیانى - سید اسدالله عاطفى - محمد حسن تهرانى تعیین و تصویب نمودند

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6469                  نخست وزیر

 +++

شماره 20400          19/ 11/ 26

وزارت دارایى‏

 

هیئت وزیران در جلسه ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره 8997- 87196 وزارت کشور و با استفاده از تبصره دو ماده دو قانون تقسیمات کشور تصویب نمودند دهستان ماربین اصفهان تبدیل به بخش گردیده مرکز آن قصبه سده و بخش مزبور به نام بخش ماربین نامیده و تابع شهرستان اصفهن باشد

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6471                        نخست وزیر

 

شماره 28955- 44443     12/ 11/ 26

بخشنامه به کلیه دادسراهاى شهرستان مرکز و ولایات‏

لازم است ظرف پنج روز اول هر ماه صورت زندانیانى که در ماه قبل زندانى شده‌اند با ذکر نوع اتهام و قرار صادر و شماره پرونده و همچنین موجب آزادى متهمینى که قبلاً قرار بازداشت وصول این بخشنامه را کتباً اطلاع دهید.

م- 6477                 وزیر دادگسترى

 

شماره 14067- 31944         5/ 11/ 26

آقاى ابراهیم توکلى لطف آبادى سردفتر ازدواج و طلاق لطف آباد درجز قوچان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به قصبه محمد آباد درجز تبدیل می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 16291- 34336           22/ 11/ 26

آقاى عباس حکیم معانى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم شهر رى منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 16293- 34340         22/ 11/ 26

آقاى عباس حکیم معانى‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما در شهررى براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 15509- 34330        22/ 11/ 26

آقاى عبدالرحیم صدر متکلم‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم قصبه اردکان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 15067- 34360         22/ 11/ 26

آقاى ابوالحسن تاج‌فر سردفتر اسناد رسمى بجنورد

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر بجنورد براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 16284- 34334        22/ 11/ 26

آقاى عبدالرحیم صدر متکلم سردفتر اسناد رسمى قصبه اردکان فارس‏

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در اردکان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 150000- 34364     22/ 11/ 26

آقاى تقى رئیسى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم نورآباد دلفان خرم آباد منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 16274- 34188         21/ 11/ 26

آقاى ابراهیم فیض سردفتر اسناد رسمى شماره 46 سده اصفهان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر اسناد رسمى پذیرفته می‌شود

وزیر دادگسترى‏

شماره 16271- 34402           22/ 11/ 26

آقاى حیدر شریفیان خورانى دفتریار درجه اول دفتر اسناد رسمى شماره 46 اصفهان‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم سده اصفهان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 15295- 34362          22/ 11/ 26

آقاى روح‌الله طالبى سردفتر اسناد رسمى ازدواج و طلاق سردرود تبریز

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به قصبه شبستر تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14823- 34348             22/ 11/ 26

آقاى محمود تقوایى معصومى‏

به موجب این حکم به سمت سردفتردارى اسناد رسمى درجه سوم بندر حسن کیاده گیلان منصوب می‌شوید طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 16281- 34352           22/ 11/ 26

آقاى محمود تقوایى معصومى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در بندر حسن کیاده گیلان براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 15136- 34346            22/ 11/ 26

آقاى محمد صالح فاروقى‏

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قریه خانقاه سقز براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14772- 34368               22/ 11/ 26

آقاى کشیش حاتم شاهنیان سردفتر ازدواج طایفه مسیحیان همدان‏

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفتر ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى‏

شماره 14233- 34384               22/ 11/ 26

آقاى محمد حسن معتضدى سردفتر ازدواج و طلاق شمیران‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله تحت تعقیف دادگاه انتظامى سردفتران قرار گرفته‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى تا خاتمه رسیدگى به تخلف شما را در دادگاه نامبرده شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى

+++

 بقیه جلسه 46

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه 25 بهمن ماه 1326

 

فهرست مطالب :

1 - دنباله سؤال جلسه قبل

2 - پاسخ آقای وزیر اقتصاد ملی

3 - بیانات قبل از دستور بعضی از آقایان نمایندگان

4 - طرح لایحه تسلیحات                      

5 - تعطیل جلسه به عنوان تنفس و تعیین جلسه آتیه

مجلس ساعت پنج و نیم بعد از ظهر به عنوان بعد از تنفس به ریاست آقاى رضا حکمت تشکیل گردید.

 1- دنباله سؤال جلسه قبل‏

رئیس - جلسه قبل به عنوان تنفس ختم شد و صورت جلسه نداریم و چون در بین سؤال آقاى ارباب مهدى بود پس دنباله سؤال را به طور اختصار تمام می‌کنند که وارد کارهاى دیگر بشویم.

دهقان - بنده تذکرى داشتم و می‌خواستم به عرض برسانم.

آشتیانى‌زاده - تذکر بنده هم راجع به آسایش و امنیت عمومى بود.

رئیس - آقاى مهدى ارباب.

ارباب - در جلسه قبل جریان استفاده از ارز دولت به صورتى که دولت پوند را به قرار 130 ریال فروخته است و مردم در حدود 220 ریال استفاده کرده‌اند و در این جریان یک سوء استفاده‌هایى شده که پس از این که صورت مشروح آن را در کمیسیون بازرگانى و پیشه و هنر یا در یک کمیسیونى رسیدگى کردند گزارش آن به مجلس عرض خواهد شد اما اثر وجودى کمیسیون ارز، به طورى که عرض کردم در موقعى که می‌بایستی ارز موجودى را حفظ بکنند و کنترل برقرار باشد نشده موقعى کنترل برقرار شده که ارزهاى هم که آزاد بود و می‌بایستی که به صورت کالا برگردد به مخالفت کمیسیون ارز و بمفاد‌ الانسان حریص على ما منع اسعار هم برنگشته و ارزهاى آزاد هم وقتى که به خارج می‌رود می‌بایستی به صورت کالا برگردد ولى به موجب کنترل کمیسیون ارز برنگشته است قبل از 22 تیر ماه 1326 که شهرت دادند پوند در لندن گران شده اعتبارات زیادى باز شد اقلام دویست هزار، صدو پنجاه هزار ، نود هزار ، صد هزار پوند اعتبار باز شد وا ین‌ها به عقیده بنده خالى از اطلاع خصوصى و ارتباط به مأمورین کمیسیون ارز نبوده است قبل از تجدید محدودیت ارز دو روز قبل از آن بدون آن که کسى اطلاع داشته باشد که کمیسیون ارز تجدید حیات خواهد کرد مقدار معتنا بهى راز به طور آزاد یعنى هر کسى ارز داخله هر مقدار می‌خواست آزاد می‌خرید و خارج می‌کرد و یک عده‌ای زودتر مطلع شدند و ارزها را به این وسیله صادر کردند و کنترل و حسابى هم نیست که آیا این ارزها برگشته یا برنگشته و چنانچه از شهریور 20 به این طرف ارزهایى که از بانک‌ها خریده شده حساب آن به دست بیاید گذشته از این که معلوم می‌شود از چه مجرایى ارز کشور خارج شده است کسانى هم که از زیر بار مالیات آن شانه خالى کرده‌اند معلوم می‌شود و شاید از این راه خزانه دولت هم بتواند یک استفاده‌هایى بکند قبل از اعلام تجدید حیات کمیسیون ارز در بازار گواهى‌نامه‌های ارز پوندى یک ریال سى شاهى بیشتر ارزش نداشته و دو سه نفر معین که با کمیسیون ارز ارتباط صمیمانه داشتندتمام گواهینامه‌ها را از بازار جمع آورى کردند و پس از یک هفته یا ده روز شروع کردند به قرار هر پوندى 30 ریال 40 ریال فروختند و همین تفاوت نرخ بر هزینه مردم تحمیل شده است این‌ها تمام اثر وجود کمیسیون ارز است و به موقع تشکیل نشدن و به موقع تشکیل شدن آن معایب زیادى هم داشته است که نظر به این که جناب آقاى وزیر جنگ اینجا تشریف دارند و کارهاى دیگرى هم هست بنده عرضى نمی‌کنم و همین اندازه عرض می‌کنم که کمیسیون ارز با وضعى که در کشور ما انجام وظیفه کرده است صد در صد به ضرر کشور ایران و به ضرر مردم ایران بوده است و امیدوارم که جناب آقاى دکتر سجادى که حتى غالب این پیش آمدها در غیبت ایشان اتفاق افتاده است به حسن‌نیتى که دارند با مجلس شوراى ملى همراهى بکنند و تجدید نظرى در مأمورین واعضاى کمیسیون

+++

 ارز بکنند و عناصرى که زیاد در آنجا ریشه پیدا کرده‌اند و ارتباط خصوصى با اشخاص دارند آن‌ها را بجاى دیگر انتقال بدهند و یک کمیسیون ارزى تشکیل بدهند که مفید به حال مملکت باشد.

2- پاسخ آقاى وزیر اقتصاد ملى‏

رئیس - آقاى دکتر سجادى.

دکتر سجادى - بنده این جلسه پنجم یا ششم است که حاضر می‌شوم براى گفتن جواب آقاى ارباب مهدى ولى چون مجلس در دستور مطالب دیگرى داشته است مجال پیدا نکردم جواب بدهم. تشکیل مجدد کمیسیون ارز مقارن شد با موقعى که از طرف دولت وقت ده میلیون و صدو سى و نه هزار دلار بابت تصفیه حساب لواز نقلیه‌ای که خریدارى شده بود پرداخت شد و درست در همان موقع بود که کمیسیون ارز با صفر دلار شروع به کار کرد و از آن موقع تا این تاریخ غیر از چند پروانه که براى احتیاجات دولت داده نشده یعنى چند پروانه پنى‌سیلین براى بنگاه دارویى کشور، چند پروانه لوازم یدکى براى ماشین‌های کارخانجات دولتى و براى بنگاه راه‌آهن، براى واردات کالا به کشور مطلقاً پروانه دلار صادر نشده. در موقعى که کمیسیون ارز مجدداً در مهر 24 تشکیل شد مقرر این بود که براى کلیه واردات یعنى آنچه که به موجب سهمیه مجاز است پروانه لیره صادر شود و بالعکس صادر کنندگان هم هر چه از بابت فروش ارز بدست می‌آورند صد در صد به کمیسیون ارز یعنى به بانک‌های مجاز به حساب کمیسیون ارز بفروشند در اسفند 1324 از طرف آقایان بازرگانان صادر کننده و همچنین اطاق‌های بازرگانى کشور به کمیسیون ارزو به دولت وقت مراجعه شد و اظهار کردند که این چه ظلمى است که به ما می‌کنید؟ ما صادر کنندگان برویم اجناسى را به زحماتى تهیه بکنیم صادر کنیم، شما ارزش را می‌گیرید می‌دهید به دست وارد کنندگانى که هیچ زحمتى براى این عمل نکشیده‌اند و در فروردین 1325 قرار شد 90 درصد ارزى که بدست صادر کنندگان می‌آید در اختیار خودشان گذاشته شود و فقط ده درصد به نرخ دولتى، به نرخ مقرر رسمى به حساب کمیسیون ارز به بانک‌های مجاز بفروشند و ضمناً دولت براى کالاهاى ضرورى که اقلامش تقریباً همین‌هایى است که براى بعضى اقلام ضرورى از قبیل انواع ماشین‌های صنعتى و فلاحتى مولد ثروت و لوازم یدکى آن‌ها، تلمبه‌های آبیارى، قند و شکر، کامیون و لوازم یدکى و لاستیک کامیون، کتاب و مطبوعات، دارو و رنگ و مواد شیمیایى مورد احتیاج صنایع و ضمناً حوایج بازرگانى و غیربازرگانى دولت براى این اقلام فقط ارز دولتى داده شده است و براى سایر کالاهایى که در سهمیه دولت مجاز محسوب است از ارز صادرات استفاده می‌شود. در شهریور 1325. در بیستم شهریور دولت وقت تصمیم گرفت این مقدار کالاهایى را که برایشان ارز می‌داد خیلى زیادتر بکند یعنى تقریباً براى تمام کالاهاى مجاز ارز بدهد. این تصمیم را چرا گرفتند؟ بنده اطلاع ندارم به جهت این که از مرداد 1325 تامرداد 1326 بنده براى انجام مأموریتى در اروپاى باخترى بودم لابد این تصمیم را از این جهت گرفتند که خیال کردند به قدر کافى ارز براى این که به تمام واردات کشور بدهند دارند ولى در آخر همان سال از این تصمیم عدول شد و باز برگشتند به همان رویه اول یعنى براى چند قلم مخصوص ارز دادند و براى بقیه دیگر ارزى داده نشد یا این که همان طورى که آقایان ارباب مهدى نماینده محترم تذکر دادند در 23 تیر ماه 1326 به دلیلى که آقایان حالا دیگر مستحضرند یعنى به جهت راکد شدن موجودى لیره‌های ما در لندن دیگر پروانه ارزى صادر نشده است تا به امروز. صورت کسانى که از شهریور 25 تا شهریور 26 مطابق سؤال نماینده محترم ارز گرفته‌اند عبارت است از 2497 قلم یعنى به 2497 بازرگان یا شرکت ارز داده شده البته اقلام متفاوت است 175 لیره هست 275 هزار لیره هم هست (یک نفر از نمایندگان - حد متوسطش چیست؟) متوسطى ندارد نسبت به تقاضاى وارد کننده بوده است البته این ارز صرفاً براى وارد کردند کالا به کشور به بازرگانان داده شده است (سزاوار - اسامی‌شان را بفرمایید) اسامی‌شان تمام اینجا هست این صورت 2497 وارد کننده است که بنده به مقام ریاست تقدیم می‌کنم این هم 14 کارتن خیلى مرتب و منظم است هر اسمى که شما بخواهى چون به ترتیب الفبا مرتب کلاسه شده هر اسمى که بخواهید پیدا می‌کنید و می‌دانید که از بانک ملى چه گرفته است از بانک شاهنشاهى چه گرفته شد است و حتى می‌دانید که براى وارد کردند چه کالایى گرفته است، این صورت موجود است این صورت عبارت است از 14 کارتن یکش اینجا است و سیزده تاى دیگرش را هم فردا می‌فرستم بیاورند (مکى - کسانى که ارز گرفته‌اند و مال‌التجاره وارد نکرده‌اند براى آن‌ها چه مجازاتى قائل شده‌اید؟) مجازات آن‌ها این است‏ که بایستى مطابق قانون عین ارزى را که گرفته‌اند باز فروش بکنند و این هم در مدت معینى است یعنى اگر در مدت معین پروانه گمرکى را مبنى بر این که معادل آن پروانه ارزى جنس به مملکت وارد کرده ارائه نکنند به دادگاه مخصوص ارز احاله شان می‌کنیم بنده عرض کردم این مطلب مربوط به دولت حاضر نیست به علاوه مربوط به زمان تصدى بنده هم نیست ولى آقایان اعضاء کمیسیون ارز که عبارتند از دو نفر نماینده از طرف بانک ملى یک نفر از طرف وزارت دارایی یک نفر از طرف وزارت اقتصاد ملى مصراً تقاضا دارد آقایان نمایندگان محترم موافقت بفرمایند یک کمیسیون مخصوصى یا کمیسیون اقتصاد ملى یا یک هیئت ادارى یا یک هیئت قضایى و جزایى به تمام مطالب رسیدگى کند (صحیح است) اگر چنانچه مسلم شده سوء جریانى یا سوء استفاده‌ای در این کار پیش آمد کرده است مرتکب و مجرم به کیفر قانونى خودش برسد (صحیح است) بنده هم این تقاضا را ازطرف آن‌ها تأکید می‌کنم و تأیید می‌کنم و بهترین رویه براى روشن شدن مطالب همین است‏ (احسنت- صحیح است) این صورت، این سوابق، آقایان کمیسیون ادارى معین می‌فرمایند به هر طریقى که بهتر خیال می‌کنید به حقیقت می‌رسد دستور بفرمایید رسیدگى شود تا براى آینده مطلب مکشوف باشد (صحیح است- احسنت)

دهقان - بنده یک عرض خیلى لازمى داشتم براى استحضار مجلس شوراى ملى می‌خواستم به عرض برسانم.

جمعى از نمایندگان - دستور، دستور.

3- بیانات قبل از دستور بعضى از آقایان نمایندگان‏

رئیس - آقاى دهقان اول نوبت آقاى اقبال است بعد نوبت شما است بفرمایید آقاى اقبال.

اقبال - دیروز شهر تهران ناظر یکى از بزرگ‌ترین مناظر اجتماعى کشور بودو آن تشریفات تشییع جنازه مجمد مسعود مدیر مرد امروز بود (صحیح است) جزء برنامه‌ای که در این تشییع قرار داده بودند و در جراید هم آقایان ملاحظه فرمودند که جناب آقاى رئیس مجلس شوراى ملى در موقع دفن جسد آن فقید سعید تسلیتى به آقایان ارباب جراید بگویند. بنده هم به اتفاق برادرم جزء مشایعین رفته بودیم با امامزاده قاسم در آنجا آقاى معدل اطلاع دادند که آقاى رئیس مجلس غفلتاً دچار کسالت و درد دل شدیدى شده‌اند که اطبا آمده‌اند و حتى تشخیص داده‌اند که آپاندیست است.

رئیس - صحت نداشته است من کسالت داشتم ولى این موضوع صحت نداشته است.

اقبال - ... و بنابراین ایشان نمی‌توانند تشریف بیاورند و فرمودند که یکى از آقایان نواب رئیس این وظیفه را انجام بدهند و چون دسترسى به آقایان نواب رئیس نبود آقاى فرهودى و آقایان رفقا از بنده خواستندکه این وظیفه را انجام بدهم و چند کلمه آنجا صحبت کنم (صحیح است) و این کار را کردم حقیقتاً این واقعه مؤمله و این جنایت بزرگ (مکى - جنایب فجیع) یکى از چیزهایى است که سابقه در این مملکت نداشته است (آشتیانى‌زاده - یک دفعه دیگر هم داشته است) جمعیت دیروز به قدرى بود که می‌شود گفت عده مشایعین در خیابان‌ها و خط سیر جنازه او در حدود صد هزار نفر جمعیت بود (صحیح است) و در محل دفن هم شاید در حدود ده هزار نفر، بین ده هزار نفر و 20 هزار نفر جمعیت بود، در هر صورت واقعاً بنده خواستم اینجا به نام مجلس شوراى ملى و آقایان نمایندگان تأثر و تنفر شدید خودمان را ازاین عمل عرض بکنم (صحیح است) و از دولت می‌خواهم که با کمال شدت و بدون ملاحظه این مطلب را تعقیب بکند و قاتل را پیدا کند (صحیح است) و به مجازات برسانند (سزاوار - شروع شده است به این کار) آقایان می‌دانند که محمد مسعود نویسنده بسیار مبرز و در این باب تحصیل کرده بود، البته قلم او تند بود و گاهى هم تجاوز به اشخاص می‌کرد و این اسباب تأثر بود ولى عقیده بنده این است روزنامه باشد و بد باشد بهتر از این است که روزنامه نباشد (صحیح است) من فراموش نمی‌کنم در آن قضایاى 17 آذر که تمام روزنامه‌ها دچار توقیف شده بودند تنها یک ورقه‌ای به نام اخبار روز بیرون می‌آمد و بسیار محسوس بود که مردم تهران چقدر از نبودن روزنامه و از این که اطلاع ندارند از جریان روز ناراحت هستند درهر حال من به آقایان ارباب جراید تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم دولت با کمال قدرت مسببین و محرکین و مرتکبین این جنایت بزرگ را پیداکند و به مجازات برسانند (صحیح است)

رئیس - آقاى دهقان.

اردلان - دستور.

آشتیانى‌زاده - آقا مطلب مهمى هست بایستى گفته شود.

+++

 دهقان - بنده دو تا کلمه عرض دارم بعد هم می‌خواهید اجازه بدهید وارد دستور شویم. از قتل اسف آور محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز همه نمایندگان محترم مستحضر شده‌اید و قطع دارم از این رفتار ناجوانمردانه عموم نمایندگان متأثر هستند من به نام جامعه مطبوعات و نویسندگان در این مکان مقدس بر علیه هر گونه ترور و مخصوصاً برعلیه قتل محمد مسعود شدیداً اعتراض می‌نمایم (صحیح است) و یقین دارم نمایندگان محترم هم دراین اعتراض با بنده همصدا هستند (صحیح است) جواب انتقاد و جواب قلم را نمی‌شود و نباید با گلوله داد (صحیح است) این اعمال و این قبیل مبارزه‌های خلاف شرف و انسانیت اصل مقدس آزادى را که در راه حفظ و اجراى آن سوگند یاد کرده‌ایم متزلزل و صداى آزادى خواهان را خاموش می‌سازد (صحیح است) دولت هر چه زودتر باید مرتکبین این قتل فجیع را دستگیر و به مجازات برساند تا ریشه این قبیل مفاسد از کشور ما رخت بربندد (صحیح است) مدیران جراید مرا مأمور نموده‌اند که از پشت این تریبون رسماً اعلام دارم که نه قتل محمدمسعود که در راه مبارزه با فساد و بیدادگرى شهید شد و نه موانع دیگر هر چه و از هر قبیل باشد آن‌ها را از مبارزه باز نخواهد داشت (صحیح است) انتظار جامعه مطبوعات از مجلس مقدس شوراى ملى این است که دولت را متذکر سازند که در تعقیب قاتل یا قاتلین کوشش کافى مبذول و با کشف و مجازات مسببین ریشه این قبیل مفاسد را خشک کند در خاتمه باز مأموریت دارم از همدردى نمایندگان محترم در این مصیبت وارده از طرف روزنامه‌نگاران کشور عرض تشکر نمایم و مخصوصاً از بیانات آقاى اقبال هم دیروز و هم امروز عرض تشکر و امتنان کنم.

رئیس - دیروز من کسالت داشتم اما نه به این ترتیبى که اینجا ذکر کردند و تردید نیست که قتل فجیع محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز مایه کمال تأسف و تأثر اینجانب و نمایندگان محترم است (صحیح است) مجلس شوراى ملى براى مطبوعات و جراید آزادى خواه و حق‌نویس که نظرى جز انتقاد بى‌غرضانه براى اصلاح امور کشور ندارند کمال احترام را قائل است (صحیح است) زیرا این قبیل نویسندگان سهم بزرگى در بیدارى افکار عمومى و نشر حقایق و راهنمایى جامعه دارند (صحیح است) من شخصاً همیشه طرفدار آزادى مطبوعات بوده و وجود جراید ملى و وزین را براى حفظ مصالح عامه لازم دانسته امیدوارم مدیران محترم جراید در این موقع خطیر دنیا مصالح عمومى را بر منافع فردى ترجیح داده و همواره در هدایت و ارشاد مردم و رستگارى ملت خدماتى انجام دهند (انشاءالله) در هر صورت قتل رقت انگیر محمد مسعود موجب تأثراست (صحیح است) و مجلس شوراى ملى انتظار دارد دولت و مأمورین انتظامى و دادگسترى هر چه زودتر مرتکب را دستگیر و تسلیم پنجه قانون نموده تا به کیفر خود برسد. حالا اگر آقایان اجازه می‌دهند وارد شویم به دستور.

آشتیانى‌زاده - این موضوع خیلى مهم است.

رئیس - بلى 19 نفر از آقایان هم اجازه خواسته‌اند.

آشتیانى‌زاده - اجازه بفرمایید که منحصراً امروز این موضوع مطرح بشود.

اسکندرى - بنده یک مطلب مهمى است باید بگویم.

رئیس - پیشنهاد رسیده که لایحه فرهنگ مطرح شود مطرح می‌شود.

 (پیشنهاد آقاى حائرى زاده به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم موضوع گزارش فرهنگ در دستور جلسه مجلس باشد.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده توضیحى دارید بفرمایید.

حائرى‌زاده - بنده قبل از این که توضیح بدهم علت پیشنهاد خود را عرض می‌کنم یک حوادثى از اواخر حکومت سابق در این شهر و اطراف این شهر شروع شده (صحیح است) و کم کم به مملکت دارد سرایت می‌کند (صحیح است) و دولت امروز که من یکى از طرفداران آن دولت هست نگاه می‌کنم جماعتى براى افرادى که این‌ها در حکم یک کپسولى شده‌اند براى این حوادث ناگوارى که در این مملکت دارد اتفاق می‌افتد و در پس پرده یک دست‌های جنایتى است که مملکت را به طرف بدبختى می‌کشاند (صحیح است) از این جهت یک ورقه استیضاحى تقدیم مقام ریاست کردم که جناب آقاى رئیس دولت و وزیر کشور و وزیر جنگ تشریف بیاورند در این موضوع توضیحاتى بدهند تا افکار عمومى را قانع کنند و امروز هم آن لایحه راجع به فرهنگ آن پیشنهاداتى که شده بود در اطرافش هنوز تمام نشده (آشتیانى‌زاده - آقاى حائرى‌زاده آن استیضاح را قرائت بفرمایید) آن را مقدم بدارند تا سایر لوایح دولت تکلیفش بعد معلوم بشود (صحیح است)

عباس اسکندرى - بنده مخالفم بااین پیشنهاد.

رئیس - بفرمایید

عباس اسکندرى - پیشنهادى که آقاى حائرى‌زاده فرمودند که داخل دستور یا مذاکره لایحه فرهنگ بشویم بسیار اسباب تأسف است موضوعى که اینجا از طرف دو نفر از آقایان نمایندگان مطرح شد بسیار اهمیتش بیشتر از آن است که ده لایحه امروز شما را مطرح بکنید و آن را تصویب نمایید (صحیح است) بنده اشخاص و مرتکبین جرم را البته در حدود قانون مقصر می‌دانم و امیدوار هستم هرچه زودتر آن‌ها بدست مجازات سپرده بشوند اما قبل از او من با کمال تأسف مجلس را مقصد می‌دانم، من همین هیئت، همین جامعه‌ای که اینجا نشسته است و این آقایان نمایندگان را قاصر می‌دانم که خود من هم یکى از آن‌ها هستم و متأسفانه گاهى که می‌خواهم صحبت بکنم به من اجازه نمی‌دهند بنده سرچشمه تمام این عملیات و خلاف را از همین محوطه می‌دانم که مجلس شوراى ملى نامیده می‌شود با مسامحه و قصور و با قصد پرده پوشى همه چیز را نگاه می‌کنند و بالاخره مملکت را به یک سرازیرى خواهند رسانید که ما نمی‌توانیم از آنجا برگردیم، وقتى که کابینه آقاى قوام‌السلطنه به مجلس شوراى ملى معرفى شد من اینجا مخالفت کردم با یکى از وزراى کابینه که به عنوان وزیر جنگ معرفى شده بود، چرا مخالفت کردم؟ براى این که این قضایا امروز واقع نشود در همین جا گفتم آقاى وزیر جنگ همین جا نشسته بود، در همین جا گفتم این بى‌پروایى ما و مسامحه که نسبت به گذشته می‌کنیم مقدمه این است که ما می‌رویم گذشته را تجدید کنیم و کسى هم حرف مرا گوش نکرد من یک سند در مقابل تاریخ آینده دارم و آن ورقه کبودى است که داده‌ام و همه شوخى کردند و خندیدند و با این شوخى و بى‌اعتنایى ما هستیم که جواز آدمکشى را می‌دهیم بد کاران وقتى ثمره بد کارى را ارتقاء رتبه بدانند جزاین انتظارى نباید داشت و با پرده پوشى و مسامحه ما هستیم که اجازه می‌دهیم و در مقابل این مسامحه‌ها بالاخره ما مسئول هستیم همه تصور می‌کنند روز حساب نیست من می‌گویم روز حساب هست آقایان فراموش می‌کنید وقتى که ما به این سادگى، با کمال بى‌اعتنایى واقعه مهم بمباران و هجوم به آستان مقدس رضوى که 1670 نفرمرده و زنده دفن شدند ندیده گرفتیم وقتى که خون سید جلیل‌القدر مدرس را که وکیل مجلس و نایب رئیس مجلس بود ندیده گرفتیم و قتل آن مرد شجاع نافذ را این طور ما سهل‌انگارى کردیم و متأسفانه کمیسیون عرایض همین مجلس شوراى ملى با دست خودش این خون را شست و سند تبرئه می‌دهد (مکى - ما که رأى ندادیم من مخالف رأى دادم) بنده باز تکرار می‌کنم درست نگاه کنید از آن تاریخى که کمیسیون عرایض با کمال حذاقت به نمایندگى آقاى حاذقى در پشت تریبون مجلس این مطالب را گفت و اعلام جرم راجع به مدرس و آستانه رضوى را وارد ندانست این بى‌اعتنایى به قوانین است که دست آدم‌کش‌ها را باز می‌کند و 48 ساعت درست فاصله شد که محمد مسعود را کشتند. شما اگر تصور کردید که خون مدرس را می‌شود از بین برد چرا خون اسکندرى یا محمد مسعود، یا متین دفترى یا ذوالفقارى و یا سایر نمایندگان را نمی‌شود بدون هراس ریخت شما چطور خودتان را اینقدر عزیز بى‌جهت می‌دانید شما خیال می‌کنید خونتان رنگین‌تر است از خون مدرس؟ مدرس مجتهد بود طراز اول بود، پیرمرد بود مدرس شخص درجه اول بود مدرس نایب رئیس مجلس بود، مدرس تمام مزایایى که براى یک نفر ممکن است باشد داشت و با تمام آن مصونیت‌های خیالى او را با آن وضع فجیع کشتند.

رئیس - آقاى عباس میرزا این‌ها صحیح است ولى شما راجع به مخالفت یا پیشنهاد دارید صحبت می‌کنید از موضوع خارج نشوید.

عباس اسکندرى - این‌ها مقدمه همان عرایض است من مخالفم با سهل‌انگاری‌ها و پرده‌پوشی‌ها که مجلس می‌کند اگر کمیسیون دادگسترى هم آن را تبعیت کرد در حقیقت جواز کشتن دیگران را امضاء نموده‌اند و به همین دلیل با طرح لایحه مخالفم و می‌خواهم مطالب خود را بگویم اگر اجازه نمی‌دهید بنده عرضى نمی‌کنم بنده مخالفم با این پیشنهاد و گفتنی‌هایى لازم هست که اگر مجلس رأى بدهد می‌خواهم در این به اره صحبت کنم.

حاذقى - مطابق ماده 109 من اخطار دارم.

رئیس - آقاى برزین.

برزین - ملاحظه فرموده‌اید آقایان نمایندگان

+++

 محترم اشخاصى می‌آیند در اینجا و غالباً نام مرحوم مدرس را می‌برند (مکى - چون شهید آزادى بوده است اسمش را نبرید؟) اگر شما می‌خواهید صحبت کنید بفرمایید و تأسف من از اینجا است که این مذاکرات را در مقابل کسى می‌کنند که حاکم محکمه بود آن وقت آقاى عباس اسکندرى همکار محترم من در اینجا می‌فرمایند که خون مدرس پایمال شد این مملکت یک قوانین دارد چرا قاتلین قتل مدرس تعقیب می‌شوند براى این که منحرف از جاده قانون شدند، براى این که به حکم محکمه مدرس کشته نشد و جز این مگر هست اگر ایراد می‌کنید به قوه قضائیه چون بنده حاکم این قضیه بودم که چرا قاتلین قتل مدرس اعدام نشده‌اند به مناسبت این بوده است که قانون اجازه نداده است آقایان اینجا گریه می‌کنند براى مدرس من حکم مدرس را دادم حق ندارم که خونم به جوش بیاید، من در این مملکت تمام جنایتکارن را که دادستان بر علیه آن‌ها حکومت ترور برپا کرده بود، افراد را به زندان انداخته بودند و آن‌ها راحبس غیر قانونى کرده بودند به موجب قانون به حداکثر مجازات محکوم کردم (احسنت) من در پیشگاه وجدان و در پیشگاه خدا خودم را مسئول می‌دانم من نمی‌خواهم در اینجا حرفى بزنم که دیگران بگویند که برزین قاضى خوبى بود یا نبود آن روز که من حکم دادم نماینده مجلس شوراى ملى نبودم آن روزى که من حکم دادم اگر او را هم تبرئه می‌کردم یک قاضى بودم که حق داشتم براى این که قاضى جزا اختیاراتش لایتنهاى است اینجا دکترهاى حقوق نشتسته‌اند، قضات نشسته‌اند می‌دانند مثل دعاوى حقوقى نیست که به موجب مدارک محاکم مکلف باشند می‌گویند که و لقد حکمت بذالک این جرم وارد شده است یا نشده است قاضى چرا اختیارات او زیاد است بنابراین انتظار نداشتم که آقاى عباس اسکندرى همکار محترم بنده رفیق مجترم بنده‏... (مکى - مربوط به جنابعالى نبود) ... چرا اجازه بدهید فرمودند نماینده کمیسیون عرایض به استناد عرض من در مجلس شوراى ملى حکم برائت صادر کرده من سوگند به خداى یکتاى بى‌همتا، سوگند به آیین راستى و درستى که من وزیر جنگ که جم باشد ندیده بودم «در عمرم یک دفعه در پالایشگاه نفت کرمانشاهان با مرحوم فروغى براى افتتاح پالایشگاه نفت آمدند آنجادیدمش رسمى و یکمرتبه هم که وزیر شد، من به ندای وجدان پایبند هستم، من عوام فریب نیستم (صحیح است) من قاضى هستم (صحیح است) من خودم را به هیچ رنگى آلوده نخواهم کرد به جز حقیقت (صحیح است) آن روز که اینجا ایشان گفتند که جم شرکت در قتل مدرس داشته آن نداى وجدانى به من فرمان داد که حقیقت را بگو (صحیح است 9 من فریاد کردم که من قاضى این کار بودم و من شهادت می‌دهم که جم در این قتل شرکت نداشت (صحیح است) خداى من پروردگار من می‌دانند که اگر من جم را می‌شناختم یا هنوز هم ارتباط دارم بنابراین من یک آدمى هستم حقیقت پرست نه عوام فریبم نه می‌خواهم روزنامه برایم بد بنویسد یا خوب بنویسد به جز با خدا با احدى سر و کار ندارم و من حقیقت را می‌گویم خواه به زعم و فکر دیگران خوب یا بد بیاید (صحیح است) این است که آقایان فرمودند خوب است به استناد حرف من پرونده را بخواهید می‌دانید آقایان همه شاهدید وقتى که قضایاى شهریور رخ داد و آن جریان سخت پیش آمد و آن عده 54 نفر تقاضا کردند که مجرمین بیایند در پیشگاه محکه محاکمه شوند شما بدانید در آن روز تمام اشخاصى که در این جرایم شرکت داشتند بیانیه دادند، اعلامیه دادند، فریاد کشیدند من خاطرم هست که مظفر فیروز آن روز در تالار دیوان کیفر چنان نعره زد که صدابیش نمی‌دانم کجا رفت تا عیوق رفت و معذلک اسمى از جم نبود خدا یا تو شاهدى خدایا تو شاهدى که من روى خصوصیت یا سابقه قضیه جم را نگفتم (صحیح است) گفتم براى این که طرفدار حقیقتم، گفتم براى این که عوام فریب نیستم گفتم براى این که هیچ رنگى جز رنگ ایرانى ندارم. (احسنت، احسنت)

حاذقى - طبق ماده 109 می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس - بفرمایید رأى می‌گیرم به پیشنهاد.

حاذقى - طبق ماده 109 می‌خواهم توضیحى بدهم من هم مخبر کمیسیون عرایض هستم.

رئیس - پیشنهاد خود شما است می‌خواهیم رأى بگیریم که وارد دستور شویم.

حائرى‌زاده - استرداد کردم.

کشاورز صدر - بنده قبول کردم.

رئیس - پیشنهاد آقاى حاذقى هست پیشنهاد آقاى دکتر معظمى هم هست.

دکتر معظمى - پیشنهاد بنده هم هست با ایشان تفاوت دارد قرائت بفرمایید چون اعلام فرمودید بنده پیشنهاد نکردم پس از آن که مجلس رأى ورود دردستور داد آن وقت لایحه مطرح بشود من مخالف نیستم که قبل از دستور حرف بزنیم این تفاوت می‌کند.

حاذقى - من پیشنهاد کرده بودم بلافاصله مطرح شود.

رئیس- پیشنهاد آقاى حاذقى قرائت می‌شود.

 (پیشنهاد آقاى حاذقى به شرح زیر قرائت گردید)

پیشنهاد می‌کنم بلافاصله گزارش کمیسیون فرهنگ مطرح شود.

حاذقى - بنده اجازه می‌خواهم دو کلمه عرض کنم.

رئیس - بفرمایید.

حاذقى - آقاى اسکندرى مجلس را مقصد شمردند من می‌خواهم عرض کنم مجلس شوراى ملى هیچ تقصیرى و هیچ گونه مسامحه و هیچ گونه قصورى نسبت به کارهایى که به عهده او بوده انجام نداده (یکى از نمایندگان - این طور نیست آقا) و این مطلبى که ایشان گفتند اینجا مورد تکذیب من و مورد تکذیب اکثریت نمایندگان مجلس است براى این که ما اینجا در تمام موارد گفته‌ایم که قانون باید محترم باشد (صحیح است) قانون باید اجرا بشود و خود ما هم سعى کرده‌ایم در هر مرحله‌ای که بوده‌ایم اجرا کنیم راجع به کمیسیون عرایض ایشان هم تلویحاً و هم تصریحاً اعتراض به کمیسیون و هم به شخص من کردند من لازم است اینجا عرض کنم ما چون یک قضاتى داریم که با کمال بی‌غرضى و بدون حب و بغض و بدون این که بخواهیم در اجتماع از عوام فریبى سوء استفاده بکنیم و خودمان را برخلاف واقع طرفدار یک اصولى نشان بدهیم و حق را زیر پا بگذاریم ما این کار را نمی‌کنیم در کمیسیون عرایض 6 نفر از نمایندگان مجلس که منتخب آقایان هستند حضور دارند اینجا امر دایر است که یا کمیسیون بدون توجه به به این مسایل رأى را مبتنى بر آن دلایلى که موجود است بدهد یا مرعوب شود و حق را زیر پا بگذارد یا کار نکند یا برخلاف حق رأى بدهد گزارشى که به عرض آقایان رسید راجع به آقاى جم بعد ازمطالعه و دقت تمام سه دوره کمیسیون این گزارش را تهیه کرده بود کمیسیون اسبق این را رسیدگى کرده بود ولى به مجلس رد نشد کمیسیون اخیر مجدداً گزارش قبل را مطرح کرد و جهات کار را در نظر گرفت اعلام جرمى که آقاى اسکندرى کرده بودند بر وزیر جنگ وقت این بود که یکى گفته بودند ایشان در کودتاى 1299 شرکت کردند، آقایان محترم مطابق قانون ما جرمى قابل رسیدگى است که اگر در حدود عمل جنایى باشد ده سال وقت از او نگذشته باشد الان 27 سال است که ازکودتاى 1299 گذشته است (سزاوار- در صورتى که مرور زمان منقطع نشده باشد) هیچ محکمه‌ای و هیچ مقام قضایى در این مملکت به حکم قانون نمی‌تواند وارد در ماهیت این ادعا بشود اعم از این که او دخالت داشته یا نداشته به حکم قانون ما قابل تعقیب نیست بنابراین ما وظیفه‌مان جز این نبود که بنویسیم در گزارشمان که به حکم قانون این اتهام قابل رسیدگى نیست تا چه رسد به این که وارد باشد یا نباشد، موضوع دیگران این بود که ایشان گفته بودند در قضیه گلوله باران کردن ضریح حضرت رضا آقاى جم در آن موقع وزیر کشور بود و دخالت داشت رسیدگى کردیم او وزیر کشور نبود و نخست وزیر بود ولى در هر حال حادثه سال 1314 در سال 1326 اتهامش نسبت به هیچ فردى قابل رسیدگى و تعقیب نیست بنابراین کمیسیون عرایض هیچ کارى نمی‌توانست بکند جز این که به استناد همین قانون مملکتى گزارش را به عرض مجلس شوراى ملى برساند. موضوع سوم که مسئله انتساب شرکت آقاى جم در قتل مرحوم مدرس بود آقایان محترم، همین آقاى برزین نماینده محترم مجلس، خود این مرد محترم رئیس دادگاه دیوان کیفر بوده پرونده قتل مرحوم مدرس شهید راه آزادى ایران که مورد تجلیل تمام افراد این مملکت است در آن دادگاه مطرح شده است خود ایشان اینجا تصریح کردند که ما در آن پرونده‌ای که رسیدگى کردیم و رأى دادیم هیچ گونه قرینه اماره و دلیلى بر این که آقاى جم در این پرونده دخیل باشد ندیدیم (یک نفر از نمایندگان - دکتر عبده هم مدعى العموم بودند) و متهمین را تعقیب کردیم و حکم به مجازات قانونى آن‌ها را هم صادرکردیم و حکم هم به مرحله نهایى اجرایى رسیده است بنابراین می‌خواهم عرض کنم آقایان یکى از معایب این مملکت این است که افراد و خیلى

+++

 از آن‌ها قانون را نمی‌خواهند محترم بشمارند کمیسیون عرایض مسئول رسیدگى به شکایاتى بود که راجع به مرحوم محمد مسعود است من از این که یک نفر منتسب به مطبوعات کشور به این صورت فجیع با این وضع جنایت آمیز کشته شده بى‌نهایت متأثرم (صحیح است) و از دولت تقاضا می‌کنم چنانچه مقام محترم ریاست اعلام فرمودند با شدت هر چه تمام‌تر آن کسى که قانون را درباره این مرد این نویسنده شکسته آن شخص را تعقیب بکند ولى تمام مفاسد منشأش این است که قانون محترم نیست (صحیح است) مدیر روزنامه چرا قانون را زیر پا می‌گذارد (یک نفر از نمایندگان - شکایت کنند آقا) در کمیسیون عرایض ما رسیدگى کردیم آقاى محمد مسعود خودش در روزنامه نوشت هر کس فلان کس را بکشد من صد هزار تومان می‌دهم (بعضى از نمایندگان - چرا می‌گویید آقا) اجازه بدهید چرا می‌ترسید بگذارید حق را بگویم این موضوع در کمیسیون عرایض مطرح بود و مورد بحث بود.

مکى - نبود آقا من عضو کمیسیون عرایض بودم این موضوع نبود.

حاذقى - ... شما غایب بودید آقا شما حاضر نبودید آقاى پالیزى این طور بود یا نبود ایشان رئیس کمیسیون بودند (دکتر اعتبار- آقا این فرمایش شما مورد ندارد) شما غایب بودید آقاى مکى حاضر نبودید دو مرتبه کمیسیون شد.

صدرزاده - اینجا اعلام جرم مراحلش را هنوز نپیموده بود ... ما به دولت نوشتیم براى حفظ احترام مطبوعات قانون را اجرا کنند، وقتى قانون راجرا کنند خون همه کس محفوظ، عرض همه کس محفوظ است (صحیح است) نوامیس همه کس محفوظ است وقتى که تجاوز به قانون شد دچار این وضعیت بد می‌شوند، باید در این مملکت قانون اجرا بشود هر کسى در حدود قانون عمل کند حالا هم استدعا می‌کنم دولت باشد مجازات آنچه که قانون تعیین کرده درباره کسى که قاتل یک فردى باشد که هیچ محکمه‌ای حکم قتل او را صادر نکرده بود باید اورا تعقیب کنند و باشد مجازات برسانند و شدیدترین مقررات قانون را درباره او اجرا کنند همین حالا در یکى از جراید یک شرحى نوشته است که من بر ضد مقام ریاست عمل می‌کنم الله بالله من به ایشان ارادت دارم علاقه دارم همه آقایان می‌دانند که من به ایشان عقیده دارم روزنامه نباید بنویسد این چیزها را.

رئیس - صحبت خودتان را بفرمایید جاین این مذاکرات اینجا نیست.

حاذقى - چشم مقصودم این است که روزنامه نویس باید درحدود مصالح اجتماع چیز بنویسد و حب و بغض شخصى به کار نبرد و قانون را زیر پا نگذارد من پیشنهاد کردم که لایحه 65 میلیون ریال مطرح بشود و پنج جلسه است که وقت صرف این کار شده است قدر مسلم این است که 1700 نفر از هموطنان ما که شغل مقدس و پرافتخار آموزگارى و دبیرى را دارند به استناد این قانون تقدیمى به مجلس از اول سال تحصیلى پنج ماه است مشغول تدریس هستند و الان حقوق آن‌ها پردخت نشده است تمام مراحلش هم طى شده است کمیسیون فرهنگ هم آن پیشنهاد آقاى معتمد دماوندى و یکى دو پیشنهاد دیگر را مورد توجه قرار داده و الان گزارشش حاضر است تقدیم مجلس شده است اجازه بفرمایند مطرح بشود که رأى گرفته شده و وارد کارهاى دیگرى بشویم.

کشاورز صدر - بنده مخالفت با این پیشنهاد کردم اجازه می‌دهید توضیح بدهم.

رئیس - با چه مخالفید؟ اول رأى می‌گیریم به ورود در دستور و بعد نسبت به پیشنهادها (بعضى از نمایندگان - دستور صحیح است) دو لایحه است یکى راجع به تسلیحات است و یکى هم لایحه وزارت فرهنگ است پیشنهادى رسیده است که قرائت می‌شود.

نمایندگان - کسى مخالف نیست آقا.

رئیس- کسى مخالف نیست با ورود در دستور؟

کشاورز صدر- بنده مخالفم با پیشنهادى که کرده‌اند لایحه وزارت فرهنگ مطرح می‌شود اجازه می‌فرمایید توضیح بدهم.

رئیس- بفرمایید.

کشاورز صدر - اگر نظر آقایان محترم باشد در جلسه قبل موضوع سؤال آقاى ارباب مطرح بود و جواب آقاى وزیر اقتصاد که دادند و دستور معین نبود آقاى حاذقى پیشنهاد کردند که لایحه وزارت فرهنگ مطرح بشود و استدلال فرمودند به این که چون حقوق معلمین عقب افتاده است، این لایحه مطرح شود و حال آن که در آن جلسه پیشنهادى از آقاى دماوندى مورد قبول واقع شد مجلس تصویب کرد که بالنتیجه این لایحه برود به کمیسیون.

رئیس - از کمیسیون این لایحه برگشته است.

کشاورز صدر - و ما اگر الان بقیه پیشنهادات را رسیدگى بکنیم و بحث بکنیم تازه آن وقت باید دوباره برود به کمیسیون (یک نفر از نمایندگان - این جا خبر نباید برود) اینجا تصویب شد.

اردلان - آقا از کمیسیون برگشته.

رئیس - گزارش کمیسیون رسیده است.

کشاورز صدر - ... من عقیده‌ام این است که این عملى که کرده‌اند برخلاف قانون است زیرا مطابق نظامنامه می‌بایستی تمام پیشنهاد خوانده بشود و بعد برود به کمیسیون در آنجا یا می‌بایستی پیشنهادات مطلقاً خوانده می‌شد همین قدر که پیشنهاد آقاى دماوندى تصویب شد بقیه پیشنهادات خوانده شود و برود به کمیسیون این که آقایان یک مقدار را گذاشته‌اند در اینجا، پیشنهادات مانده است و بعد برده‌اند در کمیسیون و آورده‌اند بنده این را برخلاف قانون می‌دانم وبه هر حال بنده مخالفم با طرح این لایحه و چون لایحه تسلیحات را آقاى وزیر جنگ آورده‌اند و مطرح شده است عقیده دارم که آن لایحه مطرح بشود و بحث در اطراف آن بشو که ا همیتش هم از آن بیشتراست‏

رئیس - وقتى که گزارش کمیسیون مطرح شد پیشنهادات هم قرائت می‌شود و تصویب می‌شود. آقایانى که موافقند وارد دستور بشوند بعد لایحه فرهنگ مطرح بشود.

یمین اسفندیارى - اول وارد دستور بشویم.

رئیس - در دستور که کسى مخالف نبود (مکى - آقاى اسکندرى مخالفند) ایشان با پیشنهاد آقاى حاذقى مخالفت کرده‌اند رأى می‌گیریم که وارد لایحه فرهنگ بشویم آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پس بنابراین لایحه تسلیحات مطرح است لایحه قرائت می‌شود و کلیات لایحه مطرح است.

4 - طرح لایحه تسلیحات‏

اسکندرى - آقا اجازه بنده محفوظ است (لایحه تسلیحات ارتش به شرح ذیل قرائت شد)

گزارش از کمیسیون نظام به مجلس شوراى ملى‏

کمیسیون نظام لایحه دولت راجع به خرید مقدار ده میلیون دلار اسلحه و مهمات و وسایل مخصوص ارتش را از دول متحده آمریکا با حضور تیمسار سپهبد یزدان پناه وزیر جنگ مطرح و مورد مطالعه قرار داده با توضیحاتى که جناب آقاى وزیر جنگ بیان نمودند کمیسیون لزوم خرید اسلحه و مهمات و وسایل مورد درخواست را تصدیق و اینک گزارش آنرا تقدیم مجلس شوراى ملى می‌نماید. مخبر کمیسیون نظام - عرب شیبانى‏

گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى.

لایحه دولت راجع به خرید ده میلیون دلار ساز و برگ و اسلحه و مهمات از دول متحده آمریکا با حضور آقاى وزیر جنگ در کمیسیون بودجه مطرح گردید به طورى که آقاى وزیر جنگ توضیح دادند اولاً در شهریور 1320 مقدار مهمى از اسلحه و مهمات ایران حیف و میل و مقدار زیادى هم به متفقین واگذار شده ثانیاً آنچه باقیمانده تا به حال فرسوده گشته و قسمتى از آن نیز از کار افتاده است ثالثاً از شهریور 1320 تاکنون دولت دینارى اسلحه خریدارى نکرده در صورتى که از 1308 به بعد سالیانه در حدود یک یا دو میلیون لیره صرف خرید اسلحه و مهمات می‌شده است به طورى که مبلغ ده میلیون دلار منظور در لایحه تقدیمى بالنسبه با اعتباراتى که قبل ازشهریور 20 صرف همین منظور می‌گردیده است رقم بسیار کوچکى می‌باشد به جهات فوق‌الذکر دولت از چندى به این طرف در صدد خرید اسلحه و مهمات بوده و براى این منظور به کشورهاى فروشنده رجوع نمود و پس از بررسی‌های لازم و توجه به صرفه معتنابهى که از حیث قیمت و سایر شرایط در خرید مازاد تجهیزات ارتش آمریکا از هر جهت موجود بود با توجه به این که در قسمتى از لوازم و مایحتاج اصلاً فروشنده‌ای جز دولت آمریکا وجود نداشت تصمیم گرفت مقدارى از این مهمات را از دولت متحده آمریکا به مبلغ منظور در لایحه تقدیمى خریدارى کند و در نتیجه مذاکرات لازمه دولت آمریکا موافقت کرده است که قیمت مهمات مزبور نیز لااقل در دوازده قسط پرداخته شود لذا کمیسیون بودجه پس از استماع توضیحات آقاى وزیر جنگ تصدیق لزوم خریدمهمات از طرف کمیسیون نظام با پیشنهاد دولت موافقت نموده پس از مطالعات لازم و مباحثات کافى نسبت به قسمت اخیر ماده واحده پیشنهادى راجع به مخارج حمل و نقل و بیمه و غیره مربوط به مهمات مزبور اصلاحى به عمل آورد که طبق آن دولت مکلف است با دول متحده آمریکا مذاکره نماید که دولت آمریکا هزینه‌های مزبور را خود بپردازد و بعداً با همان شرایط و در همان اقساط که نسبت به اصل معامله منظور است از طرف دولت ایران تأدیه شود اینک ماده واحده پیشنهادى را با اصلاحى که در آن به عمل آمده است براى تصویب تقدیم می‌دارد.

+++

 ماده واحده- مجلس شوراى ملى از نظر تشکیل وسایل مخابرات و ارتباط بهدارى و ساز و برگ و اسلحه و مهمات مورد نیاز نیروهاى زمینى و هوایى ارتش شاهنشاهى و ژاندارمرى به وزارت جنگ اجازه می‌دهد که این وسایل را در حدود مبلغى که از ده میلیون دلار تجاوز ننماید از ممالک متحده آمریکا که بنا به گزارش دولت شرایط مقرون به صرفه را در این معامله پیشنهاد داده است خریدارى نماید و بهاى آن را در طى مدتى که کمتراز 12 سال نباشد از تاریخ اول ژانویه 1950 (دى ماه 1328) به اقساط متساوى با سود سالیانه از قرار سوم هشتم سه درصد بپردازد.

تبصره 1- دولت مکلف است با ممالک متحده آمریکا وارد مذاکره شود وقرار پرداخت کلیه هزینه حمل و نقل و باربندى و بیمه و سایر مصارف مربوط به لوازم و مهمات خریدارى را به همان ترتیب و اقساط که نسبت به پرداخت اصل مبلغ مقرر است بدهد.

تبصره 2- اقساط مذکور دراین ماده و تبصره 1 در هر سال در بودجه وزارت جنگ منظور و پرداخت خواهد شد. مخبر کمیسیون بودجه - دکتر مصباح‌زاده‏

رئیس - ماده واحده مطرح است.

مکى - بنده مخالفم.

رئیس - بفرمایید.

مکى - عرایضى که بنده حضور آقایان عرض می‌کنم و دلایلى را که در مورد مخالفت خود با لایحه خرید تسلیحات به عرض نمایندگان محترم می‌رسانم یک قسمتش مطالبى است که مصلحت می‌دانم در مجلس شوراى ملى به سمع نمایندگان محترم برسد و قسمت‌هایى هم که از لحاظ مقتضیات مقتضى نمی‌دانم از ذکرش خوددارى می‌کنم و می‌گذارم موردش را در جاى مناسبى و جلسه‌ای که خصوصى و سرى باشد که اسرار آن جلسه به خارج سرایت نکند ولى به طور کلى در جلسه سرى قاعدتاً نبایستى اسرار به خارج سرایت بکند ولى متأسفانه غالب این جلسات سرى که در ادوار مختلفه مجلس شوراى ملى شده است برخلاف آنچه را که وظیفه آن جلسه سرى بوده باز در خارج انعکاس پیدا کرده حتى بنده در دوره سیزدهم، چهاردهم یادم است.

اردلان - دوره چهاردهم نداشت.

مکى - بلى در دوره چهاردهم نداشت ولى در دوره سیزدهم یک جلسه سرى داشت به هر حال عرایضى را که لازم می‌دانم عرض می‌کنم و آنچه را که لازم نمی‌دانم از ذکرش خوددارى می‌کنم چقدر خوب تمثیلى آورده است یکى از نویسندگان خارجى که می‌گوید ملل شرق پیش ملل غرب حکم خرگوش و کوباى را آزمایشگاه دارند همان طور که در آزمایشگاه‌ها قبل از این که بخواهند روى یک میکربى یک امتحاناتى به عمل بیاورند قبلاً آن میکرب را روى حیوانات مثل خرگوش و غیره آزمایش می‌کنند پس از این که نتیجه خوب داد روى انسان آزمایش می‌کنند یکى ازنویسندگان غربى، اروپایى می‌گوید ملل شرق هم پیش ملل غرب حکم همان خرگوش را دارند که وقتى می‌خواهند یک سیاستى را در یکى از قسمت‌های کشورهاى اروپا عمل کنند قبلاً در کشورهاى شرق عمل می‌کنند و پس از آن که مانورشان نتیجه مثبتى داد در غرب عمل می‌کنند یعنى در خود اروپا عمل می‌کنند بنده از جهاتى که می‌بینم، پیش‌بینی می‌کنم، از خرید ده میلیون دلار اسلحه استنباط می‌کنم. که شاید مانور سیاسى باشد و نمایندگان مجلس شوراى ملى ایران بایستى از این مانور سیاسى قبلاً اطلاع داشته باشند، و براى روزهاى مبادا یک پیش‌بینی‌های لازمى کرده باشند، تیمسار سپهبد یزدان پناه در جلسه خصوصى که قبلاً تشکیل شده بود راجع به این موضوع فرمودند که امروز جنگ موتوریزه شده است در دریا تحت البحرى شده در هوا به نام طیاره شده درزمین هم به نام تانک و زره پوش و این قبیل چیزها شده و در دوره شاه سابق این طوردر نظر گرفتند که قبلاً ما یک کارخانجات تولید کننده مواد آهنى و فلزى در داخله کشورمان ایجاد بکنیم بعد خودمان موتور بسازیم و ارتشمان را موتورى بکنیم تصور می‌کنم بیان ایشان این طور بوده در آن جلسه، و بنده هم در همان جلسه به عرض شان رساندم چرا حالا موتورى بکنیم ما در حدود ده فقره پرونده خرید قبل ازجنگ اخیر در اروپا داشتیم آنچه که بنده اطلاع دادم کارخانه ذوب آهن بوده کارخانه کربنات دو سود بوده و کارخانجات دیگرى بوده یک مقدار زیاد لوازم و وسایل یدکی‌های کارخانجات بوده است و بنده شاید اسامی‌اش را بتوانم پیدا کنم و بخوانم، یک کارخانه سیمان کامل و غیره بوده که ما خریده بودیم و قس علیهذا از این قبیل سفارشات را ما پولش را داده بودیم ولى متأسفانه جنگ شد و همان کارخانجاتى که ما خریدارى بودیم همان طور در خارج مانده است و یک قسمتش هم به ایران حمل شده (صحیح است) آقایان همه اطلاع دارند که میسیون‌ها عده زیادى رفتند به اروپا و هنوز هم معلوم نشد که چطور شده و این‌ها کجاها است و قسمت عمده کارخانجات ما در اروپا به چه سرنوشتى دچار شده است بنده از تیمسار سپهبد یزادان پناه که حقیقتاً یک افسر منصفى می‌باشند سؤال می‌کنم که آیا همه چیز کشور ما موتورى شده فقط ارتش ما باید موتوریزه بشود ما که با خارجی‌ها جنگى نداریم و در داخله هم براى این چهارتا دزدى که هست پشت دروازه این‌ها را ما نمی‌توانیم (یک نفر از نمایندگان - چهار تا نیستند) بگیریم و امنیت تهران را حفظ بکنیم بنده می‌دانم که ایشان حقیقتاً منصف می‌باشند و تصدیق می‌کنند در یک کشورى که آدم به گاو آهن می‌بندند و این همه با سختى زندگى می‌کنند و با هزار قسمت بدبختى شدید دست به گریبان هستند، تراخم یک قسمت از اهالى جنوب ایران را نابینا کرده طرز زراعتشان از عهد حجر هیچ تغییر و ترقى نکرده است و غالب آقایان می‌دانند که هنوز تمام نقاط این مملکت گندم را وقتى که می‌خواهند پاک بکنند با باد پاک می‌کنند ما هنوز یک وسایلى نداریم که بتوانیم گندم را پاک بکنیم (دکتر ملکى - دلیل نیست که ارتش تکمیل نشود) بلى وقتى که وضع زراعت مان از عهد حجر ترقى نکرده است با بیل زمین شخم می‌کنند آدم می‌بندند به گاو آهن زمین شخم می‌کنند یا با گاو شخم می‌کنند. با باد پاک می‌کنند، آسیاب‌‌هامان هم که همه آقایان می‌دانند، آسیاب‌های ایران چطور است و هنوز موتورى نشده است وسایل ما و ابراز ما هنوز هیچ کدام موتورى نشده است در صورتى که استعدادى که کشور ایران دارد و این مقدار زیاد رودخانه‌های ایران که آب‌هایش غالباً به دریاچه‌ها و یا باتلاق‌ها و یا به دریاهاى ایران می‌ریزد و بى‌مصرف مانده است و همه می‌دانیم که مملکت ما یک مملکت زراعتى است‏

ولى قوه تولیدمان کم است ما خیلى ضعیفیم ما حقیقتاً خیلى احتیاج به وسایل داریم ولى باید یک نوعى بکنیم که براى ایجاد و وسایل ثروت در مملکت مایک قوه تولیدى زیاد بکنیم این تنها راهى است که ما داریم باید قوه تولیدى مان را زیاد بکنیم و براى این قوه تولیدى بایستى جمعیت زیادى که نداریم باید موتورى بکنیم و سدهامان را ازش استفاده بکنم پس بنابراین ایشان تصدیق می‌کنند خیلى خوب بود قبل از این که ما به فکر موتوریزه کردن ارتش و تجهیزات کامل ارتش بیفتیم اول به فکر مردم به فکر موتوریزه کردن زراعت و فلاحت بیفتیم (کشاورز صدر- هر دو لازم است) وانگهى ما اگر بخواهیم فکر موتوریزه کردن بکنیم بنده با وام گرفتن از دولت آمریکا هیچ گونه مخالفتى ندارم و در این که دولت آمریکا اگر بخواهد به ما یک کمک‌های اقتصادى و فرهنگى و کمک‌های زراعتى و صنعتى بکند بنده خیلى از طرف ملت ایران از دولت و ملت آمریکا تشکر می‌کنم که از لحاظ صنعت و فرهنگ و بهداشت به ما کمک می‌کنند ولى بنده از همین دولت آمریکا که امروز حاضر شده است به ما ده میلیون دلار براى خرید اسلحه وام بدهد و دوازده ساله بگیرد بنده سؤال می‌کنم چه شده است که پس از آن جنگ بین‌المللى دوم که کمک‌هایى شد و ملت ایران تا آنجا که توانست در راه رسیدن به مقصود در راه پیشرفت ملل متفق تا آنجایى که توانایى داشت در طبق اخلاص گذاشت و از هیچ گونه فداکارى و همکارى نسبت به متفقین خودش خوددارى نکرد وقتى که آقایان خواستند از ایران بروند یک مشت از آهن پاره‌ها به نام لوکوموتیو و غیره که دراین کشور داشتند و همچنین درسایر کشورها هم مثل بلژیک و هلند و غیره هم داشتند مجانى واگذار کردند رفتند ولى چه شد که ازاین کشور 11 میلیون دلار یک چک نقدى گرفتند و امروز حاضرند که ده میلیون دلار 12 ساله به یک قیمت ارزان‌تری از سایر کشورها تأسیسات داشتند و تأسیساتشان را مجاناً واگذار کردند ولى وزیر دارایی وقت و وزیر راه مثل این که یکى از افتخاراتشان بود که یک چک ده میلیون دلارى بدهند به نماینده تجارتى آمریکا و افتخار بکنند که در دوره زندگی‌شان که ما یک چک ده میلیون دادیم و چیزى را که خودشان حاضر بودند 8 سله ده ساله به ما واگذار کنند معامله نقدى کردند و امروز هم حاضرند که یک معامله دوازده ساله با ما بکنند و این را فکر می‌کنند براى این است که قطعاً می‌خواهند یک خورده‌گیرى‌هایى بکنند قطعاً فکر می‌کنم که زیر این کاسه نیم کاسه‌هایى هم هست

+++

 و حالا که می‌خواهند بدهند چرا ما روزه بگیریم و افطار کنیم با شلقم اگر می‌خواهند بدهند مثل سایر کشورها چهار صد میلیون، پانصد میلیون بدهند آخر ده میلیون چیست که می‌دهند چهار صد میلیون بدهند که اقلاص براى کارخانجاتمان براى زراعتمان از خود کشور آمریکا یا سایر کشورها وسایل مورد احتیاج خودمان را بیاوریم و این مملکت را از این وضع بدبختى نجات بدهیم دلیل دیگر مخالفت بنده این است که ایران یک کشورى است از لحاظ وضعیت جغرافیایى و موقعیت مخصوصى که دارد و روى آزمایش‌های تاریخى که در این سرزمین شده است نفع و تمامیت ارضى آن موقعى مصون بوده و حفظ شده که سیاست‌مداران و زمامدارانش سیاست موازنه منفى را ایجاد کرده بودند و از اول قاجاریه که می‌شود گفت عصر نفوذ ملل اروپایى بر کشورهاى شرق، ایران وراد یک موقعیت خاص جغرافیایى بود ولى از اول قاجاریه یک موقعیت خاص‌تری پیدا کرد یعنى یک صفت تفصیلى هم بهش اضافه شد آن موقع ما سر راه هندوستان بودیم و راه ارتباط آسیا و اروپا تقریباً می‌شود گفت ایرن بود راه ابریشم در زمان هخامنشى دراین مملکت مورد استفاده تجار مختلفه دنیا بوده و ما هم طبیعى است که در این تجارت یک سهمى مهمى داشتیم این موقعیت را داشتیم ولى از اول قاجاریه یک موقعیت خاص‌تری پیدا کردیم و کمپانى هند و اروپا آمد در هندوستان و نفوذ پیدا کرد و کم کم دولت انگلیس بر هندوستان مسلط شد و از این تاریخى که این موقعیت خاص‌تر پیدا شد همیشه ما را سپر و بلاگردان این کشور کردند سیاستمداران خوب ما با دو سیاست آن وقت تماس داشتند یکى سیاست روس بود و یکى هم سیاست انگلیس گاهى هم سیاست عثمانى که در آن روز بى‌تأثیر نبود در وضع کشور ما ولى هر وقت که مملکت‏ ما داراى سیاست موازنه منفى بوه هیچ گونه آسیبى به استقلال و تمامیت به مملکت ما وارد نشده ولى در هر موقعى که داشتند یک اندک انحراف یا تمایلى به یکى ازا این کشور پیدا می‌کردند کشور دیگر ده برابرش را خواستند به محض این که در زمان حاج میرزا آقاسى آن فرمان استفاده از شیلات را که بدون اجازه شاه صادر شده بود گرفتند انگلیس‌ها فوراً تقاضا کردند که ما می‌خواهیم در تمام خلیج فارس و در تمام بحر عمان بازرسى کشتی‌هایى که وراد می‌شود و همچنین به نام منع خرید و فروش غلام و برده نظارت داشته باشیم همچنین مواقع دیگرى اتفاق افتاده است جهت عدیده دارد تا منجر به دفاع سیاسى با مشروطیت ایران می‌شود که در تمام این ادوار شواهد زیادى دارد و بنده نمی‌خواهم اینجا مزاحم آقایان بشوم و سر آقایان را درد بیاورم زاید می‌دانم که یکى یکى شواهدى را که در دوره قاجاریه براى ما همیشه بود به عرض آقایان برسانم خود آقایان البته تاریخ سیاسى دوره قاجاریه را ملاحظه فرموده‌اید و کشمکش‌هایى را هم که به واسطه این دو سیاست یا سه سیاست ما داشته‌ایم همیشه دچار زحمت بوده‌ایم آقایان توجه فرموده‌اند و دیگر بنده زاید می‌دانم وارد این مرحله بشوم فقط می‌خواهم توجه آقایان را به این نکته جلب کنم که ما هر وقت بخواهیم توچه کوچکى به یک کشورى پیدا کنیم کشور دیگر فوراً تقاضا می‌کند که مابه فلان چیز شما احتیاج داریم و فلان چیز شما را می‌خواهیم اگر یکى از این دو کشور یک امتیازى گرفته دیگر ده برابرش را می‌خواسته پس بنابراین تنها راهى که ایران را نجات می‌داده این بوده که دولت‌ها همیشه سیاست موازنه منفى را اتخاذ می‌کرده‌اند و این سیاست یگانه راه نجات این کشور بوده است، امروز هم به عقیده بنده تنها سیاستى که حافظ ایران است همان سیاست موازنه منفى است، ما که با کسى جنگى ندریم فرض محال هم که محال نیست، اگر جنگ بین‌المللى بین این دو بلوکى که تشکیل شده است اتفاق افتاد از دو حال خارج نیست یا اتفاق خواهد افتاد یا نخواهد افتاد اگر اتفاق نخواهد افتاد و ما بى‌طرف بمانیم و سیاست موازنه منفى کشور خودمان را اداره بکنیم که ضرر نکردیم و اما اگر اتفاق افتاد بین این دو بلوک ما اگر بیطرف بمانیم باز منفعت ایران در این است که خودش را بی‌طرف نگاه دارد، خیال می‌کنم که منافع همسایگان ما هم در این باشد که ایران خودش را بى‌طرف نگاه دارد براى این که اگر ایران وارد یکى از این دو بلوک بشود آناً پالایشگاه‌های نفت باکو و آبادان مورد تهدید یکى از این دو طرف قرار می‌گیرد و این دو قسمت یعنى این منابع امروز مورد توجه تمام کشورها و حتى هر دو بلوک است، اگر این پالایشگاه‌ها در امان بماند قطعاً طرف مقابلش هم می‌خواهد پالایشگاهش در امان بماند. پس بنابراین حفظ پالایشگاه‌ها نفت این دو بلوک ایجاب می‌کند که ایران خودش هم از تعرضتی که به باکو می‌شود جلوگیرى بکند و همچنین از تعرضتی که به نفت خودش می‌شود جلوگیرى به عمل بیاورد این تنها راهى است که بنده تصور می‌کنم به نفع هر دو طرف باشد پس ما ضررى در این راه نکرده‌ایم و بى‌طرفى خودمان را حفظ کرده‌ایم و این مملکت آسیب دیده و غارت زده که شما هیچ خبرى از آن ندارید و نفوسش هم به واسطه تراخم و غیره از بین می‌روند این مملکت را طورى اداره کرده‌ایم که از اتلاف نفوس آن جلوگیرى کرده‌ایم و ازاین لحاظ هم عقیده بنده این است که اگر ما امروز هم سیاست موازنه منفى را انتخاب کنیم به صلاح ملت ایران است، و ملت ایران بایستى اصولاً با کشورهاى بزرگ دنیا مثل شوروى و انگلستان و ا مریکا یک قرارداد عدم تعرض یا عدم تدافع ببندیم و بگوییم آقا همان معامله‌ای را با شما خواهیم کرد که با طرف مقابل شما خواهیم کرد و راجع به این اسلحه‌ای هم که آقاى وزیر جنگ در جلسه خصوصى فرمودند که ما قبلاً صورت خواسته بودیم از کشورهاى دیگر مثل روسیه و انگلستان قیمت‌هایى را که آنها به ما پیشنهاد داده بودند خیلى گران‌تر از قیمت‌هایى است که امروز ارتش آمریکا دولت آمریکا به ما داده است بنده در صحت بیان ایشان هم تردیدى نمی‌کنم براى این که قطعاً صحیح می‌فرمودند قطعاً منافع ارتش ایجاد می‌کرده که‏ اگر چیزى می‌خواهند بخرند از یک کشورى باید بخرند که رعایت صرفه و صلاح در آن بشود ولى همان سیاست بی‌طرفى و موازنه منفى در این جور مواقع به ما این طور می‌گوید که وقتى ما صورت خواستیم از یک کشور دیگرى باید عین این صورت را به کشورهای دیگر یعنى انگلستان و شوروى هم ارائه داده باشیم و بگوییم که ما خواستیم از شما بخریم (یک نفر از نمایندگان - چه احتیاجى داریم؟) ندادید قیمت آن گران‌تر بود حالا کشور دیگر حاضر شده است که به این قیمت بدهد و ما در درجه اول بایستى با دولت شوروى و انگلستان معامله کرده باشیم.

باتمانقلیچ - چرا آقاى مکى این یک معامله ساده‌ای است ما بایستى در مقابل عراق و افغان بتوانیم بایستیم.

رئیس - آقایان ماده 112 را رعایت بفرمایید، بفرمایید.

مکى - جوابش را بنده در مقدمه عرایضم عرض کردم که اگر ما یک قرارداد تدافعى با کشورها ببندیم و یک سیاست موازنه منفى را پیش بگیریم در این صورت وقتى که ما یک سیاست موازنه منفى داشته باشیم و بخواهیم در صورت احتیاج یک اسلحه‌ای را بخریم آن وقت صورت اسلحه را با قیمت‌هایى که به ما داده‌اند عین آن را به طرف‌های مقابل خودمان ابلاغ می‌کنیم می‌گوییم آقا ما چون قرارداد تدافعى با شما داریم این صورت اسلحه‌ای است که از آمریکا به ما داده‌اند. چون ما با شما قرارداد تدافعى داریم اگر شما به این قیمت می‌دهید و جنستان مطابق همین جنسى است که دولت آمریکا می‌خواهد بدهد شما مقدم هستید (یمین اسفندیارى - این عمل هم شده است سال‌ها است که از آمریکا اسلحه می‌خریم) به علاوه چیزى که بنده را بیشتر وادار به مخالفت با این لایحه کرد مشاهداتى بود که براى بنده و آقاى حائرى‌زاده در روز جمعه موقعى که جنازه محمد مسعود را جلوى مجلس آورده بودند آن حالت تأثر و رقت بود بنده می‌بینم از آقاى رئیس مجلس که من مطمئنم ایشان روحشان اطلاع نداشته است از این جریان و از ایشان هیچگونه کسب تکلیفى نشده است و همچنین حفظ مجلس شوراى ملى وضعیت انتظامات مجلس شوراى ملى و تمام محوطه‌اش در تمام ادوار با شخص رئیس محترم مجلس بوده است (صحیح است) و هیچ مقامى بدون اجازه رئیس مجلس حق ندارد در داخله مجلس یا در محوطه مجلس امر و نهى بکند و به مردم ایذاء و اذیتى برساند و بنده خیال می‌کنم و اطمینان دارم که از طرف مقام ریاست دستورى براى زدن مردم نبوده است چون می‌دانم آقاى سردار فاخر حکمت با سابقه سیاسى و ادارى که در این مملکت داشتند ابداً این طور نبوده که ایشان دستور بدهند یکى را بزنند یکى را مجروح بکنند، بنده با آقاى حائرى‌زاده جلوى مجلس بودیم این سرنیزه‌ای که براى حفظ مملکت و براى مبارزه با غارتگران پشت دروازه، دو فرسخى تهران است و یا این طرف پشت مسکر آباد است که شب مردم را لخت می‌کنند بایستى بکار برود این سرنیزه براى مجروح کردن مردم به کار می‌رود و خون به در و دیوار ریخته بود و همه آقایان هم آن خون‌ها را دیدند و یکى دو ساعت هم بود و بعد شستند این جریان را هم آقاى آزاد دیدند که خون به در و دیوار ریخته شده بود و چند نفر را باسرنیزه زدند و مجروح کردند البته این یک جریانى است جداگانه

+++

و بنده و آقاى حائرى‌زاده که استیضاح کرده‌ایم در استیضاح خودمان مفصل راجع به این موضوع صحبت خواهیم کرد، بنده می‌بینم که ده میلیون دلار اسلحه می‌آوریم و می‌دهیم به دست این اشخاص و آن وقت افسران جزئشان یا یک قدرى مافوق‌ترشان بدون این که دستور از مقام بالاتر بگیرند به جان مردم بیفتند بنده هیچوقت چنین تجویزى را نمی‌کردم و نمی‌گفتم و روى همین اصول هم هست که مخالفت با این لایحه کردم و عقیده دارم که براى ملت ایران مقدم بر هر چیز موتوریزه کردم زراعت و صنعت است و بیش از این هم توضیحى نمی‌دهم.

رئیس - همین طور که آقاى مکى گفتند حفظ انتظام مجلس در قسمت محوطه با رئیس مجلس است (صحیح است) و من هم دستور زدن ندادم (صحیح است) البته گفتم در مجلس در محوطه مجلس کسى نباید وارد بشود، آقاى امامى اهرى بفرمایید.

امامى اهرى - بنده هم سعى میکن حتى‌الامکان به اختصار عرایضم را به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و تا اجبار پیدا نکنم و وظیفه وجدانى خودم ندانم چیزى عرض نمی‌کنم من قبل از ورود در اصل موضوع ناچارم مقدمه این نکته را بیان کنم که بنده برخلاف نظریه آقاى مکى نماینده محترم به سیاست موازنه اعم از مثبت و منفى در اصل سیاست خارجى معتقد نیستم و اصل یک سیاست مستقل ایرانى را عقیده داشته و تعقیب می‌کنم و فکر و هر اقدامى را که متضمن منافع ایران و ایرانى باشد صرف‌نظر از جهات دیگر آن که آیا مطابق مصالح دیگران می‌باشد و یا مخالف منافع آن‌ها با دیده تحسین می‌نگرم (صحیح است، احسنت) پس با این مقدمه‌ای ‌که به عرض آقایان رساندم و با توجه به توضیحاتى که از طرف تیمسار وزیر جنگ به اطلاع آقایان نمایندگان خواهدند رسانید محتاج به توضیح نیست که مسلماً با اصل موضوع بنده موافقم و عقیده دارم چنآن که اصل تنازع بقاء در مورد یک فرد صدق پیدا می‌کند در مورد ملل هم این اصول کاملاً مصداق دارد و شمردن مفاخر تاریخى و این که روزى کشور ما چشم چراغ دنیا بوده و ملت باستانى ایران مشعلدار مدنیت بوده است در موارد باریک و حیاتى پشیزى ارزش نداد و اغلب ما هم که شاید در دو جنگ بزرگ جهانى بودیم دیدیم که اعلان بی‌طرفى ما مورد ترتیب اثر قرار نگرفت نظر به همین مراتب من ده میلیون دلار را براى رفع احتیاجات کشور و تأمین امنیت داخلى کافى نمی‌دانم و عقیده دارم اگر بخواهیم زنده بمانیم و از منافع خودمان دفاع کنیم باید مانند ملل زنده دنیا فکر کنیم و از اعمال آن‌ها پیروى نماییم و اطمینان داشته باشیم که ضجه و ناله و آه و فغان در دنیاى امروزه ارزشى ندارد (صحیح است) به هرحال موافق و مخالف در این مورد ولو بخواهند تصریح نمایند من قطع دارم اطمینان دارند که این ساز و برگ‌های مختصر براى تأمین امنیت داخلى ما مشکل کفایت می‌کند. در اینجا متأسفم که متذکر این نکته شوم که این احتیاج امروزى ما بدبختانه ناشى از لطف دیروزى همسایگان و متفقین ما گردیده آنچه که لازمه فدا کارى بود به جاى آوریم تا جایى که این مطلب کراراً از طرف متفقین معظم مورد تأیید و تصدیق و قدردانى قرار گرفت براى این که زیاد گفته شده در این مورد بنده شاید دیگر مورد نداشته باشد ولى چون در اینجا اقتضا دارد بنده عرض می‌کنم، ما در مورد پیروزى متفقین آنچه که لازمه ما بود به جاى آوردیم (صحیح است) تا جایى که این مطلب کراراً از طرف متفقین معظم مورد تأیید و تصدیق و قدردانى قرار گرفت ولى با کمال تأسف ناچارم در اینجا بگویم که زحمات مابه هیچ وجه مورد قدردانى عملى از طرف همسایگان معظم قرار نگرفت (صحیح است) براى این که اسلحه موجودى ما را در موقع جنگ واقعاً باید گفت بعد از سوم شهریور سال 1320 بردند و اسلحه خریدارى ما را هم در اروپا تصاحب کردند و به هیچ وجه خسارات وارده بر ما را جبران نکردند تا اینجا هم ما شاید راضى بودیم ولى همان رفتارى را که با متخاصمین کردند با ما هم کردند همین الان آقایان می‌دانند یکى از آقایان نمایندگان مطلع اقتصادى ما آقاى وکیلى در خارج جلسه مجلس اظهار داشتند که دولت آمریکا معادل یک میلیارد و کسرى دلار به دولت ایتالیا که با متفقین جنگیده بود کمک کرده در صورتى که هر طور حساب کنیم با آن‌ها حساب کنند و مخصوصاً از نقطه نظر زحماتى که در راه پیروزى متفقین متحمل شدیم ملت و کشور ایران بیش از سایرین شایسته کمک و مساعدت متفقین می‌باشند گو این که ایرانى در عین شدت فقر از لحاظ غرور و مناعت جبلى حاضر به اظهار احتیاج و درخواست و تقاضا نمی‌باشد (صحیح است) روى همین جهات که عرض کردم با اخذ این مختصر ساز و برگ که براى امنیت داخلى مملکت است موافقم و اما این که دولت آمریکا عملاً ار زحمات ملت ایران قدردانى نموده و از احساسات پاک آمیخته به محبت ایرانی‌ها نسبت به خود استقبال می‌کنند معتقدم این ساز و برگ را مجانى و به طور هدیه تسلیم ارتش ایران نمایند و در این مورد تقاضا دارم و پیشنهاد می‌کنم که دولت ما با اولیاى آمریکا وارد مذاکره بشود و حتى‌الامکان سعى نماید که این اسلحه به طور مجانى براى ملت‏ و دولت ایران تمام شود و در صورت عدم موفقیت به جلب اولیاى امور آمریکا به این قسمت لااقل مخارج حمل و نقل آن روز بهاى این ساز و برگ کشیده شود و به اقساط از ما گرفته بشود (دکتر مصباح‌زاده - در لایحه همین طور است) اما در قسمتى که آقاى مکى نماینده محترم بیان فرمودند بهتر است دولت آمریکا آلات و ادوات کشاورزى در عوض این ساز و برگ‌ها به ما بدهد خودشان هم البته این قسمت را قبول دارند. لازم می‌دانم که جواباً عرض کنم که اثبات شیئى نفى ماعدا نمی‌کند البته ما انتظار توقع و مساعدت دولت و ملت آمریکا را در آن قسمت هم داریم ولى آقاى مکى باید توجه داشته باشند که تا امنیت داخلى به طور کامل تأمین نشود آن مرد زارع در اقصى نقاط ایران نمی‌تواند به آسودگى خاطر مشغول زراعت و فلاحت بشود (صحیح است) بنابراین با این رویه در صورتى که لااقل مخارج حمل و نقل این ساز و برگ به طورى که آقاى مصباح‌زاده اشاره کردند تنظیم شده باشد و پیش‌بینی شده باشد موافقم (احسنت)

رئیس - آقاى اقبال.

اقبال - عرض کنم که به عقیده بنده تمام مطالب و لوایحى که از طرف دولت مطرح می‌شود باید در مجلس شوراى ملى از روى فراغت خیال و آزادى مطلق صحبت و بحث بشود نمایندگان نظریات مختلف خود را بگویند و البته بعد هم مطابق قوانین حکومت دمکراسى رأى اکثریت قاطع است (صحیح است) بنده براى این که این مطلب و موضوع این لایحه درست و روشن بشود و واقعاً معلوم بشود که این لایحه و تصویب این قانون به صلاح کشور ما است ناچار باید یک قدرى بیشتر صحبت بکنم و از آقایان همکاران عزیزم خواهش می‌کنم که با کمال راحتى و آرامش به عرایض بنده گوش بدهند و من امیدوارم بتوانم نظریات خودم را که صرفاً به نفع مملکت و ملت ایران میدانم طورى بیان کنم که مورد توجه آقایان واقع شود. این صحبت خرید و فروش اسلحه به عقیده بنده نیست صحبت صلاح و آسایش کشور و ملت ما است، چه اهمیتى داردکه آمریکا ده میلیون دلار به ما صدقه سرى بدهد یا ندهد؟ این صحبت‌ها مهم نیست ما باید ببینیم از نظر سیاست از نظر سیاست موازنه آیا مصلحت ما و مصلحت کشور ما هست که این معامله را بکنیم یا خیر؟ دولت آمریکا یک دولتى است متمول و متشخص و در ردیف اولین دول، ولى این‌ها مربوط به ما نیست ما باید وضع خودمان را از هر جهت و از هر حیث با مقتضیات جغرافیایى و موقعیت مملکت خودمان منطبق بکنیم (دکتر معظمى - متأسفانه به کمیسیون خارجه هم نفرستادند) دولت آمریکا قبل از جنگ بین‌المللى اخیر موقعیت دیگرى داشت و حالا یعنى بعد از جنگ بین‌المللى موقعیت دیگرى دارد. دولت آمریکا قبل از این جنگ به هیچ وجه در کار سیاست خارج از آمریکا دخالت نمی‌کرد و به همین جهت هم بود که ما هر وقت لازم بود مستشارانى براى خدمت خودمان بیاوریم از دولت آمریکا می‌آوردیم و مفید هم واقع می‌شد چنآن که مستر شوستر به حال این مملکت مفید بود و دکتر میلیسپو هم در دفعه اول که آمد واقعاً مفید بود اما ببینیم دولت آمریکا بعد از خاتمه این جنگ همان وضع را دارد، ابداً، به هیچ وجه این یک مطلبى است که با یک فکر کوچکى می‌شود تشخیص داد که به هیچ وجه این طور نیست، امروز دو بلوک سیاسى در تمام دنیا تشکیل شده و این دو بلوک با کمال قدرت و قوت و با صرف کردن پول و تبلیغات می‌خواهند بلوک‌های خودشان را قوت بدهند و در مقابل هم بایستند، حالا وظیفه ما چیست؟ آقایان، یک قدرى به نقشیه جغرافیایى نگاه کنید وضعیت مملکت را ببینید به نظر من خیلى زود می‌شود تشخیص داد که وضعیت ما چیست؟ وضعیت ما این است که با دول همجوار خودمان دوست باشیم دوست صدیق باشیم (یک نفر از نمایندگان - هستیم) من نمی‌گویم نیستیم، و براى این مطلب ما جز صداقت و صراحت هیچ چیز دیگرى لازم نیست، بنده براى این که ذهن آقایان روشن بشود ناچار یک صحبتى را می‌کنم اوقاتى که صحبت لایحه نفت بود و قرار بود که این لایحه به مجلس شوراى ملى بیاید یک روز من با آقاى قوام‌السلطنه صحبت می‌کردم ایشان از من پرسیدند که عقیده تو چیست راجع به این موضوع، بنده به ایشان گفتم که شما وقتى این

+++

 مقاوله‌نامه راجع به نفت را امضا کردید و از روى اعتقاد این کار را کردید یا خیر؟ گفتند بلى از روى اعتقاد این کار راکردم گفتم اگر از روى اعتقاد این کار را کردید باید بیایید به مجلس شوراى ملى با کمال صراحت تقاضا بکنید که به شما اجازه بدهد تا بر روى مقاوله‌نامه‌ای که با دولت شوروى و نماینده دولت شوروى امضاء کرده‌اید قرارداد شرکت نفت ایران و شوروى را تنظیم بکنید و امضا بکنید و به مجلس تقدیم بکنید. البته مجلس شوراى ملى این قرارداد را رد می‌کرد این تردید نداشت اما پرستیژ شخص قوام‌السلطنه هم طورى محفوظ می‌ماند که دولت شوروى هم که یک روز اورا بزرگ‌ترین نابغه سیاسى شرق می‌خواند یک روز نسبت‌هایى که من خجالت می‌کشم بگویم به ایشان ندهد. این‌ها نتیجه چیست؟ نیتجه این است که ایشان صراحت را ازدست دادند من به ایشان گفتم با کمال صراحت و با کمال صداقت رفتار کنید و الا اینجا آمدن و یک چیزى گفتن و بعد هم یک چیزى را خواندن این فایده ندارد همه کس این کار را می‌داند. ما چهار سال یا پنج سال، تمام مدت جنگ آذوقه خودمان را در اختیار متفقین گذاشتیم و به قدرى خوب رفتار کردیم که بالاخره ما را گفتند این‌ها پل پیروزند اما چه فایده براى ما داشت؟ چه شد؟ هیچ (یک نفر از نمایندگان - بدهى ما را هم نمی‌دهند) بنده به آنجا هم می‌رسم که بدهى ما را هم نمی‌دهند عرض کنم بعد از آن که متفقین از ایران رفتند همان طور که یکى از آقایان در پشت تریبون گفتند درحدود 12 یا 13 میلیون دلار لوکوموتیو و سایر لوازم راه‌آهن داشتند که می‌خواستند در ایران بگذارند و قرار شد که به ما بفروشند. آقاى دکتر سجادى، گمان می‌کنم تشریف بردند و الا خیلى خوب بود با حضور ایشان این عرض را می‌کردم کمیسیونى تشکیل شد و جناب آقاى دکتر سجادى و آقاى ابوالقاسم فروهر در آن کمیسیون شرکت کردند، نمایندگان اقتصادى آمریکا هم آمدند و وارد مذاکره شدند و قرار شد این 12 میلیون را در مدت پنج سال بگیرند (یک نفر از نمایندگان - 7 سال) اجازه بفرمایید یعنى سه سال اول را هیچ نگیرند تقاضاى ما این بود و دو سال بعد هم این را به دو قسط بگیرند، اختلافى که آن‌ها با ما داشتند این بود که می‌گفتند، ما این دو سال اول هیچ نمی‌گیریم و بعد هم خودشان گفته بودند که اصولاً ما این پول را از شما نمی‌گیریم ولى چون در سایر نقاط دنیا هم ما از این اجناس داریم و اگر از شما نگیریم آن‌ها هم پول ما را نخواهند داد بنابراین به این اقساط قرار می‌گذاریم سرقسطش که رسید بگویید ما نمی‌دهیم و ندهید بالاخره وزیر دارایی وقت من نمی‌دانم چطور شد که آمد به مجلس گزارش داد که صلاح است که ما این‌ها را نقد بخریم (یک نفر از نمایندگان - کى بود وزیر دارایی وقت؟) آقاى بدر بود (ملک مدنى - مجلس گفت که بروند نقد بخرد) مجلس گفت برو آن‌ها را نقد بخر؟ (ملک مدنى - در همان کمیسیون مجلس گفت. بنده شهادت می‌دهم) و بعد هم واقعاً این موضوع به قدرى اسباب تعجب شد... (دکتر معظمى - مجلس برعکس گفت نخرید) مجلس گفت نخرید و خریدند، البته این مورد سوء ظن هم واقع شد چون معمولاً از قرارى که آقایان می‌دانند معاملاتى که با دولت آمریکا می‌شود معمولاً یک کمیسیونى هم می‌دهد چون در آمریکا این عمل مشروع است ولى ظاهر این امر خیلى زننده بود براى این که آمریکایی‌ها حاضر بودند در مدت چند سال این پول را بگیرند و یا اصلاً نگیرند بعد یک مرتبه آمدند و نقد پرداختند و اقعاً من مقاله دیشب اطلاعات را خیلى پسندیدم نوشته است نسبت به یک کسى که اعلام جرمى می‌شود خوب است قوانین و محاکم طورى باشند که در ظرف 48 ساعت رسیدگى بکنند به یک کارى و واقعاً نشان بدهند (برزین - آقاى اقبال در قوانین ما گرفتن این حق دلالى جرم است) بنده نمی‌خواهم عرض کنم که این جرم است یا خیر ولى متأسفانه دستگاه‌های ما هیچ وقت نسبت به این جرایم بزرگ و این معاملات بزرگ رسیدگى نمی‌کند و نتیجه را به اطلاع مجلس شوراى ملى و ملت می‌رساند ونتیجه اش این می‌شود که یک مطلب به این بزرگى براى من و براى همه نمایندگان مبهم است که واقعاً آیا این پول سوء استفاده شده یا نشده عرض می‌کنم که این صحبت ده میلیون دلار نیست این صحبت هفتاد میلیون دلار است تمام ترس من از همین است من می‌گویم دولت آمریکا براى چه اسلحه هفتاد میلیون دلارى را بده میلیون دلار می‌دهد چرا؟ 15 میلیون دلار خرخ حمل و نقل این است چرا صحبتى از این نیست (یک نفر از نمایندگان - پیشنهاد کردیم) تمام ترس من این است، من می‌گویم اگر پول دارید اسلحه بخرید اما این اسلحه را نه از آمریکا بخرید و نه از دولت روسیه بخرید از یک دولت بیطرف بخرید امروز دولت آمریکا نسبت به زندگانى ما بی‌طرف نیست (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان - پول نداریم) آقا پول ندارید بخرید (ارباب - کشورى که ارتش دارد احتیاج دارد) اجازه بدهید عقیده من این است که شما چون این اسلحه هم باز براى ما کافى نیست و به درد ما هم نمی‌خورد صرف‌نظر کنید چند روز پیش در اخبار جراید خارجه خواندم که دولت مصر براى خرید اسلحه نماینده به چک اسلواکى فرستاده است شما چرا این کار را نمی‌کنید؟ ... شما باید ترتیبى بدهید که هیچ کدام همسایه‌های شما مطلقاً سوءظنى پیدا نکنند در این صورت است که حفظ مملکت ما میسر نخواهد بود و پیشه‌ورى در این مملکت پیدانخواهد شد و الا شما با این اسلحه می‌خواهید چه کار بکنید؟ کى را تهدید بکنید؟ در مقابل کى بایستید؟ شما رفتارتان را باید طورى قرار بدهید که مملکت ما محفوظ بماند و الا هیچ فایده ندارد دولت شوروى باید را کمال جوانمردى طلاهاى ما را به ما پس بدهد (یک نفر از نمایندگان - جوانمردى نمی‌خواهد بدهکار است باید بدهد) پس چه جور بگویم آقا؟ بنده می‌گویم دولت شوروى به نام یک همسایه بزرگ و دوست ما باید با کمال جوانمردى با ما رفتار بکند یعنى چه؟ یعنى تمام طلاهای ما را به ما پس بدهد آن جزیره فیروزه را هم به ما رد کند (دهقان - جزیره نیست) دولت انگلستان هم باید در قرارداد نفت جنوب به نفع این مملکت تجدید نظر بکند (صحیح است) بحرین را هم به ما پس بدهد آمریکا هم این دخالت را در کار ما نکند (صحیح است) اسلحه هفتاد میلیونى را به ده میلیون دادن دخالت است (دهقان - دخالت نیست) آقا اجازه بدهید این عقیده من است اسلحه هفتاد میلیونى را به ده میلیون دادن دخالت است (همهمه نمایندگان - زنگ رئیس) این درست مثل این می‌ماند که من یک بمبى را بدهم دست یک بچه کوچک بگویم هر کارى دلت می‌خواهد بکن. ملاحظه بفرمایید آقا ما مستشار داریم وجود این مستشارها براى ما به چه درد می‌خورد من از شما می‌پرسم با وجود این افسران، با وجود سپهبد یزدان پناه با وجود سرلشکر آق اولى، سرلشکر کوپال، سرلشکر رزم آراء من تعجب می‌کنم به چه مناسبت باید یک نفر مستشار در پهلوى اطاق رئیس ژاندارمرى بنشینند و آنجا حکمفرمایى کند (دکتر مجتهدى - به خودتان بگویید تقصیر آمریکا نیست) (اسلامى - چرادر دولت سابق نگفتند) ما اگر یک کار بدى کردیم نباید که تجدیدش بکنیم چاره این چیست الان در چهار فرسخى تهران امنیت نیست توى این مملکت همه‌تان می‌بینید با این ژاندارمرى (نورالدین امامى - اسلحه ندارد) (خنده نمایندگان) در کاشمر محل انتخاب بند از هفت، هشت سال قبل یک سارقى پیدا شده به نام حسین خان افغان و این سه چهار نفر را هم بیشتر همراه ندارد الان این یک تلگرافى است که بنده می‌خوانم عرض می‌کنم که این آدم شاید تا به حال صد نفر را بدست خودش کشته باشد شاید قریب یک روز تومان از مردم پول گرفته است چه جور پول می‌گیرد حالا برایتان عرض می‌کنم می‌آید وارد ده می‌شود و پسر یک نفر متمول را پیدا می‌کند با خودش می‌رود و پیغام می‌دهد که اگر تا فلان ساعت مثلاً این پول را ندهید من این را میکشم بدبخت پدر و مادرش می‌برند و این پول را می‌دهند این تلگراف است یک نفراز این‌ها چند روز پیش گرفتار شده و در تمام استنطاقش اقرار و اعتراف کرده که تمام ژاندارم‌ها وافسران ژاندارم با او شریک هستنداین چه ژاندارمرى است که شما دارید؟ این ژاندارمرى را براى چه می‌خواهید اگر ژاندارم می‌خواهید براى حفظ این مملکت که شما خودتان شاهدید که بدترین رفتار را ژاندارم‌ها در این مملکت می‌کنند (سزاوار- همه‌شان این طور نیستند یک عده‌شان هستند) من نگفتم که همه‌شان این طورند ولى اغلبشان این طور هستند حالا اغلبشان هم نیستند یک نفرشان یکنفرشان این طور است من چون که اینجا از آقاى قوام‌السلطنه یک صحبتى شد گفت. عیب کل جمله بگفتى. هنرش نیز بگو این لایحه مدتى است که اینجا هست و خیلى وقت است در دست دولت است این چیز تازه‌ای نیست قوام‌السلطنه روى حفظ سیاست موازنه این کار را نکرد و آن را نیاورد و حتى دلیل این هم که بعضی‌ها با او مخالفت کردند همین است این یکى از دلایلش است این هم حرف شد؟ آقا ما اگر پول داریم می‌رویم اسلحه می‌خریم همین که اسلحه ارزان به ما می‌دهند مرا مظنون می‌کند چرا اسلحه ارازن به ما می‌دهند دولت آمریکا پول دارد به بنده چه و به من چه مربوط است باز یک صحبتى شد که دولت آمریکا به ایتالیا نمی‌دانم چقدر قرضه داده است شما نقشه را نگاه بکنید وضعیت ابطالى را ببینید با وضعیت خودمان کى دولت ابطالى یک طرفش روسیه است، یک طرفش انگلستان آخر هر چیزى را باید درست فکر کرد اینجورفایده ندارد. آقاى مکى فرمودند که مطالب باید در مجلس سرى گفته بشود بنده نفهمیدم این واقعاً یعنى چه مطالب باید در مجلس علنى گفته بشود در

+++

مقابل ملت ایران اینجا خانه ملت است آقایانى که اینجا هستند نماینده ملتند و وزراء هم خدمتگذار ملت هستند

باید بیایند بنشینند اینجا تمام حرف‌ها زده بشود و چیزى پنهان نماند براى این که همان طور که گفتم مجلس سرى فقط گاهى براى چیزهاى خیلى ضرورى است و براى این است که مذاکرات منتشر نشود و من هم ندیده‌ام که مجلس سرى تشکیل بشود این دو تا همسایه بزرگوار ما همیشه پیش بهانه می‌گردند و همیشه مراقب هم هستد که اگر شما یک نوازشى به یکى از آن‌ها کردید نسبت به یکى دیگر هم بکنید آقاى عامرى اینجا تشریف دارند و اعلیحضرت فقید رضا شاه در اوقاتى که واقعه سوم شهریور واقع شد و دو همسایه عزیز ما با کمال بیرحمى و برخلاف حق و عدالت به خاک ما هجوم کردند یک جریانى هست که من می‌گویم و خودشان می‌دانند و آن این است که این اواخر یک روزى رضا شاه آقاى عامرى را خواسته بود که آن وقت کفیل وزارت خارجه بودند و به ایشان گفته بود که آقا این چه بهانه‌ای‌ است این چه وضعى است، این‌ها چه می‌خواهند از جان ما، ما که بی‌طرفیم، ما که با کسى جنگ نداریم ایشان هم آمده بودند و با سفیر کبیر انگلیس که گویا سرریدر بولارد بود صحبت کرده بودند که آقا شما اصلاً چه می‌خواهید مقصود این بود که اگر چیزى هم می‌خواهید بدهیم گفته بودند ابداً هیچ حرفى ما ندارى چیزى نمی‌خواهیم معذلک تلگراف می‌کنم به لندن در آن وقت آقاى ایدن که وزیر خارجه انگلیس بود بعد از چند روز گفته بود که ابداً ما نظرى نداریم، حرفى نداریم بعد پرسیدند که این نیروها را که درخاک عراق در سرحدات ما چرا تنظیم و مانور می‌کنید، گفتند آقا آن در خاک عراق است و به شما چه مربوط است بعد از سه روز همان قوا وارد شدند به مملکت ما ، ما نباید در زندگانى خودمان بهانه به دست هیچ یک بدهیم هیچ کدام را نباید بر علیه دیگرى تضعیف بکنیم ما افسرانى سابقاً از سوئد آوردیم که هنوز خاطره خدمتگذارى و لیاقت و صداقت آن‌ها در نظر تمام آقایان هست بروید آقا از سوئد افسر براى ژاندارمرى بیاورید، براى ارتش بیاورید، براى شهربانى بیاورید (یک نفر از نمایندگان - از هیچ جا نمی‌آوریم ) پس این‌ها را هم ولشان کنید بروند، این‌ها را مرخص بفرمایید به سلامتی بروند مملکت خودشان چون واقعاً وضعیت یک طورى است که وجود این‌ها یک پول ارزش ندارد و مزاحم ما هستند وجود این‌ها در ارتش و ژاندارمرى چه لزومى دارد؟ من جمله ملاحظه بفرمایید تجدید قرارداد که آقاى وزیر جنگ فرمودند در مصاحبه خودشان که دو ماه هم اضافه شده بر قرارداد خوب آقا این عمل صحیحى نشده باید این را بیاورند به مجلس که مجلس مسبوق بشود با بودن مجلس هیچ کار نباید کرد (دهقان - دولت سابق کرده است) من از روى مصلحت مملکت میگویم و والله قوام‌السلطنه تا زمانى که در این مملکت بود و حکومت می‌کرد هنوز هم نمی‌گویم که آدم نالایقى است (عباس مسعودى - این طور نیست) این عقیده شما است عقیده من این است که امروز هم او بهترین رجل ایران است (سزاوار - نیست این طور) من عقیده‌ام این است که دولت آمریکا معادل همین چند میلیونى که می‌خواهد اسلحه بدهد ماشین فلاحتى به ما بدهد مجانى بدهد متشکریم، ممنونیم لوازم طبى بدهد لابراتوار بدهد چرا گلوله به ما می‌دهد؟ چرا بلاى جان براى ما درست می‌کند (دکتر مجتهدى - شما می‌خواهید ایشان نمی‌خواهند) در مجلس گذشته خدا به سلامتش دارد آقاى فیروز آبادى یک روز یک صحبتى کرد که من هیچ وقت فراموش نمی‌کند یکى از آن رفقاى فراکسیون حزب توده آن وقت یک شوخى کرد و به فیروز آبادى گفت آقا شما هم طرفدار انگلیسید فیروز آبادى یک نگاهى کرد و گفت بنده طرفدار کسى هستم که بگوید زنت مال خودت مالت مال خودت مملکتت مال خودت، زندگیت مال خودت حالا آقا ما هم همین را می‌خواهیم از دوستان ما که به کار ما دخالت نکنند مطالبات ما را همسایه شمالى ما بپردازد فیروزه را بر ما برگردانند آقایان انگلیسی‌ها هم به طورى که عادلانه و به نفع ملت ایران باشد در قرارداد نفت جنوب تجدید نظر بکنند و بحرین هم به ما پس داده بشود آقایان آمریکایی‌ها هم تشریف ببرند به سلامتى و ماه پشت سرشان یک کوزه بزرگى می‌شکنیم که دو مرتبه به مملکت ما نیایند در هر صورت بنده بدون این که وارد این صحبت بشوم که چقدر ارزش دار و چقدر به ما تخفیف می‌دهند چون این‌ها را طبق ایرانى قبول نمی‌کند من والله از آن شخص وزیردارایی از نظر عمل‏ او متأسفم ولى از نظر این که حفظ حیثیت ما شد و پول‌های آن را نقداً به آن‌ها دادند افتخار می‌کنم (دکتر عبده- بالاخره خوب کردند یا بد کردند) از نظر سوء استفاده بد کرده در هر حال بنده عقیده‌ام این است که بدون این که وارد کمیت این معامله بشوم یعنى بگویم قیمتش چقدر است به ما چقدر تخفیف می‌دهند یا ممکن است اصولاً مجانى هم به ما بدهند ولى هر چه قیمت براى ما ارزان‌تر باشد به عقیده بنده ضررش براى ما بیشتر است من حرفى ندارم که قشون ما را تقویت بکنید قشون ما نگاهدار تاج و تخت پادشاه ما است من در این‌ها هم حرفى ندارم ولى من می‌گویم قشون ما باید اسلحه‌اش با پول خودمان و از یک مملکتى باشد ه اسباب سوء ظن دیگران نباشد ما به چه مناسبت بیاییم اسلحه‌ای را که قیمتش هفتاد میلیون دلار است به ده میلیون دلار و باقسط بخریم این حقیقتاً براى ما مصلحت نیست و من به این دلایلى که عرض کردم توجه آقایان نمایندگان محترم را جلب می‌کنم و عرض می‌کنم که این کار به مصلحت ما نیست و واقعاً به این کار رأى ندهند.

رئیس - آقاى مخبر.

مخبر (عرب شیبانى) - بنده چون مخبر کمیسیون نظام بودم براى عرض دلایل خودم بر وجوب خرید این اسلحه قبلاً خودم را در مقابل یک سؤالاتى گذاشتم و جوابى تهیه کرده‌ام که حالا براى آقایان عرض می‌کنم و امیدوارم که با این عرض بنده یک صرفه‌جویى در وقت مجلس هم شده باشد و امیدوارم با چند دقیقه صرف وقت بر بنده منتى بگذارند و عرایضم را گوش کنند (بفرمایید)

آقایان محترم: مطالبى را که امروز می‌خواهم به عرض برسانم از جمله نکاتى است که خاطر نمایندگان محترم از آن‌ها قرین استحضار است منتها بنابر وظیفه نمایندگى و وجدانى عرض آن را لازم می‌دانم و امیدوارم با چند لحظه صرف وقت بر بنده منت نهند.

نیاکان ما زمانى که در این سرزمین می‌زیسته‌اند که از جهات وسعت خاک (ثروت) جمعیت و قدرت ایران عزیز ما سرآمد همسایگان و ملل دیگر دنیا بوده است، حدود خاک ما در زمان کوروش کبیر از شمال به رود سیحون دریاى خزر و دریاى سیاه از مشرق رود سند از مغرب دریاى اژه و از جنوب به دریاى عمان و خلیج فارس محدود شده است در این چهاردیوارى عظیم و خارج از حدود فعلى کشور ما سه ناحیه وسیع ثروتمند است که نظر فاتحین عصر بدان‌ها معطوف بوده و این طور عقیده دارم که هم اکنون نیز این جذبه را از دست نداده‌اند و در آینده هم نخواهند داد این مناطق شامل ماوراء‌النهر بین‌النهرین و ناحیه سند می‌باشد.

وجود این سه منطقه و هندوستان مهم‌ترین عاملى بوده است که سبب تحرک مرزها و نقصان جمعیت ثروت و قدرت ایران بزرگ شده زیرا هجوم قبایل مختلف از مشرق مغرب به منظور استیلاى بر این نواحى ثروتمند که ناگزیر زمین ایران کنونى را هم در معرض تاخت و تازشان قرار می‌داده است وقوع جنگ‌های که گه گاه به نفع و یا زیان ما تمام شده است به مرور از سیر آن قدرت و ثروت و جمعیت و خاک ما کاسته است بنابراین ابتلاء گذشته معمول وضع جغرافیایى این کشور شناخته می‌شود و در آینده هم بنابر همین وضع ممکن است حوادث تلخى در کمین ما باشد و این یادآورى اگر هم اعلامخطر تلقى بشود من حرفى ندارم زیرا هنگام وقوع جنگ‌های بین‌المللى اول و دوم خاک ما را علیرغم صلح دویستى و صلح‌جویى و بى‌طرفى ملت ایران از شمال و جنوب و مغرب مورد تاخت و تاز قرار دادند. استقلال ما را محترم نشمردند ودر این تاخت و تاز غیر عادلانه هیچ یک از مبانى و اصول حقوق بین‌المللى هم رعایت نشد. پس اگر جنگ سومى واقع شود به نظر من مصونیت ما از تعرض امرى است واقع نشدنى مگر این که خداى توانا توجهى بفرماید نوسان‌های مرزى کشور ما از زمان صفویه به بعد به استثنای تغییرى که در ناحیه شمال غرب کشور در اثر بی‌مهرى و حرص همسایه ما روسیه تزارى پدید آمد و قسمتى از خاک ما به یغما رفت تقریباً ثابت ماند از قادر متعال خواستارم بعداً موجبات تغییرى که به زیان ما باشد پیش نیاید در اینجا لازم به عرض میدانم که ملت ایران بحرین و فیروزه را اجزاء لاینفک کشور می‌داند (صحیح است) و از دولت مصراً درخواست می‌کنم که در تصفیه امر اقدام عاجلى بفرمایند.

به گفته شاردن فرانسوى در این کشور در زمان صفویه 55 میلیون جمعیت می‌زیسته‌اند ولى اکنون نفوس ما به 15 میلیون تقلیل یافته در حالى که مساحت خاک ما به 1648000 کیلومتر مربع می‌رسد و طول خطوط مرزى ما 75000 کیلو متر است البته با توجه به این پیکرها به سهولت واضح می‌شود که وسعت خاک و کمى جمعیت تنظیمات و تنسیقات کشور را دچار اشکال می‌کند و براى جبران این نقص ناچار باید چاره‌ای اندیشید.

در عین حال باید عرض کنم زیان‌های تدریجى که دامنگیر ما شده از میزان ستایش من راجع به خصایل

+++

افراد این کشور کسر نمی‌کند و معتقد هستم که اگر همین افراد نبودند شاید ایران محبوب ما خداى نخواسته موقعیت فعلى را هم نداشت و شاید زیر سلطه دیگران حتى صاحب نام ایران هم نبود مؤید عرایضم صفحات تاریخ است که این مدعا را مدلل داشته و شناسانده است که مردم این مرز و بوم با استظهار به صفحات عالى خود و به اقتضای یک سابقه و الهام معنوى در مواقع بسیار باریک با یک جنبشى غیورانه و مردانه کشور را کراراً از لب پرتگاه رهانیده و به تجدید حیات توفیق یافته‌اند در همین جا است که همت جوانمردانه برادران عزیز آذربایجانى و مساعى ارتش ما موجبات قدردانى و ستایش همه را نسبت به رفع غائله آذربایجان فراهم می‌سازد. من تردید ندارم که این روح شهامت و فداکارى در وجود تمام افراد ایرانى باقى و جاودان است و اگر قدرتى مناسب با زمان براى او فراهم شد از ایثار خون خود در راه حفظ و عظمت میراث نیاکان به هیچ وجه مضایقه ندارد اما بایستى وسایل این قدرت را فراهم کرد و ایجاد این وسایل همان چاره است که جبران کمى جمعیت ما را خواهند نمود با این که تعداد نفرات یکى از عوامل نیرومندى ارتش ما می‌باشد معهذا فقط یکى از عوامل است و ما بایستى سعى کنیم عوامل دیگر را هم براى تقویت نیروى ارتش خود فراهم کنیم اختراعات محیر العقول که غالباً نتیجه جنگ‌های خونین اخیر بوده فنون نظامى و مخصوصاً سلاح‌های نظامى را چنان دچار تحول کرده است که اگر کوروش کبیر یا ناپلئون هم با آن نبوغ نظامى که داشتند امروز از قبر بر می‌خواستند دست تعجب به دندان می‌گرفتند ما از این سلاح‌ها به طور کلى بى‌خبریم زیرا نه داخل جنگ بوده‌ایم نه کارخانه داشته‌ایم که بتواند ما را هم از اسرار آن‌ها با خبر کند از طرف دیگر همان طور که قبلاً به عرض رساندم سرحدات ما به قدرى وسیع است که اگر بخواهیم اصول مرزدارى را در آنجا اعمال کنیم نیازمند هزینه گزافى هستیم و از طرف دیگر ارتش ما با کمى عده فعلى نمی‌تواند قواى مرزى را تشکیل دهد و هم ذخیره در داخل باشد که قادر به حفظ امنیت داخلى بشود پس ناچار نقصان نفرات را با قدرت تحرک جدید باید تلفیق کرد و با استفاده از ماشین سرعت حرکت عده را از نقطه‌ای به نقطه دیگر به حد اکمل تأمین نمود که هم بتوان حدود و ثغور و سرحدات کشور را تا حد امکان حفظ کرد و هم به حفظ امنیت داخلى موفق گردیم از این مقدمه نباید نتیجه گرفت که وجود این ارتش کوچک براى حمله و تعرض به خاک دیگران قادر خواهد بود زیرا قدرت تسلیحاتى و تجهیزاتى ارتش‌های ملى جدید به قدرى است که ما اگر تمام تمکن مادى خود را در راه ایجاد تسلیح و تجهیز افراد صرف کنیم در مقابل قدرت جنگى یکى از کشورهاى بزرگ به قدرى ناچیز خواهد بود که به حساب نخواهد آمد براى توضیح عرض می‌کنم صورت مقایسه ترتیب داده شده است که در آن یک لشکر ایرانى با یک لشکر آمریکایى از جهات کمیت واحدهاى ترکیباتى افراد اسلحه و لوازم با تعیین ارزش به دلار تعیین شده طبق این صورت ارزش اسلحه و وسایل دیگر براى یک لشکر آمریکایى در حدود سیزده میلیون دلار و براى یک لشکر ایرانى در حدود دو میلیون و سیصد هزار دلار تعیین شده است تازه این مبلغ فقط شامل اقلام بزرگ می‌باشد و پیکرهاى مربوط به بهاى وسایل دیگر براى تعمیرگاه‌های لازمه اسلحه و ابزار آلات لوازم یدکى مهمات و اسلحه‌هایى که معمولاً باید ذخیر لشکر را تشکیل بدهد نیست.

از مقایسه این دو پیکر و تفاوتى که بالغ بر ده میلیون وهفت صد هزار دلار می‌شود مفهوم عرایضم به ثبوت می‌رسد و بنابر مراتبى که معروض افتاد کشور ما نه از جهت کمیت افراد قادر به خدمت نه به سبب بنیه اقتصادى و نه از جهت قدرت‌های آتش و تحرک نیروى ذخیره هیچ یک قادر نیست که ارتش قابل تعرضى به وجود آورد بلکه تمام تقلا و کوشش بر این امر متوجه است که با تقویت سازمان فعلى نیرویى به وجود آید که خاصیت حفظ امنیت در مرزها و در داخله کشور را حائزگردد.

براى این که ذهن نمایندگان محترم روش شود لازم می‌دانم به طوراختصار تاریخچه تسلیحات ارتش را از زمان سازمان جدید تا به حال به عرض برسانم، موقعى که اعلیحضرت پادشاه فقید زمام  امور کشور را بدست گرفتند اولین توجه خود را به ایجاد یک ارتش منظمى معطوف داشتند زیرا براى ایشان معلوم بود که بدون وجود ارتش که نتیجه مستقیم آن امنیت داخلى کشور است هیچ گونه اصلاح اقتصادى میسر نیست اعلیحضرت رضا شاه می‌دانست که اگر راهزنان و قاچاقچیان و هرزه گردان از قدرت مرکزى که متکى بر یک ارتش قوى باشد خوف و رعبى نداشته باشند هیچ یک از سازمان‌های اصلاحى صورت عمل به خود نخواهد گرفت بنابراین طبق قوانین مصوبه قسمتى از درآمد نفت جنوب که به عقیده من بایستى سرمایه ایرانى نفت جنوب نامیده شود براى خرید اسلحه و وسایل ارتشى اختصاص یافت پردخت این مبلغ که ازسال 1308 شروع و تا سال 1320 ادامه داشت به شانزده میلیون لیره رسید. از این مبلغ در حدود دو میلیون لیره به صورت ارزهاى خارجى طبق قانون هشتم مهر ماه 1320 به خزانه‌دارى دولت برگشت داده شد از چهارده میلیون لیره باقیمانده در حدود 75 درصد صرف خرید کارخانجات تفنگ سازى فشنگ سازى مسلسل سازى باروت سازى ابزار سازى برنج سازى و کارخانه رمونت طیارات شده است و فقط در حدود 25% به مصرف خرید اسلحه رسیده است.

تردید نباید داشت که وجود همین کارخانجات وسیله بالا رفتن سطح فکر صنعتى کشور شد و از طرف دیگر در اثر ساختن یک عده از سلاح خریده‌ای ارتش در خارج نقصان یافت و امروز به عقیده متخصصین خارجى که این کارخانه‌ها را بازدید کرده‌اند ممکن است با جزیى تغییرات علاوه بر تهیه بعضى نوع سلاح‌ها قسمت عمده‌ای از احتیاجات صنعتى کشور را نیز تأمین نمود و هم اکنون کارخانه باروت سازى الکل اسید سولفوریک و نیتروکلسین می‌سازد و از نیروى کارخانه سلطنت آباد براى برق شهر استفاده می‌شود بنابراین نباید پول‌هایى که در این راه به دست اعلیحضرت شاه فقید خرج شده است دور ریخته پنداشت بلکه خود این کارخانجات هم اکنون از حیث نوع در درجه عالى و از حیث بها هم امروزه خیلى بیش از بهاى خرید ارزش دارد اما در موضوع اسلحه‌ای که با این پول خریدارى شده توضیحاً عرض می‌کنم در اثر وقوع جنگ بزرگ دنیا و پیش آمد تأسف انگیز و شوم سوم شهریور ماه 1320 مقدار مهمى از این اسلحه در حدود یک صدر هزار تفنگ بر نو هشتصد قبضه مسلسل سبک چهار صد قبضه مسلسل سنگین ده میلیون فشنگ و ده دستگاه هواپیماى کورتیس و لوازم یدکى آن بنا به دستور دولت به متفقین واگذار شد که بعداً 810/003/1 لیره انگیسى قیمت تفنگ و فشنگ و مسلسل‌ها را پرداختند این مبلغ عیناً به خزانه‌دارى کل کشور تحویل شده است و به عوض ده طیاره کورتیس هم پانزده طیاره انسن تحویل نموده‌اند و نیز پس از اعلان جنگ دولت ایران به دولت آلمان و متحدین آن مقدار زیادى از اسلحه و لوازم سفارشى به کارخانجات آلمان در آنجا باقیمانده بعد از اشغال آلمان معلوم نیست چه صورتى پیدا کرده و مقدار اسلحه و لوازم و قسمتى از ماشین آلات کارخانجات خارجه متوقف ماند و از بین رفت و مطالبات ما از کارخانجات و خساراتى که در اثر از بین رفتن این لوازم متوجه ما شد به مبلغ کثیرى بالغ است که صورت زیر آن‌ها براى مطالبه غرامت به وزارت خارجه داده شده است به علاوه مقدارى از اسلحه و وسایل دیگر هم همان موقع حمله به قواى متفقین به ایران در مناطق شمالى از دست رفته و به نیروهاى دریایى هم خسارت کلى در جنوب وارد شد و نیروى هوایى ما هم زیان دید که صورت آن‌ها را وزیر جنگ به وزارت امور خارجه براى مطالبه غرامت داده است به این ترتیب و با در نظر گرفتن این که باقى مانده سلاح و وسایل در اثر استعمال فرسوده شد و یا به زودى از حیز انتفاع خواهند افتاد، و نکته مهم دیگر احتیاج روز به رفورم ارتش به صورت موتوریزه ومکانیزه شدن و تقویت نیروى زمینى تا حد حصول این قدرت که جبران کمى نفرات ما را براى جلوگیرى از قاچاقچیان در مرزها و امنیت داخلى بشود دولت ایران را بر آن داشته است که با نهایت دقت و رعایت صرفه صورتى از وسایل بهدارى مقدارى وسایل مخابراتى تعدادى خودروهای زرهى و غیر زرهى مقدارى اسلحه از نوع مختلف به استثناء تفنگ مسلسل سبک و فشنگ و طیارات و بر طبق صورتى که جزئاً تعدادو مقدار هر یک تعیین شده تهیه و خرید آن‌ها را به طریق وام از دولت کشورهاى متحده آمریکا در نظر بگیرد و براى این معامله دو شرط عمده موجود شده است که متوجه کشورهاى متحده آمریکا شده‌ایم اول مناسب بودند بهاء دوم استهلاک بهاء به مدت و امیدوارم با در نظر گرفتن فقر ارتش از نظر اسلحه و ادوات دیگر و لزوم ایجاد امنیت در مرزها و در داخله کشور آقایان نمایندگان محترم لایحه تقدیمى دولت را تصویب فرمایند در پایان عرض می‌کنم ملت ایران جویا و خواهان صلح است صلحى را طالبیم که اجازه دهد در لاک خو سر فرو بریم و لاک و حافظ ما احترام به مبانى و قوانین بین‌المللى باشد ما براى حفظ بقا و موجودیت خود محتاج به اصلاحات هستیم اصلاحات امنیت می‌خواهد لازمه وجود امنیت داشتن نواى تأمینیه است قوا هم اسلحه می‌خواهد در این صورت توجه می‌فرمایید که دلایل کافى براى خرید اسلحه عرض شد از طرف دیگر صحبت بود که چرا ما مقدار وام را کم کردیم بنده تصور

+++

می‌کنم که اگر مقدار وام هم خیلى زیادتر بشود باز هم نباید زیر بار منت دولت آمریکا برویم به این دلیل که ما نامرادی‌هایى در جنگ داشتیم اگر پل پیروزى به ما نام گذاشتند اقلاً در تسریع ختم جنگ کمک کردیم (صحیح‏ است) اگر تنها یک روز قائل بشویم که جنگ به واسطه کمک ما مدتش کمتر شده باشد و اگر میزان هزینه روزانه یک دولت متفق رادر نظربگیریم آن هم دولت آمریکا باشد سیصد میلیون دلار هزینه یک روز جنگ را ما به نفع آمریکایی‌ها صرفه‌جویى کردیم دراین صورت اگر خیلى بیشتر از این مبلغ هم به ما بدهند جادارد (صحیح است) و امیدوارم که روابط دوستى ما با سایر دول باقى و برقرار بماند (صحیح است) و محتاج نباشیم به این که یک روزى مثل گذشته در مقام مشاجره با همسایگان برآییم (انشاءالله - احسنت)

رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏

حائرى‌زاده - قبلاً باید عرض کنم که عرایض بنده تا تمام نشده و مبتداى بدون خبر یا گفتن کلمه لا الله تا الا الله را نشنیده‌اند ابراز احساساتى نکنید (صحیح است) و بگذارید عرایض من تمام بشود و بگذارید که من یک چیزهایى بگویم که یک قدرى به گوش آقایان سنگین می‌آید و از این سیستم حرف‌ها بیست سال است که به گوش آقایان نخورده است و عجیب می‌آید و تا کلام من تمام نشده است قضاوت نکنید، صبر کنید مطالعه کنید در عرایض بنده (بفرمایید) این را هم عرض می‌کنم که من هیچ وقت عادت به پرحرفى و برچانگى ندارم (صحیح است) امتحان هم داده‌ام در این مجلس که حتى‌الامکان کمتر خواستم صحبت کنم و تا اجبارى براى من نیامده نیامده‌ام وقت مملکت را صرف حرف‌هایى بکنم و خودنمایى کرده باشم هیچ به این فکر نبوده‌ام و این سنخ فکر ندارم این نکته را باید توجه کرد که ملت ایران از نظر این که یک ملت حساسى است یا ملت شریف قدیمى است دوستى را خیلى محترم می‌شمارد، حتى افراد دهاتى در سایه دوستى جان و مال را هم ممکن است فدا بکنند، در راه آزادى و شرف هم همین طور که سابقه دارید آقایان فدا می‌کنند این مبالغه نیست، من در اطراف این موضوع نمی‌خواهم بحث کنم، با همسایگان خودمان سوابقى داریم هر وقت هر یک از این‌ها نسبت به ایران یک کمکى کردند ایران در مقابل دوستى آن‌ها فداکارى کرد (صحیح است) من به تاریخ عقب برنمی‌گردم، با این عمر کوتاه خودمان از اوایل مشروطیت به این طرف کم و بیش در نظر داریم ملت ایران قبل از مشروطیت در فشار حکومت تزارى روس بود بعد از معاهده ترکمنچاى و مقامى که سطنت تزارى در دنیا داشت نسبت به ما خیلى ظلم و تعدى می‌کرد و به تمام حقوق و شئون این مملکت تخطى کرد همسایه جنوبى ما در آن موقع غمخوارى کرد و این مشروطیت و آزادى را که ما داریم در سایه مساعدتى بود که همسایه جنوبى به ما کرده است، و ملت ایران حق‌شناس بود و از تمام طبقات علماء و روحانیون که وارد سیاست نبودند با سایر طبقات در قسمت کارهاى خودشان ابراز احساسات و محبت نسبت به همسایه‌ای که مساعدت کرده بود نمودند اگر چه براى ما دل سوزى نکرده بود با دیگران طرفت داشت ضمناً براى این که با آن‌ها طرفت داشت به ما کمک کرد و به همان اندازه‌ای که به ما کمک شد همه ابراز احساسات کردند. رجال آزادى خواه ما هم کسانى بودند که علاقمند بودند به پیشرفت آن سیاست که در سایه کمک او از فشار و ظلم و تعدى تزارها نجات پیدا کنند رفتند ناصرالملک را از لندن بارى نیابت سلطنت آوردند به ایران ولى طولى نکشید که آن‌ها با همسایه شمالى ما همدست شدند و و آن جنگ عمومى سابق که پیش آمد ایرانی‌ها احساس کردند که خیر این دوستی‌ها مفید به حال ایران نبوده است براى منافع خودشان د ر نظر گرفتند، آن دو همسایه با هم ساختند و با این که ما در چنگال این دو همسایه بودیم ملت ایران در آن موقع مبارزه کردند، کارشان به مهاجرت کشید، کارشان به زدو خورد کشید، کشمکش‌ها کردند باز هم خاتمه نیافت و دراثر این جنگ همسایه جنوبى ما فرمانرواى جهان شد زیرا که آمریکایی‌ها دخالتى در سیاست دنیاى قدیم نداشتند و در خانه خودشان در جنگ نشستند و همسایه شمالى ما گرفتار انقلاب داخلى خودش شد که فرمانفرماى جهان آن روز بعد از جنگ همسایه جنوبى باشد، در این جریان با ممالک معاهدات جدیدى باز کردند من جمله با ایران، حکومت وثوق‌الدوله در ایران برقرار شد و قراردادى منعقد کردن با این که ملت ایران می‌دانست دنیا به کام این است ایستاد و مقاومت کرد حبسش کردن تبعید کردند همه جور فشار به ملت ایران وارد شد ولى زیر بار آن قرارداد نرفت (صحیح است) این‌ها هم تلافى کردند 20 سال ما را زیر لگد و تازیانه انداختند آن به جاى خود این بحث علیحده‌اى است که من نمی‌خواهم وارد این بحث بشوم حکومت شوروى به جاى حکومت تزارى نشست بزرگوراى کرد در حق ملت ایران تمام مطالباتى را که بانک استقراضى از تمام ملت ایران داشت و حق آن‌ها بود و هم از دولت ایران طلب داشتند تمام آن‌ها را به ملت ایران واگذار کرد، امتیازاتى را که‏ در آن عصر گرفته بودند تمام آن‌ها را لغو کردند راه‌های شوسه تمام این‌ها را واگذار کرد به ملت ایران، و ملت ایران از این بزرگوارى ملت مجاور ما براى احسان و محبتى که کرده بود حقیقتاً امیدى براى خودش ذخیره کرد نظر من هست دوره چهاردهم که اینجا بودیم مردم در سفارت روس متحصن می‌شدند و آزادى می‌خواستند، پناهگاه خودشان را آنجا قرار داده بودند چرا؟ براى این که مجبت دیده بودند از حکومت شوروى، نسبت به ایرانی‌ها احسان کرده بود، مظالم تزاری‌ها را ماکه زورى نداشتیم آن‌ها را از بین ببرم خودشان به ما واگذار کردند خودشان صرف‌نظر کردند و آن عهدنامه‌های گذشته را پاره کردند آن عده نامه 1921 پایه دوستى ما و حکومت اتحاد جماهیر شوروى شد، ملت ایران کار به اعصار قدیم ندارد که دوره پهلوى بوده دراین تاریخ معاصر همیشه طرفدار صلح و آزادى و عدالت و آرامش بوده است منافع ملت ایران هم در آرامش دنیا و عدالت و آزادى است که در سایه آن آزادى می‌تواند آشیانه خودش را به دست خودش تعمیر کند و فرزندان خودش را تربیت کند هیچ وقت نمی‌توانم فکر کنم که ملت ایران خیال حمله‌ای داشته باشد. یک ملت ده پانزده میلیونى با این اوضاع و احوال و آن همسایه‌های قوى فکر این که ایرانى ممکن است است یک روزى تهیه نقشه و حمله به یکى از همسایه‌های خودش بکند محال است (صحیح است) و در اطراف این کار هیچ وقت فکر نمی‌کند. بنده نظر دارم در اوایل مشروطیت قواى منظمى اگر در ایران بوده این‌ها طرفدار محمد على میرزا و استبداد و از این قبیل چیزها بوده وقتى که مشروطه شد تا یک قواى منظمى از سرحد ایران وارد شد تا پایتخت یک پست منظم نظامى ژاندارمرى شهربانى هم دیده نشد ختى موقع به روز جنگ بین‌المللى اول اوضاع داخلى ایران و نبودن قواى انتظامى کار به جایى رسیده بود که یک دزد کاشى بود به نام نایب حسین این آدم خیلى شرارت می‌کرد، براى این که از شرارت او دولت مرکزى مصون بماند و راه را به دزد سپرده باشد، امنیت تا پشت دروازه کرمان را به ماشاءالله خان پسر نایب حسین داده بود یک وقتى در یزد بچه بودم مردم گرفتار این دزدهاى کاشى بودند و مردم داد و فریاد می‌کردند و کسى هم نبود که به آن‌ها کمکى بکند تا کار آنها به جایى رسید که سردار ظفر بختیارى پدر همین آقاى ایلخان یزد را به او سپرد همین آقاى ایلخان با یک شخص بختیارى بلند شد آمد یزد، ماشاءالله خان کاشى را دستگیر کرد، در جنگ بین‌المللى سابق وضعیت قواى انتظامى و مملکتى ما از این قرار بود که چند نفر افسرى که از ممالک کوچک اروپا که مورد سوء ظن هیچ دولتى نباشد استخدام کردیم و یک ژاندارمرى نیم بند هم بود که جنگ پیش آمد و تشکیلات این ژاندارمرى هم ریشه پیدا نکرد و تا این که تأثیرى بکند متلاشى شد و حالا یک عده هستند که در ژاندارمرى آن وقت تربیت شده‌اند و زحمت کشیده‌اند افسرهاى خوب آنهایى هستند که روى وطن پرستى کار می‌کردند و با ایمان بودند و آن قزاق‌ها از دوره تزارى بودند و آن‌ها هم هیچ به درد نمی‌خورند ما افسرهاى خوبمان از آن دوره‌ها پیدا شده بود و بعد هم در مدارس خودمان افسرهای خوب تربیت شده است و البته افسرهاى خوبى داریم، حالا اوضاع خاتمه یافتن جنگ سابق را با این دوره می‌خواهم مقایسه بکنم. آن موقع ما قشون نیرومند امروز را نداشتیم، سرحدى نداشتیم و امنیت پشت دروازه قم تا کرمان را که مرکز ایران بود به یک دزد کاشى سپرده بودیم و براى این که شر او را بکنیم بختیاری‌ها آمدند با آن که آن‌ها منظم نبودند آمدند شر او را کندند و این آزادى که حالا بدست آمده است از آن دوره پیدا شده، ملت ایران آن موقع در زیر فشار روس‌ها بود یک قسمت از اسکناس‌های ما دست انگلیس‌ها بود، دست بانک شاهى بود، قزاقمان دست روس‌ها بود، هیچ قوایى نداشتیم ولى یک چیز داشتیم و آن هم روح ایمان در مردم بود و رجالى مثل مرحوم مشیرالدوله مستوفى‌الممالک، مؤتمن‌الملک در این مملکت بودند، یک اشخاص فداکارى مثل مرحوم مدرس در این مملکت بودند (صحیح است)

+++

کسانى بودند که فریب جاه و مقام را نمی‌خوردند کسانى بودند که با پول فریب نمی‌خوردند و تطمیع‏ نمی‌شدند و از خط سیر خودشان منحرف نمی‌شدند، این اشخاص در رأس کارها بودند (صحیح است) دیگر هم کسى را نداشتیم جنگ که تمام شد من نظرم هست، آن وقت در تهران بودم، موقع انقلاب روسیه بنده در تهران بودم قواى انگلیس آمده بود در یزد و من هم تبعید شده بودم آمده بودم در تهران اینجا در آن موقع لیره طلا را دو تومان، بیست ویک قران، بیست و دو قران در بازار قرار داده بودند توى هر دهى، توى هر ایلى که شما وارد می‌شدید هر دخترى که یک کوزه آب از سرچشمه می‌خواست بیاورد چند مثقال طلا به گوشواره داشت یا در گردنش انداخته بود یا در گوشه پیراهنش دوخته بود، یک ملتى بودیم که افراد چندان ناراضى از زندگانى خودشان نبودند، قشون هم نداشتیم، این تشکیلات را هم نداشتیم، اسکناس و بانک ملى هم نداشتیم خوشبختانه راه‌آهن را هم نداشتیم آن اوضاع آن روز ما بود، جنگ در چه حال بود، جنگ در مملکت ما بود همدان و کردستان و آذربایجان یک روز دست قواى عثمانى بود و فردایش دست قواى روس محل کشمکش و مبارزه ایران بود، ایران مجل جنگ بود و در ختام آن جنگ این اندازه که ملت ایران بدبخت هستند نبود (صحیح است) ولى در این جنگ، جنگ در آن سردنیا بود، در پطروگراد و مسکو آلمان‌ها داشتند جنگ می‌کردند یا در آفریقا مشغول جنگ بودند، ایران فقط یک معبرى بود، راهى بود و در این جنگ ممکن بود ملت ایران غنی‌ترین ملت روى زمین بشود، و از موقعیت خاص خودش استفاده بکند و تمام بدبختی‌های خود را می‌توانست در آن موقع مرتفع بکند و اصلاح بکند، بدبختانه آن رجال رفته بودند دیگر کسى نبود و امروز من می‌شنوم لیره را هشتاد تومان هفتاد تومان روزى نود و هفت تومان هم بود، لیره طلا مقیاس سنجش ثروت روى همان ترازوى طلا است و البته کاغذ را اسمش را بگذارید میلیون‌ها اثرى ندارد هنوز نمی‌شود بگویید که از ترازو بودن، میزان سنجش ثروت از طلا روى خودش را پوشانیده باشد، نه طلا ارزش خودش از در دنیا هنوز حفظ کرده است، از چند هزار سال پیش به این طرف مقیاس سنجش طلا بوده موقع جنگ بین‌المللى سابق تا که ختم شد لیره طلا دو تومان بیست و هشت قران. بیست و دو قران بود امروز که جنگ ختم شد لیره طلا هفتاد تومان، هشتاد تومان، نود تومان و از این حرف‌ها است این فاصله این جنگ بود با آن جنگ آن جنگ هیچ نداشتیم و آن امنیت و آسایش ما بود، این دوره ماشاءالله هر چه هست و هر چه دولت زحمت کشید براى قشون بود اگر راه ساخت براى قشون ساخت، حتى در ده‌ها مأمور انتظامات داشت و هر چه خرج شد براى قشون شد، قانون تشکیلات که در کمیسیونى که جناب آقاى سرلشکر آق اولى تشریف داشتند یک تشکیلات غلطى درست کرده بودند، گفتند این تابع تشکیلات قشون بود، همه چیز ما فداى این قشون شد، زراعت فداى این کار شد دهاتی‌های ما بدبخت‌ها گندمى که می‌کاشتند خودشان نمی‌خوردند براى شهر می‌آوردند این‌ها را گرفتند آوردند براى این که خدمت نظام وظیفه بکنند این آدم که آمد خدمت کرد دیگر برنگشت برود دنبال کار خودشان که نان بخورند از ثروت عمومى کسر شد و همه این کارها را کردیم و به فقر و به بیچارگى خودمان تن در دادیم خیال کردیم چون براى ما و به درد ما می‌خورد ولى آن روز سیاهى که براى ملت ایران پیش آمد شبى دو همسایه نیرومند ما برخلاف سایر قوانین واصول انسانیت بى‌خبر به سر ما ریختند مملکت ما را غارت کردند (صحیح است) و تمام زندگانى ما را بردند و به زور سند از ما گرفتند مطابق میل و مرام و نظر خودشان و آن چیزى که می‌خواستند از جمله لیره که 13 تومان کردند و اجناس را هم چه جور بدهند و مردم یک سال دچار قحط و غلا بودند، آن پول هم که قرار بود به ما بدهند آن هم در بانک مسکو ماند نمی‌دانم کجا ماند و روى چه حسابى هم که خودشان نوشتند این پول را به ما ندادند این‌ها همه مال این بود که ما آن رجال را نداشتیم نمی‌دانم آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچ چیز من می‌خواهم در اطراف وقایع آن روز وضع قشون و منظره‌های دلخراشى که خود من در تهران تماشا کردم با آن افسرهایى که به چه‏ صورت خودشان را بیز درسانده بودند یا سایر نقاط که این‌ها را من نمی‌خواهم بحث کنم موضوعات داخلى خودمان است ولى همسایه‌های ما به قدرى بیرحم بودند که چهار تا ناو کوچکى که ما داشتیم در خلیج فارس براى این که یک روزى پستمان را به بحرین بفرستیم و وسیله ارتباط ما باشد در جزایر این‌ها که کشتى جنگى نبودند، چند تا ناو جنگى بود، با کمال بیرحمى وشقاوت این کشتی‌ها را بحریه انگلستان غرق کرد و افسرها خوب ما را کشت، یک چیز خوشبختانه هست آن موقعیت خوبى است که ملت ایران درروى کره ارض دارد، براى این که هنوز خوشبختانه آن موقعیت خودمان راداریم من در دوره چهارم یادم است که کابینه قوام‌السطنه محتاج به پول شده بود دو میلیون دلار می‌خواستند قرض کنند احساسات آن روز هم علیه انگلستان خیلى شدید بود فکر کردند که برویم از آمریکایی‌ها قرض کنیم قانونش را اگر توى مجموعه دوره چهارم آقایان ملاحظه بفرمایند هست با آن‌ها مذاکره داشتیم که نفت شمال را با آن‌ها یک معامله بکنیم آن روز که این حرف‌ها و این بازی‌هایى که همسایه شمالى درست کرده است براى ما نبود، گفتند شاید نفت را استخراج کنند یک مشت مردم گرسنه‌ای که روى جواهر نشسته‌اند از جواهر زیر پایشان یک بالاپوش به رایشان درست بکنند آن موقع مذاکره نفت هم بود به ما یک همچو اعتماد و اعتبارى نکردند تا نفت جنوب را وثیقه نگرفتند من غیر رسم یک میلیون دلار به ما قرض ندادند آن هم مدتش خیلى کوتاه بود طولانى نبود اوضاع دنیا امروز به شکلى است که ما نه از مسکو وحشت داریم نه از لندن نه از واشنگتن براى این که آنها به خودشان مشغولند، آن ذره که در حساب نایید ماییم و ما وارد در جنگ با هیچ دولت مملکت و ملتى نیستیم خودشان هم می‌دانند که ملت ایران ملتى است صلح طلب و هیچ وقت پیرامون جنگ نمی‌گردد و مصلحتش هم نیست که وارد جریان جنگ بشود اگر یک حرف‌هایى گاهى در رادیو ها یک چیزهایى می‌گویند این‌ها مصلحت دیپلماسی‌شان این است که بگویند ولى خودشان هم می‌دانند که ما اهل این حرف‌ها نیستیم زیرا تا وقتى که آن‌ها متفق هستند ما از هیچ کدام ترس و وحشت نداریم ما باید حقوق خودمان را مطالبه بکنیم و باید حفظ حقوق خودمان کوشش بکنیم براى من جزایر بحرین و فیروزه هیچ کدام فرق نمی‌کند (احسنت) باید از هر دو استفاده بکنیم از هر دو بهره بردارى کنیم ما چکار داریم که وارد مطالبه استقراض بشویم ما باید حساب جارى با آن‌ها باز کنیم من اطلاع ندارم اگر آقاى وزیر دارایی تشریف داشتند شاید مطلع بودند زیرا من احصائیه‌اش را اطلاع ندارم، من شنیدم که از این جزایر بحرین نفتى که از آنجا استخراج می‌کنند پولى که به آن یارو که آنجا را غصب کرده و نمی‌گذارند نیروى ما برود آن پولى که در بحرین در سال می‌دهند در حدود پانصد، ششصد میلیون پول ایران است که آمریکا به آن شیخ که یاغى است و بى‌اجازه حکومت مرکزى ایران دارد در آنجا دخالت می‌کند به آن‌ها پول می‌دهد، ما بایدحسابمان را با آنها روشن بکنیم و تصفیه بکنیم، ما چرا باید ده میلیون دلار قرض کنیم و از آن‌ها اسلحه بخریم، فشنگ بخریم که توى کلمه محمد مسعود بزنند، همچو کارى نمی‌کنیم ما باید حساب جارى با آن‌ها باز کنیم (صحیح است) خیلى باى خرید بکنیم از آن‌ها، صحبت یک شاهى صد دینار نیست، مملکت ما باید آباد بشود راه‌های شوسه باید تمام بشود در اطراف ایران یک راه شوسه حسابى و آسفالت شده بایستى داشته باشیم که قواى موتوریزه ما برود براى جلوگیرى از قاچاق، ما پول نداریم ما پول لازم داریم این جا در خراسان از شاهرود تا مشهد راهش تقریباً ساخته شده یا در شرف ساختمان است که تا چندى دیگر زیر سازى آنجا تمام می‌شود ریل به ما نمی‌دهند شش میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان قیمتش است، ریل این اندازه به ما ندادند و کمک نکردند که این راه براى ما دخل و خرج بکند این راه‌آهن ضرر می‌کند فقط راه خراسان است که دخل وخرج می‌کند، ما اسلحه بخریم براى چه؟ چه مصرف دارد مابایدخیلى معامله بکنیم با آمریکا، ما آمریکا حساب جارى داریم ما باید با آمریکا تکلیفمان را راجع به عواید نفت بحرین معلوم بکنیم (صحیح است) چون آنجا بهره بردارى کرده‌اند ممکن‏ است نماینده آن‌ها بیایند قراردادى براى نفت بحرین ببندیم مانعى ندارد (نمایندگان- انشاءالله) ماباید حساب جارى با آن‌ها باز کنیم از بابت طلب خودمان هر چه لازم داریم بگیریم، زراعتمان را راه بیندازم راه شوسگان را درست بکنیم این برنامه هفت ساله‌ای که در کابینه سابق نوشته شده من یک قسمتش را مطالعه کردم این پول لازم دارد ما با قرض این کارها را نمی‌توانیم انجام بدهیم ماباید مطالبات خودمان را وصول کنیم من براى مثال عرض می‌کنم یک تجارتخانه‌ای بود ایران اسمش تجارت خانه جمشیدیان بود این تجارتخانه جمشیدیان طرف بى‌مهرى بعضى مقامات خارجى واقع شده بود این را ورشکستش کرده بودند، هر چه فریاد می‌زد که من ورشکست نیستم به حرفش گوش نمی‌دادند و یک هیئت تصفیه‌ای درست کرده بودند و مال او را می‌خریدند

+++

 و می‌فروختند و یک شندر قازى هم به او می‌دادند که از گرسنگى تلف نشود وقتى که محظورات سیاسى یک قسمتش مرتفع شد آمدند گفتند که نه، این آدم مقدارى چیز دارد دارایی دارد و اگر املاک و دارایی‌اش را قیمت بکنیم ورشکست نیست این طلب‌هایش را می‌تواند بدهد آمدند حساب دخل و خرجش را کردند و چیزى دست بچه‌هایش دادند و الان دارند زندگانى می‌کنند، ما هیچ محتاج استقراض نیستیم ما موجودى طلا در آن جاها داریم ما اگر حسابمان را بکنیم خیلى طلب داریم ازآمریکایی‌ها، امریکایی‌ها که این همه نسبت به ما، نمی‌دانم اسمش را چى بگذارم برخلاف انسانیت عمل کردند به مملکت ما وارد شدند کردند آنچه کردند چهار تا تکه آهن پاره بود که این‌ها را نمی‌توانستند حمل و نقل بکنند یا به دولت دادند یا به این شرکت‌های ملى فروختند و چهار تا دلارى هم که بود بعد گرفتند و رفتند و من وارد این بحث نمی‌شوم که این جنس به هفتاد میلیون می‌ارزد یا این که به هفت میلیون می‌ارزد براى ما خطر دارد البته من خیال می‌کنم که این خطر دارد که این اسلحه وارد مملکت ما شود ما اول باید عدالت و امنیت را در مملکت برقرار کنیم ایران هر یک فرسخ مربع زمینش یک مسلحى بیشتر براى حفاظتش لازم ندارد ما امنیت داخلى لازم داریم ما با خارجی‌ها هیچ وقت جنگ نداریم و ملتى نجیب‌تر آرام‌تر و مطیع‌تر از ایران در دنیا وجود ندارد حالا علتش دیانت مردم است یا مالیات مردم را بیچاره و قوه‌شان را گرفته است و نمی‌توانند مقاومت بکنند یا این که جهات دیگرى است، آن مواقعى که هیچ نداشتیم سرباز و ژاندارمرى شهربانى و عدلیه نداشتیم همین مردم از حکومت مرکزى خودشان حمایت می‌کردند از حکومت مرکزى هم غیر از عدالت چیزى نمی‌خواستند و این مجلس که شما وقتى وارد می‌شوید بالایش عدل مظفر نوشته شده چون آن شاه این را تشخیص داده بود که مردم عدالت می‌خواهند گفت من چهار روزى در این دنیا هستم چه لزومى دارد که بد نامى براى خودم درست بکنم و چه لزومى و به مردم ظلم و تعدى بکنم، خوب بیایند و برای خودشان عدالتخانه‌اى درست بکنند مجلس را براى مقدمه عدالت درست کردند مجلس را مردم نمی‌خواستند اول فریاد مردم براى عدالت بود می‌گفتند که بى جهت کسى را چوب نزنند بى جهت کسى را حبس نکنند عین‌الدوله یکى کسى را چوب زده بود بلوایى شد قیام کردند براى عدالت این عنوان و این دستگاه و این تشکیلات را دادند، من نگاه می‌کنم می‌بینم که در ایران از تمام نقاط بیشتر در مرکز همه جور تشکیلات داریم از سرى و علنى از مسلح و غیر مسلح همه جور داریم ولى چون عدالت در این مملکت به معناى خودش عادت نکرده است اجرا بشود درمقابل عدالت شاه و گدا فرقى ندارند و طبقات ممتازه نمی‌شود قائل شد، در یک همچو مملکتى خیال می‌کنم بین کهریزک و تهران بود چند روزپیش کامیون‌ها غارت شد اینجا مسگر آباد یک فرسخى تهران بود کامیون‌ها را لخت کردند در شهر تهران آقایان که اینجا تشریف دارند شنیده‌اند شب رفتند خانه آقاى ممقانى را غارت کردند و پنجره اطاق را شکستند گلدان‌هایش را برداشتند آژان دیده بود صدا کرده بود و کسى توى خانه شما بوده بعد این که بلند شدند دیدند که اینجا فرصت نشده درست اسباب‌ها را جمع بکنند. و دیگر آقاى دکتر بقایى بود که کت و شلوارش را دزدیده بودند این هم قواى مسلحى که ما اینجا داریم توى همین‏ جا اگر یک یک بپرسید عده زیادى هستند که از بى عدالتى از نا امنى شکایت دارند و این ناامنی‌ها در خواف و طیبات سرحد خراسان و افغانستان نیست چرا براى این که قواى انتظامى و دولتى در آنجاها کمتر است بنده در 15 سال پیش بود به عنوان بازرس مأمور خراسان شدم، می‌گشتیم تا این که بالاخره وارد طبس شدیم در طبس در آن موقع خوشبختانه نه شهربانى بود نه ژاندارمرى نه صلحیه داشت هیچ چیز نداشت یک نفرى بود بى‌سواد اهل همان محل اسمش بخشدار بود یکى هم رئیس مالیه داشتند یک نفر هم رئیس مدرسه، در سبزوار که ما رفتیم ده روز بودیم پانصد تا شکایت بیشتر رسید به ما براى این که بیشتر تشکیلات در آنجا بود ولى طبس که رسیدیم چند روز بودیم یکى نیامد شکایت بکند در خیابان‌های آنجا که دو طرفش نارنج بود کسى از آنها نچیده بود، آنجا شهردارى نداشت که مواظبت بکند درخت‌هایش را بخشکاند و بزند، راحت هم بودند حالا نمی‌دانم همه چیز که درست کرده‌اند راحت هستید یا نه بنده خبر ندارم، در این موقع جنگ اخیر بدون این که ما میل داشته باشیم ایران میدان جنگ باشد اینجا به ما حمله کردند و وارد مملکت ما شدند فقط یک چیز به ما دادند سران سه دولت بزرگ در تهران جمع شدند و یک لقب پل پیروزى به ملت ایران دادند گفتند شما یک ملتى هستند که مملکت شما پل پیروزى بوده این را دروغ هم نگفتند زیرا که این نفت، خیلى کمک کرد به فتح آن‌ها (صحیح است) این راه‌آهن ما خیلى کمک کرده، بردبارى ملت ایران اگر می‌خواست اشکال تراشى بکند دو تا پل راه‌آهن راه خراب می‌کرد اشکال تراشى هم اهمیت نداشت ما اشکال تراشى نکردیم باید خیلى ممنون باشند که پل پیروزى شدیم در نتیجه پل پیروزى چه شد؟ ما چون حق خودمان را مطالبه نکردیم، حق را باید بگیرند همسایه دو دستى به ما نمی‌دهند اگر یک حقى را دو دستى به آدم دادند قدر خودش را از دست می‌دهد مشروطیت را دو دستى به دادند قدرش را ندانستیم و تبدیل به یک دیکتاتورى کردیم بایستى که حق را گرفت و حق خودمان را باید مطالبه بکنیم، دولت‌های ما بدبختانه به عقیده من روحشان خیلى ضعیف است موقعى که قواى خارجی‌ها توى این مملکت ما بود یک کابینه نظرم نیست تحت ریاست آقاى ساعد تشکیل شده بود یا تحت ریاست آقاى سهیلى تشکیل شده بود که دو وزیر مشاور داشت یکى آقاى منصورالسلطنه عدل و یکى هم آقاى بیات بودند در آن موقع بنده دردفتر نخست وزیرى بودم گفتیم شما آمده‌اید وزیر شده‌اید این وزارت شما هم معلوم نیست که شش ماه یک سال دوام بکند یک قدمى ممکن است در این مدت کوتاه وزارت بردارید موضوع وام و اجاره در کار هست کشتی‌های این‌ها می‌آیند از آمریکا لوازم و آذوقه بار می‌کنند می‌آورند به خلیج فارس و از آنجا تحویل راه‌آهن می‌دهند از خوزستان بیاورند به جلفا تحویل بدهند اگر چنانچه این خوزستان ما را که زمینش شهادت می‌دهد که سال‌ها آذوقه یک مملکتى را می‌داده این سدش را ببندند و به آخرین سیستم ماشین‌های زراعتى آنجا را مجهز بکنند و محصول اینجا را بردارند براى مصارف کشتی‌های خودشان این آذوقه را می‌برند و جاى دیگر جنگ می‌کنند آنجا خرج می‌کنند قسمتى هم به ما قرض بدهند با مهندسى خودشان لوازم خودشان خوزستان را براى بهره‌بردارى مهیا بکنند و حاضر و آماده بکنند و بهره‌بردارى بکنند از محل عایدات آنجا قرض خودمان را می‌پردازیم پس از این که قواى خارجى از مملکت ما رفت هرچه خرابى کرد اقلاً یک خوزستان آبادى براى ما می‌ماند دیدم آقایان اصلاً وارد این فکرها نیستند که بروند مذاکره بکنند و از این موضوع یک نتیجه‌ای بگیرند بنده راجع به این لایحه دولت موافق هستم و مخالف هم هستم موافقت من این است که ما باید با آمریکایی‌ها براى آبادى مملکت خودمان معامله داشته باشیم و این حرف‌های پوچ که این همسایه نمی‌دانم می‌رنجد و آن همسایه می‌رنجد این حرف‌ها پوچ است همسایه اصلاً حق ندارد که ما چکار می‌کنیم (صحیح است) این حرف‌ها را اصلاً نباید گوش داد ولى یک دانه فشنگ از آن‌ها نباید خریدارى بکنیم فشنگ لازم نداریم ما باید لوازم زراعتى، لوازم طبى، لوازم آبیارى، لوازمى که مردم بدبخت را از این فلاکت نجات بدهداز آن‌ها خریدارى کنیم آن هم نه ده میلیون دلار صد میلیون دلار نه به عنوان قرض بلکه از بابت محاسبات خودمان از آن پول‌هایى که از دست رفته از آن‌ها بگیریم امروز وقت حساب است اگر امروز ما حساب این را روشن نکنیم هیچ وقت روشن نخواهد شد (صحیح است).

فولادوند - مخالفم.

رئیس - دو سه تا پیشنهاد رسیده است که مذاکرات کافى است قرائت می‌شود (صحیح است)

 (پیشنهاد آقاى فولادوند به شرح زیر قرائت گردید.)

بنده پیشنهاد می‌کنم مذاکره کافى است وارد شور شویم.

رئیس - آقاى فولادوند توضیحى دارید بفرمایید.

فولادوند - بنده در اطراف این لایحه نمی‌توانم مذاکره کنم چون اسم نویسى نکردم ولى عرض می‌کنم که این موضوع خرید اسلحه از آمریکا مدت‌ها است که مورد مذاکره و تمام افراد باسواد این مملکت از این موضوع اطلاع دارند. (صحیح است) آقایان نمایندگان هم آن قدر که باید و شاید در اطراف این موضوع دقت کرده‌اند و بررسى لازم کرده‌اند و خیال نمی‌کنم که نکته ابهامى براى آقایان باقى مانده باشد و به قدر کافى هر در اینجا مذاکره شده از طرفى اگر آقایان هم بخواهند رأى به این قانون بدهند چون ششم اسفند ماه که موعد مقررى که دولت آمریکا براى فروش معین کرده است می‌رسد این است که بنده معتقدم که بایستى زودتر در این موضوع رأى بگیرند که اگر ما می‌خواهیم معلوم شود و اگر نمی‌خواهیم بخریم قضیه روشن بشود و دولت در فشار نباشد (صحیح است) اما بنده یک تذکرى دارم می‌خواستم عرض کنم به آقایان که این افسران آمریکایى بالخصوص آن‌هایى که در ژاندارمرى هستند این‌ها خدماتى به این مملکت کرده‌اند بنده خودم معتقدم خدمت کرده‌اند اگر ما بخواهیم آن‌ها را، اهانت دیگر نباید به این‌ها

+++

بکنیم (صحیح است) همان طوری که با احترام و تجلیل آن‌ها را آوردیم بگوییم آقا مرحمت شما زیاد تا بیک دولت بزرگى مثل آمریکا که یک ژنرال بزرگ خودش را فرستاده به ایران اهانت نباشد (صحیح است) براى چه ما این طور حرف بزنیم (صحیح است) عرض دیگر بنده راجع به ژاندارمرى است. چون آقایان همه به ژاندارمرى حمله کردند بنده هم خیلى راضى از ژاندارمرى نیستم ولى واجب است بنده این نکته را به عرض آقایان برسانم، در چند روز پیش در راه شاهرود و در مشهد یک سرقت بزرگى واقع شد که تقریباً 14 کامیون را در راه زدند تصادف آقاى سرهنگ فریبرز رئیس هنگ ژاندارمرى مرکز که قبلاً شیراز بوده و بسیار افسر شریفى است و آقایان نمایندگان محترم فارس هم از ایشان تعریف می‌کنند بنده این را باید عرض کنم همان شب تصادفاً ایشان به شاهرود می‌رسد وقتى که این آقایانى که غارت شده بودند شکایت می‌کنند شبانه با گروهان شاهرود راه می‌افتد و دوازده فرسخى در یک قلعه‌ای دزدها را محاصره می‌کند و تمام اموال مسروقه را از آن‌ها می‌گیرد وبه شهر می‌آورد آنجا یک آقاى حجار باشى که باید گفت جواهر باشى ایشان گفت که من یک میلیون تومان جواهر دارم این افسر شریف درستکار برمی‌گردد آن روز 12 فرسخى اطراف قلعه محلى که آن جواهرات را مخفى کرده‌اند جستجو می‌کند جواهرات را می‌آورد و فرداى آن شب در حضور دادستان و تمام رؤساى ادارات به آن آقاى حجار باشى می‌دهد بنده می‌خواستم از این افسر شریف یک قدردانى کرده باشم (صحیح است)

رئیس - آقاى رحیمیان.

رحیمیان - اولاً بعد ازآقاى حائرى‌زاده نوبت بنده بوده است و ثانیاً آقایان این لایحه کمتر از لایحه فرهنگ است؟ کمتر از لایحه وزارت بهدارى است؟ این مهمتر است به عقیده بنده اجازه بدهید در اطراف این صحبت بشود و طبیعى این لایحه بگذرد (صحیح است)

یمین اسفندیارى - مذاکرات در اطرافش لازم است.

عباس اسکندرى - تنفس بدهید.

رئیس - تنفس لازم نیست جلسه را ختم می‌کنیم به علاوه دو استیضاح رسیده است که بایستى در جلسه قرائت شود و بر طبق ماده 109 هم آقاى اسکندرى می‌خواهند صحبت بکنند.

دکتر معظمى - بنده پیشنهاد تنفس کرده‌ام.

رئیس - پس قبل از تنفس این دو استیضاح قرائت می‌شود.

دکتر معظمى - این پیشنهاد مقدم است.

رئیس - وقتى استیضاح به رئیس رسید باید قرائت شود فقط قرائت می‌شود دیگر جریانى ندارد ماده را قرائت کنید. (ماده 44 نظامنامه به شرح زیر قرائت گردید)

هر نماینده‌ای که از وزیرى می‌خواهد استیضاحى نماید باید تقاضاى خود را کتباً به رئیس داده و موضوع استیضاح را در ضمن معین نماید. رئیس آن را در مجلس قرائت می‌کند و مجلس باید آن تقاضا را قبول نموده و پس از آن که از اظهارات وزیر یا وزراء در باب تعیین روزى که استیضاح باید به عمل آید مستحضر شد بدون مباحثه در اصل موضوع قرار روز استیضاح را بدهد.

رئیس - بنابراین و دو استیضاح را قرائت کنید براى دولت فرستاده می‌شود.

 (استیضاح آقاى حائرى‌زاده و حسین مکى به شرح زیر قرائت گردید)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى - اینجانبان نسبت به سرقت‌ها و قتل نفس‌هایى که از اواخر کابینه سابق شروع شده و هنوز از طرف دولت موجبات اطمینان عامه فراهم نشده بلکه قتل سیاسى اخیر بر وحشت و اضطراب عموم مردم افزوده دولت را استیضاح می‌نماییم. تقاضا داریم جنابان آقایان وزیر جنگ و سرلشگر آق اولى وزیر کشور را براى توضیحات هر چه زودتر به مجلس احضار فرمایند.

 (استیضاح آقاى عبدالقدیر آزاد به شرح زیر قرائت گردید)

جناب آقاى رئیس مجلس: راجع به قتل محمد مسعود و سایر قتلهائى که در تهران رخ داده و امنیت عمومى را مختل ساخته اینجانب دولت را استیضاح می‌نمایم خواهشمندم به هیئت دولت اطلاع داده روز استیضاح را تعیین فرمایند.

رئیس - به طورى که گفته شد براى دولت فرستاده می‌شود آقاى عباس اسکندرى به عنوان ماده 109 در جواب آقاى برزین و آقاى حاذقى توضیح دارند.

حاذقى - ماده 109 می‌گوید یا تحریف بشود یا اهانت.

رئیس - آقاى اسکندرى مختصر بفرمایید می‌خواهم تنفس بدهم.

عباس اسکندرى - جناب آقاى برزین و آقاى حاذقى مطالبى که فرمودند که به کلى با آنچه که بنده عرض کردم تفاوت داشت بنده هیچ وقت نگفتم که آقاى برزین قاضى خوبى نبودند و خوب محاکمه نکردند و خوب حکم ندادند بلکه بالعکس بنده ایشان را یک قاضى خوب و پاکدامن هم می‌دانم (صحیح است) و ایشان هم در موقع درست حکم دادند (صحیح است) اما موضوع راجع به عملى بود که کمیسیون عرایض به استناد فرمایشات آقاى برزین نموده و در دو جلسه قبل خبر آن را هم تقدیم مجلس کردن این عمل صحیح نیست، خلاف قانون است استنتاج کمیسیون عرایض صحیح نبود، چرا؟ به عقیده بنده آقاى برزین بعد از این حکمى که شما راجع به قتله مرحوم سید حسن مدرس داده‌اید همان دلیل تعقیب می‌شود زیرا رئیس‌الوزراء وقت در مدت سه سال در جریان وقوف این امر بوده که مأمورین رسمى دولتى مدرس را می‌گیرند مسموم می‌کنند و خفه می‌کنند و او هیچ حرف نمی‌زند و مرتکبین که مأمورین شهربانى بوده‌اند مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند پس مسئولیت وزراء چه معنى دارد؟ آقاى برزین اگر شما آن‌ها را تبرئه کرده بودید این ایراد وارد نمی‌شد و کمیسیون می‌توانست بگوید جرمى واقع نشده و دلیلى در دست نیست بنده هیچ وقت نگفتم که رئیس‌الوزراى وقت از تهران رفت به ترشیز و بند انداخت به گردن مرحوم مدرس و مدرس را خفه کرد من همچو چیزى را نگفتم بنده می‌گویم که در اثر مسامحه‌اى که مجلس شوراى ملى می‌کند نتیجه این فراموشی‌ها و سهل‌انگاری‌ها موجب خواهد شد که یک قضایایى تکرار بشود (یکى از نمایندگان - این چه مربوط به 109 است) حتى من راجع به قضیه قتل محمد مسعود هم خواستم داخل صحبت بشوم به من اجازه صحبت ندادند من گفتم می‌خواهم داخل صحبت بشوم به عنوان مخالف با این که دستور مطرح بشود و بنا کردم به صحبت کردن بنده تصور می‌کنم که جناب آقاى به زرین اشتباه فرمودند و بیان ایشان درست نقض غرض بود یعنى بایستى عملى که واقع می‌شد بعد از این حکمى که شما داده‌اید این باشد که متصدیان امور که در مقابل مجلس شوراى ملى مسئولند و طبق اصل 64 قانون اساسى هیچ قسم دستور و امرى سلب مسئولیت آن‌ها را نمی‌کند باید مورد تعقیب قرار گیرند من صریح می‌گویم آن‌ها فقط مسئول مجلس هستند و مسئول ملت ایران هستند و بایدجواب بدهند که این عمل خلاف قاعده چه بوده؟

حاذقى - الان در کمیسیون دادگسترى است.

رئیس - آقا در حدودماده 109 باید صحبت کنید.

عباس اسکندرى - باز هم اگر اجازه نمی‌فرمایید عرض نمی‌کنم.

رئیس - مجلس آیین‌نامه‌ای دارد شما مطابق ماده 109 اجازه خواستید و بنده اجازه دادم اما اگر خواستید زیاد صحبت کنید بنده ناچارم نگذارم بفرمایید بیان خودتان را بکنید... پس آقاى دکتر معظمى باید توضیح بدهند.

دکتر معظمى - پیشنهاد بنده را که پیشنهاد تنفس است رعایت بفرمایید معنى پیشنهاد تنفس این است که در هرموقعى که بحث هست آن بحث قطع شود و رأى آن هم با مجلس است بنابراین اینجا تخلفى از نظامنامه شده است و این ممکن است که حق وکیل در آتیه سلب شود این است که بنده عرض می‌کنم.

رئیس- نه این اشتباه نبوده براى این که هر وقت استیضاحى بدهند در مجلس باید قرائت شود مطابق ماده‌ای که براى شما خواندم به علاوه اگر با پیشنهاد شما مخالفت بشود می‌ماند، براى این که عده براى رأى کافى نیست و براى مذاکره کافى است.

دکترمعظمى - بنده از مقام محترم ریاست می‌خواهم که در بین صحبت وکیل نباید صحبت کنند (صحیح است)

آشتیانى‌زاده - دوستانه است و از روى غرضى نیست.

رئیس - من حافظ مجلس هستم اگر صحبت نکنم که مجلس بى نظم خواهد شد (صحیح است)

دکتر معظمى - پیشنهاد تنفس حق مسلم وکیل است و معنایش این است که مباحثات در هر مرحله‌ای که هست بایستى خاتمه داده شود و حاکم به راین پیشنهادهم مجلس شوراى ملى است بنابراین قرائت نفرمودید و اگر این ایراد نظامنامه که فرمودید باید استیضاح قرائت بشود حق بود همان موقعى

+++

 که داده می‌شد همان موقع قرائت شود نه این که مدت یک ساعت بگذرد بعد بفرمایید که پیشنهاد تنفس داده شده این با خود مقام ریاست است که فرمودند جلسه سه ساعت خواهد بود و ما ساعت 4 آمدیم ساعت پنج و نیم زنگ زده شده از وقتى که زنگ زده شد الان سه ساعت گذشته و خسته شده‌ایم و الان هم مطلب خیلى مهم است که بایستى در اطراف آن کاملاً بحث کرد.

5- تعطیل جلسه به عنوان تنفس و تعیین جلسه آینده‏

رئیس - بسیار خوب این مانع نبود از این که بنده تنفس بدهم ولى استیضاح که داده بودند در حین جریان مذاکره یک وکیلى بود (صحیح است) من آن وقت نمی‌توانستم قرائت بکنم حالا هم چون عده براى رأى کافى نیست تنفس داده می‌شود و جلسه براى روز سه‌شنبه پس فردا ساعت چهار و نیم بعد از ظهر.

 (در این موقع ساعت هشت و سه ربع بعد از ظهر جلسه به عنوان تنفس ختم شد)

 

اخبار مجلس‏

روز یک شنبه 25/ 11/ 26 سه قبل از ظهر که قرار بود کمیسیون بودجه تشکیل شود به واسطه تشکیل کمیسیون فوق‌العاده براى امور اقتصادى و رفتن عده‌ای از آقایان در مجلس ترحیم مرحوم محمد مسعود کمیسیون تشکیل نگردید.

سه ساعت و نیم بعد از ظهر کمیسیون دارایی با حضور آقاى نجم وزیر دارایی به ریاست آقاى یمین اسفندیارى تشکیل لایحه شماره 13455 راجع به معافیت ماشین‌های فلاحتى از حقوق گمرکى وارده مطرح گزارش کمیسیون تشکیل با اصلاحى تصویب و گزارش آن به مجلس داده شد.

سپس طرح پیشنهادى آقاى دکتر معظمى و جمعى از نمایندگان در دوره چهاردهم که موافقت شده بود به کمیسیون دارایی دوره 15 ارجاع شود مطرح گردید.

این طرح راجع بود به ساختمان پنج هزار باب خانه براى کارمندان دولت پس از مذاکراتى دراین قسمت چون آقاى وزیر دارایى مخالفتى نداشتند قرار شد یک جلسه با مشارکت کمیسیون بودجه طرح مزبور رسیدگى و تصمیم لازم اتخاذ شود و جلسه ختم شد.

چهار ساعت بعد از ظهر روز یکشنبه 25/ 11کمیسیون فرهنگ با حضور آقاى وزیر فرهنگ به ریاست آقاى دکتر معظمى تشکیل پیشنهادات آقایان نمایندگان مجلس راجع به لایحه 65 میلیون ریال اعتبار تعلیمات عمومى مطرح با مطالعات لازمه در اطراف پیشنهادات بالاخره دو تبصره به گزراش قبلى کمیسیون اضافه گردیده و راپورت آن به مجلس داده شد.

روز چهارشنبه 27 بهمن ماه 26 یک ساعت و نیم قبل از ظهر کمیسیون بودجه به ریاست آقاى دکتر بقایى نایب رئیس تشکیل با حضور آقایان فریدونى معاون وزارت کشور و خواجه نورى معاون وزارت دارایى مذاکراتى در اطراف بودجه وزارت کشور شده چون قرار بود پروژه‌ای براى رسیدگى به بودجه‌ها به طور کلى تهیه شود که پس از تصویب کمیسیون روى آن پروژه بودجه رسیدگى و در اقلام آن صرفه‌جویى شود لذا پروژه مزبور قرائت چون عده‌ای مخالف بودند قرار شد فردا روز چهارشنبه عصر در کمیسیون بودجه مطرح شود.

غائبین بى اجازه - آقایان : دکتر مصباح‌زاده - محمدعلى نیک‌پور.

غائبین با اجازه - آقایان : سید على بهبهانى- خسروانى - صاحب جمع - امیر تیمور - دکتر عبده - افخمى.]

 

تصویب‌نامه‌ها

شماره 20164                22/ 11/ 1326

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن‌ماه 1326 طبق پیشنهاد شماره  45948- 88282 وزارت کشور تصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویب‌نامه نه قلم عوارض مصوب در تصویب‌نامه شماره 19204- 7/ 11/ 23 ملغى و به جاى آن عوارض مشروحه زیر:

1- از هر دستگاه ماشین اعم از کامیون و اتوبوس و اتومبیل سوارى وارده به استثنای کامیون و اتومبیل‌های سوارى دولتى در هر مرتبه که وارد می‌شود سى ریال مشروط بر این که مسافر داشته باشد.

2- از هر عدل بخورک - تردو - خرما - برنج - بزرک - کنجد - ظروف چینى - اصطهبانات به استثنای اجناس ارزاقى پنج ریال به نفع شهرداى اصطهبانات وصول گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6594            نخست وزیر

شماره 21222    21/ 11/ 26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 برحسب پیشنهاد شماره 48067- 91397 وزارت کشور و برطبق ماده 7 آیین‌نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره سوم انجمن شهردارى خاش را به ترتیب زیر:

حاجى سید على اکبر امامى - عباس نیکبخت - عباس عزیززاده - میرزا احمد توکلى - محمدرضا خورشیدى - محمد فیروز آبادى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 6549        از طرف نخست وزیر

شماره 22584        21/ 11/ 26

وزارت کشور

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 بر طبق ماده 7 آیین‌نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره هشتم انجمن شهردارى سیرجان را به ترتیب زیر:

محمدرضا قطبى - مظفر ابراهیمى - حسن شوکت‌زاده - على اصغر یزدانى - محمدتقى ستوده‌نیا- عبدالحسین محسنى تعیین و تصویب نمودند.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است.

م- 6548          از طرف نخست وزیر

شماره 21978       22/ 11/ 26

وزارت دارایی‏

 

هیئت وزیران در جلسه 20 بهمن ماه 1326 بنا به پیشنهاد شماره 49860- 94307 وزارت کشور تصویب نمودند عوارض مشروحه زیر:

1- از ریسمان وارده به شهر از واردکننده هرعدل براى مصرف شهر 20 ریال‏

2- از برنج وارده به شهر از وارد کننده پنج ریال‏

از تاریخ صدور تصویب‌نامه به نفع شهردارى میناب دریافت گردد.

تصویب‌نامه در دفتر نخست وزیر است‏

م- 6592 نخست وزیر

+++

 بقیه جلسه 46

صورت مشرح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه 27 بهمن ماه 1326

 

 

1 - بقیه مذاکره در اطراف لایحه تسلیحات و تصویب آن

2 - تقدیم یک فقره لایحه راجع به سازمان هواپیمایی کشوری از طرف آقای وزیر راه

3 - ختم جلسه - تعیین موقع و دستور جلسه آتیه

مجلس ساعت شش بعد از ظهر به به ریاست آقاى رضا حکمت به عنوان بعد از تنفس تشکیل گردید.

1- بقیه مذاکره در اطراف لایحه تسلیحات و تصویب آن‏

رئیس - جلسه رسمى است پیشنهادى آقاى فولادوند کردند راجع به کفایت مذاکرات و آقاى رحیمیان مخالفت کردند حالا باید رأى بگیریم اعلام رأى شده است.

دکتر عبده - بنده می‌خواستم تذکرى بدهم.

رئیس - تذکر ندارد اعلام رأى شده است. اگر آقایان مصلحت بدانند که مذاکره بیشترى بشود موافقت نکنند. پیشنهاد را مجدداً قرائت کنید.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مذاکره کافى است پیشنهادت قرائت شود - فولادوند.

رئیس - آقایانى که با کفایت مذاکرات موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد پیشنهادات قرائت می‌شود یک پیشنهاد هم رسیده که از دستور خارج شود سه نفر پیشنهاد کرده‌اند لایحه ا ز دستور خارج شود آن هم قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم لایحه وزارت جنگ از دستور خارج شود. غلامحسین رحیمیان - یک پیشنهاد دیگرى بنده پیشنهاد می‌کنم لایحه تسلیحات از دستور خارج شود. اقبال.

باز پیشنهاد دیگر پیشنهاد می‌کنم لایحه تسلیحات از دستور خارج شود. آشتیانى‌زاده.

بعضى از نمایندگان - مخالفیم، مخالفیم.

رئیس - آقاى رحیمیان.

رحیمیان - بنده با چند دلیل این لایحه را قابل مطرح شدن در اینجا نمی‌دانم (مکى - خواهش می‌کنم بفرمایید که به کمیسیون خارجه هم باید برود) بنده نمی‌دانم ولى می‌خواهم آقاى وزیر جنگ این لایحه را مسترد بفرمایند با این که به کمیسیون بودجه برود و مطالعه بیشترى در این باب بکنند اولاً محل تأمین بودجه براى پرداخت اقساط سالیانه این وام در گزارش کمیسیون معین نیست اقساط مذکور در این ماده و تبصره یک در هر سال در بودجه وزارت جنگ گذاشته و پرداخت خواهد شد این چیزى است که کمیسیون بودجه در اینجا نوشته است (صحیح است) ما در اینجا می‌گوییم بودجه ما براى کشور ما سنگین است بنده و سایر نمایندگان محترم در این مدت هفت ماهى که مجلس افتتاح شده همه‌اش صحبت از این کرده‌ایم که هزینه زندگى و گرانى هزینه زندگى براى این ملت طاقت فرسا است در خزانه کشور پول نیست، مالیات اضافه نمی‌شود از مردم گرفت، هزینه زندگى طاقت فرسا است بنابراین ما وقتى که شش میلیون و نیم تومان وزارت فرهنگ را با این که هزاران نفر معطل حقوقشان هستند نگاه می‌داریم چطور می‌توانیم براى این کشور به قول خودتان ده میلیون دلار اسلحه یا 10 میلیون وسایل حمل و نقل یا به قول آقاى اقبال 70 میلیون بخریم یا 150 میلیون تومان به حساب امروز ما چطور ما می‌توانیم این را تصویب بکنیم و چطور می‌توانیم این را یقین بکنیم که این ملت این پول را می‌تواند بپردازد و تنها تنزیل این در این مدت 12 سال تقریباً شاید در حدود سى میلیون تومان پول به حساب امروز می‌شود. بنابراین ما یک 120 میلیون و 30 میلیون هم تنزیل این پول را باید بدهیم چطور می‌شود این بودجه را تأمین کرد و این را از کجا باید گرفت و از کجا باید داد و این

+++

 قرض را ما وقتى که توانایى نداشته باشیم چطور ما می‌توانیم بدهیم جناب آقاى وزیر جنگ قرض از دولت بزرگ براى دولت کوچک حکم سم را دارد و امروز پشت قرض اسارت است پشت سرش نفوذ است همه چیز هست پشت سر قرض، هیچ وقت دولت کوچکى نمی‌تواند از دولت بزرگى قرض کند و زیر بار قرض بماند در دوره 20 ساله راه‌آهن ساختیم تمام وسایلى را که امروز در اینجا هست تهیه کردیم در دوره گذشته مجلس ابداً زیر بار قرض از خارجه نرفت در صورتى که در آن دوره مقتضیات براى گرفتن قرض فراهم‌تر بود و در صورتى که امروز خطرناک‌تر از آن روز است گذشته از آن خود آقاى وزیر جنگ در فرمایشات خودشان فرموده‌اند واقعاً متحیرم، این فرمایشات جناب آقاى وزیر جنگ است واقعاً متحیر که چگونه و از چه راه باید اعتبارات ضرورى خود را تأمین نماییم این تأمین اعتبارات خودشان است از این بودجه‌ای که فعلاً در دست دارند حالا یک نفر آقاى وزیر جنگ این طور بیان می‌فرمایند پس بنده می‌خواهم سؤال بکنم از این دولت این مجل 150 میلیون تومان از کجا تأمین می‌شود و از طرفى ما باید فکر کنیم که آیا ما اسلحه در اینجا لازم داریم یا خیر اولاً این را بدانید هر ملتى داراى هر مسلک و داراى هر رژیمى باشد به قشون و تقویت قشون و تسلیحات قشون علاقمند است (صحیح است) اعم از این که هر مرامى داشته باشند و لى از طرف دیگر ما باید فکر کنیم بنده هم که به دولت و هم به ارتش خودم علاقمندم باید فکر کنم که این تقویت ارتش ما به نفع ملت باشد و مطیع قانون باشد و گذشته از آن بنده از طرف خودم ترس من از این است که مبادا تقویت ارتش ما براى تهدید و سلب آزادى در ایران بشود (صحیح است) شاید وسیله‌ای براى خفه کردن آزادى خواهان در این موقع قرار گیرد ما می‌خواهیم براى امنیت، براى شرافت براى افتخار خودمان ارتش تقویت بشود و گذشته از آن اسلحه براى ما البته ضرورى است یکى براى امنیت داخلى و یکى خداى نکرده براى یک تجاوز خارجى بنده اطمینان می‌دهم که ملت ایران طالب جنگ با هیچ کس نیست (صحیح است) بنابراین یک احتمالى می‌دهیم که من غیر حق و من غیر قانون شاید یک ملتى یک روزى به حقوق ما تجاوز کند، براى امنیت داخلى می‌خواهم عرض کنم این اسلحه‌ای که ما فعلاً در دست داریم این اسلحه براى امنیت داخلى ما کافى است ما امروز یک ملتى که به حساب بر ضد حکومت خودش بر ضد ملت خودش قیام ملى بکند فعلاً سراغ نداریم‏ آیا این اشرارى که ما امروز فکر می‌کنیم که برعلیه ارتش ما قیام کنند در کجا است؟ در شمال؟ من کسى را نمی‌بینم در جنوب؟ خیال نمی‌کنم که به حساب کسى مخالف با ارتش باشد براى این که اگر در آنجا یک مخالفى باشد یک قضایایى رخ داد که در اینجا به آن‌ها نشان افتخار دادند بنابراین براى امنیت داخلى من خیال می‌کنم با این اسلحه‌ای که داریم کافى است وبایستى همه ملت ایران متحد و مثل برادر زندگى بکنند اعم از قواى تأمینیه ما، اعم از زارع ما، اعم از کارگر ما، آمدیم روى اصل تجاوز خارجى باید تصدیق کرد نه تنها این 10 میلیون دلار بلکه هزار میلیون دلار براى ما کافى نیست بنابراین وقتى که ما می‌دانیم این اسلحه براى ما کافى نیست ما امروز باید کشور خودمان را مرکز ذخیره اسلحه قرار ندهیم در دوره گذشته رضا شاه پهلوى که بنده با دیکتاتورش مخالف بودم و الان هم هستم دو فکر عملى نمود یکى تقویت ارتش و از طرفى ساختمان وتقویت کارخانجات و همه این‌ها در اینجا عمل می‌شد در جنگ دوم آنچه ما اسلحه داشتیم از بین رفت ولى آنچه در کارخانجات و سایر مؤسسات خرج شد براى ایران باقى ماند (صحیح است) و امروز خبط گذشته را ما نباید تکرار کنیم بنده امروز در اینجا صورت دارم از 1310 تا 1320 مبلغ 29797626 لیره ما ذخیره داشتیم و این را مصرف کردیم البته جناب آقاى وزیر جنگ فرمودند که یک مقدارى از این محل خرج شده (یک نفر از نمایندگان - شانزده میلیون خرج شده) شانزده میلیون خرج شده بنده یک پیشنهادى خواهم داد که در آتیه معلوم شود ولى مقصود بنده این استکه اگر این پولى که ما امروز براى اسلحه می‌دهیم این را براى کارخانجات و سایر مؤسسات خرج می‌کردیم این براى ملت ایران باقى می‌ماند و گذشته از آن ما امروز یک کارخانجاتى داریم که فعلاً این کارخانجاتمان هست و این کارخانجات بقوه جناب آقاى وزیر جنگ یا بنده از خارج شنیدى که تقریباً دویست میلیون تومان قیمت این کارخانجات است ما اگر امروز محتاج اسلحه باشیم و امروز اگر این کارخانجات خودمان را تکمیل کنیم از طرفى ایجاد کار می‌شود و هم ازطرفى آن اسلحه‌ای که براى امنیت داخلى ما ضرورى است تأمین میشوداین براى ما ضروری‌تر ازاین است که یک اسلحه‌ای از خارج بخریم باید گفت از لحاظ مصلحت کشور...

رئیس - آقاى رحیمیان در اطراف پیشنهاد خودتان صحبت کنید.

رحیمیان - چون من پیشنهاد خروج از دستور کرده‌ام باید دلایل خودم را عرض کنم جناب آقاى وزیر جنگ فرمودند که این قرض یک نظر ساده‌ای است و ما می‌خواهیم این اسلحه را براى تقویت ارتش و براى امنیت داخلى خودمان خریدارى کنیم و چون ارزان‌تر بوده است به جهت ارزانى ما از اینجا خریده‌ایم البته بنده هم شاید تا یک اندازه‌ای تصدیق بکنم و فرمایشات جناب آقاى وزیر جنگ صحیح باشد ولى از طرفى تصادف می‌کند با وقت انتشاراتى راجع به قرارداد نظامى مورخه 13 مهر ماه البته براى بنده مسلم نیست که صحیح است یا خیر از این می‌گذرم ولى اگر صحیح باشد این قرارداد به عقیده بنده دو ماده یا هر چند ماده اضافه شده است این براى ملت ما و مخصوصاً براى ارتش ما یک مسئله توهین آورى است و امیدوارم که این صحیح باشد و دیگر تصادف می‌کند با مذاکرات نمایندگان کمیسیون خارجه آمریکا...

رئیس - آقاى رحیمیان باید مختصر صحبت کنید اگر این سابقه گذاشته شود که نمی‌شود پیشنهاد خروج از دستور فرمودید ولى در اصل موضوع داخل شدید شاید بخواهید یک ساعت حرف بزنید آن وقت یکى هم مخالفت می‌کند با این پیشنهاد و دو ساعت صحبت می‌کند.

منصف - آقاى رحیمیان در خود ماده این دلایل را ذکر کنید.

رحیمیان - بنده راجع به خروج از دستور عرض می‌کنم و این دلایل خروج است و الان تمام می‌شود، قربان، اجازه بدهید ما در مقدرات خودمان حرف بزنیم و دخالت کنیم امروز صد نفر در اینجا موافقند بگذارید یک نفر مخالف هم براى کشور خودش حرف بزند.

رئیس - شما پیشنهاد داده‌اید باید در حدود پیشنهادخودتان صحبت کنید.

رحیمیان - میگویم اگر منافع و مضرات این کار را درنظر بگیریم باید اول مصلحت و تقویت ارتش ایران را در نظربگیریم باید اول مصلحت و تقویت ارتش ایران را در نظر بگیریم و مورد توجه و دقت قرار دهیم ما باید کارى کنیم که ایران ازلحاظ نظامى لااقل در ردیف ترکیه و یونان باشد من می‌گویم نکند که این تصادف بکند با منافع آمریکایی‌ها و ما را در این بین قربانى منافع خودشان بکنند (اسدى - اینطور نیست چرا می‌فرمایید؟) بله آقاى اسدى این طور نیست، بنده عرض می‌کنم اگر بنا باشد ما در واقع قربانى بشویم قربانى منافع ایران بشویم قربانى استقلال ایران بشویم قربانى منافع دیگران و سرمایه داران آمریکایى نباید بشوى این حرف بدى است؟ (سزاوار - صحیح است، حرف خوبى است) روى این اصل بنده عرض می‌کنم که صرفاً این نظرهای سیاسى نباید باشد، کشورمان در اینجا یعنى درردیف ترکیه و یونان قرار نخواهد گرفت بند عرض می‌کنم ورود در بلوکى به نفع ما نیست و گذشته از آن بنده صرفاً با این عقیده مخالفم و می‌گویم اگر کشورمان وارد یک بلوکى بشود با تمام و کمال خائنانه است ولى اگر آقایان این را براى کشور مصلحت میدانند چریا به این ارزانى اقلاً پس پول خونمان را شما بگیرید بنابراین بنده می‌گویم مصلحت نیست اگر شما می‌گویید مصلحت است روى مصلحت 15 میلیون نفر فکر کنید این عقیده بنده است تمام شد، بنده فقط در خاتمه عرض می‌کنم هر طور مجلس رأى داد نظر مجلس حاکم است ولى در عین حال جناب آقاى وزیر جنگ بنده عرض می‌کنم ببینید در قم و در همه جا صداى نان بلند شده ما اگر آزاد باشیم و عقیده‌ها آزاد باشد و از این طبقه حاکمه خودمان تقاضا می‌کنیم ما به نان بیشتر از توپ و تفنگ احتیاج داریم به طورى که در برنامه دولت هم گفتم.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - آقاى دکتر شفق.

دکتر مصباح‌زاده - اجازه می‌فرمایید؟

قبادیان - اجازه بنده محفوظ بماند.

رئیس - شما اجازه نگرفته بودید آقاى دکتر شفق بفرمایید.

دکتر شفق - بنده با خروج این لایحه از دستور ازاین لحاظ مخالفت کردم که در باب دستور سابق که دستور فرهنگ و لایحه فرهنگ بود عقیده بنده این بود که رأى بدهیم براى این که عده زیادى از معملین پنج ماه است حقوقشان را نگرفته‌اند و بعد وارد این لایحه بشویم آقایان این لایحه را پیش کشیده‌اند در حالى که آن لایحه ناقص ماند حالا هم می‌فرمایید این لایحه را ناقص کنیم و بپردازیم به لایحه دیگر، من می‌ترسم مثل دولت‌هایى که می‌آیند

+++

 و می‌روند این لایحه هم تصادف بکند با لایحه دیگر و پیشنهاد خروج ازدستور بشود و همین طور بلاتکلیف بماند راجع به این لایحه به خصوص بنده پیشنهاد می‌کنم همین امروز مورد بحث واقع شود (صحیح است) چون بعضى از مطالب در جلسه گذشته گفته شد که به نظر بنده آن مطالب جا دارد مورد توجه آقایان واقع بشود و بعضى ازآقایان نمایندگان نظر خودشان را بگویند به قول مرحوم مدرس سه نمره مطلب بود در جلسه گذشته یکى راجع به مستشاران نظامى آمریکایى یکى راجع به خود تسلیحاتى که مورد معامله هست. یک خلط مبحث عجیبى که عبارت بود از جنبه سیاسى دادن به این موضوع (رحیمیان - این خلط مبحث نیست. دیگران می‌گویند) آنچه راجع به مجلس شوراى ملى و ملت ایران است عزم دارد که به گفته دیگران تا آنجایى که خلاف منطق است اهمیت ندهد (صحیح است) (رحیمیان - خودشان می‌گویند) آن که راجع به مستشاران آمریکایى است دولت ایران همان طورى که با مستشاران مالى یک قراردادى داشته یک عده را خواسته است و هر وقت به موجب اعلامیه رسمى سفیر آمریکا مجلس ایران مقتضى دید که مستشاران آمریکایى یعنى آنان که به عنوان مستشار نظامى به قرارى که امراى لشگرى ما می‌فرمایند کارشان صرف راجع به انتظامات از قبیل سررشته‌دارى است هر موقع که مجلس مقتضى دید این اشخاص کنترلشان خاتمه داده می‌شود و به هیچ وجه من‌الوجوه یک ذره‌ای هم اهمیت سیاسى و نظامى براى ملت ایران ندارد (صحیح است) یک امر بسیار مختصری است و اگر حقیقت را منظور بدارید بی‌خودى سیاست بافى می‌کنند آمدیم به مسئله تسلیحات امروز در تمام دنیا بچه‌های دهساله هم می‌دانند که امریکایی‌ها یک مقدار اسلحه داشتند و این اسلحه زیاد است و از جنگ باقى مانده است و هراج گذاشته‌اند و آن اداره‌ای که اسلح را می‌فروشد دولت آمریکا نیست یک اداره ساده صرف اقتصادى است و ما تنها دولتى، تنها ملتى نیستیم که براى این اسلحه پیشنهادداده‌ا‌یم ملت و دولت‌های دیگرى هم مشترى هستند (اسدى - 27 دولت) یک بازارى است بازار داد و ستد و به موجب توضیحاتى که تیمسار سپهبد وزیر جنگ دادند در جلسه خصوصى و ما هنوز مهلت نداده‌ایم که این توضیحات را اینجا در مجلس هم بدهند این اسلحه را روى اصول اقتصادى از تمام دولت‌ها بیشتر از همه از دولت روسیه شوروى و دولت چکوسلواکى که دیروز صحبت بود و دولت‌های فروشنده دیگر، رسماً دولت ایران به وسیله مراسله رسمى خواسته و این فروشندگان یا نداشتند و یا گران می‌فروختند الان وزارت جنگ رفته سراغ این ارزان‌ترین مقدار اسلحه باز تازه اگر مجلس رأى ندهد ما این اسلحه را نمی‌خریم وزارت جنگ یک پیشنهاد داده لایحه‌ای آورده است بنده می‌خواستم بدانم که این دخالت دادن راجع به امر سیاست چه معنى دارد یک مقدار اسلحه که 10 میلیون تومان ارزش دارد و شاید بیشتر از نصفش بنده نمی‌دانم لوازمى است از قبیل سیم و چرخ اتومبیل این چه مناسبت دارد با ماده ششم قرارداد 1921 با سیاست یا بلوک (صحیح است) ما آقا خودمان بلند می‌شویم اینجا می‌گوییم ما باید پیرو سیاست موازنه باشیم مثل این که ما در این امر پیرو سیاست موازنه نیستیم ما آقا به هیچ وجه من الوجوه یک همسایه‌ای را نسبت به همسایه دیگرى به اندازه یک سر مویى ترجیح نمی‌دهیم و نخواهیم داد (صحیح است) و تبعیض هم نمی‌کنیم و نخواهیم کرد (صحیح است) به عقیده بنده اگر این موضوع براى ما روشن نیست به تمام همسایگان ما و به تمام اهل دنیا کاملاً روشن است که با ده میلیون اسلحه ولو همه‌اش توپ و تفنگ هم باشد نمی‌توانیم با یک دولت متوسط هم بجنگیم و امنیت آن دولت را به خطر بیندازیم (یمین اسفندیارى - فکر آن را هم نداریم) این‌ها آقایان متخصصین نظامى دارند، حساب می‌کنند می‌دانند آن اسلحه که از آنجا می‌آید به درد چه می‌خورد ما می‌خواهیم یک عده اشرار که به هزار اسم و رسم یا خداى نکرده به اسم تجزیه‏ و به اسم انفصال یا نمی‌دانم به چه اسمى که بنده نمی‌دانم چه اصطلاحى برایش بگذاریم اگر پیدا شدند و یک دولت خارجى ایرادى به ما گرفت که شما امنیت داخلى را نمی‌توانید تأمین کنید ما یک اسلحه‌ای لازم داریم آن هم بنده اهلش نیستم تشخیص بدهم ما اسلحه لازم داریم آقایان دیگر هم شاید زیاد در این کار وارد نیستد وظیفه وزارت جنگ ودولت است که ثابت کند ما این اسلحه را که فقط براى استفاده داخلى خودمان است براى جلوگیرى از اشرار داخلى لازم داریم و از بازار تمام دنیا هم خواسته‌ایم و رسماً دولت شوروى و چکسلواکى جواب داده‌اند که ما این اسلحه را نداریم این است که بنده پیشنهاد می‌کنم که مذاکرات در این باب اجازه بدهید ادامه داده شود که این مسئله روشن بشود و حل و فصل بشود و رأى گرفته شود (صحیح است) و بعد برسیم به یک موضوع دیگر (صحیح است)

رئیس - آقاى وزیرجنگ.

وزیر جنگ - آقاى نماینده محترم رحیمیان فرمودند که در بعضى از جراید نوشته شده است که دولت ایران یک قرارداد نظامى با دولت ممالک متحده آمریکا بسته است بنده خودم هم این را در یکى از روزنامه‌ها خواندم در هفته قبل که مصاحبه‌ای با مدیران جراید در باشگاه افسران داشتیم بنده این موضوع را جداً تکذیب کردم و ضمناً اضافه کردم که مملکت ما یک مملکت مشروطه و پارلمانى است (صحیح است) هیچ نوع قراردادى بدون تصویب مجلس شوراى ملى رسیمت ندارد (صحیح است) و اگر شبهه را هم قوى بگیریم که یک چنین قراردادى هم هست این قرارداد از درجه اعتبار ساقط است (صحیح است، احسنت) در صورتى که اجازه بفرمایند، جواب آقایان را در چند دقیقه عرض می‌کنم (نمایندگان - بفرمایید) چون در ضمن مذاکرات جلسه 25 بهمن ماه از طرف آقایان نمایندگان محترم مطالبى اظهار شد که بایستى جواب آنها به عرض مجلس شوراى ملى برسد لذا به طور مقدمه معروض می‌دارد که بنده از اولین روز تصدیب وزارت جنگ در نظر گرفتم از هر فرصتى استفاده نموده وضعیت ارتش را در مجلس شوراى ملى کاملاً تشریح کنم تا براى نمایندگان محترم و عموم ملت ایران هیچ نقطه ابهامى نسبت به ارتش باقى نماند.

در اثر همین تصمیم راجع به مسائلى که مطرح می‌باشد آنچه لازم بود در جلسات علنى به عرض رسید و اگر هم راجع به موضوع تسلیحات ارتش تمناى جلسه خصوصى شد نه براى این بود که مطالبى را از نظر ملت ایران مکتوم نگاه دارم بلکه چون گزارش راجع به تسلیحات متضمن ارقام و اعدادى بود که شاید انتشار آن‌ها مطابق اصول کلى به صلاح کشور نبود (صحیح است) به این واسطه در طى دو جلسه خصوصى از روى همین اعداد و ارقام کلیه مسائل مربوط به تسلیحات ارتش را از 1310 به بعد مفصلاً به استحضار آقایان رسانیدم و معلوم شد که چه داشتیم و چه از دست رفته و چه موجود داریم و وضعیت آنچه داریم از چه قرار است و اگر بخواهیم نیروى مسلحى به هر اسم و عنوانى داشته باشیم به تناسب وسعت کشور و مأموریت این نیرو چه نواقصى داریم و بالاخره مملکت هر قدر هم کوچک و ناتوان باشد براى برقرارى امنیت و حفظ حدود و ثغور خود چه احتیاجاتى دارد (یمین اسفندیارى - آقاى رحیمیان توجه بفرمایید جواب شما را می‌دهند) خلاصه تصور می‌کنم وضعیت تسلیحات ارتش و احتیاجات ضرورى آن براى آقایان کاملاً روش شده باشد. با وصف این چون در طى مذاکرات جلسه قبل بعضى از آقایان نمایندگان محترم براى معامله با آمریکا جنبه خاصى قائل شدند مجدداً عرض می‌کنم بنا بر مدارکى که در جلسه خصوصى ارائه شد چون احتیاج وزارت جنگ به این وسایل محرز و مسلم بود از یک سال نیم پیش براى جبران قسمتى از نقایص تسلیحاتى ارتش مطالعات شروع شد و به دول بزرگ فروشنده یعنى دولت شوروى و انگلستان و بعداً آمریکا مراجعه گردید و پس از وصول پیشنهاد شرایط و قیمت‌هاى این دول و مقایسه آن‌ها با یکدیگر معلوم شد که قیمت‌های پیشنهادى دولت آمریکا به مراتب ارزان‌تر و شرایط معامله هم خیلى سهل‌تر است مثلاً قیمت یک خمپاره انداز را دولت شوروى، 8410 ریال و دولت انگلستان 19/ 17 لیره (قریب به 6000 دلار) و دولت آمریکا از 30 تا 59 دلار (960 تا 1800 ریال) یعنى قیمت یک خمپاره انداز 50 میلیمترى 30 دلار یعنى 960 ریال و 81 میلیمترى 59 دلار یعنى 1800 ریال و قیمت یک نارنجک دستى را دولت شوروى 78 ریال و دولت انگلستان براى 12 نارنجک 1/ 19 لیره و دولت آمریکا جهت هر نارنجک 8 سنت یعنى 48 شاهى پیشنهاد داده بودند.

طبیعى است هر خریدارى در معامله همیشه طالب ارزانى جنس و سهولت معامله است و به همین جهت وقتى که گزارشات هیئت مأمور مطالعه اجناس مازاد ارتش آمریکا واصل شد و به استحضار دولت رسید در همان وقت از طرف دولت تصمیم گرفته شد که اجناس مورد لزوم از مازاد ارتش آمریکا خریدارى شود و چون این تصمیم در اواخر کار دولت سابق گرفته شد و مسائل مهم‌تری در پیش داشتند علیهذا فرصت نیافتند که لایحه آن را به مجلس شوراى ملى بیاورند.

وقتى دولت فعلى سرکار آمد و به سوابق امر مراجعه کرد چون این معامله را به دلایل به صرفه ایران تشخیص داد تصمیم دولت قبل را تأیید و لایحه خرید را به مجلس شوراى ملى تقدیم نمود.

اما این که نماینده محترم آقاى اقبال فرمودند به طورى که اطلاع دارند دولت مصر از دولت چکسلواکى اسلحه می‌خرد چرا ما از آمریکا می‌خریم باید به عرض برسانم که دولت مصر هم سفارش‏ عمده‌ای به دولت

+++

 آمریکا داده و ضمناً ممکن است ازدولت چکسلواکى هم مقدارى اسلحه بخرد ولى باید در نظر داشت که اولاً هردولتى با آن شرایطى که ما می‌خواهیم معامله کنیم حاضر نیست ثانیاً به طورى که ما اطلاع داریم امروز خرید اسلحه از چکسلواکى خالى از اشکال نیست.

ضمناً بعضى از آقایان نمایندگان سؤال فرمودند که چرا معامله نقداً صورت نمی‌گیرد علت آن دوچیز است اولاً دولت اعتبار موجود به ارز ندارد که نقداً بپردازد ثانیاً وقتى می‌شود معامله‌ای را با شرایط خیلى مناسب به اقساط 12 ساله انجام داد چه لزومى دارد که تبدیل به معامله نقد بشود (صحیح است).

برخى از آقایان نمایندگان محترم هم راجع به جنبه سیاسى این معامله اظهار نگرانى فرمودند که براى رفع سوءتفاهمى باید عرض کنم که این معامله ابداً جنبه سیاسى ندارد (صحیح است) بلکه یک معامله خیلى عادى و ساده است که در قبال آن هیچ گونه تعهدات سیاسى ایجاب نمی‌شود چنآن که آقایان استحضار دارند قبل از جنگ هم دولت ایران به ممالک مختلف مانند چک اسلواکى و سوئد و بلژیک و آمریکا و انگلیس و آلمان و شوروى مراجعه نمود و شرایط هر کدام مناسب‌تر بود با آنان معامله می‌کرد امروز هم پس از مراجعه به سه دولت بزرگ فروشنده چون شرایط پیشنهادى دولت آمریکا مناسب‌تر بود تصمیم گرفت با آن دولت معامله کند و جاى بسى تأسف است که اگر کسى بخواهد به چنین معامله ساده‌ای رنگ سیاسى بدهد (صحیح است)

نماینده محترم آقاى مکى ضمن فرمایشات خودشان اظهار داشتند مملکتى که هیچ چیز ندارد خوب است اول به فکر موتوریزه کردن قسمت‌های فلاحتى خود برآید و بعد ارتش.

تصور می‌کنم هیچ ایرانى پیدا نشود که آرزو نکند این قبیل ترقیات در تمام شئون کشور صورت عمل به خود بگیرد و موتوریزه شدن دستگاه فلاحتى کشور نیز جزو آرزوهاى ما است اما بنده عقیده دارم تا اوضاع صناعتى کشور منجمله ساختن موتور استوار نگردد اقدام به موتوریزاسیون در هرقسمتى مستلزم مخارج بسیار کمر شکنى می‌شود و حتى براى ارتش هم مقدور نخواهد بود مگر با کمک ممالک صنعتى زیرا یک لشکر موتوریزه سواى سلاح‌هایى که داراى کشش موتورى است باید لااقل 1000 کامیون باتناژ مختلف در اختیار داشته باشد به این واسطه معتقدم که موضوع موتوریزاسیون ارتش فعلاً مقدور ما نیست و به همین جهت جزو این لایحه هم منظور نشده است.

اما موضوع مانور سیاسى یا تشبیه کشورهاى شرقى به آزمایشگاه که به آن اشاره فرمودند ممکن است در بعضى موارد صدق بکند ولى در مورد این معامله مصداق ندارد زیرا کشورهاى زیادى اعم از غربى و شرقى از مازاد ارتش آمریکا خریدهایى نموده‌اند و اختصاصى به مملکت ما ندارد به علاوه باید در نظر داشت که ما در صدد خرید برآمده‌ایم و آن‌ها اصرارى به فروش ندارند.

اما این که آقاى اقبال و آقاى مکى قائل بودند که این معامله باید جریانات خاصى و نیم کاسه‌ای زیر کاسه باشد (فولادوند - اشتباه کردند) و حتى اطلاع دارند که این معامله به حسب ظاهر ده میلیون دلار و در باطن هفتاد میلیون دلار است و قطعاً سرى در کار هست بایدعرض کنم:

در این کار هیچ سرى متصور نیست جز این که کشور آمریکا یک کشور صنعتى و داراى میلیون‌ها کارگر است و براى این که دستگاه صنعتى او نخوابد و کارگران بیکار نمانند گاهى محصول کارخانجات خود را به قیمت نازل می‌فروشد که با ایجاد کارهاى جدید از بیکارى کارگران خود جلوگیرى نماید و جبران این ضرر را از راه دیگرى می‌کند.

این که نماینده محترم آقاى حائرى‌زاده فرمودند ما با کسى جنگ نداریم که اسلحه لازم داشته باشیم بنده هم در این قسمت با ایشان هم عقیده هستم و صریحاً عرض می‌کنم که ما هم به فکر جنگ نیستیم چنآن که در جنگ‌های گذشته دولت و ملت ایران کراراً بی‌طرفى خود را اعلام داشته‌اند و در صلح طلبى همیشه پیشقدم بوده‌اند اما با تمام این احوال آیا در این دنیاى پرحادثه ما نباید به فکر حفظ آب و خاک خود از تجاوز دیگران باشیم و لااقل بتوانیم از حقوق حقه خود دفاع نماییم؟ (صحیح است) (آشتیانى‌زاده - با ده میلیون دلار نمی‌شود خیلى بیشتر لازم دارد) از طرف دیگر جنگ‌های امروزه اصولاً جنگ تکنیک و صنعت است و کشورهایى که از حیث صنعت عقب مانده‌اند حتى نمی‌توانند به فکر مبارزه با یک کشور صنعتى بیافتند و اگر بخواهند تمام وسایل تکنیکى و صنعتى خود را از دیگران بخرند حتى با چند میلیارد از عهده این کار برنمى‌آیند چه رسد به ده میلیون دلار.

در خاتمه از عرض این نکته ناگزیر است گرچه نظرهاى سیاسى داراى نکات خیلى باریک و ظریفى است که در فکر ما سربازان نمی‌گنجد و در این باب از اظهار عقیده خوددارى می‌کنم ولى بنابر تجربیات گذشته آنچه مشهود و معلوم است در اکثر موارد بدبختانه ما هم چوب خورده‌ایم و هم پیاز و هم جریمه داده‌ایم دیگر عرضى ندارم و تصویب لایحه تقدیمى منوط به نظر نمایندگان محترم است.

نمایندگان - احسنت، احسنت.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - پیشنهادى که شده بود راجع به خروج از دستور بود آقایانى که موافق با خروج از دستور هستند قیام کنند (کسى برنخاست) تصویب نشد.

پیشنهادات به ترتیب قرائت می‌شود:

 (پیشنهاد آقاى گنجه‌ای به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم جمله مربوط به سود اقساط خرید ساز و برگ ماده واحده حذف شود.

مکى - بنده پیشنهاد داده بودم که لایحه فرهنگ مقدم باشد.

بعضى از نمایندگان - آن رد شد مجلس رأى داد که این لایحه در دستور باشد.

مکى - آن خروج ازدستور بود این ورود در دستور است.

رئیس - وقتى که رأى دادند این لایحه در دستور باشد دیگر شما نمی‌توانید این پیشنهاد را بکنید پیشنهاد آقاى گنجه‌ای را دو مرتبه قرائت کنید (به شرح قبل خوانده شد) آقاى گنجه‌ای بفرمایید.

گنجه‌ای - بنده تصور می‌کنم معدودى از همکاران محترم این معامله و خرید را با استقراضى که در گذشته از بیگانگان نموده بودیم مخلوط کرده‌اند البته هم آقایان از آن قروضى که شده خاطر خوشى ندارند و ضرر و زیان فراوانى از آن متحمل شده‌ایم و از همه مهم‌تر ضررهاى معنوى این قروض بود که موجب شد که بعد از این عناوینى بشود و مداخلاتى در امور سیاسى و داخلى کشور ما رخ بدهد بقیة‌السیف این نوع قروض همان‌هایى بود که در جلسات گذشته موقعى که سه دوازدهم بودجه در اینجا مطرح بود یکى از نمایندگان طرح کرد و به اتفاق آراء رأى داده شد که دولت با پرداخت کردن این قرض لوث این ننگ را از دامن ملت پاک کند (اردلان - آقاى نراقى فرمودند) ولى این خرید اقساطى با آن قروض دوره منحوس طرف مقایسه نیست این یک معامله‌ای‌ است که ملت ایران براى رفع نیازمندی‌های خود با طیب خاطر حاضر به معامله شده است (صحیح است) ولى بنده تعجب می‌کنم در این معامله سود و بهره براى چیست؟ اگر شما با یک بازرگانى معامله اقساطى می‌کنید یا بکنید آیا به آن اقساط بایستى سودى هم منظور کرد؟ این نوع معاملات به عقیده بنده مخصوص مؤسسات صرافى و بانکى است دولت یعنى دولتى که در هر صورت فقیر است گمان نمی‌کنم که شایسته باشد که ما براى این معامله یک سودى قائل بشویم که به تدریج بپردازیم و به علاوه بایستى آقایان توجه کرد که این بدهى که ملت ایران عهده‌دار پرداخت خواهد بود به محل‌های تولیدى مصرف نمی‌شود که ما فکر بکنیم از درآمد تولیدى یا انتفاعى آن یک مبلغى براى سود یا بهره این قرضه تخصیص بدهیم و اگر آقایان درست توجه بفرمایند این ده میلیون در دو ساله اولى که ما باید بپردازیم از آن سالى که اقساطش شروع می‌شود هر سال در حدود 250 هزار دلار بایستى به کم و بیش از بابت سود و بهره تجارتى بدهیم که بعد که به تدریج قرضه ما تقلیل پیدا می‌کند به همان تناسب البته سود این کمتر خواهد شد و روى هم رفته اگر حساب بکنیم شاید در پایان دو، سه میلیون دلار سود بهره این قرضه خواهد بود (یمین اسفندیارى - این طور نیست آقا) چرا این طور است. عرض دومم این است که در تبصره یک که دولت مکلف شده قرار پرداخت هزینه حمل و نقل و بیمه و باربرى را به ترتیب اقساط اصل بهاى خرید بپردازد اینجا روشن نیست که آیا به این مبلغى که از این پارگراف حاصل می‌شود آیا ما به او هم سود و بهره‌ای خواهیم داد؟ و اگر بنا باشد به آن هم سود و بهره اى بدهیم چون این یک طورى تنظیم شده این تبصره که می‌رساند که به آن مبلغ هم شاید ما بهره و سودى بدهیم (دکتر امینى - بعداً باید دولت مذاکره کند) بسیار خود حالا آن را بنده می‌گذارم براى بعد ولى اگر بنا شد به آن هم سودى تعلق بگیرد این سود شاید به مبلغ بیشترى تجاوز خواهد کرد بنابراین بنده عقیده‌ام این است و پیشنهاد می‌کنم این جمله حذف شود کشور ما براى اصلاح اصول کشاورزى و عمران و آبادى خود نیازمند به سرمایه‌های معتنابهى است که همه منتظریم که دولت کنونى با بانک بین‌المللى که خودمان نیز از صاحبان سرمایه او هستیم مذاکره‌ای کرده و لوایحى بیاورد و براى این قسمت یک قرضه‌هایى

+++

 که بتوانیم ما با آن وجوه کشاورزى یا فرهنگ یا بهداشت خودمان را اصلاح کنیم و یک درآمدهایى انتفاعى داشته باشیم این نظر من است و من گمان می‌کنم که اگر این مطلب اینجا تصویب بشود که ما به هرقرضه‌هاى بزرگى، یک قرضه‌های معتنابهى، یک قرضه‌های سیصد میلیونى، چهار صد میلیونى استقراض بکنیم زیرا ما تنها قدرت پرداخت سود آن‌ها را نخواهیم داشت تا چه رسد به اصل قضیه این است که بنده پیشنهاد می‌کنم که موافقت بفرمایید این موضوع سود از این لایحه حذف بشود.

دکتر عبده - اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - آقاى دکتر عبده شما عضو کمیسیون هستید؟

دکتر عبده - بلى.

رئیس - بفرمایید

دکتر عبده - عرض کنم که بنده خیلى خوشوقتم که آقاى گنجه‌ای ترجمان احساسات ما بودند و مخصوصاً گفتند که ملت ایران موافق با این قرض است براى این که این قرض را با سایر قروض مقایسه نمی‌کندو دلیل هم دارد دلیلش هم طرز رفتار ممالک متحد آمریکا است با این که در ادوار مختلف در مواقعى که موقعیت این کشور بسیار حساس بوده (صحیح است) خوشبختانه ملت ایران به کمک و مساعدت ما برخاسته که در 1919 با اعلامیه استقلال ایران در موقعى که استقلال این مملکت در خطر بود چه در موقع امضاى اعلامیه تهران براى این که تاریخ نشان داد که اعلامیه تهران ابتکارش در دست مرحوم روزولت بود. (یکى از نمایندگان - رجال ایران این کار را کردند ابتکارش در دست این‌ها بود) رجال ایرانى البته آن طورى که بنده اطلاع دارم حسن‌نیت و رفتار رجال ایرانى نمونه بود و زمامداران آمریکا مبتکر این کار شدند و موافقت کردند با نظریه رجال ما و همین طور در مورد اختلاف‌هایى که ما داشتیم به طور بارز سیاسى نشان می‌دهد تاریخ سیاسى نشان می‌دهد که زمامداران آمریکا با استقلال و تمامیت مملکت ما کمال موافقت را کردند (صحیح است) و به همین دلایل ما این قرض را با سایر قروض قیاس نمی‌کنیم و یقین داریم که هیچ وقت دولت آمریکا براى پرداخت این قروض ما را تحت فشار سیاسى نخواهد گذاشت و راجع به پیشنهاد آقاى گنجه‌ای بنده هم کاملاً موافقم (مهندس رضوى - از کجا می‌دانید؟) به دلیل گذشته عرض کنم بنده وقتى که با جنابعالى دوستى می‌کنم به دلیل روابط گذشته است که با جنابعالى دارم و به همین جهت می‌شود آن را قضاوت کرد (صحیح است) در روابط بین دو دولت هم همین طور است آقا وقتى ما از یک دولتى جز محبت چیزى ندیدیم، می‌بینیم که در ادوار گذشته براى حفظ استقلال و تمامیت ما کم کرده مساعدت کرده می‌توانیم خوشبین باشیم باید هم همین طور باشد به علاوه ما تنها مدیون کمک آمریکا نیستیم 27 ملت از جمله یوگوسلاوى و چکسلوکى از دولت آمریکا استفاده کرده‌اند به عناوین مختلف بنده خیال نمی‌کنم که یک دولت آمریکایى اگر هم بخواهد بتواند اعمال فشار بیاورد به 27 دولت در هر حال بنده می‌خواهم این استفاده را بکنم که چون ما به تاریخ سیاسى ایران نگاه بکنیم می‌بینیم موقعى که بین دو همسایه شمالى و جنوبى ما وحدت نظر بوده این وحدت نظر معمولاً به ضرر مملکت ما تمام شده (صحیح است) به همین جهت وطن پرستان و میهن دوستان ما همیشه در این گونه مواقع سعى می‌کردند متوسل بشوند به یک دولت ثالثى و آن‌ها را ذینفع بکنند براى آن که استقلال و تمامیت این مملکت را حفظ بکنند. شما خیال می‌کنید آن موقعى که یک عده‌ای از ایرانیان متوسل شدند به آلمان براى این که استقلال این مملکت حفظ شود آن‌ها مردم خائنى بودند؟ (معتمد دماوندى - معلوم نیست آقا) آن‌ها این طور فکر می‌کردند که براى نجات از فشار روس و انگلیس یک دولت ثالثى را مداخله بدهند براى این که استقلال و تمامیت این مملکت نگاهدارى بشود عرض می‌کنم این نظر بنده است ممکن است آقایان نظر دیگرى داشته باشند. (معتمد دماوندى - شما صحبت دیگرى بفرمایید آن‌ها باید در محکمه ملى محاکمه بشوند) عقیده من این است از مجموع اخبارى که ما امروز می‌شنویم ممکن است وحدت نظریاتى بین همسایه جنوبى و شمالى ما باشد و ما ترسناک هستیم از ساختن بین این دو که مثل خربزه و عسل هستند چون ما همیشه ضرر کرده‌ایم و منافع ملت ایران ایجاب می‌کند که از آن دوستى که همیشه براى حفظ استقلال و صیانت و تمامیت ما کمک کرده دراین موقع هم استفاده کنیم آنهایى که نمی‌خواهند این کار بشود همان‌هایى بودند که آمدند پیشنهاد کردن در ازاء آن کالاهاى راه‌آهن که ما خریدیم نقداً پول پرداخته شود براى چه؟ براى اینکه نمی‌خواستند دولت آمریکا در کار ما نظر داشته باشد تا ما در تحت فشار آنهایى که همیشه از آن‌ها رنج دیدیم همیشه در زحمت دیدیم خرد بشویم و له بشویم (صحیح است ، احسنت) بنده دخالت یعنى نظر داشتن دولت ثالث درکار ایران آن هم دولت آمریکا به شهادت تاریخ به مصلحت ایران تشخیص می‌دهم و این را عرض می‌کنم به عنوان یک ایرانى وطن پرست عرض می‌کنم، (اقبال - ابداً به مصلحت مملکت نیست این چه حرفى است می‌فرمایید) آقاى اقبال بگذارید عرض کنم جنابعالى آمدید اینجا پشت تریبون حرفى زدید که فقط از رادیوى مسکو و رادیوى خارجى باید شنید (اقبال - من هم اگر یک سفرى به آمریکا می‌رفتم مثل تو صحبت می‌کردم) من اگر به وطن پرستى شما سابقه نداشتم تردید می‌کردم (اقبال - چرا هو می‌کنید همه شما را می‌شناسند تردید می‌کردم! چى را تردید می‌کردید؟) در هر حال بنده از این مطلب می‌گذرم راجع به پیشنهادى که آقاى گنجه‌ای کردند می‌خواستم این نکته را عرض کنم که ما البته دلمان می‌خواهد که یک قرضى بکنیم و منفعت ندهیم ولى این معامله طرفینى است یعنى باید طرف قبول بکند و مذاکراتى که تاکنون شده این مذاکرات کاملاً می‌رساند که شاید حاضر نباشد بدون منفعت به شما قرض بدهد و در هیچ کجاى دنیا قرضى بدون منفعت عملى نیست (دکتر راجى- قرض نیست) معذلک بنده خیال می‌کنم براى این که نظر آقاى گنجه‌ای تأمین بشود (معتمد دماوندى - قرضى نیست یک معامله بازرگانى است) قبول بفرمایید که این پیشنهاد این طور اصلاح بشود که دولت مکلف است که با دولت ایالات متحده آمریکا وارد مذاکره بشود و براى عدم پرداخت سود سالیانه سعى لازم را بنماید اگر ما دولت را مکلف کنیم که مذاکره بکند این به جا است و به طور کلى این نظر را بنده در سایر پیشنهاداتى که می‌شود دارم براى این که مذاکراتى شده که این مذاکرات به این نتیجه رسیده و این قانون از قوانین عادى نیست که ما بتوانیم با پیشنهاد مدلول آن را تغییر بدهیم براى این که یک طرف دیگر هم هست که باید آن را قبول بکند. آقایان نظریاتى که دارند ممکن است به این طریق بدهند.

رئیس - آقاى دکتر عبده مختصر بفرمایید.

دکتر عبده - اطاعت می‌کنم، بنده می‌خواهم یک نظرى عرض کنم که سایر پیشنهاداتى که شده آقایان موافقت کنند و پس بگیرند نظر بنده این است که هر تغییرى که می‌خواهند بدهند این تغییر را خواهش می‌کنم این طور بدهند که دولت مکلف است با ایالات متحده آمریکا مذاکره بکند براى این که موافقت آن‌ها را جلب بکند و به طور کلى منظور این است که پیشنهادى نشود که مدلول این قانون را تغییر بدهد بدون این که نظر قبل طرف یعنى فروشنده جلب کرده باشیم.

دکتر اعتبار - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم.

رئیس - عرض کن هر یک از نمایندگان در اظهار عقیده خودشان آزادند وهیچ لازم نیست که عقیده دیگران را تکذیب بکنند و افکار و آزادى عقاید را باید محترم شمرد و بنده هیچ موافق نیستم که در اظهار عقیده به هم پرخاش بکنند. آقاى اردلان وزیر راه.

دکتر اعتبار - اخطار نظامنامه‌ای مقدم است.

اردلان (وزیر راه) - راجع به پیشنهاد نماینده محترم آقاى گنجه‌ای بنده می‌خواهم عرض کن که همین طور که آقاى دکتر عبده فرمودند چون مسئله طرفینى است نمی‌شود در این معامله یک تغییر قطعى از طرف مابشود (صحیح است) این است که خواهش می‌کنم اگر ممکن است مسترد کنند و همین تذکرى که دادندباعث خواهد شد که دولت در این باب قبلاً صرفه ایران را در نظر بگیرد و مذاکره کند و هر قدر توانست به صرفه ملت و مملکت ایران معامله را انجام بدهد نسبت به سود هم شاید کارى بکند ولى خواهش می‌کنم که مکلف نکنید چون که ممکن است باعث عدم انجام معامله بشود (صحیح است) یک نکته‌ای را بنده اینجا به نظر خودم لازم دانستم که به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم حق دارند هر پیشنهاد دولت را از هر نقطه نظر که خودشان قضاوت می‌کنند از همان نقطه نظر دفاع کنند یا مخالفت کنند در این باب هیچ شبهه‌ای نیست و نمی‌شود محدودیتى قائل شد. ولى این تمنا ممکن است از طرف دولت بشود براى این که نظر دولت دراین باب هیچ نظر سیاسى نبوده (صحیح است) و یک موضوع ساده تجارتى است بنده چون خودم در همین چند روزه تصدى که در کار راه پیدا کردم می‌بینم خرید لوکوموتیو مطرح است در 1319 دولت ایران با دولت انگلیس قرار خرید 24 لوکوموتیو را می‌دهد به واسطه جنگ هم این

+++

لوکوموتیو تحویل نشده حالا می‌گوید اگر پولش را صدى چند اضافه قرار این کار را می‌دهیم و ممکن است وارد معامله بشویم ولى دولت قبول نمی‌کند و قرارداد به قوت خود باقى است از این جهت عرض می‌کنم که با پیشنهادی که می‌شود ممکن است هیچ دولت حاضر نشود که واقعاً یک همچو معامله‌ای را با ما بکند آیا آن وقت می‌شود به دولت اعتراض کرد که چرا لوکوموتیو از انگلیس خریدید و از کشور دیگر نخریدید خوب این معامله‌ای است نگاه می‌شود چه کسى ارزان‌تر و بهتر و مناسب‌تر با دولت معامله می‌کند و دولت هم آن را معامله می‌کند (صحیح است) و راجع به خرید اسلحه هم با توضیحاتى که تیسمار وزیر جنگ دادند به نظر بنده مطلب خیلى روشن شد براى آقایان و بنده نباید دیگر عرضى بکنم ولى این را تنمی می‌کنم که موضوع یک معامله ساده تجارتى است براى رفع احتیاجات داخلى ما و مخلوط به کار سیاسى ما نشود به علاوه با بودن سازمان ملل متفق هیچ دولت ثالثى نمی‌تواند به حقوق داخلى یک مملکتى مداخله بکند (صحیح است، آفرین) و بنده می‌خواستم از آقا گنجه‌ای بخواهم که این پیشنهادرا مسترد بکند.

رئیس - آقاى مخبر شما چه نظر دارید؟

دکتر مصباح‌زاده - (مخبر) بنده می‌خواستم ازیشان استدعا کنم که پیشنهادشان را پس بگیرند همان طورى که آقایان وزراء فرمودند دولت در ضمن مذاکره‌ای که براى اصل معامله با دولت آمریکا می‌کند در این خصوص هم مذاکره می‌کند که بلکه ما سود ندهیم و مطلب دیگر هم این است که به طورى که بنده اطلاع دارم سودى که دولت آمریکا از ما می‌گیرد خیلى کمتر است از سودى که از سایر کشورها در معاملات گرفته است.

رئیس - آقاى گنجه‌ای مسترد کردید یا رأى گرفته شود؟

گنجه‌ای - چون دولت موافقت کرد که در این به اره مذاکره کند بنده پیشنهاد خودم را مسترد می‌کنم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر خوانده شد)

پیشنهاد می‌کنم که لایحه به کمیسیونى که از کمیسیون‌های بودجه و خارجه و نظام تشکیل می‌شود احاله شود، اقبال.

رئیس - آقاى اقبال.

اقبال - بنده قبل از این که وارد توضیح در باره پیشنهاد خودم بشوم با کمال احترام تذکرى به مقام محترم ریاست مجلس داشتم توجه می‌فرمایید آقاى رئیس به حضرتعالى عرض می‌کنم‏...

رئیس - به بنده لازم نیست بفرمایید شما صحبت خودتان را بکنید.

اقبال - عرض کنم در یکى دو جلسه پیش آقاى رئیس مجلس براى این که وضع جلسات مجلس حفظ شود و مجلس موفق بشود که بیشتر انجام وظیفه کند تصمیم گرفتند و تصمیمشان را هم قبلاً اعلام فرمودند که من ساعت چهار و نیم بعد از ظهر هر روز جلسه می‌آیم ودر کرسى ریاست می‌نشینم و نیم ساعت صبر خواهم کرد و اگر آقایان حاضر نشدند جلسه را ختم می‌کنیم، یکى دو جلسه این تصمیم را به موقع اجرا گذاشتند و واقعاً ازش نتیجه گرفتیم امروز متأسفانه قدرى در این تصمیم تغییر حاصل شد و ایشان یک ربع به ساعت شش مانده تشریف آوردند به مجلس. من می‌خواهم از ایشان استدعا کنم که همان تصمیم قبلى را اجرا کنند و همان ساعت تشریف بیاورند (صحیح است) و مجلس تشکیل بشود و به این کارهاى زیادى که هست رسیدگى شود. در جلسه پریروز که بنده با این لایحه مخالفت کردم و خدا را گواه می‌گیرم و به شرافتم قسم می‌خورم که از روى کمال حسن عقیده و کمال صمیمیت به اجرای وظیفه مقدس نمایندگى ملت این عرایض را کردم (صحیح است) صد تا تلفن و نامه تبریک به من رسیده است که همه از این اقدام و مذاکره من تشکر کردند (دکتر عبده - ممکن است اسامى آن‌ها را بفرمایید) ننوشته‌ام عرض کنم به من نوشته‌اند و از من تشکر کرده‌اند باور بفرمایید این تشویقات است که انسان را به خدمتگذارى تشویق می‌کند و من از میان آن مراسلات و آن تلگراف‌ها یک نامه‌ای را که یک نفر دانشجو به من نوشته است می‌خوانم که آقاى دکتر عبده هم توجه بفرمایند.

رئیس - این مربوط به پیشنهاد شما نیست اگر می‌خواهید که من نظامنامه را رعایت بکنم سعى بفرمایید که در اطراف پیشنهاد صحبت شود.

حاذقى - اجازه بدهید دانشجو تحصیلاتش را بکند.

دهقان - آقاى اقبال این نامه را به طور خصوصى به مقام ریاست بدهید.

اقبال - از این هم گذشتیم حالا می‌رسیم به یک چیز دیگر مگر بفرمایید که مربوط نیست...

رئیس - آنچه که مربوط به پیشنهاد است من نمی‌گویم و مانعى ندارد.

اقبال - عرض کنم که آقاى فولادوند در ضمن صحبتشان در جلسه قبل فرموده بودند مستشارانى که ما از دولت آمریکا در خدمت خودمان داریم (اردلان - این هم مربوط به پیشنهاد نیست) این هم مربوط به پیشنهاد نیست؟ چرا؟ بگذارید صحبت کنم مطالب روشن بشود آقاى اردلان...

رئیس - آقاى اردلان بگذارید صحبت کنند...

اقبال - عرض کنم که گفتند این‌ها نماینده دولت بزرگى یعنى آمریکا هستند البته من هم مثل تمام ملت ایران و دولت و ملت آمریکا را یکى از بزرگ‌ترین دولت و ملت‌های آزادى خواه دنیا میدانم محل تردید نیست کسى در این حرف‌ها تردیدى ندارد و من در نطق خودم گفتم که دولت آمریکا و ملت آمریکا قبل از جنگ بین‌المللى دچار یک زحمت و یک خسارتى می‌شد این‌ها واقعاً یک کمک‌هایى می‌کردند و کمک‌هایى که آن وقت می‌کردند به هیچ وجه نمی‌شد جنبه دخالت در سیاست‌های داخلى و کارهاى عمومى کشور دیگر تعبیر کرد آمریکایی‌ها در کشور ما مدارسى درست کردند که امروز یک عده زیادى از رجال ما تربیت شد همان مدارس هستند و ما نهایت تشکر را داریم بیمارستان‌هایى تأسیس کردند که صدها هزار نفر از مرضی ما را مداوا کردند و نجات دادند این‌ها به جاى خودش باقى است ولى عرض کنم صحبتى که ما می‌کنیم مربوط به مملکت خودمان است و هیچ ربطى به دولت آمریکا ندارد و من به دولت خودمان گفتم و به دولت خودمان می‌گویم که خرید این اسلحه به صلاح ملت ایران نیست البته دولت آمریکا با آن سرمایه سرشارى که دارد احتیاجى ندارد که ما ده میلیون دلار بدهیم و اسلحه بخریم هیچ وقت چنین احتیاجى ندارد و تقاضا نکرده است ما مصلحت خودمان را باید درنظر بگیریم من عقیده‌ام این است که این کار مصلحت ما نیست بنابراین من در صحبت‌های خودم قصد اهانتى به دولت و ملت آمریکا ندارم و این را اگر کسى این طور تعبیرکرده باشد اینجا می‌گویم که بد تعبیر کرده البته دولت آمریکا با ما جز نظر دوستى ندارد این مسلم است ولى بعضى دوستی‌ها هست که به ضرر ما تمام می‌شود منجمله همین موضوع دوستى با دو کشور بزرگى که در همسایگى خودمان داریم و همان طور که آن روز عرض کردم باید با نهایت صداقت و صراحت با آن‌ها رفتار کنیم اگردر این مملکت مستشاران آمریکایى نبودند شاید بنده با این لایحه مخالفت نمی‌کردم ولى چون مستشاران آمریکایى امروز در وزارت جنگ و در ژاندارمرى و قواى انتظامى این کشور هستند بنابراین من با این لایحه مخالفم و با خرید اسلحه آمریکایى به کلی مخالفم من آن روز عرض کردم باز هم تکرار می‌کنم ما به ارتش خودمان افتخار می‌کنیم ما به ارتش خودمان احتیاج داریم ارتش ما حافظ ناموس ملى ما است ارتش ما حافظ تاج و تخت پادشاه ما است اینرا هیچ کس تردیدى ندارد ولى من می‌گویم بهانه‌ای به دست دیگران نباید داد این مکرر امتحان داده من آن روز عرض کردم حالا باز تکرار می‌کنم ما از دولت شوروى همسایه بزرگ شمالى خودمان تقاضا می‌کنیم که به پیروى از نیات آزادى خواه بزرگ دنیا لنین با ما با نهایت جوانمردى و دوستى رفتار کنند پول‌های ما را بایستى بدهند (صحیح است) آن قصبه فیروزه را بایستى بدهند و می‌خواهیم از دمکرات‌های قلابى آذربایجان حمایت نکنند پیشه‌ورى و غلام یحیى در این مملکت پیدا نشود ما این تقاضا را با کمال شدت از دولت بزرگ همسایه خودمان داریم همین جور از همسایه جنوبى خودمان هم تقاضا داریم که در قرارداد شرکت نفت ایران و انگلیس حتماً تجدید نظر کند قواى ما در بحرین وارد شود از دولت آمریکا هم می‌خواهیم که به ما کمک‌های کشاورزى کنند به ما تراکتور بدهند لوکوموتیو بدهند در کشور ما مدرسه تأسیس کنند ولى اسلحه به ما ندهند این اسلحه مثل بمب خطرناکى براى ما است این عقیده من است و از این عقیده‌ام برنمی‌گردم‏...

مکى - احسنت همین سیاست موازنه است.

فولادوند - ما نان نخوریم که سیاست موازنه است؟

آشتیانى‌زاده - نارنجک که نان نیست.

اقبال - ... ما در مدت چندین سال در نتیجه کاردانى و لیاقت رضا شاه فقید مقدار زیادى اسلحه و مهمات براى ارتش خودمان تهیه کردیم.

رئیس - آقا در حدود پیشنهادتان صحبت بفرمایید و مراعات ماده 63 را هم بکنید.

اقبال - ... مراعات ماده 63 را هم می‌کنم عرض کنم ولى این اسلحه این اسلحه‌ای که با دقت

+++

فراوان رضا شاه تهیه شده بود در یک طرفه العین از دست ما خارج شد در ظرف 24 ساعت از دست ما خارج شد، اسلحه آمریکایى که چرا بخریم که خداى نکرده اگر در این مملکت یک واقعه‌ای پیش بیاید پس از 24 ساعت ما اسلحه‌ای نخواهیم داشت من مخالف با خرید این اسلحه هستم مطلب مهم دیگرى که در اینجا است این است که ما یک قرضى داریم به دولت انگلیس در حدود 600 هزار لیر این را قرار شد بپردازند و ترتیبى داده شود ما باید یک کارى بکنیم که زیر بار قرض خارجى هیچ دولتى نرویم ما که ششصد هزار لیره به انگلیس قرض داریم این مذاکرات را می‌کنیم و آن قدر سعى داریم که آن را بپردازیم و شانه‌مان را از زیربار قرض یک دولت خارجى خارج کنیم حالا ما بیایى با تصویب این وام ده میلیون دلار که می‌شود در حدود شش میلیون لیره یعنى پول این‌ها می‌شود شش میلیون لیره تازه ما خودمان را مقروض به دولت آمریکا بکنیم این به عقیده بنده صلاح نیست مطابق مصلحت مملکت نیست ما باید به هیچ دولت خارجى قرضى نداشته باشیم ما باید مثل سرو آزاد باشیم و هیچ تحریکى در داخله‌مان از طرف هیچ کس نباشد و دیگران در کار ما دخالت نکنند. آقاى وزیر جنگ در ضمن بیاناتشان فرمودند که این مسئله جنبه سیاسى ندارد واقعاً جنبه سیاسى عجب ندارد ناطق محترم آقاى دکتر عبده چنان این را رنگ سیاسى دادند که چه عرض کنم. در هر صورت بنده می‌خواستم این عرایض را بکنم و پیشنهاد خودم را پس می‌گیرم.

رئیس - من براى این که نمایندگان محترم سروقت حاضر بشوند این قرار را دادم که ساعت 4 و نیم به مجلس بیایم و این براى این بود که آقایان رعایت وقت را بکنند امروز اتفاقاً همه آقایان حاضر بودند اما این لازم نیست که اگر کارى در خارج باشد و لازم باشد که مذاکراتى در خارج ازجلسه بشود و جلسه قدرى به تأخیر بیفتد آقایان سروقت حاضر نشوند بعداً هم همان ساعت چهار و نیم رعایت می‌شود آقایان هم رعایت کنند که حاضر بشوند پیشنهاد دیگرى را قرائت بکنید.

ملک مدنى - بنده اخطار دارم اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - عرض کنم که خاطر محترم مسبوق است که طبق آیین‌نامه اخطار در وقتى است که مقام ریاست توجه نفرمایند و یک وکیل موظف است که در کمال نزاکت و ادب تذکر بدهد آقاى رئیس این اجازه‌ای که می‌فرمایید و این رأفتى که می‌فرمایید باعث این می‌شود که کارى از مجلس نگذرد اتفاقاً بنده در حضور وکلایى که اینجا هستند و خود حضرتعالى که مقام ریاست را عهده‌دار هستید و مورد احترام همه هستید و سایر نمایندگان باید بگویم که این مذاکرات دکتر عبده و اقبال هیچ موردى نداشت...

رئیس - بنده مکرر بهشان تذکر دادم مگر از پشت تریبون خارجشان کنم.

ملک مدنى - ... همان طور که در وقت جلسات فرمودند و پیشرفت کردیم نباید اجازه بفرمایید که وقتى پیشنهادى می‌کنند یک کتاب بیایند رویش صحبت کنند.

اقبال - بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم مطابق ماده 109.

رئیس - به شما چیزى نگفتند همه آقایان این کار را کردید بعد از این هم ماده 63 را رعایت بکنید پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصه زیر به ماده واحده به عنوان تبصره سه اضافه شود : دولت مکلف است براى خرید ادوات و لوازم و ماشین‌هاى کشاورزى و سدبندى و حفر چاه‌های عمیق براى بسط و توسعه و اصلاح کشاورزى کشور در حدود شرایط و تخفیف‌هایى که نسبت به خرید ساز و برگ قائل شده‌اند در حدود ده میلیون دلار وارد مذاکره شده و پس از کسب موافقت فروشنده لایحه آن را حداکثر در ظرف سه ماه تهیه و براى تصویب به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید. دهقان.

نمایندگان - به لایحه مربوط نیست.

رئیس - یک مرتبه دیگر قرائت می‌شود.

 (مجدداً قرائت شد) به این لایحه مربوط نیست پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى اینجانب پیشنهاد می‌کنم که در ماده واحده پس از جلمه «دوازده میلیون دلار تجاوز ننماید» این عبارت اضافه شود: برابر هم ارز آن به نرخ رسمى دولت ایران به لیره انگلیسى از ممالک متحده آمریکا تا آخر - اردلان.

رئیس - ماده 63 را هم به آقاى اردلان تذکر بدهید که از حالا رعایت بکنند.

اردلان - بنده هنوز عرضى نکرده‌ام جناب آقاى رئیس ماده 63 را تذکر می‌فرمایید عرض کنم که بنده معتقد هستم اگر این لایحه به این طرز تصویب شود از لحاظ مالى به ضرر مملکت است و خواستم از جناب آقاى وزیر دارایی تشریف دارند یا خیر؟ و از اعضاى محترم کمیسیون بودجه خسارت کرده و سؤال بکنم که وقتى صددرصد ارز صادرات کشور متعلق به صادر کننده است یعنى اگر کالایى یک نفر به آمریکا صادر کرد دلارش مال خودش است دولت ما از چه محلى ده میلیون دلار خواهد داشت که بتواند یک چنین تعهد سنگینى را قبول بکند ولى بنده چون معتقد هستم که ارتش ما اگر از آن مسئولیت می‌خواهیم باید نواقصش را البته رفع بکنیم و حتماً به این لایحه باید رأى بدهیم چیزى که هست من نظرم این است که این را بخریم ولى با ارزى که همیشه داریم یعنى با لیره انگلیسى ما از عایدات نفت جنوب هر سال 7 میلیون لیره موجود داریم به علاوه کمپانى نفت جنوب هر سال در حدود 13 میلیون لیره براى مخارجش به ما می‌فروشد بنابراین ما سالى 20 میلیون لیره انگلیسى داریم بنابراین ما می‌توانیم عوض ده میلیون دلار دو میلیون و پانصد هزار لیره انگلیسى تعهد بکنیم که در موقع پرداختش دچار زحمت نشویم والا دولت ما یک تعهدى می‌کند به دلار در صورتى که دلار ندارد و صد در صد ارز صادرات مال صادر کننده است دولت هم که خودش کالایى به آمریکا صادر نمی‌کند بنابراین در موقعى که ما می‌خواهیم پرداخت بکنیم دلار نخواهیم داشت که پرداخت کنیم ولى لیره انگلیسى داریم بنابراین طبق نرخ رسمى عوض این که ما به دلار بپردازیم به لیره انگلیسى خواهیم پرداخت و براى دولت آمریکا هم هیچ فرقى نمی‌کند براى این که او طالب یک ارز خارجى است او در مملکت انگلستان و در ممالک گروه استرلینگ خرج می‌کند او احتیاج به لیره انگلیس دارد عوض این که دلار خودش را خورد کند و لیره بخرد همین لیره که از ما می‌گیرد آن را خرج می‌کند بنابراین هیچ وقت در زحمت مالى واقع نخواهیم شد دولت ما یک معامله‌ای کرده براى این معامله هم پول دارد و آن لیره انگلیسى است در صورتى که اگر ما تعهد دلار بکنیم در زحمت خواهیم بود این است که من پیشنهاد می‌کنم اینجا که می‌گوید در ماده واحده می‌نویسد در حدود مبلغى که از ده میلیون دلار تجاوز ننماید بنده می‌خواهم به جاى آن نوشته شود برابر هم ارز آن به نرخ رسمس دولت ایران به لیره انگلیسى از ممالک آمریکا خریدارى کنیم نرخ رسمى هم باشد یک لیره برابر چهار دلار بوده یعنى در برابر تعهده ده میلیون دلار که در آتیه ممکن است زحمت مالى براى ما ایجاد کند ما این را بخریم ولى به لیره انگلیسى بخریم که پرداختش براى ما مقدور ما است و اشکالات مالى براى ما فراهم نخواهد کرد. این نظر بنده است.

رئیس - آقاى دکتر زنگنه.

دکتر زنگنه - عرض کنم که جناب آقاى اردلان معلوم است که با اصل مطلب مخالفتى ندارند و چون مخالفتى ندارند باید مطلب دوم را هم تصدیق بفرمایند که موضوع معامله است یک طرفى که نیست باید طرف هم قبول بکند. این که حضرتعالى می‌فرمایید که ما لیره بیشتر داریم و دلار کمتر نظر به این که امروز همه به دولت آمریکا مقروضند این است که او احتیاجى به لیره ندارد و همه مردم احتیاج دارند که هروقت لیره بخواهند از تمام ممالکى که لیره دارند طلبکار است بنابراین باید طرف قبول بکند این هم مثل آن پیشنهاد قبل نمی‌توانیم به طور فرع در لایحه بگذرانیم ولى البته اگر مذاکره شد و آن‌ها قبول کردند بعداً دولت قبول می‌کند بنابراین دولت ایران که فرمودید دلار ندارد صحبت امروز که نیست ده سال دیگر است دهسال دیگر ما معلوم نیست که ما ده میلیون دلار نتوانیم داشته باشیم بنابراین تقاضا می‌کنم که مسترد بفرمایید.

نمایندگان - رأى بگیرید. (عده براى رأى کافى نیست)

دکتر مصباح‌زاده - بنده هم می‌خواستم از آقاى اردلان استدعا بکنم که پیشنهاد خودشان را مسترد بکنند و همان طور که آقاى دکتر زنگنه فرمودند با توافق نظر ممکن است بعداً این عمل انجام شود بساممکن است که اصلاً به جاى لیره هم ما ریال بدهیم و نظر شما تأمین شود خواهش می‌کنم پیشنهاد خودتان را مسترد بکنید.

اردلان - رأى بگیرید.

رئیس - رأى گرفته می‌شود، آقایانى که با پیشنهاد آقاى اردلان موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود

+++

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهادمیکنم بهاى تسلیحات در صورتى که مورد ضرورى قطعى تشخیص گردد بعداً پرداخت بشود. احمد رضوى‏

رئیس - آقاى مهندس رضوى.

مهندس رضوى - بنده تصدیق می‌کنم که در مورد پیشنهادات باید با رعایت اختصار صحبت کرد ولى به همکار محترم خودم آقاى ملک مدنى هم باید عرض کنم که این اقدامات را باید از لوایح عادى شروع بکنند امروز یک موضوع مهمى در مجلس مطرح است و چون سابقه دارد در این مجلس مطالبى گفته می‌شود و در چندین مورد هم اغماض شده است اجازه می‌خواهم که بنده هم دو سه دقیقه توضیحات خودم را بدهم البته راجع به پیشنهاد خودم عرض می‌کنم منتهى یک قدرى مفصل‌تر اولاً ارتش ایران به طورى که مکرر گفته شده است از ملت جدا نیست و بلکه متعلق به ملت است و بنده هم به هیچ وجه و در هیچ لحظه‌ای از زندگانى خودم خاطر ندارم که هیچ دستگاهى بیش از دستگاه ارتش احترام داشته باشد آن هم دلیلى دارد چون خود بنده هم سرباز بودم نظامى بودم و خدمت سربازى وظیفه انجام داده‌ام به علاوه در ده زندگى کرده‌ام و وقتى کسى در ده متولد شده باشد می‌داند که حدود و رفتار مردم مخصوصاً کسانى که شر را براى ساکنین صلح طلب دهات و شهرها می‌خواهند محتاج است به این که ارتش قوى باشد تا از وجود آن‌ها استفاده کنند چه بسیار که ما در بچگى در سن طفولیت با نهایت نگرانى زندگى می‌کردیم براى این که در آن موقع یک دستگاه مجهزى براى دفاع از مردم نبود و هر ایرانى مدیون اعلیحضرت فقید است براى این که تأسیس ارتش جدید را براساس نوى قرار دادند و از این حیث یک قدم بزرگى در راه اصلاح کشور برداشتند (صحیح است) از این مقدمه که بگذرم باید عرض بکنم که بنده در مورد اقدامات اساسى که در عمران مملکت یا تکمیل تسلیحات می‌شود عقیده دارم که مادام که در دستگاه‌های مملکت تصفیه نشده این اقدامات هیچ نتیجه‌ای ندارد و چون فعلاً موضوع تسلیحات مطرح است به طور خلاصه البته با هر اندازه صراحتى که مقتضى بدانم عرض می‌کنم که مادام که ارتش ما از یک عده افسرانى که نشان داده‌اند که نمی‌توانند اسلحه مملکت را نگاه دارند و نمی‌توانند از حق حکومت مملکت دفاع کنند خلاص نشده است به دست این ارتش دادن اسلحه این قدر صلاح نیست در عین حال چون یقین دارم که تیمسار سپهبد یزدان پناه چون شخصى نبوده است که پى مال بروند بنابراین مردم ایران به او اعتقاد دارند و می‌گویند مردى است که نرفته است مردم را بچابد و خانه و ملک بخرد بنابراین فکر می‌کنم که وزیر جنگى مثل ایشان همین نگرانى بنده را دارند و به این دلیل بنده این طور استدلال می‌کنم که عقیده ایشان این است که در شرف این اقدام هستند بنابراین چون در شرف این اقدام هستند بنده هم می‌گویم که مانعى ندارد چون در شرف این اقدام هستند لابد لازم می‌دانند که اسلحه هم به موقع برسد و امیدوار هستند که ابتدا تصفیه کنند و بعد انشاءالله این صندوق‌ها باز شود و اما این تصفیه را اگر فراموش نفرمایید خدمتى به این کشور شده است (صحیح است) پس امر تصفیه یک اقدام بسیار مهمى است هم در ادارات کشورى هم در ادارات لشکرى تازه یک موضوع دیگرى پیش می‌آید و این استفاده است از کسانى که حقیقتاً صلاحیت درند چه بسیار افسران عالیرتبه‌اى هستند که مدارس عالى را طى کرده‌اند ولى اصلاً از ارتش خارج هستند یا در ارتش شاغل پست‌های مهمى نیستند و مخصوصاً آنهایى که حقیقتاً می‌فهمند که مثلاً توپ جدید با توپ قدیم چه فرق دارد شما می‌دانید که بسیارى از این محصلین و بسیارى از کسانى که حقیقتاً اطلاع دارند امروز در این دستگاه وارد نیستند یا اگر هم هستند خیلى برکنارند، و حالا هم که می‌فرمایید که از اسلحه جدید استفاده کنند چون صرف دادن اسلحه به ارتش البته پتانسیل جنگ را بالا نمی‌برد چون ما می‌خواهیم در داخل مملکت خودمان به کار بریم و این مال دفاع خودمان است این هم یک فکر اساسى است مادام که ارتش از لحاظ تکنیک بالا نرود و اهمیت امور فنى را درآن احساس نکند و این قسمت را رعایت نکنند هیچ فایده‌ای ندارد چنان که در زمان اعلیحضرت در آن روز سوم اسفند خیلى متأسفم عرض کنم که در همان رژه‌هایى که می‌رفتیم چند تا تانکى که به زحمت خریده شده بود اغلب کسانى که نمی‌توانستند از آنها به خوبى استفاده کنند و به زحمت‏ آورده بودند شرکت می‌کردند پس باید تکنیک را اضافه کرد تا بتوانیم از این وسایلى که خریدارى می‌شود استفاده بکنیم حالا آمدیم به این که دو قسمت را انشاءالله عمل کنند و در تحت توجهات اعلیحضرت پادشاه که علاقمندى خاصى به ارتش دارند و همین طور با نظارت نمایندگان محترم ارتش هم تصفیه شود و هم در قسمت‌های فنى تغییر وارد بشود و آن وقت محتاج بشود به خرید اسلحه و بنده هم تصدیق دارم هر چند متأسفانه آن 16 میلیون لیره‌ای اسلحه‌ای که خریدارى شده چیزى در ارتش به قرارى که می‌فرمایند باقى نمانده و هر چند فرمودند که یک میلیون لیره از این اسلحه به متفقین فروخته شده ولى باید عرض کنم که آن 15 میلیون لیره‌ای که از بین رفته است براى ممالک بزرگ چیزى نیست اما در خانه مور شبنمى طوفان است، براى کشور ایران مقدار قابل توجهى است و درست معلوم نشد این اسلحه‌ای که وارد ایران شد در واقع چه شد، و این تفنگ‌های برنوئى که در راه‌ها در دست یاغی‌ها در دست ایلات بر علیه ملت قیام می‌کنند و بعد افتخار می‌کنند این اشخاص تفنگ‌های برنوئى که دارند و به خرج ملت ایران تهیه شده بود از کجا به دست آورده‌اند چرا جواب این مطلب را نمی‌دهند بنده با تمام این مقدمات معتقدم که ارتش پس از تصفیه و پس از آن که مراتب لیاقت افسران و مخصوصاً مراتب تکنیک را مراعات کردند باید این اسلحه را خرید که امروز جمع شدیم اینجا و در بیرون هم شاید به هر نام و عنوانى در بازار و مساجد مردم را جمع کردیم و گفتیم که آقا شما وضعتان خیلى بد است، می‌رویم که وضع شما را قدرى اصلاح کنیم و حرف‌های بیشترى هم می‌زدیم و وعده‌های بیشترى هم می‌دادیم، ما آمدیم که این کارها را بکنیم ولى مردم امروز اغلب به ما می‌رسند و از ما می‌پرسند که چه کردید؟ خوب آقا ما باید اسلحه بخریم پس پول این اسلحه را کى باید بدهد آیا ما حق داریم بگذاریم و برای نسل آینده که نمی‌دانم چه چیز براى نسل آینده گذاشتیم که این پول را هم به او تحمیل کنیم درست است که ده میلیون دلار چیز مهمى نیست ولى به هر حل یک اساسى است که اگر ما بکنیم و جلو برویم و فردا خداى نکرده عادت می‌کنیم در این اوضاع براى این مملکت و نسل آینده خوب نیست بعد هم بنده احترام می‌کنم به آقاى هژیر با این که در خیلى نکات با ایشان موافق نیستم به من گفتند که من با وام خارجى موافق نیستم، ولى امروز تعجب می‌کنم که وام خارجى را با نظر خیلى ساده‌ای ما تلقى می‌کنیم در صورتى که این وام است و این فتح باب است حالا می‌فرمایید پول نداریم، اما چرا پول نداریم مملکتى که در آن اشخاص ثروتمند هستند اشخاصى هستند که در موقع جنگ استفاده‌های شایانى کردند بازرگانانى هستند که بایستى چندین میلیون تومان مالیات بدهند و با چند هزار تومان پرونده‌های خودشان را بستند، از این‌ها مالیاتشان را بگیرید و با آن پول اسلحه را که صلاح می‌دانید بخرید و ما هم با شما موافق هستیم و دنبال شما هستیم بدهند اگر براى آن آقایان هم مشکل است من از طرف فقرا این قول را می‌دهم یک گوشواره طلائى که دارد حاضر است به ارتش تقدیم بکند که ارتش برود از هر جایى که صلاح می‌بیند و تشخیص می‌دهد و لازم می‌داند براى مملکت بخرد و بیاورد و براى حفظ امنیت مملکت استفاده بکند چرا آقایان آقاى دکتر عبده که یک نفر شخص تحصیل کرده‌ای بودند می‌گویند بگذارید مملکت آمریکا به ما علاقمند بشود مگر مملکت آمریکا با دادن ده میلیون دلار وام به ما علاقمند می‌شود یا با دادن سود به ما علاقمند می‌شود ما همه می‌دانیم که ملت آمریکا علاقه‌مند است به ما ولى نه این که ده میلیون دلار از ما طلبکار باشد، امادر مورد دیگرى که فرمودند قضیه کاملاً بر عکس بود در آن موقع در مورد لوکوموتیوها ممکن بود آن‌ها را دربازار آزاد بفروشند ولى نکردند و پولش را هم نقداً گرفتند و بعضی‌ها یک کمیسیون‌هایى هم از طرف ایرانی‌ها و هم ازطرف آمریکایی‌ها استفاده کردند (صحیح است) و بنده این موضوع را روشن می‌کنم و کسانى را که در آن پرونده هستند خائن تلقى می‌کنم و از مصونیت خودم استفاده می‌کنم و این را اعلام می‌کنم و اسم همه را می‌دانم‏ و این‌ها چند نفر بودند که آمدند پول این‌ها را دادن وبعضى کالاها خریدند که خود کالا یک بود ولى قیمتش چندین برابر از قیمت آن‌ها بالاتر این است وضعیت (بعضى از نمایندگان - اسامی‌شان را بفرمایید) آقا سه نفر را که بنده می‌شناسم اسامیشان را الان می‌برم آقاى بدر - آقاى سعیدى - آقاى سعید نفیسى این سه نفر اشخاصى بودند که در این پرونده وارد بودند و هر سه عملى کردند که خیانت به کشور است یعنى براى استفاده جیب مبالغى از ارز مملکت را دادند به خارجی‌ها، به کمیسیونرهاى آمریکایى، بنده صراحت دارم از کسى هم وحشت ندارم با وجودى که می‌دانم آقایان نمایندگان محترم شاید برایشان

+++

مشکل باشد که به این پیشنهاد رأى بدهند بنده عرایض خودم را عرض می‌کنم تقاضا می‌کنم به این مطلب توجه بفرمایند که ما اگر برویم هرچه داریم جمع کنیم و بیاوریم ارتش خودمان را در حدود احتیاجات دفاع داخلى خودمان تجهیز بکنیم براى ما شرافتمندانه است و هیچ لزومى ندارد که مجلس را شرکت بدهند که از کجا می‌خواهد بخرد ما اطمینان داریم به آقاى سپهبد یزدان پناه و اگر تقاضا کنند که ده میلیون دلار به صلاح مملکت پول بدهند بنده یقین دارم فرد فرد ایرانی‌ها یعنى همان ایرانی‌هایى که از دست شما گلوله خوردند باز به شما پول خواهند داد زیرا باز هم می‌ترسند زیرا باز هم وحشت دارند مردم امنیت حقیقى هنوز در این مملکت حس نکرده‌اند از شش سال پیش از روزى که اعلیحضرت فقید از این مملکت رفت با وجود خدماتى که کردند در نتیجه 20 سال تنها فکر کردند مملکت را از نظر اجتماعى جلو نبردند در نتیجه ما از هم گسیخته شدیم و مملکت ایران در این مدت 6 سال امنیت و راحت ندیده بود حتى وقتى که قشون خارجى رفت، ما از کجا فردا استراحت خواهیم کرد و تأمین خواهیم داشت اگر مطمئن نباشیم که این اسلحه را وقتى که شما خریدید بدست آن کسانى می‌دهید که آن‌ها تنها وظیفه خودشان را دفاع از شئون مملکت و دفاع از آزادى بدانند که صلح جویانه در کشور زندگى بکنند و خدمت بکنند و این را خواهش می‌کنیم که توجه بفرمایند و ما را فداى این کار نکنند و تحت تأثیر بیانات آقاى دکتر عبده که یک قدرى در تحت تأثیر مسافرت خودشان بودند واقع نشوند و ترتیب اثر ندهند.

دکتر عبده - اجازه می‌فرمایید بنده عرضى دارم؟

رئیس - شما عضو کمیسیون هستید می‌توانید صحبت کنید بفرمایید.

دکتر عبده - عرض می‌کنم آقا بنده احساسات آقاى مهندس رضوى را تقدیر می‌کنم نسبت به ارتش و از ایشان که یک جوان تحصیل کرده‌ای هستند غیر از این انتظار نداشتم و این را استدعا می‌کنم که خوب است ما که هر دو از جوان‌ها تحصیل کرده هستیم (مکى - راجع جوانى ما هم حرف بزنید) راجع به جوانى خودمان هم بیش از این عرض نمی‌کنم ولى بنده می‌خواستم عرض کنم که آقایان مطالبى که ایشان فرمودند منجلمه متذکر شدند که من گفتم که این وام را از آمریکایی‌ها بگیریم براى این که آنها به ما علاقه‌مند بشوند من خیال می‌کنم که یک کمى سوء تفاهم براى ایشان حاصل شده من می‌خواهم این را بگویم بنده خواستم عرض کنم که به طور کلى هر علاقه‌ای آقاى مهندس رضوى در اثر ارتباط پیدا می‌شود ما الان با ساکنین کره مریخ چون ارتباط نداریم نه آنها به ما علاقه دارند و نه ما به آن‌ها علاقه داریم (یکى از نمایندگان - کره مریخ ساکن ندارد) خوب شد ساکنینى هم در آنجا باش، و اصولاً همسایه‌های شمالى و جنوبى ما علاقه ندارند که یک مملکت ثالثى با ما ارتباط اقتصادى داشته باشد مثل این که آقاى مکى فرمودند که اگر ما اسلحه بخواهیم بخریم چرا از همسایه‌های شمالى و جنوبى نخریم بنده در عین حال که در حسن‌نیت ایشان تردیدى ندارم ولى نفهمیدم و نتوانستن بفهمم به چه علت وقتى که ما یک اسلحه‌ای باید بخریم از دو همسایه شمالى و جنوبى بخریم بنده در هر حال معتقد هستم که این را صریح و پوست کنده عرض کنم من مرد وطن پرستى هم هستم و حاضرم تا آنجایى که جانم را براى حفظ وطن بگذارم حرف‌های خودم را صاف و روشن بزنم و آن این است که بنده در وضعیت فعلى مملکت عرض می‌کنم که ایجاد ارتباط وتقویت ارتباط ما با ممالک متحده آمریکا به نفع حفظ استقلال و نجات ایران است (صحیح است)

رئیس - پیشنهاد آقاى مهندس رضوى مجدداً قرائت می‌شود تا رأى بگیریم)

 (به شرح قبلى مجدداً قرائت شد)

دکتر زنگنه - (معاون نخست وزیر) اجازه بفرمایید بنده توضیحى بدهم.

رئیس - بفرمایید

دکتر زنگنه - چون جواب آقاى مهندس رضوى را آقاى دکتر عبده ندادند و مطالب دیگرى باز فرمودند این است که بنده توضیحاتى می‌دهم ایشان فرمودند که بالاخره نقد بخریم در حدود میزانى که مورد احتیاج تشخیص شده است و وزارت جنگ احتیاج را تشخیص داده است و حداقلى که لازم داریم آقاى تیمسار هم فرمودند که اگر ما واقعاً می‌خواستیم مسلح بشویم خیلى بیشتر از این‌ها لازم داشتیم این یک حداقلى است که براى احتیاجات ضرورى داخلى ما تشخیص داده شده است که بایستى بخریم و وقتى که ما این را می‌خریم البته اگر ما پول نقد هم داشتیم یقیناً بدانید که هیچ کس حاضر نبود که نقد بخرد و این اشکالات بود یعنى از نظر شخصى هر کسى ترجیح خواهد داد که نسیه بخرد تا نقد ولى نظرى که آقاى مهندس رضوى داشتند از نظر مملکتى و براى این که تحمیلى به نسل‌های بعد نشود بود و البته حق این است که هر نسلى حد اعلاى کوشش را بکند که به اشخاص دیگر تحمیل نشود ولى واقعاً این را جوابش را باید آقاى اردلان بدهند که گفتند ما دلار نداریم بدهیم و لیره ما را هم قبول نمی‌کنند و دلیلش این است که ما نداریم اگر می‌داشتیم نقد می‌دادیم.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى مهندس رضوى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگر خوانده می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره یک لایحه خرید ساز و برگ حذف و تبصره زیر به جاى آن گذاشته شود - اسلامى.

تبصره یک - کلیه هزینه حمل و نقل و باربندى و بیمه و سایر مصارف مربوط به لوازم و مهمات مزبور تا سواحل بنادر ایران به عهده ممالک متحده آمریکا خواهد بود که کلیه ساز برگ مزبور ظرف شش ماه به ایران برسد.

رئیس - آقاى اسلامى.

اسلامى - بنده در همین جا صحبت می‌کنم که مشمول آن ماده نشوم عرض کنم که بنده زیاد توضیح ندارم دول بزرگ یعنى سه دولت روس و انگلیس و آمریکا این‌ها یک روز در اعلامیه‌ها و در جراید متذکر شدند که مملکت ایران بزرگ‌ترین خدمت را در پیشرفت جنگ اخیر کرده است و نام پل پیروزى را به ما دادند و با ما تعهد کردند که همه گونه کمک از هر جهت به ما بکنند متأسفانه تاکنون هیچ کمکى نشده از طرفى هم براى دولت آمریکا کم و زیاد شدند ارزش این قبیل معاملات چندان تأثیرى ندارد این را بنده به نام ملت ایران تقاضا می‌کنم که این هزینه به عهده دولت آمریکا گذاشته شود و علت این که بنده پیشنهاد کردم که در ظرف شش ماه به ایران برسد براى این است که با سه چهار کشتى این اسلحه حمل خواهد شد.

دکتر مصباح‌زاده - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید؟

رئیس - آقاى دکتر مصباح‌زاده بفرمایید.

دکتر مصباح‌زاده (مخبر) - بنده بسیار متأسفم که آقاى اسلامى می‌خواهند پل پیروزى را خیلى ارزان بفروشند اجازه می‌فرمایید خدمتى که ما در جنگ کردیم غیر قابل انکار است (صحیح است) متفقین همه تصدیق کردند که در جنگ خسارات زیادى دیدیم آن حساب جداگانه‌ای است البته هر دولتى که بیاید خصوصاً دولت فعلى باید تعقیب بکند این خسارات و غرامات ناشى از جنگ را و ما صدها میلیون دلار ضرر این جنگ را داریم آن یک حسابى است جداگانه دولت باید رسیدگى بکند و به ما جواب بدهد که ما تا چه اندازه در این کار موفقیت پیدا کرده‌ایم، اما راجع به این کار، این یک معامله‌ای است که ما نمی‌توانیم یا قانونى اینجا وضع کنیم و دولت آمریکا آن قانون را اجرا بکند یک معامله‌ای است که طرفینى است و ما باید با دولت آمریکا مذاکره بکنیم و براى این موضوع حمل و نقل ما در تبصره گذاشتیم که دولت مکلف است که مذاکره بکند و آن را هم به اقساط پرداخت کنیم حالا دولت در ضمن مذاکره اگر موفق شد پولى از این بابت ندهد چه بهتر ولى این را به عقیده بنده نباید به حساب خدماتى که ایران در زمان جنگ کرده گذاشت (صحیح است، احسنت)

اسلامى - عرض کنم بنده به شرط پس می‌گیرم.

رئیس - شرط ندارد یا پس بگیرید یا رأى گرفته شود.

اسلامى - آن شش ماه بایستى باشد که این اسلحه در ظرف شش ماه به ایران برسد.

رئیس - پس رأى گرفته شود.

کشاورز صدر - آقا پس گرفتند.

اسلامى - مسترد کردم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در ماده واحده به جاى دى ماه 1328 نوشته شود دهم دى ماه 1328 زیرا اول ژانویه مصادف است با دهم دیماه. دکتر شفق.

دکتر مصباح‌زاده (مخبر)- بنده قبول می‌کنم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى من پیشنهاد می‌کنم دولت براى خرید کشتى و پاره از کارخانجات موجود در داخل مذاکره شده و ترتیبى براى خرید آن‌ها از آمریکا بدهد. على وکیلى‏

رئیس - آقاى على وکیلى این پیشنهاد مربوط به خرید اسلحه است؟

وکیلى - اجازه بفرمایید کشتى براى حمل همین

+++

 اسلحه عرض کنم مطابق قانونى که از کنگره آمریکا گذشته است کنگره تصویب کرده است دولت آمریکا کلیه کشتی‌هایى را که در موقع جنگ ساخته است بفروشد به ممالک دیگر صدى بیست و پنج بهاى آن را نقد گرفته و صدى هفتاد و پنج را بین 17 الى 20 سال بگیرد این اعلامیه براى کلیه دول فرستاده شد از جمله دو سال پیش این اعلامیه را دولت آمریکا براى دولت ایران فرستاد که صدى بیست و پنج نقد گرفته می‌شود و صدى هفتاد و پنج در مدت 17 الى 20 سال یعنى از روز ساختمان کشتى تا 20 سال و چون سه چهار سال است که این کشتی‌ها ساخته شده پس از 17 سال این اعلامیه را دولت آمریکا به دولت شاهنشاهى ایران اعلام کرد دو سه ماه در روى میزها چرخید و کسى خبر نداشت، بالاخره یک روزى رسید به اطاق بازرگانى و بنده مطلع شدم رفتم به آمریکا براى این عمل چندین ماه در آنجا گردش کردم وبا دولت آمریکا مذاکره کردم از دو سه محل رسمى دولت آمریکا موافقت شد ولى در یک جا باقى ماند از نقطه نظر رقابت تجارتى. امروز دولت ایران چندین میلیون دلار باید براى حمل این خریدى که می‌نماید به دولت آمریکا بدهد. شرکت‌های ایرانى که حاضرند صدى و پنج بهاى نقد این کشتی‌ها را بدهند به دولت آمریکا و دولت ایران کشتى بخرد باید دولت ایران مذاکره کند و این کشتی‌ها خریده شود وتمام این تسلیحات را کشتی‌های ایرانى حمل کنند. این قست اول راجع به کشتی‌ها، قسمت دوم این که این لوازمى که دولت آمریکا می‌فروشد دو نوع است یکى لوازم منقول است، در آمریکا چندین هزار کارخانه ساخته شده است، براى تهیه پتو و لباس و براى سرباز و از قبیل این‌ها، این‌ها را هم دولت آمریکا می‌فروشد و بهاى آن را در مدت 15 الى 20 سال دریافت می‌کند و این‌ها را صورت دادند و وقتى که بنده در آنجا بودم تلگراف کردم به وزارت دارایی که مذاکره بکنند و مذاکره شده است الان دولت شاهنشاهى، وزارت جنگ در آنجا مأمورینى دارند باید این‌ها را مطالعه بکنند کارخانه و ماشین‌آلات بخرند و بیاورند به ایران که تولید بشود و مردم مشغول کار بشوند علاوه بر این در میان این لوازم مقدار زیادى لوازم راه‌آهن و نقلیه است که این لوازم را هم به وعده‌های 15 الى 20 سال می‌فروشند این‌ها راخواهش می‌کنم که دولت یادداشت بکند و به مأمورین خودش در آمریکا دستور بدهد که مذاکره کنند موضوع کشتى از تمام این‌ها مهم‌تر است که در جنگ سرباز حمل می‌کرده‌اند و دو رقم است ویکتوریا و لیبرتى که براى دولت آمریکا تقریباً دو میلیون و نیم دلار تمام شده و تقریباً به ثلث قیمت می‌فرشند اینجا مذاکره شد که چرا دولت آمریکا این اجناس را به ما ارزان می‌فروشد بنده خودم در آمریکا دیدم که از خود اتباع آمریکایى اشخاصى جنسى را از دولت آمریکا خریدند به دویست دلار و صد و هشت هزار دلار در خود آمریکا این جنس فروش رفت که حتى در کنگره آمریکا هم مذاکره شد از طیارات آمریکایى تمام دول مانند سوئد، نروژ، دانمارک حتى دولت حبشه هم پنج فروند از طیارات آمریکا خریده است هر یک از این طیارات در حدود صد و بیست هزار دلار تمام می‌شود و در به بیست هزار دلار می‌فروشند بنده اجازه می‌خواهم که عرض کنم دولت‌های وقت ما غافل بودند هیچ وقت به اطلاعات و اخبار اهمیت نمی‌دادند لوازمى را که قبلاً از دولت آمریکا به 12 میلیون دلار نقد خریدند، دولت آمریکا حاضر بود که این لوازم را به ریال بفروشد و ریالش را در ایران خرج کند قریب یک سال است که آقاى علاء زحمت می‌کشد که این پول را پس بگیرد و نمی‌تواند چون می‌گویند که نمی‌شود و این پول به خزانه آمریکا وارد شده است و ما مجبوریم یک قانون ثانوى به کنگره ببریم و براى این هم نمی‌توانیم ببریم اگر دولت ما آگاه باشد، اداره اطلاعات داشته باشد و روزانه مسائلى را که در دنیا اتفاق می‌افتد مطالعه کند از هر واقعه‌ای استفاده کند این مسائل حل می‌شود، این موضوع فروش لوازم در آمریکا میلیاردها دلار بوده است که نمی‌دانم به ریال چقدر می‌شود. تمام دول دنیا هر جا که بخواهید استرالیا، نیوزیلند، هندوستان، حبشه هر دولتى را که بخواهید حتى مراکش سه سال است که مأمورین زیادى در آنجا داشته و دارند گردش‏ کرده‌اند مطالعه کرده‌اند با دولت‌های خودشان تماس گرفته‌اند و یک لوازمى را خریده‌اند، دولت آمریکا براى این‌ها اداراتى درست کرده است و این ادارات لوازم را می‌فروشند شاید در حدود 20 هزار طیارات به تمام دنیا فروخته‌اند شاید پانصد طیاره در شمال آفریقا توى صحرا همین طور افتاده است دولت ما خواب بوده است یعنى باید عرض کنم که استفاده از موقعیت نکرده است باید استفاده بکند هیچ جنبه سیاسى این موضوع در دنیا ندارد و بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم به شرط این که دولت مذاکره کند و خودش اقدام کند و یادداشت کند که خرید کشتى و سایر لوازم به قدر کافى عملى شود.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

تبصره ذیل را پیشنهاد می‌نمایم : تبصره - دولت مکلف است با دولت آمریکا مذاکره نماید که هزینه تحویل ساز و برگ خریدار شده تا ورود به بندر ایران به عهده دولت آمریکا باشد - کشاورز صدر

جمعى از نمایندگان - نظیر این پیشنهاد رأى گرفته شده و رد شده است.

رئیس - نظیر این پیشنهاد، پیشنهاد آقاى اسلامى بوده است که استرداد کردند و رأى گرفته نشده است آقاى کشاورز صدر بفرمایید.

کشاورز صدر - بنده به احترام مقام ریاست مثل آقایان سوء استفاده نمی‌کنم وبه همان متن پیشنهاد وارد می‌شود. اولاً آقایان دو سه پیشنهاد کرده بودند به این که تصویب بشود که هزینه با آن‌ها است و این در معاملات دو طرفى معنى ندارد و همین پیشنهاد بود که پس گرفتند و بنده پیشنهاد می‌کنم و شبیه تبصره یک است با استثناء این که در تبصره یک می‌گوید وارد مذاکره شوند با دولت آمریکا براى این که ترتیب مخارج حمل و نقل این کار را هم به همان اقساط و به همان ترتیب بدهند بنده این را به این صورت پیشنهاد کردم به این که جبران همکارى که ما با متفقین کردیم البته نه به عنوان پل پیروزى که به این مختصر بفروشیم و آقاى مخبر کمیسیون بایند و بگویند که ارزان فروختیم. با دولت آمریکا وارد مذاکره شویم و براى دولت آمریکا هم شاق نیست زیرا طرفین معامله حق دارند با هم وارد مذاکره بشوند و براى یک دولتى که مهمات جنگى زیادى دارد و از قیمت تمام شده ارزان‌تر می‌فروشد ممکن است در نتیجه مراجعه دولت ایران موافقت بکند و با داشتن کشتی‌های متعدد و زیادى که دارد این مهمات را مجاناً بیاورد در بندر و تحویل ما بدهد به عقیده بنده این پیشنهاد خیلى مفیدى است و عقیده من این است که آقایان مطالعه بکنند اگر اقتضا دارد بپذیرند و بنده اگر آقایان نپذیرند البته پس می‌گیرم ولى استدعاى من این است که بپذیرید (جمعى از نمایندگان - پس بگیرید آقاى کشاورز صدر) پس گرفتم.

رئیس- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شوراى ملى- بنده پیشنهاد می‌کنم دو نفر افسر پاکدامن دیگر براى گرفتن تخفیف و نظارت در امر تحویل به آمریکا فرستاده شود زیرا مازاد اموال ارتش آمریکا را در آمریکا آتش می‌زنند و دیگر آن اموال به درد جنگ جدید نمی‌خورد پس در امر خرید جا دارد دقت زیادترى بشود. باتمانقلیچ‏

رئیس - این پیشنهاد مورد ندارد زیرا مداخله در کار قوه مجریه است آن‌ها خودشان هر کسى را که صلاح بدانند و تخصص داشته باشد مختارند در فرستادنش و همان کار را می‌کنند.

باتمانقلیچ - جناب آقاى رئیس بنده چون هفت میلیون دلار از اموال ارتش آمریکا راخریدارى کرده‌ام ناچاراً باید توضیح بدهم.

رئیس - این پیشنهاد با این طرز مورد ندارد مگر این که به صورت دیگرى اصلاح شود که فرستادن افسر نباشد- پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى - اینجانب پیشنهاد می‌کنم در ماده واحده بعد از کلمه ژاندارمرى کلمه شهربانى هم اضافه شود. نورالدین امامى.

رئیس - آقاى نورالدین امامى نیستند پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که یک ربع مبلغ مورد معامله منحصراً جهت خرید لوازم طبى و جراحى مورد نیاز بهدارى ارتش برسد. دکتر طبا.

رئیس - آقاى دکتر طبا هم نیستند پیشنهاد دیگرى قرائت شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در سطر ماقبل آخر ماده واحده جمله زیر اضافه شود.

و بهاى آن را (به اضافه مبالغى که تا ورود به خرمشهر

+++

 مخارج خواهد داشت) در طى مدتى که کمتر از 12 سال نباش الى آخر- مسعود ثابتى‏

رئیس - آقاى مسعود ثابتى.

مسعود ثابتى - اولاً این پیشنهادى را که بنده کرده‌ام در رأى ما تأثیر دارد زیرا عین این پیشنهاد در تبصره نوشته شده است که مخارج حمل و نقل را دولت مکلف است که صحبت بکنند و در صورتى که حمل و نقل قبول را قبول نکنند البته براى ما گران تمام خواهد شد بنابراین چون در رأى بنده مؤثر است این پیشنهاد یعنى این پیشنهادى که از طرف ما شده است که هیئت دولت مکلف است با ممالک متحده آمریکا وارد مذاکره شود که آیا مورد قبول واقع خواهد شد یاخیر؟ بنابراین بنده عرض کردم این در خود ماده نوشته شود در هر صورت بنده ضمناً می‌خواستم عرض کنم چون بعضى جریانات است که بعضى نتایج نامطلوبى حاصل می‌شود و حتى‌المقدور از تکرار این جریانات بایستى خوددارى بشود ما خوب نظرمان هست آن معامله نقد بعد از این که ارتش آمریکا از اینجا رفت یک ابزار آلات زیادى داشتند که به خیلى از ممالک فروختند و از جمله به دولت ایران هم پیشنهاد کردند و شاید در حدود پانصد میلیون تومان می‌شد یعنى سى، چهل میلیون دلار در هر صورت در آن موقع مذاکره شد در اینجا و یک مذاکراتى هم در مجلس شد و بعد از مدتى مذاکره بعد از این که آقایان قهر کردند و می‌خواستند با ما این معامله را نکنند دولت دید اگر و سایر راه‌آهن را به ما ندهند راه‌آهن ما دچار زحمت خواهد شد آمد به مجلس از کمیسیون مجلس در اینجا اجازه گرفت و کمیسیون مجلس هم اجازه داد که نقد بخرند خلاصه رفتند و 12 میلیون دلار دادند و نقد خریدند در صورتى که اگر آن معامله را می‌کردند پانصد میلیون تومان به نفع مملکت ایران بود زیرا بعداً قانونى از گنگره آمریکا گذشت که با چند مملکتى که معامله کرده بودند آن منافع را بخشیدند به آن مملکت که به مصرف معارف برسد بنده منظورم از این عرضى که می‌کنم این است که نماینده‌ای که در اینجا صبحت می‌کنند حرف آن نماینده فکر خود او است یک عده مخصوصى که نمی‌توانند نماینده افکار تمام مجلس باشند نماینده افکار مجلس آن رأى نهایى است که بالاخره داده خواهد شد و آقایان آمریکایی‌ها که خودشان پارلمان‌تر هستند نبایستى از بعضى صحبت‌ها رنجش حاصل بکنند همان طور که رنجش حاصل کردند و حالا هم اگر آقاى وزیر جنگ اطمینان دارند به قبول این قسمت بنده حرفى ندارم و مسترد می‌کنم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم دولت با کشورهاى متحده آمریکاى شمالى داخل مذاکره شود که ماشین‌های زراعتى و تولید برق و کارخانجات ریسندگى و بافندگى وقند نیز به اقساط 12 ساله خریدارى نمایند. محمدعلى مسعودى‏

رئیس - به این لایحه مربوط نمی‌شود.

محمدعلى مسعودى - چون بیانات مؤثرى در این باره شده بنده پس می‌گیرم (احسنت)

رئیس - پیشنهاد آقاى امامى را قرائت کنید حالا حاضر هستند توضیح می‌دهند.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى- اینجانب پیشنهاد می‌کنم در ماده واحده بعد از کلمه ژاندارمرى کلمه شهربانى هم اضافه شود.

دکتر مصباح‌زاده - آقاى موافقیم.

رئیس - پیشنهاد آقاى دکتر طبا مجدداً قرائت می‌شود چون حالا تشریف دارند (پیشنهاد دکتر طبا مجدداً قرائت شد) آقاى دکتر طبا بفرمایید.

دکتر طبا - پیشنهاد بنده توضیح زیادى لازم ندارد فقط بنده خواستم تذکراً عرض کنم که در این معاملات معمولاً راجع به بهدارى اهمیت زیادى داده نمی‌شود و در ارتش مخصوصاً اهمیت بهدارى محتاج به توضیح نیست براى این که سربازان و افسران در نقاط غیر مساعد و بد آب و هوا زندگى می‌کنند اردوگاه‌ها محتاج به آمبولانس هستند غالب این مریض‌هایى که در خارج هستند حتى مریضخانه‌هایى هم که در تهران هستند آقایان رفته‌اند و مطالعه کرده‌اند و نواقصش را به چشم دیده‌اند بنابراین به عقیده بند همان پورسانتاژ و صد در صدى که در نظر دارند در این لایحه قید بشود جناب آقاى سپهبد یزدان پناه یک توضیحاتى دادند و ارقامى فرمودند و گفتند که مراعات شده ولى به عقیده بنده به هیچ وجه تکافو نمی‌کند این ارقام حالا ممکن است خودشان توضیح بدهند.

وزیر جنگ - عرض می‌شود قبل از این که این صورت‌ها تهیه بشود و به ممالک فروشنده ارائه بشود کمیسیون‌هایى اصولاً در وزارت جنگ از افسران متخصص در هر رشته‌ای تشکیل شده مدت‌ها در اطراف این سفارشات مطالعات کافى شده مثلاً راجع به مخابرات و ارتباط و اسلحه مربوط به افسران متخصص در آن رشته و اسلحه مربوط به هواپیمایى متخصصین مربوط و راجع به بهدارى ارتش، پزشکان و اطباء ارتش در کمیسیون رفتند و احتیاجشان را معلوم کردند همین طور سررشته دارى همین طور مهندسى هر کس احتیاج خودش را معلوم کرده و فرستاده پس نظر آقاى دکتر طبا کاملاً تأمین است و این پیشنهاد پیش‌بینی شده است.

دکتر طبا - با توضیحات ایشان پس گرفتم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم تبصره ذیل به ماده واحده اضافه شود. دولت مکلف است با ممالک متحده آمریکا وارد مذاکره شده بهاى ده میلیون دلار را به جاى دلار نقد از کالاهاى صادراتى سالیانه از کشور ایران صادر نماید. باتمانقلیچ.

رئیس - آقاى باتمانقلیچ.

باتمانقلیچ - بنده چون وظیفه خودم می‌دانم که از مردمان پاکدامن دفاع بکنم این که آقاى مهندس رضوى راجع به آقاى بدرفرمودند...

رئیس - راجع به پیشنهاد خودتان بفرمایید.

باتمانقلیچ - بلى ولى کی از ایشان دفاع کند در مجلس اگر یک افسر مالى ما اگر یک افسر ارتش ما پاکدامن باشد که باید دفاع کند ازش؟ (دماوندى - خودش آقا به شما چه؟) کى اینجا دفاع می‌کند (دماوندى - بردند آقا همه هم می‌دانند بانک شاهى آنجا شاهد است که چکش را گرفته‌اند) (مهندس رضوى - پرونده مفصلى دارد) بنده پیشنهادى که کرده‌ام که دولت ما برود با دولت آمریکا وارد مذاکره بشود براى قیمت این اسلحه‌ها به سبب تجربه‌ای بود که بنده در مورد معامله اموال ارتش آمریکا دارم بنده و چند نفر بازرگانان ایرانى چهل میلیون دلار اموال ارتش آمریکایی‌ها را به 7 میلیون دلار خریدارى کردیم و این 7 میلیون دلار را هم نصفش را با نرخ کمیسیون ارز سه تومان و دو ریال دادیم بقیه را هم دلار دادیم و این اموال ارتش آمریکا به قدری زیاد است که فکر نکنید که منتى بر ما می‌گذارند در دادن این اموال آمریکایی‌ها مردمان تاجرى هستند و این که این پیشنهاد را کردم چون مردم در آنجا این اموال را آتش می‌زنند نه از نقطه نظر این که در جنگ به درد نمی‌خورد چون پیش‌بینی می‌کنند اگر در دنیا جنگى پیش بیاید جنگ اتم خواهد بود اسلحه و تفنگ و فشنگ و توپ و ضد طیاره لازم ندارد (مهندس رضوى - ما چرا می‌خریم؟) براى ما لازم است چون وضع داخلى مملکت ما طورى است مثلاً آب هیرمند را می‌برند و ما نمی‌توانیم ازشان جلوگیرى کنیم چون اسلحه نداریم قشون ندارى من می‌خواهم این راز را فاش بکنم آنچه ما داشتیم متفقین عزیز ما از ما گرفتند و بردند ما با سیلى صورتمان را سرخ نگاهداشتیم آقایان سعى بکنند که این لایحه تصویب شود که اسلحه خریدارى بشود که اگر یک یاغى پیدا شد یا یک پیشه‌ورى در آذربایجان پیدا شد ارتش با چوب جاروب که نمی‌تواند دفاع بکند اسلحه لازم دارد...

رئیس - در مورد پیشنهاد خودتان بفرمایید.

باتمانقلیچ - ... آقایان نمایندگان بنده غالب شهرهاى آمریکا را و این اموال را از نزدیک دیده‌ام من جمله ده دستگاه طیاره خود بنده خریدار بودم که چهل هزار دلار می‌گفتند و سیصد هزار دلار تمام شده پس از این که نزدیک شدیم در معامله خواستیم معامله بکنیم به سى هزار دلار سه ساله طیاره سیصد هزار دلارى که آن هم 7 ساعت پرواز کرده بود از روى دفترچه‌های خودشان 7 ساعت بیشتر پرواز نکرده بود به بنده می‌دادند پس اگر افسرانى رفتند و جناب آقاى علاء که آنجا تشریف دارند نظارت می‌کنند در این خرید خیلى خیال می‌کنم دقت کامل به عمل بیاید ولى اگر همان پیشنهادهایى که تک تک آقایان کردید دو نفر افسر مأمور بشود یکى راجع به عملى که جناب آقاى وکیلى پیشنهاد فرمودند کشتى خریدارى بشود که این طیاره‌ها و اثاثیه ها بیاید این اساسی‌ترین پیشنهادها است زیرا میزان حمل و نقل را اگر حساب بکنید نصف این پول را خرج حمل و نقل پرداخته‌ایم در ضمن پس از اجراى حمل ما صاحب چند کشتى خواهیم بود ما باید همه چیز داشته باشیم مگر نباید اسلحه داشته باشیم که اگر افغان‌ها به ما تجاوز کردند بتوانیم جلوگیرى کنیم...

رئیس - در حدود پیشنهادتان صحبت کنید پیشنهاد شما دو مرتبه قرائت می‌شود (مجدداً قرائت شد)

باتمانقلیچ - ... آقایان اجازه بدهید

+++

من حرفم را بزنم جناب آقاى رئیس اگر یک کسى پیشنهادى می‌کند که تخفیف بگیرد باید دلیل این که آنجا می‌شود تخفیف گرفت بگوید اجازه بدهید بنده باید مثال عرض کنم...

یکى از نمایندگان - پیشنهاد خرج است.

باتمانقلیچ - پیشنهاد خرج نیست ده میلیون دلار که می‌شود 32 میلیون تومان دو نفر افسر برود...

سزاوار - لازم نداریم آقا در آنجا افسر داریم.

یمین اسفندیارى - سرلشکر هدایت افسر بسیار درستى است و در آنجا است.

باتمانقلیچ - آقا چرا نمی‌گذارید حرفم را بزنم هر وکیلى می‌تواند بیاید اینجا و عقاید خودش را بگویم شما چرا نمی‌گذارید من حرفم را بزنم من الان استعفا می‌کنم از این مجلس (خنده نمایندگان) بنده باید عقاید خودم را بگویم شما آقاى رئیس باید قبل از دستور به بنده اجازه بدهید.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

مقام ریاست محترم مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم به جاى خرید از ممالک متحده آمریکا نوشته شود خرید اسلحه از ممالک بى‌طرف و طبق قانون محاسبات عمومى و اصول مناقصه به صرفه کشور خریدارى شود. عباس اسکندرى.

رئیس - آقاى عباس اسکندرى.

عباس اسکندرى - بنده قبل از این که شروع بکنم به عرایض مختصر خودم چون محبت و لطف تمام آقایان را نسبت به خودم می‌دانم می‌خواستم که تقاضا کرده باشم آقایان براى بنده یک ماده واحده‌اى که الان عرض می‌کنم با قید دو فوریت قبلاً تصویب کنند و آن این است که موافقت بفرمایید بنده از امشب تغییر اسم بدهم یعنى آقاى عباس اسکندرى موسوم به آقاى مهندس احمد رضوى بشوند بلکه به این طریق بتوانم مطالب و عرایضى که دارم اینجا با یک وقت و فراغت بیشترى به عرض برسانم (مهندس رضوى - چه فرمودید آقا؟) چیز بدى نبود من می‌خواهم این افتخار را داشته باشم که بتوانم صحبتم را بکنم و ازلطف آقاى رئیس استفاه بکنم چرا بنده پیشنهاد کردم که به جاى خرید اسلحه از ممالک متحده آمریکا نوشته شود از ممالک بی‌طرف بر طبق قانون محاسبات عمومى و اصول مناقصه و صرفه کشود خریدارى شود؟ اصولاً بنده عقیده دارم که بایستى ارتش ما قوى باشد یعنى از براى رفاه خودمان و از براى حفظ انتظامات داخلى خودمان و کمک به ژاندارمرى و وسایل استحفاظى ما لازم است که ارتش قوى باشد این یک اصل کلى است و خیال می‌کنم همه آقایان هم همین نظر را دارند (صحیح است) و مذاکراتى که در اینجا می‌شود بسیارى از آقایان گاهى عصبانى می‌شوند و تصور می‌کنند که این مذاکرات به رله یا علیه یک شخصى است نه، این طور نیست که در این مجلس شوراى ملى هستیم عقیده من این است که به استثنای دو سه نفر که بنده به آن‌ها حسن نظر ندارم (یکى از نمایندگان - اسمشان را ببرید) او اختیارش با خودم است و چند نفر را که خیال می‌کنم شاید همه اشتباه می‌کنند عقیده دارم که سایرین میل دارند درست فکر بکنند و فکرشان به منظور خدمت به کشور ایران است اما ممکن است به عقیده بنده آن‌ها هم اشتباه بکنند، اشکالى ندارد بسیارى فکرهایى که میکنندممکن است حسن‌نیت هم همراه آن باشد اما در اشتباه باشند این را همیشه آینده نشان می‌دهد که کى اشتباه کرده. کى نکرده بنابراین هیچ کس نباید اوقاتش تلخ بشود و کسى که صحبت می‌کند تصور کنند که غرض خاصى به یک موضوع دارد. ما همه اینجا جمع شده‌ایم و امیدواریم که بتوانیم خدمتى هم براى کشور خودمان ایران بکنیم (انشاءالله) بنده این موضوعى که مختصراً عرض می‌کنم مفصلش را در موقع طرح برنامه جناب آقاى حکیمى به عرض رساندم حالا یک مراجعه کوچک که منطبق با پیشنهاد بنده است به عرض می‌رسانم، اصولاً دل و جرأت زیاد داشتن یک امر طبیعى است، بنده آدم ترسویى هست بسیارى مردم هستند که خیلى جرأت و شجاعت ندارند حالا به من ایراد نگیرید که چرا می‌ترسم، می‌ترسم و حق هم با من است و خیال می‌کنم کسانى که در این موقع احتیاط نمی‌کنند و رعایت حزم را نمی‌نمایند در اشتباه هستند بنده خرید اسلحه را از ممالک متحده آمریکاى شمالى مفید نمی‌دانم نه از براى این که داخل کیفیت یا کمیتش شدم که مقدارش چقدر است یا مبلغش ارزان است یا گران است بنده از نظر سیاست حالیه این کشور با این معامله مخالفم قبلاً عرض کردم که با دولت حاضر نظر موافق ندارم ولى خیال می‌کنم که آن دولت هم نظرش خدمت به کشور است ولى اشتباه می‌کند و امیدوارم با فکر من در این قسمت همراهى بکنند بنده تصویب این قانون را صلاح نمی‌دانم چرا؟ وضعیت جغرافیایى ما ایجاب می‌کند که ما یک قدرى بیشتر دقت بکنیم ممالک متحده آمریکا بزرگ‌ترین کشورى است که از حیث قواى برى و بحرى و هوایى در دنیاى امروز در درجه اول است و قواى وحشت آور او تمام دنیا را متوجه به عظمت خود کرده است و با نظر احترام به او نگاه می‌کنند این هیچ محل تردید نیست این مطالب را بنده در موقع طرح برنامه دولت به تفصیل گفته‌ام یک مرتیه دیگر هم اجمالاً می‌گویم و در همان موقع توجه دادم که این نگرانى که ممالک متحده آمریکا مکرر راجع به وضع خودش با سیر غیرقابل نفوذى که به وسیله چهار اقیانوسى که در دور این قاره است می‌نماید و اظهار نگرانى را از من و شما و دیگرانى چون ما نمی‌کند این اظهار نگرانی را از دولت اتحاد جماهیر شوروى که بایم دو هزار و هفتصد کیلومتر مساحت و هم مرز است می‌کند به طور طبیعى ما حق داریم که دقت بکنیم، نگران باشیم و هراس داشته باشیم، ما از زندگانى خودمان با مراجعه و مداقه‏اى که حتماً بر هر ایرانى واجب است بنماید موظف هستیم، ایرانى در درجه اول رعایت اصل استقلال سیاسى و اقتصادى ایران را باید داشته باشد و بخواهد آزاد زندگى بکند و ما براى حفظ آزادى خودمان باید امیدوار باشیم اگر روزى پیش آمد کرد ما ایستادگى می‌کنیم در جاى خودمان و آزاد می‌میریم، این عقیده من است اما از این مرحله که گذشت باید یک فکر بکنیم یعنى باید ملاحظه کنیم که موجبات ناراحتى و نگرانى‌هایى را فراهم نکنیم که به این نتیجه بد یک روزى برسیم حالا قدرى روشن‌تر می‌گویم امروز در دنیا مسلم شده است دو هماورد بزرگ هستند این‌ها در مقابل هم بر سر آقایى جهان زد و خورد و رقابت سیاسى دارند که امیدوارم... (باتمانقلیچ - از موضوع خارج شده) ماده واحده را براى این پیشنهاد کردم. این ماده واحده‏...

رئیس - داخل کلیات نشوید درکلیات به کفایت مذاکرات رأى گرفته شد و تصویب شد. پیشنهاد آقاى اسکندرى را قرائت کنید که در حدود پیشنهادشان صحبت کنند.

عباس اسکندرى - ... خودم قرائت می‌کنم (مجدداً پیشنهاد خود را قرائت کردند) باید به آقایان توضیح بدهم که چرا با این پیشنهاد من موافقت بکنند آخر بی‌خودى که نمی‌شود آن‌ها را به راه راست دلالت کرد من باید دلایل خودم را بگویم و خیلى به اختصار عرض می‌کنم، آقایان یک وقتى ما اینجا صحبت می‌کنیم بین خودمان یک حالت و همپه‌اى پیش می‌آید یعنى با دست خودمان روى دیوار یک صورتى را می‌کشیم و بعد فریاد می‌کشیم دیو، جن و غش می‌کنیم ولى آنچه من می‌بینم صور و همپه نیست و حقیقت دارد ما هر روز جراید و اخبار رادیوهای خارج که تنها وسیله استخبار است براى ما آن‌ها را می‌خوانم می‌بینم که متأسفانه سوء تفاهمى حاصل می‌شود که من یقین دارم هیچ پایه و اساس واقعى ندارد و فقط صرفاً اشتباه و سوء تفاهم است ولى با همه این‌ها دیدیم که موجب شد در این ده، بیست روزه اخیر یک یادداشت‌هایى هم مبادله شد و به عقیده بنده موردى نداشت از براى این که ملت ایران واقعاً کمال علاقه‌مندى را دارد با دولت اتحاد جماهیر شوروى و هیچ گاه گذشته از این که نمی‌تواند میل هم ندارد که دراین روابط دوستانه او خدشه‌ای وارد بشود (صحیح است، احسنت) اما ما چه باید بکنیم؟ من تصور می‌کنم وقتى که فهمیدیم که این دو دولت به زر با هم یک رقابت‌های زیادى دارند و اتفاقاً یکى از موارد حساس رقابتشان در کشور ما است ماباید سعى بکنیم که آن‌ها بار خودشان را از اینجا ببرند و به جاى دیگرى فرود بیاورند تا ما راحت بشویم می‌پرسید چطور ممکن است این کار را بکنیم؟ حالا که می‌گویند حاجت دارد به این که اسلحه خریدارى نماییم و من لزومش را نمی‌دانم البته ماباید سعى بکنیم که این اسلحه را ارزان‌تر خریدارى کنیم که به صرفه یک مملکت فقیرى مثل ایران تمام بشود ولى در عین حال ما باید فکر بکنیم وقتى این نگرانی‌ها در پیش است منافع و مضارخرید آن در نظر گرفته شود آقایان دیگر اینجا توضیحاتى دادند که به عقیده بنده تاحدى کافى بود وبید مورد توجه قرار بگیرد (آقاى مکى، آقاى اقبال و آقاى حائرى‌زاده) اما یک نکته را که جناب آقاى اهرى فرمودند درست مخالف این نظرى است که بنده عرض می‌کنم فرمودند من عقیده دارم که ما اصلاً سیاست موازنه را هم نباید تعقیب بکنیم خیال می‌کنم آقاى اهرى دچار اشتباه هستند سیاست موازنه را اگر ما تعقیب نکنیم به عقیده من دچار بدبختى می‌شویم (باتمانقلیچ - از موضوع پیشنهادشان خارج شدند) (یمین اسفندیارى - آقا بفرمایید) ایشان فرمودند که ما می‌خواهیم حداکثر استفاده را ببریم من مجبور هستم که به ایشان توجه بدهم که در جنگ اول جهانى دولتى بوده موسوم به مونتنگر و یا قراطاغ این دولت به نفع متفقین یعنى انگلستان و فرانسه و روسیه داخل در جنگ شد

+++

 پادشاهش نیکلا نیکلای قراطاغ معروف به پدر زن اروپا بود یک دخترش زن ویکتور امانوئل پادشاه ایتالیا بود. (صداى زنگ رئیس)

رئیس - اگر بنده به شما بگویم که این اظهارات شما مربوط به پیشنهادتان نیست شما گویا سعى دارید هر وقت مى‌آیید اینجا به طورى صحبت کنید که من بگویم بروید بنشینید مدتى است که الان شما دارید صحبت می‌کنید و هیچ مربوط به پیشنهادتان نبوده است. در اطراف پیشنهادتان هرچه می‌خواهید صحبت کنید.

عباس اسکندرى - به هر حال این دولت به نفع متفقین داخل در جنگ شده بود و زمانى هم که متفقین فاتح شدند خیال می‌کرد تمام بالکان را ضمیه خود کند و نقشه امپراطورى قراطاغ را هم کشیده بود وقتى که نمایندگان او در کنفرانس صلح بودند للوید جرج رئیس الوزراء انگلیس در مجلس انگلستان گفت وضعیت جغرافیایى مونتنگرو و اجازه ادامه حیات سیاسى به او نمی‌دهند فوراً صربستان این کشور را اشغال نمود و به حیات سیاسى او خاتمه داده شد و جزو یوگوسلاوى گردید (یکى از نمایندگان - انشاءالله براى ما این طور نیست) (یمین اسفندیارى - این خیلى تفاوت دارد) بنده هیچ نظر ندارم همان طور که آقاى اقبال فرمودند مستخدمینى که اینجا هستند باید این مستخدمین را روانه کرد. من عقیده دارم به آن‌ها نشان هم بدهند خدماتى دراین مملکت کرده‌اند خدماتشان هم ملحوظ است اما از نظر کشور ما بهتر است که این چند نفر هم بروند من خیال می‌کنم که زیر آسمان کشور خودمان راحت‌تر و آسوده‌تر زندگى می‌کنیم به هیچ کس هم حق نخواهیم داد که در امور کشور ما دخالت کند و ما آزادى خودمان را حفظ می‌کنیم وقتى که به کسى بهانه ندادیم، وسیله ندادیم و نشان دادیم که ما تمام سعى خودمان را در این کشور کردیم و می‌کنیم که کسى نتواند بر خلاف منافع شما که همسایه ما هستند اقدامى بکنند اگر خواستند به ما تحمیلى بکنند ما هم آزاد می‌خواهیم زندگى بکنیم می‌ایستیم و می‌میریم اما دلیلى نداد که ما سوء تفاهمی را دنبال بکنیم و بعد دچار یک عواقب بدى بشویم و این که آقاى دکتر عبده فرمودند که همیشه ممالک متحده آمریکا به ما با نظر مهرنگاه می‌کردند بنده هم موافقم اما آمریکاى 1919 که سیاست مونروئه را تعقیب می‌کرد که اصلاً در قاره‌های دیگر دخالت نداشت با آمریکاى فعلى که بزرگ‌ترین منفعت داردر سیاست جهان است بسیار فرق دارد و ما باید مابین این دو را فرق بگذاریم و البته باید آن‌ها را در نظر داشته باشیم البته باید دوستى سایر ممالک جهان را در نظر گرفت اما بدانید هیچ ملتى مدرم و افرادش را براى خاطر ما و براى هیچ کس نمی‌آورد بی‌خود به کشتن بدهد و به زحمت بیندازد مگر این که منافع او تطبیق به این کار بکند پس ما نباید به خیال این باشیم که اشخاصى براى این که ما از اولاد بزرگان قدیم هستیم و ما امپراطورى هخامنشى داشتیم بیایند و به ما کمک بکنند هیچ کس از این کارها نخواهد کرد ومن تقاضا دارم از جناب آقاى وزیر جنگ و ایشان می‌دانند بنده آنچه که عرض می‌کنم صادقانه است و خیال می‌کنم که آقایان هم قبول بفرمایند و این گفته به صلاح مملکت ایران است یک اعلان مناقصه داده شود چرا؟ چون اینجا گفته شد ما از اتحاد جماهیر شوروى خواستیم، از انگلستان خواستیم که آن‌ها بدند ولى قیمت‌ها را خیلى گران‌تر دادند تاریخ تقاضاى دولت که براى ما معلوم نشد در چه تاریخى است ممکن است یک عده اشخاص مالى داشته باشند یک روزى گران بدهند بعد وقتى که دیدند یک کسى ارزان‌تر می‌دهد آن‌ها هم ارزان‌تر بدهند ولى من عقیده‌ام این است که این خرید نه از اتحاد جماهیر شوروى و نه از آمریک بشود و نه از انگلیس، اگر می‌توانید از یک دولت دیگرى بخرید اگر نبود باز اعلان مناقصه بدهید قانون محاسبات عمومى را هم رعایت کنید اگر کسى به شما ارزان‌تر داد حوایج خودتان را از او بخرید (یمین اسفندیارى - از بارزانی‌ها هم بخرید) خود است شما هم پیشنهادکنید از آنجا بخرند بنده انتظار دارم آقایان عرایض مرا با یک نظر صادقانه تلقى کنند این به منفعت کشور ایران است و ما همه براى این کشور بایستى وظیفه خودمان را اداء بکنیم با این مقدار اسلحه همه می‌دانند که هیچ وقت نمی‌شود تعرض به کسى کرد و نه می‌شود کارى انجام داد با چند نفر مأمور آمریکایى در نظام هم هیچ قضیه‌ای به نظر من واقع نمی‌شود اما وقتى که ما نگاه می‌کنیم و این همه نگرانی‌ها را هم می‌بینیم و دیروز بود که در روزنامه نطق آیزنهاور رئیس ستاد آمریکا را خواندیم. براى ما لازم است وقتى ممالک متحده آمریکا با چند هزار کیلومتر فاصله از اقیانوس‌ها وسایل دفاعى براى خودتهیه می‌کند ما با همسایگى بى جهت خود را به زحمت نیندازیم (زنگ ممتد و مسلسل رئیس).

رئیس - نیم ساعت است شما دارید صحبت می‌کنید من آخر اینجا که نشسته‌ام وظیفه‌ای دارم بفرمایید بنشینید این صحبت‌های شما راجع به پیشنهادتان و در حدود نظامنامه نیست هى می‌گویم از موضوع خارج است و شما توجه نمى‌فرمایید و باز صحبت می‌کنید.

اسکندرى - حالا که اجازه داده نمی‌شود و کاملاً مربوط به پیشنهاد است به هر حال بسته به نظر آقایان است و تاریخ آینده هم قضاوت می‌کند که من چه گفتم.

مخبر کمیسیون بودجه (دکتر مصباح‌زاده) - بنده تصور می‌کنم نظر آقاى اسکندرى در هر دو قسمت تأمین شده است در قسمت مناقصه همان طورى که آقاى وزیر جنگ فرمودند مدت یک سال است که روى این کار با دولت انگلیس، با دولت شوروى با دولت آمریکا مکاتبه شد و بالاخره چون قسمت‌هایى که دولت آمریکا داده بود، شرایطى که قبول کرده بود براى ما نافع‌تر بود ما می‌خواهیم با دولت آمریکا معامله کنیم و این رعایت صلاح و صرفه از هر حیث شده اما در قسمت کشور بى‌طرف که فرمودید می‌خواستم خدمتتان عرض کنم کشور بی‌طرف اصولاً در زمان جنگ است و در زمان صلح تمام کشورها بى‌طرف هستند (صحیح است)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى عباس اسکندرى آقایانى که موافقند با این پیشنهاد قیام کنند (چند نفر قیام نمودند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

پیشنهاد می‌کنم در تبصره یک قید شود که به قیمت بیمه و حمل و نقل آن به چه مقدار بالغ می‌شود و مجلس شوراى ملى چون لایحه مالى است داند به چه مبلغ رأى می‌دهد. عباس اسکندرى.

رئیس - آقاى عباس اسکندرى.

اسکندرى - بنده می‌خواهم معرض کنم ما یک لایحه مالى را داریم رأى می‌دهیم در این تبصره نوشته می‌شود که حمل و نقل و بیمه او به همین طریق ضمیمه اقساطى بشود (صحیح است) جه مبلغ است؟ ... این ممکن است معامله آن شتر و گربه باشد... گفتند یک کسى شترى را در یک شهرى می‌گرداند می‌گفت این شتر یک تومان و این گربه 50 تومان گفتند این خوب است اما یک چیزى گردنش آویزان است من نمی‌دانم این لایحه را که فردا شما تصویب می‌کنید و تصویب می‌کنید و تعهد می‌کنید اگر 22 میلیون هم خرجش شد ما که حالا می‌خواهیم رأى بدهیم و آقایانى که رأى می‌دهند باید بدانیم چه مبلغ براى بیمه و حمل و نقل آن در نظر گرفته شده است این کار از روز اول در تمام این مدتى که مذاکره می‌کردند ممکن بود بکنند این یک کار بسیار آسانى است شما یک تلگراف می‌توانید بکنید دو روزه سؤال بکنید که آقا چه مبلغ بیمه این می‌شود چه مبلغ حمل و نقل این می‌شود (صحیح است) به هر حال بنده منظورم این است که آقایان باز هم می‌گویم براى خاطر مملکت است که اینجا نشسته‌اید و صحبت می‌کنید این مطالب را دقت بکنید یک روزى می‌شود که شما مواجه می‌شوید مصادف می‌شوید شما باید بدانید که سالى چه مقدار در بودجه کشور هر سال می‌گذارید شما الان نمی‌دانید که این تبصره چه چیز مهمى است که الان می‌خواهید همین طورى رأى بدهید باید کمیسیون بودجه روى این دقت کرده باشد حالا بسته به نظر آقایان است.

رئیس - آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر کمیسیون بودجه (دکتر مصباح‌زاده) - این موضوعى که آقاى اسکندرى فرمودند در کمیسیون بودجه هم مطرح شد و علت این که ما نمی‌توانستیم یک مبلغى براى کرایه پیش‌بینی کنیم این است که این اجناسى که ما خریدارى می‌کنیم در یک نقطه جمع نیست و وضع آن معین نیست تا بتوانیم تخمین بزنیم که چه مقدار براى حمل و نقل آن تعیین بکنیم (مهندس رضوى - این کایه دو سارژ دارد پس چطور قیمت گذاشته‌اند) قیمت با وزن فرق دارد و من خیال می‌کنم از این جهت ما نمی‌توانیم قیمت را معین کنیم و خیال می‌کنم جاى نگرانى هم نباشد براى این که دولت آمریکا طرف با ما است دولت آمریکا به ما صورت می‌دهد با یک حدودى، البته نامحدود نیست، یک حدى دارد براى این که آن مقدار جنسى که ما خریدارى می‌کنیم از براى خریدارى آن مقدار جنس بایدکرایه حمل و نقل هم بدهیم از این جهت بنده استدعا می‌کنم پیشنهادتان را پس بگیرید.

عده‌ای از نمایندگان - رأى رأى.

رئیس - یک دفعه دیگر پیشنهاد آقاى اسکندرى قرائت می‌شود (مجدداً به شرح فوق خواند شد)

اردلان - این ایرادى است براى این که این معامله نشود اولاً اگر در یک تاریخ معینى این کار انجام نشود در حقیقت این مذاکرات تمام بدون نتیجه خواهد بود و اگر مأمور کردیم دولت را که معین

+++

 بکند تا دینار آخر که این چه خرجى دارد شاید تا سال دیگر هم معین نشود. براى این که تدریجاً این اجناس معین می‌شود نسبت به وزنش نسبت به طرز آن چیزى که تحویل می‌شود در کشتی‌ها کرایه مخصوصى دارد اول تا نبینند که چه چیز را تحویل می‌گیرند و بعد براى آن چیز تدریجاً چه مبلغ کرایه تعلق می‌گیرد تا او را نخرند اصلاً نمی‌توانند معلوم کنند که کرایه‌اش چقدر است. اول باید خرید بعد کرایه را معین کرد و به همین جهت هم بود که کمیسیون بودجه از نقطه نظر این که دولت مکلف نباشد که یک پولى در یک جا براى حمل و نقل بدهد نوشت که این مساعدت هم از دولت آمریکا بشود و کرایه یک کرایه‌ای است بین‌المللى تعرفه عمومى دارد تجار و اشخاص مال‌التجاره حمل می‌کنند این یک چیزى نیست که به دولت تحمیل بشود و شاید در آن مذاکرات موفقیت‌های بیشترى هم نصیب ما بشود پس اگر آقایان نمایندگان محترم مجلس شوراى ملى معتقدند که این معامله بشود باید تصدیق بفرمایند این پیشنهاد قابل قبول نیست اگر براى این است که به تعویق بیفتد آن وقت هم به نظر بنده خیلى قابل توجه است.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى عباس اسکندرى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. یک پیشنهادى از طرف آقاى مکى رسیده است ده دقیقه تنفس داده شود.

حاذقى - مخالفم.

فولادوند - مخالفم.

رئیس - قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌نمایم ده دقیقه تنفس داده شود.

رئیس - آقاى مکى.

مکى - بنده قبل از این که امشب مجلس وارد لایحه اسلحه بشود پیشنهادى داده بودم که عده زیادى از آموزگاران و دبیران تهران و شهرستان‌ها هستند که شش ماه خدمت کرده‌اند و حقوق نگرفته‌اند و دیروز آمدند به مجلس شکایت کردند و گفتند ما بچه‌ها را ول می‌کنیم که بیایند بگویند ما آموزگار نداریم (حاذقى - بگذارید رأى بگیریم) نوبت شما هم محفوظ است شما هم اینجا می‌گویى قانون و خودتان قانون را رعایت نمی‌کنید بنده استدعا کردم از مقام ریاست که به این موضوع توجه کنند یک رأى هم بیشتر لازم نداشت الان سه ساعت تمام است مطابق قاعده ما کار کردیم و مدت مجلس هم باید سه ساعت باشد لذا بنده استدعا کردم که ده دقیقه تنفس داده شود و بعد محدداً بیاییم اینجا و کار را تمام بکنیم و براى جلسه آینده ما می‌توانیم کارهاى دیگر را انجام دهیم.

رئیس - آقاى صدرزاده.

نمایندگان - رأى بگیرید.

رئیس - یک نفر حق دارد به عنوان مخالف صحبت کند بفرمایید آقاى صدرزاده.

صدرزاده - بنده با تنفس مخالف هستم زیرا که بعد جلسه منعقد نمی‌شود و یک قانونى یک لایحه‌ای که به مجلس آمده و چند جلسه روى آن صحبت شده است و الان هم مجلس مشغول است به این پیشنهادات رسیدگى می‌کند و نمایندگان محترم هم متوجه مدلول و مفاد این لایحه هستند استدعا می‌کنم که چند دقیقه دیگر صرف وقت بفرمایند که تمام بشود (صحیح است)

مکى - بنده مسترد کردم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم چهار تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود.

تبصره یک- دولت مکلف است به خمت مستشاران آمریکایى در ارتش و ژاندارمرى خاتمه دهد و حق انعقاد هیچ گونه قرارداد نظامى با دولت آمریکا ندارد.

تبصره دو - دولت مکلف است از ده میلیون دلار، پنج میلیون آن را خرید اسلحه و مهمات نماید و پنج میلیون دیگر را مصرف خرید ماشین آلات براى تکمیل کارخانجات ارتش بنماید.

تبصره سه - دولت مکلف است صورت عایدات و مصرف لیره‌های وصولى بابت حق‌الامتیاز نفت جنوب و سود سهام و مالیات بر درآمد آن راز 1308 الى 1322 در ظرف یک ماه تهیه و به اطلاع مجلس شوراى ملى برساند.

تبصره چهار - دولت مکلف است در حدود ده میلیون دلار خرید اسلحه و هزینه حمل و نقل و سایر مخارج آن طرح قانونى مالیاتى بر اشخاصى که تمول آن‌ها از یک میلیون تجاوز می‌کند در ظرف مدت یک ماه تهیه و به مجلس شوراى ملى تقدیم دارد. غلامحسین رحیمیان.

رئیس - این‌ها بعضی‌هایش وارد است و بعضی‌هایش وارد نیست مثلاً تبصره چهار یک لایحه مالیات خاصى است که مربوط نیست شاید یک عده‌ای از آقایان هم موافقت نمایند ولى جایش اینجا نیست معهذا بفرمایید آقاى رحیمیان.

بعضى از نمایندگان - این پیشنهادات وارد نیستند.

رحیمیان - بنده یکى یکى می‌خوانم رأى بگیرید.

رئیس - این مربوط به قانون مالیات است مربوط به خرید اسلحه نیست شما پیشنهاد کرده‌اید مالیات گرفته شود طرح قانونى باید براى مالیات تهیه بشود و مجلس رأى بدهد.

دهقان - آقاى رحیمیان در مورد مالیات هه موافقیم ولى جایش اینجا نیست.

رحیمیان - تبصره دوم را عرض می‌کنم بنده اصولاً عرض می‌کنم که بیشتر موافقین این لایحه پیشنهاد می‌کنند پیشنهاد در پیشنهاد و آن‌ها باعث تعویق این لایحه شدند (صحیح است) بایستى اجازه بدهند که مخالفین پیشنهادهای خود را بدهند و در این موضوع صحبت کنند ولى ما که مخالفیم وقتى پیشنهاد می‌کنیم هنوز نخوانده می‌گویند وارد نیست (صحیح است) اما پیشنهاد بنده راجع به مستشاران می‌خواهم تقاضا کنم که اگر وارد است صحبت کنم واگر نیست صحبت نکنم (بعضى از نمایندگان - هست آقا) آقاى رئیس حضرتعالى بفرمایید طبق قانون وارد هست یا نیست بنده در اطرافش زیاد توضیح نمی‌دهم.

رئیس - قانونى راجع به مستشاران از مجلس نگذشته که لغو بشود.

وزیر جنگ - در آبان 1322 قانونى از مجلس گذشته است.

رئیس - قانون دارد ولى ربطى به این موضوع ندارد.

بعضى از نمایندگان - مربوط نیست.

رحیمیان - بنده پیشنهاد دادم ولى شما رأى ندهید، بنده در تبصره یک راجع به خاتمه خدمت مستشاران آمریکایى توضیحى نمی‌دهم و همین است که پیشنهاد کرده‌ام حالا بسته به نظر مجلس است، پیشنهاد بنده راجع به تبصره دوم راجع به ده میلیون دلار که پنج میلیون آن را خرید اسلحه بکنند و پنج میلیون آن را صرف خرید کارخانجات و تکمیل کارخانجات ارتش بکنند، به طورى که قبلاً عرض کردم هم در اینجا ایجاد کار می‌شود و هم یک کارخانجاتى کار می‌کنند که هم به نفع خود ارتش و هم به نفع کشور است، این هم پیشنهادى است که در اطرافش توضیح زیادى لازم نیست، راجع به تبصره سوم این است که ما در مدت ده سال سى میلیون لیره گرفتیم ولى از این سى میلیون لیره آقایان می‌فرمایند که 16 میلیون لیره را صرف تسلیحات کردیم و بقیه آن چون براى ما معلوم نیست بنده فقط پیشنهاد کردم که دولت موظف باشد صورت عایدات و مصرف این را به اطلاع مجلس شوراى ملى برساند این خیال می‌کنم که مورد موافقت شما باشد، راجع به تبصره چهارم بنده نوشته بودم یک میلیون ریال آقاى دکتر مصباح‌زاده و شما نوشتید یک میلیون تومان بنده به طورى که بعد هم عرض کردم البته مردم و اهالى فقیر ایران هستند که از عهده این مالیات برنمی‌آید و طبقه حاکمه این کشور بیشتر از قدرت ارتش استفاده می‌برند و دیگران که هیچ ابداً نمی‌توانند به جز نان خشکى براى خود تهیه کنند به عقیده بنده انصاف نیست که ما یک مالیاتى را به عهده آن‌ها واگذار کنیم بنابراین بنده پیشنهاد می‌کنم که دولت قبول بکند که یک طرح مالیاتى را تهیه بکند و بعد به عرض مجلس شوراى ملى برساند اگر قبول شد که البته قانون خواهد شد و اگر هم نشد که آن ا مرى است علیحده، آقاى ارباب مهدى چه فرمودید که بنده تذکر بدهم؟ ...

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - عرض کنم که تبصره‌ها چون یک قسمتش راجع به مستشاران آمریکایى است که مستشاران آمریکایى را دولت مکلف است که لایحه استخدامشان را به مجلس بیاورد بنابراین این را می‌گذاریم براى آن قسمت (صحیح است) و به علاوه اگر قراردادى هم منعقد شده است چون خود آقاى وزیر جنگ فرمودند و اگر هم نفرموده بودند هیچ قراردادى اگر هم منعقد شده باشد تا به مجلس نیامده قرارداد نیست قرارداد موقعى است که مجلس شوراى ملى تصویب کرده باشد فقط یک موضوعى در مورد استخدام مستشاران آمریکایى هست که ما بایستى الان آن را تذکر بدهیم این است که دولت نمی‌تواند به استناد آن قانون 1322 خدمت آن‌ها را تمدید کند بنابراین ما در اینجا در مجلس شوراى ملى میگوییم که حق چنین تمدیدى را ندارند و هر کارى که می‌خواهند بکنند بایستى بیاورند و از تصویب مجلس شوراى ملى بگذرانندو مورد رأى واقع شود.

+++

رحیمیان - بنده پس گرفتم.

رئیس - بسیار خوب پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم لایحه فرهنگ مطرح شود - رضوى.

رحیمیان - من یکش را پس گرفتم سه تاى دیگرش باقى است، اولش را پس گرفتم باید رأى گرفته شود. یکى راجع به پنج میلیون خرید اسلحه بود که این را بنده پس نگرفتم یکى هم راجع به صورت عایدات و خرج و حق‌الامتیاز نفت جنوب که به عرض مجلس برسانند.

رضوى - مطابق ماده 110 نظامنامه بنده اخطار می‌کنم بعضی‌هایش وارد نیست.

رئیس - بسیار خود اگر اولى را پس گرفتید به بقیه باید رأى بگیریم، رأى می‌گیریم به پیشنهادهاى آقاى رحیمیان، سه تبصره بقیه آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد پیشنهاد آقاى رضوى باز قرائت شود.

 (به شرح بالا قرائت شد)

رئیس - آقاى رضوى بفرمایید.

رضوى - بنده خیلى متأسفم که فرهنگ موقعیت خودش را در مملکت ما گم کرده است (دهقان - آقاى وزیر فرهنگ که نیستند) استدعا می‌کنم اجازه بفرمایید بنده توضیح خودم را عرض کنم، عرض کردم که اصلاً فرهنگ موقعیتش را در مملکت ما گم کرده است توجه بفرمایید متأسفانه یک ماه است که لایحه فرهنگ تقدیم مجلس شوراى ملى شده (صحیح است) عده زیادى آموزگار و معلم و شاگرد همچنان بلاتکلیف هستند سال در شرف تمام شدن است پیشنهاداتى راجع به این موضوع رسیده و قرائت شده است فقط یک توجه مختصر می‌خواهد و یک رأى گرفتن و تکلیف کار این‌ها را روشن کردن با این مقدمه بنده نمی‌دانم چه اصرارى است لایحه ارتش در این قسمت الان گفتگوهایش شده مطرح هم شده مورد بحث هم قرار گرفته 12 پیشنهاد دیگر دارد که می‌افتد براى جلسه بعد، پس هر چه زودتر لایحه فرهنگ را تمام کنیم و ضمناً تکلیف این آموزگاران بدبخت را معین کنیم.

بعضى از نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - هر لایحه‌ای که مطرح شود با حضور وزیر مربوطه باید باشد چون آقاى وزیر فرهنگ نیستند مطرح نمی‌شود در این قسمت ماده نظامنامه صریح است پیشنهادات دیگر را بخوانید، پیشنهاد دیگر قرائت می‌شود.

یمین اسفندیارى - ما موافق هستیم با پیشنهاد آقاى رضوى ولى الان آقاى وزیر فرهنگ در مجلس نیستند.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم ماده واحده به طریق ذیل اصلاح شود.

مجلس شوراى ملى از نظر تکمیل وسایل مخابرات و ارتباط و بهدارى و ساز و برگ و اسلحه و مهمات مورد نیازز نیروهاى زمینى و هوایى ارتش شاهنشاهى و ژاندارمرى به دولت اجازه می‌دهد که در حدود مبلغ 150 میلیول ریال ارز بر بودجه 1327 وزارت جنگ اضافه نماید که از هر کشورى که به نازل‌ترین قیمت اسلحه بفروش می‌رساند خریدارى نماید. دکتر معظمى.

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - متأسفانه آقایان خسته هستند ولى از جهت این که بنده این پیشنهاد را مطابق عقیده و فکر خودم ضرورى دانستم این پیشنهاد را کردم و نظیر این پیشنهاد هم نشده بود و یکى از آقایان هم فرمودند که ارتباط ندارد گویا لایحه را نخوانده باشند که ارتباط دارد یا ندارد بنده قبل از توضیح خواستم عرض کنم که راجع به مخالفت یا موافقت با لایحه بعضى از آقایان متأسفانه گفتند اگر هر کس مخالفت کند وطن پرست نیست و هر کس موافقت کند وطن پرست است (یکى از نمایندگان - این طور نیست) اجازه بفرمایید خواستم عرض کنم که وطن پرستى مونوپل هیچ کس نیست (صحیح است) و بنابراین هر کسى که می‌آید در مجلس شوراى ملى ایرانى است و ما معتقدیم که عقایدى که دارد باید آزادانه ابراز کند (صحیح است) و ما هم گوش بکنیم و هر کسى هرچه رأى داد اختیار خودش را دارد بنابراین هر کس آزاد است که رأى خودش را بدهند و بنده خواستم که اسلحه را به کار نبرند مخصوصاً در موقع لایحه خرید اسلحه، قسمت دوم که می‌خواستم عرض کنم یک اعتراضى بود به این که این لایحه چرا به کمیسیون خارجه داده نشده نه از نظر این که من این لایحه را لایحه سیاسى می‌دانم، خیر بلکه من معتقدم که هر مملکت مستقلى می‌تواند اسلحه بخرد و بنابراین جنبه سیاسى دارد یا ندارد بنده کار ندارم ولى عدم مراجعه به کمیسیون خارجه چون خود بنده عضو آن کمیسیون هستم و بعداً هم ممکن است این لوایح به کمیسیون خارجه مراجعه نشود این اعتراض را می‌کنم که بعداً اگر وامى از خارجه خواستیم از لوازم اولیه‌اش این است که به کمیسیون خارجه هم برود (یکى از نمایندگان - این وام نیست) وام است، بنده از شما صد تومان پول قرض می‌کنم که ده ماهه بدهم این وام نیست پس بنابراین از نظر اصول به کمیسیون خارجه مراجعه شود اما مخالفتى که بنده با این لایحه کردم فقط از نقطه نظر کسر بودجه بود که با لایحه بودجه هم بنده مخالف بودم و تذکر دادم که هر وقت من تشخیص بدهم که ارتش ما یک اعتبارى لازم داشته باشد پس از این که تشخیص دادم با آن موافقت می‌کنم و با بیاناتى که آقاى وزیر جنگ فرمودند و فرمودند که ارتش فعلى ما ضرورت دارد به این که یک مقدارى اسلحه داشته باشد و بنده هم با این عقیده‌ای که دارم معتقدم که ارتش باید اسله داشته باشد ولى این با عقیده دیگرى تعارض پیدا کرده است و آن عبارت از این است که ما نبایستى وام بگیریم وام گرفتم مخصوصاً توجه بفرمایید این وامى که اینجا گرفته می‌شود با توجه به این ماده‌ای که خود کمیسیون بودجه نوشته است مبلغش خیلى زیاد می‌شود و به علاوه ماده واحده صراحت ندارد در دو سه موردش توجه آقایان را به این موضوع جلب می‌کنم یکى این که اولاً از الان ما تقریباً سالى سیصد هزار دلار مطابق این ماده در سال اول و دوم هم بایستى ما بدهیم براى این که در سال اول و دوم که قسط پرداخت نمی‌کنیم بنابراین ششصد هزار دلار براى سال اول و دوم بایستى بدهیم بعداز سال سوم ما بایستى یک میلیون و صد هزار دلار بدهیم وقتى که مجموع تنزیل این قرض را با اقساطش جمع کنیم می‌بینیم یک مبلغ خیلى زیادى ما باید بدهیم که ابتدا ممکن است به نظر این معامله براى ما نفع داشته باشد ولى وقتى که جمعاً با تنزیلى که پرداخت می‌کنیم اگر حساب کنیم چندان صرفى براى ما نخواهد داشت و از طرفى من فکر کردم که این اعتبارى که وزارت جنگ خواسته است سى میلیون تومان است این سى میلیون تومان را بنده نصف کردم و گفتم چون مان این اسلحه را نمی‌توانیم یک دفعه وارد کنیم فعلاً 15 میلیون تومان در اختیار وزارت جنگ گذاشته بشود و این 15 میلیون تومان را فعلاً اسلحه بخریم و در پیشنهادى که بنده دادم قید کردم که این 15 میلیون تومان را از هر مملکتى که به نازل‌ترین قیمت داد بخریم چون فکر من این است که وقتى ما باید اسلحه بخریم هر مملکتى که با نازل‌ترین داد ما ممکن است تحقیق بکنم و واقعاً مطابق حق حاکمیتى که خود ما داریم از آن مملکت این را بخریم بنابراین آن معایبى که بنده اینجا ذکر کردم نخواهد داشت و به علاوه نسبت به نسل آتیه هم به هیچ وجه عملى نکرده‌ا‌یم، به جهت این که ما نمی‌توانیم از مزایاى‏ یک قسمتى استفاده بکنیم ولى مالیاتش را کسى دیگر بدهد در 1950 ملاحظه بفرمایید ممکن است که ما ده سال از این اسلحه‌ها استفاده کنیم و موقعى که اسلحه ما کهنه شده است بعد بیایند و پول این‌ها را بدهند ولى مطابق آن پیشنهادى که شد که بایستى متمولین مملکت مالیات بدهند وقتى که آن‌ها این مالیات را پرداختند، اگر نقد هم بخریم هیچ عیبى ندارد و به علاوه با توجه به وضعیت مالى خودمان این مقدار ارز را ما فعلاً به وزارت جنگ داده‌ایم بنابراین من چون اصولاً مخالف با قسمت وام خارجى هستم از این جهت پیشنهاد کردم که این قسمت نقداً باشد و بعد هم در اینجا قید کردم در این قسمت آخرش، از دولت هم من ذکرى نکردم، که از هر جا که به نازل‌ترین به داد ما از آنجا خریدارى کنیم به این جهت بنده پیشنهاد کردم که قسمت وام از بین برود و علاوه بر این عبارت‌های آخرش که از یک دولت معینى ما خریدارى بکنیم لزومى ندارد و بعضى قسمت‌های ماده که کمیسیون گزارش داده است صریح نیست و می‌خواستم مخبر کمیسیون جواب بدهد که در سال اول و دوم هم پرداخت می‌شود یا نمی‌شود ما بایستى بدانیم براى این که در سال اول و دوم پرداخت بشود این سیصد هزار دلار تفاوت معامله است (دکتر مصباح‌زاده - این پرداخت نمی‌شود) نمی‌شود که نمی‌شود ظاهر عبارت این است که ماباید این سیصد هزار دلار را بپردازیم توجه بفرمایید بایستى تصریح بفرمایید که در صورت جلسه قید شود که در سال اول و دوم پرداخت نمی‌شود براى این که یک تفاوت زیادى این معامله خواهد داشت و یک قسمت دیگر هم که می‌خواستم عرض کنم با این وضعى که این ماده تدوین شده است خود من هم خسته شده‌ام و نمی‌توانم حرف بزنم دستگاهى که باید تشخیص بدهد که در چه موردى ضرورى هست بدانیم، فقط کمیسیون بودجه و نظام نیست، آن‌ها هم توجه نکردند ما یک ماده واحده‌اى را تصویب می‌کنم و این را توجه نمی‌کنیم که یک دستگاه فنى که مورد اعتماد مجلس است بایستى در این نظارت بکند

+++

 (یمین اسفندیارى - این را آقاى وزیر جنگ توضیح دادند) توضیح وزیر جنگ موقعى براى بنده قانع کننده بود که بنده می‌دانستم تا آخر خرید اسلحه ایشان وزیر جنگ هستند توجه فرمودید در مملکت ما این طور نیست اما یک قسمت عمده‌ای که باید مورد توجه کمیسیون واقع شود متأسفانه کمیسیون دقت نکرده است از این جهت بنده پیشنهاد کردم و تذکر می‌دهم که بایستى مجلس شوراى ملى را مطمئن کنند که چه دستگاهى و چه اشخاصى نظارت خواهند کرد که این معامله است و یا وام است و در یک قسمت‌های دیگر هم بنده ایراد داشتم و چون پیشنهاد دیگرى کرده‌ام راجع به تبصره دوم این است که در آن قسمت عرض می‌کنم و به آقاى مخبر کمیسیون هم می‌خواستم عرض کنم که خواهش نفرمایند که بنده پس بگیرم چون عقیده‌ام این است که وام مضر است می‌خواهم مجلس شوراى ملى روى این قسمت رأى بدهند ولو این که رأى ندهند.

نمایندگان - رأى، رأى.

رئیس - آقاى مخبر.

دکتر مصباح‌زاده - (مخبر) در دو سال اول از وقتى که جنس تحویل می‌شود آن‌ها سود خواهند گرفت.

وزیر جنگ - از تاریخى که به ما جنس تحویل می‌دهند.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر معظمى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد، پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره یک ماده واحده مجدداً به کمیسیون بودجه فرستاده شود. دکتر عبدالله معظمى‏

رئیس - آقاى دکتر معظمى.

دکتر معظمى - عرض کنم اینجا متأسفانه همان طورى که آقاى عباس اسکندرى توضیح دادند کمیسیون بودجه به هیچ وجه توجه نکرده است شما یک کار مهمى را اجازه می‌دهید و به بعد بدون این که مبلغ آن را هم بدانید باز اختیار می‌دهید به دولت دیگرى که می‌خواهد به شما قرض بدهد که براى شما صورت حساب بفرستد و از روى صورت حساب شما دولت ایران را مقروض می‌کنید و علاوه به راین باید این اعتبارش معین باشد قبلاً شما باید یک مبلغ معین اعتبار بگیرید حتى در موقعى که بودجه براى یک سال تصویب می‌شود قانون محاسبات عمومى به شما اجازه داده است که اعتبار اضافى بخواهید اعتبار اضافى معنایش همین است که هر وقت وجوهى که مجلس شوراى ملى پیش‌بینی کرده تجاوز کند مجلس شوراى ملى مجدداً اجازه می‌دهد، اما بیاییم بگوییم که براى مملکت ما حاضریم که قرض بکنید بعد معلوم شود پولش چقدر است ما می‌بینیم دولت ایران را مقروض کرده‌ایم در صورتى که حدش را هم نمی‌دانیم و این قسمت فوق‌العاده براى ما مضر است و از این لحاظ است که عرض می‌کنم که این دستگاه کنترل را متأسفانه کمیسیون بودجه پیش‌بینی نکرده است و یکى از مواردى که در آن خیلى سوء استفاده خواهد شد همین تبصره است که خواستم به آقایان تذکر بدهم و این برخلاف اصول است.

دکتر اعتبار - آقاى رئیس اجازه می‌فرمایید بنده خیلى مختصر می‌خواستم توضیحى بدهم.

رئیس - بفرمایید.

دکتر اعتبار- در موقعى که آقاى عباس اسکندرى پیشنهاد کردند که حدود این بیمه و مخارج حمل آن معین شود بنده همان موقع می‌خواستم عرض کنم که رأى ندادن به این پیشنهاد به صلاح کشور نیست و الان هم که آقاى دکتر معظمى این تذکر را دادند بنده تأکید می‌کنم که نظرشان صحیح است و بایستى یک حداکثرى معلوم باشد.

رئیس - شما موافقید با پیشنهاد آقاى دکتر معظمى یا مخالف؟

دکتر اعتبار - بنده موافقم و می‌خواستم عرض کنم که از پیشنهادت بدون توجه نگذرید.

جمعى از نمایندگان - پیشنهاد آقاى دکتر معظمى مجدداً قرائت شود.

 (مجدداً به شرح فوق قرائت شد)

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دکتر معظمى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت شود. دو پیشنهاد به شرح ذیل قرائت شد:

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه شود.

تبصره - دولت حین مذاکره با نمایندگان کمپانی‌های فروش اسلحه باید سعى نماید تا بتواند اقساط پرداخت را تبدیل به ریال نموده و به جاى آن کالاهاى بازرگانى مجاز تحویل نماید.

تبصره دو - دولت مکلف است در ظرف یک ماه مطالعه نموده لایحه مشابه لایحه مزبور براى آلات و ادوات کشاورزى به منظور ماشینى کردن امور کشاورزى مملکت تنظیم و تقدیم مجلس شوراى ملى نماید. معتمد دماوندى.

رئیس- آقاى معتمد دماوندى.

معتمد دماوندى - البته باید عرض کنم که در موضوع پیشنهاد در اینجا صحبت‌های مختلفى شد راجع به اصل موضوع خرید و آقاى دکتر عبده هم راجع به محبت‌های دولت آمریکا اینجا فرمایشاتى فرمودند در صورتى که چندی است دولت آمریکا بعضى از کالاهاى ما را تقریباً صورت تجملى بهش داده از جمله قالى که یکى از بزرگ‌ترین صادرات ما به کشور آمریکا بوده اخیراً عنوان تجملى به قالى داده‌اند و یک مقدار زیادى حقوق گمرکى از قالى می‌گیرند و وارد نمی‌شود و یا کم وارد می‌شود بنده اینجا یک پیشنهادى کردم و دولت را مکلف نکردم گفتم دولت مذاکره بکند اگر توانست به جاى این که اقساط را به ارز بپردازد و دلار بدهد به ریال بدهد و به جاى آن هم کالاى مجاز بازرگانى بدهد از طرفى ما در این چند روزه در روزنامه‌ها می‌خوانیم که دولت ارزهایى را که به مملکت وارد شده صد در صد می‌خواهد به وارد کنندگان بدهد بنابراین دیگر محلى از اعراب براى پرداخت این ارز باقى نمی‌ماند و همه ارزهاى تجارتى که تا به حال ده درصدش در دست دولت بود یعنى ارزهاى تحارتى از این به بعد صد در صد این ارزهاى تجارتى به صادر کنندگان و وارد کنندگان داده می‌شود پس می‌ماند محلى که از درآمد نفت جنوب براى ما تحصیل می‌شود این را هم عرض کنم که در ضمن پیشنهاداتى که اینجا شد قرار شد براى آینده مملکت بماند و ذخیره شود بنابراین دیگر محلى براى پرداخت این ارز نیست من خیال کردم که اگر بتواند دولت یک معامله پایاپایى بکند در عوض کالاهاى ما که مثلاً بهدانه است و الان در بازارهاى آمریکا مانده است بفروشد، قالى بفروشد، کتیرا بفروشد، انقوزه بفروشد و براى ما اسلحه بیاورد و از آقایان خواهش می‌کنم که به این پیشنهاد رأى بدهند. اما راجع به پیشنهاد دوم آنچه که بنده را وادار کرد که این پیشنهاد را تقدیم کنم و چند دقیقه وقت مجلس شوراى ملى و آقایان نمایندگان محترم را بگیرم این بود که وضع اسفناک اوضاع کشاورزى مملکت مرا وادار کرد که به سه خودم یک عرایضى بکنم آقایان محترم می‌دانند که هنوز که هنوز است ما با وسایل پدر و بابایى و عهد عتیق و وسایلى که در عهد دقیانوس معمول بوده کشاورزى می‌کنیم حالا هم که برنامه هفت ساله تنظیم شده باز هم ما با گاو آهن به کشاورزى مشغولیم در چنین روزى که در دنیا آخرین سیستم کشاورزى معمول است و ممالک به آخرین سیستم کشاورزى مجهز هستند اگر آقاى دهقان شلوغ نکنند و نخندند و گوش کنند کشاورزان لخت و بدبخت ما با همان وسایل کهنه قدیمى مشغول بوده و متأسفانه نمی‌توانند آن طورى که شاید و باید از همین وسایل هم استفاده کنند بنده در این جا پیشنهاد کردم که این لایحه که الان براى ما بنا به فرمایش آقاى اقبال در حدود صدو پنجاه میلیون تومان سر می‌زند اگر ارز را به قیمت آزاد 72 ریال بدهند و یا ارز دولتى 32 ریال به قیمت امروز هشتاد میلیون تومان می‌شود و اگر این مبلغ را درایران خرج بکنیم چندین سد بسته می‌شود از قبیل سد کارون سد لار و سد سفید رود که براى ساختن سد سفید رود پروژه‌ای هم تهیه کرده‌اند که با بیست میلیون تومان می‌توانند این سد را بسازند و تمام اراضى بایر گیلان و طالش اراضى زراعتى خواهد شد علاه بر این تمام گیلان را هم برق خواهد داد فقط بیست میلیون تومان خرج دارد (دهقان - به اسلحه چه ربطى دارد؟) بنده می‌خواستم عرض کنم که دولت مکلف باشد در ظرف یک ماه مطالعه کند همان طور که براى رفرم کشاورزى ما البته آخرین سیستم لوازم مفید است اگر به کشاورزى جدید معتقد هستیم، آقاى کشاورز صدر می‌خواهند که در وضعیت اهالى حوزه انتخابیه‌شان مختصر تغییرى داده شود در زندگى آن‌ها که دیگر بلوط نخورند و در عوض گندم بخورند باید آقایان رأى بدهند که دولت مکلف باشد در ظرف یک ماه مطالعه بکند و لایحه‌اش را بیاورد به مجلس که وسایل کشاورزى در مملکت ما تأمین شود.

رئیس - نسبت به این پیشنهاد نمی‌شود رأى گرفت پیشنهاد خرج است پیشنهاد اول مجدداً قرائت می‌شود که نسبت به آن رأى گرفته شود.

 (پیشنهاد اول آقاى دماوندى به شرح ذیل مجدداً قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم تبصره زیر به ماده واحده اضافه

+++

 تبصره - دولت حین مذاکره با نمایندگان کمپانی‌های فروش اسلحه باید سعى نماید تا بتواند اقساط پرداخت را تبدیل به ریال نموده و به جاى آن کالاهاى بازرگانى مجاز تحویل نماید. معتمد دماوندى.

رئیس - دو پیشنهاد بود که یکش قابل رأى نبود و در مورد آن یکى هم یکى از آقایان توضیح دادند و رد شده معهذا به این پیشنهاد رأى گرفته می‌شود...

یمین اسفندیارى - که دولت ده میلیون برود چیز بخرد؟

معتمد دماوندى - ده میلیون عرض نکردم پیشنهاد کرده‌ام که دولت لایحه‌اش را بیاورد.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى دماوندى آقایانى که موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم مبلغ سه میلیون دلار از ده میلیون اختصاص به تجهیزات و ساز و برگ تشکیلات شهربانى کل کشور داده شود. آشتیانى‌زاده.

رئیس - آقاى آشتیانى‌زاده.

آشتیانى‌زاده - عرض کنم که اولاً بنده معتقدم که مجلس شوراى ملى آقا قبل از هر چیز باید حقوق پارلمانى افراد خودش را حفظ بکند مکرر در همین مجلس گفته شده است اکثریت تصمیم می‌گیرد و اقلیت حرفش را می‌زند مع‌الاسف در این مجلس این طورى که که ما می‌بینیم در هر موردى هر کسى که در اقلیت واقع می‌شود حق حرف زدن را از او سلب می‌کنند و این معنى ندارد به اندازه‌ای آقایان در این قبیل کارها عجله می‌کنند مثل این که همین الان ارتش ایران در سنگرهاى خودش معطل مانده است و محاصره شده است و به هر حوى از انحاء است باید اسلحه را بهش برسانند و از بین می‌رود. خوب آقایان این موضوع‌هاى به این مهمى را یک قدرى بیشتر صحبت بکنید گناه کبیره که نمی‌شود در موضوع نفت هم همین طور شد اینجا ما خواستیم حرف بزنیم با یک عجله فوق‌العاده‌اى آقایان مثل این که تمام مملکت می‌خواهد از بین برود حق صحبت را از ما سلب کردند و نگذاشتند ما پیشنهاد بکنیم و حرف بزنیم. عرض کم چون بنده می‌دانم که این پیشنهادات تصویب نمی‌شود (یمین اسفندیارى - فقط بى‌لطفى می‌فرمایید که وقت تلف شود) آقا وقت تلف نمی‌شود اجازه بفرمایید حرفمان را بزنیم (چند نفر از نمایندگان - بفرمایید آقا) اولاً آقایان ما بایستى که کیفیت ارتش را ببینیم، ببینیم ارتش ما از نظر دفاع از خارج است یا از براى رفع حوایج داخلى است. اگر این ارتش از نظر رفع حوایج داخلى است همین تسلیحاتى که الان موجود است الان کافى است بنده به شما قول می‌دهم این تسلیحات فعلى تمام عشایر را می‌تواند خلع سلاح  کند بنده به شما قول می‌دهم (یمین اسفندیارى - مگر شما وزیر جنگ هستید؟) هر چند که به آقاى سپهبد یزدان‌پناه اردات دارم ولى حاضرم که جاى ایشان را بگیرم و این کار را بکنم (یک نفر از نمایندگان - در کابینه آینده) در کابینه آینده بنده را حبس می‌کنند اگر فرصت دست آقایان برسد اما اگر از نظر دفاع مملکت است البته تسلیحات لازم داریم، تانک لازم داریم، طیاره لازم داریم توپ هم لازم داریم پس اول آقاى وزیر جنگ تشریف بیاورند اینجا وضعیت ما را از نظر ارتش معین بکنند که آیا این ارتش ارتشى است که باید رفع حوایج داخلى را بکند یا براى رفع حوایج خارجى است. آقایان تسلیحات صرفاً توپ و تفنگ و تانک نیست و خریدن این‌ها کافى نیست و اگر خداى نکرده بخواهد در این مملکت انقلاباتی پیدا شود که انگشت خارجى درش باشد قطعاً توپ و تانک نیست کادر هم لازم است، افسر هم لازم است ما افسران بسیار خوب داریم در ایران مع‌الاسف آنها از آلات و ادوات جدید جنگ اطلاعى نداند (یک نفر از نمایندگان - دانشگاه جنگ داریم) دانشگاه جنگ قبل از این جنگ بود اغلب از افسرانى که ما داریم این‌ها در دانشگاه و دانشکده‌های افسرى تحصیل کرده‌اند فقط در فرانسه در جنگ بین‌المللى ثابت شد که جنگ حرکت و سرعت است و همه از آلات و ادوات فعلى جنگ اطلاع ندارند پس ما اگر بخواهیم یک تجهیزات جدیدى را براى ارتش قائل شویم. آقایان بایستى تخصصى هم براى این تجهیزات قائل بشوم والا این آلات و ادوات می‌آید و اینجا می‌ماند و فایده ازش برده نمی‌شد. در کلیات که نگذاشتید ما حرف بزنیم یکى هم راجع به این که آقایان آن اشخاصى که مأمور می‌شوند که این اسلحه را تحویل بگیرند این اشخاص باید کسانى باشند که در ساختن اسلحه و تخصص در خود اسلحه داشته باشند و این افسرى را که می‌فرستند اسلحه را تحویل بگیرد عالم به علم اسلحه نیست بنده با این که با اقاى خسرو هدایت در این اواخر میانه خوبى ندارم و روابطمان تیره است به آقاى سرلشکر هدایت خیلى معتقدم، ایشان یک آدم فاضلى هستند و مرد پاکى هستند متخصص نیستند و اطلاعات زیادى هم ندارند یک افسر دارایی است و دیگرى افسرى است که در ارکان حزب و ستاد بوده و اطلاعاتى هم ندارد از این اسلحه بنده می‌خواستم بگویم که این ارتش ما واین اسلحه‌ای که می‌خواهید براى ارتش خریدارى کنید این از لحاظ دفاع از حدود و ثغور مملکت است یا از براى رفع حوایج داخلى مملکت و از لحاظ استقرار امنیت است این اولاً باید معلوم شود اگر این معامله شد آن وقت ما باید برویم در نوع اسلحه‏...

رئیس - پیشنهاد سرکار این بود که سه میلیون دلار اختصاص به شهربانى داده بشود.

آشتیانى‌زاده - بله آقا بنده معتقدم که شتر سوارى دولا، دولا نمی‌شود بنده با کمال صراحت پشت این تریبون می‌گویم که می‌خواهید میدان بیایید مرد مردانه بیایید نترسید شما همه‌تان می‌ترسید (یمین اسفندیارى - از چه می‌ترسیم میدانى در بین نیست) اجازه بفرمایید اگر نمی‌ترسید اگر جبنى در کار نیست بیایید در کمال صراحت بگویید چرا می‌ترسید (یمین اسفندیارى - بلوکى نداریم) چرا دنیا دارد من و شما هم جزء دنیا هستیم اگر شهامت دارید بیایید بگویید ما می‌خواهیم برویم در بلوک آمریکا و الا این موازنه‌ای که بنده و آقاى دهقان می‌خواهیم داشته باشیم این موازنه نیست (دهقان - از خودتان بفرمایید) چشم آقا، این موازنه نیست این موازنه دروغ است آن‌ها قبول نمی‌کنند مگر بنده و شما این را قبول کنیم ما نباید خودمان را گول بزنیم آقایان شما می‌خواهید همسایه محترم ما اتحاد جماهیر شوروى را قانع کنید (یمین اسفندیارى - آقا مگر شما وکیل اتحاد جماهیر شوروى هستید؟) بنده که از شما کاتولیک‌تر هستم (رئیس - آقا از موضوع خارج نشوید) بنده معتقدم آقا اگر شما می‌خواهید ده میلیون دلار بگیرید چرا سیصد میلیون دلار نمی‌گیرید از نظر آن اشخاصى که به این قضیه سوءظن دارند تفاوت نمی‌کند حالا که این طور است بیایید مردانه بروید به ان طرف این استخاره چیست؟ ...

رئیس - آقا اجازه بدهید صبر کنید ماده 110 قرائت می‌شود (ماده 110 به شرح زیر قرائت شد) ناطق باید از موضوع مباحثه خارج نشود چنانچه خارج شود رئیس او را متذکر می‌سازد و اگر ناطق مزبور بخواهد توضیحاتى بدهد که او از موضوع خارج شده است یا آن که از موضوع خارج شدن دلایلى دارد در این باب اجازه داده نخواهد شد.

رئیس - بنابراین این پیشنهادى که شما کردید با این مذاکرات وفق نمی‌دهد ازموضوع خارج نشوید.

آشتیانى‌زاده - ... عرض کنم راجع به این پیشنهادى که بنده کردم اطلاع نداشتم که رئیس شهربانى را امروز عوض کردند و بنده معتقدم که سه میلیون دلار فقط صرف خرید تجهیزات و لوازمى که براى شهربانى لازم است به این مصرف برسد امروز هم با آقاى حائرى‌زاده در شهربانى بودیم اتفاقاً همین موضوع در آنجا مطرح شد شب هفت مرحوم مسعود رئیس شهربانى اظهار داشت ما به واسطه فقدان وسایل از نظر انگشت نگارى و وسایل پلیسى ما این وسایل در دسترسمان نیست و قادر نیستیم یک جرم یا جنایتى همان طورى که سایر نقاط دنیا در اسرع اوقات کشف می‌کنند ما قدرت کشف جنایات را در به آن سرعت نداریم از این نظر البته حوایج زیاد داریم حتى رئیس شهربانى گفتند که تهران از 1310 (یکى از نمایندگان - در 1310؟) بلى قربان در 1307 داراى 800 پلیس بوده و امروز با این وسعت و با این توسعه‌ای که در شهر هست و با این کثرت جمعیت عده پلیس 70- 80 نفر بیشتر اضافه نشده (بعضى از نمایندگان - بیشتر است آقا) رئیس شهربانى گفت آقا بنده خیلى تعجب کردم در این موقعى که این جنایت عجیب واقع شده دولت آقاى حکیمى در عوض این که همان رئیس را باقى بگذارد که مشغول تعقیب جانی‌ها بشود واین قضیه را زودتر کشف بکند تسریع فرمودند در تعویض او (یکى از نمایندگان - خواص این دولت است) حالا اگر آقاى مخبر این پیشنهاد بنده را قبول کند که بنده حرفى ندارم ولى بنده معتقدیم این موازنه نیست اگر می‌خواهید بروید مرد مردانه بروید جزء بلوک...

رئیس - آقا از موضوع خارج نشوید. آقاى مخبر بفرمایید.

مخبر (دکتر مصباح‌زاده) - بنده توضیح مختصرى دارم بنده موضوع شهربانى را که آقاى امامى

+++

پیشنهاد کردند قبول کردم و یک قسمتى از این ساز و برگ را براى شهربانى اختصاص دادیم و از این جهت نظر ایشان تأمین است ولى بنده تعجب می‌کنم که چرا بر سر یک معامله‌ای که صرفاً جنبه تجارتى دراد ما سعى می‌کنیم که به آن جنبه سیاسى بدهیم این ابداً جنبه سیاسى ندارد و به اضافه اگر با خریداسلحه آن هم ده میلیون دلار ما وارد یک بلوک بشویم کشورهاى دیگر هستند که چندین صد میلیون دلار از همین دولت آمریکا اسلحه و مهمات خریدند پس ما و آن‌ها در یک بلوک هستیم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود به پیشنهاد آقاى آشتیانى‌زاده آقایانى که موافقند قیام کنند (کسى برنخاست) ( یمین - خود ایشان هم نیستند که بلند شوند) تصویب نشد پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم به جاى مدت 12 سال پرداخت بیست سال قبل شود. سزاوار.

حاذقى - این معامله است باید مرضى‌الطرفین باشد.

سزاوار - آقاى حاذقى اجازه بدهید سابق بر این تعزیه‌هایى که می‌خواندند یک معین‌البکایى بود این معین‌البکاء وظیفه‌اش این بود که اگر می‌خواستند از حیث مقام وضعیتشان مردم را مرتب می‌کرد که در موقع تعزیه‌خوانى و تعزیه‌گردانى تعزیه‌اش مرتب باشد حالا لوایحى که می‌آید به مجلس خوب مجلس یک عادتى دارد لوایح می‌آید به طور عادى و رویش بحث می‌کنند من نمی‌دانم بعضى از لوایح که می‌آید این لوایح تعزیه گردان پیدا می‌کند معین‌البکاء پیدا می‌کنند آقاى حاذقى می‌فرمایند که این پیشنهاد که شما می‌کنید باید موافق باشد اجازه بدهید بنده عرضم را بکنم حضورتان عرض کنم این پیشنهاد معامله است و البته معامله همان طور که آقاى حاذقى فرمودند بایستى مرضى‌الطرفین باشد بنده این پیشنهاد را که کردم براى این که چند کلمه عرض داشتم اینجا بکنم و البته بعد هم با آن تذکرى که می‌دهم قناعت می‌کنم زیرا منظورم از این پیشنهاد این بود با این رویه و مذاکراتى که در اطرافش شده و تیمسار وزیر جنگ توضیح دادند حالادولت متحده آمریکا که حاضر شده است به اقساط 12 ساله این وام را بگیرد اگر مذاکره بشود که این مدت زیادتر بشود این به نفع کشور است و به طورى هم مستهلک می‌شود که بر بودجه سالیانه ما در مدت 20 سال نمودار نیست و در مدت 12 سال نمودار است یک نکته دیگر که می‌خواهم عرض کنم که اینجا بنده این اجازه را کسب کردم که آقاى اقبال بیاناتى فرمودند و آقاى دکتر عبده هم یک فرمایشاتى فرمودند آقاى دکتر عبده بنده وقتى بهشان تذکر دادم گویا راجع به این که من راجع به آن مطلبى که فرمودند بنده درست توجه نکردم بنده تصور کردم که ایشان فرمودند نظارت دولت آمریکا خالى از اشکال نیست مثل این که یک همچو چیزى فرمودند بنده می‌خواستم این عرض را بکنم که دولت آمریکا و دولت شوروى و دولت انگلستان براى ما مساوى است اجازه بفرمایید اگر ما باید بى‌طرف باشیم به مفهوم واقعى خودش باید بى‌طرف باشیم و این همان طورى که گفتم یک نوع معامله‌ای بیش نبود و بهتر این بود که ما در اطراف این اقدامات می‌کردیم از نظر ارتباط سیاسى وقتى که داخل شدیم اگر کسى آمد از نظر مخالفت صحبت کرد نباید اتاک کرد و حمله کرد چرا؟ براى این که آن جنبه بی‌طرفى که می‌گوییم آن مفهوم واقعى خودش را از دست می‌دهد بنده این را صرفاً از نظر یک معامله‌ای بیشتر تلقى نمی‌کنم (صحیح است) در صورتى که اگر ضرورت ایجاب بکند یک اسلحه‌ای مملکت لازم داشته باشد یک دولتى هم فروشنده این اسلحه است و البته متخصصین فنى هم می‌گویند این اسلحه از اسلحه‌هایى است که از آخرین سیستم است و به درد کشور می‌خورد و پولش را هم به اقساط 12 ساله می‌دهند پس این یک معامله‌ای است که به نسبت سایر کشورها به صرفه و صلاح این مملکت است بنده بیشتر از این نمی‌توانم به این موضوع جنبه سیاسى بدهم اما یک مطلبى است که بنده عرض می‌کنم و تیمسار هم توجه بفرمایند ما اسلحه داشتیم قبل از شهریور بنده چون ناظر بودم از اشخاصى بودم که در تهران ماندم و وکیل مجلس هم بودم و ناظر بودم در خیابان کاخ ناظر بودم حالا نمی‌خواهم مفصلاً شرح بدهم رفتند بردند بنده دیدم از ارتش خودم دیدم خوار و بار هم با کامیون بردند این اسلحه‌ای که امروز خریدارى می‌شود البته در ارتش صاحب منصبان شریف و لایقى به تمام معنى مورد اطمینان ما در ارتش داریم اما متأسفانه باید بگویم قسم دیگرى هم داریم که آن صاحب منصبان قابل اعتماد و اطمینان نیستند این‌ها باید تصفیه بشوند. این اسلحه‌ای که خریده می‌شود این ده میلیون دلار با سود به بودجه این مملکت تحمیل می‌شود و این بودجه را از همان‌هایى که اینجا گفتند بنده هم معتقدم که این مالیات از سرمایه‌دار درست گرفته نمی‌شود مالیات را از آن بى‌بضاعت بدبخت می‌گیرند از آن که زیر انداز و رو انداز ندارد مالیات را به تمام معنى از او می‌گیرند اسلحه می‌خرند این اسلحه را نباید داد به دست آن اشخاص که همان طور که دیدیم نگهدارى کردند اگر یک روز یک بلایى پیش آمد دیگر از این اسلحه چیزى در دست ما باقى نمی‌ماند حالا هم بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم دولت با مقامات فروشنده ساز و برگ وارد مذاکره شده و قرارى بدهند که به اندازه نیازمندى کشتی‌های مسلح کوچک جهت جلوگیرى از قاچاق خلیج جزء لیست بگذارند. ساعد

رئیس - آقاى ساعد.

ساعد - آقایان به خوبى می‌دانند که در شهریور خساراتى که به ما وارد شد یک نیروى دریایى جوانى هم داشتیم خساراتى هم به آن وارد شد در این لایحه‌ای که پیشنهاد شده می‌نویسد مهمات مورد نیاز نیروهاى زمینى و هوایى ارتش بنده پیشنهاد می‌کنم نیروهاى دریایى هم اضافه شود اگر سوم شهریور براى ما شوم بوده است براى متفقین محترم ما هم یک افتخار جنگى نداشته است (صحیح است) آن وقت یک کشتی‌هایى از ما غرق شده است. بعضی‌ها را هم خیط کرده‌اند و از میان برده‌اند (صحیح است) این است که این موضوع هم بایدجبران شود شاهنشاه فقید نیروى دریایى ما را هم احیاء کردند باید همین نیروى دریایى هم در مد نظر اولیاى محترم باشد از این مبلغى که در نظر گرفته شده اینجا حالا زیاد یا کم و موضعات دیگرى که ذکر شده است بنده نمی‌خواهم زیاد داخل بشوم اگر یک اختلاف نظرهایى است براى این است که بعضى از جراید خارجه و رادیوهای خارجه این را بزرگ کردند خواستند یک موضوعى را که ما می‌خواهیم براى ساز و برگ خودمان این را یک جنبه سیاسى بهش بدهند همین ساز و برگى که ما با ده میلیون دلار می‌خواهیم بخریم آقایان شاهد هستند و خود متفقین ما هم تصدیق دارند که از این ساز و برگ‌ها و از این مهمات قریب 4 میلیون تن از خاک ما عبور کرده براى همسایه معظم ما دولت یوگوسلاوى تمام متفقین که در آن موقع در جنگ بودند و جنگ تمام شد به آن‌ها تمام داده شده به قیمت‌های مختلفه و ما اگر بخواهیم قشون خودمان را مجهز کنیم حق داریم هیچ کس نمی‌تواند ما را منع کند ما تابع هیچ دولتى نیستیم استقلال ما را تمامیت ما را تصدیق کرده‌اند در تمام دنیا و ما جزء سازمان ملل هستیم هیچ کس حق ندارد در کارهاى ما مداخله کند (صحیح است) اگر ما امروز اجازه بدهیم که بروید این اسلحه را بخرید یا نخرید از دولت آمریکا بخرید یا نخرید بعد از این که رد کردیم از دولت آمریکا و خواستیم با دولت بی‌طرفى وارد مذاکره شویم آن وقت وقتى که قدم اول را برداشتیم آن وقت خواهند گفت که عوض صد هزار تفنگ باید 90 هزار تفنگ بخرید این این صد هزار تفنگ را حق ندارید بخرید توپ نخرید لازم ندارید (صحیح است) ما این را نمی‌توانیم قبول کنیم یا باید زنده زندگانى کرد یا باید تن به این قبیل مسایل داد بنده می‌خواهم از آقایان استدعا بکنم که این موضوع را زیاد شاخ و برگ ندهید ما مستقل هستیم باید استقلال سیاسى و اقتصادى ما را در نظر بگیرند همان طور که عرض کردم باید نیروى دریایى ما هم تقویت شود و در این خصوص در لایحه کلمه بحرى هم اضافه شود ما زحمت‌ها کشیدیم صاحب منصبان و افسران دریایى تربیت کردیم بعضی‌ها در همان شهریور کشته شدند و بعضی‌ها زنده هستند و الان منتظر هستند خدماتى در این خصوص بکنند و در زیر حمایت این کشتی‌های مسلح ما می‌توانیم دامنه عملیات کشتی‌های تجارتى خودمان را در این دریا بیشتر بسط بدهیم البته بنده از اولیاء دولت خواهش و تمنى دارم که تعهداتى را که متفقین ما در نظر گرفته‌اند با آن‌ها مذاکره بکنند و آن‌ها را مکلف کنند که تعهدات خود را ایفا کنند در قرارداد سه جانبه تهران یک تعهداتى دارند (نمایندگان - در اعلامیه تهران) در اعلامیه تهران می‌نویسد راجع به استقرار یک صلحى که ناشى از حسن‌نیت توده ملل جهان بوده تا چندین نسل آن‌ها را از تجاوز و ستمگرى در امان نگهدارد ولى کشورهاى بزرگ و کوچک دیگر مانند اهالى کشورهاى ما کلیتاً آن‌ها تصمیم گرفتند که اصول ظلم و ستمگرى را از جهان برچینند.

رئیس - آقاى ساعد توجه بفرمایید استدعا می‌کنم که در حدود پیشنهاد خودتان بفرمایید.

+++

یمین اسفندیارى - منظورشان اجراى اعلامیه است.

ساعد - ... بلى تعهداتى کردند و آن این است که بعد از خاتمه جنگ به ما خدمت‌هایى بکنند و از دولت استدعا می‌کنم که در این خصوص توجه متفقین ما را جلب بکنند که بیشتراز این به ما کمک کنند در اینجا صحبت شد راجع به همسایه معظم شمالى ما با دولت شوروى همیشه دولت دوست بوده و همواره دست دوستى و مودت به طرف دولت و ملت شوروى دراز کردیم همیشه ما طرف دوستى صمیمى را با دولت شوروى خواهانیم و همیشه دوستى صمیمى و همکارى اقتصادى را با دولت شوروى و دولت انگلیس خواهانیم (صحیح است) و از آن‌ها متوقع هستیم که با ما بعد از جنگ همان طور که در پیمان سه‌گانه تعهد کرده‌اند به ما کمک‌های اقتصادى بکنند و هیچ وقت ما خودمان را دور نکردیم و براى هر جور مذاکرات اقتصادى و سیاسى با این دولت معظم همسایه حاضر هستیم ولى الان دولت متحده آمریکا...

رئیس - آقاى ساعد عرض کردم از حدود پیشنهادتان خارج نشوید من اینجا به محظور خواهم افتاد به آقا عرض می‌کنم.

ساعد - ... و من امیدوارم انشاءالله در خصوص کشتی‌ها به ما کمک‌های دقیقى بکنند.

وزیر جنگ - نظر جناب آقاى ساعد در مورد نیروى دریایى کاملاً تأمین است. نیروى دریایى را وزارت جنگ در دو سال پیش در نظر گرفت و اقداماتى کرد و باز هم کشتی‌های دیگرى هستند بدون خرج براى دولت ما در شرف حرکت هستند و به زودى حرکت خواهند کرد.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

در تبصره سوم ماده واحده بنده پیشنهاد می‌کنم به جاى ارتش شاهنشاهى شهربانى نوشته شود و به جاى وزارت جنگ وزارت کشور نوشته شود. حائرى‌زاده.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده.

حائرى‌زاده - بنده می‌بینم یک مطالبى که پیش من جزو بدیهیات است وقتى که عنوان می‌شود به گوششان سنگین می‌آید باید دید وزارت جنگ چى لازم دارد و چى لازم ندارد وبری چى لازم دارد تا آن وقت در اطراف قسمت‌های دیگرش بحث کنیم بدیهى است که ما عضو دنیا هستیم و یک جامعه‌ای براى این که ارتباطى با همه پیدا کند از طرف ممالک نمایندگانى در آنجا می‌روند و مطلبى که همیشه هست این است که ما امتحان دادیم که اهل جنگ و مبارزه حتى‌الامکان نیستیم و سعى می‌کنیم که وسایل صلح و آشتى بیشتر فراهم بشود همسایه‌های ما هم میدانند که ما براى جنگ هیچ وقت مهیا و حاضر نیستیم ملل کوچکى طرفدار صلح و سلامت طرفدار بی‌طرفى، طرفدار این که با تمام همسایه‌ها روابط دوستى داشته باشیم بودیم و هستیم و خواهیم بود (صحیح است) در جنگ بین‌المللى بزرگ دولى برخلاف حق و عدالت وارد مملکت ما شدند و کردند آنچه کردند قشون ما قشون مدافع نمی‌توانست باشد بلى ایران قواى صلح لازم دارد براى انتظامات داخلى خودش حالا اسمش را ژاندارمرى می‌گذارند این ژاندارمرى دو نوع اشخاص مسلح لازم دارد یکى اشخاصى که پست می‌گذارند سرجاده‌ها این هم اسمش ژاندارم است و یک دسته دیگر هم لازم دارد که اگر در یک نقاطى پست‌ها ضعیف شدند و اشرارى شرارت کردند و این پست‌ها نتوانستند دفع اشرار بکنند یک قواى کمکى باشد که به آن‌ها کمک برساند اسم این را گذاشته‌اند ارتش من هر دو را براى حفظ انتظامات داخلى می‌دانم ما براى جنگ‌های خارجى قشونى نگاه نمی‌داریم و صلاح ما هم نیست ما براى امنیت داخلى خودمان ژاندارمرى داریم که یک وظیفه‌اش این است که در نقاط مهمى توقف پیدا کند براى پست دادن. بدبختانه چون شاه مملکت ما از طبقه قشونى پیدا شده یک مملکتى توى مملکت ایجاد شده وقتى رقتى در داخل قشون یک مملکتى است پسر من دو سال مرتب افتخار داشته است نظام وظیفه را انجام بدهد البته مملکت همه چیز لازم دارد قشون لازم دارد ولى قشون ما قواى مسلحش قواى ژاندارمرى تمام باید براى انتظامات داخلى باشد مهندسیشان براى قسمت راهسازى باشد ان قسمت فرهنگشان یعنى دانشکده و دانشگاه افسرى جزو فرهنگ بشود ما در دو دستگاه که زندگى نمی‌کنیم ما ایرانی‌ها یک عائله هستیم من از قرض و امثال این‌ها واهمه‌ای ندارم من می‌گویم که یکى از طرق اقتصادى امروزه استقراض است یک عده از کلیمی‌ها آمدند توى این مملکت اعتبارى باز کردند در بانک ملى مثلاً یکى از این‌ها دویست میلیون تومان اعتبار دارد یک شاهى نه طلا آورده نه مال‌التجاره سفته می‌داد به نرخ بانک تنزیل می‌داد به بانک در خارج هم تجار دیگر از تفاوت عملش زندگانى می‌کردند این یهودی‌های سرمایه دارى که امروز در مملکت ما هستند اغلب کسانى هستند که یک شاهى نیاوردند در این مملکت و در نتیجه اعتبار و استقراض از بانک ملى یا دادن به تجار دیگر به مدت‌های طولانى صدى دوازده گرفتند و صدى هیجده دادند و از تفاوت عملش زندگانى کردند وثروتى اندوختند یکى از طرق تحصیل ثروت امروزه همان استقراض است اینجا هم من مخالف نیستم که دولت آمریکا با این که در نتیجه جنگ صدمه دیده وسایل کاملى دارد ولى ما هر چه وسایل داریم مهم نیست و با آن‌ها قابل مقایسه نیست راجع به استقراض هم ده میلیون نه هزار میلیون من موافقم ولى شهربانى و ژاندارمرى یعنى قوایى که شهرها را باید امن بکند و آن قوایى که دشت‌ها و سرحدات ما را براى جلوگیرى از قاچاق باید مواظبت بکنند این بود که بنده پیشنهاد کردم که به جاى ارتش شهربانى گذاشته شود ژاندارمرى که هست اینجا (یکى از نمایندگان - مقصود چیست؟) مقصود این است که ما اصلاً وزارت جنگمان را اگر تقسیم بکنیم توى وزارتخانه‌های دیگر خودمان و به راه سازى خودمان کمک بدهیم به فرهنگمان کمک بدهیم به بهداشتمان کمک بدهیم هیچ اشکالى در تشکیلات مملکتى ما پیدا نمی‌شود و سوء تفاهمتی هم نخواهدبود و یک دولتى هم توى دولت نخواهیم داشت.

اردلان - به سه دوازدهم بودجه ارتش رأى دادیم چطور می‌شود ارتش را حذف کرد؟

یمین اسفندیارى - حیات مملکت به بودجه وزارت جنگ است.

مهندس رضوى - و شرکت تلفنى.

رئیس - آقایانى که با پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده موافقند قیام کنند (عده کمى برخاستند) تصویب نشد. پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى - پیشنهاد می‌کنم افسرانى که به منظور تحویل گرفتند اسلحه مورد خرید به آمریکا فرستاده می‌شوند فیمابین متخصصین تسلیحات انتخاب شوند. آشتیانى‌زاده‏

رئیس - مذاکره‌ای نمی‌شود در این پیشنهاد کرد این وظیفه وزارت جنگ است پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم چون ضمن معاملات در آمریکا معمولاً مبلغى به عنوان حق‌العمل به نماینده خریدار داده شود دولت مکلف است با نظر و اطلاع سفارت کبراى ایران در واشنگتن مبلغى را که در این معامله به عنوان حق‌العمل داده خواهد شد دریافت داشته و به نفع سازمان شاهنشاهى خدمات اجتماعى به مصرف برسانند. راجى.

بعضى از نمایندگان - پس گرفتند، پس گرفتند.

رئیس - آقایان اجازه بدهید حرف بزنند، بفرمایید آقاى دکتر راجى.

دکتر راجى - معمولاً موضوع حق‌العمل دادن و کمیسیون دادند در آمریکا به طورى که بنده شنیده‌ام یک چیز خوبى است و با اطمینانى که البته به افسرانى که براى خرید می‌فرستند هست و مخصوصاً ممکن است که جناب آقاى علاء که یکى از اشخاصى است که از هر جهت مورد اعتماد است بنده خیال می‌کنم که اگر بنا است حق‌العملى گرفته شود آن حق‌العمل به نفع یک مؤسسه خیریه برسد خیلى به جا است.

رئیس - رأى بگیریم به پیشنهادشان یا پس می‌گیرید.

دکتر راجى - چون می‌گویند حق‌العمل نیست بنده پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم به دولت اختیار داده شود که دولت با توافق دولت آمریکا قسمتى از اقساط را از سال چهارم به بعد فرش یا قالى بدهد در این صورت.

رئیس - این پیشنهاد وارد نیست پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم در تبصره ذکر شود مخارج باربندى و حمل نباید از یک میلیون دلار تجاوز کند. نبوى‏

رئیس - آقاى نبوى.

نبوى - عرض کنم بنده خیلى متأسفم که پیشنهاد من زودتر مطرح نشده و آقایان خسته شده‌اند حالا هم اگر آقایان توجه به عرایض من بکنند در این صورت بنده سعى می‌کنم مطالب را مثل همیشه خیلى به اختصار عرض کنم مقصود بنده از این پیشنهاد این بود که خواستم یک موضوع مهمترى به آقایان تذکر بدهم شاید

+++

 جناب آقاى وزیر جنگ و آقاى مخبر توضیحى دادند و بنده قانع شدم و آن موضوعى است که این عمل مکرر اینجا توضیح داده شده است، راجع به این معامله که دولت لایحه‌اش را آورده است به مجلس در مجلس چندین جلسه صحبت شده که شاید گفتن بعضى از این مطالب اصلاً ضرورى نبوده است قبل از این هم ارتش اسلحه می‌خرید و احتیاجى هم نداشت به این که دولت لایحه به مجلس بیاورد اساساً دولت براى این که بخواهد جنسى از خارجه یا از داخله به نقد یا اقساط بخرد محتاج به استجازه از مجلس شوراى ملى نیست چنانچه قبلاً هم دولت مکرر اسلحه خریده و در سال‌های پیش خرید اسلحه از یک دولت خارجه فرقى برى دولت با خرید قند و شکر و قماش و سایر اجناس ندارد همان طور که دولت حق دارد مثلاً قماش یا به نقد یا به اقساط بخرد همان طور هم می‌تواند اسلحه بخرد بنابراین دولت بدون مراجعه به مجلس و بدون آوردند این لایحه به مجلس حق دارد که این اسلحه را از بودجه وزارت جنگ بخرد و مبلغش هم زیاد نیست می‌توانست سالى دو سه میلیون تومان در بودجه‌اش پیش‌بینی کند و این اسلحه را بخرد بدون این که این صورت به مجلس بیاید.

رئیس - آقاى نبوى مختصر بفرمایید (صحیح است)

نبوى - چشم به اختصار عرض می‌کنم اما راجع به این پیشنهاد خواستم عرض کنم که اغلب آقایان نمایندگان نگرانى دارند از این که مخارج باربندى و حمل یک مبلغى باشد که فوق طاقت ملت ایران باشد و حتى از قیمت اسلحه زیادتر بشود یا به اصطلاح یک اعتبار بدون اندازه‌ای باشد این است که بنده پیشنهاد کردم براى مخارج حمل و باربندى که براى این کار در نظر گرفته شده معلوم باشد حالا هم اگر یک توضیحى داده شود که بنده قانع بشوم پیشنهادم را پس می‌گیرم.

نمایندگان - پس گرفتند، پس گرفتند.

رئیس - پس گرفتید آقاى نبوى؟

نبوى - بلى چون آقایان می‌فرمایند پس می‌گیرم.

رئیس - پیشنهاد دیگرى قرائت می‌شود.

 (به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم مبلغ لازم براى خرید لوازم مذکور در لایحه را با مخارج حمل و نقل وزارت جنگ از وجوه موجود خود نقداً بپردازد. سید حسن تقى‌زاده.

فولادوند - این آخرین پیشنهاد است.

رئیس - آقاى تقى‌زاده.

تقى‌زاده - خیلى خوشوقت شدم از این که فرمودند پیشنهاد بنده آخرین پیشنهاد است. عرض کنم راجع به این پیشنهاد یک مطلبى داشتم که خواستم به عرض برسانم و آقاى وزیر جنگ توضیح بدهند آن وقت اگر توضیحات کافى دادند بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم اگر هم کافى نباشد شاید پس بگیرم عرض کنم این مذاکراتى که اینجا شد کاشکى‏... یعنى می‌خواهم عرض کنم کاشکى ... حقیقتش هم این است که به اصل مطلب مربوط باشد یعنى اینجا فقط یک نکته بیشتر نیست و آن این است که آیا این لازم است یا نیست اگر مسلم بشود که لازم است به هر ترتیبى هست باید بخریم و اگر شک داشته باشیم در لزومش بنده نمی‌دانم وقتى که بخرند البته بار بزرگى براى مالیات مملکت و مالیات دهنده می‌گذارد که در واقع کمر شکن است (صحیح است) دوم این است که ایجاد یک قرض خارجى می‌کنند ما تا چند وقت پیش ده تا قرضه خارجى داشتیم که الحمدالله یکى یکى از میان رفته فقط یکى باقى مانده که آن شاید از حیث شرایط بهترینش باشد ولى به هر حال آن هم معایبى دارد و اخیراً پیشنهادشده که بلکه پرداخت شود و ما کاملاً شسته ورفته بوده و در نزد خارجی‌ها سربلند باشیم و این به اندازه 6 میلیون لیره جاى آن بیاید و کاشکى ممکن بود که این قرض را ما نکنیم بنده براى این، این پیشنهادرا دادم که بر حسب گزارشى که دیوان محاسبات به مجلس داده‌اند محاسباتى که از وزارت جنگ به دیوان محاسبات رسیده تا 1322 است و تا 1322 - 223 میلیون تومان وجه موجود داشته‌اند علاوه بر مخارج خودشان و از آن وقت تا حالا نداده‌اند این حساب را به دیوان محاسبات البته تا حالا چندین میلیون هم به آن اضافه شده چون نداده‌اند بنده ازاین جهت این پیشنهاد را کردم به هر حال اگر حقیقتاً 300 میلیون تومان وجه موجود ندارند چرا لازم است ما براى 80 میلیون تومان خودمان را به قرض بیندازیم هم قرض خارجى بکنیم و هم بارى براى مالیات دهندگان فراهم کنیم از این جهت بنده پیشنهاد کردم اگر ممکن است پول این لوازم را از وجوه موجوده بدهند طبق صورت محاسباتى که از دیوان محاسبات رسیده و دیوان محاسبات مطالعه کرده و راپورت به مجلس داده مبلغ 223 میلیون تومان وجه موجود داشته‌اند و از آن وقت تا به حال دیگر حساب به دیوان محاسبات نداده‌اند اگر حالا بدهند فرض می‌کنیم یک صد میلیون اضافه شده است اگر غیر از این است البته بنده حرفى ندارم ولى این که بنده عرض می‌کنم به موجب صورت حسابى است که به دیوان محاسبات رسیده و دیوان محاسبات مطالعه کرده وراپرت داده است به مجلس در این صورت هیچ شک و تردیدى نیست که به این خطرى که تصور می‌شود سه مسئله است یکى براى امنیت داخلى خودمان است که یقین دارم که قواى موجوده فعلى خیلى بیش از آن است (صحیح است) و یکى این است یعنى شق افراطى دیگرش یکى از ممالک خارجه باشد این هم همه آقایان تکرار کردند که مورد ندارد اگر ده برابر این را هم داشته باشیم یکى هم براى این که اگر بعضى خطرهاى تحرک آمیزى بشود که شاید بیش از امنیت داخلى قوه بخواهد این را دیگر بنده نمی‌دانم و حسابش را هم نکرده‌ام ممکن بود یک کمیسیونى از مجلس برود دقت بکنید یا ایشان خودشان اهل حسابند فرمودند که حساب کردى که این خطر به فلان اندازه است و سلاح‌های ما این قدر است و ما باید آن‌ها را موازنه بدهیم و اطلاع ما راجع به این قسمت کم است یک چیز دیگرى که در آخر می‌خواستم عرض بکنم کاشکى آرزو می‌کردم در این مجلس ایراد نمی‌گیرم کاشکى آرزو می‌کردم تا آخر یک حرف تفوه نکرده بود به اینکه این ملاحظات خارجى دارد و اصلاً و ابداً این چیزها با یک خروار غله خریدن دربازار تهران هم فرقى ندارد و حتى سیاست خارجى گفتن تفوهش هم گناه است (صحیح است. احسنت)

وزیر جنگ - راجع به پول موجودى که آقاى تقى‌زاده فرمودند موجود است بنده در وزارت جنگ سراغ ندارم بلکه آن طورى که اظهار فرمودند دیوان محاسبات عمومى این طور گزارش داده‌اند که از 1322 به بعد حساب وزارت جنگ نرسیده.

تقى‌زاده - با توضیحاتى که آقاى وزیر جنگ فرمودند بنده پیشنهادم را پس می‌گیرم.

رئیس - رأى گرفته می‌شود با ورقه به ماده واحده و دو تبصره عده حاضر 92 نفر.

 (اخذ رأى به عمل آمده و نتیجه به قرار ذیل بود)

رئیس - با 79 رأى از 95 رأى لایحه تصویب شد.

موافقین آقایان : صدرزاده - فولادوند- محمود محمود - صاحب جمع - عباسى - دکتر مصباح‌زاده - قبادیان - ابوالقاسم بهبهانى - لیقوانى - غضنفرى - سید على بهبهانى - پالیزى - عزیز اعظم زنگنه - کهبد - دکتر عبده - احمد فرامرزى - دکتر مجتهدى - دکتر آشتیانى - عباس مسعودى - فاضلى - نورالدین امامى - ملکپور - بوداغیان - سلمان اسدى - جعفر کفایى - نصرت‌الملک ملکى - محمدعلى مسعودى - برزین - فتحعلى افشار - عرب شیبانى - حسن مکرم - دکتر ملکى - مهدى ارباب - مسعود ثابتى - دکتر فلسفى - یمین اسفندیارى - مهدى باتمانقلیچ - اردلان - دکتر راجى - هاشم وکیل - ساعد - معین‌زاده باقرى - امامى اهرى - شریف‌زاده - لاهوتى - امیرحسین ظفر بختیارى - هراتى - امیر نصرت اسکندرى - ارباب گیو - صاحب دیوانى - وثوق - منصف - دهقان - ابوالفضل حاذقى - على وکیلى - اعزاز نیک‌پى - ظفرى - گنجه‌ای - نواب - محمد ذوالفقارى - سلطان العلماء - دکتر شفق - آصف - موسوى - دکتر امینى - مهندس هدایت - ابوالحسن رضوى - محمدتقى خوئیلر - کشاورز صدر - قهرمان - ملک مدنى - مهدى مشایخى - ناصر ذوالفقارى - جواد عامرى - اخوان - ناصرالدین ناصرى - اسلامى - دکتر اعتبار - صفا امامى.

مخالفین آقایان : عباس اسکندرى - دکتر معظمى - مهندس احمد رضوى - رحیمیان - آشتیانى‌زاده - مکى - چهار ورقه سفید شماره شد.

اردلان - آقاى رئیس پیشنهاد می‌کنم که به لایحه فرهنگ هم امشب رأى گرفته شود.

وزیر جنگ - بنده خیلى از آقایان نمایندگان معذرت می‌خواهم ازاین که این لایحه خیلى آقایان را خسته کرد و خیلى متشکرم که تا به حال تأمل فرمودید که لایحه تصویب شد باز هم تشکر می‌کنم (در این موقع عده‌ای از نمایندگان از محل خود برخاستند)

2- تقدیم یک فقره لایحه راجع به سازمان هواپیمایى کشور از طرف وزیر راه‏

رئیس - آقایان صبر کنید یک دقیقه تأمل بفرمایید یک لایحه‌ای آقاى وزیر راه دارند بدهند بعد تشریف ببرید.

وزیر راه - این یک لایحه تشکیلات هواپیمایى کشورى است تقدیم می‌کنم.

3- ختم جلسه - تعیین موقع و دستور جلسه آتیه‏

رئیس - جلسه ختم می‌شود جلسه آینده روز پنج شنبه ساعت چهار بعد از ظهر. دستور لایحه فرهنگ.

 (ساعت ده و نیم بعد از ظهرجلسه ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى- رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294356!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)