کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى ، دوره ‏15
[1396/05/28]

جلسه : 178 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یک¬شنبه تیر ماه 1328  

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مشروح

2 - تصویب مرخصی آقای دکتر شفق

3 - طرح بودجه کل کشور و بیانات آقای مکی در کلیات

4 - تصویب یک دوازدهم

5 - ادامه مذاکرات در کلیات بودجه

6 - موقع جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملى ، دوره ‏15

 

 

جلسه : 178

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یک­شنبه تیر ماه 1328

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مشروح

2 - تصویب مرخصی آقای دکتر شفق

3 - طرح بودجه کل کشور و بیانات آقای مکی در کلیات

4 - تصویب یک دوازدهم

5 - ادامه مذاکرات در کلیات بودجه

6 - موقع جلسه بعد - ختم جلسه

 

دو ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر مجلس به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید

1- تصویب صورت مشروح‏

رئیس - آقای اردلان نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟ بفرمایید.

اردلان - دو نکته بود که بنده خواستم در صورت مجلس به عرض ریاست برسانم اول این که بودجه مجلس که تصویب شد بنده از آقای نایب رئیس تقاضا کردم که گزارش کمیسیون محاسبات راجع به آقای دکتر شفق قرائت بشود چون حقوق همه معین شده و تکلیف حقوق او معلوم نگردیده این موضوع در صورت مجلس نوشته نشده است این است که از مقام ریاست استدعا می‌کنم این گزارشى که دو سطر است و ایشان هم انجام وظیفه می‌کنند تکلیف این کار معین بشود (صحیح است) مطلب دوم این است که آقای وزیر دارایی پشت تریبون فرمودند مجلس شوراى ملى عواید خودش را در سال 1372 پرداخت نکرده بنده عرض می‌کنم خیر پرداخت کرده الان صورتش هست اجازه می­فرمایید بخوانم، چون یک موضوع مهمى است براى این که معلوم شود مجلس شوراى ملى عواید خودش را پرداخت کرده در سال 1372 بابت درآمد چاپخانه مجلس : 50 و 649935 ریال به خزانه داریکل پرداخت شده بابت روزنامه رسمى کشور : 2404448 ریال به خزانه داریکل پرداخت شده که جمعاَ 5 و 8903804 ریال از طرف مجلس شوراى ملى به وزارت دارایی پرداخت شده است و رسیدش هم الان موجود است و از بابت سال گذشته 3 میلیون ریال از دولت طلبکاریم هر وقت که گرفتیم آن را هم پرداخت می­کنیم.

رئیس - آقای دکتر عبده در صورت مجلس نظرى دارید؟

دکتر عبده - خیر در صورت مجلس نظرى ندارم.

رئیس - آقای آشتیانى­زاده در صورت مجلس فرمایشى دارید؟ بفرمایید.

آشتیانى­زاده - بنده در جلسه گذشته که راجع به آقای آقا سید کمال پیشنهادى داده بودم و مورد موافقت اکثریت مجلس شوراى ملى قرار گرفت ضمناَ پیشنهاد دیگرى هم راجع به آقای حیدرخان باشى داده بودم که متأسفانه نفهمیدم چطور شد قرائت نشد خواستم در ضمن صورت مجلس این موضوع قید شده باشد.

رئیس - اسامى غائبین قرائت می‌شود :

غائبین با‌اجازه - آقایان : محمدحسین قشقایى - حاذقى - حسن اکبر - قبادیان - مهندس رضوى - دکتر راجى - رحیمیان - منصف - موسوى - افخمى - اقبال - خسرو هدایت - شهاب خسروانى - نیک­پور - على وکیلى - امامى اهرى - حسن مکرم - عباس فاضلى - حبیب­اللّه امین - عدل اسفند­یارى .

غائبین ­بی­اجازه - آقایان: اردشیر شادلو - صدرزاده - جواد گنجه - محمدتقى بهار - دکتر شفق - دکتر امینى - گلبادى - عباس اسکندرى .

دیر آمدگان با اجازه - آقایان : وثوق - سلطانى - محمد ذوالفقارى - نراقى - سزاور - على بهبهانى - شریعت­زاده - على­اکبر ملکى - سالاربهزادى - اسدى - دولتشاهى .

دیر آمدگان بى­اجازه - آقایان : دکتر اعتبار - معتمد دماوندى - اورنک - آقاخان بختیار - مسعود ثابتى - خوئیلر - خسرو قشقایى.

رئیس - آقای ملک مدنى بفرمایید.

ملک مدنى - بنده در جلسه پیش جمله­اى عرض کردم و از هیئت رئیسه خواستم تقاضا کنم اصلاح شود این جا نوشته شده است بنده در بودجه کتابخانه عرض کرده­ام که کتابخانه آقای ملک چند خروار کتاب دارد در صورتی که بنده عرض کرده بودم چندین هزار

+++

جلد کتاب در آنجا است این است که تقاضا مى­کنم اصلاح بفرمایید.

رئیس - اصلاح می‌شود. آقای گنجه نسبت به صورت مجلس نظرى دارید؟ بفرمایید.

گنجه - بنده را جزو غائبین بى اجازه منظور کرده­اند در صورتی که بنده به وسیله آقای افشار شرحى نوشته بودم.

رئیس - اصلاح می‌شود صورت مجلس جلسه پیش تصویب می‌شود، آقای وزیر کشور فرمایشى دارید؟ بفرمایید

وزیر کشور - نظر به این که ماه خرداد تمام شده و حقوق مستخدمین دولت داده نشده به این جهت خواستم از مجلس شورای ملى استدعا کنم که موافقت بفرمایید امروز بودجه مطرح بشود.

رئیس - بحثى ندارد اگر موافقت می­کنید رأى داده شود مطرح شود.

دکتر فلسفى - لایحه انتخابات چه شد؟

دکتر عبده - قبل از دستور عرضى دارم‏

رئیس - چون چند نفر از آقایان تقاضاى نطق قبل از دستور کرده­اند قبل از دستور صحبت می‌کنند (بعضى از نمایندگان - دستور) پس اجازه بفرمایید اسامى آقایان عیناَ محفوظ بماند براى اول جلسه بعد (صحیح است) آقایانى که موافقند که دستور امروز بودجه باشد قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

اردلان - گزارش آقای دکتر شفق یک سطر است موافقت بفرمایید مطرح شود

2- تصویب مرخصى آقای دکتر شفق‏

رئیس - مانعى ندارد گزارش مربوط به آقای دکتر شفق از کمیسیون محاسبات قرائت می‌شود

 (به شرح زیر قرائت شد)

گزارش از کمیسیون محاسبات به مجلس شوراى ملى آقای دکتر رضا­زاده شفق اخیرا از طرف سازمان ملل متحد به خرج صندوق بین­المللى براى شرکت در کمیسیون حقوق بشر به آمریکا دعوت شده و درخواست دو ماه مرخصى نموده­اند جون طبق آیین­نامه مجلس شوراى ملى ایشان قبلاَ از مرخصى قانونى خود استفاده نموده­اند کمیسیون محاسبات نمی­توانست طبق آیین­نامه با مرخصى ایشان موافقت نماید لکن از لحاظ این که مسافرت و شرکت ایشان در کمیسیون حقوق بشر مفید به نظر رسیده است مراتب به استحضار مجلس شوراى ملى می­رسد در صورتى که موافقت فرمایند حقوق نمایندگى دو ماهه ایشان پرداخت گردد.

رئیس - گزارش کمیسیون را ملاحظه فرمودید تأیید نکرده بعنى تصویب نکرده به اختیار مجلس گذاشته است آقایانی که با دو ماه مرخصى آقای دکتر شفق موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد. موضوع دیگرى که هست این است که وزارت فرهنگ تقاضا کرده که به نامه­اى که راجع به مطبوعات و جراید نوشته است جواب داده شود اگر آقایان موافقید در جلسه بعد این هم مورد بحث قرار گیرد (صحیح است.)

دکتر عبده - راجع به این قسمت آخرى که فرمودید بنده عرض دارم نامه وزارت فرهنگ.

3 - طرح بودجه کل کشور و بیانات آقای مکى در کلیات‏

رئیس - آن مطرح نیست جلسه بعد، فعلاَ کلیات بودجه کشور مطرح است. آقای مکى بفرمایید.

مکى - طبق تصویب مجلس مقدس شورای ملى بنده از روز پنجم خرداد تا آخر دوره را مرخصى دارم و قاعده با فشارى که در این دوره روى شانه اقلیت و این بنده بود می­بایستى این دو ماهه آخر دوره مجلس را بنده از مرخصى استفاده کنم باکسالتى که داشتم بتوانم تا اندازه­اى در راه صحت مزاج و سلامتى خودم قدمى برداشته باشم ولى چون بنده آتیه و سعادت خودم را فداى سعادت و آتیه ملت ایران کرده­ام از این مرخصى دو ماهه خود صرف­نظر کردم و مرتباَ در مجلس شورای ملى حاضر می­شوم تا به این وسیله بتوانم در آخر دوره عرایضى را که لازم است به سمع نمایندگان محترم و به سمع ملت ایران برسانم. عرایض بنده در بودجه خیال نمی‌کنم زود تمام بشود و با عجله­اى که آقایان براى پرداخت حقوق مستخدمین دولت دارند و یا آقایان دیگرى که می­خواهند در بودجه کل مملکتى که حقاَ می­بایستى نظارت داشته باشند اظهار نظر کنند بنده تصور می‌کنم طرح بودجه امروز و شاید تا چید روز دیگر خاتمه پیدا نکند از این احاظ بعضى از آقایان همکاران محترم بنده امروز با من صحبت کرده­اند که شما وقتی که بودجه کل مملکتى مطرح می‌شود موافقت کنید یک دوازدهم بودجه ضمن بودجه کل مملکتى مطرح بشود بنده عرض کردم هیچ اشکالى ندارد براى این که آقایان علاقه دارند که مستخدمین دولت در آسایش باشند الان یک دوازدهم یا طرحش از طرف دولت یا از طرف آقایان تهیه بشود که یک دوازدهم حقوق کارمندان دولت پرداخته بشود بعد بقیه مذاکرات در اطراف کلیات و مواد بودجه به عمل آید و تمام شود این مقدمه را عرض کردم که براى بنده اشکالى ندارد اگر آقایان خواستید بودجه را مطرح کنید از طرف بنده کمال موافقت هست که بنده صحبتم را نیمه­کاره بگذارم و بودجه یک دوازدهم مطرح بشود، و اما بودجه کل مملکتى، این بودجه­اى که از طرف کمیسیون بودجه تقدیم مجلس شده است و با مقدمه­اى که از طرف مخبر محترم کمیسیون نوشته شده است بنده خیال می‌کنم که اشکالات خیلى زیادى در اطراف این بودجه هست که یکى یکى عرایض خودم را از اول بودجه شروع می‌کنم تا به ارقام و کلیاتش برسیم، یک اشکال اساسى این بودجه این است که در حدود 333 میلیون تومان خرج اضافه برعایدات دارد و همچنین گزارشى که نوشته شده است، آقای مخبر محترم نوشته­اند، این گرارش به هیچ وجه وضع حقیقى و مالى و اقتصادى دولت را در پیشگاه مجلس شورای ملى روشن نمی­سازد و شامل کلیه مخارج و عواید دولتى نیست زیرا مؤسسات بازرگانى دولت از قبیل بنگاه راه­آهن، بانک­ها، شرکت­ها و قسمت اقتصادى وزارت دارایى به عذر این که به صورت بازرگانى و مستقل اداره می­شوند اگر چه از اعتبارات دولت استفاده می­نمایند بودجه یا لااقل نتیجه عملیات و ترازنامه خود را براى رسیدگى در کمیسیون بودجه و تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم نمی‌کنند این قصورى است که از طرف کمیسیون بودجه تاکنون شده است، البته من نمی­خواهم تمام قصور را متوجه کمیسیون بودجه فعلى کرده باشم بلکه کمیسیون­هاى گذشته هم راجع به این نکاتى که مخبر محترم کمیسیون قید کرده­اند هیچگونه توجهى نکرده­اند و مثل این است که مجلس شورای ملی هیچ تاکنون به این موضوع توجهى نکرده، هر قدر که بعضى از آقایان محترم پشت تریبون راجع به این بودجه­ها صحبت کرده­اند گوش شنوایى نبوده آنچه البته به جایی نرسیده فریاد نمایندگان بوده است اول نوشته است بودجه راه­آهن، بانک­ها شرکت­ها، بنده به دو قسمت از این بانک­ها و راه­آهن اشاره می‌کنم که در حدود دویست میلیون تومان بانک صنعتى و 103 میلیون تومان بنگاه راه­آهن دولتى است و مخارجشان در حدود نصف بودجه کل کشور است البته درحدود نصف بودجه کل کشود عرض کردم ممکن است می­آیند می­گویند 20 میلیون تومان کمتر یا 30 میلیون تومان زیاد­تر بوده به هر صورت در حدود نصف بودجه مملکتى است که فقط همین دو مؤسسه می­گیرند یکى بنگاه راه­آهن 103 میلیون تومان و یکى بانک صنعتى در حدود 200 میلیون تومان، مجلس شوراى ملى که یکى از و ظایف مسلمه­اش نظارت در امر دخل و خرج مملکت و بودجه است بنده تعجب می‌کنم که چطور تاکنون نسبت به این دو رقم بزرگ که درحدود سیصد و چند میلیون تومان می‌شود تاکنون توجهى نکرده و ارقام ریز درآمد و هزینه­اش را رسیدگى نکرده و این گشادبازی­هایى که شده به سمع آقایان خواهم رسانید که بدانند چگونه تاکنون جلوگیرى نکرده­اند و دولت­هاى ما نسبت به درآمد و هزینه این دو مؤسسه بزرگ که زیر نظر گرفته­اند چه کرده­اند این گشادبازی­ها و این تصمیمات بى­رویه­ای که حتى برخلاف تصمیم اخیر کمیسیون بودجه اتخاذ کرده­اند چطور نظارت نشده است متأسفانه آقای وزیر دارایی که باید از بودجه دفاع کنند حضور ندارند (یک نفر از نمایندگان - آقای وزیر کشور الان می­آیند) اول بودجه راه­آهن، بودجه راه­آهن 103 میلیون تومان است طرز رسیدگى به این بودجه این است که یک نفر از طرف دیوان محاسبات یک نفر نماینده وزارت دارایی ، معاون وزارت راه دو نفر مهندس با انتخاب وزارت راه تعیین می­شوند که مجموعه آنها را هیئت نظارت بنگاه راه­آهن دولتى ایران می­گویند که این اشخاص در تمام مخارج و عواید بنگاه راه­آهن دولتى نظارت می‌کنند ولى بایستى عرض کنم که نمایندگان وزارت دارایی در اقلیت هستند زیرا دو نفر مهندس وزارت راه است و یک نفر معاون وزارت راه سه نفر می­شوند و یک نفر نماینده دیوان محاسبات و یک نفر نماینده وزارت دارایی دو نفر می­شوند بنابراین همیشه اکثریت با نمایندگان وزارت راه است و وزارت دارایی آن نظارت دقیقى را که می­بایستى بکند قادر به نظارت نیست زیرا در اقلیت است، در اقلیت که باشد هر تصمیمى که گرفته می‌شود سه نفر رأى می‌دهند دو نفر هم مخالف یا ممتنع می­مانند این طرز صحیحى نیست خاصه که بنده اخیراَ شنیدم که از طرف وزارت دارایی یک نفر مأمور مخصوص به نام آقای سبکبار انتخاب شده که از طرف وزارت دارایی برود و به این بودجه 103 میلیون تومانى رسیدگى بکند و این نماینده را با این که قبلاَ هم ظاهراَ با آقای وزیر راه و هیئت دولت مذاکره شده بود بنگاه راه آهن دولتى را ندادند بعداَ البته گفتند که چرا راه ندادند و حالا قرار شده است که دو مرتبه راهش بدهند پس وزارت دارایی هم که در عایدات و مخارج مملکت بایستى نظارت داشته باشد در بنگاه راه­آهن

+++

دولتى کوچکترین نظارتى ندارد و آن دو نفر نماینده وزارت دارایی طبق اطلاعى که بنده پیدا کردم یک گزارشى به وزارت دارایی داده­اند که بودجه 103 میلیونى راه­آهن سر تا پا غلط است و احتیاج به رسیدگى­هاى دقیقى دارد که اگر آن رسیدگى­ها نشود بودجه فعلى آن طور که ترازنامه­اش را معین کرده­اند دخل و خرجش را معین کرده­اند چهار میلیون تومان مخارجش اضافه برعایدات آن است تا قبل از شهریور بودجه بنگاه راه­آهن دولتى طبق قانون مخصوصى که خودش داشت عمل می‌کرد و واریز حساب را سال بعد می­آورد به هیئت دولت و در آنجا مطرح می‌شد و به تصویب می­رسانید بایستى عرض کنم که از شهریور 20 به این طرف یک چنین واریز حسابى با ترتیبى که قانون معین کرده در هیئت دولت مطرح نشده و از تصویب هیئت دولت هم نگذشته است و در حقیقت می­توان گفت که بنگاه راه­آهن دولتى ایران یک بنگاه آستین سرخودى است یا به عبارت دیگر حکم شترمرغ را دارد وقتى که می­گویند بار ببر می­گوید من مرغم وقتى که می­گویند پرواز کن می­گوید من شترم، نه جزو دستگاه­هاى دولتى است و نه جزو دستگاه­هاى ملى، و یک مؤسسه­اى است که اخیراَ سیاست هم درش وارد کرده­اند هر طورى می­خواهند عمل می‌کنند و حالا بنده چند جریان راجع به راه­آهن عرض می‌کنم و اینجا از پشت تریبون به آقایان نمایندکان محترم اعلام خطر می‌کنم که اگر راجع به راه­آهن یک نظارت دقیق و یک رسیدگى عاجلى به عمل نیاید این راه­آهن به کلى از بین خواهد رفت و 26 هزار نفر یا 25 هزار نفر کارمند گرسنه­اش وبال گردن دولت و ملت خواهد شد مخصوصاَ خواستم توجه هیئت محترم دولت و نمایندگان محترم را به این 5 میلیون لیره­اى که اخیراَ قرار شده است وزارت راه در اختیار بنگاه راه­آهن بگذارد و به مصرف نواقص و احتیاجات فورى و ضرورى بنگاه راه­آهن برسانند، طبق اطلاعى که بنده بدست آورده­ام مثل این است که کیسه­اى هم براى این 5 میلیون تومان دوخته شده است من باب مثال عرض می‌کنم کلیه معاملات دولت می­بایستى از طریق مناقصه و مزایده صورت بگیرد اگر بخواهیم بگوییم که در غالب این معاملات کمتر حسن­نیت بوده آقایان باور بفرمایید، من باب مثال عرض می‌کنم که ده لکو­موتیو براى مانور بنگاه راه­آهن یک مرتبه احتیاج پیدا می‌کنند آقایان می­دانند که لکوموتیو ساخته هیچ کجا ده تا ندارند که بلافاصله آن را به اختیار راه­آهن ایران بگذارند و شنیده می‌شود که ده تا لکوموتیو مال کارخانجات کروپ آلمان براى راه­آهن دولت سویس ساخته شده است، چون دولت ایران احتیاجات خیلى فورى‏ دارد سویسى­ها حاضر شده­اند که این ده لکوموتیو را در اختیار دولت ایران بگذارند صورت ظاهرش این است البته بعد از تحقیقاتى که به عمل آمده معلوم شده که این لکوموتیو­هاى مانور را براى سویس ساخته بوده­اند ولى یک نقص فنى داشته است و به واسطه همان نقص فنى دولت سویس از قبول آن ده لکوموتیو سرباز زده و می­گوید طبق کایه دو شارژى که ما معین کرده­ایم بایستى این لکوموتیو­ها آن طور ساخته شود و بنابراین به درد ما نمی­خورد بنگاه راه­آهن دولتى با یک عجله­اى می­خواهد این 10 لکوموتیو را از کارخانه کروپ خریدارى کند درحالى که خود دولت سویس که دستور ساختمان آن را داده از قبول آنها خوددارى کرده قطعاَ آن طوری که بنده اطلاع دارم یک فعل و انفعالاتى در این جریان هست که می­خواهند وازده­هاى دولت سویس را گردن راه­آهن ایران بگذارند این یک موضوع حساسى است که چون هر لکوموتیو 85 هزار دلار قیمت آن است و می­بایستى دولت این موضوع را مورد نظر بگیرد همچنین یکى از مواردى که باعث حیف و میل است در بودجه راه­آهن این خریدهاى راه­آهن است که بعضى­ها را با ترک مناقصه و تصویب­نامه هیئت دولت و بعضى­ها را با مناقصه خریدارى می‌کنند مثلاَ یک مقدارى ریسمان وازده پشمى راه­آهن احتیاج دارد که تنها در سال گذشته با کیلویى سه ریال و خورده­اى خریده بودند و امسال رفته بودند بخرند مناقصه را گذاشته بودند یک دلالى هم برنده شناخته شده بود بعد یک عده­اى پیدا می­شوند و می­گویند که ریسمان پشمى، پشم وازده کیلویى 6 تومان نیست وزیر وقت مسبوق می‌شود و دستود می‌دهد همین را کیلویى یک تومان یا کمتر از اصفهان می­خرند و می­آورند اینجا و تحویل بنگاه راه­آهن می‌دهند یکى دیگر خرید قلع است.

قلع روزانه راه­آهن یک مقدار مهمى احتیاج دارد براى همین پوبیت و یا تاقان­هاى لکوموتیوها اینها با این که می­دانند که در سال چقدر احتیاج دارند معهذا همه روزه 10 کیلو 15 کیلو می­روند در بازار می­خرند و کیلویى 18 تومان قلع را به بنگاه راه­آهن می­فروشند بنگاه راه­آهن دولتى ایران که 103 یا 104 میلیون تومان بودجه­اش است به اندازه یک تاجر یهودى یا دلال یهودى نیست که سفارش بدهد به بلژیک یا هلند، جاى دیگر که این را کیلویى 5 و 7 تومان وارد ایران بکند این حیف و میل­ها در بودجه راه­آهن دولتى ایران بسیار هست تا در سال 26 فشارى آوردند در شهریور به دولت آقای قوام­السلطنه که ما احتیاج به تر­اورس داریم، اگر تراورس نخریم راه­آهن زیرورو می‌شود و خلاصه تمام راه­آهن می­خوابد و بنگاه راه­آهن از کار مى­افتد و از این قبیل عبارات خیلى خوب دولت هم جواب می‌دهد که شما بروید هر اندازه تراورس لازم دارید شما بروید مناقصه بگذارید و از طریق مناقصه تراورس بخرید می­گویند که خیر چون فوریت دارد باید بخریم و حال آن که خرید تراورس، این را هم عرض بکنم که تراورس را بایستى در اسفند ببرند و در تیر و مرداد تحویل راه­آهن دولتى از ایران بدهند، طبق مشخصاتى که بنگاه راه­آهن خواسته­اند، اصلاً مرسوم قطع تراورس است که در اسفند باید بریزند و درخرداد و تیر تحویل بنگاه راه­آهن دولتى بدهند. در شهریور یک چنین پیشنهادى به دولت می‌کنند البته دولت هم چون توجه به این قسمت نداشته تصور می‌کند که حقیقه این موضوع تراورس اگر خریده نشود آسمان به زمین می­آید و زمین به آسمان می­رود.

تصویب­نامه­اى می­گذراند که مقدارش را هم نگفته­اند چقدر است. بنگاه راه­آهن دولتى ایران حق دارد تراورس با ترک مناقصه هر قدر بخواهد خریدارى کند، البته هر قدر هم در تصویب­نامه نبوده بنگاه راه­آهن دولتى اجازه داده می‌شود که تراورس را با ترک مناقصه خریدارى کند اینها با ترک مناقصه یک مقدارى تراورس از سال 26 خریده­اند که هنوز این تراورس­ها قسمت اعظمش تحویل نشده است بنده تمام اینهایی را که عرض می‌کنم دلیل دارم سند دارم و همه آنها را هم حاضرم که ارائه بدهم. سال بعد که تراورس راه­آهن دولتى ایران احتیاج پیدا می‌کند متوجه می­شوند که تراورس یکى 11 تومان و خرده­اى با ترک مناقصه خریده­اند. بعد سؤال می‌کنند که چرا ترک مناقصه شده می­گویند که تصویب­نامه هیئت دولت بوده که احتیاج دارد بنگاه راه­آهن دولتى ایران باید ترک مناقصه شود و خریدارى شود و به ایشان هم پیشنهاد کرده بودند که باز با ترک مناقصه بخرند ولى گفته بودند مال دولت این طور است باید با مناقصه خریدارى شود وانگهى حالا مهر است و تراورس را شما می­توانید در خرداد با مناقصه بخرید و با این که قیمت چوب سال 28 با اواخر سال 27 از سال 26 اصولاَ در مازندران گرانتر بوده دستمزد کارگر تفاوتى نکرده است با شاید یک مقدارى در 28 گرانتر شده است معهذا یک تومان و خرده­اى از طریق مناقصه کمتر خریده شده است حالا شما حساب بکنید که از 3 میلیون تومان خرید و ترک مناقصه که با این ترتیب یک دهم یا یک یازدهم و یا یک دوازدهم تفاوت قیمت داشته است با ترک مناقصه چه مبلغى به جیب چه اشخاصى رفته است یکى دیگر از موارد حیف و میلى که در بودجه راه­آهن دولتى هست این اضافه­کارى مقطوعى است که به کارمندان می‌دهند بنده در چندى قبل که آقای دکتر سجادى وزیر راه بودند یک دسته­اى از کارمندان راه­آهن روى سیاست همکارى سابق با بنده در راه­آهن به بنده مراجعه کردند که اضافه­کارى مقطوع ما را آقای دکتر سجادى زده­اند و شما به ایشان بگویید که چرا با زندگى ما بازى می­کنید؟ من یک روز همین جا در مجلس از آقای دکتر سجادى پرسیدم گفتند که اینها یک عده از روسأ هستند و من گفته­ام که اصلاً همین­ها بعد از ظهر نیایند کار بکنند همه ادارات بنگاه راه­آهن دولتى می­گویند ما کارمند اضافى داریم با بودن کارمند اضافى که دیگر اضافه­کار مقطوع لزومى ندارد پى ما اضافه­کارى مقطوع را نمی­خواهیم و آقایان هم هیچ کدام دیگر سرپست­هایشان حاضر نشوند دو ماه و نیم آقای دکتر سجادى وزیر راه بود اضافه­کارى مقطوع هم به کسى ندادند.

کسى هم بعد از ظهر در ادارات بنگاه راه­آهن دولتى ایران مشغول کار نبود بعد از رفتن آقای دکتر سجادى تصمیم گرفتند به کلی اشخاصى که اضافه­کارى مقطوعشان حذف شده است، بدهند حتى آن دو ماه و نیم هم که آقای دکتر سجادى منع کرده بودند آن را هم پرداختند این یکى از اقلام حیف و میل و شاید جرم باشد که در بنگاه راه­آهن دولتى ایران به عمل آمده ولى کیست که بشنود و کیست که اینها را تعقیب بکند حالا که آقایان پشتشان به قول عوام به کوه احد است این وضعیت دخالت سیاست در بنگاه راه­آهن دولتى ایران یکى دیگر از مواردى است که به بدبختی­ها و به بیچارگی­هاى بودجه راه­آهن دولتى ایران کمک بزرگى کرده است همه آقایان در چند روز پیش در روزنامه اطلاعات ملاحظه فرمودید که در ایستگاه قم دو تا لکوموتیو درخود ایستگاه به همدیگر تصادف کرده­اند این لکوموتیوها هر کدام یکى 85 هزار دلار از بین رفته است چندى پیش آقایان شنیدند که یک اتوموتریس که یکى بیشتر براى ما نمانده بود اینها یکى 650 هزار تومان خریدارى شده و ارزش دارد (آزاد - با پول قدیم) بلى با پول قدیم در بین

+++

راه سوخته، دو تا اتوموتریس بیشتر نداشتیم هر دوتاش از بین رفت صورت ظاهرش این است که بگویند که یک آکسیدانى باشد اتفاقى باشد، تصادفى باشد و برحسب تصادف از بین رفته است خیر، وقتى دقیق شوند البته کسى که در بنگاه راه­آهن دولتى ایران حق نظارت ندارد تا ببینند که چطور شده از بین رفته . سیاست در راه­آهن دخالت کرده و فلان متصدى برقى که بیست سال بوده است در اتوموتریس کار می‌کرده یا فلان راننده­اى که 20 سال بوده است رانندگى کرده است این چون در فلان مؤسسه کارگرى اسکى و امکا نرفته است او را از کار برداشته­اند و یک آدم عامى را گذاشته­اند آنجا اینها است نتیجه این که سیاست در امور اقتصادى و حمل و نقل مملکت دخالت می‌کند. راه­آهن ایران در تمام دنیا هم این طور مرسوم است که راه­آهن یک وضعیت شبه پلیسى دارد یعنى نه یک اداره سیویلى است و نه یک اداره نظامى است بلکه در حقیقت دیسیپلینش مثل یک اداره پلیسى می­ماند براى آن که اگر یک روز کارمندان راه­آهن خواستند اعتصاب بکنند حمل و نقل مملکت نخوابد یا فرض بفرمایید آذوقه­اى که باید در تمام مملکت در حمل و نقل باشد متوقف نشود ایجاد قحطى یا نظیر اینها پیش نیاید. پس بنابراین راه­آهن در تمام دنیا روى اصول و دیسیپلین خاصى اداره­اش می‌کنند که از سیاست دور باشد ولى ما مى‌بینیم یک مؤسسه بزرگى که امروز در سیاست مملکت بازى می‌کند همین مؤسسه راه­آهن ایران است و اگر جلوگیرى نشود بنده باز اعلام خطر می‌کنم که یک عواقب و آتیه بسیار خطرناکى را براى ما پیش خواهد آورد ما مى­بینیم که وضع زندگى کارمندان خوب نیست در راه­آهن از هر کارمندى که در ماه حقوق می‌گیرد در موقعى که حسابدار می­خواهد پرداخت بکند یک مقدارى بابت حق کارمندى اسکى دریافت می‌کند. حالا خواه این کارمند موافق باشد، خواه نباشد اگر ناراضى باشد که فورى به خدمتش خاتمه می‌دهند و اگر هم بخواهد پستش را نگهدارد مجبور است که صدایش در نیاید یا می­گیرند و بعضى­ها هم بیشتر می‌دهند 15 هزار نفر حساب کنیم می‌شود در ماه 30 هزار تومان و این 30 هزار تومان چطور می‌شود معلوم است که چطور می‌شود آن وقت یک بنگاهى هم در محل خود راه­آهن هست از بودجه راه­آهن یک اطاقى از راه­آهن گرفته­اند به عنوان اتحادیه کارمندان راه­آهن و نه کرایه محل می‌دهند، نه اجاره و پول برقى می‌دهند، یک پیشخدمت هم گذاشته­اند و ازش استفاده می‌کنند. در راه­آهن یک هیئت بازرسى زمانى که آقای دکتر سجادى وزیر راه بودند مأمور کردند که بروند و اتفاقاَ آن طوری که بنده اطلاع دارم افرادش هم بیشتر ورزیده و مطمئن بودند و رفتند در راه­آهن و شروع به بازرسى کردند و بنده شنیدم اقلام بزرگ و حیف و میل­هاى زیادى را اینها پیدا کردند گزارشى هم به وزارت راه دادند نتیجه این بازرسى­ها چه شد، نمی­دانم یک وقت متوجه شدیم دیدیم آقای دکتر سجادى از وزارت راه به وزارت دادگسترى سنک قلاب شدند. این است که این بنگاه براى بنده یک قدرى وضعش اسرارآمیز و مرموز است که چه قدرتى در این بنگاه هست که با تمام این حیف و میل­هایى که در آنجا می‌شود و این همه استیضاحى که راجع به راه­آهن شد بودجه­اش با این همه نواقصى که هست خود هیئت دولت هم می­داند که بودجه راه­آهن این طور است و بازرس خود آقای گلشائیان هم که از طرف وزارت دارایی رفته است می­داند که این چه بنگاهى است یکى نپرسید آخرش بودجه راه­آهن ایران اگر واقعاَ و حقاَ درست اداره شود نه تنها چهار میلیون تومان کسر ندارد بنده خیال می‌کنم که شاید سالى بیست میلیون هم بتواند به بودجه مملکتى کمک کند منتهى همین گشادبازی­ها، همین خرج­ها، همین خریدهایی­ که از خارج می‌کند براى لکومتیو و غیره اینها نمی­گذارد که بودجه راه­آهن اقلام خرج و دخلش با هم مساوى باشد یا این که یک چیزى از بودجه دولت نگیرد و بنده مخصوصاَ توجه دولت را به این موضوع پنج میلیون لیره خرید جلب می‌کنم و با نمونه­اى که از 10 لکومتیو کارخانه کروپ ارائه کردم براى این 5 میلیون لیره کیسه­ها دوخته­اند و اگر دولت نظارت دقیق نکند و از طریق مناقصه و اصول مزایده خرید و فروش نکند این پنج میلیون لوطى­خور شده و یک دینارش به درد بنگاه راه­آهن دولتى ایران نخواهد خورد و چند ماه دیگر این راه­آهن از بین خواهد رفت و 25 هزار و کسرى کارمند گرسنه­اش وبال گردن دولت و ملت ایران خواهد شد این بود قسمتى که راجع به راه­آهن می‌خواستم عرض کنم.

البته چون بنده نمی­­خواهم اسامى اشخاص را ببرم از ذکر خصوصیات و بعضى حیف و میل­هایى که اطلاع دارم صرف­نظر می‌کنم ولى لیستش اینجا هست که اگر آقایان خواستند در خارج تقدیمشان خواهم کرد یک موضوع دیگرى که عرض کردم موضوع 200 میلیون تومان بودجه بانک صنعتى است در بانک صنعتى سه وزارتخانه صاحب سهم هستند نماینده وزارت دارایی نماینده وزارت اقتصاد ملى و نماینده وزارت کشاورزى در حقیقت کارخانجات وزارت دارایی و کارخانجات وزارت پیشه و هنر و کارخانجات کشاورزى را گرفتند اول به اسم بنگاه امور صنعتیش خواندند دیدند نشد، کردندش بانک صنعتى. این سه وزارتخانه صاحب سهم شاید در تمام دولت آقای ساعد که 7، 8 ماه سرکار است آقایان وزرایى که صاحب سهم هستند بیش از سه چهار مرتبه نتوانسته­اند در بانک صنعتى حاضر شوند و از لحاظ نظارت که از طرف دولت دارند و صاحب سهم شناخته می­شوند در بودجه بانک صنعتى نظارت کرده باشند، بانک صنعتى هم به طورى که عرض کردم مثل بنگاه راه­آهن یک بنگاهى است آستین سرخود همه جور کارى می‌کند حالا دیگر حتى کارهاى بانک ملى را هم اخیراَ شروع کرده است منتهى با یک وضع مفتضحى که جریانش را به عرض آقایان خواهم رساند به طور کلى این آقایان وزرایى که صاحب سهم هستند در بانک صنعتى هیچگونه نظارتى در بانک صنعتى ندارند عرض کردم نمی­توانند هم داشته باشند آقای وزیر دارایی با تمام گرفتارى که هر روز با ارباب رجوع یا در کمیسیون بودجه و غیره دارند ایشان وقت نمی‌کنند که همه روزه صبح و شب برود بانک صنعتى بنشینند بگویند آقا من می­خواهم در تمام جزئیات بانک صنعتى نظارت بکنم ماهى یک دفعه می­رود آنجا و وقتى هم آقایان وزراء دیگر آمدند فورى یک دسته پرونده مى­آورند جلو آقایان قرار می‌دهند و شروع می‌کنند به حرف زدن. دو سه ساعت هم آقایان حرف تحویل می­گیرند بعد هم آقایان خسته می­شوند و خمیازه مى­افتد باند می­شوند و می­ماند براى جلسه آینده. جلسه دیگر هم دو سه ماه دیگر اتفاق می­افتد این است که همان طورى که عرض کردم دولت نظارت دقیقى در بودجه بانک صنعتى و هم چنین در قسمت خرید و قسمت فروش بانک صنعتى ندارد بنده خودم عید را در مازندران بودم آقای گلشائیان وزیر دارایی تشریف آوردند به کارخانه شاهى بنده هم رفتم توى کارخانه براى تماشا، ایشان یکى دو تا حوله خریدند حوله­هاى دستى کوچک صورت حساب وقتى آوردند من دیدم که یکى هفت تومان و خورده­اى به حساب گذاشته­اند البته از خود کارخانه خریدند و البته از قیمتى که بانک تعیین کرده است گرانتر نمى­توانند به وزیر دارایی بفروشند یک حوله دستى را به وزیر دارایی بفروشند یک حوله دستى را به وزیر دارایی هفت تومان فروختند من نخریدم اتفاقَ وقتى که آمدم تهران دیدم همان حوله فرنگیش را می‌دهند چهار تومان و خورده­اى بانک صنعتى اخیراَ دست به یک رشته عملیات صرافى و سفته­بازى زده است که براى این سفته­بازی­ها و این حقه­بازی­هایى که اخیراَ شده است مدیر کل بانک ملى ایران به کلی جلو اعتبارات بانک صنعتى را گرفته جلو اعتبارات بنگاه راه­آهن دولتى را هم گرفته است 5. 5 میلیون تومان بانک صنعتى حق دارد که از اعتبار خودش در بانک ملى استفاده کند بعنى تا 5. 5 ملیون تومان هر وقت چک کشید بانک ملى می­پردازد خودش آمده است یک بانک صرافى باز کرده است و تراز گذاشته است که هر کسى سپرده­اى خواست به این بانک بدهد صدى چهار به سپرده بابت نزول می­دهیم افراد رفته­اند آنجا 5 هزار تومان سپرده ثابت گذاشته­اند صدى چهار نزول گرفته­اند ولى بلافاصله یک سفته برده­اند آنجا 150 هزار تومان به بانک مراجعه کرده­اند که آقا ایشان حساب دارند بله سپرده ثابت دارند اشکال ندارد 150 هزار تومان به ایشان بدهید بدون هیچگونه سپرده ثابتى 150 هزار تومان داده است و همان پول عیناَ آمده است بازار با نرخ 036ر0 معامله شده است در حدود 8 میلیون تومان بانک صنعتى که بایستى هم خودش را مصروف قوه تولید و کارخانجات و معادن بانک صنعتى بکند 8 میلیون تومان به اشخاص مختلف قرض داده است مثلاَ یک میلیون تومان داده است اسمش را هم بنده می­دانم خود دولت هم می­داند (دکتر عبده - بگویید آقا) بنده نمی‌گویم چون وارد خصوصیات اشخاص نمی‌خواهم بشوم آقای نصرتیان نامى رفته است گرفته است دولت هم تکذیب نمی‌کنند اینهایى که بنده عرض می‌کنم دولت هم میداند بکمیلیون تومان با 012. 0 گرفته است و با صدى 36 ببازار داده است بنده هم اشخاص را نمیبرم آقا و بانک‏ ملى می‌گوید که آقا مگر من دست و پایم چلاق است 02ر 0 من بدهم شما هم 012ر 0 بدهید او هم ببرد در بازار 36 درصد بدهد من خودم این کار را خواهم کرد و قس علیهذا یک معاملات خیلى مفتضح‌ترى هم کرده‌اند بعضى از اعضاى بانک رفته‌اند با یک پیراهن دوز با یک عبا دوز با یک پالان دوز شریک شده‌اند و گفته‌اند که تو بیا اینجا و 5 هزار تومان سپرده ثابت بگذار بعد ما این قدر قرضت می‌دهیم ببر با این سرمایه یک مغازه باز بکن یا فلان مغازه را که دایر دارى جنس بیاور بریز سرمایه هم هر چقدر شده نصف مال تو نصفش مال من از این کار‌ها هم کرده‌اند به طو‌ری که 8 میلیون تومان این بانک

+++

به اشخاص داده است و یک چند صد هزار تومانى هم البته به کارمندان خود بانک داده است به کارمندان خود بانک دادن البته تاحدى مشروع است خود بانک ملى ایران هم به کارمندانش قرض می‌دهد ولى یک کارمندى که 300 تومان تا 500 تومان درماه حقوق می‌گیرد یک دفعه رفته است پنج هزار تومان گرفته است ممکن است کارمند دزد باشد و یا خواست بانک این را بیرونش کند آخر بانک صنعتى چه وثیقه‌اى در دست دارد که اگر این کارمند تعقیب کیفرى شد و محکوم شد این پول دولت و پول ملت ایران از بین نمی‌رود (دکتر بقایى - دزدها تعقیب نمی‌شوند) دولت هم از آن جریان اطلاع دارد آن وقت وقتى که به آقای مدیر کل بانک ملى ایران می‌گویند، می‌گوید خوب جلو اعتباراتش را می‌گیریم. نتبجه چه می‌شود؟ نتیجه این می‌شود یک مقدارى پیله که الان که موقع خرید پیله است بانک صنعتى پول ندارد بخرد از همه شهرستان‌هاى شمالى که ت. لید پیلیه می‌کنند گزارش تلگرافى و رسمى می‌دهند که اگر این پیله‌ها خریدارى نشود تمام این پیله‌ها از بین می‌رود چنانچه الان هم یک نمایندگانى از خارج آمده‌اند خریدار ابریشم ایران هستند کارخانجات چالوس ما هم مجهز است براى ابریشم‌کشى و تبدیل خام به ابریشم خوب این را من می‌گویم که در تاریخ بماند می‌دانم که آقایان وزراء گوششان بدهکار نیست من می‌گویم براى تاریخ اقلاً ملت بداند که در بانک صنعتى جه خبر است چغندر کار الان موقعش است که بایستى به او پیش قسط بدهند که برود زمینش را آماده کند و شروع به چغندر‌کارى بکند که چغندرش را در موقع تحویل بدهد کالا پیش قسط که هیچ نوع به چغندر کار نمی‌تواند بدهد یک مقدارى از پول‌هاى سابقشان را هم طلبکارند آقای برزین الان می‌گویند که یکى از موکلینشان طلبکار است و نمی‌دهند خوب یک بانکى که پول چغندر کار را ندارد بدهد و بانکى که مأمور تقویت امور صنعتى این مملکت است می‌رود صرافى می‌کند در صورتی که تو غلط می‌کنى همچو کارى را می‌کنى پول چغندر را ببر بده براى سال بعد مساعده بده به چغندر کار اینها است که این بانک صنعتى خرج و دخل نمی‌کند و ضرر می‌کند، اگر آقایان توجه داشته باشند در مواقعى که دولت ایران تشویق می‌کرده میزان تولید پنبه ایران در حدود سال 42 هزار تن رسیده بود سال‌هاى آخرش به 42 هزار تن رسیده بود الان در پنبه کارى ایران به حد محسوسى نکث ایجاد شده است و هیچ کس هم نیست که بگوید علت نکث تولید پنبه از کجا است و چه کار باید کرد که قوه تولید پنبه را زیاد کرد خرابى وضع پنبه از همین جا است بانک صنعتى رسیدگى نمی‌کند به این کارها بانک صنعتى مشغول صرافى است و آن هم نمی‌داند که سه چهار نفر شیاد در این بانک براى رفقایشان دارند استفاده می‌کنند اسمش هم بانک صنعتى است و صد هزار تومان و چهار صد هزار تومان و یک میلیون تومان از آن می‌گیرند ولى سیصد تومان چغندر کار را نمی‌دهد و آن پولی که باید به مصرف پنبه برسد، پولی که باید به مصرف خرید کنف برسد به اشخاص می‌دهند الان کنف به قدرى در مازندران زیاد است که خریدارى ندارد. کارخانه گونى‌بافى هم ما در آنجا داریم و گونى را می‌شود صادر کرد و هم در بازار خودمان خریدار دارد و هم می‌شود با کنف هزار چیز دیگر درست کرد در صورتی که کنف ما همین طور مانده است در دست مردم و در همه جاى دنیا هم مرسوم است که از کنف استفاده‌هاى دیگر هم می‌کنند ولى بانک صنعتى این کنف را نمی‌خرد و کارخانه گونى‌بافى ما هم همین طور مانده و صرف هم نمی‌کند براى چه؟ براى این که پول ندارند پول‌ها را گذاشته‌اند براى صرافى و مرتب هم می‌گویند که بانک صنعتى کارمند اضافى دارد و هر روز هم با حقوق‌هاى گزاف استخدام می‌کنند و چرا آقایان توجه ندارند که کمیسیون بودجه یک تصمیمى گرفته نسبت به اتومبیل وزرا و معاونین و مدیر کل و سرویس‌هایی که هست. بعد از تصمیمی که کمیسیون بودجه ابلاغ کرده است به بانک صنعتى پنج اتومبیل بیوک خریده‌اند این آقای وزیر دارایی است بازرسشان هم گزارش داده است که بعد از تصمیم کمیسیون بودجه مجلس، پنج اتومبیل خریده‌اند آقای وزیر دارایی خلاف عرض می‌کنم؟ (وزیر دارایی - صحیح است) فرمودند صحیح است پنج اتومبیل بعد از تصمیم کمیسیون بودجه خریده‌اند و معلوم می‌شود یا آقایان اعضاء کمیسیون بودجه کلاهشان پشم ندارد، یا حرفشان قانونى نیست یا تصمیماتشان را در بانک صنعتى نخوانده‌اند یا تصمیم وزیر دارایی را نمی‌خوانند نمی‌دانم چه جوری است یا زورشان نمی‌رسد، کمیسیون بودجه تصمیم گرفته وزراء و معاونین و مدیران کل اتومبیل داشته باشند اینها درست اتومبیل‌هایشان هم به جاى خود ولى حتى اتومبیل تمام رؤساى بیمارستان‌ها را کمیسیون بودجه زد 10 تا بیمارستان در تهران است و رئیس دانشکده پزشکى هم که رئیس این بیمارستان‌ها است و باید به همه این بیمارستان‌ها رسیدگى کند می‌گویند اتومبیل نداشته باشید او هم حرفى نمی‌زند آن وقت بانک صنعتى بعد از تصمیم کمیسیون بودجه و بعد از ابلاغ وزیر دارایی می‌رود على رغم کمیسیون بودجه و على رغم دستور وزیر دارایی پنج اتومبیل بیوک می‌خرد صدهزار تومان.

اول فروردین هم چهارصد هزار تومان اتومبیل خریده که یکى از همین آقایان پشت این تریبون گفت من نمی‌دانم که بانک صنعتى مگر کارخانجاتش از این طرف باید اتومبیل تحویل بگیرند و از آن طرف تبدیل به پارچه کنند؟ وانگهى تصمیم کمیسیون بودجه را چرا لغو کرده است دستور وزیر دارایی را چرا انجام نداده است اگر وزیر دارایی صاحب سهم است و حق نظارت دارد و اگر دولت بایستى بر امور این بانک نظارت داشته باشد بانک صنعتى نباید برخلاف مقررات کار بکند این جرم است الان همه می‌دانند که پارچه آمریکایى در بازار ایران مترى 10 ریال و نیم خریده می‌شود و اگر یک کارگر آمریکایى در روز 7 دلار اجرت بگیرد یک کارگر ایرانى همان کار را می‌کند و یک دلار اجرت می‌گیرد پس اجرت در آمریکا 7 برابر اجرتى است که در ایران است پارچه آمریکایى بیمه دارد شما که می‌خواهید کماند بدهید بایستى اول بیمه‌اش را بدهید بعد اعتبار باز کنید بعد کماند بدهید خرج حمل از بندر یعنى از کارخانه تا تهران را دارد صدى شصت حق گمرک هم دارد. تمام اینها را خوب است آقایان توجه بکنند، عوارض راه دارد، صدى شصت گمرک ، خرج راه ، خرج بیمه و تفاوت هفت برابر دستمزد کارگر آمریکایى و یک برابر مزد کارگر ایرانى آن وقت چیت کارخانجات بانک صنعتى ما مترى 17 قران ضرر می‌کند و پارچه‌اى را که مترى 5. 10 ریال از آمریکا می‌آورند اینجا منفعت می‌کند و آن وقت هى داد می‌زنند می‌گویند آقا کارخانجات صرف نمی‌کند آقا باید جلو واردات خارجى را گرفت تا سرمایه‌داران داخلى مردم را غارت بکنند، تا مردم را به سیخ بکشند کباب بکنند چرا؟ براى این که کارگر بیکار است فلان است آقا وقتى که یک دستگاهى از اول عید تا حالا پانصد هزار تومان اتومبیل می‌خرد خوب جهنم بگذارید خراب بشود یک دفعه تا بلکه تکلیفش معلوم بشود این که بنگاه نیست آقا کارخانجات بانک صنعتى یک کارخانجاتى است که بعضى از آنها واقعاً مثل این است که سیل طلا از زیرش خارج می‌شود ولى صاحب ندارد یک کارخانه کنسرو‌سازى بندرعباس داریم. بنده تمام اینها را که عرض می‌کنم حساب دقیقى رویش شده آقای وزیر دارایی هم هستند بنده اینها را که عرض می‌کنم شیفرهایش را دارم و با شیفر عرض می‌کنم، طبق حساب دقیق متخصص عالیمقام دانمارکى قبل از شهریور، اقسام ماهی‌هایى که در دنیا پیدا می‌شود در خیلج فارس موجود است به خصوص ساردین که در تمام دنیا مشترى و بازار دارد.

متخصص با حساب دقیق ثابت کرده است که در سال می‌توان صد و پنجاه الى دویست هزارتن از خلیج فارس صید ماهى کرد بدون این که به مقدار ماهى خلیج فارس صدمه‌اى بخورد هرگاه از هر تن دست کم ده لیره عاید کشور شود اقلاً یک میلیون و پانصد هزار لیره به عایدات صادراتى کشور اضافه خواهد شد در صورتی که بانک صنعتى نه تنها اقدامى نمی‌کند که بازار صادراتى پیدا کنیم بلکه کارخانه کنسرو را براى مصرف داخلیمان هم خوابانیده‌اند و این یکى از شاهکارهاى بانک صنعتى است عرض کردم که ما می‌توانیم سالى یک میلیون و پانصد هزار لیره از این راه ارز صادراتى بدست بیاوریم علاوه بر مصرف داخلیمان از ماهى ساردین و غیره آن وقت در جنوب، در بنادر جنوب آقای صفوى یا آقای مصباح‌زاده یا سایر و‌کلاى جنوب می‌گویند که مردم علف هم گیرشان نمی‌آید و با ماهى مرده ارتزاق می‌کنند ستر عورت هم ندارند خود این آقای صفوى هم هزار مرتبه پشت این تریبون گفته است که آقا به وضع جنوب ایران رسیدگى بکنید خوب این مردم که چیزى ندارند دولت هم که توجه نمی‌کند، ستر عورت هم که ندارند این است که مردم هجرت می‌کنند، مهاجرت می‌کنند می‌روند به کویت، به دوبى ، این طرف و آن طرف ، آخر مردمى در این مملکت که نه ستر عورت دارند و نه غذاى خوراکى دارند و نه دولت به فکرشان است و نه می‌توانند گرسنگى بخورند البته مهاجرت می‌کنند چون وطن یک جایى است که آدم بتواند در آنجا زندگى بکند آن وقت وضعیت رقت بار مردم جنوب به اینجا رسیده است که در بوشهر که پنجاه هزار نفر جمعیت داشته است شش، هفت هزار نفر باقى مانده و اگر اینها را هم حفظشان نکنند، فرار می‌کنند می‌روند، بندر عباس یا سایر نقاط هم همین طور است. این وظیفه آقای صفوى یا آقای دکتر مصباح‌زاده یا سایر آقایان نیست که براى بنادر جنوب کار بکنند این وظیفه همه ماست آقا (صحیح است) وقتی که مى‌بینیم بندر عباس به این وضع فلاکت بار افتاده بنا‌در جنوب دارد تخلیه می‌شود مردم ستر عورت ندارند و اغلب می‌روند آن وقت ما نمی‌توانیم بنشینیم که بانک صنعتى هشت میلیون تومان صرافى بکند و آن وقت یک کارخانه کنسرو‌سازى را راه نیندازد که براى مردم بنادر کار ایجاد کند (منصف - چه کار کند؟) من

+++

خیال می‌کنم که مجلس شورای ملی ایران قدرتش ما فوق قدرت‌ها بود و می‌توانست از این قدرت استفاده بکند و امروز هم اگر آقایان همکاران محترم بنده بخواهند می‌توانند کار بکنند براى مردم می‌شود کار کرد بنده می‌دانم که می‌شود همه آقایان اطلاع دارند که در قسمت اعظم آسیا و در قسمت اعظم اروپا معادن نمک نیست و نمک را باید از سایر نقاط حمل بکنند و قسمت اعظم ناحیه بنادر ایران نمک معدنى است و بسیار نمک خوبى است و مقدار زیادى هم هست. در هندوستان در حدود هفت هزار تن در سال فقط واردات نمک دارند و با حساب دقیقى که توسط متخصصین به عمل آمده می‌تواند با صدور نمک اقلاً هر تنى 15 تومان استفاده کند و سالى پانصد هزار تن میتوان صادر نمود که علاوه بر به کار گماشتن بیکاران بنادر جنوب که قسمت عده آنها به سواحل جنوبى خلیج فارس مهاجرت کرده یا مشغول مهاجرت هستند کمک بزرگى به صادرات کشور می‌کند و در حدود بیست و پنج میلیون تومان عایدى خالص که متجاوز از یک میلیون و نیم لیره ارز براى کشور تهیه می‌کند. قبل از شهریور 20 هم ژاپنی‌ها مقدارى صادر می‌کردند در صورتی که اگر با وسایل جدید استخراج شود چون کشتی‌ها از سواحل جنوب خالى برمی‌گردند ممکن است که با قیمت ارزان‌ترى حمل نمود و هم عایدى بزرگى از این راه براى کشور تهیه گردد هم کار خیلى عاجل و فورى براى بیکاران جنوب کرد حالا آقای منصف فرمودند ما چه کار بکنیم نمک آنجا ریخته نمک هم سطح اراضى است و می‌شود استخراج کرد متأسفانه آن کسانى که عرض کردم باید به درد مردم برسند، نمی‌رسند. خاک سرخ ، اینها تمام چیزهایى است که بانک صنعتى باید اداره کند، در موضوع خاک سرخ جزیره هرمز و سایر نقاط جنوب نیز دولت نه تنها اقدام نمی‌کند بلکه به مردم هم اجازه نمی‌دهد که خودشان بروند این خاک را جمع آورى بکنند یا با یک کمپانی‌هاى خارجى قرارداد ببندند و خاک سرخ ایران را صادر بکنند تا از این راه یک ارزى عاید مملکت بشود یکى از کارهایى که بانک صنعتى دارد می‌کند آقایان هم ملاحظه فرمودند که نماینده پاکستان آمده بود می‌خواست زغال سنگ از ایران ببرد به پاکستان. طبق جدیدترین اطلاعاتى که بدست‏ آمده در کرمان که مردم بیچاره‌شان علف می‌خورند و همه آقایان چندین مرتبه علفخوارگى این ملت بیچاره راه پشت این تریبون گفته‌اند و اگر جناب آقای صفوى باز هم اصرار داشته باشند من سند امروز براى علفخوارگی‌شان آورده‌ام که نشان بدهم (صفوى - بنده هم تأیید کردم) جنوب ایران مردم علف می‌خورند بنده سند آورده‌ام که نشان بدهم آن وقت در کرمان جدیدترین اطلاعاتى که بدست آمده است در اطراف کرمان معادن زغال پرثروت و با جنس بسیار اعلایى موجود است که مقدار آن از پنج میلیون تن تجاوز می‌کند یعنى مقدار سطح‌الارضى آن از 5 میلیون تن تجاوز می‌کند که استخراج آن خرجش بسیار ناچیز است. دولت پاکستان براى خرید زغال سنگ حاضر بود و اخیراً هم مهندسى براى این کار به ایران اعزام داشت که اسمش هم آقای مهندس محمد طیب بود به مهندس نام‌برده پیشنهاد کردند که زغال را از معادن گلندرود در شمال کجور با کامیون به 17 کیلومترى به ا‌سم علم ده حمل بکند و از اینجا بالتگه‌هاى ترکمنى به بندر‌شاه ببرند و از آنجا به بندر خرمشهر و سپس با کشتى به پاکستان ببرند، این حکایت مسخره شبیه به همان ضرب‌المثلى است که عوام می‌زدند و می‌گفتند خر 30 شاهى پالان دو هزار زغال سنگ را از گلندرود بیاورند حمل بکنند به بندر‌شاه و از بندر‌شاه ببرند به خرمشهر یا به بندر شاهپور و از آنجا ببرند به پاکستان در صورتی که در کرمان به مقدار زیاد سطح‌الارضى زغال سنگ خیلى خوب هست و ژئولوک‌ها گفته‌اند که این بهترین نوع زغال سنگى است که در ایران دیده شده، از آنجا حمل نمی‌کنند که مردم گرسنه و بدبخت کرمان که بچه‌ ایشان را مثل بوقلمون روزها می‌برند به چرا و شب‌ها برمی‌گردانند اینها ارتزاق بکنند که یک راه عایدى براى مردم بینواى سایر نقاط دور از مرکز باز شده باشد. کارخانجات بانک صنعتى بایستى اقلاً ربع بودجه کشور را تأمین کنند، حالا اگر ربع را بنده مبالغه گفته باشم شاید حداقل یک دهم بودجه کشور را می‌توان تأمین کرد و اگر دست آن مدیران کارخانه به اصطلاح اصفهانى باشد و آن طوری که کارخانجات اصفهان را اداره کردند من خیال می‌کنم که همه بودجه مملکت را می‌دادند براى این که مردم را سیخ می‌کشیدند و کباب می‌کردند و از حقوق‌هاى زیادى هم می‌زدند به جز حقوق هیئت‌هاى مدیره خودشان که 10 هزار تومان یا پنج هزار تومان براى فرار از مالیات می‌گرفتند ممکن بود قسمت اعظم بودجه مملکت را تأمین کنند ولى اگر واقعاً افراد دلسوزى در آنجا باشند یک عشر بودجه مملکت را می‌شود از این بانک صنعتى تأمین کرد و پارچه را می‌شود رقابت داد با کارخانجاتى که عرض کردم چون هم مزد به مراتب کمتر است و هم صدى شصت گمرک ندارد زیرا بهترین کارخانجات در بانک صنعتى است که در حقیقت از زیر چرخ‌هاى آن طلا خارج می‌شود ولى اینها به روز سیاهى افتاده است به طوری که بهترین کارخانجات مثل کارخانه سیمان که امروز از خارج صرف می‌کند سیمان امروز با تنى 85 تومان 90 تومان کمتر از خارج وارد می‌شود و صرف می‌کند ما سیمانمان به این نزدیکى کوهمان به این نزدیکى ذغالمان به این نزدیکى باز هم برایش بازار سیاه درست کرده‌اند تا از این راه هم یک دسته‌اى جیب‌هایشان را پر کنند و اگر شما واقعاً علاقه‌مند به اصلاحات مملکت باشید آقای مدیر کل بانک صنعتى عوض این قرضى که می‌دهى با صدى دوازده به چهار تا سفته‌باز توى بازار می‌خواستى دو تا کارخانه سیمان وارد کنى، سیمان طبیعى در ایران هست در نزدیکى دامغان یا جاهاى دیگر که براى قیمت‌هاى مرطوب دوامش دو برابر سیمان‌هاى مصنوعى است و فقط یک آسیا می‌خواهد که این سنگ را خرد بکند و با چیزهاى دیگر مخلوط بکند آن وقت می‌آیند هشت میلیون تومان در بازار به سفته‌بازها قرض می‌دهند ولى یک آسیا نمى‌آورند که این سنگ را خرد بکند و در دسترس مردم بگذارد تا بازار سیاه از بین برود یک همچو فکرى اصلاً در بانک صنعتى پیدا نمی‌شود و اگر پیدا شود فورى بیرونش می‌کنند می‌گویند این می‌خواهد جلو بازار سیاه را بگیرد پس می‌شود این که کارخانه نخریسى شاهى، بافندگى بهشر، گونى‌بافى شاهى، کنسرو‌سازى بندر عباس و غیره همه‌شان ضرر می‌کنند واقعاً یک مسخره بازى عجیبى است، کارخانه ریسندگى کاشان سهم پانصد تومانیش در چندى قبل معامله شد به 25000 تومان و امروز که تنزل کرده پانزده شانزده هزار تومان است. یک سهم پانصد تومانى یک کارخانه به 25000 تومان معامله می‌شود (اخوان - این طور نیست خلاف عرض شده) بلى آن کسى که معامله کرده است‏ به من گفت ولى حالا راجع به مالیات و اینها بنده نمی‌دانم و عرضى نمی‌کنم سهم پانصد تومانیش پارسال به 25000 تومان رسیده بود و امروز که تزلزل کرده پانزده شانزده هزار تومان است و شاید هم بیست هزار تومان باشد حالا آقای اخوان ممکن است بگویند چقدر کمتر است ولى مسلماً پانصد تومانش را دوازده هزار تومان نمی‌دهند اگر می‌دهند ایشان بدهند بنده و وکالت دارم که از ایشان دوازده هزار تومان بخرند (اخوان - بنده سهم ندارم) (دهقان - شما که می‌گویید بنده پول ندارم) ده هزار تومان می‌خرند.

رئیس - بین‌الا‌ثنبین صحبت نکنید آقایان، بفرمایید آقای مکى.

مکى - آن کسى که ده هزار تومان بخرد باید هفده هزار تومان بفروشد به علاوه بالاتر از اینها است و هر سهم پانصد تومانى شاید تا حالا 25 هزار تومان منافع داده باشد البته این کارخانجات این طور اداره می‌شود عرض می‌کنم کارخانجات ملى یک رئیس، هیئت مدیره دارد، ده هزار تومان حقوق می‌گیرد پسر عمویش را می‌آورد به نام منشى هیئت مدیره پنج هزار تومان بهش حقوق می‌دهد و یکى دیگر را می‌آورد مثلاً سه هزار تومان حقوق می‌دهد و خلاصه صاحبان سهام هر کدام به عناوینى خصوصاً آنهایى که سهام عمده دارند حقوق گزافى می‌گیرند و وقتى که بیلان می‌دهند به این وسیله مالیات زیادى به آنها تعلق نمی‌گیرد آن وقت آقایان می‌گویند که چه کار می‌شود کرد که مملکت اداره بشود آقایان تا وقتى که سرمایه‌دارها در این مملکت متنفذ هستند و می‌توانند کرسی‌هاى پارلمان مملکت را بخرند محال و ممتنع است که بشود از مالیات طبقه سوم کاست و بر طبقه اول این مملکت، طبقه ثروتمند این مملکت وضع مالیات کرد این محال است این را بدانید که روز به روز مردم و ملت ایران بدبخت‌تر و فلک‌زده‌تر می‌شوند و این چهار نفر موکل آقایان صفوى و دکتر مصباح‌زاده هم می‌روند و آن سرزمین را خالى می‌کنند، آن وقت بانک صنعتى ما با این که کارخانجاتش به مراتب مدرن‌تر مهم‌تر از کارخانجات ملى است آنها ضرر می‌کند بنده چندى قبل، عرض کنم در حدود چهار هزار نفر اهالى کاشان جمع شدند که یک کارخانه ریسندگى دایر کنند و اینها می‌خواستند پانزده تا چاه عمیق بزنند و اول پنبه‌کارى کاشان را تأمین بکنند یعنى پنبه‌ای که پنجاه هزار دوک لازم داشت تأمین بکنند، چهار هزار نفر و پنج هزار نفر اشخاص هر کدام صد تومان دویست تومان از پیرزن کاشى گرفته تا تاجر کاشى روی هم گذاشته بودند که می‌خواستند این کار را بکنند 36 میلیون تومان می‌خواستند خرج این کار بکنند به قدرى دولت مشکلات ایجاد کرد در کاشان براى ارز آنها که چه عرض کنم هر کدام از آنها پانصد تومان، هزار تومان سهم داده بودند و ضمناً باید عرض کنم کنم که بنده آنجا سهمى ندارم و هر کسى هم بخواهد به او واگذار می‌کنم یک دفعه هم آقای آشتیانى‌زاده به من اتاک کردند که شما از سرمایه‌داران کاشان دفاع می‌کنید بنده از هر سرمایه‌دارى که بخواهد به نفع مملکت قدم بردارد هر چه باشد قدم او اگر مفید باشد خواه مسلمان

+++

باشد خواه یهودى باشد، خواه مذهبى داشته یا نداشته باشد بنده از او دفاع می‌کنم و تقویتش می‌کنم چرا؟ براى این که عمل او به نفع این مملکت است این عملى که کاشی‌ها کرده‌اند یک عده زیادى را به کار می‌گماشتند پنجاه هزار دوک ریسندگى درست می‌کردند پانزده حلقه چاه در کاشان می‌زدند آب تحت‌الارضى را بیرون می‌آوردند و پنبه‌کارى را به راه می‌انداختند و زیاد می‌کردند جلوى یک مقدار زیادى گرسنگى و بدبختى را می‌گرفتند درست است که یک عده سرمایه‌دارى هم مثل آقای حاج علینقى پیدا شده‌اند ولى حاج علینقى را من پرسیدم گفتند آن کسى که در کاشان نشسته و می‌رود پانصد تومان می‌دهد او می‌گوید حاج علینقى هست و مورد اعتماد من است آن وقت پول می‌دهد، به هر حال چهار هزار نفر رفته‌اند به اعتماد یک هیئت مدیره‌اى در آنجا پول داده‌اند که کارخانه وارد بشود البته من راجع به طرز مالیات و طرز فروش کارخانه حاج علینقى و آن پرونده‌اى هم که در سمنان پیدا کرده بود اعتراض دارم که ماست مالى کردند ولى این عده‌ای که همت کرده بودند و چهار هزار نفر جمع شده بودند دولت می‌بایست به این چهار هزار نفر کمک بکند تا این که این عده به کار گماشته بشوند و دولت می‌بایست وسایلى که اینها براى حفر چاه می‌خواستند کمک‌هایى که براى کماند و سفارش است دولت باید براى آنها بکند تا این شرکت چهار، پنج هزار نفرى از بین نرود مثلاً اگر ریسمان زیاد بشود با آن کارخانه اصفهانى رقابت خواهد کرد و هر قدر قوه تولید داخلى زیاد بشود رقابت زیاد می‌شود و جلوى غارتگرى کارخانجات گرفته می‌شود عرض کردم همان دست‌هایى که با تمام اینها دسته‌بندى دارد و یک سهمى می‌دهد و یک سهمى می‌گیرد و یک اشکالاتى در کار فراهم می‌کند بالنتیجه، چهار، پنج هزار نفر مرد وزن و با بضاعت و بى‌بضاعت کاشى پس از پنج ماه شش ماه سرگردانى بالاخره می‌روند پولشان را می گیرند دولت بایستى کارى بکند که اینها کارخانه را وارد بکنند، یک کارخانه سیمان می‌خواستند براى شیراز وارد بکنند من‏ شنیدم دولت اشکال می‌کرد، اگر دولت سیمان دارد بدهد و اگر ندارد چرا نمی‌گذارد یک سرمایه‌اى به کار بیفتد و سیمان را از این وضع فلاکت‌بار نجات بدهد دولت دلال و دست دوم و سوم و هر گونه فعل و انفعالاتى که می‌شود و مضر به قوه تولیدى مملکت است جلوگیرى بکند (صحیح است) عرض کنم آقا فعل و انفعالاتى می‌شود که آن فعل وانفعالات مانع ایجاد قوه تولیدى است در مملکت (صحیح است) که نمی‌خواهند از آن سوء‌استفاده‌اش صرف‌نظر بکنند و یکى از بدبختی‌هاى همین بنگاه‌هاى نظیر راه‌آهن و بانک صنعتى یا شرکت فرش یا شرکت بیمه همین اعمال نفوذى است که طبقه سرمایه‌دار حاکمه دراین بنگاه‌ها کرده‌اند و این کار را به این صورت در آورده‌اند بنده شنیده‌ام مثلاً بیمه به هر کسى که می‌خواهد برود آنجا معامله‌اى بکند بیش از پانزده هزار تومان وام نمی دهد ولى البته استثنائاً و‌کلا می‌روند و سى هزار تومان، شصت هزار تومان، هشتاد هزار تومان می‌گیرند (یک نفراز نمایندگان - کى گرفته؟) (دهقان - آقای مکى مگر می‌شود) خواهش می‌کنم از من نپرسید بروید از شرکت بیمه بپرسید اگر مقرراتى هست که بایستى مقرراتش را انجام بدهد و آن پانزده هزار تومان را نگیرد والا باید برود از بانک رهنى بگیرد (اسلامى - بانک رهنى هم ده هزار تومان بشتر نمی‌دهد) این بانک‌‌ها آقا براى اشخاص ضعیف است والا آن کسى که می‌خواهد دو میلیون بگیرد و خانه بسازد چرا از بانک می‌گیرد و چرا خانه می‌سازد براى این که بعداً ثروت پیدا بکند این بانک باید ده هزار تومان تومان و پانزده هزار تومان به اشخاص طبقه سوم قرض بدهد تا آنها از این مؤسسات استفاده بکنند بزرگترین منشأء فساد این دستگاه اقتصادى تمرکز کارها است در مرکز، اگر در مرکز تمرکز کار نباشد این بدبختى در شهرستان‌ها ایجاد نمی‌شود شما هر روز مى‌بینید که مردم دشته دسته گروه گروه هجوم می آورند به مرکز خوب آقایان اگر در شهرستان‌ها کار پیدا بشود و اگر اهالى شهرستان‌ها رفاه داشته باشند اگر عدالت اجتماعى داشته باشند و اگر امنیت قضایى باشد چرا مردم از شهرستان‌ها هجوم می‌آورند به مرکز (صحیح است) اولاً مردم می‌بینند به واسطه عدم امنیت قضایى در شهرستان‌ها اگر سرمایه دارند فلان رئیس اداره ممکن است براى آنها پرونده‌اى درست بکند و یا فلان رئیس اداره نظامى یا ژاندارمرى ممکن است به یک وسایلى اسباب زحمتشان بشود به این ترتیب فرار می‌کند و می‌آیند به تهران وقتى که آمد به تهران مصلا این شخص که تهرام می‌آید اگر در شهرستان باشد چند نفر کلفت دارد نوکر دارد و چند نفر از قبل او نان می‌خورند ولى وقتى که آمد به تهران همه آن بدبخت‌ها فقیر می‌شوند بیچاره می‌شوند این است که مملکت یک وقتى به یک راهى می‌افتد که هر چه آقایان بخواهند جلوى این لکوموتیوى که از ایستگاه در سرازیرى بیرون رفته است و فرار کرده است بگیرند دیگر نمی‌شود آن را بر‌گرداند (صحیح است) و مصادر امور قادر به جلوگیرى و ترمز این لکوموتیو نیستند تا وقتى که قادر هستند باید ترمز کنند والا خطرناکترین اتفاقى که همه آقایان از آن نگران هستند اتفاق خواهد افتاد این یک قسمت‌هایى بود که بنده راجع به دو مؤسسه بانک صنعتى و راه‌آهن عرض کردم حالا می‌رسیم در خود اقتصادیات یکى از بزرگترین مشکلات این مملکت مسئله اقتصادیات ما است که اصلاً اقتصادیات دولت و ملت

(دراین موقع یک ساعت و ربع به ظهر آقای رئیس از جلسه خارج شدند و آقای گنجه نایب رئیس به جاى ایشان قرار گرفتند)

و شرکت‌ها درست مثل کشتى بى‌سکان می‌ماند یعنى هر طرف باد جریان پیدا کند حرکتش می‌دهند در اقتصادیات ما بانک ملى از یک طرف اداره منع احتکار از یک طرف شعبه اقتصادى وزارت دارایی از یک طرف وزارت اقتصاد ملى از یک طرف کمیسیون ارز از یک طرف، بانک صنعتى از یک طرف، غارتگران، و سرمایه‌دارانى که با سفته شغل اسپیکو‌لاتورى را را دارند اینها هم از یک طرف مى‌کشند و در تمام شئون اقتصادى این مملکت دخالت دارند، به طورى که وضع اقتصادى مملکت به این روز افتاده و صادرات به کلی از بین رفته است و آنچه که من شنیده‌ام ده میلیون پوند صادرات این کشور است در صورتی که در حدود چهل میلیون پوند واردات آن است چرا واردات از بین رفته (اردلان - صادرات از بین رفته) بلى صادرات از بین رفته است براى این که همه روزه صادرکنندگان را به محاکمه می‌کشند و آنها را اذیت می‌کنند و از زندگى دلسردشان می‌کنند علت اصلى از بین رفتن صادرات همین است که نه تنها از صادرکنندگان تشویق نمی‌کنند بلکه انواع و اقسام سختى براى او ایجاد می‌کنند و یکى هم تمرکز دادن تمام کارهاى اقتصادى در مرکز است که تمام معاملات خارجى باید در مرکز باشد و این هم مونو‌پل یک عده‌اى شده است که روی هم رفته وضع اقتصادى مملکت را به این روز کشانده است یعنى ده میلیون پوند صادرات و چهل میلیون پوند وارداتش شده است و به قول معروف بر آن مملکت زار باید گریست - که دخلش بود نوزده خرج بیست، البته این بیت را براى کدخدا گفته‌اند ولى بنده براى مملکت گفتم که صادراتش ده میلیون پوند است و واردات آن چهل میلیون پوند می‌باشد. و یکى دیگر از بزرگترین مشکلات و بدبختى‌هاى ما در امور اقتصادى این است که دولت با این که به تجربه ثابت شده است که تاجر خوبى نیست با همه اینها در تمام امور اقتصادى دارد دخالت می‌کند و این وضع قند و شکر بهترین نمونه است بنده راجع به حیف و میل‌هایى که در این چند روزه شده است در قسمت قند و شکر اطلاعاتى دارم همه را عرض می‌کنم وضع نظارت دولت یا عمل کرد دولت در امر قند و شکر خوب نیست عرض کردم که دولت هیچ وقت تاجر خوبى نبوده و نمی‌تواند براى این مملکت تاجر خوبى بشود همه آقایان اینجا داد می‌زنند که کار مردم را باید بدست مردم انجام داد اگر حکومت دموکراسى باشد باید مردم دخالت بکنند شهردار را در شهردارى باید مردم انتخاب کنند وزیر را هم باید و کلا انتخاب کنند و وکلا را هم باید مردم انتخاب کنند پس کار در دست مردم انجام خواهد شد ولى این در امور دموکراسى ما این طور نیست و دولت هم نشان داده است که دولت هست حالا دولت خرجش با ملت جدا است این بماند ما وکلا خرجمان با ملت جداست این هم بماند یک نکته دیگر هست و آن این است که دولت با تمام این سوابق تاجر خوبى نیست قند و شکر را آقایان می‌دانند که تا قبل از شهریور دولت یک حق انحصارى می‌گرفت و در خارج هم خریدارى می‌شد یعنى ایکس و ایگرک هر کسى می‌خواست وارد می‌کرد الان قند و شکر تنى سى الى 31 لیره (وزیر دارایی - 34 لیره) بسیار خوب 34 لیره کیلویى سه هزار دهشاهى یا چهار ریال بیشتر وارد نمی‌شود، گفته شد یک تومان هم حق استفاده بازرگانى و گمرک این می‌شود کیلویى 14 ریال بنده همه را دست بالا عرض کردم دولت در موقع کماند نداده است که یک مقدارى قند و شکر وارد شود و یک مقدارى هم البته در بنادر جنوب هست که اگر بخواهند متعذر بشوند به این که چون بندر شاهیور بندر نظامى بوده است ما نتوانستیم تخلیه بکنیم این صحیح نیست براى این که درمورد گندم به وزارت جنگ نوشته شد که آقا گندم براى مصرف داخلى این مملکت است و اجازه ندهید که گندم تخلیه بشود وزارت جنگ هم موافقت کرد پس به عذر این که محمولات تمام نشده و هیچ محظورى در کار نیست، (نورالدین امامى - آقای مکى بس است) من دو جلسه صحبت خواهم کرد تمام شماها هم از بدبختى‌هاى مردم اطلاع

+++

دارید بگذارید حرف‌هایى را که بعضى نمی‌زنند من اینجا بگویم، که چرا قند و شکر به این روز میافتد و چرا این مردم روز‌گارشان این طور است شما وضع آذربایجانتان مگر خوب شده است من می‌خواهم بگویم که چرا وضع آذربایجان این طور است؟ و دولت چرا اقدامى نمی‌کند؟ در کابینه آقای حکیمى جیره‌بندى الغا شد گمان می‌کنم شکر به کیلویی 19 ریال‏ یا کمتر رسید و همین طور قیمت آن می‌آمد پایین به طوری که بالاخره کیلویی 17 ریال رسید و بنده چون نرخ دولتی را نمی‌دانم قرار شد شکر را با نرخ دولتى آن بفروشند و دیروز بنده در یک شرکتى بودم یک صاحب‌منصبى وارد شد بنده نمی‌شناختمش، یک سرهنگى بود شنیدم معاون فرماندارى نظامى تهران است یک پیش خدمتی را خواست که بیاید و یک کیلو قند و یک کیلو شکر براى او بخرد چون می‌گفت من گیرم نیامده است از شمیران آمده‌ام اینجا بنده استراق سمع می‌کردم چون یک کارى داشتم رفتم و بعد برگشتم دیدم یک سرهنگ یک کسی را صدا کرده یک کیلو قند خریده سه تومان و دو هزار و یک کیلو شکر خریده است به سه تومان، آن روزى که آقای نجم‌الملک جیره‌بندى را الغا کرد شکر به کشور عراق صرف نمی‌کند ولى دیگر بازار جیره‌بندى در دنیا از بین رفته است این کارخانجات شکر‌سازى و همه کشورهایى که تولید‌کننده شکر هستند حاضرند به هر مقدارى که ما می‌خواهیم به خرمشهر به ما بفروشند ما تا قبل از شهریور 20 از صد و چهل هزار تن مصرف داخلیمان کمتر بود در خلال جنگ هم کم بود ولى بعد از خاتمه جنگ پس از الغاء جیره‌بندى مصرف ما از 155 هزار تن تجاوز کرده است و قوه تولید کارخانجات داخلیمان سال خوبش پنجاه هزار تن است و سال بدش 35 هزار تن است و اگر به این ترتیبى که بانک صنعتى امسال گرفته عمل بشود سال دیگر به صفر خواهد رسید براى این که چغندرى نیست پس در حال حاضر سالى 110 هزار تن یا 120 هزارتن از خارج بایستى وارد بکنیم در امر قماش هم که دولت دخالت کرد ملاحظه فرمودید که چیت را تجار آوردند و ما هم اینجا برایشان قانونى گذراندیم که اگر از صدى پانزده بیشتر بفروشند مجارات بشوند و خودشان الان حاضرند می‌گویند که ما حاضریم به صدى پنج منفعت بفروشیم این به واسطه چه بود؟ براى این است که رقابت هست و دولت در امر پارچه دخالت نکرده ولى در امر قند و شکر دخالت کرده به عقیده بنده علت خرابى و گرانى قند و شکر و ایجاد بازار سیاه . بدى توزیع و سوء‌استفاده‌هایى است که از این راه شده و می‌شود دیگر مسامحه دولت در امر خرید است. الان بنده طبق اطلاعى که دارم تصور می‌کنم بیش از چهل هزار تن در بین راه و در بندر و در تهران موجودى ندارد، شما اگر قند و شکر را آزاد کرده بودید مثل پارچه که الان براى مصرف چهار سال پنج سال این مملکت در تهران موجود است تجار خودشان وارد می‌کردند شما که نمی‌توانید توزیع بکنید شما که نمی‌توانید پیش‌بینى بکنید که چقدر باید در سال وارد کرد این را آزاد کنید حق انحصار خودتان را بگیرید سود ویژه‌تان را بگیرید، این هم مثل سایر کالاها هر کس به هر اندازه که بخواهد وارد این مملکت بکند شما چه می‌دانید که فردا دنیا چه وضعى پیدا می‌کند اگر شب خوابیدید و صبح که بلند شدید ببینید جنگ شده است قند و شکر دو ماه ایران را ندارید ولى اگر خداى نکرده یک همچو اتفاقى افتاد اقلاً پارچه 4 سال این مملکت را دارید اینها است دخالت‌هاى بی‌مورد دولت در امور بازرگانى و اقتصادى کشور.... حالا بنده شنیده‌ایم که در اداره قند و شکر سوء‌استفاده‌هایى شده است و در یکى دو روزنامه هم خواندم. یکى از آنها با صراحت نوشته است یک میلیون تومان پول داده‌اند که این بازار سیاه را ایجاد کنند راجع به قند و شکر یک مقاله همین روزنامه ستاره چند روز پیش نوشته است که مردم را چهل جا می‌چاپند و همین قدر که جماعتى به اتومبیل و پارک و عمارت بهتر و نقدینه سنگین‌تر احتیاج پیدا کردند این طور بحران‌ها پیش می‌آید و پس از یکى دو ماه که میلیون‌ها از این راه تحصیل شد و گند و رسوایى کار آنها بالا گرفت سر نخ را شل می‌دهند. ما در مملکت خودمان از زمامدارانى که به اصطلاح از میان خود ما انتخاب شده‌اند جز این توقع نداریم که ما هم با هموطنان خویش همان طور رفتار کنند که یک ارتش فاتح با یک کشور مغلوب عمل می‌کند می‌گویند یک میلیون پول براى ایجاد این وحشت ساختگى خرج شده است خواهید پرسید کى داده است و کى گرفته است این طور نیست. پس شما خیال کردید لایحه ننگین مطبوعات را با آن حرارت و شدت براى ضبط در تاریخ گذارانیدند و خواستند در صف اعمال نیک عده‌ای روى سنگ قبرشان یادداشت کنند این قانون را براى همین گذاراندند که من نتوانم بگویم چه اشخاصى این وجوه را در درون جیب خود پنهان ساخته‌اند ....

این روزنامه می‌گوید اگر این قانون مطبوعات نبود من می‌گفتم یک میلیون تومان را کى گرفته از قند و شکر ولى اصلاً منطقى نیست دولت الان ماهى دو هزار 3 هزار تن .... چون الان 3 هزار و پانصد تن مصرف تهران است دولت دارد این مقدار را می‌دهد ولى قند و شکر هم گیر کسى نمی‌آید پس این بازار سیاه را چرا بوجود آورده‌اند این بازار سیاه را همان کسانى درست کرده‌اند که این یک میلیون تومان را گرفته‌اند و جلو توزیع قند و شکر را می‌گیرند و چهار نفر محتکر هم می‌رسند و می‌گویند اگر چنین و چنان نمی‌کردید این طور نمی‌شد و بالاخره قند کیلویی 17 ریال می‌رسد به 33 قران - نه وزارت دارایی قادر به اصلاحات است و نه این دستگاه اقتصادیش اینها اصلاً گوششان به این حرف‌ها بدهکار نیست بنده تعجب می‌کنم چندین مرتبه در مجلس این سؤال شده دیشب هم در روزنامه اطلاعات یک چیزى نوشته بودند یک وحشتى براى مردم ایجاد کرده‌اند و الا دولت می‌گوید که قند و شکرى که باید توزیع شود توزیع می‌شود پس کجا می‌رود بازرس مخفى در خانه من بگذارد که به منزل من کى می‌آید و کى می‌رود یا در خانه آقای حائرى‌زاده چه کسى می‌آید و چه کسى می‌رود این نمی‌تواند بفهمد که ماهى دو هزار تن قند و شکر به کجا می‌رود؟ به خدا می‌تواند و می‌داند ولى می‌خواهد بازار سیاهى باشد، نمی‌خواهد رسیدگى کند البته دزد بازار آشفته می‌خواهد می‌خواهند بازار سیاهى باشد تا آنها جیب خودشان را پر کنند یک شرکتى سابقاً بوده و بنده یک انتقاداتى از آن دارم آن شرکت البته یک اجحافاتى می‌کرد مثلاً شنیدم که تنى چهار تومان حاضر بودند قند را از انبار وزارت دارایی بگیرند و در دکان عطار و سقط فروش توزیع کنند و اشخاصى هم حاضر بودند که این حمل و نقل را به طور مناقصه بردارند خودشان آمده بودند یک شرکتى درست کرده بودند و تنى 9 تومان می‌دادند و سر صاحبان سهام خودشان یک کلاهى می‌گذاشتند یا فرض بفرمایید آنها هم یک مقدارى از شرکت خودشان را هر قدر که پیششان می‌رفت می‌دادند دیگران بنده شنیدم یک کسى اتفاقاً که خیلى هم وجهه ملى داشته سابق بر این توى این مملکت به عقیده من و حالا پیش بنده و آقای دکتر بقایى وجهه ندارد کمک کرده‌اند و رفقایش یک شرکت جدیدى درست کرده‌اند (صفوى - کى هستند) خواهش می‌کنم اسمشان را نپرسید (دهقان - این شایعات هم زیاد است) (دکتر بقایى - شما اگر نمی‌دانید چرا اعتراض می‌کنید؟) حالا قسم این عده را باور کنیم یا دم خروس را؟ گرچه اصلاً سر خروس پیدا است قسم هم می‌خورند ماهى سه هزار تن دارند شکر می‌گیرند، حالا دارند می‌گیرند، این شکر را کى می‌گیرد؟ آن یک نفرى از نمایندگان مجلس که یک کیلو شکر به این قیمت خریده بگوید من تصدیق می‌کنم که همه ملت ایران به این قیمت خریده‌اند بنده عرض کردم یک افسرى، یک سرهنگى معاون فرماندارى نظامى است گفتم که معاون فرماندارى نظامى تهران از شمیران آمده بود تهران و بالاخره قند و شکر به قیمت بازار سیاه خرید این خود خروس است این مسلماً دزدى شده است و اگر دزدى نشده است دولت همین قدر که نظارت دارد چه کسانى به من مراجعه می‌کنند با این که من به تقاضاهاى مراجعه کنندگان به کسى توصیه نکرده و نمی‌کنم - دولت چطور نمی‌داند که ماهى 2 و 3 هزار تن قند و شکر کجا می‌رود؟

... مسلماً می‌داند ولى خود دستگاه اقتصادى جلو نمی‌گیرد بالعکس شرکت جدیدى که تأسیس شده رفته چند هزار تن گرفته است یک دسته‌اى استفاده می‌کنند همین شرکت جدید تأسیس شده به محض این که آمده روى کار یکى ده تومان رفته گرفته به عنوان این که ما اتحادیه فروشندگان قند و شکر توابع تهران هستیم هزار و پانصد ششصد نفر هستند و اگر ندهند به آنها قند و شکر را به هیئت عامله داده‌اند و به بقیه نداده‌اند این یک قسم، بعداً هم 200 تن شکر داده‌اند که به قند تبدیل کند، در صورتی که کارخانه کهریزک می‌تواند شکر را تبدیل به قند کند در کرمانشاه بنده در روزنامه خواندم بر اثر عدم مراقبت دولت می‌روند هیپوسولفید به شکر می‌زنند که خود آزمایشگاه‌هاى کارخانجات دولتى تصدیق کرده‌اند که این قند مسموم است در کرمانشاه این قند معمول است در اثر خوردن این قند شهرى به اصطلاح کلوخه یکى دو تا سکته کرده‌اند که اطباء تشخیص داده‌اند که مسموم شده‌اند، شما شکر دارید کارخانجاتتان هم بیکار است مزد هم می‌دهید ولى آن وقت باید اجازه بدهید شکر را این طور بکنند و مردم را هم مسموم بکنند اینها عدم مراقبت دولت است دولت اگر دلش به حال مردم می‌سوخت اولین گزارشى که به او می‌رسید در کرمانشاه یک نفر را مسموم کرده است فوراً جلوگیرى می‌کرد البته در کارخانجات ما هم هیپوسولفید می‌زنند ولى چون آنجا دستگاه‌هاى تصفیه هست از مسمومیت

+++

جلوگیرى می‌کند ولى آنها این دستگاه تصفیه را ندارند همین طور که عرض کردم به ما تجربه ثابت کرد که دولت تاجر خوبى نیست بنابراین دیگر غیر از سود بازرگانى و گمرک و قسمتى که تحویل کارخانه می‌گیرند چیز دیگرى که نمی‌خواهند این را آزاد بگذارند هر کس به هر مقدارى که بخواهد وارد کند تا خداى نکرده اگر روزى اتفاقى رخ داد و جنگى روى داد به واسطه کماندها یک مقدار معتنابهى قند و شکر در این مملکت وجود داشته باشد که دو سه سال ملت ایران تنها بمب و گلوله نخورد قند و شکر هم داشته باشد که بخورد با این بودجه موضوع دیگرى که هست و ثابت می‌کند که دولت تاجر خوبى در امور اقتصادى نیست موضوع اداره غله و نان است همه‌مان می‌دانیم که در امر غله و نان دولت سالى 30 میلیون تومان خسارت این کار را می‌دهد - 30 میلیون تومان پول کمى نیست، اگر دولت اعلام کند که من پاى سیلو هر تنى صد تومان علاوه بر قیمتى که دولت معین کرده است می‌دهم، صد تومان علاوه می‌دهم به شرط این که مازاد را در سیلو بدهند - اگر صد و پنجاه هزار تن ما احتیاج داشته باشیم- می‌شود 15 میلیون تومان صد تومان که اضافه کنیم می‌شود 15 میلیون تومان تمام مردم با رضا و رغبت گندم خودشان را می‌آورند و براى این جور چیزهاى جزیى نیاییم قانون بگذرانیم که فلان فلاح از یک تن معاف باشد و کار غله را به آنجا نرسانیم که من در روزنامه خواندم وضع غله آذربایجان خوب نیست آذربایجان همیشه به غله ایران کمک می‌کرده است قبل از شهریور و اوضاع اخیر همیشه حبوبات آذربایجان غله آذربایجان روغن آذربایجان و سایر چیزها به تهران صرف می‌کرده و به مقدار زیادى هم به تهران می‌رسیده الان من شنیده‌ام وضع غله آذربایجان خوب نیست امسال با این که غله نداشته پنج هزار تن به تهران حمل شده است آذربایجانى که یک حوادثى را دیده این را باید یک طورى واقعاً از آن دلجویى کرد بنده پریروز در روزنامه‌اى دیدم که دو نفر از قحطى و گرسنگى ، دو نفر از این ملت نجیب، این اولاد سیروس در مراغه از گرسنگى مرده‌اند. این واقعاً روزنامه‌هایى که هستند مخبرین خارجى که در این مملکت هستند این قبیل چیزها را در روزنامه‌ها منتشر می‌کنند و این در خارج از کشور جز اسباب افتضاح سرشکستگى براى ما چیزى نیست من که متأسفانه جزو هیئت حاکمه هستم عرض می‌کنم که در دنیا نگویند که در آذربایجان یک مردمى که کار‌گرند یک مردمى که قانع هستند یک مردمى که ساعى هستند دو نفر از گرسنگى می‌میرند بعد هم قیام کردند، نمی‌دانم چکار کردند در مرند هم .... (امامى خویى - بیکارى زیاد است) این بیکارى آذربایجان را یک کارى برایش بکنید موقعى که این خط راه‌آهن سرتاسرى ساخته می‌شد قسمت اعظم راه‌آهن را این عملجات آذربایجانى ساختند اینها می‌آمدند کار می‌کردند پول پیدا می‌کردند می‌بردند، کار در مملکت نیست در تبریز شنیده‌ام که 25 هزار نفر بیکار هست این یک انبار باروتى است 25000 نفر بیکار چرا یک فکرى نمی‌کنید؟ کارخانجات آنجا هم البته مثل سایر نقاط مثل کرمان اصفهان مثل کاشان نتوانستند استفاده‌هایى کنند در زمان جنگ- زیرا آنجا یک چیزهایى بود که نمی‌توانستند آن غارتگری‌هایى که دیگران کردند بکنند البته این کارخانجات وضعیتشان خوب نیست، آذربایجانى صدایش در نمی‌آید ولى کارخانه‌چی‌هاى اصفهان 500 نفر کارگر را روانه می‌کنند، من خیال می‌کنم خود دولت هم می‌داند و تکذیب نمی‌کند خود کارخانه‌دارها آنها را به عنوان این که کارخانه صرف نمی‌کند و مزد کارگر ندارد پیاده روانه‌شان می‌کنند تهران بعد هم 10 تا اتوبوس معین می‌آید اینها را از وسط راه برمی‌دارد می‌آورد اسکى، حقوقش را قبلاً گرفته و هر چه هم اینجا بماند بعد که برگردد حقوقش را می‌گیرد منظور از این کار چیست؟ منظور این است که ارز دولتى بگیرند به نام تعمیر و ورود اسباب‌هاى یدکى- یک مقدارى اسباب یدکى می‌آورند یک مقدارى ارز آن را هم در بازار بفروشند و یک مقداریش را هم پشم مرینوس بیاورند، بعد به دولت فشار می‌آورند که آقا ما اعتبار نداریم یک مقدارى هم اعتبار بانکى می‌گیرند یک مقدارى هم آقا جلو این سیل واردات خارجى را بگیرید که ما را بى پا کرده و ما را بیچاره کرده‌اند و اینها را روانه تهران کرده‌اند ولى آذربایجانى بیچاره که این کار را نکرده که ارز دولتى بگیرد، دویست سیصد نفر را نفرستاده وارد تهران کند و بگوید آقا آنجا داد بزن تا من بتوانم ارزش را بگیرم و یک مقدار آن را در بازار بفروشم نمایندگان آذربایجان چند دفعه گفته‌اند اغنام و احشامشان از بین رفته است زراعتشان از بین رفته است وضع آذربایجان خوب نیست دولت چه اقدامى کرده است بنده خیال می‌کنم که هیچ اقدامى تا حالا نکرده یک تولید و ازدیاد کارى در آذربایجان نکرده - خوب آقا شما که حالا دارید آسفالت می‌کنید پول هم دارید می‌دهید اول راه را در آذربایجان شروع کنید شما که کارخانه قند دارید می‌آورید براى نقاط دیگر یکیش را بگذارید در رضائیه در اطراف مهاباد که استعداد کارخانه دارد - دو تا کارخانه سیمان وارد کنید، آذربایجان 3 میلیون جمعیت دارد آنجا را نباید به این حال فلاکت و بدبختى گذاشت (صحیح است) بعد هم وقتى که یک مصائبى برایش پیش می‌آید همگى آنجا اظهار تأسف می‌کنند آقا قبل از اظهار تأسف فکرش باشید آذربایجان یک جاى حساسى است باید به آنجا کمک کرد براى راهش باید کمک کرد براى بهداشتش باید کمک کرد براى لوله‌کشى باید کمکش کرد یک چند تا کارخانه براى آذربایجان باید گذاشت مردم را به کار گماشت یک مقدار تراکتور باید وارد کشور شود این وزارت کشاورزى با این بودجه عریض و طویلش که اگر درش را هم ببندند سر سوزنى در وضع مملکت تأثیر نخواهد کرد یک مشت مهندش بفرستد به آذربایجان تراکتور بفرستد به آذربایجان یک شرکت‌هاى تعاونى در آنجا درست کنند یک شرکت‌هاى کشاورزى درست کنند خدا می‌داند این که آقای تقى‌زاده گفتند خلاف نگفتند من خودم دیدم آدم به گاو آهن بسته بودند اگر در این قرن بیستم که عصر اتم است یک خارجى آنجا این را ببیند در آذربایجان این ننگ است یا بفرمایش آقای تقى‌زاده زن آبستن را به گاو آهن بسته بودند این ننگ‌آور است این براى ما بد است (صحیح است) جناب آقای تقى‌زاده فرمودند به هر حال از مطلب دور افتادم موضوع غله بود عرض می‌کردم اگر تنى 100 تومان دولت زیادتر بخرد هر کسى با طیب خاطر حاضر است غله‌اش را بیاورد بفروشد 15 میلیون از این راه صرفه‌جویى می‌شود یعنى ضرر غله از سى میلیون به 15 میلیون می‌رسد و ضمناً تماس مأمورین دولت هم با مردم کم می‌شود چند روز پیش یک تلگرافى به بنده رسید که در اراک دو نفر را گرفته‌اند حبس کرده‌اند به عنوان این که مازاد نداده است ما همه جور وسایل باید به کار ببریم تا بتوانیم مازاد جمع کنیم بعد هم 30 میلیون تومان تازه خسارت داده شود ولى با این طریق 15 میلیون صرفه می‌شود، از دست آزاد بخرند و به نانواها هم به همان نرخى که براى دولت تمام می‌شود بفروشند نه این که آذربایجانى از گرسنگى بمیرد از آقایان خواهش کرده‌اند از آقای رئیس که بنده صحبتم را نیمه کاره بگذارم و یک داوازدهم بودجه مطرح بشود بنده حرفم هنوز تمام نشده است چون بنده بدون این که حمله‌اى به کسى بکنم و بدون این که وارد خصوصیات شخصى کسى بشوم خواستم یک مطالب خیلى اساسى را به اطلاع دولت و هم به سمع آقایان نمایندگان محترم برسانم تا اگر واقعاً عرایض بنده را وارد دانستند یک تصمیم عاجل و فورى براى رفع این بدبختى اتخاذ بفرمایند و بنده با اجازه آقایان پس از یک دوازدهم باز مزاحم خواهم شد.

4 - تصویب یک دوازدهم‏

نایب رئیس - آقای وزیر دارایی بفرمایید.

وزیر دارایی - خیلى خوشوقتم که آقایان توجه فرمودند که لایحه بودجه مملکتى مطرح بشود البته گفتنى‌ها زیاد است و گفته خواهد شد و دولت هم مطالبى دارد که خواهد گفت و جواب هم داده خواهد شد اظهاراتى هم که آقای مکى کردند البته بایستى توجه بشود و بنده خودم از اشخاصى هستم که اگر دیدم یک معایبى در کار هست و تذکرى که داده می‌شود اگر آن تذکر به جا باشد اقدام کنم و رفع کنم و نتیجه آن هم باطلاع آقایان خواهد رسید چون آقایان می‌دانند بودجه مطرح شده است و در حقیقت به صورت یک دوازدهم و یاد و دوازدهم نمی‌خواهیم مطرح کنیم و آقایان مسبوق هستند که امروز پنجم برج است اجازه بفرمایید که لایحه یک دوازدهم براى خرداد ماه به تصویب برسد (یک نفر از نمایندگان - ماه رمضان هم در پیش است) (صحیح است) و زودتر کارمندان حقوق خرداد ماه را بگیرند و مجدداً بودجه کل کشور مطرح گردد البته مطالبى را که آقای مکى فرمودند جواب یک قسمت آن را عرض می‌کنم و بقیه را می‌گذارم در موقع خودش و همان طور که آقای مکى فرمودند جواب یک قسمت آن را عرض می‌کنم و بقیه را می‌گذارم در موقع خودش و همان طور که آقای مکى گفتند راجع به وضع قند و شکر مقدمه خودمان چند روز پیش یک تحقیقاتى کردیم معلوم شد یک دست‌هایى در جریان بوده است به این مناسبت تمام آن دستگاهى که ارتباط با آن کار داشته‌اند از کار بر کنار شده‌اند و با تأکیدى که اعلیحضرت همایونى راجع به این قسمت می‌فرمایند شدیداً تعقیب خواهند شد و بعد هم براى استحضار آقایان عرض می‌کنم که صد هزار تن معامله قطعى قند و شکر شده است و می‌رسد و جاى هیچ نگرانى نیست (نورالدین امامى - راجع به آقایان شرکت عطار هم یک توضیحى بفرمایید) بنابراین لایحه یک دوازدهم مربوط به خرداد ماه را با قید یک فوریت تقدیم می‌کنم که تصویب بشود

نایب رئیس - قرائت می‌شود.

(به شرح زیر قرائت شد)

مجلس شورای ملی . چون خرداد ماه جارى به پایان رسیده و بایستى حقوق کارمندان و خدمتگذاران و مخارج وزارتخانه‌ها و ادارات و سایر مصارف کشور پرداخت گردد، علیهذا ماده واحده ذیل با قید یک فوریت تقدیم و تصویب آن را استدعا می‌نماید.

+++

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌هاى متمر و غیرمستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر هزینه‌هاى کشور را اعم از مصارف عمومى و عمرانى در خرداد ماه سال 1328 در حدود یک دوازدهم اعتبارات سال 1327 و اضافه اعتباراتی که در سال 1328 به تصویب رسیده با رعایت تبصره یک ماده واحده قانون مصوب دوم آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى و کمک هزینه کارمندان و خدمتگذاران کشورى و لشکرى را مطابق قوانین و آیین‌نامه‌هاى مربوطه از درآمد عمومى سال جارى پرداخت نماید.

تبصره - مدت دو ماه مقرر در تبصره 9 ماده واحده اجازه پرداخت دو دوازدهم حقوق فروردین و اردیبهشت ماه 1328 تا آخر تیر ماه 1328 تمدید می‌شود. نخست وزیر محمد ساعد- وزیر دارایی گلشائیان.

نایب رئیس - مطابق ماده 138 آیین‌نامه تبصره‌ها قابل طرح نیست بنابراین راجع به ماده واحده صحبت خواهیم کرد اول فوریتش مطرح است مخالفى نیست؟ (گفته شد - خیر) رأى می‌گیریم به فوریت لایحه آقایانى که موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد.

یمین اسفندیارى - طبع و توزیع لازم ندارد.

نایب رئیس - راجع به طبع یک دوازدهم این جا یک صحبتى شد هیئت رئیسه عقیده دارد چون این موضوع تابع آن تشریفات معمولى نیست بنابراین در همین جلسه مطرح می‌شود (صحیح است) مخالفى نیست؟ آقای ملک مدنى بفرمایید. بنا‌براین ماده واحده مطرح است، چون آقای وزیر دارایی توضیحاتى دادند باید مخالف صحبت کند شما راجع به اصل ماده مخالفت دارید آقای ملک مدنى؟

ملک مدنى - بلى،

نایب رئیس - بفرمایید.

ملک مدنى - بنده خواستم تذکر بدهم به جناب آقای وزیر دارایی که این تبصره چون مخالف آیین‌نامه است نمی‌توانیم در اصل ماده واحده بگذاریم ولى چون ممکن است در مسایلى که دولت در نظر می‌گیرد مورد احتیاج باشد که ضرورت دارد خواستم عرض کنم که راه قانونى دارد شما می‌توانید به جاى تبصره به عنوان ضمیمه ماده واحده ذکر کنید و تقاضا کنید مقام ریاست هم قبول می‌کنند هیچ اشکالى ندارد زیرا بنده فکر می‌کنم که این ماده واحده و تبصره‌اش هر دو ضرورت دارد خود آقایان وارد هستند چون اشکال نظامنامه‌اى دارد باید این اشکال را رفع کرد در این صورت بنده خواستم تذکر بدهم آقای مخبر کمیسیون هم خیال می‌کنم توجه داشته باشند یک کارهاى مفیدى که دولت مورد نظر دارد تکلیفش معلوم باشد و بتواند کار کند.

نایب رئیس - آقای مخبر.

مخبر - همان طور که در ماده ملاحظه فرموده‌اید چیز اضافى ندارد و فقط یک اضافه اعتبار سال 28 است و این هم یک قسمتى است که مجلس رأى داده است و تصویب شده است بنابراین اضافه نخواهد بود فقط حقوق ماه گذشته پرداخت می‌شود این مطلب که آقای ملک مدنى فرمودند کاملاً صحیح است ولى فقط از لحاظ این که ما می‌ترسیم در آتیه براى یک دوازدهم‌ها سابقه شود که بعضى مطالب را اضافه کنند می‌خواستم از جنابعالى تقاضا کنم که این قسمت را پیشنهاد نفرمایید در خود بودجه بنده قبول می‌کنم براى این که سابقه نشود.

نایب رئیس - آقای نبوى.

نبوى - عرض بنده راجع به همان توضیحى بود که جناب آقای دکتر معظمى فرمودند خواستم عرض کنم که اضافات 28 تصویب شده است اینجا تردید نیست که با اضافات 28 با توضیحى که فرمودند آنچه تصویب شده است پرداخت شود بنده عرضى ندارم.

نایب رئیس - رأى می‌گیریم به ماده واحده با ورقه آقایانى که موافقت داند ورقه سفید می‌دهند عده 74 نفر است.

دکتر متین دفترى - یک دفعه بخوانید.

بهادرى - آقای رئیس نظام‌نامه رعایت نمی‌شود آقای یمین در ردیف جلو نشسته‌اند.

یمین - حالا که که مطلبى مورد مذکره نیست.

دکتر بقایی - آقای رئیس پس ماده 207 مالیده؟.

نایب رئیس - لایحه تقدیمى دولت ماده واحده بدون تبصره به اتفاق آراء با 86 راى تصویب شد.

اسامى موافقین - آقایان : وثوق - غضنفرى - دهقان - شریعت‌زاده - ظفرى - گرگانى - سلطان‌العلما - نبوى - محمدعلى مسعودى - مکرم - فرامرزى - دکتر مجتهدى - ارباب گیو - ملک‌پور - ایلخان - کهبد - دکتر متین دفترى - گنابادى - لیقوانى - نیک‌پى - رضوى - محمود محمود - کامل ما‌کویى - صاحبدیوانى - وکیلى - آصف - دکتر اعتبار - فولادوند - تولیت - اخوان - آزاد ثابتى - دکتر معظمى - افشار - نراقى - نواب - صفا امامى - دادور - مشایخى - برزین - دکتر عبده - امین کفایى - آشتیانى‌زاده - قوامى - ملک مدنى - بیات - دولتشاهى - صاحبجمع - شهاب خسروانى - ابوالقاسم بهبهانى - حسن اکبر - پالیزى - عرب شیبانى - ابوالفتح قهرمان - دکتر فلسفى - شریف‌زاده - بوداغیان - عباسى - مامقانى - بهادرى - نورالدین امامى - اسدى - صادقى - اسکندرى - هاشم وکیل - کشاورز صدر - گنجه‌اى - سالار بهزادى - سلطانى - ضیاء ابراهیمى - سزاوار - اردلان - یمین اسفندیارى - هراتى .

نایب رئیس - طبق تقاضاى آقایان یک ربع ساعت تنفس داده می‌شود

(بیست دقیقه بعد‌ازظهر مجلس به عنوان تنفس تعطیل شد یک ربع بعد جلسه مجدداً به ریاست آقای گنجه نایب رئیس تشکیل گردید)

5 - ادامه مذکرات در کلیات بودجه

نایب رئیس - آقای مکى بفرمایید

مکى - بنده شنیدم که راجع به قند و شکر با توضیحاتى که جناب آقای گلشائیان وزیر دارایی دادند اقدامات سریعى براى بازرسى و رسیدگى تخلفاتى که شده است از طرف دولت شده است به طور کلى خود هیئت محترم دولت هم اطلاع دارند تعقیب آفتابه‌دزدها کار خوبى نیست باید جلو دزدهاى بزرگتر و غارتگران عمده را گرفت شما، همان طورى که عرض کردم و آقایان آن را هم اطلاع داید در موضوع قند و شکر یک دست‌هاى خیلى قوى در کار هست با آن قدرتى که آنها دارند بنده از قدرتى که دولت بتواند جلو این کار را بگیرد خیلى مأیوس هستم زیرا شنیده‌ام مؤثرترین و متنفذترین افراد چه از داخل مجلس و چه از خارج مجلس این بازار سیاه را بوجود آورده‌اند و می‌خواهند استفاده کنند چون وارد شخصیات نمی‌شوم و از همه همکاران محترم استدعا می‌کنم استرحام می‌کنم که در مطالبى که عرض می‌کنم از بنده نام اشخاص را نپرسند براى این که بنده از دو ماه مخرصیم صرف‌نظر کرده‌ام از آینده‌ام و از سعادت آتیه‌ام صرف‌نظر کرده‌ام که در راه سعادت مردم و ملت ایران حرف بزنم و قدم بردارم این است که وارد شخصیات شدن تصور می‌شود که بنده با یک عده دشمنى خاصى دارم یا با یک نفر دوستى خاصى دارم به نفع یکى یا به ضرر یکى می‌خواهم مطالب را اینجا به عرض همکاران محترم یا به استحضار دولت یا به استحضار ملت ایران برسانم. البته این طور نیست بنده از همکاران محترم استدعا دارم که از بنده اسامى را نپرسند (اردلان - ولى آقا از داخل مجلس را بفرمایید آقا کام ما تلخ شد عوض این که شیرین بشود) آقایان وزراء همه را می‌شناسند بپرسید بگویند آقای اردلان ملت ایران و ما نمایندگان در ظرف این دو ساله این یک محک عجیبى بوده هر کس خودش را نشان داده خوب و بد همه مکشوف است آن را که عیان است چه حاجت به بیان است. بنده چه کار دارم اسم ببرم کسى را که دار نمی‌زنند و بى‌جهت اشخاص را با خودم دشمن کنم (دکتر بقایی - اعتبارش زیاد می‌شود) یا اعتبارش را زیاد بکنم بدانند که چه کاره است و بروند سراغ او بنده همچو کارى نمی‌کنم ولى از توجهى که دولت به این موضوع کرده و از توجهى که جناب آقای وزیر دارایی کرده‌اند پس از آن که قند و شکر فراوان شد تشکر می‌کنم بعنى همان فراوانیش تشکر ملت ایران است و لازم نیست که بنده تشکر کنم و وقتى فراوان شد ملت ایران یک ملت قدرشناسى است قدر شناسى می‌کند از خدمتگذاران خودش هر کسى باشد خواه دوست بنده باشد خواه دشمن بنده باشد و آقای وزیر دارایی هم شنیده‌ام که اقدام کرده‌اند. و امیدوارم که بتوانند جلوى این غارتگرى سرسام‌آور را بگیرند و یکى دیگر بنده اصلاح بیانم را می‌کنم بنده عرض کردم که ماهى دو هزار تن بعضى از همکارانم تصور کردند که بنده گفتم روزى دو هزار تن مصرف تهران است خیر ماهى دو هزار تن تا چهار هزار تن مصرف تهران است نهایت این است که اگر سوء‌تفاهمى هم در عرایض قبلى بنده بوده به این وسیله رفع سوء‌تفاهم را می‌کنم. بودجه دولت هم بودجه خیلى مهمى است از نظر نمایندگى و از نظر نمایندگان مجلس که باید قلم به قلم به این بودجه رسیدگى کنند و در نظارت دخل و خرج بودجه دولت باید کاملاً ناظر باشد و از نزدیک نظارت کند که این بودجه که گرفته می‌شود چگونه مصرف می‌شود و در وقتی که وارد در ریز بودجه می‌شویم بنده راجع به جزء بودجه و وضع موادش مطالبى عرض خواهم کرد ولى چیزى که می‌توانم از پشت این تریبون عرض کنم اگر هیئت حاکمه ما که از مجلس و دولت تشکیل می‌شود و بنده هم متأسفانه یا خوشبختانه جزو این هیئت هستم

+++

و هر گناهى که می‌شود به گردن ما نمایندگان مجلس است و به گردن وزراى ما است همه‌مان با همدیگر شریکیم در این اهمالى که می‌شود (صحیح است) اعم از دولت و مجلس و بنده اگر شانه خالى بکنم و بگویم در فلان اداره سوء‌استفاده شده است به من چه مربوط است؟ این در حکومت مشروطه به من چه، معنى ندارد و بایستى نماینده‌اى که خودش عضو هیئت حاکمه است در تمام این جنایات و فجایع اگر شریک هم نباشد و یا مخالف هم باشد، شریک خواهد بود معنا . زیرا یک نماینده عضو هیئت حاکمه است و با عملیاتی که هیئت حاکمه می‌کند شریک است. بودجه را اگر از حیف‏ و میلش جلوگیرى بکنید خیال می‌کنم بتوام دخل و خرج بودجه را با همدیگر تطبیق کرد و ما بتوانیم که این 333 میلیون تومانى را که الان کسر داریم این را از حیف و میل‌ها بکاهیم و جلوگیرى بکنیم تا بودجه تعادل بکند مثلاً در سال 1326 یک تصویب‌نامه‌اى از هیئت دولت می‌گذرد که ساختمان‌هاى دانشگاه تهران بدون مناقصه شروع به عمل کنند و همین طور هم عمل کردند تا حدودى که بنده اطلاع دارم شاید آقای گلشائیان وزیر دارایی بتوانند با شیفر و عدد بفرمایند که در حدود چند میلیون تومان این ساختمان‌ها هست.

وزیر دارایی - بیست میلیون تومان.

مکى - در حدود بیست میلیون تومان را تصویب‌نامه‌اى صادر می‌کنندکه بدون مناقصه به هر کسى که دلشان می‌خواهد واگذار کنند، البته اشخاصى که گوشه و کنار هستند و در پى یک چنین موقعیتى به قول بنده و به قول خودشان یک اوکازیونى می‌گردند اینجا یک اوکازیونى پیدا می‌کنند و شروع می‌کنند به دخالت کردن در امر این ساختمان‌ها، البته آن موقع دوره فترت بوده مجلس نبوده وکیلى هم نبوده که بگوید آقا 20 میلیون تومان یک چیزى نیست که تصویب‌نامه صادر شود و بگویند که این 20 میلیون تومان را با ترک مناقصه عمل بکنید ولى بعداً که دولت‌ها آمدند در توى مجلس سؤالاتى هم پس از آن که در همین زمینه و در همین مجلس شد که به چه مناسبت در دانشگاه فرهنگ همچو کارى شده است و بنده شنیدم که آقای وزیر دارایی توجهى براى این کار معطوف کردند و گفتند تا‌کنون هر چه با ترک مناقصه انجام گرفته است از این تاریخ به بعد کارها بایستى با اصول مناقصه صورت بگیرد وقتی که یک چنین ایراد و اعتراض از طرف آقای وزیر دارایی شده است حالا رفته‌اند یک افراد خارجى را پیدا کرده‌اند و می‌خواهند این کار را هم مونوپل خودشان بکنند صورت ظاهرش این است که شرکت‌هاى خارجى دخالت می‌کنند ولى حقیقتش این است که همین سرمایه‌دارانى که باعث ترک مناقصه شده‌اند می‌خواهند این را در دست خودشان بگیرند واقعاً اگر همچو چیزى هست به چه مناسبت این همه شرکت‌هاى ایرانى که هست این را به همان شرکت‌هاى ایرانى واگذار نمی‌کنید که اگر هم استفاده و سودى ببرند شرکت‌هاى بیگانه نبرند و شرکت‌هاى داخلى ما ببرند بنده از این توجهى که ایشان کردند خواستم تشکر بکنم و هر قدر ایشان بتوانند جلو این گونه بی‌رویه‌گری‌ها را بگیرند و کارها با اصول مناقصه مزایده انجام بگیرد مسلماً از قیمت بدون مناقصه و روى تصویب‌نامه خرجش کمتر خواهد بود منتهى مقدارش را بایستى خود آقای وزیر دارایی بفرمایند که چقدر کمتر شده این کارى که کرده‌اند و مسلماً هم این کار کمتر شده است. بحث مادر امور اقتصادى بود که دولت تاجر خوبى نیست هر کارى را که در امور اقتصادى کرده هم دچار بازار سیاه شده است، هم زمینه کالا در ایران کم شده و هم این که یک دسته‌اى شروع به غارتگرى کرده‌اند و جیب ملت و مردم را از این راه خالى می‌کنند و این نکته را هم می‌خواهم عرض کنم که گرسنگى و فقر و فاقه تا یک حدودى قابل تحمل است، تمام بزرگان ما این نصیحت را کرده‌اند حافظ می‌گوید :

ساقى بجام عدل بده باده تا گدا

غیرت نیاورد که جهان پر بلا کند و

یا سعدى می‌گوید:

توانگران که به جنب سراى درویشند

ضرورتست که از حال وى بیندیشند

البته سرمایه را ممکن است به هر عنوانى از راه مشروع یا غیر مشروع بدست آورد ولى من نمی‌دانم اگر یک سرمایه‌دار همسایه‌اش گرسنه بخوابد او چطور راضى دارد که همسایه او گرسنه خوابیده و او در قصر چند طبقه‌اش نشسته است و از هستى آن گرسنگان ار‌تزاق می‌کند اولاً یک ناراحتى و جدایى باید براى خودش احساس بکند ثانیاً یک ناراحتى اجتماعى که بالاتر از آن است باز احساس بکند براى جامعه زیرا وقتى تعداد گرسنگان و فقرا زیاد شد این دشمنى و کینه‌اى ایجاد می‌کند و بین طبقات ملت فاصله‌اى ایجاد می‌کند و این فاصله‌اش بانتیجه منتهى می‌شود به یک انقلاب یا یک تنفر شدیدى که به انقلاب منتهى خواهد شد و همان طوری که در سایر نقاط دنیا هم دیدیم دولت‌ها هیئت حاکمه‌ها همیشه در صدد این هستند که آسایش طبقه سوم را در نظر بگیرند و براى آنها یک حداقل زندگى و حداقل معیشتى فراهم کنند. متأسفانه نه طبقه سوم ملت ما امروز نه از حداقل زندگى و نه حدلقل معیشت و نه از حداقل فرهنگ و نه از حداقل بهداشت می‌تواند استفاده کند. یکى دیگر از مواردى که دولت می‌بایستى توجه بکند موضوع سهمیه وارداتى است همان طوری که سابقاً عرض کردم چند دستگاه در امور اقتصادى مملکت دارد دخالت می‌کند ولى یک مسایل پیش پا افتاده را این دستگاه‌ها هیچگونه توجهى ندارند، از جمله سهمیه وارداتى است در سایر کشور‌ها سهمیه وارداتیشان را سه ماه به سه ماه تعیین می‌کنند و یک دستگاه‌هاى دقیقى هم براى نظارت واردات و صادرات مملکت دارند که هر آن شما به آن دستگاه اقتصادى مراجعه کنید می‌گوید که این قدر ار فلان جنس از فلان شهر یا از فلان بندر به مقصد ایران حمل شده است و الان موجودى در بندر این قدر است این قدر هم کماند داریم این قدر هم در پایتخت است یک چنین دستگاهى در مملکت ما نیست.

جمعى از نمایندگان - اکثریت نیست.

نایب رئیس - تأمل بفرمایید (اکثریت حاصل شد) آقای مکى، بفرمایید.

مکى - .... و این نبودن یک دستگاه منظم اقتصادى کار صحیحى نیست، اگر یک دستگاه اقتصادى صحیحى بود اجازه نمی‌داد که این قدر مسواک یا شانه یا هر نوع کالاى غیر‌ضرورى دیگر مکرر وارد شود الان براى چند سال ما مسواک داریم و این را کراراً خود آقایان متذکر شدند که این کارخانه سفارش دهنده گفته بود که مگر ایران چقدر جمعیت دارد که این قدر مسواک می‌خواهید الان چند میلیون مسواک به ایران وارد شده است و این قدر کماند داده‌اند مگر مردم چند میلیون شانه مردانه و زنانه احتیاج دارند براى چند سال این مملکت شانه و مسواک و کالاهاى غیر‌ضرورى دیگر وارد شده که ما اصولاً به این ها احتیاج نداریم و بعضى کالاهاى ضرورى در عوض نایاب شده و اسباب زحمت مردم شده است الان براى ده سال ایران لوازم برق سفرش شده و آمده و همه‌اش هم موجود است از چک اسلواکى از جاهاى دیگر و همه هم موجود است و ضرر هم دارد اگر یک دستگاه اقتصادى دقیقى داشتیم تهیه لوازم برقى را تا یک حدودى تعیین مى‌کردند و به اشخاص مختلف هم می‌دادند که رقابت ایجاد کند و به مقدار زیاد هم وارد ایران نشود تا طلاى ایران با این لوازم برق از بین برود و باعث ورشکست اقتصادى بشود اگر دولت یک دستگاه‌هاى اقتصادى نداشته باشد و به وضع اقتصادى امروز ایران توجهى نکند تا سه ماه دیگر یک عده زیادى از تجار ورشکست خواهند شد بنده چند روز پیش ....

جمعى از نمایندگان - عده کافى نیست‏

نایب رئیس - تأمل بفرمایید (پس از چند لحظه عده کافى شد) بفرمایید.

مکى - ... یکى از آقایان یادداشتى مرقوم فرموده‌اند که ابریشم مصنوعى به قدر احتیاجات سه سال در مملکت هست و باز هم اجازه داده‌اند، ابریشم مصنوعى وارد کنند، خوب اینها می‌رساند که ما یک دستگاه منظم اقتصادى نداریم که بتواند میزان واردات و صادرات مملکت را حساب داشته باشد و این بیچارگى و فقیرى و پریشانى که در این مملکت پیدا شده است از بین برود و اگر یک کشورى وضع اقتصادیش درست نباشد هیچ چیز ندارد اول بایستى توجه کرد که وضع اقتصادى درست بشود یکى دیگر از مواردى که بنده اعتراض داشتم و اول مجلس هم بعضى از آقایان بر له آن و بعضى از آقایان برعلیهش صحبت می‌کردند موضوع تریاک است سابق بر این که تریاک از طرف دولت باندرل می‌شد در حدود سالى ده میلیون عایدات باندرل تریاک به بودجه کل مملکتى کمک می‌کرد همه

+++

ما خوب می‌دانیم که تریاک‌کش‌ها که تریاکشان را ترک نکرده‌اند و جلوگیرى از کشت تریاک هم که نشده و این ده میلیون تومان به بودجه مملکت زیان وارد شده و تریاکى‌ها هم تریاکشان را می‌کشند و جلو کشت تریاک هم گرفته نشده راجع به موضوع کشت تریاک یا عدم کشت تریاک بایستى واقعاً مجلس و دولت یک تصمیمى اتخاذ بکنند اولاً همه روزه شما ملاحظه می‌فرمایید که یک قتل‌هایى در خارج از تهران می‌شود که فلان آدم یک چارک، ده سیر تریاک قاچاق داشته ژاندارم تعقیبش کرده است و او نایستاده زد و خورد شده شلیک شد جان چند نفر در مخاطره افتاده یا از بین رفته‌اند اگر تریاک قاجاق را نباید کسى داشته باشد نبایستى کسى بکشد باید جلوگیرى از کشتش کرد، جلوگیرى از کشیدنش کرد، اول جلوى کشت و کشیدن را گرفت و بعد آن وقت به فکر قاچاقش افتاد بالاخره تریاکى به هر عنوانى باشد تریاک را بدست مى‌آورد فقط از این راه ده میلیون تومان به بودجه دولت لطمه وارد شده است این ده میلیون تومان یک رقم کوچکى نیست حالا که مجلس شورای ملی حاضر است که این ده میلیون را از جاى دیگر تأمین کند اقلاً جلو کشت تریاک را بگیرید یا دو مرتبه همان اصول باندرل را برقرار بکنند که این ده میلیون تومان به بودجه دولت زیان وارد نشود زیرا تریاکى الان تریاک را گران‌تر از آن باندرل می‌خرد زیرا قیمت باندرلى را که دولت سابقاً داشته و می‌گرفته به واسطه‌هایی که تریاک را از این شهر به آن شهر انتقال می‌دهند می‌دهد با ترس و لرز و با کشتن چند نفر یا باید جلو کشت تریاک را گرفت و یا این که اگر واقعاً نمی‌توانند جلویش را بگیرند دو مرتبه همان باندرلش را برقرار بکنند که هم مردم کمتر کشته بشوند و هم به دولت ضرر وارد نشود، یکى دیگر هم موضوع صدور تریاک از ایران است که بنده شنیدم در حدود هست هزار صندوق تریاک پارسال و امسال موجود است و بعضى از شرکت‌هاى خارجى آمده‌اند می‌خواهند این هشت هزار صندوق را بخرند براى تهیه مورفین و سایر موادی که از تریاک تهیه می‌شود و پیشنهاداتى هم به دولت داده شده است منتهى باز هم در اینجا بعضى اشخاص اعمال نفوذ کرده‌اند و یک یهودى خارجى با پنج لیره کمتر از آن شرکت آمریکایى می‌خواهد خریدارى کند و از قراری که شنیده‌ام تریاک را می‌خواهند به آن یهودى بدهند و به آن شرکتى که پنج لیزه زیادتر می‌خرد ندهند و تفاوت این معامله چهل هزار لیره می‌شود در این قسمت توجه آقای وزیر دارایی را جلب می‌کنم که اگر یک چنین فعل و انفعالاتى دارد صورت می‌گیرد و ایشان چون جلوگیرى دارند می‌کنند جلوگیرى فرمایند شاید هم دروغ باشد به هر حال یک طورى این را در ایران و در خارج بفروشند که این قلم صادراتى مملکت که یک مقدار زیادى ارز براى ما تهیه می‌کند از بین نرود زیرا تریاک اگر بماند از مقدار مورفینش کاسته می‌شود و از قیمتش در بازارهاى دنیا کاسته می‌شود بایستى دولت براى فروش این تریاک یک اقدام عاجلى بکند و البته همان طور که عرض کردم با یک اصولى که کلاه سر دولت نرود، به سهمیه وارداتى هم همان طور که عرض کردم دستگاه دقیقى نداریم و مخصوصاً یکى از علل بدبختى شهرستان‌ها همین موضوع سهمیه وارداتى است که اگر یک تبصره‌ای را مجلس تصویب کرد و موضوع آن از بین رفت بایستى سهمیه را به شهرستان‌ها اختصاص داد و از تمرکز کارها در تهران یک مقدارى کاست تا شهرستان‌ها از بین نرود و یکى هم موضوعى که بایستى توجه‏ بشود این موضوع تنزلى است که دولت در نرخ پوند می‌دهد بایستى پوند را دولت قبل از این که تنزل بدهد اعلام بکند که از ماه فلان این قدر تنزل داده می‌شود تا آن کسانى که امروز می‌خواهند افر بگیرند یا کماند بدهند متوجه باشند که این سفارشى که آنها می‌دهند و آن کالایی که می‌خواهند وارد بکنند از قیمت پوندى که سفارش می‌دهند کاسته شده یا کاسته خواهد شد تا در سفارش و مقدار کماندى که می‌خواهند بدهند تأمل بیشترى بکنند و این طور باعث ورشکست اقتصادى ما نشوند یکى دیگر از موارد خرابى دستگاه اقتصادى کشور این تصویب‌نامه‌هاى ضد و نقیض است امروز یک تصویب‌نامه‌اى می‌گذرد راجع به ارز فردا آن تصویب‌نامه نقض می‌شود پس فردا تصویب‌نامه‌اى را نقض می‌کنند کما این که در دولت آقای حکیمى بود آقایان متوجه شدند که دو تصویب‌نامه متناقض راجع به ارز صادر شد و همچنین در دولت آقای ساعد باز تصویب‌نامه‌اى راجع به ارز صادر شد و همچنین در دولت آقای هژیر تصویب‌نامه‌اى راجع به ارز صادر شد این موضوع ارز و این تصویب‌نامه و مقررات و قوانین ضد و نقیض کاملاً به زیان اقتصادیات این مملکت است و وضع اقتصادى ما را به این روز سیاه انداخته است باید این تصویب‌نامه‌ها همه را جمع کرد و این مقررات را جمع کرد و یک مقررات صحیحى براى این کار وضع کرد، ضمناً یک اعتراضى که بنده به آقایان اعضاء کمیسیون بودجه دارم موضوع حذف بودجه محرمانه بازرسى کل کشور بود که در سال گویا صد هزار تومان اعتبار محرمانه داشتند براى اعزام مأمورین به خارج و به طور کلى آقایان اطلاع دارند در گمرک خرمشهر یک دسته بسیار قوى یک باند بسیار متشکلى در امور قاچاق خرمشهر دخالت داشتند، چند نفر از آقایان نمایندگان هم در این مجلس صحبت‌هایى کردند و مذاکراتى کردند و حتى همکار محترم ما آقای دکتر راجى که خیلى هم علاقه‌مند به این موضوع بود دو سه مرتبه هم در پشت تریبون راجع به این موضوع صحبت کردند ولى همان دست‌هاى قوى که عرض کردم نمی‌گذارد غارتگران را در این مملکت تعقیب بکنند به کلی موضوع بازرسى گمرک جنوب از بین رفت و حالا هم با زدن این بودجه دیگر هیچ وقت نه امثال آقای لطفى و نه آقای اکرمى و نه آقای امینى آنجا خواهند رفت و نه بازرسى خواهد شد (وزیر دارایی - از بودجه بازرسى کل کشور یک قران هم نزده‌ایم) بودجه محرمانه‌اش را عرض می‌کنم اگر نزده‌اید بسیار خوب است بنده می‌پرسم که چرا تقعیب نمی‌کنید و بنده موقعیتى بدست آوردم که سؤال کنم رفتن آقای لطفى به خرمشهر و گرفتن آن پرونده یا رفتن آن آقای امینى و آقای اکرمى که همه آقایان هم تأیید کردند که اینها از مردمان شرافتمند این مملکت هستند آن پرونده‌ها چطور شد؟ (وزیر دارایی - مشغول تعقیبند) این را بنده شنیدم که در حدود سى، چهل میلیون تومان دزدى و غارتگرى شده است در همین گمرکان جنوب ایران و خرمشهر، خوب باید به این کار رسیدگى بشود آقا (معتمد دماوندى - پرونده‌اش را سوزانده‌اند) بنده شنیدم که آقای لطفى گفته است استاندار آنجا عوض نشده من به هیچ عنوان حاضر نیستم برگردم بروم به خرمشهر این خودش واقعاً یک مشکلى است الان ده سال است با این دولت‌ها که ما داریم یک وزیرى مثل آقای دکتر اقبال سپهبد امیر احمدى خود آقای گلشائیان و سایر آقایان و حتى خود آقایان نمایندگان نتوانسته‌اند پشت سر هم موقعیت خودشان را حفظ کنند و چون هیچ کابینه‌اى تا حالا نتوانسته است این معما را حل بکند و اگر قدرت دولت مرکزى هست آن قدرت دولت مرکزى را در خرمشهر و در خوزستان چرا اعمال نمی‌کنند؟ (بهبهانى - چه ایرادى دارید آن ایرادى که دارید بفرمایید) (معتمد دماوندى - ایراد آن است که در رأس قاچاقچی‌ها قرار دارد) اجازه بفرمایید آقای لطفى گفته است تا این استاندار آنجا باشد من به خوزستان نمی‌روم، وقتى که اینجا یک چیزى گفته می‌شود چهار نفر وکیل یا یک نفر وکیل می‌گوید آقا اشتباه می‌کنى و این سرش به سر شاه می‌ماند و اصلاً آدم به این خوبى و تنها همین آدم است که باید هشت سال یا ده سال استاندار باشد (دکتر بقایی - استاندار نیست و آقا نایب‌السلطنه است) عرض کنم که پادشاه بى تخت و تاج خوزستان است آخر اگر دولت مرکزى قدرت دارد (دکتر بقایی - کى همچو ادعایى کرده است) وقتى که می‌گویند استاندار خوزستان چنین است می‌گویند نه آقا آدم خوبى است بنده عرض می‌کنم در دوره آقای قوام‌السلطنه استاندار خوزستان را عوض کردند و احضارش هم کردند و به جاى او استاندار تعیین کردند هیچ مانعى نبود من نفهمیدم چطور شد زور ایشان هم نرسیده در حالی که کس دیگرى هم به جایش تعیین شده بود ولى یک مرتبه ان جریان عوض شد مثل این است که قدرت دولت‌هاى مرکزى به این قسمت خوزستان نمی‌رسد در همه جا این قدرت هست ولى خوزستان یک دولت در داخل دولت است و حالا هم که موضوع واگذارى املاک خوزستان در اینجا مطرح شده است هر کس با این آقا هر اندازه نزدیکى داشته باشد یا هز اندازه خصوصیت داشته باشد یا هر اندازه بیشتر در مجلس موافق دارد و فریاد کرده باشد یا بیشتر سینه پاره کرده باشد به او بیشتر می‌دهند (بهبهانى - این طور نیست آقا شما غرض دارید) غرض بنده این است آقای بهبهانى که می‌خواهم اهالى خوزستان هم مثل اهالى کرمان، مثل اهالى اصفهان، مثل اهالى تهران، مثل اهالى سایر نقاط آنها هم از حکومت دموکراسى استفاده کنند آنها هم حق داشته باشند که در سرنوشت خودشان دخالت بکنند به آنها هم اگر تعدى شود بتوانند صدایشان بلند بشود

+++

برادر زن شما چرا تبعید شد از خوزستان آمد به تهران پرونده دارد در وزارت کشور آمد اینجا فریاد زد و گفت که چرا مرا تبعید کرده چرا رسیدگى نمی‌کنند کارهایى که اینها کرده‌اند رسیدگى بشود آن وقت ملاحطه خواهید فرمود که بنده غرض دارم یا آن کسى که براى دوره آتیه خودش اینجا صدایش را کلفت می‌کند آن غرض دارد (بهبهانى - بنده نماینده اهوازم نماینده اراک نیستم نماینده طبیعى محلم) امیدوارم که اگر ایشان هم استاندار آنجا نباشند شما هم وکیل طبیعى باشید من غرض خاصى ندارم، (دکتر بقایی - دزدی‌ها را باید گفت هر که می‌خواهد باشد) واللّه به تمام مقدسات فرقى ندارد خوزستانى می‌خواهد باشد سیستانى می‌خواهد باشد بنده براى آب سیستان هم اینجا سؤال و استیضاح کردم کرمانى می‌خواهد باشد براى بنده تفاوت نمی‌کند من سعادت ملت ایران را می‌خواهم و همه آقایان باید سعادت ارضى و سیاسى و اجتماعى ملت ایران را بخواهند از این حرف‌هاى ما چرا آتش را زیر خاکستر نگاهداریم این حرف‌ها و این اغماض‌ها و این پرده‌پوشی‌ها آتش زیر خاکستر است این کار خودش را خواهد کرد تا یک روزى خداى نکرده موجبات تجزیه این مملکت را فراهم کند خوزستانى براى من شریف‌تر از هر کجایى است که تصور بکنید او هم ایرانى است من هم ایرانى هستم او هم مالیات می‌دهد تبریزى هم مالیات می‌دهد اصفهانى هم مالیات می‌دهد همه باید استفاده کنند خوزستان به آن بزرگى که رود کارون به آن بزرگى از کنارش می‌گذرد، آن نهرهاى به آن بزرگى از زمین‌هاى به آن استعداد چرا بایستى هدر رود الان می‌گویند زمین‌ها را قسمت کنند یک دستى هست یک جریانى هست که نمی‌گذارد آباد شود این را بایستى گفت الان هم که می‌خواهید املاک آنجا واگذار شود صورت این زمین‌ها را من تمنى می‌کنم آقایان اعضاى دولت می‌خواهند ببینند به کى داده‌اند یک نفر کشاورز آمده که دو جریب بگیرد نداده‌اند؟ ولى فلان متنفذ آمده گفته دو هزار هکتار شصت هزار هکتار نود هزار هکتار صد هزار هکتار گرفته است فلان کارمند بازنشسته در تهران که 90 سال از عمرش گذشته است هشتاد هزار هکتار از خوزستان می‌خواهد چه کند؟ (بهبهانى - آقا صورتش را خودتان بخوانید) بنده خودم یکى را گرفته‌ام عرض کنم آنها آمده‌اند این اراضى حاصلخیز خوزستان را به این ترتیب می‌خواهند بین یک چند نفرى قسمت کنند البته باید یک کسى باشد که به آنها کمک کند و هر کسى کمک کرد او را حفظش می‌کنند به علاوه از قدرتی که در هیئت حاکمه استفاده می‌کنند متأسفانه از نفوذ دولت خارجى هم استفاده می‌کنند، آنها هم از اینها حمایت می‌کنند، این دخالت در امور کشور است. هیچ بیگانه‌اى حق ندارد در امور داخلى ایران دخالت بکند و من با هر خارجى خواه شمالى خواه جنوبى خواه ینگى دنیایى هر کجا که باشد با دخالتش در امور داخلى ایران مخالفم براى من فرقى می‌کند نه جنوب دارد نه شمال. نه چپ دارد و نه راست، باید حیات سیاسى ایران حفظ شود ایران باید استقلالش حفظ بشود تمامیتش حفظ شود شمال هم حق ندارد دخالت کند (دکتر بقایی - بعضى‌ها خودمونى‌ترند) خوب بنده خودمونى و غیر‌خودمونى برایم ندارد و هر جا که دخالت شود خواهم گفت و تا زمانى هم که اینجا وظیفه مقدس نمایندگی را دارم با هر نوع نفوذ خارجى مبارزه می‌کنم و نفوذ خارجی را مضر براى این مملکت می‌دانم بدبختى و پریشانى صد و پنجاه سال اخیر ایران آقایان تاریخ را ورق بزنید ملاحظه کنید ببینید از روزى که آن دسته تاورنیه در زمان صفویه آمده‌اند به ایران و از زمانى که سلسله قاجاریه در ایران سلطنت کردند و این خارجی‌ها آمده‌اند در امور داخلى مملکت ما مداخله کرده‌اند روز به روز بر پریشانى و بیچارگى و بدبختى ملت ایران افزوده شده است موقعى ملت ایران سعادتمند بوده است که هیچ خارجى در امور داخلیش دخالت نداشته است یک روزى ایران آن قدر در جهان قدرت داشت که در امور خارجی‌ها دخالت می‌کرد ولى حالا کار مملکت به جایی رسیده است که امروز خارجی‌ها به وسیله اینها، به وسیله اعضاى هیئت حاکمه در اوضاع داخلى ما دخالت می‌کنند نمی‌خواهند خوزستان آباد شود، چرا نمی‌خواهند؟ ... براى این که مى‌بینند اگر خوزستان آباد شود، عمله‌اى که روزى 25 ریال می‌گیرد در شرکت نفت و از صبح تا شام جان می‌کند این می‌رود دنبال کشت و زرعش، دنبال زراعتش و دیگر دنبال عملگى شرکت نفت نمی‌آید خوزستان سر زمینى است حاصلخیز و خداوند هم در اثر جدیت و فعالیت آنها به آنها همه گونه وسیله زندگى و رفاه خواهد داد این است که می‌خواهند خوزستان خراب بماند و شرکت نفت بتواند از عمله ارزان استفاده کند و بعداً در موضوع شرکت نفت که با مابقى کارمندان ایرانى چه جور رفتار می‌کند بنده اطلاعاتى دارم به استحضار آقایان می‌رسانم تا متوجه شوند که خوزستان تنها می‌تواند اقلاً غذاى 12 میلیون تا 20 میلیون این مملکت را اگر تا 20 میلیون هم ما جمعیت پیدا کنیم خوزستان به تنهایى بدهد منتهى وضعیتشان طورى است که وقتى قطار مسافر‌برى خوزستان از کنار ایستگاه‌هاى آنجا می‌گذرد مشاهده می‌کنید که در مقابل آفتاب سوزان این اهالى بدبخت پاى برهنه خوزستان می‌ریزند جلو قطار به عنوان این که یک کاسه ماست می‌فروشد یا تخم‌مرغى می‌فروشد بالاخره زندگى اینها به قدرى رقت آور است که براى هر بیننده احساس تألم و تأثر می‌شود خوب آن هم هموطن ما است و باید زندگى مرفه و فرهنگ خوب و آسایش داشته باشد در اثر عدم توجه دولت خوزستان خودش یک دولتى در داخل دولت شده است و امیدوارم خوزستانی‌ها بیشتر از این در محظور و در فلاکت و در مضیقه و در بدبختى زندگى نکنند و قدم‌هاى سریع و برجسته‌اى براى عمران و آبادى خوزستان برداشته شود و از هیئت عالى برنامه هم که در رأسش و الاحضرت شاهپور عبدالرضا قرار گرفته است و تا آنجا که بنده اطلاع دارم و شنیده‌ام شخصاً دلش می‌خواهد که قدم‌هاى اساسى براى عمران و آبادى مملکت بردارد یک مسافرتى به خوزستان بکنند مقدم بر اصلاحات سایر شهرستان‌ها اصلاحات خوزستان را بدانند و زندگى مردم را از نزدیک ببینند و مهندسین و هیئت‌هایى که اعزام می‌شوند اول به آنجا اعزام کنند تا هر چه زودتر یک قدم‌هاى اصلاحى آنجا برداشته شود. ولى عرض کردم بنده که مأیوسم، با بودن چنین شخصى در خوزستان هیچ امید بهبودى در خوزستان دیده نمی‌شود. یکى دیگر از مواردى که بنده راجع به بودجه اعتراض دارم راجع به املاک واگذارى است در ردیف عایدات و املاک و همچنین در ردیف هزینه املاک پیش‌بینى شده است که در حدود ده میلیون ریال مخارجش است و 17 میلیون عایدات دارد با یک چنین شیفرى این را کمیسیون بودجه مجلس شوراى ملى بدون این که تصمیمى راجع به کارمندانش بگیرد یا راجع به رقم 6 میلیونى که از بودجه کل کشور سازمان شاهنشاهى استفاده می‌کند در بودجه یک کارهایى کرده است البته من در چگونگى واگذارى این املاک و نطق‌هایى که در دوره 13 شد و همچنین راجع به احساساتى که نمایندگان مجلس در آن دوره به خرج داده‌اند هیچ صحبتى نمی‌کنم زیرا در موقعى که خود لایحه مطرح شود البته آن طوری که مصلحت مملکت و ملت و مصلحت خود اعلیحضرت همایونى باشد از روى کمال بی‌غرضى و خیرخواهانه به عرض خواهم رسانید ولى آنچه را که از لحاظ بودجه باید به عرض برسانم موضوع عدم توجه دولت است به این ارقام ما 6 میلیون تومان از بودجه به نام سازمان خرمات شاهنشاهى می‌دهیم حالا این 6 میلیونى که می‌دهیم طبق قانون اساسى باید یک وزیر مسئول در مجلس داشته باشیم که از او بخواهیم مؤاخذه کنیم که به چه مصرفى رسیده است حالا بنده حرفى ندارم آن وقتى که این املاک از طرف شاه سابق به اعلیحضرت فعلى واگذار شده است که به مصرف امور خیریه برسانند و صورت ظاهرش این بود که چون 6 میلیون از این بودجه را براى مصرف خیریه می‌خواهند بدهند البته این کار خلاف قانون بود ولى البته تا یک حدودى چون املاک از طرف شاه سابق به اعلیحضرت فعلى داده می‌شد که به مصرف امور خیریه برسد ما هم آنجا مخالفتى نکردیم یا نمی‌کردیم و یا کردیم و توجهى نشد ولى حالا یک مسأله اساسى است 6 میلیون تومان اینجا بودجه سازمان خدمات شاهنشاهى اختصاص داده است که می‌گیرد اگر بخواهد که این 6 میلیون را باز هم بگیرد برخلاف قانون اساسى است زیرا پولى که از بودجه مملکت صرف می‌شود باید وزیر مسئول داشته باشد وزیر مسئول آن کیست؟

باید وزیر مسئول داشته باشد و معلوم باشد که وزیر مسئول این 6 میلیون کیست که اگر خواستند دو هزار تومان به یک نفر بدهند بگوید نه من نمی‌دهم و 1951 تومان می‌دهم اتومبیل هم نمی‌دهم (دهقان - آنجاهایى را که خراب است بفرمایید) براى مثال عرض کردم از این تاریخ به بعد این بودجه باید مسئول داشته باشد (دهقان - آنجایى که خدماتش مشهود است آقای مکى چرا اسم می‌آورید آنها که خراب است بفرمایید) همه جا خراب است به هر کجا که روى .... هر یک از آقایان وزراء می‌خواهند اینجا بگویند که وزارتخانه من بهتر از وزارتخانه‌هاى دیگر است و یا این دولت بهتر از دولت‌هاى دیگر با فساد مبارزه می‌کند

+++

این را نه بنده و نه ملت ایران و نه آقایان وزرا هیچکدام قبول نمی‌کنیم (دهقان - تفاوت بسیار محسوسى دارد) تفاوت زیادى ندارد مثلاً فرض بفرمایید شما یک وزیرى می‌گذارید یک اشخاصى می‌آورید آن یکى را یک پست عالی‌ترى به او می‌دهید همیشه این بوده و اوضاع همین طور بوده است و علت بدبختى ما هم همین است براى این که این روى یک قاعده به خصوصى نیست فساد عمومى است و در یک نقطه به خصوصى نیست که بگوییم آقای دکتر اقبال وزیر کشور با این 50 نفرى که بیرون کردند دسته فاسد همین دسته 50 نفر بودند و اینها را بیرون کرده‌اند و دیگر فسادى نیست.

دکتر بقایی - عده کافى نیست‏

6- موقع جلسه بعد - ختم جلسه

‏نایب رئیس - وقتى که لایحه بودجه مطرح است ساعت جلسات بایستى از 5 ساعت کمتر نباشد (ملک مدنى - قبلاً باید اخطار شود) ولى چون این جلسه آقایان مسبوق نبودند بنابراین این جلسه را ختم می‌کنیم جلسه آینده براى سه‌شنبه ساعت هشت صبح تا یک ساعت بعد‌از‌ظهر جلسه خواهد بود (صحیح است)

(در این موقع یک ساعت و ربع بعد از ظهر جلسه ختم و جلسه آینده به صبح سه‌شنبه ساعت 8 موکول گردید)

رئیس مجلس شورای ملی - رضا حکمت‏

 

شماره 764          روز و دستور جلسه آینده         6 / 4 / 28

تاریخ تشکیل جلسه آینده مجلس شوراى ملى و دستور آن براى درج در روزنامه رسمى کشور شاهنشاهى ذیلاً به استحضار می‌رسد :

تاریخ تشکیل جلسه آینده - روز سه‌شنبه هفتم تیرماه 1328 (مطابق اول ماه صیام) از چهار ساعت قبل از ظهر.

دستور جلسه :

بقیه شور در گزارش کمیسیون بودجه راجع به بودجه سال 1328 کل کشور

اداره دفتر مجلس شوراى ملى‏

 

صبح تا یک ساعت بعدازظهر جلسه خواهدبود ( صحیح است)

( در این موقع یک ساعت و ربع بعدازظهر جلسه ختم جلسه آینده به صبح سه‌شنبه ساعت 8 موکول گردید)

رئیس مجلس شورای ملی - رضا حکمت

 

قانون اجازه پرداخت یک دوازدهم حقوق و هزینه کل کشور بابت خرداد ماه 1328

ماده واحده - به وزارت دارایی اجازه داده می‌شود حقوق و هزینه‌هاى مستمر و غیر مستمر وزارتخانه‌ها و ادارات و بنگاه‌هاى دولتى و سایر هزینه‌هاى کشور را اعم از مصارف عمومى و عمرانى در خرداد ماه سال 1328 در حدود یک دوازدهم اعتبارات سال 1327 و اضافه اعتباراتى که در سال 1328 به تصویب رسیده با رعایت تبصره 1 ماده واحده قانون مصوب دوم آبان ماه 1324 و سایر قوانین و مقررات مالى و کمک هزینه کارمندان و خدمتگذاران کشورى و لشگرى را مطابق قوانین و آیین‌نامه‌هاى مربوطه از درآمد عمومى سال جارى کشور پرداخت نماید.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه پنجم تیر ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى - رضا حکمت

 

+++

قوانین‏

شماره 4415                      31 / 3/ 1328

وزارت دارایی - فرهنگ‏

فرمان همایونى راجع به اجراى قانون تأسیس دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها به انضمام قانون مزبور که در جلسه سه‌شنبه سوم خرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است ذیلاً ابلاغ می‌گردد.

با تأییدات خداوند متعال ما پهلوى شاهشاه ایران محل صحه مبارک‏

نظر به اصل بیست و هفتم متمم قانون اساسى مقرر می‌داریم.

ماده اول - قانون تأسیس دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها که در جلسه سوم خرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شورای ملی رسیده و منضم به این دستخط است به موقع اجرا گذاشته شود.

ماده دوم - هیئت دولت مأمور اجراى این قانون هستند. به تاریخ هفدهم خرداد ماه 1328

قانون تأسیس دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها

ماده واحده - وزارت فرهنگ مجاز است دانشگاه تبریز را که در سال گذشته تأسیس شده تکمیل نماید و همچنین در شهرستان‌هاى مشهد و اصفهان و شیراز و هر شهرستان دیگرى که وزارت فرهنگ لازم بداند به تدریج که وسایل و موجبات فراهم می‌شود به تأسیس دانشگاه و در اهواز به تأسیس یک دانشکده پزشکى اقدام نماید.

دانشکده‌هایى که در هر محل تأسیس می‌شود باید با توجه باستعداد و احتیاجات خاصه آن محل بوده و ممکن است در صورت لزوم ابتدا به صورت مدارس عالیه که احتیاجات محلى را تأمین نماید تأسیس گردد.

تبصره 1- وزارت فرهنگ مکلف است در اجراى این قانون تأسیس دانشکده پزشکى و کشاورزى را در استان‌ها مقدم بدارد.

تبصره 2- شرایط اساسى دانشگاه‌ها از جهات ادارى و مالى و تعلیماتى و استخدامى و غیره برطبق قانون تأسیس دانشگاه تهران و سایر قوانین مربوط خواهد بود و مادام که شوراى هر دانشگاه تأسیس نشده وظایف شوراى دانشگاه را شوراى هر دانشکده با تصویب وزیر فرهنگ انجام خواهد داد و وزارت فرهنگ مجاز است در صورتی که براى بعضى رشته‌هاى دروس و عملیات در هر یک از دانشگاه‌ها استاد و معلم متخصص ایرانى یافت نشود از استادان و متخصصین خارجى به موجب قوانینى که به تصویب مجلس شورای ملی خواهند رسانید استفاده نماید.

تبصره 3 - به رئیس و معاون دانشگاه و دانشکده‌ها و همچنین به استادان و معلمین در صورتى که غیره محلى باشند تا یک برابر حقوق ممکن است علاوه بر فوق‌العاده‌هاى قانونى به عنوان مزایا پرداخت شود مقررات راجع به برقرارى مزایاى فوق به موجب تصویب‌نامه هیئت وزیران خواهد بود. وزارت فرهنگ می‌تواند از استادان و معلمین دانشگاه تهران نیز با موافقت شوراى دانشگاه تهران با پرداخت مزایاى‏

 

انتصابات و احکام‏

شماره 1674- 6498                       17/ 3/ 27

در وزارت کشور

آقای اسمعیل خدا دوست بخشدار آستانه از تاریخ 1/ 2/ 28 به سمت بخشدار سیاهکل منتقل شدند . وزیر کشور

شماره 4923 - 20508                     16/ 3/ 28

آقای رحیم میرحیدرى بخشدار مراوه تپه از تاریخ اول اردیبهشت ماه 28 به سمت بخشدار کمیشان منتقل شدند. وزیر کشور

شماره 4960- 25536                      16/ 3/ 28

آقای رضا میرفخرایى منشى فرماندارى سراوان از تاریخ 16 خرداد ماه 28 به سمت بخشدار نوبران منتقل شدند.

وزیر کشور

شماره 4240- 22656                     16/ 3/ 28

آقای عباس ناصر‌حسینى بخشدار نو براى از تاریخ شانزدهم خرداد ماه 28 به سمت بخشدار معلم کلایه منتقل شدند. وزیر کشور

 

فوق براى دانشگاه شهرستان‌ها استفاده نماید.

تبصره 4 - دولت مکلف است همه ساله اعتبارات لازم را براى تأسیس و توسعه دانشگاه‌هاى شهرستان‌ها در بودجه وزارت فرهنگ منظور بدارد.

تبصره 5 - وزارت بهدارى و شهردارى‌ها و همچنین سایر مؤسسات مربوط به دولت مکلف هستند که بیمارستان‌ها و وسایل دیگر را با کلیه تجهیزات و کارمندانى که دانشگاه انتخاب می‌نماید در اختیار دانشکده‌هاى هر شهرستان قرار داده و بودجه و اعتبارات مربوط به آن را به بودجه وزارت فرهنگ انتقال دهند و نیز اجازه داده می‌شود که صرفه‌جویى‌هاى بودجه سال 1326 به بعد دانشگاه‌هاى فوق در سال مالى بعد به مصرف خرید زمین و ساختمان و تهیه کتب و لوازم آزمایشگاه برسد.

تبصره 6 - وزارت فرهنگ می‌تواند در هر یک از دانشکده‌هاى علوم و ادبیات شهرستان‌ها که لازم بداند دروس تربیتى را جزو برنامه قرار داده و فارغ‌التحصیل‌هاى این رشته را مشمول مقررات و قوانین مربوط به فارغ‌التحصیل‌هاى دانشسراى عالى قرار دهد.

تبصره 7 - انتقال اعتبارات فرهنگى ولایت به مرکز یا از شهرستانى به شهرستان دیگر ممنوع است این قانون که مشتمل بر یک ماده و هفت تبصره است در جلسه سه‌شنبه سوم خرداد ماه یک هزار و سیصد و بیست و هشت به تصویب مجلس شورای ملی رسید

رئیس مجلس شورای ملی- رضا حکمت‏

اصل فرمان همایونى و قانون در دفتر نخست وزیر است.

نخست وزیر

 

شماره 3519- 6974                28/ 3/ 28

آقای قاضى دوست محمد فاضلى سر دفتر ازدواج و طلاق تایباد به خرز مشهد

نظر به این که بر اثر گزارش واصله مرتکب تخلفاتى شده‌اید وزارت داد گسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید

وزیر دادگسترى شماره 3683- 6980              28/3/ 28

آقای جعفر حاجى حجت لنگرودى

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در لنگرود براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر داد گسترى

شماره 3659 - 6984                                 28/ 3/ 27

آقای سید علی هاشمی سردفتر ازدواج ساردوئیه کرمان

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در سارودئیه برای ثبت طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگستری

شماره 3352 - 6990                                28/3/27

آقای مهدى امامى جمعه سر دفتر اسناد رسمى درجه دوم علویجه اصفهان

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفتر شما به شهر اصفهان تبدیل می‌شود و اجازه ثبت معاملات ملکى هم به شما داده می‌شود. طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى

شماره 3135- 6992                                 28/ 3/ 28

آقای محمد امین اصیلى انصارى سردفتر ازدواج قریه پنیران دهستان گاو رود کردستان

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفتر شما به قریه ذافان کردستان تبدیل می‌شود.

وزیر دادگسترى

شماره 3213- 6962                                  28/ 3/ 28

آقای سید مختار حسینى سر دفتر ازدواج و طلاق حوزه فین و رضوان و گهره

بندر عباس نظر به این که بر اثر گزارش واصله مرتکب تخلفاتى شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى

شماره 3804- 7018                                   29/ 3/ 28

آقای سید یحیى رضوى‌زاده

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در قریه هونجان اصفهان براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى

شماره 3282- 6994                                   29/ 3/ 28

آقای سید امیر قتالى سر دفتر سابق ازدواج و طلاق قریه خمیر بندر عباس

به موجب این ابلاغ مجدداً دفاتر شما را در قریه خمیر براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى

+++

شماره 4144- 6964                                  28‌/3/ 28

آقای ابوالقاسم امامى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج زرند ساوه

به موجب این ابلاغ استعفاى شما از تصدى دفاتر اسناد رسمى و ازدواج پذیرفته می‌شود.

وزیر دادگسترى

شماره 4141- 6966                                28/ 3/ 28

آقای محمد صادق موسوى دهقى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق دهکده تجره گلپایگان

به موجب این ابلاغ محل رسمیت رفاتر شما به دهکده دهق اسفهان تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى

شماره 4142- 6968                         28‌/ 3/ 28

آقای محمد رضا امامى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج و طلاق دهستان دهق عربستان اصفهان‏

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به دهستان علویه اصفهان تبدیل می‌شود طبق مقررات مشغول انجام وظیفه شوید.

وزیر دادگسترى

شماره 3566- 6970                     28/3/28

آقای حیدر شریفیان خوزانى سردفتر اسناد رسمى و ازدواج سده اصفهان‏

نظر به این که بر اثر گزارش واصله در مورد ثبت ازدواج مرتکب تخلفاتى شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفتر ازدواج معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3727- 7020                   29 / 3/ 28

آقای سید محمد مجتهدى سردفتر اسناد رسمى مشهد

نظر به این که بر اثر گزارش واصله مرتکب تخلفاتى شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفتر اسناد رسمى معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى

شماره 3752- 7022                   29/ 3/‌28

آقای محمد اسمعیل هوشمند سردفتر ازدواج و طلاق قهاب صرصر دامغان

نظر به این که بر اثر گزارش واصله در مورد ثبت ازدواج مرتکب تخلفاتى شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شما را از تصدى دفتر ازدواج معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى

شماره 3681- 6956                 28‌/3/ 28

آقای غلامعلى معزى سردفتر ازدواج شهر رشت

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در رشت براى ثبت طلاق رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى

شماره 3323- 6944                 28‌/ 3/ 28

آقای صفر على دریایى

به موجب این ابلاغ دفتر شما را در شهر تهران براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى

شماره 4143- 6942                 28/ 3/28

آقای حسن خویى

به موجب این ابلاغ دفتر شمارا در شهر خوى براى ثبت ازدواج رسمیت می‌دهد.

وزیر دادگسترى‏

شماره 3769- 6446                 22/ 3/ 28

آقای علی‌محمد طاهرى سردفتر ازدواج و طلاق دهستان کوه میش سبزوار

به موجب این ابلاغ محل رسمیت دفاتر شما به شهر سبزوار تبدیل می‌شود طبق مقررات انجام وظیفه نمایید

وزیر دادگسترى

شماره 3767- 6442                  22/ 3/ 28

آقای لطف‌اللّه انصارى سر‌دفتر ازدواج و طلاق پرسر طالش گیلان

نظر به این که براثر گزارش واصله به اتهام جعل در اسناد واقعه ازدواج تحت تعقیب جنایى واقع شده‌اید وزارت دادگسترى طبق ماده 39 قانون دفتر اسناد رسمى شمارا از تصدى دفاتر ازدواج و طلاق معلق می‌نماید.

وزیر دادگسترى

شماره 3258- 6436                 22/ 3/ 28

آقای حسن مردانى

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در قصبه طوج تبریز براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد

وزیر دادگسترى‏

شماره 2158-6470           22 / 3/ 28

آقای اسحق حیم دیان‌زاده

به موجب این ابلاغ دفاتر شما را در بوشهر براى ثبت ازدواج و طلاق رسمیت می‌دهد.

+++

یادداشت ها
Parameter:294494!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)