کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پانزدهم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15
[1396/05/28]

جلسه : 124 صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و سوم آذر ماه 1327  

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه مذاکره در آئین‌نامه داخلی جدید مجلس

3 - بقیه مذاکره راجع به پرونده آقای احمد قوام

4 - معرفی تیمسار سرلشکر هدایت به معاونت وزارت جنگ و تقدیم لایحه تفاوت بودجه وزارت جنگ و بیانات آقای وزیر جنگ

5 - تقدیم چهار دوازدهم بودجه مملکتی از طرف آقای وزیر دارایی

6 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس ملی ، دوره 15

 

 

جلسه : 124

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه بیست و سوم آذر ماه 1327

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بقیه مذاکره در آئین‌نامه داخلی جدید مجلس

3 - بقیه مذاکره راجع به پرونده آقای احمد قوام

4 - معرفی تیمسار سرلشکر هدایت به معاونت وزارت جنگ و تقدیم لایحه تفاوت بودجه وزارت جنگ و بیانات آقای وزیر جنگ

5 - تقدیم چهار دوازدهم بودجه مملکتی از طرف آقای وزیر دارایی

6 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس دو ساعت و بیست دقیقه قبل از ظهر به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

1 - تصویب صورت مجلس‏

صورت مجلس جلسه‌ى قبل را آقای صدر‌زاده (منشى) به شرح زیر قرائت کردند.

دو ساعت و 35 دقیقه به ظهر روز یکشنبه 21 آذر مجلس به ریاست آقای امیر‌حسین ظفر ایلخان نایب رئیس تشکیل و صورت جلسه پیش قرائت گردید.

اسامى غائبین جلسه‌ى گذشته که ضمن صورت مجلس خوانده شده است‏.

غائبین بااجازه - آقایان: کفایى - صاحب‌جمع - فولادوند - رحیمیان - اورنگ - عبدالرحمن فرامرزى - دکتر آشتیانى - بهار - على‌اکبر ملکى - لیقوانى - سالار بهزادى - دولتشاهى‏.

غائبین بى‌اجازه - آقایان : آشتیانى‌زاده - تولیت - کامل ماکویى - اخوان - ابوالقاسم بهبهانى - امیر تیمور - قوامى - دکتر عبده - آصف - ناصرى - اسلامى - یمین اسفندیارى - صفا امامى‏

دیرآمدگان بااجازه - آقایان : دکتر معظمى - دکتر طبا - افخمى‏.

دیر آمدگان بى‌اجازه - آقایان : بیات - مهدى ارباب - عامرى - آقاخان بختیار - منصف - مسعود ثابتى - دهقان - دکتر مصباح‌زاده - نیک‌پور - گلپادى - اسدى - قهرمان‏.

آقای عباس اسکندرى راجع به دارایى شرکت نفت که در سال 1936 به سیزده هزار و چهار صد و پنجاه میلیون لیره تخمین شده است و اصولى را که مبنى بر علل مخالفت خود با برنامه‌ى دولت ذکر کرده بودند همچنین در باب آئین‌نامه مطروحه شرحى بیان و تأکید نمودند که وقتى در مجمع ملل متحد آزادى و حقوق بشریت تصویب می‌شود در مجلس شورای ملى ایران نباید آزادى نمایندگان محدود گردد.

آقای رضوى بیان داشتند که بعضى به عنوان اعتراض به صورت مجلس حسن استفاده می‌کنند در حالى که نظامنامه باید در تمام موارد اجرا شود ضمناً در باب آئین‌نامه جدید تذکراتى دادند و صورت جلسات قرائت شده تصویب گردید.

آقای گلشائیان وزریر دارایی راجع به مذاکرات آقای مهندس رضوى اشاره نمودند که ضمن تقدیم هر لایحه نظر دولت به عرض مجلس خواهد رسید و نسبت به غله و نان و وضع دکاکین نانوایى شرحى بیان داشته گفتند بر اثر تعویض رئیس اداره غله و بعضى مأمورین ناصالح آن اداره وضع نان از هر حیث به صورت بهتر‌ى درآمده و این مشکلات مولود قدغن بی‌مورد حمل و نقل غله بوده و اکنون آزاد شده و قیمت نیز پآئین آمده است سپس با توضیحى از مالیات غیر مستقیم و تحمیلاتى که از این طریق برطبقه‌ى ضعیف می‌شود و لزوم تبدیل آن به مالیات مستقیم بالاخص از طبقه ثروتمند و رعایت حال مولدین ثروت لایحه‌اى به قید یک فوریت تقدیم داشتند که بقایاى مالیاتى تا پنجاه تومان از دفتر جزو جمع حذف شود.

آقای حاذقى به عنوان اخطار ماده 102 نظامنامه در باب تشکیل جلسات و بى‌نظمی‌ها و غیبت نمایندگان توضیحاتى داده گفتند هر گاه نظامنامه کاملاً اجرا شود لوایح و قوانین مفید در دستور مجلس بلا‌تکلیف

+++

نخواهد ماند و معتقد بودند اسامى غائبین از جلسات در مجلس قرائت شود و نامه‌اى در این باره به مقام ریاست تقدیم داشتند آقای مامقانى به عنوان نطق قبل از دستور به مناسبت روز 21 آذر ماه شرحى از وضع آذرماه 25 آذربایجان و عملیات ماجرا‌جویان و قیام میهن‌پرستان در 21 آذر دیگر و تقدیر از فداکارى ایشان و سربازان و افسرانى که در این جنبش وطن پرستانه شرکت داشتند و در مرزهاى کشور اکنون مشغول خدمت هستند شرحى بیان و پیشنهاد نمودند به شادى ارواح شهداء آذربایجان مجلس شورای ملى یک دقیقه قیام و سکوت نماید و به این پیشنهاد عمل شد.

آقای کشاورز صدر راجع به بیانات آقای عباس اسکندرى در باب آئین‌نامه توضیحاتى دادند و به ماده 8 اشاره نموده گفتند نقض قانون اساسی است در ماده 17 نیز گفتند صحیح نیست و بعد در ماده 21 و 64 تذکراتى داده نسبت به ماده 85 گفتند مخالف اصل هفتم قانون اساسى است و در باب تحدید تکلم و مدت نطق نمایندگان و ماده 116 نیز توضیحاتى داده گفتند باید نواقص آئین‌نامه قدیم رفع و کاملاً اجرا شود.

آقای تقى‌زاده راجع به توضیحات آقایان پیشنهاد دهندگان و عدم رعایت نظامنامه گفتند کسانى که به دستور مجلس آئین‌نامه جدید را تنظیم کرده‌اند و آنچه وجداناً صحیح دانسته‌اند پیشنهاد شده و در باب محدودیت نطق نمایندگان با اشاره به نظامنامه داخلى مجلس فرانسه و توضیحى نسبت به نطق قبل از دستور و عدم حضور اعضا‌ء کمیسیون‌ها و بالاخره دستور مجلس بیان عقیده نمودند که مخالفین اصلاح آئین‌نامه دو برابر تاریخ مسئول خواهند بود.

به خروج نظام نامه از دستور و کفایت مذاکرات اخذ رأی به عمل آمد و هیچ یک تصویب نشد.

آقای دکتر شفق راجع به شرکت در تنظیم آئین‌نامه وارد صحبت شدند و چون عده برای مذاکره کافى نبود یک ساعت قبل ازظهر مجلس به عنوان تنفس خاتمه یافت و به صبح روز سه‌شنبه محول گردید.

رئیس - نسبت به صورت مجلس نظرى نیست؟ آقای دهقان‏.

دهقان - راجع به دیر آمدن بنده من گمان می‌کنم که اشتباه شده باشد چون بنده سر موقع حاضر بوده‌ام‏.

رئیس - آقای رضوى نسبت به صورت جلسه اعتراضى دارید؟ (رضوى - بلى) بفرمایید

ابوالحسن رضوى - در قسمت صورت جلسه چنان چه پیدا است در جلسه گذشته مطلب باز بدون این که به یک جایى منتهى بشود ختم شده و در پایانش به عنوان این که اکثریت نداشته و نمی‌شد جلسه ادامه داده بشود از این جهت مذاکرات خاتمه یافت ولى چنان چه در صورت مجلس هست خواهش و تمنى و استدعاى گروهى از آقایان این بود که یک قدرى التفات به تشکیل مجلس و توقف آقایان در جلسه بیشتر بشود از مقام ریاست هم استدعا شده به این که همین طور که الان هم مراقب هستند مراقبت بفرمایند که در پایان جلسه هم کار به یک جایى برسد اما باز مطلب در جلسه پیش خاتمه نیافته پیشنهاد آقای وزیر دارایی مطرح نشده و بلاتکلیف مانده جلسه بدون این که از آن اخذ نتیجه‌اى بشود خاتمه یافته و ما پا شدیم و رفتیم بیرون اگر جلسه به این صورت می‌خواهد تشکیل بشود چه فرق می‌کند با تشکیل نشدن اولاً از آقایان استرحاماً خواهش مى کنم که موافقت بفرمایند یک قدرى بیشتر در خاتمه جلسه بمانند و تشریف داشته باشند دوم از عده آقایان علاقه‌مند استدعا دارم که اگر اشخاصى هستند که نمى‌خواهند جلسه تشکیل بشود آقایان علاقه‌مند لااقل تا یک ساعت بعداز‌ظهر که بالاخره موقع تعطیل جلسه است تشریف داشته باشند و نگذارند که ما بیکار اینجا نشسته باشیم و خلق بدانند که ما می‌خواهیم کار بکنیم و یک عده نمی‌گذارند.

ابوالقاسم امینى - آقا اگر دستورى باشد باید نشست‏.

رئیس - چون عده برای رأی کافى نیست بعداً صورت جلسه تصویب شود در جلسه پیش آئین‌نامه مطرح بود و آقای دکتر شفق بنا بود صحبت کنند یک پیشنهادى هم رسیده است که قرائت میشود (یک نفر از نمایندگان - عده برای رأی کافى نیست)  (عباس مسعودى - بفرمایید آقای دکتر شفق صحبت کنند) این پیشنهاد خوانده می‌شود بعد آقای دکتر شفق هم بیانات خودشان را ادامه می‌دهند

(پیشنهاد آقای اقبال به شرح زیر قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم که دستور امروز قبلاً طرح پرونده راجع به آقای قوام‌السلطنه باشد.

رئیس - عده کافى برای رأی نیست و اگر صحبت بفرمایند و مخالفت بشود موکول به رأ‌ى مجلس است‏.

اقبال - پیشنهادى که دادم باید صحبت کنم بعد رأی بگیرید.

رئیس - عده وقتى برای رأی دادن کافى شد آن وقت مطرح می‌شود.

اقبال - حالا مطرح کنید بعد که عده کافى شد رأی بگیرید.

دهقان - در جلسه قبل آئین‌نامه مطرح بود و ناطق هم پشت تریبون بود.

عباس مسعودى - آئین‌نامه را مطرح بفرمایید آقا.

رئیس - در صورتی که مجلس اکثریت برای رأی داشته باشد می‌توان دستور سابق را تغییر داد والا همان دستور سابق ادامه دارد تا هر وقت که اکثریت حاصل شد درباره پیشنهاد توضیح داده می‌شود (صحیح است) چون باید با رأی مجلس دستور تغییر کند . آقای دکتر شفق‏

2 - بقیه مذاکره در آئین‌نامه داخلى جدید مجلس‏

دکتر شفق - در باب آئین‌نامه مجلس باید مقدمه‌ى عرض کنم که کمیسیون آئین‌نامه تعصب خاصى در این که حتماً و حکماً این آئین‌نامه به همین ترتیب که تنظیم شده است بگذرد ندارد تصویب آئین‌نامه مجلس و یا اجازه این که آئین‌نامه بر وجه آزمایش در مجلس عمل بشود منوط به نظر مجلس است مبادا تصور به فرمایید که ما تعصبى یا اصرارى درباره این آئین‌نامه داریم ولى چیزى که باید عرض کنم در مطالعه و تطبیق با آئین‌نامه‌هاى ممالک مختلف آنچه از ما ساخته بوده است با حضور اشخاص صلاحیت‌دار و اشخاصى که قضایى و حقوقى هستند دقت و امعان نظر به عمل آمده است یک نکته دیگر هم که باید عرض کنم این است که پیشنهاد آزمایش آئین‌نامه مجلس را کمیسیون آئین‌نامه نداده است این پیشنهاد را یک عده از نمایندگان محترم داده‌اند و در مجلس هم فوریت آن تصویب شده است و در این باب هم ما دخالت خاصى نداریم شاید جزء امضاء‌کنندگان این طرح یکى دو نفر هم از اعضاء کمیسیون آئین‌نامه بوده است که بنده نبوده‌ام احتیاج به تنظیم آئین‌نامه جدید را ما شنیدیم در مجلس‌ها و در ادوار گذشته به کرات نمایندگان مجلس‌هاى متعدد تذکر داده‌اند و این دو دوره که بنده بوده‌ام دوره چهاردهم و دوره پانزدهم به کرات به گوش خودم شنیدم خودم هم دیدم و در این دوره هم آقایان محترم خودشان مکرر اظهار داشته‌اند که باید معایب و نقایص آئین‌نامه مرتفع بشود و در این باب مثل این که وحدت نظرى بود (مکى - صحیح نیست آقا وحدت نظرى در این باب نبود) (جمعى از نمایندگان - صحیح است آقا) (حائرى‌زاده - شما معیوب‌ترش نکنید) بسیار خوب وحدت نظر نبوده است بنده خودم از جمله اشخاصى هستم که می‌دانم تنها آئین‌نامه و قانون کارها را اصلاح نمی‌کند یک جامعه را (صحیح است) در یک کتابى خواندم و همیشه این جمله را تکرار مى‌کنم که قانون ملت نمى‌سازد ملت است که قانون می‌سازد (صحیح است) ولى از طرف دیگر بعضى از آئین‌نامه‌ها و قوانین در دنیا نقایصى پیدا می‌کند که در تمام محافل تشریعیه دنیا آن نقایص پیدا می‌کند که در تمام محافل تشریعیه دنیا آن نقایص را چند سال به چند سال یا چند ماه به چند ماه اصلاح می‌کنند و این مجلس شورای ملى بود که دستور داد یک عده جمع بشوند و اصلاحاتى را پیشنهاد کنند به مجلس در تابستان گذشته عده‌اى از اشخاص صلاحیت‌دار چه از اعضاء و وکلاى مجلس و چه از خارج آئین‌نامه‌اى تنظیم کردند و کمیسیون ما که مجلس و نمایندگان معین کردند در آن آئین‌نامه تجدید نظر کرد و از خارج هم آقای آقا سید یعقوب انوار را دعوت کردند به مناسبت این که ایشان سابقه زیادى داشتند و در این باب با ایشان هم مشورتى به عمل آمد یک موضوع که هست این است و باید عرض کنم که یک عده از آقایان گاهى می‌فرمایند نباید چیزى گفت که به مجلس برخورد حقیقت امر این است که من هم کاملاً موافقم مجلس مقدس است ولى نباید هم امساک کرد از این که بگویند بالاى چشم مجلس ابرو است در دوره چهاردهم که بنده بودم مجلس تمام شد و بودجه مملکت تصویب نشد حدود شصت هفتاد لایحه و طرح توى کشوهاى مجلس ماند (صحیح است) در این دوره هم که 14 ماه گذشته است حدود پنجاه و چند لایحه و طرح در مجلس خوابیده است (صحیح است) وظیفه اساسى مجلس قانونگذارى است اوقات مجلس با به صحبت گذشته است (صحیح است) البته آن صحبت‌ها هم به جاى خود مهم بوده و مفید بوده ولى عملى هم مجلس در حدود قانونگذارى که وظیفه خاص اوست باید انجام داده باشد و نداده و این را که نمى‌شود پنهان داشت که در این بدبینى این است که قوانین که مفید به حال مملکت

+++

باشد نمى‌گذرد دولت‌هایى هم که بایستى قوانین را اجرا بکنند نمى‌مانند بایستى فکرى برای این کار کرد و تنها چاره آن هم البته تنظیم این آئین‌نامه نیست بنده باز تصدیق می‌کنم که آئین‌نامه تنها کارها را اصلاح نمی‌کند بایستى اراده و تربیت اجتماعى افراد یک کشور کمک کند که مسایل صورت حقیقت پیدا کند ولى آئین‌نامه هم یکى از لوازم و شرایط است و اگر اصلاحاتى در آئین‌نامه بشود گمان می‌کنم مفید باشد حالا به طور اختصار بنده راجع به موادى که اظهار نظر شده است عرض می‌کنم یکى راجع به ماده 17 و ماده 183 آئین‌نامه راجع به انتخاب رئیس و این هر دو ماده تا حدى هم سابقه داشته است آقایان فرموده‌اند که چرا انتخاب رئیس مشروط باشد با اکثریت تام و انتخاب اشخاص دیگر مشروط نباشد با اکثریت تام و گفتند اشکال اسامى این بود که اگر اکثریت تام حاصل نشد چه باید کرد بنده واقعاً کمى تعجب مى‌کنم از این اشکال در تمام مجالس قانون‌گذارى دنیا هزار و یک ماده می‌توان پیدا کرد که انتخاباتى را مشروط و محدود کرده است با اکثریت تام آنجاها هر کار می‌کنند ما هم همان کار را می‌کنیم قانون می‌گوید باید با اکثریت تام‏ انتخاب بشود و اگر اکثریت تام حاصل نشد یا رئیس سنى سر جاى خودش می‌ماند یا رئیس موقتى سرجاى خودش می‌ماند ولو تا قیامت باشد تا موقعی که اکثریت تام حاصل بشود حکم قانون را که با اگر نمی‌شود رد کرد اگر فرض کنیم اکثریت تام نشد نمی‌توان انتخاب کرد پس در تمام دنیا چه کار می‌کنند مگر این اکثریت تام در قوانین ملل نیست این چه ایرادى است که می‌فرمایید در مواردى اکثریت تام شرط است و در مواردى هم اکثریت نسبى نظر از این ماده هم این بوده است که رئیس مجلس مقام ریاست مجلس با یک رأی مختصرى انتخاب نشود (صحیح است) از 80 نفر حاضر 25 رأی یکى نداشته باشد و 15 رأی دیگرى و یک نفر با 25 رأی رئیس مجلس بشود منظور این است که این رئیس با رأی کاملى انتخاب بشود با چهل و یک رأی انتخاب بشود بنده محظورى در این قسمت نمى‌بینم در باب ماده بیست و یک که خود بنده هم یک توضیحاتى دادم و آقای صدر کشاورز شاید یک بیانى فرمودند حضور آقایان عرض کنم که این آئین‌نامه که چاپ آخرش نیست که کمیسیون چاپ کرده باشد و گفته باشد این آئین‌نامه رسمى چون که ماشین‌نویسى عملى نبود این چاپ شد و حدود بیست روز قبل خدمت آقایان فرستاده شد که نظرشان را ابراز دارند واز آقایان نمایندگان فقط سه چهار نفر چه به وسیله مراسله چه به وسیله جراید و چه به وسیله صحبت در اینجا اظهار نظر کردند و کمیسیون واقعاً متشکر است از این که واقعاً آقایان نظریاتشان را فرمودند و در این جلسه اخیر‌اً غلب آنها را هم ما در نظر گرفتیم و یک اصلاحاتى هم به عمل آن که الساعه عرض می‌کنم در باب ماده 21 که آن روز می‌فرمودند عرض می‌کنم جاى تأمل هم هست تا حدى این بود که در شعب و کمیسیون‌ها اکثریت عبارت است به موجب این ماده از اکثریت عده‌اى که در کمیسیون‌ها جمع می‌شوند از عده حاضرین در مرکز اشکال آقایان این بود که اگر در کى کمیسیون دو نفر سه نفر جمع شدند یا دو سه نفر ممکن است در یک بابى رأی بدهند ظاهر این اشکال کاملاً جلب تأمل مى کند ولى آقا یک نکته‌ای را نباید فراموش کرد و من تصور می‌کنم این موضوع در کشو‌ر ما تاکنون یک کمى مجهول مانده باشد و آن هم این است که اهمیت کمیسیون را ما در این مملکت پى نبرده‌ایم (صحیح است) تمام ماها اهمیت زیادى به مذاکرات مجلس می‌دهیم (صحیح است) مجلس روى کمیسیون‌ها می‌چرخد (صحیح است) کمیسیون است که در آن جا مطالعه می‌شود مداقه می‌شود بحث می‌شود و در آنجا نمایندگان دولت حاضر می‌شوند و رسیدگى دقیق می‌شود کمیسون اساس کار مجلس است (صحیح است) و در مجلس‌هاى ایران اقلاً این دو دوره‌ای که بنده بودم و شنیدم در ادوار گذشته هم آنچه کار نمی‌کرده کمیسیون‌ها است این که قابل کتمان نیست کمیسیون‌ها منعقد نمى‌‌شود و اگر هم منعقد می‌شود بسا دو سه نفر اشخاص وظیفه‌شناس یا هر عنوانى می‌خواهید بدهید در کمیسیون‌ها حاضر می‌شوند ولى بقیه حاضر نمى‌شوند (صحیح است) حالا می‌فرمایید که در یک کمیسیون ممکن است سه نفر حاضر شوند در باب مسئله‌ى مهمى آنجا تصمیم بگیرند عرض کردم این البته جاى تأمل است ولى آقا آن اعضاء کمیسیون‌ها که می‌دانند یک مطلب مهمى مطرح است و می‌دانند که اگر حاضر نشوند با این دو سه نفر رأی خواهند گرفت چرا در این باب کوتاهى مى‌کنند چرا از وظیفه‌شان خوددارى می‌کنند این اعضاء که حاضر نشوند رأی آنها از بین می‌رود و نتیجه رأی کمیسیون‌ها مى‌آید به مجلس مجلس شورای ملى در آن باب اتخاذ تصمیم می‌کند رأی می‌دهد کمیسیون خودش که قانون وضع نمی‌کند (صحیح است) این شرط برای این است که کمیسیون‌هارا راه بیندازد تا اعضاى کمیسیون‌ها فهمیدند که اگر حاضر نشوند حاضرین رأی خواهند داد ناچار حاضر خواهند شد یکى هم در تمام محافل پارلمانى دنیا کم و بیش این سنت جارى است این منحصر به ایران نیست این را ما خودمان جعل نکرده‌ایم باید عرض کنم که آئین‌نامه‌هاى مجلس مهم دنیا را ما مورد مطالعه قرار دادیم و به خصوص آئین‌نامه مجلس فرانسه را پارلمان فرانسه را مورد مطالعه و تدقیق قرار دادیم راجع به ماده هشت که گفته شده است که کمیسیون انتخابات 18 نفرى راجع به اعتبار‌نامه یک نماینده اگر اظهار رأی موافق کرد این رأی قطعى شمرده می‌شود و اگر اظهار رأی مخالف کرد شخص معترض علیه می‌تواند اعتراض کند و در مجلس رسیدگى می‌شود اشکال آقایان گویا آقای صدر کشاورز این بود چرا رأی کمیسیون قطعى شمرده می‌شود بایستى آن هم یعنى رأی موافق کمیسیون هم در باب اعتبار‌نامه در مجلس دوباره مورد بحث واقع شود در کمیسیون دوباره این قسمت را مورد بحث قرار می‌دهیم که این واقعاً این یک نظرى است که ممکن است اضافه کرد در باب رأی موافق و مثبت کمیسیون هم مجلس رأی بدهد (صحیح است) یعنى بدون مذاکره رأی بدهد نظر در این باب این بوده است‏ که از مباحث دور و دراز و توهین و اینها احتراز بشود و وقت نگذرد (صحیح است) هیجده نفر باید تحقیقات بکنند پرونده‌ها را باید بخوانند آن هیجده نفر را هم شعب انتخاب می‌کنند با این همه مانعى نخواهد داشت این نظر آقای صدر کشاورز تأمین می‌شود در کمیسیون بنده هم پیشنهاد خواهم کرد ممکن است در باب رأی موافق هم مجلس رأی بدهد بنده خلاصه خواهم کرد تا وقت مجلس را بیش از این نگیرم یک موضوع نسبتاً مهم اصل هفتم قانون اساسى است راجع به شروع مذاکرات بنده با این که زیاد استناد به مواد قوانین را عادة دوست ندارم قانون اساسى را آوردم که مطلب روشن بشود اصل هفتم می‌گوید : در موقع شروع به مذاکرات باید اقلاً 2 سوم از اعضاى مجلس حاضر باشند و هنگام تحصیل رأی 3 ربع ما مفاد و منطوق این ماده را این طور فهمیدیم که برای شروع مذاکرات شروع آنجا قید شده است آن عده لازم است به همین دلیل هم گفتند برای رأی یعنى برای رأی هم باید سه ربع بیایند اما برای ادامه مذاکرات ما این طور حدس زدیم و تفسیر کردیم که این عده لازم نیست حالا اگر آقایان هم عقیده‌شان این است تفسیر درست نیست تفسیر جزء اختیارات مجلس است (صحیح است) اگر مجلس به این هم رأی داد (عباس اسکندرى - نیست این طور) که تفسیر شده است (یکى از نمایندگان - این طور است) (عباس اسکندرى - نمی‌تواند تفسیر بکند) اگر مجلس راجع به این ماده رأی نداد (مکى - ده دوره عمل شده است) که تفسیر نشده است (صحیح است) این به عقیده من جاى تأسف نیست اما یک موضوعى که باید عرض کنم این بود که آقا بنده اول عرض کردم که کمیسیون تعصب و اصرارى درباره اصلاح هیچ یک از این مواد ندارد روى مطالعه نظر می‌دهد عرض می‌کنم یک چیزى که هست این است در تمام پارلمان‌هاى دنیا که ما یا رفتیم دیدیم یا شنیدیم یا آلان آئین‌نامه‌هاشان دست ما است حضور دو ثلث از اعضاء برای مذاکره شرط نیست وجود ندارد آقایان آن روز می‌فرمودند که شاید یک نفر مذاکره کند و سه نفر در جلسه حضور داشته باشد یا اصلاً سالن خالى باشد تمام پارلمان‌هاى چه دنیا جور عمل می‌کنند ما هم عمل می‌کنیم پارلمان انگلستان 800 سال عمر دارد پارلمان فرانسه دویست سیصد سال تجربه دارد (صحیح است) اینها همه تجربه کرده‌اند برای این که شما این جا رأی را می‌شمارید که چند تا رأی هست از 84 نفر که یک نفر کم است نمی‌شود شمرد (صحیح است) یا این که برای قسم خوردن یک نفر بلند می‌شود به جاى قسم خوردن ولى می‌رود بیرون ما اینجا مى‌نشینیم این جا منتظر می‌شویم که یک نفر بیاید مقدمات و تشریفات قسم به عمل آید و از این لحاظ‌ها آقایان ملاحظه فرمودید که چقدر اوقات گرانبهاى این مملکت تلف می‌شود (صحیح است) دیروز بنده راجع به آئین‌نامه صحبت می‌کردم (آقای نیک‌پور خواهش مى کنم یواش صحبت بفرمایید) عرض می‌کنم که دیروز بنده راجع به آئین‌نامه صحبت می‌کردم یک عده از آقایان تشریف بردند بیرون حالا رژه بود کار داشتند یا نمى‌خواستند توضیحات بنده را بشنوند در مجلس حدود سى چهل نفر حاضر بودند (یک نفر از نمایندگان - هفتاد نفر بودند) برای رفتن پنج نفر که یا کار داشتند یا علاقه نداشتند صحبت بنده را بشنوند چرا بایستى تعطیل بشود (صحیح است) تا حال اقلاً پانصد مرتبه جلسه مجلس شورای ملى ایران برای این که دو نفر رفته‌اند بیرون مذاکراتش تعطیل شده است اما موقع رأی آقا سه چهارم از

+++

اعضاء باید حاضر باشند بنده چه اجبارى دارم که حکماً و حتماً این جا بنشینم صحبت آقا را گوش کنم یا آنها صحبت بنده را اما در باب این که این مخالف قانون اساسى است چند تا از قضات محترم این کشور در این آئین‌نامه و در آئین‌نامه سابق قضاوت‌شان این طور بوده است مجلس قبول نمی‌کند نکند (صحیح است) در باب نطق قبل از دستور مجلس سوء‌تفاهم عجیبى روى داد آقایان ایراد کردند که یک ربع ساعت برای نطق قبل از دستور قائل شده‌اند مگر ما در این مجلس در تمام این دوره دوره سابق ندیدیم که نمایندگان ولایات حرف‌هاى فورى و مهم وضرورى داشتند و 10 روز 15 روز مدام پشت سر هم اجازه خواستند این حرف فورى موقعش گذشت و نتوانستند صحبت بکنند به موجب این ماده هر روز مرتباً در مجلس یک ساعت وقت داده می‌شود برای نطق‌هاى قبل از دستور با این حال می‌فرمایید چرا یک ربع اجازه داده می‌شود؟ یکى هم هر روز چهار نفر صحبت می‌کنند (صحیح است) ممکن است یک شخصى از همکارش درخواست کند آقا یک ربع شما اسم نویسى کنید من می‌خواهم صحبت کنم ممکن است بین چهار نفر این ترتیب داده شود (صحیح است) من تعجب می‌کنم وقتی که این ماده 87 نطق قبل از دستور را در مجلس روزانه قرار داده است به عقیده بنده از بهترین ماده‌هاى آئین‌نامه است با این همه اینجا می‌گویند چرا یک ربع‏ شده است محدود شده است؟ در صورتی که ممکن است یک ماه نوبت نشود و یک وکیل نتواند نطق قبل از دستور بکند (حاذقى - از ترس طول کلام) اما در باب ماده 91 آنچه بنده یاد دارم آقای کشاورز صدر فرمودند که این وکیل را محدود می‌کند و چون واقعاً این قسمت حساس نیست به همه آقایان نمایندگان است کلمه محدودیت که مى‌آید مایک قدرى تحریک مى‌شویم اینجا این ماده صریحاً می‌گوید (سزاوار - چرا وزراء را محدود نکردید) بنده وکلا را مى‌گویم که اگر رئیس دو مرتبه به نماینده اخطار کرد که شما از موضوع منحرف شده‌اید راجع به این موضوعى که اجازه داده می‌شود که نماینده صحبت کند از آن موضوع منحرف شده‌اید دومرتبه رئیس اخطار می‌کند و نماینده گوش نمی‌کند خارج از موضوع حرف می‌زند آقا مگر همه آقایان اینجا حاضر نبودیم مگر هزار مرتبه ندیدیم که نماینده از موضوع کاملاً خارج می‌شود می‌رود پى مطالب خارج از موضوع هر نطقى و در هر موضوعى و در هر موردى نطق مجاز نیست هیچ چیز در دنیا بدون شرط و بدون قید وجود ندارد.

امینى - با نظامنامه فصلى هم می‌توانند جلوش را بگیرند ولى نمی‌گیرند.

رئیس - همین قطع کلام ناطق هم یکى از موارد عدم رعایت نظامنامه است که نمى‌گذارید ناطق صحبتش را بکند بفرمایید آقا.

دکتر شفق - در باب ماده 93 آقای ملک مدنى فرمودند که گفته شده بود که وزراء وقت نطق‌شان نامحدو د است و اوقات برای نطق نمایندگان تعیین شده است در باب وزراء هم ما اولاً مراجعه کردیم به آئین‌نامه‌هاى مختلف دنیا علتش این است فلسفه‌اش این است که مرسوم این بوده است که وزیر نمى‌خواهد نطق یا سخنرانى بکند یا توضیحاتى می‌دهد یا لایحه‌اى مى‌آورد و این را پارلمان‌ها گفته‌اند قیدى برای وزیر لزوم ندارد با این همه برای این که سوء‌تفاهمى در بین نباشد کمیسیون این جمله را حذف کرده است که حق نطق وزیر نامحدود نباشد (مکى - شعر هم نخوانند مثل هژیر پشت تریبون شعر بخوانند عربى تحویل بدهند) اما آقا آمدیم به موضوع تعیین وقت برای نطق اجازه بفرمایید باز هم عرض کنم که آزادترین و اگر گاهى تعبیر را منظور بداریم افراطى‌ترین پارلمان‌هاى دنیا پارلمان فرانسه است در باب پارلمان فرانسه گفته‌اند که از همان پارله (Parler) پارلمان برای حرف زدن است چون آنجا برای نطق و اعتراض آزادترین پارلمان‌هاى دنیا است ما این اوقات و ساعات را از همان آئین‌نامه پارلمان فرانسه که در سابق هم مورد مراجعه مجلس بوده است برداشتیم ما گناهى نکردیم آقا نطق اندازه دارد حد معینى دارد راجع به هر موضوعى بزرگترین خطیب‌هاى دنیا شرح حالشان را ما خوانده‌ایم متفقند که در یک ساعت می‌شود مهمترین مسایل را گفت در یک ساعت یعنى در 60 دقیقه با این همه کمیسیون برای رعایت این موضوع در باب ماده 93 در آخرین جلسه 15 دقیقه برای توضیح پیشنهادات اصلاحى وقت تعیین کرد بنده (هیچوقت عادت ندارم از آقایان محترم تقاضا کنم که حکماً باید صحبت بنده را گوش کنند ولى از آقا اسکندرى که من باکمال دقت صحبت‌هاى ایشان را که گاهى با دا دو بیداد و تعرض هم توأم است بود گوش می‌دادم و اینجا درست راجع به اشکالات ایشان می‌خواهم توضیح بدهم متوقعم گوش کنند)

عباس اسکندرى - بنده هم راجع به همین مطلب عرض می‌کنم (زنگ رئیس)‏

رئیس - من حاضر نیستم که بی‌خود مجلس را از کار بیندازند بگذارید صحبت بکنند همین نظامنامه ناقص را هم بگذارید رعایت بشود.

عباس اسکندرى - آقا ایشان یک ساعت است دارند صحبت می‌کنند ما هم همین را می‌گوییم که ایشان حق دارند صحبت بکنند اگر شما هم این توضیحات را در عرض یک ساعت ندهید که ما نمى‌فهمیم شما خودتان می‌فرمایید یک ربع ولى الان یک ساعت است که صحبت می‌کنید.

رئیس - خوب اگر این نظامنامه را مجلس تصویب کند آن وقت ایشان هم نمى‌توانند یک ساعت صحبت کنند. بفرمایید آقای دکتر شفق‏

دکتر شفق - برای توضیح پیشنهاد اصلاحى 15 دقیقه وقت معین شده است خواهش مى‌کنم فراموش نفرمایید که در یک موادى حتى در یک مواد خیلى جزیى راجع به یک دوازدهم اتفاق افتاده است که 50 تا 60 یا بیشتر پیشنهاد داده شده است و همین پیشنهادات سبب شده است که قوانین متروک مانده است اگر در یک لایحه‌اى یک پیشنهادش کم باشد و بگذرد بهتراست یا این که در یک دوره دو ساله مجلس شورای ملى هیچ لایحه‌اى نگذرد برای این که 70- 80 تا پیشنهاد داده شده است حقیقت امر این است که بعضى از این پیشنهاد‌ها هم زیاد مورد مطالعه و دقت قرار نمى‌گیرد بنده خود اعتراف مى‌کنم که به کرات دیده‌ام سر خیابان یک عده یا دو سه نفر مى‌آیند مى‌گویند آقا خواهش مى‌کنیم که مثلاً راجع به دفتریاران یک پیشنهادى بدهید مطلب را هم نوشته‌اند مى‌دهند بدست نماینده و مى‌گویند این را بدهید که اضافه حقوق ما اصلاح بشود آن هم با یک مطالعه کمى پیشنهاد مى‌دهد به مجلس پیشنهاد‌ها از این قبیل داده می‌شد مقصود این است که صحبت منحصر بشود به یک ربع کسى که راجع به موضوعى صحبت کند را‌جع به یک پیشنهاد حقیقة از هر لحاظ که بفرمایید کافى است (صحیح است) آقا عرض مى‌کنم 40 تا 50 تا پیشنهاد است 40 تا یک ربع می‌شود ده ساعت! آخر باید در حدود وقت کار کرد در ظرف زمان کار کرد (صحیح است) همین الان بودجه مملکت مانده است الان در حدود آذربایجان برف آمده است قواى نظامى روى کوه‌هاى کردستان الان نان و لباس می‌خواهند آنها نمى‌توانند منتظر 75 تا پیشنهاد بشوند باید عمل کرد (احسنت) هیچ راه دیگر ندارد یک کمى دیگر کار باید در حدود وقت انجام بگیرد الوقت کالسیف وقت مثل تیغ است شمشیر است می‌برد باید کار کرد (صحیح است) در باب نطق‌هاى مخالف و موافق مربوط به ماده 93 و ماده 146 به خدا قسم است تا آنجا که بنده می‌دانم هیچ یک از اعضاى کمیسیون اصلاً تصور معاهدات خارجى و مقاولات خارجى را نکرده ما برای مجلس آئین‌نامه نوشتیم واقعاً هم ممکن است یک پیشنهادى بدهند که ممکن است موقعی که معاهدات و مقاولات خارجى بوده مذاکره نامحدود شود آقایان پیشنهاد بدهند اصلاً منظور این نبوده است صحبت لوایح بوده و طرح‌هاو منظور لوایح مربوط به داخله بوده است و در لوایح و طرح‌ها هر وکیلى مى‌تواند نیم ساعت صحبت کند آن 15 دقیقه را در جلسه اخیر کمیسیون نیم ساعت کردیم نیم ساعت صحبت کند و گمان کردیم نیم ساعت برای مخالفت با یک لایحه یا موافقت بایک لایحه کافى باشد دیروز کمیسیو‌ن برای خاطر آقایانى که باز هم مى‌خواهند برای این که از یاد صحبت شود و ارائه اسناد و دلایل شود یک تبصره‌هایى گذرانید که در موارد استثنایى یک وکیل بتواند از مجلس درخواست کند که بیشتر صحبت کند و ارائه اسناد کند و اگر مجلس رأی داد برای ارائه اسنادى که کاملاً مطابق با موضوع باشد ممکن است بیشتر از یکساعت صحبت بکنند راجع به ماده 116 آقای صدر کشاورز راجع به وقوع جنحه یا جنایت در داخل محوطه مجلس دیروز یک نظرى اظهار فرمودند این نظر ایشان کاملاً اساسى بود و بنده خیلى عذر مى‌خواهم که وارد یک موضوع کاملاً قضایى می‌شوم نظر ایشان کاملاً صحیح بود به شرط این که به یک نکته توجه بفرمایند این ماده ناظر است بر این که یک مجازات قانونى یعنى تعقیب کیفرى از یک نماینده‌اى بشود این ماده ناظر است انتظامات داخلى به این معنى چون فرمودید که شاکى یا مدعى خصوصى باید به موجب قانون کیفر عمومى شکایت کند آقا این مجازات رسمى تعقیب حقوقى و قضایى نیست راجع به انتظامات داخلى مجلس است یک اتفاقى مى‌افتد الان جناب آقای

+++

رئیس به بنده می‌فرمایند که شما این صحبت را نکنید یا بین‌الاثنین صحبت نکنید این تعقیب جزایى یا کیفرى نیست که مشمول ماده 173 قانون کیفرى باشد این جزو انتظامات داخلى مجلس است یک توقیف و منع موقت است و احتیاطى است از وقوع بعضى اتهامات همه ماها اشخاصى هستیم عصبى گمان نمى‌کنم عصبى (یا عصبانى‌ها) در میان ملت ایران کم باشد یک موقع اتفاقى مى‌افتد و از آن اتفاق باید جلوگیرى به عمل می‌آید تا خداى نکرده اگر کار به مراحل قانونى کشید تعقیب کیفرى به عمل بیاید (کشاورز صدر - باید با رأی باشد) آقای کشاورز صدر در یک موقعى این جا دعوا و اتفاقى پیدا شده و تا اکثریت هم در مجلس است و آقای رئیس هم دستور بدهند مردم را جمع بکنند و دو ساعت به طرفین دعوى بگوییم منتظر باشید تا ما رأی بدهیم در باب شما این که عملى نیست آخر باید یک چیزى بفرمایید که عملى باشد فوراً رئیس مجلس باید یک اقدامات احتیاطى بکند و مانع از ادامه جنحه یا جنایت گردد و این موضوع تعقیب جزایى نیست و در باب ماده 146 عرض می‌کنم پیشنهادهاى اصلاحى که خارج از موضوع باشد به تشخیص رئیس بایستى آن اصلاحات خارج از موضوع متوقف بشود بنده نمی‌دانم برای این ماده چه ایرادى است چه عیبى‏ است اصلاحاتى که خارج از موضوع است نباید گفت بشود مگر در تمام این مدت چندین مرتبه اتفاق افتاده است که پیشنهاد اصلاحى خارج از موضوع داده شده است در بحث موضوع برنج راجع به بازرگانى خارى یعنى یک موضوعى که باید مطالعه بشود امتیازات معاهدات خارجى را مطالعه کنند دلایل بیاورند و بالاخره یک لایحه‌اى آمد با چند ماده و تبصره تمام این مواد ماند و یک ماده‌اى پیشنهاد شد جف القلم یک دفعه یک ماده راجع به بازرگانان خارجى تصویب شد بعد دولت مبتلا شد وزیر مربوطه آمد اینجا و گفت آقا باید توضیحات بدهم این اشکالات در یک مواردى برای ما فراهم می‌شد که در غیر موقع در غیر مورد پیشنهادهاى عجولانه‌اى داده می‌شود و نتیجه هم گرفته نمى‌شود به تصادف یک رأیى گرفته می‌شود مجلس از این قسمت به کرات اظهار نارضایتى کرده است ما گناهى که نکردیم منظور ما این بود ه است که پیشنهادهایی که با موضوع لایحه مستقیماً ارتباط ندارند نباید داده شود شما می‌خواهید برنج برای مازندرانى‌ها تصویب کنید و فوریت هم دارد یک چیز خیلى جزیى هم هست در آن موضوع چه مناسبتى دارد که یک کسى بیاید پیشنهادى بدهد راجع به سرحدات و دو ساعت هم روى این موضوع صحبت کند بایستى البته عمل باید منطبق باشد رئیس مجلس هم تشخیص می‌دهد که اگر این کاملاً خارج از موضوع است. مذاکرات را توقیف می‌کند حالا چطور تشخیص می‌شود داد که رئیس مجلس تشخیص می‌دهد که این خارج از موضوع است و باید رئیس مجلس مراقب انتظامات باشد در باب ماده 158 که گفته است ادامه‌ى مذاکرات در باب بودجه نباید قطع بشود بنده تعجب مى‌کنم که در این باره هم اشخاصى اشکال مى‌کنند آقا بودجه اساسى‌ترین و مهمترین موضوع مجلس است در تمام دنیا بودجه مملکت است که تمام چرخ‌هاى مملکت روى آن مى‌چرخد (صحیح است) بعد از بودجه تمام مسایل دیگر فرع بر بودجه است وقتی که بودجه مطرح است اشخاص پا می‌شوند قطعاً با حسن‌نیت یک پیشنهادى وسط کار بودجه می‌دهند مجلس بودجه را می‌گذارد کنار چنان چه این دوره هم گذاشتیم کنار و می‌رود سراغ چیزهاى دیگر و وقت ما صرف مطالب غیر از بودجه می‌شود کمیسیون آئین‌نامه عقیده قطعى دارد که بودجه باید مقدم بر هر موضوع دیگر باشد و در وسط بودجه نباید پیشنهادهاى دیگرى داده شود (صحیح است) یک ماده هم ماده 205 است راجع به غیبت نماینده و منعزل بودن آن نماینده  است  این را هم گمان می‌کنم آقای کشاورز صدر فرمودند یا آقایان دیگری هم فرمودند نظر ندارم ( سزاوار - ماده چندم است ؟) ماده 205 یک نماینده مجلس به موجب قانون اساسى وقتى انتخاب شد وکیل مجلس است (صحیح است) صحیح است مجلس حق ندارد به مناسبت غیبت او را منعزل سازد ما عبارت را هم اصلاح کردیم گفتیم مستعفى منظور بشود اما سر این موضوع چیست یک وکیلى آقا از طرف ملت ایران انشاءالله از طرف ملت (نمایندگان - انشاءالله) نماینده می‌شود به موجب قانون انتخابات وزارت کشور وقتى رسماً نمایندگى یک وکیل را معرف کرد او وکیل شناخته می‌شود با این حال کمیسیون مجلس و خود مجلس حق دارد که اعتبارنامه این وکیل را رد کند مجلس می‌تواند اعتبارنامه وکیل را رد کند همان مجلس هم می‌گوید اگر یک نماینده‌اى به وظیفه نمایندگى خودش عمل نکرد منعزل است (ابوالقاسم امینى - اگر مریض شد مثلاً مثل آقای ملک‌الشعراء بهار چطور؟) در آن ماده نوشته شده است که اگر غیبت او مجاز نباشد اگر عذر موجه نداشته باشد راجع به آقای ملک‌الشعراء کسى حرفى ندارد مردم وکیل را برای چه انتخاب می‌کنند؟ برای این است که نماینده بیاید در مجلس در قانونگذارى شرکت کند (صحیح است) اگر یک نماینده‌اى اسم نمایندگى را گرفت و بعد گذرنامه سیاسى گرفت روى نمایندگى و رفت تمام اوقاتش را در خارجه گذراند و شاید هم روى این گذرنامه معاملات تجارتى هم کرد و اجازه هم نداشت از رئیس مجلس با این حال منتظر باشیم بگوییم او هنوز هم نماینده است وکیل ملت است ملت او را انتخاب کرده بود که در مجلس حاضر شود و در کارهاى اساسى مملکت شرکت کند (صحیح است) منظور بنده این است در خاتمه باز آقا دوباره عرض می‌کنم که کمیسیون آئین‌نامه آن طورى که بنده احساس کردم از آقایان که یک قسمت خودشان قضات و حقوق شناسان هستند تشکیل شده است به هیچ وجه اصرارى در این که این آئین‌نامه بدون کم و زیاد بگذرد یا به موقع آزمایش گذاشته بشود ابداً نظر ندارد نظر به این بود یعنى نظر آقایانى که پیشنهاد آزمایش آئین‌نامه را دادند بر این بود که این مواد اگر ماده به ماده در این مجلس مطرح بشود در این دوره که تمام نمی‌شود هیچ در ادوار دیگر هم نخواهد گذشت (صحیح است) ما نبودیم و خبر نداشتیم آقایان پیشنهادى دادند که به عنوان آزمایش این آئین‌نامه را مجرى بدارند یعنى مصوبات کمیسیون آئین‌نامه را به معرض عمل گذارند تا در عمل دیده بشود چه معایبى و چه اصلاحاتى دارد در این باب مجلس مختار است می‌خواهد این پیشنهاد را تصویب می‌کند می‌خواهد تصویب نمى‌کند بنده مطالب بیشترى داشتم ولى چون وقت محدود است دیگر مصدع نمی‌شوم.

رئیس - چون حالا اکثریت است دو پیشنهادى که رسیده یکى از آقای اقبال و یکى هم از طرف آقای دکتر اعتبار پیشنهاد آقای اقبال قرائت شد حالا پیشنهاد آقای دکتر اعتبار قرائت می‌شود.

اردلان - تکلیف یکى یکى را معین بفرمایید.

(به شرح زیر قرائت شد)

ریاست محترم مجلس شورای ملى پیشنهاد می‌کنم طرح نظامنامه از دستور خارج و لایحه مربوط به مالیات مطرح بشود.

2 - بقیه مذاکره راجع به پرونده آقای احمد قوام‏

رئیس - چون پیشنهاد اولى از طرف آقای اقبال بود اول نوبت ایشان است بفرمایید آقای اقبال بود اول نوبت ایشان است بفرمایید آقای اقبال چون دو پیشنهاد در دستور است باید روى هر یک جداگانه صحبت بشود.

فولادوند - اگر چهل تا پیشنهاد برسد باید دایم صحبت کند.

اقبال - بنده این پیشنهاد را پریروز تقدیم مجلس کرده بودم منتهى آقای امیر‌حسین ایلخان که عهده‌دار اداره مجلس بودند شاید این را توجه نفرمودند و به عذر این که پیشنهاد تغییر دستور نیست اجازه نفرمودند که این پیشنهاد قرائت بشود و بنده عرایض خودم را روى آن پیشنهاد قرائت بشود و بنده عرایض خودم را روى آن پیشنهاد قرائت بشود و بنده عرایض خودم را روى آن پیشنهاد عرض بکنم اجازه بفرمایید آن پیشنهاد دو مرتبه قرائت بشود بنده پیشنهاد آن روز را می‌خوانم که آقای ایلخان توجه بفرمایند که آن پیشنهاد عین این بود « بنده پیشنهاد می‌کنم که قبلاً پرونده مربوط به آقای قوام‌السلطنه مطرح بشود » البته آقای ایلخان این طور تصور فرمودند که این تغییر دستور نیست در صورتى که این پیشنهاد و آن پیشنهاد یک معنى داشت و بنده اصرار زیادى هم داشتم که آن پیشنهاد در آن روز مطرح شود دلیلش هم آن بود که آن روز ، روز 21 آذر بود و در مجلس شورای ملى صحبت‌هایى راجع به وقایع آذربایجان شد و خیلى مناسب بود که واقعاً در این باب بنده هم صحبتى بکنم (صحیح است) همان طور که آقایان هم مسبوقند چندى قبل بنده پیشنهادى کردم که پرونده آقای قوام‌السلطنه مطرح بشود و توضیحاتى هم در این باب دادم مجلس هم تصویب کرد و پرونده هم به جریان افتاد و نماینده محترم آقای صوفى هم به عنوان مخالف صحبت فرمودند و به عقیده من برخلاف مقررات از جریان خارج شد زیرا تغییر دستور مجلس همیشه باید با رأی مجلس باشد (صحیح است) و استیضاح دولت سابق مطرح شد و بنده هم پیشنهاد دادم یعنى مخالفت کردم ولى به من اجازه صحبت داده نشد و موضوع همین طور مسکوت ماند و رأی مجلس هم معلوم نشد بنده عقیده دارم که پرونده آقای قوام‌السلطنه به مناسبت اهمیت و شخصیتى که خود ایشان دارند یکى از قضایایى است که باید بالاخره در این مجلس روشن بشود (صحیح است) آقای قوام‌السلطنه در موقع تصدى خودشان خدماتى به این مملکت کردند (صحیح است) بعضى هم عقیده دارند خدمت نکردند (دهقان - صحیح است) این باید در مجلس شورای ملى گفته بشود طرح بشود آنهایى که عقیده دارند خدمت نکردند صحبت‌هایشان را می‌کنند آنهایى هم که مثل من عقیده دارند ایشان که بزرگترین خدمت را به این کشور کردند (صحیح است)

+++

دلایل خودشان را می‌گویند و مجلس هم قضاوت می‌کندو رأی خودش را مى‌دهد (صحیح است) چون به کلى برخلاف آزادى است که پرونده یک مردى که به تصدیق دوست و دشمن و مخالفینش باکمال شهامت و شجاعت مملکت راز خطر تجزیه نجات داده همین طور راکد بماند (صحیح است) (صفوى - به عقیده سرکار) (سزاوار - به عقیده مجلس) (صفوى - عقیده مجلس نیست آقای سزاوار) به عقیده من در مملکت مشروطه آزادى سخن باید محفوظ بماند مجلس شورای ملى جایى است که تمام افکار هر نماینده و تمام عقیده خودش را با کمال آزادى بگوید (صحیح است) آن وقت مجلس قضاوت می‌کند و رأی خودش را می‌دهد اما راکد گذاشتن یک امر به این مهمى به هیچ وجه به مصلحت کشور نیست (صحیح است) من خیلى متأسفم که زود ما قضایا را فراموش مى‌کنیم و معما چو حل گشت آسان شود آ‌قایان یادتان رفته و خیال نمى‌کنم به این زودى را فراموش کرده باشید که قشون ما وقتى که برای آذربایجان می‌رفت در شریف‌آباد متوقف شد (صفوى - متوقف کردند) متوقف کردند یا شد در هر صورت متوقف شد قضیه آذربایجان حل قضیه آذربایجان کار کوچکى نبود قوام‌السلطنه بزرگترین سهم را در این قضیه دارد (صحیح است) مگر می‌شود حق مردم را همین طور پایمال کرد بیاورید پرونده را آقای صفوى پا شوند 10 روز دیگر هم مى‌خواهند صحبت بکنند هر کس هم مخالف است صحبت کند موافقینش هم صحبت کنند مجلس رأی بدهد اگر قوام‌السلطنه مقصر است برود و مجازات بشود و اگر هم مقصر نیست به چه مناسبت حق یک مرد بزرگى را باید پایمال کرد (صحیح است) چند روز قبل با یکى از رفقاى هم مجلس خودم که متأسفانه از مخالفین سرسخت قوام‌السلطنه است صحبت می‌کردم تقریباً دو ماه قبل هم با ایشان صحبت می‌کردم که آقا موافقت بکنید که پرونده قوام‌السلطنه مطرح بشود و تعقیب بشود و تکلیف این مرد و مملکت معلوم بشود (صفوى - تکلیف مملکت معلوم است) کجایش معلوم است؟(دهقان - تکلیف یک مملکت موکول به بقاى ایشان است؟)‏

رئیس - بفرمایید آقا در اطراف این پیشنهاد خودتان به طور اختصار صحبت بفرمایید که مخالف هم استفاده نکند.

اقبال - اصل موضوع را باید بگویم که چرا باید مطرح بشود.

رئیس - بسیار خوب در پیشنهاد باید به طور اختصار صحبت کرد.

اقبال - به طور اختصار صحبت می‌ کنم عرض کنم که با آن رفیق صحبت می‌کردم گفتم که آقا موافقت بفرمایید که این پرونده مطرح بشود و تکلیف این معلو‌م بشود اگر قوام‌السلطنه را مجلس واقعاً خاطى قرار داد برود دنبال مقدرات خودش و مجازات بشود و اگر هم تبرئه شد تبرئه بشود ایشان گفتند که عجله نکن حالا من خودم هم موافقم که قوام‌السلطنه تبرئه بشود بگذارید حالا تکلیف دولت هژیر معلوم بشود بعد دولت دیگر می‌آید به بینیم چه می‌شود تا بعد به ببینیم یک فرصتى بدست بیاید از آن وقت تا حالا 3 ماه می‌گذرد چند روز قبل باز صحبت می‌کردیم گفتم آقای مدت گذشت گفت نه باز هم صبر کن گفتم چرا گفت بگذار دو ماه به آخر دوره مانده گفتم چرا؟ گفت می‌ترسم این که مبادا قوام‌السلطنه زمامدار بشود گفتم آن کسى که جانى است نخست وزیر نمی‌شود و اگر یک کسى جانى نیست و خدمت هم کرده است باید زمامدار شود (صفوى - مرتشى است ، جانی نیست) من با نهایت علاقه وافرى که به مقام سلطنت مشروطه و شخص اعلیحضرت محمدرضا شاه پهلوى دارم و ایشان را یک پادشاه بسیار فهمیده‌اى می‌دانم (صحیح است) عین دستخطى که ایشان راجع به قوام‌السلطنه نوشته‌اند می‌خوانم این با خط شیواى ایشان در تاریخ خواهد ماند کاخ مرمر به تاریخ 27 آذرماه 1325 جناب اشرف احمد قوام نخست وزیر در این موقع که به یاری خداوند متعال غائله آذربایجان مرتفع و موفقیت بزرگى نصیب کشور گردیده است لازم می‌دانیم خوشنودى و رضایت قلبى خود را به شما اظهار نماییم بدیهى است در تهیه موجبات این موفقیت مساعى و اهتمامات شما تأثیر مهمى داشته است زیرا با وجود مشکلات فوق‌العاده استقامت شما که محرک آن احساسات میهن‌پرستانه بوده است به وضع ناگوار آذربایجان خاتمه داد و بر افتخارات شما افزود انتظار داریم با همان لیاقت و شایستگى که در کارها دارید با تکمیل اصلاحات و تهیه وسایل سعادت و ترقى کشور برمراتب رضایت‌مندى ما بیفزایید این خطر پادشاه عظیم‌الشان ما است (صحیح است) این مشت محکمى است بر دهان مخالفین قوام‌السلطنه (صحیح است) (صفوى - قبل ار کشف این قضایا بوده است) جلوى خورشید را با گل نمى‌شود گرفت (دهقان - ما هم همین را مى‌گوییم) شما یا باید پادشاه خودتان را تکذیب بکنید و یا تصدیق کنید که قوام‌السلطنه از بزرگترین خدمت‌گزاران این کشور است و نام ایشان در تاریخ این کشور ثبت است (صحیح است‏)

دهقان - حالا عرض می‌کنم‏

رئیس - آقای دهقان‏

دهقان - بنده خیلى متأسفم بعضى‌ها به وضعیت و افکار عمومى و وظایفى که به عهده دارند هیچ توجه ندارند آقا پریروز وزیر دارایی لایحه‌اى آورد اینجا که رسته‌ها و پیشه‌وران که بیچاره‌ها دارید مأمورین دارایی در فشار هستند از مالیات غیر لازم معاف بشوند هزار تا لایحه دیگر اینجا هست که همه برای مملکت تصویبش ضرورت دارد و از وظایف ما است ما تمام این کارها را مى‌گذاریم کنار مى‌آییم راجع به تبرئه آقای قوام‌السلطنه صحبت مى‌کنیم من نمى‌دانم اینجا چه ترک اولایى است اگر کار ایشان بماند و کارهاى واجب‌تر مطرح بشود همین قضیه نظامنامه که سرنوشت مجلس را روشن می‌کند و مجلس را آماده برای کار می‌کند که بتواند کارهاى واجب‌تر را انجام بدهد.

رئیس - اکثریت نیست تأمل بفرمایید.

(پس از چند دقیقه اکثریت حاصل شد)

دهقان - می‌آییم راجع به کس دیگر صحبت می‌کنیم بنده جناب آقای اقبال با آن حرارتى که راجع به خدمات آقای قوام‌السلطنه صحبت کردید نمى‌توانم صحبت بکنم ولى به طور صریح و روشن می‌گویم که این طور‌ى که فرمودند نیست و قوام‌السلطنه خدمتى به این مملکت نکرده است‏.

جمعى از نمایندگان - کرده کرده‏

معتمد دماوندى - خفه شود بیا پآئین تو خودت عکس قوام‌السلطنه را کشیدى خجالت بکش بیا پآئین‏.

دهقان - خجالت تو بکش‏

رئیس - بنشین آقای معتمد دماوندى (زنگ - ممتد رئیس)‏

دهقان - مگر این نبود که طرفداران قوام‌السلطنه در دوره چهاردهم وکلاء را موهون کردند و فحاشى کردند آزادى را خفه کردند و یک دوره دیکتاتورى برای قوام‌السلطنه فراهم کردند که یک عده‌اى بیاورند به مجلس؟ مگر این قوام‌السلطنه نبود که اسلحه داد تمام کارخانه‌ها را مسلح کرد ارازل و اوباش را به کارهاى کارخانجات مسلط کرد و بر این مملکت حاکم کرد اموال مردم را به تاراج بردند در ظرف دو ماه هفت میلیون تومان به حساب قوام‌السلطنه رفته است به بانک شاهى! ما چه می‌گوییم اینجا چه جور از هم چو مردى داریم دفاع می‌کنیم این حرف‌ها چیست خجالت دارد آقا (اقبال - درست حرف بزنید ، توهین نکنید خجالت دارد چیست! من می‌گویم شما حرفتان را بزنید این جور حرف زدن صحیح نیست) راجع به تمام قضایاى مربوط به آذربایجان مربوط به اعمال و افعال قوام‌السلطنه مربوط به اعمالى که ایشان مرتکب شده‌اند مدارک و اسناد غیر‌قابل انکارى هست می‌گویید به آذربایجان خدمت کرده؟ صریحاً نوشته که من با اعزام قشون به آذربایجان از خودم سلب مسئولیت می‌کنم (عده‌اى از نمایندگان - خیر) این سندش هست در دوایر مملکتى هست اجازه بدهید بیاوریم اینجا خوانده شود در آن موقع اعلیحضرت همایون شاهنشاهى برای حفظ وحدت در مملکت برای جلوگیرى از هرج و مرج برای جلوگیرى از چند دستگى و دو دستگى برای این که آذربایجان عزیز به ایران برگردد و این اصلاحات سریعتر انجام پذیرد این دستخط را صادر کردند (سزاوار - شما هم تأسى کنید و گذشت کنید) (حاذقى - الناس على دین ملوکهم) (خنده نمایندگان) آقای قوام‌السلطنه روزى که قرار شد ارتش به آذربایجان برود همان روز دستخط فرمودند که تکاپ و شاهین دژ را به پیشه‌ورى تحویل دهند اگر می‌خواهید بروید زنجان بروید و چون این حرفشان را قبول نکردند از خود سلب مسئولیت کردند و وقتى که ارتش رفت به زنجان و موفقیت حاصل کرد و فتح نصیبشان شد آن وقت ایشان برگشتند تهران و همان روز در جواب ستاد ارتش صریحاً نوشتند که من نسبت به اعزام قشون به آذربایجان از خودم سلب مسئولیت می‌کنم بنده مخصوصاً استدعا می‌کنم مجلس شورای ملى یک جلسه سرى تشکیل بدهد (همهمه نمایندگان) (یکى از نمایندگان - حرف نزن آقا خجالت نمی‌کشى؟) (مشایخى - فضولى می‌کنى تو) فضولى تو می‌کنى مرد که دزد خجالت بکش حرفش نمى‌زنند صدایش هم در مى‌آید آقای مشایخى خجالت‌آور است‏.

مشایخى - بیانات شما خجالت اور است‏

دهقان - بنشین سرجات

+++

معتمد دماوندى - آقای رئیس تماشاخانه تهران چرا خجالت آور است‏؟

رئیس - آقایان بنشیند سرجایتان‏

دهقان - آقایان من خودم دو سال دنبال این کار‌ها رفته‌ام صبح و وصیت کرده‌ام و از خانه بیرون آمده‌ام من با این قضایا قدم به قدم بوده‌ام من دو سال زن و بچه‌ام تأمین جانى نداشتند مثل بعضى‌ها نبوده‌ام که با هر جریانى تغییر رنگ بدهم و دنبال وضعیت بروم و بعد هم حالا اینجا ادعا داشته باشم‏.

رئیس - آقای دهقان این مخالفت با پیبشنهاد است داخل موضوع صحبت کنید.

دهقان - به آقای اقبال اجازه دادید که اینجا هر چه دلشان می‌خواست بگویند و برای آقای قوام‌السلطنه هم پروپا کند بکنند اجازه بدهید من حرف خودم را بزنم‏ آقای رئیس تبعیض نفرمایید.

رئیس - تبعیض نیست آقایان هر چه مخالف میلشان است می‌گویند تبعیض است؟ آقای اقبال می‌گویند چرا از دستور خارج کرده‌اید در صورتی که جواب استیضاح نباید بیش از یک ماه طول بکشد (اقبال - استیضاح منوط به رأی مجلس است) نباید تعویق بیفتد دو روز هم از یک ماه گذشته بود شما که نمى‌دانید چرا چیزى می‌گویید؟

دهقان - قربان به آقای اقبال هم فرمودید مختصر صحبت کنند؟

رئیس - بله دو مرتبه هم به ایشان گفتم‏.

آقای دهقان آقای اقبال 12 دقیقه صحبت کردند که پیشنهاد داده بودند شما هم که مخالف پیشنهاد هستید ده دقیقه صحبت کردید 2 دقیقه هم صحبت بکنید ولى در اصل موضوع یک ساعت هم می‌توانید صحبت کنید.

دهقان - ..... بنده بار دیگر تکرار مى‌کنم که ما برای انجام امور شخصى و رعایت خصوصیات اینجا نیامده‌ایم ما وظایف سنگین و بیشتر دیگرى داریم و کارهاى بسیار مهم‌تر و ضروری‌ترى در دستور است بنده استدعا مى‌کنم آقایان به نام وظیفه نمایندگى به آن کارها بپردازند نه به این کارهاى خصوصى‏.

رئیس - آن که آقای اقبال گفتند که از دستور خارج شد و دو مرتبه در دستور قرار گرفت برای این بود که مطابق نظامنامه استیضاح نباید از یک ماه تجاوز کند و حال آنکه 32 روز شده بود به این جهت باید استیضاح به عمل مى آمد والله هیچ تبعیضى در هیچ قسمت بنده نمى‌کنم چون عده برا‌ى رأی کافى نیست پیشنهاد آقای اقبال ... (اقبال - بنده پیشنهادم را پس نمى‌گیرم) پس نگیرید چون عده کافى نیست رأیش مى‌ماند برای بعد آقای وزیر جنگ بفرمایید.

4 - معرفى تیمسار سرلشکر هدایت به معاونت وزارت جنگ و تقدیم لایحه تفاوت بودجه وزارت جنگ و بیانات آقای وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - تیمسار سرلشکر هدایت را برای پست معاونت وزارت جنگ به مجلس شورای ملى معرفى مى‌نمایم (مبارک است) لایحه تفاوت بودجه‌ى 1326 و 1327 وزارت جنگ را که نهایت اهمیت را برای ارتش دارد به قید فوریت تقدیم مجلس شورای می‌کنم و تمناى تصویب آن را دارم بنده مطالبى دارم که باید به عرض مجلس شورای ملى برسانم بدواً لازم مى‌دانم از طرف ارتش و ارتشیان از اکثریت نمایندگان دوره ى 15 تشکر و سپاسگزارى کنم تاریخ مشروطیت نشان نمى‌دهد در هیچ دوره‌اى ... (هاشم وکیل - صحبت اکثریت و اقلیت نیست همه به ارتش علاقه‌مندند) (صحیح است) تاریخ مشروطیت نشان نمى‌دهد در هیچ دوره‌اى به قدر دوره پانزدهم خدمات ارتش تا این درجه تجلیل و تقدیر شده باشد نمایندگان محترم هر یک بنو به هر وقت فرصتى بدست آورده‌اند ارتشیان را  تشویق فرموده‌اند مخصوصاً من شخصاً از آقای دکتر طبا تشکر مى‌کنم که در اطراف حقایق تاریخى راجع به شهریور ماه 1320 و آذر ماه نسبت به دسته‌اى از ارتشیان که در خوزستان فداکارى کرده‌اند بیاناتى فرمودند راجع به شهریور ماه 1320 و آذرماه بنده مطالب و خاطرات بسیار زیادى دارم ولى البته وقت مجلس شورای ملى را اشغال نمى‌کنم و در دفعات آینده که فرصت بیشترى باشد لازم مى‌دانم به عرض مجلس شورای ملى برسانم حالا همین قدر از خداوند مسئلت مى کنم که شب‌هاى تیره و تار و روز‌هاى نامطلوب شهریور 1320 دیگر برای ملت ایران تجدید نشود (نمایندگان - انشاء‌الله) به طوری که نمایندگان محترم مستحضر هستند از شهریور ماه 20 به این طرف در اغلب کابینه‌ها به استثناى یکى دو کابینه شرکت داشته‌‌ام و افتخار همکارى بیشترى را بانمایندگان مجلس شورای ملى داشتم و دارم نمایندگان محترم توجه فرموده‌اند کمتر وقتى شده است که من پشت تریبون بیایم و وقت مجلس شورای ملى را اشغال کنم و اگر هم عرایض لاز‌م یا تقدیم لوایحى داشته‌ام با کوتاه‌ترین وقتى و سریع‌ترین بیانى مطالبم را عرض کرده‌ام و از پشت تریبون خارج شده‌ام نه این طور بوده است که بنده مطالبى نداشته‌ام یا ارتش نداشته است بلکه بوده و مطالب زیاد هم بوده ولى من این طور فکر می‌کنم که وقت مجلس شورای ملى بسیار ذی‌قیمت و دقایق آن باید صرف بدبختی‌ها و بیچارگی‌ها و درماندگی‌هاى این مملکت که هر روز بر رویه و به یک شکل در برابر ملت ایران عرض اندام می‌کند بشود (صحیح است) بى‌اندازه متأسفم که امروز برخلاف عقیده‌ای که داشته‌ام برای یک مدتى وقت مجلس شورای ملى را اشغال می‌کنم زیرا از شهریور ماه 20 به این طرف سوء‌تفاهماتى برای ارتش شده است که ناچارم توضیحاتى بدهم به شهادت تایخ و به شهادت عده‌اى از نمایندگان محترم هر وقت که در کشور و در دولت پستى و شغلى و کارى به من داده‌اند بدون این که توجه داشته باشم که این کار اهمیت زیاد دارد یا کوچک است یا بزرگ است یا با شئونات من تطبیق می‌کند یا نمیکند با کمال مسرت استقبال کرده‌ام (صحیح است) با نهایت صداقت و صمیمیت حتى با نهایت از خودگذشتگى و رشادت و فداکارى قبول کرده‌ام (صحیح است) و پس از این که دولت رفته و یا صلاح دانسته‌اند به هر کسى که گفته‌اند تحویل داده‌ام بدون کوچکترین نظرى (صحیح است) و حالا هم این اطمینان را به ملت ایران می‌دهم تا وقتى که زنده هستم و جان دارم هیچ چیز نه مرا مأیوس می‌کند نه خسته این روح در من بوده و هست و خواهد بود آقای مهندس رضوى اظهاراتى فرمودند که لازم می‌دانم برای رفع سوء تفاهمات یک توضیحاتى بدهم در ضمن تنقیدات کلى که از ارتش کرده‌اند. (مهندس رضوى - بنده از ارتش هیچ تنقیدى نکرده‌ام ) (رفیع - هر کسى از ارتش تنقید نکرده است ارتش مال همه است ارتش جان ما است) شما 5 روز اینجا صحبت کردید بگذارید بنده هم حرفم را بزنم (زنگ رئیس)‏

رئیس - آقای مهندس رضوى ساکت باشید.

مهندس رضوى - من خودم سرباز ارتش هستم از ارتش تنقید نمی‌کنم‏.

رفیع - هیچ کس حق ندارد از ارتش صحبت کند چرا چغلى می‌کنید؟

رئیس - بگذارید صحبتشان را بکنند.

بعضى از نمایندگان - یک وزیر مسئول میخواهد توضیحاتى بدهد.

وزیر جنگ - نکاتى که مورد ایراد آقای مهندس رضوى بود به این شکل بود اول دیدن دو نفر سرباز در دلیجان دوم خرید دارو از امریکا و سوء‌استفاده از جریان سوم اتومبیل‌هاى افسران ارتش و چهارم تجملات ارتشى پنجم نبودن سه نفر افسر برای تعلیم و تربیت افراد (مهندس رضوى - چهارم چه بود؟) اتومبیل‌هاى افسران ارتش گفتید اتومبیل‌هاى زیادى دست افسران است که سوار می‌شوند و این طرف و آن طرف می‌روند چهارم تجملات ارتش پنجم نبودن سه نفر افسر برای تعلیم و تربیت ارتش‏

مهندس رضوى - سه نفر تیمسار برای جنگ‏

کشاورز صدر - بنشین سرجایت خائن‏

رئیس - بگذارید بیانشان را بکنند (زنگ رئیس)‏

مهندس رضوى - گفتم سه نفر تیمسار برای جنگ (همهمه‌ى نمایندگان) درست حرف مرا جواب بدهید

صفوى - مبالغه نفرمایید

مهندس رضوى - شما چرا حرف من را تحریف می‌کنید درست جواب من را بدهید منطق را با منطق جواب می‌گویند من امروز شما را پاى محاکمه می‌کشم‏.

صفوى - آقای مهندس رضوى خواهش می‌کنم چیزى نگویید.

رئیس - اگر می‌خواهید مجلس را شلوغ کنید که بفرمایید بگذارید صحبتشان را بکنند.

مهندس رضوى - این کرسى را برای این به بنده دادند که از ملت دفاع کنم.‏

مکى - آقای مهندس رضوى شما ساکت باشید تصمیم گرفته‌اند شما را شهید کنند.

سزاوار - آقای شهید کند چیست‏؟

رئیس - آقایان ساکت باشید (زنگ رئیس‏)

مهندس رضوى - من شهید شده‌ام نباید حرف مرا تحریف کنند.

رئیس - من به شما اخطار می‌کنم آقای مهندس رضوى شما حالا حق ندارید صحبت کنید بعداً صحبت کنید.

+++

مهندس رضوى - من گفته‌ام سه نفر تیمسار برای جنگ نیست حالا هم می‌گویم‏.

رئیس - به شما می‌گویم بنشینید (زنگ رئیس‏)

مهندس رضوى - سه نفر تیمسار نشان بدهید چرا یک وزیرى حرف مرا تحریف می‌کند؟ من با جان خودم بازى می‌کنم حرف من را با منطق تطبیق دهید.

(در این موقع جلسه از اکثریت افتاد.)

رئیس - اکثریت نیست برای صحبت آقایان اگر اجازه بدهید ده دقیقه تنفس داده شود

(ساعت یازده صبح جلسه به عنوان تنفس تعطیل و پس از چهل دقیقه مجدداً به ریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.)

رئیس - آقای وزیر جنگ بفرمایید

وزیر جنگ - بنده خیلى متأسفم که در مذاکراتى که پیش آمد یک تشنجى در مجلس ایجاد شده و موجب شد که چند دقیقه وقت نمایندگان محترم بی‌جهت تلف شود بنده در عالم سربازى این طور فهمیده‌ام که مملکت مشروطه و دموکراسى به این معنى است که نمایندگان اگر اظهاراتى دارند با عقایدى درباره یکى از دستگاه‌هاى مملکت که حافظ امنیت کشور است داشته باشند باید حرف‌هاى خود را بزنند و بعد هم وزیر مسئول حق دارد توضیحات لازمه دراطراف آن موضوع یا دفاع لازمه را بنماید (صحیح است) نمایندگان محترم تصدیق بفرمایید که غیر از توضیح مطلب دیگرى نبود اگر قرار این طور است که یک وکیل هر چه دلش می‌خواهد بگوید و وزیر هیچ نگوید ما حرفى نداریم (مهندس رضوى - فقط استدعا می‌کنم که تحریف نفرمایید دیگر عرضى ندارم) اما در اطراف کلیات اگر ما بخواهیم به این حقیقت رسیدگى کنیم در اطراف ارتش تا چه اندازه این تنقیدات و شایعات وارد است سه موضوع را باید بررسى کنیم تا این که مطلب کاملاً روشن شود بنده عرض نمی‌کنم که ارتش نواقصى ندارد البته هر دستگاهى نواقصى دارد اما چیزی که می‌توانم اطمینان بدهم این است که اینجا صدى 80 عیوبش کمتر است ما اگر بخواهیم بر تنقیدات آقای مهندس رضوى رسیدگى کنیم بایستى سه موضوع را بررسى کنیم تا روشن بشویم این تنقیدات درباره ارتش وارد است یا وارد نیست اول راجع به تاریخ ارتش به طوری که نمایندگان محترم مستحضر هستند تاریخ ارتش می‌گوید که در ارتش ایران در ادوار گذشته مردمان بسیار شریفى مردمان بسیار شجاعى مردمان بسیار وطن پرستى داشتند و بهترین آثار شجاعت و شهامت را تاریخ ایران گواهى می‌دهد (صحیح است) اما این را باید در عین حال تصدیق کرد که قبل از زمامدارى اعلیحضرت رضا شاه یک ارتش ارگانیزه یک ارتش دیسیپلینه و یک ارتش لایق به صورت دنیایى وجود نداشت (صحیح است) در اواخر سلطنت قاجاریه سه دسته ارتش در کشور وجود داشت اگر سازمان‌هایى در سابق بود در اواخر دوره قاجاریه به کلى منحل شد و تنها چیزى که باقی ماند یک دسته قزاق‌ها بودند که از حدود چند هزار نفر تجاوز نمی‌کردند و اینها در حقیقت گارد سلطنتى بودند یک دسته هم ژاندارم‌ها بودند که در طرق و شوارع و در دادگسترى عمل مى‌کردند یک دسته هم سربازانى بودند که به اسم بریگارد مرکزى وجود داشتند و ارتش ما عبارت از این نفرات بود و اینها از صبح تا ظهر یک تعلیمات ناقص می‌گرفتند که در حقیقت می‌شود گفت تعلیمات ارتشى آنها ضعیف بود و بعد از ظهر هم چنانچه ملاحظه فرموده بودید و یا در تاریخ دیده‌اید اینها مشغول کسب و کار می‌شدند انگور می‌فروختند تخم‌مرغ می‌فروختند چه می‌فروختند (صحیح است) اسلحه‌اى هم که در کشور وجود داشت عبارت بود از تفنگ‌هاى ورندل مکنز و کارابین و چند اراده توپ اخاسپوس و یک توپ مروارید ما چیز دیگرى نداشتیم در اواخر قاجاریه چند میلیون تومان قرض شد و چند اراده توپ شنید رو یک مقدارى تفنگ‌هاى سه تیر خریدارى شد و آمد که بعد از این این تفنگ‌ها را میرخان سردار برا‌ى رفع یاغیگرى سردار لاریجانى یک مقدارش را از دست داد و آنها را هم که بود در فرار به طرف تهران توپ‌ها را توى رودخانه هزار پى غرق کرد بنده برای این که این مطلب را درست روشن بکنم که وضعیت ارتش قبل از زمامدارى اعلیحضرت رضا شاه به چه صورتى بود خاطره کوچى دارم و اگرنمایندگان محترم توجه بفرمایند خیلى زود روشن می‌شود بنده درباره این مطلب توضیحات مختصرى دارم که لازم است عرض بکنم در 1299 اعلیحضرت رضا شاه وقتى زمام ارتش را بدست گرفتند در ضمن تقسیمات کشور فرماندهى لشکر غرب را به عهده من گذاشتند به من فرمودند از نظر سوابقى که شما دارید بروید به فرماندهى غرب فردا صبح آمدم ارکان حزب صورت خواستم که به من چه قوایى خواهند داد و من چه جور باید اداره بکنم و پرسیدم اعتبارات من چیست و افرادى که من باید همراه ببرم کجاست در همین موقع اعلیحضرت تشریف‌فرما شدند و گفتند چه می‌کنید عرض کردم صورت می‌خواهم از اعتبارات و افراد فرمودند این صورتى که می‌دهم یادداشت کنید مداد گرفتم و یادداشت کردم به من فرمودند که لشکر غرب باید با مالیات غیر مستقیم اداره شود مالیات غیر مستقیم باید در دست شما باشد مالیات غیر مستقیم را باید شما وصول کنید یعنى از باندرل تریال و اینها باید لشکر غرب اداره شود کادر لشکر عبارت از هنگ 9 ژاندارمرى بود که در منطقه غرب بود متلاشى شدند و افسران و درجه‌داران بعضى‌ها به امور کشاورزى مشغول شدند آنها را جمع‌آورى کنید این هم درجه‌داران و افسران لشکر اسلحه این لشکر مقدارى تفنگ کارابین در دست ژاندارم‌ها است و مقدارى هم در دست عشایر است باید از دست عشایر بگیرید و لشکر را مسلح بکنید چیزى که به شما در مرکز داده می‌شود یک اتومبیل فرد است که از متجاسرین گرفته شده و دو تا افسر سروان جهان بانى و ستوان معتضدى کى می‌روید عرض کردم فردا صبح فردا صبح حرکت کردم آمدم به همدان به سرهنگ آق اولى که امروز درجه سرلشکرى دارد چون بین افسران مى‌شناختم تلگراف کردم بیاید به همدان ، به همدان که رسیدم او هم وارد شده‏ بود آقایان اطلاع دارند یک حیاطى اجازه کردیم و دو تا میز و صندلى خریدیم به عنوان ارکان حرب لشکر و سرلشکر آق اولى را رئیس ارکان حرب گذاشتم و گفتم افسران متلاشى را جمع‌آورى بکنند تا من بروم به کرمانشاه برسم زیرا درکرمانشاه در هر روزى دو سه نفر آدم می‌کشند و طرق شوارع به کلى مسدود شده و سردار رشید کردستانى مى‌گفتند طهران را دارد تهدید می‌کند و دولت خیلى نگران است از این موضوع یک کلمه را فراموش کردم به عرض برسانم این بود که در ضمن دستوراتى که اعلیحضرت فرمودند این بود که آقای عباس خان قبادیان را هم مدت‌ها است ازخانه‌اش دور مانده همراه ببرید چون نفوذ دارد در عشایر ممکن است از او استفاده شود بنده آمدم به همدان وقتى که رسیدم به همدان و رئیس ارکان حرب را معین کردم و می‌گفتم که افسران را جمع کنید و در ضمن این دستوراتى که داشتم می‌دادم رئیس شهربانى همدان آمد پیش من و گفت می‌خواهم گزارش امروز را خدمتتان عرض کنم گزارش امروز صبح و دیروز ظهر را می‌خواهم به شما بگویم که امروز دو نفر را در پل شورین یک کیلومترى شهر سر بریدند که ما رفتیم و جنازه‌اش را برداشتیم و دیروز صبح هم آقای سید عبدالحسین طباطبایى با یک عده‌اى آمد به شهربانى پلیس‌ها را زد و در و پنجره را خورد کرد یک نفر قاتلى را که در شهربانى محبوس بود از محبس برداشت و برد بنده گفتم مانعى ندار‌د درست می‌شود من دستورات کافى دادم و رفتم به طرف کرمانشان فردا صبح وارد شدم وقتى آمدم سربازخانه ببینم وضعیت چطور است 52 نفر در آنجا ژاندارم بود ژاندارم‌ها را جمع‌آورى کردم و دستوراتى داشتم می‌دادم در همین موقع که دستور می‌دادم اول کسى که من را استقبال کرد در منطقه‌اى غرب سلیمان کلهر بود که با 12 هزار سوار و پیاده به هارون‌آباد آمد‌ه و این تگلراف را مخابره کرد به حکومت کرمانشان که امیر لشکرى شنیدم از طهران می‌آید و عباس قبادیان را همراه مى‌آورد چون قبادیان مخالف خانواده ما است همراه مى‌آورد چون قبادیان مخالف خانواده ما است به موجب این تلگراف می‌گویم الان ما در هارون‌آبا‌د آماده‌ایم یا عباس قبادیان را تحت‌الحفظ تسلیم من بکنید یا این که من مى‌آیم کرمانشان و حکومت کرمانشاه و سرلشکر و خاک کرمانشاه را توبره می‌کنم عضد‌السلطان اصرار کرد که اگر این کار را نکنید ممکن است به کرمانشاه بریزند من هنوز جواب او را نداده بودم دیدم یک ملاى قوى هیکلى آمد و گفت که آقا محمد مهدى سلام رسانیده و گفته‌اند دیروز نوشته مرا که پایش مهر من است برده‌اند عدلیه و رئیس عدلیه گرفته پرت کرده و گفته این کاغذ پوسیده‌ها به درد نمی‌خورد و این کار باید در عدلیه بشود چون با سلام توهین کرده دیشب علماء و تجار در منزل ما جمع بودند و قرار گذاشتند که امروز عدلیه را آتش بزنیم و رئیس عدلیه را بکشم تا به طهران حال کنیم که ما اسلام را نمى‌گذاریم از بین برود هنوز این مرد جوابش داده نشده بود که سیدى آمد و گفت آقای اشرف‌الواعظین می‌گویند که مدرسه‌اى دو ماه است به اسم مدرسه ناموس باز شده فرزندان ما را آنجا برده‌اند ما حاضر نمى‌شویم که ناموسمان از بین برود این ناموس ما است ما از ناموسمان دست نمى‌کشیم تمام اهل بازار جمع شده‌اند که بیایند حمله کنند و این مردى را که از طهران امده بکشند و این مدرسه را خراب کنند تا این که احترام ناموس ما باقى بماند آقای اشرف‌الواعظین گفتند برای احترام ورود شما بیش از ظهر این کار را نکردیم بعد از ظهر می‌کنیم در همین موقع که جواب این شخص داده نشده بود یک مردى با

+++

نشان عقاب آمد و دست بلند کرد و گفت که جناب مستر کاون قنسول انگلستان سلام می‌رساند می‌گویند 8 ماه است که پست ما به سرحد نرفته اخیراً هم که برحسب دستور مرکز به وسیله چهار نفر سوار هندی پست را فرستادیم سواران ما را دو نفرسان را در پا طاق قلى خانى‌ها کشته‌اند و دو نفر دیگر را که لخت کرده‌اند برگشته‌اند از طهران به ما دستور داده‌اند که امیر لشکرى که مى‌آید مسئول فرستادن پست شما است جواب این را من نداده بودم دیدم دم در سربازخانه شلوغ شد گفتم چه خبر است گفتند که جمعیت کثیرى با چماق و چوب آمده‌اند به سربازخانه رفتم دم در سربازخانه دیدم یک جوانى را پنج دقیقه قبل یک نفر ژاندارم کشته و اشک از چشم مردم سرازیر است هنوز من دستورى راجع به این موضوع نداده بودم و نعش آن جوان را زمین نگذاشته بودند دیدم رئیس شهربانى آمد و گفت دو نفر را یکى در خیابان کلیمى‌ها یکى هم در میان سبزه میدان کشته‌اند آقای مهندس رضوى آن لشکر من بود که از طهران به من داده بودند و این هم منطقه‌اى بود که من باید درش فرماندهى بکنم و ارگانیزه بکنم و یاغیان را سرکوب کنم من صرف‌نظر از خطوط بن بست لرستان و اورامان و لحون و تخت و کردستان می‌کنم و فقط همین قسمت‏ را آقایان توجه بفرمایند آقای مهندس رضوى بعد از فضل خدا به فاصله یک سال آن روز چنان لشکرى به وجود آوردم به علاوه اعظم اشخاص یاغى و هرزه را از پا در آوردم و در محبس نشاندم (صحیح است) همان لشکر آن روز بوجود آمده امروز آقای مهندس رضوى اگر صبح توى اتومبیل سوار بشوند یا راه‌آهن سوار بشوند عصر یا فردا صبح به خوزستان بدون دغدغه خاطر خواهند رسید من خوشبختانه اعصابم هیچ وقت از دستم نرفته و نمی‌رود ولى بنده خیلى متأسفم که آقای مهندس رضوى خیلى زود عصبانى شدند و توجه نفرمودند که بنده می‌خواهم چه بگویم من منظورى نداشتم و فقط توضیحاتى مى‌خواستم بدهم (مهندس رضوى - بنده اعصابم خیلى قوى است منتهى می‌گویم که حرفم را تحریف نفرمایید) بنابراین آن وضعیت را توجه بفرمایید منظور از این توضیح مختصر این بود که نمایندگان توجه بفرمایند که اوضاع قبل از زمامدارى اعلیحضرت فقید این بود و در ضمن هزاران خدمات برجسته‌اى که اعلیحضرت فقید به این کشور فرموده یکیش همین ارتش بود که امروز وجود دارد (صحیح است) و اگر این ارتش را امروز ملاحظه می‌فرمایید و سر پا ایستاده است و مثل سایر سازمان‌هاى ما از شهریور 20 به این طرف متلاشى نشده فقط و فقط مرهون توجهات شبانه‌روزى اعلیحضرت کنونى است و بس (صحیح است) آقای مهندس رضوى اظهار فرمودند که دو نفر سرباز را در دلیجان دیدم که اولاً مریض بودند و دوم لباس‌هایشان پاره پاره بود و سوم این که خرج راه نداشتند من تمنا می‌کنم از آقایان نمایندگان محترم که برای یک مورد یک دفعه تشریف بیاورند به سربازخانه‌ها و ببینند افراد را که ما از کشور چه جور تحویل می‌گریم اگر واقعاً چنین مردمانى هستیم که سالم می‌گیریم و مریض تحویل بدهیم که لابد در دهات در اطراف دیده‌اید که ما اشخاصى را مى‌آوریم که از حیث بنیه و از حیث مزاج و از حیث حال بسیار ضعیف هستند دارای تراخم دارای مالاریا و دارای انواع و اقسام امراض هستند و وقتى که آنها را به سرباز‌خانه مى‌آوریم لباسشان تکه تکه و پاره پاره است که ما لباس‌هاى آنها را همان جلو سرباز‌خانه آتش مى‌زنیم و آنها را می‌بریم وسایل برایشان تهیه می‌کنیم تربیتشان مى‌کنیم و مقررى برایش تعیین می‌کنیم می‌فرمایید خیر می‌رویم دو نفر را با هم مقایسه می‌کنیم در مملکت یکى که نظام وظیفه دیده باشد و یکى که ندیده باشد اگر صدى هشتاد از هر جهت متباین نبود حق با شما است از حیث بنیه از حیث مزاج از حیث روح از حیث قدرت بنابراین همه افراد را سالم تحویل می‌دهیم راجع به این که اینها خرج راه نداشتند مسئله خرج راه را شاهد بزرگى دارم که آقا‌ی دکتر شفق هستند و چندى قبل راجع به این موضوع با ایشان صحبت کردم مدت زمانی است که ارتشبان راجع به این موضوع مبهوتند چرا آن طور است زیرا من اگر چه در آن بیانات قبلى خودم عرض کردم که شرافت ملى و حیثیت ارتشى من اجازه نمی‌دهد که بعضى مطالب را عرض کنم تمنى می‌کنم یک جلسه خصوصى تشکیل بدهند تا این نواقصات ارتش را توضیح بدهم که اسباب خفت و سرشکستگى مملکت مى‌باشد نمی‌توانم حالا بگویم على اى حال بودجه این کار نیست برای گرفتن سرباز و آوردن سرباز اعتبارى در بودجه هست اما برای مرخص کردنش از اول تا امرزو یک چنین اعتبارى نبوده است اما البته این عیب زیاد دارد و برای این که این قسمت اصلاح شود ما اخیراً یک شرحى نوشتیم به هئیت دولت که سه جور عمل کنید یا این که موافقت بکنید که هفت ریال به حقوق سرباز وظیفه اضافه شود بالنتجه ما می‌توانیم که دو ریال به حقوق سرباز اضافه کنیم که بیست ریال داشته باشد و پنج ریال هم صرفه‌جویى بکنیم و نگاهدارى بکنیم که بعد از دو سال که مرخص می‌شود این مبلغ را به او بدهیم که به مصرف خرج راهش برسد یا این که موافقت بکنید از این 18 ریالى که به سرباز داده می‌شود 8 ریالش را به عنوان پس انداز نگهدارى کنیم که وقتى که سرباز می‌رود دستش بدهیم هنوز جواب ندادند هر ساعت جواب رسید همان طور عمل می‌بنیم یا اگر لازم باشد لایحه‌اى به مجلس مى‌آوریم هر کدام را که به ما اجازه بدهید مى‌کنیم راجع به این که لباسش پاره بود عرض کردم این را در آمریکا و آن سوءاستفاده‌یى که آقای مهندس رضوى اشاره فرمودند این موضوع را باید به عرض برسانم که نمایندگان محترم مستحضرند که اعتبار 10 میلیون دلار و 16 میلیون بسته‌بندى و حمل و نقل 26 میلیون تصویب گردید که برای ارتش اسلحه بخرند این 26 میلیون دلار یک رقمى است روى کاغذ یک لارش در دست میسیون مانیست هئیت‌هایی که رفتند به آمریکا فقط مأموریت دارند تشخیص اسلحه بدهند و آنچه را که براى مملکت ما لازم است گزارش بدهند در نتیجه معاملات با آمریکا نه یک ریال و نه یک دلار در دست آنها نیست به وسیله وزارتخانه مربوطه یعنى به وسیله وزارت دارایی پرداخته می‌شود ارتش در این قسمت کوچکترین دخالتى نمی‌کند اما راجع به یک مطلب دیگر اداره بهدارى ما همه ساله مبلغ مختصرى می‌فرستد به آمریکا که دوا بخرد و این‏ قسمت را هم همین آقای سرتیپ اسفندیارى متصدى این کار هستند و این کار را انجام می‌دادند آقای سرتیپ اسنفدیارى در آنجا هستند نگذاشتیم که مراجعت بکنند منتظر بودم که سرلشکر مراجعت بکند کمیسیونى تشکیل بشود رسیدگى بکنند اصلاً آن مبلغ ما به التفاوتى که ایشان اشاره فرمودند وجود ندارد معذلک رسیدگى می‌شود اگر سوءاستفاده‌یى شده یا بدترین وضعى و یا سخت‌ترین مجازاتى که ممکن است تنبیه می‌کنم و گزارشش را هم می‌دهم به مجلس‏.

مهندس رضوى - یعنى دکتر اسفندیارى را تنبیه می‌فرمایید؟

وزیر جنگ - هر که کرده باشد اما اتومبیل افسران را که اشاره فرمودند که افسران اتومبیل‌هایى دارند برای شب‌نشینى استفاده می‌کنند بنده وقتی که به وزارت کشور رفتم قبل از این که این فکر در مجلس ایجاد بشود من فکر کردم که این اتومبیل‌ها خر زیادى دارد از طرفى هم دنیا دنیایى نیست که اتومبیل لازم نباشد و یا این که اتومبیل لازم است ولى باید حداقلى که لازم است گذاشت و بقیه را جمع‌آورى کرد‌م و صرفه‌جویى کردم در ارتش هم از سال 325 به این فکر افتاده بودیم که اتومبیل‌هاى ادارات که اضافى است جمع بشود به نظر من اگر اتومبیلى که لازم است در اختیار افسران بگذاریم مبلغ زیادى مصرف می‌شود بنده آمدم این عمل را کردم برای افسران ارتش به طور کلى اتومبیل تهیه کردم یعنى 25 دستگاه رد 25 دستگاه شورلت وارد کردم و با افسارن دادم و از حقوقشا‌ن ماهى دویست تومان برای آن برداشتم البته برای آن افسرانى بود که واجد شرایط بودند و لازم بود که اتومبیل داشته باشند ماهى 200 تومان می‌دهند دوره خدمت اتومبیل هم سه سال قرار دادم یک شاهى هم مخارج ندارد اتومبیلى را که در دستگاه ارتش است غیر از اتومبیلى است که مثلاً در بنگاه دارویى یا جاهاى دیگراست یک اتومبیل وزارت جنگ دارد یک اتومبیل رئیس ستاد ارتش دارد یکى سپهبد یزدان‌پناه دارند یکى هم سپهبد شاه بختى دارند یکى هم معاون وزارت جنگ 7- 8 دستگاه هم سرویسى داریم این تعداد اتومبیلى است که ما داریم بقیه اتومبیل‌ها خود افسران است نتیجه‌ى این است که هم صرفه‌جویى بهتر می‌شود هم خوب حفظ می‌کنند هم ما تعمیرات نمی‌کنیم و این عمل صددرصد به نفع کشور است ما کدام اتومبیلى را بدست افسرا‌ن داده‌ایم؟ شما یک دفعه تشریف بیاورید به وزارت جنگ و توضیح بخواهید بررسى بفرمایید چه موقعى نمایندگان محترم توضیحى راجع به یک موضوعى خواستند که وزارت جنگ از دادن جواب خوددارى کرد؟ تشریف بیاورید کارهاى وزارت جنگ را از نزدیک ملاحظه بفرمایید تا برایتان روشن بشود دستگاه ارتش چه جور است؟ راجع به تجملات ارتش آقای مهندس رضوى اشاره فرمودند بنده این مطلب را نتوانستم بفهمم اگر منظور ایشان این است که به عنوان تجملات ارتش چیزى در بودجه منظور شده است که بودجه وزارت جنگ دست نمایندگان محترم است ملاحظه می‌فرمایید اگر ما یک دینار برای تجمل نوشته‌ایم نه تنها آن را بزنید تعقیب هم بفرمایید اصلاً بودجه‌ى ما کفایت زندگى ما را نمى‌دهد تا چه

+++

برسد به این تجملات عرض کردم نواقصات زیاد است من نمی‌توانم نواقصات ارتش را در اینجا به عرض آقایان برسانم که بعد در جرائد منتشر بشود و مایه آبروریزى ارتش و کشور باشد جلسه سرى تشکیل بدهد آن وقت بنده عرایضم را خواهم کرد تجملاتى ما نداریم اگر هر آینه نظرى به باشگاه افسران و ساختمان وزارت جنگ و دانشکده افسرى دارید که نمایندگان محترم استحضار دارند که ما اینها را نساختیم و این‌ها را اعلیحضرت رضا شاه فقید ساختند حالا اگر ما از نقطه‌ى نظر این که خوب نگه می‌داریم خوب حفظ می‌کنیم این جرمى است اگر مقصود این است که بفرمایید (نمایندگان - خیر) این چه جرمى است والا ما چه تجملى داریم آقا راجع به نبودن سه نفر افسر در ارتش‏...

مهندس رضوى - آقا این طور نیست عین مطلبى که بنده گفته ام جواب بدهید

رییس - شما آقای مهندس روضى بعد می‌توانید صحبت بکنید حالا قطع کلا‌م نکنید بفرمایید آقای وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - نبودن سه نفر افسر بارى تعلیم و تربیت افراد در این قسمت نمایندگان محترم اگر بررسى بفرمایند دستگاه ارتش...‏

مهندس رضوى - آقای وزیر جنگ جواب مطالب بنده را با منطق بدهید.

رئیس - آقای مهندس رضوى شلوغ نکنید بعداً شما بتوانید حرف بزنید حالا بگذارید حرف‌هایشان را بزنند بعد بیایید جواب بدهید.

مهندس رضوى - چرا مقدمه غلط بچینند که صحبت بکنند اول حرف مرا بزنند بعد در اطرافش صحبت کنند کدام نماینده تصدیق می‌کند که من گفتم سه افسر؟

رئیس - آقای مهندس رضوى حرف نزنید بگذارید صحبت‌هایشان را تمام کنند.

مهندس رضوى - آقا مقدمه غلط بچینند خوب بفرمایید تیمسار آزادید مشروطه است هر چه می‌خواهید بفرمایید.

رئیس - بفرمایید آقا‌ى وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - خواهش می‌کنم آقایان محترم درست دقت بفرمایند.

شادلو - شما فرمودید افسر ارشد منظور شما از افسر ارشد همان تیمسار است اول فرمودید 5 نفر بعد فرمودید 3 نفر

رئیس - آقای شادلو حرف نزنید به شما اخطار می‌کنم بفرمایید آقای وزیر جنگ‏

وزیر جنگ - خواهش می‌کنم توجه بفرمایید آقای مهندس رضوى این قدر عصبانى نشوید گوش بدهید شما چه می‌فرمایید می‌فرمایید تیمسار؟(مهندس رضوى - بله تیمسار) تیمسار بسیار خوب همان تیمسار افسر ارتش است اگر آقایان نمایندگان محترم دراینقسمت توجه بفرمایند بررسى بفرمایند در این قسمت ما خوشبختانه از سایر دستگاه‌هاى کشور قوی‌تر هستیم یعنى دو سوم افسران ما کور‌هاى خارجى را دیده‌اند مدارس نظامى دیده‌اند مدارس اکل دوگر و سمور وسنسیر دیده هستند یا دانشکده را دیده‌اند (صحیح است) اگر تعدادى داریم ما که این مراحل را سیر نکرده‌اند اما در برابر آن خداى بزرگ ایران این قدر لیاقت و قابلیت به آنها داده که از الک دو گردیده‌ها عقب نمانده‌اند حالا برای مثال حضور آقایان عرض مى‌کنم خیلى متأسفم که اینجا وقت نمایندگان محترم را تلف می‌کنم ولى مطالبى است که باید برای آقایان روشن بشود مطالبى که عرض می‌کنم نه از نقطه نظر خودنمایى می‌خواهم عرض کنم بلکه می‌خواهم برای آقایان این مطالب روشن شود ارتش ایران از حیث فرماندهى بحمدالله مستغنى است (صحیح است) و دارای فرماندهان بسیار لایقى است (صحیح است) سرلشکر شیبانى وقتى فرمانده قواى فارس شد و اردوکشى کرد به تنگ تا مرادى 1750 نفر سرباز ما آنجا کشته شد و تمام قوا به محاصره افتادند که یک نفرش قادر به نجات نبود بعداً وقتى آن اشتباه نظامى را اعلیحضرت پى بردند دادگاهى تشکیل دادند و رئیس آن دادگاه من بودم در آنجا پرونده را که من باز کردم الان آن تلگرافاتى که شده در آرشیو وزارت جنگ موجود است تلگراف می‌کند به این مضمون که من و سربازان با غیرت ایرانى طورى قربانى تقدیم می‌کنیم که یکى جسد دیگرى را لگد می‌کند و ما در آن حوض که افتاده‌ایم و محاصره شده‌ایم هیچگونه راه نجات برای ما نیست تنها چیزى که به نظر من می‌رسد امر اعلیحضرت است که سپهبد امیر احمدى فوراً فرماندهى ما را قبول بکند من به اعلیحضرت قول می‌دهم که سپهبد امیر احمدى را به فرماندهى ما بفرستند ما نجات پیدا می‌کنیم این تلگرافى است که مخابره کرده‌اند اعلیحضرت جواب فرمودند که من از پسهبد امیر احمدى چه بخواهم از تمام قوایش در لرستان یک گروهان مانده و تمام قوا را به تو داده‌ام چطور می‌توانم او را بفرستم موضوع دوم ژنرال ژاندر را استخدام کردیم برای دانشگاه جنگ به ایران آمد اعلیحضرت رضا شاه امر فرمودند تمام افسران عالیرتبه ارتش به طور کلى در کنفرانس‌ها بروند بنشینند و گوش بدهند من استدعا کردم که مرا معاف بفرمایند چون تحصیلاتى که از این به بعد بکنیم به دردم نمى‌خورد اعلیحضرت مرا معاف فرمودند فرمودند نرو آنجا من هم نرفتم به دانشگاه اولین ملاقاتى که من از ژنرال ژاندر کردم از لرستان و کردستان برگشته بود به وسیله سرتیپ انصارى آمد تهران نزد من گفت تنى می‌کنم شما هفته‌اى یکى دو روز به دانشگاه جنگ تشریف بیاورید گفتم موقع درس من گذشته و اعلیحضرت مرا معاف فرمودند اگر می‌خواهید که با شما اختلاط بکنم که وقت شما باید صرف تعلیم و تربیت افسران شود گفت ببخشید من قبلاً مطالبم را نگفتم وقتى من رفتم وضعیت اردوکشى شما را در کردستان و لرستان دیدم خیلى حس احترام و ادب برای شما قائل شدم می‌خواهم از شما تقاضا بکنم که شما بیایید همین عملیات و اردوکشی‌هایى که در لرستان کردید در دانشگاه جنگ کنفرانس بدهید صددرصد مفیدتر از درسى است که من به آنها می‌دهم موضوع سوم وقتى که اعلیحضرت رضا شاه مرا به فرماندهى لشکر غرب فرستادند همان افرادى که فرمانده خودشان را با شمشیر قطعه قطعه کرده بودند بعد از 25 روز من به طورى مهار آن لشکر را کشیدم که از پشت آرارات تا پشت سردشت یک جبهه محاربه برای من تشکیل شد که با همان لشکر دفاع کردم  و سمینقور از بین بردم و جلالى و میلان را تنبیه کردم و انتظامات را برقرار نمودم به سردشت که جزء منطقه غرب و پشت دری‌ها حمله کرده بودند و قواى غرب را ازبین برده بودند رفتم اعلیحضرت منطقه سردشت را جزو شمال غرب کردند و فرماندهى آن را به عهده من واگذار فرمودند من یک اردوکشى به آنجا کردم نوشته‌اى هست در وزارت امور خارجه بفرمایید تحقیق کنید قنسول ما از کرکوک نوشته به وزارت جنگ و اعلیحضرت شاه فرمودند بفرستند برای من می‌گوید یک نفر از قنسولگرى آمده بود و می‌گفت که در بین راه بابکرسلیم آقا را در حال فرار دیدم به او گفتم چرا این طور فرار می‌کنى جواب می‌دهد اردوى ایران دارد می‌آید می‌گوید تو که این طرف مرز هستى دیگر فرار چرا؟ جواب می‌دهد آن اردویى که من دیدم مرز قائل نیست و ممکن است برای دستگیرى من به کرکوک حمله کند اینها نوشته دارد در ستاد ارتش به هر حال منظور من خودستایى نیست شکر خدای را که ارتش تشکیل شده است که کوچکترین احتیاجى به افسران خارجى نداشته و نداریم به قدرى افسران لایق داریم که برای ارتش ما کافى باشد (صحیح است) اما یک قسمتى هم راجع به ثروت افسران فرمودند ثروت افسران بنده مستغنى هستم که دردسر زیادى به آقایان نمایندگان بدهم اکثر آقایان نمایندگان محترم خودشان می‌دانند زیرا افسران صدى نود و پنجشان هیچ ندارند وعده از آنها به خود آقایان بستگى دارند (مهندس رضوى - آن پنج درصد را بفرمایید؟) صدى پنج آنها اگر مختصر زندگى داشته باشند این ها میراث خانواده‌هاى دویست ساله و سیصد ساله است از این گذشته بیشتر این سخنانى که گفته می‌شود خالى از حقیقت است مرحوم امیر طهماسبى وقتى از آذربایجان آمد خیلى هیاهو کردند و گفتند از پشت میدان توپخانه نمى‌دانم تا کجا مستغلات و خانه دارد ولى بعد از آن که فوت کرد پس از شش ماه بچه‌هاى او در زمستان بعضى از نمایندگان شاهد بودند که با گیوه حرکت مى‌کردند و اثرى از آثار آن خانه‌ها و مستغلات باقى نبود حالا با وجود این (وثوق - بلى درست است) چه فرمودید؟(وثوق - همین طور است که می‌فرمایید) حالا با وجود اینها ما حاضریم تمام آنچه را که دارا هستیم یعنى تمام آنچه را که این افسران ارتش دارند اگر میل دارید تعیین بکنند اگر کوچکترین دزدى و یا تقلب اختلاس در کار آنها یافتید حاضریم هر چه بفرمایید قبول بکنیم تمام ثروت اینها را با یک نفر که از شهریور 20 به این طرف با هر کارى که کرده زمین خریده زمین فروخته تجارت کرده ارتباط داشته لوله فروخته و هر نوع کار دیگرى که کرده حاضریم مبادله کنیم حالا با وجود این موضع دیگرى عرض کنم به شهادت تاریخ و به شهادت خود نمایندگان محترم افسران ارتش مردمانى هستند که جان خود را همیشه در راه مملکت داده‌اند کسی که جان خود را در راه مملکت بدهد برای مال ارزشى قائل نیست و ما حاضریم تمام مالمان را به ملت ایران تقدیم بکنیم بیاید امروز هستى‌مان را ببخشیم به ملت ایران همه‌مان (صحیح است) و ما که جان مان را در راه ملت تقدیم کرده‌ایم از تقدیم مالمان

+++

هم مضایقه نداریم کسی که سر در این راه باخته و زن و بچه‌اش را در راه مملکت داده مالش را زودتر از همه می‌دهد (صحیح است) بنده درباره این موضوع توضیحات بیشترى داشتم برای ملت ایران و ملاک و مدرک صحیح‌ترى دارم اما چون وقت مجلس شورای ملى ایران را نمی‌خواهم بیش از این گرفته باشم دیگر عرضى نمی‌کنم اما راجع به یک قسمت آقای مهندس رضوى در ضمن بیانشان فرمودند که افسران ارتش خیانت کرده‌اند بنده می‌خواهم که توجه مخصوصى به این قسمت مبذول دارند ایشان گفتند که افسران خیانت کرده‌اند (مهندس رضوى - بعضى خیانت کرده‌اند) بلى آقای مهندس رضوى بعضى یعنى یک تعداد محدودى اگر باز نفرمایید که بیان شما را تحریف کرده‌ام بلى اگر هم وجودى داشته باشد برای یک مقدار محدودى یک جامعه‌اى را که نمی‌شود آلوده کرد ما خیانت کرده‌ایم؟! این قبرستان‌هایى که در این مملکت هست شما بروید ببینید یک گردان سرباز را خلع سلاح کردند وقتی که من رفتم (مهندس رضوى - من هم از طرف همان‌ها می‌گویم) به لرستان در تنگ زاهد شیر چند هزار نفر مرا محاصره کرده بودند و یک گروهان سرباز را با شمشیر قطعه قطعه کرده بودند و یک گروهان سرباز را با شمشیر قطعه قطعه کرده بودند با فرماندهانش البته من رفتم جسد این افراد را لگد کردم و از محاصره در آمدم من وقتى رفتم خرم آباد لرها به فکر افتادند که این قواى کم چطور ما را شکست دادند مجدداً به این فکر افتادند که ما را از پا درآورند محاصره هم درست کردند و در شب هفدهم بنا بود که به خرم‌آباد حمله کنند در همان روز‌ها هم خط رجعت مرا قطع می‌کردند هر روز هفت هشت نفر را مجروح و مقتول می‌آوردند به خرم آباد تلگراف کردم به طهران فرمودند یا در حال تدافعى بمانید و یا خرم‌آباد را تخلیه کنید و بیایید بروجرد هیچکدام از اینها هم برای من مقدور نبود من بررسى کردم که قواى ما دکورژه می‌شوند و از پا درمی‌آیند به جایى می‌رسد که تمام افراد در این محاصره از بین بروند و حتى ممکن است یک عده‌اى از افراد ما را دستگیر کنند و من به این خفت و ننگ تن در ندادم و برای ملت ایران نتوانستم تحمل بکنم اما این ارتش را خدا حفظ کرده برای حفظ ملت ایران ارتش وظیفه‌دار حفظ حیثیت مملکت است دو نفر از افسران خوب هم در آن موقع با من بودند یکى سپهبد به شاه بختى که آن موقع سرتیپ بود او را احضار کردم یکى هم سرهنگ گپگو را محرمانه با آنها تبادل افکار کردم و از سه طرف به آنها حمه کردم شب پانزده من با دو هزار سربازى که با خود داشتم حمله کردم به دوازده هزار نفر سواره و پیاده و همان عملى را کردم که پس از چهل و هشت ساعت جنگ هشتصد نفر زنده گرفتم و پس از آن دیگر تا مال بچه‌هاى ولایت ثلاث به آسایش هستند و زندگیشان در امن و امان باقى ماند آن وقت به این فکر نرفتم که اگر آخرین سرباز من کشته شد و خودم کشته نشدم انتحار کنم و تمام اسناد رمزى که همراه داشتم سوزاندم که مبادا بدست آنها بیفتد این طور فکر کردم که یا بعد از من خواهند گفت که مرد شجاعى بوده و تن درنداده است که درمحاصره باقى بماند یا این که خواهند گفت مرد دیوانه‌اى بوده به هر حال بهتر از این بود که تسلیم شوم آقای مهندس رضوى شما اگر خادم می‌خواهید پیدا کنید در مملکت تاریخ را مطالعه کنید بنده عرض نمى‌کنم که خائن وجود ندارد اما اشخاصى هستند که جن دادند و خیانت کردند سرلشکر امین در نهایت جوانى و قدرت جان داد (مهندس رضوى - من هم از طرف او عرض کردم) این که عرض مى کنم نه از نقطه نظر خودنمایى است بلکه از نظر احترام ارتش است 80 سال جدم 70 سال پدرم 60 سال خودم دو ثلث عمرمان در ارتش این مملکت گذشته از جنگ‌هاى هرات تا شهریور 20 ما در تمام جنگ‌ها شرکت داشته‌ایم پرونده‌هاى مرا به بینید اگر کوچکترین اشتباه نظامى کوچکترین اشتباه سیاسى یا جرایانات سویى در ما پیدا کردید من تمام حیثیاتم را به شما مى‌دهم می‌دانید چه حیثیتى؟ نه حییثت حرف حیثیت این که در مرتفع‌ترین قلل که اعلیحضرت فقید فرمان سپهبدى به من دادند با چهار ورقه تلگراف تقدیر از خدمات تمام دوره سربازى من من نه بهداشت داشم نه قرنیه چشم و در حقیقت این فرمان روى جسد من صادرشده بود راجع به موضوع این که آقای مهندس رضوى دو سه مرتبه تکرار فرمودند و پیشنهاد فرمودند که آقای سپهبد اگر شما نمى‌توانید وزارت جنگ را اداره کنید بروید منزلتان (مهندس رضوى - صحیح است) اگر من بگویم می‌توانم یا نمى‌توانم سندى نیست اگر آقای مهندس رضوى هم بگویند من می‌توانم یا نمى‌توانم باز هم سندى نیست تصدیق لیاقت من پیش ملت است تصدیق توانایى و ناتوانى من پیش نمایندگان مجلس است احتیاجى ندارد که عرض کنم به شهادت یک عده‌اى که مطلع هستند من در این کابینه و کابینه قبل و کابینه ما قبل آن جدیت کردم که شرکت نکنم می‌دانید چرا قبول کردم؟ اول برای این که اطاعت اراده فرمانده محبوبم را کرده باشم دوم به فکر افتاد‌م که در این دنیاى متشنجى که فرداى هیچکس معلوم نیست چیست مبادا پیش‌آمدهایى مثل شهریور و آذر پیش بیاید (نمایندگان - صحیح است) و من از فداکارى در راه ملت ایران محروم بمانم (احسنت) من به صندلى وزارت نچسبیده‌ام آقای مهندس رضوى کسی به صندلى وزارت نمى‌چسبد که نتواند کارى بکند این حرف شامل من نیست من که به خواست خداوندى استعداد و لیاقت آن را داشته‌ام و چهل سال توانستم برگرده اسب بنشینم و بهترین خدمات را برای ملت ایران انجام بدهم و حالا هم شکر مى‌کنم خداى متعال را که این قدرت را از من سلب نکرده و هر ساعت به پست‌هاى نظامى خودم مشغول بشوم از بهترین فرماندهان ایران هستم پس به صندلى نچسبیده‌ام من به مراتب خدمت ارتش را به پست وزارت ترجیح می‌دهم من چه احتیاجى دارم من سربازم من مقصودم فداکارى است در راه ملت آن تاریخ و آن شما و آن من آقای مهندس رضوى من افتخار به صندلى و پست وزارت نمى‌کنم من افتخار به جراحت‌ها و شکستگى‌ها‌ى استخوانم مى‌کنم من افتخار مى‌کنم که قسمت اعظم بیغوله‌هاى این مملکت را سینه اسب من شکافته من افتخار مى‌کنم که یک وجب خاک‌هاى غرب و قسمت اعظم مرزهاى کشور را سم اسب من کنده من افتخار به پشتیبانى ملت ایران دارم من افتخار به آراء نمایندگان دارم اگر می‌فرمایید خیر حاضرم الان رأی بگیرید من 80 درصد رأی دارم در این مجلس من سربازى هستم در راه مملکتم چه احتیاجى دارد (مهندس رضوى - من عرض نکردم رأی مجلس عرض کردم اگر نمى‌توانید اداره کنید) بنده عرض کردم دستگاه وزارت جنگ و ارتش مثل سایر دستگاه‌هاى کشور نقیصه دارد و نواقصى دارد اما نمایندگان هم تصدیق بفرمایند که بهتر از سایر دستگاه‌هاى مملکت است (صحیح است) اعتراف می‌کنم یک بودجه‌اى را کشور به ما می‌دهد اما در برابر یک رژه‌ای که دیروز دیدید که سربازى که در مملکت هست از نمایندگان می‌پرسم تصدیق می‌فرمایید از پست آرارات تا سبزى‌فروشى تهران را کى محافظت می‌کند غیر از سرباز؟ کى یک پاسان یایک ژاندارم دیدید که دو سرباز عقبش نیست؟ آیا اوامر دولت را سرباز اجرا نمى‌کند؟ حتى جمع‌آورى غله هم با سرباز نیست؟ (صحیح است) توى سربازخانه سرباز نیست آقا؟ ارتش با کمال درستى وظایف خودش را انجام می‌دهد ولى همان طور که عرض کردم نواقص زیادى هست که باید مرتفع شود اما چنان که نمایندگان محترم توجه می‌فرمایند صدى 80 از دستگاه‌هاى دیگر بهتر است من یک موضوع را از شما مى‌پرسم آقای مهندس رضوى آیا شما در دستگاه‌هاى دیگر جاى اعتراضى ندیدید که همه‌اش به ارتش اعتراض کردید؟ کدام تابستانى است که بچه‌هاى معصوم یا بیو‌ه زن‌ها از بى‌یخى ضجه نکشند؟ و کدام خانه‌ای است که از بى‌آبى فریاد نکشد بنده راجع به سایر مسایل چیزى عرض نمى‌کنم و فقط در اطراف ارتش صحبت می‌کنم در هر حال اطمینان داشته باشید که ارتش در این مملکت تا جان دارند ایمان دارند هیچ چیز آنها را خسته نمى‌کند هیچ‏ چیز آنها را فرسوده نمى‌کند یأس در زندگى آنها حکمفرما نخواهد شد روز به روز هم قوى و قوی‌تر خواهند شد برای خدمت به مملکت (احسنت‏)

مهندس رضوى - چون مطالبى که فرمودند همه‌اش راجع به عرایض من بود که تحریف فرمودند اجازه می‌خواهم جواب بدهم‏.

5 - تقدیم لایحه راجع به 4 دوازدهم بودجه مملکتى از طرف آقای وزیر دارایی‏

رئیس - آقای وزیر دارایی‏

وزیر دارایی - صحبت زیادى با آقایان ندارم از یک طرف ما در حال اقدام هستیم و از یک طرف هم آقایان مسبوق هستید که بودجه امسال مملکت از موقعى که داده شده بود تاکنون مجال وسیعى برای رسیدگى آن نبود با این که بودجه کل تقدیم شده بود چون کارهاى دیگرى در پیش آمد مجالى

+++

نشده است و با این که نه ماه از سال می‌گذرد در این 9 ماه مخارج و حقوقات به وسیله یک دوازدهم پرداخته شده از طرف دیگر دولت در نظر دارد که 3 ماه قبل از سال آینده بودجه سال آتیه را تقدیم کند برای تنظیم بودجه سال آینده محتاج یک چند تبصره بوده است که ضمن قانون بودجه امسال تقدیم شده بود یا ضمن یک دوازدهم قبلاً پیشنهاد شده است ولى به طوری که آقایان مسبوق هستند این تبصره‌ها تصویب نشده به این جهت دولت نمی‌تواند بودجه سال آینده را تنظیم کند و از طرف دیگر راجع به بودجه امسال که مجالى برای استرداد و تصحیحش نیست لایحه‌اى تقدیم می‌شود تقاضاى فوریتش را نمى‌کنم برای این که به کمیسیون برود (در این موقع آقای صدر کشاورز به وسیله زدن دست روى میز اجازه خواستند) (رئیس - مگر جلو آقایان مداد نگذاشتند؟) (صدر کشاورز - نخیر) (رئیس - آقای وزیر دارایی بفرمایید) تقاضاى فوریتش نشده است که مجالى باشد اگر آقایان محترم نظریاتى دارند بفرمایند که در کمیسیون حاضر بشود و راپورتش بیاید برای مجلس این دو قسمت است یکى قسمت راجع به یک دوازدهم است که تصویب آن برای تنظیم بودجه سال 1328 مؤثر است و یک قسمت دیگر راجع به تبصره‌ها

رئیس - به کمیسیون بودجه فرستاده می‌شود.

(در این موقع جلسه از اکثریت افتاد)

رئیس - اکثریت برای مذاکره نیست .

مهندس رضوى - پس نوبت من محفوظ بماند.

رئیس - هر چند به شخص شما چیزى نگفتند ولى بسیار خوب نوبت شما محفوظ است‏.

مهندس رضوى - از آقایان همکاران محترم استدعا می‌کنم ده دقیقه در مجلس تشریف بیاورند عرایض من را بشنوند و تشریف ببرند.

6 - موقع ودستور جلسه بعد - ختم جلسه‏

رئیس - پیشنهادى داده شده بود آقای دهقان هم مخالفت کردند و محتاج برای بود الان برای مذاکره هم عده کافى نیست چه رسد برای رأی بنابراین جلسه را به پس فردا موکول مى‌کنیم‏.

(جلسه نیم ساعت بعدازظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملى - رضا حکمت‏

+++

یادداشت ها
Parameter:294440!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)