کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
5.0 (1)
محمد محمودی کیا: استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی
[1399/01/30]

تأملی بر تحلیل هابرماس از جهان در عصر کرونا  

 

 محمد محمودی کیا استادیار گروه اندیشه سیاسی در اسلام پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در مصاحبه اخیر فیلسوف برجسته آلمانی، یورگن هابرماس با یک روزنامه آلمانی در خصوص تحلیل وضعیت جهان عصر کرونا  نکاتی را یافته و در این یادداشت می‌کوشد با نگاهی تطبیقی به بررسی برخی از دیدگاه های وی با آموزه های الهی و به ویژه نص مقدس قرآن بپردازد.

 

یکی از این جملات کلیدی یورگن هابرماس در مصاحبه با روزنامه «فرانکفورتر روندشاو» طرح این دیدگاه است که «هیچگاه تا به امروز ما چنین آگاهی نسبت به جهل و اجبارمان در شرایط زندگی تحت شرایط نامعلوم نداشته ایم».

 

در واقع هابرماس به درستی به چالش و تنگناهای علم مدرن در مرتفع نمودن نیازمندی های اساسی انسان یعنی تامین سلامت و امنیت اشاره می کند. از این منظر، تفکر اگزیستانسیالیستی علم گرایانه عاری از معنویت و خداباوری جهان مدرن شاهد ناکارآمدی در مبانی نظری معرفت شناختی و هستی شناختی خود است. 

 

از همین منظر هابرماس در واکنش به ادعای نیچه مبنی بر این که «خدا مرده است» بدین صورت عکس العمل نشان می دهد که «هر نوجوانی که مستعد ادبیات باشد، نیچه را با صدای بلند رد می‌کند و من نیز چنین خواهم کرد».
نظر هابرماس موید این دیدگاه توحیدی است که بشر در هر عصری و با هر میزان از دسترسی به دانش، همچنان حجم نادانسته های آن بیش از حجم معلومات آن است. قرآن کریم این موضوع را در آیه ۸۵ سوره اسراء بدین صورت مورد تاکید قرار می دهد که «وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا». از این آیه چنین مستفاد می شود که، تمام علوم بشری، هدیه الهی است؛ و این که دانش انسان محدود و بسیار اندک است.

 

از منظر قرآن کریم، علم، کارکردی ابزاری برای فهم پدیده های جهان هستی دارد و علی رغم ظرفیت بالای شناختی آن همچنان قادر به تفهیم وجه غالبی از موضوعات جهان هستی همچون مابعدالطبیعه یا متافیزیک نیست و قلمروی آن محدود و محصور به امور مشاهده پذیر جهان هستی است.

 

لذا بشر در هیچ عصری بی نیاز از نگرش ها و باورهای عمیق خود نسبت به خالق هستی نبوده و نیست. در واقع کارکرد اصلی دین، زنده نگاه داشتن این باورهای فراتاریخی است. لذا نگارنده نیز در این بخش با دیدگاه سیدعلی محمودی همنواست که «اگر چه برخی موضوعات فهم ناپذیرند، ولی می توانند باورپذیر باشند» و صدق و کذب آنها در حوزه و قلمرو علم نیست. 

 

بحث دیگری که در این نوشتار بر آن تمرکز خواهم داشت تاکید هابرماس بر ارزش ذاتی انسان در برابر دیگر موضوعات و دغدغه های سیاسی و اقتصادی است. وی چنین تصریح می کند «تلاش دولت برای نجات زندگی هر انسانی باید در اولویت مطلق نسبت به جبران ضرر اقتصادی قرار داشته باشد».

 

این دیدگاه وی نیز کاملا هم راستا با بنیان های تفکر توحیدی و نص آیات مقدس قرآن است. 
قرآن کریم در آیه ۳۲ سوره مائده این چنین تصریح می کند که «أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا». از این آیه چنین مستفاد می شود که هیچ ارزشی بالاتر از حفظ ارزش و کرامت انسان نیست و نمی توان انسان را فدای مطامع اقتصادی و سیاسی کرد. این در حالی است که جهان سرمایه داری، همه چیز حتی انسان را فدای خوی سرکش و استکباری خود می کند و انسان را تا سر حد حیوان مصرف کننده تنزل می دهد. در چنین افکاری آنچه اصالت دارد دستیابی به سود بیشتر است و همه چیز از اخلاق گرفته تا محیط زیست، می بایست قربانی این هدف واقع شود.

 

در مجموع نگارنده با توجه به اشتراکات فراوان در تفسیر و فهم واقعیات جهان معاصر میان فیلسوفان و اندیشمندان جهان، فارغ از مذهب و مرام سیاسی، این ادعا را مطرح می کند که جهان کنونی جهان گفت و گو و  تعامل بین گفتمانی است تا از این طریق غبار زمانه از چهره حقیقت برگرفته شود و صورت نورانی آن بر همگان نمایان شود.

منبع: ایرنا

    بازدید:210
    یادداشت ها
    Parameter:305595!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار