کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » مقالات
4.0 (1)
تاریخ‌نگاری معاصر ایران
[1399/02/02]

تأملی بر «نقد تاریخ‌نگاری معاصر»  

دکتر فریدون شایسته

 

درآمدی بر مقاله

دکتر پیروز مجتهدزاده از چهره‌های نام آشنا و صاحب قلم در دوره‌ی ما به شمار می‌رود از نامبرده کتب و آثار متعدد و خواندنی به زیور طبع آراسته شده و درمجلات و نشریات علمی و پژوهشی به چاپ رسیده است.

در این مقاله سعی شده است که دیدگاه‌های دکتر مجتهدزاده به عنوان "نقدی بر تاریخ‌نگاری دوره‌ی معاصر" مورد بازخوانی و نقد قرار گیرد امید است خوانندگان این اثر، از مطالعه‌ی این نوشته بهره گرفته و مقاله‌ی حاضر توانسته باشد که همه‌ی ما را در تبیین وفهم درست و منطقی رویدادها و پدیده‌های تاریخی یاری رساند.

دکتر پیروز مجتهدزاده، یکی از مهم­ترین مشکلات پیش‌رو در تاریخ‌نگاری را دو عامل: 1- عدم رعایت بی‌طرفی علمی از سوی تاریخ‌نویسان 2- حس قهرمان‌پروری مورخان دانسته است. (مجتهدزاده، 1384، ص12) و (مجتهدزاده، 1389،صص23-22). او معتقد است که نسبت به شخصیت‌هایی چون: میرزامحمدتقی‌خان امیرکبیر، دکتر محمد مصدق و... بزرگ‌نمایی صورت گرفته است او با کاهش جایگاه و ارزش اقدامات ترقی‌خواهانه و ملی اشخاص نامبرده می‌کوشد که شخصیت‌هایی چون: حاجی میرزا آقاسی و میرزا‌آقاخان نوری را از چهره‌های خدوم ملی ولی جفادیده معرفی کند و براین اعتقاد است که بزرگ‌نمایی برخی از چهره‌های ملی موجب شده است که جایگاه رفیع شخصیت‌های سیاسی برجسته‌ی دیگری همچون: آقاسی و نوری به عمد به فراموشی سپرده شده و یا آنان متهم به نادیده گرفتن منافع ملی در روزگار خود شده­اند.

دکتر مجتهدزاده در مقاله­ی جغرافیایی سیاسی جنبش‌های ایرانیان، بخش سوم، در باره­ی اقدامات حاجی میرزا آقاسی می‌نویسد:

"حاجی میرزا آغاسی در سال 1219 هـ.ش‌(1840م) در اعلامیه‌ای رسمی همه‌ی جزیره‌های خلیج فارس را از آن ایران دانست این اقدام و اقدام دیگر حاجی میرزا آغاسی در فرستادن نیرو برای فرو نشاندن سرکشی‌های کامران‌خان در هرات و دیگر همدستان بریتانیا در آن بخش از کشور، رهبران بریتانیا را چنان خشمگین ساخت که دشنام‌دهی به وی را آغاز کردند و او را "دیوانه" و "احمق" خواندند و با برنامه‌ای مشخص بدگویی از وی را در ایران اجرا کردند. شوربختانه برخی از تاریخ‌نویسان ایرانی در دوره‌های بعد نیز ناخودآگاه همان روش را نسبت به حاج میرزا آغاسی پیگیری کردند". (مجتهدزاده، 1385، ص29).

وی در دفاع از دوره‌ی صدارت میرزاآقاخان نوری در همان مقاله خاطرنشان می‌سازد که: "اقدام میرزاآقاخان نوری در گسیل نیرو به بندرعباس و شکست سلطان عمان و نماینده‌اش در آن دیار در 1235هـ.ش (1856م) و اقدام بعدی وی در 1236 هـ.ش (1856-1857م) در گشودن هرات وکوتاه کردن دست عوامل محلی بریتانیا تا آن اندازه سبب خشم امپراتوری هند بریتانیا شد که در فراهم آوردن مقدمات پیمان صلح 1236 هـ.ش (1857م) پاریس میان ایران و بریتانیا، انگلستان برکناری صدراعظم نوری را نخستین شرط قرار دادند و چون این شرط پذیرفته نشد، دشنام‌دهی و تهمت‌زنی به وی آغاز گردید بریتانیا همانند طرحی که در مورد حاجی‌میرزا آغاسی به اجرا گذاشت تا توانست صداعظم نوری را نیز در ایران بدنام کند و جای تأسف است که برخی از تاریخ‌نویسان ایرانی برای بزرگ‌تر جلوه دادن امیرکبیر، از داوری‌های یک جانبه و غرض‌آلود نسبت به صدراعظم نوری کوتاهی نکرده‌اند". (همان، صص30-29)

دکتر مجتهدزاده، مهم‌ترین مشکل تاریخ‌نویسی در ایران را در طی دویست سال گذشته "قهرمان‌پروری" می‌داند ولی او به­جز ذکرنام حسین مکی از هیچ فرد دیگری نام نمی‌برد که به پندار وی در طی دو قرن اخیر با نگاه "قهرمان‌پروری" به تاریخ‌نگاری روی آورده باشند مهم­ترین اشکالی که به این اظهارنظر وارد است این است آیا می‌توان برای ارائه شواهد جهت تأیید این ادعا، تنها به یک نفر که تازه جایگاه وی به عنوان یک مورخ مورد نقد جدی است، اشاره داشت؟

آثار حسین مکی از جمله: تاریخ بیست ساله ایران (هشت جلد)، زندگی سیاسی سلطان احمدشاه قاجار، مدرس قهرمان آزادی (2جلد) و... تنها انعکاس اشعار، نوشته‌ها و ارائه اخبار و گزارش‌های نشریات همان ایام بوده و از شیوه­ی تاریخ‌نویسی سنتی هم استفاده به عمل نیامده است حال چگونه فردی به نام حسین مکی می‌تواند به عنوان یک رجل تاریخ‌نگار برجسته در انحراف واقعیات تاریخی دویست ساله‌ی گذشته مورد اتهام قرار گیرد؟

دکتر مجتهدزاده، به بی‌طرفی به عنوان یکی از ویژگی‌های برجسته تاریخ‌نگاری اشاره می‌کند ولی خود چندان به این ویژگی پایبند نیست و از آن عدول کرده است:

1- وی در پی‌نوشت‌ مقاله جغرافیایی سیاسی جنبش‌های ایرانیان، بخش سوم، می‌نویسد: "در مرداد 1332، هنگامی که آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی، پس از مشاهده خطرات بزرگ ناشی از همکاری دکتر محمدمصدق با حزب توده، از همکاری با آنان خودداری ورزیدند و در برابر خطر ویژگی سیاسی حزب توده برکشور قیام کرد و ..." او برای این اظهارنظر خود از روش معمول در تاریخ‌نویسی حتی سنتی یعنی ارجاع به اسناد و مدارک متقن و بی‌طرف، سرباز زده است آیا دیدگاه دکتر مجتهدزاده در مورد شخصیت دکتر مصدق بنا به آن چه که از نوشته‌هایش برمی‌آید، برخاسته از ویژگی "بی‌طرفی علمی" است؟ کدام منبع و مأخذ تاریخی از همکاری دکتر محمدمصدق با حزب توده سخن گفته است که دکتر مجتهدزاده گویی برای اثبات واقعیت مسلم‌ تاریخی (fact) خود را بی‌نیاز به ارائه شواهد (Evidences) دانسته است.

2- بی‌طرفی مورخ مسئله‌ای است که "تویسیدید" مورخ صاحب‌نام دوره‌ی یونان باستان خود را سخت بدان پایبند دیده است و بین نوشته‌های او و هرودت- پدر تاریخ- از این جهت باید تفاوت‌ فاحشی را قائل بود اما دکتر مجتهدزاده گاهی آن‌چنان در تاریخ‌نویسی و یا به بیان درست‌تر، اظهارنظرهای تاریخی، در امواج علایق ملیت‌گرایانه، دچار عواطف و احساسات شدید شده که به نظر این قلم، از بی‌طرفی علمی و حتی ارائه اسناد و مدارک متقن خود را بی‌نیاز کرده است این اظهارنظر  از سوی وی می‌تواند قابل توجه باشد:

"گمان می‌رود که مردمان سرزمینی یونانی که امروز "قبرس" خوانده می‌شود، نام سرزمین خود (Cyprus) را به گونه‌ای از به هم آمیختن نام کوروش=Cyprus و پارس= Parsa ساخته باشند هم‌چنان که شاید نام کنفدراسیون قبیله‌ای قریش= Quraish در شبه جزیره عرب، از خوانش عربی نام کوروش در آن دوران بوده است". (مجتهدزاده، 1385، ص6).

اگر در تاریخ تا حال به شخصیت‌های سیاسی دوره معاصر چون: حاج میرزاآقاسی و میرزا آقاخان نوری جفا رفته است چگونه می‌توان شخصیت‌های برجسته‌ی تاریخ‌نگاری این دوره را که خود و آثار آنان دارای "وجاهت علمی" هستند را به آسانی و سادگی، متهم به عدم بی‌طرفی، نگرش قهرمان‌پروری و .... دانست؟

مرحوم دکتر عبدالحسین نوائی که بدون تردید از تاریخ‌نگاران برجسته‌ی دوره‌ی تاریخ معاصر است در مورد شخصیت و اقدامات حاج میرزا آقاسی در یکی از آثارش می‌نویسد: "حاجی میرزاآقاسی، آن درویشک بی‌اطلاع نادان، وقتی نتیجه افتضاح‌آمیز نقشه‌های سیاسی عمال سیاسی و نظامی و فنی روسی در حمله­ی هرات را به چشم دیدو تزلزل کار سلطنت قاجاریه را بر اثر شکست محاصره‌ی هرات و تصرف جزیره خارک به دست سربازان این انگلیسی مشاهده نمود به خوبی دریافت که دولت انگلستان در عرصه‌ی سیاست جهانی، چه در زمینه دیپلوماسی و دسیسه‌کاری، چه در زمینه‌ی جنگ‌های بری و بحری، شیر نیرومند و استواری است و نمی‌توان دُم شیر را به بازی گرفت بر اثر این برداشت‌ خاص بود که حاجی از "خرس قطبی "برید و به "شیر دریایی" پیوست نخستین قدمی که حاجی در جهت منافع دولت بریتانیا برداشت این بود که دیگر به هرات و افغانستان توجه نکرد". (نوائی، 1369، ص 368).

دکتر نوائی در مورد شخصیت و اقدامات میرزاآقاخان نوری هم می‌نویسد: ..."او درست نقطه‌ی مقابل امیرکبیر بود فردی از جمله اعیان بدون اطلاع از اوضاع جهان، علاقه‌مند به ثروت و قدرت و شیفته تشخص و تجمل و بی‌اعتنا به مردم و سرنوشت کسانی که وی بی‌هیچ‌گونه لیاقتی برایشان حکومت می‌کرد و بدیشان فخر می­فروخت او برای رسیدن به قدرت حتی به ننگ تبعیت و اطاعت از انگلیسی‌ها تن در داده بود درزمان او بود که حسام‌السلطنه، سلطان مراد میرزا، هرات را فتح کرد و آماده بود که سراسر افغانستان را تصرف کند اما میرزا آقاخان برای حفظ منافع انگلستان، به کشور خود خیانت کرد و سلطان مراد میرزا را از ادامه جنگ بازداشت و بالاخره او بود که برای استمالت خاطر انگلیسی‌ها، فرخ‌خان امین‌الملک کاشی را به دربار ناپلئون فرستاد تا به وساطت امپراطور فرانسه با لردکاولی سفیر انگلیس در پاریس وارد مذاکره شود و در برابر خواست دولت بریتانیا سر تسلیم فرود آورد". (نوائی، همان، ص 625)

دکتر نوائی از معدود رجال تاریخ‌نگار ایرانی است که در تاریخ‌نگاری خود از منابع اصلی، منابع دست دوم، تحقیقات تازه و حتی از سفرنامه‌ها، خاطرات و مکاتبات دولتی استفاده کرده است شأن و جایگاه‌ وی از این جهت مثال­زدنی است حال با مطالعه دیدگاه­های او می‌بینیم که نسبت به اشخاصی چون: میرزاآقاسی و میرزاآقاخان نوری جفائی نرفته است.

گذشته از دکتر نوائی، عباس امانت در کتاب علمی خود به نام: قبله‌ی عالم: "ناصرالدین‌شاه قاجار و پادشاهی ایران (1313-1247)" با مورخ فقید- نوائی- همداستان است آیا این گفته از حاج میرزاآقاسی که: "امور حکومتی را چنان آشفته و بی‌نظم می‌سازد که جانشین‌اش دیگر هیچ وقت نتواند اصلاحش کند". (امانت، 1385، ص18). نشان می‌دهد که به این شخصیت ملی و خدمتگزار جفا شده و به همان نسبت به اشخاصی چون: قائم مقام فراهانی توجه ویژه‌ای به عمل آمده تا حس تشنه­ی "قهرمان‌پروری"  تاریخ‌نگار ما سیراب شود؟ همین تاریخ‌نگار درباره میرزاآقاخان نوری هم می‌نویسد: "انتصاب نوری پیروزی بزرگی برای مهد علیا و در واقع برای همه‌ی اشراف قاجاریه بود چنان که برای خود نوری و حامی انگلیسی‌اش، جاستین شیل، نیز موفقیت بارزی به شمار می‌رفت". (همان، ص 216)

پایان‌بخش این مقاله نامه‌ای است که صدراعظم جدید- میرزاآقاخان نوری- جانشین امیرکبیر به ناصرالدین­شاه نوشته است و داوری این مقاله هم به عهده‌ی خوانندگان خواهد بود: "بحمدالله میرزاتقی‌خان غیرمرحوم به دَرَک واصل شده خداجان این چاکر و جمیع‌اولاد آدم و عالم را فدای یک جمله دست‌خط مبارک سرکار اقدس شهریاری بنماید این بنده میرزا تقی‌خان نیست که خود زور داشته باشد و هوایی، تسلط چاکر، اعتبار شاه است". (همان، ص281).

 

پی‌نوشت‌ها:

  1. امانت عباس، قبله‌ عالم (ناصرالدین‌شاه قاجار و پادشاهی ایران)، ترجمه حسن کامشاد، تهران، نشر کارنامه- مهرگان، چاپ اول 1385.
  2. مجتهدزاده پیروز، دموکراسی و هویت ایرانی (بحثی در جغرافیای سیاسی ایران و ایران‌شناسی)، ماهنامه اطلاعات سیاسی- اقتصادی، سال بیستم، شماره پنجم و ششم، بهمن و اسفند 1384، شماره مسلسل 222-221.

- مجتهدزاده، پیروز، جغرافیای سیاسی جنبش‌های ایرانیان (بخش سوم)، شماره نهم و دهم، خرداد و تیر 1385، شماره مسلسل 226-225.

- مجتهدزاده، پیروز، دادگری پدیده‌ای از هویت ایرانی (بخش دوم)، شماره هفتم و هشتم، فروردین و اردیبهشت 1385، شماره مسلسل 224-223.

- مجتهدزاده، پیروز، هویت ملی و تاریخ‌نگاری، نشریه کتاب ماه (تاریخ و جغرافیا)، شماره 144؛ اردیبهشت 1389، صص 23-22.

3. نوائی، عبدالحسین، ایران و جهان (از قاجاریه تا پایان عهد ناصری)، جلد دوم، تهران، مؤسسه نشر هما، چاپ اول 1369.

    بازدید:628
    یادداشت ها
    Parameter:305612!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار