کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » خواندنی‌ها » دنیای کتاب
0.0 (0)
معرفی کتاب
[1399/03/11]

به پاس «یادها و یادگارها»  

 

زادگاه هر فرد، برای او فقط مکانی جغرافیایی نیست، شهری نیست مانند همه‌ی شهرهای دیگر. «زادگاه»، سرشار از معنا و احساس است، چیزی که در هیچ جای دیگر از این دنیای پهناور ، در هیچ شهری و هیچ آبادی دیگری احساس نمی‌شود. وطن و زادگاه، بوی کودکی و سادگی و صفا می‌دهد.

بوی مکتب و مدرسه، بوی کوچه و  بازار بی‌ریای روزگار گذشته، بوی چادر گل گلی مادرها و مادر بزرگ‌ها، بوی محبت پدر و عشق کمتر ابراز شده پدر‌ها و پدر بزرگ‌ها، بوی همسایگی، بوی همراهی، بوی با هم بودن و شاید وطن، بیشتر بوی انسان می‌دهد .

در حوزه کتاب و دفتر هم، گاهی که از زادگاه و وطن حرف و حدیثی باشد، یک جور دیگر است.

من معمولاً هر کتابی که دستم برسد نمایه و فهرست آن را نگاه می‌کنم تا بدانم لغت «آشتیان» و «آشتیانی» توی آن هست یا نه؟ همین طوری به این لغت حساس هستم .

این هم یک حس خاصی است؛ حساسیت نسبت به بوی زادگاه! نسبت به اسم آشتیان.

شاید همه به اسم وطن خود حساس هستند و ما آشتیانی‌ها هم، هر جا که باشیم شب‌ها پایمان را به طرف آشتیان می‌کشیم و می‌خوابیم و خیلی وقت‌ها خوابِ « میدان بازار » را می‌بینیم.

دوستانی که در دور دست‌ها و در فرنگ هم زندگی می‌کنند گاهی از آشتیان می‌نویسند و معلوم است به یاد این کهن ‌بوم‌وبر هستند. چه خوش فرمود صائب که:

شکر این معنی که در غربت عزیزی یافتی

حق شناسی کن، ز اخوان وطن غافل مشو

اما استاد صادق حضرتی آشتیانی، برای من جلوه و سیمای یک انسان پر‌تلاش و پر‌جوش و ناآرام است. احساس می‌کنم همیشه نگران کارهای ناتمامش است. همیشه مضطرب است که دیر شود. شاید به همین خاطر است که او هم دارای فضل تقدم است و هم تقدم فضل .

آشتیان‌پژوهی با آثار و نوشتار ایشان در دورۀ ما رونق گرفت و پُر برگ و بار شد.

از نزدیک با زحمت و کوشش طولانی ایشان آشنا هستم. گاهی برای یک برگه، برای یک عکس و برای یک سند در مورد شهر و دیارمان بار‌ها با کسانی صحبت می‌کند و سفر می‌کند و گاهی التماس می‌کند تا کار را به نتیجه برساند. به قول رهی معیری :

هرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود

هر کجا باشد تنی اهل وطن را سر بود

هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباست

نغمه‌های بلبل این باغ رنگین‌تر بود

هرکه از نام وطن دارد کلام او نشان

نامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود

 

استاد حضرتی برای گرد‌آوریِ آگاهی‌های بکر و نوی از تاریخ و فرهنگ آشتیان، از میان کلام و گفتار پیران، از لابلای اسناد و نوشته‌های کهن، ازجوشن‌نویسی و سقف‌نویسی خانه‌هایی که اکنون ویران شده است و از برگ برگ صفحات صد‌ها کتاب و نسخه و مقاله برای ما و شما و برای امروز و فردای این مرز و بوم و برای جوان و پیر این شهر تحفه‌ای ارزشمند و هدیه‌ای ارجمند گرد آورده‌اند.

تاریخ‌های محلی هر شهر که به دست اساتید و آگاهان آن مناطق نوشته شده است و می‌شود، بدون شک حلقه‌های مفقود و برگ‌های زرین کتاب بزرگ و قطور تاریخ سترگ ایران ماست. بدون آنها پیشینۀ این فرهنگ و تمدن نه شناخته می‌شود و نه سنگ بنایی برای آینده نهاده می‌شود.

این کتاب با نام «یاد و یادگار»، دارای چهار بخش کلی است:

بخش یکم: مشتمل بر هشت فصل، در تاریخ و فرهنگ، آثار و بناهای دورۀ صفوی، قاجار، اوضاع اجتماعی دورۀ قاجار و پهلوی، تاریخچه و بناهای قدیمی روستاها، سیاوشان و آشتیان از نگاه سفرنامه نویسان، مشاغل سنتی و ....

بخش دوم: در معرفی خاندان‏های بزرگ، مشتمل بر شش فصل.

بخش سوم: در دو فصل، شامل معاریف و مشاهیر و خوشنویسان و کاتبان.

و بخش چهارم: به فهرست‏ها اختصاص دارد.

از امتیازات این کتاب صدها تصویر و سند است که بسیاری از آن‌ها در هیچ کتاب و دفتری یافت نمی‌شود و برای اولین بار منتشر شده است.

باز از خصوصیات کتاب، مقدمه ممتـع و خواندنی استاد فقید دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی است، که به بهترین صورت و با برترین ادبیات شکل گرفته است. یک قطعه از مقدمه فخیمۀ استاد باستانی پاریزی  در مقدمه کتاب چنین است:

«... خداخدا می‏‌کردم که تا من حیات دارم کسی برای تفرش و آشتیان و فراهان تاریخچه محلی ننویسد - یا اگر بنویسد از من مقدمه نخواهد - زیرا نوشتن مقدمه بر کتاب ناحیه‏‌ای که مولد صدها وزیر و وکیل و دبیر و منشی و نقاش و مستوفی و خطاط و موسیقی‏دان – آن هم در حد ممتاز - بوده است، کار حضرت فیل است و چیزی است از نوع سهل و ممتنع - که جزء صنایع ادبی است.... آخر چه می‏‌شود نوشت، در باب شهری یا به قول قدیمی‏‌ها بلوکی اندکی کمتر از یک پانصدم، از وسعت ایران است  و در عین حال به تمام ایران صادرات منشی و مستوفی و محرر و محاسب و فیلسوف و مورخ و...، داشته است، و تعداد رجالی که از آشتیان و تفرش برخاسته و در ایران خصوصاً پایتخت پراکنده شده‌‏اند - از تعداد قلوه‏‌سنگ‏‌های پراکنده در کندر رودخانه آب‏کمره آن بیشتر، و اصلاً غیرقابل شمارش است.»

حاصل سخن اینکه گنجینه  ارزشمندی که اکنون در اختیار ما و نسل آینده قرار می گیرد، به خون دل سالیان فراهم آمده است. امید که قدر بدانیم و و ارج نهیم. لازم است زحمت و همت دوست بسیار عزیز جناب آقای محمد جعفر کمالی آشتیانی را نیز، در نشر این اثر سپاس گوییم.

دست استاد حضرتی را می بوسم و به همشهریان خودم به خاطر داشتن چنین فرهیختگانی تبریک می‌گویم.

عمرش دراز و سایۀ سبزش مستدام باد.

 

با احترام

دکتر مهدی سلیمانی آشتیانی

۳۱ اردیبهشت 1399

 

دکتر مهدی سلیمانی آشتیانی

 

ثبت سفارش و ارسال پستی

66973664 021

    بازدید:356
    یادداشت ها
    Parameter:305717!model&4732 -LayoutId:4732 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار