کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره اول مجلس سنا

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 1
[1396/06/19]

جلسه: 92 دوشنبه نهم اردیبهشت ماه 1330  

فهرست مطالب :

1- بیانات قبل از دستور‌- آقایان‌، فرخ - یمین‌اسفندیاری - مشیر‌فاطمی‌- بوشهری .

2- تصویب طرح قانونی راجع به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت ارسالی مجلس شورای ملی.

3- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‌.

مشروح مذاکرات مجلس سنا، دوره 1

 

 

جلسه: 92

دوشنبه نهم اردیبهشت ماه 1330

 

فهرست مطالب :

1- بیانات قبل از دستور‌- آقایان‌، فرخ - یمین‌اسفندیاری - مشیر‌فاطمی‌- بوشهری .

2- تصویب طرح قانونی راجع به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت ارسالی مجلس شورای ملی.

3- موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه‌.

 

مجلس ساعت پنج و ربع بعد‌از‌ظهر به ریاست آقای تقی‌زاده تشکیل شد.

رئیس‌- صورت جلسه هنوز توزیع نشده است و حاضر نشده است، صورت ‌جلسه پریروز‌، لذا تصویب آن می‌ماند برای بعد بنده می‌خواستم عرض کنم که دیروز یک ترتیبی پیش آمد و بعضی از آقایان به من تذکر دادند که اول بنا شد جلسه امروز صبح بشود و بعد بعضی آقایان تشریف برده بودند و چند نفر از آقایان دیگر چیزی امضاء کردند که جلسه دیروز عصر بشود و لذا بالاخره گفته شد تلفن بکنند به آقایانی که تشریف ندارند و رئیس بازرسی، به همه آقایان تلفن کردند بعد معلوم شد تلفن‌ها نرسیده لذا بنده دیدم خیلی از آقایان شاید ده بیست نفر، از آن بابت می‌خواهم عرض کنم به حق شکایت داشتند یعنی حق با آنها است. بنده گفتم که اصلاً غائبین دیروز را غایب با اجازه بنویسند و غائب بی‌اجازه ننویسند چون خبر نداشتند خیلی‌ها خیال می‌کردند که جلسه دیروز صبح می‌شود ولی بعد از آن که رفتند بنا شد عصر باشد البته آقایان حق داشتند و چیزی است که گذشته است و دیروز فوریتش مطرح بود که گذشته است و امروز خودش مطرح خواهد شد. آقای ایلخان فرمایشی دارید؟

ظفر‌ایلخان- بنده راجع به آن فرمایشاتی که آقای رئیس کردند به طور تذکر یا به طور اخطار مطالبی را می‌خواهم عرض کنم و آن این بود که جلسات مجلس سنا همیشه خیلی مرتب بود و قابل تمجید بود که مرتباً آقای رئیس تشریف می‌آوردند و همچنین آقایان نمایندگان به موقع می‌آمدند و هم به موقع اطلاع داده می‌شد و در جلسات خللی حاصل نمی‌شد. متأسفانه از روز شنبه به این طرف یک قدری اسباب بی‌نظمی در جلسات حاصل شد این را بنده می‌خواستم به طور تذکر عرض کنم زیرا در روز شنبه که جلسه مجلس سنا بنا بود صبح تشکیل بشود اطلاع داده شد که بعد‌ازظهر خواهد شد به بنده اول اطلاع داده شد که اصلاً جلسه نخواهد شد و جلسه به بعد موکول شد بعد اطلاع دادند که بعدازظهر ما جمع شویم تمام آقایان بعدازظهر روز شنبه حاضر شدند برای جلسه فوق‌العاده البته این اتفاقات پیش آمد. بعد در همان جلسه گفته شد که آقایان نمایندگان مجلس سنا صبح حاضر شوند نه به عنوان جلسه برای این که همه در مجلس حاضر و آماده باشند و جلسه فوق‌العاده بعدازظهر تشکیل خواهد شد این بود که بعضی از آقایان منجمله خود بنده در آن جلسه بخصوص به عنوان این که کاری نداریم و بعد خواهیم آمد یک قدری دیر آمدیم این بود که بنده اصلاً از رأی تمایل هم محروم شدم. بنده چون نمی‌دانستم جلسه حتمی است دیرآمدم و برای رأی تمایل حاضر نشدم و البته اگر می‌دانستم که جلسه خواهد شد قطعاً بودم و مطابق آقایان دیگر رأی تمایل به آقای دکتر مصدق می‌دادم و بعد هم در جلسه دیروز این کار محرز شد یعنی تقریباً به اتفاق آراء قرار شد که جلسه امروز صبح بشود، بنده اتفاقاً دیروز در بیرون‌ها بودم و ساعت شش، هفت به من گفتند آقا شما چرا جلسه سنا نرفتید گفتم جلسه فردا است گفتند لایحه نفت مطرح است و دو فوریت آن هم تصویب شد، راستش را بخواهید بنده اول باور نمی‌کردم ولی بعد دیدم درست شده است. بنده قصدم این بود که این کار ممکن است اصلاً به حساب هر یک از آقایان سناتورهای محترم دراین جلسه فوق‌العاده یک سوء‌تفاهمی وارد شود این است که در این جلسات فوق‌العاده خواهش می‌کنم همه آقایان حاضر باشند چون در خود جلسه ممکن است عقایدی نظری چیزی داشته باشند که آن فوت شود اگر نباشند در جلسه از مقام محترم ریاست استدعا دارم که ممکن است در این بحران دنیا هر دقیقه، هر آنی جلسه سنا لازم باشد که منعقد بشود یک وسیله‌ای فراهم بیاورند که هر دم بتوانند زودتر به آقایان اطلاع بدهند که در سر موقع خودشان حاضر شوند و از این گذشته دیگر اسباب گله دیگران نشود و حق هم دارند آقایان (صحیح است)

رئیس- آقا تنها چیزی که واقع شد همان جلسه دیروز بود که خود بنده عرض کردم که شکایت کردند و به حق بود و مال پریروز اینطور نبود. ما پریروز دو جهت داشت که صبح جلسه نکردیم و قبلاً هم خبر دادیم که جلسه نخواهد شد، اولاً  لایحه‌ای، چیزی در جلسه نداشتیم ثانیاً در جراید دیدیم که مجلس شورای ملی خبر کرده است که جلسه می کنند بعد معلوم شد که آنها هم برای عصر کرده‌اند گفتیم خوب ما که صبح هیچ کاری نداریم چه مانعی دارد که آنها بیایند و قبلاً هم یعنی صبح جمعه به همه اطلاع داده شد که صبح شنبه جلسه نیست ولی بعد اگر این مسائل پیش آمد و لازم شد به قول آقای بیات که فرمودند صبح و عصر همیشه مهیا باشیم هر چه فرمودید صحیح است و همچو اتفاقی دیگر نمی‌افتد و در گذشته هم نمی‌افتاد و بنده اینطور دیروز متوجه شدم و البته باعث شکایت و نگرانی بعضی از آقایان شد که بعد از آن که تشریف بردند دوباره قرار شد جلسه عصر تشکیل بشود و چون علاوه بر آقا که این مطلب را بیان فرمودید 3 نفر از آقایان محترم هم اجازه خواستند که شاید در این باب می‌خواهند صحبت کنند اگر اجازه می‌خواهند صحبت بکنند بفرمایند. آقای دکتر سعید مالک

+++

دکتر سعید مالک- یک قسمت از مطالبی را که من می‌خواستم به عرض برسانم آقای امیر‌حسین خان بختیار فرمودند. بنده خیلی متأسفم که وقتی کسی نماینده مجلس است همانطوری که موظف است در جلسات حاضر باشد همانطور حق دارد در هر جلسه اظهار عقیده بکند چطور می‌شود یک عده از اعضای آن مطلع نمی‌شوند و یک عده دیگر جمع می‌شوند و تصمیم می‌گیرند بنده هیچ اطلاع پیدا نکردم فقط دیشب در رادیو شنیدم که اینجا تصمیمی گرفته شده است. خوب این حق را نباید از بنده سلب بکنند زیرا که بنده هم حقی داشتم ( صحیح است ) بنده حق دارم مخالفت بکنم یا موافقت بکنم این که درست نیست در غیاب یک عده‌ای یک عده دیگر تصمیمی بگیرند وانگهی تصمیم اینطور گرفته شده بود که جلسه امروز صبح باشد با حضور همه وقتی که رفتیم معلوم شد که جلسه بعد‌از‌ظهر تشکیل خواهد شد هر روز تغییر نظر و تغییر عقیده داده صحیح نیست. اگر بنا شود که هر روز تغییر عقیده داده شود آن وقت شیرازه کار از هم پاشیده می‌شود با ارویه ین بنده هیچ موافق نیستم جلسه فوق‌العاده لازم نبود جلسه عادی می‌شد همه می‌آمدند‌؛ جمع می‌شدند و صحبت می‌کردند بنده اعتراض دارم که اینطور جلسه تشکیل شود بدون اطلاع تمام اعضای مجلس سنا

رئیس‌- آقای دکتر شفق

دکتر شفق‌- البته بنده تصدیق دارم که آقایان اعضای سنا در حدود آئین‌نامه ممکن است از مقام ریاست جلسه فوق‌العاده خصوصی تمنی کنند حتی جلسه عمومی و ممکن است مقام ریاست هم آن پیشنهاد را قبول بکند ولی خواستم به آقایان همکاران خودم عرض کنم لطفاً بعد از این فکر این را بکنند که دیگران هم حرفی دارند. شاید به علتی از علل یا شاید بی‌اطلاعی و یا به موجب یک قرار قبلی نتوانسته باشند حاضر باشند که در این صورت غافلگیر می‌شوند و این عمل سبب می‌شود که در آینده خدای نکرده در سنا هم یک دسته‌بندی‌های بی‌لزوم ایجاد می‌شود و ما تا امروز احتراز کرده‌ایم و انشاء‌الله تا ابد از این قبیل کارهای به عقیده بنده طفلانه احتراز خواهیم کرد این است که فقط برای دو، سه ساعت یک عده‌ای را بی‌خبر گذاشتن صحیح نیست این روح دموکراسی نیست همه ما ها می‌گوییم که ما دموکراسی می‌خواهیم آزادی می‌خواهیم در این صورت همه باید حق داشته باشند شرکت کنند تا فرصتی دست می‌دهد یک امضاء می‌کنیم که در ظرف سه ساعت اخطار بکنند حاضر شوند هر کسی حاضر شد شد هر کسی حاضر نشد نشد! این را کوچک فرض ننمایید استدعا می‌کنم نفرمایید این کار جزیی است این کار جزیی نیست این نمودار عللی است که در بین این مملکت و در بین این ملت سه ماه چهار نفر توانسته‌اند دموکراسی را زیر پا بگذارند و اسمش را بگذارند آزادی ( صحیح است) و از این به بعد اگر کسی بی‌اطلاع باشد و‌لو یک نفر هم باشد باید اطلاع بدهند که در یک همچو امر مهم ملی شرکت کنند.

رئیس‌- آقای فرخ

فرخ‌- بنده در مقابل فرمایشات آقای دکتر شفق دیگر عرضی ندارم ولی اگر یک نفر هم در جلسه نباشد نباید این رویه روز قبل را تعقیب کنند ( صحیح است)

رئیس‌- خودم عذرش را خواستم و عرض کردم به حق شکایت کردند خود بنده هم عقیده‌ام این بود که امروز صبح باشد ولی جماعتی امضاء کردند و خیلی اصرار کردند و گفتند با تلفن هم می‌شود اطلاع داد البته یک دفعه این طور اتفاق افتاد و مطلب راجع به فوریت بود خود طرح مطرح نبود و امروز مطرح می‌شود و انشاءالله دیگر تکرار نمی‌شود. بعضی از آقایان برای نطق قبل از دستور اسم‌نویسی کرده‌اند اگر موافقت بفرمایید بعد از دستور ( بعضی از نمایندگان‌- دستور دستور) آقا ما این رسم را نداریم که بگویند دستور، دستور به موجب نظامنامه باید نطق قبل از دستور باشد و من تمنی می‌کنم که بعد از دستور بفرمایید.

یمین‌اسفندیاری‌- بعد از دستور دیگر وقتی باقی نمی‌ماند که صحبت بشود

رئیس‌- آقای فرخ و آقای یمین‌اسفندیاری اسم‌نویسی کرده‌اند که بعد از دستور صحبت می‌کنند

یمین‌اسفندیاری‌- بنده بعد از دستور عرضی ندارم اگر اجازه بفرمایید حالا صحبت کنیم چون مربوط به دستور نیست.

دکتر حسابی‌- بنده معتقدم که ایشان مطلب خودشان را بفرمایند

1- بیانات قبل از دستور آقایان‌: فرخ - یمین‌اسفندیاری- مشیر‌فاطمی‌- بوشهری

رئیس‌- آقای فرخ بفرمایند

فرخ‌- یک شخصی به نام محمد خانلری شکایت می‌کنند به سنا تظلم کرده است راجع به رویه ثبت داده شده است از طرف مقام ریاست به یکی از آقایان نمایندگان آقای نقوی که در این باب رسیدگی بکند استدعای بنده این است که اگر حقی دارد بهش جواب داده شود اگر هم حقی ندارد بهش جواب داده شود

رئیس‌- آقای یمین اگر فرمایشی دارید بفرمایند که برویم سر دستور

یمین‌اسفندیاری‌- گرچه آقای رئیس فرمودند معذرت می‌خواهم راجع به قضیه دیروز و یک قسمت عرض من راجع به قضیه دیروز بود ولی بنده برایشان گناهی فرض نمی‌کنم که مذرت می‌خواهند اما از رفقا و همکاران محترم خودم نهایت گله‌مند هستم زیرا که این رویه بر‌خلاف آن ترتیبی بوده است که ما در آن مدت گذشته با هم رفتار کردیم ( صحیح است) در اینجا یک مطالبی است یک مسائلی است که اهمیت خاصی دارد و علاوه بر این که بایستی هر فردی از سناتورها مطلع باشد از جلساتی که واقع می‌شود. اگر ما عذر موجه هم داشته باشیم که غایب باشیم باید در اینجا شرکت بکنیم دیروز گذشته در موقعی که این جا بحث بود که قبل‌از‌ظهر یا بعد‌از‌ظهر یا امروز صبح جلسه تشکیل شود. بنده پیشنهاد کردم به این که جلسه برای بعد‌از‌ظهر باشد که هم مجال باشد به اشخاصی که حاضر نیستند اطلاع داده شود بیایند و هم این که تأخیر شود در یک امری که انتظار می‌رود زودتر بگذرد در اینجا موافقت نشد و تصمیم گرفته شد که امروز صبح جلسه باشد بعد اینطور فرمودند که جلسه برای عصر تشکیل خواهد شد و بنده هیچ خبر نداشتم و تلفن هم به منزل بنده نشد و خبر ندادند یکی از آقایان رفقا به بنده خبر داد و بنده هم آمدم اینجا موقعی بود که رأی گرفته شده بود به دو فوریت و گذشته بود بنده در اینجا تظاهری ندارم که دیروز اگر بودم رأی می دادم به دو فوریت یا رأی نمی دادم زیرا این مربوط به شخص بنده است و مربوط به موقعی است که باید رأی بدهیم ولی یک امر مهمی یک موضوعی که امروز همه متوجه او هستند از طرف یک سناتور نه به عنوان این که غفلت بکند نه به عنوان این که مطلع نباشد نه به عنوان این که حضور پیدا نکند یک امری است که به عقیده بنده در صورتی بتواند و عذر موجه نداشته باشد و حاضر نشود این قابل عفو نیست و بنده در این موضوع و راجع به این کار نفت که بی‌اطلاع هستم از لحاظ این که از یک سؤالی که دیروز یا امروز باید نسبت به این کار اقدام بکند چیزی نشنیده‌ام و چیزهایی که خواندم در روزنامه‌ها بوده یا در رادیو و این برای من کافی نبود و کافی نیست که بنده بتوانم در یک همچو امر مهمی کورکورانه رأی بدهیم‌. من از تاریخ 1326 اولین که بار به خوزستان رفتم و وقتی وارد اهواز شدم و وارد اندیمشک شدم این ترنی که رسید آنجا می‌دیدم این اطفال ایرانی که از اولادهای ما هستند با چه وضعیتی در مسیر ترن در آنجا ایستاده بودند و این بیگانه‌هایی که در مملکت همه جور لذت می‌برند از وضعیت زندگانیشان اینها با نهایت بی‌اعتنایی نان‌ها را پرت می‌کردند به طرف این بچه‌های بدبختی که تراخم داشتند و امراض مختلف آنها را گرفته بود و شاید گرسنه بودند شاید بی‌مسکن بودند و بی‌لباس بودند. من از همان روز آرزو می‌کردم که بتواند یک دستی این حق ایران و ایرانی را از آن اشخاصی که نسبت به ایران تجاوز می‌کنند بگیرد و نگذارد تضییع شود و امروز خوشبختانه ما نهایت تشکر را داریم از کسانی که در رأسشان آقای دکتر مصدق هستند آمدند و اقداماتی کردند و امیدوار هستم که آقای دکتر مصدق با آن نیت خالصی که دارند، وطن‌پرست هستند و شریف موفق بشوند به این که بدون اشکال مساعدت مجلسین و افراد وطن‌پرست ایران دولت به این موضع نهایت علاقه‌مندی را نشان دهد و امیدواریم که این موفقیت ایشان را ببینم ولی در عین حال بنده از خود آقای دکتر مصدق که امروز خوشبختانه خودشان رئیس دولت هستند و زمامدار کشور هستند و این مسئولیت را قبول کرده‌اند که بنده نهایت خوشوقتی را دارم از این که خودشان این وضعیت را که ایجاد کرده‌اند. امیدوارم با زمامداری خودشان قضیه به نفع کشور ایران تمام شود و از طرفی امروز هم که بیانات ایشان را که در واقع بیانات حکیمانه و وطن‌پرستانه و عاقلانه بود در رادیو شنیدم بیشتر مایه امیدواری ما شده و امیدوارم ایشان بیایند و یک توضیحاتی به ما بدهند و ما را یک قدری روشن‌تر بکنند ممکن است اکثریت آقایان سناتورها اطلاعات بیشتری داشته باشند و بنده آن اطلاعات را نداشته باشم ولی بنده آن اطلاعات را از کسی می‌خواهم که آن شخص هم زمامدار است و هم رئیس کمیسیون است و هم این خبر کمیسیون را آورده است به مجلس شورای ملی و مجلس سنا تقدیم کرده است و امروز به آن صورت قانونی داده است به این که به صحه همایونی هم موشح بشود که صورت قانونی پیدا بکند. بنده استدعا دارم که خود آقای دکتر مصدق تشریف بیاورند یا در جلسه خصوصی یا در مجلس علنی مطالبشان را اظهار فرمایند ما با نهایت اطمینانی که از هر جهت به ایشان داریم بتوانیم با قوت قلب به این موضوع رأی بدهیم.

رئیس‌- آقای مشیر‌فاطمی فرمایشی دارید؟

مشیر‌فاطمی‌- در تعقیب بیانات جناب آقای دکتر شفق بنده خواستم ببینم که کدامی که از همکارانشان را می‌فرمایند ما اطلاع نداشتیم ولی بعد اطلاع پیدا کردیم و حاضر شدیم و حال اگر یک نفر مطلع نشده است. بنده خیال نمی‌کنم که یک جریان خاصی باشد.

+++

فرخ‌- نباید جلسه بشود وقتی خبر ندادند.

رئیس‌‌- اجازه می‌خواهم که این مطلب را عرض کنم که اگر مطلع می‌شدند قطعاً حاضر می‌شدند مطلع نشدند حاضر نشدند ما به فوریت رأی گرفتیم اگر اینجا بودند رأی می‌دادند دیگر لازم نیست نیم ساعت دیگر هم در این موضوع حرف بزنیم (صحیح است)

بعضی از نمایندگان‌- دستور دستور.

بوشهری‌- بنده عرضی دارم

رئیس‌- آن وقت چهارمی می‌شود

بوشهری‌‌‌- مذاکراتی کرده‌اند باید جواب داده بشود.

رئیس‌- آقا می‌فرمایند که خلاف نظامنامه رفتار کنیم؟

بوشهری‌- من استدعا می‌کنم که تقاضای جلسه‌ای که آقایان نمایندگان می‌توانند بکنند آن ماده را ملاحظه بفرمایند و نگاه کنند ببینیم کجا برخلاف نظامنامه عملی کردیم و برخلاف دموکراسی عملی کرده‌ایم آخر این نمی‌شود که هی می‌گویند برخلاف نظامنامه

رئیس‌- کسی نگفته است برخلاف نظامنامه

بوشهری‌- آقا همه آقایان گفتند هی ما سکوت کردیم و حرف نزدیم سوء‌استفاده کردند اولی گفت خلاف نظامنامه رفتار کرده‌ایم دومی گفت، سومی گفت چهارمی گفت کی ما خلاف نظامنامه رفتار کرده‌ایم؟

2- تصویب طرح قانونی راجع به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت ارسالی مجلس شورای ملی

رئیس‌- آقا ما نمی‌خواهیم در این باب صحبت بکنیم‌. چهار نفر هم قبل از دستور صحبت کرده‌اند طرح قانونی راجع به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت مطرح است. قرائت می‌شود.

( به شرح ذیل قرائت شد)

ریاست محترم مجلس سنا

طرح قانونی مربوط به طرز اجرای ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور مشتمل بر نه ماده که در جلسه فو‌ق‌العاده صبح شنبه هفتم اردیبهشت ماه 1330 به قید سه فوریت تقدیم شده بود پس از تصویب فوریت‌ها در جلسه مزبور و جلسه شب یکشنبه هشتم اردیبهشت ماه شور و مداقه آن خاتمه یافته و به اتفاق آراء به تصویب مجلس شورای ملی رسید. اینک طرح قانونی مزبور برای تصویب مجلس محترم سنا به ضمیمه ایفاد می‌گردد. طرح قانونی دایر به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور

ماده‌1- به منظور ترتیب اجرای قانون مورخ 24 و 29 اسفند ماه 1329 راجع به ملی شدن صنعت نفت در سراسر کشور هیئت مختلطی مرکب از پنج نفر از نمایندگان مجلس سنا و پنج نفر از نمایندگان مجلس شورای ملی به انتخاب هر یک از مجلسین و وزیر دارایی وقت یا قائم‌مقام او تشکیل می‌شود.

ماده 2- دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت ‌انگلیس و ایران خلع ید کند و چنانچه شرکت برای تحویل فوری به عذر وجود ادعایی بر دولت متعذر شود دولت می‌تواند تا میزان بیست و پنج درصد از عایدات جاری نفت را پس از وضع مخارج بهره‌برداری برای تأمین مدعی به احتمالی شرکت در بانک ملی ایران یا بانک مرضی‌الطرفین دیگر ودیعه گذارد.

ماده 3- دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده نظریات خود را به مجلسین گزارش دهد که پس از تصویب مجلسین به موقع اجرا گذاشته شود

ماده 4- چون از تاریخ 29 اسفند ماه 1329 که ملی شدن صنعف نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به حساب شرکت رسیدگی کند و نیز هیئت مختلط باید از تاریخ اجرای این قانون تا تعیین هیئت عامله درامور بهره‌برداری دقیقاً نظارت نماید.

ماده 5- هیئت مختلط باید هر چه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هیئت عامله و هیئت نظارتی از متخصصین پیش بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلسین پیشنهاد کند

ماده 6- برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی هیئت مختلط مکلف است آئین‌نامه فرستادن عده‌ای محصل به طریق مسابقه در هر سال برای فرا گرفتن رشته‌های مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت به کشورهای خارج را تدوین و پس از تصویب هیئت وزیران به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد مخارج تحصیل این محصلین از عواید نفت پرداخته خواهد شد.

ماده 7- کلیه خریداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران هر مقدار نفتی را که از اول سال مسیحی 1948 تا تاریخ 29 اسفند ماه 1329 (20 مارس 1951) از آن شرکت سالیانه خریداری کرده‌اند می‌توانند از این به بعد هم به نرخ عادلانه بین‌المللی همان مقدار را سالیانه خریداری نمایند و برای مازاد آن مقادیری در صورت تساوی شرایط خرید حق تقدم خواهند داشت.

ماده 8‌- کلیه پیشنهادهای هیئت مختلط که برای تصویب مجلس شورای ملی تهیه و تقدیم مجلس خواهد شد به کمیسیون نفت ارجاع می‌گردد.

ماده ‌9- هیئت مختلط باید در ظرف سه ماه از تاریخ تصویب این قانون به کار خود خاتمه دهد و گزارش عملیات خود را طبق ماده 8 به مجلس تقدیم کند و در صورتی که احتیاج به تمدید مدت باشد با ذکر دلایل موجهه درخواست تمدید نماید و تا زمانی که تمدید مدت به هر جهتی از جهات از تصویب مجلسین نگذشته است هیئت مختلط می‌تواند به کار خود ادامه دهد. طرح قانونی بالا که مشتمل بر نه ماده است در جلسه شب یکشنبه هشتم اردیبهشت ماه 1330 به تصویب مجلس شورای ملی رسید.

رئیس- آقای فرخ

فرخ- موضوع ملی شدن صنعت نفت یک موضوعی است که خاتمه حاصل کرده است زیرا مجلسین رأی دادند و این تصمیم قطعی است و خاتمه پیدا کرده است و موضوع فقط راجع به طرز اجرا است. بنده یک اصل را بدواً باید عرض کنم و آن ‌این ا‌ست که علی‌الاصول در این قبیل امور غفلتاً یک موضوعی را برای مجلس سنا می‌فرستند و بالاخره بدون مطالعه و دقت با شتاب و عجله در این باب وارد بحث و رأی می‌شود این طرز امور باید البته درش مداقه بشود مجلس سنا علی‌الاصول برای این است که مطالبی که در جای دیگر مطرح می‌شود در سنا هم از روی دقت و مطالعه در آن باب بررسی بکنند و آنچه را که مصلحت مملکت است در آن باب تصمیم بگیرند.

دیروز در فرمایشات جناب آقای دکتر متین‌دفتری در روزنامه خواندم که (دکتر متین‌دفتری‌- غلط چاپ کرده‌اند) فرموده‌اند که چون مجلس تصمیم گرفته است و نمی‌شود اگر کلمات ...(دکتر شفق- تکذیب می‌کنند آقا چرا نقل می‌کنید؟).

ولی این نکته را عرض می‌کنم که مجلس سنا در هر مورد حق دارد هر جوری هم رأی داده شده باشد مطابق نظر خودش در آن تغییری بدهد و این ذنب ‌الا یغفر نیست و اما راجع به خود موضوع که امیدوارم در آتیه کارها به این شتابزدگی پیش نیاید این است که این چند ماده‌ای که تنظیم شده است. بنده درباره‌اش توضیح می‌خواهم ماده اول کاملاً صحیح است ولی این که 5 نفر از نمایندگان سنا تعیین بشود باید ببینیم اول سنا موافق با تعیین 5 نفر از نمایندگان سنا هست یا نه؟ حاضر است یا نیست؟ آیا 5 نفر را کافی می‌داند یا این که اساساً شرکت خودش را در یک امری که مربوط به قوه مجریه است لازم می‌داند یا خیر؟ حالا اگر اکثریت مجلس سنا موافقت کرد البته مطاع و متبع است ولی قسمت دیگر راجع به مواد است که بنده خیال می‌کنم آن جواب‌هایی که توی روزنامه خواندم شاید صحیح نباشد، خیلی بر طبق احساسات جواب داده شده است نه بر طبق منطق. البته این موضوعی است که عموم ایرانیان منتهای اشتیاق را داشته‌اند به این که این حق آنها گرفته شود ولی در این قبیل مسائل که قانونی می‌گذرد باید یک قدری از روی منطق صحبت کنیم در اینجا در ماده دوم به نظر بنده این که نوشته می‌شود بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع یدکنند، شاید بهتر بود نوشته می‌شد که تحویل بگیرند برای این که به خلع ید بیشتر معنی مصادره داده می‌شود در حالی که ما یک حقی را می‌خواهیم بگیریم و باید به ما تحویل بدهند و مأمورین ما هم بروند تحویل بگیرند‌ و یک قسمت دیگر در اینجا نوشته شده است در ماده 3 مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین دعاوی حقه شرکت، دعاوی اگر حقه باشد که رسیدگی ندارد دعاوی وقتی رسیدگی دارد که راجع به حقانیت آن تردید باشد، دعاوی حقه محتاج به رسیدگی نیست حقی که مسلم باشد( صحیح است) به نظر بنده این کلمه زائد است.

اما یک ماده در اینجا هست که نمی‌دانم. بنده چون که ورقه به بنده دادند و بنده دیروز نبودم راجع به ماده 8 نوشته می‌شود:« کلیه پیشنهادهای هیئت مختلط که برای تصویب مجلس شورای ملی تهیه و تقدیم مجلس خواهد شد به کمیسیون نفت ارجاع می‌گردد.» قانون وقتی قانونیت پیدا خواهد کرد که مجلس شورای ملی و سنا رأی بدهد و به صحه همایونی توشیح بشود، در اینجا به عقیده بنده می‌بایستی نوشته می‌شد که « برای تصمیم مجلسین» و بعد هم کمیسیون نفت، ما کمیسیون نفتی در مجلس سنا نداریم آنچه بنده در جراید خواندم آقای ملک‌مدنی پیشنهاد کرده بودند « به کمیسیون مربوطه» این کمیسیون مربوطه به نظر من بهتر بود برای این که ما این قبیل کارهامان می‌رود به کمیسیون شماره 3 و اگر در بعضی موارد لزوم پیدا کرد به کمیسیون شماره یک هم ممکن است برود و اصولاً به کمیسیون شماره 3 می‌رود و ما کمیسیون نفتی نداریم که در این موضوع بتوانیم این ماده را رأی بدهیم این را چطور باید اصلاح کرد، خوب البته آقایان در نظر خواهند گرفت و یک موضوع دیگر که نوشته می‌شود در ماده 6 « برای فرا‌گرفتن رشته‌های

+++

مختلف معلومات و تجربیات مربوط به صنایع نفت به کشورهای خارج را تدوین و پس از تصویب هیئت وزیران به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارد...» اصلاً باید خود وزارت فرهنگ این کار را بکند نه این که یک عملی خود ما بکنیم بعد به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا بگذاریم اصلاً خود این مسابقه و این که نتیجه تحصیلات مقدماتی اینها تا چه حد است و در چه شعب باید تحصیل بکنند، این از وظایف وزارت فرهنگ است نه این که یک کارهایی دیگران بکنند و بعد به وسیله وزارت فرهنگ به موقع اجرا گذارده شود، به عقیده بنده صحیح نیست، به طور اجمال این بود عرایض بنده و  اگر چه معاون وزارت دارایی تشریف دارند ولی خیال نمی‌کنم که اطلاعات ایشان به قدری باشد که بتوانند جواب مقنعی به ما بدهند اگر جناب آقای دکتر مصدق که رئیس دولت هستند تشریف می‌آوردند و در این موضوع که البته اطلاعات ا‌یشان خیلی مبسوط و روشن‌تر است به ما توضیح می‌دادند شاید خیلی بهتر بود و ما می‌توانستیم با یک نظر روشن‌تری تصمیم بگیریم و اظهار رأی و عقیده بکنیم.

رئیس- وقتی که امروز جمع شدیم اینجا بیاییم این تذکر را بعضی آقایان دادند که محتاج به توضیحاتی هستند و اشکالاتی دارند و تقاضا داشتند که خود آقای رئیس‌الوزرا‌ تشریف بیاورند و مکرر تلفن شد نه در منزل تشریف داشتند و نه در ریاست وزرا‌ و پیدا نشدند بعد از مدتی دوباره تلفن شد گفته شدکه شمیران تشریف برده اند و معلوم نیست کجای شمیران، این است که نشد آقای دکتر متین‌دفتری

دکتر متین‌دفتری‌- بنده ابتدا عرض خودم را می‌کنم و بعد هم ایرادات جناب آقای فرخ را جواب خواهم داد بنابراین از وقتم اگر چند دقیقه تجاوز کند آقایان موافقت خواهند فرمود. مجلس سنا امروز وارد شور در یک مسئله حیاتی مملکت شده است که راجع به درجه اهمیت آن احتیاج ندارم تأکیدی بکنم و توضیحی عرض نمایم این طرحی که از مجلس شورای ملی راجع به طرز اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در سرتاسر کشور فرستاده‌اند و موضوع بحث ما است هم از لحاظ استقلال و تمامیت ایران کمال اهمیت را دارد و هم از لحاظ امنیت داخلی و امنیت بین‌المللی کشور عزیز ما و بالنتیجه برای صلح جهان هم تأثیر بسزایی خواهد داشت. بنابراین جا دارد که ما در این قانون کمال دقت را بکنیم و اصول مندرج در این طرح را خوب حلاجی بکنیم و ضمناً توضیحات کاملی در اطراف آن بدهیم برای این که افکار عمومی جهان راجع به این مسئله خوب روشن بشود و مردم در دنیای خارج ایمان حاصل کنند قدم مهمی که مجلسین ایران به پیروی از تمایلات عموم ایرانیان و فشار افکار عمومی این مملکت راجع به ملی کردن صنعت نفت برداشته نه فقط برای استیفای حقوق ملت ایران ضرورت داشته بلکه از لحاظ صلح بین‌المللی هم مفید و مؤثر بوده است. متأسفانه موقعی که اصل ملی شدن در مجلس طرح و تصویب شد بنده در ایران نبودم و در مذاکرات شرکت نداشتم و الّا همان موقع شأن نزول و سوابق این تصمیم ملی را بیان کرده بودم اکنون با اجازه آقایان به جبران مافات مختصری عرض می‌کنم. بنده نمی‌خواهم فعلاً راجع به سوابق نفت جنوب ایران و رویه کمپانی صاحب امتیاز سابق آن در طی سی چهل سال اخیر وارد در یک بحث طولانی بشوم. در این موضوع نویسندگان و ناطقین به قدر کفایت نوشته‌اند و گفته‌اند مخصوصاً نطق‌های بلیغی که نمایندگان رشید مجلس شورای ملی چه در دوره پانزدهم و چه در دوره شانزدهم قانونگذاری ایراد کرده‌اند و افتخار آن را برده‌اند بنده را مستغنی می‌نماید. بنده مسئله را از یک نظر وسیعتر و بالاتری می‌خواهم طرح بکنم. پر واضح است که به اصطلاح یک کتاب مهم جدید‌التألیف طلای سیاه ما بلای ایران شده است از همه جای دنیا چشم طمع به ذخایر نفتی ما دوخته‌اند و اگر عرض بکنم تمام تاریخ ایران در نیم قرن اخیر و تمام حوادث مهم و تغییرات شگرفی که در این مملکت روی داده در تحت تأثیر مسئله نفت بوده است هیچ اغراق تصور نفرمایید چه خون‌ها ریخته شده چه رجالی به اوج ترقی رسیده‌اند و احیاناً سرنگون شده‌اند و آرزوها را به گور برده‌اند. این سیاست خارجی فعلی ایران که سر منشأ تمام بدبختی‌های ما است و تا زمانی که تبدیل به یک سیاست به تمام معنی مستقل ایرانی نشود محال است ما روی سعادت و خوشی را ببینیم و خرابی‌ها و بدبختی‌هامان را چاره کنیم هیچ سببی مهمتر و مؤثرتر از رقابت بین‌المللی در سر مسئله نفت ایران ندارد. همه ماها وقایع خونین زمان اشغال ایران را در چند سال جنگ بین‌المللی دوم به خاطر داریم و فراموش نکرد‌ه‌ایم جریاناتی را که منتهی شد به تصویب قانون یازدهم آذر ماه 1323 در دوره چهاردهم قانونگذاری که به موجب آن اعطای امتیاز نفت تحریم شد همان قانونی که به نام آقای دکتر مصدق نخست‌وزیر فعلی معروف شده است‌. در دوره فترت طولانی بعد از مجلس چهاردهم که مصادف با بحران آذربایجان عزیز و جریانات ناگوار دیگری گردید زمامدار وقت ورقه‌ای به نام ( موافقت‌نامه مورخ 15 فروردین ماه 1325 در باب ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی ) امضاء کرده بود که افکار عمومی و سیاست بین‌المللی را متشنج کرده بود. وقتی که مجلس پانزدهم که بنده عضو آن بودم افتتاح شد نمایندگان مواجه با یک بحران بزرگی شدند آن بحران این بود که تکلیف این موافقت‌نامه را در مقابل قانون تحریم امتیاز نفت معین کنند. نمایندگان دوره پانزدهم جمع شدند و اختلافات اکثریت و اقلیت را برای حفظ حقوق ایران در آن روز کنار گذاشتند و کمیسیونی از نمایندگان همه فراکسیون‌های آن دوره تشکیل دادند. بنده و دو نفر از همکاران محترم که اکنون در مجلس سنا حاضرند یعنی آقای مسعودی و آقای دکتر شفق در آن کمیسیون دعوت شدیم. این سو کمیسیون سه نفری با کمال رشادت زمینه یک تصمیم بزرگ ملی را تهیه نمود که به نام ( قانون سی‌ام مهرماه 1326) ظهور کرد. این همان قانونی است که به موجب آن دولت مأمور شد استیفای حقوق ملی ایران را راجع به نفت جنوب مطالبه نماید. به عبارت واضح‌تر عرض کنم این قانون نطفه تصمیم ملی شدن صنعت نفت در ایران بوده است. نویسندگان این قانون وقتی که موافقت‌نامه ایجاد شرکت مختلط نفت ایران و شوروی را مخالف قانون یازدهم آذر ماه 1323 تشخیص داده و آن را بلا اثر و کان لم یکن اعلام کردند متوجه شدند که برای حفظ بیطرفی و رعایت مصالح عالیه ایران که اقتضا می‌کند وطن عزیز ما با موقعیت جغرافیایی بسیار حساسی که دارد باید حتی‌المقدور از کشمکش‌های بین‌المللی برکنار بماند و در عین حال طلای سیاه خود را که مورد احتیاج صنایع دنیای خارج است و حبس آن نه از نظر اقتصاد ما و نه از لحاظ حوایج بین‌المللی جائز و ممکن نیست مضایقه نکرده باشد به این جهات نویسندگان قانون لازم دانستند یک تدبیری اتخاذ نمایند که پایه یک سیاست مستقل ایرانی تزلزل‌ناپذیری در آینده بشود. این تدبیر مهم این بود که در بند ب و ج و د این قانون اولاً برای اطلاع دنیا اعلام کردند که (واگذاری هر گونه امتیاز استخراج نفت کشور به خارجی‌ها و ایجاد هر نوع شرکت برای این منظور که خارجی‌ها در آن به وجهی از وجوه سهیم باشند و مطلقاً ممنوع است) و ثانیاً دولت را مأمور نمودند عملیات اکتشافی در معاد نفت ایران به عمل آورد تا نمایندگان ملت بتوانند ترتیب بهره‌برداری بازرگانی از این ثروت ملی را بدهند و ضمناً اجازه دادند در صورتی که بعد از تفحصات فنی وجود نفت به مقدار قابل استفاده بازرگانی در نواحی شمال ایران مسلم گردد. در باب فروش محصولات آن به اتحاد جماهیر شوروی با آن دولت وارد مذاکره شود و نتیجه را به اطلاع مجلس برساند. خلاصه این تدبیر با این تصمیم قانونی این است که امتیاز نفت در خاک ایران در آینده مطلقاً ممنوع ولی فروش نفت به صنایع ممالک ذی‌علاقه امکان دارد این یک تصمیم ملی است نظیر دکتر بن مونرو که بیش از یک قرن و یک ربع قرن است که پایه سیاست دولت امریکا را تشکیل داده است و قانون مهر ماه 1326 هم که از افتخارات مجلس پانزدهم است پایه سیاست ایران را باید همیشه تشکیل بدهد. بنده که عضو مجلس پانزدهم بودم خودم ایرادات فراوانی به آن مجلس دارم اما این قانون و همچنین مقاومت منفی که آن مجلس در روزهای آخر عمر خود در حال نزع در مقابل لایحه قرارداد الحاقی نفت جنوب نشان داد کفاره گناهان آن مجلس خواهد بود. بالاخره ما نویسندگان قانون مهر ماه 1326 وقتی که این دکترین سیاسی را  قبول کردیم و معتقد شدیم که با قبول این دکترین هم به استقلال و تمامیت ایران خدمت می‌کنیم و هم به حفظ صلح جهان کمک می‌نماییم به این نکته مهم برخوردیم  که اگر وضعیتی که اگر بر اثر امتیازنامه دارسی بیش از چهل سال در جنوب ایران برقرار شده بود به حال خود بماند و دست نخورد. کشور ما دارای یک بام و دو هوا خواهد شد و زمامداران ما در آینده نخواهند توانست دکترین سیاسی منع امتیاز نفت را محترم نگاهدارند و دیر یا زود این دکترین که نه فقط برای ما بلکه برای دنیا اهمیت دارد نقض خواهد شد‌. به این ملاحظه بود که در آخر قانون یعنی در بند‌ ه ماده واحده مهر ماه 1326 دولت را مکلف کردیم که به منظور استیفای حقوق ملی ایران در نفت جنوب هم اقدام به عمل بنماید. اقداماتی که بر اثر این تکلیف دولت به عمل آمد و نهضتی که به همت وطن‌پرستان در سرتاسر کشور شد و منتهی به تصمیم ملی کردن صنعت نفت در ایران گردید همه می‌دانیم و محتاج به شرح نیست و از این مقدمه نتیجه‌ای که می‌خواستم بگیرم این است که این تصمیم از لوازم حتمی دکترینی است که در قانون 1326 قبول شده است و تکرار می‌کنم که این دکترین قطعاً یکی از وثیقه‌های صلح و امنیت بین‌المللی هست و خواهد بود. اما سوءتفاهم نشود که ما با ایجاد این

+++

دکترین سیاسی می‌خواهیم حصاری نظیر دیوار چین دور خودمان بکشیم و روابط خودمان را با ممالک خارجه قطع بکنیم و به عبارت دیگر از همکاری اقتصادی و سیاسی با آنها شانه خالی کنیم. خیر معاذالله ما میل داریم که با همه دوست باشیم مخصوصاً با دول بزرگ بهترین روابط را داشته باشیم و در سایه دوستی با آنها ابرهای تیره و تار از آسمان ما محو بشوند و ما هم در زیر اشعه حیات بخش آفتاب عالمتاب در زندگی جهان بشریت سهم خود را بگیریم و به صلح و سلامت معیشت مرفهی داشته باشیم و به فراخور استعداد ترقی بکنیم. خیر ابداً ما خیال جنگ و ستیز و ‌ورزی با هیچ خارجی نداریم در اتخاذ تصمیم ملی کردن صنعت نفت هیچ محرکی جز مصلحت ایران نداشته‌ایم و علی رغم تبلیغاتی که در مطبوعات خارجه می‌شود هیچ محرک خارجی نداریم و در این نهضت ملی دسته چپ یا راستی منحصراً در بین نبوده بلکه در این نهضت همه ایرانیان پاک نژاد فقط یک صف واحد تشکیل داده اند. ما حق کسی را نمی خواهیم غصب یا مصادره بکنیم بخل و حسدی هم نسبت به خارجه نداریم بر عکس حاضریم از هر گونه نعمتی که خدا به ما داده است بیگانگان نیازمند را که با ما از در دوستی در آیند بهره‌مند نماییم. به همین ملاحظات همکاری صادقانه بوده است که هم در قانون مهر ماه 1326 به فروش نفت ایران به شوروی اشاره شده و هم در طرحی که امروز موضوع بحث ما است و برای اجرای اصول ملی کردن صنعت نفت لازم شمرده شده است از یک طرف به دولت اجازه داده شده است تا میزان 25 درصد از عایدات جاری نفت جنوب را برای تأمین مدعا به احتمالی شرکت در یک بانک مرضی‌الطرفین ودیعه بگذارد و از طرف دیگر تصریح شده است کلیه خریداران محصولات معادن انتزاعی از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران هر مقدار نفتی را که از اول سال مسیحی 1948 تا تاریخ 29 اسفند 1329 یعنی تاریخ تصمیم ملی شدن نفت از آن شرکت سالیانه خریداری کرده‌اند می‌توانند از این به بعد هم به نرخ عادلانه بین‌المللی همان مقدار را سالیانه خریداری بنمایند حسن نیت و عدالتخواهی بیش از این از یک ملتی دیگر چه انتظار ممکن است داشته باشند و دلیل قویتر از این برای این که ما مایل هستیم با همه دول و در این مورد با دولت انگلیس که با ما روابط دیرینه دارد دوستی خود را حفظ کنیم و بلکه این دوستی را محکمتر کنیم از کجا دیگر ممکن است اقامه کرد آقایان محترم کسی تعجب نکند اگر اینجا عرض کردم که با اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت در ایران در مورد کمپانی ما می‌توانیم دوستی خود را با دولت و ملت انگلیس محکمتر و صمیمی‌تر بکنیم (صحیح است) من این ادعا را دارم‌ و آن را ثابت می‌کنم بنده معتقدم که وجود کمپانی نفت جنوب با این سازمان‌های سیاسی مرموزی که بعد از چند سال پیدا کرده است و این رویه ناپسندی که در تنظیم صورت حساب‌های ما و تعیین بهره ما از ملک طلق خودمان چندین سال تعقیب کرده است که این اواخر خوبب بر ملا شد و محتاج شرح و تکرار از طرف بنده نیست. مهمترین قایق و مانع تفاهم بین ملت ایران و ملت انگلیس بوده و به طور خلاصه این کمپانی منشأ همه سوءتفاهمات بین ما بوده است به طوری که توده مردم ایران به قیاس از بعضی ‌عمال انگلیسی مشرق زمین خیال می‌کنند انگلیسی نوعاً ظالم و بدخواه است‌. اما کسانی که در انگلستان زندگی کرده‌اند و از روحیه مردم انگلیس اطلاع دارند و معنی آزادی و عدالت را در خاک انگلیس درک کرده‌اند خوب می‌دانند که این طور نیست و انگلیس‌ها غیر از آنهایی که در مستعمرات عمری گذرانیده‌اند و قلب ماهیت کرده‌اند نوعاً بشر دوست - حق‌پرست و آزادیخواه هستند. من به شما اطمینان می‌دهم مذاکراتی که نمایندگان ما با مأمورین انگلیسی در محیط آزاد انگلستان می‌کنند با مقاولاتی که در خاور زمین با مأمورین  انگلیسی نشو و نما کرده در هندوستان سابق می‌شود زمین تا آسمان فرق دارد آنجا مثل دو انسان مساوی صحبت می‌کنند و در این ممالک دو نفر که هر دو متأسفانه در تساوی یکدیگر تردید دارند. به خدا قسم اگر در زمان جنگ بین‌المللی دوم به جای سر ریدر بولارد شاگرد سرپرستی کاکس عاقد قرارداد 1919 وثوق‌الدوله که کاکس هم از شاگردان لرد کرزن بود یک نفر سفیر از گارد اروپایی وزارت خارجه انگلیس در ایران مأموریت داشت بسیاری از بدبختی ما و خود انگلیس‌ها پیش نمی‌آمد و این سوءتفاهمات در مغز ماها انباشته نمی‌شد(صحیح است) من تا به حال در طی تبلیغاتی که در این یکی دو سال راجع به ملی شدن صنعت نفت می‌شد راجع به کمپانی نفت جنوب که امسال دیدم در هندوستان آن به کمپانی تاریخی معروف به کمپانی هند شرقی (ایست ایند یا کمپانی ) تشبیه می‌کردند سکوت اختیار کردم برای این که من خودم از آسیب‌دیدگان این کمپانی هستم و می‌ترسیدم تحت تأثیر احساسات قرار بگیرم و برخلاف مصلحت ایران اظهاری بکنم به علاوه از روضه‌خوانی خودم همیشه کراهت دارم اما حالا که کار تمام شده است به موقع می‌دانم یک سری را فاش کنم و یک صفحه از تاریخ زندگی سیاسی خودم را که مربوط به مملکت است برای عبرت آقایان بخوانم. آقایان همه می‌دانید‌ که بنده را در زمان جنگ ارتش متفقین بازداشت کردند و قریب یکسال بنده در میان سیم‌های خاردار با تحمل انواع مشقت‌های روحی و جسمی گذراندم ( این موقع حالت رقت به ناطق دست داد) همه خیال می‌کردند یعنی اینطور منعکس شده بود که بنده به اصطلاح آن زمان جزء ستون پنجم آلمان‌ها بودم در صورتی که خدا می‌داند کمترین ارتباطی با عمال ستون پنجم تا زمان توقیف خود نداشتم و عدم ارتباط من به قدری مسلم بود که در لیست اشخاص مربوط به ما پر آلمانی خودشان هم اسم بنده را ثبت نکرده بودند. از ژرمانوفیلی هم بنده جز دانستن زبان آلمانی و تحصیل علوم و ادبیات آلمانی که مایه افتخار من است هیچ اثر و نشانه نداشتم و ندارم پس چرا من را بازداشت کردند خود من هم ابتدا متحیر بودم ولی بعد ‌از گذراندن ماه‌ها در دخمه‌های تاریک ( در این موقع مجدداً تأثر و رقت به ناطق دست داد) و در چادرهای سربازی در اطراف تهران و اراک که همکار عزیزم آقای بوشهری شاهد آن بودند ولی شب‌های بی‌خوابی و ناراحت من را در تابستان گرم رشت در محبس مجرد می‌دیدند بالاخره از تحقیقاتی که در اواخر از من کردند دریافتم که قربانی انتقام‌جویی عمال کمپانی نفت هستم و توقیف من مربوط به دوره اشغال ایران و زمان بیکاری من نبوده بلکه به حساب دوره زمامداری من می‌خواستند رسیدگی بکنند از ضرورهای جسمی و مالی خودم در این بازداشت چیزی عرض نمی‌کنم. اما تا زنده هستم فراموش نمی‌توانم بکنم که در خاک وطن عزیز خودم قریب یک سال از حمایت قوانین مملکت خودم محروم بودم و آن ایام معنی وطن داشتن را خوب درک کردم از من بپرسید. این عقوبت را برای چه کشیدم و چه گناهی مرتکب شده بودم جز آن که در دوره خدمتگزاری به حکم و وظیفه چند بار از منافع ایران در شرکت نفت دفاع کرده بودم. یک نوبت در فروردین 1317 که وزیر دادگستری بودم و برای سرکشی و بازرسی به خوزستان رفته بودم و در مراجعت از وضع اسف‌انگیز کارگران ایرانی به دولت گزارش داده بودم دفعه دوم بر حسب امر شاه فقید که همیشه از کمی عایدات نفت که با حوایج عمران و آبادی ایران و نقشه‌های تجهیزات اقتصادی ما بسیار ناچیز بود شکایت می‌کردم فشارهای تهدید‌آمیز به نمایندگان کمپانی در تهران آوردیم و نتیجه نمی‌بخشید و بالاخره منتهی به موافقت در خصوص یک مساعده به مبلغ 5 میلیون لیره گردید و به این مساعده هم رنگ سیاسی داده شد و در عمل اشکالاتی تولید شد که شاه را عصبانی کرد و قرارداد مساعده را فسخ نمود و کاسه و کوزه سرمن شکست و من از کار برکنار شدم و پس از سقوط من در زمان عقب‌نشینی دو نکرک کمپانی از ترس مجبور شد عایدات سالیانه ما را ناگهان از یک میلیون و کسری لیره بر چهار میلیون ترقی بدهد و من نمی‌دانم حساب آن را از لحاظ بیلان شرکت چگونه‌ درست کردند و برای شاه خط و نشان کشیدند و سر رپدرپو لارد به وزیر دارایی گفته بود این سناتاژر اما فراموش نخواهیم کرد (مقدم- صحیح است) این جریانات داستانی است که وقت من در این جلسه اجازه شرح مفصل آن را نمی‌دهد. بالاخره نوبت سوم وقتی بود که در کابینه بنده نرخ لیره از 90 ریال به 68 ریال به موجب این تصویب‌نامه‌ای تقلیل داده شد و کمپانی از حیث فروش لیره برای تهیه ریال مورد احتیاج خود در ایران به زحمت افتاد و با وزیر دارایی حاضر شده بود لیره را از قرار یکصد و هفتاد ریال نرخ لیره‌های غیر صادراتی که به منظور جلوگیری از قاچاق برای سیاحان و مسافرین خارجی در بانک مقرر شده بود از کمپانی بخرد شاه از این مذاکره سخت خشمگین بود و بنده رئیس کمپانی را خواستم و به او گفتم وزیر دارایی اشتباه کرده و لیره‌های کمپانی ارز صادراتی است و بیش از 68 ریال حساب نخواهد شد.

اینها گناهان من بود که موجب چند سال دربدری و خانه‌نشینی من شد من این مشقات را با سربلندی تحمل کردم و هرگز هم در مقام کینه‌جویی برنیامدم و برای این که از خدمتگذاری مأیوس نشوم سعی کردم فراموش بکنم و اکنون هم هیچ کینه در دل ندارم فقط من‌باب مثال برای این که بدانند بساط ظلم را خداوند دیر یا زود بر می‌چیند عرض کردم و مقصود اصلی من از ذکر ‌این مقدمه این بود که ما امیدواریم با برچیدن دستگاه سیاسی این کمپانی خاری که در راه دوستی بین ملت ایران و ملت انگلیس هست و مردم ایران را طوری بدبین کرده است که اگر یکسال باران ببارد و قحطی بشود از چشم انگلیس‌ها می‌بینند از میان برداشته شود. دیگر دست‌نشاندگان کمپانی با تمام بی لیاقتی هایشان همیشه گل سر سبد نخواهند بود و زمامدار ما نخواهند شد و بیت‌المال این مردم مفلوک از همه چیز محروم را مثل گذشته تاراج نکنند و به این روز سیاه ننشانند

+++

و در آینده انشاءالله محیط جدید دوستی حسن تفاهم و محیط اعتما‌د و احترام متقابل بین ایران و انگلیس فراهم خواهد شد و به یاری خداوند متعال در روابط بین این دو ملت که متأسفانه هنوز متکی به عهدنامه مندرس صلح بعد از جنگ هرات است و انگلستان تنها مملکتی است که با ما قرارداد جدید ندارد و حتی بعد از الغاء کاپیتولاسیون که همه دول عهود خودشان را با ما تجدید کردند جز دولت انگلیس که هنوز از یک ماده معامله کامله‌الوداد مندرج در عهد‌نامه اوایل سلطنت ناصرالدین شاه استفاده می‌کند عصر جدیدی باز خواهد شد در حالی که مؤمن به مقتضیات بین‌المللی عصر حاضر باشند از طرفی برای حفظ و تحکیم که دوستی بین دو ملت روی کار خواهند آمد و مأموریتی که تربیت مستعمراتی دارند در روابط بین دو مملکت دخالت نخواهد کرد. همه عمال کمپانی را ما البته به یک چشم نگاه نمی‌کنیم اشخاص فنی صحیح‌العمل را ما با کمال میل ممکن است در شرکت ملی نفت که مطابق ماده پنجم این طرح باید تشکیل شود استخدام بکنیم به طوری که دستگاه بهره‌برداری نفت جنوب ذره‌ای اختلال پیدا نکنند. ما می‌دانیم که دنیا به نفت ما محتاج است و خیلی هم مفتخریم که اعلام تصمیم ملی شدن صنعت نفت در ایران سر و صدایی در دنیا بلند کرد و همه جهانیان فهمیدند که نفت ما برای دنیا چه اهمیتی دارد و ایران چه حق بزرگی به صلح دنیا دارد و تاکنون چه ثروتی را به ثمن بخش از ما  می‌بردند و هیچ جای دنیا معلوم نبود و حساب نمی‌شد (زنگ رئیس)

رئیس- آقای دکتر چند دقیقه دیگر می‌خواهید صحبت کنید؟

دکتر متین‌دفتری- پنج شش دقیقه دیگر

رئیس- پس رأی می‌گیریم(نمایندگان- بفرمایید)

رئیس- آقا مطابق نظامنامه بخواهید بفرمایید ما هم می‌گوییم بفرمایید ما باید نظامنامه را اجرا کنیم حالا آقایان موافقند که بیشتر صحبت کنند؟

نمایندگان- بفرمایید

رئیس- بسیار خوب، بفرمایید

دکتر متین‌دفتری‌- ما نفت خودمان را از مشتریان سابقه‌دار خودمان مضایقه نمی‌کنیم و من شخصاً خیلی خوشبین هستم که وقتی که ما این شعار را اختیار بکنیم که نفت مال شما و تمام پول و بهای آن مال ماست اجرای اصل ملی شدن نفت به سهولت انجام می‌پذیرد. منتها البته حسن نیت و مهارت و لیاقت فوق‌العاده لازم دارد که باید در کسانی که طرف مذاکره بین طرفین قرار می‌گیرند این شرایط جمع باشد به همین نظر بنده ماده اول این طرح را تشکیل هیئت مختلط مرکب از نمایندگان مجلسین را پیش‌بینی نموده‌ام المواد این طرح می‌دانم که اگر این ماده به تنهایی درست اجرا بشود یعنی در هر دو مجلس بین خود و خدا دقت بکنیم کسانی را انتخاب کنیم که واقعاً بستگی برای این مأموریت خطیر داشته باشند دیگر از حیث سایر مواد این طرح نگرانی باقی نخواهد ماند(آقای فرخ توجه می‌فرمایید)به طوری که دیروز در ضمن دفاع از فوریت دوم طرح عرض کردم و امروز هم در مقدمه تشریح نمودم اصولی که در این طرح پیش‌بینی شده صحیح و جامع است و اگر اشکالی در عبارت مواد باشد اهمیتی ندارد عمده پر‌نسیت است که باید خوب اعمال بشود‌. اگر عبارت فرضاً نارسا باشد بهتر است حالا دست به آن نزنیم که مجبور نباشیم طرح را به مجلس شورای ملی برگردانیم (صحیح است) و وقت تلف بشود و بحرانی که در نتیجه تصمیم ملی شدن پیش آمده دوام بکند (صحیح است) و مجالی برای تحریکات باقی بماند و خدای نخواسته در بهره‌برداری فتوری عارض بشود. اگر هیئت مختلط را خوب تشکیل بدهیم و نمایندگان مجلسین اساسنامه شرکت ملی را ماهرانه تنظیم بکنند هم آنها می‌توانند در طرح اساسنامه آئین احتمالی این طرح قانونی موضوع بحث ما را رفع کنند و هم ما بعداً فرصت خواهیم داشت هر اصلاحی که لازم باشد در موقع شود آن اساسنامه بکنیم(فرخ- مطلب بنده این بوده که روزنامه‌ها آن طور نوشته بودند). بنابراین دیگر جای معطلی نیست و این طرح را بدون تردید باید تصویب بکنیم. در خاتمه از خداوند متعال توفیق ملت ایران را در حسن اجراء این تصمیم ملی به بهترین وجهی که متضمن مصالح سیاست داخلی و خارجی ما باشد مسئلت می‌کنم (انشاءالله) حالا دو کلمه هم ده دقیقه چون وقت دارم جواب آقای فرخ را بدهم عرض می‌کنم که اول ایشان از شتابزدگی شکایت فرمودند( فرخ‌- مطلب بنده این بود که روزنامه‌ها اینطور نوشته‌اند) من نمی‌دانم چه شتابزدگی است ما داریم نظامنامه خودمان را لابق النعل بالنعل عمل می‌کنیم طرحی از مجلس آمد اینجا مقام ریاست فرمودند اینجا خوانده شد چون مطابق موافقت‌نامه‌ای که ما داریم اگر چیزی در مجلس شورای ملی به فوریت بگذرد ما مجبوریم اتوماتیکمان به فوریتش بحث بکنیم فوریت اول مطرح شد هیچکس مخالف نبود آزاد بودند می‌خواستند مخالفت بکنند. فوریت دوم یک نفر از آقایان آن هم مخالفت شدیدی نکردند گفتند بهتر بود که به کمیسیون برود بعد بنده توضیحاتی عرض کردم و مجلس به اکثریت آراء فوریت دوم آن را هم تصویب کرد بعد مطابق آئین‌نامه فوراً طرحش نکردیم گذاشتیم برای 24 ساعت بعد الان 24 ساعت هم بیشتر گذشته مطرح کردیم حالا که تمام مواد مطرح شده است هم جنابعالی هر فرمایشی هر مطلبی دارید هر چه دلتان می‌خواهد بفرمایید تا فردا صبح مخالفت کنید توضیح بفرمایید اگر کسی جلو شما را گرفت و گفت شتاب‌زدگی و عجله است خیال نمی‌کنم که آقا قانع شدند اما فرمودند که شرکت سنا در امور مجریه، این به کرات گفته شد دولت‌های ما ثابت نیستند متأسفانه محیط کشور ما یک طور دیگر است دولت‌های ما تحت تأثیر یک عوامل دیگری هستند نمی‌توانند درست عمل بکنند نمی‌توانند درست پافشاری و مقاومت بکنند این قانون اساسی برای ملت ایران است یا ملت ایران برای قانون اساسی است؟ فرض بفرمایید انفکاک و تجزیه کامل قوه مجریه از قوه مقننه باید باشد اگر مصالح مملکت ایجاب کند چه مانعی دارد از ا‌ین مطلب آقا هراسی نداشته باشید اگر ایران نباشد قوه مجریه می‌خواهیم چه کنیم به علاوه مخالف قانون اساسی هم نیست نظارت است(فرخ- مخالفت نکردم توضیح خواستم ) اما راجع به خلع ید فرمودند، خلع ید اصطلاح قضایی است، خیلی وحشت نکنید خلع ید ‌این نیست که دستش را بگیرند بیرون بکنند خلع ید یا تحویل گرفتن یکی است و سینونیم است و به علاوه اگر مأمورین فهمیده باشند که آن قانون را طوری اجرا کنند که آن قانون را طوری اجرا کنند که آب از آب تکان نخورده و اما نسبت به دعاوی حقه این یک تأکیدی است دعوای سوسه‌دار هم هست دعوای با اساس هم هست این «حقه» که نوشته‌اند منظور این است که دعوایی که با اساس باشد حقه است طوری نباشد که اگر یک کلاغ از آسمان بپرد بگوید باید این قدر من و به اصطلاح دعوای گرگ و بره نباشد دعوای دو نفر آدم متعادل باشد. اما راجع به ماده 8 فرمودند که چطور اختصاص داده‌اند به مجلس شورای ملی اینجا آقا بنده خیلی میل دارم که اظهار بنده در صورت مجلس ضبط بشود و نماینده دولت درست توجه بکند که بنده عرض می‌کنم که ماده 5 این نظر را تأمین کرده ماده 5 اینجا می‌گوید که: «هیئت مختلط باید هر چه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هیئت عامله و هیئت نظارتی از متخصصین پیش‌بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلسین پیشنهاد کند.» آنجا در ماده 8 مجلس شورای ملی یک تکلیفی بر کار داخلی خودش معین کرده است ترسیده‌اند مبادا تا این هیئت کارشان را بکنند و این برگردد به مجلس شورای ملی و آن هیئت که مربوط به مجلس شورای ملی است بگویند به کمیسیون دیگری برود آنجا محکم کاری کرده‌اند که این کمیسیونی که فعلاً وجود دارد و مبتکر این طرح بوده است پیش آنها برگردد چون آنها ورزیده هستند و مطلع هستند ولی این حق مجلس سنا را نمی‌تواند سلب کند(صحیح است) عرض کنم راجع به وزارت فرهنگ که فرمودند بدیهی است اینطور کارها هست هیئت وزرا تصویب‌نامه‌ صادر می‌کنند موافقت می‌کنند و مأمور اجرایش وزارت فرهنگ می‌شود و این اجرایش اشکالی با سوابقی که داریم ندارد و یک کار فوق‌العاده‌ای نیست و خیال می‌کنم که جواب تمام ایرادات جنابعالی را داده باشم و نماینده دولت هم مستغنی باشند از این که جوابی به ایشان بدهند.

رئیس- آقای دکتر شفق.

دکتر شفق- بنده یک مطلبی راجع به این قانون داشتم ولی توضیحاتی که آقای دکتر متین‌دفتری دادند بنده را واداشت که چند کلمه مقدمه عرض کنم افتخار تهیه و تقدیم قانون 29 مهر را 1326 که با همکاری ایشان و آقای مسعودی و دو سه نفر دیگر تهیه کرده بودیم بنده داشتم و موقع تقدیم آن قانون صحبتی کردم و تا آنجا که خاطر دارم اصول و بنای صحبت بنده این بود که دولت‌های خارجی از آن جمله دولت‌های مجاور و همسایه بایستی بدانند و امیدوارم که حالا هم بدانند که سیاست کهنه استعماری ( بس که این کلمه مبتذل شده است و یاد استعمال شده است بنده معمولاً استعمال نمی‌کنم ولی حالا مجبورم چون کلمه دیگری موجود نیست) سیاست کهنه و پوسیده استعماری در دنیا برای دائم گذشت(صحیح است ) بایستی هر یک از دول عالم از آن جمله دولت انگلستان و دولت شوروی و دول دیگری که با ما روابط مستقیم دارند و ما با نهایت خلوص می‌خواهیم که روابط دوستانه ما با این دولت‌ها ادامه یابد یک دفعه بدانند که دوره استعمار گذشت و نفوذ و غلبه سیاسی یا اقتصادی هر دولتی هر چه قوی باشد نسبت به یک دولت دیگر هر چه ضعیف باشد از بین رفته است (صحیح است) و امید هست که یکبار دیگر این تجاوزات که از سیصد سال پیش جاری و لکه تاریخ بشر بود دیگر وقوع پیدا نخواهد کرد (نمایندگان- انشاءالله ) بنده در صحبتی که آنجا قبل از تقدیم لایحه قانون نفت در مجلس شورای ملی کردم عرض کردم که یک سلسله تجاوزاتی با نهایت تأسف در تاریخ ما از همسایه های ما نسبت به کشور ما روی

+++

داده است و امروز جایز نیست که انها را از سر بگیریم و صحبت کنیم تجاوزاتی از ناحیه دولت تزاری روس نسبت به ایران روی داد نه ما منکر آن هستیم نه خودشان و نه بقیه عالم که حقوق حقه ملت ایران را علناً و عملاً پامال کردند و زیر پا گذاشتند (صحیح است) تجاوزاتی از ملل دیگر، از دول دیگر نسبت به این دولت و این کشور که ضعیف بود روی داد و در تمام این سی سال تجاوزاتی هم از دولت انگلیس که همسایه جنوبی ما بود نسبت به کشور ما روی داد ولی ایجاد سازمان ملل متحد و به وجود آمدن دو جنگ جهانی ویران کن و از بین رفتن میلیون‌ها افراد بشر و خراب شدن نصف عالم ثابت کرد که دوره تجاوز به حقوق ملل گذشته است و ملل متحد امروز برای این است که جلوگیری از هر نوع تجاوز نابجای نامشروع به عمل آید (صحیح است) چه تجاوزات اقتصادی و چه تجاوزات سیاسی. بنده دوست داشتم رجال دولت کارگری انگلستان که الان نماینده سیاسی آن دولت آقای موریسن هستند در جلسه‌هایی که می‌کنند در مشورت‌هایی که نسبت به امور عالم الان دارند این حقیقت روشن را به کمال دقت و حسن نیت یک بار دیگر مطالعه کنند، دولت انگلستان قدیم شاید هم مجبور بود به موجب سبک آن زمان یک دولت استعماری باشد و ملت انگلستان هم اگر بود چنان که آقای دکتر فرمودند و این صحیح است بعضی از رجال انگلستان مثل این که یک روحیه عجیبی پیدا کرده بودند نسبت به ملل مشرق و چنانکه ایشان گفتند همین دفعه بنده هم موقعی که از لندن عبور می‌کردم با یکی از انگلیسی‌هایی که سی سال در مشرق زمین بود و به قول خودش در هندوستان بود صحبت کردم به او گفتم که در انگلستان من در خیابان‌های لندن در محافل و مجامع مردمی می‌بینم مودب و خوش رفتار و بسیار محافظه کار ولی در مشرق زمین چطور است که اشخاصی گاهی ظهور می‌کنند که به نظر ما مثل دیو و دد می‌آیند و آن شخص بدون ملاحظه و تأمل گفت که من به هیچ وجه از ایران خبر ندارم ولی در هندوستان دیده‌ام و من عملاً دیدم که در مشرق زمین باید اینطور رفتار کرد و من آنجا فهمیدم که ایشان از کله‌های «ایست ایند یا کمپانی» هستند ‌و مثل سیصد سال پیش فکر می‌کردند و تصور نمی‌کردند که هر ملتی برای خودش شخصیتی و مقامی و مرامی قائل است. ما الان چنان که آقای دکتر متین‌دفتری گفتند بنده هم از پشت تریبون تا آنجا که صدایم برسد و الحمدالله صداها هم به فاصله نیم ساعت به همه جای دنیا می‌رسد به رجال دولت انگلستان چنان که در سال 26 به رجال دولت روس عرض کردم می‌گویم که ما دشمنی بدخواهی، خصومت و ابطال حقی از حقوق، با هیچ ملتی یا هیچ دولتی نداریم ما فقط ادامه روابط صمیمانه دوستانه به شرطی که در حدود مشروع باشد و حق ما ضایع نشود با ملل عالم داریم و خواهیم داشت، موضوع ملی شدن یکی از منابع نفت حق مسلم ما است چنان که خود انگلیس‌ها هم از قراری که در اخبار خواندیم در مقابل این حق مسلم سر تسلیم فرود آوردند جز این هم نبایستی بشود دولت انگلیس و ملت انگلیس از قدیمترین دولت‌های آزادیخواه دنیا است یک پارلمانی دارند 800 سال عمر کرده است و در آنجا مسائل از روی حقوق و اصول و منافی دموکراسی مطرح می‌شود، به موجب اصول حقه بین‌المللی هر ملتی مالک منابع ثروت خودش است یک وقت یک پادشاه پیر بی‌خبری که خدا رحمت کند با یک فرد تبعه استرالیایی یک قراردادی به نام قرارداد دارسی ترتیب داده بود نه او می‌دانست در زیرزمین‌ چه هست و اهمیت نفت چیست نه طرف می‌دانست الان دنیا یک دنیای دیگری شده است دو تا جنگ روی داده است در این جنگ اخیر می‌گفتند یک سوم تمام حرکات و عملیات جنگی روی نفت بود. الان نفت چنین اهمیتی پیدا کرده است آیا ما ملت حق نداریم در باب منابع هنگفت ثروت خودمان که ملتی هستیم گرسنه و فقیر صحبت کنیم؟ بدیهی است که این حق مطلق ما است و نبایستی که رجال انگلیس و اشخاصی که از سیاست جهان واقفند و یک رشته از سیاست بین‌المللی عالم دست آنها است از این عمل ما برنجند این یک تصمیمی است نسبت به منافع ایران و این تصمیم به هیچ وجه من‌الوجوه نسبت به منافع ملت انگلیس دشمنانه نیست و چنان که مواد این پیشنهاد پیش‌بینی می‌کند هر نوع جبرانی که مطابق حق و مطابق اصول باشد به عمل خواهد آمد ولی این مسائل دلیل این نمی‌شود که ملت ایران بخواهد حق مسلم خودش را از بین ببرد یا ندیده انگارد یا در این باب مسامحه کند، در این باب هر چه تاکنون مسامحه به عمل آمده است کافی است. اما در باب این لایحه می‌خواستم عرض کنم که امیدوارم به تدریج ترتیب اجتماعی و ترتیب دموکراسی در کشورها طوری پیش برود که آن آزادی که همه ماها آن را می‌خواهیم یعنی آزادی نطق و بیان آزادی فکر آزادی مطبوعات در حدود حق چنان که این کلمه را همیشه عرض کرده‌ام به شرطی که مطابق با حق و موافق با حقیقت و ناموس و شرافت باشد باید برای تمام طبقات بدون ذره‌ای نگرانی داده بشود چه در جزئیات و چه در کلیات، وقتی یک لوایحی پیش می‌آید باید در باب آن لوایح با این شرط صحبت کرد و من تصور می‌کنم حق آزادی در ایران کم و بیش وجود دارد و ما هم با نهایت آزادی در باب لایحه‌ای که الان مطرح است صحبت می‌کنیم ولو این که چند جلسه ادامه یابد و اصلاحاتی در آن لایحه بشود یا نشود، البته گاهی سوء‌تفاهماتی از آزادی در این کشور می‌شود و انشاءالله تربیت اجتماعی به تدریج ملت را سوق تحمل عقاید همدیگر و احترام گذاشتن نظریات اقلیت و اکثریت ، موافق یا مخالف خواهد داد و ما را تربیت خواهد کرد. به نظر بنده این لایحه‌ای که تنظیم شده است رویهمرفته لایحه مفیدی است و هر چه فکر کردم به استثنای بعضی از مسائل نمی‌شد خیلی زیاد بهتر از این تنظیم کرد ولی جا دارد در باب همین لایحه هم یک چیزهایی منظور شود امیدوارم اگر مجلس سنا پذیرفت یک اصلاحاتی به عمل بیاید یا این که نماینده محترم دولت یا بعضی از آقایان دیگر توضیحاتی مرحمت بفرمایند، قبل از آن که در مواد وارد شوم یک مطلبی که برای من مهم است می‌خواستم این مطلب را آقای نماینده دولت توضیح بفرمایند در ماده اول گفته می‌شود« به منظور ترتیب اجرای قانون یک کمیسیون مختلطی ایجاد می‌شود..» یک قانونی در مجلس گذشته است حالا می‌خواهیم آن را اجرا کنیم برای اجرای آن قانون یک ترتیبی لازم است برای اجرای هر عملی یک ترتیبی لازم است برای تعیین این ترتیب است که چطور این قانون را ما اجرا خواهیم کرد یک کمیسیونی پیشنهاد می‌شود مرکب از 5 نفر عضو از مجلس سنا 5 نفر عضو از مجلس و آن هم که ایراد فرمودند جناب آقای فرخ به عقیده بنده 5 نفر که اینجا نوشته‌اند این پیشنهاد کمیسیون است ولی این لایحه که اینجا آمده است سنا مختار است می‌خواهد بگوید از سنا شش نفر باشد یا از مجلس هم شش نفر باشد. البته در این باب بعداً باید وحدت نظر به عمل آید. در این مورد بنده اشکال زیادی ندارم ولی ماده اول می‌گوید این کمیسیون برای ترتیب اجرای قانون ا‌ست بعد از آن بلافاصله ماده دوم و بعضی از مواد دیگر یک چیزهای اجرایی پیشنهاد کرده ماده دوم بلافاصله طریق اجرا را می‌گوید. بنده درست متوجه نیستم که اگر این کمیسیون برای‌ ترتیب اجرای قانون است پس این مواد دیگر چیست؟ چون این کمیسیون که رأی نداده و طریق اجرای قانون را معین نکرده است. در مواد دیگر چیزهایی است که سابقه ندارد فرض کنید در ماده 5 صحبت از شرکت ملی نفت است کدام شرکت ملی نفت؟ مثل این که ما سابقه داریم یک شرکت ملی نفت هست تا به هر حال در ماده 5 می‌گوید اساسنامه شرکت ملی نفت را کمیسیون بنویسد در صورتی که باید قبلاً گفته شود که به جای شرکت نفت سابق یک شرکتی ایجاد خواهد شد به نام شرکت ملی نفت و کمیسیون مختلط هم موظف است این اساسنامه شرکت ملی نفت را بنویسد اینجا چنین سابقه‌ای نیست بی‌مقدمه گفته می‌شود که اساسنامه شرکت نفت را تهیه کند در ماده 6 می‌گوید برای تبدیل تدریجی متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی، این مستلزم این است که یک سابقه‌ای هست و یا ما چنین قراری داده‌ایم که متخصصین خارجی به متخصصین ایرانی تبدیل شوند چنین قراری اینجا نوشته نشده است در این ماده پس این مواد نشان می‌دهد که این هیئت مختلط طریق اجرا را و اساسنامه آن را تعیین خواهد کرد و اگر هیئت مختلط طریق اجرا را تعیین خواهد کرد پس این مواد دیگر در باب اجرا چیست؟ بنده در این قسمت وامانده‌ام اگر اینطور است که هیئت مختلطی برای اجرا چنان که از توضیحات آقای دکتر متین‌دفتری بنده فهمیدم مثل این که بعد از آن که آن هیئت برای ترتیب اجرا به وجود می‌آید در این مواد هم اظهار‌‌نظر می‌کنند تغییر می‌دهد درست بنده روشن نیستم در این باب باز هم تکرار عرض می‌کنم که اگر به منظور ترتیب اجرای قانون یک کمیسیون مختلطی به وجود می‌آید. پس این مواد دیگر که راجع به اجرای قانون است تکلیفش چیست این را توضیح بفرمایید در موارد دیگر البته در باب ماده 9 و ماده 8 که گفته شده است کمیسیون مختلط به مجلس شورای ملی گزارش می‌دهد، به مجلس شورای ملی اطلاع می‌دهد منظور البته مجلسین است و تردیدی نیست که کمیسیون مختلط از مجلسین انتخاب می‌شود گزارش هم به مجلسین داده می‌شود ناچار این اشتباه عبارتی است. این بود عرایض بنده بعداً در مواد هم ممکن است بنده نظریات خود را بدهم

رئیس- آقای معاون وزارت مالیه

معاون وزارت دارایی- (آقای فروزان) در قسمت ایراد جناب آقای دکتر شفق یا بنده خوب متوجه نشدم منظور ایشان را که چه گیری در این ماده و یا ارتباطش با مواد دیگر هست و با آنچه که استنباط کرده‌ام حالا خودم به قدر فهم خودم حالا هم تکرار می‌کنم اگر همین باشد که خیال می‌کنم ابهامی نداشته باشد برای این که تصور می‌کنم که از ماده اول منظور یک مقدمه‌ای است برای تشکیل هیئت مختلطی که قانون مورخ 24 و 29 اسفند ماه نقشه اجرای آن را بکشد و بعد هم همانطور که جناب آقای دکتر متین‌دفتری به طور بیان فرمودند اگر هم تا حدودی در مراحل اجرایی دخالت بکند از لحاظ این که این هیئت یک هیئت ثابت و بی‌تزلزلی است و با آمدن و رفتن دولت‌ها هم عوض نمی‌شوند عیبی دیده نمی‌شود و روی مصالح عمومی مملکت است در ماده دوم که می‌گوید دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط خلع ید بکند. این که به عقیده بنده تصریح شده است که عمل اجرایی را دولتند منتهی با نظارت هیئت مختلط یعنی در اینجا که قسمت خلع ید است هیئت مختلط دخالت مستقیم ندارد در عمل اجرایی باز تکلیف به عهده دولت است که دولت هم البته از وظایف

+++

او است که قوه اجرایی مملکت است. ایراد دیگری که ابهام یا ایراد بود هر کدام را فرض کنیم که آقا فرمودند در کدام ماده بود شاید خاطرم نمانده است«هیئت مختلط باید هر چه زودتر اساسنامه شرکت ملی نفت را که در آن هیئت عامله و هیئت نظارتی از متخصصین پیش‌بینی شده باشد تهیه و برای تصویب به مجلس پیشنهاد کند» البته این قانونی است که استدلال ضمنی که منظور نموده است بی‌مقدمه برای هر ماده، بدیهی است وقتی که خلع ید کردند‌ از یک شرکتی و دولت خواست عمل را در دست بگیرد به اقتضای ملی شدن مثل همین تأسیساتی که فعلاً دولت کرده است برای سازمان‌های تابع سازمان برنامه هفت ساله که هر عمل اقتصادی و استحصالی را تابع شرکت واحدی کرده است اینجا هم می‌گوید اساسنامه شرکت ملی نفت را همین هیئت مختلط تنظیم بکند. پر بدیهی است که به یک شرکت جدیدی که قائم‌مقام همان شرکت سابق نفت انگلیس خواهد بود سپرده خواهد شد و حالا اگر عبارت کوتاه است و به اصطلاح بشود با سلیقه یک قدری بیشتر توضیح داد و یا فرض بفرمایید توضیح بیشتری داد در متن ماده همانطور که جناب آقای دکتر متین‌دفتری فرمودند البته عبارت را همه شکل می‌شود انشاء کرد و بالاخره سلیقه در تحریر هم مختلف است ولی چیزی که هست ابهامی دیده نمی‌شود زیرا شرکت نفت که قائم‌مقام شرکت قدیم خواهد بود در اینجا در عبارت تصریح شده و یا این که فرض کنیم که این شرکت ملی نفت یک شرکتی پس باید باشد که قبلاً توصیف شده باشد به نظر بنده ابهامی نمی‌بینم. در اینجا که این ابهام را ما فرض بکنیم که با یک توضیحات بیشتری رفع بخواهیم بکنیم مضافاً این که این عمل را همان طور که عرض کردم این عمل را همان هیئت مختلطی که انتخاب خواهد شد از طرف مجلسین اینها در حقیقت تمام اساس این موضوع را مطالعه می‌کنند و حتی در حدود همین مقررات و در حدود همین 9 ماده می‌توانند اصلاحاتی را پیشنهاد بکنند باز از مجلسین بگذرد و ایرادات عبارتی اگر فرض بشود اینها خوب البته اصلاح خواهد شد ولی به طور کلی چون همان طور که آقایان فرمودند وضعی است که فعلاً در دنیا همه منتظرند که ببینند نتیجه رأی مجلس مقدس سنا هم چه خواهد بود و برای ما هم واقعاً یک ساعات و دقایق خطیری است اگر یک ایرادات خیلی مهم به نظر نرسد و فقط منحصر نشود به اختلاف سلیقه در تحریر و انشاء عبارت به عقیده بنده می‌شود اغماض کرد

رئیس- آقای دکتر شفق فرمایشی بود.

دکتر شفق‌- بنده یک توضیحی دارم .

رئیس- بفرمایید

دکتر شفق- اتفاق افتاده در چند کمیسیون که بنده شرکت کرده‌ام بنده یک ایرادی راجع به مطلبی می‌کنم می‌گویند آقا راجع به ادبیاتش بعداً درست می‌کنیم بنده اینجا راجع به عبارت صحبت نکردم زیرا عبارت سراسرش غلط است مثلاً یکی چنانچه، چنانچه در فارسی نداریم چنانچه نمی‌گویند در صورتی که می‌گویند. بنده صحبت عبارت و ادبیات نکردم و با کمال تأسف به سؤال بنده جواب داده نشد و ایشان سؤال اساسی بنده را زائد تلقی کردند و صحبت آقای دکتر متین‌دفتری را به بنده تحویل دادند خودم بودم صحبت ایشان را شنیدم ولی من انتظار داشتم خود آقای معاون وزارت دارایی به بنده جواب بدهند هر دو آذربایجانی هستیم و انشاءالله زبان همدیگر را می‌فهمیم دوباره عرض می‌کنم ایشان توجه بفرمایند ماده اول را که فرمودند مقدمه است مقدمه نیست ماده است ماده اول می‌گوید « به منظور ترتیب اجرای قانون مورخ 24(که بنده این قانون را نمی‌دانم ولی 29 اسفند درست است) قانون 29 اسفند یک کمیسیون مختلطی به وجود می‌آید» کمیسیون مختلط برای چه به وجود می‌آید؟ برای ترتیب اجرای این قانون یعنی طرز اجرای این قانون را آن کمیسیون معین می‌کند در ماده دوم شروع کرده است به یک مطلبی که راجع به اجرا است من عرض کردم صحبت بنده صحبت خلع ید نبود که جنابعالی توضیح دادید بنده عرض کردم ترتیب اجرا را کمیسیون معین می‌کند یا این که الان مواد اجرایی را ما اینجا رأی می‌دهیم کدام است؟ ماده اول می‌گوید به منظور ترتیب اجرای این قانون یک کمیسیون مختلط به وجود می‌آید پس باید کمیسیون مختلط به وجود بیاید و طرز اجرا را معین بکند بعد موادی اینجا هست که مستقیماً مربوط به اجرا است می‌خواهم آقا توضیح بدهند که این مواد چطور با هم قابل تلفیق است این مواد آیا معنی‌اش این است که کمیسیون یک چیزهای دیگر اجرایی را معین بکند؟ این چند ماده که اینجا است اینها حتماً باید اجرا شود و کمیسیون هم یک چیزهای دیگر که اینجا نوشته نشده است تعیین خواهد کرد؟ اینها را بفرمایید که بنده واضح بدانم آخر باید رأی بدهیم، یا این که همینطور است خود بنده از نطق آقای دکتر متین‌دفتری استنباط کرده‌‌ام و خود آقای معاون وزارت دارایی اینجا اشاره کردند که وقتی آن کمیسیون به وجود آمد می‌تواند در همه این مواد مداخله بکند و اظهار‌نظر بکند یا تغییر بدهد؟ اگر این است این را هم توضیح بکنند؟ چون این مسئله بسیار مهم و اساسی است اصلاح عبارتی نیست نظایر اینها هم نیست، عرض می‌کنم دوباره اگر کمیسیون ترتیب اجرای اینها را باید بدهد پس چرا این موادی که راجع به  اجرا است نوشته شده ؟ اگر می‌فرمایید خیر این مواد اجرایی را باید ما مستقیماً رأی بدهیم که آن وقت کمیسیون ملزم است اجرا کند چون قانون می‌شود توجه می‌فرمایید آن وقت کمیسیون هم مجبور و ملزم است اجرا کند یا این که می‌فرمایید آن کمیسیون در خود این مواد هم می‌تواند اظهار‌نظر کند و تغییر بدهد؟

معاون وزارت دارایی- (فروزان) اجازه می‌فرمایید

رئیس- بفرمایید

معاون وزارت دارایی- در هر قانونی که بالاخره شامل یک سلسله موادی است ماده اول مبنی و منظور قانون را ذکر می‌کند الان فرض بفرمایید قوانینی که نه به صورت ماده واحده باشند قانون مالیات را که مفهوم اولین ماده‌اش می‌گوید مثلاً از مؤدیان مالیات گرفته می‌شود. البته این کافی نیست در مواد دیگر باید ذکر شود از چه شخص و بچه مأخذ و به چه مبنایی گرفته می‌شود اینجا هم صریحاً گفته شده است در ماده اول، ماده اول می‌گوید به منظور اجرای این قانون هیئتی تشکیل می‌شود(دکتر شفق- ترتیب اجرا) اجازه بفرمایید هیئتی تشکیل می‌شود و اگر گفته شود در این ماده اول هیئتی تشکیل می‌شود و این هیئت دارای چه اختیاراتی است دارای چه وظایفی است البته حق با حضرتعالی است ولی فقط می‌گوید هیئت تشکیل می‌شود به منظور اجرای قانون(دکتر شفق- ترتیب اجرای قانون) عرض کنم بلی ترتیب اجرای قانون باز رفتیم روی کلمه بنده عرض می‌کنم فرض بکنیم که آن ترتیب را ما حذفش بکنیم یا باقیش بگذاریم در هر صورت معلوم است که ما وقتی که در این عبارت ماده اول ذکر می‌کنیم که برای اجرای این قانون یک هیئتی تشکیل می‌شود و بعد چیز دیگری در ماده ذکر نشده البته هر کسی که این ماده اول را می‌خواند انتظار دارد مواد بعد تکلیف اجرای آن را معلوم کند نمی‌گویم تمام را ولی اصول را باید معلوم بکند، این چند ماده‌ای که ا‌ینجا ذکر شده است این به منزله اصول تکالیف هیئتی است که معین می‌شود البته هیئت می‌بایستی بر مبنای این اصول سایر وظایف خودشان را که شاید یک برنامه‌های مفصل و دقیقی است معین بکند ولی در هر صورت اصول وظایف آن هیئت یازده نفری را معین کرده است و خیال می‌کنم در هر قانونی که بالاخره از ترتیب ماده واحده تجاوز بکند و شامل یک مطالب و موادی باشد همین نهج و همین اسلوب تعقیب می‌شود حتی اگر بنده الان قانون یا قوانینی در دست داشتم می‌توانستم به عنوان شاهد و من باب مثال به نظر آقایان می‌رساندم ماده اول عرض کردم که تعریف است عرض کنم به منزله مبدأ و شروع اجرای مواد بعد است بنده خیال نمی‌کنم که ابهامی در ا‌ینجا باشد و معذلک ممکن است که جناب آقای دکتر متین‌دفتری که هم مطالعه کرده‌اند و هم دیدم ایشان را دیشب یعنی در جلسه قبل تمام ساعات را بودند و می‌دیدم از پایین که ایشان که بالا بودند یادداشت می‌کردند ممکن است که واقعاً بیان و توضیح بنده قاصر باشد ایشان مطالب را روشن‌تر بفرمایند .

دکتر شفق- بنده که قانع نشدم

رئیس- آقای دکتر صدیق نوبتشان بود ایشان عذر خواسته‌اند یعنی فرمایشی ندارند بعد نوبت آقای حقنویس است.

حقنویس- این اصل موضوع ملی شدن نفت که دیگر موضوع مسلمی است و حرفی نیست ولی رأی داده شده بود که طرز اجرایش را بعد تعیین بکنند پس باید این لایحه طرز اجرا را معین بکند چون مسئله به‌ این مهمی باید طوری با دقت و با مطالعه رأی داده بشود که بعد در موقع عمل دچار اشکال نشود و مورد اعتراض واقع نشود. به نظر من اینطور عجله کردن وبعد مورد اعتراض شدن به ضرر ما است اگر با دقت رأی بدهیم و رأی صحیح و غیرقابل اعتراض بدهیم بهتر از این است که به سرعت یک رأی قابل اعتراض بدهیم. حالا عرض می کنم موضوع این است که چه جور اجرا بشود یعنی این لایحه برای این است که چه جور اجرا بشود.

ماده اول این قانون این است که به منظور ترتیب اجرا 5 نفر از طرف مجلس سنا و 5 نفر از طرف مجلس شورای ملی انتخاب شوند خوب این که برای طرز اجرا نیست که این منتخبین چکار می‌کنند اینجا نوشته است که دولت مکلف است که با نظارت هیئت مختلط بلافاصله

+++

از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع ید بکند این با نظارت هیئت مختلط است این چه جور نظارتی‌ است یعنی این هیئت مختلط دستور‌دهنده است که این نظارت نیست؟ و به علاوه یک اسلوی هم برای اجرا مقرر نشده است که این هیئت در موقع عمل دولت ناظر باشد که عمل دولت مشابه و مطابق با آن اصول باشد اگر، این جور بود که نظارت موضوع داشت، معنی داشت اما وقتی که اسلوبی مقرر نشده است عبارت اینکه با نظارت هیئت مختلط اصلاً معنی ندارد علاوه اینجا نوشته شده است که دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط بلافاصله از شرکت سابق نفت انگلیس و ایران خلع ید کند اینجا گفته شد از طرف بعضی آقایان که خلع ید درست نیست اگر تحویل بود بهتر بود به نظر من هم اینطور است و این تفاوت تفاوت لفظی نیست بلکه تفاوت معنوی است و خلع ید کردن یعنی مانع مداخله‌اش بشود معنایش این است یعنی نگذارد مداخله بکند و اگر این است طرز عملش را باید معین بکند که چه جور مانع مداخله بشود چه جور خلع ید بکند اما آن عبارتی که گفته شد تحویل بگیرد آن اشکالی پیدا نمی‌کند ثانیاً ‌ملی شدن نفت یعنی خود دولت اداره کند بعد اینجا اشاره به یک شرکتی کرده‌اند این شرکت با اداره کردن خود دولت تناسبی و توافقی ندارد به جهت این که وقتی خود دولت اداره کرد آن وقت شرکتی وجود نخواهد داشت خود دولت اداره می‌کند علاوه گفته شد در صورتی که این هیئت مختلط مداخله اجرایی داشته باشد این مخالف تفکیک قواست و جناب آقای متین‌دفتری فرمودند که خوب اگر هم باشد مصالح مملکت اقتضا دارد که این کار را بکنیم به نظر من این درست نیست به جهت این که این یک مصلحت قابل احترازی که بشود از آن احتراز کرد و پا روی قانون اساسی گذاشت نیست این را باید طوری قرار داد که قوه مقننه مداخله اجرایی نکند این یک چیز محالی نیست یک چیزی نیست که نشود طوری کرد که قوه مقننه مداخله اجرایی نکند ممکن است قوه مقننه کار تقنینی‌اش را نکند و برای نظارت هم هیئتی انتخاب بکند برای این که نظارت در عمل اجرایی مطابق آن اصولی که او قرار داده است بکند نه این که در تقنین عمل اجرایی بکند و نقض قانون اساسی بکند و نه این که یک عملی را به طور مبهم معجل قرار دادن که نه آن هیئت بداند چکار بکند و نه دولت بداند حدود آن هیئت چیست کلمه نظارت تنها با نبودن یک اصول دستوراتی و پیدا شدن موضوع نظارت من نمی‌دانم یعنی چه با نظارت این هیئت دولت این کار را بکند؟ چه جور نظارت بکند؟ مقرری قرار ندارند که این هیئت را قلت تطبیق این عمل با آن مقرر را به کند! این بود عرایض بنده و بعداً در مواد صحبت می‌کنم

جمعی از نمایندگان- مذاکرات کافی است.

رئیس- یک نفر باقی است و آن آقای دکتر حسابی است که صحبت بکند و تمام می‌شود

دکتر حسابی- تردید و نگرانی که در بعضی اذهان نسبت به این طرح ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران موجود است بر  این ایراد متقن است که در تصمیماتی که در آن گرفته شده است چنانچه جنبه ملایمت به اندازه کافی ملاحظه نشده است مخصوصاً چنانچه در روزنامه‌ها خوانده می‌شود این نگرانی در محافل خارجی بیشتر مشهود است. حال می خواهم ثابت کنم که این نگرانی بی‌اساس است اول راجع به نگرانی که نسبت به عبارت خلع ید پیدا شده بحث می‌کنم اصولاً چرا باید چنین نگرانی تولید شده باشد؟ مگر این که بگوییم تفسیری که از قانون 29 اسفند کرده‌اند غیر از آن است که از نص صریح عبارات آن برمی‌آید، معنی ملی کردن یک صنعتی در دنیا همین است که این صنعت از تصرف اشخاصی که تاکنون آن را اداره می‌کردند خارج می‌شود و به تصرف دولت در‌می‌آید و از آن پس عایدات آن کلاً به دولت تعلق می‌گیرد در اینجا هیچ تردید و ایرادی نمی‌تواند وجود داشته باشد این نیست که کلیه کارمندانی که تا آن موقع در آن مؤسسه کار می‌کردند اخراج شوند بلکه آنهایی را که صادق هستند بکار تشویق می‌کنند. بالاخره این نکته اصلی را باید در نظر داشته باشند که ترتیب اساسی تحویل و تحول و تصفیه حساب با مطالعه کافی از طرف هیئت مختلط داده خواهد شد البته تأمل و مداقه کامل دراین خصوص به عمل خواهد آمد قدم اول و اصلی تصرف این است که اداره امور از آن پس به دست متصرف جدید در می‌آید و بدون دستور و موافقت او کاری انجام نمی‌شود و منافع ملک نیز به متصرف جدید تعلق می‌گیرد. جز این چه معنایی ممکن بود از کلمه ملی شدن استنباط شود پس بالطبع باید اول اداره عالیه امور از دست هیئت مدیره سابق به یک هیئت مدیره جدیدی که از طرف دولت ایران تعیین می‌گردد انتقال یابد یعنی از این پس تصمیمات در آن ‌موسسه باید به تصویب هیئت مدیره جدید باشد. این عمل اساس تصرف است و جز این چه تفسیری می‌توان از آن تصور کرد که اینک ایجاد نگرانی شده باشد. عمل دوم تصرف انتقال منافع به متصرف جدید است.

برای انجام این منظور باید حساب مقدار محصول در تحت نظارت متصرف جدید باشد و این امر بسیار طبیعی است که شخص متصرف به توسط کارمندان مخصوصی که می‌گمارد هر آن اطلاع دقیق از مقدار محصول خود داشته باشد. عمل سوم عمل فروش محصول است که آن هم هر‌گاه شخص متصرف حاضر شود برای خریداران سابق مزایایی قائل شود باید تصدیق کرد که با آنها جنبه مساعدت و مسالمت را پیش گرفته است و آنها باید کاملاً از آن روش او رضایت و امتنان داشته باشند. حال می‌آییم سر موضوع وضع کارمندان آن موسسه چنانچه گفتیم نسبت به آنها هیچ عمل ناگهانی پیش‌بینی نشده است بلکه برعکس گفته شده است که برای تبدیل تدریجی عده از آنها یک عده محصلینی تربیت خواهند شد و شکی نیست که در نظر ندارند همه چیز را در آن موسسه به هم بریزند برعکس این طرح نشان می‌دهد که کاملاً به حفظ جریان منظم اوضاع علاقمند هستیم و هر تغییری که داده می‌شود به تدریج خواهد بود.

پس واقعاً هر‌گاه یک شخص بیطرفی مواد را بخواند به نظر او وجود نگرانی بیمورد خواهد بود چه در این طرح جنبه ملایمت ملاحظه شده است و از ملی شدن یک صنعتی کمتر از این هم دیگر چه انتظار می‌رود.

باید همه اشخاص اطمینان داشته باشند یک ملت قدیمی هیچگاه تصمیمی نمی‌گیرد مگر از روی تأمل و مجلسین که نماینده همین ملت هستند همواره تصمیمات خود را با تأمل کامل و رعایت تمام جوانب کار برای رفاه ملت ایران گرفته و خواهند گرفت یکی از ایرادهای جناب آقای حقنویس این بود که این خلع ید به چه صورتی انجام می گیرد و نظارت کمیسیون مختلط چه ضرورتی دارد، به عقیده بنده مقصود از خلع ید انتقال آن چیزی است که به فرانسه می‌گویند«اتوریته» که به فارسی شاید معنایش سلطه یا تسلط بشود ترجمه کرد انتقال « اتوریته»معنایش این نیست که تمام آنهایی که در شرکت کار می‌کنند بیرون ریخته بشوند انتقال «اتوریته» معنایش این است که یک هیئتی از طرف متصرف جدید معلوم بشود که از این به بعد تصمیمات کلی با تصویب این هیئت خواهد بود، خلع ید در مرحله اول به ماهیئت کاری ندارد اگر خریدی یا هزینه‌ای یا استخدام جدیدی از طرف شرکت باید شود با امضای این هیئت جدید باید بشود پس این کلمه خلع ید یک معنای خیلی سخت و مشکلی ندارد و در مرحله اول معنایش انتقال«اتوریته » است و جز این معنای دیگری ندارد و ممکن است متخصصین که الان در شرکت هستند تصمیماتی که سابق می‌گرفتند به عنوان پیشنهاد به هیئت مدیره جدید بدهند و این هیئت مدیره جدید آنها را مطالعه می‌کند و اگر تصویب کرد قبول می‌کند و اجرا می‌شود و در مرحله دوم به نظر بنده نظارت در مقدار محصول است یعنی مرحله دوم این است که ما به وسیله متخصصین مقدار محصولی که از این چاه‌ها و از تصفیه خانه خارج می‌شود، مقدار محصولی که از چاه استخراج می‌شود و مقدار محصولی که از تصفیه‌خانه خارج می‌شود به وسیله متخصصین باید دقیقاً نظرت کنیم و این عمل قانوناً سابقاً می‌شده است ولی چون قانوناً می‌شده امروز بایستی که دقیقاً این عملی انجام بشود پس مرحله اول یعنی انتقال «اتوریته» این است که تصمیمات با تصویب هیئت مدیره جدید گرفته شود مرحله دوم این است که اشخاصی را بفرستیم که حساب دقیق محصول را نگهداری کنند مراحل دیگر به تدریج عمل خواهد شد و هیچ عمل ناگهانی به نظر من در اینجا نشده که مایه نگرانی باشد.

عده‌ای از نمایندگان‌- مذاکرات کافی است

رئیس- بنده تصور می‌کنم که مذاکرات در کلیات کافی است و حالا می‌گذاریم به مواد حالا ماده اول مطرح است

بیات- رأی به کلیات گرفته نشد

رئیس- آقا در نظامنامه رأی به کلیات نداریم ماده اول مطرح است آقای دکتر شفق.

دکتر شفق- بنده در باب ماده اول از حضور جناب آقای نخست‌وزیر استفاده می‌کنم یک بار دیگر همان سؤالی را که کردم و به نظر بنده جواب آقای معاون وزارت دارایی کافی نبود اگر مقتضی دانستند جواب بدهند در ماده اول می‌گوید به منظور ترتیب اجرای قانون 29 اسفند ماه یک کمیسیون مختلط ایجاد می‌شود‌. برای چه منظوری؟ برای ترتیب اجرای قانون یعنی کمیسیون می‌نشیند و ترتیب اجرا‌ که چه جور و به چه نحوی این قانون اجرا‌ می‌شود تعیین می‌کنند، پروگرامی تعیین می‌کنند و ترتیبات و اصول عملیات اجرایی را معین می‌کنند آن وقت ماده دوم فوراً یک ماده اجرایی است و همچنین مواد دیگر بنده پرسیده که اگر کمیسیون طرز اجرا را معین می‌‌کند دیگر این مواد که در این قانون هست که همه‌اش اجرایی است برای چیست؟ اگر ترتیب اجرای قانون را کمیسیونی بعداً تعیین خواهد کرد این مواد دیگر که مربوط به اجرا است و الساعه اجر را معین کرده این آیا مداخله در کار آن کمیسیون نیست؟ آیا منظور این است می‌خواستم آن را بدانم که منظور این است که این مواد اجرایی را که ما الان تصویب می‌کنیم کمیسیون شاید مواد دیگر اجرایی تهیه کند اضافه بر این مواد؟ یا این که طوری است که کمیسیون بعداً می‌تواند این مواد را تغییر بدهد؟ چون طریق اجرا را که اینجا معین کرد و رأی که دادیم قانون است کمیسیون که نمی‌تواند قانون را عوض بکند این موضوع برای بنده روشن نیست استدعا می‌کنم در این باب توضیحی بفرمایند.

رئیس‌- آقای نخست‌وزیر 

+++

نخست‌وزیر(آقای دکتر مصدق)- قانونی از مجلس گذشت که کمیسیون نفت طریق اجرای ملی شدن صنعت نفت را به مجلس شورای ملی پیشنهاد کند این مواد برای این تنظیم شد که یک هیئت مختلطی از نمایندگان مجلس سنا و مجلس شورای ملی و وزارت دارایی تشکیل شود و اجرای ملی شدن صنعت نفت را در تحت نظر نمایندگان مجلسی عملی کنند چنانچه من نوشتیم که نمایندگان مجلس خودشان این کار را بکنند مطابق نظریاتی که در کمیسیون اتخاذ شده بود دخالت قوه مقننه در قوه مجریه می‌شد به این جهت اجازه داده شد که دولت این کار را در تحت نظارت این هیئت مختلط یعنی نمایندگان مجلسین اجرا‌ کند و غیر از این قانون آنها حق دیگری ندارند اگر اساسنامه‌ای بنویسند باید به مجلس شورای ملی پیشنهاد شده و پس از تصویب مجلس شورای ملی و مجلس سنا به موقع اجرا گذاشته شود، فقط آنها سندشان، مدرکشان برای اجرای ملی شدن صنعت نفت همین مواد نه گانه‌ای است که مجلسین تصویب می‌کنند. بنابراین بنده گمان می‌کنم که دیگر هیچ ایرادی نباشد و نمایندگان محترم متقاعد بشوند و اشکالی نفرمایند که این مواد هر چه زودتر از تصویب مجلس سنا هم بگذرذ.

رئیس- آقای دکتر شفق

دکتر شفق- در این صورت باید اینجا بنده پیشنهاد کنم « به منظور نظارت اجرای قانون فلان » چون می‌گوید «به منظور ترتیب  اجرای قانون فلان»

رئیس- شاید این و غیر این یک جزئیاتی باشد می‌شود پیشنهاد داد ولی توجه فرمودید که هر پیشنهادی مستلزم این می‌شود که دوباره به مجلس شورای ملی برود(نمایندگان‌- صحیح است) آقایای دکتر متین‌دفتری توضیح دادند که از این احتراز بکنیم (صحیح است) و الّا دو سه اصلاح عبارتی و کلماتی هم هست و بعضی از آقایان تذکر دادند و توضیحات صحیح به نظر می‌آید اما اگر بخواهند باید پیشنهاد بکنند. با بیان هم نمی‌شود آقایان دیگر در ماه اول حرفی ندارند. آقای سروری

سروری‌- در این ماده پیش‌بینی شده هیئت مختلطی که مرکب از سه دسته است باید در اجرای ملی شدن نفت نظارت نماید این سه دسته یک دسته منتخبی مجلس شورای ملی هستند و یک دسته مجلس سنا و یک دسته هم منتخبین دولت که یک نفر نماینده دارد. عبارت به نظر بنده یک اجمال و ابهامی دارد که بنده می‌خواهم رفع این ابهام و اجمال را بکنم و چون جناب آقای نخست‌وزیر خودشان در تنظیم این کار شرکت فرموده‌اند اگر تشخیص بنده صحیح است باید بفرمایند و اگر صحیح نیست توضیح بفرمایند منظور چیست ممکن است متبادر به ذهن این باشد که این سه دسته هر دسته یک رأی داشته باشد یعنی گفته شود که نمایندگان مجلس سنا مجموعاً 5 نفری یک رأی دارند و نماینده دولت هم یک رأی اگر اینجور بفهمیم آن وقت اکثریت به وسیله دو رأی پیدا می‌شود در صورتی که بنده تصور می‌کنم منظور این نباشد بلکه منظور این است که مجموع این عده که 11 نفر تشکیل می‌دهد آنها اگر 6 نفرشان باشند مؤثر در کار باشد اگر این تشخیص صحیح است و تأیید خواهید فرمود آن وقت یک اشکالی به وجود می آید و آن اشکال این ا‌ست که در اینجا پیش‌بینی نشده که اتخاذ آراء با حضور و مشارکت تمام این 11 نفر باشد یا نه؟ چون چیزی پیش‌بینی نشده باز بنده اینطور می‌فهمم که بایستی با مشارکت تمام 11 نفر باشد یعنی اگر ده نفر از این آقایان حاضر بودند و  یک نفر حاضر نبود یک موضوعی در آن جلسه منتهی به رأی نمی‌شود و برای خلافش در اینجا چیزی پیش‌بینی نشده باز اگر این تشخیص بنده صحیح است و مورد تأیید است آن وقت بایستی ما استدعا بکنیم از این آقایان نمایندگانی که از مجلس شورای ملی و مجلس سنا منتخب می‌شوند اینها کسانی می‌باشند که خودشان را مقید و مکلف بدانند که در تمام جلسات حاضر باشند و بدون عذر و بهانه‌ای هیچ یک از این آقایان در اینجا از حضور خودداری نکند که نتیجه‌اش این بشود که بعد به عنوان این که یک نفر حاضر نشد جلسه تشکیل نشود و اتخاذ تصمیم به تعویق بیفتد

رئیس- آقای نخست وزیر

نخست‌وزیر- این هیئت تابع مقررات عمومی سایر هیئت می‌شوند(صحیح است) چنانچه کمیسیونی در مجلس سنا تشکیل شود هیچ وقت نمی گویند اگر تمام اعضای کمیسیون حاضر نشدند کمیسیون داخل در کار نشود و اگر داخل در کار شد و تصمیمی اتخاذ نمود قانونی نیست، چون در هر هیئتی هر وقت اکثریت تمام اعضاء آن حاضر شد و عده حاضر به اکثریت رأی دادند قاطع است نمایندگان مجلس سنا و مجلس شورای ملی باید به موضوع اهمیت بدهند و به قدری علاقه‌مند باشند که هیچکدام حتی یک جلسه هم غیبت نکنند( صحیح است) ولی اگر ما به این معتقد شویم چنان که یکی از آنها حاضر نشد رأی هیئت قاطع نیست مقصود ما این خواهد بود که این کار عملی نشود. بنابراین ما انتظار داریم که آقایان علاقه‌مند باشند و در جلسات شرکت بکنند و البته مثل مقررات عمومی تمام هیئت اکثریت عده قانونی هیئت و اکثریت عده حاضر مناط اعتبار است (صحیح است)

رئیس- گویا دیگر نظری به ماده اول نیست. در این صورت رأی می‌گیریم به ماده اول آقایان موافقین قیام فرمایند (به اتفاق آراء برخاستند) به اتفاق آراء تصویب شد. ماده دوم مطرح است چون مواد یک دفعه مشروحاً خوانده شده اگر آقایان میل دارند مجدداً خوانده شود.(نمایندگان - خیر خوانده شده است)در ماده دوم نظری هست(نمایندگان‌- نظری نیست رأی گرفته شود) چون نظری نیست رأی می‌گیریم آقایانی که با ماده دوم موافقند قیام فرمایند( به اتفاق آراء برخاستند) تصویب شد ماده سوم مطرح است آقای نقوی.

نقوی‌- بنده این اول عبارت ماده سوم را قرائت می‌کنم« ماده سوم دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی نموده نظریات خود را به مجلس گزارش دهد که پس از تصویب مجلسین به موقع اجرا گذاشته شود» نظری که بنده دارم دو قسمت است یکی این که دولت که خودش در آن واحد مدعی و مدعی‌علیه می‌تواند واقع باشد مأمور شود که به دعاوی شرکت رسیدگی بکند دولت خودش شخصی ذینفع است، دعاوی نسبت به شرکت دارد و مطالباتی از شرکت دارد شرکت هم ممکن است دعاوی و حرف‌هایی نسبت به دولت داشته باشد آن وقت چطور ممکن است خود دولت که ذینفع است مدعی و مدعی‌علیه است حاکم قضیه باشد. این یک نظر نظر دومی که هست و در ا ینجا ذکر شده است این است که دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط به مطالبات و دعاوی حقه دولت و همچنین به دعاوی حقه شرکت رسیدگی کند، دعوی وقتی که طرح می شود و ابتدا جلوی یک قاضی یا جلوی یک هیئت داوری یا جلوی یک هیئت اختلاف فرق نمی کند آن هیئت نگاه می کند اول که ببیند این دعاوی دعاوی حقه است و مبنائی دارد یا نه، این وارد این قسمت که اگر بشود مثل این است که حکم داده رسیدگی کرده بنابراین کلمات حقه به نظر بنده زائد است اگر دولت دعوایی را به این ترتیب قبول کرد و وارد رسیدگی شد با عبارت این قانون مثل این است که تصدیق ضمنی به حقانیت طرف کرده در صورتی که معلوم نیست که حق است یا ناحق دعوی می‌آید و آن هیئت داوری یا قاضی رسیدگی می‌کنند بعد از رسیدگی می‌گویند که آقا این دعوی حق بود یا نبود یا یک قسمتش حق بود و یک قسمتش ناحق برای این که رفع این اعتراض بشود. به نظر بنده بهتر است به جای دولت مکلف است گذاشته شود هیئت مکلف است گذاشته شود هیئت مکلف است یعنی این پنج نفر از نمایندگان سنا و 5 نفر از نمایندگان مجلس شورا و آن یک نفر (جناب آقای نخست‌وزیر توجه فرمودید؟)اول ماده سوم به جای دولت مکلف است دولتی که خودش طرف است نباشد ولی هیئت که هیئت بیطرفی است باشد چون دولت خودش طرف است و نماینده‌اش در آنجا هست بهتر است نوشته شود هیئت مکلف است به مطالبات و دعاوی دولت(کلمه حقه هم زده شود) و همچنین به دعاوی شرکت رسیدگی بکند به دعاوی که داشته‌اند و تمیز حق را از ناحق بدهند و گزارشش را هم به مجلسین بدهند

رئیس- آقای رئیس‌الوزرا

نخست‌وزیر‌- مقصود از دعاوی حقه این است که سعی بکنند به آن چیزهایی که حق است رسیدگی بکنند. اینجا یک تاکیدی است که می‌شود برای این که کمال دقت را بکند چون دعوی ممکن است که حق باشد و ناحق باشد دعوی حق هم هست و ناحق هم هست اینجا تأکید می‌شود به آن هیئت یا دولت که سعی بکنند به دعاوی حقه رأی بدهند و مقصود این است که به دعوای ناحق توجهی نکنند، این که در اینجا اسم دولت برده شده علت این است که مواد به صورت دیگری تنظیم شده بود و چون در کمیسیون بعضی از نمایندگان ایراد کردند که مجلسین نمی‌توانند در قوه اجرائیه دخالت بکنند مواد این طور تنظیم شده که دولت رسیدگی بکند نمایندگان مجلسین هم نظارت بکنند. بنده استدعا می‌کنم از آقایان محترم که این نظریه بنده را قبول بفرمایند و حاضر نشوند که در اجرای این لایحه تأخیر بشود و فوراً عملی گردد امروز شما باید ملاحظه بفرمایید که منافع مملکت در کجا تأمین می‌شود منافع مملکت هیچ وقت در این تأمین نمی‌شود که در تصویب این لایحه تأخیری بشود. چون توضیحاتی خواستید بنده عرض می‌کنم و این توضیحات هم گمان می‌کنم در صورت جلسات سنا نوشته می‌شود و به هیچ وجه من‌الوجوه در اجرای مواد اشکالی پیش نخواهد آمد

رئیس- آقای نقوی

نقوی‌- بنده پس تقاضا می‌کنم همین شکلی که جناب آقای نخست وزیر فرمودند این قسمت در صورت جلسه ضبط بشود که مقصود این کلمه حقه تأکیدی بوده است(نخست‌وزیر- تاکید است) و الّا آن معنی که عرفاً متبادر به ذهن است از آن استفاده نمی‌شود یعنی نسبت دعاوی حقه هم داده شود نه رسیدگی‌. به هر دعوایی باید رسیدگی شود مقصود از این قرار این بوده که قسمتی از مدعی به طرفین را که حق می‌دانند با کمال دقت حکم بدهند و البته تصدیق می‌فرمایید خود جناب آقای نخست‌وزیر که این اظهار بنده وارد بوده اما در قسمت آن که هیئت مختلط به جای دولت گذاشته

+++

شود نظری نفرمودند

رئیس- آقای رئیس‌الوزرا

نخست‌وزیر- برای  اجتناب از ایراد  این که هیئت مختلط یعنی نمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا هستند و قوه مقننه هستند در این جا اسم دولت گذاشته شده که دولت به این کار رسیدگی بکند منتهی در تحت نظارت این هیئت

نقوی- با نظر تسریعی که در کار است به احترام شخص آقای نخست‌وزیر بنده موافقم و پیشنهادم را پس می‌گیرم‌.

رئیس- دیگر نظری نیست؟(نمایندگان- نخیر) پس رأی می‌گیریم به ماده سوم‌. آقایانی که موافقند قیام بفرمایند(نمایندگان همه برخاستند) و به اتفاق آراء تصویب شد. ماده چهارم مطرح است

رئیس- آقای سروری

سروری- بنده جمله اول ماده چهار را قرائت می‌کنم می‌نویسد «چون از تاریخ 29 اسفند ماه 1329 که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است...» به نظر بنده ذکر این جمله نباید موهم این امر باشد که حق مسلم ملت ایران نسبت به درآمد نفت فقط از تاریخ 29 اسفند ماه 1329 به بعد است بلکه ملت ایران نسبت به یک قسمت از منابع نفت جنوب از سنوات سابق هم ذیحق است. برای اثبات این مطلب بنده ناچار هستم به طور  اختصار وارد یک بحث حقوقی بشوم البته آقایان مسبوق هستند که سه کیفیت هست در امور قضایی که اگر این سه کیفیت ظاهر شوند یک عقدی که به وجود آمده این عقد از بین می‌رود. یکی از کیفیات این است که ارکان اساسی یک عقدی وجود نداشته باشد که در این صورت این عقد باطل ا ست و همان چیزیکه به فرانسه آن را «نولیته آبسلو» می‌گویند یک وقت است که یک عقدی به یک جهتی غیر نافذ می‌شود و همان چیزی است که آن را (نولیته رلاتیو) می گویند سومی وقتی است که در یک عقدی طرفین قرارداد می‌کنند و حق فسخ برای خودشان قائل می‌شوند در 1933 ملت ایران آمد قرارداد دارسی را لغو و شرکت نفت جنوب هم قبول کرد. این الغا را و بعد آمدند یک قراردادی در همان سال به ملت ایران تحمیل کردند، کره و اجبار چه از لحاظ قانون مدنی ما و چه در تمام قوانین عمومی دنیا یکی از موجباتی است که این کره و اجبار وقتی ثابت شد در اینجا این عقد و این قرارداد غیر‌نافذ می‌شود، مطابق مباحثات مفصلی که در مجلس شورای ملی به عمل آمده است و بحث‌های مفصلی که در جراید و مجامع به عمل آمده است به هر طریق و وسیله‌ای که در اختیار ملت ایران بوده است به انحاء و اقسام مختلف اثبات شده است که قرارداد 1933 تحمیلی و اجباری بوده چون تحمیلی و اجباری بوده است باز مطابق یک اصل کلی مسلم حقوقی وقتی که این کره و اجبار رفع شد طرف مکره همین قدر که آزاد شد اگر رد قرارداد را اعلام کرد اثر این نه فقط از روز اعلام او ظاهر می‌شود بلکه سرایت می‌کند به روز عقد قرارداد و ملت ایران هم همین قدر که از تحت کره و اجبار خارج شد اعلام کرد به این که این قرارداد تحمیلی بوده و من او را پاره می‌کنم مطابق اصول مسلم قضایی مسلم است که از 1933 به این طرف منافع و درآمد نفت مستقیماً متعلق به ملت ایران است و بنابراین در این موقع که ما در صددد رسیدگی به حساب هستیم نبایستی بگوییم که فقط به حساب اسفند 29 به بعد رسیدگی بکنیم. شاید ذکر ا‌ین جمله همان طوری که جناب آقای نخست وزیر در کلمه حقه ماده 3 فرمودند مقصود تأکیدی باشد و الّا پر واضح است که ملت ایران از 1933 به این طرف دارای این حق است و بایستی تمام منافع و درآمد را به حساب ملت ایران گرفت و البته آنچه که در این مدت به عنوان حق‌الامتیاز به صندوق دولت ایران ریخته شده است باید احتساب کرد و مابقی را گرفت. اگر حالا بنده بخواهم پیشنهادی در این باب بکنم که این تصریح شود در اینجا همانطوری که جناب آقای نخست وزیر فرمودند ممکن است موجب اطاله کار باشد و باز موجب برگشت این قانون به مجلس شورای ملی باشد و بالاخره موجب تأخیر کار باشد و به لحاظ این که بنده نمی‌خواهم تأخیر شود پیشنهاد کتبی نمی‌کنم و به ذکر این مطلب قناعت می‌کنم و تقاضا می‌کنم این مذاکرات و این عرض بنده در صورت مجلس قید شود و وقتی که آقایان دیگر هم در این باب مخالفتی نفرمودند این در واقع توافق قطعی و محکم آقایان به این مطلب می‌شود و آن وقت هیئت مختلط هم بایستی در ضمن رسیدگی به حساب از 1933 به این طرف رسیدگی خودش را شروع بکند و ادامه بدهد.

رئیس- آقای رئیس‌الوزرا بفرمایید

نخست‌وزیر- از توضیحاتی که نماینده محترم دادند بنده بسیار تشکر می‌کنم و در تکمیل بیانات ایشان عرض می‌کنم که اگر نظری به قرارداد دارید بفرمایید هر قراردادی باید یک عناصری داشته باشد که موجب انعقاد قرارداد بشوند یکی از عناصر انعقاد قرارداد این است که طرفین قرارداد صلاحیت داشته باشند. وقتی  که یکی از طرفین قرارداد صلاحیت انعقاد قرارداد را نداشته باشد این قرارداد را فقها می‌گویند رأساً باطل است یعنی اساساً منعقد نشده است و به اصطلاح فرانسوی «نولیته آبسلو» و روی «نولیته رلاتیو» به هیچ وجه نباید صحبتی بکنیم و باید روی «نولیته آبسلو» یعنی بطلان مطلق قرار داد صحبت نماییم که یکی از طرفین قرارداد که مجلس شورای ملی وقت بود نمایندگان حقیقی ملت نبوده و صلاحیت تصویب قرارداد را نداشته‌‌اند و چنانچه روی «نولیته رلاتیو» صحبتی شود مربوط به کره و اجبارات که دولت وقت از روی کره و اجبار قرارداد را امضاء کرده است بدیهی است هر وقت آن اجبار مرتفع شود باید اشخاصی که از روی کره و اجبار قرارداد را امضاء کرده بودند اجبار خودشان را برسانند و ما به هیچ وجه در «نولیته رلاتیو» صحبتی نکردیم فقط در «نولیته آبسلو» حرف زدیم یعنی یکی از طرف قرارداد که مجلس شورای ملی وقت بود صلاحیت انعقاد قرارداد را نداشته است. به علاوه علمای علم حقوق عقیده دارند که موضوع هر قرارداد باید ممکن باشد مخالف اخلاق حسنه و نامشروع نباشد. اولی پوسببل دومی کونترر او بن مورس و سیمی امیل لیست  اگر کسی قراردادی امضاء کرد که از ارث پدر خود محروم باشد و یا این که در انتخابات شرکت نکند و از حق رأی استفاده ننماید چون نامشروع است قراردادی منعقد نمی‌شود و بعد از فوت پدر می‌تواند از مال او ارث ببرد و در موقع انتخابات حاضر بشود و رأی بدهد و اما غیر ممکن‌ و برخلاف اخلاق حسنه هیچ قراردادی که موضوع آن از بین بردن ملی باشد منعقد نمی‌شود، چه چیزی بیش از این بر‌خلاف اخلاق است که یک ملتی از گرسنگی جان بدهد و ملت دیگر به موجب قرارداد ادعایی هستی آن ملت را ببرد! این مسائلی که عرض کردم راجع به موضوع انعقاد قرارداد است که می‌توانم عرض کنم به هیچ وجه من‌الوجوه قرارداد 1933 منعقد نشده به هیچ وجه‌، و اما راجع به آن قسمتی که در اینجا نوشته شده که مطالبات و دعاوی دولت باشد مقصود این است که دولت هم به عنوان مطالبات می‌تواند از شرکت حق خود را بخواهد و هم به عنوان دعاوی البته باید رسیدگی بشود و پس از رسیدگی آنچه را که معلوم و دولت از کمپانی طلبکار شد یا کمپانی از دولت طلبکار شد اینها حساب می‌شود، فرض بفرمایید که بحریه انگلیس نفتی برده و پول نداده، یا این که نفتی برده و پول آن را کم داده، اینها جزء مطالبات است و به عنوان استفاده نامشروع از مال غیر (آن ریش سمان ایل لژیتم ) باید مطالبه بشود چون که هیچ کس نمی‌تواند بدون دلیل بدون مدرک از مال غیر منتفع شود و‌ اگر منتفع شد او را تعقیب می کنند و موارد تعقیب در حقوق خصوصی سه چیز است‌. یکی این که تعقیب می‌کنند برای این که قراردادی بین طرفین منعقد شده است (راپرکنتراکتوئل) و یا کسی مرتکب جرحی شده که از عمل او مجروح متضرر شده (راپورد لیک توئل) که آنرا دلی سیوئل هم می گویند و مورد سوم موردی است که نه قرار داد باشد و نه ضرر در جرم که آن سوءاستفاده از مال غیر است که ( آن ریش سمان ایل لژیتم ) گویند بنابراین استفاده دولت انگلیس از منابع نفت جنوب جزء مورد سوم است که سوء‌‌استفاده از مال غیر باشد

رئیس- آقای دادگر فرمایشی داشتید؟

دادگر- بنده عرضی ندارم فقط یک‌ تذکری به جنابعالی خواستم بدهم و آن این است که بیان می‌فرمایند تصویب شد، اما به اتفاق آراء تصویب می‌شود این را قید بفرمایید ( صحیح است)

رئیس- آقای سروری فرمایشی داشتید بفرمایید.

سروری‌- بنده از عرایضی که اینجا کردم یک منظوری داشتم و آن منظورم اثبات این نکته بود که ملت ایران از سال 1933 به این طرف نسبت به درآمد نفت جنوب حق دارد و بایستی آن درآمد را بگیرد. نهایت این که بنده از یک راه استدلال کردم و جناب آقای نخست‌وزیر از راه دیگری استدلال فرمودند( صحیح است) ولی بالاخره هر دو منتهی شدیم به یک مقصود، ولی بنده یک انتظاری داشتم و آن انتظارم این بود که چون در این ماده وقتی تصریحاً قید شد که « از تاریخ 29 اسفند که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا نیز رسیده است کلمه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران است» و این عبارت ممکن است موهم این باشد که ملت ایران فقط از اسفند ماه 1329 به  این طرف نسبت به درآمد نفت حق دارد در صورتی که مطابق این استدلالی هم که خود جناب آقای نخست‌وزیر فرموده‌اند از 1933 ملت ایران نسبت به این حق دارد، بنده انتظارم این بود که ایشان این مطلب را صریحاً تصدیق بفرمایند و این مجوز و موجب باشد برای این که آن هیئت مختلطی که تشکیل می‌شود مبنای ادعا‌ و حق خودش را از 1933 شروع بکنند و بنده منظورم این بود و امیدوارم که جناب آقای نخست‌وزیر تصریح فرمایند و به نظر بنده تصریح ایشان در صورت مجلس کافی است و پیشنهادی هم نخواهم کرد که موجب اطاله کار باشد.

رئیس- آقای رئیس‌الوزرا بفرمایید

نخست‌وزیر‌- عرض کنم این قسمتی که از روز تصویب مجلس نوشته شده کمپانی در حکم امین تلقی می‌شود و بایستی تمام عایدات را در این مدت به دولت بدهد(صحیح است ) و این مسئله راجع به این نیست که از

+++

سابق مطالبه بکنند اینجا فقط قصد فرق می‌کند که در این جا کمپانی در حکم امین است و باید تمام آن را بپردازد در صورتی که قبل از آن یک متصرف غاصبی بوده است

رئیس- آقای نقوی بفرمایید

نقوی‌- بنده می‌خواستم عرض بکنم با توجه به ماده 3 که در آنجا ذکر شده است «دولت مکلف است با نظارت هیئت مختلط مطالبات و دعاوی حقه دولت» الی آخر رسیدگی بکند قسمت حقوقی که ملت ایران به کمپانی نفت جنوب راجع به قبل از تصویب قانون 29 اسفند 1329 دارد و تا سال 1933 مشمول همان عنوان مطالبات است و ماده 4 که در آن ذکر شده است که «از تاریخ 29 اسفند ماه به بعد که ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس سنا رسیده است است کلیه درآمد نفت و محصولات نفتی حق مسلم ملت ایران » و مطالبات ملت ایران را نسبت به ما قبل به هیچ وجه سلب نمی‌کند و دولت مکلف است که بر‌طبق ماده 3 اقدام بکند و مطالبه بکند

نخست‌وزیر- کاملاً صحیح است مقصود همین است

رئیس‌- آقایانی که با ماده چهارم موافقند قیام نمایند (کلیه نمایندگان قیام کردند) به اتفاق آراء تصویب شد. ماده پنجم مطرح است نظری نیست(گفته شد خیر) رأی می گیریم به ماده پنجم آقایانی که موافقند قیام نمایند( کلیه نمایندگان قیام کردند) به اتفاق آراء تصویب شد ماده ششم مطرح است مخالفی نیست( گفتند- نه خیر) رأی می‌گیریم به ماده ششم آقایانی که موافقند قیام نمایند ( کلیه نمایندگان قیام کردند به اتفاق آراء تصویب شد ماده هفتم مطرح است آقای دکتر شفق بفرمایید.

دکتر شفق- بنده در باب نظری که جناب آقای فرخ و آقای نقوی در باب دعاوی حقه فرمودند موافق بودم و پیشنهاد ندادم به همان دلیل که آقایان محترم دیگر هم پیشنهاد ندادند و کافی است که ثبت شود در صورت مجلس. همچنین ماده 3 که دولت مکلف است اشکالی که آقای نقوی فرمودند آن اشکال باز هم به عقیده بنده باقی است ولی پیشنهادی نمی‌دهم و موضوع در اینجا کافی خواهد بود اما در باب ماده 7 یک اشکالی که به نظر بنده رسیده این است اینجا گفته می‌شود همان طور که بنده می‌فهمم « هر مقدار نفتی را که از اول سال 1948 مسیحی تا تاریخ 29 اسفند ماه 1329 یعنی یکی را مسیحی و یکی را فارسی نوشته‌اند البته عبارتی بوده و درست می‌شود این مقدار نفت را «از آن شرکت سالیانه خریداری کرده‌اند می‌توانند از این به بعد هم به نرخ عادله بین‌المللی بخرند» مثل این که در اینجا مفروض این بوده است که محصول نفت که در آن سال بوده است رو به افزایش خواهد گذاشت یا اقلاً همان اندازه خواهد بود. بنده فکر می کنم در یک سال محصول نفت کمتر از مقدار امسال می‌شود فرض کنید اگر 25 میلیون تن بوده 20 میلیون تن بشود در این صورت تکلیف مصرف داخلی چه خواهد شد چون که می‌گوییم حق دارند به این میزان بخرند اقلاً باید تصریح شود منظور نسبت است بنده عرضی ندارم

رئیس- آقای معاون وزارت دارایی.

معاون وزارت دارایی‌(آقای فروزان)- همانطور که خود جناب آقای دکتر شفق در آخر بیاناتشان تصریح فرمودند البته این سنوات اخیر چون حداکثر استحصال از نفت بوده است و شرکت هم با یک مشتریان خاص طرف بوده است گفته‌ایم مال آنها را تأمین بکنیم البته اگر از این بیشتر شد که این جمله کاملاً کافی است و اگر کمتر شد به نسبت از آن استفاده بکنند

رئیس- رأی می‌گیریم به ماده هفتم آقایانی که موافقند قیام نمایند ( کلیه نمایندگان قیام کردند) به اتفاق آراء تصویب شد. ماده هشتم مطرح است. آقای کاظمی بفرمایید.

کاظمی‌- عرض بنده راجع به ماده هشتم البته توضیح واضحات است برای این که مسلم است که پیشنهادهای هیئت مختلط برای دو مجلس، باید پیشنهاد شود ولی این عبارت طوری شده است که مثل این که قدری ناقص است چون گفته می‌شود«کلیه پیشنهادهای هیئت مختلط که برای تصویب به مجلس شورای ملی بردند و تقدیم مجلس خواهد شد به کمیسیون نفت ارجاع می‌گردد» اسمی از این که به سنا پیشنهاد خواهد شد و تکلیفش چیست برده نشده بنده تصور می‌کنم که مقصود این باشد که کلیه پیشنهادهای هیئت مختلط به هر دو مجلس پیشنهاد خواهد شد و پیشنهاد اگر تقدیم مجلس شورای ملی می‌شود به کمیسیون نفت ارجاع می‌گردد و گمان می‌کنم منظور مجلس شورای ملی از این ماده این طور باشد(نخست‌وزیر- کاملاً صحیح است) حالا اگر عبارت آن قدر صریح و واضح نیست همین قدر که جناب آقای نخست‌وزیر بفرمایند که منظور این بوده و در صورت مجلس نوشته شود منظور تأمین می‌شود.

نخست‌وزیر- منظور همین است که فرمودید

رئیس- آقای فرخ بفرمایید

فرخ- بنده هم نظرم همین بود چون در مجلس سنا کمیسیون نفت نیست کمیسیون«مربوطه» اگر در صورت مجلس قید شود کافی است

رئیس- در مجلس سنا هم می‌شود کمیسیون نفت ایجاد کرد آقای دکتر شفق بفرمایید.

دکتر شفق- بنده هم منظورم همین ماده بود و چون ماده 9 هم همین عبارت است. امیدوارم با توضیح جناب آقای نخست‌وزیر کافی باشد که منظور از مجلس در این دو ماده مجلسین است.

رئیس- آقای دکتر شفق کتباً این پیشنهاد را کرده‌اند که در ماده 8 و ماده 9 به جای مجلس، مجلسین نوشته شود ولی اگر توضیح آقای رئیس‌الوزرا کافی باشد این را به شکل پیشنهاد تلقی نمی‌کنیم ( نخست وزیر صحیح است) توضیحی در این باب بفرمایند(مقدم- قبول کردند)

یمین‌اسفندیاری‌- آقای نخست‌وزیر تصریح فرمودند

دکتر شفق- بنده با توضیحی که تصدیق فرمودند و موافقت فرمودند پس می‌گیرم

نخست‌وزیر- خیلی تشکر می‌کنم

رئیس- پس رأی می‌گیریم به ماده هشتم با این توضیحی که داده شد و در صورت مجلس درج نبود که در واقع مقصود از تصویب مجلس شورای ملی هر دو مجلس خواهد بود آقایانی که موافقند قیام فرمایند(کلیه نمایندگان قیام کردند) تصویب شد به اتفاق آراء. ماده 9 مطرح است(گفته شد- مخالفی نیست) البته همان پیشنهاد آقای دکتر شفق شامل ماده 9 هم هست و به همان ترتیب باید رأی بگیریم. به ماده نهم باز با همان توضیحی که در صورت مجلس داده شده یعنی مقصود از مجلس شورای ملی، مجلسین است آقایانی که موافقند قیام فرمایند (کلیه نمایندگان قیام کردند) به اتفاق آراء تصویب شد. حالا بحث در کلیات است اگر نظری هست بفرمایید(مقدم- مخالفی نیست) پس رأی می‌گیریم ( یمین‌اسفندیاری‌- با ورقه رأی می‌گیرید) لایحه‌ای نیست با قیام و قعود باید رأی گرفت حالا به تمام لایحه رأی گرفته می‌شود آقایانی که موافقند قیام بفرمایند(کلیه نمایندگان قیام کردند) به اتفاق آراء تصویب شد( در این موقع از لژ تماشاچیان و ارباب جراید تظاهرات و ابراز احساسات شدید توأم با کف زدن به عمل آمد)

مقدم‌- این تشکر را باید از جناب آقای نخست‌وزیر کرد

نخست‌وزیر- باید تشکر از ملت ایران کرد که همه ماها به حمایت و کمک ملت ایران و فداکاری ملت و همکاری مجلسین موفق شدیم ( باز ابراز احساسات شدید از طرف تماشاچیان شروع شد)

3- موقع و دستور جلسه بعد ختم جلسه

رئیس- طرح قانونی تصویب شد و از طرف مجلس سنا رسماً به دولت ابلاغ می‌شود ( نمایندگان- احسنت) جلسه آینده روز چهارشنبه ساعت 9 صبح ( روحی- شنبه باشد آقا روز چهارشنبه کاری نداریم) اولاً کار داریم اگر هیچ کاری هم نداشته باشیم من خواهش می‌کنم کمیسیون‌ها هیئت رئیسه‌شان را انتخاب بکنند (جلسه ساعت هشت و ده دقیقه بعداز ظهر ختم شد)

رئیس مجلس سنا - سید حسن تقی‌زاده

+++

 

یادداشت ها
Parameter:296721!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)