کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره هفتم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏7
[1396/05/03]

جلسه: 90 صورت‌مجلس روز پنجشنبه 5 دی‌ماه 1308 مطابق 24 رجب 1348  

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- تصویب 7 فقره مرخصى‏

3- نطق آقاى رئیس‏

4- مذاکره و تصویب لایحه مربوطه به زندآباد

5- مذاکره و تصویب کنترات مسیو دکرکر

6- مذاکره راجع به کنترات ملچارسکى

7- اقتراع براى شرفیابى حضور همایونى‏

8- موقع جلسه آتیه - ختم جلسه‏

مشروح مذاکرات مجلس شورای ملى، دوره ‏7

جلسه: 90

صورت‌مجلس روز پنجشنبه 5 دی‌ماه 1308 مطابق 24 رجب 1348

فهرست مطالب:

1- تصویب صورت‌مجلس

2- تصویب 7 فقره مرخصى‏

3- نطق آقاى رئیس‏

4- مذاکره و تصویب لایحه مربوطه به زندآباد

5- مذاکره و تصویب کنترات مسیو دکرکر

6- مذاکره راجع به کنترات ملچارسکى

7- اقتراع براى شرفیابى حضور همایونى‏

8- موقع جلسه آتیه - ختم جلسه‏

(مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر به ریاست آقای دادگر تشکیل گردید)

1- تصویب صورت‌مجلس

(صورت‌مجلس سه‌شنبه 3 دى‌ماه را آقاى مؤید‌احمدى (منشى) قرائت نمودند)

اسامی غایبین که ضمن صورت‌مجلس خوانده شده است.

غایبین با اجازه

آقایان: نجومی - محمودرضا - دکتر سنک - مسعود - بیات ماکو - عدل- لرستانی - اورنگ- ارباب کیخسرو - تیمورتاش

غایبین بی‌اجازه

آقایان: میرزا حسن علی وثوق - آصف - اعظم - دبستانی - قوام - ملک‌مدنی - طباطبایی وکیلی - حاج رحیم آقا - میرزا ابوالفضل - حاج حسین آقا مهدوی - شیخ علی مدرس - حاج حسن آقا ملک - حاج غلامحسین ملک

دیر آمدگان با‌ اجازه

آقایان:‌ بوشهری - شریعت‌زاده - وثوق - دکتر لقمان - بروجردی - بیات

دیر آمدگان بی‌اجازه

آقایان: وهاب‌زاده - اسدی - حکمت

رئیس- آقاى کازرونى

کازرونى- قبل از دستور.

رئیس- در صورت‌مجلس نظرى نیست؟

(نمایندگان- خیر)

رئیس- صورت‌مجلس تصویب شد.

2- تصویب 7 فقره مرخصى‏

+++

رئیس- چند فقره خبر از کمیسیون عرایض و مرخصى رسیده است قرائت می‌شود.

1- خبر راجع به آقاى دیوا‌ن‌بیگى

آقاى دیوان‌بیگى براى مسافرت خوزستان تقاضاى یک ماه مرخصى از تاریخ دهم دی‌ماه 1308 نموده‌اند. کمیسیون با مرخصى ایشان موافقت نموده خبر آن را تقدیم می‌دارد.

رئیس- آقاى وثوق

وثوق- موافقم.

رئیس- آقاى رفیع‏

حاج‌آقا رضا‌ رفیع- عرضى ندارم.

رئیس- آقاى فیروزآبادى

فیروزآبادى- بنده راستى راستى خیلى پررو هستم براى این که متصل پا می‌شوم و با دوستان و رفقاى خودم در این امورات مخالفت می‌کنم. اسباب شرمندگى خودم هم هست، اما چه کنم؟ خدا شاهد است چاره ندارم.

امروز آمدم در مجلس دو تا زن جلو مرا گرفتند و گفتند ما ذغال نداریف دَه مَن ذغال به ما حواله کنید، کاغذشان هم الان در بغل من است، حالا این دو تا زن نمونه است.

نصف اهالى این شهر همین جورند. بنده این مخالفتى که می‌کنم به همین ملاحظه است که یک نفر مثل آقاى بوشهرى با آقایان دیگر که لطف کرده‌اند و یک چیزى به فقرا تخصیص داده‌اند، سایر آقایان هم هر کدام لااقل نصف یا ثلث یا ربع یا خمس هر قدر که فتوت دارند و دلشان براى فقرا می‌سوزد به جهت آنها تخصیص دهند تا آنها هم در این موقع زمستان و سرما و برف در زحمت نباشند و اِلّا تمام هم اگر مرخصى بخواهند بنده گمان نمى‌کنم مخالف باشم. به این ملاحظه بنده مخالفت می‌کنم و امیدوارم آقایانی که مرخصى می‌خواهند یک مقدارى از حقوق خودشان را تخصیص بدهند به فقرایی که در این زمستان در این شهر نه ذغال دارند نه خاکه دارند نه خانه دارم نه لباس دارند. دیگر حالا بسته به میل خود آقایان است.‏

رئیس- رأى می‌گیریم. موافقین با مرخصى آقاى دیوان‌بیگى قیام فرمایند.

(عده قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. راپورت راجع به مرخصى آقاى دکتر امیر ‌اعلم

2- مرخصى آقاى دکتر امیر ‌اعلم‏

آقاى دکتر امیر ‌اعلم، نماینده محترم، تقاضاى دو ماه مرخصى نموده‌اند که 27 روز آن از 16 مهر ماه الى 12 آبان و بقیه از روز 9 دی‌ماه خواهد بود. کمیسیون با مرخصى نماینده محترم موافق و اینک خبر آن تقدیم می‌شود.

رئیس- آقاى عراقى‏

عراقى- موافقم.

رئیس- آقاى وثوق‏

میرزا سید‌مرتضى وثوق- موافقم.

رئیس- آقاى فهیمى‏

فهیمى- موافقم.

رئیس- آقاى دکتر طاهرى

دکتر طاهرى- مخالفتى ندارم.

رئیس- آقاى فیروزآبادى

فیروزآبادى- هر چند حق را باید گفت و بنده هیچ وقت از گفتن حق فروگذار نمی‌کنم مگر این که محظور داشته باشم. آقاى دکتر امیر‌اعلم الحق از اینجا که می‌رود وجودشان براى اهل مملکت انفع است تا بودن در این شهر. به جهت این که بیرون که می‌روند رسیدگى می‌کنند به مرضى و در صدد تأسیس مریضخانه و این ترتیبات برمی‌آیند از این جهت بنده کاملاً موافقم و رویم هم نمی‌شود

+++

عرض کنم که ایشان هم چیزى به فقرا تخصیص بدهند و چون ایشان موافق با فقرا هستند از این جهت مخالفت نمی‌کنم و به خود مجلس واگذار می‌کنم.

رئیس- آقایانى که مرخصى آقاى امیر ‌اعلم را تصویب می‌کنند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. راپورت راجع به مرخصى آقاى امیر‌تیمور کلالى

3- مرخصى آقاى کلالى‏

نماینده محترم، آقاى امیر‌ تیمور، از تاریخ حرکت براى لزوم مسافرتى تقاضاى چهل روز مرخصى کرده‌اند. کمیسیون با یک ماه آن موافق اینک خبر آن را تقدیم می‌دارد.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- بنده آقاى امیر‌تیمور را آدم با ملاحظه‌ای می‌دانم و راستى راستى جنبه ملى ایشان غلبه دارد و با این جنبه که دارند و احتیاجى هم که بحمدالله ندارند بنده عقیده‌ام این است حقوق هر دو ماه را تخصیص بدهند به فقرا و مرخصى ایشان‌هم خیلى خوب است.

زوار (مخبر کمیسیون عرایض و مرخصى)- به طورى که نماینده محترم تصدیق فرمودند، نماینده محترم، آقاى امیر‌تیمور چه در اینجا، چه در خراسان همیشه از فقرا و ضعفا دستگیرى کرده‌اند و چون مسافرتشان هم خیلى به موقع بوده و لزوم داشته است لذا کمیسیون با تقاضاى مرخصى ایشان موافقت نموده و تصویب کرده است.‏

رئیس- رأى می‌گیریم. آقایانی که موافقند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. خبر راجع به مرخصى آقاى بزرگ‌نیا

4- مرخصى آقاى بزرگ‌نیا

آقاى بزرگ‌نیا، نماینده محترم، براى مسافرت لازمى تقاضای 35 روز مرخصى از تاریخ حرکت نموده‌اند. کمیسیون با یک ماه مرخصى نماینده محترم موافق و خبر آن را تقدیم می‌دارد.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- چه عرض کنم؟ بنده این همه عرایض می‌کنم که چیزى جهت فقرا پیدا شود ولى هرچه عرض می‌کنم باز همان است و اکثریت هم زیادتر می‌شود. دیگر به وجدان خودشان واگذار می‌کنم.

رئیس- موافقین با این مرخصى قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. خبر دیگر

5- مرخصى آقاى مهدوى‏

نماینده محترم، آقاى مهدوى، براى لزوم مسافرتى از تاریخ حرکت 40 یوم تقاضاى مرخصى کرده‌اند. کمیسیون با یک ماه آن موافق اینک خبر آن را تقدیم می‌دارد.

رئیس- آقاى فیروز‌آبادى‏

فیروزآبادى- آقاى مهدوى را بنده قطع داشتم که خود ایشان نظر بعدم احتیاجشان به این پول‌ها استقبال خواهند کرد که این وجوه در این زمستان با نظر مجلس به صرف فقرا برسد تا همه بدانند که آقاى مهدوى این فتوت و بزرگى را کرده‌اند ولى در مرخصى ایشان این نبود و بنده خیلى متأسف شدم. هرچند می‌دانم آقایان ملاحظه هم را کرده و همه درباره همه رأى می‌دهند، خود بنده هم همین طریق، رأى هم داده خواهد شد ولى بنده از گفتن حق ناگزیرم و مخالفم.

مخبر- آقاى مهدوى امسال در موقعى که آن زلزله شدید در خراسان اتفاق افتاد یک خدمات مهمى به زلزله‌زدگان خراسان کرده‌اند. سابقه هم دارد که همیشه در موقع مرخصى ایشان حقوق خودشان را یا به کتابخانه می‌دادند یا به فقرا و ضعفا. از این نقطه‌نظر مى‌خواهم خاطر مبارک نماینده محترم را متذکر شوم که آقاى مهدوى اول کسى هستند که طرفدار فقرا و ضعفا مى‌

+++

باشند. مى‌خواهم عرض کنم همیشه از سه، چهار‌هزار نفر رعیتى که دارند دستگیرى می‌کنند و مسافرتى هم که می‌کنند از نقطه‌نظر لزوم بوده است.

رئیس- رأى می‌گیریم به این مرخصى، آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. خبر دیگر

6- مرخصى آقاى فولادوند

نماینده محترم، آقاى فولادوند، براى لزوم مسافرتى از 7دی‌ماه تقاضاى یک ماه مرخصى کردند. کمیسیون با تقاضاى ایشان موافق اینک خبر آن را تقدیم می‌دارد.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- نمی‌دانم چه عرض کنم! هرچه داشتم عرض کردم. آقاى فولادوند در این زمستان مى‌بینند (به خصوص امروز) چه وضعى است. این قدر باید بدانند که در این شهر فقیر خیلى است. حالا شاید جواب بنده را بفرمایند که ایشان رعیت دارند و از خودشان فقرایی دارند به آنها می‌دهند. البته هر کس رعیت داشته باشد ثروت هم دارد، ملک هم دارد، خوبست از آنجا بدهد، اساساً بنده عقیده‌ام این است که وقتى ما میاییم مجلس، آن ایامى را که کار نمى‌کنیم نباید پولش را خودمان ببریم یا بدون این که دیگران ملتفت بشوند پولش را به نظر خودمان خرج کنیم و به فقرا بدهیم. به این ملاحظه باز هم بنده مخالفم در اینجا.

رئیس- آقاى عراقى

عراقى- بنده خیلى متأسفم از این که نماینده محترم، آقاى فیروزآبادى، یک روالى در مخالفت خودشان پیش گرفته‌اند که یک قسمتش توهین به آقایان است. بنده هیچ صلاح آقا را نمی‌دانم. فرمودند کاش همه مرخصى بگیرند و بروند من خودم هم مرخصى می‌گرفتم. این طور خوب نیست. خوبست فرمایشاتشان توهین‌آور نباشد. فولادوند، قبول دارم بنده که ایشان تا درجه ثروت دارند، یعنى به این معنى که گرسنه نیستند، آن کسى را که می‌فرمایند دَه مَن ذغال از شما خواسته فولادوند مثل او نیست، ولى شما خیال می‌کنید فولادوند همان طور که اسمش است مثل فولاد است؟ و پول‌ها دارد؟! خیر این طور نیست. فولادوند شاید خوشش نیاید که بنده اینجا عرض کنم ولى شاید بیست‌هزار تومان مقروض باشند، آن وقت این فرمایشات را شما می‌فرمایید در واقع توهین است به رفقاى خودتان، هیچ وقت دیگر نفرمایید.

فیروزآبادى- مقصودم توهین نبود، حقایق را عرض کردم.

رئیس- رأى می‌گیریم. آقایانی که با این خبر موافقند قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. خبر دیگر

7- مرخصى آقا‌زاده سبزوارى‏

نماینده محترم، آقازاده سبزوارى، براى لزوم مسافرتى از تاریخ حرکت 40 روز تقاضاى مرخصى کرده‌اند. کمیسیون با یک ماه آن موافق اینک خبر آن را تقدیم مى‌دارد.

رئیس- آقاى وثوق‏

وثوق- موافقم.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- بنده اولاً خیلى تشکر می‌کنم از آقاى سبزوارى که پنجاه روز از حقوق خودشان را در چندى قبل تخصیص دادند به یک مصرف خیر عام‌المنفعه، از آن حیث خیلى اظهار تشکر می‌کنم و جاى تشکر هم هست که هم پول می‌دهند و هم به بنده اعتراض وارد نمی‌کنند. اما آقایان دیگر هم اعتراض می‌کنند به بنده و هم کم‌لطفى می‌کنند. خدا شاهد است بنده غرضم توهین به کسى

+++

نیست. غرضم عقیده خودم است که اظهار می‌کنم، می‌گویم این مجلس باید همه حیث وسائل آسایش مردم را فراهم کند، می‌گویند مجلس، مجلس تقنینیه است و مجلس گدایى نیست، غرض از تقنین، غرض از قانون، غرض از حکومت ملى، همه آسایش ملت است و موجبات آسایش آنها را باید فراهم کند و باید در این زمینه اقدام کند. چون آقاى سبزوارى پنجاه روزش را تخصیص داده‌اند بنده کمال موافقت را دارم و مخالفت خودم را پس مى‌گیرم.

رئیس- آقایان موافقین با این راپورت قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد.

3- نطق آقاى رئیس‏

رئیس- از این تکرار مرخصى‌ها و مذاکره در مجلس ممکن است دو سوء‌تفاهم پیش بیاید یکی این که چرا مرخص‌های زیادتر از متعارف داده می‌شود. دیگر این که نمایندگان شاید کار نکرده حقوق می‌گیرند و من خود را موظف می‌دانم که این سوءتفاهم بى‌مورد را دفاع و خاطر آقایان را مستحضر بدارم که اعلیحضرت شاهنشاه ایران مسافرتى که در اقطار مملکت می‌فرمایند براى اطلاع و رفرم و تشکیلات و دیدن حوائج مردم از نزدیک است (صحیح است، صحیح است) و نمایندگانى که مصاحبت مى‌کنند براى نمودن و معاونت به مردم و براى برآوردن حاجات مردم است که در آنجاها حوائج محلى خودشان را اطلاع می‌دهند، پیش‌بینى مى‌کنند و مطالبى اصلاح می‌شود (صحیح است) و این کار پسندیده و یک شعبه از وظایفى است که در تمام ممالک دنیا نمایندگان عهده دارند و انجام می‌دهند. بنا بر این گرفتن مرخصى و مساعدت با این مرخصى‌ها یک امر مشروع و زیبنده است (صحیح است) ثانیاً این که بى خدمت حقوق گرفته نمی‌شود. براى این که هر یک از نمایندگانى که این مسافرت را مى‌کنند مخارج زیادى متحمل می‌شوند. چون راه طولانى است و آنها با وسائل نقلیه و سایر مصارفى که دارند مخارج آنها مضاعف می‌شود از موقعى که در طهران متوقف‌اند و نظرشان تفنن نیست. در این سرماى زیاد و در این وقت غیر مساعد این مسافرت نیست مگر براى راهنمایى مصالح و منافع مملکت.

4- مذاکره و تصویب لایحه مربوطه به زندآباد

رئیس- بیش از بیست نفر از آقایان تقاضا کرده‌اند لایحه مربوطه به زندآباد مطرح شود (بعضى از نمایندگان- صحیح است) خبر کمیسیون بودجه در این خصوص قرائت می‌شود.

کمیسیون بودجه بر حسب تصمیم و اجازه مجلس شوراى ملى مورخ 10 اردیبهشت 1308 راپرت کمیسیون بودجه دوره ششم تقنینیه را که در اثر پیشنهاد لایحه قانونى راجع به زندآباد را مطرح نموده و پس از مذاکرات لازمه ماده واحده ذیل را براى تصویب به عرض مجلس می‌رساند.

ماده واحده- وزارت مالیه مجاز است مبلغ یک‌هزار و هفتصد تومان نصف قیمت یک دانگ قریه زندآباد خالصه قراجه‌داغ را که از قبالجات معین شده دریافت و دو طغرا قباله یک دانگ قریه مزبوره را که در دست آقاى شرف‌الدوله است از طرف دولت تصدیق کند.

رئیس- ماده واحده مطرح است. آقاى روحى‏

روحى- مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

روحى- عرض می‌کنم بنده سه دوره است که به نمایندگى مجلس شوراى ملى مفتخرم و در هر سه دوره این لایحه آمده. خاطرم می‌آید آقاى امام جمعه اَهَر، که سابقاً یعنى دوره ششم با بنده همکار بودند راجع به این لایحه و قیمت این ملک توضیحات زیادى به آقایان دادند که حالا بنده تمام در نظرم نمانده، براى این که وقت زیاد گذشته ولى ایشان می‌گفتند در این قسمت اگر این ملک به این آدم واگذار شود باعث زیان یک دسته بزرگ از مردمان محل و اسباب بدبختى آنها خواهد بود. حالا به این قسمت ما کار نداریم، عرض می‌کنم مکرر هم گفته‌ایم دولت مالک خوبى نیست، یک ملک‌دارى نیست که بتواند مردم و

+++

مملکت از آن استفاده ببرند. خود بنده طرفدار این قسمتم که دولت هرچه خالصه است باید بفروشد ولى خُرد‌خُرد، نه به طور کلى، که زارع بتواند آنها را آباد کند و مملکت استفاده ببرد. بنده معتقدم که خالصه باید از دست دولت خارج شود ولى به طور کلى از کجا به طور استثنا این دو دانگ را باید به این آقا بفروشد ابتدا به ساکن؟!

بنده براى این کار هیچ موردى نمى‌بینم. اگر یک ادله هست که باعث شده این شخص به این ملک استحقاق دارد و این آدم یک خدمات بزرگى به این مملکت کرده و یک امرى از حوائج مملکت را ایشان انجام داده‌اند، بنده عرض می‌کنم چهار جاى دیگر را بدهید ولى بنده در ناحیه این شخص همچو کار برجسته و درخشانى سراغ ندارم و به صرف این که این آدم این محل را می‌خواهد و یک دسته از او حمایت مى‌کنند این را باید اجازه داد. بنده جز این مسئله موردى برایش نمى‌بینم. بنده می‌گویم اگر آقایان موافق‌اند یک طرحى پیشنهاد کنند تمام خالصجات مملکت را بفروشند و از دست دولت برود به دست مردم تا آنها آباد کنند، ولى استثنا دو دانگ کجا را بدهند به آقاى شریف کیَک؟ بنده همچو مورد و لزومى سراغ ندارم براى این کار، که الان که وقت مجلس شوراى ملى باید صرف گذراندن چند لایحه مهمى که در دستور داریم بشود و آقاى معاون محترم وزارت معارف از کارش دست کشیده و وقت خودش را گرفته آمده اینجا که لایحه‌اش بگذرد یک مرتبه از وسط کار سر و کله آقاى شریف در می‌آید و می‌خواهد دو دانگ خالصه کجا را (آن هم به هزار و دویست تومان) ببرد؟! به علاوه اموالى که دولت می‌خواهد بفروشد، به موجب قانون باید به مزایده باشد و اموالى که می‌خرد باید به مناقصه بگذارد و سه ماه قبل باید در محل اعلان کند که دولت مى‌خواهد فلان چیز را بفروشد، آن وقت اگر بیشتر از ایشان کسى پیدا نشد به ایشان واگذار می‌شود. بنده صراحتاً عرض می‌کنم که اگر این کار را بکنید خلاف قانون گردیده‌اید. براى این که یک اصل قانونى مزایده و مناقصه است که باید رعایت شود. کدام مزایده به عمل آمده است؟ به صرف این که دولت خواسته؟! دولت حق ندارد خلاف قانون کند. بنده صراحتاً عرض می‌کنم اگر این محل دادنش استثنا ایجاب شده است باید به طرز مزایده باشد نه به یک ثمن بخس که به هزار و دویست تومان بخرد. بنده ندیده الان هزار و چهارصد تومان می‌خرم. (اسکندرى- بدهید) و قول می‌دهم صبح آقاى شریف بیاید و دو هزار و چهارصد تومان از من بخرد، این طور نیست؟ ما قانون داریم در اینجا، پیش از ما رفتگان ما یک ترتیبى گذاشته‌اند که ما باید آن قانون را محترم بشماریم، یکى از آنها اصول مزایده است. باید حتماً مزایده در کار باشد که دو دانگ خالصه را دولت می‌خواهد بفروشد به هزار و دویست تومان، اگر کسى بالاتر نداد آن وقت بدهند به این شخص و اِلّا به صرف تقاضا و من بمیرم تو بمیرى بنده که یک نفر وکیل هستم اجازه نمی‌دهم که این از دست برود.

رئیس- آقاى یاسایى‏

یاسایى- عرض کنم این لایحه را در سابق هم دولت به مجلس آورده، بنده نظرم مى‌آید که در کمیسیون بودجه وقت هم مطرح شد و مذاکراتى که در آنجا شد از این قبیل بود که بین شرف‌الدوله و دولت، راجع به این ملک یک مناقشه و منازعه بوده و این اختلاف و مناقشه حل نشد، بعد آمده‌اند به صورت اصلاح خاتمه داده‌اند آن ملک را به یک مبلغ معینى که در این لایحه هم قید شده است. در این صورت آقاى روحى هم متأثر نباشید و مسئله آن قدرها مهم نیست که شما خداى نخواسته رأیى برخلاف قانون بدهید، خیر، رأى ما همه‌اش قانون است و این رأیى که سابق داده‌ایم البته مقدس‌تر و معتبرتر از رأیى نیست که حالا می‌دهیم. پس قضیه چنانچه عرض کردم آن قدرها مهم نیست و خوبست آقا هم موافقت بفرمایند.

رئیس- آقاى فیروزآبادى

+++

فیروزآبادى- بنده عرضى ندارم.

رئیس- آقاى وثوق‏

آقا‌سید‌مرتضى وثوق- بنده در واگذارى این یک قطعه ملک موافقم ولى در جریده شفق سرخ مقاله در این باب دیدم که می‌نویسد صاحب حقیقى این یک دانگ شرف‌الدوله نیست که دولت می‌خواهد به او بدهد بلکه مال رعایا است. بنده می‌خواستم آقایانى که در این باب اطلاع دارند یک توضیحاتى بدهند زیرا اگر این طور باشد باید به صاحبان حقیقى خودش برسد بنا بر این خوبست توضیحاتى داده شود.

رئیس- آقاى محمد‌ولى ‌میرزا

محمدولى‌ میرزا- بنده تصور می‌کنم بیاناتى که آقاى یاسایى فرمودند خیلى جامع بود به جهت این که خودشان در کمیسیون تشریف داشتند و از سابقه عمل مسبوق‌اند. چنانچه بیان فرمودند آقای روحی یک اشتباه اساسی فرمودند به واسطه این که مراجعه به دوسیه نفرموده بودند و از سابقه مذاکراتی که در کمیسیون بودجه بوده است بى‌اطلاع بودند. این مسئله در واقع براى رفع یک مناقشه‌ای است و آقایان تصور نکنند که این ملک طلق دولت بوده است و در اینجا یک استثنایى شده باشد. البته اگر بنا بود دولت یک خالصه را به‌ فروش برساند این یک جریانی پیدا می‌کرد و مطابق قانونی که از مجلس گذشته است باید باشد در اینجا موضوع در یک دعوى و مناقشه‌ای‌ست چون در آنجا شخصی که دارای چند دانگ ملک است مسلم است در این یک دانگ دعوی دارد و مناقشه دارد، به واسطه این که در جزء صورت املاک یکى از اشرار آذربایجان آن املاک را توقیف کرده‌اند این یک دانگ هم ضبط شده است و از این نقطه‌نظر است که بعد از آنکه دولت قهراً آن یک دانگ را ضبط کرد صاحب ملک ادعاى مالکیت کرد آن وقت متظلم شد، دوسیه و اسناد رجوع به مرکز شد. بعد از این که مدتى آقایان در این موضوع رسیدگى کردند به این صورت درآوردند که این شخص هزار و ششصد تومان بدهد و در واقع هم این مبلغ یک جرمى است که آن شخص می‌دهد و حقاً به موجب آن اسنادى که در دست دارد آن هزار و ششصد تومان را هم نباید بدهد. حالا براى این که قطع منازعه بشود معین شده است که باید هزار و ششصد تومان بدهد و در قسمتى که آقاى وثوق فرمودند بنده نفهمیدم رعایا دیگر چه مداخله دارند؟ یک قریه‌ای است که پنج دانگش مال یک مالک مسلمى است یک دانگش هم به موجب اسنادى که دارد مال او است، دولت به عنوان دیگرى تحت تصرف دارد و در این جا هیچ مذاکره رعیتى در بین نبوده است و چنانچه نماینده محترم آقاى یاسایى فرمودند موضوع اگر آقایان دوسیه را ملاحظه فرموده‌اند این قدرها اهمیت نداشت و یقین داشتم این اشتباه رخ نمی‌داد و به آقاى روحى هم مشتبه نمی‌شد.

رئیس- پیشنهادى از آقاى روحى رسیده است قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى روحى‏

پیشنهاد می‌کنم که این لایحه از دستور خارج شود.

رئیس- بفرمایید.

روحى- عرض کنم آقایان یک دفاع کافى نکردند که بنده که مخالف بودم موافق شوم. اگر مذاکراتى که کردند قانع کننده بود بنده هستم، شاید موافق می‌شدم. زیرا بنده خدا را گواه می‌گیرم که هیچ مقصودی جز انجام وظیفه ندارم و از این جهت مخالفم با این که به این عناوین مال دولت از بین برود. بنده عرض می‌کنم اگر این شرف‌الدوله ادعایى دارد و ادعاى او محقق است چرا به عدلیه تشریف نمی‌برد (دشتى- صحیح است) عدلیه درش باز است، برود عرض‌حال بدهد، عریضه بدهد دولت را محکوم کند. (دشتى- صحیح است آقا) ملک را ببرد خسارت را هم بگیرد این همه اختلافات که بین مردم و دولت است در کجا باید حل شود که فقط موضوع ایشان باید این طور حل شود؟ بنده چند فقره

+++

دعاوى بین مردم و دولت سراغ دارم که هیچ کدامشان اصلاح نشده است و فقط این یک مورد به خصوص را بنده نمیفهمم یعنى چه؟ تعجب می‌کنم از این که یک موضوعى که سه دوره است در مجلس طرح شده و هر سه دوره هم رد شده است حالا از نو باز آمده است در مجلس. بنده عرض می‌کنم اگر شرف‌الدوله حرف حساب دارد، دلیل دارد، برود به عدلیه. عدلیه ما یک عدلیه آبرومندى است. دولت را محکوم کند خسارت را هم بگیرد. به علاوه من میل دارم که یکى دو نفر از آقایان وزرا در موضوع این لایحه اینجا تشریف داشته باشند، توضیحات جامع بدهند به جهت این که اظهارات آقایان و همکاران، بنده را قانع نمی‌کند. پس بنده عقیده‌ام این است که این لایحه از دستور امروز خارج شود و جلسه دیگر در مرحله اول بنده هم موافقت می‌کنم و حتى پیشنهاد هم می‌کنم جزء دستور شود و یکى از آقایان وزرا هم تشریف بیاورند و جواب عرایض بنده را با منطق و برهان بگویند.

رئیس- آقاى افسر

افسر- قبل از این که خواسته باشم وارد این موضوع بشوم عرض می‌کنم که باید وقت مجلس را هم در نظر گرفت. همان طورى که خود آقاى روحى متذکر شدند این لایحه چندین مرتبه به مجلس آمده است و همین طور لاینحل مانده است. بالاخره کمیسیون بودجه که چندین میلیون بودجه مملکت را به موجب اعتمادى که به آن کمیسیون هست در تحت نظر می‌گیرد و رسیدگى می‌کند. ما هم بر حسب همان اعتمادى که به رفقاى خودمان داریم تصویب می‌کنیم. حالا براى این یک موضوع جزئى که خودشان هم فرمودند که لااقل پنجاه نفر شصت نفر از رفقاى ما در این موضوع شرکت داشته‌اند و رسیدگى کرده‌اند و از آن طرف هم با دولت داخل مذاکره شده‌اند. خود دولت صلاح در اصلاح دانسته است. پس یک مطلبى که دولت هم صلاح دانسته و چقدر هم در کمیسیون مذاکره شده است معلوم می‌شود اینطور که آقایان فرمودند نیست بلکه اسناد و مدارک طرف طورى قاطع بوده است (دشتى- پس چرا مجلس آمده است؟) که دولت نتوانسته است مثل املاک خالصه انتقالى رفتار نماید و چنانچه بعضى از آقایان هم مطلع هستند از نظر قیمت هم این ملک بیش از اینها نیست. فرضاً دویست تومان، سیصد تومان تفاوت قیمت داشته باشد. على اىُ حال آقایان تکلیف را معلوم کنند، اعم از مثبت یا منفى، یا رد کنند یا قبول کنند و اِلّا هر روز از دستور خارج شود یا یک موقع دیگر بیاید به عقیده بنده خوب نیست.‏

رئیس- آقایانی که با پیشنهاد آقاى روحى که خروج از دستور است موافقند قیام فرمایند.

(چند نفرى برخاستند)

رئیس- تصویب نشد. آقاى ناصرى

ناصرى- در اینجا مذاکرات ضد و نقیض می‌شود. یک عده از آقایان تصور می‌کنند که این ملک مال مالک فعلى است، یک عده تصور می‌کنند خالصه است و به طوری که آقاى وثوق می‌فرمایند مال رعایا است. بالاخره به فرض این که مال دولت باشد و ما حالا بخواهیم واگذار کنیم به این شخص، این در واقع یک تبعیضى است نسبت به سایر اموال متنازع فیه، از این جهت بنده عقیده‌ام این است که آن پیشنهاد آقاى روحى کاملاً مقرون به مصلحت بوده.‏

طباطبایی‌دیبا- رد شد آقا.

رفیع- بفرمایید.

ناصرى- ممکن است مالک ملکى که فعلاً ادعاى مالکیت می‌کند به وزارت مالیه رجوع کند و در این خصوص به حکمیت رجوع کنند (دشتى- برود عدلیه) اگر حکمیت به این طور رأى دادند آن وقت، و اِلّا این تبعیض است نسبت به سایر املاک.

رئیس- آقاى محمدولی ‌میرزا

+++

محمدولی‌ میرزا- بنده تصور می‌کنم این مذاکرات به کلى زائد باشد زیرا مذاکرات کافى شد، پیشنهاد آقاى روحى هم تصویب نشد، اصل موضوع هم همان است که آقایان فرمودند و دیگر مذاکره مورد ندارد. ولى باز هم براى استحضار خاطر بعضى از آقایان عرض می‌کنم که این مسئله ناشى از حکمیت خود دولت است و بنده تعجب می‌کنم از این که آقاى ناصرى در این موضوع اطلاعى ندارند، با این که خودشان در مالیه بوده‌اند و این مسئله شش‌ماه در زمان تصدى دکتر میلسپو در مالیه مطرح شد و بالاخره به‌ موجب وکالت‌نامه که آقاى عدل از شرف‌الدوله داشت اسناد شرف‌الدوله را به مالیه تسلیم کرد و مالیه این طور رأى داد و قضاوت کرد و باز رجعت این مسئله هیچ مورد ندارد زیرا این کار در وزارت مالیه شده و تقریباً سه سال است که سابقه دارد. بنابراین بیش از این مذاکره در این موضوع مورد ندارد.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات مجلس کافى است.

دشتى- بنده مخالفم آقا.

رئیس- بفرمایید.

دشتى- عرض می‌کنم این موضوع خیلى به نظر غریب می‌آید. اگر این ملکى را که دولت تصرف کرده است حالا فهمیده است که عدواناً و غصباً بوده است که بایستى پس بدهد، اگر متنازعُ‌فیه است که باید اصلاً برود به عدلیه و غیر از این بنده نمى‌فهمم و اگر چنانچه خالصه است و حالا می‌خواهید واگذار کنید پس در صورتی که دولت معترف است که این ملک خالصه است و مى‌خواهید به این شخص بدهید این را هم همان طور که آقاى روحى فرمودند بدون مزایده، این یک کار لغوى است که شما می‌کنید.

رئیس- آقاى یاسایى‏

یاسایى- عرض می‌شود آقاى دشتى متذکر هستند که اختلافاتى ممکن است بین مردم و دولت تولید شود، ما نبایستى درِ اصلاح را به کلى ببندیم که دولت با مردم اصلاح نکند. حالا ممکن است تصور شود که دولت با مردم نمی‌تواند اصلاح کند، در قانون پیش‌بینى که براى این کار شده این است که معاملات دولت و مردم باید به نظر مجلس باشد. ولى حالا موضوع این که اگر دولت در یک موضوعى اصلاحى بکند تصویب مجلس لزومى دارد یا نه در اینجا قانون ساکت است در هر حال این یک چیز مهمى نیست.

رئیس- موافقین با کفایت مذاکرات قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. رأى می‌گیریم. موافقین با این لایحه ورقه سفید خواهند داد.

(اخذ و استخراج آرای به عمل آمده نتیجه به ترتیب ذیل حاصل شد)

رئیس- عده حاضرین 89 به اکثریت 50 رأى تصویب شد.

اسامی موافقین - آقایان: اورنگ - نوبخت - امیر دولتشاهی - یاسایی - طلوع - طهرانی - نجومی - احتشام‌زاده - محمدعلی میرزا دولتشاهی - میرزا یانس - آشتیانی - طباطبایی وکیلی - عباس میرزا - طالش خان - پالیزی - حیدری - الفت - سید حسین آقایان - محمد آخوند - مسعودی - ساکینیان - مقدم - وهاب‌زاده - مجد ضیایی - فولاوند - مولوی - فتوحی - رهبری - زوار - فرشی - محمدولی میرزا - مفتی - اسکندری - مهدوی - جهانشاهی - ملک‌زاده - فرهمند - سید کاظم یزدی - افسر - ذوالقدر - حکمت - صادقی - آقازاده سبزواری - بزرگ‌نیا - مصباح فاطمی - حبیبی - قاضی نوری - کفایی - ایزدی

اسامی مخالفین - آقایان: دشتی - کیانوری - رحیم‌زاده - حاج سید محمود - سید مرتضی وثوق - روحی

دشتى- نصف به علاوه یک نیست آقا!

بعضى از نمایندگان- 50 نصف به علاوه یک 89 نیست؟! (خنده نمایندگان)

+++

6- مذاکره و تصویب کنترات مسیو دکرکر

رئیس- خبر کمیسیون بودجه راجع به کنترات مسیو دکرکر مطرح است قرائت می‌شود.

خبر از کمیسیون بودجه جدید

لایحه نمره 30907 دولت راجع به تجدید کنترات مسیو دکرکر رئیس کل گمرکات در کمیسیون بودجه با حضور معاون وزارت مالیه مطرح و در نتیجه ماده واحده پیشنهادى با جزئى اصلاحى به شرح ذیل تصویب و اینک راپرت آن را تقدیم می‌دارد.

ماده واحده- به دولت اجازه داده می‌شود کنترات مسیو دکرکر رئیس کل گمرکات را از اول فروردین 1309 با همان شرایط و مقررات منظوره در کنترات دو ساله اخیر مشار‌الیه و افزایش سالیانه یک‌هزار تومان بر حقوق مشارُ‌الیه براى مدت سه سال تجدید و تمدید نماید.

رئیس- راپورت کمیسیون خارجه در همین موضوع قرائت می‌شود.

کمیسیون امور خارجه لایحه نمره 30907 دولت را نسبت به تجدید کنترات مسیو دکرکر رئیس کل گمرکات تبعه دولت بلژیک را تحت مداقه قرار داده و از نظر ملیت با تصویب این لایحه موافقت می‌نماید.

رئیس- خبر کمیسیون بودجه مطرح است. آقاى دشتى موافقید؟

دشتى- بلى.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروزآبادى- بنده امیدوارم یک ترتیبى پیش بیاید که از مخارجمان کم بشود و مجبور نشویم که پول کارخانه کاغذسازى را برداریم خرج کنیم متأسفانه می‌بینیم دخلى که پیدا نمی‌کنیم ولى خرج زیاد می‌شود. آقایان بلژیکى‌ها قریب سى سال است در این مملکت گمرکچى هستند اما مى‌خواهیم ببینیم در عرض این سى سال نتوانسته‌اند یک نفر یا دو نفر گمرکچى به جهت ما اینها در تحت نظر خودشان تربیت کنند که ما امروز باز محتاج به آنها نباشیم یا این که مى‌خواهند کسى ملتفت چیزى نشود و باز محتاج اینها باشیم آن وقت بیاییم یک کسى که اوایل آمد دوهزار تومان حقوق داشته است حالا حقوقش برسد به ده‌هزار تومان. آقا ما از خودمان یک نفر را که در تحت نظر این اشخاص تربیت شده باشد نداریم که بتواند بگوید از قند فرضاً یک مَن دو قِران گرفته شود از پارچه پشمى یک من چقدر گرفته شود، از آهن چقدر گرفته شود مس چقدر گرفته شود یک نفر این جور آدم را نداریم. این دیگر یک علم عالى که متخصص عالی‌مقام بخواهد نیست این کار گمرکچى‌گرى است، یعنى از هر بارى که وارد سرحد شد فلان مقدار یا فلان مبلغ بگیرند، این جور آدمى را ما در مملکت نداریم؟! پس باید اظهار یأس و ناامیدى از این مملکت کرد که در سى سال گمرکچى‌هاى خارجى آمده‌اند در اینجا و مانده‌اند و همه ساله هم مبلغ گزافى بر ما تحمیل کرده‌اند و تا امروز یک گمرکچى براى ما تربیت نکرده‌اند، معلوم می‌شود که خود اینها نمى‌خواهند تربیت کنند و نمى‌خواهند ما کسى را داشته باشیم که همیشه شاید به وجود آنها محتاج باشیم و هى به آنها پول بدهیم ده‌هزار تومان ده‌هزار تومان و هنوز یک گمرکچى براى ما تربیت نکرده‌اند بنده متأسف هستم. حقیقتاً تأسف دارم و تعجب می‌کنم. علاوه بر اینها چه شده است که همه ساله و هر دوره که تجدید مى‌کنند، کنترات این آقا را مى‌آیند و هى هزار تومان به آن مى‌افزایند. مگر ما پول اضافه داریم که به اینها بدهیم؟ اگر این آقا میل ندارد که با همان مبلغ سابق استخدام شود یک نفر زیردست او را بیاورند به سالى دوهزار تومان سه هزار تومان، اگر چنانچه خیانتى کردند ابداً از خدمت دولت او را خارج کنید. وقتى مجازات شد، کار درست می‌شود.

+++

دو‌هزار تومان حقوق بهش بدهید اگر هم درست کار کرد هزار تومان هم انعام بهش بدهید و اگر بد کار کرد مجازات کنید بیرونش کنید. اگر کسى از این مقدار گمرک که حالا هست کم آورد و نتوانست کار کند آن وقت بگویید ایرانی‌ها قابل نیستند و نمى‌توانند کار از پیش ببرند. بنده عقیده‌ام این است که هیچ ما محتاج به اینها نیستیم. حالا که شما می‌گویید محتاجیم پس به همان مبلغ سابق کنتراتش کنید، اگر میل دارد قبول کند، میل ندارد برود و از همان کسانى که در این سى ساله در تحت نظر اینها هستند و زحمت کشیده‌اند و در این فن کار کرده‌اند جاى آنها بنشانند، حقوق هم کمتر بدهند و با او هم شرط کنند که اگر خیانت کردى تو را خارج می‌کنیم، چه می‌کنیم. هم پنج‌هزار تومان شش‌هزار تومان کم می‌شود که بتوانیم آن را به یک درد بى درمان دیگرمان برسانیم و خداى نکرده محتاج نشویم قرض کنیم یا پولى را که به یک شوق و ذوق ما از براى کارخانه کاغذسازى جمع‌آورى کردیم از بین نرود و اسباب مأیوسى یک ملتى نشود...

رفیع- کجا از بین می‌رود. چرا از بین می‌رود آقا؟

فیروزآبادى- خوب تقریباً خرج می‌شود به غیر آن مصرفى که مقصود ما است. مقصود این مجلس و ملت این بود که به مصرف کارخانه کاغذسازى برسد، هرچند آقایان حالا پا می‌شوند و می‌گویند کاغذسازى در سه جاى دنیا بیشتر نمی‌شود کرد و بیشتر از سه جا نیست. در صورتی که الان کاغذسازى در خیلى جاهاى دنیا می‌شود و در غالب نقاط دنیا هستند که مقیدند و صادراتشان را متصل از همین قبیل امور دارند زیاد می‌کنند و وارداتشان را کم می‌کنند و مثل ما نیستند که به این چیزها علاقه نداشته باشیم و همین طور بخواهیم یک زندگى روزمره داشته باشیم، خیر، دیگران خیلى علاقه دارند به این قبیل مسائل اقتصادى که صادرات را زیاد می‌کند و از حالا تا ده هزار سال دیگر جهت اعقاب‌شان هم کار می‌کنند و زندگى صحیح مرتب می‌کنند. ولى افسوس که ما در فکر این چیزها نیستیم و ابداً فکر اقتصادیات نیستیم و هر روز هرچه را هر کس می‌آورد قبول مى‌کنیم. نمی‌دانم این اروپایى‌ها چه مى‌خواهند از جان ما ایرانیان و همه روزه ما می‌دهیم به آنها باز زیادتر از ما مى‌خواهند.

یاسایى- جریمه جهالت است.‏

رئیس- آقاى دشتى‏

دشتى- عرض کنم که ما همیشه از دو لحاظ به متخصصین فنى خارجه احتیاج داریم، یکى از لحاظ اطلاعات آنها یکى از لحاظ مراتب اخلاقى آنها. آنهایى که در جریان کارهاى مملکتى هستند می‌دانند که احتیاجات فنى تنها نیست که ما یک نفر اروپایى را می‌آوریم. مراتب اخلاقى هم دخیل است. وقتى ما یک بلژیکى را می‌آوریم رئیس گمرک مى‌کنیم همه‌اش از نظر فنى نیست، بلکه بیشتر فضایل اخلاقى است. یعنى یک نفر مستخدم خارجى و فرنگى به درجه، حسن اداره دارد و به درجه، در وظایف خودش عرض کنم، که صحیح است و سخت است که یک نفر ایرانى این طور نیست. ایرانى را ما مکرر امتحان کرده‌ایم، نمى‌تواند جاى او را بگیرد این مکرر امتحان شده است. اما در قسمت این که فرمودید باید صرفه‌جویى بشود، بنده هم با جناب‌عالى موافقم که بایستى حتى‌الامکان مخارج زائد را حذف کرد و صرفه‌جویی کرد ولی تصدیق هم بفرمایید که بعضی مخارج است که به عقیده بنده حتماً باید کرد و آن وقتى است که شما مى‌بینید یک مأمورى مى‌آید در مملکت شما و پانزده سال، شانزده سال زحمت مى‌کشد، خوب هم کار مى‌کند و یک اداره مهم شما را هم اداره می‌کند منظم هم کار مى‌کند، البته باید او را تشویق کرد و اگر شما اصل تشویق را قائل نباشید بهیچ‌وجه مملکت‌تان منظم نخواهد شد و به عقیده بنده الآن گمرک یکى از بهترین ادارات ما است،

+++

منظم‌ترین ادارات ما است (صحیح است) و اگر بعضى دوسیه‌بازی‌هاى وزارت مالیه نباشد و قانون استخدام بعضى کارها را ایراد نکند گمرک یکى از بهترین ادارات ما است...

کازرونى- اداره واقعاً گمرک است.‏

دشتى- واقعاً این طور است. چون ملاحظه مى‌فرمایید اینها در حوزه استخدامى‌شان مستخدمینى دارند که پانزده شانزده سال دارند خدمت مى‌کنند تازه ماهى یک‌صد و پنجاه تومان حقوق مى‌گیرند، مستخدم سى ساله دارند تازه دویست تومان حقوقشان است. معذلک همه‌شان هم خوب کار مى‌کنند. این دکرکر که اینجا آمده است اول او را با یک حقوق کمى استخدام کردند، اگر نظرتان باشد حقوقش خیلى کمتر از مولیتر و اینها بوده است و در ظرف دو سال به واسطه صحت عمل و حسن اداره‌ای که به خرج داده دولت صلاح می‌داند به او اضافه حقوقى بدهد و پیشنهاد کرده هزار تومان بر حقوق او اضافه شود و به عقیده بنده خیلى خوب کارى است. اما این که شما دلتان مى‌سوزد که دویست هزار تومان کاغذسازى به مصرف دیگر می‌رسد، این را من باید از شما بپرسم، پریروز هم عرض کردم حالا هم عرض می‌کنم که دولت بهیچ‌وجه حق ندارد مؤسسات تجارتى دایر بکند. اینجا که رژیم بلشویکى نیست، دولت ابداً حق ندارد که هر کارى را در دست خودش بگیرد و کم‌کم مغازه سلمانى و شیرفروشى هم درست کند، این صحیح نیست. دولت فقط باید این پول را بگیرد و صرف مؤسسات مملکتى بکند، عدالت در مملکت ایجاد کند، امنیت را در مملکت بسط بدهد و زراعت و تجارت را تشویق کند. این پولى که در تمام دنیا به عنوان مالیات می‌گیرند براى این نیست که کارخانه دولت درست کند و مردم هم متوقع نیستند که دولت براى‌شان کارخانه‌ای تأسیس کند. تمام دنیا مالیات به دولت می‌دهند براى این که مؤسسات اجتماعى‌شان را درست کند آن وقت مردم هم خودشان بروند کار کنند. پس این یک گرفتگى ندارد و اسباب یأس نباید بشود و به عقیده بنده جاى تأسف هم ندارد. یک پولى شما تهیه کردید، گذاشتید توى بانک بعد متخصص کاغذسازى هم آمده و گفته است که این صرفه براى شما ندارد، آن وقت این را بنده بگویم اسباب یأس می‌شود. این منطق ندارد.

فیروزآبادى- چرا آقا صرفه داشت، نخواستیم.

رئیس- آقاى فهیمى

فهیمى- بنده اظهار مخالفتى که در ورقه عرض کرده‌ام نه راجع به تجدید استخدام این شخص باشد، بلکه برخلاف فرمایشات آقاى فیروزآبادى تجدید استخدام مسیو دکرکر را براى تمدید و برقرارى اصلاحات اداره گمرک خیلى لازم می‌دانم و نهایت خدمتگذاری را هم مسیو دکرکر در ظرف این بیست و دو سال خدمتش در ایران کرده است و نهایت صمیمیت را به خرج داده است، چه آن وقت که در مالیه بوده و چه در وقتى که در گمرک یا در سایر نقاط مملکت کار کرده است و حقیقت بایستى از این قبیل مأمورین قدردانى و اظهار امتنان کرد تا اسباب تشویق دیگران هم بشود که سایرین هم همین رویه را در کار خودشان پیش بگیرند. به علاوه ملاحظه بفرمایید یک مأمور بیست و دو ساله را که امروز یک اداره معظمى را تحت نظر دارد و سالى روی‌هم‌رفته قریب بیست و یک میلیون عایدات براى دولت وصول می‌کنند تازه حالا ده‌هزار تومان حقوق به او می‌دهند، یعنى همان حقوقى که در سال اول به بعضى از مستخدمین دادیم و بعد از دو سال هم هیچ استفاده از آنها نبردیم و رفتند. بنابراین بایستى یک تفاوتى منظور داشت. اما مخالفت بنده راجع است به طرز تنظیم این لایحه، زیرا در این ماده به طور مبهم نوشته‌اند تجدید کنترات مسیو دکرکر مطابق کنترات سابق با سالى هزار تومان اضافه. اولاً کنترات سابق به اسم مسیو دکرکر از مجلس نگذشته است.(بعضى از نمایندگان- چرا، چرا) عرض می‌کنم که دو لایحه در لیله بیست و دوم اسفند 1306 از مجلس

+++

گذشته است، در یکى به طور مطلق اجازه داده شده است به دولت که یازده نفر مستخدم بلژیکى براى گمرک استخدام کند با سالى شصت و شش‌هزار و سیصد و ده تومان حقوق و شرط شده است که هر کدام جدید باشند بیش از چهار هزار تومان در سال اول حقوق به آنها داده نشود و هیچ اسمى از اشخاص در آنجا نیست. یک لایحه دیگرى هم گذشته در همان تاریخ و ذکر شده است که دولت مجاز است یک نفر مستخدم بلژکى را براى ریاست کل گمرکات به مدت دو سال استخدام کند با سالى نه‌هزار تومان ولى اسم دکرکر در آنجا نیست. البته دولت در اجراى این ماده آمد و دکرکر را انتخاب کرده است، اما اینجا که ما مى‌گوییم دکرکر را مطابق کنترات سابق بیابد و انتخاب کند، اینجا باید دولت رجوع کند به آن کنترات سابق و به آن قانون سابق که در آن هم اسم دکرکر نبوده است. پس بهتر است الان بیاییم و در این کنترات دکرکر را استخدام کنیم با حقوق سالیانه ده‌هزار تومان. دیگر لازم نیست بیاییم بگوییم مطابق قانون سابق و یک‌هزار تومان اضافه. شاید اغلب آقایان اصولاً ندانند کنترات سابق ریاست کل گمرکات چقدر است. در هر حال طرز تنظیم این ماده به این قسم مجمل است و بهتر است روشن و صریح نوشته شود کنترات مسیو دکرکر براى ریاست گمرکات با سالى ده‌هزار تومان و بنده پیشنهادى هم در همین زمینه کرده‌ام، به آقاى مخبر هم نشان داده‌ام و گمان می‌کنم ایشان هم موافقت بفرمایند که ماده روشن‌تر و بهتر شود و بنویسند کنترات مسیو دکرکر براى ریاست گمرکات با سالى فلان قدر حقوق.‏

مخبر کمیسیون بودجه جدید (یاسایى)- فرمایشات آقاى فهیمى آن قسمت که از نظر اصلاح عبارتى بود که این چندان مورد مناقشه نیست و ممکن است عبارت را عوض کرد. اما از نطقه‌نظر اصل مطلب، فرمایشات ایشان این قدرها صحیح نبود، براى این که مجلس که مباشر کنترات و عقد قراردادى نیست، دولت کنتراتى مى‌بندد و به موجب قانون 23 عقربى که قبلاً تصویب شده و به موجب قانون لیله 23 اسفندماه 1306 که به دولت اجازه داده شده است که با شرایطى یک نفر را به سِمت ریاست کل گمرکات استخدام کند از اتباع دولت بلژیک، دولت هم رفته بر طبق این قانون و قانون 23 عقرب 1301 این آدم را به ریاست کل گمرکات انتخاب کرده است دو ساله و البته آن کنترات هم قانونى است و دولت مجاز از طرف مجلس بوده است و مجلس قانونش را تصویب کرده بود و دولت کنترات کرده است. حالا چطور ممکن است مناقشه کرد. پس اگر حالا دولت این لایحه را آورد و در آن به کنترات سابق اشاره می‌کند، مجلس شوراى ملى هم تصویب مى‌کند این کنترات که اینجا نوشته شده همان کنتراتى هست که از طرف مجلس مجاز بوده است و الان هم ما رأى می‌دهیم، رأى به اصل کنترات که نمی‌دهیم، رأى می‌دهیم که دولت اجازه دارد از طرف ما برود و این کنترات را منعقد کند. معهذا چون تفاوتى در اصل مطلب حاصل نمی‌شود اگر اصلاح عبارتى دارید پیشنهاد کنید، بنده قبول می‌کنم.

ضیا- مذاکرات کافى است.

آقا‌سید‌یعقوب- خیر، بنده عرض دارم.

رئیس- بفرمایید.

آقا‌سید‌یعقوب- غالب آقایان عقیده بنده را نسبت به مستخدمین بلژیکى می‌دانند که بنده کاملاً به آنها حسن نظر دارم، مخصوصاً مستخدمین بلژیکى هم در گمرکات و هم در پست و تلگراف که بودند یک خدمات صادقانه کردند. اما متأسفانه به قدرى در کنترات‌ها جلوى اضافه کردن و مواجب زیاد دادن را رها کرده‌ایم که حکایت غریبى است. شخصى مى‌خواهد برود تخت‌جمشید شیراز از اروپا آمده است به ایران براى گردش، از آلمان

+++

آمده که برود آثار عتیقه ایران را جست‌وجو کند و تحقیقات تاریخى بکند. فوراً مى‌گویند که آقا ما سالى شش‌هزار تومان به تو می‌دهیم. یک دندانسازی مى‌آید اینجا دندانسازی بکند، مى‌گویند آقا سالى سه‌هزار تومان هم به تو می‌دهیم. این مسئله حقیقاً طورى شده است که دیگر هر کس وارد مى‌شود دیگر نمى‌توانیم جلوگیرى کنیم و حقیقتاً ما طورى ارهای عنان کرده‌ایم که دیگر نمی‌توانیم جلوى این مواجب‌هاى زیادى را بگیریم، مگر این که حقیقتاً از طرف دولت یک تصمیم جدى اتخاذ شود که این قدر مواجب‌ها را زیاد نکنیم. اما نسبت به مسیو دکرکر چون یک مأمور عالی‌قدر است و خیلى خدمت کرده فى‌حد‌ذاته این حقوق زیاد نیست. ولى وقتى که بنده نگاه می‌کنم مستخدمین وزارت معارف را مى‌بینم اینهایى را که آورده است براى درس دادن، این مستخدم رفته است در عدلیه عارض بشود مدعى‌العموم گفته عرض‌حالت را به فرانسه بنویس او هم نوشته و بیست و پنج غلط در فرانسه کرده، این معلم بیست و پنج غلط در عرض‌حال کرده است، سالى چهار‌هزار تومان هم می‌دهند به او آورده‌اند براى معلمى (بعضى از نمایندگان- صحیح است.) (عده‌ای از نمایندگان- همچو چیزى نیست.) این عدلیه است، دیگر بروید تحقیق کنید و بعد حکومت کنید. حالا که بنا شد این ترتیب بشود، بنده نسبت به دکرکر خیلى راضى هستم و تقدیر می‌کنم و ناچارم قبول کنم. ولى چیزى که در اینجا لارم است عرض کنم که آقاى معاون مستحضر شوند و جواب بدهند که این هزار تومان اضافه که به او بدهند براى آن چیزى است که در روزنامجات نوشته‌اند که کفالت ‌خزانه‌دارى را هم دارد؟ این اضافه را به عنوان کفالت ‌خزانه‌دارى به او می‌دهند؟ اگر این جور است که من خیلى راضى می‌شوم از این مسئله و خیلى از ایشان شکر‌گذارى می‌کنم ولى اگر خیر، آن کفالت خزانه‌داریش یک حقوق علیحده دارد چون این موضوع در روزنامه هم هست که دکرکر را کفیل خزانه‌دارى کرده‌اند که من خیلى راضى هستم و سابقاً هم عقیده‌ام این بود که اگر ما خزانه‌دار بخواهیم بیاوریم باید از بلژیک بیاوریم و بهتر است. اگر این هزار تومان براى این کفالت است من خیلى شکر‌گذارى از ایشان مى‌کنم. یک موضوع دیگرى را هم که من باید عرض کنم، به آقاى دشتى ارادت دارم، در یک موضوع کاملاً با ایشان مخالفت دارم که می‌فرمایند مؤسسات اجتماعى را اجتماعیات باید بسازید با این که جناب‌عالى وارد هستید بى‌التفاتى می‌فرمایید، مؤسسات اجتماعى نمى‌توانند اجتماعیات درست کنند مگر این که خود دولت درست کند با یک قدرتی موسسات اجتماعی را درست کند تا مردم یاد بگیرند دیگر تا آخرش ملتفت بشوید. آقا افراد نمی‌توانند مؤسسه اجتماعى درست کنند، یا مجلس باید مؤسسه اجتماعى درست کند و عقب سرش باشد و آن را نگاه دارد یا دولت و ده سال پانزده سال بگذرد تا مؤسسه اجتماعى روح پیدا کند به قدرت مجلس یا به قدرت دولت تا اسباب تشویق براى مردم بشود. بیش از این عرض نمی‌کنم خودت می‌دانى.

(یاسایى) مخبر- عرض می‌شود فرمایشاتى که نماینده محترم کردند در استخدام مسیو دکرکر، روى عنوان موافقت بود و مخالفتى نبود. فقط در قسمت این که شنیده‌اند مسیو دکرکر کفیل ‌خزانه‌دارى شده است رسماً از طرف دولت تا به حال یک همچو اظهارى در این خصوص به مجلس نشده است و بنده هم لازم نمى‌دانم که در اطراف این موضوع مذاکره بشود. اما در قسمت این که فرمودند مؤسسات اجتماعى باید به دست اجتماعات بشود. آقای دشتى مقصودشان این بود که دولت بالاصاله براى سیاست است نه براى اقتصادیات دولت براى این است که عدالت و انتظام و امنیت را در مملکت برقرار کند و خود افراد ملت در ظل آن انتظامات باید بروند و به امور اقتصادى بپردازند. این اصل و اساس حکومت ملى است. حالا اگر در بعضى

+++

از ممالک تمام کارهاى اقتصادى را خودشان در دست گرفته‌اند هنوز بنده و جنابعالى آن رویه را ایجاد نکرده‌ایم.

آقا‌سید‌یعقوب- صبحکم‌ الله بالخیر.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.‏

رئیس- پیشنهادى رسیده است. قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى فهیمى‏

بنده پیشنهاد مى‌کنم ماده واحده به طریق ذیل نوشته شود:

ماده واحده- دولت مجاز است کنترات استخدام مسیو دکرکر رئیس کل گمرکات را از اول فروردین 1309 با سالى ده‌هزار تومان حقوق براى مدت سه سال تجدید نماید. سایر شرایط کنترات مشار‌الیه مطابق مواد 2 و 3 و 4 قانون 22 اسفند 1306 راجع به استخدام یک نفر براى ریاست کل گمرکات خواهد بود.

رئیس- آقاى فهیمى‏

فهیمى- توضیحات بنده راجع به پیشنهاد همان بود که عرض کردم و نظر بنده این است که اگر در هر حال اسم دکرکر اینجا ذکر نشود ناچار باید مراجعه شود به کنترات او و از کنترات هم مراجعه شود به قانون سابق اگر چه عملاً هم به طوری که آقاى مخبر اظهار فرمودند عمل خواهد شد ولى در قانون مجلس هر قدر مصرح‌تر باشد، مخصوصاً در جایى که مبلغ معینى را باید به کسى بدهند بهتر است وقتى که ما بنویسیم که هزار تومان علاوه داده می‌شود، اگر بنویسیم ده‌هزار تومان داده می‌شود مطلب روشن است و آقایان نمایندگان که از سابقه مستحضر نیستند نمی‌توانند در رأى اظهار موافقت کنند.

مخبر- اجازه می‌فرمایید؟ بنده استدعا می‌کنم سایر پیشنهادات که در این باره شده است قرائت شود.

رئیس- فقط یک پیشنهاد از آقاى اعتبار رسیده است آن هم قرائت می‌شود.

پیشنهاد آقاى اعتبار

ماده واحده را به شرح ذیل اصلاح و پیشنهاد می‌کنم:

به دولت اجازه داده می‌شود که از اول فروردین 1309 تا مدت سه سال کنترات مسیو دکرکر بلژیکى را براى ریاست کل گمرکات تجدید کند. حقوق سالیانه مأمور مزبور ده‌هزار تومان خواهد بود. سایر شرایط آن بر طبق قانون مصوبه لیله 22 اسفند ماه 1306 خواهد بود.

اعتبار- اجازه می‌فرمایید.

رئیس- بفرمایید.

اعتبار- نظر بنده هم همان نظر آقاى فهیمى بود. فقط چیزى که در این لایحه اضافه شده است آقاى فهیمى در پیشنهاد خودشان ذکر کرده بودند که مطابق مواد 1 و 2 و 3 خواهد بود و حال آن که فقط یک قانون 22 عقرب را می‌نوشتند بهتر بود و آن قانون 22 اسفند که اینجا بنده ذکر کرده‌ام ذکر می‌شد بهتر بود و سایر شرایط آن نوشته شود مطابق آن قانون هر چه هست.

رئیس- نظر آقاى مخبر؟

مخبر- بنده پیشنهاد آقاى اعتبار را قبول می‌کنم که معناً هم با پیشنهاد آقاى فهیمى یکى است ولى یک قدرى مصرح است.

فهیمى- بنده هم با این پیشنهاد موافقت می‌کنم.

رئیس- یک بار دیگر می‌خوانیم و رأى می‌گیریم.

(به شرح سابق خوانده شد)

آقا‌سید‌یعقوب- می‌باشد اگر باشد بهتر است، خواهد بود خوب نیست. (اعتبار- صحیح است)

رئیس- سلیس تر و بهتر است (خطاب به آقاى مؤید‌احمدى منشى) اصلاح کنید.

مؤید‌احمدى- بسیار خوب.

+++

رئیس- بنابراین پیشنهاد آقاى اعتبار به جاى ماده واقع می‌شود. موافقین با این ماده، ورقه رأى سفید خواهند داد.

(اخذ و شماره آرای به عمل آمده هفتاد و شش ورقه سفید و یک ورقه کبود تعداد شد)

رئیس- عده حاضره 91 به اکثریت 76 راى تصویب شد.

اسامی موافقین - آقایان: اورنگ - یاسایی - حکمت - بزرگ‌نیا - فهیمی - ملک‌زاده - اقبال - خواجوی - شهداد - سید کاظم یزدی - صادقی - کفایی - افسر - فتوحی - فرشید - مسعودی - اسکندری - مفتی - مجد ضیایی - کاشانی - مولوی - رهبری - جهانشاهی - محمدولی‌ میرزا - طاهری - دکتر امیر اعلم - ظفری - وهاب‌زاده - مقدم - امین‌ پورمحسن - دربانی - آقازاده - سبزواری - لاریجانی - محمد آخوند - هزار جریبی - طباطبایی دیبا - اسدی - وثوق - حیدری - ساکنیان - آقا حسین آقایان - جلایی - دهستانی - حاج میرزا حبیب‌الله امین - زوار - اعتبار - اسعد - حبیبی - طالش خان - میرزا یانس - دکتر عظیما ضیا - عبدالحسین خان دیبا - پالیزی - محمدعلی‌ میرزا دولتشاهی - مهدوی - احتشام‌زاده - ملک‌آرایی - ناصری - قاضی نوری - حاج سید محمود - نوبخت - کیانوری - فرهمند - امیر دولتشاهی - دکتر لقمان - جمشیدی - عباس‌میرزا - کارزونی - نجومی - طهرانی - دشتی - مؤید احمدی - ذوالقدر - مصباح فاطمی - آقاسیدیعقوب

مخالف - آقای: فیروزآبادی

7- مذاکره راجع به کنترات ملچارسکى

رئیس- خبر کمیسیون بودجه قدیم قرائت می‌شود راجع به ملچارسکى.

خبر از کمیسیون بودجه قدیم

کمیسیون بودجه لایحه نمره 6594 راجع به کنترات معلم دندانسازی را مطرح نموده و پس از مذاکرات لازمه مواد ذیل را تصویب و به عرض مجلس می‌رساند.

ماده 1- دولت مجاز است دکتر فالک کوش ملچارسکى تبعه دولت لهستان را از اول مهر ماه 1308 براى مدت سه سال به جهت مدیریت فنى و معلمى دندانسازی استخدام نماید.

ماده 2- حقوق سالیانه دکتر فالک ملچارسکى به قرار ذیل است که با اقساط ماهیانه به مشارُالیه پرداخت خواهد شد؛ سال اول ماهى دویست و پنجاه تومان، سالیانه سه‌هزار تومان (3000)

سال دوم ماهى سیصد تومان، سالیانه سه‌هزار و ششصد تومان (3600)

سال سوم ماهى سیصد و پنجاه تومان، سالیانه چهار‌هزار و دویست تومان (4200)

ماده 3- دولت می‌تواند در هر موقع با تأدیه سه ماه حقوق کنترات دکتر مزبور را فسخ نماید ولى اگر دکتر به میل خود استعفا داد از تاریخ استعفا حق اخذ حقوق نخواهد داشت.

ماده 4- سایر شرایط استخدام دکتر ملچارسکى مطابق قانون 23 عقرب 1301 راجع به کنترات اتباع خارجه خواهد بود.

رئیس- خبرهاى کمیسیون معارف و امور خارجه هم در این خصوص قرائت می‌شود.

خبر کمیسیون معارف‏

کمیسیون معارف لایحه نمره 2119 - 6594 دولت را راجع به کنترات ملچارسکى براى مدرسه دندانسازی تحت شور قرار داد و با اساس لایحه موافقت نمود.

خبر کمیسیون امور خارجه‏

کمیسیون امور خارجه لایحه نمره 6594 دولت را نسبت به استخدام دکتر فالک ملچارسکى تبعه دولت لهستان را مورد مطالعه قرار داده و از نظر ملیت با تصویب آن موافقت می‌نماید.

رئیس- مذاکره در کلیات است. آقاى فیروزآبادی

+++

فیروز‌آبادى- بنده متأسفم. بعضى‌ها که عقیده اصلاح دارند بنده به این چیزها عقیده ندارم. قریب پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، هشتاد سال است که از ایران شاگرد می‌رود به اروپا طب یاد بگیرند، دندانسازی یاد بگیرند، علم حقوق یاد بگیرند، علم سیاسى یاد بگیرند متصل می‌روند. چند سال هم هست که دولت در صدد بر آمده است و دولت هم کمک می‌کند که هر سال صد نفر یا صد و چهل نفر شاگرد می‌فرستد به اروپا، حالا تازه مى‌بینیم که براى دندانسازی هم می‌خواهند کنترات کنند. هر چند شنیده‌ام که یک نفر دندان‌ساز ایرانى برادر آقاى سیاح هست که خیلى خوب است و خیلى خوب این معلومات را در اروپا فراگرفته است. اگر این جور باشد، اگر ما از خودمان داشته باشیم مثل آقاى سیاح یا غیر سیاح، هر کس باشد نباید دیگر از خارج بیاوریم و ثانیاً شنیده‌ام این شخص را که می‌خواهند کنترات کنند مقدمات او را درست تهیه نکرده‌اند. خوب حالا این را کنترات می‌کنند و مقدمات او را هم تهیه کرده‌اند حالا چه مى‌کند؟ معلم دندانسازی است یا دندان می‌سازد به جهت عده کار این شخص بعد از کنترات شدن چیست زیرا بسیار اشخاص را ما کنترات کردیم در سابق به جهت ذوب آهن یا به جهت نفط و غیره که اصلاً از وجود آنها هیچ استفاده نکردیم، یک مبلغ کلى هم متحمل شدیم و یک‌شاهى استفاده نکردیم، در صورتی که ما از سایرین استفاده نکردیم حالا بیاییم یک شخص دندانسازی که آمده است اینجا به جهت چه کارى نمى‌دانم، خداى نخواسته یک دندان طمعى به جهت ما تیز کرده است یا این که می‌خواهد کارى بکند. حالا می‌خواهند او را کنترات کنند. بنده عقیده ندارم اگر خدمتى به این مملکت کرده است می‌خواهند در مقابل خدمتش تشویقى از او بکنند. خوب دو‌هزار تومان، سه‌هزار تومان، چهار‌هزار تومان به او بدهند برود اگر خدمتى نکرده است خوب آمده است گردشش را در این مملکت کرده است، با کمال افتخار مهمان‌نوازى از او می‌کنیم و از این مملکت برود در هر صورت بنده این کنترات‌ها را تا نتایج آنها را نبینم با هیچ کدامش موافق نیستم. معاون وزیر علوم تشریف دارند، استدعا می‌کنم که پا شَوند توضیح بدهند که اولاً مقدمات کنترات و کار کردن این شخص فراهم شده است یا نه؟ و بعد هم که کنترات شد آیا مشغول تعلیم یک عده شاگرد خواهد شد یا مثل سایرین که بیست و پنج سال در این مملکت‌اند و یک گمرکچى تعلیم نکرده‌اند یا مثل دیگران که دو‌ سال، سه سال، یک سال می‌مانند و یک حقوق گزافى می‌گیرند بعد که رفتند مى‌بینیم یک جو نتیجه نداشته‌اند. خودتان بهتر از من یکى‌یکى را می‌دانید. بنده استدعا می‌کنم توضیح بدهند و نتیجه این را بگویند و عملیات این شخص را بگویند که اولاً تعلیم و تعلم است و ملتزم می‌شود براى تعلیم و تعلم و دندانسازی هم خودش می‌کند یا نمی‌کند، ولى اگر یک دندانسازی را کنترات کردیم و دو سال، سه سال هم ماند بیست، سى‌هزار تومان خوش می‌گیرد و ده، بیست، سى‌هزار تومان خرج اداره‌اش است و نتیجه از این خرج‌ها نبریم بنده عقیده ندارم. خواهش می‌کنم توضیح بدهند اگر دیدم با عقیده بنده، موافق می‌شوم و اِلّا در مخالفت خودم باقى هستم.

معاون وزارت معارف (آقاى فرخ)- همان طورى که آقاى نماینده محترم فرمودند بهترین قسمت اصلاحات این است که احتیاجات را ما رفع کنیم. احتیات دو قسمت است؛ یکى این که یک اشخاصى می‌روند و یک فنونى را یاد می‌گیرند و برمی‌گردند براى احتیاجات عامه، یکى دیگر این که دولت محلى را ایجاد می‌کند براى این که آن احتیاجات را رفع کند. به عقیده بنده اگر دولت موفق شود به این که تمام قسمت‌ها را در خود مملکت تهیه کند و رفع احتیاجات را بکند. این بهترین ترتیب است برای رفع احتیاجات از نقطه‌نظر خرج و از نقطه‌نظر اخلاق و از نقطه‌نظر علم، خاطر آقایان مستحضر است که ما یک مدرسه طبى داریم که چند سال است دایر است و یک کلاس دواسازى

+++

هم ضمیمه آن شده است بعد هم یک کلاس پسئن از نظر فنى براى مدرسه طب ایجاد شده است. چند سال است که وزارت معارف در این فکر است که مدرسه دندانسازی را ایجاد کند، علت هم این است که ما در ولایات دندان‌ساز نداریم و احتیاجات فوق‌العاده داریم به دندانساز، حتى زیادتر از طبیب به دندانساز محتاجیم. براى این کار در بودجه 308 مبلغى در قسمت اعتبارات منظور شد براى خرید لابوراتوآر و لوازم فنى این مدرسه. امسال بر طبق تصویب بودجه دکتر ملچارسکى مأمور شد و رفت این اسباب‌ها را خریدارى کرد و آورد و کلاس دندانسازی هم کلاسى است در مدرسه طب و جزء مدرسه طب است و در آنجا دکتر ملچارسکى تدریس می‌کند دو قسمت را یک قسمت امراض دهان و دندان را از نقطه‌نظر طبى و یک قسمت ساختن دندان و لثه دندان و غیره را از نقطه‌نظر فنى و شاگردهایى که در آنجا کار می‌کنند این قسمت را در آنجا تکمیل می‌نمایند و ما پس از چند سال می‌توانیم یک عده طبیب دندان‌ساز براى ولایات داشته باشیم و پروگرام مدرسه دندانسازی هم از شوراى عالى‌مقام گذشته است. البته در جراید به عرض آقایان رسیده است و بنده تصور می‌کنم (اگر یک قسمت لوازم فنى در بودجه امسال کافى نبوده و در بودجه 309 کافى خواهیم کرد) در 309 یک مدرسه دندانسازی کاملى داشته باشیم که پس از چند سال کاملاً آن نظریه آقایان نمایندگان محترم حفظ شده باشد.

بعضى از نمایندگان- کافى است.‏

آقا‌سید‌یعقوب- خیر، کافى نیست آقا، رأى که می‌دهید کافى چرا؟ بگذارید درد دلى بکنیم گرچه اثر هم ندارد. (خنده نمایندگان)

رئیس- بفرمایید.

آقا‌سید‌یعقوب- بنده کاملاً تصدیق دارم که دندان‌ها به واسطه سیگار و قلیان خراب شده است. یک منافعى را دولت همیشه در گذراندن لوایحش بیان می‌کند؛ بنده حسن عقیده دارم به آقاى معتصم ولى متأسفانه این فواید را حلال‌زاده نمى‌بیند. خیلى از این لوایح است که به مجلس می‌آید و یک منافعى براى آن این جا ذکر می‌کنند. بنده حالا چهار دوره است که افتخار وکالت را دارم، یکى از منافعى که از این متخصصینى که حقوق بهشان می‌دهیم ندیده‌ام این شخص که الان کنتراتش مطرح است در دوره پنجم لایحه‌اش آمد در کمیسیون بودجه با آن وسایط و با آن ترتیبات جداً گذاشتیم و پیش نرفت و کمیسیون بودجه قدیم بود او را قبول نکرد و بعد کمیسیون بودجه جدید تشکیل شد او هم بهر ترتیب بود خبرش را به مجلس نیاورد براى خاطر چه بود؟ یکى این که گفته شد در همین مدرسه طب که آقاى معاون بیان کردند معلمین ایرانى هستند که در آن کلاس دندانسازی درس می‌دهند، یکى این سیاح است که این سیاح را می‌گویند یک معلمى است عالم به این علم و ایرانى و به خواص زبان و مزایای زبان درس می‌گوید که هر ایرانی هم که فرانسه‌دان باشد اگر به زبان ایرانی درس بگویند بهتر می‌فهمد تا به زبان فرانسه درس بگویند، این را آقاى افسر تصدیق بفرمایید که ولو پیش کلمانسو درس بخوانند. اگر یک نفر ایرانى به زبان خودش درس بدهد بهتر است تا مثلاً به فرانسه درس بدهند (افسر- این بدیهى است، لازم به تصدیق نیست) یحیى‌خان یکى از معلمین همین مدرسه است به‌ ماهى شصت تومان و چهار سال هم هست که حقوق بهش نداده‌اند، در صورتی که یحیى‌خان خیلى آدم خوبى است و در جنگ بین‌المللى در مهاجرت با ما بود، در اسلامبول بود و مدتها این بدبخت در آنجا تحصیل می‌کرد، هم در دندانسازی و هم در طبابت دندان و اعلان هم کرده است. خیلى خوب، این شخص در این مدرسه دندانسازی با ماهى شصت تومان به زبان ایرانى هم درس می‌دهد و دیگر این جور هم جدى حرف نمی‌زند ولى چهار سال است که هنوز مواجب بهش نداده‌اند، اما یک مرتبه مى‌

+++

خواهند در اینجا سال اول ماهى دویست و پنجاه تومان، سال دوم ماهى سیصد تومان، سال سوم ماهى سیصد و پنجاه تومان به این شخص بدهند این یکى غرض بنده چیست؟ غرض بنده جلب کردن توجه آقاى معاون محترم معارف است به این که تشویق از معلمین ایرانى بکنند و هر قدر هم که ما ناقص داریم وقتى که تشویق بکنیم در مقامات رسمى خودمان که مجلس باشد و جاهاى دیگر، نواقص آنها رفع مى‌شود. این دکتر ملچارسکى یک شخص محترمى است آمده است اینجا و دندانسازی می‌کند و دستى صد و پنجاه تومان، دویست تومان، سیصد تومان، هم دندان می‌سازد. دیگر حالا ما نمی‌خواهیم بیاییم ماهى سیصد تومان هم به او بدهیم. این شخص خیلى خوب است و هر دندانی را هم بالاخره کمتر از پانزده تومان نمی‌گیرد، آخر چه می‌خواهید تمام مقدسات عالم را واسطه می‌کنند که لایحه‌اش بگذرد چرا؟ براى این که هم دکتر است، هم دندان خوب می‌سازد، هم پول خوب می‌گیرد و هم ماهیانه مرتب، علف بدى است اسفناج! غذاى بدى است اسفناج! این را بنده هیچ عقیده ندارم شما سیاح را بیایید معلم کنید، درس بدهد، دکتر یحیى‌خان بیاید درس بدهد هم ارزانتر می‌گیرد و هم معلم فارسى زبان است...

ناصرى- رفت.

آقا‌سید‌یعقوب- رفت یا مرد. همان را بیاورید که هم پول کمتر می‌گیرد و هم فارسى درس می‌دهد. یک نفر را چرا ما بیاییم یک مرتبه در سال سه‌هزار تومان، چهارهزار تومان بهش بدهیم براى چه؟ حالا آقایان مى‌گویند گریه کن! گریه می‌کنم اما شما رحم دارید؟ به دل شما اثر می‌کند؟ چرا یک دفعه ما سالى چهارهزار تومان به این شخص بدهیم آن وقت به قول آقاى فیروزآبادى برویم بچسبیم که از آن دقایق و نکات چه کار می‌کند، خوب بروید دکتر یحیى‌خان هست، سیاح هست، دیگران هستند آنها را معلم کنید. ثانیاً این که برداشته است نوشته است اول مهرماه، بر فرض که آقایان می‌خواهید این کار را بکنید، از آن روزى که محل احتیاج است قرار بدهید، پیش وجدان خودتان یک فلسفه را در نظر بگیرید، بگویید بلى، دیدیم درب مدرسه باز است و دندان‌ساز هم باید درس بدهد ولى هنوز که مدرسه افتتاح نشده است. در لایحه نوشته است که از اول فروردین 308 (بعضى از نمایندگان‌- مهرماه) بله همه آقایان مواظب هستند که من خطا نگویم، تمام سر تا پاى من خطا است و خنده دارد. این خنده دارد؟ اول بنا بود که از فروردین 309 باشد، حالا آمدند از مهر ماه 308 کرده‌اند. پس بگذارید مدرسه که باز شد و شاگرد که رفت در مدرسه نشست آن وقت قرار بدهید. این را هم آقاجان آقاى معتصم‌السلطنه ماهى دویست و پنجاه تومان زیاد است، خوب قبول نمی‌کنید نکنید بنده می‌گویم این مبلغ خیلی زیاد است شصت تومان به یحیى‌خان بدهید، به این شخص دویست و پنجاه تومان ندهید.

رئیس- موافقین با کفایت مذاکرات قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. رأى می‌گیریم به ورود در مواد، موافقین قیام فرمایند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد.

7- اقتراع براى شرفیابى حضور همایونى‏

رئیس- چهار ماده دیگر باقى است چون مقدارى از ظهر گذشته است و وقت زیادى هم لازم دارد، از طرفى هم گفته می‌شود که جلسه ختم شود. اگر موافقت می‌فرمایید جلسه ختم شود (صحیح است) و بایستى استقراع هم براى شرفیابى حضور اعلیحضرت همایونى براى روز یک‌شنبه به عمل آید.

(اقتراع به عمل آمده آقایان مفصله‌الاسامى ذیل معین شدند)

آقایان: دیوان‌بیگى - مرآت اسفندیارى (گفته شد نیستند) حکمت - ملک‌آرایى -‌ دربانى - آقا‌سید‌یعقوب - اعتبار - جلایى - مرتضى قلی خان‌بیات (بعضى از نمایندگان- غایب هستند) حسن‌علی‌ میرزا دولتشاهى

+++

(اظهار شد نیستند) میرزا سید ‌ابراهیم‌ خان شریفى (گفته شد غایب هستند) طلوع - قاضى نورى -‌ حیدرى‌ - کاشانى - آقای شریفی هستند. آقاى مؤید احمدى‏

مؤید احمدى (منشى)- تشریف دارند؟ باز یازده تا شده است.

(اقتراع براى تعیین یک نفر دیگر)

مؤید احمدى- یک نفر دیگر، آقاى وهاب‌زاده‏

8- موقع جلسه آتیه - ختم جلسه‏

رئیس- اگر موافقت می‌فرمایید چون یکشنبه مصادف است با عید، جلسه آینده پنج‌شنبه 12 دى‌ماه سه ساعت قبل از ظهر.

(مجلس بیست دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شوراى ملى - دادگر

+++

یادداشت ها
Parameter:293148!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)