صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره پنجم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏5
[1396/04/27]

جلسه: 74 صورت مشروح مجلس یوم سه‌شنبه پنجم عقرب یک هزار و سیصد و سه مطابق بیست و نهم شهر ربیع‌الاول یک هزار و سیصد و چهل و سه  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره ‏5

جلسه: 74

صورت مشروح مجلس یوم سه‌شنبه پنجم عقرب یک هزار و سیصد و سه مطابق بیست و نهم شهر ربیع‌الاول یک هزار و سیصد و چهل و سه

مجلس دو ساعت و نیم قبل از ظهر به رپاست آقاى مؤتمن‌الملک تشکیل گردید (صورت مجلس یوم یکشنبه سوم عقرب را آقاى اقبال‌الممالک قرائت نمود)

رئیس- آقاى شریعت‌زاده (اجازه)

شریعت‌زاده- بنده بعد از تصویب صورت‌مجلس عرضى دارم

رئیس- آقاى حاجى میرزا عبدالوهاب (اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب- بنده هم بعد از تصویب صورت مجلس عرضى دارم رئیس- آقاى دامغانى (اجازه)

شریعتمدار دامغانى- بنده قبل از دستور عرضى دارم

رئیس- آقاى رهنما

(اجازه)

رهنما- اسم بنده را جزء دیرآمدگان بى‌اجازه ثبت کرده‌اند در صورتى که بنده دیروز اجازه خواسته بودم ممکن است عطف توجهى بفرمائید که اصلاح بشود

رئیس- مراجعه شده است به کمیسیون اگر کمیسیون اجازه داد اصلاح می‌شود.

رئیس- آقاى محمدولى میرزا

(اجازه)

محمدولى میرزا- بنده در صورت مجلس عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى دولت آبادى‏

(اجازه)

دولت آبادى- مراد بنده از انتخاب انتخاب جمعى از شعب بود مطابق ماده 22 نظامنامه داخلى‏

رئیس- آقاى طهرانى (اجازه)

آقا شیخ محمدولى طهرانى- بنده نظر به کسالتى که داشتم یک هفته اجازه خواستم آقاى امیراعلم هم شاهدند که مریض بوده‌ام بفرمایید با اجازه بنویسند...

رئیس- می‌دانید این اجازه‌ها با کمیسیون است آقاى آقا سیدیعقوب‏

(اجازه)

آقا سید یعقوب- عرضى ندارم

رئیس- آقاى سهام‌السلطان نسبت به صورت مجلس فرمایش دارید؟

سهام‌السلطان- خیر نسبت به فرمایش آقاى دولت آبادى عرضى داشتم‏

رئیس- بعد مطرح می‌شود نسبت به صورت مجلس ایرادى نیست؟

(گفته شد- خیر)

رئیس- آقاى شریعت‌زاده‏

(اجازه)

شریعت‌زاده- از مدتى به این طرف بنده در نظر داشتم یک سلسله از مطالبى را که به واسطه اهمیت و عظمت تأثیر آن در آتیه مملکت فوق‌العاده جالب توجه و علاقمندى است به عرض مجلس برسانم ولى به جهاتى در عرض آن عرایض تأخیر انداختم و تصور می‌کنم این تأخیر تا حدى حق داشتم براى این که به عقیده بنده براى جلب توجه و مساعد کردن افکار نسبت به هر چیز لازم است. بدواً در حالات روحیه و سنخ عقاید اصولى که مخاطب علاقمند به آن است دقت کاملى به عمل آید تا معلوم شود مطالبى که به عرض می‌رسد مؤثر است یا خیر ولى در هر صورت بیش از این تأخیر را جایز ندانسته و یک قسمت از آن مطالب را که در درجه اول اهمیت است به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم امیدوارم نتایجى که در بیان این عرایض به دست خواهد آمد ثابت کند که این عرایض بنده موقعیت داشته و آقایان نمایندگان محترم براى حفظ حیثیات ملت خود مواظبت خواهند کرد: البته آقایان نمایندگان محترم خوب می‌دانند که ایران به عملى شدن یک سلسله از اصلاحاتی که یک قسمت آن در پیشنهاد رفیق محترم من آقاى داور ذکر شده است شدیداً احتیاج دارد نه این که فقط حالا مملکت این احتیاج دارد بلکه از وقتی که دنیا شروع به ارتقاء و تکامل کرده این احتیاجات را داشته و در هر عصرى به تفاوت وضعیات و نهضت‌هاى اصلاح‌طلبانه به وقوع پیوسته ولى متأسفانه این نهضت‌ها در تحت تأثیر و فشار افراد و طبقات مخصوصه که اجراى آن اصلاحات منافى با مصالح آنها بوده خاموش و حقه شده است؟ البته آقایان نمایندگان در نتیجه توجه و قضاوت تاریخ تصدیق می‌فرمایند که ملت همیشه مطیع بوده و نسبت به اقدامات اصلاح‌طلبانه روى مخالفت نشان نداده است بلکه به انتظار این که متصدیان امور صمیمانه انجام وظیفه می‌کنند

+++

حتى در مقابل یک قسمت اراده مستبدانه تسلیم شده است بنابراین هیچ جاى تردید نیست که مخالفین اصلاحات نمی‌توانند مدعى شوند محیط یعنى توده ملت صلاحیت قبول اصلاحات را ندارند. ولى بنده شخصاً معتقدم و شاید همه آقایان هم تصدیق که همان افراد و طبقاتى که بنده به آنها اشاره کردم در تمام اوقات به وسایل مختلفه براى تأخیر اجراى اصلاحات اقدامات کرده حتى به وسیله سوء تفسیر خلاف واقع احکام و اصول مقدسه جریاناتى بر ضد اصلاحات ایجاد کرده بالاخره در نتیجه این سوء‌تفاهمات جامعه را از راه راست منحرف کرده است این اصلاحات نه فقط در زمان استبداد تأخیر شده است ولى از آنجایى که بنده به آن قسمت کارى ندارم راجع به آن اوقات توضیحى نمی‌دهم و فقط متوجه می‌شوم به اوقاتى که قانون اساسى حکومت می‌کند یعنى اصول مشروطیت حکمفرما است: از مطالعه در جریانات و بالاخره از توجه به قضاوتى که تاریخ مملکت می‌کند می‌توان مسئولین این مملکت را به دو طبقه قسمت کرد. یکى آنهایى که در عداد افراد لایق وطن‌خواه و با حسن عقیده بر روى اساس استدلالى براى اداره امور مملکت نظریاتى اتخاذ کرده‌اند ولى به واسطه مواجهه با مشکلات و به عبارت اخرى مواجهه با اختلافات عقیده تحصیل موقعیت براى آنها مقدور نشده است: قسمت دیگر آنهایى هستند که به واسطه تعاطى با طبقات و افراد مخصوصه که خارج از محیط زمامدارى آنها بوده‌اند همه قسم توانایى براى اصلاحات داشته‌اند ولى متأسفانه براى حکومت و تثبیت موفقیت خود جز تأمین و بالاخره یک سلسله از امورى که فقط متوجه خود آنها است منظورى نداشته و با تمام وسایل از اجراى اصلاحات جلوگیرى کرده‌اند: بنده نسبت به قسمت اول یعنى آنهایی که وطن‌پرست و لایق بوده‌ا‌ند ولى به واسطه مواجهه با مشکلات نتوانسته‌اند موفق بشوند به آنها کارى ندارم و آنها را هم مسئول نمی‌دانم ولى نسبت به طبقه دوم مقصودم از این طبقه مقصرین و خائنین است که مجلس شوراى ملى لازم است آنها را به محاسبه و محاکمه و مجازات تسلیم کند زیرا مسئول تأخیر اصلاحات آنها هستند

آقا سید یعقوب- موضوع چیست؟

شریعت‌زاده- خواهش می‌کنم اگر کسى حرفى دارد بعد بزند در ضمن مذاکرات خوب نیست‏

آقا سید یعقوب- باید موضوع را بفهمیم یا خیر؟

شریعت‌زاده- از اول مذاکرات بنده فهمیده‌اید که موضوع چه بوده است اگر هم ملتفت نشده باشید بعد ملتفت خواهید شد: مسئولین و اشخاص قابل تعقیب اشخاصى هستند که در تمام ادوار زمام‌دارى خود جز تأمین منافع و تجاوز بر حقوق ملت و مملکت عملى از آنها سر نزده...

نجات- اسامیشان را هم ذکر کنید شریعت‌زاده به اسامیشان چه کار دارید سنخ اعمال آنها دو قسم است یک قسم عبارت از بخشش امتیازات تهیه مقدمات معاهدات و امثال آن: قسمت دیگر که مربوط به تجاوز از قوانین مملکت و تعدى به حقوق افراد است عبارت است از تجاوز به حقوق افراد و پرکردن جیب خود از مال مردم و بالاخره تحصیل منافع مادى بتمام وسائل. اگرچه نسبت به آن قسمت‌هایی که مربوط است به معاهدات و امثال آن در همان حالتی که مملکت و ملت ایران این قبیل اعمال و اوراق سیاه را کان لم یکن پنداشته و بالاخره منشاء اثرى هم نیست.(نمایندگان صحیح است) ولى این حقیقت را باید تصدیق کرد مسئولین این جریانات بایستى محاکمه و مجازات شوند. زیرا اگر این مسئولین محاکمه و مجازات نشوند تکرار این جریانات مملکت را به خطرهاى دیگرى تهدید خواهد کرد: به عقیده بنده اگر بدون استثناء اصل مجازات و سیاست درباره مقصرین اجرا نشود غلبه مملکت بر مشکلات مقدور نخواهد بود. زیرا موجدین این جریانات با همان قوه همیشه موفقیت خود را تثبیت مى‌کنند و بالاخره اگر فترت باشد تأثیر ندارد و باید از این جریانات جلوگیرى کرد: در هر صورت چون اداره امور و زندگانى من در سایه یک شغل آزادى شده است هیچ علتى به نظر نمی‌رسد که بنده در روى کلیات حرف بزنم و بالصراحه مسائل جزیی را که واضح است به عرض برسانم به عقیده من تمام اشخاصى که عادت منحوس پول پرستى و ارتشاء را در مملکت به انواع مختلفه ترویج کرده‌ا‌ند و از مالیه مملکت میلیون‌ها صرف هوا و هوس خود کرده‌اند و بالاخره کلیه افرادى که در نتیجه طمع به اموال مردم موجبات تضیق و فشار بر مردم در اوقات و ادوار مختلفه را فراهم کرده‌اند باید به محاکمه و محاسبه دعوت شوند و دعوت آنها به محاکمه و محاسبه از وظایف حتى این مجلس است. زیرا تأمین آتیه مملکت و بالاخره الغاء عادت منحوسه و جریاناتى که عملاً در این مملکت وسیله اجراء اغراض این قبیل اشخاص است وظیفه مجلس است زیرا ملت هم این مجلس را براى این مستقر کرده که به این جریانات توجه کند و به این اوضاع اسفناک خاتمه دهد: و اگر این جریانات خاتمه پیدا نکند و در تحت تأثیر مجلس این مسئولین به محاکمه و مجازات دعوت نشوند آیا می‌توان تصور کرد که اجراى اصلاحات همان اصلاحاتى که این قبیل اشخاص مانع از پیشرفت آن هستند ممکن است؟ (بعضى از نمایندگان خیر) البته جواب این سوال قطعاً منفی است. زیرا ممکن نخواهد بود. آقایان نمایندگان محترم خوب می‌دانند که قسمت اعظم دعاهایی که بر این مملکت می‌شود منشاش همین جریانات است و بالاخره از اعمال طمع‌کارانه که این اشخاص براى پرکردن جیبشان دارند ناشى می‌شود: آقایان تصور نفرمائید که در این قضیه که عرض می‌کنم خصوصیاتى در بین باشد توضیحات من شامل حال تمام افراد مسئول است بدون استثناء و به هیچ وجه من‌الوجوه در فکر بنده استثنایی خطور نمی‌کند در همان حالتى که قانون اساسى و مجلس ایران آن قسمت از عملیات را که بالاخره نتیجه‌اش دعاوى مهمه و تقاضاهاى بى‌مورد و مخالف با حقوق مملکت است این جریانات رانى اثر می‌داند در همان حال باید تصدیق کرد که مسئولین این جریانات بایستى محاکمه و مجازات شوند و الّا نتیجه ندارد و حقوق مملکت در تحت تأثیر تکرار همین جرائم تهدید خواهد شد براى این که زیاد در کلیات متوقف نشوم عرض می‌کنم وقتى که یک ناطقى حرف می‌زند بالاخره وظیفه‌دار است که در کلیات زیاد متوقف نشود و یک قسمت از مطالبى که حقیقت را می‌رساند یعنى دلیل قطعى است به صحت و موقعیت این توضیحات آن را بگوید. از این نقطه‌نظر بنده نسبت به ادوار مختلفه یک مثال‌هایی می‌زنم شاید این مثال‌ها شامل کلمه نشود و جنبه اختصاصى نداشته باشد: بدواً بنده متوجه می‌شوم به یک سلسله از اقدامات مضره در ایام فترت و مخصوصاً در اوقات مقدمات قرارداده و معاهده معروف از تکاب شده است. این یک جمله را خاطر نشان کنم که چرا مقدمه قرارداد و معاهده می‌گویم مقصودم رعایت اصطلاح است براى این که کلیه اقدامات دولت‌ها یک مقدمه است و وقتى منتج به نتیجه می‌شود که شما مرکز صلاحیت‌دار یعنى مجلس شوراى ملى آن را تصدیق کند از این نقطه‌نظر من کلیه این قضایا را براى رعایت اصطلاح مقدمات می‌گویم این است که عرض می‌کنم مسببین و مسئولین مقدمات قرارداد و معاهدات باید تعقیب شوند. رأفت و رحمت ملت هرقدر هم باشد به عقیده من تأخیر تعقیب مسئولین خیانت به مملکت است و چنانچه عرض کردم شغل آزاد من که مایه شجاعت من است‏ (زیرا هیچ وقت نمی‌خواهم در خدمت دولت باشم) به من اجازه می‌دهد که بعضى امثال را به طور صراحت عرض کنم: این که عرض کردم میلیون‌ها مال این مملکت صرف هوس‌رانى شده است یکى مال مملکت که به معنى‌الاخص مال خزانه دولت است در این قسمت چندین فقره پول تلف شده که تاکنون کسى از مسئولین آنها نپرسیده است این پول‌ها چه شده آقا سید یعقوب ما چه کنیم.. به ما چه ربطى دارد شریعت‌زاده یکى از آن وجوهى که خودسرانه و بدون اجازه گرفته شده است صد و بیست هزار لیره است که وزیر امور خارجه آن وقت در مدت نه ماه مأموریت خودش گرفته و بالاخره تا امروز کسى نفهمیده است چه طور شده بالاخره وقتى هم که مأمورین صلاحیت‌دار این اشخاص را دعوت به محاسبه و محاکمه مى‌کنند به مسامحه و تعلل می‌گذرانند و متأسفانه وزیر امور خارجه آن وقت هم فعلاً در مجلس حاضر است

نصرت‌الدوله- بلى براى جواب هم حاضره است‏

شریعت‌زاده- بنده نسبت به شخص جنابعالى تنها چیزى نمی‌گویم‏

نصرت‌الدوله- خیر آن یک نفرش که حاضر است جواب شما را می‌دهد تا به آن یکى برسد

شریعت‌زاده- بلى حضرت والا که مصمم شده‌اند جواب بدهند در این قسمت صد و سى هزار لیره که معلوم نیست از چه نقطه‌نظر و براى چه محلى بوده گرفته‌اند و بالاخره با دونفر دیگر که همه آقایان اسمشان را می‌دانند تقسیم کرده‌اند و اسناد و دلائل قطعیه و اقاریر آنها که در قضاوت دنیا دلیل قطعى است در دوسیه موجود است و این همان پولى است که رویتر در خبر خودش ایصال آن را به دولت ایران اعلام کرده است و دولت آن وقت که در تحت سیاست آقاى سپهدار اعظم تشکیل شده بود بعد از مراجعه به سوابق امر دیده است که هیچ همچو چیزى نیست و رسماً در جریاید مملکت تکذیب کرده است که به هیچ کس این وجه نرسیده است آیا این دوسیه‌ها چه می‌شود؟ و چرا این مسئولین محاکمه و مجازات نمی‌شوند؟؟ و بالاخره اگر بنا شود که مقصرین و جرم‌هاى با این عظمت تعقیب نشود پس

+++

حقوق مملکت چه طور باید تأمین شود و به زمامداران امروز و فردا چگونه مجلس شوارى ملى می‌تواند اعتراض کند در صورتى که با وجود این دلایل و اسناد به هیچ یک از آنها توجهى نشده است که چرا این اموال با این فقر و فلاکت حیف و میل شده است این یک قسمت که مربوط به خزانه دولت نبوده است و بر روى یک سوء عقیده‌هایی گرفته شده است: و در همان حال که این اعمال موثر براى مملکت نیست و قوانین مملکت هم آنها را کان لم یکن مى‌پندارد و این دعاوى را هم پوچ و بى‌معنى می‌دانند این سنخ از اشخاص باید محاکمه و محاسبه شوند به علاوه همین اشخاص و سایر فرمانفرماها و ولات را به اختلاف و اخذ وجوه از منافع مختلفه و خرج‌تراشی‌ها و تجاوز به املاک و حقوق مردم و اخاذی‌هاى عدیده از ارباب رجوع و اشخاص دیگر که به هیچوجه من‌الوجوه مجوزى براى آن متصور نیست متهم مى‌کنند: تاکنون هیچ کس در این مملکت گفته است که چرا این جریانات مسکوت مانده و براى چه نبایستى تعقیب بشوند به عقیده من عظیم ترین تقصیر این اشخاص قیام به اجراء همان مقدماتى است که خودشان آن را قرارداد می‌دانستند: و این اقدام کشف از این می‌کند که آنها به حاکمیت مجلس شوراى ملى عقیده‌مند نبوده و تصور نمی‌کردند و معتقد هم نبودند که اقدامات ناشى از منشاء است و اگر این تصور را می‌کردند هیچ وقت این جریانات را در مملکت اجرا نمی‌کردند.. و بنده مراتبى را که عرض می‌کنم به عقیده خودم در حکم نداى ملت ایران می‌دانم که لزوم و حتمیت دعوت این اشخاص را به محاسبه و محاکمه و بالاخره مجازات آنها را اعلام می‌کنم و امیدوار هستم که این فکر نظر به این که بنده مطلع هستم که در مملکت طرف دار زیاد دارد البته این مجلس هم که قطعاً از افراد شجاع این مملکت تشکیل شده و نظرى جز اجراى اصلاحات ندارد. طرف در این فکر خواهد بود و بالاخره امیدوارم که آقایان نمایندگان محترم اساساً راجع به تعقیب مسئولین کلیه ادوار با طرح قانونى که از طرف رفقاى پارلمانى من تقدیم خواهد شد موافقت بفرمایند و این که گفتم رفقاى پارلمانى مقصودم رفقاى به معنى الاخص رفقاى فراکسیون تجدد نیست بلکه این فکر در تمام دسته‌جات مجلس جریان پیدا خواهد کرد و این طرح قانونى را همه امضاء خواهند کرد و علت این که امروز این توضیحات را می‌دهم براى این است که می‌خواهم بآقایان نمایندگان محترم تذکر بدهم که این فکر یک فکرى است که بالاخره در مملکت حکومت خواهدکرد: و اگر ما تقویت بکنیم از این اصل مقدس انجام وظیفه کرده‌ایم: و دیگر این که با وجود این فکر که در مملکت وجود دارد و بالاخره با این که این اصل یک اصلى است که هیچ ملتى نمی‌تواند از زیر بار آن خارج شود و اگر خارج شود حیثیت خودش را گم خواهد کرد) زمامداران آتیه هم از مطالعه در این جنایات و قضاوت‌هایی را که تاریخ براى مجرمین و مقصرین کرده است بر روى مصالح مملکت انجام وظیفه بکنند و دیگر هم عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى نصرت‌الدوله‏

(اجازه)

نصرت‌الدوله- بنده تقاضا دارم اظهاراتى که آقاى شریعت‌زاده این جا کردند مطرح مذاکره شود، تا این که یا بنده یا اشخاصى که در این مذاکرات ذی‌دخل هستند بتوانند جواب‌هاى خودشان را عرض کنند و اگر هم بنده تقاضا می‌کنم مطرح باشد البته براى این است که آقایان تصور بکنند که بنده هم مثل آقاى شریعت‌زاده یک چنین اشتباهى را می‌کنم که یک نفر وکیل که در پشت تریبون مجلس مذاکره می‌کند قاضى است. وکیل در پشت تریبون مجلس یک نفر سیاسى است. حمله سیاسى می‌کند و دفاع سیاسى هم ممکن است بشود ولى وکیل قاضى نیست و ایشان از نقطه‌نظر این که یک نفر (آوکا) و اصل اصطلاح هستند این قضاوت را مى‌کنند. ولى در هر صورت بنده تقاضا می‌کنم این مسئله را امروز یا هر روز دیگرى که مى‌فرمایند مطرح شود تا اول ایشان جواب‌هاى خودشان را همان طور که امروز گفتند بشوند و بعد هم اگر بخواهند جاى دیگرى این جواب‌ها را بشنوند بنده وسائلش را براى ایشان فراهم می‌کنم‏

رئیس- خوب مجلس میل دارد که در این مطلب مذاکره شود نجات قبل از مراجعه به دوسیه معنى ندارد.

شریعت‌زاده- بنده با طرح این مسئله با شاهزاده نصرت‌الدوله موافقم ولى تقاضا می‌کنم دوسیه‌هاى مربوط به این کار را که در آرشیو دولت ضبط است بفرمائید در مجلس حاضر کنند تا بعد در اطرافش مذاکره شود.

رئیس- آقاى مدرس‏

(اجازه)

مدرس- البته هر مطلبى که نفع داشته باشد براى مملکت مجلس شوراى باید تعقیب کند و عقیده من بر این است که این مسئله را آقایان بگذارند بیرون در او تأمل کنیم اگر بنا شد مطرح مذاکره شود به بعد از تنفس قرار می‌گذاریم زیرا دو طرف دارد یک طرف ضرر دارد و یک طرف دیگرش شاید نفع دارد در تنفش درش دقت مى‌کنیم اگر دیدیم انشاء‌الله براى مملکت نفع دارد البته بعد از تنفس چه عیب دارد مطرح مى‌کنیم. پیشنهاد بنده این بود حالا بسته است به نظر آقایان.

رئیس- مخالفى ندارد؟

جمعى از نمایندگان- خیر. صحیح است.

رئیس- آقاى حاج میرزا عبدالوهاب‏

(اجازه)

حاج میرزا عبدالوهاب- بنده راجع به تحصن اهالى همدان عرض داشتم که یک هفته است اینها متحصن شده‌اند و هر چه سؤال می‌کنیم جواب نمی‌دهند خواستم تقاضا کنم که از طرف مجلس مقام ریاست یک جوابى به آنها بدهند و خواستم از آقایان نمایندگان محترم خواهش کنم که یک طورى بشود که بعد از یک هفته به آنها جواب نفى داده نشود و از طرف آقاى رئیس‌الوزراء و وزیرمالیه هم اقدامات شده است ولى از طرف رئیس کل مالیه استدعا می‌کنم آقایان عطف توجهى بفرمایند که بلکه زودتر جواب داده شود.

رئیس- آقاى دامغانى‏

(اجازه)

شریعتمدار دامغانى- بنده خواستم راجع به انقلابات حجاز و حملات وهابى‌ها

یک نفر از نمایندگان- به ما چه مربوط است.

شریعتمدار- آقا بگذارید موافق نظامنامه حرفم را بزنم‏

یک نفر از نمایندگان- آقا تشریف بیاورید پشت تریبون صدایتان را نمى‌شنویم.

شریعتمدار- چشم (در محل نطق حاضر شدند) راجع به انقلابات حجاز و حملات وهابى‌ها که خاطر آقایان نمایندگان مستحضر است و البته بایستى دولت براى حفظ اتباع ایرانى ساکن در حجاز تاکنون اقداماتى کرده باشد و با آن سابقه که از وهابى‌ها در دست هست در فتح طائف فرقى نگذاشته‌اند بین اتباع داخله حجاز و اتباع خارجه از ایرانى و غیر ایرانى و در این موضوع معلوم نیست که آیا دولت اقداماتى براى حفظ اتباع ایرانى کرده است یا خیر و بنده مدتى است سؤالى از آقاى وزیر امور خارجه کرده‌ام که تشریف بیاورند جواب بدهند. زیرا در این قسمت یک عده زیادى نگران هستند و بنده استدعا می‌کنم که ایشان تشریف بیاورند و براى رفع نگرانى عمومى جوابى که نتیجه اقداماتشان است بفرمایند این بود عرض بنده‏

رئیس- آقاى محمدولى میرزا

(اجازه)

محمدولى میرزا- فعلاً عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى آقا سید یعقوب‏

(اجازه)

آقا سید یعقوب- سابقاً سؤالى از وزارت داخله راجع به بلدیه شیراز کرده بودم و حالا آقاى منصورالملک معاون وزارت داخله براى جواب حاضر شده‌اند اگر اجازه بفرمائید بنده سؤال کنم تا ایشان هم جواب بدهند و الّا بماند براى جلسه دیگر ...

رئیس- بفرمایید

آقا سید یعقوب- اولاً خواستم تذکر بدهم که آقاى منصورالملک و همچنین آقاى کفیل وزارت معارف که اینجا تشریف دارند چون آقایان وزراء مسؤلیت مشترک دارند ممکن بود اگر اطلاعى از سؤال آقاى دامغانى دارند جوابش را بفرمایند که رفع نگرانى آنها بشود زیرا مخصوصاً ایرانی‌ها در این حملات وهابى ...

رئیس- آقا سؤال خودتان را بفرمایید.

آقا سید یعقوب- خواستم به آقاى منصورالملک تذکرى بدهم .. اما مسئله را که راجع به بلدیه شیراز است ایناست که درروزنامه‌جاتى که از خارج می‌آید تماماً شرح خرابى و ویرانى بلدیه شیراز را نوشته‌اند و از قرار اطلاعاتى که ما داریم بلدیه شیراز بلدیه انتخاباتى است نمى‌دانم باز در تحت نظر وزارت داخله اداره می‌شود و رئیسش هم از طرف وزارت داخله معین مى‌شود یا این که از بین افراد اهالى انتخاب مى‌شود و اگر در تحت نظر وزارت داخله از خرابى آن اطلاعى دارد یا خیر؟ همچنین در قسمت نرسیدن عوائد آنجا به مصرف بلدیه اطلاع دارند یا نه؟ زیرا در هر روزنامه که می‌آید یک شرح مفصلى از خرابى کوچه‌ها و خیابان‌هاى آنجا می‌نویسند این بود که خواستم سؤال کنم آیا وزارت داخله در این باب عطف توجهى فرموده که مردم را از بلدیه فایده بدهد یا خیر؟ معاون وزارت داخله اولا راجع به قسمت اول که تذکر دادند اگر اطلاعى هست عرض بشود البته مدتى است که دولت براى حفظ اتباع اقدام کرده است و این وظیفه دولت است که در هر موقع براى حفظ و ضیافت اتباع حمایت بکند و در این مورد هم کرده است .. و راجع به قسمت دوم که سؤال اصلى بود و راجع به بلدیه شیراز است .. عرض می‌کنم که عموماً در کار بلدیه‌ها یک نواقصى هست و آن هم به واسطه این است که یک عایدات کافى براى آنها نیست عایدات نواقل است که یک مقدارش باید صرف بلدیه در ولایات بشود ..

+++

در مرکز یک عوائد مختلف بیشترى براى بلدیه منظور است ولى در ولایات عایدات بلدیه منحصر به نواقل است که مقدارى از آن شاید به مصرف ادارى برسد و مازادش که مبلغ قلیلى است صرف بلدیه می‌شود و از این جهت بلدیه‌هاى ولایات آن طور که باید نمی‌توانند به وظائف خودشان قیام کنند با این حال باز وزارت داخله سعى دارد که عایدات بهتر به مصرف خودش برسد و عایدات نواقل حالا در تحت نظارت مأمورین مالیه جمع آورى می‌شود در ولایات در بعضى جاها بلدیه قانونى هست و انجمن و رئیس انتخابى دارند و بعضى جاهاى دیگر که انجمن بلدى نیست یک کمیسیون هیئتى از اهل خبره و اشخاص بصیر تشکیل می‌شود که در واقع قائم‌مقام همان انجمن بلدى است تا این که قانون بلدیه که به زودى از مجلس خواهد گذشت به موقع اجرا گذارده شود. با این حال پس از آن که سؤال آقاى آقا سید یعقوب ابلاغ شد مخصوصاً به ایالت و بلدیه شیراز تأکید شد که تا حدى که ممکن است نواقص بلدیه را رفع کنند تا انشاء‌الله لایحه جدید بلدیه و عایداتی که مناسب با بلدیه هر شهرى خواهد بود از مجلس بگذرد. آن وقت البته بلدیه‌ها ترتیبات بهتر و کامل‌ترى پیدا خواهد کرد

رئیس- آقاى ملک‌الشعراء

(اجازه)

ملک‌الشعراء- فعلاً عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى رئیس‌التجار

(اجازه)

رئیس‌التجار- عرض بنده راجع به مطلبى بود که مطرح بود و در خصوص شاهزاده نصرت‌الدوله خواستم عرض کنم‏

رئیس- آقاى طهرانى‏

(اجازه)

آقا شیخ محمدولى طهرانى- بنده براى این که وقت مجلس شوراى ملى صرف نشود با کمال اختصار سؤالى از آقاى کفیل وزارت معارف راجع به معارف آذربایجان عرض می‌کنم .. البته همه آقایان مى‌دانند که آذربایجان از حیث جمعیت بزرگترین ایالات ایران است و تقریباً دو میلیون و نیم سه میلیون جمعیت دارد و همینطور از نقطه‌نظر اهمیت سیاسى و جغرافیایی آذربایجان در درجه اول ایالات ایران در شمار است با این حال تصدیق دارند که اهمیت معارف آنجا از تمام نقاط ایران بیشتر است از این گذشته تقریباً می‌توان گفت آذربایجان مؤسس آزادى ایران بود و باید امروز اقلاً مدرسه ابتدایی در سراسر آذربایجان وجود داشته باشد و با این که قطع دارم تمام وکلاء محترم ولایات مخصوصاً تصدیق دارند که اهمیت معارف آذربایجان حتى از طهران هم بیشتر و زیادتر باید در آنجا مدارس ابتدایی تأسیس شود معذلک از هشتصد هزار تومان که براى بودجه وزارت معارف منظور شده و ملت تصویب کرده است بیشتر از بیست و شش الى بیست و هفت هزار تومان براى معارف آذربایجان منظور شده است. در حالتى که تقریباً از صد یک حقوق و از خروارى یک قران و تومانى یک عباسى خود آذربایجان بیست هزار تومان تقدیم معارف می‌کند با این حال بودجه معارف آذربایجان از 26 الى 27 هزار تومان تجاوز نمی‌کند در صورتى که آقاى رئیس‌الوزراء وقت مخصوصاً اهمیت زیادى به معارف آذربایجان داده و به آن نقطه بیشتر عطف توجه می‌کنند معذلک در هذالسنه و ادوار سابقه بودجه معارف آذربایجان بیش از بیست و نه هزار تومان نبوده است گمان ندارم هیچ یک از وکلاء محترم تصدیق کنند که نباید به معارف آذربایجان زیادتر اهمیت داد خواستم از آقاى کفیل وزارت معارف سؤال کنم که در این سنه گذشته از ملاحظات جغرافیایى و سیاسى به اکثریت جمعیت آذربایجان چقدر از این هشتصد هزار تومان را خیال دارند به معارف آذربایجان اختصاص بدهند مقصودم این است ترتیب معارف آن جا طورى شده که اقلاً یک مدرسه ابتدایی ولو چهار کلاسه هم باشد در شهرهاى آذربایجان تأسیس شود

کفیل وزارت معارف- در این سؤالى که نماینده محترم کردند قبلاً آقاى رهنما هم سؤال کرده بودند و حالا که بنده جواب عرض می‌کنم در حقیقت براى اطلاع هر دو نماینده محترم خواهد بود دولت فوق‌العاده به معارف آذربایجان همان طور که نمایندگان محترم اهمیت می‌دهند اهمیت می‌دهد و براى بسط و توسعه معارف آنجاهى یک اقداماتى و عملیاتى شده و شخص آقاى رئیس‌الوزرا‌ هم نهایت موافقت را با توسعه معارف آذربایجان را دارند و اگر چنانچه فرضاً امسال موفق نشویم یک اضافه مکفى در بودجه معارف آنجا منظور کنیم انشاء‌الله در بودجه که براى سال آینده عنقریب تقدیم مجلس خواهد شد مبلغ کافى پیش‌بینى خواهد شد و همین طور که فرمودند اهالى آذربایجان همه قسم علاقه‌مندى را نسبت به توسعه معارف آنجا تاکنون معطوف داشته و براى هر گونه مساعدتى ماداً و معناً حاضر بوده‌اند

رئیس- آقاى ضیاء‌الواعظین‏

(اجازه)

ضیاء‌الواعظین- نظر به این که هنوز وارد دستور نشده‌ایم و ممکن است غالب آقایان کسل شده باشند از این جهت سؤال بنده از آقاى کفیل وزارت معارف خیلى مختصر و راجع به مدرسه صنعتى ایران است که تنها یا یکى از اقدامات قابل تقدیس مجلس دوره چهارم بوده است‏ آقا سید یعقوب تنها نبوده ضیاء‌الواعظین عرض کردم تنها یا یکى. در بودجه تفصیلى 1302 یک فقره اعتبار براى تأسیس مدرسه صنعتى ایران و آلمان وزارت معارف از دوره چهارم گذارنده است در تاریخ 27 سنبله 1301 بودجه سالیانه مدرسه صنعتى ایران و آلمان یک فقره هشتهزار تومان تصویب شده همچنین در 32 جواز 1302 سالیانه دوازده هزار تومان براى مدرسه صنعتى ایران و آلمان از تصویب مجلس گذشته است و نه هزار تومان اعتبار هم براى تأسیس مدرسه تصویب شده است حالا سؤال بنده از آقاى کفیل وزارت معارف این است که و الّا چطور شده که این مدرسه با این که در دوره چهارم براى تأسیس آن ده فقره اعتبار کافى منظور شده تاکنون تأسیس نشده، خواستم سؤال کنم که در بودجه معارف براى تأسیس این مدرسه اعتبارى پیش‌بینى شده است یا نه؟ آن اعتباری که از مجلس دوره چهارم گذشته است به جاى خودش باقى و برقرار است یا نه؟ سؤال دوم این که این بیست هزار تومان بودجه مدرسه که از تصویب مجلس دوره چهارم گذشته است در بودجه امساله هم که تقدیم مجلس شده منظور شده است یا نه؟ به طور کلى خواستم بدانم اقداماتى که در این خصوص کرده‌اند چه بوده و کدام با نتیجه عملى از این اقدامات عدیده شده است و بالاخره این مدرسه کى افتتاح خواهد شد؟ مدت سه سال است وزارت معارف در این خصوص مسامحه کرده و از قراری که بنده اطلاع دارم چند ماه است که رئیس مدرسه آمده و همین طور معطل است و وزارت معارف هم اقدام عملى نکرده است.

کفیل وزارت معارف- از روزی که بنده متصدى امور وزارت معارف شده‌ام مشغول تهیه مقدمات این کار شده و اخیراً هم موفقیت حاصل شده کنترات این مدیرى هم که اشاره فرمودند تهیه شده و همین چند روزه تقدیم مجلس خواهد شد و این مدیر هم یکى از علماى خوب آلمانى است که انتخاب شده و راجع به افتتاح مدرسه هم تا یک هفته دیگر تصور می‌کنم افتتاح خواهد شد و به اطلاع عموم خواهد رسید.

رئیس- آقاى یاسایى‏

(اجازه)

یاسایى- البته آقایان نمایندگان در نظر دارند که چند سال قبل حکومت وقت یک عایداتى براى معارف به اسم خروارى یک قران و تومانى یک عباسى بر مردم تحمیل کرد و این مالیات براى تأسیس مدارس ابتدایی مجانى بود و در ولایات و طهران و اطراف و بلوکات آن حالا بنده در این قسمت وارد نمى‌شوم در این که مبادرت و ارتکاب به این امر مشروع بوده است یا نه ولى به هر حال تحمیل یک پول نامشروعى براى حصول به یک مقصود مشروع مهمى چندان قابل اعتراض و اشکال نیست ولى در نظامنامه که آن اوقات گویا در زمان وزارت مرحوم ممتاز‌الملک بود براى این امر ترتیب دادند در آنجا یک توضیحاتى دادند که این مدارس باید براى تحصیل اطفال فقرا و بى‌بضاعت باشد و اشخاصی که داراى ثروت و تملکى هستند و از حیث حقوق می‌توانند به مدرسه کمک بنمایند حق ندارند اطفال خود را به این مدارس مجانى بگذارند و این اقدام براى تحصیل اطفال فقرا و ضعفا بود که آنها هم از نعمت تحصیل برخوردار باشند و این یک اقدام بسیار خوبى بود. ولى این مسئله ملحوظ نشد بنده اول خیال مى‌کردم در ولایت است بعداً اخیراً دیدم در خود مرکز هم این طور شد که اغلب شاگردان این مدارس از اطفال اغنیا و متمولین هستند که تحصیل مى‌کنند بدون این که حقوق بدهند فقط به توصیه فلان زید و تقاضاى فلان عمر برخلاف مقصود اولیه در این مدارس رفته و مشغول تحصیل شده‌اند و در نتیجه این مسئله مانع شده است از این که معارف در قسمت طبقه فقرا پیدا شود و سبب شده معارف به اطفال اشراف و اغنیاء اختصاص پیدا کرده و براى بچه روستا و دهاتى و حمال و بقال باید فکرى کنند که آنها هم به تحصیل و معارف آشنا شوند با این ترتیب محروم خواهند بود و طبعاً معارف اختصاص پیدا خواهد کرد به یک عده معین و مخصوص طبقات عالیه می‌شود بنده می‌خواستم بدانم علت این که اطفال اغنیاء را در مدارس مجانى می‌برند چیست؟

کفیل وزارت معارف- این سؤال قبلاً به بنده ابلاغ نشده است که

یاسایى- چرا ابلاغ شده است

کفیل وزارت معارف- در زمان بنده که نبوده است باید تحقیق کنم بعد جواب عرض کنم ولى تصور مى کنم قضاوتش با

+++

بنده نیست تصور مى‌کنم سؤال ایشان قدرى از موضوع سؤالى خارج بود

رئیس- وکالت آقاى صولت‌السلطنه مطرح است ...

آقاى رئیس‌التجار

(اجازه)

رئیس‌التجار- بنده حتى‌المقدور سعى می‌کنم که تصدیع ندهم و از مخالفت با نمایندگى آقاى صولت‌السلطنه هم به عقیده خودم مقصودى جز ایفاى وظیفه وجدانى ندارم اعم از این که وکالت ایشان تصویب بشود یا نه به حال بنده فرقى نمی‌کند بنده می‌خواهم وظیفه خودم را انجام داده باشم براى این که هموطنان من در خراسان بدانند که من محافظه‌کارى نکرده‌ام هر محاکمه و مرافعه حقوقى 3 مرحله دارد .. ابتدایی استیناف تمیز اگر حکمى بر له یا علیه یک طرفى صادر شد طرف دیگر می‌تواند استیناف بدهد و اگر در استیناف هم نقص یا ابرام شد اگر ابرام شد می‌تواند تمیز بدهد ولى اگر یک طرفى نخواهد از حکم استینافى تمیز بدهد مجبور نیست و آن حکم اجرا مى‌شود. براى انتخابات نمایندگان هم به مرحله ابتدایی و استینافى و تمیزى ملحوظه شده است که عبارت است از انجمن نظارت مرکزى و شعبه و تمیز آن هم مجلس شوراى ملى خواهد بود نه ماه است که از عمر مجلس مى‌گذرد هشت ماه از موقعی که رسماً افتتاح یافته براى رسیدگى به اعتبار‌نامه‌ها گذشته متأسفانه آن مرحله اولى که انجمن نظارت مرکزى است هنوز به آقاى صولت‌السلطنه اعتبارنامه نداده‌اند و حالا نمی‌دانم چه سوء‌تفاهمى در وزارت داخله شده بود که دوسیه ایشان را به مجلس فرستادند با این که قانون و نظامنامه داخلى صریحاً تعیین مى‌کند که وکیل باید اعتبارنامه خودش را تقدیم مجلس کند تا آن اعتبار‌نامه برود به شعبه و در روى آن اعتبار‌نامه صحت و سقم نمایندگى آن وکیل معین بشود این کار نشد و در سه ماهى هم که مدت شعبه است در دوره اول در این باب هر چه وقت صرف کردند بالاخره تصمیم قطعى از شعبه بیرون نیامد در دوره دوم که تجدید شعبه به عمل آمد راپورت نمایندگى آقاى صولت‌السلطنه به شعبه سوم رجوع شد در شعبه سوم هم پس از 3 ماه بالاخره در روزهاى اخیر آقایان اعضاء شعبه تقاضاى رأى مخفى کرده و نمایندگى آقاى صولت‌السلطنه با رأى مخفى رد شد و راپورت آن را شنیدم آقاى رهنما که مخبر شعبه بودند تهیه کرده به مقام ریاست تقدیم کرده بودند بعد در غیر موقع شعبه شنیدم در خارج که آقایان نمایندگان از مقام ریاست تجدید نظر خواسته بودند خود شعبه تشکیل شد که تجدید نظر نخواهد از خارج تقاضا کردند که تجدید‌نظر بشود تا این که اعتبار‌نامه ایشان رجوع شد به شعبه پنجم که در واقع استیناف دومى باشد. در اینجا هم که دوره‌اش تقریباً سه ماه است و چهار پنج روز دیگر بیشتر از حق قانونیش نیست و باقى نمانده پس از هفتاد هشتاد روز که در این مسئله دقت کردند بالاخره چند روز قبل اعتبار‌نامه یعنى وکالت آقاى صولت‌السلطنه از نوزده نفر اعضاى شعبه یا یک عده ده نفرى به ا‌کثریت شش رأى تصویب شده و بعد از این راپورت تهیه و به مجلس تقدیم شد بنده از نقطه‌نظر عدم صلاحیت آقاى صولت‌السلطنه می‌خواستم یک چیزهایی عرض کنم. ولى چون خوش ندارم بعضى اظهارات در مجلس بکنیم ولو این که اظهارش هم حق باشد لذا راجع به عدم صلاحیت ایشان فقط به یک مسئله قانونى قناعت و اکتفا کنم گرچه تمام دلائلى که بر عدم صلاحیت ایشان داشتم قانونى است ولى چون این یکى مهم است عرض مى‌کنم و باقى دیگر را شاید به بنده بگویند که باید ثابت کنى در آن قسمت‌ها هم حاضرم که حضور هر شخص بى‌غرضى به ثبوت برسانم حتى حاضرم آنچه را که عرض مى‌کنم با التزام به مبلغى ثابت کنم. این سفر که چهارده ماه قبل بود بنده به مشهد رفتم آقاى صولت‌السلطنه که پسر آقاى شجاع‌الملک رئیس طایفه هزاره هستند و طایفه هزاره که تقریباً چندى قبل از افغانستان مهاجرت کرده و در کنه بیست که یک دهى است که آن وقت مال دولت بود و بعد فروخت سکنى اختیار کردند در آن اوقات طایفه مزبور بیش از 180 خانوار نبودند و حالا پس از دادن حکومت باخزر به آقاى شجاع‌الملک 250 خانوار شده‌اند و در آن سال که آقاى شجاع‌الملک به حکومت باخزر رفته بودند در آن سفرش ایشان مقتضى بود یا نبود بنده نمى‌دانم. ولى در این سفر که بنده به خراسان رفتم برادر بنده ایشان را به دیدن بنده آوردند و بعد اظهار کردند که ایشان کاندیداى وکالت هستند و مى‌خواهند خودشان را کاندیداى وکالت کنند و پدر ایشان به ملاحظاتى منع مى‌کند به شما کاغذى نوشته است و از شما دوستانه تقاضا نموده است که او را نصیحت کنید که منصرف شود شما خوب است در جواب آقاى شجاع‌الملک یک چیزى بنویسید. بنده در جواب آقاى شجاع‌الملک شرحى نوشتیم که البته مملکت باید از وجود جوان‌هاى درست خدمتگزار به مملکت و اشخاصى که خادم باشند استفاده نماید و از قرارى که شنیده‌ام شما مانع شده‌اید از این که ایشان وکیل شوند در صورتی که محظور قانونى نداشته باشد چرا ممانعت مى‌کنید .. چهار پنج روز بعدش برادر بنده آمد و گفت از آن جواب کاغذ مقصودى داشته که اگر در نمایندگى او صحبت کنید در موضوع سنش حرفى نزنید و آن وقت در باخزر که چهار پنج فرسخى است تا مشهد آنجا بودند بالاخره کم‌کم مسئله سن ایشان موضوع مذاکره شود تا این که بین اهالى صحبت‌هایی شد و منجر به این شد که بعضى از آنها به بنده اظهاراتى کردند و با تجار و آقایان علماء از براى سن ایشان مذاکراتى کردند و معلوم شد آقاى شجاع‌الملک در سفرى از باخزر یا اسفراین که درست نظرم نیست) به مشهد آمده‌اند در هزار و سیصد و شانزده خانه خریده‌اند مطابق سواد قباله که به مهر بعضى از علماء موجود است در همین خانه در اواخر حکومت مرحوم رکن‌الدوله در سنه هزار و سیصد و هفده بنده شخصاً در عروسى شجاع‌الملک دعوت داشتم بعد از این قضایا بنده ملتفت شدم مثل همیشه از سادگى بنده استفاده شده به آقاى صولت‌السلطنه عرض کردم که براى شما که جوان هستید و می‌خواهید در این مملکت خدمت کنید این ترتیب خوشى نیست به علاوه چرا مرا به همچو اقدامى وادار کردید بالاخره اشخاصى که کاندیداى وکالت بودند از شخص مجتهد عاقد آن عروسى نوشته گرفتند و معلوم شد سن ایشان بیست و چهار یا بیست و پنجسال است و در این زمینه انجمن نظار را متوجه کردند و انجمن نظار اعتبار‌نامه نداد و کار این اعتبار‌نامه کشیده است تا اینجا که ملاحظه می‌فرمائید. بنده عقیده‌ام این است که این مملکت از راه احساسات جوانان باید خودش را از گرداب خلاص کند معتقدم که جوان‌ها را یعنى آن‌هایی را که راست و درست و مردانه در راه خدمت به مملکت کوشش می‌کنند آنها را تشویق کنند و همچنین جوان‌هایی را هم که در این باب یک قدرى اشتباه می‌کنند اگر گرد دروغ بگردند روزگار و مردم آنها متوجه کنند که شاید آنها هم متوجه به کار خوب باشند و اسباب تشویق دیگران شوند ما از نقطه‌نظر قانون از مواد قانونیه (به نظر شخص خودم) نباید منصرف شویم قانون گفته است که سن وکیل باید سى سال باشد و بنده عقیده‌ام این است که یک شخص جوانى که می‌خواهد خدمت به این مملکت بکند و بیست و پنجسال دارد نباید بگوید من سی سال دارم و کسى هم که اول حرفش راست نباشد نمی‌تواند از عهده وظائف خود برآید و بنده به طوری که تصور می‌کنم در این مدت هفت و هشت ماه آقایان نمایندگان باید باخلاق آقاى صولت‌السلطنه پى‌برده باشند و باز عرض مى‌کنم نمی‌خواهم خارج از نزاکت قانونى حرفى بزنم فقط به این قسمت قانون می‌پردازم و باز منتظرم ببینم چه می‌گویند بعد براى جوابش حاضرم.

اعتبار‌الدوله مخبر شعبه- آقاى رئیس‌التجار در ضمن بیاناتش نسبت به جریان شعبه 3 تذکرى دارند البته شعبه پنج ملزم نبود که جریان شعبه 3 را تحت نظر بگیرد و در آن باب اظهار عقیده بکند زیرا به طوری که فرمودند دوسیه خراسان در شعبه مطرح بود و اکثریت اعضاء شعبه براى جریانات او اعتراضاتى داشتند و تجدید‌نظر را قائل شده بودند به این جهت هم اداره تقنینیه آن دوسیه را ناتمام دانست و به شعبه پنج ملزم نمود که در آن باب اظهار عقیده کند و آن را یک دوسیه ناتمام می‌دانست على‌الرسم راپورت خودش را تقدیم کردم راجع به صلاحیت و سن ایشان البته خودشان بهتر مى‌توانند دفاع کنند ولى نسبت به آن دو نفرى که سن آقاى صولت‌السلطنه را کمتر از سى سال معین کرده بودند که یکى از آنها آقاى شیخ عبدالحسین بودند که اغلب آقایان آقاى بهبهانى کاملاً ایشان را می‌شناسند و به اعضاى شعبه ایشان را معرفى کردند که یکى از اشخاص خوب و مجتهد هستند ایشان در ورقه دومى که مرقوم فرمودند و شاید بعضى از آقایان هم آن را ملاحظه کرده باشند مخصوصاً ایشان می‌نویسند و مواد سؤال اول را که نوشته‌اند سن ایشان بیست و پنجسال. در نوشته دومى خودشان اسم می‌برند و می‌نویسند که در چندى قبل دکتر ولى الله خان آمد اینجا عنوان کرد که براى آقاى صولت‌السلطنه یک خطراتى متوجه است که اگر سن ایشان را ده سال کمتر ننویسید یعنى بیش 25 یا 26 سال بنویسید ممکن است دچار زحمات بشوند به این جهت در آن موقع سن ایشان را چند سال کمتر نوشتم حالا می‌نویسم که سن ایشان بیش از سى سال است. این دلیلى بود که آقاى رئیس‌التجار فرمودند. از طرفى آقاى شیخ حسن کاشانى که یکى از آن دو نفرى بوده‌‌اند که سن آقاى صولت‌السلطنه را کمتر از سى سال نوشته‌اند مرقوم می‌فرمایند که سن آقاى صولت‌السلطنه سى و یک سال است و همین طور اغلب از آقایان و محترمین مشهد سن ایشان را بیشتر از سى سال تشخیص می‌دهند.

بنده نمی‌دانم چطور می‌شود سن اشخاص را در مملکتى که سجل احوال ندارند تشخیص داد و چطور می‌شود معلوم کرد که سن آقاى صولت‌السلطنه چقدر است یا سن آقاى رئیس‌التجار چقدر است. بهتر از همه پدر و اقرباى ایشانند که می‌توانند سن ایشان را معین کنند

+++

زیرا نزدیکند اگر چه بنده معتقد هستم که آنها هم نمی‌توانند براى این که یک تاریخ معینى نیست و شاید ندارند و حالا این که آقاى رئیس‌التجار می‌فرمایند در عروسى بوده‌اند و سن ایشان را 25 سال تشخیص داده‌اند. بنده داخل در این قضیه نمی‌شوم خودشان بهتر می‌توانند دفاع کنند.

جمعى از نمایندگان- مذاکرات کافى است‏

ملک‌التجار- هنوز صحبتى نشده که مذاکرات کافى باشد یک مطالبى است که باید در مجلس شوراى ملى گفته شود چطور مذاکرات کافى است؟!

رئیس- خوب رأى می‌گیریم به کفایت مذاکرات آقایانى که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند

(عده قلیلى قیام نمودند)

رئیس- معلوم می‌شود کافى نیست ... آقاى صولت‌السلطنه‏

(اجازه)

صولت‌السلطنه- بنده تصور مى‌کند فریشات آقاى رئیس‌التجار را به چند قسمت باید تقسیم کرد. اولاً راجع به نداشتن اعتبارنامه اظهار فرمودند گمان می‌کنم اغلب آقایان نمایندگان محترم از جریانات انتخابات خراسان مسبوقند که قریب یازده ماه طول کشید و نمی‌خواهم مفصلاً عرض کنم همین قدر عرض می‌کنم از نقطه‌نظر این که چهار نفر از هیئت نظار مرکزى انتخابات خراسان کاندید وکالت بودند که یکى از آنها آقا شیخ احمد بهار است که دیروز هم شرحى به آقایان نمایندگان نوشته است. به این مناسبت اعتبارنامه ندادند و راجع به شعبه هم گمان نمی‌کنم لازم باشد عرایضى عرض کنم. آقاى مخبر دفاع فرمودند راجع به نوشته شجاع‌‌الملک پدرم که آقاى رئیس‌التجار فرمودند پدرم به ایشان چیزى نوشته تکذیب می‌کنم همچو چیزى نبوده اگر از پدرم خطى نزد ایشان است ارائه بدهند خط پدرم را اکثر خراسانی‌ها می‌شناسند. این که راجع بکنه بیست و تاریخچه اهل هزاره خواستند اظهارى بفرمایند متأسفانه از نقطه‌نظر این که آقاى رئیس‌التجار سابقاً در مشهد نبوده‌اند درست اطلاع کاملى از طایفه اهل هزاره ندارند من خودم مختصرى از تاریخچه آنها عرض می‌کنم: پدر بنده هیچ وقت در کنبیست حکومت نداشته و این که شنیده‌اند از طایفه هزاره در آنجا حکومت داشته‌اند آن پدرم نبود عموى بنده بود. پدرم از اوایل در سرحد باخزر و سرحد افغانستان و محسن آباد سکونت داشته که جد من یوسفخان میرپنج هم در آنجاها سکونت داشته بالاخره نمی‌خواهم از قضایائی که باعث طول کلام و تصدیع خاطر آقایان می‌شود عرض بکنم. راجع به منزل می‌فرمایند منزل خریده بنده عرض می‌کنم منزل خریدن دلالت بر تعیین سن کسى نمی‌شود بلى چندین منزل خریده‌اند و آنها را هم فروخته‌اند چرا منزل اجدادى ما را نمی‌فرمایند که در خراسان بعد از مردن عمو آن را فروخته‌ایم که بعد به دست زوار و سایرین افتاده. ما بى‌پدر نبوده‌ایم نانجیب نبوده‌ایم که شما به واسطه منزل می‌خواهد سن مرا ثابت کنید. بیش از این اسباب تصدیع خاطر آقایان محترم را فراهم نمی‌آورم و قضاوت را به عهده آقایان وامی‌گذارم‏

رئیس- آقاى ضیاء‌الواعظین موافقند؟

ضیاء‌الواعظین- بلى‏

رئیس- آقاى رئیس‌التجار

(اجازه)

رئیس التجار- بنده مسئله منزل را از نقطه نظر توهین عرض نکردم البته ممکن است اشخاصى چندین منزل داشته باشنده و بنده آن منزلى را که در آن عروسى واقع شده بود و بنده در آنجا مهمان بودم عرض کردم که آن تاریخ سند بنده بود و الّا البته منزل اجدادى داشته اند

رئیس- آقاى ملک‌التجار

ملک‌التجار- بیانات آقاى رئیس‌التجار به قدرى جنبه قضاوتش لاغر بود که به هیچ وجه من‌الوجوه در فکر آقایان نمایندگان واقع نشد. البته آقایان وکلاء محترم در خاطر دارند که راجع به اعتبارنامه آقاى امیراعلم اشد لحناً حمله کردند و گذشته از این که در مجلس مؤثر واقع نشد در جامعه هم اثراتى سویی بخشید حالا از این موضوع صرفنظر می‌کنم. بنده بر خلاف عقاید جمهور که منتظرند اصلاح جامعه را مجلس بکند و در این خصوص پیشنهادهایی می‌رسید از قبیل امتداد راه‌آهن و اقتصادیات و اصلاحات وزارتخانه‌ها و غیره که مجلس این اصلاحات را بنماید) عقیده‌ام این است که ما باید اول اخلاق خودمان را اصلاح کنیم که گفته‌اند: پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک‌انداز آقاى صولت‌السلطنه به طوری که آقاى رئیس‌التجار اظهار کردند فرزند آقاى شجاع‌الملک است و قضایاى شجاع‌الملک را آقاى مصدق‌السلطنه که اینجا تشریف دارند کاملاً اطلاع دارند زیرا بعد از حرکت عموى ایشان به افغانستان مرحوم ملک‌‌التجار که متصدى امورات خودشان بودند از مرحوم نیرالدوله تقاضا کردند به توسط خود بنده فرمانى براى ایشان گرفتند آن فرمان نزد آقاى مصدق‌السلطنه دفترى شد و بالاخره مقصود بنده این نیست و نمی‌خواهم قضایاى راجع به آقاى شجاع‌الملک را عجالتاً شرح دهم که کى بود و چه بود و چه خدماتى کرده همین قدر عرض می‌کنم که این آدم حافظ یک قطعه از ثغور مهم خراسان است و وقتى به حدود باخزر اطلاع می‌رسد که پاره از اشخاص مشغول دسیسه‌کارى هستند که فرزند ایشان از مجلس رد شود علماى عامه و جماعتى از اهل تسن برئیس مجلس و مجلسین تلگراف می‌کند که اگر گناه صولت‌السلطنه این است که از اهل تسنن و جماعت است و آقاى رئیس‌التجار هم به همین ملاحظه مخالفت می‌کنند

رئیس‌التجار- این طور نیست این طور نیست.

ملک‌التجار- شما حق ندارید مذاکره کنید.

رئیس‌التجار- اشتباه می‌کنید

ملکالتجار- شما در این مدت ملتفت نشده‌اید که مباحثه بین‌الاثنین در مجلس نباید بشود.

رئیس- آقا شما با مجلس صحبت کنید.

(همهمه بین نمایندگان صداى زنگ رئیس امر به سکوت)

ملک‌التجار- تلگراف حاضر است چندین مرتبه در اطاق تنفس گذاشته شده.

رئیس‌التجار- دروغ می‌گویی (صداى زنگ.....)

ملک‌التجار- تو دروغگویی مال مردم خور تویی. دزدى مال آستانه را خورده (صداى زنگ.....)

رئیس‌التجار- (در حال حرکت) چون توهین به من شده است دیگر در مجلس نمى‌مانم.

ملک‌التجار- به خدا سپردم‏

رئیس بهر دوتان اخطار میکنم.

رئیس‌التجار- بنده عرض نکردم که مورد اخطار واقع شوم‏

(به محل خود مراجعت نموده و نشستند)

ملکالتجار- بالاخره ملاحظه بفرمائید این قضیه تا چه درجه موجب ایجاد اختلاف بین شیعه و سنى در سرحدات مهم مملکت می‌شود آقاى صولت‌السلطنه جوانى است که در صفحه خراسان به صحت عمل و رشادت معروف است نه اختلاس کرده نه اموال آستانه را خورده و نه ایلخانى زعفرانلو را از هستى ساقط کرده است و بالاخره بنده در خاتمه رأفت و عاطفه آقایان وکلا محترم را نسبت به یک جوانى که یک ملتى با کمال مسرت و شادمانى او را انتخاب کرده جلب می‌کنم حتى آقایانى که در امضاى ورقه مخفى مأخوذ بشرم و حیا شده‌اند راضى نشوند که آتیه این جوان آلت ملعبه و اعتراض خصوصى زید و عمر و شود اما راجع به عدم صلاحیت که این جا ایشان مذاکراتى کردند و میل نداشتند علنى بگویند و در پرده صحبت کردند البته آقایان تصدیق می‌فرمایند که سابقین هم نسبت به رئیس‌التجار همین پرده‌پوشى‌ها را کرده‌اند اگر آقایان اجازه بدهند بنده حاضرم به هر مبلغى ملزم شود و این دعاوى خود را ثابت کنم اما راجع به سن ایشان و سؤالى که می‌فرمایند از آقاى آقا شیخ عبدالحسین مجتهد شده و سن ایشان را کم تشخیص داده‌اند و نوشته‌اند از قراری که در مشهد منتشر شده بود ایشان را به تعلیمات رئیس‌التجار اغفال کرده بودند بعد هم خودشان شرحى نوشته‌اند که خیر سن ایشان بیش از سى سال است به علاوه ایشان به عدلیه خراسان نوشته‌اند که من به واسطه کثرت سن ناسخ و منسوخ خیلى می‌دهم خواهش می‌کنم به نوشته‌جات من وقعى نگذارید. ممکن است این را هم از عدلیه خراسان سؤال کنند و عجالتاً بیش از این عرایضى ندارم و موکول می‌کنم براى آقایان نمایندگان.

(جمعى گفتند مذاکرات کافی است و بعضى اظهار داشتند کافى نیست)

رئیس- رأى می‌گیریم آقایانی که مذاکرات را کافى می‌دانند قیام فرمایند

(اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس- معلوم می‌شود کافی است، تقاضاى رأى مخفى شده است‏

(به شرح ذیل قرائت شد)

مقام ریاست شوراى ملى راجع به راپورت شعبه پنجم در موضوع نمایندگى آقاى صولت‌السلطنه امضاکنندگان ذیل تقاضاى رأى مخفى می‌نماییم:

صدرایی. سهام‌السلطنه. رئیس‌التجار. حاج میرزا عبدالوهاب. ملک‌الشعراء. جواد خویی. امین‌الشریعه. هرمزى. امیر احتشام. زعیم آشتیانى. محمد‌ولى ‌میرزا. دیوان بیگى. غلامحسین میرزا. محمدهاشم میرزا. سلطان‌العلماء. عماد‌السلطنه. سردار نصرت. سالار لشگر.

رئیس- خوب رأى مخفى گرفته می‌شود:

اخذ و استخراج آراء به عمل آمد نتیجه به طریق آتى حاصل گردید:

(مهره تقنیه 95)

مهره سفید علامت قبول 59 مهره سیاه علامت رد 33

رئیس- عده حضار نود و هشت با پنجاه و نه رأى تصویب شد:

آقایان موافقند که چند دقیقه تنفس داده شود

(گفته شد- بلى)

(در این موقع جلسه براى تنفس تعطیل دیگر تشکیل نگردید)

رئیس مجلس شوراى ملى‏

مؤتمن‌الملک‏

منشى على اقبال‌الممالک‏

منشى معظم‌السلطان‏

+++

یادداشت ها
Parameter:292508!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)