کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهارم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4
[1396/04/25]

جلسه: 67 صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه بیست دلو هزار و سیصد مطابق یازدهم جمادىالثانیه هزار و سیصد و چهل‏  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4

جلسه: 67

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه بیست دلو هزار و سیصد مطابق یازدهم جمادىالثانیه هزار و سیصد و چهل‏

مجلس یک ساعت و نیم قبل از غروب در تحت ریاست آقاى مؤتمن­الملک تشکیل گردید.

صورت مجلس یوم سه‌شنبه هیجدهم دلو را آقاى تدین قرائت نمودند.

رئیس - آقایان ایرادى نسبت به صورت مجلس دارند یا نه؟ (ایرادى نبود(

رئیس - چون ایرادى نیست صورت مجلس تصویب شد آقاى وزیر عدلیه حاضر نیستند مذاکره در لایحه پیشنهادى ایشان مى­ماند تا موقع آمدن خودشان فعلاً راپورت شعبه اول راجع به نمایندگى آقاى حاج میرزا عبدالوهاب از همدان مطرح مذاکره است و چون قبلاً قرائت و طبع و توزیع شده محتاج تجدید قرائت نیست. گویا آقاى سلیمان میرزا مخالف بودند.

سلیمان میرزا - بلى‏

رئیس - بفرمایید

سلیمان میرزا - بنده چنانچه در جلسه گذشته هم به عرض آقایان رساندم با راپورت شعبه مخالف بودم و علت مخالفت بنده این بود در موقعى که از همدان مى­گذشتیم یک عده زیادى از اهالى همدان اظهاراتى مى­کردند و از انتخابات آنجا شکایاتى داشتند که بنده مى­توانم شکایات آنها را به دو قسمت منقسم کنم قسمت اول این که مى­گفتند در انتخابات اینجا دسیسه و اسباب­چینى به خرج رفته است از اعضاء انجمن نظار هم رضایت­مندى نداشتند و مى­گفتند طورى انتخابات اینجا جریان پیدا کرده که از ابتدا مقصودشان از انتخاب تقریباً معلوم بود و اظهار می­کردند که در این موضوع هم ما راپورت مفصل و شکایات متعدد به تهران مخابره کردیم بالاخره مرکز مطالب ما را قابل­توجه دانستند و مفتش فرستادند که مرحوم بقاء‌الملک بود و ایشان بعد از آن که رسیدگى و تفتیشات کردند عرایض و شکایات ما را صحیح و به موقع دانسته و امر به توقیف انتخابات دادند اعتراض دوم آنها این بود که مى­گفتند بعد از توقیف انتخابات یک اشکالات دیگرى پیدا کردیم و آن اشکال این است که تمام صندوق­هاى آراء را بردند در منزل عنایت‌الملک نایب‌الحکومه بردند بدون این که شرایط قانونى را از حفظ کردن صندوق از بعضى تقلبات و مهر و موم شکاف صندوق­ها و غیره منظور داشته باشد و بنابر گفته آنها فقط درب صندوق مقفل بوده بدون رعایت شرایط قانونى که باید درب آنها به مهر اعضاى انجمن ممهور باشد و البته این کار صحیحى نیست که صندوق آراء را مدت یک سال یا زیادتر در پست یک شخص بسپارند و ممکن است در این مدت اوراق آن دست­خورده باشد و قفل آن را باز نموده باشند چون لاک و مهر و موم نبوده است غرض نظر به این مطالب در جلسه گذشته با این راپورت مخالفت کردم ولى امروز بنده در شعبه که این راپورت را داده­اند حاضر شدم و دوسیه این راپورت را با حضور اعضاى شعبه مطالعه کردم و البته این مطلب محتاج به تذکر نیست که وقتى ما در شعبه به یک اعتبارنامه رسیدگى مى­کنیم مثل اعضاى محکمه هستیم که بخواهیم قضاوت کنیم و مدرک و اسناد ما باید در دست باشد و از آن رو قضاوت کنیم علم قاضى هم در هیچ محکمه سند و مدرک نمى­شود و نمى­تواند بگوید که چون خود من مطلع هستم باید رأى بدهیم نه این طور نیست و البته اسناد و مدارک هم لازم دارد و معلومات خارجى به درد نمى­خورد واقع و حقیقت را فقط و فقط عالم مطلق و خداوند توانا مى­داند و بس و اشخاصى که از طرف خداوند حقایق به آنها اعلام مى­شود مثلاً اگر دو نفر پیش عالمى بروند و یک مسئله را به دروغ شهادت بدهند آن عالم حکم مى­کند که مطلب همین طور است و به شهادت عدلین مجبوراً رأى می­دهد حالا هم باید از روى انصاف نظر کنیم و رأى بدهیم بنده چیزى که در دوسیه این مسئله را تقویت کند ندیدم و در صورت مجلس انتخابات هم نگاه کردم دیدم نوشته بود که مدت قانونى رسیدگى به شکایات را معین کردیم و اعلان هم کردیم و شکایتى نرسید و در دوسیه هم اسناد و شکایتى موجود نبود فقط یک ورقه در دوسیه بود به عنوان این که دسیسه در کار بود بدون این که درست معلوم باشد که این شکایت را چه اشخاصى کرده­اند و همان طور که در بدو امر اظهار کرده اهالى همدان به طور عموم مى­گفتند که در انتخابات دسیسه در کار بوده است ولى سندى براى اثبات این قضیه در دوسیه نبوده و عرض کردم علم هیچ کس هم صحبت نمى­شود بنده عقیده­ام این است که (حالا اگر به خطا نرفته­ایم نمى­دانم) در جریانات انتخابات مخصوصاً جاهایى که قراء اطراف وعده نفوس زیاد باشد البته مردم به میل طبیعى و احساسات شخصى خودشان از دهات و اطراف به طور آزادى و دلخواه خود بر نمى­خیزند در موقع زمستان هشت نه فرسخ راه را طى کرده و بیایند در مرکز انتخابات و رأى بدهند اگر ما حقیقتاً این طور رعایایى داشتیم با این احساسات که معنى حقیقى آزادى را مى­دانستند و در موقع انتخابات نماینده خود را به میل خود معین مى­کردند و مى­فهمیدند که معنى انتخابات یک نفر وکیل این است که مقدرات دو ساله خود را به دست یک نفر بسپارند بدون این که دیگر حق استیناف و تمیز هم داشته باشند و هر چه آن شخص منتخب حقیقى ایشان حکم کرد همان خواهد شد چقدر خوب بود و آن رأى چه قدر و قیمت زیادى داشت اگر عموم مردم این مطلب را آگاه مى­شدند که بگویند این وکیل باید دو سال از براى ما کار بکند و یک بارى از دوش ما توده ملت بردارد و آن وقت پنج شش هزار نفر از یک قصبه مى‌آمدند به مرکز انتخابات و با این احساسات رأى مى­دادند (انشاءالله اگر خداوند به ما عمر بدهد و چنین روزى را ببینیم) آن­روز روز سعادت واقعى این مملکت است و روز ترقى و تعالى ما است که همه مردم از روى احساسات شخصى با تجربه و دقت یک وکیلى را انتخاب کنند و یک منظورى از انتخاب وکیل داشته باشند و ملتفت باشند همین وکیل که مى­رود چه کار مى­کند؟ به خیر آنها کار مى­کند یا نه؟ به هر حال این یک مسئله­اى است مسلم نسبت به آقایان رفقا جسارت نمى­کنم فرض ب(فرمایید در یک مملکت دیگر که موقع انتخابات باشد شاید اکثر انتخاباتشان از روى این احساسات نبوده باشد که مردم به میل و رضا و رغبت بیایند و رأى بدهند حالا ممکن است نظر آن اشخاصى که مى­گفتند در انتخابات همدان دسیسه در کار بود همین باشد که در غالب جاها انتخاب از روى آزادى حقیقى و حفظ حقوق خودشان نبوده بلکه چیز دیگرى سبب مى­شده

+++

است و شاید اظهار این احساسات از روى دسیسه کارى بوده است که مثلاً از اسدآباد همدان فلان رعیت به اختیار خود بر نمى­خیزد و پاى برهنه لنگان‌لنگان به همدان آمده که یک شخصى را وکیل کند و حال این که معلوم نیست آن شخص را مى­شناسد و اطلاع از عملیات او دارد یا نه شاید طبیعتاً این حرکات در تحت نفوذ و امرى باشد حالا اگر چنانچه حقیقت را بخواهیم ممکن است همین نحو باشد ولى همان طور که عرض کردم مدرک حکم و مخالفت ما فقط اسناد و نوشته‌جات است که در دستمان باشد و در این زمینه باید از روى انصاف صحبت کرد و بنده اگر در جلسه قبل گفتم مخالف هستم و حالیه که یک سندى براى اثبات به ادعاى خود ندارم مجبور نیستم که جعل بکنم که چون گفتم مخالف هستم باید حتماً مخالفت بکنم بنده حقیقتاً در دوسیه اسنادى که این مطالب را برساند ندیدم حالا اگر آقایانى که آنجا بودند غفلت کرده­اند و تنها به گفتن قناعت کرده­اند و در موقعى که انجمن براى شکایت تعیین کرده نیامده­اند یا در مدت یک ماهه اول افتتاح مجلس عرایض خود را به مجلس نرسانده­اند تقصیر با خودشان است و با ماها نیست باز تکرار مى­کنم در این دوسیه چیزى که اثبات این مدعا را بکند بنده ندیدم و فقط مدرک بنده همان بوده که در همدان از خود اهالى شنیدم و چون سندى در دست نیست نمى­توانم عرایض بکنم و دیگر در این موضوع عرضى ندارم.

آقاى سید یعقوب مخبر - چون حضرت والا تشریف آوردند در شعبه و دوسیه را به همان ترتیب که بیان فرمودند دیدند و قانع شدند گمان مى­کنم دیگر مخالفى نباشد.

(جمعى گفتند - صحیح است)

رئیس - آقاى نصرت­‌الدوله موافقید؟

نصرت‌الدوله - بلى‏

رئیس - آقاى حاج شیخ اسد‌الله چطور؟

حاج شیخ اسد‌الله - بنده هم موافقم‏.

رئیس - آقاى مستشار‌السلطنه هم موافقند؟

مستشار‌السلطنه - بنده هم موافق هستم ولى با این طرز مخالفت کردن هم مخالفم و مى­خواهم قدرى در موضع انتخابات سابقه که حضرت والا اشاره کردند صحبت کنم‏.

رئیس - موافق هستید؟

مستشار‌السلطنه - بلى‏.

رئیس - آقاى محقق‌العلما موافقید

محقق‌العلما - بلى‏

رئیس - آقاى دولت‌آبادى هم موافق هستند؟

دولت‌آبادى - بلى بنده هم موافقم‏.

رئیس - چون دیگر مخالفى نیست رأى مى­گیریم آقایانى که انتخاب آقاى حاج میرزا عبدالوهاب را به نمایندگى همدان تصویب مى­کنند قیام فرمایند

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد بالفعل راپورت کمیسیون بودجه راجع به برقرارى یکصد تومان شهریه درباره چهار نفر ورثه مرحوم آقا شیخ محمد‌جواد مطرح است‏.

(آقاى تدین راپورت کمیسیون بودجه را به مضمون ذیل قرائت نمودند)

(راپورت از کمیسیون بودجه به مجلس شوراى ملى)

پیشنهاد دولت را مبنى بر تقاضاى برقرارى یک صد تومان مستمرى براى ورثه مرحوم حاج شیخ محمد در جلسه هشتم دلو کمیسیون بودجه تحت مطالعه درآمده و ماده واحده ذیل به اکثریت آراء تصویب شد.

ماده واحده - مبلغ یک صد تومان شهریه در حق چهارنفر ورثه مرحوم حاج شیخ محمد‌جواد خراسانى به ترتیب ذیل برقرار مى­شود.

(ا) درباره فاطمه خانم عیال آن مرحوم ماهى 15 تومان.

(ب) عذرا خانم صبیه آن مرحوم ماهى 20 تومان‏

تا مدتى که شوهر اختیار نکرده­اند

(ت) درباره حسین آقا پسر بزرگ آن مرحوم ماهى 35 تومان‏

تا سن بیست و یک سالگى‏

(ث) درباره مهدى آقا پسر کوچک آن مرحوم ماهى 30 تومان براى مخارج تحصیل‏

رئیس - نسبت به این راپورت مخالفى هست یا نه؟ آقاى فتح‌الدوله (اجازه)

فتح‌الدوله - بنده با طرز تقسیم این وجه مخالفم که برای حسین آقا پسر بزرگ سى و پنج تومان و براى مهدى آقا سى تومان معین کرده­اند این تفاوت براى چه چیز است؟ و خوب است به طور تساوى تقسیم شود نه این که فرق بگذارند.

مخبر - این عدم تساوى نظر پیشنهاد خود و خانواده آن مرحوم است و البته نظریه آنها هم به احتیاجات فعلى و لوازم تحصیلات آنها است مسلماً پسر بزرگتر وظایف تحصیل و کتاب و سایر لوازمش زیادتر از پسر کوچکتر است که تازه مشغول شده است و الا در خود کمیسیون هم ابتدا نظر تساوى در بین بود و پس از تحقیقات بالاخره این طور صلاح دید و تصویب شد.

سدید‌الملک - علاوه بر فرمایش آقاى مخبر این طرز تقسیم براى دولت هم بهتر است براى این که پسر بزرگ را که سى و پنج تومان داده­اند زودتر از گردن دولت مى افتد و به این جهت هم باید همین تقسیم را تصویب نمود و مخالفت نکرد.

رئیس - دیگر مخالفى نیست‏

(گفته شد - خیر)

رئیس - رأى می­گیریم با ورقه آقایانی که راپورت کمیسیون را تصویب مى­کنند ورقه سفید و آقایانى که رد مى­کنند ورقه کبود خواهند داد.

در این موقع اخذا آراء به عمل آمد و آقاى سهام‌السلطان استخراج آراء نموده به شرح ذیل نتیجه حاصل شد.

ورقه سفید علامت قبول (50)

ورقه کبود علامت رد (3)

ورقه سفید بدون امضاء (1)

امتناع (5)

رئیس - به اکثریت 50 نفر از شصت و هفت نفر حضار تصویب شد

اسامى قبول کنندگان‏

آقایان رکن‌الملک - بیان‌الدوله - آقا میرزا على کازرونى - اقبال‌السلطان - سدید‌الملک - بیان‌الدوله - سهام‌السلطان - فهیم‌الملک - حاج میرزا على‌محمد - میرزا محمد‌حسین صدرایى - عماد‌السلطنه طباطبایى - قوام‌الدوله - شیخ‌الاسلام اصفهانى - آصف‌الممالک - آقا سید یعقوب - منتصر‌الملک - عدل‌السلطنه - سردار معظم معتمد‌السلطنه - شیخ‌العراقین‌زاده - ارباب کیخسرو - محمد‌هاشم میرزا - آقا میرزا سید حسن کاشانى - جلیل‌الملک - آقا سید محمد تدین - میرزا ابراهیم خان ملک‌آرایى - مستشار‌‌السلطنه - نصرت‌الدوله - نظام‌الدوله - وحید‌الملک - آقا سید فاضل - آقا میرزا محمد‌نجات غضنفر خان - حائرى‌زاده - امین‌الشریعه - صدر‌الاسلام - مدرس - سردار معظم کردستانى - میرزا هاشم آشتیانى - شیخ‌الاسلام ملایرى - میرزا محمد‌تقى طباطبایى‏.

اسامى رد کنندگان‏

آقایان مؤتمن‌السلطنه - محقق‌العلما - ناظم‌العلما.

ارباب کیخسرو - بنده یک اخطار نظامنامه دارم اجازه مى‌فرمایید عرض کنم‏

رئیس - بفرمایید

ارباب کیخسرو - در ماده 88 نظام­نامه داخلى مى­نویسد(ترتیب رأى گرفتن علنى با اوراق از این قرار است که هر نماینده داراى دو ورقه مختلف­اللون است که اسم آن نماینده در روى آنها چاپ شده است ورقه سفید علامت قبول و ورقه آبى علامت رد است) اولاً در این ماده به طور وضوح معین مى­کند که باید دو ورقه مختلف باشد یکى کبود و یکى سفید و ثانیاً اسم هر نماینده در روى آن ورقه چاپ شده باشد و باید هر نماینده این دو ورقه را داشته باشد به علاوه در هیچ­جا نمى­نویسد اگر امتناع دارند ورقه سفید بدهند به هر حال چون مدتى است که اوراق را تهیه نموده و به آقایان داده شده است استدعا مى­کنم اخطار بفرمایند که بعد از این همیشه اوراق را همراه داشته باشند و با آنها رأى بدهند.

رئیس - تا به حال چندین مرتبه گفته شد ولى اثرى نکرده است باز هم اخطار مى­شود. فعلاً ماده یازده ضمیمه راپورت کمیسیون بودجه مطرح است. آقاى ملک‌الشعرا مخالف هستند.

ملک‌الشعرا - بلى‏

رئیس - بفرمایید

ملک‌الشعرا - عرض مى­کنم دفعه اول که این بودجه معارف در مجلس مطرح شد بعضى از آقایان مذاکراتى فرموند و به طور مختصر مسئله برگذار شد و مخصوصاً در مقابل بیانات بعضى (که

+++

اکنون بنده هم تعقیب آن بیانات را در نظر دارم) از طرف آقاى مخبر کمیسیون حمله شدیدى به عمل آمد و بالاخره در همان نتیجه هم مى­خواستم برخلاف نظر مخبر محترم بعضى عرایض بکنم بدبختانه یادداشت­هاى بنده در بین کاغذها مخفى شده بود و قدرى طول کشید تا پیدا کردم و قدرى موقع گذشت اولاً بنده نمى­خواهم در اهمیت معارف صحبت بکنم چون اهمیت معارف جزء بدیهیات اولیه است و گمان نمى­کنم منکرى داشته باشد و تصور نمى­کنم در دنیا کسى باشد که جهل را بر علم ترجیح بدهد در مملکت ما هم تا حدى که مى­توان گفت گفته شده و مى‌شود که بدون معارف و بسط علم و تعمیم سواد ممکن نیست امروز در دنیا زندگى کرد و حقیقت جاى بسى تأسف است از اول مشروطیت و از امروزى که به ملت اعلام شد که حق دارند در حقوق سیاسى و اجتماعى خودشان ذى دخل و ذى رأى باشند که هفده سال است از امروز مى­گذرد و تازه مى­رویم جشن هفدهمین سال مشروطیت را مى­گیریم در این هفده سال به قدرى که این موضوع مهم جراید و محافل و مجالس اجتماعى و سیاسى در پشت تریبون طرح شده و گفته شده اگر هزار یک از این لفاظى­ها به موقع عمل گذارده مى­شد امروز به کلى راه سعادت و جاده زندگانى بر روى ما باز بوده و روزگارمان بهتر از امروز بود و فوق­العاده باید متأسف باشیم که هر روز و هر سالى که پیش آمد اهیمت معارف هم در نظر بیشتر از سابق مجسم شد ولى گفتیم بماند براى سال دیگر امسال به اصلاح مسائل اقتصادى و سیاسى و اجتماعى مى­پردازیم و معارف را سال دیگر اصلاح خواهیم کرد و همین طور این کار مهم از امروز به فردا محول شد و بالاخره در این هفده سال یک قدم به طرف معارف و به طرف حیات حقیقى برنداشتیم بلى اگر یک قدم­هایى هم برداشته شد و به صرف تقلید چند باب مدرسه ایجاد شد همان منحصر به تهران بود و تهران فقط لایق داشتن مدرسه بود و معارف وقف ابدى تهران بود در عین حال متأسفانه آن مدارس هم مدارسى نبودند که بتوانند خود تهران را اداره کنند پروگرام و دروس آن که در کلاس­ها مجرى و معمول بود که گفته مى­شد و به مغز نوباوگان وطن فرو رفت آنها چیزى نبود که فرزندان مستقل­الافکار با سعادتى براى ما تهیه کند و فقط تقلید کردیم از پروگرام­هاى غیرملایم نامطبوع امروزه دنیا و از براى خودمان یک جوان­هاى سیاسى تربیت کردیم و براى استخدام دوائر دولتى خودمان آدم درست کردیم در صورتى که دوایر دولتى را نتوانستیم وسعت بدهیم که این جوانان امروز و پدران فردا به درد آن کارى که براى آن تربیتشان کرده­ایم نخورند این است که همه روزه مى­بینیم یک عده جوان که براى خدمت به دولت ساخته شده­اند و براى اطاعت اوامر وجدانى و اطاعت اوامر عائله خودشان و براى خدمت به مملکت رفته­اند و درس خوانده­اند و تصدیق­نامه گرفته­اند و قسمتى امروزه پدر شده­اند و یک قسمت هم فردا پدر خواهند شد و بدون هیچ تقصیر و گناهى سرگردان و بیکار شده­اند و اگر هم به یکى از خدمات دولتى پذیرفته شوند به قدر کافى حقوق به آنها داده نمى­شود که زندگانیشان تأمین شود متأسفانه اگر مدارس هم داشته­ایم این طور بوده است و در مدارس به اطفال خودمان اعتماد به نفس را تلقین نکرده­ایم و به فرزندان خودمان نیاموخته­ایم که وقتى از مملکت بیرون مى­آیند یک مملکت و دولت مستقل و کوچکى هستند ما به وسیله اجتماع این افراد و این دولت­هاى کوچک سعادتمند یک توده کوچک سعادتمندى ایجاد شود و از این توده­هاى کوچک یک توده بزرگ با سعادت ایجاد بشود تقصیر با آنها نیست بلکه با ما است که مدارسمان را محدود ساخته­ایم و پروگرام مدارسمان تمام تقلیدى است آن هم پروگرام قدیم و کهنه و اصول تمدن روشى که سال­ها است از بین رفته و در خود مرکز تربیت و تمدن که فرانسه باشد کتب و نوشته‌جات‏ و تألیفات زیادى بر علیه این شکل تدریس نوشته و منتشر نموده­اند و آن پرگرام قدیم و اصول کهنه شده را تغییر داده­اند ولى ما برعکس از آن اصول قدیمه تقلید کنیم که فوق­العاده ناقص و بى­اساس و اولادان مملکت خود را که لااقل مى­توانستند و در تحت ترتبیت پدر و مادر به فن و شغل پدرى خود بهره‌مند شوند و استقلال ذاتى داشته باشند به این اصول تعلیمات ناقص که موجب سلب کردن استقلال فکرى از آنها و فراگرفتن مفاسد و عدم اعتماد به نفس و بالاخره سبب زایل کردن ملکات ثابت و قائمى که بتواند یک نفر انسان را قادر کند که در هر جا که هست بشخصه زندگانى بکند با این اصول تعلیمات و به واسطه این طور عملیات که متنج به نتیجه صنعتى و عملى نمى­شد و فقط براى پشت میز نشستن کافى بود این فرزندان خودمان را از سعادت آینده محروم کردیم و بالاخره آنها را دسته‌جات سیاسى و احزاب و جماعت تند و وطن­پرست حساس ولی غیر قائم بالذات و غیرمستقل به نفس ساخت و از آنها نتیجه خوبى نگرفتیم البته اگر اصول تعلیمات را اصلاح نکنیم اصلاً از این مدارس و این طرز تعلیمات نتیجه نخواهیم گرفت و روز به روز بر عده اشخاص بیکار که منتظرند از طرف دولت به آنها گفته شود (بیایید خدمت کنید و حقوق بگیرید) افزودیم و فقط به این وسیله اجتماع خود را رنگ علم زدیم و با این همه نواقص و بدبختى باز ما همین­قدر خوشوقتیم که این جوانان و پدران ابتدا اگر نتوانستند خودشان با لذات به واسطه بهره مند شدن از تعلیمات عمومى زندگانى مستقیلى داشته باشند باز از یک گله جهل و نادانى بیرون آمده­اند تا این اندازه هم متشکرم و امیدوارم که این اشخاص وقتى که پدر مى­شوند و تمام کارها و سعادت آتیه مملکت را در دست مى­گیرند آن نتایج تلخى را که خودشان از سوء تعلیمات برده­اند براى آنها تجربه بشود و این نتایج وخیم و ناگوار یک استدلالاتى براى آنها باشد که اصول تعلیمات را شکلى درست کنند که نتیجه آن استقلال مملکت باشد یک فرزند ایرانى طورى باید ترتبیت بشود که در هر کجا مى­رود یک مملکت متحرک کوچک و قوى­الفکر و یک آدم با استقلالى باشد و بداند و بخواند و بتواند زندگى خود را از نقطه­نظر شرافتمندى یعنى سعى و فکر و اجتهاد ادامه بدهد و زندگانى کند همین­قدر خوشوقتم که یک عده را بیدار کرده­ایم که در آتیه باعث خواهد شد که یک ملتى را سعادتمند کنند ولى اساس اعتراضات بنده این قسمت نبود زیرا این قسمت به قدرى دامنه­دار و وسیع است که شاید به این جزئیات اصلاح نشود اساس اصلاح تعلیمات ما این است که در مملکت ما معلمین کافى ترتبیت شود و دارالمعلمین صحیح و مدارس صنعتى و فلاحتى ایجاد بشود چنان که آقاى تدین با فصاحت تمام این مطالب را بیان فرمودند اما روح اعتراضات و روح مخالفت بنده به واسطه عدم تساوى بین ایالات و ولایات تهران است همان اعتراضاتى که رفقاى محترم بنده فرمودند و از طرف مخبر محترم تعرضات شدید شنیدند بنده هیچ نمى­توانم فرض کنم یعنى ابداً در تحت قاعده و فلسفه نیست که ایالات و مرکز یک مملکت به این حدود به این اندازه عدم تساوى ملحوظ شده باشد و همان طور که بین افراد باید تساوى حقوق باشد و از تمام استفاده که از محیط مملکت مى­شود به تساوى بهره­مند شوند (گفته شد صحیح است­ ما هیچ نمى­توانیم باور کنیم و این قضیه را در تحت اصول علمى بشناسیم که تمام مدارس و صنایع و تشکیلات که ممکن است از براى ملت و مملکت نافع باشد مختص به تهران باشد راست است تهران مرکز مملکت است بنده هم نمى­خواهم اصول در مرکزیت را به این وسیله ترویج کنم مرکز یک مملکتى باید با سایر ایالات مملکت فرق داشته باشد مثل این که قلب که مرکز تقسیم خون است از حیث ساختمان و محفوظ بودن اطراف و وضعیت موقعى با سایر اعضاى بدن از قبیل پا و گوش و غیره فرق دارد ولى در موقع تغذى مى­بینم عین آن استفاده که قلب از خون مى‌کند انگشت و سایر جوارح هم مى­کنند قلب مرکز است و مصون از تعرض و وضعیت ساختمان او با یک دقت هندسى ساخته شده براى این که از مصادمات مصون بماند و خون را بتواند به تمام اعضاء برساند و اساس حیات انسان را اداره بکند ولیکن در موقع استفاده مى­بینم هیچ فرقى بین قلب و سایر اعضاء همچنین مرکز یک مملکت البته باید وضعیت او مصون باشد و از نقطه‌نظر احترامات و شئون ادبى مرکزیت را دارا باشد ولى هیچ وقت نباید قائل شویم و اذعان کنیم که در مرکز مملکت تعلیمات جایز باشد و در ایالات جایز نباشند مى­گویید پول نداریم اگر پول نداریم باز هم مى­بایستى آن پول کم خود را به تساوى بین مرکز و ایلات تقسیم کنیم اگر کم مى­رسد به همه کم برسد اگر زیاد مى­رسد به همه زیاد مى­رسد. حالا ممکن است مخبر محترم به بنده اعتراض بکنند که یک روزى خودت در تحت عنوان سرمقاله روزنامه نوشته بودى که تهران ایران است و ایران تهران

+++

(و شاید یکى از مقالات معروف بنده هم همین مقاله باشد) بلى آن حرف را الان هم مى­گویم که ایران تهران است یعنى از نقطه­نظر سیاسى مرکز ایران است و اگر مفاسدى در تهران ایجاد شد به حکم مرکزیت از تهران به سایر نقاط ایران سرایت مى­کند و اگر یک افکار و مشروعات مقدس و آبرومندى در تهران خانه بکند مثل آن که قلب خون را به تساوى به تمام عضاى بدن مى­رساند آن مشروعات مقدس هم باید از تهران به سایر نقاط مملکت سرایت کند آن روز بنده گفتم ایران تهران است براى این مى­گفتم که اگر تهران خراب و فاسد شد و نتوانست ملکات فاضله خود را روز به روز زیاد بکند آن مفاسد از تهران به ایالات و ولایات تراوش مى­کند یعنى مأمورین و حکام و ولات مى­روند و ملکات تهران را به اقطاع ایران مى­برند اهالى ایالات تهران را به منزله پدر محترم نگاه مى‌کنند و آن مفاسد ممکن است ایالات ایران را خراب بکند چنانچه اگر ملاحظه فرمایید اخلاق اهالى نقاطى که از ممرکز دور هستند طبیعی­تر و ساده­تر و بهتر است و هرچه به مرکز نزدیک­تر مى­شود روح محبت و برادرى و مهربانى کمتر مى­شود و به مرکز که مى­رسیم آن روحى که در سرخس یا در یکى از دهات فارس مى­بینیم در تهران متأسفانه نمى­بینیم و روز به روز اینها که فساد و شعاع بدبختى از تهران دایره­اش وسیع مى­شود و به ایالات نفوذ مى­کند و این که بنده عرض کرده­ام تهران ایران است براى این بود که تهران را اصلاح کنند تا تمام ایران اصلاح شود و اگر تهران را اصلاح نکنند تمام ایران فاسد خواهد شد ولى وقتى که مى­گوییم تهران را نباید در حقوق به سایر ایالات مقدم داشت براى این است که مى­ترسم به واسطه این عدم تساوى شاید حس بدبینى نسبت به تهران در ایالات زیاد شود و آن­وقت اگر بخواهیم یک اصلاحات را ترویج کنیم نمى­توانیم این که بنده عرض مى­کنم بایستى علم و معارف را به تمام ایران عرضه کرد و به تساوى بخشید براى این است که اصول مرکزیت حفظ شود و اهالى ایالات و ولایات هم از فیض معرفت بهره­مند شوند و به تدریج بدانند که آنچه از تهران مى­رسد ممکن است بعضى از آنها خوب نباشد و آن اخلاق بهتر از ملکات خودشان نباشد براى این است که تمام مملکت یکرنگ بشود و از روزهاى محنت و سیاه به همدیگر کمک کنند ولى متأسفانه در این چند روزى که این لایحه مطرح مذاکره است با این که این مسئله عدم تساوى از روز اول مذاکره شد ولى بنده دیدم تمام نمایندگان و ناطقین محترمى که پشت تریبون تشریف آوردند کمتر در این موضوع بحث کردند مخصوصاً اغلب از آقایان نمایندگان تهران(که بنده منتظر بودم به نام این که نماینده تهران ثابت کنند که نماینده تمام ایران است چنانچه بنده که نماینده خراسان هستم خودم را نماینده تمام ایران مى­دانم و میل داشتم از طرف آقاى سلیمان­میرزا و آقاى تدین که نماینده تهران هستند پیش از بنده و سایر آقایان که نمایندگان ایالات هستند در این موضوع مذاکره بکنند) متأسفانه عوض این که این قضیه مطرح شود از طرف آقاى سلیمان­میرزا مسئله فقراء و حروف­چین و رنجبر مطرح مذاکره و به اندازه­اى که بنده از براى ایالات و ولایات(که به عقیده بنده فقیرترین اهالى مملکت آنها هستند اصرار دارم شاید حضرت والا به این اندازه از براى فقراى تهران اصرار و ابرام نمودند ولى جواب حضرت والا در بین فرمایش یکى از آقایان نمایندگان گفته شد که مدارس مجانى آزاد است براى این که اولاد فقرا آمده و درس بخوانند ولى بنده میل داشتم به ایشان گفته شود که بدبخت فقیر بیچاره ساکنین و اهالى ایالات و ولایات هستند براى تهران شصت باب مدرسه را جایز مى­شمارند و براى یک بلوک یک باب مدرسه را هم جایز نمى­دانند و همیشه به واسطه دسته‌جات و رژیم­هاى غارتگر که از این تهران به ایالات و ولایات براى بزرگى و فعال مایشائى مى­روند و به واسطه این یغماگرى اهالى ایالات فقیرتر شده­اند و از فقراى تهران هم فقیرترند و اگر فقرا را باید در نظر گرفت و غصه براى آنها خورد باید فقراء دور دست در نظر گرفت زیرا فقیر نزدیک را مى­توانیم ببینیم و عملاً کمک کنیم ولى چون به آنها نمى­توانیم کمک عملى کنیم اقلاً به واسطه حرف آنها را اقناع کنیم یک قضیه را بنده تصور کردم که باعث این شده است که کرسى­نشینان تهران و لیدرهاى ملت به آن واسطه به تهران اهمیت مى­دهند و به فریادهاى اهالى ایالات و ولایات نمى­رسند این را بنده پیش خود خیال مى­کردم ولى یکى از نمایندگان محترم اقرار کردند (اقرارکننده آقاى حاج شیخ اسد‌الله بودند) که در ضمن بیاناتشان فرمودند من از ولایات صحبت مى­کنم براى این که موکلینم از من خوششان بیاید ولى بعد برگشتند به این اصل کلى که در این محیط اتخاد نموده­اند و بالاخره دفاع کردند از تهران و لزوم بودن مدارس زیاد در تهران و نبودن در ایالات و ولایات و فرمودند من این اظهار را مى­کنم براى این که ارباب جراید و معلمین مدارسى در هیاهو و اجتماعات خودشان به من اعتراض بکنند غرض بنده تصور مى­کنم که واقع شدن یک قسمت از این اجتماعات در تهران بیشتر آقایان را مصر مى­کنند که اگر صحبت مى­کنند از تهران صحبت بکنند در صورتى که بنده یقین دارم که اگر از آن شاگرد مدرسه هم(که خانه خودش را بیشتر از خانه رفیقش اهمیت مى­دهد) بپرسند که آقا آیا شما اقرار مى­کنید به این که باید بین ایالات و تهران تساورى باشد به جهت این که حقوق افراد مساوى است؟

البته انکار نمى­کند و آن معلم و روزنامه­نویس هم نمى­تواند انکار کند که تساوى علم و معرفت بین ایالات و ولایات باید در نظر گرفته شود ولى وقوع ما در تحت تأثیر قضایاى مرئى ما را از تساورى بین طبقات نامرئى منصرف کرده است بنده مى­بینم به تهران که مرکز ایران است از بهره علم و معرف چهار قسمت رسیده است و به تمام مملکت ایران از این چهار قسمت یک قسمت متأسفانه اگر به تهران تنها به قدر تمام ایران حق مى­دارند باز هم چندان اهمیت نمى­دادم و مى­گفتم خوب واقع شدن ما در محیط تهران ما را باید تا این اندازه مرغوب کند که از تهران نکاهیم و به ولایات نیفزاییم اما قسمت یک چهارم مطلبى است که اگر از خارج هم کسى این قضیه را بشنود به ما اعتراض مى­کند به تمام ایران که چندین مقابل تهران است و بیست و شش کرور جمعیت دارد یک سهم بدهیم و به تهران که یک کرور جمعیت دارد سه سهم این عدم تساوى را من به هیچ چیز نمى­توانم حمل بکنم مگر به این که ما مشرق زمینى­ها آنچه را که جلو نظرمان است و با او خلط و آمیزش داریم او را محترم مى­داریم و یا آن که یک قدم یا دو خانه از ما دورتر است هیچ توجه و نظر نداریم در صورتى که این یک عادت بدى است که ما ایرانی­ها را به دهن­بینى و فراموش­کارى و بى­وفایى معطوف کرده است بنده به هیچ‌وجه نمى­خواهم عرض کنم که از مدارس تهران بکاهید و به مدارس ایالات بیفزایید بنده عرض مى­کنم اصلاً به این بودجه باید افزود براى این که سیر قهقرایى را به کلى غلط مى­دانم چون وقتى در تهران شصت باب مدرسه دایر گردید دیگر نمى­شود گفت چهل باب مدرسه بشود سیر قهقرایى را در خصوص معارف غلط مى­دانم و عرض مى­کنم شصت باب مدرسه براى تهران گرامى و گوارا باد ولى ایالات و ولایات هم در حد تناسب خود حق دارند که از بودجه معارف به آنها بهره­اى برسد و نرسید که این پیشنهاد مقدمه این است که دست پیش اجانب دراز کنیم بنده عرض مى­کنم شما تا به حال خیلى قرض کرده­اید و بیهوده خرج کرده­اید بعد از این هم باز قرض خواهید کرد و بیهوده خرج خواهید کرد و 17 سال دیگر هم از عمر شما مى­گذرد و همه روزه این فریادى را که امروز من مى­زنم خواهید زد و تأسف خواهید خورد که چرا به معارف خودمان انبساط ندادیم بنده هیچ نمى­ترسم و مرعوب نمى­شوم که بگویید از کجا بیاوریم و به ولایات بدهیم بنده مى­گویم از هر جا نان مى­خورید از آنجا بدهید و می­گویم از یک وزارتخانه صرف نظر کردن و تمام ایالات حصه وافى دادن از معارف و علم بهتر از این وضع است که شما امروز پیش گرفته­اید آقاى وزیر معارف در یکى از خطابه­هایى که فرمودند تأسیسات و تشکیلات از مرکز باید شروع شود و بعد به ایالات و ولایات منتشر شود.

بنده اساساً این مطلب را منطقى نمى­دانم زیرا وقتى در پارلمان یک تشکیلاتى تصویب شد این تأسیسات و تشکیلات بایستى یک دفعه و در یک موقع یا لااقل در ظرف یک سال در تهران و سایر ولایات شروع بشود هیچ دلیل ندارد که ما تأسیساتى را در مرکز شروع کنیم و پس از پنج و شش سال روح ایالات و ولایات از او خبرى نداشته باشد معذالک مى­گوییم بر فرض این که اظهار ایشان صدق باشد حالا چند سال است به مدارس تهران افزوده­اند و از حد صفر به حد قابل توجهش رسانده­اند و فعلاً قریب 60 باب مدرسه ابتدایى و چند باب مدرسه متوسطه و دارالفنون و سیاسى و حقوق و طب و صنایع مستظرفه و غیره دارید در صورتى که در این مدتى که در تهران این تأسیسات را به حکم منطق

+++

خودتان ایجاد کرده­اید و در ایالات یک قدم براى افزونى مدارس و تأسیسات معارف برنداشته­اید در صورتى که مالیات مى­گیرید اول براى ایالات است تحمیل است اول براى ایالات است اگر لله فرستادن به حکم روز و جبر است اول از براى ایالات است ولى اگر تنعمى است اول از براى تهران است با وجود این قبول داریم همه چیز براى تهران ایران هم برای تهران ولى بس است سه سال است شما چندین قدم براى معارف تهران برداشته­اید آخر چرا یک فکرى هم براى ایالات و ولایات نمى­کنید؟ و تمام به فکر خودتان هستید همه چیز براى تهران هیچ چیز براى ولایات این خود یک حق­کشى است اگر هیچ چیز ضررى هم نداشته باشد همین یک ضرر بس است که افکار عمومى ایالات و ولایات را به ما نیک­بین نمى­کند و براى این که شما بتوانید از این افکار عمومى جلوگیرى کنید بایستى لااقل در حد متوسط ایالات را با تهران شریک و سهیم قرار بدهید و هر چه براى تهران است لااقل معادل آن هم براى تمام ایران باشد نصف براى ایران بیست و شش کرورى اگر قرض هم بکنید از براى ازدیاد مصارف هیچ کس ایراد نمى­کند چنانچه همیشه قرض کرده­اید و هیچ کار نکرده­اید و شاید بعد از پانزده یا بیست سال از این خرابى و بدبختى نجات پیدا کنید.

وزیر عدلیه - ما قرض نکرده­ایم و نخواهیم کرد.

ملک‌الشعرا - چرا خیلى قرض کرده­اید خیلى پول گرفته­اید در ادوار فترت پارلمان قدم­هاى بد برداشته­اید خیلى مالیات بر مردم تحمیل کرده­اید امروز هم بیایید یک پولى براى معارف و سعادت حقیقى این مملکت صرف کنید و از هر جا هست فکر پول کنید و لو از پول نفت یا غیره باشد بهره به معارف بدهید نگویید نداریم بنده مى­گویم قرض کنید ایالت بفروشید و معارف تعمیم کنید..

(اغلب گفتند - خیر خیر این طور نیست)

ملک‌الشعرا - این را بنده مى­گویم و تا این حدود این قضه را اغراق مى­کنم‏

مرا نباید تهدید کنید که تو مى­گویى قرض کنید براى توسعه معارف چرا؟ عرض مى­کنم براى این که اگر مملکت داراى علم و دانش نباشد استقلال ندارد مملکتى که درس عمومیت ندارد سواد عمومیت ندارد و استقلال ندارد و حیات اجتماعى خود را نمى‌تواند نگاه دارد و آن مملکت به فریاد من و سلیمان­میرزا و جراید و غیره .. اعتناء نمى­کند و حس صیانت ملى در او نیست افراد این مملکت را که نباید همیشه با پس­گردنى اداره کرد پس­گردنى در قرن بیست و بیست یکم براى نجات یک مملکت کافى نیست من مى­گویم از هر جا هست باید فکر پول کنید و به ایالات از علم و معرفت بهره بدهید نمى­گویم به قدر تهران به قدر نصف تهران بدهید و این عرض بنده را از نقطه­نظر این که اهالى ایالات و ولایات را با خود همراه کنیم حمل نکنید این یک حقیقتى است که بنده عرض مى­کنم و اگر گوش ندهید در آینده طبیعت باخبر به شما حالى خواهد کرد به شما تهرانى­ها خواهد گفت که شما مجبورید حق ایالات و ولایات را بدهید چه شده است که در تمام تحمیلات باید اهالى ولایات با تهران شریک و سهیم باشند اما در علم و معارف بهره­مند نشوند و تمام ایران به قدر یک چهارم سهم ببرند چه شده است که از استفاده قشونى و مأمورین مالیاتى و حکام ذوى العز و الاحترام و مأمورین عدلیه و تمام این تشکیلات که بودجه دارد و خرج دارد ایالات شریک باشد.

چه امرى از آسمان نازل شده است که در قضیه به معارف ایالات را محروم کنید و پیش چشم خود مى­بینید که هفده سال از دوره مشروطیت گذشته و هنوز ندانسته­اند بدانند که استانیستیک و احصاییه باسواد در هر صد نفر به طور تحقیق چقدر است آقاى تدین فرمودند در هر صد نفر پنج نفر گمان مى­کنم مقصودشان تهران بوده است و اگر به اهالى ایالات بخواهند مقایسه قرار دهند گمان نمى­کنم در هزار نفر بیشتر از دو نفر باسواد داشته باشد این ننگ است از براى یک مملکتى که مى­خواهد در عرصه سیاسى دول بزرگ اظهار حیات بکند.

ولی یکى را مى­خواهند آقا و صاحب اختیار و حاکم یک ولایتى بکنند اول مى­گویند هر چه هست و نیست باید با اختیار من باشد حق هم دارد بگوید زیرا مملکتى که در صد نفر یک نفر باسواد دارد باید این طور باشد چنین ملتى باید خجالت بکشد در هزار نفر سه نفر باسواد ندارد شاهزاده سلیمان میرزا مى­فرمایند قانون جدید وضع کنید بسیار خوب قانون وضع کنید وسیله جدید بتراشید منبع تجدید درست کنید هرچه مى­خواهید بکنید از نان شبتان بکاهید و به نان شب معلمین و مدیران مدارس بیفزایید و مدرسه بسازید این قدر جماعت بیکار هستند و مى­گویند در تهران چه کنیم من مى­گویم با ایالات حمل کنید و معارف را وسعت دهید آقایان بیکار بروند خراسان نیشابور فارس کرمان کارخانه آدم­سازى ایجاد کنند این شاگردان درس خوانده مجبور نیستند همه در وزارت مالیه یا در اداره معارف مرکز یا در سایر ادارات مرکز کار کنند تشریف ببرند در خارج تهران و قدرى به فریاد سایرین برسند و ببینند هم­وطنان آنها در بیابان چول چه مى­کنند و این دسته‌جات که اسم آنها را ملت ایران گذارده­ایم و متوقع هستیم وکیل صحیح انتخاب کنند و در مواقع سختى فداکارى کنند آقایان تربیت­شدگان تهران بروند و ببینند این اشخاص که شما روزنامه­نویسان از آنها انتظار دارید و وقتى ملت خطاب مى­کنید خیال مى­کنید سى کرور ملت حساس پشت شما است بروید ببینید چه هستند و ببینید این تهران این مرکز فساد چه به سر ایالات آورده است.

آنها را به چه روز سیاه نشانیده است آقاى سلیمان­میرزا براى فقراى تهران جان مى­کنند و ناله مى­کنند مگر فقراى تهران یا خراسان و شیراز فرق دارند مگر آنها فقیر نیستند مگر براى آنها غیر از فقر چیز دیگرى باقى مانده است مگر جزء فقر علمى و شرافتى چیزى در ایالات و ولایات باقى مانده اگر آثارى هم از تمدن قدیم و عرب در ایالات باقى بوده یا مدرسه و طلبه بوده معلم و طبیب و ادیب بوده ما در ظرف این هفده سال آنها را از بین بردیم و فهماندیم که باید ملت ایران با تمدن جدید انس بگیرد و باقى مانده تمدن و آثار قدیم را ما تهرانی­ها محو کردیم و از تمدن جدید هم چیزى به آنها ندادیم و وقتى هم یک نفر فریاد بزند که به ایالات هم حق بدهید شاید در جواب او بگویند قرض کنید و بدهیم بلى بنده مى­گویم این بودجه را رد کنید آن­وقت قرض کنید و یا بالاخره یک وزارتخانه را از بین ببرید به هر حال این بودجه رد بشود و یک بودجه که تساوى تأسیس مدارس و حقوق علمى بین ایالات و تهران منظور کرده باشد بنویسند و بیاورند تا ما به آن بودجه رأى بدهیم و اگر این قدم را امروز برنداریم فردا پشیمان خواهیم شد و هر چه در این اطاق بزرگ بکنیم بى­فایده است جزء تربیت ملت جز درس امنیت عمومى را درست کرده­اید ممنونیم فضئلت را هم تأمین کنید و در مملکت برقرار نمایید و به واسطه تعلیمات صحت انتخابات ده سال بعد از این را در نظر بگیرید و ده سال بعد ایران را اصلاح کنید ما در کمیسیون تجدید نظر در انتخابات نمى­دانیم چه کنیم و چه وسیله اتخاذ کنیم که از این هرج و مرج­ها جلوگیرى کنیم. یکى مى­گوید فقط باسوادها حق رأی داشته باشند دیگری می­گوید پس باید تمام ملت ایران را از حق انتخاب محروم کنیم یکى دیگر مى­گوید مالیات­دهندگان حق رأى داشته باشند مى­بینیم هر کس که مالیات مى­دهد بى­سواد است و باسوادها کمترند و اغلب مالیات هم نمی­دهند از هر راه که مى­خواهیم قانون انتخابات را صحیحاً جریان بدهیم غیرممکن است مگر این که اصلاً بگوییم مشروطیت براى ایران زود است این هم که سیر قهقرایى است. این است که عرض مى­کنم براى برقرارى مشروطیت و آزادى و براى اصلاح آینده بگویند مجلس چهارم هم یک قدم بزرگ برداشت بیایید همراهى کنید و این ماده قانون بودجه را برگردانید و از وزرا و هیئت دولت خواهش کنید که در قانون جدید و بودجه ثانى که تصویب مى­کنید این مطلب را اصلاح کنید و به قدر دو ثلث معارف تهران به ایالات حق بدهید تا ما هم قانع شویم و به این وسیله ایالات و ولایات هم به مرکز امیدوار بشوند و بدانند تهران تنها در فکر خودش نیست و به ایالات و ولایات هم اهمیت مى­دهد.

سلیمان میرزا - بنده توضیحى دارم.

وزیر عدلیه - سه علت بنده را به پشت تریبون سوق داد اگر چه در بدید نظر ممکن است مطلب مستقیماً مربوط به بنده نباشد ولى به واسطه مسئولیت مشترکه که با وزیر معارف دارم و از این نقطه­نظر در غیبت ایشان مجبورم چند کلمه از دولت دفاع کنم یکى از آن سه علت همکارى با وزیر معارف است و یکى تصمیم خاصى است که نسبت به بودجه معارف در هیئت وزرا

+++

اتخاذ شده است و سومى که شاید بیشتر باعث آمدن بنده در این محل باشد عبارتى است که مکرر ناطق محترم به طرف ما پرتاب کردند (که قرض خواهید کرد و بیهوده خرج خواهید کرد قرض بکنید و براى معارف خرج بکنید) این سه چیز بود البته در قسمت اخیر فرمایشات ایشان مداخله نمى­کنم زیرا مطلب از موضوع معارفى خارج شد و شکل کلى به خودش داد که بحث در آن از وظیفه من خارج است و در قسمت اول فرمایش ایشان نیز که راجع به معایبى که در اصول تعلمیات موجود است به واسطه موافقتى که با نظر ایشان دارم اظهارى نمى­کنم البته باید اصول تعلیمات منظم بشود و این قدم­هایى که متدرجاً به طرف اصلاحات برمى­داریم باید دقت شود که(سیسماتیک) و مرتب و منظم باشد و قدم­هاى اصلاح را کاملاً تامین کند پس از آن چند کلمه در باب کمى معارف ایالات و ولایات فرمودند راست است من هم آنوقت که وکیل ملت بودم و آلان هم که وزیر عدلیه هستم با آقایان موافقم بودجه معارف ایالات و ولایات خیلى کم است و هیچ محل تردیدى نیست به عقیده بنده اگر تمام نمایندگان محترم ده جلسه دیگر هم این حقیقت را بیان فرمایند منکرى نخواهد بود مسلم است این بودجه براى ولایات کم است ولى چاره چه چیز است این قسمت را اگر توجه بفرمایند مطلب زودتر حل خواهد شد و زودتر مى­توانیم به نتیجه برسیم مقدمه باید گفته شود که نمایندگان مملکت البته در تمام مسائل مملکتى باید بالسویه ذی­علاقه باشند همان طور که در معارف مملکت دقیق هستند و مساعى جمیله در باب معارف آینده ولایات و مرکز بذل مى­نمایند همان طور هم در مسئله دیگر مملکتى که تعدیل بودجه مملکت است باید صرف مساعى بکنند این هر دو مطلب مهم است پس از آن که این عرض را کردم مطلب دیگر خودم را هم عرضه مى‌دارم که براى جبران کمى بودجه ولایات دو طریق به نظر مى­آید یا باید از بودجه مرکز کاست و بر بودجه ولایات افزود که من یقین دارم این نظر را نباید تصدیق کرد زیرا مؤسسات معارفى ما در مرکز هم کم است اگر از نقطه­نظر تناسب مرکز و ولایات بگوییم باید از بودجه مرکز کاست و براى معارف ولایات خرج کرد این نقض عرض خود نماینده محترم هم خواهد شد.

زیرا یگانه وسیله جلوگیرى در آن شعاع مسموم که از مرکز به ولایات مى­رود همان معارف است بنابراین نمى­شود گفت که از بودجه مرکز کاست و به ولایات افزود و باید بودجه مرکزى محفوظ بماند و فکرى هم براى بودجه ولایات بشود دولت حاضره یک قدم اولى برداشته و صد و چهل هزار تومان و کسرى فعلاً پیشنهاد کرده است که براى مؤسسات معارفى ولایات تخصیص داده شود که سابقاً هم نبوده این مبلغى است که فعلاً اتخاذ مى­شود با تصمیم قطعى آقاى رئیس­الوزرا که در جلسه گذشته آقاى وزیر معارف هم به اطلاع نمایندگان محترم رساندند در اولین مرحله که در حال مالیه بهبودى حاصل شود اولین اضافه که در عایدات پیدا شد مسلماً براى تکثیر معارف و براى مؤسسات ولایات تخصیص داده مى­شود ولى ما امروزه یک قدرى از عمل دور هستیم و و اگر یک ارقامى را در روى کاغد بنویسیم در موقع عمل نخواهیم توانست آن پول­ها را به محل برسانیم اتخاذ این طریق به عقیده من عملى نیست و فقط دلخوشى خواهد بود و البته نمایندگان محترم چندان مقید به دلخوشى نیستند که فقط ارقامى را روى کاغذ نوشته و فلان قدر تصویب شود و این نکته را در نظر بگیرند که از کجا و از چه محل اداره خواهد شد.

پس نمایندگان محترم وقتى بودجه خرج را تصویب مى­کنند باید قهراً بودجه عایدات را هم در نظر داشته باشند و به عقیده من عملى­ترین شق همین خواهد بود که این بودجه را که کمترین خرج است تصویب بفرمایند و به هیئت دولت توصیه کنند (چنانچه خود دولت هم این تصمیم را در هیئت وزرا گرفته است) که به مجرد این که در عواید مملکتى یک توسعه پیدا شد به مخارج دیگر نرسانند و توسعه به معارف ایالات را مقدم بدارند اگر همین طریق را نمایندگان در نظر بگیرند به عقیده بنده نزدیکتر به عمل خواهد آمد مطلب دیگر که آقاى ملک‌الشعرا فرمودند این بود که قرض کنیم و خرج توسعه معارف کنیم در ضمن مکرر فرمودند (قرض خواهید کرد و بیهوده خرج خواهید کرد ( این قسمت اگر کلى باشد بنده عرضى ندارم ولى نسبت به آن قسمت که راجع به حکومت حاضره است عرض مى کنم که دولت حاضره تصمیم دارد که به هیچ‌وجه قرض نکند و دینارى هم بیهوده خرج نکند دولت حاضره در نظر گرفته است که در تمام مخارج مملکتى مقتضیات نظارت کامله مجلس شوارى ملى را به نحو اکمل فراهم آورد و بنا بر این اصل اگر قرضه بشود یا خرج زیادى بشود مجلس مسئول است نه دولت زیرا دولت بدون اجازه مجلس یک دینار قرض نمى‌کند پس این که فرمودند قرض خواهید کرد و بیهوده خرج خواهید کرد بنده رد مى­کنم ما قرض نخواهیم کرد و بیهوده خرج نخواهیم کرد.

رئیس - آقاى سلیمان میرزا (اجازه نطق)

سلیمان میرزا - چون نوبت عرض بنده نرسیده نمى­توانم در اصل موضوع داخل شوم فقط مى­خواستم در این مسئله که آقاى ملک‌الشعرا اشاره کردند توضیحى بدهم با وجودى که براى آقاى حاج شیخ اسد‌الله سوء تفاهم تولید شده بود و یک دفعه توضیح دادم معذالک باز براى آقاى ملک‌الشعرا شهبه باقى است بنابراین تکرار مى­کنم که رفع سوء تفاهم بشود بنده وقتى در خصوص فقرا صحبت مى­کنم به طور عمومى مى­گویم براى بنده فقیر همه جا فقیر است خواهد منتهى الیه خراسان باشد یا در شمال یا جنوب یا شیراز یا در آذربایجان تفاوت نمى­کند همه فقرا یک دسته واحد و مظلومینى هستند که در زیر دست زوردارها و اغنیا مى‌غلطند و ناله مى­کنند و اگر عرض کردم براى کمک به بدبخت­ها بوده عموماً فارسى شیرازى زنجانى آذربایجانى.

عمید‌الممالک - (سمنانى) فقرا در همه جا فقیر هستند.

سلیمان ­میرزا - به فرمایش آقا سمنانى فقرا در همه جا فقیر هستند و باید به آنها کمک نمود و ظالمان در هر نقطه مملکت (قدرى بالاتر عرض مى­کنم) یا در هر نقطه دنیا باشد ظالم ظالم است و مظلوم باید با مظلومین متحد بشوند و یک سد بزرگى مقابل ظالمین تشکیل بدهند تا خداوند آنها را موفق کند نظر بنده بخصوص متوجه فقراى تهران نبود و نیست.

رئیس - اگر آقایان موافق باشند چند دقیقه تنفس داده شود

در این موقع آقایان نمایندگان براى تنفس از مجلس خارج و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید.

وزیر عدلیه - قبل از این که داخل در دستور بشویم اجازه مى­خواهم قانون ثبت اسناد را که حاضر است تقدیم نمایم.

(به آقاى رئیس تسلیم نمودند)

رئیس - مذاکرات راجع به ماده یازدهم ضمیمه قانون بودجه است.

نصرت‌الدوله - (مخبر کمیسیون بودجه) بعد از نطق فنى و یا تحقیقات ادارى آقاى تدین در جلسه گذشته بنده خیلى خوشوقت بودم که از طرف آقاى ملک‌الشعرا خطابه فصیح و بلیغ ادبى در این جا اظهار شد و خوشوقتى بنده از همین بوده خود ایشان اشاراتى به رفاقت و دوستى خصوصى و شخصى بین ما فرمودند و نظر به این که از نقطه نظر جمعیتى هم نزدیک هستیم به این ملاحظه هر مذاکره بین ما رد و بدل شود البته از نقطه­نظر معارضه شخصى نخواهد بود بنده فرمایشات ایشان را یادداشت کرده بودم و به آن قسمتى که راجع به راپورت کمیسیون بودجه است جواب عرض مى­کنم ولى قبل از این که جوابى بدهم هم تصور مى­کنم وظیفه من از نقطه­نظر نمایندگى از نقطه­نظر جواب دادن در مقابل فرمایشات ایشان این است که مقدمه به دو مطلب مهم که در ضمن فرمایشاتشان بیان فرمودند اعتراض کنم اگر چه داخل در موضع بوده نبود ولى چون قرار بر این شده است که در بودجه نسبت به هر چیز مى­شود مذاکره نمود و همین طور هم تا به حال این ترتیب جارى بوده بنده مى­خواهم جواب عرض کنم یقین دارم اگر آقاى رئیس‌الوزرا تشریف داشتند در عوض آقاى وزیر عدلیه خود ایشان مقدم به جواب می­شدند و اگر آقای وزیر عدلیه جوابى ندادند از نقطه­نظر احتیاط بوده که بدون حضور رئیس خودشان و بدون مشورت با ایشان با آقاى ملک­الشعرا بگویند که در مجلس شوراى ملى در حضور نمایندگان که قوه مقننه مملکت هستند و لو این که از نقطه­نظر غلو و اغراق شاعرانه و ادبى خوب هم باشد که گفته شود یک ایالتى را بفروشند و خرج معارف کنند ولى در این محضر از نقطه­نظر نمایندگى و از نقطه­نظر قانون­گذارى باید گفته شود

+++

که البته ایشان هیچ نظرى جز غلو در عقیده خود نداشته­اند و بنده لازم دانستم تذکار را بدهم دیگر این که در ضمن فرمایشاتشان راجع به مقایسه تهران و ایالات و ولایات که چندى است به واسطه بودجه به معارف حقیقتاً نقل مجالس و محافل شده در ضمن تشریح حالات اخلاقى مکرر شنیدم که ایشان تهران را به نام مرکز فساد خواندند و تکرار کردند و حتى فرمودند نگذارید دست جبر طبیعت در مقابل این عدم تناسب اخلاقى به شما اهالى تهران حقایق را بفهماند.

همان طور که ایشان کردند که شاید بنده اعتراض کنم که یک روزى نوشته­اند ایران تهران است و خودشان جواب این اعتراض محتمل بنده را دادند بنده هم مى­خواهم ایشان را متذکر شوم که در این زمینه عقاید مرا بیش از همه کس مى­دانند شاید خود بنده هم در این عقیده غلو داشته باشم و ممکن است به صفحات جراید گذشته رجوع فرمایند و از قلم بنده و آثار فکر بنده چیزهاى شدیدتر از این راجع به تهران ببینند.

ولى مناقشات ادبى که در موقع مباحثه بین افراد یا جریده­نگارى یا مباحثات عالیه اخلاقى و اجتماعى مى­شود غیر از مسایلى است که بایستى در مرکز سیاست مملکت گفت امروز با وضعیاتى که موجود است ما این قدر نباید نسبت به فساد مرکز و مرکز فساد بودن تهران هم­آواز و هم­صدا بشویم فرمودند آقاى ملک­الشعرا در یک قسمت از فرمایشات خود خطاب به ناطقین محترم در یکى از جلسات مى­گفتند الفاظ و عبارت کافى نیست و باید حقایق را به موقع اجراء گذاشت تا تأثیر خارجى پیدا کند خودشان تصدیق مى­کنند در هر رشته باشد مى­خواهد در طرفدارى از رنجبر یا طرفدارى از معارف یا غیر اینها باشد الفاظ در دنیا نمى­تواند موضوعیت داشته باشد بایستى عمل بشود تا این که تاثیرات خارجى پیدا نماید ما که در اینجا نشسته­ایم و سرتاسر معایب مملکت را مى­شمریم در این مملکتى که اهالى سواد ندارند اطلاع ندارند البته این قبیل مسائل و اظهارات ممکن است در دماغ­هایى که پخته نشده­اند و مستعد نیستند تأثیراتى مخالف آنچه مى­خواهیم تولید نماید البته این کافى نیست بگوییم فلان عقیده داریم البته این کافى نیست که کسى بگوید بنده قائل به امر مرکزیت نیستم باید عمل مصدق یکى از این ادعاها باشد البته من نبایستى یک چیزهایى بگویم که برخلاف مقصود و نیت خودم تعبیراتى بکند در موضوع عدم تساوى بودجه مرکز و ایالات و ولایات سابقاً هم آقایان اظهارتى فرمودند و امروز هم مشروحاً با یک حرارت زیادتر و نکات جالب و حتى آقاى ملک­الشعرا تجدید نموده و در ضمن فرمودند که در آن موقع اولى که این اظهار شده بنده حمله کرده بودم من هرچه فکر کردم نفهمیدم کى بنده این اظهار حمله کردم و نمى­دانم چه موقع نسبت به این عدم تساوى چیزى گفته­ام که او را تعبیر به حمله کرده­اند. بنده روز اول گفته­ام و حالا هم مى­گویم تأسیساتى که در مرکز هست و بودجه که امروز شما تصویب مى­کنید چیز تاره نیست آقاى تدین پریروز به طور اعتراض فرمودند حالا هم از نقطه­نظر اعتراض یا حقیقت اگر درست فکر کنیم خواهیم دید این مبلغى را که امروز به نام معارف تهران نوشته شده نتیجه فکر بنده و سرکار نیست و براى تأسیسات جدیدى نخواهد بود سال­ها به واسطه مقدم بودن بعضى و به واسطه این که از اول درست دقت نکرده­اند که باید به حال ایالات و ولایات هم پرداخت تأسیساتى در مرکز تشکیل شده و حالا شما آن را ابقا مى­کنید در موقعى که مذاکره تساوى و عدم تساوى بودجه مرکز و ولایات بود بنده پرسیدم نقطه­نظر آقایان چیست اگر این است که بایستى از این مبلغ کاست و به مبلغ دیگر افزود این مطلب دیگرى است و اگر نقطه­نظرشان این نیست و مى‌گویند باید به بودجه ولایات افزود که همه موافقیم و عرض کردم در کمیسیون بودجه هم این مسئله منکر نداشت که از نقطه­نظر حساب و تساوى و از هر نقطه­نظرى که ملاحظه کنید نباید تمام ایران را یک طرف گذاشت و یک خمس و یک ربع بودجه مرکز را همان طور آقاى ملک‌الشعرا فرمودند براى آنها معین نموده این به قدرى واضح است که هم دولت که پیشنهاد کردم و هم کمیسیون که تصویب نموده به خوبى این مطلب را ملتفت بودند منتهى چیزى که ما را وادار به عدم تساوى کرده دو چیز بود که یکى این که نسبت به ایالات و ولایات تأسیساتى که مى­شود همه جدید خواهد بود شما که امروز این صد و چهل و هشت هزار تومان را تصویب مى­کنید شاید صد و سى هزار تومانش براى تأسیسات جدید باشد که وزارت معارف یک تجربه و امتحانى هم از طرز تأسیس مدارس در ایالات و ولایات پیدا کند و وسائل تأسیس مدارس را در نظر بگیرد این مسئله که عرض کردم فرع بود ولى اصل مسئله لزوم تعدیل بودجه است که در این خصوص هم آقاى وزیر عدلیه فرمودند و هم اظهاراتى نموده و در مقابل عدم تساوى مرکز و ولایات توضیح دادم و ضمناً سؤال و استفسار کردم که نظر آقایان چه چیز است اگر نظرشان این است که از بودجه مرکز کاسته شود و به ولایات افزوده شود مطلبى است در حالیکه تصدیق دارم عقیده آقاى ملک‌الشعرا هم این است که تأسیسات معارفی مرکز زیاد نیست و این مقدار هم که هیت کم است و باید به بودجه ایالات و ولایات افزوده شود بنده پرسیدم این افزودن را از کجا بیاوریم امروز آقای ملک­الشعرا فرمودند فرض کنم این مسئله مربوط کمیسیون بودجه نیست مربوط به دولت است اگر دولت لازم بداند پیشنهاد مى­کند و اگر بنا شد تصویب کنیم تصویب مى­کنیم این وظیفه وکالتى است چون بنده حالا نمى­دانم قرض را تصویب مى­کنم یا خیر ولى اگر هیئت دولت پیشنهاد کرد و نباید قرض کنیم آن­وقت هم موافقم که اولین دفعه باید خرج معارف شود و مسائله دیگرى هم فرمودند که قبلاً هم گفته شده بود آقاى تدین هم محل­هاى عملى­ترى در پشت تریبون اظهار کردند و بنده هم که مخبر کمیسون بودجه بودم عرض کردم آقاى رئیس­الوزرا در خارج به بنده فرمودند که از طرف ایشان در مجلس اظهار بکنم که دولت در نظر دارد در اولین موقع فرصت یک محل عایدى براى معارف پیدا بکند و حالا که خودشان تشریف دارند البته تصدیق مى­فرمایند بنده هم در جواب آقاى تدین گفتم بسیار خوب شما محل­هایى به ما نشان بدهید بنده هم به آقاى رئیس‌الوزرا عرض مى­کنم شاید تصویب شود و از این محل­ها بودجه معارف ایالات و ولایات زیاد شود بنده چیز دیگرى نگفتم و نمى­دانم یکى حمله کردم و چرا حمله کردم بنده اگر حمله کردم راجع به یک مسائل شخصى خصوصى است که اگر کسى به بنده یک حرف شخصى بزند و من تصور بکنم برمى­خورد ممکن است بنده به قول بعضى روزنامه­نویس­ها صدایم مهیب بشود این مهیب بودن صدا هم یکى از تنقیداتى که در جریده شریفه فحاشى ملى که در نوبهار نوشته بودید مى­شود این یک تقصیرى است که باید آنها بگویند و بر ما وارد کنند مقصود این است که بنده نقطه­نظر حمله نداشتم.

دیگر بنده در این یادداشت­هاى خودم چیز مخصوصى نمى­بینم که جواب عرض بکنم غیر از یک نکته که آن را نسبت به اظهارات آقاى حاج شیخ اسد‌الله دادند و شاید خودشان هم اجازه خواسته باشند و توضیح بدهند ولى بنده هم نسبت به سهم خودم چون عضو کمیسیون بودجه هستم لازم مى­دانم توضیح بدهم آقاى حاج شیخ اسد‌الله درست خاطرم نیست چه فرمودند ولى گمان نمى­کنم ایشان گفته باشند ما که پیشنهاد مرکز را تصویب کردیم براى این بود که روزنامه­ها داد زدند یا در شهر اجتماعات کردند یا خواستند با اصطلاح جدید هو بزنند نه هیچ کدام ما مرعوب این مسائل نیستیم طفلان شهر بى­خبرند از جنون ما ما با یک فکر و عقیده و عزم راسخى یک چیزى را که صلاح و مصلحت این مملکت و سیاست بدانیم آن کار را مى­کنیم و علنى هم مى‌گوییم و پشت سرش هم مى­ایستیم نه از روزنامه مى­ترسیم و نه به روزنامه وقعى مى­گذاریم و نه یک تأثیراتى در خوانندگان آنها مى­شود (البته به طور کلى عرض نمى­کنم یک مستثنیاتى هم بین آنها هست)

اما راجع به بودجه معارف بنده مى­بینم باز بودجه معارف سبب اشتباه شده است یک بودجه اول دولت آورد و از آن بودجه کمیسیون هیچ کسر نکرد هشت هزار تومان به آن افزود بعد آمدند و گفتند ما اشتباه کرده­ایم حالا بنده یا مخبر سابق یا لاحق یا کمیسیون بودجه مسئول اشتباه دولت و وزیر نیستیم دوباره که آوردند و گفتند پیشنهاد این است ما هم گفتیم بسیار خوب خوب است این تعبیر را نسبت به اظهارات اقاى حاج شیخ اسد‌الله نفرمایند ایشان هم چنین چیزى نفرمودند حالا بنده مى­خواهم یک استدعائى از آقایان بکنم و مى­دانم که پانزده نفر از رفقا اجازه خواسته­اند که در موضوع بودجه معارف صحبت کنند و تمام هم نقطه­نظرشان این است که بودجه ایالات و ولایات کم است ما هم تصدیق داریم و مى­خواهیم با کمک

+++

هیئت دولت یک محل­هایى براى آنها تهیه کنیم حالا خوب است با اظهار این عقیده بیاییم و این ماده یازدهم را ختم کنیم که بیشتر وقت مجلس و مردم و خودمان را صرف یک مذاکرات که خیلى خوب است نکنیم زیرا هر مطلبی هر قدر خوب باشد بیش از اندازه که طولانى و دراز شود از خوبیش کاسته مى­شود.

رئیس‌الوزرا - بنده در جلسه سابق نبودم و نتوانسم حضور به هم رسانم ولى از عبارات آقایان چنین مى­فهمم که نظر بعضى از آقایان این است که باید تناسبى مابین بودجه معارف ایالات و ولایات مرکز باشد بنده علاوه بر آنچه آقاى مخبر توضحیات داده­اند هر چه عرض کنم در همان مرتبه خواهد بود ولى همینقدر عرض مى­کنم بعضى از مدارس عالیه که در تهران تأسیس شده از براى تمام مملکت است و نمى­شود آنها را حذف کرد پس یک قسمت از بودجه مرکز راجع مى­شود به تمام مملکت و یک نکته دیگرى که مى­خواهم خاطر آقایان را به آن متذکر کنم این است که این قضیه یک قضیه­اى است که خود طبیعت تا اندازه­اى پیش آورده است برای اینکه نباید فراموش کنیم که از دولت کمک خرج مى­گیرند یا به توسط دولت اداره مى­شوند بدواً به همت معارف­خواهان مملکت تأسیس شده و در سال قحطى چون نتوانستند از عهده اداره کردن آن مدارس برآیند بنا شد دولت آنها را اداره کند و قبل از سال قحطى چندین سال خودشان را اداره مى­نمودند این نبوده است مگر این که استعداد مرکز بیش از ولایات بوده و اهالى تهران بیشتر به معارف اهیمت داده­اند پس تا اندازه خود طبیعت این قضایا را پیش آورده از تمام اینها گذشته بنده یک چیزى عرض مى­کنم که باید آقایان قابل توجه قرار بدهند و آن این است که در سابق چهارده هزار تومان و کسرى براى ولایات تخصیص داده شده بود و در این بودجه صد و پنجاه هزار تومان تصویب شده و این یک قدم جدیدى است که براى معارف ایالات و ولایات برداشته شده و از طرف دیگر اطمینان مى­دهم که در آتیه نزدیکى یک کمکى از براى بودجه معارف پیشنهاد مى­شود که مقصود آقایان نمایندگان حاصل شود و خواهش مى­کنم امروز همراهى کنند که این ماده بگذرد و داخل سایر مواد بشویم که بودجه زودتر تهیه شده و از مجلس بگذرد که وزارتخانه­ها هم تکلیف خود را بدانند و بودجه­هاى جزء خود را به مجلس پیشنهاد نمایند زیرا هر چه این کار به تعویق بیفتد ضرر مملکت است و بنده مخصوصاً خواهش مى­کنم این ماده بگذرد که زودتر این لایحه تصویب شده و تکلیف دولت معلوم باشد.

رئیس‌التجار - وعده صحیحى است همه قبول مى­کنند.

رئیس - قریب بیست نفر تقاضا کرده­اند که مذاکرات کافى است رأى می­گیریم به کافى بودن مذاکرات.

حاج شیخ اسد‌الله - اجازه مى­فرمایید بنده توضیحى دارم عرض کنم‏

رئیس - خیلى از آقایان توضیح دارند به موجب کدام ماده نظامنامه مى­خواهید توضیح بدهید.

حاج شیخ اسد‌الله - به واسطه سابقه­اى که در مجلس است.

رئیس - سابقه در مجلس سوء استعمال شده ماده (109) نظامنامه داخلى قرائت مى­شود که هر روز به اسم توضیح داخل در مذاکرات دیگر نشوید.

(آقا میرزا ابراهیم خان ماده مزبور را به مضمون ذیل قرائت نمودند)

اگر در ضمن مباحثات و نطق افتراء و تهمتى به یکى از نمایندگان زده شود یا عقیده و اظهار او بر خلاف واقع جلوه داده شود و نماینده مذکور براى تبرئه و رفع اشتباه نطق بخواهد بدون رعایت نوبت اجازه داده خواهد شد.

رئیس - توضیحى که مى­خواهید به موجب این ماده وارد است؟

حاج شیخ اسد‌الله - بلى‏

رئیس - تهمتى زده شده و برخلاف واقع اظهارات جنابعالى تعبیر شده است‏

حاج شیخ اسد‌الله - بلى‏

رئیس - بفرمایید

حاج شیخ اسد‌الله - به بنده نسبت داده شده که بنده وقتى در موضوع معارف اظهار عقیده مى­کردم گفته­اند رأیى که در کمیسیون داده­ام به واسطه اظهارات جراید بوده است در صورتى که هیچ ابداً همچون چیزى نبوده و بنده عقیده خودم را ثابت مى­دانم و هیچ چیز عقاید بنده را تهدید نمى­کند بنده اظهار عقیده که در کمیسیون بودجه کرده­ام از روى یک عقیده ثابتى که نسبت به بودجه معارف داشته­ام بوده است و این نسبتى که به بنده داده شده به کلى تکذیب مى­کنم و هیچ همچون اظهارى نکرده­ام و اگر مراجعه کنند به صورت نطق بنده که در آنجا (اشاره به هیئت تندنویسى ضبط شده است مى­بینند که بنده آن مطلبى را که عرض کرده­ام برخلاف این نسبتى است که به بنده داده­اند و ابداً این طور نبوده رأیى که در کمیسیون داده­ام به ملاحظه جراید و علم سرخ و سفید نبود.

رئیس - کس دیگر توضیحى دارد یا خیر؟

ملک‌الشعرا - بنده دو کلمه عرض دارم‏

رئیس - براى رفع اشتباه است‏

ملک‌الشعرا - بلى‏

رئیس - بفرمایید

ملک‌الشعرا - بنده گمان مى­کنم آقاى حاج شیخ اسد‌الله در ضمن مذاکرات خودشان این طور بیان فرمودند (از نقطه­نظر جراید و اجتماعات و غیره) که این قضایا مؤثر شده است که به تهران بیشتر اهمیت داده شده است حالا اگر اشتباه شده است نمى‌دانم.

رئیس - دیگر کسى اعتراضى ندارد؟ رأى می­گیریم به کافى بودن مذاکرات آقایانى که مذاکرات را کافى مى­دانند قیام نمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد چند فقره پیشنهاد رسیده است قرائت ­مى‌شود بعد رأى می­گیریم.

(پیشنهادهاى مزبوره به مضمون ذیل قرائت شد)

اینجانب پیشنهاد مى­کنم که بودجه وزارتخانه به کمیسیون بودجه عودت داده شده و تا کمیسیون با مشارکت دولت در آن تجدید نظر نموده ثانیاً به مجلس تقدیم شود.

سید محمد تدین‏

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

این بنده پیشنهاد مى­نمایم از مبلغ بیست و دو هزار تومانى که براى حقوق معلمین اروپایى معین شده است یک مبلغى صرفه‌جویى و کسر نموده براى یک نفر سرپرست که در اروپا براى محصلین ایرانى معین بشود اختصاص دهند و در انتخاب و تعیین آن یک نفر سرپرست توضیحاتى دارم عرض خواهم نمود.

مستشار‌السلطنه‏

این بنده پیشنهاد مى­کنم خروارى یک قران و تومانى دویست دینار اضافه مالیات را با صدى یک از مصارف و حقوق که تخصیص به ولایات بدهند که کمکى باشد همین میزان و مبلغ هم در ولایات از اضافه مالیات بگیرند.

سلطان‌العلما

(مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى)

این بنده پیشنهاد مى­نمایم که از مبلغ دوازده هزار و دویست وهشتاد تومان وجه اعتباریه وزارت معارف مبلغ ده هزار تومان به اعتبار معارف ولایات افزوده شود و براى محل اعتبارات وزارت معارف دو هزار و دویست و هشتاد تومان کافى است.

مستشار‌السلطنه.

(پیشنهاد آقاى سلیمان میرزا به مضمون ذیل قرائت شد)

ما امضاءکنندگان پیشنهاد مى­نماییم که آنچه به عنوان معارف گرفته مى­شود مطابق ماده سیزده عایدات مملکتى هر قدر باشد خارج از این اعتبار به مصرف معارف همان محل برسد.

مساوات - على‌محمد الحسینى - یعقوب‌الموسوى - سلمان محسن‏

رئیس - پیشنهادى که اول قرائت شد مقدم است بر تمام این پیشنهادها زیرا اگر بنا شود به کمیسیون ارجاع شود سایر آقایان مى­روند به کمیسیون و عقاید خود را در آنجا توضیح می­دهند.

تدین - بنده براى این که مطابق نظام­نامه داخلى حق نداریم پیشنهاد اضافه بر آنچه از طرف دولت پیشنهاد شده و کمیسیون قبول کرد بنمایم ولى در این ضمن حق داریم که تقاضا کنیم این ماده برگردد به کمیسیون تا تجدید نظرى بشود و از طرفى هم چون آقاى رئیس‌الوزرا هم وعده فرمودند و بنده هم مطمئن هستم وعده خود را انجام خواهند داد براى این

+++

که بیشتر مطمئن باشم پیشنهاد کردم برگردد به کمیسیون و تجدید نظرى بشود و یک محل­هایى که بنده در جلسه گذشته در نظر گرفته­ام در آنجا تبادل افکار شود و تجدیدنظرى بشود شاید اضافاتى منظور خواهد شد و مقصود آقایان به عمل خواهد آمد.

مخبر - بنده از طرف کمیسیون آقاى تدین متذکر مى­کنم که برگشتن به کمیسیون اگر از نقطه­نظر اضافاتى است که فرمودند لازم به مراجعه به کمیسیون نیست و هر وقت یک لایحه جدیدى پیشنهاد نمودند ممکن است آن لایحه را تصویب بکنیم.

رئیس - آقاى ملک­الشعرا (اجازه)

ملک­الشعرا - بنده موافقم و گمان مى­کنم راجع به بودجه معارف بهتر این است که همه آقایان رأى بدهند و از مجلس به اتفاق بگذرد بنده خودم و جمعى را مى­بینم که رأى بخواهند داد بنابراین بنده با پیشنهاد آقاى تدین موافقم و حالا که چند روز به تعویق افتاده عیبى نخواهد داشت که دو روز دیگر هم به تأخیر بیفتد که نظر آقایان مخالفین هم اجرا شود و محل­هایى که در نظر گفته شده معین شود شاید آقایان بتوانند توافق نظر حاصل کنند و بهتر خواهد بود که چند روز دیگر هم به تعویق بیفتد و اصرارى نداشته باشند که به طور تزلزل و اضطرار در این ماده رأى گرفته شود اگر به اتفاق ردى بدهند بهتر است از این که به طور تزلزل رأى داده شود.

رئیس - رأى می­گیریم در ارجاع این ماده به کمیسیون آقایانی که تصویب مى­کنند این ماده به کمیسیون ارجاع شود قیام فرمایند.

عده قلیلى قیام نمودند.

رئیس - تصویب نشد در سایر پیشنهادها باید رأى بگیریم گمان مى­کنم در این پیشنهاد نشود رأى گرفت قرائت مى­شود و ملاحظه خواهید فرمود.

(پیشنهاد آقاى مستشار‌السلطنه راجع به کسر حقوق معلمین اروپایى براى مخارج یک نفر سرپرست مجدداً قرائت شد)

مستشار‌السلطنه - عرض اصلى همان است که چون موافق نظامنامه داخلى نمى­توانیم چیزى علاوه بر بودجه پیشنهاد نماییم و از طرف دیگر وجود یک سرپرست مجربى را براى اطفالى که از ایران به اروپا مى­روند لازم مى­دانم لذا پیشنهاد مى­کنم از این مبلغ بیست و دو هزار تومان که براى معلمین اروپایى تخصیص داده شده به قدر حقوق یک نفر سرپرست محصلین ایرانى در اروپا کسر نمایند و اگر دولت و مجلس این نظریه بنده را نظر صائب بدانند و براى مواظبت در تحصیل و اخلاق محصلین ایرانى یک نفر سرپرست را لازم بدانید گمان مى­کنم محلى بهتر از این محل بالفعلى موجود نباشد.

محمد‌هاشم میرزا - اجاره مى­فرمایید.

رئیس - بفرمایید

محمد‌هاشم میرزا - موافق آنچه در کمیسیون بودجه مذاکره شد حقوق معلمین اروپایى به موجب کنترات پرداخته مى­شود و چون هنوز موقع آن کنترات مقتضى نشده بود لذا ما نتوانستیم از حقوق آنها چیزى کسر نماییم ولى در بقیه فرمایشات آقاى مستشار‌السلطنه راجع به سرپرست بنده موافقم‏.

رئیس - چون وقتى آقایان رأى به یک ماده مى­دهند دولت مجاز است در حدود آن ماده مخارجى نماید و بر فرض که از مبلغ این ماده کسر نشود دولت مجبور نیست ان مبلغ را براى یک نفر سرپرست معین نماید بنابراین اگر از مبلغ این ماده کسر شود باید آن کسر را براى مخارج یک نفر سرپرست به ترتیب یک ماده العافیه به راپورت کمیسیون پیشنهاد نمایند که ضمیمه شود به این پشنهاد حالیه نمى­شود رأى گرفت.

(پیشنهاد ثانوى آقاى مستشار‌السلطنه به مضمون ذیل قرائت شد)

مقام محترم ریاست مجلس شوراى ملى‏

این بنده پیشنهاد مى­نمایم که از مبلغ دوازده هزار و دویست و هشتاد تومان وجه اعتباریه وزارت معارف مبلغ ده هزار تومان به اعتبار مدارس ولایات افزوده و براى محل اعتبارات وزارت معارف دو هزار و دویست و هشتاد تومان کافى است.

رئیس - این پیشنهاد هم همان حال را دارد.

مستشار‌السلطنه - توضیحى دارم اجازه مى­فرمایید.

رئیس - بفرمایید

مستشار‌السلطنه - بنده مى­بینم براى معارف ایالاتى که هر کدام چندین مدرسه دارد نماینده آقاى نطاق زبردست آنجا هر کدام در موضوع معارف محل خودشان اظهارات بلیغى فرمودند اعتبارات مزید کردند ولى در بروجرد و لرستان که اهالى آنجا در فطانت و هوش از سایر اهالى مملکت کمتر نبود بلکه پیش­قدمتر و قابل همه قسم تقدیر آقایان نمایندگان هستند ابداً این قبیل تأسیسات نبوده بلکه وجوهى که از مؤدیان مالیاتى آنجا گرفته مى­شود به تهران آورده و به مصرف معارف تهران مى­رسانند چون بنده باز هم مطابق نظامنامه داخلى نمى­توانم از صندوق دولت چیزى براى معارف آنجا پیشنهاد نمایم لذا بنده پیشنهاد مى­کنم که از دوازده هزار و دویست و هشتاد تومانى که به عنوان اعتبار در بودجه معارف منظور شده مبلغ ده هزار تومان آن به بودجه مدارس ولایات افزوده شود براى این که این اعتبار مصارف معینى ندارد و اگر مبلغى از آن کسر بنمایند ضررى نخواهد داشت ولى باز هم عرض مى­کنم اگر چنانچه آقاى وزیر معارف براى تأسیس یکى دو مدرسه در بروجرد و لرستان محل ثابت در نظر گرفتند بنده این پیشنهاد خود را مسترد مى­دارم.

رئیس - در اصل مطلب حرفى نیست ولى یک طریق قانونى براى رأى گرفته در این قبیل پیشنهادها در نظر بگیرید بعد پیشنهاد نمایید.

مستشار‌السلطنه - مسترد می­نمایم‏.

رئیس - آقاى آقا میرزا سید حسن کاشانى عضو کمیسیون هستند؟

آقا میرزا سید حسن - خیر

رئیس - پس جنابعالى حق نطق ندارید در پیشنهادها فقط اعضاء کمیسیون مى­توانند مذاکره نمایند پیشنهاد آقاى سلطان‌العلما قرائت می­شود.

(به مضمون ذیل قرائت شد)

این بنده پیشنهاد مى­کنم خروارى یک قران تومانى دویست دینار اضافه مالیات را با صد یک از مصارف وحقوق که تخصیص معارف داده شده و در جمع پیچى‌ئیل هم نبود همانها را تخصیص به ولایات بدهند که کمکى باشد همین میزان و مبلغ هم در ولایات از اضافه عملیات گرفته مى­شود.

رئیس - این هم مثل آن پیشنهادات قبل است آقاى محمد‌هاشم میرزا (اجازه)

محمد‌هاشم میرزا - چون لایحه اخذ این مالیات از طرف دولت پیشنهاد نشده گمان مى­کنم رأى دادن به این پیشنهاد مورد نداشته باشد.

رئیس - پیشنهاد دیگرى از طرف آقاى سلیمان میرزا و بعضى آقایان دیگر رسیده قرائت می­شود.

(به مضمون ذیل قرائت شد)

ما امضاءکنندگان پیشنهاد مى­کنیم که آنچه به عنوان معارف گرفته می­شود مطابق ماده سیزده عایدات مملکتى هر قدر باشد خارج از این اعتبار به مصرف معارف همان محل برسد.

رئیس - این پیشنهاد هم حکم پیشهاد قبل را دارد فقط راهى که این پیشنهادات دارد این است که به طور ماده الحاقیه اضافه شود حالا باید به اصل ماده رأى بگیریم.

مخبر - قبل از این که در این ماده رأى گرفته شود لازم است یک اصلاحى در این ماده بشود همان طور که در جلسه قبل توضیح دادم در موقعى که هیئت دولت براى اعانه مدارس خارجه تهران 16660 تومان پیشنهاد نموده کمیسیون بودجه به تصور این که مدرسه آلمانى تأسیس نخواهد شد 12000 تومان اعانه آن مدرسه را از بودجه کسر نمود ولى بعد از آن که تحقیقات به عمل آمد معلوم شد این مدرسه خیلى زود تأسیس خواهد شد بر حسب پیشنهاد آقاى رئیس­الوزرا براى این که مجدداً در موقع تأسیس مدرسه استیندان پرداخت این مبلغ به مجلس مراجعه نشود اعضاء کمیسیون امروز صبح تصویب نمودند که مجدداً مبلغ 12000 تومان بر بودجه معارف علاوه گردد تا موقعى که مدرسه مفتوح مى­شود دولت بتواند اعانه آن جا را بپردازد لهذا لازم است این مبلغ جزء اعانه مدارس خارجه تهران اضافه شود و نوشته شود اعانه مدرسه آلمانى 12000 تومان و بعد در جمع کل بودجه وزارت معارف که حالا 443623 تومان است مبلغ 12000

+++

که اضافه شود مبلغ 455623 تومان مى­شود و باید به این مبلغ رأى گرفته شود.

رئیس - پیشنهاد دیگرى است از طرف آقاى مستشار‌السلطنه قرائت می­شود.

(به مضمون ذیل قرائت شد)

این بنده پیشنهاد مى­نمایم که براى یک نفر سرپرست که مأمور نظارت ایرانیان محصلین در خارجه باشد تعیین فرمایند.

رئیس - آقاى مستشار‌السلطنه توضیحى دارید؟

مستشار‌السلطنه - در عبارت پیشنهاد کلمه (ماده واحده) از قلم افتاده است مقصود این است که ترتیب ماده واحده یک مبلغى براى مخارج یک نفر سرپرست براى نظارت در اخلاق و تحصیل محصلین ایرانى در اروپا بر بودجه معارف اضاف و تصویب گردد تا این نظریه بنده اجرا شده باشد.

رئیس - نمى­شود اضافه بر پیشنهاد دولت چیزى پیشنهاد بفرمایید فقط مطابق ماده (65) نظامنامه داخلى مى­توانید یک مبلغى از این وجهى که در بودجه نوشته شده کسر نموده و براى یک نفر سرپرست تخصیص داده و این مبلغ را به شکل ماده الحاقیه پیشنهاد نمایید.

مستشار‌السلطنه - این سرپرست را به ماهى صد تومان یعنى در سال 1200 تومان مى­شود انتخاب نمود و ممکن است این مبلغ 12285 تومان اعتبار وزارت معارف کسر شده و براى یک نفر سرپرست که نهایت از لزوم را دارد معین نمود و گمان مى­کنم اغلب آقایان هم با بنده موافقت نمایند.

رئیس - پیشنهاد آقاى مستشار‌السلطنه این است که از این وجهى که کمیسیون براى اعتبار وزارت معارف تخصیص داده مبلغ 1200 تومان کسر نموده و براى یک نفر سرپرست تخصیص داده شود.

مخبر - آقاى مستشار‌السلطنه مسبوق نیستند که این اعتبار یک مخارج معینى دارد که بایستى به آن مصارف برسد.

اگر اجازه بفرمایید بنده صورت جزو آن را مى­خوانم قیمت جایزه و کتاب براى مدارس در موقع امتحانات 400 تومان جهت تأسیس دارالمعلمات 2400 تومان اعتبار خرید کتب 1200 تومان اعتبار سوخت دارالفنون 620 تومان با این ترتیب بنده نمى­دانم در کدام یک از این مخارج مى­توان کسر نمود تا به مصرف سرپرست برسانند.

رئیس - بنابراین پیشنهاد مى­ماند

مستشار‌السلطنه - اجازه مى­فرمایید.

رئیس - بفرمایید

مستشار‌السلطنه - بنده خیلى تعجب مى­کنم با این پیشنهاد بنده را تصدیق و یا رد مى­کنید اگر رد مى­کنید بفرمایید قابل توجه نیست و اگر تصدیق مى­کنید این اعتبار 1200 تومان را قبول بفرمایید

مخبر - ممکن است یک پیشنهادى بالاتفاق طرف تصدیق عموم نمایندگان باشد ولى در یک موقع مخصوص مورد نداشته باشد.

رئیس - آقاى حائرى‌زاده‏ (اجازه)

حائرى‌زاده - بنده پیشنهاد کردم این ماده تجزیه شود و جزء به جزء رأى گرفته شود چون ماده (99) نظامنامه داخلى مى­گوید به تقاضاى یک نفر نماینده ممکن است در یک ماده جزء به جزء رأى گرفته شود.

رئیس - بعد از تجزیه چه می­شود.

حائرى‌زاده - چون در بعضى از اجزاى این ماده بعضى از نمایندگان مخالفت دارند لذا اگر جزء به جزء رأى گرفته شود بعضى از مواد آن به کمیسیون برمى­گردد و شاید در کمیسیون مصالح ولایات هم در نظر گرفته شود.

رئیس - به چند قسمت مى­فرمایید تجزیه کنیم‏

حائرى‌زاده - بر دوازده قسمت تجزیه نماییم‏

رئیس - ایراد جنابعالى راجع به کدام جزء است‏؟

حائرى‌زاده - بنده راجع به ایالات و ولایات عرض دارم که اگر آقایان و مخبر کمیسیون موافقت بفرمایند بودجه معارف ولایات برگردد به کمیسیون و در آنجا اقدامى بشود.

رئیس - اگر ایراد جنابعالى راجع به بودجه ایالات است پس باید پیشنهاد کنید که 148440 تومان از جمع کل بودجه معارف موضوع کنیم یعنى دو قسمت نماییم در قسمت اول رأى بگیریم و بعد در قسمت بودجه ایالات و ولایات همین طور است‏.

حائرى‌زاده - چون مجلس رأى نداد که کلیه راپورت برگردد به کمیسیون لذا چون بعضى از مواد زیاد است و ممکن است از آنها کسر گردد و کلیه آن کسرى­ها را بر بودجه ایالات اضافه نمود به این مناسبت پیشنهاد نمودم این ماده تجزیه شود.

رئیس - بالاخره سؤال مى­کنم که چند قسمت باشد بشود؟

حائرى‌زاده - 12 قسمت‏

رئیس - بسیار خوب این ماده بر دوازده قسمت منقسم مى­شود آقایانى که قسمت اول را تصویب مى­کنند قیام نمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد آقایانى که جزء دوم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد آقایانى که قسمت سوم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد آقایانى که قسمت چهارم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند

(غالباً قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد آقایانى که جزء پنجم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند

اکثر قیام نمودند

رئیس - تصویب شد آقایانى که جزء ششم را تصویب مى­کنند قیام نمایند.

غالب نمایندگان قیام نمودند

رئیس - تصویب شد نمایندگانى که جزء هفتم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد اشخاصى که جزء هشتم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(بیشتر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد جزء نهم آقایانی که تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اغلب قیام نمودند)

رئیس - تصویب شده جزء دهم اگر طرف توجه است قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد جزء یازدهم را اگر تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

اغلب قیام نمودند

رئیس - تصویب شد آقایانی که جزء دوازدهم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد باید رأى بگیریم به کلیه ماده:

مخبر - موافق تصویب سابق کمیسیون بودجه معارف عبارت بود از پانصد و نود و دو هزار و دویست وشصت و سه تومان و پس از اضافه نمودند 12 هزار تومان اعتبار براى اعانه مدرسه آلمانى بودجه معارف بالغ بر ششصد و چهار هزار و دویست و شصت و سه تومان مى­شود و بایستى این مبلغ دوازده هزار تومان را تصویب و علاوه نموده بعد به مبلغ اخیر رأى گرفته شود.

رئیس - آقاى مستشار‌السلطنه (اجازه)

مستشار‌السلطنه - بنده در خصوص مدرسه آلمانى و کلیه مدارس اروپایى که در تهران و در ولایات اداره مى­شود به آقاى وزیر معارف هم عرض کرده­ام که این مساعدت با آنها یک نوع مساعدتى است که از طرف دولت و ملت ایران به مدارس خارجه مى‌شود ولى این مساعدت در صورتى از طرف دولت و ملت ایران به مدارس خارجه که مطیع پروگرام وزارت معارف باشند و الا اگر مطیع پروگرام وزارت معارف نباشند بنده مساعدت با آنها را تصویب نخواهم کرد.

رئیس - آقاى حاج شیخ اسد‌الله (اجازه)

حاج شیخ اسد‌الله - راجع به مدرسه که جدیداً به اسم مدرسه آلمانى در تهران تأسیس مى­شود تأسیس آن در تحت یک قرارداد رسمى است که دولت براى تأسیس یک مدرسه صنعتى در تهران نموده است و ممکن است اولین مدرسه صنعتى در ایران باشد به این جهت توجه نمایندگان را به این اعتبار جلب مى­کنم و عرض مى­کنم مخصوصاً این اعتبار براى منفعت عامه خواهد بود.

+++

رئیس - دیگر مخالفى نیست؟

مستشار‌السلطنه - توضیحى دارم‏.

رئیس - بفرمایید

مستشار‌السلطنه - بنده منکر مدرسه صنعتى نیستم بلکه مدرسه صنعتى را در ایران لازم می­دانم و عرض کردم بایست مطابق پروگرام وزارت معارف اداره شود.

رئیس - رأى می­گیریم به دوازده هزار تومان اعتبار براى اعانه مدرسه آلمانى که در حقیقت جزء سیزده پیشنهادى که کمیسیون بودجه مى­شود آقایانی که جزء سیزدهم را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد رأى می­گیریم به کلیه ماده یعنى به مبلغ ششصد و چهار هزار و دویست و شصت و سه تومان براى بودجه وزارت معارف آقایانى که این ماده را تصویب مى­کنند قیام فرمایند.

(اکثر نمایندگان قیام نمودند)

رئیس - تصویب شد لایحه پیشنهادى وزارت عدلیه مطرح است قرائت و بعد در آن مذاکره مى­شود.

(لایحه پیشنهادى وزارت عدلیه به مضمون ذیل قرائت شد)

نظر به این که یکى از مسائل موثره احتیاج قوه قضائیه تدوین قوانین لازمه و تکمیل قوانین موجوده است و اگر مبناى قوانین موضوعه منحصراً امیدوارى به حصول نتایج حسنه نبوده بلکه تجربه و عمل باشد مسلماً کامل­تر و عارى از مشکلاتى که در ضمن اجراء پیش مى­آید خواهد بود و نتایج منظوره قطعى­تر تأمین مى­گردد على­الخصوص که لزوم فورى تهیه و اصلاح قوانین بر نمایندگان محترم مستور نبوده و همه مى­دانند که رساندن قوانینى که در نظر است به تصویب مجلس شوراى ملى مستلزم مدت زیادى وقت است لهذا مطابق سابقه و عملى که در دوره سوم و دوم تقنینیه مجلس شوراى ملى شده است ماده ذیل براى تصویب مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى­شود.

ماده اول - به وزیر مالیه اجازه داده مى­شود کلیه قوانینى را که به مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى­نماید بعد از تصویب کمیسیون عدلیه مجلس شواى ملى موقتاً به موقع اجراء گذارده و پس از آزمایش آنها در عمل و تکمیل نواقص ثانیاً براى تصویب به مجلس شوراى ملى پیشنهاد نماید.

ماده دوم - این اجازه شامل قواینى است که از تاریخ تصویب این لایحه تا شش ماه از طرف وزیر عدلیه مجلس شوراى ملى پیشنهاد مى­شود.

رئیس - مذاکرات در کلیات است‏.

شیخ‌الاسلام اصفهانى - بنده اجازه خواسته­ام و حق تقدم دارم‏.

رئیس - از کجا معلوم است حق تقدم دارید

شیخ‌الاسلام اصفهانى - آقاى معتمد‌الملک یقیناً نوشته و مى­دانند.

رئیس - مخالف هستید؟

شیخ‌الاسلام اصفهانى - بلى‏

رئیس - بفرمایید

شیخ‌الاسلام اصفهانى - بنده اولاً خداوند را به شهادت مى­طلبم که در عرایض خود هیچ منظور و مقصودى ندارم.

حاج شیخ اسد‌الله - هیچکدام نداریم‏

شیخ‌الاسلام اصفهانى - من راضى نیستم عرایض بنده و لو یک کلمه هم باشد به احدى بربخورد و در عرایض خود ابداً نظر حب و بغض شخصى نیست کار به احدى ندارم فقط این مختصر را که عرض خواهم کرد تکلیف امانتى خود مى­دانم خواه اثر بکند خواه نکند بنده سال­هاست خدمت حضرت اشرف آقاى مشیرالدوله رئیس­الوزرا ارادت داشته و دارم و هر وقت زمامدارى مملکت به عده ایشان واگذار شده است در اصفهان هم که بودم به اندازه مقدور تأیید در اجراى احکام دولت نموده­ام در این مدت هم که در تهران بوده­ام با این که به کفایت و کاردانى آقاى قوام‌السلطنه معتقد بوده و هستم همیشه ارادتمند بودم که زمامدارى در عهد آقاى مشیر‌الدوله برقرار باشد تا این که کابینه سابق سقوط کرد بعد از طى ترتیبات و دلائلى که همه مى­دانیم آقاى مشیر‌الدوله قبول زمامدارى را فرمودند از آن ساعتى که ایشان قبول زمامدارى فرمودند تا ساعتى که کابینه خودشان را در مجلس شوراى ملى معرفى فرمودند تقریباً چهل و شش ساعت طول کشید و در ظرف این چهل و شش ساعت بنده از چند نفر دوستان خود شنیدم که آقاى مشیر‌الدوله در نظر دارند سردار معظم خراسانى را براى وزارت عدلیه انتخاب نمایند بنده با آن تفصیلى که همه بودیم و خود آقاى مشیر‌الدوله هم به سمت وکالت در مجلس تشریف داشتند در موقعى که پرگرام دولت سابق مطرح بود هنگامى که مذاکره از قوه قضائیه و اصلاحات آن شد آقاى سردار معظم اجازه خواستند و اظهار نمودند که من هیچ قسم ربط و اطلاعى از امور عدلیه ندارم فقط مى­شنوم اشخاصى که با عدلیه سر و کار دارند از بطوء جریان امور شکایت دارند به این نظریه بود که بنده این اظهار را قبول نمى­نمودم تا این که آقاى مشیرالدوله به مجلس تشریف آوردند کابینه خودشان را معرفى نمودند دیدم سردار معظم را هم به سمت وزارت عدلیه معرفى فرمودند بعضى از رفقا اظهار داشتند که آقاى مشیر‌الدوله در نظر دارند از مجلس تقاضا نمایند که یک اختیاراتى به کمیسیون عدلیه بدهند که پس از این که قوانین جزائى و ثبت اسناد و غیره از کمیسیون گذشت به موقع اجراء گذارند.

بنده همان وقت مطلب را حس کردم که منظور آقاى مشیر‌الدوله این بوده است که قوانین مهم مملکت راجع به قوه قضائیه را که از مجلس به کمیسیون عدلیه مى­رود با خشونت و سماجتى که سردار معظم در کارها دارند این قوانین را در کمیسیون عدلیه به آقایان وکلاء بقبولانند.

نصرت‌الدوله - خارج از موضوع است این حرف­ها کدام است داخل در شخصیات مى­شوند.

شیخ‌الاسلام - خیر داخل در موضوع است شما مى­خواهید تمام قوانین مهم را ببرید پشت پرده‏.

(از طرف نمایندگان خارج از موضوع‏ است)

رئیس - (خطاب به شیخ‌الاسلام­) از روى نزاکت حرف بزنید.

نصرت‌الدوله - خوب بود اول قسم یاد مى­کردید.

آقا سید یعقوب - خوب است به موجب قانون اساسى اول قسم بخورید.

شیخ‌الاسلام - بنده به این صداها از میدان در نمى­روم. قانون عدلیه را نمى­شود از تحت نظر چند نفر گذارند و بعد به موقع اجرا گذارد ما وکیل مردم هستیم قیم مردم نیستیم ما شاید مطابق میل و عقاید خودمان.

رئیس - مطالبتان را بفرمایید ولى مؤدبانه و خارج از نزاکت نشوید.

شیخ‌الاسلام - بنده اولاً این لایحه را برخلاف قانون اساسى یا متمم آن مى­دانم اصل (27) قانون اساسى قواى مملکتى را به سه قسمت تجزیه نموده و مى­نویسد قواى مملکت به سه شعبه تجزیه مى­شود اول تقنینیه که مخصوص است به وضع و تهذیب قوانین و این قوه ناشى مى­شود از اعلیحضرت شاهنشاهى و مجلس شوارى ملى و مجلس سنا و هر یک از سه منشاء حق انشاء قانون را دارد ولى استقرار آن موقوف است به عدم مخالفت با موازین شرعیه و تصویب مجلسین وتوشیح به صحه همایونى لیکن وضع و تصویب قوانین راجع به دخل وخرج مملکت از مختصات مجلس شوراى ملى است شرح و تفصیل قوانین از وظایف مختصه مجلس شوراى ملى است دوم قوه قضائیه و کلمه که عبارت از تمیز حقوق و این قوه مخصوص است به محاکم شرعیه در شرعیات و به محاکم عدلیه در عرفیات سیم قوه اجرائیه که مخصوص پادشاه است یعنى قوانین و احکام به توسط وزرا و مأمورین دولت به نام نامى اعلیحضرت همایونى اجراء مى­شود ترتیبى که قانون معین مى­کند مقصود از این اصل ترتیب وضع قوانین است قانون اول باید از طرف وزرا به شکل لایحه دولت یا از طرف وکلاء به عنوان طرح قانون تقدیم مجلس بشود بعد از شور در کمیسیون دوباره مراجعت به مجلس مى­نماید پس از شور اول و ثانى و مذاکرات لازمه و تصویب مجلس به صحه اعلیحضرت همایونى رسیده پس از طى این مقدمات صورت قانوینت پیدا کرده و به موقع اجراء گذارده مى­شود ماها وکیل هستیم به ما وکالت داده­اند که در مجلس حاضر شده و هر کدام عقیده خود را در هر یک او مواد قانون اظهار نماییم ما وکیل در توکیل نیستیم که یک چند نفر را معین

+++

کنیم نه بروند پشت پرده و زیر جلگى قوانین وضع کنند و اجراء نمایند آن وقت بعدها یکى یکى کتابچه­هایى در دست مردم ببینیم و بگویند این قوانین مجلس شوراى ملى است این قسم کسى به ما وکالت نداده است ممکن است که به بنده ایراد بفرمایید که این لایحه را درست نخوانده­اید زیرا ما نخواسته­ایم قانون وضع کنیم بلکه مى­خواهیم قوانین را امتحان کنیم و بعد از آزمایش به مجلس خواهیم آورد بنده عرض مى­کنم این قسم نمی­شود این مطلب برخلاف قانون اساسى است و اگر بگوییم اغفال است شاید مورد حمله بشویم لذا عرض مى­کنم این یک نوع طفره است.

میرزا محمد‌نجات - این که مى­فرمایید مخالف قانون اساسى است کجا است؟

شیخ‌الاسلام - ما که مباحثه بین‌الاثنین نداریم اگر بنا باشد من حرف نزنم خوب است یک نفر پیش­خدمت باید و مرا از اطاق خارج نماید و الا به اسم خارج از نزاکت که نمى­شود عقیده وکیلى را تنقید کرده و به وکیل حمله نمود.

رئیس - آیا این که جنابعالى گفتید وزیر عدلیه سمج است و خشونت دارد خارج از نزاکت نیست.

شیخ‌الاسلام - حالا اگر حضرتعالى مى­فرمایید دیگر حرف نزنم من هم حرف نمى­زنم.

رئیس - پس چرا مى­فرمایید حمله بى­جهت به شما مى­کنند چون خارج از نزاکت صحبت کردید لازم بود به شما بگویم.

شیخ‌الاسلام - بنده نه آرزومندم زیاد حرف بزنم و نه خیال دارم پر بگویم و مردم را خسته کنم بنده مطابق دیانت و وظیفه خودم مجبورم عرایض خودم را بکنم می­خواهد کسى بشنود نمى­خواهد نشنود.

رئیس - شما مى­فرمایید به اسم عدم نزاکت به شما از اطراف حمله مى­شود مقصودتان از این عبارت چیست؟

شیخ‌الاسلام - بنده اول هم قسم خوردم مقصودى ندارم‏.

رئیس - پس مقصود شما از حمله چه بود غیر از من که کسى به شما نگفت از نزاکت خارج نشوید من هم مکلفم موافق نظامنامه عمل کنم و حق دارم در این مورد از شما موأخذه نمایم.

شیخ‌الاسلام - حضرت عالى هر چه مى­خواهید بفرمایید و من کمال افتخار را دارم که حضرتعالى چوب هم به سر من بزنید ولى سایرین چه مى­گویند و چرا چهل نفر یک دفعه حمله مى­نمایند؟

رئیس - بسیار خوب مطالبتان را بفرمایید.

شیخ‌الاسلام - عرض مى­شود قانون حقوقى عدلیه دوازده سال قبل از این از کمیسیون به وزارت عدلیه مراجعه شده که پس از آزمایش و تجربه مراجعت دهند و هنوز برنگشته و قانون محاکمات جزائى دوازده سال قبل از این در خارج مجلس شوراى ملى در تحت نظر یک عده از وکلاء تدوین و براى آزمایش به وزارت عدلیه مراجعه شده و هنوز برنگشته قانون ثبت اسناد دوازده سال است از مجلس گذشته است و به وزرات عدلیه مراجعه شده همین طور قانون جزائى عرفى و تمام علاقمندان به دیانت اسلامى را عصبانى کرده و این همه در اطاق تنفس روى میز از این شکایت­نامه­هایى که از این قانون از ایالات و ولایات مى­شود پر شده و خالى مى­شود و اگر کمیسیون محترم عرایض بر وفق ماده 25 نظامنامه داخلى عمل مى­نمود و دو ماه به دو ماه نتیجه عرایض مردم را به مجلس شوراى ملى تقدیم مى­نمود معلوم مى­شد که چقدر از ایالات و ولایات از این قانون جزاى عرفى شکایات مى‌رسد و حالا هم این قوانینى که مى­خواهند رجوع به کمیسیون عدلیه نمایند به این ترتیب که در خود لایحه نوشته شده و در خارج هم تحقیقات نموده و فهمیده­ام عبارت از سه قسمت است یکى همان قانون جزاى عرفى است که آن همه شکایات راجع به آن مى­رسد و یکى هم قانون ثبت اسناد است که مى­ترسم بعضى چیزها بگویم خارج از نزاکت و یکى هم منضمات قانون حقوق و جزاست در اینجا یک مطلب را عرض مى­کنم و آن این است که الحمدالله تمام اهالى این مملکت به استثناء عده قلیلى که آنها هم مطیع الاسلام هستند همه معتقد به پیغمبر آخرالزمان و قرآن مى­باشند و از شاه تا رئیس­الوزرا تا رئیس مجلس و بالاخره وکلاء وزرا همه مسلمان هستند و با هم نزاع مذهبى نداریم و دلیل این که با این همه حوادث و انقلابات استقلالمان پا بر جا و روز به روز رو به ترقى مى­رود براى این است که یک عده از جوان­هاى ایرانى که بعضى ترتیبات اروپایى را دیده­اند و یا بعضى از قوانین اروپا را در ایران مجرى بدارند و به این ترتیب اغلب نواقصمان را رفع کنند ولى به عقیده بنده این مطلب اشتباه شده است منضمات اروپا نه براى خوبى و یا بدى قوانین است بلکه براى این است که قوانین در آنجاها اجرا مى­شود و آقایان تصدیق مى­فرمایند که بدترین قوانین وقتى اجرا شد بهترین قوانین خواهد بود.

در صورتى که بهترین قوانین را اگر بنویسید و کنار بگذارید هیچ فایده نخواهد داشت و اگر قانون اسلام به تمام معانى خود جارى شود نور آن تمام عالم را روشن خواهد نمود دولت افغانستان همسایه ما که دوزاده کرور بیشتر جمعیت ندارد الان صیت عظمت و اقتدارش درعالم پیچیده و حال این که در تمام مواد قانون لشکرى و کشورى آن یک ماده از قانون اروپایى موجود نیست سفیر افغانستان حاضر و بنده هم حاضر مى­باشم هر کس مدعى است که در تمام افغانستان یک ماده از مواد قانون اروپایى معمول است از ایشان استفسار مى­کنم و بنده تصدیق ایشان را قبول مى­کنم هزار و سیصد و چهل سال از عمر اسلام مى­گذرد یازده سال از این مدت طولانى خلاقت با عمر ابن خطاب رضى الله عنه بوده است و بنده تحقیق کرده­ام و مورخین هم تصدیق کرده­اند که بهترین اوقات عظمت اسلام همان یازده سالى بوده که قانون اسلام به تمامه جارى بوده اگر غیر از این بوده یک عده عرب نمى­توانستند به سهولت عجم را تسخیر کند.

چون عجم­ها گرفتار ظلم و استبداد بوده­اند همان مسئله آنها را مجبور کرد که بروند تسلیم عرب­ها بشوند و در تحت قانون عدل درآیند میرزا غلامحسین خان رهنما که شاید اغلب از آقایان ایشان را بشناسند سال گذشته به بنده فرمودند که در یکى از مجلات که از پاریس رسیده مى­نویسد که قضات فرانسه در الجزایر پاریس راپورت داده­اند که اگر مى­خواهید مملکت امن و امان باشد و ما در الجزایر راحت باشیم چون اهالى اینجا مسلمان هستند همان قوانین اسلام را بگذرانید و از روى آن یک قانون نوشته براى اجرا بفرستید هم چنین بنده به تاریخ رجوع کردم دیدم هشتاد و سه سال است که مملکت اسلامى در الجزایر سقوط یافته و بعد از هشتاد و دو سال تجربه تازه قضات فرانسه به برترى قوانین اسلامى پى برده­اند از همین قفقازیه که سلطان آن را بدترین و سخت­ترین سلطنت­ها مى­دانستم یک نفر را معین کردند که رود از علماى عتبات عالیات اجازه اجتهاد گرفته و برگردد تا رتبه شیخ‌الاسلامى به او رجوع شده و تمام دعاوى مسلمانان به او رجوع شده ولى در مملکت ما یکى از قوانین جزاى اسلامى را دست­آویز قرار داده و اظهار مى­دارند که در قرن بیست کسى دست نمى­برد بنده عرض مى­کنم در قرن بیستمی که چندین ملیون جوان­هاى رعنا را ساطورى بکنند و ملیون­ها ابناء بشر را براى مظلوم­کشى یا جهانگیرى بى­دست و بى­پا بى­چشم یا ناقص کرده­اند چه مى­شود اگر براى حفظ حقوق مردم چند دست بریده شود اگر در ظرف هفده سال مشروطیت دو دست در همین میدان توپخانه بریده شده بود دیگر امروز به این ترتیب به مملکت خیانت نمى­کردند و اگر بعضى از آقایان ایراد نمایند که در بعضى از ممالک اسلامى هم قوانین اورپایى جارى است بنده عرض مى­کنم که آن ممالک با مملکت ما فرق دارند آنها مسلمان هستند ولى حکومتشان حکومت اسلامى نیست در آنجا سر نیزه قانون اروپایى را مجرى مى­دارد الحمدالله رب العالمین مملکت ما مستقل است مشروطه است تمام مردم حق دارند حرف خود را آزادانه بگویند ما وکیل ملت هستیم و باید ببینیم تمایلات مردم چیست و مطابق آن قانون وضع نماییم تمام مقننین و علما عالم در این مسئله متفق­اند که قانون باید برحسب اخلاق و احوال جماعت وضع شود حال اگر یک چند نفرى نشستند در کمیسیون عدلیه و یک قوانین نوشتند و کتابچه­ها منتشر نمودند بعد از چندى مردم به صدا خواهند آمد و این قانون را تکذیب مى­کنند و از بین خواهند برد مثل قانون رأى عرفى که تمام مملکت را رنجانیده است حال اگر مى­گویند

+++

فقط روحانیون این مطلب را مى­گویند خوب است رجوع نمایند ببینند چقدر از ایالات و ولایات از این قانون شکایات مى­رسد از براى بنده که یک دسته از این شکایات آمده حالا اگر باز هم در نتیجه اجراى همین قانون چهار نفر از شاهزادگان بزرگ را که به این مملکت خیانت کرده­اند و این اشخاص از پول این مملکت و این ملت پارک و اتومبیل تهیه کرده­اند مجازات مى­کردند باز هم مردم مى­گفتند که حس این قانون این است که همه را پاى مجازات مى­آورد ولى بر عکس فقط آنچه که ما دیدیم آفتابه دزد و یا لنگ دزد را مجازات کرده­اند.

حتى بنده از یکى از قضات عدلیه پرسیدم که این قانون جزاى عرفى تا چه اندازه اجرا شده جواب داد فقط اشخاصى که آفتابه یا لنگ دزدیده­اند مجازات شده ولى در خاتمه با همه بى­مرحمتى­هایى که به بنده شده بنده عرایض خود را نمودم و هر کس از اول این حمله به او شده بود به هیچ‌وجه دیگر نمى­توانست حرف بزند بارى از آقاى مشیرالدوله که بنده ایشان را یکى از اشخاص بزرگ دنیا مى­دانم و یک روز در حضور شاهزاده سلیمان­میرزا به بنده فرمودند که او در حق من غلو کرده و من فاقد آن نسبت­هایى هستم که تو به من مى­دهى خواهش مى­کنم که ایشان مطاع هستند تمام مردم فرمایشات ایشان را صحیح مى­دانند که هیچ کس نیست که اندکى سوء ظن نسبت به ایشان داشته باشد البته با این ترتیب بنده این قانون جزاى عرفى و ثبت استدعا مى‌کنم که این قانون را مسترد دارند و از علما و صاحبان این فن مشورت بنمایند و البته منافى شأن ایشان است که با گذراندن یک ماده از مجلس قوانین مهم را در تحت نظر سه چهار نفر تدوین و اجرا نمایند شاید ایشان به من جواب بدهند که ما همه مسلمان هستیم و لازم نیست این همه براى اسلام سنگ به سینه بزنى بنده عرض مى­کنم من خاک پاى شما هستم فقط به موجب این آیه شریفه فذکر فان الذکرى نفع المومنین چون همه مسلمان هستیم باید همه بنشینیم مذاکره کنیم ببینیم صلاح مملکت چیست ممکن است که ایراد بفرمایند که فلان و فلان در کمیسیون عدلیه عضو هستند بنده عرض مى­کنم نمى­شود اساس کار را به اشخاص محول نمود براى یک نفر ممکن است مرگ باشد ناخوشى باشد به علاوه چند روز دیگر از عمر کمیسیون عدلیه باقى نمانده.

ما نمى­دانیم اعضاء آتیه کمیسیون عدلیه چه اشخاصى باشند و چه عقایدى داشته باشند بارى بنده این لایحه را منافى شئونات آقاى مشیر‌الدوله مى­دانم.

فتح‌الدوله - بنده اخطار نظامنامه دارم‏.

رئیس - بفرمایید.

رئیس‌الوزرا - بنده لازم مى­دانم چند کلمه راجع به ایراداتى که آقاى شیخ‌الاسلام فرمودند جواب عرض کنم ولى قبل از این که وارد ایرادات بشوم ایشان چند کلمه فرمودند که واقعاً اسباب تأثر بنده شد یکى از فرمایشاتى که فرمودند این بود که کابینه بنده در ظرف چهل و شش ساعت تشکیل شد بنده این مسئله را خارج از موضوع مى­دانم زیرا این مربوط به خود من بود و مى‌توانستم کابینه خود را از طرف چهل و شش ساعت یا چهل و شش روز معرفى کنم این بسته به موقعیت مملکت و اوضاع و احوال مملکت بود اگر ایشان مى­خواستند بگویند. بنده بدون مطالعه کابینه خود را تشکیل دادم قویاً این مسئله را تکذیب می­کنم.

شیخ‌الاسلام - بنده تمجید کردم‏

رئیس‌الوزرا - بنده با مطالعه تمام اعضاء کابینه را انتخاب نمودم و دلیل این که با مطالعه و دقت بود همین است وقتى که کابینه خود را به مجلس معرفى کردم ایرادى از طرف مجلس به کابینه بنده نشد از این گذشته خیلى متأسفم از این که نسبت به یکى از اعضاء کابینه اظهاراتى فرمودند که نه شایسته خودشان بود و نه لایق آن عضو محترم و استدلالاتى که مى­کردند این بود که ایشان در موقعى که پروگرام کابینه سابق مطرح بود اظهار داشته­اند که بنده از فلان اداره اطلاع ندارم و این دلیل خود قرار دادند که با وجود این که این اظهار را نموده­اند و گفته­اند اطلاع ندارم حالا وزیر یا رئیس آن اداره شده­اند بنده هیچ تناسب منطقى در این حرف نمى­بینم زیرا ممکن است در یک موقعى شخص اطلاع از کاهایى نداشته باشد ولى بعد وقتى که داخل شد البته اطلاعات لازم پیدا مى­کند مخصوصاً اگر بنده آقاى سردار معظم را براى وزارت عدلیه معین کردم دلیلش این بود که ایشان در ادوار قانونى است و چنانچه مکرر عرض کرده­ام از وقتى که شخص داخل عدلیه مى­شود تا موقعى که مراجعت مى­کند تمام صحبت قانون است و جز این چیزى استماع نمى­کند و نظر به این که آقاى سردار معظم در این ادوار در کمیسیون­هاى مختلف بوده و از مجارى قانون و اطلاعات کافى و کاملى دارند و در واقع ورزیده این کار بوده­اند از این جهت ایشان را به وزارت عدلیه منصوب کردم و گمان مى­کنم براى این کار هم خیلى متناسبند بعضى مطالب دیگرى هم فرمودند که حالا بنده وارد این مطالب نمى­شوم زیرا آقاى رئیس خودشان جلوگیرى فرمودند.

اما در باب اصل مسئله که لایحه پیشنهادى باشد اولاً باید عرض کنم که مقصود از پیشنهاد این لایحه چه بوده با مطالعاتى که دراین چند روزه هیئت دولت راجع به اصلاحات ادارات مخصوصاً دوائر عدلیه کرده بالاخره این طور تصور نمودند که اصلاحات لازمى براى دوایر عدلیه لازم است و باید به فوریت اجرا شود از طرفى به تجربه رسیده شکایاتى که از عدلیه مى­شود یک قسمت مهم آن راجع به نواقص قانون است و از طرف دیگر معلوم است مجلس شوراى ملى که حق الواقع مرکز ثقل مملکت است اشتغالات زیادى دارد و نمى­تواند تمام وقت خود را با صرف گذراندن قوانین عدلیه نماید ما فکر کردیم که بین این دو نظر نظر ثالثى اتخاذ کنیم که هم مقصود به عمل آمده باشد و هم مجلس از کار خود باز نمانده باشد چنانچه در دوره دوم هم این مسئله سابقه داشته همچو مقتضى دیدیم قوانینى که براى عدلیه اعلى درجه ضرورت را دارد به مجلس پیشنهاد کنیم که به کمیسیون عدلیه ارجاع شود و در این جا مداقه لازمه شده بعد از این که از کمیسیون گذشت به طرز آزمایش و تجربه به موقع عمل گذارده شود که در ضمن عمل رفع معایب آن بشود و وقتى به مجلس مى­آید و مى­گذرد بى­عیب و منقصت باشد که در موقع اجرا دچار اشکال نشویم بنده ایرادات آقاى شیخ‌الاسلام را به هیچ‌وجه وارد نمى­بینم چون در قانون اساسى بنده چنین چیزى نمى­بینم که مانع این فکر هیئت وزرا و این پیشنهاد باشد زیرا کمیسیون عدلیه خودش یک قسمتى از مجلس شوراى ملى است.

دیگر این که آقایان بدانند که این قوانینى که از کمیسیون مى­گذرد موقتى است و دائمى نیست و قانون دائمى باید از آن طرف مستمسک به قوانین اسلامى شدند و شرحى ایراد فرمودند البته بنده در تخصیص ایشان به قوانین اسلامى حرفى ندارم ولى عرض مى­کنم مگر کمیسیون عدلیه مرکب نخواهد بود از اشخاصى که کاملاً مطلع باشند؟ و فرضاً اگر تمام اعضاء کمیسیون مطلع نباشند لاقل اکثریت آن بصیرت کامل از قوانین اسلامى خواهند داشت و ممکن نیست از کمیسیون و مجلس قانونى بگذرد که مخالف با قوانین اسلامى باشد در باب قانون جزاى عرفى مطالبى فرمودند البته در موقعى که ممکن باشد قانون جزاى عرفى به مجلس پیشنهاد خواهد شد ولى الان خیال نداریم قانون جزاى عرفى را به کمیسیون عدلیه ببریم زیرا چیزهاى لازم­تر و قوانین ضرورى­تر در پیش داریم که آنها را بدواً ارجاع به کمیسیون نماییم و در خود عدلیه مطالعاتى در خصوص قانون جزاى عرفى می‌شود و بعد به مجلس پیشنهاد خواهد شد ولى این قوانینى که عجالتاً پیشنهاد شده به کمیسیون عدلیه مى­رود قوانینى است که از نقطه­نظر اصلاح عدلیه نهات درجه لزوم و اهمیت را دارد از قبیل قانون ثبت اسناد و غیره که هر یک در موقع خود به عرض مجلس خواهد رسید و براى این که خاطر آقایان را از هر جهت مطمئن نموده باشم در پایان عرایض خود عرض مى­کنم که ممکن است اعضاء عدلیه را در این موقع زیاد کند که این نگرانى هم در بین نباشد مثلاً حالا اگر کمیسیون عدلیه هشت نفر عضو دارد مى­توانند دوازده نفر یا بیشتر انتخاب کنند تا کاملاً آقایان اطمینان داشته باشند.

رئیس - (خطاب به آقاى فتح‌الدوله)

اخطار نظامنامه­تان را بفرمایید

فتح‌الدوله - ماده سى­ام را اجازه مى­فرمایید بخوانم‏

رئیس - قرائت فرمایید.

فتح‌الدوله - ماده سى­ام نظامنامه داخلى مى­نویسد لوایح مذکوره که طبع و توزیع خواهد شد باشد داراى مقدمه باشد که متضمن دلائل آن

+++

است لوایح به توسط رئیس مجلس شعبه­ها یا چنان که در ماده 23 ذکر شد به کمیسیون موجود فرستاده مى‌شود که پس از راپورت آن کمیسیون لایحه قانون در مجلس مطرح شور شود.

در این لایحه که از وزارت عدلیه پیشنهاد شده لایحه است که هم داراى مقدمه و هم داراى مواد است و باید قبلاً برود به کمیسیون عدلیه و به مجلس راپورت بدهند.

رئیس - اولاً این لایحه قانونى نیست و مثل همان پیشنهاداتى است که سابقاً به مجلس مى­شد مثل پیشنهاد تجدید نظر در قانون انتخابات و غیره و این پیشنهادى است که لازم به دو شور هم نیست احتیاطاً بنده عرض کردم شور در کلیات است براى این که بیشتر بتوانید در این موضوع حرف بزنید به علاوه در جلسه قبل که بنده عرض کردم جزء دستور مجلس خواهد بود اگر اعتراضى داشتید در آن جلسه باید اظهار کرده باشید.

فتح‌الدوله - بنده حاضر نمودم‏

رئیس - حالا هم موقعش نگذشته در ضمن مذاکرات کلیات ممکن است اظهار بفرمایید اگر آقایان موافق باشند که این یک لایحه قانونى است و باید برود به کمیسیون ممکن است نظریه جنابعالى اجرا شود.

وزیر عدلیه - بنده وقتى که مى­خواهم استفاده از کرسى نطق بنمایم خیال نفرمایید براى حمله با تندى یا جواب­گویى نماینده محترم اصفهان آقاى شیخ‌الاسلام است نه براى این به اینجا نیامده­ام چون به دو چیز سابقه دارم یکى این که مى­دانم نماینده محترم اصطلاحات خاصى دارند که باید برایش معانى خاصى قائل شد دیگر این که تجربه گذشته به من اجازه مى­دهد این طور نتیجه بگیریم که تصمیمات مجلس شوارى ملى متأسفانه هیچ وقت موافقت با عقیده ایشان نمى­گردد پس با اطلاع به حقیقت این دو مسئله براى حمله و جواب­گویى ایشان نیامده­ام بلگه از کرسى نطق مى­خواهم دو استفاده بکنم یکى این که از آقاى رئیس‌الوزرا محترم خود تشکر کنم و یکى این که مسلک و مشى خودم را مادام که وزیر عدلیه هستم به عرض برسانم اما قسمت تشکر که زبان من قاصر و عاجز است از این که بتوانم اظهار تشکر کنم و اما راجع به مسلک خودم در اینجا گفته شد که یک وقتى من در ضمن صحبت گفته­ام اطلاع از وزارت عدلیه ندارم راست است حالا هم تکرار مى­کنم اگر چه در این مملکت سرتاسر مملو از متخصصین دروغى هم ممکن بود ادعا کند که متخصص هستم زیرا سابقه تحصیلات من و حضور من در ادوار مختلفه در مجلس به من اجازه مى­داد که در قانون­دانى و حقوق­دانى اظهار علم کنم ولى من شکسته نفسی مى­کردم و اظهار علم نمى­کردم ولى با همه این حال چه در آن­وقت و چه حالا که وزیر عدلیه هستم که در زنده بودن من در قانون مجال انکار نیست و آن اصل پیش من محرز است که باید در تمام مملکت قانون حکمفرما باشد و تردیدى هم نداشتم که علاقمندان به اجراى قانون ممکن است روزی طرف حملات شدید واقع شوند و من عالماً عامداً دانسته و فهمیده خود را حاضر براى حملات کرده­ام و در صحنه و میدان مبارزه داخل شدم و به واسطه همین حملات چند روز خودم مى­دانستم که عنقریب مورد حملات واقع خواهم شد ولى هیچ نمى­دانستم که اولین نمایش این حمله در خود مجلس شوراى ملى خواهد بود و کارهایى که در این مدت قلیل کرده­ام چه بوده قبل از من احکامى در وزارت عدلیه متراکم شده بود که به واسطه بعضى ملاحظات از اجراى آن خوددارى مى­شد من با اجازه از رئیس متبوع خودم حکم کردم که تمام آن احکام اجرا شود تشبثاتى هم حاصل شده و سابطى هم به میان آمد ولى آقاى شیخ‌الاسلام من غیر مطلع با اجازه از رئیس معظم خود حکم کردم به هیچ یکى از آنها ترتیب اثرى داده نشود و احکام کماکان اجرا شود من موقعى که وارد عدلیه شدم دیدم دوسیه­هایى از قضات بدکار از قضاتى که حقوق مردم را پایمال کرده وزیر پا گذارده­اند جمع شده گفتم باید تمام آن دوسیه­ها ملاحظه شود و مجلس مشاوره عالى هفته­ای چهار پنج روز تشکیل شود و آن قضات بدکار را محاکمه کنند تا این که بدانند بدکارى مستلزم مجازات و عقوبت است من حکم کردم در مطبوعات اعلان نمودم که براى انتخاب اعضاء عدلیه مسئله امتحان اجرا شود گفتم قوانینى که یک قسمت آن فراموش شده و اعضاء عدلیه توسط سفارش و توصیه پذیرفته مى­شدند در آتیه اجرا شود و سفارشات را کنار بگذارند و فقط قانون حکمفرما باشد من گفتم هر کس مى­خواهد داخل عدلیه شود هر کس مى­خواهد در عدلیه استخدام اختیار کند باید امتحان بدهد زیرا من معتقد به علم و فضل و استحقاق فضلى هستم و باید قضات داراى معلومات کافیه باشند تنها لباس و هیبت براى صلاحیت قضاوت کافى نیست من حکم کردم محاکم مجانى که براى باز کردن از سر خودشان به ولایات مى­فرستادند و بدون این که فکر کنند حقوق آنها از کجا و از چه محل است موقوف شود من گفتم فقط دولت باید محاکمى داشته باشد که بتواند حقوق آنها را تأمین کند که در نتیجه قاضى از حیث حقوق محتاج به پیدا کردن دعوی و مشغله براى خود نباشد زیرا وقتى که دولت حقوق او را تأمین کرد آن­وقت بى­طرفانه و از روى عدالت مى­توانم قضاوت کنم این است اقداماتى که تاکنون کرده و بعد هم براى اصلاحات خواهم کرد صریحاً عرض مى­کنم اگر مجلس شوراى ملى این مسلک مرا قبول ندارد و من وزیر عدلیه غیر از این مسلک نمی­توانم باشم. شأن رئیس­الوزرا و شأن گذشته خود به من اجازه نمى­دهد که وزیر عدلیه غیر از این مسلک باشم و برخلاف قانون رفتار کنم این به طور مقدمه بود که عرض شده به علاوه این را هم عرض مى­کنم که بدى یک وزیر ممکن است دلیل بدى یک لایحه نباشد زیرا در ذیل این لایحه قطع نظر از این که امضاء مرا مى­بینید امضاء همان کسى را که در پشت این کرسى خطابه از او تمجید و ستایش گردید ملاحظه مى‌فرمایید چه این لایحه را آقاى رئیس‌الوزرا هم امضاء فرموده­اند وانگهى زندگانى خصوصى و اخلاق شخصى من در خوبى و بدى این لایحه مؤثر نیست اما در اصل مطلب وقتى که درست مراجعه و فکر کردم نفهمیدم ایراد جناب مستطابعالى (خطابه شیخ‌الاسلام) چه بود؟ اگر ترس از این است که قوانینى که در کمیسیون عدلیه مى­گذرد و موافقت کامل با قوانین مقدس اسلامى بکند براى رفع این نگرانى دو طریق موجود است یکى این که اگر وجود خود حضرتعالى این مسئله را تأمین مى­کند ممکن است بنده از مجلس شوراى ملى تقاضا کنم که حضرتعالى را براى عضویت کمیسیون انتخاب کنند که این مسئله هم تأمین شده باشد و خودتان تشریف داشته باشید و مسلماً با عضویت جنابعالى در کمیسیون باید امیدوار بود قوانینى که از آنجا خواهد گذشت کاملاً موافقت با قوانین شرع مقدس اسلام خواهد کرد و دیگر این که به طورى که آقاى رئیس‌الوزرا فرمودند چند نفر دیگر بر عده اعضاء کمیسیون افزوده شود تا عده اعضاء به دوازده نفر بالغ بشود در این صورت باید اعتراف کرد که این دوازده نفر از علما و وکلایى که در کمیسیون عدلیه هستند لااقل یک اطلاعات و احساسات مسلمانى دارند که قوانینى که از آنجا مى‌گذرد مطابقت با قوانین شرع مطهر اسلام داشته باشد و اگر فرضاً به شدت جنابعالى نباشد باز علاقمند هستند که قوانین موضوعه مطابق با قوانین اسلامى باشد در هر صورت هر یک از این دو نظر را اتخاذ فرمایند بنده شخصاً نهایت درجه موافقت را دارم و چون مطلب دیگرى در اصل لایحه نفرمودید بنده عرایض دیگرى نمى­کنم.

(از طرف نمایندگان ‌- احسنت)

رئیس - آقایان وحید‌الملک - نصرت‌الدوله - ارباب کیخسرو مخالف هستید یا موافق؟

نصرت‌الدوله - بنده موافقم‏

رئیس - حاج شیخ اسد‌الله‏

حاج شیخ اسد‌الله - موافقم‏

رئیس - حائرى‌زاده (اجازه)

حائرى‌زاده - اولاً باید فهمید که ماها وکیل در توکیل هستیم یا خودمان مستقیماً باید در کارها دخالت کنیم گمان می­کنم ما چنین حقى را نداشته باشیم مگر در اجرائیات قوانین که به هیئت دولت اجازه بدهیم موکلین ما را در اینجا فرستاده­اند که خودمان دخالت در امورات آنها بکنیم نه این که دیگرى را وکیل کنیم فقط در اجرائیات مى­توانیم هیئت دولت را وکیل در اجراى احکام و قوانین کرده و این امر را به آنها محول کنیم ولى در اصل قانون­گذارى ما همچون وکالت نداریم که به کمیسیون عدلیه اجازه قانون‌نویسى بدهیم و بعد به آنها بگوییم بدون این که ما نظرى داشته باشیم شما خودتان قانون بنویسید و اجرا کنید قانون اساسى فقط قانونگذاری را حق مجلس شوراى ملى و مجلس سنا و حق شاه قرار داده و هیچ در آنجا نوشته نشده که مجلس حق قانونگذارى را احاله به کمیسیون

+++

بکند که در آنجا قانون نوشته و بعد اجرا شود و دیگر ترتیبات گذشته این قوانین موقتى که از کمیسیون مى­گذرد به ما حالى کرده که چندان موافق عادات و اخلاق عمومى نیست چرا؟ به جهت این که از مجلس شوراى ملى نگذشته و فقط نظریات خصوصى بر حسب وضع این قانون بوده است جمله دیگرى که آقاى وزیر نوشته­اند مبنى بر این که این قانون قانون موقتى است بنده نمى­فهمم غیر از قوانین دیانتى ما که قانون ابدى و جاوید است دیگر کدام قانون است که موقتى نباشد غیر از قوانین دیانتى و مذهبى یک قانونى به بنده نشان بدهید که قانون ابدی باشد غیرممکن است زیرا هر قانونى از مجلس گذشته ممکن است دوباره مجلس در او تجدید نظر کرده و معایب او را رفع و اصلاح کند پس اساساً قوانینى هم از مجلس مى­گذرد قوانین موقتى است تنها قوانین مذهبى ما است که ابدى است ثانیاً اشاره شده که سابقاً به کمیسیون عدلیه اجازه داده شده بود.

بنده قوانین دوره دوم و سوم را مراجعه کردم و همچو چیزى ندیدم که مجلس به کیسیون عدلیه اجازه وضع قوانین و اجراى موقت آن را داده باشد که اکنون ما به آن سابقه اعمال و تعقیب کنیم فقط قانونى که در مجلس گذشته قانون قبول و نکول بروات بوده که بعد هم اصلاح شد یکى قانون ثبت اسناد بوده که خودشان فرمودند موقتى بوده و بنده هم معتقدم که باید تجدید نظر در آن بشود یک قانون تجارتى هم از کمیسیون عدلیه گذشته و یک شرحى آقاى رئیس به وزارت عدلیه نوشته­اند که این قانون موقتى از کمیسیون عدلیه گذشته و براى شما فرستاده شد و مجلس به کمیسیون عدلیه خودش اجازه داده است که شما قانون بنویسید و به آقایان وزرا بدهید اجرا کنند همچون چیزى را بنده در قوانین موضوعه دوره دوم و سوم ندیده­ام که حالا سابقه شده باشد این جمله را هم متذکر مى­شوم که قانون موضوعه باید متناسب اخلاق و عادات عمومى باشد.

مرام­نامه قانون نمى­شود مسوده قانون قانون نمى­شود در این مملکتى که به عقیده آقاى تدین در هر صد نفرى پنج نفر باسواد یافت نمى­شود و به فرمایش آقاى ملک­الشعرا در هزار و دو نفر باسواد ندارد این قانون پیچ در پیچ و این اصول محاکمات احقاق حق عمومى را نمى­کند چرا این قوانین تا حال در مملکت عملی نشده برای اینکه از مجلس شورای ملى نگذشته و افکار عامه نمایندگان ملت در آن مدخلیت نداشته فقط افکار چند نفر که تحصیلاتشان در اروپاى سرمایه­دار بوده و به اصول سرمایه­دارى انتیمه و مسموم شده‏

وضع قانون براى مملکت ما عملى نیست ملت ایران همان طور که آقاى شیخ الاسلام فرمودند مسلمان و مذهب ما هم اسلام است و اگر عده قلیلى در مملکت هستند که با ما هم­مذهب نیستند آنها هم به واسطه نفوذ اکثریت اهالى مملکت نمى­توانند مخالفت کنند و طبعاً مقهور هستند.

ما سیر قهقرایى نمی­توانیم بکنیم قانون اسلام قانون را به طور مساوات معین نموده و فرقى بین وزیر یا وکیل فقر یا پادشاه به هیچ‌وجه نگذاشته و تمام را در مقابل قانون مساوى قرار داده اروپاى سرمایه­دار این امتیازات را بین افراد قائل نشده مملکت اسلامى که متجاوز از هزار و سیصد سال است قوانین مقدسه اسلامى را اجرا کرده سیر قهقرا­ى نباید بکند و نباید به اصول سرمایه­دارى اروپا برگردد در این جا چون مذاکره از قانون جزاى عرفى شد باید عرض کنم پس از این که بنده مراجعه به این قانون کردم دیدم مجازات را بالتساوى براى افراد قرار نداده با این که چنانچه عرض شد همه در مقابل قانون از شاه و گدا یکسانند معذالک این قانون امتیاز را قائل شده است بنده قانونى که بین افراد و صفوف فرق بگذارد صحیح نمى­دانم و عقیده دارم که قانون مطابق افکار و عایدات عمومى باید نوشته شود.

بنابراین بنده صحیح نمى­دانم که کمیسیون عدلیه قانون وضع کرده و حقوق عامه را تضییع کند اگر چنانچه آقاى مدرس وزیر عدلیه بودند و ایشان قانونى پیشنهاد مى­کردند ممکن بود امروز را به سکوت گذرانید و یک چندى براى آزمایش او را به موقع اجرا گذارد ولى چون آقایان افکارشان خیلى عالى است و تحصیلاتشان در فرنگ بوده و افراد ممتازه مملکت هستند لذا عرض مى­کنم که باید قانون را مطابق اخلاق و عادات عمومى نوشت و عقیده ندارم به دست خودمان حقوق فاطیه؟؟ ملت را تضییع کنیم مثلاً قضاتى هستند که خودشان این قوانین را نمى­فهمند پس چطور باید توقع داشته باشیم که عامه ملت ایران این قانون را بفهمند و حفظ حقوق خود را بکند از احکامى که از روى اصول این قانون از محاکم صادر مى­شود از هر صد حکم پنج حکم مطابق واقع نیست هر وکیل زبردست و طرارى که مى­توانسته است تشبث به قانون کرده و معانى براى مواد آن قانون درست کند طرف خود را که نمى­فهمد محکوم کرده است صمصام­السلطنه در این مملکت آدم ضعیفى نیست معذالک فریادش از این قانون بلند است براى این که نمى­فهمیده است و وکیل او تضییع حقوقش را نموده است و عده قلیلى از قضات هستند که قانون را مى­فهمند پس این قانون مناسب با اخلاق نیست و باید تجدید نظرى در او بشود این مملکت مملکت اسلامى است هم چنانچه خداوند رحمن در قرآن اشاره کرده و به اصول حکمیت مأنوس است اگر چنانچه این قوانین پیچ در پنچ نفى شود و یک اداره ثبت اسناد صحیحى براى جلوگیرى دعاوى آتیه تأسیس شود و مرافعات را به اصول حکمیت قطع و فصل کنند و در امور شرعیه رجوع به حکام شرع نمایند دیگر این قانون پیچ در پیچ لازم نیست فقط چند ماده قانون ممکن است در چند جلسه از مجلس بگذرد که مطابق اخلاق و مذاق عمومى باشد در موقعى که بنده راجع به بودجه عرایضى مى­کردم حضرت والا شاهزاده نصرت‌الدوله فرمودند حرف­هاى فلان کس عملى نیست حالا بنده از ایشان سؤال مى­کنم آیا این قوانین امروز عملى است و ممکن است اجرا شود؟ صرف نظر از این که موافق اخلاق و عادات عمومى نیست و صلاحیت قانون شدن را ندارد بنده عرض مى­کنم قانون جزاى عرفى با این اصولى که معین شده اسباب و آلات او هنوز در این مملکت میسر و فراهم نیست حبس مقید حبس مجرد در قلاع و امثال اینها اگر گدا جلو آدم را گرفت چند وقت باید حبس بشود آیا این ترتیبات عملى است.

آقاى شیخ‌الاسلام - قانون جزاى عرفى که مطرح نیست چرا مذاکره مى­کنید.

حائرى‌زاده - در مملکت ما که مملکت اسلامى است در شرعیات باید مراجعه به حکام شرع بکنند و در عرفیات باید اصول حکمیت را معمول کنند و وزیر عدلیه باید هفت هشت ماده که تفکیک شرعیات از عرفیات کند باید در چند جلسه از مجلس بگذراند و دیگر محتاج نیست که کار غلطى را بکنیم و حق وکالتى را که نداریم به دیگران بدهیم جمله دیگرى که آقاى وزیر عدلیه فرمودند حکم کرده­اند قضات بدون امتحان داخل نشوند من کسى را سراغ دارم علاوه بر این که امتحان نداده جانى هم هست و حالا هم لازم نمى­دانم او را اسم ببرم و منفصل هم شده بود ایشان به او کار داده­اند فرمودند قضات بدون مواجب و محاکم بدون بودجه را امر فرموده­اند موقوف بشود براى این که محاکمى که باید از عایدات امور خود را بگذرانند مجبور خواهند بود هر روز براى پیدا کردن دعاوى براى مردم انتریک کنند و تحصیل حقوقى نمایند در صورتى که آن محاکمى که سابقاً بودجه نداشت و امروز که بودجه وزارت عدلیه پنجاه و پنج هزار تومان هم کسر شده و بر بودجه اداره ثبت اسناد اضافه شده ما مى­بینیم باز آن محاکم باقى است و موقوف نشده خلاصه این که اگر بخواهیم به اسم این که قانون موقتى است و باید از مجلس بگذرد بنده مخالفم زیرا به طورى که عرض شد همه قوانین موقتى است ثانیاً ماها وکیل در توکیل نیستیم که اختیارات خودمان را به دیگرى بدهیم که براى ما قانون وضع کرده و اجرا کنند.

رئیس - گمان مى­کنم مذاکرات براى امشب کافى است.

وزیر عدلیه - اگر آقایان مذاکرات را کافى مى­دانند آن وقت در دو قسمت فرمایش اخیر نماینده محترم لازم است دو کلمه توضیح عرض کنم.

رئیس - بقیه مذاکرات مى­ماند براى جلسه سه‌شنبه.

وزیر عدلیه - چون ایشان مطلب خارج از موضوعى فرمودند و در ضمن مذاکرات بیان فرمودند که یک قاضى تنها امتحان نداده است بلکه جنایت هم کرده است بنده عرض مى­کنم آن شخص رئیس عدلیه یزد بوده است.

حائرى‌زاده - عضو است نه رئیس‏

وزیر عدلیه - در هر حال از اعضاء عدلیه یزد است که برخلاف قانون منفصل شد و من از نقطه­نظر قانون موقتاً او را القاء کردم تا این که اگر در تحت شرایط عمومى منفصل

+++

شدنى است منفصل شود و اگر هم بالعکس القاء شدنى است القاء شود و اگر این خلاف قانون است من همچو خلاف قانونى را کرده و اعتراف هم دارم اما نسبت به انحلال محاکم مجانى نگفتم محاکم مجانى منحل شوند زیرا خود این خلاف قانون بود تکلیف این مسئله در ضمن بودجه عدلیه معلوم خواهد شد یک اصلى را بنده اتخاذ کرده‌ام و آن این است که باید تمام محاکم داراى بودجه باشند و بر روى این اصل بودجه عدلیه را تهیه کرده­ام و به مجلس خواهم آورد و آن دقیقه که مجلس پیشنهاد مرا تصویب کرد یک ساعت بعد تلگراف انحلال تمام محاکم مجانى از طرف من صادر خواهد شد.

رئیس - چون روز شنبه مصادف با عید مشروطیت است لذا جلسه موکول به روز سه‌شنبه دو ساعت به غروب خواهد شد و دستور آن‏

اولاً بقیه مذاکرات در راپورت کمیسون بودجه از ماده دوازدهم.

ثانیا بقیه مذاکرات در لایحه که الان مطرح بود

حائرى­زاده - فرمایش آقاى وزیر عدلیه که فرمودند لازم است توضیح عرض کنم‏

رئیس - در جلسه دیگر توضیح بدهید آقاى مستشار‌السلطنه (اجازه)

مستشار‌السلطنه - نظر به علاقه که از طرف عموم نمایندگان محترم نسبت به وقایع اخیره آذربایجان احساس مى­شود در این موقع که آقاى رئیس­الوزرا تشریف برده­اند مى­خواستم از سایر آقایان وزرا سؤال کنم که قضیه آذربایجان به چه نحو خاتمه یافته و از نمایندگان آنجا تلگراف و خبر دارند یا خیر.

وزیر عدلیه - آقاى رئیس‌الوزرا تشریف دارند و خودشان براى جواب تشریف بیاورند.

(آقاى رئیس­الوزرا از اطاق خارج وارد شدند)

رئیس - آقاى وحید‌الملک راجع به آذربایجان سؤالى داشتید.

وحید‌الملک - بلى اوضاع آذربایجان متأسفانه در این چند روز گذشته باعث نگرانى زیاد شده و افکار را فوق­العاده متوحش ساخته مى­خواستم از آقاى رئیس‌الوزرا سؤال کنم اگر اخبار جدیدى از آذربایجان دارند که باعث تسکین افکار باشد بفرمایند.

رئیس‌الوزرا - راجع به قضیه تبریز آقایان مى­دانند در یک هفته قبل تلگرافى از تبریز رسید مبنى بر این که ژاندارم­هایى که در شرف­خانه بودند خودسرانه به طرف تبریز حرکت کردند بعد از زد و خورد مختصرى با نظامیانى که در تبریز بودند وارد شهر تبریز شدند و شهر را تصرف کردند و قواى دولتى به طرف قوم یاغى که در نیم فرسخى شهر تبریز واقع است کشیده­اند متعاقب این امر دو نفر از نمایندگان مجلس شوراى ملى که در تبریز هستند به تلگرافخانه آمده و بعضى مطالب به دولت اظهار داشته و اصلاح امر را خواستار شدند دولت هم راجع به اصلاحات اوضاع اینجا به اندازه­اى که مى توانست اقدام کرد و امیدوار بود با آن اقدامات رفع غائله بشود ولى متأسفانه از طرف ژاندارم­هایى که از شرف­خانه آمده و شهر را تصرف نموده بودند تقاضاهایى به عمل آمد که منافى با حیثیات دولت و مصالح مملکتى بود دولت هم از آنچه لازمه نصیحت و اندرز بود خوددارى نکرده وحتى­الامکان مى‌خواست امر را به مسالمت و بدون زد و خورد خاتمه دهد و مکرر به آنها متذکر شد که در این موقع که در شرفخانه و ساوجبلاغ اردو تشکیل یافته این اقدام فى الواقع یک عمل خیانتکارانه بر ضد مملکت است و اگر مطالبى داشتید مى­توانستید از خود شرفخانه به دولت اظهار کنید و ثانیاً تقاضا باید در یک حدودى باشد که مخالفت با قوانین مملکت و حیثیات دولت نداشته باشد و مخصوصاً براى این که دولت به این اشخاص مهلت بدهد و فکر کنند شاید از کار خود پشیمان شوند آنچه مى­توانست و درخور موقعیت بود به عمل آورده و یک چندى هم با آنها مهلت داد و در این مدت چه از طرف دولت و چه از طرف بعضى از آقایان نمایندگان نصیحت­هاى لازمه به آنها شد ولی متأسفانه مؤثر واقع نگردید سهل است به طورى که خبر رسید دیروز خود آنها مبادرت به حمله به قواى نظامى دولت کرده­اند و به موجب اخبارى که از منابع صحیحه داریم باز نظر به دستورالعمل­هایى که دولت داده بود قوه نظامى حتى­الامکان از حمله به آنها خوددارى کرده و آنچه مى­توانستند اقدام کرده که شاید آنها را منصرف بکنند و به طور خوشى این غائله رفع شود ولى هر چه از این طرف نصیحت شده بود بر حمله و جسارت آنها افزوده مى­شده و بالاخره کار به جنگ منجر شده است و پس از مختصر زد و خوردى قواى نظامى وارد شهر شده شهر را از تصرف آنها بیرون آورده‌اند رئیس آنها که لاهوتى باشد فرار اختیار مى­­کند و ژاندارم­ها تسلیم شده­اند و موافق اطلاعى که از منابع رسمى و همچنین تلگرافى که از امیر لشکر شمال رسیده شهر در تصرف قواى دولت و امنیت کامل برقرار است و موافق تعلیماتى که به رئیس قشونى داده شده بود کمال مهربانى نسبت به اهالى مى­شود و هر نوع اقداماتى که براى تسکین قلوب مردم لازم بود به عمل آمده پس از رسیدن این اخبار با وجود این که دستورالعمل براى حفظ مال و جان اهالى و حقوق اتباع خارجه داده شده بود و مى­دانستم کمال مواظبت از طرف قشون خواهد شد مجدداً تأکیداتى شد و یقین دارم با این ترتیبى که عرض کردم رفع این غائله به خوبى و خوشى بشود و تلفات هم به حمدالله خیلى کم است و گمان مى­کنم بیش از چهل پنجاه نفر نبوده این اخبارى که عرض کردم مطابق اطلاعاتى است که از منابع رسمى تصدیق شده اگر بعد از این هم اخبارى برسد البته به عرض مجلس خواهم رساند.

رئیس - آقاى نظام‌الدوله (اجازه)

نظام‌الدوله - چون به موجب فرمایشاتی که آقای رئیس‌الوزرا فرمودند رضایت و رعایت خاطر اهالی را رد نظر داشته­اند و اسباب رفاهیت آنها را فراهم نموده­اند و قوای دولتی هم به طور خوشی با مردم رفتار کرده­اند بنده عرض می­کنم که در واقع آذربایجان برای مملکت به منزله یک قلبی است و در این موقع که دولت برای آسایش اهالی اقدامات مجدانه مبذول فرموده­اند نهایت تشکر از ایشان حاصل است.

رئیس - آقای فهیم‌الملک (اجازه)

فهیم‌الملک - بنده در دستور عرض دارم و مى­خواهم عرض کنم به طورى که آقایان مستحضرند عده­اى از نمایندگان محترم قسم نخورده­اند و البته با این ترتیب در موقع اظهار عقیده و رأى آزاد هستند لذا استدعا مى­کنم دستور جلسه آتیه مراسم تحلیف آقایان به عمل آید و در صورتى که استدعاى بنده قبول شود از آقاى شیخ الاسلام تقاضا مى کنم برخلاف دفعه سابق اگر موانعى دارند رفع کنند که در موقع حاضر براى تحلیف باشند.

شیخ‌الاسلام - این مسئله را آقاى رئیس باید امر بفرمایند الان یک قرآن بیاورند تا بنده قسم بخورم قسم خوردن آسان است ولى عمل کردن به قسم مشکل است.

رئیس - اشخاصى که قسم یاد نموده­اند رور سه‌شنبه قسم یاد خواهند نمود و بعد از اتمام آن داخل در دستور مى­شویم.

(مجلس سه ساعت و نیم از شب گذشته ختم شد.)

رئیس مجلس مؤتمن‌الملک‏

+++

یادداشت ها
Parameter:292056!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)