صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس سنا » دوره دوم مجلس سنا

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس سنا ،دوره 2
[1396/06/21]

جلسه: 6 روز شنبه 11 اردیبهشت ماه 1333  

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان : آموزگار - دکتر صدیق - جمال امامی

3 - گزارش نتیجه انتخاب هیأت رئیسه کمیسیون‌ها

4 - استرداد طرح پیشنهادی آقای دکتر ملک‌زاده و جمعی دیگر

5 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مشروح مذاکرات مجلس سنا ،دوره 2

 

 

جلسه: 6

روز شنبه 11 اردیبهشت ماه 1333

 

فهرست مطالب :

1 - تصویب صورت مجلس

2 - بیانات قبل از دستور آقایان : آموزگار - دکتر صدیق - جمال امامی

3 - گزارش نتیجه انتخاب هیأت رئیسه کمیسیون‌ها

4 - استرداد طرح پیشنهادی آقای دکتر ملک‌زاده و جمعی دیگر

5 - موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

 

مجلس ساعت 10 به ریاست آقای حکیمی تشکیل گردید .

1 - تصویب صورت مجلس

رئیس - چون بدواً جلسه خصوصی داشتیم تشکیل جلسه علنی قدری تأخیر شد صورت مشروح مذاکرات جلسه 6 اردیبهشت ماه طبع و توزیع شده است اگر نظری هست بفرمایند آقای دهستانی بفرمایید .

دهستانی - در قسمت 5 عرایضی که بنده کرده‌ام در تجدید قوانین مالیاتی بعد از جمله دریافت نوشته شده تحمیل به خزانه دولت منظور بنده تحویل بخزانه دولت بود .

دکتر صدیق - مرقوم بفرمایید اصلاح می‌شود .

مؤید ثابتی - مرقوم بفرمایید بدهید به تندنویسی اصلاح می‌کنند .

دهستانی - در اینجا باید عرض کنم که اصلاح می‌فرمایید که بنویسم بدهم اطاعت می‌شود

رئیس - آقای سزاوار

سزاوار - نسبت به صورت مجلس وقتی که ریاست محترم می‌فرمایند نظری نیست و مورد تصویب واقع می‌شود بایستی آن صورت مجلس صحیحا ً تنظیم شده باشد در اینجا نوشته شده در قسمتی که بنده عرض کرده‌ام در انتخابات کسی مصدوم نشد نوشته‌اند مسموم نشد در صورتی که کلمه مسموم صحیح نیست ( بعضی از نمایندگان اصلاح می‌شود )

به علاوه مطالب دیگری هست که بنده با اداره تندنویسی طرح می‌کنم و انشاءالله امیدوارم که بیشتر رعایت بفرمایند که عبارت را نه زیاد بکنند و نه کم که تنظیم عبارات درست باشد . ( صحیح است ) .

رئیس - آقای فرخ .

فرخ - همان طور که آقایان فرمودند در قسمت تندنویسی صورت مجلس اشکالاتی هست این است که بنده تقاضا می‌کنم که رئیس تندنویسی پس از جلسه مذاکرات را به ناطقین بدهند که اصلاح لازم به عمل آید بعد طبع کنند که محتاج به اعتراضی نشود و تمنی می‌کنم که هیأت رئیسه به قسمت تندنویسی دستور بفرمایند که اشکال پیش نیاید .

رئیس - آقای مؤیدثابتی

مؤیدثابتی - این صورت جلسه که طبع و توزیع می شو مجددا بعد با اصلاحات طبع می‌شود این برای این است که اگر آقایان نظری دارند بفرمایند و بعد از این که صورت جلسات را ملاحظه فرمودند هر نظری که دارند به اداره تندنویسی بدهند که در طبع مجدد اصلاح شود و عموماً همین طور است .

رئیس - چون دیگر نظری نیست تصویب می‌شود . اسامی غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود .

( به شرح زیر قرائت شد )

غائبین بی‌اجازه آقایان : دکتر سید حسن امامی ( امام جمعه ) سید محمد صادق طباطبایی ، دکتر امیراعلم ، محمدتقی اسعد

2 - یبانات قبل از دستور آقایان - آموزگار - دکتر صدیق - جمال امامی

رئیس - نطق قبل از دستور شروع می‌شود آقای آموزگار

آموزگار - بنده در مذاکره در برنامه دولت اسم نوشته بودم که مطالبی که به نظر خودم خیلی مهم می‌آید به اطلاع دولت برسانم و البته هفت یا هشت نفر که اسم می‌نویسند برای مذاکره در برنامه دولت حداکثر آئین‌نامه برای هر کدام وقت معین کرده است و اگر همه آنهایی که اسم نوشته بودند صحبت می‌کردند به عقیده بنده از وقت دولت هم چیزی تلف نمی‌شد زیرا برای دولت از این قبیل تلفات وقت ( اگر اسمش را تلفات بگذارند ) خیلی زیاد هست ولی چون آن روز گفتند که مذاکرات کافی است سه نفر از ماها موفق نشدیم عرایض خودمان را بکنیم و اما عرایضی  که در برنامه دولت می‌شود خیلی مؤثر است و آئین‌نامه هم اساساً پیش‌بینی کرده است برای این مطلب که آقایان وزرا باشند و مطالب گفته شود زیرا آنها نه روزنامه می‌خوانند و نه وقت دارند و نه به نقل قول می‌توانند مطالب را متوجه شوند و بسا مطالب هست که توجه دولت نسبت به آنها لازم است .

خصوصاً وقتی که از طرف موافقین گفته شود که هیچ نظر سویی در کار نیست و بنده به سهم خودم چون اولین دفعه‌ای است که می‌خواهم صحبت کنم جزیی یادداشتی دارم که راجع به چهار موضوع مهم است که امیدوارم آقایان توجه بفرمایید شاید با نظر بنده موافقت بفرمایید .

یکی موضوع دادگستری است یکی موضوع فرهنگ است یکی موضوع راه است و یکی هم موضوع تبلیغات است و چون البته در نطق قبل از دستور فرصت کم هست یعنی یک ربع بیشتر نمی‌شود صحبت کرد و جمعا باید یک ساعت باشد ولی گویا سه نفر بیشتر اسم ننوشته‌اند و بنده ده بیست دقیقه ممکن است یک قسمت از عرایضم را به عرض برسانم و بقیه را در جلسه آینده به عرض می‌رسانم موضوعی را که می‌خواستم حضور آقایان عرض کرده باشم البته به عنوان تذکر است چون اغلب آقایان سابقه‌شان بیشتر ازبنده است .

و این طور مذاکرات در مجلسین خیلی زیاد است ولی چون گاه باشد که کودک نادان به غلط بر هدف زند تیری مکن است این عرایضی که بنده می‌کنم خاطر آقایان نباشد اولین موضوعی که عرض می‌کنم موضوع قوه قضائیه است و به عنوان تذکر عرض می‌کنم که اصل 27 متمم قانون اساسی قوه قضائیه را تعریف کرده و حتی در ردیف نوشتن هم قوه قضائیه را بر قوه اجرائیه مقدم داشته است و این اهمیت قوه قضائیه را می‌رساند که در قانون اساسی مقدم داشته است اصل 28 متمم قانون اساسی به کلی این دو قوه را از هم مجزی کرده است به طوری که قوه مقننه و قوه مجریه به هیچوجه حق دخالت را در قوه قضائیه ندارند با این تذکری که عرض کردم متاسفانه دخالت‌های

+++

قوه مقننه و دخالت‌های دولت در زمان دولت‌های گذشته سبب شده است که قوه قضائیه ما به تمام معنی فلج شده است واین عرضی را کسی خدمت آقایان می‌کند که مدت 20 سال در دیوان کشور ور در محاکم دیگر مرتبا مشغول انجام وظیفه بوده است  و پرونده‌هایی که بنده دیده‌ام و آقایان هم پوشیده نیست که در تمام این مدت استقلال عملا از قوه قضائیه سلب شده است و دخالت دولت در قوع قضائیه بوده و قوه مقننه تا سال گذشته دخالت صریح و روشنی نکرده بود جز یک دخالتی تقریبا در 25 سال پیش خدا رحمت کند آن کسی را که خواست عدلیه ایران را اصلاح کند .

و روی مصالح وقت تفسیر قانون اساسی را برد مجلس شورای ملی و اصل 82 را تفسیر کرد. اصل 82 که تفسیر شد برخلاف قانون اساسی بود زیرا تفسیر قوانین عای از وظایف مجلس شورای ملی است و تفسیر قانون اساسی با واضعین قانون اساسی است یعنی با مجلس مؤسسان و این امر به نظر بنده نظری نیست و از بدیهیات است ( صحیح است )

و اگر این امر بدیهی را ما نظری بگیریم در این صورت تمام امور بدیهی ممکن است نظری هم باشد به این کیفیت که قوه مقننه و قوه مجریه دخالت می‌کنند در قوه قضائیه .

عدالت اجتماعی که منظور نظر اعلیحضرت همایونی و تکیه کلام ایشان در اغلب نطق‌هایشان منظور نظر ما است هیچ وقت عملی نخواهد شد .

موضوع دیگر موضوع استقلال قضاوت است که همه دم می‌زنیم از استقلال قضاوت ولی دو دسته تشکیل شده یک دسته می‌گویند قضاوت استقلال نداند به ایشان استقلال بدهید یک دسته دیگر می‌گویند حالا که قضاوت استقلال ندارند این طور هستند اگر استقلال داشته باشند شمر هم جلودارشان نمی‌شود .

این هم به عقیده بنده اشتباه است قضات استقلال دارند قانون اساسی در اصل 81 و 82 استقلال تام و تمام به قضات داده است هیچ کس نمی‌تواند قاضی را یعنی مراد از قاضی که عرض می‌کنم به اصطلاح عملیه قاضی‌های نشسته هستند یعنی حاکم محکمه نه قضات ایستاده که در دادسرا دادستان و دادیار میباشند منظور حاکم محکمه است و عرایض بنده متوجه قضات است اصل 81 و 82 گفته است که هیچ قوه‌ای نمی‌تواند بدون رضایت قاضی را تغییر بدهد حتی تغییر محل هم نباید بدهد اصل 82 را آمدند تفسیر کردند که مانعی ندارد اگر قاضی استیناف برود قاضی استیاف کرمان بشود مانعی نیست این طور تفسیر کردند اصل 82 را و البته تفسیر غلطی است و کابینه سابق و دولت سابق با آن همه گناهانی که کرد و مقابل بعضی از گناهان کفاره‌هایی داده است .

یکی از کفاره‌ها لغو تفسیر اصل 82 قانون اساسی است که لغو کرد و ازآن به بعد دیگر نمی‌توانند هیچ حاکم محکمه راحتی با همان پست و همان حقوق از محل خودش به جای دیگر بفرستند و حق ندارند تغییر بدهند پس قضات استقلال دارند حاکم محکمه استقلال دارد و آن استقلال را همان تفسیر اصل 82 از بین برده بود و متزلزل کرد و یکی هم دخالت‌های دیگر از جمله دخالت‌هایی که قوه مقننه کرده در قوه قضائیه بنده در اینجا نمی‌خواهم وارد موضوعاتی بشوم که حمل به تصورات یا نظریاتی بشود ولی آقایان بخوبی می‌دانند که قانون عفو قاتل و یا قانون مصادره اموال هر دو دخالت در قوه قضائیه بود ( صحیح است ) و خوشبختانه این افتخار برای مجلس سنا باقی ماند که هر دو را تصویب نکرد و این بزرگترین افتخار مجلس سنا است اما دولت‌هایی که رعایت این نکات را نمی‌کردند و مجلس شورای ملی و مجلس سنا که باید به دولت‌ها تذکر بدهند به جای این که تذکر ندادند مجلس خودش هم در این دخالت‌ها شرکت کرده و این خلاف قانون اساسی است و اما این که تفسیر قانون باید از خصوصیت مجلس شورای ملی باشد تصور می‌کنم که نه از حاضرین و نه در خارج هم از قضات عالی مقام کسی باشد که عبارتی که در اصل قانون اساسی نوشته شده است تفسیر قوانین از مختصات مجلس شورای ملی است است روشن نداند ولی قانون‌هایی که در عرض هم هستند و عادی هستتند نه قوانین طولی و این که این را سرایت بدهند به قانون اساسی صحیح نیست یعنی قانون که در اصل گفته شده است تفسیرش از مختصات مجلس شورای ملی است قوانین عادی است نه این که تفسیر قانون اساسی که اساس مشروطیت ایران است آن را هم اختیارش را بدهند به مجلس شورای ملی فردا ممکن است راجع به مذهب اثنی عشری ایران هم تفسیر بکنند و راجع به اصول دیگر مملکتی هم تفسیر بکنند .

بدیهی است که این از وظایف مجلس شورای ملی نیست و آنچه تفسیر شده است به عقیده بنده غلط و خلاف قانون اساسی بوده است .

موضوع دیگری که لازم است به عرض برسد این است که در عین حال که عرض کردم قوه قضائیه استقلال دارد و اگر یک وقتی بر علیه استقلالشان دخالت شده البته قانونی نبوده است نکته مهم این است که چرا در مملکت ما مردم از قضات ناراضی هستند و چرا قضات کم و بیش به وظایف خودشان عمل نکرده‌اند و خود بنده هم که از قضات بوده‌ام اگر کسی ایراد به خود بنده می‌کرد چقدر خوشوقت می‌شدم ایراد قضات این است که همان طور که قانون اساسی استثقلال به قضات داده است همان طور قانون استخدام قضات یک وظایفی برای قضات معین کرده و یک محکمه انتظامی تشکیل داده است اگر محکمه انتظامی شما در این مدت توانسته بود به وظایف خودش عمل بکند به عقیده بنده نود در صد قضات فاسد و نادرست ، درست می‌شدند چون اطلاع دارم و به حسن‌ظن اگر باور بفرمایید قضات متخلف قضاتی که برخلاف حیثیت قضایی عمل کرده‌اند قضاتی که کم و بیش روی عمل شدت روا نمی‌دارند چون سند که نمی‌دهند در اعمالی که در محاکم اعمال می‌شود و وقتی نظریات خصوصی را دخالت می‌دهند سند نمی‌دهند اما اگر چنانچه دادگاه انتظامی و دستگاه وزارت دادگستری واقعا رسیدگی می‌کرد و ادعانامه تنظیم می‌شد و به محکمه انتظامی می‌رفت در محکمه انتظامی مازات می‌شود از توبیخ کتبی شروع می‌شود تا کسر حقوق ، انفصال موقت ، انفصال ابد از خدمت دادگستری انفصال ابد از خدمت دولت چه مجازاتی برای قاضی بالاتر از اینها است اما تا ال کدام قاضی را منفصل کردند از خدمت و کدام قاضی را منفصل کرده‌اند از خدمات دولتی ؟اگر برای نمونه یک قاضی را منفصل کرده بودند به عقیده بنده تأثیر مستقیم دائر این امر داشت ولی باید دید دخالت وزارتخانه دخالت وزرا دخالت وکلا توصیه‌ها تهدیدها تاثیر تفسیر اصل82 که اگر آقا رأی می‌داد بر علیه تمایل اینها فلان قاضی را از اینجا سنگ قلاب می‌کردند به خراسان اینها را هم باید در نظر داشت چنانچه همین آقای لطفی اشخاص نجیبی را بدون جهت و سبب منتقل کردند از اینجا به آنجا البته بعضی از آنها مقاومت کردند و نرفتند.

محکمه انتظامی تا در دست عواملی بود که قدرت داشتند و محافظ کار نبودند مأیوس نبود چون رجالشان مردمان بسیار شریف و مردمان بسیار خوبی هستند که بنده بااغلب آنها کار می‌کردم یکی از قضات که مرحوم شده است خیال می‌کنم مرحوم کسروی بود یک اتهامی به او دادند که گویا رابطه نامشروعی با زن کسی پیدا کرده است و آن شخص عریضه‌ای انداخته بود جلوی اتومبیل اعلیحضرت فقید و ایان هم وزیر وقت را خواسته بودند که این قاضی عدلیه است ؟این کیست ؟رئیس بدایت تهران یعنی رئیس عدلیه تهران بوده است .

آن وزیر بالاخره ایشان را خواسته بود و یک توضیحاتی داده بود و خلاصه دو نفر از قضات را انتخاب کردند که به پرونده رسیدگی بکنند که  یکیش هم بنده بودم .

ما یک گزارش مفصلی داریم وقتی رفت به محکمه انتظامی ، محکمه انتظامی از ما پرسید که این به نظر شما تخلف از کدام قانون است .

کدام ماده قانون ، هر چه فکر کردیم این عمل منطبق با هیچ یک از مواد قانونی نمی‌شد اما اگر راست باشد یک قاضی رابطه نامشروع بتواند با زن کسی پیدا کند این البته خیلی خیلی بد است و چون این موضوع اگر هم صحت نداشت شهرت پیدا کرده بود شهر آن زن عریضه پیش ماشین اعلیحضرت انداخته بود گفتند حتما رسیدگی باید بکنید در محکمه انتظامی که جناب آقای طباطبایی که تشریف دارند آنجا بودند گفتند بدون مجازات نمی‌شود باید عنفوانی فکر کرد که قاضی متهم هم نشود به رابطه نامشروع تا چه برسد به این که صحت هم داشته باشد بالاخره رتبه آن قاضی 7 بود و دره بهش تنزل دادند 5 شد و گفتند به جرم سوء رفتار ، برخلاف شئون قضایی رفتار کردن و محکمه انتظامی عنوان محکومیت را این طور داد که  رئیس عدلیه تهران برخلاف شئون قضایی فتار کرده است و ایشان هم البته تعرض کردند و از عدلیه خارج شدند و حکم اجرا شد و حتمی شد . البته وقتی که دولت‌های سابق امثال مرحوم سید محمد فاطمی و مرحوم سید نصرالله تقوی امثال  مرحوم سید حسین رضوی که آقایان اغلب می‌شناسید ( سزاوار - آقای وجدانی ) بله آقای وجدانی آقای جهانشاهی که اینها فرشته‌هایی بودند . اینها قضایی بودند که در دو سه مورد آنچه به خاطر بنده می‌رسد نماینده‌هایی نظریاتی راجع به اصول جزایی بین‌المللی از قضات ایرانی خواسته بودند رأیی که محروم وجدانی و فاطمی داده بودند در کنگره‌ای که در وین تشکیل شده بود رأی قاضی ایران را قبول کردند و تحسین کردند آن وقت این آقایان را چه کار کردند ؟برای این که فلان رئیس‌الوزرا مخالف آنها بود بازنسته‌شان کردند مبالغه نیست اگر عرض کنم که آن شش نفری که اسم بردم چون تقریبا اوضاع زندگیشان کم و بیش سابقه داشتم عمر البته به دست خدا است ولی باور بفرمایید که دق کردند برای این که پس از 50 سال خدمت به این آب و خاک اینها را آمدند بازنشسته کردند در حالی که بعضی از آنها وقتی بازنشسته شدند شاید بعضی از آقایان اطلاع دارند که نان شب نداشتند کتابشان را فروختند و امرار معاش کردند وقتی که نسبت به این قضات این طور رفتار می‌شود کدام قاضی دلخوش باشد به وظیفه خود عمل بکند به نظر بنده چون معایب را گفتن خیلی سهل است فرض کنید که بنده سابقه دارم اطلاع دارم معایب را خوب تشیح کردم و گفتم ولی چه فایده دارد جز تاثر آقایان را زیاد کردن راه چاره را باید در نظر گرفت . چون بنده هر وقت عرض بکنم راه چاره را هم نشان می‌دهم عرض کنم که نظر بنده این است که ( دلم می‌خواست که هیات دولت هم تشریف داشتند که این عرایضی که می‌کنم بشنوند )

( زنگ رئیس )

رئیس - وقت جنابعالی تمام شده است .

آموزگار - اگر اجازه بفرمایید 5 ، 6 دقیقه دیگر عرض دارم - اگر احتیاج برای هم دارد تقاضا می‌کنم که رأی بگیرید .

عده از نمایندگان - بفرمایید مانعی ندارد .

رئیس - بفرمایید .

+++

آموزگار - تنها را ه اصلاح به عقیده بنده این است که محکمه انتظامی که الان هست یا خود اینها را وادار بکنی که از این محافظه کاری و یأس و ناامیدی دست بردارند یا اصلاح بکنید و تغییر بدهید آن وقت محظور بزرگی که الان دچار شده است وزارت دادگستری و دولت و البته دامنگیر مجلسین هم خواهد شد .

دویست نفر قاضی را منتظر خدمت کردن بنده دفاع از دویست نفر قاضی نمی‌کنم چون در بین آنها فاسده بوده‌اند ولی اکثرشان بیگناه و مظلوم بوده‌اند وزارت دادگستری نمی‌داند که کار ندارند به علاوه یک قاضی را مطابق قانون اساسی نمی‌تواند از کاربردارد و یا به جای دیگر بفرستد اینها هم اغلب مردمان خوبی بوده‌اند راه این است که محکمه انتظامی صحیحی باش یا همین اشخاصی که الان هستند یا آنها بروند کنار و اشخاص دیگری بیایند چون محافظه کاری و ناامیدی و یاس واقعا مانع کارکردن است اگر این طور باشد باید اشخاص و افرادی روی کاربیایند که بتوانند کار بکنند .

البته آن هم ترتیب خاصی دارد در موقع انتخابات دادسرایی درست کردند برای دادگاه انتظامی چندین دادیار دارد و دادستان دارد شکایاتی که از مردم می‌رسد می‌رود به آن دادسرا دادیارانی که آنجا هستند به عنوان قاضی مقدماتی و قاضی تحقیق هستند .

اینها بایستی باکمال بی‌طرفی با نظارت و ترتیبی که در بین کارشان است گزارش بدهند دادستان یا مخالفت می‌کند یا موافقت دادستان خاصی هم مطابق قوانین دولت سابق که هنوز به قوت خودش باقی است و این قسمت هنوز موقوف‌الاجرا نشده است و دادستانی دارد که آن دادستان با نظر دادیار یا موافقت می‌کند یا مخالفت ، می‌رود به دادگاه انتظامی تکلیف این دویست نفر قاضی را تعیین می‌کند اگر بین اینها افراد فاسدی بودند و یا شهرت و یا سندی بر علیه شان بو محکومشان بکنند بانفصال موقت انفصال ابد از خدمت دولت - محکوم نیستند بر می‌گردند و کار بهشان می‌دهند برای این که زحمت کشیده‌اند .

و اما راجع به پرونده‌هایی ‌که از اطراف جمع شده است انبار کرده‌اند و الان هست اینها را هم باید بفرستند به دادسرای محکمه انتظامی و از آنجا به فاصله معینی یعنی ظرف یک ماه یا دو ماه به این پرونده‌ها رسیدگی بکند تکلیف این قضاتی که بی‌گناه یا با گناه بودند ( تشخیص گناه داشتن یا نداشتن با محکمه انتظامی است ) یکسره بشود و مادامی که دویست نفر قاضی در خارج ناراضی هستند هزار نفر قاضی که بیشتر نداریم 800 قاضی می‌ماند .

دهستانی - تمام مردم هم ناراضی هستند .

آموزگار - دولت نمی‌تواند این کار را بکند و محکمه انتظامی هم نشسته است با حال یأس و ناامیدی و فلج به عقیده بنده هرگز عدالت اجتماعی و اصلاح دادگستری به عمل نخواهد آمد .

رئیس - آقای دکتر صدیق بفرمایید .

صدیق - بنده می‌خواستم ابتدا اظهار مسرت و بعد امتنان بکنم از این که جشن و کنگره ابن سینا الحمدالله با کمال آبرومندی انجام پذیرفت 75 نفر نمایندگان 26 مملکت در مدت ده روز مهمان ما بودند و در 11 جلسه کنگره 80 مقاله قرائت کردند که مورد استفاده تمام دنیا واقع خواهد شد چون من با بسیاری از آنها شخصا در این مدت تماس داشتم و از احساسات و عقائد و افکار آنها تا اندازه‌ای مطلع شدم مطلبی که عرض می‌کنم روی آن اطلاعات است الحمدلله به تمام آنها خوش گذشت و  راضی بودند از طرز مهمان‌نوازی ایرانی‌ها و نهایت قدردانی خودشان را در جلسه آخر که دیشب بود اظهار داشتند .

باید در این قسمت البته اظهار سپاسگذاری کرد اول از مقام رفیع سلطنت که دستورات مقتضی در هر موقع صادر فرمودند و بعد از هیأت دولت که بانهایت مساعدت در اجرای مقاصد انجمن آثار ملی و پییشرفت کار آن اقدام فرمودند و تمام اشخاصی که مربوط بودند به کار جشن اعم از مهماندار یا مترجم یا ماشین نویس تمام وظایف خودشان را به نحو احسن انجام دادند که موجب آبرومندی شد . اگر به طور مثال مطلبی که یکی از آنها گفته‌اند به عرض آقایان بسانم شاید بی‌مورد نباشد برای این که از احساسات ملت مستحضر خواهید شد .

البته آقایان می‌دانند که ما دو روز چهارشنبه و پنجشنبه را در همدان گذراندیم و این مستشرقین که به ایران آمدند .

یکی بود به نام mergenstierne که نروژی بود - که از تخصصین در زبان‌های قدیم ایران است البته فارسی را آهسته صحبت می‌کند .

عصر روز پننچشنبه به من گفت که امروز بعداز ظهر را صرف گردش در شهر همدان کردم و تصادف کردم با بعضی از بچه‌های 10 و 12 ساله که با من صحبت کردن دیدم چه احساسات فوق‌العاده‌ای دارند هم به وطنشان و هم نسبت به ماها و مثال زد که یکی از این بچه‌های 10- 12 ساله می‌خواست به من هدیه‌ای بدهد هرچه می‌خواستم بگویم که چیزی نمی‌خواهم قبول نکرد .

بالاخره عینک خودش را به من داد من گفتم که عینک آن کوچک است که به چشم نمی‌خورد معذلک چون همین چیزی را داشت و به من داد من با کمال میل قبول کردم و آن عینک را از جیب خود در آورد و نشان داد حالا نظیر این مسأله برای سایرین هم اتفاق افتاد تمام افراد ملت نسبت به اینها نهایت مهربانی را کردند .

این که برای نطق قبل از دستور به اسم نوشتم برای این است که همان طوری که آقای آموزگار فرمودند بنده هم می‌خواستم تذکراتی به دولت بدهم در موقع بحث در برنامه ولی نوبت من نشد و البته آن تذکرات را می‌گذارم برای بعد ولی یکی از آنها را عرض می‌کنم برای این که ممکن است موقع آن بگذرد عرض کنم که در یکی از مواد برنامه دولت ماده‌ای است که نوشته است باید دستگاه‌های دولتی اصلاح شود عرض کنم که در این چند سال اخیر از طرف سازمان ملل آقای Rasine و از طرف خود دولت ایران آقای gutt نخست وزیر سابق بلژیک و متخصص در امور اقتصادی و بعد Chakht به ایران دعوت شدند و آمدند مطالعاتی کردند و گزارش‌هایی دادند بنده بعضی از گزارشات را خوانده‌ام راجع به اصلاح دستگاه‌های دولتی پیشنهادات مفصلی کردند بنده می‌خواستم تذکر بدهم که دولت از این پیشنهادات حداکثر استفاده را بکند آن قسمتی که می‌خواهم از آن گزارشات عرض کنم که فرصتش نگذرد این است که که بر عده مستخدمین دولت افزوده نشود و به آنهایی که علاوه بر عده لازم هستتند سرمایه بدهند که مشغول کارشوند زیرا که در هر ادار‌ه‌ای تقریبا دو ثلث اعضا زیادی هستند و اینها برای این کار وقت خود را بگذارنند و کاری بکنند اسباب اشکال برای مردم می‌شوند یکی از معایب ادارات دولتی ما همین جا است حالا آن چیزی که بنده می‌خواستم عرض کنم این است که ما متأسفانه فقط مطابق پیشنهاد متخصصین از عده مستخدمین دولت نمی‌کاهیم بلکه در مدارس خودمان هر سال داریم چندین هزار نفر مستخدم جدید ترتیب می‌کنیم زیرا که این برنامه ناقص و غلط و مضری که ما داریم ( مؤید ثابتی- صحیح است ) جز ترتیب مستخدم دولت یعنی آدم بیکاره بیچاره افراد دیگری از مدارس بیرون نمی‌دهیم و چون مستخدم دولت بایستی یک چیز‌هایی را بخواند و بداند که ما درهمین مدارس هم نمی‌آموزیم مانند این که مستخدم باید به امور مالی به خوبی وارد باشد .

زبان خارجه را خوب بداند تندنونیسی بلد باشد . دفتر داری بلد باشد ما در مدارسمان چه درس می‌دهیم ؟ ریاضی - تاریخ و جغرافیا . فیزیک و شیمی و غیره و همه این‌ها را از حفظ نه از روی عمل این است که کسانی که بیرون می‌آیند افراد بی‌نشاط - بیکاره - بیچاره و دارای حس جاه‌طلبی که یک آدم 30 - 40 - 50  ساله ممکن است داشته باشد روز اولی که از مدرسه بیرون می‌آیند در 18 - 20 سالگی میخواهند همان روز وزیر بشوند این افراد جاه طلب معمولا فارغ‌التحصیل های متوسطه هستند و هیچ مملکتی نیست جز مملکت ایران که تناسب عده شاگردان مدارس متوسطه‌اش نسبت به عده شاگردان ابتدایی به این مثلا اگر جای دیگه 700 هزار نفر در مدارس ابتدایی است شاید 20 و سی هزار نفر شاگرد مدرسه متوسطه داشته باشد حالا این تناسب برای یک مملکتی است که چندین سال از لحاظ فرهنگ تازه از ما جلوتر است در نتیجه کمیسیونی که به دستور آقای نخست وزیر در وزارت فرهنگ تشکیل شده و بنده هم در آنجا تشریف دارند دو نفر از اعضای دولت هم آنجا هستند تصمیم گرفتیم که این امتحانات را بر طبق آن لایحه‌ای بکنیم که در بهمن 1329 به تصویب مجلس سنا رسید چنانچه اکثر آقایان محترم تشریف داشتند و استحضار دارند که یک طرحی پس از دو شور تصویب شد و رفت به مجلس شورای ملی و آنجا مانده سعی کردیم در آن کمیسیون که آن طرح را حتی‌الامکان بوورد اجرا بگذاریم و چون آقای جعفری که آنوقت کفیل وزارت فرهنگ بودند و الا وزیر هستند نهایت حسن نیت و جدی را داشتند فورا نظر آن کمیسیون را تا حدی به موقع اجرا گذاشتتند به این ترتیب که قرار گذاشتند امتحانات نهایی در خود مدارس بشود و دیگر همه شاگردان را جمع نکنند در یک جا امتحان بکنند و از سال آینده هم امتحانات نهایی مثل امتحانات داخلی انجام گیرد امسال را قرار گذاشتند که در خود مدارس طبق آئین‌نامه‌ای که وجود داشت عمل شود . البته تا اینجا بسیار خوب است ولی یک عیب دارد که اگر چنانچه بخواهند تصدیقنامه‌ای بدهند که تا حال وزارت فرهنگ داده است و برای آن تصدیقنامه ارزش استخدامی قائل شوند این نقض غرض است و مضر است از چند نظر اول این که چون در داخل مدرسه امتحان صورت می‌گیرد و ممتحنین خود معلمین آن مدرسه هستند بنابراین مسئولیت امضای تصدیقنامه را باید به عهده خودشان واگذار کرد تا آنها شخصیشان محرز باشد و امضایی را که کرده‌اند بدانند درمقابل چیست و متذکر باشند که در مقابل آن امتحانی است که کرده‌اند و آن امتحان درست بوده ، غلط نبوده ، در آن فساد راه نیافته و الا اگر بنده مثلا در مدرسه جابلقا امتحان کنم و وزیر فرهنگ در تهران تصدیقنامه بدهد من ممکن است که در آنجا هزار گونه فساد در امتحانات داخل کنم و از آن کسی مطلع نشود و امضای وزیر فرهنگ تمام آن فساد را بپوشاند و شاگردان بیسواد گواهینامه بگیرند و بخواهند وارد خدمات دولتی بشوند و البته این درست نیست ، اگر در ممالک دیگر ملاحظه می‌فرمایند که در

+++

مدارس اشخاص می‌کنند و خود معلم آنجا ممتحن است،خود آن معلم هم تصدیقنامه را امضا می‌کند بنابراین مسئولیت آنها محرز می‌شود ای کاش آقای وزیر فرهنگ تشریف داشتند که تذکر مرا می‌شنیدند که حالا که می‌خواهند باین اشخاص که در مدرسه به معلمین خود امتحان می‌دهند تصدیقنامه به دهند به امضای مدیر و معلمین آن مدرسه‌ای باشد که در آنجا امتحان می‌دهند زیرا اگر وزیر فرهنگ تصدیقنامه را امضاء کند باز این ضرر را دارد که آنها اولا ادعای استخدام دولت داشته و انتظار داشته باشند که فوراً دولت به آنها کار بدهد و دوم این که مسئولیت ممتحنین و معلین محرز نباشد و وزیر فرهنگ تصدیقنامه‌ای را بدهد که دیگری امتحان کرده است و دیگری نمره داده است  .

چون اکنون موقع امتحانات سالیانه و نهایی است و امتحانات از چند روز دیگر شورع می‌شود لازم دانستم که در اولین جلسه‌ای که در مجلس سنا فرصت عرض مطالب داده می‌شود این مطالب را عرض برسانم بنده مطالب زیاد دارم ولی به طوری که عرض کردم ممکن است در دفعات دیگر عرض بکنم و حالا به واسطه این که حالم مستعد نیست عرایضم را همین جا ختم بکنم و امیدوارم که آقای وزیر فرهنگ این نکته را که عرض کردم در نظر بگیرند و با رعایت مصالح وزارت فرهنگ و محصلین و دانشگاه و تمام دستگاه‌های دولتی و تصمیمی بگیرند که هم عادلانه باشد و هم مطابقت بکند با اصول جدید تعلیم و تربیت .

رئیس - آقای جمال امامی بفرمایند .

جمال امامی - برای بنده یک ربع کافی نیست یک عرایضی دارم که اگر آقایان نمایندگان و آقای رئیس تصویب بفرمایند بنده یک ساعت عرض دارم .

اگر اجازه می‌فرمایند بیایم عرض کنم ( بعضی از نمایندگان - مانعی ندارد )

طبق آئین‌نامه باید یک ساعت نطق قبل از دستور بشود نیم ساعت آن گذشته و من می‌توانم نیم ساعت به موجب آئین‌نامه صحبت کنم و مجلس هم که کار ندارد ولی نیم ساعت بعدی را عرض کردم ( نمایندگان - بفرمایید ) ( به محل نطق آمدند ) بنده قبلا از آقایان مخبرین جراید استدعا می‌کنم که لطفا عرایض بنده را تحریف نکنند ، کم و کسر هم نکنند  اگر به مذاقشان هم خوش نیاید این کار را نکنند چون این صورت جلسات ما منتشر نمی‌شود چیزی که از نطق نمایندگان منتشر می‌شود همان است که در روزنامه‌ها است و بدبختانه روزنامه‌های ما هم حب و بغض به خرج می‌دهند و خاصه و خرجی می‌کنند و دیگر این که نمایندگان که در مجلس صحبت می‌کنند برای هم صحبت نمی‌کنند بلکه برای دولت صحبت می‌کنند خوب است اقای رئیس مجلس به دولت تذکر بدهد که در روزهای جلسه چند نفر از وزرا دولت اینجا باشند ( صحیح است )

( دکتر صدیق - معاون پارلمانی برای همین است ) معاون پارلمانی کافی نیست مقدمه عرض می‌کنم که برخلاف دوست عزیزم جناب آقای دشتی بنده معتقدم گفتارهای مجلس خیلی مفید است و لازم است ( بعضی از نمایندگان- صحیح است ) چرا؟ به دو دلیل یکی این که ما در این مملکت کلاس سیاسی نداریم ، حزب نداریم و ملت هم تربیت سیاسی ندارد ، تربیت اجتماعی ندارد و اگر هم حزبی هست حزب خارجی توده است و با وسائل تبلیغاتی که دارد مردم را اغواء می‌کنند بنابراین تنها وسیله که می‌تواند تا اندازه‌ای مردم را به حقوق خودشان و به حقوق اجتماع و سیاست روز دنیا آگاه بکند همین گفتار نمایندگان مجلسین است و دیگر این که این نطق‌های قبل از دستور و بعد از دستو و سایر نطق‌های نمایندگان تا اندازه‌ای ترمز است و جلوگیی می‌کند از زیاده روی دولت‌ها این است که لازم است نمایندگان حرف‌هایشان را بزنند و تنقیدهایشان را بکنند آن ترتیب که دست عزیز من فرمودند برای ممالک دیگر است که هنوز بدبختانه به آن مراحل نرسیده‌ایم در این چند روزه از من سؤال کردند که چرا به دولت زاهدی رأی دادم حتی پرسیدند که شما ایرادی به دولت ندارید ؟

حالا من جواب می‌دهم ، بنده هزار ایراد شرعی و عرفی به دولت دارم برای ولت خطا یای زیادی قائلم ، بیننش از خطایا اشتباهات و بی‌سلیقه‌گی‌هایی است که قائلم و به قول تالیران که گفت سه پلوس کون کریم سه تون فوت .

Cest plus un crime cest une faute اشتباه دولت از خیانت بزرگتر است ( حسن اکبر - ترجمه بفرمایید ) تقریبا همین است که عرض شد چرا رأی دادم یکی با احترام فرمان اعلیحضرت همایونی بود چون اعلیحضرت همایونی فرمان صادر کرده بودند و ما نخواستیم خلاف فرمان رأی بدهیم ( بعضی از نمایندگان - احسنت ) دیگر این که موضوع نفت در کار است عجالتا دولت راجع به نفت صحبت می‌کند و منهم عقیده مندم تا قضیه نفت حل نشود در این مملکت دست به هیچ کار نمی‌شود زد  سه سال پیش هم همین حرف را زدم نفهمیدند . اگر ما نفت را بخوابانیم اساس کار مملکت خوابیده است و امیدوارم این مسأله بغرنج را حل بکنند  آن وقت معتقدم حرف‌هایمان را بای بزنیم یکی از آن دلائل را عرض کردم به احترام فرمان اعلیحضرت همایونی بوده است . یک حاشیه‌ای می‌روم راجع برای تمایل قانون اساسی حق تعیین وزرا و غزل و نصب وزرا را واگذا به شاه کرده است ، بنده هم معتقد هستتم به این اصل و مانند آنهایی که می‌گویند این اصل تشریفاتی است قبول ندارم زیرا اگر بنا شود هر کس به میل خودش هر اصل را تشریفاتی تشخیص دهد بنده هم اصول دیگر را تشریفاتی تشخیص می‌دهیم و البته این تفسیر غلط است و این حق با شخص شاه است ولی یک سابقه و سیره‌ای بود و آن هم دلایلی داشته است که باید از مجلس رأی تمایل بگیرند چرا ؟ برای این که اصطکاکی بین قانونگذاری و مقام سلطنت واقع نشود حالا بنده کای ندارم که این عمل بشود یا نشود می‌گویم اگر بنا است بشود دائماً بشود و اگر بنا است نشود دائما نشود وقتی در مملکتی اصولی متغیر شد مقدرات افراد و امعه دستخوش اغراض و امیال اشخاص می‌شود اگر صلاح می‌دانید که دائماً  گرفته شود و این طور نکنید که هر وقت یک قوه‌ای چربیه عوض بشود ، این را در این چند سال دیده‌ایم ، یک وقت گرفته‌اند ، یک وقت نگرفته‌اند . این نه برای مملکت خوب است و برای مقام سلطنت هم صلاح نیست ( فرخ- صحیح است ) بنده در دوره 16 که در مجلس متحصن بودم با رفقای خودم . اقلیت دوره 16 ( یقین به عرض آقایان رسیده است ) آمدند یک جلسه آشتی کنان تشکیل دادند از دولتی ها و کملین قوم در مجلس که بیایند به بینند چه می‌خواهیم و هر چه می‌خواهیم بکنند که ترک تحصن بکنیم ، بنده گذاشتم آقایان نمایندگان دولت و مجلس حرف‌هایشان را زدند آخر از من سؤال کردند که چرا جواب نمی‌دهید گفتم خوب رفقا بیایند اول یک تصمیمی بگیریم بعد کارها را حل بکنیم گفتند تصمیم چیست ؟ گفتم شما کملین قوم این کشور هستید بیایید اول برای این کشور یک رژیم تعیین بکنید ، آن را که تعیین کردید ، بنده دیگر هیچ چیزی نمی‌خواهم یا می‌شوم از تحصن می‌روم بیرون اگر شما می‌گویید که ما کشور دموکراسی هستیم و اصول دموکراسی داریم خوب ، این مدون است  هزارها کتاب نوشته شده و معین است اصول آن طبق این اصول رفتار بکنید آیا این رفتاری که می‌کنید . وکیل انتخاب می‌کنید . اما مشروط بر آن که در مجلس حرف نزند این منطبق با قوانین دموکراسی است ؟ گفتند نه ، گفتم خوب ، یا این اصول را قبول کنید ، یا مطابق دنیا رفتار بکنید یا بگویی ما آماده برای دموکراسی نیستیم ، می‌خواهیم آقای فلان دیکتاتور بشود تا من امضاء بکنم چون تکلیفم معین می‌شود ،  می‌روم خانه‌ام می‌تمرگم بعد از این حرفی نمی‌زنم ، آقا برای مردم تکلیف معین کنید کشور ما کشور دموکراسی هست یا نیست این بینابین نمی‌شود هیچکس تکلیفش معلوم نیست مقدرات ما دستخوش اغراض و امیال اشخاص است عرض کنم که ملاحظه فرمودید آقا ، این مملکت اساس و بنیانش بر دروغ است یک مردی پنجاه سال آمد دعوی آزادیخواهی کرد به این وسیله مردم را جلب کرد ، افوا کرد همین که در مسند نشست حکومتش را دیدید ، آقا این اصل را براندازید به مردم راست بگویید ، گواین که خلاف میل مردم باشد ، آنچه عقیده‌تان هست بگویید  و مردم را گول نزنید اقا مردم را ناامید نکنید آن کسی که در دوره 17 گفت که در زمان مصدق یک عده مرعوبن و یک عده مجذوبند یک جایش را اشتباه کرد . باید می‌گفت که یک عده مرعوب هستند و یک عده هم مأمورند نه مجذوب ( یکی از نمایندگان - مأمور از کجا ) از سه سیاست مختلف شما می‌دانید من هم می‌دانم . آقایان هم می‌دانند از سه سیاست مختلف دور و بر او مأمور بودند و سه سیاست مختلف هم او را تأیید کرد در مراحل مختلف ، کمونیست‌ها برای تخریب و یک سیاست دیگر برای جا پا باز کردن و بردن سهمی و یک سیاست دیگر برای این که وطن ما را از پا در بیاورند عبرةاللناظرین کنند و هر سه این سیاست‌ها دو رو بر او مأمور داشتند و کردند آنچه را که نباید بکنند و بدبختانه هنوز مردم متوجه نتایج اعمال آنها نیستند و نمی‌فهمند که امروز هرچه خواهند کشید از آنها است ، امروز جنس‌ها گران است چون پول شما را تنزل دادند ، عواید مملکت را از بین بردند و ارزش را نابود کردند ، ذخائر شما از بین رفته مقتضیات زمان از بین رفته است . آتوهایی که در دست ما بود از بین رفته است و خیلی از کارهایی که می‌توانستیم با خارجی‌ها بزنیم حالا ممکن است نتوانیم بزنیم آنها را هم من سه سال پیش گفتم ، گوشزد کردم ، قبول نکردند ، هوی و هوس و مشتهبات ، چنان برآنها غلبه کرده که نمی خواستند بفهمند ، کور بودند ، خود آقای دکتر مصدق دیدم در دادگاه گفته‌اند حزب توده دو جناح دارد ، جناح روسی و جناح انگلیسی این حزب توده است که میگوید مصدق پیروز است و نمی‌گوید جمال امامی پیروز است ، می‌گفتم که بابا این دو سیاست از تو تقویت می‌کند و حالا خودش نفهمیده اقرار می‌کند خوشبختانه این عقیده بنده است مصدق‌السلطنه در تمام ادوار زندگیش نفهمیده چه می‌کند و چه می‌گوید . افتخار می‌کند که ما با انگلستان قطع رابطه کردیم ما بچه بودیم آقای دکتر ( خطاب به آقای دکتر قاسم‌زاده )جنابعالی استادید به ما درس می‌دادید که اولین علامت استقلال یک کشوری برقراری رابطه است با ممالک خارجی حالا که قطع رابطه با خارجی علامت استقلال است تصمیم می‌گیریم برخلاف تمام اصول با تمام ممالک در یک ساعت قطع رابطه بکنیم استقلالمان کامل می‌شود این طور استقلالمان کامل می‌شود مستقل کامل آن وقت خواهیم بود که باتمام ممالک قطع رابطه کنیم ؟ این هم شد افتخار ؟ دولی دارند با هم جنگ می‌کنند

+++

روابطشان را برقرار نگه می‌دارند چه نتیجه‌ای ملت از این قطع رابطه گرفته است ؟ چه نتیجه‌ای مملکت گرفته است ؟ آن این است که میلیاردها از دست داده است پنجاه شصت سال فرصت لازم است تا بر گردی به جای اولمان و در نتیجه به جای یک شرکت با ده پانزده شرکت ظرف بشویم این نتیجه‌ای است که گرفتیم و میلیاردها از خزانه دولت و ثروت ملت رفته است که انشاءالله سرفرصت بنده حساب خواهم داد به ملت ایران که باند مصدق و مصدق‌السلطنه چه بروزگار این ملت آورده از نقطه‌نظر ملت چه باقی گذارندند خود آقایان بهتر از بنده می دانند ، یکی از قضات می‌گفت که من مطالعه کردم یک ماده قانون نمانده که مصدق زیر پا نگذارده باشد و یک ماده قانون جزایی نیست که اینها مشمول آن نباشد هنوز هم تأییدشان می‌کنیم تجلیلشان می‌کنیم در دادگاه و غیره این رفتار را می‌کنیم تمام عمالشان سرکار هستند و عمال حزب توده هم سرکار هستند حتی شاه مملکت را هم وادار می‌کنند که تقدیرنامه برای ایشان صادر کنند حکمی هم که می‌دهند 12 جرم برایش می‌شمارند که همه‌اش مستوجب اعدام است و سه سال حبس ! بابا پس این محاکمه را نکنید که بتواند گورش را گم کند و برود در دهش بنشیند مسخره‌بازی می‌کند ، مملکت را نباید مسخره کرد قوانین را نباید مسخره بکنیم آنقدر مسخره کردیم که به این روز نشاندیم خودمان را و باز اگر مسخره کنیم روزهای موهش‌تری در پیش داریم - عجب اوضاعی است ؟ دیدم گاهی برای من می‌خوانند جریان دادگاه را چون خودم حوصله خواندن ندارم . تعجب می‌کنم بشر تا چه اندازه می‌توان طرف را تحمیق کند یا خودش احمق باشد آقای مصدق در دادگاه استناد کرده استدلال کرده که شاه مملکت حق عزل من را نداشته و مجلس باید عزل کند این خلاف نص صریح قانون اساسی است خیلی خوب مجلس را هم چون من استنباط کردم که می‌خواهند رأی اعتماد به من ندهند منحل کردم خوب پس هر کس نخست وزیر الی الابد که نخست وزیر است آقای دهستانی جناب عالی داوطلب نیستید این طور نخست وزیر باشید ؟ ( دهستانی - اما نه آن طوری )

چرا روستازادگان دانشمند

 به وزیری پادشا رفتند

بازدیدم که فرموده اند که نشر اسکناس کردم ولی آنها که این را افشاء کردند مجرم هستند ( خنده نمایندگان )

بخدا گریه دارد نه برای این که مصدق چرا این طور است می‌گوید من جرم را کردم و افشای جرم هم جرم است این منطقش را می‌فهمید مفهومش را می‌فهمید خلاصه من معتقدم وقتی تزی آمد شکست خورد جامعه را به فلاکت و نابودی و ذلت کشید آن تز را باید درش را بست و تز دیگر را آورد مگر در این مملکت کارها تمام بند می‌شود تمامش نیم‌بند است یک روز تمام بندبازی نکردیم مگر همانقدری که ما به یاد داریم چند سال دوران شاه فقید حالا خوب یابد بود کاری ندارم ولی تمام بند کار می‌شد ، هم جامعه ، هم مملکت ، هم ملت ، هم خارجی و هم داخلی تکلیفشان را می دانستند و به این قبله حاجات قسم من که نماینده مجلس سنا هستم تکلیف خود را نمی‌دانم این مردم بدبخت چطور بدانند ! خود ما قبول داریم که طرز گرفتن اختیارات مصدق خلاف قانون و خلاف نص صریح قانون اساسی است و قوانینی گذشته است است در مجلس شورای ملی که از مجلس سنا نگذشته است این هم برخلاف نص صریح قانون اساسی است . با وجود مجلس سنا الان دارند اجرا می‌کنند کسی هم نمی‌گوید چرا اجرا می‌کنید ! مثلا مصادره اموال قوام این که مرحله قانونی را طی نکرده جنبه قانونی ندارد چرا رئیس مجلس به دولت ننوشتند که آقا این قانونی نیست ( دکتر صدیق - حالا اجرا می‌کنند ؟ ) همه کارهای این مملکت را نیم بند گذاشته‌اند هم هست هم نیست ، گفتند که یک افسری بود یعنی تیمسار ( اشاره به آقای سپهبد امیر احمدی ) بهتر می‌دانند از افسرهای عالی مقام یک وقت به شاگردان مدرسه نظام گفته بود اول اعدامتان می‌کنم بعد حبستان می‌کنم صحیح است راجع به قوام‌السلطنه همین طور عمل کردند اول اعدام کردند بعد حبسش کردند قاتل را هم آزاد کردند آن بلاهای عجیب و غریب سرما آمد ! من آنها را مقصر نمی‌دانم اوضاع و احوال آن کار را کرد آتمسفر محیط این طور بود وقتی محیط و مملکت این طور شد جوان هم بدبخت می‌شود گول می خورد مستضعف است همه که مثل من دیوانه حاضر نیستند در دم شیر بروند تهمت بشنوند فحش ناموس بشنوند خانه‌شان را غارت بکنند پس نگذارید آن آتمسفر ایجاد شود خلاصه آقایان شما کملین قوم هستید محترمین کشور هستید آمدید اینجا نشستید برای هدف مقدسی برای انجام یک تکلیف بزرگ و آن تعیین تکلیف برای مملکت مردم نمی‌دانند که تحت چه رژیمی زندگی می‌کنند و قوانین آنها اگر هست چه اختیاراتی بهشان داده و چه حقوقی دارند این الان مشخص نیست در مملکت ما هر روز هر کسی می‌آید به میل خودش تفسیر و تعبیر و عمل می‌کند . بنده هم با آقا موافقم که در این مملکت بدبخت ، فلک‌زده ، نفرین شده ، دموکراسی و مفهوم آن عملی نیست چون ملت هم زیر بار دموکراسی نمی‌رود دولت هم نمی‌رود جامعه هم نمی‌رود این را یک وقت در دوره 16 عرض کردم که قانون در نظر ما یعنی چه ، گفتم شتر قانون را در خانه هر که بخوابانند ماردش می‌کنیم این قانون بدبخت جایی ندارد مگر آن که در بیغوله‌های جنوب شهر مسکن کرده از آن مساکن به شکل چاقوکش‌ها بیرون می‌آید و یا از لابلای ستون روزنامه‌ها به شکل ناسزا منتشر می‌شود این استفاده‌هایی است که ما از قانون کرده‌ایم در ایران و من عقیده دارم که در این چهل و چند ساله مشروطیت یک ماده‌اش اجرا نشده آن که ما دلمان می‌خواسته قانون شده است آنچه که دولت خواسته قانون شده است آنچه که دولت خواسته قانون شده ، هوس‌ها و امیال ما قوانین هستند بر ما مستولی هستند اگر آن هوس‌ها انجام شد می‌گوییم گور پدر قانون ، فرد فرد فرد این کشور این طوری است ، در این کشور دموکراسی به آن مفهومی که می‌خواهیم عملی نیست ولی شاید یک جوری بکنیم بینابین یک کاریش بکنیم آن را که منطبق با امیال با هوس‌های ما ، اخلاق ما گذشته ما تاریخ ما یک چیزی درست کنیم و بگذاریم در دست ملت که تکلیف خودش را بفهمد آخر بین خودمان و خدا الان این دموکراسی است که ما داریم ؟ حالا زیاده‌روی نمی‌کنم و دست و بال دولت را هم نمی‌بندم و زیادی هم تنقید نمی‌کنم انشاءالله کارهای اساسی دارد برود و انجام بدهد آخر این تکلیف را معین کنید تا این تکلیف ما معین نشود ما نمی‌توانیم یک ترتیب و رژیم مستقری داشته باشیم .

شما را به خدا شما را به وجدانتان بیایید برای اصلاح خرابی‌ها یک فکری بکنید بنده دیگر بیش از این تشریح نمی‌کنم چون حالم خوب نیست .

انشاء الله اگر فرصتی شد بیشتر از این تشریح خواهم کرد جریان دو ، سه ساله گذشته را ولی یک نکته را متذکر می‌شوم .

اینجا ماده 2 برنامه دولت ببینید چه ادعای بزرگی کرده ( سعی در تحکیم و بسط اصول عدل اجتماعی بقسمی که هیچ یک از افراد ملت ایران محتاج ، و محروم و هیچ نوع استعدادی ضایع نماند ) ( وارسته - هزار سال دیگر هم نخواهد شد ) امریکا هم نمی‌تواند این را عمل کند اگر دولت هم راستی بخواهد نمی‌تواند در این مملکت عملی کند با این اوضاع و قوانین این چه ادعایی است .

سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است ( فرخ - مرامنامه است )

چون ما عادت داریم به حرف زدن ، حرف زدن مملکت مملکت حرف است اگر بنا باشد مملکتی با حرف درست شود ایران در رأس ممالک گلستان دنیا خواهد بود .

( 3 - گزارش نتیجه انتخاب هیأت رئیسه کمیسیون‌ها )

رئیس - کمیسیون‌ها همگی هیأت رئیسه خود را تعیین کرده‌اند آقای نبیل سمیعی قرائت می‌کنند .

( به شرح زیر قرائت شد )

گزارش از کمیسیون شماره یک به مجلس سنا

مقام محترم ریاست مجلس سنا

اولین جلسه کمیسیون شماره یک مجلس سنا ساعت 12 روز دوشنبه ششم اردیبهشت ماه 1333 به ریاست جناب آقای ساعد تشکیل یافت و هیأت رئیسه خود را به شرح زیر انتخاب نمود.

1 - رئیس جناب آقای ساعد با 8 رأی

2 - نایب رئیس جناب آقای فرخ با 10 رأی

3 - مخبر جناب آقای دکتر اقبال با 10 رأی

4 - منشی جناب آقای سرلشکر فیروز با 9 رأی

5 - منشی جناب آقای سپهبد جهانبانی با 8 رأی

رئیس کمیسیون شماره 1 محمد ساعد گزارش از کمیسیون شماره دو به مجلس سنا

ریاست محترم مجلس سنا

کمیسیون شماره دو مجلس سنا ساعت 8 صبح روز شنبه 11 اردیبهشت ماه 1333 نخستین جلسه خود را به ریاست جناب آقای محسن صدر تشکیل داد و هیأت رئیسه خود را به طریق ذیل انتخاب نمود :

1 -  رئیس جناب آقای محسن صدر به اتفاق آراء

2 - نایب رئیس جناب آقای بهبهانی با 5 رأی

3 - مخبر - جناب آقای خواجه نوری 4 رأی

4 - منشی - جناب آقای حقنویس با 4 رأی

5 - منشی - جناب آقای کفایی با 4 رأی

رئیس کمیسیون شماره 2 محسن صدر

گزارش از کمیسیون شماره 2 به مجلس سنا

ریاست محترم مجلس سنا

اولین جلسه کمیسیون شماره 3 مجلس سنا روز دوشنبه ششم اردیبهشت ماه 1333 به ریاست

جناب آقای نیکپور تشکیل یافت و هیأت رئیسه خود را به شرح زیر انتخاب نمود .

1 - رئیس جناب آقای عبدالحسین نیکپور با 13 رأی .

2 - نایب رئیس جناب آقای سرلشکر حسن بقایی با 14 رأی

3 - مخبر جناب آقای مهندس شریف امامی با 9 رأی

4 - منشی جناب آقای حسن اکبر به اتفاق آراء

5 - منشی جناب آقای ابراهیم نبیل سمیعی با 5 رأی

رئیس کمیسیون  شماره 3 نیکپور

گزارش از کمیسیون شماره 4

به مجلس سنا

ریاست محترم مجلس سنا

کمیسیون شماره 4 مجلس سنا ساعت 8 صبح روز شنبه 11 اردیبهشتت ماه 1333 نخستین جلسه خود را بریاست مسن ترین عضو خود جناب آقای دکتر امیراعلم تشکیل داد مطابق ماده 23 آئین‌نامه داخلی مجلس سنا و هیأت رئیسه خود را به طریق زیر انتخاب نمود :

1 - رئیس جناب آقای دکتر صدیق با 7 رأی

2 - نایب رئیس جناب آقای حجازی با 8 رأی

3 - مخبر جناب آقای آموزگار با 8 رأی

4 - منشی جناب آقای دکتر اقبال با 8 رأی

5 - منشی جناب آقای دکتر بیانی با 8 رأی

گزارش از کمیسیون شماره پنج به مجلس سنا

مقام محترم ریاست مجلس سنا

اولین جلسه کمیسیون شماره پنج مجلس سنا ساعت 12 روز دوشنبه 6 اردیبهشت ماه 1333 به ریاست تیمسار سپهبد جهانبانی تشکیل یافت و هیأت رئیسه خود را به شرح ذیل انتخاب نمود .

1 - رئیس جناب آقای بوشهری به اتفاق آراء

2 - نایب رئیس جناب آقای سرلشگر مطبوعی به اتفاق آراء

3 - مخبر جناب آقای سپهبد جهانبانی با 10 رأی

4 - منشی جناب آقای حسن اکبر به اتفاق آراء

5 - منشی جناب آقای محسن مهدوی به اتفاق آراء

گزارش از کمیسیون عرایض و مرخصی و محاسبات به مجلس سنا

در ساعت 10 صبح روز سه‌شنبه هفتم اردیبهشت ماه جاری جلسه کمیسیون شماره 6 به ریاست سنی جناب آقای شمس ملک آرا تشکیل یافت و هیأت رئیسه خود را به این شرح انتخاب نمودند .

1-رئیس آقای فرخ به اتفاق آراء

نایب رئیس جناب آقای سرلشکر مطبوعی به اتفاق آراء

منشی جناب آقای علیقلی هدایت به اتفاق آراء

انتخاب مخبر به جلسه بعد موکول و در این جلسه آقایان سید محمدصادق طباطبایی و محمد حجازی غایب بودند .

( 4 - استرداد طرح پیشنهادی آقای دکتر ملک‌زاده و جمعی دیگر )

رئیس - پیشنهاد آقای دکتر ملک‌زاده که به امضای جمعی رسیده بود در جلسه خصوصی امروز استرداد شد و چون کاری در دستور نداریم امروز جلسه ختم می‌شود .

دکتر ملک زاده - اگر چه اکثر آقایان حضور داشتند در آن کمیسیون ولی برای آن که همه مسبوق بشوند علت استرداد برای چیست علت این بوده است که این موضوع در نظامنامه ملس سنا پیش‌بینی شده است و معلوم بوده است بنابراین احتیاجی ایجاب نمی‌کرد و این طور بنا شد که جناب آقای رئیس مجلس سنا با ریاست مجلس شورای ملی تماس بگیرند و پس از این که موضوع ما بین خودشان توافق حاصل شد ریاست مجلس سنا عده لازم را تعیین فرمایند .

 ( 5 - موقع و دستور جلسه آینده - ختم جلسه )

دشتی - جلسه آینده را معلوم بفرمایید .

رئیس - جلسه ختم می‌شود چون کاری در دستور نداریم وقت جلسه آینده بعداً به اطلاع آقایان می‌رسد .

نمایندگان - بسیار خوب .

( مجلس نیم ساعت پیش از ظهر ختم شد )

+++

 

 

یادداشت ها
Parameter:296835!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)