کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهارم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4
[1396/04/25]

جلسه 5 صورت مشروح مجلس یوم یکشنبه 25 ذیقعده 1339 مطابق 9 اسد 1300  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4

جلسه 5

صورت مشروح مجلس یوم یکشنبه 25 ذیقعده 1339 مطابق 9 اسد 1300

مجلس تقریباً دو ساعت و نیم قبل از ظهر در تحت ریاست آقاى مؤتمن‌الملک تشکیل و صورت مجلس پنجشنبه 22 را آقاى نصرت‌الدوله قرائت نمودند.

رئیس- نسبت به صورت مجلس اعتراضى هست یا نه‏

حائرى زاده- اعتبارنامه آقاى طباطبایى به اتفاق آراء تصویب شد نه با اکثریت‏

رئیس- دیگر اعتراضى نیست.(اظهارى نشد) صورت مجلس تصویب شد با پیشنهاد حائرى زاده یک جزء دستور امروز راپورت شعبه ششم است راجع به انتخاب کرمانشاهان آقاى طباطبایى مخالف بودند.

طباطبایى- بلى آقا.

رئیس- بفرمایید.

طباطبایى- راجع به انتخاب کرمانشاهان همان طوری که در جلسه قبل هم عرض کردم مخالف هستم و مخالفت بنده هم از نقطه نظر انتخابات است هم از نقطه نظر...

سردارمعظم- بلندتر بفرمایید.

طباطبایى- عرض کردم بنده راجع به انتخابات کرمانشاهان مخالف هستم و مخالفت بنده از نقطه نظر انتخابات است هم از نقطه نظر شخص منتخب است. البته بنابر وظیفه بایستى من امروز مخالفت خودم را عرض کنم و پس از آن که بنده عقاید خودم را عرض کردم بدیهى است حکمیت را آقایان نمایندگان خواهند فرمود بنده وقتى آمدم جمعى از آقایان هى متواتراً به بنده اظهار کردند خوب است این مذاکرات در مجلس نشود یعنى مذاکراتی که خارج از مسئله انتخابات است و فرمودند مهما امکن باید رعایت حفظ مراتب مجلس بشود و مذاکرات به کمیسیون تحقیق رجوع بشود اگر مسئله حل نشد بعد از آن به تصویب مجلس موکول شود. بنده چون یک مقصود شخصى و یک لجاجتى ندارم و فقط مقصودم آن بود که یک حقایقى که در نظر من ثابت و قطعى است عرض بکنم چون آخرین محکمه انتخابات مجلس شوراى ملى است آن وقت ببینیم تمایلات آقایان نمایندگان چه چیز است علیهذا قبول کردم و گفتم اگر دیگران پیشنهاد بکنند بنده مخالفت نخواهم کرد. اگر آقایان مى‌خواهند خودشان پیشنهاد بکنند و خیلى هم اصرار کردم البته تصدیق مى‌کنید که وظیفه بنده مقتضى نبود که این تقاضا را بکنم زیرا براى بنده مخطوراتى داشت که براى آقایان نداشت. این عرض من در اینجا فقط از این نقطه‌نظر بود که به بنده نتوانند بگویند ملاحظه حیثیات مجلس را نکردم و نصیحت آقایان را گوش ندادم. بنده هم قبول کردم ولى آقایان هیچ کدام حاضر نشدند که خودشان این پیشنهاد را بکنند. این است که حالا اینجا آمده‌ام که عرایض ]بغرضله[ خود را به عرض آقایان برسانم آمدیم به سر مسئله انتخابات اولاً راجع به جریان انتخابات

+++

مى‌خواستم این را عرض کنم که اگر آقایان نمایندگان با یک نظر انصاف و بى­طرفى به حال کرمانشاهان در موقع انتخابات آنجا رجوع بکنند براى عدم تصویب این اعتبارنامه هیچ محتاج نیست به دوسیه مراجعه شود زیرا که انتخابات کرمانشاه در سال 1337 بود و در آن موقع یک کابینه در طهران وجود داشت که حقیقت کابینه اقتدار کابینه دیکتاتوری- کابینه آمریت بود و حاکمیت آن کابینه نسبت به تمام قوانین موضوعه مجلس به هیچ یک از آقایان وکلا پوشیده نیست حتى آقایانی که آن کابینه را منتهى درجه شدت تنقید مى‌کردند در این مجلس هستند در آن موقع اخوى حضرت والا منتخب کرمانشاه در آنجا حکومت داشت. معلوم است جریان اغلب انتخابات در این دوره بر هیچ کس مخفى نیست دخالت حکومت و غالب مأمورین نظامى حکومتى که بدون مقدمه حبس و نفى و اعدام مى‌کردند معلوم است چقدر در انتخابات تأثیر دارد. قانون انتخابات حاکم را صلاحیت انتخاب شدن نمی‌دهد طبیعی است از نقطه نظر صلاحیت گمان نمی‌کنم ما بین یک برادرى مثل شاهزاده سالار لشکر با خود آقاى نصرت‌الدوله بتوان فرق گذاشت زیرا اگر آقاى نصرت‌الدوله خودشان در آنجا تشریف داشتند و مى‌خواستند انتخاب شوند پیش از آقاى سالار لشکر اعمال نفوذ نمى‌کردند حضرت والا شاهزاده نصرت‌الدوله کرمانشاهى نیستند که بگویم به واسطه تمایلات ولایتى انتخاب شده‌اند اگر از نقطه انتخاب مى‌شدند که حاکم آنجا اخوى ایشان و مأمورین جزء و کل آنجا از بستگان خودشان نبوده شاید بنده در این قضیه آن قدر اهتمام نمى‌کردم اما با این ملاحظه باز لازم است که بنده عرض کنم که انتخاب کرمانشاه از روى آزادى عقیده نبوده و مبنى بر اجبار بوده است آیا با این حال لازم است بنده یک اسنادى اینجا ارائه بدهم؟ در حالی که هر آدم متعمقى در مرتبه اولى مى­تواند بفهمد که انتخاب یک چنین محلى مبنى بر آزادى نبوده. در این موقع یا همه آقایان نمایندگان یا اکثر آقایان می­دانند که در طهران یک کمیسیونى وجود داشت رسمى یا غیر رسمى که حالا بنده نمى‌خواهم توضیحات بدهم ولى یک کمیسیونى بود که غالب وکلا را کاندید و معین مى‌کردند و خیلى اصرار مى‌کردند در انتخاب آنها آقاى نصرت‌الدوله در آن کمیسیون یک نفوذ فوق‌العاده داشتند. بدیهى است از آن کمیسیون کاندیدا مى‌شوند و شاهزاده اخوی‌شان هر اقدامى کنند کسان‌شان همراهى مى‌کنند با این حال شعبه ششم هیچ این حقایق را در نظر نمى‌گیرد و فقط به یک صورت ماست مالى اعتراضات معترضین را در هم و بر هم مى‌کند و تعمق و تأملى که باید در آنها بنماید و بحثى که باید بکند هیچ نکرده فوراً مى‌گوید که انجمن نظارت رد کرده بود و مدرکى در دست نبوده و اعتراضات آنها قابل توجه نبوده و چه اگر شعبه رأى انجمن نظارت را قاطع می‌داند پس باید تصدیق کرد که محاکه شعبه و محاکمه مجلس لغو است زیرا تصدیق انجمن نظارت و صورت مجلس انجمن نظارت کافى بود. از این که مجلس او را یک وکیل ثابت‌الوکاله بداند پس ما هیچ نمى‌توانیم اظهارات یک انجمن نظارتى را مستند قرار بدهیم مگر این که خودمان مستقیماً داخل مستندات و رأى انجمن نظارت بشویم و آن وقت خودمان بفهمیم که فلان انتخاب صحیح است یا باطل کاملاً از راپورت شعبه (اگر آقایان تعمق بکنند) مفهوم مى‌شود که شعبه هیچ همچو تحقیقاتى نکرده لایحه اعتراض معترضین را اگر نگاه کنیم مى‌بینیم در هر یک از مسائل یک اعتراضى هست راجع به استعفاى انجمن نظار در این لایحه اعتراضی شده است که یک عده از انجمن نظار استعفا کردند و یک عده استنکاف نمودند و راپورت شعبه ششم هم تصدیق مى‌کند که عده مستنکف شده­اند و حکومت عوض آنها را انتخاب کرده در صورتی که عضو یک انجمن وقتی که استعفا نکند و کناره بکند نمى‌شود به جاى او عضو دیگرى را انتخاب کرد یا باید استعفا کند یا این که باید به اکثریت قناعت کنند. معلوم است از نقطه نظر قانون عضویت دو نفر خارجى در انجمنى که عضویت ندارند لطمه به صحت جریان انتخابات وارد مى‌شود در بعضى جاها شعبه اظهار کرده است که چون فلان اعتراض کننده مدرکى در دست نداشت قابل توجه نبود بنده مى‌خواهم از شعبه سؤال کنم که مدرک یک معترضى از چه قبیل است آیا باید یک حکمى از حاکم شرع بیاورد؟یا باید دست‌خطى از رئیس‌الوزرا بیاورد؟ یا یک فرمان دولتى بیاورد؟ آیا جز شهادت شهود و اظهارات افرادی که دخیل در جریان انتخابات بودند براى مدرک شکایات خود چه سندى باید ارائه دهد. چنانچه آقایان در کتابچه اعتراضیه ملاحظه فرمایند مى‌بینند که معترضین هر کدام براى اثبات هر فقره از شکایات خودشان یک سندى در دست دارند از اعضا انجمن نظار از مأمور حکومت و از سایرین معذالک هیچ یک از آنها را شعبه محل اعتنا قرار نداده و هر چه تلاش داشته است کرده است که استخاره خوب بیاید. مطابق اعتراضاتی که شده خیلى خوب واضح است حتى هیچ شکى باقى نمى­ماند که ترتیب چه بوده در موقع دادن تعرفه مسلحینى وارد انجمن نظارت مى‌شوند و حتى شاهزاده حاکم هم آمده‌اند و خودشان دیده‌اند و با وعده‌اى که داده‌اند و ملاقاتی که با آنها کرده‌اند معذالک هیچ اعتنایى نکرده و چشمشان را روى هم گذارده و بیرون می‌روند. دلیل بر این مطلب هم تعطیل انجمن نظارت بوده انجمن چند روز تعطیل مى‌کند و وقتی که مى‌بیند اعتنا به او نمى‌کنند بعضى استنکاف می‌کنند و باقى دیگر کار را خاتمه مى‌دهند وقتی که در یک انجمن نظارتى جمعى مسلح وارد بشوند معلوم است در یک همچون جایى آزادى براى منتخبین چقدر است و تهدید تا چه درجه وجود داشته. راجع به هر یک از انجمن جزء بلوکات شکایاتى کرده‌اند و اسنادى که در مقابل هر یک اظهار کرده‌اند معذالک شعبه به مسامحه گذرانیده و هیچ اعتنایى به اظهارات آنها نکرده فقط گفته است انجمن نظارت آن را رد کرده ما هم رد مى‌کنیم محرومیت عشایر کرمانشاه یکى از مهمترین مسائل عدم صحت انتخابات است زیرا کسانی که از کرمانشاه اطلاع دارند می‌دانند عده عشایر کرمانشاه شاید متجاوز از نصف کرمانشاه باشد چطور ممکن است نصف ذوى‌الحقوق را ما از انتخاب محرووم کنیم؟ و آن انتخاب را صحیح بدانیم؟ بلى یک رشته از عشایر شکایت نکرده‌اند بلى در آن موقع و با آن حالت و آن روز شکایت براى آنها ممکن نبود با بودن قواى خارجى در آنجا البته جرأت شکایت براى آنها نبود آن هم در نقاط دور افتاده اگر ایل سنجابى را می‌دانیم که از هیچ چیز نمى‌ترسند و فداکاری‌هاى بزرگ کرده­اند و خودشان را براى مصالح این مملکت فنا کرده‌اند البته آنها فقط مى‌توانند جرأت بکنند و داخل شکایت از انتخابات بشوند دیگران جرأت نکرده و عدم اظهار آنها دلیل بر عدم جرأت‌شان بوده. حالا اعم از این که شکایت بکنند یا نکنند وقتى که ما دیدیم یک عده از انتخاب محروم مانده‌اند و از اوضاع آن حدود هم به خوبى اطلاع داریم فرقى نمى‌کند که شکایت بکنند یا نکنند شعبه که به نفرستادن یک شعبه جزء انجمن نظار به یک دهى که در یک فرسخى مرکز حوزه انتخابات واقع است این طور اهمیت مى‌دهد و در شعبه اشاره به آن مى‌کند چطور مى‌تواند از محرومیت یک ایل بزرگى چشم بپوشد. ایل سنجابى تقاضا کرده است که چند روزى بر مدت علاوه کنند که آنها بتوانند از گرمسیر مراجعت کنند و به آنها اجازه نداده‌اند و موافقت نکرده‌اند و متوقع بودند که عشایر آن جا از بیست و سى فرسخى زندگى خود را رها کنند و بیایند به فلان ده و رأى بدهند و مى‌گویید چون نیامده‌اند حق‌شان اسقاط شده.

واقعات حوزه سنقر و کلیایى و اوراق استشهادیه که تمام کرده‌اند در دوسیه موجود است و وضعیات حوزه هرسین کاملاً اعمال نفوذ غیر مشروع و اجبار منتخبین را واضح و مبرهن مى‌نماید و اگر واقعاً آقایان نمایندگان با نظر قضاوت بدون توجه به مسائل خارجى رجوع به آن واقعات بکنند هیچ لازم نیست که دلیل دیگرى براى فساد این انتخاب آمده و در مقابل یکى از اعتراضات معترضین مى‌گوید این مسئله راجع به استرداد اموال غلام موسى بوده و خودش را غافل مى‌کند که آیا مسئله غلام موسى و استرداد اموال او در وسط جریان انتخابات براى چه بوده؟ و براى چه اموال او رفته؟

عجیب‌تر از همه این است که در آخر راپورت مى‌نویسد عده زیادى از طبقات اهالى اظهار رضایت کرده‌اند آیا یک قاضى مى‌تواند به صرف این که جمعى اظهار رضایت کرده‌اند از یک امر قضایى غفلت کند؟ بنده عرض مى‌کنم رضایت تمام دنیا شکایت یک نفر را که مبنى بر مستند و دلیل باشد رفع نمى‌کند. فرض کنیم که یک اشخاصى هم اظهار رضایت کرده باشند رضایت مستند قضاوت

+++

نمى‌شود رضایت منشأ اثر نمى‌شود زیرا ممکن است دسته‌اى از انتخاب یک اشخاص راضى باشند. رضایت یک دسته حقوق اشخاص دیگر را ضایع نمى‌کند و بنده هم تصور نمى‌کنم در ضمن یک همچه مذاکرات و مباحثاتى که باید از روى اصول قانون باشد شعبه بتواند قناعت به این مسئله بکند که از طرف احزاب اظهار رضایت شده. بله، بنده اگر بخواهم خیلى مفصل داخل استدلال راپورت بشوم و هر ماده را یک یک طرح بکنم و از آقاى مخبر جواب بخواهم و بعد جواب بدهم جلسه‌هاى طولانى لازم خواهد داشت. چون مى‌دانیم که آن قدرها توجه به راپورت شعبه و مسائل راجع به انتخابات نخواهد شد و طرفین تصمیم قطعى دارند به این جهت بیشتر از این در این موضوع گفت و گو نمى‌کنم همین قدر خدمت آقایان عرض مى‌کنم که واقعاً اگر یک ساعتى رجوع بکنید به راپورت شعبه و اسناد اعتراضات معترضین آن وقت محتاج به یک کشمکش و بحث طولانى نخواهد شد پس از اظهارات خودم راجع به جریان انتخابات از آقایان اجازه مى­خواهم که قدرى هم نسبت به صلاحیت شخصى منتخب داخل مذاکره شوم و براى مطالعه و حل این مسئله مهم لازم است به تاریخ ربیع­الاول 1337 رجوع کنیم یعنى به تاریخ آن انتخابات اگر فراموش نکرده باشیم و اوضاع ما را به فراموشى باز نداشته باشد و احساسات خودمان را گم نکرده باشیم و هر چه آن روز گفته‌ایم امروز تعقیب بکنیم آن وقت خود در نظر ما مجسم مى‌شود که آن روز یک کابینه وجود داشت که حقیقت و واقعاً آن کابینه از سه عضو مهم و سه عنصر فعال تشکیل شده بود.

اوضاع تاریخ دوره آن کابینه به قدرى مهم و عظیم است که به قوه نطق نمى‌آید و تصور می‌کنم از عهده هیچ ناطق بر نیاید لیکن چون آقایان همه آنچه من دیده‌ام دیده‌اند و آنچه من مى‌دانم مى‌دانند لازم نمى‌دانم به خودم زحمت بدهم و با یک کلمات و الفاظى که احساسات آقایان را تحریک بکند و اوضاع آن روز را بتواند مجسم نماید عرض کنم. فقط به طور خیلى مختصر یادآورى مى‌کنم این کابینه را همه مى‌دانستیم (حالا دیگر نمى‌دانم بدانیم یا نه؟) کابینه قدرت یا کابینه دیکتاتورى و بالاخره کابینه قرارداد بود این کابینه به واسطه عملیات فوق‌العاده‌اش به طورى در تمام دنیا مشهود است که احتیاج ندارد بنده در روى منبر نطق این کابینه را معرفى کنم همه مى‌دانند که این کابینه عملیات خودش را که منفور ملت بود با یک برجستگى و با یک شدت و حدتى انجام داد که در تاریخ که در تاریخ مشروطیت ایران هیچ نظیر نداشت. در زمان این کابینه هم مى‌دانم که در اغلب جاها یعنى در هرجا که انتخاب محلى نبود و یا یک خصوصیتى در کار انتخاب نبود مبنى بر آزادى رأى و آراء ملى نبود این کابینه آزادى منتخبین را سلب کرد اسناد و اوراق این کار را همه آقایان دیده‌اند یا شنیده‌اند و بنده براى حفظ تمام مجلس لازم نمى‌دانم عرض کنم در دوره آن کابینه انتخابات در ردیف یکى از امور دولتى و مثل یکى از جریان‌هاى ادارى دولت جارى بوده.

در زمان این کابینه یک هیئت اعزامیه با یک خیالاتی که من نمى‌دانم و البته شما مى‌دانید در تحت ریاست آقاى مشاورالممالک براى مدافعه حقوق ایران در انجمن صلح به اروپا اعزام شد دیدیم به محض این که وارد اروپا شد و به انجام وظایف خود اقدام کرد فوراً ملعون و مردود کابینه شد یعنى معزول شد این قضیه را آقایان اگر فراموش کرده ممکن است رجوع شود در نتیجه این کار وقتى صورت گرفت که دنیا انتظار داشت دولت و ملت ایران با یک رشادت و شجاعت بدبختی‌هاى گذشته خود را خلاص نماید. قرارداد مشهور دفعتاً ایران و همه دنیا را مبهوت و عصبانى کرد حکومت وقت با امضاى حود تصدیق کرد در زمانی که راه سعادت بر تمام ملل ضعیفه باز است ایران باید از تمام خوشبختی‌ها محروم باشد و این کابینه همه را از دست داد و همه را صرف کشمکش‌هاى خصوصى خود کرد همه ملت مى‌دانند در نتیجه این اقدام حکومت وثوق‌الدوله‏ که نتیجه و حاصل فکر سه نفر اعضا آن کابینه بود (و در حقیقت سایر اعضا کابینه نه در خود کابینه و نه در خارج کابینه طرف اعتنا نبودند و فقط به وزارت دلخوش بودند) تمام ایرانی‌ها با یک نوع عصبیتى که معمول آنها است بر ضد آن کابینه صدا بلند کردند حکومت وقت براى خاموش کردن صداهاى ملى از هیچ گونه عملیات قهر و جبر کوتاهى نکرد و چون جمعى از معاریف این اقدامات را قبول نکردند حکومت وقت با ضربت‌هاى شدید آنها و جماعت دیگر از کارکنان را دستگیر و تبعید و نفى نمودند و آقاى محتشم‌السلطنه وزیر خارجه کنونى که امروز همه آقایان مى‌دانند محترم‌ترین اعضا رئیسه خودشان یعنى چشمشان را در این راه گذاشتند تصور نفرمایید اگر بنده عرض کردم سه نفر از آن کابینه عضو فعال و عضو مایشاء بوده‌اند دفاع از سایرین کرده‌ام.

همه آقایان مى‌دانند قطع و فصل و رفت آمد حکم والضاء همه با این سه نفر بوده و البته سایرین هم نمى‌توانند بگویند ما مسئولیت نداریم براى این که عضو کابینه بودند و مسئولیت را قبول کرده‌اند و یک نفر که مسئولیت را قبول کرد نمى‌تواند بگوید به من مربوط نیست و بگوید من مسئول نیستم. البته در مقابل قانون مسئول است و محافظت قانون با اوست به هر حال حکومت قرارداد رسماً به تمام مردم وعده داد که قرارداد عملاً به موقع اجرا گذارده نخواهد شد ولى رسماً شروع به اجرا آن قرارداد نموده دیدیم رسماً مواد قرار داد اجرا مى‌شود.

آقایان که بعضى از آنها هم عضو مجلس هستند راضى شدند به این که حکومت امضا قرارداد را معوق بگذارد و تسویه هم نکند تا مجلس باز شود و تکلیف قرارداد معلوم شود. حتى دولت طرف مقابل هم با فشارهاى اروپا با مخالفت مطبوعات اروپا با هیجان‌هاى مردم که براى دفاع بقا و استقلال ایران مى‌شد مجبور شد که این رویه را قبول کند و اجراى مواد قرارداد را بگذارد تا موقعی که مجلس باز شود معذالک حکومت زیر بار نرفت و شروع کرد به اجراى مواد قرارداد یکى بعد از دیگرى این حکومت بود که همه ماها مى‌دانیم که اصلاً به اراده دیگران و با تسبیب و وسایلى که دیگران اتخاذ کرده بودند مشغول کار شده بود و دیدیم که از هیچ گونه اقدامات بر ضد قانون اساسى و بر ضد مشروطیت فرو گذار نکرد همه مى‌دانیم این حکومت از هیچ گونه اقدامات بر ضد حکومت ملى مملکت ایران فرو گذار نکرد حتى براى پیشرفت مقاصد خود و انجام نقشه که بر ضد منافع ایران در نظر داشت از کشتن اشخاص هم بدون محاکمه کوتاهى نکرد اشخاصى را گرفتند کشتند به دار زدند تبعید کردند نفى کردند و هیچ محکمه‌اى براى محاکمه آنها تشکیل نشد.

تمام مطبوعات در دوره آن کابینه بسته شد اگر آن روز آن کابینه مطبوعات را به میل و اراده خودش یک دفعه معدوم نمى‌کرد اگر احزاب را یک مرتبه از میان بر نمى‌داشت امروز در موقع افتتاح مجلس شوراى ملى براى تشریفات مجلس دفعه چهار روزنامه بر خلاف آزادى بدون محاکمه بسته نمى‌شد. نمى‌خواهم عرض کنم که اگر یک روزنامه بر خلاف آزادى رفتار کرد معترض او نشوند و بگذارند هر چه مى‌خواهد بکند ولى قانون اساسى آزادى مطبوعات را واجب نموده و از طرف دیگر قانونى براى محدود بودن مطبوعات قرار گذارده البته هیچ حکومتى نباید به اراده خودش در ظرف چند دقیقه حکم بستن مطبوعات را امضا کند اساس مشروطیت اساس حکومت ملى آزادى رأى و آزادى مطبوعات است. از دوره آن کابینه نه آزادى رأى نه آزادى مطبوعات در این مملکت بوده و نه آزادى هیچ گونه.

رئیس- آقا شما دارید از موضوع خارج مى‌شوید

طباطبایى- بنده خارج از موضوع نمى‌شوم. بنده مى‌خواهم ثابت کنم که آن کابینه بر خلاف قانون اساسى و حکومت ملى رفتار کرده و حضرت والا هم برخلاف حکومت ملى رفتار کرده‌اند و با همان دلیل که سلطان محمدخان در این مجلس رد مى‌شود شاهزاده نصرت‌الدوله نمى­تواند قبول شود.

رئیس- ولى جنابعالى حالا در این موضوع مذاکره نمى‌کنید از روزنامه­جات دارید مذاکره مى‌کنید.

طباطبایى- بله مى‌خواستم اقدامات آن کابینه را عرض کنم و حق داشتم چهار کلمه هم از توقیف مطبوعات عرض کنم. به هر حال حالا که آقاى رئیس میل ندارند این صحبت را مى‌گذاریم و مى‌رویم سر باقى دیگر، این کابینه برخلاف اصل 23 قانون اساسى به شرکت‌ها امتیاز داد و به اجرایش هم شروع کرد برخلاف اصل 25 استقراض نمود. برخلاف اصل 27 قانون اساسى قوانین مشروطیت را نقض نموده برخلاف اصل 9 متمم قانون اساسى مصونیت اخیر

+++

را مختل کرد برخلاف اصل 10 اشخاص را بدون تقصیر دستگیر و حبس کرد برخلاف اصل 13 امنیت را یعنی امنیت عموم مردم را از میان برد برخلاف اصل 14 نفى و تبعید کرد بر خلاف اصل 20 آزادى مطبوعات را سلب کرد برخلاف اصل 21 اجتماعات را منع کرد برخلاف اصل 23 در مخابرات تلگرافى دخالت کرد و تلگرافات را سانسور کرد و هر تلگرافى را مى‌خواستند مخابره کنند تفتیش مى‌کردند و هر کدام را که نمى‌خواستند مخابره کنند رد مى‌کردند. بالاخره در موقعی که اعتبارنامه سلطان محمد خان را که تقصیر او فقط موافقت با حکومت سید ضیاء یعنى یک حکومت غاصب یک حکومت منفور بود مجلس به عنوان قیام بر ضد حکومت ملى یعنى شرکت با کسى که قیام بر ضد حکومت ملى کرده رد مى‌کند و همان طور که در مجلس اظهار شد که حکومت ملى عبارت از کابینه سپهدار نبوده بنده هم تصدیق مى کنم که حکومت ملى عبارت از کابینه سپهدار نبوده. حکومت ملى عبارت از اساس مشروطیت است یعنى قانون اساسى عرض مى‌کنم آن کابینه موارد زیادى از قانون اساسى را لغو کرد بنابراین شاهزاده نصرت‌الدوله که یکى از اعضا آن کابینه و شریک و مسئول این اعمال بودند و بر ضد حکومت ملى قیام کرده‌اند علیهذا نمى‌توانند وکیل شوند امضاء قرارداد که همه چیز ما را به باد مى‌دهد و هنوز هم بعضى ترتیباتش باقى است براى این که معلوم شود ایشان حق دارند نماینده این ملت شوند یا نه کافى است آقایان خوب آن قرارداد را خوانده‌اند و همان هیجان‌ها را که متوجه آن قرارداد شده است دیده‌اند و حتى یک اشخاصی که علمداران هیجان‌ها بودند در مجلس هستند بنده هیچ لازم نیست او را عرض کنم زیرا چیزى مخفى نیست به علاوه شاهزاده در اروپا یک اصرار و اهتمامى داشتند در اجراى آن قرارداد و قبل از اجرا نطق‌هایی که شاهزاده در اروپا کرده‌اند و انعکاساتى که در مطبوعات کرده است همه یا عده‌اى از آقایان دیده و ملاحظه کرده‌اند.

در این موقع مطبوعات تمام دنیا بر علیه قرارداد حرف می‌زدند حتی یک قسمتی از مطبوعات دولت طرف این قرارداد را تنقید می‌کردند معذالک وزیر امور خارجه تا آنجا اثبات و اصرار مى‌کردند که این قرار داد حیات‌بخشى است. مؤسس حکومت سیاه و مسبب آن همان کابینه بوده همه قدر و منزلت او را مى‌دانید چه بوده و چه مقامى داشت و چطور زندگانى مى‌کرد.

فضیح‌تر این که آن کابینه او را داخل سیاست کرد آن کابینه او را داخل در حل و فصل امور دولتى کرد آن کابینه او را داخل حلقه دیپلماسى کرد و به قفقاز فرستاد پس از آن او توانست که این موفقیت را حاصل بکند و این صدمات را به این مملکت بزند پس مى‌توان گفت که تأسیس کابینه سیاه از نتایج سوء همان کابینه است. بنده فقط وظیفه‌ام این بود که هر چه مى‌دانم در مقابل افکار عمومى و در مقابل تاریخى که براى بعد مى­ماند افکار و آراء خود را عرض کنم حالا البته تمام آقایان وکلا خدا شناس هستند و وجدان دارند اگر تمام عرایض من صحیح است توجه به او کنند و اگر صحیح ندانستند خودشان مى‌دانند بامسئولیتى که پیش خدا دارند براى بنده تصویب این اعتبارنامه ورزش از نقطه نظر شخصى اهمیتى ندارد ولیکن براى قسم‌هایی که سابق خورده بودم و قسمتى که بعد باید بخورم مجبور بودم و چاره نداشتم و حتى براى حفظ مقام نزاکت و حفظ نظامات مجلس از چیزهایی که باید گفت صرف‌نظر کردم.

نصرت‌الدوله- صرف­نظر نکنید.

طباطبایى- بله اگر یک ملاحظاتى نبود همان طور که گفتند صرف­نظر نمى‌کردم ولى آن را مى‌گذارم براى دفعه دیگر تا ببینم در جواب این عرایض بنده چه گفته خواهد شد. آن وقت یک طورى تکلیف معلوم خواهد شد یک شرح دیگرى هم اینجا یادداشت کرده بودم ولى چون مى‌دانم بى‌فایده است و آقایان وکلا از طرفین یک تصمیمات قطعى دارند و شاید طول کلام موجب تضییع وقت مجلس شوراى ملى است قسمت دیگر را مى‌گذارم براى وقت دیگر.

حاج شیخ اسدالله- بنده داخل در صلاحیت و سیاست نمى‌شوم ولى چون بدبختانه یا خوشبختانه مخبر شعبه هستم مجبورم نظریات شعبه را به عرض مجلس شوراى ملى برسانم و دفاع از عقیده شعبه بکنم فعلاً در همین مرحله وارد مى‌شوم و راجع به فرمایشات اخیر آقاى طباطبایى که شاید در موقعه خود بنده هم یک عرایض بکنم خیلی ممنون می­شدم آقای طباطبایی هرگاه داخل مى‌شدند در تمام مواد راپورت و آنچه به نظرشان مى‌رسید مى‌فرمودند تا بنده نظریات شعبه را عرض مى‌کردم و آن وقت شاید تصدیق مى‌فرمودند که شعبه در کمال دقت و بى­طرفى از روى صحت رسیدگى به این اعتبارنامه و دوسیه کرده و نظریاتش را به عرض مجلس رسانیده اگر مراجعه بفرمایند به راپورت‌هایی که در این مدت از طرف تمام شعبات به مجلس داده شد در این دوره و دوره‌هاى قبل مى‌بینند یک راپورت به این جامعى که تمام مواد شکایات با تمام اسنادى را که به شعبه داده‌اند متعرض شده باشد نیست چرا شعبه این کار را کرد براى این که به مجلس و نمایندگان ملت مدلل دارد که نظریات شعبه کاملاً از روى صحت و دقت بوده این بود که آن ورقه اعتراضیه را که یکى از آقایان کرمانشاه به شعبه داد تمام موادش را خواندیم اسنادى که در مقابل ارائه داده بود در تحت نظر آوردیم پس از آن مطابق آن نظریات راپورت به مجلس تقدیم کردم بعضى از قسمت‌هایی که آقاى طباطبایى فرمودند مستحسنات بود که آیا ممکن است یک نفر در یک موقعى کاندید شود و برادرش که حاکم بوده با او مساعدت ننماید و با او همراهى نکند و این مطلب را شعبه نمى‌تواند به مجرد استحسان دلیل بطلان انتخابات قرار بدهد آیا ببینیم حکومت کرمانشاهان عملیاتى هم کرده است یا نکرده اگر عملیاتى کرده باید از کجا بفهمیم به غیر از آن که متشکیان شکایت می‌کنند و اسناد به شعبه مى‌دهند و نیز انجمن نظار در صورت جلساتش نوشته به مجلس داده غیر از اینها ما مى‌توانیم علم غیبى تحصیل کنیم که از روى آن معلومات باطنى اظهار عقیده کنیم هیچ وقت همچو کارى را نمى‌توانیم بکنیم شعبه باید مراجعه به دوسیه بکند شعبه باید مراجعه به اسناد بکند و ببیند اسنادى را که داده‌اند چه اسنادى است اسنادى که داده‌اند ملاحظه بفرمایند یکى راجع به وضع انتخابات سنقر است که از روى تهدید بوده دلیل آن که انتخابات آنجا از روى تهدید شده چه بوده صورت عرض حالى است که یک غلام موسى نامى داده است که مال مرا در سنقر یا در حوالى غارت کرده‌اند و صلحیه یا محکمه بدایت تعقیب کرده است ابداً نه گفت و گویى از سوء جریان انتخابات و تجاوزات مأمورین دولتى است و نه اسمى از انتخابات است.

مراجعه اگر به دوسیه بفرمایید تصدیق خواهند فرمود که شعبه نمى‌تواند همچو سندى را که ارائه مى‌دهد که شخصى تظلم کرده است مال مرا برده‌اند دلیل بطلان انتخابات قرار دهند. تمام راپورت را اگر به طور دقت ملاحظه نمایید تصدیق مى‌نمایید که شعبه هیچ چیز را از نظر دور نکرده مثلاً یکى از مطالبى که دلیل بر بطلان انتخابات قرار داده‌اند این است که رئیس انجمن کنگاور شیخ عبدالصمد نام که صورت مجلس انتخابات را نوشته و مفصل و مشروح تصدیق صحت انتخابات آنجا را کرده اخیراً یک نوشته آورده به شعبه ارائه داده‌اند که این مال آقا شیخ عبدالصمد است آنجا شیخ دو فقره مى‌نویسد یکى آن که منتخبین را اهالى نمى‌شناسند و دیگر از سوء جریان انتخابات مکرر در موقع انتخابات شکایت و فریاد کرده‌ام کسى گوش به حرف من نداده و مهر این نوشته با مهر آن که در صورت مجلس است متفاوت است مى‌گویند این نوشته مال شیخ عبدالصمد است اگر این نوشته مال او باشد و صحیح باشد جناب آقا در موقع انتخابات که فرموده‌اند انتخابات غلط است پس چرا تصدیق کردى که انتخابات اینجا صحیح است شما مى­توانید به یک همچه مهری که منتسب به او است و ابداً شباهت با مهرى که در صورت مجلس است ندارد و با این اختلافى که نوشته دارد ترتیب اثرى بدهید وظیفه شعبه این بود که رسیدگى خودش را بکند کرد و رأى خود را داد یک قسمت فرمایشات آقا راجع به عشایر آنجا است مخصوصاً ایل جلیل سنجابى قانون انتخابات براى عشایر دو قسم انتخابات قرار داده بعضى­ها را یک نماینده مستقل براى آنها قرار داده مثل‏ ایل جلیل بختیارى و قشقایى بعضى از عشایر را جزء حوزه انتخابیه قرار داده ترتیب این انتخابات چه چیز است آیا مثل انتخابى است که وکیل و نماینده مخصوص دارد نه آن ایل باید آرائش با آراء شهر و انجمن‌هاى جزء ضمیمه شود تا یک نماینده معین کند حالا مى‌فرمایید انجمن محروم کرده است عشایر آنجا را از انتخابات، از مراجعه

+++

به دوسیه معلوم مى‌شود که هیچ همچه چیزى نیست زیرا که انجمنى قرار داده‌اند در کرند عشایری که مرکزشان کرند است از جمله کلهر و سنجابى و گوران اینها را مرکز انجمن جزءشان را در کرند قرار داده‌اند و اعلان انتخابات به تمام آنها داده شده است. مدت دادن تعرفه و اخذ آراء معین شده در آنجا فقط از طرف ایل سنجانى نوشته شده است که به واسطه این که ما فعلاً در گرمسیر هستیم نمى‌توانیم براى رأى دادن حاضر باشیم و عذر خودشان را خواسته‌اند و تقاضاى تجدید مدت دادن تعرفه را نکرده‌اند مراجعه بفرمایید سایر عشایر اظهار رضایت کرده‌اند که انتخابات صحیح است شکایت هم نداریم ایل کلهر هم اظهار رضایت کرده­اند این فراز آخر را که فرمودند چگونه شعبه اظهار رضایت را نوشته جهت این است که جمعى شکایت مى‌کنند که انتخابات آنجا از روى تهدید بوده است. شعبه مجبور است وقتی که این اعتراضات را نوشت به آن تلگرافات رضایت هم اشاره بکند که مطابق تلگرافات ایل کلهر می‌گوید انتخابات صحیح است و ما کمال رضایت را از انتخابات آنجا داریم پس سوء جریانى در انتخابات آنجا نشده این که مى‌فرمایید بعضى انجمن­هاى جزء تشکیل نشده و شعبه آن را محل توجه قرار نداده مراجعه به قانون انتخابات این مطلب را جواب مى‌دهد که قانون انتخابات حق به انجمن نظار داده که در نقاطى که صلاح مى‌داند انجمن نظارت جزء تشکیل بدهد با مراعات حوزه‌ها و تناسب جمعیت‌ها که بتوانند براى دادن تعرفه حاضر شوند و سابقه این مطلب هم در غالب دوسیه انتخابات در این دوره و دوره‌هاى پیش هست. مخصوصاً در دوره سابق انتخابات کرمانشاهان نظرم هست که انجمن نظار مرکزى زیاده از سه انجمن جزء تشکیل نداده و در این دوره انجمن مرکزى غیر از شهر چهار انجمن نظار جزء تشکیل داده و عملیات انجمن‌ها را در این خصوص مجلس تصویب کرده و رأى به نمایندگى منتخبین داده مقصود این است که انتخابات مطابق شرح دوسیه هیچ اشکالى ندارد و این که مى‌فرمایند شعبه سمت قضاوت و حاکمیت دارد و خودش به اسناد و نوشته‌جات باید رسیدگى نموده و قضاوت بکند و اظهارات انجمن را کاملاً ترتیب اثر ندهد بله شعبه حاکمیت دارد باید شعبه قضاوت بکند آیا از روى چه قضاوت بکند غیر اسناد است غیر از روى مواد شکایات است. بالاخره اگر بنا شود شعبه اظهارات انجمن را به کلى بى‌اثر بداند آن وقت شاید هیچ انتخاباتى را صحیح نداند پس انجمن نظار تا خیانتش محرز نشده رسمیت دارد و باید شعبه ترتیب اثر به اظهارات آن انجمن بدهد اگر شکایت بشود از انجمن نظارت آن وقت شعبه باید شکایاتى که از انجمن نظارت رسیده ملاحظه کرده اگر معلوم شد که انجمن نظارت خلاف کرده آن وقت اثرات او را به کلى لغو دانسته و از عملیات انجمن قطع نظر نموده ترتیب اثر ندهد این فرازی را که فرموند در راپورت نوشته که شکایات محل توجه نشد خیلى بى‌مرحمتى فرمودند. آقاى طباطبایى اگر ملاحظه به راپورت بکنند و نوشته شده است که به شکایات و اسناد محل توجه نشد بلکه تمام جزئیات را شعبه محل توجه و مطمح نظر قرار داده تمام نکات را متعرض شده براى خاطر این که مخبر شعبه پیش‌بینى می‌کرد که شاید در مجلس شورای ملى یک همچو اعتراضى بشود آن وقت این راپورت شعبه در دست بگیرد و بگوید این راپورت شعبه است ببینید تمام اسناد و دلایلى را که به شعبه داده‌اند ما محل توجه قرار دادیم و از روى دلیل رد کردیم زیاده از این داخل در مذاکره نمى‌شوم و زیاده بر این عرض نمى‌کنم.

آقایان مراجعه به راپورت شعبه کاملاً بفرمایند و اگر هر آینه خود را محتاج به مراجعه اسناد دانسته مى‌فرمایند بنده اسنادى را که در شعبه هست مى‌آورم و ارائه مى‌دهم مثلاً یکى از قسمت‌هایى که در دوسیه هست و از دلایلى که معترضین از براى بطلان انتخابات اظهار مى­کنند این است دو ورقه کاغذ بدون امضاء و بدون مهر که مى‌گویند شب‌نامه است به دیوار چسبانیده‌اند و یکى را هم براى حاج آخوند نامى از علماى کرمانشاه فرستاده و به او نوشته‌اند و در آنجا به آقازاده ایشان بعضى نسبت‌هاى اخلاقى داده‌اند که آقازاده شما فلان است خوب است نصیحتش کنید و معلوم نیست آنها در چه تاریخى نوشته شده و کى نوشته براى چه نوشته آن را جزء دوسیه و جزء شکایت خود قرار داده‌اند که این نوشته دلیل بر تهدید است. پس انتخاب کرمانشاه باطل است چرا؟ براى این که یک چنین کاغذى را نوشته‌اند چرا؟ براى این که یک چنین شب‌نامه به دیوار چسبانده‌اند آیا اینها را شعبه مى‌تواند دلیل بر عدم صحت انتخابات قرار بدهد؟ بنده زیاده بر این عرض نمى‌کنم و به نظریات آقایان واگذار مى‌کنم و همین قدر از شعبه دفاع مى‌کنم که شعبه خیلى دقت کرده و رسیدگى نموده و آن اسنادى را هم که در شعبه دیده شده نتوانست ترتیب اثر بدهد و دلیل بر بطلان انتخابات قرار بدهد مطالب دیگر هم که فرمودید از نقطه نظر صلاحیت و سیاست بنده فعلاً داخل در آن نظریات نمى‌شوم. اگر آقایان داخل این مذاکره شدند بنده هم عرایض و نظریات خودم را به عرض مجلس شوراى ملى می‌رسانم.

رئیس- آقایان مدرس و ملک‌الشعراء و سهام‌السلطان موافق هستند. این طور نیست؟

مدرس- با راپورت بلى.

رئیس- آقاى سردار معظم شما مخالفید؟

سردار معظم- بنده راجع به شعبه بعضى اظهارات داشتم.

رئیس- مخالفى نسبت به راپورت نیست؟

مدرس- نسبت به صلاحیت بنده مخالفم.

رئیس- یک مخالف حرف بزند آن وقت جنابعالى بفرمایید.پس مسئله را تفکیک مى‌کنم یک قسمب راجع به جریان انتخابات است و قسمت دیگر راجع به صلاحیت. راجع به انتخابات و جریان آن مخالفى هست؟ (اظهارى نشد) اگر مخالفى نیست مذاکرات ختم خواهد شد (باز مخالفى نبود) معلوم مى‌شود مخالفى نیست.

راجع به صلاحیت آقایان مدرس و ملک‌الشعراء و سهام‌السلطان و سلیمان میرزا و سردار معظم اجازه خواسته‌اند حالا یک موافق باید اظهار عقیده کند.

مدرس- اولاً تشکر مى‌کنم از آقاى طباطبایى که در وقت مخالفت با قرار داد اگر چه بعضى کمک‌هاى خودمانى فرمودند ولیکن کمک‌هاى علنى را امروز فرمودند 13 ذیقعده 1337 یک روز نحسى از از براى ایران بود و یک قرار داد منحوسى بدون اطلاع احدى منتشر شد کابینه آقاى وثوق‌الدوله همین طور که آقاى طباطبایى فرمودند که جزء اعظمش سه نفر بودند آقاى وثوق‌الدوله، صارمالدوله، نصرت‌الدوله مردم کمال غفلت را داشتند که این قرارداد منحوس چیست الّا نادرى و قلیلى که از جمله (خود حضرات آقایان می‌دانند) بنده بودم که در همان ساعت که قرارداد منتشر شد با او مخالف شدم تا امروز بالاخره خدا توفیق به ملت ایران داد به استثناى 684 نفر که اصولاً و فروعاً عملاً قاصراً و مقصراً یا سیاستاً یا کسباً در تمام مملکت ایران موافقت با قرارداد کردند باقى تمام ملت ایران یا قبلاً و یا حالا مخالف با قرار داد بودند 684 نفر بودند در تمام ایران که در کتابچه بنده اسامى و عملیات‌شان ثبت است که انشاالله اگر مجلس یک بنیانى پیدا کند و یا یک دولت وطن خواهى پیدا شود آن موافقین قرار داد اصولاً سیاستاً و کسباً به انواع و اقسام آنها رسیدگى کند و تحقیق کند هر کدام مقصرند مجازات کند و خیلى متأسفم که آن روز هر چه داد زدم کسى به داد من نرسید موافقت نکرد.

لکن الحمدالله امروز همان اشخاص موافقت مى‌کنند باز هم خوب است هر چه عرض کردم آشکارا در مقابل پول مى‌خواهند آقاى طباطبایى چیزى نفرمودند نزاکت فرمودند چه تهدیدها در این کار شد چه مردن‌ها شد چون امیدوارم که آنچه عقیده دارم ذره‌ای مخفى ندارم عرض مى‌کنم که 18 نفر از موافقین قرارداد در این مجلسند اصولاً تقلیداً قصوراً و امروز اگر در ایران محکمه عالى باشد اینجا است اگر مردم صحیحى دارد یک قسمت آنها اینجا است اگر مردمانى دارد که چیز مى­فهمند و وطن خواهند و اسلام خواهند یک قسمتش اینجا است. نباید اغماض کرد البته مجلس شوراى ملى نوعاً مشتمل بر همه قسم اشخاص بوده و هست قرارداد منحوس یک سیاست مضر به دیانت اسلام به ضرر سیاست بی‌طرفى ما بوده (جمعى تصدیق کردند) ما بی‌طرفیم نباید تمایلى نسبت به سیاست ما بشود ما بی‌طرفیم (جمعاً گفتند صحیح است) الان هم همان قسم است که عرض مى‌کنم ما بی‌طرفیم از موقع جلوس اعلیحضرت همایونى و جنگ عمومى که اعلیحضرت نطقى فرمودند و بی‌طرفى را اظهار فرمودند مجلس شوراى ملى تصدیق کرد کابینه وثوق‌الدوله خواست ایران را رنگ بدهد اظهار تمایل به دولت انگلیس کرد بر ضد او ملت ایران قیام نمود هم حال هر کس تمایل به سیاستى بنماید ما یعنى ملت ایران با او موافقت نخواهیم نمود. چه رنگ شمال چه رنگ جنوب چه رنگ آخر دنیا ما یک ملتى هستیم فقیر ضعیف و باید بی‌طرف باشیم و هیچ رنگى نداشته باشیم صریحاً عرض مى‌کنم بنده که مخالف با آن کابینه بودم براى این بود که قرارداد را

+++

مضر می‌دانستم. تمایل از براى ما مضر است بنده بر ضد او هستم در این عرض نه اختصاص به آقایان وکلا دارد بلکه عرض من متوجه به شرق و غرب و شمال و جنوب ایران است (گفتند صحیح است) آقایانی که اینجا هستند ملتفت هستند بعضى انتخابات بد است ملتفت هستند بعضى اشخاص بد مى‌باشند ولیکن باید حکومت به حق کرد نصرت‌الدوله پسر فرمانفرما مطرح مذاکره است نه مسئله انتخابات و الا انتخابات پنج ساله با سیاست‌هاى مختلفه و دولت‌هاى مختلفه بد است.

من مى‌بینم و حس مى‌کنم که آقاى نصرت‌الدوله را بعضى براى این که آقایان بعد از دو سال حالا رفیق بنده شده‌اند چون صدماتى کشیدم تعرض شخصى به خارجى کرده‌ام یک کمک لایحه با من نکرده‌اند و امروز آمده‌اند رفیق من شده‌اند خدا توفیق به ایشان بدهد و احساسات را در ملت ایران زیاد کند که امثال آقاى وثوق‌الدوله و نصرت‌الدوله را ملت ایران بد بداند ولیکن یک مسئله مى‌خواهم در این مجلس عرض کنم و به انصاف و عدل و دیانت آقایان محول مى‌کنم یک اشخاصى رنگ پیدا کردند آمدند و گفتند عقیده ما تمایل به سیاست انگلیس است شاید یکى پیدا شود و بگوید عقیده سیاسى من روس است ما بر ضد همه هستیم ایرانى مسلمان باید مسلمان و ایرانى باشد. (گفتند- صحیح است) هر رنگى غیر از این داشته باشد دشمن دیانت ما دشمن استقلال ما است ولیکن نصرت‌الدوله آن روزى قابل مجلس نبود؟ یا نصرت الدوله امروزى؟ که فرضاً دروغى مى‌گوید من تمایل به انگلیس را رها کردم من ایرانیم امروز محکمه عدل ایران این محکمه است اغلب شماها مى‌دانید که من بحمدالله تعالى با احدى غرض ندارم و به احدى از افراد ناس محتاج نیستم حتى در رأى دادن به وکالتم و من از آقاى رئیس تقاضا مى‌کنم رأى مرا بیندازند بعد از رأى دادن تمام وکلا که آقایان از هر جهت آزاد باشند من زیادتر از شما این عقیده را دارم که نصرت‌الدوله سابق رنگ دار بد است نه نصرت‌الدوله امروزى دیانت و مملکت خواهى به من حکم مى­کند که ولو این اظهار غیر واقع باشد من او را قبول کنم حالا که این حرف را می‌زند بگوییم ما تو را قبول نمی‌کنیم ملت تو را قبول نخواهد نمود اگر مملکت خواهى شما اقتضا دارد که کسى که رنگش را رها کرد بعد برود رنگ پیدا کند حرفى نیست اگر این براى مملکت صلاح است بگویید احسنت اگر محکمه عدالتى در ایران ممکن است تشکیل بشود پارلمان است بنده عرض مى‌کنم موافقین قرار داد که هیجده نفر از آنها اعضا این مجلس هستند این محکمه باید رسیدگى کند هر کدام تقصیر کرده‌اند مجازات کند و اگر پول گرفته‌اند از ایشان استرداد نماید تا عبرت دیگران شود تا کسى دیگر رنگ به خودش نگیرد اما امروز مذهب با وطن‌خواهى ما اجازه مى‌دهد که کسى که مى‌گوید من خطا کرده‌ام او را بدون جهت و قانونى از مجلس رد نماییم اگر نصرت‌الدوله و امثالش عود کردند و رنگ به خود دادند ما هم که یک ملت ضعیفیم عود می‌کنیم بنده تقدیس می‌کنم آنهایی را که نظرشان بر این است که نصرت‌الدوله صالح براى این مجلس نیست اما باید نصرت‌الدوله موافق قرارداد را با نصرت‌الدوله امروزه فرق گذارد من عقیده خودم را اظهار می‌کنم این مجلس هم مجلس عدل است این اشخاص که در آن سیاست شراکت کردند و حالا اعتراف به خبط خود کرده می‌گویند ما خطا کرده‌ایم و این رنگ سیاست را رها کرده فیل را رها کرده و شتر را هم رها کردیم ایرانى هستیم و تابع سیاست بی‌طرفى ایران هستیم من که یک نفرم صداى خودم به شرق و غرب ایران و به جنوب و شمال ایران و به خارجه هاى همسایه و غیر همسایه می‌رسانم و مى‌گویم مدت‌ها نصرت‌الدوله تمایل اختیار کرد حالیه که بی‌طرفى اختیار نمود من او را قبول می‌کنم و یقین دارم ملت ایران با من هم عقیده خواهند بود مى‌گویم نصرت‌الدوله سال­ها قبل به خودش چسبانید الان مى­گوید من خطا کرده‌ام یا راست می‌گوید یا دروغ،من می‌باید بگویم تو راست مى‌گویى و تو که الان تمایل کردى و خودت را مى­خواهى ایرانى و ایران‌خواه معرفى کنى ما قبول می‌کنیم اگر خداى نخواسته باز رنگ پیدا کرده ما همانیم که بودیم مخالفت با کابینه وثوق‌الدوله کردیم ملت فقیر بیچاره هم با کمال ضعف وقوى و بى‌چیزى و نقاهت بالاخره او را در به در کرد مى‌خواهم به آقاى طباطبایى یک عرضى بکنم و تصدیق کنم فرمایشات‌شان را که گفتند اساسى قرارداد بوده سید ضیاء را آورد چنانچه از اول تا حالا عرض مى‌کنم باید مخالفت را دور انداخت و متفقاً کار کرد. برداشت مجلس ما اتفاق بوده. (گفته شد صحیح است)

همان قرارداد و سیاست است که مجلس را منتهى می‌کند به دو دسته شاید یک دسته مستشار و پلیس جنوب شوند و یک دسته مخالف باید همچنین که این چند روزه به موافقت مشى کردیم امیدوارم که در این ناملایمات باز هم به موافقت رفتار کنیم در حوادثى که اطراف مملکت را فرا گرفته بلااستثنا آتش است یکى را نمى‌گویم آتش و یکى را یخ همه آتش است ایرانى باید خودش ایرانى باشد سیاستش هم ایرانى باشد بدى شخص نصرت‌الدوله بر احدى حتى بر خودش هم مخفى نیست لیکن نصرت الدوله امروزه را با نصرت‌الدوله موافق قرارداد باید در نظر گرفت شما که حکومت مى‌کنید آیا باید نصرت‌الدوله را رد کرد یا قبول؟ بنده عرض مى‌کنم امروز باید او را قبول کرد اگر باز به خود رنگ گرفت ملت همان ملت است معلوم است کسى که سال‌ها علف تلخى خورده‏ باید سال‌ها علف شیرین بخورد که گوشت و پوست و استخوانش فایده داشته باشد. این عقیده سیاسى من است اگر باز آقایان فرمایشى دارند بفرمایند شاید باز توضیحاتى عرض کنم.

شاهزاده سلیمان میرزا- البته آقایان اجازه می‌دهند که بنده دو سطر قبلاً تشکر و خوشوقتى بکنم از این که سعادتى که تصور نمى‌کردم مجدداً به آن موفق شوم یعنى باز در مجلس شوراى ملى در خدمت عموم دوستان و رفقا و نمایندگان ملت حضور داشته باشیم و یا این که قدم به خاک وطن عزیز بگذارم زیرا همیشه از جمله چیزهایى که مکرر به ما گفته مى‌شد این بود که شما ابداً مرخص نخواهید شد بنابراین واجب است که امروز و همیشه متشکر باشم از این که مجدداً در روى خاک وطن عزیز خود قدم گذارده‌ام و حق آن را پیدا کردم که در مصالح این مملکت به قدر فکر خودم صحبت بکنم بعد از تشکرات خودم که خیلى مختصر است عرض مى‌کنم که اینجا مطلبى که مذاکره شد یکى راجع به جریان انتخابات است که بنده در آن موضوع عرضى ندارم چون مسئله انتخابات معلوم است در اغلب جاها چه شکل جریان داشته اما راجع به عدم صلاحیت منتخب براى اثبات این مسئله کاغذهایى داشتم و البته آقایان مسبوق هستند که در عرض این سه سال در یک جایى بودم که هیچ کاغذ و روزنامه نمى‌دیدم الا به ندرت ولى اخیراً از مندرجات مطبوعات بعضى خبرها یادداشت کرده‌ام از حکومت کابینه وثوق‌الدوله که افعل‌التفضیل کابینه سیاه بوده و همین طور که آقاى طباطبایى اظهار فرمودند تمام مخالف مواد قانون اساسى و حقوق ملى بود. گمان نمیکنم در مجلس یا در تمام مملکت ایران یک نفر کسى که ایران دوست باشد عقیده‌اش غیر از این باشد ولى فقط آقاى مدرس یک عددى را که بنده درست حفظ نکردم فرمودند در کتابچه زردشان ثبت است و فرمودند ششصد و کثرى در این مملکت موافق قرار داد بودند که آن عدد را ضبط نکردم و اشخاصش را هم نمى‌شناسم بلى در صورتى که این مسئله محقق باشد دیگر گمان نمى‌کنم لازم به خواندن اوراق بنده باشد. بنده در این اوراق چیزهایى که مى‌خواستم به عرض آقایان برسانم براى این بود که ثابت بکنم این مسئله قرارداد در روزنامه‌جات در زمان این کابینه منحوس طبع شده و سه نفر که شخص سید ضیاءالدین عضو چهارم آن محل و مرکز فساد بوده و آن 3 نفر در کابینه عضویت داشته و آن یک نفر عامل افکار آنها در خارج بوده و در جمعیت دست آنها بوده و خیالات آنها را منتشر مى‌کرد و با عقیده آنها موافقت می‌کرد و عقاید آنها را تقویت مى‌نمود و اگر در کابینه خودش هم اقدام کرد شعبه‌ای است از آن سرچشمه و فرعى است از آن اصل و آن اقدامات را در آن مکتب آموخته بنابراین اسم این فرع را این مجلس استحقاقاً کابینه سیاه گذاشته آن اصل معلوم است هرچه افعل‌التفضیل برای او قرار دهند هست.مرکز تمام سیاه این قرارداد را (لرد کرزن) در نطق خودش در سر میز ضیافت خودش با شاهزاده نصرت‌الدوله یا به اصطلاح روزنامه‌هاى خارجه پرنس فیروز یگانه وزیر خارجه وطن‌خواه و نماینده مستحق ایران که به افتخار ایشان این ضیافت

+++

داده شده بود و همه آقایان در روزنامه رعد خوانده‌اند که لرد کرزن مى‌گوید (من با حضرت والا در این مسئله موافقت دارم و آن مطلب با عقاید و نظریه ملت ایران...) طورى مطلب را مى‌پروراند (شاید بنده قوه تفرسم خیلى کم شده باشد) ولى اگر هر آینه دست ما به دوسیه‌هاى خصوصى وزارت خارجه می‌رسید و اگر (یعنى اگر مثل خیلى چیزهاى دیگر) اوراقشان از میان نرفته باشد و اگر همان طور که آقاى مدرس فرمودند بخواهیم ملتى باشیم که قضاوت ما بین خدمت و خلاف را همیشه در نظر داشته باشیم و محاکمه کنیم و بدون ملاحظه آن اسناد را در مقابل خود بگذاریم از هر کس هر چه صادر شده بدون استثنا در یک محکمه بی‌طرفى خوانده و محاکمه کنیم (اگر چه خیانت و خدمت در مملکت زود یا دیر کهنه نمی‌شود) و بالاخره اگر ماها که معاصر این خدمات یا خیانات هستیم او را محاکمه نکنیم آینده‌هاى ما اشخاصى که امروز در روى این زمین نیستند و بعد متولد می‌شوند محاکمه خواهند کرد. به هر حال اگر آن دوسیه‌هاى وزارت خارجه در دست بود به طور حتم مدلل مى‌داشتند که این مطلب از طرف کابینه و هیئت دولت انگلستان پیشنهاد نشده و یک پیشنهادى از دولت منحوس سیاه خائن آن زمان شده که آنها بعد از اصلاحات پیشنهاد کرده و اجازه داده‌اند در روى آن زمینه آن کابینه‏ این خدمت بزرگ تاریخى را انجام دهد نمی‌دانم باید گفت خدمت یا فروختن این مملکت به دراهم بخس بالاخره از اثر این کابینه و از وجود آقایان چهار نفر مؤسس واقعى این کار که مسئول ظاهرش شاهزاده نصرت‌الدوله که وزیر خارجه و اهمیتش از همه بیشتر بود صورت گرفت.

چون باید انصاف داد عرض مى‌کنم که بالاخره تصور کنیم در آن دوره مملکت در یک مضیقه و فشارهایى بود که مقتضیات آن وقت به هر کس که زمامدار امور بود اجازه می‌داد براى حفظ سیاست آن روز این کار را بکند ولى بنده خدمت‌شان متذکر می‌شوم ایشان وقتى دیدند این طور شده کناره­جویى مى‌کردند مثل این که به سایرین هم تکلیف کرده بودند. مثلاً امروز یک کسى به بنده بگوید که برادر و پدرت را بکش تا وزیر خارجه بشوی و بعد که از من بپرسند چرا کشتى بگویم همه را کشتم که وزیر بشوم این حرف گمان مى‌کنم مطابق هیچ منطقى نباشد و در هیچ محکمه تصدیق نکنند که یک شخص مى‌خواهد به او حضرت اشرف بگویند و وزیر بشود و صاحب اختیار باشد آن قدر خلاف‌کاری‌ها که در این کابینه شد مجرى بدارد و مجبور شود که یک قرار داد شومى ببندد که بحمدالله امروز در یک توده خاکستر افتاده و رسماً لغو شده است.

اعلیحضرت محبوب ما در موقع نطق افتتاحیه خودشان در این مجلس آن را ملغى فرموده‌اند و امروز مجرى نیست و اگر بعضى مواد آن مثل مستشارها و غیره نزدیک بود به موقع خداوندى و کمک تمام وکلا که بنده یقین دارم یک مخالف پیدا نمى‌شود همین که وکلا اعتبارنامه‌هاشان تصویب شد و داخل در مطالب اساسى بشوند اولین اقدام اساسى تمام رفقاى بنده و تمام آقایان وکلا راجع به همین مسئله خواهد بود اگر چه بنده مدتى است از خدمت آقایان دورم یک مدتى به واسطه کسالت و یک مدتى به واسطه مسافرت و یک علت هم این بود که نمى‌خواستم داخل در جریان انتخابات اشخاصى بشوم و امروز چون صحبت به یک صحبت اساسى راجع بود حاضر شدم.

این را هم عرض کنم یک روز شخصى از قول قونسول فرانسه در بمبئى با من از قرارداد صحبت مى‌کرد به او گفتم با وجود این که در حبس هستم تا آخرین ساعت به قدرى که مى‌توانم برخلاف این قرارداد حرف خواهم زد و اقدام خواهم کرد تا شما تصور نکنید که در تحت فشار ظالمانه یک هیئت منحوسه سه چهار نفری که ایران را خراب کرده‌اند مردم ساکت باشند و آنها بتوانند جلوگیرى از احساسات مردم بکنند و ایرانی‌ها حاضر هستند این قرارداد را با خون خودشان محو کنند.

ایشان به من فرمودند که در زوایاى طهران .. چون آن وقت در روزنامه­هاى اروپا این طور انتشار پیدا کرده بود که ملت ایران چراغان هم کرده­اند و یکى از روزنامه‌هاى ایران هم تبریکاتى نوشته بود که درج کرده بودند و مى‌گفتند ملت ایران مخالف نیست جز چند نفر معدودى که در زوایاى طهران هستند که هیچ وقت امنیت و آسایش را نمى‌خواهند اشخاصی که مى­باشند همیشه بر علیه حکومت‌هاى حاضر هستند آن چند نفر معدودی که عادت به این قبیل چیزها کرده‌اند بر خلاف قرارداد حرف­هایى زده‌اند آنها را بحمدالله حکومت وطن‌خواه و قوى قادر آن روز گرفت و تبعیدکرد!!

(بسیار خوب) بنده با وجود این گفتم خیر این چند نفر نیستند خواهید دید که زیاد خواهدشد. بحمدالله رسیده‌ام به آن روز که مى­بینم شاید یک نفر در این ساعتی که صحبت می‌کنم نیست که بگوید یا در قلبش خیال کند که موافق است. اهالى این مملکت هنوز ایرانیت خود را رها ننموده‌اند. ایرانی‌ها هنوز زنده‌اند. ایرانی‌ها حقوق ملى خودشان را ملتفت می‌شوند ولو در تحت فشار قاهرانه و ظالمانه داخلى و خارجى.

بارى بعد از این مطلب مطابق آنچه که در روزنامه‌هاى رعد درج شده مثل این است که آن پیشنهاد از طرف دولت شده و از آن گذشته تلگرافى از طرف وزیر خارجه آمریکا به سفارت ایران مخابره شده که در همان روزنامه یومیه رعد باز طبع کرده‌اند و آن تلگراف را شاید تمام آقایان خوانده‌اند اگر لازم بشود بنده هم مختصراً آن تلگراف را به عرض آقایان می‌رسانم که ملاحظه بفرمایند که جدیت و فعالیت شخصى بزرگوار وزیر خارجه تا چقدر بوده و ایشان نسبت به نطق (لرد کرزن) در اروپا چه نطق‌هاى آتشین داده‌اند که ملت ایران طرف‌دار قرارداد است.

اگر نصرت‌الدوله خودش را جزء افراد این مملکت می‌دانست یا وثوق­الدوله که خودش را یک فرد ایرانی می‌دانست یا سید ضیاء و غیره و غیره بایستی مثل یک نفر ایرانى شب و روز زندگانى را بر خودش حرام می‌کرد و یک چنین قراردادى را در تمام مقامات رسمى اروپا و در تمام نقاط تکذیب می‌کرد بر عکس هر صدایى که اروپا و امریکا بر علیه این قرارداد اظهار می‌شد که این قرارداد شما برخلاف ماده 11 قرارداد مجمع بین‌الملل است و هیچ دولتى نباید دست‌خوش مرام نفوذ دولت دیگر بشود آن وقت ایشان جد مى‌کنند که آنها را قانع کنند که خیر ابداً قرارداد مزاحم دولت و ملت ایران نیست و ملت ایران حاضر است آقاى لرد کرزن می‌گوید که با شاهزاده در موضوع قرارداد موافقت حاصل نمودم که مبنى بر مصالح ایران است ..

نصرت‌الدوله- دروغ است.

سلیمان میرزا- آقاى سید ضیاء رفیق خودتان نوشته است من که در این مدت اینجا نبودم. (در این موقع بعضى از تماشاچی‌ها شروع به کف زدن نمودند)

نصرت‌الدوله-رفیق شما بود.

رئیس- تماشاچی‌ها باید خارج شوند (پیشخدمت باشى بر حسب امر رئیس به قسمتى از تماشاچی‌ها که مرتکب دست زدن شده بودند تکلیف خروج نموده و آنها خارج شدند)

سلیمان میرزا- بنده همان طور که عرض کردم در موقع قرارداد در این مملکت نبودم و فرقى هم نداشت زیرا اگر در مملکت بودم باز مثل دیگران یک حرفى می‌زدم کابینه قوى و فعال و قادر قدرت خودش را نشان مى‌داد و بنده را به کاشان یا سوراخ دیگری مى­فرستاد ولو این که اینجا هم که نبودم همان سهم و طالع را داشتم منتهى در سوراخ دیگرى هیچ اهمیتى ندارد نمى‌خواهم متصل تکرار کنم که در حبس بودم زحمت کشیده و صدمات دیده‌ام بلکه مکرر گفته‌ام آن زمان راحت­تر بوده‌ام. گوشم چیزى نمى‌شنید و یا در بمبئى کمتر می‌شنید بلکه سایر رفقاى من و سایر آقایان نمایندگان خیلى بیشتر از بنده در زحمت و فشار بوده‌اند زیرا فشارهایی‌ که خانمان برانداز است بسیار سخت­تر و هولناک‌تر از آن است که به یک شخص بگویید در یک اطاق باش و بیرون نیا. انصاف مى‌دهم نمى‌خواهم یک اهمیتى بدهم که حبس شده‌ام خیر آقایانی که آزاد بوده‌اند بیشتر از من در زحمت بوده‌اند.

آقاى نصرت‌الدوله فرمودند بنده دروغ مى‌گویم از براى این که عرض کنم بنده دروغگو نیستم محتاج به تذکارم زیرا که سابقه را زندگانى بنده از اول مشروطیت دوره با حضرت والایی که اینجا نشسته‌اند معلوم است من والى کرمان نبوده‌ام که آدم بکشم من در زمان محمدعلی ‌شاه اقدامات نکرده‌ام من همیشه طرف‌دار مظلوم بوده‌ام و همیشه از ظالمان که حضرت والا یکى از آنها بوده‌اند تو سرى خورده‌ام.

بنابراین بنده دروغگو نیستم زیرا که همیشه فریاد می‌زدم و می‌زنم ایران و ایرانى باید همیشه در فکر ترقى خودش باشد اگر چه نباید خارج از موضوع شوم ولى مختصرى عرض مى‌کنم مملکتى که معارف نداشته باشد انتخاباتش درست نمى‌شود اشخاص دروغگو بار مى‌آورد ولى بنده دروغگو نیستم عملیات بنده سابقه زندگانى بنده

+++

همه معلوم است. البته پسر عموى محترم (به قول ابوى بزرگوارشان) وقتى خودشان نظر بفرمایند خوب مى‌دانند ایشان قرارداد بسته‌اند بنده براى پاره کردن قرارداد ملعون فریاد می‌زنم ایشان سابقه‌ها داشتند که آقاى مدرس مى‌فرمایند مسلمان شده‌اند توبه کرده‌اند ایمان آورده‌اند و بنده بحمدالله محتاج به توبه نبوده و نیستم اگر اوراق تاریخى زندگانى هر دومان را در یک ورقه بگذارند حق از باطل شناخته شود بحمدالله شناخته شد و تمیز هم داده شده محتاج به تذکر نیست با یک فرمایش ایشان که بنده دروغگو نمی‌شوم و به علاوه آنچه را هم که بنده عرض کردم از قول خودم عرض نکردم عرض کردم کابینه وثوق‌الدوله 3 نفر عضو آمر و رسمى داشت که وزیر بودند یکى خود وثوق‌الدوله بوده یکی شاهزاده صارم‌الدوله یکی نصرت‌الدوله که این دو نفر از شاهزادگان این مملکت و از خانواده این بنده بودند که باید بیشتر از همه لااقل براى این که تاج و تخت در خانواده آنها است براى استقلال این مملکت کوشش کنند و متأسفانه از همه کس بیشتر طرف‌دار این قرارداد مشئوم ملعون بودند و این قرارداد خانمان برانداز ایران خراب کن را تصدیق کردند و ناشر افکار ایشان یگانه حامى ایشان قلم مدافع ایشان قلم آقا سید ضیاءالدین بوده حالا آقاى سید ضیاءالدین رفیق ایشان بوده یا رفیق بنده؟ این رفیق عزیز و آن یار گرامى در موقع قدرت و اقتدار ایشان یعنى در موقعى که هنوز در سر ریاست وزرایى نزاعشان نشده بود که حبس‌شان کند و بالاخره در موقعی که برله ایشان چیز می‌نوشت در روزنامه آن مطالب را راجع به نطق لرد کرزن نوشته اگر راست نوشته او نوشته و اگر دروغ نوشته او نوشته به بنده چه مربوط است بنده نقل قول می‌کنم باید از این مسئله بگذریم مسئله این است بعد از آن که به اتفاق بدون هیچ تردیدى همه تصدیق می‌کنیم که این قرارداد بر خلاف مصالح دین و بزرگ‌ترین ضربات کشنده و مهلکى است که بر پیکر مملکت و وطن عزیز ما وارد آمده است آن وقت تازه در مقابل این بعضى حرف­ها مى‌شنوم که تا امروز نشنیده‌ام و آن این است با وجودی که این مسئله را اقرار دادیم که برخلاف قوانین مملکت ما بوده است و ضربه بر اساس حکومت ملى زده است و یکى از آن دست‌هاى قوى که بر پیکر وطن شمشیر کشیده شاهزاده نصرت­الدوله مى‌گوید من از خطاهاى گذشته‌ام صرف‌نظر کرده‌ام امروز برخلاف گذشته اقدامات خواهم کرد. در صورتى که این فلسفه را یک اصول منطقى نمى‌شود فرض کرد که آقاى مدرس مى‌فرمایند شاهزاده نصرت‏الدوله توبه کرده‌اند پس در دنیا هیچ مجازاتى لازم نیست آن وقت هرجایى و هر مقصرى به پاى محاکمه رسید فوراً اظهار مى‌کند استغفرالله ربى و اتوب الیه پس قانون مجازات براى چیست؟ من یکى را کشتم. اگر من یکى را کشتم (در صورتی که مملکت کشتن محققاً مهم‌تر از شخص کشتن است)

من اگر یکى را کشتم خداى نکرده در وقتی که مرا بیاورند به محکمه عدلیه و آقاى مدرس هم حاکم قضیه باشند و بگویم آقایان تقصیر کرده‌ام قول می‌دهم که من بعد آدم نکشتم آیا هیچ محکمه عدلى هیچ قاضى عدالتى مى‌تواند به مردم و ورثه مقتول بگوید که شما از آن صرف‌نظر کنید این شخص گفته است که دیگر از این کارها نمی‌کنم.

راست یا دروغ توبه مى‌کنم. این فلسفه غریبى است و به علاوه در قانون انتخابات ذکر شده (اشخاصی که برخلاف حکومت ملى قیام و اقدام نموده‌اند) و خود آقاى مدرس هم این مسئله را تصدیق می‌کند آمنا و صدقنا. آقاى مدرس در مسائل ملى همیشه زحمت کشیده‌اند و صدمات ایشان محقق است و هیچ جاى شبهه و تردید نیست اما این فلسفه را بنده نمى‌توانم بفهمم که به چه ترتیب یک کسى که یک تقصیر قطعى و حتمى را مرتکب شد در موقع مجازات همین قدر که اظهار کرد نادم هستم مجازات از او سلب خواهد شد این را بنده نمى‌دانم شاید یک ترتیب شرعى برایش باشد اگر این مسئله مدرکیت دارد آیا بر تمام اشخاصى که برخلاف حکومت ملى قیام و اقدام کرده شامل است یا تنها به شخص نصرت‌الدوله مربوط است؟ این ششصد و هشتاد کسرى که فرمودند موافق قرارداد بوده‌اند بنده هم مى‌گویم و آرزو می‌کردم و می‌کنم که یک روزى برسد که وطن عزیز ما انشاءالله مقتدر شود که این اشخاص را یکى یکى بیاورد پاى محاکمه و محاکمه نموده و مجازات بدهد. اگر به این که بگویند خلاف کره‌ایم و خیانت کرده‌ایم و توبه کردیم معاف مى‌شوند از حالا همه می‌گویند ما پشیمان شده‌ایم دیگر البته محاکمه نخواهند داشت و آن اشخاص از امروز خودشان را راحت مى­کنند که زحمت آن روز را نداشته باشند.

ولى به عقیده بنده این حرف جبران خلاف اولیه را نمى‌کند باز هم یادآورى می‌کنم هر چند در مجلس نبودم ولى از براى من راپورت‌ها را فرستاده‌اند در راپورت‌هاى بعضى شعبه‌ها نسبت به بعضى وکلا چنین نوشته‌اند (که این شخص در موقعی که انتخاب شده چنین کرده اگر قبل از انتخاب این قدامات را کرده بود محققاً از انتخاب محروم بود ولى چون بعد از انتخات این عمل را کرده است معلوم نیست این ماده قانون شامل او مى‌شود یا خیر؟) بنده عرض مى‌کنم بعد از انتخاب هم این عمل را کرده باشد ظاهراً اعتبارنامه‌اش باطل است چنانچه رأیى که در جلسه قبل مجلس نسبت به یک نفر داده این مطلب را مى‌شود از او استنباط کرد که به طور نیم رسمى مجلس شوراى ملى این ماده را تفسیر کرده و یک سابقه پیدا شده خواه قبل از انتخابات خواه بعد از انتخابات.

یک شخص ایرانى که بر علیه حکومت ملى اقدام کرده از وکالت محروم می‌شود در صورتی که ما اظهار مى‌کنیم ایشان بر علیه حکومت اقدام کرده‌اند. یعنى این قرارداد بر علیه حکومت ملى است و کابینه وثوق‌الدوله کارهایش همان طور که آقاى طباطبایى فرمودند برخلاف اصول قانون اساسى بوده است.

حالا آن نقشى را که شعبه‌ها خواسته‌اند و نوشته‌اند که اگر بعد از انتخاب باشد باید تعیین کرد که تکلیف چیست در مورد ایشان موضوع ندارد به جهت این که همان ساعتى که انتخاب شده‌اند فاقد جزء نهم ماده هفتم قانون هفتم قانون انتخابات بوده‌اند یعنى بر علیه حکومت ملى قیام اقدام نموده در آن تاریخ هم ایشان هنوز تائب نبوده‌اند و اگر توبه کرده‌اند بعد از توفیق جبرى یعنى بعد از حبس رفیق خودشان آقا سید ضیاءالدین بوده و در مجلس توبه کرده‌اند.

یعنى در موقعى که ایشان را هم در جزء اشخاص کوچک و بزرگ حبس نمودند حتى شنیدم دو نفر بچه‌هاى بى‌گناه چهارده ساله و پانزده ساله مدرسه را هم حبس کرده‌اند. در ضمن حضرت والا را هم حبس کرده‌اند. در دوره دوم مى‌گفتند طهران جزء مطهرات است اگر محبس آقاى سید ضیاء هم جزء مطهرات است نمی‌دانم انشاالله آن هم جزء مطهرات است ما مخالف نیستیم.

ولى مقصود این است که آن توبه را در آن محبس کرده‌اند در آن ساعتی که موکلین ورقه‌هاى تعرفه‌هاى خودشان را در کرمانشاهان به نام نامى شاهزاده نصرت‌الدوله در صندوق آراء می‌ریختند آن وقت ایشان تائب نبوده‌اند و برخلاف حکومت ملى معاهده را امضاء کرده بودند و داراى شرط انتخاب شدن نبودند. این مسئله مثل کسى است که در آن تاریخ سن به او اجازه نداده باشد به او تعرفه داده باشند حالا که چهار پنج سال گذشته نمی‌توانیم بگوییم آن وقت دو سال سنش کم بود حالا سنش تقاضا می‌کند حالا که الحمدالله ماشاءالله بزرگ شده دیگر چه اشکالی داریم ایشان آن وقت هم تائب نبودند بحمدالله که حالا تائب هستند ان الله یحب التوالین و یحب المتطهرین. آمنا و صدقنا.

اما توبه ایشان ‏هم مثل توبه همه ماها می‌ماند که در بین نماز که می‌خوانیم می‌گوییم استغفرالله ربى و اتوب الیه و به قول یکى از رفقا قصد انشاء نداریم و شاید در عین همان حال و همان ساعت همان تقصیر یا شبیه آن تقصیر را می‌کنیم.

ببخشید اگر زیاد عرض کردم نمى‌خواهم اظهار فضل کرده باشم البته آقاى مدرس بهتر از بنده می‌دانند اگر رجوع کنیم به کتاب مقدس نهج‌البلاغه در قسمت ثانى از خطب شخص اول عالم اسلام حضرت امیرالمؤمنین (ع) ملاحظه خواهد شد که شخصى حضور مقدس‌شان عرض کرد استغفرالله ربى و اتوب الیه فرمودند ثکلتک امک آیا معنى استغفار را می‌دانى و می‌گویى استغفرالله ربى و اتوب الیه؟ عرض کرد قربانت بروم معنى استغفار چیست فرمودند استغفار هفت شرط دارد یکى از شرایطش این است که آن گوشتی که در معصیت خداوند در بدن روییده شده است باید آن قدر در راه عبادت و ریاضت خداوندى مصرف شود که چیزى از آن باقى نماند و پوست و گوشت و استخوان مجدد بروید و سایر شرایطش که ذکر شده آن وقت حق دارد بگوید استغفرالله ربى و اتوب و الیه آن وقت خداوند آن توبه را پذیرفته و قبول می‌کند و می‌بخشد البته ما هرچه

+++

بگوییم بخششمان زیاد است به درجه گذشت و بخشش خداوند رحمن و رحیم نخواهید رسید. خداوند عمل مى‌خواهد و الا بنده هم با آقاى مدرس مخالفتى ندارم نمى‌خواهم نعوذبالله سبب شوم کسى که دست به طرف ایران دراز مى‌کند و مى‌گوید من الان با شما برادر هستم دست خودم را بکشم معاذالله من هم دست برادرى به طرف ایشان دراز می‌کنم چرا؟ که یک نفر ایرانى هستند در صورتی که این توبه خودشان را با عمل پس از چندى اثبات بکنند تصدیق می‌کنم که ایشان یک عضو فعال و تحصیل کرده با اطلاع و جدى هستند و تمام صفات کار کردن در ایشان هست بنده که طرف‌دار معارف هستم میل دارم که همه ایرانیان تحصیلات‌شان به اندازه ایشان باشد اما هیچ وقت آرزو نمى‌کنم که عملیات‌شان مثل ایشان باشد یعنى تا چند روز قبل عملیات ایشان انصافاً خوب نبود این چیزى نیست که بتوان آن را پرده‌پوشى کرد و الا بنده هیچ خیالى ندارم و نمى‌خواهم یک اشکال تراشی­هایى بکنم و الا وقتى که شروع به مذاکره انتخابات مى‌شد مى‌توانستم حرف بزنم و بى‌اطلاع هم نیستم کرمانشاهانى‌ها هم اکثرشان با بنده رفیق هستند ایل سنجابى هم که انصافاً بزرگ­ترین خدمتگذار مملکت است در موضوع شخص بنده کمال همراهى را داشته اما دیدم جریان این انتخاب هم مثل جریان سایر انتخابات ایران است.

آن وقت که آقاى رئیس فرمودند راجع به جریان انتخابات حرفى دارید بنده اگر مى‌خواستم اعمال یک نظریات خصوصى بکنم مثل حالا مى‌توانستم 2 ساعت آقایان را معطل بکنم ولى نمى­خواستم در این موضوع صحبت بکنم البته هر انتخابى یک اشکالى دارد ولى چون در پاى همین منبر نطق دو دفعه به قرآن قسم خورده‌ام که حافظ حقوق ملى ایران باشم و حقوق ملت ایران را مطابق قانون اساسى و قوانین دیگر حفظ کنم این است که می‌بینم یکى از قوانین و یکى از حقوق اصلى ملت را ایشان خراب کرده‌اند به این جهت بنده با ایشان مخالفت دارم و حق می‌دهم به خودم.

از طرف دیگر همان طوری که آقاى مدرس فرمودند توبه ایشان را بنده هم موافقم و قبول می‌کنم و دست به طرف ایشان دراز می‌کنم اما بعد از این که عملیات سابق خودشان را ترک بگویند به طوری که خدمات ایشان را بعد از چندى کسى نتواند تردید بکند خدمت به ملت هم تنها وکالت مجلس شوراى ملى نیست ممکن است این مسئله را رجوع به کمیسیون بکنند بنده نظریه شخصى ندارم و نظریه شخصى بنده جزء ماده هفتم قانون انتخابات است و چون ایشان برخلاف حکومت ملى اقدام کرده‌اند به وکالت ایشان رأى نمی‌دهم. حالا می‌آییم سر تلگراف لانسینک خیلى کوچک است یک مسئله دیگر هم که ضمیمه قرارداد است راجع به مالیه بدبخت این مملکت است که باز امضا شده و در این جریده نیست و این است یکى از خدمات کابینه وثوق‌الدوله که بعد در موقع دیگرى خواهم خواند و اگر مصلحت می‌دانند حالا بخوانم. (بعضى اظهار نمودند بخوانید)

نصرت الدوله- همه را بخوانید.

سلیمان میرزا- شماره 129 روزنامه رعد یعنى آقا سید ضیاءالدین مقاله نوشته‌اند که مختصراً عرض خواهم کرد (حقیقت چیست حقیقت گویى است)

رئیس- آقایان مایل به تنفس نیستند؟ که چند دقیقه تنفس شده دوباره آقاى سلیمان میرزا نطق کنند.

(بعضى اظهار نمودند تلگراف را بخوانند.)بعد (به مضمون ذیل قرائت نمودند.)

اینک ابلاغیه سفارت امریکا- از طرف سفارت امریکا مورخه 9 سپتامبر 1919 نظر به مطالب غیر واقعى که در مقاله مورخه نوزدهم اوت روزنامه رعد راجع به رویه (پرزیدانت ویلسن) و مأمورین صلح امریکا و مملکت اتازونى نسبت به ایران مندرج بود مقتضى است ابلاغیه‌اى که از واشنگتن صادر شده است تقدیم دارد .طهران- سفارت امریکا- دولت اتازونى به شما تعلیم می‌دهد نزد زمامداران ایران و اشخاص علاقه­مند این مسئله را تکذیب نماید که دولت اتازونى از مساعدت نسبت به ایران امتناع ورزیده است. امریکا همواره علاقه خود را براى سعادت ایران به طرق بسیار اظهار و ابراز داشته نمایندگانی که از طرف دولت اتازونى در کمیسیون صلح پاریس عضویت داشته‌اند مکرر کوشش و مجاهدت کرده‌اند سخنان نمایندگان ایران را در کنفرانس صلح مورد استماع قرار دهند.

نمایندگان امریکا متعجب بودند چرا مجاهدات آنها بیش از این به تقویت و مساعدت تلقى نمى‌شود لیکن اکنون معاهده جدید معلوم می‌دارد که به چه علت امریکایی‌ها قادر نبودند سخنان نمایندگان ایران را به اصغا برسانند و نیز معلوم مى‌گردد که دولت ایران در طهران با مساعى نمایندگان خود در پاریس مساعدت و تقویت کافى ننمود. دولت اتازونى معاهده جدید ایران و انگلستان را با تعجب تلقى مى‌نماید. معاهده مزبوره معلوم می‌دارد با وصف آن که نمایندگان ایران در پاریس علناً و مؤکداً طالب مساعدت و همراهى امریکا بودند ایران از این مایل به بعد مایل به کمک یا تقویت امریکا نمى‌باشد.

سلیمان میرزا- بارى این مراسله سفارت که روزنامه رعد در این شماره درج کرده و آقاى طباطبایى هم مختصرى اظهار کردند شاید اثبات مى‌کند که این هیأتى که اول از طرف کابینه وثوق‌الدوله به اروپا رفت و مشارالممالک رئیس آنها بود بعضى اقدامات کردند و شاید آن هیئت در آنجا با نمایندگان امریکا بعضى صحبت‌ها کرده باشند و بعضى دیگر شکایاتى از آنها به دولت ایران کرده باشند.

مطابق این تلگراف امریکا با آنها همه قسم در کنفرانس صلح بین­المللى مساعدت کرده و لاینقطع دیده‌اند که این کار از آنها پیش نمى‌رود و آن وقت هنوز معاهده بین دولتین در جریان خصوصی بوده بعد که معاهده بیرون آمده آمریکایی‌ها استدراک می‌کنند که علت این که نمایندگان ایران با وجود تقویت دولت بزرگى مثل امریکا در آنجا کارشان پیش نمی‌رفت از طهران به آنها کمک می‌شده و این کمک هم از طرف وزیر خارجه بوده او کمک می‌کرده و شاید می‌توان گفت مسئله قدرى عملى ثابت شده بعد از این که وزیر خارجه به اروپا رفته‌اند هیئت را تغییر داده‌اند و معزول کرده‌اند. بارى اینها به صورت است.

اما راجع به ضمیمه قرارداد شاید آقایان شنیده باشند و بنده نشنیده باشم، نمی‌دانم به هر حال بنده نسخه فرانسه را به دست آورده‌ام و خودم ترجمه کرده­ام اگر در ترجمه آن تغییر و قصورى شده است شاید به واسطه بى‌اطلاعى بنده از فرانسه بوده است. (متن قرارداد مالیه) ببینیم آقایان چه بلایى بر سر ما در آورده‌اند. در آن تاریخ هم که هنوز توبه نکرده بودند.

قرار داد بین دولت انگلیس و دولت ایران.

1- دولت انگلیس قبول می‌نماید یک قرضه دو میلیون استرلینک به اقساط در تاریخى که توسط دولت ایران تعیین می‌گردد پس از آن که مستشارهاى مالیه دولت انگلیس در تهران شروع به کار نمایند به دولت ایران مطابق قراردادی که در فوق پیش بینى گردید بدهد.

2 - دولت ایران متعهد می‌گردد که براى کلیه وجوهاتی که مطابق ماده 1 تا تاریخ 30 مارس 1921 داده مى‌شود 7 درصد تنزیل بدهد و پس از این تاریخ هر ماهه مبالغ لازمه را براى پرداخت اصل و منافع از قرار 7 درصد تا مدت 20 سال بپردازد.

3 - تمام عایدات گمرکى که به موجب کنترات 8 مه 1911 براى تأدیه قرض 1250000 لیره تخصیص داده شده بود براى پرداخت قرض حاضر تخصیص داده شده با ادامه تمام شرایطى که در کنترات مذکور به عمل آمده است با حق تقدم از تمام قروض به استثناى قرض 1911 و مساعده­هایی که بعدها توسط انگلیس داده می‌شود. چنانچه عایداتی که در فوق ذکر گردید کفایت ننماید دولت ایران متعهد مى‌شود مبالغ لازمه را به وسیله عایدات دیگرى تأدیه نماید و براى این مقصود دولت ایران به موجب مراتب حاضره براى این قرض و مساعده‌هاى دیگر که در فوق تعیین گردید تمام عایدات گمرکى کلیه مناطق را تا حدی که در تحت اختیار خود دارد تخصیص مى‌دهد.

4 - دولت ایران حق دارد هر موقعى که خواسته باشد قرض حاضره را به وسیله قرضه دیگرى از دولت انگلیس بپردازد 9 اوت در طهران به امضاء رسیده است.

نصرت‌الدوله- در همان موقع چاپ شده است‏.

سلیمان میرزا- بنده عرض کردم و اول عذرش را خواستم که نمی‌دانم باز اینجا یک قدرى دیگر هم هست اگر اجازه بفرمایید آن را هم بخوانم کاغذ ثانى سرپرس کاکس به عنوان رئیس‌الوزرا مورخه 9 اوت 1919 در خصوص مبحث دومى که در کاغذ سابق اینجانب مورخه امروز ذکر گردید در بین دولتین توافق نظر خاصل گردیده که از طرفى دولت انگلیس مطالبه مخارج نگاهدارى قشونى را که به واسطه عدم

+++

استطاعت دولت ایران از حفظ بی‌طرفى خود مجبور بوده است به ایران اعزام دارد نمی‌نماید. و از طرفى هم دولت ایران مطالبه خساراتى را که وجود قشون مزبور در خاک ایران موجب می‌گردد نخواهد نمود. واضح است که این قرار داد فیمابین تقاضاهاى اشخاص یا مؤسسات را که جداگانه در تحت مطالعه گذارده مى‌شود لغو نخواهد کرد. یک یادداشت از طرف حضرت اشرف به نام دولت ایران که حاکى از قبول این قرارداد باشد براى عقد قرارداد دولتین کفایت خواهد کرد.

سلیمان میرزا- این است آنچه گذشته است بر سر مملکت بدبخت ما در کابینه وثوق‌الدوله اگر دوسیه‌هاى خصوصى وزارت خارجه در دست باشد خیلى از این تلگرافات قشنگ را شاید بخوانیم بارها گفته شده که این قرارداد منحوس لغو شده و بنده تا حال اسمى از این قرارداد مالیه نشنیده بودم و حالا فرمودند چاپ شده بنده نمی‌دانستم حالا می‌شنوم البته آن قرارداد که لغو شده ضمیمه‌اش به طربق اولى لغو است ولیکن چون این راجع به مالیه است و از وظایف حتمیه عموم وکلا است و حتى بنده هم که اعتبارنامه‌ام هنوز نگذشته چون مدعى‌الوکاله هستم عرض مى‌کنم وظیفه عموم وکلا است که در عمل مالیه مداخله بکنند بنده استدعا دارم از تمام آقایان رفقاى خودم که یقین دارم با بنده هم عقیده هستند به صداى بلند فریاد کنند که این قرارداد و سایر قراردادها لغو و ملغى و به هیچ وجه رسمیت به آنها داده نمی‌شود و ساقط است (جمع کثیرى تصدیق کردند) و مجلس شوراى ملى به اتفاق کلمه این نوع قراردادها را منفور می‌داند و عملاً او را لغو و در اولین امکان بر بطلانش رأى خواهد داد.

مدرس- توضیح دارم.

رئیس- ده دقیقه تنفس می‌کنیم بعد از تنفس توضیح بدهید.

مدرس- خیلى مختصر است.

رئیس- بفرمایید.

مدرس- هر چند شاهزاده سلیمان میرزا در ضمن فرمایشاتشان مطلب مرا یک نحو بیان دیگر فرمودند، اولاً بنده عرض کردم که این 684 نفر موافقین قرارداد باید در محکمه محاکمه بشوند! مقصر! قاصر! کاسب! عمله! معین بشود و به هر کس به قدر تقصیر مجازات داده شود بنده منکر مجازات نیستم شما مى‌فرمایید مجازات، مجازات می‌گویم این 684 نفر را با عملیات‌شان ضبط کرده‌ام که اگر یک مجلس شوراى ملى برپا شود و یک حکومت ملى پیدا بشود اینها را باید در تحت محاکمه بکشند.

اما مقصر مجازاتى دارد. سیاسى مجازاتى دارد. قاصر مجازاتى دارد. ناطق مجازاتى دارد. ساکت مجازاتى دارد. پس آن را باز تکرار می‌کنم که مقصر باید مجازات شود توبه گرگ مرگ است.

می‌گویم یک دولتى یا از روى تقصیر یا از روى قصور خواست به عقیده خود یک قراردادى بگذارد و ملت هم آمدند و فریاد زدند مضر است مضر است عاقبت پیشرفت با ملت ضعیف شد این دخلى به قانون انتخابات ندارد دخلى به صلاحیت ندارد دخلى به قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى ندارد دوست داریم که حضرت والا امروز که به مجلس آمده و انشاءالله همان طور که سى ماه با هم در سفر بودیم به سادگى با هم داخل سیاست شویم انشاءالله مغالطه و مشتبه‌کارى نکنند.

شاید مردم خیال کنند که مجلس خیلى بد است ولى به عقیده بنده به این بدی‌ها که مردم خیال می‌کنند نیست امید است به اتفاق کارهاى بزرگ و سیاست‌هایى که شماها می‌دانید نسبت به خارجه و داخله از لاستیک در آمده مجدداً عرض می‌کنم مذهب من اجازه نمی‌دهد که مقصر را نباید مجازات داد می‌گویم محکمه که رسیدگى بکند که آقاى وثوق‌الدوله عن تقصیر یا عن قصور این قرارداد را بست نفهمید و پیش‌بینى نکرد که این قرارداد هم از براى ما مضر است و هم براى همسایگان نتیجه او بر همسایگان این شد که تمام ایرانیان از انگلیس مکدر و متنفر شدند و ما هم فهمیدیم که به دیانت و استقلال ما ضرر دارد.

لهذا جلوگیرى کردیم اگر دولتى قراردادى ببندد برخلاف صلاح مملکت نمی‌توان او را مصداق اقدام برخلاف حکومت ملى قرار داد هیچ مناسبت ندارد. (جمعى گفتند صحیح است)

خواهش دارم اگر حضرت والا به قدر من آقاى نصرت‌الدوله را نمى‌خواهند اسم دیگرى رویش بگذارند غیر از این که قیام و (اقدام برضد حکومت) ملى نمودند اظهار دیگر بفرمایند من و حضرت والا مهاجرت کردیم به نیت خوب نتیجه بد در آمد. تقصیر ما چه بود در بیابان‌ها در جنگل‌ها در دریاها سفر کردیم ما در جنگل‌ها بلوط هم می‌خوردیم به امیدوارى این که نتیجه او خوب شود. چه کنیم خدا نخواست. تقصیر با کى است خدا شاهد است. با یک عقیده صاف و پاکى به دولت و ملت رفتیم که چیزى براى ملت بیاوریم ولى نشد.

وثوق‌الدوله با رفقاى خود پیش‌بینى نکردند که این قرارداد مضر به دیانت و استقلال این آب و خاک است من و امثال من در همان ساعت اول این ضرر را ادراک کرده و عموم ملت موافقت کردند آقاى طباطبایى که فرمودند قرض کردن و امتیاز دادن و اقدام بر ضد حکومت ملى است خوب است دولتى را معرفى نمایند که برخلاف این مواد رفتار نکرده تا ما بگوییم این اقدام بر ضد حکومت ملى است (گفته شد صحیح است)

اشکالات راجع به انتخابات که فرمودند جواب آنها با آقاى حاج شیخ اسدالله است. اهتمام من به مسئله سیاست است که نصرت‌الدوله به جهت موافقت با قرارداد و صلاحیت وکالت مجلس شوراى ملى خارج می‌شود یا خیر حضرت والا فرمودند قسم خوردیم من قسم خورده و قسم نخورده غیر واقع را نمى‌گویم نه اقدام می‌کنم و نه قبول می‌کنم.

رئیس- آقاى مدرس به اسم توضیح یک نطق مفصلى فرمودند: ده دقیقه تنفس است.

(در این موقع آقایان نمایندگان از مجلس خارج شده و پس از یک ربع ساعت مجدداً مجلس تشکیل شد)

رئیس- قصد بنده این بود که بعد از تنفس مذاکرات اعاده شود به خیال آن که امروز به ختم مسئله که مطرح مذاکره بود موفق بشویم ولى معلوم می‌شود که عده آقایان ناطقین زیاد است اگر آقایان موافق باشند بقیه مذاکرات بماند براى روز سه‌شنبه.‏

محمدهاشم میرزا- بنده پیشنهاد می‌کنم فردا باشد.

رئیس- عده براى گرفتن رأى کافى نیست. موافق باشند بماند براى روز سه‌شنبه. یک مسئله دیگر را هم می‌خواستم به آقایان تذکر بدهم و آن این است که چنانچه ملاحظه فرمودید این دو جلسه گذشته هیچ شباهتى به سایر مجالس نداشت و بنده عمداً از اجراى حدود و نظامات و اختیاراتی که در نظامنامه قید شده صرف‌نظر کردم براى این که گفته نشود مانع آزادى نطق شده‌ام و می‌خواستم تمام مطالب گفته بشود ولى از آقایان عموماً خواهشمندم از بعضى عبارات که ممکن است سوء تفسیر بشود خوددارى بفرمایند چون لفظ آدم کشى و بعضى عبارات دیگر گفته شد و بنده خیلى مایل هستم این طور تصور بکنم که از روى اشتباه بوده و حاکى از حسبات آقایان ناطقین نبوده امیدوارم در جلسات دیگر رعایت این نکته کاملاً بشود که بنده مجبور نشوم متوسل به مفاد مواد نظامنامه داخلى بشوم و همان طوری که دلخواه خودم است می‌خواهم طورى باشد که کاملاً از روى آزادى مطالب هر چه هست گفته بشود. جلسه آتیه را هم عرض کردم روز سه شنبه 27 چهار ساعت قبل از ظهر خواهد بود.

(مجلس سه ربع ساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس مؤتمن الملک‏

+++

یادداشت ها
Parameter:291955!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)