صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره ششم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏6
[1396/04/28]

جلسه: 43 صورت مشروح مجلس مورخه یکشنبه 27 آذر ماه 1305 مطابق 13 جمادی‌الثانی 1345  

فهرست مندرجات:

1-مذاکره راجع به خبر کمیسیون بودجه در موضوع اعتبار برای مؤسسات جدید معارفی (ماده1-2)

2- سؤال آقای حاج رضا رفیع از آقای وزیر مالیه راجع به مالیات گیلان وجواب آقای وزیر

3- تقدیم لایحه کمک به ملاکین که گاوشان مرده وهمچنین لایحه امتیاز سد رودخانه فاروق [رمان] به علی‌اصغرزاده از طرف آقای وزیر مالیه

4- شور ثانی و تصویب لایحه معافیت زراعت چای از تأدیه مالیات

5- "      "          "       "     " ساروج و گچ و آهک از گمرک

6- طرح و تصویب خبر کمیسیون راجع به شهریه پسر مرحوم بهادر ‌‌السلطنه

7- قانون معافیت زراعت چای از تأدیه مالیات

8- قانون معافیت ساروج و گچ و آهک از مالیات راه

9- "          "  تصویب پانزده تومان شهریه درباره پسر بهادر‌السلطنه 

 

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏6

 

 

 

جلسه: 43

 صورت مشروح مجلس مورخه یکشنبه 27 آذر ماه 1305 مطابق 13 جمادی‌الثانی 1345

 

فهرست مندرجات:

1-مذاکره راجع به خبر کمیسیون بودجه در موضوع اعتبار برای مؤسسات جدید معارفی (ماده1-2)

2- سؤال آقای حاج رضا رفیع از آقای وزیر مالیه راجع به مالیات گیلان وجواب آقای وزیر

3- تقدیم لایحه کمک به ملاکین که گاوشان مرده وهمچنین لایحه امتیاز سد رودخانه فاروق [رمان] به علی‌اصغرزاده از طرف آقای وزیر مالیه

4- شور ثانی و تصویب لایحه معافیت زراعت چای از تأدیه مالیات

5- "      "          "       "     " ساروج و گچ و آهک از گمرک

6- طرح و تصویب خبر کمیسیون راجع به شهریه پسر مرحوم بهادر ‌‌السلطنه

7- قانون معافیت زراعت چای از تأدیه مالیات

8- قانون معافیت ساروج و گچ و آهک از مالیات راه

9- "          "  تصویب پانزده تومان شهریه درباره پسر بهادر‌السلطنه 

 

(مجلس دو ساعت و ربع قبل از ظهر به ر‌یاست آقاى تدین تشکیل گردید)

صورت مجلس پنجشنبه 24 آذر ماه را آقاى ضیاء قرائت نمود.

رئیس- نسبى به صورت مجلس اعتراضى نیست؟

یک نفر از نمایندگان- خیر

رئیس- صورت مجلس تصویب شد.

+++

 رئیس- خبر کمیسیون بودجه راجع به مؤسسات جدیده معارف مطرح است. شور در کلیات است. آقاى حقنویس مخالف بودید؟

حقنویس- عرضى ندارم‏

رئیس- آقاى فرهمند

فرهمند- عرض کنم هر روز که لایحه براى بسط معارف به مجلس بیاید بنده آن روز را یکى از بهترین روزهاى عمر مجلس می‌دانم و البته احتیاجات ما به معارف بیش از اینها است و بایستى بالاخره تصدیق کنیم که آن نقطه اصلى اصلاحات معارف است و تمام آرزو و آمال‌هاى ما فرع بر معارف و آن نقطه اصلى است که ما متأسفانه کمتر توجهمان را به آن مى‌دهیم و به جاى این که بنا را محکم کنیم بیشتر به نقش و نگارش پرداخته‌ایم. بنده تصور می‌کنیم اگر به جاى این لوایح که هر روز به مجلس مى آید و یک مخارج گزافى را تحمیل مملکت مى‌کند و در حقیقت براى همان تحمیل و تزیین و نقش و نگار است اگر آنها را مصرف بنا کنیم زودتر به مقصد مى رسیم و بنده انتظار دارم یعنى تنها ایده آلى که براى خود تصور می‌کنم و آرزویى که دارم آن روز است که در همین مجلس ششم لایحه تعلیمات عمومى اجبارى به مجلس بیاید و آن روز روز اول سعادت مملکت ایران است ولى متأسفانه چیزى که بنده را وادار می‌کند در این موقع نسبت به این لایحه اظهار مخالفت کنم یکى این است که نسبت به ولایات در هر لایحه که به مجلس می‌آید خیلى کم دیده می‌شود یک مراعاتى شده باشد...

بعضى از نمایندگان- صحیح است.

فرهمند- و هرچه هست براى مرکز طهران است در صورتى که مخصوصاً از نقطه‌نظر معارفى ولایات احتیاجاتشان بیشتر از مرکز است (بعضى از نمایندگان صحیح است) در ماده اول این قانون بیست و هفت هزار تومان براى مؤسسات جدیده طهران منظور کرده‌اند در صورتی که ممکن بود از ده باب مدرسه اکابر براى نمونه و دلخوشى ولایات دو سه باب هم در ولایات در جاهاى لازم براى اکابر یا مدرسه ابتدایى تأسیس نمایند ولى این رعایت متأسفانه نمی‌شود و بنده از نظر وجدان و از نقطه‌نظر نمایندگى که دارم ناچارم در این موقع عرض کنم و خوب است در این مواقع مخصوصاً نسبت به معارف آقایان هم قدرى توجهشان را از طهران خارج کنند و به همه جا بیندازند. طهران وضعیت معارفش نسبتاً خوب است کوچه خیلى نقص دارد ولى نسبت به ولایات خوب است لیکن ولایات اگر ملاحظه بفرمایند تقریباً مى‌بینید در حدود صفر است اصلًا هیچ معارف نیست در صورتی که احتیاجات آنجاها فوق‌العاده شدیدتر است از طهران است نه تنها این تبعیض نسبت به اهالى ولایات می‌شود حتى در وزارتخانه‌ها نست به اشخاصى که در مرکزند مأمورینى که در ولایات هستند تبیعضات کلى منظور می‌شود و مراعات قانون کمتر می‌شود. بنده می‌خواستم تذکر بدهم که مخصوصاً آقایان وزراء در قسمت معارف توجه بیشترى بفرمایند که ولایات هم بهره‌مند شوند و در ماده اول هم در موقع خودش بیشنهادهایی دارم که عرض می‌کنم.

شیروانى (مخبر کمیسیون)- مسائلى که نمایندگان محترم به طور کلى فرمودند بنده تصور نمی‌کنم قابل انکار باشد خود آقاى وزیر معارف هم البته تصدیق مى‌فرمایند که معارف ایران مخصوصاً قسمت معارف ولایات ناقص است و باید توجه مخصوصى کرد و از قرارى که مطلع هستم دولت لایحه‌اى تهیه کرده است راجع به تعملیمات عمومى که به زودى می‌آید به مجلس البته این تذکرات نماینده محترم به موقع و به جا بود ولى اتفاقاً در این لایحه اسمى از ولایات برده شده در صورتی که شاید تا به حال لایحه‌اى که مخصوصاً یک ماده راجع به ولایات داشته باشد به مجلس نیامده است و اتفاقاً ماده دوم این لایحه راجع به مؤسسات معارفى ولایات است و شاید هم آقایانى که موافقت به این لایحه مى‌نمایند از نقطه‌نظر ماده دوم این لایحه است. در کمیسیون بودجه هم در حقیقت و جهت ماده دوم این لایحه که مربوط به ولایات است لایحه را به تصویب رساند و البته قسمت‌هاى هم که فرمودید و تذکراتى که فرمودید

+++

 به موقع و به جا است و البته دولت هم در نظر خواهد گرفت.

بعضى از نمایندگان- مذاکرات کافى است.

آقا سید یعقوب- چطور کافى است؟ کسى مخالفت نکرد!

یک نفر از نمایندگان- فرهمند

آقا سید یعقوب- فرهمند مخالفت نکرد یک نفر مخالف اتفاقاً حرف بزند.

رئیس- کافى نیست!

جمعى از نمایندگان- کافى است‏

رئیس- رأى گرفته می‌شود براى شور در مواد آقایان موافقین قیام فرمایند.

(اغلب قیام فرمودند)

رئیس- تصویب شد ماده اول قرائت می‌شود.

(به شرح آنى قرائت شد)

ماده اول- به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود که بودجه مؤسسات جدید معارفى را در حدود یک دوازدهم بودجه سالیانه که ماهانه بالغ بربیست و هفت هزار دویست و پنجاه قران است و مطابق بودجه جزیی که به مجلس تقدیم شده است از تاریخ افتتاح و تأسیس مدارس مزبوره تأدیه نمایند.

رئیس- آقاى آقا سید یعقوب‏

آقا سید یعقوب- در شور کلیات به این که همکار معظم من آقاى فرهمند بیاناتى کردند لکن خود مجلس تصدیق می‌کند که مخالفت نکردند تذکر دادند به وزراء که قدرى در فکر ولایات با شند ولى اساساً بنده به این ماده مخالف براى خاطر این که توجه می‌دهم نماینده‌هاى محترم را مکرر در همین مجلس... حالا بنده به فرمایش آقاى رئیس تذکر هم نمى‌دهم بنده همان حقوق وکالتى خودم را انجام مى‌دهم و اخطار می‌کنم و تعقیب می‌کنم از وزراء و مى‌گویم تا کى باید ولایات مستعمره مرکز باشند؟ ده یک صد یک مرکز به ولایات توجه نماید. بودجه عدلیه را بنده و آقاى یاسایی تحت نظر گرفتیم مى‌بینیم براى مرکز تنها سید هزار تومان براى تمام ایالات و ولایات سیصد هزار تومان در همین مرکز تنها همین دایره تنها که مى‌بینید سیصد هزار تومان در صورتی که در مرکز (توجه بفرمایید) پادشاه هست هیئت وزراء هست، مجلس هست، هزار ملجأ و پناهگاه موجود است ولى در ولایات هیچ کس پیدا نمى‌شود لااقل باید از عدالت مرکز در آنجا باشد تمام ایالات و ولایات و بلوکات و قصبات و ایالات ایران سیصد هزار تومان بودجه‌اش هست و مرکز تنها سیصد هزار تومان این مسئله عدلیه که در موقعش عرض مى کنم حالا آمدیم سر معارف: بنده عرض نمی‌کنم که بروید به اقصى نقاط ایران بروید طرف فارس و بهبهان و فلان جا را نگاه کنید بروید طرف خراسان و سیستان و قاین را نگاه کنید. بروید طرف بلوچستان میرجاوه دزداب را نگاه کنید. خیر یک قدم سوار شوید بروید ساوجبلاغ و شهریار. اتومبیل دو ساعته مى بردتان. در تمام ساوجبلاغ و شهریار یک مدرسه است و این مدرسه ماهى هشت تومان حقوق معلمش است! اما بیایید بودجه وزارتخانه مرکز را نگاه کنید دارالمعلمى! دارالمعلمات! اکابر! اصاقر! اشارف! علما. سادات! تمام اینها مدرسه می‌خواهند! تمام اسامى که در مرکز هست همه مدرسه می‌خواهند! درالقضاوت! دارالسیاسه! درالرضاعه تمام اینها می‌خواهند. لیکن این اطفالى که در دهات مى‌گردند مدرسه نمی‌خواهند بنده عرض می‌کنم آقا: اکابر‌ها محتاج نیستند که شش هزار تومان شما براى آنها بدهید. ایالات دیگر ایران را نمى‌گویم عرض می‌کنم اطراف طهران را ملاحظه بکنید این مبلغ را به ساوجبلاغ بدهید. به دماوند بدهید به ساوه و زرند بدهید. به غار و فشافویه بدهید حالا که همه جا مستعمره طهران است اقلًا اطراف طهران آباد نگاه دارید!!

آقایان: منحصر نکنید ایران را به طهران!! طهران را به چهار خیابان: خیابان لاله‌زار و خیابان ناصریه!

+++

 صرف‌نظر از هر چیز غضب الهى ما را می‌گیرد!!

غضب طبیعت ما را می‌گیرد!! انتقام ما را نابود می‌کند.

بنده به چه مناسبت بیایم و شش هزار تومان براى اکابر طهران رأى بدهم؟! اکابر طهران به قدرى که روزنامه بخوانند سواد فارسى دارند!! به قدرى که فحش بدهند سواد دارند!! حقیقته نمی‌دانم به چه طریق بگویم!! بطریق سؤال باشد؟ حاضرم. استیضاح باشد! حاضرم. وعظ باشد حاضرم. نصیحت باشد؟ حاضرم حالا بنده مدرسه مهندسیش را بگویم هیچ. اما وزیر حق ندارد بدون تصویب مرکز صلاحیت دار که مجلس باشد خرجى بکند. آقایان شما قسم خورده‌اید این که عرض می‌کنم که برخلاف قانون اساسى نیست. تا مجلس شوراى ملى را رأى ندهد وزیر نمی‌تواند مؤسسه تأسیس کند و یک خرجى بر مملکت تحمیل کند. بعد از این که مجلس شوراى ملى رأى داد آن وقت می‌تواند. آن را هم باید به بینند لازم است یا نه؟ بنده عرض می‌کنم مدرسه مهندسى خیلى خوبست اما مخارج دیگر را که آورده‌اید بنده محتاج الیه نمی‌دانم. ما دارالاکابر می‌خواهیم چه بکنیم؟ صغیر‌هاى ما پامال شدند! شما اکابر را می‌برید به مقام قاب قوسین؟ بروید وقت این صغیرها و این اطفال بدبخت حومه طهران را تعلیم نمایید!! این است که بنده اساساً با ماده یک مخالف هستم. مگر این که این ماده را آقاى وزیر معارف پس بگیرد و ماده دیگر پیشنهاد کند براى مدرسه صنعتى و مهندسى. آن هم از روزى که مجلس شوراى ملى تصویب می‌کند. نه این که قبل از تصویب مجلس باشد. عرایض بنده.

وزیر معارف- فرمایشات آقاى آقا سید یعقوب راجع به ولایات البته به جاى خودشان صحیح است هیچ کس هم نگفته است که مملکت ایران منحصر به طهران است البته مملکت ایران یک ایالات و ولایاتى دارد که مجموع را ایران می‌گویند و لیکن طهران یک اختصاصى دارد که نسبت به ایالات و ولایات به منزله یک مدرسه می‌ماند که معلم تربیت می‌کند و به سایر جاها می‌فرستد و را یهریک از اینها البته یک اسباب کارى لازم است. معلمینى لازم است. اهل فن لازم است.

آن اهل فن را در ایالات و ولایات نمی‌شود تهیه کرد زیرا اسبابش فراهم نیست و این جهت دارالمعلمین که براى همه مملکت لازم لازم است تهیه معلم کند در مرکز تشکیل می‌شود براى این که در اینجا معلم درست شود و به ایالات و ولایات فرستاده شود و علتش هم این است که در اینجا سهل‌تر است دارالمعلمین تأسیس شود تا در ولایات. اما این که فرمودند به ولایات هیچ نظرى نیست. خیر. این طور نیست. البته نظر همه به تساوى است ولى چون بیشتر آن مؤسسات که اساس کار است در طهران واقع شده است به نظر آقایان می‌آید که نظر همه به طهران است در صورتی که طهران فقط براى همان مدارس اساسى است مثل دارالمعامین یا مدرسه حقوق یا مدارس متوسطه یا مدارس دیگر که همه وقت در پایتخت تأسیس می‌شود. ولایات هم در نظر هست و امیدواریم از روى احتیاج و استعدادى که دارند در ولایات هم تأسیس شود البته این مقدارى که فعلًا هست کم است و امید است بعد از این در ایالات و ولایات هم بیشتر تأسیس شود. به علاوه تأسیس این مدارس فرع بر بودن مدارس ابتدایی است. طهران مدارس ابتدائیش زود تأسیس شده از بیست و پنج شش سال قبل در طهران مدارس ابتدایی تأسیس شده است و چون این مدارس ابتدایی تأسیس شده است بالطبع مدارس متوسطه و عالیه که دنباله همان مدارس ابتدایی است در اینجا تأسیس شده ولى در بعضى ولایات هنوز مدارس ابتدائیش بآن درجه نرسیده است که محتاج به مدارس متوسطه و عالیه شده باشند یعنى در ولایات از شاگردان مدارس آنقدر حاضر نشده‌اند که مثلًا دویست و سیصد نفر حاضر باشند براى رفتن به مدرسه متوسطه یا در بعضى نقاط دویست نفر حاضر نیست که بشود مدرسه عالیه تأسیس کرد و البته به تدریج در آنجاها هم مدرسه متوسطه و عالیه تأسیس می‌شود و اما راجع به این مدارس اکابر که می‌فرمایند. اولًا ماهى شش هزار تومان نیست و سالى شش هزار تومان است و ثانیاً این یک علتى داشته است و علتش هم این است که بنا‌‌بر تجربیاتى که قبلًا شده است

+++

 تشکیل این مدارس خیلى سهل و براى دولت هم خیلى ارزان تمام می‌شود و نتیجه‌اش هم خیلى خوب است زیرا در مدت شش ماه هر آدم بى‌سوادى نوشتن و خواندن و حساب کردن را یاد می‌گیرد و هر مدرسه هم در ماه سى تومان و سى و پنج تومان بیشتر خرج ندارد در صورتى که مدارس دیگر ما که طول مدتش هم بیشتر از این است مخارج آن هم بیشتر از این خواهد بود و البته مدرسه اکابر براى ایالات و ولایات مناسب‌تر است براى این که کم خرج و سهل‌الحصول و مدتش هم کم است و مقصود هم این بود که خواستیم در مرکز هم یک امتحانى بشود و یک عده معامینى که براى این تعلیم به خصوص مناسب هستند. این طریقه را یاد بدهند و پس از این که یاد دادند یک عده معلم حاضر بشوند و از اینجا بروند به ولایات و عین این کار را در آنجاها با خرج خیلى کم و مدت خیلى کم براى اکابر یا اصاغر بکنند که آنها بتوانند در مدت کمى بخوانند و بنویسند و معطل نشوند پس نظر به کمى خرج و کمى مدت و نتیجه خوب این مدارس تأسیس شده است. و نظر اصلى ما در اینجا تهیه معلم است براى ولایات و همین قدر که اینها یک ورزش کردند و اطلاعاتشان خوب شد می‌روند در ولایات و همین قدر که اینها یک ورزش کردند و نظیر این مدارس را در همان جاها تأسیس می‌نمایند و بالاخره اهالى و ولایات هم محروم نمى‌مانند. اما در موضوع آن چیزهایى که خیلى لازم بوده است و البته تصدیق می‌فرمایید که لازم است از جمله مدرسه صنعتى است که دولت تأسیس کرده و یک خرجى هم نموده و از آلمان هم معلم آورده و مشغول کار است و هر قدر پیش بروند احتیاجاتشان البته بیشتر است بنا‌براین محتاج شده‌اند به یک کلاسی که کلاس پنجمشان باشد زیرا بدون آن کلاس نمی‌توانند کار بکنند از این جهت این کلاس پنج براى آنجا در نظر گرفته شده که تأسیس شود و اگر آن کلاس نباشد در حقیقت آن مؤسسه را که دولت یک مبلغ گزافى پول برایش داده است ناقص است و آن کارى که دارند از عهده بر نمی‌آیند. البته همان طوری که آقاى آقا سید یعقوب فرمودند هیچ خرجى بدون تصویب مجلس شوراى ملى نباشد و همین طور هم هست‏.

ولى در اینجا آنچه خرج شده است یک نحوه از امتحان و زمینه بوده است و هیچ نحو تعهدى هم با آنها نشده است حالا هم که به عرض مجلس می‌رسد در واقع مجلس مقدس هر کدام را صلاح می‌داند و نافع به حال مملکت می‌داند تصویب می‌کند و هر کدامش را صلاح نمی‌داند ممکن است حذف کند البته یک امتحانى قبلًا لازم بود بشود براى این که بدون امتحان و سابقه یک مطلبى به مجلس نیاید و فعلًا یک امتحانى شده و سابقه هم بدست آمده و به آنها هم گفته شده است که موکول است به نظر آقایان نمایندگان اگر آقایان تصویب بفرمایند تأسیس می‌شود اگر نفرمایند تأسیس نمی‌شود با این که آقایان نمایندگان در مسئله معارف بهر صورتى که باشد و مخارجش هم هر قدر باشد موافقند و رأى می‌دهند و این مسئله هم براى مردم نافع است و امیدواریم توجه مخصوصى نسبت به این مؤسسات که براى مملکت و ایالات و ولایات نافع است بفرمایند مع ذلک هر نظرى که داشته باشند آن مطاع و متبع خواهد بود.

وزیر مالیه- اگر چه آقاى وزیر معارف مذاکراتى که لازم بود کردند ولى بنده چون یک مسئله را مکرر دیده‌ام و امروز هم شنیدم که گفته شد ناچار شدم به جاى آقاى آقا سید یعقوب یک تذکرى بدهم و یک وعظى بکنم. مکرر دیده‌ام که در اینجا آقایان اظهار می‌کنند (طهران)! مثل این که طهران از حدود این مملکت خارج است و جزو این مملکت نیست و وزارتخانه‌ها یک شعباتى که در جاهاى دیگر یعنى در ایالات و ولایات دارند با یک نظر سویی به آنها نگاه می‌کند.

بعضى از نمایندگان- (با همهمه) این طور نیست‏.

وزیر مالیه- در صورتى که همه اشخاصى که در طهران هستند چه از مجلس شوراى ملى. از مقام سلطنت. وزرا نمایندگان محترم و مستخدمین و اغلب رجال این شهر همه اهل ولایات هستند و بسیار کم دیده می‌شود که از اهل

+++

 طهران در اینجا باشند اگر هم باشند خیلى کم و قلیل منتهى این است که اهل ولایات در اینجا جمع آورى شده‌اند و یک مرکزى از براى مملکت ایران ایجاد کرده‌اند و مملکت البته تصدیق می‌فرمایید که حالت و حکم یک درختى را دارد که تا ریشه خودش را محکم نکند ناچار نمی‌تواند شاخ و برگ خودش را به اطراف پهن کند امور مملکتى هم باید از مرکز ریشه‌اش تدارک بشود تا شاخ و برگ به اطراف برساند در این صورت بنده تصور می‌کنم آقایان محترم به این که همه‌شان عدالت دوست هستند و علم دوست هستند بخواهند اظهار کنند که عدالت یا علم طهران یا معارف طهران زیاد است. خیر به عقیده بنده طهران هم معارفش بسیار کم است و هم عدالت خانه‌هاش بسیار کم وسعت است و بایستى براى مرکز یک مملکتى مثل ایران هم معارف خیلى بزرگ‌تر از این و هم عدالتخانه وسیع‌ترى تهیه کرد و آن وقت البته باید در تمام نقاط مملکت شعب مختلفه آن را به اقتضاى خودش و به اقتضاى حوائج مردم زیاد کرد و براى تشویق و ترغیب مردم این شعبات را ترویج کرد و بنده عقیده‌ام این است آقایان نمایندگان هم که همه براى سعادت مملکت ایران اعم از مرکز ایالات و ولایات به اینجا آمده‌اند در فکر باشند که شعبات این کارها هم در طهران زیاد شود و هم در ایالات و لایات که اگر طهران چندین مدرسه عالیه دارد در ولایات هم تأسیس شود نه این که بفرمایند چرا در طهران هست. این است که بنده خواستم تذکر بدهم که همه مملکت را یک طور نگاه کنند و با نظر واحد بمرکز و ایالات و ولایات نگاه کنند.

رئیس- پیشنهاد آقاى آقا سید یعقوب‏

 (این طور قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم- در ماده اول عوض کلمه تاریخ افتتاح نوشته شود تاریخ تصویب.

آقا سید یعقوب- گمان می‌کنم در عرایضم آقاى وزیر معارف متوجه به یک نکته بودند و خودشان هم تصدیق کردند که تمام قوانینى که تصویب مجلس می‌رسد از همان روز تصویب باید اجرا شود و تا خرجى را مجلس شوراى ملى ندهد دولت نمی‌تواند خرج کند و این مسئله در تمام قوانینى که از مجلس گذشته مطرح است و هیچ مرکزى صلاحیت ندارد خرجى بکند مگر این که مجلس شوراى ملى و نمایندگان ملت که در واقع امین ملت هستند اجازه آن خرج را بدهند این است که بنده پیشنهاد کردم در ماده اول که نوشته شده است (از تاریخ افتتاح) وزارت مالیه در وجه وزارت معارف بپردازد. بنویسد (از تاریخ تصویب) که هم مطابق قانون باشد و هم مطابق مسئولیت وزراء و روح تمام قوانین باشد این است که بنده این پیشنهاد را کردم.

رئیس- آقاى اعتبار

میزرا سید احمد خان اعتبار- عرض کنم که آقاى آقا سید یعقوب باید توجه بفرمایند (آقاى وزیر معارف هم توضیح دادند) اگر خارج شده بود بنده حق را بجانب ایشان می‌دادم و اعتراض ایشان را تصدیق می‌کردم که وارد است ولى هنوز خرجى نشده است یک اجازه از مجلس شوراى ملى می‌خواستم که خرجى بکنند و بنده تصور می‌کنم این یک موضوع قابل توجه و قابل دقتى است چون راجع است به تأسیس مدارس حرفه مهندسى و صنعتى و البته یک اشخاصى را هم براى این امور استخدام کرده‌اند و آورده‌اند و باید حقوقشان داده شود و ضمناً هم همان طور که آقاى وزیر معارف فرمودند تعهدى نکرده‌اند که حتماً به آنها این حقوق را بدهند و واگذار شده است به تصویب مجلس شوراى ملى و البته با آن نظر و توجهى که آقایان خصوص بسط و توسعه معارف دارند و منظورشان این است که معارف ترویج شود و همیشه در این خصوص صحبت می‌کردند (مثل این که بنده خاطرم می‌آید که تومانى یک عباسى خروارى یک قران از عایدات جنسى مالیاتى را که مجلس رأى داد در آن موقع هم نظر همین توسعه معارف بود) و چون این خرج هم نشده بنده تصور می‌کنم تجاوزى از حدود قانون شده باشد که آقاى آقا سید یعقوب را عصبانى کرده و وادار کرده است که این پیشنهاد را بکنند در این صورت ایشان را

+++

 توجه می‌دهم به این که عده اشخاصى که تا به حال در این مؤسسات کار کرده‌اند همه‌شان زحمت کشیده‌اند و مقتضى است اجازه بدهند از تاریخ حقوق به آنها داده شود.

رئیس- آقاى مخبر؟

آقا سید یعقوب- بنده چون این مسئله را حق مجلس می‌دانم و خیال می‌کنم که آقایان هم متوجه نباشند و رأى ندهند آن وقت یک حقى از مجلس سلب شود این است که استرداد می‌کنم‏.

رئیس- این مسئله اصلى است و تصور می‌کنم محتاج براى هم نباشد. بدون تصویب مجلس شوراى ملى هیچ زمینه براى خرج نمی‌شود تهیه کرد مع ذلک رأى می‌گیریم، آقایانی که پیشنهاد آقاى آقا سید یعقوب را قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

 (اغلب بر خاستند)

رئیس- قابل توجه شد پیشنهاد راجع به ماده اول به ضمیمه خود ماده اول ارجاع می‌شود به کمیسیون ماده دوم قرائت می‌شود:

 (این قسم خوانده شد)

ماده دوم- مجلس شوراى ملى به وزارت مالیه اجازه می‌دهد که مبلغ بیست و پنج تومان براى مرمت و خرید اثاثیه و تعمیرات ابنیه معارف و مدارس مطابق صورتى که ضمیمه لایحه است در وجه وزارت معارف پرداخت نمایند.

رئیس- آقاى فهیمى‏

فهیمى- مخارجى که براى تعمیر ابنیه و اثاثیه مدارس پیش‌بینى شده است. ..

رئیس- تامل بفرمایید بقیه ماده قرائت نشده بود.

 (به شرح ذیل خوانده شد)

این مبلغ به جمع کل بودجه حاضر جارى 1305 وزارت معارف اضافه شده و از بابت صرفه‌جویی‌هاى شش ماهه اول بودجه 1305 که براى تصویب به مجلس شوراى ملى تقدیم شده است محسوب خواهد شد.

رئیس- (خطاب به آقاى فهیمى) حالا بفرمایند.

فهیمى- عرض کنم مخارجى که براى تعمیر مدارس و ابنیه آنها پیش‌بینى شده است البته خیلی به موقع است لیکن چیزى که هست غالباً در این قبیل مخارج به قدرى ملاحظه صرفه‌جویى می‌شود که بنده مى‌بینم بالاخره هم خرج شده است و هم نتیجه نگرفته‌اند. در سایر قسمت‌ها بنده اطلاع ندارم ولى یک قسمت که راجع به تعمیر مدارس قوچان است بنده آن را خیلى غیر کافى می‌دانم. در قوچان پنج شش سال قبل یک مدرسه خود اهالى آنجا تأسیس کردند و ساختند و نصفه کاره مانده چند کلاس هم دارد دو سه سال قبل هم اداره معارف هم در آن دست انداخت که باید تحت نظر دولت باشد و اهالى نباید مداخله کنند بنده خودم آن مدرسه را دیده‌ام غریب دو سه هزار تومان خرج تعمیر آنجاست که سالن بزرگ مدرسه را که براى کنفرانس است پوشیده و تعمیر کنند و سایر تعمیرات جزیی هم البته دارد و این مبلغ جزیی که در لایحه نوشته شده است کفایت کلیه تعمیرات آنجا را نمی‌کند یک پولى از کیسه دولت بیرون می‌رود مدرسه هم تعمیراتش کامل نمی‌شود. سال بعد هم خرابی‌هاى خدیدى پیدا می‌شود و اگر ممکن باشد که آقاى وزیر معارف یک اعتبار کافى براى آنجا پیشنهاد کنند و مقدارى بر این مبلغ بیفزایند که طورى تعمیر شود که به این زودى خراب نشود و مردم راحت باشند خیلى به موقع خواهد بود زیرا حالا که بناست خرجى بکنند البته کامل باشد بهتر است که اقلًا چهل پنجاه نفر شاگرد بتوانند در آنجا تحصیل نمایند بعد هم اگر در سال آتیه تعمیرات مجدد لازم شد براى تعمیرات ظاهرى آنجا ممکن است اعتبارى از مجلس بخواهد.

شیروانى (مخبر)- اینجا نماینده محترم قدرى

+++

 لطفى فرمودند. براى این که به صورت ضمیمه لایحه مراجعه می‌فرمودند می‌دید که در تمام ایالات و ولایات قامى درشت‌تر از قلم تعمیر مدرسه قوچان ندارد مثلًا سمنان یکصد و سى تومان، آذربایجان هزار تومان، اصفهان هزار و دویست تومان، براى مدرسه فردوسى و دولتى قوچان هزار و هفتصد و شصت و چهار تومان، معهذا آقاى فهیمى در این جا بى‌لطفى فرمودند، چون بالاخره باید از روى تناسب محل و از روى احتیاجات محل و جمعیت محل یک تقسیماتى بشود. البته اگر بیش از این مبلغ ممکن بود به قوچان بدهند بهتر بود ولى حق قوچان در اینجا خیلى زیاد هم معین شده بود.

رئیس- پیشنهاد آقاى محمد‌ولى میرزا.

(این طور قرائت گردید)

در ماده دوم پیشنهاد می‌کنم فقره اول پنج هزار تومان باشد.

محمد‌ولى میرزا- به همان دلیلى که آقاى مخبر در جواب نماینده محترم اظهار فرمودند و بنده هم کاملًا تصدیق دارم براى این که قوچان وقتى هزار هفتصد تومان برایش پیش‌بینى شود حقاً براى تمام آذربایجان خیلى بیشتر از این میزان و مبلغ باید در نظر گرفته شود على اى حال یک مسئله را لازم دانستم به عرض برسانم و خاطر نمایندگان محترم را مستحضر نمایم و آن این است که براى کتابخانه دولتى تبریز بیست و پنج تومان معین شده این بیست و پنج تومان- نه فقط به این مصرف نخواهد رسید بلکه این را وزارت معارف ممکن است جزء صرفه‌جویی‌ها منظور بدارد زیرا کتابخانه که در تبریز تأسیس شده قریب هفت هشت سال است دائر است و با مساعدت‌هایى که از طرف اهالى و آقایان مختلفه آنجا شده دائر شده است و صورت خیلى خوبى دارد متأسفانه بناى کتابخانه قدرى شکست خورده است اخیراً هم راپورت این قضیه را به وزارت معارف داده‌اند و تعمیرات آن را معین کرده و نقشه آن را هم فرستاده‌اند قریب دو هزار تومان تعمیرات ضرورى آنجا است و الّا کتابخانه از بین خواهد رفت و این بیست و پنج تومان اصلًا مفید نخواهد بود و کفایت تعمیرات آنجا را نمی‌کند دیگر این که در تبریز یک کلاس اکابرى ایجاد شده است و بنده خوب اطلاع دارم و آن را هم براى نرسیدن مخارج لازمه رئیس معارف عنقریب ناچار می‌شود به کلى تعطیل کند لذا بنده این پیشنهاد را کردم که در تقسیمات از براى آذربایجان لااقل پنج هزار تومان بنویسند زیرا به جهاتى که عرض کردم اگر بخواهد حد معتدل و متناسب را در نظر بگیرند پنج هزار تومان به این حوزه می‌رسد.

مخبر- بنده تصور نمی‌کنم به پیشنهاد آقا بتوان رأى گرفت زیرا وکیل نمی‌تواند پیشنهاد اضافه خرج کند.

محمد‌ولى میرزا- اضافه خرج نیست‏.

رئیس- آقاى وزیر مالیه می‌توانند با این اضافه خرج موافقت کنند؟

وزیر مالیه- دقت می‌کنم بعد عرض می‌کنم‏.

محمد‌ولى میرزا- بنده پیشنهاد خودم را مسترد می‌دارم مشروط بر این که این فقره برگردد به کمیسیون و در آنجا با نظر آقاى وزیر مالیه اصلاحات به عمل آید.

رئیس- این شرط سابقه ندارد. رأى گرفته می‌شود به قابل توجه بودن این پیشنهاد ... اصلًا نمی‌شود رأى گرفت زیرا پیشنهاد اضافه خرج است‏.

محمد‌ولى میرزا- اضافه خرج نیست‏.

رئیس- هزار تومان نوشته شده شما پنج هزار تومان پیشنهاد کرده‌اید. در پیشنهاد این طور نوشته‌اید. پیشنهاد آقاى حائرى‌زاده قرائت می‌شود

(به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم پس از نمره 19 نوشته شود شهر یزد

حائرى‌زاده- یزد اسم یک ولایتى است که مشتمل بر بلوکات و قصبات است که یکى از آنها نائین است در دوره پیش براى تعمیر و مخارج اثاثیه مدرسه نائین محل حقوق

+++

آقایان پیرنیا را تخصیص دادند اینجا که نوشته یزد ممکن است این اعتبار جزیی که در اینجا منظور شده باز براى آنجا مصرف شود از این جهت بنده این پیشنهاد را تقدیم کردم که فقط براى شهر یزد باشد زیرا ما براى نائین تصویب کرده‌ایم‏.

وزیر معارف- بنده این پیشنهاد را قبول می‌کنم‏.

رئیس- به جاى یزد شهر یزد نوشته شود پیشنهاد آقاى عدل:

بنده پیشنهاد می‌کنم در ماده دوم عبارت بیست و پنج هزار تومان تبدیل به دویست و پنجاه هزار قران شود.

رئیس- آقاى عدل‏

میرزا یوسف خان عدل- با این که بنده زیاد عقیده ندارم که در واحد نقود را ما قران قرار دهیم ولى چون دیدم در ماده اول واحد را قران قرار داده‌اند و نوشته‌اند بیست و هفت هزار و دویست و پنجاه قران و در ماده دوم واحد را تومان قرار داده‌اند از این جهت بنده پیشنهاد کردم که یا واحد هر دو را تومان قرار دهند یا قران که هر دو یک طور باشد.

رئیس- در نتیجه و جمع تفاوت حاصل نمی‌شود به علاوه پیشنهاد جنابعالى ممکن است تأیید کند که واحد را قران بگیرند در صورتى که این مسئله هنوز رسماً تعیین نشده است، آقاى مخبر؟

مخبر- این پیشنهاد را نمی‌شود قبول کرد زیرا همان طور که مقام ریاست هم بیان فرمودند هنوز تعیین نشده است که واحد پول ما چیست گاهى واحد را قران می‌گیرند و زمانى تومان به این جهت بنده نمی‌توانم قبول کنم دیگر بسته به نظر مجلس است.

رئیس- چون در نتیجه و جمع اختلافاتى حاصل نمی‌شود بهتر این است که صرف نظر فرمایند.

عدل- بسیار خوب مسترد می‌کنم‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى فیروز‌آبادى‏.

بنده پیشنهاد می‌کنم آنچه متعلق به تعمیرات می‌باشد بماند به جهت سال هزار سیصد و شش‏.

رئیس- آقاى فیروز‌آبادى‏.

فیروز‌آبادى- بنده قبلًا عرض کرده‌ام که در مسائلى که مربوط به معارف است مخالف نیستم گرچه متأسفانه به این همه تشکیلات معارفى در عرض این شصت هفتاد سال هنوز یک مهندس نداریم و باز اگر یک نفر مهندس می‌خواهیم مجبوریم از خارجه بیاوریم و باز هم به این خرج‌هایى که می‌شود بى‌نتیجه خواهد ماند حالا بنده از این قسمت صرف‌نظر می‌کنم و در این موضوع عرض می‌کنم که حالا زمستان است و موقع تعمیر نیست و اگر حالا ده هزار تومان خرج کنند و بعد از زمستان سه هزار تومان گمانم این است که با آن سه هزار تومان بیشتر بتوان تعمیر کرد تا با این ده هزار تومان از این جهت بنده عقیده‌ام این است که این قسمت تعمیرات بماند براى سال آتیه و همین طور پیشنهاد کردم‏.

وزیر معارف- این تعمیرات از هر کجا که رسیده است خود آقایان نمایندگان آن محل که آنجا تشریف دارند و مطلعند که این مخارج از چه قرار است این مخارج یک چیزهاى لازمى است از قبیل پى بندى و عوض کردن تیر و پوشاندن سقف که خود آقاى فیروز‌آبادى هم تصدیق خواهند فرمود که اگر حالا نشود خسارت بیشترى متوجه دولت خواهد شد از این جهت هر طور هست باید این مخارج را نمود بعضى جاها به طورى که آقایان هم می‌دانند کاهگل مالى لازم دارد و بعضى جاها پى بندى و بعضى جاها عوض کردن تیر که اگر نشود اسباب خطر و ضرر خواهد بود این است که در این موقع این پیشنهاد شد به علاوه این مبلغ جزیی و لازمى است براى تعمیرات خیلى جزیی و فورى اگر نشود اسباب زحمت خواهد بود و الّا بناى جدیدى نیست که براى سال آتى بماند.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به قابل توجه بودن این

+++

 پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

 (معدودى قیام کردند)

رئیس- قابل توجه نشد پیشنهاد آقاى حیدرى:

این بنده پیشنهاد می‌کنم در صفحه نه عوض کردستان (مکرى و سلدوز) نوشته شود.

رئیس- آقاى حیدرى‏

علی خان حیدرى- اینجا در دو جا نوشته شده است یکى در صفحه 9 و یکى در صفحه ده اسمى از کردستان برده است در صفحه ده نوشته (کردستان مدرسه احمدیه و سقز)

این است که بنده پیشنهاد کردم صفحه نه را سلدوز نمایند.

رئیس- آقاى یاسایی‏

یاسایی- در کمیسیون هم عرض کردم سلدوز جزء آذربایجان است و ما نمی‌توانیم در این لایحه یک چیزهایی بگنجانیم که مخالف حدود ایالات باشد و نمى‌توانیم سلدوز را را بنویسیم که جزء کردستان باشد مکرى جزء ایالات آذربایجان است وقتی که گفتیم (آذربایجان) بدیهى است شامل سلدوز و ساوجبلاغ مکرى و سایر نواحى آذربایجان هم خواهد شد کردستان مقصود سنندج است ما نمی‌توانیم در تقسیمات ولایتى تصرف کنیم.

رئیس- تصور می‌کنم اگر دقت بفرمایید خود آقاى حیدرى تصدیق خواهند کرد که این دو موضوع است در صفحه نه که در کردستان نوشته شده است راجع به مخارج تعمیرات و نواقض اثاثیه مدارس آنجا است و در صفحه ده راجع به تعمیرات ابنیه متصرفى وزارت معارف است پس این اصولا دو موضوع است بنابراین نظریه آقاى حیدرى تأمین است بدون این که محتاج براى باشیم به هر حال آقاى مخبر چه می‌فرمایند؟

مخبر- بسته به نظر مجلس است توضیحات کافى داده شد.

رئیس- گمان می‌کنم به این پیشنهاد نشود رأى گرفت.‏ زیرا دو موضوع است‏.

حیدرى- پس می‌گیرم‏.

رئیس- پیشنهاد آقاى میرزا یدالله خان:

بنده پیشنهاد می‌کنم یک هزار تومان خرید اثاثیه براى مدرسه پیش آهنگى براى مدارس حومه طهران اختصاص داده شود.

رئیس- آقاى میرزا یدالله خان‏

میرزا یدالله خان (نظامى)- متأسفانه در شور کلیات نوبت به بنده نرسیده و همین طور در ماده اول هم اجازه خواسته بودم باز نوبت به بنده نرسید و حالا ناچارم در قسمتى که پیشنهاد کرده‌ام مختصرى از عرایض خود را به عرض برسانم مخصوصاً راجع به ماده دو عرض می‌کنم در چهار فرسخى طهران بنده ورود کردم به یک قریه مخصوصاً اسم ده را هم می‌برم که تصور نکنند که اغراق است. به قریه زرنا رسیدم آنجا دیدم یک نفر مامور از طرف حکومت کن دو روز است در قریه زرنا متوقف است- زرنا دهى است از بلوک غار و جزء ساوجبلاغ و شهریار هم نیست- علت پرسیدم اظهار کرد دو روز است که من از طرف حکومت کن و سولقان کاغذى آورده‌ام براى کدخدا و یک سواد دار در اینجا نیست که بتواند این کاغذ را بخواند. بنده در ذیل همان مراسله حکومت نوشتم خیلى متأسفم که دولت اینقدر اهمیت به مرکز طهران می‌دهد ولى به پشت دروازه طهران ابداً توجهى ندارد.

آقایان! انصاف بدهید براى مدرسه پیش آهنگى هزار تومان معین می‌کنند، براى اکابر که نمی‌دانم براى چه روزى است و در سر پیرى چگونه انسان می‌تواند تحصیل کند مدرسه درست می‌کنند اما اطراف طهران (بلوک غار) داراى مدرسه نیست فقط یک مدرسه در حضرت عبدالعظیم هست. آقاى وزیر مالیه فرمودند (مرکز اهمیت دارد) بنده در همان مرکز حرف دارم...

رئیس- ماده 63 نظامنامه اجازه نمی‌دهد که در

+++

مرکز هم زیاد حرف بزنید. قدرى مختصر‌تر بفرمایید.

نظامى- بنابراین استدعا می‌کنم آقایان یک توجه و تفضلى به این بچه‌هاى رعیت بیچاره که به ما پول می‌دهند و ما خرج می‌کنیم بفرمایند. مدرسه پیش آهنگى و فلانقدر لوازمات آن تصور نمی‌کنم اهمیتش بیش از اطفال این دهات اطراف شهر و پشت گوشمان باشد.

وزیر معارف- بنده یک کلمه می‌خواهم خدمت آقایان عرض کنم که هى می‌فرمایند مدرسه اکابر بنده نمی‌دانم. علت این که اطفال می‌توانند تحصیل کنند و اکابر نمی‌توانند چیست؟ چه دلیل دارد که اکابر نباید تحصیل کنند کى آنها را محروم از تحصیل کرده است در کجا معین کرده‌اند که اگر کسى سنش از پانزده سال و بیست سال تجاوز کرد و خواست تحصیل کند محروم باشد بنده ندیدم همچو چیزى از مجلس شوراى ملى گذشته باشد که اکابر محروم از تحصیل باشند البته بهمان درجه که اصاغر را می‌فرمایند به همان درجه اکابر هم حق دارند تحصیل کنند. همه افراد این مملکت هستند! طفل مال این مملکت است بزرگ هم مال این مملکت است نمی‌شود گفت بزرگ حق ندارد و خواهد مرد و بهمان درجه که براى اطفال مدارس لازم است براى اکابر هم لازم است منتهى اگر تا حالا براشان پیشنهاد نشده است این دال بر این نیست که آنها هم از این حق محروم باشند هر فرد ایرانى حق دارد که بگوید من می‌خواهم سواد داشته باشم و این حق او است که بخواهد و دولت هم باید مقابل محل‌هایى باز کند براى مردم هم براى اصاغر و هم براى اکابر و حالا هم شاید از ملل دیگر که آمده‌اند ما اگر بتوانیم باید کورهاى خودمان را هم باسواد کنیم. هم بزرگ باید باسواد باشد هم بچه هم کور. اما این مسائل مسائل مصارفى است و مسائل مصارفى را هم در جاى خودش و مسائل معارفى را در موقع خودش باید صحبت کرد مقصود بنده تذکر بود که می‌فرمایند مدرسه اکابر لازم نیست این چیز تازه اى نیست این یک حق مالى و حق تمام افراد مملکت است اکابر یک حقى دارد اصاغر هم یک حقى منتهى تا به حال شروع شده بود به مدارس اطفال و حالا هم براى بزرگ‌ها هم مدرسه تأسیس می‌شود که اداى حق آنها هم بشود.

بعضى از نمایندگان- پیشنهاد یک مرتبه دیگر قرائت شود.

(مجدداً قرائت شد)

رئیس- آقاى مخبر

مخبر- بسته است به نظر مجلس‏.

رئیس- تبدیل محل است رأى گرفته می‌شود به قابل توجه بودن این پیشنهاد آقایانی که قابل توجه می‌دانند قیام فرمایند.

 (اغلب نمایندگان قیام نمودند)

رئیس- قابل توجه شد پیشنهاد آقاى بهبهانى به ضمیمه ماده دوم ارجاع به کمیسیون می‌شود. آقایان موافقند چند دقیقه تنفس داده شود؟

بعضى از نمایندگان- صحیح است‏.

(در این موقع جلسه براى تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشگیل گردید)

رئیس- آقاى رفیع سوال داشتید.

حاج آقا رضا رفیع- قبل از این که داخل سوال از آقاى وزیر مالیه بشوم می‌خواستم مسئله را به عرض مجلس برسانم. در چند روز قبل در ضمن سوال از وزیر داخله در باب فروش بنزین و سوخت محبوسین نظمیه یک سوء‌تفاهمى شده و بنده خیلى خوشنودم از این پیش آمد براى خاطر این که بنده میل داشتم یک موقعى پیدا کنم که از تشکیلات نظمیه شهر و از عملیات سرهنگ محمد خان در مجلس شوراى ملى اظهار قدر‌دانى بکنم. عملیات ایشان خیلى خوب است مخصوصاً اشخاصى که ده بیست سال قبل را دیده‌اند می‌دانند عملیات این شخص در خدمتگذارى به امنیت مملکت چقدر قابل تقدیر است مخصوصاً در تشکیلات کمیساریاها و اشخاص خیلى خلیقى که براى ریاست کمیسری‌ها در هر محل معین کرده‌اند و

+++

بنده علاوه می‌کنم که آژان‌ها هم خیلى اخلاقى هستند و بالاخره یک تشکیات خیلى صحیحى است سوال بنده از آقاى معاون وزارت داخله براى این بود که بدانم ترتیبى براى فروش بنزین داده‌اند یا خیر؟ گمان می‌کنم سوء تفاهم در جواب ایشان شده است اخیراً یک کاغذى از ایشان رسیده است که نظامنامه در دو سال قبل براى مسئله بنزین تدوین یافته و مخصوصاً قبل از این که تذکر داده شود خودشان در این فکر بوده‌اند که یک ترتیبى در این کار بدهند و خیلى هم نظامنامه خوبى است در باب محبوسین نظمیه هم نظر بنده به وزارت داخله بود نه نظمیه. بنده می‌دانم که هر چه به نظمیه می‌دهند به مصرفش می‌رسد و خرج می‌شود خواستم به وزارت داخله بگویم شما در این موقع زمستان یک پیشنهادى بنمایید که اشخاصى که حبسند و سوختى ندارند در زمستان و سرما در زحمت نباشند این بود که به عرض مجلس رساندم. عرض کنم سوال بنده از وزارت مالیه راجع به مالیات گیلان است و در چند جلسه قبل سوال کردم فرمودند چیزى بر‌خلاف قانون از آنها گرفته نمی‌شود اخیراً هم نماینده محترم فومن در یک ساعت قبل سوال کردند ولى موفق به اخذ جوابى نشدند و ترتیب سوال این است خواهش می‌کنم آقا التفات بفرمایند و جواب سوال بنده را از روى قانون بدهند. قانون ممیزى در مجلس تدوین یافت و چندین دفعه اغلب آقایان اینجا فریاد زدند که بعضى جاها براى مالیه صرف ندارد عمل نمی‌کنند و اگر فائده دارد عمل می‌کند و حقیقت آن روز من متذکر نبودم و حالا می‌فهمم حق به جانب آقایان بوده است این قانون براى مملکت است و وقتى اهالى یک مملکت فریاد می‌کنند ما حاضریم از روى قانون به شما مالیات بدهیم وزارت مالیه حق ندارد بگوید من هنوز میل ندارم مطابق قانون رفتار کنم بالاخره مردم فریاد می‌زنند که آنچه مجلس امر کرده است ما همان را می‌خواهیم تأدیه نماییم!! امروز برنج در گیلان قیمت ندارد. پول نیست. باید بفروشند بتجار و مالیات بدهند و الّا برنج در مازندران و گیلان قیمت ندارد برنجى که پوطى دوازده قران بود اوروز پوطى چهار قران است و یک پوط و دو پوط هم بیشتر نمى‌توانند بفروشند. هزار پوط و دو هزار پوط نمی‌توانند بفروشند تاجر نمی‌خرد چون نمی‌تواند بفروشد مردم پول ندارند بالاخره مجبور هستند جنس بدهند وزارت مالیه می‌گوید جون من آن وقت جریبى بیست و پنچ قران می‌گرفتم حالا همان قدر جنس به من بدهید اگر بنا باشد به تسعیر برنج آن روز امروز برنج بدهند هر چه زارع کاشته باید بدهد به وزارت مالیه تا این محل را پر کند بعضى‌شان هم آنقدر ندارد بنده نمی‌دانم به چه مناسبت؟ به چه دلیل؟ با این که مجلس می‌گوید مطابق قانون، هیئت وزراء می‌گوید مطابق قانون، آقاى وزیر مالیه می‌گوید مطابق قانون، مردم هم فریاد می‌کنند مطابق قانون، بنده نمى‌دانم چه کسى قدرت دارد بالاتر و اعلی‌تر از مجلس شوراى ملى و این جمع باشد؟ بنده که نمی‌شناسم!! استدعا می‌کنم به من جواب بدهند که بالاخره چه نتیجه حاصل شده تا ما با هم جواب بمردم بدهیم. این نمی‌شود!! آقا: ما به شما رأى اعتماد دادیم براى این که مطابق قانون با مردم رفتار شود و بنده با تمام ارادتى که به شخص آقاى وزیر مالیه و همچنین به اغلب اعضاء هیئت دولت دارم ولى وقتى می‌بینم مردم شاکیند وهم خواهم کرد از شما زیرا من یک نفر نیستم آقایان هم هستند جمعیت داریم این وضع بد وضعى است و خواهش می‌کنم با مردم از روى قانون رفتار شود.

رئیس- آقاى وزیر مالیه‏.

وزیر مالیه- شاید آقایان تصور می‌فرمایند اگر همین قانون ممیزى به موقع اجرا گذارده شود به سهولت انجام می‌شود. این طور نیست این قانون البته تفاوت‌هایى در کار می‌دهد که مسلماً اسباب شکایاتى را فراهم می‌کند آن شکایت‌ها اگر عادلانه باشد باید رفع شود و اگر غیر

+++

عادلانه باشد بایستى به آنها حالى کرد که رفع شکایات بشود در مسئله مالیات عجالتاً همین طور که آقاى قائم‌مقام‌الملک فرمودند رعیت برنجش فروش نمی‌رود و در عسرت است اما از آن طرف هم مالیه مکلف است مالیات دولت را اخذ کند. در هر حال یک مصادماتى در این موضوع واقع شده و بنده تصور می‌کنم بهترین موضوع این است که این مسئله را در این دو روزه آقایان نمایندگان گیلان هر دو شان لطف بفرمایند به وزارت مالیه تشریف بیاورند بنده هم رئیس مسئول این کار را می‌خواهم و یک مذاکراتى می‌کنم که اسباب آسایش مردم بشود و وزارت مالیه هم تکلیف خودش را بداند و تصور می‌کنم این بهترین وجهى باشد چون حالا اگر بنده بگویم مالیه تعدى نکرد یا شکایت آنها رفع شد یا نشد منجر به یک مقصودى نمی‌شود. پس در این دو سه روزه آقایان تشریف بیاورند و این کار را با حضور آنها رسیدگى می‌کنیم که اگر نواقص در کار است رفع شود و به طور عادلانه هم بتوانند قانون را اجرا کرده باشند.

رئیس- آقاى رفیع

حاج آقا رضا رفیع- عرض کنم بنده کوتاهى نکرده‌ام سه مرتبه به مالیه رفته‌ام و با و معاون وزارت مالیه و سایرین قریب چهار ساعت پنج ساعت حرف زدیم دیروز هم با کلنل ماک کرماک به تلگرافخانه رفتیم و با حضور ایشان مردم را خواستیم آقایان هم پیشکار مالیه را هرچه گفتیم که ما رفته‌ایم و این طور قرار داده‌ایم شما به مأمورین خودتان دستور بدهید که از روى قانون با مردم رفتار کنند به جایى نرسید. بنده عرض می‌کنم شما امر کنید و او را همراه کنید بنده از مستشار و کلنل ماک کراماک راضى هستم و همراهى کرده‌اند با فکر من مساعدت کرده‌اند ولى پیشکار مالیه رشت حرف اینها را قبول نکرد و گفت نظریات من این است و هیچ فائده هم ندارد حالا هر وقت می‌فرمایید بنده در وزارت مالیه حاضر شوم.

وزیر مالیه- روز چهارشنبه بنده حاضرم که آقا تشریف بیاورند و این کار خاتمه پیدا کند اجازه می‌فرمایید چند فقره لوایح است که تقدیم مجلس می‌کنم یکى راجع به مسئله گاو‌میرى است که عجالتاً یک لایحه براى کمک به مالکین و رعایایی که گاوشان مرده و باید گاو تدارک کنند تهیه شده که به عرض مجلس می‌رسد. یکى هم امتیازى است که حاج کاظم على اصغر‌زاده کوزه کنانى براى سد رودخانه فاروب رمان خواسته است که به عرض مجلس می‌رسد یکى دیگر راجع به مطالبات کمپانى شنیدر کروزو است که از بیست سال به این طرف مانده و همه ساله اسباب زحمت می‌شود این را هم تقدیم می‌کنم که تکلیفش معلوم شود یکى حقوق دو سه نفر از اتباع خارجه است که یک طلب جزیی دارند که بایستى به تصویب مجلس شوراى ملى برسد و چون ماه آذر هم رو به اختتام است استدعا می‌شود که لایحه دوازدهم که تقدیم شده است براى جلسه آتیه جزء دستور گذارده شود.

رئیس- به کمیسیون‌هاى مربوطه فرستاده می‌شود خبر کمیسیون قوانین راجع به معافیت چاى مطرح است‏.

(به شرح آتى قرائت شد)

ماده واحده- زراعت چاى در تمام مملکت ایران از بر‌داشت اولین محصول تا ده سال از تأدیه مالیات معاف خواهد بود.

رئیس- آقاى رفیع‏

حاج آقا رضا رفیع- موافقم‏

غلامحسین میرزا- موافقم‏

رئیس- آقاى دادگر

میرزا حسین خان دادگر- موافقم‏

رئیس- آقاى افشار

میرزا رضا خان افشار- موافقم‏

رئیس- مخالفى ندارد؟ (گفتند- خیر )

+++

رئیس- رأى گرفته می‌شود به این ماده با ورقه.

 (اخذ آراء شروع شد)

رئیس- اخذ اوراق رأى تمام شد.

(تعداد آراء به عمل آمده 89 ورقه سفید تعداد شد)

رئیس- عده حضار نود، به ا‌کثریت هشتاد و نه رأى تصویب شد خبر دیگر کمیسیون قوانین مالیه راجع به معافیت ساروج و گچ و آهک از گمرک مطرح است‏.

 (به شرح آتى قرائت شد)

ماده واحده- در اصلاح بند هفتم از ماده اول قانون 19 بهمن 1304 راجع به الغاء باج راه به وزارت مالیه اجازه داده می‌شود که ساروج و گچ و آهک را که از مملکت خارج می‌شود از تأدیه مالیات راه معاف دارد.

رئیس- آقاى بامداد.

میرزا محمد‌علی خان بامداد- موافقم‏

رئیس- آقاى رفیع‏

حاج آقا رضا رفیع- موافقم‏

رئیس- آقاى زوار

حاج اسدالله زوار- موافقم‏

رئیس- مخالفى ندارد؟

محمد‌ولى میرزا- بنده مخالفم‏

رئیس- بفرمایید

محمد‌ولى میرزا- با وجود این که در شور اول بنده عرایض و نظریات خودم را در موضوع صادرات به عرض رساندم و راجع به معافیت آنها عرض کردم حالا هم راجع به خروج مواد مندرجه در لایحه از حضور آقاى وزیر مالیه استفاده می‌کنم که تذکر بدهم تحمیلى که به صادرات ما به عنوان عوارض شده است باید تجدید‌نظرى در آنها بشود. چنانچه در چند روز قبل با اطلاع نماینده مالیه و نظر گمرکیک طرحى قانونى راجع به یکى از آنها نماینده محترم آقاى فرشى تقدیم کردند از اینها بسیار است ولى آن راجع به واردات بود که طرف احتیاج عمومى بود و همین طور به طور کلى به عقیده بنده باید صادراتی که از مملکت ما خارج می‌شود به هیچ‌وجه تحمیلى به آنها وارد نشود. من جمله مسئله فرش است. مسئله خشکه‌بار است که فوق‌العاده بر اینها تحمیلات می‌شود و بنده انتظار دارم هر چه زودتر تجدید نظرى بکنند و یک پیشنهادى به مجلس تقدیم نمایند که این ماده که سابق وضع شده است اصلاح شود.

یک نفر از نمایندگان- آقا که مخالف نبودند.

رئیس- پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى‏

 (به شرح آتى قرائت شد)

پیشنهاد می‌کنم بعد کلمه آهک اضافه شود و سنگ و ساختمان و سنگ طاحونه و آجر

رئیس- آقاى طاهرى‏

دکتر طاهرى- بنده هم معتقد بودم کلیه صادرات از باج راه و مالیات جدید در مقدمه این خبر ذکر شده و مالیه وعده داده است که در اصرع وقت لایحه تهیه نمایند لهذا بنده به این پیشنهاد اکتفا کردم و عقیده‌ام این است که چون سنگ ساختمان و سنگ طا‌حونه و آجر جزء اشیاء کم قیمت است و در این ردیف است لهذا پیشنهاد کردم اینها را هم ضمیمه کنند و گمان می‌کنم آقاى مخبر هم قبول بفرمایند.

 فهیمى(مخبر کمیسیون قوانین مالیه)- آقاى طاهرى تأیید کردند نظر کمیسیون را زیرا این موضوع در کمیسیون با نماینده مالیه مذاکره شد و کاملًا هم موافق بودند که قبول شود. این است که بنده همه پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى را با عرض تشکر قبول می‌کنم و استدعا می‌کنم ضمیمه ماده شود.

رئیس- آقاى رئیس مالیه موافقند؟

وزیر مالیه- در این موضوع یک چیزهایى در صورت

+++

گمرکى نوشته شد که معاف باشند و اینهایی که اظهار فرمودند بنده نمی‌دانم در آن صورت هست یا نه؟ اگر باشد موافقت می‌کنم که اینها هم از گمرک معاف باشند.

میرزا حسین خان دادگر- بفرمایید مجدداً قرائت کنند مجدداً پیشنهاد آقاى دکتر طاهرى به شرح سابق خوانده شد.

وزیر مالیه- سنگ ساختمان را بنده نمی‌دانم شاید قیمتى باشد که نشود در اینجا داخل کرد. مثلًا شاید سنگ ساختمان سنگ سماق باشد یا مرمر باشد ولى سنگ آسیا و آجر را موافقت می‌کنم که از حقوق گمرکى معاف باشند.

مخبر- عرض می‌شود که سنگ مرمر به همان ترتیبى که آقایان هم اظهار فرمودند جزء صادرات مملکت است نباید ازش چیزى گرفته شود در قانون مالیات راه هم به طور کلى نوشته شده از اشیایی که اسم برده نشده یک من ده شاهى اخذ شود و یک تبصره هم دارد که از اجناسى که قیمت آنها از یک من چهار قران کمتر است و اسم برده نشده یک من دو شاهى و از صادراتی که کمتر از یک من سى شاهى ارزش دارد یک من شاهى گرفته می‌شود بنابراین سنگ مرمر را به هر ترتیب هم که حساب کنید و بیش از یک من سى شاهى هم که قیمت بگذارید منى دو شاهى باید گرفته شود و این چیز زیادى نیست و هیچ فایده ندارد به علاوه مقصود از سنگ ساختمان که پیشنهاد شده است که یک چیزهایی و لوازماتى را با سنگ مرمر بسازند و خارج کنند و اسم سنگ ساختمان را رویش بگذارند. خیر. اینها جزء اشیاء مستعمله محسوب می‌شود و مالیات علیحده برایش معین شده ولى مقصود از سنگ ساختمان سنگ‌هایى است که براى بنا و پى و غیره لازم می‌شود یکى هم سنگ طاحونه است آجر است و اینها حقیقه چیز قابلى هم نیست که از آنها مالیاتى گرفته شود و بهتر این است همان طوری که در کمیسیون قوانین مالیه هم مذاکره شد و توافق نظر بود ایشان هم موافقت فرمایند که اینها هم ضمیمه شود و از مالیات معاف باشند.

وزیر مالیه- بنده راجع بسنگ ساختمان نمی‌توام موافقت بکنم لیکن براى سنگ آسیا و سنگ‌هایی که براى بنا استعمال می‌شود می‌توانم موافقت کنم چون راجع به سنگ ساختمان شاید فردا یک کسى یک لوازمى را با سنگ‌هاى خیلى قیمتى بسازد و بخواهد به خارج ببرد آن وقت اسباب زحمت مالیه می‌شود این است که بنده تصور می‌کنم در این مورد نمی‌شود موافقت کرد.

رئیس- آقاى طاهرى‏

دکتر طاهرى- مقصود از سنگ‌هاى ساختمان سنگ‌هایى است که براى بنا مصرف دارد اگر کلمه بنایی اضافه شود رفع شبهه ایشان می‌شود که اضافه می‌کنم و اگر باز مورد تردید است که قسمت سنگ ساختمان را پس می‌گیریم.

رئیس- بنده گمان می‌کنم در اینجا حق با آقاى وزیر مالیه باشد زیرا سنگ‌هایی که براى ساختمان استعمال می‌شود سنگ سماق است سنگ مرمر است که براى هزاره بنا استعمال می‌شود على اى حال چون محل اختلاف شده باید رأى بگیریم به قابل توجه بودنش ...

طاهرى- قسمت سنگ ساختمان را مسترد می‌کنم‏.

رئیس- پس سنگ آسیا و آجر می‌ماند نسبت به این قسمت مخالفى نیست؟

 (گفتند خیر)

رئیس- رأى می‌گیریم به ماده واحده با اضافه این دو کلمه. با ورقه‏.

 (اخذ آراء به عمل آمد)

رئیس- اخذ اوراق رأى تمام شد.

آقایان امیر تیمور کلالى و نگهبان اوراق آراء را تعداد و 81 ورقه سفید شماره شد.

رئیس- عده حضار هشتاد و نه. با اکثریت هشتاد و یک رأى تصویب شد.

+++

خبر کمیسیون بودجه راجع به شهریه پسر مرحوم بهادرالسلطنه مطرح است ماده واحده قرائت می‌شود:

ماده واحده- وزارت مالیه مجاز است ماهى پانزده تومان شهریه از محل حقوق مرحوم بهادرالسلطنه در باره حسن خان پسر بزرگ آن مرحوم که در راه خدمت به دولت کتفش معیوب گردیده برقرار نموده و مادام‌العمر ار محل شهریه و مستمریات بپردازد.

رئیس- آقاى فیروزآبادى‏

فیروز‌آبادى- بنده اولاً عرض می‌کنم کمال موافقت را دارم که هر کسى در مملکت فقیر و پریشان است به او از یک راهى مشروعى اعانه و اعاشه بدهند و به او کمک کنند ولى در اینجا نمی‌توانم موافقت کنم و رأى بدهم که از یک مردم فقیر وجهى گرفته شود و به دیگران به عنوان شهریه دا‌ده شود علاوه براین اگر بنا باشد این مسئله در مجلس شیوه‌اى پیدا کند. هر روز یک شخصى یک پیشنهادى می‌دهد به وزارتخانه و وزارتخانه به مجلس پیشنهاد می‌کند و تقاضاى شهریه می‌کند و مجلس هم یا قبول می‌کند یا رد می‌کند. اگر قبول کند از روى چه قانونى از براى صلاح مملکت از روى قانون مذهب. از روى چه قانونى؟ اگر هم رد کند به محظورات مى‌افتند. پس بنده به این ملاحظات با این قبیل پیشنهادات مخالف هستم مگر موقع خیلى ضرورت پیدا کند و چاره‌اى نباشد.

شیروانى (مخبر کمیسیون بودجه)- اتفاقاً راجع به موضوع شهریه‌ها بنده هم با آقاى فیروز‌آبادى هم عقیده هستم لیکن موضوع این شهریه این است که یک نفر در راه خدمت به دولت به انجام وظیفه یک قسمت از بدنش ناقص شده که امروز قادر به کار و اعاشه نیست البته ممکن است در توى کوچه هم یک اشخاصى بیفتند و دست و پایشان بشکند و اقلًا ممکن است ایراد کنند که به او هم باید شهریه داد ولى در این مورد این طور نیست و بلاخره این شخص مستخدم دولت بوده است. ما هم اینجا نشسته‌ایم و از نقطه‌نظر وظیفه‌اى که داریم در دخل و خرج مملکت ملاحظه مى کنیم چیزهایى را که لازم است تصویب می‌کنیم و چیزهاى غیر لازم را رد می‌کنیم و این مستخدمى که در راه انجام وظیفه اعضایش ناقص شده وقادر نیست که رود شغل دیگرى پیدا کند این جزیی حقوق را البته آقا هم موافقت مى‌فرمایند چون یک قلم درشتى هم نیست که بگوییم کم کنیم. خیر یک شهریه جزیی است براى یک شخص که هیچ وسیله براى اعاشه ندارد.

رئیس- رأى گرفته می‌شود به ماده واحده با ورقه اخذ آرا‌ء به عمل آمد.

رئیس- اخذ اوراق رأى تمام شد.

 (اوراق آراء تعداد و ترتیب ذیل نتیجه حاصل شد)

ورقه سفید علامت قبول (51) ورقه کبودعلامت رد (2)

رئیس- عده حضار هشتاد و نه با اکثریت پنجاه و یک رأى تصویب شد نسبت به قانون معافیت چاى در اوراق رأیى که اخذ شده است معلوم می‌شود آقاى جهانشاهى به جاى یک ورقه دو ورقه داده‌اند بنابراین از هشتاد و نه رأى که اعلام شد یک رأى کسر می‌شود عده از آقایان تقاضاى ختم جلسه را کرده‌اند.

جمعى از نمایندگان- صحیح است.

رئیس- جلسه آتیه روز سه‌شنبه سه ساعت قبل از ظهر- چیزهایى که مهم است و حاضر براى دستور است اولا خبر کمیسیون بودجه راجع به فروش خالصیات بعد هم خبر کمیسیون بودجه راجع به اعتبار پرداخت حقوق منتظرین خدمت‏.

وزیر مالیه- استدعا کرده بودم خبر کمیسیون بودجه راجع به چهار دوازدهم هم براى جلسه آتیه جزء دستور شود.

رئیس- بسیار خوب اگر حاضر شد ممکن است‏.

 (مجلس یک ساعت بعد از ظهر ختم شد)

+++

قانون‏

معافیت زراعت چاى از تأدیه مالیات‏

مصوب 27 آذر ماه 1305 شمسى

ماده واحده- زراعت چاى در تمام مملکت ایران از برداشت اولین محصول تا ده سال از تأدیه مالیات معاف خواهد بود.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و هفتم آذر ماه یک هزار و سیصد و پنج شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى: سید محمد تدین‏

قانون‏

معافیت ساروج و گچ آهک از تأدیه مالیات راه‏

مصوب 27 آذر ماه 1305 شمسى‏

ماده واحده- در اصلاح بند هفتم از ماده اول قانون 19 بهمن 1304 راجع به الغاء باج راه به اداره مالیه اجازه داده می‌شود که ساروج و گچ و آهک و سنگ طاحونه و آجر را که از مملکت خارج می‌شود از تأدیه مالیات راه معاف دارد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و هفتم آذر ماه یک هزارو سیصد و پنج شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى: سید محمد تدین‏

قانون‏

اجاره پرداخت پانزده تومان شهریه درباره حسن خان پسر مرحوم بهادرالسلطنه‏

مصوب 27 آذر ماه 1305 شمسى‏

ماده واحده- وزارت مالیه مجاز است ماهى پانزده تومان شهریه از محل حقوق مرحوم بهادرالسلطنه درباره حسنخان پسر بزرگ آن مرحوم که در راه خدمت به دولت کتفش معیوب گردیده برقرار نموده و مادام‌العمر از محل شهریه و مستمریات بپردازد.

این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه بیست و هفتم آذر ماه یک هزار و سیصد و پنج شمسى به تصویب مجلس شوراى ملى رسید.

رئیس مجلس شوراى ملى: سید محمد تدین‏

+++

یادداشت ها
Parameter:292721!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)