کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی


صفحه اصلی » مشروح مذاکرات » مشروح مذاکرات مجلس ملی » دوره چهارم مجلس ملی

0.0 (0)
مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4
[1396/04/25]

جلسه: 4 صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه 22 ذیقعده 1339 مطابق 5 برج اسد 1300  

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4

جلسه: 4

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه 22 ذیقعده 1339 مطابق 5 برج اسد 1300

مجلس 3 ساعت قبل از ظهر در تحت ریاست آقاى مؤتمن­الملک تشکیل گردید.

رئیس- صورت مجلس قرائت مى‌شود آقاى نصرت‌الدوله قرائت نمودند.

رئیس- آقاى حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- راجع به راپورت شعبه ششم در موضوع عدل‌الملک شعبه رأیى نداده بود که مخالفتى داشته باشد که به عنوان مخالفت به تأخیر بیافتد. راپورت شعبه این بود که راجع به ترجمه و شرح قانون مجلس باید قضیه را حل کند.

رئیس- صحیح است اصلاح مى‌شود. غیر از این دیگر اعتراضى نیست (گفته شد خیر) پس صورت مجلس تصویب شد. چند فقره راپورت است که در جلسات قبل قرائت شده محول شده است به امروز اول راپورت راجع به آقاى فتح‌الدوله طبع و توزیع شده است نسبت به آن راپورت مخالفى هست؟

مدرس- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

مدرس- دوره‌هاى سابق نظریات در اعتبارنامه‌ها مبنى بر یک مداقعه‌هایى بوده که البته آقایانى که تشریف داشته‌اند در این دوره چون انتخابات خیلى طول کشیده بنده شخصاً بنا را بر این گذاشتم که دو چیز را مطمح نظر قرار دهم یکى آن خلاف قانون‌هایی که به اصول قوانین مسلمه شده یکى هم آن چیزهایی که به سیاست برمی‌خورد که در آتیه و حالیه به ضرر مملکت است. فقط بنده بر آنچه اظهار عقیده مى‌کنم مبنى بر این فلسفه است و از جمله آنهایی که به اصول قانون انتخابات و قوانین مسلمه بر مى خورد انتخابات نجف‌آباد است. اصفهان یک جایى نیست مثل عربستان و ترکمان و جاهاى دور دست از تمدن که بشود یک مسامحه‌هایى کرد مثلاً حسب‌الامر یک انتخابى کرد. من با اطلاعاتى که دارم و شاید تعقیبش در دوسیه باشد و بعضى هم به واسطه مانع اصلاً نشده باشد انتخاب نجف آباد- کرون و فریدن و چهار محال و غیره که عبارت از بیست فرسخ طول و تقریباً 5 و 6 و 7 فرسخ عرض باشد به غیر اختیار مردم واقع شده و به کلى از تحت اختیار مردم خارج بوده. اصفهان بعد از آذربایجان نقطه بروز و ظهور آزادى است و وضعیات آنجا نسبت به بعضى محال چنین شده است که حالا به کلى شرح آن خارج از وظیفه ماست. در خصوص انتخابات آنجا مثلاً کسى را که احتمال مى­رفت انتخاب شود و بعضى اوقات هم براى انجمن ولایتى و غیره انتخاب شده بود او را تبعید کردند. عرض من این است بعضى شرایط انتخابات ممکن است قابل مسامحه باشد از قبیل مدت اعلان و امثاله اما اجبارى و غیر اخنیارى بودن قابل مسامحه نیست. اگر آقایان وکلا باز رجوع به دوسیه و تحقیقات خارجى این مسأله را فهمیدند با عقیده من موافقت فرمایند این مسأله چون اساساً اهمیت دارد باید اگر لازم شود کمیسیونى تشکیل شود و اگر بخواهند شخصى را هم بفرستند که ببینند به چه مجبوریت مردم این انتخاب را کرده‌اند باید فرستاده شود دیگر قرضى نداشتم.

جلیل‌الملک- چون بنده مخبر شعبه دویم و از دوسیه اطلاعاتى داشتم این است به اندازه که در دوسیه باشد جواب عرض مى کنم این که آقاى مدرس فرموده‌اند البته صحیح است اغماض نباید کرد. در یک انتخاباتى که مبنى بر تهدید و تطمیع باشد یا یکى از مواد قانون در آنجا نقص شده باشد باید حتى المقدور از آن جلوگیرى بشود یا آن انتخابات لغو شود ولى چیزی که هست ما از دوسیه چیزى نفهمیدیم که دلیل بر صحت این فرمایشات باشد صورت مجلس حاکى است که انتخابات آنجا از روى قانون و جریانات قانونى ترتیب داده شده چند فقره شکایت هم از آن جا به اسم کمپانى و سیم ایرانى مخابره شده و بعضى شکایاتى هم رسیده عموماً مبنى بر این که اهالى را براى انتخاب آزاد نگذاشته‌اند و بعضى هم شکایت که آقاى فتح‌الدوله معروفیت محلى نداشته‌اند چون ایشان در اصفهان مدعى‌العموم بوده‌اند شعبه تصور کرد که آن شکایتى که راجع به عدم معروفیت محلى مى کنند وارد نیست به جهت این که یک مدعى‌العموم را البته باید او را بشناسند ولى مراتب دیگرى که شکایت از عدم آزاده ظلم حکومت است نسبت به اهالى چون شکایتى که وارد شده است و تلگرافى که رسیده اغلب امضاهاى آنها یکى است و اشخاص معلوم الهویه هم نبودند که درست شعبه مهر و امضاى آنها را بشناسد و تحقیقاتى بکند و رأى خودش را در صحت آن شکایات بدهد و چون فقط شکایاتى که شده از اشخاص غیر معلوم و اشخاص معدود است که در تمام این مکاتیب و تلگرافات امضاها تقریباً یکى است وقتى به شعبه و دوسیه مراجعه فرمایند ملاحظه خواهند فرمود تمام امضاها یکى است و شعبه هم اطلاعات خارجى در این خصوص نداشته و نتوانسته تحقیق کند فقط صبر کرد که در این مدت یک ماه مقرره هر کس شکایتى دارد به مجلس شوراى ملى بکند یکى از شکایات این بود که حکومت ما را آزاد نگذاشته است هم حکومت تغییر کرده بود و هم وضعیات تغییر کرده بود هم البته آنها آن قدر آزادى داشتند که مجدداً شکایت بکنند و شکایات خودشان را به مجلس بفرستند. در این یک ماه مقرره هم شکایاتى نرسیده و تجدید نشد این بود که شعبه عقیده‌اش این طور شد که شکایات وارده بى‌مورد بوده و رأى بر صحت انتخاب آقاى فتح‌الدوله داد.

+++

رئیس- آقاى آقا سید یعقوب مخالفید؟

آقاسید یعقوب- بلى بنده پیشنهاد دارم.

رئیس- مخالف این راپورت هستید؟

آقا سید یعقوب- پیشنهاد دارم بعد تقدیم مى­نمایم.

رئیس- آقاى مدرس.

مدرس- بنده یک سؤالى از آقاى مخبر دارم. بنده عرض کردم مردم مجبورند و آزاد نیستند زیرا اگر اختیار داشتند و شکایتى را که از انتخابات دارند به اسم کمپانى به چه مناسبت مخابره مى‌کنند خوب است توضیح بدهند اشخاصی که در این خاک 20 فرسخى هستند همه باید کاندیدا داشته باشند یعنى یک کسى که دو هزار رأى داشه باشد آن آراء هم باید در دوسیه باشد. آن کسى را که کاندیدا کرده بودند به چه جهت تبعید کرده‌اند؟ و اما مى‌فرمایید که ما مهرها را نشناختیم باید تحقیق بکنید از محل خودش مثل این که در شعبه ما بعضى شکایات هست که مهرهایش را نمى­شناسیم باید از محل خودش تحقیق بکنند بنده عرض کردم یک الزام فوق­العاده به آقایان وکلا ندارم بنده مى‌گویم آثار و قرائن سوء انتخاب انجمن مشهود است چون مى‌خواهم از نزاکت خارج نشوم مثلاً یکى از قرائن این است که تلگراف با سیم کمپانى است بعد از آن که کاندیداى آنجا را تبعید مى­کنند کى را جرأت بر شکایت است. حرف­هاى دیگرى هم هست که چون بنده یقین ندارم اظهار نمى­کنم فقط این مرحله‌اش را که یقین دارم و اسبابش هم فراهم است و آقایان هم مى‌توانند بفهمند عرض مى‌کنم و مى‌توانند استنباط فرمایند که مسأله حسب‌الامر و در تحت اجبار بوده است یا نه؟ اگر فهمیدند بنده به عقیده خودم آقایان به عقیده خودشان تا یک ناحیه بزرگ مثل اصفهان که مرکز مشروطیت است بدانند من که اهل آنجا هستم مظلومیت آنهارا در پارلمان گفتم چه پیش برود چه پیش نرود.

رئیس- آقاى سلطان­العلماء موافق هستید.

سلطان­العلماء- با فرمایش آقا مخالف هستم بنده عرض مى­کنم غالب انتخابات دوسیه‌هایشان موجود است ولى چون ما اطلاعات کامل نداریم از مخبر تمنا مى‌کنم که پیشنهاد خود را پس بگیرند تا بعد به شعبه مراجعه بکنیم.

رئیس- این پیشنهاد بود نه مخالفت با ایشان اشخاصی که مى‌خواهند پیشنهاد کنند بنویسند بفرستند اینجا خوانده شود بعد در باب پیشنهاد رأى گرفته شود.

رئیس- راجع به راپورت مخالفى هست یا نیست؟ (اظهارى نشد) آقاى آقاسید یعقوب پیشنهادى داشتند.

آقا سید یعقوب- بنده عرض مى‌کنم مذاکرات به تأخیر نیفتد و راپورت را آقاى مخبر پس بگیرند تا در شعبه با نمایندگان دو مرتبه مذاکره کنند بعد رأى گرفته شود.

رئیس- مرقوم فرمایید بفرستید بالا تا رأى گرفته شود آقاى حاج شیخ اسدالله پیشنهادى دارند؟

حاج شیخ اسد الله- نه خیر بنده خواستم عرض بکنم در صورتی که آقاى مخبر بخواهند پس بگیرند محتاج به رأى نیست.

رئیس- باید متذکر شد که اگر مخبر بخواهند راپورت را مسترد بکنند مى­توانند (پیشنهادى از طرف آقاسید یعقوب تقدیم و به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد مى‌کنم رسیدگى به اعتبارنامه‌هاى نجف آباد به تأخیر بیافتد تا نمایندگان وقت دقت در دوسیه‌هاى انتخابات را داشته باشند.

رئیس- رأى مى‌گیریم پیشنهاد آقاى آقا سید یعقوب آقایانی که این پیشنهاد را تصدیق مى‌کنند قیام نمایند (جمع کثیرى قیام نمودند)

رئیس -تصویب شد. راپورت شعبه ششم راجع به نمایندگى آقاى عدل‌الملک طبع و توزیع شده است مخالفى هست.

سردار معظم- بنده هم با راپورت شعبه مخالفم و هم با نمایندگى آقاى عدل‌الملک البته مخالفت من با آقاى عدل‌الملک از نقطه نظر جریان انتخابات نیست. مدت اعلان کم بوده است یا زیاد بوده است تعرفه چطور داده شده است و نفوذ در انتخابات شده است یا نه من به این مسایل اهمیت نمی‌دهم مخالفت من با آقاى عدل‌الملک از نظر عدم صلاحیت خود آقاى عدل‌الملک است. (گفته شد صحیح است) بنده البته متأسف هستم و خیلى متأسف هستم که در این مجلس نسبت به یک نماینده مى­شنویم که قیام بر ضد حکومت ملى و اقدام بر ضد مشروطیت و استقلال مملکت کرده است. ولى من مجبور هستم که این حرف را در اینجا بگویم من تصور نمى‌کنم حیثیت ملت ایران و حیثیت مجلس شوراى ملى اجازه بدهد که بازوى راست سید ضیاءالدین در این مجلس داراى کرسى بشود.

(اغلب گفتند صحیح است)

بله من گفتم بازوى راست سید ضیاءالدین ولى بازوى چپ زیرا که بازوى راست او اپیکیان ارمنى بود من نمى‌خواهم در این جا داخل عملیات سیدضیاءالدین بشوم و تنقید بکنم ولى ما نباید فراموش بکنیم که یک سید ضیااءالدینى وارد این مملکت شده عناصر شجاع ایران را اغفال کرد به ملت خودش به استقلال مملکت خودش شبیخون زد سوء قصد به استقلال مملکت کرد. مجلسى را که باید دایر بشود تعطیل کرد مصونیت نمایندگان ملت را که مطابق قانون اساسى از هر نوع تعرض مصون هستند زیر پا گذاشت عده از نمایندگان را توقیف و تبعید کرد مجرى سیاست دشمن استقلال ایران شد مردمان زیرک را در حبس وارد کرد و بالاخره در ایران یک سکوت و یک سکونت قبرستانى را برقرار کرد. از نقطه دارایى مملکت نباید فراموش کرد که سید ضیاءالدین هشت کرور دارایى مملکت را تفریط کرد و آن را مابین خود و همدستان و شرکا خود تقسیم کرد. (گفته شد صحیح است) و بالاخره چنان که عرض کردم نمى‌خواهم داخل در عملیات سید ضیاءالدین بشوم اگر نفرت افکار و تصمیم شاه و اگر وطن‌پرستى نظامى‌هاى وطن‌پرست ما نمى‌بود شاید سید ضیاءالدین امروز هم جغدوار در خرابه ایران مسکن و مأوا داشت. (گفته شد صحیح است) ولى فقط به واسطه این سه عنصر بود که سید ضیاءالدین با اندوخته خودش از ایران فرار کرد و نتوانست در اینجا نقشه سیاه خودش را به موقع به اجرا گذارد. البته اینها مسائلى است که به طور فهرست من عرض کردم و امیدوار هستم در یک آتیه نزدیکى مجلس با موافقت نظر هیئت محترم دولت در مسائل گذشته مفصل­تر اعمال نظر بکند. (دقت بکنید و بالاخره آنهایی که مقصر هستند مجازات بکنند ولى فعلاً مى‌خواهم چند کلمه در باب علل این قضایا عرض بکنم. من علل این قضایا را به دو قسمت تقسیم می­کنم. علل صورى و علل معنوى اما علل صورى آمدن سید ضیاء البته سید ضیاء محرک بود به اراده غیر سید ضیاءالدین استفاده کرده از مسامحه حکومت زمان، ولى باید این مسأله را فهمید که چرا سید ضیاء جسارت و قبول تخطى به استقلال ایران را باید بکند. این مطلب به عقیده من خیلى از همه کارها بالاتر و مهم‌تر است. به عقیده من علت باطنى جسارت سید ضیاءالدین دو چیز است یکى نبودن مجازات است در مملکت ایران و یکى زیر پا رفتن قوانین است. به عقیده من وظیفه مجلس شوراى ملى در پیشگاه ملت ایران این خواهد بود که اول حیثیت قوانین را اعاده بدهد به ملت ایران امر بدهد و بگوید که تحمل زیر پا رفتن قانون مثل ارتکاب خلاف قانون است (گفتند صحیح است) و تا وقتى که حیثیت قوانین در مملکت ما اعاده نشود و تا وقتی که مجلس شوراى ملى هر کس را که خوب کرده است پاداش خوب ندهد و هر کس را که بد کرده است مجازات نکند این مملکت داخل اصلاح نخواهد شد (گفتند صحیح است) و به همین ملاحظه است که ادوار فترت طولانى در این مملکت پیدا مى‌شود.

اگر قوانین محترم بود ادوار فترت طولانى در این مملکت پیدا نمى‌شد باید اول اعمال مجازات را درباره عفو خودش مجرا کند تا آن که سرمشق بشود براى سایرین و همان ملاحظات نسبت به تمام اشخاصى که نسبت به حکومت سید ضیاءالدین مساعدت نکردند و همراهى نکردند باید در نظر مجلس محترم باشد و قدوم آنها را میمون بشمارند و آنها را گرامى بشمارند همان طور هم نسبت به آن کسانى‏که در خرابی‌هاى سید ضیاءالدین مشارکت کردند مجلس باید پیش قدم بشود در اعمال مجازات (گفته شد صحیح است).

پس وقتى که مجلس از نقطه نظر اجراى قانون داخل در این قضیه شد در مرحله اول باید عدل‌الملک رد بشود زیرا که عدل‌الملک هم بر خلاف قانون رفتار کرده است و هم بر ضد استقلال مملکت و بر خلاف حکومت ملى قیام و اقدام کرده و شراکت در قیام و اقدام نموده. بنابراین فقره 9 از ماده 4 قانون انتخابات او را محروم از حق انتخاب شده و از حق نمایندگى مجلس مى­نماید عدل‌الملک همان روزى که رفت و با دسته ضد استقلال ایران همدستى کرد همان روز آزادانه مجال خود و به طور اختیار سلب حقوق نمایندگى و حق جلوس در مجلس را از خود کرد. (تصدیق) بنابراین من با این راپورت شعبه مخالف هستم که مى‌گوید چون ارتکاب تقصیر بعد از انتخاب شده بود لهذا شعبه نمى تواند اقدامى کند خیر این اقدام یکى از آن اقداماتى است که قیام بر ضد استقلال مملکت و قیام بر ضد حکومت ملى است و هر کس در هر موقع با آن اقدام شریک شد فوراً به واسطه همان اقدام خودش

+++

سلب حق نمایندگى را از خودش مى‌کند. پس بنابراین شعبه قادر بود و حتى مکلف نبود که خیراً و حتماً در رد عدل­الملک در راپورت خودش رأى بدهد پس به این دلایلى که عرض کردم من تصور نمى­کنم که مجلس شوراى ملى مى­تواند نمایندگى عدل‌الملک را تصدیق کند به واسطه‌ این که مسلماً عدل‌الملک بر ضد استقلال این مملکت قیام کرده است و مسلماً شرکت در اقدامات بر ضد حکومت ملى کرده است و به این سبب خودش را از درا بودن حق نمایندگى محروم کرده است.

حاج شیخ اسد الله- راجع به راپورت شعبه.

رئیس - بفرمایید.

حاج شیخ اسدالله- چون در قانون یک همچو موضوعى را پیش بینى نکرده است و تصریحى در این موضوع در قانون ندارد بر فرض این که شعبه عقیده‌اش این باشد که آقاى سردار فرمودند شعبه نمى‌تواند وضع یک قانون بکند شعبه با توافق نظرى که در اصل موضوع دارد باید نظریات مجلس را در این موضوع بخواهد که در قانون مى‌نویسد اشخاصی که از حق انتخاب شدن محرومند اشخاصى هستند که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نمایند این ظاهرش این است که از حق انتخاب شدن محرومند. اما بعد انتخاب شدن اگر یک نماینده بر ضد اساس ملى بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام کرد قانون تصریحى در این باب ندارد که آیا سمت نمایندگى از او سلب مى‌شود یا اگر نماینده مجلس شد قانون یک مجازات دیگرى از براى او تعیین خواهد کرد. از این نقطه نظر شعبه مجبور بود که پیشنهادى به مجلس بکند و نظریات مجلس را در این باب بخواهد و مجلس هر تصمیمى را اتخاذ کند قادر است ولى شعبه نمى­تواند یک قانونى وضع کند این است که شعبه در راپورت خودش معاف بوده و موقوف به نظریات مجلس است.

نصرت­الدوله- بنده مداخله‌ام در این امر از براى توضیح قانون است. اگر چه تصدیق دارم که شقاوت و شدت دوره که به آن اشاره شد زیاده بر این است که یک ناطقى تنها مى‌تواند تمام مسائل گفته باشد ولى بعد از آن که رفیق محترم من با بیانات موثر خودشان دلایل رد عدل‌الملک را اظهار کردند بنده داخل آن قسمت نمى‌شوم. ولى آن قسمتى را که ایشان در تردید راپورت شعبه 6 اظهار کردند بنده با ایشان موافقم و به هیچ وجه نمى‌دانم که شعبه محترم به چه دلیل خود را تواناى به اتخاذ یک رأى نداشته است. در قانون انتخابات نوشته شده است اشخاصی که از انتخاب شدن محرومند و در ذیل این عبارت که ماده هفتم آن قانون است نه فقره شرط مذکور شده هر یک از این شرایط در هر مورد در یک شخص موجود شود آن شخص به موجب ماده هفت قانون انتخابات از انتساب شدن باید محروم شود. اولاً این شرایط راجع به صلاحیت شخص منتخب است و راجع به مقررات جریان انتخابات نیست. چنانچه مى‌بینیم مذاکره از قتل و سرقت است مذاکره از تجاهر به فسق است مذاکره از تبعیت ایران و غیره است. پس مسلم است که در هر موقعى از زمان یکى از این شرایط در کسى موجود شود سلب صلاحیت نمایندگى مجلس شوراى ملى از آن شخص مى‌شود. حالا شاید آقایان محترم که از اتخاذ رأى قطعى خوددارى کرده‌اند این طور تصور کرده باشند که چون قانون مى‌گوید از انتخاب شدن حائز گردیدن اکثریت حوزه انتخابیه است پس از احراز این امر موردى براى قطعى این شرط باقى نمى‌ماند و شاید باز آن طور در نظر گرفته باشند که انتخاب شدن با اکثریت از حوزه انتخابیه و طى مرحله اولى قضاوت ابتدایى انجمن نظارت است انتخاب شدن را تکمیل می‌کند در صورتی که با این معنى بنده مخالفم زیرا حکیمت ثانوى شعبه و مجلس به منزله حکومت استینافى است و لازمه حکومت استینافى و دخول در ماهیت دعوا و رسیدگى به کلیه اسناد و تعیین موارد و مقررات قانونى است. فرض کنیم که یک نماینده از حوزه انتخابیه خودش حائز اکثریت شد و در انجمن نظارت که مرحله اولى قضاوت است تصدیق انتخابات او شد و قبل از آن که دوسیه او و اعتبارنامه او عرضه به شعبه و مجلس شوراى ملى بشود یکى از شرایط فاقد صلاحیت را او مرتکب شد مثلاً قتلى کرد یا تبعیت ایران را رد و تبعیت خارجه را قبول نموده ما اگر در این صورت قائل بشویم که شعبه نمى‌تواند در این امر رسیدگى و مداخله بکند منکر قضاوت او مى‌شویم در ماده 4 نظام‌نامه داخلى وقتى که مراجعه مى‌کنیم به وظایف شعبه مى‌بینیم نوشته که شعبات بدون فوت وقت به رسیدگى اعتبارنامه­ها و تشخیص صحت و سقم انتخابات شروع مى‌کند و در ماده 5 همین نظامنامه ما مى‌بینیم مى‌نویسد پس از آن که مخبرین راپورت‌هاى شعب را در مجلس قرائت نمودند در مورد انتخاباتى که صحت آن را شعبات تصدیق نموده و در مجلس معارضی ندارد. مجلس برای هریک جداگانه رأی می‌دهد و در صورتی که راپورت شعبه مشعر بر عدم صحت انتخابات باشد...الخ

ماده 4 تصریح مى‌کند وظیفه شعبه تشخیص صحت و سقم انتخابات است. شرط اعظم انتخاب شرط صلاحیت است و با این ملاحظه نمى‌دانم شعبه چرا در موقعى که یکى از موارد سلب صلاحیت را در نماینده که داراى آن است ملاحظه مى‌کند خوددارى مى‌کند از این که اظهار عقیده بکند.

ملاحظه بفرمایید در راپورت نوشته‌اند قانون پیش‌بینى نکرده عین عبارت راپورت را مى‌خوانم چون آقاى عدل‌الملک در حکومت آقا سید ضیاءالدین و وقایع اخیره دخالت و شرکت تامه داشته و بر خلاف مجلس و حکومت ملى اقدامات نموده ولى این اقدامات بعد از انتخاب و نمایندگى بوده و در قانون این مطلب پیش بینى نشده‌است لذا شعبه نتوانست راجع به صلاحیت ایشان تصمیم قطعی اتخاذ نماید. زیرا که توضیح و شرح قانون با خود مجلس است آیا مقصودتان این است که قانون پیش بینی نکرده است که کسى که مخالفت با حکومت ملى مى­کند از انتخاب محروم است البته این نیست زیرا خودتان ذکر مى‌کنید با این مسأله موافقید. آیا مقصودتان بر این است که قانون پیش‌بینى محکمه صالحه را که باید تطبیق آن مورد کلى را با مورد جزئى بکند نکرده‌است او را هم که کرده‌است براى این که در مرحله اولى انجمن نظارت را مأمور کرده و بعد شعبه و مجلس را مأمور رسیدگى کرده بنده نمى‌دانم کدام مطلب را قانون در این رشته مسکوت‌عنه گذاشته که مخبر محترم در آخر راپورت اظهار مى‌دارد که توضیح و شرح قانون با خود مجلس است کدام یک از این مواد را قابل توضیح و شرح دانسته‌اند خیلى خوشوقت مى‌شوم اگر مخبر محترم عقیده خودشان را توضیح کنند. مخصوصاً متذکر مى‌شوم که آقایان نمایندگان محترم نباید بگذارند یک سابقه سوئى در این مسأله تولید شود. ما مى‌بینیم که شعب ما در مجلس اغلب مایل به این هستند که در خیلى از مسائل اتخاذ رأى قطعى نکند و مسائل را موکول به حکمیت خود مجلس بکند این مسأله اساساً خوب نیست و حالا اگر ما یک هم چون سابقه تولید بکنیم دیگر بنده تصور نمى‌کنم هیچ شعبه در هیچ امرى همین قدر که به اشکالى برخورد حاضر براى قضاوت بشود (بعضى تصدیق کردند)

حاج شیخ اسدالله- بله در ماده هفت قانون انتخابات مى‌نویسد اشخاصی که از انتخاب شدن محرومند.اول- شاهزادگان بلافصل دوم- طایفه نسوان سوم- تبعه خارجه چهارم- مستخدمین امنیه و نظمیه و اهل نظام و فلان پنجم- حکام کل و جزء مرتکبین قتل و سرقت هم در همین ردیفند بنده عرض مى‌کنم این یک ماده‌ای است که در ضمن آن فقرات چند بنویسد بفرمایید ببینم آن فقرات تمام در عرض هم قرار دارند یا فرقى هم مابین این فقرات هست؟ مجلس که فرقى نگذارده است همین قدر مى­نویسد اشخاصی که از حق انتخاب شدن محروم هستند اشخاصى هستند که شریک قتل و سرقت شده باشند آیا بفرمایید که اگر یکى از نمایندگان در حین نمایندگى پس از تصویب صحت نمایندگى او از مجلس شوراى ملى مرتکب قتلى شد این قسمت نمایندگى از او سلب مى‌شود در حالی که معلوم نیست شعبه بر فرض این که با این عقیده همراه باشد یا فرضاً عقیده‌اش همین باشد معذالک عقیده خودش را در شرح این قانون نمى‌تواند اظهار کند. باید مجلس شورى همچو شرحى بنویسد وقتى همچو شرحى از طرف مجلس نوشته شد آن وقت آن شرح سندیت دارد شعبه نمى‌تواند از روى یک زمینه راجع به این ماده یک تصمیم قطعى بگیرد مگر این که مجلس شوراى ملى یک رأى قطعى بدهد.

محمدهاشم میرزا- بنده خیلى متأسف هستم که قوانینى که به این واضحى نوشته شده محتاج به شرح باشد اگر بنا باشد اینها را آقایان محتاچ به شرح بدانند در این دوره هیچ قانونى نخواهیم گذراند سهل است چندین دوره مجلس هم باید صرف شرح و تفسیر و قوانین سابق بشود ماده قانون به این صراحت مى‌نویسد.

در جزو نهم، کسانی که محروم از انتخابات هستند آنهایى که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نمودند یقین است که این محرومیت مادام‌الوصف است یکى از موجبات صلاحیت وکیل این است که قیام و اقدام نکرده باشد هر وقت ایجاد مانع نمود صلاحیت او سلب و محروم خواهد شد. چنان که در اول شرط بوده تا آخر باید به همین شرط باقى باشد فرقى بین اول و آخر نیست به بیان واضح­ترى ادا شود مثلاً در پیش‌نماز که ملکه عدالت شرط است اگر کسى اقتدا کرد و در بین نماز از پیش نماز فسقى سر زد باید عدالت را استعجاب نموده با مشاهد فسق آن پیش‌نماز

+++

را عادل بشمارد تا محاکمه شود خیلى غریب است تردید در اقدام ایشان بر ضد حکومت ملى از قبیل شک در محسوسات است.

تدین- اولاً مى‌خواهم عرض کنم که به کلى مخالفم با توضیحاتى که مخبر محترم دادند به جهت آن که از نقطه نظر صلاحیت البته باید در حل فقیه وارد شده و در هر موقعى که نفى صلاحیت شد آن احکامى که متعلق است به آن طبعاً ایجاد خواهد شد. فرض مى­کنم یک وکیل ثابت‌الوکاله که مجلس تصدیق کرده باشد وکالت او را اگر بر ضد حکومت ملى اقدام کرده باشد البته از شئون وکالت باید صرف نظر بکند و سلوب الحق خواهد شد و به علاوه مطابق یک اصلى که از اصول محکمه حکومت ملى است هر فردى که سالماً عامداً بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام بکند در هر موقع و هر وقتی که باشد از کلیه حقوق مدنى محروم است که یکى از آنها حق وکالت است. آیا نظر شعبه دوم بر این نبود نظر شعبه دوم این بوده است اولاً صلاحیت آن دو نفر را که راپورت داده ملاحظه کرده است در حین انتخاب چون این شرایطی که در قانون انتخابات است و شعبه موظف است آن شرایط را تطبیق بدهد با قانون انتخابات یکى راجع به همین انتخاب است. براى این که یکى از شرایط انتخاب شوندگان این است که مرتکب قتل و سرقت نشده باشند این قتل و سرقت باید معلوم بشود در چه وقت بوده حین­­الانتخاب یا قبل از انتخاب آن وقت او را محروم مى‌کند. پس یک مرتبه صلاحیت راجع به حین‌الانتخاب است مثلاً اگر چنانچه کسى اقدام و قیام بر ضد حکومت ملى کرده باشد پیش از انتخاب چون این موضوع قبلاً محرز شده و از نقطه نظر تطبیق جریان انتخابات به مواد قانون شعبه رسیدگى کرده است به جریان انتخابات و جریان انتخاب را موافق قانون دانسته چرا براى این که این عمل در حین انتخاب نبوده قبل از انتخابات واقع شده و به همین جهت است که صحت انتخابات را تصدیق کرده است. اما مرحله دوم این بوده است که تصدیق شرکت آنها را در قیام و اقدام بر علیه حکومت ملى کردند و در این مورد نه این که شعبه خواسته باشد از رأى دادن استنکاف کند براى این بوده است که خودش را کوچک دانسته و خودش را یک محکمه خیلى کوچکى دانسته است که خواسته است به مرحله بزرگترى محول کند و آن محکمه حکم او را بدهد مقدمات دادن حکم را که اثبات شرکت در قیام بر ضد حکومت ملى باشد شعبه تصدیق کند. ولى شعبه چون خودش را کوچک مى‌داند و موضوع هم خیلى مهم بوده به این جهت او را به یک محکمه بزرگترى موکول کرده است که مجلس شوراى ملى باشد.

رئیس- بنده گمان مى‌کنم همین طور که در چند روز قبل عرض کردم مذاکرات راجع به صورت ظاهر است راجع به اساس نیست. راجع به صورت هم گمان مى‌کنم به قدر کفایت مذاکره شده و کافى است (گفته شد صحیح است)

حالا اگر آقایان مخالف نباشند در اصل مطلب داخل شوند یعنى رأى بگیریم به نمایندگى آقاى عدل­الملک آقایانى که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند (کسى قیام نکرد)

رئیس- تصویب نشد.راپورتى است از شعبه دوم به آقاى سلطان محمد خان طبع و توزیع شده است و چون ایشان مطالبى مرقوم فرموده­اند باید قرائت شود(به مضمون ذیل قرائت شد)

مقام منیع ریاست مجلس شوراى ملى شیدالله ارکانه‏

در صورت راپورت مخبر شعبه 2 که رسیدگى دوسیه انتخاب بنده بدان محول است این عبارت ملاحظه شد: انتخابات نائین و مضافات موافق قانون به عمل آمده و شکایت و اعتراضى هم از اول تا به حال نرسیده لذا شعبه صحت انتخاب سلطان محمد خان نائینى را تصدیق مى‌نماید (پس از این عبارت مى‌نویسد) که مشارالیه در کابینه سیاه معاون و در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده است لازم دانست توجه مجلس شوراى ملى را به این نکته معطوف و متوجه دارد. اولاً معلوم نیست شعبه که وظیفه آن فقط رسیدگى به انتخابات و چگونگى جریان آن بوده حق و صلاحیت چنین نسبتى و براى صدور حکم در محروم نمودن یک نفر وکیلى که دوسیه او خالى از هر گونه اعتراضى است اقلاً یک نوبت او را احضار و مختصر توضیحاتى از او مى­خواستند. نظر بر این که مقتضى است آراء مجلس شوراى ملى از شائبه اعمال عرض مصون و محفوظ باشد و نظر بر این که این نسبت را درباه خود به کلى خالى از حقیقت مى‌دانم به خود حق مى‌دهم استدعا می‌نمایم حال که صحت انتخاب بنده تصدیق شده مجلس شوراى ملى موضوع ثانى را که از مسأله انتخاب منفک است موضوع مستقلى قرار داده کمیسیونى بر حسب قرعه تشکیل نموده بنده را احضار فرمایند تا توضیحات و ادله و اسناد خود را در بى اساس بودن نسبتى که به بنده داده‌اند تقدیم و از حق دفاع حقوق استفاده نمایم.در خاتمه استدعا دارم این عریضه را در اولین جلسه رسمى قرائت فرمایند.

رئیس- آقاى مدرس (اجازه)

مدرس- البته آقایان وکلاى محترم را از هر جهت بى­غرض می‌دانم و خودم را همین طورنسبت به آقای سلطان محمد خان بی‌غرض می­دانم به جهت این که ایشان را به منزله اولاد خود مى‌دانم و مدتى با هم بودیم و با بنده کار مى‌کردند. لذا اجازه خواستم در این موقع بعضى عرایضى بکنم و آن این است که هر کس شبهه و شکى داشته باشد که این وضعیات که پیش آمد وضعیاتى بوده که به دست یک ایرانى نبود بنده او را تکذیب مى‌کنم و تمام دنیا هم باید او را تکذیب کنند. یک دوستى که همیشه ما دوست او بودیم و بعدها هم خواهیم بود که از همسایگان ماست و به هیچ وقت از او امتناع نبردیم یک بیرقى به دست یک کسى داد که بر ضد اساس مملکت و استقلال مملکت و مشروطیت و سلطنت اقدام کند یک جماعتى هم دانسته یا ندانسته دور آن بیرق را گرفتند ما همه مسلمان هستیم البته آقاى سلطان محمدخان هم مسلمان است و باید مملکت اسلامى را بخواهد. فرموده‌اند اگر کسى دور بنى­امیه جمع شود و یک قلمى را قطع بزند به قدر یک قلم قطع زدن با آنها شریک است. اگر آقاى دوست من بگوید آن سیاست را نمى‌دانسته بنده تکذیب مى‌کنم براى این که دو سال با بنده بوده است اگر خداى نخواسته آن قدر استعداد نداشت که آن سیاست را بفهمد انصافاً و قانوناً قابل این مجلس نیست و اگر فهمید بعد از این اقدامات را نکند بلى ممکن بود کودتایى بشود. براى اصلاح مملکت براى اصلاح حکومت ملى زیرا ممکن است حکومت یک نواقصى پیدا کند انصافاً مشروطه ما نواقص زیاد دارد و حقیقتاً این تعطیل‌هایى که اتفاق افتاد خیلى به حال حکومت ملى ما مضر بود بسا بود یک ایرانى به تکیه ایرانی‌ها اقدام به اصلاح مى‌نمود. البته همه وکلایى که حاضرند او را خیلى دوست مى‌داشتند اما یک کودتایى بر خلاف مجلس بر خلاف قانون اساسى بر خلاف مایه قانون اساسى که قرآن باشد خداوند مى­فرماید لاتتخذ و الیهود و النصارى اولیاء البته در این صورت این دوست من نباید راضى بشود که در این مجلس باشد تا بعد از این عموم مردم بدانند کسى که این اقدام را مى­کند از این حق و بودن در این اساس ملى محروم است. اما در موضوع راپورت شعبه خیلى از آقایان وکلا مشروحاً بیاناتى فرمودند شعبه باید اول تشخیص موضوع را بدهد بعد حکم کند. اما بنده به بعضى آقایان اشکال دارم از جمله آقاى حاج شیخ اسدالله که چگونه ایشان که اغلب عمرشان را در تشخیص اصول و فلسفه صرف کرده‌اند تشخیص موضوع را در اینجا نداده‌اند چون شعبه به منزله محکمه استینافى است و رأیش مدخلیت دارد. اگر شک روز هم به عمر مجلس شوراى ملى باقى بماند یک کسى برخلاف اساس مشروطیت اقدام کند از وکالت منعزل است باید شعبه به طریق حتم و جزم رأى داده باشد در این که ایشان صالح هستند یا مردود و ارجاع به مجلس شوراى ملى را لازم نداند بیش از این زحمت ندارم.‏

سلطان محمدخان- خلاصه بیانات آقاى مدرس این بود که این بنده نظر به شرکت در اقدام بر ضد اساس حکومت ملى ازحق انتخاب شدن محروم هستم. در اینجا چند فقره براى توضیح عرض مى‌کنم و چون پارلمان مرکز عدالت است امیدوارم آقایان به غیر حق و به غیر عدالت تصمیمى اتخاذ نفرمایند. اول این که مى‌فرمایند در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده آیا مقصود کدام حکومت ملى است؟ کابینه سپهدار اعظم است که خود آقایان مکرر در مکرر در اطاق‌هاى بهارستان آن را حکومت ارتجاع و طهران محیط ارتجاع مى‌دانستند و با شدیدترین بیانات بر علیه آن سخن می‌راندند. گویا آقایان فراموش فرموده‌اند که در موقع تشکیل کابینه سپهدار اعظم چه نمایشات غریبى از طرف عموم ملت بر علیه حکومت سپهدار اعظم داده شد. اگر آن را حکومت ملى باید نام نهاد باید به حکم همان حکومت ملى این مجلس نباید باز شود زیرا فراموش فرمودید در آن دوره به هر کدام از این وکلا چه نسبت‌ها مى‌دادند. حالا فرض بفرمایید حکومت سپهدار حکومت ملى بوده است و کودتا را قیام و اقدام بر ضد آن حکومت ملى تعبیر مى‌فرمایند من نه عامل کودتا بوده‌ام و نه از آن مطلع بوده‌ام از کسانى که درکودتا یعنى همان عناصرى را که تقدیس می‌کنید از آنها بپرسید

+++

که بنده داخل بوده‌ام یا نه صبح روز کودتا چون شهرت یافته بود که تمام وکلا را دستگیر کرده و مى‌کنند بنده از خانه بیرون رفتم و در منزل یکى از دوستان خودم رفتم شاهد صادق دارم که آقاى حکیم‌الملک است روز سوم یا چهارم است خطى از طرف اعلیحضرت اقدس همایونى بر دیوارها دیده شده سید ضیاءالدین رئیس‌الوزرا است. بدیهى است که در غیاب پارلمان تعیین رئیس‌الوزرا منحصراً از خصایص ذات اقدس همایونى است براى هیچ کس جاى تردید نبود که در ریاست وزراى ایشان چون و چرا کند بنا به سابقه آشنایى (تصور نمى‌کنم آشنایى هم خیانت و جرمى باشد) بنده را احضار نموده تکلیف بعضى مشاغل مسئولیت دار نمودند بنده استنکاف نمودم بالاخره ریاست کابینه و بعد معاونت وزارت مالیه را بر بنده تحمیل کرد. در تمام این مدت بنده نفوذ خود را در موقع گرفتارى مردم براى استخلاص آنها به کار بردم و بعضى از محبوسین را که مى‌توانستم نجات دادم. اشخاصى را که مریض بودند طبیب به عیادت آنان فرستادم. شاید آقاى استرآبادى و آقاى گروسى و رفیق محترم آقاى میرزا على کازرونى از جمله اشخاصى هستند که شاهد این قضیه هستند. بنابر مسأله فوق اگرمقصود اطلاع و شرکت از کودتا بوده که بنده هیچ نداشتم اگر مفاد این عریضه‌ام را به موقع اجرا بگذارید و یک هیأتى تعیین شود بنده اسناد و دلایل و براهین خود را ارائه بدهم معلوم خواهدشد که من در کودتا شرکت نداشته‌ام بلکه براى برچیدن کودتا اقدام کرده‌ام.

اما راجع به ریاست کابینه یا معاونت مالیه اگر جرم است بایستى چند هزار نفرى را که در زمان سید ضیاء مشغول به کار بوده‌اند و جمیع اشخاصی که در آن دوره در ادارات دولتى زندگانى مى‌کردند آنها را باید از حق انتخاب محروم کرد. به علاوه بنده مشاهده کردم عده از آقایانى که مورد توجه و اعتماد عموم مردم هستند قبول خدمت نمودند خدماتى را که از حیث رتبه با خدمت بنده برابر بوده شاید قسمت عمده از آقایانى که اینجا هستند فراموش نکرده باشند که تقاضاى خدمت کرده‌اند و نیز عین مراسلات‌شان حاضر است که براى تذکر ممکن است مراجعه فرمایند. حتى بعضى از آنها رنجش یافتند که چرا به آنها خدمتى رجوع نشده ولى بنده تقصیرى ندارم زیرا هر چه کوشش کردم امکان نیافت به آنها رجوع خدمتى بشود. بالخصوص اشخاصى که طرف اعتماد عموم هستند آنها قبول شغل کردند و یا تقاضاى شغل کردند. بنده هم یک نفر مستخدم دولتى بودم و باید زندگانى خودم را از حقوق دولتى تأمین کنم به هیچ وجه من­الوجوه مانعى نیافتم از یک طرف دیسیپلین ادارى (چون آقایان اشخاص ادارى دیسیپلینى که معمول دولت است خوب مى­دانند مثلاً صاحب‌منصب هر چه به سرباز امر فرماید اجرا نماید همان را به موقع اجرا مى­گذارد) از یک طرف فشار معیشت مرا مجبور به قبول شغل کرد. ممکن است بعضى از آقایان ایراد بکنند که چرا به بنده ریاست کابینه یا معاونت وزارت مالیه را دادند صحیح است گمان مى‌کنم شغل اول ریاست کابینه براى بنده صحیح بود چون براى ریاست کابینه شناسایى السنه خارجه لازم است و تا درجه انشاء لازم است و یکى هم طرف اعتماد بودن لازم است از السنه خارجه یک زبان را خوب مى‌دانم و چند زبان دیگر را هم آشنا هستم از حیث انشاء هم در مقدمه و دیباچه چند کتابى که تألیف نموده‌ام آقاى ملک‌الشعرا و آقاى وثوق‌الدوله چند صفحه تعریف و تمجید نوشته‌اند. از حیث طرف اعتماد بودن هم آن قدر بوده است که خود آقاى مدرس با وجود این که امساک مى‌کنند از این که کسى را مورد اعتماد قرار دهند بنده را طرف اعتماد قرار داده و مدتى رئیس کابینه ایشان بوده و در خدمت ایشان سود برده‌ام. در اینجا متخصصین مالیه بسیار هستند اى کاش قدرى در عملیات آن مدت بنده دقت بفرمایند و ببینند چه اصلاحاتى کرده‌ام. اگر کنترل که هیچ وقت در ایران وجود نداشت بنده ایجاد نکرده باشم اگر براى تشخیص میزان مالیات و وصول مالیات و کنترل آن ترتیبات سودمندى نداده باشم که مورد تحسین متخصصین واقع شوم آقایان حق دارند اى کاش هر کس براى اعمال خودش مجازات و مکافات مى‌یافت.

در موقع حمله تهاجم البته زبان معترضین دراز است اى کاش در تمام مجلس یا در تمام تهران یک نفر مغرض بر مى‌خواست و مى‌گفت فلان تو شاغل فلان شغل بوده یا مى­گفت که بنده شخصاً چه در ظرف شش سال خدمتى که در اداره مالیات‌هاى غیر مستقیم کردم و چه در مدتى که در وزارت مالیه بودم مى‌گفت فلانى یک شاهى را تفریط کرده و یا به قدر دینارى از خط صحت عمل منحرف شده. اما با وجودى که به صحت عمل کرده‌ام تصدیق کنید که فشار زندگانى ممکن است چنین مستخدم محترمى را که متکى به ملیون­ها نیست مجبور نماید براى عائله زیاد به هر وسیله باشد ارتزاق نماید و در همان حال فقط صحت عمل بود که خود را محکوم به بدترین زحمات نمودم و در همان حال که شب­ها را به راحت و استراحت با کسان خود به سر مى‌بردند بنده شب­ها را در روزنامه به سر مى‌بردم.

سردار معظم- در کدام روزنامه؟

سلطان محمدخان- در روزنامه آقاى ملک‌الشعراء. در عدد تمام روزنامه‌ها چند سال خدمت کردم و براى این که من هم از آن خوان نعمت یعنى از بیت‌المال مسلمین که براى همه کس گسترده است آتیه خود را تأمین کرده باشم از یک اداره دولتى به اداره دولتى دیگر با حقوق کمتر انتقال یافته‌ام آیا مرا مقصر مى‌دانید آیا ریاست کابینه و یا معاونت آن را جرم مى‌دانید آیا به واسطه نداشتن معیشت و یا نداشتن هیچ گناه و تقصیر باید از بهترین حقوق زندگانى محروم شوم. آقایان به یک قیام و قعود که در دسته‌جات خودتان قرار داده‌اید آتیه کسى را سیاه نکنید ...(بعضى‌ها اظهار نمودند خارج از موضوع است)

رئیس- چرا خارج از موضوع است.

سردار معظم- آقا بگویید حرف خودتان را بزنید.

سلطان محمد خان- قدرى فکر و تأمل کنید قبل از آن که دیر شود اگر یک فکر انتقام‌جویى در میان است اگر چه امیدوار هستم نباشد بنده طرف او نیستم و آن کسى که او را مى‌جوید اینجا نیست.

رئیس- از خود دفاع کنید.

سلطان محمدخان- اگر این شخص به واسطه انتقام‌جویى آن کسى که در کابینه سابق بوده تحت فشار بوده باعث و مسبب آن من نبودم.

رئیس- خارج از نزاکت است.

سلطان محمدخان- آقایان تأمل نمایید. زیرا به زودى خشم شما خاموش مى‌شود و آتش غضب شما فرو خواهد نشست. آن گاه در آینده فقط نیش‌هاى تلخ وجدان طرف شما خواهد بود که چرا یک نفر را که دوسیه انتخاباتش مورد هیچ اعتراضى نبود مورد اعتراض شخصى خود قرار دادید زیرا حق و حقیقت هیچ گاه پنهان نمى‌ماند و اگر ثمرات انتقام تلخ است از براى بنده و همگى یکسان است.

سردار معظم- بنده تصمیم گرفته ‌بودم در زمینه سلطان محمد خان اظهار عقیده نکنم. زیرا مسایلى را که لازم بود در زمینه مصداق بزرگ‌تر از ایشان گفتم ولى ایشان آمدند و استفاده از آزادى تریبون کردند و نسبت‌هایى دادند که وارد نیست و این نسبت‌ها را براى ثابت کردن حق خودشان عنوان کرده و رفتند و نمایندگان محترم حقاً عصبانى نشدند و به ایشان آزادى مطلق نطق و بیان را دادند و این حس نمایندگان قابل تقدیس است. زیرا در مملکتى که مشروطیت و آزادى است نمایندگانش باید سرمشق تحمل و بردبارى بشوند و بالاخره اگر چه خود ایشان در ابتداى نطق با یک بیانات و یک لحن حمله کننده وارد مطلب شدند ولى در خاتمه نطق خودشان مطلب را تغییر داده فقط به برائت ذمه خود اکتفا و دو سه مطلب گفتند که به عقیده بنده باید مورد تدقیق و توضیح بشود. ایشان در نطق خود بیان کردند که ما مى‌خواهیم حکومت ملى را به کابینه سپهدار تعبیر کنیم و مقصودمان از حکومت ملى حکومت سپهدار بوده است. آقاى سلطان محمد خان باید خودشان شخصاً بدانند و به عقیده من بهتر از ما مى­دانند که اگر کسانى بودند که علاقه‌مند به حکومت سپهدار اعظم بوده‌اند در هر صورت ما نبودیم و مخالفین ما بودند شما هم بودید که طرفدار حکومت سپهدار بودید.

سلطان محمدخان- بگویید تو.

سردار معظم- زیرا فقط آن حکومت بود که زمینه کودتا را حاضر کرد همان حکومت مقدمه اقدام بر ضد حکومت ملى بود. مى­خواستم این حرف را نگویم ولى حالا مى‌گویم ما وقتى که مى‌گوییم یک کسى بر ضد حکومت ملى اقدام و قیام کرده است این طور مى‌دانیم که برخلاف تشکیل مجلس شوراى ملى اقدام کرده. هر کس که موجبات تعطیل مجلس شوراى ملى و اساس مشروطیت را فراهم کند قیام بر ضد حکومت ملى کرده سید ضیاء موجبات مخالفت با حکومت ملى را فراهم کرد یا نه سید ضیاء بر ضد قانون اساسى وکلا را توقیف کرد یا نه.‏

سلطان محمدخان- آقا عرض دارم.

سردار معظم- شما حرف خودتان را زدید ساکت بنشینید. همان طوری که وقتى حرف مى­زدید ساکت بودیم‏ (بعضى تصدیق کردند)

سردار معظم- سؤال مى‌کنم آیا وکلا را

+++

توقیف کرد یا نکرد. بلى کرد بر ضد حکومت ملى بر ضد قانون اساسى در نظر ما مقدس است و ممکن است در نظر دیگران مقدس نباشد اقدام کرد یا نکرد بلى کرد. سید ضیاء بر ضد استقلال مملکت قیام کرد یا نه بلى کرد پس اشخاصى را که ما مى‌خواهیم از نمایندگى محروم کنیم براى این علل است نه به واسطه حمایت از کابینه سپهدار یا کابینه غیر سپهدار. مطلب دیگر شما راجع به این بود که در آن زمان وکلا مورد تنقید بودند بلى در همین طهران ما شنیدیم و هنوز هم تنقیداتى بر ضد مجلس مى‌شنویم و بقیة‌السیف حرفها هنوز هم به گوش ما مى‌خورد ولى فراموش نکنید که ما غافل از این مطلب نیستیم که تهیه کردن زمینه هر کودتا و تهیه کردن زمینه خلاف قانونى مستلزم کاستن حیثیت مخالفان آن خلاف قانون و تهمت به آنهاست. سید ضیاء و حکومت انفعالى قبل از او قانون و وکلا را در انظار تحقیر کردند. بد گفتند نسبت به آنها بد نوشتند و توهین کردند و یک زمینه گل‌آلود پر هرج و مرجى را تهیه کردند تا به مقصود نائل شدند. ما مى‌دانیم آن اشخاصى که مى­خواستند کودتا بکنند از مدتى قبل در صدد بودند که این زمینه را تأسیس نمایند حکومت‌هاى انفعالى ایجاد کردند حکومت‌هاى مسامحه کار را سر کار نگاه مى‌داشتند به وکیل مجلس شوراى ملى بد مى‌گفتند تهمت مى‌زدند جعلیات منتشر مى‌کردند افکار خیر خواهان را مشوب و آلوده به غرض مى‌کردند. براى چه براى این که آب را گل آلود کرده و ماهى را خودشان بگیرند بله ما هم این را مى‌دانستیم و مى‌دانیم و بنابراین کابینه سپهدار را مرادف با حکومت ملى نمى‌دانیم. پس وقتى که ما این مطلب را محرز کردیم و وظیفه مجلس را این طور قرار دادیم که هر کس بر ضد حکومت ملى و اساس حکومت قیام بکند باید مورد تنفر مجلس شوراى ملى واقع شود آن وقت تکلیف این است که باید تطبیق کرد که آیا سر کار در اقدام بر ضد حکومت ملى تا چه اندازه مشارکت کرده‌اید و در هر صورت مشارکت جنابعالى در اقدام بر ضد حکومت ملى بیش از آن قطع زدن قلمى است که آقاى مدرس فرمودند حال اگر در همان وقتى که با یک حکومتی که او بر ضد اساس حکومت کارهاى خوبى هم کرده‌اید البته مورد تحسین هستید شما یک آدمى هستید قیام کننده بر ضد حکومت ملى و ملت خودتان منتهی داراى قلب رقیق و احساسات خوب مى‌باشید که پرسش از مریض­ها می‌نمودید و توجهی می‌کردید و از این که مریض‌ها را اذیت نمی‌کردید شما را تقدیس مى­کنم. اما در باب اصلاحات مالیه فرمودید من که اینجا نبودم و نمى‌دانم چه اصلاحاتى کرده‌اید ولى این هشت کرور که از مالیه مملکت در زمان کفالت بود یا خیر؟ آیا این حواله‌جات که در وجه حامل پرداخته مى‌شد در چه زمانى بود در زمان کفالت جنابعالى بود یا نه؟ آیا مصارف را براى خراسان که به عقیده من باید فعلاً از او مسترد شود باید جزء اصلاحات مالیه شمرد یا جزء تفریط کاری‌هاى مالیه ایران این مسائل را به عقیده من باید تفکیک کرد. من هم معتقد هستم به رسیدگى ولى نه در اینجا با بقا نمایندگى جنابعالى ابتدا جنابعالى به واسطه اقدامات خودتان تشریف ببرید بیرون البته در ضمن رسیدگى به اعمال تمام هم دست‌هاى سید ضیاء و ضربه واردکنندگان به استقلال مملکت ایران به اعمال جنابعالى هم رسیدگى مى‌شود. من عقیده دارم اگر شرکت شدید شما در کودتاى سید ضیاء معین شده باید غیر از محرومیت از نمایندگى متحمل مجازات‌هاى دیگرى بشوید و اگر بفرمایید یک عده از وکلا تقاضاى کارى و مأموریتى کرده‌اند و حاضر براى مشارکت در جنایت سید ضیاء بوده‌اند به عقیده من آنها هم بد هستند و آنها هم در خیانت سید ضیاءالدین شرکت کرده‌اند. خدا شاهد است من نسبت به شما و هیچ کس غرضى ندارم ولى مى‌گویم هر کس در زمان سید ضیاءالدین قبول کار کرده و با او شریک است من منکر او هستم هر چه باشد و هر که مى‌خواهد باشد.

رئیس- آقاى مدرس مخالفند. آقاى محمدهاشم میرزا مخالفند. آقاى تدین.

آقا سید محمد تدین- راجع به شعبه مى‌خواستم توضیحات بدهم.

رئیس - بفرمایید.

آقاى سید محمد تدین- اولاً در لایحه اعتراضیه که خودشان قرائت کرده بودند اشعار داشته بودند که ما باید بدانیم حکومت سپهدار حکومت ملى بوده یا نبوده. تقریباً مقصودشان این بود که در ایران حکومت ملى نبوده تا این که کسى بر ضد آن اقدام کرده باشد متأسفانه اینجا اشتباه در معنى حکومت ملى شده یعنى در مفهوم و مصداقش در مملکت مشروطه سه قوه­ای که ایجاد شده قوه مقننه قوه قضائیه و قوه مجریه مجموع آنها با یک قانون اساسى که تکالیف و وظایف آنهارا معین مى‌کند عبارت از حکومت ملى است. یک عده وزرایی که مى‌آیند اسم آنها به تنهایى حکومت ملى نیست آنها یک هیأت دولتی هستند که اگر چنانچه شرایط اصول مشروطیت در انتخاب آنها موجود بود آنها را مى‌شود گفت مجرى حکومت هستند که اگر چنانچه نبود هیچ. پس حکومت ملى معنیش غیر از هیأت دولت است که زید و عمرو باشد باز در قسمت دیگر مى‌گویند کار بر من تحمیل شد این طور اظهار کردند که تقاضاى کار از من کردند و بر من تحمیل شد که معاونت آنجا را قبول کنم. بنده مى‌گویم صرف تحمیل دلیل نمى‌شود که انسان خود را وادار به اقدامات غیر قانونى بکند زیرا مطابق اطلاعاتی که بنده داشته و بعضى از آقایان هم دارند به بعضى از اشخاصى که در تهران هستند تکلیف کار شد و یک تهدیداتى نسبت به آنها شد که چنین و چنان خواهیم کرد معذالک آنها قبول نکردند و ترتیب اثرى هم بر آنها داده نشد ثانیاً مى‌گویند فشار معیشت بنده را وادار کرد که وارد بشوم این که فشار معیشت مرا وادار کرد در واقع تصدیق مى‌کنم که شرکت در عملیات او داشتند و الا فشار معیشت دلیل نمى‌شود مثل این است یک نفر برود خلاف قانونى بکند بعد به او بگویند چرا کردی بگوید فشار معیشت سبب شد. این دلیل تقصیر آن عباراتى است که در آخر لایحه مى‌گویند که من در آنجا رفتم با حقوق کمتر درصورتى که سابقاً در اداره دیگر بودم حقوقم زیادتر بود این بود دو عبارت با هم متناقضند فشار معیشت با حقوق کمتر مفهومى ندارد. پس فشار معیشت در اینجا معنى نداشته و در اداره سابق که بوده­اند حقوقشان زیادتر بوده و اما در مسائلى که شرکت ایشان را مدلل مى­دارد و از جمله مطالبى که کاملاً اثبات مى‌کند که ایشان معتقد بوده‌اند شریک او بوده‌اند این است که متأسفانه خودشان در آن لایحه این جمله را اظهار کرده‌اند که یکى از ادله که سید مرا به ریاست به کابینه خودش معرفى کرد این بود که من طرف اعتماد او بوده‌ام.

آقایان از همه تصدیق مى‌خواهم در چه صورت ممکن است آدم طرف اعتماد باشد؟ البته در صورتی که کاملاً آن دو نفر رفیق باشند و از مزایاى اخلاقى یکدیگر مخبر بوده و در موارد عدیده امتحانات داده باشند تا بشوند طرف اعتماد یکدیگر همین طرف اعتماد بودن جنابعالى نسبت به سید ضیاء الدین و شما را منتخب کردن متأسفانه دلیل است بر این که شما در یک قضایایى با او شریک بوده‌اید اعم از این که این مسأله باشد یا غیر این و بالاخره باز از این قضایا خیلى دارد که بنده محتاج نمى‌دانم تنقید بکنم. اما در آن عریضه که به مقام ریاست نوشته‌اند و خوانده شد اعتراضاتى دارم.

اولاً گفته‌اند شعبه حق داشته است وارد در این موضوع بشود یا نه تصور مى‌کنم عرایضى را که در این زمینه عرض کرده‌ام شاید آقایان حق بدهند که از اساس صلاحیت و جریان انتخابات هر دو بحث بشود.ثانیاً گفته‌اند خوب بوده شعبه از من توضیح مى‌خواست. شعبه هیچ‌گاه حاضر نیست مدعى‌الیه حاضر کند و از او توضیح بخواهد بخصوص در یک امری که اظهر من الشمس است. شعبه باید به جزئیاتی که واقع شده مراجعه کند و او را تطبیق با مواد قانون کند و اما مسأله کمیسیون نسبت به کمیسیون شاید بنده هم معتقد باشم ولى در تقدیم و تأخیرش حرف دارم ایشان اشتباه کرده‌اند ایشان کمیسیون خواسته‌اند که در آن کمیسیون تصدیق بشود شرکت ایشان یا عدم شرکت ایشان این مسأله به اندازه واضح است که محتاج به کمیسیون نیست. براى این که این وصف عنوانى ایشان را عجالتاً محروم از حق انتخاب مى‌کند اما بنده عقیده دارم که کمیسیون بشود تا در آنجا رسیدگى شود تا چه درجه ایشان قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى نموده‌اند. شاید درجه باشد که به همین اندازه اکتفا بشود شاید درجه بالاتر باشد آن وقت باید حکم مجازات دیگرى درباره ایشان صادر شود. بنابراین به این ترتیب بنده با کمیسیون همراه هستم و براى رفع هرگونه سوء تفاهم عرض مى‌کنم این که ایشان در لایحه خودشان گفته‌اند: پس هر کس در ادارات بوده با او شریک بوده اشتباه است. ما با اعضاى ادارات که مستخدم بوده‌اند و سابقه داشته‌اند هیچ کارى نداریم فلان محرز فلان اداره است با ثبات است یا رئیس اداره است یا مدیر اداره است مستخدم است هر حکومتى که آمد مأمور است وظایف خودش را انجام بدهد ما مقصودمان آن اشخاص است که شرکت کرده‌اند در تهیه مقدمات کودتا و بعد هم شرکت کرده‌اند

+++

در عملیات سید و ایشان هم هیچ موجب نداشت که قبول بکنند نه فشار معیشت را مى‌توان گفت که باعث این امر شده نه چیزهاى دیگر را.

پس بنابراین تکرار مى‌کنم که تمام اشخاصی که مستخدم ادارات بوده‌اند تمام محفوظند و هیچ کس نظر سوئى به آنها ندارد فقط مقصود بنده و آقایان اشخاصى است که با سید شریک بوده‌اند در زمان سید یک مأموریت­هاى مهم پیدا کرده‌اند.

رئیس- مذاکرات کافى نیست؟( گفته شد کافى است)

سلطان محمدخان- آقا یک کلمه براى دفاع خود عرض مى‌کنم‏.

رئیس- خیلى طول کشید مذاکرات کافى نیست.

سلطان محمدخان- اگر آقایان مقصودى ندارند فرصت دفاعى به من بدهند کمیسیونى معین فرمایند از آقاى مشیرالدوله- آقاى مؤتمن­الملک- آقاى مستوفى­الممالک و آقاى حکیم‌الملک.

رئیس- این طور بى­اجازه نمى‌شود حرف زد چون آقاى سلطان محمد خان از نظامات مجلس بى‌اطلاعند. باید ایشان را مسبوق کنم که ترتیب این است که پیشنهادى که مى‌شود بدواً به توضیح شد توضیح مى‌خواهند و پس از توضیح رأى مى‌دهند شما پیشنهادى کردید و توضیحات خود را هم اظهار نمودید. به هر حال پیشنهادى که آقاى سلطان محمد خان داده‌اند راجع به این بود که کمیسیونى معین بکنند به قرعه اگر مطالبى دارند بروند در کمیسیون بگویند و عدم شرکت خودشان را در حکومت سابق ثابت بکنند و اگر توضیحاتى دارند بدهند باز هم راجع به کمیسیون حرفى دارید.

سلطان محمدخان- بلى حرف دارم.

رئیس- بفرمایید.

سلطان محمدخان- من معتقد هستم که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نکرده‌ام ممکن است در این مجلس گوش‌هاى شنوا نباشد ولى شما تماشاچی‌ها گوش دارید ...

رئیس- شما حق ندارید با تماشاچی‌ها حرف بزنید. رو کنید به آقایان وکلا کلیه تماشاچی‌ها مى‌شنوند.

سلطان محمدخان- من بر علیه حکومت ملى قیام و اقدام نکرده اگر اجازه بدهید ثابت مى‌کنم که دیگران بر علیه حکومت ملى اقدام و قیام کرده‌اند. بنده عرض مى‌کنم که حق دفاع دارم یک دفعه حق دفاع باید به بنده بدهید و یک هیأتى را معین کنید و با یک کمیسیون تشکیل داده بر حسب قرعه مرکب از اشخاصی که مشتق علیه جمهور هستند از آقاى مشیرالدوله- مستوفى الممالک و آقاى حکیم‌الملک معین بفرمایید در آنجا اگر مرا محکوم به اعدام مى­کنند من طناب دار را خواهم بوسید اما بدون جهت نمى‌خواهم در اینجا کشته اغراض شخصى واقع شوم مطلبى نیست اگر آقایان معترض نیستند به بنده این حق دفاع را بدهند.

مدرس- گمان مى‌کنم که ما نمی‌خواهیم آنهایى که شرکت کرده‌اند با آن حکومت نسبت به تمامشان یک جورى نشود که دیگر این مملکت نتواند از آنها استفاده کند قدرى که وظیفه مجلس شوراى ملى است این که آنها را از مرکز سیاست که پارلمان باشد دور کند. وظیفه ما این است ولکن بعضى صحبت­ها و بعضى مذاکرات کم کم منجر مى‌شود که خداى نخواسته چیزهایى پیش آید که یک رنجش و ملالت­هایى پیدا شود که بعد از این اسباب امتناع از آنها به جهت کارهاى دیگر هم نشود. یک مسأله خیلى اضافى را کم کم مى‌خواهند به جایى بکشانند که اسباب زحمت شود آقایان وکلایى که اینجا هستند مى‌دانند و عقیده شان این است که این سیاست مضر به حال مملکت بوده است و تطبیق یک موضوعى را کرده‌اند این نه اوقات تلخى لازم دارد و نه رنجش اگر امروز در مجلس شوراى ملى وجود مرا مضر به سیاست حوزه امروزه بدانند و وجود دیگرى نافع باشد نه اسباب غرض مى‌شود نه اسباب مرض مى‌شود نه حالا کمیسیون مى‌خواهد نه آینده خواهش مى‌کنم. از آقایان و سلطان محمدخان که با کمال خونسردى صحبت‌هایشان را داشته و بعد از این زیادروى نکنند و خواهشمندم زیادتر از این تعقیب نکنند. حالا اگر آقایان هم که در اینجا هستند دو ثلث‌شان از آقا سید ضیاء تقاضاى کار کرده باشند آنها هم با شما در عدم لیاقت عضویت در اینجا شرکت دارند در این که آن اشخاص یک دولتى و ملتى را از میان برده‌اند حرفى نیست حالا زیادتى به رفیق دلیل بر خوبى مطلب نمى‌شود اگر تمام طهرانى­ها هم با شما شرکت کرده بودند ما از جانب تمام ولایات دیگر و سایر بلاد ایران مى‌گفتیم آن هم بد هستند عقیده سیاسى در یک جمعى پیدا شد البته اجرا مى‌کنند. امروز اگر شما اکثریت پیدا کرده بودید و پارلمانى تشکیل داده بودید البته وظیفه‌تان این بود که ما را رد بکنید ما هم امروز اتفاق داریم شما و امثال شما را که شراکت در این امر داشتید رد مى‌کنیم نه اوقات تلخى مى­خواهد نه چیزى کمال دوستى هم در پیش است و همان طور که سابق دوست بودیم حالا هم باشیم گمان مى‌کنم مذاکرات ختم شود زیرا چندان لطفى نه برایى ایشان شد نه بر ما مترتب مى‌شود. یک اختلاف سیاسى جهت ندارد که آن قدر کارها را مشکل بکند.

رئیس- باید رأى بگیریم به پیشنهادى که آقاى سلطان محمدخان داده‌اند.

سلطان محمدخان- بنده عرض دارم.

رئیس- در این موضوع اگر بخواهید زیاده بر این حرف بزنید نتیجه ندارد شما پیشنهادى داده‌اید و تقاضایى کرده‌اید آن تقاضا این است که این امر مراجعه شود به یک کمیسیون. عوض شعبه بیاناتى هم فرمودید آنچه که مى‌خواستید بگوید و مقصودتان چه چیز است حالا در باب این پیشنهادى که کرده‌اید باید رأى بگیریم.

سردارمعظم- بنده عرض دارم.

رئیس- بفرمایید

سردارمعظم- بنده قائل به کمیسیون هستم و بنابراین موافق با پیشنهاد ایشان هستم ولى به یک شرط بنده عقیده‌ام این است که این کمیسیون که بعد منعقد مى‌شود صلاحیت رسیدگى در زمینه نمایندگى ایشان را نخواهد داشت ولى در باب مطالب دیگر راجع به ایشان که تا چه درجه شرکت داشته‌اند بنده کاملاً موافقم که کمیسیون معین شود و معلوم شود تا چه درجه ایشان تقصیر دارند.

رئیس- پیشنهادى که ایشان کرده‌اند این است که اول کمیسیون تشکیل شود و اسنادى که دارند ببرند به آن کمیسیون و آنجا ارائه دهند این موقوف خواهد بود به این که در باب راپورت نمایندگى ایشان رأى ندهیم تا این که راپورت این موضوع از آن کمیسیون برگردد ولى پیشنهاد شما این است که در باب نمایندگى ایشان رأى بدهیم بعد تقاضاى ایشان را قبول کنیم (گفتند بلى صحیح است)

سردار معظم- بلى صحیح است.

رئیس- (خطاب به آقاى سلطان محمدخان) کدام یک را قبول مى­فرمایید

سلطان محمد خان- بنده قربان عرض مى‌کنم که ابتداى امر یک کمیسیون معین شود معلوم بکنند که آیا من در اقدام بر ضد حکومت ملى شرکت داشته‌ام یا نه.‏

مدرس-شک ندارد.

رئیس- (خطاب به آقاى سردار معظم) این پیشنهاد غیر از جنابعالى است.

سردار معظم- بنده چون منکر هستم که حق دفاع به کسى داده نشود عرض مى‌کنم آقاى سطان محمد خان مدعى هستند و مى‌گویند هیچ شرکت در ضدیت با حکومت ملى نداشته‌اند. ولى ما عقیده‌مان این است که ایشان شرکت داشته منتهی ممکن است درجه مشارکت ایشان خفیف باشد به عقیده بنده موضوع نمایندگى ایشان عجالتاً باید رد شود ولى در موضوع درجه شراکت ایشان کمیسیونى معین شود بعد از این که معین شود آن وقت تکلیف مجازات‌هاى دیگر ایشان معین خواهد شد. على‌الخصوص که مجلس را مکلف مى‌دانم که نسبت به وقایع گذشته باید رسیدگى بکند و مرحله اول رسیدگى به اوضاع گذشته از همین جا شروع بشود یعنى یک هیأتى مأمور شوند منتها نه به قرعه بلکه از همان آقایانى که سلطان محمد خان تقاضا مى‌کنند و واقعاً زمینه واقعه گذشته و خرابى مملکت را روشن کنند و درجه شراکت یا عدم شراکت ایشان را تعیین کنند.

سلطان محمد خان- (خارج از محل خود رو به نمایندگان و پشت به هیأت رئیسه) این پیشنهاد آقاى سردار معظم در حکم این است که اول یک شخصى را بکشند و قصاص بکنند بعد از آن که مرد در عملیات او رسیدگى کنند ببینند قاتل بوده یا نبوده بنده عرض مى‌کنم که اگر شما یقین دارید که بنده بر ضد حکومت ملى قیام نموده‌ام در این کار شرکت داشته‌ام ...

رئیس- آقا اگر مى‌خواهید آنجا حرف بزنید رو به طرف بایستید یا تشریف بیاورید اینجا در کرسى نطق رو به آن طرف نطق کنید.

سلطان محمدخان- (بدون اجازه نطق) من افتخارى به عضویت این مجلس ندارم ولى عرض مى‌کنم اگر شماها یقین دارید که من بر علیه حکومت ملى قیام و اقدام نموده‌ام چه مضایقه دارید از این که به من حق دفاع بدهید. فرض مى‌کنم یکى از وکلا اقدام به قتل کرده باشد آیا باید شعبه رسیدگى به این مسأله بکند یا یک محکمه باید رسیدگى بکند. اگر یکى از وکلا را بگویید مرتکب سرقت شده است آیا شعبه باید تحقیق بکند؟ یا اداره مربوطه

+++

بایستى رسیدگى بکند کدام یکى؟ آیا شعبه حق دارد بگوید که من بر ضد حکومت ملى قیام نموده‌ام در صورتی که شعبه یک دفعه از بنده توضیح نخواسته است.

رئیس- آقاى مدرس بفرمایید.

مدرس- عرض بنده این است که. ..

سلطان محمدخان- بى­اجازه نطق ..من یقین دارم آقایان حقایق را خوب فهمیده‌اند بیش از این حرف نمى‌زنم بیش از این هم دفاع نخواهم کرد.

رئیس- (خطاب به آقاى مدرس) بفرمایید

مدرس- عرضى که داشتم این است که این ترتیب ما را به جاى دیگر مى­کشاند مثل این است که آقاى سلطان محمدخان تکیه­شان را به جایى داده‌اند و به مجلس آمده‌اند.

سلطان محمدخان- تکیه بر وجدان پاک خود کرده‌ام.

رئیس- (خطاب به سلطان محمد خان) خیلى حرارت به خرج مى‌دهید.

مدرس- به واسطه این که سلطان محمدخان غیر از سلطان محمدخان شش ماه پیش است که با هم دوست بودیم و جداً مى­گویم همان طور که سید ضیاء تکیه خودش را به جاى دیگر داد و ملت ایران او را نابود ساخت شما هم مثل همان اگر تکیه‌تان را به جاى دیگر کرده‌اید. انشاءالله الرحمن این ملت و همین وکلایی که مى‌بینید که به نظر شما نمى‌آید انشاءالله شما را هم نیست و نابود خواهند نمود.

رئیس- رأى مى‌گیریم پیشنهاد و تقاضایى که کرده‌اند یعنى کمیسیونى معین بشود و رسیدگى شود به مطالبى که ایشان مى گویند.

مدرس- خارج از موضوع است کمیسیون براى چه چیز.

رئیس- تقاضایى مى‌کنید من باید رأى بگیرم به میل جنابعالى که نمى‌توانم عمل کنم (بعضى تصدیق کردند)

رأى مى‌گیریم به تقاضایى که آقاى سلطان محمد خان کرده‌اند که کمیسیونى معین شود به قرعه و رسیدگى بشود به مطالبى که ایشان حضوراً گفتند آقایانى که تصویب مى‌کنند قیام نمایند (کسى قیام نکرد)

رئیس- تصویب نشد. باید رأى بگیریم به راپورت شعبه طبع و توزیع شده است معذالک قرائت شود (به مضمون ذیل قرائت شد)‌

شعبه دوم به دوسیه انتخابات نائین و مضافاتش رسیدگى نموده و براى استحضار مجلس شوراى ملى عرض مى‌نماید که انتخابات نائین و مضافاتش موافق قانون به عمل آمده و اعتراضى هم از اول تا به حال نرسیده لذا شعبه دوم صحت انتخاب سلطان محمدخان نائینى را از حوزه انتخابیه نائین و مضافات آن تصدیق مى‌نماید اما به طورى که پوشیده نیست مشارالیه در کابینه سیاه معاون و در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده است اگر شرکت او قبل از انتخابش مى‌بود موافق شرط نهم قانون انتخابات از حق انتخاب محروم مى‌گردید ولى چون شرکت مشارالیه بعد از خاتمه انتخابش بوده لذا شعبه دوم رأى قطعى را در این موضوع منوط به تصمیم مجلس مى‌داند.

رئیس- رأى مى‌گیریم به نمایندگى آقاى سلطان محمدخان.

سلطان محمد خان- قربان حق دفاع نمى‌دهید.

رئیس- آقا ما اینجا یک نظاماتى داریم که مجبوریم رعایت بکنیم اول که شما تشریف آوردید آن جا بیاناتى که فرمودید دفاع بود.

سلطان محمدخان- باز هم دفاع دارم.

رئیس- شما راجع به کمیسیون مطالبى داشتید اظهار فرمودید دیگر نمى‌شود صبر کرد تا دو ساعت بعد ازظهر

سلطان محمد خان- من عرض مى‌کنم یک کمیسیونى معین کنید قبول نمى‌کنید و مى‌خواهید مرا رد کنید در صورتى که من مستحق این مسأله نیستم حالا به نام قانون مى‌خواهید بنده را بکشید خیلى خوب‏...

رئیس- گمان مى‌کنم به قدرى که به ایشان باید آزادى داده شود بیش از آن داده شد هر چه باید گفته شود گفته شد و راجع به دفاع خودشان مطالبى اظهار کردند راجع به کمیسیون هم اظهاراتى نمودند مطالب هم واضح است هر چه گفته شود باز مکرر است لهذا بنده مجبورم بر طبق راپورت رأى بگیرم مگر این که آقایان بفرمایند بماند براى روز دیگر (بعضى از نمایندگان اظهار نمودند باید رأى گرفته شود)

رئیس- رأى مى‌گیریم به نمایندگى ایشان آقایانى که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام نمایند (کسى قیام نکرد)

سلطان محمدخان- (در حالی که نزدیک درب خروج ایستاده بودند اظهار فرمودند) همه وجدان کش (از مجلس خارج شده و رفتند) بعضى از حضار به مجلس توهین مى­کند جسارت مى­کند.

رئیس- چند دقیقه تنفس است. (در این موقع حضار براى تنفس از مجلس خارج شده و پس ازده دقیقه مجدداً تشکیل گردید.)

رئیس- موضوع آقاى مشیر معظم مطرح مذاکره است آقاى امین­الشریعه مخالفید؟ بفرمایید.

امین‌الشریعه- چون در اینجا به واسطه مشارکت داشتن بعضى به این موضوع مذاکرات عمیقه به عمل آمده است و کاملاً در این موضوع فرمایشات کرده‌اند بنده مفصل عرض نمى‌کنم ولى در راپورت شعبه که مشتمل بر سه فراز است على‌الاصول عرایضى مى‌کنم. فراز اولش تصدیق به صحت جریان انتخابات مشیر معظم است فراز دوم تشخیص دادن این موضوع است که حائز شرط نهم است چون شعبه تشخیص داده است که این موضوع حائز شرط نهم است در این موضوع هم عرایض کردن را زیاد مى­دانم فراز سوم این بود آیا این تشخیص که ما دادیم که بر خلاف حکومت قیام کرده است چون بعد از انتخاب بوده است حائز این شرط مى‌شود یا نه. در این موضوع چون حل مسأله را نکرده‌اند موکول به نظر مجلس مى‌شود اولاً بنده خیلى ممنون بودم که آقاى مشیرمعظم مثل سلطان محمد خان حاضر مى‌شوند براى مدافعه و فرمایشات‌شان را بیان مى‌فرمودند. بنده کاملاً جواب‌شان را مى‌دادم و موضوع را در حضور خودشان مشخص مى‌کردم اولاً در موضوع قیام بر ضد حکومت ملى در این جا مذاکره شد که حکومت ملى را تعبیر کرده‌اند به حکومت سپهدار با این که ماها حکومت سپهدار را طریق وصول به حکومت سید ضیاءالدین مى­دانیم هیچ علاقه­مند به صحت حکومت او نبودیم و بر خلاف جریان حکومت ملى مى‌دانستیم با وصف این عرض مى‌کنم به آقایان که در این موضوع اشتباه کرده‌اند و حکومت ملى را با حکومت شخصى و عملیات شخصى تشبیه کرده‌اند حکومت ملى را ما باید بفهمیم چه چیز است معناى حکومت ملى مداخله افراد ملت است در حقوق سلطنتى خود مستقیماً یا غیر مستقیم این معناى حکومت ملى است حکومت ملى ایران را معرفى کرده‌اند و مشخص کرده‌اند به مداخله افراد ملت در حقوق سلطنتى خود و حقوق انتخاب وکلا و تأسیس پارلمان و نیز براى اساس عملیات پارلمان قوانینى را ایجاد و تأسیس کرده‌اند که آن را ما به نام قوانین اساسى مى‌شناسیم. معین است که این قانون 158 ماده است و اینها قوانینى هستند که خیمه آزادى ملت ایران را نگاهبان و نگاهدار هستند همین قدر بس است براى حکومت سیاه سید ضیاءالدین یا دولت مجهول نامعقول او که اغلب قوانینى را که راجع بود به حقوق جامعه ملت آنها را زیر پا گذاشت و لغو کرد اگر چه بسیارى از قوانین دیگر را لغو کرد ولى به عقیده بنده قوانین سیاسى که عرض کردم اغلب آنها یک پاره تکلیفاتى است که داخل در قانون اساسى شده است اساس قوانین سیاسى آن روحى که آزادى ملت را نگاه می‌دارد (چون بنده مراجعه به قانون کرده‌ام و حاضر است اگر آقاى رئیس اجازه مى­فرمایند عرض کنم) بیست اصل از متمم قانون اساسى را سید ضیاء لغو کرد که غالب آن بیست اصل راجع به فصل حقوق ملت است و راجع به قوه قضائیه که این سه اصل سه اصل آزادى هر دولت و ملت است. این هر سه اصل را زیر پا برد پس اگر ما مى­گوییم مخالف حکومت ملى اقدام شده است و کابینه او را بر خلاف حکومت ملى مى‌دانیم از این حیث است نه از حیث شخصیات 4 ماده یعنى 4 اصل از اصول قانون اساسى اولیه را لغو کرده حاضر است‏.

رئیس- خارج از موضوع است.

امین الشریعه- بلى از فراز سوم که باید تشخیص بدهیم که آیا این شرط نهم حائز مشیرمعظم مى‌شود یا خیر. بنده عرض مى کنم که حائز مى‌شود و عقیده آقایان هم همین طور است به علت این که فلسفه شرط نهم را باید ملاحظه کرد که از چه نقطه نظر این شرط جزء شرایطى شده است. بنده هم عقیده دارم که دو نظر از براى این شرط

+++

بیش نبوده است یک نظر سطحى بوده است و یک نظر عمقى اما یک نظر سطحى که در این شرط ملحوظ بوده است این است که اشخاصی که خیانت مى‌کنند به حکومت ملى من بعد خیانت نکنند و نظر عمقى که عقیده بنده است و این طور مى‌فهمم این است که اشخاصی که در مراحل عمرشان یک مرتبه ولو بیست سال قبل مرتکب امرى برخلاف حکومت ملى شده‌اند اینها یک مالیخولیاى خودسرانه و استبدادى در دماغ داشته‌اند سزاوار نیست یک چنین آدمى مادام‌العمر داخل در امر ملت بشود. این طور عقیده دارم پس این نظر عمقى در مورد کسى که وکیل شده است اولى است اما نظر مجازاتى هم مى‌آید به واسطه آن که اگر در غیر وکیل این نظر مجازاتى ملحوظ نباشد در وکیل این نظر، مجازاتى هم ملحوظ است به دو مرتبه براى این که کسى که وکیل شد خلاف به دو حیثیت کرده است یک خلاف به حیثیت حکومت ملى یک خلاف به حیثیت نمایندگى کرده پس مجازات آن که به حیثیت حکومت ملى خیانت کرده است محروم بودن از نمایندگى است و مجازات را قانون معین کرده ولى مجازات ثانى که به حیثیت نمایندگى مرتکب بوده است آن را باید در نظر ثانى معین نمود پس علیهذا آقاى مشیرمعظم را حائز شرط نهم مى‌دانم و وکیل نمى‌دانم.

رئیس- حالا باید رأى بگیریم. رأى گرفته مى‌شود به نمایندگى آقاى مشیرمعظم آقایانی که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند (کسى قیام نکرد تصویب نشد) راپورتى است راجع به آقاى نصرت‌الدوله آقاى حاج شیخ اسدالله احضار (براى قرائت راپورت) راپورت مزبور به مضمون ذیل قرائت شد.

شعبه ششم رسیدگى به دوسیه انتخابات کرمانشاهان نموده شرح انتخابات آنجا از قرارى است که ذیلاً به عرض مى­رساند در تاریخ پنج شنبه نهم ربیع­الاول 1337 به امر وزارت داخلى حکومت کرمانشاهان مجلسى در دیوانخانه از آقایان علما و تجار و اصناف و احزاب و سایر طبقات و رؤساى دوایر دولتى تشکیل و به موجب ماده (10) قانون انتخابات یا توافق نظر اهالى انجمن نظار را تشکیل دادند. انجمن نظار مرکزى در تاریخ یکشنبه چهارم ربیع­الاول اعلان انتخابات را منتشر که در تاریخ 23 ربیع­الاول الى 14 ربیع­الثانى جهت توزیع تعرفه و 5 روز جهت اخذ آراء معین نمودند و براى دادن تعرفه و اخذ آراء دو شعبه در شهر معین نموده و براى قصبات و بلوکات و ایلات به اتفاق آراء 4 شعبه به تفصیل ذیل معین کردند.

1 - شعبه سنقر و کلیایى و بلوک ییلاور و دینور و کندوله.

2 - شعبه کنگاور و صحنه و توابع.

3 - شعبه هرسین و توابع.

4 - شعبه کرند- ذهاب- قصرشیرین- کلا و گوران و سنجابی و موافق مواد قانونى انتخابات را به شرحى که در صورت مجلس ذکر است انجام داده‌اند و کلیه تعرفه که در شعبات توزیع شده عبارت است از 32440 و آراء مأخوذه 20970 بوده دو فقره شکایت از انتخابات سنقر در موقع قرائت آراء شده یکى توسط آقا شیخ على آخوند زاده و دیگرى توسط مشهدى حسن به مهر عده­اى از اهالى شهر رسیده که انجمن نظارت سنقر و انجمن نظارت مرکزى اعتراضات آنها را وارد ندانسته و شرح آن در اعتراضاتى که توسط آقاى آقا شیخ على آخوند زاده به شعبه تسلیم شده است مندرج است و به موجب ماده 45 قانون انتخابات انجمن نظار مرکزى پس از اتمام استخراج آراء و اعلان نمایندگان در هفته اول که براى رسیدن شکایان و اعتراضات جلسه داشته یک فقره شکایت در تحت 19 ماده به انجمن رسیده بود که انجمن‌هاى جزء و انجمن مرکزى رسیدگى کرده آن اعتراضات را رد نموده و مفاد آنها را به هیچ وجه موثر در جریان انتخابات ندانسته و تقریباً مفاد آنها هم از قرارى است که در اعتراضات بعد جواب ذکر خواهد شد آنچه در دوسیه ملاحظه شد موافق شرحى است که در فوق به عرض رسیده و تلگرافى در این رسیدگى به دوسیه انتخابات به شعبه رسید که راجع به انتخابات آنجا اوراق و مدارک شکایتى از سوء جریان انتخابات ارسال داشته شده است و پس از چند روز اوراق مذکور توسط آخوندزاده واصل و خود مشارالیه براى دادن توضیحات راجع به اوراق در شعبه حاضر که خلاصه شکایات و اعتراضات به شرحى است که ذیلاً به عرض مى‌رساند.

خلاصه اعتراضات شکایت‌نامه که توسط آخوندزاده رسیده است 1 دو نفر از اعضاى هر یک از انجمن‌هاى نظارت مرکزى و دو شعبه شهرى به واسطه مشاهده سوء جریان انتخابات از عضویت استعفا داده و این مطلب دلیل اثبات تهدید و تطمیع شمرده مى‌شود مندرجات صورت مجلس انتخابات راجع به قضیه استعفاى اعضاى مذکوره به شرح ذیل است.

در روز دوم توزیع تعرفه دو نفر از اعضاى انجمن مرکزى و از هر یک از دو انجمن جزو شهرى دو نفر در جلسات حاضر نشده 5 نفر دیگر اعضاى مذکوره در انتظار حضور اعضاء غایب توزیع تعرفه را 5 روز تعطیل کرده ولى همه روزه حاضر شده و ضمناً به آنها کتباً لزوم حضور آنها را یادآورى کرده‌اند. ولى دو نفر اعضاى انجمن مرکزى در جواب کتباً استعفاى از عضویت انجمن نظارت داده و دلیلى براى استعفاى خود ذکر ننموده‌اند 4 نفر دیگر به موجب مکتوبى که نوشته‌اند از حضور استنکاف کرده و نظر به استعفا و استنکاف اعضاى مذکوره و تعطیل توزیع تعرفه و حکومت وقت با تبادل نظر انجمن نظارت مرکزى در عوض اعضاى مستعفى و مستنکف اعضاى جدید انتخاب کرده و پس از تکمیل اعضاى انجمن‌هاى نظارت به دادن تعرفه ادامه داده شده است با این تفصیل شعبه اعتراض اول را وارد ندانسته است و اما استناد به نوشته که دو نفر از اعضاى مستعفى پس از خاتمه دادن انتخاب که آنها علت استعفاى خود را بودن تهدید در انتخابات بیان مى­کنند نظر به این که اشخاص مزبوره در موقع استعفاى خود مطابق اوراق استعفا که در دوسیه انتخابات موجود است ذکر دلیلى براى استعفا نکرده و انجمن نظار هم جریان انتخابات را تصدیق کرده است لهذا شعبه به این اظهار آنها ترتیب اثرى نمى‌تواند بدهد (مدلول شکایت دویم) این است که با این که آقاى آقا جمال منشى بوده‌اند صورت مجلس به خط ایشان نیست و خود شکایت کنندگان در این باب سوالى از معزى‌الیه نموده‌اند و آقا جمال جواب مى‌دهد که بنده سمت منشى‌گرى داشته و منشیان دیگر شاهزاده اسدالدوله و آقاى وکیل‌الملک بوده‌اند و دوسیه مذکور به خط داعى نیست. سید تصور می‌کند جواب این شکایت را خود آقاى آقا جمال به طور کامل داده و مطلب را توضیح کرده‌اند زیرا با داشتن دو منشى دیگر اگر منشى سیم صورت مجلس را اعضاى انجمن و خود مشارالیه که یکى از آن اعضا است امضا و تصدیق مى‌نماید ننوشته باشد ایرادى بر صورت مجلس و انتخابات وارد نمى‌شود (مدلول شکایت سیم) تکرار شکایت ماده اول که با ذکر اسامى استعفا کنندگان است که عبارت از آقایان ابوالحسن خان و مستشارالتجار و آقا شیخ على و شاهزاده اکرم‌الدوله است یعنى اعضاى مستعفى دو شعبه انجمن نظارت که تفصیل آن در ماده اول ذکر شد نظر شعبه همان است که در جواب اعتراض ماده اول عرض شده است (مدلول شکایت چهارم) راجع به تبعیض در فرستادن انجمن‌هاى نظارت جزء است از طرف انجمن مرکزى و بالنتیجه محروم شدن صحنه قصر شیرین گوران کلهر سنجابى از مشارکت در انتخابات مطابق ماده 8 قانون انتخابات اساساً فرستادن شعبه جزو بسته به نظر انجمن مرکزى و تصویب حکومت است و انجمن مرکزى کرمانشاهان چهار انجمن جزو معین کرده صحنه را جزو کنگاور کلهر و گوران و سنجابى را جزو کرند محسوب داشته‌اند و از طرف انجمن‌هاى نظارت تمام اقدامات مقدماتى از قبیل نشر اعلان و تعیین موقع دادن تعرفه و اخذ آراء و غیره به عمل آمده است و عملاً اهالى حوزه‌هاى انتخابیه مشارکت در انتخابات کرده‌اند فقط ایل سنجابى پس از وصول اعلان انتخابات شرحى به انجمن نظارت کرند نوشته که به واسطه بودن ایل در گرمسیر اخذ تعرفه براى آنها مشکل است (مدلول شکایت پنجم) این است که در حوزه سنقر و کلیایى از طرف امیر امجد اعمال نفوذ شده است و انتخابات آنجا مبنى بر تهدید بوده است و غلام موسى نامى که مى­گویند از اشرار است از طرف امیر کل به آنجا رفته و از رعایاى کندوله و پشت دربند خواسته است در موقع اخذ تعرفه جلوگیرى کند و دو نفر مجروح شده‌اند و دوسیه عدلیه شاهد ادعا قرار داده شده است. اولاً

+++

انجمن نظارت حوزه سنقر و علمای آنجا و طبقات دیگر اهالى صحت و آزادى جریان انتخابات آنجا را تصدیق کرده‌اند و راجع به مجروح شدن دو نفر هم تکذیب نموده‌اند ثانیاً یک ورقه که موسوم به دوسیه عدلیه نموده و ورقه نظام دیوان که مدرک اظهار شکایت کنندگان قرار داده شده است به هیچ وجه از اعمال نفوذ تهدید در جریان انتخابات حاکى نبوده بلکه مربوط به استرداد اموال غلام موسی مى‌باشد. بنابراین دوسیه عدلیه و اعتراض به جریان انتخابات براى شعبه مکشوف نگردید و این اعتراض غیر وارد است و مدلول‏ اعتراض ششم) اعمال نفوذ در حوزه هرسین است که از طرف امیر کل به وسیله اعظم­السلطنه مى‌گویند اعمال شده است و براى تأیید این ادعا دو فقره مکتوب یکى به امضاى حسن نام و دیگرى به امضاى رئیس­العلماء ارائه مى‌نماید. شعبه پس از دقت در صورت مجلس هرسین و نیافتن هیچ نوع شکایتى در موقع جریان انتخابات و تصدیق صحت آن از طرف انجمن نظارت که از جمله رئیس العلماء بوده است این شکایت را وارد ندانسته و مورد توجه قرار نمی‌دهد (مدلول شکایت هفتم) راجع به حوزه کرند هم یک فقره شکایت به مهر 23 نفر و یک سوالى از سیف‌السادات نام که مستخدم امنیه بوده است ملاحظه شد. نظر به این که اظهارات آنها دلیل و مدرکى نداشت طرف توجه شعبه واقع نگردیده (مدلول شکایت هشتم) راجع به کنگاور اخیراً ورقه سوال و جوابى منتسب به شیخ عبدالصمد رئیس انجمن کنگاور از طرف آقا شیخ على به شعبه داده شده که در جواب مى‌نویسد که منتخبین را غالب رأى دهندگان نمى‌شناسند و از سوء جریان انتخاب مکرر ایراد نمودم جوابى نشنیدم اولاً آقا شیخ عبدالصمد در صورت مجلس انتخابات کنگاور صحت جریان انتخابات را تصدیق نموده و تا موقع دایر بودن امر انتخابات به هیچ وجه تعرض نکرده به علاوه مهر این سؤال با مهرى که در صورت مجلس انتخابات است به کلى مخالف و در صورتی که این ورقه را به ایشان هم مى­توان نسبت داد بر این اعتراض که مدتى بعد از جریان انتخابات و بعد از تصدیق حتمى که در موقع خود شده ترتیب اثرى نمى‌توان داد اوراقى هم که راجع به تهدید آقا شیخ على و غیره به آن استشهاد مى‌شود در آن ذکرى از انتخابات نبوده بلکه حاکى از پاره اعتراضات اخلاقى است که نسبت به آقا شیخ على آخوندزاده در دو ورقه بى‌امضا نوشته شده داده‌اند که ذکر آنها در راپورت غیر لازم و خارج از نزاکت است در مقابل شکایات واصله عده کثیرى از طرف احزاب و طبقات مختلفه علما و آقایان و اهالى شهر و اطراف و ایلات از قبیل کلهر تلگرافات عدیده به امضاى معاریف مبنى بر تصدیق صحت انتخابات آن حدود و تکذیب شکایت کنندگان مخابره کرده‌اند. شعبه پس از مداقعه کامل مخالفتى با قانون انتخابات در جریان و عملیات انتخابیه کرمانشاهان ندیده و بالنتیجه صحت انتخابات آنجا و نمایندگى شاهزاده نصرت‌الدوله را به (19436) و آقاى معتضدالدوله به (18675) رأى تصدیق مى‌نماید.

رئیس- نسبت به این راپورت مخالفى هست.

طباطبایى- بنده مخالفم.

رئیس- پس مى‌ماند براى روز شنبه راپورتى است راجع به آقاى طباطبائى قرائت مى‌شود آقاى حاج شیخ اسدالله راپورت مزبور را به مضمون ذیل قرائت نمودند.

شعبه ششم رسیدگى به دوسیه انتخابات حوزه ساوجبلاغ و شهریار و توابع و نمایندگى آقاى آقامیرزا محمدصادق طباظبایى نموده انتخابات حوزه مزبوره به قرار ذیل است.

انجمن مرکزى در تاریخ 28 ذیحجه 1337 در قریه کردان تشکیل گشته و پس از اعلان انتخابات مدت 16 روز در ساوجبلاغ تعرفه داده و 5 روز اخذ رأى نموده‌اند و در حوزه‌هاى جزء از قبیل شهریار و بلوک برقان و اشتهارد انجمن‌هاى جزء تشکیل و مطابق قانون انتخابات را جریان و خاتمه داده‌اند و آقاى آقامیرزا محمدصادق طباطبائى با اکثریت 6756 رأى منتخب شده‌اند چیزى که در دوسیه دیده شده این است که در فشند که در جدول انتخابات جزء تشکیل نگشته شعبه در مقام کشف علت بر آمد معلوم شد به واسطه قرب و نزدیکى به کردان انجمن مرکزى تشکیل انجمن را در آنجا لازم ندانسته و چند فقره شکایات هم در دوسیه بوده چون مواد شکایات با دلایل کافى دیده نشده شعبه نتوانست به شکایات ترتیب اثر بدهد و پس از افتتاح مجلس هم شکایتی نرسیده لذا شعبه ششم به اتفاق آراء صحت انتخاب و نمایندگى آقاى آقامیرزا محمدصادق طباطبائى را از حوزه ساوجبلاغ و توابع تصدیق می‌نماید.

رئیس- راجع به این راپورت مخالفى نیست (گفته شد خیر) رأى مى‌گیریم به نمایندگى آقاى آقا میرزا محمدصادق طباطبایى آقایانی که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌فرمایند قیام نمایند (جمع کثیرى قیام نمودند) رئیس تصویب شد چون ظهر شده است بقیه اعتبارنامه‌ها را اگر تصویب نمایید بماند براى روز شنبه چهار ساعت قبل از ظهر.

مدرس- بنده براى یک شنبه چون روز شنبه شعبه‌ها کار دارند.

آقاسید یعقوب- بنده پیشنهاد می‌کنم روز یک شنبه باشد.

رئیس- پیشنهاد می‌شود جلسه روز یکشنبه باشد آقایانی که روز یکشنبه را براى تشکیل جلسه تصویب مى‌نمایند قیام فرمایند. (اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد.

رئیس مجلس موتمن‌الملک‏

+++

مشروح مذاکرات مجلس ملى، دوره‏4

جلسه: 4

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه 22 ذیقعده 1339 مطابق 5 برج اسد 1300

مجلس 3 ساعت قبل از ظهر در تحت ریاست آقاى مؤتمن­الملک تشکیل گردید.

رئیس- صورت مجلس قرائت مى‌شود آقاى نصرت‌الدوله قرائت نمودند.

رئیس- آقاى حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- راجع به راپورت شعبه ششم در موضوع عدل‌الملک شعبه رأیى نداده بود که مخالفتى داشته باشد که به عنوان مخالفت به تأخیر بیافتد. راپورت شعبه این بود که راجع به ترجمه و شرح قانون مجلس باید قضیه را حل کند.

رئیس- صحیح است اصلاح مى‌شود. غیر از این دیگر اعتراضى نیست (گفته شد خیر) پس صورت مجلس تصویب شد. چند فقره راپورت است که در جلسات قبل قرائت شده محول شده است به امروز اول راپورت راجع به آقاى فتح‌الدوله طبع و توزیع شده است نسبت به آن راپورت مخالفى هست؟

مدرس- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمایید.

مدرس- دوره‌هاى سابق نظریات در اعتبارنامه‌ها مبنى بر یک مداقعه‌هایى بوده که البته آقایانى که تشریف داشته‌اند در این دوره چون انتخابات خیلى طول کشیده بنده شخصاً بنا را بر این گذاشتم که دو چیز را مطمح نظر قرار دهم یکى آن خلاف قانون‌هایی که به اصول قوانین مسلمه شده یکى هم آن چیزهایی که به سیاست برمی‌خورد که در آتیه و حالیه به ضرر مملکت است. فقط بنده بر آنچه اظهار عقیده مى‌کنم مبنى بر این فلسفه است و از جمله آنهایی که به اصول قانون انتخابات و قوانین مسلمه بر مى خورد انتخابات نجف‌آباد است. اصفهان یک جایى نیست مثل عربستان و ترکمان و جاهاى دور دست از تمدن که بشود یک مسامحه‌هایى کرد مثلاً حسب‌الامر یک انتخابى کرد. من با اطلاعاتى که دارم و شاید تعقیبش در دوسیه باشد و بعضى هم به واسطه مانع اصلاً نشده باشد انتخاب نجف آباد- کرون و فریدن و چهار محال و غیره که عبارت از بیست فرسخ طول و تقریباً 5 و 6 و 7 فرسخ عرض باشد به غیر اختیار مردم واقع شده و به کلى از تحت اختیار مردم خارج بوده. اصفهان بعد از آذربایجان نقطه بروز و ظهور آزادى است و وضعیات آنجا نسبت به بعضى محال چنین شده است که حالا به کلى شرح آن خارج از وظیفه ماست. در خصوص انتخابات آنجا مثلاً کسى را که احتمال مى­رفت انتخاب شود و بعضى اوقات هم براى انجمن ولایتى و غیره انتخاب شده بود او را تبعید کردند. عرض من این است بعضى شرایط انتخابات ممکن است قابل مسامحه باشد از قبیل مدت اعلان و امثاله اما اجبارى و غیر اخنیارى بودن قابل مسامحه نیست. اگر آقایان وکلا باز رجوع به دوسیه و تحقیقات خارجى این مسأله را فهمیدند با عقیده من موافقت فرمایند این مسأله چون اساساً اهمیت دارد باید اگر لازم شود کمیسیونى تشکیل شود و اگر بخواهند شخصى را هم بفرستند که ببینند به چه مجبوریت مردم این انتخاب را کرده‌اند باید فرستاده شود دیگر قرضى نداشتم.

جلیل‌الملک- چون بنده مخبر شعبه دویم و از دوسیه اطلاعاتى داشتم این است به اندازه که در دوسیه باشد جواب عرض مى کنم این که آقاى مدرس فرموده‌اند البته صحیح است اغماض نباید کرد. در یک انتخاباتى که مبنى بر تهدید و تطمیع باشد یا یکى از مواد قانون در آنجا نقص شده باشد باید حتى المقدور از آن جلوگیرى بشود یا آن انتخابات لغو شود ولى چیزی که هست ما از دوسیه چیزى نفهمیدیم که دلیل بر صحت این فرمایشات باشد صورت مجلس حاکى است که انتخابات آنجا از روى قانون و جریانات قانونى ترتیب داده شده چند فقره شکایت هم از آن جا به اسم کمپانى و سیم ایرانى مخابره شده و بعضى شکایاتى هم رسیده عموماً مبنى بر این که اهالى را براى انتخاب آزاد نگذاشته‌اند و بعضى هم شکایت که آقاى فتح‌الدوله معروفیت محلى نداشته‌اند چون ایشان در اصفهان مدعى‌العموم بوده‌اند شعبه تصور کرد که آن شکایتى که راجع به عدم معروفیت محلى مى کنند وارد نیست به جهت این که یک مدعى‌العموم را البته باید او را بشناسند ولى مراتب دیگرى که شکایت از عدم آزاده ظلم حکومت است نسبت به اهالى چون شکایتى که وارد شده است و تلگرافى که رسیده اغلب امضاهاى آنها یکى است و اشخاص معلوم الهویه هم نبودند که درست شعبه مهر و امضاى آنها را بشناسد و تحقیقاتى بکند و رأى خودش را در صحت آن شکایات بدهد و چون فقط شکایاتى که شده از اشخاص غیر معلوم و اشخاص معدود است که در تمام این مکاتیب و تلگرافات امضاها تقریباً یکى است وقتى به شعبه و دوسیه مراجعه فرمایند ملاحظه خواهند فرمود تمام امضاها یکى است و شعبه هم اطلاعات خارجى در این خصوص نداشته و نتوانسته تحقیق کند فقط صبر کرد که در این مدت یک ماه مقرره هر کس شکایتى دارد به مجلس شوراى ملى بکند یکى از شکایات این بود که حکومت ما را آزاد نگذاشته است هم حکومت تغییر کرده بود و هم وضعیات تغییر کرده بود هم البته آنها آن قدر آزادى داشتند که مجدداً شکایت بکنند و شکایات خودشان را به مجلس بفرستند. در این یک ماه مقرره هم شکایاتى نرسیده و تجدید نشد این بود که شعبه عقیده‌اش این طور شد که شکایات وارده بى‌مورد بوده و رأى بر صحت انتخاب آقاى فتح‌الدوله داد.

+++

رئیس- آقاى آقا سید یعقوب مخالفید؟

آقاسید یعقوب- بلى بنده پیشنهاد دارم.

رئیس- مخالف این راپورت هستید؟

آقا سید یعقوب- پیشنهاد دارم بعد تقدیم مى­نمایم.

رئیس- آقاى مدرس.

مدرس- بنده یک سؤالى از آقاى مخبر دارم. بنده عرض کردم مردم مجبورند و آزاد نیستند زیرا اگر اختیار داشتند و شکایتى را که از انتخابات دارند به اسم کمپانى به چه مناسبت مخابره مى‌کنند خوب است توضیح بدهند اشخاصی که در این خاک 20 فرسخى هستند همه باید کاندیدا داشته باشند یعنى یک کسى که دو هزار رأى داشه باشد آن آراء هم باید در دوسیه باشد. آن کسى را که کاندیدا کرده بودند به چه جهت تبعید کرده‌اند؟ و اما مى‌فرمایید که ما مهرها را نشناختیم باید تحقیق بکنید از محل خودش مثل این که در شعبه ما بعضى شکایات هست که مهرهایش را نمى­شناسیم باید از محل خودش تحقیق بکنند بنده عرض کردم یک الزام فوق­العاده به آقایان وکلا ندارم بنده مى‌گویم آثار و قرائن سوء انتخاب انجمن مشهود است چون مى‌خواهم از نزاکت خارج نشوم مثلاً یکى از قرائن این است که تلگراف با سیم کمپانى است بعد از آن که کاندیداى آنجا را تبعید مى­کنند کى را جرأت بر شکایت است. حرف­هاى دیگرى هم هست که چون بنده یقین ندارم اظهار نمى­کنم فقط این مرحله‌اش را که یقین دارم و اسبابش هم فراهم است و آقایان هم مى‌توانند بفهمند عرض مى‌کنم و مى‌توانند استنباط فرمایند که مسأله حسب‌الامر و در تحت اجبار بوده است یا نه؟ اگر فهمیدند بنده به عقیده خودم آقایان به عقیده خودشان تا یک ناحیه بزرگ مثل اصفهان که مرکز مشروطیت است بدانند من که اهل آنجا هستم مظلومیت آنهارا در پارلمان گفتم چه پیش برود چه پیش نرود.

رئیس- آقاى سلطان­العلماء موافق هستید.

سلطان­العلماء- با فرمایش آقا مخالف هستم بنده عرض مى­کنم غالب انتخابات دوسیه‌هایشان موجود است ولى چون ما اطلاعات کامل نداریم از مخبر تمنا مى‌کنم که پیشنهاد خود را پس بگیرند تا بعد به شعبه مراجعه بکنیم.

رئیس- این پیشنهاد بود نه مخالفت با ایشان اشخاصی که مى‌خواهند پیشنهاد کنند بنویسند بفرستند اینجا خوانده شود بعد در باب پیشنهاد رأى گرفته شود.

رئیس- راجع به راپورت مخالفى هست یا نیست؟ (اظهارى نشد) آقاى آقاسید یعقوب پیشنهادى داشتند.

آقا سید یعقوب- بنده عرض مى‌کنم مذاکرات به تأخیر نیفتد و راپورت را آقاى مخبر پس بگیرند تا در شعبه با نمایندگان دو مرتبه مذاکره کنند بعد رأى گرفته شود.

رئیس- مرقوم فرمایید بفرستید بالا تا رأى گرفته شود آقاى حاج شیخ اسدالله پیشنهادى دارند؟

حاج شیخ اسد الله- نه خیر بنده خواستم عرض بکنم در صورتی که آقاى مخبر بخواهند پس بگیرند محتاج به رأى نیست.

رئیس- باید متذکر شد که اگر مخبر بخواهند راپورت را مسترد بکنند مى­توانند (پیشنهادى از طرف آقاسید یعقوب تقدیم و به مضمون ذیل قرائت شد)

بنده پیشنهاد مى‌کنم رسیدگى به اعتبارنامه‌هاى نجف آباد به تأخیر بیافتد تا نمایندگان وقت دقت در دوسیه‌هاى انتخابات را داشته باشند.

رئیس- رأى مى‌گیریم پیشنهاد آقاى آقا سید یعقوب آقایانی که این پیشنهاد را تصدیق مى‌کنند قیام نمایند (جمع کثیرى قیام نمودند)

رئیس -تصویب شد. راپورت شعبه ششم راجع به نمایندگى آقاى عدل‌الملک طبع و توزیع شده است مخالفى هست.

سردار معظم- بنده هم با راپورت شعبه مخالفم و هم با نمایندگى آقاى عدل‌الملک البته مخالفت من با آقاى عدل‌الملک از نقطه نظر جریان انتخابات نیست. مدت اعلان کم بوده است یا زیاد بوده است تعرفه چطور داده شده است و نفوذ در انتخابات شده است یا نه من به این مسایل اهمیت نمی‌دهم مخالفت من با آقاى عدل‌الملک از نظر عدم صلاحیت خود آقاى عدل‌الملک است. (گفته شد صحیح است) بنده البته متأسف هستم و خیلى متأسف هستم که در این مجلس نسبت به یک نماینده مى­شنویم که قیام بر ضد حکومت ملى و اقدام بر ضد مشروطیت و استقلال مملکت کرده است. ولى من مجبور هستم که این حرف را در اینجا بگویم من تصور نمى‌کنم حیثیت ملت ایران و حیثیت مجلس شوراى ملى اجازه بدهد که بازوى راست سید ضیاءالدین در این مجلس داراى کرسى بشود.

(اغلب گفتند صحیح است)

بله من گفتم بازوى راست سید ضیاءالدین ولى بازوى چپ زیرا که بازوى راست او اپیکیان ارمنى بود من نمى‌خواهم در این جا داخل عملیات سیدضیاءالدین بشوم و تنقید بکنم ولى ما نباید فراموش بکنیم که یک سید ضیااءالدینى وارد این مملکت شده عناصر شجاع ایران را اغفال کرد به ملت خودش به استقلال مملکت خودش شبیخون زد سوء قصد به استقلال مملکت کرد. مجلسى را که باید دایر بشود تعطیل کرد مصونیت نمایندگان ملت را که مطابق قانون اساسى از هر نوع تعرض مصون هستند زیر پا گذاشت عده از نمایندگان را توقیف و تبعید کرد مجرى سیاست دشمن استقلال ایران شد مردمان زیرک را در حبس وارد کرد و بالاخره در ایران یک سکوت و یک سکونت قبرستانى را برقرار کرد. از نقطه دارایى مملکت نباید فراموش کرد که سید ضیاءالدین هشت کرور دارایى مملکت را تفریط کرد و آن را مابین خود و همدستان و شرکا خود تقسیم کرد. (گفته شد صحیح است) و بالاخره چنان که عرض کردم نمى‌خواهم داخل در عملیات سید ضیاءالدین بشوم اگر نفرت افکار و تصمیم شاه و اگر وطن‌پرستى نظامى‌هاى وطن‌پرست ما نمى‌بود شاید سید ضیاءالدین امروز هم جغدوار در خرابه ایران مسکن و مأوا داشت. (گفته شد صحیح است) ولى فقط به واسطه این سه عنصر بود که سید ضیاءالدین با اندوخته خودش از ایران فرار کرد و نتوانست در اینجا نقشه سیاه خودش را به موقع به اجرا گذارد. البته اینها مسائلى است که به طور فهرست من عرض کردم و امیدوار هستم در یک آتیه نزدیکى مجلس با موافقت نظر هیئت محترم دولت در مسائل گذشته مفصل­تر اعمال نظر بکند. (دقت بکنید و بالاخره آنهایی که مقصر هستند مجازات بکنند ولى فعلاً مى‌خواهم چند کلمه در باب علل این قضایا عرض بکنم. من علل این قضایا را به دو قسمت تقسیم می­کنم. علل صورى و علل معنوى اما علل صورى آمدن سید ضیاء البته سید ضیاء محرک بود به اراده غیر سید ضیاءالدین استفاده کرده از مسامحه حکومت زمان، ولى باید این مسأله را فهمید که چرا سید ضیاء جسارت و قبول تخطى به استقلال ایران را باید بکند. این مطلب به عقیده من خیلى از همه کارها بالاتر و مهم‌تر است. به عقیده من علت باطنى جسارت سید ضیاءالدین دو چیز است یکى نبودن مجازات است در مملکت ایران و یکى زیر پا رفتن قوانین است. به عقیده من وظیفه مجلس شوراى ملى در پیشگاه ملت ایران این خواهد بود که اول حیثیت قوانین را اعاده بدهد به ملت ایران امر بدهد و بگوید که تحمل زیر پا رفتن قانون مثل ارتکاب خلاف قانون است (گفتند صحیح است) و تا وقتى که حیثیت قوانین در مملکت ما اعاده نشود و تا وقتی که مجلس شوراى ملى هر کس را که خوب کرده است پاداش خوب ندهد و هر کس را که بد کرده است مجازات نکند این مملکت داخل اصلاح نخواهد شد (گفتند صحیح است) و به همین ملاحظه است که ادوار فترت طولانى در این مملکت پیدا مى‌شود.

اگر قوانین محترم بود ادوار فترت طولانى در این مملکت پیدا نمى‌شد باید اول اعمال مجازات را درباره عفو خودش مجرا کند تا آن که سرمشق بشود براى سایرین و همان ملاحظات نسبت به تمام اشخاصى که نسبت به حکومت سید ضیاءالدین مساعدت نکردند و همراهى نکردند باید در نظر مجلس محترم باشد و قدوم آنها را میمون بشمارند و آنها را گرامى بشمارند همان طور هم نسبت به آن کسانى‏که در خرابی‌هاى سید ضیاءالدین مشارکت کردند مجلس باید پیش قدم بشود در اعمال مجازات (گفته شد صحیح است).

پس وقتى که مجلس از نقطه نظر اجراى قانون داخل در این قضیه شد در مرحله اول باید عدل‌الملک رد بشود زیرا که عدل‌الملک هم بر خلاف قانون رفتار کرده است و هم بر ضد استقلال مملکت و بر خلاف حکومت ملى قیام و اقدام کرده و شراکت در قیام و اقدام نموده. بنابراین فقره 9 از ماده 4 قانون انتخابات او را محروم از حق انتخاب شده و از حق نمایندگى مجلس مى­نماید عدل‌الملک همان روزى که رفت و با دسته ضد استقلال ایران همدستى کرد همان روز آزادانه مجال خود و به طور اختیار سلب حقوق نمایندگى و حق جلوس در مجلس را از خود کرد. (تصدیق) بنابراین من با این راپورت شعبه مخالف هستم که مى‌گوید چون ارتکاب تقصیر بعد از انتخاب شده بود لهذا شعبه نمى تواند اقدامى کند خیر این اقدام یکى از آن اقداماتى است که قیام بر ضد استقلال مملکت و قیام بر ضد حکومت ملى است و هر کس در هر موقع با آن اقدام شریک شد فوراً به واسطه همان اقدام خودش

+++

سلب حق نمایندگى را از خودش مى‌کند. پس بنابراین شعبه قادر بود و حتى مکلف نبود که خیراً و حتماً در رد عدل­الملک در راپورت خودش رأى بدهد پس به این دلایلى که عرض کردم من تصور نمى­کنم که مجلس شوراى ملى مى­تواند نمایندگى عدل‌الملک را تصدیق کند به واسطه‌ این که مسلماً عدل‌الملک بر ضد استقلال این مملکت قیام کرده است و مسلماً شرکت در اقدامات بر ضد حکومت ملى کرده است و به این سبب خودش را از درا بودن حق نمایندگى محروم کرده است.

حاج شیخ اسد الله- راجع به راپورت شعبه.

رئیس - بفرمایید.

حاج شیخ اسدالله- چون در قانون یک همچو موضوعى را پیش بینى نکرده است و تصریحى در این موضوع در قانون ندارد بر فرض این که شعبه عقیده‌اش این باشد که آقاى سردار فرمودند شعبه نمى‌تواند وضع یک قانون بکند شعبه با توافق نظرى که در اصل موضوع دارد باید نظریات مجلس را در این موضوع بخواهد که در قانون مى‌نویسد اشخاصی که از حق انتخاب شدن محرومند اشخاصى هستند که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نمایند این ظاهرش این است که از حق انتخاب شدن محرومند. اما بعد انتخاب شدن اگر یک نماینده بر ضد اساس ملى بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام کرد قانون تصریحى در این باب ندارد که آیا سمت نمایندگى از او سلب مى‌شود یا اگر نماینده مجلس شد قانون یک مجازات دیگرى از براى او تعیین خواهد کرد. از این نقطه نظر شعبه مجبور بود که پیشنهادى به مجلس بکند و نظریات مجلس را در این باب بخواهد و مجلس هر تصمیمى را اتخاذ کند قادر است ولى شعبه نمى­تواند یک قانونى وضع کند این است که شعبه در راپورت خودش معاف بوده و موقوف به نظریات مجلس است.

نصرت­الدوله- بنده مداخله‌ام در این امر از براى توضیح قانون است. اگر چه تصدیق دارم که شقاوت و شدت دوره که به آن اشاره شد زیاده بر این است که یک ناطقى تنها مى‌تواند تمام مسائل گفته باشد ولى بعد از آن که رفیق محترم من با بیانات موثر خودشان دلایل رد عدل‌الملک را اظهار کردند بنده داخل آن قسمت نمى‌شوم. ولى آن قسمتى را که ایشان در تردید راپورت شعبه 6 اظهار کردند بنده با ایشان موافقم و به هیچ وجه نمى‌دانم که شعبه محترم به چه دلیل خود را تواناى به اتخاذ یک رأى نداشته است. در قانون انتخابات نوشته شده است اشخاصی که از انتخاب شدن محرومند و در ذیل این عبارت که ماده هفتم آن قانون است نه فقره شرط مذکور شده هر یک از این شرایط در هر مورد در یک شخص موجود شود آن شخص به موجب ماده هفت قانون انتخابات از انتساب شدن باید محروم شود. اولاً این شرایط راجع به صلاحیت شخص منتخب است و راجع به مقررات جریان انتخابات نیست. چنانچه مى‌بینیم مذاکره از قتل و سرقت است مذاکره از تجاهر به فسق است مذاکره از تبعیت ایران و غیره است. پس مسلم است که در هر موقعى از زمان یکى از این شرایط در کسى موجود شود سلب صلاحیت نمایندگى مجلس شوراى ملى از آن شخص مى‌شود. حالا شاید آقایان محترم که از اتخاذ رأى قطعى خوددارى کرده‌اند این طور تصور کرده باشند که چون قانون مى‌گوید از انتخاب شدن حائز گردیدن اکثریت حوزه انتخابیه است پس از احراز این امر موردى براى قطعى این شرط باقى نمى‌ماند و شاید باز آن طور در نظر گرفته باشند که انتخاب شدن با اکثریت از حوزه انتخابیه و طى مرحله اولى قضاوت ابتدایى انجمن نظارت است انتخاب شدن را تکمیل می‌کند در صورتی که با این معنى بنده مخالفم زیرا حکیمت ثانوى شعبه و مجلس به منزله حکومت استینافى است و لازمه حکومت استینافى و دخول در ماهیت دعوا و رسیدگى به کلیه اسناد و تعیین موارد و مقررات قانونى است. فرض کنیم که یک نماینده از حوزه انتخابیه خودش حائز اکثریت شد و در انجمن نظارت که مرحله اولى قضاوت است تصدیق انتخابات او شد و قبل از آن که دوسیه او و اعتبارنامه او عرضه به شعبه و مجلس شوراى ملى بشود یکى از شرایط فاقد صلاحیت را او مرتکب شد مثلاً قتلى کرد یا تبعیت ایران را رد و تبعیت خارجه را قبول نموده ما اگر در این صورت قائل بشویم که شعبه نمى‌تواند در این امر رسیدگى و مداخله بکند منکر قضاوت او مى‌شویم در ماده 4 نظام‌نامه داخلى وقتى که مراجعه مى‌کنیم به وظایف شعبه مى‌بینیم نوشته که شعبات بدون فوت وقت به رسیدگى اعتبارنامه­ها و تشخیص صحت و سقم انتخابات شروع مى‌کند و در ماده 5 همین نظامنامه ما مى‌بینیم مى‌نویسد پس از آن که مخبرین راپورت‌هاى شعب را در مجلس قرائت نمودند در مورد انتخاباتى که صحت آن را شعبات تصدیق نموده و در مجلس معارضی ندارد. مجلس برای هریک جداگانه رأی می‌دهد و در صورتی که راپورت شعبه مشعر بر عدم صحت انتخابات باشد...الخ

ماده 4 تصریح مى‌کند وظیفه شعبه تشخیص صحت و سقم انتخابات است. شرط اعظم انتخاب شرط صلاحیت است و با این ملاحظه نمى‌دانم شعبه چرا در موقعى که یکى از موارد سلب صلاحیت را در نماینده که داراى آن است ملاحظه مى‌کند خوددارى مى‌کند از این که اظهار عقیده بکند.

ملاحظه بفرمایید در راپورت نوشته‌اند قانون پیش‌بینى نکرده عین عبارت راپورت را مى‌خوانم چون آقاى عدل‌الملک در حکومت آقا سید ضیاءالدین و وقایع اخیره دخالت و شرکت تامه داشته و بر خلاف مجلس و حکومت ملى اقدامات نموده ولى این اقدامات بعد از انتخاب و نمایندگى بوده و در قانون این مطلب پیش بینى نشده‌است لذا شعبه نتوانست راجع به صلاحیت ایشان تصمیم قطعی اتخاذ نماید. زیرا که توضیح و شرح قانون با خود مجلس است آیا مقصودتان این است که قانون پیش بینی نکرده است که کسى که مخالفت با حکومت ملى مى­کند از انتخاب محروم است البته این نیست زیرا خودتان ذکر مى‌کنید با این مسأله موافقید. آیا مقصودتان بر این است که قانون پیش‌بینى محکمه صالحه را که باید تطبیق آن مورد کلى را با مورد جزئى بکند نکرده‌است او را هم که کرده‌است براى این که در مرحله اولى انجمن نظارت را مأمور کرده و بعد شعبه و مجلس را مأمور رسیدگى کرده بنده نمى‌دانم کدام مطلب را قانون در این رشته مسکوت‌عنه گذاشته که مخبر محترم در آخر راپورت اظهار مى‌دارد که توضیح و شرح قانون با خود مجلس است کدام یک از این مواد را قابل توضیح و شرح دانسته‌اند خیلى خوشوقت مى‌شوم اگر مخبر محترم عقیده خودشان را توضیح کنند. مخصوصاً متذکر مى‌شوم که آقایان نمایندگان محترم نباید بگذارند یک سابقه سوئى در این مسأله تولید شود. ما مى‌بینیم که شعب ما در مجلس اغلب مایل به این هستند که در خیلى از مسائل اتخاذ رأى قطعى نکند و مسائل را موکول به حکمیت خود مجلس بکند این مسأله اساساً خوب نیست و حالا اگر ما یک هم چون سابقه تولید بکنیم دیگر بنده تصور نمى‌کنم هیچ شعبه در هیچ امرى همین قدر که به اشکالى برخورد حاضر براى قضاوت بشود (بعضى تصدیق کردند)

حاج شیخ اسدالله- بله در ماده هفت قانون انتخابات مى‌نویسد اشخاصی که از انتخاب شدن محرومند.اول- شاهزادگان بلافصل دوم- طایفه نسوان سوم- تبعه خارجه چهارم- مستخدمین امنیه و نظمیه و اهل نظام و فلان پنجم- حکام کل و جزء مرتکبین قتل و سرقت هم در همین ردیفند بنده عرض مى‌کنم این یک ماده‌ای است که در ضمن آن فقرات چند بنویسد بفرمایید ببینم آن فقرات تمام در عرض هم قرار دارند یا فرقى هم مابین این فقرات هست؟ مجلس که فرقى نگذارده است همین قدر مى­نویسد اشخاصی که از حق انتخاب شدن محروم هستند اشخاصى هستند که شریک قتل و سرقت شده باشند آیا بفرمایید که اگر یکى از نمایندگان در حین نمایندگى پس از تصویب صحت نمایندگى او از مجلس شوراى ملى مرتکب قتلى شد این قسمت نمایندگى از او سلب مى‌شود در حالی که معلوم نیست شعبه بر فرض این که با این عقیده همراه باشد یا فرضاً عقیده‌اش همین باشد معذالک عقیده خودش را در شرح این قانون نمى‌تواند اظهار کند. باید مجلس شورى همچو شرحى بنویسد وقتى همچو شرحى از طرف مجلس نوشته شد آن وقت آن شرح سندیت دارد شعبه نمى‌تواند از روى یک زمینه راجع به این ماده یک تصمیم قطعى بگیرد مگر این که مجلس شوراى ملى یک رأى قطعى بدهد.

محمدهاشم میرزا- بنده خیلى متأسف هستم که قوانینى که به این واضحى نوشته شده محتاج به شرح باشد اگر بنا باشد اینها را آقایان محتاچ به شرح بدانند در این دوره هیچ قانونى نخواهیم گذراند سهل است چندین دوره مجلس هم باید صرف شرح و تفسیر و قوانین سابق بشود ماده قانون به این صراحت مى‌نویسد.

در جزو نهم، کسانی که محروم از انتخابات هستند آنهایى که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نمودند یقین است که این محرومیت مادام‌الوصف است یکى از موجبات صلاحیت وکیل این است که قیام و اقدام نکرده باشد هر وقت ایجاد مانع نمود صلاحیت او سلب و محروم خواهد شد. چنان که در اول شرط بوده تا آخر باید به همین شرط باقى باشد فرقى بین اول و آخر نیست به بیان واضح­ترى ادا شود مثلاً در پیش‌نماز که ملکه عدالت شرط است اگر کسى اقتدا کرد و در بین نماز از پیش نماز فسقى سر زد باید عدالت را استعجاب نموده با مشاهد فسق آن پیش‌نماز

+++

را عادل بشمارد تا محاکمه شود خیلى غریب است تردید در اقدام ایشان بر ضد حکومت ملى از قبیل شک در محسوسات است.

تدین- اولاً مى‌خواهم عرض کنم که به کلى مخالفم با توضیحاتى که مخبر محترم دادند به جهت آن که از نقطه نظر صلاحیت البته باید در حل فقیه وارد شده و در هر موقعى که نفى صلاحیت شد آن احکامى که متعلق است به آن طبعاً ایجاد خواهد شد. فرض مى­کنم یک وکیل ثابت‌الوکاله که مجلس تصدیق کرده باشد وکالت او را اگر بر ضد حکومت ملى اقدام کرده باشد البته از شئون وکالت باید صرف نظر بکند و سلوب الحق خواهد شد و به علاوه مطابق یک اصلى که از اصول محکمه حکومت ملى است هر فردى که سالماً عامداً بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام بکند در هر موقع و هر وقتی که باشد از کلیه حقوق مدنى محروم است که یکى از آنها حق وکالت است. آیا نظر شعبه دوم بر این نبود نظر شعبه دوم این بوده است اولاً صلاحیت آن دو نفر را که راپورت داده ملاحظه کرده است در حین انتخاب چون این شرایطی که در قانون انتخابات است و شعبه موظف است آن شرایط را تطبیق بدهد با قانون انتخابات یکى راجع به همین انتخاب است. براى این که یکى از شرایط انتخاب شوندگان این است که مرتکب قتل و سرقت نشده باشند این قتل و سرقت باید معلوم بشود در چه وقت بوده حین­­الانتخاب یا قبل از انتخاب آن وقت او را محروم مى‌کند. پس یک مرتبه صلاحیت راجع به حین‌الانتخاب است مثلاً اگر چنانچه کسى اقدام و قیام بر ضد حکومت ملى کرده باشد پیش از انتخاب چون این موضوع قبلاً محرز شده و از نقطه نظر تطبیق جریان انتخابات به مواد قانون شعبه رسیدگى کرده است به جریان انتخابات و جریان انتخاب را موافق قانون دانسته چرا براى این که این عمل در حین انتخاب نبوده قبل از انتخابات واقع شده و به همین جهت است که صحت انتخابات را تصدیق کرده است. اما مرحله دوم این بوده است که تصدیق شرکت آنها را در قیام و اقدام بر علیه حکومت ملى کردند و در این مورد نه این که شعبه خواسته باشد از رأى دادن استنکاف کند براى این بوده است که خودش را کوچک دانسته و خودش را یک محکمه خیلى کوچکى دانسته است که خواسته است به مرحله بزرگترى محول کند و آن محکمه حکم او را بدهد مقدمات دادن حکم را که اثبات شرکت در قیام بر ضد حکومت ملى باشد شعبه تصدیق کند. ولى شعبه چون خودش را کوچک مى‌داند و موضوع هم خیلى مهم بوده به این جهت او را به یک محکمه بزرگترى موکول کرده است که مجلس شوراى ملى باشد.

رئیس- بنده گمان مى‌کنم همین طور که در چند روز قبل عرض کردم مذاکرات راجع به صورت ظاهر است راجع به اساس نیست. راجع به صورت هم گمان مى‌کنم به قدر کفایت مذاکره شده و کافى است (گفته شد صحیح است)

حالا اگر آقایان مخالف نباشند در اصل مطلب داخل شوند یعنى رأى بگیریم به نمایندگى آقاى عدل­الملک آقایانى که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند (کسى قیام نکرد)

رئیس- تصویب نشد.راپورتى است از شعبه دوم به آقاى سلطان محمد خان طبع و توزیع شده است و چون ایشان مطالبى مرقوم فرموده­اند باید قرائت شود(به مضمون ذیل قرائت شد)

مقام منیع ریاست مجلس شوراى ملى شیدالله ارکانه‏

در صورت راپورت مخبر شعبه 2 که رسیدگى دوسیه انتخاب بنده بدان محول است این عبارت ملاحظه شد: انتخابات نائین و مضافات موافق قانون به عمل آمده و شکایت و اعتراضى هم از اول تا به حال نرسیده لذا شعبه صحت انتخاب سلطان محمد خان نائینى را تصدیق مى‌نماید (پس از این عبارت مى‌نویسد) که مشارالیه در کابینه سیاه معاون و در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده است لازم دانست توجه مجلس شوراى ملى را به این نکته معطوف و متوجه دارد. اولاً معلوم نیست شعبه که وظیفه آن فقط رسیدگى به انتخابات و چگونگى جریان آن بوده حق و صلاحیت چنین نسبتى و براى صدور حکم در محروم نمودن یک نفر وکیلى که دوسیه او خالى از هر گونه اعتراضى است اقلاً یک نوبت او را احضار و مختصر توضیحاتى از او مى­خواستند. نظر بر این که مقتضى است آراء مجلس شوراى ملى از شائبه اعمال عرض مصون و محفوظ باشد و نظر بر این که این نسبت را درباه خود به کلى خالى از حقیقت مى‌دانم به خود حق مى‌دهم استدعا می‌نمایم حال که صحت انتخاب بنده تصدیق شده مجلس شوراى ملى موضوع ثانى را که از مسأله انتخاب منفک است موضوع مستقلى قرار داده کمیسیونى بر حسب قرعه تشکیل نموده بنده را احضار فرمایند تا توضیحات و ادله و اسناد خود را در بى اساس بودن نسبتى که به بنده داده‌اند تقدیم و از حق دفاع حقوق استفاده نمایم.در خاتمه استدعا دارم این عریضه را در اولین جلسه رسمى قرائت فرمایند.

رئیس- آقاى مدرس (اجازه)

مدرس- البته آقایان وکلاى محترم را از هر جهت بى­غرض می‌دانم و خودم را همین طورنسبت به آقای سلطان محمد خان بی‌غرض می­دانم به جهت این که ایشان را به منزله اولاد خود مى‌دانم و مدتى با هم بودیم و با بنده کار مى‌کردند. لذا اجازه خواستم در این موقع بعضى عرایضى بکنم و آن این است که هر کس شبهه و شکى داشته باشد که این وضعیات که پیش آمد وضعیاتى بوده که به دست یک ایرانى نبود بنده او را تکذیب مى‌کنم و تمام دنیا هم باید او را تکذیب کنند. یک دوستى که همیشه ما دوست او بودیم و بعدها هم خواهیم بود که از همسایگان ماست و به هیچ وقت از او امتناع نبردیم یک بیرقى به دست یک کسى داد که بر ضد اساس مملکت و استقلال مملکت و مشروطیت و سلطنت اقدام کند یک جماعتى هم دانسته یا ندانسته دور آن بیرق را گرفتند ما همه مسلمان هستیم البته آقاى سلطان محمدخان هم مسلمان است و باید مملکت اسلامى را بخواهد. فرموده‌اند اگر کسى دور بنى­امیه جمع شود و یک قلمى را قطع بزند به قدر یک قلم قطع زدن با آنها شریک است. اگر آقاى دوست من بگوید آن سیاست را نمى‌دانسته بنده تکذیب مى‌کنم براى این که دو سال با بنده بوده است اگر خداى نخواسته آن قدر استعداد نداشت که آن سیاست را بفهمد انصافاً و قانوناً قابل این مجلس نیست و اگر فهمید بعد از این اقدامات را نکند بلى ممکن بود کودتایى بشود. براى اصلاح مملکت براى اصلاح حکومت ملى زیرا ممکن است حکومت یک نواقصى پیدا کند انصافاً مشروطه ما نواقص زیاد دارد و حقیقتاً این تعطیل‌هایى که اتفاق افتاد خیلى به حال حکومت ملى ما مضر بود بسا بود یک ایرانى به تکیه ایرانی‌ها اقدام به اصلاح مى‌نمود. البته همه وکلایى که حاضرند او را خیلى دوست مى‌داشتند اما یک کودتایى بر خلاف مجلس بر خلاف قانون اساسى بر خلاف مایه قانون اساسى که قرآن باشد خداوند مى­فرماید لاتتخذ و الیهود و النصارى اولیاء البته در این صورت این دوست من نباید راضى بشود که در این مجلس باشد تا بعد از این عموم مردم بدانند کسى که این اقدام را مى­کند از این حق و بودن در این اساس ملى محروم است. اما در موضوع راپورت شعبه خیلى از آقایان وکلا مشروحاً بیاناتى فرمودند شعبه باید اول تشخیص موضوع را بدهد بعد حکم کند. اما بنده به بعضى آقایان اشکال دارم از جمله آقاى حاج شیخ اسدالله که چگونه ایشان که اغلب عمرشان را در تشخیص اصول و فلسفه صرف کرده‌اند تشخیص موضوع را در اینجا نداده‌اند چون شعبه به منزله محکمه استینافى است و رأیش مدخلیت دارد. اگر شک روز هم به عمر مجلس شوراى ملى باقى بماند یک کسى برخلاف اساس مشروطیت اقدام کند از وکالت منعزل است باید شعبه به طریق حتم و جزم رأى داده باشد در این که ایشان صالح هستند یا مردود و ارجاع به مجلس شوراى ملى را لازم نداند بیش از این زحمت ندارم.‏

سلطان محمدخان- خلاصه بیانات آقاى مدرس این بود که این بنده نظر به شرکت در اقدام بر ضد اساس حکومت ملى ازحق انتخاب شدن محروم هستم. در اینجا چند فقره براى توضیح عرض مى‌کنم و چون پارلمان مرکز عدالت است امیدوارم آقایان به غیر حق و به غیر عدالت تصمیمى اتخاذ نفرمایند. اول این که مى‌فرمایند در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده آیا مقصود کدام حکومت ملى است؟ کابینه سپهدار اعظم است که خود آقایان مکرر در مکرر در اطاق‌هاى بهارستان آن را حکومت ارتجاع و طهران محیط ارتجاع مى‌دانستند و با شدیدترین بیانات بر علیه آن سخن می‌راندند. گویا آقایان فراموش فرموده‌اند که در موقع تشکیل کابینه سپهدار اعظم چه نمایشات غریبى از طرف عموم ملت بر علیه حکومت سپهدار اعظم داده شد. اگر آن را حکومت ملى باید نام نهاد باید به حکم همان حکومت ملى این مجلس نباید باز شود زیرا فراموش فرمودید در آن دوره به هر کدام از این وکلا چه نسبت‌ها مى‌دادند. حالا فرض بفرمایید حکومت سپهدار حکومت ملى بوده است و کودتا را قیام و اقدام بر ضد آن حکومت ملى تعبیر مى‌فرمایند من نه عامل کودتا بوده‌ام و نه از آن مطلع بوده‌ام از کسانى که درکودتا یعنى همان عناصرى را که تقدیس می‌کنید از آنها بپرسید

+++

که بنده داخل بوده‌ام یا نه صبح روز کودتا چون شهرت یافته بود که تمام وکلا را دستگیر کرده و مى‌کنند بنده از خانه بیرون رفتم و در منزل یکى از دوستان خودم رفتم شاهد صادق دارم که آقاى حکیم‌الملک است روز سوم یا چهارم است خطى از طرف اعلیحضرت اقدس همایونى بر دیوارها دیده شده سید ضیاءالدین رئیس‌الوزرا است. بدیهى است که در غیاب پارلمان تعیین رئیس‌الوزرا منحصراً از خصایص ذات اقدس همایونى است براى هیچ کس جاى تردید نبود که در ریاست وزراى ایشان چون و چرا کند بنا به سابقه آشنایى (تصور نمى‌کنم آشنایى هم خیانت و جرمى باشد) بنده را احضار نموده تکلیف بعضى مشاغل مسئولیت دار نمودند بنده استنکاف نمودم بالاخره ریاست کابینه و بعد معاونت وزارت مالیه را بر بنده تحمیل کرد. در تمام این مدت بنده نفوذ خود را در موقع گرفتارى مردم براى استخلاص آنها به کار بردم و بعضى از محبوسین را که مى‌توانستم نجات دادم. اشخاصى را که مریض بودند طبیب به عیادت آنان فرستادم. شاید آقاى استرآبادى و آقاى گروسى و رفیق محترم آقاى میرزا على کازرونى از جمله اشخاصى هستند که شاهد این قضیه هستند. بنابر مسأله فوق اگرمقصود اطلاع و شرکت از کودتا بوده که بنده هیچ نداشتم اگر مفاد این عریضه‌ام را به موقع اجرا بگذارید و یک هیأتى تعیین شود بنده اسناد و دلایل و براهین خود را ارائه بدهم معلوم خواهدشد که من در کودتا شرکت نداشته‌ام بلکه براى برچیدن کودتا اقدام کرده‌ام.

اما راجع به ریاست کابینه یا معاونت مالیه اگر جرم است بایستى چند هزار نفرى را که در زمان سید ضیاء مشغول به کار بوده‌اند و جمیع اشخاصی که در آن دوره در ادارات دولتى زندگانى مى‌کردند آنها را باید از حق انتخاب محروم کرد. به علاوه بنده مشاهده کردم عده از آقایانى که مورد توجه و اعتماد عموم مردم هستند قبول خدمت نمودند خدماتى را که از حیث رتبه با خدمت بنده برابر بوده شاید قسمت عمده از آقایانى که اینجا هستند فراموش نکرده باشند که تقاضاى خدمت کرده‌اند و نیز عین مراسلات‌شان حاضر است که براى تذکر ممکن است مراجعه فرمایند. حتى بعضى از آنها رنجش یافتند که چرا به آنها خدمتى رجوع نشده ولى بنده تقصیرى ندارم زیرا هر چه کوشش کردم امکان نیافت به آنها رجوع خدمتى بشود. بالخصوص اشخاصى که طرف اعتماد عموم هستند آنها قبول شغل کردند و یا تقاضاى شغل کردند. بنده هم یک نفر مستخدم دولتى بودم و باید زندگانى خودم را از حقوق دولتى تأمین کنم به هیچ وجه من­الوجوه مانعى نیافتم از یک طرف دیسیپلین ادارى (چون آقایان اشخاص ادارى دیسیپلینى که معمول دولت است خوب مى­دانند مثلاً صاحب‌منصب هر چه به سرباز امر فرماید اجرا نماید همان را به موقع اجرا مى­گذارد) از یک طرف فشار معیشت مرا مجبور به قبول شغل کرد. ممکن است بعضى از آقایان ایراد بکنند که چرا به بنده ریاست کابینه یا معاونت وزارت مالیه را دادند صحیح است گمان مى‌کنم شغل اول ریاست کابینه براى بنده صحیح بود چون براى ریاست کابینه شناسایى السنه خارجه لازم است و تا درجه انشاء لازم است و یکى هم طرف اعتماد بودن لازم است از السنه خارجه یک زبان را خوب مى‌دانم و چند زبان دیگر را هم آشنا هستم از حیث انشاء هم در مقدمه و دیباچه چند کتابى که تألیف نموده‌ام آقاى ملک‌الشعرا و آقاى وثوق‌الدوله چند صفحه تعریف و تمجید نوشته‌اند. از حیث طرف اعتماد بودن هم آن قدر بوده است که خود آقاى مدرس با وجود این که امساک مى‌کنند از این که کسى را مورد اعتماد قرار دهند بنده را طرف اعتماد قرار داده و مدتى رئیس کابینه ایشان بوده و در خدمت ایشان سود برده‌ام. در اینجا متخصصین مالیه بسیار هستند اى کاش قدرى در عملیات آن مدت بنده دقت بفرمایند و ببینند چه اصلاحاتى کرده‌ام. اگر کنترل که هیچ وقت در ایران وجود نداشت بنده ایجاد نکرده باشم اگر براى تشخیص میزان مالیات و وصول مالیات و کنترل آن ترتیبات سودمندى نداده باشم که مورد تحسین متخصصین واقع شوم آقایان حق دارند اى کاش هر کس براى اعمال خودش مجازات و مکافات مى‌یافت.

در موقع حمله تهاجم البته زبان معترضین دراز است اى کاش در تمام مجلس یا در تمام تهران یک نفر مغرض بر مى‌خواست و مى‌گفت فلان تو شاغل فلان شغل بوده یا مى­گفت که بنده شخصاً چه در ظرف شش سال خدمتى که در اداره مالیات‌هاى غیر مستقیم کردم و چه در مدتى که در وزارت مالیه بودم مى‌گفت فلانى یک شاهى را تفریط کرده و یا به قدر دینارى از خط صحت عمل منحرف شده. اما با وجودى که به صحت عمل کرده‌ام تصدیق کنید که فشار زندگانى ممکن است چنین مستخدم محترمى را که متکى به ملیون­ها نیست مجبور نماید براى عائله زیاد به هر وسیله باشد ارتزاق نماید و در همان حال فقط صحت عمل بود که خود را محکوم به بدترین زحمات نمودم و در همان حال که شب­ها را به راحت و استراحت با کسان خود به سر مى‌بردند بنده شب­ها را در روزنامه به سر مى‌بردم.

سردار معظم- در کدام روزنامه؟

سلطان محمدخان- در روزنامه آقاى ملک‌الشعراء. در عدد تمام روزنامه‌ها چند سال خدمت کردم و براى این که من هم از آن خوان نعمت یعنى از بیت‌المال مسلمین که براى همه کس گسترده است آتیه خود را تأمین کرده باشم از یک اداره دولتى به اداره دولتى دیگر با حقوق کمتر انتقال یافته‌ام آیا مرا مقصر مى‌دانید آیا ریاست کابینه و یا معاونت آن را جرم مى‌دانید آیا به واسطه نداشتن معیشت و یا نداشتن هیچ گناه و تقصیر باید از بهترین حقوق زندگانى محروم شوم. آقایان به یک قیام و قعود که در دسته‌جات خودتان قرار داده‌اید آتیه کسى را سیاه نکنید ...(بعضى‌ها اظهار نمودند خارج از موضوع است)

رئیس- چرا خارج از موضوع است.

سردار معظم- آقا بگویید حرف خودتان را بزنید.

سلطان محمد خان- قدرى فکر و تأمل کنید قبل از آن که دیر شود اگر یک فکر انتقام‌جویى در میان است اگر چه امیدوار هستم نباشد بنده طرف او نیستم و آن کسى که او را مى‌جوید اینجا نیست.

رئیس- از خود دفاع کنید.

سلطان محمدخان- اگر این شخص به واسطه انتقام‌جویى آن کسى که در کابینه سابق بوده تحت فشار بوده باعث و مسبب آن من نبودم.

رئیس- خارج از نزاکت است.

سلطان محمدخان- آقایان تأمل نمایید. زیرا به زودى خشم شما خاموش مى‌شود و آتش غضب شما فرو خواهد نشست. آن گاه در آینده فقط نیش‌هاى تلخ وجدان طرف شما خواهد بود که چرا یک نفر را که دوسیه انتخاباتش مورد هیچ اعتراضى نبود مورد اعتراض شخصى خود قرار دادید زیرا حق و حقیقت هیچ گاه پنهان نمى‌ماند و اگر ثمرات انتقام تلخ است از براى بنده و همگى یکسان است.

سردار معظم- بنده تصمیم گرفته ‌بودم در زمینه سلطان محمد خان اظهار عقیده نکنم. زیرا مسایلى را که لازم بود در زمینه مصداق بزرگ‌تر از ایشان گفتم ولى ایشان آمدند و استفاده از آزادى تریبون کردند و نسبت‌هایى دادند که وارد نیست و این نسبت‌ها را براى ثابت کردن حق خودشان عنوان کرده و رفتند و نمایندگان محترم حقاً عصبانى نشدند و به ایشان آزادى مطلق نطق و بیان را دادند و این حس نمایندگان قابل تقدیس است. زیرا در مملکتى که مشروطیت و آزادى است نمایندگانش باید سرمشق تحمل و بردبارى بشوند و بالاخره اگر چه خود ایشان در ابتداى نطق با یک بیانات و یک لحن حمله کننده وارد مطلب شدند ولى در خاتمه نطق خودشان مطلب را تغییر داده فقط به برائت ذمه خود اکتفا و دو سه مطلب گفتند که به عقیده بنده باید مورد تدقیق و توضیح بشود. ایشان در نطق خود بیان کردند که ما مى‌خواهیم حکومت ملى را به کابینه سپهدار تعبیر کنیم و مقصودمان از حکومت ملى حکومت سپهدار بوده است. آقاى سلطان محمد خان باید خودشان شخصاً بدانند و به عقیده من بهتر از ما مى­دانند که اگر کسانى بودند که علاقه‌مند به حکومت سپهدار اعظم بوده‌اند در هر صورت ما نبودیم و مخالفین ما بودند شما هم بودید که طرفدار حکومت سپهدار بودید.

سلطان محمدخان- بگویید تو.

سردار معظم- زیرا فقط آن حکومت بود که زمینه کودتا را حاضر کرد همان حکومت مقدمه اقدام بر ضد حکومت ملى بود. مى­خواستم این حرف را نگویم ولى حالا مى‌گویم ما وقتى که مى‌گوییم یک کسى بر ضد حکومت ملى اقدام و قیام کرده است این طور مى‌دانیم که برخلاف تشکیل مجلس شوراى ملى اقدام کرده. هر کس که موجبات تعطیل مجلس شوراى ملى و اساس مشروطیت را فراهم کند قیام بر ضد حکومت ملى کرده سید ضیاء موجبات مخالفت با حکومت ملى را فراهم کرد یا نه سید ضیاء بر ضد قانون اساسى وکلا را توقیف کرد یا نه.‏

سلطان محمدخان- آقا عرض دارم.

سردار معظم- شما حرف خودتان را زدید ساکت بنشینید. همان طوری که وقتى حرف مى­زدید ساکت بودیم‏ (بعضى تصدیق کردند)

سردار معظم- سؤال مى‌کنم آیا وکلا را

+++

توقیف کرد یا نکرد. بلى کرد بر ضد حکومت ملى بر ضد قانون اساسى در نظر ما مقدس است و ممکن است در نظر دیگران مقدس نباشد اقدام کرد یا نکرد بلى کرد. سید ضیاء بر ضد استقلال مملکت قیام کرد یا نه بلى کرد پس اشخاصى را که ما مى‌خواهیم از نمایندگى محروم کنیم براى این علل است نه به واسطه حمایت از کابینه سپهدار یا کابینه غیر سپهدار. مطلب دیگر شما راجع به این بود که در آن زمان وکلا مورد تنقید بودند بلى در همین طهران ما شنیدیم و هنوز هم تنقیداتى بر ضد مجلس مى‌شنویم و بقیة‌السیف حرفها هنوز هم به گوش ما مى‌خورد ولى فراموش نکنید که ما غافل از این مطلب نیستیم که تهیه کردن زمینه هر کودتا و تهیه کردن زمینه خلاف قانونى مستلزم کاستن حیثیت مخالفان آن خلاف قانون و تهمت به آنهاست. سید ضیاء و حکومت انفعالى قبل از او قانون و وکلا را در انظار تحقیر کردند. بد گفتند نسبت به آنها بد نوشتند و توهین کردند و یک زمینه گل‌آلود پر هرج و مرجى را تهیه کردند تا به مقصود نائل شدند. ما مى‌دانیم آن اشخاصى که مى­خواستند کودتا بکنند از مدتى قبل در صدد بودند که این زمینه را تأسیس نمایند حکومت‌هاى انفعالى ایجاد کردند حکومت‌هاى مسامحه کار را سر کار نگاه مى‌داشتند به وکیل مجلس شوراى ملى بد مى‌گفتند تهمت مى‌زدند جعلیات منتشر مى‌کردند افکار خیر خواهان را مشوب و آلوده به غرض مى‌کردند. براى چه براى این که آب را گل آلود کرده و ماهى را خودشان بگیرند بله ما هم این را مى‌دانستیم و مى‌دانیم و بنابراین کابینه سپهدار را مرادف با حکومت ملى نمى‌دانیم. پس وقتى که ما این مطلب را محرز کردیم و وظیفه مجلس را این طور قرار دادیم که هر کس بر ضد حکومت ملى و اساس حکومت قیام بکند باید مورد تنفر مجلس شوراى ملى واقع شود آن وقت تکلیف این است که باید تطبیق کرد که آیا سر کار در اقدام بر ضد حکومت ملى تا چه اندازه مشارکت کرده‌اید و در هر صورت مشارکت جنابعالى در اقدام بر ضد حکومت ملى بیش از آن قطع زدن قلمى است که آقاى مدرس فرمودند حال اگر در همان وقتى که با یک حکومتی که او بر ضد اساس حکومت کارهاى خوبى هم کرده‌اید البته مورد تحسین هستید شما یک آدمى هستید قیام کننده بر ضد حکومت ملى و ملت خودتان منتهی داراى قلب رقیق و احساسات خوب مى‌باشید که پرسش از مریض­ها می‌نمودید و توجهی می‌کردید و از این که مریض‌ها را اذیت نمی‌کردید شما را تقدیس مى­کنم. اما در باب اصلاحات مالیه فرمودید من که اینجا نبودم و نمى‌دانم چه اصلاحاتى کرده‌اید ولى این هشت کرور که از مالیه مملکت در زمان کفالت بود یا خیر؟ آیا این حواله‌جات که در وجه حامل پرداخته مى‌شد در چه زمانى بود در زمان کفالت جنابعالى بود یا نه؟ آیا مصارف را براى خراسان که به عقیده من باید فعلاً از او مسترد شود باید جزء اصلاحات مالیه شمرد یا جزء تفریط کاری‌هاى مالیه ایران این مسائل را به عقیده من باید تفکیک کرد. من هم معتقد هستم به رسیدگى ولى نه در اینجا با بقا نمایندگى جنابعالى ابتدا جنابعالى به واسطه اقدامات خودتان تشریف ببرید بیرون البته در ضمن رسیدگى به اعمال تمام هم دست‌هاى سید ضیاء و ضربه واردکنندگان به استقلال مملکت ایران به اعمال جنابعالى هم رسیدگى مى‌شود. من عقیده دارم اگر شرکت شدید شما در کودتاى سید ضیاء معین شده باید غیر از محرومیت از نمایندگى متحمل مجازات‌هاى دیگرى بشوید و اگر بفرمایید یک عده از وکلا تقاضاى کارى و مأموریتى کرده‌اند و حاضر براى مشارکت در جنایت سید ضیاء بوده‌اند به عقیده من آنها هم بد هستند و آنها هم در خیانت سید ضیاءالدین شرکت کرده‌اند. خدا شاهد است من نسبت به شما و هیچ کس غرضى ندارم ولى مى‌گویم هر کس در زمان سید ضیاءالدین قبول کار کرده و با او شریک است من منکر او هستم هر چه باشد و هر که مى‌خواهد باشد.

رئیس- آقاى مدرس مخالفند. آقاى محمدهاشم میرزا مخالفند. آقاى تدین.

آقا سید محمد تدین- راجع به شعبه مى‌خواستم توضیحات بدهم.

رئیس - بفرمایید.

آقاى سید محمد تدین- اولاً در لایحه اعتراضیه که خودشان قرائت کرده بودند اشعار داشته بودند که ما باید بدانیم حکومت سپهدار حکومت ملى بوده یا نبوده. تقریباً مقصودشان این بود که در ایران حکومت ملى نبوده تا این که کسى بر ضد آن اقدام کرده باشد متأسفانه اینجا اشتباه در معنى حکومت ملى شده یعنى در مفهوم و مصداقش در مملکت مشروطه سه قوه­ای که ایجاد شده قوه مقننه قوه قضائیه و قوه مجریه مجموع آنها با یک قانون اساسى که تکالیف و وظایف آنهارا معین مى‌کند عبارت از حکومت ملى است. یک عده وزرایی که مى‌آیند اسم آنها به تنهایى حکومت ملى نیست آنها یک هیأت دولتی هستند که اگر چنانچه شرایط اصول مشروطیت در انتخاب آنها موجود بود آنها را مى‌شود گفت مجرى حکومت هستند که اگر چنانچه نبود هیچ. پس حکومت ملى معنیش غیر از هیأت دولت است که زید و عمرو باشد باز در قسمت دیگر مى‌گویند کار بر من تحمیل شد این طور اظهار کردند که تقاضاى کار از من کردند و بر من تحمیل شد که معاونت آنجا را قبول کنم. بنده مى‌گویم صرف تحمیل دلیل نمى‌شود که انسان خود را وادار به اقدامات غیر قانونى بکند زیرا مطابق اطلاعاتی که بنده داشته و بعضى از آقایان هم دارند به بعضى از اشخاصى که در تهران هستند تکلیف کار شد و یک تهدیداتى نسبت به آنها شد که چنین و چنان خواهیم کرد معذالک آنها قبول نکردند و ترتیب اثرى هم بر آنها داده نشد ثانیاً مى‌گویند فشار معیشت بنده را وادار کرد که وارد بشوم این که فشار معیشت مرا وادار کرد در واقع تصدیق مى‌کنم که شرکت در عملیات او داشتند و الا فشار معیشت دلیل نمى‌شود مثل این است یک نفر برود خلاف قانونى بکند بعد به او بگویند چرا کردی بگوید فشار معیشت سبب شد. این دلیل تقصیر آن عباراتى است که در آخر لایحه مى‌گویند که من در آنجا رفتم با حقوق کمتر درصورتى که سابقاً در اداره دیگر بودم حقوقم زیادتر بود این بود دو عبارت با هم متناقضند فشار معیشت با حقوق کمتر مفهومى ندارد. پس فشار معیشت در اینجا معنى نداشته و در اداره سابق که بوده­اند حقوقشان زیادتر بوده و اما در مسائلى که شرکت ایشان را مدلل مى­دارد و از جمله مطالبى که کاملاً اثبات مى‌کند که ایشان معتقد بوده‌اند شریک او بوده‌اند این است که متأسفانه خودشان در آن لایحه این جمله را اظهار کرده‌اند که یکى از ادله که سید مرا به ریاست به کابینه خودش معرفى کرد این بود که من طرف اعتماد او بوده‌ام.

آقایان از همه تصدیق مى‌خواهم در چه صورت ممکن است آدم طرف اعتماد باشد؟ البته در صورتی که کاملاً آن دو نفر رفیق باشند و از مزایاى اخلاقى یکدیگر مخبر بوده و در موارد عدیده امتحانات داده باشند تا بشوند طرف اعتماد یکدیگر همین طرف اعتماد بودن جنابعالى نسبت به سید ضیاء الدین و شما را منتخب کردن متأسفانه دلیل است بر این که شما در یک قضایایى با او شریک بوده‌اید اعم از این که این مسأله باشد یا غیر این و بالاخره باز از این قضایا خیلى دارد که بنده محتاج نمى‌دانم تنقید بکنم. اما در آن عریضه که به مقام ریاست نوشته‌اند و خوانده شد اعتراضاتى دارم.

اولاً گفته‌اند شعبه حق داشته است وارد در این موضوع بشود یا نه تصور مى‌کنم عرایضى را که در این زمینه عرض کرده‌ام شاید آقایان حق بدهند که از اساس صلاحیت و جریان انتخابات هر دو بحث بشود.ثانیاً گفته‌اند خوب بوده شعبه از من توضیح مى‌خواست. شعبه هیچ‌گاه حاضر نیست مدعى‌الیه حاضر کند و از او توضیح بخواهد بخصوص در یک امری که اظهر من الشمس است. شعبه باید به جزئیاتی که واقع شده مراجعه کند و او را تطبیق با مواد قانون کند و اما مسأله کمیسیون نسبت به کمیسیون شاید بنده هم معتقد باشم ولى در تقدیم و تأخیرش حرف دارم ایشان اشتباه کرده‌اند ایشان کمیسیون خواسته‌اند که در آن کمیسیون تصدیق بشود شرکت ایشان یا عدم شرکت ایشان این مسأله به اندازه واضح است که محتاج به کمیسیون نیست. براى این که این وصف عنوانى ایشان را عجالتاً محروم از حق انتخاب مى‌کند اما بنده عقیده دارم که کمیسیون بشود تا در آنجا رسیدگى شود تا چه درجه ایشان قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى نموده‌اند. شاید درجه باشد که به همین اندازه اکتفا بشود شاید درجه بالاتر باشد آن وقت باید حکم مجازات دیگرى درباره ایشان صادر شود. بنابراین به این ترتیب بنده با کمیسیون همراه هستم و براى رفع هرگونه سوء تفاهم عرض مى‌کنم این که ایشان در لایحه خودشان گفته‌اند: پس هر کس در ادارات بوده با او شریک بوده اشتباه است. ما با اعضاى ادارات که مستخدم بوده‌اند و سابقه داشته‌اند هیچ کارى نداریم فلان محرز فلان اداره است با ثبات است یا رئیس اداره است یا مدیر اداره است مستخدم است هر حکومتى که آمد مأمور است وظایف خودش را انجام بدهد ما مقصودمان آن اشخاص است که شرکت کرده‌اند در تهیه مقدمات کودتا و بعد هم شرکت کرده‌اند

+++

در عملیات سید و ایشان هم هیچ موجب نداشت که قبول بکنند نه فشار معیشت را مى‌توان گفت که باعث این امر شده نه چیزهاى دیگر را.

پس بنابراین تکرار مى‌کنم که تمام اشخاصی که مستخدم ادارات بوده‌اند تمام محفوظند و هیچ کس نظر سوئى به آنها ندارد فقط مقصود بنده و آقایان اشخاصى است که با سید شریک بوده‌اند در زمان سید یک مأموریت­هاى مهم پیدا کرده‌اند.

رئیس- مذاکرات کافى نیست؟( گفته شد کافى است)

سلطان محمدخان- آقا یک کلمه براى دفاع خود عرض مى‌کنم‏.

رئیس- خیلى طول کشید مذاکرات کافى نیست.

سلطان محمدخان- اگر آقایان مقصودى ندارند فرصت دفاعى به من بدهند کمیسیونى معین فرمایند از آقاى مشیرالدوله- آقاى مؤتمن­الملک- آقاى مستوفى­الممالک و آقاى حکیم‌الملک.

رئیس- این طور بى­اجازه نمى‌شود حرف زد چون آقاى سلطان محمد خان از نظامات مجلس بى‌اطلاعند. باید ایشان را مسبوق کنم که ترتیب این است که پیشنهادى که مى‌شود بدواً به توضیح شد توضیح مى‌خواهند و پس از توضیح رأى مى‌دهند شما پیشنهادى کردید و توضیحات خود را هم اظهار نمودید. به هر حال پیشنهادى که آقاى سلطان محمد خان داده‌اند راجع به این بود که کمیسیونى معین بکنند به قرعه اگر مطالبى دارند بروند در کمیسیون بگویند و عدم شرکت خودشان را در حکومت سابق ثابت بکنند و اگر توضیحاتى دارند بدهند باز هم راجع به کمیسیون حرفى دارید.

سلطان محمدخان- بلى حرف دارم.

رئیس- بفرمایید.

سلطان محمدخان- من معتقد هستم که بر ضد حکومت ملى قیام و اقدام نکرده‌ام ممکن است در این مجلس گوش‌هاى شنوا نباشد ولى شما تماشاچی‌ها گوش دارید ...

رئیس- شما حق ندارید با تماشاچی‌ها حرف بزنید. رو کنید به آقایان وکلا کلیه تماشاچی‌ها مى‌شنوند.

سلطان محمدخان- من بر علیه حکومت ملى قیام و اقدام نکرده اگر اجازه بدهید ثابت مى‌کنم که دیگران بر علیه حکومت ملى اقدام و قیام کرده‌اند. بنده عرض مى‌کنم که حق دفاع دارم یک دفعه حق دفاع باید به بنده بدهید و یک هیأتى را معین کنید و با یک کمیسیون تشکیل داده بر حسب قرعه مرکب از اشخاصی که مشتق علیه جمهور هستند از آقاى مشیرالدوله- مستوفى الممالک و آقاى حکیم‌الملک معین بفرمایید در آنجا اگر مرا محکوم به اعدام مى­کنند من طناب دار را خواهم بوسید اما بدون جهت نمى‌خواهم در اینجا کشته اغراض شخصى واقع شوم مطلبى نیست اگر آقایان معترض نیستند به بنده این حق دفاع را بدهند.

مدرس- گمان مى‌کنم که ما نمی‌خواهیم آنهایى که شرکت کرده‌اند با آن حکومت نسبت به تمامشان یک جورى نشود که دیگر این مملکت نتواند از آنها استفاده کند قدرى که وظیفه مجلس شوراى ملى است این که آنها را از مرکز سیاست که پارلمان باشد دور کند. وظیفه ما این است ولکن بعضى صحبت­ها و بعضى مذاکرات کم کم منجر مى‌شود که خداى نخواسته چیزهایى پیش آید که یک رنجش و ملالت­هایى پیدا شود که بعد از این اسباب امتناع از آنها به جهت کارهاى دیگر هم نشود. یک مسأله خیلى اضافى را کم کم مى‌خواهند به جایى بکشانند که اسباب زحمت شود آقایان وکلایى که اینجا هستند مى‌دانند و عقیده شان این است که این سیاست مضر به حال مملکت بوده است و تطبیق یک موضوعى را کرده‌اند این نه اوقات تلخى لازم دارد و نه رنجش اگر امروز در مجلس شوراى ملى وجود مرا مضر به سیاست حوزه امروزه بدانند و وجود دیگرى نافع باشد نه اسباب غرض مى‌شود نه اسباب مرض مى‌شود نه حالا کمیسیون مى‌خواهد نه آینده خواهش مى‌کنم. از آقایان و سلطان محمدخان که با کمال خونسردى صحبت‌هایشان را داشته و بعد از این زیادروى نکنند و خواهشمندم زیادتر از این تعقیب نکنند. حالا اگر آقایان هم که در اینجا هستند دو ثلث‌شان از آقا سید ضیاء تقاضاى کار کرده باشند آنها هم با شما در عدم لیاقت عضویت در اینجا شرکت دارند در این که آن اشخاص یک دولتى و ملتى را از میان برده‌اند حرفى نیست حالا زیادتى به رفیق دلیل بر خوبى مطلب نمى‌شود اگر تمام طهرانى­ها هم با شما شرکت کرده بودند ما از جانب تمام ولایات دیگر و سایر بلاد ایران مى‌گفتیم آن هم بد هستند عقیده سیاسى در یک جمعى پیدا شد البته اجرا مى‌کنند. امروز اگر شما اکثریت پیدا کرده بودید و پارلمانى تشکیل داده بودید البته وظیفه‌تان این بود که ما را رد بکنید ما هم امروز اتفاق داریم شما و امثال شما را که شراکت در این امر داشتید رد مى‌کنیم نه اوقات تلخى مى­خواهد نه چیزى کمال دوستى هم در پیش است و همان طور که سابق دوست بودیم حالا هم باشیم گمان مى‌کنم مذاکرات ختم شود زیرا چندان لطفى نه برایى ایشان شد نه بر ما مترتب مى‌شود. یک اختلاف سیاسى جهت ندارد که آن قدر کارها را مشکل بکند.

رئیس- باید رأى بگیریم به پیشنهادى که آقاى سلطان محمدخان داده‌اند.

سلطان محمدخان- بنده عرض دارم.

رئیس- در این موضوع اگر بخواهید زیاده بر این حرف بزنید نتیجه ندارد شما پیشنهادى داده‌اید و تقاضایى کرده‌اید آن تقاضا این است که این امر مراجعه شود به یک کمیسیون. عوض شعبه بیاناتى هم فرمودید آنچه که مى‌خواستید بگوید و مقصودتان چه چیز است حالا در باب این پیشنهادى که کرده‌اید باید رأى بگیریم.

سردارمعظم- بنده عرض دارم.

رئیس- بفرمایید

سردارمعظم- بنده قائل به کمیسیون هستم و بنابراین موافق با پیشنهاد ایشان هستم ولى به یک شرط بنده عقیده‌ام این است که این کمیسیون که بعد منعقد مى‌شود صلاحیت رسیدگى در زمینه نمایندگى ایشان را نخواهد داشت ولى در باب مطالب دیگر راجع به ایشان که تا چه درجه شرکت داشته‌اند بنده کاملاً موافقم که کمیسیون معین شود و معلوم شود تا چه درجه ایشان تقصیر دارند.

رئیس- پیشنهادى که ایشان کرده‌اند این است که اول کمیسیون تشکیل شود و اسنادى که دارند ببرند به آن کمیسیون و آنجا ارائه دهند این موقوف خواهد بود به این که در باب راپورت نمایندگى ایشان رأى ندهیم تا این که راپورت این موضوع از آن کمیسیون برگردد ولى پیشنهاد شما این است که در باب نمایندگى ایشان رأى بدهیم بعد تقاضاى ایشان را قبول کنیم (گفتند بلى صحیح است)

سردار معظم- بلى صحیح است.

رئیس- (خطاب به آقاى سلطان محمدخان) کدام یک را قبول مى­فرمایید

سلطان محمد خان- بنده قربان عرض مى‌کنم که ابتداى امر یک کمیسیون معین شود معلوم بکنند که آیا من در اقدام بر ضد حکومت ملى شرکت داشته‌ام یا نه.‏

مدرس-شک ندارد.

رئیس- (خطاب به آقاى سردار معظم) این پیشنهاد غیر از جنابعالى است.

سردار معظم- بنده چون منکر هستم که حق دفاع به کسى داده نشود عرض مى‌کنم آقاى سطان محمد خان مدعى هستند و مى‌گویند هیچ شرکت در ضدیت با حکومت ملى نداشته‌اند. ولى ما عقیده‌مان این است که ایشان شرکت داشته منتهی ممکن است درجه مشارکت ایشان خفیف باشد به عقیده بنده موضوع نمایندگى ایشان عجالتاً باید رد شود ولى در موضوع درجه شراکت ایشان کمیسیونى معین شود بعد از این که معین شود آن وقت تکلیف مجازات‌هاى دیگر ایشان معین خواهد شد. على‌الخصوص که مجلس را مکلف مى‌دانم که نسبت به وقایع گذشته باید رسیدگى بکند و مرحله اول رسیدگى به اوضاع گذشته از همین جا شروع بشود یعنى یک هیأتى مأمور شوند منتها نه به قرعه بلکه از همان آقایانى که سلطان محمد خان تقاضا مى‌کنند و واقعاً زمینه واقعه گذشته و خرابى مملکت را روشن کنند و درجه شراکت یا عدم شراکت ایشان را تعیین کنند.

سلطان محمد خان- (خارج از محل خود رو به نمایندگان و پشت به هیأت رئیسه) این پیشنهاد آقاى سردار معظم در حکم این است که اول یک شخصى را بکشند و قصاص بکنند بعد از آن که مرد در عملیات او رسیدگى کنند ببینند قاتل بوده یا نبوده بنده عرض مى‌کنم که اگر شما یقین دارید که بنده بر ضد حکومت ملى قیام نموده‌ام در این کار شرکت داشته‌ام ...

رئیس- آقا اگر مى‌خواهید آنجا حرف بزنید رو به طرف بایستید یا تشریف بیاورید اینجا در کرسى نطق رو به آن طرف نطق کنید.

سلطان محمدخان- (بدون اجازه نطق) من افتخارى به عضویت این مجلس ندارم ولى عرض مى‌کنم اگر شماها یقین دارید که من بر علیه حکومت ملى قیام و اقدام نموده‌ام چه مضایقه دارید از این که به من حق دفاع بدهید. فرض مى‌کنم یکى از وکلا اقدام به قتل کرده باشد آیا باید شعبه رسیدگى به این مسأله بکند یا یک محکمه باید رسیدگى بکند. اگر یکى از وکلا را بگویید مرتکب سرقت شده است آیا شعبه باید تحقیق بکند؟ یا اداره مربوطه

+++

بایستى رسیدگى بکند کدام یکى؟ آیا شعبه حق دارد بگوید که من بر ضد حکومت ملى قیام نموده‌ام در صورتی که شعبه یک دفعه از بنده توضیح نخواسته است.

رئیس- آقاى مدرس بفرمایید.

مدرس- عرض بنده این است که. ..

سلطان محمدخان- بى­اجازه نطق ..من یقین دارم آقایان حقایق را خوب فهمیده‌اند بیش از این حرف نمى‌زنم بیش از این هم دفاع نخواهم کرد.

رئیس- (خطاب به آقاى مدرس) بفرمایید

مدرس- عرضى که داشتم این است که این ترتیب ما را به جاى دیگر مى­کشاند مثل این است که آقاى سلطان محمدخان تکیه­شان را به جایى داده‌اند و به مجلس آمده‌اند.

سلطان محمدخان- تکیه بر وجدان پاک خود کرده‌ام.

رئیس- (خطاب به سلطان محمد خان) خیلى حرارت به خرج مى‌دهید.

مدرس- به واسطه این که سلطان محمدخان غیر از سلطان محمدخان شش ماه پیش است که با هم دوست بودیم و جداً مى­گویم همان طور که سید ضیاء تکیه خودش را به جاى دیگر داد و ملت ایران او را نابود ساخت شما هم مثل همان اگر تکیه‌تان را به جاى دیگر کرده‌اید. انشاءالله الرحمن این ملت و همین وکلایی که مى‌بینید که به نظر شما نمى‌آید انشاءالله شما را هم نیست و نابود خواهند نمود.

رئیس- رأى مى‌گیریم پیشنهاد و تقاضایى که کرده‌اند یعنى کمیسیونى معین بشود و رسیدگى شود به مطالبى که ایشان مى گویند.

مدرس- خارج از موضوع است کمیسیون براى چه چیز.

رئیس- تقاضایى مى‌کنید من باید رأى بگیرم به میل جنابعالى که نمى‌توانم عمل کنم (بعضى تصدیق کردند)

رأى مى‌گیریم به تقاضایى که آقاى سلطان محمد خان کرده‌اند که کمیسیونى معین شود به قرعه و رسیدگى بشود به مطالبى که ایشان حضوراً گفتند آقایانى که تصویب مى‌کنند قیام نمایند (کسى قیام نکرد)

رئیس- تصویب نشد. باید رأى بگیریم به راپورت شعبه طبع و توزیع شده است معذالک قرائت شود (به مضمون ذیل قرائت شد)‌

شعبه دوم به دوسیه انتخابات نائین و مضافاتش رسیدگى نموده و براى استحضار مجلس شوراى ملى عرض مى‌نماید که انتخابات نائین و مضافاتش موافق قانون به عمل آمده و اعتراضى هم از اول تا به حال نرسیده لذا شعبه دوم صحت انتخاب سلطان محمدخان نائینى را از حوزه انتخابیه نائین و مضافات آن تصدیق مى‌نماید اما به طورى که پوشیده نیست مشارالیه در کابینه سیاه معاون و در قیام و اقدام بر ضد حکومت ملى شریک بوده است اگر شرکت او قبل از انتخابش مى‌بود موافق شرط نهم قانون انتخابات از حق انتخاب محروم مى‌گردید ولى چون شرکت مشارالیه بعد از خاتمه انتخابش بوده لذا شعبه دوم رأى قطعى را در این موضوع منوط به تصمیم مجلس مى‌داند.

رئیس- رأى مى‌گیریم به نمایندگى آقاى سلطان محمدخان.

سلطان محمد خان- قربان حق دفاع نمى‌دهید.

رئیس- آقا ما اینجا یک نظاماتى داریم که مجبوریم رعایت بکنیم اول که شما تشریف آوردید آن جا بیاناتى که فرمودید دفاع بود.

سلطان محمدخان- باز هم دفاع دارم.

رئیس- شما راجع به کمیسیون مطالبى داشتید اظهار فرمودید دیگر نمى‌شود صبر کرد تا دو ساعت بعد ازظهر

سلطان محمد خان- من عرض مى‌کنم یک کمیسیونى معین کنید قبول نمى‌کنید و مى‌خواهید مرا رد کنید در صورتى که من مستحق این مسأله نیستم حالا به نام قانون مى‌خواهید بنده را بکشید خیلى خوب‏...

رئیس- گمان مى‌کنم به قدرى که به ایشان باید آزادى داده شود بیش از آن داده شد هر چه باید گفته شود گفته شد و راجع به دفاع خودشان مطالبى اظهار کردند راجع به کمیسیون هم اظهاراتى نمودند مطالب هم واضح است هر چه گفته شود باز مکرر است لهذا بنده مجبورم بر طبق راپورت رأى بگیرم مگر این که آقایان بفرمایند بماند براى روز دیگر (بعضى از نمایندگان اظهار نمودند باید رأى گرفته شود)

رئیس- رأى مى‌گیریم به نمایندگى ایشان آقایانى که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام نمایند (کسى قیام نکرد)

سلطان محمدخان- (در حالی که نزدیک درب خروج ایستاده بودند اظهار فرمودند) همه وجدان کش (از مجلس خارج شده و رفتند) بعضى از حضار به مجلس توهین مى­کند جسارت مى­کند.

رئیس- چند دقیقه تنفس است. (در این موقع حضار براى تنفس از مجلس خارج شده و پس ازده دقیقه مجدداً تشکیل گردید.)

رئیس- موضوع آقاى مشیر معظم مطرح مذاکره است آقاى امین­الشریعه مخالفید؟ بفرمایید.

امین‌الشریعه- چون در اینجا به واسطه مشارکت داشتن بعضى به این موضوع مذاکرات عمیقه به عمل آمده است و کاملاً در این موضوع فرمایشات کرده‌اند بنده مفصل عرض نمى‌کنم ولى در راپورت شعبه که مشتمل بر سه فراز است على‌الاصول عرایضى مى‌کنم. فراز اولش تصدیق به صحت جریان انتخابات مشیر معظم است فراز دوم تشخیص دادن این موضوع است که حائز شرط نهم است چون شعبه تشخیص داده است که این موضوع حائز شرط نهم است در این موضوع هم عرایض کردن را زیاد مى­دانم فراز سوم این بود آیا این تشخیص که ما دادیم که بر خلاف حکومت قیام کرده است چون بعد از انتخاب بوده است حائز این شرط مى‌شود یا نه. در این موضوع چون حل مسأله را نکرده‌اند موکول به نظر مجلس مى‌شود اولاً بنده خیلى ممنون بودم که آقاى مشیرمعظم مثل سلطان محمد خان حاضر مى‌شوند براى مدافعه و فرمایشات‌شان را بیان مى‌فرمودند. بنده کاملاً جواب‌شان را مى‌دادم و موضوع را در حضور خودشان مشخص مى‌کردم اولاً در موضوع قیام بر ضد حکومت ملى در این جا مذاکره شد که حکومت ملى را تعبیر کرده‌اند به حکومت سپهدار با این که ماها حکومت سپهدار را طریق وصول به حکومت سید ضیاءالدین مى­دانیم هیچ علاقه­مند به صحت حکومت او نبودیم و بر خلاف جریان حکومت ملى مى‌دانستیم با وصف این عرض مى‌کنم به آقایان که در این موضوع اشتباه کرده‌اند و حکومت ملى را با حکومت شخصى و عملیات شخصى تشبیه کرده‌اند حکومت ملى را ما باید بفهمیم چه چیز است معناى حکومت ملى مداخله افراد ملت است در حقوق سلطنتى خود مستقیماً یا غیر مستقیم این معناى حکومت ملى است حکومت ملى ایران را معرفى کرده‌اند و مشخص کرده‌اند به مداخله افراد ملت در حقوق سلطنتى خود و حقوق انتخاب وکلا و تأسیس پارلمان و نیز براى اساس عملیات پارلمان قوانینى را ایجاد و تأسیس کرده‌اند که آن را ما به نام قوانین اساسى مى‌شناسیم. معین است که این قانون 158 ماده است و اینها قوانینى هستند که خیمه آزادى ملت ایران را نگاهبان و نگاهدار هستند همین قدر بس است براى حکومت سیاه سید ضیاءالدین یا دولت مجهول نامعقول او که اغلب قوانینى را که راجع بود به حقوق جامعه ملت آنها را زیر پا گذاشت و لغو کرد اگر چه بسیارى از قوانین دیگر را لغو کرد ولى به عقیده بنده قوانین سیاسى که عرض کردم اغلب آنها یک پاره تکلیفاتى است که داخل در قانون اساسى شده است اساس قوانین سیاسى آن روحى که آزادى ملت را نگاه می‌دارد (چون بنده مراجعه به قانون کرده‌ام و حاضر است اگر آقاى رئیس اجازه مى­فرمایند عرض کنم) بیست اصل از متمم قانون اساسى را سید ضیاء لغو کرد که غالب آن بیست اصل راجع به فصل حقوق ملت است و راجع به قوه قضائیه که این سه اصل سه اصل آزادى هر دولت و ملت است. این هر سه اصل را زیر پا برد پس اگر ما مى­گوییم مخالف حکومت ملى اقدام شده است و کابینه او را بر خلاف حکومت ملى مى‌دانیم از این حیث است نه از حیث شخصیات 4 ماده یعنى 4 اصل از اصول قانون اساسى اولیه را لغو کرده حاضر است‏.

رئیس- خارج از موضوع است.

امین الشریعه- بلى از فراز سوم که باید تشخیص بدهیم که آیا این شرط نهم حائز مشیرمعظم مى‌شود یا خیر. بنده عرض مى کنم که حائز مى‌شود و عقیده آقایان هم همین طور است به علت این که فلسفه شرط نهم را باید ملاحظه کرد که از چه نقطه نظر این شرط جزء شرایطى شده است. بنده هم عقیده دارم که دو نظر از براى این شرط

+++

بیش نبوده است یک نظر سطحى بوده است و یک نظر عمقى اما یک نظر سطحى که در این شرط ملحوظ بوده است این است که اشخاصی که خیانت مى‌کنند به حکومت ملى من بعد خیانت نکنند و نظر عمقى که عقیده بنده است و این طور مى‌فهمم این است که اشخاصی که در مراحل عمرشان یک مرتبه ولو بیست سال قبل مرتکب امرى برخلاف حکومت ملى شده‌اند اینها یک مالیخولیاى خودسرانه و استبدادى در دماغ داشته‌اند سزاوار نیست یک چنین آدمى مادام‌العمر داخل در امر ملت بشود. این طور عقیده دارم پس این نظر عمقى در مورد کسى که وکیل شده است اولى است اما نظر مجازاتى هم مى‌آید به واسطه آن که اگر در غیر وکیل این نظر مجازاتى ملحوظ نباشد در وکیل این نظر، مجازاتى هم ملحوظ است به دو مرتبه براى این که کسى که وکیل شد خلاف به دو حیثیت کرده است یک خلاف به حیثیت حکومت ملى یک خلاف به حیثیت نمایندگى کرده پس مجازات آن که به حیثیت حکومت ملى خیانت کرده است محروم بودن از نمایندگى است و مجازات را قانون معین کرده ولى مجازات ثانى که به حیثیت نمایندگى مرتکب بوده است آن را باید در نظر ثانى معین نمود پس علیهذا آقاى مشیرمعظم را حائز شرط نهم مى‌دانم و وکیل نمى‌دانم.

رئیس- حالا باید رأى بگیریم. رأى گرفته مى‌شود به نمایندگى آقاى مشیرمعظم آقایانی که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌کنند قیام فرمایند (کسى قیام نکرد تصویب نشد) راپورتى است راجع به آقاى نصرت‌الدوله آقاى حاج شیخ اسدالله احضار (براى قرائت راپورت) راپورت مزبور به مضمون ذیل قرائت شد.

شعبه ششم رسیدگى به دوسیه انتخابات کرمانشاهان نموده شرح انتخابات آنجا از قرارى است که ذیلاً به عرض مى­رساند در تاریخ پنج شنبه نهم ربیع­الاول 1337 به امر وزارت داخلى حکومت کرمانشاهان مجلسى در دیوانخانه از آقایان علما و تجار و اصناف و احزاب و سایر طبقات و رؤساى دوایر دولتى تشکیل و به موجب ماده (10) قانون انتخابات یا توافق نظر اهالى انجمن نظار را تشکیل دادند. انجمن نظار مرکزى در تاریخ یکشنبه چهارم ربیع­الاول اعلان انتخابات را منتشر که در تاریخ 23 ربیع­الاول الى 14 ربیع­الثانى جهت توزیع تعرفه و 5 روز جهت اخذ آراء معین نمودند و براى دادن تعرفه و اخذ آراء دو شعبه در شهر معین نموده و براى قصبات و بلوکات و ایلات به اتفاق آراء 4 شعبه به تفصیل ذیل معین کردند.

1 - شعبه سنقر و کلیایى و بلوک ییلاور و دینور و کندوله.

2 - شعبه کنگاور و صحنه و توابع.

3 - شعبه هرسین و توابع.

4 - شعبه کرند- ذهاب- قصرشیرین- کلا و گوران و سنجابی و موافق مواد قانونى انتخابات را به شرحى که در صورت مجلس ذکر است انجام داده‌اند و کلیه تعرفه که در شعبات توزیع شده عبارت است از 32440 و آراء مأخوذه 20970 بوده دو فقره شکایت از انتخابات سنقر در موقع قرائت آراء شده یکى توسط آقا شیخ على آخوند زاده و دیگرى توسط مشهدى حسن به مهر عده­اى از اهالى شهر رسیده که انجمن نظارت سنقر و انجمن نظارت مرکزى اعتراضات آنها را وارد ندانسته و شرح آن در اعتراضاتى که توسط آقاى آقا شیخ على آخوند زاده به شعبه تسلیم شده است مندرج است و به موجب ماده 45 قانون انتخابات انجمن نظار مرکزى پس از اتمام استخراج آراء و اعلان نمایندگان در هفته اول که براى رسیدن شکایان و اعتراضات جلسه داشته یک فقره شکایت در تحت 19 ماده به انجمن رسیده بود که انجمن‌هاى جزء و انجمن مرکزى رسیدگى کرده آن اعتراضات را رد نموده و مفاد آنها را به هیچ وجه موثر در جریان انتخابات ندانسته و تقریباً مفاد آنها هم از قرارى است که در اعتراضات بعد جواب ذکر خواهد شد آنچه در دوسیه ملاحظه شد موافق شرحى است که در فوق به عرض رسیده و تلگرافى در این رسیدگى به دوسیه انتخابات به شعبه رسید که راجع به انتخابات آنجا اوراق و مدارک شکایتى از سوء جریان انتخابات ارسال داشته شده است و پس از چند روز اوراق مذکور توسط آخوندزاده واصل و خود مشارالیه براى دادن توضیحات راجع به اوراق در شعبه حاضر که خلاصه شکایات و اعتراضات به شرحى است که ذیلاً به عرض مى‌رساند.

خلاصه اعتراضات شکایت‌نامه که توسط آخوندزاده رسیده است 1 دو نفر از اعضاى هر یک از انجمن‌هاى نظارت مرکزى و دو شعبه شهرى به واسطه مشاهده سوء جریان انتخابات از عضویت استعفا داده و این مطلب دلیل اثبات تهدید و تطمیع شمرده مى‌شود مندرجات صورت مجلس انتخابات راجع به قضیه استعفاى اعضاى مذکوره به شرح ذیل است.

در روز دوم توزیع تعرفه دو نفر از اعضاى انجمن مرکزى و از هر یک از دو انجمن جزو شهرى دو نفر در جلسات حاضر نشده 5 نفر دیگر اعضاى مذکوره در انتظار حضور اعضاء غایب توزیع تعرفه را 5 روز تعطیل کرده ولى همه روزه حاضر شده و ضمناً به آنها کتباً لزوم حضور آنها را یادآورى کرده‌اند. ولى دو نفر اعضاى انجمن مرکزى در جواب کتباً استعفاى از عضویت انجمن نظارت داده و دلیلى براى استعفاى خود ذکر ننموده‌اند 4 نفر دیگر به موجب مکتوبى که نوشته‌اند از حضور استنکاف کرده و نظر به استعفا و استنکاف اعضاى مذکوره و تعطیل توزیع تعرفه و حکومت وقت با تبادل نظر انجمن نظارت مرکزى در عوض اعضاى مستعفى و مستنکف اعضاى جدید انتخاب کرده و پس از تکمیل اعضاى انجمن‌هاى نظارت به دادن تعرفه ادامه داده شده است با این تفصیل شعبه اعتراض اول را وارد ندانسته است و اما استناد به نوشته که دو نفر از اعضاى مستعفى پس از خاتمه دادن انتخاب که آنها علت استعفاى خود را بودن تهدید در انتخابات بیان مى­کنند نظر به این که اشخاص مزبوره در موقع استعفاى خود مطابق اوراق استعفا که در دوسیه انتخابات موجود است ذکر دلیلى براى استعفا نکرده و انجمن نظار هم جریان انتخابات را تصدیق کرده است لهذا شعبه به این اظهار آنها ترتیب اثرى نمى‌تواند بدهد (مدلول شکایت دویم) این است که با این که آقاى آقا جمال منشى بوده‌اند صورت مجلس به خط ایشان نیست و خود شکایت کنندگان در این باب سوالى از معزى‌الیه نموده‌اند و آقا جمال جواب مى‌دهد که بنده سمت منشى‌گرى داشته و منشیان دیگر شاهزاده اسدالدوله و آقاى وکیل‌الملک بوده‌اند و دوسیه مذکور به خط داعى نیست. سید تصور می‌کند جواب این شکایت را خود آقاى آقا جمال به طور کامل داده و مطلب را توضیح کرده‌اند زیرا با داشتن دو منشى دیگر اگر منشى سیم صورت مجلس را اعضاى انجمن و خود مشارالیه که یکى از آن اعضا است امضا و تصدیق مى‌نماید ننوشته باشد ایرادى بر صورت مجلس و انتخابات وارد نمى‌شود (مدلول شکایت سیم) تکرار شکایت ماده اول که با ذکر اسامى استعفا کنندگان است که عبارت از آقایان ابوالحسن خان و مستشارالتجار و آقا شیخ على و شاهزاده اکرم‌الدوله است یعنى اعضاى مستعفى دو شعبه انجمن نظارت که تفصیل آن در ماده اول ذکر شد نظر شعبه همان است که در جواب اعتراض ماده اول عرض شده است (مدلول شکایت چهارم) راجع به تبعیض در فرستادن انجمن‌هاى نظارت جزء است از طرف انجمن مرکزى و بالنتیجه محروم شدن صحنه قصر شیرین گوران کلهر سنجابى از مشارکت در انتخابات مطابق ماده 8 قانون انتخابات اساساً فرستادن شعبه جزو بسته به نظر انجمن مرکزى و تصویب حکومت است و انجمن مرکزى کرمانشاهان چهار انجمن جزو معین کرده صحنه را جزو کنگاور کلهر و گوران و سنجابى را جزو کرند محسوب داشته‌اند و از طرف انجمن‌هاى نظارت تمام اقدامات مقدماتى از قبیل نشر اعلان و تعیین موقع دادن تعرفه و اخذ آراء و غیره به عمل آمده است و عملاً اهالى حوزه‌هاى انتخابیه مشارکت در انتخابات کرده‌اند فقط ایل سنجابى پس از وصول اعلان انتخابات شرحى به انجمن نظارت کرند نوشته که به واسطه بودن ایل در گرمسیر اخذ تعرفه براى آنها مشکل است (مدلول شکایت پنجم) این است که در حوزه سنقر و کلیایى از طرف امیر امجد اعمال نفوذ شده است و انتخابات آنجا مبنى بر تهدید بوده است و غلام موسى نامى که مى­گویند از اشرار است از طرف امیر کل به آنجا رفته و از رعایاى کندوله و پشت دربند خواسته است در موقع اخذ تعرفه جلوگیرى کند و دو نفر مجروح شده‌اند و دوسیه عدلیه شاهد ادعا قرار داده شده است. اولاً

+++

انجمن نظارت حوزه سنقر و علمای آنجا و طبقات دیگر اهالى صحت و آزادى جریان انتخابات آنجا را تصدیق کرده‌اند و راجع به مجروح شدن دو نفر هم تکذیب نموده‌اند ثانیاً یک ورقه که موسوم به دوسیه عدلیه نموده و ورقه نظام دیوان که مدرک اظهار شکایت کنندگان قرار داده شده است به هیچ وجه از اعمال نفوذ تهدید در جریان انتخابات حاکى نبوده بلکه مربوط به استرداد اموال غلام موسی مى‌باشد. بنابراین دوسیه عدلیه و اعتراض به جریان انتخابات براى شعبه مکشوف نگردید و این اعتراض غیر وارد است و مدلول‏ اعتراض ششم) اعمال نفوذ در حوزه هرسین است که از طرف امیر کل به وسیله اعظم­السلطنه مى‌گویند اعمال شده است و براى تأیید این ادعا دو فقره مکتوب یکى به امضاى حسن نام و دیگرى به امضاى رئیس­العلماء ارائه مى‌نماید. شعبه پس از دقت در صورت مجلس هرسین و نیافتن هیچ نوع شکایتى در موقع جریان انتخابات و تصدیق صحت آن از طرف انجمن نظارت که از جمله رئیس العلماء بوده است این شکایت را وارد ندانسته و مورد توجه قرار نمی‌دهد (مدلول شکایت هفتم) راجع به حوزه کرند هم یک فقره شکایت به مهر 23 نفر و یک سوالى از سیف‌السادات نام که مستخدم امنیه بوده است ملاحظه شد. نظر به این که اظهارات آنها دلیل و مدرکى نداشت طرف توجه شعبه واقع نگردیده (مدلول شکایت هشتم) راجع به کنگاور اخیراً ورقه سوال و جوابى منتسب به شیخ عبدالصمد رئیس انجمن کنگاور از طرف آقا شیخ على به شعبه داده شده که در جواب مى‌نویسد که منتخبین را غالب رأى دهندگان نمى‌شناسند و از سوء جریان انتخاب مکرر ایراد نمودم جوابى نشنیدم اولاً آقا شیخ عبدالصمد در صورت مجلس انتخابات کنگاور صحت جریان انتخابات را تصدیق نموده و تا موقع دایر بودن امر انتخابات به هیچ وجه تعرض نکرده به علاوه مهر این سؤال با مهرى که در صورت مجلس انتخابات است به کلى مخالف و در صورتی که این ورقه را به ایشان هم مى­توان نسبت داد بر این اعتراض که مدتى بعد از جریان انتخابات و بعد از تصدیق حتمى که در موقع خود شده ترتیب اثرى نمى‌توان داد اوراقى هم که راجع به تهدید آقا شیخ على و غیره به آن استشهاد مى‌شود در آن ذکرى از انتخابات نبوده بلکه حاکى از پاره اعتراضات اخلاقى است که نسبت به آقا شیخ على آخوندزاده در دو ورقه بى‌امضا نوشته شده داده‌اند که ذکر آنها در راپورت غیر لازم و خارج از نزاکت است در مقابل شکایات واصله عده کثیرى از طرف احزاب و طبقات مختلفه علما و آقایان و اهالى شهر و اطراف و ایلات از قبیل کلهر تلگرافات عدیده به امضاى معاریف مبنى بر تصدیق صحت انتخابات آن حدود و تکذیب شکایت کنندگان مخابره کرده‌اند. شعبه پس از مداقعه کامل مخالفتى با قانون انتخابات در جریان و عملیات انتخابیه کرمانشاهان ندیده و بالنتیجه صحت انتخابات آنجا و نمایندگى شاهزاده نصرت‌الدوله را به (19436) و آقاى معتضدالدوله به (18675) رأى تصدیق مى‌نماید.

رئیس- نسبت به این راپورت مخالفى هست.

طباطبایى- بنده مخالفم.

رئیس- پس مى‌ماند براى روز شنبه راپورتى است راجع به آقاى طباطبائى قرائت مى‌شود آقاى حاج شیخ اسدالله راپورت مزبور را به مضمون ذیل قرائت نمودند.

شعبه ششم رسیدگى به دوسیه انتخابات حوزه ساوجبلاغ و شهریار و توابع و نمایندگى آقاى آقامیرزا محمدصادق طباظبایى نموده انتخابات حوزه مزبوره به قرار ذیل است.

انجمن مرکزى در تاریخ 28 ذیحجه 1337 در قریه کردان تشکیل گشته و پس از اعلان انتخابات مدت 16 روز در ساوجبلاغ تعرفه داده و 5 روز اخذ رأى نموده‌اند و در حوزه‌هاى جزء از قبیل شهریار و بلوک برقان و اشتهارد انجمن‌هاى جزء تشکیل و مطابق قانون انتخابات را جریان و خاتمه داده‌اند و آقاى آقامیرزا محمدصادق طباطبائى با اکثریت 6756 رأى منتخب شده‌اند چیزى که در دوسیه دیده شده این است که در فشند که در جدول انتخابات جزء تشکیل نگشته شعبه در مقام کشف علت بر آمد معلوم شد به واسطه قرب و نزدیکى به کردان انجمن مرکزى تشکیل انجمن را در آنجا لازم ندانسته و چند فقره شکایات هم در دوسیه بوده چون مواد شکایات با دلایل کافى دیده نشده شعبه نتوانست به شکایات ترتیب اثر بدهد و پس از افتتاح مجلس هم شکایتی نرسیده لذا شعبه ششم به اتفاق آراء صحت انتخاب و نمایندگى آقاى آقامیرزا محمدصادق طباطبائى را از حوزه ساوجبلاغ و توابع تصدیق می‌نماید.

رئیس- راجع به این راپورت مخالفى نیست (گفته شد خیر) رأى مى‌گیریم به نمایندگى آقاى آقا میرزا محمدصادق طباطبایى آقایانی که نمایندگى ایشان را تصویب مى‌فرمایند قیام نمایند (جمع کثیرى قیام نمودند) رئیس تصویب شد چون ظهر شده است بقیه اعتبارنامه‌ها را اگر تصویب نمایید بماند براى روز شنبه چهار ساعت قبل از ظهر.

مدرس- بنده براى یک شنبه چون روز شنبه شعبه‌ها کار دارند.

آقاسید یعقوب- بنده پیشنهاد می‌کنم روز یک شنبه باشد.

رئیس- پیشنهاد می‌شود جلسه روز یکشنبه باشد آقایانی که روز یکشنبه را براى تشکیل جلسه تصویب مى‌نمایند قیام فرمایند. (اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد. مجلس نیم ساعت بعد از ظهر ختم شد.

رئیس مجلس موتمن‌الملک‏

+++

یادداشت ها
Parameter:291954!model&5137 -LayoutId:5137 LayoutNameالگوی متنی کل و اخبار(مشروح مذاکرات)